PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مجموعه ضرب المثل هاي ايراني براي ارسال اس ام اس



صفحه ها : [1] 2 3

KAKA_007
02-10-2007, 13:01
با سلام

خدمت تمامي مديران و کاربران عزيز سلام عرض مي کنم و توجه شما عزيزان رو به مجموعه ضرب المثل هاي ايراني جلب مي کنم اميدوارم خوشتون بياد.

KAKA_007
02-10-2007, 13:05
در آغاز بايد بگم که اين ضرب المثل ها به صورت حروف الفبا گذاشته ميشه.

(آ)

آب از دستش نميچكه !

آب از سر چشمه گله !

آب از آب تكان نميخوره !

آب از سرش گذشته !

آب پاكي روي دستش ريخت !

آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم !

آب را گل آلود ميكنه كه ماهي بگيره !

آب زير پوستش افتاده !

آب كه يه جا بمونه، ميگنده .

آبكش و نگاه كن كه به كفگير ميگه تو سه سوراخ داري !

آب كه از سر گذشت، چه يك ذرع چه صد ذرع ـ چه يك ني چه چه صد ني !

آب كه سر بالا ميره، قورباغه ابوعطا ميخونه !

آب نمي بينه و گرنه شناگر قابليه !

آبي از او گرم نميشه !

آتش كه گرفت، خشك و تر ميسوزد !

KAKA_007
02-10-2007, 13:06
آخر شاه منشي، كاه كشي است !

آدم با كسي كه علي گفت، عمر نميگه !

آدم بد حساب، دوبار ميده !

آدم تنبل، عقل چهل وزير داره !

آدم خوش معامله، شريك مال مردمه !

آدم دست پاچه، كار را دوبار ميكنه !

آدم زنده، زندگي ميخواد !

آدم گدا، اينهمه ادا ؟!

آدم گرسنه، خواب نان سنگك مي بينه !

آدم ناشي، سرنا را از سر گشادش ميزنه !

آرد خودمونو بيختيم، الك مونو آويختيم !

آرزو بر جوانان عيب نيست !

آستين نو پلو بخور !

آسوده كسي كه خر نداره --- از كاه و جوش خبر نداره !

آسه برو آسه بيا كه گربه شاخت نزنه !

KAKA_007
02-10-2007, 13:07
آشپز كه دوتا شد، آش يا شوره يا بي نمك !

آش نخورده و دهن سوخته !

آفتابه خرج لحيمه !

آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هيچي !

آفتابه و لولهنگ هر دو يك كار ميكنند، اما قيمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم ميشه !

آمدم ثواب كنم، كباب شدم !

آمد زير ابروشو برداره، چشمش را كور كرد !

آنانكه غني ترند، محتاج ترند !

آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد .

آنرا كه حساب پاكه، از محاسبه چه باكه ؟!

آنقدر بايست، تا علف زير پات سبز بشه !

آنقدر سمن هست، كه ياسمن توش گمه !

آنقدر مار خورده تا افعي شده !

آن ممه را لولو برد !

آنوقت كه جيك جيك مستانت بود، ياد زمستانت نبود ؟

آواز دهل شنيده از دور خوشه !

KAKA_007
02-10-2007, 13:09
(الف)

اجاره نشين خوش نشينه !

ارزان خري، انبان خري !

از اسب افتاده ايم، اما از نسل نيفتاده ايم !

از اونجا مونده، از اينجا رونده !

از اون نترس كه هاي و هوي داره، از اون بترس كه سر به تو داره !

از اين امامزاده كسي معجز نمي بينه !

از اين دم بريده هر چي بگي بر مياد !

از اين ستون بآن ستون فرجه !

از بي كفني زنده ايم !

از دست پس ميزنه، با پا پيش ميكشه !

از تنگي چشم پيل معلومم شد --- آنانكه غني ترند محتاج ترند !

از تو حركت، از خدا بركت .

از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است !

از خر افتاده، خرما پيدا كرده !

از خرس موئي، غنيمته !

KAKA_007
02-10-2007, 13:09
از خر ميپرسي چهارشنبه كيه ؟!

از خودت گذشته، خدا عقلي به بچه هات بده !

از درد لا علاجي به خر ميگه خانمباجي !

از دور دل و ميبره، از جلو زهره رو !

از سه چيز بايد حذر كرد، ديوار شكسته، سگ درنده، زن سليطه !

از شما عباسي، از ما رقاصي !

از كوزه همان برون تراود كه در اوست ! (( گر دايره كوزه ز گوهر سازند ))

از كيسه خليفه مي بخشه !

از گدا چه يك نان بگيرند و چه بدهند !

از گير دزد در آمده، گير رمال افتاد !

از ماست كه بر ماست !

از مال پس است و از جان عاصي !

از مردي تا نامردي يك قدم است !

از من بدر، به جوال كاه !

از نخورده بگير، بده به خورده !

KAKA_007
02-10-2007, 13:11
از نو كيسه قرض مكن، قرض كردي خرج نكن !

از هر چه بدم اومد، سرم اومد !

از هول هليم افتاد توي ديگ !

از يك گل بهار نميشه !

از اين گوش ميگيره، از آن گوش در ميكنه !

اسباب خونه به صاحبخونه ميره !

اسب پيشكشي رو، دندوناشو نميشمرند !

اسب تركمني است، هم از توبره ميخوره هم ازآخور !

اسب دونده جو خود را زياد ميكنه !

اسب را گم كرده، پي نعلش ميگرده !

اسب و خر را كه يكجا ببندند، اگر همبو نشند همخو ميشند !

استخري كه آب نداره، اينهمه قورباغه ميخواد چكار ؟!

اصل كار برو روست، كچلي زير موست !

اكبر ندهد، خداي اكبر بدهد !

اگر بيل زني، باغچه خودت را بيل بزن !

KAKA_007
02-10-2007, 13:14
اگر براي من آب نداره، براي تو كه نان داره !

اگر بپوشي رختي، بنشيني به تختي، تازه مي بينمت بچشم آن وختي !

اگه باباشو نديده بود، ادعاي پادشاهي ميكرد !

اگه پشيموني شاخ بود، فلاني شاخش بآسمان ميرسيد !

اگه تو مرا عاق كني، منهم ترا عوق ميكنم !

اگر جراحي، پيزي خود تو جا بنداز !

اگه خدا بخواهد، از نر هم ميدهد !

اگه خاله ام ريش داشت، آقا دائيم بود !

اگه خير داشت، اسمشو مي گذاشتند خيرالله !

اگر داني كه نان دادن ثواب است --- تو خود ميخور كه بغدادت خرابست !

اگه دعاي بچه ها اثر داشت، يك معلم زنده نمي موند !

اگه زاغي كني، روقي كني، ميخورمت !

اگه زري بپوشي، اگر اطلس بپوشي، همون كنگر فروشي !

اگه علي ساربونه، ميدونه شترو كجا بخوابونه !

اگه كلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخيه ميزد .

KAKA_007
02-10-2007, 13:15
اگه لالائي بلدي، چرا خوابت نميبره !

اگه لر ببازار نره بازار ميگنده !

اگه مردي، سر اين دسته هونگ ( هاون ) و بشكن !

اگه بگه ماست سفيده، من ميگم سياهه !

اگه مهمون يكي باشه، صاحبخونه براش گاو مي كشه !

اگه نخورديم نون گندم، ديديم دست مردم !

اگه ني زني چرا بابات از حصبه مرد !

اگه هفت تا دختر كور داشته باشه، يكساعته شوهر ميده !

اگه همه گفتند نون و پنير، تو سرت را بگذار زمين و بمير !

امان از خانه داري، يكي ميخري دو تا نداري !

امان ازدوغ ليلي ، ماستش كم بود آبش خيلي !

انگور خوب، نصيب شغال ميشه !

اوسا علم ! اين يكي رو بكش قلم !

اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام !

اول بچش، بعد بگو بي نمكه !

KAKA_007
02-10-2007, 13:17
اول برادريتو ثابت كن، بعد ادعاي ارث و ميراث كن !

اول بقالي و ماست ترش فروشي !

اول پياله و بد مستي !

اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد !

اي آقاي كمر باريك، كوچه روشن كن و خانه تاريك !

اين تو بميري، از آن تو بميري ها نيست !

اينجا كاشون نيست كه كپه با فعله باشه !

اين حرفها براي فاطي تنبون نميشه !

اين قافله تا به حشر لنگه !

اينكه براي من آوردي، ببر براي خاله ات !

اينو كه زائيدي بزرگ كن !

اين هفت صنار غير از اون چارده شي است !

اينهمه چريدي دنبه ات كو ؟!

اينهمه خر هست و ما پياده ميريم !

KAKA_007
02-10-2007, 13:18
( ب )


با آل علي هر كه در افتاد ، ور افتاد .

با اون زبون خوشت، با پول زيادت، يا با راه نزديكت !

با اين ريش ميخواهي بري تجريش ؟

با پا راه بري كفش پاره ميشه، با سر كلاه !

با خوردن سيرشدي با ليسيدن نميشي !

باد آورده را باد ميبرد !

با دست پس ميزنه، با پا پيش ميكشه !

بادنجان بم آفت ندارد !

بارون آمد، تركها بهم رفت !

بار كج به منزل نميرسد !

با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هيچكدام با هرهيچكدام هر دو !

بازي اشكنك داره ، سر شكستنك داره !

بازي بازي، با ريش بابا هم بازي !

با سيلي صورت خودشو سرخ نگهميداره !

با كدخدا بساز، ده را بچاپ !

KAKA_007
02-10-2007, 13:19
با گرگ دنبه ميخوره، با چوپان گريه ميكنه !

بالابالاها جاش نيست، پائين پائين ها راش نيست !

بالاتو ديديم ، پائينتم ديديم !

با مردم زمانه سلامي و والسلام .

تا گفته اي غلام توام، ميفروشنت !

با نردبان به آسمون نميشه رفت !

با همين پرو پاچين، ميخواهي بري چين و ماچين ؟

بايد گذاشت در كوزه آبش را خورد !

با يكدست دو هندوانه نميشود برداشت !

با يك گل بهار نميشه !

به اشتهاي مردم نميشود نان خورد !

به بهلول گفتند ريش تو بهتره يا دم سگ ؟ گفت اگر از پل جستم رريش من و گرنه دم سگ !

بجاي شمع كافوري چراغ نفت ميسوزد !

بچه سر پيري زنگوله پاي تابوته !

بچه سر راهي برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد !

KAKA_007
02-10-2007, 13:20
بخور و بخواب كار منه، خدا نگهدار منه !

بد بخت اگر مسجد آدينه بسازد --- يا طاق فرود آيد، يا قبله كج آيد !

به درويشه گفتند بساطتو جمع كن ، دستشو گذاشت در دهنش !

بدعاي گربه كوره بارون نمياد !

بدهكار رو كه رو بدي طلبكار ميشه !

برادران جنگ كنند، ابلهان باوركنند !

برادر پشت ، برادر زاده هم پشت

خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بكش!

برادري بجا، بزغاله يكي هفت صنار !

براي كسي بمير كه برات تب كنه !

براي همه مادره، براي ما زن بابا !

براي يك بي نماز، در مسجد و نمي بندند !

براي يه دستمال قيصريه رو آتيش ميزنه !

بر عكس نهند نام زنگي كافور !

به روباهه گفتند شاهدت كيه ؟ گفت: دمبم !

KAKA_007
02-10-2007, 13:21
بزبون خوش مار از سوراخ در مياد !

بزك نمير بهار مياد --- كنبزه با خيار مياد !

بز گر از سر چشمه آب ميخوره !

به شتره گفتند شاشت از پسه ، گفت : چه چيزم مثل همه كسه ؟!

به شتر مرغ گفتند بار ببر، گفت : مرغم، گفتند : بپر، گفت : شترم !

بعد از چهل سال گدايي، شب جمعه را گم كرده !

بعد از هفت كره، ادعاي بكارت !

بقاطر گفتند بابات كيه ؟ گفت : آقادائيم اسبه !

به كيشي آمدند به فيشي رفتند !

به گربه گفتند گهت درمونه، خاك پاشيد روش !

به كچله گفتند : چرا زلف نميزاري ؟ گفت : من از اين قرتي گيريها خوشم نمياد !

به كك بنده كه رقاص خداست !

بگو نبين، چشممو هم ميگذارم، بگو نشنو در گوشمو ميگيرم، اما اگر بگي نفهمم، نميتونم !

بگير و ببند بده دست پهلوون !

بلبل هفت تا بچه ميزاره، شيش تاش سسكه، يكيش بلبل !

KAKA_007
02-10-2007, 13:23
بمالت نناز كه بيك شب بنده، به حسنت نناز كه بيك تب بنده !

بماه ميگه تو در نيا من در ميام !

بمرغشان كيش نميشه گفت !

بمرگ ميگيره تا به تب راضي بشه !

بوجار لنجونه از هر طرف باد بياد، بادش ميده !

بهر كجا كه روي آسمان همين رنگه !

به يكي گفتند : سركه هفت ساله داري ؟ گفت : دارم و نميدم، گفتند : چرا ؟ گفت : اگر ميدادم هفت ساله نميشد !

به يكي گفتند : بابات از گرسنگي مرد . گفت : داشت و نخورد ؟ !

بمير و بدم !

به گاو و گوسفند كسي كاري نداره !

بيله ديگ، بيله چغندر !

KAKA_007
02-10-2007, 13:27
( پ )

پا را به اندازه گليم بايد دراز كرد !

پاي خروستو ببند، بمرغ همسايه هيز نگو !

پايين پايين ها جاش نيست، بالا بالا ها راش نيست !

پز عالي، جيب خالي !

پس از چهل سال چارواداري، الاغ خودشو نميشناسه !

پس از قرني شنبه به نوروز ميافته !

پستان مادرش را گاز گرفته !

پسر خاله دسته ديزي !

پسر زائيدم براي رندان، دختر زائيدم براي مردان، موندم سفيل و سرگردان !

پدر كو ندارد نشان از پدر --- تو بيگانه خوانش نخوانش پسر !

پشت تاپو بزرگ شده !

پنج انگشت برادرند، برابر نيستند !

KAKA_007
02-10-2007, 13:29
پوست خرس نزده ميفروشه !

پول است نه جان است كه آسان بتوان داد !

پول پيدا كردن آسونه، اما نگهداريش مشكله !

پول حرام، يا خرج شراب شور ميشه يا شاهد كور !

پولدارها به كباب، بي پولها به بوي كباب ،

پول ما سكه عُمَر داره !

پياده شو با هم راه بريم !

پياز هم خودشو داخل ميوه ها كرده !

پي خر مرده ميگرده كه نعلش را بكنه !

پيراهن بعد از عروسي براي گل منار خوبه !

پيرزنه دستش به درخت گوجه نميرسيد، مي گفت : ترشي بمن نميسازه !

پيش از آخوند منبر نرو !

پيش رو خاله، پشت سر چاله !

پيش قاضي و معلق بازي !

KAKA_007
02-10-2007, 13:30
( ت )

تا ابله در جهانه، مفلس در نميمانه !

تابستون پدر يتيمونه !

تا پريشان نشود كار بسامان نرسد !

تا ترياق از عراق آرند، مار گزيده مرده باشد !

تا تنور گرمه نون و بچسبون !

تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ ميان بيرون !

تا شغال شده بود به چنين سوراخي گير نكرده بود !

تا كركس بچه دارشد، مردار سير نخورد !

تا گوساله گاو بشه ، دل مادرش آب ميشه !

تا مار راست نشه توي سوراخ نميره !

تا نازكش داري نازكن، نداري پاهاتو دراز كن !

تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها !

تا هستم بريش تو بستم !

تب تند عرقش زود در مياد !

تخم دزد، شتر دزد ميشه !

KAKA_007
02-10-2007, 13:33
تخم نكرد نكرد وقتي هم كرد توي كاهدون كرد !

تا تو فكر خر بكني ننه، منو در بدر ميكني ننه !

ترب هم جزء مركبات شده !

ترتيزك خريدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد !

تره به تخمش ميره، حسني به باباش !

تعارف كم كن و بر مبلغ افزا !

تغاري بشكنه ماستي بريزد --- جهان گردد به كام كاسه ليسان !

تف سر بالا، بر ميگرده بريش صاحبش !

تلافي غوره رو سر كوره در مياره !

تنبان مرد كه دو تا شد بفكر زن دوم ميافته !

تنبل مرو به سايه، سايه خودش ميآيه !

تنها بقاضي رفته خوشحال برميگرده !

تو از تو، من ازبيرون !

تو بگو (( ف )) من ميگم فرحزاد !

توبه گرگ مرگه !

تو كه ني زن بودي چرا آقا دائيت از حصبه مرد !

تومون خودمونو ميكشه، بيرونمون مردم را !

توي دعوا نون و حلوا خير نميكنند !

KAKA_007
02-10-2007, 13:34
( ج )

جا تره و بچه نيست !

جاده دزد زده تا چهل روز امنه !

جايي نميخوابه كه آب زيرش بره !

جايي كه ميوه نيست چغندر ، سلطان مركباته !

جواب ابلهان خاموشيست !

جواب هاي، هويه !

جواني كجائي كه يادت بخير !

جوجه را آخر پائيز ميشمرند !

جوجه همسشه زير سبد نميمونه !

جون بعزرائيل نميده !

جهود، خون ديده !

جهود، دعاش را آورده !

جيبش تار عنكبوت بسته !

جيگر جيگره ، ديگر ديگره !

KAKA_007
02-10-2007, 13:35
( چ)

چار ديواري اختياري !

چاقو دسته خودشو نميبره !

چاه كن هميشه ته چاهه !

چاه مكن بهر كسي، اول خودت، دوم كسي !

چاه نكنده منار دزديده !

چرا توپچي نشدي !

چراغي كه به خونه رواست، به مسجد حرام است !

چشته خور بدتر از ميراث خوره !

چشم داره نخودچي، ابرو نداره هيچي !

چشمش آلبالو گيلاس مي چينه !

چشمش هزار كار ميكنه كه ابروش نميدونه !

چغندر گوشت نميشه، دشمنم دوست نميشه !

KAKA_007
02-10-2007, 13:36
چنار در خونه شونو نمي بينه !

چوب خدا صدا نداره ، هر كي بخوره دوا نداره !

چوب دو سر طلا ست !

چوب را كه برداري، گربه دزده فرار ميكنه !

چوب معلم گله، هر كي نخوره خله !

چو به گشتي، طبيب از خود ميازار --- چراغ از بهر تاريكي نگه دار !

چو دخلت نيست خرج آهسته تر كن --- كه گوهر فرو شست يا پيله ور!

چه خوشست ميوه فروشي --- گر كس نخرد خودت بنوشي !

چه عزائيست كه مرده شور هم گريه ميكنه !

چه علي خواجه، چه خواجه علي !

چه مردي بود كز زني كم بود !

چيزي كه شده پاره، وصله ور نمي داره !

چيزي كه عوض داره گله نداره !

KAKA_007
02-10-2007, 13:38
( خ )


خار را در چشم ديگران مي بينه و تير را در چشم خودش نمي بينه !

خاشاك به گاله ارزونه، شنبه به جهود !

خاك خور و نان بخيلان مخور ! (( ... خار نه اي زخم ذليلان مخور ))

خاك كوچه براي باد سودا خوبه !

خال مهرويان سياه و دانه فلفل سياه --- هر دو جانسوز است اما اين كجا و آن كجا ؟!

خاله ام زائيده، خاله زام هو كشيده !

خاله را ميخواهند براي درز ودوز و گرنه چه خاله چه يوز !

خاله سوسكه به بچه اش ميگه : قربون دست و پاي بلوريت !

خانه اي را كه دو كدبانوست، خاك تا زانوست !

خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالي باشه !

خانه خرس و باديه مس ؟

خانه داماد عروسيست، خانه عروس هيچ خبري نيست !

KAKA_007
02-10-2007, 13:39
خانه دوستان بروب و در دشمنان را مكوب !

خانه قاضي گردو بسياره شماره هم داره !

خانه كليمي نرفتم وقتي هم رفتم شنبه رفتم !

خانه نشيني بي بي از بي چادريست !

خانه همسايه آش ميپزند بمن چه ؟!

خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسي !

خدا برف را به اندازه بام ميده !

خدا جامه ميدهد كو اندام ؟ نان ميدهد كو دندان ؟

خدا خر را شناخت، شاخش نداد !

خدا داده بما مالي، يك خر مانده سه تا نالي !

خدا دير گيره، اما سخت گيره !

خدا را بنده نيست !

خدا روزي رسان است، امااِهني هم مي خواد !

KAKA_007
02-10-2007, 13:40
خدا سرما را بقدر بالا پوش ميده !

خدا شاه ديواري خراب كنه كه اين چاله ها پر بشه !

خدا گر ببندد ز حكمت دري --- ز رحمت گشايد در ديگري !

خدا ميان دانه گندم خط گذاشته !

خدا ميخواهد بار را بمنزل برساند من نه، يك خر ديگه !

خدا نجار نيست اما در و تخته رو خوب بهم ميندازه !

خدا وقتي بخواد بده، نميپرسه تو كي هستي ؟

خدا وقتي ها ميده، ور ور جماران هم ، ها ميده !

خدا همه چيز را به يك بنده نمي ده !

خدا همونقدر كه بنده بد داره، بنده خوب هم داره !

خدايا آنكه را عقل دادي چه ندادي و آنكه را عقل ندادي چه دادي ؟ ((خواجه عبدالله انصاري ))

خدا يه عقل زياد بتو بده يه پول زياد بمن !

خر، آخور خود را گم نميكنه !

KAKA_007
02-10-2007, 13:44
خراب بشه باغي كه كليدش چوب مو باشه !

خر، ار جل ز اطلس بپوشد خر است !

خر است و يك كيله جو !

خر از لگد خر ناراحت نميشه !

خر باربر، به كه شير مردم در !

خر به بوسه و پيغام آب نمي خوره !

خربزه شيرين مال شغاله !

خربزه كه خوردي بايد پاي لرزش هم بشيني !

خربزه ميخواهي يا هندوانه : هر دو دانه !

خربيارو باقلا بار كن !

خر، پايش يك بار به چاله ميره !

خرج كه از كيسه مهمان بود --- حاتم طايي شدن آسان بود !

خر چه داند قيمت نقل و نبات ؟

خر خالي يرقه ميره !

KAKA_007
02-10-2007, 13:45
خر، خسته - صاحب خر، ناراضي !

خر خفته جو نمي خوره !

خر ديزه است، به مرگ خودش راضي است تا ضرر بصاحبش بزنه !

خر را با آخورميخوره، مرده را با گور !

خر را جايي مي بندند كه صاحب خر راضي باشه !

خر را كه به عروسي ميبرند، براي خوشي نيست براي آبكشي است !

خر را گم كرده پي نعلش ميگرده !

خر، رو به طويله تند ميره !

خرس، تخم ميكنه يا بچه ؟ از اين دم بريده هر چي بگي برمياد !

خرس در كوه، بو علي سيناست !

خرس شكار نكرده رو پوستشو نفروش !

خر سواري را حساب نميكنه !

خر، سي شاهي ، پالون دو زار !

خر كريم را نعل كردن !

KAKA_007
02-10-2007, 13:46
خر كه جو ديد، كاه نميخوره !

خر، كه علف ديد گردن دراز ميكنه !

خر گچ كش روز جمعه از كوه سنگ مياره !

خر لخت راپالانشو بر نميدارند!

خر ما از كرگي دم نداشت !

خر ناخنكي صاحب سليقه ميشود !

خروار نمكه، مثقال هم نمكه !

خر وامانده معطل چشه !

خروسي را كه شغال صبح ميبره بگذار سر شب ببره !

خر، همان خره پالانش عوض شده !

خريت ارث نيست بهره خداداده س !

خري كه از خري وابمونه بايد يال و دمشو بريد !

خوشبخت آنكه خورد و كِشت، بدبخت آنكه مرد و هِشت !

KAKA_007
02-10-2007, 13:47
خواب پاسبان، چراغ دزده !

خنده كردن دل خوش ميخواد و گريه كردن سر وچشم !

خواهر شوهر، عقرب زير فرشه !

خواست زير ابروشو برداره، چشماشو كور كرد !

خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو !

خوبي لر به آنست كه هر چه شب گويد روزنه انست !

خودتو خسته ببين، رفيقتو مرده !

خودشو نميتونه نگهداره چطور منو نگهميداره ؟

خود گوئي و خود خندي، عجب مرد هنر مندي !

خودم كردم كه لعنت بر خودم باد !

KAKA_007
02-10-2007, 13:47
خوردن خوبي داره ، پس دادن بدي !

خوشا بحال كساني كه مردند و آواز ترا نشنيدند !

خوشا چاهي كه آب از خود بر آرد !

خوش بود گر محك تجربه آيد بميان --- تا سيه روي شود هر كه دراو غش باشد .

خوش زبان باش در امان باش !

خولي بكفم به كه كلنگي بهوا !

