PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تاپیک موضوعی احادیث و آیات شریفه قرآن کریم



صفحه ها : [1] 2

محمّد امین
12-12-2012, 01:40
عظمت قرآن درسخنان آیت الله العظمی بهجت (ره)

http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/vYstUgC2l0/139102310461.jpg


1 ـ اگر کتابی بود که عکس اشیا را نشان می داد ، آن کتاب همین قرآن است که بهشت و جهنم را نشان می دهد.


2 ـ خدا می داند قرآن برای اهل ایمان ـ مخصوصاً اگر اهل علم باشند ـ چه معجزه ها و کراماتی دارد و چه چیزهایی از آن خواهند دید!


3 ـ اگر قرآن را به صورت واقعی اش ببینیم ،آن گاه معلوم می شود که دست از ترنج می شناسیم یا نه!


4 ـ برنامه ی قرآن ، آخرین برنامه ی انسان سازی است که در اختیار ما گذاشته شده است ، ولی ما از آن قدردانی نمی کنیم!


5 ـ اگر به قرآن عمل می کردیم ، دیگران را به اسلام و قرآن جذب می نمودیم ؛ زیرا قرآن ، جامع کمالات همه ی انبیای اولوالعزم (ع) است.


6 ـ اگر درست به قرآن عمل می کردیم ، با عمل خود دیگران را جذب می کردیم ؛ زیرا مردم غالباً ـ به جز عده ی معدود ـ خواهان و طالب نور هستند .


7 ـ قرآن ، انسان را به غایت کمال انسانی می رساند . ما قدردان قرآن و عدیل آن :اهل بیت (ع) نیستیم .


8 ـ مدام به قرآن نگاه کردن ، دوای درد چشم است .


9 ـ اگر از قرآن استفاده نمی کنیم ، برای آن است که یقین ما ضعیف است .

اگر به قرآن عمل می کردیم ، دیگران را به اسلام و قرآن جذب می نمودیم ؛ زیرا قرآن ، جامع کمالات همه ی انبیای اولوالعزم (ع) است.


10 ـ خدا می داند حفظ قرآن ، چه قدر در استفاده از این معدن و منبع رحمت الهی ، مدخلیت دارد ... ما آن گونه که باید و شاید از قرآن ، استفاده نمی کنیم!


11 ـ آیه ی :(وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَل لِّلّهِ الأَمْرُ جَمِیعًا أَفَلَمْ یَیْأَسِ الَّذِینَ آمَنُواْ أَن لَّوْ یَشَاء اللّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِیعًا وَلاَ یَزَالُ الَّذِینَ كَفَرُواْ تُصِیبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِیبًا مِّن دَارِهِمْ حَتَّى یَأْتِیَ وَعْدُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ یُخْلِفُ الْمِیعَادَ [رعد /31 ]؛ اگر قرآنی وجود داشت که به واسطه ی آن ، کوه ها سیر شود ، یا زمین به آن پیموده و یا شکافته شود ، یا با مردگان سخن گفته شود ... )چه می گوید ؟! آیا امور مذکور در آیه ی شریفه ی ، فرض محال و غیر واقع است ؛ یا می خواهد بفرماید : اهلش با این قرآن ، همه ی این کارها را می توانند انجام دهند ؟!


12 ـ کسی آشنا به قرآن است که زیادتر در آن تدبر کند ؛ مجموعه ی روایات هم مثل قرآن است .


13 ـ اگر راست می گوییم که قرآن ، سلاح است ، پس چه احتیاج به سلاح دیگر ؟!


14 ـ آیا هیچ می دانیم که قرآن ، نظیر سایر مکتوبات نیست ! گویی قرآن ، موجودی ربوبی از عالم نور و ...... است که در عالم اجسام و اعراض ظهور کرده است!


15 ـ باید به طور یقین بفهمیم که نگاه کردن به قرآن ، مثل نگاه کردن به سایر کتب نیست!


16 ـ به هیچ امت و ملتی چنین قرآنی داده نشده که این همه خواص و آثار داشته باشد !نعمت به این بزرگی به ما داده شده ، ولی مثل این است که اصلاً نداده اند ،و مثل این که این کتاب ،مکمل انسان نیست!


17 ـ توسل به قرآن و حمل و فهم و قرائت آن ، برای نجات عموم مردم ـ چه رسد به خواص ـ مفید است!


18 ـ جای تعجب است که به شخصیت ها و سخنان آنها اهمیت داده می شود و سخنرانی هایشان ضبط می شود ، اما قرآن که در دست ما است ، این طور نزد ما ارزش ندارد !همه می دانیم که درباره ی قرآن ، مقصریم!


19 ـ کسی که این مطلب را که : قرآن ، تیان کل شیء [ بیانگر همه چیز ] است دنبال کند ، عجایب و غرایب می بیند!


20 ـ قرآن کتابی است که پیغمبر ساز است ؛ زیرا پیغمبران دو گونه اند : قسم اول ، پیامبرانی هستند که از جانب خداوند به پیامبری تعیین شده اند . قسم دوم ، پیغمبران کمالی ،که در اثر ایمان و عمل به دستورات قرآن ، به کمالات پیامبر نایل می گردند .بنابراین قرآن ، پیغمبران کمالی تربیت می کند و پیغمبرساز است.


21 ـ ما وظیفه داریم که در تعلیم ، تلاوت و عمل به قرآن کوشش کنیم .ولی ما شبهای احیا قرآن بر سر می گذاریم ؛ و در مقام عمل ، آیه های حجاب ، غیبت ، کذب ، و آیات :(ویل للمطففین ؛وای بر کم فروشان )و نیز (فلا تقل لهما اف ؛ پس به پدر و مادر ، اف نگو )همچنین (و لا تمش فی الارض مرحاً؛ و با ناز و تکبر در روی زمین راه مرو ) و ... را زیر پا می گذاریم .


مهدی سیف جمالی

محمّد امین
12-12-2012, 19:44
سخنان بزرگان(مسلمان و غير مسلمان و ...) و مفسرين در مورد قرآن کریم

http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/Pny4DqYOhu/quran-tartil-www.aboutorab.com.jpg

ذکر سخن تمامی بزرگان در مورد قرآن امکان پذیر نیست ذیلا به سخنان امیر مومنان علیه السلام در مورد قرآن وپس از آن به سخن برخی از اندیشمندان غیر مسلمان اشاره میکنیم جهت اطلاع بر نظر اندیشمندان ومفسران مسلمان در مورد قرآن میتوانید به مقدمه تفاسیر آنان مراجعه کنید
سخنان علی عليه السلام در مورد قرآن در نهج البلاغه :
اقیانوس بیکران حقایق
قرآن مجید، برترین و آخرین پیام خداوند و بزرگ ترین گوهر گرانبهای به جای مانده از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سرچشمه جوشان معارف اسلامی و اقیانوس بیکران حقایق است. امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد، شعله ای است که نور آن تاریک نشود، جدا کننده حق و باطلی است که درخشش برهانش خاموش نگردد، بنایی است که ستون های آن خراب نشود، شفا دهنده ای است که بیماری های وحشت انگیز را بزداید، قدرتی است که یاورانش شکست ندارند، و حقی است که یاری کنندگانش مغلوب نشوند...، دریایی است که تشنگان آن آبش را تمام نتوانند کشید و چشمه ای است که آبش کمی ندارد...».
پناهگاه امن
امیرمؤمنان، حضرت علی علیه السلام ، درباره ویژگی های والای قرآن کریم می فرماید: «خدا، قرآن را فرونشاننده عطش علمی دانشمندان، و باران بهاری برای قلب فقیهان، و راه گسترده و وسیع برای صالحان قرار داده است. قرآن، دارویی است که با آن بیماری وجود ندارد، نوری است که با آن تاریکی یافت نمی شود، ریسمانی است که رشته های آن محکم و پناهگاهی است که قلّه آن بلند است، توان و قدرتی است برای آن که آن را برگزیند، محل امنی است برای هر کس که وارد آن شود، راهنمایی است تا از او پیروی کنند، وسیله انجام وظیفه است برای آن که قرآن را راه و رسم خود قرار دهد، برهانی است بر آن کس که با آن سخن بگوید، عامل پیروزی است برای آن کس که با آن استدلال کند، نجات دهنده است برای آن کس که حافظ آن باشد و به آن عمل کند، و راهبر آن که آن را به کار گیرد و نشانه هدایت است برای آن کس که در او بنگرد».
جامعیّت قرآن
قرآن کتابی است فراگیر و همه جانبه، که از گذشته و آینده و وقایع گوناگون سخن به میان می آورد. از یک طرف به بیان تاریخ و سرگذشت پیشینیان و انبیا و مردم روزگار قدیم و چگونگی زندگی آن ها سخن می گوید، و از طرف دیگر اخبار و اطلاعاتی راجع به وقایع آینده تاریخ به خوانندگان ارائه می دهد. هم چنین یکی دیگراز ابعاد قرآن، بیان احکام و قوانینی است که در سایه عمل کردن به آن،مردم از زندگی سالم برخوردار می شوند. امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره جامعیّت قرآن می فرماید: «در قرآن اخبار گذشتگان و آیندگان، و احکام مورد نیاز زندگی تان وجود دارد».
کتاب هدایت
قرآن کتاب هدایت و ارشاد است که هر چه در آیات نورانی آن بیشتر تامّل و دقت کنیم، بر علم و آگاهی مان افزوده خواهد شد و به دنبال آن دردها و نقصان های زندگی مان برطرف می شود. درکلامی از امیرمؤمنان علیه السلام در این باره آمده است: «آگاه باشید! همانا این قرآن پنددهنده ای است که نمی فریبد، و هدایت کننده ای است که گمراه نمی سازد، و سخنگویی است که هرگز دروغ نمی گوید. کسی با قرآن هم نشین نشد مگر آن که بر او افزود یا از او کاست؛ در هدایت او افزود و از کوردلی و گمراهی اش کاست. آگاه باشید! کسی با داشتن قرآن نیازی ندارد و بدون قرآن بی نیاز نخواهد بود. پس درمان خود را از قرآن بخواهید و در سختی ها از قرآن یاری بطلبید... و با دوستی قرآن به خدا روی آورید و به وسیله قرآن از خلق خدا چیزی نخواهید؛ زیرا وسیله ای برای تقرّب بندگان به خدا، بهتر از قرآن وجود ندارد. آگاه باشید که شفاعت قرآن پذیرفته است و سخنش تصدیق می گردد. آن کس که در قیامت قرآن شفاعتش کند، بخشوده می شود و آن که قرآن از او شکایت کند، محکوم است».
هدایتگری امین
انسان های دوراندیش، همواره راهنمایی و ارشاد را از افراد آگاه و حقیقت شناس می گیرند و آن را آویزه گوش خود می نمایند؛ چرا که در غیر این صورت، خویشتن را به سمت گمراهی و ضلالت می کشند، از این رو مطابق فرمایش امیرمؤمنان علی علیه السلام قرآن هدایتگر و نصیحت کننده ای است که جز به حق و حقیقت سخن نمی گوید و هر کس بر آن تکیه کند، هرگز شکست و نخواهد خورد. براین اساس در خطبه 133 نهج البلاغه می خوانیم «کتاب خدا قرآن، در میان شما سخنگویی است که هیچ گاه زبانش از حق گویی کُند و خسته نمی شود و همواره گویاست، خانه ای است که ستون های آن هرگز فرو نمی ریزد، و صاحب عزتی است که یارانش هرگز شکست ندارند». در بخش دیگری از این خطبه آمده است: «این قرآن است که با آن می توانید راه حق را بنگرید و با آن سخن بگویید و به وسیله آن بشنوید. بعضی از قرآن از بعضی دیگر سخن می گوید و برخی بر برخی دیگر گواهی می دهد. آیاتش در شناساندن خدا اختلافی نداشته و کسی را که همراهش شد، از خدا جدا نمی سازد».
حجت خدا بر خلق
در سخنانی از مولای متقیان امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره اهمیت و عظمت قرآن مجید چنین آمده است: «قرآن،فرماندهی بازدارنده و ساکتی گویا،و حجت خدا بر مخلوقات است. خداوند پیمان عمل کردن به قرآن را از بندگان گرفته و آنان را در گرو دستوراتش قرار داده است. نورانیت قرآن را تمام و دین خود را به وسیله آن کامل فرمود و پیامبرش را هنگامی از جهان برد که از تبلیغ احکام قرآن فراغت یافته بود. پس خدا را آن گونه بزرگ بشمارید که خود بیان داشته است».
پرهیزکاران و تلاوت قرآن
پرهیزکاران، قرآن را همانند نامه ای از محبوب دانسته و با عشق تمام بدان روی می آورند. امیرمؤمنان درتوصیف حال پرهیزکاران در حین تلاوت قرآن چنین می فرماید: «پرهیزکاران در شب بر پا ایستاده مشغول نمازند، قرآن را جزء جزء و با تفکر و اندیشه می خوانند، با قرآن جان خویش را محزون می دارند و داروی درد خود را می یابند. وقتی به آیه ای برسند که تشویقی در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روی آورند و با جان پرشوق در آن خیره شوند و گمان می برند که نعمت های بهشت برابر دیدگانش قرار دارد، و هر گاه به آیه ای می رسند که ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن می سپارند، و گویا صدای برهم خوردن شعله های آتش درگوششان طنین افکن است. پس قامت را به شکل رکوع خم کرده، پیشانی و دست و پا بر خاک مالیده، و از خدا آزادی خود را از آتش جهنم می طلبند».
قرآن؛ نور هدایتگر
خداوند متعال آخرین پیامبر خویش را در عصری مبعوث ساخت که ضلالت و گمراهی به شدت بر زندگی جامعه بشری سایه افکنده بود. از این رو با بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و نزول قرآن مجید، نور هدایت را بر فراز زندگی بشر برای همیشه روشن ساخت تا انسان ها در زندگی فردی و اجتماعی خویش، از آن مدد جویند. امیرمؤمنان علی علیه السلام در این باره می فرماید: «خداوند، پیامبر صلی الله علیه و آله را هنگامی فرستاد که پیامبران حضور نداشتند و امت ها در خواب غفلت بودند و رشته های دوستی و انسانیت از هم گسسته بود. پس پیامبر صلی الله علیه و آله به میان خلق آمد، در حالی که کتاب های پیامبران پیشین را تصدیق کرد و با «نوری» هدایتگر انسان ها شد که همه باید از آن اطاعت نمایند و آن، نورِ قرآن کریم است. بدانید که در قرآن علم آینده و حدیث روزگاران گذشته است. قرآن، شفادهنده دردها و سامان دهنده امور فردی و اجتماعی شماست».
شفابخش درد
رذایل اخلاقی، در شکل های گوناگون خود در میان افراد جامعه به چشم می خورد ؛ دروغ، حسد، تهمت، غیبت و...، دردهایی است که گاه در افراد مشاهده می شود. از این رو برای درمان آن ها چاره ای جز رجوع به طبیبی حاذق و شفابخش نداریم و این طبیب، چیزی جز سفارش های آسمانی خداوند در قرآن نیست. امیرمؤمنان علی علیه السلام در این باره می فرماید: «قرآن را بیاموزید که بهترین گفتار است و آن را نیک بفهمید که بهار دل هاست. از نور آن شفا و بهبودی خواهید که شفای سینه های بیمار است و قرآن را نیکو تلاوت کنید که سود بخش ترین داستان هاست؛ زیرا عالمی که به غیر علم خود عمل کند، چونان جاهل سرگردانی است که از بیماری نادانی شفا نخواهد گرفت، بلکه حجت بر او قوی تر، حسرت و اندوه بر او استوارتر و در پیشگاه خدا به نکوهش سزاوارتر است».
اهل بیت علیهم السلام مفسران واقعی قرآن
اهل بیت علیهم السلام مفسران واقعی قرآن هستند؛ چرا که آنان از هر کس دیگر به اسرار و رموز این کتاب الاهی آشناترند و در عمل به آیات نورانی آن نیز از دیگران مقدم تر می باشند. از این رو مسلمانان برای دستیابی به تفسیر و تأویل صحیح آیات قرآن و دورماندن از تفسیرهای ناصحیح و ناصواب، چاره ای جز زانو زدن در مکتب اهل بیت علیهم السلام ندارند. امیرمؤمنان علیه السلام در این باره می فرماید: «این قرآنی که در بین شماست، خط هایی است که در یک جا جمع شده و به مفسر و مترجم نیاز دارد. اگر منصفانه و به حق درباره کتاب خدا حکم شود، باید به این حقیقت اذعان کنند که شایسته ترینِ مردم به تفسیر قرآن و بیان معارف آن، ما اهل بیت هستیم».
تازگی قرآن
تازگی و نو بودن مطالب و معانی آیات الاهی، از ویژگی های بارز قرآن کریم است. امیرمؤمنان علی علیه السلام در این باره می فرمایند: «بر شما باد عمل کردن به قرآن که ریسمان محکم الاهی، و نور آشکار و درمانی سودمند است که تشنگی را فرو نشاند، نگهدارنده کسی است که به آن تمسک جوید و نجات دهنده آن کس است که به آن چنگ آویزد. کجی ندارد تا راست شود و گرایش به باطل ندارد تا از آن بازگردانده شود. تکرار و شنیدن پیاپی آیات، کهنه اش نمی سازد و گوش از شنیدن آن خسته نمی شود. کسی که باقرآن سخن بگوید، راست گفته و هر کس بدان عمل کند، پیشتاز است».
وظیفه مسلمانان در قبال قرآن
قرآن یکی از عوامل سقوط ملت ها و پیروان برخی از پیامبران الاهی در روزگاران قدیم را تغییر احکام کتاب های آسمانیشان بیان می کند ؛ چرا که گاه حلال آن را حرام و حرام آن را حلال می شمردند. از این رو مسلمانان حقیقی باید همواره مطیع صد در صد قرآن باشند و از حوادث گذشته ای که در آن بیان شده، پند و عبرت گیرند که امیرمؤمنان علی علیه السلام در نامه ای خطاب به حارث همدانی که یکی از یاران مخلص آن حضرت بود چنین نوشت: «به ریسمان قرآن چنگ زن و از آن نصیحت پذیر، حلالش را حلال، و حرامش را حرام بشمار، و حقی را که در زندگی گذشتگان بود تصدیق کن، و از حوادث گذشته تاریخ، برای آینده عبرت گیر؛ که حوادث روزگار با یکدیگر همانند بوده و پایان دنیا به آغازش می پیوندد، و همه آن رفتنی است».

قرآن در انديشه انديشمندان و مشاهير جهان در گفت‌و‌گو با يك پژوهشگر
انيشتين گفته است: «قرآن كتاب جبر يا هندسه يا حساب نيست، بلكه مجموعه‏اى از قوانين است كه بشر را به راه راست، راهى كه بزرگ‏ترين فلاسفه دنيا از تعريف و تعيين آن عاجزند، هدايت مى‏كند.»
خبرگزارى قرآنى ايران (ايكنا)،در مصاحبه با دكتر «احمد‌على افتخارى»، از پژوهشگران حوزه علوم قرآنى و حديث ، وى با اشاره به اين‌كه قرآن كريم كتابى جهانى و جاويد است كه متضمن تعاليم آخرين آئين و شريعت الهى براى هدايت بشر است و با خطابات (الناس، بشر، اهل‌الكتاب، عالمين و ...) اين شمول عام و جهانى را اعلام مى دارد، به گفته‌هاى «يوهان ولفگانگ گوته»، شاعر و نويسنده مشهور آلمانى، دكتر «موريس» فرانسوى، علامه طباطبايى (ره) فيلسوف و مفسر بزرگ معاصر، «جلال‌الدين سيوطى»، دكتر «طه حسين»، نويسنده و سخنور مصرى و «شبلى شميل»، مسيحى عرب و متفكر معاصر درباره قرآن پرداخت.
دكتر افتخارى بخشي از اين گفت‌و‌گو به انديشه‌هاى «مصطفى صادق‌رافعى»، «بارتلمى سنت هيلر»، خاورشناس فرانسوى، «ادموند برك»، پدر محافظه‌كارى و سياستمدار بزرگ انگليسى، «لومانس»، دانشمند آمريكايى، «پرلامس»، كشيش نامى مسيحى، «ديويد جويت»، اخترشناس دانشگاه هاوايى آمريكا، «سناليسى»، «ادوارد لوهارت»، «فرديو» پروفسور ايتاليايى، دكتر «گوستاولبون» مستشرق مشهور فرانسوى، «گازيمرسگى»، «تئودور نولد» دانشمند و خاورشناس مشهور آلمانى، «ژول لابوم»، خاورشناس فرانسوى و «سديو» دانشمند و مستشرق فرانسوى در مورد جايگاه و اهميت قرآن پرداخت.
وى گفت: «لئو تولستوى»، نويسنده برجسته، افسانه‌اى و مشهور روسى در مورد اهميت قرآن كريم گفته است: «هر كس بخواهد به سادگى و بى پيرايگى اسلام پى ببرد. بايد قرآن را مورد مطالعه قرار دهد، در آن‌جا قوانين و تعليماتى بر مبناى حقايق روشن و آشكار صادر و به طور ساده براى عموم بيان شده است، در اين كتاب آيات فراوانى است كه به‌ خوبى بر مقام اعلاى اسلام و پاكى روح و روان آورنده آن گواهى مى دهد.»
وى افزود: همچنين تولستوى مردم را به خواندن قرآن ترغيب كرده و خطاب به آن‌ها گفته: «هر كسى بخواهد سادگى پيام الهى، بى‌پيرايگى اسلام، عظمت كلام و طراوت سخن را دريابد، قرآن بخواند.»
«كوسين دپرسوال» در مورد قرآن اشاره كرد و گفت: «دپرسوال» مى گويد: «مسئله وحى درباره قرآن از امورى است كه بيش از حد، پر اشكال شمرده مى‏شود؛ زيرا كه اهل جستجو و تحقيق هنوز راه حلى پسنديده براى آن نيافته‏اند و عقل در اين‌جا سرگشته و حيران است كه چگونه ممكن است اين آيات از مردى درس نخوانده و بى سواد بيان نمايد. مردم شرق عموما اعتراف دارند كه قرآن آياتى است كه فكر بنى نوع بشر از آوردن، به مانند آن از حيث لفظ و معنى عاجز و ناتوان خواهد بود و آن آياتى است كه وقتى «عقبة بن ربيعه» شنيد، در زيبائى و مجال آن حيران گرديد و آن‌گاه كه جعفر بن ابى‌طالب برخى از اين آيات را براى نجاشى، پادشاه حبشه خواند اشك از چشمان او سرازير شد!»
وى افزود: همچنين «دپرسوال» در جاى ديگرى گفته است: «زيبايى و حيرت قرآن مثال‌زدنى است.»
اين محقق قرآنى بار ديگر به «لومانس»، دانشمند امريكايى اشاره كرد و گفت: لومانس در جاى ديگرى گفته است: «اولين شراره زيبا و با‌طراوت كه نور از قرآن كريم مى باراد، عبارت بسم‌الله الرحمن‌الرحي است كه دنيايى از معنا است.»
ويل دورانت:
در قرآن قانون و اخلاق و بسيارى از اصول و مبانى يك سان آمده است. در قرآن اگر از دين صحبت مى‏كند، از دنيا چشم نمى‏پوشد
اين محقق قرآنى به «وات ويليام مونت‌گمرى» اسلام‌شناس معاصر انگليسى و استاد بازنشسته مطالعات عربى و اسلامى دانشگاه ادينبورگ، اشاره كرد و اظهار كرد: مونت‌گمرى در مورد اهميت قرآن گفته است: «قرآن وقتى تلاوت مى‏شود گويى از قلب بيرون مى‏آيد و سپس به قلب نفوذ مى‏كند.»
نويسنده كتاب «زن از ديدگاه‌ ملت‌ها، اديان و بزرگان» در ادامه سخنانش به ديدگاه دانشمند فرانسوى «ربوا» درباره قرآن پرداخت و گفت: به زعم «ربوا»، «قرآن منطق و زيبايى دارد، به زور به كسى تحميل نمى‏شود، بلكه لطيف است و در مقام اقناع به نيروى منطق مجهز است.»
دكتر افتخارى در ادامه سخنانش به مشهورترين دانشمند معاصر، «آلبرت انيشتين» فيزيكدان آلمانى و برنده جايزه نوبل اشاره كرد و گفت: انيشتين در مورد قرآن گفته است: «قرآن كتاب جبر يا هندسه يا حساب نيست، بلكه مجموعه‏اى از قوانين است كه بشر را به راه راست، راهى كه بزرگ‏ترين فلاسفه دنيا از تعريف و تعيين آن عاجزند، هدايت مى‏كنند.»
دانشمند انگليسى «سرويليام موئيس» در مورد اهميت قرآن گفته است: «قرآن كريم آكنده از دلايل منطقى، علمى، قضايى، حقوقى، مدنى و مهم‏تر از همه لطافت است كه در كتب آسمانى بى‌نظير است.»
وى در ادامه سخنان به دانشمند ايتاليايى «مايكل آنجلو» پرداخت و گفت: وى گفته «آشنايى من با تعايم حيات‌بخش و معارف درخشان اسلام و قرآن، بينش جديد و عميقى در من ايجاد كرد و طرز فكرم را درباره جهان آفرينش و فلسفه وجود به كلى دگرگون ساخت و احساس كردم كه تعليمات اسلام برخلاف تعاليم مسيحيت انسان را موجودى شريف و با شخصيت مى شناسد نه موجودى كثيف و ذاتا آلوده، مسلمانان به حكم كتاب آسمانى خود قرآن پيامبر والامقام خود را انسانى مانند انسان‌هاى ديگر مى دانند كه خداوند او را براى تبليغ و رسالت و راهنمايى انسان‌ها برگزيده است در اين كتاب دستور و نحوه بهره گيرى از لذايذ اين دنيا و حيات آن، به طرزى جالب و خردمندانه بيان شده است.»
وى افزود: دانشمند و مستشرق فرانسوى «سديو» نيز معتقد بود «در قرآن كه اوج زيبايى سخن‏ها است، چيزى از مقررات اجتماعى فروگذارى نشده است.»
اين محقق علوم قرآنى به محقق و مورخ برجسته امريكايى «ويل دورانت» پرداخت و گفت: دورانت در مورد اهميت قرآن گفته «در قرآن قانون و اخلاق و بسيارى از اصول و مبانى يكسان آمده است. در قرآن اگر از دين صحبت مى‏كند، از دنيا چشم نمى‏پوشد.»
وى افزود: همچنين دورانت در جاى ديگرى گفته است: «در قرآن، قانون و اخلاق يكى است، رفتار دينى در قرآن، شامل رفتار دنيوى نيز هست و همه امور از جانب خدا و به طريق وحى آمده است. قرآن شامل مقرات در خصوص ادب، تندرستى، ازدواج، طلاق، رفتار با فرزند و حيوان، تجارت، سياست، ربا، دين ، امور زراعت، مجازات جنگ و صلح است ... مدت چهارده قرن، قرآن در حافظه اطفال مسلمان محفوظ مانده، خاطرشان را تحريك كرده، اخلاقشان را فرم داده و قريحه صدها ميليون مرد را صيقلى كرده است.»
سرويليام موئيس:
«قرآن كريم آكنده از دلايل منطقى، علمى، قضايى، حقوقى، مدنى و مهم‏تر از همه لطافت است كه در كتب آسمانى بى‌نظير است
نويسنده كتاب «زن از ديدگاه‌ ملت‌ها، اديان و بزرگان» گفت: خاورشناس مشهور آلمانى «ژوزف هوردوويچ» در مورد اهميت و جايگاه قرآن گفته است: «قرآن عامل بسيار شگرفى در بالا بردن فكر مسلمانان بود و باعث ‏شد آنان به تحقيقات علمى و پديد آوردن انديشه پيش از ما غربيان حركت كنند.»
دكتر افتخارى گفت: قرآن حقيقتى است براى حقيقت‌جويانى مانند «راكستون»، اديب اسكاتلندى كه در اين‌باره مى گويد: «ساليان دراز در جست‌و‌جوى حقيقت ‏بودم، آن‌را در اسلام و قرآن يافتم.»
وى در پايان سخنانش تأكيد كرد: «سر ويليام» انگليسى در مورد قرآن كريم گفته است: قرآن محمد (ص) كتابى است پر از دلايل روشن و منطقى و مسائل بى شمار علمى و قوانين حقوقى و قضايى و دستورات عاليه براى حفظ حيات مدنى و اجتماعى كه با عبارات ساده و در عين حال محكم و منظم آمده و خواننده را مجذوب خود مى نمايد. از همان آغاز رسالت پيامبر بسيارى از معاندين و ملحدين چون وليد و ابوسفيان و ... بر فضائل بى شمار قرآن معترف شدند و تاكنون نيز همه صاحبنظران و انديشمندان آزاده جهان اعترافاتى اين گونه را از خود به يادگار مى گذارند؛ زيرا قرآن در حدوث و بقا خود از حق جدا نشده و به حق نازل گشته است.»
منبع :خبرگزارى قرآنى ايران.


اعترافات انديشمندان غربي درباره قرآن
1. فيليپ.ک.حتي، دانشمند معاصر و استاد دانشگاه پرينستون آمريکا که دربارة تاريخ عرب تحقيقات ارزنده‌اي کرده و چندين کتاب در اين زمينه نگاشته است، در يکي از کتب خود به نام تاريخ عرب مي‌نويسد: قرآن از تمام معجزات، بزرگتر است و اگر سراسر اهل عالم جمع شوند، بي‌ترديد از آوردن مثل آن عاجز خواهند ماند.
2. ارنست رنان، نويسنده، مورخ و متفکر بزرگ فرانسوي که علاوه بر بسياري از فعاليت‌هاي علمي و تاريخي، تأليفاتي در خصوص زبان‌هاي سامي دارد. مي‌گويد: در کتابخانه شخصي من هزاران جلد کتاب سياسي، اجتماعي، ادبي و غيره وجود دارد که همة آنها را بيشتر از يکبار مطالعه نکرده‌ام و چه بسا کتاب‌هايي که فقط زينت کتابخانه من مي‌باشند ولي يک جلد کتاب است که هميشه مونس من است و هر وقت خسته مي‌شوم و مي‌خواهم درهايي از معاني و کمال بر روي من باز شود آن را مطالعه مي‌کنم و از مطالعه زياد آن خسته و ملول نمي‌شوم. اين کتاب، قرآن کتاب آسماني است.

3. دکتر گرينيه، خاورشناس و پژوهشگر فرانسوي که تلاش‌ها و تحقيقات فراواني در زمينة علوم اسلامي و قرآن دارد مي‌گويد:
من آيات قرآن را که به علوم پزشکي و بهداشتي و طبيعي ارتباط داشت دنبال کردم و از کودکي آنها را فراگرفتم و کاملاً به آن آگاه بودم. بنابراين دريافتم که اين آيات از هر نظر با معارف و علوم جهاني منطبق است... . هرکس دست‌اندرکار هنر يا علم باشد و آيات قرآن را با هنر و علمي که آموخته است به همان صورت که من مقايسه کردم مقايسه کند بدون ترديد به اسلام خواهد گرويد، البته اگر صاحب عقلي سليم و بي‌غرض باشد.
4. هربرت جرج ونو، نويسندة انگليسي، وقتي يکي از مجله‌هاي اروپا عقيده و رأي او را دربارة بزرگترين کتابي که از آغاز تاريخ بشر تاکنون بيشتر از ساير کتب در دنيا تأثير گذارد و مهمتر از همه به شمار آمده است، پرسيد او در جواب نام چند کتاب را برد و در پايان آن چنين نگاشت: اما کتاب چهارم که مهمترين کتاب دنياست قرآن است،‌ زيرا تأثيري که اين کتاب آسماني در دنيا بر جاي نهاده نظير آن را هيچ کتابي نداشته است.

5. تنورد، خاورشناس و محقق و انديشمند آلماني که در زمينة مسائل قرآني و اسلامي تحقيقات زيادي داشته است، مي‌گويد: قرآن با نيروي برهان خود شنونده را مجذوب و شيفتة خود مي‌سازد و قلوب را تسخير مي‌کند. همين قرآن بود که ملت وحشي عرب را معلم جهانيان کرد.

6. گوته شاعر و نويسنده بزرگ آلماني که در زمينة اسلام و قرآن کريم و مضامين آن مطالعاتي داشته است، مي‌گويد: ما اول، از قرآن رويگردان بوديم، ولي طولي نکشيد که اين کتاب توجه ما را به خود جلب نمود و به حيرت درآورد و بالاخره مجبور شديم اصول و قواعد آن را بزرگ بشماريم و در مطابقت الفاظ با معاني بکوشيم. مرام و مقصد اين کتاب بي‌اندازه قوي و محکم و مباني آن بلند است و از اين نظر ما را بيشتر به اهميت و علو مقام خود جذب مي‌نمايد. با اين وصف به زودي بزرگترين تأثير خود را در تمام جهان نموده، نتيجة مهمي از خود به جا خواهد گذاشت و باز مي‌گويد:
به زودي اين کتاب توصيف ناپذير‌( قرآن)، عالم را به خود جلب نموده و تأثير عميقي در دانش جهان نهد و در نتيجه جهانمدار گردد.

7. راکستون، خاورشناس و محقق اسکاتلندي که در زمينة مسائل قرآني مطالعاتي داشته است، مي‌نويسد: ساليان درازي در جستجوي حقيقت بودم تا اينکه حقيقت را در اسلام يافتم. پس قرآن مقدس را ديدم و شروع به خواندن آن کردم. او بود که تمام سؤالات مرا جواب گفت. قرآن ابهت و ترس در انسان ايجاد مي‌کند و با اين روش ثابت مي‌کند که هر چه مي‌فرمايد راست است.

8. بانو واگليري، خاورشناس، دانشمند ايتاليايي و پرفسور ادبيات عرب و استاد تاريخ تمدن اسلام در دانشگاه ناپل ايتاليا که فعاليت‌ها و تحقيقات فراواني در زمينه دين مبين اسلام و مفاهيم و مضامين قرآن کريم داشته است، مي‌گويد: با اينکه قرآن در سراسر جهان اسلام بارها خوانده مي‌شود، خواندن آن با اين همه تکرار در پيروانش ايجاد خستگي نمي‌کند بلکه به عکس در ضمن خواندن مکرر هر روز عزيزتر مي‌شود. در خواندن يا شنيدن قرآن در ذهن خواننده يا شنونده حس تعظيم و تکريم برمي‌انگيزد. متن قرآن در طول اعصار و قرون تاريخ نزول آن تا امروز به همان صورت باقي مانده و تا وقتي که خدا بخواهد و تا جهان ادامه داشته باشد باقي خواهد ماند.

9. دکتر گوستاولوبون، عالم فرانسوي و استاد متتبع علوم و آثار شرقي در تاريخ اسلامي مي‌گويد:
قرآن که کتاب آسماني مسلمين است تنها منحصر به تعاليم و دستورهاي مذهبي نيست بلکه دستورهاي سياسي و اجتماعي مسلمانان نيز در آن درج شده است. تعليمات اخلاقي قرآن به مراتب بالاتر از تعليمات اخلاقي انجيل است.

10. آلوارو ماچوردوم کومينز، شاعر، نويسنده، روزنامه نگار و محقق اسپانيايي مي‌گويد:
عده‌اي از من خواستند بعضي از سوره‌هاي قرآن را برايشان ترجمه کنم، من هم سوره کوتاهي را انتخاب نمودم سوره توحيد را که از يگانگي خداوند مي‌گويد. اين سوره و موسيقي آن آنچنان زيبا بود که براي من شاعر بسيار مهم بود. همچنين سوره فاتحة‌الکتاب را که درباره جهاني بودن خداوند است ترجمه کردم. به اين ترتيب بود که جهاني بودن و يگانگي خداوند مرا به اين نتيجه رساند که اين دين مردمي‌ترين و منطقي‌ترين دين براي از بين بردن ناآرامي‌ها و مشکلات امروزي است.
11. بانو ستان راني تنس هلندي مي‌گويد:
محتواي اين کتاب آسماني کاملاً با عقل و خرد و فطرت بشري مطابقت دارد و از مطالب زننده و خلاف عقل به کلي پاک است. قرآن دربارة زنان، قضاوتي عادلانه دارد و برخلاف بعضي از مرام‌ها و اديان که جنس زن را تا به سر حد بردگي تنزل داده‌اند و ارزشي براي او قائل نيستند، وي را از مزايا و حقوق انساني برخوردار ساخته و مقام شامخي براي او منظور داشته است.
12. نولدکه، دانشمند و خاورشناس مشهور آلماني که در زبان سامي و لغات شرقي تخصص يافته و شهرت کسب کرده است و مهمترين اثر او تاريخ قرآن است که بعد از تأليف آن به دريافت جايزه آکادمي فرانسه نائل شد. مي‌نويسد: قرآن با منطق علمي و روش اطمينان‌بخش و قانع‌کننده‌اي که دارد دل‌هاي شنوندگان خود را به سوي خويش توجه داده و آنها را طرف خطاب قرار مي‌دهد. همواره بر دل‌هاي کساني که از دور با آن مخالفت مي‌ورزند تسلط يافته و آنها را به خود مي‌پيوندد. فضيلت قرآن با داشتن سادگي و بلاغت خاص خود به اوج کمال رسيده است. اين کتاب توانست از مردمي وحشي و بي‌تربيت،‌ ملتي متمدن ايجاد کند که تعليم و تربيت دنياي خويش را بر عهده گرفتند.
13. پرنس ژاپني بورگيز، مورخ و تاريخ نويس ايتاليايي که پيرامون مسائل تاريخي، تحقيقات زيادي داشته است مي‌نويسد: مسلمين همين که در پيروي قرآن و خواندن آن و عمل به قوانين و احکامش سستي نشان دادند، نيروي سعادت و فرشته سيادت نيز با اين بي‌اعتنايي از آنها دور شد و آن همه عزت و قدرت و خرسندي و عظمت از افق حيات آنها رخت بربست و به جايش اهريمن اسارت و بندگي جانشين شد. دشمنان از اين فرصت استفاده کردند و بر آنها تاختند و حلقه‌وار چون ميکرب‌هاي اجتماع آنها را در ميان گرفتند و آنها را به روزگار کنوني اسير و مقيد ساختند. آري اين همه بدبختي‌ها و تيره‌روزي‌هاي مسلمين از مراعات نکردن قوانين قرآن بوده. در اين امر بزرگ هيچ گناهي متوجه اسلام (قرآن) نيست. آيا حقيقتاً چه ايرادي را مي‌شود بر آيين پاک گرفت.
14. بانو دکتر لورا واکيسا واگليري، پرفسور ادبيات عرب و استاد تاريخ تمدن اسلام در دانشگاه ناپل ايتاليا رساله‌اي به نام پيشرفت سريع تعاليم اسلام نوشته که در قسمتي از آن چنين آمده است:
در اين کتاب(قرآن) گنجينه‌هايي از دانش را مي‌بينيم که مافوق استعداد و ظرفيت باهوش‌ترين اشخاص و بزرگترين فيلسوفان و قوي‌ترين رجال سياسي است.
بانو واگليري، دانشمند و محقق ايتاليايي که در زمينة قرآن کريم نيز مطالعاتي داشته است مي‌نويسد:
کتاب آسماني اسلام، نمونه‌اي از اعجاز است. قرآن، کتابي است که نمي‌توان از آن تقليد کرد. نمونه سبک و اسلوب قرآن در ادبيات عرب سابقه ندارد. تأثيري که سبک قرآن در روح انسان ايجاد مي‌کند ناشي از امتيازات و برتري‌هاي آن مي‌باشد. چطور ممکن است اين قرآن کار محمد(ص) باشد و حال آنکه معتقديم محمد(ص) يک مرد عرب و درس نخوانده بود. ما در اين قرآن ذخاير و اندوخته‌هايي از علوم مي‌بينيم که مافوق استعداد و ظرفيت باهوش‌ترين و متفکرترين اشخاص است و ... قويترين سياست بايد در مقابل قرآن زانوي ناتواني به زمين بزند.
15. کارلتون اس گون دانشمند معروف آنتروپولوژي (انسان شناسي)، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا آمريکايي در کتاب خود به نام کاروان مي‌نويسد: بلاغت يکي از مزاياي عظيم قرآن است. قرآن هنگامي که درست تلاوت شود چه شنونده به لغت عرب آشنايي داشته باشد و آن را بفهمد يا آشنايي نداشته و آن را نفهمد، تأثير شديد و عميقي در او گذاشته و در ذهنش جاگير مي‌شود. اين مزيت بلاغتي قرآن ترجمه‌شدني نيست.
16. گيبون، مي‌گويد: از اقيانوس اطلس تا کنار رود گنگ، قرآن نه فقط قانون فقهي شناخته شده است، بلکه قانون اساسي، شامل رويه قضايي و نظامات مدني، جزايي و حاوي قوانيني است که تمام عمليات و امور مالي بشر را اداره مي‌کند و همة اين امور که به موجب احکام ثابت و لايتغيري انجام مي‌شود ناشي از اراده خدا است و به عبارت ديگر، قرآن دستور عمومي و قانون اساسي مسلمانان است. دستوري است شامل مجموعه قوانين ديني و اجتماعي و مدني و تجاري و نظامي و قضايي و جنايي و جزايي. همين مجموعه قوانين از تکاليف زندگي روزانه تا تشريفات ديني از تزکيه نفس، تا حفظ بدن و بهداشت و از حقوق عمومي تا حقوق فردي و از منافع فردي تا منافع عمومي و از اخلاقيات تا جنايات و از عذاب تا مکافات اين جهان و جهان آينده همه را در بر دارد.
17. ويل دورانت در تاريخ تمدن مي‌گويد: پيدايش تمدن اسلام از حوادث بزرگ تاريخ است. اسلام طي پنج قرن، از سال 81 تا 579 هجري، از نظر نيرو و نظم و بسط قلمرو و اخلاق نيک و تکامل سطح زندگاني و قوانين منصفانه انساني و ادبيات و تحقيق علمي و علوم و طب و فلسفه پيشاهنگ جهان بود.

پي‌نوشت

*. آمنه شاهنده.
. محمدي اهوازي، مصطفي، چهل داستان از عظمت قرآن کريم، ص 109.
. همان.
. همان، ص 110.
. http://nasl-e-evom.persianblog.com
. محمدي اهوازي، مصطفي، چهل داستان از عظمت قرآن کريم، ص 111
. همان، ص 119
. http:// nasl-e-sevom.persianblog.com.
. محمدي اهوازي، مصطفي، چهل داستان از عظمت قرآن کريم، ص 126.
. همان، ص 117.
. همان، ص 120.
. همان، ص 121.
. همان، ص 124.
. همان، ص 125.
. همان، ص 126.
. همان.
. همان، صص109-127.
. جان ديون پورت، عذر تقصير به پيشگاه محمد(ص)، مترجم: سعيدي سيد غلامرضا، ص 91، دارالتبليغ اسلامي.

محمّد امین
12-12-2012, 19:53
حصن ولايت



http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/vhK3wwTLrF/23uzod0.jpg
«ولايه علي بن ابيطالب حصني فمن دخل حصني امن من عذابي »
ارتباطي با حديث سلسله الذهب دارد؟

اين حديث، قدسي است و از امام رضا(ع) نقل شده است و شيخ صدوق آن را در كتاب عيون اخبارالرضا، (ج 2، باب 38) آورده است: علي بن بلال از حضرت رضا(ع) روايت كرده آن جناب به سند خود از آباء گراميش از رسول خدا(ص) از جبرئيل از ميكائيل از اسرافيل از لوح از قلم نقل فرموده كه خداي تعالي مي‏فرمايد: «ولاية علي بن ابي طالب حصني فمن دخل حصني امن من عذابي». نيز در بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 39، چاپ جديد،ص 246، باب 87) نيز نقل شده است.
اما حديث سلسله الذهب مشهور «کلمه لا اله الا الله حصني...» است که در نيشابور حضرت رضا(ع) بيان فرمودند. البته در آخر اين روايت فرمودند: «بشرطها و شروطها و انا من شروطها» يعني شرط اين که در حصار حفظ توحيد و لا اله الا الله قرار بگيرد ولايت من است و از آنجا که ولايت امام رضا(ع) همان ولايت اميرالمؤمنين است در نتيجه مضمون دو روايت يکي مي باشد.

محمّد امین
12-12-2012, 20:05
تبسم در روايات

http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/_3kw7eGuLC/60985.jpg
در حديثي قدسي داريم كه مي فرمايد: «يا احمد! عجبت من عبد لا يدري اني راض عنه ام ساخط عليه و هو يضحك». 1. آيا اين حديث سنديت دارد؟ 2. آيا اين حديث با رواياتي كه مؤمن را بشاش و با نشاط و خندان معرفي مي كند تناقض ندارد؟ 3. آيا معني يضحك در اينجا همان خنده عادي است؟

خنده ای که در حدیث قدسی مورد نهی واقع شده خنده از سر غفلت از آخرت است که فرد بدون توجه به هدف از خلقت وآفرینش غرق در لذات مادی است وسرمستانه قهقه سر می دهد ولی بشاشیت وتبسم بر روی لب نه تنها نهی نشده که سفارش به آن نیز شده است ودر روایتی این گونه آمده که مومن حزنش درون سینه است وبشاشتش در چهره وصورتش نمایان است {نهج البلاغه 23 واز مجموع روایات این گونه استفاده میشود که تبسم وبشاشت از اوصاف مومن است ومون نباید اخمو و عبوس باشد خنده نیز در حد اعتدال خوب است و نباید زیاده از حد باشد ضمن آنکه مناسب است به صورت قهقهه نباشد شوخی نیز به قدر نمک در غذا بنا به انچه در روایت آمده پسندیده است وشخص پیامبر اکرم وائمه شوخ طبعی داشته اند به ویژه امیر مومنان که بنا به انچه در نقل ها آمده است شوخ طبع بوده اند .

محمّد امین
12-12-2012, 23:49
آيا حديث لولاك لما خلقت الافلاك ... سنديت دارد؟

http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/Vk0VJzGI8S/niyayesh-farshchian.jpg

اصل این مطلب که هدف اصلی از خلقت عالم و آدم انسان کامل و به تعبیر قرآن خلیفه الله است جای تردید نیست چنانکه جای تردید نیست اشرف مخلوقات خداوند پیامبر اکرم (ص) است به همین جهت برخی روایات بر این مطلب دلالت دارد که هدف غایی از خلقت خلق وجود مبارک آن بزرگوار ویا آن بزرگوار به همراه دیگر معصومین (ع) است اما عین تعبيری که مورد سوال واقع شده در منابع ذیل نقل شده که عین روایت را ذیلا می آوریم : رُوِيَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ كَانَ اللَّهُ وَ لَا شَيْ‏ءَ مَعَهُ فَأَوَّلُ‏مَا خَلَقَ نُورُ حَبِيبِهِ مُحَمَّدٍ ص قَبْلَ خَلْقِ الْمَاءِ وَ الْعَرْشِ وَ الْكُرْسِيِّ وَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّوْحِ وَ الْقَلَمِ وَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ الْمَلَائِكَةِ وَ آدَمَ وَ حَوَّاءَ بِأَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِينَ وَ أَرْبَعِمِائَةِ أَلْفِ عَامٍ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى نُورَ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ ص بَقِيَ أَلْفَ عَامٍ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَاقِفاً يُسَبِّحُهُ وَ يَحْمَدُهُ وَ الْحَقُّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَنْظُرُ إِلَيْهِ وَ يَقُولُ يَا عَبْدِي أَنْتَ الْمُرَادُ وَ الْمُرِيدُ وَ أَنْتَ خِيَرَتِي مِنْ خَلْقِي وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَوْلَاكَ مَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاكَ مَنْ أَحَبَّكَ أَحْبَبْتُهُ وَ مَنْ أَبْغَضَكَ أَبْغَضْتُهُ . {بحارالأنوار ج : 15 ص : 28} در بحار از مناقب ابن شهراشوب نیز همین مضمون نقل شده وَ قِيلَ لِلْحَبِيبِ ص لَوْلَاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاك‏.{بحارالأنوار ج : 16 ص : 405}. در کتاب تاویل الایات نیز این گونه نقل شده است و جاء في الحديث القدسي لولاك لما خلقت الأفلاك . {تأويل‏الآيات‏الظاهرة ص : 430}.

محمّد امین
12-12-2012, 23:56
حديث من طلبني ...

http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/h-hH-3VL2k/thum-ab60a164f9be51875cf-mohammad-30672.jpg

حديث معروف قدسي آمده است: « من طلبني وجدني و من وجدني عرفني و من عرفني احبني و من احبني عشقني و من عشقني عشقه و من عشقه قتله و من قتله فعلي ديته و من علي ديته فانا ديته»(خداوند فرمود): هر كس مرا طلب كند، مرا مي يابد و هر كه مرا بيابد، مرا مي شناسد و هر كه مرا بشناسد، مرا دوست دارد و هر كسي مرا دوست بدارد، عاشقم مي شود و هر كه عاشقم بشود، عاشقش مي شوم و هر كس را كه عاشقش بشم، او را مي كشم و هر كس را بكشم، ديه او به گردن من است و هر كس كه به گردن من ديه دارد، من خودم ديه او هستم.

این جملات را که به عنوان حديث قدسي نقل شده در مجموعه های روایی نيافتيم وبسیار بعید به نظر میرسد که در کتب حدیثی نقل شده باشد در برخي کتب عرفاي متأخر همچون کلمات مکنونه فیض {بنا به آنچه در ذهن است کتاب دسترس نبود } این نقل بدون ذکر مآخذ آمده بخش اول آن يعني جمله «من طلبني وجدني» در ضمن حديث قدسي که مخاطب آن حضرت داود مي باشد آمده است که ذيلا اين حديث قدسي را مي آوريم. «يا داود بلغ اهل الارض اني حبيب من احبني و جليس من جالسني و مونس لمن انس بذکري و صاحب لمن صاحبني و مختار لمن اختارني و مطيع لمن اطاعني و ما احبني احد من خلقي عرفت ذلک من قلبه الا احببته حبا لايتقدمه احد من خلقي من طلبني بالحق وجدني و من طلبه غيري لم يجدني فارفضوا يا اهل الارض ما انتم عليه من غرورها و هلموا الي کرامتي و مصاحبتي و مجالستي و مؤانستي و آنسوا بي أو انسکم و اسارع الي محبتکم؛ خداوند به حضرت داود مي فرمايد: اي داود من دوست کسي هستم که مرا دوست بدارد، همنشين کسي هستم که با من همنشيني کند، مونس کسي هستم که با ذکر من مأنوس باشد، همراه کسي هستم که با من همراهي کند، برگزيده کسي هستم که مرا برگزيند، مطيع کسي هستم که از من اطاعت کند و دوست نمي دارد مرا هيچ کس از بندگانم که من اين دوستي را از قلب او بدانم مگر اين که او را دوست مي دارم دوست داشتني که هيچ کس از خلق من قبلا او را دوست نداشته هر کس به راستي مرا طلب کند خواهد يافت و هر کس غير مرا جستجو کند مرا نخواهد يافت. پس اي اهل زمين دور بيندازيد از خودتان آنچه را بر آن هستيد از غرور دنيايي و بشتابيد به سوي کرامت من و همراهي و همنشيني و انس با من و با من مأنوس شويد تا با شما انس بگيرم و بشتابم به سوي محبت شما» (الجواهر السنيه، ص 94 - بحارالانوار، ج 67، ص 25).
اين حديث در هيچ يك از كتب روايي معتبر (دسته اول روايي) نيامده است. لذا از كتب ديگر روايت مي كنيم؛ (از جمله در كتاب قره العيون مولفي با نام فيض، صفحه 369):
من طلبني وجدني و من وجدني عرفني و من عرفني احبني و من احبني عشقني و من عشقني قتلته و من قتلته فعلي ديته و من علي ديته و انا ديته حديث قدسي: من احبني عشقني و من عشقني قتلته و من قتلته فانه ديته،; اللمعه البيضاء، تبريزي انصاري؛ في شرح خطبه الزهرا ، دفتر نشر الهادي؛ در شرح اسماء الحسني ملاهادي سبزواري، ج

محمّد امین
13-12-2012, 00:00
لولاك لما خلقت الافلاك...

http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/fus4NKBH3w/7.jpg

در رابطه با حديث «لولاك لما خلقت الافلاك» كه از احاديث قدسى است، توجهتان را به مطالب زير جلب مي نماييم:
يكم:
مراد از اينكه «اگر تو نبودى اين جهان را نمى‏آفريدم»، ممكن است؛ يكى از سه معناى زير باشد:
1. هدف از آفرينش جهان، چيزى است كه جز با وجود پيامبر(صلى الله عليه وآله) تحقق نمى‏يابد. از ديدگاه قرآن، همه جهان براى انسان آفريده شده است: «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً»؛ بقره (2)، آيه 29.؛ انسان نيز براى بندگى آفريده شده است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ»؛ ذاريات (51)، آيه 56.. حقيقيت عبادت خداوند در ميان انسان‏ها محقق نمى‏شود؛ جز با هدايت پيامبران و نبى‏اكرم كه خاتم انبيا و پيام آور دين كامل الهى است. پس صحيح است كه گفته شود، عبادت خداوند، جز با وجود پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در ميان بندگان محقق نمى‏شود.
2. پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى‏تواند تمام هدف از آفرينش جهان را در خود جلوه‏گر كند و آن هدف را به صورت كامل در خود محقق سازد. هدف آفرينش جهان، بندگى انسان است و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) به دليل اينكه كامل‏ترين انسان‏ها است، كامل‏ترين بنده نيز مى‏باشد. از اين رو، آن حضرت، هدف از خلقت جهان را به معناى تمام و كمال در وجود خود محقق ساخته است و ديگر انسان‏ها هر يك به اندازه مرتبه كمالشان، آن هدف را محقّق كرده‏اند.
3. پيامبر(صلى الله عليه وآله) غرض اصلى خدا از آفرينش جهان بوده است و ديگران را از طفيلى پيامبر(صلى الله عليه وآله) خلق كرده است. طبق معناى قبلى، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) كسى است كه هدف از آفرينش جهان را به تمام و كمال، در خود محقّق ساخته است؛ اما براى اينكه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بتواند در اين دنيا، چنين كمالى را در خود محقّق سازد، بايد همه اين جهان آفريده مى‏شد و همه اين انسان‏ها - چه مؤمنان و چه كافران و حتى دشمنان پيامبر و دوستان آن حضرت - بايد خلق مى‏شدند تا پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)، مجال رشد و تكامل پيدا مى‏كرد و مى‏توانست قابليت‏هاى خود را به فعليت برساند. البته به اين معنا نيست كه مثلاً دشمنان از روى جبر با آن حضرت دشمنى كرده اند؛ بلكه وجود انسان‏هايى براى تحقق كمال اختيارى پيامبر(صلى الله عليه وآله) نياز است و آن حضرت مى‏تواند در فضاى ميان آنان - چه فضاى دوستى و چه دشمنى - در مسير رشد و تكامل خود قرار گيرد. انسان‏هاى ديگر نيز هر يك به اندازه مرتبه كمالشان، غرض از خلقت اند؛ يعنى، هر اندازه كه كمال آنان بيشتر باشد، غرض اصلى از خلقت نيز به آنان بيشتر تعلق مى گيرد و هر اندازه نقصان دارند، به همان اندازه طفيلى‏اند و غرض به طور عرضى به آنان تعلق گرفته است.
گفتنى است كه اين سه معنا با يكديگر منافاتى ندارد و همه آنها با هم سازگار است. خداوند، مى‏خواهد همه انسان‏ها به كمال نهايى برسند و اين كمال، متوقف بر اطاعت از دين است و دين را پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) آورده است. از سوى ديگر هر انسانى، به اندازه‏اى كه به كمال مى‏رسد، هدف از آفرينش را در خود محقق ساخته و در كوتاهى‏هاى خود و نقصان اختيارى اش، از هدف خلقت دور شده است. پس وجود اين نقصان ها، غرض اصلى نيست؛ بلكه به تبع و بالعرض، امكان وجود پيدا كرده است .
دوم:
بنا بر برخى نسخه‏ها در ادامه روايت آمده است: «... و لولا على لما خلقتك و لولا فاطمه لما خلقتكما»؛ شيخ على نمازى، مستدرك سفينة البحار، ج‏3، ص 168 و 169.؛ و نيز: «فلولاكم ما خلقت الدنيا و الأخره و لا الجنه و النار»؛ همان، 167.؛ و نيز «و لولاكما لما خلقت الافلاك»؛ بحارالانوار، ج 74، ص 611. در اين باره چند معنا احتمال دارد؛
1. بندگى انسان‏ها جز با پيروى از دين ممكن نيست و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)، اين دين را آورده است. گفتنى است كه امامان حافظ دين هستند و اگر پس از وفات پيامبر(صلى الله عليه وآله)، امامت نبود، دين آن حضرت به انحراف كشيده مى‏شد. به عبارت ديگر خداوند، دين خاتم را از طريق «امامت» حفظ مى‏كند، لذا نخست از امام على(عليه السلام) ياد شده است و سپس از حضرت فاطمه(عليها السلام) ياد شده است، زيرا امامان به جز حضرت على(عليه السلام)، همگى از فرزندان حضرت فاطمه(عليها السلام) هستند. پس صحيح است كه گفته شود: «اگر فاطمه نبود، امامت ادامه نمى‏يافت و دين باقى نمى‏ماند و در نهايت هدف از آفرينش انسان (بندگى) نيز محقق نمى‏شد».
2. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)، فاطمه زهرا(عليها السلام)، و امامان معصوم(عليه السلام) همه يك نوراند و كمال آنان هيچ تفاوتى با هم ندارد. پس اين چهارده تن، همه با هم هستند و دوگانگى از حيث كمال بين آنان نيست و همان گونه كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) تحقق‏بخش هدف آفرينش جهان است، فاطمه(عليها السلام) و امامان(عليه السلام) نيز، همان گونه‏اند و فرقى از اين جهت ميان آنان نيست. اين معنا، مى‏تواند جملات ديگرى را نيز كه در شأن اهل بيت وارد شده است، توضيح دهد؛ به عنوان نمونه پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى‏فرمايد: «حسين منى و انا من حسين»؛ بحارالانوار، ج 43، ص 316..
اينكه حسين(عليه السلام) از پيامبر است، روشن است؛ اما اينكه پيامبر(صلى الله عليه وآله) از حسين(عليه السلام) است، به اين دو معنا است:
اولاً، دين پيامبر(صلى الله عليه وآله) به واسطه امام حسين(عليه السلام) باقى مى‏ماند. ثانياً، آن دو يكى هستند و فرقى ميان‏شان نيست. همچنين رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) مى‏فرمايد: «خدا با رضاى فاطمه راضى مى‏شود و با خشم او غضبناك مى‏گردد» ر.ك: بحارالانوار، ج 43، ص 19 به بعد.. اين بدان دليل است كه رضاى فاطمه(عليها السلام) و خدا داراى يك ملاك است؛ يعنى، هر موردى كه ايجاد رضايت مى‏كند، هر دو را با هم راضى مى‏نمايد و اگر خشمگين كند، هر دو را خشمناك مى‏سازد؛ زيرا فاطمه نيز فقط به رضاى خدا، راضى مى‏شود. پس چنين نيست كه خداوند، منتظر باشد كه فاطمه(عليها السلام) از چه چيزى راضى مى‏شود تا بعد از او راضى شود. در مورد خلقت ائمه وپيامبر قبل از خلقت حضرت ادم نيز از انجا که پيامبر اکرم وائمه طاهرين اشرف مخلوقاتند بر اساس رواياتی که در اين باب وارد شده اول ما خلق الله نيز هستند لکن بايد توجه داشت وقتی گفته ميشود انان اول ما خلق الله هستند مراد اين جسم انان که در تاريخ معينی به دنيا امده نيست بلکه مقام نورانيت انان است که بر اساس روايات فراون خداوند قبل از خلقت حضرت ادم انوار مطهر پيامبر وائمه معصومين را افريد وپس از ان ساير موجودات را افريد .

محمّد امین
13-12-2012, 00:15
برکات وضو


http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/ryx4Wfl8Q1/01.jpg

امام صادق(ع) فرمود:
روزی علی (ع) با فرزندش محمد حنفیه نشسته بودند، فرمود: ای محمد ظرف آبی برای من آماده کن تا برای نماز وضو بگیرم، محمد ظرف آبی آورد و حضرت مشغول گرفتن وضو شد و آداب و مستحبات و دعاهای وضو را انجام داد.

پس از آن فرمود: ای محمد هر کس وضو بسازد همانند وضویی که من ساختم و بگوید(دعا کند) آنچه من گفتم خداوند تبارک و تعالی از هر قطره آب وضوی او، ملکی را برای او می آفریند که مشغول تقدیس و تسبیح و تکبیر برای خداوند هستند و خداوند عزوجل ثواب این اذکار را تا روز قیامت برای او ثبت و ضبط خواهد نمود.

محمّد امین
13-12-2012, 00:30
کتاب احادیث قدسی

http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/p827jIEkFo/ahadis-ghodsi.jpg

عنوان: احادیث قدسی

تعداد صفحات: 65

زبان: فارسی

نوع فایل: PDF

حجم: 888 کیلوبایت


http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=714085&stc=1&d=1334307241 (http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/s-6gtD3nL1/ahadis-ghods.pdf)

محمّد امین
13-12-2012, 01:00
حدیث کساء

http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/Fmr72Hq4PL/13440894461.jpg

در روايات آمده است :كه يكي از روزهايي كه پيغمبر اكرم (ص) در خانة ام سلمه بود، جبرئيل آيه «إنّما يرُيد الله ِليذهب عَنكم الرِجس أَهل البَيت و يُطهِركم تطهيراً» را بر آن حضرت نازل كرد. آنگاه رسول اكرم (ص) حسن، حسين ، فاطمه و علي (عليهم السلام) را احضار كرده، اطراف خود نشاند. سپس پارچه اي ـ يا عباي پشمين خود را بر سر همگي كشيد و با خواندن اين آيه، عرضه داشت: «اَلّلهم هؤلاء أَهلُ بَيتي، اللّهم أَذهِب عَنهم الرِجس وطَهّرِهم تَطهيراً»؛ [خدايا! اهل بيت من اينها هستند. خدايا! رجس و پليدي را از اينها دور كن و مطهّرشان گردان.] امّ سلمه باديدن اين صحنه گفت: يا رسول الله! آيا من نيز در اين مجموعه داخل و مشمول اين آيه هستم؟ فرمود: تو بر مكانت و منزلت خود هستي، تو بر خير هستي؛ «أنتِ علي مكانكِ وإنكِ علي خيرٍ». آنچه كه گذشت اصل ماجرا بود، ليكن برخي خصوصيات جالب توجه در اين ماجرا وجود دارد كه در پاره اي از روايات از زبان امّ سلمه اين گونه نقل شده است: حضرت رسول (ص) به من فرمود: تو بر خير هستي، تو از همسران پيغمبر هستي، ولي نگفت: تو از اهل بيت هستي؛ «إنّك إلي خير، إنّك من أزواج النبيّ» وما قال: إنك من أهل البيت. (شواهد التنزيل2/24) آن حضرت به من فرمود: [تو از زنان شايستة من هستي، ليكن اگر به من فرموده بود: تو از اهل بيت هستي، برايم بهتر بود از هر چه كه خورشيد بر آن مي‏تابد و از آن غروب مي‏كند] فقال رسول الله (ص): «أنْتِ منْ صالحِ نسائي» فلو كان قال: نعم كان أحبّ إليّ ممّا تطلع عليه الشمس و تغرب. (شواهد التنزيل 2/87، ح 764) تذكّر: اين حديث و امثال آن بيانگر غبطة امّ سلمه از عدم توفيق حضور در آن جمع است. [سَر خود را زير عبا داخل كردم و گفتم: اي پيامبر خدا! من نيز با شما هستم؟ فرمود: تو بر خير هستي] فأدخلتُ رأسي في الكساء فقلت: يا رسول الله! وأنا معكم فقال : «إنك إلي خير» (بحار35/222) بعد از آن دعاي او دربارة پسر عمّش، علي و فرزندان او تمام شد، مرا وارد كرد. اين جمله نشان مي‏دهد كه رسول اكرم (ص) خواسته است با در نظر گرفتن مو قعيت و شخصيت امّ سلمه، عنايتي در حقّ او كند تا از او دلجويي شده باشد. باديدن اين صحنه، كسا و عبا را بلند كردم كه وارد شوم. آن حضرت از دستم كشيد و نگذاشت وارد شوم. آنگاه به من فرمود: تو بر خير هستي؛ «قالت أُم سلمة رضي الله عنها: فَرفَعتُ الكَساء لِأَدخل معَهم فَجَذَبه مِن يَدي» وقال: «إِنّك عَلي خَير» (در المنثور6/604 ،احزاب/33). پيغمبر اكرم (ص) عباي خود را بر روي زمين پهن كرد و همه را روي آن نشاند. سپس چهار طرف عبا را با دست چپ خود گرفته، روي سرشان آورد و دست راست خودش را بالا گرفت و گفت: «هؤلاء أَهل البَيت فَأذْهِبْ عَنهم الرِجس وطَهِِّرهم تَطهيراً» (جامع البيان 22/7) رسول اكرم (ص) علي، فاطمه، حسن و حسين (عليهم السلام) در خانة من بودند. من خزيره اي براي آنان درست كردم، خوردند و خوابيدند. سپس آن حضرت عبا يا قطيفه اي روي آنها كشيد و گفت: «اَللّهم هؤلاء أَهل بَيتي أِذْهب عَنهم الرِجس و طَهِّرهم تطهيراً». (جامع البيان، تفسير طبري، ذيل آية 33) مجموع اين روايت بيان گر اهتمام پيغمبر اكرم (ص) براي نقل و بيان آية تطهير و تلاش آن حضرت براي معرفي و تعيين مصاديق اهل بيت است. البته ام سلمه از زن هاي صالح و شايسته رسول اكرم (ص) و شخصيتي بود كه نزد شيعه و سني از احترام ويژه اي برخوردار است و ائمة اطهار (عليهم السلام) از او به عظمت ياد مي‏كردند، ليكن رسول اكرم (ص) حاضر نشد او را در آن مجموعه، داخل كند. از اين رو وقتي كه عبا را بلند كرد تا داخل شود حضرت رسول (ص) آن را كشيد و از دست او گرفت . چنان كه بعد از پهن كردن عبا و نشستن خمسة طيبه روي آن، اطراف عبا را جمع كرد. شايد بدين جهت كه ام سلمه يا ديگران در اطراف و گوشه هاي آن ننشينند. در عين حال ام سلمه، كه به حساسيت موضوع و ويژگي موقعيت پيش آمده توجّه داشت، سئوال كرد آيا من نيز داخل هستم؟ رسول اكرم (ص) با احترام به او گفت: نه. تا جايي كه ام سلمه آرزو مي‏كرد اي كاش مرا نيز داخل مي‏كرد. هم چنين مي‏گفت: اگر به من مي‏فرمود: آري، برايم بهتر بود از آنچه كه آفتاب بر آن مي‏تابد و از آن غروب مي‏كند. تذكّر: وقوع ماجرا در خانة امّ سلمه نشانة عظمت و موقعيت آن بانو است و اجازة ورود ندادن به او در حقيقت تنبّهي است كه وقتي امّ سلمه با مقام ‏خاصي كه دارد جزو اهل بيت نيست افراد ديگر حتماً از اين عنوان خارج هستند. اختلافي كه در نقل ام سلمه از اين حادثه مشاهده مي‏شود ممكن است از آن جهت باشد كه حادثه يك بار واقع شده، ليكن هر بار كه ام سلمه نقل مي‏كرده، به يك گوشه آن اشاره مي‏كرده است.. شبيه اين روايت دربارة عايشه (در المنثور 6/ 603) و زينب (بحار35/ 222، ينابيع المودّة/ 108) نيز نقل شده است كه بر فرض صحت سند، مي‏توان گفت: احتمال دارد يك حادثه بوده، وليكن آنها نيز حضور داشتند و شبيه سخن ام سلمه را به رسول اكرم گفته و جوابي نظير همان جواب را از آن حضرت دريافت كرده باشند. البته برخي احتمال تعداد و تكرار ماجرا را داده اند. شبيه اين روايت با تفضيل بيشتري از فاطمة زهرا (س) نيز نقل شده (احقاق الحق2/554) و به حديث كسا مشهور است كه به آخر كتاب مفاتيح الجنان الحاق شده است. مقايسة حديث كسا با احاديث قبلي اين احتمال را تقويت مي‏كند كه اين حادثه در خانه حضرت زهرا (عليها السلام) نيز واقع شده است. آية الله جوادي آملي،تجلّي ولايت در آية تطهير


داستان حديث كساء در روايات فوق العاده فراواني با تعبيرات مختلف وارد شده و قدر مشترك همة آنها اين است كه پيامبر (ص) علي (ع) و فاطمه و حسن و حسين (ع) را فرا خواند – و يا به خدمت او آمدند – پيامبر (ص) عبا – يا پارچه‏اي و .... – بر آنها افكند و گفت خداوندا ! اينها خاندان منند رجس و آلودگي را از آنها دور كن ، و در اين هنگام آيه «انَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ» نازل گرديد.
قابل توجه اينكه اين حديث ، در صحيح مسلم از قول «عايشه» و همچنين حاكم در «مستدرك» و بيهقي در «سنن»، و ابن جرير در «تفسيرش» و سيوطي در «الدّرالمنثور» نقل شده است. (صحيح مسلم 4/1883، ح 2424)

محمّد امین
13-12-2012, 19:59
آثار ترک نماز 1


http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/s-Z44DGZXe/images.jpg

آثار ترک نماز در دنیا - عالم برزخ - عالم آخرت

«تارک الصلاه قلبی سنگ ، و دلی بی رحم دارد».
ترک نماز از گناهانی است که قران کریم بر آن وعده عذاب داده است. چنانچه در سوره مدثر می فرمایند: «بهشتیان از دوزخیان می پرسند چه چیز شما را به دوزخ کشانید. جهنمیان در پاسخ می گویند ما از نمازگزاران نبودیم و بیچارگان را طعام نمی دادیم و با اهل باطل داخل شدیم و روز جزا را انکار می کردیم.
و همچنین در سوره ماعون به کسانی که نماز را سبک می شمارند اشاره شده است «الذین هم عن صلاتهم صاهون» پس از انبیاء و صالحین جماعتی در رسیدند که از فرط و شدت غفلت و جهالت نماز را ترک کردند و شهوات را پیروی کردند. پس زود است که این جماعت برسند به « غی» نام وادی است در جهنم که عذابش شدیدتر از سلیر طبقات دوزخ است. از ابن عباس منقول است که در آن ماریست که طولش شصت سال و عرضش سی سال راه است و از وقتی که آفریده شده دهان باز نموده و نمی کند مگر برای بلعیدن تارک الصلاه و خورندگان شراب.
در سوره زمر می فرماید:«نماز را بپا دارید و از شرک آورندگان نباشید. در این آیه اشاره شده است به اینکه ترک کننده نماز با بت پرست و مشرک برابر است.

مرحوم سيّد بن طاووس در كتاب فلاح السّائل آورده است :

روزى حضرت صدّيقه كبرى ، فاطمه زهراء سلام اللّه عليها به محضر مبارك پدر بزرگوار خود، رسول گرامى اسلام صلّلى اللّه عليه و آله وارد شد؛ و اظهار داشت : اى پدر جان ! جزاى آن دسته از مردان و يا زنانى كه نماز را سبك مى شمارند، چيست ؟

پيامبر خدا صلوات اللّه عليه فرمود: دخترم ، فاطمه جان ! هركس نماز را سبك شمارد و به شرائط و دستورات آن بى اعتنائى نمايد، خداوند او را به پانزده نوع عقاب ، مجازات مى گرداند:
شش نوع آن در دنيا، سه نوع آن موقع مرگ و جان دادن ، سه نوع در قبر و سه نوع ديگر در قيامت آن هنگامى كه از قبر بر انگيخته شود خواهد بود.

اما شش بلای دنیوی:

1-خداوند برکت از عمرش بر می دارد.
2-خداوند برکت از روزیش بر می دارد.
3-از چهره اش نشانه نیکوکاران برداشته می شود.
4-هر کار خیری کند پذیرفته نمی شود و پاداشی ندارد.
5-دعایش مستجاب نمی شود.
6-از دعای نیکوکاران بهره ای ندارد.

و اما سه بلای که در هنگام مردنش می باشد:

1-با ذلت و خواری می میرد
2-با تشنگی می میرد.
3-با گرسنگی از دنیا می رود.
و حالت عطش او گماشته می شود که او را فشار دهد و اذیت کند.

سه بلا که در قبر می رسد:

1-ملکی در قبر به او گماشته می شود که او را فشار دهد و اذیت کند.
2-قبر برایش تنگ می شود «فشار قبر»
3-قبرش تاریک و در ظلمت است و همچنین وحشتناک.

سه بلایی که در قیامت است:

1-ملکی او را به صورت می کشاند.
2-در حسابش سختگیری می شود.
3-خداوند نظر به او نمی کند و او را پاکیزه نمی کند و برایش عذاب دردناکی است.

حضرت امام صادق می فرماید:

نخستین عملی که در روز قیامت از آن باز خواست می شود نماز است. نماز اگر پذیرفته شد اعمال دیگر هم پذیرفته می شود و اگر پذیرفته نشد کارهای دیگر پذیرفته نیست.

از پیامبر پرسیدن بزرگترین عملی که بندگان به پروردگار خود به سبب آن نزدیک می شوند چیست؟
حضرت فرمود پس از شناسایی خدا و پیغمبر و اما با فضیلت تر از نماز اول وقت نمی شناسیم.
پیامبر اکرم می فرماید:

هنگامی که قیامت بر پا می شود موجودی از جنس عقرب از دوزخ بیرون می آید که سرش در آسمان هفتم و دمش زیر زمین و دهانش از شرق تا غرب است و می گوید کجایند کسانی که با خدا و رسولش جنگ کننده بودند. پس جبرئیل نازل می شود و می گوید چه کسانی را می خواهی؟

1-ترک کننده نماز
2-منع کننده زکات
3-خورنده ربا
4-شرابخوار
5-کسانی که در مسجد حدیث دنیا می کنند یعنی غیبت و تهمت مسلمانان می کنند.

و نیز می فرماید: در جهنم یک وادی و سرزمینی است که از شدت عذاب آن جهنمیان هر روز هفتاد هزار مرتبه ازآن می نالند و در آن خانه ای از آتش است و در خانه چاهی از آتش و در آن چاه تابوتیست که در آن ماریست که هزار سر دارد و در هر سری هزار دهان و در هر دهان هزار نیش و طول هر نیش هزار زرع است کسی از اصحاب انس گفت یا رسول الله این عذاب برای کیست ؟ فرمود: برای شرابخور و ترک کننده نماز.

محمّد امین
13-12-2012, 20:06
آثار ترک نماز 2


http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/p94SEXALDw/namaz-mohr-tasbih.jpg


عنوان : ترك نماز
نویسنده : علی محمودی


"ترك" در لغت به معني رد كردن چيزى از روى قصد و اختيار يا فشار و اضطرار است.[1]
"صلاة" در لغت به معني دعا و تبريك و تمجيد است، صلاة يعنى نماز، كه يكى از عبادات مخصوص است، اصلش دعاست و وجه نامگذارى آن عبادت به صلاة مثل ناميدن چيزى به اسم جزء از محتواى آن است كه آن را در برمى‏گيرد. [2]
نماز از واجبات و ضروریات دین است و ترک آن گناه کبیره شمرده می شود. اهمیت آن در حدی است که پذیرفته شدن همه اعمال انسان به
پذیرفته شدن نماز بستگی دارد، حضرت رسول اکرم (ص)می­فرماید:
«أوّلُ مَا يَنظُرُ فِي عَمَلِ العَبد فِي يَومِ القيامَة فِي صَلاتِه، فَان قُبِلَت نَظرَ فِي غَيرها، وَ إن لَم تقبل لَم يَنظر فِي عَمَلِه بِشَي‏ء.»
«اول چيزى كه از عمل بنده در روز قيامت به آن توجه مى‏شود، نماز او است، اگر قبول شد به ديگر اعمالش نظر مى‏شود، و اگر پذيرفته نشد، به عملش نگاه نخواهد شد.»[3]

نماز باز دارنده از زشتيها:
«اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ.»[4]
«آنچه را از كتاب آسمانى به تو وحى شده تلاوت كن، و نماز را بر پا دار كه نماز (انسان را) از زشتى‏ها و منكرات باز مى‏دارد و خداوند مى‏داند شما چه كارهايى انجام مى‏دهيد.»
هر نمازى به همان اندازه كه از شرايط كمال و روح عبادت برخوردار است نهى از فحشاء و منكر مى‏كند، گاه نهى كلى و جامع و گاه نهى جزئى و محدود. ممكن نيست كسى نماز بخواند و هيچگونه اثرى در او نبخشد هر چند نمازش صورى باشد و هر چند آن شخص آلوده گناه باشد، البته اين گونه نماز تاثيرش كم است، اين گونه افراد اگر همان نماز را نمى‏خواندند از اين هم آلوده‏تر بودند.[5]
از امام صادق (ع) روايت شده:
«كسى كه دوست دارد بداند كه نمازش قبول خداوند گرديده يا خير، بنگرد تا چه مقدار نماز او را از بديها و گناهان دور داشته، بهمان اندازه قبول شده است.»[6]

اما سؤالي كه مطرح مي­شود اين است كه اگر نماز انسان را از فحشاء و منكر باز مى‏دارد چرا بسيارى از نماز گزاران مرتكب كبائر و منكرات مى‏شوند؟
جواب اين سؤال اين است كه:
بازدارى از گناه اثر طبيعى نماز است، چون نماز توجه خاصى است از بنده به سوى خداى سبحان، ليكن اين اثر تنها به مقدار اقتضاء است، يعنى اگر مانع و يا مزاحمى در بين نباشد اثر خود را مى‏بخشد، و نمازگزار را از فحشاء بازمى‏دارد، ولى اگر مانعى و يا مزاحمى جلو اثر آن را گرفت، ديگر اثر نمى‏كند، و در نتيجه نمازگزار آن كارى كه انتظارش را از او ندارند مى‏كند، خلاصه ياد خدا، و موانعى كه از اثر او جلو مى‏گيرند، مانند دو كفه ترازو هستند، هر وقت كفه ياد خدا چربيد، نمازگزار گناه نمى‏كند، و هر جا كفه آن موانع چربيد كفه ياد خدا ضعيف مى‏شود، و نمازگزار از حقيقت ياد خدا منصرف مى‏گردد، و گناه را مرتكب مى‏شود.[7]

ترك نماز:
چون وجوب نماز از احكام بديهي و ضروري اسلام است پس كسي كه از روي انكار نماز نخواند از دين اسلام خارج شده است، زيرا انكار نماز، انكار رسالت پيامبر و قبول نداشتن قرآن است.[8]
امام باقر (ع) به نقل از رسول خدا (ص) مي­فرمايد:

«مَا بَيْنَ الْمُسْلِمِ وَ بَيْنَ الْكَافِرِ إِلَّا أَنْ يَتْرُكَ الصَّلَاةَ الْفَرِيضَةَ مُتَعَمِّداً أَوْ يَتَهَاوَنَ بِهَا فَلَا يُصَلِّيَهَا»
«بين مسلمان و كافر فاصله‏اى نيست، مگر اين كه مسلمان نماز واجب را عمدا ترك كند يا آن را بى‏اهميت بداند و نخواند.»[9]

كفر مطرح شده در روايات، كفر از ديدگاه فقهي نيست؛ يعني احكام كفر بر او بار نمي­شود، [يكي ديگر از دلايلي كه ] به تارك الصلاة كافر اطلاق شده، اهميت دادن به موضوع نماز و ترك نكردن آن است؛ البته اگر كسي از روي انكار نماز نخواند، در اصطلاح فقه هم به او كافر مي­گويند، زيرا منكر ضروري دين است.[10]
از حضرت صادق (ع) سؤال شد كه چرا زانى كافر نيست ولى كسى كه نماز نمى‏گذارد كافر مى‏باشد، امام (ع) فرمود:
«چون زناكار براى‏ شهوت اين كار را مى‏كند ولى آن كس كه نماز را ترك مى‏كند براى اين است كه به آن اهميت نمى‏دهد. زناكار براى لذت دنبال زنى را مى‏گيرد و از او كامجوئى مى‏كند، ولى آن كس كه نماز را ترك كرده و آن را انجام نمى‏دهد قصدش لذت نيست بلكه فقط نظرش بى‏اهميت شمردن آن مى‏باشد و هر گاه كسى نظرش استخفاف باشد كافر مى‏گردد.»[11]

اقسام ترك نماز:
1. ترك نماز به طور كلي از روي انكار، چون منكر ضروري دين شده كافر مي شود؛
2. ترك نماز به طور كلي نه از روي انكار، بلكه به واسطه مسامحه كاري و كم اعتنايي به امور اخروي و اشتغال به شهوات و امور دنيوي كه موجب فسق است؛
3. ترك نماز در بعضي اوقات در اثر ضعف ايمان و كم اعتنايي به امر آخرت، يا اهميت ندادن به اوقات نماز؛ اين شخص جزء ضايع كنندگان نماز و سبك شمارندگان آن مي­باشد؛
4. ترك واجبي از واجبات نماز (بدون رعايت شرايط صحت آن با بي اهميتي، با لباس نجس و...)اين شخص نيز جزء ضايع كنندگان و خوار كنندگان نماز است.[12]
به هر حال تارك نماز جزء هر قسمي كه باشد در قرآن شديداً نكوهش شده است:
«فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتهِِمْ سَاهُونَ »[13]
«پس واى بر نمازگزارانى كه در نماز خود سهل‏انگارى مى‏كنند.»

يعنى آنهايى كه از نمازشان غافلند اهتمامى به امر نماز نداشته، و از فوت شدنش باكى ندارند.[14]
«ساهون» به معنى خطايى كه از روى غفلت سرزند، و در اين آيه با معاني مختلفي تفسير شده است:
1. سهو توأم با تقصير است (اين تفسير مناسبتر به نظر مى‏رسد)؛
2. تاخير انداختن نماز از وقت فضيلت است؛
3. منافقانى هستند كه نه براى نماز ثوابى معتقد بودند و نه براى ترك آن عقاب؛
4. كسانى كه در نمازهاى خود ريا مى‏كنند (در حاليكه اين معنى در آيه بعد مى‏آيد).
بايد توجه داشت كه نمى‏فرمايد «در نمازشان سهو مى‏كنند» چون سهو در نماز به هر حال براى هر كس واقع مى‏شود، بلكه مى‏فرمايد «از اصل نماز سهو مى‏كنند» و كل آن را به دست فراموشى مى‏سپرند. وقتى فراموش كنندگان نماز شايسته «ويل» هستند آنها كه به كلى ترك نماز گفته و تارك الصلاة هستند چه حالى خواهند داشت.[15]

علل ترك نماز:
1. نا آشنايي به فلسفه نماز و آثار و فوايد آن در زندگي
2. احساس تحجر و عقب ماندگي
3. تنبلي و تن پروري
4. مسامحه كاري و سهل انگاري (علي رغم داشتن وضعيت روحي و جسمي مناسب)
5. احساس خود نمايي و ريا كاري
6. محيط و اجتماع فاسد[16]

برخي از آثار ترك نماز:
سهل انگاري در اداي نماز يا در اعمال شرايط آن يا ترك آن به طور كلي علاوه بر اينكه آثار شومي در زندگي دنيوي دارد، بدون شك عواقب وخيمي در سراي آخرت نیز خواهد داشت.

دوزخ ارمغان ترك نماز :
«فىِ جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ* عَنِ الْمُجْرِمِينَ* مَا سَلَكَكمُ‏ْ فىِ سَقَرَ* قَالُواْ لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ... » [17]
«آنها در باغهاى بهشتند، و سؤال مى‏كنند. از مجرمان. چه چيز شما را به دوزخ وارد ساخت؟! مى‏گويند: ما از نمازگزاران نبوديم...»

اين آيات گوشه‏اى از شرح حال اصحاب يمين و گروه مقابل آنهاست، آنها به چند گناه بزرگ خويش در اين رابطه اعتراف مى‏كنند: يكي از اين گناهان ترك نماز است؛ البته نماز از آنجا كه عبادت خدا است بدون ايمان به او ميسر نيست، بنا بر اين ذكر آن رمزى است براى ايمان و اعتقاد به خداوند، و تسليم در برابر فرمان او. [18]
از رسول خدا (ص) روايت شده:
«نماز خود را ضايع نسازيد، زيرا هر كس نمازش را ضايع گزارد (بدان اهمّيّت ندهد) با قارون و هامان (وزير فرعون) محشور گردد، و خداوند را حقّ و سزاوار است كه او را با منافقين به دوزخ فرستد، پس واى بر آن كس كه محافظت نكند بر نماز (غافل از آن باشد) و ...»[19]

ترك نماز و محروميت از شفاعت:
حضرت صادق (ع) فرمود:
«شَفَاعَتنَا لاتَنالُ مُستَخِفا بِصَلاتِه »[20]
« و شفاعت ما نمى­رسد به آنكه نماز را سبك مى‏شمارد.»


درمان :
1. اينكه بداند ذكر خدا باعث آرامش و تعادل رواني مي­شود؛[21]
2. تمام دستورات دين براي چگونه زندگي كردن، چگونه انسان شدن و ... است و يكي از فلسفه­هاي تشريع واجبات براي خوشبختي در دنياست؛
3. عوامل انحطاط مسلمانان در خود ايشان است نه در اصل اسلام؛
4. ترك پر خوري و پرخوابي كه از علل سستي و بي حالي است؛
5. اهميت دادن به نماز بيشتر از كارهاي ديگر در هر شرايط؛
6. فايده نماز به خودمان بر مي­گردد و طلبي از ديگران نداريم تا نمازمان را به رخ آنها بكشيم، صاحب عبادت خداست و خوشحالي او كافي است چه ديگران مسخره كنند چه تشويق؛
7. وارد نشدن به مكان­هاي گناه و...[22]
8. همانگونه که در برابر محبت­های کوچک دیگران تشکر می­کنیم، نماز نیز تشکر از خداوند است در برابر نعمت­های بی پایان او؛
9. انسان مسلمان در طول زندگی همواره در معرض دام­های گوناگون شیاطین است. ارتباط هر روزه با خدا و طلب هدایت از او در نمازها، سبب ثبات قدم در مسیر مسلمانی و رهایی از شیطان­های انس و جن می شود.







[1] - راغب اصفهاني، حسین بن محمد؛ مفردات قرآن، ترجمه غلامرضا خسروي، تهران، مرتضوي، 1374 ش، دوم، ج‏1، ص 344
[2] - مفردات، همان، ج‏2، ص416- 415
[3] - درر الأخبار، مهدى حجازى؛ ترجمه على رضا حجازى و محمد عيدى خسروشاهى،‏ قم، دفتر مطاالعات تاريخ و معارف اسلامى ،1419ق، ‏ اول، ‏ص575
[4] - عنكبوت/ 45(ترجمه آيات از آيت الله مكارم شيرازي مي­باشد)
[5] - مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374ش، اول، ج‏16، ص 285
[6] - طبرسي، فضل بن حسن؛ تفسير مجمع البيان، ترجمه گروهي از مترجمان، تهران، فراهاني،‌1360ش، اول، ج‏19، ص 65
[7] - طباطبايي، محمد حسين؛ تفسير الميزان ،ترجمه محمد باقر موسوي، قم، دفتر انتشارات اسلامى، 1374ش‏، پنجم‏، ج‏16، ص201

[8] - دستغيب، عبدالحسين؛ گناهان كبيره، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1379ش، سيزدهم، ج2، ص183
[9] - شيخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ترجمه ابراهيم محدث بندرريگى،‏ قم‏، اخلاق، ‏1379 ش‏، سوم‏، ص 498
[10] - عزيزي تهراني، علي اصغر؛ حضور قلب در نماز(علل و در مان حواسپرتي در نماز)، قم، بوستان كتاب، 1387ش، هشتم، ص144
[11] - عطاردى‏، عزيز الله؛ ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار، تهران،‏ عطارد،1378 ش،‏ اول،‏ج1، ص 418-417

[12] - گناهان كبيره، پيشين، ص191
[13] - ماعون/ 5-4
[14] - تفسيرالميزان، پيشين، ج‏20، ص 634
[15] - تفسير نمونه، پيشين، ج‏27، ص 361-360
[16] - حضورقلب در نماز، پيشين، ص168-144
[17] - مدثر/ 40-43
[18] - تفسير نمونه، پيشين، ج‏25، ص 255-253
[19] - شيخ صدوق، عيون أخبار الرضا عليه السلام، ‏ترجمه حميد رضا مستفيد و على اكبر غفارى،‏ تهران‏، صدوق، 1372 ش،‏ اول‏، ج2، ص22
[20] - عيون أخبار الرضا عليه السلام، پيشين، ص22
[21] - رعد/28
[22] - حضور قلب در نماز،پيشين، ص169-145

محمّد امین
13-12-2012, 20:10
کتاب شناسی در مورد نماز


http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/4nWXzkHiOr/mnk06.jpg

28.1 گفتار
نويسنده : مسلم ملكوتي
مشخصات نشر: سازمان تبليغات اسلامي تبريز، تبريز، چاپ اول ، 1362 ش
تعداد صفحه : 198
ريز موضوع :
علت عربي خواندن نماز،اهميت نماز جماعت
.................................................. ...................................
2. 28 گفتاردرمسائل اعتقادي واخلاقي
نويسنده : محمدتقي مصباح يزدي
مشخصات نشر: درراه حق، قـم، چاپ اول ، 1353 ش
تعداد صفحه : 160
ريز موضوع :
اهميت نماز در قرآن، دعا در نماز
.................................................. .........................
3. آئين اسلام
نويسنده : شيخ عبدالله و ديگران
مشخصات نشر: محمدعلي علمي، تهران، 1333 ش
تعداد صفحه : 149
ريز موضوع :
قرآن ، نماز
.................................................. ......................................
4. آئين توحيد
نويسنده : سيدعلاء الدين مجتبوي
مشخصات نشر: مصطفوي، تهران، چاپ اول ، 1380 ق
تعداد صفحه : 250
ريز موضوع :
دعا و تعقيبات نماز
.................................................. ....................
5. آئين جمعه
نويسنده : محمدتقي موسوي اصفهاني
مشخصات نشر: مدرسه امام مهدي عج، قـم، چاپ اول ، 1363 ش
تعداد صفحه : 552
ريز موضوع :
نماز شب جمعه، آداب نماز شب جمعه
.................................................. .........................
6. آئين وهابيت
نويسنده : جعفر سبحاني
مشخصات نشر: دارالقرآن الكريم، قـم، 1364 ش
تعداد صفحه : 356
ريز موضوع :
برگزاري نماز و دعا نزد قبور اولياء
.................................................. ..........................
7. آئينه اخلاق
نويسنده : عباسعلي سبزي خراساني
مشخصات نشر: چاپخانه خراسان، مشهد، چاپ اول ، 1347 ش
تعداد صفحه : 312
ريز موضوع :
معرفت ، نماز ، صوم ، جهاد ، حج
.................................................. ........................................
8. آئينه پرهيزكاران
نويسنده : سيدابراهيم علوي خوئي
مشخصات نشر: كتابخانه صدوق، تهران، چاپ اول ، 1382 ق
تعداد صفحه : 347
ريز موضوع :
قناعت ، جامع ترين آيه ، خشوع ، نماز
.................................................. ..................................
9. آئينه هدايت
نويسنده : عبدالله مامقاني و ديگران
مشخصات نشر: جهاد دانشگاهي، تهران، چاپ اول ، 1364 ش
تعداد صفحه : 239
ريز موضوع :
نماز نافله ، پرخوري ، خنده
.................................................. .....................................
10. آخرين گفتارها در پايان زندگي ج 4
نويسنده : محمد راجي قمي
مشخصات نشر: محمد راجي قمي، تهران، چاپ اول ، 1368ش
تعداد صفحه : 560
ريز موضوع :
احكام نماز و دفن و غسل ميت

محمّد امین
13-12-2012, 20:29
مجموعه سخنرانی های شهید مطهری با موضوعات قرآن، اسلام و ایمان


http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/77jrsVeQZs/shahid-motahharitakdid.com.jpg


دانلود مجموعه سوم از سخنرانی های شهید مرتضی مطهری با موضوعاتی چون: خدمات ایرانیان به اسلام، مذهب شیعه، غیب از نظر قرآن، معجزات قرآن، قرآن از نظر کافران، ایران در دوره حکومت، اقتصاد در جامعه و…

این مجموعه شامل ۳۶ سخنرانی میباشد.

