PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : == چیستان و معماهای جالب و خواندنی ؟؟؟؟؟



GORJI
01-07-2010, 00:59
سلام خدمت همه موبایلستانیهای عزیز ......

همونجور که از اسم این تایپک معلومه چیستان و معماهای جالب و خواندنی در اینجا قرار میگیره .
امیدوارم که با ارسال چیستان یا معماهای زیبای شما این تایپک پربارتر بشه تا همه از خوندنش لذت ببرن ..... :merci:


:atten:

طبق قوانین بخش اس ام اس تو هر پست 5 معما یا چیستان قرار دهید .

GORJI
01-07-2010, 01:00
شباهت بلال و خيار چيست؟ هيچكدامشان در «تايتانيك» بازي نكردند!


چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه!


اگر اسكلت از بالاي ديوار بپرد پايين چه مي‌شود؟ هيچ وقت اين كار را نمي‌كند چون جگر ندارد!


فرق عينك و تفنگ چيست؟ عينك را مي‌زنند و مي‌بينند ولي تفنگ را مي‌بينند و مي‌زنند!


چرا مار نمي‌تواند به مسافرت برود؟ چون دست ندارد كه براي خداحافظي تكان دهد!

GORJI
01-07-2010, 01:00
دندان كرسي چه فايده‌اي دارد؟ در زمستان ما را گرم مي‌كند! پس چرا در زمستان دندانهايمان از سرما به هم خورد؟ چون آن موقع، كرسي خاموش است!


براي قطع جريان برق چه بايد كرد؟ بايد قبض آن را پرداخت نكرد!


نصف‌النهار چيست؟ همان شام است كه در واقع نصف نهار است كه براي شام مانده!


چرا آب هنگام جوشيدن قل‌قل مي‌كند؟ چون ميكروبهاي آن مي‌سوزند و فرياد مي‌كشند!


آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي!

GORJI
01-07-2010, 01:01
چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند!


چرا دوچرخه خودش نمي‌تواند به‌ايستد؟ چون خيلي خسته است!


اگر يك زنبور داخل دهان گربه برود، گربه چه مي‌گويد؟ ميوز.... ميوز....


اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي!


اگر دستپخت كسي خوب نباشد، چه بايد بكند؟ بايد با پايش غذا درست كند!

GORJI
01-07-2010, 01:01
اگر كسي قلبش ايستاده بود چه مي‌كنيد؟ برايش صندلي مي‌گذاريم!


دارچين چگونه درست مي‌شود؟ وقتي يك چيني را دار بزنند!


چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد!


اگر شخصي آدم خيلي سرشناسي باشد، به نظر شما چه كاره است؟ آرايشگر!


اگر تلويزيون روشن نشد چه مي‌كنيد؟ آن را هل مي‌دهيم و مي‌زنيم كانال دو!

GORJI
01-07-2010, 01:02
شباهت دماسنج و ورقه امتحاني چيست؟ وقتي كه هر دو به صفر برسند، آدم مي‌لرزد!


چرا همه مي‌گويند: «عرضي ندارم» و به جاي آن نمي‌گويند: «طوري ندارم»؟ اگر بخواهم جوابش را خدمتتان «عرض» كنم 2 ساعت «طول» مي‌كشد!


بهترين وقت براي چيدن ميوه باغ چه وقتي است؟ وقتي است كه سگ در باغ نيست و باغبان هم براي كاري رفته بيرون!


اگر خواستيد خواب از سرتان نپرد چه مي‌كنيد؟ سرتان را در قفس كرده و مي‌خوابيد!


چرا قبل از اينكه لقمه به دهان برسد، دهان باز مي‌شود؟ چون درست نيست چنين ميهمان عزيزي پشت در بماند!

GORJI
01-07-2010, 01:03
چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد!


اگر در مترو نه جاي نشستن بود و نه جاي ايستادن، چه مي‌كنيد؟ دراز مي‌كشيد!


ژاپنيها به بچه گاو چه مي‌گويند؟ ني‌ني‌گاوا.


فرق يخمك و آتروپات چيست؟ يخمك خوشمزه‌تر است!


چرا دو دوتا مي‌شود پنج تا؟ چون علم پيشرفت كرده!

GORJI
01-07-2010, 01:05
چگونه مي‌فهميم در سربالايي هستيم يا سرپاييني؟ يك توپ فوتبال را روي زمين مي‌گذاريم. اگر اومد پايين، در سرازيري هستيد. اگر رفت بالا، يعني در سربالايي هستيد!


اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق !


چه طوري زير دريايی لرا رو غرق ميکنن؟ يه غواص ميره در می‌زنه!



خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره!


اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي‌كند چيست؟ مورچه‌اي است كه شلوارلي پوشيده!

GORJI
01-07-2010, 01:05
اگر در يك موسسه سطح بالا يك ترك ببينيد به او چه ميگوييد؟ يك بازديد كننده!


چرا قورباغه‌ها خوب بيس‌بال بازي مي‌كنند؟ چون هر روز مگس مي‌گيرند!


چرا قورباغه‌ها اينقدر خوشحالند؟ چون هر چيزي اذيتشان كند آن را مي‌خورند!


اگر دو تا قورباغه با هم تصادف كنند چه مي‌شود؟ زبانشان به هم گره مي‌خورد!


آن چيست كه سبز و سبز و سبز و سبز و سبز است؟ يك قورباغه كه از روي يك تپه قل مي‌خورد و مي‌آيد پايين!

GORJI
01-07-2010, 01:06
چه وقت يك قورباغه مي‌گويد ميو؟ وقتي كه دارد يك زبان خارجي ياد مي‌گيرد!


يك قورباغه ورشكسته چه مي‌گويد: ورر ورر ورر


چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نمي‌شه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره!


چرا فيل نمي‌تواند «گاز» بگيرد؟ چون «كپسول» ندارد!


«فيل سفيد» را با چه مي‌كشند؟ با «تفنگ فيل سفيد كش»!

GORJI
01-07-2010, 01:07
«فيل سياه» را چه جوري مي‌كشند؟ با «تفنگ فيل سياه كش»!


«فيل قرمز» را چه جوري مي‌كشند؟ با «تفنگ فيل قرمز كش»!


«فيل سفيد» را چه جوري با «تفنگ فيل قرمز كش» مي‌كشند؟ كاري مي‌كنند كه «فيل سفيد» خجالت بكشه و سرخ بشه بعد اونو با «تفنگ فيل قرمز كش» مي‌كشنش!


«فيل سفيد» را چه جوري با «تفنگ فيل سياه كش» مي‌كشند؟ كاري مي‌كنند كه «فيل سفيد» از خفگي سياه بشه بعد اونو با «تفنگ فيل سياه كش» مي‌كشنش!


اگه يه فيل بره بالاي درخت چي مي‌شه؟ يك فيل از روي زمين كم مي‌شه!

GORJI
01-07-2010, 01:07
اگه دو تا فيلم بره بالاي درخت چي مي‌شه؟ درخت مي‌شكنه!


چرا فيل نمي‌تواند دوچرخه‌سواري كند؟ چون انگشت شست ندارد كه زنگ بزند!


چرا فيل از سربازي معاف است؟ چون كف پايش صاف است.


آن چيست كه به بزرگي فيل است ولي وزن ندارد؟ سايه فيل.


اگه گفتي يه فيل چطوري ميره بالاي درخت؟ يه تخم ميكاره و ميشينه روش تا درخت سبز شه!
حالا چطوري بياد پايين؟ صبر مي‌كنه تا پاييز بشه و برگها بريزه. رو يكي از برگها مي‌شينه و مياد پايين.

GORJI
01-07-2010, 01:13
1 - فرض کنید راننده اتوبوس برقی اید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و 5 نفر سوار می شوند. راننده چند سال دارد؟


2-پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پروازند ، حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟


3- شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، 60 درجه و طرف دیگر 30 درجه است ، خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است. تخم به کدام سمت پرت میشود؟


4- این سوال حقوقی است. هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند؟


5- من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود ، اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد چطور؟

-----------------------------------------------------------------------------------------

جواب سوال 1: راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد؛ چون جمله ی اول پرسش می گوید : تصور کنید راننده ی اتوبوسید

جواب سوال 2 : همه کلاغ ها ، چون آنها فقط در شرف پروازند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند.

جواب سوال 3: هیچ کدام. خروس ها که تخم نمی گذارند. اگر شما سعی کرده اید پاسخ را از راه محاسبات و مقایسه ی اعداد به دست بیاوید ، شما دوباره با اعداد منحرف شده اید.

جواب سوال 4: بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم به در برده اند. شما با کلمات حقوقی و دفن کردن منحرف شده اید.

جواب سوال 5 : یک 25 تومانی و یک 5 تومانی. به یاد بیاورید که فقط یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد و همین طور هم هست. یک سکه 5 تومانی داریم. شما با عبارت یکی از آنها نباید فریب خورده اید.

FARID_GM
01-07-2010, 10:08
1- آن چيست که يکي است و هميشه با تو است؟


2 - عجايب جنگل بي پايه ديدم، عجايب چادر بي سايه ديدم،
بديدم صنعت پروردگارم، دوتا سوداگر بي مايه ديدم.


3- عجايب صنعتي ديدم در اين دشت، درخت پرگلي بي سايه ميگشت؟


4- آن چيست که از ميان آب مي گذرد، ولي خيس نمي شود؟


5- آن چيست که نميتوانيد ببينيدش، يا بچشيدش، يا با دستتان لمسش بکنيد، ولي براي همه تان لازم است و همه جا هست؟

************************************************** ****


1- خدا
2- آسمان و خورشيد و ماه
3- آسمان پرستاره
4- نور
5- هوا

FARID_GM
01-07-2010, 10:09
6 - آن جسم عجب چيست که بر چرخ پديد است
گه پرده ماه است و گهي حاجب شيد است؟


7- نه دست دارد، نه پا دارد، از همه جا خبر دارد!



8- آن چيست که تا آسمان نگريد، اشکش روان نمي شود؟


9- آن چيست که نه دست دارد و نه پا، در همه جاي زمين است و نمي رود به هيچ جا؟


10- آن چيست که نه دست دارد، نه پا، نه استخوان دارد، نه گوشت، ولي هميشه راه ميرود و و هيچ وقت هم خسته نمي شود؟

************************************************** ****

6- ابر

7- باد

8- باران

9- خاک

10- آب جوي و رود

FARID_GM
01-07-2010, 10:11
11- آن چيست که خودش آب، دُشمنش آب؟


12- آن کدام دوبرادرند که در زير يک کوه زندگي ميکنند،و هيچ وقت خانه يکديگر را نمي بينند؟


13- آن کدام شب تاريک است که در ميان روز ديده ميشود؟


14- اين سر کوه، اَرّه اَرّه آن سر کوه، اَرّه اَرّه ميان کوه، گوشت بره!

***********************************************

11- يخ

12- چشمها

13- سياهي چشم

14- دندانها و زبان

LIDA
01-07-2010, 10:53
از اينجا تا به شوشتر همه ش خونِ كبوتر

گل سرخ

**************

از دور ديدم ماه را از دل كشيدم آه را
آن ترك تير انداز را برهم زده شيراز را

کبريت

***************

اطلس سبز وسرخ پوشيده، درميان دو كاسه چوبين، نو عروسي به ناز خوابيده

پسته

*****************

اولم آخر پلنگ است كه زيبا وقتِ جنگ است دومم آخر شير است
كه بر جنگل امير است سومم ميان ببر است چو توفان و چو ابر است آخرم آخر گربه است ولي مايه خنده است
با بچه ها همبازيم چه نازيَم، چه نازيَم مَشَشنگَم و قشنگم كه خيلي شوخ و شنگم

گربه

*****************

اولم اول زمستان، آخرم آخر باغ دومم رفته زبستان، آمده ميان باغ

زاغ

LIDA
01-07-2010, 10:55
گنبد سبزِ چمني، توش گلِ سرخِ يمني، چشمه آبش را ببين، شطِّ فراتش را ببين

هندوانه

*****************

دو دكان پنج خريدارلِنگِشو بگير، بزن به ديوار

گرفتن اب بيني با دست

*****************

صندوق چوبي، پر از روغن كوهي

گردو

*****************

بافتم و بافتم، پشت كو انداختم

گيس

****************

يوز پلنگ بي دُم، نه جو خورده نه گندم، گشت زند بيابان، نفع دهد به مردم

زنبور عسل

e.h.s.a.n 2000
01-07-2010, 11:08
سلام.اقا دستتون درد نکنه خیلی با حال بود.

saeed7320
01-07-2010, 11:28
خیلی جالب و باحاله
دستتون درد نکنه

jilibilina
01-07-2010, 11:51
1-شوهر کردن دختر پادشاه

دختر پادشاهی از پدر خود میخواهد، که او را تنها به کسی شوهر دهد که بتواند به پرسشهای منظوم او پاسخ گوید، بزرگان و امیرزادگان، همه از پاسخ گفتن درمی مانند و سرخود رادر این راه برباد میدهند. تا آنکه دلاک کچلی در پاسخگویی به پرسشهای دختر پادشاه توفیق حاصل می کند. پرسشهای آن دختر چنین بود: من اگر آهوی شده به کوهها بگریزم، چه می کنی؟ 2- من اگر مشتی دانه شده، برزمین ریختم، چه می کنی؟ 3- من اگر گُلی شده بر کوهها رُستم، چه می کنی؟ 4- من اگرسیبی شده به درون صندوقی رفتم، چه می کنی؟ پاسخ آن دلاک کچل چه بود؟



2-خویشاوندی

دو مرد نسبت به هم، دایی وخواهر زاده اند. یعنی اولی دایی دومی و خواهر زاده اوست، دومی نیز دائی اولی و خواهرزاده وی می باشد. چطور چنین چیزی ممکن است؟


3-جهانگردی

جهانگردی توسط قبیله ای وحشی ...... شد. اما به او اجازه داده شد تا جمله ای بگوید.ولی بدین شرط که اگر جمله او صحت داشته باشد او را در روغن جوشان بسوزانند و اگر غلط باشد، با تیرزهرآگین مورد هدف قرار دهند. جهانگرد هوشیار با کمی فکر پاسخ داد که موجب نجات او از مرگ شد. به نظر شما پاسخ او چه بود؟


پاسخ ها :
1-دلاک کچل نیز پرسشهایی مطرح کرد که این پرسشها در حقیقت، پاسخ پرسشهای آن دختر بود. او پرسید 1- اگر من سگی شده آهو را گریزاندم، چه می کنی؟ 2- اگر من خروسی شده دانه ها را برچیدم چه می کنی؟ 3- اگر من باغبان خردسالی شده، گل را چیدم، چه می کنی؟ 4- اگر من دامادی شده، سیب را خوردم و بدن ترا در آغوش گرفتم چه می کنی؟ همینکه پسرک دلاک این جمله را برزبان راند، دختر پادشاه فریادی کشیده و گفت: آی دایه ها، معمای مرا پیدا کردند و او را به پسر دلاک دادند

2- هر چند که این نوع خویشاوندی به ندرت اتفاق می افتد، ولی غیر ممکن نیست. دو مرد را در نظر می گیریم که زنشان فوت کرده وهر کدام یک دختر دارند. اولی دختر دومی را به عقد خود در می آورد و دومی نیز دختر (http://parspics.blogspot.com/) اولی را به زنی می گیرد و آن دو پدر زن (http://www.porbazde.com/) یکدیگر و در عین حال داماد هم محسوب می شوند. هر کدام از آنها صاحب پسری می شوند. اگر کمی فکر کنیم، متوجه خواهیم شد که هر یک از این دو پسر نسبت به دیگری هم دایی محسوب می شوند و هم خواهر زاده

3- پاسخ داد: «با تیر زهرآگین مورد هدف قرار می گیرم» و بدین ترتیب از مرگ رهایی یافت



معمای بیل گیتس
اين معما را بيل گيتس در سال 2002 طراحي كرد تا از بين 100 مهندس يكي را براي شركتش انتخاب كند. حال بفرماييد كه هر كليد كدام چراغ را روشن مي كند؟
دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند. هر كدام يك در دارند ولي هيچكدام پنجره ندارند. درهايشان كه بسته باشد درون اتاقها كاملا تاريك است. در يك اتاق سه چراغ برق به توانهاي ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و در اتاق ديگر سه كليد برق مثل هم وجود دارد. ما نميدانيم كدام كليد كدام چراغ را روشن ميكند ( مثلا نميدانيم آيا كليد وسطي مربوط است به چراغ وسطي يا به چراغهاي ديگر اما بطور قطع ميدانيم كه هر كدام از كليد ها يكي از چراغها را روشن ميكند. همچنين ترتيب چراغها را هم نميدانيم ). شما معلوم كنيد كه هر كليد مربوط به كدام چراغ است. براي اينكار و در شروع، شما بايد در اتاق كليدها باشيد و كار را از آنجا شروع كنيد. شما ميتوانيد هر چند مرتبه كه بخواهيد كليدها را روشن و خاموش كنيد. اما شما تنها هستيد و نميتوانيد از كسي كمك بگيريد و هيچگونه وسيله اي هم خواه برقي خواه غير برقي بهمراه نداريد و مهمتر از همه اينكه شما حق نداريد بيش از يكبار وارد اتاق چراغها شويد و وقتيكه وارد شديد و بيرون آمديد، ديگر نميتوانيد مجددا وارد آن اتاق بشويد.
جواب :
يكي از كليد ها را روشن كنيد و يكي دو دقيقه بعد آنرا خاموش نماييد. حالا كليد ديگري را روشن كنيد و به اتاق چراغها برويد. چراغي كه روشن است مربوط است به كليد دوم. دو چراغ ديگر را لمس كنيد، آنكه گرم است مربوط است به كليد اول و البته آنكه سرد است مربوط است به كليد سوم است.
اگر شما نتوانستيد اين معما را حل كنيد يقينا به اين دليل بوده است كه به فيزيك معما كه همانا حرارت توليد شده در چراغها است توجه نداشتيد و فكر خود را متمركز بر تناظر چراغها و كليدها نموديد، راه حلي كه هرگز شما را به جواب نخواهد رساند.
توان چراغها هم هيچ ربطي به حل معما ندارد. آنها را فقط براي گمراه كردن شما در معما گنجانده شده است.

GORJI
01-07-2010, 11:57
1 - زني را در خيابان ديدم كه پسربچه اي را به دنبال داشت. از او پرسيدم: اين پسر با توچه نسبتي دارد؟ گفت: «او پسرِ پسرم است، برادر شوهرم» ، چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان : تنها در صورتي ممكن است كه دو دوست، هر يك با مادر شوهر مرده يا مطلقه ديگري ازدواج كنند و هريك از آن مادران پسري بدنيا آورند. اين پسر براي زن ديگر، حكم پسرِ پسر و برادرِ شوهر را دارد


2 - از ميان تعدادي زن و مرد برهنه، چگونه مي توان آدم و حوا را شناخت؟

جواب چيستان :
آدم و حوا ناف ندارند. زيرا آنان از شكم مادر متولد نشده اند كه نيازي به بند ناف و ناف داشته باشند! آدم از بهشت آمد و حوا نيز از پهلوي آدم خلق شده است


3 - شخصي تخم مرغ را دانه اي 70 ريال خريد و دانه اي 50 ريال فروخت و سرانجام ميليونر شد! چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان : او نخست ميلياردر بود، اما در اثر زيانهاي پي در پي بخشي از دارائيش را از دست داده و ميليونر شد


4 - حكم اعدام متهمي را صادر مي كنند و مضمون «بخشش لازم نيست، اعدامش كنيد.» را به امضا، دادستان مي رسانند. پس از امضاء دادستان، مأمور اجراي حكم، با تغييري در مضمون، جمله را به صورتي در مي آورد كه جلو اعدام متهم را مي گيرد، او چه تغييري در جمله بوجود مي آورد؟

جواب چيستان : مأمور ويرگول را از جلو كلمه «نيست» بر مي دارد و جلو كلمه «بخشش» مي گذارد، بدين ترتيب: «بخشش، لازم نيست اعدامش كنيد.»



5 - اين عبارت را درست بخوانيد: گندم فروشا، ارزن آمد نخود آمد ماش فرستاديم برنجش مده، برنجش بده.

جواب چيستان : عبارت اينگونه خوانده مي شود: «گندم فروشا، ار، زني آمد، نه خود آمد ماش (ما او را) فرستاديم، به رنجش مده، برنجش بده.»

GORJI
01-07-2010, 12:01
6 - عبارت زير را بخوانيد:h-m-b-a-a4-b-r

جواب چيستان : عبارت مزبور چنين خوانده مي شود: «هاشم بيا آچار بيار»


7 - مي دانيم كه در بهشت هر چه بخورند دفع نمي شود، در جهان مادي كداميك از مثالها و شواهد را مي توان يافت كه با آن امر همسان باشد؟

جواب چيستان : بچه در شكم مادر


8 - منظور از «كانت واز بود» چيست؟

جواب چيستان :
يعني: «بود، بود، بود» زيرا «كانت» در عربي به معني «بود» و «واز» در زبان انگليسي به معني «بود» و بود نيز در زبان پارسي به معني بود است


9 - شخصي براي نخستين بار سوار يك خودروي «فولكس واگون» شد و بسوي شهري حركت كرد، درميان راه خودروي او خراب شد ناچار ماشين را به كنار جاده هدايت كردو كاپوت ماشين را بالا زد، ولي با كمال تعجب ديد نه ازموتور خبري هست، نه از سيلندر و نه چيز ديگر چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان : زيرا موتور فولكس واگن در عقب آنست نه در جلو


10 - چراغ راهنمايي و رانندگي كه روبروي خيابان است قرمز است، افسر راهنمايي هم در آنجا ايستاده است، با اينحال راننده اي از چراغ قرمز مي گذرد و كسي مزاحم او نمي شود. چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان : آن راننده پياده بوده است، بنابراين افسر راهنمايي كاري باو ندارد

GORJI
01-07-2010, 12:04
11 - در اتاقي يك زن و شوهر نشسته اند. يكنفر هم در حال خواندن نماز است، نفر چهارم هم روزه دارد. به ناگهان مردي از در وارد مي شود، با واردشدنِ او، اين زن و شوهر به هم حرام مي شوند. نماز آن شخص و روزه نفر چهارم هم باطل مي گردد. چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان : مردي كه ناگهان وارد مي شود، شوهر پيشين آن زن بوده كه بيش از چهار سال بدون اطلاع او را ترك گفته و از خود خبري به جاي نگذاشته است. بنابراين، آن زن پس از گذشت چهار سال انتظار، بتصور اينكه شوهرش از دنيا رفته، با اجازه حاكم شرع طلاق مي گيرد و با مرد دومي ازدواج م يكند و از ميراث باقيمانده شوهرش، سهمي در اختيار كسي مي گذارد تا برايش نماز بخواند، پولي نيز به نفر چهارم مي دهد تا براي او روزه بگيرد. پس از بازگشت او، شوهر دوم به او حرام مي شود و چون آدم زنده وكيل و وصي نمي خواهد، روزه و نماز آندو نيز باطل مي گردد


12 - آدرويش، خداداده سه تا ميش. يكي شيرش حلال و گوشتش حرام، يكي گوشتش حلال و شيرش حرام و سومي هم گوشتش حرام، هم شيرش.

جواب چيستان :
اولي مادر است كه شيرش حلال و گوشتش حرام است، دومي همسر است كه گوشتش حلال و شيرش براي شوهر حرام است و سومي خواهر است كه هم شيرش براي برادر حرام است و هم گوشتش


13 - آمد و رفت، آمد و نرفت، زائيد و نمرد، نزائيد و مرد!

جواب چيستان : آنكه آمد و رفت «عُمر» است، آنكه آمد و نرفت، «تجربه» و «قرآن» است. انكه زائيد و نمرد، «حضرت مهدي عج» و حضرت خضر هستند نزائيد و مرد، حضرت آدم است


14 - جملات زير، مصداق چه حكايتي هستند؟ « برو، اگر نيامده، بگو بيايد. رفتم، نيامده بود، گفتم: بيايد، چرا نيامد؟ حتماً آمده كه نيامده است. اگر نيامده بود مي آمد.»

جواب چيستان : سه نفر دزد هستند كه يكي از آنان در كوچه كشيك مي كشد و دو نفرشان از ديوار خانه بالا مي روند و وارد خانه مي شوند. يكي از آنان در صندوقخانه مشغول جمع آوري اثاث است و دومي مشغول انتقال اثاث به خيابان، آنكه كشيك مي دهد، به دزد دوم مي گويد: برو، اگر صاحبخانه نيامده بود، بگو دزد سوم بيايد. دزد دومي مي گويد: «رفتم نيامده بود، گفتم بيايد» كشيك دهنده مي گويد: «پس چرا نيامد؟ حتماً (صاحبخانه) آمده كه (دزد سوم) نيامده است! اگر (صاحبخانه) نيامده بود، (دزد سوم) مي آمد!»



15 - شخصي دريك اتاق به ابعاد 5×20×20 متر، خودش را با يك ريسمان دومتري از سقف آويزان مي كند و دار مي زند. وقتي به در اتاق او مي آيند و مي بينند از او صدايي شنيده نمي شود، نگران مي شوند و در را مي شكنند با كمال تعجب مي بينند، او از سقف خودش را دار زده است و در اتاق را از درون قفل كرده و كليد را در جيبش گذاشته است. با اينكه ميز، صندلي، نردبام يا چيز ديگري در اتاق نبوده است، او چگونه خود را دار زده است؟

جواب چيستان : پيش از خودكشي، تعدادي قالب يخ به درون اتاق مي آورد، آنها را روي هم و زير پا مي گذارد و با استفاده از آنها طناب را به سقف وصل مي كند و به گردن خود مي اندازد. آنگاه يخها كم كم آب مي شوند و از پايين در اتاق به بيرون تراوش مي كنند بطوريكه هنگام حضور ديگران اثري از يخها نبوده و همين امر موجبات شگفتي آنان را فراهم مي سازد

GORJI
01-07-2010, 12:09
16 - شخصي چگونه – بدون استفاده از هواپيما- خود را دو ساعته به مشهد مي رساند؟

جواب چيستان : آن شخص از ماشين يا قطار يا وسيله ديگري (غير از هواپيما) براي سفر استفاده مي كند، در حاليكه دو ساعت به مچ خود بسته يا در جيب خود گذاشته بود


17 - حضرت آدم و حوا شش چيز در بهشت آوردند كه هر يك از آنها منشأ چيزي شد، آن شش چيز كدامند؟

جواب چيستان : عصاي موسي (ع) 2- انگشتر حضرت سلميان (ع) 3- چهار برگ درخت كه با آن حضرت آدم و حوا ستر عورت كرده بودند. يكي از برگها را آهوي خُتَن خورد كه از آن مشك به عمل آمد. برگ دوم را گاو دريايي خورد كه از آن عنبر بدست آمد. سومين برگ را كرم خورد كه ابريشم از اوست و چهارمين برگ را زنبور خورد كه عسل حاصل آنست


18 - كسانيكه رَحِمِ مادر را نديده اند 9 نفرند، آن 9 نفر چه كساني هستند؟

جواب چيستان : 1- حضرت آدم (ع) 2- حضرت حوا 3- گوسفند ابراهيم (ع) 4- عصاي موسي (ع) 5- خفاشي كه حضرت عيسي (ع) ساخت 6- نافه صالح 7- بنا به قولي، ماري كه شيطان را وارد بهشت كرد 8- كلاغي كه كفن هابيل رابه قابيل داد 9- شيطان لعين


19 - اكنون چهار تن از پيامبران زنده هستند، آن چهارتن كدامند؟

جواب چيستان : 1- حضرت خضر 2- حضرت الياس كه در زمين است 3- حضرت ادريس 4- حضرت عيسي كه در آسمان است



20 - از حضرت علي (ع) پرسيدند:
واجب و واجبتر چيست؟
نزديك و نزديكتر كدامند؟
عجيب و عجيب تر چيست؟
سخت و سخت تر چيست؟
اگر شما بوديد چه جوابي مي داديد؟ حضرت علي چه جوابي داد؟

جواب چيستان : حضرت علي (ع) فرمود: 1- واجب اطاعت از خدا و واجبتر از آن ترك گناه است 2- نزديك قيامت و نزديكتر از آن مرگ است 3- عجيب دنيا و عجيب تر از آن محبت دنياست 4- سخت قبر است و از آن سخت تر، دست خالي به قبر رفتن است

jilibilina
01-07-2010, 12:20
1-فرض کنید در جایی گرفتار شده اید به شما میگویند یك جمله بگو اگر راست باشد كباب خواهی شد و اگر دروغ باشد آب پز خواهی شد .چه جمله ای خواهید گفت؟

2-به جای هر یك از حروف چه عددی قرار دهیم تا عمل تساوی برقرار باشد؟
Dcba=4*abcd

3-یک شخص کر و لال میخواهد مسواک بخرد. با در آوردن ادای مسواک زدن، خواسته‌اش را به فروشنده می فهماند و موفق به خرید مسواک میشود. در همین حال شخص کوری وارد مغازه شده و میخواهد عینک آفتابی بخرد او چگونه باید فروشنده را متوجه منظور خود کند؟

4-در یک کیسه تعدادی گوی داریم اگر 2 تا 2 برداریم یکی اضافه میماند. 3 تا 3 برداریم یکی اضافه میماند4 تا 4 برداریم یکی اضافه میماند5 تا 5 برداریم یکی اضافه میماند6 تا 6 برداریم یکی اضافه میماند ولی اگر 7 تا 7 برداریم چیزی اضافه نمی ماند چند گوی در کیسه وجود داشته است ؟

5-چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟


جواب ها :
1-
فقط دو جمله میتوان گفت : من کباب نمی شوم من آب پز میشم
2-
8712 = 4 * 2178
3-
شخص کور لال که نیست پس به فروشنده می گوید عینک آفتابی میخواهم .

4-
تعداد گوی ها 721 عدد می باشد .

5-

حضرت موسی کشتی نداشته است .

GORJI
01-07-2010, 12:34
كيوان به مهماني رفت. او مي دانست دعوت شدگانِ به مهماني بر دو گروهند: راستگو و دروغگو. اما هيچيك از آنان را نمي شناخت. از مردي پرسيد: دروغگو هستي يا راستگو؟ كيوان پاسخ آن مرد را گرفت. پس از دو نفر ديگر پرسيد كه آن مرد چه پاسخي داد. يكي از آنان گفت كه او دروغگوست و ديگري پاسخ داد كه او راستگوست. كيوان از پاسخ اين دو نفر فهميد كه كداميك از اين دو نفر راستگو و كداميك دروغگو هستند. او چگونه فهميد؟

جواب چيستان : كسي كه گفته بود : «او گفت كه دروغگوست» دروغگو بوده است. زيرا هيچكس نمي گويد: من دروغگو هستم. در ضمن گوينده براي راستگو جلو دادن خود، سعي مي كرده ديگران را دروغگو قلمداد كند و آنكه گفته «او گفت كه راستگوست» خودش راستگو بوده است

**************

سه نفر سياهپوست و سه نفر سفيد پوست مي خواهند با قايقي كه بيش از دو نفر گنجايش ندارد از رودخانه اي بگذرند. سفيدپوستها رانندگي قايق را بلدند اما يكي از سياهپوستها رانندگي قايق را نمي داند. اگر تعداد سياهپوستها بيش از سفيدپوستها باشد آنها را خواهند خورد. مثلاً نمي توان دو نفر سياهپوست و يك سپيد پوست راتنها كنار هم گذاشت. اما سپيد پوستها آدمخوار نيستند و اگر تعدادشان زيادتر از سياه پوستها باشد با آنها كاري نخواهد داشت. چگونه مي توان اين گروه شش نفري را از رودخانه عبود داد، بدون اينكه به هيچيك از آنان آسيبي رسد؟

جواب چيستان : نخست يك نفر سياهپوست (كه قايقراني بلد نيست) بهمراه يك سپيد پوست به آنسوي رودخانه مي روند. سياهپوست آنطرف رودخانه مي ماند و سفيدپوست قايق را بر مي گرداند. بار دوم يك سياه پوست و يك سفيد به آنسوي رودخانه مي روند سياه پوست پياده مي شود و سفيد پوست بر مي گردد. بار سوم باز هم يكنفر سپيدپوست بهمراه يك سياه پوست به آنسوي آب مي رود، سياه پياده مي شود و سفيد قايق را بر مي گرداند، بار سوم دو سفيد پوست قايق را به آنسوي رودخانه مي برند هر دو پياده مي شوند و يكي از سياهپوستها قايق را بر مي گرداند و براي چهارمين بار يك سياهپوست و يك سفيد پوست باقيمانده به آنسوي رودخانه مي روند و باين ترتيب به هيچيك از آنان آسيبي نمي رسد

*************
جملات زير را درست بخوانيد: «زني زني زني زني خوشش آمد» ، «سربازي سربازي سربازي سربازي را كُشت»

جواب چيستان : جملات مزبور اينگونه خوانده مي شوند: «زَني زِنِي زَني زني خوشش آمد» « سَربازي سَرِبازي سُربازي، سَربازي را كشت

************
شخصي مدت هفت شب در مهمانخانه اي منزل مي كند و چون پول نقد براي پرداختِ كرايه مهمانخانه را ندارد، قرار مي گذارد از هفت حلقه بهم پيوسته طلا كه بهمراه دارد، هر شب يكي از آنها را به جاي كرايه به مهمانخانه دار بپردازد. اما مي خواهد بيش از يكبار آن حلقه ها را از هم نگسلد. چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان : نخست حلقه سوم را پاره مي كند و شب اول آنرا به مهمانخانه دار مي دهد. شب دوم حلقه اول و دوم را كه بهم پيوسته بود به او مي دهد و حلقه سوم را مي گيرد. شب سوم، حلقه سوم را كه ابتدا جدا كرده بود به مهمانخانه دار مي دهد كه جمعاً سه حلقه مي شود. شب چهارم، چهار حلقه بهم پيوسته را در اختيار صاحب مهمانخانه مي گذارد و دو حلقه بهم پيوسته و يك حلقه جدا( حلقه سوم ) را مي گيرد. در شب پنجم، حلقه سوم را به مهمانخانه دار مي دهد. شب ششم حلقه سومي را مي گيرد و حلقه هاي دوتايي را باو مي دهد و در شب هفتم، حلقه تكي را هم بوي تحويل مي دهد و بدين ترتيب، تنها با يكبار گسستن حلقه ها، كار را به نتيجه مي رساند

***********
منظور از «خروس بيوه» چيست؟

جواب چيستان : منظور از خروس بيوه همان «خرس» است، زيرا خروس بي «و» يعني بدون واو خرس مي شود

GORJI
01-07-2010, 12:38
شخصي در حين خواندن نماز ميت، به هنگام سجده، ناگهان سرش به لبه تابوت مي خورد پيشانيش مي شكند و خون پيشاني او به كفن مرده غسل داده شده مي خورد و آنرا نجس مي كند. حالا اين سوال پيش مي آيد كه آيا بايد مرده را دوباره غسل داد يا بايد كفنش را عوض كرد يا چاره ديگري انديشيد؟

جواب چيستان : هيچكدام، زيرا نماز ميت اصلاً سجده ندارد تا چنين اتفاقي بيفتد

--------------------------------

خداوند متعال چه ميخورد، چه مي پوشد و چقدر توانايي دارد؟

جواب چيستان : خداوند متعال غم بندگانش را مي خورد، عيب آنان را مي پوشد و قدرتش بي انتهاست

-----------------------------

منظور از جمله «شيخ الحديد مال جديد الاصم شما بود» چيست؟

جواب چيستان : با توجه به اينكه معني شيخ «پير» و معني حديد «آهن» و معني جديد «نو» و معني اصم «كَر» است، پس معني جمله مزبور چنين مي شود: «پيراهن مال نوكر شما بود

--------------------------

منظور از عبارت شوخي وار «اِوري بادي خربا بوزه ايتينگ كُنه پا لَرزِشم سي تينگ كُنه» چيست؟

جواب چيستان : مي دانيم «اِوري بادي» به زبان انگليسي بمعني «هركس» ، «ايتينگ» بع معني «خوردن» و «سيتينگ» به معني« نشستن» است. پس با اين ترتيب، عبارت فوق مرادف ضرب المثل معروف فارسي «هركه خربزه بخورد بايد پاي لرزش بنشيند» مي باشد

-------------------------

از شخصي خواستند خودش را معرفي كند، اين شخص شكسته نَفسي كرده، خودش را كوچكتر از آنچه بود معرفي كرد و گفت: من «ميرزا نيم من بوق بن پشم اندر پانزده» هستم! نام او چه بوده است؟

جواب چيستان : مي دانيم بزرگتر از «ميرزا» ، «آقا» و بزرگتر از «نيم مَن» ، « من» و بزرگتر از «بوق» ، «صور» و بزرگتر از «ابن» ، «پدر» و بلندتر از «پشم» ، «مو» و بزرگتر از «پانزده» ، «سي» است. پس با ان ترتيب. نام شخص مزبور اين بوده است: «آقا من صور پدرموسي» يا به عبارتي «آقا منصور پدر موسي»

GORJI
01-07-2010, 12:41
آن چيست كه با اينكه سه تاست، يكي است و با اينكه يكي است سه تاست

جواب چيستان : تثليت مسيحيت يعني «اب» و «ابن» و «روح القدس» است كه هر سه در حقيقت يكي هستند و مراد از يكي سه تاست

-----------------------------

آن چيست كه پر وخاليش يك وزن دارد؟

جواب چيستان : نوار كاسِت و ويدئو

----------------------------

من يك سكّه كوچك را در چاهي عميق مي اندازم، آنگاه در عرض يك دقيقه مي روم در مي آورم، چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان : من كه ادعا نكردم مي روم سكّه را از چاه درمي آورم بلكه گفتم: در عرض يك دقيقه مي روم «در» مي آورم. بنابراين مراد از «در» اينجا در اتاق يا راهرو و امثال آنست

----------------------------

رضا از طبقه دهم ساختماني به زمين افتاد ولي نمرد. چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان : زيرا گفتيم رضا از طبقه دهم ساختماني به زمين افتاد «ولي» نمرد. چون «ولي» كه از ساختمان بزمين ينفتاده است تا بميرد

--------------------------

يكنفر اهل منطق به شهري وارد شد و تصميم گرفت نزد سلماني برود و سروصورتش را اصلاح كند. آن شهر دو سلماني بيشتر نداشت. وقتي مرد بسراغ نخستين سلماني رفت، او را با سر وصورتي آشفته و پرپشت و موهايي ژوليده و نامرتب و هنگامي كه به سراغ دومين سلماني رفت، او را با موهايي بسيار مرتب و ريشي تراشيده يافت. لذا تصميم گرفت نزد نخستين سلماني برود و سروصورتش را بپيرايد. چرا او چنين تصميمي گرفت؟

جواب چيستان : زيرا با نگاه كردن به موهاي نخستين سلمان، فهيمد او توسط دومين سلماني كه مردي ناشي بوده سلماني شده است؛ اما سلماني دوم كه موهايي مرتب و منظم داشته، توسط سلماني اول اصلاح شده است. بنابراين تصميم گرفت نزد نخستين سلماني برود و چون شنيده بود «سلماني ها وقتي بيكار مي شوند، سر يكديگر را اصلاح مي كنند»

GORJI
01-07-2010, 12:49
چرا شكارچي به هنگام شكار، يك چشمش را مي بندد؟

جواب چيستان : زيرا اگر دو چشمش را ببندد، جايي و كسي را نخواهد ديد و قادر به شكار نخواهد بود

-------------------------

جزاير «لانگرهانس» در كجا هستند؟

جواب چيستان : در لوزالمعده آدمي

--------------------------

وجه تشابه «سنگگ سوخته» ، «آدم غرق شده» و «زن آبستن» چيست؟

جواب چيستان : وجه تشابه آنها اين است كه هر سه، در نتيجه دير بيرون آوردن بدين روز افتاده اند. سنگگ در اثر دير بيرون آوردن از تنور سوخته شد، غريق در اثر دير بيرون آوردن از آب غرق شده و همينطور زن آبستن

---------------------------

زنداني داراي دو در است، يكي در آزادي و ديگري دَرِ اعدام. اين زندان داراي دو زندانبان است كه يكي از آنها راستگو و ديگري دروغگوست. خودِ زندانبانان همديگر را به خوبي مي شناسند. در اين زندان مردي محبوس است كه نمي داند كداميك از زندانبانان راستگو، و كداميك دروغگو است؟ به او اجازه مي دهند، از هر يك از زندانبانان كه دلش مي خواهد سؤالي بكند و از پاسخ طرف مقابل بفهمد در آزادي كدام است تا از آن خارج شود. پرسشي كه او بايد بكند تا به آزادي او بينجامد چيست؟

جواب چيستان : به يكي از دربانها نزديك شده، از او مي پرسد: « آقا، اگر من از دربان ديگر بپرسم كه در آزادي كدام است، كدام در را نشان خواهد داد؟» هر دري را كه دربان نشان دهد، مي فهمد آن در، دَرِ اعدام است لذا برعكس عمل كرده، از در ديگر خارج خواهد شد. چرا؟ علتش آن است كه اگر جمله فوق را از دروغگو بپرسد، او چون دروغگوست، بجاي دَرِ آزادي، دَرِ اعدام را نشان خواهد داد لذا او برعكسش كرده، از در ديگر خارج مي شود. و اگر از دربان راستگو بپرسد، چون او راستگوست، عين عبارت دروغِ دروغگو را بيان خواهد كرد و خواهد گفت: اگر از آن شخص (دروغگو) بپرسي فلان در را نشان خواهدداد و چون دروغگو، دَرِ اعدام را بجاي دَرِ آزادي معرفي خواهد كرد و عين گفته او رانيز راستگو تكرار كرده، مرد محبوس آنرا برعكس نموده از در آزادي خارج خواهد شد

-------------------------

اين جمله را درست بخوانيد: « كور مرد شلغم خورد.»

جواب چيستان : تلفظ درست كلماتِ جمله چنين است: كور مُرد، شَل، غَم خورد

e.h.s.a.n 2000
01-07-2010, 12:55
معما:
در اين معما دو اتاق در مجاورت هم داريم که هيچکدام پنجره ندارند ولي هر کدام يک در ورود و خروج دارند. در يکي از اتاقها سه چراغ برق و در اتاق ديگر سه کليد برق مثل هم وجود دارند. ما نميدانيم کدام کليد کدام چراغ را روشن ميکند.
الف: ميتوانيد هر چند مرتبه که بخواهيد کليدها را روشن و خاموش کنيد.
ب: نبايد بيش از يک بار وارد اتاقي که چراغها در آن قرار دارند شويد. فقط يک بار مي توانيد وارد اتاق چراغها شويد و وقتي بيرون آمديد ديگر نمي توانيد به اتاق چراغها برگرديد.
ج: نبايد از کسي کمک بگيريد و هيچ وسيله اي هم در اختيار نداريد.
سوال: معلوم کنيد که هر کليد کدام چراغ را روشن مي کند؟ (مثلا: کليد وسطي لامپ وسط را روشن مي کند يا يکي از دو چراغ کناري را ؟ ، بايد معلوم کنيد که هر سه کليد مربوط به کدام چراغها هستند.)
راهنمائي: بايد از اتاقي که کليدها در آن قرار دارند شروع کنيد.

جواب معما:
اول: سعي کنيد خودتان جواب معما را پيدا کنيد.



معما:
در يک اتاق تاريک 3 (سه) کلاه قرمز و 2 (دو) کلاه آبي قرار داده ايم. 2 (دو) نفر بينا و 1 (يک) نفر نابينا وارد اتاق مي شوند و هر کدام يک کلاه را بر سر مي گذارند و از اتاق خارج مي شوند. چون اتاق تاريک بوده است دو نفر بينا نيز مانند فرد نابينا قادر به تشخيص رنگ کلاه خود نيستند. بيرون از اتاق هر يک فقط به کلاه ديگران نگاه مي کنند و درباره رنگ کلاه روي سر خودشان قضاوت مي کنند ...
بيناي اول: من نمي دانم که کلاهم چه رنگي است.
بيناي دوم: من هم نمي دانم که کلاهم چه رنگي است.
نابينا: من مي دانم که کلاهم چه رنگي است !!
سوال: چطور دو نفر بينا نتوانستند رنگ کلاه روي سر خود را تشخيص دهند ولي فرد نابينا متوجه رنگ کلاه خود شد؟!

جواب معما:
اول: سعي کنيد خودتان جواب معما را پيدا کنيد.



