PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : خلاصه رمان های موجود در سایت



Mahdiyeh
28-03-2009, 00:13
سلام

با توجه به درخواست دوستان در مورد گذاشتن خلاصه کتاب ها و راحت شدن انتخاب کتابها این تاپیک رو ایجاد کردم.

از دوستان رمان خون درخواست همکاری دارم در مورد کتابهایی که مطالعه می کنند خلاصه ای از ان را همراه با لینک پست ان کتاب در این تاپیک بگذارند تا در دسترس همه دوستان قرار بگیرد.

دوستان لطف کنند حتما ادرس پست کتابها رو که اکثر انها در تاپیک رمان های عاشقانه و رمانتیک برای موبایل(جاوا) (http://forum.mobilestan.net/showthread.php?t=63372)موجود می باشد را همراه خلاصه بذارند تا نظم تاپیک حفظ شود.


دوستان لطف کنید لینک پست رو بذارید نه لینک صفحه مورد نظر تا لود صفحات زودتر انجام بشه.مطابق عکس زیر:

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=692794&stc=1&d=1329840674
(http://forum.mobilestan.net/showthread.php?t=63372)

ali1405
21-02-2012, 08:57
دو نیمه سیب
ندا بعد از خودکشی نیما تصور میکند او مرده است و با رنج های زیادی مواجه میشود اما نیما زنده مونده واینها را ندا در خواب میدیده بعد نیما میره عسلویه ومشغول کار میشه وندا هم وقتی میفهمه که نیما پسر عموشه جلوی پدر مادرش وایمیسه ومیگه من نیما را میخوام واون بخاطر من خود کوشی کرده .باتمام مخالفت های پدر مادرش راهیه عسلویه میشه ومیره تا به نیما بگه که پدر مادرش با ازدواجشون موافقن .وقتی به عسلویه میرسه با نیما اشتی میکنه وهمانجا عقد میکنند .ولی ندا بخاطر دانشگاه بر میگرده تهران ونیما میمونه که کار کنه تا بتونه بعد از یک سال پس انداز یه خونه تهران رهن کنه ندا هم به دوستش میسپاره یه کار خوب توی تهران برای نیما پیداکنند وخودش هم توی یه شرکت مشغول کار میشه بعد از یک سال یه جشن کوچیک میگیرند ومیرن سر خونه خودشون ونیماهم در تهران مشغول به کار میشه بعد از 3 سال هنوز بچه دار نشده بودند که نیش و کنایه عمه ودخترش به ندا شروع میشه ولی چندماه بعد میفهمه که داره مادر میشه وبچه هاش دوقلون نیما هم ارزو داشته که هردوشون یه جنس باشند که خداهم حاجت شا براورده میکنه ودو تا پسر بهشون میده
پایان
http://forum.mobilestan.net/showthread.php?t=63372&page=125
Do-nimeh-sib-2.jar (308.1 كيلو بايت, 237 نمايش)

golizm
21-02-2012, 17:40
پرتگاه عشق


خلاصه:داستان از اونجایی شروع میشه که مردی طی یک تصادف کارش به بیمارستان می کشه و در اونجا از پزشکی به نام دکتر شریف می خواد که مواظب دخترش باشه..
و بعد از فوت مرد پسر مجبور میشه دختر رو ببره خونه خودش و از اونجا داستان لجبازی این 2 نفر شروع میشه....

http://forum.mobilestan.net/showthread.php?t=63372&highlight=%D8%AA%D8%B1%DA%AF%D9%84&page=141

golizm
21-02-2012, 17:51
عشق برنامه ریزی شده

داستانی پلیسی ،عاشقانه درباره دختری به نام شیده که مادرش را در کودکی از دست داده و با پدرش زندگی میکند و در آموزشگاه ،زبان انگلیسی تدریس میکنه و عاشق پسر همسایه مادربزرگش میشه که این همسایه تازگی به اونجا اومدن وارد زندگی اش می شه که ....

http://forum.mobilestan.net/showthread.php?t=63372&highlight=%D8%AF%D9%84%D9%85+%D8%AA%D9%86%DA%AF+%D 8%A7%D8%B3%D8%AA&page=138

golizm
21-02-2012, 18:12
عشق چیز دیگری است

داستان در مورد دختری به نام رها ست که پزشک است و به صورت مادر زادی ناراحتی قلبی داشته که باید در 20 سالگی عمل میکرده اما به دلایلی در حالیکه 29 سالشه هنوز این عمل رو انجام نداده و پدر مادرش که نگار این مشکل و مشکلات روحی رها هسنتد تصمیم میگیرن از دکنر نیکنام کمک بگیرن که اصولا آدم فوق العاده جدی و منطقی و به قول رها سنگه و بالطبع این آغاز سر و کله زدن های این دو است و اتفاقات زیادی به وجود می آید داستانی بسیار احساسی وزیبا که با خواندن می توانیم در یابیم عشق چقدر زیباست وجایگاهی بالاتر از غرور ولجبازی دارد....

http://forum.mobilestan.net/showthread.php?t=63372&highlight=%D8%AF%D9%84%D9%85+%D8%AA%D9%86%DA%AF+%D 8%A7%D8%B3%D8%AA&page=136

Mahdiyeh
21-02-2012, 18:31
خانوم
نويسنده: مسعود بهنود



رمان ، سر گذشت زنی است به نام خانوم از زبان خودش . زنی که « زیر یک سنگ سیاه در وسط گورستان بزرگ تهران ، گورستان امامزاده عبدالله خفته است و بر آن سنگ نوشته اند : خانوم . تولد : چهارم فروردین 1278 . مرگ:چهارم آذر 1364
خلاصه داستان
خانوم نوه دختری مظفرالدين شاه است و تنها فرزند پدر و مادرش . دوران کودکی او مصادف است با حوادث اواخر دوران قاجار و خلع محمد علی شاه و احمد شاه از سلطنت ایران . پدر وی یکی از خان های مستبد و عیاش است که خانوم هیچ خاطره خوشی از وی ندارد و مادرش زنی سر به راه و آرام که گر چه از شوهر و ظلم او به ستوه آمده ، زندگی را با آرامش و گذشت ادامه می دهد .خانوم درایام کودکی تحت تأثیر خاله کوچک خود نزهت که دختری باسواد و روشنفکر است، از مسائل مملکت و محدودیتهای زنان آگاهی یافته ، نزهت را راهنمای خود قرار داده است . در این میان که خانوم نامزد احمد میرزا ولیعهد است ، اوضاع مملکت به هم ریخته محمد علیشاه از سلطنت خلع شده و قصد فرار دارد . پدر خانوم به دنبال خواستگاری از نزهت و شنیدن جواب رد از او به خاطر انتقام گرفتن از وی ، او و خانوم را مورد تجاوز قرار می دهد . این حادثه خودکشی نزهت را به دنبال دارد و در پی آن مادر خانوم برای اینکه او را برای همیشه از دسترس خان (پدر خانوم) دور بدارد او را به خانواده سلطنتی می سپارد که با خود به ادسا ببرند و ملکه ایران حفاظت از او را به عهده می گیرد . خانوم طی سال های متمادی خارج از ایران در ادسا یا بادکوبه تحت حمایت این خانواده زندگی می کند و سرانجام در بادکوبه به همسری شاهزاده ای ترک به نام سعید پاشا در می آید . اما این شاهزاده که علاقه ای به خانوم ندارد در مقابل اعتماد او ، تمام اموالش را گرفته و تنها و سرگردان در فرانسه رهایش می کند . از این پس خانوم خود سر نوشتش را به دست می گیرد و پس از طی مراحلی دوباره با خانواده سلطنتی همراه می شود . سر انجام خانوم با فردی آلمانی به نام میشل ازدواج می کند و صاحب دختری به نام مریم می شود اما خوشبختی او دیری نمی پاید زیرا در جریان اشغال فرانسه توسط آلمان و اختلافاتی که بین دو کشور ایجاد می شود شوهرش ...... شده خبر خودکشی اش به خانوم می رسد . خانوم به همراه دخترش مدتی در آلمان زندگی کرده سپس به ایران باز می گردند او هنوز به عنوان نوه مظفرالدين شاه مقرری دارد و با دخترش در خانه ای بزرگ در شمال شهر تهران زندگی می کند . پانزده سال پس از شنیدن خبر مرگ میشل ، او که در زندان به سر می برده ، باز می گردد و خانوم را پیدا می کند . او به شدت الکلی و بیمار است و زندگی اش دیری دوام نمی آورد پس از مرگ میشل خانوم همراه مریم به آمریکا می رود تا مریم درسش را بخواند . مریم در آنجا ازدواج می کند و صاحب دختری به نام ناناز می شود . هنگام پیروزی انقلاب خانوم با دختر و نوه اش به ایران می آید و سال های اخر عمرش را در ایران به سر می برد . ناناز نوه خانوم پس از مرگ وی به آمریکا رفته تحصیل می کند و در ردیف معروفترین خبرنگاران بین المللی قرار می گیرد و دنیا را با گزارش هایش تسخیر می کند. مریم نیز در حادثه یازدهم سپتامبر هنگامی که در یکی از برج های دوقلو در دفتر کار خود مشغول کار است کشته می شود و ناناز با همسر و دختری که نام خانوم را بر او گذاشته همچنان به زندگی و کار خود ادامه می دهد .

پرنیان:

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2259413&postcount=1079


epub:

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2694701&postcount=165


کتابچه:
http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2476381&postcount=76


دوستان لطف لینک پستها رو مطابق عکس زیر بذارید .ممنون

golizm
21-02-2012, 18:35
سوار بر بال سرنوشت

صنم ناراحت و عصبی از اینکه اتاق محبوبش در زیرزمین خونه ی قدیمیشون توسط دوست برادرش رامین غصب شده.. شروع به آزار و اذیت رامین میکنه تا اونو از خونه شون فراری بده.. اما سرنوشت بجای کینه، عشقی عمیق برایش هدیه میاره و درست وقتی که به عشقش به رامین اعتراف میکنه ورق برمیگرده و رامین اونو پس میزنه و با عسل دخترعمه اش ازدواج میکنه .. 5 سال بعد سرنوشت دوباره این دو را مقابل هم قرار میده با شرایطی کاملا متفاوت و این بار...

http://forum.mobilestan.net/showthread.php?t=63372&highlight=%D8%AF%D9%84%D9%85+%D8%AA%D9%86%DA%AF+%D 8%A7%D8%B3%D8%AA&page=132

Sam!ra
22-02-2012, 16:20
وقتی برای تو، وقتی برای من
نویسنده: مریم

خلاصه:
این داستان روایتی ست از جدال عشق و نفرت ... ریحانه ی داستان ما با ترس عاشق میشه و با خشم به نفرت میرسه...

توصیه می کنم حتما بخونید

پرنیان:
http://forum.mobilestan.net/showthread.php?t=63372&page=143

Sam!ra
22-02-2012, 16:28
آوای بی قراری

خلاصه:
آسمان دختری که همیشه سرش پایین و به کار خودش بوده با پسری آشنا میشه و به اصرار پسر که خودش رو عاشق و دوست دار اون نشون می ده باهاش نامزد می کنه ولی ....

پرنیان:
http://forum.mobilestan.net/showthread.php?t=63372&page=143

ali1405
23-02-2012, 10:13
رمان نیما نوشته یاسمن خیلی زیباست چون آمار تشکر هاش زیاد بوده.


این رمان سر گذشت یه دخترییه که پدرش اسمشو میزاره نیما ولی بعد چند وقت فوت میکنه واون مجبور
میشه با خانواده عموش زندگی کنه ولی در برابر مشکلاتی که براش پیش میاد میر دنبال کار میگرده ولی از انجایی که کار برای یه دختر پیدا نمیکنه باتوجه به یه اگهی که تقا ضای یه پرستار بچه مرد کرده بوده قیا فش را به یه پسر جوان تغییرمیده وبرای استخدام میره اونجا که در بدو ورود یه سگ بهش حمله میکنه که بنا به گفته صاحب خانه اون سگ فقط به زنا حمله میکرده و در اونجا به عنوان پرستار استخدام میشه که کارش پرستاری از یه پسر بچه شیتون بوده که همه چیز و بهم میریخته کلا داستان خیلی خیلی قشنگیه حتما بخونیدش

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1845917&postcount=771

Sam!ra
23-02-2012, 14:29
زندگی غیر مشترک

خلاصه:
میرهوشنگ وارسته بزرگ خاندان وارسته پس از مرگش شوک بزرگی و به دو پسرش که بیست ساله ازگاره با هم اختلاف دارن و قهرن وارد میکنه...
اون در وصیت نامه اش نوشته که ونداد و بلوط با هم ازدواج کنند تا به یمن این پیوند مبارک و اسمانی اختلافات کهنه دور ریخته بشه و کینه ها پاک بشن ... وصلت صورت میگیره... اما... !!!

پرنیان:
http://forum.mobilestan.net/showthread.php?p=2667688&highlight=%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C+%D8%BA%DB %8C%D8%B1+%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9#post26676 88

Mahdiyeh
25-02-2012, 19:35
از آن سوی آیینه
نویسنده : تکین حمزه لو

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=329348&d=1260209866


خلاصه داستان :

از آن سوی آیینه داستان زندگی زنی رو بیان می کنه که در عین داشتن یک زندگی خوب

از زندگی خودش ناراضیه و به اتفاقایی که توی زندگیش رخ می ده با یه دید منفی نگاه می کنه و

تمامی اتفاقاتو گردن اطرافیان از جمله شوهرش می ندازه و آرزوی اینو داره که تمام اطرافیانش

اونو رها کننو بتونه تنهایی به اون زندگی که همیشه آرزو داشته برسه این فرصت به مریم داده می شه

در حالی که مریم پشیمون از رفتارشو آرزوی بازگشت داره اما ...



