PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گنجینه متن نوحه و شعر



امين 3
05-12-2010, 23:41
بسم رب حسین

همه روزها عاشوراست

در این تاپیک به امید خدا بهترین متن نوحه ها و اشعار اهل بیت (ع)
قرار داده میشه برای استفاده مداحان جوان و پیشکسوت و همه عاشقان اهل بیت (ع)
چون به جز چند وبلاگ در تمام اینترنت چیز زیادی ندیدم و اینکه من عاشق استاد حسین فخری هستم و از این عزیز شعر های زیادی رو قرار خواهم داد
با تشکر از تاپیک {مداحی مداح معروف وخوش صدای جنوب حسین فخری } که شما می تونید نوحه های استاد حسین فخری رو از این تاپیک دانلود کنید اگر تونستم متن و اشعار را با فایل صوتی قرار میدم یا حق.

--------------------------------------


يه شعر خيلي عالي از تو يه سايت پيدا كردم كه به مداح ها توصيه اش ميكنم اگه خدا بخواد امسال تقديمش ميكنم به آقامون اباابدلله و عاشقاش -- سبكش دارم دلي درياي از كينه خونخوارها.نوحه دوضرب است.

هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله
ايــن قافله تــــا کربلا ديگــر نـــدارد فاصله
از کعبه گِـــل آمده، تـــا کعبه دل می رود
اين کاروان غم فزا، منزل به منزل می رود
يک زن ميان محملی، بر ناقه در تاب و تب است
عبـاس و اکبــر دور او، ايـن زن خدا يا زينب است
هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله
ايــن قافله تــــا کربلا ديگــر نـــدارد فاصله
لحظه به لحظه می شود درد و غمش در دل فزون
گويـد حسينش زيــر لـب انّا اليه راجعون
نجمه نمی گيـــرد نگــاه از روی ماه قاسمش
با اشک حسرت ميزند شانه به موی قاسمش
هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله
ايــن قافله تــــا کربلا ديگــر نـــدارد فاصله
در مهد آغوش رباب، رفته علی اصغر به خواب
بوسد گلـــوی نــاز او، امّــا دلــش در اضطراب
وقتی رقيه پــرده محمل بـه بالا می برد
دل می برد از قافله چون نام بابا می برد

امين 3
06-12-2010, 00:02
بزودي اشعار از مداحي هاي حاج حسين فخري مداح خوش صداي جنوب و كربلايي جمال خجسته مداح بي مانند شهرستان انديمشك - ومداحان عزيز ديگر به سبك چلاپ

امين 3
28-09-2011, 23:46
سقای بی آب ، یا رب که دیده آبی ندارم جز در دو دیده تا زنده ام شرمنده ام از روی طفلان
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
حیران به مرکب استاده ام من ریزد به خجلت اشکم به دامن
بی دست و تیغم در پیش دشمن بر حال طفلانم دیده گریان تا زنده ام ...
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
دشمن به شادی بر حال عباس با جرئت آید دنبال عباس
بر باد بیند آمال عباس آید ز خیمه فریاد و افغان تا زنده ام..
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
یا رب چه سان رو بر خیمه آرم بی دست و مشکم ، آبی ندارم
حیران به زانو سر می گذارم بر حال مولا هستم پریشان تا زنده ام ...
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
یا رب بحق آن شیرخواره که تشنه خفته در گاهواره
بگشا به روی من راه چاره هستم به یاد اطفال عطشان تا زنده ام ...
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
بخشا برادر ناکامی ام را چون پاره گشته مشکم به صحرا
گردیده ام ، گر محصور اعدا باکی ندارم از قوم عدوان
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
بر غربت تو مولا غمینم بر تشنه کامانت دل حزینم
دشمن به هر سو اندر کمینم من آب وعده دادم به طفلان تا زنده ام ...
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
شرمنده یا رب از تشنگانم آمد به لب از این غصه جانم
خجلت زده من از کودکانم بر گوشم آید آوای آنان تا زنده ام ....

غلامعلی رجائی (زائر)

امين 3
28-09-2011, 23:51
آب می گوید حسین ، بی تاب می گوید حسین
از سر شب تا سحر مهتاب می گوید حسین
دیده می گوید حسین ، نادیده می گوید حسین
هر کجا باشد دلی غمدیده می گوید حسین
یار می گوید حسین ، دلدار می گوید حسین
روز و شب هر دیده بیدار می گوید حسین
ناس می گوید حسین ، احساس می گوید حسین
تا قیامت حضرت عباس می گوید حسین
نار می گوید حسین، بسیار می گوید حسین
این زبان تا لحظه دیدار می گوید حسین
نوح می گوید حسین، ذی روح می گوید حسین
زنده باشد هر دلی با روح می گوید حسین
شاد می گوید حسین ، ناشاد می گوید حسین
هر نسیم باد با فریاد می گوید حسین
کام می گوید حسین، ناکام می گوید حسین
فاطمه گریان به هر ایام می گوید حسین
کوه می گوید حسین بشکوه می گوید حسین
دم به دم هر شیعه نستوه می گوید حسین
جان جان گوید حسین ، هفت آسمان گوید حسین
ماه و خورشید و ستاره هر زمان گوید حسین

غلامعلی رجائی (زائر)

امين 3
28-09-2011, 23:58
ای یل ام البنین حیدر این سرزمین به رزم تو آفرین علمدار عباسم سپهدار عباسم وفادار عباسم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
پشت و پناه حسین شوکت و جاه حسین نور نگاه حسین علمدار عباسم سپهدار عباسم وفادار عباسم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
فخر زمین و زمان تکیه گه آسمان ساقی این تشنگان علمدار عباسم سپهدار عباسم وفادار عباسم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
خیمه دعایت کند گریه برایت کند خدا صدایت کند علمدار عباسم سپهدار عباسم وفادار عباسم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
تکیه گه خواهرم گریه کنت مادرم تشنه روی از برم علمدار عباسم سپهدار عباسم وفادار عباسم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
گریه به پیشم مکن دل تو پریشم مکن غمزده بیشم مکن علمدار عباسم سپهدار عباسم وفادار عباسم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
ای دل و دلدار من شمع شب تار من یاور و غمخوار من علمدار عباسم سپهدار عباسم وفادار عباسم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
هجر تو ناگاه شد خیمه پر از آه شد دیده ترت ماه شد علمدار عباسم سپهدار عباسم وفادار عباسم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
تشنه لب خسته جان بر تو حرم نوحه خوان بین تو مرا در فغان علمدار عباسم سپهدار عباسم وفادار عباسم


غلامعلی رجائی (زائر)

امين 3
29-09-2011, 00:05
حرم خبر ندارد شبم سحر ندارد
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
**********
نهال زندگانی دگر ثمر ندارد
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
**********
چو بر سرش رسیدم فتاده بر زمین بود
سرش زتیغ دشمن شکفته تا جبین بود
میان خاک و خون سرنگون لوای دین بود
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
**********
بر او نظر چو کردم رمق در او ندیدم
لبش چو تشنه دیدم فغان ز دل کشیدم
دو چشم بسته خونش نموده نا امیدم
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
**********
به چشم تر نمودم به مشک او نظاره
که بود به روی خاک و ز تیر کینه پاره
هدف عدو گرفتش پیاده و سواره
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
**********
به وقت جان سپردن سفارش حرم کرد
به دیده پر از اشک دعای خواهرم کرد
روانه اشک دیده به حال اصغرم کرد
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
**********
به کام تشنه کشته شبیه مرتضا شد
ز بهر حفظ مشکی دو دست او جدا شد
علی شمایل من به راه من فدا شد
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
**********
به قامتی شکسته از او جدا شدم من
به چشم تر روان سوی خیمه ها شدم من
ز بعد او اسیر غم ای خدا شدم من
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس
**********
به خیمه تا رسیدم همه برون دویدند
چو نزد من نشان از عموی خود ندیدند
فغان ز فرقت او ز سوز دل کشیدند
چه سان روم به خیمه خدا بدون عباس

غلامعلی رجائی (زائر)

امين 3
29-09-2011, 00:07
گلهای پرپرم کو
حسین برادرم کو
شهید بی سرم کو
حسین برادرم کو؟
ای خاک گشته گلگون
سرو صنوبرم کو
من آمدم بگوئید
آن یاس پرپرم کو؟
من زینب حزینم
دل خسته و غمینم
تنها چه سازم اینجا
یاران برادرم کو؟
ای وادی شفق گون
می پرسم از تو اکنون
شمشاد غرق در خون
یعنی که اکبرم کو؟
مشک و علم فتاده
برخاک و روبرویم
سقای تشنه کامان
نخل تناورم کو؟
از پشت پرده غم
بانگ رباب برخواست
ای مهد خالی از غم
ششماهه اصغرم کو؟

امين 3
29-09-2011, 00:09
حسینم خیمه گاهت را خیام عشق باید کرد
به تیغ حق بر باطل قیام عشق باید کرد
حسینم ناجی دلخستگان رو ز عاشورا
نصیحت های نابت را پیام عشق باید کرد
حسینم جسم پاکت خنجرستان اجانب شد
حسینم جسم پاکت را نیام عشق باید کرد
حسینم اشک هایت را در این هجران وانفسا
به سان مرهمی بر التیام عشق باید کرد
حسینم بعد از آن عظما مصیبت در غم داغت
ال یومآ وصال دل سیام عشق باید کرد
حسینم بر مزارت تشنه لب باید که زاعر شد
و آن بی آب جامت را جام عشق باید کرد
حسینم شام و روز و گاه و بی گه بادلی غمگین
به درگاهت -وبه راهت-سلام عشق باید کرد
حسینم از ازل اندر کسان آمد مدون شد
حسینم نام سرخت را- نام عشق باید کرد
حسینم از ترابت بر مشام آید نسیم خون
زبهر سجده خاکت را مقام عشق باید کرد

امين 3
29-09-2011, 00:10
برادر رنج بی حد را تو هم دیدی منم دیدم
به دل داغ پیمبر را تو هم دیدی منم دیدم
زبعد داغ جانسوز پیمبر نیلی از سیلی
رخ زیبای مادر را تو هم دیدی منم دیدم
چو مادر بود پشت در تو هم بودی منم بودم
فشار ضربت در را تو هم دیدی منم دیدم
ز تیغ زاده ملجم به خون آغشته در بستر
سر ساقی کوثر را تو هم دیدی منم دیدم
حسن را پاره پاره شد جگر از سوده الله
رخ سبز برادر را تو هم دیدی منم دیدم
در این سحرای ماتم خیز و عالم سوز در یک روز
شکوفه نخل باور را تو هم دیدی منم دیدم
الا ای باغبان باغ از باد خزان پرپر
گل و سرو سنوبر را توهم دیدی منم دیدم
تو خواندی سوره انا فتحنا را منم خواندم
تن گلگون اکبر را تو هم دیدی منم دیدم
کنار نعش قاسم گریه ها کردی منم کردم
شکسته لعل و گوهر را تو همدیدی منم دیدم
کنار علقمه لب تشنه غلطان در میان خون
اگر جسم برادر را تو هم دیدی منم دیدم
ز تیغ حرمله ای زینت دوش نبی از کین
دریده حلق اصغررا تو هم دیدی منم دیدم
ولی اینک میان ما و تو فرغی است در سودا
وگرنه رنج بی حد را تو هم دیدی منم دیدم
به سودای تو سر را میزنم بر چوبه محمل
که گویی غرق خون سر را تو هم دیدی منم دیدم

امين 3
29-09-2011, 00:16
جمال خجسته: ایشون صدایی (چپ کوک ) و بی نظیر دارند که اگر صداشون به خوبی شنیده می شد
به اندازه استاد فخری شهرت پیدا میکردند !