معما:
در اين معما 100 (صد) جعبه قند داريم که در هر کدام از آنها 100 (صد) حبه قند وجود دارد و وزن هر حبه قند a)) گرم است. اگر يکي از جعبه هاي قند شامل حبه قندهائي به وزن (a-1) گرم باشد ، چگونه مي توان با يک بار وزن کردن ، جعبه شامل حبه قندهاي داراي وزن (a-1) را پيدا کرد؟

جواب معما:
اول: سعي کنيد خودتان جواب معما را پيدا کنيد.

abolfazl13633
01-07-2010, 12:57
خیلی جالب بود مرسی

GORJI
01-07-2010, 13:41
جهانگردي توسط قبيله اي وحشي دستگير شد. اما به او اجازه داده شد تا جمله اي بگويد.ولي بدين شرط كه اگر جمله او صحت داشته باشد او را در روغن جوشان بسوزانند و اگر غلط باشد، با تيرزهرآگين مورد هدف قرار دهند. جهانگرد هوشيار با كمي فكر پاسخ داد كه موجب نجات او از مرگ شد. به نظر شما پاسخ او چه بود؟

جواب چيستان : پاسخ داد: «با تير زهرآگين مورد هدف قرار مي گيرم» و بدين ترتيب از مرگ رهايي يافت

---------------------------

دو مرد نسبت به هم، دايي وخواهر زاده اند. يعني اولي دايي دومي و خواهر زاده اوست، دومي نيز دائي اولي و خواهرزاده وي مي باشد. چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان : هر چند كه اين نوع خويشاوندي به ندرت اتفاق مي افتد، ولي غير ممكن نيست. دو مرد را در نظر مي گيريم كه زنشان فوت كرده وهر كدام يك دختر دارند. اولي دختر دومي را به عقد خود در مي آورد و دومي نيز دختر اولي را به زني مي گيرد و آن دو پدر زن يكديگر و در عين حال داماد هم محسوب مي شوند. هر كدام از آنها صاحب پسري مي شوند. اگر كمي فكر كنيم، متوجه خواهيم شد كه هر يك از اين دو پسر نسبت به ديگري هم دايي محسوب مي شوند و هم خواهر زاده

--------------------------

دختر پادشاهي از پدر خود ميخواهد، كه او را تنها به كسي شوهر دهد كه بتواند به پرسشهاي منظوم او پاسخ گويد، بزرگان و اميرزادگان، همه از پاسخ گفتن درمي مانند و سرخود رادر اين راه برباد ميدهند. تا آنكه دلاك كچلي در پاسخگويي به پرسشهاي دختر پادشاه توفيق حاصل مي كند. پرسشهاي آن دختر چنين بود:
من اگر آهوي شده به كوهها بگريزم، چه مي كني؟ 2- من اگر مشتي دانه شده، برزمين ريختم، چه مي كني؟ 3- من اگر گُلي شده بر كوهها رُستم، چه مي كني؟ 4- من اگرسيبي شده به درون صندوقي رفتم، چه مي كني؟ پاسخ آن دلاك كچل چه بود؟

جواب چيستان : دلاك كچل نيز پرسشهايي مطرح كرد كه اين پرسشها در حقيقت، پاسخ پرسشهاي آن درختر بود. او پرسيد 1- اگر من سگي شده آهو را گريزاندم، چه مي كني؟ 2- اگر من خروسي شده دانه ها را برچيدم چه مي كني؟ 3- اگر من باغبان خردسالي شده، گل را چيدم، چه مي كني؟ 4- اگر من دامادي شده، سيب را خوردم و بدن ترا در آغوش گرفتم چه مي كني؟ همينكه پسرك دلاك اين جمله را برزبان راند، دختر پادشاه فريادي كشيده و گفت: آي دايه ها، معماي مرا پيدا كردند و او را به پسر دلاك دادند

----------------------------

در يك انبار، تعدادي كيسه حبوبات هست كه در درون آنها نخود، لوبيا، عدس، ماش، باقلا و ... وجود دارد. در صورتي كه نام هيچيك از حبوبات روي كيسه ها نوشته نشده باشد، و علامت مشخصّه يا نمونه آنها هم روي كيسه هانباشد، دَرِ كيسه ها نيز باز نباشد تا بدانيم در داخل آنها چيست. و از سوي هيچكدام را در جاي مشخصي نگذاشته باشيم تا جاي آنها پيدا باشد. اما هرگاه اراده كنيم، مي توانيم كيسه محتوي حبوبات مورد نظر خود را از ميان كيسه هاي ديگر جدا كنيم. چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان : كيسه ها نايلوني هستند و با نگاه كردن از بيرون، به راحتي ميتوان محتويات درون كيسه ها را تشخيص داد

------------------------------

پاسباني از كنار خانه اي مي گذشت. صداي جيغ و داد و فريادي را شنيد. بي اختيار بسوي آن خانه رفت و در را گشود. درهمين حال شنيد كه يكي فرياد مي كِشَد: علي مرا مكش. پاسبان سراسيمه وارد خانه شدو يكراست به سوي اتاقي كه از آن سروصدا شنيده مي شد رفت. ديد جسد خون الودي روي زمين افتاده و پنج نفر دور آن جمع شده اند. با اينكه آلت قتاله اي در دست هيچيك از آنان نبود و نام آنان نيز روي لباسشان نوشته نشده بود وپاسبان هم هيچيك از آن پنج نفر را نمي شناخت، معذلك از ميان آنان، قاتل را بزودي شناخت او را دستگير كرده با خود به كلانتري برد. پاسخ دهيد پاسبان روي چه قرائني قاتل را شناخت؟

جواب چيستان : چون مقتول فرياد كشيد: «علي مرا مكش» پاسبان حدس زد كه قاتل بايد مرد باشد، و وقتي وارد اتاق شد، ديد پنج نفر دور جسد حلقه زده اند كه چهار نفرشان زن و يكي از آنها مرد است. لذا براي او يقين حاصل شد كه قاتل بايد همان يك نفر مرد باشد

GORJI
01-07-2010, 13:44
خري با بار از روي پلي مي گذشت. ناگهان پل خراب شد و خر با بارش به درون رودخانه سقوط كرد، بطوريكه علاوه بر خر بارش نيز خيس شد. پس از چند دقيقه، پشت خر شروع به سوختن كرد. بار او چه بود كه اينچنين شد؟

جواب چيستان : بارش آهك بوده است. زيرا پس از سقوط در آب، آهك با آب تركيب شد و پشت الاغ را پوست كن كرد و سوزاند

------------------------------

شخصي هر روز مجبور است به طبقه بيست و دوم آپارتماني برود. با اينكه همه طبقات ساختمان آسانسور داشته، برق هم قطع نيست و آسانسور هم سالم است، ولي او هر روز تا طبقه پانزدهم با آسانسور مي رود و بقيه را با پلّه. چرا؟

جواب چيستان : علتش اينست كه او قدي كوتاه داشته و چون تكمه آسانسور طبقه بيست و دوم كمي بالا قرار داشته است، از دسترس او دور بوده، و او تنها مي توانسته دستِ خود را تا تكمه طبقه 15 دراز كند

----------------------------

زن و شوهري با هم به حمام رفتند. ناگهان گاز حمام آنها را خفه كرد. وقتي ديگران با خبر شدند. درصدد بيرون آوردن آنها از حمام برآمدند. اما چون هر دوي آنها برهنه بودند، يكنفر بايد وارد حمام شده، روي آنها را با پارچه اي بپوشاند. اين شخص چه كسي مي تواند باشد تا به آندو نامحرم نباشد؟

جواب چيستان : دو جواب دارد. يكي اينكه، اگر آن مرد زن ديگري دارد، آن زن به هر دوي آنها محرم است. مي تواند داخل حمام شده، روي شوهر و هويش رابپوشاند. در غير اينصورت، اين مأموريت رابايد به يك كودك نابالغ شجاع سپرد – چه پسر باشد و چه دختر فرقي نمي كند

-------------------------

شخصي مي خواهد به روستايي برود. بر سر راهش دو قبيله هستند كه يكي از آنها افرادش راستگو، و ديگري افرادش دروغگو هستند. آن شخص در راه به يكنفر مي رسد و مي خواهد راه درستِ ده را از او بپرسد. ولي نمي داند كه او جزو قبيله راستگوهاست يا دروغگوها! چه چيزي بايد از او بپرسد، تا با توجه به پاسخ طرف، راه صحيح ده را پيدا كند؟

جواب چيستان : بايد از او بپرسد: اگر من از يكي از دوستان و هم قبيله هايت راه ده را بپرسم، كجا را نشان خواهد داد؟» هر پاسخي كه آن شخص داد، راه درست همان است. زيرا، يا آن شخص جزو قبيله راستگوهاست، كه در اين صورت، هم خودش و هم رفيقش راست خواهند گفت و او را منحرف نخواهد كرد. و يا از قبيله دروغگوهاست، كه در اين صورت هم خودش دروغگو مي گويد و هم رفيقش. و چون دروغِ دروغ راست است، به مصداق اصل جبري مثبت = منفي × منفي ، هر چه او بگويد راست است. مثلاً اگر بگويد از جاده الف بايد رفت، راه درست همان جاده الف است

---------------------------

شخصي به حاكمي توهين كرد. حاكم او را موردغضب قرار داد و تهديد به مرگ كرد. اما از بس او التماس كرد، يك درجه برايش تخفيف قائل شد. لذا رو به متهم كرد و گفت: «حق داري يك جمله بگويي، اگر راست بود ترا آتش خواهم زد واگر دروغ بود، ترا به دريا خواهم افكند.» آن مرد جمله اي گفت كه سبب خلاصش شد و از مرگ رهايي يافت، او چه جمله اي گفت؟

جواب چيستان : گفت: « من در آب غرق مي شوم و مي ميرم !» و به اين ترتيب از مرگ رَست. زيرا اگر پادشاه بخواهد او را در آتش بيفكند، برخلاف گفته او عمل كرده است، زيرا او گفته من مي ميرم و دروغ گفته است «در آتش مي سوزم» اگر راست گفته بود، او را در آتش مي سوزاندند. از سويي نمي تواند او را در دريا هم بيندازد، زيرا در اينصورت بايد او را در آتش بيندازد و خلاف راستگويي او عمل كرده و راستگويي او را دروغ پنداشته است و مطابق آن عمل كرده. در حاليكه اگر مي خواست او را به دريا بيندازد، لازم بود آن شخص دروغ گفته باشد، يعني گفته باشد: مرا آتش خواهي زد

GORJI
01-07-2010, 14:43
از كسي پرسيدند: از ميان تنقلات، كداميك را دوست داري؟ پاسخ داد: راندن مرغ و مادر بره. او چه چيزي را بيشتر دوست مي داشت؟

جواب چيستان : او «كشمش» را بيشتر دوسن مي داشت؛ زيرا راندن مرغ «كيش» و مادر بره «ميش» است كه به اصطلاح عوام «كيشميش» و به اصطلاح علمي «كشمش» خواهد شد

-----------------------------

مردي از راهي مي گذشت. ناگهان به اسكلت مرده اي برخورد. كنجكاويش تحريك شد تا بداند اين اسكلت متعلّق به مرد است يا زن؟ او از كجا بفهمد اسكلت چه جنسيتي دارد؟

جواب چيستان : اگر اسكلت دندان داشت، دندانهايش را مي شمرد. اگر 32 عدد بود مي فهمد اسكلت متعلّق به مرد است و در غير اينصورت زن. ثانياً دنده هايش را مي شمرد. اگر يك دنده از مردان كمتر داشت، اسكلت متعلّق به زن است راه سوم آنست كه اندام زن ظريفتر و استخوانهايش باريكتر و قدش كوتاهتر است، لذا از اين ويژگيها نيز مي تواند به هويت او پي ببرد

--------------------------------

فرق كچل با مودار چيست؟

جواب چيستان : كچل اصلاً «فرق» ندارد؛ زيرا مو ندارد كه فرق (فاصله باز شده ميان زلف) داشته باشد

-----------------------------

دو برادر را به دادگاه احضار كردند. رئيس دادگاه از آنان پرسيد: شما برادر هستيد؟ گفتند: آري، گفت: پدر شما يكي است؟ گفتند: بلي، گفت: مادرتان هم يكي است؟ گفتند: آري بعد كه به شناسنامة آنان نگاه كرد گفت: شما هر دو در دوازدهم تير 1340 خورشيدي متولد شده ايد، پس حتماً دوقلو هستيد؟ گفتند: خير! چطور چنين چيزي ممكن است. در حاليكه آنان دروغ نگفته اند؟

جواب چيستان : زيرا آنان سه قلو بوده اند و دو نفرشان به دادگاه احضار شده بودند

---------------------------------

فرق صندوقدار، دزد، گندم و سياست چيست؟

جواب چيستان : صندوقدار كارش «جمع كردن» است، زيرا چيزي بر چيز ديگر مي افزايد. كار دزد «كاستن» است، زيرا پول يا جنسي را از جايي بر مي دارد. كار گندم «ضرب كردن» است، زيرا از يك گندم، چند گندم به دست مي آيد، و كار سياست «تقسيم كردن» است زيرا مردم را به گروهها و دسته هاي متفاوت – با انديشه هاي گوناگون – تقسيم مي كند

------------------------------

GORJI
01-07-2010, 16:32
باغي باغبان سختگيري دارد كه هر كس مي خواهد وارد باغش شود با گفتن واژه «نه»، مانع ورود او به باغ مي شود. اما مردي زرنگ و هوشيار، باگفتن جمله اي، از باغبان اجازه ورود به باغ را مي گيرد. او چه مي پرسد كه باغبان با وجود گفتن واژه نه به او اجازه ورود به باغ را مي دهد؟

جواب چيستان : مي پرسد: «آيا اشكالي ندارد كه من وارد باغ شوم» باغبان مي گويد: نه و او بدون هيچ مانعي به باغ وارد مي شود

-----------------------------

چگونه مردي توانست برادر زن خود شود؟

جواب چيستان :
چندين سال پيش، افرادِ وابسته به پليس پاريس، آدم بينوايي راكه از بالاي «پل شارانتون» توي رودخانه جسته بود تا خودكشي كند، از آب بيرون آوردند. او را به نزديك ترين كلانتري بردند و بازجويي دربارة انگيزه هاي خودكشي، از او شروع شد. مرد بينوا در آغاز ساكت ماند و سرانجام چنين پاسخ داد: خودكشيِ من به علت امور خانوادگي بود. چون افسر پليس اصرار بسيار كرد كه روشنتر سخن بگويد؛ مرد بينوا تصيم گرفت سرنوشت خود را تعريف كند: «من با زن بيوه اي ازدواج كردم كه دختر 18 ساله اي داشت. پس از چندي، پدرم خاطرخواهِ دختر من شد و با او ازدواج كرد، آنوقت او دامادِ م و نادختري من، نامادريم شد پس از آن زن من پسري زائيد كه هم برادر زنِ پدر من و هم به عنوان برادر نامادري من، يعني دائي من بود. نامادريم نيز بچه اي زائيد، كه برادرِ من و در آنِ واحد نوة من بود. در نتيجه، من شوهر زنم و در عين حال نوة او بودم و چون شوهر نامادريِ هركسي، ناپدري او نيز هست، بنابراين، اكنون من برادر زنِ خود هستم! و چنانكه مي بينيد، همة اين چيزها باعث سردرگمي من شده است. زيرا ديگر نمي دانم كيستم؟! به اين سبب بود كه به فكر خودكشي افتادم؛ زيرا در چنين شك و ترديدي، نمي توانم به زندگي ادامه دهم

----------------------------

آن نام شهر است، كه اگر حرفِ اولش را بردارند، نام شخصي مي شود. اگر دو حرفِ اولش را بردارند. لقب يكي از پيامبران مي گردد. و اگر سه حرفِ اولش را بردارند، يك وسيله جنگي است، و اگر چهار حرفِ اولش را بردارند، واحد پول يكي از كشورهاست؟

جواب چيستان : «رامين» است؛ كه اگر حرف اولش را بردارند، نام شخصي يا به عبارت ديگر امين معشوقه «ويس» در اثر معروف «فخر الدين اسعد گرگاني» است. اگر دو حرف اولش رابردارند، تبديل به «امين» مي شود كه لقب پيامبر اكرم است. و اگر سه حرف اولش را بردارند تبديل به «مين» مي شود كه يك وسيله جنگي است. و اگر چهار حرف اولش را بردارند، تبديل به «ين» مي شود كه واحد پول كشور ژاپن است

-----------------------------

عبارت زير را بخوانيد: « كشمشمشير كشمشير »

جواب چيستان : عبارت مزبور چنين خوانده مي شود: كِشَم شمشير، كُشَم شير

------------------------------

يكنفر به قهوه خانه رفت و يك چايي خواست. قهوه چي يك چايي برايش آورد. مرد پس از چند دقيقه، با رفيقش مشغول صحبت شد. آنگاه متوجه شد مگسي در استكان چائيش افتاده است. قهوه چي را صدا كرد و از او خواست تا چايي را برده، عوض كند. قهوه چي چايي را برد و پس از چند دقيقه، يك چايي بازگرداند. مشتري پس از نوشيدن جرعه اي از چاي، قهوه چي را احضار كرد و بدو گفت: چرا چائي مرا عوض نكردي و همان را آوردي؟ او از كجا فهميد قهوه چي چايي را عوض نكرده است؟
جواب چيستان : زيرا چائيش را قبلاً شيرين كرد بود و چون قهوه چي معمولاً چائي را قند پهلو مي آورد، مرد با چشيدن جرعه اي از چاي، فهميد كه قهوه چي چائي را عوض نكرده، بلكه همان چائي را پس از بيرون آوردن مگس، برگردانده است

GORJI
01-07-2010, 16:35
پادشاهي درچهل كشور قلمرو داشت، و از هر يك از آن كشورها، سالانه يك كيسه زر خراج مي گرفت. يك سال از چهل كشور، چهل كيسه زر براي او فرستادند؛ ولي جاسوسانش اطلاع دادن كه درميان كيسه ها، كيسه اي هست كه سكه هايش نقره اند اما روكش طلا دارند! پادشاه از اين سخن برآشفت و دستور داد تنها با يكبار وزن كردن، بدانند كداميك از اين كيسه ها، محتوي سكه هاي نقره اي روكش دار است؟ با توجه به اينكه شكل، اندازه و حجم سكه ها و كيكسه ها همه يكسان بود وزن يك سكه نيز قبلاً مشخص شده بود؟

جواب چيستان : ابتدا چهل كيسه را پشت سر هم رديف كردند: آنگاه از كيسه اول يك سكّه و از كيسة دوم، دو سكّه و از كيسه سوم سه سكّه الي آخر برداشتند، بطوريكه مثلا از كيسه بيستم بيست سكه و از كيسه چهلم، چهل سكّه برداشته شد. جمع سكّه هاي برداشته شده 830 سكّه بود. آنگاه همة سكه ها را وزن كردند. اگر مثلا وزن هر سكه يك مثقال بود، مي بايستي وزن همه سكّه ها 830 مثقال باشد. اگر مثلا ازجمع سكه ها 10 گرم كم بود مي فهميدند كه كيسة اول حاوي سكه هاي تقلبي است و اگر 20 گرم كم بود كيسة دوم الي آخر، بدين ترتيب از كسري وزن سكه ها حدس زدند كه بايد كداميك از كيسه ها داراي سكه هاي نقره اي با روكش طلا باشد و چون نام كشور فرستنده روي كيسه ها نوشته شده بود، پادشاه كشور فرستند را شناخت، و او را سخت مورد مؤاخذه قرار داد

--------------------------------

شخصي از طبقه هفتم ساختماني به پايين پرتاب شد. در حال جان دادن بود كه پليس بالاي سرش آمد و پرسيد: چه كسي ترا به پايين پرتاب كرد؟ مرد به آرامي گفت: بهرام! بلافاصله، پليس با آسانسور به طبقه بالا رفت و بدون اينكه بهرام را بشناسد، او را از ميان افراد مستقر در طبقة هفتم شناخت. پس او را دستگير كرد و با خود به كلانتري برد. پليس بهرام را از كجا شناخت؟
جواب چيستان : از آنجا كه افراد مستقر در طبقه هفتم، همه به جز يكي زن بودند و همان يكنفر مرد قاعدتاً بايد بهرام قاتل آن مرد باشد

-----------------------------

سه دانشمند بسيار گرانقدر، كه يك نفرشان رياضيداني ارزشمند، ديگري فيزيكداني صاحب نام و سومي پزشكي متخصص بود، سوار بالني شدند. بالن روانه فضا گرديد. پس از چندي متوجه شدند كه بالن سوراخ كوچكي پيدا كرده و تحمل وزن آن سه تن را ندارد. ناچار تصميم گرفتند، براي نجات جان دو نفر بقيه، يك نفر را فدا كرده به پايين پرتاب كنند. پس از انديشيدن و تبادل نظر، يكي از سه نفر را به پايين پرتاب كردند و دو نفر بقيه از مرگ حتمي رستند. كداميك از اين سه تن به پايين پرتاب شدند؟
جواب چيستان : آنكه چاقتر و وزنش از همه بيشتر بود. و اينكه گفته شده است آنان افراد لايقي بوده انند، نكته انحرافي است وگرنه، وجود هر سة آنان براي جامعه مفيد بود

-----------------------------

يك نفر با تفنگ به سوي پرنده اي تيري انداخت و او را نقش بر زمين ساخت. پرنده بلافاصله درگذشت. حالا از كجا بدانيم بچه اي كه در پرنده در شكم دارد حلال است يا حرام؟

جواب چيستان : پرنده تخمگذار است و بچّه زا نيست تا بچه اي در شكم داشته باشد

---------------------------

سخت است سنگ نيست، چهار پا دارد شتر نيست، تخم مي گذارد پرنده نيست.

جواب چيستان : لاك پشت

GORJI
01-07-2010, 16:38
از دختري پرسيدند: اسمت چيست؟ گفت: دو سال و شش ماه. اسم او چه بوده است؟

جواب چيستان : اسمش «سيما» بوده است، زيرا دو سال 24 ماه است كه با 6 ماه جمعاً سي ماه يا «سيما» مي شود

------------------------------

دو نفر به حمام ميروند. در حمام يا وارد خزينه مي شوند و يا در زير دوش قرار مي گيرند. با اينحال، يكي از آنها خيس مي شود و ديگري خيس نمي شود. چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان : يكي از آنها زن آبستني بوده كه بچه اي در شكم داشته و دومي بچه اي است در شكم او، بنابراين مادر، زير دوش يا در خزينه خيس مي شود و بچه خيس نميشود

-----------------------------

شخصي هنگام خواب، دوساعت را كه هر دو سالم بوده و هر دو دقيق كار مي كرده است ميزان مي كند و بالاي سرش مي گذارد. صبح فردا كه از خواب بر مي خيزد مي بيند يكي از ساعتها، از ساعت ديگر يك ربع عقب تر است. در حاليكه هر دو ساعت مشغول كار بوده اند، چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان : زيرا يكي از ساعتها كوكي و ديگري برقي بوده است و هنگاميكه او در خواب ناز بوده، يك ربع برق قطع مي شود ساعت برقي يك ربع از ساعت كوكي عقب ميماند

-------------------------------

گِرد است و گردو نيست؛ زرد است زردآلو نيست؛ شير است درنده نيست؛ شمشير است و بُرنده نيست!

جواب چيستان : سكه ي دهشاهي سالهاي پيش است كه روي آن عكس شيري مشاهده مي شود

----------------------------

مادري براي دختران و پسرانش كه پنج نفر بودند، در زنبيل 5 سيب آورد و گفت: هر كدام از شما يك سيب برداريد، بطوريكه يك سيب هم توي زنبيل بماند. چگونه چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان : يا بچه اي درشكم داشته، و تعداد حاضران بغير از خود او چهارنفر بوده اند و يا اينكه سيبي هم در دست داشته و گفته است، «هركدام از شما يك سيب برداريد» منتها يكي از آنها سيب را از دستش گرفته و چهار نفر بقيه از زنبيل برداشته اند و سرانجام نيز يك سيب در زنبيل مانده است.

GORJI
01-07-2010, 16:42
چه تفاوت آشكاري بين مس، كُرُم، طلا و آهن وجود دارد؟

جواب چيستان : آهن، زيرا ساير فلزات فاقد نقطه هستند و تنها آهن است كه نقطه دارد

--------------------------------

باغي 7 دَرِ تو در تو دارد. اگر هنگام خروج از هر در ميوه هايي را كه چيده ايم نصف كنند و هنگام خروج از در آخر، يك عدد ميوه در سبد باقي بماند، تعداد ميوه هاي سبد، در بخش مركزي باغ چند عدد بوده است؟

جواب چيستان : صد و بيست و هشت عدد. زيرا پس از گذشتن از هفت مرحله نصف شدن، نتيجه به يك مي رسد

------------------------------

يك استاد دانشگاه سه جمجمه را روي ميز مي گذارد و با سه مُهره امتحان خاصي را با اين جمجمه ها انجام مي دهد. ابتدا مهره ها را در گوش چپ يكي از جمجمه ها مي كند و از گوش ديگرش بيرون مي آورد. آنگاه مي خواهد مهره دوم را در هر يك از دو گوش جمجمه دوم فرو كند، هر كار مي كند نمي شود. اما مهره سوم را كه در گوش جمجمه سومي مي كند، هر كاري مي كند بيرون آورده نمي شود. مي خواهيم بدانيم او از ميان اين سه جمجمه، كداميك را برتر مي شمارد و انتخاب مي كند؟

جواب چيستان : جمجمه سوم را، زيرا اولي از جمله كساني است كه حرف را از يك گوش مي گرفته و از گوش ديگر در مي كرده است، جمجمه دومي متعلق به كسي است كه حرف به گوشش نمي رفته و سومي. هر حرفي را مي شنيده، درمْخش نگه مي داشته، لذا از آن دو برتر بوده است

-------------------------------

شخصي در يك شب باراني، زنش را به قصد كشتن سوار خودرو خود مي كند و از خانه بيرون مي بَرَد. پس از ارتكاب جرم، به خانه باز مي گردد و اتومبيلش را كاملاً مي شويد تا گِل و خون و همه آثار ديگر جُرم را از آن محو و نابود سازد. با توجه به اينكه جز آن شب، در هيچ شب ديگري باران نمي باريده است، وقتي پليس از ماجرا خبردار مي شود، به قصد تحقيق پيرامون اين موضوع، به خانه او مي آيند. از او مي پرسند: آيا تو در آن شب باراني بيرون رفته بودي؟ قاتل مي گويد: نه آنگاه پليس مي گويد كليد (سويچ) ماشينت را بما بده ببينيم. پس از گرفتن سويچ، به گاراژ مي روند و همينكه ماشين را روشن مي كنند، مي فهمند قتل كار همان مرد بوده است! شما بگوئيد پليس از كجا فهميد، قضيه قتل كار او بوده است؟

جواب چيستان : پس از اينكه پليس ماشين را روشن كرد، متوجه شد برف پاك كن آن روشن است و قاتل از فرط دستپاچگي و شتابزدگي، يادش رفته آنرا خاموش كند و از پاسخي كه او داده بود، فهميد قتل حتما كار خود او بوده است

----------------------------

«ايوب» بي پدر را بنشان كنار « مسافر بيمار» ، ببين نتيجه چه مي شود؟

جواب چيستان : پدر به زبان عربي «اب» است بنابراين اگر از ايوب، اب را برداريم، يعني آنرا بي پدر كنيم، يو مي ماند از سويي، مسافر بيمار هم سف مي شود. زيرا اگر «م ا ر» را از واژه «مسافر» كم كنيم، سف مي ماند. پس اگر ايوب بي پدر را كه يو است كنار مسافر بيمار يا سف بنشانيم، يوسف مي شود كه نام يكي از پيامبران و فرزند يعقوب است

LIDA
01-07-2010, 17:05
از آن بالا مياد يكدسته حوري همه چادر سفيد سينه بلوري



گنبد سبزِ چمني، توش گلِ سرخِ يمني، چشمه آبش را ببين، شطِّ فراتش را ببين



دستمالِ آبي آبي پُرِش سيب و گلابي



نه دَس دارِه نه پا دارِه از همه جا خبر داره



نه در زمين نه در هوا مثل عقيق كربلا


**************************************

كبوتر

هنداونه

آسمان و ستارگان

باد

گیلاس

LIDA
01-07-2010, 17:14
دو دكان پنج خريدار لِنگِشو بگير، بزن به ديوار


چل (چهل) قوطي، چل يك قوطي چل تا عروس تو يك قوطي



اين چي چيه؟ تو صندوق پيچ پيچيه؟
من ميدونم كه چي چيه نميتونم بگم كه چي چيه؟


يكچارك گوشت نظام رگ و پي بر او مدام
سر او گاهي لولو همگي خوردند از او


اگر بر سر زند تاجِ مرصّع مكان و منزلش زير زمينه


*********************


گرفتن آب بيني با دست

كبريت

بچه در شكم مادر كه نمي توان گفت پسر است يا دختر

پستان مادر

مار

LIDA
01-07-2010, 17:20
كاسه چيني، آبش دو رنگه رو آتش ميذاري، يَخِش مي بندِه



حوض بلور دخترِ مست افتاد زمين و بشكست


نه در داره نه دريچه درون او پر از بچه


سرش زرد و علومت تويش سرخ و سلومت
رفتش تو و در اومد صلوات بر محمد (ص)


شب پا ميشه دزد نيست كرك داره پشم نيست تو سوراخ ميره مار نيست


********************
تخم مرغ

آيينه

انار

نان و تنور نانوايي

هلو

sam_handsome
01-07-2010, 17:23
معماااااااا!...؟!:39:
1.پلنگ صورتی مرد بود یا زن؟

LIDA
01-07-2010, 17:24
سي ستون روبرو، صد و سي حجره براو هر كه كند معني او، من شوم مخلص او


از در دراومد حيدري نشست به رويِ صندلي گفت يا محمد يا علي



دَم دارِه و نَم دارِه ديگي در شكم دارِه تو ميل به او داري او ميل به پول دارِه


قوطي قوطي سمر قوطي چار تا داداش تويِ (يك) قوطي



دالون دراز ملّا باقر قُدقُد مي كُنِه (مي كند) تا روز آخر


*********************

قرآن مجيد

چراغ گرد سوز يا لامپا

حمّام


مغز گردو

قليان

LIDA
01-07-2010, 17:30
پايين سنگ و بالاسنگ، بالا دو لوله تنگ، بالا دو شمع روشن، بالاش كمندِ رستم، بالاش تختِ سليمان، بالاش جنگل مولا.


يك بشقاب پلوست، همه جا ولوست


يِه ميخ دارم دو سنگِ تخت سفيد كنم لباس و رخت


سفيد شخمي، سياه تخمي، با دُس (دست) كاشتم، به لب چيدم!


بالا يك و پايين دو فوري ميرهِ پايِ تو


******************

سر و صورت

خورشيد

دو سنگ آسيا و دَست آس است كه دو سوراخشان روبروي هم است و برآمدگي (ميخ) سنگ زيرين در سوراخ سنگ روئين جا گرفته است

كاغذ سفيد است كه با دست بر رويش مي نويسند و با لب مي خوانند

شلواراست كه بالايش يك قسمت است و پاچه اش دو قسمت

LIDA
01-07-2010, 17:34
شخصي آمد از همه دان (همدان)، خوراك او بي استخوان، نه فارسي دان، نه تركي دان


مادر بزايد دختري نه سر دارد و نه پا دختر بزايد مادري هم سر دارد و هم پا


لبم به لبت، دستم به گردنت هِي قُر بزن، هِي قُل بزن


آشيشِه و مشيشِه دو روغن تو يه (يك) شيشه


چار تا كاكو، تو يه قوطي


**********************

نوزاد است كه همه مي دانند بچه است، خوراكش هم شير است، زبان هم نمي داند


تخم مرغ و جوجه

قليان

تخم مرغ


گردو

LIDA
01-07-2010, 17:40
شب مي گرده گر دلك، روز مي گرده گر دلك، خستگي نداره گرد لك

دالون دراز تنگ و باريك آقا خوابيده دراز و باريك


اين ور كوه اره، اون ور كوه اره، وسط كوه بره


قدِ دراز و باريك، كوچه تنگ و باريك


اين ور كوه سفيد پلو، اون ور كوه سفيد پلو، ميون كوه زرد پلو


*********************

آسياب

شمشير و غلاف

دهان

تفنگ

تخم مرغ

GORJI
01-07-2010, 17:46
پدراحمد مي تواند يك اتوبوس پر از مسافر، يا يك كاميون پر از بار را با يك دست نگهدارد، چگونه؟

جواب چيستان : او مأمور اداره راهنمايي و رانندگي يا پليس راه است كه با اشاره يك دست اتوبوس پر از مسافر يا كاميون پر از بار را نگه مي دارد



فرق چيني و ژاپني در چيست؟

جواب چيستان : تفاوت آنها در اين است كه «چيني» مي شكند، اما ژاپني نمي شكند



شش دوست كه به سينما رفته اند، شش صندلي را كه تشكيل يك رديف را داده است اشغال مي كنند. جواد دور از فرهاد نشسته و در دو طرفش، دو نفر قرار دارند كه با دو نفري كه اطراف فرهاد نشسته اند متفاوت مي باشند. احمد و محمود هم دركنار يكديگر قرار گرفته اند و حسين دور از جواد است. آيا با اين حساب، صندلي يوسف در كنار راهروي ورودي اين رديف قرار گرفته است؟

جواب چيستان : آري، ترتيب نشستن آنها از چپ به راست به قرار زير است: يوسف، جواد، احمد، محمود، فرهاد، حسين



روي شيشه يك آرايشگاه، نام آن با حروف درشت و به خط نستعليق نوشته شده است. صندلي مشتريها پشت به شيشه در ورودي و روبروي آيينه قرار دارد. يك مشتري كه در حال اصلاح سر و صورت است، از راه آيينه روبرو، نوشته روي شيشه را مشاهده مي كند، حال بگوئيد ببينم، او نوشته روي شيشه را چگونه مي بيند، برعكس يا به طور عادي؟

جواب چيستان : مشتري حروف و كلمات روي شيشه را در آيينه روبرو به صورت عادي مشاهده مي كند



هم فرشته است، هم پادشاه و هم سرزمين.

جواب چيستان : ملك است، كه اگر فتح ميم و لام باشد به معني فرشته است كه جمع آن ملائكه مي شود. اگر با فتح ميم و كسر لام باشد به معني پادشاه است كه جمع آن ملوك است و اگر با ضم ميم و جزم لام باشد به معني سرزمين و مال و منال غير منقول است كه جمع آن املاك مي باشد

GORJI
01-07-2010, 17:49
يك روستايي به همسايه خود بهنگام بهار يك كيسه پر از گندم قرض داد كه چهار پا بلندي و شش پا دور آن بود. بهنگام خرمن، آن همسايه، دو كيسه پر از گندم براي پرداختِ دين خود ره آن روستايي داد كه بلندي هر يك از كيسه ها چهارپا بود، اما دور هر يك از دو كيسه، نصف دوره كيسه آن روستايي- يعني هر كدام سه پا- بود. با اين حساب آيا آن همسايه، بدهي خود را تمام و كمال بدان روستايي پرداخته است يا خير؟

جواب چيستان : دو كيسه گندمي كه در عوض آن يك كيسه براي اداي دين به آن روستايي داده شده است، از نظر وزن و حجم، تقريبا نصف مقدار گندمي است كه دركيسه ي آن روستايي بوده است


آورده اند كه يكي از خلفاي عباسي، مي خواست يكي از سه تن دوستان خود را كه به آنها اعتماد كامل داشت، وزير خود كند، ولي نمي دانست كداميك از آن سه نفر باهوشتر است. لذا روزي آنها را احضار نمود و گفت: «چنانكه مي بينيد سه سيب سرخ» و دو سيب سفيد، در اين ظرف درمقابل خود دارم. چشمهاي شما را بسته، سيبي روي سر هر يك از شما مي گذارم و بعد چشمان شما را باز مي كنم، بطوريكه هر يك از شما، سيبي را كه روي سر دو نفر ديگر است مي توانيد ببيند، ولي سيبي را كه روي سر خودتان است نمي توانيد ببينيد، هر كدام از شما كه زودتر حدس زد، سيبي كه روي سرش است چه رنگي دارد، او را وزير خود خواهم كرد. پس از آنكه چشمان آنها را بسته و سه سيب سرخ و سفيد روي سرشان گذاشت و چشمان آنان را باز كرد، از آن سه نفر، جعفر و موسي متحير مانده نتوانستند جواب درستي بدهند؛ اما صادق ثابت كرد كه از ديگران باهوشتر است و پس از لحظه اي درنگ گفت: سيبي كه روي سر من است سرخ مي باشد. صادق از كجا فهميد سيبي كه روي سرش گذاشته شده سرخ است؟

جواب چيستان : صادق پيش خود فكر كرد، جعفر مي داند سيبي كه روي سر من است سرخ يا سفيد است، ولي نمي داند روي سر خودش چه رنگ سيبي است اگر سيبي كه روي سر من است سفيد باشد، جعفر فكر خواهد كرد كه اگر سيبي هم كه روي سر اوست سفيد باشد، چون سفيد دو تا بيشتر نيست، موسي فورا رنگ سيبي را كه روي سر خودش هست حدس خواهد زد و خواهد گفت: روي سر من سيب سرخ است ولي چون موسي صدايش در نيامده، پس معلوم مي شود كه سيبي كه روي سر من است (يعني صادق) سفيد نيست. پس حتما سرخ است لذا رو به خليفه كرد و گفت سيبي كه روي سر من است سرخ است و مدلل داشت كه از جعفر و موسي باهوش تر است. لذا به وزارت خليفه انتخاب شد



از ميان ورقِ بازي، بايد سيزده ورق را بدين ترتيب بيرون آورد:
يك لو، دولو، سه لو، چهارلو، پنج لو، شش لو، هفت لو، هشت لو، نه لو، ده لو، سرباز، بي بي، شاه. حالا بايد اين سيزده ورق را طوري روي هم گذاشت كه اگر مرتباً يك ورق را به زمين بيندازيم و يك ورق رازير دست بگذاريم، به ترتيب همان اوراقي كه برشمرديم بيرون بيايد! چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان : تنها در صورتي ممكن است كه آن سيزده ورق را به ترتيب زي بچينيم : يك لو، بي بي، دولو، هشت لو، سه لو، سرباز، چهارلو، پنج لو، شاه، شش لو، ده لو، هفت لو



مردي با همسرش در خيابان قدم مي زد. ناگهان بفكرش رسيد كه كاري ضروري دارد! بنابراين تصميم گرفت ا زهمسرش خداحافظي كرده، به دنبال كار خود برود. پس رو به زنش كرد و گفت: خداحافظ، خواهرِ عزيز! ، با اينكه طرف مقابل همسر او بوده، چرا او اينگونه خداحافظي كرد؟

جواب چيستان : زيرا نام خواهر زن يا برادر زنش عزيز بوده، بنابراين همسرش «خواهرِعزيز» مي باشد



هم نام شهري است، هم نام گياهي

جواب چيستان : سرخس است كه هم نام گياهي است و هم نام شهري در شمال شرقي استان خراسان

GORJI
01-07-2010, 17:54
هم جَوَند آنرا و هم شهري بُوَد

جواب چيستان : سقّز از شهرهاي استان كردستان



شعري بنويسيد كه واژه ها چهار زبان در آن بكار رفته باشد!

جواب چيستان : قال‏َ (عربي) دِ تيچِر (انگليسي) : گاماس، گاماس (ارمني) ، گَ بُرَ (تركي) پا تَختِه (فارسي).............. گفتم (فارسي) نُ نُ ديس سِوِن لِسِن (انگليسي) وِري وِري (انگليسي) سَختِه (فارسي)



اين مصراع را بخوانيد: پيشلطيفطلعتشقيمتمنشكستهشد .

جواب چيستان : مصراع مزبور چنين خوانده مي شود: پيش لطيفِ طلعتش، قيمتِ من شكسته شد



يك چراغ نفتي داريم كه فتيله اش كوتاه است ونفت به فتيله آن نمي رسد. از سويي مقدار نفت ما هم كم است ودسترسي به نفت نداريم. با اين وضع، چگونه مي توانيم چراغ را روشن كنيم؟

جواب چيستان : مقداري آب در منبع نفت چراغ مي ريزيم، بطوريكه فتيله چراغ درون آب و نفت قرار گيرد و آنگاه اندكي صبر مي كنيم. چون آب از نفت سنگين تر است، در ته ظرف قرار مي گيرد و نفت روي آن واقع مي شود، بطوريكه فتيله درونِ نفت قرار مي گيرد. آنگاه با زدن كبريت و نزديك كردن آن به سر فتيله، چراغ را به راحتي روشن مي كنيم



مي دانيم هر جانوري را به شكلي خاص رام مي كنند. مثلاً اسبِ وحشي را با سواري گرفتن و شلاق زدن و خسته كردن رام مي سازند يا گاوِ وحشي را با دواندن و خسته كردن و بستن در يكجا و ... اكنون بگوئيد مار را چگونه رام مي كنند؟

جواب چيستان : براي رام كردن «مار»، آنرا برعكس مي كنند، زيرا، برعكس مار ، رام مي شود

GORJI
01-07-2010, 19:22
نام چند جانور را بنويسيد كه برعكس آنها هم خودشان باشند!

جواب چيستان : شپش، كبك، ساس، گرگ



نام چند جانور را بنويسيد كه برعكس آنها معنا داشته باشد!

جواب چيستان : فيل (ليف)، خر (رخ)، سگ (گس)، شير (ريش)، خرس (سرخ)، خوك (كوخ)، هُدهُد (دَه دَه)، مور (روم)، مار (رام)، اسب (بَسا)، غاز (زاغ)



مخوف ترين گودال عالم كدام است؟

جواب چيستان : مخوف ترين و تاريك ترين گودال عالم، بنام ماريان در اقيانوس آرام قرار دارد كه عمق آن 5/6 ميل (مايل) است بطوريكه اگر بتوانيم كوه اورست را در كف اين گودال قرار دهيم، باز هم به اندازة يك ميل، پايين تر از سطح دريا قرار خواهد گرفت



منوچهر، به خواهر كوچكترش پروين گفت: تو، اگر يك تومان از پول خودت را به من بدهي، پول من دو برابر پول تو خواهد شد! پروين پاسخ داد: اگر تو از پول خودت يك تومان به من بدهي، پولهاي هر دومان مساوي خواهد شد؟ هر يك از آنها در آ‎غاز چند تومان داشتند؟ براي حل اين چيستان، نبايد از قلم و كاغذ استفاده شود!

جواب چيستان : پروين 5 تومان و منوچهر 7 تومان پول داشتند



مردي روزي دوبار از كوچه اي كه در آن ده درخت وجود دارد مي گذرد. اگر او يك ماه تمام از اين كوچه عبور كند، جمعاً چند درخت را در آنجا خواهد ديد؟

جواب چيستان : ده درخت را، زيرا هر روز همان درخت را مي بيند و چيزي از آنها كم يا به آنها اضافه نمي شود لذا هر چند بار از آنجا بگذرد، باز همان درختها را خواهد ديد

GORJI
01-07-2010, 19:24
خرگوشي دوسال از عمرش را پشت سر مي گذارد، اكنون او چه مي شود؟

جواب چيستان : وارد سه سالگي مي شود



نام كدام پرنده اي است كه اگر برعكسش كنيم، نام پرنده ديگر مي شود؟

جواب چيستان : غاز است كه برعكسش زاغ مي شود



چگونه مي توان بانگاه كردن به پرنده اي كه درحال پرواز است، پي برد كه آن پرنده، حلال گوشت است يا حرام گوشت؟

جواب چيستان : اگر پشت سر هم بال مي زد حلال گوشت است مانند كبوتر، گنجشك و كبك، و اگر چند بال مي زد و با بار كردن بالهايش بر روي هوا سوار مي شد، حرام گوشت است مانند كركس، عقاب و لاشخوار



دو كشور را كه اختلاف نامشان تنها در لفظ «يه» است ، نام ببريد.

جواب چيستان : كشورهاي مزبور نيجر و نيحريه هستند كه اختلاف نامشان تنها در لفظ يه مي باشد



هم نام شهري است، هم زيور پا.

جواب چيستان : خلخال

GORJI
01-07-2010, 19:27
شخصي با وجودداشتن همسر، همسرِ ديگري اختيار كرد. خدا از كار او خشنود بود، اما محمد و علي و فاطمه، از كار او ناراضي بودند. چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان : زيرا محمد و علي فرزندان وي و فاطمه نيز همسر وي مي باشد كه هر سه ازكار او ناراضي بودند



هم نام خياباني است درتهران، هم نام بازاري در همان شهر و هم نام پادگاني؟

جواب چيستان : عباس آباد



نام چه شهري است كه سه حرف اولش يكي از حشرات، دو حرف دوم و سومش، نام يكي از پايتختهاي باستاني و چهار حرف آخرش داستان بلند است؟

جواب چيستان : كرمان است كه سه حرف اولش «كِرم»، حرف دوم و سومش «رُم» و چهار حرف آخرش «رُمان» است



نام چه شهري است كه دو حرف اولش كشنده است، حرف دوم و سومش واحد وزن است و سه حرف آخرش نوعي خوراكي است؟

جواب چيستان : سمنان است، كه دو حرف اولش سَم است، حرف دوم و سومش «مَن» واحد وزن است و سه حرف آخرش «نان» نوعي خوراكي است



نام چه شهري است كه چهار حرف اولش نام يك پرنده و چهار حرف آخرش محل كسب و كار است و اگر حروف چهارم و پنجم آنرا برداريم، يكي از كشورهاي آسيايي است؟

جواب چيستان : اردكان است كه چهار حرف اولش «اُردك» نام پرنده اي است؛ چهار حرف آخرش «دكان» محل كسب و كار است و اگر حروف سوم و چهارمش را برداريم، تبديل به «اُردُُن» مي شود كه يكي از كشورهاي آسيايي است

GORJI
01-07-2010, 21:44
هم در نانوايي است، و هم نام بندري از بنادر ايران؟

جواب چيستان : خمیر


هم در بيابان پراكنده است، وهم نام بندري است در جنوب ايران؟

جواب چيستان : ریگ


نام چند شهر را كه سه حرف اولشان نام جانوري باشد بنويسيد؟

جواب چيستان : كرمان (كِرِم) ، شيراز (شير) ، اهواز (آهو) ، گرگان (گرگ) ، ساري (سار) ، اسد آباد (اسد) ، قوچان (قوچ) ، شيروان (شير) ، كرمانشاه (كرم)



ده و ده بيست مي شه، پنجاه تا به آن اضافه كني يازده مي شه! چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان :
ساعتي است كه ده و ده دقيقه را نشان مي دهد كه بيست نيست؛ و اگر پنجاه دقيقه بدان بيفزايي يازده مي شود


از صفر تا صد چند تا 9 وجود دارد؟

جواب چيستان : بيست تا

GORJI
01-07-2010, 21:48
نام چند وسيله در خودرو را كه نام چهار دختر ايراني است بنويسيد

جواب چيستان : پروانه 2- شمع 3- آينه 4- پيمانه 5- گيت (گيتا)-1



نام پنج وسيله را در خودرو كه نام پنج حيوان در آن نهفته است بنويسيد.