پرنیان:

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1179977&postcount=178


کتابچه:

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2268742&postcount=39


epub:

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1636962&postcount=37

Mahdiyeh
25-02-2012, 19:40
نیوشا
نویسنده : لیلا رضایی

http://www.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=419471&stc=1&d=1280922637

خلاصه داستان :
نیوشا دختری زرنگ و زیباست که از بدو تولد عزیزکرده ی دایی اش اردشیر می باشد
اردشیر که به برادر زاده ی خود علاقه ی زیادی دارد نیوشا را پس از فوت خواهرش در هنگام
کودکی نیوشا از مازندران به تهران منتقل می کند و وی را در ناز و نعمت بزرگ می کند
نیوشا نیز از این فرصت نهایت استفاده را می کند و تا هنگام دانشگاه در کنار خانواده ی دایی
زندگی می کند تا اینکه بیماری لاعلاج اردشیر مسبب غم و ناراحتی در دل همگان مخصوصا
نیوشا می شود زیرا وی بر اساس رسم و رسومات پوچ خانواده ی پدریش مجبور به بازگشت
به روستا و ازدواج با پسر عمویش احمد می شود اما از آنجا که هر کس تقدیری دارد اون نیز
پس از مرگ اردشیر آنجارا ترک کرده و نزد پدرش در روستایی در مازندران می رود.در آنجا
نیوشا را به نامزدی پسر عمویش در می آورند و در همان دوران ارباب رعیت ها نیز جای خود را
به پسرش شاهرخ میدهد.شاهرخ جوانی مغرور و متکبر و بی رحم است که طی برخوردی
تصادفی با نیوشا عاشق و دلباخته او می شود و تلاش خود را برای تغییر شخصیتش آغاز می کند
اما آیا مزاحمت های عموی نیوشا به آنها اجازه ی عشق و دلبستگی را می دهد؟!

پرنیان:

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1103444&postcount=127

epub:

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1480872&postcount=13

Mahdiyeh
25-02-2012, 20:15
ساحل آرامش
نویسنده :منیر مقدم



خلاصه داستان : داستان درباره ی دختری است به نام بنفشه که در سن 16 سالگی از روی خامی
با پسر همسایه جدیدشان کامران طرح دوستی می ریزند . کامران که پسری بی قید و فرصت طلب است
به فکر سوء استفاده از بنفشه می افتد . در یکی از روزهایی که در خانه تنها به سر می برده به فکر عملی
کردن نقشه اش می افتد و بنفشه را با حیله به خانه خود می برد تا از او سوء استفاده کند اما درست در
همان لحظه مادر کامران از راه میرسد و آن دو را در حال بالا رفتن از پله ها می بیند و به خانواده بنفشه
گزارش میدهد ... بعد از این اتفاق خانواده کامران از ایران به آمریکا مهاجرت می کنند ، خانواده بنفشه نیز
که از این موضوع به شدت عصبانی هستند عرصه را بر وی تنگ می کنند و بنفشه نیز قول میدهد که فقط به
درس و مدرسه فکر کند . از آن به بع او به تمام مردها بی اعتماد می شود تا اینکه پس از فارق التحصیلی
در رشته ی تجربی در آزمایشگاهی که برای کارآموزی در ان مشغول به کار می شود با معین آشنا میشود .
و پس دیدار های مکرر در آزمایشگاه جوانه ی عشق در دلهایشان شروع به رشد می کند !
بنفشه که بعد از آن ماجرا هنوز هم به مردها اعتماد ندارد تصمیم می گیرد معین را به فراموشی بسپارد
اما معین با رفتار سنجیده خود او را قانع می کند که می تواند فرد قابل اعتمادی باشد تا اینکه ......


پرنیان:

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1043199&postcount=92

golizm
01-03-2012, 21:17
بازیچه

کتی برای لجبازی با پدرش دست به هر خلافی می زند. ناخواسته در یک روز با پسری خلاف کار برای دزدی همراه می شود. بعد از امدن تنها دایی جوانش از خارج که رابطه ای دوستانه باهاش داشته با صاحب کیف که او را در جریان دزدی دیده بود و از قرار دوست صمیمی دایی اش هم بوده است روبه رو می شود و ...

رمان قشنگیه

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2708986&postcount=1450

بهانه عشق
02-03-2012, 09:52
الهه ناز1
نویسنده : مریم اولیایی

رمان زیبایی
خلاصه ....2خواهر که به خاطر مشکلاتی به تهران میان دنبال کار میگردن ویکی از خواهرها مشغول به کار میشه و در آنجا اتفاقات جالبی میفته.....
جلد یک کتاب زیبایی س

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1083136&postcount=111

بهانه عشق
02-03-2012, 10:08
همخونه

نوسنده مریم ریاحی

خلاصه
دختری به علت مرگ پدر ومادر وتنهایی با دوست پدرش زندگی میکنه که او دختر را دوست دارد واز او در خواست میکند که با یه شرط خاصی با پسرش ازدواج کند
رمان واقعا زیبایست با توجه به اینکه به هر کی گفتم بعد از خوندش دوبار چند بار خونده
این رمان بی شک از بهترین رمان های این تاپیکه و جز پرفروشترین رمان های ایرانیه که حدود ده بار تجدید چاپ شده.

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1098744&postcount=124

Mahdiyeh
03-03-2012, 22:22
پدر آن دیگری
نويسنده: پرینوش صنیعی


http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=697518&stc=1&d=1330800393


خلاصه : این کتاب درباره ی دنیای یک کودک است که حرف نمی زند و طبیعتا همه فکر می کنند وی دچار نارسایی ذهنیست ، در حالیکه بخوبی می شنود و بخوبی همه چیز را درک می کند....
از آن دسته کتابهای خاص است. که خواننده هنگام خواندنش دچار انواع و اقسام حس های متناقض می شود و نمی داند با کدام یک از انسانهای قصه همذات پنداری کند. گاهی آنقدر از قهرمان داستان عصبی می شوی که دلت می خواهد کتک بخورد... و گاهی چنان دلت برایش می سوزد و هم دلش می شوی که تمام رفتارهایش را طبیعی فرض می کنی و دست آخر یک "خوب کاری کردی" هم همراه خرابکاری هایش می کنی... اما چه بسیارند لحظاتی که از حرص بهش می گی: "حقته ، خوب حرف بزن، بگو که مقصر نیستی".....
اگر چه داستان به صورت مرور خاطرات جوانی بیست ساله روایت می شود ، اما در طول داستان همواره همان پسر بچه 4 ساله ای دیده می شود که صاف توی چشم همه نگاه کرد و آن فحشهای آنچنانی را داد.... هر چند که داستان با دو راوی بیان می شود. گاه از زاویه دید "شهاب" و به ندرت از زاویه دید "مادر". شاید بیشتر جذابیت این داستان بخاطر کاوش در دنیای ناگفته هاست. دنیایی که همیشه حس کنجکاوی انسان را بدنبال خودش می کشاند. کنجکاوی از اینکه حس کودکی رو درک کنی که می شنود ، خوب هم می شنود... اما نمی تواند حرف بزند و از خود دفاع کند.... کنجکاوی از تحلیل شنیدن اولین بار یک فحش.... کنجکاوی از چگونگی درک دوست داشتن و محبت.... شاید اغراق بیش از اندازه ای در این رفتارها و در این کتاب به چشم بخورد و به عقیده من آنچنان مطالعه و تحلیل روانشناسانه ای در پشت این سطرها نباشد ، اما باز هم هیجان انگیز جلوه می کند.

پرنيان و پريسان:

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1647054&postcount=639


epub:

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2718648&postcount=168

Sam!ra
07-03-2012, 08:25
وسوسه
نویسنده: نیلا

خلاصه:

گاهي دنيا با ادماش ..روزگاري رو برات رقم مي زنن كه هيچ وقت در تصوراتت نمي گنجيده ....هيچ وقت باورت نمي شد كه انقدر راحت مي توني تسليم خواسته هايي بشي كه هميشه برات پوچ و بي معني بوده ....بعد از مدتها تن دادن به خواسته ها و اتفاقاي پيرامونت .... اين جمله تو ذهنت نقش مي بنده ..
"هميشه نبايد عشق آغاز زندگي باشه......."

داستان اين رمان هيچ جايي اتفاق نيفتاده ...ادماش مي تونن وجود داشته باشن ...مي تونن اصلا نباشن ...زمان اين رمان بر مي گرده به سالهاي 1370.....يه چيزي تو همون دورو برا.....

پرنیان:
http://forum.mobilestan.net/showthread.php?t=63372&page=147

Sam!ra
07-03-2012, 08:36
وقتی بد بودم

خلاصه:

عسل دختریه که عادت کرده پسرهای احساساتی رو بازی بده، آخرین پسری که به پستش می خوره مبتلا به افسردگیه شدیده، عسل با ندونم کاریش باعث ایجاد فاجعه میشه و...

پرنیان:

http://forum.mobilestan.net/showthread.php?t=63372&page=147

Sam!ra
07-03-2012, 08:39
ارمغان باران

خلاصه:

داستان یه پسره(فرشاد) که تو یه حادثه و تصادف با دختری به نام شیدا خواهرش رو از دست میده و کینه ی عمیقی از شیدا به دل میگیره.تا اینکه چند سال میگذره و دوباره شیدا رو توی دانشگاهشون ملاقات میکنه که منتقل شده.چند وقت بعد دوست شیدا به فرشاد میگه که تو اون حادثه شیدا پشت فرمون نبوده و به خاطر دوستش فدا کاری کرده.......

پرنیان:

http://forum.mobilestan.net/showthread.php?t=63372&page=147

Sam!ra
07-03-2012, 08:42
ناشناخته

خلاصه:

راجع به دختری ِ که از مادر ِ پری و پدری خون آشام به دنیا می آد و...

پرنیان:

http://forum.mobilestan.net/showthread.php?t=63372&page=146

Maryam 21
12-03-2012, 22:44
همیشه یکی هست - mehrsa

خلاصه: سُرمه دختریه که بنا به دلایلی میخواد خودشو پسر نشون بده ،به طور اتفاقی وارد دفتر وکالت 2 وکیل جوون میشه و ...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2739224&postcount=1487

Maryam 21
12-03-2012, 22:53
دنیا پس از دنیا

خلاصه : مریم توسط برادر دوست صمیمیش دزدیده میشه و همین مسله باعث یه سری تغییرات تو روند زندگیش میشه ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2736462&postcount=1484

Maryam 21
12-03-2012, 23:07
قرار نبود... - هما پور اصفهانی

خلاصه : ترسا برای رفتن به خارج از کشور باید ازدواج کنه ، مجبور میشه از پسری خواستگاری کنه ، پسرم بنا به دلایلی قبول میکنه ، ازدواج میکنن ولی زندگیشون مثل زوج های جوون نیست تا اینکه ...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2728522&postcount=1475

Maryam 21
12-03-2012, 23:18
بادیگارد - Shaloliz

خلاصه : آوا یه دختر خیلی شیطونه ، بنا به دلایلی باباِ آوا واسه آوا بادیگارد میذاره ولی به خاطر شیطنت آوا تحمل نمی کنن و انصراف میدن تا اینکه یه سرگرد وظیفه شناس پیدا میشه و میشه بادیگارد آوا ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2730598&postcount=1477

Maryam 21
12-03-2012, 23:35
در حسرت آغوش تو - niloofartavoosi

خلاصه : پانته آ بعد یه سری سوءتفاهمات به اجبار پدرش با پسر مورد علاقه خواهرش ازدواج می کنه ، یه ازدواج اجباری تا اینکه ...




http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2728709&postcount=1476

Maryam 21
13-03-2012, 09:54
ناتاشا - یاسمن

خلاصه : ناتاشا ونیوشا خواهرای دوقلویی هستند که به اجبار پدرشون که خودشم تو ارتشه وارد .... می شند ، اتفاقایی واسه شون میوفته و ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2699950&postcount=1443

Maryam 21
13-03-2012, 09:58
مرد کوچک - ماهرخ - خورشید. ر

خلاصه : میلاد پسر 7 ساله ای که با تصادف ، چند سال و تو کما میمونه بعد 13 سال از کما خارج میشه ولی ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2699556&postcount=1435

Maryam 21
13-03-2012, 22:52
کلبه عشق - darya

خلاصه : شیرین توسط 2 پسر جوان ربوده میشه تو یه کلبه زندونی میشه ، روزای اسارت اتفاقایی میفته که ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2695371&postcount=1430

Maryam 21
13-03-2012, 23:07
برادر ناتني - نگار

خلاصه : رادین با خونواده ش مشکل داره مخصوصا پدرش ، کم کم متوجه میشه که فرزند واقعی این خونواده نیست ، همین مسله باعث یه سری تغییرات تو مسیر زندگیش میشه ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2690332&postcount=1417

Maryam 21
13-03-2012, 23:11
دختر خاله

خلاصه : رایش عاشق دختر خاله شه ولی نمی تونه بازگوش کنه تا اینکه ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2686196&postcount=1413

Maryam 21
13-03-2012, 23:21
پرشان - روشا
پرشان با مادربزرگش توافق میکنه که برای مدتی مستقل زندگی کنه ، تواین مدت یه سری اتفاقایی واسه ش میفته که با فواد ( آقا پلیسه) آشنا میشه و ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2295893&postcount=1101

با اینکه یه کار حرفه ای نیست ولی به نظرم ارزش یه بار خوندن و داره :loveit:

Maryam 21
13-03-2012, 23:27
جایی که قلب آنجاست - تهمینه کریمی
خلاصه : رز به درخواست پدر مرحومش که خارجیه وارد ایران میشه تا خونواده مادریشو پبدا کنه ، با وارد شدن رز به خونه مادری یه سری اتفاقایی میفته ...بقیه شم خودتون بخونید :ap:

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1115369&postcount=205

این رمانم به اونایی که نخوندن توصیه میکنم:loveit:

Maryam 21
13-03-2012, 23:32
مهر و مهتاب - تکین حمزه لو
خلاصه : مهتاب از یه خونواده ثروتمنده ، وارد دانشگاه میشه ، تو دانشگاه با پسری که فاصله طبقاتی خیلی زیادی با خونواده ش داره آشنا میشه این آشنایی کم کم تبدیل میشه به عشق و ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1116703&postcount=207

یکی از بهترین رمانایی بود که خوندم ، توصیه میکنم به کسایی که دنبال عشق واقعی و بدون اغراق لا به لای رمانا هستند

Maryam 21
13-03-2012, 23:36
طراوت بهار

خلاصه : بهار با تصادفی که میکنه وارد کما میشه وقتی از کما خارج میشه تصمیم میگیره از کسی که باهاش تصادف کرده انتقام بگیره ، برای رضایت شرط میذاره که فرد خاطی برای مدتی راننده شخصیش بشه تا اینکه ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2674417&postcount=1396

Maryam 21
13-03-2012, 23:57
هویت پنهان

زمان این رمان تو سالهای جنگ تحمیلی میگرده

خلاصه : فائزه تصمیم گرفته بره جبهه جنگ ولی خونواده ش مخالفن ، با این وجود راهی میشه البته با تغیراتی که تو ظاهرش میده ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2686169&postcount=1410

Maryam 21
14-03-2012, 00:10
هرگز رهایم نکن - یاشمین

خلاصه : علی پسر خاله رها به رها علاقه منده ولی نمی تونه بیانش کنه بالاخره تصمیم میگیره که با رها درمیان بذاره ، رهام کم کم حسش نسبت به پسرخاله ش بیدار میشه ، با مطرح کردن بین دو خونواده تصمیم گرفته میشه که علی و رها عقد بشن ،روزای خوبی میگذرونن ولی ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2135320&postcount=959

ریحانه
14-03-2012, 10:52
آواره ی عشق

خلاصه:
آواره عشق در مورد دختریه که دو تا داداش که پسر عموهاش هستن عاشقش میشن ولی اون عاشق یکیشونه وبنا به دلایلی با اون یکی ازدواج میکنه.دیگه بقیه شو نمیگممممم خودتون بخونید خیلی قشنگههه.مرسییییییی--------------------------------------------------------------------------------

http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/YqL7sVXYr0/avare-ye-eshgh.parisan.rar لینک پریسان

http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/gnkirtkvDY/avare-ye-eshgh.jar لینک پرنیان

Maryam 21
15-03-2012, 21:10
قمار سرنوشت
خلاصه : سوگل با نامادریش زندگی میکنه ، نامادری که اهل هر کاری هست ، یه شب تو قمار از یک نفر شکست میخوره و مجبورمیشه سوگل و بده به اون شخص ، سگل به اجبار باهاش راهی میشه در حالی که نمی دونه در آینده چه اتفاقی واسه ش میفته ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2316135&postcount=1118

قمار سرنوشت 2 که دنباله قمار سرنوشته

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2341278&postcount=1151

Maryam 21
15-03-2012, 22:19
عشق یعنی ... - azad_awesome

خلاصه : نفس بنابه دلایلی مدتیه که با پسرعموهاش زندگی میکنه ، آراد و آرمین ، آراد سرپرستی نفس و قبول کرده ، نفس اکثر روزاشو با آرمین و دوستاش میگذرونه ، دیدارهایی که باعث آشنایی ، علاقه ، عشق ، تنفر و ... میشه ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2353695&postcount=1162

Maryam 21
15-03-2012, 22:31
افسون سبز - تکین حمزه لو




كتاب حاضر، با آنكه اولين اثر از نويسنده آن است ولى بى‏اغراق مى‏توان گفت كه در نگاه نخست، موضوعى سنجيده دارد و با توجه به مسائل و مشكلات جامعه امروز ما، به گوشه‏اى از اين موارد پرداخته كه به راستى مطالعه آن براى همه، اعم از جوانان و خانواده‏ها، خالى از تجربه نيست. و در نگاهى ديگر، نويسنده به خوبى از عهده سادگى و حركتِ موزون داستان برآمده و نشان داده است كه قبل از نويسندگى، رمان خوانى بادقت و تيزبين بوده است. «افسون سبز» با ديدگاهى لطيف از برخورد عاطفى ميان نسل جوان شروع ميشود و با حركتى منطقى، به تضاد ميان عشق و عقل، و گذر از روزهاى عاشقانه و افسونِ آن چشمانِ زيبا شدن، به واقعيتهاى زندگى مى‏رسد.

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1032920&postcount=141

Maryam 21
15-03-2012, 22:42
غزال - طیبه امیر جهادی

خلاصه : غزال دختر محبوب فامیل در مهمانی خونوادگی با برادر دوستش آشنا میشه البته نه آشنایی که اکثردخترا دارن ، بر اثر یه اتفاق یک شیطنت ، این آشنایی تبدیل میشه به کنجکاوی ، علاقه ، عشق ، خیانت ... و ادامه ماجرا

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1066489&postcount=161

Maryam 21
15-03-2012, 22:49
درامتداد حسرت - طیبه امیر جهادی


خلاصه: یاسی با جدا شدن پدر و مادرش با سختی بزرگ شد ، با حس تنفر و... ، تبدیل شد به یک دختر بی بند و بار تا روز آشنایی با شخصی که باعث تغییر روند زندگیش و نوع زندگیش شد ...



http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1021796&postcount=126

sarafunky
20-03-2012, 01:29
اشرافی بدنام
رمان خیلی قشنگیه.راجع به پسر یک لرد که به بد نامی مشهوره ولی با دیدن دختری به اسم مری و بعد از رابطه زناشویی عاشقش میشه...خیلی قشنگه حتما بخونید
http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2176300&postcount=1735

Maryam 21
02-04-2012, 22:36
باد ما را با خود خواهد برد... - kolaleh . gh





خلاصه : یکتا با وجود عشقی که به پرهام داشته وبه دلیل عدم توجه از طرف پرهام تصمیم میگیره که به خواستگارش که دوست برادرش بوده جواب مثبت بده ، ازدواج با عشق یک طرفه ، عشق از طرف سینا ، بعد از مدتی مسائلی پیش میاد که زندگی آروم سینا و یکتا بهم بریزه و ...



http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2767738&postcount=1519 (http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2767738&postcount=1519)

Maryam 21
02-04-2012, 22:58
دایی من


امید و ساغر به طور اتفاقی با هم دیگه آشنا میشن و این آشنایی ودیدارها کم کم تبدیل میشه به عادت ، علاقه و عشق و روزهای خوش ولی بی خبر از ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2760578&postcount=1509 (http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2760578&postcount=1509)

Maryam 21
02-04-2012, 23:24
سکوت شیشه ای - آنالیا


خلاصه : سکوت شیشه ای تو روزای انقلاب و جنگ اتفاق افتاده ، مستانه که عاشق دوست برادر شهیدش شده ، نهایت تلاششو میکنه که نظر یوسف و جلب کنه حتی ... ، یوسف و مستانه ازدواج می کنند ، روزهای خوشی می گذرونن تا اینکه ...
http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2760599&postcount=1511

Maryam 21
03-04-2012, 23:04
مسیر عشق – fereshteh


خلاصه : پریناز بنا به دلایلی مجبور میشه بره اصفهان و با عمه ش زندگی کنه و همچنین درسشو ادامه بده ، سفری که به اجبار و اصرار پدرش صورت گرفته ، تو این سفر پردردسر اتفاقای زیادی واسه ش میفته و ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2789426&postcount=1545

Maryam 21
03-04-2012, 23:12
سال سرنوشت - مریم - نیلوفر


رها به دلیل اختلافاتی که بین پدر ومادرش هست تصمیم می گیره که برای مدتی تو خونه مادر بزرگش زندگی کنه ، تو همین روزا دایی تنی رها پیدا میشه ، سعید دایی ناتنی رها بنا به دلایلی مجبور میشه که خونه مادر ناتنی شو ترک
کنه در حالی که ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2789411&postcount=1543

Maryam 21
03-04-2012, 23:24
لجبازی با عشق – aasemoon


ثنا بعد جدا شدن پدر و مادرش با مادرش زندگی می کنه و از پدر بی خبر ، یک روز به طور اتفاقی متوجه میشه که یک برادر دوقلو داره ، با مرگ ناگهانی مادرش بر میگرده پیش پدرش و برادرش ، و اتفاقای جدید که منتظرن خودشونو تو زندگی ثنا نشون بدن ...





http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2790470&postcount=1548

Maryam 21
04-04-2012, 21:52
پرنیان سرد – آزالیا


رُزا بعد از مدتی که از کشته شدن نامزدش میگذره به برادر شوهرش علی علاقه مند میشه ولی علی که ازدواج با رُزا رو خیانت به برادرش میدونه با کس دیگه ای ازدواج میکنه ، رُزا راهی ایتالیا میشه در حالی که نمیدونه چه سرنوشتی واسه ش رقم خورده ....





http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2793231&postcount=1545

Maryam 21
04-04-2012, 21:59
یک اس ام اس - aram

همه چی با یک اس ام اس شروع میشه ، آشنایی سوگند با مهران و... ، و این ارتباط کم کم تبدیل میشه به عشق ، عشقی که ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2793250&postcount=1548

Maryam 21
06-04-2012, 22:57
نبض تپنده – miss.no1.2004


شراره به اجبار با رضا ازدواج میکنه ، ولی به دلیل بی وفایی از طرف همسرش ازش جدا میشه ... با سوءتفاهمی که واسه شراره پیش میاد از خونه رونده میشه ، به خونه خاله ش پناه می بره ، به پیشنهاد خاله ش واردیه شرکت میشه به عنوان منشی ، شرکتی که فکرشو نمیکنه بتونه سرنوشتشو تغییر بده ...





http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2797940&postcount=1555

Maryam 21
08-04-2012, 21:38
یک شنبه ی غم انگیز- havva


مژده به طور اتفاقی با پسری آشنا میشه ، آرشام یه مسیحیه ، کم کم این آشنایی تبدیل میشه به عشق ، آرشام علاقه شو بیان میکنه و مژده قبولش میکنه ولی با مخالفت شدید خونواده ش مواجه میشه ، دوست خونوادگیشون به خواستگاری مژده میان ، مژده علاقه ای به حمید نداره و حمید هم همینطور ، با هم ازدواج می کنن ولی ...





http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2800040&postcount=1556

Maryam 21
09-04-2012, 21:49
دنیای این روزای من – حنا


آرام و پرهام که استاد آرامه به هم علاقه مندن ، پرهام برای ادامه تحصیل به مدت 2 سال راهی فرانسه میشه ، آرام به یه مهمونی دعوت میشه ، ولی خبر نداره حضورش تو مهمونی میتونه سرنوشتشو تغییر بده ...





http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2805573&postcount=1569

Maryam 21
13-04-2012, 23:52
گوش کن به صدای باران


خلاصه : پسر عمه تمنا (سپهر) تو امریکا زندگی میکنه ، پدر تمنا اصرار داره که تمنا با پسر عمه ش ازدواج کنه ، تمنا که مخالف این ازدواجه به پیشنهاد مادرش برای مدتی راهی اصفهان میشه تا شاید پدرش منصرف بشه از این ازدواج ، ولی ...





http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2813412&postcount=1583

Maryam 21
14-04-2012, 22:14
تکیه گاهم باش – نگار
خلاصه : رژان تو 5 سالگی مادرش و از دست میده ، پدرش بعد مرگ مادرش با سمانه ازدواج می کنه ، سمانه رابطه خوبی با رژان نداره ولی راستین برادر سمانه خیلی به رژان علاقه داره (یه علاقه دو طرفه) که این علاقه باعث میشه که راستین تبدیل بشه به دوست دوران کودکی رژان ، با اینکه فاصله سنی شون کم نیست ، رژان کوچولو بزرگ میشه و کم کم متوجه میشه که به راستین علاقه منده ولی ...




http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2459995&postcount=1251





تکیه گاهم باش 2 –NEGAR


خلاصه : رژان که به دلیل رد عشقش روحیه خوبی نداره تصمیم میگیره که برای مدتی از کشور خارج بشه ، مقصدش اتریشه ، معلم زبان رژان به رژان علاقه مند میشه ، تصمیم میگیره که علاقه شو به رژان ابراز کنه ، رژان و الکس ازدواج می کنند ، روزها می گذرند تا سرانجام روزهایی می رسند که پر از خاطرات خوب و بده ...



http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2820524&postcount=1591

** Ghasedak **
16-04-2012, 12:00
تمناي وجودم _ مهرنوش


مستانه دختر زیبا و حاضر جوابی است که ترم آخر رشته عمران را می خواند. او در این ترم باید در یکی از شرکتهای ساختمانی مشغول بکار شود. او و دوستش شیرین با بدبختی در شرکت یکی از آشنایان پدرش مشغول بکار میشوند. صاحب این شرکت امیر پسر جذابی است که از روز اول مستانه سوتی های زیادی جلوی او داده است. تا اینکه شیرین به دلیل حاملگی دیگر به شرکت نمی آید و مستانه به تنهایی باید در این شرکت کار کند. او می فهمد که شیوا دوستش و دختر خاله امیر عاشق دوست امیر،نیما که او هم در این شرکت کار میکند است و شیوا را هم به شرکت می آورد….

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2127419&postcount=1663


پيشنهاد ميكنم حتما بخونين هم خيلي جذاب و قشنگه هم اينكه از اول تا آخرش ميخندين:bv:

** Ghasedak **
16-04-2012, 13:26
منشي مدير _ فائزه عطاريان


رمینا که به تازگی پدر و برادر و ثروت خانوادگی را از دست داده ،برای امرار معاش خود ومادر در شرکتی خصوصی به عنوان منشی استخدام می شودوبا حاضر جوابیهای خود توجه همه از جمله شریک جوان شرکت (فربد فرهنگ) را به خود جلب میکند،از سوی دیگر متوجه می شود که عمویش فریبرز که هیچ وقت نامی از او نشنیده به دیدن مادر آمده وخواستار حمایت از آنان شده ولی مادر سرسختانه از پذیرفتن عمو کمک هایش خودداری میکندو.....