اگر شب تا سحر پاس حرم دارم چه غم دارم
چرا در خیمة سلطان قدم دارم چه غم دارم
سیاهی دور شو از خرگه سلطان مظلومان
که شیر بیشة ایجادم و پاس حرم دارم چه غم دارم
اگر زیر و زبر سازم تمام ملک امکان را
من از سلطان مظلومان رقم دارم چه غم دارم
کشیدم دست و دل از این جهان و عالم امکان
حریم قرب حق را محترم دارم چه غم دارم
اگر از تیغ ابرو غارت دلها کنم امروز
که این سرمایه از فخر امم دارم چه غم دارم
بحمدالله و المنه که من سقای طفلانم
ولی این منصب شاهانه از فخرامم دارم چه غم دارم
بود این افتخار من برغم کوری دشمن
که برکف سر برای مظهر جود و کرم دارم چه غم دارم
الا ای اهل ای ال صد کاره زبانها را فرو بندید
بخواب نازناموس خدا در این حرم دارم چه غم دارم
لب عطشان اگر جان بسپرم در رهگذار دوست
بجان دوست در ملک بقا بحر کرم دارم چه غم دارم
سرم گرم زیب نی گردد چو مهر عالم امکان
بزیب نیزه می بینم جهانی را خدم دارم چه غم دارم
اگر در بحر عصیان غرق باشد قطره می گوید
علی دارم حسن دارم حسین دارم چه غم دارم

قطره


دانلود نوحه پاسبان حرم با صدای جمال خجسته

امين 3
29-09-2011, 00:27
سبک :ای شهیدی که مسخر همه دلها کردی (فخری)

در غم قتل علی ناله چو سر داد حسین
قدسیان را ز غم خویش خبر داد حسین
آمد از خیمه گه و در بر اکبر بنشست
بوسه ها بر رخ خونین پسر داد حسین
گفت ای لاله با غم ز چه پرپر شده ای
غسل ش از آب رخ و خون جگر داد حسین
آسمان خم شد و چشمان ملک خون بارید
مشتی از خاک چو بر سینه و سر داد حسین
آنچنان ناله به ناکامی اکبر بنمود
که دعا را ره ترتیب اثر داد حسین
قامت صبر نشد خم چو کمان گشت قدش
درس عبرت به قضا و به قدر داد حسین
تا که لب بر لب عطشان علی می سایید
عشق را عاطفه را شور دگر داد حسین
راس خونین علی را چو به دامن بگرفت
ماه را در حرم مهر مقر داد حسین
گفت تسلیم و رضایم به رضایت ای دوست
درس آزادگی آنجا به بشر داد حسین
گفت با خیل جوانان که به یاری آیند
هان که جان از غم هجران پسر داد حسین

امين 3
29-09-2011, 00:34
ز تو فریاد فلک داد و بیداد فلک زدی آتش به جهان خانه ات آباد فلک
نیست ممکن که شود از دلی شاد فلک بشنود چون زغم قاسم داماد فلک
کاش می رفت پس از نوگل گلزار حسین خرمن عشرت عالم همه بر باد فلک
ساختی حجله دامادی او را برپا تا کنی شاد دل وی به صف کرببلا
کشتی او را دل پر حسرت و تا روز جزا وعده وصل عروسش ز تو افتاد فلک
دید چون مادر قاسم که در آن دشت محن قاسم از بهر شهادت به بدن کرده کفن
گفت زین گردش وارونه شد ای چرخ کهن خانه صبر مرا رخنه به بنیاد فلک
قاسم افتاد به سر چون هوس میدانش فاطمه زین سخن افتاد شرر بر جانش
کان عروسی که ز خون گشت حنابندانش دیگر از عشرت دنیا نکند یاد فلک
هیچکس را نشده حجله خون بستر او تازه داماد شده زیب سنان کی سر او
کس ندیده است که داماد شود پیکر او پاره پاره ز دم خنجر جلاد فلک
رشته صبر حسین از کف وی بیرون شد زینب سوخته کوکب ز الم مجنون شد
دل اولاد علی تا به قیامت خون شد زین خضابی که به دلبند حسن داد فلک
گشت تا منزل قاسم به سر حجله خاک جگر صامت افسرده ز غم شد صد چاک
در دل خاک شود زین غم عظمی چو هلاک افکند زلزله در عالم ایجاد فلک

شعر از صامت بروجردی

امين 3
29-09-2011, 00:42
کنج تاریک خرابه / دل کوچیکش گرفته

صحنه ی خیمه و آتیش / از دلش هنوز نرفته

چه قیامتی به پا بود / همه چی به رنگ خون بود

شاهد اون همه غربت / زمین بود و آسمون بود

تو غبار سم اسبا / نمیشد هیچی رو خوب دید

همه چی تیره و تار بود / حتی آسمون و خورشید

عمه جان به گریه میگفت : / نزنید این بچه ها رو ...

اینا یادگار عشقند / ببینید نور خدا رو !

اما ... نه .... نمیشنیدن / شایدم خوب نمیدیدن

تا ابد واسه همیشه / لعن و نفرین و خریدن

دید سکینه رو که گریون / خون رو گردنش روون بود

دست گرفته بود به گوشش / نگاهش به آسمون بود

گوشواره اش مال خودش بود / هدیه ی قشنگ بابا

خدایا اینا کی هستن / چی میخوان از جون ماها

جیغ کشید ....یه تازیانه / گریه کرد ... یه تازیانه

عمه رو صدا میکرد و / هی کتک بود بی بهانه

زخم تازیانه بد بود / یه جوری سوزنده و داغ

اما عمه جای اونها / هی میخورد ترکه و شلاق


دیگه نا نداشت بناله / زبونش خشک و چشاش تر

هی نگاه میکرد به اطراف / گاهی اینور ... گاهی اونور

نمیدونست چرا نیستند / اون عموهای دلاور

عمو عباس شجاعش / داداشش علِی اکبر

رفته بودن که بجنگن / با یه لشکر آدم بد

پس چرا بر نمیگشتن / ببینن دشمن اونو زد

نمیدونست توی صحرا / چند روزه آواره هستن

نمیدونست چرا اینها / دست و پاهاشونو بستن

اون سرا چی بود جلوشون / عمه جان میگفت نبینید

میگفت از خاک بیابون / تو خیال لاله بچینید

علی اصغرش کجا موند / مادرش اینهمه بیتاب

پس چرا شیرش نمیده / حالا که خورده یکم آب

********************************

کنج تاریک خرابه / دل کوچیکش گرفته

به سر این تن خسته / چه مصیبتایی رفته

رد اشک رو گونه هاشه / جای تاولاش میسوزه

برای دیدن بابا / چشاشو به در میدوزه

خواب میاد تو چشم خیسش / بابا رو براش میاره

روی زانوهای بابا / می چینه ماه و ستاره

وقتی بابا هست کنارش / همه چیزا بهترینه

نه کسی زخمیه پاهاش / نه کسی سیلی می بینه

می پره از خواب نازش / می بینه کنج خرابه است

تو دلش هزار تا حرف و / تو سرش چند تا خطابه است

دیگه طاقت نمیاره / اون دل کوچیک و خسته

میگه از دلتنگیاش و / میگه از قلب شکسته :

" دوری بابا منو کشت / عمه جان بی طاقتم من "

" کی میاد چشم و چراغم ؟ / عمه جان ناراحتم من "

" بابا که تنها نمیذاشت / ماها رو پیش غریبه "

" اونم این غریبه ها که / کینه اشون خیلی عجیبه "

ناله های اون سه ساله / میرسه به نا نجیبا

میارن تو تشت زرین / سر خون آلود بابا

وا حسین و وا حسینا / عاشورا میشه دوباره

می زنه آتیش به دلها / یاد اون تن های پاره

باورش نمیشه انگار / که بابا چشماشو بسته

می کشه دست نوازش / رو سر بابای خسته

میگه از رنج اسیری / میگه از شکایتاشون

میگه از مردای نا مرد / میگه از جنایتاشون

میگه از غصه و غمهاش / تا نفس داره تو سینه

اشک میاد توی نگاهش / به یاد شهر مدینه

دختر ناز سه ساله / ساکت و آروم و معصوم

جون میده کنار بابا / بابای شهید و مظلوم

کتایون شیخی

دانلود فایل صوتی این نوحه

امين 3
02-10-2011, 15:31
به سادگی میشه سبک روش گذاشت

دیدم غمت ای دلبر، ای کاش نمی دیدم
تنهایی و بی یاور، ای کاش نمی دیدم
دنبال تو تا گودال، من آمدم و دیدم
بالای سرت مادر، ای کاش نمی دیدم
وقتی که برون شد خصم، از مقتل تو دیدم
خون می چکد از خنجر، ای کاش نمی دیدم
از نیزه به روی خاک ،دیدم سر تو افتاد
در زیر سم لشکر ،ای کاش نمی دیدم
دیدم که به دنبالت، با کاسه ی پر آبی
هر سوی دود دختر، ای کاش نمی دیدم
در نیمه ی شب دیدم، در پیش نگاه تو
یک دختر بی معجر ،ای کاش نمی دیدم
ای وای چه بی رحمند ،انگشت تو را بردند
تنها پی انگشتر، ای کاش نمی دیدم
من آمده بودم تا، لبهای ترا بوسم
دیدم که نداری سر، ای کاش نمی دیدم
برخیز ببین دعواست، در بین سپهداران
بهر سر آب آور، ای کاش نمی دیدم
برخیز خودت دیگر، چشمان ربابت گیر
بر نیزه شده اصغر، ای کاش نمی دیدم

امين 3
02-10-2011, 15:39
دلِ سوخته‌دل‌ها، بُوَد محفل زینب
امان از دل زینب امان از دل زینب
همان داغ برادر، بود قاتل زینب
امان از دل زینب امان از دل زینب
دو چشمش به برادر، دو دستش به سلاسل
نگاهی به حسینش، نگاهی سوی قاتل
کند گریه به زخمِ، سرش، چوبۀ محمل
که از خون جبین، سرخ، شده محمل زینب
امان از دل زینب امان از دل زینب
سر از سنگ شکسته، قد از غصّه خمیده
به دل داغ برادر، ز رخ رنگ پریده
شرارش به دل زار، سرشکش به دو دیده
بوَد از همه عالم، فزون، مشکل زینب
امان از دل زینب امان از دل زینب
فلک محو کمالش، ملک مات جمالش
شکسته کمر کوه، ز اندوه و ملالش
کند تا به سر نی، تماشای هلالش
چرا اشک دو دیده، شده حایل زینب
امان از دل زینب امان از دل زینب
همه زندگیش بود، غم و رنج و مصیبت
شده ظلم و ستم‌ها، به او جای مودّت
گمانم که ز آغاز، در این عالم خلقت
به خون دل زهرا، سرشته گِل زینب
امان از دل زینب امان از دل زینب

امين 3
02-10-2011, 15:49
ای لاله بستانم - خوابیده به دستانم 2
شش ماهه علی اصغر 2
لب تشنه شهید آخر از تیر جفا گشتی
از دامن بابایت با خنده جدا گشتی
سیراب و رضا ای گل از آب بقا گشتی 2
شش ماهه علی اصغر 2
ای لاله بستانم - خوابیده به دستانم 2
شش ماهه علی اصغر 2
آتش زده بر جانم گلخنده زیبایت
بابای تو گردیده شرمنده لبهایت
ای بلبل من خاموش باشد ز چه آوایت 2
شش ماهه علی اصغر 2
ای لاله بستانم - خوابیده به دستانم 2
شش ماهه علی اصغر 2
بر دست من ای اصغر پرپر ز چه رو باشی
لب تشنه ولی سیراب از خون گلو باشی
آغشته به خون اینسان از جور عدو باشی 2
شش ماهه علی اصغر 2
ای لاله بستانم - خوابیده به دستانم 2
شش ماهه علی اصغر 2
آرام بخواب آرام ای کودک بی شیرم
آرام بخواب آرام ای کرده ز غم پیرم
رفتی و فراق تو بنموده ز جان سیرم 2
شش ماهه علی اصغر 2
ای لاله بستانم - خوابیده به دستانم 2
شش ماهه علی اصغر 2