جواب چيستان : 1- پروانه 2- شترگلو 3- كله گاوي 4- سگدست 5- شغال دست



از واژه هاي رديف دوم، كداميك را با ذكر دليل، به جاي علامت سؤال در رديف اول بايد گذاشت؟
مد-كار-علوم-مسموم-كاردار-؟
شكر-كوتاه- استقلال-قايقران-سهامدار-سلام

جواب چيستان : واژه اي سهامدار را، زيرا كلمات رديف اول به ترتيب دو حرفي، سه حرفي، چهارحرفي، پنج حرفي و شش حرفي هستند و رديف آخر يعني جاي علامت سوال بايد هفت حرفي باشد. اما ازميان واژه هاي رديف دوم، كلمات قايقران و سهامدار هر دو هفت حرفي هستند منتها از ميان اين دو واژه نيز بايد واژه ي سهامدار را انتخاب كرد؛ زيرا همة كلمات رديف اول بي نقطه هستند، بنابراين هفتمين واژه نيز، ضمن اينكه بايد هفت حرفي باشد، بايد بدون نقطه نيز باشد و سهامدار واجد چنين ويژگيهايي است


اولين و آخرين سوره نازل شده قرآن كدامند؟

جواب چيستان : بنا به روايات، نخستين سوره نازل شده، بر پيامبر اكرم سوره علق و آخرين سوره نيز سوره نصر بود



نخستين كسي كه دانه تسبيح را درست كرد كه بود؟

جواب چيستان : نخستين كسي كه تسبيح درست كرد صديقه كبري سلام الله عليها است، ك از اُحُد، خاك قبر حضرت حمزه سيدالشهدا گِل ساخت و تسبيح درست كرد و با آن ذكر خدا نمود

LIDA
01-07-2010, 22:03
نه دس داره نه پا، آب مي خوره مثل شما


زردم، زبرم، زير زمين معتبرم، كلاه سبزي به سرم


صندوق چوبي، پر از روغن كوهي


نه مي تونَم چادر ننه مو سر كنم نه مي تونم پول بابامو بِشمُرَم



بافتم و بافتم، پشت كو انداختم


*****************

خمير

هويج

گردو

آسمان و ستارگان

گيس

LIDA
01-07-2010, 22:07
ميدونم كجاس، نميدونم چيه؟

سبز است و دراز خدا نيافريده


يكي رفت و يكي ماند يكي سرشُو مي جنباند


آن چيست؟ موجود سرد و بيجان، گيرد ولي دو صد جان، دهان تنگ و تاريك، گردن دراز و باريك، حالا نگو كه نيست آن، به من بگو كه چيست آن؟


در بسته و بوم بسته قلندر تو حياط جَسته

****************

بچه درشكم مادر

پاسخ درست «نِي» است كه سبز ودراز است و مراد از «نيافريده»، « نِي آفريده» است

آنكه رفت آب جوي و رودخانه است، آنكه ماند ريگ و سنگهاي كف جوي و رودخانه است و آنكه سرش را مي جنباند علفهاي كنار جوي در رودخانه اند


تفنگ

ماه

LIDA
01-07-2010, 22:10
چل قوطي چلبند قوطي چل عروس تو يه (يك) قوطي



قالب لب تافته، گل به گل انداخته، قدرتِ پروردگار، خوب به هم بافته


يوز پلنگ بي دُم، نه جو خورده نه گندم، گشت زند بيابان، نفع دهد به مردم


پايين سنگ و بالا سنگ، بالاش دو لوله تفنگ، بالاش دو شمع روشن، بالاش كمون هندي، بالاش سرير شاهون، بالاش بازار ريسمون، بالاش گله گوسفند


صندوق ملك معصوم، آورده به نخلسون، لابه لاش طلا كاري، دونه هاش چو مرواري


*********************

قوطي كبريت


ماهي

زنبور عسل

اعضاء صورت و موي سر


انار

LIDA
01-07-2010, 22:16
يه چارك گوشت لذا رگ و پي داره هزا سر او گندله مازو جونِ نَنَت خوردي از او



آن چيست كه چيستان است، در جيب بزرگان است، در شهر خراسان است؟


اَلّا كلنگِ يزي (يزدي) نه خون ميخواد نه سبزي آب مي خوره فراوون نونشو ميده به مردم


آبي ميون سنگ داري ميان آب سبزي ميون دار سرخي ميون سبز


نرم و نمالك چي چيه سرخ و درازك چي چيه در آب زمزم چي چيه در آب گنداب چي چيه شبها دويدن چي چيه
شب دزدي كردن چي چيه سفيدي بازار چي چيه سياهي بازار چي چيه


********************

پستان مادر

تسبيح

آسياب

قليان

به ترتيب عبارتند از: نمد، قالي، ماهي، قورباغه، سگ، موش، پنبه، نمك و زغال

LIDA
01-07-2010, 22:18
سنگ بالاي سنگ چه چيزه؟


آسياب چار سنگ چه چيزه؟


دوخيك روغن چه چيزه؟


دو شمع روشن چه چيزه؟


دو كمند هندي چه چيزه؟


تخت سليمان چه چيزه؟


گله گوسفند چه چيزه؟


بازار ريسمون چه چيزه؟

***************

1- دندان

2- چانه

3- سوراخهاي بيني

4- چشم

5- ابرو

6- پيشاني


7- شپش

8- موي سر

GORJI
02-07-2010, 11:10
اگر دو را از ده كم كنيم، نُه مي شود! چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان : اشكال سرِ خواندن جمله است، بايد جمله مزبور را اينگونه بخوانيم: 1 (يك) گردو را از ده كم كنيم، نه مي شود، كه كاملا صحيح است



منظور از اين بيت عربي چيست؟ عليّ ححسم كجزتنعم

جواب چيستان : منظور دوازده امام است كه هر يك با اول نام يا لقبشان مشخص شده اند: علي، حسن، حسين، سجاد، محمدباقر، كاظم، جعفر صادق، رضا، تقي، نقي، عسگري، مهدي



آن چيست كه مي بيني و نمي خري، مي خري و نمي پوشي، مي پوشي و نمي بيني؟

جواب چيستان : کفن



چگونه مي توان از يخ آتش ساخت؟

جواب چيستان : يك ظرف نيم كره كوچك را پر از آب كرده در يخچال مي گذاريم تا خوب يخ بزند. آنگاه يخ را طوري جلو آفتاب مي گيريم، تا شعاع آفتاب مستقيماً بر آن بتابد سپس كاغذي را در زير يخ مي گيريم تا بر كاغذ بتابد. سپس آنرا آنقدر جلو و عقب مي بريم، تا نقطه تابش بر صفحه كاغذ بيفتدو پس از چند دقيقه، كاغذ شعله ور مي شود؛ زيرا يخ حالت عدسي را پيدا مي كند



پدر و مادري داراي يك پسر و دختر هستند. دختر آنها با پسري ازدواج مي كند و ثمره اين ازدواج يك پسر مي شود و پسرشان با يك دختر ازدواج مي كند و ثمره پيوندشان يك دختر مي شود. حال بگوئيد در اين مجموعه خانوداگي، چند پدر، چند مادر، چند پسر و چند دختر وجود دارد؟

جواب چيستان : سه پدر، سه مادر، سه پسر و سه دختر

GORJI
02-07-2010, 11:14
يك زن و شوهر با هم سوار اتوبوسي مي شوند. ناگهان زنِ آن مرد مي رود و با راننده اتوبوس، روبوسي مي كند، شوهر آن زن، براي آنكه ترديد مسافران اتوبوس را برطرف كند، رو به آنان كرده، مي گويد، برادر زن راننده، دايي عيال بنده است! آن راننده با آن زن چه نسبتي داشته است؟

جواب چيستان : پدرش بوده، زيرا برادر زن پدر آن زن، دايي او مي شود



اگر سه روز قبل از يك روز به جمعه مانده باشد، پس فرداي آن روز، چه روزي مي شود؟

جواب چيستان : چهارشنبه است. زيرا روز پيش از جمعه پنجشنبه است سه روز پيش از پنجشنبه، دو شنبه و پس فرداي دوشنبه، چهارشنبه مي باشد



در روزگار گذشته، شاهزاده اي چيستاني گفته و عهد كرده بود كه هركس جواب چيستان او را بدهد، وي همسر آن مرد خواهد شد: چيستان اين بود:
شنيدم گنبدي بر روي داري نه در دارد، نه ديوار و حصاري
بنازم قدرت پروردگاري در آن گنبد بود لشكر هزاري

جواب چيستان : بلي خانم كه حرفت راست باشد...............برشتت از دم الماس باشد گمانم مي رسد گويا مَنِ لُر.................كه اين حرف شما «خشخاش» باشد



اگر روي تابلويي نوشته شده باشد «بابك خيس» ، در آئينه روبروي اين نوشته، آنرا چگونه مي خوانيم؟

جواب چيستان : سيخ كباب



چه تعداد نقطه در قرآن به كار برده شده است؟

جواب چيستان : تعداد «1015030» نقطه در قرآن به كار رفته است

GORJI
02-07-2010, 11:17
قرآن كريم داراي چند حرف است؟

جواب چيستان : قرآن كريم داراي «323671» حرف است



قرآن كريم داراي چند كلمه است؟

جواب چيستان : قرآن داراي «77701» كلمه است



نام قرآن چند بار در قرآن آمده است؟

جواب چيستان : هفتاد بار



كدام سوره قرآن، تعداد كلماتش برابر با تعداد سوره هاي قرآن است؟

جواب چيستان : سوره تكوير تعداد كلماتش برابر با تعداد سوره هاي قرآن، يعني 114 است



كدام سوره قرآن، همنام يكي از شهرهاي ايران است؟

جواب چيستان : سوره نور است كه همنام نور يكي از شهرهاي استان مازندران است

GORJI
02-07-2010, 11:20
سوره هايي در قرآن هست كه اگر نام آنها را برعكس كنيم، به همان صورت خوانده مس شود، آن سوره ها كدامند؟ -

جواب چيستان : سوره هاي ليل و تبت است



نام كدام سوره قرآن است كه كه اگر حرف اولش را برداريم، نام يكي از سوره هاي قرآن خواهد شد؟ -

جواب چيستان : سوره محمد است كه اگر حرف اولش را برداريم سوره حمد مي شود



كدام آيه است كه در يك سوره 31 مرتبه تكرار شده است؟ -

جواب چيستان : آيه «فَبِاَي آلاءِ رُبِكُما تُكَذِّبان» در سوره «الرحمن» 31 بار تكرار شده است


كدام آيه قرآن است كه از هر طرف به يك شكل خوانده مي شود؟

جواب چيستان : آيه 3 سوره مدثّر يعني «ربك فكبر» مي باشد



آيه اي كه «پنج وقت نمازهاي يوميه» در آن آمده است، در كدام سوره قرار دارد و چه آيه اي است؟

جواب چيستان : آيه اي كه پنج وقت نمازهاي يوميه در آن آمده است، در سوره ي «اسراء آية 78» قرار دارد

GORJI
02-07-2010, 11:22
نام كدام پيامبر، بيشتر از ديگر پيامبران و چندبار در قرآن ذكر شده است؟

جواب چيستان : نام حضرت موسي (ع) بيشتر از ديگر پيامبران «136 مرتبه» در قرآن ذكر شده است



كدام كلمه است كه در تمام سوره هاي قرآن بيان شده است؟

جواب چيستان : كلمه «الله»، در تمام سوره هاي قرآن بيان شده است



رودهايي كه در قرآن ازآنها نام برده شده كدامند؟

جواب چيستان : رودهايي كه در قرآن از آنها نام برده شده، عبارتند از: رود نيل در سوره انبيا و رود فرات در سوره هاي فرقان و فاطر



جملاتي بنويسيد، كه اگر برعكسشان كنيد، دوباره خودشان شوند.

جواب چيستان : «مداد دادم» ، «درك كرد»



اگر سفيدپوستي در درياي سرخ يا درياي سياه شنا كند چه خواهد شد؟

جواب چيستان : فقط خيس خواهد شد، زيرا درياي سياه و درياي سرخ تنها نام آنهاست، وگرنه آبشان نيز مانند ساير درياها بيرنگ است و تاثيري بر جسم انسان نخواهد داشت

GORJI
02-07-2010, 11:25
عقربه هاي ساعت نما و دقيقه نما در ساعت، طي يك شبانه روز، چند بار با هم در زاويه 180 درجه تشكيل خواهند داد؟

جواب چيستان : چهل و هشت بار



شخصي در هر يك از دو دست خود چند قطعه پول دارد. عده قطعات يكي از دستها زوج، و عدة قطعات دست ديگر فرد است. مي خواهيم بدانيم آنكه عدد زوج است در كدام دست قرار دارد

جواب چيستان : به وي پيشنهاد كنيد، تعداد سكّه هاي دست راست را درهر عدد زوجي كه مي خواهد ضرب كند و تعداد سكّه هاي دست چپ را هم، در هر عدد فردي كه مايل است ضرب نمايد و مجموع دو حاصل را از او بپرسيد اگر فرد بود، تعداد سكه هاي دست راست او زوج است و اگر زوج بود، تعداد سكه هاي دست چپ او فرد مي باشد براي مثال فرض كنيد در دست راست او 5 سكه و در دست چپش 8 سكه باشد. مجموعي را كه مي گيريم، مطابق قاعده ي فوق چنين خواهد شد: 32= (3×8) + (2×5) از اين قرار، معلوم مي شود كه تعداد سكه هاي دست راست فرد، و تعداد سكه هاي دست چپ زوج است



آيا يك نفر مي تواند ساعت هشت صبح با هواپيما از بندر ولادي وُستُك در شرق روسيه و كنار اقيانوس آرام حركت كند و ساعت هشت صبح همان روز در فرودگاه مسكو بر زمين بنشيند؟

جواب چيستان : بلي مشروط بر اينكه سرعت هواپيما را طوري تنظيم كند كه فاصله ميان دو شهر يعني 9000 كيلومتر را در 9 ساعت بپمايد. يعني در هر ساعت 1000 كيلومتر را طي كند. زيرا اختلاف ساعت بين ولادي وستك و مسكو 9 ساعت است و اگر هواپيما با سرعتي معادل 1000 كيلومتر در ساعت، طي مسير كند، هرساعتي كه از ولادي وستك حركت كرده باشد، در همان ساعت، در مسكو بر زمين خواهد نشست




چگونه مي توانيم تخم مرغ پخته را از خام تشخيص دهيم؟

جواب چيستان : تخم مرغ پخته و خام به يك طريق نمي چرخند. تخم مرغي را بگيريد، آن را روي صفحه اي افقي و صاف گذارده، بچرخانيد. تخم مرغ پخته، بويژه اگر خوب سفت شده باشد، خيلي سريعتر و بيشتر از تخم مرغ خام مي چرخد! در واقع، چرخاندن تخم خام كار مشكلي است. تخم مرغ سفت چنان سريع مي چرخد، كه بشكل بيضي سفيد مسطح و مبهمي ديده مي شود. اگر بتوانيد سرعت دُوُران كافي به آن بدهيد، حتي ممكن است روي انتهاي باريكش برخيزد. علت آن است كه تخم مرغ پخته، برخلاف تخم مرغ خام، مثل يك مجموعه كامل يا جسم سختي دوران ميكند، محتويات آبگونه اي تخم مرغ خام نمي تواند به سرعت، همراه پوست شروع به چرخش كند. لذا مانند ترمز عمل كرده و با لختي خود، در كار چرخيدن پوسته سفت اخلا مي كند، ديگر آنكه موقع ايستادن، تخم مرغ پخته وخام به يك شكل متوقف نمي شوند. اگر به تخم مرغ پخته اي كه در حال چرخيدن است انگشت بزنيد، فوراً از دوران باز مي ايستد، ولي اگر اين كار را با تخم مرغ خام كنيد، پس از برداشتن انگشت، دوباره حركت خود را از سر مي گيرد. محرك اين عمل، نيز همان نيروي لختي است. پس از آنكه پوسته تخم مرغ خام را متوقف كرديد، محتويات ابگونه اي درون آن باز هم به حركت خود ادامه مي دهند. در نتيجه، پس از برداشتن انگشت، دوباره بپوسته را به حركت وا مي دارند. ولي محتويات تخم مرغ پخته با پوست خود متوقف مي شوند



شخصي لنگه جورابهاي خود را از مدتي پيش به اينطرف در صندوقي انداخته و اينك در آن صندوق، 25 لنگه جوراب سفيد و 25 لنگه جوراب سياه جمع شده است. حالا بهنگام شب، كه برق نيز قطع شده است، آن شخص به يك جفت جوراب نيازمند است و چون چراغ پيدا نكرده، در تاريكي به اتاقي كه صندوق جورابها در آنجاست رفته و در همان تاريكي مي خواهد براي خود يك جفت جوراب انتخاب نمايد، كه هر دو سفيد يا سياه باشند! آيا مي توانيد بگوئيد كه چند لنگه جوراب بايد از آن صندوق برداشته، با خود به روشنايي ببرد، كه بطور يقين و در ميان آنها يك جفت يكرنگ، يعني هر دو سفيد ياهر دو سياه باشد؟

جواب چيستان : اگر آن شخص، فقط سه لنگه جوراب از آن صندوق برداشته، به روشنايي بياورد، بلاشك، دو لنگه از آن سه لنگه يا سفيد است يا سياه، و غير از اين ممكن نيست

GORJI
02-07-2010, 16:31
آن چيست كه پس از جير جير كردن بسيار، ........ درشت و پنبه اي مي گذارد؟ - 1


آن چيست كه اگر از ارتفاع زياد به زمين افتد نمي شكند، اما اگر در دخمه اي افتد مي شكند؟ -2


آن كيست كه پيش از تولدش نه ماه در حبس گرفتار بود؟ -3


آن كدام پادشاه بود كه طول مدت سلطنتش، بيشتر از مدت عمرش بود؟ -4


آن چيست كه هر چه از آن بردارند بيشتر مي شود؟ -5

---------------------------------------------------------------------------------------------

1 - دوک نخ ریسی

2 - تخمه

3 -  انسان در شكم مادر

4 - شاپور ذوالاكتاف، زيرا پيش از تولدش، تاج شاهي را بالاي تخت مادر آبستن او گذاشته بودند

5 - چاه است كه هر چه از آبش بردارند بيشتر مي شود

GORJI
02-07-2010, 16:34
1 - آن چيست كه امروز مهمان ماست، فردا نوبت شما؟


2 - آن چيست كه روز مي دود و شب پاسبانِ اتاق است؟


3- آن چيست كه پاي كوه نشسته و عمامه به سر دارد؟


4 - آن كدام جانور است كه صبح با چهار پا، ظهر با دو پا و عصر با سه پا راه مي رود؟


5 - آن كدام دو برادر هستند كه هميشه خاك بر سر هم ميكنند؟


-----------------------------------------------------------------------------
1 - مرگ

2 - کفش

3 - قارچ

4 - انسان است كه در كودكي با دستها و پاها، در جواني با دو پا و در پيري با سه پا (دوپا و يك عصا) را مي رود

5 - بيل و كلنگ

GORJI
02-07-2010, 16:36
آن چيست كه تا يك بار خار رويش نگذاري به خواب نمي رود؟


2 - كدام جمله معروف است كه ميليونها نفر آنرا مي دانند وبه زبان مي رانند ولي هنگام گفتن آن لب بر هم نمي زنند؟


3 - آن چيست كه از لذيذترين چيزهاست، ولي نمي شود آنرا خورد؟


4 - آن چيست كه روز و شب دستش را به كمرش زده و ايستاده است؟


5 - آن چيست كه من يكي دارم، تو دوتا داري، شاه سه تا و پسر پادشاه نه تا؟


==========================================

1 - چشم است كه تامژگان را روي هم نگذاريم به خواب نمي رود


2 - «جمله معروف «لا اِلهَ اِلاّ الله


3 - بوسه

4 - آفتابه

5 - نقطه

GORJI
02-07-2010, 16:43
1 - آن چيست كه اگر از آسمان به زمين بيفتد نمي شكند، اما به محض افتادنِ در آب مي شكند؟


2 - كدام برادرها هستند كه ديواري ميانشان هست و همديگر را نمي بينند؟


3 - آن چيست كه اگر به زمين بيفتد نمي شكند، در آب هم تر نمي شود؟


4 - آن چيست كه در دنياست، دنيا هم در اوست؟


5 - آن كدام بچه ايست كه به مادرش شير مي دهد؟


================================================== ===

1 - کاغذ

2 - دو چشم انسان

3 - سایه

4 - چشم

5 - رودخانه اي كه وارد دريا مي شود

GORJI
02-07-2010, 16:44
آن چيست كه تا اسمش را به زبان مي راني مي شكند؟


آن چيست كه هر چه آب در آن بريزند پر نمي شود؟


آن چيست كه سرش را مي بُريم و برايش گريه مي كنيم؟


آن چيست كه هر چه مي دويم به آن نمي رسيم؟


آن چيست كه اگر گريه كند مي ميرد؟


==================================
سکوت

آبکش

پیاز

سایه خود ما

ابر

GORJI
02-07-2010, 16:46
آن چيست كه همه چيز در آن است؟


آن كيست كه براي همه مردم لباس مي دوزد، اما خودش لخت است؟


آن چيست كه ما تصور مي كنيم او را مي خوريم، اما در حقيقت او ما رامي خورد؟


آن چيست كه مي دانيم كجاست ولي نمي دانيم چيست؟


آن چيست كه همه دارند؟


================================================== ===

چشم، آينه، كاغذ

سوزن

غصه

بچه در شكم مادر

اسم

LIDA
02-07-2010, 17:29
ماهي شكم دريده، رحل به رويش كشيده، هر كه آن را بداند، عقل بزرگان دارد

درنداره گنجينه، تركيده سر داره

او سنه بلدم سي سنه چهل تا مرغ به يك خَنِه پلوخوردن دَنِه دَنِه همچي كه هيشكس ندونه


آن چيه، پيچ پيچيه بند قباش كيبريتي يه مدنم كجيه نمدنم چيه


آن چيه كه خَم داره از خمي سر به هم داره چار تا خال در شكم داره؟


*********************

قلمدان

خشخاش

انار

بچه در شكم مادر

نعل اسب و الاغ و استر

LIDA
02-07-2010, 17:34
اي طرفش اره، ميونش گوشت بره


چار ديكون دوش به دوشه يكي اطلس فروشه يكيش آرد فروشه يكيش، اليجه فروشه يكيش كُنده فروشه



خدا بزرگه، بارون مي زَنه خدا كوچيكه برف مي زَنه


دو دكون (دكان) ، او پس دوكون، روغنِ شُل، چكون چكون


از اون دورا مياد سه تا علمدار اندر زمين، اندر هوا، كلاه به سر، سبزه قبا


***************

دندانها و زبان

پول و مسكوك

سنجد

آب بيني

به ترتيب: گندم، انگور، انار، خيار

LIDA
02-07-2010, 17:40
هم به انگورم، هم به انار نه انگورم نه انار زنجير نيستم، به زنجيرم نخجير نيستم، به نخجيرم


اَتَتو و مَتَتو كلّه باريكِ ... گتو


از دو مياد سه تا علمدار كدوم كاكامه! كلا قلمكار كدوم عمومه! پيشو طلايي كدوم دائيمه! شالِ رضائي


از اينجا تا به شوشتر همه ش خونِ كبوتر


از در در اومَد شاهِ پلنگ عصا به دستش همه رنگ


****************

دانه هاي انار و انگور

درفش

انار، گل و برگ آن

گل سرخ

رنگين كمان (قوس وقزح) ، كمان رستم

LIDA
02-07-2010, 17:46
از دَر در اومد علي پلنگ عبا به دوشش همه رنگ


از در در اومد هَلي لُم نه شاخ به سر داره نه دُم


ديدم دو صنم برابري مي كرد دعوي به سَرِ زلفِ پري مي كرد يارب، به فداي هر دو گردم من جنگ او به زبان زرگري مي كرد



از دور ديدم ماه را از دل كشيدم آه را آن ترك تير انداز را برهم زده شيراز را


از دور مياد چه غلغله دامن قباش چه بلبله كلاه نهاده زنجبيل كه من غلام آتشم


******************

قالي

سيل

گوشواره

كبريت

زنبور

LIDA
02-07-2010, 17:49
از دور مياد، خوشخو مياد
نزديك مياد، شمشير به دست، بدخو مياد
از دور مياد شاه پلنگ، عصاي دستش همه رنگ


زرگري به زرگري، بالاترش روغن كاري، بالاترش آينه كاري، بالاترش تخته روون، بالاترش كوه سياه، بالاترش گله چرون

اشر پلنگِ بي دُم، بالي زند به صحرا، مالي دهد به مردم


زرده، نه زعفرانِه گِرده ، نه گردكانه


اشكاف تنگ و تاريك پر ازمور سر باريك


********************

(دو لچه (دُلو

دهان، بيني، چشمها، پيشاني، سرو موها

زنبور عسل

اشرفي

تفنگ و باروت

GORJI
03-07-2010, 12:58
آن چيست كه از تخم مرغ كوچكتر و از شتر بزرگتر است؟


آن چيست كه بالاتر از پيامبر و پايين تر از خداست؟


آن چيست كه رفتنش كار دارد، آمدنش بار دارد؟


آن چيست كه پيش از استعمال راست و پس از استعمال كج است، از آن هم آب مي چكد؟


آن چه شهر سرخ يا زردي است كه مردمانش سياه هستند؟

-------------------------------------------------------------------------------

گلوله نخ هنگام بسته و باز بودن

عمامه پيامبر

قاشق

چتر بهنگام ريزش باران و هنگام بسته بودن

هندوانه

GORJI
03-07-2010, 13:00
آن چيست كه شيرين است و طعم ندارد، سنگين است و وزن ندارد؟


آن چيست كه گوشتش در رو قرار گرفته و پوستش در زير؟


مي دانيم اگر ته هر چيزي را بكَنند كوتاه مي شود و هر چه را از اطرافش بكَنند باريك مي شود. آن چه چيزي است كه هر چه تَهَش را بكَنند بلندتر و هر چه اطرافش را بكنند كلفت تر مي شود؟


آن چيست كه بر همه چيز و همه كس واجب است؟


آن چيست كه چهار در دارد و هر درش سه در و هر يك از اين درها سي در؟

-----------------------------------------------------

خواب

سنگدان

چاه

نام، اسم

سال و ماه و روز است كه بترتيب: سال چهار فصل دارد، فصل سه ماه و هر ماه 30 روز است

GORJI
03-07-2010, 13:02
آن چيست كه هم آنرا مي خوريم و هم آنرا مي گردانيم؟


آن چيست كه وقتي نشسته است سه پا دارد، وقتي برمي خيزد دو پا؟


سه برادرند كه جان ندارند، اما حركت مي كنند، آن سه برادر كدامند؟


آن كدام درختي است كه كاشته نشده است؟


آن كدام رنگي است كه باچشم ديده نمي شود؟

------------------------------------------------------------------------

چرخ

فُرغون

آب و باد و ابر

شجره خانوادگي

رنگ ماوراءبنفش و مادون قرمز

GORJI
03-07-2010, 13:04
آن كدام جانوري است كه هرگز آب نمي نوشد؟


آن چيست كه در پشت كوه سُرخاب و سفيداب مي كند؟


آن چيست كه يك لايش نمي رسد ولي دولايش مي رسد؟


آن چيست كه پايش در سر است و رويش در پا؟


آن چيست كه من مي روم و او هم مي رود؟

---------------------------------------------------------------

موش كانگوروئي

ريواس

دست است كه در حالي كه راست است به دهان نمي رسد، اما پس از خم شدن به دهان مي رسد

پارو است كه سرش «پا» و پايش «رو» مي باشد

سايه

GORJI
03-07-2010, 13:07
آن چيست كه من مي روم و او مي ماند؟


آن چيست كه صدا دارد و جثّه ندارد؟


آن نيستي چيست كه در لباس هستي جلوه مي كند؟


آن چيست كه يك نفر دو چشمه دارد، ديگري چهار چشمه و سومي هفت چشمه؟


آن چيست كه هر مقدار از آنرا داشته باشند ناخشنودند؟


----------------------------------------------------------------------------------

جاي پا

باد

خواب

پستان زن، گوسفند و سگ است، كه اولي دو لول دارد، دومي چهار لول و سومي داراي هفت لول است

پول

GORJI
03-07-2010, 13:09
آن چيست كه آدمي هر چه بيشتر داشته باشد خشنودتر است؟


آن چيست كه هر جا بيندازند مي رود؟


آن چيست كه بي علم و دانش، همه چيز را همانگونه كه هست آشكار مي سازد؟


آن كدام برادرانند كه هر چه مي دوند به هم نمي رسند؟


آن چيست كه روزها كُلفَت است و شبها خانم؟

---------------------------------------------------------------------------

عقل

نگاه، نظر

آينه

چرخ خرمنكوبي، چرخ درشگه و گاري و خودرو

جاروب

LIDA
03-07-2010, 14:01
اولم آخر پلنگ است كه زيبا وقتِ جنگ است دومم آخر شير است كه بر جنگل امير است سومم ميان ببر است

چو توفان و چو ابر است آخرم آخر گربه است ولي مايه خنده است با بچه ها همبازيم چه نازيَم، چه نازيَم

مَشَشنگَم و قشنگم كه خيلي شوخ و شنگم


اولم اول پياز است دومم اول ساز است چهارمم آخر هسته توي صندوقچه بسته


اولم اول خيار است دومم آخر خيار است سومم دوم آب است چهارمم سوم راز است آخرم آخر كوزه است



اولم اول زمستان، آخرم آخر باغ دومم رفته زبستان، آمده ميان باغ



اول و آخرم اول قند، ميانم آتش، به همين خيال باش


*****************

گربه

پسته

خربزه

زاغ

قاشق

LIDA
03-07-2010, 14:06
اولم اول فيله، دومم چشمه نيله، سومم اون ور عاجه، چهارمم هسته كاجه، آخرم اول نازه، نگفتي كه اين چه رازه؟

اين چيه لعبت پسنديده پيراهن سبز سرخ پوشيده در ميان دو حقه چوبي صد هزاران هنر بگنجيده



اين چيه گِرد و گولِ ه شب و روز گوشه مَدبَخ (مطبخ) مي لوله؟



اين سر بازار سفيدكاري، اون سر بازار سفيدكاري، ميون بازار طلا كاري


اين سر كو (كوه) دويدم، اون سر كوه دويدم، مَلِكيِ كهنه ديدم، خر زردي نديدم

******************

فنجان

پسته

پیاز

تخم مرغ

شكارچي

LIDA
03-07-2010, 14:10
اين وَرِ كو، اون وَرِ كو، ميون كو، ناقاره بكو

در بَسه (بسته)، دالون بَسه، صد عروس رو بسه


صدتا خانوم تو يه خونه بذار دَهَن، دونه دونه


صندوقچه سليمانه، آكنده به دُردانه، لابه لاش طلا كاري، دونه هاش چو مرواري


حَصينِ سبز گُل گُلي تَنَه ش نزن كه ميشكني


***************

چاهك مستراح

انار

انار

انار

زن آبستن

LIDA
03-07-2010, 14:15
دَسمال انار، پيشِ زنِ سالار اَگه جرأت داري، يكيشو وردار

دورش نازي، پاش چناري، زَهله (زهره) داري، وَرِش داري؟


آسمان رنگِ اژدها پيكر مرده را زنده مي كند به نظر


چادر زنگاري، پُرِ خوشه مرواري


سيني دارم پر گوشواره كسي رُ ندارم بِشمُره


********************

آتش در منقل

آتش

لاك پشت

آسمان و ستارگان

آسمان و ستارگان

LIDA
03-07-2010, 21:41
آقا قيل و ماقا قيل سرش تنگ و تَهِش فيل


آقا كوچولوي زردِ آبي، تكيه داده تو مهتابي، قربون زلف چين چينش، داره صفا عرقچينش


قالي لب بافته، گُل به گُل انداخته، قدرت پروردگار، خوب بهم بافته


بابا، چوبي- ننه، چوبي- بچه يي دارند، گُمپ گلي


بابا، دراز و غولك- ننه، پَهنه و پَهنك- دختر، گرد و گلوله، دوماد دَل و ديوانه

****************

افتابه

جارو
آسمان و ستارگان

گردو

بابا، تاك، درخت مو، ننه برگ آن، دخترها دانه ها يا خوشه انگور، داماد، شراب

LIDA
03-07-2010, 21:45
پرنده اي بي بال و پر، نه زائيده مادر، نه ديده پدر


نه دَس داره نه پا داره خبر از همه جا داره

باغه و باغ دو در- انار و انجيرتر- يه بابائيه را گُذَر (راهگذر)- مَنديل به كله اش اين قَدَر


دو برادَرَن دوش به دوش هر دو برادر روغن فروش


شهر ما هَف دروازَس، به هر دَرِش يِه دَربونه، باجِ هر در نصف باره، هر مُكاري مي دونه، حالا چَن (چند) لِنگِه بياري يكيش واسُت مي مونه


*****************

باد

بادمجان

سوراخهاي بيني


صدو بيست و هشت لنگه بار، كه در نخستين دروازده 64 لنگه آن باقي مي ماند و در دومين 32 لنگه، و در سومين 16 لنگه، و در چهارمين 8 لنگه

خيار، بالنگ

LIDA
03-07-2010, 21:48
پاك و پاكيزه تحفه دريا كه نمد پيچ و حيدري وار است گاه در توي چاه رفته و گاه بر لب اره او گرفتار است


پيرمرد نوراني، نمد پوش حيدر پيراني. گه به چاه است و گه به بازار است، نقره خام بر سر اره گرفتار است


در را ببند، دالان را ببند، كه خانم سفيد پوش داره مي رقصه


مياد مثلِ اميرا، مي شينه عين وزيرا، مي پيچين لاي حصيرش، مي بَرَن عين اسيرا


دو در هوا، چار در زمين،اي خربزه

******************

برف

برف

برف

برف

بُز است كه منظور از دو در هوا، دو شاخ آن و منظور از چهار در زمين، چارپاي آن است

LIDA
03-07-2010, 22:01
زرد است و زري مي زنه، كُركش نمدي مي زنه، دست گلعذارش ده، خورد پادشاهش ده


طبيعت لعل ساز، لعل تراشيده باز، لعل تراشيده را، به نقره پيچيده باز، به نقره پيچيده را، به پيش هم چيده باز، به پيش هم چيده را، به حقه پيچيده باز، به حقه پيچيده را، به نام ناميده باز ...


گوشت تو گيرِه، گيرِه تو گيرِه، گيرِه راه مي ره


پُر موي تركيده سر يك وجب و مختصر


يك وجبك نيم وجبك نه بيشترك نه كمترك تركيده سر، پشم هلو وقتِ سحر، خوردن او


****************

به

جاي نقطه چين «نار» به معني «انار» بايد گذاشت، زيرا، انار شبيه لعل تراشيده است كه در پرده اي نقره گون پيچيده شده و بعد كنار هم گذاشته شده و درون حقه اي (پوست انار) پيچيده شده است

پا

پاچه گوسفند

پاچه گوسفند

LIDA
03-07-2010, 22:05
پارچه س، سوزن نديده، آرده، آسياب نديده، هيزمه، تبر نديده


دَس داره، پا نداره يه شيكم پاره داره

يك چارك گوشت لذا رگ و پي داره هزا سر او گندله مازو جون ننه ت خورده از او


سبكي بازار كدومه سنگيني بازار كدومه سفيدي بازار كدومه



سيرم سقطم (سُقُطم) گرسنه ام بي قوتم (قوتم)



***************

سنجد

كت يا پالتو

پستان

پنبه، سرب، گچ

پیر

GORJI
03-07-2010, 22:57
آن چيست كه وقتي بيرون آمد ديگر تو نمي رود؟


آن چيست كه تا سرش را نبرند حرف نمي زند؟


مي دانم هر چيزي در اثر مجاورت با آتش گرم و سرانجام ذوب مي گردد، اما دو چيز هستند كه دراثر همجواري با گرما سفت تر سخت تر مي شوند، ان دو چيز كدامند؟


آن چه چيزي است كه هرچه با آن بنويسند تمام نمي شود؟


آن چه ويژگي است كه اگر آنرا در جانوران ببينيم، بي درنگ مي فهميم كه آن جانور تخمگذار است يا بچه زا؟

---------------------------------------------------------

بچه پس از تولد از مادر

نامه درون پاكت است، كه تا پاكتش را پاره نكنند از مضمونش باخبر نمي شوند

گِل و تخم مرغ

دست است

گوش است، زيرا تخمگذاران گوششان ناپيدا و بچه زاها گوششان پيداست! تنها در اين مورد يك استثنا هست و آن نوعي افعي بچه زاست كه گوشش دقيق پيدا نيست

GORJI
03-07-2010, 22:59
آن چه كشوري است كه در پيشاني ماست؟


آن چه كشوري است كه در چشم ماست؟


آن چه كشوري است كه متشابه نامش در يكي از آيه هاي معروف قرآن است؟


آن چيست كه هم بچه دارد و هم تفنگ؟


آن چيست كه هر چه آنرا بيشتر بكشيم كوتاهتر مي شود؟

--------------------------------------------------------------------------

چين

كُره

كشور «تبت» درشمال شبه قاره هند است كه پايتختش «لهاسا» است و متشابه لغت «تبت»، در آيه مشهور «تبت يُدا اَبي لَهَب و تَب » مي باشد

قُنداق

سيگار

GORJI
03-07-2010, 23:03
آن چيست كه هر چه آنرا بيشتر بكشيم بلندتر مي شود؟


آن چيست كه هم آنرا برخي بازيكنان در دست مي گيرند و هم اينكه در آسمان رهايش مي سازند؟


آن چيست كه بالايش جهنم، وسطش جنگل و پائينش درياست؟


آن چيست كه راه ميرود و مدام سرش به سنگ مي خورد؟


آن چيست كه گردن دارد اما سرندارد، دست دارد اما پا ندارد؟

-----------------------------------------------------------------------------------

خط

راكت

قليان

آب رودخانه و جوي

كوزه

GORJI
04-07-2010, 21:41
آن چيست كه پدر و پسر دارند، اما مادر ندارد؟


آن چيست كه وجودش موجب فراواني و آباداني است، اما عكسش سبب ضعف و ناتواني و ويراني است؟


آن چيست كه بسيارش كم است، و آن چيست كه كمش بسيار است؟


آن چه روديست كه در آن دريا وجوددارد؟


آن چيست كه هم در سربازخانه است و هم در سيستان و بلوچستان؟

-------------------------------------------------------------------------------------

نقطه است كه پدر سه وپسر نيز سه نقطه دارد اما مادر نقطه ندارد

گنج و جنگ

آنكه بسيارش كم است«دوست» است و آنكه كمش بسيار است، «دشمن» است

آمودريا

سرباز است كه هم در سربازخانه است و هم نام رودي در سيستان و بلوچستان است

GORJI
04-07-2010, 21:43
آن چيست كه هم نام شهري است، هم وسيله اي است در چرخ خياطي و ماشين نساجي؟


آن چيست كه هم يك لقب فرانسوي است و هم وسيله اي در چرخها و ماشينهاي نخريسي و نساجي؟


آن كدام پل در تهرانست كه نامش منسوب به يكي از ملل اروپايي است؟


آن كدام واژه است كه باسوادترين و دانشمندترين مردم دنيا نيز آنرا غلط تلفّظ مي كنند؟


آن چيست كه همه چيز را مي خورد و سرانجام خودش نيز از ميان مي رود؟

-----------------------------------------------------------------------------------

ماكو است كه هم شهري در آذربايجان غربي است و هم وسيله اي در چرخ خياطي و ماشين نساجي

دوك

پُل رومي

«واژه «غلط

آتش

LIDA
04-07-2010, 21:58
فرض کنید راننده اتوبوس برقی اید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و 5 نفر سوار می شوند. راننده چند سال دارد؟



پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پروازند ، حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟



چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی حضرت موسی برده شد؟



شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، 60 درجه و طرف دیگر 30 درجه است ، خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است. تخم به کدام سمت پرت میشود؟


هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند؟


من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود ، اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد چطور؟

***********


جواب ها


جواب سوال 1: راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد؛ چون جمله ی اول پرسش می گوید : تصور کنید راننده ی اتوبوسید



جواب سوال 2 : همه کلاغ ها ، چون آنها فقط در شرف پروازند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند.



جواب سوال 3: هیچ ، آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی ( چه تعداد جلوی فکر کردن شما را گرفته است.)



جواب سوال 4 : هیچ کدام. خروس ها که تخم نمی گذارند. اگر شما سعی کرده اید پاسخ را از راه محاسبات و مقایسه ی اعداد به دست بیاوید ، شما دوباره با اعداد منحرف شده اید.



جواب سوال 5: بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم به در برده اند. شما با کلمات حقوقی و دفن کردن منحرف شده اید.



جواب سوال 6 : یک 25 تومانی و یک 5 تومانی. به یاد بیاورید که فقط یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد و همین طور هم هست. یک سکه 5 تومانی داریم. شما با عبارت یکی از آنها نباید فریب خورده اید.