يك ده آباد به از صد شهر خراب !

خونسار است و يك خرس !

خير در خانه صاحبش را ميشناسد !

خيك بزرگ، روغنش خوب نميشه !

KAKA_007
02-10-2007, 13:48
( د )

دادن بديوانگي گرفتن بعاقلي !

دارندگيست و برازندگي !

داري طرب كن، نداري طلب كن !

داشتم داشتم حساب نيست، دارم دارم حسابه !

دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد !

دانا گوشت ميخورد نادان چغندر !

دانه فلفل سياه و خال مهرويان سياه --- هر دو جانسوز است اما اين كجا و آن كجا !

دايه از مادر مهربانتر را بايد پستن بريد !

دختر، تخم تر تيزك است !

دختر تنبل، مادر كدبانو را دوست داره !

دخترميخوهي ماماش را بين --- كرباس ميخواهي پهناش را ببين !

دختر همسايه هر چه چل تر براي ما بهتر !

KAKA_007
02-10-2007, 13:49
دختري كه مادرش تعريف بكنه براي آقا دائيش خوبه !

درازي شاه خانم به پهناي ماه خانم در !

در بيابان گرسنه را شلغم پخته به ز نقره خام !

در بيابان لنگه كفش، نعمت خداست !

در پس هر گريه آخر خنده ايست !

در جنگ، حلوا تقسيم نميكنند !

در جواني مستي، در پيري سستي، پس كي خدا پرستي ؟!

در جهان هر كس كه داره نان مفت، ميتواند حرفهاي خوب گفت !

در جهنم عقربي هست كه از دستش به مار غاشيه پناه ميبرند !

در جيبش را تار عنكبوت گرفته است !

در چهل سالگي طنبور ميآموزد در گور استاد خواهد شد !

در حوضي كه ماهي نيست ، قورباغه سپهسالاره !

KAKA_007
02-10-2007, 13:49
در خانه ات را ببند همسايه تو دزد نكن !

در خانه اگر كس است يكحرف بس است !

در خانه بيعاره ها نقاره ميزنند !

در خانه مور، شبنمي طوفانست !

در خانه هر چه، مهمان هر كه !

درخت اگر متحرك شدي ز جاي بجاي --- نه جور اره كشيدي نه جفاي تبر !

درخت پر بار، سنگ ميخوره !

درخت پر بار، سنگ ميخوره !

درخت كاهلي بارش گرسنگي است !

درخت كج جز بآتش راست نميشه !

درخت گردكان باين بلندي --- درخت خربزه الله اكبر !

درخت هر چه بارش بيشتر بشه، سرش پائين تر مياد !

KAKA_007
02-10-2007, 13:50
درد دل خودم كم بود، اينهم قرقر همسايه !

درد، كوه كوه مياد، مومو ميره !

در دروازه را ميشه بست، اما در دهن مردم و نميشه بست !

در دنيا هميشه بيك پاشنه نميچرخه !

در دنيا يه خوبي ميمونه يه بدي !

در ديزي وازه، حياي گربه كجا رفته !

در زمستان، الو، به از پلوه !

در زمستان يه جل بهتر از يه دسته گله !

درزي در كوزه افتاد !

در زير اين گنبد آبنوسي، يكجا عزاست يكجا عروسي !

درس اديب اگر بود زمزمه محبتي --- جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را . ((‌ نظيري نيشابوري ))

در شهر كورها يه چشمي پادشاست !

KAKA_007
02-10-2007, 13:51
در شهر ني سواران بايد سوار ني شد !

در عفو لذتيست كه در انتقام نيست !

در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست ! ((‌ حافظ شيرازي ))

در كف شير نر خونخواره اي --- غير از تسليم و رضا كو چاره اي ؟

در مجلس خود راه مده همچو مني را --- كافسرده دل افسرده كند انجمني را !

درم داران عالم را كرم نيست --- كريمان را بدست اندر درم نيست !

در مسجده، نه كند نيست نه سوزوندني !

در نمك ريختن توي ديگ بايد به مرد پشت كرد !

درويش از ده رانده، ادعاي كدخدائي كند !

درويش موميائي، هي ميگي و نميائي !

درويش را گفتند : در دكانتو ببند دهنشو هم گذاشت !

در، هميشه بيك پاشنه نميگرده !

KAKA_007
02-10-2007, 13:51
درهفت آسمان يك ستاره نداره !

دزد،آب گرون ميخوره !

دزد بازار آشفته ميخواهد!

دزد باش و مرد باش !

دزد به يك راه ميرود، صاحب مال به هزار راه !

دزد حاضر و بز حاضر !

دزد ناشي به كاهدون ميزنه !

دزدي آنهم شلغم ؟ !

دزدي كه نسيم را بدزدد دزد است !

دست بالاي دست بسيار است . (( در جهان پيل مست بسيار است ... ))

دست به دنبك هر كي بزني صدا ميده !

دست بريده قدر دست بريده را ميدونه !

دست بشكند در آستين، سر بشكند دركلاه !

KAKA_007
02-10-2007, 13:52
دست بيچاره چون بجان نرسد --- چاره جز پيرهن دريدن نيست !

دست بي هنر كفچه گدئيست !

دست پشت سر نداره !

دست پيش را گرفته كه پس نيفته !

دستت چربه، بمال سرت !

دستت چو نميرسد به خانم --- درياب كنيز مطبخي را !

دستت چو نميرسد به كوكو، خشكه پلو را فرو كو !

دست تنگي بدتر از دلتنگي است !

دست خالي براي تو سر زدن خوبه !

دست در كاسه و مشت در پيشاني !

دست، دست را ميشناسه !

دست دكاندار تلخ است !

دست راست را از چپ نميشناسه !

KAKA_007
02-10-2007, 13:53
دستش به خر نميرسه پالان خر را بر ميدارد !

دستش به دم گاو بند شده !

دستش به عرب و عجم بند شده است !

دستش بدهنش ميرسه !

دستش در كيسه خليفه است !

دستش را به كمرش گرفته كه از بيگي نيفته !

دستش شيره ايست يا دستش چسبناك است !

دستش را توي حنا گذاشت !

دست شكسته بكار ميره، دل شكسته بكار نميره !

دست شكسته وبال گردنه !

دستش نمك نداره !

دست كار دل و نميكنه و دل كار دست و نميكنه !

KAKA_007
02-10-2007, 13:53
دستش كجه !

دست كه به چوب بردي گربه دزده حساب كار خودشو ميكنه !

دست كه بسيار شد بركت كم مي شود !

دست ما كوتاه و خرما بر نخيل . (( پاي ما لنگ است و منزل بس دراز )) ((‌ حافظ شيرازي ))

دست ننت درد نكنه !

دست و روت را بشور منم بخور !

دست و رويش را با آب مرده شور خانه شسته است !

دستي را كه حاكم ببره خون نداره يا ديه نداره !

دستي را كه نميتوان بريد بايد بوسيد !

دستي را كه از من بريد، خواه سگ بخورد خواه گربه !

دشمنان در زندن با هم دوست شوند !

KAKA_007
02-10-2007, 13:54
دشمن دانا بلندت ميكند --- بر زمينت ميزند نادان دوست !

دشمن دانا كه غم جان بود --- بهتر از دوست كه نادان بود . ((‌ نظامي ))

دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد . (( داني كه چه گفت زال با رستم گرد )) ((‌ سعدي ))

دعا خانه صاحبش را ميشناسد !

دعا كن (( الف )) بميره يا دعا كن بابات بميره !

دعوا سر لحاف ملا نصرالدين بود !

دلاكها كه بيكار ميشوند سر هم را ميتراشند !

دل بيغم دراين عالم نباشد --- اگر باشد بني آدم نباشد .

دل سفره نيست كه آدم پيش هر كس باز كنه !

دلش درو طاقچه نداره !

دلم خوشه زن بگم اگر چه كمتر از سگم !

دلو هميشه از چاه درست در نمياد !

KAKA_007
02-10-2007, 13:55
دماغش را بگيري جانش در مياد !

دم خروس از جيبش پيداست !

دمش را توي خمره زده است !

دندن اسب پيشكشي را نميشمارند !

دنده را شتر شكست، تاوانش را خر داد !

دنيا پس از مرگ ما، چه دريا چه سراب !

دنيا دمش درازه !

دنيا جاي آزمايش است، نه جاي آسايش !

دنيا، دار مكافاته !

دنيا را آب ببره او راخواب ميبره !

دنيا را هر طور بگيري ميگذره !

دنيايش مثل آخرت يزيده !

دنيا محل گذره !

دو تا در را پهلوي هم ميگذارند براي اينست كه به درد هم برسند !

KAKA_007
02-10-2007, 13:56
دو خروس بچه از يك مرغ پيدا ميشوند، يكي تركي ميخونه يكي فارسي !

دود از كنده بلند ميشه !

دود، روزنه خودشو پيدا ميكنه !

دو دستماله ميرقصه !

دور اول و بد مستي ؟

دور دور ميرزا جلاله ، يك زن به دو شوهر حلاله !

دوري و دوستي !

دوست آنست كه بگرياند. دشمن آنست كه بخنداند !

دوست همه كس، دوست هيچكس نيست !

دوستي بدوستي در، جو بيار زرد آلو ببر !

دوستي دوستي از سرت ميكنند پوستي ؟!

دوصد گفته چو نيم كردار نيست !

دو صد من استخوان بايد كه صدمن بار بردارد !

KAKA_007
02-10-2007, 13:56
دوغ در خانه ترش است !

دوغ و دوشاب در نظرش يكيست !

دو قرت و نيمش باقيه !

دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو --- دوتاي جامه اگر كهنه است و گر از نو .

هزار مرتبه بهتر بنزد ابن يمين --- زفرمملكت كيقباد و كيخسرو .

ده انگشت را خدا برابر نيافريده !

ده، براي كدخدا خوبه و برادرش !

ده درويش در گليمي بخسبند و دو پادشاه در اقليمي نگنجند .

دهنش آستر داره !

دهنش چاك و بست نداره !

دهن مردم را نميشود بست !

KAKA_007
02-10-2007, 13:57
دهنه جيبش را تار عنكبوت گرفته !

ديده مي بينه، دل ميخواد !

دير آمده زود ميخواد بره !

دير زائيده زود ميخواد بزرگ كنه !

ديشب همه شب كمچه زدي كو حلوا ؟!

ديگ به ديگ ميگه روت سياه ، سه پايه ميگه صل علي !

ديگران كاشتند ما خورديم، ما ميكاريم ديگران بخورند !

ديگ ملا نصرالدين است !

ديوار حاشا بلنده !

ديوار موش داره ، موش هم گوش داره !

ديوانه چو ديوانه به بيند خوشش آيد !

KAKA_007
02-10-2007, 13:58
( ذ )

ذات نايافته از هستي بخش --- كي تواند كه شود هستي بخش ؟! (( جامي ))

ذره ذره كاندرين ارض و سماست --- جنس خود را همچو كاه و كهرباست . ((مولوي ))

ذره ذره جمع گردد وانگهي دريا شود .

KAKA_007
02-10-2007, 13:59
( ر )

راستي هيبت اللهي يا ميخواهي منو بترسوني ؟!

راه دزد زده تا چهل روز امنه !

راه دويده، كفش دريده !

رحمت بكفن دزد اولي !

رخت دو جاري را در يك طشت نميشه شست !

رستم است و يكدست اسلحه !

رستم در حمام است !

رستم صولت و افندي پيزي !

رسيده بود بلايي ولي به خير گذشت . (( نريخت درد مي و محتسبز دير گذشت ... )) (( آصفي هروي ))

رطب خورده كي منع رطب چون كند !

رفت زير ابروش را برداره چشمش را هم كور كرد !

KAKA_007
02-10-2007, 14:00
رفت زير ابروش را برداره چشمش را هم كور كرد !

رفت به نان برسه بجان رسيد !

رفتم ثواب كنم كباب شدم !

رفتم خونه خاله دلم واشه ، خاله خسبيد دلم پوسيد !

رفتم شهر كورها ، ديدم همه كور، منهم كور !

رقاصه نميتونست برقصه ميگفت زمين كجه !

رند را بند و قحبه را پند سود نكند !

رنگم ببين و حالمو نپرس !

روبرو خاله و پشت سر چاله !

روده بزرگه روده كوچيكه رو خورد !

روز از نو، روزي از نو !

روز گار آئينه را محتاج خاكستر كند !

روزگار است اينكه گه عزت دهد و گه خوار دارد --- چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد .(( قائم مقام فراهاني ))

KAKA_007
02-10-2007, 14:01
روزه خوردنشو ديدم، ولي نماز كردنش را نديده ام !

روزي به قدمه !

روزي گريه دست زن شلخته است !

روضه خوان پشمه چال است !

روغن چراغ ريخته وقف امامزاده !

روغن روي روغن ميره ، بلغور، خشك ميمونه !

رو مسخرگي پيشه كن و مطربي آموز --- تا داد خود از كهتر و مهتر بستاني . (( عبيد زاكاني ))

روي گدا سياهه ولي كيسه اش پره !

ريسمان سوخت و كجيش بيرون نرفت !

ريش و قيچي هر دو در دست شماست !

KAKA_007
02-10-2007, 14:02
( ز )

ز آب خرد، ماهي خرد خيزد --- نهنگ آن به كه از دريا گريزد !

زاغم زد و زو غم زد، پس مانده كلاغ كورم زد !

زبان بريده بكنجي نشسته صم بكم --- به از كسي كه نباشد زبانش اندر حكم . (( سعدي ))

زبان خر را خلج ميدونه !

زبان خوش، مار را از سوراخ بيرون ميآورد !

زبان سرخ سر سبز ميدهد بر باد --- بهوش باش كه سر در سر زبان نكني .

زبان گوشت است بهر طرف كه بچرخاني ميچرخه !

زخم زبان از زخم شمشير بدتره !

زدي ضربتي ضربتي نوش كن !

زرد آلو را ميخورند براي هسته اش !

زرنگي زياد فقر ميآره !

KAKA_007
02-10-2007, 14:03
زرنگي زياد مايه جوانمرگيست !

ز عشق تا بصبوري هزار فرسنگ است ! (( دلي كه عاشق و صابر بود مگر سنگ است ؟ )) (( سعدي ))

زعفران كه زياد شد بخورد خر ميدهند !

زكوة تخم مرغ يك دانه پنبه دونه است !

زمانه ايست كه هر كس بخود گرفتار است ! (( تو هم در آينه حيران حسن خويشي ... )) (( آصفي هروي ))

زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز!

زمستان رفت و رو سياهي به زغال موند !

زن آبستن گل ميخوره اما گل داغستان !

زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا !

زن بد را اگر در شيشه هم بكنند كار خودشو ميكنه !

زن بلاست ، اما الهي هيچ خانه اي بي بلا نباشه !

زن بيوه را ميوه اش ميخواهند !

زن تا نزائيده دلبره، وقتيكه زائيد مادره !

KAKA_007
02-10-2007, 14:04
زن جوان را تيري به پهلو نشيند به كه پيري !

زن راضي، مرد راضي، گور پدر قاضي !

زن سليطه سگ بي قلاده است !

زن كه رسيد به بيست، بايد بحالش گريست !

زنگوله پاي تابوت !

زن نجيب گرفتن آسونه، ولي نگهداريش مشكله !

زن و شوهر جنگ كنند، ابلهان باور كنند !

زني كه جهاز نداره، اينهمه ناز نداره !

زورش بخر نميرسه پالون خر را بر ميداره !

زور داري، حرفت پيشه !

KAKA_007
02-10-2007, 14:05
زور دار پول نميخواد، بي زور هم پول نميخواد !

زهر طرف كه كشته شود اسلام است !

زير اندزش زمين است و رواندازش آسمون !

زير پاي كسي پوست خربزه گذاشتن !

زير دمش سست است !

زير ديگ اتش است و زير آدم آدم !

زير سرش بلنده !

زير شالش قرصه !

زير كاسه نيم كاسه ايست .

زيره به كرمان ميبره !

KAKA_007
02-10-2007, 14:06
( س )

سال به دوازده ماه ما مي بينيم يكدفعه هم تو ببين !

سال به سال دريغ از پارسال !

سالها ميگذاره تا شنبه به نوروز بيفته !

سالي كه نكوست از بهارش پيداست !

سبوي خالي را بسبوي پر مزن !

سبوي نو آب خنك دارد !

سبيلش آويزان شد !

سبيلش را بايد چرب كرد !

سپلشت آيد و زن زايد و مهمان عزيزت برسد !

سخن خود تو كجا شنيدي، اونجا كه حرف مردمو شنيدي !

سر بريده سخن نگويد !

سر بزرگ بلاي بزرگ داره !

KAKA_007
02-10-2007, 14:06
سر بشكنه در كلاه، دست بشكنه در آستين !

سر بي صاحب ميتراشه !

سر بيگناه، پاي دار ميره اما بالاي دار نميره !

سر پيري و معركه گيري !

سر تراشي را از سر كچل ما ميخواد ياد بگيره !

سر حليم روغن ميرود !

سر خر باش، صاحب زر باش !

سر را با پنبه ميبرد !

سر را قمي مي شكنه تاوانش را كاشي ميده !

سر زلف تو نباشد سر زلف دگري !

سرش از خودش نيست .

سرش به تنش زيادي ميكنه !

KAKA_007
02-10-2007, 14:07
سرش به كلاش ميارزه !

سرش بوي قرمه سبزي ميده !

سرش توي حسابه !

سرش توي لاك خودشه !

سرش جنگه اما دلش تنگه !

سرش را پيراهن هم نميدونه !

سر قبري گريه كن كه مرده توش باشه !

سر قبرم كثافت نكن از فاتحه خواندنت گذشتم !

سر كچل را سنگي و ديوانه را دنگي !

سر كچل و عرقچين !

سركه مفت از عسل شيرين تره !

سركه نقد بهتر از حلواي نسيه است !

KAKA_007
02-10-2007, 14:07
سركه نه در راه عزيزان بود --- بار گرانيست كشيدن بدوش ! (( سعدي ))

سر گاو توي خمره گير كرده !

سر گنجشكي خورده !

سر گنده زير لحافه !

سرم را ميشكنه نخودچي جيبم ميكنه !

سرم را سرسري متراش اي استاد سلماني --- كه ما هم در ديار خود سري داريم و ساماني .

سرنا را از سر گشادش ميزنه !

سرناچي كم بود يكي هم از غوغه اومد !

سري را مه درد نيمكند دستمال مبند !

سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... ))

سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... ))

سزاي گرانفروش نخريدنه !

سسك هفت تا بچه ميآره يكيش بلبله !

KAKA_007
02-10-2007, 14:08
سفره بي نان جله، كوزه بي آب گله !

سفره نيفتاده ( نينداخته ) بوي مشك ميده !

سفره نيفتاده يك عيب داره ! سفره افتاده هزار عيب !

سفيد سفيد صد تومن، سرخ و سفيد سيصد تومن، حالا كه رسيد به سبزه هر چي بگي ميارزه !

سقش سياه است !

سگ بادمش زير پاشو جارو ميكنه !

سگ باش، كوچك خونه نباش !

سگ پاچه صاحبش را نميگيره !

سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو ميگرفت !

سگ چيه كه پشمش باشه !

سگ درحضور به از برادر دور !

سگ در خانه صاحبش شيره !

KAKA_007
02-10-2007, 14:08
سگ داد و سگ توله گرفت !

سگ دستش نميشه داد كه اخته كنه !

سگ را كه چاق كنند هار ميشه !

سگ زرد برادر شغاله !

سگست آنكه با سگ رود در جوال !

سگ سفيد ضرر پنبه فروشه !

سگ سير دنبال كسي نميره !

سگش بهتر از خودشه !

سگ كه چاق سد گوشتش خوراكي نميشه !

سگ گر و قلاده زر ؟!

سگ ماده در لانه، شير است !

سگ نازي آباده، نه خودي ميشناسه نه غريبه !

KAKA_007
02-10-2007, 14:09
سگ نمك شناس به از آدم ناسپاس !

سگي به بامي جسته گردش به ما نشسه !

سگي كه براي خودش پشم نميكند براي ديگران كشك نخواهد كرد !

سگي كه پارس كنه ، نميگيره !

سلام روستائي بي طمع نيست !

سنده را انبر دم دماغش نميشه برد !

سنگ به در بسته ميخوره !

سنگ بزرگ علامت نزدنه !

سنگ بنداز بغلت واشه !

سنگ خاله قورباغه را گرو ميكشه !

سنگ كوچك سر بزرگ را ميشكنه !

سنگ مفت، گنجشك مفت !

KAKA_007
02-10-2007, 14:10
سنگي را كه نتوان برداشت بايد بوسد و گذاشت !

سواره از پياده خبر نداره، سير از گرسنه !

سودا، به رضا، خويشي بخوشي .

سودا چنان خوشست كه يكجا كند كسي ! (( دنيا و آخرت به نگاهي فروختيم )) (( قصاب كاشاني ))

سودا گر پنير از شيشه ميخوره !

سوداي نقد بوي مشك ميده !

سوراخ دعا را گم كرده !

سوزن، همه را ميپوشونه اما خودش لخته !

سوسكه از ديوار بالا ميرفت مادرش ميگفت : قربون دست و پاي بلوريت !

سهره ( سيره ) رنگ كرده را جاي بلبل ميفروشه !

سيب سرخ براي دست چلاق خوبه ؟!

سيب مرا خوردي تا قيامت ابريشم پس بده !

سيبي كه بالا ميره تا پائين بياد هزار چرخ ميخوره !

سيبي كه سهيلش نزند رنگ ندارد ! (( تعليم معلم بكسي ننگ ندارد ))

سيلي نقد به از حلواي نسيه !

KAKA_007
02-10-2007, 14:11
( ش )

شاگرد اتو گرم، سرد ميارم حرفه، گرم ميارم حرفه !

شاه خانم ميزاد، ماه خانم درد ميكشه !

شاه مي بخشه شيخ عليخان نمي بخشه !

شاهنامه آخرش خوشه !

شب دراز است و قلندر بيكار !

شب سمور گذشت و لب تنور گذشت !

شب عيد است و يار از من چغندر پخته ميخواهد --- گمانش ميرسد من گنج قارون زير سر دارم !

شبهاي چهارشنبه هم غش ميكنه !

شپش توي جيبش سه قاب بازي ميكنه !

شپش توي جيبش منيژه خانومه !

شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره !

شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه !

KAKA_007
02-10-2007, 14:12
شتر پير شد و شاشيدن نياموخت !

شتر خوابيده شم بلندتر از خر ايستاده است !

شتر در خواب بيند پنبه دانه --- گهي لف لف خورد گه دانه دانه !

شتر ديدي نديدي ؟!

شتر را چه به علاقه بندي ؟

شتر را گفتند : چرا شاشت از پسه ؟ گفت : چه چيزم مثل همه كسه !

شتر را گفتند : چرا گردنت كجه ؟ گفت : كجام راسته !

شتر را گفتند : چكاره اي ؟ گفت : علاقه بندم . گفتند : از دست و پنجه نرم و نازكت پيداست !

آن يكي مي گفت استر را كه هي --- از كجا مي آيي اي فرخنده پي

گفت : از حمام گرم كوي تو --- گفت : خود پيداست از زانوي تو !

شتر را گم كرده پي افسارش ميگرده !

شتر سواري دولا دولا نميشه !

KAKA_007
02-10-2007, 14:13
شتر كه نواله ميخواد گردن دراز ميكنه !

شتر كجاش خوبه كه لبش بده ؟!

شتر گاو پلنگ !

شتر مرد و حاجي خلاص !

شتر مرغ را گفتند : بار بردار . گفت : من مرغم . گفتند : پرواز كن . گفت : من شترم !

شترها را نعل ميكردند، كك هم پايش را بلند كرد !

شراب مفت را قاضي هم ميخوره !

شريك اگر خوب بود خدا هم شريك ميگرفت !

شريك دزد و رفيق قافله !

شست پات توي چشمت نره !

شش ماهه به دنيا اومده !

شعر چرا ميگي كه توي قافيه اش بموني ؟!

شغال، پوزش بانگور نميرسه ميگه ترشه !

شغال ترسو انگور خوب نميخوره !

KAKA_007
02-10-2007, 14:13
شغال كه از باغ قهر كنه منفعت باغبونه !

شغالي كه مرغ ميگيره بيخ گوشش زرده !

شكمت گوشت نو بالا آورده !

شكم گشنه، گوز فندقي !

شلوار نداره، بند شلوارش را مي بنده !

شمر جلودارش نميشه !

شنا بلد نيست زير آبكي هم ميره !

شنا بلد نيست زير آبكي هم ميره !

شنونده بايد عاقل باشه !

شنيدي كه زن آبستن گل ميخوره اما نميدوني چه گلي !

شوهر كردم وسمه كنم نه وصله كنم !

شوهر برود كاروانسرا، نونش بياد حرمسرا !

شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد !

شير بي يال و اشكم كه ديد --- اينچنين شيري خدا هم نافريد . (( مولوي ))

KAKA_007
02-10-2007, 14:14
( ص )

صابونش به جامه ما خورده !

صبر كوتاه خدا سي ساله !

صداش صبح در مياد !

صد پتك زرگر، يك پتك آهنگر !

صد تا گنجشك با زاق و زوقش نيم منه !

صد تا چاقو بسازه، يكيش دسته نداره !

صد تومن ميدم كه بچه ام يكشب بيرون نخوابه وقتي خوابيد ، چه يكشب چه هزار شب !

صد رحمت به كفن دزد اولي !

صد سال گدائي ميكنه هنوز شب جمعه را نميدونه !

صد سر را كلاه است و صد كور را عصا !

صد من پرقو يكمشت نيست !

صد من گوشت شكار به يك چس تازي نميارزه !

صد موش را يك گربه كافيه !

صفراش به يك ليمو مي شكنه !

صنار جيگرك سفره قلمگار نمي خواد !

صنار ميگيرم سگ اخته ميكنم، يه عباسي ميدم غسل ميكنم !

KAKA_007
02-10-2007, 14:15
( ض )

ضرب خورده جراحه !

ضرر را از هر جا جلوشو بگيري منفعته !

ضامن روزي بود روزي رسان !

ضرر بموقع بهتر از منفعت بيموقعه !

ضرر كار كن، كار نكردنه !

KAKA_007
02-10-2007, 14:15
( ط )

طاس اگر نيك نشيند همه كس نراد است !

طالع اگر اري برو دمر بخواب !

طاووس را به نقش و نگاري كه هست خلق --- تحسين كنند و او خجل از پاي زشت خويش !(( سعدي ))

طبل تو خاليست !

طبيب بيمروت، خلق را رنجور ميخواهد !

طشت طلا رو سرت بگير و برو !

طعمه هر مرغكي انجير نيست !

طمع آرد بمردان رنگ زردي !

طمع پيشه را رنگ و رو زرده !

طمع را نبايد كه چندان كني --- كه صاحب كرم را پشيمان كني !

طمع زياد مايه جونم مرگي ( جوانمرگي ) است !

طمعش از كرم مرتضي علي بيشتره !

KAKA_007
02-10-2007, 14:16
( ظ )

ظالم پاي ديوار خودشو ميكنه !

ظالم دست كوتاه !

ظالم هميشه خانه خرابه !

ظاهرش چون گور كافر پر حلل --- باطنش قهر خدا عزوجل !

KAKA_007
02-10-2007, 14:17
( ع )

عاشقان را همه گر آب برد --- خوبرويان همه را خواب برد . (( ايرج ميرزا ))

عاشق بي پول بايد شبدر بچينه !

عاشقم پول ندارم كوزه بده آب بيارم !

عاشقي پيداست از زاري دل --- نيست بيماري چو بيماري دل . (( مولوي ))

عاشقي شيوه رندان بلا كش باشد ! (( حافظ ))

عاشقي كار سري نيست كه بر بالين است ! (( سعدي ))

عاقبت جوينده بابنده بود ! (( مولوي))

عاقبت گرگ زاده گرگ شود --- گر چه باآدمي بزرگ شود . (( سعدي ))

عاقل بكنار آب تا پل ميجست --- ديوانه پا برهنه از آب گذشت !

عاقل گوشت ميخوره، بي عقل بادمجان !

عالم بي عمل، زنبور بي عسله !

KAKA_007
02-10-2007, 14:17
عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشكل !

عالم ناپرهيزكار، كوريست مشعله دار !

عبادت بجز خدمت خلق نيست --- به تسبيح و سجاده و دلق نيست ! (( سعدي ))

عجب كشگي سابيديم كه همش دوغ پتي بود !

عجله، كار شيطونه !

عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد !

عذر بدر از گناه !

عروس بي جهاز، روزه بي نماز، دعاي بي نياز، قرمه بي پياز !

عروس تعريفي عاقبت شلخته در آمد !

عروس كه بما رسيد شب كوتاه شد !

عروس مردني را گردن مادر شوهر نگذاريد !

KAKA_007
02-10-2007, 14:18
عروس مياد وسمه بكشه نه وصله بكنه !

عروس نميتونست برقصه ميگفت : زمين كجه !

عروس را كه مادرش تعريف كنه براي آقا دائيش خوبه !

عروس كه مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند !

عزيز كرده خدا را نميشه ذليل كرد !

عزيز پدر و مادر !

عسس بيا منو بگير !

عسل در باغ هست و غوره هم هست !

عسل نيستي كه انگشتت بزنند !

عشق پيري گر بجنبد سر به رسوائي زند !

KAKA_007
02-10-2007, 14:18
عقد پسر عمو و دختر عمو را در آسمان بسته اند !

عقلش پاره سنگ بر ميداره !

عقل كه نيست جون در عذابه !

عقل مردم به چشمشونه !

عقل و گهش قاطي شده !

علاج واقعه پيش از وقوع بايد كرد . ((‌ ... دريغ سود ندارد چو رفت كار از دست )) (( سعدي ))

علاج بكن كز دلم خون نيايد . (( سرشك از رخم پاك كردن چه حاصل ... )) (( مير والهي))

علف بدهان بزي بايد شيرين بياد !

عيدت را اينجا كردي نوروزت را برو جاي ديگه !

KAKA_007
02-10-2007, 14:19
( غ )

غاز ميچرونه !

غربال را جلوي كولي گرفت و گفت : منو چطور مي بيني ؟ گفت : هر طور كه تو منو ميبيني !

غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو !

غليان بكشيم يا خجالت ! (( مائيم ميان اين دو حالت ... ))

غم مرگ برادر را برادر مرده ميداند !

غوره نشده مويز شده است !

KAKA_007
02-10-2007, 14:20
( ف )

فردا كه برمن و تو وزد باد مهرگان --- آنگه شود پديد كه نامرد و مرد كيست ؟ (( ناصر خسرو))

فرزند بي ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببري درد داره ، اگر هم نبري زشته !

فرزند عزيز نور ديده --- از دبه كسي ضرر نديده !

فرزند كسي نميكند فرزندي --- گر طوق طلا به گردنش بر بندي !

فرزند عزيز دردونه، يا دنگه يا ديوونه !

فرشش زمينه، لحافش آسمون !

فرش، فرش قالي، ظرف، ظرف مس، دين، دين محمد !

فضول را بجهنم بردند گفت : هيزمش تره !

فقير، در جهنم نشسته است !

KAKA_007
02-10-2007, 14:21
فكر نان كن كه خربزه آبه !

فلفل نبين چه ريزه بشكن ببين چه تيزه !

فلك فلك، بهمه دادي منقل، به ما ندادي يك كلك !

فواره چون بلند شود سرنگون شود !

فيل خوابي مي بيند و فيلبان خوابي !

فيلش ياد هندوستان كرده !

فيل و فنجان !

فيل زنده اش صد تومنه، مرده شم صد تومنه !

KAKA_007
02-10-2007, 14:22
( ق )


قاپ قمار خونه است !

قاتل بپاي خود پاي دار ميره !

قاچ زين را بگير اسب دواني پيشكشت !

قاشق سازي كاري نداره، مشت ميزني توش گود ميشه، دمش را ميكشي دراز ميشه !

قاشق نداري آش بخوري نونتو كج كن بيل كن !

قاطر را گفتند : پدرت كيست ؟ گفت : اسب آقادائيمه !

قاطر را گفتند : پدرت كيست ؟ گفت : اسب آقادائيمه !

قاطر پيش آهنگ آخرش توبره ميشه !

قبا سفيد قبا سفيده !

قباي بعد از عيد براي گل منار خوبه !

قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهري .

قران كنند حرز و امام مبين كشند ! (( ياسين كنند ورد وبه طاها كشند تيغ ... ))

KAKA_007
02-10-2007, 14:23
قربون برم خدا رو، يك بام و دو هوا رو، اينور بام گرما را اون ور بام سرمارو !

قربون بند كيفتم، تا پول داري رفيقتم !

قربون سرت آقا ناشي، خرجم با خودم آقام تو باشي !

قربون چشمهاي بادوميت - ننه من بادوم !

قربون چماق دود كشت كاه، بده جوش پيشكشت !

قرض كه رسيد به صد تومن، هر شب بخور قيمه پلو !

قسمت را باور كنم يا دم خروس را ؟!

قسم نخور كه باور كردم !

قلم ، دست دشمنه !

قم بيد و قنبيد، اونهم امسال نبيد !

قوم و خويش، گوشت هم را ميخورند استخوان هم را دور نميندازند .

KAKA_007
02-10-2007, 14:24
( ک )

كاچي بهتر از هيچي است !

كاچي بهتر از هيچي است !

كار از محكم كاري عيب نميكنه !

كار بوزينه نيست نجاري !

كار خر و خوردن يابو !

كارد، دسته خودشو نمي بره !

كار نباشه زرنگه !

كار، نشد نداره !

كار هر بز نيست خرمن كوفتن --- گاو نر ميخواهد و مرد كهن .

كاري بكن بهر ثواب - نه سيخ بسوزه نه كباب !

KAKA_007
02-10-2007, 14:25
كاسه گرمتر از آش !

كاسه جائي رود كه شاه تغار باز آيد !

كاسه را كاشي ميشكنه، تاوانش را قمي ميده !

كاشكي را كاشتند سبز نشد !

كاشكي ننم زنده ميشد - اين دورانم ديده ميشد !

كافر همه را بكيش خود پندارد !

كاه از خودت نيست كاهدون كه از خودته !

كاه بده، كالا بده، دو غاز و نيم بالا بده !

كاه پيش سگ، استخوان پيش خر !

كاه را در چشم مردم مي بينه كوه را در چشم خودش نمي بينه !

كاهل به آب نميرفت، وقتي ميرفت خمره ميبرد !

KAKA_007
02-10-2007, 14:26
كباب پخته نگردد مگر به گرديدن !

كبكش خروس ميخونه !

كپه هم با فعله است ؟!

كجا خوشه؟ اونجا كه دل خوشه !

كج ميگه اما رج ميگه !

كچلي را گفتند: چرا زلف نميگذاري ؟ گفت : من از اين قرتي گريها خوشم نمياد !

كچل نشو كه همه كچلي بخت نداره !

كچليش، كم آوازش !

كدخدا را ببين ، ده را بچاپ !

كرايه نشين، خوش نشينه !

كرم داران عالم را درم نيست --- درم داران عالم را كرم نيست !

KAKA_007
02-10-2007, 14:27
كرم درخت از خود درخته !

كژدم را گفتند: چرا بزمستان در نميآئي ؟ گفت : بتابستانم چه حرمت است كه در زمستان نيز بيرون آيم ؟!

كس را وقوف نيست كه انجام كار چيست ! (( هر وقت خوش كه دست دهد مغتنم شمار )) [‌[ حافظ ]]

كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من !

كسي دعا ميكنه زنش نميره كه خواهر زن نداشته باشه !

كسي را در قبر ديگري نمي گذارند !

كسي كه از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نميشه !

كسي كه از گرگ ميترسه گوسفند نگه نميداره !

كسي كه را مادرش زنا كنه، با ديگران چها كنه !

كسي كه منار ميدزده ، اول چاهش را ميكنه !

كسي كه خربزه مي خوره، پاي لرزش هم ميشينه !

KAKA_007
02-10-2007, 14:27
كشته از بسكه فزونست كفن نتوان كرد !

كفاف كي دهد اين باده بمستي ما --- خم سپهر تهي شد ز مي پرستي ما .

كف دستي كه مو نداره از كجاش ميكنند ؟!

كفتر صناري، ياكريم نميخونه !

كفتر چاهي جاش توي چاهه !

كفشات جفت ، حرفات مفت !

كفشاش يكي نوحه ميخونه، يكي سينه ميزنه !

كفگيرش به ته ديگ خورده !

كلاغ آمد چريدن ياد بگيره پريدن هم يادش رفت !

كلاغ از وقتي بچه دار شد ، شكم سير بخود نديد !

كلاغ از باغمون قهر كرد، يك گردو منفعت ما !

KAKA_007
02-10-2007, 14:28
كلاغ از باغمون قهر كرد، يك گردو منفعت ما !

كلاغ خواست راه رفتن كبك را ياد بگيره راه رفتن خودش هم يادش رفت !

كلاغ، روده خودش در آمده بود اونوقت ميگفت : من جراحم !

كلاغ سر لونه خودش قارقار نميكنه !

كل اگر طبيب بودي سر خود دوا نمودي !

كلاه را كه به هوا بيندازي تا پائين بيايد هزار تا چرخ ميخوره !

كلاه كچل را آب برد گفت : براي سرم گشاد بود !

كلفتي نون را بگير و نازكي كار را !

كلوخ انداز را پاداش سنگ است --- جواب است اي برادر اين نه جنگ است .

كله اش بوي قرمه سبزي ميده !

كله پز برخاست سگ جايش شنست !

KAKA_007
02-10-2007, 14:29
كله گنجشكي خورده !

كمال همنشين در من اثر كرد --- وگر نه من همان خاكم كه هستم . [‌[ سعدي]]

كم بخور هميشه بخور !

كمم گيري كمت گيرم - نمرده ماتمت گيرم !

كنار گود نشسته ميگه لنگش كن !

كند همجنس با همجنس پرواز ! (( كبوتر با كبوتر باز با باز ...))

كنگر خورده لنگر انداخته !

كور از خدا چي ميخواهد ؟ دو چشم بينا !

كور خود و بيناي مردم !

كورشه اون دكانداري كه مشتري خودشو نشناسه !

كور را چه به شب نشيني !

KAKA_007
02-10-2007, 14:29
كور كور را ميجوره آب گودال را !

كور هر چي توي چنته خودشه خيال ميكنه توي چنته رفيقش هم هست !

كوري دخترش هيچ، داماد خوشگل هم ميخواهد !

كوزه خالي، زود از لب بام ميافته !

كوزه گر از كوزه شكسته آب ميخوره !

كوزه نو آب خنك داره !

كوزه نو دو روز آب را سرد نگه ميداره !

كوسه دنبال ريش رفت سيبيلشم از دست داد !

كوسه و ريش پهن !

كو فرصت ؟!

كوه بكوه نميرسه، آدم به آدم ميرسه !

كوه ، موش زائيده !

KAKA_007
02-10-2007, 14:30
( گ )

گابمه و آبمه و نوبت آسيابمه !

گاو پيشاني سفيده !

گاوش زائيده !

گاو نه من شير !

گاه باشد كه كودك نادان --- بغلط بر هدف زند تيري !

گاهي از سوراخ سوزن تو ميره گاهي هم از دروازه تو نميره !

گدارو كه رو بدي صاحبخونه ميشه !

نرمي ز حد مبر كه چو دندان مار ريخت ---- هر طفل ني سوار كند تازيانه اش ! [‌[ صائب]]

گذر پوست به دباغخانه ميافته !

گر بدولت برسي مست نگردي مردي !

گر بري گوش و گر زني دمبم --- بنده از جاي خود نمي جنبم !

KAKA_007
02-10-2007, 14:30
گربه براي رضاي خدا موش نميگيره !

گربه تنبل را موش طبابت ميكنه !

گربه دستش به گوشت نميرسه ميگه بو ميده !

گربه را دم حجله بايد كشت !

گربه را اگر در اطاق حبس كني پنجه بروت ميزنه !

گربه را گفتند : گهت درمونه خاك پاشيد روش !

گربه روغن ميخوره خانم دهنش بو ميكنه !

گربه شب سموره !

گربه شير است در گرفتن موش --- ليك موش است در مصاف پلنگ !

گربه مسكين اگر پر داشتي --- تخم گنجشك از زمين بر داشتي !

گر تو بهتر ميزني بستان بزن !

KAKA_007
02-10-2007, 14:31
گر تو قرآن بدين نمط خواني --- ببري رونق مسلماني را ! ‌[[ سعدي]]

گر تو نمي پسندي تغيير ده قضا را ! (( در كوي نيكنامي ما را گذر ندادند ... )) ‌[[ حافظ]]

گر جمله كائنات كافر گردند --- بر دامن كرياش ننشيند گرد !

گر حكم شود كه مست گيرند --- درشهرهر آنچه هست گيرند !

گر در همه دهر يك سر نيشتر است --- بر پاي كسي رود كه از همه درويشتر است !

گر در يمني چو با مني پيش مني --- ور پيش مني چو بي مني در يمني !

گرد نام پدر چه ميگردي ؟ --- پدر خويش باش اگر مردي ! ‌[[ سعدي]]

گرز به خورند پهلوون !

گر زمين و زمان بهم دوزي --- ندهندت زياده از روزي !

گر صبر كني ز غوره حلوا سازيم !

گر گدا كاهل بود تقصير صاحب خانه چيست ؟!

KAKA_007
02-10-2007, 14:32
گرگ دهن آلوده و يوسف ندريده !

گرهي كه با دست باز ميشه نبايد با دندان باز كرد !

گفت پيغمبر كه چون كوبي دري --- عاقبت زآن در برون آيد سري !

گفت : چشم تنگ دنيا دار را --- يا قناعت پر كند يا خاك گور !‌[[ سعدي]]

گفت : چشم تنگ دنيا دار را --- يا قناعت پر كند يا خاك گور !‌[[ سعدي]]

گفت : خونه قاضي عروسيست . گفت : بتو چه؟ گفت : مرا هم دعوت كرده اند . گفت : بمن چه ؟!

گفت : استاد! شاگردان از تو نميترسند. گفت : منهم از شاگردها نميترسم !

گفتند : خرس تخم ميذاره يا بچه ؟ گفت : از اين دم بريده هر چي بگي بر مياد!

گفتند : خربزه و عسل با هم نميسازند . گفت : حالا كه همچين ساخته اند كه دارند منو از وسط بر ميدارند !

گفتند : خربزه و عسل با هم نميسازند . گفت : حالا كه همچين ساخته اند كه دارند منو از وسط بر ميدارند !

KAKA_007
02-10-2007, 14:32
گفتند : خربزه ميخوري با هندوانه ؟ گفت : هر دودانه !

گفت : نوري خونه است ؟ گفتند : علاوه بر نوري دخترش هم خونه است . گفت : نور علي نور !

گل زن و شوهر را از يك تغار برداشته اند !

گله گيهات بسرم ايشالاه عروسي پسرم !

گنج بي مار و گل بي خار نيست --- شادي بي غم در اين بازار نيست ! ‌[[ مولوي]]

گنجشك امسال رو باش كه گنجشك پارسالي را قبول نداره !

گنجشك با باز پريد افتاد و ماتحتش دريد !

گنجشك با زاغ زوغش بيست تاش يه قرونه، گاو ميش يكيش صد تومنه !

گندم از گندم برويد جو ز جو ! ((‌ از مكافات عمل غافل نشو ... )) ‌[[ مولوي]]

گندم خورديم از بهشت بيرونمان كردند !

گوساله بسته را ميزنه !

KAKA_007
02-10-2007, 14:33
گوسفند امام رضا را تا چاشت نميچرونه !

گوسفند بفكر جونه، قصاب به فكر دنبه !

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من --- آنچه البته بجائي نرسد فريادست ! ‌[[ يغماي جندقي]]

گوشت جوان لب طاقچه است !

گوشت را از ناخن نميشه جدا كرد !

گوشت را از بغل گاو بايد بريد !

گوشت رانم را ميخورم منت قصاب رو نميكشم !

گوهر پاك ببايد كه شود قابل فيض --- ورنه هر سنگ و گلي لؤلؤ مرجان نشود ! ‌[[ حافظ]]

گه جن خورده !

گيرم پدر تو بود فاضل --- از فضل پدر تو را چه حاصل ! ‌[[ نظامي]]

گيرم كه مار چوبه كند تن بشكل مار --- كو زهر بهر دشمن و كو مهره بهر دوست ! [[ خاقاني]]

گيسش را توي آسيا سفيد نكرده !

KAKA_007
02-10-2007, 14:34
( ل )

لاف در غريبي، گور در بازار مسگرها !

لالائي ميدوني چرا خوابت نميبره !

لب بود كه دندون اومد !

لر اگر ببازار نره بازار ميگنده !

لقمان حكيم را گفتند : ادب از كه آموختي ؟ گفت : از بي ادبان ! [[گلستان سعدي]]

لگد به گور حاتم زده !

لولهنگش آب ميگيره !

ليلي را از چشم مجنون بايد ديد !

KAKA_007
02-10-2007, 14:35
( م )

ما از خيك دست برداشتيم خيك از ما دست بر نميداره !

ما اينور جوب تو اونور جوب !

ما اينور جوب تو اونور جوب، فحش بده فحش بستون، پيراهن يكي شانزده تومنه !

مادر را دل سوزد، دايه را دامن !

مادر زن خرم كرده، توبره بر سرم كرده !

مادر كه نيست با زن بابا بايد ساخت !

مادر مرده را شيون مياموز !

مارا باش كه از بز دنبه ميخواهيم !

مار بد بهتر بود از يار بد !

مار پوست خودشو ول ميكنه اما خوي خودشو ول نميكنه !

KAKA_007
02-10-2007, 14:35
مار تا راست نشه بسوراخ نميره !

مار خورده افعي شده !

مار خيلي از پونه خوشش مياد دم لونه اش سبز ميشه !

مار گزيده از ريسمان سياه و سفيد ميترسه !

مار گير را آخرش مار ميكشه !

مار مهره، هر ماري نداره !

مار هر كجا كج بره توي لونه خودش راست ميره !

ماست را كه خوردي كاسه شو زير سرت بزار !

ماستها را كيسه كردند !

ماست مالي كردن !

ماستي كه ترشه از تغارش پيداست !

KAKA_007
02-10-2007, 14:36
ماست نيستي كه انگشتت بزنند !

ما صد نفر بوديم تنها، اونها سه نفر بودند همراه !

ما كه خورديم اما نگي يارو خر بود سيرابيت نپخته بود !

ما كه در جهنم هستيم يك پله پائين تر !

ما كه رسواي جهانيم غم عالم پشمه !

مال است نه جان است كه آسان بتوان داد !

مال بد بيخ ريش صاحبش !

مال به يكجا ميره ايمون به هزار جا !

مالت را خار كن خودت را عزيز كن !

مال خودت را محكم نگهدار همسايه را دزد نكن !

مال خودم مال خودم مال مردمم مال خودم !

KAKA_007
02-10-2007, 14:37
مال دنيا وبال آخرته !

مال ما گل مناره، مال مردم زير تغاره !

مال مفت صرافي نداره !

پول باد آورده چند و چون نداره !

مال ممسك ميراث ظالمه !

مال همه ماله، مال من بيت الماله !

ماما آورده را مرده شور ميبره !

ماما كه دو تا شد سر بچه كج در مياد !

ما و مجنون همسفر بوديم در دشت جنون --- او بمطلب ها رسيد و ما هنوز آواره ايم .

ماه درخشنده چو پنهان شود --- شب پره بازيگر ميدان شود !

ما هم تون را ميتابيم هم بوق را ميزنيم !

KAKA_007
02-10-2007, 14:37
ماه هميشه زير ابر پنهان نميمونه !

ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازه است !

ماهي ماهي رو ميخوره، ماهي خوار هر دو را !

ماهي و ماست ؟ عزرائيل ميگه بازم تقصير ماست ؟

مبارك خوشگل بود ابله هم درآورد !

مثقال نمكه خروار هم نمكه !

مثل سيبي كه از وسط نصف كرده باشند !

مثل كنيز ملا باقر !

مرد چهل ساله تازه اول چلچليشه !

مرد خردمند هنر پيشه را --- عمر دو بايست در اين روزگار *** تا به يكي تجربه آموختن --- با دگري تجربه بردن بكار . [[ سعدي ]]

مرد كه تنبوتش دو تا شد بفكر زن نو ميافته !

KAKA_007
02-10-2007, 14:38
مرده را رو كه رو بدي بكفن خودش ميرينه !

مردي را پاي دار ميبردند زنش ميگفت : يه شليته گلي براي من بيار !

مردي كه نون نداره اينهمه زبون نداره !

مرغ بيوقت خوان را بايد سر بريد !

مرغ زيرك كه ميرميد از دام - با همه زيركي بدام افتاد !

مرغ گرسنه ارزن در خواب مي بينه !

مرغ، هم تخم ميكمه هم چلغوز!

مرغ همسايه غازه !

مرغي را كه در هواست نبايد به سيخ كشيد !

مرغ يه پا داره !

مرغي كه انجير ميخوره نوكش كجه !

KAKA_007
02-10-2007, 14:39
مرگ براي من، گلابي براي بيمار !

مرگ به فقير و غني نگاه نميكنه !

مرگ خر عروسي سگه !

مرگ خوبه اما براي همسايه !

مرگ ميخواهي برو گيلان !

مرگ يه بار شيون يه بار !

مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد ! (( نابرده رنج گنج ميسر نمي شود ... )) [[ سعدي ]]

مزد خر سور چروني خر سواريست !

مزد دست مهتر چس يابوست !

مسجد نساخته گدا درش ايستاده !