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1335483&postcount=595

** Ghasedak **
16-04-2012, 13:31
رنگ گل نسترن _ زهرا رضازاده


داستان عشق دختری بسیار زیبا به نام مها است که با مادرش در زیرزمین منزل دائیش زندگی میکرده. مها بعد از دیپلم به اصرار مادر و دائیش را راضی میکنه که کار کند. تو شرکت بعد از مدتی به خوبی پیشرفت میکنه و منشی مدیرعامل میشه. و پنهانی عاشق رئیسش هم میشه. یک کار بچه گانه ای را هم شروع میکنه و آن این بوده که هفته ای دو بار گل رز و نسترن به صورت ناشناس برای پدرام میفرسته و گاه گداری هم نامه های سوزناک و عاشقانه با گلها براش ارسال میکرده.
مدیرعامل پدرام شمس بوده که عاشق و شیفته دخترخاله اش آرزو بوده ولی آرزو با کس دیگری ازدواج کرده بوده و کارت دعوت عروسی را برای پدرام میاره و اون را حسابی بهم میریزه. پدارم و پوریا برای شرکت در جشن عروسی تصمیم میگیرند مها را به عنوان عروس پدرام ببرند و مها هم که عاشق پدرام بوده قبول میکنه که مخفیانه به عقد پدرام در بیاد و باهاش راهی بشه و ...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1303988&postcount=519

** Ghasedak **
16-04-2012, 13:59
تو سهم مني _ ماندانا بهروز


می گل به دلیل بیماری مادرش و احتیاج مجبور می شود علاوه بر کار در شرکت عصر ها هم به عنوان کارگر و به جای مادرش به منزل دکتری برود. او نمی داند که دکتری که در خانه اش کار میکند همان مهندس شرکتشان است...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1603666&postcount=989

خيلي قشنگه:loveit:

** Ghasedak **
16-04-2012, 14:08
هوس _ تهمينه كريمي


هوس داستان زندگی خبرنگار جوان و زیبا و جنجالی است به نام مهسا که یک ازدواج ناموفق با یک مرد روانی و خودخواه به نام هاوش داشته که نتیجه آن بی اعتمادی و نفرت مطلق نسبت به جنس مخالف علیالخصوص مردان پولدار قدرتمند بوده.
دست تقدیر عرشیا را به صورتهای مختلف سر راه او قرار میده. مرور سرگذشت پدر عرشیا دکتر سیاوش کیانفر در خانه سالمندان کهریزک آن دو را به هم تا حدودی نزدیک میکنه و ترس از مزاحمتهای وقت و بیوقت جنون آمیز هاوش به ازدواج مصلحتی مهسا و عرشیای عاشق منجر میشه که ....


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1314680&postcount=542


اينم رمان قشنگيه :cv:

** Ghasedak **
16-04-2012, 14:22
برايم بمان _ فهيمه سليماني


داستان یه دختر زیبا به نام ونوس هستش که دانشگاه شهرستان قبول میشه...
با صمیمی ترین دوستش برای ثبت نام دانشگاه عازم اون شهرستان میشن و در قطار با بچه های تیم ملی بسکتبال رو به رو میشن اما در طی این سفر مشکلاتی براشون به وجود میاد که مجبور به ترک قطار و همراهی بچه های تیم ملی بسکتبال میشن اما در راه...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1551084&postcount=914

يكي از قشنگترين رمان هايي كه خوندم بود:cv:

Maryam 21
16-04-2012, 21:30
روزهای با تو – FooLaD


آریا و سامیارموفق میشن کیف یک پیرمرد و از چنگ دزد موتوار سوار نجات بدن ، پیرمرد هم برای تشکر یه ساعت مچی بهشون هدیه میده ، آریا و سامیار فکرمیکنن این ساعت یه ساعت معمولیه در حالی که ...





http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2825359&postcount=1596

Maryam 21
16-04-2012, 21:32
آوایی بین عشق و نفرت


آوا بعد ازخودکشی دوستش ملیکا ، تصمیم میگیره از حمید ( حمید : دوست پسر ملیکا) انتقام بگیره ، رابطه ای که با نفرت شروع میشه ولی کم کم به عشق می رسه تا اینکه ...



http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2825370&postcount=1597

** Ghasedak **
17-04-2012, 10:16
شهر آشوب _ مريم جعفري


داستانی زیبا که بر مبنای شرح زندگی فروغ فرخزاد نوشته شده است، از کودکی پر شر و شور او، از نوجوانی دلنشین او و جوانی انسانی که سخنی می گفت که هیچکس نمی شنید، به دنبال چیزی بود که دیگری نبود. چشمها را به چیزی باز کرد که هیچگاه باز نبود...


forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2825377&postcount=1598

** Ghasedak **
17-04-2012, 10:53
پارلا _ آنيتا . س


جمیله خیلی بلند پروازه و از وضعیت زندگیش راضی نیست. اون به دلایلی از پلیس می ترسه و ازشون دوری می کنه. سعی می کنه با پسرهای پولدار دوست بشه و خودش رو به اونا پارلا معرفی می کنه و همه ی تلاشش اینه که دلشون و به دست بیاره. یه روز به طور اتفاقی با سیاوش آشنا می شه که یه پلیسه… پارلا از اون خیلی می ترسه و فکر می کنه که سیاوش همه جا دنبالشه و اونو زیر نظر داره. تا این که متوجه می شه سیاوش برای یک ماموریت پلیسی روی اون حساب باز کرده….


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2574560&postcount=1328

** Ghasedak **
17-04-2012, 12:09
ورود عشق ممنوع _ نيلا


ژاله دباغ دختری با اعتماد بنفس پایین و فوق العاده دست پاچلفتی که همیشه با تمسخر همکارانش روبروست و هنوز بعد از چندسال سابقه ی کار؛ همچنان کارمند جزء قسمت بایگانی شرکتشونه! یک روز صبح با ورود کارمند جوان و شیکپوش جدید به قسمت بایگانی و رفتار متفاوت و دوستانه ی او با ژاله که باعث حسادت همکاران و موجب تحول ژاله میشه که او در جبران این حمایت های وحید دادگر سعی میکنه با هک کردن وارد اطلاعات محرمانه شرکتشون بشه تا اینکه پی میبرد..


forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2275822&postcount=1090

** Ghasedak **
17-04-2012, 12:35
از نگاهم بخون _leila_r


ساقی پدر و مادر خود را در بچگی از دست میدهد . او به خانهٔ عموی خود میرود و در آنجا با دختر عموی خود دوستی نزدیکی برقرار میکند .مریم دختر عموی ساقی با پسری دوست است که هر بار که به دیدار او میرود مریم به او میگوید در این شهر کسی از این کارها نمیکند مواظب باش ولی مریم عاشق است و عشق کور تا اینکه روزی پدر مریم خبردار میشود و مریم را وادار به ازدواج با مردی دیگر میکند .کسی که مریم او را دوست دارد به خواستگاری او میاید ولی مرتضی برادر مریم پسر را میکشد و خود میگریزد . مریم به خواستگاری که پدر برایش انتخاب کرده پاسخ میدهد و به خانه بخت میرود . ساقي توسط بهنام برادر مقتول ربود میشود تا با قاتل معاوضه شود پدر و مادر مقتول وقتی متوجه میشوند از ساقی میخواهند به عوض اینکه پسرشان به قتل رسیده در آن خانه مانده و برای آنها کار کند . مریم به خاطره عمویش میپذیرد با بهنام زندگی میکند و بهنام نیز از آنها بیزار است ولی چون در آن خانه است بهنام او را آزار میدهد . با حوادثی که اتفاق میافتاد بهنام کم کم...



forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2517872&postcount=1295

** Ghasedak **
17-04-2012, 12:45
عشق و آتش _ نيلا


فریماه دختر جوانی است که برای امرار معاش خانواده و تسویه ی بدهی های پدرش دست به جیب بری و دله دزدی می زند، تا اینکه به او پیشنهاد میشود این بار با یک آدم ربایی ، از زیر بار همه قرضهایش رها شود . دزدیدن نامزد پسر جوان و پولداری که آشنایی با او برگ تازه ای از دفتر زندگی فریماه رقم می زند …



forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2531963&postcount=1306

** Ghasedak **
17-04-2012, 12:50
تو با مني _ نيلا



دختری به اسم آهو برای سفر کاری اقدام کرده ولی خبر میدن که باید متاهل باشه در همین اوضاع کارمند جدیدی به شرکت میاد به اسم عماد که دقیقا همین مشکلو داره. جفتشون برای حل مشکل علارغم اینکه از هم بدشون میادو دائم کل کل دارن یه ازدواج صوری میکنن از طرفی پسرخاله تاره از فرنگ برگشته اهو خاطر خواهشه و ……



http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2392578&postcount=1202

** Ghasedak **
17-04-2012, 13:02
پيچك هاي احساس _ نگار



داستان درباره ی دختری به نام آریاناست که در يك شركت تبليغاتي كار ميكنه پسری به نام وحید كه عشق قديمي آرياناست از دوستش (نریمان) كه دندانپزشكه می خواد با آریانا ازدواج کنه و خودش می ره لندن و …



forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2680729&postcount=1403

** Ghasedak **
17-04-2012, 13:06
دلم تنگ است _ فائزه عطاريان



آتوسا دختري ۱۸ ساله كه با پدر و نامادريش زندگي مي كنه و در اين حين عاشق پسر عمه اش ميشه ولي پسر عمه اش فقط يه علاقه ساده به آتوسا داره و خواهان ازدواج با اون نيست. از طرفي برادر مادر ناتني اش (ماني) كه پسر جالبي نيست بدجور عاشقش مي شه و ازش خواستگاري مي كنه و آتوسا جواب منفي ميده. ماني هم مدام تهديدش مي كنه تا جائيكه آتوسا رو تهديد به كشتن پدرش مي كنه. آتوسا بين زندگي خودش و زندگي پدرش بايد يكي رو انتخاب كنه...



http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2680736&postcount=1404

Maryam 21
18-04-2012, 10:15
کتابی برای من


خلاصه : مریم بعد ازمرگ پدر و مادرش به توصیه دوست پدرش برای مدتی راهی امریکا میشه ، تویکی از روزها با پسری به اسم مارک آشنا میشه ، ارتباطشون بیشتر میشه ، بین شون علاقه پیش میاد ولی ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2819179&postcount=1587

Maryam 21
18-04-2012, 22:32
گاهی شادی گاهی غم –مینا غلامی

خلاصه : مینا که عاشق پسر عموشه با کمک دوستش نازنین علاقه شو با رضا در میان میذاره ، روزهای خوش مینا می گذره و می رسه روزهایی که ...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2833044&postcount=1603

** Ghasedak **
19-04-2012, 09:48
ورتا _ سلطاني


http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=705673&stc=1&d=1332500593

خلاصه: درمورد دختری بنام ورتاست که یک روز مهم و کلیشه ای از زندگیشو به دلایلی با هیپنوتیزم از ذهنش پاک میکنن چند سال میگذره تا تو دانشگاه با یه پسری برخورد میکنه که احساس میکنه قبلا جایی دیدتش!! ولی بی توجه به این حسش قدم در راهی میذاره که ....


forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2767764&postcount=1511

Maryam 21
19-04-2012, 21:39
الهه ناز – شعله یونانی


دختری به نام هدیه که آخرین فرزند یه خونواده 6 نفره س تو یکی از روزها تو مسیر برگشت از مدرسه با یه ماشین تصادف میکنه ، شخصی که باهاش تصادف کرده یه پسر جوونه ، برای مدتی ذهن هدیه رو به خودش در گیر میکنه تا اینکه تو مهمونی دوستش متوجه میشه پسری که باهاش تصادف کرده برادر دوستشه ، امید و هدیه کم کم به هم نزدیک میشند ولی خبر ندارن از فاصله ای که قراره سال ها بین شون فاصله بندازه...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2833048&postcount=1604

Maryam 21
20-04-2012, 21:56
عشق یا عادت


خلاصه : آیسان با اصرار پدرش به ازدواج بالاخره تصمیم میگیره به خواستگارش جواب مثبت بده ، آیسان که از امیر علی زیاد دل خوشی نداره کم کم بهش علاقه مند میشه ، روزهای خوشی می گذرونند تا اینکه ...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2329903&postcount=1133

Maryam 21
20-04-2012, 22:01
رسم عاشقی- بانوی شرقی


خلاصه : مهسا تو جشن تولد دوستش با پسری آشنا میشه ، امیر به مهسا پیشنهاد دوستی میده ، رابطه بین مهسا و امیر بیشتر میشه ،بهم علاقه مند میشن ، بعد از اتفاقات و روزهای خوب و بدی که میگذره با هم ازدواج می کنن، تا اینکه عکسهایی به دست امیر میرسه ، عکسهایی از خیانت ...





http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2092372&postcount=926

Maryam 21
20-04-2012, 22:03
غروب رفتنیست
خلاصه: هنگامه دختری از یه خونواده متوسط ، بهداد پسری که خونواده ش فاصله طبقاتی زیادی با خونواده هنگامه دارند ،بهداد به خواستگاری هنگامه اومده ، هنگامه بنابه دلایلی تصمیم میگیره به خواستگاری خونواده بهداد جواب مثبت بده ،با هم ازدواج میکنن ، روزهای خوشی میگذرونن ، تا اینکه تویکی از روزها خبر میرسه به هنگامه که بهداد طی یه تصادف کشته شده ...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2326926&postcount=1130

Maryam 21
20-04-2012, 22:07
سایه – هیدرا


خلاصه: لادن و نیما با هم ازدواج می کنند ، و مثل زوج خوشبخت زندگی شونو شروع میکنند ، روزها پشت سر هم می گذرند تا اینکه لادن متوجه میشه که در گذشته نیما اتفاقایی افتاده و اون ازشون بی خبره و تصمیم میگیره که نیما رو ترک کنه ...
http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2326656&postcount=1128

Maryam 21
20-04-2012, 22:09
گناهم عاشقی بود – سیاوش


خلاصه: سیاوش که دختر عمه و پسر دایی هستند به هم علاقه مند میشن ولی به دلیل بیماری پدر فرشته نمی تونن با خونواده هاشون در میان بذارن ، تا اینکه دکتر پدر فرشته پیشنهاد میکنه که آقای هوشمند توسط دکتر ایرانی در امریکا جراحی بشه ، پدر و مادر فرشته تصمیم گرفتن با سیاوش راهی امریکا بشن و فرشته هم اصرار به همراهیشون داره ولی چون فرشته مجرده امکانش نیست تا اینکه سیاوش پیشنهاد میده که خودش و فرشته به عقد هم در بیان تا فرشته ام بتونه با پدر و مادرش همچنین سیاوش راهی بشه ، قبل از رفتن فرشته مطمئنه که بعد از بازگشتشون از امریکا باسیاوش ازدواج خواهد کرد ولی ...





http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2316107&postcount=1117

** Ghasedak **
21-04-2012, 08:05
عشق يعني همين! _ شيرين برقعي


داستان زندگی دختری به اسم زیباست.خانواده ی زیبا عاشق فرزند پسر بودند اما هنگام تولد زیبا برادر دو قلویش فوت می شود و همه از چشم او می بینند ، مادرش از نگهداری او سر باز میزند و برای او دایه میگیرند تا بزرگش کند ، زیبا در کنار دایه اش بزرگ می شود ، زیبا بعد از ازدواج خواهرش با برادر شوهر خواهرش آشنا می شود و به او دل می بندد اما با مخالفت خانواده روبرو می شود چرا که محمد پسر بدنامی بود ، زیبا با کمک دایه اش پنهانی با محمد عقد میکند اما….