فرمت: mp3 بیت ریت: ۲۰

معرفی جریان اسلامی (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/01%20moarefiye%20jaryane%20eslami%20(motahhari)%20 (Takdid.Com).mp3)

مذهب شیعه (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/02%20mazhabe%20shia%20(motahhari)%20(Takdid.Com).m p3)

جو جامعه اسلامی از نظر قرآن و اسلام (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/03%20javve%20jamea%20eslami%20az%20nazare%20quran% 20va%20eslam%20(motahhari)%20(Takdid.Com).mp3)

قیام برای خدا و قرآن (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/04%20ghiyam%20baraey%20khoda%20va%20quran%20(motah hari)%20(Takdid.Com).mp3)

آزمایش قرآن برای قیاس مخفی انسان (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/05%20azemayeshe%20quran%20baraey%20ghiyase%20makhf ey%20ensan%20(motahhari)%20(Takdid.Com).mp3)

غیب از نظر قرآن چیست؟ (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/06%20gheyb%20az%20nazare%20quran%20chist%20(motahh ari)%20(Takdid.Com).mp3)

خطاهای ذهن (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/07%20khatahaye%20zehni%20(motahhari)%20(Takdid.Com ).mp3)

قوانین اسلامی (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/08%20ghavanine%20eslami%20(motahhari)%20(Takdid.Co m).mp3)

رابطه ما با گذشته از طریق قرآن کریم (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/09%20rabetea%20ma%20ba%20ghozashte%20az%20tarighe% 20quran%20(motahhari)%20(Takdid.Com).mp3)

جامعه و تاریخ (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/10%20jamae%20va%20tarikh%20(motahhari)%20(Takdid.C om).mp3)

توزیع مزایا (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/11%20tozie%20mazaya%20(motahhari)%20(Takdid.Com).m p3)

نقاط نمایان جامعه (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/12%20noghate%20namayan%20jamee%20(motahhari)%20(Ta kdid.Com).mp3)

معجزه و خلق عادت (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/13%20mojezeh%20va%20khalghe%20adate%20(motahhari)% 20(Takdid.Com).mp3)

روح جمیع جامعه (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/14%20roohe%20jamie%20jamee%20(motahhari)%20(Takdid .Com).mp3)

معجزات قرآن (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/15%20mojezate%20quran%20(motahhari)%20(Takdid.Com) .mp3)

مجازات قرآن (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/16%20mojazate%20quran%20(motahhari)%20(Takdid.Com) .mp3)

شرح حال افراد (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/17%20sharhe%20hale%20afrad%20(motahhari)%20(Takdid .Com).mp3)

تفکر در تاریخ (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/18%20tafakor%20dar%20tarikh%20(motahhari)%20(Takdi d.Com).mp3)

نهضت اسلام (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/19%20nahzate%20eslam%20(motahhari)%20(Takdid.Com). mp3)

تفسیر در باب معجزه (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/20%20tafsir%20dar%20babe%20mojezeh%20(motahhari)%2 0(Takdid.Com).mp3)

تابعیت جامعه (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/21%20tabeate%20jamee%20(motahhari)%20(Takdid.Com). mp3)

وجود فردی انسان از جامعه (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/22%20vojood%20fardiye%20ensan%20az%20jamee%20(mota hhari)%20(Takdid.Com).mp3)

ایمان و اعتقاد صحیح داشتن (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/23%20dashtane%20iman%20va%20eteghade%20dorost%20(m otahhari)%20(Takdid.Com).mp3)

اعجاز قرآن (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/24%20ejaze%20quran%20(motahhari)%20(Takdid.Com).mp 3)

نازل شدن قرآن (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/25%20nazel%20shodane%20quran%20(motahhari)%20(Takd id.Com).mp3)

قرآن از نظر کافران (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/26%20quran%20az%20nazare%20kaferan%20(motahhari)%2 0(Takdid.Com).mp3)

مومنین و منافقان (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/26%20quran%20az%20nazare%20kaferan%20(motahhari)%2 0(Takdid.Com).mp3)

خطر منافقان برای اسلام (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/28%20khatare%20monafeghon%20baraye%20eslam%20(mota hhari)%20(Takdid.Com).mp3)

اهداف روحانیت در نهضت اسلام (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/29%20ahdafe%20rohaniyat%20dar%20nehzate%20eslam%20 (motahhari)%20(Takdid.Com).mp3)

به وجود آمدن تمدن (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/30%20be%20vojood%20amadane%20tamadon%20(motahhari) %20(Takdid.Com).mp3)

خدمات ایرانیان به اسلام از نظر تدبیر (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/31%20khadamate%20iraniha%20be%20eslam%20az%20nazar e%20tadbir%20(motahhari)%20(Takdid.Com).mp3)

اقتصاد در جامعه (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/32%20eghtesad%20dar%20jamee%20(motahhari)%20(Takdi d.Com).mp3)

خدمت ایرانی به اسلام (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/33%20khedmate%20irani%20be%20eslam%20(motahhari)%2 0(Takdid.Com).mp3)

ایران در دوره حکومت (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/34%20iran%20dar%20doreye%20hokoomat%20(motahhari)% 20(Takdid.Com).mp3)

خدمت ایرانیان به اسلام از نظر فکری
(http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/35%20khadamate%20iraniha%20be%20eslam%20az%20nazar e%20fekri%20(motahhari)%20(Takdid.Com).mp3)
پایان خدمت ایرانیان به اسلام (http://d.takdid.com/sowti/sokhanrani/Motahari/Quran%20va%20Eslam/36%20payane%20khadamate%20iraniha%20be%20eslam%20( motahhari)%20(Takdid.Com).mp3)



به زودی در سایت آپلود خواهند شد :df:

محمّد امین
13-12-2012, 20:45
سخنان گرانقدر حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه در باب عظمت قرآن کریم


http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/hv2mV_3yep/87-20090825-1101792155.jpg

* عظمت قرآن *

قال رسول الله صلي الله عليه و آله: فضل القرآن على سائر الكلام كفضل الله على خلقه

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: برترى قرآن بر ساير سخنان مانند برترى خداوند است بربندگانش

بحارالانوار ج 92,ص 17


* قرآن در كنار عترت *

قال رسول الله صلي الله عليه و آله: انى تارك فيكم الثقلين ما ان تمسكتم بها لن تضلوا بعدى : كتاب الله و عترتى اهل بيتى لن يفترقا حتى يردا على الحوض

رسول خداصلي الله عليه و آله فرمود: من در ميان شما دو چيز سنگين و (گرانبها) به يادگار مى گذارم، كتاب خدا و اهل بيت من، از هم جدا نمى شوند تا مرا نزد حوض كوثرملاقات كنند

بحارالانوار ج 2, ص 99


* تعليم و تعلم قرآن *

قال رسول الله صلي الله عليه و آله: خياركم من تعلم القرآن و علمه

رسول خدا(ص) فرمود: بهترين شما كسانى هستند كه قرآن را آموخته و به ديگران تعليم مى دهند

بحارالانوار ج 92,ص 186


* نگاه كردن به كلمات قرآن *

قال رسول الله صلي الله عليه و آله: النظر فى المصحف من غير قراءة عبادة

رسول خدا صلي الله عليه و آله قرمود: نگاه كردن به صفحات قرآن (حتى بدون خواندن آن) عبادت است

بحارالانوار ج 99,ص 65


* تلاوت از روى قرآن *

قال رسول الله صلي الله عليه و آله : القراءة فى المصحف افضل من القراءة ظاهراً

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: تلاوت قرآن از روى آن با فضيلت تر از حفظ خواندن آن است

قرآن در احاديث اسلامى


* قرائت قرآن با صوت نيكو *


قال رسول الله صلي الله عليه و آله: حسنوا القرآن باصواتكم فان الصوت الحسن يزيد القرآن حسنا

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: قرآن را با صورت نيكو زينت دهيد كه صوت نيكو بر زيبايى قرآن مى افزايد

قرآن در احاديث اسلامى


* صحيح خواندن قرآن *

قال رسول الله صلي الله عليه و آله: اعربوا القرآن والتمسوا غرائبه

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: قرآن را با اعراب صحيح بخوانيد و عجائب آن را استخراج كنيد

مستدرك ج 4, ص 372


* عمل به دستورات قرآن *

قال رسول الله صلي الله عليه و آله: ما آمن بالقرآن من استحلّ محارمه

پيامبراكرم صلي الله عليه و آله فرمود: ايمان نياورده است به قرآن كسى كه حلال بداند چيزهاى را كه قرآن حرام كرده است

بحارالانوار ج 77, ص 160


* تلاوت قرآن در خانه *

قال النبى صلي الله عليه و آله
نوروا بيوتكم بتلاوة القرآن و لاتتخذوها قبورا" كما فعلت اليهود والنصارى, صلوا فى الكنائس و البيع و عطلوا بيوتهم فان البيت اذا كثر فيه تلاوة القرآن كثر خيره و امتع اهله و اضاء لاهل السماء كما تضيى نجوم السماء لاهل الدنيا

پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند:
نورانى كنيد خانه هاى خودتان را به تلاوت قرآن و آن را قبرستان قرار ندهيد مانندكارى كه يهود و نصارى كردند, نماز را در كليساها و (كنيسه ها) خواندند و خانه هاى خود را معطل گذاشتند, پس به درستى كه اگر زياد شود تلاوت قرآن در خانه اى خير و وسعت براى اهل آن زياد مى شود و آن خانه مى درخشد و به اهل آسمان نور مى دهد, آنچنان كه ستاره هاى آسمان به اهل زمين نور مى دهد و مى درخشد

بحارالانوار ج 92, ص 200


* احترام به قرآن *

قال رسول الله صلي الله عليه و آله: من وقّر القرآن فقد وقّر الله و من لم يوقر القرآن فقد استخف بحرمة الله، حرمة القرآن على الله كحرمة الوالد على الولد

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: كسى كه از قرآن تجليل كند, از خدا تجليل كرده و كسى كه قرآن را تجليل نكند به حريم خدا اهانت كرده است، حرمت و قدر قرآن نزد خدا مانند برترى پدر بر فرزند است

بحارالانوار ج 92, ص 17


* مسواك زدن *

قال رسول اله صلى الله عليه و آله: نظفوا طريق القرآن قالوا: يا رسول الله: و ما طريق القرآن؟ قال: افواهكم ، قالوا: بماذا؟ قال بالسواك

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: جاده قرآن را پاكيزه كنيد، سوال شد: يا رسول الله جاده قرآن كدام است؟ فرمود: دهان، سوال شد: به چه ترتيب؟ فرمود با مسواك زدن

بحارالانوار ج 76, ص 135


* با خضوع خواندن قرآن *

قال رسول الله صلي الله عليه و آله: اقراوا القرآن ما ائتلفت عليه قلوبكم, و لانت عليه جلودكم, فاذا اختلفتم فلستم تقراونه

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: مادامى كه در تلاوت قرآن قلوب شما نرم مى شود و در خود احساس خضوع مى كنيد قرآن بخوانيد و در غير اين صورت حق تلاوت را اداء نكرده ايد

قرآن در احاديث اسلامى

محمّد امین
13-12-2012, 21:10
سخنان امیرالمومنین حضرت علی (ع)


http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/1EVqzsSY03/image634665754878346443.jpg

* تدبر و انديشيدن در آيات *

قال على عليه السلام : الا لا خير فى قرائة لا تدبر فيها

امير المؤمنين عليه السلام فرمود: آگاه باشيد كه درتلاوت قرآن بدون تدبرخيرى نيست

قرآن در احاديث اسلامى


* وضو داشتن *

قال على عليه السلام: لايقرأ العبد القرآن اذا كان على غير طهور حتى يتطهر

امير المؤمنين عليه السلام فرمود: هنگامى كه وضو نداريد قرآن نخوانيد


* نزول قرآن در سه بخش *

عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام يَقُولُ نَزَلَ الْقُرْآنُ أَثْلَاثاً، ثُلُثٌ فِينَا وَ فِى عَدُوِّنَا وَ ثُلُثٌ سُنَنٌ وَ أَمْثَالٌ وَ ثُلُثٌ فَرَائِضُ وَ أَحْكَامٌ

اصبغ بن نباته گويد: شنيدم از اميرالمؤ منين عليه السلام كه مى فرمود: قرآن در سه بخش نازل شده يك بخش آن درباره ما و دشمنان ما است ، و بخش ‍ ديگر در سنتها و امثال است ، و بخش سوم در واجبات و احكام است

اصول كافى جلد 4 ص/ 435 ح/ 2

محمّد امین
13-12-2012, 21:17
سخنان امام زین العابدین و امام باقر (ع)


http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/K-J88hmY83/emamsajjad.jpg


* قرآن و گنج *

عَنِ الزُّهْرِى قَالَ سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع يَقُولُ آيَاتُ الْقُرْآنِ خَزَائِنُ فَكُلَّمَا فُتِحَتْ خِزَانَةٌ يَنْبَغِى لَكَ أَنْ تَنْظُرَ مَا فِيهَا

زهرى گويد: از حضرت على بن الحسين عليهما السلام شنيدم كه مى فرمود: آيه هاى قرآن گنجينه هائى است ، پس هرگاه در يك گنجينه را گشودى شايسته است كه بدانچه در آن است نظرى بيفكنى

اصول كافى جلد 4 ص/ 412 ح/2


* با قرآن چه كرديم *

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنَا أَوَّلُ وَافِدٍ عَلَى الْعَزِيزِ الْجَبَّارِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ كِتَابُهُ وَ أَهْلُ بَيْتِى ثُمَّ أُمَّتِى ثُمَّ أَسْأَلُهُمْ مَا فَعَلْتُمْ بِكِتَابِ اللَّهِ وَ بِأَهْلِ بَيْتِى

حضرت امام باقر عليه السلام فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: من نخستين كسى هستم كه روز قيامت بر خداى عزيز جبار وارد مي شوم و با كتابش و اهل بيتم ، سپس امتم (وارد شوند) پس از ايشان بپرسم چه كرديد با كتاب خدا و اهل بيت من ؟

اصول كافى جلد 4 ص / 400 ح/ 4


* نتيجه خواندن قرآن در شب *

عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ‍ مَنْ قَرَأَ عَشْرَ آيَاتٍ فِى لَيْلَةٍ لَمْ يُكْتَبْ مِنَ الْغَافِلِينَ وَ مَنْ قَرَأَ خَمْسِينَ آيَةً كُتِبَ مِنَ الذَّاكِرِينَ، وَ مَنْ قَرَأَ مِائَةَ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْقَانِتِينَ، وَ مَنْ قَرَأَ مِائَتَيْ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْخَاشِعِينَ، وَ مَنْ قَرَأَ ثَلَاثَ مِائَةِ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْفَائِزِينَ، وَ مَنْ قَرَأَ خَمْسَمِائَةِ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْمُجْتَهِدِينَ، وَ مَنْ قَرَأَ أَلْفَ آيَةٍ كُتِبَ لَهُ قِنْطَارٌ مِنْ تِبْرٍ الْقِنْطَارُ خَمْسَةَ عَشَرَ أَلْفَ مِثْقَالٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ الْمِثْقَالُ أَرْبَعَةٌ وَ عِشْرُونَ قِيرَاطاً أَصْغَرُهَا مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ وَ أَكْبَرُهَا مَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ

حضرت باقر عليه السلام فرمود: كه رسول خدا (ص ) فرموده :
هركس در يك شب ده آيه از قرآن بخواند از غافلين نوشته نشود و هركس پنجاه آيه بخواند در زمره ذاكرين نوشته شود و هر كس صد آيه بخواند در زمره قانتين نوشته شود و هركس دويست آيه بخواند از خاشعين نوشته شود و هر كس سيصد آيه بخواند از فائزين نوشته شودو هر كس پانصد آيه بخواند از جمله مجتهدين نوشته شود و هر كس هزار آيه بخواند براى او (ثواب انفاق ) يك قنطار از طلا نوشته شود و قنطار پانزده هزار مثقال طلا است ، كه هر مثقالى بيست و چهار قيراط است كه كوچكترين آنها باندازه كوه احد و بزرگترين آنها باندازه آنچه ميان زمين و آسمان است

اصول كافى جلد 4 ص/ 415 ح/ 5

محمّد امین
13-12-2012, 21:24
سخنان امام صادق (ع)
بخش اول


http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/hlovJR1CMT/emam-jafar-sadegh.jpg


قرآن خواندن جوان

قال الصادق عليه السلام: من قرا القرآن و هو شاب مومن, اختلط القرآن بلحمه و دمه

امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه قرائت قرآن كند در حالى كه جوان با ايمان باشد قرآن با گوشت و خونش آميخته مى شود

الكافى ج 2,ص 603


* كسانى كه قرآن را به زحمت ياد مى گيرند *

قال الصادق عليه السلام: ان الذى يعالج القرآن و يحفظه بمشقه منه قله حفظ له اجران

امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه كشش حافظه اش كم است و با مشقت قرآن را فرا مى گيرد دو اجر دارد

بحارالانوار ج 92, ص 202


* تلاوت قرآن توام با اخلاص *

قال الصادق عليه السلام: ان من الناس من يقرا القرآن ليقال: فلان قارى و منهم من يقرا القرآن ليطلب به الدنيا ولا خير فى ذلك و منهم من يقرا القرآن لينتفع به فى صلاته و ليله و نهاره

امام صادق عليه السلام فرمود: پاره اى از مردم قرآن تلاوت مى كنند كه گفته شود چه خوب مى خواند و برخى قرآن مى خوانند براى تامين معاش. در اين دو دسته خيرى نيست. ولى بعضى از مردم قرآن مى خوانند كه از راهنمايى هاى او بهره مند شوند و در نماز و در حال و شب و روز از آيات الهام بخش قرآن بهره معنوى و فكرى بردارند



* قرآن در احاديث اسلامى *

استعاذه پيش از تلاوت قرآن

قال الصادق عليه السلام: اغلقوا ابواب المعصية بالاستعاذة، وافتحوا ابواب الطاعة بالتسمية

امام صادق عليه السلام فرمود: درهاى معصيت را با گفتن(اعوذ بالله من الشيطان الرجيم) ببنديد و درهاى طاعت را با (بسم الله الرحمن الرحيم) بگشاييد

بحارالانوار ج 92, ص 216


* قرآن چراغ هدايت *

عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ فِيهِ مَنَارُ الْهُدَى وَ مَصَابِيحُ الدُّجَى فَلْيَجْلُ جَالٍ بَصَرَهُ وَ يَفْتَحُ لِلضِّيَاءِ نَظَرَهُ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ حَيَاةُ قَلْبِ الْبَصِيرِ كَمَا يَمْشِى الْمُسْتَنِيرُ فِى الظُّلُمَاتِ بِالنُّورِ

حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: همانا اين قرآن (كتابى ) است كه در آن است جايگاه نور هدايت و چراغهاى شب تار، پس شخص تيز بين بايد كه در آن دقت كند و براى پرتوش نظر خويش را بگشايد، زيرا كه انديشه كردن زندگانى دل بينا است ، چنانكه جوياى روشنى است در تاريكى ها به سبب نور راه بپيمايد

اصول كافى جلد 4 ص / 400 ح/ 5


* دفاتر اعمال و قرآن *

عَنْ يُونُسَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام
إِنَّ الدَّوَاوِينَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثَلَاثَةٌ دِيوَانٌ فِيهِ النِّعَمُ، وَ دِيوَانٌ فِيهِ الْحَسَنَاتُ، وَ دِيوَانٌ فِيهِ السَّيِّئَاتُ فَيُقَابَلُ بَيْنَ دِيوَانِ النِّعَمِ، وَ دِيوَانِ الْحَسَنَاتِ فَتَسْتَغْرِقُ النِّعَمُ عَامَّةَ الْحَسَنَاتِ، وَ يَبْقَى دِيوَانُ السَّيِّئَاتِ فَيُدْعَى بِابْنِ آدَمَ الْمُؤْمِنِ لِلْحِسَابِ فَيَتَقَدَّمُ الْقُرْآنُ أَمَامَهُ فِى أَحْسَنِ صُورَةٍ فَيَقُولُ يَا رَبِّ أَنَا الْقُرْآنُ وَ هَذَا عَبْدُكَ الْمُؤْمِنُ قَدْ كَانَ يُتْعِبُ نَفْسَهُ بِتِلَاوَتِى وَ يُطِيلُ لَيْلَهُ بِتَرْتِيلِى وَ تَفِيضُ عَيْنَاهُ إِذَا تَهَجَّدَ فَأَرْضِهِ كَمَا أَرْضَانِى قَالَ فَيَقُولُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ عَبْدِى ابْسُطْ يَمِينَكَ فَيَمْلَؤُهَا مِنْ رِضْوَانِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْجَبَّارِ وَ يَمْلَأُ شِمَالَهُ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ثُمَّ يُقَالُ هَذِهِ الْجَنَّةُ مُبَاحَةٌ لَكَ فَاقْرَأْ وَ اصْعَدْ فَإِذَا قَرَأَ آيَةً صَعِدَ دَرَجَةً


يونس بن عمار گويد: كه حضرت صادق عليه السلام فرمود
دفترها در روز قيامت سه دفتر است دفترى كه نعمتها در آن ثبت شده و دفترى كه كارهاى نيك در آنست و دفترى كه كارهاى بد در آن ثبت است پس دفتر نعمتها را با دفتر كارهاى نيك برابر كنندو نعمتها همه كارهاى نيك را فراگيرد و در خود فرو بردو دفتر كارهاى بد بجا ماند پس آدميزاده مؤ من را براى حساب بخوانند و قرآن در بهترين صورتى پيش رويش در آيد و گويد: بار پروردگارا من قرآنم و اين بنده مؤ من تو است كه خود را براى خواندن من به تعب مى انداخت ، و شب خود را با آهنگ خوش و هموار خواندن من دراز مى كرد و ديدگانش در هنگام نماز شب اشك ريزان بود، چنانچه مرا خشنود ساختى او را هم خشنود كن
امام فرمود: پس خداى عزيز جبار مي فرمايد: اى بنده من دست راستت را باز كن و خداوند آنرا از رضوان خود و دست چپش را از رحمت خود پر كند سپس باو گفته شود: اين بهشت براى تو مباح است پس قرآن بخوان و بالا برو پس هرگاه يك آيه بخواند يك درجه بالا رود

اصول كافى جلد 4 ص/ 402 ح/ 12


* حاملان قرآن *

عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حَمَلَةُ الْقُرْآنِ عُرَفَاءُ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ الْمُجْتَهِدُونَ قُوَّادُ أَهْلِ الْجَنَّةَ وَ الرُّسُلُ سَادَةُ أَهْلِ الْجَنَّةَ

حضرت صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص ) فرمود: حاملين قرآن نمايندگان و سرپرستان اهل بهشتند، و مجتهدان جلو داران اهل بهشتند، و پيامبران آقايان اهل بهشتند

اصول كافى جلد 4 ص/ 409 ح/ 11


* ياد گرفتن قرآن *

عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ يَنْبَغِى لِلْمُؤْمِنِ أَنْ لَا يَمُوتَ حَتَّى يَتَعَلَّمَ الْقُرْآنَ أَوْ يَكُونَ فِى تَعْلِيمِهِ

حضرت صادق عليه السلام فرمود: براى مؤ من شايسته است كه نميرد تا قرآن را ياد گيرد يا در كار ياد گرفتنش باشد

اصول كافى جلد 4 ص/ 409 ح/ 3

محمّد امین
13-12-2012, 21:27
سخنان امام صادق (ع)
بخش دوم


http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/pCwtCX0BET/imam-sadeq.jpg

* خواندن قرآن در هر روز *

عَنْ اَبِى عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: الْقُرْآنُ عَهْدُ اللَّهِ إِلَى خَلْقِهِ فَقَدْ يَنْبَغِى لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ يَنْظُرَ فِى عَهْدِهِ وَ أَنْ يَقْرَأَ مِنْهُ فِى كُلِّ يَوْمٍ خَمْسِينَ آيَةً

حضرت صادق عليه السلام فرمود: قرآن عهد خداوند و فرمان او است بر خلقش پس سزاوار است براى شخص مسلمان كه در اين عهد و فرمان خدا نظر افكند و روزى پنجاه آيه از آن بخواند

اصول كافى جلد 4 ص/ 412 ح/ 1


* خانه هاي قرآني *

عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام :
الْبَيْتُ الَّذِى يُقْرَأُ فِيهِ الْقُرْآنُ وَ يُذْكَرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ تَكْثُرُ بَرَكَتُهُ وَ تَحْضُرُهُ الْمَلَائِكَةُ
وَ تَهْجُرُهُ الشَّيَاطِينُ وَ يُضِى ءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ كَمَا تُضِى ءُ الْكَوَاكِبُ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ إِنَّ الْبَيْتَ الَّذِى لَا يُقْرَأُ فِيهِ الْقُرْآنُ وَ لَا يُذْكَرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ تَقِلُّ بَرَكَتُهُ وَ تَهْجُرُهُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَحْضُرُهُ الشَّيَاطِينُ

و نيز فرمود عليه السلام : كه اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود
خانه اى كه در آن قرآن خوانده شود و ذكر خداى عزوجل (و ياد او) در آن بشود بركتش ‍ بسيار گردد و فرشتگان در آن بيايند و شياطين از آن دور شوند و براى اهل آسمان مى درخشد چنانچه ستارگان براى اهل زمين مى درخشدو خانه اى كه در آن قرآن خوانده نشود و ذكر خداى عزوجل در آن نشود بركتش كم شود و فرشتگان از آن دور شوند و شياطين در آن حاضر گردند

اصول كافى جلد 4 ص/ 413 ح/ 3


* خواندن قرآن از روى آن *

عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ ثَلَاثَةٌ يَشْكُونَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَسْجِدٌ خَرَابٌ لَا يُصَلِّى فِيهِ أَهْلُهُ وَ عَالِمٌ بَيْنَ جُهَّالٍ وَ مُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَيْهِ الْغُبَارُ لَا يُقْرَأُ فِيهِ

و نيز فرمود عليه السلام : سه چيز است كه بدرگاه خداى عزوجل شكايت كند مسجد ويرانى كه اهلش در آن نماز نخوانند، و دانشمند عالمى كه ميان نادانها و جهال باشد و قرآنى كه گرد بدان نشسته و كسى آنرا نخواند

اصول كافى جلد 4 ص/ 417 ح/ 3


* نگاه به قرآن و عبادت *

إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّى أَحْفَظُ الْقُرْآنَ عَلَى ظَهْرِ قَلْبِى فَأَقْرَؤُهُ عَلَى ظَهْرِ قَلْبِى أَفْضَلُ أَوْ أَنْظُرُ فِى الْمُصْحَفِ قَالَ فَقَالَ لِى بَلِ اقْرَأْهُ وَ انْظُرْ فِى الْمُصْحَفِ فَهُوَ أَفْضَلُ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ النَّظَرَ فِى الْمُصْحَفِ عِبَادَةٌ

اسحاق بن عمار گويد: بحضرت صادق عليه السلام عرض كردم : قربانت گردم من قرآن را حفظ دارم آنرا از حفظ بخوانم بهتر است يا از روى قرآن ؟ فرمود: بلكه آنرا بخوان و نگاه بقرآن كن (و از روى آن بخوان ) كه بهتر است ، آيا نمي داني كه نگاه كردن در قرآن عبادت است ؟

اصول كافى جلد 4 ص/ 418 ح/ 5


* ترتيل قرآن با صداى خوش *

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص بَيِّنْهُ تِبْيَاناً وَ لَا تَهُذَّهُ هَذَّ الشِّعْرِ وَ لَا تَنْثُرْهُ نَثْرَ الرَّمْلِ وَ لَكِنْ أَفْزِعُوا قُلُوبَكُمُ الْقَاسِيَةَ وَ لَا يَكُنْ هَمُّ أَحَدِكُمْ آخِرَ السُّورَةِ

عبداللّه بن سليمان گويد: از حضرت صادق عليه السلام پرسيدم از گفتار خداى عزوجل (كه فرمايد:) ((و رتل القرآن ترتيلا)) فرمود: اميرالمؤ منين صلوات اللّه عليه فرموده : يعنى او را خوب بيان كن و همانند شعر آنرا به شتاب مخوان ، و مانند ريگ (هنگام خواندن ) آنرا پراكنده مساز، ولى دلهاى سخت خود را بوسيله آن به بيم و هراس افكنيد، و همت شما اين نباشد كه سوره را به آخر رسانيد؛ يعنى همت خود را در تدبر و تاءمل در آيات و بكار بستن و عمل كردن آنها قرار دهيد نه باينكه سوره را بآخر رسانيد

اصول كافى جلد 4 ص/ 418 ح/ 1


* مدت زمان ختم قرآن *

عَنْ عَلِى بْنِ أَبِى حَمْزَةَ قَالَ سَأَلَ أَبُو بَصِيرٍ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَقْرَأُ الْقُرْآنَ فِى لَيْلَةٍ فَقَالَ لَا فَقَالَ فِى لَيْلَتَيْنِ فَقَالَ لَا حَتَّى بَلَغَ سِتَّ لَيَالٍ فَأَشَارَ بِيَدِهِ فَقَالَ هَا ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ مِنْ أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ صلي الله عليه و آله كَانَ يَقْرَأُ الْقُرْآنَ فِى شَهْرٍ وَ أَقَلَّ إِنَّ الْقُرْآنَ لَا يُقْرَأُ هَذْرَمَةً وَ لَكِنْ يُرَتَّلُ تَرْتِيلًا إِذَا مَرَرْتَ بِآيَةٍ فِيهَا ذِكْرُ النَّارِ وَقَفْتَ عِنْدَهَا وَ تَعَوَّذْتَ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ فَقَالَ أَبُو بَصِيرٍ أَقْرَأُ الْقُرْآنَ فِى رَمَضَانَ فِى لَيْلَةٍ فَقَالَ لَا فَقَالَ فِى لَيْلَتَيْنِ فَقَالَ لَا فَقَالَ فِى ثَلَاثٍ فَقَالَ هَا وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ نَعَمْ شَهْرُ رَمَضَانَ لَا يُشْبِهُهُ شَيْءٌ مِنَ الشُّهُورِ لَهُ حَقٌّ وَ حُرْمَةٌ أَكْثِرْ مِنَ الصَّلَاةِ مَا اسْتَطَعْتَ

على بن ابى حمزه گويد: ابوبصير از امام صادق عليه السلام پرسيد و من نيز در خدمتش بودم و عرضكرد: قربانت شوم ! من قرآن را در يك شب بخوانم ؟ فرمود: نه ، عرضكرد: در دو شب ؟ فرمود: نه ، تا رسيد بشش شب با دست اشاره كرده فرمود:ها (يعنى آرى بخوان ) سپس حضرت صادق عليه السلام فرمود: اى ابا محمد آنان كه پيش از شماها بودند از اصحاب محمد صلي الله عليه و آله قرآن را در يك ماه و كمتر مى خوانند، قرآن را بشتاب و سرعت نبايد خواند بلكه بايد هموار و شمرده خوانده شود، و هرگاه بآيه اى برخورد كردى كه در آن ذكر دوزخ است نزد آن بايستى و از دوزخ بخدا پناه برى ، پس ابو بصير عرضكرد: در ماه رمضان قرآن را در يك شب بخوانم ؟ فرمود: نه ، عرضكرد: در دو شب بخوانم ؟ فرمود: نه ، عرضكرد: در سه شب بخوانم ؟ فرمود: آرى بخوان و با دست خود اشاره كرد آرى ماه رمضان (ماهى ) است كه هيچكدام از ماهها بدو نمانند براى آن ماه حق و حرمتى است ، (و در آن ماه ) نماز هر چه توانى بخوان

اصول كافى جلد 4 ص/ 423 ح/ 5


* نهى از نخواندن سوره توحيد در نمازهاى پنجگانه *

عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ مَنْ مَضَى بِهِ يَوْمٌ وَاحِدٌ فَصَلَّى فِيهِ بِخَمْسِ صَلَوَاتٍ وَ لَمْ يَقْرَأْ فِيهَا بِقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ قِيلَ لَهُ يَا عَبْدَ اللَّهِ لَسْتَ مِنَ الْمُصَلِّينَ

امام صادق عليه السلام فرمود: هركس يك روز تمام بر او بگذرد و نمازهاى پنج گانه را بخواند و در آن نمازها قل هو اللّه احد نخواند باو گفته شود: اى بنده خدا تو از نمازگزاران نيستى

اصول كافى جلد 4 ص/ 428 ح/ 10


* دعاى پيش از خواندن قرآن *

منقول از حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله:
اللهم بالحق انزلته و بالحق نزل, اللهم عظم رغبتى فيه واجعله نورا" لبصرى وشفاء لصدرى و ذهابا" لهمى و غمى و حزنى, اللهم زين به لسانى و جمل به وجهى و قو به جسدى وثقل به ميزانى, وارزقنى تلاوته على طاعتك آناء الليل واطراف النهار, واحشرنى مع النبى محمد وآله الاخيار

بار خدايا قرآن را به حق نازل كردى و به درستى هم نازل شده, بار الها ميل و رغبت مرا به قرآن بزرگ گردان و آن را روشنايى ديده و شفاى دل و برنده غم و غصه و اندوهم قرار ده, خداوندا زبانم را به خواندن قرآن زينت ده و چهره ام را به سبب آن نيكويى بخش و پيكرم را به پيروى آن نيرومند فرما و ميزان علمم را به تبعيت آن سنگين گردان و خواندن قرآن را شب و روز با توفيق فرمانبردارى روزيم فرما و مرا با پيغمبرت حضرت محمد(ص) و آل برگزيده اش محشور گردان


* دعای ختم قرآن *

منقول از امام صادق عليه السلام
اللهم انى قد قرئت ما قضيت من كتابك الذى انزلته على نبيك الصادق صلى الله عليه و اله, فلك الحمد ربنا, اللهم اجعلنى ممن يحل حلاله و يحرم حرامه و يومن بمحكمه و متشابهه, و اجعله لى انسا فى قبرى وانسا فى حشرى, واجعلنى ممن يرقى بكل آيه قراها درجه فى اعلى عليين برحمتك يا ارحم الراحمين

بارالها به راستى و حقيقت خواندنم آنچه را بيان كردى در كتابى كه بر پيغمبر راستگويت فرو فرستادى, اى پروردگار ما ستايش وثناء مخصوص تواست, بار خدايا مرا از آنانى كه حلال قرآن را حلال و حرام آن را حرام مى دانند و به آيات محكم و متشابه آن ايمان دارند قرار بده و قرآن را مونس در قبر و روز بازپسين من گردان . و مرا از كسانى بگردان كه هر آيه اى مى خواند , درجه اى در بالاترين درجات بهشت به او عطا كنند , به رحمتت اى رحيم ترين رحيمان

بحارالانوار ج 92, ص 206

محمّد امین
14-12-2012, 20:04
دکتر علی شریعتی

http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/SM2GVjmy5X/220px-dr-ali-shariati.jpg

قرآن کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است، و بیش از ۳۰ سوره اش از پدیده های مادی و تنها ۲ سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز!
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لای آن را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را _ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی به کار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و بادشانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند و بالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد.

قرآن! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند: " چه کسی مرده است؟ "
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است

قرآن! من شرمنده توام اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام
یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق می کند که تو را فرش کرده،‌ یکی ذوق می کند که تو را با طلا نوشته، ‌یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و ... آیا واقعاً خدا تو را فرستاده تا موزه سازی کنیم؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند: "احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...

قرآن!‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه،‌ خواندن تو آز آخر به اول،‌ یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که تو را حفظ کرده اند، ‌حفظ کنی، تا این چنین تو را اسباب مسابقات هوش نکنند.

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو
آنان که وقتی تورا می خوانند چنان حظ می کنند،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است، که به صلیب جهالت کشیدیم ...

محمّد امین
14-12-2012, 20:17
اطلاعیه آیت‌الله مکارم درباره اشتباهات املایی و رسم الخطی قرآن عثمان طه

http://dl.mobilestan.net/index.php/files/get/lZHUlsWPMo/1imgmakarem6-l.jpg

دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی با صدور اطلاعیه‌ای درباره اظهارات این مرجع تقلید درباره غلط‌‌های رسم الخطی و املائی قرآن عثمان طه توضیحات بیشتری را ارائه کرد.

متن این پیام به این شرح است: چندی قبل آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی در ملاقاتی که قرآن‌پژوهان با وی داشتند، اظهار داشت: قرآن عثمان طه از نظر املاء و رسم‌الخط پاره‌ای از اشتباهات را دارد که لازم است اصلاح شود در نهایت جمعی از اقشار مختلف توضیح بیشتری در این زمینه خواستند که این توضیحات به شرح زیر است:

شکی نیست که قرآن کتابی است بدون هیچگونه تحریف که از عصر پیغمبر اکرم(ص) از طریق مکتوب به وسیله جمعی از صحابه و از آن بیشتر از طریق حفظ در حافظه‌ها به طور مستمر به ما رسیده و هیچ تغییری در آن حاصل نشده است. ولی در املاء و رسم‌الخط بعضی از قرآن‌ها مانند قرآن معروف «عثمان طه» که امروز در دسترس ماست اشتباهات فراوانی واقع شده است که باید اصلاح گردد تا توده‌های مردم آیات را صحیح بخوانند. متأسفانه تاکنون علمای حجاز اقدام به اصلاح این اشتباهات رسم الخطی که گاه معنی و مفهوم آیه را تغییر می‌دهد، نکرده‌اند.

آیا موقع آن نرسیده است که هیئتی از نمایندگان علمای تمام کشورهای اسلامی دامن همت به کمر بندند و به این کار مهم اقدام نمایند، زیرا انجام این کار به صورت فردی تأثیر کافی ندارد.

نظر خوانندگان را به نمونه‌ای از این اشتباهات جلب می‌کنیم: در 10 آیه از قرآن مجید واژة «انِّما» و «انَّما» به صورت متصل نوشته شده، در حالی که باید به صورت جداگانه (اِنَّ ما و اَنَّ ما) نوشته شود؛ زیرا «ما» در آن موصوله است و حتماً باید جداگانه نوشته شود تا با «اِنَّما» که کلمه حصر است، و «اَنَّما» که آن هم گاه به معنی حصر و گاه فقط برای تأکید است، اشتباه نشود و معنی تغییر نکند. این آیات به شرح زیر است: نحل / 95، طه / 69، ذاریات / 5، مرسلات / 7، آل عمران / 178، رعد / 19، مؤمنون / 55، غافر / 43، انفال / 41 و لقمان / 27. در تمام این آیات، املای صحیح «اِنَّ ما...» و «اَنَّ ما ...» می‌باشد.

عجب اینکه در موارد دیگری به صورت صحیح و جدا از هم نوشته شده مانند دو آیه 62/ حج و 30/ لقمان. اشتباهات متعدد دیگری نیز هست که همة آنها پس از تکمیل به صورت یک جزوه مستقل در اختیار علما و دانشمندان و فضلا قرار خواهد گرفت.

بار دیگر تکرار می‌کنیم اشتباه فقط در املا و رسم الخط صورت گرفته و در آیات قرآن هیچ‌گونه تحریفی صورت نگرفته است.

منبع: شیعه نیوز

محمّد امین
08-02-2013, 14:58
http://www.dramainnature.com/images/FremontPassZoom.jpg

به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی‏اش همیشگى است‏

خدایا هرچند در آمدن به سویت توشه ‏ام اندک است ولى گمانم بر توکّل به تو همواره نیکو است،و هرچند گناهم مرا از عذاب تو به هراس افکنده،ولى چشم امیدم ایمنى از انتقامت را به من خبر مى‏دهد، و هرچند نافرمانى‏ام مرا را در معرض عذابت قرار داده ولی حسن اعتمادم مرا به پاداشت آگاهى مى‏دهد،و هرچند بى‏خبرى مرا از آمادگى براى دیدارت به خواب غفلت انداخته ولى آشنایى به کرم و عطاهایت مرا بیدار نموده است،

و اگر زیاده ‏روى در گناه و سرکشى،میانه من و تو را تیره ساخته ولى مژده آمرزش و خشنودى‏ات با من انس‏ گرفته است.از تو مى‏خواهم به درخششهاى جلوه‏ات و به انوار قدست،و هم به سویت زارى مى‏کنم به عواطف‏ مهرت و لطایف احسانت،که تحقق بخشى گمانم را در آنچه از تو آرزومندم از بزرگى اکرامت و زیبایى‏ انعامت،در راه تقرّب به تو و نزدیکى به درگاهت و بهره‏مندى از نگاه به سویت،هم اینک متعرّض‏ نسیمهاى رحمت و توّجه تو،و خواهان باران جو و لطف بى‏پایان تو مى‏باشم،و از خشمت به سوى خشنودى‏ات‏ گریزان،و از تو به سوى خودت فراری ‏ام،نیکوترین چیزى را که نزد توست امید دارم،بر بخششهایت اعتماد مى‏نمایم، به عنایتت نیازمندم،خدایا آنچه را از فضلت بر من آغاز کردى به انجام رسان،و آنچه را از کرمت به من دادى‏ از من مگیر،و آنچه را با بردبارى‏ات بر من پوشاندى آشکار مکن،و آنچه را از زشتى کردارم دانستى بیامرز، خداى از تو به تو شفاعت مى‏جویم،و از تو به تو پناهنده مى‏شوم،با امید بسیار به احسانت به سوى تو آمدم، به خوبیهایت که بر من منّت گذارى دل‏بسته‏ام،به فراوانى کرمت تشنه‏ام،ابر فضلت را باران طلبم،خشنودى‏ات را خواهانم، آهنگ آستانت را دارم،به جویبار عطایت وارد آمدم،برترین خیرات را از پیشگاهت خواهشمندم،به جانب حضرت‏ جمالت روانم،ذاتت را اراده دارم،کوبنده در رحمتت هستم،درمانده‏ام در برابر شکوه و جلالت،با من از آمرزش و رحمت آنگونه کن که شایسته آنى و نه آنگونه که سزاوار عذاب و انتقامم، به مهربانی‏ات اى مهربان‏ترین مهربانان.

محمّد امین
08-02-2013, 15:08
http://serajonline.ir/sysnews_img/photos/138905271851.jpg

«در بیان آثار و سرگذشت گذشتگان عبرتی است بر صاحبان خرد.»

قرآن بارها سرگذشت پیامبران و اصحاب آنان را نقل کرده است و مسلمانان را تشویق کرده است تا از سرگذشت گذشتگان عبرت گیرند.

اشاره: «لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الالباب»(۱)

«در بیان آثار و سرگذشت گذشتگان عبرتی است بر صاحبان خرد.»

قرآن بارها سرگذشت پیامبران و اصحاب آنان را نقل کرده است و مسلمانان را تشویق کرده است تا از سرگذشت گذشتگان عبرت گیرند. یکی از قصه های قرآنی، داستان موسی (ع) و حضرت خضر (ع) است که موسی به امر خداوند بزرگ قرار است تا به دیدار و شاگردی خضر (ع) که علم لدنی ویژه ای دارد، برود، تا از او کسب علم و دانش کند. …

باید توجه داشت که قصه های قرآنی با داستان های کتاب دیگر، تفاوت های بسیاری دارد؛ قصه های قرآنی یافتنی است، نه بافتی؛ عبرت آموز است نه سرگرمی؛ حق است، نه باطل؛ آموزنده است نه بدآموز.

قصه رویارویی موسی (ع) با حضرت خضر (ع) نیز درسهای بسیاری برای صاحبان خرد و اندیشه دارد، بنابراین در ابتدا، این قصه قرآنی را نقل خواهیم کرد و سپس به برخی از درسهای تربیتی و مدیریتی که از این قصه قرآنی می توان دریافت، اشاره خواهیم کرد.
● قصه شاگردی موسی (ع)

خداوند به حضرت موسی (ع) امر می کند تا به دیدار و شاگردی معصومی رود که، علم لدنی ویژه ای دارد. حضرت، به همراه فردی، طی طریق کرده، مصمم است تا ایشان را بیابد، اگر چه عمری را در این راه، صرف کند.

وعدگاه، جایی است که ماهی بریان شده همراه آنان زنده شود و راه دریا را پیش گیرد ؛ این اتفاق، رخ می دهد؛ ولی جوان همراه موسی (ع) از فرط خستگی فراموش می کند تا خبر دهد؛ بعد از طی مسافتی و گرسنه شدن، جریان را متوجه می شوند و به همانجا برمی گردند. هنگامی که موسی، خضر را ملاقات می کند، پرنده ای در برابر آنان قطره ای از آب دریا را با منقارش برمی دارد و بر زمین می ریزد. خضر (ع) به موسی (ع) می گوید: آیا رمز این کار را دانستی؟ او به ما می آموزد که علم ما در برابر علم خداوند، همانند قطره ای در برابر دریای بی کران است.

حضرت موسی (ع) تقاضای شاگردی حضرت خضر (ع) را دارد؛ موسی به خضر می گوید: آیا اجازه می دهی در پی تو بیایم تا از آنچه برای رشد و کمال به تو آموخته اند، به من بیاموزی؟

اما خضر (ع) نمی پذیرد! و در پاسخ موسی (ع) می گوید: تو هرگز نمی توانی بر همراهی من صبر کنی. و چگونه بر چیزی که آگاهی کامل به اسرار آن نداری صبر می کنی؟

اما موسی (ع) اصرار می کند، تا اینکه خضر می پذیرد ؛ به این شرط که در مقابل کارهای عجیب او سکوت کند؛ تا در فرصت مناسب، معلم الهی خود به تبیین آن، بپردازد.

حضرت موسی و خضر به راه می افتند و سوار کشتی می شوند. خضر (ع) کشتی را که در پهنه دریاست، سوراخ می کند؛ موسی (ع) شرط خود را فراموش کرده، اعتراض می کند؛ آیا کشتی را سوراخ کردی تا سرنشینان آن را غرق کنی؟ راستی که کار ناروایی انجام دادی!

اما خضر (ع) به موسی تذکر می دهد؛ آیا نگفتم که نمی توانی همراه من شکیبایی کنی؟

موسی (ع) با تذکر خضر متنبه شده و سکوت اختیار می کند و به خضر می گوید: مرا به خاطر ترک قرار مواخذه مکن و از این کارم بر من سخت مگیر.

موسی (ع) و خضر (ع) به راه خود ادامه می دهند تا اینکه با کودکی نابالغ روبه رو می شوند. خضر (ع) ، آن کودک نابالغ را به قتل می رساند!

موسی (ع) شدیداّ اعتراض می کند؛ آیا بی گناهی را بدون آنکه کسی را کشته باشد، کشتی؟ به راستی کار زشت و منکری انجام دادی!

این بار خضر (ع) با تذکر سختی موسی (ع) را شرمنده می کند؛ آیا نگفتمت که نمی توانی همپای من صبر کنی؟

موسی (ع) این بار خود شرط می کند در صورت تکرار، معلم الهی مصاحبت با موسی (ع) را رها کند ؛ از این پس اگر چیزی از تو پرسیدم، مصاحبت مرا مپذیر که از سوی من معذور خواهی بود.

موسی (ع) و خضر (ع) به راه خود ادامه می دهند تا به یک آبادی می رسند، در حال گرسنگی و بی پولی، از مردمان آن آبادی درخواست طعام می نمایند، ولی آنان از خست و طمع از پذیرایی ابا می کنند و از مهمان کردن آن دو، سرباز می زنند. در این میان، حضرت موسی (ع) و خضر (ع) با دیوار در حال سقوط روبرو می شوند که در حال فرو ریختن بود. پس حضرت خضر (ع) با آن حال خستگی و گرسنگی مفرط، دیوار را به پا می سازد!

حضرت موسی (ع) با تعجب و با ملایمت توام با بی حوصلگی حاصل از خستگی و گرسنگی، اعتراض می کند؛ لااقل خوب بود بر این عمل، مزدی دریافت می کردی تا با آن رفع گرسنگی می کردیم.

بلافاصله حضرت خضر (ع) تخلف از شرط را به موسی (ع) تذکر می دهد و اعلام جدایی می کند؛ این هنگام جدایی میان من و توست، پس تو را از راز آنچه نتوانستی بر آن صبر کنی آگاه می سازم.

خضر (ع) قبل از جدا شدن ، فلسفه کارهایش را با منطق الهی، توضیح می دهد و به موسی (ع) می گوید که همه این کارها به امر خدا صورت گرفته است و هیچ کدام به رای شخصی، نبوده است:

در حادثه اول، کشتی متعلق به مردمانی فقیر بود، ماموران حکومتی به مصادره کشتیهای سالم می پرداختند، با معیوب کردن، کشتی از تصرف مصون ماند.

در حادثه دوم، پسر بچه، از آن پدر و مادر مومنی بود، لیکن در شرارت، این پسر بچه چنان بود که از او، خوف منحرف کردن آن دو، می رفت ؛ پس به حیاتش خاتمه داده شد؛ و به جای او، فرزندی صالح، به آن دو عطا شد.

در حادثه سوم، دیوار متعلق به دو یتیم بود که زیر آن، گنجی برایشان قرار داشت و پدرشان فرد صالحی بود ؛ از این رو، دیوار ترمیم شد، تا گنج حفظ شود، تا اینکه دو کودک به سن بلوغ برسند و آن گاه گنج خویش را که رحمتی از سوی پروردگارت بود، استخراج کنند.
درس اول) هجرت برای کسب علم

اسلام به علم ارزش والایی داده است و قرآن بارها انسان ها را به کسب علم دعوت نموده است ؛ قرآن هفت مرتبه با فرمان «سیرو فی الارض» مسلمانان را به سیر در زمین و جهانگردی هدف دار دعوت کرده و هفت مرتبه با جمله «او لم یسیروا» کسانی را که سیر نمی کنند، توبیخ کرده است.

همچنین در قرآن می خوانیم: کسانی که با ترک هجرت و ماندن در دیار فساد، هدف و عقیده خود را از دست داده و به خود ستم کرده اند، هنگام مردن فرستگان از آنها می پرسند: در چه وضعی بودید، گویند: در زمین مستضعف بودیم: (قالوا کنا مستضعفین فی الارض). فرشتگان این توجیه را نمی پذیرند و به آنها می گویند: مگر زمین خدا گسترده نبود تا در آن هجرت کنید: (الم تکن ارض الله واسعه فتهاجروا فیها).

حدیت معروف «اطلبوا العلم و لو بالصین» که به مسلمانان اجازه می دهد برای تحصیل علم، حتی به کشور کفر سفر کنند (البته به شرطی که بتوانند عقیده خود را حفظ کنند) ، از ارزش و جایگاه ویژه هجرت برای کسب کسب علم و دانش حکایت دارد.

حضرت موسی (ع) نیز برای کسب علم و دانش، به بیابانگردی تن می دهد تا از معلمی همچون خضر (ع) استفاده کند. حضرت موسی (ع) خود پیامبر خداست اما درخواست شاگردی حضرت خضر (ع) را دارد و این نشان می دهد که علم انبیاء نیز، محدود و قابل افزایش است و پیامبران اولوالعزم نیز از فراگیری دانش دریغ نداشتند.
درس دوم) ادب و تواضع شاگرد در مقابل استاد

حضرت موسی (ع) این گونه درخواست خود را برای شاگردی حضرت خضر (ع) مطرح می کند ؛ آیا اجازه می دهی در پی تو بیایم تا از آنچه برای رشد و کمال به تو آموخته اند، به من بیاموزی؟

از همین جمله می توان نکات متعددی در ادب و تواضع شاگرد نسبت به استاد دریافت کرد؛ موسی همراهی خود را با اجازه آغاز می کند، خود را شاگرد و خضر را استاد خود معرفی می کند، تعلیم استاد را مایه رشد خود می داند و …

▪ بنابراین می توان گفت که:

۱) برای کسب علم و دانش، باید در مقابل استاد، ادب و تواضع داشت.

۲) کسی که عاشق علم و آموختن است، باید تلاش و حرکت کند.

۳) مسافرت با عالم و تحمل سختی در راه کسب علم و دانش برای رسیدن به رشد و کمال ارزش دارد.

۴) طالب علم باید به دنبال علم باشد و شخصیت زده نباشد. موسی (ع) به شرط یادگیری حرکت می کند، نه به عنوان هیئت همراه و تشریفات.

۵) پیمودن راه تکامل و رسیدن به معارف ویژه الهی به معلم و راهنمای الهی نیاز دارد.

۶) دانش ارزش آفرین است که مایه رشد باشد، نه غرور و مجادله.
درس سوم) صبر و شکیبایی در راه علم

حضرت خضر (ع) در پاسخ به درخواست حضرت موسی (ع) برای شاگردی اش می گوید: تو هرگز نمی توانی بر همراهی من صبر کنی. و چگونه بر چیزی که آگاهی کامل به اسرار آن نداری صبر می کنی؟

پاسخ خضر (ع) چند درس تربیتی دارد.

۱) مربی و معلم باید از ظرفیت شاگرد آگاه باشد.

۲) ظرفیت افراد متفاوت است حتی موسی (ع) تحمل کارهای خضر (ع) را ندارد.

۳) رشد علمی بدون صبر، میسر نیست.

۴) آگاهی و احاطه علمی، ظرفیت و صبر انسان را بالا می برد.

۵) صبر در راه تحصیل، ادب و شرط تعلم است.
درسهایی از حادثه اول) سوراخ کردن کشتی نیازمندان

بعد از آنکه حضرت خضر (ع) درخواست موسی (ع) را می پذیرد، آنها سوار کشتی می شوند، اما خضر (ع) آن کشتی را سوراخ می کند و موسی (ع) به این کار خضر (ع) اعتراض می کند. خضر در هنگام جدایی فلسفه این کار را مصون ماندن کشتی از دست ماموران حکومتی اعلام می کند. این حادثه چند درس مهم به ما می آموزد:

۱) فراگیری علم، محدود به زمان و مکان و وسیله خاصی نیست: (در دریا و سوار بر کشتی و در سفر هم می توان آموخت.)

۲) اگر علم و حکمت کسی را پذیرفتیم، در برابر کارهایش، حتی اگر به نظر ما عجیب آید، سکوت کنیم.

۳)گاهی لازمه آموزش، خراب کردن چیزی است.

۴) سوراخ کردن کشتی، تصرف بی اجازه در مال دیگری و زیان و خسارت رساندن به مال و جان خود و دیگران بود، بنابراین حضرت موسی به جا اعتراض کرد.

۵) معلم و استاد می تواند شاگرد را مواخذه کند. (حضرت خضر (ع) بعد از اعتراض موسی به او تذکر می دهد.)

۶) در آموزش و پرورش نباید کار را بر شاگردان سخت گرفت. (موسی (ع) به خضر (ع) می گوید: مرا به خاطر ترک قرار مواخذه مکن و از این کارم بر من سخت مگیر.)

۷) آنچه انسان مشاهده می کند، چهره ظاهری امور است که چه بسا، چهره باطنی نیز دارد. ظاهر کارهای خضر (ع) در دید موسی (ع) خلاف بود، ولی در باطن آن، راز و رمز و حقیقتی نهفته بود.

۸) معیوب کردن کشتی برای آن بود که به دست ماموران حکومتی نیفتد و آن بینوایان، بینواتر نشوند، در واقع دفع افسد به فاسد بود، که تشخیص آن کارشناس می خواهد. دفع افسد به فاسد جایز و رعایت اهم بر مهم لازم است.

۹)حکیم، هرگز کار لغو نمی کند و اعمالش بر اساس مصلحت است.

۱۰) باید تدابیری اندیشید و حاکمان غاصب را از دست یابی به اموال مردم محروم کرد.
درس هایی از حادثه دوم) گرفتن جان کودک نابالغ

حضرت خضر (ع) عذرخواهی موسی (ع) را می پذیرد و اجازه همراهی به او می دهد تا اینکه حادثه دوم، اتفاق می افتد و خضر (ع) کودکی نابالغ را به قتل می رساند و حضرت موسی (ع) شدیداً به این کار خضر اعتراض می کند. از این حادثه می توانیم درس های زیر را بیاموزیم:

۱) استاد، پس از پذیرش اشتباه و عذرخواهی شاگرد، باید آموزش و ارشاد را ادامه دهد. (خضر عذرخواهی موسی را می پذیرد و اجازه همراهی به او می دهد.)

۲) حیات و مرگ انسان ها به دست خداست، خضر همچون عزرائیل مامور گرفتن جان آن کودک نابالغ بود و کار او به فرمان خدا و بر اساس مصلحت الهی صورت گرفت.

۳) مراعات شرع، مهم تر از تعهدات اخلاقی است. (موسی به دلیل اینکه قتل از منکرات است، سکوت را جایز ندانست و از تعهد اخلاقی که داده بود، دست برداشت.)

۴) قانون قصاص، در دین موسی (ع) نیز بوده است: (اعتراض موسی این بود که چرا نوجوانی را که قاتل نبود کشتی)

۵) شناخت معروف و منکر کار آسانی نیست، گاهی آنچه نزد کسی معروف است، نزد دیگری منکر جلوه می کند.

۶) اولیای خدا، در علم و ظرفیت یکسان نیستند.

۷) درباره عملکرد خود، رای منصفانه بدهیم.( موسی مسئولیت بی صبری خود را بر عهده گرفت.)

۸) حضرت خضر (ع) با قتل آن کودک نابالغ، خواست به موسی (ع) بیاموزد که چه بسا مرگ فرزند به مصلحت والدین است و خداوند با اعطای فرزندی دیگری داغ قبلی را جبران می کند. (در حدیث آمده است: خداوند به جای آن پسر، دختری به آن دو مومن داد که از نسل او پیامبران الهی پدید آمدند.) آری فرزند، امانت خداست نزد والدین، نه ملک آنها. و هر گاه خداوند اراده کند حق دارد، امانت خود را بگیرد.

۹) گاهی فرزند، سبب انحراف والدین می شود و گاهی والدین، فرزند را به انحراف می کشانند.

۱۰) این کار حضرت خضر (ع) به امر خداوند و بر اساس علم غیب صورت گرفته است و هیچ کس حق ندارد دیگری را از ترس ارتکاب جرم در آینده به قتل برساند و به همین جهت است که حضرت موسی (ع) به این کار حضرت خضر (ع) اعتراض می کند.

۱۱) خداوند به پدر و مادر با ایمان، عنایت خاص دارد.

۱۲) باید فتنه ها را پیش بینی کرد و از ریشه خشکاند.

۱۳) گرفتار شدن مومنان به بعضی ناگواری ها، برای حفظ ایمان و عقیده آنان است.

۱۴) اگر خداوند چیزی را از مومن بگیرد، بهتر از آن را می دهد.

۱۵) آنچه مهم است، سلامتی، پاکی و محبت فرزند به والدین است، نه دختر یا پسر بودن فرزند. (خداوند به جای آن پسر، دختری به آن دو مومن داد.)
درس هایی از حادثه سوم) ساختن دیوار یتیمان

پس از دو ماجرای گذشته که خضر (ع) در یکی کشتی را سوراخ کرد و دیگری کودک نابالغی را به قتل رساند، در این ماجرا، به تعمیر و اصلاح دیواری اقدام می کند که حتی صاحب آن درخواست نکرده است، چه رسد به آن که خضر (ع) بخواهد از او مزدی دریافت کند! حادثه سوم نیز درس های آموزنده ای دارد:

۱) تغییر مکان برای کسب تجربه جدید یک ارزش است.

۲) انبیاء گاهی در شدت نیاز به سر می بردند. ( موسی و خضر در حال گرسنگی و خستگی به آن آبادی رسیدند و درخواست طعام نمودند.)

۳) گر چه نیازمند به حداقل قناعت می کند، ولی کرامت انسانی می گوید که در حد ضیافت پذیرایی کنید. (اهل آبادی از مهمان کردن موسی و خضر (ع) سرباز زدند.)

۴) لازم نیست مهمان آشنا باشد، از مهمان غریبه و در راه مانده نیز باید پذیرایی کرد.

۵) اولای الهی اهل کینه و انتقام نیستند، گرچه اهالی آن آبادی، آنان را مهمان نکردند، ولی خضر به آنان خدمت کرد.

۶) بی اعتنایی و بی مهری مردم، در خدمت ما به آنان تاثیر منفی نگذارد.

۷) وقتی نیاز را دیدیم، دست به کار شویم و منتظر دعوت و بودجه و همکار و آیین نامه نباشیم.

۸) وقتی کاری را مفید و لازم تشخیص دادیم، به انتقاد این و آن کاری نداشته باشیم.

۹) کار کردن و مزد گرفتن ننگ نیست.

۱۰) یک جا فرزند به دلیل حفظ ایمان والدین کشته می شود و در جای دیگر به دلیل صالح بودن پدر، سرمایه فرزند در زیرزمین حفظ می شود.

۱۱) حفظ اموال یتیم واجب است.

۱۲) ذخیره سازی ثروت برای فرزندان، جایز است.

۱۳) فرزند نابالغ می تواند مالک باشد، اما شرط تصرف او در اموال، بلوغ و رشد است.

۱۴) نیکی پدران، در زندگی فرزندان اثر دارد.
● درس هایی از لحظه فراق موسی و خضر (ع)

حضرت موسی (ع) با پرسش ها و اعتراض هی مکرر و تنها گذاشتن حضرت خضر (ع) در ساختن دیوار، زمینه جدایی خود را از خضر (ع) فراهم کرد. اما همین لحظه فراق موسی و خضر (ع) نیز درسهایی آموزنده دارد:

۱) اگر با کسی در شیوه عمل اختلاف داریم و یکدیگر را درک نمی کنیم، بی آنکه مقاومت کنیم از هم جدا شویم.

۲) وقتی به هر دلیلی از کسی جدا می شویم، ادب را مراعات کنیم.

۳) هر جدایی، نشانه کینه و عقده و غرور و تکبر نیست. (موسی (ع) چون از بصیرت کارهای خضر (ع) برخوردار نبود، از وی جدا شد.)

۴) چه بسیار فراق ها که ناشی از کم صبری یا بی صبری است. (حضرت موسی (ع) نتوانست بر کارهای خضر (ع) صبر پیشه کند و اعتراض کرد.)

۵) به کوچک ترین اختلاف، دوستان خود را از دست ندهیم. حضرت خضر (ع) و موسی (ع) پس از سه مرحله از هم جدا شدند.

۶) هر چه سریع تر ابهام ذهنی دیگران را نسبت به خود برطرف کنیم. (حضرت خضر (ع) در هنگام جدایی، فلسفه کارهای خود را برای موسی (ع) تشریح کرد.)
● درس های مدیریتی

قصه حضرت موسی (ع) و خضر (ع) دو اصل مهم مدیریت اسلامی را گوشزد می کند:

۱) اعمال مدیریت بر اساس اختیار نیروها

۲) اعمال مدیریت بر اساس بصیرت نیروها

در این قصه قرآنی، حضرت موسی (ع) نه از خضر (ع) اطاعت می کند و نه همراهی و مساعدتی دارد! و نه اینکه، حضرت خضر به او فرمانی می دهد. از طرفی، توبیخی هم از جانب خداوند، نسبت به حضرت موسی (ع) نمی بینیم؛ با وجودی که این معلم بزرگوار، از جانب خدا معرفی شده است و حضرت موسی، به حکمت و مدیریت خضر (ع) شک ندارد؛ با این وجود، از همراهی و کمک به او خودداری کرده، حتی اعتراض هم می کند. خضر (ع) هم، به موسی (ع) کاری را تحمیل نمی کند و حتی به او اعتراض هم نمی کند که: مگر خدا مرا به معلمی معرفی نکرد؟ و مگر من از علم لدنی برخوردار نیستم، پس چرا از من تبعیت نمی کنی؟

خدا هم موسی (ع) را مواخذه نکرده است، هر چند به ایشان امر کرده که شاگردی خضر (ع) کند، اما خداوند به موسی (ع) نمی گوید: مگر نگفتم: این معلم از جانب من است: چرا تبعیت نکردی؟، چرا دست روی دست گذاشتی و در سوراخ کردن کشتی، کمکش نکردی؟! چرا در جریان کشتن کودک نابالغ، تماشاچی بودی؟ و بلکه به او اعتراض هم کردی؟! چرا در حالی که خضر تشنه و گرسنه بود و آن دیوار را می ساخت به او کمک نکردی؟.

عدم مواخذه حضرت موسی (ع) از سوی خداوند بزرگ، نشان می دهد حتی در سطح عمل یک معصوم با معصوم دیگر، تبعیت از روی میل و رغبت صورت می گیرد؛ و این میل و رغبت، از بصیرت به عمل بر می خیزد.

در نظام مدیریت ولایی و الهی، شوق و رغبت، محور اعمال مدیریت و تحقق تبعیت از نیروهای تحت فرمان است و این سنت الهی است که انسان بر اساس اختیار، اعمال رای و اعمال اراده کند. بنابراین درس اول مدیریتی این قصه قرآنی، اعمال مدیریت بر اساس اختیار نیروها است.

وقتی حضرت موسی (ع) به اصرار می خواهد در خدمت حضرت خضر (ع) قرار بگیرد، او نمی پذیرد و تذکر می دهد؛ تو هرگز نمی توانی بر همراهی من صبر کنی. و چگونه بر چیزی که آگاهی کامل به اسرار آن نداری صبر می کنی؟

حضرت خضر (ع) علت عدم صبر را، عدم بصیرت معرفی می نماید. حضرت موسی (ع) بدون بصیرت، چیزی را قبول نمی کند در مقابل کارهای حضرت خضر (ع) اعتراض نیز می کند. حضرت خضر (ع) نیز که خود به این امر آگاه است، اعتراض های موسی را به دلیل عدم بصیرت و عدم احاطه به موضوع، می داند و به همین خاطر، رغبتی به همراهی موسی ندارد.

حضرت موسی (ع) اصلاَ از خضرت خضر (ع) تقلید نمی کند و خضرت خضر (ع) نیز ، موسی را به انجام کارها مجبور نمی سازد.

از نظر موسی (ع) ظاهر اعمال حضرت خضر (ع)، خلاف شرع بود، و وظیفه شرعی او، امر به معروف و نهی از منکر بود و باید اعتراض می کرد، هر چند که خداوند حضرت خضر (ع) را تضمین کرده بود. کارهای حضرت خضر (ع) نیز بر اساس بصیرت بود. بنابراین می توان گفت که سنت الهی در امر تبعیت، محوریت بصیرت و اختیار می باشد.

پس درس دوم مدیریتی این قصه قرآنی، اعمال مدیریت بر اساس بصیرت نیروها است؛ یعنی در مدیریت اسلامی برای آنکه نیروهای زیرمجموعه را به اطاعت بکشانیم باید بصیرت دهی مناسب، با توجه به نوع مسئولیت آنها، داشته باشیم.

اگر بخواهیم به یک جمعبندی در خصوص درسهای مدیریتی این قصه قرآنی دست یابیم، باید گفت که مدیر الهی، نه می تواند اجبار کند و نه می تواند بر اساس جهل و تقلید و تحریک، مردم را به اطاعت بکشاند؛ بلکه مسئول است که افراد تحت فرمانش، با آگاهی و اختیار، عمل کنند، نه با جهل و غفلت؛ چرا که آن اختیاری هم که از روی جهل باشد، ارزش ندارد. پس مدیر اسلامی، مسئول است که اختیار مردم، بر اساس شعور و آگاهی شان باشد، نه بر اساس جوسازی و تبلیغ و اوضاع ویژه ای که پدید می آید.

پایان سخن اینکه ما نیز باید به این دو اصل مهم مدیریتی (۱- اعمال مدیریت بر اساس اختیار نیروها ۲- اعمال مدیریت بر اساس بصیرت نیروها) توجه داشته باشیم و اگر یک مدیر هستیم این دو اصل مهم مدیریتی را در مورد زیرمجموعه ها رعایت کنیم و یا اگر قرار است به عنوان یک فرد زیر نظر مدیر انجام وظیفه کنیم، بر انجام کارها بصیرت و آگاهی داشته باشیم و اختیارمان نیز از روی بصیرت و آگاهی باشد.

نویسنده: علیرضا تاجریان

پاورقی:
۱- یوسف/ ۱۱۱
منابع:
۱- تفسیر قرآن کریم (آیات برگزیده)، محسن قرائتی، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، دفتر نشر معارف، چاپ نهم، پاییز ۸۴
۲- اصول مدیریت اسلامی و الگوهای آن، حجت الاسلام دکتر ولی الله نقی پورفر، چاپ نوزدهم، ۱۳۸۳
۳- سرگذشت های تلخ و شیرین قرآن، غلامرضا نیشابوری، انتشارات سیدجمال الدین اسدآبادی، چاپ سوم، ۱۳۸۱

باشگاه اندیشه

منبع:گروه قرآن سایت تبیان زنجان

محمّد امین
08-02-2013, 15:14
10 نکته از دانشمندان درباره قرآن

1 . گوته، شاعر و نویسنده معروف آلمانی می گوید: سالیان دراز کشیشان از خدا بی خبر، ما را از پی بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشتند; اما هر قدر که ما قدم در جاده علم و دانش نهادیم و پرده تعصب را دریدیم، عظمت احکام مقدس قرآن، بهت و حیرت عجیبی در ما ایجاد نمود . به زودی این کتاب توصیف ناپذیر، محور افکار مردم جهان می گردد!

2 . آلبرت انیشتاین که نیازی به معرفی ندارد، می گوید: قرآن کتاب جبر یا هندسه نیست; مجموعه ای از قوانین است که بشر را به راه صحیح، راهی که بزرگ ترین فلاسفه و دانشمندان دنیا از تعریف و تعیین آن عاجزند، هدایت می کند .

3 . ویل دورانت، دانشمند امریکایی شرق شناس، می گوید: در قرآن، قانون و اخلاق یکی است . رفتار دینی در قرآن، شامل رفتار دنیوی هم می شود و همه امور آن از جانب خداوند و به طریق وحی آمده است . قرآن در جان های ساده عقایدی آسان و دور از ابهام پدید می آورد که از رسوم و تشریفات ناروا آزاد است .

4 . پروفسور آرتور آربری که یکی از مترجمان مشهور قرآن به زبان انگلیسی است، می گوید: زمانی که به پایان ترجمه قرآن نزدیک می شدم، سخت در پریشانی به سر می بردم; اما قرآن آنچنان آرامش خاطری به من می بخشید که برای همیشه به خاطر خواهم داشت . من در حالی که مسلمان نیستم، قرآن را خواندم تا آن را درک کنم و به تلاوت آن گوش دادم تا مجذوب آهنگ های نافذ و مرتعش کننده اش شوم و تحت تاثیر آهنگش قرار گیرم و به کیفیتی که مسلمانان واقعی و نخستین داشتند، نزدیک گردم تا آن را بفهمم .

5 . لئوتولستوی، نویسنده معروف روسی می گوید: هر کس که بخواهد سادگی و بی پیرایگی اسلام را دریابد، باید قرآن مجید را مورد مطالعه قرار دهد . در قرآن قوانین و تعلیمات حقیقی و احکام آسان و ساده برای عموم بیان شده است . آیات قرآن به خوبی بر مقام عالی اسلام و پاکی روح آورنده اش گواهی می دهد .

6 . دکتر هانری کربن، اسلام شناس معروف فرانسوی، سخن جالبی درباره قرآن دارد . وی می گوید: اگر قرآن خرافی بود و از جانب خداوند نبود، هرگز جرات نمی کرد که بشر را به علم و تعقل و تفکر دعوت کند . هیچ اندیشه ای به اندازه قرآن محمد (ص) انسان را به دانش فرا نخوانده است تاآن جا که نزدیک به نه صد و پنجاه بار در قرآن، از علم و عقل و فکر سخن رفته است .

7 . ارنست رنان، فیلسوف معروف فرانسوی می گوید: در کتابخانه من هزاران جلد کتاب سیاسی ، اجتماعی، ادبی و ... وجود دارد که هر کدام را بیش از یک بار نخوانده ام; اما یک جلد کتاب هست که همیشه مونس من است و هر وقت خسته می شوم و می خواهم درهایی از معانی و کمال به رویم باز شود، آن را مطالعه می کنم . این کتاب، قرآن - کتاب آسمانی مسلمانان - است .

8 . ناپلئون بناپارت، امپراطور فرانسه می گوید: امیدوارم آن زمان دور نباشد که من بتوانم همه دانشمندان جهان را با یکدیگر متحد کنم تا نظامی یکنواخت، فقط براساس اصول قرآن مجید که اصالت و حقیقت دارد و می تواند مردم را به سعادت برساند، ترسیم کنم . قرآن به تنهایی عهده دار سعادت بشر است .

9 . مهاتما گاندی، .... فقید هند هم اعتقاد داشت: از راه آموختن علم قرآنی، هر کس به اسرار وحی و حکمت های دین، بدون داشتن هیچ خصوصیت ساختگی دیگری پی می برد . در قرآن هیچ اجباری برای تغییر دین و مذهب انسان ها دیده نمی شود . قرآن به راحتی می گوید: هیچ زور و اکراهی در دین وجود ندارد .

10 . ژان ژاک روسو، متفکر و روان شناس مشهور فرانسوی، برداشت منحصر به فردی از قرآن دارد; او می گوید: بعضی از مردم بعد از آن که مقدار کمی عربی یاد گرفتند، قرآن را خوانده، اما درست درک نمی کنند . اگر می شنیدند که محمد (ص) با آن کلام فصیح و آهنگ رسای عربی آن را می خواند، هر آینه به سجده می افتادند و ندا می کردند: ای محمد عظیم! دست ما را بگیر و به محل شرف و افتخار برسان . ما به خاطر یاری تو حاضریم که جان خویش را فدا سازیم! !

منبع : قرآن از دیدگاه 114 دانشمند، محمد مهدی علیقلی

محمّد امین
08-02-2013, 15:17
نکات روانشناسی در قرآن



1 . از دیدگاه قرآن، سه نوع شخصیت اساسی وجود دارد; مؤمن، کافر و منافق ; (آیات 2 تا 20 سوره بقره) .

2 . شخصیت های مؤمن، خود دارای سه درجه شخصیتی می باشند ; آنان که به خود ظلم می کنند، آنان که میانه رو هستند و آنان که پیشتازانند; (فاطر/32) .

3 . مشخصه بارز شخصیت کافر آن است که دل و اندیشه اش را قفل کرده است و راهی برای نفوذ هیچ حرف تازه و اندیشه متفاوتی نگذاشته است و به همین دلیل، از درک حقایق عاجز است .

4 . خصوصیت بارز شخصیت منافق از دیدگاه قرآن، دوگانگی ریشه ای در ظاهر و باطن است; به همین دلیل، مبتلا به شک و تردید و عدم قدرت تصمیم گیری و ناتوانی در قضاوت می شود; (بقره/8 تا 20 و منافقون) .

5 . در قرآن کریم، در آیات فراوانی از اندوه، علل ایجاد کننده آن و راه های برطرف ساختن آن سخن رفته است . گاهی اندوه فراق را با دیدار و گاهی اندوه فقر را با بشارت و گاهی اندوه رسول خدا (ص) را به دلداری حضرت حق، درمان نموده است .

6 . در دیدگاه قرآن، ترس دو نوع است ; ترس پسندیده و ترس ناپسند ; ترس پسندیده، همان ترس از خداوند و عدالت اوست که منجر به اصلاح رفتار می شود; (انفال/2) و ترس ناپسند، اضطرابی شدید با علت مشخصی است که تسلط بر نفس را از بین می برد و باید با آن مبارزه شود; (احزاب/10 و 11) .

7 . از نظر قرآن دو نوع خشم وجود دارد; خشم مفید و متعادل و خشم مخرب و نابهنجار ; خشم متعادل، راهی برای رسیدن به هدف در مواقع لزوم است و خشم مخرب را باید درمان کرد . قرآن کریم با توصیه به صبر و پاسخ گویی با عمل نیک و با وعده بهشت و پاداش اخروی، به وسیله سفارش به بخشش و عفو، یادآوری قدرت و خشم خداوند و ... به درمان بیماری سلامتی سوز خشم و عصبانیت پرداخته است .

که به ترتیب در سوره شوری، آیه 43، فصلت، آیه 34، آل عمران ، آیات 133 و 143، شوری، آیات 36 و 37 و نور، آیه 22 بیان شده است .

8 . در قرآن به سه نوع از مکانیسم های دفاعی - روانی اشاره شده است که عبارتند از: فرافکنی (منافقون/4)، دلیل تراشی (بقره/11 و 12) و واکنش سازی (بقره/204 و 205 و منافقون/4) .

9 . در فرهنگ قرآن یکی از راه های مؤثر و اساسی روان درمانی، استفاده از مواعظ و اندرزهای قرآنی است; (یونس/57) .

10 . در روش روان درمانی قرآنی، ایمان، تولید امنیت درونی و آرامش می نماید; (انعام/82 و رعد/28) .

11 . یاد خدا، آرام بخش دلهاست ; (رعد/28) .

منبع : قرآن و روانشناسی، عثمان نجاتی

محمّد امین
08-02-2013, 15:22
10 نکته در خصوص سلامتی در قرآن

1 . بخورید و بیاشامید ; اما به اندازه کافی و لازم ; زیرا پرخوری و زیاده روی، سلامت شما را به خطر می اندازد; (اعراف/31) .

2 . همه دردها و ناراحتی های خود را می توانید با قرآن ریشه کن سازید; قرآن بخوانید و به آن عمل کنید و با روح قرآن مرتبط و همنوا گردید تا همه سیستم های روح و جسم شما در تعادل مطلوب خود قرار گیرند; (یونس/57 و اسراء/82) .

3 . در فرهنگ قرآنی، این خداوند است که بیماری ها را شفا می دهد و دیگران، وسیله و واسطه اند ; (شعرا/80) .

4 . اصل اول در سلامتی و صحت غذاها به فرموده قرآن، آن است که حلال و پاکیزه باشند .

این گونه غذا، می تواند مقدمات سلامتی را در بدن انسان فراهم نماید; اما این که یک ماده خوراکی واحد با ترکیبات غذایی ثابت و مشخص، در اثر حلال یا حرام بودن، دارای آثار متفاوتی بر سلامت انسان گردد، بحث علمی بسیار عمیقی می طلبد; (نحل/114 و بقره 168) . حلال یعنی چیزی که ممنوعیت شرعی ندارد و طیب یعنی چیزی که موافق طبع سالم انسانی باشد .

5 . بهترین نحوه تغذیه برای سلامت انسان که مورد سفارش قرآن کریم است، خوردن صبحانه و شام است ; یعنی غذای روزانه در دو وعده اصلی در اول روز و آخر روز صرف گردد . این شیوه غذا خوردن بهشتیان است که در سوره مریم، آیه 62 آمده است .

6 . به فرمان قرآن، مؤمنان شایسته ترین افراد در استفاده از نعمت های الهی - مانند غذاهای پاکیزه - می باشند . خداوند می فرماید: چه کسی این غذاهای پاکیزه را بر شما حرام کرده است؟ این ها زیبایی های زندگی دنیاست که خداوند برای بهترین بندگانش خلق نموده است . پس از نعمت های خداوند استفاده کنید; (اعراف/32 و مائده/87 و 88) . به قول امام علی (ع)، خداوند همان قدر از حرام شمردن آن چه حلال نموده است، ناراحت می شود که حرام او را نادیده بگیرید و مانند یک امر حلال انجام دهید .

7 . جالب است بدانید که خداوند مستقیما در قرآن به خوردن گوشت و ماهی و میوه اشاره می کند و آنها را از نعمت های زندگی بخش الهی برمی شمارد و از ما می خواهد که از آنها بخوریم که به ترتیب در سوره مائده آیه 1 و 96، سوره نحل، آیه 14 و سوره مؤمنون آیه 19 آمده است .

8 . مسئله خوراک در قرآن، آن قدر مهم است که در یک آیه مستقیما فرمان داده شده است که انسان با دقت و تامل در غذایی که می خورد، بنگرد; (عبس/24) ; یعنی این که یک انسان قرآنی، باید در نحوه تغذیه خود، نهایت دقت را داشته باشد .

9 . خداوند در قرآن کریم خواب را یکی از عوامل سلامت و آرامش روح انسان برمی شمارد و آن را نعمتی قابل ستایش و آیه ای از آیات اعجازآمیز الهی معرفی می کند; (روم/23 و فرقان/47) .

10 . آیا می دانید در فرهنگ قرآنی، سخت ترین و ناگوارترین بیماری ها چیست؟ قرآن مستقیما به این بیماری اشاره نموده، آن را نام می برد . این بیماری، مرض قلب یا بیماری دل نام دارد; چون وقتی روح و دل فردی به این بیماری گرفتار شد، از شنیدن و دیدن و درک حقایق عاجز می شود و این بدترین وضعی است که یک انسان پیدا می کند; (اعراف/179 و توبه/125) .

منبع : قرآن و علوم پزشکی، حسن رضارضایی

محمّد امین
08-02-2013, 15:28
داســـــتان راســـــتان


رسول اكرم و دو حلقه جمعيت


رسول اكرم " ص " وارد مسجد مدينه شد ، چشمش به دو
اجتماع افتاد كه از دو دسته تشكيل شده بود ، و هر دسته‏ای حلقه‏ای تشكيل‏
داده سر گرم كاری بودند : يك دسته مشغول عبادت و ذكر و دسته ديگر به‏
تعليم و تعلم و ياد دادن و ياد گرفتن سرگرم بودند ، هر دو دسته را از نظر
گذرانيد و از ديدن آنها مسرور و خرسند شد . به كسانی كه همراهش بودند رو
كرد و فرمود : " اين هر دو دسته كار نيك می‏كنند و بر خير و سعادتمند " . آنگاه جمله‏ای اضافه كرد : " لكن من برای تعليم و
داناكردن فرستاده شده‏ام " ، پس خودش به طرف همان دسته كه به كار
تعليم و تعلم اشتغال داشتند رفت ، و در حلقه آنها نشست.

محمّد امین
08-02-2013, 15:31
داســــــتان راســـــتان

مردی كه كمك خواست

به گذشته پرمشقت خويش می‏انديشيد ، به يادش می‏افتاد كه چه روزهای تلخ‏
و پر مرارتی را پشت سر گذاشته ، روزهايی كه حتی قادر نبود قوت روزانه‏
زن و كودكان معصومش را فراهم نمايد . با خود فكر می‏كرد كه چگونه يك‏
جمله كوتاه - فقط يك جمله - كه در سه نوبت پرده گوشش را نواخت ، به‏
روحش نيرو داد و مسير زندگانيش را عوض كرد ، و او و خانواده‏اش را از
فقر و نكبتی كه گرفتار آن بودند نجات داد .
او يكی از صحابه رسول اكرم بود . فقر و تنگدستی براو چيره شده بود . در
يك روز كه حس كرد ديگر كارد به استخوانش رسيده ، با مشورت و پيشنهاد
زنش تصميم گرفت برود ، و وضع خود را برای رسول اكرم شرح دهد ، و از آن حضرت استمداد مالی كند .
با همين نيت رفت ، ولی قبل از آنكه حاجت خود را بگويد اين جمله از
زبان رسول اكرم به گوشش خورد : " هركس از ما كمكی بخواهد ما به او
كمك می‏كنيم ، ولی اگر كسی بی‏نيازی بورزد و دست حاجت پيش مخلوقی دراز
نكند ، خداوند او را بی‏نياز می‏كند " . آن روز چيزی نگفت ، و به خانه‏
خويش برگشت . باز با هيولای مهيب فقر كه همچنان بر خانه‏اش سايه افكنده‏
بود روبرو شد ، ناچار روز ديگر به همان نيت به مجلس رسول اكرم حاضر شد
، آن روز هم همان جمله را از رسول اكرم شنيد : " هركس از ما كمكی‏
بخواهد ما به او كمك می‏كنيم ، ولی اگر كسی بی نيازی بورزد خداوند او را
بی‏نياز می‏كند " . اين دفعه نيز بدون اينكه حاجت خود را بگويد ، به خانه‏
خويش برگشت . و چون خود را همچنان در چنگال فقر ضعيف و بيچاره و
ناتوان می‏ديد ، برای سومين بار به همان نيت به مجلس رسول اكرم رفت ،
باز هم لبهای رسول اكرم به حركت آمد ، و با همان آهنگ - كه به دل قوت و به روح اطمينان‏
می‏بخشيد - همان جمله را تكرار كرد .
اين بار كه آن جمله را شنيد ، اطمينان بيشتری در قلب خود احساس كرد .
حس كرد كه كليد مشكل خويش را در همين جمله يافته است . وقتی كه خارج‏
شد با قدمهای مطمئنتری راه می‏رفت . با خود فكر می‏كرد كه ديگر هرگز به‏
دنبال كمك و مساعدت بندگان نخواهم رفت . به خدا تكيه می‏كنم و از نيرو
و استعدادی كه در وجود خودم به وديعت گذاشته شده استفاده می‏كنم ، واز او
می‏خواهم كه مرا در كاری كه پيش می‏گيرم موفق گرداند و مرا بی نياز سازد .
با خودش فكر كرد كه از من چه كاری ساخته است ؟ به نظرش رسيد عجالة
اين قدر از او ساخته هست كه برود به صحرا و هيزمی جمع كند و بياورد و
بفروشد . رفت و تيشه‏ای عاريه كرد و به صحرا رفت ، هيزمی جمع كرد و
فروخت . لذت حاصل دسترنج خويش را چشيد . روزهای ديگر به اينكار ادامه‏
داد ، تا تدريجا توانست از همين پول برای خود تيشه و حيوان و ساير لوازم كار را بخرد .
باز هم به كار خود ادامه داد تا صاحب سرمايه و غلامانی شد .
روزی رسول اكرم به او رسيد و تبسم كنان فرمود : " نگفتم ، هركس از ما
كمكی بخواهد ما به او كمك می‏دهيم ، ولی اگر بی‏نيازی بورزد خداوند او را
بی‏نياز می‏كند

محمّد امین
08-02-2013, 15:33
داســـــتان راســـــتان

خواهش دعا


شخصی باهيجان و اضطراب ، به حضور امام صادق " ع " آمد و گفت :
" درباره من دعايی بفرماييد تا خداوند به من وسعت رزقی بدهد ، كه‏
خيلی فقير و تنگدستم " .
امام : " هرگز دعا نمی‏كنم " .
- " چرا دعا نمی‏كنيد ؟ ! "
" برای اينكه خداوند راهی برای اينكار معين كرده است ، خداوند امر
كرده كه روزی را پی‏جويی كنيد ، و طلب نماييد . اما تو می‏خواهی در خانه‏
خود بنشينی ، و با دعا روزی را به خانه خود بكشانی !

محمّد امین
08-02-2013, 15:38
داســـــتان راســـــتان

بستن زانوی شتر

قافله چندين ساعت راه رفته بود . آثار خستگی در سواران و در مركبها
پديد گشته بود . همينكه به منزلی رسيدند كه آنجا آبی بود ، قافله فرود
آمد . رسول اكرم نيز كه همراه قافله بود ، شتر خويش را خوابانيد و پياده‏
شد . قبل از همه چيز ، همه در فكر بودند كه خود را به آب برسانند و
مقدمات نماز را فراهم كنند .
رسول اكرم بعد از آنكه پياده شد ، به آن سو كه آب بود روان شد ، ولی‏
بعد از آنكه مقداری رفت ، بدون آنكه با احدی سخنی بگويد ، به طرف مركب‏
خويش بازگشت . اصحاب و ياران با تعجب باخود می‏گفتند آيا اينجا را
برای فرود آمدن نپسنديده است و می‏خواهد فرمان حركت بدهد ؟ ! چشمها مراقب و گوشها منتظر شنيدن فرمان بود . تعجب جمعيت‏
هنگامی زياد شد كه ديدند همينكه به شتر خويش رسيد ، زانوبند را برداشت‏
و زانوهای شتر را بست ، و دو مرتبه به سوی مقصد اولی خويش روان شد .
فريادها از اطراف بلند شد : " ای رسول خدا ! چرا مارا فرمان ندادی كه‏
اين كار را برايت بكنيم ، و به خودت زحمت دادی و برگشتی ؟ ما كه با
كمال افتخار برای انجام اين خدمت آماده بوديم " .
در جواب آنها فرمود : " هرگز از ديگران در كارهای خود كمك نخواهيد ،
و بديگران اتكا نكنيد ، ولو برای يك قطعه چوب مسواك باشد .

محمّد امین
08-02-2013, 15:44
نيم نگاهى به ترجمه نهج البلاغه

نویسنده : سید محمدمهدی جعفری
کمک مولف : احمد غلامعلى


نهج البلاغه: گزيده سخنان, نامه ها و حكمت هاى اميرالمؤمنين امام على ابن ابيطالب, ترجمه دكتر سيدمحمد مهدى جعفرى, به همت مؤسسه نشر و تحقيقات ذكر, در سال 1386 منتشر و با عنوان ترجمه برتر كتاب سال جمهورى اسلامى در سال 1387 برگزيده شد.
خوشبختانه كتاب شريف نهج البلاغه تا كنون بارها به وسيله انديشوران گرانمايه ترجمه شده است, امّا ترجمه دكتر جعفرى از دو جهت پراهميت است: نخست, انتخاب نسخه اى قديمى و ممتاز به نام نسخه (ابن شدقم) و ديگر شخصيت نهج البلاغه پژوهى دكتر جعفرى كه پس از انتشار كتاب هاى ارزشمندى چون پرتوى از نهج البلاغه و آموزش نهج البلاغه, به ترجمه نهج البلاغه روى آورده است1; افزون بر آن, تجربه درازمدت همكارى با مرحوم آيت اللّه طالقانى در تفسير پرتوى از قرآن به يارى ايشان آمده است و رابطه هاى قرآنى را در ترجمه مذكور به خوبى مى توان يافت.
در اين نوشتار نخست با نسخه ابن شدقم و سپس با ويژگى هاى ترجمه دكتر جعفرى آشنا خواهيم شد.

نسخه ابن شدقم
ابوالمكارم بدرالدين, حسن بن على بن حسن بن على بن شدقم حسينى, فقيه, محدث و شاعر شيعى قرن دهم است. او در مدينه به دنيا آمد و از استادان بزرگ مدينه, مكه, قزوين, يزد و شيراز درس آموخت و به دعوت پادشاهان هند مدتى رهسپار آن ديار شد و زعامت دينى دربار شاه سلطان حسين نظام شاه و فرزندش شاه مرتضى را بر عهده گرفت.2
ابن شدقم كتاب هاى ارزشمندى مانند زهر الرياض و زلال الحياض در تاريخ خلفا و امامان الاسئلة الشدقمية و ديوان ابن شدقم را تأليف كرد و با خط زيباى نسخ, نسخه اى نفيس از نهج البلاغه را نگاشت و براى ما به يادگار نهاد. شخصيت علمى او سبب شد تنها به رونويسى نهج البلاغه بسنده نكند و پس از آنكه متن انتخابى خود را با چهار نسخه معتبر مقابله كرد, برترين متن را برگزيند.
نسخه هاى مورد اعتماد ابن شدقم بنابر آنچه در پايان كتاب خود نگاشته است, چنين است:
الف) نسخه ابن أبى الحديد كه به خط استاد ابن شدقم ـ مزيدى ـ بوده و آن را به دقت و صحت توصيف كرده است.
ب) نسخه اى با تاريخ كتابت سال 588 ق كه بر شيخ سديد الدين يوسف بن مطهر ـ پدر علامه حلى ـ قرائت شده و به خط او ابلاغ قرائت داشته است.
ج) نسخه اى به تاريخ سال 400 ق كه آثار صحت آن پديدار بوده است.
د) نسخه شرح ابن ميثم بحرانى كه در نزد ابن شدقم از اعتبار كمترى برخوردار بوده است.
دكتر جعفرى براى ترجمه خود, براى نخستين بار متن استوار ابن شدقم را برگزيد و آن را با چند نسخه خطى معتبر مانند نسخه ابن عتايقى (700 ق), نسخه مدرسه نواب (544 ق) و نسخه كتابخانه آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى (469 ق) مقابله و سعى كرده است دقيق ترين متن نهج البلاغه را فراروى پژوهشگران قرار دهد.
از اين روى كار ارزشمند دكتر جعفرى را بايد تصحيح و ترجمه اى دانست كه نسخه اى قديمى و متفاوت را براى مشتاقان كلام علوى احيا كرده است. در اين تصحيح 240 خطبه, 79 نامه, 450 حكمت و 9 عبارت غريب الحديث نهج البلاغه شمارش شده است.
از ويژگى هاى نسخه ابن شدقم سازگارى آن با ديگر مصادر كلام علوى است; براى نمونه در نسخه هاى موجود نهج البلاغه حكمت دو تا حكمت هفت در شش كلمه كوتاه تقطيع و شماره گذارى شده است, ولى در نسخه ابن شدقم تمامى شش كلمه به عنوان حكمت دو آمده است و در مصادر ديگر مانند تحف العقول نيز چنين است و در مجموع, سخن امام على(ع) به كميل بن زياد است كه در نسخه هاى ديگر تقطيع شده است.

ويژگى هاى ترجمه
مترجم, ترجمه نهج البلاغه را با فهرستى تفصيلى از خطبه ها, نامه ها و حكمت ها آغاز كرده است و آن گاه در مقدمه اى مختصر, امّا فراگير, سير ترجمه و ويژگى هاى آن را برشمرده است و سپس ترجمه فارسى را در 575 صفحه در برابر متن عربى نهج البلاغه نشانده است.
دكتر جعفرى در مقدمه خود, ترجمه هاى مؤثر در ترجمه هاى خويش را برمى شمرد كه مهم ترين ترجمه مورد استفاده, ترجمه دكتر سيدجعفر شهيدى است و آن گاه ترجمه اى كهن كه به وسيله دكتر جوينى ويراستارى شده است. ترجمه ها و شرح هاى آيت اللّه طالقانى, فيض الاسلام, مولا فتح اللّه كاشانى, نواب لاهيجى و شرح عبده در ترجمه ايشان بى تأثير نبوده است.
البته نگاه دكتر جعفرى به ترجمه هاى ياد شده, سبب چشم پوشى ايشان از قواعد استوارى كه براى ترجمه خود برگزيده اند, نشد; براى نمونه دكتر جعفرى در ترجمه خود بر حفظ ساختار كلمه پايبند است و به هيچ روى, فعل را اسم و اسم را صفت ترجمه نمى كند; حال آنكه در برخى از ترجمه هاى مورد استفاده وى, چنين ساختارى ناديده انگاشته شده است. مهم ترين ويژگى هاى ترجمه دكتر جعفرى چنين است:

1. فارسى معتدل
مترجم در انتخاب واژگان فارسى فاخر در برابر واژگان زيباى نهج البلاغه, بسيار كوشيده است و نخستين اهتمام ايشان فارسى نويسى است, ولى در پاره اى موارد كه واژگان پركاربرد عربى در فارسى رايج است و خواننده با آن مأنوس است, از به كار بردن واژه عربى پرهيز نمى كند و از معادل فارسى و دور از ذهن واژه چشم مى پوشد; براى نمونه واژگان (امين), (وحى) و (خاتم) معادل هاى فارسى هرچند دور از ذهن دارند, امّا دكتر جعفرى در برگردان جمله (امين وحيه و خاتم رسله) مى نويسد: [پيامبر] امانتدار وحى و خاتم فرستادگان است3; زيرا واژه خاتم در اين جمله به مراتب از واژگانى مانند (پايان) و (انجام) زيباتر و رساتر است.

2. ظرافت هاى ادبى
نهج البلاغه سرشار از ظرافت ها و آرايه هاى ادبى است. مترجم در ترجمه خود كوشيده است ظرافت هاى ادبى زبان عربى را به فارسى بازگرداند; براى نمونه در ترجمه (فاء) كه داراى معانى گوناگون در زبان عربى است, در جمله زير چنين بهره برده است: (اللهم انى استعديك على قريش و من اعانهم فانهم قطعوا رحمى): خدايا من از تو بر قريش و آن كس كه به يارى شان برخاست, فريادرس و يارى مى جويم! زيرا ايشان پيوند خويشى مرا بريدند.4
ترجمه (فاء) به (زيرا) بيانگر توجه به (فاء تعليل) از ميان معانى (فاء) در زبان عربى است.

3. بازشناسى معناى لغوى از معناى اصطلاحى
از نكاتى كه مانع فهم حديث است, در هم آميختن معناى لغوى و اصطلاحى است. پاره اى مترجمان بدون توجه به معناى اصطلاحى به ترجمه لغوى واژه مى پردازند, اما در اين ترجمه, معناى اصطلاحى از معناى لغوى با دقت بازشناسانده شده است; براى نمونه در ترجمه (كم من مستدرج بالاحسان اليه) آمده است: بسا كسانى كه با نيكى كردن به سوى او دچار استدراج شده اند.5
(استدراج) در لغت به معناى نزديك كردن تدريجى و اندك اندك به سوى چيزى است, ولى در اين ترجمه استدراج به معناى اصطلاحى آن است و مترجم در پاورقى مى نويسد: (در اصطلاح آن است كه خدا پى در پى به كسى نعمت مى دهد و آن بنده همچنان در غفلت به سر برده و به نعمت و نعمت دهنده توجه نمى كند و با اين ناسپاسى به تدريج از رحمت خدا دور شده و اندك اندك به عذاب الهى نزديك مى گردد).6

4. امانتدارى
امانتدارى در نقل گفتارها و نوشتارهاى ديگران از امور پسنديده اى است كه متأسفانه برخى نويسندگان كمتر به آن توجه دارند. دكتر جعفرى در ترجمه نهج البلاغه به شدت امانتدارى خود را از آغاز تا انجام نشان داده است. در مقدمه از ترجمه هايى نام مى برد كه تأثير آن در ترجمه ايشان بسيار اندك است, ولى با اين همه تلاش مترجمان پيشين را ارج نهاده است. دكتر جعفرى ترجمه خود را برپايه ترجمه مرحوم آيت اللّه طالقانى بنا نهاده است و از آنجا كه مرحوم طالقانى تنها 81 خطبه را ترجمه كردند, ترجمه حاضر نيز تا خطبه 81 از آن مرحوم طالقانى است و ديدگاه هاى دكتر جعفرى را در توضيح و يا نقد مطالب مرحوم طالقانى در پاورقى و با رمز (ج) مى توان مشاهده كرد7, و اگر توضيحاتى از مرحوم طالقانى باقى مانده باشد, با رمز (ط) در پاورقى نشان داده شده است. 8
مترجم در ترجمه خويش آنچنان امانتدارى خود را به اثبات رسانيده است كه حتى اگر كلمه اى را از مترجمى برگزيده است, نام وى را در پاورقى مى آورد; براى نمونه در ترجمه (عائدُ يعود) مى نويسد: (بيمارپرس تيمارخوار) و سپس در پاورقى يادآور مى شود اين تعبير زيبا از دكتر شهيدى است.9

5. نماياندن رابطه قرآن و نهج البلاغه
اگرچه در ترجمه نيازى به نماياندن ارتباطات متن با ديگر متون نيست, امّا نهج البلاغه با قرآن رابطه اى جداناشدنى دارد و نماياندن رابطه قرآن با نهج البلاغه در فهم معانى علوى بسيار مؤثر است.
دكتر جعفرى با توجه به پيشينه اى كه در همكارى تفسير پرتوى از قرآن با مرحوم آيت اللّه طالقانى دارد, تضمين ها و تلميحات قرآنى را در پاورقى هاى ترجمه, نشان داده است تا خواننده به اشارات كلام مولا پى ببرد. نمونه هاى زير از اين دسته اند:
الف) (انَّ الشيطانَ اليومَ قد استَفَلَّهم وهو غداً متبرى مِنهم ومُخِلّ عنهم)10: بى گمان شيطان امروز آنان را به پراكندگى و جدا شدن فريفته است و او فردا از آنان بيزارى جوينده است, و از ايشان دست بردارنده.
در پاورقى مى نويسد: اشاره اى است به آيه (وَ إِذْ زَينَ لَـهُمُ الشَّـيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النّاسِ وَ إِنِّى جار لَكُمْ فَلَمّا تَرأَتِ الفِئَتانِ نَكَصَ عَليَ عَقِبَيْهِ وَقالَ إِنِّى بَرِىء مِنْكُمْ إِنِّى أَرى مَا لاَ تَرَوْنَ إِنِّى أخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِيدُ العِقَابِ) (انفال: 48).
ب) (لامَصْدأ للكَلم الطيّب والعَمَل الصالح من خَلْقِه): نه جاى برفراز شدن سخنان پاكيزه و رفتار شايسته, آفريدگان خويش.11
در پاورقى مى نويسد: (إِلَيْهِ يَصْعَدُ الكَلِمَ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرفَعُهُ) (فاطر: 10)
ج) (الحَمدُِللّهِ الاوّلِ فلا شَىء قَبلَه والاّخِرِ فَلا شَى بَعدَه والظاهِرِ فلا شَيَ فَوقَه والباطنِ فلا شَىءَ دونَه): سپاس و ستايش ويژه اللّه است كه نخست است, پس چيزى پيش از او نيست و باز پسين است, لذا چيزى پس از او نمى باشد و از پيدايى در چنان جاى برترى است كه هيچ چيز از او بالاتر نيست و در نهان بودن از او فروتر هيچ نيست.12
در پاورقى نوشته اند: تلميح به آيه 3 سوره حديد: (هُـوَ الأَ وَّلُ وَالآخِرُ وَالظّاهِرُ وَالباطِـنُ وَهُـوَ بِكُلِّ شَـىءٍ عَلِـيمُ).
د) (فَبَالَغَ صلى اللّه عليه و آله ـ فى النَصيحَة وَمَضى عَليَ الطَريقَةِ ودَعا الى الحِكمَةِ وَالمَوعِظَة): پس آن بزرگوار ـ كه درود خدا او باد ـ در نصيحت و نيكخواهى كار را به سرانجام رسانيد و در اين كار بر راه راست گذشت و به حكمت و پند فرا خواند.
در پاورقى, عبارت مولا را اشاره به آيه 125 سوره نحل مى دانند و مى نويسند: اشاره اى است به آيه (أُدْعُ إِلى سَبِـيلِ رَبِّكَ بِالحِكْمَةِ وَالمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجادِلْهُمْ بِالَّتِى هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُـوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِـيلِهِ وَهُـوَ أَعْلَمُ بِالمُهْتَدِينَ).

6. پاورقى هاى سودمند
از برجستگى هاى ترجمه مذكور, پاورقى هاى سودمندى است كه در آن موضوعات متنوعى را مى توان يافت. مهم ترين تلاش هاى مترجم در پاورقى را مى توان چنين برشمرد:
الف) شرح عبارات دشوار: در خطبه 159 عبارت (فما اَعْظَمَ مِنعَةَ اللّه عندنا), منّت الهى را چنين شرح مى دهد: منّت اگر از جانب بنده باشد, يعنى نعمتى را كه در اصل از خود آنان نيست به ديگرى بخشيدن و به دنبال آن به رخِ بهره مند كشيدن, ولى اگر از طرف خدا باشد, به معناى زمينه سود بردن و بهره مند شدن از نعمت را براى بنده فراهم كردن است.13
توضيح سودمندى كه در اين پاورقى براى منّت آمده است, ذهن خواننده را از نگرش منفى به واژه منّت پاك مى سازد و به گونه اى منّت را نعمت سترگ معرفى مى كند كه هيچ گونه پيامد منفى نخواهد داشت.
ب) شرح اماكن و قبايل: مترجم در مواردى كه واژه عربى معرّف مكان يا قبيله خاصى است, در پاورقى به معرفى آن مكان مى پردازد; مانند جمله (قِلعُ دارى; بادبانى دارينى)14 را چنين مى شناساند: داراى منسوب به دارين (بر وزن نائين), بندرى بوده است در كنار درياى فارس نزديك بحرين كه بادبان هاى خوب و پرآوازه اى داشته است. )15
ج) شبهه زدايى: شبهه زدايى, تلاش ديگرى است كه در برخى پاورقى ها مشاهده مى شود; براى نمونه جمله (المرأة شر كلُّها وشرُ ما فيه أنّه لابدَّ فيها: زن همه اش بدى است, و بدتر چيز درباره اش آن است كه از داشتن او چاره اى نيست. )16 دكتر جعفرى در پاورقى اين عبارت مى نويسد: (اگرچه اين سخن در غرر و درر نيز نقل شده است, ليكن از آنجا كه غرر و درر پس از نهج البلاغه تأليف شده است و اختلافى در روايات هر دو نيست كه بتوان گفت غرر از منبع ديگرى گرفته, مى توان گفت كه آمدى از نهج البلاغه گرفته است و به علّت مخالف بودن اين حكم كلى با قرآن, بعيد به نظر مى رسد كه امام اين سخن را به همين شكل بر زبان آورده باشد.17
در حقيقت دكتر جعفرى, اين سخن امام را به روح حاكم بر قرآن عرضه كرده است و سپس صدور سخن از امام را ردّ مى كند; هرچند درباره اين سخن امام توجيهات ديگر وارد شده است, ولى به هرحال حساسيت و زمان شناسى مترجم را نشان مى دهد كه براى فهم مخاطب امروزى پاره اى از متون نيازمند شبهه زدايى است و چنانچه بدون هرگونه توضيحى باقى بماند, سبب پديد آمدن كج فهمى در مخاطب خواهد شد.
د) بازگويى نقل هاى متفاوت و اشاره به نسخه هاى ديگر نهج البلاغه: از ديگر نكات ارزشمند پاورقى هاى اين ترجمه بازگويى نقل هاى متفاوت است; براى نمونه در توضيح (هادِمُ اللذات)18 نوشته اند: (در تمام نسخه هاى خطى (هاذم) و در نسخه هاى چاپى (هادم) به معناى قاطع است)19, و آن گاه در ترجمه به هر دو واژه توجه كرده اند و در توضيح آن نوشته اند: (اگر لفظ هادم را در متن عربى, درست بدانيم, به معناى ويرانگر و اگر هاذم درست باشد, به معنى درهم شكننده است).
توضيحات مفيد ايشان در پاورقى بيانگر تلاش گسترده مترجم محترم براى استوارسازى استناد نهج البلاغه است; براى نمونه در پاورقى خطبه 220 مى نويسد: (اين سخن در برخى نسخه هاى خطى نيامده است. در شرح ابن ابى الحديد به شماره (215) ثبت شده است. در شرح عبده آخرين سخن از بخش خطبه هاست (به شماره 239). در تصحيح و فهرست نگارى دكتر صبحى صالح نيز سخن آخر است (به شماره 241) و در نسخه عكسى و قديمى كتابخانه آيت اللّه مرعشى نجفى پيش از سخن آخر و به شماره (239) است.
البته توضيحات پاورقى به موارد بازگفته محدود نمى شود, امّا فعاليت هاى برشمرده بيشتر نمايان است.

7. انتخاب عنوان
خطبه ها, نامه ها و كلمات قصار نهج البلاغه در موضوعات گوناگون و بدون عنوان اند و سيدرضى تنها براى خطبه هاى (3, شقشقيه, 82, الغراء, 90, الاشباح و 191, القاصعه) عنوان تعيين كرده است. مترجم محترم در اين ترجمه با استفاده از كلمات امام براى تمامى 240 خطبه و 79 نامه, عناوينى مناسب برگزيده است; مانند عنوان (شرائف الصلوات) كه براى خطبه 71 برگزيده شده است و در جمله (اجعل شرائف صلواتك) وجود دارد.20
اطلاع از محتواى خطبه ها و نامه ها, راه را براى خواننده هموار مى كند تا براساس نياز و يا سليقه خود, مطالعه خطبه يا نامه اى را برگزيند. مشتاقان نهج البلاغه با تدوين فرهنگ هاى موضوعى, موضوعات گوناگون اين كتاب را فراروى علاقه مندان قرار داده اند. دكتر جعفرى, افزون بر انتخاب عناوين كلى پيش گفته با استفاده از مضمون كلام مولا, عناوين مناسبى را هم براى بخش هاى گوناگون خطبه ها و نامه ها برگزيده است تا خواننده با نگاهى به فهرست, از مراجعه به فرهنگ هاى موضوعى بى نياز باشد.
عناوين انتخابى, موضوع محورى هر بخش از خطبه يا نامه را نشان مى دهد; براى نمونه در معرفى خطبه 81 مى نويسد: (التعريف بالدنيا كوسيلة لاهدف: شناسانيدن اين دنيا به عنوان وسيله نه هدف). اين عنوان, برگرفته از جمله اميرمؤمنان در اين خطبه است كه چگونگى رفتار با دنيا را نشان مى دهد: (مَن اَبصَرَ بِها بَص رتهُ وَمَن اَبصَرَ اِلَيها اَعمَتهُ): كسى كه به وسيله آن بنگرد, ستايش كند و كسى كه به سوى آن[به عنوان يك هدف] بنگرد, كورش گرداند.21

8. تقسيم خطبه ها و نامه ها
نويسندگانى كه در حوزه دانش هاى اسلامى از نهج البلاغه استفاده مى كنند, ناگزيرند مطالب مورد استفاده خود را بر اساس خطبه و يا نامه آدرس دهند, در حالى كه برخى خطبه ها و نامه هاى نهج البلاغه افزون از هفده صفحه است. خواننده علاقه مند, گاه براى يافتن جمله مورد استناد كتاب, يا مقاله بايد تمام خطبه يا نامه طولانى نهج البلاغه را مطالعه كند. دكتر جعفرى در ترجمه خويش خطبه ها و نامه هاى نهج البلاغه را به قسمت هاى كوچك تر كه دربرگيرنده مضمونى تمام هستند, تقسيم كرده است و در پايان هر عبارت, شماره اى مانند شماره آيات قرآن مجيد نهاده است و بدينسان پژوهش گرانى كه از اين ترجمه استفاده مى كنند مى توانند پس از شماره خطبه يا نامه به شماره عبارت مورد استشهاد خويش نيز اشاره كنند تا خوانندگان به آسانى به كلام اميرمؤمنان در كتاب نهج البلاغه دست يابند.
در كنار امتيازات ترجمه مذكور, برخى كاستى ها نيز به نظر نگارنده آمد كه اميد است مورد توجّه مترجم گرانقدر آن قرار گيرد; از آن جمله در پاره اى موارد, متن برگزيده ابن شدقم را در پاورقى آورده اند22 و متن نهج البلاغه را براساس نسخه اى ديگر تصحيح كرده اند, در حالى كه شايسته بود (متن ابن شدقم) به همان صورت باقى بماند و ايشان در پاورقى, متن مصحح را بياورند و توضيح دهند كه آنچه ابن شدقم آورده است, پذيرفتنى نيست; زيرا همچنان كه گذشت, يكى از امتيازات ترجمه مذكور احياى نسخه ابن شدقم است و خواننده انتظار دارد تا متن ابن شدقم را با عنوان متن اصلى مشاهده كند.
نكته ديگر, نقدى است كه به ترجمه هاى ايشان وارد است; براى نمونه حكمت دوم نهج البلاغه را چنين ترجمه كرده است: (الآداب حُلَلَّ مجدد): ادب ها زيورهاى پيوسته نو شونده. درحالى كه حلل جمع حلة به معناى پوشش سراسرى است, نه حِلية كه جمع آن حُلى است23; بنابراين ادب ها, لباس و پوششى سراسرى هستند كه پيوسته نو و تازه مى شوند.
همچنين نامه 16 را چنين نگاشته اند: (واميتوا الاصوات فانَّه اطردُ للفشل: آوازها را فرو بميرانيد كه سستى و بددلى را بيشتر دور مى گرداند), 24 بددلى در اينجا به معناى ترس است, ولى شايد براى خواننده فارسى زبان, بددلى به معناى ترس, نامأنوس باشد.
گاهى نيز ترجمه ايشان با ادبيات عرب ناسازگار است و بايد براى غير قياسى بودن صيغه عربى, توجيهات فراوانى را فراهم آورد, در حالى كه مى توان فعل را قياسى دانست و ترجمه هم درست خواهد بود; براى نمونه (إلاّ أن تتجنّى, فتجّن ما بدالك): مگر اينكه بخواهى مرا به دروغ گناه كار بدانى و در نتيجه چيزى را كه برايت آشكار شد, بپوشانى.25
دكتر جعفرى (فتجن ّ) را از (ج ن ن) دانسته و معانى بپوشانى را برگزيده كه در اين صورت صيغه (فتجن ّ) خلاف قياس است, در حالى كه (فتجن ّ) از ريشه (ج ن ى) است و كاملاً با ادبيات عرب سازگار است و ترجمه چنين مى شود: (پس مرا به دروغ گناه كار بدان, آنچه را كه برايت آشكار است).
گاهى نيز عناوين برگزيده در زبان فارسى چندان براى خواننده مأنوس نيست; مانند (دهشى و اندك بخشى) كه در متن ترجمه (اتية و رضيحة)26 است, ولى بهتر بود در عنوان استفاده نمى شد.
پاورقى هاى فارسى و غربى نيز در پاره اى از صفحات ناهماهنگ است و مطالب مفيد فارسى به عربى و يا مطالب سودمند عربى به فارسى بازگردانده نشده است.27
به هر روى كاستى هاى اندك اين اثر, سبب چشم پوشى از مزاياى اين ترجمه خواندنى نخواهد شد. به اميد بهره گيرى بيشتر از ره توشه هاى زيباى علوى.

پي نوشت ها :

1. اين ترجمه, بازنويسى و ويراسته ترجمه پرتوى از نهج البلاغه است.
2. محسن امين; اعيان الشيعه; ج 5, بيروت, [بى نا], 1983 م, ص176 ـ 177.
3. نهج البلاغه; ترجمه دكتر سيدمحمدمهدى جعفرى; ص 250, خطبه 172.
4. همان, ص 249, خطبه 171.
5. همان, ص 510, حكمت 510.
6. همان, ص 510.
7. براى نمونه ر. ك به: همان, صص 16, 31 و 95.
8. براى نمونه ر. ك به: صص 30 و 87.
9. همان, ص 136, خطبه 98.
10. همان, ص 264, خطبه 180.
11. همان, ص 266, خطبه 181.
12. همان, ص 13, خطبه 95.
13. همان, ص 231, خطبه 159.
14. همان, ص 239.
15. همان, ص 239, خطبه 164.
16. همان, ص 529, حكمت 230.
17. همان.
18. همان, ص 136, خطبه 98.
19. همان.
20. همان, ص 87, خطبه 71.
21. همان, ص 95, خطبه 81.
22. براى نمونه ر. ك به: همان, صص 447 و 509. 23. الحلل برود اليمن والحلة ازار ورداء ولا تسمى حُلة حتى تكون توبين (مختار الصحاح, 1450) حَليُ المرأة وحمعه حُلِى.
24. همان, ص 385, نامه 16.
25. همان, ص 376.
26. همان, ص 140, خطبه 83.
27. ر. ك به: همان, صص 47, 104, 168 و 330.
منبع فصلنامه آیین پژوهش شماره 116

محمّد امین
08-02-2013, 15:49
رویکرد علمی به قرآن، ضرورتها و چالش‌ها


دکتر علی نصیری
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
چکیده

در این مقاله «رویکرد علمی به قرآن» از سه زاویه بررسی شده است. نخست با بر شمردن ادله‌ مختلف، ضرورت این رویکرد بازشناسانده شده است.

از زاویه دوم ادوار روی آوردن مسلمانان به تفسیر علمی در پنج دوره (1. عصر نزول، 2.‌عصر ترجمه، 3. عصر تعمیق مطالعات تفسیری، 4. دوران رنسانس 5. دوران معاصر) به صورت گذرا مورد بررسی قرار گرفته‌ است.

از زاویه سوم به آسیبها و چالشهای این رویکرد توجه شده و دو آسیب (1.‌رویکرد تفریطی به آیات علمی 2.‌افراط‌گرایی در رویکرد علمی به قرآن) باز کاوی شده است. [1]

کلید واژه‌ها: قرآن، علم، اعجاز علمی، رویکرد علمی.


مقدمه

قرآن به تدبر در سه کتاب (1. قرآن؛ (محمد/24) 2. کتاب طبیعت؛ (ذاریات/ 20) 3. کتاب نفس آدمی (ذاریات / 21) تأکید کرده است.

طبیعت و نفس را می‌توان کتاب تکوین و قرآن را کتاب تشریع نامید. مهم ترین آرمان قرآن از دعوت به نگریستن و تدبر در این سه کتاب بازشناخت عظمت، ربوبیّت و رحمت الهی است. این آیات نشان می‌دهند که قرآن، هستی و وجود انسان تجلّی اسماء جمال و جلال حق‌اند و خداوند از رهگذر این کتابها خود را شناسانده‌است.

با پذیرش چنین حقیقتی، رهیافت آموزه‌ها و گزاره‌های علمی به معنای عام کلمه در قرآن (آیات العلوم) انکارناپذیر است که البته بررسی همه‌جانبه را می‌طلبد.

طنطاوی می‌گوید:

«در قرآن بیش از 750 آیه در مورد علوم مختلف هست؛ در حالی که آیات فقهی قرآن که در آنها به صراحت به مباحث فقهی پرداخته شده‌، بیشتر از 150 آیه نیست» (طنطاوی، الجواهر فی تفسیر القرآن / 3).

باری، از نظر طنطاوی در قرآن حدود 150 آیه صریح در زمینه احکام و فقه آمده و با این حال بیش از هزار سال است که افزون بر اهتمام عموم مفسران در تفاسیر ترتیبی به این آیات ، تفاسیر و آثار ویژه‌ای برای بازکاوی و بازشناسی آنها نگاشته شده است . از سویی دیگر در قرآ‌ن بیش از 750 آیه در زمینه علم و آموزه‌های علمی انعکاس یافته، اما با کمال شگفتی کمترین اهتمامی در این زمینه دیده نمی‌شود.

باری، این حقیقتی است تلخ و در عین حال هشداردهنده، که ما را به روی‌آوری علمی مبتنی بر مبانی و قواعد متقن برای فهم و تفسیر آیات علمی خداوند فرا می‌خواند.

مقصود از علم، علوم تجربی به معنای عام در برابر علوم متافیزیکی است که خود به دو شاخه تقسیم می‌شود: 1. علوم طبیعی، شامل: فیزیک، کیهان شناسی، پزشکی و ... 2. علوم انسانی، شامل: روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و ... .
ضرورت رویکرد علمی به قرآن

رویکرد علمی به قرآن به معنای استخراج آیات علمی، بازکاوی چند و چون دلالت رسانی آنها، همسانی یا عدم همسانی آیات با دستاوردهای علمی، از چهار جهت ضرورت داشته و امروزه از اهمیت بسیار برخوردار است. این جهات عبارتند از:
1. ضرورت بازشناسی مدلولهای آیات علمی

در این که قرآن مستقیم یا اشاری یا به تعبیر برخی از صاحب‌نظران گذرا (معرفت، التمهید فی علوم القرآن، 6 / 6) از گزاره‌ها و مباحث علمی سخن به میان آورده، تردید نمی‌توان روا داشت. قرآن آنجا که نعمتهای خدا یا آیات الهی را برای پند دادن به آدمیان و تقویت باورهای فرافیزیکی آنان بر می‌شمرد، شماری از آموزه‌ها در زمینه آفرینش آسمانها و زمین، دگرگونیهای کیهانی، گردش سیارات و ستاره‌ها، جاذبه، اسرار کوهها و دریاها، حیات جانوری و چگونگی آفرینش انسان و ... را بر شمرده است. افزون بر این ، قرآن در سایر حوزه‌های علوم چون طبّ، روان‌شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، مدیریت و ... آموزه‌های بسیار کارآمدی ارایه کرده است . از این رو هر مفسّری که به سراغ این آیات می‌آید، باید از زاویه علمی به آنها بنگرد و با استفاده از مبانی و دستاوردهای قابل اعتماد علمی، مدلولهای این دسته از آیات را بازشناساند.

روش تفسیر علمی به خاطر اهتمام کم و بیش مفسران به این امر شکل گرفت و در میان مناهج و مکاتب تفسیری به رسمیت شناخته شد. (نک:‌ عمید زنجانی، مبانی و روشهای تفسیر قرآن؛ رضایی اصفهانی، منطق تفسیر قرآن (2)).

آیا در روزگار ما که علوم خود را محق به اظهار رأی در گستره بی‌حد و مرز هستی شناسی و انسان شناسی می‌داند، می‌توان از کنار آیات علمی بدون اهتمام به این کاوشها و دستاوردها گذشت؟! و به عنوان مثال هیچ مفسری می‌تواند از کنار آیه «وَأَلْقى‏ فِی الْأَرْضِ رَوَاسِی أَن تَمِیدَ بِکمْ» (نحل/ 15) و آیه «اللَّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّماوَاتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا» (رعد/ 2) بدون اشاره به حرکت وضعی و انتقالی زمین به دور خود و خورشید، نقش کوهها در آرامش بخشی به این حرکت، و قانون جاذبه که در کنار قانون‌گریز از مرکز به ثباتّ کرات آسمانها انجامیده است، عبور کند یا بدون توجه به دستاوردهای علمی در حوزه روانشناسی از کنار آیاتی که از نشاط یا افسردگی روحی، اضطراب یا آرامش روانی و ... سخن به میان آورده (ر.ک: نجاتی، قرآن و روانشناسی) بگذرد؟

امروزه آگاهی پیشین یا پسین از دستاوردهای علمی را نیز باید جزو لوازم تفسیری برشمرد؛ نه به این معنا که هر مفسری باید ریاضی‌دان، فیزیکدان، شیمیدان ، روانشناس ، جامعه شناس و... باشد؛ چنان که مدافعان نظریه" قبض و بسط تئوریک شریعت" (ر.ک: سروش، قبض و بسط تئوریک شریعت) بر آن پای فشرده‌اند؛ بلکه به این معنا که لازم است هنگام برخورد با آیات علمی، دستاوردهای علمی در آن عرصه‌ مورد بررسی قرار گیرد تا مدلولهای آیات علمی روشن‌تر از هر زمان دیگر تبیین گردد.