مشتري آخر شب خونش پاي خودشه !

KAKA_007
02-10-2007, 14:39
مشك خالي و پرهيز آب !

معامله با خودي غصه داره !

معامله نقد بوي مشك ميده !

معما چو حل گشت آسان شود !

مغز خر خورده !

مفرداتش خوبه اما مرده شور تركيبشو ببره !

مگس به فضله ش بشينه تا مورچه خور دنبالش ميدوه !

مگه سيب سرخ براي دست چلاق خوبه ؟!

مگه كاشونه كه كپه با فعله است ؟

ملا شدن چه آسون، آدم شدن چه مشكل !

ملا نصرالدين صنار ميگرفت سگ اخته ميكرد يكعباسي ميداد ميرفت حموم !

KAKA_007
02-10-2007, 14:40
من آنچه شرط بلاغ است با تو ميگويم --- تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال . [[ سعدي ]]

من از بيگانگان هرگز ننالم --- كه با من هر چه كرد آن آشنا كرد . [[ حافظ]]

من كجا و خليفه در بغداد !

من ميگم خواجه ام تو ميگي چند تا چه داري ؟!

من ميگم نره تو ميگي بدوش !

من ميگم انف، تو نگو انف، تو بگو انف !

من نميگويم سمندر باش يا پروانه باش --- چون بفكر سوختن افتاده اي مردانه باش . [[ مرتضي قليخان شاملو]]

من نوكر حاكمم نه نوكر بادنجان !

موريانه همه چيز خونه را ميخوره جز غم صاحب خونه را !

موش به سوراخ نميرفت جارو به دم بست !

موش چيه كه كله پاچش باشه !

KAKA_007
02-10-2007, 14:41
موش زنده بهتر از گربه مرده است !

موش به همبونه ( انبار) كار نداره همبونه به موش كار داره !

موش و گربه كه با هم بسازند دكان بقالي خراب ميشه !

مهتاب نرخ ماست را ميشكنه !

مهره مار داره !

مه فشاند نور و سگ عوعو كند --- هر كسي بر طينت خود مي تند ! [[ مولوي ]]

مهمون بايد خنده رو باشه اگر چه صاحب خونه، خون گريه كنه !

مهمون تا سه روز عزيزه !

مهمون خر صاحبخونه است !

مهمون كه يكي شد صاحبخونه گاو ميكشه !

مهمون مهمون و نميتونه ببينه صاحبخونه هر دو را !

KAKA_007
02-10-2007, 14:42
مهمون ناخونده خرجش پاي خودشه !

مهمون هر كي ، و در خونه هر چي !

ميون حق و باطل چهار انگشته !

ميون دعوا حلوا خير نمي كنند !

ميون دعوا نرخ معين ميكنه !

مي بخور، منبر بسوزان، مردم آزاري مكن !

ميخواي عزيز بشي يا دور شو يا كور شو !

ميراث خرس به كفتار ميرسه !

ميراث خوار بهتر از چشته خوره !

ميوه خوب نصيب شغال ميشه !

ميهمان راحت جان است و ليكن چو نفس --- خفه سازد كه فرود آيد و بيرون نرود !

KAKA_007
02-10-2007, 14:46
( ن )

نابرده رنج گنج ميسر نمي شود --- مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد !

ناخوانده بخانه خدا نتوان رفت !

ناز عروس به جهازه !

نازكش داري ناز كن، نداري پاهاتو دراز كن !

نبرد رگي تا نخواهد خداي ! (( اگر تيغ عالم جنبد ز جاي ... ))

نخود توي شله زرد !

نخودچي توي جيبم ميكني اونوقت سرم را ميشكني ؟

نخودچي شو دزديده !

نخود همه آش !

نديد بديد وقتي بديد به خود بريد !

نذر ميكنم واسه سرم خودم ميخورم و پسرم !

KAKA_007
02-10-2007, 14:46
نردبون، پله به پله !

نردبون دزدها !

نزديك شتر نخواب تا خواب آشفته نبيني !

نزن در كسي را تا نزنند درت را !

نسيه نسيه آخر بدعوا نسيه !

نشاشيدي شب درازه !

نشسته پاكه !

نفسش از جاي گرم در مياد !

نكرده كار نبرند بكار !

نگاه بدست ننه كن مثل ننه غربيله كن !

نوشدارو بعد از مرگ سهراب !

نوكر باب، شيش ماه چاقه شيش ماه لاغر !

KAKA_007
02-10-2007, 14:47
نوكر بي جيره و مواجب تاج سر آقاست !

نوكه اومد به ببازار كهنه مي شه دلازار !

نون اينجا آب اينجا - كجا بروم به از اينجا ؟

نون بدو، آب بدو، تو بدنبالش بدو !

نون بده، فرمون بده !

نون بهمه كس بده، اما نان همه كس مخور !

نونت را با آب بخور منت آبدوغ نكش !

نون خونه رئيسه، سگش هم همراهشه !

نون خودتو ميخوري حرف مردم و چرا ميزني ؟!

نون خود تو ميخوري حليم حاج عباسو هم ميزني ؟!

نون را به اشتهاي مردم نميشه خورد !

KAKA_007
02-10-2007, 14:48
نون را بايد جويد توي دهنش گذاشت !

نونش توي روغنه !

نونش را پشت شيشه ميماله !

نون گدائي رو گاو خورد ديگه بكار نرفت !

نون نامردي توي شكم مرد نميمونه !

نون نداره بخوره پياز ميخوره اشتهاش واشه !

نون نكش آب لوله كش !

نه آب و نه آباداني نه گلبانگ مسلماني !

نه آفتاب از اين گرم تر ميشود و نه غلام از اين سياه تر !

نه از من جو، نه از تو دو، بخور كاهي برو راهي !

نه باون خميري نه باين فطيري !

نه به اون شوري شوري نه باين بي نمكي !

KAKA_007
02-10-2007, 14:49
نه بباره نه به داره، اسمش خاله موندگاره !

نه بر مرده بر زنده بايد گريست ! (( گر اين تير از تركش رستمي است ... )) [[ فردوسي ]]

نه پسر دنيائيم نه دختر آخرت !

نه پشت دارم نه مشت !

نه پير را براي خر خريدن بفرست نه جوان را براي زن گرفتن !

نه خاني اومده نه خاني رفته !

نه چك زدم نه چونه، عروس اومد به خونه !

نه خود خوري نه كس دهي گنده كني به سگ دهي !

نه در غربت دلم شاد و نه روئي در وطن دارم ! --- الهي بخت برگردد از طالع كه من دارم .

KAKA_007
02-10-2007, 14:49
نه در غربت دلم شاد و نه روئي در وطن دارم ! --- الهي بخت برگردد از طالع كه من دارم .

نه دزد باش نه دزد زده !

نه راه پس دارم نه راه پيش !

نه سر پيازم نه ته پياز !

نه سر كرباسم نه ته كرباس !

نه سرم را بشكن نه گردو توي دومنم كن !

نه سيخ بسوره نه كباب ! (( كاري بكن بهر ثواب ... ))

نه عروس دنيا نه داماد آخرت !

نه شير شتر نه ديدار عرب !

نه قم خوبه نه كاشون لعنت به هر دوتاشون !

نه مال دارم ديوان ببره نه ايمان دارم شيطان ببره !

نه نماز شبگير كن نه آب توي شير كن !

نه هر كه سر نتراشد قلندري داند !

ني به نوك دماغش نميرسه !

نيش عقرب نه از ره كين است --- اقتضاي طبيتش اين است !

نيكي و پرسش ؟!

KAKA_007
02-10-2007, 14:50
( و )

واي بباغي كه كليدش از چوب مو باشه !

واي به خوني كه يكشب از ميونش بگذره !

واي به كاري كه نسازد خدا !

واي به مرگي كه مرده شو هم عزا بگيره !

واي به وقتي كه بگندد نمك !

واي به وقتي كه چاروادار راهدار بشه !

واي بوقتي كه قاچاقچي گمركچي بشه !

وعده سر خرمن دادن !

وقت خوردن، خاله، خواهر زاده را نميشناسه !

وقت مواجب سرهنگه، وقت كار كردن سربازه !

وقتي كه جيك جيك مستونت بود ياد زمستونت نبود ؟!

وقتي مادر نباشه با زن بابا بايد ساخت !

KAKA_007
02-10-2007, 14:51
( ه )

هادي ! هادي ! اسم خودتو بما نهادي!

هر جا كه آشه، كل، فراشه !

هر جا خرسه، جاي ترسه !

هر جا سنگه بپاي احمد لنگه !

هر جا كه پري رخيست ديوي با اوست !

هر جا كه گندوم نده مال من دردمنده !

هر جا كه نمك خوري نمكدون نشكن !

هر جا مرغ لاغره، جايش خونه ملا باقره !

هر جا هيچ جا ، يك جا همه جا !

هر چه از دزد موند، رمال برد !

هر چه بخود نپسندي بديگران نپسند !

KAKA_007
02-10-2007, 14:52
هر چه بگندد نمكش ميزنند --- واي به وقتي كه گندد نمك !

هر چه به همش بزني گندش زيادتر ميشه !

هر چه پول بدي آش ميخوري !

هر چه پيش آيد خوش آيد !

هر چه خدا خواست همان شود --- هر چه دلم خواست نه آن شد !

هر چه خورده نريده !

هر چه دختر همسايه چل تر، براي ما بهتر !

هر چه در ديگ است به چمچه مياد !

هر چه دير نپايد دلبستگي را نشايد !

هر چه رشتم پنبه شد !

هر چه سر، بزرگتر درد بزرگتر !

KAKA_007
02-10-2007, 14:53
هر چه عوض داره گله نداره !

هر چه كني بخود كني گر همه نيك و بد كني !

هر چه كه پيدا ميكنه خرج اتينا ميكنه !

هر چه مار از پونه بدش مياد بيشتر در لونه اش سبز ميشه !

هر چه ميگم نره، بازم ميگه بدوش !

هر چه نصيب است نه كم ميدهند --- ور نستاني به ستم ميدهند !

هر چه هست از قامت ناساز بي اندام ماست ! --- ورنه تشريف توبر بالاي كس كوتاه نيست .[[ حافظ ]]

هر چيز كه خوار آيد يكروز به كار آيد !

هر خري را به يك چوب نميرونند !

هر دودي از كباب نيست !

KAKA_007
02-10-2007, 14:54
هر رفتي، آمدي داره !

هر سخن جائي و هر نكته مقامي دارد !

هر سرازيري يك سر بالائي داره !

هر سركه اي از آب، ترش تره !

هر سگ در خونه صاحابش شيره !

هر شب شب قدر است اگر قدر بداني !

هر كس از هر جا رونده است با ما برادر خونده است !

هر كسي پنجروزه نوبت اوست ! (( دور مجنون گذشت و نوبت ماست ... )) [[ حافظ ]]

هر كه با مادر خود زنا كنه با دگران چها كنه !

هر كه بامش بيش برفش بيش !

KAKA_007
02-10-2007, 14:54
هر كه بيك كار، بهمه كار - هر كه بهمه كار بهيچ كار !

هر كه به اميد همسايه نشست گرسنه ميخوابه !

هر كه تنها قاضي رفت خوشحال بر ميگرده !

هر كه خربزه ميخوره پاي لرزش هم ميشينه !

هر كه خري نداره غمي نداره !

هر كه خيانت ورزد دستش در حساب بلرزد !

هر كه دست از جان بشويد هر چه در دل دارد گويد !

هر كه را زر در ترازوست زور در بازوست !

هر كه را طاووس بايد جور هندوستان كشد !

هر كه را مال هست و عقلش نيست --- روزي آن مال مالشي دهدش *** وانكه را عقل هست و مالش نيست--- روزي آن عقل بالشي دهدش .[[ عمادي شهرياري]]

KAKA_007
02-10-2007, 14:55
هر كه را ميخواهي بشناسي يا باهاش معامله كن يا سفر كن !

هر كه شيريني فروشد مشتري بروي بجوشد !

هر كه نان از عمل خويش خورد --- منت از حاتم طائي نبرد !

هر كي بفكر خويشه كوسه بفكر ريشه !

هر كي خر شد، ما پالونيم !

هر كي كه زن نداره،آروم تن نداره !

هر كي كه زن نداره،آروم تن نداره !

هر گردي گردو نيست !

هر گلي زدي سر خودت زدي !

هزار تا چاقو بسازه يكيش دسته نداره !

هزار تا دختر كور و يكروزه شوهر ميده !

KAKA_007
02-10-2007, 14:55
هزار دوست كمه، يك دشمن بسيار !

هزار قورباغه جاي يه ماهي رو نميگيره !

هزار وعده خوبان يكي وفا نكند !

هشتش گرو نه است !

هلو برو تو گلو !

هم از توبره ميخوره هم از آخور !

هم از شورباي قم افتاديم هم از حليم كاشون !

همان آش است و همان كاسه !

همان خر است و يك كيله جو !

هم چوب را خورديم هم پياز را و هم پول را داديم !

KAKA_007
02-10-2007, 14:56
هم حلواي مرده هاست هم خورش زنده ها !

هم خدا را ميخواهد هم خرما !

همدون دوره و كردوش نزديك !

همدون دوره و كردوش نزديك !

همسايه نزديك، بهتر از برادر دور !

همسايه ها ياري كنيد تا من شوهر داري كنم !

هم فاله و هم تماشا !

همكار همكار و نميتونه ببيند !

هم لحافه و هم تشك !

هم ميترسم هم ميترسونم !

همنشين به بود تا من از او بهتر شوم !

KAKA_007
02-10-2007, 14:57
همه ابري هم بارون نداره !

همه خرها رو به يك چوب نميرونند !

همه رو مار ميگزه مارو خر چسونه !

همه سروته يه كرباسند !

همه قافله پس و پيشيم !

همه كاره و هيچ كاره !

همه ماري مهره نداره !

همه ماهي خطر داره بدناميشو صفر داره !

هر مرغي انجير نميخوره !

هميشه آب در جوي آقا رفيع نميره به دفه هم در جوي آقا شفيع ميره !

KAKA_007
02-10-2007, 14:58
هميشه خره خرما نميرينه !

هميشه روزگار بانسان رو نميكنه !

هميشه شعبان ، يكبا ر هم رمضان !

هميشه ما ميديديم يه دفعه هم تو ببين !

همينو كه زائيدي بزرگش كن !

هنوز باد به زخمش نخورده !

هنور دهنش بوي شير ميده !

هنوز سر از تخم در نياورده !

هنوز غوره نشده مويز شده !

هوو هوو را خوشگل ميكنه جاري جاري را كدبانو !

هيچ ارزوني بي علت نيست !

هيچ انگوري دوبار غوره نميشه !

هيچ بده را به هيچ بستاني كاري نيست !

هيچ بدي نرفت كه خوب جاش بياد !

KAKA_007
02-10-2007, 14:59
هيچ بقالي نميگه ماست من ترشه !

هيچ تقلبي بهتر از راستي نيست !

هيچ چراغي تا به صبح نميسوزه !

هيچ چيز شرط هيچ چيز نيست !

هيچ دوئي نيست كه سه نشه !

هيچ دودي بي آتش نيست !

هيچ عروس سياه بختي نيست كه تا چهل روز سفيد بخت نباشه !

هيچكاره ، رقاص پاي نقاره !

هيچكاره و همه كاره !

هيچكس در پيش خود چيزي نشد !

هيچكس را توي گور ديگري نميگذارن !

هيچكس روزي ديگري را نميخوره !

هيچكس نميگه ماست من ترشه !

هيچ گروني بي حكمت نيست !

KAKA_007
02-10-2007, 15:00
( ي )

يابو برش داشته !

يابوي اخته و مرد كوسه سن و سالشون معلوم نيست !

يابوي پيش آهنگ آخرش توبره كش ميشه !

يا خدا يا خرما !

ياربد، بدتر بود از يار بد !

يارب مباد آنكه گدا معتبر شود !

يار در خانه و گرد جهان ميگرديم !

يارقديم ، اسب زين كرده است !

يار، مرا ياد كنه ولو با يك هل پوك !

يا زنگي زنگ باش يا رومي روم !

KAKA_007
02-10-2007, 15:00
يا علي غرقش كن منهم روش !

يا كوچه گردي يا خانه داري !

يا مرد باش يا نيمه مرد يا هپل هپو !

يا مرگ يا اشتها !

يا مكن با پيلان دوستي --- يا بنا كن خانه در خورد پيل ![[ سعدي ]]

يعني كشك !

يكي رو تو ده راه نمي دادند سراغ كدخدارو ميگرفت !

يك ارزن از دستش نمي ريزه !

يك مرده بنام به كه صد زنده به ننگ !

يك انار و صد بيمار!

KAKA_007
02-10-2007, 15:01
يك بز گر گله را گر ميكند !

يكخورده شاخ بهتر از هزار ذرع دمه !

يك داغ دل بس است براي قبيله اي !

يكدم نشد كه بي سر خر زندگي كنيم !

يك ده آباد بهتر از صد شهر خراب !

يك بار جستي ملخه، دو بار جستي ملخه، آخر به دستي ملخه !

يه بام و دو هوا !

يه پا چارق، يه پا گيوه !

يه پاش اين دنيا يه پاش اون دنياست !

يه پول جيگرك سفره قلمكار نميخواد !

KAKA_007
02-10-2007, 15:02
يه تب يه پهلوان و ميخوابونه !

يه تخته اش كمه !

خل و كم عقل است !

يه جا ميل و مناره را نمي بينه يه جا ذره رو در هوا ميشماره !

يه مثقال گه توي شكمش نيست ميخواد به شمس العماره برينه !

يه چيز بگو بگنجه !

يه حموم خرابه چهل تا جومه دار نميخواد !

يه خونه داريم پنبه ريسه ، ميون هفتاد ورثه !

يه دست به پيش و يه دست به پس !

يه دست صدا نداره !

KAKA_007
02-10-2007, 15:03
يه دستم سپر بود، يه دستم شمشير، با دندونام كه نميتونم بجنگم !

يه ديوانه سنگي به چاه ميندازه كه صدعاقل نميتونه بيرون بياره !

يه روده راست توي شيكمش نيست !

يه روزه مهمونيم و صد ساله دعاگو !

يه روز حلاجي ميكنه سه روز پنبه از ريش ور ميچينه !

يه سال بخور نون و تره صد سال بخور نون كره !

يه سال روزه بگير آخرش با فضله سگ افطار كن !

يه سوزن بخودت بزن و يه جوالدوز به مردم !

يه سيب و كه به هوا بندازي تا بياد پائين هزار تا چرخ ميخوره !

يه شكم سير بهتر از صد شكم نيم سير !

KAKA_007
02-10-2007, 15:03
يه عمر گدائي كرده هنوز شب جمعه رو نميدونه !

يه كاسه چي صد تا سرناچي !

يه كفش آهني ميخواد و يه عصاي فولادي !

يه كلاغ و چهل كلاغ !

يه گوشش دره يه گوشش دروازه !

يه لاش كرديم نرسيد دو لاش كرديم كه برسد !

يه لقمه نون پرپري من بخورم يا اكبري !

يه مريد خر بهتر از يه ده شيش دانگ !

يه مو از خرس كندن غنيمته !

يه مويز و چل قلندر !

يه نه بگو، نه ماه رو دل نكش !

KAKA_007
02-10-2007, 15:04
يه وقت از سوراخ سوزن تو ميره يه وقت از در دروازه تو نميره !

يكي به نعل و يكي به ميخ !

يكي چهارشنبه پول پيدا ميكنه يكي گم ميكنه !

يكي كمه، دوتا غمه ، سه تا خاطر جمه !

يكي مرد و يكي مردار شد يكي به غضب خدا گرفتار شد !

يكي ميبره يكي ميدوزد !

يكي گفت : مادرم را ميفروشم . گفتند : كه چطور مادرت را ميفروشي ؟ گفت : قيمتي ميگم كه نخرند !

يكي ميمرد ز درد بينوايي - يكي ميگفت خانوم زردك ميخواهي ؟!

يكي نون نداشت بخوره پياز ميخورد كه اشتهاش واشه !

يكي يه دونه يا خل ميشه يا ديوونه !

KAKA_007
02-10-2007, 15:13
با تشکر از تمامي دوستان عزيز اين مجموعه تقريبا وسيع به پايان رسيد و اميدوارم نهايت استفاده رو از اون کرده باشيد.

با تشکر

ALI_MEDIA
02-10-2007, 16:39
یه سری ضرب المثل های زیبای مازندرانی
اگر داروك بخونده گنه وارش انه
اگر قورباغه سبز روي درخت بخواند مي گويند باران مي آيد.
- پنج شنبه نون و خرما در كامبي تا امه مرده جه برسه
پنجشنبه نان و خرما بيرون مي دهيم تا ثوابش به مرده ما برسد.
- چايي دله دار دره مهمان قد بلند انه
روي چايي ساقه اش قرار گرفته مهمان قد بلند مي آيد.
- خوي بد بدي صدقه درها كن تا بدي اون خو بر طرف بوشه
خواب بد ديدي صدقه بده تا بدي آن خواب بر طرف شود.
- سگ سر انشند ته دست گند موك زنده
روي سگ آب نريز دستت زگيل مي زند
- شو بي وقتي نونه جارو بزوئن فرشته ملائكه ره از شه سره بيرون كاندي
شب بي موقع نبايد جارو بزني چون فرشته و ملائكه را از خانه خود بيرون مي كني
- گرم تندير سره دپوشي ته وشته حادثه پيش انه
سر تنور گرم را بپوشاني براي تو حادثه پيش مي آيد.
- نمك ره نشند بنه به خاطر اين كه آب چشم حضرت زهرا هسته

ALI_MEDIA
02-10-2007, 16:46
سلام دوستان من از امروز تمام ضرب المثل های خارجی رو تو این تاپیک قرار می دم . امیدوارم خوشتون بیاد .:loveit:

ALI_MEDIA
02-10-2007, 16:46
ضرب المثلهای هندی
مثل هندی : گذشته گذشت و آنچه می آید بر تو پوشیده است،آنچه را که در دست داری مغتنم شمر.
مثل هندی : پول باید متعلق به انسان باشد نه آدم متعلق به پول .
مثل هندی : بت تراشها کمتر اطاعت بت را می نمایند و کمتر با آنها هستند ، زیرا می دانند که چه ساخته اند .
مثل هندی : اگر سنگی پرتاب کنی دست خودت درد می گیرد .
مثل هندی : ریشۀ تمام نزاعها سه چیزند : زر ، زن ، زمین .

ALI_MEDIA
02-10-2007, 16:48
ضرب المثلهای آفریقایی

مثل آفریقایی : شنا کردن را در عمیق ترین نقطه یاد بگیر .
مثل آفریقایی : به جایی که کوزۀ خودت را گذاشته ای سنگ پرتاب مکن .
مثل آفریقایی : حتی بهترین چوب ممکن است گرفتار موریانه گردد .
مثل آفریقایی : بر الاغ اگر پالان زرین هم بنهی باز هم الاغ است .
مثل آفریقایی : اگرچه دریا آرام می باشد ، ممکن است تمساحی در زیر آب کمین کرده باشد .
مثل آفریقایی : ممکن است دروغ یک سال بدود ولی راستی در یک روز از او جلو می افتد .
مثل آفریقایی : پیش از آنکه کسی را به کار بگماری دربارۀ دستمزدش با او سخن بدار .
مثل آفریقایی : ثروت چون شبنم در آفتاب است .
مثل مراکشی : اگر اقبال مرا رئیس قوم سازد ، از کجا معلوم که بلافاصله نابود نسازد ؟!
مثل مراکشی : شتر کوهان خودش را نمی بیند اما کوهان همسایه اش را به خوبی مشاهده می کند .

ALI_MEDIA
02-10-2007, 16:52
ضرب المثلهای اسپانیولی
مثل اسپانیولی : دست سیاه را غالباً با دستکش سفید پنهان می دارند .
مثل اسپانیولی : حقیقت و گل سرخ هر دو خار دارند .
مثل اسپانیولی : کسیکه یکبار می دزدد ، همیشه خواهد دزدید .
مثل اسپانیولی : حقیقت و گل سرخ هر دو خار دارند .
مثل اسپانیولی : هیچ چیز اسان تر از فریب دادن یک فرد درستکار نیست .
مثل اسپانیولی : اگر می خواهی زیاد عمر کنی در جوانی پیر بشو .

ALI_MEDIA
02-10-2007, 16:58
ضرب المثلهای فرانسوی


مثل فرانسوی : زن و پرنده بدون آنکه به عقب برگردند ، می توانند ببینند .

مثل فرانسوی : کسی که اندرز ارزان را رد کند طولی نمی کشد که پشیمانی را با قیمت گرانی خریداری خواهد کرد .

مثل فرانسوی : کسی که به خیال خود می خواهد فقط ضربه ای بزند ممکن است مرتکب قتلی شود .

مثل فرانسوی : مرد شکست خورده طالب جنگ بیشتر است .