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2172808&postcount=995

** Ghasedak **
21-04-2012, 08:22
کلبه های غم _ رکسانا حسینی

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=611222&stc=1&d=1314324355

داستان از زبان پسری به نام مجید است که در همسایگی افسانه و فرهاد زندگی میکند و عاشق سوزان دختر بزرگ خانواده است
افسانه به خاطر عشق قدیمی اش که در همسایگی خواهرش در ایتالیا زندگی میکند ، همسر و دو دختر زیبایش را ترک میکند و پس از طلاق به دنبال سرنوشت خویش میرود
سوزان و ساغر ، هم بعد از مرگ پدر با مادربزرگشان زندگی میکنند…


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2263355&postcount=1084

** Ghasedak **
21-04-2012, 08:45
چشم هایی به رنگ عسل _ زهره کلهر


شیدا دختری بسیار جذاب است از خانواده ای مرفه. وی به دلیل نامزدی با محسن یکی از افراد یک باند قاچاق که قصد سواستفاده از او را داشته چند ماه را در آسایشگاه روانی گذرانده است. پس از بهبود نسبی دکتر روان پزشکش به او توصیه میکند در جایی مشغول به کار شود. او در یک شرکت به عنوان مسئول بایگانی مشغول به کار می شود. در این بین فرزاد متین رئیس شرکت کم کم درگیر عشق شیدا میشود ولی شیدا نسبت به تمام مردان با دیده شک و تردید می نگرد…

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=979311&postcount=88

** Ghasedak **
21-04-2012, 08:51
نسرين _ نسرين قديري (كافي)

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=593762&d=1311187419

بعد از دیپلم گرفتن نسرین، خواستگاری به اسم امیر برای او پیدا می شود. نسرین در ابتدا قبول نمی کند، اما بعد از دیدن امیر در جلسه خواستگاری عاشق او می شود و به سرعت می پذیرد. در حالیکه خودش می داند امیر او را دوست ندارد.
آنها با وجود فاصله طبقاتی و اخلاق خاص مادر و خواهران امیر با یکدیگر ازدواج می کنند….
اما هیچ چیز خوب پیش نمی رود…امیر رفتاری سردی در پیش می گیرد و کارهای مشکوکی می کند…تا اینکه نسرین متوجه ونوس می شود که دختر عمو امیر هم هست و از شوهرش طلاق گرفته و با امیر ارتباط دارد…..

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2175239&postcount=1733

** Ghasedak **
21-04-2012, 08:59
خلوت نشین عشق _ لیلا عبدی

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=314636&d=1256241559

کیانا دختر یک پولدار ورشکسته است که پدرش را از دست داده برای کار(پرستاری بچه) به خانه خانواده محتشم میرود در انجا متوجه میشود که خانم محتشم که حالا ویلچر نشین شده عشق دوران جوانی دایی اش بوده دایی که بعد از ناامیدی از عشق خود خانواده را ترک کرده ، از سوی دیگر کیانا عاشق دکتر علی محتشم پسر خانم محتشم که 12 سال از او بزرگتر است میشود که او هم یک عشق نافرجام داشته وحالا قادر به پذیرش عشقی جدید نیست.....


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1127399&postcount=221

** Ghasedak **
21-04-2012, 09:12
حسرت عشق _ مرضیه رحمانی پور


http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=466583&d=1290979145

مهسا دختر مغرور و يك دنده اي است كه به هيچ مردي توجه ندارد .خواستگاري هاي مكرر امير كه مردي ثروتمند و جذاب است از مهسا او را خسته كرده بطوري كه در آخرين خواستگاري او را به بهانه ي ازدواج قبلي وي با صراحت و كمي بي ادبانه رد مي كند ولي ماجرا به همين جا ختم نمي شود...رئيس شركتي كه مهسا در آن كار مي كند شركت را به سهام دار جديد كه كسي جز امير نيست واگذار مي كند . از طرفي مشكلات مالي پدر مهسا او را وا مي دارد كه ازدواج با امير را بپذيرد اما هميشه در حسرت زندگي با عشق به سر مي برد تا اينكه رفته رفته به امير علاقمند شده و درميابد كه در گذشته ي امير...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1661960&postcount=1072

رمان خيلي قشنگيه:cs:

** Ghasedak **
21-04-2012, 09:38
با بهار _ سیمین جلالی (یزدی)

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=610456&stc=1&d=1314235103

دختری به اسم بهار که با از دست دادن پدر و مادرش با برادرش علی در خانه ی مادر بزرگ خود زندگی می کند بهار سحت درس می خواند تا به قولی که به مادر خود داده تا دکتر شود عمل کند از طرفی هم عاشق محمود برادر دوستش مریم است محمود پس از مدتی برای گذراندن تخصص به خارج از کشور می رود…


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2259985&postcount=1080

** Ghasedak **
21-04-2012, 09:43
صبح دلداده _ انسیه تاجیک

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=620347&stc=1&d=1315562455

داستان زندگی دختری به نام پونه هست که پدر و مادرش را در کودکی از دست میده و خدمتکار خانه “صادق خان” می شه و رنج زیادی را تحمل می کنه. چند سال بعد به خانه دختر صادق خان که حامله بوده، میره و وظیفه نگهداری از بچه رو به عهده می گیره. در مهمانی که برای تولد بچه بوده با خانواده ی انگلیسی آشنا می شه که روند زندگیشو تغییر میده. پونه همراه این خانواده به انگلیس میره و در اونجا با …

forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2298654&postcount=1102

Maryam 21
21-04-2012, 22:08
طنین عشق - shining
خلاصه : طنین و پویا ( دوست برادر طنین) روزی که طنین و طاها و چند نفر از دوستان طاها به کوهنوردی رفتند با هم آشنا میشن این دیدار ها رفته رفته بیشتر می شه تا اینکه بین این دو نفر علاقه ای به وجود میاد ، پویا و نازنین به عقد هم در میان تا اینکه طنین متوجه میشه دچار بیماری سختی شده ، بیماری که ...
http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1707490&postcount=680

Maryam 21
21-04-2012, 22:11
از دل آتش - pari


خلاصه : تینا برای تحصیل در دانشگاه راهی تهران میشه ، قراره برای مدتی مهمون خونواده آقای کریمی دوست پدرش باشه ، طی این مدت با سینا برادر خانم آقای کریمی آشنا میشه ، سینا که شخصیت و اخلاق خاصی داره باعث کنجکاوی تینا میشه ، رابطه سینا و تینا بیشتر میشه تا اینکه بهم علاقه مند میشن ولی با یه سوءتفاهم همه چی بهم میریزه ...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2337520&postcount=1142

Maryam 21
21-04-2012, 22:13
طلوع دوباره - raha - یاشمین


خلاصه : سولماز که به دلیل خیانت از همسرش جداشده با اصرار و اجبار پدرش با فراز که از قضا خواستگارشه ازدواج می کنه ، در حالی که از پشت صحنه فیلم زندگیش بی خبره ...





http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2337841&postcount=1145

Maryam 21
21-04-2012, 22:16
همبرگر – شهلا ابراهیمی


خلاصه : پسر دایی دوست نازنین که به نازنین علاقه مند شده همراه خونواده ش به خواستگاری نازنین میاد، با وجود اینکه خونواده نازنین و خود نازنین موافق این ازدواج نیستن ولی با رفت وآمدهایی پی در پی خونواده داوود راضی میشن و جواب مثبت میدن به خواستگاریشون ، نازنین و داوود با هم ازدواج می کنند ، نازنین کم کم مطمئن شده داوود می تونه همسر ایداه آلش باشه تا اینکه ...





http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1733364&postcount=698

Maryam 21
21-04-2012, 22:25
منو ببخش


خلاصه : سینا پسری مورد توجه اکثر دخترای فامیل ، مهتابم که کم کم حسی نسبت سینا پیدا کرده تصمیم می گیره که به صورت تلفنی با سینا در ارتباط باشه البته با یه اسم دیگه ، با اسم مهتاب به سینا اعتراف میکنه که عاشقشه ولی با رد عشقش مواجه میشه ، تا اینکه سینا طی تصادف سختی که داشته به کما میره ...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2319177&postcount=1123

Maryam 21
22-04-2012, 22:58
عاشق اسیر – نیلا


خلاصه: نازنین مخالف ازدواج با پسر عموشه ، ولی پدر و عموش اصرار به این ازدواج دارن و همچنین خود بابک ، نازنین تصمیم می گیره که چند روز قبل از عقد فرار کنه ، تصمیمشو عملی می کنه ، به طور اتفاقی وارد خونه ای میشه که باعث تغییر سرنوشتش میشه...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2318397&postcount=1121

Maryam 21
22-04-2012, 23:01
یک نفس هوای تو – شیوا


خلاصه : نسترن و رادین (برادر دوست نسترن) به هم علاقه مندن ،با وجود کشمکش ها و مخالفت های خونواده ها عاقبت با هم ازدواج می کنند ، بعد از گذشت مدتی بنا به دلایلی از هم دیگه جدا میشن ، نسترن به دلیل بدهی پدرش مجبور میشه که با طلبکار پدرش ازدواج کنه ...
http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2335452&postcount=1138

Maryam 21
22-04-2012, 23:03
عشق زمستانی – آرام و پدیده


خلاصه: سمانه که با زنی به نام اشرف زندگی و همچنین کار میکنه ، یک روز که برای کار از خونه خارج میشه با اتفاقی که واسه ش پیش میاد با پسری آشنا میشه ، پدرام به سمانه پیشنهاد یه معامله رو میده ، سمانه هم قبول میکنه در حالی که نمی دونه تو طول این مدت چه اتفاقایی قراره واسه ش بیفته ...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2151937&postcount=970

Maryam 21
22-04-2012, 23:04
محبت عشق –darya


خلاصه: سروش که چند سال پیش عاشق دختری شده و همچنان به عشقش وفاداره ،بنا به دلایلی مجبور میشه با دختری به نام محبت ازدواج کنه در حالی که خبر نداره همسرش در واقع همون دختریه که عاشقش شده تا اینکه ...
http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2557878&postcount=1324

Maryam 21
22-04-2012, 23:08
وقتی او آمد – mehrsa


خلاصه: شمیم که بعد از مرگ پدر و مادرش با خونواده خاله ش زندگی می کنه بنابه دلایلی مجبور میشه از خونه خاله ش فرار کنه ، به خونه یه پیرزن پناه می بره ، خانوم بزرگ تصمیم می گیره شمیم و پیش خودش نگه داره ، تو مدتی که خانوم بزرگ به خاطر بیماریش راهی آلمان میشه شمیم مجبور میشه با پسرش (شادمهر) زندگی کنه ...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2381682&postcount=1186

Maryam 21
23-04-2012, 21:45
ترنم زندگی – godness


خلاصه : ترنم به عنوان خون بها با پارسا ازدواج می کنه ، یک ازدواج اجباری برای هر دو طرف ، کم کم علاقه ای بینشون پیش میاد ، روزهای خوش زندگیشون فرا می رسه تا اینکه ...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2337612&postcount=1144

Maryam 21
23-04-2012, 21:47
آیدا – آیدا


خلاصه : آیدا و بهراد که به دلیل سوءتفاهمی که بینشون پیش اومده دوستیشون و بهم میزنن ، تا اینکه یک تصادف باعث میشه دوباره کنارهم باشن ...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2394959&postcount=1205

Maryam 21
23-04-2012, 21:49
تنها نیستم – فاطیما


خلاصه: خونواده لطیفی دوست خونوادگی خونواده آوا برای پسرشون شایان به خواستگاری آوا اومدن ، آوا و شایان هر دو مخالف این ازدواجند ولی خونواده ها موافق ، هر دو برای رهایی از شرایط فعلی که خونواده ها براشون مهیا کردن راضی به این ازدواج میشن البته با شرایطی که بین خودشون مطرح میشه ، زندگیشونو شروع می کنند ، زندگی که برای همه زوج خوشبخت به حساب میان ولی برای خودشون مثل همخونه ، کم کم بهم علاقه مند میشند و با هم به عشق می رسن تا اینکه...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2291685&postcount=1098