امين 3
20-10-2011, 22:58
این نوحه زیباترین نوحه حسین فخری هستش که به این زیبایی خوندن (کار هر کسی نیست)
شعر بسیار زیبا از : معلم

غرقه به خون
تویی آن غرقه به خونی که بزرگ شهدایی
تو عزیز دل زهرا تو حسین خون خدایی
سرت از پیکر پاکت که لب تشنه بریده
بدنت را که به خاک سیه ای کشته کشیده
چه بود جرم و گناهت که مرمل به دم آیی
ز جه رو قلب شریفت هدف تیر بلا شد
به تو ای سرور خوبان چه جفا روی جفا شد
که به مظلومیت و خون جگر آل عبا شد
گل سالم نبود در بدن پاک تو جایی
تن عریان تو خونین به زمین در بر زینب
شده در لُجه خون غرقه مه انور زینب
نه مرا بی تو دگر تاب و توان یاور زینب
چه کند خواهر افسرده به هنگام جدایی
ز چه پامال مراکب شده گلگون بدن تو
گل من دامن صحرای بلا شد وطن تو
اسفا خاک بیابان شده جای کفن تو
نه لباسی ز تو برجا نه سلاحی نه عبایی
نه سری در بدن تو که ببوسم سر و رویت
نه تو را نای و گلویی که زنم بوسه گلویت
نه گلابی که بشویم بدن قاری گویت
نه مجالی سر نعش تو کشم آه و نوایی
تویی آن کشته که عشان به لب شط فراتی
حرمت کعبه و قصود٫ تو کشتی نجاتی
ثمر باغ نبوت کرم و عین حیاتی
به فدایت سر و جانم که به هر درد دوایی
تو حسین الگوی آزادگی و عشق و جهادی
که به سرمنزل معراج بلا گام نهادی
به ره مکتب توحید تو هستی همه دادی
حرم و زمزمی و سعی و صفایی و منایی
به برت خفته به خون قاسم و عبدالله و جعفر
ز دم تیغ جفا غرقه به خون شد علی اکبر
نه .... و نه علم مانده نه عباس دلاور
همه یاران تو در کربُبلا گشته فدایی
به خیام حرم تو زده شد آتش بیداد
ز عطش اهل حریمت همه در ناله و فریاد
نبود خیمه دیگر چه کنم با تب و سجاد
نگران عهد و اَیالت که سوی خیمه بیایی
همه جا بوده مرا با تو سر اُلفت و وحدت
سفری با سر خونین تو دارم سوی غربت
نگذارم به زمین بعد تو من پرچم نهضت
گل من راس تو بر نیزه کند جلوه نمایی
تو چراغ شب تاریک عزیزان بسیجی
تو به میدان شرف .... گردان بسیجی
همه دم زمزمه و نغمه مردان بسیجی
به عزای تو معلم همه در نوحه سرایی
شاعر: معلم

امين 3
28-10-2011, 01:12
از کاروان جا مانده ام در دشت تنها مانده ام
عمو به فریادم برس بابا به فریادم برس
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــ
در این بیابان ای خدا نی همدمی نی یاوری - کو قاسم و کو اکبر و کو ساقی آب آوری
بر خاک گرم کربلا افتاده خونین پیکری - بی عمه تنها مانده ام
عمو به فریادم برس بابا-بابا به فریادم برس
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــ
دست دعا بر درگه حی توانا برده ام - از دوری بابای خود غمگین و دل افسرده ام
از ظلم و جور کوفیان دل خسته و آزرده ام - بی کس در اینجا مانده ام
عمو به فریادم برس بابا-بابا به فریادم برس
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــ
در راه کوفه دیده ترمن از فرس افتاده ام - از بس نمودم گریه دیگر از نفس افتاده ام
چون مرغکی بی بال و پر کنج قفس افتاده ام - ازکاروان جا مانده ام
عمو به فریادم برس بابا-بابا به فریادم برس
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــ
در بین بوته خارها طفلی صغیرم بی گناه - دارم ز هجران پدر بر لب ز سینه ذکر آه
عباس کو تا آورم در خیمه گاهش من پناه - تشنه به دریا مانده ام
عمو به فریادم برس بابا-بابا به فریادم برس
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــ
بابا ببین این کوفیان سیلی به رخسارم زدند - تاراج صبرم کرده اند آتش به گلزارم زدند
بس شعله غم در دل و قلب گرفتارم زدند - بی عمه بابا مانده ام
عمو به فریادم برس بابا-بابا به فریادم برس
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــ
عباس کو تا سر به دامانش گذارم عمه جان - در این بیابان بلا جان می سپارم عمه جان
تنها و بی کس مانده ام، یاور ندارم عمه جان - در دشت و صحرا مانده ام
عمو به فریادم برس بابا-بابا به فریادم برس


غلامعلی زجائی ( زائر )

امين 3
28-10-2011, 01:23
غبار صحرا کفن حسین است
غرقه در خون بدن حسین است
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـ
سم ستوران به تنش بوسه زد
نیزه عدوان به تنش بوسه زد
تیغ فراوان به تنش بوسه زد
غبار صحرا کفن حسین است
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـ
تیغ جفا بوسه زده حنجرش
خیل ملک گریه کند بر سرش
غسل ز خونها شده است پیکرش
غرقه در خون بدن حسین است
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـ
چشمه خون از بدنش جاری است
کار حرم بر تن او زاری است
سکینه سرگرم عزاداری است
غبار صحرا کفن حسین است
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـ
قلب حرم از غم او شد کباب
سینه زند بر سر نعشش رباب
بوسه زند بر تن او آفتاب
غرقه در خون بدن حسین است
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـ
در پی نی، ناله کنان دخترش
می زند از داغ پدر بر سرش
می کُشدم دیدن چشم ترش
غبار صحرا کفن حسین است
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـ
شیون اهل حرمش بر سماست
پیکر او خفته به خاک بلاست
رخت عزا بر تن خیرالنساست
غرقه در خون بدن حسین است
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـ
آتش کین در حرمش شعله ور
سینه طفلان وحرم پر شرر
اهل سما بر بدنش نوحه گر
غبار صحرا کفن حسین است


غلامعلی رجائی ( زائر )

امين 3
28-10-2011, 01:41
شعر این نوحه اشک رو به جشم جاری میکنه صدای حسین فخری هم که به اون اضافه بشه
خون باید گریست. فایل صوتی این نوحه فوق العاده هم برای دانلود قرار میدم - یا حسین.

نام اکبر به سر نعش حسینم نبرید
بگذارید جوان داده دمی آساید
دختر کوچکش از نعش پدر دور کنید
تا در این غصه و غم زنده بماند شاید
شیون اینسان به کنار بدن او نکنید
که صدای زنی از کشته او می آید
به گمانم که صدا مادر من فاطمه است
که فغانش غم تازه به غمم افزاید
ناله اینسان به تن زاده زهرا نکنید
در بر مادر این کشته ادب می باید
بنشسته است به گودال و به چشمی پر اشک
چهره بر زخم فزون تن او می ساید

امين 3
28-10-2011, 02:15
دستش به کمر گرفته مولا در ماتم بی دستی عباس
بنشسته غمین به ناله زهرا در ماتم بی دستی عباس
--------------------------------------
می کند نظر دست بریده خیره شده بر فرق دریده
رنگ از رخ کودکان پریده گشته به حرم محشر کبرا
در ماتم بی دستی عباس
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــ
افتاده حسین به پیش پایش با ناله ز دل زند صدایش
حیران بریده دستهایش شد خم کمر زاده زهرا
در ماتم بی دستی عباس
ــ---------------------------------------------------------------------
گه می نگرد به مشک پاره گه به قامتش کند نظاره
گردش همه کوفیان سواره در هلهله شد لشکر اعدا
در ماتم بی دستی عباس
----------------------------------------------------------------------
افتاده علمدار سپاهش خونین شده رخساره ماهش
رفته به فلک ناله و آهش خم شد کمرش زین غم عظما
در ماتم بی دستی عباس
----------------------------------------------------------------------
گه یاد زشیرخواره می کرد گریان به رخش نظاره می کرد
زخم تن او شماره می کرد نالان به برش نشسته تنها
در ماتم بی دستی عباس
----------------------------------------------------------------------
از خیمه صدای آب برپاست در خیمه گه حسین غوغاست
ساقی حرم کشته اعداست لب تشنه شده کشته به دریا
در ماتم بی دستی عباس
----------------------------------------------------------------------
تا بر سر او رسید مولا تا دید تنش فتاد از پا
ناظر به کناره بود زهرا در شیون و در ناله و غوغا
در ماتم بی دستی عباس
----------------------------------------------------------------------
ای رایت حرّیت و مردی بر حال حرم غرقه دردی
الحق که وفا به عهد کردی یاد تو بود زنده به هر جا
در ماتم بی دستی عباس
----------------------------------------------------------------------
دیگر پس از او حسین تنهاست گرد حرمش لشکر اعداست
بر سینه زنان زینب کبراست از داغ غمش فتاده از پا
در ماتم بی دستی عباس

امين 3
29-10-2011, 19:37
صف محشر
فریاد از آن زمان که ابالفضل با وفا
دستان بریده در صف محشر قدم زند
هر شیعه ای که در دو جهان پیرو علیست
با شور و هلهله صف محشر به هم زند
بال ملائکه شده جای دو دست او
جنّ و ملک به عشق و وفایش قسم زند
گر پیش دیدة همه پرتو فشان شود
هم مدح او کلام عرب ، هم عجم زند
زخم سر و تنش چو عیان می شود به ما
خنجر دوباره زخم کهن در شکم زند
هر سو نظر کنی همه در بهت و حیرتند
باز هیئتی به پا شود و طبل غم زند
هیئت ، چه هیئتی به وسعت سرای عشق
با نوحه روی سینه دو دست الم زند
با یاد نینوا و علمدار تشنه لب
هر سینه زن دوباره به دوشش علم زند
چون اولیای درگه ایزد ، تمام خلق
دست بر لوای آن یل حق، بیش و کم زند
مولا دوباره خیمه های خود بپا کند
تا ساقی اش سری به طفل در حرم زند
زینب نشسته در لباس غصه و عزا
تا واژه های ماتم او زیر و بم زند
فرزند مرتضا گل دیباچه ی ولا
در داد خواهی اش ز عدالت چو دم زند
دستان شیعه با مدد از دست مصطفا
بر تارک سیاه .... ستم زند
آنجا که فاطمه شده بانوی ذی سرا
بر چشم کوفیان گل اشک ندم زند
هر آن که نیزه بر سر آل علی زده
راهش خدا به کوی فنا در عدم زند
مشکل گشای مردم سرگشته می شود
هرکس دم از ولای شه با کرم زند
گاه شفاعت است و ابالفضل مه لقا
کی دست رد به سینة این اهل غم زند
ای خوش دلی که با غم فرزند بوتراب
تقدیر او دو دست بریده رقم زند
از سروری مخواه سخنی جز سرود غم
هیهات اگر به غیر عزا بر قلم زند
کاین عشق آسمانی سردار نینوا
آخر گل شفاعت او بر سرم زند

3 عکس برای عاشقان حسینی

امين 3
29-10-2011, 19:52
برق شمشیر ببین ای عمه بارش تیر ببین ای عمه
نیزه در نیزه ببین از پی هم موج تیر است ونیزه درهم
گرد یک نعش به خاک افتاده موج در موج عدو استاده
با من غمزده زار وحزین عمه این صحنه جانسوز ببین
تیغ بر خسرو دین می آید یا که باران به زمین می آید؟
با تنی خسته چه رسم جنگ است کاین همه دامن پر از سنگ است
تا که دیدند شه دین تنها حلقه زد خصم به گرد مولا
هلهله ها همگی سر دادند تیرها را به کمان بنهادند
یک نفر را یک لشکردیدند کاین همه تیر براو باریدند ؟
تیرها بر بدنش بنشستند راه یکدیگر برهم بستند
سوی او بارد ازهرسوسنگ لحظه لحظه است فرو براو سنگ
عمه بنگراثر از بابا نیست بس که تیغ است تنش پیدا نیست
شمر دون پای به گودال نهاد ازدم تیغ جفا آبش داد
سرببریده به دامن بگذاشت داغ عالم به دل من بگذاشت
عمه جان ارض وسما می لرزد نکند عرش خدا می لرزد؟
چشم خورشید بر او خون بارد هیچ کس نیست تنش بردارد؟
تنش ازجامه ی کهنه عاری است شطی از خون به کنارش جاری است
سر ببریده روی نیزه نشست می شود نیزه ببین دست به دست
زائرا قصه دگرکن کوتاه بسته ره را به نفس، لشکر آه

غلامعلی رجایی

------------------------------------------------------------------------------------------
سخت است سر بریده دیدن
جانم فدایت ای دختر خورشید ای رقیه جان

امين 3
05-11-2011, 21:25
این نوحه رو محمود کریمی خونده
با صدای جمال خجسته گوش بدید
( باید به این صدا و این مداح بیشتر توجه میشد ) ! ! !