این‌که مفسر چگونه باید از این آموزه‌ها در تبیین آیات بهره جوید، پرسشی است بس مهم که در ادامه نوشتار به بررسی آن خواهیم پرداخت.
2. اثبات اعجاز قرآن به خاطر پیشگامی در آموزه‌های علمی

اعجاز از ریشه عجز به‌معنای ناتوان سازی یا ناتوان انگاری است. (ر.ک: ابن منظور، لسان العرب، 9/ 58). مبنای اعجاز که رسالت پیامبران براساس آن اثبات می‌شود، این است که کار ارایه شده از سوی پیامبران از توان دیگران خارج است. ظاهر مفهوم و کارکرد اعجاز این است که ناتوانی دیگران از ارائه معجزه، ناتوانی مطلق است. چنان‌که بشر هیچگاه نخواهد توانست عصا را به اژدها تبدیل کند، از صخره‌، شتر ماده بیرون کشد، کور مادرزاد را شفا دهد، یا مرده را زنده کند. با این حال ادعای مدعیان اعجاز علمی این است که قرآن در عصر نزول، از اسراری در حیات طبیعی، حیات جانوری و حیات انسانی پرده برداشت که آن روز و تا گذشت قرنها برای بشر ناشناخته بود و امروزه برای انسان‌ها شناخته شده است. این امر نشان از آن دارد که آورنده این کتاب آسمانی که درس نیز نخوانده بود، تنها از رهگذر اتصال به علم ازلی الهی، از این اسرار پرده برداشته است.

با صرف نظر از میزان سازگاری این‌ تحلیل از اعجاز علمی با ساختار مفهومی اعجاز و معجزه، باید پذیرفت که چنین رویکردی برای مسلمانان و دیگران بسیار مفید است، زیرا هدف نهایی نزول قرآن هدایت و تربیت انسانها است و این هدف در مرحله نخست زمانی تحقق‌پذیر است که فرا زمینی بودن کتاب و نزول آن از سوی خدا اثبات گردد.

از سوی دیگر امروزه اعجاز علمی از همه وجوه اعجاز جذّاب ‌تر و تأثیرگذارتر است، زیرا دستاوردهای عصر تکنولوژی و ارتباطات ذهن انسان امروزی را از هر سو محاصره کرده است و در چنین فضایی وقتی اعلام می‌شود کتابی بس کهن در دست مردم است که پانزده سده پیشگام تر از بشر، پرده از بسیاری از اسرار برداشته، بر آنان تأثیر می‌گذارد.
3. اثبات آسمانی بودن قرآن در برابر دیگر کتابهای آسمانی مورد ادعا

بررسی آیات علمی قرآن و ثمره آن یعنی اعجاز علمی باعث مقایسه تطبیقی میان قرآن و تورات و انجیل می‌شود و حقانیت و آسمانی بودن این کتاب را در برابر کتب آسمانی مورد ادعای دیگر به اثبات می‌رساند.

ارنست رنان می‌گوید:

«اکنون با توجه به مطالعه دقیقی که در کتاب مقدس انجام داده‌ام، در عین حال که گنجینه‌هایی تاریخی و زیباشناختی بر من نمایان شد، این نکته نیز برای من اثبات شد که این کتاب همچون دیگر کتب قدیمی از تناقضات، اشتباهات و خطاها مستثنا نیست. در این کتاب داستان‌های دروغین، افسانه‌ها و آثاری که کاملاً نگارش یافته انسان است، وجود دارد» (ساجدی، تاریخچه مکاتب تفسیری و هرمنوتیکی کتاب مقدس، ص 298).

پل تیلیش معتقد است:

«پژوهش‌های تاریخی نشان داده‌اند که عهد قدیم و عهد جدید در بخش‌های نقلی خود، عناصر تاریخی، افسانه‌ای و اسطوره شناختی را تلفیق می‌کنند، و در اکثر موارد تفکیک این عناصر با هر درجه‌ای از امکان پذیری نامحتمل است .... به طور قطع این حکایت‌ها مستند نیستند» (همان، 103).

متکلمان نئوارتدکس (الهیات رسمی ـ سنتی جدید) پروتستان معتقدند کتاب مقدس به خودی خود وحی الهی نبوده، و یک مکتوب خطاپذیر انسانی است که به وقایع وحیانی شهادت می‌دهد.

بوکای در باره جایگاه کتاب مقدس چنین آورده است:

«ارائه دستکاری‌های کتابت‌های اولیه بر اساس روایات شفاهی و قلب متون به هنگام انتقال به ما، وجود عبارت‌های تاریک، نامفهوم، متناقض و دور از حقیقت که گاهی تا خلاف عقل هم پیش می‌رود یا ناسازگاری با واقعیت‌هایی که امروزه بوسیله پیشرفت دانش به ثبوت رسیده‌اند، خیلی کمتر شگفتی‌مان را بر می‌انگیزد. چنین ملاحظاتی نشانه‌ی شرکت انسان در تحریر و سپس در تغییر بعدی متون است» (بوکای، مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص 70 ـ 71).

او در جایی دیگر آورده است:

«نتیجه‌ای که از بررسی اجمالی و انتقادی متون مقدس گرفته می‌شود، آگاهی از ادبیات گسیخته فاقد طرح و پیوستگی است که تناقض‌های آن زایل ناشدنی است. این عبارت را شارحان ترجمه جهانی عهدین در اظهار نظر خود بکار برده‌اند (همان، ص 103).

بوکای در کتاب خود مواردی از تناقض کتاب مقدس با دستاوردهای علمی و تاریخی را بر شمرده است. البته باید دانست، لزوماً عقاید نقل شده از برخی متکلمان مسیحی نظیر پل تیلیش به معنای بی‌اعتباری مطلق کتاب مقدس نیست، بلکه می‌تواند ادعای وحیانی بودن متن آن را مورد نقد قرار دهد.

این در حالی است که خاورشناسان به خطاناپذیری قرآن در عرصه علوم اذعان کرده‌اند. راترد ویلانت در مقاله «تفسیر قرآن در دوره جدید» در باره نگاه قرآن به علم چنین آورده است:

«تفسیر علمی باید در پرتو این فرض درک شود که تمام انواع یافته‌های علوم طبیعی جدید در قرآن پیش بینی شده است و اینکه قراین و شواهد روشن فراوانی نسبت به آنها در آیات قرآن می‌توان کشف نمود. یافته‌های علمی از کیهان شناسی کپرنیکی گرفته تا خواص الکتریسیته و از نظم و ترتیب انفعالات شیمیایی تا عوامل عفونتی همه از پیش در قرآن مورد تأیید قرار گرفته است» (دائرة المعارف لایدن، مقاله تفسیر قرآن در دوران معاصر، راترد ویلات).
4. تقویت اعتماد به نفس مسلمانان

در عین آنکه خداوند هرگونه برتری‌جویی کاذبانه شخص یا امتی را ناپسند می‌شمرد، به خاطر برخورداری مسلمانان از دین و آئین مطابق با حق، جامع و متناسب با همه نیازهای اجتماعی و جهانی، از آنان به ‌عنوان امت وسط و برتر و شاهد بر سایر امتها یاد کرده و آنان را از هرگونه اقدام و منشی که به خواری‌شان منتهی شود، بازداشته است و در اعلامی رسمی و معنادار هرگونه برتری کافران بر مسلمانان را نامشروع و مخالف اراده الهی دانسته است (نساء / 141).

به رغم این واقعیتها و به رغم آنکه این سیادت حقیقی و به دور از تفوق‌طلبی کاذب و غیراخلاقی تا هفت سده از آن مسلمانان بود، اما عواملی از درون و برون کار را بدانجا رساند که امروزه سیادت اقتصادی، سیاسی و نظامی از آن غیرمسلمانان است. باری، از سده هفتم به بعد دیگر کسی از پیشرفتهای مسلمانان سخن نرانده است و این برای بسیاری از اسلام‌باوران به ویژه نسل جوان که خود را با اصل عزت‌مداری اسلام و واقعیتهای تلخ موجود روبه‌رو می‌بینند، بسیار تلخ می‌‌نماید و چه بسا ممکن است سرخوردگی یا بریدن از باورهای اسلامی و دل باختگی به غرب و اندیشه‌های غیراسلامی را همراه آورد ؛ چنان‌که این پدیده کم و بیش در میان کشورهای اسلامی و از جمله ایران مشهود است.

رویکرد علمی به قرآن، استخراج آیات در عرصه‌های مختلف علوم تجربی ‌و انسانی، بازکاوی و به دست دادن مدلولهای آنها که در عین هم صدایی با علم ، از قرنها پیشگامی اسلام و قرآن در این عرصه‌ها نسبت به علم و دستاوردهای علمی حکایت دارد،‌ می‌تواند غرور مسلمانان را احیا و اعتماد به نفس آنان را زنده سازد.

به همین خاطر نهضت اصلاح دینی که از سوی چهره‌های مصلح و بنامی همچون سیدجمال‌الدین اسدآبادی، (1315 ق) محمدعبده، (1905 م) رشیدرضا، (1935 م) سر سیداحمدخان هندی، (1898‌م) کواکبی، (1898 م) طنطاوی (1862 م) (ر.ک. به: عنایت، سیری در اندیشه سیاسی عرب؛ عبد القادر محمد صالح، التفسیر و المفسرون فی العصر الحدیث). و در ایران از سوی مهدی بازرگان، سحابی، شریعتی، طالقانی و شیخ حسین نوری ، ناصر مکارم(ر.ک. به: کاظمی، جامعه شناسی روشنفکری در ایران؛ زرشناس، نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران.) و... دنبال شد، با رویکرد علمی به قرآن و سنت همراه بوده است. هر چند ممکن است این حرکت با خطا و لغزشهایی همراه شده باشد.

اساساً شروع اهتمام به اعجاز علمی در میان مسلمانان همین انگیزه بود که روح عزت، استقلال و خود باوری در میان آنان زنده گردد. سر سید احمد خان هندی (1817 ـ 1898 م) در هندوستان با تأکید بر اعجاز علمی قرآن، مسلمانان را به علم آموزی و مبارزه منفی با استعمار انگلستان فرا خوانده و بدین منظور در «علیگره» کالجی تأسیس کرد که امروزه از مراکز علمی مهم هند به شمار می‌رود. گر چه وی با توجیه علمی معجزات و حمل جن به افراد بدوی جنگل نشین و شیطان به میکروب در عمل دچار افراط شد. سید امیر علی (1347 ـ 1265 ق) نیز از پیشگامان چنین تفکری است. در مصر نیز سید جمال الدین اسد آبادی، محمد عبده و شاگرد او رشید رضا در تفسیر المنار، کواکبی در طبایع الاستبداد، اسکندرانی در کتاب «کشف الاسرار النورانیة القرآنیة فی ما یتعلق بالاجرام السماویة و الحیوانات و النبات و الجواهر المعدنیة» و طنطاوی در «الجواهر فی تفسیر القرآن» را باید از پرچمداران نهضت علمی، بیداری و اصلاحگری بر شمرد که با تأکید بر اهتمام قرآن به علوم، مسلمانان را به بیداری دعوت می‌کردند.

در ایران آیت‌الله طالقانی در تفسیر پرتوی از قرآن، آیت‌الله مکارم در تفسیر نمونه، مهدی بازرگان در «راه طی شده»، «باد و باران در قرآن» و «مطهرات در اسلام»، محمد تقی شریعتی در «تفسیر نوین»، شهید پاک .... در «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» در 34 جلد چنین آرمانی را دنبال کردند.(رضایی اصفهانی، درآمدی بر تفسیر علمی قرآن؛ رفیعی محمدی، تفسیر علمی قرآن)
5. مقابله با تلاش‌های ملحدانه در برخورد با آیات علمی قرآن

گرچه دین‌ستیزی آن‌گونه که پس از دوران رنسانس با شدت‌ رخ نمود، در روزگار ما وجود ندارد و آنچه به چشم می‌خورد بیشتر اقبال به دین است، با این حال نباید از این نکته غافل بود که با صرف نظر از شماری ملحد که هماره در اندیشه تخریب باورهای دینی‌اند، شماری از اندیش‌وران یا مدعیان اندیشه‌ورزی در میان سایر ادیان جهان بویژه با حمایت نهادهای یهودی و صهیونیستی ساعتی از تخریب باورهای اسلامی و تضعیف آموزه‌های قرآنی غافل نبوده‌اند و نیستند.

از جمله عرصه‌های مورد توجه این دست از محافل الحادی آیات علمی است که با تفسیر نادرست و مغرضانه و ادعای اثبات تناقض قرآن با دستاوردهای قطعی علم ، در پی فریب جهانیان برآمده‌اند. به عنوان نمونه ادعا می‌کنند که قرآن در آیات متعدد ماه را منشأ نور و ستاره معرفی کرده است. (نظیر آیه «وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِیهِنَّ نُوراً وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجاً» (نوح / 16). به‌رغم چنین ادعایی از ظاهر آیه کاملاً پیداست که میان خورشید و ماه تفاوت است، زیرا از خورشید به‌عنوان چراغ یاد کرده که خود حامل نور است، در برابر ماه را صرفاً نور دانسته است) است.

قرآن آگاهی از جنین انسانی را جزو امور غیب برشمرده که تنها خدا از آن آگاه است، در حالی که تکنولوژی امروز انسان را از جزئیات خلقت جنین و دختر یا پسر بودن آن باخبر ساخته است. «ان الله ...» (لقمان / 34) حضرت امیر در نهج البلاغه مقصود از علم الهی به رصم ما را فراتر از ویژگی‌های جسمی و حتی سعادت و شقاوت انسان‌ها دانسته است. (ر.ک: سید رضی، نهج البلاغه، خطبه 128)

نیز در قرآن مرکز نطفه زن ، سینه او دانسته شده «خُلِقَ مِن مَاءٍ دَافِقٍ یخْرُجُ مِن بَینِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ» (طارق / 6 ـ 7.) در حالی که علم مرکز نطفه‌سازی زن را استخوان‌های زیر لگن بازشناخته است. (ر.ک. به: معرفت التمهید فی علوم‌القرآن، 6/ 62 ـ 67؛ همو شبهات وردود)

چنین رویکرد خطرناک الحادی حتی برای کسانی که مصرّانه بر نفی اهتمام قرآن به آموزه‌های علمی پای می‌فشارند، رویکرد علمی به قرآن برای تفسیر صحیح این دست از آیات و پاسخ و دفع شبهات مغرضانه را بیش از هر زمان دیگر ضروری می‌سازد.
چالشها و آسیبهای رویکرد علمی به قرآن

رویکرد علمی به قرآن بسان بسیاری دیگر از رویکردها و گرایشهای تفسیری، دچار چالش و آسیب شده است که، دو دسته از آنها را بررسی می‌کنیم.
1. تفریط و انکار آموزه‌های علمی در قرآن

برخی از صاحب‌نظران رویکرد علمی در قرآن را از اساس منکر شده و معتقدند قرآن به هیچ روی به آموزه‌های علمی نپرداخته یا اگر پرداخته است، ما حق تطبیق آیات با دستاورد های مسلم علمی را نداریم . بنابراین سخن از اعجاز علمی یا روش تفسیر علمی در قرآن نادرست است.

در کتاب پیام قرآن چنین آمده است :

«دسته دوم کسانی هستند که راه تفریط را پیموده اند و معتقداند در هیچ مورد حتی در مسلمات علمی هر چند با تعبیرات صریح قرآن هماهنگ باشد ، نباید چنین تطبیقی صورت گیرد» (مکارم شیرازی، پیام قرآن، 8 /144).

این نگاه می‌تواند از دو نگرش دیگر درباره قرآن ناشی شده باشد که به بررسی آنها می‌پردازیم.
الف: نظریه بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن و انکار‌آموزه‌های علمی در قرآن

از نظر برخی اندیش‌وران ، قرآن یک متن تاریخی است که بنا به مقتضیات عصر نزول و تناسب نیازها، توانمندیها و سطح اندیشه و افکار آن دوران با مردم سخن گفته است. چنان‌که مقتضای بلاغت در گفتار ـ رعایت مقتضای حال ـ همین نکته است. و چون این دست از آموزه‌ها برای مردم روزگار بعثت ناشناخته بود، نمی‌توان پذیرفت که قرآن درباره مسایل علمی سخن گفته باشد و آنچه از آیات در این زمینه آمده، به تناسب اندیشه‌های همان عصر نزول است.

به عنوان مثال چون مخاطبان عصر نزول به خاطر بی‌خبری از بسیاری از دستاوردهای علمی و دیدن گردش ظاهری خورشید به دور زمین گمان می‌کردند خورشید به دور زمین می‌چرخد، قرآن نیز به خاطر اقناع آنان و استدلال از طریق همین نشانه الهی برای اثبات قدرت و مدبریت خداوند، از گردش خورشید به دور زمین سخن به میان آورده است.

نیز چون عرب معاصر نزول گمان داشت مرکز تفکر قلب صنوبری است که در ورای قفسه چپ سینه قرار گرفته است، قرآن همان قلب را مرکز تفکر اعلام کرد.

یا چون تفکر حاکم بر محافل علمی عصر نزول نظریه بطلمیوس بود، تصویری که خدا از کرات آسمانی ساخت، به صورت پوست پیازی است که هر یک از کرات دیگری انباشته شده است.

این دیدگاه که از آن به «بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن» یاد می‌شود ، در جهان عرب مدافعانی همچون امین الخولی(مناهج التجدید فی النحو البلاغة و التفسیر و الادب، ص 293 ـ 292) و ابوزیددر مفهوم النص و در ایران همچون عبدالکریم سروش و بهاءالدین خرمشاهی (بینات، ش 5) دارد.
نقد و تحلیل

لازمه چنین تفکری انکار رهیافت گزاره های علمی در قرآن است. ما در نقد این دیدگاه به سه نکته اشاره می‌کنیم.

1. گرچه به مقتضای بلاغت در گفتار، قرآن می‌بایست سطح و اقتضائات مخاطبان نزول را در نظر بگیرد، اما باید توجه داشت که قرآن صرفاً برای مخاطبان عصر نزول نازل نشده است و به اذعان شمار زیادی از آیات، این کتاب تمام جهانیان در تمام زمانها را مورد خطاب قرار داده است. آیا می‌توان از کنار آیاتی نظیر «وَأُوحِی إِلَیّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنذِرَکم بِهِ وَمَن بَلَغَ» (انعام / 19)؛ و «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکرٌ لِلْعَالَمِین» (یوسف / 4)؛ و «وَمَا أَرْسَلْنَاک إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ» (انبیاء/107) به سادگی گذشت و مخاطبان قرآن را تنها اعراب عصر نزول دانست؟! اگر جهانیان در روزگار ما بسان عرب معاصر نزول ، مخاطب قرآن می باشند، آیا نباید قرآن به تناسب مقتضیات روزگار، با مردم سخن گوید و اسرار هستی را بازشناساند؟!

از سوی دیگر آیا مخاطبان عصر نزول قرآ‌ن تنها شماری از اعراب یا بادیه‌نشینان بودند که از اسرار هستی اطلاعی نداشتند؟ آیا در میان این مخاطبان بزرگانی از صحابه پیامبر(ص) همچون حضرت امیرِ‌ المؤمنین(ع)، سلمان، ابوذر، مقداد، حذیفه، ابن مسعود و ... وجود نداشتند که با رهنمونی رسول اکرم(ص) می‌‌توانستند از بسیاری از اسرار هستی آگاهی یابند؟‍!

2. مدعای نزول قرآن ، هماهنگ با مقتضیات عصر نزول و بدور از حقایق علمی امروزین، به این معناست که گزاره‌ها و آموزه‌های غیر واقعی ، موهوم و باطل در قرآن راه یافته است و این مدعا با صراحت در آیاتی نظیر و «لاَ یأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَینِ یدَیهِ وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ» (فصلت / 24) و «إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ؛ وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ» (طارق / 13و 14) مورد انکار قرار گرفته است.

3. مواردی که به عنوان شواهد دالّ بر بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن ادعا شده، هیچ یک بر ادعای طرفداران این نظریه دلالت نداشته و چنان که در تفاسیر مختلف مورد بحث قرار گرفته، از هر جهت با آموز‌های امروز علمی سازگار است. به عنوان مثال کرات آسمانی مورد نظر قرآن به هیچ وجه منطبق با هیات بطلیمرس نبوده و این خطای علمی از سوی برخی مفسران پدید آمده که این آیات را بر هیات بطلمیوس حمل کرده‌اند. شاهد مدعا آن که امروزه هر مفسّری بر این نکته پای می‌فشارد که نظام کیهانی تصویر شده در قرآن با دستاوردهای قطعی علم سازگار است.

اگر آیات قرآن چنان بود که تنها بر هیات بطلمیوس حمل می‌شد، چگونه تطبیق آن با نظریات امروزین امکان داشت؟! نیز چون میان روان آدمی به عنوان هویت اصلی و حقیقی انسان و مرکز تفکر و اندیشه و قلب صنوبری ارتباط مستقیم برقرار است، به این معنا که روح از قلب صنوبری به عنوان مرکز احساسات، عواطف، ایمان و باورهای دینی بهره می‌جوید، قرآن از قلب صنوبری به عنوان مرکز ادراکات و باورها یاد کرده است (طباطبایی، المیزان، 14/380).
ب: احتیاط غیرمتعارف در برخورد با آیات علمی قرآن

برخورد غیرفنی شماری از مفسّران در رویکرد علمی به قرآن و افراط‌ در حمل آیات بر دستاوردهای غیرقطعی علمی و تا حدودی لجام گسیختگی در این زمینه، باعث شد در واکنشی متقابل ، شماری دیگر از مفسران و صاحب‌نظران از اساس منکر اعجاز علمی یا رویکرد علمی و انعکاس پاره‌ای از این دست آموزه‌ها در قرآن شوند یا چنان از شمار آیات علمی بکاهند که در عمل به معنای انکار آنهاست.

از نظر آنان رویکرد علمی به قرآن گرچه در کوتاه‌مدت با ایجاد موج علمی و تحریک احساسات مسلمانان ، زمینه رشد آنان و تقویب باور دیگر ملل و ادیان به قرآن را فراهم می‌سازد، اما چون از مبانی و قواعد متقن نظیر استناد به دستاوردهای قطعی علم استفاده نمی‌شود، با فروپاشی یک نظریه علمی و بی‌اعتبار شدن تفسیری که از این دست آیات ارائه شده، زمینه تضعیف جایگاه قرآن فراهم می‌گردد. پس بهتر است از آغاز چنین رویکردی انکار شود.

رویکرد علمی به قرآن از جهات دیگر نیز مورد انتقاد قرار گرفته است. به عنوان مثال مخالفان رویکرد علمی به قرآن می‌گویند در روش تفسیر علمی، قرآن فرع و امر الحاقی قلمداد شده و به عنوان اصل و مبنا مورد نظر قرار نمی‌گیرد. گویا به بهانه آیات و بی آن که تفسیر آیات مطمح نظر قرار گیرند، بسیاری از آموزه‌های علمی انعکاس می‌یابد. نظیر آنچه در تفسیر الجواهر اتفاق افتاده است . یا آن که می‌گویند از آنجا که پایه‌های علوم تجربی سست و پیوسته در حال تغییر و تحول است ، نمی‌توان گفتار ثابت و تغییرناشدنی الهی را با آموزه‌های سیال و در حال تغییر گره زد. (حداد عادل، دانشنامه جهان اسلام، 7 /657).

در کتاب پیام قرآن آمده است:

«دسته دوم کسانی هستند که راه تفریط را پیموده اند و معتقداند در هیچ مورد حتی در مسلمات علمی هر چند با تعبیرات صریح قرآن هماهنگ باشد، نباید چنین تطبیقی صورت گیرد.» (مکارم شیرازی، همان، 8 / 144)
نقد و تحلیل

در اینکه پاره‌ای از مفسران با انگیزه‌های مثبت در برخورد با آیات علمی دچار افراط شده و بر اساس مبانی و قواعد متقن در این راه گام ننهاده و آسیبهایی به قرآن زده‌اند، نباید تردید داشت، اما از سوی دیگر نباید از دو نکته غافل بمانیم.

1. وجود آیات و گزاره‌های علمی در قرآن انکارناپذیر است و کنارگذاشتن آنها افزون بر آنکه به معنای بی‌اعتنایی به مفاهیم و مدلولهای آیات علمی است، زمینه را برای برخورد ملحدانه و غرض ورزانه مخالفان قرآن هموار خواهد ساخت. به تعبیر امیرمؤمنان(ع) «من نام لم ینم عنه»(نهج البلاغه، نامه 62) چنان نیست که اگر کسی چشم از حقیقت فرو پوشد، دیگران نیز چشم خود را فرو پوشانند.

2. انحراف و کژروی، در هر زمینه محتمل و تاحدودی طبیعی است. آیا قرآن خود اذعان نکرده است کسانی که در دلهایشان میل به کژی است با تأویل آیات متشابه به دنبال فتنه‌گری‌اند؟! آیا با چنین فرض واقع‌بینانه‌ای می‌توان مدعی شد در قرآن آیات متشابه راه نیافته است یا ناچاریم در برخورد با آیات متشابه و جلوگیری از تأویلهای ناروا ، مبانی و قواعد علمی متقنی را بنیان‌ نهیم؟

در محل بحث نیز انکار راهیافت گزاره‌ها و آموزه‌های علمی در قرآن غیرعملی و غیرواقع بینانه است و در برابر رویکردهای افراطی و بی‌مبنا به این عرصه، باید مبانی و چارچوبهای مشخص و روشنی را ارایه کرد.
2. افراط در برخورد با آیات علمی قرآن

مهم‌ترین عامل پیدایش و گسترش رویکرد علمی در تفسیر، پس از دوران رنسانس و در واکنش به تهاجم فرهنگ غرب به جهان اسلام بود که در عمل سروری غربیان بر مسلمانان را همراه داشت. شماری از اندیش‌وران مسلمان از سر خیرخواهی برای رویارویی با این پدیده با شتاب سراغ میراث دینی ـ کتاب و سنت ـ‌ آمدند و برای نشان دادن پیشگامی مسلمانان آیات و روایات علمی را استخراج و بازکاوی کردند.

پیداست که این اقدام با نوعی شتاب‌زدگی همراه شد و اشتباهات و لغزشهای علمی را همراه آورد. از مفسرانی که در این عرصه بیش از دیگران اهتمام به خرج دادند، طنطاوی است که تفسیر «الجواهر» را با رویکرد علمی فراهم آورد. این تفسیر افزون بر مباحث محتوایی، چنان با انواع تصاویر از کهکشانها، ستاره‌ها، سیارات، حیوانات، گیاهان، و ... آراسته شده که در نگاه آغازین بیشتر به یک کتاب علمی می ماند تا یک تفسیر.

اوج نگرانی طنطاوی از غفلت مسلمانان از علم و مباحث علمی که زمینه‌ساز سلطه فرهنگی بیگانگان شد، از همان صفحات آغازین تفسیر و مقدمه او روشن است. وی معتقد است تمام ذلت و حقارت مسلمانان در دوری آنان از علم است.(طنطاوی، الجواهر، 1/ 35) او در جایی از تفسیر خود درباره میزان اهتمام قرآن به گزاره‌های علمی آورده است:

«علوم طبیعی همان علم توحید، همان علم دین، همان رسیدن به خداوند، پیش رفت ملت ها و دوستی خداوند، خشیت از او ، ترقی ملت‌ها در دنیا، برتری آنان در آخرت، رسیدن به لقاءالله، رسیدن به مقام وجه اللّهی است و نیل به تمام این امور بدون علوم طبیعی امکان‌پذیر نیست» (همان، 17/ 17).

با چنین نگاه افراطی به علم، تفسیر او پر از مباحث علمی است، به گونه‌ای که محمدحسین ذهبی، تفسیر او را دایرةالمعارف علمی می‌داند که در آن درباره هر علم و فنی سخن به میان آمده و معتقد است در آن همه‌چیز جز تفسیر انعکاس یافته است (ذهبی، التفسیر والفسرون، 2/ 569).

استاد معرفت نیز در باره تفسیر الجواهر چنین داوری کرده است: « وی در این تفسیر به تفصیل در مورد انواع و اشکال گیاهان و حیوانات و مناظر طبیعی و تجربیات علمی سخن می گوید تا مساله را برای خواننده روشن کند و حقیقت را در برابر وی مجسم کند، اما در طرح این مباحث افراط نموده و از حد اعتدال تجاوز کرده است» (معرفت،‌ التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب ، 2 / 447 ؛ تفسیر و مفسران ، 2 / 478).

یکی دیگر از صاحب ‌نظران معاصر در تحلیل تفسیر طنطاوی چنین آورده است:

«طنطاوی در این تفسیر، تصاویر فراوانی از افلاک، سیارات، خورشید، ماه، آب‌ها، درختان، حشرات، ماهی‌ها، گیاهان، اجزای بدن انسان، جدول‌های ریاضی، شیمی، فیزیک، نقشه‌های جغرافیایی را منعکس ساخته است. و بیش از آن‌که به تفسیر و تبیین آیات بپردازد، به این مسایل یعنی تصاویر، جدول‌هاو... چنان می‌پردازد که آنها از خود آیات استفاده نمی‌شوند» (اتجاهات التفسیر، ج 2، ص 650).
سخن پایانی

در برابر نهضت الحاد و موجی که با ادّعای تناقض علم و دین ایجاد شد، بسیاری از دین‌پژوهان و بویژه قرآن‌پژوهان جبهه‌ای جدید در عصر تفسیر و مطالعات قرآن مبنی بر هم‌آوایی آموزه‌های دینی با دستاوردهای علمی گشودند. این جبهه در میان اندیش‌وران مسلمان در حوزه قرآن و سنت با گستردگی هر چه تمام‌ دنبال شد. گشوده شدن وجهی دیگر در اعجاز قرآن با عنوان «اعجاز علمی» و تألیف کتابهای فراوان در این زمینه و پیدایش گرایش تفسیر علمی در میان تفاسیر از نتایج همین رخداد است.

شاه بیت تمام کسانی که در این عرصه گام برداشته و قلم زده‌اند این است که نه تنها میان دین و علم تناقض و تعارض نیست، بلکه دین بویژه اسلام در روزگاری که از علم و دستاوردهای علمی خبری نبود، در زمینه علم پیشگام بود و آموزه‌ها و رهنمونهایی ارایه کرده که قرنها بعد با تحقیقات بشری به اثبات رسیده است.

از آنجا که با شکل‌گیری انقلاب صنعتی در غرب و رشد سریع تکنولوژی و عقب‌افتادگی مسلمانان در عرصه علم و تکنولوژی ، زمینه سلطه جهان غرب بر جهان اسلام آمد و پدیده نامبارک «استعمار» و در نتیجه چپاول سرمایه‌های مسلمانان رخ نمود، شماری از اندیش‌وران مسلمانان با استخراج آموزه‌های علمی در کتاب و سنت ، در کنار تشویق به فراگیری علم، به نهضت «اصلاح‌دینی» و بیداری مسلمانان از خواب جهل و غفلت روی آوردند.

در هندوستان سرسیداحمد خان هندی؛ در مصر کواکبی، طنطاوی، رشیدرضا؛ در ایران مهدی بازرگان، شریعتی، سحابی، طالقانی، حسین نوری، مکارم شیرازی ، مهدی گلشنی و ... از جمله کسانی‌اند که با هدف «اصلاح دینی» در این زمینه گام نهادند.

رویکرد علمی مسلمانان به قرآن در این دوره در عین برخورداری از امتیازات گوناگون و رعایت احتیاط در آثاری چون تفسیر نمونه، ضعفهایی دارد که علم زدگی، تاویل علمی بسیاری از آیات قرآن و انکار بخشی از معجزات پیامبران که به ظاهر با آموزه‌های علمی ناسازگارند، شتاب‌زدگی در تطبیق آیات قرآن با دستاوردهای گاه غیرقطعی علم، از جمله آنهاست.

البته دردهه‌های اخیر که دین و معنویت تا حدودی قابل توجه جایگاه پیشین خود را بازیافت، بسیاری از اندیش‌وران مسلمان لازم دیدند به دور از پیشداوری منفی یا مثبت درباره آموزه‌های علمی دین، بار دیگر متون و گزاره‌های دینی خود در عرصه علم را از سر پرسشگری واقع‌بینانه بازشناسند و این میراث را به جهانیان معرفی کنند.

بر این اساس تلاشهای علمی و تحقیقات در خور تحسین بویژه میان اندیش‌وران مسلمان در حال انجام است که می‌تواند تا حدود زیاد به دور از افراط و تفریط‌، بسیاری از آموزه‌های علمی قرآن و سنت را به دست دهد. از جمله این آثار می‌توان از کتاب التفسیر العلمی فی المیزان، دکتر عمر ابوحجر (مصری) و پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، دکتر محمد علی رضائی اصفهانی و نیز آثاری که در زمینه علوم انسانی مثل مدیریت اسلامی، اقتصاد اسلامی، قرآن و سیاست و .... پدید آمده است، یاد کرد.


منابع

1. ابن منظور ، محمد بن مکرم، لسان العرب، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی‌تا، سوم.

2. حداد عادل، غلامعلي، دانشنامه جهان اسلام، بنياد دايرة المعارف اسلامي، تهران، 1375.

3. ذهبي، محمد حسين ، التفسير و المفسرون، داراحياء التراث العربي، بيروت، بي‌تا.

4. زرشناس ، شهریار ، نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران ، کتب صبح، تهران، 1383.

5. زرقاني، عبدالعظيم، مناهل العرفان، دارالكتب العلميه، بيروت، 1988م.

6. سیوطی، جلال الدین ، ‌الاتقان في علوم القرآن، انتشارات زاهدي، قم، 1411.

7. شاطبي، ‌ابواسحق، الموافقات في اصول الشريعه، دارالكتب العربي، بيروت، 1423.

8. طباطبايى، سيد محمد حسين،


الميزان فى تفسير القرآن، انتشارات جامعه مدرسين، قم، بى‌تا.

9.طنطاوی ، طنطاوی بن جوهر ، الجواهر فی تفسیر القرآن، مصطفی البابی الحلبی، مصر، 1350 ق .

10. عنایت ، حمید ، سیری در اندیشه سیاسی عرب، انتشارات امیر کبیر، تهران، 1385، ششم.

11. غزالي، ابوحامد محمد بن محمد، احياء علوم الدين، دارالوعي، حلب، 1419.

12. ..............، جواهر القرآن، سنگي، بی جا ، بي‌تا.

13. فاخوری ، حنا ؛ جر ، خلیل ، تاریخ فلسفه در جهان اسلامی، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1381، ششم.

14. فیض کاشانی , محمد بن حسن , تفسير الصافي، بيروت ، بی‌تا.

15. محمد صالح، عبد القادر، التفسیر و المفسرون فی العصر الحدیث، دار المعرفه، بیروت، 1424 ق .

16. معرفت، محمّد هادى، التفسير و المفسّرون فى ثوبه القشيب، انتشارات دانشگاه علوم اسلامى رضوى، مشهد، 1418.

17. ..............، التمهيد فى علوم القرآن، مؤسّسه نشر اسلامى، قم، 1412

18. ..............، تفسير و مفسران، ترجمه على خياط، موسسه فرهنگى التمهيد، قم، 1379.

19. مكارم شيرازى و ديگران، ناصر، پيام قرآن، انتشارات نسل جوان، قم، 1373.

20. نجاتی ، محمد عثمان ، قرآن و روانشناسی ، ترجمه عباس عرب، بنیاد پژو هش های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، 1369، دوم.

21. نصر حامد، ابوزيد، مفهوم النص، ترجمه مرتضى كريمى نيا، طرح نو، تهران، 1380

22. نوري، حسين بن محمد تقي، خاتمه مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، موسسه آل البيت، قم، 1407.

کاظمی ، عباس ، جامعه شناسی روشنفکری دینی در ایران، طرح‌نو، تهران، 1383.

ایمیل نویسنده:

Aliinfo_nasiri@yahoo.com

M O H A M M E D
08-02-2013, 21:00
ممنون محمد عزیز / بسیار مفید بود /وظیفه دونستم که در کنار دکمه تشکر این پست را هم تقدیم شما کنم / ماشاءالله/ اجرکم عندالله

محمّد امین
08-02-2013, 21:54
ممنون محمد عزیز / بسیار مفید بود /وظیفه دونستم که در کنار دکمه تشکر این پست را هم تقدیم شما کنم / ماشاءالله/ اجرکم عندالله


ممنون آقا محمد عزیز شما نظر لطفتونه ، این تاپیک هم چیزی جز وظیفه ی دینی خودم نبود.
می دونم مطالب خیلی زیاده ولی برخی واقعا ارزشمنده و اگه دوستان لطف کنن برخی مطالب رو هم مطالعه کنن عالیه چون سعی کردم این تاپیک رو چکیده ای از بهترین ها درست کنم ؛ و اگر هم مطالب کمی رو گذاشتم واقعا معذرت می خوام ، دیگه دست تنها سخته
اگر دوستان لطف کنن در ترویج سخنان و آموزه های دینی یاری بفرمایند واقعا ممنون میشم
:ax:


دوستان باعرض معذرت اگه درخواست دکمه تشکر رو هم گفتم فقط به این دلیل بود که برای تاپیک ماه مبارک رمضان خیلی زحمت کشیدم ولی متاسفانه تعداد کمی از دوستان بازدید داشتند ؛ به هر حال به بزرگواری خودتون ببخشد.

M O H A M M E D
08-02-2013, 22:06
با اینکه آیات متعددى در اهمیت نافله شب در قرآن کریم آمده است اما جهت اختصار به دو آیه اکتفا مى کنیم .
آیه اول :
و من اللیل فتهجد به نافلة لک عسى ان یبعثک ربک مقاما محمودا (سوره اسرى آیه ۷۹)
آیه دوم : ان ربک یعلم انک تقوم ادنى من ثلثى اللیل و نصفه و ثلثه و طائفة من الذین معک و الله یقدر اللیل و النهار… (سوره مزمل آیه ۲۰)
در آیه اول خداوند ((مقام محمود)) که تفسیر به مقام شفاعت شده محصول نافله شب پیامبر مى شمارد و آینده اى این چنین با ارزش ‍ را براى نافله شب بیان مى کند. مى فرماید: مقدارى از شب را به بیدارى بگذران در حالى که به نافله پرداخته اى امید است پروردگارت به تو مقام محمود عنایت کند.



در آیه دوم : نافله شب را بر پیامبر صلى الله علیه و آله واجب مى کند مى فرماید: یا ایها المزمل قم اللیل الا قلیلا. اى گلیم به خود پیچیده ! شب را به پاخیز مگر مقدار کمى .
قطب راوندى در فقه القرآن معتقد است که این آیه وجوب نماز شب را بر پیامبر مسلم مى کند. که امام صادق علیه السلام به این وجوب تصریح دارد عمار ساباطى گفت ما در منى خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودیم یک نفر از حاضران پرسید شما درباره نافله چه مى فرمایید؟ فرمود: واجب است (از شنیدن این جواب هم ما و هم سوال کننده تعجب کردیم ) امام که متوجه وحشت و تعجب ما بود فرمود منظورم نماز شب است که بر پیامبر صلى الله علیه و آله واجب است خداوند در این آیه مى فرماید:
و من اللیل فتهجد به نافلة لک
بعضى از علما مى گویند از باب تاءسى به پیامبر صلى الله علیه و آله بر مومنین نیز واجب بوده ولى آیه سوره اسرى ((نافله لک )) که خطاب به شخص پیامبر مى نماید مومنین را از حکم وجوب خارج مى کند.


بالاخره از آیات قبل مخصوصا آیه سوره مزمل استفاده مى شود که گروهى از مومنین به شب زنده دارى اهتمام داشته اند که مى فرماید:
ان ربک یعلم انک تقوم ادنى من ثلثى اللیل و نصفه و ثلثه و طائفه من الذین معک .
پروردگارت مى داند تو و گروهى از کسانى که با تو هستند نزدیک دو ثلث از شب یا نصف و یا ثلث شب را به پا مى خیزند.


بر عشرت سلمان چه خورى حسرت و راهش
بپذیر و تو خود بوذر و سلمان دگر باش

گرچه ما از جهت تشویق ، پیوسته رفتار و کردار پاک مردان صدر اسلام را به عنوان الگو یاد مى کنیم ، اما بالاخره در این میان ما خود چه کرده ایم و چه باید بکنیم .
نماز شب بسیار با اهمیت و کارساز است ، غفلت از آن همراه با یک محرومیت غیر قابل جبران خواهد بود: غوغاى زندگى روزانه از جهات مختلف انسان را به خود جلب مى کند و فکر آدمى را به وادیهاى گوناگون مى کشاند که جمعیت خاطر حضور قلب کامل در آن بسیار مشکل است اما در دل شب به هنگام سحر و فرو نشستن غوغاى زندگى مادى و آرامش روح و جسم انسان در پرتو مقدارى خواب ، حالت توجه و نشاط خاصى به انسان دست مى دهد که بى نظیر است .

آرى در این محیط آرام دور از هرگونه ریا و تظاهر و خودنمایى تواءم با حضور قلب حالت توجهى به انسان دست مى دهد که فوق العاده روح پرور و تکامل آفرین است .
به همین دلیل دوستان خدا همیشه از عبادتهاى آخر شب براى تصفیه روح و حیات قلب و تقویت اراده و تکمیل اخلاص نیرو مى گرفته اند در آغاز اسلام نیز پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله با استفاده از همین برنامه روحانى مسلمانان را پرورش داد و شخصیت آنها را آنقدر بالا برد که گویى آن انسان سابق نیستند، از آنها انسان تازه اى آفرید. مصمم ، شجاع ، با ایمان ، پاک ، با اخلاص و شاید مقام محمود که در آیات قبلى به عنوان نتیجه نافله شب آمده است اشاره به همین حقیقت باشد این عبادت تاءثیر فوق العاده اى در صفاى روح و تهذیب نفس و تربیت معنوى انسان و پاکى قلب و بیدارى دل و تقویت ایمان و اراده و تحکیم پایه هاى تقوى در دل و جان دارد که حتى با یک مرتبه آزمایش انسان آثار آن را به روشنى در خود احساس مى کند.(۱)

با اینکه نماز شب از نمازهاى مستحبى است ولى کرارا در قرآن مجید به آن اشاره شده ، این نشانه اهمیت فوق العاده آن است تا اینجا که قرآن آن را وسیله وصول به مقام محمود و مایه روشنى چشم شمرده است . در روایات اسلامى نیز فوق العاده روى این نوع راز و نیاز شبانه و بیدارى در سحر گاهان تکیه شده است .
در یک جا پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله آن را کفاره گناهان مى شمرد و مى فرماید: یا على ثلاث کفارات منها التهجد باللیل و الناس نیام . سه چیز موجب کفاره گناهان است که یکى از آنها شب زنده دارى است در حالى که مردم خوابند.

از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه کانوا قلیلا من اللیل ما یهجعون چنین نقل شده کانوا اقل اللیالى تفوتهم لا یقومون منها کمتر شبى بر آنها مى گذشت که بیدار نشوند و عبادت نکنند.
باز در حدیث دیگرى آمده که پیامبر مى فرماید: الرکعتان فى جوف اللیل احب الى من الدنیا و ما فیها.(۲)
دو رکعت در دل شب محبوبتر است نزد من از دنیا و آنچه در دنیا است .
بالاخره در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى بینیم که به سلیمان دیلمى (یکى از یارانش ) مى فرماید: لا تدع قیام اللیل فان المغبون من حرم من قیام اللیل . مبادا شب زنده دارى را رها کنى زیرا زیانکار کسى است که از شب زنده دارى محروم باشد.
در واقع باید گفت : زندگى بدون شب زنده دارى پوچ و بى مایه و بى نمک است . دل دادن به خدا در دل شب آنچنان لطیف و پرمایه و لذت بخش است که مى توان گفت ((یدرک و لا یوصف )) نمى توان گفت چگونه است ، باید خود شب زنده دار باشى تا بفهمى چقدر عالى و عظیم است .


در داستان زندگى امام حسین علیه السلام پیشتاز میدان جان بازى مى خوانید که در عصر تاسوعا .... عمر سعد عازم حمله شده بود امام حسین علیه السلام برادرش ابوالفضل را فرستاد تا از عمر سعد آن شب را مهلت بخواهد تا به شب زنده دارى مشغول شوند. فرمود خدا مى داند من به نماز و قرآن علاقه دارم ، امشب از قرآن و نماز وداع کنم .
سید بن طاووس در لهوف مى نویسد: و لهم دوى کدوى النحل ما بین راکع و ساجد و قائم آن شب چنان زمزمه اى از خیمه هاى امام بلند بود همانند لانه زنبوران . یکى در رکوع ، دیگرى در سجده و یکى در حال قیام ! فضاى کربلا را چنان عطر آگین کرده بودند که گروهى از .... عمر سعد از همین زمزمه ها بخود آمدند و به امام حسین علیه السلام پیوستند.
آنها که توفیق رفیق ایشان گردیده قدر ساعات شب را بیشتر بدانند به همین مناسبت چند روایت را تذکر مى دهیم .

۱٫ عن بحر السقاء قال سمعت الصادق علیه السلام یقول ان من روح الله تعالى ثلاثه التهجد باللیل و افطار الصائم و لقاء الاخوان (۳)
سه چیز از نسیم هاى روح افزاى خداوند براى مومنین است : نافله شب ، افطار به روزه داران و دید و بازدید از برادران (دینى ) که این سه چیز از عنایات خاص خدا است به مومن .

۲٫ ابن عباس مى گوید از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم .
هر که به شب زنده دارى بپردازد با اخلاص وضویى بگیرد و به نماز بایستد با نیت صادق و قلب سلیم و بدن خاشع و چشم گریان . خداوند پشت سر او نه صف از ملائکه را قرار مى دهد که در هر صف آنقدر فرشته است که جز خداوند عدد آنها را نمى داند. یک طرف صف در مشرق و طرف دیگر در مغرب است وقتى از نماز فارغ شد به تعداد تمام فرشته ها به او درجات خیر مى دهند.(۴)

روایت سوم : امام صادق علیه السلام مى فرماید: صلوة اللیل کفاره لما اجترح بالنهار. نماز شب کفاره گناهان روز است .(۵)

روایت چهارم : عن النبى صلوه اللیل سراج لصاحبها فى ظلمة القبر. نماز شب چراغ روشنى بخش تاریکى قبر است .

روایت پنجم : از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله است : صلوه اللیل مرضاه الرب و حب الملائکه و سنه الانبیاء و نور المعرفه و اصل الایمان و راحه الابدان و کراهیه الشیطان و سلاح على الاعداء و اجابه الدعاء و قبول الاعمال و برکه فى الرزق و شفیع بین صاحبها و بین ملک الموت و سراج فى قبره و فراش تحت جنبه و جواب منکر و ن... و مونس و زائر فى قبره الى یوم القیامه . فاذا کان یوم القیامه کانت الصلوة ظلا فوقه و تاجا على راءسه و لباسا على بدنه و نورا یسعى بینه و بین النار و حجة للمومن بین یدى الله و ثقلا فى المیزان و جوازا على الصراط و مفتاح الجنه لان الصلوة تکبیر و تحمید و تمجید و تقدیس و قرائه و دعا و ان افضل الاعمال کلها الصلوة لوقتها(۶)
فرمود نماز شب سبب خشنودى خدا و محبت ملائکه و سنت انبیا است . نماز شب نور معرفت و ریشه ایمان و موجب آسایش بدنها است نماز شب موجب ناراحتى شیطان و اسلحه براى دفع دشمنان و موجب اجابت دعا و قبولى اعمال است . نماز شب روزى را افزایش مى دهد و واسطه است بین نمازگزار و ملک الموت و چراغ روشنى بخش قبر است .
نماز شب چون بستر گرم و نرمى در قبر بوده و پاسخى است براى منکر و ن... و مونس انسان و زائر و خبر گیرنده است در قبر تا روز قیامت . وقتى روز قیامت مى شود نماز شب سایبانى بر سر اوست و تاجى بر سرش و لباسى بر تنش و نورى است که در مقابلش ‍ روشن است و پرده اى است که فاصله مى اندازد بین او و آتش جهنم و حجت مومن است در پیشگاه پروردگار و موجب سنگینى ترازوى عمل و عبور از صراط و کلیدى براى بهشت است این همه به دلیل اینست که نماز مشتمل بر تکبیر، تحمید، تسبیح ، تقدیس و قرآن و دعا مى باشد. در پایان فرمایش خود فرمود: بهترین اعمال ، خواندن نماز در وقت آن مى باشد.

روایت ششم : سمعت الصادق علیه السلام یقول ثلاثه فخر المومن و زینته فى الدنیا و الاخره الصلوه فى آخر اللیل و یاءسه عما فى ایدى الناس و ولایه الامام من آل محمد صلى الله علیه و آله .(۷)
سه چیز در دنیا و آخرت مومن و زینت اوست . اول نماز در آخر شب . دوم نا امیدى از امکانات مردم و سوم ولایت نسبت به امام از آل محمد صلى الله علیه و آله .

روایت هفتم : عن ابى عبدالله علیه السلام قال ما من عمل یعمله العبد الا و له ثواب فى القرآن الا صلوه اللیل فان الله لم یبین ثوابها لعظم خطرها عنده فقال : تتجافى جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ینفقون فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قره اعین جزاء بما کانوا یعملون (۸)
فرمود: هیچ عملى نیست که بنده انجام دهد مگر اینکه خداوند در قرآن ثوابى براى آن بیان کرده جز نماز شب که ثوابى براى آن مشخص نکرده بواسطه ارزش زیادى که نزد خداوند عزیز داشته لذا در این آیه مى فرماید: از بسترهاى گرم حرکت مى کنند و از روى بیم و امید به دعا مى پردازند و از امکانات خود انفاق مى کنند هیچ کسى نمى داند خداوند چه چیزها براى آنها پنهان کرده که موجب روشنى چشم ایشان مى شود، به پاداش اعمالى که انجام مى دهند.

روایت هشتم : اباذر در کنار خانه خدا موعظه مى کرد، ضمن مواعظ خود گفت : و صل رکعتین فس سواد اللیل لوحشة القبور(۹)
دو رکعت نماز شب بخوان براى برطرف شدن وحشت قبر.

روایت نهم : عن جعفر بن محمد علیه السلام قال المال و البنون زینة الحیوة الدنیا و ثمان رکعات من آخر اللیل و الوتر و زینة الاخره و قد یجمعها الله لا قوام (۱۰)
امام صادق علیه السلام فرمود مال و فرزند زینت زندگى دنیا است هشت رکعت نماز آخر شب (و سه رکعت ) وتر زینت آخرت است گاهى خداوند براى بعضى از مومنین جمع بین هر دو زینت مى کند.

روایت دهم : عن ابى جعفر علیه السلام قال لهو المومن فى ثلاثه اشیاء التمتع بالنساء و مفاکهة الاخوان و الصلوة باللیل .
امام باقر علیه السلام فرمود سرگرمى مومن در سه چیز است ۱٫ بهره بردن از مسائل جنسى با همسر خود ۲٫ شوخى و مزاح با دوستان ۳٫ و نماز شب .
علامه مجلسى (رضوان الله علیه ) ذیل خبر مى نویسد: امام نماز شب را جزء سرگرمیهاى مومن نام برده و با تمتع از زنان و مزاح با دوستان در یک ردیف قرار داده است براى توجه دادن باینکه مومن از مناجات با خدا و دل بستن به او در شبهاى تاریک لذت مى برد.

روایت یازدهم : اینک ببینید ترک نماز شب چگونه است :
مردى به امیر المومنین علیه السلام گفت : یا امیر المومنین انى قد حرمت الصلوه باللیل ، فقال امیر المومنین علیه السلام انت رجل قد قیدتک ذنبک (۱۱)
من از خواندن نماز شب محرومم فرمود تو شخصى هستى که گناهان مهارت نموده اند.

روایت دوازدهم : قال رسول الله صلى الله علیه و آله من صلى باللیل حسن وجهه بالنهار هر که نماز در شب بخواند چهره اش در روز زیبا مى شود (نماز شب چهره انسان را نورانى و زیبا مى نماید) از زین العابدین علیه السلام پرسیدند ما بال المتهجدین من احسن الناس وجها قال انهم خلوا بربهم فکساهم الله نوره (۱۲)
از زین العابدین علیه السلام سوال کردند: چرا شب زنده داران زیباترین چهره را دارند. فرمود آنها (به شب ) با خداى خود خلوت مى کنند از نور خویش چهره آنان را منور مى کند.

روایت سیزدهم : ان العبد لیقوم فى اللیل فیمیل به النعاس یمینا و شمالا و قد وقع ذقنه على صدره فیامر الله تبارک و تعالى ابواب السماء تفتح ثم یقول لملائکته انظروا الى عبدى ما یصیبه فى التقرب الى بمالم افرض علیه راجیا منه لثلاث خصال : ذنبا اغفره او توبة اجددها او رزقا ازیده فیه اشهدکم انى قد جمعتهن له (۱۳)
مومنى که براى نماز شب بیدار مى شود گاه به دلیل خواب آلودگى تعادل نداشته و به طرف راست و چپ خم مى شود، خداوند به ملائکه مى فرماید درهاى آسمان را بگشایند بعد مى فرماید تماشا کنید بنده مرا در راه تقرب به من چه خستگى را تحمل مى کند براى نمازى که بر او واجب نکرده ام به امید اینکه سه چیز نصیبش شود. گناهش را ببخشم یا توبه مجددى بر او بنمایم یا روزیش را فراوان نمایم . ملائکه من ! شما را گواه مى گیرم من هر سه را به او مى دهم .

روایت چهاردهم : عن انس بن مالک قال سمعت رسول الله صلى الله علیه و آله یقول الرکعتان فى جوف اللیل احب الى من الدنیا و ما فیها(۱۴)
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود دو رکعت نماز در دل شب نزد من محبوبتر است ، از دنیا و هر چه در آن است .

روایت پانزدهم : دیگر از مزایاى نماز شب در بیان امام صادق علیه السلام فراوانى روزى است .
از ثواب الاعمال صدوق (رضوان الله علیه ) نقل مى شود خدمت امام صادق علیه السلام رسید و از فقر و تنگدستى شکایت کرد بطورى که حکایت از گرسنگى در همان حال مى نمود. امام به او فرمود نماز شب مى خوانى ؟ گفت : بلى . امام روى به حاضرین نموده فرمود: کذب من زعم انه یصلى باللیل و یجوع بالنهار ان الله عزوجل ضمن بصلاة اللیل قوت النهار.(۱۵)
دروغ مى گوید کسى که مدعى است نماز شب مى خواند ولى در روز گرسنه است زیرا خداوند براى نماز شب خوانان ضامن روزى شده است .
معاویه بن عمار از امام صادق علیه السلام نقل کرد که فرمود صلوة اللیل تحسن الوجه و تحسن الخلق و تطیب الریح و تدر الرزق و تقضى الدین و تذهب بالهم و تجلوا البصر
نماز شب انسان را زیبا و خوش اخلاق و خوشبو مى نماید و موجب افزایش روزى و اداى قرض و از بین رفتن رنج و ناراحتى مى شود.

روایت شانزدهم : خانه اى که در آن نماز شب خوانده مى شود براى آسمان نشینان چون ستاره مى درخشد.
عن ابى عبدالله علیه السلام قال ان البیوت التى یصلى فیها باللیل بتلاوة القرآن تضى لاهل السماء کما یضى نجوم السما لاهل الارض (۱۶)
امام صادق علیه السلام فرمود خانه هایى که در آنها نماز شب با تلاوت قرآن به پا داشته مى شود براى اهل آسمان چنان مى درخشد که ستاره ها براى اهل زمین .

روایت هفدهم : امام صادق علیه السلام به یکى از یاران خود فرمود: لا تدع قیام اللیل فان المغبون من حرم قیام اللیل . از شب زنده دارى دست برمدار. مغبون کسى است که از شب زنده دارى و عبادت در شب محروم گردد.(۱۷)

روایت هجدهم : محرومیت از نماز شب گاهى بواسطه گناه در روز مى باشد.
امام صادق علیه السلام فرمود: ان الرجل لیکذب الکذبة و یحرم بها صلوة اللیل فاذا حرم بها صلوة اللیل حرم بها الرزق (۱۸)
شخص گاهى دروغى مى گوید و موجب محرومیت از نماز شب مى گردد. هنگامى که از نماز شب محروم شد از روزى (و مواهب مادى و معنوى ) نیز محروم مى گردد.

روایت نوزدهم : با اینکه مى دانیم کسى همچون على علیه السلام هرگز ترک نماز شب نمى کرد، در عین حال اهمیت موضوع تا آن پایه است که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در وصایایش به او تاکید و چنین مى گوید
اوصیک فى نفسى بخصال فاحفظها ثم قال اللهم عنه …… و علیک بصلوة اللیل و علیک بصلوة اللیل و علیک بصلوة اللیل .(۱۹)
تو را به امورى سفارش مى کنم ، همه را حفظ کن سپس فرمود خداوندا او را بر انجام این امور مدد فرما.. تا آنجا که فرمود بر تو باد نماز شب ، بر تو باد نماز شب ، بر تو باد نماز شب (۲۰)

روایت بیستم : پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: خیرکم من اطاب الکلام و اطعم الطعام و صلى باللیل و الناس ‍ نیام (۲۱)
بهترین شما کسى است که در سخن گفتن مودب است و گرسنگان را سیر مى کند (سفره گسترده دارد و مهمان نواز است ) و به نماز شب مى پردازد موقعى که مردم در خوابند.


پی نوشت ها:

۱-بحارالانوار ج ۸۷ ص ۱۵۲٫
۲- بحارالانوار ج ۸۷ ص ۱۲۲ از لفظ امر و دستور در قرآن استفاده وجوب مى شود.
۳- با استفاده از تفسیر نمونه ج ۱۲ ص ۲۲۷ و جلد ۱۵ ص ۱۷۳٫
۴- تفسیر نمونه جلد ۲۲ ص ۳۲۶ تا ۳۳۷٫
۵- بحارالانوار ج ۸۷ ص ۱۴۳٫
۶- امالى صدوق ص ۴۲٫
۷- بحارالانوار ج ۶۰ ص ۸۷۱٫
۸- ارشاد القلوب ص ۳۱۶ به نقل بحار ج ۸۷ ص ۱۶۱٫
۹- بحارالانوار ج ۸۷ ص ۱۴٫
۱۰- بحارالانوار ج ۸۷ ص ۱۴٫
۱۱- پبحارالانوار ج ۸۷ ص ۱۴۰٫ آیه در سوره سجده شماره ۱۶٫
۱۲- بحارالانوار ج ۸۷ ص ۱۴۰٫ آیه در سوره سجده شماره ۱۶٫
۱۳- بحارالانوار ج ۸۷ ص ۱۴٫
۱۴- بحارالانوار ج ۸۷ ص ۱۴٫
۱۵- بحارالانوار ج ۸۷ ص ۱۴۶٫
۱۶- بحارالانوار ج ۸۷ ص ۱۵۹٫
۱۷- بحارالانوار ج ۸۷ ص ۱۴۸٫
۱۸- بحارالانوار ج ۸۷ ص ۱۴۸٫
۱۹- ثواب الاعمال ص ۳۸ و ۳۹٫
۲۰- ثواب الاعمال ص ۳۸ و ۳۹٫
۲۱- تفسیر نمونه ج ۱۲ ص 228

محمّد امین
19-02-2013, 23:12
چه باید بکنیم در ابتلائات داخلیه و خارجیه؟ چه باید بکنیم؟ چه کار کردیم که به این چیزها مبتلا می شویم؟ فکر این را باید بکنیم، آخر ما چکار کردیم که بی سرپرست ماندیم؟
اشکال در این است که خودمان را اصلاح نمی کنیم و نکردیم و نخواهیم کرد، حاضر نیستم خودمان را اصلاح کنیم. اگر ما خودمان را اصلاح می کردیم، به این بلاها مبتلا نمی شدیم.

حضرت نبی اکرم (ص) فرمود:
« ألا اخبرکم بدائکم و دوائکم، داؤکم الذنوب ودواؤکم الاستغفار »

ما می خواهیم هر چه دلمان می خواهد بکنیم، اما دیگران حق ندارند، به ما اسائه ای بکنند؛ ما خودمان، به نزدیکانمان، دوستانمان، هر چه بکنیم، بکنیم، اما دیگران، دشمنان، حق ندارند به ما اسائه ای بکنند.
آخر ما اگر خودمان را درست بکنیم، خدا کافی است، خدا هادی است. ما خودمان را نمی خواهیم درست بکنیم، اما از کسی هم نمی خواهیم آزار ببینیم. آنهایی که طبعشان آزار است، کار خودشان را می کنند، مگر اینکه یک کافی و یک حافظ جلوگیری بکند.
ما اگر خودمان به راه بودیم، در راه می رفتیم، چه کسی امیر المؤمنین علیه السلام را می کشت، چه کسی حسین بن علی علیه السلام را می کشت، چه کسی همین را (امام زمان علیه السلام) که حالا هست، هزار سال هست، او را مغلول الیدین کرد.
ما خودمان حاضر نیستیم خودمان را اصلاح بکنیم. اگر خودمان را اصلاح بکنیم، به تدریج همه بشر، اصلاح می شوند.
ما می خواهیم اگر دلمان خواست دروغ بگوییم، اما کسی به ما حق ندارد دروغ بگوید؛ ما ایذاء بکنیم دوستان خودمان را، خوبان را، اما بدها حق ندارند به ما ایذاء بکنند.
بابا با خدا بساز، کار را درست می کند. چرا در خلوت و جلوت، دلت هر چه می خواهد می کنی؟ مگر نمی فرماید:
« و من یتق الله یجعل له مخرجاً، و یرزقه من حیث لا یحتسب، و من یتوکل علی الله فهو حسبه، إن الله بالغ أمره قد جعل الله لکل شیء قدراً. سوره طلاق/آیه 2- 3 »

آیا می شود ما با خدا نباشیم، خدا یار ما باشد در هر جزئی و کلی، در امور داخله و در امور خارجیه؛ پس هیچ چاره ای از بلیّات دنیویه و اخرویه، داخلیه و خارجیه نیست مگر خدائی بودن و با خدا بودن و با خداییها معیت داشتن و تبعیت داشتن.
ما اگر از انبیاء و اوصیاء دور شدیم، گرگهای داخل و خارج، بلا فاصله ما را می خورند.
ما اگر خدا ترس بودیم، از ما می ترسیدند کسانی که اصلاً نمی شناسند ما کی هستیم، چه کاره هستیم؛ می ترسند کاری بکنند که ما بر آنها غضبناک بشویم، چرا؟ چون دیگر غضب ما غضب خداست، اگر با خدا هستیم.
عرض کردند به سید الشهدا علیه السلام که اگر اذن بدهی همین حالا، هیچ جا نرفته، از جایت حرکت نکرده هلاک می کنیم دشمن ها را [ این را ] جن گفتند؛ فرمود:
« والله قدرت من از قدرت شما بیشتر است- این کسی است که اسم اعظم بلد است- لکن اگر من کشته نشوم، با چی امتحان می شوند این مردمی که این جورند. »

[ اینجا] دار امتحان است، شما در فکر این باشید که خودتان را اصلاح بکنید، ما بین خودتان و خدایتان عایقی، مانعی پیدا نشود. اگر اصلاح کردید، رفع مانع کردید بین خودتان و خدا و وسائط [ انبیاء و اوصیاء] خدا اصلاح می کند ما بین شما و خلق.
حالا واقع شدیم، کار را به جایی رساندیم، ماها، بزرگان ما از «سقیفه» در آن «حجره» قبل از آن «حجره» کار را به این جا رساندیم که وجب به وجب دشمنیم با هم. همه این کارها را دیده ایم که کار ماست این کار و الا چرا مسلمانها با هم دشمنند، تا برسد به اینکه غیر مسلمانها دشمنی نکنند با مسلمانها. چرا این جور است؟
همه را می بینیم کار ماست؛ از کار خودمان باید توبه کنیم [یا] توبه نباید بکنیم؟! هر چه اصلح شد برای ما فعلاً، آن را اختیار بکنیم!! بابا اصلح از این نیست که خودمان صالح باشیم.

حالا که این کارها را کرده ایم، باید توبه بکنیم، باید تضرع کنیم، با آن باب عالی و باب اعلی، باید به سوی او برویم [تا] ما را نجات بدهد، اول از شر خودمان و داخله خودمان، بعدها از شر خارجیها « أعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک » این شهوات، این غضبهای بیجا، این شهوات بیجا، همه اش جنود شیاطین اند، جنود کفارند اینها، که در داخله خود آدم [هستند].
بالاخره، حالا که کار را به اینجا رساندیم، خودمان می دانیم دوایش استغفار است،[آیا استغفار] می کنیم؟
چاره ای نیست از اینکه باید به سوی خدا برویم، اگر به سوی خدا نرفتیم موانع هم اگر رفع بشود، موقتاً رفع می شود، دائماً رفع نمی شود.

باید بدانیم که علاج ما اصلاح نفس است در همه مراحل؛ و از این مستغنی نخواهیم بود، و بدون این، کار ما تمام نخواهد شد.
با اعتراف به اینکه عمل از خودمان است که به سر ما آمده و می آید، تا خودمان را اصلاح نکنیم و با خدا ارتباط نداشته باشیم، با نمایندگان خدا ارتباط نداشته باشیم، کارمان درست نمی شود؛ امروز تا فردا، تا پس فردا، این که کار نشد.

تا رابطه ما با ولی امر، امام زمان صلوات الله علیه قوی نشود، آیا کار ما درست می شود بدون اصلاح نفس؟ آیا همین اینهایی که هستیم، آیا می شود تا خودمان را اصلاح نکنیم کار درست بشود؟
آیا تا در عالم « راشی » و « مرتشی » هست کار تمام می شود؟

از خودشان، «خوارزمی» نوشته است یک نفر از روسای قشون امیر المؤمنین صلوات الله علیه در «صفین» رسید به نزدیک خیمه معاویه بن ابی سفیان لعنه الله علیه، به طوری که کشتن - فضلاً از گرفتن معویه- پیش او آب خوردن بود. و در این نقل[ خوارزمی] هیچ اسمی از آن طرفی که « مالک اشتر» در آن جبهه و آن جاست، نمی آورد.
در همین حال معویه، [پیام] فرستاد برای این رئیس، که: غالب شدی و ما اعتراف داریم، اما به تو بگویم، اگر عقب نشینی کردی «خراسان» مال توست. این بدبخت شقی عقب نشینی کرد، «خراسان» را می خواست، مثل عمر بن سعد [که] «ری» را می خواستی، و کار شد آن جوری که شد که همه میدانیم. از خسران دنیا و آخرت [آن] بدبخت شقی فروخت دین را به دنیای خودش، قبل از اینکه «خراسان» به دست معاویه بیافتد، به درک رفت و مرد و به هیچ [چیز] نرسید، نه به «خراسان» نه به بهشت، هم جهنم، هم فقد «خراسان»، مثل عمربن سعد.

آیا تا اصلاح نکنیم خودمان را، می توانیم جامعه را اصلاح بکنیم؟ تو اگر خودت را، اصلاح نکنی در آخر کار، کار خودت را می کنی، همان آخر کار یک کلمه زیر گوش می گوید، فلان قدر که خواب ندیده باشی.
آیا می شود بدون اصلاح خود، کارمان را تمام بکنیم؟
اینهائی که با رشوه ها سر و کار دارند[ که] هیچ کسی اطلاع از حالشان ندارد که آیا این شخص محکم است یا محکم نیست؟ مرتشی است یا مرتشی نیست؟ پس معلوم می شود که ما نمی خواهیم، با اینکه نمی خواهیم، می خواهیم این راه را برویم.
مملکتی در آن، جاسوس، یا رشوه خوار، رشوه ده، واسطه باشد، [آیا] ممکن است کسی بگوید برویم اصلاح بکنیم؟ محال است، بدتر می کنیم چون که اگر نمی رفتیم آن کار نمی شد.

بالاخره باید خودمان را اصلاح بکنیم، منحصر است در این، و الا مگر در ایران (رضا خان) رشوه نخورد؟ [آیا] ایران را به او ندادند به شرط اینکه نوکرشان باشد؟ «مصطفی کمال» مگر « ترکیه» را به او ندادند به شرط اینکه نوکر باشد و مستعمرات را بدهد به کفار؟ آن یکی در «حجاز» مگر رشوه به او ندادند که «حجاز» را به تو می دهیم، آنها را می بریم بیرون؟ هر چه می خواهیم گوش بکن کار ما همین [است آیا] آنها از جهنم آمده بودند ما از بهشت؟ ما از خودمان هم باید بترسیم. حالا الحمدلله پیش نیامده چنین قضیه ای که بما بگویند یک چیزی که خواب هم نمی بینی به تو می دهیم، بعد هم بلدند چه جوری بگیرند از دست ما به چند برابر.

بالاخره ممکن نیست بدون اصلاح نفس کاری پیش برد،[یا] برای جامعه مان کاری بکنیم، همان رفیق نیمه راه خواهیم بود، خداحافظی می کنیم با هم در وقتش.
بالاخره حالا چه کار باید بکنیم، همان کاری که گفتیم، از اصلاح نمی شود دست برداشت.
خیلی خوب، حالا اصلاح فعلی ما در چیست؟ همان در برگشت از کارهایی را که ما می دانیم در داخل یا در خارج انجام می دهیم؛ با خارجیها ارتباط پیدا می کنیم، ارتباطی که بر له آنها است؛ نه ارتباطی که بر له ما باشد؛ والا با این «قرآن» واضح با این اشباه «قرآن»، « صحیفه سجادیه»، « نهج البلاغه» با اینها دیوار اگر مأذون بود تصدیق می کرد حرف ما را، با ما می شد، چطور شده ما اینجا ماندیم، دست گدایی به یک عده وحوش، حیوانات، درنده ها، دراز می کنیم، میل داریم به ما قرض بدهند؟

فلهذا [این کارها] کارهایی است که خودمان کردیم؛ تدبیری نیست غیر از اینکه فیما بعد نکنیم، بشناسیم خودمان را، خودمان را بشناسیم، نگذاریم از داخله ما وارد بشوند بر علیه ما کارهایی بکنند.
بالاخره[ آیا] نمی توانیم پیدا بکنیم خودمان را و مفسد و مصلح را، نمی توانیم؟
بالاخره باید خودمان را اصلاح کنیم، [آیا] این مقدار، نمی توانیم بگوئیم بابا [آن شخصی که] فلان کار را کرده، فلان حرف را زده، فلان مجلس، فلان کار را کرده، فلانی بوده، فلانی شاهد بوده، این کلمه را که نشر داده، این کلمه را که افشا کرده، فلانی است، فلان جا ضبط کرده؛ کلامش را بشناسید کسانی را که این کارها را می کنند؛ بشناسید، همین [حالا] بشناسید فردا نگوئید نه نمی شناختیم، نمی دانستیم. اگر واضح و روشن بشود علاج یک کاری، بگوئیم نه که ما که خبری نداشتیم، ما که نمی دانستیم چه اشخاصی بوده اند، چه چیزی بوده است، چه نبوده است، چه کسی گفته بوده؟

بالاخره باید به همدیگر معرفی بکنیم [که] فلانی رفیق است، فلانی بالفعل رفیق است اما تا کی، معلوم نیست، خدا می داند تا چه باشد، تا چقدر بدهد، تا چقدر ما را اشباع بکند، تا چقدر ما را، میل ما را، نفسانیت ما را ابقا کند. بالاخره همین معرفی کردن به طوری که دیگر فردا کسی نگوید اینکه نه یک اشاعاتی بود اما حقیقت نداشت، نتوانستیم پیدا بکنیم. بابا همینهائی که آمدند فلان مطلب را پیشنهاد کرده اند توی آنها فلان و فلان است، آن سابقه اش آن جور است. بابا بترس برای دین، بترس برای خدا، افسار خودت را نده به کسی که نمی شناسی، او را معیت نکن، کاملاً دور خودت را حفظ کن.

یک آقائی [خرم آبادی بود] گفت که یک کسی در بازار تهران نزدش آمد که آقا این- مثلاً ده تومانی را- خرد کن.
گفت: من کیفم را درآوردم دیدم فقط ده تومان دارم؛ گفتم: ببین آقا من توی کیفم همه اش ده تومانی است من پول خرد ندارم به شما بدهم » [ این آقا] می گفت جلوی چشم من [که خودم]، می دیدم این [ شخص] جوری پولهای مرا از توی کیف من درآورد و رفت که من متحیر ماندم که این [شخص] چگونه پولها را برد. [آیا] سحر کرد؟ چه جوری برد؟ نفهمیدم.

آن آقا می گفت: حالا هر کسی از من سوالی کند تمام اطرافم را خیلی خوب نگاه می کنم و عبایم را هم جمع می کنم. بعد جواب می دهم.
حالا ما این همه قضایا را می بینیم باز هم نمی ترسیم از کسی! آیا توکل ما بر خدا زیاد است یا قوت ایمان ما زیاد است!! آری کسی نمی تواند ما را گول بزند!! بابا، از دوستان شما به شما مواصلت می کنند. نه از دشمنهای شما.
بالاخره باید همین کارها را بکنیم [تا] در بین خودمان اختلاطی نشود، آب آلوده نشود، تا گرفته بشود ماهیها. در بین خودمان، فساد از این بالاتر نرود.

این یک مطلب، دوم: در خلوتمان با خدا، تضرعاتمان، توبه مان، نمازهایمان، عباداتمان، مخصوصاً دعای شریف « عظم البلاء و برح الخفاء » را بخوانیم؛ از خدا بخواهیم برساند صاحب کار را؛ با او باشیم. حالا اگر رساند؛ اگر نرساند، دور نرویم از کنار او، از رضای او دور نرویم. او می بیند، او می داند حرفهایی که ما به همدیگر می زنیم. او عین الله الناظره [است] و جلوتر از ماها می شنود حرف ما را؛ بلکه خودمان که حرف می زنیم این صدا از لب می آید به [طرف] گوش، فاصله ای دارد، او جلوتر از این فاصله، حرف خودمان را می شنود، از خودمان، کلام خودمان را؛ آن وقت [آیا] ما می توانیم کاری بکنیم که او نفهمد؟ می توانیم کاری بکنیم که او نداند؟
نقل کرده اند: دو نفر بودایی بودند[که] در دینشان نکاحی و سفاحی هست، با همه مواعده فحشا کردند؛ گفتند: باید یک مکان خلوتی پیدا بکنیم، یک خانه خلوتی پیدا کردند.
در این خانه هم یک اطاقی باید پیدا می کردند که، فرضاً اگر کسی داخل این خانه شد، نتواند داخل اتاق بشود، بالاخره یکی از آنها فهمید که در این اتاق بت هست، جامه ای برداشت روی بت انداخت که بت نبیند قضایای اینها را، آن خدای دروغی نبیند که دارند چکار می کنند!
آیا ما می توانیم از خدای حقیقی، مخفی بکنیم کار خودمان را که نبیند و نداند کار را انجام بدهیم.

می آیند به انسان می گویند: چیزی نیست یک نوشته ای را اجازه بده ما امضا بکنیم! لازم نیست زحمت بکشید شما امضا بکنید، شما اذن بده ما از جانب شما امضا بکنیم کار تمام است، آن هم مزدش، آن هم بهایش، آن هم...!
بالاخره، نمی توانیم از خدا مخفی بکنیم اعمال خودمان را، او قادر است، ناظر است، علیم است، حکیم است. تا با او نسازیم، کارمان درست نمی شود. حالا چه کار بکنیم؟ خودمان از خودمان بترسیم، فضلاً از دیگران، به جهت اینکه فردا ما چه می دانیم چه به ما می گویند.
بالاخره باید خودمان از خودمان در حفاظ باشیم؛ خوب ملتفت باشیم که از خودمان اغوا نشویم؛ از خودمان تهدید نشویم، از خودمان تطمیع نشویم. وقتی که همه این مطالب احراز شد، بین خودمان و خدایمان در خلوات از تضرعات از انابه و از توبه، و از طلب توبه، طلب توفیق به توبه، دست بر نداریم.

از خدا می خواهیم به توسط انبیاء و اوصیائش و وصیّ حاضرش که در پیش عارفین حاضر است که ما را منحرف نکند از خدایی بودن و از خداییان و از وسائط امداد خدا، و ما را منحرف نکند، بصیر و بینا بکند، خودشناس باشیم، خودیها را بشناسیم خداییها را بشناسیم، آن وقت خلاف اینها هم شناخته می شوند.
« والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته »


ماخذ : کتاب به سوی محبوب و کتاب برگی از دفتر آفتاب

محمّد امین
19-02-2013, 23:16
چند حدیث اخلاقی


1- گناه ،درد بشریت

قال رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم:الا أخبرکم بدائکم
من دوائکم دائکم الذنوب و دوائکم الاستغفار

پیامبر اسلام(ص)فرمودند:آیا شما را به درد هایتان و راه درمان آن، آگاه نکنم ؟درد شما گناه است و
درمان آن توبه(واقعی)کردن است.بحار الانوار ج90/283

2- ترک مجلس گناه

عن ابی عبدالله علیه السلام:قال لاینبغی للمومن ان یجلس مجلسا
یعصی الله فیه و لا یقدر علی تغییره

امام صادق علیه السلام فرمودند:سزاوار نیست مومن در مجلسی
بنشیند که در آن مجلس گناه و نافرمانی خدا صورت می گیرد و این بنده مومن توانایی
بر تغییردادن مجلس را ندارد.اصول کافی ج2/374

توجه:دراین صورت باید آن مجلس راترک کند.

3- غیبت مانع قبولی اعمال

قال النبی صلی الله علیه و اله وسلم:من اغتاب مسلما او
مسلمة لم یقبل الله صلاته و لا صیامه اربعین صباحا إلا أن یغفر له صاحبه

رسول گرامی اسلام فرمودند:کسی که غیبت زن و مرد مسلمانی را
کند تا چهل روز خداوند نماز و روزه اورا قبول نمی کند تا اینکه غیبت شونده(رضایت
بدهدو) او را ببخشد.بحار ج72/258

4- فکر گناه، گناه آور است

عن امیر المومنین علی علیه السلام:من کثر فکره فی المعاصی
دعته الیها

حضرت امیر علیه السلام فرمودند:کسی که به گناه(کردن)، زیاد
فکر می کند این فکر او را به انجام گناه می کشاند.غررالحکم/186

5- کوشش های بی فایده

عن ابی عبد الله علیه السلام:لاینفع اجتهاد لا ورع فیه

امام صادق(ع)فرمودند:کوشش های(دینی)که با ورع و پاکدامنی
همراه نباشد هیچ سودی ندارد.اصول کافی ج2/77

6- حقیقت تقوی و پاکدامنی

قال رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم:تمام التقوی ان
تتعلم ما جهلت و تعمل بما علمت

رسول اکرم(ص)فرمودند:تمام(حقیقت)ت وا و خداترسی این است که
بیاموزی آنچه را نمی دانی و عمل کنی به آنچه می دانی.مجموعه ورام ج2/119

7- موانع رشد معنوی

قال امیر المومنین علی علیه السلام:اعدی عدو للمرء غضبه و
شهوته فمن ملکهما علت درجته و بلغ غایته

حضرت امیر(ع)فرمودند:دشمن ترین دشمن انسان دو قوه غضب(خشم)و
شهوت(میل درونی)اوست.کسی که این دو قوه را رام کند و مالک آن ها شود به مرتبه عالی
انسانی که غایت و هدف انسانی است می رسد.غرر الحکم/302

محمّد امین
19-02-2013, 23:19
خلاصه ای از پست 36


فرمایشات آیت الله بهجت«قدّس سرّه»
استغفار، درمان تمام دردها

روايت عجيب و غريبى از حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ نقل كرده اند كه:« أَلا أُخْبِـــرُكُمْ [أُنَبِّـؤُكُمْ] بِـدآئِكُـمْ مِنْ دَوآئِكُـمْ؟ دَآؤُكُـمُ الذُّنُـوبُ، وَ دَوآؤُكُـمُ الإِْسْتِغْفارُ. »(1)
آيا درد و درمان شما را به شما خبر ندهم؟ درد شما گناهان، و دوا و درمانتان استغفار است.

بنده اين حديث را در جوامع روايى نديده ام.

يعنى: سرت درد مى كند،« دوآؤُكُمُ الإِْسْتِغْفارُ. »؛ پايت درد مى گيرد، دواى آن استغفار است؛ گوش و دندان درد مى كند، « دوآؤُكُمُ الإِْسْتِغْفارُ. » و... يعنى يك نسخه براى درمان همه ى دردها!


مستدرك الوسائل، ج 11، ص 333؛ ج 12، ص 123؛ نيز ر.ك: بحار الانوار، ج 90، ص 282؛ جامع الاخبار، ص57.

محمّد امین
07-03-2013, 22:54
خداوند قلبی که قران را در خود جای داده عذاب نمی کند.

"پیامبر اکرم(ص)"

حافظ قران که آن را به کار ببندد ، همراه سفیران الهی که کرم و نیکی پیشه آنهاست خواهد بود.

"امام صادق(ع)"

قلبی که در آن چیزی از قران نباشد همچون خانه ویران است.

"پیامبر اکرم(ص)"

قران بهار دلها و چشمه های دانش است و دل را جز آن جلایی نیست.

"حضرت علی (ع)"

هر که قران را بخواند ولی آن را به کار نبندد خداوند در روز قیامت او را نابینا محشور می سازد.

"پیامبر اکرم(ص)"

هدایت را در غیر قران مجویید که در آن صورت گمراه خواهید شد.

" امام رضا(ع)"

کسی از قران روی گردان نشد مگر آنکه به سوی آتش روانه گشت.

"پیامبر اکرم(ص)"

محمّد امین
07-03-2013, 23:00
حفظ و عمل به قرآن

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ :

الْحَافِظُ لِلْقُرْآنِ الْعَامِلُ بِهِ مَعَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَة

امام صادق عليه السّلام فرمود: حافظ قرآن كه بدان عمل كند در آخرت با فرشتگان پيغام برنده و نيك رفتار خداوند رفيق است‏.
كافي ج‏ 2 ص 603 ح 2


شعله‏هاى نور و شفاى صدور

عَنِ الإمامِ المجتبی عليه السلام:

إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ فِيهِ مَصَابِيحُ النُّورِ وَ شِفَاءُ الصُّدُورِ فَلْيَجْلُ جَالٍ بِضَوْئِهِ وَ لْيُلْجِمِ الصِّفَةَ فَإِنَّ التَّلْقِينَ حَيَاةُ الْقَلْبِ الْبَصِيرِ كَمَا يَمْشِي الْمُسْتَنِيرُ فِي الظُّلُمَاتِ بِالنُّورِ

امام حسن مجتبي عليه السلام فرمود:

به راستی قرآن دارای شعله‏هاى نور است و شفاى دل‏هاست. پس باید در پرتو قرآن جولان داد و صفات قرآن‏داران را بر خود لازم شمرد، زيرا تلقين موجب حيات دل بينا است همان طورى كه مشعل‏دار در تاريكي‏ها با نور حركت مي‏كند.

محمّد امین
07-03-2013, 23:07
http://www.islamichappiness.com/quran.png

"احادیث قرآنی" از معصومین علیهم السّلام




قال رسول الله صلّی الله علیه وآله :

اِذَا التَبَسَت عَلَیکُمُ الفِتَنُ، کَقِطَعِ الَّیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکُم بِالقُرآنِ .

هنگامی که فتنه ها، هم چون پاره های شب تاریک، شما را در خود پیچید، برشماست که به قرآن تمسّک جویید. اصول کافی ج2ص459



قال امیرالمؤمنین علیه السلام :

وَ اعلَموا اَنَّ هذَالقُرآنَ هُوَ النّاصِحُ الَّذی لا یَغُشُّ، وَالهادِی الَّذی لایُضِلُّ ، وَالمُحَدِّثُ اَّلذی لایَکذِبُ .ب
دانید که این قرآن پندآموز است که خیانت نمی کند؛ وهدایت گری است که گمراه نمی سازد ؛ وسخن گویی است که دروغ نمی گوید . نهج البلاغه خطبه 176



قال امام علی علیه السلام :

ما جالَسَ هذَاالقُرآنَ اَحَدٌ الّا قامَ عَنهُ بِزِیادَةٍ اَو نُقصانِ؛ زِیادَةٍ فی هُدًی اَو نُفصانِ مِن عَمًی .
هیچ کس با این قرآن همنشین نشد ، مگر آن که چون از نزد آن برخاست با فزونی و کاستی همراه بود؛ فزونی در هدایت، و کاستی ازکوردلی . نهج البلاغه خطبه 176



قال امام علی علیه السلام :

مَنِ اتَّخَذَ قَولَ اللهَ دَلیلًا ، هُدِیَ اِلَی الَّتی هِیَ اَقوَم .
هر کس که سخن خدا را راهنمای خود بگیرد ، به استوارترین راه ها هدایت می شود . نهج البلاغه خطبه 147



قال الرّضا علیه السلام :

لا تَطلُبُوا الهُدی فی غَیرِالقُرآنِ فَتَضِلّوا.
هدایت را جز از قرآن مجویید که گمراه خواهید شد . امالی صدوق /438



قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

یاعَلی ! سَیِّدُ الکَلامِ القُرآنُ .
ای علی ! برترین سخن، قرآن است . تفسیرابی الفتوح 2/319



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اَلقُرآنُ غِنًی لاغِنی دونَهُ وَ لا فَقرَ بَعدَهُ .
قرآن، توانمندی است که هیچ توانی جایگزین آن نمی شود وپس از آن هیچ فقری باقی نمی ماند. تفسیرابی الفتوح 1/10



قال رسول الله صلی الله علیه وآله :

فَضلُ القُرآنِ عَلی سائِرِالکَلامِ کَفَضلِ اللهِ عَلی خَلقِهِ
برتری قرآن بر سایر سخنان، همانند برتری خداوند است بر بندگانش . جامع الاخبار / 47



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اَصدَقُ القَولِ وَ اَبلَغُ المَوعِظَةِ وَ اَحسَنُ القَصَصِ، کِتابُ اللهِ .
راست ترین گفتار و رساترین پندها و نیکوترین قصه ها کتاب خداست . امالی صدوق /394



قال امام عَلی علیه السلام :

اَفضَلُ الذِّکرِ القُرآنُ بِهِ تُشرَحُ الصُّدورِ وَ تَستَنیرُ السَّرائِرِ.
برترین ذکر، قرآن است، به وسیله آن سینه ها گشوده وپوشیده ها روشن شود. شرح غررالحکم 2/45

محمّد امین
07-03-2013, 23:11
"احادیث قرآنی" از معصومین علیهم السّلام


قال امام علی علیه السلام :

فیهِ رَبیعُ القُلوبِ وَیَنابیعُ العِلمِ وَ ما لِلقَلبِ جِلاءٌ غَیرُهُ .
قرآن بهار دل ها و چشمه های دانش است و دل را جز به وسیله آن جلایی نیست . نهج البلاغه خطبه 176



قال امام علی علیه السلام :

اِنَّ القُرآنَ ظاهِرُهُ اَنیقٌ وَ باطِنُهُ عَمیقٌ .
ظاهر قرآن شگفت انگیز و زیبا و باطنش ژرف و عمیق است . اصول کافی 2/599



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

حَمَلةُ القُرآنِ عُرَفاءُ اَهلِ الجَنَّةِ .
حاملان قرآن معروف ترین اهالی بهشت هستند . اصول کافی 2/606



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اَشرافُ اُمَّتی حَمَلةُ القُرآنِ .
شریفان امت من حاملان قرآنند . خصال صدوق 1/7



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اَهلُ القُرآنِ اَهلُ اللهِ وَخاصَّتُهُ .
اهل قرآن اهل خدا و خاصان بارگاه اویند . مجمع البیان 1/15



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اِنَّ هذَا القُرآنَ مَأدَبَةُ اللهِ فَتَعَلَّموا مَأدَبَتَهُ مَا استَطَعتُم .
این قرآن ادبستان خداوند است پس تا آنجا که می توانید از این ادبستان بیاموزید. مجمع البیان 1/16



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اِنَّ هذَا القُرآنَ مَأدُبَةُ اللهِ فَتَعَلَّموا مَأدُبَتَهُ مَا استَطَعتُم .
این قرآن میهمانی ویژه خداوند است پس تا آنجا که توان دارید از این ضیافت بهره ببرید. مجمع البیان 1/16



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

خَیرُکُم مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ وَ عَلَّمَهُ .ب
هترین شما کسی است که قرآن را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد . مستدرک الوسائل 4/235



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

مَن عَلَّمَ آیَةً فی کِتابِ اللهِ تَعالی، کانَ لَهُ اَجرُها ما تُلِیَت .
هر که آیه ای از کتاب خدا را به دیگری بیاموزد، پاداش آن آیه، تا زمانی که خوانده می شود به او نیز می رسد . مستدرک الوسائل 4/235



قال علی علیه السلام :

تَعَلَّمُوا القُرآنَ ؛ فَاِنَّهُ اَحسَنُ الحَدیثِ .
قرآن را فرا گیرید، زیرا که قرآن نیکوترین سخن هاست . نهج البلاغه خطبه 110

محمّد امین
07-03-2013, 23:15
"احادیث قرآنی" از معصومین علیهم السّلام


قال الصادق علیه السلام :

یَنبَغی لِلمُؤمِنِ اَن لا یَموتَ ، حَتّی یَتَعَلَّمَ القُرآنَ ، اَو یَکونَ فی تَعلیمِهِ .
شایسته است که مؤمن از دنیا نرود، مگر آن که قرآن را فرا گیرد ویا در حال آموختن آن باشد . اصول کافی 2/607



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اَدِّبوا اَولادَکُم عَلی ثَلاثِ خِصالٍ : حُبِّ نَبِیِّکُم وَ حُبِِّ اَهلِ بَیتِهِ وَ قِراءَةِ القُرآنِ .
فرزندان خود را برسه خصلت تربیت کنید، دوستی پیامبرتان و دوستی اهل بیتش و قرائت قرآن . ینابیع المودة /271



قال امام علی علیه السلام :

حَقُّ الوَلَدِ عَلَی الوالِدِ اَن یُحَسِّنَ اسمَهُ وَ یُحَسِّنَ اَدَبَهُ وَ یُعَلِّمَهُ القُرآنَ .
حق فرزند برپدر این است که: او را نام نیکو نهد، به خوبی تربیت کند و به او قرآن بیاموزد . نهج البلاغه حکمة 399



قال الصّادق علیه السلام :

مَن قَرَأَالقُرآنَ وَ هُوَ شابٌّ مُؤمِنٌ ، اِختَلَطَ القُرآنُ بِلَحمِهِ وَ دَمِهِ .
هر جوان مؤمنی که قرآن بخواند ، قرآن با گوشت وخونش آمیخته گردد . اصول کافی 2/603



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

لا یُعَذِّبُ اللهُ قَلبًا وَعَی القُرآنَ .
خداوند قلبی را که قرآن را در خود جای داده باشد، عذاب نمی کند . امالی طوسی 1/6



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اَلقَلبُ الَّذی لَیسَ فیهِ شَیءٌ مِنَ القُرآنِ کَالبَیتِ الخَرِبِ .
قلبی که در آن چیزی از قرآن نباشد، هم چون خانه ویران است .
کشف الاسرار میبدی 7/405



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اَفضَلُ العِبادَةِ قَراءَةُ القُرآنِ .
برترین عبادت، خواندن قرآن است مجمع البیان 1/15



قال رسول الله صلی الله علیه وآله :

نَوِّروا بُیوتَکُم بِتِلاوَةِ القُرآنِ .
خانه های خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید . اصول کافی 2/610



فی وَصیَّةِالنَّبیِّ لِعَلٍّی عَلَیهِما وَ آلِهِمَا السَّلام :

وَ عَلَیکَ بِتِلاوَةِالقُرآنِ عَلی کُلِّ حالٍ .
از وصایای پیامبراکرم(ص) به حضرت علی (ع) این است که :« یا علی! برتو باد که در همه حال قرآن تلاوت کنی. » اصول کافی 7/79



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

مَن کانَ القُرآنُ حَدیثَهُ وَ المَسجِدُ بَیتَهُ، بَنَی اللهُ لَهُ بَیتًا فِی الجَنَّةِ .
هر که قرآن سخنش باشد و مسجدخانه اش، خداوند برای او خانه ای در بهشت بنا کند . امالی صدوق /405

محمّد امین
07-03-2013, 23:21
"احادیث قرآنی" از معصومین علیهم السّلام


قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اِنَّ هذِهِ القُلوبَ لَتَصدَاُ کَما یَصدَاُ الحَدیدُ وَ اِنَّ جِلاءَها قِراءَةُ القُرآنِ .
براستی این قلبها زنگار می گیرد، همان طور که آهن زنگار می گیرد، جلای قلب ها قرائت قرآن است . ارشاد القلوب / 78



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اِذا اَحَبَّ اَحَدَکُم اَن یُحَدِّثَ رَبَّهُ فَلیَقرَءِ القُرآنَ
هرگاه یکی از شما دوست بدارد با پروردگارش سخن بگوید، قرآن بخواند . کنزالعمال 1/510



قال امام علی علیه السلام :

اَلبَیتُ الَّذی یُقرَآُ فیهِ القُرآنُ وَ یُذکَرُ اللهُ - عَزَّ وَ جَلَّ - فیهِ تَکثُرُ بَرَکَتُهُ وَ تَحضُرُهُ المَلائِکةُ وَ تَهجُرُهُ الشَّیاطینُ .
خانه ای که در آن قرآن خوانده شود و خدا را به یاد آرند، برکتش فزونی یابد و فرشتگان به آن خانه درآیند و شیاطین از آن دوری جویند . اصول کافی 2/610



قال الصادق علیه السلام :

اَلقُرآنُ عَهدُ اللهِ اِلی خَلقِهِ فَقَد یَنبَغی لِلمَرءِ المُسلِمِ اَن یَنظُرَ فی عَهدِه وَ اَن یَقرَأَ مِنهُ فی کُلِّ یَومٍ خَمسینَ آیَةً .
قرآن پیمان خداوند است با بندگانش، شایسته آن است که انسان مسلمان در پیمان خود نظر کند و هر روز پنجاه آیه از آن را بخواند . اصول کافی 2/609



قال الصادق علیه السلام :

ثَلاثَةٌ یَشکُونَ اِلَی اللهِ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ مَسجِدٌ خَرابٌ لا یُصَلّی فیهِ اَهلُهُ وَ عالِمٌ بَینَ جُهّالٍ وَ مُصحَفٌ مُعَلَّقٌ قَد وَقَعَ عَلَیهِ الغُبارُ لا یُقرَاُ فیهِ
سه گروه نزد خدا شکایت می برند : مسجد ویرانی که مردم در آن نماز نخوانند، عالمی که بین جاهلان تنها بماند و قرآن رها شده و غبار گرفته ای که خوانده نمی شود. اصول کافی 2/613



قال الصادق علیه السلام :

قِراءَةُ القُرآنِ فِی المُصحَفِ تُخَفِّفُ العَذابَ عَنِ الوالِدَینِ وَ لَو کانا کافِرَینِ
خواندن قرآن از روی آن، عذاب را از والدین سبک می سازد ؛ اگر چه آن دو کافر باشند . اصول کافی 2/613



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

لِکُلِّ شَیءٍ حِلیَةٌ وَ حِلیَةُ القرآنِ الصَّوتُ الحَسنُ
هرچیزی را زیوری باشد و زیور قرآن صدای خوش است. اصول کافی 2/615



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ، فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ
هر که علم اولین و آخرین را می خواهد، باید آن را در قرآن بجوید. کنزل العمال ج1 ص548



قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

قارِئُ القُرآنِ وَ المُستَمِعُ فِی الأَجرِ سَواءٌ
قاری قرآن و گوش کننده آن درپاداش مساوی هستند. مستدرک الوسائل 4/ 261



قال امام علی علیه السلام :

اَلا لا خَیرَ فی قِراءَةٍ لَیسَ فیها تَدَبُّرٌ .
آگاه باشید در قرآن خواندنی که تدبر در آن نباشد، خیری نیست . اصول کافی 1/36

محمّد امین
24-06-2013, 15:15
چهل حدیث درباره امام زمان (ع)


احادیث 1 تا 4

تعداد بشاراتى كه از پيامبر اكرم ( ص) درباره حضرت مهدى (ع) وارد شده ، بيش از آن است كه در اين مختصر گنجانده شود، ما از ميان اين احاديث تنها به ذكر چهل حديثى كه حافظ ابونعيم اصفهانى (متوفى 430هـ ) در كتاب اربعين حديث فى المهدى ذكر المهدى و نعوته و حقيقة مخرجه جمع آورى كرده ، اكتفاء مى كنيم.

مرحوم على بن عيسى اربلى در كتاب كشف الغمه مى نويسد: چهل حديث درباره مهدى موعود به دست آورده ام كه حافظ ابونعيم اصفهانى آنها را جمع آورى كرده و من هم به ترتيبى كه او ذكر نموده ، مى آورم ولى از ميان سلسله سند فقط شخص راوى كه از پيغمبر روايت نموده است، نام مى بريم :

حديث1- رفاه مردم در عصر امام زمان :

ابوسعيد خدرى از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود :

يكون من امتى المهدى ان قصر عمره فسبع سنين و الافثمان و الافتسع يتنعم امتى فى زمانه نعيما لم يتنعموا مثله قطّ البر و الفاجر يرسل السماء عليهم مدراراً و الا تدخر الارض شيئاً من نباتها .

مهدى از ميان امت من برخاسته شود مدت سلطنت او هفت يا هشت يا نه سال مى باشد ، همه طبقات امت من در زمان ظهور او چنان در رفاه زندگى نمايند كه قبل از وى هيچ بّر و فاجرى بدان نرسيده باشند، آسمان باران رحمت خود را بر آنان مى بارد و زمين از روئيدنيهاى خود چيزى فرو گذار نمى كند.

حديث2- عدل مهدى (عج) :

ابوسعيد مى گويد پيغمبر فرمود:

تملاء الارض ظلماً و جوراً فيقوم رجل من عترتى فيملاءها قسطاً و عدلاً يملك سبعاً او تسعاً .

زمين پر از ظلم و ستم گردد، پس مردى از عترت من قيام كند و آن را پر از عدل و داد گرداند و هفت يا نه سال سلطنت نمايد.

حديث3:

و باز نقل كرده كه پيغمبر(ص) فرموده :

لا تنقضى الساعة حتى يملك الارض رجل من اهل بيتى يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً يملك سبع سنين .

قيامت منقضى نخواهد شد تا اين كه مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد و او زمين را پر از عدل و داد كند ، چنان كه پر از ظلم شده باشد و مدت سلطنت هفت سال است .

حديث4- مهدى فرزند فاطمه زهرا (س) :

از امام زين العابدين و آن حضرت از پدرش روايت نموده كه پيامبر اكرم (ص) به فاطمه زهرا (س) فرموده :

المهدى من ولدك .

( مهدى از فرزندان تو است ).

محمّد امین
24-06-2013, 15:18
چهل حدیث درباره امام زمان (عج)

احادیث 5 - 8

حديث5- مهدى برگزيده خداست :

على بن هلال از پدرش روايت نموده كه گفت در مرض پيامبر (ص) ، حضورش شرفياب شدم ، ديدم فاطمه (س) در بالين پدرش نشسته و اشك مى ريزد چون صداى گريه اش بلند شد، پيامبر سر برداشت و فرمود:

فاطمه جان ! چرا گريه مى كنى ؟

عرض كرد: مى ترسم بعد ازشما احترام ما از دست برود ؟

فرمود : عزيزم ، مگر نمى دانى كه خداوند به اعل زمين نگاه كرد و پدرت را از ميان آنان برگزيد، سپس نظر كرد و شوهرت را انتخاب كرد، و به من وحى فرمود كه تو را به او تزويج كنم ؟

دخترم ! ما اهل بيتى هستيم كه خداوند عزوجل هفت فضيلت به ما عطا فرموده كه به هيچ كس قبل و بعد ازما عطا نفرموده است، و آن اين كه :

من خاتم پيامبران نزد خدا و بهترين آنها و محبوبترين بندگان مى باشم و با اين امتيازات پدر تو مى باشم، جانشين من بهترين جانشينان پيغمبران و محبوبترين آنها نزد خداست، و او شوهر تو است شهيد ما بهترين شهداء و محبوبترين آنان نزد خداوند است و او حمزه بن عبدالمطلب عموى پدر و شوهرت مى باشد، جعفربن ابيطالب كه با دو بال در بهشت با فرشتگان پرواز مى كند پسر عموى پدرت و برادر شوهرت از ما است ، در سبط اين امت كه حسن و حسين دو فرزند تو و دو آقاى اهل بهشت مى باشند از ماست، و به خدا قسم كه پدرشان افضل از آنهاست.

يا فاطمة و الذى بعثنى بالحق ان منهما مهدى هذه الامة اذا صارت الدنيا هرجاً و مرجاًًً و تظاهرت الفتن و انقطعت السبل و اغار بعضهم على بعض فلا كبير يرحم صغيراً و لا صغير يوقر كبيراً فيبعث الله عند ذلك منهما من يفتح حصون الضالة و قلوباً غلفاً يوم بالدين فى آخر الزمان كما قمت به فى آخر الزمان و يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً .

اى فاطمه ! به خداوندى كه مرا به راستى برانگيخته ، مهدى اين امت نيز از ايشان مى باشد، موقعى كه دنيا هرج و مرج شود و آشوبها پديد آيد و راهها مسدود گردد و اموال يكديگر را به غارت برند، نه بزرگتر به كوچكتر رحم كند و نه كوچكتر احترام بزرگتر را نگاه دارد، خداوند كسى را برانگيزد كه قلعه هاى ضلالت و دلهاى قفل زده را بگشايد و اساس دين را در آخر الزمان استوار سازد، چنان كه من در آخر الزمان پايدار گردم و زمين را پراز عدل نمايد چنان كه از ظلم پر شده باشد....

حديث6- مهدى ، حسينى است :

در آن كتاب از حذيفة بن يمان روايت مى كند كه گفت: پيامبر خطبه اى ايراد فرمود و آنچه مى بايد اتفاق بيفتد به ما اطلاع داد سپس فرمود :

لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله عزوجل ذلك اليوم حتى يبعث رجلاً من ولدى اسمه اسمى .

اگر از عمر دنيا جز يك روز بيشتر نمانده باشد. خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا مردى از اولاد من برانگيزد كه همنام من باشد.

سلمان برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا(ص) از كدام فرزند شما خواهد بود؟ فرمود : از اين فرزندم ، و دست روى شانه حسين (ع) گذاشت.

حديث7- قريه اى كه مهدى از آنجا قيام مى كند :

به سند خود از عبدالله بن عمر روايت نموده كه گفت :

يخرج المهدى من قرية يقال لها كرعة

مهدى از قريه اى قيام مى كند كه آن را كرعه مى گويند .

حديث8- ويژگيهاى حضرت :

همچنين حذيفة از پيامبر(ص) نقل كرده كه فرمود :

المهدى رجل من ولدى وجهه كالكوكب الدرى

مهدى از فرزندان من است كه چهره اش چون ستاره تابان است .

محمّد امین
24-06-2013, 15:19
چهل حدیث درباره امام زمان (عج)

احادیث 9 - 12

حديث9 :

حذيفه روايت نموده كه پيامبر (ص) فرمود :

المهدى رجل من ولدى لونه لونٌ عربىٌ و جسمه جسمٌ اسرائيلى على خدّه الآيمن خال كانه كوكب درى يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً يرضى فى خلافته اهل الارض و اهل السماء والطير فى الجوّ.

مهدى مردى از اولاد من است رنگ بدن او رنگ .... عرب و اندامش مانند اندام بنى اسرائيل است،در گونه راست وى خالى است كه چون ستاره تابناكى بدرخشد زمين را پر از عدل كند چنان كه پر از ظلم شده باشد، ساكنان زمين و آسمان و پرندگان هوا در خلافت وى خشنود خواهند بود.

حديث10:

ابو سعيد خدرى مى گويد پيامبر فرمود :

المهدى منا اجل الجبين اقنى الانف

مهدى ما پيشانيش روشن و وسط بينيش كمى برآمده است


حديث11:

المهدى منا اهل البيت رجل من امتى اشم الانف يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً

مهدى ما اهل بيت مردى از امت من است كه وسط بينيش برآمده و او زمين را پر از عدل كند، چنان كه پر از ظلم باشد.

حديث12:

ابوامامه باهلى از پيغمبر (ص) روايت كرده كه فرمود:

بينكم و بين الروم اربع هدن يوم الرابعةعلى يد رجل من آل هرقل يدوم سبع سنين ..

ميان شما و روميان چهار صلح است ، چهارمين آن به دست مردى از نسل هرقل خواهد بود و هفت سال دوام مى يابد مردى از طائفه عبدقيس به نام مستور بن بجلانعرض كرد اى رسول خدا (ص) در آن روز پيشواى مردم كيست ؟

فرمود : المهدى من ولدى ابن اربعين سنة، كان وجهه كوكب درى فى خده الايمن خال اسود عليه عباء تان قطريتان كانه من رجال بنى اسرائيل يستخرج الكنوز يفتح مدائن الشرك .

پيشواى مردم مهدى است كه از فرزندان من مى باشد كه چون ظهور كند به صورت مرد چهل ساله مى نمايد.رخسارش چون ستاره تابان مى درخشد و در سمت راست رخسارش خال سياهى است، دو عباى قطرى پوشيده (و از لحاظ سلامت بنيه ) گوئى ازمردان بنى اسرائيل است، ذخائر زمين را استخراج كند و شهرهاى شرك را بگشايد .

محمّد امین
24-06-2013, 15:21
چهل حدیث درباره امام زمان (عج)

احادیث 13 - 16

حديث13:

عبدالرحمن بن عوف روايت نموده كه پيغمبر فرمود:

ليبعثن الله من عترتى رجلاً افرق الثنايا، اجلى الجبهه ، يملاء الارض عدلاً يفيض المال فيضاً

خداوند از عترت من مردى را برانگيزد كه ميان دندانهايش باز ، و رويش روشن باشد، زمين را پر از عدل كند و به مردم اموال فراوان بخشد.

حديث14:

پيشوا صالح ابوامامه نقل مى كند كه رسول اكرم (ص) براى ما خطبه ايراد كرد و درضمن ، از دجّال نام برد و فرمود :

پس شهر مدينه از پليديها پاك شود چنان كه كوره آهنگرى از كثافات فلزات پاك گردد ، آن روز اعلام خواهند كرد كه امروز روز آزادى است .

زنى به نام ام شريك عرض كرد: اى رسول خدا (ص) عرب كجا خواهند بود؟

فرمود : در آن روز آنها اندكى بيش نيستند ، بيشتر آنان در بيت المقدس مى باشند ، اممهم المهدى ، رجل صالح پيشواى آنها مهدى است كه مردى صالح مى باشد .

حديث15: ظهور هويدا :

ابو سعيد خدرى روايت مى كند كه پيغمبر (ص) فرمود :

يخرج المهدى فى امتى يبعثه الله عياناً للناس يتنعم الامة و تعيش الماشية و تخرج الارض نباتها و يعطى المال صحاحاً .

مهدى ميان امت من قيام خواهد كرد و خداوند او را به طور آشكار براى مردم برانگيزد ، مردم در رفاه ، و چهار پايان در آسايش باشند، و زمين روئيدنيهاى خود را بيرون دهد و او مال را به طور مساوى ميان مردم تقسيم نمايد .

حديث16- ابر بر سر او سايه افكند :

عبدالله بن عمر نقل كرد كه پيغمبر فرمود :

يخرج المهدى و على رأسه عمامة فيهما مناد ينادى هذا المهدى خليفة الله فاتبعوه .

مهدى در حالى كه قطعه ابرى بر سر او سايه افكنده قيام مى نمايد ، در آن وقت گوينده اى اعلام مى دارد كه اين مهدى خليفة الله است از وى پيروى كنيد.