Maryam 21
23-04-2012, 21:50
غروب تماشایی – نینا رها

خلاصه : پسر عمه النا که برای ادامه تحصیل به امریکا رفته بعد از چندسال به ایران بر میگرده ، عمه النا ، النارو برای بردیا خواستگاری می کنه ، النا و بردیا با هم ازدواج می کنند ، زندگی که با عشق شروع نشده ولی کم کم به عشق میرسه ، تا اینکه النا با دیدن عکسهایی از بردیا تصمیم میگیره که بردیا رو ترک کنه ...
http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1437529&postcount=477

Maryam 21
23-04-2012, 22:00
تمام قلبم مال تو – بهاره


خلاصه: بهار برای پرستاری ازنوه خوانواده اعتمادی باید برای مدتی با این خونواده زندگی کنه. پسر و عروس آقای اعتمادیم تو همین خونه زندگی می کنند( فرهاد –الهام) . بهار کم کم رابطه ش با اعضای خونواده صمیمی میشه ، الهام بیماری قلبی داره و نا امید از زندگی به فرهاد پیشنهاد میده که با بهار ازدواج کنه که با مخالفت فرهاد مواجه میشه ولی با اصرار های الهام مجبورمیشه که قبول کنه البته در ظاهر، فرهاد و بهار با هم ازدواج می کنند ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2476830&postcount=1260

Maryam 21
23-04-2012, 22:09
دختر فوتبالیست – دخترک کولی
خلاصه : شیرین که علاقه ی خیلی زیادی به بازی فوتبال داره ، به جای برادرش ، شهاب ، راهی اردو فوتبال پسران میشه ، البته با اسم شهاب ، نه شیرین...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2844448&postcount=1613



داستان جذابی داره

Maryam 21
25-04-2012, 22:11
بمون کنارم - گ.شب


خلاصه : شمیم که پدر و مادرشو از دست داده برای ادامه تحصیل راهی تهران میشه ، و قرار بر این میشه که تو مدت تحصیلش با خانواده دادفر( دوست خانوادگیشون) زندگی کنه ، شمیم کم کم عاشق پسر آقای داد فر میشه ، در حالی که ارمیا به دختر دیگه ای علاقه منده ، ارمیا و شمیم بنا به دلایلی مجبور میشن با هم ازدواج کنند ، شمیم به عشقش رسیده ولی ارمیا ...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2852205&postcount=1619

** Ghasedak **
26-04-2012, 14:16
شبهای غربت _ مریم جعفری

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=624674&stc=1&d=1316288465


داستان از زبان دختری شروع می شود که علاقه ی زیادی به نویسندگی دارد و برای شروع کارش به یک مجله میرود و در خواست میکند مقاله اش را چاپ کنند بار اول قبول نمیکنند و سردبیر به او فرصت میدهد دوباره بنویسد وقتی دوباره می نویسد و برمیگردد مقاله اش را پاره میکند و میخواد تا ظرف ۲۴ ساعت یکی دیگر بنویسد. دختر بین مردم میرود و از زبان انها می نویسد و این بار سردبیر مقاله اش را قبول میکند در همین حین به صورت اتفاقی از زبان یکی از کارکنان اسم مرد را می شنود و متوجه می شود او یکی از مقاله نویسان و داستان نویسان بزرگ است و از او می خواهد داستانش را برایش تعریف کند تا بنویسد و مرد هم قبول میکند و چنین شروع میکند :
سالها قبل برای یک دفتر مجله می نوشتم تا کم کم کیفیت نوشته هایم کم شد سردبیر مرا خواست و بازخواست کرد و من تصمیم گرفتم داستان کوتاه بنویسم و به همین منظور به میان گدایان رفتم خودم را به شکل انها درست کردم و به سختی واردشان شدم و آنجا با یکی از گداها که دختر مهربان و زیبایی بود آشنا شدم …


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2320028&postcount=1126

aritegzaz
26-04-2012, 15:03
سلام دوستان

من چندتا کتاب طنز میخواستم البته بجز کتابای اقای مودب پور ..
ممنون میشم اگه کمکم کنید ..

ببخشید اگه اینجا جایه درخواست کتاب نیست ..!!

** Ghasedak **
26-04-2012, 22:06
سلام دوستان

من چندتا کتاب طنز میخواستم البته بجز کتابای اقای مودب پور ..
ممنون میشم اگه کمکم کنید ..

ببخشید اگه اینجا جایه درخواست کتاب نیست ..!!


سلام

تمناي وجودم - ناتاشا-دختر فوتباليست - عشق و آتش - عاشق اسير و....

كتابهايي كه نيلا نوشته همشون خنده داره :bv::ap: :cz:

توي همين تاپيك لينك هاشون هم هست

** Ghasedak **
27-04-2012, 08:16
بازیچه تقدیر _ مریم دالایی

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=458359&d=1289086176

نوشین نمیداند که چرا همسرش نسبت به او بی تفاوت است در حالی که او هوروش را میپرستد ، روزی دوستش رمانی را که نوشته به او میدهد تا نوشین نظر خود را در باره رمان او بگوید نوشین از اسمهای داستان میفهمد که این داستان زندگی هوروش است و در آن به عشق هوروش به الهام پی میبرد در حالی که الهام حالا با سینا ازدواج کرده و به بیماری…


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=1629432&postcount=624

** Ghasedak **
27-04-2012, 08:39
چشمان منتظر _ زهرا دلگرمی

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=645534&stc=1&d=1320477009

شاهرخ پس از پایان تحصیلاتش برای کار و زندگی به ایران برگشته، که به طور اتفاقی با بهاره اشنا و عاشق بهاره زیبا و سر سخت می شود...با ازدواج انها هردو ارزو های خود را محقق میبینند تا اینکه بهاره هنگام وضع حمل جان خود را از دست می دهد ولی دخترشان بهار را به شاهرخ هدیه می کند،با بزرگتر شدن بهار نیاز به داشتن یک مادر بیشتر شده و از طرفی مادرشاهرخ به ازدواج مجدد او اصرار دارد، در همین زمان ستایش که از زندگی قبلی خود شکست خورده و همسر سابقش تنها پسرش را از ایران خارج کرده به عنوان پرستار بهار استخدام می شود...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2428296&postcount=1230

Maryam 21
28-04-2012, 21:25
کدامین نگاه –ساغر ش
ساغر که در دانشگاه شیراز پذیرفته شده راهی شیراز میشه ، قراره تو مدت تحصیلش خونه پدربزرگش زندگی کنه ، در حالی که بی خبره از گذشته و آینده ...
http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2860372&postcount=1619

Maryam 21
01-05-2012, 22:49
عشق در چهار دیواری – FAH!ME
خلاصه: پریا که پدر و مادرشو از دست داده با دوستش زندگی میکنه ، تصمیم می گیره خونه ای رو اجاره کنه ، از طرفی آقای ستوده هم دانشگاهی پریا به دنبال خونه اجاره ایه، این دو تصمیم میگیرند که به دروغ خودشونو دختر خاله و پسر خاله معرفی کنند تا بتونن خونه ای رو که مد نظرشونه رو اجاره کنند ، بالاخره موفق میشند ، پریا عاشق محمد کسری ست و از طرف دیگه محمد کسری بی خبر از اینکه پریا دختر عموشه ، کم کم به پریا علاقه مند میشه ، علاقه شونو ابراز می کنند و روزهای خوشی می گذرونند ، پریا با ترس فاش شدن رازش زندگی میکنه تا اینکه ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2867302&postcount=1623

Maryam 21
01-05-2012, 22:52
عشق عسلی – SADAFM
خلاصه: کیان با پیدا کردن دفتر خاطرات مادرش متوجه میشه فرزند واقعی این خونواده نیست ، از طرفی بعد ازمشخص شدن این مسله مطمئن شده که علاقه ش به عسل برادرانه نیست ، با روی دادن یک سری اتفاقات عسل و کیان مجبوربه ازدواج میشن ، البته با علاقه ای یک طرفه از سوی کیان ، و اتفاقات ریز و درشتی که باعث فراز و نشیب های زیادی در زندگیشون میشه ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2867320&postcount=1626

Maryam 21
07-05-2012, 21:35
دختر شمالی –لیلین
خلاصه: لاله با پدربزرگش در یکی از روستاهای گیلان زندگی میکنه ، اقوام شوهر خواهرش لاله رو برای پسرشون خواستگاری می کنند ، لاله که مخالفه این ازدواجه برای لجبازی با پدرش راضی به این ازدواج میشه ، پویا و لاله با هم ازدواج می کنند و برای زندگی راهی تهران می شن ، هیچ کدوم از دو طرف علاقه ای بهم ندارن ، کم کم به هم علاقه مند میشن ، روزهای خوش زندگیشون می گذره تا اینکه به دلیل یه سری اتفاقات لاله تصمیم می گیره پویا رو ترک کنه وبه روستا نزد خونواده ش برگرده ، لاله هیچ امیدی برای ادامه زندگی با پویا نداره ولی ..

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2877441&postcount=1631

Maryam 21
07-05-2012, 21:44
با عشق شدنیه – shervin ziba
خلاصه: مانیا بعد از مرگ پدرو مادرش با خونواده عمه ش زندگی میکنه ، عمه مانیا ، مانیا رو برای سیاوش خواستگاری می کنه ، مانیام که به سیاوش علاقه منده قبول میکنه ، سیاوش و مانیا به عقد هم در میان ، مانیا با مراجعه به دکتر متوجه میشه که دچار بیماری سختی شده و در ادامه فراز و نشیب های زیادی در زندگیشونبه وجود میاد ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2882040&postcount=1638

** Ghasedak **
08-05-2012, 17:16
تمنای دل _ حمیرا رضاییان

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=725969&stc=1&d=1336392385

وفا برای آشنایی با خانواده خالد نامزد عربش به دبی می رود ولی همان شب اول می فهمد که خالد نه تنها قصد ازدواج با او را ندارد که می خواهد اورا بعد از تصاحب به یک شیخ پولدار بفروشد در این میان تنها کسی که به فریاد کمک خواهی او پاسخ میدهد سعید تاجر ایرانی که در همان هتل اقامت دارد است وفا به همراه سعید به ایران باز میگردد و در خانه او اقامت میکند ولی بعد از مدتی به پیشنهاد سعید یک صیغه ازدواج موقت چند ماهه بینشان خوانده می شود ولی حالا وفا دل در گرو عشق سعیدی سپرده که نامزد دارد ...



http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2885535&postcount=1641

Maryam 21
10-05-2012, 22:25
پدر خوب – خورشید.ر


خلاصه : تینا که برای ادامه تحصیل در دانشگاه تهران از اصفهان راهی تهران شده و با مادربزرگش زندگی میکنه ، به دلیل بیماری مادربزرگش بعد از اتمام تحصیلش خونه ی مادربزرگش ماندگار شده ، به تازگی دنبال شغل مناسبی می گرده که دوستش پیشنهادی بهش میده ، تینا قبول میکنه به عنوان خدمتکار تو خونه یه آقای 29-30 ساله کار کنه ، کارشو شروع میکنه ، روزها میگذره تا اینکه تینا متوجه میشه به پارسوآ علاقه منده ولی ...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2892245&postcount=1646

** Ghasedak **
13-05-2012, 10:22
ثمره انتظار _ moon shine


http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=727422&stc=1&d=1336659765


داستان راجع به یه پسر عمه به اسم میثاق احمدی ویه دختر دایی به اسم ثمره انتظار هست
از موقع تولد ثمره براساس یه رسم خانوادگی این دوتا رو به اسم هم میزنن حالا بعد از 17 سال که از تولد ثمره گذشته میثاق خاطر خواه ثمره شده وثمره متنفر از میثاق....


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2894674&postcount=1648

Maryam 21
13-05-2012, 21:40
وشاید گاهی عشق
خلاصه : پرنیا و آترین که با هم تو یه شرکت کار میکنن به هم علاقه مند میشند ، تا اینکه تصمیم به ازدواج می گیرند ، بعد از مراسم خواستگاری و ... به عقد هم در میان ، روزهای خوشی می گذرونند ، تا اینکه پرنیا به طور اتفاقی متوجه میشه که مزاحم تلفنی که چند وقته باهاش درگیره در واقع همون آترین...
http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2894678&postcount=1649

Maryam 21
16-05-2012, 22:21
آنتی عشق - خورشید - سامان
خلاصه: هامین بعد از 12 سال تحصیل ، کار و زندگی در فرانسه به ایران بر میگرده ، مادر هامین که علاقه منده هامین زودتر ازدواج کنه میشا دختر خواهرشو برای پسرش در نظر گرفته ، دو خونواده بدون نظر خواهی از هامین و میشا به توافق اولیه رسیدن ، هامین بعد از مدتی که رابطه ش با میشا بیشتر میشه متوجه میشه که به میشا علاقه منده ولی میشا ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2911452&postcount=1664

Maryam 21
19-05-2012, 09:34
مرداب عشق – sara fard
خلاصه : اول داستان از یک مثلث عشقی شروع میشه ، هستی – سامان ( پسرعمه هستی ) – سیاوش ( پسر دایی هستی) ، از یک طرف علاقه هستی به سامان و از طرف دیگه علاقه سیاوش به هستی ، با روی دادن یک سری اتفاقات هستی دچار افسردگی میشه و تو این مدت زمان به عشق حقیقیش می رسه ...
که در ادامه داستان متوجه میشید که عشق حقیقی هستی چه کسیه ، سامان یا سیاوش؟!