امين 3
05-11-2011, 22:12
این نوحه قدیمی بوشهر هست که 50 سال پیش توسط مداح معروف بوشهر بخشو اجرا شده و مداح های بوشهری زیادی این نوحه رو خوندن این نوحه رو می تونید با صدای بسیار زیبای جمال خجسته گوش بدید البته این نوحه هم از نوحه های قدیمی جمال خجسته هست
کسانی که می خوان مداحی چلاپ رو درک کنند حتما دانلود کنند

وفات پیمبر

وفات پیمبر شیعه ز نو شد واویلا از این غم 2
حوریان شد گریان اندر این ماتم واویلا از این غم
آه و واویلا از این مصیبت 2
-----------------------------------------------
ای شیعیان یاری کنید ساقی کوثر واویلا از این غم 2
اندر عزای شاه دین صاحب منبر واویلا از این غم
-----------------------------------------------
آه و واویلا از این مصیبت 2
وفات پیمبر شیعه ز نو شد واویلا از این غم 2
حوریان شد گریان اندر این ماتم واویلا از این غم
آه و واویلا از این مصیبت 2
----------------------------------------------
ای شیعیان یاری کنید ساقی کوثر واویلا از این غم 2
اندر عزای شاه دین صاحب منبر واویلا از این غم
----------------------------------------------
آه و واویلا از این مصیبت 2
وفات پیمبر شیعه ز نو شد واویلا از این غم 2
حوریان شد گریان اندر این ماتم واویلا از این غم
آه و واویلا از این مصیبت 2
-------------------------------------------
شال عزا بر گردن ساقی کوثر واویلا از این غم .

HAMED
08-11-2011, 17:58
دو تاپیک" شعر براي مداحي به سبك چلاپ (http://forum.mobilestan.net/showthread.php?t=171273) / گنجینه متن نوحه و شعر (http://forum.mobilestan.net/showthread.php?t=171273) "در هم ادغام شد

باتوجه به قوانین / من بعد موضوعات مرتبط با این موضوع در این تاپیک قرار میگیره *

%

امين 3
10-11-2011, 18:15
بر تربت شهیدان زینب عزا گرفته
صحرای کربلا را ماتم فرا گرفته
گلهای باغ زهرا در زیر خاک مدفون
بر هر گلی هزاری شور و نوا گرفته
از شام محنت افزا خورشید آل عصمت
با شور انقلابی با صبر و استقامت
بنموده با یتیمان در کربلا اقامت
آنجا که خون جمال خورشید را گرفته
بر تربت شهیدان زینب عزا گرفته
صحرای کربلا را ماتم فرا گرفته
بر گرد هر مزاری پروانه ای به پرواز
آوای عندلیبان گشته دوباره آغاز
در لاله زار ایمان گردیده نغمه پرداز
هربلبلی نوایی در نینوا گرفته
قبر عزیز زهرا زینب گرفته در بر
زان خاک انبرین بو ریزد به سینه و سر
تا شد گلاب دیده بر مرقد برادر
رنگ عزا دوباره کرببلا گرفته
پرمیزنند دائم بر گرد آن گلستان
بر قبر هر شهیدی باشد یکی نوا خوان
از هر طرف یتیمی وا غربتا گرفته
زینب که در اسارت بس طعنه ها شنیده
از اهل کوفه و شام درد و الم کشیده
گردد به دور مقتل با قامتی خمیده
داغی وجود او را سر تا به پا گرفته
با تربت حسینش آغاز درد دل کرد
داغ دل پریشان با گریه منتقل کرد
تا که مزار اطهر با آب دید گل کرد
جریان دردها را از ابتدا گرفته
گفت ای عزیز زینب دیدم پس از شهادت
در راه کوفه و شام از حد فزون مصیبت
با راس پر ز خونت رفتم دیار غربت
دیدم سرت به نیزه ذکر خدا گرفته
دارم بسی شکایت از درد و رنج ایام
از جور اهل کوفه از طعنه مردم شام
از آن مصائبی که خون کرد قلب ایتام
آرام و صبر زینب آن ماجرا گرفته
اطفال نازنینت بر ناقه های عریان
بر روی خار صحرا پای برهنه حیران
گاهی ز روی ناقه افتاده در بیابان
دامان عمه ها را با صد نوا گرفته
کردند عابدین را زنجیر و غل به گردن
در زیر بتن اشتر پایش ببسته دشمن
خون گشته بود جاری از گردنش به دامن
اورا عدو به زیر چوب جفا گرفته
خط شهادتت را زینب تمام کرده
آماده شام و کوفه بهر قیام کرده
روشن همه حقایق بر خاص و عام کرده
ابعاد این اسارت عالم فرا گرفته

امين 3
12-11-2011, 03:37
شعر بسیار زیباست و بسیار سبک زیبایی داره
مربوط به شام غریبان ۸۷ تو مسجد جامع خرمشهر
فایل صوتی برگرفته از : www.fakhri-download.blogfa.com

این قوم چه شد سر ز تن تو ببریدند
بر روی تو بی جرم و گنه تیغ کشیدند؟
آخر نه به کوفه ز تو دعوت بنمودند
آخر به چه جرمی ز تنت جامه ربودند؟
آخر به کدامین گنهت آب ندادند
رأس تو بریدند و سر نیزه نهادند؟
تشنه به کدامین گنهت سر ببریدند
با کشتن تو خشم خدا را بگزیدند؟
آخر به چه جرمی به تنت اسب دواندند
اهل حرمت را به اسارت بکشاندند؟
آخر به کدامین گنه ای خسرو خوبان
کردند تن پاک تو پامال ستوران ؟
با آن همه نامه ز چه پیمان بشکستند
بر خیمه گهت آب روان را ز چه بستند؟
رأست به چه جرمی به سر نیزه نشاندند
اهل حرمت در غل و زنجیر کشاندند؟
این قوم اگر مسلم و بر دین تو هستند
با سنگ جفا از چه جبین تو شکستند؟
با تیر دریدند چرا حنجر اصغر
در خون بنشاندند چرا قامت اکبر ؟
سقای خیام تو چرا تشنه بکشتند
عباس علمدار تو را تشنه بکشتند؟


غلامعلی رجائی (زائر)

امين 3
12-11-2011, 03:54
شعر بسیار زیبا و سبک خوبی داره
شعر این نوحه به صورت کامل هست و قسمت هایی داره که خونده نشده
فایل صوتی برگرفته از : www.fakhri-download.blogfa.com

ای اهل عالم ماتم بگیرید - شد کشته عطشان فرزند زهرا
صد وامصیبت سبط پیمبر - غلطان بخون است بر خاک صحرا
بر کوفه او بود با اینکه مهمان - کشتند او را با کام عطشان
رأسش به نیزه کردند عدوان - گریان سر او بر نیزه بر ما
او را به کوفه مهمان نمودند - پیراهنش را از تن ربودند
خیمه گهش را گریان نمودند - طفلان او آواره به هر جا
یک جای سالم در پیکرش نیست - جز من به زاری کس در برش نیست
افسوس میر نام آورش نیست - بر نهر علقم افتاده از پا
نی فرصتی تا بر او بنالم - بر نیزه رأسش گرید به حالم
طوفان غم ها بشکسته بالم - شد دامنم از اشکم چو دریا
کوفی به گردم در شادمانی - طفلان به دورم در نوحه خوانی
خشک از عطش گشته هر زبانی - آواره اندر این دشت و صحرا
تا جامه اش را از تن ربودند - داغی دگر بر داغم فزودند
طفلان ز سیلی چهره کبودند - نبود معین بر آل طاها
از خدعه نامردان کوفه - با اینکه او بود مهمان کوفه
جسمش دریدند گرگان کوفه - آه از جفای این قوم اعدا
تا پیکرش را بی سر بدیدم - فریاد جانکاه از دل کشیدم
دل از حیاتم دیگر بریدم - لرزان آهم شد عرش اعلا
یا رب بحق این نعش عریان - یا رب به اشک طفلان گریان
یا رب بحق این رأس تابان - دیدار او را کن قسمت ما

مرتضي شقايقم
14-11-2011, 10:36
برگرد اگر مي خواهي دستاي زينب و بسته نبيني
برگرد اگر مي خواي پاي رقيه و رو خسته نبيني
كدام شاعر سروده . اگر ممكنه كامل آن را به ايميل اينجانب ارسال نمائيد با تشكر

مرتضي شقايقم
14-11-2011, 10:40
لطفا متن كامل نوحه برو اي خورشيد شبهاي من برو اي ليلازاده ليلاي من كه حاج محمود كريمي خوانده را برايم ارسال نمائيد. با تشكر

مرتضي شقايقم
14-11-2011, 10:41
برگرد اگر مي خواهي دستاي زينب و بسته نبيني
برگرد اگر مي خواي پاي رقيه و رو خسته نبيني
كدام شاعر سروده . اگر ممكنه كامل آن را به ايميل اينجانب ارسال نمائيد با تشكر

danzel
14-11-2011, 11:13
اقا خدا قوت
لطف میکنی از حاج کریمی و آهنگران هم بذاری مخصوصا کربلا منتظر ماست

امين 3
16-11-2011, 02:31
برگرد اگر مي خواهي دستاي زينب و بسته نبيني
برگرد اگر مي خواي پاي رقيه و رو خسته نبيني
كدام شاعر سروده . اگر ممكنه كامل آن را به ايميل اينجانب ارسال نمائيد با تشكر


متاسفانه هیچ اثری از شاعر این شعر نیست .
اگر مداحی این نوحه رو خونده باشه بهتر میشه شاعرش رو معرفی کرد
ممنون از درخواستتون که هر لحظه که شاعرش برای من مشخص بشه اعلامش خواهم کرد
ممنون

سخت است سر بریده دیدن
جانم فدایت ای دختر خورشید

امين 3
16-11-2011, 02:43
لطفا متن كامل نوحه برو اي خورشيد شبهاي من برو اي ليلازاده ليلاي من كه حاج محمود كريمي خوانده را برايم ارسال نمائيد. با تشكر
محرم 87

برو ای خورشید شبهای من
برو لیلا زاده- لیلای من
سرت رو بردار از پای من
نگاه من مثل ابر و بارونه
نگاه تو سمت قلب میدونه
پدر چشمش دنبال تو می مونه
مهلاً مهلا- علی اکبر لیلا
شبیه تمثال حیدر بودی
با اون چشمات مثل مادر بودی
تو سر تا پا پیغمبر بودی
برام این دنیا بعد از تو زندونه
برات دل کندن از دنیا آسونه
پدر چشمش دنبال تو می مونه
مهلاً مهلا-علی اکبر لیلا
خودت تنهایی یک لشکر می شی
علی اکبر ذبح اکبر می شی
میون صحرا پرپر می شی
سکوت تو بابا رو می ترسونه
دیگه بین ما دریایی از خونه
پدر چشمش دنبال تو می مونه
مهلاً مهلا، علی اکبر لیلا