محمّد امین
24-06-2013, 15:23
چهل حدیث درباره امام زمان (عج)

احادیث 17 - 20



حديث17: بالاى سرحضرت مهدى (ع) فرشته اى است :

عبدالله بن عمر مى گويد : پيامبر (ص) فرمود:

يخرج المهدى و على رأسه ملك ينادى هذا المهدى فاتبعوه .

مهدى در حالى قيام مى كند كه فرشته اى بالاى سر او قرار دارد و مى گويد : مهدى اين است از وى پيروى نمائيد .

حديث18: مژده پيامبر (ص) به ظهور مهدى (ع) :

ابوسعيد خدرى از پيغمبر (ص) نقل كرده كه فرمود :

ابشركم بالمهدى يبعث فى امتى على اختلاف من الناس زلزال فيملاء الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً يرضى عنه ساكن السماء و ساكن الارض يقسم المال صحاحاً فقال له رجل : و ما صحاحاً ؟ قال : السوية بين الناس .

شما را مژده به ظهور مهدى مى دهم كه به هنگام اختلاف زياد و تزلزل مردم ، قيام كند و زمين را پر از عدل و داد نمايد چنان كه از ظلم و ستم پر شده باشد ساكنان آسمان و زمين از حكومت او راضى خواهند بود و اموال را ميان مردم به طور مساوى قسمت كند.

حديث19: نام آن حضرت :

عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص) روايت نموده كه فرمود :

لا يقوم الساعة حتى يملك رجل من اهل بيتى ، يواطى اسمه اسمى يملاء الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً .

پيش از قيامت مردى از اهل بيت من به سلطنت مى رسد كه همنام من باشد زمين را پر از عدل و داد كند چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد.

حديث20- كنيه او :

حذيفه از آن حضرت روايت كرده كه فرمود:

لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد لبعث الله فيه رجلا اسمه اسمى و خلقه خلقى يكنّى ابا عبدالله .

اگر از عمر دنيا جز يك روز نمانده باشد، خداوند در آن روز مردى را بر انگيزد كه نامش نام من وخويش چون خوى من و كنيه اش ابوعبدالله مى باشد .

محمّد امین
24-06-2013, 15:24
چهل حدیث درباره امام زمان (عج)

احادیث 21 - 24


حديث21:

همچنين فرمود :

لا يذهب الدنيا حتى يبعث الله رجلاً من اهل بيتى يواطىء اسمه اسمى و اسم ابيه اسم ابى يملاءها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً.

عمر دنيا به پايان نمى رسد تا اين كه خداوند مردى از اهل بيت من برانگيزد كه نامش نام من و نام پدرش نام پدر من است . (1) او دنيا را پر از عدل و داد نمايد چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد .

حديث22-عدل مهدى (عج):

ابوسعيد خدرى از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود:

لتملان الارض ظلما و عدواناً ثم ليخرجن رجل من اهل بيتى حتى يملاءها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراو ظلماً.

چون روزى فرارسد كه زمين پر از ظلم و ستم شود خداوند مردى از اهل بيت من ظاهر گرداند تا جهان را پر از عدل و داد كند .

حديث23-اخلاق آن حضرت :

عبدالله بن عمر روايت نموده كه پيغمبر فرمود :

يخرج رجل من اهل بيتى يواطى اسمه اسمى و خلقه خلقى يملاءها قسطاً و عدلاً.

مردى از اهل بيت من خارج مى شود كه نامش مطابق نام من و اخلاقش چون اخلاق من مى باشد، و او جهان را پر از عدل و داد كند.

حديث24- بخشش مهدى (ع) :

ابوسعيد خدرى گفت رسول اكرم (ص) فرمود:

يكون عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن رجل يقال له: المهدى يكون عطاؤه هنيئاً .

در آخرالزمان و موقعى كه آشوبها پديد آيد، مردى به قدرت مى رسد كه به او مهدى گفته مى شود كه بخشش او گوارا باشد.

محمّد امین
24-06-2013, 15:26
چهل حدیث درباره امام زمان (عج)

احادیث 25 - 28



حديث25-علم مهدى به سنت پيغمبر (ص):

ابو سعيد خدرى روايت كرده كه پيغمبر فرمود :

يخرج رجل من اهل بيتى و يعمل سنتى و ينزل الله له البركة من السماء وتخرج الارض بركاتها و تملاء به الارض عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً و يعمل على هذه الامة سبع سنين و ينزل بيت المقدس .

مردى از اهل بيت من به سلطنت خواهد رسيد كه به سنت من (آن طور كه بايد) عمل نمايد و خداوند از آسمان براى وى روزى فرستد، و زمين آنچه دارد، بيرون دهد و او زمين را پر از عدل كند چنان كه پراز ظلم و ستم باشد او به بيت المقدس درآيد و هفت سال سلطنت نمايد.

حديث26-آمدن مهدى با پرچمها :

ثوبان از پيامبر (ص) روايت نموده كه فرمود:

اذا رأيتم الرأيات السود قد اقبلت من خراسان فائتوها و لو حبوا على الثلج فيها خليفةالله المهدى .

چون پرچمهاى سياه ببينيد كه ازسوى خراسان مى آيد به استقبال آن بشتابيد هرچند با رفتن از روى برف باشد زيرا كه همراه آن جماعت مهدى خليفة الله است .

حديث27-آمدن وى از جانب مشرق:

عبدالله عمر گفت : روزى در خدمت پيامبر (ص) بوديم كه عده اى از جوانان بنى هاشم بيامدند، از مشاهده آنها ديدگاه پيامبر پر از اشك شد و رنگ مباركش تغيير كرد، اصحاب عرض كردند: يا رسول الله سيماى مباركتان گرفته است ما نمى توانيم شما را بدين حالت ببينيم فرمود:

انا اهل بيت اختارالله لنا الآخرة على الدنيا و ان اهل بيتى سيلقون بعدى بلاء و تشريداً و تطريداُ حتى يأتى قوم من قبل المشرق و معهم رايات سود فيسألون الحق فلا يعطونه فيقاتلون و ينصرون فيعطون ماسألوا فلا يقبلون حتى يدفعوه الى رجل من اهل بيتى فيملاء ها قسطاً كما ملاءها جوراً فمن ادرك ذلك منكم فليأتهم و لحبواً على الثلج .

ما اهل بيتى هستيم كه خداوند آخرت را براى ما بر دنيا ترجيح داده ، بعد از اين اهل بيت من مصيبتها مى بينند و از وطن آواره مى گردند ، تا آنگاه كه مردمى از جانب مشرق با پرچمهاى سياه به طلب حق قيام كنند، اين حق را به آنها نمى دهند تا جنگ كنند ، و پيروزى يابند و حق را بگيرند و آن را به مردى از اهل بيت من بسپارند كه دنيا را پر از عدل كند چنان كه از ظلم پر شده باشد هر كس ، آن زمان را درك كند به آنها بپيوندد اگر چه به رفتن از روى برف باشد.

حديث28- تجديد عظمت اسلام با ظهور او:

حذيفه روايت نموده كه از پيغمبر (ص) شنيدم مى فرمود :

واى بر اين امت از سلطه اى كه پادشاهان ستمگر بر آنها پيدا مى كنند و آنها را كشته، و مؤمنين را به وحشت مى اندازند، مگر كسى كه فرمان آنها را گردن نهد شخص با ايمان به زبان با آنها مى سازد ولى قلباً از آنان مى گريزد و چون خداوند عزوجل اراده نمايد كه عزت اسلام را تجديد كند ، شوكت هر ستمگر جبارى را درهم بشكند زيرا خداى توانا قادر است امتى را كه در ميان فساد افتاده اند، به ساحل صلاح آورد.

سپس فرمود: اى حذيفه ، لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يملك رجل من اهل بيتى تجرى الملاحم على يديه و يظهر الاسلام لا يخلف وعده و هو سريع الحساب.

اگر از عمر دنيا جز يك روز نمانده باشد، خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد كه با بى دينان جنگها كند تا اسلام را آشكار سازد.

محمّد امین
24-06-2013, 15:28
چهل حدیث درباره امام زمان (عج)

احادیث 29 - 32



حديث29- رفاه و آسايش مسلمانان در عصر مهدى (عج):

ابوسعيد خدرى از پيغمبر (ص) روايت نموده كه فرمود:

يتنعم امتى فى زمن المهدى (ع) نعمة لم يتنعموا قبلها قطّ يرسل السماء عليهم مدراراً و لا تدع الارض شيئاً من بناتها الاخرجته .

امت من در زمان مهدى چنان در فراخى معيشت به سر برند كه هيچگاه پيش از آن نديده باشند . آسمان پى در پى بركات خود را براى آنان فرو مى ريزد و زمين آنچه دارد بيرون مى دهد .

حديث30- مهدى يكى از سروران بهشت :

انس بن مالك روايت كرده كه پيغمبر (ص) فرمود:

نحن بنو عبدالمطلب سادات اهل الجنة، انا و اخى على و عمى حمزه و جعفر و الحسن و الحسين و المهدى .

ما فرزندان عبدالمطلب سروران اهل بهشتيم ، من و برادرم على و عمويم حمزه و جعفر و حسن و حسين و مهدى .


حديث31- سلطنت مهدى (ع):

ابوهريره روايت كرده كه پيغمبر (ص) فرمود:

لولم يبق من الدنيا الا ليلة لملك فيها رجل من اهل بيتى .

اگر از عمر دنيا جز يك شب نماند، در همان شب مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد .

حديث32- خلافت مهدى (ع) :

ثوبان از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود:

نزد گنج شما سه نفر به قتل رسند كه هر سه پسران خليفه مى باشند و پس از آن ديگر هيچ يك از آنها خليفه نمى شود تا آن كه مردمى با پرچمهاى سياه سررسند و طورى آنها را به قتل رسانند كه هيچ قومى را بدان وضع نكشته باشند.

ثم يجيئى خليفة الله المهدى فاذا سمعتم به فأتوه فيبايعوه فانه خليفة الله المهدى .

سپس خليفه خدا مهدى بيايد ، چون بشنويد كه ظهور نموده به سوى او رو آوريد و با او بيعت كنيد زيرا او مهدى خليفه حقيقى خداوند است .

محمّد امین
24-06-2013, 15:36
چهل حدیث درباره امام زمان (عج)

احادیث 33 - 36

حديث33- بيعت با حضرت:

ثوبان از پيامبر (ص) روايت كرده كه فرمود:

مردمى با پرچمهاى سياه از جانب شرق پديد آيند كه دلهاى آهنين دارند هر كس از آمدن آنها مطلع گشت به سوى آنها رو آورد و با آنان بيعت كند و لو با رفتن از روى برف باشد .

حديث34- پيوند دهنده دلها :

از على (ع) روايت شده كه فرمود: به پيغمبر اكرم (ص) عرض كردم :

يا رسول الله (ص) أمنا آل محمد المهدى أم من غيرنا ؟

اى رسول خدا مهدى از ما اهل بيت است يا از غير ما؟

پيامبر فرمود:

لا، بل منا يختم الله به الدين كما فتح بنا و بنا ينقذون من الفتن كما انقذوا من الشرك و بنا يؤلف الله بين قلوبهم بعد عداوة الفتنة اخوانا كما ألف بينهم بعد عداوة الشرك اخواناً فى دينهم .

او از ماست خداوند دين را به وسيله او ختم كند چنان كه توسط ما گشود ، مردم به وسبله ما از آشوبها نجات يابند چنان كه از منجلاب شرك بيرون آمدند، دلهاى آنها را به هم پيوند دهد و بعد از دشمنيها آنها را با هم برادر كند، چنان كه بعد از نجات از شرك ، آنها را با هم برادر دينى كرد.

حديث35- بعد از مهدى زندگى بى فائده است :

عبدالله بن مسعود مى گويد پيامبر اكرم (ص) فرمود :

لولم يبق من الدنيا الا ليلة لطول الله تلك الليلة حتى يملك رجل من اهل بيتى يواطى اسمه اسمى و اسم ابيه اسم ابى يملاء ها قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماًً و جوراً و يقسم المال بالسوية و يجعل الله الغنى فى قلوب هذه الامة فيملك سبعاً او تسعاً لاخير فى العيش بعد المهدى .

اگر از عمر دنيا جز يك شب نماند، خداوند آن شب را چندان دراز گرداند تا مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد كه نامش نام من و نام پدرش نام پدر من مى باشد . و او زمين را پر از عدل و داد كند چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد، اموال را بالسويه ميان مردم تقسيم كند، و خداوند دلهاى امت مرا بى نياز گرداند، هفت سال يا نه سال سلطنت نمايد سپس بعد از مهدى زندگى فائده ندارد.

حديث36- قسطنطنيه به دست مهدى (ع) فتح شود:

ابوهريره از پيغمبر (ص) روايت كرده كه فرمود:

لا تقوم الساعة حتى يملك رجل من اهل بيتى يفتح القسطنطنية و جبل الديلم و لو لم يبق الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يفتحها.

پيش از آنكه قيامت شود و مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد و قسططنطنيه و جبال ديلم (2) را فتح كند اگر يك روز از عمر دنيا باقى باشد خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا آنجا را فتح كند.

محمّد امین
24-06-2013, 15:38
چهل حدیث درباره امام زمان (عج)

احادیث 37 - 40

حديث37- مهدى (ع) پس از پادشاهان ستمگر:

قيس بن جابر از پدرش و او از جدش ، از رسول خدا (ص) روايت نموده كه فرمود:

سيكون بعدى خلفاء و من بعد الخلفاء امراء و من بعد الامراء ملوك جبابرة ثم يخرج رجل من اهل بيتى يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً .

بعد ا ز من خلفاء خواهند بود و بعد ازخلفاء امراء و بعد از امراء پادشاهان ستمگر بيايند آنگاه مردى از اهل بيت من خواهد آمد كه زمين را از عدل و داد پركند چنانكه پراز ظلم باشد.

حديث38-عيسى (ع) مأموم مهدى (ع) :

ابوسعيد از پيغمبر (ص) نقل كرده كه فرمود:

منا الذى يصلى عيسى ابن مريم (ع) خلفه .

آن كس كه عيسى بن مريم پشت سر او نماز مى گذارد ، از ما است .

حديث39- مهدى با عيسى بن مريم سخن مى گويد:

جابر بن عبدالله انصارى از آن حضرت روايت نموده كه فرمود:

ينزل عيسى بن مريم (ع) فيقول امير هم المهدى تعال صل بنا فيقول : الا ان بعضكم على بعض امراء تكرمة من الله عزوجل لهذه الامة.

چون اصحاب مهدى قيام كنند، عيسى بن مريم از آسمان فرود آيد، امير قيام كنندگان به عيسى مى گويد بيا تا با تو نماز بگذاريم عيسى مى گويد: شما خود از جانب خدا برخى بر برخى ديگر امير هستيد و اين لطف خدا نسبت به اين امت است .

حديث40- مهدى (ع) حافظ امنيت :

عبدالله بن عباس از پيغمبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود:

لن تهلك امة انا فى اولها و عيسى بن مريم فى آخرها و المهدى فى وسطها . (3)

امتى كه من در اول آنها و عيسى بن مريم در آخر آنها و مهدى در وسط آنها باشيم، هرگز هلاك نمى شوند.

MEMAR.Z
25-11-2013, 10:44
حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم
بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.
(دلال الامامه و کنزالعمال ، ج‌ 7، ص225)


امام رضا علیه السلام فرمودند:

مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل
هر كـس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى خواهد بود
(بحـارالانـوار،ج 78،ص 357)


امام حسین علیه السلام فرمودند:

أَعْجَزالنّاسٍ مَنْ عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
عاجزترین مردم كسی است كه نتواند دعا كند
(بحارالانوارج/ 93 ص/ 294)


امام علی علیه السلام فرمودند:

اَلمُؤمِنُ بَشرُهُ فی وَجِهِهِ وَحُزنُهُ فی قَلبِهِ
شادی مومن در رخسار او و اندوهش در دل است.
(نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره325)



مولا علی (ع) :

آداب و رسوم زمان خودتان را با زور و فشار به فرزندانتان تحمیل نکنید زیرا آنان برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند .
الحدیث جلد 3 صفحه 110

MEMAR.Z
25-11-2013, 10:45
حضرت محمد(ص) :
مَن أدّى الى اُمَّتى حَديثاً يُقامُ بِه سُنّةٌ أو يُثْلَمُ بهِ بِدْعَةٌ فَلهُ الجَنّةُ.
هركس به امّت من حديثى رساند كه به سبب آن سنّتى بر پاى شود يا در بدعتى رخنه افتد بهشت‏ ازآنِ‏اوباشد.
1028/3؛ بحار: 152/2


پیامبرگرامی فرمودند:
بیماران خودراعیادت کنید واز انان بخواهید برای شمادعا کنند،زیرادعای آنان با دعای فرشتگان برابراست.حکمت های درخشان،ص569 .

الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام :
البَنونَ نَعيمٌ والبَناتُ حَسَناتٌ، واللّه‏ُ يَسألُ عَنِ النَّعيمِ ويُثيبُ علَى الحَسَناتِ .
امام صادق عليه‏السلام :
پسران نعمتند و دختران حسنه ، و خداوند از نعمت‏ها بازخواست مى‏كند و براى حسنات پاداش مى‏ دهد .
الكافي : 6 / 7 / 12


امام حسین (علیه السلام) :
نیازهای مردم به سوی شما نعمت های پروردگارند.


امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:
انما یداق الله العباد فی الحساب یوم القیامة علی قدر ما اتاهم من العقول فی الدنیا
خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند
(اصول کافی ج 1 /ص 12)

MEMAR.Z
25-11-2013, 10:47
امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:

*-طلبتُ الجنة، فوجدتها فى السخاء :بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگى و جوانمردى يافتم.

*- و طلبتُ العافية، فوجدتها فى العزلة: و تندرستى و رستگارى(عافیت) را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏‌گيرى (مثبت و سازنده) يافتم.

*- و طلبت ثقل الميزان، فوجدته فى شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگينى ترازوى اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهى به يگانگى خدا تعالى و رسالت حضرت محمد (ص) يافتم.

*- و طلبت السرعة فى الدخول الى الجنة، فوجدتها فى العمل لله تعالى: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براى خداى تعالى يافتم.

*- و طلبتُ حب الموت، فوجدته فى تقديم المال لوجه الله:و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براى خشنودى خدا يافتم.

*- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فى ترك المعصية: و شيرينى عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه يافتم.

*- و طلبت رقة القلب، فوجدتها فى الجوع و العطش: و رقت (نرمى) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگى و تشنگى (روزه) يافتم.

*- و طلبت نور القلب، فوجدته فى التفكر و البكاء: و روشنى قلب را جستجو نمودم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم.

*- و طلبت الجواز على الصراط، فوجدته فى الصدقة: و (آسانى) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه يافتم.

*- و طلبت نور الوجه، فوجدته فى صلاة الليل: و روشنى رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب يافتم.

*- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فى الكسب للعيال: و فضيلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزينه زندگى زن و فرزند يافتم.

*- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته فى بغض اهل المعاصى: و دوستى خداى تعالى را جستجو كردم، پس آن را در دشمنى با گنهكاران يافتم.

*- و طلبت الرئاسة، فوجدتها فى النصيحة لعبادالله: و سرورى و بزرگى را جستجو نمودم، پس آن را در خيرخواهى براى بندگان خدا يافتم.

*- و طلبت فراغ القلب، فوجدته فى قلة المال: و آسايش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمى ثروت يافتم.

*- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فى الصبر :و كارهاى پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكيبايى يافتم.

*- و طلبت الشرف، فوجدته فى العلم: و بلندى قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش يافتم.

*- و طلبت العبادة فوجدتها فى الورع: و عبادت در جستجو نمودم، پس آن را در پرهيزكار يافتم .

*- و طلبت الراحة، فوجوتها فى الزهد:و آسايش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسايى يافتم.

*- و طلبت الرفعة، فوجدتها فى التواضع: برترى و بزرگوارى را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنى يافتم.

*- و طلبت العز، فوجدته فى الصدق: و عزت (ارجمندى) را جستجو نمودم، پس آن را در راستى و درستى يافتم.

*- و طلبت الذلة، فوجدتها فى الصوم: و نرمى و فروتنى را جستجو نمودم، پس آن را در روزه يافتم.

*- و طلبت الغنى، فوجدته فى القناعة: و توانگرى را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت يافتم.

*- و طلبت الانس، فوجدته فى قرائة القرآن: و آرامش و همدمى را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم.

*- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فى حسن الخلق: و همراهى و گفتگوى با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخويى يافتم.

*- و طلبت رضى الله، فوجدته فى برالوالدين: و خوشنودى خدا تعالى را جستجو نمودم، پس آن را در نيكى به پدر و مادر يافتم.


«مستدرك الوسائل، جلد 12، صفحه 173 - 174،ح 13810»

MEMAR.Z
25-11-2013, 10:52
علم و دانش


- دانش را فرابگیرید هر چند از دهان دیوانگان
- طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است. خداوند جويندگان دانش را دوست دارد
- علم زيادتر از آن است كه شمرده شود، پس از هر چيزي بهترين آن را بگير
- دانش پيشواى عمل و عمل پيرو آن است. به خوشبختان دانش الهام می‏شود و بدبختان از آن محرومند
- دلى كه در آن حكمتى نيست، مانند خانه ويران است، پس بياموزيد و آموزش دهيد، بفهميد و نادان نميريد. براستى كه خداوند، بهانه‏اى را براى نادانى نمى‏پذيرد
- بخشنده ترین شما پس از من کسی است که دانشی بیاموزد آنگاه دانش خود را بپراکند
- دانشمندی که از علمش سود برند، از هفتاد هزار عابد بهتر است
- وجود یک عالم برای ابلیس سخت تر از هزار عابد است زیرا عابد در فکر خود است و عالم در اندیشه دیگران
- دانش منافق در زبان او و دانش مؤمن در كردار اوست
- براي دانش تو بر تو حقي است . حق دانش آن است كه آن را به شايسته اش عطا كني و از غير شايسته اش دريغ ورزي
- همیشه جاهل یا افراط گر و تجاوزکار و یا کندرو و تفریط کننده است
- دانشمندان را گرامی دارید كه آنها وارثان پیامبرانند و هر كه آنان را احترام نماید، خدا و رسولش را احترام نموده است
- در سفارش خود به جابر جعفى: هيچ شناختى چون شناخت تو از نفست نيست
- هركه نفس خود را شناخت ، به جهاد با آن برخاست و هر كه آن را نشناخت ، به حال خود رهايش ساخت
- خيرى نيست در دانشى كه سود ندارد
- چون عالم به علم خویش عمل نکند موعظه او از دلها می لغزد چنان که باران از سنگ سخت و صاف
- کسی که به آموخته‌های خود زیاد بیاندیشد، دانش او استحکام می‌یابد و چیزهای را درک می‌کند که تا حالا درک نکرده بود
- دوست ندارم جوانى از شما را جز بر دو گونه ببينم: دانشمند يا دانشجو


تفريح و نعمت های حلال


- براى كسب بلند مرتبگى از وطن خود دور شو و سفر كن كه در مسافرت پنج فايده است: برطرف شدن اندوه، بدست آوردن روزى و دانش و آداب زندگى، و هم‏نشينى با بزرگواران
- پنج چيز است كه هر كس يكى از آنها را نداشته باشد، همواره در زندگى‏اش كمبود دارد و كم خرد و دل نگران است: اول تندرستى، دوم امنيت، سوم روزى فراوان، چهارم همراهِ همرأى. راوى پرسيد: همراهِ همرأى كيست؟ امام فرمودند: همسر و فرزند و همنشين خوب و پنجم كه در برگيرنده همه اينهاست، رفاه و آسايش است
- مواقع تفریح و شادمانی فرصت است
- فرح و شادمانی باعث بهجت و انبساط روح و مایه ی تهییج وجد و نشاط است
- از لذایذ دنیوی نصیبی برای کامیابی خویش قرار دهید وتمنیات دل را از راههای مشروع برآورید ، مراقبت کنید در این کار بمردانگی وشرافتتان آسیب نرسد ودچار اسراف وتندروی نشوید . تفریح وسرگرمیهای لذت بخش شما را در اداره زندگی یاری میکند و با کمک آن بهتر به امور دنیای خویش موفق خواهید شد
- انس مطبوع و لذّت بخش مردان با ایمان در سه چیز است: بهره مندی از زنان و شرکت در بزم دوستان و برادران و خلوت کردن با خداوند در نماز شب
- فرد با ایمان کسی است که شبانه روز خود را در سه وقت قرارداده باشد، بخشی از آن را به معنویات بپردازد و با پروردگارش مناجات کند، قسمتی را برای معاش و امورات دنیا بگذارد و قسمتی را اختصاص به لذت های حلال و مشروع بدهد
- قلب ها افسرده می شوند همچون بدن ها، برای رفع ملامت آنها، سخنان حکمت آمیز و جالب انتخاب کنید
- زمین به وسیله باغهای زیبای خود، همگان را به سرور و شادی دعوت می‌کند و با لباس نازک گلبرگها که بر خود پوشیده است، هر بیننده‌ای را به شگفتی وا‌می‌دارد و با زینت و زیوری که از گلوبند گلهای گوناگون خود را آراسته است، هر بیننده‌ای را به نشاط و وجد می‌آورد
- شبي در مدينه باران فراواني باريد و بيابان ها و گودال ها پر از آب شد. صبح آن روز رسول الله(ص) به من فرمود: بيا تا به صحراي عقيق برويم و طراوت و صفاي آب هاي جمع شده در گودال ها و دره ها را تماشا کنيم. همراه پيامبر(ص) به تماشاي بيابان رفتيم و منظره هاي زيباي طبيعت را تماشا مي کرديم
- اميرمؤمنان علي(ع) به شنا مي پرداخت و آن را به عنوان يک تفريح سالم در دستور کار زندگي خود قرار داده بود. اشعث بن عبد مي گويد: يک روز جمعه، علي(ع) را ديدم که در رودخانه فرات شنا مي کرد و غسل جمعه انجام مي داد و در آن روز با پيراهني نو، نمازجمعه خواند
- تمتع و بهره بردن از نعمتهای خدا جزو دین است
- ای بندگان خدا! آگاه باشید که پرهیزکاران هم از دنیای زودگذرو هم از سرای آخرت بهره گرفتند، با اهل دنیا در دنیایشان شرکت جستند در حالیکه اهل دنیا در آخرت با آنها شرکت نکردند. در دنیا بهترین مسکن را برگزیدند و بهترین خوراکها را تناول کردند همان لذتی را که متنعمان از دنیابردند نصیبشان شد و هم آنچه جباران مستکبر از آن برگرفتند بهره آنها گشت
- بوى خوش ، شاد مى‏كند. خوردن عسل ، شادى مى‏آورد . نگاه كردن به سبزه ، شادى مى‏آورد . سواركارى ، شادى مى‏ آفريند
- درباره آيه سهم خود را از دنيا فراموش مكن فرمود: [يعنى] سلامتى ، توانايى ، فرصت ، جوانى و شادابى‏ات را فراموش مكن ، تا با آنها ، آخرت را به دست آورى
- دو نعمت است که ارزش آنها را نمی دانند مگر کسی که آنها را از دست داده باشد : جوانی و تندرستی
- از حضرت امـام رضا عليه السلام: دربـاره خـوشـى در دنيـا سـوال شـد، فـرمـــــود وسعت منزل وزيادى دوستان
- سه چيز زندگى را تيره مي‌كند: فرمانرواى ستمگر، همسايه بد و زن بد زبان و وقيح



اعتماد به نفس


- هرکس از گفتن حق شرم ورزد، احمق است
- کسي که نزد خود قدر و قيمتي ندارد، از شر او ايمن نباش!



احترام


- به احترام پدر و معلمت از جای برخیز هرچند فرمان روا باشی
- هر كس به خدا و روزقيامت ايمان دارد، بايد ميهمانش راگرامى دارد
- عالم را به جهت علمش تعظیم و احترام كن و با او منازعه منما



آینده نگری


- عاقل ترين مردم كسى است كه در امور زندگيش بهتر برنامه ريزى كند و در اصلاح آخرتش بيشتر همّت نمايد
- چون براى عاقل مشكلى پيش آيد، غم خود را با هوشيارى و دورانديشى از ميان مى برد و عقل را به چاره جويى وامى دارد
- پیروزی، در گرو اراده قاطع و دوراندیشی است
- یک ساعت اندیشیدن در خیر و صلاح از هزار سال عبادت بهتر است
- تدبیر وبرنامه ریزی در زندگی از دین است
- تامل کن تا دور اندیش باشی هنگامی که جوانب کار روشن شد قاطعانه ان را انجام بده
- میانه روی و نظم کم را زیاد می کند
- بزرگترین دلیل بر خردمندی برنامه ریزی پسندیده است
- حقیقت ایمان بنده ای کمال نمی رسد، مگر این که سه خصلت دراو باشد: دین را درست و کامل بفهمد - در زندگی خوب برنامه ریزی کند - در برابر بلا ها برد بار باشد
-دور انديشى يك هنر است ، ثمره دور انديشى سالم ماندن از آسيبها است
- خِردى چون تدبير نيست
- دوراندیش باش و از علم و دانایی جدا مشو تا نتیجه کارهای تو ستوده شود
- محکم کاری اسلحه انسان دوراندیش است
- در تصمیمی که همراه با دوراندیشی نباشد خیری نیست
- شخصی به خدمت امام صادق(ع) آمد و خود را همچون فردی دلسوز دیده و ایشان را نصیحت کردند به اینکه چرا شما اموال خود را در مکان های مختلف سرمایه گذاری کرده اید!؟ در صورتی که اگر اموال شما در یک جا جمع بود، از نظر اقتصادی به نفع شما بود؛ چرا که نگهداری آن آسان تر و با هزینۀ کمتر انجام می شد، ولی امام صادق(ع) در مقابل، نظر او را رد کرده و فرمودند: من اموالم را پراکنده و در مکان های مختلف قرار دادم تا اگر آسیبی به یکی رسید، دیگری از آسیب در امان بماند
- هرکس راه را از روی برنامه وراهش بجویید، نلغزد واگر هم لغزید برنامه ریزی به کمکش می اید
- ثمره تفریط و کوتاهی پشیمانی است و ثمره دور اندیشی سلامت
- هر کس در انجام تکالیف و فعالیت‌های خود کوتاهی کند به اندوه و افسردگی مبتلا می‌شود


مشورت


- هر كس برادر مؤمنش با او مشورت كند و او صادقانه راهنمائيش نكند، خداوند عقلش را از او بگيرد
- معاشرت با نابخردان، اخلاق را فاسد و رقابت با عقلا اخلاق را اصلاح مى‏نمايد و مردم متفاوتند، و هر كس بر حسب طينت خود رفتار می‏كند
- با آنها در کارها مشورت کن امّا هنگامی که تصمیم گرفتی بر خدا توکّل کن
- هر گاه اراده کاری کردی، پیش از مشورت با پروردگارت با هیچ کس مشورت مکن. راوی می گوید: عرض کردم: چگونه با پروردگارم مشورت کنم؟ فرمودند: صد مرتبه می گویی: از خدا خیر را می طلبم سپس با مردم مشورت می کنی در این صورت خداوند خیر و صلاح تو را بر زبان هر که دوست داشته باشد، جاری می سازد
- بهترين كسى كه با او مشورت كنى كسى است كه صاحب عقل و علم و تجربه ها و دورانديشى باشد


تفکر و تعقل


- شايسته است كه برخورد عاقل با نادان، مانند برخورد طبيب با بيمار باشد
- گروه‏هايى به سوى بهشت برين (از ديگران)پيشى گرفتند كه بيش از ديگران اهل روزه، نماز، حج و عمره نبودند بلكه آنان در موعظه‏ هاى الهى تعقل كردند
- عقل خويش را زير سؤال ببريد؛ زيرا از اعتماد به آن، خطاها سرچشمه مى‏گيرد
- همه خوبى‏ها با عقل شناخته مى‏شوند و كسى كه عقل ندارد، دين ندارد
- هيچ آيينى، با نادانى رُشد نمى كند
- خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند


مثبت اندیشی و حسن ظن


- خوش گمانى از اخلاق عاقلان است
- خوش‏گمانى مايه آسايش قلب و سلامت دين است
- اعمال برادر دینی ات را بر نیکوترین وجهی تفسیر و توجیه کن، مگر این که دلیلی بر خلاف آن قائم شود و هرگز نسبت به سخنی که از برادر مسلمانت صادر شده گمان بد مبر تا هنگامی که می توانی برای آن توجیهی مناسب و راه صحیح داشته باشی
- خوش­گمانی از برترین سجایای اخلاقی و بهترین عطایاست
- پندار نیک - سلامتی دین است
- هر کس به مردم نیک گمان باشد محبت و مهر آنان را به دست خواهد اورد
- ای کسانی که ایمان آوردید از بسیاری از گمان ها بپرهیزید، چرا که برخی از گمان ها گناه است
- از گمان دورى كنيد. زيرا گمان دروغترين سخن است


خوشرویی


- برتری جستن بر دشمن با احسان و بخشش، یکی از پیروزی هاست
- آيا به فقيرى كه نمى دانم مسلمان است غذا بدهم؟ حضرت فرمود: آرى، به كسى كه نمى دانى دوست است يا دشمن حق، غذا بده؛ زيرا خداوند مى فرمايد: «با مردم به نيكى سخن بگوييد» ولى به كسى كه با حق دشمنى مى كند و يا به باطلى دعوت مى كند غذا مده
- هرگاه رسول اکرم یکی از اصحاب خود را غمگین می دیدند، با شوخی، او را خوشحال می کردند و می فرمودند: خداوند، کسی را که با برادران (دینی)اش با ترشرویی و چهره عبوس روبرو شود، دشمن می دارد
- خوش اخلاقى در بين مردم زينت اسلام است
- در تفسير آيه «با مردم به زبان خوش سخن بگوييد» فرمود: يعنى با همه مردم، چه مؤمن و چه مخالف، به زبان خوش سخن بگوييد. مؤمن، به هم مذهبان، روى خوش نشان مى دهد و با مخالفان، با مدارا سخن مى گويد تا به ايمان، جذب شوند و حتّى اگر نشدند، با اين رفتار، از بدى هاى آنان در حقّ خود و برادران مؤمنش، پيشگيرى كرده است
- نصف عقل آدمي اظهار دوستي نسبت به عموم مردم است
- هر کسي دلي را شاد کند خداوند از آن شادي لطفي براي او قرار دهد که به هنگام مصيبت چون آب زلالي بر او باريدن گرفته و تلخي مصيبت را بزدايد چنان که شتر غريبه را از چراگاه دور سازند
- هر كسي مؤمني را شاد سازد به يقين مرا شاد ساخته است و هر كسي مرا شاد كند به راستي خدا را شاد كرده است...
- با حكمت و اندرز نیكو، به راه پروردگارت دعوت كن و با آنها با نیكوترین وجه، مناظره نما
- بیشترین امتیازی كه امت من به سبب داشتن آن به بهشت می رود، تقوای الهی و خوش خلقی است
- به درستی كه بنده، در سایه خوش خلقی خود به درجات بزرگ و مقامات والایی در آخرت می رسد، با آنكه عبادتش ضعیف است
- چه بسیار فرد بی مقداری كه خوشرویی اش او را برتری بخشیده است
- دل های مردم گریزان است بسوی کسی روی آورند که خوش رویی کند
- مدارا و خوش رفتاري با مردم يك سوم خردمندي است
- گنجینه های روزی در نرمخویی و گشاده رویی است
- بدرستی كه نیكوكاری و خوش خلقی، سرزمین ها را آباد می كند و بر عمرها می افزاید
- هر کس با داشتن صفت خوش‌رویی به آخرت منتقل شود، خدا او را به بهشت می‌برد
- قرآن مجید، اهل جهنم را ترشرویان می‌خواند
- بهشتى‏ ها چهار نشانه دارند: روى گشاده، زبان نرم، دل مهربان و دستِ دهنده
- خداوند کسانی را که با ترشرویی با برادران خود روبه‌رو می‌شوند دشمن می‌دارد
- گشاده رو باش كه خداوند انسان هاى گشاده رو را دوست دارد و با اخموى ترشرو دشمن است
- هر كس يكى از اين كارها را به درگاه خدا ببرد، خداوند بهشت را براى او واجب مى‏گرداند: انفاق در تنگدستى، گشاده‏رويى با همگان و رفتار منصفانه


تجربه و مهارت


- انديشه مرد به اندازه تجربه اوست
- هر كه تجربه‏اش اندك باشد، فريب مى‏خورَد و هر كه پر تجربه باشد، كمتر فريب مى‏خورَد
- هر كس بدرستى تجربه آموزد از هلاكتها جان سالم به در مى‏برد و هر كس از تجارب بى‏نيازى جويد عواقب امور را نمى‏بيند
- هر كه تجربه اندوزد درست كار مى‏كند


پایداری در برابر سختی ها


- صبر در برابر درد و رنج غصه ها، موجب دست یافتن به فرصت هاست
- اندوه هایی که بر تو وارد می شود با صبری پایدار و یقینی نیکو از خود دور کن
- ان مع عسرا يسرا
- مومن هنگام سختی سست نشود ، در زمان خوشی مست نگردد


غنیمت شمردن فرصت


- فرصت ها همانند ابرها می گذرند. پس فرصت های نیک را غنیمت شمرید
- فرصت ها را دریاب، قبل از این که به حسرت تبدیل شوند
- زمان و فرصت همچون ابر در حال گذر است
- فرصت به سرعت می گذرد و به کندی بر می گردد
- ترک فرصت ها غصّه ها در پی دارد
- غصه ی دیروز را نخور، امروز را غنیمت بشمار، نگران فردا نباش.


تواضع


- براي اينکه خود را مودب کني کافي است که آنچه را از ديگران نمي‏پسندي ترک نمائي
- خطایی که باعث ناراحتی تو شود، نزد خداوند از کار نیکی که باعث عجب تو شود بهتر است
- در آسمان دو فرشته بر بندگان گماشته شده اند پس هر كس براى خدا تواضع كند، او را بالا برند و هر كس تكبر ورزد او را پَست گردانند
- هر كس خودش را بهتر از ديگران بداند، او از متكبران است. حفص بن غياث مى گويد: عرض كردم: اگر گنهكارى را ببيند و به سبب بى گناهى و پاكدامنى خود، خويشتن را از او بهتر بداند چه؟ فرمودند: هرگز هرگز! چه بسا كه او آمرزيده شود اما تو را براى حسابرسى نگه دارند، مگر داستان جادوگران و موسى عليه السلام را نخوانده اى؟
- تكبر، آن است كه مردم را تحقير كنى، و حـق را خوار شمارى
- زراعت در زمين هموار مى رويد، نه بر سنگ سخت و چنين است كه حكمت، در دل هاى متواضع جاى مى گيرد نه در دل هاى متكبر. خداوند متعال، تواضع را وسيله عقل و تكبر را وسيله جهل قرار داده است
- تواضع و فروتنی نعمتی است که بر آن حسد نبرند
- برترينِ مردم در بندگى كسى است كه در عين بزرگى، فروتنى كند
- مومن كار وكوشش هر كس را از خود خالص تر داند و نفس هر كس را از نفس خویش صالحتر شناسد


برتری حق بر باطل


- خداوند اِبا دارد از اين كه باطلى را حق معرفى نمايد، خداوند اِبا دارد از اين كه حق را در دل مؤمن، باطلى ترديدناپذير جلوه دهد، خداوند اِبا دارد از اين كه باطل را در دل كافر حق ستيز به صورت حقى ترديدناپذير جلوه دهد، اگر چنين نمى كرد، حق از باطل شناخته نمى شد
- هيچ باطلى نيست كه در برابر حق بايستد مگر آن كه حق بر باطل چيره مى شود و اين سخن خداوند است: "بلكه حق را بر سر باطل مى زنيم كه آن را در هم مى كوبد"
- نجات و رستگارى در سه چيز است: پايبندى به حق، دورى از باطل و سوار شدن بر مركب جدّيت


دوست و روابط اجتماعی


- روابط خود را با افراد با شخصیت و اصیل و خاندان های صالح و خوش سابقه برقرار ساز و پس از آن با مردمان شجاع و سخاوتمند و افراد بزرگوار، چرا که آنها کانون گرم و مراکز نیکی هستند
- فرزندم! بعد از تقواى الهى، از گرفتن دوستِ شايسته نگذر
- فرزندم هزار دوست بگير كه هزار دوست هم كم است و يك دشمن مگير كه يك دشمن هم زياد است
- عاجز ترین مردم کسی است که از بدست آوردن دوست عاجز بماند و از او عاجزتر کسی است که دوستان بدست آورده را از دست بدهد
- به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید
- برادران، برطرف کننده زنگار غم و اندوه‌اند
- خداوند مرا برای رهبانیت برنینگیخته است، بلکه بهترین دین نزد خدا آیین راستین و آسان اسلام است
- اى مردم! بر شما است كه از جماعت جدا نشويد، و از جدايى و پراكندگى بپرهيزيد
- اجتماع رحمت است، و پراكندگى عذاب
- دست خدا بر سر جماعت است، هنگامى كه يكى از آنها از جمعيت جدا شود (و به انزوا روى آورد) شيطان او را مى ربايد، همان گونه كه گرگ گوسفند جدا شده از گلّه را مى ربايد
- صبر كردن يكى از شما به اندازه يك ساعت در برابر ناملايمات در ميان مسلمانان بهتر از عبادت چهل سال در انزوا است
- خوش بخت‏ترين مردم كسى است كه با مردمان بزرگوار بياميزد
- دوست نزدیک ترین خویشاوند است
- کسی که دوستی ندارد، اندوخته ای ندارد
- بر شمار برادران بیفزایید؛ زیرا در قیامت هر مؤمنى شفاعتى می‏كند


قناعت


- غم بسیار مخور که آنچه مقدور است میشود و آنچه روزی(روایت) کرده اند به تو می رسد
- نشاط در شب زنده داری (نماز شب خواندن) است ، و در چشم نداشتن به آن چیزی است که در دست مردم است، و در رعایت امر و نهی خداوند عَزَّ وَ جَل است
- ای فرزند آدم، اگر از دنیا بقدر کفایتت بخواهی اندکی از دنیا تو را کفایت می کند و اگر بیش از کفایتت بخواهی همه دنیا هم تورا بس نباشد
- خوش‌ترين زندگى، قناعت داشتن است
- ای پیامبر به مردم بگو باید به فضل و رحمت خدا خوش حال باشند این بهتر است از شادی و خوش حالی برای اموالی که جمع کرده اند


آراستگی و سلیقه


- خداوند زیبایی و آراستگی را دوست دارد و کثیفی و ژولیدگی را دشمن دارد، خداوند دوست دارد وقتی به بنده خود نعمتی می‌دهد اثر آن را در او مشاهده کند (و بنده آن نعمت را نمایان سازد.) پرسیدند: این ظاهر کردن نعمت به چه چیز است؟ فرمود: لباسش را تمیز کند، خود را معطر سازد، و خانه‌اش را گچ‌ کاری کند و فضای جلوی خانه را جارو کند...
- امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند زیبا است و دوست می دارد که بنده ای خود را بیاراید و زیبا نماید و بر عکس، فقر را و تظاهر به فقر را دشمن می دارد
- اگر خداوند نعمتی به شما عنایت کرد باید اثر آن نعمت در زندگی شما نمایان گردد. به آنحضرت گفتند چگونه اثر نعمت خدا نمایان گردد؟ فرمود به اینکه جامه شخص نظیف باشد، بوی خوش استعمال کند، خانه خود را با گچ سفید کند، بیرون خانه را جاروب کند، حتی پیش از غروب چراغها را روشن کند که بر وسعت رزق می افزاید
- رسول اکرم هنگامی که می خواست نزد اصحابش برود به آئینه نگاه می کرد، موهای خود را شانه و مرتب می ساخت و می گفت خداوند دوست می دارد بنده اش را که وقتی که به حضور دوستان خود می رود خود را آماده و زیبا سازد، یعنی لباس سفید بپوشد که زیباتر و پاکیزه تر است
- خودتان را با هر وسيله‏اى كه مى ‏توانيد پاكيزه كنيد، زيرا كه خداى متعال اسلام را برپايه پاكيزگى بنا كرده است و هرگز به بهشت نمى‏رود، مگر كسى كه پاكيزه باشد.
- خداوند دوست دارد که وقتی بنده ای برای دیدار دوستش میرود خود را آراسته کند
- دو رکعت نماز با بوی خوش گزارده شود بهتر از هفتاد رکعت نماز با بوی ناخوش است
- نزد خدا، نمایان کردن نعمت، از نگه داشتن آن محبوب تر است. پس مبادا که جز در بهترین شکل مورد پسند قومت بیرون آیی!
- اى فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید!
- لباس های خود را بشویید و موهای خود را بگیرید و مسواک بزنید و آراسته شوید و نظافت کنید. زیرا قوم بنی اسرائیل این کار را انجام نمی دادند، پس در نتیجه زنانشان زنا دادند
- پیری خود را تغییر دهید و خود را مانند یهودیان نکنید.(یهودیان موها و محاسن خود را رها می کردند تا به صورت سفید، بلند شود)
- رسول اکرم(ص) برای مو های خود از روغن استفاده می کردند
- پیامبر اکرم برای بوی خوش، بیشتر از غذا هزینه می کرد
- بری مرد سزاوار نیست که استفاده هر روزه از بوی خوش را ترک کند پس اگر نتوانست، یک روز در میان و باز اگر نتوانست، در هر جمعه خود را خوشبو سازد و هایچ گاه ین عمل را رها نکند
- لباس های خود را پاکیزه و زین مرکب خود را درست کنید تا همچون خال سیاه در میان مردم نمايان باشید
- خداوند زیبایی و آراستن را دوست دارد و از نپرداختن به خود و خود را ژولیده نشان دادن ، کراهت دارد
-« قُل مَنْ حَرَّمَ زینةَ اللّه‏ِ الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مَنِ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذینَ امَنُوا» «ای رسول! بگو چه کسی زینت خدا را که برای بندگان خود بیرون آورده و نیز روزی‏های پاکیزه را حرام کرده است؟ بگو این برای کسانی است که ایمان آورده‏اند.»
- اگر خواهان زیبایی در دنیایی، خلق و خوی نیکو کسب کن که مایة کمال در دین است و تو را به خدا نزدیک می‏کند و خرّمی آخرت برایت ارمغان می‏آورد


تلاش و سرزندگی


- خداى بزرگ از بنده پرخواب بیزار است، خدا از بنده بیکار متنفّر است
- بپرهیز از افسردگی و کسالت ؛ همانا آن دو تو را از به دست آوردن حظّ دنیا و آخرت باز می دارند
- از آدم افسرده ايمن مباش
- اميرالمومنين(ع) ويژگي‌هاي مومن را مي‌شمارد و در آن بين مي‌ فرمايد: بعيد كسله، دائم نشاطه:[4] كسالتش دور شده و نشاطش دائم است
- از تنبلي و افسردگي دور باش زيرا آن دو تو را از بهره دنيا و آخرت محروم مي‌كنند
- از تنبلي و افسردگي دور باش زيرا آن دو كليد هر شرّ هستند. هر كس تنبل باشد هيچ حقي را ادا نمي‌كند، و هر كس افسرده باشد بر هيچ حقّي صبر نمي‌كند. فرد افسرده و كسل نه حق اشياء را به جاي مي‌آورد و نه حق اشخاص را مي‌پردازد. هر كاري يا مسئوليتي به او سپرده شود نمي‌تواند آن را چنانكه بايد به جاي آورد و نمي‌تواند حقوق انسان‌ها را به جاي ‌آورد.و آدم افسرده نه براي حقوق اشياء و كارها توان تحمل دارد و نه براي حقوق انسان‌ها
- از اینکه حزن را دوست داشته باشید، به خدا پناه ببرید
- رسول اکرم(ص) پیوسته پس از نماز صبح، این دعا را می خواند: "خدایا از هم و حزن و ناتوانی و تنبلی و بخل و... به تو پناه می برم
- امام علي(ع) به يكي ازفرماندهان مي نويسد: كسي كه ميل به كاري ندارد، غايب بودنش بهتر از شركت داشتن او در كارهاست و خانه نشيني او مفيدتر از قيام و همكاري اوست
- نشاط از جمله سربازان عقل است که ضدّ آن (یعنی سرباز جهل)، کسالت و بی حالی است
- بر تو باد که از کسالت دوری کنی؛ زیرا کسالت و سستی به همراه نا آرامی و غم، تو را از بهره های دنیوی و اخروی ات محروم می کند
- تنبلي بر دنيا و آخرت شخص ضرر مي‌زند
- من كسي را كه كار و كاسبي را رها كرده و به پشت بخوابد و بگويد: خدايا! روزي‌ام ده، دشمن دارم
- روزي امام صادق(عليه السلام) را در يكي از باغ­ها ملاقات كردم. آن حضرت لباس مخصوص كار پوشيده بود و بيل به دست گرفته، در باغ خويش مشغول كشاورزي بود. چنان فعاليت مي­كرد كه عرق از پيشاني مباركش مي­ريخت. گفتم: فدايت شوم! بيل را بدهيد تا من كار كنم. فرمودند: دوست دارم آدمي براي كسب روزي حلال در برابر آفتاب آزرده شود
- بر شما باد به تلاش و سخت‌کوشی و مهیا شدن و آماده گشتن
- با عزم و اراده به جنگ سستی بروید
- من مردى را که در کار دنیایش تنبل باشد مبغوض میدارم و کسى که در کار دنیا تنبل باشد، در کار آخرتش تنبل تر است
- از جمله سربازان عقل نشاط است که ضدّ آن (یعنی سرباز جهل)، کسالت و بی حالی است
- بر تو باد که از کسالت دوری کنی؛ زیرا کسالت و سستی به همراه نا آرامی و غم، تو را از بهره های دنیوی و اخروی ات محروم می کند


شوخ طبعی


- چرا تلاش مي کني، پيرزنها به بهشت نمي روند. اين زن ناراحت شد و گفت: يا رسول الله، من به بهشت نمي روم؟ رسول خدا در حالي که مي خنديد فرمود: همه جوان شده سپس وارد بهشت مي گردند.
- روزي پيامبر(ص) با امام علي(ع) در مجلسي، خرما تناول مي کرد و هسته هاي خرما را مقابل علي(ع) مي گذاشت، به گونه اي که اگر کسي وارد مي شد فکر مي کرد همه خرماها را علي(ع) خورده و آن حضرت چيزي تناول نفرموده است. پيامبر خطاب به حضرت علي فرمود: «شما زياد خرما خورده ايد؟» حضرت علي جواب داد: «آن کس زيادتر خورده که خرما را با هسته آن تناول کرده است.» و لبخند بر لبان پيامبر نقش بست
- من شوخی می کنم، اما جز حق نمی گویم
- هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه در او «دعابه» باشد. راوی سؤال کرد دعابه چیست؟ حضرت فرمودند: «مزاح»
- خداوند عزوجل دوست دارد کسی را که در میان جمع شوخی کند به شرط آنکه ناسزا نگوید
- از صفات مؤمن بلکه از مهم ترین و اصلی ترین صفات اهل ایمان، خوشرفتاری و حسن خلق است که جلوه های بسیاری دارد که از آن جمله شوخی با دوستان است.
- یونس شیبانی از امام صادق(ع) نقل کرده است که آن حضرت(ع) از او پرسید: چگونه است شوخی و مزاح کردن شما با دیگران؟ گفتم: اندک است. حضرت(ع) با لحنی عتاب آمیز فرمود: چرا با دیگران مزاح و شوخی ندارید؟!
- شوخی و مزاح، بخشی از خوشرفتاری و حسن خلق است
- شوخی زیاد ارج و احترام را می برد و موجب دشمنی می شود


شجاعت


- آفت شجاعت، فروگذاشتن دورانديشى است
- شجاعت عزّتى است آماده، ترس ذلّتى است آشكار
- شجاعت، نصرتى نقد و فضيلتى آشكار است
- اگر خصلت ها از يكديگر متمايز و جدا شوند، هر آينه راستى با شجاعت باشد و بزدلى با دروغ
- شجاعت بر سه خصلت سرشته شده كه هر يك از آنها فضيلتى دارد كه ديگرى فاقد آن است: از خودگذشتگى، تن ندادن به ذلّت و نامجويى
- شجاع تر از خردمند، وجود ندارد
- سخاوت و شجاعت خصلتهاى والايى هستند كه خداوند سبحان آنها را در وجود هر كس كه دوستش داشته و او را آزموده باشد مى‏گذارد
- انسان با ایمان نه ترسوست و نه حریص و نه بخیل
- هرگاه از کاری ترسیدی، خود را بـه کام آن بینداز، زیرا ترس شدید از آن کار، دشوارتر و زیان‌بارتر از اقدام به آن کار است


امیدواری و انگیزه


- ای بندگان من که به زیان خویشتن بسی کارها کرده اید، از رحمت خدا نومید مباشید که خدا همه گناهان را می آمرزد و او آمرزنده و مهربان است
- کسی به بهشت می رود که امید آن را دارد و کسی از جهنم دور می ماند که از آن بیمناک باشد
- بزرگترین بلاء و گرفتاری قطع امید است
- صبر از اساسی ترین راه های مبارزه با غمگینی است. صبر یکی از آفریده های خدای تعالی است که به یاران خود نیرو می بخشد و آنها را در مقابل مشکلات تقویت می کند. صبر، مشکلات و غصه های بزرگ را، کوچک جلوه می دهد و قدرت و ظرفیت خارق العاده انسان را به او یادآوری می کند
- سوگند به خدایی که جز او شایسته پرستش نیست، به هیچ مومنی هرگز خیر دنیا و آخرت داده نشده جز به سبب خوش­بینی به خدا، و امیدواریش به او
- به خدایی که جز او شایسته پرستش نیست، گمان هیچ بنده­ای نسبت به خدا نیکو نشود جز اینکه خدا همراه گمان بنده مومن خود باشد زیرا خدا کریم است و همه خیرات به دست اوست، او حیا می­کند از اینکه بنده مومنش به او گمان نیک برد و او خلاف گمان و امید بنده رفتار کند. پس به خدا خوش­بین باشید و بسویش رغبت کنید
- امیدواری به خداوند، ارزشمندترین چیزها و نردبان عزت است
- اميد و آرزو ، رحمت براي امت من است و اگر اميد و آرزو نبود ، هيچ مادري فرزندش را شير نمي داد و هيچ باغباني نهالي نمي کاشت
- از آرزوهاي دراز بپرهيزيد که زيبايي نعمت هاي الهي را از نظر شما مي برد و آنها را نزد شما کوچک مي کند و به کمي شکر فرا مي خواند
- امام حسن عسکري (ع) مي فرمايد : هيچ بلايي نيست مگر آن که خداوند در نهادش خيري نهفته که آن را فرا مي گيرد
- فال نیك بزن تا راه برای رفع مشكلات باز شود


خدمت


- از پيامبر اعظم(صلي الله عليه و آله و سلم) سؤال شد: محبوب‌ترين مردم پيش خدا چه كسي است؟ پيامبر فرمود: «كسي كه بيشترين سود و خدمت را به مردم ارائه دهد»
كسی ‌كه برای مشكل‌گشاییِ برادر ایمانی‌اش حركت ‌كند، گویا نُه ‌هزار سال خدا را عبادت کرده، در حالی ‌كه روزها، روزه‌دار و شب‌ها، شب ‌زنده‌دار بوده ‌است
- مومن یاور ناتوانست و دادرس بیچاره
- نيكى و نيكوكاران را دوست بداريد. سوگند به آن كه جانم به دست اوست، بركت و تندرستى، با نيكى و نيكوكاران است
- شما را از دنيا برحذر مي‌دارم؛ زيرا دنيا منزل كوچ كردن است، نه جاي اقامت
- كسي كه به عنوان وسيله به دنيا بنگرد خدا به او بصيرت مي‌دهد و آن كس كه به عنوان هدف به آن بينديشد، كورش مي‌كند
- در نيكوكاري و پرهيزكاري يكديگر را ياري كنيد و در گناه و تجاوز ، به يكديگر ياري نرسانيد


نویسندگی


- خردهاى دانشمندان ، در نوك قلم‏هاى آنهاست
- هر گاه مؤمن بميرد و يك برگه كه روى آن علمى نوشته شده باشد از خود برجاى گذارد ، روز قيامت آن برگه پرده ميان او و آتش مى‏شود و خداوند تبارك و تعالى به ازاى هر حرفى كه روى آن نوشته شده ، شهرى هفت برابر پهناورتر از دنيا به او مى‏دهد
- کسی که سنت نیکویی به جای بگذارد و این سنت در جامعه پیروی شود، اجر و پاداش کسانی که به آن عمل می کنند برای او نوشته می شود، بدون آن که از پاداش آنان کاسته شود
- هر كس دانشى يا حديثى از من بنويسد تا آن دانش و حديث باقى است ، برايش اجر نوشته شود
- علم را ، با نوشتن در بند كشيد



پیشرفت و کمال


- بهترین همت ها، بلندترین آن ها است
- اي ابوذر ! از آن بپرهيز که خيالات و آرزوها سبب مي شود که کار امروز به فردا بيفکني ، زيرا تو متعلق به امروز و مال امروز هستي نه روزهاي نيامده . در آن جا که کار مفيد و لازم و خدا پسندي مي خواهي انجام دهي ، تأخير را روا مدار. اي ابوذر! به عمرت بيش از مالت بخل بورز
- زیرک ترین مردم کیست؟ فرمود:کسی که رشد و بالندگی خود را از گمراهی تشخیص دهد، تمایل به رشد داشته باشد و در مسیر رشد حرکت کند
- كسى ‏كه دو روزش يكسان باشد، ضرر كرده و باخته است، و هركس رو به نقصان وكاهش باشد، مرگ براى او بهتر از زندگى است
- اي فرزند آدم! تو فقط مجموعه چند روز هستي، بنابراين، وقتي يك روز گذشت جزئي از وجود تو كم شد
- بدترين چيزى كه عمر در آن تلف مى‏شود ، بازى است
- در هر روزي كاري را كه موجب رشد و پيشرفت است انجام ده
- شرافت به همت های بلند است نه به استخوان های پوسیده
- انسان مؤمن دائما مشغول كار مفيدي است و لحظه اي وقتش را تلف نمي كند
- غفلت آدمى را همین بس که همّتش را در آنچه به کارش نمى‏آید، صرف کند
- هیچ چیز عزیزتر از وقت تو نیست
- از ضایع کردن عمر در چیزی که ماندگار نیست پرهیز کن چرا که عمرهای از دست رفته قابل برگشت نیست
- اگر کسی دو روزش یکسان باشد گرفتار غبن و زیان است
- کس که به امور غیر مهم خود را مشغول سازد، مهم تر را از دست می دهد
- عاقل کسی است که یک نفس به کار بدون فایده نمی پردازد و چیزی را که همراهش باقی نمی ماند گرد نمی آورد
- زیرک‌ترین فرد کسی است که از خود حساب بکشد و مواظب خود باشد و برای پس از مرگ زندگانی جاویدش کار کند، و احمق‌ترین فرد کسی است که پیرو هوای نفس باشد و به آرزوهای خودش دل خوش کند
- هیچ چیز مانند همت بلند انسان را بزرگ نکرد؛ چنان که چیزی مانند شهوت رانی او را به زمین نزد
- هر که از نردبان همت بلند، بالا رود جهانیان او را به دیده تعظیم بنگرند
- هر که توان خود را برای رسیدن به هدف خود به کار گیرد به تمام خواسته هایش خواهد رسید
- با آدم کوتاه همت هم صحبت مشو (که تو را نیز ساقط می کند)
- کسی که همتی جز پر کردن شکم خود ندارد قیمت او نیز همان است که از شکم او بیرون می آید
- اسلام دین محکم و قوی خداوند است ، راه مستقیم آن را با مدارا بپیمایید و تندروی ننمائید


تجسس و ریختن آبروی مومن


- ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنو لهم غذاب الیم فی دنیا و الخره و الله یعلم و انتم لا تعلمون آنان که دوست می دارند در میان اهل ایمان کارمنکری را اشاعه دهند آنها در دنیا و آخرت در غذابی دردناک خواهند بود و خدا می داند و شما نمی دانید
- كسانى كه داراى عيوب و نقايص اند, دوست دارند عيوب مردم را منتشر كنند تا راه عذرشان توسعه يابد(برون فکني)
- هر كه زبان خويش از آبروي مردم نگاه دارد ، روز قيامت خدا گناهان وي ببخشد
- مالک كم ارج ترين افراد نزد تو بايد كساني باشند كه نسبت به كشف و پخش عيوب و اسرار مردم حريص تر و بي باك ترند براي اينكه نوعا مردم داراي عيوبي هستند كه حاكم براي پنهان داشتن آنها از همه سزاوارتر است. پس هرگز در صدد كشف كردن آن لغزشهايي كه پنهان از تو (پنهان از حكومت) صورت گرفته بر نيا . چون تو به عنوان حاكم مسلمين فقط مسئول پاكسازي جامعه از آلودگي هاي آشكار و ظاهري هستي، درباره لغزشهاي پنهان مردم خداوند خود داوري خواهد كرد. بنابراين تا آنجا كه مي تواني اسرار مردم را پنهان نگه دار تا خداوند نيز اسرار تو را از مردم پنهان نگه دارد
- افراد منفی باف, عيوب و بدى هاى مردم را پى گيرى مى كنند و خوبى هاى آنان را ترك مى نمايند, همان گونه كه مگسان دنبال نقاط فاسد بدن مى روند و جاهاى صحيح و سالم را رها مى كنند
- از دين و آيين مردم پرس و جو مكن كه بى‏ دوست میمانى
- عيبهاي مؤمنان را جستجو نكنيد، زيرا هر كه دنبال عيبهاي مؤمنان بگردد خداوند عيبهاي او را دنبال كند و هر كه خداوند تعالي عيوبش را جستجو كند، او را رسوا سازد گرچه درون خانه اش باشد »
- کسی که به منظور عیب جویی و ریختن آبروی مومن و این که او را از نظر مردم بیندازد سخنی را نقل کند ، خداوند او را از ولایتش بیرون کرده ، به سوی ولایت شیطان می فرستد ولی شیطان هم او را نمی پذیرد
- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با ما نماز گذارد و پس آنگاه شتاب ناک به پا خواست و به سوي در مسجد رفت و دست بر در نهاد و با صدایی بلند بانگ برداشت : ای ایمان آورندگان به زبان که ایمان در دلتان جای نگرفته ! عیبهای مؤمنان را نجویید ؛ زیرا هر که عیب های مؤمنان را بجوید خداوند نیز در پی عیب های او باشد و هر که خداوند عیب هایش را بجوید رسوایش سازد هر چند درون خانه اش باشد
- هر که گناه مؤمنى را فاش کند چنان باشد که خود آن گناه را کرده باشد


رازداری


- هر چه را می دانی نگو؛ زیرا برای نادان شمردنِ تو همین بس است
- هیچگاه دوستت را به رازهای خود آگاه نکن مگر رازی که اگر دشمنت بداند بواسطه آن ضرری به تو نرسد چرا که دوست، روزی دشمن خواهد شد

دوست خوب

- بهترين برادرانت (دوستت)، كسى است كه با راستگويى اش تو را به راستگويى بخواند و با اعمال نيك خود، تو را به بهترين اعمال برانگيزد
- هم نشین مانند وصله لباس است، بنابراین دوست همگون با خودت انتخاب کند
- حسادت ورزیدن دوست، از ناسالم بودن دوستی است
- مؤمن غبطه مى خورد و حسادت نمى ورزد، منافق حسادت مى ورزد و غبطه نمى خورد
- شايسته نيست كسى مورد غبطه قرار گيرد، مگر كسى كه همتش خودش باشد در اين كه از خودش حساب كشى كند و خودش را مؤاخذه نمايد و در اصلاح خود بكوشد
- هر یک از برادرانت که سه بار از تو خشم گین شد و از تو بدی نگفت، او را به دوستی خود برگزین
- شایسته است مسلمان از رفاقت با سه نفر دوری کند : پرروی بی باک تبهکار، احمق و دروغگو
- کدام دوست بد است؟ فرمود : کسی که معصیت خدا را برای تو زیبا جلوه دهد
- از رفاقت با دروغگو بپرهيز كه او مانند سراب است كه نزديك را دور و دور را نزديك جلوه ميدهد
- از دوستي با گناهكار اجتناب كن كه تو را به يك لقمه يا كمتر ميفروشد
- از رفاقت با بخيل خودداري كن كه تو را در زماني كه نياز به او داري، رها ميكند
- از مصاحبت با نادان بپرهيز كه او ميخواهد به تو نفع رساند اما ضرر ميرساند
- از دوستي با كسي كه از خويشاوندانش بريده، دوري كن كه او را در قرآن ملعون يافته ام
- از هم‏نشينى با افراد فاسد و هَرزه و كسانى كه آشكارا معصيت خدا مى‏كنند، بپرهيز
- كسى را كه با مال خود به‏تو یارى نمى‏رساند ، دوست مشمار
- دوستان یک روح اند در چند پیکر
- سه چيز دوستى را يكرنگ مى سازد: هديه كردن عيب هاى يكديگر، در غيبت دوست پاس خاطر او را داشتن و بدگويى نكردن و يارى رساندن در سختى
- دوستى با شخص بى ‏ادب ، صميمانه نخواهد شد

وجدان

- سوگند به نفس ملامتگر که صاحبش را ملامت می کند

فحاشی

- حضرت علی(ع) به جمعی از یارانش که پیروان معاویه را در ایام جنگ صفین دشنام می دادند فرمود: من خوش ندارم که شما فحاش باشید، اگر شما به جای دشنام، اعمال آنها را بر شمرید و حالات آنها را متذکر شوید به حق و راستی نزدیکتر است و برای اتمام حجت بهتر
- «لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم...»(۱) (معبود) کسانی که غیر خدا را می خوانند دشنام ندهید، مبادا آنها (نیز) از روی (ظلم و) جهل خدا را دشنام دهند
- خداوند باز نمی‌دارد شما را از نیکی به کسانی که با شما در دین مقاتله و جنگ نکرده اند و شما را از خانه‌هاتان بیرون نرانده‌اند که نیکی کنید، بلکه نسبت به آنها دادگری پیشه کنید که خداوند دادگران را دوست دارد

غیرت

- پدرم ابراهيم با غيرت بود و من با غيرت تر از اويم. خدا بينى مؤمنى را كه غيرت ندارد، به خاك مى مالد
- خـداوند عز و جل نـفرت دارد از مـردى کـه در خانه‏اش بر او حمله کنند و او نجنگد

ورزش

- هرکس کار بدنی کند قوی‌ تر شده، و هر کس در کار کردن کوتاهی نماید، ضعیف‌ تر خواهد شد
- پروردگارت بر تو حقّی دارد، و بدنت بر تو حقّی دارد، و خانواده‌ات نیز بر تو حقّی دارد
- از چاق شدن همانند خوکهایی که برای ذبح،چاق(و نگهداری) می‌شوند بپرهیزید.

آزادگی و عزت

- بنده ديگري مباش كه خدا تو را آزاد آفريد
- هر عزيزى كه تحت قدرت و سلطه اى باشد ذليل است
- عزّت مؤمن، بی نیازی او از مردم است
- اگر یکی از شما ریسمانی بردارد و برای جمع کردن هیزم به بیابان برود و کوله باری از هیزم بر کول گیرد و آن را بیاورد و بفروشد، و از مزد آن معاش زندگی خود را تأمین کند و آبرویش را حفظ کند، برای او بهتر از تقاضای کمک کردن است
- مومن حق ندارد خود را خوار وبی مقدار سازد
- آن کس که برای خویش ارزش ومنزلتی قائل نیست به اصلاح او امیدی نمی توان بست
- بترس از آدمي كه خودش براي خودش قيمت ندارد. آدمي كه احساس شرافت و كرامت در خود نمي كند از شر او ايمن مباش
- هـر كه مـى‏خواهد بـى آن كـه ايل و تبارى داشته باشد ، عزّتمند باشد و بدون آن كه مال و ثروتى داشته باشد بى‏نياز باشد و بدون آن كه قدرتى داشته باشد ، داراى هيبت و شكوه باشد ، بايد از خوارىِ معصيت خدا به عزّتِ طاعت او درآيد
- هر كه خود را به وسیله خداوند بی نیاز بداند مردم محتاج او خواهند شد
- مردن با عزت بهتر از زندگى با ذلت است
- و هر كه تقوای الهی را پیشه خود كند خواه ناخواه، مورد محبّت مردم قرار می گیرد گرچه مردم خودشان اهل تقوا نباشند
- مؤمن از کوه محکم تر است
- و نیز فرمود: «خدا به مؤمن سه خصلت کرامت فرمود: عزت در دنیا و آخرت، و رستگاری دنیا و آخرت، و مهابت در دل ستمگران».

قدرت و منصب

- هر که حق را پیش روی خود قرار دهد و بر محور حق حرکت کند، مردم او را به ریاست و زعامت می پذیرند
- درخواست همكاري براي برپا كردن حق ، نشانه ديانت و امانت داري است
- زکات قدرت، انصاف است
- هر کسی که مقام و قدرت خود را در خدمت دین قرار دهد، همه قدرت ها تسلیم او خواهند شد
- کسی که کاری از کارهای مردم به عهده اش گذاشته شود و او درِ محل کار خود را روی مردم باز کند، پرده ها و موانع را کنار بزند و با دقت به فکر اصلاح امور مردم باشد، بر خداوند است که روز قیامت او را در امان قرار دهد و به بهشت برد
- از خوشبختي مرد آن است که سرپرست خانواده اش باشد
- .... نیازمند سه چیز است: قلب اندیشمند و متفکر، زبان گویا و دل پر جرئت و قاطع در برابر اجرای حق

سخن

- عاقل، هر گاه سخن بگويد، آن را با سخنى حكيمانه و ضرب المثل همراه سازد و نادان هرگاه سخن بگويد، آن را با سوگند همراه كند
- فصاحت زینت بخش كلام است
- بدترين سخن، سخنى است كه قسمتى از آن قسمت ديگرش را نقض كند

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:13
حدیث (1) امام رضا علیه السلام فرمودند: تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا؛به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.
(بحارالانوار،ج78،ص 347)حدیث (2) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته؛ کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.
(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )حدیث (3) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته؛همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.
(مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)حدیث (4) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه أنبیائه؛ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکی ها، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامران الهی
(شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ لابن‌ ابی‌ الحدید ، ج‌ 16 ، ص‌ 211)حدیث (5) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:قاریءُ الحدید، و اذا وقعت، و الرحمن، یدعی فی السموات و الارض، ساکن الفردوس؛تلاوت کننده سوره حدید و واقعه و الرحمن در آسمانها و زمین اهل بهشت خوانده می شوند
(کنزالعمال ، ج‌ 1 ، ص582)حدیث (6) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم؛بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.
(دلال الامامه و کنزالعمال ، ج‌ 7، ص225)حدیث (7) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و انظر فی وجه رسول و الانفاق فی سبیل الله؛از دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1-تلاوت قرآن 2-نگاه به چهره رسول خدا 3-انفاق در راه خدا
(وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295)حدیث ( 8) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:فجعل الله...اطاعتنا نظاما للملة و امامتنا أمانا للفرقة؛خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است.
(بحار الانوار، ج 43، ص 158)حدیث ( 9) امام رضا علیه السلام فرمودند:لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا.؛هیچ بنده ‏اى حقیقت ایمانش را کامل نمى ‏کند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین‏ شناسى، تدبر نیکو در زندگى، و شکیبایى در مصیبت‏ها و بلاها.(بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1 )
حدیث (10) امام رضا علیه السلام فرمودند:مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبَحَ وَمَن غَفَلَ عَنهَا خَسِر؛آن کسى که نفسش را محاسبه کند، سود برده است و آن کسى که از محاسبه نفس غافل بماند، زیان دیده است.
(بحار الأنوار، ج 78، ص 352، باب 26، ح 9)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:13
حدیث (11) امام رضا علیه السلام فرمودند:
مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل؛
هر کـس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل کم او راضى خواهد بود.
(بحـارالانـوار،ج 78،ص 357)حدیث (12) امام حسین علیه السلام فرمودند:
لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب ؛
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.
(تحف العقول ، ص 251)حدیث (13) امام رضا علیه السلام فرمودند:مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمة ؛هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.
(اصول کافى، ج 3، ص 268)حدیث (14) امام حسین علیه السلام فرمودند:أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة ؛هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود.
(محجه البیصاء ج 4،ص 228)حدیث (15) امام حسین علیه السلام فرمودند:لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق ؛رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد.
(تاریخ طبرى،ص 1،ص 239)حدیث (16) امام حسین علیه السلام فرمودند:
إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ ؛


بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.


(فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476)حدیث (17) امام حسین علیه السلام فرمودند:
لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا
کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت


(مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69)حدیث (18) امام حسین علیه السلام فرمودند:

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء؛

عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند.



(بحارالانوارج/ 93 ص/ 294)حدیث (19) امام حسین علیه السلام فرمودند:

اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ ؛
گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است.

(حیات امام حسین ج 1 /ص 183)

حدیث (20) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:

اِنَّما یُداقُّ اللهُ العِبادَ فی الحِسابِ یَومَ القِیامَةِ علی قَدرِ ما اَتاهُم مِن العُقُولِ فِی الدُّنیا؛
خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند.

(اصول کافی ج 1 /ص 12)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:14
حدیث (21) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

طَلَبُ العِلمِ فَریضَةٌ عَلی کُلِّ مُسلِمٍ، اَلا اِنَّ اللهَ یُحِبُّ بُغاةَ العِلمِ؛

طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، همانا خدا جویندگان علم را دوست دارد.


(اصول کافی ج 1 /باب دوم/ص 35)
حدیث (22) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:خَیرُ الأصحابِ مَن قَلَّ شِقاقُهُ و کَثُرَ وِفاقُهُ؛بهترین یاران کسی است که ناسازگاریش اندک باشد و سازگاریش بسیار
(تنبیه الخواطر، ج2، ص123 )حدیث (23) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:إنَّ الصَّدَقَة َلتُطفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ؛صدقه، خشم پروردگار را فرو می‌نشاند.
(کنزالعمال، ح161143 )حدیث (24) امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ؛عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.
(تحف العقول، ص448)حدیث (25) رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ؛هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب می شود.
(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)حدیث (26) امام صادق علیه السلام فرمودند:أَقرَبُ ما یَکُونُ العَبدُ إلَی اللهِ وَ هُوَ ساجِدٌ؛نزدیکترین حالات بنده به پروردگارت حالت سجده است.
(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)حدیث (27) امام صادق علیه السلام فرمودند:إنَّ اللهَ عَزَّوَجَّلَ یََرحَمُ الرَّجُلَ لَشُدَةِ حُبِّ لُوَلَدُه؛براستی که خداوند عزوجل رحم می نماید مرد را، به سبب شدت محبت او به فرزندش.
(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)حدیث (28) امام حسین علیه السلام فرمودند:مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ؛آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.
(بحار الانوار ، ج 3 ، ص 397)حدیث (29) امام علی علیه السلام فرمودند:اَلمُؤمِنُ بَشرُهُ فی وَجِهِهِ وَحُزنُهُ فی قَلبِهِ؛شادی مومن در رخسار او و اندوهش در دل است.
(نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره325)حدیث (30) امام علی علیه السلام فرمودند: اَلعِلمُ کَنزٌ عَظیمٌ لایَفنی؛علم گنج بزرگی است که با خرج کردن تمام نمی شود.
(غرر الحکم و درر الکلم

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:14
حدیث (31)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

اَلعِبادَهُ سَبعونَ جُزء، اَفضَلُها جُزءً طَلَبُ الحَلالِ؛عبادت هفتاد جزء است و بالاترین و بزرگترین جزء آن کسب حلال است.
(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)
حدیث (32) امام حسین علیه السلام فرمودند:

اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِ؛بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
(الدره الباهره ، ص24)
حدیث (33) امام باقر علیه السلام فرمودند:

اِصبِروا عَلی اداء الفَرائضِ، وَ صابِروعَدُوُّکُم ، وَ رابِطو امامَکُمُ المُنتَظَرِ؛صبر کنید برگزاردن احکام شرع و شکیبایی ورزید در برابر دشمنتان و آماده و حاضر یراق باشید برای امامتان که در انتظار او هستید.
(غیبه النعمانی، ینابیع الموده)
حدیث (34) امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

من آنَس بِالله اِستوحَشَ مِنَ النّاس؛کسی که با خدا مانوس باشد، از مردم گریزان گردد
(مسند الامام العسکری، ص287)
حدیث (35) امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

جُعِلتِ الخَبائِثُ فی بَیت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکَذِبَ؛تمام پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.
(بحار الانوار، ج78، ص377)
حدیث (36) امام علی علیه السلام فرمودند:

اَللِّسانُ سَبُعٌ، اِن خُلّیَ عَنهُ عَقَرَ؛زبان، حیوان درنده است، اگر رها شود می گزد.(نهج البلاغه)
حدیث (37) امام حسن عسکری (ع):

کَفاکَ ادبا تَجنُّبُکَ ما تَکرهُ مِن غَیرکَ؛در مقام ادب همین بس که آنچه برای دیگران نمی پسندی، خود از آن دوری کنی
(مسند الامام العسکری، ص288)
حدیث (38) امام حسن عسکری (ع):

اِنَّ الوُصُولَ اِلی اللهِ عَزّوجلَّ سَفَرٌ لا یُدرَکُ اِلّا بِامتِطاءِ اللَّیلِ؛وصول به خداوند عزوجل سفری است که جز با عبادت در شب حاصل نگردد.
(مسند الامام العسکری، ص290)
حدیث (39) امام حسن عسکری (ع):

التَّواضُعُ نِعمَةٌ لایُحسَدُ عَلیها؛تواضع و فروتنی نعمتی است که بر آن حسد نبرند
(تحف العقول، ص489)
حدیث (40) امام حسن عسکری (ع):

لَیسَ مِنَ الاَدَبِ اِظهارِ الفَرَح عِندَ المَحزونِ؛اظهار شادی نزد غمدیده، از بی ادبی است
(تحف العقول، ص489)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:15
حدیث (41) امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:المُومِنُ بَرَکَةٌ عَلی المُومِنِ وَ حُجَّةٌ عَلی الکافر؛
مومن برای مومن برکت و برای کافر، اتمام حجت است.
(تحف العقول، ص489)
حدیث (42) امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:مَن لَم یجِد لِلاساءَةِ مَضَضّا لَم یکن عِندَهُ لِلاِحسانِ مَوقعٌ؛
کسی که مزه رنج و سختی را نچشیده، نیکی و احسان در نزد او جایگاهی ندارد.
(بحارالانوار، جلد 78، ص333)
حدیث (43) امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:أفضَلُ العِبادَةِ بَعدِ المَعرِفَةِ‌ إِنتِظارُ‌ الفَرَجِ؛بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند،‌ انتظار فرج و گشایش است.
(تحف العقول، ص403)
حدیث (44) امام محمدباقر علیه السلام فرمودند:خُذُوا الکلِمَةَ اطَّیبَةَ مِمَّن قالَها و إن لَم یعمَل بِها ؛
سخن طیب و پاکیزه را از هر که گفت بگیرید،‌ اگر چه او خود،‌ بدان عمل نکند.
(تحف العقول، ص391)
حدیث (45) امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:مَن أرادَ أن یکنَ‌ أقوَی النّاسِ‌ فَلیتَوکل عَلی اللهِ؛
هر که می خواهد که قویترین مردم باشد بر خدا توکل نماید.
(بحار الانوار،7 ، ص143)
حدیث (46) امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:أوشَک دَعوَةً‌ وَ أسرَعُ إجابَةُ دُعاءُ المَرءِ لاِخیهِ‌ بِظَهرِ الغَیبِ؛
دعایی که بیشتر امید اجابت آن می رود و زودتر به اجابت می رسد،‌ دعا برای برادر دینی است در پشت سر او.
(اصول کافی،ج1 ،ص52)
حدیث (47) امام علی علیه السلام فرمودند:اُحصُدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِک بِقَلعِهِ مِن صَدرِک؛
قلب خود را از کینه دیگران پاک کن،‌ تا قلب آنها از کینه تو پاک شود.
(الامالی، ج2، ص 174)
حدیث (48) امام علی علیه السلام فرمودند:مَن ظَنَّ بِكَ‌ خَیرَاً فَصَدِّق ظَنَّه؛
کسی که به تو گمان نیکی برد، گمانش را (عملاً) تصدیق کن.
(نهج البلاغه نامه 31)
حدیث (49) امام علی علیه السلام فرمودند:اَلعَفافُ زِینَهُ‌ الفَقرِ، وَ الشُّکرُ زِینَهُ الغِنَی؛خویشتن داری، زینت فقر است و سپاس گزاری زینت غنا و توانگری.
(تحف العقول ص 75)
حدیث (50) امام علی علیه السلام فرمودند:إِذَا اختَشَمَ المُومِن أَخَاهُ فَقَد فَارقَهُ ؛
به خشم درآوردن و شرمنده ساختن دوست، مقدمه جدایی از اوست.
(محاضرات ج2 ص28)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:16
حدیث (51) امام علی علیه السلام فرمودند:قِیمَهُ کلَّ امرِی ءٍ مَا یحسِنُهُ؛
قیمت و ارزش هر کس به اندازه ی کاری است که به خوبی می تواند انجام دهد.
(بیان و التبین ص 179)
حدیث (52) امام علی علیه السلام فرمودند:بِکَثرَةِ الصَّمتِ تَکون الهَیبَهُ، وَ بِالنَّصَفَهِ یَکثُر المُوَاصِلونَ؛
کثرت سکوت موجب ابهت و بزرگی است و انصاف مایه فزونی دوستان است.
حدیث (53) امام علی علیه السلام فرمودند:لا تَرَی الجاهِلَ اِلّا مُفرِطاً اَو مُفَرِّطاً؛همیشه جاهل: یا افراط گر و تجاوزکار و یا کندرو و تفریط کننده است.
(النهایه،جلد 3 ص 435)
حدیث (54) امام علی علیه السلام فرمودند:اَکثَرُ مَصَارعِ‌ العُقُولِ تَحتَ بُرُوقِ المَطَامِعِ؛
قربانگاه عقلها غالبا در پرتو طمعها است.
(محاضرات ج 1 ص 251)
حدیث (55) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:قُولُوا لِلنّاسِ‌ أحسَنَ ما تُحِبُّونَ أن یقالَ لَکم؛
به مردم بگویید بهتر از آن چیزی که می خواهید به شما بگویند.
(محاضرات ج 1 ص 251)
حدیث (56) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:اَفضَلُ العِبادَةِ عِفَّةُ البَطنِ وَ الفَرجِ؛
بالاترین عبادت، عفت شکم و شهوت است
(تحف العقول، ص 296)
حدیث (57) امام علی علیه السلام فرمودند:ثمَرَهُ التَّفِریطِ النَّدامَهُ، وَ ثَمَرَهُ الحَزمِ السَّلامَهُ؛
ثمره تفریط و کوتاهی پشیمانی است و ثمره دور اندیشی سلامت.
(محاظرات ج2 ص 313)
حدیث (58) امام علی علیه السلام فرمودند:أشَدُّ الذُّنُوبِ مَا استَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ؛
سخت ترین گناهان آن است که صاحبش آن را کوچک بشمرد.
(نهج البلاغه حکمت 348)
حدیث (59) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:ما عَرَفَ اَللهَ مَن عَصاهُ؛
خدا را نشناخته آن که نافرمانی اش کند
(تحف العقول ص294)
حدیث (60) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:لا یکونُ اَلعَبدُ عالِماً حَتّی لا یکونَ حاسِداً لِمَن فَوقَهُ و لا مُحَقِّراً لِمَن دُونَهُ؛هیچ بنده ای عالم نباشد تا اینکه به بالا دست خود حسد نبرد و زیر دست خود را خوار نشمارد.
(تحف العقول ص293)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:16
حدیث (61) امام علی علیه السلام فرمودند:اَعجَزُ النَّاسِ مَن عَجَزَ عَنِ اکتِسابِ الاِخوَانِ، وَاَعجَزُ مِنهُ مَن ضَّیعَ مَن ظَفِرَ بِهِ مِنهُم؛
عاجز ترین مردم کسی است که از بدست آوردن دوست عاجز بماند و از او عاجزتر کسی است که دوستان بدست آورده را از دست بدهد
(الامالی ص 110)
حدیث (62) امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:اَلمُومِنُ مِثلُ کفَّتی المیزانِ کلَّما زیدَ فی ایمانِهِ زیدَ فی بَلائِهِ؛
مومن همانند دو کفه ترازوست. هرگاه به ایمانش افزوده گردد، به بلایش نیز افزوده می گردد
( تحف العقول ص 408)
حدیث (63) امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:اَفضَلُ العِبادَةِ بَعدَ المَعرِفَةِ إِنتِظارُ الفَرَجِ؛
بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند، انتظار فرج و گشایش است.
(تحف العقول ص 403)
حدیث (64) امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:لا تُمار فَیذهَبَ بَهاوُک وَ لا تمازح فَیجتَرَاُ عَلَیک؛
جدال مکن که ارزشت می رود و شوخی مکن که بر تو دلیر شوند
(تحف العقول ص 486)
حدیث (65) امام علی علیه السلام فرمودند:یابنَ آدَمَ ما کسَبتَ فَوقَ قُوَّتِک ، فَاَنتَ فیهِ خازِنٌ لِغَیرِک؛
ای فرزند آدم! هرچه بیشتر از مقدار خوراکت به دست آوری خزانه دار دیگران خواهی بود.
(مروج الذهب ج 2 ص 246)
حدیث (66) امام علی علیه السلام فرمودند:لا یعابُ المَرءُ بِتَاخیرِ حَقهِ اِنمَا یعابُ مَن اَخَذَ ما لَیسَ لَهُ؛
برای انسان عیب نیست که حقش تاخیر افتد، عیب آن است که چیزی را که حقش نیست بگیرد
(الامالی ج 1 ص 76)
حدیث (67)پیامبر اکرم (ص) فرمودند:لِکُلِّ شَیئٍ زَکاةٌ وَ زَکاةُ الاَبدانِ الصِّیامُ؛
براى هر چیزى زکاتى است و زکات بدنها روزه است.
(الکافى، ج 4، ص 62)
حدیث (68) امام علی علیه السلام فرمودند:صَومُ النَّفسِ عَن لَذّاتِ الدُّنیا اَنفَعُ الصِّیامِ
روزه نفس از لذتهاى دنیوى سودمندترین روزه ‏هاست.
(غرر الحکم، ج 1 ص 416)
حدیث (69) امام صادق علیه السلام فرمودند:اِذا صُمتَ فَلیَصُم سَمعَک وَ بَصرَک وَ شَعرَک وَ جِلدَک؛
آنگاه که روزه مى ‏گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه ‏دار باشند.(یعنى از گناهان پرهیز کند.)
(الکافى ج 4 ص 87)
حدیث (70) امام رضا علیه السلام فرمودند:مَن قَرَاَ فى شَهرِ رَمضانَ آیَة مِن کِتابِ اللهِ کانَ کَمَن خَتَمَ القُرآنَ فِى غَیرِه مِن الشُهُورِ؛
هر کس ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند مثل اینست که درماههاى دیگر تمام قرآن را بخواند.
(بحار الانوار ج93، ص346)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:17
حدیث (71) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:هوَ شَهرٌ اَوَّلُه رَحمَة وَ اَوسَطُه مَغفِرَة و آخِرُه عِتقٌ مِنَ النّارِ؛
رمضان ماهى است که ابتدایش رحمت است و میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم.
(بحار الانوار،ج93،ص342)
حدیث (72) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:لا فَضیلَةَ کالجِهادِ ، ولا جِهادَ کمُجاهَدَةِ اَلهَوی؛
فضیلتی چون جهاد نیست ، و جهادی چون مبارزه با هوای نفس نیست.
(تحف العقول ص 286)
حدیث (73) امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند:لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الغالِبِ وَ لا تَتَّکل عَلَى القَدَرِ إِتَّکالَ المُستَسلَمِ؛
چون شخص پیروز در طلب مکوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مکن [بلکه با تلاش پیگیر و اعتماد و توکل به خداوند، کار کن].
(تحف العقول ، ص 236 )
حدیث (74) امام صادق علیه السلام فرمودند:اثافى الاسلام ثلاثة: الصلوة و الزکوة و الولایة،لا تصح واحدة منهن الا بصاحبتیها؛
سنگهاى زیربناى اسلام سه چیز است: نماز، زکات و ولایت که هیچ یک از آنها بدون دیگرى درست نمى‏ شود.
(کافى جلد2، ص 18)
حدیث (75) امام علی علیه السلام فرمودند:لا غِنَی کالعَقلِ، و لا فَقرَ کالجَهلِ، و لا میراثَ کالاَدَب و لا ظَهیرَ کالمُشاوَرَه؛
هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود.
(تحف العقول ص89)
حدیث (76) امام صادق علیه السلام فرمودند:اِنَّ مِن تَمامِ الصَّومِ اِعطاءُ الزَّکاةِ یَعنى الفِطرَة کَما اَنَّ الصَّلوةَ عَلَى النَّبِى (ص) مِن تَمامِ الصَّلوةِ؛
تکمیل روزه به پرداخت زکاة یعنى فطره است، همچنان که صلوات بر پیامبر (ص) کمال نماز است.
(وسائل الشیعه، ج 6 ص 221)
حدیث (77) امام علی علیه السلام فرمودند:رُبِّ عالِمٍ قَد قَتَلَهُ جَهلُهُ ، وَ عِلمُهُ مَعَهُ لا ینفَعُهُ؛
چه بسیارند دانشمندانی که جهلشان آنها را کشته در حالی که علمشان با آنهاست، اما به حالشان سودی نمی دهد.
(ارشاد ص144)
حدیث (78) امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:اَشَدُّ النّاس اجتهاداً مَن تَرَک الذُّنوبَ؛
کوشنده ترین مردم کسی است که گناهان را رها سازد.
(تحف العقول ، ص 489)
حدیث (79) امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:اِیاک وَ المِزاحَ فَاِنَّهُ یذهَبُ بِنُورِ ایمانِک؛
از شوخی (بی مورد) بپرهیز، زیرا که شوخی نور ایمان تو را می برد.
(بحارالانوار،ج78،ص321)
حدیث (80) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:اِثنانِ یعلهما اللهُ فِی الدُّنیا البَغیَ وعُقوقَ الوالدین؛
دو چیز را خداوند در دنیا کیفر میدهد : تعدی و ناسپاسی پدر و مادر.
(کنز العمال، ج 16، ص 462، ح 45458)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:18
حدیث (81) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

اُدعُوا اللهَ وَ اََنتم مُوقِنونَ بِالاِجابَةِ وَاعلَموا اَنَّ اللهَ لا یَستَجِیبُ دُعاءَ مِن قَلبِ غافِلٍ لاه؛
خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب غافل بیخبر نمی پذیرد.
(کنز العمال، ج2، ص72)
حدیث (82) امام صادق علیه السلام فرمودند:

الـرَّغبَهُ فِـى الـدُّنیـا تـُورِثُ الغَمِّ وَ الحُزنِ وَ الزُّهـدِ فـِى الدُّنیا راحَهُ القَلبِ وَ البَـدَنِ؛
رغبت و تمایل به دنیا مایه غم و اندوه و زهد و بـى میلى به دنیا سبب راحتى قلب و بدن است.
(تحف العقول، ص 358)
حدیث (83) امام صادق علیه السلام فرمودند:

مَن عَرَفَ اللهَ خافَ اللهَ و مَن خافَ اللهَ سَخَت نَفسَهُ عَنِ الدُّنیا؛
هر که خدا رابشناسد ترس او در دلش می افتد و هر از خدا ترسان باشد نفسش از دنیا باز می ماند.
(جهاد النفس، ص 83)
حدیث (84) امام کاظم علیه السلام فرمودند:

اَفضَلُ ما یَتَقَرَّبُ به العَبدُ اِلی اللهِ بَعدِ المَعرِفَةِ به ، الصَلوةُ؛
بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب پیدا می کند، نماز است.
(تحف العقول،ص455)
حدیث (85) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

اِنَّ الدینارَ وَ الدِّرهَمَ اَهلَکا مَن کانَ قَبلکم و هُما مُهلِکاکم؛
همانا دینار و درهم پیشینیان شما را به هلاکت رساند و همین دو نیز هلاک کننده شماست.
(جهاد النفس، ص 247)
حدیث (86) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یَأمَنُ یَومَ القِیامَةِ إِلا مَن خافَ اللهَ فی الدُّنیا؛
هیچ کس روز قیامت در امان نیست، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد.
(بحار الانوار،ج 4،ص 19)
حدیث (87) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا أفلَحَ قَومٌ إشتَرَوا مَرضاةَ المَخلوقِ بِسَخَطِ الخالِق؛
کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.
(مقتل خوارزمی،ج 1،ص239)
حدیث (88) امام حسن علیه السلام فرمودند:

المَسؤولُ حُرّ حَتی یَعِد ، وَ مُستَرِقُ المَسئولِ حَتی یَنجَز؛
انسان تا وعده نداده ، آزاد است . اما وقتی وعده میدهد زیر بار مسؤولیت میرود، و تا به وعدهاش عمل نکند رها نخواهد شد .
(بحار الانوار،ج78،ص113)
حدیث (89) امام علی علیه السلام فرمودند:

خالطوا الناس مخالطه ان متم معها بکوا علیکم ، و ان عشتم حنوا الیکم؛
با مردم آنچنان معاشرت کنید که اگر بمیرید بر مرگ شما اشک ریزند و اگر زنده بمانید به شما عشق ورزند.
(نهج البلاغه)
حدیث (90) امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن حاوَلَ اَمراً بِمَعصِیَةِ اللهِ کانَ اَفوَتُ لِما یَرجو و اَسرَعُ لِما یَحذَرُ؛
کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود .
(بحارالانوار،ج78،ص120)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:19
حدیث (91) امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن طَلَبَ رِضَی الناسِ بِسَخَطَ اللهِ وَکَّلَهُ اللهُ إلی الناسِ؛
کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند شود، خداوند او را به مردم وا می گذارد.
(بحارالانوار،ج78،ص126)
حدیث (92) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

لا فقرَ اَشدُّ مِنَ الجَهلِ ، لا مالَ اَعودُ مِن العَقلِ؛
هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست .
(اصول کافی،ج1،ص30)
حدیث (93) امام علی علیه السلام فرمودند:

لِکُلِّ شَیءٍ وَجهٌ وَ وَجهُ دینِکم الصَّلاةُ؛
هر چیز دارای سیماست ، سیمای دین شما نماز است .
(بحار الانوار،ج82،ص227)
حدیث (94) امام صادق علیه السلام فرمودند:

اَحبّ اخوانى الى من اهدى الى عیوبى؛
محبـوبتـرین بـرادرانـم نزد من، کسـى است که عیبهایـم را به من اهدا کنـد.
(تحف العقول،ص366)
حدیث (95) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

لا یَنالُ شَفاعَتی مَن اَخَّرَ الصَّلوةَ بَعدَ وَقتِها؛
کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهدرسید
(بحارالانوار،ج،83ص20)
حدیث (96) امام علی علیه السلام فرمودند:

العِلمُ وَراثَهٌ کَریمَهٌ ، وَ الادابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ ، وَ الفِکرُ مِرآهٌ صافِیَهٌ؛
علم میراث گرانبهائی است و ادب لباس فاخر و زینتی است و فکر آئینه ای است صاف.
(نهج البلاغه)
حدیث (97) امام محمدباقر علیه السلام فرمودند:

مَن تَرَکَ الجَماعَةَ رَغبَةً عَنها وَ عَن جَماعَةِ المُسلِمینَ مِن غَیرِ عِلَّةٍِ فَلا صَلاةَ لَه؛
کسی که از روی بی میلی ،بدون عذر و علت نمازجماعت را که اجتماع مسلمانان است ترک کند، نمازی برای او نیست.
(امالی شیخ صدوق،ص290)
حدیث (98) امام علی علیه السلام فرمودند:

مَن صَلّی رَکعَتَینِ یَعلَمُ مایَقولُ فِیهما اِنصَرَفَ وَ لَیسَ بَینَه وَ بَینَ اللهِ - عَزَّ وَ جَلَّ - ذَنبٌ؛
هر کس دو رکعت نماز بخواند و بداند چه می گوید، از نماز فارغ می شود، درحالی که میان او و میان خدای عز و جل گناهی نیست.
(اصول وافی،ج2،ص100)
حدیث (99) امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن اَحَبَّکَ نَهاکَ وَ مَن اَبغَضَکَ اَغراکَ؛
کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند.
(بحار الانوار،ج75،ص128)
حدیث (100) امام علی علیه السلام فرمودند:

اَکبَرُ العَیبِ اَن تَعیبَ ما فیک مِثلُهُ؛
بزرکترین عیب آن است که آنچه را که مانند آن در خود توست عیب بشماری.
(جهاد النفس)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:20
حدیث (101) امام جواد علیه السلام فرمودند:اِیاکَ وَ مصاحِبَةَ الشِّریرِ ، فَاِنَّهُ کالسَّیفِ المَسلولِ یُحسِنُ مَنظَرَه وَ یَقبَحُ اَثَره؛
از همراهی و رفاقت با آدم شرور بپرهیز ،زیرا که او مانند شمشیر برهنه است که ظاهرش نیکو و اثرش زشت است.
(مسندالامام الجواد،ص243)
حدیث (102) امام صادق علیه السلام فرمودند:لا یَنالُ شَفاعَتَنا مَن استَخَفَّ بِالصَّلاةِ؛
هرکس نماز را سبک بشمارد ، بشفاعت ما دست نخواهد یافت.
(فروع کافی،ج3،ص270)
حدیث (103) امام محمدباقر علیه السلام فرمودند:عالِمٌ یُنتَفَعُ بِعِلمِهِ اَفضَلُ مِن سَبعینَ اَلفٍ عابِدٍ؛
دانشمندی که از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است .
(بحارالانوار،ج75 ،ص173)
حدیث (104) امام محمدباقر علیه السلام فرمودند:قولوا لِلنّاسِ اَحسنَ ما تُحِبُّونَ اَن یُقالَ لَکم؛
بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید.
(بحارالانوار،ج65،ص152)
حدیث (105) امام محمدباقر علیه السلام فرمودند:لا یَسلِمُ اَحَدٌ مِنَ الذُّنوبِ حَتّی یَخزُنَ لِسانَه؛
هیچ کس از گناهان سالم نمی ماند، مگر اینکه زبانش را نگه دارد.
(بحارالانوار،ج75،ص178)
حدیث (106) امام محمدباقر علیه السلام فرمودند:اِنَّ اَعجَلَ الطاعَهِ ثَواباً لِصِلَهِ الرَّحِم؛
نزدیکترین و سریعترین طاعت در ثواب ، پیوند با خویشان است.
(تحف العقول،ص303)
حدیث (107) امام حسین علیه السلام فرمودند:مِن دَلائِلِ العالِمِ إنتقادَةِ لِحَدِیثِه وَ عِلمِه بِحَقائِقَ فُنونِ النَّظَر؛
از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است.
(بحارالانوار،ج78،ص119)
حدیث (108) امام حسین علیه السلام فرمودند:من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.
از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .
(بحارالانوار،ج78،ص119)
حدیث (109) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:آیَةُ المُنافِقِ ثَلاثٌ: اِذا حَدَثَ کَذِبَ وَ اِذا وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِذا اؤتُمِنَ خانَ؛
نشان منافق سه چیز است: 1 - سخن به دروغ بگوید . 2 - از وعده تخلف کند .3 - در امانت خیانت نماید .
(صحیح مسلم،کتاب الایمان،ح 89)
حدیث (110) امام صادق علیه السلام فرمودند:انَّ العَملَ القَلیلَ الدّائمَ عَلَی الیَقینِ اَفضَلُ عِنداللهِ منَ العَمَلِ الکثیرِ عَلی غَیرِ یَقینٍ؛
عمل اندک و بادوام که بر پایه یقین باشد و در نزد خداوند از عمل زیاد که بدون یقین باشد برتر است.
(جهاد النفس،‌ص62)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:22
حدیث (111) امام رضا علیه السلام فرمودند:اِنَّ یَومَ الغَدیرِ فِی السَماءِ اَشهَرُ مِنهُ فِی الاَرضِ؛
روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است.
(مصباح المجتهد،ص 737)
حدیث (112) امام صادق علیه السلام فرمودند:ثَلاثٌ مـَن کـُنَّ فِیهِ کـانِ سَیِّـداً: کَظمُ الغَیظِ وَالعَفـوُ عَن المَسیىءِ والصِّله بِـالنَفـسِ وَالمـالِ؛
سه چیز است که در هـر که بـاشـد آقـا و سـرور است: خشـم فـرو خـوردن ،گذشت از بدکـردار، کمک و صله رحـم بـا جـان و مـال.
(تحف العقول، ص 317)
حدیث (113) امام حسن علیه السلام فرمودند:اَلخَیرُ الَّذِی لا شَرَّ فِیهِ، اَلشُّکرُ مَعَ النِّعمَة وَ الصَّبرُ عَلَی النّازِلَة؛
خیری که هیچ شری در آن نیست ، شکر بر نعمت و صبر بر مصیبت ناگوار است.
(تحف العقول ، ص 237)
حدیث (114) امام هادی علیه السلام فرمودند:مَن کانَ عَلَی بَیِّنَةٍ مِن رَبِّهِ هانَت عَلَیهِ مَصائِبُ الدُّنیا وَ لَو قَرضَ وَ نَشَرَ؛
هر که بر طریق خداپرستی محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید، گر چه تکه تکه شود.
(تحف العقول، ص 511)
حدیث (115) امام صادق علیه السلام فرمودند:اِنَّ مِن اَعظَمِ النّاسِ حَسرَهً یَومَ القِیامَهِ، مَن وَصفَ عَدلاً ثُمَّ خالَفَهُ اِلَى غَیرِه؛
پشیمان ترین شخص در روز قیامت، کسى است که براى مردم از عدالت سخن بگوید، اما خودش به دیگران عدالت روا ندارد.
(وسائل الشیعه،ج15،ص295)
حدیث (116) امام صادق علیه السلام فرمودند:عَلَیکَ بِالصَّمتِ، تَعد حَلِیماً، جاهِلاً کُنتَ اَو عالِماً، فَاِنَّ الصَّمتَ زَینٌ لَکَ عِندَ العٌلَماءِ وَ سِترٌ لَکَ عِندَالجُّهالِ؛
عالم باشى یا جاهل ، خاموشى را برگزین تا بردبار به شمار آیى . زیرا خاموشى نزد دانایان زینت و در پیش نادانان پوشش است.
(مستدرک ،ج 9، ص17)
حدیث (117) امام صادق علیه السلام فرمودند:ما عَذَّبَ اللهُ اُمَّهً اِلا عِندَ استِهانَتِهِم بِحُقُوقِ فُقَراءِ اِخوانِهِم؛
خداوند امتى را عذاب نخواهد کرد، مگر در وقتى که نسبت به حقوق برادران نیازمند خود سستى نمایند.
(مستدرک ،ج 12، ص413)
حدیث (118) امام صادق علیه السلام فرمودند:اِیّـاکُـم اَن یَحسُـدَ بَعضُکـُم بَعضـاً فَـاِنَّ الکُفـرَ اَصلُه الحَسَـد؛
از حسـد ورزى به یکـدیگـر بپـرهیزیـد، زیـرا ریشه کفـر، حسـد است.
(تحف العقول ، ص 315)
حدیث (119) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:اَوَّلُ ما یَسالونَ عَنهُ الصَّلواتُ الخَمسُ؛
اولین چیزی که از انسانها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است .
(کنز العمال،ج 7،حدیث 18859)
حدیث (120) امام علی علیه السلام فرمودند:الصَّلاةُ حِصنٌ مِن سَطَواتِ الشَّیطانِ؛
نماز قلعه و دژ محکمی است که نمازگزار را از حملات شیطان نگاه می دارد.
(غررالحکم ، ص 56 )

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:22
حدیث (121) امام سجاد علیه السلام فرمودند:الخیرَ کُلُّهُ قَد اجتَمَعَ فی قَطعِ الطّمعِ عمّا فی أَیدِی النّاس؛
تمامیِ خیر و خوبی در بریدن طمع و چشم نداشتن به آنچه که در دستان مردم جمع شده، است.
(جهادالنفس، ص276)
حدیث (122) امام صادق علیه السلام فرمودند:لا تُشـاوِر اَحمَق وَ لا تَستَعِنَّ بَکَذّابٍ وَ لا تَثق بِمَوَدَهِ مُلُوک؛
با احمق مشورت نکن و از دروغگو یارى مجو و به دوستى زمامداران اعتماد مکن.
(تحف العقول،ص316)
حدیث (123) امام صادق علیه السلام فرمودند:ما اَقبَحَ بِالمُومنِ اَن تَکونَ لَهُ رَغبةٌ تُذِلهُ؛
برای مومن چقدر زشت است که میل و رغبتی داشته باشد که او را به ذلت و خواری بکشاند.
(جهاد النفس،ص277)
حدیث (124) امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:ما مِن شَیءٍ تَراهُ عَیناکَ اِلا وَ فِیهِ مَوعِظَه؛
چیزی نیست که چشمانت آن را بنگرد ، مگر آن که در آن پند و اندرزی است.
(بحاالانوار،ج 78،ص319)
حدیث (123) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:لا تُنالُ وِلایَتُنا الّا بِالعَمَلِ و َ الوَرَع؛
کسی به ولایت ما نمی رسد مگر با عمل شایسته و خودداری از گناه.
(جهاد النفس،ص112)
حدیث (126) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:أجمِلوا فِی طَلَبِ الدُّنیا فَإنَّ کُلًّا مَیسَرٌ لما خُلقَ لَه؛
در طلب دنیا معتدل باشید و حرص نزنید ، زیرا به هر کس هر چه قسمت اوست می رسد.
(کتاب التجارات،ح2133)
حدیث (127) امام صادق علیه السلام فرمودند:ما عذب الله اُمة الا عند اِستهانتهم بحُقوق فُقَرإِ اِخوانِهِم؛
خداوند امتى را عذاب نخواهد کرد، مگر در وقتى که نسبت به حقوق برادران نیازمند خود سستى نمایند.
(مستدرک،ج12،ص413)
حدیث (128) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:الجَبّارونَ اَبعَدُ النّاس منَ اللهِ عزُّ و جلَّ یومَ القیامَةِ؛
دورترین مردم ار خداوند عزّو جل در روز قیامت سرکشانِ متکبّر هستند.
(جهادالنفس،ص254)
حدیث (129) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:خُذُوا الکَلِمَهَ الطَّیِبَهِ مِمَّن قالَها وَ اِن لَم یَعمَل بِها؛
سخن نیک را از هر کسی ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گیرید .
(بحارالانوار،ج75،ص170)
حدیث (130) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:اِنَّ لِکُلِّ شَیءٍ قُفلاً وَ قُفلُ الایمانِ الرِّفقُ؛
هر چیزی قفلی دارد و قفل ایمان مدارا کردن و نرمی است.
(جهاد النفس، ح271)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:23
حدیث (131) امام صادق علیه السلام فرمودند:

الجبارون ابعد الناس من الله عز و جل یوم القیامة؛
دورترین مردم از خداوند عزو جل در روز قیامت سرکشان متکبر هستند.
(جهاد النفس، ح589)
حدیث (132) امام علی علیه السلام فرمودند:

لا یَعدَمُ الصَبورُ الظَّفَرَ و اِن طالَ بِهِ الزَّمان؛
شخص صبور پیروزی را از دست نمی دهد و عاقبت به پیروزی می رسد اگر چه زمانی طولانی بر او بگذرد.
(جهاد النفس، ح251)
حدیث (133) امام صادق علیه السلام فرمودند:

الحَسبُ الفِعالُ و الشّرَفُ المالُ و الکرَمُ التَّقوی؛
گوهر مرد و بزرگی او اعمال اوست و شرافت و ارجمندی او دارایی او و کرامت و بزرگواری او تقوای اوست .
(جهاد النفس، ح180)
حدیث (134) امام رضا علیه السلام فرمودند:

صدیقُ کلُّ امرئٍ عَقلُهُ و عَدُوُّهُ جَهلُهُ؛
دوست هرکسی عقل اوست و دشمن هر کس نادانی اوست.
(جهاد النفس، ح82)
حدیث (135) امام حسن علیه السلام فرمودند:

عَجِبتُ لِمَن یَتَفَکَّرُ فِی مَأکولِه کَیفَ لا یَتَفَکَّرُ فِی مَعقُولِه؛
تعجب میکنم از کسانیکه در غذای جسم خود فکر میکنند ولی در امور معنوی و غذای جان خویش تفکر نمیکنند.
(بحار الانوار،ج1،ص218)
حدیث (136) امام رضا علیه السلام فرمودند:

لا تَدعُوا العَمـلَ الصّالِـحَ وَ الاِجتهادَ فِى العِبادَةِ اتِّکالاً عَلى حُبِّ آلِ مُحَمدٍ (ص) وَ لا تَدعُوا حُبَّ آلِ مُحَمـدٍ (ص) لامرِهـم اِتِّکـالاً عَلـى العِبـادَةِ فَـاِنَّـهُ لایَقـبَلُ اَحـدَهُـمـا دونَ الآخَر؛
مبادا اعمال نیک را به اتکاى دوستى آل محمد(ص) رها کنید، مبادا دوستى آل محمد(ص) را به اتکاى اعمال صالح از دست بدهید، زیرا هیچ کدام از ایـن دو ، به تنهایى پذیرفته نمى شود
( بحارالانوار،ج78،ص348)
حدیث (137) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

اثنان یعجلهما الله فی الدنیا البغی و عقوق الوالدین؛
دو چیز را خداوند در این جهان کیفر میدهد : تعدی ، و ناسپاسی پدر و مادر.
(کنز العمال ، ج 16 ، ص 462)
حدیث (138) امام محمد باقر(ع) فرمودند:

اتَّقوا اللّهَ و صُونوا دینَکُم بِالوَرَع ؛
تقوای خدا پیشه کنید و دینتان را با ورع و تقوا حفظ کنید.
(جهاد النفس،ح 188)
حدیث (139) امام حسن عسکری(ع) فرمودند:

لَیسَت العِبادَةُ کَثرةَ الصِّیامِ وَ الصَّلاةِ وَ إنَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّرِ فِی أمرِ اللهِ؛
عبادت پر روزه گرفتن و پر نماز خواندن نیست ، عبادت پر اندیشه کردن در امر خداست.
(تحف العقول ، ص 518)
حدیث (140) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

لا تَتظُروا اِلی صَغیرِ الذّنبِ ولَکنِ انظُرُوا اِلی ما اجتَرَأتُم؛
به کوچکی گناه نگاه نکنید بلکه به چیزی [نافرمانی خدا] که برآن جرات یافته اید بنگرید.
(جهاد النفس،ح 405)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:24
حدیث (141) امام صادق(ع) فرمودند:اِحمَل نَفسَک لِنَفسِک فَإن لَم تَفعَل لَم یحمِلک غَیرُک؛
نفست را به خاطر خودت به زحمت ومشقت بیانداز زیرا اگر چنین نکنی دیگری خودش را به برای تو به زحمت نمی افکند.
(جهاد النفس،ح 2)
حدیث (142) امام رضا(ع) فرمودند:ما حَدُّ التَّوکل؟ فَقال لی: اَن لا تَخافَ معَ اللهِ اَحَداً ؛
حد توکل چیست؟ حضرت فرمودند: اینکه با وجود خدا از هیچ کس نترسی
(جهاد النفس،ح 292)
حدیث (143) امام صادق(ع) فرمودند:لا یَتـِمُّ المَعروفُ اِلا بِثَلاثِ خِصـالٍ: تَعجیلِه وَ تقلیلِ کَثیرِه وَ تَرکِ الامتِنانِ بِه؛
احسان و نیکى کامل نباشد،مگر با سه خصلت: شتاب در آن،کم شمردن بسیار آن و منت ننهادن بر آن.
(تحف العقول،ص323)
حدیث (144) امام صادق(ع) فرمودند:اِعمَل بِفرائِض اللهِ تشکن أتقَی النّاس؛
به واجبات الهی عمل کن تا پرهیزکارترین مردمان باشی.
(جهاد النفس،ح 242)
حدیث (145) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اثنان یعجلهما الله فی الدنیا البغی وعقوق الوالدین؛
دو چیز را خداوند در این جهان کیفر میدهد : تعدی ، و ناسپاسی از پدر و مادر.
(کنز العمال،ج16،ص 462)
حدیث (146) امام صادق(ع) فرمودند:علیک بالصمت، تعد حلیما، جاهلا کنت او عالما، فان الصمت زین لک عندالعلمإ و سترلک عندالجهال؛
عالم باشى یا جاهل ، خاموشى را برگزین تا بردبار به شمار آیى ; زیرا خاموشى نزد دانایان زینت و در پیش نادانان پوشش است.
(مستدرک الوسایل،ج9،ص17)
حدیث (147) امام علی(ع) فرمودند:مَن لَم یعطِ نَفسَهُ شَهوَتَها أَصابَ رُشدُهُ؛
کسی که به نفس خود، خواسته نفس را عطا نکند به رشد خود رسیده است.
(جهاد النفس،ح 213)
حدیث (148) امام صادق(ع) فرمودند:اِذا رأَیتمُ العَبدَ مُتفُقَّداً لِذُنوبِ النّاس ناسیا لِذنوبه فَاعلُمو اَنَّهُ مُکرَ بهِ؛
هرگاه دیدید که بنده ای گناهان مردمان را جستجو می کند و گناهان خویش را فراموش کرده است بدانید که او فریب شیطان را خورده است.
(جهاد النفس،ح 237)
حدیث (149) امام موسی کاظم(ع) فرمودند:مَن اَراد ان یکون اقوی الناس فلیتوکل علی الله؛
هر که می خواهد که قویترین مردم باشد بر خدا توکل نماید .
(بحاالانوار،ج71،ص143)
حدیث (150) امام علی(ع) فرمودند:خَیرُ الخَلائق الرِّفقُ؛
بهترین خوبی ها رفق است (مهربانی و لطف با مردم).
(غررالحکم)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:25
حدیث (151) امام علی(ع) فرمودند:خَیرُ الناسِ مَن نَفَعَ النّاس؛
بهترین مردم کسی است که نفع رساننده مردم باشد.
(غررالحکم)
حدیث (152) امام علی(ع) فرمودند:کَم مِن شَهوَةِ ساعَةٍ اَورَثَت حُزناً طَویلاً؛
چه بسیار خواهش های نفسانی لحظه ای، که اندوه طولانی و درازی را در پی دارد.
(جهادالنفس،ح93)
حدیث (153) امام صادق(ع) فرمودند:ثَلاثٌ تـُورِثُ المَحَبَّه: الـدَیـنُ وَ التَّـواضُعُ وَ البَذلُ؛
سه چیز است که محبت آورد: قـرض دادن وفـروتنـى و بخشـش.
(تحف العقول،ص 316)
حدیث (154) امام صادق(ع) فرمودند:اَرج الله رَجاءَ لایجرّئک عَلی مَعصیتِه و خَف اللهَ خوفاً لا یؤیسُک مِن رَحمته؛
به خداوند امیدوار باش، امیدی که تو را بر انجام معصیتش جرات نبخشد و از خداوند بیم داشته باش بیمی که تو را از رحمتش ناامید نگرداند.
(جهادالنفس،ح109)
حدیث (155) امام صادق(ع) فرمودند:اَفضَلُ العِبادةُ اِدمانُ التَّفکُّرفی اللهِ و فی قُدرَتهِ؛
برترین عبادت مداومت نمودن بر تفکر درباره خداوند و قدرت اوست.
(جهادالنفس،ح53)
حدیث (156) امام صادق(ع) فرمودند:وَ اعـلَـم اَنَّ الـعَـمَـلَ الـدائِمَ القلیلَ على الیقین افضل عند اللّه من العمل الکثیر على غیر یقین؛
بـدان بـه درستى که عمل دایمى اندک،که همراه با یقین باشد،نزد خداوند متعال،افضل از عمل بسیارى است که با یقین همراه نباشد.
(بحارالانوار،ج 69ح93)
حدیث (157) امام سجاد(ع) فرمودند:حق الکبیر توقیرهُ لِسنَّهِ و اجلالُهُ لِتَقدَّمَهُ فی الاسلام؛
حق آنکه بزرگتر است این است که او را به خاطر سنش احترام کنی و او را به خاطر اینکه برتو در مسلمانی پیشی داشته است، بزرگ شماری
(جهادالنفس،ح19)
حدیث (158) امام زمان(ع) فرمودند:قُلُوبنا اَوعیَةٌ لِمَشیَّةِ اللهِ فَاذا شاءَ شِئنا؛
دلهای ما ظرف اراده و مشیت خداست پس هرگاه او چیزی را اراده کند،ما نیز همان چیز را اراده می کنیم.
(بحارالانوار،ج52،ص51)
حدیث (159) امام علی(ع) فرمودند:قُم عَن مَجلِسِکَ لِاَبیکَ وَ مُعَلِّمِکَ وَ اِن کُنتَ اَمیراً؛
به احترام پدر و معلمت از جای برخیز هرچند فرمان روا باشی.
(غررالحکم،ح2341)
حدیث (160) امام علی(ع) فرمودند:مَن یَطلُبُ العِزَّ بِغَیرِ حَقٍّ یَذِلُّ وَ مَن عانَدَ الحَقُّ لَزِمَهُ الوَهنُ؛
هر کس به جز حق جویای عزت شود به ذلت در افتد و هر کس با حق عناد ورزد خوار گردد.
(تحف العقول،ص95)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:25
حدیث (161) رسول اکرم(ص) فرمودند:اَجوَدُکُم مِن بَعدی رَجُلٌ عَلِمَ عِلماً فَنَشَرَ عِلمَهُ؛
بخشنده ترین شما پس از من کسی است که دانشی بیاموزد آنگاه دانش خود را بپراکند.
(میزان الحکمه،ح13825)
حدیث (162) امام صادق(ع) فرمودند:فِکرَةُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ اَلفِ سَنَةٍ؛
یک ساعت اندیشیدن در خیر و صلاح از هزار سال عبادت بهتر است.
(بحارالانوار،ج71ص326)
حدیث (163) امام علی(ع) فرمودند:شیئانِ لایَعرِفُ فَضلَهُما اِلّا مَن فَقَدَهُما : الشَباب وَ العافِیَه؛
دو نعمت است که ارزش آنها را نمی دانند مگر کسی که آنها را از دست داده باشد : جوانی و تندرستی.
(غررالحکم،حدیث 5764)
حدیث (164) رسول اکرم(ص) فرمودند:اِنَّکم لَن تَسعَوا الناس بِاَموالِکم فَسَعَوهُم بِاَخلاقِکم؛
با دارایی خود نمی توانید دل مردم را به دست بیاورید پس دلشان را با اخلاق (نیک) به دست آورید.
(نثرالدر،ج1ص123)
حدیث (165) امام علی(ع) فرمودند:خُذِ الحِکمَه اَنَّی کانَت؛ فَاِنَّ الحِکمَه ضالَّه کُلِّ مُومِن؛
حکمت را هر کجا که یافتی فراگیر، زیرا حکمت گمشده هر مومن است.
(غررالحکم،ح3440)
حدیث (166) رسول اکرم(ص) فرمودند:اَفضَلُ الإِیمانِ اَن تَعلَمَ اَنَّ اللهَ مَعَکَ حَیثُ ما کُنتَ؛
برترین ایمان آن است که معتقد باشی هر کجا هستی خداوند با توست.
(کنزالعمال،ج1،ح66)
حدیث (167) امام صادق(ع) فرمودند:تَزاوَروا وَ تَلاقُوا وَ تَذاکرُوا وَ احیَوا اَمرَنا؛
به زیارت و دیدار یکدیگر بروید، با هم به سخن و مذاکره بنشینید و امر ما را (کنایه از حکومت و رهبرى) زنده کنید.
(بحارالانوار،ج71،ص352)
حدیث (168) امام صادق(ع) فرمودند:ما من رَجُلٍ تَکبّرَ أَو تَجبَّرَ الّا لذلَّةٍ یَجدُها فی نََفسِهِ؛
هیچ مردی نیست که تکبر بورزد یا خود را بزرگ بشمارد مگر بخاطر ذلتی که در نفس خود می یابد.
(جهادالنفس، ح585)
حدیث (169) امام صادق(ع) فرمودند:مَن ماتَ و لَم یعرف امام زمانِهِ ماتَ میتةً جاهِلیةً؛
هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.
(کافی،ج1،ص371)
حدیث (170) امام صادق(ع) فرمودند:الغَیبَةُ اَن تَقولَ فِى اَخیکَ ما سَتَرَهُ اللهُ عَلَیهِ؛
غیبت آن است که درباره برادرت چیزى بگویى که خداوند آن را پنهان کرده است.
(میزان الحکمه،ح۱۵۵۱۰)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:26
حدیث (171) رسول اکرم(ص) فرمودند:

مَن صاحَبَ الناسَ بالَّذى یُحِبُّ اَن یُصاحِبُوهُ کانَ عَدلاً؛
هر که با مردم چنان رفتار کند که دوست دارد آنها با او آنگونه رفتار کنند، عادل است.
(کنزالفوائد،ج۱ص۱۶۲)
حدیث (172) امام حسین(ع) فرمودند:

لا تَقُولُوا باَلسِنَتِکُم ما یَنقُصُ عَن قَدرِکم؛
چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد.
(جلاءالعیون،ج۲ص۲۰۵)
حدیث (173) امام علی(ع) فرمودند:

خالِطوُا النّاسَ مُحالِطَةً اِن مِتُّم مَعُها بَکَوا عَلَیکُم وَ اِن عِشتُم حَنُّوا اِلَیکُم؛
با مردم چنان معاشرت کنید که اگر فوت نمودید بر شما بگریند و اگر زنده ماندید به شما مهربانی ورزند.
(نهج البلاغه،قصارالحکم10)
حدیث (174) امام موسی کاظم(ع) فرمودند:

من ولههُ الفقرُ ابطرهُ الغن؛
آن که نَدارى حیرانش کند، توانگرى سرمستش مى سازد.
(بحارالانوار،ج۷۴ص۱۹۸)
حدیث (174) امام موسی صادق(ع) فرمودند:

من راى اخاه على امر یکرهه فلم یرده عنه - و هو یقدر علیه - فقد خانه؛
هر که برادرش را در کارى ناپسند ببیند و بتواند او را از آن باز دارد و چنین نکند، به او خیانت کرده است.
(الامالى صدوق،ص۳۴۳)
حدیث (176) امام صادق(ع) فرمودند:

لایصیر العبد عبداً خالصاًللّه حتى یصیر المدح و الذم عنده سواء؛
آدمى بنده خالص خدا نمى شود تا آنگاه که ستایش و نکوهش نزد او یکسان شود.
(بحارالانوار،ج۷۳ص۲۹۴)
حدیث (177) امام علی(ع) فرمودند:

لاتَصحَب المائِق فَاِنَّهُ یُزَیِّنُ لَکَ فِعلَه وَ یَوَدُّ اَن تَکُونَ مِثلَه؛
همنشین بی خرد مباش که او کار (نابخردانه) خود را برای تو آراید و دوست دارد تو را چون خود نماید.
(قصارالحکم،293)
حدیث (178) امام صادق(ع) فرمودند:

انَّ أبغَضَ خلقِ اللهِ عبدٌ أتقی الناسُ لسانَهُ؛
همانا نفرت انگیزترین مخلوق خدا بنده ای است که مردم از شرّ زبان او پرهیز می کنند.
(جهاد النفس،ح672)
حدیث (179) امام رضا(ع) فرمودند:


لَیسَ مِنّا مَن تَرَکَ دُنیاهُ لِدِینِه وَ دینَهُ لِدُنیاه؛
از ما نیست آن که دنیاى خود را براى دینش و دین خود را براى دنیایش ترک گوید.
(بحارالانوار،ج۷۸،ص۳۴۶)
حدیث (180)پیامبر اکرم(ص) فرمودند:

اَعظَمُ الناسِ قَدراً مَن تَرَکَ مالاً یَعنِیه؛
ارجمندترین مردم کسى است که آن چه را که برایش سودى ندارد رها کند.
(الامالى،صدوق،ص۷۳)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:27
حدیث (181)امام علی(ع) فرمودند:خالِطوُا النّاسَ مُحالِطَةً اِن مِتُّم مَعُها بَکَوا عَلَیکُم وَ اِن عِشتُم حَنُّوا اِلَیکُم؛
با مردم چنان معاشرت کنید که اگر فوت نمودید بر شما بگریند و اگر زنده ماندید به شما مهربانی ورزند.
(نهج البلاغه،قصارالحکم10)
حدیث (182)امام باقر(ع) فرمودند:مَن کَفَّ غَضَبَهُ عن النّاس کَفَّ اللهُ عنهُ عَذابَ یومَ القِیامة؛
کسی که خشمش را از مردمان باز دارد خداوند نیز در روز قیامت عذابش را از او باز می دارد.
(جهادالنفس،ح532)
حدیث (183)پیامبر اکرم(ص) فرمودند:فاطِمَهُ بِضعَهٌ مِنّی فَمَن آذاهـا فَـقَـد آذانی وَ مَن اَحَبَّـها فَـقَـد اَحَبَّنِی؛
فاطمه پاره وجود من است، هر که او را بیازارد مرا آزار داده و هر که او را خوشحال کند مرا خوشحال کرده است.
(بحارالانوار،ج43ص29)
حدیث (184)پیامبر اکرم(ص) فرمودند:من عَبَد الله حق عبادته آتاه الله فوق امانیه و کفایته؛
هر که خدا را، آنگونه که سزاوار اوست، بندگى کند، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا مى کند.
(بحارالانوار،ج۷۱ص۱۸۳)
حدیث (185)امام باقر(ع) فرمودند:من عَبَد الله حق عبادته آتاه الله فوق امانیه و کفایته؛
هر که خدا را، آنگونه که سزاوار اوست، بندگى کند، خداوند بیش ازآرزوها و کفایتش به او عطا مى کند.
(بحارالانوار،ج۷۱ص۱۸۳)
حدیث (186)پیامبر اکرم(ص) فرمودند:الجَلیسُ الصالِحُ خَیرٌ مِن الوَحدَةِ وَ الوَحدَةُ خَیرٌ مِن جَلِیسِ السُّوء؛
همنشین خوب بهتر از تنهایى است و تنهایى بهتر از همنشین بد.
(الامالى طوسى،ص۵۳۶)
حدیث(187)حضرت زهرا (س) فرمودند:
فَجَعلَ اللهُ الایمانَ تَطهیراً لَکم مِنَ الشِّرکِ ، وَ الصَّلاةَ تَنزیهاً لَکم عَن الکِبرِ؛
خدای تعالی ایمان را برای پاکیزگی از شرک قرار داد ، و نماز را برای دوری از تکبر و خودخواهی.
(احتجاج طبرسی،ج1،ص258)
حدیث(188)امام محمدباقر(ع) فرمودند: اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یُحِبُّ المُداعِبَ فی الجَماعَهِ بِلا رَفَث؛
خداوند عزوجل کسی را که در میان جمع ، بدون ناسزاگویی شوخی کند، دوست دارد .
(کافی،ج2،ص663)
حدیث(189)امام جعفر صادق(ع) فرمودند:مَـن سَـرَّتـهُ حَسَـنَـتُـهُ وَ سَـاءَتـهُ سَیِِّـئَـتُـهُ فَـهُـوَ مُـؤمِـنًٌ؛
کسی که نیکو کاری اش او را شادمان کند و بدی اش وی را بد حال گرداند چنین کسی مومن است.
(جهادالنفس،ح765)
حدیث(190) پیامبراکرم (ص) فرمودند:لَئِن یَهدِی اللهُ بِکَ رَجُلاً واحِداً خَیرٌ لَکَ مِنَ الدُّنیا وَ ما فِیها؛
اگر خداوند بوسیله تو یک نفر را هدایت کند برای تو بهتر است از دنیا و هر آنچه در آن است.
(بحارالانوار،ج2ص2)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:27
حدیث(191) امام علی (ع) فرمودند:مِنَ الخُرقِ المعاجَلَةُ قَبلَ الإمکانِ و الاَناةٌ بعدَ الفُرصةِ؛
شتاب کردن در کاری پیش از بدست آوردن توانایی و سستی کردن بعد از به دست آوردن فرصت از نادانی است.
(جهادالنفس،ح829)
حدیث(192) امام علی(ع) فرمودند:مَن حاسَبَ نفسَهُ وَقَفَ علی عُیُوبِهِ؛
هر کس به حساب نفس خود رسیدگی کند به عیبهایش آگاه شود.
(شرح غررالحکم،ج5،ص299)
حدیث(193) امام جواد(ع) فرمودند:غِنَى المُومِنِ غِناهُ عَنِ النّاسِ؛
توانگرى مومن در بى نیازى از مردم است.
(بحارالانوار،ج۷۸ص۳۶۴)
حدیث(194)امام علی(ع) فرمودند:مَن لَم یُنجهِ الصَّبرُ أهلَکَهُ الجَزَعُ؛
کسی که صبر وی را نجات نبخشد، جزع و بی تابی وی را از پای در می آورد.
(جهادالنفس،ح252)
حدیث(195)حضرت فاطمه (س) فرمودند:اَزهَدُ الناسِ مَن تَرَکَ الحَرام ، اَشَدُّ الناسِ اِجتهاداً مَن تَرکَ الذُّنوب؛
زاهد ترین مردم کسی است که حرام را وانهد، کوشاترین مردم تارک گناهان است.
(تحف العقول،ص519)
حدیث(196)حضرت فاطمه (س) فرمودند:خِیارُکم اَلیَنُکُم مَناکِبَهً وَ اَکرَمُهُم لِنِسائِهم؛
بهترین شما کسانى اند که با مردم نرم ترند و زنان خویش را بیشتر گرامى مى دارند.
(دلائل الامامه،ص۷۶)
حدیث(197) امام صادق (ع) فرمودند:اِیّاکُم وَ النَّظرَة فَانَّها تَزرَع فی القَلبِ الشَهوَة وَ کَفى بِها لِصاحِبِها فِتنَة؛
از نگاه [ناپاک] بپرهیزید که چنین نگاهى تخم شهوت را در دل مى‌کارد و ‏همین براى فتنه‌ى صاحب آن دل بس است.
(تحف ‏العقول صفحه 305)
حدیث(198) امام جواد (ع) فرمودند:مَن لَم یعرف المَواردَ اَعیتُهُ المَصادِرُ؛
کسى که راه ورود به کارى را نشناسد، راه برون شدن از آن درمانده اش مى کند.
(بحارالانوار،ج۶۸ص۳۴۱)
حدیث(199) امام رضا (ع) فرمودند:لاتَنظُرُوا إلی کَثرَةِ صَلاتِهم وَ صَومِهم وَ کَثرَةِ الحَجِّ وَ المَعرُوف وَ طَنَطنُتِهم بِاللَّیل وَ لکِن انظُرُوا إلی صِدقِ الحَدیثِ وَ أداءِ الأمانَةِ؛
به بسیاری نماز و روزه و زیادی حجّ و احسان و زمزمه‌شان در شب منگرید بلکه به راستی سخن و امانت داریشان بنگرید.
(عیون اخبار الرضا2،ص51)
حدیث (200) امام باقر (ع) فرمودند:جَاهِد هَوَاکَ کَمَا تُجَاهِدُ عَدُوَّک؛
با هوای نفسانی خود مبارزه کن همانگونه که با دشمنت مبارزه می کنی.
(عیون اخبار الرضا،ص51)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:28
حدیث(201) امام موسی کاظم(ع) فرمودند:مَنِ استَوى‏ یوماهُ فَهُوَ مَغبُونٌ
هر کسى که دو روزش مساوى باشد (و روز بعد بهتر از روز قبل نباشد) مغبون است.
(بحار الأنوار،ج 78،ص326،ح5)
حدیث(202) امام جواد(ع) فرمودند:عِزُّ المُؤمِنِ غِناهُ عَنِ النَّاسِ.
عزّت مؤمن در بى‏نیازى او از مردم است.
(بحارالأنوار،ج75،ص 109،ح‏12)
حدیث(203) امام صادق(ع) فرمودند:کُونُو دُعاةً للنّاسِ بِغَیر اَلسِنَتِکُم لِیَرُوا منکُم الوَرَع و الاِجتهادَ و الصَّلاة و الخیر فَانَّ ذلکَ داعیةٌ
مردم را با غیر زبانتان بخوانید تا از شما پارسایی و کوشش و نماز و خوبی را ببینند زیرا این امور آنان را به سوی حق فرا می خواند
(جهادالنفس،ح‏195)
حدیث(204) امام علی(ع) فرمودند:لا یکون الصدیق صدیقا حتى یحفظ اخاه فى ثلاث:فى نکبته و غیبته و وفاته.
دوست اگر در سه مورد دوستش را حمایت نکند دوست نیست:در شدت و گرفتارى او ، در غیبت وى و پس از مرگش
(نهج البلاغه)
حدیث(205) امام علی(ع) فرمودند:عَلیکم بِالدِرایات لا بالرّوایات
برشما باد به فهمیدن، نه نقل کردن
(میزان الحکمه،ح ۳۳۵۵)
حدیث(206) پیامبراکرم (ص) فرمودند:اِذا رَاَیتُم الرَّجُل لایُبالی ما قال و لا ما قِیلَ لَهُ فَهُوَ شِرکُ الشَّیطان
هرگاه دیدید که مردی باکی ندارد که چه می گوید و چه درباره اش گفته می شود،چنین کسی شریک شیطان است
(جهادالنفس،ح687)
حدیث(207) امام رضا(ع) فرمودند:أحسن الناس إیماناً أحسنهم خلقاً و ألطفهم باَهله، و اَنا اَلطفکم باَهلى
نیکوترین مردم از نظر ایمان، خوش خلق‌ترین و با لطفترین آنها نسبت به اهل خویش است
(عیون اخبار الرضا2، 38)
حدیث(208) امام علی(ع) فرمودند:الغنى الاکبر الیأس عما فى ایدى الناس
بى اعتنائى و امید نداشتن بدانچه در دست مردم است بزرگترین توانگرى است.
(نهج البلاغه)
حدیث(210) امام صادق(ع) فرمودند:عبدٍ مُومن الّا وَ فی قَلبهِ نُورانِ نورُ خیفَةٍ و نُورُ رَجاء
هیچ بنده مومنی نیست جز اینکه در قلب او دو نور وجود دارد: نور بیم و نور امید
(جهادالنفس،ح104)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:29
حدیث(211) امام حسن عسکری(ع) فرمودند:

من لم یتّق وجوه الناس لم یتّق الله
آن که از مردم پروا نکند، از خدا نیز پروا نمى کند
(بحارالانوار،ج۷۱،ص۳۳۶)
حدیث(212) امام رضا(ع) فرمودند:

ان الایمان افضل من الاسلام بدرجة, والتقـوى افضـل مـن الایمان بدرجة و لم یعط بنوآدم افضل من الیقین.
ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است, و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فـرزنـد آدم چیزى بـالاتـر از یقیـن داده نشده است.
(تحف العقول، ص445)
حدیث(213) امام جواد(ع) فرمودند:

الثقة بالله ثمن لکل غال و ُسلّم الى کل عال
اعتماد به خدا بهاى هر چیز گرانبها است و نردبانى به سوى هر بلندایى
(بحارالانوار،ج۵ص۱۴)
حدیث(214) امام حسن(ع) فرمودند:

لایغش العاقل من استنصحه
خردمند به کسى که از او نصیحت مى خواهد، خیانت نمى کند.
(تحف العقول ص ۱۶۶)
حدیث(215) امام صادق(ع) فرمودند:

مَن اَصلَحَ فیما بَینَهُ وَ بَینَ اللهِ اَصلَحَ اللهُ ما بَینَهُ و بَینَ النَّاسِ
کسی که بین خود و خدایش را اصلاح کند خداوند بین او و مردم را اصلاح می کند
(جهاد النفس ح 355)
حدیث(216) امام صادق(ع) فرمودند:

اصولُ الکُفرِ ثَلاثَهٌ الحِرصُ وَ الاِستِکبارُ وَ الحَسَدُ
ریشه های کفر سه چیز است:حرص و بزرگ منشی نمودن و حسد ورزیدن
(جهاد النفس ح 550)
حدیث(217) امام صادق(ع) فرمودند:

لَایَنفَعُ اجتِهادٌ لَا وَرَعَ فیه
کوششی که پارسایی در آن رعایت نشود سودی نخواهد داشت
(جهاد النفس ح 187)
حدیث(218) امام هادی(ع) فرمودند:

من کان علی بینة من ربه هانت علیه مصائب الدنیا و لو قرض و نشر
هر که بر طریق خداپرستی محکم و استوار باشد ، مصائب دنیا بر وی سبک آید ، گر چه تکه تکه شود .
(تحف العقول ، ص 511)
حدیث(219) امام محمد باقر(ع) فرمودند:

خذوا الکلمه الطیبه ممن قالها و ان لم یعمل بها
سخن نیک را از هر کسی ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گیرید .
(بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 170)
حدیث(220) امام جواد(ع) فرمودند:

ثلاث من کن فیه لم یندم : ترک العجلة ، و المشورة ، و التوکل علی الله عند العزم
سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند ، پشمیان نگردد : 1 - اجتناب از عجله ، 2 - مشورت کردن ، 3 - و توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری .
(مسند الامام الجواد ، ص 247)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:30
حدیث(221) امام صادق(ع) فرمودند:آفَةُ الدِّینِ الحَسَدُ وَ العُجبُ وَ الفَخرُ
آفت دینداری حسد و خودبینی و فخر فروشی است.
(جهاد النفس ح 545)
حدیث(222) امام سجّاد (ع) فرمودند:مَن عَمِلَ بما افتَرَضَ اللهُ عَلَیهِ فَهُوَ مِن خَیر النَّاس
کسی که به آنچه خداوند بر او واجب ساخته عمل کند از بهترین مردمان است.
(جهاد النفس ح 237)
حدیث(223) امام جواد(ع) فرمودند:الإصرار علی الذنب أمن لمکر الله " و لا یأمن مکر الله الا القوم الخاسرون "
اصرار بر گناه آسودگی از مکر خداست ، " و از مکر خدا آسوده نباشد جز مردمی زیانکار " .
(تحف العقول ، ص 480 )

حدیث(224) امام صادق(ع) فرمودند:أکمل الناس عقلا أحسنهم خلقا .
عاقل ترین مردم خوش خلق ترین آنهاست .
(اصول کافی ، ج 1 ، ص 27 )
حدیث(225) امام صادق(ع) فرمودند:لا یَدخُلُ الجَنَّهَ مَن فِی قَلبهِ مِثقالَ ذَرَّهٍ مِن کِبر
کسی که در قلبش به اندازه ذره ای کبر و خود بزرگ بینی باشد به بهشت وارد نمی شود.
(جهاد النفس ح 569)
حدیث(226) امام جواد (ع) فرمودند:القصد الی الله تعالی بالقلوب أبلغ من إتعاب الجوارح بالأعمال
با دلها به سوی خداوند متعال آهنگ نمودن، رساتر از به زحمت انداختن اعضا با اعمال است.
(مسند الامام الجواد ، ص 244)
حدیث(227) امام صادق (ع) فرمودند:إنَ اللهَ رَفیقٌ یُحِبُّ الرّفقَ و یُعینُ عَلَیهِ
با خداوند اهل مدارا است و مدارا را دوست دارد و (آدمی را) بر مدارا یاری می کند.
(جهاد النفس ح 281)
حدیث(228) امام موسی کاظم(ع) فرمودند:قله المنطق حکم عظیم ، فعلیکم بالصمت فانه دعه حسنه و قله وزر و خفه من الذنوب
کم گویی ، حکمت بزرگی است ، بر شما باد به خموشی که آسایش نیکو و سبکباری و سبب تخفیف گناه است .
(بحاالانوار ، ج 78 ، ص 321 )
حدیث(229) پیامبراکرم (ص) فرمودند:احب الاعمال الی الله الصلاة لوقتها ثم بر الوالدین ثم الجهاد فی سبیل الله .
بهترین کارها در نزد خدا نماز به وقت است ، آنگاه نیکی به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا .
(کنز العمال ، ج 7 ، ص 285 ، ح 18897 )
حدیث(230) امام حسین فرمودند:لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا.
هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد.
(بحار الانوار، ج 44، ص 192 )

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:30
حدیث(231) امام صادق فرمودند:

مَن کَفَّ غَضَبَهُ سَتَرَ اللهُ عَورَتَهُ .
کسی که جلوی خشمش را بگیرد خداوند نقصها و کاستی های او را می پوشاند
(جهاد النفس ح 528)
حدیث(232) امام صادق (ع) فرمودند:

إنَّ المُومِنَ یَغبطُ وَ لا یَحسُدُ وَ المُنافِقُ یَحسُدُ وَ لا یَغبطُ.
همانا مومن غبطه می خورد ولی حسد نمی ورزد و منافق حسد می ورزد ولی غبطه نمی خورد .
(جهاد النفس ح 547)
حدیث(233) امام صادق (ع) فرمودند:

قالَ رَجُلٌ لِلنَّبی (ص):یا رَسُولَ اللهِ عَلِّمنی. فَقالَ : إذهَب فَلا تَغضَب .
مردی به پیامبر اکرم(ص) عرض کرد:ای رسول خدا چیزی به من بیاموز، حضرت فرمود: برو و خشمگین مشو..
(جهاد النفس ح 524)
حدیث(234) امام باقر (ع) فرمودند:

کَفَی بالنَّدَم تَوبَهً.
پشیمانی از گناه برای توبه کافی است
(جهاد النفس ح 770)
حدیث(235) امام حسین (ع) فرمودند:

لا یکمل العقل إلا باتباع الحق .
عقل کامل نمی شود مگر با پیروی از حق .
(بحار الانوار، ج 78، ص 127 )
حدیث(236) امام باقر (ع) فرمودند:

من حسنت نیته ، زید فی رزقه
هر که خوش نیت باشد ، روزی اش افزایش می یابد .
(بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 175)
حدیث(237) امام هادی(ع) فرمودند:

التواضع أن تعطی الناس ما تحب أن تعطاه
فروتنی در آن است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو چنان باشند .
(المحجة البیضاء ، ج 5 ، ص 225 )
حدیث(238) امام هادی(ع) فرمودند:

العقوق یعقب القلة و یؤدی الی الذلة
نارضایتی پدر و مادر ، کم توانی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می کشاند .
(مسند الامام الهادی ، ص 303 )
حدیث(239) امام صادق (ع) فرمودند:

سِتَّهٌ لَا تَکوُنُ فِی المُؤمِن العُشرُ وَ النَّکَدُ وَ اللَّجَاجَه وَ الکَذِبُ وَ الحَسَدُ وَ البَغیُ.
شش چیز در مورد مومن وجود ندارد : دشواری(بدخویی) و کم خیری و لجاجت و سرسختی و دروغگویی و حسد ورزیدن و ستم کردن.
(جهاد النفس ح 496)
حدیث(240) امیر المؤمنین (ع) فرمودند:

أکبَرُ العَیب أن تَعیبَ مَا فِیکَ مِثلُهُ
بزرگترین عیب آن است که آنچه را که مانند آن در خودِ توست عیب بشمری.
(جهاد النفس ح 336)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:31
حدیث(241) امام صادق (ع) فرمودند:مَن تَعَصَّبَ أو تُعُصِّبَ لَهُ فَقَد خَلَعَ ربقَهَ الإیمانَ مِن عُنُقِهِ.
کسی که از چیزی ترفداری مصرّانه و نابجا کند یا اینکه از جانب دیگران به نفع او طرفداری نابجا شود ( و او خشنود باشد ) محققاً که ریسمان ایمان را از گردن خویش باز کرده است
(جهاد النفس ح 558)
حدیث(242) رسول اکرم (ص) فرمودند:مَا قَلَّ وَ کَفَی خَیرٌ مِمّا کَثُرَ وَ ألهَی
آنچه اندک باشد و کفایت کند، از آنچه که فراوان باشد و [آدمی را به خود] مشغول سازد بهتر است
(جهاد النفس ح 631)
حدیث(243) امام جواد (ع) فرمودند:ثَلاثَ مَن کن فیهِ لَم یندَم: تَرک العَجلَة وَ المَشوِرَة وَ التَوَکلِ عَلی اللهِ عِندَ العِزَم
سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند، پشمیان نگردد: 1. اجتناب از عجله 2. مشورت کردن 3. توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری
(مسندالامام الجواد ص 247)
حدیث(244) رسول اکرم (ص) فرمودند:اتقوا فراسة المؤمن فَإنه ینظر بنور الله
از فراست مؤمن بترسید که چیزها را با نور خدا می نگرد.
(سنن ترمذی، کتاب تفسیر القرآن، ح 3052)
حدیث(245) امام حسن عسکری (ع) فرمودند:بسم الله الرحمن الرحیم أقرب الی اسم الله الأعظم من سواد العین الی بیاضها
نسبت بسم الله الرحمن الرحیم به اسم اعظم خدا ، از سیاهی چشم به سفیدیش نزدیکتر است .
(تحف العقول - ص 517)
حدیث(246) رسول اکرم (ص) فرمودند:آفَهُ الحَسَب الاِفتِخَارُ وَ العُجبُ.
آفت شرافت و بزرگی ، به خود نازیدن و خود بزرگ بینی است
(جهاد النفس ح 709)
حدیث(247) امام محمد باقر (ع) فرمودند:اعرف الموده فی قلب اخیک بما له فی قلبک
دوستی قلبی برادرت را از اندازه دوستی قلبی خودت نسبت به او بفهم.
(تحف العقول ، ص 304)
حدیث(248) امیر المؤمنین(ع) فرمودند:کُلَ مُقتَصَر عَلَیهِ کاف.
هر مقداری که بتوان بر آن اکتفا نمود کافی است
(جهاد النفس ح 635)

حدیث(249) امام هادی (ع) به کسی که در ستایش از ایشان افراط کرده بود فرمودند:أقبل علی شأنک، فإن کثرة الملق یهجم علی الظنة، و اذا حللت من أخیک فی محل الثقة فاعدل عن الملق الی حسن النیة.
از این کار خودداری کن که تملق بسیار، بدگمانی به بار آورد و اگر برادر مؤمنت مورد اعتماد تو واقع شد، از تملق او دست بردار و حسن نیت نشان ده.

(مسند الامام الهادی، ص 302)
حدیث(250) حضرت رسول اکرم (ع) فرمودند:اذا أرادَ الله بِعَبد خَیراً فقهه فی الدین وَ زَهده فی الدُنیا وبَصره عُیوبه
وقتی خداوند برای بنده ای نیکی خواهد ، وی را در کار دین دانا و به دنیا بی اعتنا سازد و عیوب وی را بدو بنمایاند .

(کنز الاعمال، جلد 10، صفحه 137)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:32
حدیث(251) امام موسی کاظم (ع) فرمودند:التودد الی الناس نصف العقل
مهرورزی و دوستی با مردم، نصف عقل است.

(تحف العقول، ص 425)
حدیث(252) رسول اکرم (ص) فرمودند:ان احب عباد الله الی الله أنصحهم لعباده.
ی بندگان خدا بنزد وی کسی است که با بندگان او دلسوزتر و مهربانتر باشد.
(نهج الفصاحه ، ص 115)
حدیث(253) امام موسی کاظم (ع) فرمودند:فطرک اخاک الصائم خیر من صیامک.
افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه بهتر است.
(الکافى، ج 4 ص 68، ح 2)
حدیث(254) رسول اکرم (ص) فرمودند:ان اعجل الطاعة ثوابا صلة الرحم.
ثواب نیکی با خویشاوندان را از همه کارهای نیک زودتر میدهند.
(الکافى، ج 4 ص 68، ح 2)
حدیث(255) امام محمد باقر (ع) فرمودند:ما شیب شی ء بشی ء احسن من حلم بعلم
چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد.
(بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 172 )
حدیث(256) حضرت زهرا (س) فرمودند:من أصعد إلی الله خالص عبادته، أهبط الله عزوجل إلیه أفضل مصلحته.
پاداش خوشرویی در برابر مؤمن بهشت است و خوشرویی با دشمن ستیزه جو، انسان را از عذاب آتش باز می دارد.

(بحار الانوار ، ج 75 ، ص 401)
حدیث(257) امام محمد باقر (ع) فرمودند:ان الله عزوجل یحب المداعب فی الجماعه بلا رفث
خداوند عزوجل کسی را که در میان جمع ، بدون ناسزاگویی شوخی کند ، دوست دارد .
(کافی ، ج 2 ، ص 663)
حدیث(258) رسول اکرم (ص) فرمودند: ان الله تعالی یحب السهل الطلیق .
خداوند شخص آسانگیر نرمخو را دوست دارد .
(کنز العمال ، ج 3 ، ص 3)
حدیث(259) امام رضا (ع) فرمودند:انما امروا بالصوم لکى یعرفوا الم الجوع و العطش فیستد لوا على فقر الاخر.
مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگى آخرت را بیابند.
حدیث(260) امام حسن (ع) فرمودند:ان لکل صائم عند فطوره دعوة مستجابة فاذا کان اول لقمة فقل : بسم الله اللهم یاواسع المغفرة اغفر لی
هر روزه داری هنگام افطار یک دعای اجابت شده دارد . پس در اولین لقمه افطار بگو: به نام خدا ، ای خدایی که آمرزش تو فراگیر و وسیع است ، مرا ببخش
(اقبال الاعمال ، ص 116)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:33
حدیث(261) امام علی (ع) فرمودند:طوبی لمن ذکر المعاد ، و عمل للحساب ، وقنع بالکفاف ، و رضی عن الله
خوشا به حال کسیکه بیاد معاد باشد . و برای روز حساب عمل کند و بمقدار کفایت قناعت نماید . و از خدا راضی باشد.
(نهج البلاغه)
حدیث(262) حضرت فاطمه (س) فرمودند:جعل الله ... الزکاة تزکیة للنفس و نماء فی الرزق ، و الصیام تثبیتا للاخلاص
خدای تعالی زکات را مایه پاکی جان و فزونی روزی ، و روزه را برای پابرجایی اخلاص قرار داد
(احتجاج طبرسی ، ایران ، انتشارات اسوه ، ج 1)
حدیث(263) حضرت علی (ع) فرمودند:الحَذَر الحَذَر فَوالله لَقَد سَتَر ، حَتّی کَاّنَه قَد غَفَر
بترس [از خدا] بترس، به خدا سوگند آنقدر پرده پوشی کرده که گوئی آمرزیده است.
(نهج البلاغه)
حدیث(264) حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:احب الاعمال الی الله أدومها وان قل.
ی کارها در پیش خدا کاریست که دوام آن بیشتر است ، اگر چه اندک باشد .
(صحیح مسلم ، کتاب صلاة المسافرین و قصرها ، ح 1305)
حدیث(265) امام حسین (ع) فرمودند:یاک و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر، و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر
حذر کن از مواردی که باید عذرخواهی کنی ، زیرا مؤمن نه کار زشتی انجام می دهد و نه به عذرخواهی می پردازد، اما منافق همه روزه بدی می کند، و به عذرخواهی می پردازد.
( بحار الانوار، ج 78، ص120 )
حدیث(266) حضرت زهرا (س) فرمودند:ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.
روزه‏ دارى که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده، روزه ‏اش به چه کارش خواهد آمد.
(بحار الانوار، ج 93 ص 295)
حدیث(267) حضرت زهرا (س) فرمودند:جعل الله ... اجتناب القذف حجابا عن اللعنة ، و ترک السرقة إیجابا للعفة
خدای تعالی پرهیز از افترا و دشنام را برای دور شدن از لعنت واجب فرمود و دزدی را منع کرد تا راه عفت پویند .
(احتجاج طبرسی ، ایران ، انتشارات اسوه ، ج 1)
حدیث(269) امام محمد باقر (ع) فرمودند:من حسنت نیته ، زید فی رزقه
هر که خوش نیت باشد ، روزی اش افزایش می یابد .
(بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 175)
حدیث(270) حضرت مهدی (عج) فرمودند:ان استرشدت أرشدت ، و ان طلبت وجدت
اگر خواستار رشد و کمال معنوی باشی هدایت می شوی ، و اگر طلب کنی می یابی .
(بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 339)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:33
حدیث(271) حضرت مهدی (عج) فرمودند:ما ارغم انف الشیطان بشی ء مثل الصلاة فصلها و ارغم انف الشیطان
هیچ چیز مثل نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد و او را خوار نمی کند، پس نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال.
( بحار الانوار، ج ,53 ص 182 )
حدیث(272) امام علی (ع) فرمودند:لیس من العدل القضاء علی الثقه بالظن
داوری در حق افراد مورد اطمینان با تکیه بر گمان از عدالت دور است.
( نهج البلاغه )
حدیث(273) امام علی (ع) فرمودند:لَا شَفیعَ اَنجَحُ مِنَ التَّوبَه
هیچ شفاعت کننده ای پیروزمندتر از توبه نیست.
( جهاد النفس، ح 460 )
حدیث(274) امام حسن عسگری (ع) فرمودند:بئس العبد عبد یکون ذا وجهین و ذا لسانین، یطری أخاه شاهدا، و یأکله غائبا، إن أعطی حسده، و إن ابتلی خانه
چه بد است آن بنده خدا که دورو و دو زبان است. در حضور برادرش او را می ستاید و در غیاب او بدگوئیش می کند. اگر عطایی به برادرش رسد حسد برد، و اگر گرفتار گردد او را وانهد.
(تحف العقول ، ص 518)
حدیث(275) حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:اِذا أرادَت أَمراً فَعَلَیک بــِالتَؤُدَة حَتّی یریک اللهُ مِنهُ المَخرج.
وقتی خواستی کاری را انجام دهی، تأمل کن تا خدا راه آن را به تو نشان دهد.
(کنز العمال ، ج 3 ، ص 99 ، ح 5677)
حدیث(276) امام محمد باقر (ع) فرمودند:اَوشَک دَعوَهُ و اَسرَعُ اِجابَه دُعاءَ المَرءِ لِاَخیهِ بِظَهرِ الغَیبِ
دعای انسان پشت سر برادر دینی اش ، نزدیکترین و سریعترین دعا به اجابت است .
(کافی ، ج 2 ، ص 507)
حدیث(277) امام سجّاد (ع) فرمودند:مَن عَمِلَ بما افتَرَضَ اللهُ عَلَیهِ فَهُوَ مِن اَعبَدِ النَّاس
کسی که به آنچه که خداوند بر او واجب ساخته عمل کند، از عابد ترین مردمان است
(جهاد النفس، ح 243)
حدیث(278) امام صادق (ع) فرمودند:لا ینبَغی لِلمُؤمِنِ أن یجلِسَ مَجلِساً یعصَی اللهُ فیهِ وَ لا یقدِرُ عَلیَ تَغییرِهِ.
سزاوار نیست مؤمن در مجلسی بنشیند که در آن معصیت خدا می‌شود و او نمی‌تواند آن وضع را تغییر دهد.
(بحارالأنوار، ج71، ص199)
حدیث(279) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:الرَّفقُ یُمنٌ وَ الخُرقُ شُؤمٌ.
مدارا نمودن مایه ی برکت و درشتی کردن مایه ی شومی است.
(جهاد النفس، ح 269)
حدیث(280) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اَجرأکم عَلی قَسَمُ الجِّدَ اَجرأکم عَلی النّار.
هر کس از شما در خوردن قسم جدی تر است به جهنم نزدیکتر است.
(کنز العمال ، ج 11 ، ص 7 ، ح 30390)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:34
حدیث(281) امام علی (ع) فرمودند: الظَفَرَ بالحَزمِ ، وَ الحَزمِ بِاجالَه الرَایَ، وَ الرَای بتَحصینِ الاَسرارِ
پیروزی در پرتو تدبیر و احتیاط است و تدبیر و احتیاط به تفکر است و تفکر صحیح به نگهداری اسرار است.
(نهج البلاغه)
حدیث(282) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اِنَّ أحَبَّ الأعمالُ اِلَی الله (عَزَّوَجَلَّ) اَلصلاةُ وَ البـِرُ وَ الجَهاد.
همانا، ی اعمال در نزد خداوند عزوجل، نماز، نیکی کردن و جهاد در راه خداست.

(وسائل الشیعه، ج 3، ص 27)
حدیث(283) امام محمد باقر (ع) فرمودند:مَا حَسَنَةُ الدُّنیا إلّا صِلَةُ الإخوانِ وَالمَعارِفِ.
خوبی دنیا جز در پیوند با برادران و آشنایان نیست.
(بحار الأنوار، ج 46، ص291)
حدیث(284) امام صادق (ع) فرمودند:إنَّ سُوءَ الخُلُق لِیُفسِدَ الایمانَ کَما یُفسِدُ الخَلُّ العَسَلَ.
به راستی که بد اخلاقی ایمان را تباه می کند همچنانکه سرکه عسل را فاسد می کند .
(جهاد النفس، ح 661)
حدیث(285) امام صادق (ع) فرمودند:اَفضَل العِبادَة العَفَافُ
برترین عبادت پاکدامنی است
(جهاد النفس، ح 211)
حدیث(286) امام صادق (ع) فرمودند:ِانّ فِی السَّماءِ مَلَکَینِ مُوکَلَینِ باِلعِبادِ فَمَن تَواضَعَ للهِ رَفَعاه وَ مَن تَکّبَرَ وَضَعاهُ.
همانا در آشمان دو فرشته اند که بر بندگان گمارده شده اند پس هر که برای خدا فرتنی کند بالایش می برند و هر که تکبر ورزد فرودش آورند.
(جهاد النفس، ح 285)
حدیث(287) امام صادق (ع) فرمودند:ِالبذاء من الجفاء و الجفاء فی النار
زشت گفتاری ناشی از ستمکاری و ستمکاری در آتش است
(جهاد النفس، ح 689)
حدیث(288) امام علی (ع) فرمودند:إن‎‏َّ هذِِهِ القُلوبَ تَمَلُّ‏‏‎ُّ کما تَمَلُّ الأبدانُ فَابتَغوا لَها طَرائِفَ الحِکمِ.
دلها مانند بدنها خسته می‌شوند پس (برای رفع خستگی آنها) حکمتهای تازه بجویید.
(نهج البلاغة، حکمت91)
حدیث(289) امام علی (ع) فرمودند:إنَّ المِسکین رَسولُ اللهِ، فَمَن مَنِعَهُ فَقَد مَنَع اللهُ ، و مَن أعطاءُ فَقَد اَعطی الله.
مستمند فرستاده خدا است . کسیکه از او دریغ دارد از خدا دریغ داشته و کسیکه به او عطا و بخشش کند بخدا عطا کرده.
(نهج البلاغة)
حدیث(290) حضرت معصومه (س) فرمودند:
عَن فَاطِمَةُ بِنتَ مذوسَى بن ر جَعفَر (ع)... عَن فَاطِمَةَ بِنت ِرَسُول ِاللّهِ صَلَّى اللّه عَلَیه ِوَ آلِهِ وِ سَلَّمَ ، قَالَت: قَالَ رَسُولُ اللّه ِصَلَّى اللّه ِعَلَیه ِوَ آلِه ِوَ سَلَّمَ : «ألا مَن ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِیداً.
فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روایتى نقل مى کند که سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا(س)مى رسد که آن حضرت مى فرماید: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: «آگاه باشید! هرکس با محبّت آل محمّد بمیرد شهید از دنیا رفته است.»
(عوالم العلوم، ج ٢١، ص ٣٥٣)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:35
حدیث(291) حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:اَلا لا یمنَعنَ اَحَدُکم مَخَافَة النَّاس اَن یقُولُ الحَقَّ اِذا رَآه.
کسی که سخن حقی می داند نباید از بیم مردم از گفتن آن خودداری کند.
(مسند احمد، باقی مسند المکثرین، ح 11404)
حدیث(292) امام رضا (ع) فرمودند:
اَحسِنِ الظَّنَّ بِالله فاِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَل یَقولُ : اَنَا عِندَ ظَنِّ عَبدی بِی فَلا یَظُنَّ بی الّا خَیراً.
گمان نیکو به خداوند داشته باش زیرا خداوند عز و جل می فرماید: من در نزد گمان بنده ام حاضرم پس بنده ام جز گمان خیر به من نداشته باش.
(جهاد با نفس، ح 147)
حدیث(293) حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:اِنَّ أوسَطَ عَرَی الاَیمانُ أن تُحِبُّ فِی اللهِ وَ تَبغُضُ فِی اللهِ.
بالاترین دستاویزهای ایمان این است که کسی را برای خدا دوست داری و کسی را برای خدا دشمن داری.
(مسند احمد، مسند الکوفیین، ح 17793)
حدیث(294) امام سجاد (ع) فرمودند:رَأیتُ الخَیرَ کلَّهُ قَد اجتَمَعَ فی قَطعِ الطَّمَعِ عَمّا فی أیدی ‌النّاسِ.
همۀ خوبیها را در بریدن طمع از آنچه در دست مردم است دیدم.
(بحارالأنوار، ج52، ص2)
حدیث(295) امام صادق (ع) فرمودند:إنَّ سُوءَ الخُلُق لَیُفسِدُ العَمَلَ کَما یُفسِدُ الخَلُّ العَسَلَ
راستی که بداخلاقی عمل را تباه می کند همچنانکه سرکه عسل را فاسد می سازد.
(جهاد با نفس، ح 659 )
حدیث(296) امام صادق (ع) فرمودند:قِیلَ لِاَمِیرالمُومِنینَ مَا الزُّهدُ فِی الدُّنیا؟ قَالَ : تَنَکّب حَرَامهَا.
از امیر المومنین پرسیده شد که : زهد در دنیا چیست؟ فرمود: اعراض و دوری کردن از حرام خدا.
(جهاد با نفس، ح 621 )
حدیث(297) حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:یهرمُ اِبنَ آدَمُ وَ یشِبُ مَعَهُ اثنَتَانِ: الحِرصُ عَلَی المَالِ وَ الحِرصُ عَلَی العُمر.
آدمیزاد پیر می شود و دو چیز از او جوان می شود: حرص مال و حرص عمر.
(کنز العمال، ج 3، ص 490، ح 7557)
حدیث(298) امام رضا (ع) فرمودند:عَن اَبَائه عَن اَمیرالمومنینَ اَنه قالَ : تَعَطَّروا بِالاِستِغفارِ لَاتَفضَحَنَّکُم رَوائِحُ الذُّنوبِ.
از پدر بزرگوارش روایت فرمود که: امیرالمومنین فرموده اند : بوسیله ی استغفار خود را خوشبو کنید ، مبادا بوی بد گناهان شما را رسوا کند.
(جهاد با نفس، ح 790)
حدیث(299) امام رضا (ع) فرمودند:التَّواضُعُ أن تُعطِیَ النّاسَ مَا تُحِبُّ أََََن تُعطاهُ.
تواضع آن است که آنچه را که دوست می داری مردم به تو عطا کنند، تو به مردم عطا کنی.
(جهاد با نفس، ح 289)
حدیث(300) حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:إیاک وَ اللَّجاجَةَ فَإنَّ أوَّلَها جَهلٌ وَ آخِرَها نَدامَةٌ.
از لجاجت بپرهیز که آغاز آن نادانی و فرجامش پشیمانی است.
(تحف العقول، ص14)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:37
حدیث(301) امام باقر (ع) فرمودند:مَن قُسِمَ لَهُ الرَّفقُ قَسِمَ لَهُ الإیمانُی
کسی که برایش مدارا تقسیم شده ایمان برای وی تقسیم گردیدهی
(جهاد با نفس، ح 272)
حدیث(302) امام صادق (ع) فرمودند:کانَ اَبی یَقولُ : اَنّه لَیسَ مَن عَبدَ مُومِن اِلّا وَ فِی قَلبِه نورانی نُورُ خیفَة و نُورُ رَجاءی لَو وُزِنَ هذا لَم یَزِد عَلی هذا وَ لَو وُزِنَ هذا لَو یَزِد عَلی هذای
پدرم می فرمود: هیچ بنده ی مومنی نیست جز اینکه در قلب او دو نور وجود دارد: نور بیم و نور امیدی به گونه ای که اگر این با ان و آن با این سنجیده شود هیچیک بر دیگری زیادتی نداردی
(جهاد با نفس، ح 106)
حدیث(303) حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:اِنَّ هَذِهِ القُلُوب تَصدأ کما یصدَأ ُالحَدید اِذا أصابَهُ المَاءِی قیلَ: وَما جَلَاؤُها؟ قالَ رسولُ الله (ص): کثرَة ذِکرَ المَوتِ وَ تِلاوَةَ القُرآنِی
دل ها مانند آهن هنگام رسیدن آب به آن زنگ می زند، گفتند: صیقل آن چیست؟ آن حضرت فرمود: زیادی یاد مرگ و خواندن قرآنی

(کنز العمال، ج 15، ص 549، ح 42130)
حدیث(304) امام صادق (ع) فرمودند:قالَ اَمیرَالمُومِنینَ : اَلایمانُ اَربَعَةُ اَرکان اَلرِّضا بِقَضاءِ الله وِ التَّوَکُل عَلَی الله وَ تَفویضِ الاَمرِ اِلَی الله وَ التَّسلیم لِاَمرِاللهی
امیرالمومنین فرمود: ایمان چهار رکن دارد: خشنودی به قضای الهی و توکل بر خدا و سپردن امر زندگی به خداوند و تسلیم در برابر امر خدای

(جهاد با نفس، ح 63)
حدیث(305) امیر المؤمنین (ع) فرمودند:صِحَّه الجَسَدِ مِن قِلّه الحَسَدی
سلامت بدن نشانه کمی حسد استی
(جهاد با نفس، ح 553)
حدیث(306) امام رضا (ع) فرمودند:خَیرُ مالِ المَرءِ ذَخائِرُ ‌الصَّدَقَةِی
بهترین مال انسان، اندوخته‌های صدقه استی
(تنبیه ‌الخواطر، ج2، ص182)
حدیث(307) امام صادق (ع) فرمودند:إنَّ أعجَلَ الشَّـرَّ عُقوبَهً البَغیُی
راستی که عقوبت و کیفر ستم از عقوبت هر بدیِ دیگر زودتر و با شتاب تر فرا می رسدی
(جهاد با نفس، ح 669)
حدیث(308) امام علی (ع) فرمودند:اِتَّقِ الله بَعضَ التُّقی و اِن قَلَّ وَ اجعَل بَینَکَ وَ بَینَ الله سِتراً وَ اِن رَقَّی
تقوای خدا را پیشه کن تقوایی اگر چه کم و بین خود و خدایت پرده ای قرار ده اگر چه نازکی
(جهاد با نفس، ح 183)
حدیث(309) حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:اِنَّک لَن تُدِع شَیئاً اَتقَاء اللهُ عَزَّوَجَلّ اِلاّ أعطاک اللهُ خَیراً مِنهی
اگر از ترس خدا از چیزی درگذری، خداوند بهتر از آن را به تو خواهد دادی
(مسند احمد، مسند البصریین، ح 19813)
حدیث(310) امام صادق(ع) فرمودند:مَن قَرَا القُرآن و هو شابٌّ مُؤمِنٌ ، اختَلَطَ القُرآنُ بلَحمِهِ و دَمِهِی
هر جوانی مؤمنی که قرآن بخواهد، قرآن با گوشت و خون او را در می آمیزدی
الامام صادق (ع)- الوسائل 14/2

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:38
حدیث(311) امام صادق(ع) فرمودند:رأسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ حُبُّ الدُنیا
سر هر گناهی دوستی دنیاستی
(جهاد با نفس، ح 605)
حدیث(312) امام سجاد(ع) فرمودند:کثرةُ النُّصحِ یدعو إلی التُّهمَةِی
نصیحت زیاد، موجب بدبینی می‌شودی
بحار الأنوار، ج72، ص66
حدیث(313) امام صادق (ع) فرمودند:مَا أقبَحَ بالمُؤمِن أن تَکونَ لَهُ رَغبَةٌ تُذِلُّهُی
برای مؤمن چقدر زشت است که میل و رغبتی داشته باشد که او را به ذلّت و خواری بکشاندی
(جهاد با نفس، ح 648)
حدیث(314) امام جواد (ع) فرمودند:ثلاث یبلغن بالعبد رضوان الله تعالی : کثرة الاستغفار ، و لین الجانب ، و کثرة الصدقة
سه چیز است که بنده را به رضوان خدا می رساند : 1 - زیادی استغفار ، 2 - نرمخویی ، 3 - صدقه بسیار دادن ی
(مستند الامام الجواد، ص 247)
حدیث(315) امام صادق (ع) فرمودند:مَن ظَلَمَ مَظلِمَة ً اُخِذَ بهَا فِی نَفسِهِ أو فِی مَالِهِ أو فِی وُلدِهِی
کسی که ستمی کند به سبب آن ستم، در جانش یا مالش یا فرزندانش به گرفتاری می افتدی
(جهاد با نفس، ح 727)
حدیث(316) امام جواد (ع) فرمودند:عَن اِسماعیلِ بنِ سَهلِ قالَ : کَتَبتُ الی اَبی جَعفر الثّانی (ع) عَلَّمَنی شَیئا اِذا قُلتُه کُنتُ مَعَکُم فی الدُّنیا وَ الآخِرَة فقا: فَکَتَبَ بِخَطِّه اَعرَفُهُ: اَکثِر مِن تِلاوَةِ "اِنّا اَنزَلناهُ" و رَطِّب شَفَتَیکَ بِالاستِغفاری
اسماعیل بن سهل گوید: به خدمت امام جواد نوشتم : "به من چیزی بیاموز که هر گاه آنرا بگویم در دنیا و آخرت با شما باشمی" حضرت با خط شریف خود که آنرا میشناختم نوشت: سوره مبارکه "انا انزلناه" را زیاد تلاوت کن و دو لب خود را با گفتن استغفار تر کن (نیروی تازه بخش)ی
(جهاد با نفس، ح 786)
حدیث(317) امام حسن (ع) فرمودند:الخَیرُ الَذی لَا شَرَّ فیه ، الشُّکرُ مَع النِعمَة و الصَبرُ عَلی النازلة
خیری که هیچ شری در آن نیست ، شکر بر نعمت و صبر بر مصیبت و ناگواری است ی
(تحف العقول ، ص 237)
حدیث(318) امام رضا (ع) فرمودند:أفضَلُ المَالِ مَا وُقِیَ بِهِ العِرضُی
بهترین مال آن است که آبرو با آن محفوظ ماندی
(بحار الأنوار، ج78، ص352)
حدیث(319) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اَسَدُّ الاَعمال ثَلاثَة ذِکرُ الله عَلی کلِّ حال وَ الاِنصاف من نَفسَک و مُواساةّ الاَخ فی المال ی
استوارترین کارها سه چیز است: یاد خداوند در همه حال، و رعایت انصاف به ضرر خویش و تقسیم مال با برادر دینی
(نهج الفصاحه ، ص 57 ، ح 290)
حدیث(320) امام محمد باقر (ع) فرمودند:رَحِمَ اللهُ عَبداً اِحیاءَ العِلمَ
خدا رحمت کند بنده ای را که علم را زنده می کندی
(کافی ، ج 1 ، ص 41)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:39
حدیث(321) حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:اَلتّاجِرُ الاَمینُ الصَدوقُ المُسلِم مَعَ الشُّهَداءِ یومَ القیامَةی
تاجر درستکار راستگوی مسلمان، روز رستاخیز با شهیدان استی
(کنز العمال ، ج 4 ، ص 7 ، ح 9216)
حدیث(322) امام جواد (ع) فرمودند:المؤمن یحتاج الی توفیق من الله ، و واعظ من نفسه ، و قبول ممن ینصحه
مؤمن نیاز دارد به توفیقی از طرف خدا ، و به پندگویی از طرف خودش ، و به پذیرش از کسی که او را نصیحت کند ی
(تحف العقول ، ص 480)
حدیث(323) امام صادق (ع) فرمودند:اُصُولُ الکُفر ثَلاثَهٌ الحِرصُ وَ الاِستِکبارُ وَ الحَسَدُی
ریشه های کفر سه چیز است: حرص و خود بزرگ بینی و حسد ورزیدنی
(جهاد با نفس، ح 474)
حدیث(324) امام علی (ع) فرمودند:مَن أخلَصَ النِیةَ تَنَزَّهَ عَنِ الدَّنِیةِی
هر که نیت خود را خالص گرداند، از پستی دور ماندی
(غرر الحکم و درر الکلم، ح2678)
حدیث(325) امام صادق (ع) فرمودند:مَن طَلَبَ الرِّئَاسَةَ هَلَکَی
کسی که طالب ریاست باشد هلاک می شودی
(جهاد با نفس، ح 498)
حدیث(326) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:إنَّهُ لا یُدرکُ ما عِندَ الله إلّا بطاعَتِهِی
حقیقتاً آنچه (از نعمتها و رضوان) که در نزد خداوند است جز با طاعت و فرمانبرداری از او بدست نمی آید
(جهاد با نفس، ح 153)
حدیث(327) امام باقر (ع) فرمودند:لا تَنالُ وَلایَتُنا إلاّ بالعَمَل وَ الوَرَعی
کسی به ولایت ما نمی رسد مگر با عمل (شایسته) و دوری از گناهی
(جهاد با نفس، ح 199)
حدیث(328) امام صادق (ع) فرمودند:ِانَّ الفُحشَ وَ البَذاءَ وَ السَّلاطَةَ مِنَ النِّفاق
همانا دشنام دادن و هرزه گویی و زبان درازی ناشی از نفاق و دورویی استی
(جهاد با نفس، ح 678)
حدیث(329) امام محمد باقر (ع) فرمودند:إنَّ اللهَ یُبغِضُ الفَاحِشَ المُتَفَحِّشَ
راستی که خداوند شخص بد زبان بیهوده گوی را دشمن می داردی
(جهاد با نفس، ح 677)
حدیث(330) امام صادق (ع) فرمودند:اَلعَدلُ اَحلَی مِنَ الشَّهدِ وِ اَلیَنُ مِنَ الزُّبدِ وِ اِطیِبُ ریحاً مِنَ المِسکِ
عدل شیرین تر از عسل و نرم تر از کف و خوشبوتر از مشک استی
(جهاد با نفس، ح 342)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:39
حدیث(331) امام صادق (ع) فرمودند:مَن أذنَبَ ذَنباً وَ هُوَ ضَاحِکٌ دَخَلَ النَّارَ وَ هُوَ باک
هر کس مرتکب گناهی شود در حالی که خندان است (در روز قیامت) با چشم گریان به آتش دوزخ در افتدی
(جهاد با نفس، ح 376)
حدیث(332) امام علی (ع) فرمودند:کَفی بِالاَجَلِ حارِساً
اجل به عنوان نگهبان برای آدمی کافی استی
(جهاد با نفس، ح 78)
حدیث(333) امام حسین(ع) فرمودند:مُجالَسَةِ أهلِ الدِنَاءَة شَر، وَ مُجَالَسَةِ أَهلِ الفُسُوقِ ریبَة
همنشینی با سفلگان و افراد پست ناپسند است و همدمی گناهکاران موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار استی
(بحارالانوار، ج78، ص 122)
حدیث(334) امام هادی (ع) فرمودند:الحَسَدُ ماحِقُ الحَسَناة
حسد نیکوییها را نابود سازدی
(مسند الامام الهادی، ص302)
حدیث(335) امام محمد باقر (ع) فرمودند:مَا عُبدَ اللهُ بشَیءٍ أفضَلَ مِن عِفَّةِ بَطن ٍ وَ فَرج ٍ
خداوند به هیچ عبادتی برتر از رعایت پاکی شکم و پاکی دامن عبادت نشده استی
(جهاد با نفس، ح 207)
حدیث(336) امام حسین (ع) فرمودند:فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَةَ وَ الحَیاة مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرماًی
به درستی که من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمکاران را جز محنت نمی دانم ی
(تحف العقول ، ص 245)
حدیث(337) حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:إنَّ الدینارَ و الدِّرهَمَ أهلَکَا مَن کان قَبلَکُم و هُما مُهلِکاکُمی
همانا دینار و درهم پیشینیان شما را به هلاکت رساند و همین دو نیز هلاک کننده شماستی
(جهاد با نفس، ح 643)
حدیث(338) امام صادق (ع) فرمودند:مَا زُویَ الرّفقُ عَن أهل بَیت إلّا زُویَ عَنهُمُ الخَیرُی
سازگاری و مدارا از اهل هیچ خانه ای باز داشته نشده جز اینکه آنان از خیر و خوبی محروم و بی بهره گشته استی
(جهاد با نفس، ح 279)
حدیث(339) امام باقر (ع) فرمودند:من أحَبِّ عِبادِ اللهِ إلَی اللهِ المُحسِنُ التَّوَّابُی
یکی از محبوبترین بندگان خدا در نزد خداوند کسی است که نیکوکار و بسیار توبه کننده باشدی
(جهاد با نفس، ح 836)
حدیث(340) امام صادق (ع) فرمودند:قَالَ رَسُولُ اللهِ (ص): مَن تَرَکَ مَعصِیَة ً للهِ مَخَافَةَ اللهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أرضَاهُ یَومَ القِیَامَةِی
رسول خدا فرمود: کسی که معصیت الهی را از خوف خدای تبارک و تعالی ترک کند خداوند او را در روز قیامت خوشنود می سازدی
(جهاد با نفس، ح 222)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:40
حدیث(341) امام صادق (ع) فرمودند:مَا مِن قَبض ٍ وَلا بَسط ٍ إلّا وَلِلّهِ فِیهِ مَشِیئَةٌ وَقَضَاءٌ وَابتِلَاءٌی
هیچ تنگنا و گشایشی نیست، مگر آنکه مشیت و قضا و امتحان الهی در آن نهفته استی

(اصول کافی، ج1، ص152، ح2)
حدیث(342) حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:اِنَّ لقَتل الحُسینِ حَرارَةً فی قُلوبِ المومِنین لاَتبُردُ اَبَداًی
کشته شدن حسین آتشی در دل مومنان در انداخته است که هرگز سرد نخواهد شدی
(مستدرک مسائل ج10)
حدیث(343) امام صادق (ع) فرمودند:مَن اَرادَ الله بهِ الخَیرَ قَذَفَ فی قَلبَهِ حُبَّ الحُسَین وَ حُبَّ زیارتِهِی
کسی که خدا خیر خواه او باشد، محبّت حسین و شوق زیارتش را در دل او می اندازدی
(بحارالانوار ج 98،‌ص 76)
حدیث(344) امام علی (ع) فرمودند:قَلبُ الأحمَق ِ فی لِسَانِهِ وَ لِسَانُ العَاقِل ِ فی قَلبهِی
قلب شخص نادان در زبان اوست و زبان شخص خردمند در قلب اوستی
(جهاد با نفس، ح 310)
حدیث(345) امام صادق (ع) فرمودند:یَقولُ اللهُ عزَّوجل إذا عَصَانِی مَن یَعرفُنی سَلَّطتُ عَلَیهِ مَن لَا یَعرفُنیی
خداوند عزوجل فرمود هرگاه کسی که مرا می شناسد نافرمانی ام کند کسی را که مرا نمی شناسد بر او مسلّط می گردانمی
(جهاد با نفس، ح 382)
حدیث(346) امام علی (ع) فرمودند:اَشَّدُ الذّنُوبِ مَا استَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ
سخت ترین گناهان، گناهی است که انجام دهنده ی آن، آن را ناچیز بشماردی
(جهاد با نفس، ح 398)
حدیث(347) امام صادق (ع) فرمودند:مَن لَم یَملِک غَضَبَهُ لَم یَملِک عَقلَهُی
کسی که مالک خشم خود نباشد مالک عقل خود نیستی
(جهاد با نفس، ح 530)
حدیث(348) امام صادق (ع) فرمودند:انّ جَارَ الله آمَنَ مَحفُوظ وَ عَدُوه خائِف مَخذُولی
پناهنده به خدا آسوده و محفوظ است ، و دشمنش ترسان و بی یاوری
(تحف العقول ، ص 229)
حدیث(349) امام علی (ع) فرمودند:العُمُرُ الَّذی أعذَرَ الله فِیهِ إلَی ابن ادَمَ سِتُّونَ سَنَهی
آن مدّت عمری که خداوند برای فرزند آدم جای عذر و بهانه باقی گذارده شست سال استی
(جهاد با نفس، ح 873)
حدیث(350) امام موسی کاظم (ع) فرمودند:مَن اَحزَنَ والدَیهِ فَقَد عَقهُما
هر که پدر و مادر را اندوهگین کند آنان را ناسپاسی کرده ی
(تحف العقول ، ص 425)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:41
حدیث (351) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:مَثَلُ أهلِ بَیتی کَمَثَلِ سَفینَهِ نوحٍ مَن رَکِبَها فَقَد نَجی وَ مَن تَخَلَّفَ عَنها فَقَد هَلَکَی
اهل بیت من چون کشتی نوح‌اند؛ هر که بر آن نشیند نجات یابد و آنکه از آن تخلف کند هلاک گرددی
(عیون الاخبار‍‍، ج 1، ص211)
حدیث (352) امام علی (ع) فرمودند:إنَّ النَّدمَ عَلَی الشَّرِّ یَدعو إلَی تَرکِهی
همانا پشیمانی از بدی آدمی را به سوی ترکِ بدی فرا می خواندی
(جهاد با نفس، ح 767)
حدیث (353) امام حسن عسگری (ع) فرمودند:ما أقبَحَ بِالمؤمِن أَن تَکوُن لَه رَغبَة تَذِلَهی
چه زشت است برای مؤمن دلبستگی به چیزی که او را خوار می کند ی
(تحف العقول ، ص 520)
حدیث (354) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:أرکانُ الکُفر أربَعَةٌ الرَّغبَةُ وَ الرَّهبَةُ وَ السَّخَطُ وَ الغَضَبُی
پایه های کفر چهار چیز است : میل و خواهش، ترس و بیم ، ناخشنودی و خشمی
(جهاد با نفس، ح 475)
حدیث (355) امام صادق (ع) فرمودند:عَن یَزیدَ الصّائِغِ قالَ: قُلتُ لِاَبی عَبدِاللهِ (ع) : رَجُلٌ عَلَی هذا الاَمرِ اِن حَدَثَ کَذَبَ وَ اِن وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِن اَوتُمِنَ خانَ؛ ما مَنزِلَتُهُ؟ قال: هیَ اَدنی المنازِل مِن الکُفرِ وَ لَیسَ بِکافِر
یزید بن صائغ گوید: به امام جعفر صادق عرض کردم که : مردی هست که شیعه است ولی اگر سخن گوید دروغ می گوید و اگر وعده دهد به وعده اش وفا نمی کند و اگر امینش شمرند خیانت می کند؛ چنین کسی چه مقام و منزلتی دارد؟ حضرت فرمود: منزلت او نزدیکترین منزلها به کفر است ولی کافر نیستی
(جهاد با نفس، ح 479)
حدیث (356) امام باقر (ع) فرمودند:کَفَی بِالنَّدَم تَوبَة
پشیمانی از گناهان برای توبه کفایت می کندی
(جهاد با نفس، ح 770)
حدیث (357) امام علی (ع) فرمودند:الصَّبرُ مِفتاحُ الدَّرک وَ النُّجحُ عُقبَی مَن صَبَرَی
صبر کلید رسیدن است و کامیابی سرانجام کسی که صبر می‌کندی
(بحارالأنوار، ج75، ص45)
حدیث (358) امام صادق (ع) فرمودند:اتَّقوا اللهَ وَ لا یَحسُد بَعضُکُم بَعضای
از خدا بترسید و کسی از شما بر دیگری حسد نوَرزدی
(جهاد با نفس، ح 543)
حدیث (359) امام صادق (ع) فرمودند:کَفی بالحِلم ناصِراً و قالَ: إذا لَم تَکُن حَلیماً فَتَحَلَّمی
بردباری به عنوان یاری کننده کافی است و فرمودند: اگر بردبار نیستی خود را به برداباری واداری
(جهاد با نفس، ح 261)
حدیث (360) امام باقر (ع) فرمودند:جاهِد هَوَاکَ کَمَا تُجاهِدُ عَدُوَّکَی
با هوای نفسانی خود مبارزه کن همانگونه که با دشمنت مبارزه می کنیی
(جهاد با نفس، ح 304)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:42
حدیث (361) امام مهدی (عج) فرمودند:أنا بَقیةَ اللهِ فی أرضِهِ وَ المُنتَقِم مِن أَعدائِهِ
من ذخیره خدا در روی زمین و انتقام گیرنده از دشمنان او هستمی
(تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 392)
حدیث (362) حضرت زهرا (س) فرمودند:مَثَلُ الإمام مَثل الکعبة إذ تُؤتی وَ لا تَأتی
از حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) روایت شده که رسول خدا فرمودند: امام همچون کعبه است که باید به سویش روند، نه آنکه (منتظر باشند تا) او به سوی آنها بیایدی
(بحار الانوار ، ج 36 ، ص 353)
حدیث (363) حضرت علی (ع) فرمودند:الکریمُ مَن صانَ عِرضَهُ بِمالِهِ وَ اللَّئیمُ مَن صانَ مالَهُ بِعِرضِهِی
بزرگوار کسی است که آبرویش را با مالش حفظ کند و فرومایه کسی است که مالش را با آبرویش حفظ کندی
(غرر الحکم و درر الکلم: ح 2159)
حدیث (364) امام صادق (ع) فرمودند:فَزَکاةُ العَینِ انَّظَرُ‌ بِالعِبَرِ وَالغَضُّ عَنِ الشَّهَواتِ وَ ما یضاهیها
زکات چشم به دیده عبرت نگریستن و چشم پوشی از شهوات و مانند آن استی
(مصباح الشریعه، باب 21)
حدیث (365) امام صادق (ع) فرمودند:مُجالَسَةُ الصّالِحینَ داعیةٌ إلَی الصَّلاحِی
همنشینی با صالحان، (انسان را) به سوی صلاح رهنمون می‌شودی
(بحارالأنوار، ج78،ص 304)
حدیث (366) امام علی (ع) فرمودند:أولَی الأشیاءِأن یتَعَلَّمَها الأحداثُ الأشیاءُالَّتِی إذا صاروُارِجالاً إحتاجوا إلَیهای
بهترین چیزی که نوجوانان باید فراگیرند، چیزهایی است که در بزرگسالی خود به آنها نیاز خواهند داشتی
(شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج2، ص333)
حدیث (367) حضرت فاطمه (س) فرمودند:فَجَعَلَ اللهُ إطاعَتَنا نِظاماً لِلمِلَّةِ و إمامَتَنا أماناً لِلفُرقَةِی
خدا اطاعت از ما را رشتۀ سامان ملت، ‌‌‌‌‌‌‌و امامت ما را مایۀ ایمنی از تفرقه قرار داده است
(احتجاج، ج1، ص134)
حدیث (368) امام صادق (علیه‌ السلام) فرمودند:إِذا کانَ یومُ النَّیرُوزِ فاغتَسِل وَ البَس أَنظَفَ ثِیابِک وَ تَطَیب بِأَطیبِ طِیبِک وَ تَکونُ ذلِک الیومَ صَائِماًی
چون روز عید نوروز فرا رسید، غسل کن، پاکیزه‌ترین جامه‌ی خود را بپوش، با بهترین عطر، خود را خوشبو کن و آن روز را روزه بداری
(وسائل ‏الشیعة: ج 8، ص 172، ح 10338)
حدیث (369) امام صادق (علیه‌ السلام) فرمودند:بَکَتِ السَّماءُ عَلَی الحُسَینِ أربَعینَ یَوماً بِالدَّمِی
آسمان چهل روز بر حسین (ع)، خون گریه کردی
(مناقب آل أبی طالب، ج3، ص212)
حدیث (370) رسول خدا (ص) فرمودند:حُسنُ البِشرِ یذهَبُ بِالسَّخِیمَةِی
خوش‌رویی کینه را از بین می‌بردی
(کافی، ج2 ، ص 103)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:42
حدیث (371) رسول خدا (ص) فرمودند:طوُبیَ لِمَن أنفَقَ الفَضلَ مِن مالِهِ و أمسَک الفَضلَ مِن قَولِهِی
خوشا آنکه زیادی دارایی‌اش را انفاق کند و زبانش را از زیاده‌گویی نگه‌دارد
(کافی، ج2، ص 144)
حدیث (372) امام علی (ع) فرمودند:الصَّبرُ یُنَاضِلُ الحِدثَانَ وَ الجَزَعُ مِن أعوَانِ الزَّمَانِی
صبر به سوی سختی های زمانه تیر می افکند و بی تابی از یاری کنندگان ِ زمانه است.
(جهاد با نفس، ح 253)
حدیث (373) امام باقر (ع) فرمودند:مَا حَسَنَةُ الدُّنیا إلّا صِلَةُ الإخوانِ وَالمَعارِفِی
خوبی دنیا جز در پیوند با برادران و آشنایان نیستی
(بحار الأنوار، ج46، ص 291)
حدیث (374) امام باقر (ع) فرمودند:قَالَ رَسُول اللهِ (ص): إنَّ اللهَ یُحِبُّ الحَییَّ الحَلِیمَ العَفِیفَ المُتَعَفِّفَی
رسول خدا (ص) فرمودند: خداوند دوست می دارد کسی را که با حیا، بردبار، پاکدامن، و باز ایستنده ی از حرام باشدی
(جهاد با نفس، ح 257)
حدیث (375) امام حسن مجتبی (ع) فرمودند:قیلَ لَهُ - عَلَیهِ السَّلام - مَا الزُّهد ؟ قالَ : اَلرَّغبَةَ فِی التَّقوی وَالزّهادَةَ فِی الدُّنیا ی
از آن حضرت سؤال شد : زهد چیست ؟ فرمود : رغبت به تقوی و بی رغبتی به دنیا ی
(تحف العقول،ص 227)
حدیث (376) رسول خدا (ص) فرمودند:ما أعَزَّّّّ اللهُ بجَهل قَطُّ وَ لا أذَلَّ بحِلم قَطُّی
هرگز خداوند کسی را به خاطر نادانی اش عزیز نگردانده و کسی را خاطر بردباری اش ذلیل و خوار نکرده استی
(جهاد با نفس، ح 260)
حدیث (377) امام علی (ع) فرمودند:کفاک أدباً لِنفسِک اجتِنابُ ما تَکرَهُهُ مِن غَیرِکی
برای تربیت کردن خود همین بس که از آنچه در دیگران نمی‌پسندی، دوری کنیی
(بحار الأنوار، ج 70، ص 73)
حدیث (378) امام صادق (ع) فرمودند:إنَّ مِن حَقِیقَةِ الإیمانِ أن تُؤثِرَ الحَقَّ وَ إن ضَرَّک عَلَی الباطِلِ و إن نَفَعَک
از نشانه‌های ایمان حقیقی آن است که حق را بر باطل ترجیح دهى، هر چند حق به زیان تو و باطل به سود تو باشدی
(بحار الأنوار، ج 70، ص 106)
حدیث (379) امام علی (ع) فرمودند:لا تَخُن مَن ِ ائتَمَنَک وَ إن خانَک، وَ لا تُذِع سِرَّهُ وَ إن أذاعَ سِرَّکی
به کسی که تو را امین شمرده خیانت مکن، هر چند او به تو خیانت کرده باشد و راز او را فاش مساز، اگر چه او راز تو را فاش ساخته باشدی
(بحار الأنوار، ج 77، ص 208)
حدیث (380) رسول خدا (ص) فرمودند:مَن أحَبَّ دُنیاهُ أضَرَّ باِخِرَتهی
هر کس دنیایش را دوست داشته باشد به آخرت خود زیان می رساندی
(جهاد با نفس، ح 609)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:43
حدیث (381) رسول خدا (ص) فرمودند:أفضَلُ الإیمانِ أن تَعلَمَ أنَّ اللهَ مَعَک حَیثُ ما کنتَی
برترین ایمان آن است که بدانی خداوند همه جا با توستی
(کنزل العمال، 66)
حدیث (382) رسول خدا (ص) فرمودند:مِلاک العَمَلِ خَواتیمُهُی
ملاک [ارزیابى] کارها، پایان آن‌هاستی
(اختصاص، ص 343)
حدیث (383) رسول خدا (ص) فرمودند:تَمامُ البِرِّ أن تَعمَلَ فِی السِّرِّ عَمَلَ العَلانِیةِی
کمال نیکوکارى آن است که در نهان همان‌گونه رفتار کنی، که در آشکارا
(کنزل العمال، 5265)
حدیث (384) امام حسین(ع) فرمودند:مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِی
هر که خدا را، آن‌گونه که سزاوار اوست، بندگی کند، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کندی
(بحار الأنوار، ج 71، ص 183)
حدیث (385) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:لَیسَ مِنَّا مَن یحَقِّرُ الأمانَةَ حتّی یستَهلِکها إذَا استَودَعَهای
از ما نیست کسى که امانت را بدان اندازه بی‌اهمیت شمرد که هرگاه امانتی به او بسپرند، آن را ضایع گرداندی
(بحار الأنوار، ج 71، ص 172)
حدیث (386) امام صادق (ع) فرمودند:العَقلُ دَلیلُ المُؤمِن
عقل راهنمای مؤمن است
(جهاد با نفس، ح 86)
حدیث (387) رسول خدا (ص) فرمودند:لِکُل دَاءٍ دَواءُ وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الاِستِغفَارُی
هر دردی دوایی دارد و دوای گناهان استغفار کردن استی
(جهاد با نفس، ح 784)
حدیث (388) رسول خدا (ص) فرمودند:ابن آدم اذا اصبحت معافی فی بدنک آمنا فی سربک عندک قوت یومک فعلی الدنیاالعفاء
فرزند آدم وقتی تن تو سالم است و خاطرت آسوده است و قوت یک روز خویش راداری ، جهانگر مباش ی
(کنز العمال ، ج 3 ، ص 782)
حدیث (389) رسول خدا (ص) فرمودند:إنَّ اللهَ تَعَالَی جَمِیلٌ یحِبُّ الجَمَالَ
خداوند متعال زیباست و زیبایی را دوست داردی
(کنز العمال، ح17166)
حدیث (390) رسول خدا (ص) فرمودند:الایمانُ مَعرفَهٌ بالقَلبِ وَ قَولٌ باللِّسانِ وَ عَمَلٌ بالاَرکانِی
ایمان عبارت است از شناخت قلبی، گفتار زبانی و کردار با اعضا و جوارحی
(میزان الحکمه، ج 1، ص 301)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:43
حدیث (391) امام صادق (ع) فرمودند:مَن کَثُرَ اشتِباکُهُ فِی الدُّنیا کانَ أشَدُّ لِحَسرَتِهِ عِندَ فِراقِهای
کسی که زیاد با دنیا گره خورده باشد حسرت و اندوهش هنگام جدایی از آن زیادتر خواهد بود
(جهاد با نفس، ح 639)
حدیث (392) امام على (ع) فرمودند:اَلحِلمُ یطفى نارَ الغَضَبِ وَالحِدَّةُ تُؤَجِّجُ إِحراقَهُ
بردبارى آتش خشم را فرو می ‏نشاند و تندى، آن را شعله ‏ور می ‏کند
( غررالحکم ، ح 2063)
حدیث (393) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اِذا بَلَغَ الرَّجُلُ اَربَعینَ سَنَةً وَ لَم یغلِب خَیرُهُ شَرَّهُ قَبَّلَ الشَّیطانُ بَینَ عَینَیهِ وَ قالَ: هذا وَجهٌ لا یفلِحُ
هرگاه انسان چهل ساله شود و خوبیش بیشتر از بدیش نشود، شیطان بر پیشانى او بوسه می ‏زند و می ‏گوید: این چهره ‏اى است که روى رستگارى را نمی ‏بیندی
( مشکاة الأنوار، ص 295)
حدیث (394) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اِنَّ اللّه‏َ یحِبُّ مِن عِبادِهِ الغَیورَ
خداوند بندگان غیرتمند خود را دوست داردی
(نهج الفصاحه، ح 752)
حدیث (395) امام صادق(ع) فرمودند:لَستُ اُحِبُّ أن أریَ الشّابَّ مِنکُم إلّا غادِیاً فی حالَینِ: إمّا عالِماً أو مُتَعَلِّماًی
دوست ندارم جوانی از شما را جز بر دو گونه ببینم: دانشمند یا دانشجوی
(أمالی طوسی، ص 304)
حدیث (396) امام هادی (ع) فرمودند:لو سلک الناس وادیا شعبا لسلکت وادی رجل عبد الله وحده خالصا
اگر همه مردم مسیری را انتخاب کنند و در آن گام نهند ، من به راه کسی که تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت ی
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 245)
حدیث (397) امام باقر (ع) فرمودند:
اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ یقى بِالتَّقوى عَنِ العَبدِ ما عَزُبَ عَنهُ عَقلُهُ وَ یجَلّى بِالتَّقوى عَنهُ عَماهُ وَ جَهلَهُخداوند به وسیله تقوا بنده را حفظ می ‏کند از آنچه که عقلش به آن نمى ‏رسد و کور دلى و نادانى او را بر طرف مى ‏سازدی

(کافى، ج 8 ، ص 52، ح 16)
حدیث (398) امام صادق (ع) فرمودند:
مَن ساءَ خُلُقُهُ عَذَّبَ نَفسَهیهر کس اخلاقش بد شد، خود را در عذاب قرار داده است

(جهاد با نفس، ح 662)
حدیث (399) امام علی (ع) فرمودند:
أَبلَغُ ماتَستَدِرُّ بِهِ الرَّحمَةَ أَن تُضمِرَ لِجَمیعِ النّاسِ الرَّحمَةَ
مؤثّرترین وسیله جلب رحمت خدا این است که خیرخواه همه مردم باشىی


(غررالحکم، ح 3353)
حدیث (400) امام علی (ع) فرمودند:
العجز آفة ، و الصبر شجاعة ، و الزهد ثروة ، و الورع جنة ، و نعم القرین الرضی

ناتوانی آفت است و شکیبائی شجاعت و زهد ثروت و تقوی سپر و بهترین همنشین رضایت و خشنودی استی


(نهج البلاغه، ص469)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:44
حدیث (401) امام صادق (ع) فرمودند:
انَّ امیر المومنین(ع) یَقُولُ: افضلُ العِبادَةِ العَفَاف
امیر المومنین(ع) می فرمود:برترین عبادت پاکدامنی است.


(جهاد با نفس، ح 211)
حدیث (402) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:من صلی اربعین یوما جماعة یدرک التکبیرة الاولی ، کتب له برائتان برائة من النار و برائة من النفاق
کسی که نماز خود را با جماعت و با درک تکبیر اول نماز، چهل روز انجام دهد، خداوند دو برائت را برای او مقرر می سازد: 1- برائت از آتش دوزخ .2- برائت از نفاق
(بحار الانوار، ج ,88 ج 4)
حدیث (403) امام علی (ع) فرمودند:اَلحِلمُ غِطاءٌ ساتِرٌ وَالعَقلُ حِسامٌ قاطِعٌ، فَاستُر خَلَلَ خَلقِک بِحِلمِک وَقاتِل هَواک بِعَقلِک .
بردبارى پرده‏اى پوشاننده و عقل شمشیرى برنده است، پس عیبهاى اخلاقى خود را با بردبارى بپوشان و با عقلت به جنگ هوا و هوست برخیز.
( نهج ‏البلاغه، حکمت 424)
حدیث (404) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:إنَّ اللّه‏َ تَعالى یعرِضُ عَلى عَبدِهِ فى کلِّ یومٍ نَصیحَةً فَإن هُوَ قَبِلَها سَعِدَ و إن تَرَکها شَقىَ.
خداوند متعال، به بنده‏اش در هر روز نصیحتى عرضه مى ‏کند، که اگر بپذیرد، خوشبخت و اگر نپذیرد، بدبخت مى ‏شود.
( کنز العمّال، ح 10250)
حدیث (405) امام علی (ع) فرمودند:مِن عَلامَةِ اَحَدِهِم (المُتَقینَ) اَنَّک تَرى لَهُ قُوَّةً فى دینٍ... وَحِرصا فى عِلمٍ وَعِلما فى حِلمٍ
از نشانه‏ هاى پرهیزکاران این است که مى ‏بینى در دین نیرومند ... در کسب دانش حریص و داراى علم همراه با بردبارى‏اند.
(نهج ‏البلاغه، خطبه 193)
حدیث (406) امام حسین (ع) فرمودند:إنَّ أجوَدَ النَّاسِ مَن أعطیَ مَن لا یرجُو.
بخشنده‌ترین مردم کسی است که به آنکه چشم امید به او نبسته، بخشش ‌کند.
(کشف ‌الغمّة، ج2، ص239 )
حدیث (407) امام علی (ع) فرمودند:اتَّقوا معاصیَ الله فی الخَلَوَات فانَّ الشَّاهدَ هُوَ الحَاکِم
از ارتکاب معصیتهای الهی(حتّی) در نهان خودداری کنید زیرا آن خدایی که شاهد است خود نیز حاکم است
(جهاد با نفس، ح 170 )
حدیث (408) امام باقر (ع) فرمودند:ایما مؤمن حافظ علی الصلوات المفروضة فصلاها لوقتها فلیس هذا من الغافلین
هر مؤمنی محافظت برنمازش نماید، و او را در وقتش به جا آورد، از انسانهای غافل شمرده نمی شود.
( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 79 )
حدیث (409) امام صادق (ع) فرمودند:إذا أرادَ أَحَدُکم أَن یستَجابَ لَهُ فَلیطَیب کسبَهُ وَلیخرُج مِن مَظالِمِ النّاسِ ، وَ إِنَّ اللّه‏َ لا یرفَعُ إِلَیهِ دُعاء عَبدٍ وَ فى بَطنِهِ حَرامٌ أَو عِندَهُ مَظلَمَةٌ لأِحَدٍ مِن خَلقِهِ
هر کس بخواهد دعایش مستجاب شود، باید کسب خود را حلال کند و حق مردم را بپردازد. دعاى هیچ بنده‏اى که مال حرام در شکمش باشد یا حق کسى بر گردنش باشد، به درگاه خدا بالا نمى‏رود.
( بحارالأنوار، ج 93، ص 321، ح 31 )
حدیث (410) امام علی (ع) فرمودند:و َإیاک ... اَن تَعِدَهُم فَتُتبِعَ مَوعِدَک بِخُلفِک ... فَاِنَّ الخُلفَ یوجبُ المَقتَ عِندَ اللّه‏ِ وَ النّاس.
بپرهیز از خلف وعده که آن موجب نفرت خدا و مردم از تو مى ‏شود.
(نهج البلاغه، نامه 53 )

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:45
حدیث (411) رسول اکرم (ص) فرمودند:
مَن أَرادَ تُستَجابُ دَعوَتُهُ وَأَن تُکشَفَ کربَتُهُ فَلیفَرِّج عَن مُعسِرٍهر کس مى ‏خواهد دعایش مستجاب و اندوهش برطرف شود، به تنگدست مهلت دهد.

(کنزالعمال، ج 6، ص 215، ح 15398 )
حدیث (412) رسول اکرم (ص) فرمودند:
مَن أخلَصَ لِلّهِ أربَعینَ صَباحا ظَهَرَت ینابیعُ الحِکمَةِ مِن قَلبِهِ عَلى لِسانِهِ.هر کس چهل روز خود را براى خدا خالص کند چشمه‏ هاى حکمت از قلب وى بر زبانش جارى مى ‏شود.

(نهج الفصاحه، ح 2836 )
حدیث (413) رسول اکرم (ص) فرمودند:
آیة المنافق ثلاث : اذا حدث کذب و اذا وعد اخلف و اذا اؤتمن خاننشان منافق سه چیز است : 1 - سخن به دروغ بگوید. 2 - از وعده تخلف کند. 3 - در امانت خیانت نماید.

(صحیح مسلم، کتاب الایمان، ح 89 )
حدیث (414) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
شرُّ النّاس یَومَ القِیامَةِ الذَّینَ یُکرمُونَ اتِّقَاءَ شَرِّهِمبدترین مردم در روز قیامت کسانی هستند که(در این دنیا) از ترس شرّشان مورد اکرام و احترام واقع می شوند.

(جهاد با نفس، ح 673 )
حدیث (415) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:من لم تنهه صلاته عن الفحشاء و المنکر لم تزده من الله الا بعدا
هر کس که نمازش او را از فحشاء و منکر باز ندارد، هیچ بهره ای از نماز جز دوری از خدا حاصل نکرده است .

(بحار الانوار، ج ,82 ص .198 شهاب الاخبار، ص 215)
حدیث (416) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:خَیرُ ما اُعطىَ الرَّجُلُ المُؤمِنُ خُلقٌ حَسَنٌ وَ شَرُّ ما اُعطِىَ الرَّجُلُ قَلبُ سوءٍ فى صورَةٍ حَسَنَةٍ
بهترین چیزى که به مؤمن داده شده خوش اخلاقى و بدترین چیزى که به انسان داده شده دلى بد در چهره‏اى زیباست.

(کنزالعمّال، ح 5170)
حدیث (417) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:مَن رُزِقَ تُقىً فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ

هر کس تقوا روزى ‏اش شود، خیر دنیا و آخرت روزى او شده است.
(نهج الفصاحه، ح 3015)
حدیث (418) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:ان أشقی الاشقیاء من اجتمع علیه فقر الدنیا وعذاب الاخرة
بدبختترین بدبختان کسی است که فقر دنیا و عذاب آخرت را با هم دارد .
(کنز العمال، ج 6، ص 470، ح 16593)
حدیث (419) امام صادق (ع) فرمودند:انَّ العَمَلَ القَلیلَ عَلی الیَقینِ افضَلُ عند اللهِ مِنَ العَمَل الکَثیر عَلی غَیر یَقین.
عمل اندک و بادوام که بر پایه ی یقین باشد در نزد خداوند از عمل زیاد که بدون یقین باشد برتر است.
(جهاد با نفس، ح 74)
حدیث (420) امام باقر (ع) فرمودند: الظُلمُ فِی الدُّنیَا هُوَ الظُلُمَاتُ فِی الاَخِرَه.
ظلم در دنیا همان ظلمتها و تاریکی های آخرت است.
(جهاد با نفس، ح 733)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:45
حدیث (421) رسول اکرم (ص) فرمودند:عَدلُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ سَبعینَ سَنَةً قِیامِ لَیلِها وَ صِیامِ نَهارِها
ساعتى عدالت بهتر از هفتاد سال عبادت است که شب‏هایش به نماز و روزهایش به روزه بگذرد.
(مشکاة‏الأنوار، ص 544)
حدیث (423) امام مهدی (عج) فرمودند:
أنا خاتم الأوصیاء و بی یدفع الله البلاء عن أهلی و شیعتی

من آخرین جانشین پیامبر هستم ، و به وسیله من است که خداوند بلا را از خاندان و شیعیانم دور می سازد.
(بحارالأنوار ، ج 52 ، ص 30)
حدیث (424) امام صادق (ع) فرمودند:انَّ اللهَ یُحِبُّ العَبدَ المُفَتَّنَ التَّوَّابَ وَ مَن لا یَکُونُ ذَلِکَ مِنهُ کَانَ اَفضَلَ
به راستی که خداوند بنده ای که بوسیله گناه آزموده شده و آزمایش شده، سپس توبه نموده است را دوست می دارد و بنده ای که اصلاً به گِرد گناه نگشته از بنده ای که گناه کرده و توبه نموده برتر است.
(جهاد با نفس، ح 817)
حدیث (425) امام حسن عسکری (ع) فرمودند:من وعظ أخاه سرا فقد زانه ، و من وعظه علانیة فقد شانه
هر که نهانی برادر خود را پند دهد او را آراسته و زیور بسته ، و هر که در برابر دیگرانش پند دهد زشتش کرده .
(تحف العقول ، ص 520)
حدیث (426) رسول اکرم (ص) فرمودند:مَن أرادَ اللّه‏ُ بِهِ خَیرا رَزَقَهُ اللّه‏ُ خَلیلاً صالحِا
هر کس که خداوند براى او خیر بخواهد، دوستى شایسته نصیب وى خواهد نمود.
(نهج الفصاحه، ح 3064)
حدیث (427) امام موسی کاظم (ع) فرمودند:ما من شی ء تراه عیناک الا وفیه موعظه
چیزی نیست که چشمانت آن را بنگرد ، مگر آن که در آن پند و اندرزی است .
(بحاالانوار ، ج 78 ، ص 319)
حدیث (428) امام صادق (ع) فرمودند:مَن قَالَ لا الَهَ الا اللهُ مُخلِصاً دَخَلَ الجَنَّةَ وَ اِخلاصُهُ اَن یَحجُزَهُ لا الهَ الا اللهُ عَمَّا حَرَّمَ اللهُ.
کسی که از روی اخلاص (لا اله الا الله) گوید به بهشت داخل شود و اخلاص او این است که گفتن(لا اله الا الله) او را از ارتکاب آنچه که خداوند بر او حرام نموده باز دارد.
(جهاد با نفس، ح 230)
حدیث (429) امام صادق (ع) فرمودند:المنجیات : اطعام الطعام و افشاء السلام والصلاة باللیل و الناس نیام
عوامل رستگاری : اطعام کردن ، آشکارا سلام کردن ، نمازشب خواندن در حالی که مردم آرمیده اند.
(محاسن البرقی ، ص 387)
حدیث (430) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:إنَّ أَعظَمَ النّاسِ مَنزِلَةً عِندَاللّه‏ِ یومَ القیامَةِ أَمشاهُم فى أَرضِهِ بِالنَّصیحَةِ لِخَلقِهِ
بلند مرتبه ‏ترین مردم نزد خداوند در روز قیامت کسى است که در روى زمین بیشتر در خیرخواهى و ارشاد مردم قدم بردارد.
(کافی، جلد 2، ص 208 صفحه 5)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:46
حدیث (431) امام صادق (ع) فرمودند:مَن اعانَ ظالِماً عَلی مَظلومٍ لَم یزَلِ اللهُ عَلَیهِ سَاخِطاً حَتَّی ینزِعُ عَن مَعُونَتِهِ.
کسی که ظالمی را بر علیه مظلومی یاری کند پیوسته خداوند از او خشمگین است تا اینکه دست از یاری او بردارد.
(جهاد با نفس، ح 752 )
حدیث (432) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:المُؤمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ، وَالمُنافِقُ قَطِبٌ غَضِبٌ
مؤمن شوخ و شنگ است، و منافق اخمو و عصبانى.
(تحف العقول، ص 49 )
حدیث (433) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:إنَّما سُمِّیت ابنَتی فاطِمَةُ لأنَّ اللَّهَ‏عزّ و عجل فَطَمَها وفَطَمَ مَن أحَبَّها مِنَ النَّار
دخترم به این دلیل فاطمه نامیده شده است که خداوند عزّ و جل او و دوستدارانش را از آتش دوزخ به دور داشته است.
(بحارالانوار‌، ج‌403، باب‌2، ص‌ (10
حدیث (434) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:المَهدِی مِن عِترَتی مِن وُلدِ فاطِمَةَ
مهدی (عج) از عترت من و از فرزندان فاطمه است.
(بحار الأنوار، ج38، ص44)
حدیث (435) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:أَمَرَنى رَبّى بِمُداراةِ النّاسِ کما أَمَرَنى بِأَداءِ الفَرائِضِ.
پروردگارم، همان گونه که مرا به انجام واجبات فرمان داده، به مدارا کردن با مردم نیز فرمان داده است.
(کافى، ج 2، ص 117، ح 4.)
حدیث (436) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:القَنَاعَةُ مَالٌ لا یَنفَدُ.
قناعت مالی است که تمام شدنی نیست.
(جهاد با نفس، ح 299)
حدیث (437) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اِنَّ اَسرَعَ الخَیرِ ثَوابا البِرُّ وَ اِنَّ اَسرَعَ الشَّرِّ عِقابا البَغىُ
پاداش نیکوکارى زودتر از هر کار خوب دیگرى مى‏ رسد و کیفر ستم و تجاوز زودتر از هر کار بد دیگرى گریبان مى ‏گیرد.
(خصال، ص 110، ح 81)
حدیث (438) امام علی (ع) فرمودند:اِنَّک مُقَوَّمٌ بــِاَدَبــِک، فَـزَ ینهُ بــِالحِلم ِ
ارزش تو به ادب توست، پس آن را با بردبارى آراسته کن.
(غررالحکم، ج 3، ص 57، ح 3813)
حدیث (439) امام صادق (ع) فرمودند:مَن کَانَ عَاقِلاً کَانَ لَهُ دِین وَ مَن کَانَ لَهُ دِین دَخَلَ الجَنَّةَ
کسی که عاقل باشد دین دارد و کسی که دین دارد وارد بهشت خواهد شد.

(جهاد با نفس، ح 83)
حدیث (440) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:نیةُ المُؤمِنِ خَیرٌ مِن عَمَلِهِ وَ نیةُ الکافِرِ شَرُّ مِن عَمَلِهِ وَ کلُّ عامِلٍ یعمَلُ عَلى نیتِهِ
نیت مؤمن بهتر از عمل او، و نیت کافر بدتر از عمل اوست و هر کس مطابق نیت خود عمل مى ‏کند.

(کافى، ج 2، ص 84 ، ح 2)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:47
حدیث (441) امام علی (ع) فرمودند:مَن أجهَدَ نَفسَهُ فى إصلاحِها سَعِدَ، مَن أهمَلَ نَفسَهُ فى لَذّاتِها شَقِىَ وَ بَعُدَ
هر کس براى اصلاح خود، خویشتن را به زحمت بیندازد، خوشبخت مى ‏شود هر کس خود را در لذت‏ها رها کند، بدبخت مى ‏گردد و بى ‏بهره مى‏ ماند.

(غررالحکم، ح 8246 و ح 8247)
حدیث (442) امام صادق (ع) فرمودند:اِنَّ القَلبَ لَیـتَجَلجَلُ فِى الجَوفِ یطلُبُ الحَقَّ فَاِذا اَصابَهُ اطمَاَنَّ وَ قَرَّ
به راستى که دل در درون سینه بى قرار است و به دنبال حق مى ‏گردد و چون به آن رسید، آرام و قرار مى ‏گیرد.
(کافى، ج 2، ص 421)
حدیث (443) حضرت فاطمه (س) فرمودند:من أصعد إلی الله خالص عبادته ، أهبط الله عزوجل إلیه أفضل مصلحته
کسی که عبادتهای خالصانه خود را به سوی خدا فرستد ، پروردگار بزرگ بهترین مصلحت او را به سویش فرو خواهد فرستاد.