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2912774&postcount=1664

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2915960&postcount=1671

Maryam 21
19-05-2012, 09:44
زندگی – mah bano
خلاصه : مهرگان در دانشگاه در حال تحصیله ، یکی از اساتید مهرگان به مهرگان پیشنهاد ازدواج میده ،بعد از خواستگاری و ... مهرگان وسهراب به عقد هم در میان ، عشق عمیقی بینشون به وجود اومده ، تا اینکه مهرگان با مراجعه به پزشک متوجه بیماری میشه که همه خیالاتشو از زندگی با سهراب بهم میریزه ، و تصمیم می گیره که از سهراب جدا بشه تصمیم شو با سهراب در میان میذاره و ...
http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2915533&postcount=1669

** Ghasedak **
03-06-2012, 19:07
بنفشه
نويسنده : mahtabi22

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=737395&stc=1&d=1338528228

خلاصه ی رمان: داستان اين رمان بر اساس واقعيت است. بنفشه دوازده سال سن دارد و بعد از متارکه ی پدر و مادرش به همراه پدر جوان خوشگذرانش زندگی می کند. بنفشه سرکش و لجباز است. حضور دوست پدرش در زندگی این پدر و دختر که شخصیتی مشابه پدر دارد، باعث می شود بنفشه ی دوازده ساله به وجود احساسات تازه ای در خود پی ببرد....

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2954806&postcount=1711

** Ghasedak **
06-06-2012, 08:35
دروازه ی بهشت _ aseman.shab

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=739541&stc=1&d=1338959026

خلاصه ی داستان : یه دختر به اسم عسل که به خاطر فوت مادرش افسردگی میگیره و به اصرار دوست صمیمیش مریم پیش یه روانپزشک میره که تصادفا اون روانپزشک دوست برادره عسله .
.فرزاد (روانپزشک) عاشق عسل میشه و با هم ازدواج میکنن ولی درست وقتی که از ماهه عسل برمیگردن در اثر یه تصادف فرزاد......


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2969616&postcount=1725

Maryam 21
06-06-2012, 08:37
منم بازی – kolaleh
روشا بعد از قبولی در دانشگاه شیراز راهی شیراز میشه ، قرار میشه که تو مدت تحصیلش با پسر عموش زندگی کنه ، کم کم به رادمان علاقه مند میشه ، رفته رفته احساس می کنه که این عشق یک طرفه س و راضی به ازدواج با شخص دیگه ای میشه تا اینکه ...
http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2922851&postcount=1678

Maryam 21
06-06-2012, 08:43
اقلیما – nastiya
اقلیما که تو یه خونواده با سطح زندگی متوسطی بزرگ شده از طرف یه خونواده ثرتمند پیشنهادی بهش میشه که برای مدتی نقش همسر پسرشونو بازی کنه ، پیشنهادی که با مخلافت اقلیما مواجه میشه تا اینکه با روی دادن یک سری اتفاقات ناچار به قبولش میشه ، و در ادامه اتفاقای زیادی برای شخصیتای داستان میفته که برای خواننده دور از ذهنه ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2960735&postcount=1717

Maryam 21
06-06-2012, 08:46
منجلاب عشق – تیام 23
مسیح که عاشق دختر عموشه به سلیا پیشنهاد ازدواج میده ، سلیا کهبه فرد دیگریعلاقه منده بنابه دلایلی مجبور به قبول این ازدواج میشه ، مسیح و سلیا با هم ازدواج می کنند ، سلیا همچنان با بنیامین رابطه داره و بهش علاقمنده و مطمئن از عشق دو طرفه بین خودش و بنیامین در حالی که ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2951319&postcount=1702

Maryam 21
06-06-2012, 08:50
فرشته من – fereshteh27
پدر و نامادری فرشته میخوان به اجبار فرشته رو به عقد یک مرد میانسال در بیارن ، فرشته که راضی به این وصلت نیست با کمک دوستش روز عقدش فرار میکنه به طور اتفاقی وارد خونه ای میشه که باعث تغییرات زیادی تو زندگیش میشه ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2940525&postcount=1688

Maryam 21
06-06-2012, 08:53
مثلث زندگی من – فاطیما
مادر همتا سالها بعد از مرگ همسرش تصمیم میگیره دوباره ازدواج کنه ، همتا به دوست پسر همسر مادرش علاقه منده ، هاوش (برادر ناتنی) به همتا ، بنا به دلایلی همتا و شاهرخ به عقد هم در میان و ادامه داستان رو خودتون بخونید

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2949631&postcount=1700

Maryam 21
06-06-2012, 22:55
توسکا – هما پور اصفهانی
توسکا به طور اتفاقی با پسری به نام آرشاویر آشنا میشه ، آرشاویر که به توسکا علاقه منده سعی داره رابطه بیشتری با توسکا داشته باشه ، توسکا هم کم کم به آرشاویر علاقه مند میشه ، بعد از آشنایی دو خونواده ، آرشاویر و توسکا به عقد هم در میان ، روزهای خوشی می گذرونند در حالی که بی خبرن از سرنوشتی که قراره واسه شون رقم بخوره ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2951814&postcount=1703

Maryam 21
06-06-2012, 22:57
اعتراف عاشقانه - annabella
ساغر که به برادر ناتنیش علاقه منده بعد از مدتی به گمان به این که سامان علاقه ای بهش نداره این مسله رو کمکم فراموش میکنه در حالی که از دلش بی خبره ، تا اینکه قرار میشه آقا جون برای درمان بیماریش راهی خارج از کشوربشه ، و پیشنهادی رو به ساغر و سامان میده، پیشنهادی که باعث ایجاد تغییرات زیادی در زندگی ساغر و سامان میشه ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2957004&postcount=1713

میشه گفت همون رمان همخونه س که اکثرا خوندیمش

Maryam 21
06-06-2012, 22:59
فریاد دلم – patrishiya
فهیمه بعد از مرگ برادرش به دلیل این اتفاق قدرت بیانشو از دست داده ،به برادر دوستش علاقه منده ولی امیر حسین بنا به دلایلی به فهیمه توجهی نداره ، تا اینکه ...
http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2943114&postcount=1694

Maryam 21
08-06-2012, 22:24
ناشناس عاشق –samira-mis
پونه بعد از مرگ پدر و مادرش با خونواده دوست پدرش زندگی میکنه در حالی که خودش از این ماجرا بی خبره ، تا اینکه از طرف یه فرد ناشناس ایمیلی بهش میرسه ...
http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2975015&postcount=1739

Maryam 21
09-06-2012, 23:45
وقتی تو هستی –*ZOHAL*
یاسمن که ساکن تهرانه در دانشگاه رشت پذیرفته شده ، برای انتقالی مجبور میشه به صورت صوری به عقد دوست برادرش در بیاد...
یاسمن به رهام علاقه منده اما رهام...!
بعد از حل شدن مشکل انتقال یاسمن به تهران با اینکه یاسمن راضی به جدایی نیست از رهام جدا میشه تا اینکه ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2977736&postcount=1743

Maryam 21
11-06-2012, 22:46
دختر سرکش –cool girl + yalda.angel + doni.m
سارا بنا به دلایلی مجبور میشه با پسری ازدواج کنه که هیچ علاقه ای بهش نداره ،کم کم به فرزاد علاقه مند میشه تا اینکه متوجه میشه فرزاد با دختر دیگری رابطه داره ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2980512&postcount=1746

Maryam 21
13-06-2012, 00:22
مستی برای شراب گران قیمت ...؟!؟ - shahtut
مرسده سپهری وکیل پایه یک دادگستری ، مهیار کیان مهر کارخانه دار بزرگ ایرانی و از قضا یکی از موکلین مرسده ، مرسده و مهیار بنا به دلایلی توافق می کنند که به صورت قراردادی و به مدت یک سال با هم ازدواج کنند ، با این که ازدواجشون قراردادیه و با هیچ علاقه ای زندگیشونو آغاز کردن کم کم به هم علاقه مند میشن تا اینکه 1 سال می گذره و سالگرد ازدواجشون فرا می رسه ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2983052&postcount=1751

Maryam 21
14-06-2012, 23:51
حلقه عشقم - بـــامـزی
تابان با وجود 25 سال سن مدرس دانشگاهه ، علاقه ای بین تابان و میثاق ( یکی ازدانشجوهاش) به وجود میاد...
ازدواج می کنند بعد از یک سری مشکلات تابان فکر میکنه که از این به بعد زندگی آرومی خواهد داشت تا اینکه با تماس ها و رفت وآمدهای مشکوک میثاق احساس میکنه که بهش خیانت کرده و ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2980498&postcount=1745

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2985500&postcount=1758

Maryam 21
14-06-2012, 23:53
آرزو های دور دست( براساس واقعيت)– زهرا و آیلا
آرزو بعد از تجربه تلخ عشقی که داشته تصمیم گرفته تو روند زندگیش تغییراتی بده زندگی که – (منهای) عشق باشه ...
http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2979234&postcount=1743


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2985467&postcount=1757

Maryam 21
15-06-2012, 22:23
رهایت می کنم - بی بی گل
سحا که به تازگی تو شرکت شاغل شده ، با ابراز علاقه ظاهری یکی از همکاراش مرتکب خطایی میشه که زندگیشو بهم میریزه ، بعد از مرگ پدر و مادرش به دلیل تصادف ، سحا که امیدی به آینده نداره با کمک دوستش ساکن یکی از واحدهای آپارتمانی پدر شوهر دوستش میشه ، برادر شوهر لیلی به سحا پیشنهاد ازدواج میده ، البته ازدواج صوری ، که با مخالفت اولیه سحا مواجه میشه ، ولی سحا با در نظر گرفتن شرایطش پیشنهاد ایوب و قبول میکنه ، این دو با هم ازدواج می کنند در حالی که سحا هنوز از اتفاقی که واسه ش افتاده به ایوب نگفته از این بعد بخش های حساس داستان شروع میشه که بهتره خودتون بخونید

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2986342&postcount=1761

Maryam 21
15-06-2012, 22:25
همه زنهای من...! - ساره .م
آترین قراره با دختر مورد علاقه ش ازدواج کنه ولی پدرش اصرار به ازدواج با دختر دوستش داره که هنگام مرگش آهو رو بهش سپرده ، آترین برخلاف میلش با اصرارها و تهدیدهای پدرش که آخرین روزهای عمرشو میگذرونه قبول میکنه که با آهو ازدواج کنه و ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2986334&postcount=1760

Maryam 21
15-06-2012, 22:29
تکیه گاهی از جنس باد- n@st@r@n-gh
پرند پوریامین ، خبرنگار ، یه قرار مصاحبه داره با شخصی که مرتکب قتل شده و در آسایشگاه روانی بستریه ، تو اولین روزهای مصاحبه ش با مشکلاتی مواجه میشه و حتی پشیمون از کارش ولی رفته رفته با شنیدن صحبتهای طرف تصمیم می گیره بهش کمک کنه ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2988823&postcount=1764

Maryam 21
16-06-2012, 22:28
دروغ شیرین – saghar* - sparrow
آناهید بعد از دوران سختی که به دلیل بهم خوردن ازدواجش با پسرعمه ش داشته برای گذراندن دوره ی آموزیش استخدام بیمارستانی میشه که بعده ها اتفاقات غیر قابل پیش بینی واسه ش تو این بیمارستان رخ میده ، شاید شروع یک عشق !...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=2994264&postcount=1771

Maryam 21
18-06-2012, 21:39
پایان بازی –mahtab
سوت بازی با یه تصادف شروع میشه ، تارا که از این بازی کثیف بی خبره واردبازی میشه تا اینکه ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=3000228&postcount=1772
داستان جذابی داره ، البته بدون اغراق ، توصیه می کنم حتی واسه یه بارم شده بخونیدش

acoa37
23-06-2012, 19:23
سلام خسته نباشید ممنون از شما به خاطر رمانا فقط اگه میشه زود به زود رمان بذارید چون من زود تموم میکنم اما شما دیر به دیر رمان میذارین.:cr::cr::cr::cr::cr::cr:پ

t.savaedi
05-07-2012, 21:14
سلام خسته نباشین.یه سوال :چرا دیر خلاصه رمان میذارین ؟:br:

** Ghasedak **
08-07-2012, 20:41
بازنشسته - mirage

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=752614&stc=1&d=1341559683

مانا تازه دانشگاهش را تمام کرده و حالا برای ارائه پروژه اشٔ باید سفری به کرمان برود و . او در یک خانواده ارتشی به دنیا آماده و چون پدرش مقام مهمی دارد و تاکنون چند بار به جانش سؤ قصد شده، همیشه باید مراعات مسأئل امنیتی را بکند تا کسی نتوند ردّ آنها را داشته باشد. او با پدرش و مادرش و مندا برادراش زندگی میکند . کسی دیگر هم در آن خانه هست که از زمانی که او یادش میاید با آنها زندگی کرده کامران او را خیلی دوست دارد هر گاه چیزی خواسته قبل از آنکه کسی بفهمد کامران برای او تهیه میکند کامران شعری برای او دارد بدین مضمون که دلم میخواهد انقدر عمر از خدا بگیرم تا به جای تو بمیرم او دیوانه این دختر است. و روزی مادرش برایش از داستان زندگیشان ، میگوید و اینکه کامران کیست و چه نقشی در زندگی آنها دارد ولی این تنها قسمت بسیار کوچکی از واقعییت است که مانا باید از آن خبر داشته باشد ولی حقیقت چیز دیگری ورای تفکرت ماست ... کلا رمان قشنگیه...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=3048712&postcount=1831

** Ghasedak **
08-07-2012, 20:45
قايمكی _ فردين و ~sun daughter~

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=753137&stc=1&d=1341672911


میعاد پسر دانشجو ایی است که چند وقتی است از دختری در دانشکده به نام ژینا خوشش میاید و چون آن دختر در پرورشگاه بزرگ شده میترسد او را به خانواده معرفی کند. میعاد از خانواده مذهبی و ثروتمندی است . او با دختر عموی خود نامزد است .آنها قرار است به ایران بیایند و میعاد باید به همین زودی با پردیس عقد کنند. وقتی میعاد به پدر خود میگوید که خواهان ازدواج با پردیس نیست و میخواهد با ژینا ازدواج کند ......