LIDA
04-07-2010, 22:07
چيست كاندر دهان بي دندان هر چه افتاده ريزريز كند چون زني در دو چشم او انگشت در زمكان هر دو گوش تيز كند


چيست اين جانور دو سر دارد از دو سوراخ سر بدر دارد هر كه بگشايد اين معما را دانم از عاشقي خبر دارد


چيست آن لعبت شتابزده روز وشب رفته و قدم نزده وقت غريدنش چو ابر بهار برف باريده و نمش نزده


چيست آن گل كه رسته بر لب جو قطره ژاله اي چكيده بر او صورتش شكل صورت انسان مظهر عشق و رونق بستان؟


آن چيست كه پيك عاشقان است مشاطه زلف دلبرا است خنديدن گل زبوسه اوست رقص چمن از نواي آنست

*******************

قيچي

بند شلوار

آسياب

گل بنفشه

نسيم

GORJI
04-07-2010, 23:44
آن چيست كه هم پاپوش ماست و هم محل نگهداري آثار ارزشمند و قديمي؟



آن كدام يك است كه دو نمي شود؟



آن كدام دو است كه سه نمي شود؟



آن كدام سه است ك چهار نمي شود؟



آن كدام چهار است كه پنج نمي شود؟


-----------------------------------------------------------

موزه

خداوند يكتا

شب و روز، تاريكي و روشنايي، خوبي و بدي، زشتي و زيبايي

ماههاي هر فصل، اضلاع مثلّث

فصول سال، اضلاع مربع، مستطيل، لوزي و متوازي الاضلاع

GORJI
04-07-2010, 23:46
آن كدام پنج است كه شش نمي شود؟


آن كدام شش است كه هفت نمي شود؟


آن كدام هفت است كه هشت نمي شود؟


آن كدام هشت است كه نه نمي شود؟


آن كدام نه است كه ده نمي شود؟

----------------------------------------------

پنجه دست و پا

ششدانگ هر چيز و ششلول

هفت طبقه آسمان، هفت پيكر، هفت شهر عشق، هفت تير، ايام هفته

پاهاي هشت پا

اعداد يك رقمي

GORJI
04-07-2010, 23:48
آن كدام ده است كه يازده نمي شود؟


آن چيست كه هر چه به نيم روز و نيمه شب نزديكتر مي شويم بيشتر مي شود؟


چه وقت همه برايمان شادي مي كنند، و چه وقت همه برايمان مي گريند؟


آن چيست كه بالاي سرماست، اما اگر برعكسش كنيم تبديل به «فلز» مي شود؟


آن كدام شبه فلزي است كه اگر برعكسش كنيم، يكي از سبزيها خواهد شد؟

----------------------------------------------------------------------------------

دهگان، انگشتان دستها يا پاها

تعداد ضربات زنگ ساعت ديواري

به هنگام تولد، همه برايمان شادماني مي كنند و به هنگام مرگ، همه برايمان اشك مي ريزند

زلف است كه برعكس آن «فلز» مي شود

جيوه است كه برعكس آن «هويج» مي شود

GORJI
04-07-2010, 23:49
آن چيست كه هم در آسمان است و هم وسيله ايست براي تنبيه و كتك زدن افراد خاطي؟


آن چيست كه هم نام گياه است و هم اذان مي گويد؟


آن چيست كه كم مي شود ولي زياد نمي شود، و آن چيست كه زياد مي شود اما كم نمي شود؟


آن چيست كه هم انسان دارد، هم تخم مرغ و هم جاده؟


آن چيست كه تابه سرش نكوبي كار نمي كند؟

---------------------------------------------------------------------

فَلَك

بلال است كه هم نام ديگر ذرت است و هم اسم «بلال حبشي» اذان گوي حضرت رسول (ص)


آنچه كم مي شود اما زياد نمي شود عمر آدمي است و آنچه زياد مي شود اما كم نمي شود سن آدمي است

شانه

ميخ

GORJI
05-07-2010, 12:38
آن چيست كه خوراكش فقط باد هواست؟


آن چيست كه همه جا مي رود، اما هرگز كاشانه اش را ترك نمي كند؟


آن چيست كه روبه بالا و پايين درست و چپ مي رود، اما هرگز حركت نمي كند؟


آن چيست كه هم هنرپيشه دارد، هم خودرو؟


آن چيست كه هم در نجاري است، هم در آشپزخانه؟

-----------------------------------

بادكنك

لاك پشت است كه هيچگاه كاسه اش را ترك نمي كند

جاده

رُل

125. رنده

GORJI
05-07-2010, 12:40
آن چيست كه هم ورزشگاه است، هم در ميدان جنگ و هم در بازار بزازها؟


آن چيست كه هر چه مي روي او بر جا مي ماند؟


آن چيست كه اولش عبادتست و آخرش آشاميدني است؟


آن چيست كه هم درون شيشه است، هم درون جنگل و هم لبِ حوض؟


آن كدام ميوه اي است كه نام يكي از مردان اسطوره اي دوبار در آن تكرار شده است؟

--------------------------------------------------------

توپ

جاي پا

حجاب است كه اولش «حج» از عبادات است و آخرش «آب» از آشاميدنيها

شير

زال زالك است كه نام «زال» پدر رستم دوبار در آن تكرار شده است

GORJI
05-07-2010, 12:42
آن نام كدام جانور است كه اگر برعكسش كنيم، نام يكي از ملتهاي باستاني خواهد شد؟


آن چيست كه چهارتابرادرند، توي يك ظرف ادرار مي كنند؟


آن چيست كه دخترش حامله است، اما مادرش (ننه جونُش) بِكر؟


آن چيست كه مرده ها و زنده ها با هم انجام مي دهند؟


آن چيست كه با آب همه درياها طاهر نمي شود، اما بازبان پاك مي گردد؟

-------------------------------

مور است كه اگر برعكسش كنيم «روم» مي شود

پستانهاي گاو است كه در يك ظرف دوشيده مي شوند

هندوانه

گردش به دور زمين و گردش به دور خورشيد

كافر است كه با گفتن شهادتين مسلمان مي شود

GORJI
05-07-2010, 12:44
آن چيست كه دو پا دارد، دو پا هم قرض مي كند، اما كسي به گَردَش نمي رسد؟


آن چيست كه سر تاپايش نيم من نمي شود، اما يك اتاق را پُر مي كند؟


آن چيست كه تا نبنديش، خوابت نمي برد؟


آن چيست كه صدا دارد اما گلو ندارد؟


آن چيست كه حضرت علي ديده، ولي خدا نديده است؟

------------------------------------------------------------------

دوچرخه و دوچرخه سوار است

چراغ نفتي است كه با نورش اتاقي را روشن مي سازد

دَرِ خانه است. يا به عبارتي چشم آدمي

باد

بزرگتر از خود

GORJI
05-07-2010, 12:46
آن چيست كه توكاف هست تو گاف نيست، تو لام هست تو ميم نيست، تو غين هست تو عين نيست؟



آن چيست كه درميان «گربه» ، «ماهي» است؟


آن كدام درنده است كه آدم سرش را مي خورد؟


اون چيه كه مال توئه، اما خودت كمتر از همه به كارش مي بري؟


اون چي چيه كه روش نقره س، زيرش طلا؟

----------------------------------------------------------------

كلاغ

گرمابه

شير

اسم

تخم مرغ

LIDA
05-07-2010, 20:52
چيست نه شلوار ونه پيراهنش هر چه خواهي مي نهي در دامنش راست گويد هر چه گويد بي زبان اژدهايي، عقربي در دامنش


لعبتي چيست، نغز و خاك مزاج كه به آبي است در جهان خورسند دست بر سر نهاده، پنداري به سر خويش مي خورد سوگند


چيست آن ماهروي محبوبي همه عالم فداي ديدارش هر كه را وصل او نصيب شود شود آماده مقصد و كارش


آن چيست كه روز مي نمايد شبگون صد پاره تنش، ولي ريك پاره نگون چون دست باو نهي زاندازه فزون همچون دل عاشقان فروريزد خون


آن چيست كه يك جناح و يك پا دارد جا در كف مهوشان رعنا دارد چون گرم شود مدام در پر زدن است چون سرد شود مقام عنقا دارد

***************

ترازوي زنجيردار

كوزه

پول

شاه توت

بادبزن

LIDA
05-07-2010, 20:57
آن چيست كه در باديه ماوا دارد بر فرق سر جانوران جا دارد بس جانور بوالعجبي مي باشد سيصد سروده شكم، دو صد پا دارد


چه چيز است، مرغي است بي بال و پر سرش تا نبري نگويد خبر


آن چيست كزو حسن بت افزون گردد اندر كف مهوشان موزون گردد سبز است تنش، ولي عجيب است چون آن بدو رسد همه خون گردد


آن چيست كه در برگ پناهي دارد رخت سيه و سبز كلاهي دارد پوستين بكنند و سينه اش چاك كنند من در عجبم كاين چه گناهي دارد


چيست آن، كز چشمه اي آيد برون بي هدف ره مي برد با قلب خون مدتي بر دشت خشكي چون برفت مي شود از سنگ سختي سرنگون

******************

شير باحروف ابجد

نامه

حنا

بادمجان

اشكِ چشم

LIDA
05-07-2010, 21:01
بگو چيست آن ده دو سرو سهي كه رسته است شاداب با فرهي از آن برزده هر يكي شاخه سي نگردد كم و بيش بر پارسي


آن چيست كه در سه وقت كمياب شود گر آب تني كني، تنش آب شود گر گرم شود گريه كند تا ميرد گر سرد شود، زندگي از سر گيرد


آن چيست ك ارغوان قبايي دارد بيرون و درون شهر جايي دارد گرد است و مدور است و تاجش بر سر مانند ك دم موش پايي دارد


آن چيست گرد و كوچك، آويزه و معلق گاهي حلال و طيب، گاهي حرام مطلق


اين چه باشد كه پشت خم دارد از خمي هر دو سر به هم دارد وزن او نيست خود به صد مثقال صد مني را به پشت بر دارد

*****************

سال و ماه و روز

برف و يخ

چغندر

انگور


نعلِ اسب

H3ydari
05-07-2010, 21:03
منم یه معما بگم اما جوابش رو فعلا نمیگم:

یه زن توی خیابون یه کودک رو نوازش میکرده
ازش میپرسن این کیه که داری نوازش میکنی

میگه این هم نوه ی من هستش هم برادر شوهرم
خوب چه جوری میشه که بچه هم نوش بوده هم برادر شوهرش؟!!!:4:

LIDA
06-07-2010, 10:26
-چيستم ؟کيستم؟پاکيزه کننده محيط زيستم.يعني چي؟


2-آن چه حيواني است که هيچ وقت تشنه نمي شود؟يعني چي؟

3-آن چيست که با سواد ترين آدم ها آن را غلط مي نويسند ؟يعني چي؟

4-آن چيست که بدون صدا زنگ مي زند؟يعني چي؟

5-آن چه مرغيست تا اوج هوا رهسپراست كاندرين صحرا بديدم يك عجايب جانور


****************

1-درخت

2-ماهي

3-کلمه (غلط)


4-آهن

هواپیما

LIDA
07-07-2010, 17:17
آن چيست كز آن طبق همي تابد چون عاج، به زير شعر عنابي ساقش به مثل چو ساعد حورا دستش به مثال پاي مرغابي


آن چه چيز است كه بر سينه خصمان گذرد كهربا پيكر و آهن دم و فولاد سر است

اين جسم عجيب چيست كه بر چرخ پديد است گه پرده ماه است و گهي حاجب شيداست


آن چيست كه بي پا و سر و دست روان است وين چيست كه اندر شكمش خلق نهان است اين چيست كه يك لحظه بگردد همه عالم وين چيست كه سر تا به قدم جمله زبان است


چه چيز است، مرغي است بي بال و پر نزاييده مادر، نديده پدر نه در آسمان است و نه در زمينفصيح است و دانا و گنگ است و كر





-----------------------

ريواس

تير- نيزه

ابر

آب و باد و خاك و آتش

عقل

LIDA
07-07-2010, 17:22
شخصي زسفر آمد و بس غوغا داشت يك جانور بوالعجبي همرا(ه) داشت آن جانور عجيب از صنع خداي هفتاد سروده شكم و سي پا داشت

دو مرغ از مرغزاري كرد پرواز به قصد هر دوشان آهنگ كردم يكي را پا بريدم گشت بي سر يكي را سر بريدم لنگ كردم


يك معما از تو پرسم اي حكيم باهنر كاندرين صحرا بديدم يك عجايب جانور مور چشم و مار دم، كركس پرو عقرب شكم پاي او مانند اره، شير سينه، اسب سر


چيست اين جانور ندارد دم دهني دارد او ميانه گم


هشت پا دارد او به اعضايش دو سر او دارد، هر دو از بالا استخوان ا زبرون و گوشت از تو هيچ اعضاي او ندارد مو

----------------------

فيل (با حروف ابجد)

كلنگ است كه اگر آنرا به دو بخش تقسيم كنيم «كَل» به معني كچل و «لَنگ» به معني بي پا يا چْلاق به دست مي آيد

ملخ

شكم

خرچنگ

LIDA
07-07-2010, 17:30
يك گياهي بر لب درياست آنرا خر خورد پادشاه از رفتن او خرج هفت كشور خورد مي خورد خون سياه و مي رود راه سفيد كو به رفتن باد ماند ضربتي بر سرخورد


يك معما با تو دارم، اي حكيم با تميز نيم پر شد پر تهي، يعني چه چيز


رنگش به علف برده و قدش به صنوبر شش نان تُنُك دارد و يك كاسه مُزَعفَر



قلعه اي ديدم منقش، از طلا افتاده بود دور قلعه بُد منقّش، اندورنش ساده بود اندر آن قلعه بديدم كشته هاي بيشمار تيغ قتل كشته ها پهلويشان افتاده بود


اشتربمرد از لاغري، از بسكه پي بسيار داشت نه در هوا، نه در زمين، وقت سحر، نزديكِ شام

-----------------------

قلمِ نِي

ماه

گل نرگس


قلمدان، قلم و قلمتراش (چاقو)

شتر لاغر اندام و ضعيفي، از بسكه بار پي اش سنگين بود مُرد. نه درهوا نه در زمين يعني روي پُل، وقت سحر نزديك شهر شام

LIDA
17-07-2010, 12:08
آن چيست كه پر و خاليش يك وزن دارد؟


- خداوند متعال چه مي خورد ، چه مي پوشد و چقدر توانايي دارد؟


- اين عبارت را بخوانيد.( كشمشمشير كشمشير ).

اين مصراع را بخوانيد.( پيشلطيفطلعتشقيمتمنشكستهشد .).


از صفر تا صد چند تا 9 وجود دارد؟


***************

نوار كاست و ويدئو


خداوند متعال غم بندگانش را مي خورد ،عيب آنان را مي پوشد و قدرتش بي انتهاست.

- كشم شمشير ، كشم شير.

- پيش لطيف طلعتش ، قيمت من شكسته شد.

- بيست تا

LIDA
17-07-2010, 12:11
اون چيه كه مال تويه ، اما خودت كمتر ازهمه به كارش مي بري؟


آن كدام درنده است كه آدم سرش را مي خورد؟


آن چيست كه در ميان (گربه) ، ماهي است؟


منظور از خروس بيوه چيست؟


اكنون چهار تن از پيامبران زنده هستند ، آن چهار تن كدامند؟

******************

- اسم

- شير

- گرمابه

- خروس بدون حرف واو است كه خرس مي شود.

- حضرت خضر - حضرت الياس - حضرت ادريس- حضرت عيسي

LIDA
17-07-2010, 12:18
آن كدام هفت است كه هشت نمي شود؟


آن كدام هشت است كه نه نمي شود؟


آن كدام نه است كه ده نمي شود؟


آن كدام ده است كه يازده نمي شود؟


اون چي چيه كه روش نقرس ، زيرش طلا؟

*****************

هفت طبقه آسمان و ايام هفته

- هشت پا

اعداد يك رقمي

انگشتان دست و دهگان

- تخم مرغ

LIDA
17-07-2010, 12:20
- آن كدام دو است كه سه نمي شود؟


- آن كدام سه است كه چهار نمي شود؟

آن كدام چهار است كه پنج نمي شود؟


آن كدام پنج است كه شش نمي شود؟


آن كدام شش است كه هفت نمي شود؟

****************

شب و روز

ماه هاي فصل و اضلاع مثلث

- چهار فصل

پنجه دست و پا

- شش دانگ هر چيز

LIDA
24-07-2010, 19:18
چیستان پزشکی

چیستان شماره 1

رگی در بدن که جریان خونی ندارد!؟

2مهم ترین عامل خطر سکته مغزی چیست ؟


چیستان شماره3

حرارت بدن چگونه ایجاد می شود؟


چیستان شماره4

کیسه ای است ماهیچه ای به شکل عصای وارونه در بدن با دو سر باز !؟

شایع ترین بیماری مزمن در کودکان چیست؟

--------------------

لنفی

فشارخون بالا مهم ترین عامل خطر برای این بیماری است .

حرارت بدن توسط سوخت وسازمواد غذائي ايجاد مي شود.

معده

اسم

LIDA
24-07-2010, 19:57
حسنی املا نوشت.همه رو غلط نوشت و 19 شد.چه طور چنین چیزی ممکن است؟



اون چه نامه ای که سرشو ببری هم حرف نمیزنه؟


اون چیه که تا اسمشو ببری می شکنه؟


اون چیه که در گذشته هست، در آینده هم هست، اما در حال نیست؟


آن چیست كه ارغوان قبایی دارد
بیرون و درون شهر جایی دارد
گرد است و مدور است و تاجش بر سر
مانند دم موش پایی دارد.
*****************
حسنی فقط کلمه همه را غلط نوشت!

ایمیله.....

سکوته....

هم حرف(ه) است.البته فکر کنم تاریخم میشه ولی اولیه مرتبط تره.

چغندر

LIDA
24-07-2010, 20:08
1. زني را در خيابان ديدم كه پسربچه اي را به دنبال داشت. از او پرسيدم: اين پسر با توچه نسبتي دارد؟ گفت: «او پسرِ پسرم است، برادر شوهرم» ، چطور چنين چيزي ممكن است؟ -1

جواب چيستان

تنها در صورتي ممكن است كه دو دوست، هر يك با مادر شوهر مرده يا مطلقه ديگري ازدواج كنند و هريك از آن مادران پسري بدنيا آورند. اين پسر براي زن ديگر، حكم پسرِ پسر و برادرِ شوهر را دارد

2.از ميان تعدادي زن و مرد برهنه، چگونه مي توان آدم و حوا را شناخت؟ -2

جواب چيستان
آدم و حوا ناف ندارند. زيرا آنان از شكم مادر متولد نشده اند كه نيازي به بند ناف و ناف داشته باشند! آدم از بهشت آمد و حوا نيز از پهلوي آدم خلق شده است


3. شخصي تخم مرغ را دانه اي 70 ريال خريد و دانه اي 50 ريال فروخت و سرانجام ميليونر شد! چطور چنين چيزي ممكن است؟ -3


جواب چيستان

او نخست ميلياردر بود، اما در اثر زيانهاي پي در پي بخشي از دارائيش را از دست داده و ميليونر شد




4. حكم اعدام متهمي را صادر مي كنند و مضمون «بخشش لازم نيست، اعدامش كنيد.» را به امضا، دادستان مي رسانند. پس از امضاء دادستان، مأمور اجراي حكم، با تغييري در مضمون، جمله را به صورتي در مي آورد كه جلو اعدام متهم را مي گيرد، او چه تغييري در جمله بوجود مي آورد؟ -4

جواب چيستان

مأمور ويرگول را از جلو كلمه «نيست» بر مي دارد و جلو كلمه «بخشش» مي گذارد، بدين ترتيب: «بخشش، لازم نيست اعدامش كنيد.»





5. اين عبارت را درست بخوانيد: گندم فروشا، ارزن آمد نخود آمد ماش فرستاديم برنجش مده، برنجش بده.

جواب چيستان

عبارت اينگونه خوانده مي شود: «گندم فروشا، ار، زني آمد، نه خود آمد ماش (ما او را) فرستاديم، به رنجش مده، برنجش بده.»

LIDA
24-07-2010, 20:10
6.عبارت زير را بخوانيد:h-m-b-a-a4-b-r -6

جواب چيستان


عبارت مزبور چنين خوانده مي شود: «هاشم بيا آچار بيار»

7. مي دانيم كه در بهشت هر چه بخورند دفع نمي شود، در جهان مادي كداميك از مثالها و شواهد را مي توان يافت كه با آن امر همسان باشد؟
جواب چيستان

بچه در شكم مادر


8.منظور از «كانت واز بود» چيست؟

جواب چيستان

يعني: «بود، بود، بود» زيرا «كانت» در عربي به معني «بود» و «واز» در زبان انگليسي به معني «بود» و بود نيز در زبان پارسي به معني بود است.


9. شخصي براي نخستين بار سوار يك خودروي «فولكس واگون» شد و بسوي شهري حركت كرد، درميان راه خودروي او خراب شد ناچار ماشين را به كنار جاده هدايت كردو كاپوت ماشين را بالا زد، ولي با كمال تعجب ديد نه ازموتور خبري هست، نه از سيلندر و نه چيز ديگر چطور چنين چيزي ممكن است؟ -9

جواب چيستان

زيرا موتور فولكس واگن در عقب آنست نه در جلو



10.چراغ راهنمايي و رانندگي كه روبروي خيابان است قرمز است، افسر راهنمايي هم در آنجا ايستاده است، با اينحال راننده اي از چراغ قرمز مي گذرد و كسي مزاحم او نمي شود. چطور چنين چيزي ممكن است؟

جواب چيستان

آن راننده پياده بوده است، بنابراين افسر راهنمايي كاري باو ندارد

LIDA
24-07-2010, 20:11
11. در اتاقي يك زن و شوهر نشسته اند. يكنفر هم در حال خواندن نماز است، نفر چهارم هم روزه دارد. به ناگهان مردي از در وارد مي شود، با واردشدنِ او، اين زن و شوهر به هم حرام مي شوند. نماز آن شخص و روزه نفر چهارم هم باطل مي گردد. چطور چنين چيزي ممكن است؟ -11

جواب چيستان

مردي كه ناگهان وارد مي شود، شوهر پيشين آن زن بوده كه بيش از چهار سال بدون اطلاع او را ترك گفته و از خود خبري به جاي نگذاشته است. بنابراين، آن زن پس از گذشت چهار سال انتظار، بتصور اينكه شوهرش از دنيا رفته، با اجازه حاكم شرع طلاق مي گيرد و با مرد دومي ازدواج م يكند و از ميراث باقيمانده شوهرش، سهمي در اختيار كسي مي گذارد تا برايش نماز بخواند، پولي نيز به نفر چهارم مي دهد تا براي او روزه بگيرد. پس از بازگشت او، شوهر دوم به او حرام مي شود و چون آدم زنده وكيل و وصي نمي خواهد، روزه و نماز آندو نيز باطل مي گردد





12. آدرويش، خداداده سه تا ميش. يكي شيرش حلال و گوشتش حرام، يكي گوشتش حلال و شيرش حرام و سومي هم گوشتش حرام، هم شيرش. -12

جواب چيستان

اولي مادر است كه شيرش حلال و گوشتش حرام است، دومي همسر است كه گوشتش حلال و شيرش براي شوهر حرام است و سومي خواهر است كه هم شيرش براي برادر حرام است و هم گوشتش


13.آمد و رفت، آمد و نرفت، زائيد و نمرد، نزائيد و مرد! -13


جواب چيستان

آنكه آمد و رفت «عُمر» است، آنكه آمد و نرفت، «تجربه» و «قرآن» است. انكه زائيد و نمرد، «حضرت مهدي عج» و حضرت خضر هستند نزائيد و مرد، حضرت آدم است






14.جملات زير، مصداق چه حكايتي هستند؟ « برو، اگر نيامده، بگو بيايد. رفتم، نيامده بود، گفتم: بيايد، چرا نيامد؟ حتماً آمده كه نيامده است. اگر نيامده بود مي آمد.» -14


جواب چيستان

سه نفر دزد هستند كه يكي از آنان در كوچه كشيك مي كشد و دو نفرشان از ديوار خانه بالا مي روند و وارد خانه مي شوند. يكي از آنان در صندوقخانه مشغول جمع آوري اثاث است و دومي مشغول انتقال اثاث به خيابان، آنكه كشيك مي دهد، به دزد دوم مي گويد: برو، اگر صاحبخانه نيامده بود، بگو دزد سوم بيايد. دزد دومي مي گويد: «رفتم نيامده بود، گفتم بيايد» كشيك دهنده مي گويد: «پس چرا نيامد؟ حتماً (صاحبخانه) آمده كه (دزد سوم) نيامده است! اگر (صاحبخانه) نيامده بود، (دزد سوم) مي آمد!»



15.شخصي دريك اتاق به ابعاد 5×20×20 متر، خودش را با يك ريسمان دومتري از سقف آويزان مي كند و دار مي زند. وقتي به در اتاق او مي آيند و مي بينند از او صدايي شنيده نمي شود، نگران مي شوند و در را مي شكنند با كمال تعجب مي بينند، او از سقف خودش را دار زده است و در اتاق را از درون قفل كرده و كليد را در جيبش گذاشته است. با اينكه ميز، صندلي، نردبام يا چيز ديگري در اتاق نبوده است، او چگونه خود را دار زده است؟ -15



جواب چيستان

پيش از خودكشي، تعدادي قالب يخ به درون اتاق مي آورد، آنها را روي هم و زير پا مي گذارد و با استفاده از آنها طناب را به سقف وصل مي كند و به گردن خود مي اندازد. آنگاه يخها كم كم آب مي شوند و از پايين در اتاق به بيرون تراوش مي كنند بطوريكه هنگام حضور ديگران اثري از يخها نبوده و همين امر موجبات شگفتي آنان را فراهم مي سازد

LIDA
24-07-2010, 20:16
16. شخصي چگونه – بدون استفاده از هواپيما- خود را دو ساعته به مشهد مي رساند؟ -16

جواب چيستان


آن شخص از ماشين يا قطار يا وسيله ديگري (غير از هواپيما) براي سفر استفاده مي كند، در حاليكه دو ساعت به مچ خود بسته يا در جيب خود گذاشته بود.





17.حضرت آدم و حوا شش چيز در بهشت آوردند كه هر يك از آنها منشأ چيزي شد، آن شش چيز كدامند؟ -17

جواب چيستان

1- عصاي موسي (ع) 2- انگشتر حضرت سلميان (ع) 3- چهار برگ درخت كه با آن حضرت آدم و حوا ستر عورت كرده بودند. يكي از برگها را آهوي خُتَن خورد كه از آن مشك به عمل آمد. برگ دوم را گاو دريايي خورد كه از آن عنبر بدست آمد. سومين برگ را كرم خورد كه ابريشم از اوست و چهارمين برگ را زنبور خورد كه عسل حاصل آنست





18. كسانيكه رَحِمِ مادر را نديده اند 9 نفرند، آن 9 نفر چه كساني هستند؟ -18

جواب چيستان

1- حضرت آدم (ع) 2- حضرت حوا 3- گوسفند ابراهيم (ع) 4- عصاي موسي (ع) 5- خفاشي كه حضرت عيسي (ع) ساخت 6- نافه صالح 7- بنا به قولي، ماري كه شيطان را وارد بهشت كرد 8- كلاغي كه كفن هابيل رابه قابيل داد 9- شيطان لعين


19.اكنون چهار تن از پيامبران زنده هستند، آن چهارتن كدامند؟

جواب چيستان

1- حضرت خضر 2- حضرت الياس كه در زمين است 3- حضرت ادريس 4- حضرت عيسي كه در آسمان است




20.از حضرت علي (ع) پرسيدند:
واجب و واجبتر چيست؟
نزديك و نزديكتر كدامند؟
عجيب و عجيب تر چيست؟
سخت و سخت تر چيست؟
اگر شما بوديد چه جوابي مي داديد؟ حضرت علي چه جوابي داد؟
جواب چيستان


حضرت علي (ع) فرمود: 1- واجب اطاعت از خدا و واجبتر از آن ترك گناه است 2- نزديك قيامت و نزديكتر از آن مرگ است 3- عجيب دنيا و عجيب تر از آن محبت دنياست 4- سخت قبر است و از آن سخت تر، دست خالي به قبر رفتن است

GORJI
07-08-2010, 23:17
1- زني را در خيابان ديدم كه پسربچه اي را به دنبال داشت. از او پرسيدم: اين پسر با توچه نسبتي دارد؟ گفت: «او پسرِ پسرم است، برادر شوهرم» ، چطور چنين چيزي ممكن است؟

2-از ميان تعدادي زن و مرد برهنه، چگونه مي توان آدم و حوا را شناخت؟

3-شخصي تخم مرغ را دانه اي 70 ريال خريد و دانه اي 50 ريال فروخت و سرانجام ميليونر شد! چطور چنين چيزي ممكن است؟

4-حكم اعدام متهمي را صادر مي كنند و مضمون «بخشش لازم نيست، اعدامش كنيد.» را به امضا، دادستان مي رسانند. پس از امضاء دادستان، مأمور اجراي حكم، با تغييري در مضمون، جمله را به صورتي در مي آورد كه جلو اعدام متهم را مي گيرد، او چه تغييري در جمله بوجود مي آورد؟

5-اين عبارت را درست بخوانيد: گندم فروشا، ارزن آمد نخود آمد ماش فرستاديم برنجش مده، برنجش بده.

----------------------------------

1-تنها در صورتي ممكن است كه دو دوست، هر يك با مادر شوهر مرده يا مطلقه ديگري ازدواج كنند و هريك از آن مادران پسري بدنيا آورند. اين پسر براي زن ديگر، حكم پسرِ پسر و برادرِ شوهر را دارد

2-آدم و حوا ناف ندارند. زيرا آنان از شكم مادر متولد نشده اند كه نيازي به بند ناف و ناف داشته باشند! آدم از بهشت آمد و حوا نيز از پهلوي آدم خلق شده است

3-او نخست ميلياردر بود، اما در اثر زيانهاي پي در پي بخشي از دارائيش را از دست داده و ميليونر شد

4-مأمور ويرگول را از جلو كلمه «نيست» بر مي دارد و جلو كلمه «بخشش» مي گذارد، بدين ترتيب: «بخشش، لازم نيست اعدامش كنيد

5-عبارت اينگونه خوانده مي شود: «گندم فروشا، ار، زني آمد، نه خود آمد ماش (ما او را) فرستاديم، به رنجش مده، برنجش بده.»

GORJI
07-08-2010, 23:17
6-مي دانيم كه در بهشت هر چه بخورند دفع نمي شود، در جهان مادي كداميك از مثالها و شواهد را مي توان يافت كه با آن امر همسان باشد؟

7-منظور از «كانت واز بود» چيست؟

8-شخصي براي نخستين بار سوار يك خودروي «فولكس واگون» شد و بسوي شهري حركت كرد، درميان راه خودروي او خراب شد ناچار ماشين را به كنار جاده هدايت كردو كاپوت ماشين را بالا زد، ولي با كمال تعجب ديد نه ازموتور خبري هست، نه از سيلندر و نه چيز ديگر چطور چنين چيزي ممكن است؟

9-چراغ راهنمايي و رانندگي كه روبروي خيابان است قرمز است، افسر راهنمايي هم در آنجا ايستاده است، با اينحال راننده اي از چراغ قرمز مي گذرد و كسي مزاحم او نمي شود. چطور چنين چيزي ممكن است؟

10-در اتاقي يك زن و شوهر نشسته اند. يكنفر هم در حال خواندن نماز است، نفر چهارم هم روزه دارد. به ناگهان مردي از در وارد مي شود، با واردشدنِ او، اين زن و شوهر به هم حرام مي شوند. نماز آن شخص و روزه نفر چهارم هم باطل مي گردد. چطور چنين چيزي ممكن است؟

---------------------------------------------

6-بچه در شكم مادر

7-يعني: «بود، بود، بود» زيرا «كانت» در عربي به معني «بود» و «واز» در زبان انگليسي به معني «بود» و بود نيز در زبان پارسي به معني بود است

8-زيرا موتور فولكس واگن در عقب آنست نه در جلو

9-آن راننده پياده بوده است، بنابراين افسر راهنمايي كاري باو ندارد

10-مردي كه ناگهان وارد مي شود، شوهر پيشين آن زن بوده كه بيش از چهار سال بدون اطلاع او را ترك گفته و از خود خبري به جاي نگذاشته است. بنابراين، آن زن پس از گذشت چهار سال انتظار، بتصور اينكه شوهرش از دنيا رفته، با اجازه حاكم شرع طلاق مي گيرد و با مرد دومي ازدواج م يكند و از ميراث باقيمانده شوهرش، سهمي در اختيار كسي مي گذارد تا برايش نماز بخواند، پولي نيز به نفر چهارم مي دهد تا براي او روزه بگيرد. پس از بازگشت او، شوهر دوم به او حرام مي شود و چون آدم زنده وكيل و وصي نمي خواهد، روزه و نماز آندو نيز باطل مي گردد

GORJI
07-08-2010, 23:18
11-آدرويش، خداداده سه تا ميش. يكي شيرش حلال و گوشتش حرام، يكي گوشتش حلال و شيرش حرام و سومي هم گوشتش حرام، هم شيرش.

12-آمد و رفت، آمد و نرفت، زائيد و نمرد، نزائيد و مرد!

13-جملات زير، مصداق چه حكايتي هستند؟ « برو، اگر نيامده، بگو بيايد. رفتم، نيامده بود، گفتم: بيايد، چرا نيامد؟ حتماً آمده كه نيامده است. اگر نيامده بود مي آمد.»

14-شخصي دريك اتاق به ابعاد 5×20×20 متر، خودش را با يك ريسمان دومتري از سقف آويزان مي كند و دار مي زند. وقتي به در اتاق او مي آيند و مي بينند از او صدايي شنيده نمي شود، نگران مي شوند و در را مي شكنند با كمال تعجب مي بينند، او از سقف خودش را دار زده است و در اتاق را از درون قفل كرده و كليد را در جيبش گذاشته است. با اينكه ميز، صندلي، نردبام يا چيز ديگري در اتاق نبوده است، او چگونه خود را دار زده است؟

15-شخصي چگونه – بدون استفاده از هواپيما- خود را دو ساعته به مشهد مي رساند؟

-----------------------------------------

11-اولي مادر است كه شيرش حلال و گوشتش حرام است، دومي همسر است كه گوشتش حلال و شيرش براي شوهر حرام است و سومي خواهر است كه هم شيرش براي برادر حرام است و هم گوشتش

12-آنكه آمد و رفت «عُمر» است، آنكه آمد و نرفت، «تجربه» و «قرآن» است. انكه زائيد و نمرد، «حضرت مهدي عج» و حضرت خضر هستند نزائيد و مرد، حضرت آدم است

13-سه نفر دزد هستند كه يكي از آنان در كوچه كشيك مي كشد و دو نفرشان از ديوار خانه بالا مي روند و وارد خانه مي شوند. يكي از آنان در صندوقخانه مشغول جمع آوري اثاث است و دومي مشغول انتقال اثاث به خيابان، آنكه كشيك مي دهد، به دزد دوم مي گويد: برو، اگر صاحبخانه نيامده بود، بگو دزد سوم بيايد. دزد دومي مي گويد: «رفتم نيامده بود، گفتم بيايد» كشيك دهنده مي گويد: «پس چرا نيامد؟ حتماً (صاحبخانه) آمده كه (دزد سوم) نيامده است! اگر (صاحبخانه) نيامده بود، (دزد سوم) مي آمد

14-پيش از خودكشي، تعدادي قالب يخ به درون اتاق مي آورد، آنها را روي هم و زير پا مي گذارد و با استفاده از آنها طناب را به سقف وصل مي كند و به گردن خود مي اندازد. آنگاه يخها كم كم آب مي شوند و از پايين در اتاق به بيرون تراوش مي كنند بطوريكه هنگام حضور ديگران اثري از يخها نبوده و همين امر موجبات شگفتي آنان را فراهم مي سازد

15 -آن شخص از ماشين يا قطار يا وسيله ديگري (غير از هواپيما) براي سفر استفاده مي كند، در حاليكه دو ساعت به مچ خود بسته يا در جيب خود گذاشته بود.

GORJI
07-08-2010, 23:18
16-حضرت آدم و حوا شش چيز در بهشت آوردند كه هر يك از آنها منشأ چيزي شد، آن شش چيز كدامند؟

17-كسانيكه رَحِمِ مادر را نديده اند 9 نفرند، آن 9 نفر چه كساني هستند؟

18-اكنون چهار تن از پيامبران زنده هستند، آن چهارتن كدامند؟

19-از حضرت علي (ع) پرسيدند:

واجب و واجبتر چيست؟ نزديك و نزديكتر كدامند؟ عجيب و عجيب تر چيست؟ سخت و سخت تر چيست؟ اگر شما بوديد چه جوابي مي داديد؟ حضرت علي چه جوابي داد؟

20-كيوان به مهماني رفت. او مي دانست دعوت شدگانِ به مهماني بر دو گروهند: راستگو و دروغگو. اما هيچيك از آنان را نمي شناخت. از مردي پرسيد: دروغگو هستي يا راستگو؟ كيوان پاسخ آن مرد را گرفت. پس از دو نفر ديگر پرسيد كه آن مرد چه پاسخي داد. يكي از آنان گفت كه او دروغگوست و ديگري پاسخ داد كه او راستگوست. كيوان از پاسخ اين دو نفر فهميد كه كداميك از اين دو نفر راستگو و كداميك دروغگو هستند. او چگونه فهميد؟

-------------------------------------------------

16- 1- عصاي موسي (ع) 2- انگشتر حضرت سلميان (ع) 3- چهار برگ درخت كه با آن حضرت آدم و حوا ستر عورت كرده بودند. يكي از برگها را آهوي خُتَن خورد كه از آن مشك به عمل آمد. برگ دوم را گاو دريايي خورد كه از آن عنبر بدست آمد. سومين برگ را كرم خورد كه ابريشم از اوست و چهارمين برگ را زنبور خورد كه عسل حاصل آنست

17-1- حضرت آدم (ع) 2- حضرت حوا 3- گوسفند ابراهيم (ع) 4- عصاي موسي (ع) 5- خفاشي كه حضرت عيسي (ع) ساخت 6- نافه صالح 7- بنا به قولي، ماري كه شيطان را وارد بهشت كرد 8- كلاغي كه كفن هابيل رابه قابيل داد 9- شيطان لعين

18-1- حضرت خضر 2- حضرت الياس كه در زمين است 3- حضرت ادريس 4- حضرت عيسي كه در آسمان است

19-حضرت علي (ع) فرمود: 1- واجب اطاعت از خدا و واجبتر از آن ترك گناه است 2- نزديك قيامت و نزديكتر از آن مرگ است 3- عجيب دنيا و عجيب تر از آن محبت دنياست 4- سخت قبر است و از آن سخت تر، دست خالي به قبر رفتن است

20-كسي كه گفته بود : «او گفت كه دروغگوست» دروغگو بوده است. زيرا هيچكس نمي گويد: من دروغگو هستم. در ضمن گوينده براي راستگو جلو دادن خود، سعي مي كرده ديگران را دروغگو قلمداد كند و آنكه گفته «او گفت كه راستگوست» خودش راستگو بوده است

GORJI
08-08-2010, 00:22
21-سه نفر سياهپوست و سه نفر سفيد پوست مي خواهند با قايقي كه بيش از دو نفر گنجايش ندارد از رودخانه اي بگذرند. سفيدپوستها رانندگي قايق را بلدند اما يكي از سياهپوستها رانندگي قايق را نمي داند. اگر تعداد سياهپوستها بيش از سفيدپوستها باشد آنها را خواهند خورد. مثلاً نمي توان دو نفر سياهپوست و يك سپيد پوست راتنها كنار هم گذاشت. اما سپيد پوستها آدمخوار نيستند و اگر تعدادشان زيادتر از سياه پوستها باشد با آنها كاري نخواهد داشت. چگونه مي توان اين گروه شش نفري را از رودخانه عبود داد، بدون اينكه به هيچيك از آنان آسيبي رسد؟

22-جملات زير را درست بخوانيد: «زني زني زني زني خوشش آمد» ، «سربازي سربازي سربازي سربازي را كُشت»

23-شخصي مدت هفت شب در مهمانخانه اي منزل مي كند و چون پول نقد براي پرداختِ كرايه مهمانخانه را ندارد، قرار مي گذارد از هفت حلقه بهم پيوسته طلا كه بهمراه دارد، هر شب يكي از آنها را به جاي كرايه به مهمانخانه دار بپردازد. اما مي خواهد بيش از يكبار آن حلقه ها را از هم نگسلد. چطور چنين چيزي ممكن است؟

24-منظور از «خروس بيوه» چيست؟

25-شخصي در حين خواندن نماز ميت، به هنگام سجده، ناگهان سرش به لبه تابوت مي خورد پيشانيش مي شكند و خون پيشاني او به كفن مرده غسل داده شده مي خورد و آنرا نجس مي كند. حالا اين سوال پيش مي آيد كه آيا بايد مرده را دوباره غسل داد يا بايد كفنش را عوض كرد يا چاره ديگري انديشيد؟

-------------------------------------


20-كسي كه گفته بود : «او گفت كه دروغگوست» دروغگو بوده است. زيرا هيچكس نمي گويد: من دروغگو هستم. در ضمن گوينده براي راستگو جلو دادن خود، سعي مي كرده ديگران را دروغگو قلمداد كند و آنكه گفته «او گفت كه راستگوست» خودش راستگو بوده است

21-نخست يك نفر سياهپوست (كه قايقراني بلد نيست) بهمراه يك سپيد پوست به آنسوي رودخانه مي روند. سياهپوست آنطرف رودخانه مي ماند و سفيدپوست قايق را بر مي گرداند. بار دوم يك سياه پوست و يك سفيد به آنسوي رودخانه مي روند سياه پوست پياده مي شود و سفيد پوست بر مي گردد. بار سوم باز هم يكنفر سپيدپوست بهمراه يك سياه پوست به آنسوي آب مي رود، سياه پياده مي شود و سفيد قايق را بر مي گرداند، بار سوم دو سفيد پوست قايق را به آنسوي رودخانه مي برند هر دو پياده مي شوند و يكي از سياهپوستها قايق را بر مي گرداند و براي چهارمين بار يك سياهپوست و يك سفيد پوست باقيمانده به آنسوي رودخانه مي روند و باين ترتيب به هيچيك از آنان آسيبي نمي رسد

22-جملات مزبور اينگونه خوانده مي شوند: «زَني زِنِي زَني زني خوشش آمد» « سَربازي سَرِبازي سُربازي، سَربازي را كشت

23-نخست حلقه سوم را پاره مي كند و شب اول آنرا به مهمانخانه دار مي دهد. شب دوم حلقه اول و دوم را كه بهم پيوسته بود به او مي دهد و حلقه سوم را مي گيرد. شب سوم، حلقه سوم را كه ابتدا جدا كرده بود به مهمانخانه دار مي دهد كه جمعاً سه حلقه مي شود. شب چهارم، چهار حلقه بهم پيوسته را در اختيار صاحب مهمانخانه مي گذارد و دو حلقه بهم پيوسته و يك حلقه جدا( حلقه سوم ) را مي گيرد. در شب پنجم، حلقه سوم را به مهمانخانه دار مي دهد. شب ششم حلقه سومي را مي گيرد و حلقه هاي دوتايي را باو مي دهد و در شب هفتم، حلقه تكي را هم بوي تحويل مي دهد و بدين ترتيب، تنها با يكبار گسستن حلقه ها، كار را به نتيجه مي رساند

24-منظور از خروس بيوه همان «خرس» است، زيرا خروس بي «و» يعني بدون واو خرس مي شود

25-هيچكدام، زيرا نماز ميت اصلاً سجده ندارد تا چنين اتفاقي بيفتد

GORJI
08-08-2010, 00:23
26-خداوند متعال چه ميخورد، چه مي پوشد و چقدر توانايي دارد؟

27-منظور از جمله «شيخ الحديد مال جديد الاصم شما بود» چيست؟

28-منظور از عبارت شوخي وار «اِوري بادي خربا بوزه ايتينگ كُنه پا لَرزِشم سي تينگ كُنه» چيست؟

29-از شخصي خواستند خودش را معرفي كند، اين شخص شكسته نَفسي كرده، خودش را كوچكتر از آنچه بود معرفي كرد و گفت: من «ميرزا نيم من بوق بن پشم اندر پانزده» هستم! نام او چه بوده است؟

30-آن چيست كه با اينكه سه تاست، يكي است و با اينكه يكي است سه تاست

-----------------------------------------


26-خداوند متعال غم بندگانش را مي خورد، عيب آنان را مي پوشد و قدرتش بي انتهاست

27-با توجه به اينكه معني شيخ «پير» و معني حديد «آهن» و معني جديد «نو» و معني اصم «كَر» است، پس معني جمله مزبور چنين مي شود: «پيراهن مال نوكر شما بود»

28-مي دانيم «اِوري بادي» به زبان انگليسي بمعني «هركس» ، «ايتينگ» بع معني «خوردن» و «سيتينگ» به معني« نشستن» است. پس با اين ترتيب، عبارت فوق مرادف ضرب المثل معروف فارسي «هركه خربزه بخورد بايد پاي لرزش بنشيند» مي باشد

29-مي دانيم «اِوري بادي» به زبان انگليسي بمعني «هركس» ، «ايتينگ» بع معني «خوردن» و «سيتينگ» به معني« نشستن» است. پس با اين ترتيب، عبارت فوق مرادف ضرب المثل معروف فارسي «هركه خربزه بخورد بايد پاي لرزش بنشيند» مي باشد

30-مي دانيم بزرگتر از «ميرزا» ، «آقا» و بزرگتر از «نيم مَن» ، « من» و بزرگتر از «بوق» ، «صور» و بزرگتر از «ابن» ، «پدر» و بلندتر از «پشم» ، «مو» و بزرگتر از «پانزده» ، «سي» است. پس با ان ترتيب. نام شخص مزبور اين بوده است: «آقا من صور پدرموسي» يا به عبارتي «آقا منصور پدر موسي»

GORJI
08-08-2010, 00:23
31-آن چيست كه پر وخاليش يك وزن دارد؟

32-من يك سكّه كوچك را در چاهي عميق مي اندازم، آنگاه در عرض يك دقيقه مي روم در مي آورم، چطور چنين چيزي ممكن است؟

33-رضا از طبقه دهم ساختماني به زمين افتاد ولي نمرد. چطور چنين چيزي ممكن است؟

34-يكنفر اهل منطق به شهري وارد شد و تصميم گرفت نزد سلماني برود و سروصورتش را اصلاح كند. آن شهر دو سلماني بيشتر نداشت. وقتي مرد بسراغ نخستين سلماني رفت، او را با سر وصورتي آشفته و پرپشت و موهايي ژوليده و نامرتب و هنگامي كه به سراغ دومين سلماني رفت، او را با موهايي بسيار مرتب و ريشي تراشيده يافت. لذا تصميم گرفت نزد نخستين سلماني برود و سروصورتش را بپيرايد. چرا او چنين تصميمي گرفت؟

35-چرا شكارچي به هنگام شكار، يك چشمش را مي بندد؟

--------------------------------------------------------

31-تثليت مسيحيت يعني «اب» و «ابن» و «روح القدس» است كه هر سه در حقيقت يكي هستند و مراد از يكي سه تاست

32-من كه ادعا نكردم مي روم سكّه را از چاه درمي آورم بلكه گفتم: در عرض يك دقيقه مي روم «در» مي آورم. بنابراين مراد از «در» اينجا در اتاق يا راهرو و امثال آنست

33-زيرا گفتيم رضا از طبقه دهم ساختماني به زمين افتاد «ولي» نمرد. چون «ولي» كه از ساختمان بزمين ينفتاده است تا بميرد

34-زيرا با نگاه كردن به موهاي نخستين سلمان، فهيمد او توسط دومين سلماني كه مردي ناشي بوده سلماني شده است؛ اما سلماني دوم كه موهايي مرتب و منظم داشته، توسط سلماني اول اصلاح شده است. بنابراين تصميم گرفت نزد نخستين سلماني برود و چون شنيده بود «سلماني ها وقتي بيكار مي شوند، سر يكديگر را اصلاح مي كنند»

35-زيرا اگر دو چشمش را ببندد، جايي و كسي را نخواهد ديد و قادر به شكار نخواهد بود

GORJI
08-08-2010, 00:24
36-جزاير «لانگرهانس» در كجا هستند؟

37-وجه تشابه «سنگگ سوخته» ، «آدم غرق شده» و «زن آبستن» چيست؟

38-زنداني داراي دو در است، يكي در آزادي و ديگري دَرِ اعدام. اين زندان داراي دو زندانبان است كه يكي از آنها راستگو و ديگري دروغگوست. خودِ زندانبانان همديگر را به خوبي مي شناسند. در اين زندان مردي محبوس است كه نمي داند كداميك از زندانبانان راستگو، و كداميك دروغگو است؟ به او اجازه مي دهند، از هر يك از زندانبانان كه دلش مي خواهد سؤالي بكند و از پاسخ طرف مقابل بفهمد در آزادي كدام است تا از آن خارج شود. پرسشي كه او بايد بكند تا به آزادي او بينجامد چيست؟

39-اين جمله را درست بخوانيد: « كور مرد شلغم خورد.»