(بحار الانوار، ج 70، ص 249)
حدیث (444) حضرت فاطمه (س) فرمودند:خیارکم ألینکم مناکبه و أکرمهم لنسائهم .
بهترین شما کسانی هستند که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان ترند و با همسرانشان مهربان و بخشنده اند .
(دلائل الامامه طبری ، ص 7)
حدیث (445) امام علی (ع) فرمودند:اَحسَنُ العَدلِ نُصرَةُ المَظلومِ
بهترین عدالت یارى مظلوم است.
(غررالحکم، ج2، ح 2977)
حدیث (446) امام علی (ع) فرمودند:جَلیسُ الخَیرِ نِعمَةٌ، جَلیسُ الشَّرِّ نِقمَةٌ
همنشین خوب نعمت و همنشین بد، بلا و مصیبت است.
(غررالحکم، ح4719 و 4720)
حدیث (447) امام صادق (ع) فرمودند:اِنَّ الفُحشَ وَ البَذَاءَ وَ السَّلاطَةَ مِنَ النِفاقِ
همانا دشنام دادن و هرزه گویی و زبان درازی ناشی از نفاق و دورویی است
(جهاد بانفس، ح667 و ص 284)
حدیث (448) رسول خدا (ص) فرمودند:إذا أرَدتَ أن یُثرِی اللهُ ما لَکَ فَزَکِّهِ.
هر گاه خواستی که خداوند دارایی تو را زیاد کند، زکات آن را بپرداز.
(بحار‌الأنوار، ج96، ص23)
حدیث (449) حضرت زهرا (س) فرمودند:فجعل الله طاعتنا نظاما للملة و إمامتنا أمانا من الفرقة
خداوند پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و رهبری ما را عامل در امان ماندن از تفرقه ها قرار داده است .
(احتجاج طبرسی ج 1، ص 258)
حدیث (450) امام موسی کاظم (ع) فرمودند:ما من شی ء تراه عیناک الا وفیه موعظه
چیزی نیست که چشمانت آن را بنگرد، مگر آن که در آن پند و اندرزی است.
(بحارالانوار، ج 78، ص 319)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:48
حدیث (451) رسول اکرم (ص) فرمودند:لَو کَانَ الرِّفقُ خَلقاً یُریَ مَا کَانَ مِمَّا خَلَقَ اللهُ شَیءٌ اَحسَنَ مِنهُ.
اگر مدارا مخلوقی بود که دیده می شد هیچ مخلوقی از مخلوقات خدا از او نیکوتر نبود.
(جهاد با نفس، ح 274)
حدیث (452) امام علی (ع) فرمودند:إن لَم تَکن حَلیما فَتَحَلَّم فَإِنَّهُ قَلَّ مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ إِلاّ أَوشَک أَن یکونَ مِنهُم
اگر بردبار نیستى خود را بردبار جلوه ده، زیرا کمتر کسى است که خود را شبیه گروهى کند و بزودى یکى از آنان نشود.
(نهج ‏البلاغه، حکمت 207)
حدیث (453) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اَلنّاسُ یعمَلونَ بِالخَیرِ وَ اِنَّما یعطَونَ اُجورَهُم عَلى قَدرِ عُقولِهِم
مردم، کارهاى خیر مى ‏کنند، ولى پاداش آنان تنها به اندازه عقلشان عطا مى ‏شود.
(کنزالعمال، ح 7052)
حدیث (454) حضرت زهرا (س) فرمودند:جعل الله ... الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی استیجاب الأجر
خداوند جهاد را موجب عزت و هیبت اسلام، و صبر را وسیله استحقاق و شایستگی پاداش حق تعالی قرار داد.
(احتجاج طبرسی، ج 1، ص 258)
حدیث (455) امام علی (ع) فرمودند:الصلوة حصن من سطوات الشیطان
نماز قلعه و دژ محکمی است که نمازگزار را از حملات شیطان نگاه می دارد.
(میزان الحکمة، ج 5، ص 367)
حدیث (456) امام صادق (ع) فرمودند:انَّ مِنَ الکَبَائِر عُقُوقَ الوَالِدَین وَالیَاسَ مِن رَوحِ اللهِ وَالاَمنَ مِن مَکرِ اللهِ
همانا آزار رساندن به پدر و مادر و نا امیدی از رحمت خداوند و ایمنی از مکر خداوند از گناهان کبیره است
(جهاد با نفس، ح 424)
حدیث (457) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اِنَّ اَصلَ کلِّ خَیرٍ فِى الدُّنیا وَ الآخِرَةِ شَى‏ءٌ واحِدٌ وَ هُوَ الخَوفُ مِنَ اللّه‏ِ تَعالى
ریشه هر خیرى در دنیا و آخرت یک چیز است و آن ترس از خداوند متعال است.
(مستدرک الوسائل، ج 11، ص 235، ح 12842)
حدیث (458) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
اِنَّ اللّه‏َ یحِبُّ بُغاةَ العِلمِخداوند جویندگان دانش را دوست دارد.

(کافى، ج1، ص 30، ح1 )
حدیث (459) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اَلنّاسُ رَجُلانِ: عالِمٌ وَ مُتَعَلِّمٌ وَ لا خَیرَ فیما سِواهُما
مردم، دو گروهند: دانشمند و دانش ‏اندوز و در غیر این دو، خیرى نیست.
(نهج الفصاحه، ح 3145 )
حدیث (460) امام باقر (ع) فرمودند:ما مِن قَطرَةٍ احَبَّ الی اللهِ عَزَّوَجَلَّ مِن قَطرَةٍ دُمُوعٍ فی سََوَادِ اللَّیلِ مَخَافَةً مِنَ اللهِ لا یُرادُ بِها غَیرُهُ
هیچ قطره ای در نزد خداوند عزوجل دوست داشتنی تر و محبوب تر از قطره ی اشکهایی که در تاریکی شب و از خوف خدا با اخلاص کامل ریخته می شود نیست.
(جهاد با نفس، ح 137 )

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:48
حدیث (461) امام علی (ع) فرمودند:مَن حَلَمَ عَن عَدُوِّهِ ظَفِرَ بِهِ
هر کس در مقابل دشمن بردبار باشد بر او پیروز مى ‏شود.
(کنزالفوائد، ص147 )
حدیث (462) امام علی (ع) فرمودند:اِحتَجِب عَنِ الغَضَبِ بِالحِلمِ، وَغُضَّ عَنِ الوَهمِ بِالفَهمِ
با بردبارى خود را از خشم پنهان کن و با فهم و دانایى از وهم و خیال چشم بپوش.
(غررالحکم، ج2، ص 199، ح 2365 )
حدیث (463) امام علی (ع) فرمودند:
مَن غاظَک بِقُبحِ السَّفَهِ عَلَیک، فَغِظهُ بِحُسنِ الحِلمِ عَنهُهر کس با زشتىِ سبکسرى تو را خشمگین کرد تو با زیبایى بردبارى او را به خشم آور.

(غررالحکم، ج 5، ص333، ح 8620 )
حدیث (464) امام صادق (ع) فرمودند:
مَا احَبَّ اللهَ مَن عَصَاهُکسی که نافرمانی خدا را کند، خداوند را دوست نمی دارد.

(جهاد با نفس، ح 386 )
حدیث (465) امام صادق (ع) فرمودند:المُومِنُ حَلِیمٌ لا یَجهَلُ، وَ اِن جُهِلَ عَلَیهِ یَحلُمُ، وَ لا یَظلِمُ وَ اِن ظُلِمَ غَفَرَ وَ لا یَبخَلُ وَ اِن بُخِلَ عَلَیهِ صَبَر
مومن بردباری است که بردباری اش از روی نادانی نیست و اگر با او از روی نادانی و حماقت رفتار شود او بردباری به خرج می دهد و به کسی ستم نمی کند و اگر به او ستمی شد می بخشاید و بخل نمی ورزد و اگر به او بخل ورزیده شد صبر پیشه می کند.
(جهاد با نفس، ح 36 )
حدیث (466) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اَلسَّخىُّ قَریبٌ مِنَ اللّه‏ِ ، قَریبٌ مِنَ النّاسِ ، قَریبٌ مِنَ الجَنَّةِ
سخاوتمند به خدا، مردم و بهشت نزدیک است.
(بحارالأنوار، ج 73، ص 308، ح37)
حدیث (467) امام على (ع) فرمودند:
مَن أَصلَحَ فیما بَینَهُ وَبَینَ اللّه‏ِ أَصلَحَ اللّه‏ُ فیما بَینَهُ وَبَینَ النّاس.هر کس رابطه ‏اش را با خدا اصلاح کند، خداوند رابطه او را با مردم اصلاح خواهد نمود.

(بحارالأنوار، ج 71، ص 366، ح 12)
حدیث (468) امام على (ع) فرمودند:اِنَّ اَهنَأَ النّاسِ عَیشا مَن کانَ بِما قَسَمَ اللّه‏ُ لَهُ راضیا
هر کس به آنچه خداوند به او داده است راضى باشد، راحت‏ترین زندگى را دارد.
(غررالحکم، ح 3397)
حدیث (469) امام باقر (ع) فرمودند:اِنَّ اللهَ رَفیقٌ یُحِبُّ الرِّفقَ
خداوند اهل مدارا است و مدارا را دوست دارد
(جهاد با نفس، ح 283)
حدیث (470) امام باقر (ع) فرمودند:مَا اَحسَنَ الحَسَنَاتِ بَعدَ السَّیِّئاتِ وَ مَا اَقبَحَ السَّیِّئاتِ بَعدَ الحَسَنَاتِ
چه نیکوست نیکی ها بعد از بدیها و چه زشت است بدیها پس از نیکی ها
(جهاد با نفس، ح 880)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:49
حدیث (471) امام علی (ع) فرمودند:مَن تَوکلَ عَلَى اللّه‏ِ ذَلَّت لَهُ الصِّعابُ وَتَسَهَّلَت عَلَیهِ الأسبابِ
هر کس به خدا توکل کند، دشواری‏ها براى او آسان می ‏شود و اسباب برایش فراهم می ‏گردد.
(غررالحکم، ح 9028)
حدیث (472) امام کاظم (ع) فرمودند:
وَاللّه‏ِ ما اُعطِىَ مُومِنُ قَطَّ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ، اِلاّ بِحُسنِ ظَنِّهِ بِاللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ وَ رَجائِهِ لَهُ وَ حُسنِ خُلقِهِ وَالکفِّ عَنِ اغتیاب المُؤمِنینَبه خدا قسم خیر دنیا و آخرت را به مؤمنى ندهند مگر به سبب حسن ظن و امیدوارى او به خدا و خوش اخلاقى اش و خوددارى از غیبت مؤمنان.


(بحارالأنوار، ج 6، ص 28، ح29)
حدیث (473) امام علی (ع) فرمودند:
لا یسعَدُ امرؤ ٌإلاّ بِطاعَةِ اللّه‏ِ سُبحانَهُ وَ لا یشقَى امرُؤٌ إلاّ بِمَعصیةِ اللّه‏ِ.هیچ کس جز با اطاعت خدا خوشبخت نمى ‏شود و جز با معصیت خدا بدبخت نمى ‏گردد.



(غررالحکم، ح 10848)
حدیث (474) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:إذا قالَ العَبدُ عِندَ مَنامِهِ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ یقولُ اللّه‏ُ: مَلائِکتى! اُکتُبُوا بِالحَسَناتِ نَفسَهُ إلَى الصَّباحِ
هر گاه بنده‏اى هنگام خوابش، بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم بگوید، خداوند به فرشتگان مى‏گوید: به تعداد نفس‏هایش تا صبح برایش حسنه بنویسید
(جامع الأخبار، ص 42)
حدیث (475) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:
مَن سَرَّهُ أن یستَجیبَ اللّه‏ُ لَهُ عِندَ الشَّدائِدِ وَالکربِ فَلیکثِرِ الدُّعاءَ فِى الرَّخاءِهر کس دوست دارد خداوند هنگام سختی‏ها و گرفتاری‏ها دعاى او را اجابت کند، در هنگام آسایش، دعا بسیار کند.

(نهج الفصاحه، ح 3023)
حدیث (476) امام صادق (ع) فرمودند:مَن عَرَفَ اللهَ خَافَ اللهَ وَ مَن خَافَ اللهَ سَخَت نَفسُهُ عَن الدُّنیا.
هر که خدا را بشناسد ترس او در دلش می افتد و هر که از خدا ترسان باشد نفسش از دنیا طلبی باز می ماند.
(جهاد با نفس ، ح 117)
حدیث (477) امام صادق (ع) فرمودند:
صَدَقَةٌ یحِبُّهَا اللّه‏ُ: إِصلاحٌ بَینَ النّاسِ إِذا تَفاسَدوا، وَتَقارُبٌ بَینَهُم إِذا تَباعَدواصدقه‏ اى که خداوند آن را دوست دارد عبارت است از: اصلاح میان مردم هرگاه رابطه‏ شان تیره شد و نزدیک کردن آنها به یکدیگر هرگاه از هم دور شدند.

(کافى، ج 2، ص 209، ح 1)
حدیث (478) امام باقر (ع) فرمودند:اَلحِلمُ لِباسُ العالِمِ فَلا تَعرَینَّ مِنهُ
بردبارى لباس عالم است، پس تو خود را از آن عریان مدار.
(کافى، ج 8، ص 55)
حدیث (479) امام على (ع) فرمودند:مَن حَسُنَت خَلیقَتُهُ طابَت عِشرَتُهُ
هر کس خوش اخلاق باشد، زندگى‏اش پاکیزه و گوارا مى‏گردد.
(غررالحکم، ح8153)
حدیث (480) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:أشقَى النّاسِ المُلوک... وَ أسعَدُ النّاسِ مَن خالَطَ کرامَ النّاسِ
بدبخت‏ترین مردم پادشاهانند و خوشبخت‏ترین مردم کسى است که با مردم بزرگوار معاشرت کند.
(الأمالى صدوق، ص 73، ح 41)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:50
حدیث (481) امام صادق (ع) فرمودند:اِنَّ المُؤمِنَ لَیسکنُ اِلَى المُؤمِنِ کما یسکنُ الظَّمانِ اِلَى الماءِ البارِدِ.
به راستى که مؤمن با برادر مؤمنش آرامش پیدا مى ‏کند، چنان که تشنه، با آب خنک آرامش مى ‏یابد.

(کافى، ج 2، ص 247)
حدیث (482) امام صادق (ع) فرمودند:لا ینبَغى لِمَن لا یتَّقى مَلامَةَ العُلَماءِ وَ ذَمِّهِم اَن یرجى لَهُ خَیرُ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ
کسى که از سرزنش و نکوهش علما پروا نمی‏کند، نمی‏توان به خیر دنیا و آخرت او امید داشت.

(تحف العقول، ص 364)
حدیث (483) امام علی (ع) فرمودند:اِذا ظَهَرَتِ الجِنایاتُ ارتَفَعَتِ البَرَکاتُ هرگاه گناهان آشکار شوند، برکت‏ها از میان مى‏رود.
(غررالحکم، ح 4030)
حدیث (484) امام علی (ع) فرمودند:قُلوبُ الرَّعِیةِ خَزائِنُ راعیها فَما اَودَعَها مِن عَدلٍ اَو جَورٍ وَجَدَهُ
دلهاى مردم صندوقچه‏هاى حاکم است، پس آنچه از عدالت و یا ظلم در آنها بگذارد، همان را خواهد دید.
(غررالحکم، ج4، ص 521، ح 6825)
حدیث (485) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:شَعبانُ شَهری، وَرَمَضانُ شَهرُ اللهِ؛ فَمَن صامَ شَهری، کنتُ لَهُ شَفیعاً یَومَ القیامَهِ.
شعبان ماه من است، و رمضان ماه خداست؛ پس هرکس در شعبان روزه بدارد، من در روز قیامت شفیع او خواهم بود.
(بحار الأنوار، ج 97، ص 83)
حدیث (486) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
اِنَّ اللّه‏َ یحِبُّ اِذا عَمِلَ اَحَدُکم عَمَلاً اَن یتقِنَهُخداوند دوست دارد که وقتى یکى از شما کارى انجام مى‏دهد در آن محکم ‏کارى کند.

(نهج الفصاحه، ح 726)
حدیث (487) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
مَن اَحَبَّ اَن یکونَ اَغنَى النّاسِ فَلیکن بِما فى یدِ اللّه‏ِ اَوثَقَ مِنهُ بِما فى یدِهِهر کس دوست دارد بى‏نیازترین مردم باشد، باید به آنچه در دست خداست مطمئن‏تر باشد تا آنچه به دست خودش دارد.


(نهج الفصاحه، ح 2798)
حدیث (488) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:باکروا طَـلَبَ الرِّزقِ وَ الحَوائِجِ فَاِنَّ الغُدُوَّ بَرَکةٌ وَ نَجاحٌ
در پى روزى و نیازها، سحر خیز باشید؛ چرا که حرکت در آغاز روز، [مایه] برکت و پیروزى است.
(المعجم الاوسط، ج 7، ص 194، ح 7250)
حدیث (489) امام علی (ع) فرمودند:اَلکریمُ یرى مَکارِمَ اَفعالِهِ دَینا عَلَیهِ یقضیهِ، اَللَّئیمُ یرى سَوالِفَ اِحسانِهِ دَینا لَهُ یقتَضیهِ ؛
بزرگوار، نیکوکارى‏هاى خود را بدهى به گردن خود مى‏داند که باید بپردازد و فرومایه، احسان‏هاى گذشته خود را بدهى به گردن دیگران مى‏داند که باید پس بگیرد.
(غررالحکم، ح 2031 و 2032 .)
حدیث (490) امام علی (ع) فرمودند: اِصبِر عَلى مَرارَةِ الحَقِّ وَ ایاک اَن تَنخَدِعَ لِحَلاوَةِ الباطِلِ تلخى حق را تحمل کن، و مبادا که فریب شیرینى باطل را بخورى.
(غررالحکم، ح 2472)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:50
حدیث (491) امام علی (ع) فرمودند:اَهنَى العَیشِ اطِّراحُ الکلَفِ
گواراترین زندگى، رها کردن تکلّف‏ها (تجمّلات) است.
(غررالحکم، ح 2472)
حدیث (492) امام علی (ع) فرمودند:اَربَعٌ مَن اُعطِیهُنَّ فَقَد اُعطىَ خَیرَ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ: صِدقُ حَدیثٍ وَ اَداءُ اَمانَةٍ وَ عِفَّةُ بَطنٍ وَ حُسنُ خُلُقٍ
چهار چیز است که به هر کس داده شود خیر دنیا و آخرت به او داده شده: راستگویى، امانتدارى، حلال خورى و خوش اخلاقى
(غررالحکم، ح2142)
حدیث (493) امام علی (ع) فرمودند:اَصلُ العَقلِ القُدَرةُ وَ ثَمَرَتُها السُّرورُ.
ریشه عقل، قدرت است و میوه آن شادى.
(بحارالأنوار، ج 78، ص 7، ح 59)
حدیث (494) امام علی (ع) فرمودند:مَنِ اقتَصَرَ عَلى بُلغَةِ الکفافِ فَقَدِ انتَظَـمَ الرّاحَةَ وَ تَبَوَّاَ خَفضَ الدَّعَةِ
هر کس به اندازه‏اى که او را کفایت مى ‏کند، قناعت کند، به آسایش و نظم مى‏ رسد و در آسودگى و رفاه منزل مى ‏گیرد.
(نهج البلاغه، حکمت 371)
حدیث (495) امام علی (ع) فرمودند:ما اَعطَى اللّه‏ُ سُبحانَهُ العَبدَ شَیئا مِن خَیرِ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ اِلاّ بِحُسنِ خُلُقِهِ وَ حُسنِ نیتِهِ
خداوند خیر دنیا و آخرت را جز به خاطر خوش اخلاقى و خوش نیتى به بنده نمى ‏دهد.
(غررالحکم، ح 9670)
حدیث (496) امام علی (ع) فرمودند:عِندَ فَسادِ النِّیةِ تَرتَفِعُ البَرَکةُ
هرگاه نیت‏ها فاسد باشد، برکت از میان مى ‏رود.
(غررالحکم، ح 6228)
حدیث (497) امام علی (ع) فرمودند:بسمِ اللّهِ شِفاءٌ مِن کلِّ داءٍ و عَونٌ لِکلِّ دَواءٍ
بسم اللّه‏، شفاى هر دردى و یارى کننده هر دارویى است.
(عیون أخبار الرضا علیه‏السلام ، ج 2، ص )
حدیث (498) امام علی (ع) فرمودند:حَسِّن خُلقَک یخَفِّفِ اللّه‏ُ حِسابَک
اخلاقت را خوب کن تا خداوند حسابت را آسان گرداند.
(امالى صدوق، ص 278 )
حدیث (499) امام علی (ع) فرمودند:رَاسُ العِلمِ التَّمییزُ بَینَ الاَخلاقِ وَ اِظهارُ مَحمودِها وَ قَمعُ مَذمومِها
بالاترین درجه دانایى، تشخیص اخلاق از یکدیگر و آشکار کردن اخلاق پسندیده و سرکوب اخلاق ناپسند است.
(غررالحکم، ح 5267 )
حدیث (500) امام علی (ع) فرمودند:عَوِّد نَفسَک الجَمیلَ فَبِاعتیادِک اِیاهُ یعودُ لَذیذا
خودت را به کارهاى زیبا عادت بده که اگر به آنها عادت کنى، برایت لذت بخش مى ‏شوند.
(شرح ‏نهج البلاغه، ابن ابى ‏الحدید، ج20، ص266، ح92 )

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:51
حدیث (501) حضرت فاطمه زهرا (س) فرمودند:فَفَرَضَ اللّه‏ُ الایمانَ تَطهیرا مِنَ الشِّرک... وَ العَدلَ تَسکینا لِلقُلوبِ
خداوند ایمان را براى پاکى از شرک... و عدل و داد را براى آرامش دل‏ها واجب نمود.
(من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 568)
حدیث (502) امام هادی (ع) فرمودند:اَلنّاسُ فِى الدُّنیا بِالاَموالِ وَ فِى الآخِرَةِ بِالاَعمالِ
اعتبار مردم در دنیا به مال است و در آخرت به عمل.
(بحارالأنوار، ج 78، ص 368، ح3)
حدیث (503) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:کلوا جَمیعا وَ لا تَفَرَّقوا فَاِنَّ البَرَکةَ مَعَ الجَماعَةِ
با هم غذا بخورید و پراکنده نباشید، که برکت با جماعت است.
(بحارالأنوار، ج 66، ص 349)
حدیث (504) امام صادق (ع) فرمودند:اَلا اُحَدِّثُک بِمَکارِمِ الاَخلاقِ؟ الصَّفحُ عَنِ النّاسِ وَ مُواساةُ الرَّجُلِ اَخاهُ فى مالِهِ وَ ذِکرُ اللّه‏ِ کثیراِ
آیا به شما بگویم که مکارم اخلاق چیست؟ گذشت کردن از مردم، کمک مالى به برادر (دینى) خود و بسیار به یاد خدا بودن.
(معانى الأخبار، ص 191، ح 2)
حدیث (505) امام علی (ع) فرمودند:مَن ساءَ خُلقُهُ، مَلَّهُ اَهلُهُ
هر کس بد اخلاق باشد، خانواده ‏اش از او دلتنگ و خسته مى‏ شوند.
(تحف العقول، ص 214)
حدیث (506) پیامبر اکرم(ص) فرمودند:اِختَبِرُوا النّاسَ بِاَخدانِهِم فَاِنَّ الرَّجُلَ یخادِنُ مَن یعجِبُهُ
مردم را از دوستانشان بشناسید، زیرا انسان با کسى رفاقت مى ‏کند که او را مى ‏پسندد.
(تحف العقول، ص 214)
حدیث (507) پیامبر اکرم(ص) فرمودند:اَحِبُّو المَعروفَ وَ اَهلَهُ فَوَالَّذى نَفسى بِیدِهِ اِنَّ البَرَکةَ وَ العافیةَ مَعَهُما
نیکى و نیکوکاران را دوست بدارید. سوگند به آن که جانم به دست اوست، برکت و تندرستى، با نیکى و نیکوکاران است.
(کنز العمّال، ح 15974)
حدیث (508) امام على (ع) فرمودند:رَأسُ العِلمِ التَّمییزُ بَینَ الاخلاقِ وَ اِظهارُ مَحمودِها وَ قَمعُ مَذمومِها
بالاترین درجه دانایى، تشخیص اخلاق از یکدیگر و آشکار کردن اخلاق پسندیده و سرکوب اخلاق ناپسند است.
(غررالحکم، ح 5267)
حدیث (509) امام صادق (ع) فرمودند:لا یستَیقِنُ القَلبُ اَنَّ الحَقَّ باطِلٌ اَبَدا وَ لا یستَیقِنُ اَنَّ الباطِلَ حَقٌّ اَبَدا
هرگز دل به باطل بودن حق و به حق بودن باطل یقین نمی ‏کند
(تفسیر العیاشى، ج 2، ص 53، ح 39)
حدیث (510) امام حسن عسکری (ع) فرمودند:کفاک اَدَبا تَجَـنُّـبُک ما تَکرَهُ مِن غَیرِک
براى ادب تو همین بس که آنچه را از دیگران نمى ‏پسندى، از آن دورى کنى.

(بحارالأنوار، ج 78، ص 377)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:52
حدیث (511) امام علی (ع) فرمودند:اَلنّاسُ کلُّهُم اَحرارٌ وَلکنَّ اللّه‏َ خَوَّلَ بَعضَکم بَعضا
مردم همگى آزادند، ولى خداوند بعضى را سرپرست بعضى دیگر قرار داده است

(امالى شیخ صدوق، ص 531، ح 718)
حدیث (512) امام علی (ع) فرمودند:مَن رُزِقَ الدِّینَ فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ
هر کس دین روزى او شود، براستى خیر دنیا و آخرت روزى او شده است

(غررالحکم، ح 8523)
حدیث (513) امام صادق (ع) فرمودند:حُسنُ الظَّنِّ باللهِ أن لَا تَرجُوَ إلاَّ اللهَ وَ لَا تَخَافَ إلَّا ذَنبَکَ.
گمان نیکو به خدا داشتن این است که امید به هیچکس جز او نداشته باشی و از هیچ چیز جز گناهت نترسی.
(جهاد با نفس، ح 143)
حدیث (514) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:اَمّا عَلامَةُ التّائِبِ فَاَربَعَةٌ: اَلنَّصیحَةُ لِلّهِ فى عَمَلِهِ وَ تَرک الباطِلِ وَ لُزومُ الحَقِّ وَ الحِرصُ عَلَى الخَیرِ
نشانه توبه ‏کننده چهار است: عمل خالصانه براى خدا، رها کردن باطل، پایبندى به حق و حریص بودن بر کار خیر.
(تحف العقول، ص 20. )
حدیث (515) امام علی(ع) فرمودند:شَرُّ النّاسِ مَن لا یعفو عَنِ الزَّلَّةِ وَ لا یستُرُ العَورَةَ
بدترین مردم کسى است که خطا را نمی ‏بخشد و عیب (دیگران) را نمی ‏پوشاند
(غررالحکم، ج4، ص175، ح 5734)
حدیث (516) امام علی(ع) فرمودند:فى سَعَةِ الاَخلاقِ کنوزُ الاَرزاقِ
گنج‏هاى روزى در وسعت اخلاق نهفته است.
(کافى، ج 8 ، ص 23)
حدیث (517) امام علی(ع) فرمودند:مَن ساءَ خُلقُهُ ضاقَ رِزقُهُ
هر کس بد اخلاق باشد، روزى ‏اش تنگ مى ‏شود.
(غررالحکم، ح 8023)
حدیث (518) امام جواد (ع) فرمودند:اَلمُؤمِنُ یحتاجُ إلى ثَلاثِ خِصالٍ: تَوفیقٍ مِنَ اللّه‏ِ وَواعِظٍ مِن نَفسِهِ وَقَبُولٍ مِمَّن ینصَحُهُ
مؤمن نیازمند سه چیز است: توفیقى از پروردگار، پند دهنده‏اى از درون خویش و پذیرش از نصیحت کنندگان
(بحارالأنوار، ج 78، ص 358، ح 1)
حدیث (519) امام صادق (ع) فرمودند:مَن اَحسَنَ خُلقَهُ اَحَبَّهُ الاخیارُ وَ جانَبَهُ الفُجّارُ
انسان خوش اخلاق، از دوستى مردمان خوب برخوردار است و از تعرّض آدم‏هاى نابکار در امان است .
(مستدرک الوسائل، ج 8 ، ص 449)
حدیث (520) پیامبر (ص) فرمودند:معلَم اَنَّ الصِّدقَ مُبارَک وَ الکذبَ مَشؤومٌ
بدان که راستگویى، پر برکت است و دروغگویى، شوم.
(تحف العقول، ص 14. )

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:52
حدیث (521) امام باقر (ع) فرمودند:الکِبرُ مَطَایَا النَّارِ
کبر و بزرگی نمودن(به منزله ی) مرکبی است که سوار خود را به سوی آتش می برد.
(جهاد با نفس، ح 578 )
حدیث (522) امام رضا (ع) فرمودند:لَیسَ العِبادَةُ کَثرَةَ الصَّلاةِ وَ الصَّوم إنَّما العِبادَةُ التَّفَکُرُ فِی أمر اللهِ عَزَّوَجَلَّ
عبادت به زیاد بودن نماز و روزه نیست، بلکه تفکر نمودن در کار خدای عزوجل است
(جهاد با نفس، ح 54 )
حدیث (523) امام هادی (ع) فرمودند:أمّا إنّک لَو زُرتَ قَبرَ عَبدِ العَظیمِ عِندَکم لَکنتَ کمَن زارَ الحُسَینَ بنَ عَلِیِّ (ع)
(خطاب به یکی از اهالی ری)بدان که اگر قبر عبد العظیم در شهر خودتان را زیارت کنى، همچون کسى باشى که حسین بن على (ع) را زیارت کرده باشد.
(میزان الحکمه، ح 7984 )
حدیث (524) امام صادق (ع) فرمودند:مَن لَم یملِک غَضَبَهُ لَم یملِک عَقلَهُ.
هر آنکه بر غضب خود چیره نشود، بر عقل خود اختیاری ندارد.
( کافی، ج 2، ص 303 )
حدیث (525) امام صادق (ع) فرمودند:انَّ شِیعَةَ عَلِیِّ(ع) کانُو خُمُصَ البُطُونِ، ذُبُلَ الشَّفَاهِ، اَهلَ الرَافَةٍ وَ عِلمٍ وَ حِلمٍ، یُعرَفُونَ بِالرَّهبَانِیَّةِ
همانا شیعیان علی(ع) شکمهاشان تهی و لبهاشان خشکیده بود، اهل مهربانی و علم و بردباری بودند و به پارسایی شناخته می شدند
( جهاد با نفس، ح 35 )
حدیث (526) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:کلوا جَمیعا وَ لا تَفَرَّقوا فَاِنَّ البَرَکةَ مَعَ الجَماعَةِ با هم غذا بخورید و پراکنده نباشید، که برکت با جماعت است.
(بحارالأنوار، ج 66، ص 349. )
حدیث (527) امام علی (ع) فرمودند:اَفضَلُ النّاسِ عَقلاً اَحسَنُهُم تَقدیرا لِمَعاشِهِ وَ اَشَدُّهُمُ اهتِماما بِاِصلاحِ مَعادِهِ
عاقل ‏ترین مردم کسى است که بهتر بتواند امور زندگى ‏اش را برنامه ‏ریزى کند و براى اصلاح آخرتش بیشتر همت نماید.
( غررالحکم، ح 3340. )
حدیث (528) حضرت محمد(ص) فرمودند:اِنَّ اللّه‏َ یحِبُّ المُلِحّینَ فِى الدُّعاءِ.
خداوند اصرار کنندگان در دعا را دوست دارد.
( بحارالأنوار، ج 93، ص 378 )
حدیث (529) امام صادق(ع) فرمودند:اِنَّ لاَِهلِ الجَنَّةِ اَربَعَ عَلاماتٍ: وَجهٌ مُنبَسِطٌ وَ لِسانٌ لَطیفٌ وَ قَلبٌ رَحیمٌ وَ یدٌ مُعطیةٌ
بهشتى ‏ها چهار نشانه دارند: روى گشاده، زبان نرم، دل مهربان و دستِ دهنده
( مجموعه ورام، ج 2، ص 91 )
حدیث (530) امام علی (ع) فرمودند:جَمعُ خَیرِ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ فى کتمانِ السِّرِّ وَ مُصادَقَةِ الاَخیارِ، وَ جَمعُ الشَّرِّ فِى الاِذاعَةِ وَ مُؤاخاةِ الاَشرار
همه خیر دنیا و آخرت در رازدارى و هم‏نشینى با نیکان است و همه شر در افشاى اسرار و دوستى با اشرار است.
( بحارالأنوار، ج 74 ، ص 178، ح 17 )

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:53
حدیث (531) پیامبر اعظم(ص) فرمودند:

رَاسُ العَقل بَعدَ الایمانِ باللّه‏ِ مُداراةُ النّاس فى غَیر تَرک حَقٍّ.
کمال عقل پس از ایمان به خدا، مدارا کردن با مردم است به شرط آن که حق، ترک نشود.
( تحف العقول، ص 42)
حدیث (532) پیامبر اعظم(ص) فرمودند:

اَلمُؤمِنُ یبدَأُ بِالسَّلامِ وَ المُنافِقُ یقُولُ:حَتّى یبدَا بی
مؤمن ابتدا به سلام می کند و منافق منتظر سلام دیگران است
(کنزالعمّال، ح 778)
حدیث (533) پیامبر اعظم(ص) فرمودند:

اذا رَأَیتَ مِن أَخیک ثَلاثَ خِصالٍ فَارجُهُ: اَلحَیاءُ وَالأَمانَةُ وَالصِّدقُ
هر گاه در برادر (دینى) خود سه صفت دیدى به او امیدوار باش: حیا، امانتدارى و راستگویى
(نهج الفصاحه، ح 205)
حدیث (534) امام صادق (ع) فرمودند:

اِنَّ مِمّا یزَینُ الاِسلامَ الاَخلاقُ الحَسَنَةُ فیما بَینَ النّاس
خوش اخلاقى در بین مردم، زینت اسلام است.
(مشکاة الأنوار، ص 422)
حدیث (534) امام صادق (ع) فرمودند:

اِنَّ مِمّا یزَینُ الاِسلامَ الاَخلاقُ الحَسَنَةُ فیما بَینَ النّاس
خوش اخلاقى در بین مردم، زینت اسلام است.
(مشکاة الأنوار، ص 422)
حدیث (535) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

ما عَمِلَ ابنُ آدَمَ شَیئاً اَفضَلَ مِنَ الصَّلاةِ وَ صَلاحِ ذاتِ البَینِ وَ خُلق حَسَن
انسان هیچ کارى بهتر از نماز، اصلاح میان مردم و خوش اخلاقى نکرده است.
(نهج الفصاحه، ح 2651 )
حدیث (536) حضرت علی(ع) فرمودند:

لَو یعلَمُ المُصَلّى ما یغشاهُ مِنَ الرَّحمَةِ لَما رَفَعَ رَأسَهُ مِنَ السُّجودِ
اگر نماز گزار می دانست تا چه حد مشمول رحمت الهى است، هرگز سر خود را از سجده بر نمی داشت

(غررالحکم، ح 7592 )
حدیث (537) پیامبر اعظم(ص) فرمودند:

ثَلاثٌ مَن کنَّ فیهِ جَمَعَ اللّه‏ُ لَهُ خَیرَ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ: اَلرِّضا بِالقَضاءِ وَ الصَّبرُ عِندَ البَلاءِ وَ الدُّعاءُ عِندَ الشِّدَّةِ وَ الرَّخاءِ
کسى که سه خصلت در او باشد، خداوند خیر دنیا و آخرت را براى او فراهم می کند: خشنودى به مقدرات، صبر در بلا و دعا در سختى و راحتى

(بحارالأنوار، ج 71، ص 156، ح 71)
حدیث (538) پیامبر اعظم(ص) فرمودند:

اِنّا اُمِرنا مَعاشِرَ الاَنبیاءِ بِمُداراةِ النّاسِ، کما اُمِرنا بِاقامَةِ الفَرائِضِ
ما پیامبران، همان‏گونه که به برپا داشتن واجبات مأمور شده‏ایم، به مدارا کردن با مردم نیز مأمور شده ‏ایم.

(ارشاد القلوب، ج 1، ص 115)
حدیث (539) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:

جِماعُ التَّقوى‏ فى قولِهِ تَعالى‏: «اِنَّ اللَّهَ یامُرُ بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ»
عصاره تقوا در این گفته خداوند آمده است: خداوند به عدالت و نیکى فرمان مى‏دهد.
(کافى، ج 2، ص 82 ، ح 4)
حدیث (540) امام علی(ع) فرمودند:

اَلکیسُ صَدیقُهُ الحَقُّ وَ عَدُوُّهُ الباطِلُ
انسان زیرک، دوستش حق است و دشمنش باطل
(غررالحکم، ح 1524)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:54
حدیث (541) امام علی(ع) فرمودند:خَیرُ هذِهِ الاُُمَّةِ النَّمَطُ الاَوسَطُ
بهترین این امت، میانه ‏روها هستند
(بحارالأنوار، ج 4، ص 41، ح 18)
حدیث (542) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اِنَّ البَلاءَ لِلظّالِمِ اَدَبٌ وَ لِلمُؤمِنِ اِمتحانٌ وَ لِلانبیاءِ دَرَجَة وَ لِلاولیاءِ کرامَةبلا براى ظالم مایه ادب، براى مؤمن آزمایش و براى پیامبران مایه ترفیع درجه و براى اولیا بزرگوارى است.
(بحار الأنوار، ج 75، ص 127، ح 9 )
حدیث (543) امام علی (ع) فرمودند:اِنَّ النّاسَ اِلى صالِحِ الادَبِ اَحوَجُ مِنهُم اِلَى الفِضَّةِ وَ الذَّهَبِ
مردم، به ادب (فرهنگ و تربیتِ) درست ، نیازمندترند، تا به طلا و نقره.
(مکارم الأخلاق، ص 17)
حدیث (544) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:بُکاءُ المُؤمِنِ مِن قَلبِهِ وَ بُکاءُ المُنافِقِ مِن هامَّتِهِ
گریه مؤمن از (درون) دل اوست و گریه منافق از (ظاهر و) سرش
(الجامع الصغیر، ح 3156)
حدیث (545) امام حسن عسکرى (ع) فرمودند:لَیسَ مِنَ الاَدَبِ اِظهارُ الفَرَحِ عِندَ المَحزونِ
شادى کردن در حضور غمگین، از ادب به دور است
(غرر الحکم، ح 10875)
حدیث (546) امام على (ع) فرمودند:مَنِ اتَّقَى اللَّهَ اَحَبَّهُ النَّاسُ
هر کس تقواى الهى پیشه کند، مردم او را دوست خواهند داشت
(کشف الغمه، ج 3، ص 139)
حدیث (547) امام على (ع) فرمودند:إنَّ حَدِیثَنا یُحیِی القُلُوبَ
به راستی که حدیث ما (اهل بیت) دلها را زنده می‌کند
(بحارالأنوار، ج 2، ص 144)
حدیث (548) امام على (ع) فرمودند:لا تَصفُو الخِلَّةُ مَعَ غَیرِ اَدیبٍ
دوستى با شخص بى ‏ادب ، صمیمانه نخواهد شد.
(بحار الأنوار، ج 75، ص 8 ، ح 63 .)
حدیث (549) امام باقر (ع) فرمودند:إنَّ اللهَ یُحِبُّ الحَییَّ الحَلیمَ.
همانا خداوند انسان با حیا و بردبار را دوست دارد.
(جهاد با نفس، ح259 )
حدیث (550) امام علی (ع) فرمودند:إیاک وَالهَذَرَ فَمَن کثُرَ کلامُهُ کثُرَت آثامُهُ
زنهار از پُرگویى ؛ زیرا هر که پُرگو باشد ، گناهانش بسیار شود
(غررالحکم و دررالکلم، ح 2637 )

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:54
حدیث (551) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:اَلبِطالَةُ تُقِسی القَلبَ
بیکارى ، دل را سخت می ‏کند
(مسند الشهاب، ج 1، ص 188 )
حدیث (552) امام على (ع) فرمودند:کثرَةُ الدَّین تُصَیرُ الصّادِقَ کاذِبا وَ المُنجِزَ مُخلِفا
بدهى بسیار، راستگو را دروغگو و خوش‏قول را بدقول مى ‏گرداند.
(غررالحکم، ج 4، ص 592، ح 7105 )
حدیث (553) امام على (ع) فرمودند:غَضُّ الطَّرفِ مِن أفضَلِ الوَرَعِ
پرهیز از نگاه ناروا ، برترین پرهیزگارى است
(عیون الحکم والمواعظ ،ح 5882 )
حدیث (554) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:رَاسُ الحِکمَةِ مَخَافَةُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ.
ترس از خدای عزوجل سر حکمت و دانایی است.
(جهاد با نفس ،ح 119 )
حدیث (555) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:مَن عَیرَ اَخاهُ بِذَنبٍ لَم یمُت حَتّى یعمَلَهُ
هر کس برادر [دینى] خود را به گناهى سرزنش کند، نمیرد، مگر آن‏که مرتکب آن شود.
(نهج الفصاحه، ح 2920 )
حدیث (556) امام على (ع) فرمودند:مَن لَم یصلِح نَفسَهُ لَم یصلِح غَیرَهُ
هر کس خودش را اصلاح نکند، نمى ‏تواند دیگران را اصلاح نماید.
(غررالحکم، ح 8990 )
حدیث (557) امام باقر (ع) فرمودند:تَزَین للَّهِ‏ِ بِالصِّدقِ فِی الاعمالِ
با راست کردارى، خود را براى خدا بیاراى
(تحف العقول، ص 285 )
حدیث (558) امام صادق (ع) فرمودند:اَ لعالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ
کسى که به اوضاع زمان خود آگاه باشد، گرفتار هجوم اشتباهات نمى ‏شود.
(تحف العقول، ص 356 )
حدیث (559) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:اَلصَّدَقَةُ عَلَى القَرابَةِ صَدَقَةٌ وصِلَةٌ
صدقه دادن به خویشاوندان، هم صدقه است و هم صله رحم
(مسند احمد، ج 4 ،ص 17)
حدیث (560) امام صادق (ع) فرمودند:إنَّ الغِنَی وَ العِزَّ یَجُولانِ فإذا ظَفَرا بمَوضِع التَّوَکّل أوطَنَا
ثروتمندی و عزت سیر و گردش می کنند پس هر گاه به موضع توکل دست یافتند در همانجا اقامت می گزینند.
(جهاد با نفس ،ح 99)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:55
حدیث (561) امام صادق (ع) فرمودند:اِنَّ المُؤمِنَ وَلىُّ اللّه‏ِ یعینُهُ وَ یصنَعُ لَهُ وَ لا یقولُ عَلَیهِ اِلاَّ الحَقَّ وَ لا یخافُ غَیرَهُ
مؤمن دوست خداست، یاریش مى ‏رساند و براى او کار مى ‏کند و درباره او جز حق نمى ‏گوید و از غیر او نمى‏ ترسد.
(کافى، ج 2، ص 171، ح 5)
حدیث (562) امام علی (ع) فرمودند:بُکاءُ العَبدِ مِن خَشیةِ اللَّهِ یمَحِّصُ ذُنُوبَهُ
گریستن بنده از خوف خدا، گناهانش را از میان می ‏برد
(غررالحکم و دررالکلم، ح 4432)
حدیث (563) امام هادی (ع) فرمودند:اِنَّ الحَرامَ لا ینمى وَ اِن نَمى لا یبارَک لَهُ فیهِ وَ ما اَنـفَقَهُ لَم یؤجَر عَلَیهِ وَ ما خَلَّـفَهُ کانَ زادَهُ اِلَى النّار
به راستى که حرام، افزایش نمى‏یابد و اگر افزایش یابد، برکتى ندارد و اگر انفاق شود، پاداشى ندارد و اگر بماند، توشه‏اى به سوى آتش خواهد بود.
(کافى، ج 5، ص 125، ح 7)
حدیث (564) امام صادق (ع) فرمودند:من اراد الرئاسه هلک
کسی که ریاست را قصد کند هلاک می گردد.
(جهاد با نفس ،ح 503)
حدیث (565) امام باقر (ع) فرمودند:اِستَشِر فی أمرِک الَّذینَ یخشَونَ اللَّهَ
در کار خود، [فقط] با کسانى مشورت کن که از خدا می ‏ترسند
(تحف العقول، ص 293)
حدیث (566) امام صادق (ع) فرمودند:اِذا اَرادَ اللّه‏ُ بِقَومٍ هَلکا ظَهَرَ فیهِمُ الرِّبا
هنگامى که خداوند بخواهد ملتى را نابود کند، رباخوارى در میان آنان رواج مى‏یابد.
(وسائل الشیعه، ج 18، ص 123، ح 17)
حدیث (567) امام صادق (ع) فرمودند:الله فی عَون المُومِن، مادامَ المُومِن فی عَون اَخیهِ
خداوند در پی یاری مومن است، تا وقتی که مومن در پی یاری برادر خویش است.
(بحار الانوار، ج74 ،ص322)
حدیث (568) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:اِنَّ الِختِلافَ وَ التَّنازُعَ وَ التَّثَـبُّطَ مِن أمرِ العَجز وَ الضَّعفِ وَ هُوَ مِمّا لا یحِبُّهُ اللّه‏ُ وَ لا یعطى عَلَیهِ النَّصرَ وَ الظَّـفَرَ
اختلاف و کشمکش و پشت هم اندازى، از ناتوانى و سستى است و خداوند نه آن را دوست دارد و نه با آن یارى و پیروزى مى ‏دهد.
(بحارالأنوار، ج 20، ص 126، ح 50)
حدیث (569) امام علی(ع) فرمودند:فازَ مَن أصلَحَ عَمَلَ یومِهِ وَ استَدرَک فَوارِطَ أمسِهِ
رستگار شد آن‏که کار امروزش را سامان داد و کوتاهى‏هاى دیروزش را جبران کرد.
(مستدرک الوسائل ، ج 12، ص 151)
حدیث (570) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:اَتـَرعوونَ عَن ذِکرِ افاجِرِ حَتّى یعرِفَهُ النّاسُ؟! فَاذکرُوا الفاجِرَ بِما فیهِ یحذَرهُ النّاسُ
آیا از بردن نام بدکار، براى این‏که مردم او را بشناسند، خوددارى مى ‏کنید؟ بدکار را با اعمال و کردارش معرفى کنید، تا مردم از او برحذر باشند.
(کنزالعمال ، ح 8070)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:56
حدیث (571) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:لاتَختَلِفوا، فَإِنَّ مَن کانَ قَبلَکمُ اختَلَفوا فَهَلَکوا
باهم اختلاف نکنید، که پیشینیان شما دچار اختلاف شدند و نابود گشتند.
(کنزالعمال ، ح 894)
حدیث (572) امام علی (ع) فرمودند:قَلیلُ الحَقِّ یدفَعُ کثیرَ الباطِلِ کما اَنَّ القَلیلَ مِنَ النّارِ یحرِقُ کثیرَ الحَطَب اندکى حقّ، بسیارى باطل را نابود می ‏کند، همچنان که اندکى آتش، هیزم‏هاى فراوانى را مى ‏سوزاند.
(غررالحکم، ح 6735 )
حدیث (573) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:إذا رَأَیتُمُ المُوءمِنَ صَموتا وَقورا فَادنُوا مِنهُ فَإنَّهُ یلقِی الحِکمَةَ
هنگامى که مؤمن را خاموش و بزرگ منش دیدید، به او نزدیک شوید که حکمت مى ‏آموزد.
(تحف العقول، ص 397)
حدیث (574) حضرت علی(ع) فرمودند:اَلبَرَکةُ فى مالِ مَن آتَى الزَّکاةَ وَ واسَى المُؤمِنینَ وَ وَصَلَ الاَقرَبینَ
برکت در مال کسى است که زکات بپردازد، به مؤمنان مدد و یارى رساند و به خویشاوندان کمک نماید.
(تحف العقول، ص 172)
حدیث (575) رسول اکرم(ص) فرمودند:مَن جُرِحَ فی سَبیلِ اللَّهِ جاءَ یومَ القِیامَةِ ریحُهُ کرِیحِ المِسک. . . عَلَیهِ طابَعُ الشُّهَداءِ
هر کس در راه خداوند مجروح شود ، در حالى وارد قیامت می شود که بویش چون بوى مشک است . . . و نشان شهیدان را دارد

(میزان الحکمه ، ح 9814)
حدیث (576) امام صادق (ع) فرمودند:ما مِن رَجُلٍ تَکبَّرَ أو تَجَبَّرَ إلاّ لِذِلَّةٍ وَجَدَها فی نفسِهِ
هیچ مردى تکبّر یا گردنفرازى نکرد ،مگر به سبب احساس خوارى و حقارتى که در خود یافت.
(میزان الحکمه ، ح 9814)
حدیث (577) امام حسین (ع) فرمودند:إنَّ شیعَتَنا مَن سَلِمَت قُلوبُهُم مِن کلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ
بی‏ گمان شیعیان ما، دل‏هایشان از هر خیانت، کینه، و فریبکارى پاک است.
(بحارالأنوار، ج 68، ص 156 )
حدیث (578) امام علی (ع) فرمودند:کثرَةُ المِزاحِ تُذهِبُ البَهاءَ وَ توجِبُ الشَّحناءَ
شوخى زیاد، ارج و احترام را مى ‏برد و موجب دشمنى مى ‏شود.
(غرر الحکم، ح 7126 )
حدیث (579) پیامبر اعظم (ص) فرمودند:اَلمُؤمِنُ یأکلُ فی مِعاءٍ واحِدَةٍ وَ المُنافِقُ یأکلُ فی سَبعَةِ أمعاءٍ
مؤمن کم خوراک است و منافق پرخور
(وسائل الشیعه، ج 24 ، ص 240)
حدیث (580) امام علی(ع) فرمودند:لا لِباسَ أجمَلُ مِنَ السَّلامَةِ
هیچ لباسى زیباتر از سلامتى نیست
(عیون الحکم والمواعظ، ح 9891)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:57
حدیث (581) امام علی(ع) فرمودند:

صِلَةُ الرَّحِمِ تُدِرُّ النِّعَمَ وَ تَدفَعُ النِّقَمَ
صله رحم، نعمت‏ها را فراوان مى ‏کند و سختى ‏ها را از بین مى ‏برد.
(غررالحکم، ح 5836)
حدیث (582) پیامبر اکرم(ص) فرمودند:

إنَّ الرَّجُلَ لَیحرَمُ الرِّزقَ بِالذَّنبِ یصیبُهُ
آدمى، با گناهى که می ‏کند، از روزى محروم می شود
(الأمالى، طوسى، ص 528)
حدیث (583) امام باقر (ع) فرمودند:

الصَّبرُ صَبرانِ: صَبرٌ عَلی البَلاءِ حَسَنٌ جَمیلٌ وَ أفضَلُ الصَّبرَین الوَرَعُ عَن المَحارم.
صبر بر دو گونه است: صبر بر بلا که نیکو و زیباست و برترین این دو قسم پرهیز نمودن از حرامهای الهی است.
(جهاد با نفس ،ح 163)
حدیث (584) امام حسن (ع) فرمودند:

إذا أضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالفَریضَةِ فَارفَضوها
هرگاه مستحبّات به واجبات زیان رساند [و مانع انجام دادن فرایض شود]، آنها را ترک کنید
(تحف العقول، ص 236)
حدیث (585) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

ثَلاثٌ مَن کنَّ فیهِ فَهِىَ راجِعَةٌ عَلى صاحِبِها: اَلبَغىُ وَ المَکرُ وَ النَّکتُ
سه چیز است که در هر کس باشد [آثارش] به خود او بر مى ‏گردد: ستم کردن، فریب دادن و پیمان شکنى.
(نهج الفصاحه، ح 1281)
حدیث (586) امام حسن (ع) فرمودند:

لَیسَتِ العِفَّةُ بِدافِعَةٍ رِزقاً وَ لَا الحِرصُ بِجالِبٍ فَضلاً فَاِنَّ الرِّزقَ مَقسومٌ وَ استِعمالُ الحِرصِ استِعمالُ المَآثِمِ؛
نه پاکدامنى، روزى را از انسان دور مى ‏کند و نه حرص، روزى زیاد مى ‏آورد؛ چون روزى قسمت شده است و حرص زدن باعث مبتلا شدن به گناهان مى ‏شود.
(تحف العقول، ص 234)
حدیث (587) امام صادق (ع) فرمودند:

مَن عَیرَ مُؤمِناً بِذَنبٍ لَم یمُت حَتّى‏ یرتَکبَهُ
هر کس مؤمنى را بر انجام دادن گناهى سرزنش کند، نمی میرد تا آن‏که خود آن گناه را مرتکب شود
(الکافى، ج 2، ص 356)
حدیث (588) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

خَیرُ الکلامِ مَا دَلَّ وَ جَلَّ وَ قَلَّ وَ لَم یمِلَّ
بهترین سخن، آن است که قابل فهم و روشن و کوتاه باشد و خستگى نیاورد.
(انوار العلویه، ص 489)
حدیث (589) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

لا تَختَلِفوا، فَإِنَّ مَن کانَ قَبلَکمُ اختَلَفوا فَهَلَکوا
باهم اختلاف نکنید، که پیشینیان شما دچار اختلاف شدند و نابود گشتند.
(کنزالعمال، ح 894)
حدیث (590) امام على (ع) فرمودند:

اَلنَّظیفُ مِنَ الثِّیابِ یذهِبُ الهَمَّ وَالحُزنَ وَهُوَ طَهورٌ لِلصَّلاةِ
لباس پاکیزه غم و اندوه را برطرف مى ‏کند و باعث پاکیزگى نماز است.
(کافى، ج 6 ، ص 444، ح 14)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:57
حدیث (591) امام على (ع) فرمودند:
اَلبَرَکةُ فى مالِ مَن آتَى الزَّکاةَ وَ واسَى المُؤمِنینَ وَ وَصَلَ الاَقرَبینَ
برکت در مال کسى است که زکات بپردازد، به مؤمنان مدد و یارى رساند و به خویشاوندان کمک نماید.(تحف العقول، ص 172)حدیث (592) امام على (ع) فرمودند:
لا یدرَکُ العِلمُ بِراحَةِ الجِسمِ
دانش با تن‏ آسایى به دست نمی ‏آید(غررالحکم و دررالکلم، ح 10684)حدیث (593) امام على (ع) فرمودند:
مَن غَرَسَ فى نَفسِهِ مَحَبَّةَ اَنواعِ الطَّعامِ، اِجتَنى ثِمارَ فُنونِ الاَسقامِ
هر کس در دل خود، نهال علاقه به غذاهاى گوناگون را بکارد، محصول بیمارى‏ هاى گوناگون از آن مى ‏چیند.(غررالحکم، ح 9219 )حدیث (594) پیامبر(ص) فرمودند:
نَحنُ قَومٌ لا نَأکلُ حَتّى نَجوعَ وَ اِذا اَکلنا لا نَشبَعُ
ما قومى هستیم که تا گرسنه نشویم غذا نمى ‏خوریم و تا سیر نشده ‏ایم دست از غذا مى‏ کشیم.(سنن النبى، ص 226 )حدیث (595) امام علی(ع) فرمودند:
ابِئسَ القَرینُ الغَضَبُ: یبدِى المَعائِبَ وَ یدنِى الشَّرَّ وَ یباعِدُ الخَیرَ
خشم، بدترین همراه است: عیب‏ها را آشکار، بدی‏ها را نزدیک و خوبی‏ها را دور می ‏کند.(غرر الحکم، ح 4417 )حدیث (596) امام علی(ع) فرمودند:
اَلنّاسُ اِخوانٌ فَمَن کانَت اُخُوَّتُهُ فى غَیرِ ذاتِ اللّه‏ِ فَهِىَ عَداوَةٌ
مردم برادرند، اما آن که برادرى ‏اش براى خدا نباشد، برادرى وى، دشمنى است.(بحارالأنوار، ج 74، ص 165، ح 29 )حدیث (597) امام باقر(ع) فرمودند:
مَا مِن عِبَادَة أفضَلَ عِندَ اللهِ مِن عِفَّةِ بَطن وَ فَرج.
هیچ عبادتی در نزد خدا برتر از ترک شهوات شکم و فرج نیست.(جهاد با نفس ، ح205 )حدیث (598) امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:
جُعِلتِ الخَبائِثُ فی بَیت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکَذِبَ
تمام پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.(بحار الانوار، ج78، ص377)حدیث (599) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
خَمسٌ مِن سُنَن المُرسَلینَ: اَلحَیاءُ وَ الحِلمُ وَ الحِجامَةُ وَ السِّواک وَ التَّعَطُّرُ
پنج چیز از سنت پیغمبران است: حیا، بردبارى، حجامت کردن، و مسواک و عطر زدن.(نهج الفصاحه، ح 1463)حدیث (600) امام حسن عسکری (ع) فرمودند:
اِتَّقُوا اللَّهَ وَ کونُوا زَیناً وَ لا تَکونُوا شَیناً
تقواى الهى پیشه کنید و مایه افتخار و آبرو باشید نه مایه ننگ و شرمندگى(تحف العقول، ص 488)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:58
حدیث (601) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اللّهُمَّ اغفِر لِلمُعَلِّمینَ و أطِل أعمارَهُم و بارِک لَهُم فی کسبِهِم
خدایا ! آموزگاران را بیامرز ؛ عمرشان را دراز و کسبشان را با برکت کن
(تاریخ بغداد، ج 3، ص 64)
حدیث (602) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اَحَبُّ الاَعمالِ اِلَى اللَّهِ الصَّلاةُ لِوَقتِها، ثُمَّ بِرُّ الوالِدَین، ثُمَّ الجَهادُ فى سَبیلِ اللَّهِ
دوست داشتنى ‏ترین کارها نزد خداوند: نماز اول وقت، سپس نیکى به پدر و مادر و سپس جهاد در راه خداست.
(نهج الفصاحه، ح 70)
حدیث(603) امام علی (ع) فرمودند:مَن لَم یصلِح نَفسَهُ لَم یصلِح غَیرَهُ؛(4)
هر کس خودش را اصلاح نکند، نمى‏تواند دیگران را اصلاح نماید.
(غرر الحکم،ح 8990)
حدیث(604) امام صادق (ع) فرمودند:إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یُبغِضُ الغَنیَّ الظَّلومَ.
به راستی که خداوند عزوجل ثروتمند ستمگر را دشمن می دارد.
(جهاد با نفس ، ح 738 )
حدیث(605) امام هادی (ع) فرمودند:اِنَّ الحَرامَ لا ینمى وَ اِن نَمى لا یبارَک لَهُ فیهِ وَ ما اَنفَقَهُ لَم یؤجَر عَلَیهِ وَ ما خَلَّـفَهُ کانَ زادَهُ اِلَى النّارِ
به راستى که حرام، افزایش نمى‏یابد و اگر افزایش یابد، برکتى ندارد و اگر انفاق شود، پاداشى ندارد و اگر بماند، توشه‏اى به سوى آتش خواهد بود.
(کافى، ج 5، ص 125، ح 7 )
حدیث(606) حضرت علی(ع) فرمودند:الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنجِحٌ وَ أَعمَالُ العِبَادِ فِى عَاجِلِهِم نُصبُ أَعینِهِم فِى آجَالِهِم.
صدقه دادن دارویى ثمر بخش است ، و کردار بندگان در دنیا ، فردا در پیش روى آنان جلوه گر است.
(کافى، ج 5، ص 125، ح 7 )
حدیث(607) پیامبر اکرم(ص) فرمودند:مَن کشَفَ عَورَةَ اَخیهِ المُسلِمِ کشَفَ اللّه‏ُ عَورَتَهُ حَتّى یفضَحَهُ بِها فى بَیتِهِ
هر کس عیب و زشتى برادر مسلمان خود را فاش کند، خداوند زشتى او را آشکار سازد، تاجایى که او را در درون خانه ‏اش رسوا سازد.
(الترغیب والترهیب، ج 2، ص 239، ح 9.)
حدیث(608) حضرت علی(ع) فرمودند:اللِّسَانُ سَبُعٌ إِن خُلِّی عَنهُ عَقَرَ .
زبان تربیت نشده ، درنده اى است که اگر رهایش کنى مى گزد.
(نهج البلاغه، حکمت60)
حدیث(609) پیامبر اکرم(ص) فرمودند:اَلعِبادَةُ عَشرَةُ اَجزاءٍ تِسعَةُ اَجزاءٍ فى طَلَبِ الحَلالِ
عبادت ده جزء دارد، که نُه جزء آن، طلب روزى حلال است.
(بحارالأنوار، ج 103، ص 9، ح 37)
حدیث(610) پیامبر اکرم(ص) فرمودند:لا یدخُلُ الجَنَّةَ عَبدٌ لا یأمَنُ جارُهُ بَوائِقَهُ
بنده ‏اى که همسایه‏ اش از شرّ او در امان نباشد، وارد بهشت نمی ‏شود
(مستدرک الوسائل، ج 8، ص 425)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:59
حدیث(611) امام علی (ع) فرمودند:اِنَّ فِى الرِّفقِ الزّیادَةَ وَ البَرَکةَ وَ مَن یحرَمِ الرِّفقُ یحرَمِ الخَیرَ در مدارا، فزونى و برکت است، و هر کس از مدارا محروم باشد، از خیر، محروم شده است.
(کافى، ج 2، ص 119، ح 7 )
حدیث(612) پیامبر اکرم(ص) فرمودند:مَن رَضىَ بِما رَزَقَهُ اللَّهُ قَرَّت عَینُهُ
هر که به آنچه خداوند روزیش کرده راضى باشد، خوش و خرّم بماند.
( امالى طوسى، ص 225، ح 393 )
حدیث(613) علی بن ابیطالب(ع) فرمودند:لا تَجعَل عِرضَک غَرَضاً لِقَولِ کلِّ قائِلِ
آبروى خود را هدف تیر گفتار هر گوینده‏اى نساز
(غررالحکم و دررالکلم، ح 10304)
حدیث(614) امام على (ع) فرمودند:لا تَصفُو الخِلَّةُ مَعَ غَیر اَدیبدوستى با شخص بى ‏ادب، صمیمانه نخواهد شد.
(بحار الأنوار، ج 67، ص 400، ح 73)
حدیث(615) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:لَیسَ مِنّا مَن غَشَّ مُسلِما اَو ضَرَّهُ اَو ماکرَهُ
از ما نیست کسى که با مسلمانى تقلّب کند، یا به او ضرر رساند و یا با وى حیله نماید.
(نهج الفصاحه، ح 2414)
حدیث(616) امام علی (ع) فرمودند:مِن کمالِ السَّعادَةِ السَّعىُ فى صَلاحِ الجُمهور
کوشش در راه اصلاح توده مردم، از کمال خوشبختى است.
(غررالحکم، ح 9361)
حدیث(617) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:لا تَسُبُّوا الناسَ فَـتَکتَسِبُوا العَداوَةَ بَینَهُم
به مردم ناسزا نگویید، که با این کار در میان آنها دشمن پیدا مى ‏کنید.
(کافى ، ج 2، ص 360 ح 3)
حدیث(618) امام صادق(ع) فرمودند:مَن حَسُنَ بِرُّه بِأهلِهِ زِیدَ فی عُمرِهِ
هرکه با خانواده خود خوش رفتار است، عمرش بسیار خواهد بود
(الکافى، ج 8، ص 219)
حدیث(619) حضرت رسول (ص) فرمودند:اَوسِعوا لِلشَّبابِ فِى المَجلِسِ وَ اَفهِموهُمُ الحَدیثَ فَاِنَّهُمُ الخُلوفُ وَ اَهلُ الحَدیثِ ؛
براى جوانان در مجالس جاى باز کنید، و امور نو و جدید را به آنان تفهیم کنید، چرا که این گروه جایگزین شما و درگیر مسائل جدید خواهند شد.

(الفردوس ، ج 1، ص 98، ح 320 )
حدیث(620) امام علی (ع) فرمودند:مِن کفّاراتِ الذُّنوبِ العِظامِ: اِغاثَةُ المَلهوفِ وَ التَّنفیسُ عَنِ المَکروبِ
یارى رساندن به ستمدیده فریاد خواه و شاد کردن غمناک، از کفّاره‏هاى گناهان بزرگ است.
(نهج الیلاغه حکمت 24)

MEMAR.Z
25-11-2013, 14:59
حدیث(621) حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:مَن حُرِمَ الرِّفقَ فَقَد حُرِمَ الخَیرَ کلَّهُ هر کس از مدارا بى‏ بهره باشد، از همه خوبى‏ ها بى ‏بهره مانده است.
(نهج الفصاحه، ح 3057)

حدیث(622) امام صادق (ع) فرمودند:کانَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله یداعِبُ وَ لا یقولُ اِلاّ حَقّـا
رسول اکرم صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله شوخى مى ‏کردند ولى جز حقّ چیزى نمى ‏گفتند.
(مستدرک الوسائل، ج 8 ، ص 408)
حدیث(623) امام علی (ع) فرمودند:اَطیبُ العَیشِ القَناعَةُ
خوش‏ترین زندگى، زندگى با قناعت است.
(غررالحکم، ح 2918)
حدیث(624) حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:اِنَّ المُسلِمَ اِذا غَلَبَهُ ضَعفُ الکبَرِ اَمَرَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ المَلِک اَن یکتُبَ لَهُ فى حالِهِ تِلک مِثلَ ما کانَ یعمَلُ وَ هُوَ شابٌّ نَشیطٌ صَحیحٌ
مسلمان هنگامى که ضعف پیرى بر او غلبه کند خداوند به فرشته‏اى دستور مى‏دهد که در این حال اعمال (نیکى) را که او در جوانى و شادابى و سلامت انجام مى‏داد، برایش بنویسد.
(کافى، ج 3، ص 113)
حدیث(625) حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:امَنِ اغتابَ مُسلِماً اَو مُسلِمَةً لَم یقبَلِ اللَّهُ تَعالى‏ صَلاتَهُ وَ لا صیامَهُ اَربَعینَ یوماً وَ لَیلَةً اِلّا اَن یغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ
خداوند متعال تا چهل شبانه روز نماز و روزه غیبت کننده مرد و زن مسلمان را نمى‏پذیرد، مگر این که غیبت شونده او را ببخشد.
(جامع الأخبار، ص 412، ح 1141)
حدیث(626) امام على (ع) فرمودند:لا یؤنِسَنَّک اِلاَّ الحَقُّ وَ لا یوحِشَنَّک اِلاَّ الباطِلُمبادا جز حق، با تو اُنس بگیرد و جز باطل، از تو بهراسد.
(نهج البلاغه، از خطبه 130 )
حدیث(627) امام صادق (ع) فرمودند:اِن اَحبَبتَ اَن یزیدَ اللّه‏ُ فى عُمُرِک فَسُرَّ اَبَـوَیک
اگر دوست دارى که خداوند عمرت را زیاد کند، پدر و مادرت را شاد کن.
(بحارالأنوار ، ج 74 ، ص 81 ، ح 84 )
حدیث(628) امام صادق (ع) فرمودند:اَلبرُّ وَ حُسنُ الخُلق یعمُرانِ الدّیارَ وَ یزیدانِ فِى الاَعمار
نیکوکارى و خوش اخلاقى، خانه‏ ها را آباد و عمرها را طولانى مى ‏کنند.
( کافى ، ج 2، ص 100، ح 8 )

حدیث(629) امام مهدى‏ (ع)فرمودند: أمّا وَجهُ الاِنتفاعِ بِی فی غَیبَتی فَکالاِنتِفاعِ بِالشَّمسِ إذا غَیبَها عَنِ الأبصارِ السَّحابُ ؛
چگونگى بهره‏ مندى از وجود من در دوران غیبتم ، همچون بهره‏اى است که از خورشید مى‏برند ، آن‏گاه که ابر آن را از دیدگان نهان مى‏کند .

(الغیبه ، طوسى، ص 292)
حدیث(630) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:کلُّکم راع وَکلُّکم مَسؤولٌ عَن رَعیتِهِ
همه شما سرپرست و مسئول هستید و درباره زیردستانتان باز خواست مى ‏شوید.

(جامع الاخبار، ص 119)

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:00
حدیث(631) امام على (ع) فرمودند: إِنَّ بِشرَ المُؤمِنِ فِی وَجهِهِ ، وَ قُوَّتَهُ فِی دینِهِ وَ حُزنَهُ فِی قَلبِهِ
شادى مؤمن در چهره اوست ، قدرت وى در دینش، و اندوه او در دلش

(میزان الحکمه، ح 1721)
حدیث(632) امام على (ع) فرمودند:مَن حَسُنَت خَلیقَـتُهُ طابَت عِشرَتُهُ
هر کس خوش اخلاق باشد، زندگى ‏اش پاکیزه و گوارا مى‏ شود.
(غررالحکم، ح 8153)
حدیث(633) امام على (ع) فرمودند:سُوسُوا إِیمَانَکم بِالصَّدَقَةِ وَ حَصِّنُوا أَموَالَکم بِالزَّکاةِ وَ ادفَعُوا أَموَاجَ البَلَاءِ بِالدُّعَاءِ .
ایمان خود را با صدقه دادن و اموالتان را با زکات دادن نگاهدارید، و امواج بلا را با دعا از خود برانید.
(نهج البلاغه – حکمت 146 )
حدیث(634) امام على (ع) فرمودند:اِنَّمَا العاقِلُ مَن وَعَظَتهُ التَّجارِبُ
خردمند ، کسى است که تجربه‏ها پندش دهد .
کنزالفوائد، ص 87
حدیث(635) امام على (ع) فرمودند: اَلاِنصافُ راحَةٌ
انصاف، مایه آسایش است.
(غررالحکم، ح 16)
حدیث(636) امام هادی (ع) فرمودند:اُذکر حَسَرَاتِ التَّفرِیطِ بِأَخذِ تَقدِیمِ الحَزمِ.
با مقدم داشتن دوراندیشی، حسرت کوتاهیها را به یاد آور.
(بحارالأنوار، ج 78، ص 370)
حدیث(637) امام على (ع) فرمودند:اَلجَهلُ مُمیتُ الاَحیاءِ وَ مُخَلِّدُ الشَّقاءِ
نـادانى، مایـه مرگ زندگان و دوام بدبختى است.
(غررالحکم، ح 1464)
حدیث(638) امام صادق (ع) فرمودند:بادِروا اَحداثَکم بِالحَدیثِ قَبلَ اَن تَسبِقَکم اِلَیهِمُ المُرجِئَةُ

به آموختن حدیث (معارف دینى) به جوانانتان ، پیش از آن‏که منحرفین آنان را گمراه سازند، اقدام نمیید.

تهذیب الأحکام ، ج 8 ، ص 111، ح 381
حدیث(639) امام علی (ع) فرمودند:
لاتُودِعَنَّ سِرَّکَ مَن لا أمانَةَ لَهُ.
راز خود را به کسی که امانتدار نیست، مسپار.
غررالحکم و دررالکلم، ح 1066
حدیث(640) امام علی (ع) فرمودند:إنَّما یُحِبُّکَ مَن لا یَتَمَلََّقُکَ، وَیُثنی عَلَیکَ مَن لا یُسمِعُکَ.
دوستدار حقیقی تو کسی است که از تو چاپلوسی نمیکند و ستایشگر واقعی تو آنکه تو را از [ستایشهایش دربارۀ تو] باخبر نمیکند.

غررالحکم و دررالکلم، ح 7119

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:01
حدیث(641) امام علی (ع) فرمودند:اَلزُّهدُ فِى الدُّنیا الراحَةُ العُظمى
بی ‏رغبتى به دنیا، بزرگ‏ترین آسیش است.

غررالحکم و دررالکلم، ح 1316
حدیث(642) امام جواد (ع) فرمودند:
إظهارُ الشَّیءِ قَبلَ أن یُستَحکمَ مَفسَدَةٌ لَهُ.
آشکار کردن چیزی پیش از استوار شدن، مایۀ تباهی آن است.


تحف العقول، ص 457
حدیث(643) امام جواد (ع) فرمودند:
الأَیَّامُ تَهتِک لَک الأمرَ عَنِ الأسرارِ الکامِنَةِ.
روزگار رازهای نهان را بر تو آشکار میکند.


بحار الأنوار، ج 78، ص 365
حدیث(644) امام جواد (ع) فرمودند:
اِعلَم أنَّک لَن تَخلُوَ مِن عَینِ اللهِ، فَانظُر کیفَ تَکونُ.
بدان که از دید خداوند پنهان نیستی، پس بنگر چگونهای.

تحف العقول، ص 455
حدیث(645) امام علی(ع) فرمودند:
إِنَّ الحَقَّ لا یعرَفُ بِالرِّجَالِ؛ اِعرِفِ الحَقَّ، تَعرِف أهلَهُ.
حق با شخصیتها شناخته نمیشود؛ حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی.

روضة الواعظین، ص 31
حدیث(646) امام علی(ع) فرمودند:اَلحَسَدُ یضنِى الجَسَدَ
حسد، بدن را فرسوده و علیل مى ‏کند.
غررالحکم، ح 943
حدیث(647) پیامبر اکرم(صلّی الله علیه وآله):فرمودند:مَنِ اشتاقَ إلَی الجَنَّةِ سارَعَ إلَی الَخَیراتِ.
هرکه مشتاق بهشت است به سوی نیکیها میشتابد.

مکارم الأخلاق، ص 447
حدیث(648) امام صادق (ع) فرمودند:اِعلَمى اَنَّ الشّابَّ الحَسَنَ الخُلُقِ مِفتاحٌ لِلخَیرِ ، مِغلاقٌ لِلشَّرِّ وَ اِنَّ الشّابَّ الشَّحیحَ الخُلُقِ مِغلاقٌ لِلخَیرِ مِفتاحٌ لِلشَّرِّ
بدان که جوانِ خوش ‏اخلاق ، کلید خوبى ‏ها و قفل بدى ‏هاست و جوانِ بداخلاق ، قفل خوبى ‏ها و کلید بدى ‏هاست.


امالى طوسى ، ص 302، ح 598
حدیث(649) امام علی (ع) فرمودند:خَیرُ اِخوانِک مَن دَعاک اِلى صِدقِ المَقالِ بِصِدقِ مَقالِهِ وَ نَدَبَک اِلى اَفضَلِ الاَعمالِ بِحُسنِ اَعمالِهِ

بهترین دوستانت، کسى است که با راستگویی ‏اش تو را به راستگویى دعوت کند و با اعمال نیک خود، تو را به انجام اعمال خوب برانگیزد.
غررالحکم، ح 5022
حدیث(650) امام علی (ع) فرمودند:فِی تَقَلُّبِ الأحوَالِ عُلِمَ جَوَاهِرُ الرِّجَالِ.
در فراز و نشیبهای روزگار، گوهر مردان شناخته میشود.

نهج البلاغه، حکمت 208

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:01
حدیث(651) امام علی (ع) فرمودند:فی قَولِ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ «وَ لاَ تَنسَ نَصیبَک مِنَ الدُّنیا» : لا تَنسَ صِحَّتَک وَ قُوَّتَک وَ فَراغَک وَ شَبابَک وَ نَشاطَک اَن تَطلُبَ بِهَا الآخِرَةَ
درباره آیه سهم خود را از دنیا فراموش مکن : [یعنى] سلامتى ، توانایى ، فرصت ، جوانى و شادابى‏ ات را فراموش مکن ، تا با آنها ، آخرت را به دست آورى

قصص ، آیه 77 ؛ امالى صدوق ، ص 299، ح 336
حدیث(652) پیامبرصلى الله علیه وآله فرمودند:أفضَلُ الهِجرَةِ أن تَهجُرَ ما کرِهَ اللَّهُ
برترین هجرت ، هجرت از چیزى است که خدا آن را خوش ندارد
میزان الحکمة ، ح 21060
حدیث(653) پیامبرصلى الله علیه وآله فرمودند:إنّ الجاهِلَ مَن عَصَی اللهَ وَإن کانَ جَمیلَ‌ المَنظَرِ عَظیمَ ‌الخَطَرِ.
نادان کسی است که خدا را نافرمانی کند هرچند خوش‌سیما و بلند‌پایه باشد
بحارالأنوار، ج 1، ص 160
حدیث(654) پیامبرصلى الله علیه و آله فرمودند:شَعبانُ شَهری و رَمَضانُ شَهرُ اللَّهِ فَمَن صامَ شَهری کنتُ لَهُ شَفیعاً یومَ القِیامَةِ
شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر که ماه مرا روزه بدارد ، در روز قیامت شفیع او خواهم بود .
بحار الأنوار ، ج 97 ، ص 83
حدیث(655) امام حسین علیه السلام فرمودند:مَن صَامَ ثَلَاثَةَ أَیامٍ مِن شَعبَانَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ وَ کانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) شَفِیعَهُ یومَ القِیامَةِ
هر کسی که سه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد؛ بهشت بر او واجب می شود و در قیامت نیز پیامبر(ص) شفیع او خواهد بود
وسائل ‏الشیعة ج 10 ، ص 490
حدیث(656) امام سجاد علیه السلام فرمودند:خَیرُ مَفَاتیحِ الأموُرِ الصِّدقُ وَخَیرُ خَوَاتیمِهَا الوَفَاءُ
بهترین گشایندۀ کارها راستی و بهترین پایان برندۀ آن وفاداری است

بحارالأنوار، ج 75، ص 161
حدیث(657) امام علی علیه السلام فرمودند:خَلَیک بِالآخِرَةِ تَأتِک الدُّنیا صاغِرَةً
در کار آخرت باش تا دنیا ذلیلانه به تو رو آورد

غررالحکم و دررالکلم، ح 6080
حدیث(658) امام صادق علیه السلام فرمودند:اِمتَحِنُوا شِیعَتَنا عِندَ ثَلاثٍ: عِندَ مَواقیتِ الصلَواتِ کیفَ مُحافَظَتُهُم علَیها، وعِندَ أسرارِهِم کیفَ حِفظُهُم لَها عَن عَدُوِّنا، و إلى‏ أموالِهِم کیفَ مُواساتُهُم لإِخوانِهم فیها
شیعیان ما را در سه چیز بیازمایید : در مواظبت بر اوقات نمازها ، در نگهدارى اسرارشان از دشمنان ما و در همدردى و کمک مالى به برادرانشان
میزان الحکمه، باب صفات الشّیعه
حدیث(659) امام حسین علیه السلام فرمودند:إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ
نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید
بحار الأنوار، ج 74، ص 205
حدیث(660) امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) فرمودند:افَلیعمَل کلُّ امرِی مِنکم مَا یقرُبُ بِهِ مِن مَحَبَّتِنَا
هر یک از شما باید کاری کند که به سبب آن به محبت ما نزدیک شود

بحارالأنوار، ج 53، ص 176

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:02
حدیث(661) امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) فرمودند:فاکثَروا الدُّعاء بِتَعجیلِ الفَرَج فَإنَّ ذَلِکَ فَرَجَکُم
برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که گشایش و فرج شما نیز در آن است

بحارالأنوار، ج 52، ص 92
حدیث(662) امام علی (علیه‌ السلام) فرمودند:ثُباتُ الدُّوَلِ بِإقامَةِ سُنَنِ العَدلِ
پایداری دولتها به برپا داشتن راه و رسم دادگری است
غررالحکم و دررالکلم، ح 4715
حدیث(663) امام مهدی (عج) فرمودند:ما اُرغِمَ أنفُ الشَّیطانِ بِشَیءٍ مِثلِ الصَّلاةِ
هیچ چیز مانند نماز ، بینى شیطان را به خاک نمى مالد
بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 182
حدیث(664) پیامبر اکرم (ص) فرمودند: أفضَلُ الهِجرَةِ أن تَهجُرَ ما کرِهَ اللَّهُ
برترین هجرت ، هجرت از چیزى است که خدا آن را خوش ندارد
میزان الحکمة ، ح 21060
حدیث(665) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:المُجاهِدونَ فی سَبیلِ اللَّهِ قُوّادُ أهلِ الجَنَّةِ
رزمندگان در راه خدا ، راهبران اهل بهشت‏اند
بحار الأنوار ، ج 8 ، ص 199
حدیث(666) امام سجاد (ع) فرمودند:مَن قَنَعَ بِما قَسَمَ اللَّهُ لَهُ فَهُوَ مِن أغنَى النّاسِ
هر که به قسمتى که خدایش داده قانع باشد ، همو ، بى ‏نیازترینِ مردم ‏است
الأمالى، مفید، ص 184
حدیث(667) حضرت مهدی (عج) فرمودند:مَا أرغَمَ أنفَ الشَّیطانِ بِشَیءٍ مِثلَ الصَّلاةِ فَصَلِّها وَ أرغِم أنفَ الشَّیطان
هیچ چیز مثل نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد و او را خوار نمی کند، پس نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال
( بحار الانوار، ج ,53 ص 182 )
حدیث(668) امام علی (ع) فرمودند:اِذا فَسَدَتِ النِّیةُ وَقَعَتِ البَلیةُ
هرگاه نیت فاسد شود، بلا و گرفتارى پیش مى ‏آید.
( غررالحکم، ح 4021 )
حدیث(669) پیامبر اکرم(ص) فرمودند:طُوبى‏ لِمَن تَرَک شَهوَةً حاضِرَةً لِمَوعودٍ لَم یرَهُ
خوشا آن که شهوتِ آماده‏اى را به خاطر پاداش وعده داده شده‏اى که آن را ندیده است ، رها کند
(الخصال، ص 3)
حدیث(670) امام صادق(ع) فرمودند:عَلَیک بِالاحداثِ فَإنَّهُم اسرَعُ إلى‏ کلِّ خَیرٍ
نوجوانان را در یاب، که این گروه در پذیرش هر خوبى ، بیشتر شتاب می کنند
(الکافى ، ج 8 ، ص 93)

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:03
حدیث(671) پیامبر اکرم(ص) فرمودند:إیاک واللَّجاجَةَ ؛ فَإنَّ أَوَّلَها جَهلٌ وآخِرَها نَدامَةٌ
از لجبازى بپرهیز ، که آغازش نادانى و انجامش پشیمانی ‏است
تحف العقول، ص 14
حدیث(672) امام مهدى (عج) فرمودند:أنَا الَّذی أملأَُها عَدلاً منم که زمین را از عدالت لبریز مى‏ کنم ، چنان که از ستم آکنده است
الخرائج والجرائح ، ج 2 ، ص 785
حدیث(673) امام باقر (ع) فرمودند:لِکلِّ شَیءٍ رَبِیعٌ، وَرَبِیعُ القُرآنِ شَهرُ رَمَضَانَ
هر چیزی بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است

کافی، ج2 ، ص 630
حدیث(674) امام علی (ع) فرمودند:جالِس العُلَماءَ یزدَد عِلمُک وَ یحسُن اَدَبُک وتَزک نَفسُک
با علما معاشرت کن تا علمت زیاد، ادبت نیکو و جانت پاک شود.

مطالب السؤول، ص 49
حدیث(675) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:إن شِئتَ أن تُکرَمَ فَلِن وإن شِئتَ أن تُهانَ فَاخشُن
اگر مى‏ خواهى گرامى ‏ات دارند ، نرم‏خو باش ، و اگر مى‏ خواهى خوارت شمارند ، درشتى کن
تحف العقول، ص 55
حدیث(676) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اِعمَل بِفَرائِضِ اللَّهِ تَکن اَتقَى النَّاس
به واجبات خدا عمل کن، تا با تقواترین مردم باشى.
معانى الأخبار، ص 240
حدیث(677) امام علی(ع) فرمودند:اِکتَسِبُوا العِلمَ یکسِبکمُ الحَیاةَ
دانش کسب کنید تا به شما زندگى (و بالندگى) بخشد
غررالحکم و دررالکلم، ح 2486
حدیث(678) امام علی(ع) فرمودند:اِتَّهِمُوا عُقُولَكُم فَإنَّهُ مِنَ الثِّقَةِ بِها یكُونُ الخَطاءُ
خِردهاى خود را خطاپذیر بدانید، که بسا اعتماد کردن به آن ، خطا باشد
میزان الحکمة، ح 6842
حدیث(679) امام صادق(ع) فرمودند:لِكُلِّ شَی‏ءٍ أساسٌ وأساسُ الإسلامِ حُبُّنا أهلَ البَیتِ
هر چیزى را شالوده‏اى است و شالوده اسلام ، دوستدارى ما اهل بیت‏ است
المحاسن، ج 1، ص 150
حدیث(680)حضرت محمد(ص) فرمودند:قالَ اللّه‏ُ عز و جل: الصَّومُ لی، و أنَا أجزی بِهِ
خداوند فرموده است: روزه، براى من است و خودم پاداش آن را می ‏دهم
تهذیب الأحکام: 4 / 152 / 420

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:03
حدیث(681)امام على‏(ع)فرمودند:صِیامُ القَلبِ عَنِ الفِکرِ فِی الآثامِ أفضَلُ مِن صِیامِ البَطنِ عَنِ الطَّعامِ
روزه دل ، اندیشیدن به گناهان ، برتر است از روزه شکم ؛ یعنى غذا خوردن
میزان الحکمه ، ح 10948
حدیث(682)ا‏مام حسن‏(ع)فرمودند: إنَّ اللَّهَ جَعَلَ شَهرَ رَمضانَ مِضماراً لِخَلقِهِ فَیستَبِقونَ فیهِ بِطاعَتِهِ إلى‏ مَرضاتِهِ
خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه‏اى براى آفریدگان خود قرار داده تا با طاعتش براى خشنودى او از یکدیگر پیشى گیرند
بحارالأنوار ، ج 75، ص 110
حدیث(683)پیامبرصلى الله علیه وآله فرمودند:
إنَّ أبوابَ السَّماءِ تُفتَحُ فی أوَّلِ لَیلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ ولا تُغلَقُ إلى‏ آخِرِ لَیلَةٍ مِنهُ
درهاى آسمان در شب اوّل ماه رمضان گشوده مى ‏شود و تا آخرین شب این ماه بسته نمى ‏شود

النوادر، ص 246
حدیث(684)پیامبرصلى الله علیه وآله فرمودند:إنَّ الشَّقِی حَقَّ الشَّقِی مَن خَرَجَ مِنهُ هذَا الشَّهرُ و لَم یغفَر ذُنوبُهُ
بدبخت واقعى کسى است که این ماه را پشت سر گذارد و گناهانش آمرزیده نشود
میزان الحکمه ، ح 7458

حدیث(685)امام باقر(ع) فرمودند:فَانزِل نَفسَكَ مِنَ الدُّنیا كَمَثَلِ مَنزِلٍ نَزَلتَهُ ساعَةً ثُمَّ ارتَحَلتَ عَنهُ
خود را در دنیا چنان منزل ده که گویى ساعتى در آن منزل دارى وسپس از آن کوچ می کنی
بحارالأنوار، ج 75، ص 165

حدیث (686) امام حسن(ع) فرمودند:اَلتَّقوى‏ بابُ كُلِّ تَوبَةٍ ورَأسُ كُلِّ حِکمَةٍ وشَرَفُ كُلِّ عَمَل
تقوا ، باب هر توبه و سرآمد هر حکمت ، و [مایه‏] شرافت هر کارى ‏است
بحارالأنوار، ج 75، ص 110

حدیث(687) حضرت على(ع) فرمودند:صَومُ القَلبِ خَیرٌ مِن صِیامِ اللِّسانِ وَ صَومُ اللِّسانِ خَیرٌ مِن صِیامِ البَطنِ

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است
غرر الحکم، ج 1، ص 417، ح 80

حدیث(688) پیامبر اکرم(ص) فرمودند:مَن یشتَهِ كَرامَةَ الآخِرَةِ یدَع زینَةَ الدُّنیا
هر که کرامت آخرت را می ‏خواهد ، زینت دنیا را وا می ‏نهد

مسند الشهاب ، ج 1 ، ص 251

حدیث(689) پیامبر اکرم(ص) فرمودند:مَن أحیى لَیلَةَ القَدرِ حُوِّلَ عَنهُ العَذابُ إلَى السَّنَةِ القابِلَةِ
هر کس شب قدر را احیا بدارد ، تا سال آینده عذاب از او بر داشته می ‏شود
اقبال الأعمال ، ج 1، ص 345
حدیث(690)امام صادق(ع) فرمودند:قَلبُ شَهرِ رَمَضانَ لَیلَةُ القَدرِ
قلب ماه رمضان ، شب قدر است
بحار الأنوار ، ج 55 ، ص 376

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:04
حدیث(691)پیامبر اکرم(ص) فرمودند:مَن قامَ لَیلَةَ القَدرِ إیماناً وَ احتِساباً ، غُفِرلَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ
هر که از روى ایمان و براى رسیدن به ثواب الهى ، شب قدر را به عبادت بگذراند ، گناهان گذشته‏اش آمرزیده می ‏شود

فضائل الأشهر الثلاثه ، ص 136
حدیث(692)پیامبر اکرم(ص) فرمودند:الرَّکعَتانِ فى جَوفِ اللَّیل اَحَبُّ اِلَى اللَّهِ مِنَ الدُّنیا وَ ما فیها
دو رکعت نماز در دل شب، نزد خدا از دنیا و آنچه در آن است، محبوب‏تر است.
بحارالأنوار، ج 87 ، ح 23

حدیث(693)امام صادق(ع) فرمودند:التَّقدیرُ فی لَیلَةِ تِسعَ عَشرَةَ، والإبرامُ فی لَیلَةِ إحدى وعِشرینَ، وَالإِمضاءُ فی لَیلَةِ ثَلاثٍ وعِشرینَ
سرنوشت (مُقَدَّر شدن)، در شب نوزدهم است و محکم ساختن، در شب بیست و یکم و امضا (حتمی ‏سازى)، در شب بیست و سوم
الکافی: 4 / 159 / 9
حدیث(694)پیامبر اکرم(ص) فرمودند:لا تَزالُ عِصابَةٌ مِن اُمَّتی یقاتِلونَ عَلى‏ أبوابِ دِمَشقَ و ما حَولَهُ و عَلى‏ أبوابِ بَیتِ المَقدِسِ و ما حَولَهُ لایضُرُّهُم خِذلانُ مَن خَذَلَهُم ظاهِرینَ عَلَى الحَقِّ إلى‏ أن تَقُومَ السَّاعَةُ
پیوسته گروهى از امّت من بر دروازه‏هاى دمشق و پیرامونش و بیت المقدّس و پیرامون آن مبارزه مى‏کنند و یارى نکردن آنان ، زیانى به آنها نمى‏رساند . آنان تا روز قیامت پشتیبان حقّ‏اند .
کنز العمّال ، ح 35051
حدیث(695) حضرت علی(ع) فرمودند:نِعمَ العَونُ عَلى أسرِ النَّفسِ وَ كَسرِ عادَتِهَا التَّجَوُّعُ
گرسنگى، چه خوب یاورى براى اسیر کردن نفس(تربیت نفس) و شکستن عادت آن است!
غرر الحکم: 9944
حدیث(696) حضرت علی(ع) فرمودند:اِغتَنِم مَنِ استَقرَضَكَ فی حالِ غِناكَ لِیجعَلَ قَضاءَهُ فی یومِ عُسرَتِكَ ؛
کسى را که در حال بی ‏نیازى‏ات از تو قرض مى ‏خواهد، غنیمت شمار تا در وقت نیازت جبرانش کند .
غررالحکم و دررالکلم، ح 2370
حدیث(697) حضرت علی(ع) فرمودند:فازَ مَن أصلَحَ عَمَلَ یومِهِ وَ استَدرَكَ فَوارِطَ أمسِهِ
رستگار شد آن‏که کار امروزش را سامان داد و کوتاهى‏ هاى دیروزش را جبران کرد
مستدرک الوسائل ، ج 12، ص 151
حدیث(698) پیامبر اکرم(ص) فرمودند:أدِّبُوا أوْلادَكُمْ عَلَیَ ثَلاثٍ: حُبِّ نَبِیكُمْ، وَحُبِّ أهلِ بَیتِهِ، وَعَلیَ قِرَاءَةِ الْقُرآنِ
فرزندانتان را با سه خصلت تربیت کنید: دوستی پیامبر اکرم (ص)، دوستی اهل بیت ایشان و تلاوت قرآن
لجامع الصغیر، ج 1، ص 14
حدیث(699) حضرت علی(ع) فرمودند: فازَ مَن أصلَحَ عَمَلَ یومِهِ وَ استَدرَكَ فَوارِطَ أمسِهِ
رستگار شد آن‏که کار امروزش را سامان داد و کوتاهى‏هاى دیروزش را جبران کرد
مستدرک الوسائل ، ج 12، ص 151

حدیث(700) امام باقر(ع) فرمودند:تَعَلَّمُوا العِلمَ فَإنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنَةٌ، وَطَلَبَهُ عِبَادَةٌ.
دانش بیاموزید که آموختن آن پاداش دارد و جستوجوی آن عبادت است.
بحار الأنوار، ج 78، ص 189

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:04
حدیث(701)حضرت علی(ع) فرمودند:اِحذَر كُلَّ عَمَلٍ یرضاهُ عامِلُهُ لِنَفسِهِ وَ یکرَهُهُ لِعامَّةِ المُسلِمینَ
بپرهیز از هر کارى که انجام‏دهنده‏اش آن را براى خود می ‏پسندد، امّا براى عموم مسلمانان نمی ‏پسندد
غررالحکم و دررالکلم، ح 2596
حدیث(702)حضرت علی(ع) فرمودند:کُلُّ یَومٍ لا یُعصَی اللهُ فیهِ فَهُوَ یَومُ عیدٍ

هر روزی که در آن گناه نشود همان روز ، روز عید است
نهج البلاغه ج4 ص100
حدیث(703) پیامبر اکرم(ص) فرمودند:مَن یشتَهِ كَرامَةَ الآخِرَةِ یدَع زینَةَ الدُّنیا
هر که کرامت آخرت را می ‏خواهد ، زینت دنیا را وا می ‏نهد
مسند الشهاب ، ج 1 ، ص 251
حدیث(704) امام علی(ع) فرمودند:ایاكُمْ وَ الْحَلْفَ فَاِنَّهُ ینْفِقُ السِّلْعَةَ وَ یمْحَقُ الْبَرَكَةَ
از قسم خوردن بپرهیزید، چرا که کالا را تلف مى ‏کند و برکت را از بین مى ‏برد.
کافى، ج 5، ص 162، ح 4
حدیث(705) پیامبر اکرم(ص) فرمودند:نِعمَتانِ مَغبونٌ فیهِما كَثیرٌ مِنَ النّاسِ : اَلصِّحَّةُ وَ الفَراغُ
دو نعمت است که بیشتر مردم در آنها زیانکارند : سلامت و فراغت
الأمالى ، طوسى ، ص 526
حدیث(706) امام صادق(ع) فرمودند:ثَلاثَةٌ تُورِثُ المَحَبَّةَ : الدّینُ وَالتَّواضُعُ وَالبَذل
سه چیز است که محبّت می ‏آورد : دین ، فروتنى و بخشش
تحف العقول، ص 316
حدیث(707) امام علی(ع) فرمودند:اِقبَل عُذرَ أخیكَ و إنْ لَم یكُن لَهُ عُذرٌ ، فَالْتَمِس لَهُ عُذراً
عذر برادرت را بپذیر و اگر عذرى نداشت ، عذرى برایش بتراش
بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 165
حدیث(708) امام علی(ع) می فرمایند:إنَّ أهنَأ النّاسِ عَیشاًَ مَن کانَ بِما قَسَمَ اللهُ لَهُ راضیاً
گواراترین زندگی برای کسی است که به آنچه خداوند قسمت او کرده، خرسند و راضی باشد
غررالحکم و دررالکلم، ح 3397
حدیث(709) امام علی(ع) می فرمایند:اِبنُ آدمَ أشبَهُ شَى‏ءٍ بِالمِعیارِ ، إمّا ناقِصٌ بِجَهلٍ أو راجِحٌ بِعِلمٍ
آدمیزاده ، شبیه‏ترین چیز به ترازوست : یا با نادانى سبُک شود و یا به‏دانش ، سنگین گردد
تحف العقول، ص 212
حدیث(710) امام صادق(ع) می فرمایند: لَو أدرَکتُهُ لَخَدَمتُهُ أیامَ حَیاتی
اگر او [امام زمان‏ علیه السلام‏] را در یابم ، تمام عمر به او خدمت می ‏کنم
الغیبه ، نعمانى ، ص 245

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:05
حدیث(711) پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:العِبَادَةُ مَعَ أکلِ الحَرََامِ كَالبِنَاءِ عَلیَ الرَّمل
عبادت همراه با لقمۀ حرام همچون ساختمانی است که بر ماسه بنا شده باشد
بحار الأنوار، ج 84، ص 258
حدیث(712)امام سجاد(ع) می فرمایند:کانَ [رسولُ الله] إذا أوَى إلىَ مَنزِلِهِ، جَزَّءَ دُخُولَهُ ثَلاثَةَ أجزَاءٍ: جُزءاً لِلَّهِ، وَجُزءاً لِأهلِهِ، وَجُزءاً لِنَفسِهِ
پىامبر (صلی الله علیه و آله) وقت خود را در منزل به سه قسمت میکرد: بخشی برای (عبادت) خدا، بخشی برای خانواده و بخشی برای خوىش

مکارم الأخلاق، ج 1، ص 44
حدیث(713)پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:أولَى النّاسِ بِالتُّهمَةِ مَن جالَسَ أهلَ التُّهمَةِ
سزاوارترىن مردم به تهمت کسى است که با اهل تهمت همنشىنى کند
الأمالى ، صدوق ، ص 73
حدیث(714) امام على (ع) می فرمایند:اِذا ظَهَرَتِ الجِناىاتُ ارتَفَعَتِ البَرَکاتُ
هرگاه گناهان آشکار شوند، برکت‏ها از مىان مى‏رود
غررالحکم، ح 4030
حدیث(715) رسول اکرم (ص) می فرمایند:اِنَّ اَخوَفَ ما اَخافُ عَلى اُمَّتى مِن بَعدى هذِهِ المَکاسِبُ المُحَرَّمَةُ وَ الشَّهوَةُ الخَفىةُ وَ الرِّبا
آنچه بىش از هر چىز بر امتم بعد از خود مى‏ترسم، درآمدهاى حرام، هواپرستى پنهان و رباست
بحارالانوار، ج 103، ص 54، ح 26
حدیث(716) رسول اکرم (ص) می فرمایند:اِستَعىنُوا عَلى اُمُورِكُم بِالكِتمانِ فَإنَّ كُلَّ ذى نِعمَةٍ مَحسُورٌ
در کارهاى خود از نهاندارى مدد گىرىد چون هر صاحبِ نعمتى مورد حسد است
تحف العقول ، ص 48
حدیث(717) امام جواد (ع) می فرمایند:اَلأيّامُ تَهتِكُ لَكَ الأمرَ عَنِ الأسرارِ الکامِنَةِ
روزگار رازهاى نهان را بر تو آشکار می کند
بحارالأنوار ، ج 78 ، ص 364
حدیث(718) پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:نِعمَتانِ مَکفُورَتانِ الأَمنُ وَالعافِيَةُ
دو نعمت است که شکر آنها گزارده نمی شود : امنیت و سلامتى
الخصال، ص 34
حدیث(719) امام صادق(ع) می فرمایند:بادِرُوا أولادََكُم بِالحَدیثِ قَبلَ أن يَسبِقَكُم إلَیهِمُ المُرجِئَةُ
در آموزش حدیث به فرزندانتان شتاب کنید پیش از آنکه مرجئه (منحرفان) زودتر از شما به سراغ آنها بروند
کافی، ج 6، ص 47
حدیث(720) پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:اَلعِبادَةُ مَعَ أکلِ الحَرامِ كَالبِناءِ عَلَى الرَّملِ
عبادت کردن با وجود حرام خوارى مانند ساختن بنایى است بر روى شن
عدّة الداعى ، ص 141

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:06
حدیث(721) امام عسکری(ع) می فرمایند:إيّاک وَالإذاعَةَ وطَلَبَ الرِّئاسَةِ فَإنَّهُما يَدعوانِ إلَى الهَلَكَةِ
از افشاى اسرار و ریاست طلبى بپرهیز که این دو آدمى را به هلاکت می کشاند
تحف العقول ، ص 487
حدیث(722) پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:أحزَمُ النّاسِ أکظَمُهُم لِلغَیظِ
دوراندیشترین مردم کسى است که بیش از هر کس بر خشم خویش چیره آید
الأمالى ، صدوق ، ص 28
حدیث(723) پیامبر اعظم(ص) می فرمایند:یا أباذَر! إنَّ اللَّهَ لايَنظُرُ إلى‏ صُوَرِكُم و لا إلى‏ أموالِكُم و لكِن يَنظُرُ إلى‏ قُلوبِكُم و أعمالِكُم
اى اباذر! خداوند به ظاهر و دارایى شما نمى‏نگرد ، بلکه به دلها و کردارتان مى‏نگرد
الأمالى، طوسى، ص 536
حدیث(724) پیامبر اعظم(ص) می فرمایند:یاِقنَع بِما اُوتیتَهُ يَخِفَّ عَلَیكَ الحِسابُ
به آنچه به تو داده شده ، قناعت کن ، تا کار حسابرسى بر تو آسان شود
اأعلام الدین ، ص 344
حدیث(725) پیامبر اعظم(ص) می فرمایند:یيّاكُم وَ الدَّینَ فَإِنَّهُ هَمٌّ بِاللَّیلِ و مَذَّلَةٌ بِالنَّهارِ
باز قرض گرفتن بپرهیزید ، که اندوه شب است و خوارى روز
اعلل الشرائع ، ج 2 ، ص 527

حدیث(726) امام جواد (ع) می فرمایند:مَن زارَها عارِفاً بِحَقِّها فَلَهُ الجَنَّةُ
هر کس او را با شناخت زیارت کند بهشت پاداش او خواهد بود
بحارالأنوار ، ج 102، ص 266

حدیث(727) امام علی (ع) می فرمایند:اَلحَقُّ طَریقُ الجَنَّةِ وَ الباطِلُ طَریقُ النّارِ وَ عَلى كُلِّ طَریقٍ داع
حق، راه بهشت است و باطل، راه جهنم و بر سر هر راهى دعوت کننده‏اى است

نهج السعادة، ج 3، ص 291
حدیث(728) امام حسین (ع) می فرمایند:يَظهَرُ اللَّهُ قائِمَنا فَيَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ
خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون مى‏آورد و آن‏گاه او از ستم‏گران انتقام مى‏گیرد
إثباة الهداة ، ج 7 ، ص 138
حدیث(729) امام حسن (ع) می فرمایند:اَلإخاءُ الوَفاءُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخاءِ
نشانه برادرى ، وفادارى در سختى و آسایش است
بحارالأنوار ، ج 75 ، ص 114
حدیث(730) امام علی(ع) می فرمایند:صُن دینَكَ بِدُنیاكَ تَربَحهُما وَ لا تَصُن دُنیاكَ بِدِینِكَ فَتَخسَرَهُما
دین خود را با دنیایت حفظ کن تا هر دو را ببرى ، و دینت را وسیله حفظ دنیایت قرار مده ، که هر دو را مى‏بازى
غررالحکم و دررالکلم ، ح 5861

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:06
حدیث(731) امام هادی (ع) می فرمایند:العُجبُ صارِفٌ عَن طَلَبِ العِلمِ ، داعٍ إلَى الغَمطِ والجَهلِ
خودپسندى، آدمى را از دانش‏جویى باز مى‏دارد و به‏ناسپاسى وانکار حق مى‏خواند
بحار الأنوار، ج 69، ص 199
حدیث(732) امام علی(ع) می فرمایند:مَن تَطَبَّبَ فَليَتَّقِ اللَّهَ وَ ليَنصَح وَليَجتَهِدِ
هر که طبابت مى‏کند باید از خدا بترسد و خیرخواه باشد و سعى خود را به کاربرد
دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 144
حدیث(733) امام صادق(ع) می فرمایند:أنفَعُ الأشیاءِ لِلمَرءِ سَبقُهُ النّاسَ إلى عَیبِ نَفسِهِ
سودمندترینِ چیز براى مرد ، آن است که در جستن عیب خویش‏بر دیگر مردم ، پیشى گیرد
الکافى، ج 8، ص 243
حدیث(734) امام رضا(ع) می فرمایند:لیـس لبخیل راحه, و لا لحسـود لذه و لا لملـوک وفـاء ولا لکذوب مــروه
بخیل را آسایشى نیست و حسود راخوشى و لذتى نیست و زمامدار را وفایى نیست و دروغگو را مروت و مردانگى نیست
تحف العقول,ص 450
حدیث(735) امام رضا(ع) می فرمایند:عَونُكَ لِلضَّعیفِ مِن أفضَلِ الصَّدَقَةِ
یارىِ تو به ناتوان ، از بهترینِ صدقه‏ هاست
تحف العقول ، ص 446
حدیث(736) امام هادی (ع) می فرمایند:مَن جَمَعَ لَكَ وُدَّهُ ورَأيَهُ فَاجمَع لَهُ طاعَتَكَ
هر که تمامت دوستى خود را براى تو فراهم آورد ، تو نیز تمامت طاعت خود را برایش فرآهم آور
تحف العقول ، ص 483
حدیث(737) امام رضا (ع) می فرمایند:صدیق کل امرء عقله و عدوه جهله
دوست هرکس عقل او, و دشمنش جهل اوست
همان, ص 443
حدیث(738) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:تَمامُ التَّقوى‏ اَن تَتَعَلَّمَ ما جَهِلتَ وَ تَعمَلَ بِما عَلِمتَ
تمام تقوا این است که آنچه را نمى ‏دانى بیاموزى و بدانچه مى ‏دانى عمل کنى.
تنبیه الخواطر، ج 2، ص 120
حدیث(739) امام باقر (ع) می فرمایند:بنی الاِسلام علی الخَمس الصَلوة و الزَکوة و الصَوم و الحَج و الوِلايَة‏و لَم یناد بشى‏ء ما نُودى بِالوِلایة یوم الغَدیر
اسلام بر پنج پایه استوار شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت و به هیچ چیز به اندازه آنچه در روز غدیر به ولایت تاکید شده، ندا نشده است.
کافى 2، 21، ح 8
حدیث(740)امام علی(ع) می فرمایند:قَدرُ الرَّجُلِ عَلى‏ قَدرِ هِمَّتِهِ ، وَ عَمَلُهُ عَلى‏ قَدرِ نِيَّتِهِ
ارزش آدمى به اندازه همّت او ، و عملش به اندازه نيّت اوست
غررالحکم و دررالکلم ، ح 6743

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:07
حدیث(741)پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:اَلجَماعَةُ رَحمَةٌ و الفُرقَةُ عَذابٌ
وحدت مایه رحمت ، و تفرقه موجب عذاب است
کنزالعمّال ، ح 20242
حدیث(742)امام علی(ع) می فرمایند:عَجِبتُ لِمَن يَرى‏ أنَّهُ يَنقُصُ كُلَّ يَومٍ فِی نَفسِهِ وَ عُمُرِهِ وَ هُوَ لا يَتَأَهَّبُ لِلمَوتِ
در شگفتم از کسى که مى‏بیند هر روز از جان و عمر او کاسته مى‏شود ، امّا براى مرگ آماده نمى‏شود
غررالحکم و دررالکلم ، ح 6253
حدیث(743)امام علی(ع) می فرمایند: اِکتَسِبُوا العِلمَ يَکسِبكُمُ الحَیاةَ
دانش کسب کنید تا به شما زندگى (و بالندگى) بخشد
غررالحکم و دررالکلم، ح 2486
حدیث(744) امام جواد (ع) می فرمایند:الثِّقَةُ بِاللَّهِ ثَمَنٌ لِكُلِّ غالٍ و سُلَّمٌ إلى كُلِّ عالٍ
اعتماد به خدا بهاى هر چیز گران بها است ، و نردبانى به سوى هر بلندایى
بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 364
حدیث(745) امام صادق (ع) می فرمایند:ثَلاثَةُ أشیاءَ يَحتَاجُ النّاسُ إلَیها : الأمنُ وَ العَدلُ و الخِصبُ
سه چیز است که مردم به آنها نیازدارند : امنيّت ، عدالت و رفاه
تحف العقول ، ص 320
حدیث(746) امام رضا (ع) می فرمایند:اَلسَّخِيُّ يَأكُلُ مِن طَعامِ النّاسِ لِيَأكُلوا مِن طَعامِهِ وَالبَخیلُ لايَأكُلُ مِن طَعامِ‏النّاسِ لِئَّلّا يَأكُلُوا مِن طَعامِهِ
سخاوتمند از خوراک مردم بخورد تا مردم از خوراکش بخورند ، و بخیل از خوراک مردم نخورَد تا از خوراکش نخورند.
الکافى، ج 4، ص 41
حدیث(747) امام کاظم (ع) می فرمایند:إنَّ الحَرامَ لا يُنمى‏ وإن نُمِىَ لا يُبارَكُ فیهِ؛
مال حرام افزون نمى‏گردد و اگر هم افزون گردد برکت نمى‏یابد.
الکافى ، ج 5، 125
حدیث(748) امام علی(ع) می فرمایند:الفِکرُ فِی الخَیرِ يَدعُو إلَى العَمَلِ بِهِ
اندیشیدن به خوبى‏ها آدمى را به انجام دادن آنها بر مى‏انگیزد
میزان الحکمه ، ح 16179
حدیث(749) امام رضا(ع) می فرمایند:اَلنّاسُ ضَربانِ: بالِغٌ لا يَکتَفِی و طالِبٌ لا يَجِدُِ
مردم دو گونه‏اند: یابنده‏اى که [به یافته‏اش‏] بسنده نمى‏کند و جوینده‏اى که نمى‏یابد.
بحارالأنوار، ج 75، ص 349
حدیث(750) امام رضا(ع) می فرمایند: الحَجُّ تَسکینُ القلُوبِ
حجّ آرام بخش دل‏ها است
الأمالى ، طوسى ، ص 296

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:07
حدیث(751) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:علم الایمان الصلوة
علامت و نشانه ایمان نمازاست .
شهاب الاخبار، ص 59
حدیث(752) امام علی (ع) می فرمایند:اَلتَّقَرُّبُ إلَى اللَّهِ تَعالى بِمَسأَلَتِهِ وَ اِلَى النّاسِ بِتَركِها
تقرّب به خداوند، به خواهش از اوست و تقرّب به مردم، به ترک خواهش .
غررالحکم و دررالکلم، ح 1801
حدیث(753) امام علی (ع) می فرمایند:مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوبٌ لا يُغفَرُ إلّا بِعَرفاتٍ
برخى از گناهان جز در عرفات بخشوده نمىشود
دعائم الإسلام ، ج 1 ، ص 294
حدیث(754) امام هادی (ع) می فرمایند:اُذكُر حَسَراتِ التَّفریطِ بِأخذ تَقدیمِ الحَزمِ
حسرت کوتاهى کردن را با پیشه کردن دور اندیشى ، یاد کن
بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 370
حدیث(755) امام علی (ع) می فرمایند:مَن وافَقَ هَواهُ خالَفَ رُشدَهُ ؛
هر کس با هوس خود موافقت کند ، با بالندگى خود مخالفت کرده است .