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=3052714&postcount=1848

** Ghasedak **
08-07-2012, 20:48
مانی ماه_moon shine

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=749626&stc=1&d=1340947471

ما نی ماه مادر ، پدر و برادر خود را در تصادفی از دست میدهد ما نی در خانه عمو خود زندگی میکند زندگی که نه ....ی ، چون تمام کارها با اوست او فقط از صبح باید به دستورات زن عمو پسر عمو ،عمو ...... گوش کند او که دانشجو بود حق درس خوندن از او سلب شده . حتی خواستگار هم که برایش میاید از ترس پسر عمو حق ندارد به آنها فکر کند . بزرگ(پسر عمو)روزگاری با ما نی خیلی خوب بود آنزمان که آنها کوچک بودند بزرگ جان خود را نیز فدای ما نی میکرد ولی حالا چه شده که از همه بیشتر او را آزار میدهد ؟این را خودتان باید بخوانید تا به ماجرا پی ببرید ....

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=3031312&postcount=1801

** Ghasedak **
08-07-2012, 20:51
دردسر فقط برای یک شاخه گل رز_Rojin khanum

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=750043&stc=1&d=1341036354

داستان از اونجایی شروع میشه که صنم به عنوان دانشجو حقوق دوس نداره هیچ کس مخصوصا پسرا حقشو بخورن حتی اگه اون یه چیزه کوچیک مثه یه شاخه گل رز باشه!!و این باب آشنایی صنم با پسری میشود ،صنمی که از عاشقی بیزار شده و از آن گریزان است . او که دختر بسیار شیطانی است در رویارویی با امیر و محبتهای او.....

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=3033862&postcount=1805

** Ghasedak **
08-07-2012, 20:54
دریای عشق _ sadaf.a و doni.m


http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=753486&stc=1&d=1341751298

دریا دوستی به نامه ساحل دارد ،ایندو بسیار شیطان هستند و تمام روز را به شوخی و خنده میگذرانند وحید برادر ساحل است او عاشق دریاست .دریا پسر عمو ایی دارد به نامه سپهر که بتازگیها بسیار نگران است وقتی که ساحل کنجکاو میشود درمیابد که سپهر عاشق دختر خاله خود شده ولی پدرش با این ازدواج مخالف است وقتی که پدر سپهر دلیل خود را بیان میکند اینگونه میگوید وقتی سپهر به دنیا آمد دوقلو بود و چون همان زمان مادرش فوت کرد من خواهر سپهر را به خاله او که نازا بود و فرزندی نداشت دادم آنها نام آن دختر را سارا گذاشتند و سپهر اکنون عاشق خواهر خود شده با شنیدن این حرف سارا سکته مغزی میکند و دریا که قلب ضعیفی دارد سکته قلبی میکند و ........

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=3055332&postcount=1852

blue sky*
25-07-2012, 19:11
عشق و احساس من | fereshteh27

بهار با مادرش زندگی میکند . وضع مالی آنها اصلا خوب نیست او به خاطر اینکه بتواند پولی داشته باشد دیپلمش را میگیرد و دنبال کار میگردد تا این که در شرکتی منشی میشود . پسر صاحب شرکت از او توقعات نابجأیی دارد ولی بهار اهمیت نمیدهد تا اینکه پسر رئیس شرکت به خواستگاریش میاید و او به خاطره مادرش و به خاطر تامین داروهای مادرش میپذیرد وقتی که با کیارش به شمال میرود با سرگرد آریا آشنا میشود که این آشنایی .................

blue sky*
10-08-2012, 15:07
پرستار من
نویسنده : دنیا و گیسو
یگانه دختریه که مادرش فوت شده و پدرش آدم خوبی نبوده و می خواسته یگانه رو به یه آدم هیز بده.یگانه از خونه فرار میکنه و میره توی یه بیمارستان اونجا یه خانمی که شوهرش مریض بوده اونو میبینه و یگانه که دلش گرفته است همه اتفاقای زندگیشو براش تعریف میکنه اون خانم(لیلا خانم) یگانه رو میبره خونش و اونو میفرسته درس بخونه و دانشگاه بره. یه روزی لیلا خانم از یگانه می خواد که به خونه پسرش که معتاده بره و از اون پرستاری کنه و...
http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/I4DkWMOOpE/parastare-man.jar

blue sky*
10-08-2012, 15:09
اتفاق عاشقی
نویسنده : dokhtar daria
داستان درباره دختری به اسم آرمیلا است که دوست داره با کسی که می خواد ازدواج کنه اون آدم به طور اتفاقی وارد زندگیش بشه به همین دلیل تمام خواستگاراش رو به دلایل مختلف رد میکنه. اما حالا یه خواستگار براش اومده که یکی از سرمایه داران شرکت پدر آرمیلا هم است و خوانواده آرمیلا هم این خواستگارو قبول دارند ولی باز آرمیلا مخالف اما این دفعه پدرش بهش میگه که باید این خواستگارو قبول کنه چون از همه لحاظ خوبه ومیگه که یه مدت اونا باهم نامزد باشن اگه آرمیلا ازش خوشش اومد قبول کنه و ...........
http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/4PX7I1Ys61/ettefaghe-asheghi.jar

blue sky*
22-08-2012, 11:28
ته مانده عشق تو
نویسنده : رز وحشی
ساغر تک دختر یک خانواده بسیار پولدار است که همه چیز زندگی را در پول میبیند. دختر عموی او نیلوفر که پدرش در بچگی او فوت شده نیز با آنها زندگی میکند. ساغر طی یک دعوای خانوادگی که مسببش نیلوفر است دست خالی از خانه قهر میکند. او برای اینکه به پدرش ثابت کند که او هم میتواند بدون پول پدرش روی پای خود بیاستد در یک خانه پرستار یک پیرزن میشود. نوه آن پیرزن نیز در آن خانه زندگی میکند و با ماندن ساغر در آن خانه مشکل دارد و....
http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/AxYQoYR2A0/tah-mande-eshghe-to.jar

Sam!ra
15-09-2012, 18:09
می گل
نویسنده samira-mis
رمان خیلی قشنگیه پیشنهاد می کنم حتما بخونید
خلاصه: در مورد پسری ، دختر باز و هوس ران و دختری پاک و برخورد و زندگی این دو باهم
بازم همخونه شدن ولی کاملا متفاوت و زیبا

لینک دانلود:
http://forum.mobilestan.net/showthread.php?t=63372&page=201

** Ghasedak **
18-09-2012, 13:34
انتقام شیرین _ شبنم

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=765811&stc=1&d=1344769983

مهرشید تک دختر یک خانواده پولداره که به تازگی پدرش رو توی تصادف از دست داده واون اعتقاد داره که تصادف ساختگی بوده وپدرش توسط اسفندیار دشمن پدرش کشته شده وتصمیم می گیره که انتقام بگیره وبه عنوان پرستار نوه اسفندیار وارد خانواده اسفندیار میشه واز بدو ورود بابهداد پسر اسفندیار به مشکل می خوره و......

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=3144031&postcount=1882

** Ghasedak **
18-09-2012, 13:55
بوی خون_baroon12

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=774431&stc=1&d=1347199133

شادی دختری که تو دانشگاه گرافیک میخونه. یه روز توی کوچشون میبینه که یه پسری داره با یه آقایی دعوا میکنه و اونو به شدت میزنه.شادی که این صحنه رو میبینه تصمیم میگیره مداخله کنه اما اون پسر با شادی هم دعوا میکنه.
بعد از اون روز همون پسر هر روز دنبال شادی بوده و شادی هم عصبانی از دست پسر...
اما وقتی میفهمه اون پسر پلیسه باعث میشه که بترسه و حرفاشو گوش کنه سهند(همون پسره) هم از ترس شادی استفاده میکنه و...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=3210484&postcount=1981

** Ghasedak **
18-09-2012, 14:01
دو روی سکه _ مامان نخودچی

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=771485&stc=1&d=1346401323

سهیلا در یک خانواده پولدار و آزاد بزرگ شده است. پدرش در یک معامله بزرگ تمام اموالش را از دست میدهد و ورشکست میشود. برادر سهیلا باقی اموال خانواده را میفروشد و به آمریکا میرود. پدرش بر اثر شنیدن این خبر دق میکند. نامزد پولدار سهیلا او را رها میکند. در این میان تنها دایی مذهبی او که سالها پیش مادرش با آنها قطع رابطه کرده است پذیرایش است و او را با خود به خانه اش میبرد...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=3187952&postcount=1935

** Ghasedak **
18-09-2012, 14:30
استاد _ Ingenio

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=776700&stc=1&d=1347966117

مریم به خاطر لج کردن با معلم زبانش ، چند ترم متوالی میوفته تا تو یکی از این ترم ها با شهاب داداش دوست صمیمیش شقایق هم کلاس میشه ... همین همکلاسی باعث میشه که مریم و شقایق به همراه دوست دیگه اشون سحر حقایقی رو در مورد زندگی شهاب کشف کنن ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=3190585&postcount=1937

** Ghasedak **
02-11-2012, 11:47
هم جنس من_ دل آرا دشت بهشت

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=777714&stc=1&d=1348310253

داستان در مورد دختریه به اسم مریم...
که از بچگی عاشق پسر خاله اش بوده...
زمانی که مریم به خواستگارش که اسمش پارساست جواب مثبت میده پسر خاله اش هم ازش خواستگاری می کنه و مریم به اون خواستگار میگه نظرش عوض شده...
اما درست روز عقدش یکی از دوستاش میاد و میگه مریم همجنسبازه و مراسم بهم می خوره و پسره ترکش می کنه...
مریم هم برای اینکه از این موضوعات یه کم دور باشه ادامه تحصیل میده و از قضا با پارسا همسایه میشه...


http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=3239998&postcount=1998

** Ghasedak **
02-11-2012, 13:39
در آغوش باد _ نيلا (زیبا . ب)

http://up.vatandownload.com/images/bhhotlcnt2iat0lthcb3.jpg

خلاصه :ستاره دختری از ديار سر سبزي هاي شمال عاشق می شود..عاشق مردي كه رنگ چشمانش او را در نگاه اول جادو و ديوانه می كند... مردی از جنس كوير و چشمانی از جنس دريا ... عاشق مي شود عاشق دختری به اسم ستاره .....كه اين پيوند با مخالفت شديد خانواده ستاره مواجه است ... اما اين عشق فقط و تنها يك چيز را می فهد و آن بودن در كنار مردی است كه از جان دل بيشتر می پرستتش ... ستاره با پشت كردن به خانواده و با قرار دادن دست در دست مرد روياهاش برای هميشه از خانواده و ديارش جدا ميشود و پا در مسير جديدی از زندگيش می گذارد.... مسيری كه با گذشت زمان و به مرور سختيهايش را به رخ ستاره می كشد ...
زندگی آغاز می شود و دنيا بهترين رنگها را برای آن دو به ارمغان می آورد...
زيبايی و خوشی آن دو با امدن پری كاملتر ميشود ....اما اين خوشي و شادي به طولي نمي انجامد و با قرار گرفتن در زير صاعقه هاي سهمگين زندگي و با امدن مشكلاتي كه تحملش براي ستاره غير قابل تحمل است است وارد بازي جديدي از زندگي و روزگار مي شود .
بازيه كه بار ديگر در كنار سختيها و ناكامي ها ....ستاره را عاشق مي كند ... بله او عاشق مي شود ..عاشق عشقي كه از جنس اوست ...و اين عشق جديد به او ثابت مي كند با نداشتن چشماني ابي و دريايي چه در سختي ها و چه در خوشي ها هميشه در كنار اوست..و لحظه اي او را تنها نمی گذارد...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=3282879&postcount=2069

** Ghasedak **
07-11-2012, 23:23
گاد فادر (The God Father) _ moon shine


http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=789273&stc=1&d=1352147138

داستان راجع به دختری به نام ایرن ...ایرن به خاطر لج بازی بچه گانه اش ...سرنوشت خودش رو با مردی به نام منصورخان ..که صاحب یه باند قاچاق انسان ومواد گره میزنه ...
داستان حول مشکلات ودرگیری ها وصدمات جسمی ایرن تو روزهایی که تو چنگ منصورخان ..یا اقا زندانی بوده میگذره ...

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=3323757&postcount=2131

** Ghasedak **
09-01-2013, 23:27
آیلار و یاشار
نویسنده:شهرزاد عبدی

http://mobilestan.biz/attachment.php?attachmentid=803852&stc=1&d=1356595308

داریوش و مینا، هر دو بچه پرورشگاهی هستند كه با هم بزرگ می شن، ازدواج می كنند و زندگی راحتی را به دور از محیط پروشگاهی برای خودشون درست می كنند. حاصل ازدواج شان دو فرزند به نام آیلار و یاشاره . اما با تولد آن دو مینا با هزاران آرزو دنیا را ترك می كنه. تنهایی و بی كسی از یك طرف و مسئولیت دو نوزاد از طرفی دیگر زندگی را به كام داریوش تلخ می كنه. او برای مراقبت از بچه ها از شغلش استعفا می دهده، اما فشار زندگی و بی كاری باعث می شود تمام پس اندازش را از دست بده، ناخواسته در خط قمار و مستی بیفتد و در حالت مستی تمام زندگی اش را ببازد. داریوش به پیشنهاد دوستش پژمان، برای ازدواج مجدد اقدام می كند. پژمان، فریناز دختر فرامرزخان تاجر بزرگ و ثروتمند شهر را به او معرفی می كنه. داریوش در طی دیدار با فریناز جسم و روح خود را محكوم به عشق ابدی می بینه و بی آنكه خودش بخواد اسیر و دلباخته او می شه. اما از وجود فرزندان خود حرفی به میان نمی آورد. فریناز نیز با ازدواج با او موافقت می كند. داریوش می اندیشد كه اگر آنها وجود كودكانش را كشف كنن ، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر این بار هم شكست بخورد چه روزگاری در انتظارش خواهد بود؟!

http://forum.mobilestan.net/showpost.php?p=3419901&postcount=2250