مثل فرانسوی : خانه ات را برای ترساندن موش آتش نزن .

مثل فرانسوی : اگر مار را می کشی ، بچه اش را هم بکش .

ALI_MEDIA
02-10-2007, 17:01
مثل فرانسوی : وعده که کردی مقروض می شوی ، مقروض که شده وعده می کنی .

مثل فرانسوی :ازدواج زودش اشتباه بزرگی و دیرش اشتباه بزرگتری است .

مثل فرانسوی : زنگ آهن را می خورد و حسادت قلب را .
مثل فرانسوی : پول، به عقلا خدمت می کند و بر احمقان حکومت.
مثل فرانسوی : شوهر و بچه را هرچه در بازی های خود آرام بگذارید بیشتر به شما محبت پیدا میکنند .
مثل فرانسوی : داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .
مثل فرانسوی : بهتر است آدمی طرف حسادت مردم واقع شود تا طرف ترحم آنها .
مثل فرانسوی : هر کس نگهبان شراف خویش است .
مثل فرانسوی : یگانه مرد خوشبخت کسی است که تصور می کند خوشبخت است.
مثل فرانسوی : صاعقه به قلل بزرگ اصابت می کند.
مثل فرانسوی : ضایع ترین روز، روزی است که نخندیده ایم.

ALI_MEDIA
02-10-2007, 17:03
ضرب المثلهای تازی (عربی)
مثل تازی : معلوماتی که در کودکی فرا گرفته می شود مانند نقش در سنگ پایدار می ماند.
مثل تازی : اگر مدت چهل روز با مردم بسر بری ، یا مانند آنها می شوی یا آنها را ترک می کنی .
مثل تازی : عشق هفت ثانیه دوام دارد و هوس هفت دقیقه و اندوه و بیچارگی یک عمر .
مثل تازی : قول مانند تیر است ، همین که پرتاب شد هیچ وقت به کمان بر نمیگردد .
مثل تازی : اگر خواستی کسی را سعادتمند کنی ثروت او را زیاد نکن ، بکوش تا خواسته های او را کم کنی .
مثل تازی : اگر دربارۀ دوست خواستی قضاوت کنی احمقی بیش نیستی ، زیرا اگر غلط گفته باشی گناهی است نابخشودنی و اگر راست گفته باشی چرا او را به دوستی خود برگزیده ای ؟
مثل تازی : آنکه تندرستی دارد امید دارد ، و آنکه امید دارد همه چیز دارد .
مثل تازی : اقامتگاه خود را دائم تغییر بده . زیرا لذت زندگی در تنوع است .
مثل تازی : کسیکه غرور دارد حاضر است گم شود و راه را از دیگران نپرسد .
مثل تازی : قدر دو چیز فقط موقعی دانسته می شود که از دست می دهیم ، تندرستی و جوانی .

ALI_MEDIA
02-10-2007, 17:06
ضرب المثلهای انگلیسی
مثل انگلیسی : دوستانت باید مثل کتابهایی که می خوانی کم باشند و گزیده .
مثل انگلیسی : عالیترین سلاح برای مغلوب کردن دشمن خونسردی است .
مثل انگلیسی : به زن لال هم اگر راز خود را بسپاری فاش خواهد شد .
مثل انگلیسی : کسیکه در برابر حسود طاقت بیاورد و خونسرد باشد ، یا خیلی خوش قلب است و یا از آهن ساخته شده است .

ALI_MEDIA
02-10-2007, 17:07
ضرب المثلهای آلمانی

مثل آلمانی : گاهی دروغ همان کار را می کند که یک چوب کبریت با انبار باروت می کند .
مثل آلمانی : بهتر است دوباره سؤال کنی تا اینکه یکبار راه اشتباه بروی .
مثل آلمانی : زمان دوای خشم است.
مثل آلمانی : عشقی که توأم با حسادت نباشد دروغی است .
مثل آلمانی : در برابر آن کس که عسل روی زبان دارد ، از کیف پولت محافظت کن .

ALI_MEDIA
02-10-2007, 17:09
مثل آلمانی : روزیکه صبر در باغ زندگیست بروید به چیدن میوۀ پیروزی امیدوار باشید .
مثل آلمانی : تملق سم شیرین است .
مثل آلمانی : به امید شانس نشستن همان و در بستر مرگ خوابیدن هما
مثل آلمانی : سند پاره می شود ، ولی قول پاره نمی شود .
مثل آلمانی : کمی لیاقت ، جوهر توانایی در موفقیت است .

ALI_MEDIA
02-10-2007, 17:10
مثل آلمانی : زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبۀ خرابه هم زندگی می کنند .
مثل آلمانی : کسیکه در خود آتش ندارد نمی تواند دیگران را گرم کند .
مثل آلمانی : افتادن در گل و لای ننگ نیست، ننگ در این است که در آن جا بمانی.
مثل آلمانی : افتادن در گل و لای ننگ نیست ، ننگ در این است که در همانجا بمانی .
مثل آلمانی : بدون دوستان به سر بردن بدتر از داشتن دشمنان است.

ALI_MEDIA
02-10-2007, 17:12
مثل آلمانی : برای مرد گرسنه ساعت هر چند بخواهد باشد هنگام ظهر است.
مثل آلمانی : یک دروغ تبدیل به راست می شود وقتی که انسان باورش کنید.
مثل آلمانی : بهترین توبه، خودداری از گناه است.
مثل آلمانی : اگر می خواهی قوی باشی نقاط ضعف خود را بدان.
مثل آلمانی : بسیاری از افراد در موقعی که برنده می شوند می بازند و بسیاری دیگر وقتی که می بازند، برنده می شوند.
مثل آلمانی : خالی ترین ظرفها، بلندترین صداها را می دهد.
مثل آلمانی : برای مرد گرسنه ساعت هر چند بخواهد باشد هنگام ظهر است.
مثل آلمانی : هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود.

ALI_MEDIA
02-10-2007, 17:13
ضرب المثلهای چینی
مثل چینی : آنکس که جرأت مبارزه در زندگی را ندارد ، بالاجبار طناب دار را به گردن می اندازد .
مثل چینی : آنکس که در هر جا دوستانی دارد ، همه جا را دوست داشتنی می یابد .
مثل چینی : راستی یگانه سکه ایست که همه جا قیمت دارد .
مثل چینی : موقعیکه دهانت می خورد بگذار با شکمت مشورت کند .
مثل چینی : مردان در اوقات خوشبختی نسبت به سایر افراد همدردی نشان می دهند و زنان در اوقات بدبختی .

ALI_MEDIA
02-10-2007, 17:14
مثل چینی : هیچ وقت بیش از زمانیکه سر و کارمان با احمق است احتیاج به هوش زیاد نداریم .
مثل چینی : بدبختی آن نیست که می توان از آن بر حذر بود ، بلکه آن است که گریزی از آن نیست .
مثل چینی : هنگامیکه خشم حرف می زند عقل چهرۀ خود را می پوشاند .
مثل چینی : همیشه دزدی وجود دارد که دزد دیگر را غارت کند .
مثل چینی : مردیکه کوه را از میان برداشت ، کسی بود که شروع به برداشتن سنگریزه ها کرد .
مثل چینی : آنکه دربارۀ همه چیز می اندیشد ، دربارۀ هیچ چیز تصمیم نمی گیرد .
مثل چینی : عمارت بزرگ را از سایه اش و مردان بزرگ را از سخنانشان می توان شناخت.
مثل چینی : انسان موفق لاقید نیست و انسان لاقید موفق نیست .
مثل چینی : اگر به خاموش کردن آتش می روی ، لباس غلفی بر تن مکن .
مثل چینی : با ثروت می توان بر شیاطین فرمانروایی کرد . بدون ثروت حتی نمی توان بره ای را احضار کرد .
مثل چینی : مردم به سخنان مرد پولدار همیشه گوش می کنند.
مثل چینی : «عجله» کاری را که «احتیاط» قدغن کرده انجام می دهد.
مثل چینی : یک مرد بزرگ عیوب مرد کوچک را نمی بیند.

ALI_MEDIA
02-10-2007, 17:15
=انسان صد سال هم زندگي نمي كند ولي غصه هزار سال را مي خورد . چيني
۲=آنها در رختخواب زن و شوهرند و خارج از رختخواب مهمان. چيني
۳=اگر سالخورده هستي پند و اندرز بده و اگر جوان هستي به نصيحت گوش فرا بده. چيني
۴=اگر نميخواهي سرت كلاه برود قيمت جنس را از سه مغازه بپرس. چيني
۵=از داخل باهوش باش و از خارج مسخره گي پيشه كن. چيني

ALI_MEDIA
02-10-2007, 17:18
=اشتباه يك لحظه ؛ يك عمر اندوه به بار مي اورد . چيني
=انسان عيوب خود را فقط از طريق چشمان افراد ديگر تواند ديد. چيني
=ارزش دختر يك دهم ارزش پسر هست . چيني
=اگر مي خواهي مزرعه خوشبختي خود را توسعه بدهي خاك قلبت رو هموار كن. چيني
=اگر از تلاش دست برداري از زيستن هم دست برداشته اي. چيني
=اگر مردي لئيم باشد پسرش حتما به اسراف خواهد پرداخت. چيني
=اگر كتب داريد خوش خواهيد بود ولي خوشتر خواهيد بود زماني كه ديگر احتياج به كتب نداريد. چيني

ALI_MEDIA
02-10-2007, 17:20
=اگر فقير با ثروتمند معاشرت كند ديگر شلوار نخواهد داشت كه به پا كند. چيني
=انكه تهمت ميزند هزار بار مي كشد و قاتل فقط يك بار . چيني
=از آهسته رفتن مترس از بي حركت ايستادن بترس. چيني
=اگر در جواني سوزني بدوزدي در پيري پول خواهي دزديد. چيني
=آدم با هوش درد سرهاي بزرگ را به دردسرهاي كوچك تبديل ميكند و دردسرهاي كوچك را از بين
مي برد. چيني
=اگر مردي به زنش بي وفا باشد مانند آن است كه از درون به خارج تف كند ولي اگر زني به
شوهرش بي وفا باشد مانند آن است كه از خيابان در داخل منزل تف اندازد. چيني

ALI_MEDIA
02-10-2007, 17:22
=اسب بي لگام و زن بي ادب انسان را به نابودي مي كشد . چيني
=اگر ميخواهي براي يك روز معذب باشي مهماني كن و اگر مي خواهي براي يك سال معذب باشي پرنده نگاهدار و اگر مي خواهي مادام العمر معذب باشي زن بگير. چيني
= اگر ميخواهيد دشمنان شما بر اسرار شما اگاه نشوند به دوستان خود افشا نكنيد . چيني
=اگر رقص هم بلد نيستي لا اقل توانايي حركت دادن دست و پا را كه داري. چيني
=اگر برادران با هم كار كنند كوه طلا مي شود. چيني
=اسب خوب براي خوردن علف به قفا برنميگردد زن خوب نيز شوهر دوم اختيار نمي كند. چيني
=اگر چه در كنار جنگل زندگي مي كني ولي قدر چوب را بدان. چيني

KAKA_007
03-10-2007, 10:49
با سلام و عرض خسته نباشيد خدمت علي عزيز من در اين تاپيک ضرب المثل هاي انگليسي در بعضي موارد همراه مترادف رو براتون قرار مي دم .

KAKA_007
03-10-2007, 10:52
«کارگر بی‌مهارت، ابزار کارش را مقصر می‌داند.»
متراف فارسی: «عروس نمی‌توانست برقصد، می‌گفت زمین ناهموار است.»

«یک پرنده‌ در دست، بهتر از دوتا روی درخت است.»
مترادف فارسی: «سرکه نقد به از حلوای نسیه.»

«دوری باعث علاقمندی می شود.»
مترادف فارسی: «دوری و دوستی.»

«شاید که گربه به شاهی نظر کند.»
مترادف فارسی: «به اسب شاه گفته یابو.»

«استحکام زنجیر به اندازه ضعیف‌ترین حلقه آن است.»
مترادف ندارد قسمتي از داستان ژولیوس سزار از شکسپير

KAKA_007
03-10-2007, 10:53
«ترسو هزاربار پیش از مرگ می‌میرد. آدم نترس فقط یکبار مزه مرگ را می‌چشد.»
مترادف فارسی: «ترس برادر مرگ است.»

«دری که غژغژ می‌کند عمرش بیشتر است.»

«صدای عمل رساتر از حرف است.»
مترادف فارسی: «به عمل کار برآید به سخندانی نیست.»

«هرجا که پند و اندرز لازم آید، کمتر گوش شنوا است»

«احمق و پولش به راحتی از هم جداشدنی هستند»

KAKA_007
03-10-2007, 10:55
«روباه بوی گندش را زودتر از دیگران استشمام می‌کند»
مترادف فارسی: «چوب را که بلند کنی، گربه دزده فرار می‌کند»

«به هنگام نیاز، دوست واقعی شناخته می‌شود.»
مترادف فارسی: «دوست آن باشد که گیرد دست دوست// در پریشان‌حالی و درماندگی»

«پس از طوفان، آرامش گسترده می‌گردد.»
مشابه فارسی: «بعد از خشم پشیمانی است»

«بعد از نهار کمی استراحت کنید، بعد از شام یک کیلومتر راه بروید.»

«یک شروع خوب، پایان خوبی در پی دارد.»
خلاف فارسی: «خشت اول چون نهد معمار کج// تا ثریا می رود دیوار کج» مولوی

KAKA_007
03-10-2007, 10:56
«انسان نیک در جمع اشرار، شریرترین آن‌ها به نظر می‌رسد.»

«یک جراح خوب دارای چشمی همانند عقاب، دلی مثل شیر و دستی زنانه است.»

«یک وجدان گناه‌کار به سرزنش دیگران محتاج نیست»

«کسی که همه‌کار انجام می‌دهد استاد هیچ‌کاری نیست.»
مترادف فارسی: « همه‌کاره و هیچ‌کاره.»

«دروغ پا ندارد.»
مترادف فارسی: «دروغگو تا در خانه‌اش.»

KAKA_007
03-10-2007, 10:57
«حقیقت تا چکمه‌هایش را بپوشد، دروغ نیمی از جهان را دور زده است.» منسوب به وینستون چرچیل

«دانش ناقص خطرناک است.»
مترادف فارسی: «نیم‌طبیب خطر جان، نیم‌فقیه خطر ایمان»
تمثیل: «دوکس دشمن ملک و دینند یکی پادشاه بی حلم و دیگری زاهد بی علم» سعدی
تمثیل: «آن‌که نداند رقمی بهر نام// به زفقیهی که بود ناتمام» امیر خسرو

«دل‌شاد بودن، عمر انسان را طولانی می‌کند.»

«لغزش در عمل چه یک اینچ، چه یک مایل.»

«هر پول سیاهی که پس‌انداز شود، سودی است که کسب شده است.»
مترادف: «قطره قطره است وانگهی دریا»

KAKA_007
03-10-2007, 10:58
«شخص به اطرافیانش شناخته می شود»
مترادف فارسی: «تو اول بگو با کیان دوستی// پس‌آنگه بگویم که تو کیستی» سعدی

«تصویر از هزاران جمله گویاتر است»

«یک بادیه پر از شیر به قطره‌ای زهر، فاسد می‌گردد»

«بر سنگ غلطان سبزه نروید»
مترادف فارسی: «که بر سنگ گردان نروید نبات» سعدی

«مغز سالم در بدن سالم»
اصل لاتینی: «mens sana in corpore sano»
مترادف فارسی: «عقل سالم در بدن سالم است»

KAKA_007
03-10-2007, 10:59
«یک ضربه بموقع، باعث صرفه‌جویی در نه ضربه دیگر است»

مترادف فارسی: «یک ضربه کاری از ضربات بعدی جلوگیری می‌کند»


«هر گربه‌ای ماهی را دوست دارد اما از اینکه پنجولش خیس شود بیزار است»

«هیچ گلستانی تمام انواع گل‌ها را ندارد»
مترادف فارسی: «گل بی‌علت و بی‌عیب خداست» پروین اعتصامی

«زینت فراوان، بدون شلوار»
مترادف فارسی: «هرچه داره به بر داره، به خونه دست خر داره»

«هرچیز خوبی به پایان می‌رسد»

KAKA_007
03-10-2007, 11:00
همه کلاه است، پیش‌بند وجود ندارد»
مترادف فارسی: «همه من هستند، هیچ‌کس نیم‌من نیست»

«همه راه‌ها به رم راه‌برند»
مترادف فارسی: «همه راه‌ها به رم ختم می‌شوند

«عدالت در دوستی و جنگ»

«همه‌چیز خوب، پایانش نیز خوب»
متضاد فارسی: «خشت اول چون نهد معمار کج// تا ثریا می‌رود دیوار کج» مولوی

«هرچه می‌درخشد طلا نیست»
مترادف فارسی: «هرچه می‌درخشد طلا نیست»
مترادف فارسی: «هر گردی گردو نیست»

KAKA_007
03-10-2007, 11:01
«هرکه صبر کند به همه چیز می‌رسد»
مترادف فارسی: «گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی»

«هم‌اش کار بدون سرگرمی، جک را به بچه‌ای خل تبدیل می‌کند»

«یک‌عدد سیب در روز، دکتر را دور نگه‌می‌دارد»

«چشم برای چشم و دندان برای دندان» انجیل عهد عتیق
مترادف: «چشم در عوض چشم و دندان در عوض دندان»


«سم دیگران نباید الزامأ برای تو باشد»
مترادف لاتینی: "One man's medicine is another man's poison."
ترجمه: (داروی یکی، کشنده دیگری است)

KAKA_007
03-10-2007, 11:01
«یک اونس پیش‌گیری بهتر از یک پاوند مداوا است»
مترادف فارسی: «چرم را تا سگ نبرده باید حفظ کرد»
مترادف فارسی: «گوشت را نباید دم چنگ گربه گذاشت»

«رگبار آوریل، باعث فراوانی گل در ماه مه است»

ترجمه: «سؤال کن تا بیابی»
مترادف فارسی: «پرسان پرسان می‌روند هنوستان»

«از من نپرس تا به تو دروغ نگویم»

«نپرس تا دروغ نشنوی»

KAKA_007
03-10-2007, 11:02
«رختخوابت را که پهن کردی باید در آن هم بخوابی»
مترادف فارسی: «آش کشک خالته، بخوری پاته نخوری پاته»
مشابه فارسی: «خودکرده را تدبیر نیست»

«چوکاشتی باید بدروی»
مترادف فارسی: «چو جو کاشتی، جو حاصل آید»
مترادف فارسی: «هرچه بکاری تو، همان بدروی»

«کتری که موظب‌اش باشی هرگز نمی‌جوشد»
مشابه فارسی: «اگر خودم بالای سرش بودم پسر می‌زایید»

«کار زن پایان‌پذیر نیست»
بیتی از شعر: "A man may work from sun to sun, but a woman's work is never done"
ترجمه: (مرد اگر از طلوع تا به غروب در تلاش معاش دل‌بنداست// زن همیشه به کار ِخانه خویش چست و چالاک در جهداست»
مترادف فارسی: «کار کدبانو (کار منزل) تمام‌شدنی نیست»


«یک زن به مرد همان‌قدر محتاج است که یک ماهی به دوچرخه» (طنز)

KAKA_007
03-10-2007, 11:03
«کلمه‌ای به دانا کفایت کند»
اصل لاتینی: «Verbum sapienti saepet.»
مترادف فارسی: «در خانه اگر کس است یک حرف بس است»

«جمله‌ای که گفته شد قابل بازگشت نیست»
متراف فارسی: «تیری که رها شد به چله باز نگردد»

«سگی که پارس می‌کند، به ندرت گاز می‌گیرد»
مترادف فارسی: «سگ لاینده، گیرنده نباشد»

«چیزی را که برای دیگران آرزو می‌کنی ممکن است نصیب خودت شود»

«زیبایی در چشم بیننده است»
مترادف فارسی: «علف به دهن بزی شیرین است»

«زیبایی سطحی است اما زشتی تا استخوان نفوذ می‌کند»

KAKA_007
03-10-2007, 11:04
«زیبایی درهای بسته را می‌گشاید اما فقط پرهیزگاران داخل می‌شوند»

«آبجو پیش از لیکور سالم نیست، اما لیکور پیش از آبجو سرحال‌آورنده است»

«گدا، انتخاب‌کننده نیست»

«تنهایی بهتر از بودن در جمع دوستان بد است»
مترادف فارسی: «دلا خو کن به تنهایی که از تن‌ها بلا خیزد»

«اگر به نظر ابله آیی، بهتر از آن است که دهانت را باز کنی و بلاهتت ثابت شود»

«تأخیر داشتن بهتر از هرگز نرسیدن است»
مترادف فارسی: «دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است»

«ایمنی بهتر از تأسف است»
مترادف فارسی: «علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد// دريغ سود ندارد چو رفت كار از دست» سعدی

«ابلیس آشنا بهتر از ناآشنا است»

KAKA_007
03-10-2007, 11:05
«پرندگان همجنس با هم پرواز می‌کنند»
مترادف فارسی: «کبوتر با کبوتر، باز با باز// کند هم‌جنس با هم‌جنس پرواز»

«داروی تلخ شفابخش‌تر است»


«خون از آب غلیظ‌تر است»
مترادف فارسی: «اول خویش، سپس درویش»

«خون فوران خواهد کرد» بر اساس نقل‌قولی از شاسر: قتل برملا خواهد شد»

«پسربچه، می‌خواهد پسربچه باشد»
اصل لاتینی: «Sunt pueri pueri, pueri puerilia»

KAKA_007
03-10-2007, 11:06
«پسربچه، پسربچه است و می‌خواهد بازی‌های پسرانه کند»

«عقل، بهتر از زور بازو است»

«نان، قوت زندگی است»

«صبحانه مانند یک شاه، نهار مثل یک شاهزاده، شام مثل یک فقیر»
مترادف فارسی: «صبحانه را تنها، ناهار را با دوستان و شام را با دشمنت صرف کن»

«کره در صبح مانند طلا، در ظهر مانند نقره، در شب مثل سرب است»

«بخت به یاری اندیشه‌های پیشرو وارد میدان می‌شود.» لویی پاستور

«از نوشیدن شراب سیب روی آبجو هرگز نترس؛ اما نوشیدن آبجو روی شراب سیب سوارکار بدی از تو می‌سازد.»

«نزدیک بود، اما سیگار را نبردی.»

KAKA_007
03-10-2007, 11:07
«احترام مرد به لباس است.»
مترادف فارسی: «آستین نو پلو بخور!»

«احترام مرد به لباس نیست.»
مترادف فارسی: «آدم را به جامه نشناسند»
تمثیل: «لباس طريقت به تقوا بود// نه در جبه و دلق و خضرا بود»
تمثیل: «تن آدمی شریف است به جان آدمیت// نه همین لباس زیباست نشان آدمیت» سعدی

«همه‌گان از شعور برخوردار نیستند.» ولتر

«آدم ترسو چندین بار می‌میرد، اما آدم شجاع فقط یکبار.»
مترادف فارسی: «ترسو مرد»
مترادف فارسی: «ترس برادر مرگ است»

«از کم‌عمق‌ترین محل رودخانه گذر کن!»
مترادف فارسی: «بی‌گدار به آب نزن!»

«کنجکاوی باعث مرگ گربه است، رضامندی زندگی دوباره به او می‌بخشد.»

«جامه خود را به اندازه پارچه‌ات بدوز!»
مترادف فارسی: «پا را به اندازه گلیم خود دراز کن!»

KAKA_007
03-10-2007, 12:31
ضرب‌المثل‌های ترکی


«مرغان گرسنه در رؤیا، انبار غله خواب می‌بینند.»
مترادف فارسی: «شتر در خواب بیند پنبه دانه// گهی لپ لپ خورد، گه دانه دانه»
مترادف فارسی: «آدم گرسنه نان سنگك خواب می‌بيند.»
مترادف فارسی: «آدم برهنه كرباس دولاپهنا خواب می‌بيند.»


«پدر به‌پسرش یک تاکستان هدیه کرد، پسر حتی دانه‌ای انگور به‌پدر نداد.»
مترادف فارسی: «دشمنی بالاتر از اولاد نيست.»
مترادف فارسی: «نخل اين بستان زبار خويشتن خواهد شكست// هيچ‌كس از زادهٔ خود خير در دنيا نديد» کلیم کاشانی


«چیزی را ندانستن عیب نیست، چیزی را نیاموختن عیب است.»
مترادف فارسی: «پرسيدن عيب نيست، ندانستن عيب است.»
مترادف فارسی: «دانا هم داند و هم پرسد، نادان نداند و نپرسد.»