مداح :‌حاج محمود کریمی

امين 3
16-11-2011, 02:55
اقا خدا قوت
لطف میکنی از حاج کریمی و آهنگران هم بذاری مخصوصا کربلا منتظر ماست

حاج محمود کریمی و آهنگران هم به روی چشم سعی میکنم بهترین شعر ها و نوحه هاشون رو توی تاپیک قرار بدم هر چند این تاپیک - تاپیک گنجینه متن نوحه و شعر هست سعی می کنم شعر ها رو همراه با فایل صوتی مربوط به اونها قرار بدم قرار بدم

امين 3
16-11-2011, 03:21
این نوحه شاعرش رو نمیدونم کیه ولی هر کی هست حضرت رقیه در روز قیامت دستش رو بگیره
که این شعر اشک رو به چشماها میاره هر وقت دلم هوای کربلا میکنه این نوحه رو گوش می دم حاج محمود و حاج مـــهدی مـــیردامـاد هم که بسیار زیبا بیانش می کنند .
(اجرا شده در محرم 1389)

خون آبه های لبتو می شورم با اشکام بابا
خاکسترای سرتو می گیرم با دستام بابا
خدا نگهداره عمه رو اگه نبود می مردم
سپر برای تنم می شد وقتی کتک می خورد
باشه بزار چشام تو غربت بباره
باشه بزار بگن که بابا نداره
کجایی بابا شده نماز من شکسته
کجایی بابا شده قیام من نشسته
کجایی بابا بیا ببین تیممم بروی
خاک صورتت با دست بسته
ای بابا حکایت شده مویم
ای بابا شکستگی ابرویم
ای بابا ببین کبود بازویم
کوچه به کوچه روی نیزه ها رفتی خونه ما نیومدی
کنج تنور و تشت طلا رفتی خونه ما نیومدی
تو دست سردش می گیره عمه این دستامو
می بوسه با اشک چشماش هر شب این زخمهامو
بارون چشم کبود من بهونه هر روز
خدا می دونه که تا سحر آبله هام می سوزه
باشه بزار اشکامو دوری دراره
باشه بزار بگن که بابا نداره
کجایی بابا عزا گرفته دختر تو
می خونه روزه خودش برای خواهر تو
تو بازار شام دیدم که می فروشن یه گوشوارم و با انگشتر تو
ای بابا ببین دیگه زمین گیرم
ای بابا سه سالم ولی پیرم
ای بابا شبیح زهرا می میرم.

امين 3
16-11-2011, 03:51
اقا خدا قوت
لطف میکنی از حاج کریمی و آهنگران هم بذاری مخصوصا کربلا منتظر ماست

عزیزان توجه کنند که این تاپیک تاپیک شعر و مداحی های سینه زنی است و نوحه هایی که آهنگین اجرا شده اند در این تاپیک قرار داده نمیشه ولی چون از اولین درخواستهای این تاپیک هست این دفعه استثنا هست - البته کیفیت این فایل صوتی ایده آل نیست.

امين 3
19-11-2011, 22:29
هزار مرتبه گر سر بُرند از بدنم
خدا نیاورد آن دم که از تو دل بکنم
به نوک نیزه، مجسّم کنم جمالت را
به چوب محمل زینب جَبین دل شکنم
تمام عمر سخن از تو گفته ام، چه شود؟
که وقت مرگ بود، نامت آخرین سخنم
گریستم به تو، یک عمر و از تو می خواهم
در آخرین نفسم، باز بر تو گریه کنم
در آشیانهٔ تن با تو بوده ام مأنوس
مباد بی تو از این آشیانه پر بزنم!
سری که خاک تو نبود، به دورش اندازم
دلی که بر تو نسوزد، در آتشش فکنم
به خاک کرببلا سجده کرده ام عمری
که بوی تربت پاک تو خیزد از کفنم
کریم تر ز کریمان روزگار تویی
گناه کارتر از هر گناه کار منم
به چشم من، نگهی کن که وقت جان دادن
تو را نگه کنم و جان برآید از بدنم
ز سر شکستگی "میثم" از گنه فریاد
مگر به سنگ شما خانواده، سر شکنم

میثم

امين 3
23-11-2011, 06:55
یکی از زیبا ترین نوحه های حسین فخری هست که مدتها پیش خونده و شعر فوق العاده زیبایی داره با کیفیت بسیار خوب نسبت به نسخه اصلی فایل صوتی

میان مقتلت چون پا نهادم
عنان صبر خود از کف بدادم
به چشمم تار شده خورشید انور
که می زد دست و پا جسم تو بی سر
کنارت چون رسیدم دیدم آنجا
نشسته مادرم محزون و تنها
به نعشت می نمون گریان نظاره
که زخمت بود افزون از ستاره
توان گفتگو در او ندیدم
ز دل آه مکرر می کشیدم
مرا دید و اشارت بر سنان کرد
غم دل را بدین حالت بیان کرد
یکایک تیرها می کرد بیرون
ز جسم بی سرت با غلب پر خون
کشد این غصه آخر خواهرت را
که بیند لخت و عریان پیکرت را
به یک سو می زنم با قلب خسته
سنان و نیزه ها را دسته دسته
نه سر داری که رویت را ببوسم
نه فرست تا غم دل با تو گویم
به پشتم تازیان هها پیاپی
فرو آید اخا می بینی از نی
ببین آتش گلستانت گرفته
امان از ما و طفلانت گرفته
رسیده موسم محمل سواری
نه عباسو علی گل عزاری
بگو عباس دشمن را براند
حرم را یک به یک محمل نشاند
.... من یتیمان تو هستند
که مدهوش و پریشان تو هستند
به کوفه می روم تنهای تنها
به طفلان تو هستم جای بابا

امين 3
24-11-2011, 22:24
جهانبخش کردی ( بخشو) مداح قدیمی و معروف بوشهر

ای شیعه مگر قتل شه کرببلا شد – یا ماه عزا شد (2)
یا ماتم فرزند علی شیر خدا شد – در دشت بلا شد (2)
ای شیعه به سر زن که زنو ماه عزا شد – قتل شهدا شد
راس شه دین زیب سنان جلوه نما شد – در دشت بلا شد
ای شیعه مگر قتل شه کرببلا شد – یا ماه عزا شد (2)
یا ماتم فرزند علی شیر خدا شد – در دشت بلا شد (2)
چون آب به روی شه لب تشنه ببستند - دلها بشکستند
بسیار عزیزان حسین تشنه نشستند – در دشت بلا شد
ای شیعه مگر قتل شه کرببلا شد – یا ماه عزا شد (2)
یا ماتم فرزند علی شیر خدا شد – در دشت بلا شد (2)
یک غنچه گل بر سر دست شه مظلوم – آن کودک معصوم
مانند پدر یک شبه انگشت نما شد – در دشت بلا شد
ای شیعه مگر قتل شه کرببلا شد – یا ماه عزا شد (2)
یا ماتم فرزند علی شیر خدا شد – در دشت بلا شد (2)
از تیر جفا اصغر او غرق به خون شد زینب به فغان شد
این ظلم و ستم جمله ز اولاد زنا شد – در دشت بلا شد

امين 3
24-11-2011, 23:04
یاس می گوید حسین احساس می گوید حسین (2)
ساقی لب تشنگان عباس می گوید حسین (2)
مست می گوید حسین سرمست می گوید حسین (2)
ساقی کرببلا تا هست می گوید حسین
تیر می گوید حسین شمشیر می گوید حسین (2)
کودک لب تشنه بی شیر می گوید حسین
آب می گوید حسین مهتاب می گوید حسین
زاده ام البنین بی تاب می گوید حسین
لاله می گوید حسین آلاله می گوید حسین (2)
ساقی اهل حرم با ناله می گوید حسین
فاطمه گوید حسین هم علقمه گوید حسین (2)
خشکِ لب عباس در هر زمزمه گوید حسین
دیده می گوید حسین غم دیده می گوید حسین (2)
پور حیدر با کف ببریده می گوید حسین
باده می گوید حسین سجاده می گوید حسین
دست من از تن جدا افتاده می گوید حسین
/ آسمان گوید حسین هم کهکشان گوید حسین /
/ دیده گریان حضرت صاحب زمان گوید حسین /
خاک می گوید حسین افلاک می گوید حسین
پاره مشک ساقی غمناک می گوید حسین
جان می گوید حسین بی جان می گوید حسین (2)
ساقی غمدیده لب تشنگان گوید حسین
دین می گوید حسین آئین می گوید حسین
تیر خورده دیده ای حق بین می گوید حسین
اشک من گوید حسین این مشک من گوید حسین
در غم او دیده پُر اشک من گوید حسین
جان می گوید حسین ایمان می گوید حسین
تیر خورده غرق خون چشمان من گوید حسین

امين 3
24-11-2011, 23:19
فاطمه دیگر

در قافله عشاق یک عاشق کوچک بود
یک فاطمه دیگر با ظاهر کودک بود
با وسعت دریایی با پاکی زهرایی
منظومه شیدایی معصومه زیبایی
او دختر خورشید است معنا گر توحید است
محبوبه ماه عشق مظلومه امید است
در کرببلا گویند چون فاطمه سیلی خورد
هم گوشوار و گوش یک بی صفت از او برد
گویند اسیری دید یک صورت نیلی دید
با عمه چنین می گفت پس رفته کجا خورشید
رفته است کجا بابا رفته است کجا عمو
اکبر به کجا رفته گو اصغر زیبا کو
او دختر شاه اما مخروبه مکانش بود
یک جمله بغض آلود هر دم به زبانش بود
بابا به کجا هستی از من تو جدا هستی
با خود ببرم هر جا، هر جا که خودت هستی
یک لحظه دلش لرزید از آنچه که باید دید
آخر سر بابایش اینگونه چرا می دید
می گفت به بابایش با آن سر زیبایش
من بی تو نمی مانم پس رفت به همراهش .

شعر از : امین 3
امین

امين 3
24-11-2011, 23:38
دستی بلند می‌شود این نوحه‌ها کم است
ای عشق شیعه باش که ماه محرم است
در عاشقانه‌های خودش شاعری نوشت
حتی تمام سال برای عزا، کم است
سوگند می‌خورم به فراوانی شما
این سایه شمر نیست ،نه این ابن‌ملجم است
سهم شما همیشه تاریخ از فدک
یک پهلوی شکسته و یک آسمان غم است
هیأت سکوت می‌کند و ناله کسی
در حلقه‌های ممتد زنجیر مبهم است
محکم بکوب و جام بلا را نگاهدار
پیمان مشک تشنه و عباس محکم است
ای سینه زن بکوب که از شانه شد رها
دستان عاشقی که وفای مجسم است
افتاده بر زمین که زمان را تکان دهد
دست برادری است که این قدر محکم است
عاشق شَوید زود که این نیز بگذرد
امشب بساط عشق، در این جا فراهم است
ای روح بی قرار! کجا چرخ می زنی؟
این جاست کربلا و قیامت همین دَم است

هادی منوری

امين 3
25-11-2011, 04:34
مداح : جمال خجسته

سال : 1384

نام نوحه : چراغ خانه امیدم اکبر

سبک : دوضرب

نوحه های سال 1384 - 6 فایل صوتی با کیفیت بالا بود

----------------------------------------------------------------------

این نوحه یکی از نوحه های مورد علاقه خود من هست اطمینان دارم نوحه مورد علاقه شما هم
می شه .