40-جهانگردي توسط قبيله اي وحشي دستگير شد. اما به او اجازه داده شد تا جمله اي بگويد.ولي بدين شرط كه اگر جمله او صحت داشته باشد او را در روغن جوشان بسوزانند و اگر غلط باشد، با تيرزهرآگين مورد هدف قرار دهند. جهانگرد هوشيار با كمي فكر پاسخ داد كه موجب نجات او از مرگ شد. به نظر شما پاسخ او چه بود؟

-----------------------------------------


36-در لوزالمعده آدمي

37-وجه تشابه آنها اين است كه هر سه، در نتيجه دير بيرون آوردن بدين روز افتاده اند. سنگگ در اثر دير بيرون آوردن از تنور سوخته شد، غريق در اثر دير بيرون آوردن از آب غرق شده و همينطور زن آبستن

38-به يكي از دربانها نزديك شده، از او مي پرسد: « آقا، اگر من از دربان ديگر بپرسم كه در آزادي كدام است، كدام در را نشان خواهد داد؟» هر دري را كه دربان نشان دهد، مي فهمد آن در، دَرِ اعدام است لذا برعكس عمل كرده، از در ديگر خارج خواهد شد. چرا؟ علتش آن است كه اگر جمله فوق را از دروغگو بپرسد، او چون دروغگوست، بجاي دَرِ آزادي، دَرِ اعدام را نشان خواهد داد لذا او برعكسش كرده، از در ديگر خارج مي شود. و اگر از دربان راستگو بپرسد، چون او راستگوست، عين عبارت دروغِ دروغگو را بيان خواهد كرد و خواهد گفت: اگر از آن شخص (دروغگو) بپرسي فلان در را نشان خواهدداد و چون دروغگو، دَرِ اعدام را بجاي دَرِ آزادي معرفي خواهد كرد و عين گفته او رانيز راستگو تكرار كرده، مرد محبوس آنرا برعكس نموده از در آزادي خارج خواهد شد

39--تلفظ درست كلماتِ جمله چنين است: كور مُرد، شَل، غَم خورد

40-پاسخ داد: «با تير زهرآگين مورد هدف قرار مي گيرم» و بدين ترتيب از مرگ رهايي يافت

GORJI
08-08-2010, 00:24
41-دو مرد نسبت به هم، دايي وخواهر زاده اند. يعني اولي دايي دومي و خواهر زاده اوست، دومي نيز دائي اولي و خواهرزاده وي مي باشد. چطور چنين چيزي ممكن است

42-دختر پادشاهي از پدر خود ميخواهد، كه او را تنها به كسي شوهر دهد كه بتواند به پرسشهاي منظوم او پاسخ گويد، بزرگان و اميرزادگان، همه از پاسخ گفتن درمي مانند و سرخود رادر اين راه برباد ميدهند. تا آنكه دلاك كچلي در پاسخگويي به پرسشهاي دختر پادشاه توفيق حاصل مي كند. پرسشهاي آن دختر چنين بود:

من اگر آهوي شده به كوهها بگريزم، چه مي كني؟ 2- من اگر مشتي دانه شده، برزمين ريختم، چه مي كني؟ 3- من اگر گُلي شده بر كوهها رُستم، چه مي كني؟ 4- من اگرسيبي شده به درون صندوقي رفتم، چه مي كني؟ پاسخ آن دلاك كچل چه بود؟

43-در يك انبار، تعدادي كيسه حبوبات هست كه در درون آنها نخود، لوبيا، عدس، ماش، باقلا و ... وجود دارد. در صورتي كه نام هيچيك از حبوبات روي كيسه ها نوشته نشده باشد، و علامت مشخصّه يا نمونه آنها هم روي كيسه هانباشد، دَرِ كيسه ها نيز باز نباشد تا بدانيم در داخل آنها چيست. و از سوي هيچكدام را در جاي مشخصي نگذاشته باشيم تا جاي آنها پيدا باشد. اما هرگاه اراده كنيم، مي توانيم كيسه محتوي حبوبات مورد نظر خود را از ميان كيسه هاي ديگر جدا كنيم. چطور چنين چيزي ممكن است؟

44-پاسباني از كنار خانه اي مي گذشت. صداي جيغ و داد و فريادي را شنيد. بي اختيار بسوي آن خانه رفت و در را گشود. درهمين حال شنيد كه يكي فرياد مي كِشَد: علي مرا مكش. پاسبان سراسيمه وارد خانه شدو يكراست به سوي اتاقي كه از آن سروصدا شنيده مي شد رفت. ديد جسد خون الودي روي زمين افتاده و پنج نفر دور آن جمع شده اند. با اينكه آلت قتاله اي در دست هيچيك از آنان نبود و نام آنان نيز روي لباسشان نوشته نشده بود وپاسبان هم هيچيك از آن پنج نفر را نمي شناخت، معذلك از ميان آنان، قاتل را بزودي شناخت او را دستگير كرده با خود به كلانتري برد. پاسخ دهيد پاسبان روي چه قرائني قاتل را شناخت؟

45-خري با بار از روي پلي مي گذشت. ناگهان پل خراب شد و خر با بارش به درون رودخانه سقوط كرد، بطوريكه علاوه بر خر بارش نيز خيس شد. پس از چند دقيقه، پشت خر شروع به سوختن كرد. بار او چه بود كه اينچنين شد؟

-----------------------------------------------


41-هر چند كه اين نوع خويشاوندي به ندرت اتفاق مي افتد، ولي غير ممكن نيست. دو مرد را در نظر مي گيريم كه زنشان فوت كرده وهر كدام يك دختر دارند. اولي دختر دومي را به عقد خود در مي آورد و دومي نيز دختر اولي را به زني مي گيرد و آن دو پدر زن يكديگر و در عين حال داماد هم محسوب مي شوند. هر كدام از آنها صاحب پسري مي شوند. اگر كمي فكر كنيم، متوجه خواهيم شد كه هر يك از اين دو پسر نسبت به ديگري هم دايي محسوب مي شوند و هم خواهر زاده

42- دلاك كچل نيز پرسشهايي مطرح كرد كه اين پرسشها در حقيقت، پاسخ پرسشهاي آن درختر بود. او پرسيد 1- اگر من سگي شده آهو را گريزاندم، چه مي كني؟ 2- اگر من خروسي شده دانه ها را برچيدم چه مي كني؟ 3- اگر من باغبان خردسالي شده، گل را چيدم، چه مي كني؟ 4- اگر من دامادي شده، سيب را خوردم و بدن ترا در آغوش گرفتم چه مي كني؟ همينكه پسرك دلاك اين جمله را برزبان راند، دختر پادشاه فريادي كشيده و گفت: آي دايه ها، معماي مرا پيدا كردند و او را به پسر دلاك دادند

43-كيسه ها نايلوني هستند و با نگاه كردن از بيرون، به راحتي ميتوان محتويات درون كيسه ها را تشخيص داد

44-چون مقتول فرياد كشيد: «علي مرا مكش» پاسبان حدس زد كه قاتل بايد مرد باشد، و وقتي وارد اتاق شد، ديد پنج نفر دور جسد حلقه زده اند كه چهار نفرشان زن و يكي از آنها مرد است. لذا براي او يقين حاصل شد كه قاتل بايد همان يك نفر مرد باشد

45-بارش آهك بوده است. زيرا پس از سقوط در آب، آهك با آب تركيب شد و پشت الاغ را پوست كن كرد و سوزاند

GORJI
08-08-2010, 00:25
46-شخصي هر روز مجبور است به طبقه بيست و دوم آپارتماني برود. با اينكه همه طبقات ساختمان آسانسور داشته، برق هم قطع نيست و آسانسور هم سالم است، ولي او هر روز تا طبقه پانزدهم با آسانسور مي رود و بقيه را با پلّه. چرا؟

47-زن و شوهري با هم به حمام رفتند. ناگهان گاز حمام آنها را خفه كرد. وقتي ديگران با خبر شدند. درصدد بيرون آوردن آنها از حمام برآمدند. اما چون هر دوي آنها برهنه بودند، يكنفر بايد وارد حمام شده، روي آنها را با پارچه اي بپوشاند. اين شخص چه كسي مي تواند باشد تا به آندو نامحرم نباشد؟

48-شخصي مي خواهد به روستايي برود. بر سر راهش دو قبيله هستند كه يكي از آنها افرادش راستگو، و ديگري افرادش دروغگو هستند. آن شخص در راه به يكنفر مي رسد و مي خواهد راه درستِ ده را از او بپرسد. ولي نمي داند كه او جزو قبيله راستگوهاست يا دروغگوها! چه چيزي بايد از او بپرسد، تا با توجه به پاسخ طرف، راه صحيح ده را پيدا كند؟

49-شخصي به حاكمي توهين كرد. حاكم او را موردغضب قرار داد و تهديد به مرگ كرد. اما از بس او التماس كرد، يك درجه برايش تخفيف قائل شد. لذا رو به متهم كرد و گفت: «حق داري يك جمله بگويي، اگر راست بود ترا آتش خواهم زد واگر دروغ بود، ترا به دريا خواهم افكند.» آن مرد جمله اي گفت كه سبب خلاصش شد و از مرگ رهايي يافت، او چه جمله اي گفت؟

50-شخص پولداري، يك نفر را براي پاسداري از خود وخانه اش استخدام مي كند و با او قرار مي گذارد، از بابت نگهداري خود و خانه اش، شبي ... مقدار به وي بپردازد. اتفاقاً شخص پولدار قصد سفر مكه مي كند. شبي كه قرار بود فرداي آن روز عازم مكّه شود، نگهبانش در خواب مي بيند كه آن مرد سوار هواپيما شد و هواپيما پس از برخاستن از روي باند فرودگاه، منفجر گرديد. فرداي آن روز،هنگامي كه مرد- چمدان به دست- به سوي هواپيما حركت مي كند، نگهبانش از رفتن او مانع مي شود. مرد پولدار هر قدر اصرار مي ورزد و مي گويد: حتماً بايد به سفر حج بروم، ليكن نگهبانش آنقدر جلوي او را مي گيرد تا مسافران همه سوار هواپيما شده و هواپيما فرودگاه را ترك مي گويد. لحظه اي پس از پرواز از فرودگاه، هواپيما در آسمان منفجر مي شود و همه مسافرانش كشته مي شوند. وقتي مرد پولدار قضيه را مي بيند شگفت زده مي شود و از نگهبان مي پرسد: تو از كجا مي دانستي هواپيما منفجر خواهد شد؟ پاسدار مي گويد: من ديشب عين اين قضيه را درخواب ديدم! پولدار كه اين سخن را شنيد با اينكه نگهبان جانش را نجات داده بود، ليكن گفت: تو به درد من نمي خوري! و او را بيرون كرد. علّت اين تصميم او را بنويسيد.

------------------------------------------------


46-علتش اينست كه او قدي كوتاه داشته و چون تكمه آسانسور طبقه بيست و دوم كمي بالا قرار داشته است، از دسترس او دور بوده، و او تنها مي توانسته دستِ خود را تا تكمه طبقه 15 دراز كند

47-دو جواب دارد. يكي اينكه، اگر آن مرد زن ديگري دارد، آن زن به هر دوي آنها محرم است. مي تواند داخل حمام شده، روي شوهر و هويش رابپوشاند. در غير اينصورت، اين مأموريت رابايد به يك كودك نابالغ شجاع سپرد – چه پسر باشد و چه دختر فرقي نمي كند

48-بايد از او بپرسد: اگر من از يكي از دوستان و هم قبيله هايت راه ده را بپرسم، كجا را نشان خواهد داد؟» هر پاسخي كه آن شخص داد، راه درست همان است. زيرا، يا آن شخص جزو قبيله راستگوهاست، كه در اين صورت، هم خودش و هم رفيقش راست خواهند گفت و او را منحرف نخواهد كرد. و يا از قبيله دروغگوهاست، كه در اين صورت هم خودش دروغگو مي گويد و هم رفيقش. و چون دروغِ دروغ راست است، به مصداق اصل جبري مثبت = منفي × منفي ، هر چه او بگويد راست است. مثلاً اگر بگويد از جاده الف بايد رفت، راه درست همان جاده الف است

49-گفت: « من در آب غرق مي شوم و مي ميرم !» و به اين ترتيب از مرگ رَست. زيرا اگر پادشاه بخواهد او را در آتش بيفكند، برخلاف گفته او عمل كرده است، زيرا او گفته من مي ميرم و دروغ گفته است «در آتش مي سوزم» اگر راست گفته بود، او را در آتش مي سوزاندند. از سويي نمي تواند او را در دريا هم بيندازد، زيرا در اينصورت بايد او را در آتش بيندازد و خلاف راستگويي او عمل كرده و راستگويي او را دروغ پنداشته است و مطابق آن عمل كرده. در حاليكه اگر مي خواست او را به دريا بيندازد، لازم بود آن شخص دروغ گفته باشد، يعني گفته باشد: مرا آتش خواهي زد

50-به او گفت: تو به درد من نمي خوري، زيرا شبي ك من مي خواستم فردايش به سفر بروم، تو بجاي اينكه نگهباني كني به خواب رفته اي و حتي خواب هم ديده اي. بنابراين كسي كه بجاي پاسداري از جان و مال من، بي تفاوت بخوابد و استراحت كند، به درد من نمي خورد

GORJI
08-08-2010, 11:09
51-از كسي پرسيدند: از ميان تنقلات، كداميك را دوست داري؟ پاسخ داد: راندن مرغ و مادر بره. او چه چيزي را بيشتر دوست مي داشت؟

52-مردي از راهي مي گذشت. ناگهان به اسكلت مرده اي برخورد. كنجكاويش تحريك شد تا بداند اين اسكلت متعلّق به مرد است يا زن؟ او از كجا بفهمد اسكلت چه جنسيتي دارد؟

53-فرق كچل با مودار چيست؟

54-دو برادر را به دادگاه احضار كردند. رئيس دادگاه از آنان پرسيد: شما برادر هستيد؟ گفتند: آري، گفت: پدر شما يكي است؟ گفتند: بلي، گفت: مادرتان هم يكي است؟ گفتند: آري بعد كه به شناسنامة آنان نگاه كرد گفت: شما هر دو در دوازدهم تير 1340 خورشيدي متولد شده ايد، پس حتماً دوقلو هستيد؟ گفتند: خير! چطور چنين چيزي ممكن است. در حاليكه آنان دروغ نگفته اند؟

55-فرق صندوقدار، دزد، گندم و سياست چيست؟

------------------------------------------------------

51-او «كشمش» را بيشتر دوسن مي داشت؛ زيرا راندن مرغ «كيش» و مادر بره «ميش» است كه به اصطلاح عوام «كيشميش» و به اصطلاح علمي «كشمش» خواهد شد

52-اگر اسكلت دندان داشت، دندانهايش را مي شمرد. اگر 32 عدد بود مي فهمد اسكلت متعلّق به مرد است و در غير اينصورت زن. ثانياً دنده هايش را مي شمرد. اگر يك دنده از مردان كمتر داشت، اسكلت متعلّق به زن است راه سوم آنست كه اندام زن ظريفتر و استخوانهايش باريكتر و قدش كوتاهتر است، لذا از اين ويژگيها نيز مي تواند به هويت او پي ببرد

53-كچل اصلاً «فرق» ندارد؛ زيرا مو ندارد كه فرق (فاصله باز شده ميان زلف) داشته باشد

54-زيرا آنان سه قلو بوده اند و دو نفرشان به دادگاه احضار شده بودند

55-صندوقدار كارش «جمع كردن» است، زيرا چيزي بر چيز ديگر مي افزايد. كار دزد «كاستن» است، زيرا پول يا جنسي را از جايي بر مي دارد. كار گندم «ضرب كردن» است، زيرا از يك گندم، چند گندم به دست مي آيد، و كار سياست «تقسيم كردن» است زيرا مردم را به گروهها و دسته هاي متفاوت – با انديشه هاي گوناگون – تقسيم مي كند

GORJI
08-08-2010, 11:10
56-باغي باغبان سختگيري دارد كه هر كس مي خواهد وارد باغش شود با گفتن واژه «نه»، مانع ورود او به باغ مي شود. اما مردي زرنگ و هوشيار، باگفتن جمله اي، از باغبان اجازه ورود به باغ را مي گيرد. او چه مي پرسد كه باغبان با وجود گفتن واژه نه به او اجازه ورود به باغ را مي دهد؟

57-چگونه مردي توانست برادر زن خود شود؟

58-آن نام شهر است، كه اگر حرفِ اولش را بردارند، نام شخصي مي شود. اگر دو حرفِ اولش را بردارند. لقب يكي از پيامبران مي گردد. و اگر سه حرفِ اولش را بردارند، يك وسيله جنگي است، و اگر چهار حرفِ اولش را بردارند، واحد پول يكي از كشورهاست؟

59-عبارت زير را بخوانيد: « كشمشمشير كشمشير »

60-يكنفر به قهوه خانه رفت و يك چايي خواست. قهوه چي يك چايي برايش آورد. مرد پس از چند دقيقه، با رفيقش مشغول صحبت شد. آنگاه متوجه شد مگسي در استكان چائيش افتاده است. قهوه چي را صدا كرد و از او خواست تا چايي را برده، عوض كند. قهوه چي چايي را برد و پس از چند دقيقه، يك چايي بازگرداند. مشتري پس از نوشيدن جرعه اي از چاي، قهوه چي را احضار كرد و بدو گفت: چرا چائي مرا عوض نكردي و همان را آوردي؟ او از كجا فهميد قهوه چي چايي را عوض نكرده است؟

---------------------------------------

56-مي پرسد: «آيا اشكالي ندارد كه من وارد باغ شوم» باغبان مي گويد: نه و او بدون هيچ مانعي به باغ وارد مي شود

57-چندين سال پيش، افرادِ وابسته به پليس پاريس، آدم بينوايي راكه از بالاي «پل شارانتون» توي رودخانه جسته بود تا خودكشي كند، از آب بيرون آوردند. او را به نزديك ترين كلانتري بردند و بازجويي دربارة انگيزه هاي خودكشي، از او شروع شد. مرد بينوا در آغاز ساكت ماند و سرانجام چنين پاسخ داد: خودكشيِ من به علت امور خانوادگي بود. چون افسر پليس اصرار بسيار كرد كه روشنتر سخن بگويد؛ مرد بينوا تصيم گرفت سرنوشت خود را تعريف كند: «من با زن بيوه اي ازدواج كردم كه دختر 18 ساله اي داشت. پس از چندي، پدرم خاطرخواهِ دختر من شد و با او ازدواج كرد، آنوقت او دامادِ م و نادختري من، نامادريم شد پس از آن زن من پسري زائيد كه هم برادر زنِ پدر من و هم به عنوان برادر نامادري من، يعني دائي من بود. نامادريم نيز بچه اي زائيد، كه برادرِ من و در آنِ واحد نوة من بود. در نتيجه، من شوهر زنم و در عين حال نوة او بودم و چون شوهر نامادريِ هركسي، ناپدري او نيز هست، بنابراين، اكنون من برادر زنِ خود هستم! و چنانكه مي بينيد، همة اين چيزها باعث سردرگمي من شده است. زيرا ديگر نمي دانم كيستم؟! به اين سبب بود كه به فكر خودكشي افتادم؛ زيرا در چنين شك و ترديدي، نمي توانم به زندگي ادامه دهم

58-«رامين» است؛ كه اگر حرف اولش را بردارند، نام شخصي يا به عبارت ديگر امين معشوقه «ويس» در اثر معروف «فخر الدين اسعد گرگاني» است. اگر دو حرف اولش رابردارند، تبديل به «امين» مي شود كه لقب پيامبر اكرم است. و اگر سه حرف اولش را بردارند تبديل به «مين» مي شود كه يك وسيله جنگي است. و اگر چهار حرف اولش را بردارند، تبديل به «ين» مي شود كه واحد پول كشور ژاپن است

59-عبارت مزبور چنين خوانده مي شود: كِشَم شمشير، كُشَم شير

60-زيرا چائيش را قبلاً شيرين كرد بود و چون قهوه چي معمولاً چائي را قند پهلو مي آورد، مرد با چشيدن جرعه اي از چاي، فهميد كه قهوه چي چائي را عوض نكرده، بلكه همان چائي را پس از بيرون آوردن مگس، برگردانده است

GORJI
08-08-2010, 11:10
61-پادشاهي درچهل كشور قلمرو داشت، و از هر يك از آن كشورها، سالانه يك كيسه زر خراج مي گرفت. يك سال از چهل كشور، چهل كيسه زر براي او فرستادند؛ ولي جاسوسانش اطلاع دادن كه درميان كيسه ها، كيسه اي هست كه سكه هايش نقره اند اما روكش طلا دارند! پادشاه از اين سخن برآشفت و دستور داد تنها با يكبار وزن كردن، بدانند كداميك از اين كيسه ها، محتوي سكه هاي نقره اي روكش دار است؟ با توجه به اينكه شكل، اندازه و حجم سكه ها و كيكسه ها همه يكسان بود وزن يك سكه نيز قبلاً مشخص شده بود؟

62-شخصي از طبقه هفتم ساختماني به پايين پرتاب شد. در حال جان دادن بود كه پليس بالاي سرش آمد و پرسيد: چه كسي ترا به پايين پرتاب كرد؟ مرد به آرامي گفت: بهرام! بلافاصله، پليس با آسانسور به طبقه بالا رفت و بدون اينكه بهرام را بشناسد، او را از ميان افراد مستقر در طبقة هفتم شناخت. پس او را دستگير كرد و با خود به كلانتري برد. پليس بهرام را از كجا شناخت؟

63-سه دانشمند بسيار گرانقدر، كه يك نفرشان رياضيداني ارزشمند، ديگري فيزيكداني صاحب نام و سومي پزشكي متخصص بود، سوار بالني شدند. بالن روانه فضا گرديد. پس از چندي متوجه شدند كه بالن سوراخ كوچكي پيدا كرده و تحمل وزن آن سه تن را ندارد. ناچار تصميم گرفتند، براي نجات جان دو نفر بقيه، يك نفر را فدا كرده به پايين پرتاب كنند. پس از انديشيدن و تبادل نظر، يكي از سه نفر را به پايين پرتاب كردند و دو نفر بقيه از مرگ حتمي رستند. كداميك از اين سه تن به پايين پرتاب شدند؟

64- يك نفر با تفنگ به سوي پرنده اي تيري انداخت و او را نقش بر زمين ساخت. پرنده بلافاصله درگذشت. حالا از كجا بدانيم بچه اي كه در پرنده در شكم دارد حلال است يا حرام؟

65-سخت است سنگ نيست، چهار پا دارد شتر نيست، تخم مي گذارد پرنده نيست.

-----------------------------------

61-ابتدا چهل كيسه را پشت سر هم رديف كردند: آنگاه از كيسه اول يك سكّه و از كيسة دوم، دو سكّه و از كيسه سوم سه سكّه الي آخر برداشتند، بطوريكه مثلا از كيسه بيستم بيست سكه و از كيسه چهلم، چهل سكّه برداشته شد. جمع سكّه هاي برداشته شده 830 سكّه بود. آنگاه همة سكه ها را وزن كردند. اگر مثلا وزن هر سكه يك مثقال بود، مي بايستي وزن همه سكّه ها 830 مثقال باشد. اگر مثلا ازجمع سكه ها 10 گرم كم بود مي فهميدند كه كيسة اول حاوي سكه هاي تقلبي است و اگر 20 گرم كم بود كيسة دوم الي آخر، بدين ترتيب از كسري وزن سكه ها حدس زدند كه بايد كداميك از كيسه ها داراي سكه هاي نقره اي با روكش طلا باشد و چون نام كشور فرستنده روي كيسه ها نوشته شده بود، پادشاه كشور فرستند را شناخت، و او را سخت مورد مؤاخذه قرار داد

62-از آنجا كه افراد مستقر در طبقه هفتم، همه به جز يكي زن بودند و همان يكنفر مرد قاعدتاً بايد بهرام قاتل آن مرد باشد

63-آنكه چاقتر و وزنش از همه بيشتر بود. و اينكه گفته شده است آنان افراد لايقي بوده انند، نكته انحرافي است وگرنه، وجود هر سة آنان براي جامعه مفيد بود

64-پرنده تخمگذار است و بچّه زا نيست تا بچه اي در شكم داشته باشد

65-لاك پشت

GORJI
08-08-2010, 11:10
66-از دختري پرسيدند: اسمت چيست؟ گفت: دو سال و شش ماه. اسم او چه بوده است؟

67-دو نفر به حمام ميروند. در حمام يا وارد خزينه مي شوند و يا در زير دوش قرار مي گيرند. با اينحال، يكي از آنها خيس مي شود و ديگري خيس نمي شود. چطور چنين چيزي ممكن است؟

68-شخصي هنگام خواب، دوساعت را كه هر دو سالم بوده و هر دو دقيق كار مي كرده است ميزان مي كند و بالاي سرش مي گذارد. صبح فردا كه از خواب بر مي خيزد مي بيند يكي از ساعتها، از ساعت ديگر يك ربع عقب تر است. در حاليكه هر دو ساعت مشغول كار بوده اند، چطور چنين چيزي ممكن است؟

69-گِرد است و گردو نيست؛ زرد است زردآلو نيست؛ شير است درنده نيست؛ شمشير است و بُرنده نيست!

70-مادري براي دختران و پسرانش كه پنج نفر بودند، در زنبيل 5 سيب آورد و گفت: هر كدام از شما يك سيب برداريد، بطوريكه يك سيب هم توي زنبيل بماند. چگونه چنين چيزي ممكن است؟

------------------------------------------

66-اسمش «سيما» بوده است، زيرا دو سال 24 ماه است كه با 6 ماه جمعاً سي ماه يا «سيما» مي شود

67-یكي از آنها زن آبستني بوده كه بچه اي در شكم داشته و دومي بچه اي است در شكم او، بنابراين مادر، زير دوش يا در خزينه خيس مي شود و بچه خيس نميشود

68-زيرا يكي از ساعتها كوكي و ديگري برقي بوده است و هنگاميكه او در خواب ناز بوده، يك ربع برق قطع مي شود ساعت برقي يك ربع از ساعت كوكي عقب ميماند

69-سكه ي دهشاهي سالهاي پيش است كه روي آن عكس شيري مشاهده مي شود

70-يا بچه اي درشكم داشته، و تعداد حاضران بغير از خود او چهارنفر بوده اند و يا اينكه سيبي هم در دست داشته و گفته است، «هركدام از شما يك سيب برداريد» منتها يكي از آنها سيب را از دستش گرفته و چهار نفر بقيه از زنبيل برداشته اند و سرانجام نيز يك سيب در زنبيل مانده است.

GORJI
08-08-2010, 14:32
71-چه تفاوت آشكاري بين مس، كُرُم، طلا و آهن وجود دارد؟

72-باغي 7 دَرِ تو در تو دارد. اگر هنگام خروج از هر در ميوه هايي را كه چيده ايم نصف كنند و هنگام خروج از در آخر، يك عدد ميوه در سبد باقي بماند، تعداد ميوه هاي سبد، در بخش مركزي باغ چند عدد بوده است؟

73-يك استاد دانشگاه سه جمجمه را روي ميز مي گذارد و با سه مُهره امتحان خاصي را با اين جمجمه ها انجام مي دهد. ابتدا مهره ها را در گوش چپ يكي از جمجمه ها مي كند و از گوش ديگرش بيرون مي آورد. آنگاه مي خواهد مهره دوم را در هر يك از دو گوش جمجمه دوم فرو كند، هر كار مي كند نمي شود. اما مهره سوم را كه در گوش جمجمه سومي مي كند، هر كاري مي كند بيرون آورده نمي شود. مي خواهيم بدانيم او از ميان اين سه جمجمه، كداميك را برتر مي شمارد و انتخاب مي كند؟

74-شخصي در يك شب باراني، زنش را به قصد كشتن سوار خودرو خود مي كند و از خانه بيرون مي بَرَد. پس از ارتكاب جرم، به خانه باز مي گردد و اتومبيلش را كاملاً مي شويد تا گِل و خون و همه آثار ديگر جُرم را از آن محو و نابود سازد. با توجه به اينكه جز آن شب، در هيچ شب ديگري باران نمي باريده است، وقتي پليس از ماجرا خبردار مي شود، به قصد تحقيق پيرامون اين موضوع، به خانه او مي آيند. از او مي پرسند: آيا تو در آن شب باراني بيرون رفته بودي؟ قاتل مي گويد: نه آنگاه پليس مي گويد كليد (سويچ) ماشينت را بما بده ببينيم. پس از گرفتن سويچ، به گاراژ مي روند و همينكه ماشين را روشن مي كنند، مي فهمند قتل كار همان مرد بوده است! شما بگوئيد پليس از كجا فهميد، قضيه قتل كار او بوده است؟

75-چگونه مي توانيم تخم مرغ پخته را از خام تشخيص دهيم؟

--------------------------------

71-آهن، زيرا ساير فلزات فاقد نقطه هستند و تنها آهن است كه نقطه دارد

72--صد و بيست و هشت عدد. زيرا پس از گذشتن از هفت مرحله نصف شدن، نتيجه به يك مي رسد

73--جمجمه سوم را، زيرا اولي از جمله كساني است كه حرف را از يك گوش مي گرفته و از گوش ديگر در مي كرده است، جمجمه دومي متعلق به كسي است كه حرف به گوشش نمي رفته و سومي. هر حرفي را مي شنيده، درمْخش نگه مي داشته، لذا از آن دو برتر بوده است

74--پس از اينكه پليس ماشين را روشن كرد، متوجه شد برف پاك كن آن روشن است و قاتل از فرط دستپاچگي و شتابزدگي، يادش رفته آنرا خاموش كند و از پاسخي كه او داده بود، فهميد قتل حتما كار خود او بوده است

75-مرغ پخته و خام به يك طريق نمي چرخند. تخم مرغي را بگيريد، آن را روي صفحه اي افقي و صاف گذارده، بچرخانيد. تخم مرغ پخته، بويژه اگر خوب سفت شده باشد، خيلي سريعتر و بيشتر از تخم مرغ خام مي چرخد! در واقع، چرخاندن تخم خام كار مشكلي است. تخم مرغ سفت چنان سريع مي چرخد، كه بشكل بيضي سفيد مسطح و مبهمي ديده مي شود. اگر بتوانيد سرعت دُوُران كافي به آن بدهيد، حتي ممكن است روي انتهاي باريكش برخيزد. علت آن است كه تخم مرغ پخته، برخلاف تخم مرغ خام، مثل يك مجموعه كامل يا جسم سختي دوران ميكند، محتويات آبگونه اي تخم مرغ خام نمي تواند به سرعت، همراه پوست شروع به چرخش كند. لذا مانند ترمز عمل كرده و با لختي خود، در كار چرخيدن پوسته سفت اخلا مي كند، ديگر آنكه موقع ايستادن، تخم مرغ پخته وخام به يك شكل متوقف نمي شوند. اگر به تخم مرغ پخته اي كه در حال چرخيدن است انگشت بزنيد، فوراً از دوران باز مي ايستد، ولي اگر اين كار را با تخم مرغ خام كنيد، پس از برداشتن انگشت، دوباره حركت خود را از سر مي گيرد. محرك اين عمل، نيز همان نيروي لختي است. پس از آنكه پوسته تخم مرغ خام را متوقف كرديد، محتويات ابگونه اي درون آن باز هم به حركت خود ادامه مي دهند. در نتيجه، پس از برداشتن انگشت، دوباره بپوسته را به حركت وا مي دارند. ولي محتويات تخم مرغ پخته با پوست خود متوقف مي شوند

GORJI
08-08-2010, 14:33
-76«ايوب» بي پدر را بنشان كنار « مسافر بيمار» ، ببين نتيجه چه مي شود؟

-77 پدراحمد مي تواند يك اتوبوس پر از مسافر، يا يك كاميون پر از بار را با يك دست نگهدارد، چگونه؟

-78 فرق چيني و ژاپني در چيست؟

-79شش دوست كه به سينما رفته اند، شش صندلي را كه تشكيل يك رديف را داده است اشغال مي كنند. جواد دور از فرهاد نشسته و در دو طرفش، دو نفر قرار دارند كه با دو نفري كه اطراف فرهاد نشسته اند متفاوت مي باشند. احمد و محمود هم دركنار يكديگر قرار گرفته اند و حسين دور از جواد است. آيا با اين حساب، صندلي يوسف در كنار راهروي ورودي اين رديف قرار گرفته است؟

-80 روي شيشه يك آرايشگاه، نام آن با حروف درشت و به خط نستعليق نوشته شده است. صندلي مشتريها پشت به شيشه در ورودي و روبروي آيينه قرار دارد. يك مشتري كه در حال اصلاح سر و صورت است، از راه آيينه روبرو، نوشته روي شيشه را مشاهده مي كند، حال بگوئيد ببينم، او نوشته روي شيشه را چگونه مي بيند، برعكس يا به طور عادي؟

------------------------

76-پدر به زبان عربي «اب» است بنابراين اگر از ايوب، اب را برداريم، يعني آنرا بي پدر كنيم، يو مي ماند از سويي، مسافر بيمار هم سف مي شود. زيرا اگر «م ا ر» را از واژه «مسافر» كم كنيم، سف مي ماند. پس اگر ايوب بي پدر را كه يو است كنار مسافر بيمار يا سف بنشانيم، يوسف مي شود كه نام يكي از پيامبران و فرزند يعقوب است

77-او مأمور اداره راهنمايي و رانندگي يا پليس راه است كه با اشاره يك دست اتوبوس پر از مسافر يا كاميون پر از بار را نگه مي دارد

78-تفاوت آنها در اين است كه «چيني» مي شكند، اما ژاپني نمي شكند

79-آري، ترتيب نشستن آنها از چپ به راست به قرار زير است: يوسف، جواد، احمد، محمود، فرهاد، حسين

80-مشتري حروف و كلمات روي شيشه را در آيينه روبرو به صورت عادي مشاهده مي كند

GORJI
08-08-2010, 14:33
81 هم فرشته است، هم پادشاه و هم سرزمين.

-82 يك روستايي به همسايه خود بهنگام بهار يك كيسه پر از گندم قرض داد كه چهار پا بلندي و شش پا دور آن بود. بهنگام خرمن، آن همسايه، دو كيسه پر از گندم براي پرداختِ دين خود ره آن روستايي داد كه بلندي هر يك از كيسه ها چهارپا بود، اما دور هر يك از دو كيسه، نصف دوره كيسه آن روستايي- يعني هر كدام سه پا- بود. با اين حساب آيا آن همسايه، بدهي خود را تمام و كمال بدان روستايي پرداخته است يا خير؟

-83 آورده اند كه يكي از خلفاي عباسي، مي خواست يكي از سه تن دوستان خود را كه به آنها اعتماد كامل داشت، وزير خود كند، ولي نمي دانست كداميك از آن سه نفر باهوشتر است. لذا روزي آنها را احضار نمود و گفت: «چنانكه مي بينيد سه سيب سرخ» و دو سيب سفيد، در اين ظرف درمقابل خود دارم. چشمهاي شما را بسته، سيبي روي سر هر يك از شما مي گذارم و بعد چشمان شما را باز مي كنم، بطوريكه هر يك از شما، سيبي را كه روي سر دو نفر ديگر است مي توانيد ببيند، ولي سيبي را كه روي سر خودتان است نمي توانيد ببينيد، هر كدام از شما كه زودتر حدس زد، سيبي كه روي سرش است چه رنگي دارد، او را وزير خود خواهم كرد. پس از آنكه چشمان آنها را بسته و سه سيب سرخ و سفيد روي سرشان گذاشت و چشمان آنان را باز كرد، از آن سه نفر، جعفر و موسي متحير مانده نتوانستند جواب درستي بدهند؛ اما صادق ثابت كرد كه از ديگران باهوشتر است و پس از لحظه اي درنگ گفت: سيبي كه روي سر من است سرخ مي باشد. صادق از كجا فهميد سيبي كه روي سرش گذاشته شده سرخ است؟

-84 از ميان ورقِ بازي، بايد سيزده ورق را بدين ترتيب بيرون آورد:

يك لو، دولو، سه لو، چهارلو، پنج لو، شش لو، هفت لو، هشت لو، نه لو، ده لو، سرباز، بي بي، شاه. حالا بايد اين سيزده ورق را طوري روي هم گذاشت كه اگر مرتباً يك ورق را به زمين بيندازيم و يك ورق رازير دست بگذاريم، به ترتيب همان اوراقي كه برشمرديم بيرون بيايد! چطور چنين چيزي ممكن است؟

-85 مردي با همسرش در خيابان قدم مي زد. ناگهان بفكرش رسيد كه كاري ضروري دارد! بنابراين تصميم گرفت ا زهمسرش خداحافظي كرده، به دنبال كار خود برود. پس رو به زنش كرد و گفت: خداحافظ، خواهرِ عزيز! ، با اينكه طرف مقابل همسر او بوده، چرا او اينگونه خداحافظي كرد؟

---------------------------------------------

81-ملك است، كه اگر فتح ميم و لام باشد به معني فرشته است كه جمع آن ملائكه مي شود. اگر با فتح ميم و كسر لام باشد به معني پادشاه است كه جمع آن ملوك است و اگر با ضم ميم و جزم لام باشد به معني سرزمين و مال و منال غير منقول است كه جمع آن املاك مي باشد

82-دو كيسه گندمي كه در عوض آن يك كيسه براي اداي دين به آن روستايي داده شده است، از نظر وزن و حجم، تقريبا نصف مقدار گندمي است كه دركيسه ي آن روستايي بوده است

83-صادق پيش خود فكر كرد، جعفر مي داند سيبي كه روي سر من است سرخ يا سفيد است، ولي نمي داند روي سر خودش چه رنگ سيبي است اگر سيبي كه روي سر من است سفيد باشد، جعفر فكر خواهد كرد كه اگر سيبي هم كه روي سر اوست سفيد باشد، چون سفيد دو تا بيشتر نيست، موسي فورا رنگ سيبي را كه روي سر خودش هست حدس خواهد زد و خواهد گفت: روي سر من سيب سرخ است ولي چون موسي صدايش در نيامده، پس معلوم مي شود كه سيبي كه روي سر من است (يعني صادق) سفيد نيست. پس حتما سرخ است لذا رو به خليفه كرد و گفت سيبي كه روي سر من است سرخ است و مدلل داشت كه از جعفر و موسي باهوش تر است. لذا به وزارت خليفه انتخاب شد

84-تنها در صورتي ممكن است كه آن سيزده ورق را به ترتيب زي بچينيم : يك لو، بي بي، دولو، هشت لو، سه لو، سرباز، چهارلو، پنج لو، شاه، شش لو، ده لو، هفت لو

85-زيرا نام خواهر زن يا برادر زنش عزيز بوده، بنابراين همسرش «خواهرِعزيز» مي باشد

GORJI
08-08-2010, 14:34
-86 هم نام شهري است، هم نام گياهي

-87 هم جَوَند آنرا و هم شهري بُوَد

-88 شعري بنويسيد كه واژه ها چهار زبان در آن بكار رفته باشد!

-89 اين مصراع را بخوانيد: پيشلطيفطلعتشقيمتمنشكستهشد

-90 يك چراغ نفتي داريم كه فتيله اش كوتاه است ونفت به فتيله آن نمي رسد. از سويي مقدار نفت ما هم كم است ودسترسي به نفت نداريم. با اين وضع، چگونه مي توانيم چراغ را روشن كنيم؟

----------------------------

86-سرخس است كه هم نام گياهي است و هم نام شهري در شمال شرقي استان خراسان

87-سقّز از شهرهاي استان كردستان

88-قال‏َ (عربي) دِ تيچِر (انگليسي) : گاماس، گاماس (ارمني) ، گَ بُرَ (تركي) پا تَختِه (فارسي).............. گفتم (فارسي) نُ نُ ديس سِوِن لِسِن (انگليسي) وِري وِري (انگليسي) سَختِه (فارسي

89-مصراع مزبور چنين خوانده مي شود: پيش لطيفِ طلعتش، قيمتِ من شكسته شد

90-مقداري آب در منبع نفت چراغ مي ريزيم، بطوريكه فتيله چراغ درون آب و نفت قرار گيرد و آنگاه اندكي صبر مي كنيم. چون آب از نفت سنگين تر است، در ته ظرف قرار مي گيرد و نفت روي آن واقع مي شود، بطوريكه فتيله درونِ نفت قرار مي گيرد. آنگاه با زدن كبريت و نزديك كردن آن به سر فتيله، چراغ را به راحتي روشن مي كنيم

GORJI
08-08-2010, 14:34
-91 مي دانيم هر جانوري را به شكلي خاص رام مي كنند. مثلاً اسبِ وحشي را با سواري گرفتن و شلاق زدن و خسته كردن رام مي سازند يا گاوِ وحشي را با دواندن و خسته كردن و بستن در يكجا و ... اكنون بگوئيد مار را چگونه رام مي كنند؟

-92 نام چند جانور را بنويسيد كه برعكس آنها هم خودشان باشند!

-93 نام چند جانور را بنويسيد كه برعكس آنها معنا داشته باشد!

-94 آيا شنها آواز مي خوانند؟ آيا در جهان جايي وجود دارد كه شنهايش ناقوس كليسا سردهند؟

-95 مخوف ترين گودال عالم كدام است؟

---------------------------

91-براي رام كردن «مار»، آنرا برعكس مي كنند، زيرا، برعكس مار ، رام مي شود

92-شپش، كبك، ساس، گرگ

93-فيل (ليف)، خر (رخ)، سگ (گس)، شير (ريش)، خرس (سرخ)، خوك (كوخ)، هُدهُد (دَه دَه)، مور (روم)، مار (رام)، اسب (بَسا)، غاز (زاغ

94-از بيابانهاي خاورميانه، نظير بيابان سينا و حارب هم، داستانهاي افسانه اي از 200 سال پيش به اينطرف شنيده شده اشت، كه خواه ناخواه، در آن موقع، به نظر مردم جنبة ماورالطبيعه داشته است. داستاني كه در اين مورد نقل مي شود اينست كه مي گويند: صومعه اي كه از قرنها پيش زير توفان هاي شن مدفون شده است، هنوز ناقوسهايش صدا مي دهند! مردمي كه از آن نقطه مي گذشتند، هنگامي كه چنين صداي مرموزي را كه در كوهستان نزديك طنين افكن مي شد مي شنيدند، از ترس، بر جاي خشك مي شدند و شتران هم از اين صداي مرموز كه از زيرزمين به گوش مي رسيد، پاهايشان از رفتن باز مي ماند! هر چند اين اظهارات بنظر افسانه مي آيد، اما زوار مسيحي كه از دو قرن پيش بدين طرف، براي زيارت بيت المقدس رفته اند، واقعيت فوق را تاييد كرده اند و آنچه كه تا ديروز، براي مردم جنبة افسانه، خرافات و امثال آنراداشته، اكنون به صورت حقيقي جلوه گر شده است. زوار مسيحي گفته اند: صداي زنگي طولاني و يكنواخت را شنيده اند چنان بنظر مي رسيد، كه گويي «ناقوس» به صدا در آمده است. اما نقطه اي را كه بدان اشاره كرده اند، جاي دورافتاده و بيابان متروكي است هيچ كشيش يا كسي را در آن نزديكي نديده بودند كه بتوان صداي ناقوس را بدانها نسبت داد. از آن تاريح تاكنون، منطقه مزبور را به زبان عربي جبل ناقوس ميگيوند. مسافراني كه در سالهاي اخير بدين نقطه رفته اند، ادعاهاي فوق را قبول ندارند و به كشف جنبة علمي پرداخته و بدين نتيجه رسيده اند، كه آوازي كه به گوش زوار و كاروانيان مي رسيده، چيزي جز صداي شنهاي آوازه خوان نبوده، كه يك سوي كوهستان را از دامنه تا به پايان پوشانيده است. اين بيابان شني، بر اثر بادهاي نيرومند غربي، كه دائماً از بيابان سينا مي ورزد، در اينجا رسوب كرده اند! همينكه باد شروع به وزيدن مي كند، شنهاي مزبور صدايي شبيه ناقوس بر مي آورند

95-مخوف ترين و تاريك ترين گودال عالم، بنام ماريان در اقيانوس آرام قرار دارد كه عمق آن 5/6 ميل (مايل) است بطوريكه اگر بتوانيم كوه اورست را در كف اين گودال قرار دهيم، باز هم به اندازة يك ميل، پايين تر از سطح دريا قرار خواهد گرفت

GORJI
08-08-2010, 14:34
-96 منوچهر، به خواهر كوچكترش پروين گفت: تو، اگر يك تومان از پول خودت را به من بدهي، پول من دو برابر پول تو خواهد شد! پروين پاسخ داد: اگر تو از پول خودت يك تومان به من بدهي، پولهاي هر دومان مساوي خواهد شد؟ هر يك از آنها در آ‎غاز چند تومان داشتند؟ براي حل اين چيستان، نبايد از قلم و كاغذ استفاده شود!