غررالحکم و دررالکلم، ح 7957
حدیث(756) حضرت عیسی (ع) می فرمایند:یا عَبیدَ السُّوءِ! تَلومونَ النّاسَ عَلَى الظَّنِّ ولاتَلومونَ أنفُسَكُم عَلَى اليَقینِ
اى بندگانِ بد! مردم را با بدگمانى سرزنش مى‏کنید و خویشتن را با یقین [به عیبِ خود ]سرزنش نمى‏کنید؟!
تحف‏العقول ، ص 501
حدیث(757) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:إنَّ أخی عِیسىعلیه السلام کان یقولُ : يَأتِی كُلُّ يَومٍ بِرِزقِهِ
برادرم عیسى مىگفت : هر روزى ، روزى خود را مىآورد
منتخب میزان الحکمة ، ح 6017
حدیث(758) امام هادی (ع) می فرمایند:مَن يَزرَع خَیراً يَحصُد غِبطَةً و مَن يَزرَع شَرّاً يَحصُد نَدامَةً ؛
هر که بذر خوبى بکارد ، شادمانى بدرود و هر که تخم بدى بیفشاند ، پشیمانى مى‏درود .
بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 373
حدیث(759) امام جواد (ع) می فرمایند:الثِّقَةُ بِاللَّهِ ثَمَنٌ لِكُلِّ غالٍ و سُلَّمٌ إلى كُلِّ عالٍ
اعتماد به خدا بهاى هر چیز گران بها است ، و نردبانى به سوى هر بلندایى
بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 364
حدیث(760) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:يَومُ غَدیرِ خُمٍّ أفضَلُ أعیادِ اُمَّتی
روز غدیرخم برترین عید امّت من است
الأمالى، صدوق، ص 188

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:08
حدیث(761) امام علی (ع) می فرمایند:اَلمُعینُ عَلَى الطّاعَةِ خَیرُ الأصحابِ ؛
بهترینِ یاران، کسى است که در راه طاعت خدا یارى کند .
غررالحکم و دررالکلم، ح 1142
حدیث(762) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:اَقرَبُكُم غَدا مِنّى فِى المَوقِفِ اَصدَقُكُم لِلحَدیثِ وَ اَدّاكُم لِلاَمانَةِ وَ اَوفاكُم باعَهدِ وَ اَحسَنُكُم خُلقا وَ اَقرَبُكُم مِنَ النّاس
نزدیك‏ترین شما به من در قیامت: راستگوترین، امانتدارترین، وفادارترین به عهد و پیمان، خوش اخلاق‏ترین و نزدیك‏ترین شما به مردم است.
امالى طوسى، ص 229
حدیث(763) امام علی (ع) می فرمایند:خَیرُ مَن شاوَرتَ ذَوُوالنُّهى‏ وَالعِلمِ و اُولُو التَّجارِبِ و الحَزمِ
بهترین کسان براى مشورت ، صاحبان خرد و دانش و افراد با تجربه و دوراندیش‏اند
غررالحکم و دررالکلم ، ح 4990
حدیث(764) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:أکرِموا أولادَكُم و أحسِنوا آدابَهُم
فرزندانتان را گرامى بدارید و نکو تربیتشان کنید
عوالى اللآلى ، ج 1 ، ص 254
حدیث(765) امام حسن (ع) می فرمایند:مَن عَبَدَ اللّهَ عَبَّدَ اللّهُ لَهُ كُلَّ شَى‏ءٍ
هر کس خدا را بندگى کند، خداوند همه چیز را بنده او گرداند
تنبیه الخواهر و نزهة النواظر ، ج 2 ، ص 108
حدیث(766) امام عسگری(ع) می فرمایند:إيّاكَ وَالإذاعَةَ وطَلَبَ الرِّئاسَةِ فَإنَّهُما يَدعُوانِ إلَى الهَلَكَةِ
از افشاى اسرار و ریاست‏جویى بپرهیز ؛ زیرا این دو به هلاکت کشانند
الخرائج و الجرائح ، ج 1، ص 450
حدیث(767) امام عسگری(ع) می فرمایند:ما تَرَكَ الحَقَّ عَزیزٌ إلّا ذَلَّ ولا أخَذَ بِهِ ذَلیلٌ إلّا عَزَّ
هیچ عزّتمندى حق را ترک نکند ، مگر آن که خوار شود ، و هیچ خوارى به‏حق نگراید ، مگر آن‏که عزّت یابد.
تحف ‏العقول، ص 484
حدیث(768) امام علی (ع) می فرمایند:إيّاكُم والأخلاقَ الدَّنِيَّةَ فَإنَّها تَضَعُ الشَّریفَ وتَهدِمُ المَجدَ
از اخلاق پست بپرهیزید ، که والا را پست مى‏سازد و بزرگوارى را نابود مى‏کند
تحف العقول ، ص 215
حدیث(769) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:اَلتَّحَدُّثُ بِالنِّعَمِ شُکرٌ
بازگویى نعمت‏ها ، سپاسگزارى [از آنها] است
مسند الشهاب ، ج 1 ، ص 61
حدیث(770) امام رضا (ع) می فرمایند:زیارَةُ قَبرِ أبی مِثلُ زِیارَةِ قَبِر الحُسَینِ
زیارت قبر پدرم ، موسى بن جعفرعلیه السلام ، مانند زیارت قبر حسین‏علیه السلام است .
کامل الزیارات ، ص 499

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:09
حدیث(771) امام علی (ع) می فرمایند:

قِوامُ الشَّریعَةِ الأمرُ بِالمَعرُوفِ والنَّهيُ عَنِ المُنكَرِ و إقامَةُ الحُدودِ
استوارى شریعت ، به امر به معروف و نهى از منکر و برپاداشتن حدود است
میزان الحکمه ، ح 12688
حدیث(772) حضرت فاطمه (س) می فرمایند:

فَرَضَ اللَّهُ . . . الأمرَ بِالمَعُروفِ مَصلَحَةً لِلعامَّةِ
خداوند امر به معروف را براى اصلاح مردم قرار داد
بحار الأنوار ، ج 6 ، ص 107
حدیث(773) امام علی (ع) می فرمایند:

اَلحَیاءُ مِنَ اللَّهِ يَمحوُ كَثیراً مِنَ الخَطایا
شرم از خداوند ، بسیارى از گناهان را پاک مى‏کند
غررالحکم و دررالکلم ، ح 1548
حدیث(774) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

ألارُبَّ شَهوَةِ ساعَةٍ أورَثَت حُزناً طَویلاً
بسا لحظه‏اى هوس که اندوهى دراز در پى دارد
الأمالى ، طوسى ، ص 533
حدیث(775) امام هادی (ع) می فرمایند:

العُجبُ صارِفٌ عَن طَلَبِ العِلمِ ، داعٍ إلَى الغَمطِ والجَهلِ
خودپسندى، آدمى را از دانش‏جویى باز مى‏دارد و به‏ناسپاسى وانکار حق مى‏خواند

بحار الأنوار، ج 69، ص 199
حدیث(776) امام رضا (ع) می فرمایند:

مَن رَضِيَ بِالقَلیلِ مِنَ الرِّزقِ قُبِلَ مِنهُ اليَسیرُ مِنَ العَمَلِ
هر کس به اندكْ روزى خرسند است ، اندک کردارى از او پذیرفته شود
الکافى ، ج 2، ص 138
حدیث(777) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

ألارُبَّ شَهوَةِ ساعَةٍ أورَثَت حُزناً طَویلاً
بسا لحظه‏اى هوس که اندوهى دراز در پى دارد
الأمالى ، طوسى ، ص 533
حدیث(778) امام صادق (ع) می فرمایند:

اَلاُنسُ فی ثَلاثٍ : فِی الزَّوجَةِ المُوافِقَةِ وَالوَلَدِ البارِّ وَالصِّدیقِ المُصافی
انس (وآرامش) در سه چیز است : در زن سازگار ، فرزند خوش‏رفتار و دوست باصفاى وفادار
تحف العقول، ص 318
حدیث(779) امام سجاد (ع) می فرمایند:

حُجُّوا وَاعتَمِرُوا تَصِحَّ أبدانُكُم و تَتَّسِع أرزاقُكُم
حجّ و عمره به جاى آرید تا بدنتان سالم و روزیتان فراخ شود
الکافى ، ج 4 ، ص 252
حدیث(780) امام صادق (ع) می فرمایند:

مَن يَثِقَ بِاللَّهِ يَکفِهِ ما أهَمَّهُ مِن أمرِ دُنیاهُ و آخِرَتِهِ
هر که به خدا اعتماد کند ، خداوند کارهاى دنیا و آخرتش را ، که او را بى قرار کرده‏اند، کفایت مى‏کند
تحف العقول، ص 304

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:10
حدیث(781) امام صادق (ع) می فرمایند:قِف عِندَ كُلِّ أمرٍ حَتّى‏ تَعرِفَ مَدخَلَهُ مِن مَخرَجِهِ قَبلَ أن تَقَعَ فیهِ فَتَندَمَ
در برابر هر کارى درنگ کن تا [راهِ‏] درون شدن و برون آمدن از آن را ، پیش از آن که در آن وا مانى و پشیمان شوى ، نیک بشناسى
تحف العقول، ص 304
حدیث(782) امام علی (ع) می فرمایند:اَلطُّمَأنینَةُ قَبلَ الخُبرَةِ خِلافُ الحَزمِ
اعتماد کردن پیش از آزمودن ، خلاف دوراندیشى است
غررالحکم و دررالکلم ، ح 1514
حدیث(783) امام علی (ع) می فرمایند:اَلمَطَلُ وَ المَنُّ مُنَكِّدَا الإحسانِ
تعلّل ورزیدن و منّت نهادن ، از [ارزش‏] احسان مى‏کاهد
غررالحکم و دررالکلم، ح 1595
حدیث(784) امام حسین (ع) می فرمایند:أنَا قَتیلُ العَبَرَةِ لايَذكُرُنی مُؤمِنٌ إلّا استَعبَرَ
من کشته اشکم ؛ هر مؤمنى مرا یاد کند ، اشکش روان شود
کامل الزیارات ، ص 215
حدیث(785) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:يَخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَيُوَطِّئونَ لِلمَهدِيِّ سُلطانَهُ
مردمى از مشرق قیام مى‏کنند و زمینه حکومت مهدى را فراهم مى‏آورند
کنزالعمّال ، ح 38657
حدیث(786) امام علی (ع) می فرمایند:اَلحَیاءُ مِنَ اللَّهِ يَمحوُ كَثیراً مِنَ الخَطایا
شرم از خداوند ، بسیارى از گناهان را پاک مى‏کند
غررالحکم و دررالکلم ، ح 1548
حدیث(787) امام کاظم (ع) می فرمایند:رَجُلٌ مِن أهلِ قُم يَدعُو النّاسَ إلَى الحَقِّ يَجتَمِعُ مَعَهُ قَومٌ كَزُبَرِ الحَديِدِ
مردى از قم مردم را به حق فرا مى‏خواند و گروهى استوار ، چون پاره‏هاى آهن ، پیرامون او گرد مى‏آیند
بحار الأنوار ، ج 57 ، ص 216
حدیث(788) امام على (ع) می فرمایند:مَن لَم يَتَدارَک نَفسَهُ بِاِصلاحِها اَعضَلَ داؤُهُ وَ اَعیى شِفائُهُ وَ عَدِمَ الطَّبیبَ
هر کس به اصلاح خود نپردازد، بیمارى ‏اش سخت مى‏ شود و در درمانش به رنج مى ‏افتد و طبیبى نخواهد یافت
غررالحکم، ح 9025
حدیث(789) امام مهدی (عج) می فرمایند:أکثِروا الدُّعاءَ بِتَعجیلِ الفَرَجِ فَإنَّ ذلِكَ فَرَجُكُم
براى تعجیل در فرج بسیار دعا کنید ، که فرج من فرج شما نیز هست
کمال الدّین و تمام النعمه ، ص 485
حدیث(790) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:الصلوة نور المؤمن
نماز نور مؤمن است
( شهاب الاخبار، ص .50 نهج الفصاحه ، ص 396 )

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:10
حدیث(791) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:اَلبِطالَةُ تُقِسی القَلبَ
بیکارى ، دل را سخت مى‏کند
مسند الشهاب ، ج 1 ، ص 188
حدیث(792) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:أحَبَّ اللَّهُ مَن أحَبَّ حُسَیناً
هر که حسین را دوست بدارد ، خداوند دوستدار او است
بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 261
حدیث(793) امام على (ع) می فرمایند:اَلكَمالُ فِی ثَلاثٍ : اَلصَبرُ عَلَى النَّوائِبِ وَ التَوَرُّعُ فِى المَطالِبِ وَ إسعافُ الطّالِبِ
کمال آدمى در سه چیز است : شکیبایى بر ناگوارى‏ها ، پارسایى در خواسته‏ها و برآوردنِ خواهشِ درخواست‏ کننده
غررالحکم و دررالکلم، ح 1777
حدیث(794) امام کاظم (ع) می فرمایند:مَنِ اقتَصَدَ وَقَنَعَ بَقِيَت عَلَیهِ النِّعمَةُ ومَن بَذَّرَ وأسرَفَ زالَت عَنهُ النِّعمَةُ
هرکه میانه‏روى کند و قناعت ورزد ، نعمت بر او بپاید و هر که بى‏جا مصرف نماید و زیاده‏روى کند ، نعمتش زوال یابد
تحف‏العقول، ص 403
حدیث (795) امام على (ع) فرمودند:مَن حَسُنَت خَلیقَتُهُ طابَت عِشرَتُهُ
هر کس خوش اخلاق باشد، زندگى‏اش پاکیزه و گوارا مى‏گردد.
(غررالحکم، ح8153)
حدیث (796) امام على (ع) فرمودند:اَلعالِمُ مَن لا يَشبَعُ مِنَ العِلمِ وَ لا يَتَشَبَّعُ بِهِ
دانشمند، کسى است که از دانش، سیرى نپذیرد و به سیرى از آن نیز وانمود نکند
غررالحکم و دررالکلم، ح 1740

حدیث (797) امام مهدی (ع) فرمودند:لِيَعمَل كُلُّ امْرِءٍ علَى‏ ما يُقَرَّبُ مِن مَحَبَّتِنا
هر یک از شما باید کارى کند که با آن به محبّت ما نزدیک شود
تهذیب الأحکام ، ج 1، ص 38
حدیث (798) امام باقر(ع) فرمودند:تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فی وَجهِ أخیهِ المُؤمِنِ حَسَنَةٌ
لبخند آدمى به روى برادر دینی ‏اش حسنه است
مشکاة الأنوار ، ص 316
حدیث (799) امام مهدى(عج) فرمودند:ما اُرغِمَ أنفُ الشَّیطانِ بِشَى‏ءٍ مِثلِ الصَّلاةِ
هیچ چیز مانند نماز ، بینى شیطان را به خاک نمى‏مالد
بحار الأنوار ، ج 53 ، ، ص 182
حدیث (800) امام على (ع) فرمودند:اَلإخوانُ فِى اللَّهِ تَعالى‏ تَدُومُ مَوَدَّتُهُم لِدَوامِ سَبَبِها
کسانى که براى خدا برادرى مى‏ورزند ، دوستى‏شان مى‏پاید؛ زیرا عامل آن دوستىْ پایدار است
غررالحکم و دررالکلم، ح 1795

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:11
حدیث (801) امام موسی کاظم (ع) فرمودند:طوبى لِلمُصلِحینَ بَینَ النّاسِ، اُولئِكَ هُمُ المُقَرَّبونَ يَومَ القیامَةِ
خوشا به حال اصلاح‏کنندگان بین مردم، که آنان همان مقرّبان روز قیامت‏اند
تحف العقول، ص 393
حدیث (802) امام سجاد (ع) فرمودند:خَفِ اللَّهَ لِقُدرَتِهِ عَلَیكَ واستَحىِ مِنهُ لِقُربِهِ مِنكَ
از قدرت خداوند بر خویش بترس و از نزدیکى‏اش به خود شرمگین باش
بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 160
حدیث (803) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اِلتَمِسُوا الجارَ قَبلَ شِراءِ الدّارِ وَ الرَّفیقَ قَبلَ الطَّریقِ
پیش از خرید خانه، از همسایه ، و پیش از راهى شدن، از همراه پرس و جو کنید
مستدرک الوسائل ، ج 8 ، ص 431
حدیث (804) امام على (ع) فرمودند:كَفاک أدَباً لِنَفسِک اِجتنابُ ما تَکرَهُهُ مِن غَیرِک
براى تربیت کردن خود همین بس که از آنچه در دیگران نمى‏پسندى دورى کنى
نهج البلاغه ، حکمت 412
حدیث (805) امام باقر (ع) فرمودند:تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فی وَجهِ أخیهِ المُؤمِنِ حَسَنَةٌ
لبخند آدمى به روى برادر دینى‏اش حسنه است
مشکاة الأنوار ، ص 316
حدیث (806) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اَلصَّدَقةُ تَمنَعُ مِیتَةَ السَّوءِ
صدقه دادن ، از مرگِ بد باز مى‏دارد
ثواب الأعمال ، ص 140
حدیث (807) امام على (ع) فرمودند:لَن يَفُوزَ بِالْجَنَّةَ إلَّا السّاعی لَها
به بهشت نخواهد رسید ، جز کسى که براى آن بکوشد
میزان الحکمة ، ح 2570
حدیث (808) امام على (ع) فرمودند:اتَّقُوا مَعَاصِيَ اللَّهِ فِى الخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الحَاكِمُ
از نافرمانى خدا در خلوت ها بپرهیزید، زیرا همان کسی که شاهد اعمال است، حکم و داورى مى کند
نهج البلاغه، حکمت 324
حدیث (809) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:إنَّ اللَّهَ يُحِبُّ مِنَ الخَیرِ ما يُعجَّلُ
خداوند شتاب در کار نیک را دوست دارد
الکافى، ج 2، ص 142
حدیث (810) امام باقر (ع) فرمودند:ما شیعَتُنا إلّا مَنِ اتَّقَى اللّهَ و أطاعَهُ
شیعه ما تنها کسى است که تقوا پیشه و مطیع خداوند باشد
تحف العقول، ص 295

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:12
حدیث (811) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:اَلبَرَكَةُ مَعَ اَکابركُم
برکت، با بزرگان شماست.
جامع الأخبار، ص 242، ح 617
حدیث (812) امام موسی کاظم (ع) فرمودند:إنَّ العاقِلَ لايَکذِبُ و إن کانَ فیهِ هَواهُ
خردمند دروغ نمى‏گوید ، اگرچه میل او در آن باشد
تحف العقول ، ص 391
حدیث (813) امام باقر (ع) فرمودند:اَلحَیاءُ والإیمانُ مَقرونانِ فی قَرَنٍ فَإذا ذَهَبَ أحدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ
حیا و ایمان به یک ریسمان پیوسته‏اند . چون یکى برود ، دیگرى نیز ازپىِ آن برود
الکافى، ج 2، ص 106
حدیث (814) امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:علامات المؤمن خمس: صلاة الإحدى والخمسین وزیاره الاربعین والتختم بالیمین وتعفیر الجبین والجهر ببسم الله الرحمن الرحیم
علامت های مؤ من پنج چیز است: خواندن پنجاه و یک رکعت نماز (هفده رکعت فریضه و سى و چهار رکعت نافله) خواندن زیارت اربعین و انگشتر در دست راست کردن و پیشانی را در سجده بر خاک گذاشتن و بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمن الرَّحیمِ را بلند گفتن
بحارالأنوار ج 85 ص75 روایة7 باب24
حدیث (815) پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:یا مَعشَرَ الشَّبابِ عَلَیكُم بِالباهِ فَاِن لَم تَستَطیعوهُ فَعَلَیـكُم بِالصّیامِ فَاِنَّهُ وِجاؤُهُ
اى گروه جوانان! ازدواج کنید . اگر نمى‏توانید ، روزه بگیرید که روزه مهارِ شهوت است
کافى ، ج 4، ص 180، ح 2
حدیث (816) امام على (ع) فرمودند:اِنَّ النّاسَ اِلى صالِحِ الاَْدَبِ اَحْوَجُ مِنْهُمْ اِلَى الْفِضَّةِ وَ الذَّهَبِ
مردم، به ادب (فرهنگ و تربیتِ) درست ، نیازمندترند، تا به طلا و نقره
مشکاة الأنوار، ص 433
حدیث (817) امام مهدى (عج) فرمودند:إنّا يُحیطُ عِلمُنا بأنبائِكُم و لایعَزُبُ عَنّا شَى‏ءٌ مِن أخبارِكُم
ما از همه خبرهاى شما آگاهیم و چیزى از خبرهاى شما از ما پنهان نیست
بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 175
حدیث (818) پیامبر اکرم(ص) فرمودند:اَلضَّیفُ يَنزِلُ بِرِزقِهِ وَيَرتَحِلُ بِذُنوبِ اَهلِ البَیتِ
میهمان، روزى خود را میاورد و گناهان اهل خانه را می‏برد
بحارالأنوار، ج 75، ص 461، ح 14
حدیث (819) امام صادق (ع) فرمودند:طُوبى لِمَن لَم تُلهِهِ الْأمانِيُّ الْکاذِبَةُ
خوشا بر آن که آرزوهاى دروغین سرگرمش نکند
بحارالأنوار ، ج 75 ، ص 280
حدیث (820) امام صادق (ع) فرمودند:مَن حَسُنَ بِرُّهُ فى اَهلِ بَیتِهِ زیدَ فى رِزقِهِ
هر کس به شایستگى در حقّ خانواده‏اش نیکى کند، روزیش زیاد می‏شود
الدعوات الراوندى، ص 127

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:12
حدیث (821) امام علی(ع) فرمودند:اِصبِر عَلى مَرارَةِ الحَقِّ وَ ايّاكَ اَن تَنخَدِعَ لِحَلاوَةِ الباطِلِ
تلخى حق را تحمل کن، و مبادا که فریب شیرینى باطل را بخورى
غررالحکم، ح 2472
حدیث (822) امام علی(ع) می فرمایند:كُلُّ عَزیزٍ داخِلٌ تَحتَ القُدرَةِ فَذَلیلٌ
هر عزیزى که تحت قدرت و سلطه‏اى باشد ذلیل است
تحف العقول ص‏215
حدیث (823) پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: ايّاكَ اَن تَضحَكَ مِن غَیرِ عَجَبٍ ، اَو تَمشىَ و تَتَـكَلَّمَ فى غَیرِ اَدَب

از خندیدنِ بى تعجّب [و بى‏جا] یا راه رفتن و سخن گفتنِ بى‏ادبانه بپرهیز
غرر الحکم، ح 10599
حدیث (824) امام علی(ع) می فرمایند:لا تَصفُو الخِلَّةُ مَعَ غَیرِ اَدیبٍ
دوستى با شخص بى‏ادب ، صمیمانه نخواهد شد.
بحار الأنوار، ج67، ص400
حدیث (825) امام علی(ع) می فرمایند:لا يَراَسُ مَن خَلا عَنِ الاَدَبِ وَ صَبا اِلَى اللَّعِبِ
کسى که از ادب بى‏بهره باشد و شیفته بازى شود، به ریاست نمی ‏رسد.
غرر الحکم، ح 4786
حدیث (826) امام حسن عسکرى(ع) می فرمایند:لَيْسَ مِنَ الاَْدَبِ اِظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمَحْزونِ
شادى کردن در حضور غمگین، از ادب به دور است
غرر الحکم، ح 10875
حدیث (827) پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:اول ما یسالون عنه الصلوات الخمس
اولین چیزی که از انسانها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است
کنز العال ، ج 7، حدیث 18859
حدیث (828) خاتم الانبیاء(ص) می فرمایند:عُمّالُكُم اَعمالُكُم، كَما تَـکونونَ، يُوَلّى عَلَیكُم
کارگزاران شما [نتیجه] اعمال شما هستند، همان گونه که هستید، بر شما حکومت مى‏شود
شرح شهاب الاخبار، ص 260
حدیث (830) خاتم الانبیاء(ص) می فرمایند:اُعفُ عَمَّن ظَـلَمَكَ وَصِل مَن قَطَعَكَ وَ اَعطِ مَن حَرَمَكَ
گذشت کن از کسى که به تو ظلم کرده ، رابطه برقرار کن با کسى که با تو قطع رابطه کرده و عطا کن به کسى که از تو دریغ نموده است.
اعلام الدین ، ص 96

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:13
حدیث (831) حضرت امیر المومنین(ع) می فرمایند:وَ مَن اَعانَ نَفسَهُ فى هَوى نَفسِهِ فَقَد اَشرَكَ نَفسَهُ فى قَتلِ نَفسِه
و هر کس نفس خود را در خواهش‏هایش یارى رساند، در قتل خود همدستِ نفس شده است.
شرح نهج ‏البلاغه ابن ابی الحدید،ج20،ص 304
حدیث (832) امام حسین(ع) می فرمایند:اَللّهُمَّ لا تَسْتَدْرِجنى بِالاِْحسانِ وَ لا تُؤَدِّبْنى بِالْبَلاء
خدایا! با غرق کردن من در ناز و نعمت، مرا به پرتگاه عذاب خویش مَکشان و با بلایا (گرفتارى‏ها) ادبم مکن
عیون اَخبار الرضا ، ج 1، ص 107 ح 1
حدیث (833) حضرت امیر المومنین(ع) می فرمایند:المَوَدَّةُ قَرابَةٌ مُستَفادَةٌ
دوستى، خویشاوندى اکتسابى است
الکافی : ج 8 ، ص 23 ، ح 4
حدیث (834) امام صادق(ع) می فرمایند:صِلَةُ الاَْرحامِ تُزَ كّى الاَْعمالَ وَتُنمى الاَْموالَ وَ تَدفَعُ البَلوى‏ وَتُيَسِّرَ الحِسابَ وَتُنسِئُ فِى الاَجَلِ
صله رحم، اعمال را پاکیزه، اموال را بسیار، بلا را برطرف و حساب (قیامت) را آسان می‏کند و مرگ را به تأخیر می ‏اندازد
کافى، ج 2، ص 157، ح 33
حدیث (835) پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:اَدِّبوا اَولادَكُمْ عَلى ثَلاثِ خِصالٍ : حُبِّ نَبيِّكُمْ و حُبِّ اَهْلِ بَيْتِهِ وَ عَلى قِراءَةِ الْقُرآنِ
فرزندانتان را به سه چیز ادب کنید: عشق به پیامبرتان، عشق به خاندان او، و قرآن خواندن.
غرر الحکم، ح 4488
حدیث (836)حضرت علی(ع) می فرمایند:فنیرزوا إن قدرتم کل یوم یعنی تهادوا و تواصلوا فی الله
اگر می توانید هر روز را نوروز کنید یعنی در راه خدا به یکدیگر هدیه دهید و با یکدیگر ارتباط برقرار کنید
دعائم الإسلام: ج2 ،ص326
حدیث (837)حضرت علی(ع) می فرمایند:اَدَّبتُ نَفسى فَما وَجَدتُ لَها بِغَیرِ تَقوَى الاِلهِ مِن اَدَبِ
به ادب و تربیت نفس خود پرداختم و براى‏آن ادبى بهتر از تقواى الهى در تمام حالاتش نیافتم
اعلام الدین، ص 273
حدیث (838) حضرت امیر المومنین، علی(ع) می فرمایند:تَحَرِّى الصِّدْقِ وَ تَجَنُّبُ الْكَذِبِ اَجْمَلُ شیمَةٍ وَ اَفْضَلُ اَدَب
راستگو بودن و پرهیز نمودن از دروغ، زیباترین اخلاق و بهترین ادب است
کافى، ج 8 ، ص 150، ح 132
حدیث (839) حضرت علی(ع) می فرمایند:الیَوم عَمَلٌ وَ لا حِساب وَ غَداً حِسابٌ وَ لا عَمَل
امروز (دنیا) روز عمل و هیچ حسابی نیست و فردا روز حساب است و هیچ عملی نیست
الکافی، ج 8، ص 58
حدیث (840) حضرت علی(ع) می فرمایند:قوتُ الاَجسادِ الطَّعامُ وَ قوتُ الاَرواحِ الاِطعامُ
غذاى جسم، خوردن و غذاى روح، خوراندن است
مشکاة الأنوار، ص 561

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:13
حدیث (841) حضرت علی(ع) می فرمایند:أَشرَفُ الخَلاَئِقِ اَلوَفَا بِالعَهد
شریفترین خصلتها وفاى به عهد است
غررالحکم، ص251
حدیث (842) امام صادق(ع) می فرمایند:اِنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ وَالبِرَّ لَيُهَوِّنانِ الحِسابَ وَيَعصِمانِ مِنَ الذُّنوبِ
صله رحم و نیکى، حساب (قیامت) را آسان و از گناهان جلوگیرى مى‏کند
کافى، ج 2، ص 157، ح 31
حدیث (843) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:مَثَلُ العَقلِ فِى القَلبِ كَمَثَلِ السِّراجِ فى وَسَطِ البَیتِ
عقل در دل، همانند چراغ در میان خانه است
علل الشرایع، ص 98، ح 1
حدیث (844) امام على (ع) می فرمایند:اَعقَلُ النّاسِ مَن کانَ بِعَیبِهِ بَصیرا وَ عَن عَیبِ غَیرِهِ ضَریرا
عاقل‏ترین مردم کسى است که به عیب‏هاى خویش بینا و از عیوب دیگران، نابینا باشد
غررالحکم، ح 3233
حدیث (845) امام على (ع) می فرمایند:اَعقَلُ النّاسِ مَن غَلَبَ جِدُّهُ هَزْلَهُ وَ استَظهَرَ عَلى هَواهُ بِعَقلِه
عاقل کسى است که جدّى‏اش از شوخى‏اش بیشتر باشد و با کمک عقلش بر هوا و هوسش پیروز گردد
غررالحکم، ح 3355
حدیث (846) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:یا عَلىُّ اَلعَقلُ مَا اکتُسِبَت بِهِ الجَنَّةُ وَ طُلِبَ بِهِ رِضَى الرَّحمنِ
اى على! عقل چیزى است که با آن، بهشت و خشنودى خداوند مهربان به دست مى‏آید.
من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 369، ح 5762
حدیث (847) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:رَاسُ العَقلِ بَعدَ الایمانِ بِاللّه‏ِ مُداراةُ النّاسِ فى غَیرِ تَركِ حَقٍّ
کمال عقل پس از ایمان به خدا، مدارا کردن با مردم است به شرط آن که حق، ترک نشود
تحف العقول، ص 42
حدیث (848) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:إِذا رَأَیتَ مِن أَخیكَ ثَلاثَ خِصالٍ فَارجُهُ: اَلحَیاءُ وَالأَمانَةُ وَالصِّدقُ
هر گاه در برادر (دینى) خود سه صفت دیدى به او امیدوار باش: حیا، امانتدارى و راستگویى
نهج الفصاحه، ح 205
حدیث (849) امام على (ع) می فرمایند:اِجعَلِ الدِّینَ كَهفَكَ وَالعَدلَ سَیفَكَ تَنجُ مِن كُلِّ سوءٍ وَتَظفَر عَلى كُلِّ عَدُوٍّ
دین را پناهگاه و عدالت را اسلحه خود قرار ده تا از هر بدى نجات پیدا کنى و بر هر دشمنى پیروز گردى
غررالحکم، ج2، ص 221، ح 2433
حدیث (850) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:اِنَّما يُدرَكُ الخَيْرُ كُلُّهُ بِالعَقلِ، وَ لا دینَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ
همه خوبى‏ها با عقل شناخته مى‏شوند و کسى که عقل ندارد، دین ندارد
تحف العقول، ص 54

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:14
حدیث (851) امام علی (ع) می فرمایند:اَلعَقلُ حَیثُ کانَ آلِفٌ مَاْلوفٌ
عقل هر کجا باشد، انس‏گیرنده و الفت‏پذیر است
غررالحکم، ح 1251
حدیث (852) امام علی (ع) می فرمایند:ايّاكُم وَ الحَلفَ فَاِنَّهُ يُنفِقُ السِّلعَةَ وَ يَمحَقُ البَرَكَةَ.
از قسم خوردن بپرهیزید، چرا که کالا را تلف مى ‏کند و برکت را از بین مى ‏برد.
کافى، ج 5، ص 162، ح 4
حدیث (853) امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:خَصلَتانِ لَیسَ فَوقَهُما شَىْءٌ: أَلاِیمانُ بِاللّهِ وَ نَفعُ الاِخوانِ
دو خصلت است که بهتر و بالاتر از آنها چیزى نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران
تحف العقول، ص520
حدیث (854) امام علی (ع) می فرمایند:يَنبَغى لِلعاقِلِ اَن يُخاطِبَ الجاهِلَ مُخاطَبَةَ الطَّبیبِ المَریضَ
شایسته است که برخورد عاقل با نادان، مانند برخورد طبیب با بیمار باشد
غررالحکم، ح 10944
حدیث (855) امام صادق (ع) می فرمایند:تقبض فیها امراة من ولدی اسمها فاطمه بنت موسی علیهاالسلام و تدخل بشفاعتها شیعتی الجنة با جمعهم
زنی از فرزندان من در قم از دنیا می‌رود که اسمش فاطمه دختر موسی (ع) است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت می‌شوند
بحار الانوار، ج ۴۸ صفحه ۳۰۷
حدیث (856) امام صادق (ع) می فرمایند:اِعلَمى اَنَّ الشّابَّ الحَسَنَ الخُلُقِ مِفتاحٌ لِلخَیرِ ، مِغلاقٌ لِلشَّرِّ وَ اِنَّ الشّابَّ الشَّحیحَ الخُلُقِ مِغلاقٌ لِلخَیرِ مِفتاحٌ لِلشَّرِّ
بِدان که جوانِ خوش‏اخلاق ، کلید خوبى‏ها و قفل بدى‏هاست و جوانِ بداخلاق ، قفل خوبى‏ها و کلید بدى‏هاست
امالى طوسى ، ص 302، ح 598
حدیث (857) امام علی (ع) می فرمایند:اَلعَقلُ حِفظُ التَّجارِبِ وَ خَیرُ ما جَرَّبتَ ما وَعَظَكَ
عقل، اندوختن تجربه‏ها (و عمل به آن) است و بهترین تجربه، آن است که پندت داده
نهج البلاغه، نامه 31
حدیث (858) امام علی (ع) می فرمایند:مَن شاوَرَ ذَوِى العُقولِ استَضاءَ بِاَنوارِ العُقولِ
هر کس با عقلا مشورت کند، از نور عقل‏ها بهره مى‏برد
غررالحکم، ح 8634
حدیث (859) امام علی (ع) می فرمایند:جاهِد شَهوَتَكَ وَ غالِب غَضَبَكَ وَ خالِف سوءَ عادَتِكَ، تَزكُ نَفسُكَ وَ يَکمُل عَقْلُكَ وَ تَستَـکمِل ثَوابَ رَبِّكَ
با هوا و هوست مبارزه کن، بر خشمت مسلّط شو و با عادت‏هاى بدت مخالفت کن، تا روحت پاک و عقلت کامل گردد و پاداش پروردگارت را به تمامى دریافت نمایى

غررالحکم، ح 4760
حدیث (860) امام علی (ع) می فرمایند:اِنَّ بِذَوِى الْعُقولِ مِنَ الْحاجَةِ اِلَى الاَْدَبِ كَما يَظْمَأُ الزَّرْعُ اِلَى الْمَطَر
نیاز عاقلان به ادب، همانند نیاز کشتزار به باران است
غررالحکم، ح 3475

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:15
حدیث (861) امام حسین (ع) می فرمایند:لا يَکمُلُ العَقلُ اِلاّ بِاتِّباعِ الحَقِّ
عقل، جز با پیروى از حق، کامل نمى‏شود
اعلام الدین، ص 298
حدیث (862) پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:باكِروا طَـلَبَ الرِّزقِ وَ الحَوائِجِ فَاِنَّ الغُدُوَّ بَرَكَةٌ وَ نَجاحٌ
در پى روزى، سحر خیز باشید؛ چرا که حرکت در آغاز روز، [مایه] برکت و پیروزى است
المعجم الاوسط، ج 7، ص 194، ح 7250
حدیث (863) امام علی (ع) می فرمایند:صیانَةُ المَراَةِ اَنـعَمُ لِحالِها وَ اَدوَمُ لِجَمالِها
محفوظ بودن زن، براى سلامتی ‏اش مفیدتر است و زیبایى او را با دوام‏تر می کند
غررالحکم، ح 5820
حدیث (864) امام صادق (ع) می فرمایند:الاَکلُ عِندَ اَهلِ المُصیبَةِ مِن عَمَلِ الجاهِليَّةِ وَ السُّنَّةُ البَعثُ اِلَیهِم بِالطَّعامِ
غذا خوردن نزد مصیبت ‏زدگان و با خرج آنان، از رفتارهاى جاهلیت است و سنّت پیامبر(ص) فرستادن غذا براى مصیبت ‏زدگان است
من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 182
حدیث (865) امام علی (ع) می فرمایند:اَلْعاقِلُ مَنْ اَحْسَنَ صَنائِعَهُ وَ وَضَعَ سَعْيَهُ فى مَواضِعِهِ
عاقل کسى است که کارهایش را خوب انجام دهد و تلاشى که مى‏کند، به جا باشد.
غررالحکم، ح 1798
حدیث (866) حضرت محمد(ص) می فرمایند:لا فَقرَ اشَدُّ مِنَ الجَهلِ لامالَ اَعودُ مِنَ العَقلِ
هیچ فقری سخت تر از نادانی نیست و هیچ مالی سودمندتر ازعقل نیست
اصول کافی ج1ص30
حدیث (867) امام علی (ع) می فرمایند:بَرَكَةُ العُمرِ فى حُسنِ العَمَلِ
برکت عمر در خوب انجام دادنِ کارهاست
غررالحکم ، ح 4434
حدیث (868) پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:مَن ساءَ خُلقُهُ عَذَّبَ نَفسَهُ وَ مَن كَبُرَ هَمُّهُ سَقُمَ بَدَنُهُ
هر کس بد اخلاق باشد، خودش را عذاب مى‏دهد و هر کس غم و غصه‏اش زیاد شود، تنش رنجور مى‏گردد
نهج الفصاحه، ح 3002
حدیث (869) امام على(ع) می فرمایند:وُصولُ المَرءِ اِلى كُلِّ ما يَبتَغیهِ مِن طیبِ عَیشِهِ وَ اَمنِ سِربِهِ وَ سَعَةِ رِزقِهِ بِحُسنِ نيَّتِهِ وَ سَعَةِ خُلظِهِ
انسان، با نيّت خوب و اخلاق خوب، به تمام آنچه در جستجوى آن است، از زندگى خوش و امنیت محیط و روزى زیاد، دست مى‏یابد
غررالحکم، ح 10141
حدیث (870) امام على(ع) می فرمایند:اَلظَّنُّ الصَّوابُ مِن شيَمِ اُولِى الاَلباب
خوش گمانى، از اخلاق عاقلان است.
غررالحکم، ح 1386

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:15
حدیث (871) امام صادق (ع) می فرمایند:اِذا اَرادَ اللّه‏ُ بِقَومٍ هَلاکا ظَهَرَ فیهِمُ الرِّبا
هنگامى که خداوند بخواهد ملتى را نابود کند، رباخوارى در میان آنان رواج می ‏یابد
وسائل الشیعه، ج 18، ص 123، ح 17
حدیث (872) امام على (ع) می فرمایند:اَلبَرَكَةُ فى مالِ مَن آتَى الزَّکاةَ وَ واسَى المُؤمِنینَ وَ وَصَلَ الاَقرَبینَ
برکت در مال کسى است که زکات بپردازد، به مؤمنان مدد و یارى رساند و به خویشاوندان کمک نماید
تحف العقول، ص 172
حدیث (873) حضرت على (ع) می فرمایند:لا يَسعَدُ أحَدٌ إلاّ بِإقامَةِ حُدودِ اللّه‏ِ وَ لا يَشقى أحَدٌ إلاّ بِإِضاعَتِها
هیچ کس جز با اجراى حدود و احکام خدا خوشبخت نمى‏شود و جز با ضایع کردن آن بدبخت نمى‏گردد
غررالحکم، ح10853
حدیث (874) حضرت على (ع) می فرمایند:اِنَّ العِلمَ حَیاةُ القُلوبِ وَ نورُ الاَْبصارِ مِنَ العَمى وَ قُوَّةُ الاَْبدانِ مِنَ الضَّعفِ

به راستى که دانش، مایه حیات دل‏ها، روشن کننده دیدگان کور و نیروبخش بدن‏هاى ناتوان است
امالى صدوق، ص 493، ح 1
حدیث (875) امام باقر (ع) می فرمایند:اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ يَقى بِالتَّقوى عَنِ العَبدِ ما عَزُبَ عَنهُ عَقلُهُ وَ يُجَلّى بِالتَّقوى عَنهُ عَماهُ وَ جَهلَهُ
خداوند عزوجل به وسیله تقوا، انسان را از آنچه عقلش به آن نمى‏رسد، حفظ مى‏کند و کوردلى و نادانى را از او دور مى‏نماید.

کافى، ج 8، ص 52، ح 16
حدیث (876) حضرت علی (ع) می فرمایند:مَنِ اقتَصَرَ عَلى بُلغَةِ الكَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الراحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفضَ الدَّعَةِ
هر کس به مقدار کفایت، قناعت کند، آسایش مى‏یابد و براى خویش زمینه گشایش فراهم مى‏کند.

نهج البلاغه، حکمت 377
حدیث (877) حضرت علی (ع) می فرمایند:اِتَّهِمُوا عُقولَكُم فَاِنِّهُ مِنَ الثِّقَةِ بِها يَکونُ الخَطاءُ
عقل خویش را زیر سؤال ببرید؛ زیرا از اعتماد به آن، خطاها سرچشمه مى‏گیرد.

غررالحکم، ح 2570
حدیث (878) امام صادق (ع) می فرمایند:يَعیشُ النّاسُ بِاِحسانِهِم اَکثَرَ مِمّا يَعیشونَ بِاَعمارِهِم وَ يَموتون بِذُنوبِهِم اَکثَرَ مِمّا يَموتونَ بِآجالِهِم
مردم، بیشتر از آن‏که با عمر خود زندگى کنند، با احسان و نیکوکارى خود زندگى مى‏کنند و بیشتر از آن‏که با اجل خود بمیرند، بر اثر گناهان خود مى‏میرند.

دعوات الراوندى، ص 291، ح 33
حدیث (879) حضرت علی (ع) می فرمایند: اَلعاقِلُ مَن صانَ لِسانَهُ عَنِ الغیبَةِ
عاقل کسى است که زبانش را از بدگویى پشت سر دیگران، نگه دارد.
غررالحکم، ح 1955
حدیث (880) امام رضا (ع) می فرمایند:رَحِمَ اللّه‏ُ عَبدا اَحیا اَمرَنا ... يَتَعَلَّمُ عُلومَنا وَ يُعَلِّمُهَا النّاسَ ، فَاِنَّ النّاسَ لَو عَلِموا مَحاسِنَ كَلامِنا لاَتَّبَعونا
رحمت خدا بر بنده‏اى را که امر ما را زنده کند... دانش‏هاى ما را فرا گیرد و به مردم بیاموزد. اگر مردم زیبایى‏هاى سخنان ما را مى‏دانستند، از ما پیروى مى‏کردند
معانى الأخبار ، ص 180، ح 1

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:16
حدیث (881) حضرت محمد (ص) می فرمایند:اِنَّما اَهلَكَ النّاسَ العَجَلَة وَ لَو اَنَّ النّاسَ تَثَـبَّتوا لَم يَهلِک اَحَد
مردم را، در حقیقت، شتابزدگى به هلاکت انداخته است، اگر مردم، از شتابزدگى به ‏دور بودند، هیچ کس هلاک نمى‏شد
محاسن، ج 1، ص 340، ح 697
حدیث (882) امام صادق (ع) می فرمایند:اَرْوَحُ الرَّوْحِ اَلْيَأسُ مِنَ النّاسِ
بهترین راحتى و آسودگى، بى‏توقعى از مردم است
کافى ، ج 8، ص 243، ح 337
حدیث (883) حضرت محمد (ص) می فرمایند:فِى الاِنسانِ مُضغَةٌ اِذا هىَ سَلِمَت وَ صَحَّت سَلِمَ بِها سائرُ الجَسَدِ، فَاذا سَقِمَت سَقِمَ بِها سائرُ الجَسَدِ وَ فَسَدَ، وَ هِىَ القَل
در انسان پاره گوشتى است که اگر آن سالم و درست باشد، دیگر اعضاى بدنش هم با آن سالم مى‏شوند و هرگاه آن بیمار شود، دیگر اعضاى بدنش بیمار و فاسد مى‏گردند. آن پاره گوشت، قلب است.
خصال، ص 31، ح 109
حدیث (884) امام موسی کاظم (ع) می فرمایند:قَلیلُ العَمَلِ مِن العالِمِ مَقبولٌ مُضاعَفٌ
عمل کم ، قبول و دو چندان مىشود.
میزان الحکمة : ج 4 ، ص 3595
حدیث (885) امام على (ع) می فرمایند:قَد خاطَرَ بِنَفسِهِ مَنِ استَغنى بِرَأيِهِ
هر کس خود را، از رأى و نظر دیگران بى‏نیاز بداند، خودش را به خطر انداخته است.
من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 388، ح 5834
حدیث (886) حضرت محمد (ص) می فرمایند:اَلصِّدقُ طُمَأْنینَةٌ وَ الكَذِبُ ریبَةٌ
راستگویى [مایه] آرامش و دروغگویى [مایه] تشویش است
نهج الفصاحه، ح 1864
حدیث (887) حضرت علی(ع) می فرمایند:اَعَزُّ العِزِّ العِلمُ ؛ لاِءَنَّ بِهِ مَعرِفَةُ المَعادِ وَ المَعاشِ، وَ اَذَلُّ الذُّلِّ الجَهلُ ؛ لاِءَنَّ صاحِبَهُ اَصَمُّ ، اَبكَمُ ، اَعمى ، حَیرانُ
عزیزترین عزّت، دانش است، چرا که با آن معاد شناخته مى‏شود و راه کسب معاش به دست مى‏آید و خوارترین خوارى، نادانى است، چرا که نادان کر و لال و کور و سرگردان است

نزهة الناظر، ص 70، ح 65
حدیث (888) حضرت علی(ع) می فرمایند:الحِلمُ حِجابٌ مِنَ الآفا
بردبارى، مانعى در برابر آفت‏هاست

غررالحکم، ح 720
حدیث (889) امام صادق (ع) می فرمایند:اَوَّلُ النَّظَرَةِ لَكَ وَ الثّانيَةُ عَلَیكَ وَ لا لَكَ وَ الثّالِثَةُ فیهَا الهَلا
نگاه اول [ناخودآگاه به نامحرم] براى تو [حلال[ است و نگاه دوم ممنوع است و حرام و نگاه سوم، هلاکت‏بار است

من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 474، ح 4658
حدیث (890) امام على (ع) می فرمایند:اَلبَغىُ يَصرَعُ الرِّجالَ وَ يُدنِى الاآجال
ظلم و تجاوز، انسان را زمین مى‏زند و مرگ‏ها را نزدیک مى‏سازد.

غررالحکم، ح 1494

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:17
حدیث (891) امام علی (ع) می فرمایند:


اِتَّقُوا اللّهَ وصُونوا دِینَكُم بِالوَرَعِ
از خدا پروا کنید و با پارسایى از دینتان پاسدارى نمایید . الکافی: ج 2 ، ص 76 ، ح 2
حدیث (892) امام علی (ع) می فرمایند:


اَطيَبُ العَیشِ القَناعَة
خوش‏ترین زندگى، زندگى با قناعت استغررالحکم، ح 2918
حدیث (893) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:


اِنَّ العَبدَ لِيُذنِبُ الذَّنبَ فَيَنسى بِهِ العِلمَ الَّذى کانَ قَد عَلِمَهُ
انسان گناه مى‏کند، پس با آن، علمى را که پیشتر مى‏دانسته، از یاد مى‏بردعدّة الداعى، ص 197
حدیث (894) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:


فاطمه بضعه منى من سرها فقد سرنى و من سإها فقد سإنى, فاطمه اعز الناس على
فاطمه پاره وجود من است, هر که او را خوشحال کند مرا خوشحال کرده و هر که او را بیازارد مرا آزار داده. فاطمه در نزد من عزیزترین مردم استبحارالانوار, ج43, ص23
حدیث (895) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:


اِذا دَخَلَ اَحَدكُم بَیتَهُ فَليُسَلِّم، فَاِنَّهُ يُنزِلُهُ البَرَكَةَ وَ تُؤنِسُهُ المَلائِكَةُهرگاه یکى از شما به خانه خود وارد مى‏شود، سلام کند، چرا که سلام برکت مى‏آورد و فرشتگان با سلام دهنده انس مى‏گیرندعلل الشرایع، ج 2، ص 583، ح 23
حدیث (896) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:


اَعظَمُ النِّساءِ بَرَكَةً اَیسَرُهُنَّ صَداق
با برکت ‏ترین زنان، کم مهريّه ‏ترین آنان است.السنن الکبرى، ج 7، ص 235
حدیث (897) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:


رَحِمَ اللّه‏ُ اَبَا البَناتِ، اَلبَناتُ مُبارَکاتٌ مُحَبِّباتٌ وَ البَنونَ مُبَشِّراتٌ وَ هُنَّ الباقیاتُ الصّالِحاتُ
رحمت خدا بر پدرى که داراى دخترانى است! دختران، با برکت و دوست داشتنى‏اند و پسران، مژده آورند. دختران باقیات الصالحات (بازماندگان شایسته)اند.مستدرک الوسائل، ج 15، ص 115، ح 17700
حدیث (898) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:


مَن تَسَمّى بِاسمى يَرجو بَرَكَتى وَ يُمنى، غَدَت عَلَیهِ البَرَكَةُ وَ راحتَ اِلى يَومِ القیامَةِ
هر کس به نام من نامگذارى کند و برکت و خجستگى مرا امید داشته باشد، برکت به سوى او خواهد آمد و تا قیامت (باقى) خواهد بود.کنزالعمّال، ح 45221
حدیث (899) امام موسی کاظم (ع) می فرمایند:


إنّ اللّهَ جَلَّ وعَزَّ يُبغِضُ العَبدَ النَّوّامَ الفارِغَ
خداوند عزّوجلّ ، بنده خواب آلوده بىکار را دشمن داردالکافی: ج 5 ، ص 84 ، ح 2
حدیث (900) حضرت خاتم الانبیاء(ص) می فرمایند:


اِنَّ اِبنَتى فاطمه مَلَأ اللهُ قَلبَها وَ جَوارِحَها ایماناً وَ يَقیناً
بدرستیکه خداوند تمام وجود دخترم فاطمه را لبریز از ایمان و یقین به خود گردانیده استبحارالانوار، ج43، ص29

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:18
حدیث (901) حضرت خاتم الانبیاء(ص) می فرمایندمَن جاءَهُ المَوتُ وَ هُوَ يَطلُبُ العِلمَ لِيُحیىَ بهِ الاِسلامَ کانَ بَینَهُ وَ بَینَ الانبیاء دَرَجَةٌ واحِدَةٌ فِى الجَنَّةِ
هر کس در جستجوى دانش باشد تا با آن اسلام را زنده کند و مرگ او فرا رسد، در بهشت میان او و پیامبران تنها یک درجه فاصله است.
منیة المرید ، ص 100
حدیث (902) امام کاظم(ع) می فرمایند:مُشاوَرَةُ العاقِلِ النّاصِحِ يُمنٌ وَ بَرَكَةٌ وَ رُشدٌ وَ تَوفیقٌ مِنَ اللّه
مشورت با عاقلِ خیرخواه، خجستگى، برکت، رشد و توفیقى از سوى خداست
تحف العقول، ص 398
حدیث (903) حضرت خاتم الانبیاء(ص) می فرمایند:اِعلَم اَنَّ الصِّدقَ مُبارَكٌ وَ الكِذبَ مَشؤومٌ
بدان که راستگویى، پر برکت است و دروغگویى، شوم
تحف العقول، ص 14
حدیث (904) رسول اکرم(ص) می فرمایند:لَو خِفتُمُ اللّه‏َ حَقَّ خیفَتِهِ لَعَلِمتُمُ العِلمَ الَّذى لا جَهلَ مَعَهُ، وَ لَو عَرَفتُمُ اللّه‏َ حَقَّ مَعرِفَتِهِ لَزالَت بِدُعائِكُمُ الجِبالُ
اگر از خدا چنانکه باید مى‏ترسیدید، به دانشى ناب دست مى‏یافتند و اگر خدا را چنانکه باید مى‏شناختید، با دعایتان کوه‏ها از میان مى‏رفتند
کنز العمّال، ح 5881
حدیث (905) رسول اکرم(ص) می فرمایند:اَلصَّلاةُ مِن شَرائِعِ الدّینِ وَ فیها مَرضاةُ الرَّبِّ عَزَّوَجَلَّ وَ هِىَ مِنهاجُ الاَْنبیاءِ وَ لِلمُصَلّى حُبُّ المَلائِكَةِ وَ هُدىً و ایمانٌ وَ نورُ المَعرفَةِ وَ بَرَكَةٌ فِى الرِّزقِ
نماز، از آیین‏هاى دین است و رضاى پروردگار، در آن است. و آن راه پیامبران است. براى نمازگزار، محبت فرشتگان، هدایت، ایمان، نور معرفت و برکت در روزى است
خصال، ص 522، ح 11
حدیث (906) امام صادق (ع) می فرمایند:اِنَّ النّاسَ يَستَغنونَ اِذا عُدِلَ بَینَهُم وَ تُنزِلُ السَّماءُ رِزقَها وَ تُخرِجُ الاَْرضُ بَرَكَتَها بِاِذنِ اللّه‏ِ تَعالى
اگر در میان مردم عدالت برقرار شود، همه بى‏نیاز مى‏شوند و به اذن خداوند متعال آسمان روزى خود را فرو مى‏فرستد و زمین برکت خویش را بیرون مى‏ریزد
کافى، ج 3، ص 568، ح 6
حدیث (907) امام علی (ع) می فرمایند:جالِسِ العُلَماءَ يَزدَد عِلمُكَ وَ يَحسُن اَدَبُكَ وَ تَزكُ نَفسُكَ
با علما هم‏نشین باش، تا علمت زیاد و ادبت نیکو و جانت پاک گردد
غرر الحکم ، ح 4786
حدیث (908) امام علی (ع) می فرمایند:الدّعاء ترس المؤمِن
دعا ، سپر مؤمن است.
الکافی : ج 2 ، ص 468 ح 4
حدیث (909) امام علی (ع) می فرمایند:اَلتَّوَكُلُّ عَلَى اللّه‏ِ نَجاةً مِنْ كُلِّ سوءٍ وَحِرْزٌ مِنْ كُلِّ عَدُوٍّ؛
توکل بر خداوند، مایه نجات از هر بدى و محفوظ بودن از هر دشمنى است.
بحارالأنوار 78/79/56
حدیث (910) رسول اکرم(ص) می فرمایند:مَن تَوَكَّلَ عَلَى اللّه‏ِ كَفاهُ مَؤنَتَهُ وَرِزقَهُ مِن حَیثُ لايَحتَسِب؛
هر کس به خدا توکل کند، خداوند هزینه او را کفایت مى‏کند و از جایى که گمان نمى‏برد به او روزى مى‏دهد.
کنزالعمال ج3 ، ص 103

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:19
حدیث (911) امام علی (ع) می فرمایند:مَن تَوكَّلَ عَلَى اللّه‏ِ ذَلَّت لَهُ الصِّعاب وَتَسَهَّلَت عَلَیهِ الأسبابِ؛
هر کس به خدا توکل کند، دشوارى‏ها براى او آسان مى‏شود و اسباب برایش فراهم مى‏گردد.
غررالحکم ج5، ص524
حدیث (912) امام صادق (ع) می فرمایند:إنَّ الغِنى وَالعِزَّ يَجولانِ فَإذا ظَفِرا بِمَوضِعِ التَّوَكُّلِ أَوطنا
بى‏نیازى و عزّت به هر طرف مى‏گردند و چون به جایگاه توکل دست یافتند در آنجا قرار مى‏گیرند.
اصول کافى ج 2 ، ص65
حدیث (913) امام باقر (ع) می فرمایند:مَن تَوَكَّلَ عَلَى اللّه‏ِ لايُغلَبُ وَمَنِ اعتَصَمَ بِاللّه‏ِ لايُهزَمُ
هر کس به خدا توکل کند، مغلوب نشود و هر کس به خدا توسل جوید، شکست نخورد.
جامع الأخبار ص‏322
حدیث (914) رسول اکرم(ص) می فرمایند:اَلتَّوَكُّلُ بَعدَ الكَیسِ مَؤعِظة
توكّل کردن (به خدا) بعد از به کار بردن عقل، خود موعظه است.
کنزالعمال ج3،ص103
حدیث (915) امام باقر (ع) می فرمایند:ما مِن شَیءٍ أحَبَّ إلَى اللّهِ عَزَّوجلَّ مِن عَمَلٍ یداوَمُ عَلَیهِ ، وإن قَلَّ
هیچ چیز نزد خداوند عزّوجلّ محبوبتر ازعملى نیست که بر آن مداومت شود ؛ هر چند اندک باشد.
الکافی : ج 2 ، ص 82 ، ح 3
حدیث (916) امام کاظم(ع) می فرمایند:لیسَ کلُّ مَن قالَ بوَلایتِنا مؤمنا ، ولکن جُعِلوا اُنسا للمؤمنینَ
چنین نیست که هر کس قائل به ولایت ما باشد ، مؤمن است ، بلکه آنان همدم مؤمنان‏اند
الکافی : ج 2 ، ص 242 ، ح 1
حدیث (917) رسول اکرم(ص) می فرمایند:اَلطّيَرَةُ شِركُ وَمامِنّا إِلاّ وَلكِنَّ اللّه‏َ يُذهِبُهُ بِالتَّوَكُّلِ؛
فال بد زدن شرك‏است‏وهیچ‏کس‏ازمانیس ت‏مگراین‏که‏به‏نحوى‏دس خوش فال بد زدن مى‏شود، اما با توکل، خداوند آن را از بین مى‏برد.
سنن ابن ماجه ج2 ، ص1170
حدیث (918) رسول اکرم(ص) می فرمایند:إذا ظَهَرتِ البِدعُ فی اُمّتی فلْيُظهِرِ العالِمُ علمَهُ ، فمَن لَم يَفعل فعَلَیهِ لَعنةُ اللّه‏ِ
هرگاه بدعت‏ها در میان امت من آشکار شد، بر عالم است که علمش را آشکار کند و هر کس نکند، لعنت خدا بر او.
الکافی : ج 1 ، ص 54 ، ح 2
حدیث (919) رسول اکرم(ص) می فرمایند:
رَأى رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله قَوما لا يَزرَعونَ قالَ: ما أَنتُم؟ قالوُا: نَحنُ المُتَوَكِّلونَ، قالَ: لا، بَل أَنتُم المُتَّكِلونَ؛
رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله گروهى را که کشت و کار نمى‏کردند، دیدند و فرمودند: شما چه کاره‏اید؟ عرض کردند ما توکل کنندگانیم. فرمودند: نه، شما سر بارید.
مستدرك‏ الوسائل ج11، ص217
حدیث (920) امام حسین علیه السلام می فرمایند:مِن دَلائِلِ عَلاماتِ القَبولِ : الجُلوسُ إلى‏ أهلِ العُقولِ
از نشانه‏ هاى خوش‏نامى و نیك‏بختى ، همنشینى با خردمندان است.
بحارالأنوار، ج 75، ص 119

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:20
حدیث (921) امام على علیه السلام می فرمایند:المَعِدَةُ بَیتُ الاَْدواءِ وَ الحِميَةُ رَأسُ الدَّواءِ، وَ عَوِّد كُلَّ بَدَنٍ مَا اعتادَ. لا صِحَّةَ مَعَ النَّهَمِ
معده سراى دردهاست و پرهیز، بهترین درمان. هر بدنى را به همان که خو مى‏گیرد، عادت دهید. با پرخورى، تندرستى نخواهد بود
تاریخ دمشق، ج 60، ص 325.
حدیث (922) امام على علیه السلام می فرمایند:يَقولُ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ ما مِن مَخلوقٍ يَعتَصِمُ دونى إِلاّ قَطَعتُ أسبابَ السَّماواتِ وَأسبابَ الأَْرضِ مِن دونِهِ فَإِن سَأَلَنى لَم اُعطِهِ وَإِن دَعانى لَم اُجِبهُ؛
خداوند عزوجل مى‏فرماید:
هیچ مخلوقى نیست که به غیر من پناه ببرد، مگر این که دستش را از اسباب و ریسمان‏هاى آسمانها و زمین کوتاه کنم، پس اگر از من بخواهد عطایش نکنم و اگر مرا بخواند جوابش ندهم.
تاریخ دمشق، ج 60، ص 325.
حدیث (923) امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند:أنَا الضّامِنُ لِمَن لَم يَهجُس فى قَلبِهِ إِلاَّ الرِّضا أَن يَدعُوَ اللّه‏َ فَيُستَجابَ لَهُ
کسى که در دلش هوایى جز خشنودى خدا خطور نکند، من ضمانت مى‏کنم که خداوند دعایش را مستجاب کند.
اصول کافى ج2 ، ص62
حدیث (924) رسول اکرم(ص) می فرمایند:مَنْ سَرَّهُ أن يَستَجیبَ اللّه‏ُ لَهُ عِندَ الشَّدائِدِ وَالْكَربِ فَليُکثِرِ الدُّعاءَ فِى الرَّخاءِ
هر کس دوست دارد خداوند هنگام سختى‏ ها و گرفتارى‏ ها دعاى او را اجابت کند، در هنگام آسایش، دعا بسیار کند
نهج ‏الفصاحه ح‏3023
حدیث (925) امام صادق(ع) می فرمایند:عَلَیكَ بِالأَحداثِ فَإِنَّهُم أسرَعُ إلى كُلِّ خَیرٍ
جوانان را دریاب، زیرا که آنان سریع‏تر به کارهاى خیر روى مى‏آورند
کافى، ج 8، ص 93، ح 66
حدیث (926) رسول اکرم(ص) می فرمایند:لَیسَ شَىْ‏ءٌ أَسرَعَ إِجابَةً مِن دَعوَةِ غائِبٍ لِغائِبٍ؛
هیچ دعایى زودتر از دعایى که انسان در غیاب کسى مى‏کند، مستجاب نمى‏شود.
بحارالأنوار ج93، ص359
حدیث (927) رسول اکرم(ص) می فرمایند:اِغتَنِمُوا الدُّعاءَ عِندَ الرِّقَّةِ فَإِنَّها رَحمَةٌ؛
دعا کردن را در هنگام رقّت قلب غنیمت شمرید، که رقت قلب، رحمت است.
بحارالأنوار ج93، ص347
حدیث (928) امام على(ع) می فرمایند:اِذا عاتَبتَ الحَدَثَ فَاترُک لَهُ مَوضِعا مِن ذَ نبِهِ لِئَلاّ يَحمِلَهُ الاخراجُ عَلَى المُکابَرَةِ
هرگاه جوان را توبیخ کردى ، برخى خطاهاى او را نادیده بگیر، تا توبیخ تو، او را به مقابله وادار نسازد
شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید ، ج 20، ص 333، ح 819
حدیث (929) امام صادق(ع) می فرمایند:عَلَیكُم بِالصَّلاةِ فِی المَساجِدِ
بر شما باد نماز خواندن در مسجدها .
الکافی : ج 2 ، ص 635 ، ح 1
حدیث (930) امام على(ع) می فرمایند:اِصبِر عَلى مَرارَةِ الحَقِّ وَ ايّاكَ اَن تَنخَدِعَ لِحَلاوَةِ الباطِل
تلخى حق را تحمل کن، و مبادا که فریب شیرینى باطل را بخورى
غررالحکم، ح 2472

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:21
حدیث (931) امام صادق(ع) می فرمایند:إذا أرادَ أَحَدُكُم أَن يُستَجابَ لَهُ فَليُطَيِّب كَسبَهُ وَليَخرُج مِن مَظالِمِ النّاسِ
هر کس بخواهد دعایش مستجاب شود، باید کسب خود را حلال کند و حق مردم را بپردازد.
بحارالأنوار ج93، ص321
حدیث (932) امام صادق(ع) می فرمایند:... وَ إِنَّ اللّه‏َ لا يَرفَعُ إِلَیهِ دُعاء عَبدٍ وَفى بَطنِهِ حَرامٌ أَو عِندَهُ مَظلَمَةٌ لأِحَدٍ مِن خَلقِهِ
... دعاى هیچ بنده‏اى که مال حرام در شکمش باشد یا حق کسى بر گردنش باشد، به درگاه خدا بالا نمى‏رود.
بحارالأنوار ج93، ص321
حدیث (933) امام سجاد(ع) می فرمایند:مَن لَم يَرجُ النّاسَ فى شَىءٍ وَرَدَّ أَمرَهُ إلَى اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ فى جَمیعِ اُمورِهِ استَجابَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ فى كُلِّ شَى‏ءٍ؛
هر کس در هیچ کارى به مردم امید نبندد و همه کارهاى خود را به خداى عزوجل واگذارد، خداوند هر خواسته‏اى که او داشته باشد اجابت کند.
اصول کافى ج2، ص148
حدیث (934) امام على(ع) می فرمایند:ظَـلَمَ الحَقَّ مَن نَصَرَ الباطِلَ
هر کس باطل را یارى کند، به حق ستم کرده است
غررالحکم، ح 6041
حدیث (935) امام على(ع) می فرمایند:مَن أَرادَ أن تُستَجابَ دَعوَتُهُ وَأَن تُکشَفَ كُربَتُهُ فَليُفَرِّج عَن مُعسِرٍ؛
هر کس مى‏خواهد دعایش مستجاب شود و غمش از بین برود باید گره از کار گرفتارى باز کند.
نهج الفصاحه ح‏2961
حدیث (936) امام على(ع) می فرمایند:شُکرُكَ لِنِعمَةٍ سالِفَةٍ يَقتَضى نِعمَةً آنِفَةً؛
شکر تو بر نعمت گذشته، زمینه‏ساز نعمت آینده است.
نزهة الناظر و تنبیه الخاطر،ص80
حدیث (937) امام باقر(ع) می فرمایند:بنى الاسلام على خمسة اشیاء، على الصلوة و الزکاة و الحج و الصوم و الولایه.
اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز و زکات حج و روزه و ولایت (رهبرى اسلامى).
فروع کافى، ج 4 ص 62، ح 1
حدیث (938) امام رضا(ع) می فرمایند:انما امروا بالصوم لکى یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا على فقر الاخر
مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگى آخرت را بیابند.
وسائل الشیعه،ج4،ص4
حدیث (939) رسول اکرم(ص) می فرمایند:اَلصَّدَقَةُ بِعَشرَةٍ وَ القَرضُ بِثَمانِيَةَ عَشرَ وَ صِلَةُ الْاِخوانِ بِعِشرینَ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ بِاَربَعَةٍ وَ عِشرینَ
صدقه دادن، ده حسنه، قرض دادن، هجده حسنه، رابطه با برادران [دینى‏]، بیست حسنه و صله رحم، بیست و چهار حسنه دارد

کافى، ج 4، ص 10، ح 3
حدیث (940) رسول اکرم(ص) می فرمایند: اِنَّ فِى الرِّفق الزّیادَةَ وَ البَرَكَةَ وَ مَن يُحرَم الرِّفقُ يُحرَمِ الخَیرَ در مدارا، فزونى و برکت است، و هر کس از مدارا محروم باشد، از خیر، محروم شده است.
کافى، ج 4، ص 10، ح 3

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:22
حدیث (941) رسول اکرم(ص) می فرمایند:

اَلصُّومُ فِى الحَرّ جِهادٌ
روزه گرفتن در گرما، جهاد است.
کافى، ج 4، ص 10، ح 3
حدیث (942) امیرالمومنان على علیه السلام می فرمایند:

صومُ النَّفسِ عَن لَذّاتِ الدُّنیا اَنفَعُ الصّیام
روزه نفس از لذتهاى دنیوى سودمندترین روزه‏هاست.
غرر الحکم، ج 1 ص 416 ح 64
حدیث (943) امیرالمومنان على علیه السلام می فرمایند:

اَلصّیامُ اِجتِنابُ المَحارِم كَما يَمتَنِعُ الرَّجُل مِنَ الطَّعامِ وَ الشَّراب.
روزه پرهیز از حرامها است همچنانکه شخص از خوردنى و نوشیدنى پرهیز مى‏کند.
بحار ج 93 ص 249
حدیث (944) امام صادق علیه السلام می فرمایند:

إنَّ العالِمَ إذا لَم يَعمَل بِعِلمِهِ زَلَّت مَوعِظَتُهُ عَنِ القُلوبِ كَما يَزِلُّ المَطَرُ عَنِ الصَّفا
هرگاه عالم به علمش عمل نکند. [اثر [موعظه‏اش از دل‏ها زایل مى‏شود ؛ آن چنان که باران از روى سنگ صاف مى‏لغزد.
الکافی : ج 1 ، ص 44
حدیث (945) امیرالمومنان على علیه السلام می فرمایند:

صومُ القَلبِ خَیرٌ مِن صیامِ الِّلسان وَ صومُ الِّلسانِ خَیرٌ مِن صیامِ البَطن.
روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است.
غرر الحکم، ج 1، ص 417، ح 80
حدیث (946) امام صادق علیه السلام می فرمایند:

اِذا صُمتَ فَليَصُم سَمعُكَ وَ بَصَرُكَ وَ شعرُكَ وَ جلدُک
آنگاه که روزه مى‏گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«یعنى از گناهان پرهیز کند
الکافى ج 4 ص 87، ح 1
حدیث (947) حضرت زهرا سلام الله علیها می فرمایند:

ما يَصنَعُ الصّائِمِ بِصیامِه اِذا لَم يَصُن لِسانِه وَ سَمعِه وَ بَصَرِهِ وَ جَوارِحِه.
روزه‏دارى که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده روزه‏اش به چه کارش خواهد آمد.
بحار، ج 93 ص 295
حدیث (948) حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظما و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء
چه بسا روزه‏دارى که از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى که از نمازش جز بیخوابى و سختى سودى نمى‏برد
نهج البلاغه، حکمت 145
حدیث (949) حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

أَوَّلُ عِوَضِ الحَلِیمِ مِن حِلمِهِ أَنَّ النَّاسَ أَنصَارُهُ عَلَى الجَاهِلِ
و درود خدا بر او ، فرمود : نخستین پاداش بردبار از بردبارى اش آن که مردم در برابر نادان ، پشتیبان او خواهند بود
نهج البلاغه، حکمت 206
حدیث (950) امام کاظم علیه السلام می فرمایند:

دَعوَةِ الصائِمِ تَستَجابُ عِندَ اِفطارِه
دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود
بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:22
حدیث (951) حضرت خاتم الانبیاء(ص) می فرمایند... وَ هُوَ شَهرٌ اَوَّلَهُ رَحمَة وَ اَوسَطَهُ مَغفِرَة وَ اخِرَهُ عِتقٌ مِنَ النّار.
رمضان ماهى است که ابتدایش رحمت است و میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم.
بحار الانوار، ج 93، ص 342
حدیث (952) حضرت خاتم الانبیاء(ص) می فرمایندعَدلُ ساعَةٍ خَيْرٌ مِن عِبادَةِ سَبعینَ سَنَةً قِیامِ لَیلِها وَصِیام نَهارها
ساعتى عدالت بهتر از هفتاد سال عبادت است که شب‏هایش به نماز و روزهایش به روزه بگذرد.
مشکاة‏الأنوار، ص 544
حدیث (953) حضرت خاتم الانبیاء(ص) می فرمایندمَن كَشَفَ عَورَةَ اَخیهِ المُسلِمِ كَشَفَ اللّه‏ُ عَورَتَهُ حَتّى يَفضَحَهُ بِها فى بَیتِهِ
هر کس عیب و زشتى برادر مسلمان خود را فاش کند، خداوند زشتى او را آشکار سازد، تاجایى که او را در درون خانه ‏اش رسوا سازد
الترغیب والترهیب، ج 2، ص 239، ح 9
حدیث (954) حضرت خاتم الانبیاء(ص) می فرمایندلا تَسُبُّوا الناسَ فَـتَـکتَسِبُوا العَداوَةَ بَینَهُم
به مردم ناسزا نگویید، که با این کار در میان آنها دشمن پیدا مى‏کنید
کافى ، ج 2، ص 360 ح 3
حدیث (955) حضرت خاتم الانبیاء(ص) می فرمایندعَلَیكُم بِالصِّدقِ فَاِنَّهُ مَعَ البِرِّ وَ هُما فِى الجَنَّةِ وَ ايّاكُم وَ الكِذبِ فَاِنَّهُ مَعَ الفُجورِ وَ هُما فِىالنّارِ
شما را سفارش مى‏کنم به راستگویى، که راستگویى با نیکوکارى همراه است و هر دو در بهشت‏اند و از دروغگویى بپرهیزید که دروغگویى همراه با بدکارى است و هر دو در جهنم‏اند
نهج الفصاحه، ح 1976
حدیث (956) حضرت خاتم الانبیاء(ص) می فرمایندخَیرُكُم مَن لَم يَترُک آخِرَتَهُ لِدُنیاهُ وَلا دُنیاهُ لآِخِرَتِهِ وَ لَم يَكُن كَلاًّ عَلَى النّاسِ
بهترین شما کسى است که آخرت خود را براى دنیا و دنیاى خود را براى آخرت رها نکند و سربار مردم نباشد.

نهج الفصاحه، ح 1525
حدیث (957) حضرت خاتم الانبیاء(ص) می فرمایندوَ مَن شَهِدَ شَهادَةَ حَقٍّ لِيُحيِىَ بِها حَقَّ امرِى‏ءٍ مُسلِمٍ اَتى يَومَ القیامَةِ وَ لِوَجهِهِ نورٌ مَدَّ البَصَرِ تَعرِفُهُ الخَلايِقُ بِاسمِهِ وَ نَسَبِهِ
کسى که براى زنده کردن حق یک مسلمان، شهادت حقّ بدهد، روز قیامت در حالى آورده مى‏شود که پرتو نور چهره‏اش، تا چشم کار مى‏کند دیده مى‏شود و خلایق او را به نام و نسب مى‏شناسند
کافى، ج 7، ص 381، ح 1
حدیث (958) حضرت خاتم الانبیاء(ص) می فرمایندقالَ:طوبى لَهُم اَلَّذینَ يَقبَلونَ الحَقَّ اِذا سَمِعُوهُ وَ يَبذُلونَهُ اِذا سُئِلوهُ وَ يَحكُمونَ لِلنّاسِ كَحُکمِهِم لاَِنفُسِهِم
رسول خدا فرمودند:خوشا به سعادت آنان که چون حق را بشنوند، بپذیرند و هرگاه حق از آنان خواسته شود، دریغ نکنند و براى مردم همان‏گونه قضاوت کنند که براى خود مى‏کنند
بحارالأنوار، ج 75، ص 29، ح 19
حدیث (959) امام على(ع) می فرمایندلا تَـكُن مِمَّن يَرجُو الاآخِرَةَ بِغَیرِ العَمَلِ... يَنهى وَ لا يَنتَهى وَ يَامُرُ بِما لا يَاتى...
از کسانى مباش که بى‏عمل، به آخرت امید دارند... از گناه باز مى‏دارند، اما خود باز نمى‏ایستند، به کارهایى فرمان مى‏دهند که خود انجام نمى‏دهند
نهج البلاغه، از حکمت 150
حدیث (960) امام على(ع) می فرماینداَلثَّناءُ بِاَکثَرَ مِنَ الاستِحقاقِ مَلَقٌ وَ التَّقصیرُ عَنِ الاستِحقاقِ عِىٌّ اَو حَسَدٌ
تعریف بیش از استحقاق، چاپلوسى و کمتر از استحقاق، از ناتوانى در سخن و یا حسد است
نهج البلاغه، حکمت 347

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:23
حدیث (961) امام على(ع) می فرماینداَحسَنُ الآْدابِ ما كَفَّكَ عَنِ المَحارِمِ
بهترینِ ادب‏ها آن است که تو را از حرام‏ها باز دارد
معدن الجواهر، ص 59
حدیث (962) امام صادق(ع) می فرماینداِنَّ لِلمُؤمِنِ عَلى المُؤمِنِ سَبعَةَ حُقوقٍ، فَاَوجَبُها اَن يَقولَ الرَّجُلُ حَقّا وَ اِن کانَ عَلى نَفسِهِ اَو عَلى والِدَیهِ، فَلا يَمیلَ لَهُم عَنِ الحَقِّ
مؤمن را بر مؤمن، هفت حق است. واجب‏ترین آنها این است که آدمى تنها حق را بگوید، هر چند بر ضد خود یا پدر و مادرش باشد و به خاطر آنها از حق منحرف نشود
بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 223، ح 8
حدیث (963) امام جواد(ع) می فرمایندنِعمَةٌ لاتُشكَرُ كَسَيِّئَةٍ لاتُغفَرُ؛
نعمتى که سپاسگزارى نشود مانند گناهى است که آمرزیده نشود.
غررالحکم 6/441/10926
حدیث (964) امام صادق(ع) می فرمایندالعَمَلُ الخالِصُ : الّذی لا تُریدُ أنْ يَحْمَدَكَ علَیهِ أحَدٌ إلاّ اللّه‏ُ عزّوجلّ
ُعمل خالص ، آن است که نخواهى کسى جز خداوند تو را بر انجام آن بستاید.
بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 223، ح 8
حدیث (965) حضرت خاتم الانبیاء(ص) می فرمایندمَن رُزِقَ تُقىً فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَالآْخِرَةِ
هر کس تقوا روزى‏اش شود، خیر دنیا و آخرت روزى او شده است.
کنزالعمال جلد13 ، صفحه151
حدیث (966) حضرت خاتم الانبیاء(ص) می فرمایندمَن رُزِقَ تُقىً فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَالآْخِرَةِ
هر کس تقوا روزى‏اش شود، خیر دنیا و آخرت روزى او شده است.
معدن الجواهر، ص 73
حدیث (967) امام صادق(ع) می فرمایندإذا لَم تَكُن حَلیما فتَحَلَّم
اگر بردبار نیستى ، خود را به بردبارى وادار
الکافی : ج 2 ، ص 112 ، ح 6
حدیث (968) امام صادق(ع) می فرمایندصاحِبُ النِّيَّةِ الصّادِقَةِ صاحِبُ الْقَلبِ السَّلیمِ...
کسى که نيّت درست داشته باشد، دل سالم و پاک دارد...
غررالحکم جلد2 ، صفحه451
حدیث (969) امام صادق(ع) می فرمایندمَن قَبِلَ اللّه‏ُ مِنْهُ صَلاةً واحِدَةً لَم يُعَذِّبْهُ وَمَن قَبِلَ مِنْهُ حَسَنَهً لَم يُعَذِّبْهُ
خداوند از هر کس یک نماز و یا یک کار نیک را قبول کند، عذابش نمى ‏نماید.
کافى، ج 3، ص 266، ح11
حدیث (970) امام صادق(ع) می فرمایندإنَّ القَصدَ یورِثُ الغِنى
میانه‏روى ، ثروتمندى مى‏آورد
الکافی : ج 4 ، ص 53 ، ح 8

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:24
حدیث (971) امام علی (ع) می فرماینداِنَّ التَّقوى مُنتَهى رِضَى اللّه‏ِ مِن عِبادِهِ وَحاجَتُهُ مِن خَلقِهِ فَاتَّقُوا اللّه‏َ الَّذى اِن اَسرَرتُم عَلِمَهُ وَاِن اَعلَنتُم كَتَبَهُ
نهایت خشنودى خداوند از بندگانش و خواسته او از آفریدگانش تقواست، پس تقوا از خداوندى بکنید که اگر پنهان کنید مى‏داند و اگر آشکار سازید مى‏نویسد
کنزالعمال 10/143/28731
حدیث (972) امام باقر (ع) می فرمایندالدُّعاءُ يَرُدُّ القَضاءَ ، وَقَد اُبرِمَ إبراما ـ وَضَمَّ أصابِعَهُ ـ

دعا ، قضا را ـ گر چه حتمى و قطعى شده باشد ـ بر مى‏گرداند حضرت [براى تشبیه و بیان قضاى محتوم] انگشتانش را به هم چسباند
الکافی : ج 2 ، ص 470 ح 6
حدیث (973) حضرت خاتم الانبیاء(ص) می فرمایندمَن اَکثَرَ مِنَ الاِستِغفارِ جَعَلَ اللّه‏ُ لَهُ مِن كُلِّ هَمٍّ فَرَجا وَمِن كُلِّ ضَیقٍ مَخرَجا وَرَزَقَهُ مِن حَیثُ لايَحتَسِبُ
هر کس بسیار استغفار کند خدا براى او از هر غمى گشایش، از هر تنگنایى رهایى و از جایى که انتظار ندارد روزى مى‏دهد.
نهج الفصاحه، ح2941
حدیث (974) رسول اکرم (ص) می فرمایندإِنَّ اللّه‏َ تَعالى مَعَ الدّائِن حَتّى يَقضىَ دَینَهُ مالَم يَكُن دَینُهُ فیما يَکرَهُ اللّه‏
خداوند یار قرض‏دار است تا قرض خود را بپردازد به‏شرط آن‏که قرض وى بر خلاف رضاى خدا نباشد.
نهج الفصاحه، ح 733
حدیث (975) امام علی (ع) می فرماینداَلتَّوَكُلُّ عَلَى اللّه‏ِ نَجاةً مِن كُلِّ سوءٍ وَحِرْزٌ مِن كُلِّ عَدُوٍّ
توکل بر خداوند، مایه نجات از هر بدى و محفوظ بودن از هر دشمنى است
بحارالأنوار 78/79/56
حدیث (976) امام علی (ع) می فرماینداَلتَّقِىُّ سابِقٌ اِلى كُلِّ خَیرٍ
تقواپیشه براى انجام هر کار خیرى سبقت مى‏گیرد.
نهج الفصاحه ح 781
حدیث (977) رسول اکرم (ص) می فرماینداَلعِلمُ حَیاةُ الاسلامِ وَ عِمادُ الایمانِ وَ مَن عَلِمَ عِلما اَتـَمَّ اللّه‏ُ لَهُ اَجرَهُ وَ مَن تَعَلَّمَ فَعَمِلَ عَلَّمَهُ اللّه‏ُ ما لَم يَعلَم
علم، حیات اسلام و تکیه ‏گاه ایمان است و هر کس علمى بیاموزد، خداوند پاداش او را تمام گرداند و هر کس بیاموزد و عمل کند، خداوند، تعلیم دهد به او آنچه را که نمى ‏داند.
نهج الفصاحه ح 2019
حدیث (978) امام باقر علیه ‏السلام می فرماینداِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ يَقى بِالتَّقوى عَنِ العَبدِ ما عَزُبَ عَنهُ عَقلُهُ وَيُجَلّى بِالتَّقوى عَنهُ عَماهُ وَجَهلَهُ؛
خداوند به وسیله تقوا بنده را حفظ مى‏کند از آنچه که عقلش به آن نمى‏رسد و کور دلى و نادانى او را بر طرف مى‏سازد.
التوحید ص 127
حدیث (979) امام باقر علیه ‏السلام می فرماینداَتقَى النّاسِ مَن قالَ الحَقَّ فیما لَهُ وَعَلَیهِ؛
باتقواترین مردم، کسى است که در آنچه به نفع یا ضرراوست،حق ‏رابگوید.
نهج الفصاحه
حدیث (980) رسول اکرم (ص) می فرمایند:لِكُلِّ شَیءٍ وَجهٌ ووَجهُ دینِكُمُ الصَّلاةُ
هر چیزى چهره ‏اى دارد و چهره دین شما نماز است.
الکافی : ج 3 ، ص 270 ، ح 16

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:24
حدیث (981) رسول اکرم (ص) می فرمایند:تَمامُ التَّقوى اَن تَتَعَلَّمَ ما جَهِلتَ وَتَعمَلَ بِما عَلِمتَ
تقوای کامل این است که آنچه نمی دانی یاد بگیری و به آنچه می دانی عمل کنی.
میزان الحکمه ، جلد4
حدیث (982) رسول اکرم (ص) می فرمایند:اَلنِّيَّةُ الحَسَنَةُ تُدخِلُ صاحِبَهَا الجَنَّةَ
نیت خوب صاحب خویش را به بهشت مى‏برد
کنزالعمال جلد 13
حدیث (983) امام علی (ع) می فرمایند:مَن حَسُنَت نيَّتُهُ أَمَدَّهُ التَّوفیقُ
هر کس نيّتش خوب باشد، توفیق یاریش خواهد نمود.
غررالحکم 5/462/9186
حدیث (984) امام باقر (ع) می فرمایند:إنَّ اللّه‏ تَبارَكَ وَتَعالى يُحاسِبُ النّاسَ عَلى قَدر ما آتاهُم مِنَ العُقُولِ فِى الدُّنیا
خداوند (در روز قیامت) از بندگانش به مقدار عقلى که به آنها داده بازخواست خواهد کرد.
غررالحکم جلد2 - حدیث3260
حدیث (984) امام على علیه‏السلام می فرمایند:حُسنُ النِّيَّةِ مِن سَلامَةِ الطَّويَّةِ
نيّت خوب، برخاسته از سلامت درون است.
التوحید ص‏63
حدیث (985) امام على (ع) می فرمایند:يَبلُغُ الصّادِقَ بصِدقِهِ ما يَبلُغُهُ الکاذِبَ باحتیالِهِ
راستگو، با راستگویى خود به همان مى ‏رسد که دروغگو با حیله ‏گرى خود.
غررالحکم، ج 6، ص 471، ح 11006.
حدیث (986) امام سجاد (ع) می فرمایند:خَیرُ مَفاتیح الاُمور الصِّدقُ وَ خَیرُ خَواتیمِهَا الوَفاءُ
بهترین شروع کارها صداقت و راستگویى و بهترین پایان آنها وفا است.
بحارالأنوار، ج 78، ص 161
حدیث (987) امام صادق(ع) می فرمایندلا يَزالُ الدّینُ قائِمًا ما قامَتِ الكَعبَةُ
تا زمانى که کعبه بر پاست، دین بر پاست.
الکافی : ج 4 ، ص 271 ، ح 4
حدیث (988) امام باقر (ع) می فرمایند:لا تَذهَب بِكُمُ المَذاهِبُ ، فوَاللّه‏ِ ما شِیعَتُنا إلاّ مَن أطاعَ اللّه‏َ عَزَّوجلَّ
مذاهب گوناگون شما را از راه به در نبرد، به خدا سوگند، شیعه ما نیست مگر کسى که از خداوندعزّوجلّ اطاعت کند.
الکافی : ج 2 ، ص 73 ، ح 1
حدیث (989) امام علی (ع) می فرمایند:مَن عَمِلَ بِالْعَدلِ حَصَّنَ اللّه‏ُ مُلكَهُ
هر کس به عدالت رفتار کند، خداوند حکومتش را حفظ خواهد کرد.
غررالحکم، ج5، ح 8722
حدیث (990) امام صادق(ع) می فرمایند:العالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ
کسى که زمان خود را بشناسد ، آماج اشتباهات قرار نگیرد.
الکافی : ج 1 ، ص 27 ، ح 29

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:25
حدیث (991) امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند:أَبلَغُ ماتَستَدِرُّ بِهِ الرَّحمَةَ أَن تُضمِرَ لِجَمیعِ النّاسِ الرَّحمَةَ
مؤثّرترین وسیله جلب رحمت خدا این است که خیرخواه همه مردم باشى.
غرر الحکم ، ص 212
حدیث (992) امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند:اِذا فَسَدَتِ النِّـيَّةُ وَقَعَتِ البَليَّةُ
هرگاه نیت فاسد شود، بلا و گرفتارى پیش مى‏آید.
غررالحکم، ح 4021
حدیث (993) رسول اکرم (ص) می فرمایند:اَلطِّيَرَةُ شِركُ وَمامِنّا إِلاّ وَلكِنَّ اللّه‏َ يُذهِبُهُ بالتَّوَكُّل
فال بد زدن شرک ‏است ‏و هیچ‏کس ‏ازما نیست‏ مگر این‏که‏ به‏ نحوى ‏دستخوش فال بد زدن مى ‏شود، اما خداوند با توکل به او آن را از بین مى ‏برد.
کنزالعمال، ح 5696
حدیث (994) رسول اکرم (ص) می فرمایند:خَیرُ الدُّنیا وَالآخِرَةِ مَعَ العِلمِ وَشَرُّ الدُّنیا وَالآخِرَةِ مَعَ الجَهل
خیر دنیا و آخرت با دانش است و شرّ دنیا و آخرت با نادانى.
الحیاة، ج‏1، ص‏35
حدیث (995) امام على (ع) می فرمایند:اَلصَّبْرُ فِى الاُْمورِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ، فَاِذا فارَقَ الرَّأسُ الجَسَدَ فَسَدَ الْجَسَدُ وَ اِذا فارَقَ الصَّبْرُ الاُْمورَ فَسَدَتِ الاُْمورُ
نقش صبر در کارها همانند نقش سر در بدن است؛ همچنان که اگر سر از بدن جدا شود، بدن از بین مى‏رود، صبر نیز هرگاه همراه کارها نباشد، کارها تباه مى‏گردند.

کافى، ج 2، ص 90، ح 9
حدیث (996) امام باقر (ع) می فرمایند:مَثَلُ الْحَریصِ عَلَى الدُّنْیا مَثَلُ دودَةِ القَزِّ: كُلَّمَا ازْدادَتْ مِنَ القَزِّ عَلى نَفْسِها لَـفّـا کانَ أَبْعَدَ لَها مِنَ الْخُروجِ حَتّى تَموتَ غَمّا
حریص به دنیا، همانند کرم ابریشم است که هر چه بیشتر دور خود مى ‏تند، خارج شدن از پیله بر او سخت‏تر مى ‏شود، تا آن‏که از غصه مى ‏میرد.
کافى، ج 2، ح 7
حدیث (997) امام حسین (ع) می فرمایند:اَ يُّهَا النّاسُ نافِسوا فِى المَکارِمِ وَ سارِعوا فِى المَغانِمِ وَ لا تَحتَسِبوا بِمَعروفٍ لَم تَجعَلوا
اى مردم در خوبى‏ها با یکدیگر رقابت کنید و در بهره گرفتن از فرصت‏ها شتاب نمایید و کار نیکى را که در انجامش شتاب نکرده‏اید، به حساب نیاورید.
ارشاد القلوب دیلمى، ص 73
حدیث (998) حضرت زهرا (س)می فرمایند: اِنَّ السَّعید، كُلُّ السَّعید، حَقُّ السَّعید مَن أَحَبَّ عَليّاً فِی حَیاتِهِ وَ بَعدَ مَوتِهِ
همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.
مجمع‌ الزوائد ج‌ 9، ص‌ 132
حدیث (999) رسول اکرم (ص) می فرمایند:مَن تابَ قَبْلَ أنْ يُعايِنَ قَبِلَ اللّه‏ُ تَوبَتَهُ
هر کس پیش از آن که (فرشته مرگ را) مشاهده کند، توبه نماید، خداوند توبه‏اش را بپذیرد.
الکافی : ج 2 ، ص 440 ، ح 2
حدیث (1000) امام حسین(ع) می فرمایند:أَلاِستِدراجُ مِنَ اللّهِ سُبحانَهُ لِعَبدِهِ أَن يُسبِغَ عَلَیهِ النِّعَمَ وَ يَسلُبَهُ الشُّکر
غافلگیر کردن بنده از جانب خداوند به این شکل است که به او نعمت فراوان دهد و توفیق شکرگزاری را از او بگیرد.
تحف العقول،ص 250

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:26
حدیث (1001) امام صادق (ع) می فرمایند:صِلَةُ الاَْرحامِ تُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ تُسْمِحُ الكَفَّ وَتُطیبُ النَّفْسَ وَتَزیدُ فِى الرِّزْقِ وَتُنْسِئُ فِى الاَْجَل
صله رحم، انسان را خوش اخلاق، با سخاوت و پاکیزه جان مى ‏نماید و روزى را زیاد مى ‏کند و مرگ را به تأخیر مى ‏اندازد.
کافى، ج 2، ص 151، ح 6
حدیث (1002) امام صادق (ع) می فرمایند:المَصائبُ مِنَحٌ مِن اللّه‏ِ ، والفَقرُ مَخزونٌ عندَ اللّه‏ِ
مصیبت‏ها، بخششى از سوى خدایند و درویشى در پیشگاه خداوند ذخیره مى‏شود.
الکافی : ج 2 ، ص 260 ، ح 2
حدیث (1003) پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم می فرمایند:إنّ اللّه‏َ لَيَتعَهّدُ عبدَهُ المؤمنَ بأنواعِ البلاءِ
خداوند بنده مؤمنش را به انواع بلا مى‏نوازد.
الکافی : ج 2 ، ص 260 ، ح 2
حدیث (1004) امام علی علیه السلام می فرمایند:عَوِّد نَفسَكَ حُسنَ النِّيَّةِ وَ جَمیلَ المَقصَدِ، تُدرِک فى مَباغیكَ النَّجاحَ
خودت را به داشتن نيّت خوب و مقصد زیبا عادت ده، تا در خواسته ‏هایت موفق شوى.
غررالحکم، ح 6236
حدیث (1005)امام حسین علیه السلام می فرمایند:مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود .
بحارالانوار،ج78،ص120
حدیث (1006)امام حسین علیه السلام می فرمایند:إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کُلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.
فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476
حدیث (1007)امام علی علیه السلام می فرمایند:ما اَعْطَى اللّه‏ُ سُبْحانَهُ الْعَبْدَ شَيْئا مِنْ خَيْرِ الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ اِلاّ بِحُسْنِ خُلُقِهِ وَ حُسْنِ نيَّتِهِ
خداوند خیر دنیا و آخرت را جز به خاطر خوش اخلاقى و خوش نیتى به بنده نمى‏دهد.
غررالحکم، ح 9670
حدیث (1008)امام حسین علیه السلام می فرمایند:لا یُکمَلُ العَقلُ اِلّا بِاتِّباعِ الحَق اَلاتَرَونَ اَنَّ الحَق لا یُعمَلُ بِه وَ الباطِل لا یُتَناهی عَنه
عقل جز به پیروی از «حق» کمال نمی یابد آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود؟
بحار الانوار، ج 78، ص 127
حدیث (1009)پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم می فرمایند:إنَ اللهَ يُعطِی الدُّنیا مَن يُحِب وَ مَن لايُحِب وَ لايُعطِی الایمان اِلّا مَن يُحِب
همانا خداوند دنیا را به آن کسی که دوست دارد و آن کسی که دوست ندارد عطا می کند، ولی ایمان را جز به آن کسی که دوست دارد عطا نمی کند.
قوت القلوب، همان، ص 83.
حدیث (1010)پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم می فرمایند:اَلصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلاءَ وَ هِىَ اَنـْجَحُ دَواءٍ وَ تَدْفَعُ الْقَضاءَ وَ قَدْ اُبْرِمَ اِبراما وَ لا يَذْهَبُ بِالاَْدواءِ اِلاَّ الدُّعاءُ وَ الصَّدَقَةُ
صدقه بلا را برطرف مى‏کند و مؤثرترینِ داروست. همچنین، قضاى حتمى را برمى‏گرداند و درد و بیمارى‏ها را چیزى جز دعا و صدقه از بین نمى‏برد.
بحارالأنوار، ج 93، ص 137، ح 71

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:26
حدیث (1011)پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم می فرمایند:إِنَّ اللّه‏َ تَعالى يَقولُ كُلَّ يَوْمٍ: أَنَا رَبُّكُمُ الْعَزیزُ، فَمَنْ أَرادَ عِزَّ الدّارَيْنِ فَلْيُطِعِ الْعَزیزَ
خداى تعالى هر روز مى‏فرماید: من پروردگار عزیز شما هستم، پس هر کس خواهان عزّت دو جهان است باید که از خداى عزیز اطاعت کند.
کنزالعمال، ح 43101
حدیث (1012)امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:مَوضِع قَبر الحُسَین (علیه السلام) ترَعة من ترَع الجَنَّة.
جایگاه قبر امام حسین (علیه السلام) درى از درهاى بهشت است.
کامل الزیارات، ص 271، باب 89، ح 1
حدیث (1013)پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم می فرمایند:اَلْمُؤمِنُ يَأْكُلُ فی مِعاءٍ واحِدَةٍ وَ الْمُنافِقُ يَأْكُلُ فی سَبعَةِ أمْعاءٍ
مؤمن کم خوراک است و منافق پرخور.
وسائل الشیعه، ج 24، ص 240، ح6
حدیث (1014)امام علی(ع) می فرمایند:زَکوةُ الْيَسار بِرُّ الْجیرانِ وَ صِلَةُ الاَْرحام
زکاتِ رفاه، نیکى با همسایگان و صله رحم است.
غررالحکم، ح 5453
حدیث (1015)پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم می فرمایند:اَعدَلُ النّاسِ مَن رَضِىَ لِلنّاسِ مايَرْضى لِنَفسِهِ وَكَرِهَ لَهُمْ ما يَكْرَهُ لِنَفْسِهِ
عادل‏ترین مردم کسى است که براى مردم همان را بپسندد که براى خود مى‏پسندد و براى آنان نپسندد آنچه را براى خود نمى‏پسندد.