با توسلی به حضرت علی اکبر و تقدیم به سینه زنان شهرستان اندیمشک بخصوص
حسینیه علی بن ابی طالب

امين 3
25-11-2011, 04:41
مداح : جمال خجسته
سال : 1389
سبک : واحد شور
نام نوحه : خسرو ملک عرب

امين 3
25-11-2011, 04:49
این نوحه رو سیب سرخی خونده اما نه به این زیبایی

مداح : جمال خجسته
سال :1389
سبک : دوضرب شور
نام نوحه : سالار زینب

ای سینه ها دست ها وقت نمایش است
ای دیده ها اشک ها هنگام بارش است

امين 3
25-11-2011, 05:04
مداح :‌جمال خجسته
سبک : دو ضرب
نام نوحه : شد شب هجران

شد شب هجران خواهر نالان
کم نما افغان با دل سوزان

امين 3
25-11-2011, 05:22
2 روز تا محرم

بار بگشائيد، اينجا کربلاست آب و خاکش با دل و جان آشناست
بر مشام جان رسد بوي بهشت به به از اين تربت مينو سرشت
کربلا، اي آفرينش را هدف قبله گاه عاشقان از هر طرف
طورِ عشق است و مطافِ انبيا نور حق اينجاست، اي موسي بيا
جسم را احيا اگر عيسي کند جان و تن را کربلا احيا کند
گر سلامت رفت، از آتش، خليل نور ثار الله شد او را دليل
کربلا، قربانگه ذبح عظيم عرش رحمان را صراط مستقيم
گر خدا خواهي، برو اين راه را کن زيارت کوي ثار الله را
شد ز عاشوراي او يک اربعين قتلگاهش را به چشم دل ببين
ماه، اينجا، واله و سرگشته است و آن شهاب ثاقب از خود رفته است
گرد غم، افشانده بر سر کهکشان اشک خون ريزد هنوز از آسمان
اختران، سوزند چون شمع مزار مرغ شب مي‌نالد اينجا زار زار
گاه در صحرا خروش و، گه سکوت خفته در اينجا شهيدي لا يموت
حضرت سجاد بر خاکش نوشت تشنه لب شد کشته، سالار بهشت
اربعين است، اربعين کربلاست هر طرف غوغائي از غمها بپاست
گوئي از آن خيمه هاي نيمسوز خود صداي العطش آيد هنوز
هر کجا نقشي، ز داغ ماتم است هرچه ريزد اشک، در اينجا، کم است
باشد از حسرت در اينجا يادها هان به گوش دل شنو، فريادها
در دل هر ذره، صدها مطلب است ناله ی سجاد و اشک زينب است
بايد اينجا داشت گوش معنوي تا مگر اين گفتگوها بشنوي:
عمه جان، اينجا حسين از پا فتاد چهره بر اين تربت خونين نهاد
عمه جان، اين قتلگاه اکبر است جاي پاي حيدر و پيغمبر است
عمه جان، قاسم، در اينجا شد شهيد تير بر قلب حسين اينجا رسيد
عمه جان، عباس اينجا داد دست وز غمش پشت حسين اينجا شکست
اصغر لب تشنه، اينجا، عمه جان شد ز تير حرمله خونين دهان
از براي غارت يک گوشوار شد در اينجا، کودکي نيلي عذار
تا قيامت، کربلا ماتمسراست حضرت مهدي، حسان! صاحب عزاست

امين 3
27-11-2011, 08:59
بهترین نوحه شب اول محرم 1390 حاج محمود کریمی

مداح :حاج محمود کریمی
سال : شب اول محرم 1390
سبک : شور
نام نوحه : شوریده و شیدای توام

شوریده و شیدای توام شیرینی رویای منی
تا به قیامت پای توام دینی منی دنیای منی - آقای منی

امين 3
27-11-2011, 09:30
یکی دیگر از بهترین نوحه های شب اول محرم 1390 حاج محمود کریمی
مداح : حاج محمود کریمی
سال : شب اول محرم 1390
سبک :شور
نام نوحه:آی عاقل ها بیاین ببینید چه حالی دارن دیوونه ها

خون دل رو گونه ها بیرق ها رو شونه ها
آی عاقل ها بیاین ببینید چه حالی دارن دیوونه ها
طلوع ماه عشق ماه محرمه
نگاه دست ما و لطف فاطمه
به یاد روح الله و کشته مرده هاش
گرفتم امشب - به اذن زینب - برات مردن پای شاه علقمه
ای شه بی پیرهن پیرهن من شد پرچمت
کشته دور از وطن الهی بمیرم از غمت

Silent Assassin
01-12-2011, 14:18
ممنون میشم اگه متن نوحه ای علمدار نام آور من امیر لشکر من رو برام بذارید

امين 3
22-02-2012, 22:23
گذشته نیمه اى از شب، دریغا
رسیده جانِ شب بر لب، دریغا
چراغ خانه مولاست، خاموش
که شمع انجمن آراست خاموش
فغان تا عالم لاهوت مى رفت
به روى شانه ها، تابوت مى رفت
على زین غم چنان مات ست و مبهوت
که دستش را گرفته دست تابوت!
شگفتا! از على، با آن دلیرى
کند تابوت زهرا، دستگیرى!
به مژگان ترش یاقوت مى سُفت
سرشک از دیده مى بارید و مى گفت
که: اى گل نیستى تا بوت بویم
مگر بوى تو از تابوت بویم
جدا از تو دل، آرامى ندارد
على بى تو دلارامى ندارد
چنان در ماتمش از خویش مى رفت
که خون از چشم غیر و خویش مى رفت
که دیده در دل شب، بلبلى را
که زیرِ گل نهان سازد گلى را
ز بیتابى، گریبان چاک مى کرد
جهانى را به زیر خاک مى کرد
على با دست خود، خشت لحد چید
بساط ماتم خود تا ابد چید
دل خود را به غم دمساز مى کرد
کفن از روى زهرا باز مى کرد
تو گویى ز آن رخ گردیده نیلى
به رخسار على مى خورد سیلى!
از آن دامان خود پر لاله مى کرد
که چون نى، بندبندش ناله مى کرد
على، در خاک زهرا را نهان کرد
نهان در قطره، بحر بى کران کرد
گُل خود را به زیر گِل نهان دید
بهار زندگانى را، خزان دید
شد از سوز درون، شمع مزارش
على با آب و آتش بود کارش!
چنان از سوز دل، بیتاب مى شد
که شمع هستىِ او، آب مى شد
غم پروانه اش، بیتاب مى کرد
على را قطره قطره آب مى کرد
چو بر خاک مزارش دیده مى دوخت
سراپا در میان شعله مى سوخت
مگر او گیرد از دست خدا، دست
که دشمن بعد او، دست على بست

امين 3
22-02-2012, 22:35
سبکی که می شه روش گذاشت واحد شور هستش اما میشه اون رو به سبک تهران (شور ) هم اجرا کرد.

دلم جدا ز خدا بود اگر نبود اباالفضل
ز راه عشق جدا بود اگر نبود اباالفضل
چه بود چاره ی خلقی که مومنند به عشقش
چه کس جواب دعا بود اگر نبود اباالفضل
کدام دست بریده؟ کدام چشم پر از خون؟
به فکر اشک گدا بود اگر نبود اباالفضل
کدام سکه ی رایج کدام باب حوائج
پناه غربت ما بود اگر نبود اباالفضل
کدام مرقد زیبا به غیر گنبد سقا
نگین کرب و بلا بود اگر نبود اباالفضل
کدام قامت رعنا ز نسل حضرت مولا
ستون ارض و سما بود اگر نبود اباالفضل
کدام مجلس زیبا برای شادی زهرا
همیشه راه گشا بود اگر نبود اباالفضل

امين 3
22-02-2012, 22:41
ابتدا نام خداوند جهاندار ، محمد شه ابرار ، علی حیدر کرار ، بتول عصمت دادار ، حسن آن گل بی خوار ، حسین کشته اشرار ، به عابد مه اسرار ، به باقر که بود مخزن گفتار ، دگر صادق و موسی دل افکار ، و رضا، شاه خراسان و تقی مظهر یزدان ، به هادی مه تابان ، و حسن خسرو خوبان ، و بر آن حجت بر حق که بود هادی مطلق ، که به فرق سرش از نور الهی زده ابلق به همه منتظرانش بده رونق بگشا مشکل هر پیر و جوان را

یادم آمد ز گلی باغ علی نور جلی پور ولی وارث میدان یلی عاشق نور ازلی دست گل لم یزلی حضرت عباس همان میر خوش انفاس ، که بد ثانی الیاس که زد بر جگر خضم دغا سوده الماس مه برج یقین ، هادی دین نور دل ام بنین یاور شاهنشه دین ، ساقی طفلان حسین نور دو عین کشته شمشیر و سنین آنکه به میدان بلا دید حسین یکه و تنهاست عزیز دل زهراست اسیر کف اعداست به پا خواست بیامد به بر نور خدا خون خدا اذن گرفتی و روان شد بر آن قوم لعین آمد و بگوشد زبان را

منم آن میر غضنفر فر لشکر شکن فرقه ناپاک ، منم مظهر ادراک ، بریزم به روی خاک کنم پیکرتان چاک منم پور همان قلزم افلاک که بودی شه لولاک منم ماه بنی هاشم و عباس علمدار ابر جیش حسینم سر و سردار ده و هفت بود منصبم ای فرقیه خونخوار منم نیز نهنگ یم عرفان و منم شیغم غزان و منم فارس میدان و منم خصم دلیران و منم مرگ لعینان و منم حامی قرآن و اگر دست به شمشیر زنم لیک بپاشم زهم این ... و مکان را

آه از آن دم که بزد یکتنه بر لشکر خونخوار کشیدی ز میان تیغ شرربار گل حیدر کرار به قلب سپه فرقه کفار نمودی همه طومار که ناگاه حکیم ابن طفیل آمد و بنمود جدا دست وی از پیکر سقای حرم کان کرم ظالم دیگر ز قفا آمد و بنمود جدا دست چپش را ز بدن مشک به دندان بگرفتی که برد آب سوی تشنه لبان حرمله آمد ز کیمن گاه بزد تیر بر آن مشک عمودش به سر و تیر دگر خورد به چشمش که نگون گشت ز زین روی زمین گفت برادر تو بیا و بنگر فاطمه آمد به سرم مادر نیکو سپرم تا تو نیائی ندهم نقد روان را

من بمیرم که سوی علقمه آمد شه دین نور مبین گفت که ای جان برادر زچه در خون بنشستی تو چرا دیده ببستی تو که پشتم بشکستی به خدا جان من هستی همه طفلان به حرم تشنه آبند همه در تب و تابند بگفتا مبرم سوی خیم چون به حریم تو حسین بنده منم ساقی شرمنده منم گو به سکینه به تو آبی نرسانم به خداوند منم آب نخوردم تو بدان عموی لب تشنه منم چون گل هر انجمنم «صالح» شیرین سخنم مرثیه خوانم شده و کرده به پا بزم عزا و بنماید به همه صبح و مسا آه و فقان را.