-97 آيا مي دانيد كه بزرگترين و كوچكترين كشورهاي جهان كدامند؟

-98 بزرگترين جزيره دنيا كدامست

-99 آيا مي دانيد سردترين نقطه روي زمين در كجاست؟

-100 مردي روزي دوبار از كوچه اي كه در آن ده درخت وجود دارد مي گذرد. اگر او يك ماه تمام از اين كوچه عبور كند، جمعاً چند درخت را در آنجا خواهد ديد؟

-------------------------------

96-پروين 5 تومان و منوچهر 7 تومان پول داشتند

97-بزرگترين كشور جهان روسيه و كوچكترين كشور جهان ، سان مارينو در اروپاست

98-اگر حقيقتش را بخواهيد، بزرگترين جزيره دنيا، اوراسيا است كه از مجموع قاره هاي اسيا و اروپا تشكيل شده است از آن كه بگذريم، چون افريقا از زمان حف ركانال سوئز به صورت جزيره در آمده است، با مساحتي در حدود 30000000 كيلومترمربع، بزرگترين جزيره جهان است، اما جغرافي دانان گرين لند در امريكاي شمالي را، بزرگترين جزيره دنيا مي دانند

99-سردترين نقطه روي زمين، اواميا كن در سيبري است

100-ده درخت را، زيرا هر روز همان درخت را مي بيند و چيزي از آنها كم يا به آنها اضافه نمي شود لذا هر چند بار از آنجا بگذرد، باز همان درختها را خواهد ديد

GORJI
08-08-2010, 15:55
100 مردي روزي دوبار از كوچه اي كه در آن ده درخت وجود دارد مي گذرد. اگر او يك ماه تمام از اين كوچه عبور كند، جمعاً چند درخت را در آنجا خواهد ديد؟

-101 خرگوشي دوسال از عمرش را پشت سر مي گذارد، اكنون او چه مي شود؟

-102 نام كدام پرنده اي است كه اگر برعكسش كنيم، نام پرنده ديگر مي شود؟

-103 چگونه مي توان بانگاه كردن به پرنده اي كه درحال پرواز است، پي برد كه آن پرنده، حلال گوشت است يا حرام گوشت؟

-104 دو كشور را كه اختلاف نامشان تنها در لفظ «يه» است ، نام ببريد

-105 هم نام شهري است، هم زيور پا.

-----------------------------------

101-وارد سه سالگي مي شود

102-غاز است كه برعكسش زاغ مي شود

103-اگر پشت سر هم بال مي زد حلال گوشت است مانند كبوتر، گنجشك و كبك، و اگر چند بال مي زد و با بار كردن بالهايش بر روي هوا سوار مي شد، حرام گوشت است مانند كركس، عقاب و لاشخوار

104-كشورهاي مزبور نيجر و نيحريه هستند كه اختلاف نامشان تنها در لفظ يه مي باشد

105-خلخال

GORJI
08-08-2010, 15:55
106 شخصي با وجودداشتن همسر، همسرِ ديگري اختيار كرد. خدا از كار او خشنود بود، اما محمد و علي و فاطمه، از كار او ناراضي بودند. چطور چنين چيزي ممكن است؟

-107 هم نام خياباني است درتهران، هم نام بازاري در همان شهر و هم نام پادگاني؟

-108 نام چه شهري است كه سه حرف اولش يكي از حشرات، دو حرف دوم و سومش، نام يكي از پايتختهاي باستاني و چهار حرف آخرش داستان بلند است؟

-109 نام چه شهري است كه دو حرف اولش كشنده است، حرف دوم و سومش واحد وزن است و سه حرف آخرش نوعي خوراكي است؟

-110 نام چه شهري است كه چهار حرف اولش نام يك پرنده و چهار حرف آخرش محل كسب و كار است و اگر حروف چهارم و پنجم آنرا برداريم، يكي از كشورهاي آسيايي است؟

---------------------------

106-زيرا محمد و علي فرزندان وي و فاطمه نيز همسر وي مي باشد كه هر سه ازكار او ناراضي بودند

107-عباس آباد

108-كرمان است كه سه حرف اولش «كِرم»، حرف دوم و سومش «رُم» و چهار حرف آخرش «رُمان» است

109-سمنان است، كه دو حرف اولش سَم است، حرف دوم و سومش «مَن» واحد وزن است و سه حرف آخرش «نان» نوعي خوراكي است

110-اردكان است كه چهار حرف اولش «اُردك» نام پرنده اي است؛ چهار حرف آخرش «دكان» محل كسب و كار است و اگر حروف سوم و چهارمش را برداريم، تبديل به «اُردُُن» مي شود كه يكي از كشورهاي آسيايي است

GORJI
08-08-2010, 15:56
111 هم در نانوايي است، و هم نام بندري از بنادر ايران؟

-112 هم در بيابان پراكنده است، وهم نام بندري است در جنوب ايران؟

-113 نام چند شهر را كه سه حرف اولشان نام جانوري باشد بنويسيد؟

-114 ده و ده بيست مي شه، پنجاه تا به آن اضافه كني يازده مي شه! چطور چنين چيزي ممكن است؟

-115 از صفر تا صد چند تا 9 وجود دارد؟

---------------------------


111-خمير

112-ريگ

113-كرمان (كِرِم) ، شيراز (شير) ، اهواز (آهو) ، گرگان (گرگ) ، ساري (سار) ، اسد آباد (اسد) ، قوچان (قوچ) ، شيروان (شير) ، كرمانشاه (كرم

114-ساعتي است كه ده و ده دقيقه را نشان مي دهد كه بيست نيست؛ و اگر پنجاه دقيقه بدان بيفزايي يازده مي شود

115-بيست تا

GORJI
08-08-2010, 15:56
116 نام چند وسيله در خودرو را كه نام چهار دختر ايراني است بنويسيد

-117 نام پنج وسيله را در خودرو كه نام پنج حيوان در آن نهفته است بنويسيد

-118 از واژه هاي رديف دوم، كداميك را با ذكر دليل، به جاي علامت سؤال در رديف اول بايد گذاشت؟

مد-كار-علوم-مسموم-كاردار-؟

شكر-كوتاه- استقلال-قايقران-سهامدار-سلام

-119 اولين و آخرين سوره نازل شده قرآن كدامند؟

-120 نخستين كسي كه دانه تسبيح را درست كرد كه بود؟

-------------------

116-پروانه 2- شمع 3- آينه 4- پيمانه 5- گيت (گيتا)-1

117 – 1-پروانه 2- شترگلو 3- كله گاوي 4- سگدست 5- شغال دست

118-واژه اي سهامدار را، زيرا كلمات رديف اول به ترتيب دو حرفي، سه حرفي، چهارحرفي، پنج حرفي و شش حرفي هستند و رديف آخر يعني جاي علامت سوال بايد هفت حرفي باشد. اما ازميان واژه هاي رديف دوم، كلمات قايقران و سهامدار هر دو هفت حرفي هستند منتها از ميان اين دو واژه نيز بايد واژه ي سهامدار را انتخاب كرد؛ زيرا همة كلمات رديف اول بي نقطه هستند، بنابراين هفتمين واژه نيز، ضمن اينكه بايد هفت حرفي باشد، بايد بدون نقطه نيز باشد و سهامدار واجد چنين ويژگيهايي است

119-بنا به روايات، نخستين سوره نازل شده، بر پيامبر اكرم سوره علق و آخرين سوره نيز سوره نصر بو

120-نخستين كسي كه تسبيح درست كرد صديقه كبري سلام الله عليها است، ك از اُحُد، خاك قبر حضرت حمزه سيدالشهدا گِل ساخت و تسبيح درست كرد و با آن ذكر خدا نمود

GORJI
08-08-2010, 15:57
121 در كتاب «عجائب احكام اميرالمؤمنين» از «اصبغ بن نباته» روايت كنند كه ابن كوا عرض كرد: يا امير المؤمنين ، به من خبر ده از كسيكه در شب و روز كور است، و ا زكسي كه در شب و روز روشن است، و از كسي كه در شب كور است و در روز روشن، و از كسيكه در شب روشن است و در روز كور است. حضرت چه پاسخي داد؟

-122 «شيخ صدوق» قدس سره، در خصال و عيون و علل حديث كند، كه مرد شامي از اميرالمؤمنين سؤال كرد: چند نفر از انبيا به عربي تكلّم كردند و چند نفر آنان خفته كرده به دنيا آمدند و چند نفرشان دو اسم داشته اند و اول كسي كه شعر گفت و از كيفيت كشتي نوح (ع)؟ حضرت چه پاسخي دادند؟

-123 اگر دو را از ده كم كنيم، نُه مي شود! چطور چنين چيزي ممكن است؟

-124 منظور از اين بيت عربي چيست؟ عليّ ححسم كجزتنعم

-125 آن چيست كه مي بيني و نمي خري، مي خري و نمي پوشي، مي پوشي و نمي بيني؟

------------------------------

121-حضرت علي در پاسخ نوشت: بسم الله الرحمن الرحيم – اما آن چيزي كه مخلوق نيست قرآن است و اما آنچه خدا نمي داند اين است كه شما مي گوئيد براي خدا ولد است «وُ اِنَ اللهَ لَم يُتَخِذْ وُلَداً وُ ما كانُ مُعُهْ مِنُ اللهِ لَمً يْولَدً» و اما آنچه در نزد خدا نيست ظلم است و آن چيزي كه همة آن دهن است آتش مي باشد و آن چيزي كه همة ان بال است باد مي باشد و آن چيزي كه همه آن پا است آب مي باشد و چيزي كه همة آن چشم است شمس مي باشد. اما آن پنج چيزي كه رحم مادر نديده اند و به روي زمين راه يافته اند، آدم، حوا، گوسفند ابراهيم كه براي فداي اسماعيل آمد و عصاي موسي و ناقه صالح است و اما آن كسيكه عشيره نداشت، آدم ابوالبشر است و اما آن چيزي كه نفس مي كشد و روح ندارد، صبح است و اما آن چيزي كه يك مرتبه پرواز كرد كوه طور بود اما مكاني كه يك مرتبه آفتاب بر آن تابيد، قعر رود نيل بود كه موسي عصا را به دريا زد شكافته شد و آفتاب بر ته آن تابيد و اما آن درختي كه سوار تندرو تا صد سال برود ساية آنرا طي نمي كند، شجره طوبي از درختهاي بهشت است و اما آن درختي كه بدون آب نمود كرد، آن درختي بود كه خداي متعال براي يونس مي رويانيد. اما غذاي اهل جنت مثل آن دنيا، جنين در رحم مادر است كه از راه ناف مي خورد و مي آشامد و بزرگ مي شود و چيزي از او دفع نميشود. اما الوان مختلفه از طعامها در يك ظرف بهشتي، كه با هم مخلوط نمي شود، مثل آن دنيا، تخم مرغ است كه سفيدة آن مخلوط با زردة آن نمي شود و هر دو در يك ظرف مي باشد. و اما جارية آنچناني كه از سيب بيرون مي آيد و از سيب چيزي كم نمي شود، مثل آن دنيا، كرم است كه از سيب خارج مي شود و از سيب چيزي كم نمي شود و اما جارية آنچناني كه در دنيا براي دونفر است و در آخرت براي يك نفر، پس آن نخله اي است كه در دنيا مؤمن و كافر از او تناول مي كنند و در آخرت مختص مومن خواهد بود. و اما كليد بهشت كلمه «لا اِلهُ اِلاّ الله مْحُمّداً رُسولُ الله» مي باشد

122-حضرت فرمودند: اما پيغمبراني كه به زبان عربي صحبت كردند پنج نفر بودند: هود، صالح، شعيب، اسماعيل و محمد (ص). اما پيغمبراني كه ختنه شده متولد شدند: آدم ابوالبشر و فرزند او شيث و ادريس و نوح و سام بن نوح و ابراهيم و داود و سليمان و لوط و اسماعيل وموسي و عيسي و محمد بودند و اما پيغمبراني كه دو اسم داشتند شش نفر بودند: يكي يعقوب كه او را اسرائيل الله هم گفته اند خضر كه او را قاليا هم ناميده اند يونس كه او را ذوالنون هم مي ناميدند. ادريس كه او را اخنوخ هم مي گفته اند عيسي كه او را مسيح هم مي گفته اند و سرانجام حضرت محمد كه او را احمد نيز ناميده اند

123-اشكال سرِ خواندن جمله است، بايد جمله مزبور را اينگونه بخوانيم: 1 (يك) گردو را از ده كم كنيم، نه مي شود، كه كاملا صحيح است

124-منظور دوازده امام است كه هر يك با اول نام يا لقبشان مشخص شده اند: علي، حسن، حسين، سجاد، محمدباقر، كاظم، جعفر صادق، رضا، تقي، نقي، عسگري، مهدي

125-كفن

GORJI
08-08-2010, 15:58
126 چگونه مي توان از يخ آتش ساخت؟

-127 پدر و مادري داراي يك پسر و دختر هستند. دختر آنها با پسري ازدواج مي كند و ثمره اين ازدواج يك پسر مي شود و پسرشان با يك دختر ازدواج مي كند و ثمره پيوندشان يك دختر مي شود. حال بگوئيد در اين مجموعه خانوداگي، چند پدر، چند مادر، چند پسر و چند دختر وجود دارد؟

-128 يك زن و شوهر با هم سوار اتوبوسي مي شوند. ناگهان زنِ آن مرد مي رود و با راننده اتوبوس، روبوسي مي كند، شوهر آن زن، براي آنكه ترديد مسافران اتوبوس را برطرف كند، رو به آنان كرده، مي گويد، برادر زن راننده، دايي عيال بنده است! آن راننده با آن زن چه نسبتي داشته است؟

-129 اگر سه روز قبل از يك روز به جمعه مانده باشد، پس فرداي آن روز، چه روزي مي شود؟

-130 در روزگار گذشته، شاهزاده اي چيستاني گفته و عهد كرده بود كه هركس جواب چيستان او را بدهد، وي همسر آن مرد خواهد شد: چيستان اين بود: نه در دارد، نه ديوار و حصاري شنيدم گنبدي بر روي داري در آن گنبد بود لشكر هزاري بنازم قدرت پروردگاري

---------------------------

126-ك ظرف نيم كره كوچك را پر از آب كرده در يخچال مي گذاريم تا خوب يخ بزند. آنگاه يخ را طوري جلو آفتاب مي گيريم، تا شعاع آفتاب مستقيماً بر آن بتابد سپس كاغذي را در زير يخ مي گيريم تا بر كاغذ بتابد. سپس آنرا آنقدر جلو و عقب مي بريم، تا نقطه تابش بر صفحه كاغذ بيفتدو پس از چند دقيقه، كاغذ شعله ور مي شود؛ زيرا يخ حالت عدسي را پيدا مي كند

127-سه پدر، سه مادر، سه پسر و سه دختر

128-پدرش بوده، زيرا برادر زن پدر آن زن، دايي او مي شود

129-چهارشنبه است. زيرا روز پيش از جمعه پنجشنبه است سه روز پيش از پنجشنبه، دو شنبه و پس فرداي دوشنبه، چهارشنبه مي باشد

130-بلي خانم كه حرفت راست باشد...............برشتت از دم الماس باشد گمانم مي رسد گويا مَنِ لُر.................كه اين حرف شما «خشخاش» باشد

GORJI
09-10-2010, 21:03
1-اولین حقی که در قیامت رسیدگی می شود ؟

2- اولین کسانی که به بهشت وارد می شوند چه کسانی هستند ؟

3- اولین کسی که دروغگو را تکذیب می کند کیست ؟

4- اولین وظیفه ای که به حسابش می رسند چیست ؟

5- اولین کسانی که روز قیامت شفاغت می کنند چه کسانی هستند ؟

***************

1 - خون. حضرت محمد (ص)


2 - پیامبران و سپس شهیدان. حضرت محمد (ص)

3 - خداوند بزرگ. امام باقر (ع)

4 - نماز. حضرت محمد (ص)

5 - پیامبران سپس علماء و بعد شهیدان. حضرت محمد (ص)

GORJI
09-10-2010, 21:04
6- اولین مرحله عبادت چیست ؟

7- اولین چیزی که در میزان می نهند چیست ؟

8- اولین کسی که درب بهشت را می کوبد کیست ؟

9- اولین کسی که جان خود را در راه خدا فدا کرد که بود ؟

10- اولین سوال ( عقیدتی) که از بندگان می شود چیست ؟


***********************

6- خاموشی. حضرت محمد (ص)

7 - خوی خوش. حضرت محمد (ص)

8 - رسول گرامی اسلام. حضرت محمد (ص)

-9 - حضرت علی(ع).

10 - دوستی ما خاندان. حضرت محمد (ص)

GORJI
09-10-2010, 21:06
11- اولین چیزی که از این امت برداشته می شود چیست ؟



12- اولین کسی که فخر فروشی و مباهات کرد که بود؟



13- اولین چیزی که در امر دین از دست می دهید چیست؟



14- اولین اسباب نافرمانی خداوند بزرگ چند چیز است ؟



15- اولین چیزی که به سبب آن نافرمانی خدا شد چیست ؟

*****************

11 - حیا و امانت. حضرت محمد (ص)

12- قارون. حضرت محمد (ص)

13- امانت. حضرت محمد (ص)

14 - شش چیز : 1- دنیا و دوستی 2- ریاست طلبی 3- شکمبارگی 4- پرخوابی
5- راحت طلبی 6- زن بارگی. حضرت محمد (ص)


15 - تکبر ، که توسط شیطان انجام شد.

GORJI
09-10-2010, 21:07
16- اولین چیزی که خداوند بر امت حضرت رسول (ص) واجب کرد
چه بود؟



17- اولین وظیفه واجب بر شما در مقابل خداوند چیست ؟



18- اولین قدم در راه مردی چیست؟



19- اولین مرحله حکمت و دانایی در چیست؟



20- اولین نشانه عقل چیست؟


*************************

16 - نماز های پنجگانه. حضرت محمد (ص)

17 - سپاسگذاری از نعمتها و جستجوی خوشنودی او. حضرت محمد (ص)

18 - فرمانبرداری از خداوند. حضرت علی (ع)

19 - ترک لذتها. حضرت علی (ع)

20 - اظهار مودت و دوستی با مردم.

GORJI
10-10-2010, 14:06
21- اولین قدم و نشانه جوانمردی چیست؟



22- اولین قدم در دینداری چیست ؟



23- اولین کسی که راستگو را تصدیق می کند کیست ؟



24- اولین نیکی که پدر به فرزندش می کند چیست ؟



25- اولین چیزی که خداوند آفرید چه بود؟


***********************

21- گشاده رویی. حضرت علی (ع)

22 - شناخت خدا. حضرت علی (ع)

23 - خداوند متعال. امام صادق (ع)

24 - نام نیک بر او بگذارد. امام موسی کاظم (ع)

25 - عقل. حضرت محمد (ص)

GORJI
10-10-2010, 14:08
26- اولین قومی که بت پرست شدند کدام قوم بودند؟





27- اولین زن معصومه که بود؟





28- اولین شخصی که با تربت امام حسین (ع) نماز خواند که بود؟





29- اولین جمله ای که حضرت آدم(ع) بر زبان آورد چه بود؟





30- اولین کسی که به امر خداوند مجددا ً زنده خواهد شد کیست؟


***********************

26 - اولین قومی که بت پرست شدند امت حضرت ادریس ع بودند.

27 - اولین زن معصومه حضرت مریم بود.

28 - اولین شخصی که با تربت امام حسین(ع) نماز خواند امام زین العابدین(ع) بود.

29 - اولین جمله ای که حضرت آدم(ع) بر زبان آورد « الحمدلله رب العالمین » بود.

30 - اولین شخصی که به امر خداوند مجددا زنده می شود اسرافیل است که به امر خداوند در صور می دمد آنگاه دیگران زنده خواهند شد.

GORJI
10-10-2010, 14:11
31-اولین شخص از یاران امام حسین(ع) که در روز
عاشورا به میدان آمد چه نام داشت؟

32- اولین کسی که خط نوشت که بود؟

33- اولین خانمی که به سوی رسول خدا (ص) با پای پیاده
از مکه به مدینه هجرت کرد که بود؟

34- اولین چیزی که خداوند متعال خلق نمود چه بود؟

35- اولین شخصی که به ربوبیت حضرت حق ایمان آورد که بود؟

*******************

31 - اولین شخصی که از یاران امام حسین (ع) که در روز عاشورا به میدان آمد عبدالله بن عمیر بود .

32 - اولین کسی که خط نوشت حضرت ادریس(ع) بود.

33 - اولین خانمی که به سوی پیامبر هجرت کرد فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی(ع) بود.

34 - اولین چیزی که خداوند خلق کرد عقل است.

35 - اولین شخصی که به ربوبیت حضرت حق ایمان آورد حضرت محمد(ص) بود.

GORJI
10-10-2010, 14:12
36- اولین زنی که به حضرت موسی(ع) ایمان آورد که بود؟

37- اولین کسی که توبه کرد که بود؟

38- اولین کسی که تسبیح درست کرد که بود؟

39- اولین کسی که شعر گفت که بود؟

40- اولین خانمی که اسلام اختیار کرد چه نام داشت؟

***************************************

36 - اولین زنی که به حضرت موسی(ع) ایمان آورد آسیه زن فرعون بود

37 - اولین کسی که توبه کرد حضرت آدم (ع) بود که خداوند را به حق پنج تن آل عبا قسم داد تا توبه اش پذیرفته شد


38 - اولین کسی که تسبیح درست کرد حضرت زهرا (س) بود که خاک آن از قبر حضرت حمزه سید الشهدا بود.


39 - اولین شخصی که شعر گفت حضرت آدم(ع) بود.


40 - اولین خانمی که اسلام آورد حضرت خدیجه بود.

GORJI
10-10-2010, 14:14
41- اولین کسی که تیر به طرف لشگر امام حسین (ع) پرتاب کرد که بود؟

42- اولین زنی که دو قلو زایید چه نام داشت؟

43- اولین قاتل که بود؟

44- اولین جمله ای که حضرت مهدی (عج) پس از ظهور بر زبان می آورد چیست؟

45- اولین عملی که حضرت آدم (ع) بعد از خلقت انجام داد چه بود؟

******************

41 - اولین کسی که تیر به طرف لشگر امام حسین(ع) انداخت عمر بن سعد ( لعنه الله علیه) بود.


42 - اولین زنی که دوقلو زایید حضرت حوا بود


43 - اولین قاتل قابیل بود که برادر خود حضرت هابیل را کشت.


44 - اولین جمله ای که حضرت مهدی (عج) پس از ظهور بر زبان مبارکشان جاری می کنند ( بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین) است.


45 - اولین عملی که حضرت آدم(ع) بعد از خلقت انجام داد عطسه زد.

GORJI
10-10-2010, 14:16
46- اولین زنی که ملقب به بتول و عذرا شد که بود؟

47- اولین شهید زن در اسلام که بود؟

48- اولین شخصی که به زیارت قبر امام حسین (ع) مشرف شد که بود؟

49- اولین بار چه کسی موی سر حضرت آدم (ع) را تراشید؟

50- اولین شخصی که وارد بهشت می شود کیست؟

******************************************


46 - اولین زنی که ملقب به بتول و عذرا شد حضرت مریم بود.


47 - اولین شهید زندر اسلام سمیه بود.

48 - اولین شخصی که به زیارت قبر امام حسین(ع) مشرف شد جابر ابن عبد الله انصاری بود.


49 - اولین بار جبرئیل موی سر حضرت آدم(ع) را با یاقوتی که از بهشت آورده بود تراشید.



50 - اولین شخصی که وارد بهشت می شود حضرت زهرا (س) است.

GORJI
10-10-2010, 18:04
1- دختری که در محراب ، برای او از جا نب خدا ، غذایی آورده شده که بود؟


2- به مادر کدام انبیاء وحی نازل شد؟


3- دو زن نمونه{خوب} از قرآن را نام ببرید.


4- دو زن که در قرآن به زشتی از آنها نام برده شده ، کدامند ؟


5- کدام سوره نام یک زن است و کدام سوره به معنای «زنان» است ؟

*************************

1 - دختری که از جانب خدا برای او غذا آورده شد، حضرت «مریم» بود .

2 - به «مادر حضرت موسی» وحی شده است

3 - دو زن نمونه{خوب} در قرآن : « آسیه » زن فرعون و «مریم» مادر حضرت عیسی – علیه السلام- هستند .

4 - دو زن بد در قرآن : «زن نوح» و «زن لوط» می باشند .

5 - سوره ای که به نام یک زن است ، سوره «مریم» می باشد و«نساء» سوره است که به معنای «زنان» است .

GORJI
10-10-2010, 18:05
6- کدام سوره ،درباره یک زن نمونه است و آن زن کیست ؟


7- کدام سوره قرآن است که سفارش شده زنها آن را بیشتر بخوانند ؟


8- کدام زن است که هیزم کش آتش جهنم است ودر قرآن به او اشاره شده است


9- در قرآن به دختر یکی از پیامبران اشاره شده که با عفت و حیا گام برمی داشت،اوکه بود ؟


10- زنی که بدون پدرومادر به دنیا آمد ، که بود؟

**************

6 - سوره ای که درباره یک زن نمونه است ، «کوثر» است .

7 - سوره ای که سفارش شده که زنها آن را بیشتر بخوانند ، سوره «نور»است

8 - «زن ابولهب» هیزم کش آتش جهنم است.

9 - در قرآن از دختر «حضرت شعب» - علیه السلام- به عفت و راه رفتن با حیا یاد شده است.

10 - زنی که بدون پدر ومادر به دنیا آمد «حوا» زن حضرت آدم – علیه السلام- است .

GORJI
10-10-2010, 18:07
11- نام 2 مادر پیامبرکه اسم ایشان در قرآن برده شده چیست؟


12- تنها همسر پیامبری که نام او در قرآن برده شده است؟


13- کدام زن به یازده امام محرم وبه یک امام نامحرم بود؟


14- کفن کدام زن از بهشت آورده شد؟


15- زنان مومن با چه سنی وارد بهشت می شود؟

**********************
11 - حضرت مریم س وحضرت هاجر س.

12 - حضرت هاجر س

13 - حضرت شهربانوهمسر امام حسین ع بود که تنها به امام حسن مجتبی ع نامحرم بود

14 - کفن حضرت خدیجه از بهشت آورده شد.

15 - زنان مومن با سن شانزده سالگی وارد بهشت میشوند.

GORJI
10-10-2010, 18:08
16- بهترین زنان اهل بهشت چه کسانی هستند؟


17- رسول اکرم ص عمامه وقطعه ای از لباس خود را جهت کفن کردن کدام زن هدبه نمودند؟


18- کدام زن بود که هم دختر امام هم همسر امام هم عروس امام وهم مادر امام بود؟


19- کدام زن چهل سال با آیات قرآن سخن گفت؟


20- خانم بنت اسد {مادر حضرت علی ع }چندمین شخصی بود که مسلمان شد؟

*******************

16 - بهترین زنان اهل بهشت حضرت خدیجه س حضرت مریم س حضرت فاطمه س حضرت آسیه س می باشد.

17 - جهت کفن نمودن خانم فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی ع هدیه نمود.


18 - فاطمه س دختر امام حسن ع همسر امام سجاد ع بود.


19 - فضه خادمه حضرت زهرا بود


20 - یازدهمین شخصی بود که به اسلام ایمان آورد.

GORJI
10-10-2010, 18:11
1- آن چيست كه اولين و آخرين علم ها در آن است؟





2- آن چیست که همه می خورند و لی حضرت آدم (ع) نخورد؟





3- آن چیست که همه می بینند ولی خدا نمی بیند؟




4- آن چیست که در آخرت که از مو باریک تر و از شمشیر برنده تر است؟





5- آن چیست که به شکل همه در می آید جز پیامبر اسلام (ص) و اوصیاء ایشان؟


****************

1 - اولین و آخرین علم ها در قرآن کریم است.

2 - همه شیر مادر می خورند ولی حضرت آدم(ع) نخورد.

3 - همه خواب می بینند ولی خدا خواب نمی بیند.

4 - پل صراط در آخرت از مو باریکتر و از شمشیر برنده تر است.

5 - آنکه به شکل همه کس در می آید جز پیامبر اسلام (ص) و اوصیاء ایشان شیطان است.

GORJI
10-10-2010, 18:12
6- آن چیست که حضرت حق فرموده در حصار من است؟




7- آن چیست که همه دارند ولی پیامبر اکرم (ص) نداشت؟




8- آن دو چیست که خداوند آن را به زنان واگذار نکرد؟




9- آن چیست که با هیچ آبی پاک نمی شود جز با زبان؟




10- آن چیست که جای رفتن است نه جای ماندن؟

*******************
6 - حضرت حق فرموده کلمه(لا اله الا الله) درحصار من است.

7 - همه سایه دارند اما حضرت محمد(ص) سایه نداشت.

8 - خداوند پیامبری وامامت را به زنان محول نکرد.

9 - آن چیزی که با هیچ آبی پاک نمی شودکافر است که فقط با زبان وقتی شهادتین را بگوید پاک می شود.


10 - دنیا جای رفتن است نه جای ماندن.

GORJI
15-10-2010, 10:47
1- پرندگانی که به امر خداوند با لشکر ابرهه جنگیدند چه نام داشتند؟


2- قاتل نمرود چه حیوانی بود؟


3- پنج سوره که به نام حیوانات است کدام است؟


4- حیوانات ذکر شده در قرآن را نام ببرید؟


5- بزرگترین وکوچکترین حیوان در قرآن چه نام دارند؟

***************

1 - ابابیل

2 - مگس

3 - فیل،نمل،عنکبوت،بقره،نحل

4 - سگ{کلب}،خوک{خنزیر}، مگس {ذباب}،فیل،نمل{مورچه}،عنکبو ت،گاو {بقره}،زنبورعسل{نحل}،ابل{شت } بابیل،هدهد،کلاغ{غراب}،ذئب{ رگ}


5 - مورچه{نمل}،فیل.

GORJI
15-10-2010, 10:49
6- بهترین خوراکی از این حیوان است؟


7- بزرگترین حیوان حلال گوشت در قرآن؟


8 - سست ترین حیوانات که نامش در قرآن هست؟



9- بهترین نوشیدنی از این حیوان است؟


10- نام حیوان حرام گوشت در قران را بگوئید؟

****************

6 - زنبور عسل{نحل}.

7 - بقره{گاو}.

8 - عنکبوت.

9 - بقره{گاو}.

10 - خنزیر{خوک}

GORJI
15-10-2010, 13:04
1-آرتيست؟

2- آكتور؟

3-آكتويس؟

4-استوديو؟

5- ايده؟

**********************

1 - هنرمند،بازيگرماهرونقش اول

2 - هنرپيشه مرد

3 - هنرپيشه زن

4 - كارگاه ومحل تهيه فيلم

5 - القاءفكربوسيله فيلم

GORJI
15-10-2010, 13:05
6- پرسوناژ؟

7- پلان؟

8- پزتيو؟

9- پيِس؟

10- تراژدي؟

*******************
6 - بازيگران تاتريا سينما

7 - صحنه اي ازفيلم

8 - نسخه مثبت حلقه فيلم برداري شده

9 - نمايشنامه

10- صحنه هاي تاثرآوروحوادث فيلم

GORJI
15-10-2010, 13:08
ا- نخستین آیه ای که در مورد جنگ وجهاد نازل شد؟


2- نخستین آیه ای که ازسوره برائت نازل شد؟


3- نخستین آیه ای که از سوره آل عمران نازل شد؟


4- نخستین آیه ای که بعداز ارتحال پیامبر به آن استناد شد؟


5- نخستین سوره کاملی که بر پیامبر نازل شد؟

****************************************

1 - سوره حج آیه 39

2 - عمرابن الخطاب(صحیح مسلم ج1ص575 )

3 - سوره آل عمران آیه 138

4 - سوره زمرآیه 30

5 - سوره علق(نظرابن عباس ومجاهد)قول

GORJI
15-10-2010, 13:10
6- نخستین سوره ای که پیامبر آن رادر مکه اعلان نمود؟

7- نخستین سوره ای که در مدینه نازل شد؟

8- نخستین کسی که قرآن را جمع آوری کرد؟

9- نخستین کسی که قرآن را اعراب گذاری ونقطه گذاری کرد؟

10- نخستین آیه ای که حضرت مهدی تلاوت میفرمایند؟

************************************************
6 - سوره نجم

7 - سوره مطففین- به قولی سوره قدر- سوره بقره

8 - امام علی ع

9 - ابوالاسود دوئلی – قول دیگریحیی بن یعمر

10 - بقیه الله خیرلکم...

GORJI
15-10-2010, 13:11
1- نخستین کسی که در (آیات الحکام ) کتاب نوشت؟

2- نخستین کسی که در(علم قرائت قرآن) کتاب نوشت؟

3- نخستین کسی که درخصوص(فضائل قران) کتاب نوشت؟

4- نخستین کسی که در(غرایب قرآن) کتاب نوشت؟

5- نخستین کسی که (طیقات مفسران) رانگاشت؟

******************************************
1 - محمدابن صاحب کلبی

2 - ابان ابن تغلب

3 - ابی ابن کعب

4 - ابی ابن کعب

5 - جلال الدین سیوطی

GORJI
15-10-2010, 13:13
6- نخستین کسی که تفسیری برقرآن کریم نوشت؟

7- نخستین کشف الایاتی که برای قران نوشته شد؟

8- نخستین کتاب بزرگ طبی درجهان اسلام چیست؟

9- نخستین کتاب طبی که از مسلمانان به چاپ رسید؟

10- نخستین مسلما نی که درطب تالیف کرد؟

/************************************
6- ابن عبا س

7 - آیه الایات فرقانی(قرن نهم ه-ق)

8 - الحاوی زکریای رازی (در20جلد)

9 - فردوس الحکمه(زکریای رازی)

10 - علی ابن ربن طبری

GORJI
15-10-2010, 13:14
11- نخستین کتاب جامع درپزشکی که به زبان فا رسی نگارش یافت؟

12- نخستین کسی که در(جبرو مقابله) کتاب نوشت؟

13- نخستین کسی که در(علم کلام) کتاب نوشت؟

14- نخستین کسی که در(علم اصول فقه) کتاب نوشت؟

15- نخستین کسی که در(علم رجال) کتاب نوشت؟

********************************************
11- هدایت المتعلمین فی الطب (ابوبکربخاری)

12 - ابو عبدالله محمدابن موسی خوارزمی(قرن سوم هجری)

13 - عیسی ابن روفه تابعه(درامامت)

14 - هشام ابن حکم

15 - عبیدالله ابن ابی رافع

GORJI
15-10-2010, 13:16
16 - نخستین کسی ازاهل سنت که (درفقه) کتاب نوشت؟

17- نخستین کسی که در(تصوف) کتاب نوشت؟

18- نخستین کسی که در(سیره پیامبر اسلام) کتاب نوشت؟

19- نخستین کتاب چاپی فارسی در ایران؟

20- نخستین کسی که بدون ذکر شواهد (فرهنگ فارسی) نوشت؟

************************************************** ****
16- ابو حنیفه

17 - حسن بصری(کتاب رعایت حقوق الله)

18 - محمدابن اسحاق(شیعه)

19 - کتاب جهادیه (قائم مقام اول1234ه-)

20 - قطران(قرن پنجم)

GORJI
15-10-2010, 13:17
21- نخستین روزنامه فارسی در ایران؟

22- نخستین مجله درجهان؟


23- نخستین کتابی که اهل سنت درردعقید وهابیت نوشت؟


24- نخستین کتابی که شیعه درردعقید ه وهابیت نوشت؟


25- نخستین چاپ قران درچه سا لی بود؟

*************************************
21- کاغذ اخبار(میرزاصالح شیرازی)

22 - مجله فیلاسوفیکال(چا پ لند ن سال1665 م)

23 - الصواعق الالهیه(سلیما ن برادربنیانگذار وهابیت)

24 - منهج الرشاد(شیخ جعفر کاشف الغطاء)

25 - سال 1105ه-ق- درهامبورگ

GORJI
15-10-2010, 13:18
26- نخستین دایره المعارف به ترتیب حروف الفبا درجهان؟

27- نخستین کتاب چاپی در جهان؟

28- نخستین قرانی که در ایران به چاپ رسید؟

29- نخستین کتاب فارسی که در هندوستان به چاپ رسید؟

30- نخستین کتابخانه عمومی در جهان؟

***************************************
26 - دایره المعارف جان هاریس

27 - انجیل(سال 1453م توسط )

28 - قرآن سال1311ه-ق-(چا پ سنگی دربمبئی به خط محمدعلی لاری)

29 - کلیات سعدی شیرازی درسال1206ه –ق)

30 - کتابخانه عمومی دریونان(قرن ششم قبل از میلاد)

GORJI
15-10-2010, 13:20
1- نخستین کسی که ازاهل سنت "مصطلح الحدیث"تالیف کرد؟

2- نخستین کسی که ازاهل تشیع "مصطلح الحدیث"تالیف کرد؟

3- نخستین کسی که در شهرمقدس قم به نشراحادیث پرداخت؟

4- نخستین تدوین کننده "حدیث"درمکتب تشیع؟

5- نخستین تدوین کننده "حدیث"درمکتب تسنن؟

*********************************************
1 - قاضی ابومحمد رامهرمزی (کتاب "المحدث الفاضل")

2 - شهید زین الدین بن علی (معروف به شهید ثانی)

3 - ابراهیم ابن هاشم

4 - امام علی علیه السلام (به خط علی ودیکته پیامبر اسلام)

5 - محمدابن شهاب زهری(به دستور عمراین عبدالعزیز)

GORJI
15-10-2010, 13:21
1- نخستین کسی که در اذان نماز تصرف کرد؟

2- نخستین کسی که سه طلاقه کردن زن با لفظ واحدرا جایز دانست؟

3- نخستین کسی که متعه حج ومتعه نساء راحرام کرد؟

4- نخستین کسی که دستورداد نمازهای مستحب ماه رمضان به جماعت برگزار گردد؟

5- نخستین کسی که قیاس"تمثیل منطقی" را درمسائل دینی روا داشت؟

************************************************** ********
1 - عمرابن الخطاب(الموطأ مالک ج1ص )

2 - عمرابن الخطاب(صحیح مسلم ج1ص575 )

3 - عمرابن الخطاب(صحیح مسلم ج1 ص 467 )

4 - عمرابن الخطاب(معروف به نماز تراویح)

5 - شیطان رجیم

GORJI
15-10-2010, 13:22
6- نخستین فقیهی که براساس قیاس ورای فتوا داد؟

7- نخستین کسی که نماز میت را باچهارتکبیر برگزارکرد؟

8- نخستین کسی که خطبه های نماز عیدقربان وفطر را قبل از نماز خواند؟

9- نخستین کسی که خطبه های نماز جمعه را نشسته خواند؟

10- نخستین کسی که اذان واقامه رادرنماز عیدفطروقربان بدعت گذاشت؟

************************************************** *********
6 - ابوعثمان ربیعة ابن ابی عبدالرحمان

7 - عمرابن الخطاب (تاریخ الخلفای سیوطی ص137)

8 - مروان حکم (قول دیگرعثمان،تاریخ الخلفاء ص165)

9 - معاویة ابن ابی سفیان(تاریخ الخلفاء ص200)

10 - بشرابن مروان

GORJI
15-10-2010, 13:25
11- نخستین کسی که انگشتر رادردست چپ رسم کرد؟

12- نخستین کسی که دشنام به علی را بدعت گذاشت؟

13- نخستین کسی که درسفرنمازراتمام خواند؟

14- نخستین کسی که قا ئل به جبرشد؟


15 نخستین کسی که ازنوشتن احادیث پیامبر اکرم جلوگیری کرد؟


************************************
11- معاویة ابن ابی سفیان(الغدیرج 10ص310)

12 - معاویة ابن ابی سفیان

13 - معاویة ابن ابی سفیان

14 - معاویة ابن ابی سفیان


15 - عمرابن خطاب

GORJI
15-10-2010, 13:28
1- نخستین کسی که درحیات پیامبراسلام ادعای نبوت کرد؟

2- نخستین "وادی عشق" براساس منطق الطیر عطار نیشابوری؟

3- نخستین مقام عرفانی درسلوک براساس"اللمع" سرّاج طوسی؟

4- نخستین کسی که صریحا" از "فناء فی الله وبقاء فی الله"سخن گفت؟

5- نخستین کسی که درعرفان به رمز سخن گفت؟

*******************************
1 - اسود عنسی (قول دیگرمسیلمه کذّاب)

2 - طلب

3 - توبه

4 - بایزید بسطامی

5 - ذوالنون مصری

GORJI
15-10-2010, 13:29
6- نخستین کسی که صوفی نام گرفت؟

7- نخستین کسی که "حافظ شیرازی" را لسان الغیب نامید؟

8- نخستین اجتماع خوارج درکجا بود؟

9- نخستین کسی که به "اصالت وجود واصالت ماهیت" قائل شد؟

10- نخستین خلیفه ای که به مذهب شافعی گرائید؟

********************************************
6 - ابوهاشم کوفی(نفحات الانس

7 - عبدالرحمان جامی(قرن نهم ه- ق)

8 - منطقه حروراء

9 - شیخ احمد احسائی(.... شیخیه)

10 - متوکل عباسی

GORJI
15-10-2010, 13:30
1- نخستین کسی که نهج البلاغه را شرح کرد؟

2- نخستین خطبه ای که حضرت علی پس از بیعت مردم بیان کرد؟

3- نخستین ترجمه فارسی نهج البلاغه چیست؟

4- نخستین نامه حضرت علی به معاویه بعداز قتل عثمان کدام است؟

5– نخستین خطبه علی در کوفه کدام است؟

**********************************************
1 - سیدفضل الله راوندی

2 - خطبه 16(ذ متی بما اقول رهینه)

3 - ترجمه الهی اردبیلی(قرن دهم هجری)

4 - نامه ششم نهج البلاغه

5 - خطبه 22 نهج البلاغه(الحمدالله الذی....اسئل منازل الشهداء)

GORJI
15-10-2010, 13:32
6- نخستین خطبه علی بعداز زمامداری در مدینه؟

7- نخستین گرداورتده خطبه های علی کیست؟

8- نخستین مستدرک نهج البلاغه چه نام دارد؟

9- نخستین معجم الفاظ نهج البلاغه چه نام دارد؟

10 - نخستین کسی که تدریس چهار مذهب را دریک مدرسه ترتیب داد؟

***************************************
6 - خطبه 87 نهج البلاغه(اما بعد لایرعین مرع)

7 - شهیدزید ابن وهب (کتاب الذریعه ج7ص192)

8 - التذ ییل

9 - الکاشف(دکتر سیدجواد مصطفوی با 20000 هزار کلمه)

10 - صالح نجم الدین ایوب(قرن هفتم ه- ق)

GORJI
08-11-2010, 09:51
1-کدام یک از قاریان مصری به (گیتارآسمانها ) ملقب گردیده بود؟


2- بنیا نگذار سبک جدید ورایج تلاوت قرآن کریم کیست؟


3- کدام فرزند استاد عبد البا سط به عنوان جانشین او درامر تلاوت مطرح شده است؟


4- کدام قاری مصری به (شهید القراء)ملقب گردیده بود؟


5- نوار تلاوت سوره مبارکه هود کدام قاری از مفاخر موزه بریتا نیا به حساب می آید؟


************************************************** ***********

1- استاد محمدرفعت

2 -استاد محمدرفعت

3 - استاد طارق عبدالباسط

4 - استاد محمدصدیق منشاوی

5 - استاد محمدرفعت

GORJI
08-11-2010, 09:52
6- کدام قاری به قاری (حنجره طلائی)معروف شده بود؟


7- کدام قاری بزرگ مشهور وپیش کسوت قرآن کریم است که دایی استاد عبدالبا سط است؟


8- شاعر معروف قرن هشتم که لقب (ملک القراء)دارد کیست؟


9- اولین قاری مصری که برای تلاوت به خارج از مصر اعزام شد؟


10- ابو علی سینا در چند سالگی موفق به حفظ قران مجید شد؟

************************************************** *
6 - استاد عبدالباسط

7 - ستاد ابوالعینین شعیشع

8 - لسان الغیب حافظ شیرازی

9 - استاد محمود خلیل الحصری

10 - در 10سالگی

GORJI
08-11-2010, 09:55
1- نخستين فيزيكدان مسلماني كه جايزه نوبل رادريافت كرد؟


2- نخستين فيزيكدان ايراني كه مرد علمي سال 1990 ميلادي اعلام شد؟


3- نخستين نويسنده عرب كه درادبيات جايزه نوبل دريافت كرد؟


4- نخستين جايزه نوبل درفيزيك؟


5- نخستين جايزه نوبل درپزشكي؟

*******************************
1 - علي ابن يقطين (بدستور امام موسي كاظم عليه السلام)


2 - ابوسلمه همداني (نخستين وزير بني عباس)

3 - حضرت علي ابن ابي طالب عليه السلام

4 - خالد بن برمك

5 - ابويوسف قاضي

GORJI
08-11-2010, 09:57
6- نخستين جايزه نوبل درادبيات؟


7- نخستين جايزه نوبل درشيمي؟


8- نخستين كسي كه به كتاب "امام علي عليه السلام "جرداق مسیحی جایزه داد؟


9- نخستين سالي كه كتاب داستان راستان"(نوشته شهيد مطهری)کتاب سال شناخته شد


10- نخستين مترجم نهج البلاغه كه به دريافت جايزه سال دست يافت؟


*********************

6 - سليمان بن ربيعه باهلي

7 - مغيره ابن شعبه

8 - مغيره ابن شعبه

9 - سعدابن مالك

10 - حجاج ابن خزيمه

GORJI
08-11-2010, 10:00
از اينجا تا به شوشتر همه ش خونِ كبوتر

گل سرخ


--------------------------------------------

از دور ديدم ماه را از دل كشيدم آه را
آن ترك تير انداز را برهم زده شيراز را

کبريت


----------------------------------------

اطلس سبز وسرخ پوشيده، درميان دو كاسه چوبين، نو عروسي به ناز خوابيده

پسته


-------------------------------------

اولم آخر پلنگ است كه زيبا وقتِ جنگ است دومم آخر شير است
كه بر جنگل امير است سومم ميان ببر است چو توفان و چو ابر است آخرم آخر گربه است ولي مايه خنده است
با بچه ها همبازيم چه نازيَم، چه نازيَم مَشَشنگَم و قشنگم كه خيلي شوخ و شنگم

گربه


------------------------------------------

اولم اول پياز است دومم اول ساز است چهارمم آخر هسته توي صندوقچه بسته
اولم اول زمستان، آخرم آخر باغ دومم رفته زبستان، آمده ميان باغ

زاغ

GORJI
08-11-2010, 10:04
صندوق چوبي، پر از روغن كوهي

گردو

-------------------------------

بافتم و بافتم، پشت كو انداختم

گیس

-----------------------------

يوز پلنگ بي دُم، نه جو خورده نه گندم، گشت زند بيابان، نفع دهد به مردم

زنبور عسل

---------------------------

این سر کوه، اَرّه اَرّه آن سر کوه، اَرّه اَرّه میان کوه، گوشت بره!