KAKA_007
03-10-2007, 12:31
«دو نفر بندباز روی یک طناب نمی‌توانند نمایش دهند.»
مترادف فارسی: «دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.»
مترادف فارسی: «دو شمشير در نيامی نگنجند.»
مترادف فارسی: «ده درويش در گليمی بخسبند و دو پادشاه در اقليمی نگنجند.» سعدی
مترادف فارسی: «آن‌جا كه عشق خيمه زند جای عقل نيست// غوغا بود دو پادشه اندر ولايتی» سعدی
مترادف فارسی: «بزم دو جمشيد مقامی كه ديد// جای دو شمشير نيامی كه ديد» نظامی
مترادف فارسی: «تنگ باشد يكی جهان و دو شـاه// تنگ باشد يكی سپهر و دوماه» سنائی


«به‌خاطر یک شپش نباید خانه را به‌آتش کشید.»
مترادف فارسی: «برای یک شپش، لحاف را بیرون نمی‌اندازند.»
مترادف فارسی: «برای یک کک، گلیم را نمی‌سوزانند.»
مترادف فارسی: «دوست را کس به‌یک بدی نفروخت// بهر کیکی گلیم نتوان سوخت» سنائی
مترادف فارسی: «برای یک بی‌نماز در مسجد را نمی‌بندند.»


«پرسیدن عیب نیست، نپرسیدن عیب است.»
مترادف فارسی: «پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است.»

KAKA_007
03-10-2007, 12:32
«روشنایی شدید زود خاموش می‌شود.»
مترادف فارسی: «تب تند زود عرق می‌کند»


«دشمن دانا را به‌دوست نادان ترجیح می‌دهم.»
مترادف فارسی: «دشمن دانا بلندت می‌کند// بر زمینت می‌زند نادان دوست» سعدی
مترادف فارسی: «دوستی با مردم دانا نكوست// دشمن دانا به‌از نادان دوست» نظامی
مترادف فارسی: «دشمن دانا كه غم جان بود// بهتر از آن دوست كه نادان بود» نظامی


«جان از بدن بیرون می‌رود ولی عادت می‌ماند.»
مترادف فارسی: «ترك عادت موجب مرض است.»
مترادف فارسی: «عادت، طبيعت ثانوی است.»
مترادف فارسی: «با جان مگر از جسد بر آيد// خويی كه فرو شده است با شير» سعدی


«با طناب پاره نباید داخل چاه شد.»
مترادف فارسی: «با بند پوسیدهٔ کسی نباید به‌چاه رفت.»
مترادف فارسی: «به‌ريسمان پوسيده كسی در چاه شدن.»
مترادف فارسی: «با طناب پوسيده كسی به‌چاه مرو.»
مترادف فارسی: «با طناب پوسیده کسی به‌چاه افتادن.»

KAKA_007
03-10-2007, 12:33
«قطره قطره، دریا شود.»
مترادف فارسی: «قطره قطره جمع گردد وانگهی دريا شود.»
مترادف فارسی: «اندك اندك خيلی شود و قطره قطره سيلی.» سعدی
مترادف فارسی: «اندك اندك بهم شود بسيار// دانه دانه است غله در انبار» سعدی


«کسی که در دریا درحال غرق‌شدن است، به‌مار هم چنگ می‌اندازد.»
مترادف فارسی: «غريق بر هر گياه خشك چنگ زند.» (الغريق يتشبث به كل حشيش)
مترادف فارسی: «فرومانده‌مردم به‌گرداب در// زند چنگ در هر گياه ناگزر» ادیب پیشاوری


«پیش از دیدن نهر، پاچهٔ شلوارت را بالا نزن.»
مترادف فارسی: «آب ندیده موزه کشیدن.»


«زبان، تیزتر از شمشیر است.»
مترادف فارسی: «زخم زبان از زخم شمشير بدتر است.»
مترادف فارسی: «زخم تير بر تن است و زخم سخن بر جان.»
مترادف فارسی: «زخم سنان بر تن است، زخم زبان بر جان.»


«دوستان واقعی در وقت تنگی شناخته می‌شوند.»
مترادف فارسی: «دوست آن دانم که گیرد دست دوست// در پریشان حالی و درماندگی» سعدی

KAKA_007
03-10-2007, 12:34
«خر نداند قدر مربا.»
مترادف فارسی: «خر چه داند قدرحلوای نبات.»
مترادف فارسی: «قيمت زعفران چه داند خر.»
مترادف فارسی: «قدر لوزينه خر كجا داند.»
تمثیل: «پیش خر، خرمهره و گوهر يكی است.» مولوی
تمثیل: «من آنم كه در پای خوكان نریزم// مر این قیمتی لفظ دُرّ ِ دَری را» ناصرخسرو
تمثیل: «تو قدر فضل شناسی كه اهل فضلی و دانش// شبه فروش چه داند بهای دُرّ ثمين را» سعدی


«هرکه خواهان گل سرخ است نیش خارش را نیز تحمل می‌کند.»
مترادف فارسی: «نوش خواهی، نیش می‌باید چشید.»
مترادف فارسی: «در بيابان گر به‌شوق كعبه خواهی زد قدم// سرزنش‌ها گر كند خار مغيلان غم‌مخور» حافظ


«اگر حلب دور است، آرشین این‌جاست.»
مترادف فارسی: «اگر یزد دور است، گز نزدیک است.»
مترادف فارسی: «اگر یزد نیست، گـَز هست!»
مترادف فارسی: «همدان دور است؟ كر دوش نزديك است!»
مترادف فارسی: «اگر سیستان دور است، میدانش نزدیک است.»

KAKA_007
03-10-2007, 12:35
«یک سوزن به خودت بزن یک جوالدوز به دیگری.»
مترادف فارسی: «اول یک سوزن به خودت بزن بعد یک جوالدوز به دیگران.»


«وطن انسان جایی است که شکم سیر است، نه‌آنجا که زاده‌شده است.»
مترادف فارسی: «سعديا حب وطن گرچه حديثی است درست// نتوان مرد به‌سختی كه در اين‌جا زادم» سعدی


«آدم هرچه در هفت‌سالگی باشد، در هفتاد‌سالگی هم هست.»
مترادف فارسی: «عقل به هفت که نرسید به هفتاد هم نمی‌رسد.»


«طناب‌ها از جای نازک پاره می‌شوند.»
مترادف فارسی: «طناب از جای باريك پاره می‌شود.»


«سگ‌هایی که می‌خواهند گاز بگیرند، دندانشان را نشان نمی‌دهند.»
مترادف فارسی: «سگی كه پارس می‌كند گاز نمی‌گيرد.»
مترادف فارسی: «سگ لاينده گيرنده نباشد.»

KAKA_007
03-10-2007, 12:35
«کفن جیب ندارد.»
مترادف فارسی: «کفن جیب ندارد.»

«هرکه به‌تقصیر خویش برزمین افتد، نباید گریه کند.»
مترادف فارسی: «خودافتاده نگريد.»
مترادف فارسی: «خودكرده را چه درمان.»
مترادف فارسی: «خودکرده را تدبیر نیست.»
مترادف فارسی: «خودم كردم كه لعنت بر خودم باد.»


«سرکهٔ تند، به‌خمره‌اش آسیب وارد می‌کند.»
مترادف فارسی: «حسود هرگز نياسود.»


«مرغ همسایه به‌چشم همسایه، غاز است.»
مترادف فارسی: «مرغ همسایه غاز است.»
مترادف فارسی: «مرغ همسايه غاز می نمايد.»
مترادف فارسی: «مرغ همسايه تخم غاز ميكند.»
مترادف فارسی: «آش همسايه روغن غاز دارد.»
مترادف فارسی: «دوغ در خانه ترش است.»
مترادف فارسی: «علف در آغل تلخ است.»
مترادف فارسی: «شتر، در قطار ديگران خوش نمايد.»
مترادف فارسی: «نعمت ما به چشـــم همسايه// صــد برابر فزون كند پايه// چـون زچشم نياز می‌بيند// مرغ همسايه غاز می‌بيند» رشید یاسمی

KAKA_007
03-10-2007, 12:36
«سگ می‌غرد، کاروان میرود.»
مترادف فارسی: «سگ لايد و كاروان گذرد.»
مترادف فارسی: «زآنهمه بانگ و علالای سگان// هيچ واماند زراهی كاروان؟» جلال‌الدین محمد بلخی


«این باید گوشواره‌ای در گوش تو باشد.»
مترادف فارسی: «آویزهٔ گوش کردن.»
مترادف فارسی: «پشت گوش نوشتن.» (پشت گوشت بنويس!)


«تر، که درکنار خشک باشد با او هم می‌سوزد.»
مترادف فارسی: «تر و خشک باهم می‌سوزد.»
مترادف فارسی: «آتش دوست و دشمن نداند.»
مترادف فارسی: «آتش كه به‌بيشه افتاد، تر و خشك نپرسد.»
مترادف فارسی: «آتش چو به‌شعله بركشد سر// چه هيزم خشك و چه گل تر» امیر خسرو

KAKA_007
03-10-2007, 12:37
«درختی که میوه داره بهش سنگ پرتاب می کنند.»
مترادف فارسی: «به‌درخت بی‌ثمر سنگ نمی‌زنند.»


«کسی که با غضب بلند شود، با ضرر می‌نشیند.»
مترادف فارسی: «غضب اولش ديوانگی است و آخرش پشیمانی.»
مترادف فارسی: «عاقبت خشم پشیمانی است.»
تمثیل: «غضب از شعله‌های شیطانی است// عاقبت موجب پشیمانی است»


«هرکه پول بدهد، نی هم می‌زند.»
مترادف فارسی: «تو نی‌ات را زدی.»
توضیح: «مردی که عزم سفر کرده بود، دوستان و آشنایانش به‌بدرقه او آمده و هرکدام سفارش کالایی را دادند. از آن میان فقط جوانی نزدیک رفته و گفت این پول را بگیر و برایم یک نی‌لبک بیاور. مرد مسافر گفت: تو نی‌لبکت را زدی.»


«آن‌کسی که باد می‌کارد، طوفان خواهد دروید.»
مترادف فارسی: «هركه باد بكارد، طوفان درو خواهد كرد.»

KAKA_007
03-10-2007, 12:37
«شاهین گوشت کوچک میخورد،شتر علف بزرگ.»
ترجمه: «شاهین کوچک، اما بلندپرواز است.»
مترادف فارسی: «فلفل مبین چه تیز است، بشکن ببین چه تیز است.»
مترادف فارسی: «از سوزن كوتاه‌قد كاری برمی‌آید كه از نیزهٔ بلند برنمی‌آید!»
تمثیل: «به خردگی منگر دانهٔ سپندان را// نگاه كن كه بقا را چگونه می‌كوشد» ناصرخسرو


«چشمی را که خیلی ازش مواظبت کنی، دانه می‌زند.»


«کاه را نگه‌دار، زمان استفادهٔ از آن فرا می‌رسد.»
مترادف فارسی: «هرچيز كه زار آيد، يك روز به‌كار آيد.»
مترادف فارسی: «هرچه به‌ديده خوار آيد، عاقبت روزی به‌كار آيد.»
مترادف فارسی: «هرچه در چشمت خوار آيد، نگهدار كه وقتی به‌كار آيد.»


«دهانی که از نوشیدن شیر داغ سوخته باشد، حتی به‌ماست هم فوت می‌کند.»
مترادف فارسی: «مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد.»
مترادف فارسی: «من آزموده‌ام اين رنج و ديده اين سختی// زريسمان متنفر بود گزيدهٔ مار» سعدی

KAKA_007
03-10-2007, 12:38
«یک جمله دلنشین، مار را از سوراخش بیرون می‌آورد.»
مترادف فارسی: «زبان خوش مار را از سوراخ بيرون می‌آورد.»
مترادف فارسی: «به نرمی برآيد زسوراخ مار// كه تيزی و تندی نيايد بكار» فردوسی


«کسی که پشت‌ هم بد می‌آورد، هنگام خوردن فرنی هم دندانش می‌شکند.»
مترادف فارسی: «بخت چون برگشت، پالوده دندان بشكند.»
مترادف فارسی: «بخت كه برگردد، عروس در حجله نر گردد.»
مترادف فارسی: «بدبخت اگر مسجد آدينه بسازد// يا طاق فرود آيد و يا قبله كج آيد»


«روباه دستش به‌انگور نرسيد، گفت ترش است.»
مترادف فارسی: «شغال پوزش به‌انگور نرسيد، گفت ترش است.»
مترادف فارسی: «پيرزن دستش به‌آلو نمی‌رسيد، گفت ترش است.»
مترادف فارسی: «گربه دستش به‌گوشت نمی‌رسيد، گفت بو میدهد.»


«خروسی را که بی‌موقع بخواند سر می برند.»
ترجمه: «خروسی را که بی‌موقع اذان گوید باید سر برید.»
مترادف فارسی: «مرغ بی‌وقت‌‌خوان را سر برند.»
مترادف فارسی: «مرغی را که بی‌وقت می خواند باید سربرید.»
تمثیل: «ندانی كه چون مرغ بی‌وقت خواند// به‌جای پرافشاندن سرفشاند» نظامی

KAKA_007
03-10-2007, 12:39
«پهلوان زمین‌خورده از کشتی‌گرفتن خسته نمی‌شود.»


«اگر دوران، مناسب حالت رفتار نکرد، تو خود را با او هماهنگ کن.»
مترادف فارسی: «زمانه باتو نسازد، تو با زمانه بساز!»

KAKA_007
03-10-2007, 12:40
ضرب‌المثل‌های بومیان آمریکا



«ای روح بزرگ، مرا از قضاوت در امور دیگران، پیش از آن‌که فرسنگی در پای‌پوش آن‌ها طی طریق نکرده‌ام، بازدار.»
«زمین را از پدران خود به ارث نبرده‌ایم، ما آن‌را از فرزاندانمان به امانت گرفته‌ایم.»
«مردی که برای خانواده‌اش تلاش می‌کند نمی‌تواند ثروتمند شود.»
«وقتی‌که آخرین رودخانه مسموم شد و آخرین ماهی به دام افتاد، و زمانی که آخرین درخت قطع شد، آن‌گاه خواهیم دانست که پول را نمی‌توان خورد.»

KAKA_007
03-10-2007, 12:42
ضرب‌المثل‌های بلغاری



«از کلاغ هرگز کبوتر به وجود نمی‌آید.»
مترادف فارسی: «از مار نزاید جز ماربچه»
مترادف فارسی: «از آشیان غراب طاووس نپرد»
تمثیل: «تخم اگر جو بود، جو آرد بر// بچه سنجاب زاید از سنجاب» ناصرخسرو
تمثیل: «به موبد چنان گفت دهقان سغد// که برناید از خانه باز جغد» فردوسی
«اگر خانه می‌خواهی ساخته‌شده بخر، اگر زن می‌خواهی ساخته‌نشده بگیر.»


«برای یک گاری پر از سفال،یک ضربهٔ عصا کافی است.»
«بهترین سیب‌ها نصیب خوک می‌شود.»
مترادف فارسی: «خربزه شیرین نصیب شغال (کفتار) می‌شود.»
مترادف فارسی: «سیب سرخ برای دست چلاق خوب است.»
تمثیل: «نشود شاهد زیبارو جز همدم زشت// نخورد خربزهٔ شیرین الا کفتار» قاآنی

KAKA_007
03-10-2007, 12:43
«تنها نیکوکاری آدم خسیس مرگ زودرس اوست.»
«زندگی در جهنم با خردمندان، خوشتر از بهشت در جوار ابلهان.»
مترادف فارسی: «نشست تو با زیرکان در مغاک // به‌است از بهشت و نشست مژاک»


«سخن نیک تا دوردست‌ها شنیده می‌شود؛ حرف بد دورتر از دوردست‌ها بگوش می‌رسد.»
«سگ قلاده به گردن، خرگوش نمی‌گیرد.»
مترادف فارسی: «اگر در خانه، خودرا قید سازی// کجا مرغ حرم را صید سازی» اوحدی


«طوفان درختان تنومند را می‌شکند، درختان کوچک را فقط خم می‌کند.»
مترادف فارسی: «تواضع سر رفعت افـرازدت// تکبر به‌سر اندر اندازدت» سعدی
مترادف فارسی: «از تواضع بزرگوار شوی// واز تکبر ذلیل و خوار شوی» سنایی
تمثیل: «افتادگی آموز اگر طالب فیضی// هرگز نخورد آب زمینی که بلند است» پوریای ولی

KAKA_007
03-10-2007, 12:43
«کسی که بین دو صندلی بنشیند، زمین می‌خورد.»
مترادف فارسی: «بین دو پلاس برزمین است.»
مترادف فارسی: «بین دو فرش نشستن»


«مرغ همسایه همیشه تخم بزرگ‌تر می‌گذارد.»
مترادف فارسی: «مرغ همسایه تخم غاز می‌کند.»
مترادف فارسی: «آش همسایه روغن غاز دارد.»

KAKA_007
03-10-2007, 12:44
ضرب‌المثل‌های ایتالیایی



«حیف صابون که سر خر را با آن بشویند.»
مترادف فارسی: «که زنگی به شستن نگردد سفید»


«یک سندان خوب از پتک هراسی ندارد.»
مترادف فارسی: «شتر نقاره‌خانه‌است، از صدای طشتک و طبلک رم نمی‌کند.»
مترادف فارسی: «اشتر که چهاردندان شود از آواز جرس نترسد.»
مترادف فارسی: «قاطر قصاب‌خانه کاردخونی زیاددیده.»
تمثیل: «نترسم من از کبک یافه‌سرای// که اشتر نترسد ز بانگ درای» اسدی طوسی


«هرکه به‌آسیاب می‌رود، خود را آردی می‌کند.»
مترادف فارسی: «همنشین بد چون آهنگر است، اگر جامه نسوزد، دود در تو نشاند.»


«هرکه به‌راه راست رفت، گمراه نخواهد شد.»
مترادف فارسی: «راه راست برو اگرچه دور است.»
مترادف فارسی: «راه راست، گم‌شدن ندارد.»
تمثیل: «راستی موجب رضای خداست// کس ندیدم که گم شد از ره راست» سعدی

KAKA_007
03-10-2007, 12:45
«هرکه آهسته رفت، راه بیشتری را به ‌تندرستی طی می‌کند.»
مترادف فارسی: «شتر آهسته می‌رود شب و روز (اسب تازی دو تک رود به شتاب...)» سعدی
مترادف فارسی: «رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود// رهرو آن‌است که آهسته و پیوسته رود»


«قشنگ آنست که به‌دل نشیند.»
مترادف فارسی : "علف باید به دهن بزی شیرین بیاد!"


«آدمی تا پای تابوت هم از آموختن بازنماند.»
مترادف فارسی: «ز گهواره تا گور دانش بجوی» فردوسی


«سوپ مرغ پیر خوشمزه‌تر است.»

«میمون در لباس ابریشمی هم، میمون باقی می‌ماند»
مترادف فارسی: «خر ار جل اطلس بپوشد خر است» سعدی
مترادف فارسی: «خر همون خره پالونش عوض شده»»

«اگر اصل نباشد، بدل خوبی است.»

KAKA_007
03-10-2007, 12:46
«یک دست، دگر دست را شوید.»
مترادف فارسی:«دست، دست را می‌شوید.»
مترادف فارسی: «دست، دست را می‌شوید، دست هم برمی‌گردد صورت را می‌شوید.»


«اول «ناپل» را ببین بعد «بمیر».»
توضیح: «ترجمه این مثل به‌زبان‌های دیگر، طنز نهفته درآن را که نوعی بازی با کلمات است، بیان نمی‌کند. "muori" نام شهری است که پس از گذشتن از ناپل پدیدار می‌شود. از سویی دیگر این لغت به معنی «تو می‌میری» هم می‌باشد.»

KAKA_007
03-10-2007, 12:47
«اگر می خواهی ماهی فراوانی بگیری، به دریا برو.»
«خداوند، گوشت را به ما ارزانی داشت، شیطان آشپزخانه را.»
«وقتی که بازی به ‌پایان می‌رسد، شاه و سربازان دوباره داخل یک جعبه قرار می‌گیرند.»
مترادف فارسی: «مرگ به فقیر و غنی نگاه نکند.»
مترادف فارسی: «مرگ پیر و جوان نمی‌شناسد.»
تمثیل: «فرق شاهی وبندگی برخاست// چون قضای نبشته آید پیش// گر کسی خاک مـرده باز کند// ننماید توانگر و درویش» سعدی
تمثیل: «اگر تاج داری و گر درد و رنج// همان بگذری زین سرای سپنج// اگر شهریاری و گر زیردست// جز از خاک تیره نیابی نشست» فردوسی
«هرکس هرکاری را فقط به ‌خاطر پول انجام بدهد، چیزی نخواهد گذشت که به خاطر پول هرکاری را انجام دهد.»
«هرکه خواهان خوب سخن‌گفتن است، اول باید خوب فکر کند.»
«هرکه وقت نداشته باشد، از هر گدایی گداتر است.»

KAKA_007
03-10-2007, 12:48
ضرب‌المثل‌های اندونزیایی



«هرگز فکر نکن که آب آرام تمساح ندارد.»
مترادف فارسی: «از آن مترس که‌های و هو دارد، از آن بترس که سر به تو دارد.»


«تمر در کوهستان و نمک در دریا است، اما همدیگر را در دیگ ملاقات می‌کنند.»
مترادف فارسی: «گذر پوست به دباغخانه می‌افتد.»
مترادف فارسی: «دنیا خیلی کوچک است.»


«روی نازیبا، مقصر، آیینه ترک دار.»
مترادف: «روی تو چون آینه بنمود راست// خود شکن، آیینه شکستن خطاست»


«فیل ِ روی پلک چشمان دیده نمی‌شود، اما مورچهِ آن‌طرف آب دیده می‌شود.»
مترادف فارسی: «خار را کف پای دیگران دیدن و جوالدوز را تو چشم خود ندیدن.»
تمثیل: «خار را در چشم دیگران بینی// شاه تیر را در چشم خود نمی‌بینی» کشف‌المحجوب
تمثیل: «کاهی در چشم من می‌بینید و کوه را در چشم خود نمی‌بینید.» قرةالعین
تمثیل: «به‌چشمت اندر، بالار ننگری تو به‌روز// به‌شب به‌چشم کسان اندرون ببینی کاه» رودکی

KAKA_007
03-10-2007, 12:49
«یک پرنده در دست بهتر از ده تا روی درخت است.»
مترادف فارسی: «سرکه نقد به از حلوای نسیه»
مترادف فارسی: «سیلی نقد از عطای نسیه به»
مترادف فارسی: «نقد موجود به که نسیه موعود»
مترادف فارسی: «گنجشک نقد به از طاووس نسیه»
تمثیل: «ما درخور صید تو نباشیم ولیکن// گنجشک به‌دست است به‌از باز پریده» سعدی


«به‌راستی‌که زبان استخوان ندارد.»
مترادف فارسی: «زبان استخوان ندارد؛ به هرطرف که بگردانی می‌چرخد.»

KAKA_007
03-10-2007, 12:50
ضرب‌المثل‌های اسکاتلندی



«اسکاتلندی، نیمی بشر نیمی خدا.»
«اسلحه، صلح را به ارمغان می‌آورد.»
«در هیچ کاری عجله جایز نیست مگر گرفتن کک.»
«روزی که نیامده از سالی که گذشته طولانی‌تر است.»
«زن و باد دو بلای لازم هستند.»
«هرگز نگذار دشمن بفهمد که پاهایت می لرزد.»

KAKA_007
03-10-2007, 12:52
ضرب‌المثل‌های اسپانیایی



«در دهان ِ یابوی پیش‌کشی نگاه نمی‌کنند.»
مترادف فارسی: «دندان ِ اسب پیش‌کشی را نمی‌شمارند.»
مترادف فارسی: «دندان ِ اسب پیش‌کشی را نبینند.»


«بار ِ سوم موفقیت می‌آید.»
مترادف فارسی: «تا سه نشه، بازی نشه.»


«حضرت مریم برای احمق‌ها ظاهر می‌شود.»
مترادف فارسی: «دنیا به کام ابلهان است.»
مترادف فارسی: «جاهل را غنی‌تر می‌رسد روزی.»
تمثیل: «کیمیاگر به غصه مرده و رنج// ابله اندر خرابه یافته گنج» سعدی


«اگر میمون لباس ابریشمی هم بپوشد باز میمون است.»
مترادف فارسی: «پالان ترمه خر را عوض نمی‌کند.»
تمثیل: «اهل نگردد به عمامه سفیه// خر نشود از جل دیبا فقیه» امیر خسرو دهلوی
تمثیل: «نه منعم به مال از کسی بهتراست// خر، ار جل اطلس بپوشد، خراست» سعدی

KAKA_007
03-10-2007, 12:54
«ای مسافر! راهی وجود ندارد، «راه» با رفتن ساخته می‌شود.»


«ویسنته به کجا می‌رود؟ جایی که همه می‌روند.»
مترادف فارسی: «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو!»
مترادف فارسی: «در شهر کوران یک چشمت را هم بگذار!»
مترادف فارسی: «در شهر نی‌سواران باید سوار نی شد!»
تمثیل: «چون به در خانه زنگی شوی// روی چو گلنارت چون قار کن» ناصرخسرو


«عشق از در آشپزخانه وارد می‌شود.»