امين 3
22-02-2012, 23:55
ممنون میشم اگه متن نوحه ای علمدار نام آور من امیر لشکر من رو برام بذارید


ای علمدار نام آور من امیر لشکر من 2
پیکرت افتاده اندر بر من امیر لشکر من 2
ای برادر تویی پشت و پناهم امیر لشکر من
پیکرت افتاده اندر بر من امیر لشکر من
ای علمدار نام آور من امیر لشکر من 2
پیکرت افتاده اندر بر من امیر لشکر من 2
بر خیز و بنگر یاور ندارم امیر لشکر من
جز تو برادر غمخواری ندارم امیر لشکر من
پیکرت افتاده اندر بر من امیر لشکر من
ای علمدار نام آور من امیر لشکر من 2
پیکرت افتاده اندر بر من امیر لشکر من 2

meysam-s-p
24-02-2012, 18:03
سلام ممنون از پیشنهادتون حتما استفاده میکنم

محو
24-02-2012, 20:36
سلام
از بعضی دوستان که صرفا خود مداحی ها رو میگذارن درخواست می شه که با توجه به اسم تاپیک نشون می ده لطف کنن شعر مداحی ها رو هم بگذاند
متشکرم
دوستان کسی متن شعر عربی "شیعتی یا کرام" که آقای فخری خوندن رو ندارن؟
اگر مابقی شعرهای عربی که توی تاپیک "مداحی مداح معروف وخوش صدای جنوب حسین فخری" و اگه ترجمه ی اون ها رو داشته باشند و بگذارند که خیلی عالی می شه

امين 3
01-03-2012, 22:40
سلام
از بعضی دوستان که صرفا خود مداحی ها رو میگذارن درخواست می شه که با توجه به اسم تاپیک نشون می ده لطف کنن شعر مداحی ها رو هم بگذاند
متشکرم
دوستان کسی متن شعر عربی "شیعتی یا کرام" که آقای فخری خوندن رو ندارن؟
اگر مابقی شعرهای عربی که توی تاپیک "مداحی مداح معروف وخوش صدای جنوب حسین فخری" و اگه ترجمه ی اون ها رو داشته باشند و بگذارند که خیلی عالی می شه

دوستان من این متن نوحه رو برای اولین بار خودم تایپ نکردم از نت گرفتم و عربی نمی دونم اگر کسی مشکلی در اون دید حتما اطلاع بده دعاش می کنم !؟!
شیعتــی یا کـرام یا عظــام المقــام - فاندبوا یاحسیــن بفــؤاد حزیـن
شیعتی إنی غریب بین أقـــوام بغاة - وأنا الضامی وأسقى من کؤوس النائبات
قطعوا رأسی ظلماً بسیوف مرهفــــات - رفعوه بعد قتلی فوق أطراف القــناة
ذاک رأسـی مشال فی رماح طــــوال - وقطیــع الوتیـــن بفؤاد حزیـن
شیعتی إن غاب عنکم فی سماء الموت فــرقد - فاذکروا الأکبر لما غاله السیف المــرد
واقتیلاً فوق الأرماح والأسیاف سجــــد - وبه قد صرعوا فوق الثرى جسم محمد
وشبیه الرســول وطأتــــه الخیــول - وفقدت البــــنین بفؤاد حزیـن
شیعتی ما إن سمعتم من مناد وأخــــــاه - فاذکروا العبــاس لما قطعت منه یداه
جئته نحو الفرات قاصداً کیمــــــا أراه - فوجدت الجسد الطاهر تکسوه دمـاه
فاهتـفوا بانکسـار أین ذاک الیســــار - ایـن ذاک الیمین بفـؤاد حزیــن
شیعتی ما إن فقدتم من غلام ذی مکــــارم - فاندبوه بدموع واذکروا لوعة قاســم
هو کا البدر تجلى وجلى فی الغمائــم - بدل الأشمع قد زف بأطراف الصوارم
غاب ذاک الهلال فی بروج القتال - غاب نور الیقین بفؤاد حزیــــن
شیعتی ما إن فقدتم من رضیع وهو ظام - فاذکروا طفلــــی لما قتلوه باهتضام
بدل الماء سقوه من انابیب الحمام - بأبی من ذاق طعم الموت من قبل الفطام
ذاک نحر الرضیع فاض منه النجیع - ودفـنت الجنین بفـؤاد حزیــن
شیعتی ما أن سمعتم فی نسوة تشکو الرزایا - فاذکروا نسوتنا اللآتـی تحملن البلایـا
وعلى الأکوار ظلماً حملوهن سبایـــا - شاکیات باکیات فوق أقتاب المطایـــا
فاسألـــوا کربلاء من لتلک النسـاء - من لحـزن کمین بفـــؤاد حزیــن
شیعتی ما إن شربتم عذب ماء فاذکرونی - او سمعتم بقتیل أو شهیــد فاندبـونی
فأن السبط الذی من غیر جرم قتلونی - وبجرد الخیل بعد القتــل عمداً سحقونی
لیتکم حاضــرون للندا تسمعــون - هاتفا بالأنیـــــن بفـؤاد حزیـن

امين 3
11-03-2012, 23:13
نوحه واحد شور عین دیدگان یکی از بهترین شبهای نوحه خوانی ایمان میرشکاری

ز چه ای ندیده کامم تو به من نظر نداري
تو مگر ز حال زار پدرت خبر نداري
گل احمر مني تو مه انور مني تو
علي اكبر مني تو – تو به من نظر نداري
علي اي آرام جانم نوگل باغ جنانم
بي تو من چه زنده مانم
به دو صد اميد خود را به ثمر چو من رساندم
ستم است اگر سر خود تو زخاك بر نداري
به كه گويم اي جگر خون كه شود ز غصه محزون
برسد به گوش ليلا كه دگر پسر نداري
گل احمر مني تو مه انور مني تو
علي اكبر مني تو - تو به من نظر نداري
سرو شمشاد وشقايق همه در سحن چمن
اي گل نسترنم از چه نيايي به برم
گل احمر مني تو مه انور مني تو
علي اكبر مني تو - تو به من نظر نداري
علي اي آرام جانم نوگل باغ جنانم
بي تو من چه زنده مانم
ز چه اي عزيز بابا نكني تو ياد صغرا
دل او ز غصه خون شد تو مگر خبر نداري
تو كه بي وفا نبودي زچه خفته اي بر من
بنشين و گفتگو كن تو مگر كمر نداري


لینک دانلود :

http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/GTu6-qZCf4/.mp3

امين 3
12-03-2012, 00:12
نام نوحه : ای مرغ سحر

محرم 1390

مکان :‌شهرستان اندیمشک

مداح : جمال خجسته

سبک : واحد شور

مدت نوحه : 12 دقیقه

حجم فایل : 13.8 مگابایت

کیفیت : فوق العاده

درجه : یکی از بهترین های 1390

لینک دانلود : http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/MCjNEnWUVM/.mp3

امين 3
05-04-2012, 00:19
در میانِ کوچه‌ها دشمنی از سر گرفت
شعله‌ی این دشمنی دامنِ حیدر گرفت
حرفِ هیزم می‌زدند دشمنانِ ذوالفقار
آتش این دشمنی ناگهان بر در گرفت
آمدش تا پشتِ در فاتح قلبِ علی
او سراغ از لحظه‌ی مرگِ پیغمبر گرفت
بر سؤالش ضربه‌ی خشم دشمن شد جواب
کِشتی آلِ نبی ناگهان لنگر گرفت
دست زهرا چون علی تا که با هم بسته شد
بین آن دیوار و در بر زمین بستر گرفت
مردمان بی‌وفا شاهد این ماجرا
وای از وقتی که دل، دامنِ دلبر گرفت
دستِ دل گر خسته بود، پهلویش بشکسته بود
از برای یاری‌اش قوّتی دیگر گرفت
دشمن و ضرب و غلاف، فاطمه گرم طواف
ضربه‌ای زد قدرت از بازوی کوثر گرفت
عشق زهرا را عدو تا به مسجد می‌کشید
فاطمه مشغول شد، حاجت از داور گرفت
لرزه بر عرش آمد و آسمان غرش نمود
حول و حوش فاطمه عالمی محور گرفت
هر قنوت فاطمه مملو از نفرین که شد
شافع عالم علی، دستِ آن یاور گرفت
فطرس از این غصه‌ها شد غمینِ فاطمه
زیرِ پلکان دیدمش اشکِ چشمِ تر گرفت

امين 3
05-04-2012, 00:23
یک شعر بسیار بسیار خوب به سبک شور هستش نمیدونم خونده شده یا نه ولی خیلی زیباست.

وای از غم بی‌مادری یه دردِ که بی درمونه
حتی به فکرشم بودن جون و تن و می‌لرزونه
وای از دلِ بی‌مادرا که زیرِ خاکِ گلشون
مادر دارا رو می‌بینند چقدر می‌سوزه دلشون
تا آخر عمر بی‌مادر ذکرِ مادر رو لبهاشه
خدا کنه کنارمون کسی بی‌مادر نباشه
اما بدون تو جمع ما غریب ترین بی‌مادراست
می‌دونی اسم اون چیه مهدیِ آلِ مصطفاست
قربون اون شالِ عزا، اشکای دونه دونه‌ات
شما بیا روضه بخون، که ما بشیم دیونه‌ات
بگو چطور مادرتون، تو کوچه پژمرده شده؟
به پشت در تو آتیشا، چطور لگد خورده شده؟
بگو چطور تو مدینه، خون به دلِ زهرا زدند؟
لحظه‌ی غسلِ تن اون، غم به دلِ مولا زدند؟
بگو چطور به روی یاس، رنگِ غم و نیلی کشید؟
تو کوچه‌های بی کسی، به صورتش سیلی کشید؟
بگو برامون بدونیم، تو سینه‌تون چه غصه‌هاست؟
آقا به ما نشون بده که قبرِ مادرت کجاست

امين 3
03-05-2012, 05:31
دانلود نوحه فاطمه ای محرم اسرار من یکی از بهترین نوحه های استاد حسین فخری در ایام فاطمیه

فاطمه ای محرم اسرار من
ای انیس و مونث و غمخوار من
در غم جانکاهت ای جان علی
تیره تر گردیده شام تار من
فاطمه ای محرم اسرار من
ای انیس و مونث و غمخوار من
رفتی و آتش بر این قلب پریشانم زدی
زخم هجران ای عزیزم بر دل و جانم زدی
نقش غم بر چهره زرد یتیمانم زدی
شد پریشان از فراقت رشته افکار من
ای انیس و مونث و غمخوار من
فاطمه ای محرم اسرار من
ای انیس و مونث و غمخوار من
من چگونه داغ جانسوز تو را باور کنم
یا فراموش آن جمال و چهره انور کنم
بر سرت خون گریم و خاک عزا بر سر کنم
چشم خود وا کن دمی بگشا گره از کار من
ای انیس و مونث و غمخوار من
فاطمه ای محرم اسرار من
ای انیس و مونث و غمخوار من

http://forum.mobilestan.net/Download.png (http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/HDfz4pTRql/1389.mp3)

امين 3
21-05-2012, 17:33
بهترین مداحی های استاد حسین فخری فاطمیه 1391


گل و بهارم انیس و یارم ربوده بی تو غم نهانم ز دیده خوابم ز جسم تابم ز دل قرارم ز جان

http://forum.mobilestan.net/Download.png (http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/yeA9sq6EuV/.mp3)

بین در و دیوار زهرای گرفتار آه و ناله میکرد

http://forum.mobilestan.net/Download.png (http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/tPB-3I7F0F/.mp3)

زهرای من جانم به لب رسیده در زیر تابوتت قدم خمیده

http://forum.mobilestan.net/Download.png (http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/vtW4pClMXG/.mp3)

ماییم و نوای عاشقانه ماییم و دل پر از بهانه

http://forum.mobilestan.net/Download.png (http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/BV_MLZVnJM/.mp3)

محو
11-11-2012, 16:41
سلام
دوستان کسی متن نوحه های
ببر ای ساربان
آمد محرم ماه غم
زچه ای مرغ سحر
حاج حسین فخری رو داره؟

امين 3
14-11-2012, 17:51
متن کامل

آمد محرم ماه غم هنگام افغان و الم – شد کشته تیغ ستم بر سینه صحرا حسین
سنگر به سنگر رو به رو منزل به منزل کو به کو – دارم حکایت مو به مو از حر بی همتا حسین
از بند تن یکسر رها فیض دو عالم کن بها – سر داده هر دم این ندا با جمله ی اعضا حسین
اینجاست منزلگاه ماآزادگی شد راه ما - دست خدا همراه ما دین را کند احیاء حسین
هنگامه ای بر پا کنم عالم پر از غوغا کنم – تا نور حق پیدا کنم ببریده از دنیا حسین
اکنون شما ای کوفیان بر بسته قتلم را میان – هشدار می گویم عیان هیهات ذلت را حسین
رسم شهادت خوی من شد مصطفی الگوی من – گو مرگ آید سوی من آماده سر تا پا حسین
من زاده پیغمبرم فرزند پاک حیدرم – صد چاک اگر شد پیکرم چون کوه پا بر جا حسین
گر زنده دین مصطفی گردد به سیل خون ما – شمشیرها را گو بیا ایستاده ای بر پا حسین
دشمن هزاران در کمین هم در یسار و هم یمین – با نام رب العالمین زد بر صف اعداء حسین
بنموده یاران را فدا لبیک زن حق را ندا – افتاده در دشت بلا چون لاله ی همراه حسین
در موج خون غلطیده شد جن و ملک رنجیده شد – زینب سیه پوشیده شد در ماتم مولا حسین
خونها به هامون شد روان هنگامه ای آمد عیان – پر زد به سوی لا مکان دل پاره ی زهرا حسین
با ذکر یا رب الفلق زد بوسه بر محراب حق – بگرفته از عالم سبق با پیکر رعنا حسین