دندانها و زبان

---------------------------

آن کدام شب تاریک است که در میان روز دیده میشود؟

سیاهی چشم

GORJI
08-11-2010, 10:07
آن چیست که تا آسمان نگرید، اشکش روان نمی شود؟

باران


آن چیست که نه دست دارد و نه پا، در همه جای زمین است و نمی رود به هیچ جا؟

خاک


آن چیست که نه دست دارد، نه پا، نه استخوان دارد، نه گوشت، ولی همیشه راه میرود و و هیچ وقت هم خسته نمی شود؟

آب جوی و رود


آن چیست که خودش آب، دُشمنش آب؟

یخ


آن کدام دوبرادرند که در زیر یک کوه زندگی میکنند،و هیچ وقت خانه یکدیگر را نمی بینند؟

چشمها

GORJI
08-11-2010, 10:08
1_منظور از عبارت شوخي وار «اِوري بادي خربا بوزه ايتينگ كُنه پا لَرزِشم سي تينگ كُنه» چيست؟



2 _جزاير «لانگرهانس» در كجا هستن؟!؟!



3_من يك سكّه كوچك را در چاهي عميق مي اندازم، آنگاه در عرض يك دقيقه مي روم در مي آورم، چطور چنين چيزي ممكن است؟



4_زني را در خيابان ديدم كه پسربچه اي را به دنبال داشت. از او پرسيدم: اين پسر با توچه نسبتي دارد؟ گفت: «او پسرِ پسرم است، برادر شوهرم» ، چطور چنين چيزي ممكن است؟



5_چراغ راهنمايي و رانندگي كه روبروي خيابان است قرمز است، افسر راهنمايي هم در آنجا ايستاده است، با اينحال راننده اي از چراغ قرمز مي گذرد و كسي مزاحم او نمي شود. چطور چنين چيزي ممكن است؟

.................................................. ...............................

.پاسخ چیستان ها:

1:مي دانيم «اِوري بادي» به زبان انگليسي بمعني «هركس» ، «ايتينگ» بع معني «خوردن» و «سيتينگ» به معني« نشستن» است. پس با اين ترتيب، عبارت فوق مرادف ضرب المثل معروف فارسي «هركه خربزه بخورد بايد پاي لرزش بنشيند» مي باشد

2:در لوزالمعده آدمي

3:من كه ادعا نكردم مي روم سكّه را از چاه درمي آورم بلكه گفتم: در عرض يك دقيقه مي روم «در» مي آورم. بنابراين مراد از «در» اينجا در اتاق يا راهرو و امثال آنست

4:تنها در صورتي ممكن است كه دو دوست، هر يك با مادر شوهر مرده يا مطلقه ديگري ازدواج كنند و هريك از آن مادران پسري بدنيا آورند. اين پسر براي زن ديگر، حكم پسرِ پسر و برادرِ شوهر را دارد.

5:آن راننده پياده بوده است، بنابراين افسر راهنمايي كاري باو ندارد

LIDA
30-11-2010, 19:42
- قديم ترين انجيل مسيحيان؟


2- قديم ترين كتاب ديني جهان؟


3- قديم ترين كتاب درباره مذاهب واديان به زبان فارسي؟


4- قديم ترين كتاب درچشم پزشكي ازمسلمانان؟


5- قديم ترين مذاهب ازمذاهب چهارگانه اهل سنت؟

************************************************** **
1 - انجيل مَرقُس (انجيل"برنابا"قبل از انجيلهاي چهارگانه است)

2 - كتاب "ريگ ودا" (كتاب هندوها)

3 - بيان الاديان ابوالمعالي علوي

4 - العشر مقالات في العين (جُنين بن اسحق عبادي)


5 - مذهب حنفي

LIDA
30-11-2010, 19:43
6- قديم ترين كتا بخانه جهان اسلام؟


7- قديم ترين رصد خانه جهان؟


8- قديم ترين گنبد مسجد درايران؟


9- قديم ترين نسخه خطي نهج البلاغه؟


10- قديم ترين سنگ مرقد مطهر حضرت امام رضا عليه السلام كه اكنون موجوداست؟

***********************
6 - بيت الحكمه(بغداد)

7 - جامسونگدي (كيونگجوي كره جنوبي)

8- گنبد مسجد جامع قم (قرن سوم هجري)


9 - سال421 (كتابخانه شخصي آيت الله حسن زاده آملي)


10 - مربوط به سال 516قمري مي باشد

LIDA
30-11-2010, 19:45
11- قديم ترين نسخه خطي كتابخانه واتيكان؟


12- قديم ترين نسخه انجيل كتابخانه واتيكان؟


13- قديم ترين تمدن ها؟


14- قديم ترين دانشگاه دراروپا؟


15- قديم ترين دانشگاه درجهان اسلام؟

***********************************************

11 - كتابي كه دوقرن قبل ازميلاد بوده

12 - مربوط به قرن پنجم ميلادي

13 - تمدن مصروبابل

14 - دانشگاه سالرنوژ

15 - دانشگاه الازهرمصر (توسط شيعيان فاطمي ساخته شد)

LIDA
30-11-2010, 19:47
16- قديم ترين نسخه صحيفه سجاديه؟

17- قديم ترين ترجمه كهن فارسي ازقرآن؟

18- قديم ترين سرودهايي كه درايران شناخته شده؟

19- قديم ترين بناي اسلامي موجود درايران؟

20- قديم ترين كتا بي كه درايران بعد ازاسلام مصورشده؟

************************************************** ********
16 - نسخه سال 416قمري

17 - تفسيرابوالفتوح رازي

18 - "دفتركاثاهاي اشو"زرتشت

19 - تاريخانه دامغان (سال 143ه- ق)

20 - كليله ودمنه

LIDA
30-11-2010, 19:48
21- قديم ترين كتا بي كه از"تهران"ياد كرده است؟



22- قديم ترين نمونه فرش جهان دركدام كشوركشف شده است؟



23- قديم ترين فرش شناخته شده ايراني متعلق به چه دوره اي است؟

************************************************** ***

21 - فارسنامه ابن بلخي


22 - روسيه


23 - هخامنشي

GORJI
01-12-2010, 13:44
1 - عجايب خلقتي ديدم كه شش پا و دو سر دارد
عجايب تر از آن، ديدم كه دمبي در كمر دارد


2 - دارم سؤال، خواجه بفرما جواب چيست؟ - در يك گلاب پاش دو رنگ گلاب چيست
سرماي زمهرير كه يخ بست او نبست - آتش بدو رسيدن و بستن جواب چيست .


3 - بار اول كه زاد بي جان بود - بار دوم كه زاد جان آورد


4 - آن چيست كه بر سينه ي خصم اش گذراست؟ - كَهربا پيكر و آدم دَم و فولاد سَر است؟


5 - اگر برداري تو از دنباله كوه يك حرف - گذاري بر سردنباله رود همان حرف
كني يك بار ديگر كار تكرار - از آن حرف شد برون نامي پر آثار
بسازي مرغكي خوش رنگ و زيبا - خبر آر و خبر بَر، خوب و رعنا


*************************************

1 - ترازو

2 - تخم مرغ

3 - تخم مرغ

4 - تبرزين

5 - هُدهُد

GORJI
01-12-2010, 13:44
1 - آن چيست كه ارغوان قبايي دارد
بيرون و درونِ شهر جايي دارد
گرد است و مدور است و تاجش بر سر
همچون دْم موش تيره پايي دارد


2 - آن چيست كز او حسن بُت افزون گردد
اندر كفِ مهوشان موزون گردد
سبز است تنش تا نرسد آب بدو
چون آب بدو رسد همه خون گردد


3 - آن تير صفت كه شد دهان آماجش
از طورِ كليم راز جو معراجش
هر چند به خردي و ضعيفي مَثَل است
حكّام دهند از بُنِ دندان باجش


4 - آن چيست كه بي پا و سر و دست روان است
و آن چيست كه اندر شكمش خلق نهان است؟
آن چيست كه يك لحظه بگردد همه عالم؟
و آن چيست كه سرتا به قدم جمله زبان است؟


5 - چيست آن طرفه خرگهِ بي در - اندر آن خيمه، خيمه هاي دگر
گاه باشد به سان نقره سفيد - گاه باشد چو ياقُتِ (ياقوت) احمر
گاه بيني زمردين علفي - از گريبان او برآرد سر
مفلسان را مناسب سفره - منعمان را رفيق را سفر
اين لغعز را هر آن كه بگشايد - قطره يي آب آيدش به نظر

*****************************************

1 - چغندر

2 - حنا

3 - خلال دندان

4 - آب است كه بي پا و سرو دست روان است..............خاك است كه اندر شكمش خلق نهان است باد است كه يك لحظه بگردد همه عالم.................ناراست كه سر تا به قدم جمله زبان است

5 - پیاز

GORJI
01-12-2010, 14:11
1 - چيزي نمانده در ره دين شيخ ساده را - جز دامن ردا كه كند صاف باده را


2 - مرغي كه به كوه جاي گيرد يا دشت - نامش به حساب جمله آمد ده و هشت
هر چار حروف نامش ار قلب كني - هر چند كه هژده است خالي ده گشت


3 - شاعري به نام سيفي نيشابوري، تمام حروف الفبا را در يك بيت آورده و فقط لام را تكرار كرده است. آيا آن بيت را مي دانید ؟


4 - خاقاني كه در ستايش حضرت رسول شعر زير را گفته است، چه مقصودي دارد؟
آن ب و ت شكن كه به تعريف او گرفت - هم قاف و لام رونق و هم كاف و نون بها


5 - به يك قيام و چهار اصل و چهل صباح كه هست - از اين سه معني الف د، ميم بي اِعراب

****************

1 - چون شيخ بي چيز شود «خا» مي ماند، چه چيز، شيئي است و دامن ردا «الف» است و از باده «مي» مراد است و هرگاه مي را از دامن صاف كنند، صاف مي كه «ميم» است به زير «الف» خواهد بود و دُرد مي كه «با» است بر بالاي الف مي رود كه حاصل آن «خيام» مي شود

2 - هُدهُد به حساب ابجد يا جمل هيجده مي شود، زيرا ه مساوي 6 و د مساوي 3 است و «هد» مساوي 9 و هدهد برابر هيجده است. اما مقلوب حروف آن ده ده مي شود. اين است كه مي نويسد، حروف را اگر قلب كني، هر چند كه هژده است، (به حساب جمل) خالي ده گردد

3 - اثر وصف غم عشق خطت.................ندهد خط كسي جز بضلال

4 - ب و ت مقصود «بت» و قاف و لام يعني «قُل» و اشاره به «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدً » و كاف و نون يعني «كُن» كه اشاره به «كُن فَيَكون» است و با توجه به آيه قرآن، «جهان» مراد است

5 - منظورش «آدم» است كه از چهار اصل در چهل صبح گلشن سرشته شد و با يك قيام از جاي برخاست

GORJI
01-12-2010, 14:16
1 - واژگان اين بيت پيوسته «موصّل» را جدا كنيد:
سستپيشتبتنپست - بتبشپشتتنسستشكست


2 - اين بيت «امير معزّي» را چگونه بايد خواند؟
آفرين كن شاه و صاحب راكه نام هر دو هست - سنجر و محمد


3 - چيست آن درج زمرد رنگ ناپيدا دهان - چون صدف يكتا دُري ناسُفته دارد در ميان
حيرتي دارم كه چون آن درج بشكافد كسي - افكند آن گوهر ناسفته از كف رايگان


4 - چه پيكرست ز تير سپهر يافته تير - بشكل تير و بد و ملك راست گشته چو تير
كجا بگريد، دركالبد بخندد جان - كجا بنالد، در آسمان بتازد تير
ز نادرات جواهر نشان دهد به سرشك - ز مشكلات ضماير خبر دهد بصرير


5 - سر پروانه را از تن جدا كن - به پاي سرو زن سر رارها كن
پس آنگه حاصل مقصود ما را - به پايِ گل بزن شكر خدا كن

=============================================

1 - سُست پيشِ تب تن پَست.................به تبش، پشتِ تنِ سُست شكست


2 - آفرين كن شاه و صاحب را كه نام هر دو هست...............سين و نون و جيم و را و ميم و ح و ميم و دال


3 - غنچه گل درون كاسبرگ سبزرنگ


4 - قلم


5 - سر پروانه «پ» است كه اگر آنرا به پاي سرو كه «واو» است بزنيم «پو» مي شود و اگر آنرا به پاي گل كه «ل» است بيفزاييم، تبديل به «پول» خواهد شد

GORJI
02-12-2010, 23:19
1 - گل اي مهوش كرم قبل دامن زلفنگ بوقارو چك - كر پشتك خاللرينده، گاهي جفت و گاهي تك


2 - آن غم كه شدم از غم رويش آگاه - وز شِكوه من نداشت يك ذره شكوه
درمانده شدم زغم بگفتم نامش - دندان من و قدمن و دامن كوه


3 - آن حقّه كه در ندارد و باشد پر - گويم به كنايتي كه درماند حر
خوبان چو بلورشان شود عنابي - ساينده به لعل و آزماينده به در


4 - در ولايايت علي شمس و قمر يعني كه چه - در ميان پيرهن، يك تن دو سر يعني كه چه
اي منافق، قدرت حق را ببين و دم مزن - دختر بي شوهر بكر و پسر يعني كه چه


5 - يك جفت كبوترند ابلق - جفتند ولي زهم جدايند
پرواز كنند گردِ عالم - از كالبدشان برون نيايند

=================================================

1 - معني فارسي آن اين است: بيا اي مهوش كرم كن و دامن زلفهايت بالاكش؛ كه خالهاي صورتت گهي جفت و گهي طاق است. منظور از مهوش «زا» است و از زلف «جيم» و از جيم، رقم آن به حروف ابجد است كه (3) مي باشد. هر گاه دامن اين رقم بالا كشيده شود «مس » حاصل مي گردد و خالها كه منظور از آن «نقطه» مي باشد، در زيرگاه جفت و گاه طاق ميشود كه وقتي در زير «س » دو نقطه جفت و يك نقطة طاق گذاشته شود «بيا» مي شود كه با «زا» تبديل به «زيبا» مي گردد


2 - پاسخ درست «سنجر» است؛ زيرا، دندان من «س» و قد من «ن» و دامن كوه «جر» است كه رويهم «سنجر» مي شود


3 - تخم مرغ


4 - امام حسن (شمس)، امام حسين (قمر)، ذوالفقار علي (يك تن و دو سر)، مريم عذرا (دختر بي شوهر بكر صاحب پسر)


5 - زمين و ماه

GORJI
02-12-2010, 23:19
1 - اژدري ديدم كه او را چار شاخ اندر سر است - بر سرهر شاخ او سه درختر افسونگر است
بر سر هر درختري، بنشسته باشد سي پسر - هر پسر را بيس و چار فرزند ديگر در خور است


2 - اين چه چيز است، لعبتي آبي - در برِ او قباي عنابي
تنِ او همچو ساعد سعد است - پايِ او همچو پاي مرغابي


3 - اين چيست كه تاج نقره بر سر دارد - وز آتش سرخ تاج و افسر دارد
ناكرده گناه روي او چون قير است - بر گردنش از هر طرفي زنجير است


4 - حقّه ئي ديده ايم دربسته - اهل حقّه، تمام سربسته
همه ياقوت رنگ و لعل صفت - صاف و رنگين به يكدگر بسته


5 - عجايب صنعت ناديده ديدم - پريرويان به بستان تازه ديدم
چو دَس بردم گل از باغش بچينم - به يك مَحمِل دو صد دُردانِه ديدم

================================================== =================

1 - سال، فصول چهارگانه، شبانه روز (24 ساعت)

2 - ريواس

3 - سرقليان

4 - انار

5 - انار

GORJI
02-12-2010, 23:29
1 - چيست گردنده ئي كه دم نزند - روز وشب گردد و قدم نزند
نعره او به سان شير بُوَد - برف بارد و ليك دم نزند



2 - صنعتي ديده ام كه فن دارد - ماده بر روي نر وطن دارد
قوتِ او قوتِ آدميزاد بوده است - در ميان شكم دهن دارد



3 -عجايب صنعتي ديدم دراين دشت - كه نر خوابيده بود و ماده مي گشت


4 - آن چه باشد كه پشت خَم دارد - وز خَمي هر دو سر به هم دارد
وزن او نيست خود به صد مثقال - صد مني را به پشت بر دارد



5 - آن چه باشد كه سر بر افلاك است - پاي او غرق در دل خاك است
رنگ او سرخ و زرد و گاه سياه - گوشت شيرين و استخوان چاك است

================================================== ====
1 - آسياب

2 - آسياب

3 - آسياب

4 - نعل

5 - خرما، نخل

GORJI
06-12-2010, 18:43
1 - چيست آن تن كه سر بر افلاك است - پاي او غرق در دلِ خاك است
يك تن و سي هزار فرزندان - گوشت شيرين و استخوان چاك است
نيمي از مار و نيمي از خرگوش - نامش از اين دو جنس ناپاك است


2 - آن چيست كه جا به كوه و صحرا دارد - اندر صفِ مردان خدا جا دارد
از هيبت او جمله بلرزد عالم - سيصد سرو ده شكم دو صد پا دارد


3 - آن چيست كه رنگ گل زرّين دارد - رنگ رخ عاشقان مسكين دارد
دسمالِ سرش بادِ هوا مي گيرد - بوي خوشِ او محلّه ها مي گيرد
آبش ميدن، طَبَق طَبَق مرواري - نونش ميدن به كوزه مثقالي


4 - آن چيست كه روزمي نمايد شبگون - صد پاره تنش بود به يك پاي نگون چون
ناز كني تنش زاندازه فزون - همچون عاشق زچشم او ريزد خون


5 - آن چيست كه روزها نمايد شبگون - صد پاره تنش، ولي به يك پايه نگون
چون دست بر او نهي زاندازه فزون - همچون دل عاشقان فرو ريزد خون

================================================== ============

1 - خرما، نخل

2 - شير به حروف ابجد

3 - چلو

4 - شاتوت

5 - شاتوت

GORJI
06-12-2010, 18:47
1 - آن چه باشد كه زرد مثل زر است - به شباهت نظير يكدگر است
قيمت آن بسي گردان نَبُوَد - معدنش در ميان دشت ودر است



2 - آن چيست كه پيك عاشقان است - مشاطه زلفِ دلبران است
خنديدن گل زبوسه اوست - رقصِ چمن از نواي آن است


3 - در باغ شدم به چيدن نرگس تر - ديدم صنمي نشسته در پيش پدر
گفتم: صنما، بوسه بده صدقه سر - گفت: امروزنه، فردانه، چو شد روز دگر
هم بوسه و هم ليسه و هم چيز دگر



4 - فكن از مطلع سبع المثاني حرف ثاني را - پس آنگه رو تماشا كن جمال يارجاني را



5 - محبوبه من كه مَه ز رويش خجل است - دو حرف زنظم حافظ مرتجل است
اول و ششم هجا و قلبش روشن - وين طرفه كه قلب آخرش خون دل است

================================================== =============

1 - هويج، زردك

2 - نسيم، باد

3 - باقلا

4 - احمد

5 - احمد

™Arman
10-12-2010, 10:24
اگه قرار باشه واسه یکی هدیه کفش بخری اون شخص کیه

جواب:کسی که تو دنیا بیشتر از همه بهش اهمیت میدی



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگه یه تیکه ابر بهت بدن چیکارش میکنی؟

جواب

حالا جای ابر همسر رو بذار

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



مهم ترین خصوصیاتی رو كه در كلمات زیر میبینی توصیف كن

1-سگ ۲-گربه3 -موش 4-اقیانوس 5-قهوه

جواب:


1 .شخصیت خود شما
2. شریک زندگی.
3. دشمنان شما
4.به زندگی خود شما
5. تعبیرت از رابــــ ـطه جـــنــ.... .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


به هرکدوم از رنگهای زیر، یک نفر که می‌شناسی و برات مهمه رو نسبت بده

۱-زرد ۲-پرتقالی۳ -قرمز ۴-سفید ۵-سبز

جواب

۱- کسی فراموشش نمی‌کنی.

۲-یه دوست خوب

۳- واقعاً دوستش داری

۴- یک روح در دو بدن

۵- همیشه یادش هستی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


حیوونای زیر رو به ترتیبی که برات اولویت دارن نام ببر


۱-گاو ۲-ببر ۳-گوسفند ۴-اسب ۵-خوک

جواب:

1. حرفه و شغل
2. غرور
3.عشق
4 . خانواده
۵. پول

™Arman
10-12-2010, 10:27
اگه تو خیالت درحال قدم زدن تو جنگل باشی
چه وقتی رو تصور میکنی
-1صبح زود 2 -عصر ۳-شب

جواب:
1:تو زندگیت هدف داری و برای رسیدن بهش تلاش میکنی
2: هدف داری اما تنبلی
3:هدف خاصی تو زندگیت نداری

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

3تا حیوون که خیلی دوست دارید روبه تریب نام ببر و برای هرکدوم 3 صفت بگو



جواب:


1 نظر مردم در موردت

2: نظر خودت در مورد خودت

3: خصوصیات واقعیت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر با این ۴ تا حیوون تو کشتی باشی طوفان بیاد و مجبور بشی یکشون رو بندازی تو دریا

کدوم رو میندازی ؟

۱-گاو ۲- گوسفند ۳- پلنگ ۴- اسب

جواب:

۱. مال و درایی

۲. خانوادت

۳. غرورت

۴. عشقت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از بین این چهار گزینه کدوم رو بیشتر دوست داری

۱- خورشید۲-جنگل ۳-دریا ۴- آسمون

جواب:

۱- مادر

۲-غرور

۲-عشقت

۴-خانوادت

™Arman
03-01-2011, 12:19
در یک جنگ 100 سرباز شرکت کردند و جراحاتی برداشتند. آمار جراحات به شرح زیراست:
70 نفر دست راستشان را از دست دادند
75 نفر دست چپشان را از دست دادند
80 نفر پای راست
85 نفر پای چپ از دست دادند.
حد اقل تعداد افرادی که هر 4 عضوشان را از دست دادن چندتاست؟



جواب در ادامه مطلب

جواب:


10 نفر

مجموع عضو های از بین رفته 310 عضو که در بهترین حالت 90 نفر سه عضوی و 10 نفر 4 عضوی می شود




اگر x تعداد 4 عضوی و y تعداد 3 عضوی
4x + 3y=310
x+y=100
درنتیجه:
y=90
x=10

LIDA
21-01-2011, 20:10
1. بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز
چند ماه 29 روز دارد؟


2. اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر
نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد
تا تمام قرصها خورده شود؟


3. من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم
را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای
زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده
بودم؟

4. عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل
آن اضافه کنید چه عددی به دست می اید؟

5. مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام
گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده
برایش باقی مانده است؟

******************

1. تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند.

2.یک ساعت( شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری
را درساعت 1/5و بعدی را در ساعت 2 می خورید).

3. ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد
پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که
ساعت 9 شب است.

4 . 70(تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است).

5 . 9 گوسفند.

LIDA
21-01-2011, 20:10
6.اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق
سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ
نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟


7. فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت
جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک
میشود این خرس چه رنگی است؟


8. اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟


9. حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟


10. اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت
تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید
و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده
و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران
برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

***********************
6. کبریت.

7. سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت
جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد.

8 . 2سیب.

9 . هیچ(حضرت نوح بود نه حضرت موسی).

10 . خوب خودتونید دیگه (نام خودتان).

LIDA
21-01-2011, 20:12
مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟

مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟

مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟

مسئله 4 - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟

مسئله 5 - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟

مسئله 6 - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد . چطور ؟

*************************

مسئله 1 - راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد . چون جمله اول سوال می گوید " تصور کنید که راننده اتوبوس هستید."

مسئله 2 - همه کلاغ ها ، چون آنها فقط " در شرف پرواز " هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند..( اگر جواب شما 2=3-5 بوده بدانید دوباره محاسبات جلوی تفکرتان را گرفته است.)

مسئله 3 - هیچ . آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی ( "چه تعداد " جلوی فکر کردن شما را گرفته است.)

مسئله 4 - هیچ کدام . خروس ها که تخم نمی گذارند.اگر شما سعی کردید جواب توسط محاسبات و مقایسه اعداد بدست آورید ، شما دوباره به وسیله اعداد منحرف شدید.

مسئله 5 - بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم بدر برده اند . شما به وسیله کلمات حقوقی و دفن کردن منحرف شده اید.

مسئله 6 - یک 25 تومانی و یک 5 تومانی . به یاد بیاورید ( فقط یکی از آنها ) نباید 25 تومانی باشد و همین طور هم هست . یک سکه 5 تومانی داریم.شما با عبارت " یکی از آنها نباید … " فریب خوردید

LIDA
26-01-2011, 19:43
1) آن چه عددی است که اگر وارونه اش کنیم بیشتر می شود؟

2) آن چیست که روز را روشن می کند و کار را تمام؟

3) نام جانوری است که اگر حرف اول آن را برداریم ، در بدن انسان فراوان است؟

4) کدام کلیدی هست که به هیچ دری نمی خورد؟

5) نام کدام جزیره است که وارونه اش را بچه ها می نویسند؟

6) آن چیست که آسمانش سبز است و شهرش قرمز و مردمانش سیاه؟

7) واحد اندازه گیری است که برعکسش جانوری است خطرناک؟

********************
پاسخ چیستان ها:

1) 7

2) حرف «ر»

3) گرگ

4) کلید برق

5) قشم

6) هندوانه

7) لیتر

™Arman
02-02-2011, 19:00
مردی با زنی در خیابان راه میرفتند

یکی سوال کرد که چه نسبتی با هم دارید ؟

مرد گفت : مادر شوهر این زن ، با مادر زن من ، دختر و مادر هستند

نسبت این مرد و زن چیست !؟

(جواب : مرد با عروس خود راه میرفته )

منتها شما جواب رو برای دوستتون نفرستید

بذارید توی خماری بمونه !


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


می دونی شباهت قهوه با تو چیه ؟؟؟
رقیقه مثل قلبت، خوش رنگ مثل چشمات، تلخ مثل دوریت.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می دونی فرق تو با بنزین چیه؟بنزین چند ماهه که عزیز شده ولی تو یه عمره واسم عزیزی!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر میتونستی از هرکسی یه صفت برای خودت برداری
از من چی برمیداشتی !؟
واسه همه بفرست جواب های جالبی میگیری
ولی اول جواب من رو بده !


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر خودکار بهت بدن که اندازه یه جمله جوهر داشته باشه
چی باهاش مینوشتی ؟

™Arman
02-02-2011, 19:01
اگر توی یک کشتی باشی و ۵ تا حیوون داشته باشی
گاو ، گوسفند ، پلنگ ، اسب ، جوجه
طوفان میشه مجبوری ۴ تاشون رو بندازی تو دریا ، کدوم رو نگه میداری ؟
پلنگ = غرورت
گوسفند = خانوادت
گاو = مال و درایی
جوجه = بچه ات
اسب = عشقت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر یک روزی قرار باشه که دیگه منو نبینی
آخرین حرفی که بهم میزنی چیه ؟
فقط یک جمله باشه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر بتونی از صفات یا عادت بد من چیزی رو حذف کنی
چی رو انتخاب میکردی !؟
(بدون رو دروباسی بگو !)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میدونی فرق تو با كامیون چیه؟ كامیون بار میبره ولی تو دل میبری!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میدونی فرق تو با ابر چیه ؟ از ابر بارون میباره . از تو معرفت!

™Arman
02-02-2011, 19:04
میدونی فرق تو با باد چیه؟ باد نفس آسمونه ولی تو نفس منی!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می دونی شباهت تو با خورشید چیه؟ هردوتون از پشت کوه اومدین.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میدونی فرق تو با ماه چیه؟ ماه سه حرف داره ولی تو حرف نداری!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اگه گفتی فرق تو با جوراب چیه؟جوراب لنگه داره ولی تو نداری!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میدونی فرق تو با کلاغ چیه؟ کلاغ تو درخت لونه میکنه ، اما تو کنج قلبم!

™Arman
02-02-2011, 19:05
میدونی فرق تو با اشک چیه؟اشک از چشمم میفته ولی تو هیچ وقت از چشمم نمیوفتی!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می دونی فرق تو با چغندر چیه ؟ از چغندر قند می گیرن از قندش شیرینی ، شكلات و عسل درست می كنن اما تو تو خودت قند و نباتی شكلاتی شكلاتی عسلی یا که شیرینی ، که به دل اینجور میشینی!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میدونی فرق تو با روز چیه؟؟؟
روز ۳۰ تاش باید جمع بشه تا ماه بشه ولی تو همین جوری ماااااااااهی


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میدونی فرق تو با راه چیه؟ راه رو باید بری تا به آخرش برسی اما تو خودت آخرشی!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می دونی فرق تو با پینوکیو چیه؟ پینوکیو آدم شد ولی تو آدم نمی شی!

™Arman
02-02-2011, 19:08
می دونی فرق تو با پنالتی چیه؟ پنالتی 50 درصد گله اما تو صد درصد گلی!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می دونی فرق تو با فرقون چیه؟ فرقون گِل می بره ولی تو دل می بری.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میدونی شباهت تو با لامپ چیه !؟؟دور هر دوتا تون پشه جمع میشه!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میدونی فرق تو با گل چیه؟گل رو باید بو كرد، ولی تو خودت همین جوری بو میدی!
می دونی شباهت تو با گل چیه؟ هر دو تون عشقین با این تفاوت که گل عشق زنبور عسله ولی تو عشق مگس!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می دونی فرق تو با گاو چیه؟!... ، جون خودت هیچ فرقی ندارین !!

™Arman
02-02-2011, 19:10
می دونی فرق تو با کبوتر چیه؟ اون از قشنگی اسیر میشه....! تو با قشنگیت اسیر می کنی!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می دونی فرق تو با آهن چیه؟ آهن زنگ می زنه، ولی تو حتی یه sms هم نمیدی!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میدونی فرق لبخند تو با لبخند من چیه ؟ تو وقتی شادی میخندی،من وقتی تو شادی میخندم...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میدونی فرق تو با عشق زندگی و گل چیه ؟ عشق یك كلمه هست ولی تو معنی ان هستی ، زندگی یك اجبار هست ولی تو دلیل آن هستی ، گل یك گیاه هست ولی تو عطر آن هستی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میدونی فرق تو با کشتی چیه؟ کشتی به گل میشینه ولی تو به دل میشینی.

LIDA
09-02-2011, 19:58
1-یک خروس در بام خانه‌ای که شیب دوطرفه دارد، تخم می‌گذارد. این تخم از کدام طرف می‌افتد؟

شمال – جنوب – هیچ‌کدام



2-خانمی‌عاشق رنگ قرمز است و تمام وسایل‌ او به رنگ قرمز است. او در آپارتمانی یک طبقه که قرمزرنگ است، زندگی می‌کند. صندلی و میز او قرمزرنگ است.تمام دیوارها و سقف آپارتمان قرمزرنگ هستند. کفپوش آپارتمان و فرش‌ها نیز قرمزرنگ هستند.تلویزیون هم قرمز رنگ است. سریع پاسخ دهید که پله‌های آپارتمان چه رنگی هستند؟

قرمز – آبی – هیچ‌کدام


3-پدر و پسری را که در حادثه رانندگی مجروح شده بودند، به بیمارستان می‌برند.پدر در راه بیمارستان فوت می‌کند ولی پسر را به اتاق عمل می‌برند. پس از مدتی دکتر می‌گوید من نمی‌توانم این شخص را عمل کنم، به علت اینکه او پسر من است.آیا به نظر شما این داستان می‌تواند صحت داشته باشد؟

آری – خیر – هیچ‌کدام


4-اگر چهار تخم‌مرغ، آرد، وانیل، شکر، نمک و بیکینگ پودر را با همدیگر مخلوط کنید، آیا کیک خواهید داشت؟

آری – خیر – هیچ‌کدام


5-آیا می‌توانید از منزلتان بالاتر پرش کنید؟

آری – خیر – هیچ‌کدام

***********************

هیچ کدام.خروس که تخم نمی‌گذارد!

هیچ کدام.آپارتمان یک طبقه که راه پله ندارد!

آری. اگر این سوال را نتوانستید جواب دهید، وای بر شما.دکتر یک خانم جراح است یعنی این شخص مادر پسر است!

خیر، شما پیش از اینکه کیک داشته باشید باید آن را بپزید !


آری،.بپرید و ببینید که خانه شما چقدر می‌پرد!

LIDA
09-02-2011, 20:00
1-یک کیلوگرم آهن چند گرم سنگین‌تر از یک کیلو گرم پنبه است؟

۱گرم – ۱۰۰گرم – هیچ‌کدام


2- مردی به طرف یک پلیس که در حال جریمه کردن اتومبیل بود، می‌رود و التماس می‌کند که پلیس جریمه نکند ولی آقای پلیس قبول نمی‌کند. به پلیس نه یک بار بلکه هشت بار بد دهنی می‌کند.جواب دهید که این مرد چند بار جریمه خواهد شد؟

۸ بار – ۹بار – هیچ‌کدام


3- اگر تمام رنگ‌ها را با هم مخلوط کنید، آیا رنگین کمان خواهیم داشت؟

آری – خیر – هیچ‌کدام


4- گرگی به بالای کوه می‌رود تا غرش شبانه‌اش را آغاز کند.چه مدت طول می‌کشد تا به بالای کوه برسد؟

دو‌شب – پنج‌شب – هیچ‌کدام


-5 اگر به‌طور اتفاقی وارد کودکستان دوران کودکی‌تان شوید، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود؟

آری – خیر – هیچ‌کدام

----------------------------------

هیچ کدام. یک کیلوگرم آهن با یک کیلوگرم پنبه به طور دقیق برابر هستند.

هیچ کدام. خودرو به آن مرد تعلق ندارد.

خیر.رنگ خاکستری خواهید داشت.

هیچ‌کدام. گرگ پیشتر بالای کوه است.

آری، شما فقط از کودکستان دیدن می‌کنید و با همین شرایطی که الان دارید فقط وارد کودکستان شده‌اید.

LIDA
09-02-2011, 20:02
آیا امکان دارد یک نفر سریع‌تر از رودخانه می‌سی‌سی‌پی شنا کند؟

آری – خیر – هیچ‌کدام






آقای بیل اسمیت و خانم ژانت اسمیت از هم طلاق می‌گیرند. پس از مدتی خانم ژانت اسم اولیه خود را پس می‌گیرد.با این حال، پس از پنج سال با اینکه هنوز از آقای بیل اسمیت طلاق گرفته است، دوباره خانم ژانت اسمیت می‌شود. آیا این قضیه امکان‌پذیر است؟

آری – خیر – هیچ‌کدام






آقای جیم کوک مشکوک به قتل است ولی وقتی که پلیس از او سوال می‌کند که در موقع قتل کجا بوده است، آقای جیم می‌گوید در خانه مشغول تماشای سریال مورد علاقه‌ام بوده‌ام. حتی جزئیات سریال را برای پلیس شرح می‌دهد.آیا این موضوع ثابت می‌کندکه آقای جیم بی‌گناه است؟

آری – خیر – هیچ‌کدام





یک شترمرغ تصمیم می‌گیرد که به وطنش بازگردد.چه موقع برای پرواز او به جنوب مناسب است؟

بهار – پاییز – هیچ‌کدام




جمله بعدی صحت دارد.جمله قبلی غلط است.آیا این قضیه منطقی است؟

آری – خیر – هیچ‌کدام




آیا امکان دارد که یک اختراع قدیمی‌قادر باشد که پشت دیوار را به ما نشان دهد؟

آری – خیر – هیچ‌کدام




اگر بخواهید یک نامه به دوست‌تان بنویسید، ترجیح می‌دهید با شکم پر یا با شکم خالی بنویسید؟

پر – خالی – هیچ‌کدام

***********************

آری، چون که رودخانه‌ها که قادر به شنا کردن نیستند!


آری ژانت با یک آقای دیگر که فامیل‌اش اسمیت بوده، ازدواج کرده است.


خیر.چون که ممکن است این سریال تکراری باشد و او پیشتر این سریال را دیده باشد.

۱۵) هیچ کدام.شتر مرغ که قادر به پرواز نیست.


هیچ کدام. چون که جملات متضاد هم هستند.


آری.پنجره یک اختراع قدیمی‌است که به وسیله آن می‌توان پشت دیوار را مشاهده کرد!


هیچ کدام.بهتر است که یک نامه عاشقانه را با قلم و کاغذ بنویسید و با شکم نمی‌توان نامه نوشت!

LIDA
09-02-2011, 20:17
1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟


2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟


3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟


4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟


5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

*******************

1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند

2- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1/5 و بعدی را در ساعت 2 می خورید)

3- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که
ساعت 9 شب است

4- حاصل 70 است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است)

5- او 9 گوسفند خواهد داشت

LIDA
09-02-2011, 20:19
6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟

7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟

8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟

9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟

10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

*****************
6- کبریت

7- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد

8- همان2 سیب

9- هیچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسی)

10- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان)

LIDA
14-02-2011, 12:54
1جملات زير را درست بخوانيد: «زني زني زني زني خوشش آمد» ، «سربازي سربازي سربازي سربازي را كُشت»


۲شخصي مدت هفت شب در مهمانخانه اي منزل مي كند و چون پول نقد براي پرداختِ كرايه مهمانخانه را ندارد، قرار مي گذارد از هفت حلقه بهم پيوسته طلا كه بهمراه دارد، هر شب يكي از آنها را به جاي كرايه به مهمانخانه دار بپردازد. اما مي خواهد بيش از يكبار آن حلقه ها را از هم نگسلد. چطور چنين چيزي ممكن است؟


۳منظور از «خروس بيوه» چيست؟


۴شخصي در حين خواندن نماز ميت، به هنگام سجده، ناگهان سرش به لبه تابوت مي خورد پيشانيش مي شكند و خون پيشاني او به كفن مرده غسل داده شده مي خورد و آنرا نجس مي كند. حالا اين سوال پيش مي آيد كه آيا بايد مرده را دوباره غسل داد يا بايد كفنش را عوض كرد يا چاره ديگري انديشيد؟


۵خداوند متعال چه ميخورد، چه مي پوشد و چقدر توانايي دارد؟

*********************
جواب چيستان ۱

جملات مزبور اينگونه خوانده مي شوند: «زَني زِنِي زَني زني خوشش آمد» « سَربازي سَرِبازي سُربازي، سَربازي را كشت





جواب چيستان ۲

نخست حلقه سوم را پاره مي كند و شب اول آنرا به مهمانخانه دار مي دهد. شب دوم حلقه اول و دوم را كه بهم پيوسته بود به او مي دهد و حلقه سوم را مي گيرد. شب سوم، حلقه سوم را كه ابتدا جدا كرده بود به مهمانخانه دار مي دهد كه جمعاً سه حلقه مي شود. شب چهارم، چهار حلقه بهم پيوسته را در اختيار صاحب مهمانخانه مي گذارد و دو حلقه بهم پيوسته و يك حلقه جدا( حلقه سوم ) را مي گيرد. در شب پنجم، حلقه سوم را به مهمانخانه دار مي دهد. شب ششم حلقه سومي را مي گيرد و حلقه هاي دوتايي را باو مي دهد و در شب هفتم، حلقه تكي را هم بوي تحويل مي دهد و بدين ترتيب، تنها با يكبار گسستن حلقه ها، كار را به نتيجه مي رساند





جواب چيستان ۳

منظور از خروس بيوه همان «خرس» است، زيرا خروس بي «و» يعني بدون واو خرس مي شود



جواب چيستان ۴

هيچكدام، زيرا نماز ميت اصلاً سجده ندارد تا چنين اتفاقي بيفتد


جواب چيستان ۵

خداوند متعال غم بندگانش را مي خورد، عيب آنان را مي پوشد و قدرتش بي انتهاست

LIDA
14-02-2011, 12:57
۶=عبارت زير را بخوانيد:h-m-b-a-a4-b-r


۷=مي دانيم كه در بهشت هر چه بخورند دفع نمي شود، در جهان مادي كداميك از مثالها و شواهد را مي توان يافت كه با آن امر همسان باشد؟


۸ =منظور از «كانت واز بود» چيست؟


۹ =شخصي براي نخستين بار سوار يك خودروي «فولكس واگون» شد و بسوي شهري حركت كرد، درميان راه خودروي او خراب شد ناچار ماشين را به كنار جاده هدايت كردو كاپوت ماشين را بالا زد، ولي با كمال تعجب ديد نه ازموتور خبري هست، نه از سيلندر و نه چيز ديگر چطور چنين چيزي ممكن است؟


۱۰ =چراغ راهنمايي و رانندگي كه روبروي خيابان است قرمز است، افسر راهنمايي هم در آنجا ايستاده است، با اينحال راننده اي از چراغ قرمز مي گذرد و كسي مزاحم او نمي شود. چطور چنين چيزي ممكن است؟

*****************************

[B]جواب چيستان۶
عبارت مزبور چنين خوانده مي شود: «هاشم بيا آچار بيار»




جواب چيستان۷
بچه در شكم مادر




جواب چيستان۸
يعني: «بود، بود، بود» زيرا «كانت» در عربي به معني «بود» و «واز» در زبان انگليسي به معني «بود» و بود نيز در زبان پارسي به معني بود است.




جواب چيستان۹
زيرا موتور فولكس واگن در عقب آنست نه در جلو


جواب چيستان ۱۰
آن راننده پياده بوده است، بنابراين افسر راهنمايي كاري باو ندارد

LIDA
14-02-2011, 12:59
۱۱-در اتاقي يك زن و شوهر نشسته اند. يكنفر هم در حال خواندن نماز است، نفر چهارم هم روزه دارد. به ناگهان مردي از در وارد مي شود، با واردشدنِ او، اين زن و شوهر به هم حرام مي شوند. نماز آن شخص و روزه نفر چهارم هم باطل مي گردد. چطور چنين چيزي ممكن است؟


۱۲-آدرويش، خداداده سه تا ميش. يكي شيرش حلال و گوشتش حرام، يكي گوشتش حلال و شيرش حرام و سومي هم گوشتش حرام، هم شيرش.


۱۳-آمد و رفت، آمد و نرفت، زائيد و نمرد، نزائيد و مرد!


۱۴-جملات زير، مصداق چه حكايتي هستند؟ « برو، اگر نيامده، بگو بيايد. رفتم، نيامده بود، گفتم: بيايد، چرا نيامد؟ حتماً آمده كه نيامده است. اگر نيامده بود مي آمد.»


۱۵-شخصي دريك اتاق به ابعاد 5×20×20 متر، خودش را با يك ريسمان دومتري از سقف آويزان مي كند و دار مي زند. وقتي به در اتاق او مي آيند و مي بينند از او صدايي شنيده نمي شود، نگران مي شوند و در را مي شكنند با كمال تعجب مي بينند، او از سقف خودش را دار زده است و در اتاق را از درون قفل كرده و كليد را در جيبش گذاشته است. با اينكه ميز، صندلي، نردبام يا چيز ديگري در اتاق نبوده است، او چگونه خود را دار زده است؟

**********************
جواب چيستان ۱۱

مردي كه ناگهان وارد مي شود، شوهر پيشين آن زن بوده كه بيش از چهار سال بدون اطلاع او را ترك گفته و از خود خبري به جاي نگذاشته است. بنابراين، آن زن پس از گذشت چهار سال انتظار، بتصور اينكه شوهرش از دنيا رفته، با اجازه حاكم شرع طلاق مي گيرد و با مرد دومي ازدواج م يكند و از ميراث باقيمانده شوهرش، سهمي در اختيار كسي مي گذارد تا برايش نماز بخواند، پولي نيز به نفر چهارم مي دهد تا براي او روزه بگيرد. پس از بازگشت او، شوهر دوم به او حرام مي شود و چون آدم زنده وكيل و وصي نمي خواهد، روزه و نماز آندو نيز باطل مي گردد



جواب چيستان ۱۲

اولي مادر است كه شيرش حلال و گوشتش حرام است، دومي همسر است كه گوشتش حلال و شيرش براي شوهر حرام است و سومي خواهر است كه هم شيرش براي برادر حرام است و هم گوشتش





جواب چيستان ۱۳

آنكه آمد و رفت «عُمر» است، آنكه آمد و نرفت، «تجربه» و «قرآن» است. انكه زائيد و نمرد، «حضرت مهدي عج» و حضرت خضر هستند نزائيد و مرد، حضرت آدم است





جواب چيستان ۱۴

سه نفر دزد هستند كه يكي از آنان در كوچه كشيك مي كشد و دو نفرشان از ديوار خانه بالا مي روند و وارد خانه مي شوند. يكي از آنان در صندوقخانه مشغول جمع آوري اثاث است و دومي مشغول انتقال اثاث به خيابان، آنكه كشيك مي دهد، به دزد دوم مي گويد: برو، اگر صاحبخانه نيامده بود، بگو دزد سوم بيايد. دزد دومي مي گويد: «رفتم نيامده بود، گفتم بيايد» كشيك دهنده مي گويد: «پس چرا نيامد؟ حتماً (صاحبخانه) آمده كه (دزد سوم) نيامده است! اگر (صاحبخانه) نيامده بود، (دزد سوم) مي آمد!»