«عشق بر همه‌چیز پیروز می‌شود، پول به همه‌چیز دست می‌یابد، همه‌چیز به مرگ ختم می‌شود، زمان همه‌چیز را می‌بلعد.»


«آن که راحت بیاید، راحت می‌رود.»
مترادف فارسی: «بادآورده را باد می‌برد.»


«دانش، فضایی را اشغال نمی‌کند.»


«در سرزمین کورها یک‌چشمی پادشاه است.»
مترادف فارسی: «در شهر کوران یک‌چشمی پادشاه است.»
مترادف فارسی: «خرس در کوه، بوعلی سیناست.» (در محیط بی خردان هر نادانی ادعای نبوغ تواند کرد.)


«مثل زنبورعسل روی گل»
مترادف فارسی: «مثل موش روی قالب پنیر.»

KAKA_007
03-10-2007, 12:55
«تنها راه برای تشخیص مزه پودینگ، خوردن آن است.» سروانتس


«سفرهای دراز، دروغ‌های بزرگ.»
مترادف فارسی: «جهان‌دیده بسیار گوید دروغ» سعدی


«هیچ‌ چیز ِ بدی نیست که برای چیزی خوب نباشد.»
مترادف فارسی: «هرچه به دیده خوار آید، عاقبت روزی به کار آید.»
مترادف فارسی: «هرچه در چشمت خوار آید، نگهدار که وقتی به کار آید.»
مترادف فارسی: «هرچیز که زار آید، یک روز به کار آید.»
تمثیل: «هرچیز کزآن بتر نباشد// از مصلحتی به در نباشد// شرّی که به خیر باز گردد// آن خیر بود که شرّ نباشد» سعدی
تمثیل: «میفکن کـَوَل گرچه خوار آیدت// که هنگام سرما به کار آیدت» نظامی


«خواستن، توانستن است.»
مترادف فارسی: «خواستن، توانستن است.»
مترادف فارسی: «کرا خواسته کارش آراسته‌است.» اسدی طوسی
تمثیل: «طلبت چون درست باشد و راست// خود به اول قدم مراد توراست» اوحدی

KAKA_007
03-10-2007, 12:56
«هرکه عاشقت بود، تورا به گریه می‌اندازد.»
مترادف فارسی: «عشق را بنیاد بر ناکامی است// هرکه زین می‌سرکشد از خامی است» عطار نیشابوری
مترادف فارسی: «به گیتی عاشقی بی‌غم نباشد// خوشی و عاشقی باهم نباشد» ویس و رامین
تمثیل: «به عالم هر کجا درد و غمی بود// به هم کردند و عشقش نام کردند» عراقی
تمثیل: «وای ِآن‌کو به دام عشق آویخت// خنک آن‌کو زدام عشق رهاست// عشق برمن در ِعنا بگشود// عشق سر تا بسر عذاب و عناست» فرخی سیستانی


«من تو را می‌شناسم ماهی! حتی اگر با لباس مبدل ظاهر شوی.»
مترادف فارسی: «کور شود کاسبی که مشتری‌اش را نشناسد.»
«ازدواج به مثابه هندوانه‌است. گاهی خوب و گاهی بد از آب درمی‌آید.»
«اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری، اختیار شکمش را در دست بگیر.»
«حقیقت و گل سرخ هردو خار دارند.»

KAKA_007
03-10-2007, 12:57
ضرب‌المثل‌های ارمنی



«اتحاد قدرت است.»
مترادف فارسی: «اتحاد موجب قدرت است.»
مترادف فارسی: «دست خدا با جماعت است.»
مترادف فارسی: «آب به آب می‌خورد، زور بر میدارد.»
تمثیل: «دولت همه زاتفاق خیزد// بی دولتی از نفاق خیزد» سعدی
تمثیل: «دو دل یک شود بشکند کوه را// پراکندگی آرد انبوه را» نظامی
تمثیل: «مورچگان را چو بود اتفاق// شیر ژیان را بدرانند پوست» سعدی


«اگر او خواست خودش را تو چاه بیفکند تو هم دنبالش میری؟»
مترادف فارسی: «هر که خودش را از پشت بام انداخت، تو هم خودت را پرت می‌کنی؟»
معنی: «در مذمت تقلید آورند. خطاب به کسانی که بدون بررسی و مطالعه، مقلد دیگرانند.»


«اول فکر کن، سپس حرف بزن.»
مترادف فارسی: «اول اندیشه وانگهی گفتار» سعدی

KAKA_007
03-10-2007, 12:58
«او مردم را تا لب آب می‌برد و تشنه برمی‌گرداند.»
مترادف فارسی: «او آدم را می‌بره لب رودخانه و تشنه برمی‌گرداند.»
معنی: «آدم زرنگ و شارلاتانی است.»


«او همه را به یک چشم می‌بیند.»
مترادف فارسی: «او همه را به یک چشم نگاه می‌کند.»
مترادف فارسی: «او همه را به یک چوب می‌راند.»


«بازبان خوش می‌توانی حتی یک مار را هم از لانه‌اش بیرون بکشی.»
مترادف فارسی: «زبان خوش مار را از سوراخ بیرون می‌آورد.»
مترادف فارسی: «به نرمی برآید زسوراخ، مار» فردوسی
تمثیل: «به شیرین‌زبانی و لطف و خوشی// توانی که پیلی به مویی کشی» سعدی
تمثیل: «از درشتی ناید اینجا هیچ‌کار// هم به‌نرمی سرکند از غار مار» مولوی


«با وجود تنگی لانه، موش سعی می‌کند با یک جارو که به کونش بسته، وارد لانه‌اش شود.»
مترادف فارسی: «موش به سوراخ نمی‌رفت، جارو به دمش بست.»
تمثیل: «نمی‌شد موش در سوراخ کژدم// به یاری، جای‌روبی بست بر دم» نظامی

KAKA_007
03-10-2007, 12:59
«با یک گل بهار نمی‌آید.»
مترادف فارسی: «از یک گل بهار نمی‌شود.»
مترادف فارسی: «بر نادر حکم نتوان کرد.» سعدی
مترادف فارسی: «از یک پرستو تابستان نشود.»
تمثیل: «لیک از یک‌نفر چه‌کار آید// از یکی گل کجا بهار آید» شهریار


«بره در بهار، برف در زمستان.»
مترادف فارسی: «هرچیز به ‌جای خویش نیکوست!»
مترادف فارسی: «هرکاری وقتی دارد.»
مترادف فارسی: «هر چیز به هنگام خوش است.»
مترادف فارسی: «هر چیز به جای خویش و به وقت خویش حق است و با حق بسته.» خواجه نصیرالدین طوسی
تمثیل: «این مثل در زمانه معروف است// که عمل‌ها به ‌وقت موقوف است» سنایی
«بدبختی و خوشبختی، دو خواهرند.»

KAKA_007
03-10-2007, 13:00
«پلو به حرف پخته نمی‌شود.»
مترادف فارسی: «از حلواحلوا (خرما خرما) گفتن، دهن شیرین نمی‌شود.»
مترادف فارسی: «از پلو پلو گفتن، شکم سیر نمی‌شود.»


«تخم‌مرخ‌دزد، اسب‌دزد می‌شود.»
مترادف فارسی: «تخم‌مرغ‌دزد، شتردزد می‌شود.»
مترادف فارسی: «تخم‌مرغ‌دزد، شترمرغ‌دزد می‌شود.»
مترادف فارسی: «هرکه دانگی بدزدد، از دیناری نترسد.»


«خورشید پشت ابر نمی‌ماند»
مترادف فارسی: «آفتاب پشت ابر نمی‌ماند.»


«خوشبختی فقط یک‌بار به ملاقات می‌آید.»
مترادف فارسی: «خوشبختی فقط یک‌بار در خانه شخص را می‌زند.»


«چه‌ ربطی به سبیل اسکندر دارد؟»
مترادف فارسی: «گوز چه‌کار به شقیقه داره؟»


«داشتند کتاب مقدس را برای گرگ می‌خواندند، گفت: عجله کنید که گله رفت.»
مترادف فارسی: «گرگ را گرفتند پندش دهند، گفت: سرم دهید گله رفت.»
مترادف فارسی: «زودباش تمام کن که گله رفت!»

KAKA_007
03-10-2007, 13:00
«درخت هرچه بیشتر میوه بدهد، بیشتر سرش را پایین می‌آورد.»
مترادف فارسی: «درخت هرچه بارش بیش‌تر سرش پائین‌تر.»
مترادف فارسی: «تواضع کند هوشمند گزین// نهد شاخ پرمیوه سر برزمین» سعدی
تمثیل: «سپیدار مانده‌ست بی‌هیچ‌چیز// ازیرا که بگزیده مستکبری را» ناصرخسرو


«دزد از دزد، دزدید؛ خدا دید و تعجب کرد.»
مترادف فارسی: «دزد که از دزد بزند شاه‌دزد است.»


«دندان اسب پیش‌کشی را نشمار!»
مترادف فارسی: «دندان اسب پیش‌کشی را نمی‌شمارند.»
مترادف فارسی: «دندان اسب پیش‌کشی را نبینند.»
«دیوانه مثل هوای ماه مارس است.»


«سگ، گوشت سگ را نمی‌خورد.»
مترادف فارسی: «سگ، سگ را ندرد.»
مترادف فارسی: «کارد دسته خود را نبرد.»
مترادف فارسی: «اسب و استر به هم لگد نزنند.»

KAKA_007
03-10-2007, 13:01
«سیب از درخت دور نمی‌افتد.»
مترادف فارسی: «میوه از درخت دور نمی‌افتد.»
مترادف فارسی: «خوشه از خرمن دور نمی‌افتد.»


«عروس نمی‌تواند برقصد، می‌گوید کف اطاق ناهموار است.»
مترادف فارسی: «عروس نمی‌توانست برقصد، می‌گفت اطاق کج است.»
مترادف فارسی: «عروس پایش کج است، می‌گوید راه خانه داماد هموار نیست.»
مترادف فارسی: «به شل گفتند چرا نمی‌‌رقصی؟ گفت: اطاق کج است.»


کشیش در روستای خود مورد احترام نیست.»
مترادف فارسی: «هیچ پیغمبری در شهر خود احترام ندارد.»
ترجمه: «کوه به طرف کوه نمی‌رود، اما انسان به سوی انسان می‌رود.»
مترادف فارسی: «کوه به کوه نمی‌رسد، آدم به آدم می‌رسد.»
«کنده رو تو چشم خودش نمی‌بینه، خار رو تو چشم دیگران می‌بینه.»
مترادف فارسی: «خار را در چشم دیگران بیند، شاه‌تیر را در چشم خود نمی‌بیند.»

KAKA_007
03-10-2007, 13:02
«گوشتش مال شما، استخوانش از مال من.»
مترادف فارسی: «گوشت و پوسش از تو، استخوانش از من.»
معنی:«این مثل را هنگامی‌که پدران و مادران فرزندان خود را در مدرسه ثبت‌نام می‌کردند، به آموزگارها می‌گفتند. و مراد این‌که هرگونه تنبیهی در جهت آموزش آن‌ها می‌توان اعمال کرد به شرط این‌که زنده بمانند.»


«وقتی بزرگ شدی اتفاقات را فراموش می‌کنی.»
مترادف فارسی: «بزرگ میشی یادت میره!»


«وقتی تبر به جنگل آمد، درختان گفتند: کار خود ما است.»
متراف فارسی: «از ماست که بر ماست.»
مترادف فارسی: «پر عقاب آفت عقاب است.»
تمثیل: «سخن رفتشان یک بیک هم‌زبان// که از ماست برما، بد آسمان» فردوسی


«وقتی روباه دستش به انگور نمی‌رسد، می‌گوید: نارس است.»
مترادف فارسی: «روباه دستش به انگور نمی‌رسید می‌گفت ترش است.»

KAKA_007
03-10-2007, 13:27
«هرچه بکاری، همان را درو خواهی کرد.»
مترادف فارسی: «هرچه بکاری تو، همان بدروی»
مترادف فارسی: «اگر بد کاشتی هم بد بروید»
مترادف فارسی: «اگر بد کنی جز بدی ندروی»
تمثیل: «به جز کِشته خویشتن ندروی// چـو دشنام گویی دعا نشنوی» سعدی
تمثیل: «نگر تا چه کاری همان بدروی// سخن هرچه گویی همان بشنوی» فردوسی
تمثیل: «هرچه کنی کشت همان بدروی// کار بد و نیک چو کوه و صداست» پروین اعتصامی


«هرچیزی که چشم می‌بیند، قلب فراموش نمی‌کند.»
مترادف فارسی: «چشم می‌بیند، دل می‌خواهد.»
مترادف فارسی: «چشم دریچه قلب است.»
مترادف فارسی: «چشمش را ببین، دلش را بخوان.»
تمثیل: «ز دست دیده و دل هردو فریاد// که هرچه دیده بیند دل کند یاد» باباطاهر
تمثیل: «این دیده شوخ می‌کشد دل به کمند// خواهی که به کس دل ندهی دیده ببند» سعدی
«هرجا نان، همان جا بمان.»
مترادف فارسی: «نان این‌جا، آب این‌جا؛ کجا برم به از این‌جا.»
«هرکه زیاد حرف بزند، کم‌تر می‌شنود.»
تمثیل: «گوش تو دو دادند و زبان تو یكی// یعنی كه دو بشنو و یکی بیش مگو» بابا‌افضل کاشانی

KAKA_007
03-10-2007, 13:28
«هفت‌بار اندازه بگیر، یک بار پاره کن.»
مترادف فارسی: «گز نکرده پاره مکن!»
تمثیل: «بریدی تو ناکرده‌گز، جامه را// نخواندی تو پایان شهنامه را» ادیب پیشاوری


«یک دیوانه سنگی به چاه افکند، چهل‌نفر عاقل نتوانستند آن را بیرون بیاورند.»
مترادف فارسی: «یک دیوانه سنگی به چاه اندازد و دوصد عاقل بیرون نتوانند آورد.»


«یک دست صدا ندارد.»
مترادف فارسی: «دست یکهِ صدا ندارد.»
تمثیل: «هیچ بانگ کف‌زدن آید بدر// از یکی دست تو بی‌دست دگر؟» جلال‌الدین محمد بلخی
تمثیل: «دست چپم به ‌جاست اگر نیست دست راست// اما هزار حیف که یک دست بی‌صداست» حکیم سوری

KAKA_007
03-10-2007, 13:30
ضرب‌المثل‌های آلمانی


«لاشه خوراک شاهین نیست»
«شاهین مگس نگیرد»
«شاهین پشه نگیرد»
مترادف فارسی: «اگر عنقا ز‌بی‌برگی بمیرد// شکار از صید گنجشکان نگیرد» سعدی


«گرگ پیر مضحکه سگان است»
مترادف فارسی: «گرگ كه پير شد، رقاص شغال می‌شود.»


«اسب پیر نصیب دباغ می‌گردد»
مترادف فارسی: «درخت كه پير شد پايش اره می‌گذارند.»


«شبی که به روشنایی می‌گراید، از غروبش هویدا است»
مترادف فارسی: «سالی که نکوست از بهارش پیداست.»

KAKA_007
03-10-2007, 13:31
«از یک لوبیا کوه ساختن»
«از یک شپش شتر ساختن»
«از یک پشه فیل ساختن»
«از یک تراشه چوب تیر سقف درست کردن»
مترادف فارسی: «از كاه، كوه ساختن.»


«نان‌قندی به بچه های قناد دادن»
مترادف فارسی: «لعل به‌کان بردن»
مترادف فارسی: «زیره به کرمان بردن»


«کوه به طرف کوه نمیآید اما آدم به طرف آدم»
«کوه و دره به هم نمی‌رسند اما آدم‌ها»
«آدم در زندگی دوبار همدیگر را ملاقات می‌کند»
مترادف فارسی: «كوه به‌كوه نمی‌رسد، آدم به‌آدم می‌رسد!»


«آبجو به مونیخ بردن»
مترادف فارسی:«چشمه پیش دریا بردن.»

KAKA_007
03-10-2007, 13:32
«گنجشک در دست بهتر از لک‌لک روی بام است»
«پرنده‌ای در قفس بهتر از هزاران در هوا است»
«پرنده ‌ای در دام بهتر از صد در پرواز»
«یکی داشتن بهتر از دوتا خواستن»
«یک‌شاهی امروز بهتر از صدتومان فردا است»
«یک پر در دست بهتر از پرنده‌ای در هوا»
مترادف فارسی: «سركه نقد به‌از حلوای نسيه.»
مترادف فارسی: «سيلی نقد از عطای نسيه به.»
مترادف فارسی: «نقد موجود به که نسیه موعود.»
مترادف فارسی: «جگرك امروز بهتر از دنبه فردا است.»
مترادف فارسی: «گنجشك نقد به از طاووس نسيه.»
مترادف فارسی: «موجود را به‌مفقود و يافته را به‌نايافته مفروش!»
مترادف فارسی: «خولی به‌كفم به كه كلنگی به‌هوا.»


«تنور رمبید»
مترادف فارسی: «تاپو تركيد.»
مترادف فارسی: «پا سبك كردن.»


«کوه یک موش کوچک زائید»
«کوه وضع حمل کرد و موشی به دنیا آورد»
«کوه حامله، یک موش زائید»
مترادف فارسی: «كوه كندن و موش بر آوردن.»
مترادف فارسی: «کوه البرز، پس از درد فراوان موش زائید.»

KAKA_007
03-10-2007, 13:33
«ماهی از سر میگندد»
مترادف فارسی: «ماهی از سر گنده گردد، نی زدم.» مولوی


«احمق‌ترین کشاورزان، بزرگرین سیب‌زمینی‌ها را حاصل می‌آورند»
مترادف فارسی: «جاهل را غنی‌تر می‌رسد روزی.»


«یک مرد مسن با زنی جوان، کودکان فراوان»
مترادف فارسی: «عروس جوان داماد پير، سبد بيار جوجه بگير!»


«مرد سالخورده، پشت سرش را بهتر از مرد جوانی که جلوی پایش را می‌نگرد، می‌بیند»
مترادف فارسی: «آن‌چه جوان در آينه بيند، پير در خشت خام آن بيند.» مولوی


«یک تضمین کافرانه بهتر از یک قول مسیحانه است»
مترادف فارسی: «سنگ به از گوهر نایافته» نیما یوشیج
تمثیل: «به‌دسـت‌آوريده خردمند سنگ// بـه‌نايافته دُر به‌ندهد زچنگ» اسدی طوسی


«آستین مهمان را کشیدن و از هم دریدن برای نگهداشتن وی»
مترادف فارسی: «چادر‌كشون، چادر‌درون(كشيدن و دريدن).»

KAKA_007
03-10-2007, 13:34
«رو تنور نشاندن»
مترادف فارسی: «دختری را ترشی‌ انداختن.»


«پرنده ای در دیگ بهتر از ده در هوا»
تمثیل: «ما در خور صيد تو نباشيم وليكن// گنجشك به ‌دست است به ‌از باز پريده» سعدی


«از پشت تنور بیرون نرفته»
مترادف فارسی: «پشت تاپو بزرگ شده.»
مترادف فارسی: «از پشت کوه آمدن.»


«پاداش تنبلی فقر است»
مترادف فارسی: «کاهلی شاگرد بدبختی است.»

KAKA_007
03-10-2007, 13:34
«مرغ فربه تخم نکند»
مترادف فارسی: «مرغ هرچند فربه تر، تخمدانش تنگ تر.»


«دوست و مگس هردو در تابستان ظاهر می‌شوند»
مترادف فارسی: «این دغل‌‌دوستان که می‌بینی // مگسانند دور شیرینی» سعدی


«جرأت نیمی از پیروزی است»
خلاف: «شغال ترسنده انگور نخورد.»


«کرم، نصیب مرغ زودخیز است»
مترادف فارسی: «سحرخیز باش تا کامروا باشی.»


«آن‌چه که باید به صورت قلاب درآید، از زودگاهان خود را منعطف می‌سازد»
«آنکه باید استاد شود از اوان زندگی تمرین می‌کند»
مترادف فارسی: «هرچه هست از پر قنداق است.»

KAKA_007
03-10-2007, 13:35
«روباه را از دمش می‌شناسند»
مترادف فارسی: «دم روبه گواه روباه است.»


«برای هر دیگی در پوشی مناسب وجود دارد»
مترادف فارسی: «دیزی می‌گردد، درش را پیدا می‌کند.»


«فرشته کوچه، ابلیس خانه»
مترادف فارسی: «تو کوچه عسل، تو خونه حنظل.»


«بچه‌های سوخته، از آتش حذر کنند»
مترادف فارسی: «مارگزيده از ريسمان سياه و سفيد ميترسد.»


«دوستی وصله شده‌ به ندرت به کیفیت سابق باز می‌گردد»
مترادف فارسی: «گر رشته گسست، می‌توان بست// لیکن گرهیش در میان است» امیر خسرو


«تا احظار نشده‌ای نزد پادشاه‌ات نرو»
مترادف فارسی: «تات نپرسند، همی باش گنگ// تات نخوانند همی باش لنگ» مسعود سعد


«پول بر دنیا حکومت می کند»
مترادف فارسی: «پول حلال مشکلات است.»

KAKA_007
03-10-2007, 13:36
«شایعات عمومی به ندرت دروغ از آب در می‌آید»
مترادف فارسی: «تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها.»


«چیزهایی که اتفاق افتاده است بازگشتی ندارند»
مترادف فارسی: «گذشته‌ها گذشته است.»


«روح سالم در قالب سالم»
مترادف فارسی: «عقل سالم در بدن سالم است.»


«رنج تقسیم شده، نصف رنج است»
مترادف فارسی: «ظلم بالسویه عدل است.»


«همگون با همگون به خوبی باهم کنار می‌آیند»
«چهارپایان همسان، با لذت همدیگر را می‌لیسند»
مترادف فارسی: «کبوتر با کبوتر، باز با باز// کند همجنس با همجنس پرواز»
مترادف فارسی: «کور، کور را می‌جوید، آب گودال را.»

KAKA_007
03-10-2007, 13:39
«آسیاب خدا آرام می‌چرخد، اما کاملأ نرم می‌کند»
مترادف فارسی: «خدا دیرگیر است، اما سخت‌گیر است.»


«کله خاکستری با افکار بور مطابقت ندارد»
مترادف فارسی: «چون پیر شدی، زکودکی دست بدار// بازی و ظرافت به‌جوانان بگذار» سعدی


«از کف دست مو کندن»
مترادف فارسی: « كف دست كه مو ندارد از كجايش می‌كنند.»


«دارم، پرنده‌ای بهتر از داشتم است»
معنی: «دارم و داشتم در زبان آلمانی تشابه تلفظی با نام پرنده‌ای دارد.»
مترادف فارسی: «داشتم داشتم حساب نيست، دارم دارم حساب است.»


«پیشه، قاعده‌اش طلایی است»
مترادف فارسی: «به‌پايان رسد كيسه سيم و زر// نگردد تهی كيسه پيشه‌ور» سعدی


«پیشه‌ور از پیشه‌ور متنفر است»
مترادف فارسی: «همكار، همكار را نمی‌تواند ببيند.»


«از پشت حصار برداشته شده»
مترادف فارسی: «زير بوته سبز شده.»


«ارباب زکام دارد، خدمه عطسه می‌کنند»
مترادف فارسی: «شاه‌خانم ميزايد، ماه‌خانم درد می‌كشد.»

KAKA_007
03-10-2007, 13:40
«آتش بزرگان هم گرم کند و هم سوزاند»
مترادف فارسی: «قرب سلطان آتش است از وی بترس.»


«حرف شنیده‌شده نیمه‌دروغ است»
مترادف فارسی: «يك كلاغ را چهل كلاغ كردن.»


«مرغانی که در خانه دانه می‌چینند و در جای دیگری تخم می‌گذارند باید به سیخ کشید»
مترادف فارسی: «چينه‌اش را اينجا می‌خورد، تخمش را جای ديگر می‌گزارد.»


«می‌خواهم به تو نشان دهم که گربه کجا توی کاه تخم می‌گذارد»
مترادف فارسی: «بهت نشون میدم کجا گربه تخم می‌کند.»


«پوستش می‌خارد»
مترادف: «تنش می‌خارد.»


«در نطفه خفه کردن»
مترادف فارسی: «در نطفه خفه کردن»


«اشتباه‌کردن کاری است بشری»
مترادف فارسی: « بشر جايزالخطا است.»


«اصفهان نیمی از جهان است»
ریشه فارسی: «اصفهان نصف جهان.»


«گذشت زمان بیشتر از کتاب می‌آموزد»
مترادف فارسی: «زيركترين و آزموده ترين آموزگاران، روزگار باشد.»

KAKA_007
03-10-2007, 13:42
«هرچه گاو پیرتر، گوساله‌اش قشنگتر»
مترادف فارسی: «گاو كه پیر شد گوساله‌اش عزيز می‌شود.»