محو
15-11-2012, 22:09
دوستان من این متن نوحه رو برای اولین بار خودم تایپ نکردم از نت گرفتم و عربی نمی دونم اگر کسی مشکلی در اون دید حتما اطلاع بده دعاش می کنم !؟!
شیعتــی یا کـرام یا عظــام المقــام - فاندبوا یاحسیــن بفــؤاد حزیـن
شیعتی إنی غریب بین أقـــوام بغاة - وأنا الضامی وأسقى من کؤوس النائبات
قطعوا رأسی ظلماً بسیوف مرهفــــات - رفعوه بعد قتلی فوق أطراف القــناة
ذاک رأسـی مشال فی رماح طــــوال - وقطیــع الوتیـــن بفؤاد حزیـن
شیعتی إن غاب عنکم فی سماء الموت فــرقد - فاذکروا الأکبر لما غاله السیف المــرد
واقتیلاً فوق الأرماح والأسیاف سجــــد - وبه قد صرعوا فوق الثرى جسم محمد
وشبیه الرســول وطأتــــه الخیــول - وفقدت البــــنین بفؤاد حزیـن
شیعتی ما إن سمعتم من مناد وأخــــــاه - فاذکروا العبــاس لما قطعت منه یداه
جئته نحو الفرات قاصداً کیمــــــا أراه - فوجدت الجسد الطاهر تکسوه دمـاه
فاهتـفوا بانکسـار أین ذاک الیســــار - ایـن ذاک الیمین بفـؤاد حزیــن
شیعتی ما إن فقدتم من غلام ذی مکــــارم - فاندبوه بدموع واذکروا لوعة قاســم
هو کا البدر تجلى وجلى فی الغمائــم - بدل الأشمع قد زف بأطراف الصوارم
غاب ذاک الهلال فی بروج القتال - غاب نور الیقین بفؤاد حزیــــن
شیعتی ما إن فقدتم من رضیع وهو ظام - فاذکروا طفلــــی لما قتلوه باهتضام
بدل الماء سقوه من انابیب الحمام - بأبی من ذاق طعم الموت من قبل الفطام
ذاک نحر الرضیع فاض منه النجیع - ودفـنت الجنین بفـؤاد حزیــن
شیعتی ما أن سمعتم فی نسوة تشکو الرزایا - فاذکروا نسوتنا اللآتـی تحملن البلایـا
وعلى الأکوار ظلماً حملوهن سبایـــا - شاکیات باکیات فوق أقتاب المطایـــا
فاسألـــوا کربلاء من لتلک النسـاء - من لحـزن کمین بفـــؤاد حزیــن
شیعتی ما إن شربتم عذب ماء فاذکرونی - او سمعتم بقتیل أو شهیــد فاندبـونی
فأن السبط الذی من غیر جرم قتلونی - وبجرد الخیل بعد القتــل عمداً سحقونی
لیتکم حاضــرون للندا تسمعــون - هاتفا بالأنیـــــن بفـؤاد حزیـن

جناب امین 3 از شما بابت این نوحه بسیار متشکرم
کسی از دوستان ترجمه ی فارسی این نوحه رو نداره؟؟

nasa_shab_012
11-04-2013, 11:50
با نوای
رفتی چه غریبانه پیغمبر از این خانه

زیبا در می آید



به سادگی میشه سبک روش گذاشت

دیدم غمت ای دلبر، ای کاش نمی دیدم
تنهایی و بی یاور، ای کاش نمی دیدم
دنبال تو تا گودال، من آمدم و دیدم
بالای سرت مادر، ای کاش نمی دیدم
وقتی که برون شد خصم، از مقتل تو دیدم
خون می چکد از خنجر، ای کاش نمی دیدم
از نیزه به روی خاک ،دیدم سر تو افتاد
در زیر سم لشکر ،ای کاش نمی دیدم
دیدم که به دنبالت، با کاسه ی پر آبی
هر سوی دود دختر، ای کاش نمی دیدم
در نیمه ی شب دیدم، در پیش نگاه تو
یک دختر بی معجر ،ای کاش نمی دیدم
ای وای چه بی رحمند ،انگشت تو را بردند
تنها پی انگشتر، ای کاش نمی دیدم
من آمده بودم تا، لبهای ترا بوسم
دیدم که نداری سر، ای کاش نمی دیدم
برخیز ببین دعواست، در بین سپهداران
بهر سر آب آور، ای کاش نمی دیدم
برخیز خودت دیگر، چشمان ربابت گیر
بر نیزه شده اصغر، ای کاش نمی دیدم

امين 3
05-11-2013, 13:28
همه روزها عاشوراست
تسلیت به مناسبت فرا رسیدن -ماه عاشقی -ماه بندگی- ماه محرم.



در طریق عشق بازی امن و آسایش خطاست
با بلای عشق عاشق سینه چاک و مبتلاست
عاشق لیلای رخسارش چه مجنونی شود
تا که مستم از نگاه او مسلمانی کجاست ؟
سجده باید کرد بر تولیت چشمان او
تکیه کرده آسمان بر قامت دستان او
جنگ صفین است و با جان رقص شمشیرش ببین
ای صد و ده بیشتر دست علم گیرش ببین
می پرستان را به مستی می کشاند بی نقاب
شب پرستان را کشاند زیر تیغ آفتاب
او نگاهش با نگاه یاس ها معنا شده
با سلوک مادری عباس را معنا شده
پرده بردار از نگاهت شور ایمانش ببین
در مدینه خوب بنگر سفره ی نانش ببین
در مدینه عاشقانش مست و حیرانش شدند
مصریان هم بنده ی زلف پریشانش شدند
تا که ساقی اوست سرمستند اصحاب الیمین
وجه باقی اوست انی لا احب الافلین
جبرئل از عرش می آید شتابان سوی او
ان یکادی نذر کرده از بر بازوی او
تا که چشمانش به چشم دشمنی افتاده است
بی قراری می کند حقا که حیدر زاده است
تشنه ی لبهای می گونش لب دریا شده
هم قدم با زینب کبری شده زیبا شده
هر که بیند روی او آنی شود دیوانه اش
بوی مولا می دهد هم بازو و هم شانه اش
بوسه ی شیر خدا یعنی ز عالم برتری
قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری
عاشقانش پشت در بنشسته و در می زنند
روز و شب لاجرعه ساغر پشت ساغر می زنند
تیغ او دشمن کش و ابروی او عاشق کش است
با کمان ابروانش جان به در کردن خوش است
گل علی و بلبلش زینب و او پروانه اش
خوش به حال فاطمه با یک قمر در خانه اش
پهلوانان عرب گردی به روی ساق او
ذوالفقار حیدری سرمست او مشتاق او
عالمی را با دم قالو بلی لایق کند
بر گدایان حریم مرتضی عاشق کند
آسمان سینه ی او عاشق دریا شده
سینه چاکش سینه ی انسیه الحورا شده
هر که را زهرا پسر خواند دگر مغموم نیست
ای بر آن کس که گوید این قمر معصوم نیست

امين 3
06-11-2013, 13:20
این شعلۀ عشق است كه درمان نپذیرد
معشوق ز عاشق اَثر آسان نپذیرد
جز اشك تمنّا كه گِره وا كند از كار
كردارِ دگر فایده چندان نپذیرد
این رابطۀ عشق عجب معجزه آساست
این مرحله را جز دلِ بریان نپذیرد
معشوق حسین است و عاشق دلِ زینب
محبوب ز احباب بجز جان نپذیرد
فرمود به طفلان كه دلِ عاشقِ مادر
جز كشته شدن در ره جانان نپذیرد
با خویش همی گفت: مبادا كه برادر
از خواهر خود هدیۀ قربان نپذیرد
اینجاست كه بر دامن مادر بزند چنگ
بی فاطمه این مرحله پایان نپذیرد
تا بر لب طفلان قسم فاطمه آمد
مولا نتوانست ز آنان نپذیرد
دو آینۀ زینبی آمادۀ رزمند
این صحنه بجز آینه قرآن نپذیرد
گیسوی كمندِ یكی از شانه سرازیر
زلف دگری سلسله بندان نپذیرد
شمشیر كجا و قد و بالای دو ریحان
این قامتشان هیچ كمان دان نپذیرد

امين 3
06-11-2013, 13:26
چشم و دست و دل و بازوی علی داری تو
حیدری یا پسر حیدر کراری تو؟
گر چه ماهند به رخسار، همه هاشمیان
قرص ماه همه در قلب شب تاری تو
...... همۀ عالمی و بی‌دستی
بلکه بازوی علی در صف پیکاری تو
ای فدای تو و آقایی و سقایی تو
کز عطش در دل دریا، شرر ناری تو
پای تا سر عطش استی و محال است محال
که به دریا سر تسلیم فرود آری تو
ای همه خلق به زیر علمت یا عباس
علمت سبز که عباس علمداری تو
نه فقط کرب و بلا و نه فقط عاشورا
تا قیامت به حسین‌ بن‌ علی یاری تو
پاسدار حرم و ساقی و سردار ....
شمع جمع شهدا کیست تویی آری تو
مادرت امّ‌بنین است و خدا می‌داند
که به فرزندی زهرا تو سزاواری تو
در ره دوسـت بریـده ز همـه هست شـدی
روز میلاد تو روزی است که بی‌دست شدی
با وجودی که ز تن در قدم دوست جداست
دست تو دست علی، دست علی دست خداست
هم علمداری و هم بین شهیدان علمی
روز محشر شرف و قدر تو فوق شهداست
من کی‌ام تا که کنم سجده به خاک حرمت
زائر تربت تو هر شب جمعه زهراست
بعد طوف حرم محترم ثارالله
انبیا را به مزار تو سلام است و دعاست
اثر سجده به پیشانی نورانی تو
سند مستند ارث پسر از باباست
پسر شیر خدایی و خدا می‌داند
که در آیینۀ روی تو محمّد پیداست
قرن‌ها آب به دور حرمت می‌گردد
تا صف حشر خجل از لب خشکت دریاست
هر چه گشتیم به دور حرمت می‌دیدیم
که مزار تو همان کرب و بلای دل ماست
گر ملک چهره به درگاه تو ساید چه عجب؟
به طـواف حـرمت کعبـه بیایـد چه عجب؟
آب آتش شده از داغ لب عطشانت
موج هم دست توسل زده بر دامانت
خوب‌تر از همه خوبان جهانی آقا
سر و جان همه خوبان جهان قربانت
تو یدالله حسینی به خدا نیست عجب
که یدالله ببوسد عوض قرآنت
ادب و صبر تو آتش به دل دریا زد
آب زانو زد و گردید عطش حیرانت
آب از دست پیمبر نگرفتی دم مرگ
ای فدای لب خشک و جگر عطشانت
حاجت خلق به دست تو روا می‌گردد
همه هستند رهین کرم و احسانت
در همان دم که سرت بود به دامان حسین
حضرت فاطمه در علقمه شد مهمانت
گر دو صد بار سر و دست و جبینت شکند
این محال است که یک دم شکند پیمانت
تا صف حشر کمند دل دیوانۀ ماست
بند مشکی که گرفتی به سر دندانت
از دل «میثم» و از سینۀ سوزان فرات
به وفا و ادب و حنجر خشکت صلوات