جواب چيستان ۱۵

پيش از خودكشي، تعدادي قالب يخ به درون اتاق مي آورد، آنها را روي هم و زير پا مي گذارد و با استفاده از آنها طناب را به سقف وصل مي كند و به گردن خود مي اندازد. آنگاه يخها كم كم آب مي شوند و از پايين در اتاق به بيرون تراوش مي كنند بطوريكه هنگام حضور ديگران اثري از يخها نبوده و همين امر موجبات شگفتي آنان را فراهم مي سازد

LIDA
14-02-2011, 13:04
۱۶-شخصي چگونه – بدون استفاده از هواپيما- خود را دو ساعته به مشهد مي رساند؟


۱۷-حضرت آدم و حوا شش چيز در بهشت آوردند كه هر يك از آنها منشأ چيزي شد، آن شش چيز كدامند؟


۱۸-كسانيكه رَحِمِ مادر را نديده اند 9 نفرند، آن 9 نفر چه كساني هستند؟


۱۹-اكنون چهار تن از پيامبران زنده هستند، آن چهارتن كدامند؟


۲۰-از حضرت علي (ع) پرسيدند:
واجب و واجبتر چيست؟ نزديك و نزديكتر كدامند؟ عجيب و عجيب تر چيست؟ سخت و سخت تر چيست؟
اگر شما بوديد چه جوابي مي داديد؟ حضرت علي چه جوابي داد؟


***********************


جواب چيستان ۱۶
آن شخص از ماشين يا قطار يا وسيله ديگري (غير از هواپيما) براي سفر استفاده مي كند، در حاليكه دو ساعت به مچ خود بسته يا در جيب خود گذاشته بود.





جواب چيستان ۱۷
1- عصاي موسي (ع) 2- انگشتر حضرت سلميان (ع) 3- چهار برگ درخت كه با آن حضرت آدم و حوا ستر عورت كرده بودند. يكي از برگها را آهوي خُتَن خورد كه از آن مشك به عمل آمد. برگ دوم را گاو دريايي خورد كه از آن عنبر بدست آمد. سومين برگ را كرم خورد كه ابريشم از اوست و چهارمين برگ را زنبور خورد كه عسل حاصل آنست


جواب چيستان ۱۸
1- حضرت آدم (ع) 2- حضرت حوا 3- گوسفند ابراهيم (ع) 4- عصاي موسي (ع) 5- خفاشي كه حضرت عيسي (ع) ساخت 6- نافه صالح 7- بنا به قولي، ماري كه شيطان را وارد بهشت كرد 8- كلاغي كه كفن هابيل رابه قابيل داد 9- شيطان لعين


جواب چيستان ۱۹
1- حضرت خضر 2- حضرت الياس كه در زمين است 3- حضرت ادريس 4- حضرت عيسي كه در آسمان است


جواب چيستان ۲۰
حضرت علي (ع) فرمود: 1- واجب اطاعت از خدا و واجبتر از آن ترك گناه است 2- نزديك قيامت و نزديكتر از آن مرگ است 3- عجيب دنيا و عجيب تر از آن محبت دنياست 4- سخت قبر است و از آن سخت تر، دست خالي به قبر رفتن است

LIDA
14-02-2011, 13:10
۱-زني را در خيابان ديدم كه پسربچه اي را به دنبال داشت. از او پرسيدم: اين پسر با توچه نسبتي دارد؟ گفت: «او پسرِ پسرم است، برادر شوهرم» ، چطور چنين چيزي ممكن است؟


۲ -از ميان تعدادي زن و مرد برهنه، چگونه مي توان آدم و حوا را شناخت؟


۳ -شخصي تخم مرغ را دانه اي 70 ريال خريد و دانه اي 50 ريال فروخت و سرانجام ميليونر شد! چطور چنين چيزي ممكن است؟


۴ -حكم اعدام متهمي را صادر مي كنند و مضمون «بخشش لازم نيست، اعدامش كنيد.» را به امضا، دادستان مي رسانند. پس از امضاء دادستان، مأمور اجراي حكم، با تغييري در مضمون، جمله را به صورتي در مي آورد كه جلو اعدام متهم را مي گيرد، او چه تغييري در جمله بوجود مي آورد؟


۵ -اين عبارت را درست بخوانيد: گندم فروشا، ارزن آمد نخود آمد ماش فرستاديم برنجش مده، برنجش بده.


************************

جواب چيستان۱
تنها در صورتي ممكن است كه دو دوست، هر يك با مادر شوهر مرده يا مطلقه ديگري ازدواج كنند و هريك از آن مادران پسري بدنيا آورند. اين پسر براي زن ديگر، حكم پسرِ پسر و برادرِ شوهر را دارد


جواب چيستان۲
آدم و حوا ناف ندارند. زيرا آنان از شكم مادر متولد نشده اند كه نيازي به بند ناف و ناف داشته باشند! آدم از بهشت آمد و حوا نيز از پهلوي آدم خلق شده است


جواب چيستان۳
او نخست ميلياردر بود، اما در اثر زيانهاي پي در پي بخشي از دارائيش را از دست داده و ميليونر شد


جواب چيستان۴
مأمور ويرگول را از جلو كلمه «نيست» بر مي دارد و جلو كلمه «بخشش» مي گذارد، بدين ترتيب: «بخشش، لازم نيست اعدامش كنيد.»


جواب چيستان۵
عبارت اينگونه خوانده مي شود: «گندم فروشا، ار، زني آمد، نه خود آمد ماش (ما او را) فرستاديم، به رنجش مده، برنجش بده.»

LIDA
14-02-2011, 13:18
۶-منظور از جمله «شيخ الحديد مال جديد الاصم شما بود» چيست؟


۷-منظور از عبارت شوخي وار «اِوري بادي خربا بوزه ايتينگ كُنه پا لَرزِشم سي تينگ كُنه» چيست؟


۸-از شخصي خواستند خودش را معرفي كند، اين شخص شكسته نَفسي كرده، خودش را كوچكتر از آنچه بود معرفي كرد و گفت: من «ميرزا نيم من بوق بن پشم اندر پانزده» هستم! نام او چه بوده است؟


۹-آن چيست كه با اينكه سه تاست، يكي است و با اينكه يكي است سه تاست


۱۰-آن چيست كه پر وخاليش يك وزن دارد؟

************************

جواب چيستان ۶
با توجه به اينكه معني شيخ «پير» و معني حديد «آهن» و معني جديد «نو» و معني اصم «كَر» است، پس معني جمله مزبور چنين مي شود: «پيراهن مال نوكر شما بود»

جواب چيستان ۷
مي دانيم «اِوري بادي» به زبان انگليسي بمعني «هركس» ، «ايتينگ» بع معني «خوردن» و «سيتينگ» به معني« نشستن» است. پس با اين ترتيب، عبارت فوق مرادف ضرب المثل معروف فارسي «هركه خربزه بخورد بايد پاي لرزش بنشيند» مي باشد


جواب چيستان ۸
مي دانيم بزرگتر از «ميرزا» ، «آقا» و بزرگتر از «نيم مَن» ، « من» و بزرگتر از «بوق» ، «صور» و بزرگتر از «ابن» ، «پدر» و بلندتر از «پشم» ، «مو» و بزرگتر از «پانزده» ، «سي» است. پس با ان ترتيب. نام شخص مزبور اين بوده است: «آقا من صور پدرموسي» يا به عبارتي «آقا منصور پدر موسي»


جواب چيستان ۹
تثليت مسيحيت يعني «اب» و «ابن» و «روح القدس» است كه هر سه در حقيقت يكي هستند و مراد از يكي سه تاست


جواب چيستان ۱۰
نوار كاسِت و ويدئو

LIDA
14-02-2011, 13:22
من يك سكّه كوچك را در چاهي عميق مي اندازم، آنگاه در عرض يك دقيقه مي روم در مي آورم، چطور چنين چيزي ممكن است؟


يكنفر اهل منطق به شهري وارد شد و تصميم گرفت نزد سلماني برود و سروصورتش را اصلاح كند. آن شهر دو سلماني بيشتر نداشت. وقتي مرد بسراغ نخستين سلماني رفت، او را با سر وصورتي آشفته و پرپشت و موهايي ژوليده و نامرتب و هنگامي كه به سراغ دومين سلماني رفت، او را با موهايي بسيار مرتب و ريشي تراشيده يافت. لذا تصميم گرفت نزد نخستين سلماني برود و سروصورتش را بپيرايد. چرا او چنين تصميمي گرفت؟



چرا شكارچي به هنگام شكار، يك چشمش را مي بندد؟



وجه تشابه «سنگگ سوخته» ، «آدم غرق شده» و «زن آبستن» چيست؟



زنداني داراي دو در است، يكي در آزادي و ديگري دَرِ اعدام. اين زندان داراي دو زندانبان است كه يكي از آنها راستگو و ديگري دروغگوست. خودِ زندانبانان همديگر را به خوبي مي شناسند. در اين زندان مردي محبوس است كه نمي داند كداميك از زندانبانان راستگو، و كداميك دروغگو است؟ به او اجازه مي دهند، از هر يك از زندانبانان كه دلش مي خواهد سؤالي بكند و از پاسخ طرف مقابل بفهمد در آزادي كدام است تا از آن خارج شود. پرسشي كه او بايد بكند تا به آزادي او بينجامد چيست؟

*************************

من كه ادعا نكردم مي روم سكّه را از چاه درمي آورم بلكه گفتم: در عرض يك دقيقه مي روم «در» مي آورم. بنابراين مراد از «در» اينجا در اتاق يا راهرو و امثال آنست



زيرا با نگاه كردن به موهاي نخستين سلمان، فهيمد او توسط دومين سلماني كه مردي ناشي بوده سلماني شده است؛ اما سلماني دوم كه موهايي مرتب و منظم داشته، توسط سلماني اول اصلاح شده است. بنابراين تصميم گرفت نزد نخستين سلماني برود و چون شنيده بود «سلماني ها وقتي بيكار مي شوند، سر يكديگر را اصلاح مي كنند»



زيرا اگر دو چشمش را ببندد، جايي و كسي را نخواهد ديد و قادر به شكار نخواهد بود




وجه تشابه آنها اين است كه هر سه، در نتيجه دير بيرون آوردن بدين روز افتاده اند. سنگگ در اثر دير بيرون آوردن از تنور سوخته شد، غريق در اثر دير بيرون آوردن از آب غرق شده و همينطور زن آبستن




به يكي از دربانها نزديك شده، از او مي پرسد: « آقا، اگر من از دربان ديگر بپرسم كه در آزادي كدام است، كدام در را نشان خواهد داد؟» هر دري را كه دربان نشان دهد، مي فهمد آن در، دَرِ اعدام است لذا برعكس عمل كرده، از در ديگر خارج خواهد شد. چرا؟ علتش آن است كه اگر جمله فوق را از دروغگو بپرسد، او چون دروغگوست، بجاي دَرِ آزادي، دَرِ اعدام را نشان خواهد داد لذا او برعكسش كرده، از در ديگر خارج مي شود. و اگر از دربان راستگو بپرسد، چون او راستگوست، عين عبارت دروغِ دروغگو را بيان خواهد كرد و خواهد گفت: اگر از آن شخص (دروغگو) بپرسي فلان در را نشان خواهدداد و چون دروغگو، دَرِ اعدام را بجاي دَرِ آزادي معرفي خواهد كرد و عين گفته او رانيز راستگو تكرار كرده، مرد محبوس آنرا برعكس نموده از در آزادي خارج خواهد شد

LIDA
26-08-2011, 13:09
معماهایی از فیزیک پایه برای عموم


چند سوال ازمفاهیم فیزیک:
۱ – هر تراموا یک خط اتصال برق و هر اتوبوس برقی دو خط اتصال برق دارد. دلیل این موضوع این است که :
الف – خط اتصال اضافی در اتوبوس برای نگهداری و تامین ایمنی بیشتر به کار می رود
ب – منبع برق اتوبوس ac و برای تراموا dc است.
ج – منبع برق اتوبوس dc و برای تراموا ac است.
د – اتوبوس بیشتر از تراموا جریان برق می کشد.
ه – تراموا از ریلهایش به عنوان خط اتصال دوم استفاده می کند.

۲ - پرنده ای روی یک سیم لخت با ولتاژ زیاد و بالا نشسته است، آیا او را برق می گیرد؟
الف – بلی
ب – نه

۳ - فرض کنید یک پتوی نو و ضخیم و یک پتوی کهنه نازک دارید؛ پتوی نو یک عایق ضعیف برای گرماست. همچنین فرض کنید در یک شب زمستانی شما می خواهید از هر دو پتو استفاده کنید. در کدام حالت شما خود را گرم نگه می دارید؟
الف – پتوی کهنه را روی خود بکشید و پتوی نو را روی پتوی کهنه، در اینصورت پتوی نو از نفوذ سرمای بیرون به داخل جلوگیری می کند.
ب – پتوی نو را روی خود بکشید و پتوی کهنه را روی پتوی نو، در اینصورت پتوی نو از خروج گرمای بدن به خارج جلوگیری می کند.
ج – فرقی نمی کند

۴ – آیا می شود یک ولتاژ بالا بدون جریان بسیار زیاد داشت؟
الف – بلی
ب – نه

۵ – جریان زیاد: واحد جریان الکتریسیته آمپر است و گاهی جریان الکتریکی را در مقایسه با ولتاژ آمپراژ می گویند. آیا بدون ولتاژ خیلی زیاد امکان وجود آمپراژ خیلی زیاد است؟
الف – بلی
ب – نه
***************

اما جوابها:
۱ – ه پاسخ صحیح است: مولد برقی که برق تراموا رو تولید می کند از یک طرف اتصال به زمین دارد. بنابراین برق از مولد، از طریق یک خط اتصال به تراموا می رود و از طریق زمین به مولد بر می گردد. اتوبوس برقی چرخهای لاستیکی دارد پس نمی تواند جریان برق را از طریق زمین برگرداند پس اتوبوس دو خط اتصالی دارد.



۲ – ب صحیح است: ممکن است تصور کنید یک ولتاژ بسیار بالا مثلا ۲۰۰۰۰۰ ولت می تواند بر مقاومت بدن پرنده غلبه کند؛ اما منظور از این ۲۰۰۰۰۰ ولت ولتاژ تمام طول سیم نسبت به زمین است. اگر چه پرنده روی ولتاژ ۲۰۰۰۰۰ ولتی نشسته است اما در واقع تمام بدن او در همین ولتاژ است. یعنی هیچ اختلاف پتانسیلی در سرتاسر بدن پرنده وجود ندارد و می دانیم که جریان در محیط رسانا وقتی ایجاد می شود که اختلاف پتانسیلی در دو سر آن وجود داشته باشد. در این حالت اگر پرنده بالهایش را طوری باز کند که با سیم مجاور که با این سیم اختلاف پتانسیل داشته باشد آنوقت پرنده بیچاره … اما در اصل سیمهای فشار قوی آنقدر از هم فاصله دارند که حتی اگر پرنده بالهایش را باز کند به سیم مجاور نمی رسد.




۳ – د صحیح است: پتوها نسبت بهم سری هستند یعنی گرما باید از طریق هر دو آنها خارج شود یا سرما باید از طریق هر دوی آنها به داخل نفوذ کند. مثل الکتریسیته که از ولتاژ بالا به پایین منتقل می شود گرما هم از از جای گرم به جای سرد می رود. حال فرض کنید که یک مقاومت بزرگ با یک مقاومت پایین در مدار قرار گرفته اند ( البته به طور سری ) اگر جای این دو عوض شود در شدت جریان تاثیری نخواهد داشت ؛ پتوها هم عینا مثل مقاومتهای سری هستند.





۴ - الف صحیح است: بارهای همنام همدیگر را دفع و غیر همنام همدیگر را جذب می کنند و برای جدا کردن این بارهای بهم چسبیده صرف انرژی لازم است و تا هنگامی که این دو بار از هم دور نگه داشته شوند انرژی ذخیره می شود و انرژی پتانسیل حاصل می شود. در مورد بارها این انرژی ، انرژی پتانسیل الکتریکی نام دارد.که بدون وجود جریان الکتریکی بالا با واحد ولت ایجاد می گردد. حال اگر پلی رسانا بین محلهای دوبار مخالف ایجاد شود بار از طریق پل به حرکت در آمده و جریان برقرار می شود. مثال باتری اتومبیل





۵ – الف صحیح است: مقدار جریان در هر مداری نه تنها به ولتاژ بلکه به مقاومت نیز بستگی دارد. اگر مقاومت رسانا خیلی کم باشد، ولتاژ بسیار اندکی می تواند جریانی خیلی زیاد در مدار برقرار کند. مقاومت بعضی از مواد هنگامی که تا دماهای خیلی پایین سرد می شود صفر است که به این مواد ابررسانا می گویند. ولتاژهای خیلی پایین می توانند جریانهای بزرگی را در مواد ابررسانا تولید کنند. در واقع در هر مدار ابررسانا جریان حتی بعد از قطع چشمه ولتاژ تا بینهایت برقرار می ماند.

LIDA
26-08-2011, 13:14
۱ – زندانی دارای دو در است، یکی در آزادی و دیگری دَرِ اعدام. این زندان دارای دو زندانبان است که یکی از آنها راستگو و دیگری دروغگوست. خودِ زندانبانان همدیگر را به خوبی می شناسند. در این زندان مردی محبوس است که نمی داند کدامیک از زندانبانان راستگو، و کدامیک دروغگو است؟ به او اجازه میدهند، از هر یک از زندانبانان که دلش می خواهد سؤالی بکند و از پاسخ طرف مقابل بفهمد در آزادی کدام است تا از آن خارج شود. پرسشی که او باید بکند تا به آزادی او بینجامد چیست؟



۲- دو مرد نسبت به هم، دایی وخواهر زاده اند. یعنی اولی دایی دومی و خواهر زاده اوست، دومی نیز دائی اولی و خواهرزاده وی می باشد. چطور چنین چیزی ممکن است؟



۳ – شخصی مدت هفت شب در مهمانخانه ای منزل می کند و چون پول نقد برای پرداختِ کرایه مهمانخانه را ندارد، قرار می گذارد از هفت حلقه بهم پیوسته طلا که بهمراه دارد، هر شب یکی از آنها را به جای کرایه به مهمانخانه دار بپردازد. اما می خواهد بیش از یکبار آن حلقه ها را از هم نگسلد. چطور چنین چیزی ممکن است؟



۴ - شخصی تخم مرغ را دانه ای ۷۰ ریال خرید و دانه ای ۵۰ ریال فروخت و سرانجام میلیونر شد! چطور چنین چیزی ممکن است؟



5-نردبانی داریم که اگر کنار دیوار، بطور قائم قرار گیرد نوک نردبان از انتهای دیوار ۱۰ سانتیمتر بالاتر قرار می گیرد. و هرگاه پای همین نردبان را از پای همان دیوار ۷۰ سانتیمتر فاصله بدهیم نوک نردبان به انتهای دیوار منطبق می شود. طول نردبان را پیدا کنید.

*********************

۱ - زندانی : به یکی از دربانها نزدیک شده، از او می پرسد: « آقا، اگر من از دربان دیگر بپرسم که در آزادی کدام است، کدام در را نشان خواهد داد؟» هر دری را که دربان نشان دهد، می فهمد آن در، دَرِ اعدام است لذا برعکس عمل کرده، از در دیگر خارج خواهد شد. چرا؟ علتش آن است که اگر جمله فوق را از دروغگو بپرسد، او چون دروغگوست، بجای دَرِ آزادی، دَرِ اعدام را نشان خواهد داد لذا او برعکسش کرده، از در دیگر خارج می شود. و اگر از دربان راستگو بپرسد، چون او راستگوست، عین عبارت دروغِ دروغگو را بیان خواهد کرد و خواهد گفت: اگر از آن شخص (دروغگو) بپرسی فلان در را نشان خواهدداد و چون دروغگو، دَرِ اعدام را بجای دَرِ آزادی معرفی خواهد کرد و عین گفته او رانیز راستگو تکرار کرده، مرد محبوس آنرا برعکس نموده از در آزادی خارج خواهد شد




۲ - خویشاوندی : هر چند که این نوع خویشاوندی به ندرت اتفاق می افتد، ولی غیر ممکن نیست. دو مرد را در نظر می گیریم که زنشان فوت کرده وهر کدام یک دختر دارند. اولی دختر دومی را به عقد خود در می آورد و دومی نیز دختر اولی را به زنی می گیرد و آن دو پدر زن یکدیگر و در عین حال داماد هم محسوب می شوند. هر کدام از آنها صاحب پسری می شوند. اگر کمی فکر کنیم، متوجه خواهیم شد که هر یک از این دو پسر نسبت به دیگری هم دایی محسوب می شوند و هم خواهر زاده.




۳ - کرایه مهمانخانه : نخست حلقه سوم را پاره می کند و شب اول آنرا به مهمانخانه دار می دهد. شب دوم حلقه اول و دوم را که بهم پیوسته بود به او می دهد و حلقه سوم را می گیرد. شب سوم، حلقه سوم را که ابتدا جدا کرده بود به مهمانخانه دار می دهد که جمعاً سه حلقه می شود. شب چهارم، چهار حلقه بهم پیوسته را در اختیار صاحب مهمانخانه می گذارد و دو حلقه بهم پیوسته و یک حلقه جدا( حلقه سوم ) را می گیرد. در شب پنجم، حلقه سوم را به مهمانخانه دار می دهد. شب ششم حلقه سومی را می گیرد و حلقه های دوتایی را باو می دهد و در شب هفتم، حلقه تکی را هم بوی تحویل می دهد و بدین ترتیب، تنها با یکبار گسستن حلقه ها، کار را به نتیجه می رساند .




۴ – تخم مرغ و میلیونر: او نخست میلیاردر بود، اما در اثر زیانهای پی در پی بخشی از دارائیش را از دست داده و میلیونر شد


5-جواب معمای ۳ نردبان

اگر طول نردبان را e سانتیمتر و طل دیوار را m سانتیمتر فرض کنیم، بنا به داده مسئله نردبان ۱۰ سانت از دیوار بلندتر است پس e-m=10

در وضعیتی که پای نردبان از زیر دیوار ۷۰ سانتیمتر فاصله دارد و انتهای آنها بر هم منطبق است، مثلث قائم الزاویه ای تشکیل می شود که با حل قضیه فیثاغورث در مورد آن می توان طول نردبان را ۲۵۰ سانتیمتر و طول دیوار را ۲۴۰ سانتی متر بدست آورد.

LIDA
14-10-2011, 18:22
معماهایی از فیزیک پایه


چند سوال ازمفاهیم فیزیک:
۱ – هر تراموا یک خط اتصال برق و هر اتوبوس برقی دو خط اتصال برق دارد. دلیل این موضوع این است که :
الف – خط اتصال اضافی در اتوبوس برای نگهداری و تامین ایمنی بیشتر به کار می رود
ب – منبع برق اتوبوس ac و برای تراموا dc است.
ج – منبع برق اتوبوس dc و برای تراموا ac است.
د – اتوبوس بیشتر از تراموا جریان برق می کشد.
ه – تراموا از ریلهایش به عنوان خط اتصال دوم استفاده می کند.




۲ - پرنده ای روی یک سیم لخت با ولتاژ زیاد و بالا نشسته است، آیا او را برق می گیرد؟
الف – بلی
ب – نه




۳ - فرض کنید یک پتوی نو و ضخیم و یک پتوی کهنه نازک دارید؛ پتوی نو یک عایق ضعیف برای گرماست. همچنین فرض کنید در یک شب زمستانی شما می خواهید از هر دو پتو استفاده کنید. در کدام حالت شما خود را گرم نگه می دارید؟
الف – پتوی کهنه را روی خود بکشید و پتوی نو را روی پتوی کهنه، در اینصورت پتوی نو از نفوذ سرمای بیرون به داخل جلوگیری می کند.
ب – پتوی نو را روی خود بکشید و پتوی کهنه را روی پتوی نو، در اینصورت پتوی نو از خروج گرمای بدن به خارج جلوگیری می کند.
ج – فرقی نمی کند

۴ – آیا می شود یک ولتاژ بالا بدون جریان بسیار زیاد داشت؟
الف – بلی
ب – نه





۵ – جریان زیاد: واحد جریان الکتریسیته آمپر است و گاهی جریان الکتریکی را در مقایسه با ولتاژ آمپراژ می گویند. آیا بدون ولتاژ خیلی زیاد امکان وجود آمپراژ خیلی زیاد است؟
الف – بلی
ب – نه


********************************


اما جوابها:
۱ – ه پاسخ صحیح است: مولد برقی که برق تراموا رو تولید می کند از یک طرف اتصال به زمین دارد. بنابراین برق از مولد، از طریق یک خط اتصال به تراموا می رود و از طریق زمین به مولد بر می گردد. اتوبوس برقی چرخهای لاستیکی دارد پس نمی تواند جریان برق را از طریق زمین برگرداند پس اتوبوس دو خط اتصالی دارد.



۲ – ب صحیح است: ممکن است تصور کنید یک ولتاژ بسیار بالا مثلا ۲۰۰۰۰۰ ولت می تواند بر مقاومت بدن پرنده غلبه کند؛ اما منظور از این ۲۰۰۰۰۰ ولت ولتاژ تمام طول سیم نسبت به زمین است. اگر چه پرنده روی ولتاژ ۲۰۰۰۰۰ ولتی نشسته است اما در واقع تمام بدن او در همین ولتاژ است. یعنی هیچ اختلاف پتانسیلی در سرتاسر بدن پرنده وجود ندارد و می دانیم که جریان در محیط رسانا وقتی ایجاد می شود که اختلاف پتانسیلی در دو سر آن وجود داشته باشد. در این حالت اگر پرنده بالهایش را طوری باز کند که با سیم مجاور که با این سیم اختلاف پتانسیل داشته باشد آنوقت پرنده بیچاره … اما در اصل سیمهای فشار قوی آنقدر از هم فاصله دارند که حتی اگر پرنده بالهایش را باز کند به سیم مجاور نمی رسد.





۳ – د صحیح است: پتوها نسبت بهم سری هستند یعنی گرما باید از طریق هر دو آنها خارج شود یا سرما باید از طریق هر دوی آنها به داخل نفوذ کند. مثل الکتریسیته که از ولتاژ بالا به پایین منتقل می شود گرما هم از از جای گرم به جای سرد می رود. حال فرض کنید که یک مقاومت بزرگ با یک مقاومت پایین در مدار قرار گرفته اند ( البته به طور سری ) اگر جای این دو عوض شود در شدت جریان تاثیری نخواهد داشت ؛ پتوها هم عینا مثل مقاومتهای سری هستند.




۴ - الف صحیح است: بارهای همنام همدیگر را دفع و غیر همنام همدیگر را جذب می کنند و برای جدا کردن این بارهای بهم چسبیده صرف انرژی لازم است و تا هنگامی که این دو بار از هم دور نگه داشته شوند انرژی ذخیره می شود و انرژی پتانسیل حاصل می شود. در مورد بارها این انرژی ، انرژی پتانسیل الکتریکی نام دارد.که بدون وجود جریان الکتریکی بالا با واحد ولت ایجاد می گردد. حال اگر پلی رسانا بین محلهای دوبار مخالف ایجاد شود بار از طریق پل به حرکت در آمده و جریان برقرار می شود. مثال باتری اتومبیل




۵ – الف صحیح است: مقدار جریان در هر مداری نه تنها به ولتاژ بلکه به مقاومت نیز بستگی دارد. اگر مقاومت رسانا خیلی کم باشد، ولتاژ بسیار اندکی می تواند جریانی خیلی زیاد در مدار برقرار کند. مقاومت بعضی از مواد هنگامی که تا دماهای خیلی پایین سرد می شود صفر است که به این مواد ابررسانا می گویند. ولتاژهای خیلی پایین می توانند جریانهای بزرگی را در مواد ابررسانا تولید کنند. در واقع در هر مدار ابررسانا جریان حتی بعد از قطع چشمه ولتاژ تا بینهایت برقرار می ماند.

LIDA
17-10-2011, 14:36
۱ – زندانی دارای دو در است، یکی در آزادی و دیگری دَرِ اعدام. این زندان دارای دو زندانبان است که یکی از آنها راستگو و دیگری دروغگوست. خودِ زندانبانان همدیگر را به خوبی می شناسند. در این زندان مردی محبوس است که نمی داند کدامیک از زندانبانان راستگو، و کدامیک دروغگو است؟ به او اجازه میدهند، از هر یک از زندانبانان که دلش می خواهد سؤالی بکند و از پاسخ طرف مقابل بفهمد در آزادی کدام است تا از آن خارج شود. پرسشی که او باید بکند تا به آزادی او بینجامد چیست؟



۲- دو مرد نسبت به هم، دایی وخواهر زاده اند. یعنی اولی دایی دومی و خواهر زاده اوست، دومی نیز دائی اولی و خواهرزاده وی می باشد. چطور چنین چیزی ممکن است؟




۳ – شخصی مدت هفت شب در مهمانخانه ای منزل می کند و چون پول نقد برای پرداختِ کرایه مهمانخانه را ندارد، قرار می گذارد از هفت حلقه بهم پیوسته طلا که بهمراه دارد، هر شب یکی از آنها را به جای کرایه به مهمانخانه دار بپردازد. اما می خواهد بیش از یکبار آن حلقه ها را از هم نگسلد. چطور چنین چیزی ممکن است؟



۴ - شخصی تخم مرغ را دانه ای ۷۰ ریال خرید و دانه ای ۵۰ ریال فروخت و سرانجام میلیونر شد! چطور چنین چیزی ممکن است؟


5- قمارباز بدبختی در یک بازی ۱۵۰۰۰ ریال باخت. این پول از سکه های ۱۰ ریالی و ۵۰ ریالی و اسکناسهای ۱۰۰ ریالی و ۵۰۰ ریالی تشکیل شده بود. آیا می توانید شمار هر کدام از سکه ها و اسکناسها را بیابید. در صورتی که تعداد سکه های ۵۰ ریالی ۱۰ برابر سکه های ۱۰ ریالی و تعداد اسکناسهای ۵۰۰ ریالی دو برابر اسکناسهای ۱۰۰ ریالی بوده است؟
…..


***************************


۱ - زندانی : به یکی از دربانها نزدیک شده، از او می پرسد: « آقا، اگر من از دربان دیگر بپرسم که در آزادی کدام است، کدام در را نشان خواهد داد؟» هر دری را که دربان نشان دهد، می فهمد آن در، دَرِ اعدام است لذا برعکس عمل کرده، از در دیگر خارج خواهد شد. چرا؟ علتش آن است که اگر جمله فوق را از دروغگو بپرسد، او چون دروغگوست، بجای دَرِ آزادی، دَرِ اعدام را نشان خواهد داد لذا او برعکسش کرده، از در دیگر خارج می شود. و اگر از دربان راستگو بپرسد، چون او راستگوست، عین عبارت دروغِ دروغگو را بیان خواهد کرد و خواهد گفت: اگر از آن شخص (دروغگو) بپرسی فلان در را نشان خواهدداد و چون دروغگو، دَرِ اعدام را بجای دَرِ آزادی معرفی خواهد کرد و عین گفته او رانیز راستگو تکرار کرده، مرد محبوس آنرا برعکس نموده از در آزادی خارج خواهد شد


۲ - خویشاوندی : هر چند که این نوع خویشاوندی به ندرت اتفاق می افتد، ولی غیر ممکن نیست. دو مرد را در نظر می گیریم که زنشان فوت کرده وهر کدام یک دختر دارند. اولی دختر دومی را به عقد خود در می آورد و دومی نیز دختر اولی را به زنی می گیرد و آن دو پدر زن یکدیگر و در عین حال داماد هم محسوب می شوند. هر کدام از آنها صاحب پسری می شوند. اگر کمی فکر کنیم، متوجه خواهیم شد که هر یک از این دو پسر نسبت به دیگری هم دایی محسوب می شوند و هم خواهر زاده.



۳ - کرایه مهمانخانه : نخست حلقه سوم را پاره می کند و شب اول آنرا به مهمانخانه دار می دهد. شب دوم حلقه اول و دوم را که بهم پیوسته بود به او می دهد و حلقه سوم را می گیرد. شب سوم، حلقه سوم را که ابتدا جدا کرده بود به مهمانخانه دار می دهد که جمعاً سه حلقه می شود. شب چهارم، چهار حلقه بهم پیوسته را در اختیار صاحب مهمانخانه می گذارد و دو حلقه بهم پیوسته و یک حلقه جدا( حلقه سوم ) را می گیرد. در شب پنجم، حلقه سوم را به مهمانخانه دار می دهد. شب ششم حلقه سومی را می گیرد و حلقه های دوتایی را باو می دهد و در شب هفتم، حلقه تکی را هم بوی تحویل می دهد و بدین ترتیب، تنها با یکبار گسستن حلقه ها، کار را به نتیجه می رساند .


۴ – تخم مرغ و میلیونر: او نخست میلیاردر بود، اما در اثر زیانهای پی در پی بخشی از دارائیش را از دست داده و میلیونر شد


5-– با تشکیل چند معادله از اطلاعات مسئله براحتی جواب بدست می آید:

۱۰ سکه ده ریالی ، ۱۰۰ سکه پنجاه ریالی، ۹ اسکناس صد ریالی و ۱۸ اسکناس پانصد ریالی

LIDA
21-07-2012, 12:33
چيستان براي تست هوش شما !!

معمايي آماده کرديم که مي توانيد هوش خود را بسنجيد.

سوال اول:

يه چوپان بود که يک گرگ و يه بز و يه گوني علف داشت. اين چوپان تو بيابانه و ميخواد بره شهر. حالا هم بايد گرگ هم بز هم علفا رو باخودش بره.

سوال اينه که آقا چوپان چطوري بايد اين سه تا رو ببره شهر.

نکات:

هر دفعه که ميخواد بره شهر فقط ميتونه يه چيز رو با خودش ببره. اگر علف رو اول ببره گرگ بز رو ميخوره اگر گرگ رو اول ببره بز علف رو

ميخوره و اگر اونور شهر بازهم بز و گرگ يا بز و علف در کنار هم باشند و چوپان تو بيابان باشه يکي خورده ميشه.

================================================== ==========================

سوال دوم:

فرض کنيد يه رود خونه خيلي طويل بين يه شهر و يه بيابان باشه.

3 نفر تو بيابان اند به اسمهاي رضا و علي و محمد و ميخوان برن شهر.

يه قايق هم وجود داره که راننده نداره.

وزن رضا 200 کيلو است، اما وزن علي و محمد هر کدام 100 کيلو.

قايق هم فقط و فقط ميتونه وزن 200 کيلو رو تحمل کنه.

حالا به نظر شما اين سه تا چطوري ميتونن با قايق برن شهر؟ نکته انحرافي هم نداره.

.

.

.

.

.

.

جواب سوال اول:

اول بز رو ميبره شهر بعد بر ميگرده بيابان گرگ رو ميبره شهر همزمان گرگ رو که گذاشت شهر بز رو بر ميداره مياره بيابان و بز رو همونجا ميذاره و علف رو بر ميداره ميبره پيش گرگ تو شهر (چون گرگ علف نميخوره)بعد هم بر ميگرده بيابان خودش و بز ميان شهر و با خوبي و خوشي ميرن سر خونه زندگيشون.



جواب سوال دوم:

اول علي و محمد با قايق ميرن اونور رودخونه (چون وزنشون روهم ميشه 200 کيلو) علي تو شهر پياده ميشه اما محمد با قايق برميگرده بيابان. قايق رو ميده دست رضا (چون رضا وزنش 200 کيلوهه بايد خودش تنها سوار قايق بشه) و خودش تو بيابان پياده ميشه. رضا هم ميره شهر و قايق رو وميده دست علي که تو شهر بود و ميگه برو محمد رو بيار.علي هم ميره محمد رو مياره.

LIDA
21-07-2012, 12:38
شخصي چگونه بدون استفاده از هواپيما خود را دو ساعته از تهران به مشهد مي رساند؟

..

.

جواب: آن شخص از ماشين يا قطار يا وسيله ديگري (غير از هواپيما) براي سفر استفاده مي كند، در حاليكه دو ساعت به مچ خود بسته يا در جيب خود گذاشته بود

*******************


زنداني داراي دو در است، يكي در آزادي و ديگري دَرِ سياهچال ...

زنداني داراي دو در است، يكي در آزادي و ديگري دَرِ سياهچال. اين زندان داراي دو زندانبان است كه يكي از آنها راستگو و ديگري دروغگوست. خودِ زندانبانان همديگر را به خوبي مي شناسند. در اين زندان مردي محبوس است كه نمي داند كداميك از زندانبانان راستگو، و كداميك دروغگو است؟ به او اجازه مي دهند، از هر يك از زندانبانان كه دلش مي خواهد سؤالي بكند و از پاسخ طرف مقابل بفهمد در آزادي كدام است تا از آن خارج شود. پرسشي كه او بايد بكند تا به آزادي او بينجامد چيست؟

..

پاسخ چيستان و معما :

به يكي از دربانها نزديك شده، از او مي پرسد: « آقا، اگر من از دربان ديگر بپرسم كه در آزادي كدام است، كدام در را نشان خواهد داد؟» هر دري را كه دربان نشان دهد، مي فهمد آن در، دَرِ سياهچال است لذا برعكس عمل كرده، از در ديگر خارج خواهد شد. چرا؟ علتش آن است كه اگر جمله فوق را از دروغگو بپرسد، او چون دروغگوست، بجاي دَرِ آزادي، دَرِ سياهچال را نشان خواهد داد لذا او برعكسش كرده، از در ديگر خارج مي شود. و اگر از دربان راستگو بپرسد، چون او راستگوست، عين عبارت دروغِ دروغگو را بيان خواهد كرد و خواهد گفت: اگر از آن شخص (دروغگو) بپرسي فلان در را نشان خواهدداد و چون دروغگو، دَرِ سياهچال را بجاي دَرِ آزادي معرفي خواهد كرد و عين گفته او رانيز راستگو تكرار كرده، مرد محبوس آنرا برعكس نموده از در آزادي خارج خواهد شد


********************


پس از آن كه شمعي روشن بود, سر ديگر آن را نيز روشن كرديم ويك سوم ساعت ديگر طول كشيد تا شمع سوخت . اگر شمع در آغاز از دو طرف روشن شده بود ويك سر آن تنها زماني كه يك سوم مياني آن باقي مانده بود , خاموش مي شد, سوختن شمع چه مدت طول مي كشيد؟

.
.

جواب : طريق دوم در واقع عكس طريق اول است .در اين طريق نيز سوختن دوسوم ساعت طول مي كشد.

LIDA
21-07-2012, 12:42
سه نفر سياهپوست و سه نفر سفيد پوست مي خواهند با قايقي كه بيش از دو نفر گنجايش ندارد از رودخانه اي بگذرند. سفيدپوستها رانندگي قايق را بلدند اما يكي از سياهپوستها رانندگي قايق را نمي داند. اگر تعداد سياهپوستها بيش از سفيدپوستها باشد آنها را خواهند خورد. مثلاً نمي توان دو نفر سياهپوست و يك سپيد پوست راتنها كنار هم گذاشت. اما سپيد پوستها آدمخوار نيستند و اگر تعدادشان زيادتر از سياه پوستها باشد با آنها كاري نخواهد داشت. چگونه مي توان اين گروه شش نفري را از رودخانه عبود داد، بدون اينكه به هيچيك از آنان آسيبي رسد؟

.

.

.

..

پاسخ: نخست يك نفر سياهپوست (كه قايقراني بلد نيست) بهمراه يك سپيد پوست به آنسوي رودخانه مي روند. سياهپوست آنطرف رودخانه مي ماند و سفيدپوست قايق را بر مي گرداند. بار دوم يك سياه پوست و يك سفيد به آنسوي رودخانه مي روند سياه پوست پياده مي شود و سفيد پوست بر مي گردد. بار سوم باز هم يكنفر سپيدپوست بهمراه يك سياه پوست به آنسوي آب مي رود، سياه پياده مي شود و سفيد قايق را بر مي گرداند، بار سوم دو سفيد پوست قايق را به آنسوي رودخانه مي برند هر دو پياده مي شوند و يكي از سياهپوستها قايق را بر مي گرداند و براي چهارمين بار يك سياهپوست و يك سفيد پوست باقيمانده به آنسوي رودخانه مي روند و باين ترتيب به هيچيك از آنان آسيبي نمي رسد.


*******************
چرا شكارچي به هنگام شكار، يك چشمش را مي بندد؟

.
.

پاسخ: زيرا اگر دو چشمش را ببندد، جايي و كسي را نخواهد ديد و قادر به شكار نخواهد بود

*******************

منظور از جمله «شيخ الحديد مال جديد الاصم شما بود» چيست؟

.
.

جواب: با توجه به اينكه معني شيخ «پير» و معني حديد «آهن» و معني جديد «نو» و معني اصم «كَر» است، پس معني جمله مزبور چنين مي شود: «پيراهن مال نوكر شما بود.»

********************



عبارت زير را بخوانيد : H-m-b-a-a4-b-r


پاسخ: عبارت مزبور چنين خوانده مي شود: «هاشم بيا آچار بيار »


*****************
شخصي تخم مرغ را دانه اي 70 ريال خريد و دانه اي 50 ريال فروخت و سرانجام ميليونر شد! چطور چنين چيزي ممكن است؟
..

پاسخ: او نخست ميلياردر بود، اما در اثر زيانهاي پي در پي بخشي از دارائيش را از دست داده و ميليونر شد

LIDA
21-07-2012, 12:45
وش جالب و آموزنده!

جاي علامت سوال چه عددي مي‌گذاريد؟
5 = 1
25 = 2
125 = 3
625 = 4
? = 5
.
.
.
.جاي علامت سوال بايد عدد 1 را قرار داد.
اگر قبول نداريد خط اول را به ياد بياوريد: 5=1


********************


زني را در خيابان ديدم كه پسربچه اي را به دنبال داشت. از او پرسيدم: اين پسر با توچه نسبتي دارد؟ گفت: «او پسرِ پسرم است، برادر شوهرم» ، چطور چنين چيزي ممكن است؟

..

جواب: تنها در صورتي ممكن است كه دو دوست، هر يك با مادر شوهر مرده يا مطلقه ديگري ازدواج كنند و هريك از آن مادران پسري بدنيا آورند. اين پسر براي زن ديگر، حكم پسرِ پسر و برادرِ شوهر را دارد.

*******************

بمن غذا بده ميمونم ، بمن آب بده ميميرم؟ ...

اين چيه: بمن غذا بده ميمونم ، بمن آب بده ميميرم؟

پاسخ پايين صفحه:

.

جواب: آتش


********************
1- آن چيست كه تا اسمش را به زبان مي راني مي شكند؟

2- آن چيست كه پدر و پسر دارند اما مادر ندارد؟


1- سکوت
2- نقطه

LIDA
21-07-2012, 12:49
چراغ راهنمايي و رانندگي كه روبروي خيابان است قرمز است ...

چراغ راهنمايي و رانندگي كه روبروي خيابان است قرمز است، افسر راهنمايي هم در آنجا ايستاده است، با اينحال راننده اي از چراغ قرمز مي گذرد و كسي مزاحم او نمي شود. چطور چنين چيزي ممكن است؟

.

آن راننده پياده بوده است، بنابراين افسر راهنمايي كاري باو ندارد

*******************



يكنفر اهل منطق به شهري وارد شد و تصميم گرفت نزد سلماني برود و سروصورتش را اصلاح كند. آن شهر دو سلماني بيشتر نداشت. وقتي مرد بسراغ نخستين سلماني رفت، او را با سر وصورتي آشفته و پرپشت و موهايي ژوليده و نامرتب و هنگامي كه به سراغ دومين سلماني رفت، او را با موهايي بسيار مرتب و ريشي تراشيده يافت. لذا تصميم گرفت نزد نخستين سلماني برود و سروصورتش را بپيرايد. چرا او چنين تصميمي گرفت؟


جواب :زيرا با نگاه كردن به موهاي نخستين سلماني، فهيمد او توسط دومين سلماني كه مردي ناشي بوده سلماني شده است؛ اما سلماني دوم كه موهايي مرتب و منظم داشته، توسط سلماني اول اصلاح شده است. بنابراين تصميم گرفت نزد نخستين سلماني برود و چون شنيده بود «سلماني ها وقتي بيكار مي شوند، سر يكديگر را اصلاح مي كنند

*******************


1- آن چيست كه بي زبان سخن مي گويد
از قول من و تو قصه ها مي گويد

با آن كه در او نيست نه دندان و نه لب
بي پرده ز كار اين و آن مي گويد

2- چيست آن، كز چشمه اي آيد برون
بي هدف ره مي برد با قلب خون

مدتي بر دشت خشكي چون برفت
مي شود از سنگ سختي سرنگون

3- آن چيست كه ارغوان قبايي دارد
بيرون و درون شهر جايي دارد

گرد است و مدور است و تاجش بر سر
مانند دم موش پايي دارد

پاسخها انتهاي صفحه:
.
.

.

.

.

.

.

.

.

1- کتاب
2- اشک چشم
3- چغندر