«آدم هرچه نادان‌تر، بلند‌بخت‌تر»
مترادف فارسی: «دنیا به كام ابلهان است.»


«به کسی خدمت‌ خرسی کردن»
مترادف فارسی: «دوستی خاله‌خرسه.»


«دعای گربه در آسمان رخنه نکند.»
مترادف فارسی: « به‌دعای گربه سياه باران نمی‌آيد (نمی‌بارد).»


«گربه‌شویی کردن»
مترادف فارسی: «گربه‌شويی كردن.»


«تجارت، دوستی را تحمل نکند»
مترادف فارسی: «حساب حساب است، كاكا برادر.»


«دهان کودکان، حقیقت‌گو است»
مترادف فارسی: «حرف راست را از بچه بپرس.»

KAKA_007
03-10-2007, 13:43
«کودکان و دیوانگان حقیقت‌گو هستند»
مترادف فارسی: « حرف راست را از ديوانه بايد شنيد.»


«اشک تمساح گریه‌گردن»
مترادف فارسی: «اشك تمساح ریختن.»


«لباس، آدم می‌سازد، لباس‌کهنه شپش»
مترادف فارسی: «آستین نو پلو بخور.»


«سیاه‌دانه شکافتن»
مترادف فارسی: «مته به‌خشخاش گذاشتن.»


«هنر برتر از پول است»
مترادف فارسی: «هنر بهتر از گوهر نامدار» فردوسی
مترادف فارسی: «هنر بهتر از ملک و مال پدر»


«خنده بهترین داروها است»
مترادف فارسی: «خنده بر هر درد بی‌درمان دواست.»


«به گونه‌ای زندگی کن که گویی فردا باید بمیری؛ و طوری کار کن که گویی جاودانه‌ای.»
مترادف فارسی: «طوری زندگی كن، انگاری فردا خواهی مرد، طوری كار كن، انگاری هيچگاه نخواهی مرد.» هراس

KAKA_007
03-10-2007, 13:44
«آدم و آدم دو گونه می‌باشند»
مترادف فارسی: «آدم به‌آدم بسیار ماند.»


«عشق، کوه را جا به جا می‌کند»
مترادف فارسی: «عشق در كوه‌كنی داد نشان قدرت خويش// ور‌نه اين مايه هنر تيشه فرهاد نداشت» فرخی یزدی


«عشق، سخت‌ترین سنگ‌ها و صخره‌ها را نرم می‌کند.»
مترادف فارسی: «گر كوه‌كن زپای در آمد چه‌جای طعن// بالله كه كوه پست شود زير بار عشق» جامی


«عشق، نیازی به آموزگار ندارد»
مترادف فارسی: «ای بی‌خبراز سوخته و سوختنی// عشق آمدنی بود نه آموختنی» سنائی


«عشقی که فقط از یک سوی آید، طولانی نخواهد بود»
مترادف فارسی: «چو زین سر هست زان سر نیز باید // كه مهر از یك طرف دیری نپايد» اوحدی


«عشق بدون طرف مقابل، سؤالی است بدون پاسخ»
مترادف فارسی: «چه خوش بی، مهربونی هر دو سر بی// كه يك‌سر مهربونی، درد‌سر بی» باباطاهر .

«عشق و سرفه را نمی توان پنهان داشت.»
«عشق و سرمستی از دریچه بیرون را می‌نگرند.»
مترادف: «عشق و مشك پنهان نمی‌ماند.»

KAKA_007
03-10-2007, 13:45
«عشق را نمی‌توان تحمیل کرد»
«عشق، زورپذیر نیست»
مترادف فارسی: «عشق به‌زور، و مِهر به‌چُنبِه نمی‌شود.»


«عشق، جنون‌آور است»
ترجمه: «عشق و عقل به ندرت دست در دست دارند.»
مترادف فارسی: «عشق و جنون همسايه ديوار به ‌ديوارند.»
مترادف فارسی: «عشق در آمد به‌دل، رفت زسر عقل و هوش


«عشق از خطر نمی‌هراسد»
مترادف فارسی: «عشق را از تيغ و خنجر باك نيست.»


«عشق تب کشنده‌ای است»
«عشق، آغاز رنج است»
مترادف فارسی: «به‌گيتی عاشقی بی‌غم نباشد// خوشی و عاشقی باهم نباشد» فخرالدین اسعد گرگانی
مترادف فارسی: «عشق برمن در عنا بگشود// عشق سر تا به‌ سر عذاب و عناست» فرخی سیستانی


«شیران، موش شکار نکنند»
مترادف فارسی: «نخورد شير نيم‌خورده سگ// ور به ‌سـختی بميرد اندر غار» سعدی

KAKA_007
03-10-2007, 13:46
«دروغی، که تیر سقف را خم می‌کند»
مترادف فارسی: «دروغی كه تير سقف را می‌شكند.»


«پای دروغ کوتاه است»
مترادف فارسی: «دروغ از همان دور كه می‌آيد يك پايش می‌لنگد.»
مترادف فارسی: «دروغگو تا در خانه‌اش.»


«کس نتواند نهالی از بهر خویش غرس کند.»
مترادف فارسی: «ديگران نشاندند ما خورديم ما به‌نشانيم ديگران خورند.» مرزبان نامه


«به هر طریق که آید، باید پذیرفت.»
مترادف فارسی: «هرچه پيش آيد خوش آيد.»


«باید به نور مهتاب کفایت کرد، هرگاه که از آفتاب محروم هستی.»
مترادف فارسی: «چون عشق بود به ‌دل، صواب است // مه در شب تيـره آفتاب است» امیر خسرو

KAKA_007
03-10-2007, 13:47
«پوست خرسی را که هنوز شکار نکرده‌ای، نفروش.»
«خرسی که هنوز کشته نشده، نباید پوستش را تقسیم کرد.»
مترادف فارسی: «خرس را شكار نكرده پوستش را نفروش.»


«پرنده را اول در قفس اسیرکن، سپس چهچه زدن را بدو بیاموز.»
مترادف فارسی: «مرغی را كه در هواست نبايد به‌سيخ كشيد.»


«گرگ را اول بگیر، بعد پوستش را بکن.»
مترادف فارسی: «فرستاده گفت ای خداوند رخش // به‌دشت آهوی ناگرفته مبخش» فردوسی


«تصادف با یک گاری کودکش امکان بیشتری دارد تا با یک درشکه.»
مترادف فارسی: «همه را برق می‌گيرد، ما را چراغ نفتی.»


«برادر مادرم، گاو، یک گاومیش است.»
مترادف فارسی: «به قاطر گفتند پدرت كيست؟ گفت: اسب آقادائيم است.»

ALI_MEDIA
03-10-2007, 14:38
ضرب المثل فارسی با معادل انگلیسی
*****

Absolutely (tolally) disproportionate.

فیل و فنجان

*****

Accusing the times is but excusing ourselves.

از ماست که بر ماست

چو تو خود کنی اختر خویش را بد-------مدار از فلک چشم نیک اختری

*****

To act desperately.

دست از جان شستن

دل به دریا زدن

*****

Actions speak louder than words.

دو صد گفته چو نیم کردار نیست

*****

To add insult to ihjury.

گل بود به سبزه نیز اراسته شد

*****

To add fuel to the fire.

دامن زدن به اتش

*****

ALI_MEDIA
03-10-2007, 14:39
*****

Advice when most needed is least heeded.

یاسین به گوش خر خواندن

باران که در لطافت طبعش ملال نیست-----در باغ لاله روید و در شوره زار خس

*****

After death the doctor.

نوشدارو بعد مرگ سهراب

*****

After night comes the dawn.

پایان شب سیه سپید است

*****

All are not thieves that dog bark at.

هر گردی گردو نیست

هر کی ریش داره بابات نیست

*****

ALI_MEDIA
03-10-2007, 14:40
*****

All fellows in football.

بازی اشکنک داره , سرشکستنک داره

*****

All is for the best.

هر چه پیش اید خوش اید

*****

All is well that ends well.

جوجه رو اخر پاییز می شمارند

*****

All things are difficult before they are easy.

معما چو حل گشت اسان شود

*****

All things come to him who waits.

گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی(سازم)

*****

ALI_MEDIA
03-10-2007, 14:41
*****

Always have two strings to your bow.

کار از محکم کاری عیب نمی کنه

*****

The apples on the other side of the wall are the sweetest.

مرغ همسایه غازه

نعمت ما به چشم همسایه-----صد برابر فزون کند پایه

*****

Aprill and may the keys of the year.

سالی که نکوست از بهارش پیداست

*****

As bold as brass.

سنگ پای قزوین

*****

ALI_MEDIA
03-10-2007, 14:43
ضرب المثل های مکزیکی:

محبت Bondad

آن که بیشتر دوستت دارد تو را به گریه می اندازد.

چشمان نظر می کنند و دل می طلبد.

اگر کسی را دوست داری آزادش بگذار اگر باز گشت از آن توست.

برای دست های یخ زده قلب آتشین.

نزد کسانی که خیلی دوستت ندارند زیاد نرو.

ALI_MEDIA
03-10-2007, 14:45
*****
Bad luck often brings good luck.

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

*****
A bad penny aleays comes back.

مال بد بیخ ریش صاحبش

*****
A bad shearer never had a good sickle.

عروس بلد نیست برقصد می گوید زمین کج است

*****
A bad thing never dies.

بادمجان بم افت ندارد

*****
Bare as a bone.

مثل کف دست خالی

*****

ALI_MEDIA
03-10-2007, 14:58
-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت. (ضرب المثل آلمانی)
٢ - مردی كه به خاطر"پول" زن می گيرد، به نوكری می رود. (ضرب المثل فرانسوی)
۳- لياقت داماد، به قدرت بازوی اوست. (ضرب المثل چينی)
۴- زنی سعادتمند است كه مطيع "شوهر" باشد. (ضرب المثل يونانی)
٥- زن عاقل با داماد "بی پول" خوب می سازد. (ضرب المثل انگليسی)

ALI_MEDIA
03-10-2007, 15:03
- زن مطيع فرمانروای قلب شوهر است. (ضرب المثل انگليسی)
- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. (ضرب المثل آلمانی)
- داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بی لياقت. (ضرب المثل لهستانی)
- دختر عاقل، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. (ضرب المثل ايتاليايی)
-داماد كه نشدی از يك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای.(ضرب المثل فرانسوی)
دو نوع زن وجود دارد؛ با يكی ثروتمند می شوی و با ديگری فقير. (ضرب المثل ايتاليايی)

KAKA_007
03-10-2007, 15:05
ضرب‌المثل‌های آفریقایی/مصری


«تا از گربه تعریف کردند در خمرهٔ آرد منزل گرفت.»
مترادف فارسی: «به گربه گفتند فضله‌ات درمان است، به خاک کرد.»
مترادف فارسی: «به گربه گفتند گه‌ات درمان است، خاک رویش ریخت.»
«در کاری که محق هستی از انجامش ترس نداشته باش.»
مترادف فارسی: «آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.»
تمثیل: «تو پاک باش و مدار ای برادر از کس باک// زنند جامه ناپاک گازران بر سنگ» سعدی
«زبان و سر را از هم جدا مکن.»
مترادف فارسی: «اول اندیشه وانگهی گفتار// پای بست آمده‌ست و پس دیوار» سعدی
«زمانی که فیل در صحنه‌است گاو میش شاخ و شانه نمی‌کشد.»
خلاف به فارسی: «مهر فروزنده چو پنهان شود// شب‌‌پره بازیگر میدان شود»
«کسی از مرده‌گان طلب طول عمر و سلامتی نمی‌کند.»
مترادف فارسی: «مرگ جهل است و زندگی دانش// مرده نادان و زنده دانایان» ناصرخسرو
تمثیل: «به مرد سفله مکن در هوای نان تکریم// به عرق مرده مزن از برای خون نشتر» قاآنی
«کسی را به دوستی انتخاب کن که عادل و درستکار باشد.»
مترادف فارسی: «کسی را مردعاقل دوست خواند// که اندر نیک و بد با دوست ماند» ناصرخسرو
«هرکس تمام روز را به جد و جهد می‌کوشد از زندگی بهره‌ای نخواهد برد؛ هرکس تمام روز را به سبک‌مغزی سپری کند هرگز تشکیل خانواده نخواهد داد.»
«همه چیز از زمان می‌ترسد؛ زمان از اهرام می‌ترسد.»

ALI_MEDIA
03-10-2007, 15:05
- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن. (ضرب المثل آذربايجانی)
- برا ی يافتن زن می ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كنی. (ضرب المثل چينی)
- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن. (ضرب المثل چينی)
- اگر خواستی اختيار شوهرت را در دست بگيری اختيار شكمش را در دست بگير. (ضرب المثل اسپانيايی)
- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار. (ضرب المثل تركی)
- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)

KAKA_007
03-10-2007, 15:12
ضرب‌المثل‌های آذربایجانی


آللاه‌دان اوزولمییه نه اؤلوم یوخدور.
«کسی(بیماری) که امیدش را از خدا قطع نکرده نمی‌میرد.»
آت آلمامیش آخیر چ....
«قبل از اینکه اسب را بخرد آخورش را می‌سازد.»
آتا چانینجاغ اششه یه مین!
«تا زمانیکه به اسب برسی سوارخر شو!»
آتامین اؤلمه گیند‌ن قورخمیرام، قورخیرام عزرائیل قاپیمی تانییا.
«از مرگ پدرم نمی‌ترسم ‏‏،ترسم از این است که عزرائیل در خانه‌ام را بشناسد.»
آت آلماغا جاهال یوللا،قیز آلماغا قوجانی.
«جوان را برای خرید اسب بفرست و پیر را برای دختر(عروس).»
آتی آت ایله باغلاسان همرنگ اولماسا هم خوی اولار.
«دو اسب را که يکجا ببندی اگر هم رنگ نشوند هم خوی هم ميشوند»

KAKA_007
03-10-2007, 15:12
آدامین آغزیندان سؤز آلیر.
«از دهان آدم حرف می‌کشد.»
آج تویوق یاتار یوخودا داری گوره ر.
مرغ گرسنه در خواب ارزن میبیند.
آجینان یاتیب گونورتادا دوروب .
از زور گرسنگی شب می خوابد و بعد از ظهر بیدار می شود .
آدون ندی رشید بیرین دئ، بیرین ائشید.
«یکی بگو، یکی بشنو»
آز دانیش ناز دانیش.
«کم گوی و گزیده گوی.»
آصلانین ائر‌کک دیشی سی اولماز.
«شیر نر و ماده ندارد.»

KAKA_007
03-10-2007, 15:13
آغاج بار گتیردیکجه باش اگر.
«درختی که بارش بیشتر باشد بیشتر خم می‌شود.»
آغاجی ایچیندن قورد یئیه‌ر.
«کرم درخت را از درون می‌خورد.»
آغریمایا‌ن باشا دسمال باغلامازلار.
«به سری که درد نمی‌کند دستمال نمی‌بندند.»
آغرییان دیشی چکرلر.
«دندانی را که درد می‌کند باید کشید.»
ائششگه گوٍجوٍ چاتميًر , پالانئ تاپدالاييًر .
زورش به خر نمی رسد ، پالانش را کتک می زند !
اوغری پیشیک آغاج گورجک قاچار
«گربه دزده چوب ببینه فرار می‌کنه»
ایلان هر یئره اگری گدر، اوز یوواسینا دوز گدر.
مار هر کجا که کج بره ، خونه خودش راست میره.

KAKA_007
03-10-2007, 15:15
باغدا اریک واریدی سلام علیک واریدی، باغدان اریک قورتولدو سلام علیک قورتولدو.
تازمانی که سود میرسد دوست است.
باشیوا داش سالاندا ، اوجا یئردن سال
باغبانین گل وقتی قولاغی ائشیتمز
بورنو یئللی دیر.
«دماغش باد دارد.»
بورنوندان توتسان جانی چیخار.
«اگر دماش را بگیری جانش در می‌آید.»
بو گونون صاباغی دا وار.
«امروز فردایی هم دارد.»
بیر باشی وار مین سئوداسی.
«یک سر دارد و هزار سودا.»
بیرلیک هاردا دیرلیک اوردا.
«یکدلی هرجا که باشد زندگی آنجاست.»

ALI_MEDIA
03-10-2007, 15:17
بى خبرى , خوش خبرى
No news is Best news

۝ شتر ديدى , نديدى
You see nothing, You hear nothing

۝ عجله كار شيطان است
Haste is from the Devil

۝ فلفل نبین چه ريزه بشكن ببين چه تيزه

۝ کاچى به از هيچى
Somthing is better than nothing

۝ گذشتها گذشته
Let bygones be bygones

KAKA_007
03-10-2007, 15:17
چالما قاپیمی ، چالارلار قاپیوین.
درم را نکوب ، در تو را هم می‌کوبند .( آزارم نده کسی هم ترا آزار خواهد داد)



چوخ گزه‌ن چوخ بیلر.
«جهاندیده بسیار می داند.»



چوخ زمان ، دوران اوکوز ، یاتان اوکوزون باشینا سیچار.
خیلی وقتها گاو ایستاده بر سر گاو نشسته می‌ریند.

حاجی له‌لین آرتیخ بالاسی.
جوجه اضافی لک‌لک .( جوجه‌‌ای که خود لک‌لک از لانه بیرون پرت میکند)

KAKA_007
03-10-2007, 15:18
سوزی آت یره صاحبی گوتوره ر.
«حرف را بینداز زمین صاحبش برداره»
سن چوره گی آت سویا ، بالیق بیلمسه ، خالق بیلر
تو تکه نان را در آب بریز اگر ماهی نفهمد ، خدا میفهمد.
سن آقا ، من آقا ، ئينكلري كيم ساغا؟
تو آقا ، من آقا ، راستی !گاوها را کی بدوشد ؟!
ساخلا سامانی ، گلر زامانی
کاه را نگه دار وقت استفاده آن میرسد

ALI_MEDIA
03-10-2007, 15:18
۝ مستى و راستى
There is truth in wine

۝ نوکه اومدبه بازار كهنه شد دل آزار
Out with the old,in with the new

۝ هر فرازى را نشيبى است
High places have their precipices

۝ هرکه ترسید مرد ,هركه نترسيد برد
Nothing venture , nothing have

۝ همه کاره و هیچكاره
Jack of all trades and master of none

۝ ارزان خرى , انبان خرى
Dont buy everything that is cheap

۝ آشپز كه دوتاشدآش يا شورميشه يا بينمك
Too many cooks spoil the broth

ALI_MEDIA
03-10-2007, 15:20
۝ انگار آسمون به زمين افتاده
It is not as if the sky is falling

۝ اندكى جمال به از بسيارى مال
Beauty opens locked doors

۝ آدم عجول كار را دوباره ميكنه
Hasty work, Double work

۝ آدم دانا به نشتر نزند مشت
A wise man avoids edged tools

۝ آدم زنده زندگى مى خواد
Live and let live

۝ آدم ترسو هزار بار مى ميره
Cowards die Many times Before Their Death

۝ كس نخاردپشت من جزناخن انگشت من
you want a thing done,do it yourself

ALI_MEDIA
03-10-2007, 15:21
۝ آب رفته به جوى باز نمى گردد
What is done can not be undone

۝ آب از سرش گذشته
It is all up with him

۝ آب ريخته جمع شدنى نيست
Dont cry over the spilled milk

۝ آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم
we seek water in the sea

۝ آدم دانا به نشتر نزند مشت
A wise man avoids edged tools

۝ آدم زنده زندگى مى خواد
Live and let live

۝ آدم ترسو هزار بار مى ميره
Cowards die Many times Before Their Death

ALI_MEDIA
03-10-2007, 15:22
۝ آب رفته به جوى باز نمى گردد
What is done can not be undone

۝ آب از سرش گذشته
It is all up with him

۝ آب ريخته جمع شدنى نيست
Dont cry over the spilled milk

۝ آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم
we seek water in the sea

ALI_MEDIA
03-10-2007, 15:23
*****
To be between the devil and the deep blue sea.

نه راه پس و نه راه پیش داشتن

*****
To be beside oneself with joy.

از خوشحالی سر از پا نشناختن

*****
To be chocked with tears.

بغض در گلو ترکیدن

*****
To be free with one's money.

دست و دل باز بودن

*****
To be head over heels in love.

یکدل نه صد دل عاشق شدن

*****

ALI_MEDIA
03-10-2007, 15:25
*****
Be it so.

هر چه باداباد

*****
To be let down bably.

سنگ تمام گذاشتن

*****
To be struck all of heap.

مثل خر در گل ماندن

*****
To be trumpeted.

مثل توپ صدا کردن

*****
To be up in the clouds.

در عالم هپروت سیر کردن

*****
Bear's service.

دوستی خاله خرسه

*****
To beat about/around the bush.

خود را به کوچه ی علی چپ زدن

ALI_MEDIA
03-10-2007, 16:20
*****
A big head has a big ache.

هر که بامش بیش برفش بیشتر

*****
The bigger they are,the harder they fall.

احمق است ان کس که بالاتر نشست-----استخوانش سخت تر خواهد شکست

*****
A bird in the hand is wotrh two in the bush.

سیلی نقد به از حلوای نسیه

*****
Birds of a feather flock together.

کبوتر با کبوتر باز با باز

*****

ALI_MEDIA
03-10-2007, 16:21
*****
The biter is somtimes bit.

دست بالای دست بسیار است

*****
Bitter az gall.

مثل زهر مار است

*****
Black will take no other hue.

بالاتر از سیاهی رنگی نیست

*****
Blessings are not valued till they are gone.

قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار اید

*****
The blind cannot lead the blind.

کوری عصا کش کور دگر شود

ALI_MEDIA
03-10-2007, 16:22
*****
Blood is thicker than water.

چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است

*****
The blood of all men is of one colour.

خون تو رنگین تر از خون دیگران نیست

*****
Bloody-minded.

کله شق-سمج

*****
Blue are the hills that are far away.

اواز دهل شنیدن از دور خوش است

*****
Blue diamond.

شیر مرغ

*****
Bread and point.

کوزه گر از کوزه شکسته اب می خورد

*****

ALI_MEDIA
03-10-2007, 16:23
*****
To break bread with someone.

با کسی نان و نمک خوردن

*****
To bring down the house.

سنگ تمام گذاشتن

*****
A burden of one's choice is not felt.

خود کرده را تد بیر نیست

*****
Business is bisiness.

حساب حسابه , کاکا برادر

Nasim Saba
03-10-2007, 16:33
دوستان لطفا مطالبي رو قرار بدن كه قابليت ارسال به صورت اس ام اس رو داشته باشه.

تايپك بيش از حد ادبياتي شده .نيازي به قرار دادن معادل خارجي آن و درج عبارت مترادف نيست.

پستهايي كه به غير از زبان فارسي نوشته شده و يا حاوي جملات خارجي باشند حذف خواهند شد.

ALI_MEDIA
03-10-2007, 16:43
ضرب المثل عربی: عشق عشق هفت ثانیه دوام دارد و هوس هفت دقیقه و اندوه و بیچارگی یک عمر.



ضرب المثل عربی: برای آنکه واقعاً بتوانید شخصی را دوست بدارید باید طوری به وی عشق بورزید که گویا فردا از این جهان خواهد رفت.



ضرب المثل عربی: محبت مظهر خداوندی ، و نفرت صفت شیطانی است.



ضرب المثل عربی: در عشق هزار مصیبت نهفته است.



ضرب المثل ژاپنی: زنهای زشت همیشه در عشق صمیمی هستند.

ALI_MEDIA
03-10-2007, 16:43
ضرب المثل استانبولی: زخم معشوقه را بوسه معشوقه التیام میدهد نه نسخه پزشک.



ضرب المثل ایرلندی: معشوقه هیچ مردی زشت نیست.



ضرب المثل عبری: دنیا تئاتر عشق است.



ضرب المثل آمریکایی: سه چیز را زود به زود عوض کن؛ زن، عشق و پیراهن زیر!



ضرب المثل روسی: دو چیز همیشه باید تازه باشند؛ عشق و تخم مرغ !

ALI_MEDIA
03-10-2007, 16:44
ضرب المثل آلمانی: دست سرد نشانه قلب گرم است.



ضرب المثل آلمانی: عشقی که توأم با حسادت باشد دروغ است.



ضرب المثل فرانسوی: عشق و دود و سرفه را نمیتوان پنهان کرد.



ضرب المثل فرانسوی: عشق ، خودخواهی دو نفر است.



ضرب المثل فرانسوی: اگر صبر داشته باشی به عشق احتیاجی نداری.



ضرب المثل مجارستانی: مادامیکه میتوانی عشق بورزی، مگذار هیچ چیز دیگر تورا اندوهگین سازد.



ضرب المثل مجارستانی: در عشق و خواب هیچ چیز محال نیست.

ALI_MEDIA
02-02-2008, 13:55
:) یه سری عکس اس ام اسی برای سونی اریکسون دارها

ALI_MEDIA
02-02-2008, 14:23
:present: یه سری عکس اس ام اسی دیگه واسه سونی اریکسون