نهج الفصاحه، ح 340
حدیث (1016) امام باقر (ع)می فرمایند:اِنَّ الْعَبْدَ لَيُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيُزْوى‏ عَنْهُ الرِّزْقُ
بنده گناه مى‏کند و به سبب آن، روزى از او گرفته مى‏شود.
کافى، ج 2، ص 270، ح 8
حدیث (1017)پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم می فرمایند:

اِنَّ اللّه‏َ تَعالى قَد تَكَفَّلَ لِطالِبِ العِلمِ بِرِزقِهِ خاصَّةً عَمّا ضَمِنَهُ لِغَیرِهِ
بى‏گمان خداوند متعال روزى جویاى دانش را به‏ طور ویژه، افزون بر آنچه براى دیگران تضمین کرده، به عهده گرفته است.
منیة المرید ، ص 160
حدیث (1018) امام صادق علیه ‏السلام می فرمایند:إنَّ مِمّا يُزَيِّنُ الإِسلامَ الأَْخلاقُ الحَسَنَةُ فیما بَینَ النّاسِ؛
خوش اخلاقى در بین مردم زینت اسلام است.
کنزالعمال جلد10 ، ص143
حدیث (1019) امام علی علیه ‏السلام می فرمایند:لا أدَبَ مَعَ غَضَب
با خشم، تربیت ممکن نیست.
غرر الحکم ، ح 10529
حدیث (1020) امام علی علیه ‏السلام می فرمایند:إذا رَغِبتَ فِى المَکارِمِ فَاجتَنِبِ المَحارِمَ
اگر خواهان مکارم و بزرگوارى ‏ها هستى از حرام‏ها دورى کن.
غرر الحکم، ح4069

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:27
حدیث (1021) رسول اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله می فرمایند:اَلْعِلْمُ حَیاةُ الاِْسْلامِ وَ عِمادُ الاْیمانِ وَ مَنْ عَلِمَ عِلْما اَتـَمَّ اللّه‏ُ لَهُ اَجْرَهُ وَ مَنْ تَعَلَّمَ فَعَمِلَ عَلَّمَهُ اللّه‏ُ ما لَمْ يَعْلَمْ ؛
علم، حیات اسلام و تکیه ‏گاه ایمان است و هر کس علمى بیاموزد، خداوند پاداش او را تمام گرداند و هر کس بیاموزد و عمل کند، خداوند، تعلیم دهد به او آنچه را که نمى‏داند.
نهج الفصاحه، ح 2019
حدیث (1022) رسول اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله می فرمایند:لا يُـبَلِّغُنى اَحَدٌ مِنْكُم عَنْ اَحَد مِن اَصحابى شَیئا، فَاِنّى اُحِبُّ اَنْ اَخْرُجَ اِلَیكُم و اَنَا سَلیمُ الصَّدر
کسى از شما حق ندارد از هیچ یک از یارانم چیزى به من بگوید؛ زیرا دوست دارم در حالى که چیزى از شما در دلم نیست به سویتان بیایم.
مکارم الاخلاق، ص 17
حدیث (1023) امام علی(ع) می فرمایند:لا تَقسِروا اَولادَكُم عَلى آدابِكُم ، فَاِنَّهُم مَخلوقونَ لِزَمانٍ غَیرِ زَمانِكُم
آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحمیل نکنید، زیرا آنان براى زمانى غیر از زمان شما آفریده شده‏اند .
شرح ابن ابى الحدید ، ج20، ح102 .
حدیث (1024) امام حسین(ع) می فرمایند:اَللّهُمَّ لا تَستَدرِجنى بِالاِحسانِ وَ لا تُؤَدِّبنى بِالبَلاءِ ؛
خدایا! با غرق کردن من در ناز و نعمت، مرا به پرتگاه عذاب خویش مَکشان و با بلایا (گرفتارى ‏ها) ادبم مکن.
الدُّرًّةُ البَاهرة من الأصدَاف الطّاهِرة
حدیث (1025) رسول اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله می فرمایند:اِنّى لَم اُبعَث لَعّانا وَ اِنّما بُعِثتُ رَحمَةً
من پیامبر نشده‏ام که لعن و نفرین کنم، بلکه مبعوث شده‏ام تا مایه رحمت باشم.
کنزالعمال ، ح 8176
حدیث (1026) امام باقر (ع)می فرمایند:اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ يُحِبُّ المُداعِبَ فِى الجَماعَةِ بِلارَفَثٍ
خداوند عزوجل، کسى را که در میان جمع شوخى کند، دوست دارد به شرط آن‏که ناسزا نگوید
کافى، ج 2، ص 345، ح 5
حدیث (1027) امام رضا (ع)می فرمایند:إنّ النّاسَ لَو عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لَاتَّبَعُونا.
اگر مردم زیبایی‌های سخنان ما را می‌شناختند، بی‌شک از ما پیروی می‌کردند.
معانی الأخبار، ص 180
حدیث (1028) امام کاظم (ع)می فرمایند:طوبى لِلمُصلِحینَ بَینَ النّاسِ، اُولئِكَ هُمُ المُقَرَّبونَ يَومَ القیامَةِ
خوشا به حال اصلاح‏کنندگان بین مردم، که آنان همان مقرّبان روز قیامت‏اند.
بحارالأنوار، ج 68، ص 156، ح 11
حدیث (1029) رسول اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله می فرمایند:عائِدُ المَریضِ يَخوضُ فِى البَرَكَةِ فَاِذا جَلَسَ انغَمَسَ فیها
عیادت کننده بیمار، در برکت فرو مى‏رود و چون نزد بیمار بنشیند، در آن غوطه‏ ور مى‏شود.
کنزالفوائد، ج 1، ص 178
حدیث (1030) امام علی (ع) می فرمایند:خَیرُ اِخوانِكَ مَن دَعاكَ اِلى صِدقِ المَقالِ بِصِدق مَقالِهِ وَ نَدَبَكَ اِلى اَفضَل الاَعمالِ بِحُسن اَعمالِهِ
بهترین برادرانت (دوستانت)، کسى است که با راستگویى‏اش تو را به راستگویى دعوت کند و با اعمال نیک خود، تو را به بهترین اعمال برانگیزد.
غررالحکم، ح 5022

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:27
حدیث (1031) امام علی (ع) می فرمایند:وُصولُ الْمَرْءِ اِلى كُلِّ ما يَبْتَغیهِ مِنْ طیبِ عَيْشِهِ وَ اَمنِ سِرْبِهِ وَ سَعَةِ رِزْقِهِ بِحُسْنِ نيَّتِهِ وَ سَعَةِ خُلْقِهِ
انسان، با نيّت خوب و اخلاق خوب، به تمام آنچه در جستجوى آن است، از زندگى خوش و امنیت محیط و روزى زیاد، دست می‏یابد.
غررالحکم، ح 10141حدیث (1032) امام علی (ع) می فرمایند:جالِسِ العُلَماءَ يَزدَد عِلمُكَ وَ يَحسُن اَدَبُكَ وتَزكُ نَفسُكَِ
با علما معاشرت کن تا علمت زیاد، ادبت نیکو و جانت پاک شود.
اعلام الدین، ص 96حدیث (1033) امام علی (ع) می فرمایند:یا مَعشَرَ الفِتیانِ، حَصِّنوا اَعراضَكُم باِلاَْدَبِ وَ دینَـكُم بِالعِلمِ
اى جوانان! آبرویتان را با ادب و دینتان را با دانش حفظ کنید.
تاریخ یعقوبى ، ج 2، ص 210حدیث (1034)رسول اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله می فرمایند:اِنّى لَم اُبعَث لَعّانا وَ اِنّما بُعِثتُ رَحمَةً
من پیامبر نشده‏ام که لعن و نفرین کنم، بلکه مبعوث شده‏ام تا مایه رحمت باشم.
مشکاة الانوار، ص 157حدیث (1035) امام علی (ع) می فرمایند:حُبُّ الدُّنْیا يُفْسِدُ الْعَقْلَ وَ يُصِمُّ الْقَلْبَ عَنْ سَماعِ الْحِكْمَةِ وَ یوجِبُ اَلیمَ الْعِقابِ
علاقه به دنیا، عقل را فاسد مى‏کند، قلب را از شنیدن حکمت ناتوان مى‏سازد و باعث عذاب دردناک مى‏شود.
غررالحکم، ح 4878حدیث (1036) رسول اکرم (ص) می فرمایند:لاتَختَلِفوا، فَإِنَّ مَن کانَ قَبلَكُمُ اختَلَفوا فَهَلَکوا
باهم اختلاف نکنید، که پیشینیان شما دچار اختلاف شدند و نابود گشتند.
علل الشرایع، ج1،ص265حدیث (1037) رسول اکرم (ص) می فرمایند:مَن ساءَ خُلقُهُ عَذَّبَ نَفسَهُ وَ مَن كَبُرَ هَمُّهُ سَقُمَ بَدَنُهُ
هر کس بد اخلاق باشد، خودش را عذاب می‏دهد و هر کس غم و غصه ه‏ایش زیاد شود، تنش رنجور می ‏گردد.
نهج الفصاحه، ح 3002حدیث (1038) امام علی (ع) می فرمایند:اَلزُّهْدُ فِى الدُّنْیا الراحَةُ الْعُظْمى
بى‏رغبتى به دنیا، بزرگ‏ترین آسایش است.غررالحکم، ح 1316حدیث (1039) امام علی (ع) می فرمایند:اَلْحَقودُ مُعَذَّبُ النَّفْسِ، مُتَضاعَفُ الهَمِّ
کینه ‏توز، روحش در عذاب است و اندوهش دو چندان
غررالحکم، ح 1962حدیث (1040) امام صادق (ع) می فرمایند:اَلرَّوحُ وَ الرّاحَةُ فِى الرِّضا وَ اليَقینِ وَ الهَمُّ وَ الحَزَنُ فِى الشَكِّ وَ السَّخَطِ
خوشى و آسایش، در رضایت و یقین است و غم و اندوه در شكّ و نارضایتى
مشکاة‏الأنوار، ص 34

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:28
حدیث (1041) امام علی (ع) می فرمایند:اَلْمُریبُ اَبَدا عَلیلٌ
آدم بدبین، همیشه بیمار است.
غررالحکم، ح 839
حدیث (1042) امام باقر (ع) می فرمایند:اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ يُحِبُّ المُداعِبَ فِى الجَماعَةِ بِلارَفَثٍ
خداوند عزوجل، کسى را که در میان جمع شوخى کند، دوست دارد به شرط آن‏که ناسزا نگوید.
کافى، ج 2، ص 345، ح 5
حدیث (1043) امام علی (ع) می فرمایند:اَلعَقلُ حَیثُ کانَ آلِفٌ مَالوفٌ
عقل هر کجا باشد، انس ‏گیرنده و الفت ‏پذیر است
غررالحکم، ح 1251
حدیث (1044) رسول اکرم (ص) می فرمایند:مَثَلُ العَقلِ فِى القَلبِ كَمَثَلِ السِّراجِ فى وَسَطِ البَیتِ
عقل در دل، همانند چراغ در میان خانه است
علل الشرایع، ص 98
حدیث (1045) امام علی (ع) می فرمایند:اِذا اَبطَاَتِ الاَرزاقُ عَلَیكَ فَاستَغفِر اللَّهَ يُوَسِّع عَلَیكَ فیها
هرگاه در روزى تو تأخیر و تنگى پدید آمد، از خداوند آمرزش بخواه تا روزى را بر تو فراوان گرداند.
تحف العقول، ص 174
حدیث (1046) امام باقر (ع) می فرمایند:مَثَلُ الْحَریصِ عَلَى الدُّنْیا مَثَلُ دودَةِ القَزِّ: كُلَّمَا ازْدادَتْ مِنَ القَزِّ عَلى نَفْسِها لَـفّـا کانَ أَبْعَدَ لَها مِنَ الْخُروجِ حَتّى تَموتَ غَمّا
حریص به دنیا، همانند کرم ابریشم است که هر چه بیشتر دور خود مى‏تند، خارج شدن از پیله بر او سخت‏تر مى‏شود، تا آن‏که از غصه مى‏میرد.
کافى، ج 2، ص 316
حدیث (1047) امام علی (ع) می فرمایند:يَنبَغى لِلعاقِلِ اَن يُخاطِبَ الجاهِلَ مُخاطَبَةَ الطَّبیبِ المَریضَ
شایسته است که برخورد عاقل با نادان، مانند برخورد طبیب با بیمار باشد.
غررالحکم، ح 10944
حدیث (1048) رسول اکرم (ص) می فرمایند:اِنَّما يُدرَكُ الخَیرُ كُلُّهُ بِالعَقلِ، وَ لا دینَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ
همه خوبی ‏ها با عقل شناخته می شوند و کسى که عقل ندارد، دین ندارد
تحف العقول، ص 54
حدیث (1049) امام علی (ع) می فرمایند:اِنَّما يُدرَكُ الخَیرُ كُلُّهُ بِالعَقلِ، وَ لا دینَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ
نیاز عاقلان به ادب، همانند نیاز کشتزار به باران است
غررالحکم، ح 3475
حدیث (1050) حضرت مهدی (عج) می فرمایند:مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن أخّرَ المَغربَ إلی أن تَسثَبتَکَ النُّجُومُ
ملعون است، ملعون است کسی که نماز مغربش را به تأخیر بیندازد، تا زمانی که ستارگان آسمان پدیدار شوند.
بحارالانوار ج52، ص15

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:29
حدیث (1051) حضرت مهدی (عج) می فرمایند:

وَالعاقَبَةُ لِجَمِیل صُنع اللهِ سُبحانَهُ تَکُونُ حَمِیدَةُ لَهُم مَا اجتَنَبُوا المَنهیَّ
شیعیان ما هنگامی به فرجام نیک و زیبای خداوند می رسند که از گناهانی که نهی شده اند، احتراز نمایند.
بحارالانوار ج53، ص177
حدیث (1052) حضرت علی (ع) می فرمایند:

اِنَّكَ مُقَوَّمٌ بِاَدَبِكَ فَزَيِّنهُ بِالحِلمِ
تو با ادبت ارزش‏گذارى می شوى، پس آن را با بردبارى زینت بخش.
مشکاة الأنوار، ص 239
حدیث (1053) حضرت علی (ع) می فرمایند:

اِنَّ النّاسَ اِلى صالِحِ الاَدَبِ اَحوَجُ مِنهُم اِلَى الفِضَّةِ وَ الذَّهَبِ
مردم، به ادب (فرهنگ و تربیتِ) درست ، نیازمندترند، تا به طلا و نقره
غرر الحکم، ح 3590
حدیث (1054) حضرت علی (ع) می فرمایند:

لا تَصفُو الخِلَّةُ مَعَ غَیرِ اَدیبٍ
دوستى با شخص بی ‏ادب ، صمیمانه نخواهد شد
بحار الأنوار، ج 67، ص 400
حدیث (1055) حضرت صادق (ع) می فرمایند:

ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَمّا قَويَتْ عَلَيْهِ النِّـيَّةُ
اگر اراده قوى باشد، هیچ بدنى براى انجام دادن کار، ناتوان نیست.من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 400، ح 5859
حدیث (1056) حضرت هادی (ع) می فرمایند:

اَلسَّهَرُ اَ لَذُّ لِلمَنام وَ الجوعُ يَزیدُ فى طیب الطَّعام.
شب‏ زنده ‏دارى، خواب را شیرین‏تر و گرسنگى، غذا را لذت بخش‏تر مى ‏کند.
تنبیه الخواطر، ص 141، ح 18.
حدیث (1057) امام سجاد علیه ‏السلام می فرمایند:

وَ الذُّنُوبُ الّتى تُنزِلُ النِّقَمَ عِصیانُ العارِفِ بِالبَغىِ وَ التَطاوُلُ عَلَى النّاسِ وَ الاِستِهزاءُ بِهِم وَ السُّخريَّةُ مِنهُم
گناهانى که باعث نزول عذاب مى‏شوند، عبارت‏اند از: ستم کردن شخص از روى آگاهى، تجاوز به حقوق مردم، و دست انداختن و مسخره کردن آنان.
معانى الاخبار ، ص 270
حدیث (1058) امام علی (ع) می فرمایند:

لا يَراَسُ مَن خَلا عَنِ الاَدَبِ وَ صَبا اِلَى اللَّعِبِ
کسى که از ادب بی ‏بهره باشد و شیفته بازى شود، به ریاست نمی ‏رسد
غرر الحکم، ح 4786
حدیث (1059) امام علی (ع) می فرمایند:

اَحسَنُ الاَدابِ ما كَفَّكَ عَنِ المَحارِمِ
بهترینِ ادب‏ها آن است که تو را از حرام‏ها باز دارد
معدن الجواهر، ص 59
حدیث (1060) امام صادق (ع) می فرمایند:

ايّاكَ وَ المِراءَ، فَاِنَّهُ يُحبِطُ عَمَلَكَ وَ ايّاكَ وَ الجِدالَ، فَاِنَّهُ یوبِقُكَ وَ ايّاكَ وَ كَثرَةَ الخُصوماتِ فَاِنَّها تُبعِدُكَ مِنَ اللّه‏ِ
از بگو مگو خوددارى کن، زیرا که این کار، عملت را نابود مى‏کند. از جدل و ستیز هم خوددارى کن؛ زیرا که تو را هلاک مى‏سازد و از دشمنى زیاد کناره بگیر؛ چه این‏که چنین کارى تو را از خدا دور مى‏کند.
تحف العقول، ص 309

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:29
حدیث (1061) پیامبر اکرم (ع) می فرمایند:اَلصَّدَقَةُ تَدْفَعُ البَلاءَ وَ هِىَ اَنـجَحُ دَواء وَ تَدفَعُ القَضاءَ وَ قَد اُبرمَ اِبراما وَ لا يَذهَبُ بِالاَْدواءِ اِلاَّ الدُّعاءُ وَ الصَّدَقَةُ
صدقه بلا را برطرف مى‏کند و مؤثرترینِ داروست. همچنین، قضاى حتمى را برمى‏گرداند و درد و بیمارى‏ها را چیزى جز دعا و صدقه از بین نمى‏برد.
بحارالأنوار، ج 93، ص 137، ح 71
حدیث (1062) امام علی (ع) می فرمایند:كَفى بِالتَّجارِبِ مُؤَدِّبا
براى ادب ‏آموزى، تجربه ‏ها کافی ‏اند
غرر الحکم، ح 9226
حدیث (1063) امام علی (ع) می فرمایند:مَن شاوَرَ ذَوِى العُقولِ استَضاءَ بِاَنوارِ العُقولِ
هر کس با عقلا مشورت کند، از نور عقل‏ها بهره می ‏برد
غررالحکم، ح 8634
حدیث (1064) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:رَاسُ العَقلِ بَعدَ الایمانِ بِاللّه‏ِ مُداراةُ النّاسِ فى غَیرِ تَركِ حَقٍّ
کمال عقل پس از ایمان به خدا، مدارا کردن با مردم است به شرط آن که حق، ترک نشود
تحف العقول، ص 42
حدیث (1065) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:مَن اَكَلَ وَ ذو عَینَین يَنظُرُ اِلَیهِ وَ لَم يُواسِهِ ابتُلى بِداءٍ لا دَواءَ لَهُ
هر کس غذا بخورد و دیگرى به او نگاه کند، و به او ندهد، به دردى بى درمان مبتلا مى‏شود
تنبیه الخواطر، ج 1 ، ص 47
حدیث (1066) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:اِن قَدَرتَ اَن تُصبِحَ و تُمسى و لَیسَ فى قَلبِكَ غَشٌّ لاَِحَد فَافعَل و ذلِكَ مِن سُنَّتى و مَن أحیى سُنَّتى فَقَد اَحیانى و مَن اَحیانى کانَ مَعى فِى الجَنَّةِ
تا مى‏توانى بکوش که صبح و شب در قلبت (حتّى) قصد فریب و نیرنگ کسى نباشد؛ چرا که این از سنّت‏هاى من است و کسى که سنّتم را زنده کند، مرا زنده کرده است و کسى که مرا زنده کند، در بهشت با من خواهد بود.
سنن ترمذى، ج 4، ص 151
حدیث (1067) امام علی (ع) می فرمایند:اَعقَلُ النّاسِ مَن کانَ بِعَیبِهِ بَصیرا وَ عَن عَیبِ غَیرِهِ ضَریرا
عاقل‏ ترین مردم کسى است که به عیب‏ هاى خویش بینا و از عیوب دیگران، نابینا باشد
غررالحکم، ح 3233
حدیث (1068) امام علی (ع) می فرمایند:لَیسَ العاقِلُ مَن يَعرِفُ الخَیرَ مِنَ الشَّرِّ وَ لكِنَّ العاقِلَ مَن يَعرِفُ خَیرَ الشَّرَّینِ
عاقل، آن نیست که خوب را از بد تشخیص دهد. عاقل، کسى است که از میان دو بد، آن را که ضررش کمتر است، بشناسد
مطالب السئول، ص 250
حدیث (1069) امام علی (ع) می فرمایند:اَلا وَ اِنَّ اللَّبیبَ مَنِ استَقبَلَ وُجوهَ الاآراءِ بِفِکرٍ صائِبٍ وَ نَظَرٍ فِى العَواقِبِ
بدانید عاقل، کسى است که با فکر درست، به استقبال نظرات گوناگون برود و در عواقب امور بنگرد
غررالحکم، ح 2778
حدیث (1070) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:اِذا رَآى اَحَدُكُم مِن نَفسِهِ اَو مالِهِ اَو مِن اَخيهِ ما يُعجِبُهُ فَليَدعُ لَهُ بِالبَرَكَةِ فَاِنَّ العَينَ حَق
هرگاه يكى از شما در خودش، يا مالش، يا برادرش، چيز جالب توجهى ديد، براى بركت يافتن آن دعا كند؛ زيرا چشم‏زخم، واقعيت دارد.
نهج الفصاحه ، ح 206

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:30
حدیث (1071) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

طَعامُ السَّخىِّ دَواءٌ وَ طَعامُ الشَّحيحِ داءٌ
غذاى سخاوتمند، دارو و غذاى بخيل، درد است.
بحارالأنوار ، ج 68، ص 357، ح 22
حدیث (1072) امام علی (ع) می فرمایند:

اَلظَّنُّ الصَّوابُ مِن شيَمِ اُولِى الاَلبابِ
خوش گمانى، از اخلاق عاقلان است
غررالحكم، ح 1386
حدیث (1073) امام علی (ع) می فرمایند:

اِتَّهِمُوا عُقولَكُم فَاِنِّهُ مِنَ الثِّقَةِ بِها يَكونُ الخَطاءُ
عقل خويش را زير سؤال ببريد، زيرا از اعتماد به آن، خطاها سرچشمه می‏گيرد
غررالحكم، ح 2570
حدیث (1074) امام علی (ع) می فرمایند:

اِذا فَسَدَتِ النِّـيَّةُ وَقَعَتِ البَليَّةُ
هرگاه نيت فاسد شود، بلا و گرفتارى پيش می ‏آيد
غررالحكم، ح 4021
حدیث (1075) امام علی (ع) می فرمایند:

اَلحَسَدُ يُضنِى الجَسَد
حسد، بدن را فرسوده و عليل مى‏كند.
غررالحكم، ح 943
حدیث (1076) لقمان حكيم (ع) می فرمایند:

يَا بُنَىَّ اِذَا امتَلأََتِ المَعِدَةُ نَامَتِ الفِكرَةُ وَ خَرِسَتِ الحِكمَةُ وَ قَعَدَتِ الاَعضَاءُ عَنِ العِبادَةِ
فرزندم هرگاه شكم پر شود، فكر به خواب می ‏رود و حكمت، از كار می ‏افتد و اعضاى بدن از عبادت باز می ‏مانند
مجموعه ورام، ج 1، ص 102
حدیث (1077) امام صادق (ع) می فرمایند:

اَوَّلُ النَّظَرَةِ لَكَ وَ الثّانيَةُ عَلَيكَ وَ لا لَكَ وَ الثّالِثَةُ فيهَا الهَلاكُ
نگاه اول (ناخودآگاه به نامحرم) براى تو (حلال) است و نگاه دوم ممنوع است و حرام و نگاه سوم، هلاكت‏بار است
من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 474
حدیث (1078) امام باقر (ع) می فرمایند:

اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ يَقى بِالتَّقْوى عَنِ الْعَبْدِ ما عَزُبَ عَنْهُ عَقْلُهُ وَ يُجَلّى بِالتَّقْوى عَنْهُ عَماهُ وَ جَهْلَهُ
خداوند عزوجل به وسيله تقوا، انسان را از آنچه عقلش به آن نمى‏رسد، حفظ مى‏كند و كوردلى و نادانى را از او دور مى‏نمايد.
كافى، ج 8، ص 52، ح 16
حدیث (1079) امام علی (ع) می فرمایند:

مَنِ اقْتَصَرَ عَلى بُلْغَةِ الْكَفافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الراحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَةِ
هر كس به مقدار كفايت، قناعت كند، آسايش مى‏يابد و براى خويش زمينه گشايش فراهم مى‏كند
نهج البلاغه، حكمت 377
حدیث (1080) امام صادق (ع) می فرمایند:

اَروَحُ الرَّوحِ اَليَأسُ مِنَ النّاسِ
بهترين راحتى و آسودگى، بى‏توقعى از مردم است
كافى ، ج 8، ص 243، ح 337

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:31
حدیث (1081) امام صادق (ع) می فرمایند:ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَمّا قَويَتْ عَلَيْهِ النِّـيَّةُ
اگر اراده قوى باشد، هيچ بدنى براى انجام دادن كار، ناتوان نيست.
من لايحضره الفقيه، ج 4، ح 5859.
حدیث (1082) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:اَلصِّدقُ طُمَأْنينَةٌ وَ الْكَذِبُ ريبَةٌ
راستگويى [مايه] آرامش و دروغگويى [مايه] تشويش است.
نهج الفصاحه، ح 1864
حدیث (1083) امام علی (ع) می فرمایند: اَ لحِلمُ حِجابٌ مِنَ الآفاتِ
بردبارى، مانعى در برابر آفت‏هاست
غررالحكم، ح 720
حدیث (1084) امام هادی (ع) می فرمایند:اَلسَّهَرُ اَ لَذُّ لِلْمَنامِ وَ الْجوعُ يَزيدُ فى طيبِ الطَّعام
شب ‏زنده ‏دارى، خواب را شيرين‏تر و گرسنگى، غذا را لذت بخش‏تر مى‏كند.
تنبيه الخواطر، ص 141، ح 18.
حدیث (1085) امام علی (ع) می فرمایند:اَلمُريبُ اَبَدا عَليلٌ
آدم بدبين، هميشه بيمار است
غررالحكم، ح 839
حدیث (1086) رسول اکرم (ص) می فرمایند:اَعظَمُ النِّساءِ بَرَكَةً اَيسَرُهُنَّ صَداقا
با بركت ‏ترين زنان، كم مهريّه‏ترين آنان است
السنن الكبرى، ج 7، ص 235
حدیث (1087) امام علی (ع) می فرمایند:ايّاكُم وَ الحَلفَ فَاِنَّهُ يُنفِقُ السِّلعَةَ وَ يَمحَقُ البَرَكَةَ
از قسم خوردن بپرهيزيد، چرا كه كالا را تلف مى‏كند و بركت را از بين می ‏برد
كافى، ج 5، ص 162، ح 4
حدیث (1088) امام صادق (ع) می فرمایند:اِزْرَعُوا وَاغْرِسُوا وَاللهِ ما عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً أجَلَّ وَلا أطْيَبَ مِنْهُ.
كشت كنيد و درخت بنشانيد. به خدا قسم،‌ آدمیان كاری برتر و پاکتر از این نكرده‌اند.
بحار الأنوار، ج 103، ص 68
حدیث (1089) امام علی (ع) می فرمایند:ايّاكُم وَ الحَلفَ فَاِنَّهُ يُنفِقُ السِّلعَةَ وَ يَمحَقُ البَرَكَةَ
از قسم خوردن بپرهيزيد، چرا كه كالا را تلف مى‏كند و بركت را از بين می ‏برد
كافى، ج 5، ص 162، ح 4

حدیث (1090) امام علی (ع) می فرمایند:بِئسَ القَرينُ الغَضَبُ: يُبدِى المَعائِبَ وَ يُدنِى الشَّرَّ وَ يُباعِدُ الخَيرَ
خشم، بدترين همراه است: عيب‏ها را آشكار، بدى‏ها را نزديك و خوبى‏ها را دور مى‏كند.
غرر الحكم، ح 4417

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:31
حدیث (1091) رسول اکرم (ص) می فرمایند:باكِروا طَـلَبَ الرِّزقِ وَ الحَوائِجِ فَاِنَّ الغُدُوَّ بَرَكَةٌ وَ نَجاحٌ
در پى روزى و نيازها، سحر خيز باشيد؛ چرا كه حركت در آغاز روز، (مايه) بركت و پيروزى است
المعجم الاوسط، ج 7، ص 194
حدیث (1092) امام علی (ع) می فرمایند:عِندَ فَسادِ النِّيَّةِ تَرتَفِعُ البَرَكَةُ
هرگاه نيّت‏ها فاسد باشد، بركت از ميان می ‏رود
غررالحكم، ح 6228
حدیث (1093) رسول اکرم (ص) می فرمایند:عَليٌّ يَعسوبُ المُؤمِنينَ وَ المالُ يَعسوبُ المُنافِقينَ
على پيشواى مؤمنان و ثروت پيشواى منافقان است.
الأمالى طوسى، ص 355
حدیث (1094) رسول اکرم (ص) می فرمایند:إِنَّ الْمُؤْمِنَ هِمَّتُهُ فِي الصَّلاةِ وَالصِّيامِ وَالْعِبادَةِ وَالْمُنافِقُ هِمَّتُهُ فِي الطَّعامِ وَالشَّرابِ كَالْبَهيمَةِ
همّت مؤمن در نماز و روزه و عبادت است و همّت منافق در خوردن و نوشيدن؛ مانند حيوانات.
تنبيه الخواطر،ج1، ص 94
حدیث (1095) رسول اکرم (ص) می فرمایند:اَلْمُؤْمِنُ لَيِّنُ الْمِنكَبِ يُوَسِّعُ عَلى أَخيهِ وَ الْمُنافِقُ يَتَجافى يُضَيِّقُ عَلى أَخيهِ
مؤمن نرمخوست و براى برادرش جا (ى نشستن) باز مى‏كند و منافق درشتخوست و جا را بر برادرش تنگ مى‏كند.
كنزالعمّال، ح 778.
حدیث (1096) رسول اکرم (ص) می فرمایند:اَلبَرَكَةُ مَعَ اَكابِرِكُم
بركت، با بزرگان شماست
جامع الأخبار، ص 242، ح 617
حدیث (1097) امام صادق (ع) می فرمایند:إِنَّ الصّادِقَ أَوَّلُ مَنْ يُصَدِّقُهُ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ يَعْلَمُ أَنَّهُ صادِقٌ وَتُصَدِّقُهُ نَفْسُهُ تَعْلَمُ أَنَّهُ صادِقٌ
راستگو را نخستين كسى كه تصديق مى‏كند، خداى عزوجل است كه مى‏داند او راستگوست و نيز نفس او تصديقش مى‏كند كه مى‏داند راستگوست.
كافى، ج 2، ص 104، ح6
حدیث (1098) رسول اکرم (ص) می فرمایند:بُكاءُ الْمُؤمِنِ مِنْ قَلْبِهِ وَ بُكاءُ الْمُنافِقِ مِنْ هامَّتِهِ
گریه مؤمن از (درون) دل اوست و گريه منافق از (ظاهر و) سرش.


الجامع الصغير، ح 3156
حدیث (1099) رسول اکرم (ص) می فرمایند:إنَّ أَعْظَمَ النّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَاللّه‏ِ يَوْمَ الْقيامَةِ أَمْشاهُمْ فى أَرْضِهِ بِالنَّصيحَةِ
لِخَلْقِهِ.بلند مرتبه ‏ترين مردم نزد خداوند در روز قيامت كسى است كه در روى زمين بيشتر در خيرخواهى و ارشاد مردم قدم بردارد.
كافى، ج 2، ص 208، ح 5.
حدیث (1100) رسول اکرم (ص) می فرمایند:مَن أرادَ اللّه‏ُ بِهِ خَيرا رَزَقَهُ اللّه‏ُ خَليلاً صالحِا
هر كس كه خداوند براى او خير بخواهد، دوستى شايسته نصيب وى خواهد نمود.
نهج الفصاحه، ح 3064.

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:32
حدیث (1101) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:يُبعَثُ كُلُّ عَبد على ما ماتَ عَلَيهِ، اَلمُؤمِنُ عَلى إيمانِهِ وَ المُنافِقُ عَلى نِفاقِهِ
هر بنده‏اى بر همان چيزى كه در درون داشته و با آن از دنيا رفته، برانگيخته مى‏شود، مؤمن بر ايمانش و منافق بر نفاقش.

كنزالعمّال، ح 38954
حدیث (1102) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللَّهِ وَاليَومِ الخِرِ فَليُكرِم ضَيفَهُ؛
هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، بايد ميهمانش را گرامى دارد
كافى، ج 6، ص 285، ح‏1
حدیث (1103) امام صادق(ع) می فرمایند:اَلبَنونَ نَعيمٌ وَ البَناتُ حَسَناتٌ وَ اللّه‏ُ يَسألُ عَنِ النَّعيمِ ، وَ يُثيبُ عَلَى الحَسَناتِ .
پسران، نعمت ‏اند و دختران خوبى. خداوند ، از نعمت‏ها سؤال می‏كند و به خوبی ‏ها پاداش میدهد .
كافى ، ج 6، ص 7، ح 12
حدیث (1104) امام صادق(ع) می فرمایند:صِلُوا أرحامَكُم و بِرّوا بِإخوانِكُم وَ لَو بِحُسن السَّلامِ وَ رَدِّ الجَواب.
صله رحم نماييد و به برادران (دينى) خود نيكى كنيد، هر چند با سلام كردن خوب و يا جواب سلام خوب باشد.

كافى، ج 2، ص 157، ح 31
حدیث (1105) امام رضا(ع) می فرمایند:مَن أَرادَ أَن لايُوذيَهُ مِعدَتُهُ فَلا يَشرَب بَينَ طَعامِهِ ماءً
هر كس می‏خواهد معده ‏اش آزارش ندهد، در بين غذا آب نخورد.
فقه الرضا ص 346
حدیث (1106) امام علی(ع) می فرمایند:اَلمُتَّقونَ فيها (فِى الدُّنيا) هُم اَهلُ الفَضائِل مَنطِقُهُمُ الصَّوابُ وَ مَلبَسُهُمُ الاِقتِصادُ وَ مَشيُهُمُ التَّواضُعُ
تقواپيشگان، در دنيا اهل فضايلند، گفتارشان راست و درست، روششان ميانه ‏روى و رفتارشان متواضعانه است.
نهج البلاغه، از خطبه 184
حدیث (1107) امام علی(ع) می فرمایند:مَن جارَ قَصُرَ عُمرُهُ .
هر كس ظلم كند، عمرش كوتاه می‏شود.
عيون الحكم والمواعظ ، ص 429، ح 7334
حدیث (1108) امام صادق (ع) می فرمایند:مَا كَلَّمَ رَسولُ اللّه‏ِ صلی ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله اَلعِبادَ بِكُنهِ عَقلِهِ قَطُّ، قَالَ رَسُولُ اللّه‏ِ صلی ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله : اِنّا مَعاشِرَ النبياءِ اُمِرنا اَن نُـكَلِّمَ النّاسَ عَلى قَدرِ عُقولِهِم
رسول خدا صلى ‏الله‏ عليه‏ و ‏آله هرگز با مردم به اندازه عقل خود سخن نگفتند و فرمودند: ما پيامبران مأموريم كه با مردم به اندازه عقل و فهمشان سخن بگوييم
كافى، ج 1 ، ص 23
حدیث (1109) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:اِنَّ الا ِختِلافَ وَ التَّنازُعَ وَ التَّثَـبُّطَ مِن أمرِ العَجزِ وَ الضَّعفِ وَ هُوَ مِمّا لا يُحِبُّهُ اللّه‏ُ وَ لا يُعطى عَلَيهِ النَّصرَ وَ الظَّـفَرَ.
اختلاف و كشمكش و پشت هم اندازى، از ناتوانى و سستى است و خداوند نه آن را دوست دارد و نه با آن يارى و پيروزى می‏دهد.
جمال الاسبوع، ص 73

حدیث (1110) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:مَن سَرَّهُ اَن يُنسَاَلـَهُ فى عُمُرِهِ وَ يُوَسَّعَ لَهُ فى رِزقِهِ فَليَتَّقِ اللّه‏َ وَ ليَصِل رَحِمَهُ.
هر كس دوست دارد كه عمرش طولانى و روزىاش زياد شود، تقواى الهى پيشه كند و صله رحم نمايد.
بحارالأنوار ، ج 74، ص 102، ح 56

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:32
حدیث (1111) امام صادق(ع) می فرمایند:عَلَيكَ بِالأَحداثِ فَإِنَّهُم أسرَعُ إلى كُلِّ خَيرٍ.
جوانان را درياب، زيرا كه آنان سريع‏تر به كارهاى خير روى می ‏آورند.
كافى، ج 8، ص 93، ح 66
حدیث (1112) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:يا عَلىُّ اِذا حَضَرَ وَقتُ صَلاتِكَ فَتَهَيَّ لَها وَ اِلاّ شَغَلَكَ الشَّيطانُ وَ اِذا نَوَيتَ خَيرا فَعَجِّل وَ اِلاّ مَنَعَكَ الشَّيطانُ عَن ذلِكَ.
اى على! هرگاه وقت نمازت رسيد، آماده آن شو وگرنه شيطان تو را سرگرم می‏كند و هرگاه قصد [كار] خيرى كردى شتاب كن وگرنه شيطان تو را از آن باز می‏دارد.

امالى صدوق، ص 117
حدیث (1113) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:اَلوُضوءُ قَبلَ الطَّعامِ يَنفِى الفَقرَ، وَ بَعدَهُ يَنفِى الهَمَّ وَ يُصَحِّحُ البَصَرَ.شستن دست قبل از غذا، فقر را و پس از غذا، غم و اندوه را برطرف می‏كند و به چشم سلامتی می‏بخشد.
كنزالعمال، ح 26009.
حدیث (1114) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:لَن يَشبَعَ المُؤمِنُ مِن خَيرٍ يَسمَعُهُ حَتّى يَكونَ مُنتَهاهُ الجَنَّةَ.
هرگز مؤمن از شنيدن خير و خوبى سير نمی‏شود، تا آن‏كه سرانجامش بهشت گردد.
نهج الفصاحه، ح 2779
حدیث (1115)امام علی (ع) می فرمایند: نَحنُ اَقَمنا عَمودَ الحَقِّ و هَزَمنا جُيوشَ الباطِل
ما (اهل بيت) ستون‏هاى حق را استوار و لشكريان باطل را متلاشى كرديم.
عيون الحكم والمواعظ، ص 499
حدیث (1116)امام علی (ع) می فرمایند:عَلَيكُمبِالسَّخا ِوَحُسنِ‏الخُلقِ‏فَإِنّ هُمايَزيدانِ‏الرِّزقَ‏و يوجِبانِ‏المَحَبَّةَ.
به يكديگر هديه بدهيد تا محبّت را در ميان خود بيفزاييد.
غررالحكم 4/304/6161
حدیث (1117)پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:اَلمُؤمِنُ يَأكُلُ بِشَهوَةِ أَهلِهِ، اَلمُنافِقُ يَأكُلُ أَهلُهُ بِشَهوَتِهِ.
مؤمن به ميل و رغبت خانواده‏اش غذا می ‏خورد ولى منافق ميل و رغبت خود را به خانواده ‏اش تحميل می ‏كند
كافى 2/105/11
حدیث (1118) امام صادق(ع) می فرمایند:كونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَيرِ اَ لسِنَتِكُم، لِيَرَوا مِنكُم الوَرَعَ وَ الاِجتِهادَ وَ الصَّلاةَ وَ الخَيرَ، فَاِنَّ ذلِكَ داعيَةٌ.
مردم را به غير از زبان خود، دعوت كنيد، تا پرهيزكارى و كوشش در عبادت و نماز و خوبى را از شما ببينند، زيرا اينها خود دعوت كننده است.

منية المريد، ص 102
حدیث (1119) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:پیامبر اکرم (ص) به امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند : همانا که سعادتمند ، سعادتمند کامل ، سعادتمند حقیقی کسی است که بعد از من ، تو را اطاعت کند و سرپرست خود بداند و بدبخت ، بدبخت به تمام معنا و سیاه بخت حقیقی کسی است که از تو سرپیچی کند و پس از من با تو دشمنی ورزد ...

بحارالأنوار ج 39 ص 265
حدیث (1120) امام على (ع) می فرمایند:كَفِّروا ذُنوبَكُم وَتَحَبَّبوا اِلى‏ رَبِّكُم بِالصَّدَقَةِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ
با صدقه و صله رحم، گناهان خود را پاك كنيد و خود را محبوب پروردگارتان گردانيد.

غررالحكم، ح 7258

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:33
حدیث (1121) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:لَيسَ مِن عَبدٍ يَظُنُّ بِاللّه‏ِ خَيرا إلاّ كانَ عِندَ ظَنِّهِ بِهِ
بنده ‏اى نيست كه به خداوند خوش گمان باشد مگر آن كه خداوند نيز طبق همان گمان با او رفتار كند.

بحارالأنوار، ج 70، ص 384، ح42
حدیث (1121) امام على (ع) می فرمایند:لَو اَنَّ السَّماواتِ وَالرضَ كانَتا عَلى عَبدٍ رَتقا ثُمَّ اتَّقَى اللّه‏َ لَجَعَلَ اللّه‏ُ لَهُ مِنها مَخرَجا وَرَزَقَهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ
اگر آسمان‏ها و زمين، راه را بر بنده‏اى ببندند و او تقواى الهى پيشه كند، خداوند حتما راه گشايشى براى او فراهم خواهد كرد و از جايى كه گمان ندارد روزى‏اش خواهد داد.

غررالحكم، ح7599
حدیث (1122) پيامبر (ص) می فرمایند:خَيرُ الكَلامِ مَا دَلَّ وَ جَلَّ وَ قَلَّ وَ لَم يُمِلَّ
بهترين سخن، آن است كه قابل فهم و روشن و كوتاه باشد و خستگى نياورد.
كافى، ج 2، ص 361، ح 1
حدیث (1123) پيامبر (ص) می فرمایند:قَلبٌ لَيسَ فيهِ شَىْ‏ءٌ مِنَ الحِكمَةِ كَبَيتٍ خَرِبَ فَتَعَلَّموا وَ عَلِّموا وَ تَفَقَّهوا وَ لا تَموتوا جُهّالاً فَاِنَّ اللّه‏َ لا يَعذِرُ عَلَى الجَهلِ
دلى كه در آن حكمتى نيست، مانند خانه ويران است، پس بياموزيد و آموزش دهيد، بفهميد و نادان نميريد. براستى كه خداوند، بهانه ‏اى را براى نادانى نمی ‏پذيرد
كنزالعمال، ح 28750
حدیث (1124) امام صادق(ع)می فرمایند:اِنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ وَالبِرَّ لَيُهَوِّنانِ الحِسابَ وَيَعصِمانِ مِنَ الذُّنوب.
صله رحم و نيكى، حساب (قيامت) را آسان و از گناهان جلوگيرى می‏كند.

كافى، ج 2، ص 157، ح 31
حدیث (1125) پیامبر اکرم (ص)می فرمایند:أفضَلُ النّاسِ عِندَ اللّه‏ِ مَنزِلَة وَأَقرَبُهُم مِنَ اللّه‏ِ وَسيلَة المُحسِنُ يُكَفَّرُ إحسانُه.
صله رحم و نيكى، حساب (قيامت) را آسان و از گناهان جلوگيرى می‏كند.

کافى 4/33/1
حدیث (1126) پیامبر اکرم (ص)می فرمایند:اَلضَّيفُ يَنزِلُ بِرِزقِهِ وَيَرتَحِلُ بِذُنوبِ اَهلِ البَيتِ.
ميهمان، روزى خود را می ‏آورد و گناهان اهل خانه را می ‏برد.

بحارالأنوار، ج 75، ص 461، ح 14
حدیث (1127) امام صادق(ع)می فرمایند:مَن اَحَبَّ اَن يُحِبّهُ اللَّهُ وَ رَسولُهُ فَليَاكُل مَع ضَيفِهِ.
هر كس دوست دارد كه خدا و رسولش او را دوست داشته باشند، با ميهمان خود غذا بخورد.

امالى طوسى، ص 481، ح 18
حدیث (1128) پیامبر اکرم (ص)می فرمایند:صِلَةُ الرَّحِمِ تَعمُرُ الدِّيارَ وَ تَزيدُ فى الأعمارِ وَ اِن كانَ اَهلُها غَيرَ اَخيارٍ.
صله رحم، خانه‏ ها را آباد و عمرها را طولانى میكند، هر چند صله رحم كنندگان مردمان خوبى نباشند.

تنبيه الخواطر، ج 2، ص 116
حدیث (1129) امام على (ع) می فرمایند:كُنّا اِذَا احمَرَّ البَاسُ وَ لَقِىَ القَومُ القَومَ اتَّقَينا بِرَسولِ اللّه‏ِ صلی ‏الله‏ عليه‏ و ‏آله فَما يَكونُ اَحَدٌ اَقرَبَ اِلَى العَدُوِّ مِنهُ
وقتى كه آتش جنگ بر افروخته مى‏شد و دو لشكر به هم مى‏رسيدند، به پيامبر پناهنده می ‏شديم و كسى نبود كه از آن حضرت به دشمن نزديك‏تر باشد.
تحف العقول، ص 446

حدیث (1130) امام على (ع) می فرمایند: اِنَّ النّاسَ يَستَغنونَ اِذا عُدِلَ بَينَهُم وَ تُنزِلُ السَّماءُ رِزقَها وَ تُخرِجُ الرضُ بَرَكَتَها بِاِذنِ اللّه‏ِ تَعالى.
اگر در ميان مردم عدالت برقرار شود، همه بی ‏نياز می‏شوند و به اذن خداوند متعال آسمان روزى خود را فرو می ‏فرستد و زمين بركت خويش را بيرون می ‏ريزد.

من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 400، ح 5859

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:34
حدیث (1131) امام باقر (ع) می فرمایند:اَللَّهُمَّ ارزُقنى رِزقاً حَلالاً يَكفينى وَ لا تَرزُقنى رِزقاً يُطغينى وَ لا تَبتَليَنّى بِفَقرٍ اَشقى‏ بِهِ مُضَيِّقاً عَلَىَّ.
خداوندا! مرا روزىِ حلالى بده كه كفايتم كند، و روزى‏ ای نده كه به طغيانم كشانَد و به فقرى گرفتارم نكن كه با آن بدبخت شوم و به تنگنا افتم.

فضائل الشهر الثلاثة، ص 108
حدیث (1132) امام علی (ع) می فرمایند:لا يُؤنِسَنَّكَ اِلاَّ الحَقُّ وَ لا يوحِشَنَّكَ اِلاَّ الباطِلُ
مبادا جز حق، با تو اُنس بگيرد و جز باطل، از تو بهراسد.
نهج البلاغه، از خطبه 130
حدیث (1133) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:اَلصَّدَقَةُ عَلى‏ وَجهِها وَاصطِناعُ المَعروفِ وَ بِرُّ الوالِدَينِ وَصِلَةُ الرَّحِمِ تُحَوِّلُ الشِّقاءَ سَعادَةً وَتَزيدُ فِى العُمرِ وَ تَقى مَصارِ عَ السُّوءِ
صدقه به جا، نيكوكارى، نيكى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوش‏بختى تبديل و عمر را زياد و از پيشامدهاى بد جلوگيرى می ‏كند
نهج الفصاحه، ح 1869
حدیث (1134) امام صادق(ع) می فرمایند: اِنَّ مِن حَقيقَةِ الايمانِ اَن تُؤثِرَ الحَقَّ وَ اِن ضَرَّكَ عَلَى الباطِلِ وَ اِن نَفَعَكَ وَ اَن لا يَجوزَ مَنطِقُكَ عِلمَكَ.
از حقيقت ايمان اين است كه حق را بر باطل مقدم دارى، هر چند حق به ضرر تو و باطل به نفع تو باشد و نيز از حقيقت ايمان آن است كه گفتار تو از دانشت بيشتر نباشد.

(محاسن، ج 1، ص 205 )
حدیث (1135) امام علی (ع) می فرمایند:مَن رَكِبَ الباطِلَ اَذَلَّهُ مَركَبُهُ. مَن تَعَدَّى الحَقَّ ضاقَ مَذهَبُهُ.
كسى كه بر باطل سوار شود، مَركبش او را ذليل خواهد كرد. كسى كه از راه حق منحرف شود راه بر او تنگ خواهد شد.
عيون الحكم والمواعظ، ص 444
حدیث (1136) امام صادق(ع) می فرمایند:وَ لَيسَ يُحَبُّ لِلمُلوكِ أَن يُفَرِّطوا فى ثَلاثٍ: فى حِفظِ الثُّغورِ وَ تَفَقُّدِ المَظالِمِ وَ اختيارِ الصّالِحينَ لاَِعمالِهِم.
حاكم سزاوار نيست كه در سه كار كوتاهى كند: حفظ مرزها، رسيدگى به حقوق پايمال شده و انتخاب افراد شايسته براى كارهايشان
.البلد الامين، ص 349
حدیث (1137) امام علی (ع) می فرمایند:مَنِ اقتَصَرَ عَلى بُلغَةِ الكَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الراحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفضَ الدَّعَةِ.
هر كس به مقدار كفايت، قناعت كند، آسايش مى‏يابد و براى خويش زمينه گشايش فراهم مى‏كند.
نهج البلاغه، حكمت 377
حدیث (1139) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:لا تُداوِ اَحَدا حَتّى تَعرِفَ داءَهُ
هيچ كس را درمان مكن، مگر آن گاه كه بيمارى او را بشناسى.
نهج الفصاحه، ح 1726
حدیث (1140) امام علی (ع) می فرمایند:صِلَةُ الرَّحِمِ توجِبُ المَحَبَّةَ وَتَكبِتُ العَدُوَّ
صله رحم، محبّت آور است و دشمنى را از بين می ‏برد
غررالحكم، ح 5852

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:34
حدیث (1141) امام علی (ع) می فرمایند:خَيرُ النّاس عِندَ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ اَقوَمُهُم لِلّهِ بِالطّاعَةِ فيما لَهُ وَ عَلَيهِ وَاَقوَلُهُم بالحَقِّ وَ لَو كانَ مُرّا فَاِنَّ الحَقَّ بهِ قامَتِ السَّماواتُ وَالرضُ
بهترين مردم نزد خداى متعال كسانى هستند كه در اطاعت از خدا استوارترند چه به سودشان باشد چه به ضررشان و حق‏گو باشند هر چند تلخ باشد، زيرا كه آسمان‏ها و زمين براساس حق استوار است.
بحارالأنوار، ج 32، ص 401
حدیث (1142) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:إذَا استُحِقَّت وَلايَةُ اللّه‏ِ وَالسَّعادَةُ جاءَ الأجَلُ بَينَ العَينَينِ و ذَهَبَ الأمَلُ وَراءَ الظَّهرِ و إذَا استُحِقَّت وَلايَةُ الشَّيطانِ وَالشَّقاوَةُ جاءَ الأمَلُ بَينَ العَينَينِ و ذَهَبَ الأجَلُ وَراءَ الظَّهر
هرگاه كسى مستحق دوستى خداوند و خوشبختى باشد، مرگ در برابر چشمان او مى‏آيد و آرزو پشت سرش مى‏رود و هرگاه مستحق دوستى شيطان و بدبختى باشد، آرزو پيش چشم او، و مرگ پشت سرش قرار مى‏گيرد.
الكافى، ج 3، ص 258، ح 27
حدیث (1143) امام علی (ع) می فرمایند:اِذا قَطَّعُوا الأرحامَ جُعِلَتِ الأموالُ فى أيدىِ الأشرارِ
هرگاه مردم قطع رحم كنند، ثروت‏ها در دست افراد شرور قرار مى‏گيرد
كافى، ج 2، ص 348، ح 8
حدیث (1144) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:اِذا غَضِبَ اللّه‏ُ تَعالى عَلى اُمَّةٍ ثُمَّ لَم يُنزِل بِهَا العَذابَ غَلَت اَسعارُها و قَصُرَت أعمارُها و لَم يَربَح تُجّارُها و لَم تَزكُ ثِمارُها و لَم تَغزُر اَنهارُها و حُبِسَ عَنها اَمطارُها و سُلِّطَ عَلَيها اَشرارُها
هرگاه خداوند متعال بر مردمى خشم بگيرد و بر ايشان عذاب نفرستد، اجناس آنها گران و عمرشان كوتاه مى‏شود، بازرگانان آنها سود نمى‏برند، ميوه‏ هايشان سالم نمى‏ماند، رودخانه ‏هاى آنها پر آب نمى‏گردد، باران از آنها دريغ مى‏شود و بَدان آنان بر ايشان مسلّط مى‏گردند.

من لايحضره الفقيه، ج 1، ح 1489
حدیث (1145) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:اِنَّما اَهلَكَ الَّذينَ مِن قَبلِكُم اَنـَّهُم كانوا اِذا سَرَقَ فيهِمُ الشَّريفُ تَرَكوهُ وَ اِذا سَرَقَ فيهِمُ الضَّعيفُ اَقاموا عَلَيهِ الحَدَّ
نابودى مردمان پيش‏تر از شما از آنجا بود كه اگر سرشناسى دزدى می ‏كرد، رهايش می ‏ساختند و چون ناتوانى دزدى می ‏نمود، مجازاتش می ‏كردند.

نهج البلاغه، از نامه 47
حدیث (1146) امام علی (ع) می فرمایند: كانَ النَّبىُّ صلی ‏الله‏ عليه ‏و‏آله اِذا اَصبَحَ مَسَحَ عَلى رُؤوسِ وُلدِهِ وَ وُلدِ وُلدِهِ.
هرگاه صبح می ‏شد پيامبر صلی ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله دست نوازش را بر سر فرزندان و نوه‏ هاى خود می ‏كشيدند .

حدیث (1147) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:لاتَختَلِفوا، فَإِنَّ مَن كانَ قَبلَكُمُ اختَلَفوا فَهَلَكوا .
باهم اختلاف نكنيد، كه پيشينيان شما دچار اختلاف شدند و نابود گشتند.
علل الشرايع، ج 1، ص 265، ح 9
حدیث (1148) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:عَلَيكُم بِالدُّبّاءِ فَاِنَّهُ يُذَكِّى العَقلَ وَ يَزيدُ فِى الدِّماغِ
كدو بخوريد، چرا كه عقل را تيز و (كارآيى) مغز را زياد مى‏كند.

كافى، ج 6، ص 344، ح 1
حدیث (1149) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:مَن اُعطِىَ اَربَعَ خِصالٍ فِى الدُّنيا فَقَد اُعطِىَ خَيرَ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ وَ فازَ بِحَظِّهِ مِنهُما؛ وَرَعٌ يَعصِمُهُ عَن مَحارِمِ اللّه‏ِ وَ حُسنُ خُلُقٍ يَعيشُ بِهِ فِى النّاسِ وَ حِلمٌ يَدفَعُ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ وَزَوجَةٌ صالِحَةٌ تُعينُهُ عَلى اَمرِ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ
به هر كس در دنيا چهار خصلت داده شود، خير دنيا و آخرت به او داده شده و بهره خويش را از آن دو بر گرفته است: تقوايى كه او را از حرام‏هاى خدا باز دارد، اخلاق خوشى كه با آن در ميان مردم زندگى كند، حلمى كه با آن جهالت نادان را از خود دور سازد و زنى شايسته كه در كار دنيا و آخرت او را يارى رساند.

بحارالأنوار، ج 69، ص 404، ح 106
حدیث (1150) امام رضا (ع) می فرمایند:دَعاهُ رَجُلٌ فَقالَ لَهُ عَلىٌّ عليه السلام: قَد أجَبتُكَ عَلى‏ اَن تَضمَنَ لى ثَلاثَ خِصالٍ . قالَ: وما هِىَ يا اَميرَالمُؤمِنينَ ؟ قالَ: لاتُدخِل عَلَىَّ شَيئاً مِن خارِ جٍ وَ لا تَدَّخِر عَنّى شَيئاً فِى البَيتِ، وَ لا تُجحِف بِالعِيالِ . قالَ : ذاكَ لَكَ يا اَميرَ المُؤمِنينَ ، فَاَجابَهُ عَلىُّ بنُ اَبى طالِبٍ ‏عليه السلام
مردى، امير المؤمنين‏عليه السلام را به ميهمانى دعوت كرد . حضرت فرمودند : مى‏پذيرم به شرط اين كه سه قول به من بدهى . عرض كرد : چه قولى اى امير المؤمنين؟ فرمودند : از بيرون چيزى براى من تهيه نكنى ، حاضرى خانه‏ات را از من دريغ ننمايى و به زن و فرزندنت زور نگويى . عرض كرد : قبول مى‏كنم اى امير المؤمنين . پس على بن ابى طالب‏عليه السلام دعوت را پذيرفتند .

عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 45، ح 138

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:35
حدیث (1151) امام رضا (ع) می فرمایند:وَ الّذى نَفسى بِيَدِهِ لايَدخُلُ الجَنَّةِ اِلاّ رَحيمٌ قالوا: كُلُّنا رَحيمٌ. قالَ: لا حَتّى تَرحَمَ العامَّةَ.
سوگند به آن كس كه جانم در دست اوست، كسى جز اهل ترحم به بهشت نمی ‏رود. عرض كردند: «همه ما دلْ‏رحم و مهربانيم»، فرمودند: نه، مگر آن گاه كه به عموم مردم رحم كنيد
كافى ، ج 2، ص 104، ح 5
حدیث (1152) امام علی (ع) می فرمایند:اِنَّ صِلَةَ الرحامِ لَمِن موجِباتِ الاِسلامِ وَ اِنَّ اللّهَ سُبحانَهُ اَمَرَ بِاِكرامِها وَ اِنَّهُ تَعالى‏ يَصِلُ مَن وَصَلَها وَ يَقطَعُ مَن قَطَعَها وَ يُكرِم مَن اَكرَمَها
به راستى كه صله رحم از واجبات اسلام است و خداى سبحان، امر فرموده كه آن را گرامى بدارند و خداوند متعال با هر كس كه صله رحم كند، رابطه برقرار می‏كند و با هر كس كه قطع رحم كند، قطع رابطه می ‏كند و هر كس كه صله رحم را گرامى بدارد، گرامی ‏اش می‏دارد.

غررالحكم، ح 3651
حدیث (1153) امام باقر می فرمایند:ما بَينَ الحَقِّ وَ الباطِلِ اِلاّ قِلَّةُ العَقلِ. قيلَ: وَ كَيفَ ذلِكَ يَابنَ رَسولِ اللّه‏ِ؟ قالَ: اِنَّ العَبدَ يَعمَلُ العَمَلَ الَّذى هُوَ لِلّهِ رِضا فَيُريدُ بِهِ غَيرَ اللّه‏ِ فَلَو اَنَّهُ اَخلَصَ لِلّهِ لَجاءَهُ الَّذى يُريدُ فى اَسرَعَ مِن ذلِكَبه.
ميان حق و باطل جز كم ‏عقلى فاصله نيست. عرض شد: چگونه، اى فرزند رسول خدا؟ فرمودند: انسان كارى را كه موجب رضاى خداست براى غير خدا انجام می ‏دهد، در صورتى كه اگر آن را خالص براى رضاى خدا انجام می ‏داد، زودتر به هدف خود می رسيد تا براى غير خدا.

محاسن، ج 1، ص 254، ح 280
حدیث (1154) امام صادق می فرمایند:لا يَستَيقِنُ القَلبُ اَنَّ الحَقَّ باطِلٌ اَبَدا وَ لا يَستَيقِنُ اَنَّ الباطِلَ حَقٌّ اَبَدا
هرگز دل به باطل بودن حق و به حق بودن باطل يقين نمى ‏كند

تفسير العياشى، ج 2، ص 53، ح 39
حدیث (1155) امام علی می فرمایند:لا تَقسِروا اَولادَكُم عَلى آدابكُم ، فَاِنَّهُم مَخلوقونَ لِزَمان غَيرِ زَمانِكُم
آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحميل نكنيد، زيرا آنان براى زمانى غير از زمان شما آفريده شده ‏اند

شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج20، ص267، ح102
حدیث (1156) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:صِفَةُ العاقِل اَن يَحلُمَ عَمَّن جَهِلَ عَلَيهِ وَ يَتَجاوَزَ عَمَّن ظَلَمَهُ وَ يَتواضَعَ لِمَن هُوَ دونَهُ وَ يُسابِقَ مَن فَوقَهُ فى طَلَبِ البِرِّ وَ اِذا اَرادَ اَن يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ فَاِن كانَ خَيرا تَكَلَّمَ فَغَنِمَ وَ اِن كانَ شرّا سَكَتَ فَسَلِمَ وَ اِذا عَرَضَت لَهُ فِتنَةٌ اِستَعصَمَ بِاللّهِ وَ اَمسَكَ يَدَهُ وَ لِسانَهُ وَ اِذا رَى فَضيلَةً اِنتَهَزَ بِها لا يُفارِقُهُ الحَياءُ وَ لا يَبدو مِنهُ الحِرصُ فَتِلكَ عَشرُ خِصالٍ يُعرَفُ بِهَا العاقِلُ.

ويژگى عاقل اين است كه در برابر رفتار جاهلانه بردبارى كند، از كسى كه به او ظلم كرده درگذرد، در برابر زير دست خود متواضع باشد، با بالا دست خود در طلب نيكى رقابت كند، هرگاه بخواهد سخن بگويد بينديشد، اگر خوب بود بگويد و سود برد و اگر بد بود سكوت كند و سالم ماند، هرگاه با فتنه‏اى روبه‏رو شود به خدا پناه برد، دست و زبان خود را نگاه دارد، هرگاه فضيلتى ببيند آن را غنيمت شمارد، شرم و حيا از او جدا نشود و حريص نباشد، اينها ده خصلت‏اند كه عاقل با آنها شناخته مى‏شود.
تحف العقول، ص 28
حدیث (1157) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:مَن رَزَقَهُ اللّه‏ُ حُبَّ الاَئِمَّةِ مِن اَهل بَيتى فَقَد اَصابَ خَيرَ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ، فَلا يَشُكَّنَّ اَحَدٌ اَنَّهُ فِى الجَنَّةِ فَاِنَّ فى حُبِّ اَهل بَيتى عِشرينَ خَصلَةً عَشَرَةٌ مِنها فِى الدُّنيا وَ عَشَرَةٌ مِنها فِى الآخِرَةِ
هر كس كه خداوند محبت امامان از اهل بيت مرا نصيب او كرده بى‏گمان به خير دنيا و آخرت دست يافته و بدون شك در بهشت خواهد بود، پس هيچ يك (از شيعيان) نبايد در اين كه اهل بهشت است شك كند؛ زيرا در دوستى اهل بيت من بيست ويژگى است كه ده مورد آن در دنيا و ده مورد آن در آخرت است.
بحارالأنوار، ج 27، ص 78، ح 12
حدیث (1158) امام علی (ع) می فرمایند:اِذا عاتَبتَ الحَدَثَ فَاترُك لَهُ مَوضِعا مِن ذَ نبِهِ لِئَلاّ يَحمِلَهُ الاِخراجُ عَلَى المُكابَرَةِ
هرگاه جوان را توبيخ كردى ، برخى خطاهاى او را ناديده بگير، تا توبيخ تو، او را به مقابله وادار نسازد.
شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 20، ص 333، ح 819
حدیث (1159) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:خَمسٌ مِن سُنَنِ المُرسَلينَ: اَلحَياءُ وَ الحِلمُ وَ الحِجامَةُ وَ السِّواكُ وَ التَّعَطُّرُ
هرگاه جوان را توبيخ كردى ، برخى خطاهاى او را ناديده بگير، تا توبيخ تو، او را به مقابله وادار نسازد.
نهج الفصاحه، ح 1463
حدیث (1160) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:مَن كَشَفَ عَورَةَ اَخيهِ المُسلِمِ كَشَفَ اللّه‏ُ عَورَتَهُ حَتّى يَفضَحَهُ بِها فى بَيتِهِ
هر كس عيب و زشتى برادر مسلمان خود را فاش كند، خداوند زشتى او را آشكار سازد، تاجايى كه او را در درون خانه ‏اش رسوا سازد.
الترغيب والترهيب، ج 2، ص 239، ح 9

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:36
حدیث (1161) امام صادق (ع) می فرمایند:عَلَیکُم بالدُّعاءِ فَاِنّکُم لا تُقَرَّبُونَ بمِثلِهِ.
دعا کنید؛ زيرا با هيچ چيز به مانند دعا، به خدا نزدیک نمى‌شويد.
کافی، ج 2، ص 467
حدیث (1162) امام صادق (ع) می فرمایند:مَن اَحصى عَلى اَخيهِ المُؤمِنِ عَيبا لِيَعيبَهُ بِهِ يَوما ما كانَ مِن اَهلِ هذِهِ الآيَةِ قالَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ: اِنَّ الَّذينَ يُحِبّونَ اَن تَشيعَ الفِاحِشَةُ فِى الَّذينَ آمَنوا لَهُم عَذابٌ اَليمٌ فِى الدُّنيا وَ الاخِرَةِ وَ اللّه‏ُ يَعلَمُ وَ اَ نتُم لا تَعلَمونَ
هر كس درصدد عيب‏جويى برادر مؤمنش برآيد، تا با آن روزى او را سرزنش كند، مشمول اين آيه است: كسانى كه دوست دارند، زشتى‏ها در ميان مردم با ايمان شيوع پيدا كند، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت خواهد بود و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانيد
كافى، ج 7، ص 381، ح 1
حدیث (1163) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:مَا اجتَمَعَ قَومٌ فى بَيتٍ مِن بُيوتِ اللّه‏ِ يَتلونَ كِتابَ اللّه‏ِ وَ يَتَدارَسونَهُ بَينَهُم اِلاّ نَزَلَت عَلَيهِمُ السَّكينَةُ وَ غَشِيَتهُمُ الرَّحمَةُ وَ حَفَّتهُمُ المَلائِكَةُ وَ ذَكَرَهُمُ اللّه‏ُ فيمَن عِندَهُ
هيچ جلسه قرآنى براى تلاوت و درس در خانه‏اى از خانه ‏هاى خدا برقرار نشد، مگر اين كه آرامش بر آنان نازل شد و رحمت دربرشان گرفت و فرشتگان در اطراف آنان حلقه زدند و خداوند در ميان كسانى كه در نزدش هستند، از آنان ياد كرد.
پیامبر اعظم (ص): هيچ جلسه قرآنى براى تلاوت و درس در خانه‏اى از خانه ‏هاى خدا برقرار نشد، مگر اين كه آرامش بر آنان نازل شد و رحمت دربرشان گرفت و فرشتگان در اطراف آنان حلقه زدند و خداوند در ميان كسانى كه در نزدش هستند، از آنان ياد كرد.
كنزالعمّال، ح 2320
حدیث (1164) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:اَتـَرعوونَ عَن ذِكرِ الفاجِرِ حَتّى يَعرِفَهُ النّاسُ؟! فَاذكُرُوا الفاجِرَ بِما فيهِ يَحذَرهُ النّاسُ
آيا از بردن نام بدكار، براى اين‏كه مردم او را بشناسند، خوددارى مى‏كنيد؟ بدكار را با اعمال و كردارش معرفى كنيد، تا مردم از او برحذر باشند
كنزالعمال ، ح 8070
حدیث (1165) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:اَلسّابِقونَ اِلى ظِلِّ العَرشِ طوبى لَهُم قيلَ: يا رَسولَ اللّه‏ِ وَ مَن هُم؟ فَقالَ: اَلَّذينَ يَقبَلونَ الحَقَّ اِذا سَمِعُوهُ وَ يَبذُلونَهُ اِذا سُئِلوهُ وَ يَحكُمونَ لِلنّاسِ كَحُكمِهِم لاِنفُسِهِم
خوشا به سعادت سبقت جويان به سايه عرش. گفتند: اى رسول خدا! آنان كيانند؟ فرمودند: آنان كه چون حق را بشنوند، بپذيرند و هرگاه حق از آنان خواسته شود، دريغ نكنند و براى مردم همان‏گونه قضاوت كنند كه براى خود مى ‏كنند
بحارالأنوار، ج 75، ص 29، ح 19

حدیث (1166) امام صادق (ع) می فرمایند:إنّ لَناحَرَما وهُوقُمّ ، وسَتُدفَنُ فيه امرَأةُ مِن وُلدِي تُسَمّى فاطِمَةَ ، مَن زارَها وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ
ما را حرمى است و آن قم است . بزودى زنى از فرزندان من به نام فاطمه در آن جا دفن خواهد شد .
ميزان الحكمة : ح 8179
حدیث (1167) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:اَلسَّعيدُ مَن اختارَ باقِيَةً يَدومُ نَعيمُها على فانيَةٍ لا يَنفَدُ عَذابُها وَ قَدَّمَ لِما يَقدِمُ عَلَيهِ مِمّا هُوَ فى يَدَيهِ قَبلَ أن يُخَلِّفَهُ لِمَن يَسعَدُ بإنفاقِهِ وَ قَد شَقىَ هُوَ بِجَمعِهِ
خوشبخت كسى است كه سراى باقى را كه نعمتش پايدار است بر سراى فانى كه عذابش بى‏پايان است برگزيند و از آنچه در اختيار دارد براى سرايى كه به آنجا مى‏رود پيش فرستد قبل از آن‏كه آنها را براى كسى بگذارد كه او با انفاق آن خوشبخت مى‏شود ولى خودش با گردآورى آن (دارايى‏ها) بدبخت شده است.
اعلام الدّين، ص 345
حدیث (1168) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:لايَتَكَلَّفَنَّ أَحَدٌ لِضَيفِهِ ما لا يَقدِرُ
هيچ كس نبايد بيش از توانش خود را براى ميهمان به زحمت اندازد.
كنزالعمال، ح 25876
حدیث (1169) امام رضا (ع) می فرمایند:كَمالُ الدّين وَلايَتُنا وَالبَراءَةُ مِن عَدُوِّنا
كمال دين، در ولايت ما و بيزارى جستن از دشمن ماست.
اهل بيت : ج 2 ص 572 ح 865
حدیث (1170) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:لا تَزولُ قَدَما عَبدٍ يَومَ القيامَةِ حَتّى يُساَ لَ عَن اَربَعٍ عَن عُمُرِهِ فيما اَفناهُ وَ عَن شَبابِهِ فيما اَبلاهُ وَ عَن مالِهِ مِن اَينَ اَ كتَسَبَهُ وَ فيما اَ نفَقَهُ وَ عَن حُبِّنا اَهلَ البَيتِ
انسان ، در روز قيامت ، قدم از قدم برنمى‏دارد ، مگر آن كه از چهار چيز پرسيده مى‏شود : از عمرش كه چگونه گذرانده است ، از جوانى‏اش كه چگونه سپرى كرده ، از ثروتش كه از كجا به دست آورده و چگونه خرج كرده است و از دوستى ما اهل بيت [پيامبر (ص) ]
خصال ، ص 253، ح 125

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:36
حدیث (1171) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: قالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللّه‏ِ! ما حَقُّ ابنى هذا؟ قالَ: تُحسِنُ اسمَهُ وَ اَدَبَهُ وَ تَضَعُهُ مَوضِعا حَسَنا
مردى به رسول خدا (ص) عرض كرد: حق اين فرزند بر من چيست؟ پيامبر فرمودند: اسم خوب برايش انتخاب كنى، به خوبى او را تربيت نمايى و به كارى مناسب و پسنديده بگمارى
عدّة الداعى، ص 76
حدیث (1172) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:إِذا اوقِفَ العِبادُ نادى مُناد: لِيَقُم مَن أَجرُهُ عَلَى اللّه‏ِ وَليَدخُلِ الجَنَّةَ قيلَ: مَنْ‏ذَا الَّذى أَجرُهُ عَلَى اللّه‏ِ؟ قالَ: العافُونَ عَن النّاس
هنگامى كه بندگان در پيشگاه خدا مى‏ايستند، آواز دهنده‏اى ندا دهد: آن كس كه مزدش با خداست برخيزد و به بهشت رود. گفته مى‏شود: چه كسى مزدش با خداست؟ مى‏گويد: گذشت كنندگان از مردم.

كنزالعمال، ح 7009
حدیث (1173) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:مَن ساءَتهُ سَيِّئَتُهُ وسَرَّتهُ حَسَنَتُهُ فَهُوَ أمارَةُ المُسلِمِ المُؤمِنِ، وَأَمارَةُ المُنافِقِ الَّذي لاتَسوؤُهُ سَيِّئَتُهُ ولا تَسُرُّهُ حَسَنَتُهُ
هر كس از بدى‏اش ناراحت و از خوبى‏اش خوشحال شود، اين نشانه مسلمان مؤمن است و نشانه منافق اين است كه بدى‏اش ناراحتش نمى‏كند و خوبى‏اش او را خوشحال نمى‏سازد.

الدرالمنثور، ج4، ص 66
حدیث (1174) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ النفاقَ وَ يُبغِضُ لاِقتارَ، فَاَنفِق وَ اَطعِم وَ لا تُصَرصِر فَيَعسِر عَلَيكَ الطَّلَبُ
خداوند خرج كردن را دوست دارد و با سخت خرج كردن دشمن است پس انفاق و اطعام كن و به ثروت اندوزى مپرداز كه كسب ثروت تو را به سختى مى‏اندازد.

بحارالأنوار، ج64، ص 282، ح 43
حدیث (1175) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:طَهِّروا هذِه الاَجسادَ طَهَّرَكُمُ اللّه‏ُ، فَاِنَّهُ لَيسَ عَبدٌ يَبيتُ طاهِرا اِلاّ باتَ مَعَهُ مَلَكٌ فى شِعارِهِ وَ لا يَتَقَلَّبُ ساعَةً مِنَ اللَّيلِ اِلاّ قالَ: اَللّهُمَّ اغفِر لِعَبدِكَ فَاِنَّهُ باتَ طاهِرا
اين بدن‏ها را پاكيزه كنيد، خداوند پاكيزه‏تان كند، زيرا هيچ بنده‏اى نيست كه شب با بدنى پاكيزه بخوابد مگر اين‏كه فرشته‏اى در جامه او با وى مى‏خوابد و هيچ لحظه‏اى از شب از اين پهلو به آن پهلو نمى‏شود، مگر اين‏كه آن فرشته مى‏گويد: خدايا بنده‏ات را بيامرز، زيرا كه با بدنى پاكيزه خوابيده است
كنز العمال، ح 26003
حدیث (1176) امام صادق (ع) می فرمایند:العالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَيهِ اللَّوابِسُ
كسى كه به اوضاع زمان خود آگاه باشد، گرفتار هجوم اشتباهات نمى ‏شود
كافى، ج 2، ص 164، ح 5
حدیث (1177) امام باقر (ع) می فرمایند:الطَّمَعُ هُو الفَقرُ الحاضِرُ
طمع كردن همان فقر موجود است.
ميزان الحكمة ح 8272
حدیث (1178) امام کاظم (ع) می فرمایند:طوبى لِلمُصلِحينَ بَينَ النّاسِ، اُولئِكَ هُمُ المُقَرَّبونَ يَومَ القيامَةِ
خوشا به حال اصلاح‏كنندگان بين مردم، كه آنان همان مقرّبان روز قيامت‏اند.
تحف العقول، ص 393
حدیث (1179) امام صادق (ع) می فرمایند:حُسنُ الخُلُق مَجلَبَةٌ لِلمَوَدَّةِ
خوش خويى جلب كننده دوستى است .
دوستى : ص 102 ح 193
حدیث (1180) امام علی (ع) می فرمایند:مَنِ اتَّقَى اللَّهَ اَحَبَّهُ النَّاسُ
هر كس تقواى الهى پيشه كند، مردم او را دوست خواهند داشت.
كشف الغمه، ج 3، ص 139

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:37
حدیث (1181) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:اِذا رَآى اَحَدُكُم مِن نَفسِهِ اَو مالِهِ اَو مِن اَخيهِ ما يُعجِبُهُ فَليَدعُ لَهُ بِالبَرَكَةِ فَاِنَّ العَينَ حَقٌ
هرگاه يكى از شما در خودش، يا مالش، يا برادرش، چيز جالب توجهى ديد، براى بركت يافتن آن دعا كند؛ زيرا چشم ‏زخم واقعيت دارد.
نهج الفصاحه ، ح 206
حدیث (1182) امام علی (ع) می فرمایند:اِذَ ا احتَجتَ اِلَى المَشوَرَةِ فى اَمرٍ قَد طَرَاَ عَلَيكَ فَاستَبدِهِ بِبِدايَةِ الشُّبّانِ ، فَاِنَّهُم اَحَدُّ اَذهانا وَ اَسرَعُ حَدسا ، ثُمَّ رُدَّهُ بَعدَ ذالِكَ اِلى رَىِ الكُهولِ وَ الشُيوخِ لِيَستَعقِبوهُ وَ يُحسِنُوا، اَلختيارَ لَهُ ، فَاِنَّ تَجرِبَتَهُم اَكثَرُ
هرگاه به مشورت نيازمند شدى ، نخست به جوانان مراجعه نما، زيرا آنان ذهنى تيزتر و حدسى سريع‏تر دارند . سپس (نتيجه) آن را به نظر ميان‏سالان و پيران برسان تا پيگيرى نموده، عاقبت آن را بسنجند و راه بهتر را انتخاب كنند، چرا كه تجربه آنان بيشتر است.
شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 20، ص 337، ح 866
حدیث (1183) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:بَيتٌ لا صِبيانَ فيهِ لا بَرَكَةَ فيهِ
خانه‏ اى كه كودك در آن نباشد ، بركت ندارد.
كنز العمّال ، ح 44425
حدیث (1184) امام جواد (ع) می فرمایند:مَن لَم يَعرِفِ المَوارِدَ أعيَتهُ المَصادِرُ
هر كس نداند كارى را از كجا آغاز كند، از به سرانجام رساندن آن درماند
ميزان الحكمة : ح 3863
حدیث (1185) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: وَالّذى نَفسى بِيَدِهِ لاتَدخُلُوا الجَنَّةَ حَتّى تُؤمِنوا وَ لا تُؤمِنوا حَتّى تَحابّوا أولا أدُلُّـكُم عَلى شَئىٍ اِذا فَعَلتُموهُ تَحابَبتُم؟ اَفشُوا السَّلامَ بَينَـكُم
به خدايى كه جانم در اختيار اوست، وارد بهشت نمى‏شويد مگر مؤمن شويد و مؤمن نمى‏شويد، مگر اين‏كه يكديگر را دوست بداريد. آيا مى‏خواهيد شما را به چيزى راهنمايى كنم كه با انجام آن، يكديگر را دوست بداريد؟ سلام كردن بين يكديگر را رواج دهيد.
مشكاة الانوار، ص 157
حدیث (1186) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:مَن يَضمُن لى بِرَّ الوالِدَينِ وَ صِلَةَ الرَّحِمِ اَضمُن لَهُ كَثرَةَ المالِ وَ زيادَةَ العُمرِ وَ المَحَبَّةَ فِى العَشيرَةِ
هر كس نيكى به پدر و مادر و صله رحم را برايم ضمانت كند، من نيز زيادى ثروت، طول عمر و محبّت او را در دل خويشاوندان ضمانت مى‏نمايم.
مستدرك الوسائل، ج 15، ص 176، ح 12
حدیث (1187) امام جواد (ع) می فرمایند:مَن شَهد أمرا فَكَرهه كان كَمَن غَاب عَنه
كسى كه شاهد كارى باشد و آن را ناخوش بدارد مانند كسى است كه شاهد آن نبوده است .
ميزان الحكمة : ح 12879
حدیث (1188) امام جواد (ع) می فرمایند:مَن غابَ عَن أمر فَرضيه كَان كَمن شَهدَه .
كسى كه شاهد كارى نباشد اما به آن راضى باشد، مانند كسى است كه شاهد آن بوده است.
ميزان الحكمة : ح 12879
حدیث (1189) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:اَلضّيافَةُ اَوَّلُ يَومٍ وَ الثانى وَ الثالثُ وَ ما بَعدَ ذلِكَ فَاِنَّها صَدَقَةٌ تُصَدّق بِها عَلَيهِ
ميهمانى يك روز و دو روز و سه روز است، بعد از آن هر چه به او دهى صدقه محسوب میشود.
كافى، ج 6 ، ص 283، ح 2
حدیث (1190) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:قَلبٌ لَيسَ فيهِ شَى‏ءٌ مِنَ الحِكمَةِ كَبَيتٍ خَرِبٍ ، فَتَعَلَّموا وعَلِّموا ، وتَفَقَّهوا ولا تَموتوا جُهّالاً ؛ فَاِنَّ اللّه‏َ لا يَعذِرُ عَلَى الجَهل
دلى كه در آن حكمت نيست، همچون خانه‏اى ويران است. پس بياموزيد و آموزش دهيد، بفهميد و نادان نميريد كه خداى عزّوجلّ، بهانه‏ اى را براى نادانى نمى‏پذيرد.
الفردوس ، ح 4590

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:38
حدیث (1191) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:مَن كانَ فيهِ ثَلاثٌ سَلِمَت لَهُ الدُّنيا وَ الآخِرَةُ: يَمُرُ بِالمَعروفِ وَ يَتَمِرُ بِهِ وَ يَنهى عَنِ المُنكَرِ وَ يَنتَهى عَنهُ وَ يُحافِظُ عَلى حُدودِ اللّه‏ِ جَلَّ وَ عَلا
هر كس سه خصلت داشته باشد، دنيا و آخرتش سالم مى‏ ماند: به خوبى فرمان دهد و خود به آن عمل كند، از زشتى باز دارد و خود از آن باز ايستد و از حدود الهى پاسدارى كند
غررالحكم، ح 9076
حدیث (1192) امام علی (ع) می فرمایند:فى صِفَةِ النَّبىِّ (ص) ـ طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ قَد اَحكَمَ مَراهِمَهُ وَ اَحمى (اَمضى) مَواسِمَهُ يَضَعُ ذلِكَ حَيثُ الحَاجَةُ اِلَيهِ مِن قُلوبٍ عَمىٍ وَ آذانٍ صُمٍّ وَ اَلسِنَةٍ بُكمٍ مُتَتَبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الغَفلَةِ وَ مَواطِنَ الحَيرَةِ...
پيامبر (ص) پزشكى بودند كه با دانش خود، همواره در ميان مردم مى‏گشتند، مرهم‏هايشان را به خوبى فراهم و ابزار كارشان را آماده مى‏ساختند و آنها را هرجا كه لازم بود، مى‏گذاردند، در دل‏هاى كور و گوش‏هاى كر و زبان‏هاى گنگ. غفلتگاه‏ها و جايگاه‏هاى حيرت را جستجو و با داروى خود، آنها را درمان مى‏كردند
نهج البلاغه، از خطبه 108
حدیث (1193) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:خَيرُ القُلوبِ اَوعاها لِلخَيرِ وَ شَرُّ القُلوبِ اَوعاها لِلشَّرِّ، فَاَعلَى القَلبِ الَّذى يَعِى الخَيرَ مَملُوٌّ مِنَ الخَيرِ اِن نَطَقَ نَطَقَ مَأجورا و اِن اَنصَتَ اَنصَتَ مَأجورا
بهترين قلب‏ها، قلبى است كه ظرفيت بيشترى براى خوبى دارد و بدترين قلب‏ها، قلبى است كه ظرفيت بيشترى براى بدى دارد، پس عالى‏ترين قلب، قلبى است كه خوبى را در خود دارد و لبريز از خوبى است. اگر سخن بگويد، سخنش در خور پاداش است و اگر سكوت كند، سكوتش درخور پاداش است.
جعفريات، ص 168
حدیث (1194) امام باقر (ع) می فرمایند: الحَجُّ تَسكينُ القُلوبِ
حجّ آرامش بخش دلهاست.
ميزان الحكمة : ح 3270
حدیث (1195) امام باقر (ع) می فرمایند:شَكَتِ الكَعبَةُ اِلَى اللّه‏ِ ما تَلقى مِن اَنفاسِ المُشرِكينَ، فَاَوحَى اللّه‏ُ اِلَيها: اَن قَرّى يا كَعبَةُ، فَاِنّى اُبدِلُكَ بِهِم قَوما يَتَخَلَّلونَ بِقُضبانِ الشَّجَرِ. فَلَمّا بَعَثَ اللّه‏ُ مُحَمَّدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله اَوحى اِلَيهِ مَعَ جَبرَئيلَ بِالسِّواكِ وَالخِلالِ
كعبه از زجرى كه از بوى بد نفس‏هاى مشركين مى‏ كشيد، به درگاه خداوند شكايت نمود، خداوند به آن وحى كرد، تو را مژده باد كه به جاى اينان كسانى را جايگزين مى‏ كنم كه با شاخه‏ هاى درخت خلال
مى‏ كنند. هنگامى كه خداوند حضرت محمد (ص) را مبعوث فرمود، توسط جبرئيل سفارش مسواك و خلال كردن را به او وحى كرد.
محاسن، ج 2، ص 558، ح 924
حدیث (1196) امام صادق (ع) می فرمایند:کَفَی بالمَرء خِزیاً أن یَلبَسَ ثوباً یَشهَرُهُ أو یَرکَبَ دابَّهً تشهَرُهُ
برای رسوایی و خواری انسان همین بس که جامه ای بپوشد که او را انگشت نما کند یا مرکبی انگشت نما سوار شود.
کافی، ج 6 ، ص 44
حدیث (1197) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:مَن إستَبطَأ الرّزقَ فَلیَکثُر مِنَ التَّکبیر وَ مَن کَثُرَ هَمُّهُ وَ غَمُّهُ فَلیَکثِر مِنَ الاِستِغفار
کسی که در روزی خود تأخیر و تنگی می بیند زیاد تکبیر بگوید و کسی که غم و اندوهش زیاد شده بسیار استغفار کند
کنزالعمال 9325
حدیث (1198) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: اَلا وَ اِنَّ الغَضَبَ جَمرَةٌ فى قَلبِ ابنِ آدَمَ، اَما رَأيتُم اِلى حَمرَةِ عَينَيهِ وَ انتِفاخِ اَو داجِهِ؟! فَمَن اَحَسَّ بِشَىءٍ مِن ذلِكَ فَليَلصَق بِالرضِ
بدانيد كه خشم پاره آتشى در دل انسان است. مگر چشمان سرخش و رگ‏هاى گردنش را [هنگام خشم] نديده‏اند. هر كس چنين احساسى پيدا كرد، روى زمين بنشيند.
سنن الترمذى، ج 3، ص 328، ح 2286
حدیث (1199) امام علی (ع) می فرمایند:قَليلُ الحَقِّ يَدفَعُ كَثيرَ الباطِلِ كَما اَنَّ القَليلَ مِنَ النّارِ يُحرِقُ كَثيرَ الحَطَبِ
اندكى حقّ، بسيارى باطل را نابود مى‏كند، همچنان كه اندكى آتش، هيزم‏هاى فراوانى را مى‏ سوزاند.
غررالحكم، ح 6735

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:38
حدیث (1200) امام علی (ع) می فرمایند:إستِصلاحُ الأخیار بإکرامِهم وَ الأشرار بتَادیبهم
اصلاح کردن نیکان با گرامی داشتن است و اصلاح بدکاران به تأدیب
بحارالانوار ج75 ص82
حدیث (1201) امام صادق (ع) می فرمایند:سُئِلَ الصّادِقُ (ع) عَمّا یُثبتُ الایمانَ فی العَبدِ قال: ألَّذی یُثبتُهُ فیهِ الوَرَعُ وَ الَّذی یُخرجُهُ مِنهُ الطَّمَعُ.
از امام صادق درباره آنچه ایمان را در بنده استوار می کند سوال شد، حضرت فرمود: آنچه استوارش می کند تقوا و پارسایی است و آنچه بیرونش می برد طمع و آزمندی است.
وسایل الشیه ج20 ص358
حدیث (1202) رسول اکرم (ص) می فرمایند:مَنِ اغتابَ مُسلِما أَو مُسلِمَةً لَم يَقبَلِ اللّه‏ُ صَلاتَهُ وَلاصيامَهُ أَربَعينَ يَوما وَلَيلَةً إِلاّ أَن يَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ
هر كس از مرد يا زن مسلمانى غيبت كند، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزه او را نپذيرد مگر اين كه غيبت شونده او را ببخشد.
نهج ‏الفصاحه ح‏2915
حدیث (1203) رسول اکرم (ص) می فرمایند:أدنی الکُفر أن یَسمَعَ الرَّجُلُ مِن أخیهِ الکَلِمَةَ فَیَحفَظَها عَلَیهِ یُریدُ أن یَفضَحَهُ بها
کمترین کفر این است که انسان از برادرش سخنی بشنود و آن را نگهدارد تا او را با آن سخن رسوا کند.
وسایل الشیعه ج17 ص211
حدیث (1204) رسول اکرم (ص) می فرمایند:كادَ الحَليمُ أَن يَكونَ نَبيّا
آدم بردبار به پيامبرى نزديك است.
بحارالأنوار 43/70/61
حدیث (1205) امام صادق (ع) می فرمایند:مَن لَهُ جارٌ وَيَعمَلُ بِالمَعاصى فَلَم يَنهَهُ فَهُوَ شَريكُهُ
هر كس همسايه‏اى را داشته باشد كه گناه مى‏كند ولى او را نهى نكند، شريك در گناه اوست.
امالى شيخ طوسى ص‏535
حدیث (1206) امام صادق (ع) می فرمایند:ألمُومنُ مَن طابَ مَکسَبُهُ ... أنفَقَ الفَضلَ مِن مالِهِ وَ أمسَکَ الفَضلَ مِن کَلامِهِ
مومن کسی است که درآمدش پاک و حلال باشد ... زیادی مالش را انفاق کرده و زیادی کلامش را نگه می دارد.
کافی ج2 ص235
حدیث (1207) امام علی (ع) می فرمایند:ألبُخلُ جامِعٌ لِمَساوی العُیوب وَ هُو زمامٌ یُقادٌ بهِ إلَی کُلّ سوء.
بخل بدیها هر عیبی را دارد و افساری است که بخیل را به هر بدی می کشاند.
بحارالانوار ج70 ص307
حدیث (1208) امام علی (ع) می فرمایند:أكثِر أن تَنظُرَ إلى مَن فُضِّلتَ عَلَيهِ، فإنَّ ذلِكَ مِن أبوابِ الشُّكرِ
به كسى كه بر او برترى داده شده‏اى بسيار بنگر، زيرا اين كار يكى از انگيزه‏هاى شكرگزارى است.
بحارالأنوار 93/359/17
حدیث (1209) امام علی (ع) می فرمایند:إنَّ سَخاءَ النَّفس عَمّا أیدی النّاس لافضَلُ مِن سَخاء البَذلِ.
چشم پوشیدن از آنچه در دست مردم است بهتر از سخی و بخشنده بودن است.
غررالحکم ح8645
حدیث (1210) امام حسین (ع) می فرمایند:ما أَهوَنَ المَوتَ عَلى سَبيلِ نَيلِ العِزِّ وَإِحياءِ الحَقِّ لَيسَ المَوتُ فى سَبيلِ العِزِّ إِلاّحَياةً خالِدَةً وَلَيسَتِ الحَياةُ مَعَ الذُّلِّ إِلاَّ المَوتَ الَّذى لاحَياةَ مَعَهُ
چه آسان است مرگى كه در راه رسيدن به عزّت و احياى حق باشد، مرگ عزتمندانه جز زندگى جاويد و زندگى ذليلانه جز مرگ هميشگى نيست.
كافى 2/110/5

MEMAR.Z
25-11-2013, 15:39
حدیث (1211) امام علی (ع) می فرمایند:مَا جَفَّتِ الدُّموعُ إلّا لِقَسوَةِ القُلوب وَ ما قَسَتِ القُلوبُ إلّا لِکَثرَةِ الذُّنوب.
چشمها خشک نمی شود مگر به خاطر قساوت قلب و دلها قساوت پیدا نمی کند مگر به سبب زیادی گناه
وسائل الشیعه ج76 ص45
حدیث (1212) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:حَبّبوااللهَ إلی عِبادِهِ یُحِبُّکُمُ الله
خدا را محبوب مردم سازید تا خداوند هم شما را دوست داشته باشد.
منتخب میزان الحکمه ح860
حدیث (1213) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:مَن باعَ وَ اشتَرَی فَلیَحفَظ خَمسَ خِصال وَ إلّا فَلا یَشتَرین وَ لا یَبیعَنَّ: ألرّبا وَ الحَلفَ وَ کِتمانَ العَیب وَ الحَمدَ إذا باع وَ الذَّمَّ إذا اشتَرَی
هر که تجارت می کند باید از پنج چیز دوری گزیند وگرنه اصلاً خرید و فروش نکند: ربا، قسم خوردن، کتمان عیب، تعریف از کالایی که می فروشد و بدگویی از کالایی که می خرد.
کافی ج5 ص150
حدیث (1214) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:أللهُ أفرَحُ بتَوبَة العَبدِ مِنَ العَقیم الوالِدِ وَ مِنَ الضّالّ الواجدِ
خداوند از توبه بنده اش بیش از عقیمی که صاحب فرزند شود و گم کرده ای که گمشده اش را پیدا می کند خوشحال می شود.
مستدرک الوسائل ج12 ص126
حدیث (1215) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:حُرمَةُ الجار عَلَی الجار کَحُرمَةِ اُمِّه.
رعایت حرمت همسایه همانند حرمت مادر لازم است.
کافی ج2 ص666
حدیث (1216) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:صَوتان یُبغِضُهُما اللهُ: إعوالٌ عِندَ مُصیبَةٍ وَ مِزمارٌ عِندَ نِعمَةٍ.
خداوند دو صدا را دشمن دارد: شیون هنکام مصیبت، ساز و آوار هنگام نعمت
بحار الانوار ج74 ص145
حدیث (1217) امام علی (ع) می فرمایند:اَلْحُرِّيَّةُ مُنَزَّهَةٌ مِنَ الغِلِّ وَالمَكرِ
آزادگى از كينه‏ توزى و مكر منزّه است.
غررالحكم 2/204/2384
حدیث (1218) پیامبر اعظم (ص) می فرمایند:لا تَكرَهُوا الفِتنَه فِي آخِرالزَّمانِ فَاِنَّها تُبير المُنافِقين
از فتنه و آزمايش در آخرالزمان نگران نباشيد چرا كه موجب نابودي منافقان خواهد شد.
ميزان الحكمه، حديث شماره 15748
حدیث (1219) امام صادق (ع) می فرمایند:إیّاکُم وَ مُجالَسَةَ المُلوکِ وَ أبناءَ الدُّنیا فَفی ذَلِکَ ذَهابُ دینِکُم وَ یُعَقِّبُکُم نِفاقاً.
از همنشینی با صاحب منصبان و دنیا پرستان بپرهیزید که این همنشین دین شما را برده و نفاق می آورد.
بحارالانوار ج72 ص367
حدیث (1220) امام علی (ع) می فرمایند:إذا مُلئَ البَطنُ مِنَ المُباح عَمی القَلبُ عن الصَّلاح.
زمانیکه شکم از خوراکیهای مباح انباشته گردد دل از دیدن خیر و صلاح کور می شود.
غررالحکم ح8154
حدیث (1221) امام سجاد (ع) می فرمایند:القَولُ الحَسَنُ يُثرِي المالَ ، ويُنمِي الرِّزقَ .
گفتار نيك، دارايى را زياد مى‏كند و روزى را افزايش مى‏دهد .
ميزان الحكمة : ح 18063
حدیث (1222) امام صادق (ع) می فرمایند:مَن ماتَ مُنتَظِراً لِهَذا الأمر کان کَمَن کانَ مَعَ القائِم فی فُسطاطِهِ لابَل کانَ بمَنزلَة الضّارب بَینَ یَدَی رَسول اللهِ.
هر که در حال انتظار ظهور امام مهدی (عج) بمیرد همچون کسی است که با او در خیمه او باشد، بلکه بالاتر، مانند کسی است که در کنار پیامبر خدا جنگیده باشد.
بحارالانوار ج52 ص146
حدیث (1223) امام صادق (ع) می فرمایند:ألایمانُ عَمَلٌ کُلُّهُ وَ القَولُ بَعضُ ذَلِکَ العَمَل.
ایمان، سراسر عمل است و گفتار برخی از آن عمل.
کافی ج2 ص33
حدیث (1224) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:اَلصُّلْحُ جائِزٌ بَيْنَ الْمُسْلِمينَ، إِلاّ صُلْحا أَحَلَّ حَراما وَحَرَّمَ حَلالاً
صلح ميان مسلمانان جايز است، مگر صلحى كه حرامى را حلال يا حلالى را حرام كند.
بحارالأنوار 103/179/3


التماس دعا %

MEMAR.Z
26-11-2013, 14:47
حدیث (1) قال رسول الله صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏آله :خَيرُ الدُّنيا وَالآخِرَةِ مَعَ العِلمِ وَشَرُّ الدُّنيا وَالآخِرَةِ مَعَ الجَهلِ ؛
خير دنيا و آخرت با دانش است و شرّ دنيا و آخرت با نادانى.
(بحارالانوار، ج79، ص170)
حدیث (2) قال رسول الله صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله :طَلَبُ العِلمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ أَلا إِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ بُغاةَ العِلمِ؛
طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است. خداوند جويندگان دانش را دوست دارد.
(مصباح الشریعه،ص13)
حدیث (3) قال على عليه ‏السلام :كُلُّ وِعاءٍ يَضيقُ بِما جُعِلَ فيهِ إِلاّ وِعاءُ العِلمِ فَإِنَّهُ يَتَّسِعُ بِهِ؛
فضاى هر ظرفى در اثر محتواى خود تنگ‏تر مى‏شود مگر ظرف دانش كه با تحصيل علوم، فضاى آن بازتر مى‏گردد.
(نهج البلاغه،ص505)
حدیث (4) قال على عليه ‏السلام :زَكاةُ العِلمِ بَذلُهُ لِمُستَحِقِّهِ وَإجهادُ النَّفسِ فِى العَمَلِ بِهِ؛
زكات دانش، آموزش به كسانى كه شايسته آن‏اند و كوشش در عمل به آن است.
(غرر الحکم و درر الکلم،ص391)
حدیث (5) قال على عليه‏ السلام :خَيرُ العِلمِ مانَفَعَ؛
بهترين علم آن است كه مفيد باشد.
(غررالحکم و دررالکلم،ص 354)
حدیث (6) قال الصادق عليه ‏السلام :مَن تَعَلَّمَ العِلمَ وَعَمِلَ بِهِ وَعَلَّمَ لِلّهِ دُعِىَ فى مَلَكُوتِ السَّماواتِ عَظيما فَقيلَ: تَعَلَّمَ لِلّهِ وَعَمِلَ لِلّهِ وَعَلَّمَ لِلّهِ؛
هر كس براى خدا دانش بياموزد و به آن عمل كند و به ديگران آموزش دهد، در ملكوت آسمانها به بزرگى ياد شود و گويند: براى خدا آموخت و براى خدا عمل كرد و براى خدا آموزش داد.
الذریعه الی حافظ الشریعه(شرح اصول کافی) ج1،ص56
حدیث (7) قال على عليه ‏السلام :پاِنَّ العِلمَ حَياةُ القُلوبِ وَ نورُ البصارِ مِنَ العَمى وَ قُوَّةُ البدانِ مِنَ الضَّعفِ؛

به راستى كه دانش، مايه حيات دل‏ها، روشن كننده ديدگان كور و نيروبخش بدن‏هاى ناتوان است.
(تحف العقول، ص 28)

حدیث (8) قال على عليه‏ السلام :يَنبَغى لِلعاقِلِ اَن يَحتَرِسَ مِن سُكرِ المالِ وَ سُكرِ القُدرَةِ ، وَ سُكرِ العِلمِ ، وَ سُكرِ المَدحِ وَ سُكرِ الشَّبابِ ، فَاِنَّ لِكُلِّ ذالِكَ رياحا خَبيثَةً تَسلُبُ العَقلَ وَ تَستَخِفُّ الوَقارَ؛
سزاوار است كه عاقل ، از مستى ثروت، قدرت ، دانش ، ستايش و مستى جوانى بپرهيزد، چرا كه هر يك را بادهاى پليدى است كه عقل را نابود مى‏كند و وقار و هيبت را كم مى‏نمايد.
(غرر الحكم، ص 797)
حدیث (9) قال ابی عبدالله عليه ‏السلام :اِنَّ مِن حَقيقَةِ الايمانِ اَن تُؤثِرَ الحَقَّ وَ اِن ضَرَّكَ عَلَى الباطِلِ وَ اِن نَفَعَكَ وَ اَن لا يَجوزَ مَنطِقُكَ عِلمَكَ؛
از حقيقت ايمان اين است كه حق را بر باطل مقدم دارى، هر چند حق به ضرر تو و باطل به نفع تو باشد و نيز از حقيقت ايمان آن است كه گفتار تو از دانشت بيشتر نباشد.
(بحارالانوار، ج 2، ص114)
حدیث (10) قال الصادق عليه ‏السلام :لايَزالُ المُؤمِنُ يُورِثُ أَهلَ بَيتِهِ العِلمَ وَ الدَبَ الصّالِحَ حَتّى يُدخِلَهُمُ الجَنَّةَ جَميعا؛
مؤمن همواره خانواده خود را از دانش و ادب شايسته بهره مند مى سازد تا همه آنان را وارد بهشت كند.
(مستدرك الوسايل، ج12، ص201)
حدیث (11) قال على عليه‏ السلام :اَلعِلمُ قاتِلُ الجَهلِ؛
دانش، نابود كننده نادانى است.
(غررالحکم و دررالکلم،ص56)
حدیث (12) قال على عليه ‏السلام :اَلا اِنَّ فيهِ عِلمَ مايَأتى وَالحَديثَ عَنِ المَاضى وَدَواءَ دائِكُم ونَظمِ ما بَينَكُم؛
آگاه باشيد كه دانش آينده، اخبار گذشته و درمان دردهايتان و نظم ميان شما در قرآن است.
(نهج البلاغه، ص 223)
حدیث (13) قال على عليه ‏السلام :إِذا تَفَقَّهَ الرَّفيعُ تَواضَعَ؛
انسان بلند مرتبه چون به فهم و دانايى رسد، متواضع مى شود.
(غررالحكم، ص285)
حدیث (14) قال على عليه‏ السلام : اَلعِلمُ کَنزٌ عَظیمٌ لایَفنی؛
علم گنج بزرگی است که با خرج کردن تمام نمی شود.
(غرر الحکم و درر الکلم،ص66)
حدیث (15) قال على عليه‏ السلام :العِلمُ وَراثَهٌ کَریمَهٌ ، وَ الادابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ ، وَ الفِکرُ مِرآهٌ صافِیَهٌ؛
علم میراث گرانبهائی است و ادب لباس فاخر و زینتی است و فکر آئینه ای است صاف.
(نهج البلاغه،ص469)
حدیث (16) پيامبر صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله :أنَّهُ إذا قالَ الْمُعَلِّمُ لِلصَّبىِّ قُل بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ فَقالَ الصَّبىُّ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ كَـتَبَ اللّه‏ُ بَراءَةً لِلصَّبِىِّ و بَراءَةً لأِبـَوَيهِ و بَراءَةً لِلمُعَلِّمِ؛
وقتى معلم به كودك بگويد: بگو بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم و كودك آن را تكرار كند خداوند براى كودك و پدر و مادرش و معلم، برائت از آتش در نظر خواهد گرفت.
بحارالانوار(ط-بیروت)،ج۸۹،ص257
حدیث (17) امام على عليه‏ السلام :عِلمُ الْمُنافِقِ في لِسانِهِ وَعِلْمُ الْمُؤْمِنِ في عَمَلِهِ؛
دانش منافق در زبان او و دانش مؤمن در كردار اوست.
(غررالحكم، ص463)
حدیث (18) امام على عليه ‏السلام :تَغَرَّبْ عَنِ الأَوْطانِ فى طَـلَبِ الْعُلا وَسافِرْ فَفِى الأَسْفارِ خَمْسُ فَوائِدَ تَفَرُّجُ هَمٍّ وَاكْتِسابُ مَعيشَةٍ وَعِلْمٌ وَآدابٌ وصُحْبَةُ ماجِدٍ؛
براى كسب بلند مرتبگى از وطن خود دور شو و سفر كن كه در مسافرت پنج فايده است: برطرف شدن اندوه، بدست آوردن روزى و دانش و آداب زندگى، و هم‏نشينى با بزرگواران.
(مستدرك الوسائل، ج 8، ص 115)
حدیث (19) پيامبر صلى‏ لله‏ عليه ‏و ‏آله :اَلْعِلْمُ رَأسُ الْخَيْرِ كُلِّهِ، وَ الْجَهْلُ رَأسُ الشَّرِّ كُلِّهِ ؛
دانايى سرآمد همه خوبى‏ها و نادانى سرآمد همه بدى‏هاست.
(بحارالأنوار، ج74، ص 175)
حدیث (20) امام على عليه‏ السلام :اَلْعِلْمُ اَصْلُ كُلِّ خَيْرٍ، اَلْجَهْلُ اَصْلُ كُلِّ شَرٍّ؛
دانايى، ريشه همه خوبى‏ها و نادانى ريشه همه بدى‏هاست.
(غررالحكم، ص48)
حدیث (21) امام على عليه‏ السلام :رَأْسُ الْعِلْمِ التَّمْييزُ بَيْنَ الاْخْلاقِ وَ اِظْهارُ مَحْمودِها وَ قَمْعُ مَذْمومِها؛
بالاترين درجه دانايى، تشخيص اخلاق از يكديگر و آشكار كردن اخلاق پسنديده و سركوب اخلاق ناپسند است.

(غررالحکم و دررالکلم،ص378)
حدیث (22) امام على عليه ‏السلام :جالِسِ الْعُلَماءَ يَزْدَدْ عِلْمُكَ وَ يَحْسُنْ اَدَبُكَ وتَزكُ نَفسُكَ؛
با علما معاشرت كن تا علمت زياد، ادبت نيكو و جانت پاك شود.
(غررالحکم و دررالکلم،ص341)
حدیث (23) امام على عليه ‏السلام :مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنّاسِ اِماما فَليَبْدَأ بِتَعْليمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْليمِ غَيْرِهِ وَلْيَكُنْ تَاْديبُهُ بِسيرَتِهِ قَبْلَ تَأْديبِهِ بِلِسانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُها اَحَقُّ بِالاِْجْلالِ مِنْ مُعَلِّمِ النّاسِ ومُؤَدِّبِهِمْ؛
كسى كه خود را پيشواى مردم قرار داده، بايد پيش از آموزش ديگران، خود را آموزش دهد و پيش از آن‏كه ديگران را با زبان، ادب بياموزد، باكردارش ادب آموزد و البته آموزش دهنده و ادب‏آموز خود بيش از آموزگار و ادب‏آموز مردم، شايسته تجليل است.
مثیرالاحزان،ص50
حدیث (24) امام على عليه ‏السلام :يا مُؤمِنُ اِنَّ هذَا العِلمَ وَالاَدَبَ ثَمَنُ نَفْسِكَ فَاجْتَهِد فى تَعَلُّمِهِما ، فَما يَزيدُ مِنْ عِلْمِكَ وَ اَدَبِكَ يَزيدُ فى ثَمَنِكَ وَ قَدْرِكَ ، فَاِنَّ بِالْعِلْمِ تَهْتَدى اِلى رَبِّكَ وَ بِالاَْدَبِ تَحْسِنُ خِدْمَةَ رَبِّكَ وَبِأَدَبِ الْخِدْمَةِ يَسْتَوجِبُ الْعَبْدُ وَلايَتَهُ وَقُرْبَهُ ، فَاقْبَلِ النَّصيحَةَ كى تَنْجُوَ مِنَ الْعَذابِ؛
اى مؤمن! به تحقيق اين دانش و ادب بهاى جان توست پس در آموختن آن دو بكوش كه هر چه بر دانش و ادبت افزوده شود بر قيمت و قَدْرت افزوده مى‏شود ؛ زيرا با دانش به پروردگارت راه مى‏يابى و با ادب به پروردگارت خوش خدمتى مى‏كنى و با ادب در خدمت‏گزارى، بنده سزاوار دوستى و نزديكى به او مى‏شود . پس [اين [نصيحت را بپذير تا از عذاب بِرَهى.
(بحار الانوار(ط-بیروت)،ج1،ص180)
حدیث (25) پيامبر صلى ‏لله‏ عليه ‏و ‏آله :اَلْعِلمُ إمامُ الْعَمَلِ وَالْعَمَلُ تابِعُهُ يُلهَمُ بِهِ السُّعَداءُ وَ يُحْرَمُهُ الأْشقياءُ؛
دانش پيشواى عمل و عمل پيرو آن است. به خوشبختان دانش الهام مى‏شود و بدبختان از آن محرومند.
(الأمالى، طوسى، ص 488)
حدیث (26) پيامبر صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏آله :قَلْبٌ لَيْسَ فيهِ شَىْ‏ءٌ مِنَ الْحِكْمَةِ كَبَيْتٍ خَرِبَ فَتَعَلَّموا وَ عَلِّموا وَ تَفَقَّهوا وَ لا تَموتوا جُهّالاً فَاِنَّ اللّه‏َ لا يَعْذِرُ عَلَى الْجَهْلِ؛
دلى كه در آن حكمتى نيست، مانند خانه ويران است، پس بياموزيد و آموزش دهيد، بفهميد و نادان نميريد. براستى كه خداوند، بهانه‏اى را براى نادانى نمى‏پذيرد.
نهج الفصاحه،ص600
حدیث (27) امام علی عليه‏ السلام :قُم عَن مَجلِسِکَ لِاَبیکَ وَ مُعَلِّمِکَ وَ اِن کُنتَ اَمیراً؛
به احترام پدر و معلمت از جای برخیز هرچند فرمان روا باشی.
(غررالحکم،ص136)
حدیث (28) رسول اکرم (صلى ‏لله‏ عليه ‏و ‏آله):ا لا اخبركم بأجود الأجواد قالوا بلى يا رسول اللَّه. فقال اجود الاجواد اللَّه و انا اجود بنى آدم و اجودهم بعدى رجل‏ علّم‏ علما فنشره و يبعث يوم القيمة امة واحدة و رجل جاد بنفسه في سبيل اللَّه حتى قتل
پيغمبر- صلّى اللَّه عليه و آله- فرمود:
آيا خبر ندهم به بخشنده‏ترين بخشنده‏ها؟ گفتند: بلى يا رسول اللَّه.
بخشنده ‏ترين بخشنده‏ها خداى متعال جلّت عظمته مى‏باشد. و من بخشنده‏ترين اولاد آدم هستم و بخشنده‏ترين اولاد آدم بعد از من مردى است كه علمى را بياموزد پس آن را منتشر كند و چنين كس در روز قيامت مبعوث شود در حالى كه امت واحده است، يعنى كسى است كه جامع خيرات است و به او اقتدا مى‏شود. و نيز بخشنده‏ترين مردم بعد از من مردى است كه جان خود را در راه خدا بخشش كند تا كشته شود.
(إرشاد القلوب / ترجمه طباطبايى، ص50)
حدیث (29) امام محمد باقر عليه‏ السلام :ما شیبَ شیءٌ بشیءٍ اَحسن مِن حِلمٍ بعلمٍ؛
چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد.
(بحارالانوار ، ج 75 ، ص 172 )
حدیث (30) پيامبر اكرم(صلی الله عليه و آله):مَن عَمِلَ بِما يَعلَمُ وَرَّثَهُ اللَّهُ عِلمَ ما لَم يَعلَم.

هر كس به آنچه می ‏داند عمل كند، خداوند دانش آنچه را كه نمی ‏داند به او ارزانى می ‏دارد.
(مرآ‌ة العقول فی شرح اخبار آل الرسول،ج3،ص286)
حدیث (31) امام على(سلام الله علیه) :العِلمُ يُنجِدُ الفِكرَ.
دانش روشنى بخش انديشه است.
(غررالحکم و دررالکلم،ص48)
حدیث (32) امام صادق (سلام الله علیه) :لَستُ اُحِبُّ أن أرَى الشّابَّ مِنكُم إلاّ غادِياً في حالَينِ: إمّا عالِماً أومُتَعَلِّماً.
دوست ندارم جوانى از شما [شيعيان] را جز بر دو گونه ببينم: دانشمند يا دانشجو.
(امالی شیخ طوسی،متن،ص303)
حدیث (33) امام علی (سلام الله علیه) :لا عَمَلَ كَالتَّحقيِقِ.

هيچ عملى مانند پژوهش نيست.

(غررالحكم ودررالكم - ص768)

MEMAR.Z
26-11-2013, 14:48
حدیث (1) قال رسول الله (ص) :أَعلَمُ النّاسِ مَن جَمَعَ عِلمَ النّاسِ إِلى عِلمِهِ؛
داناترين مردم كسى است كه دانش ديگران را به دانش خود بيفزايد.
(من لا یحضره الفقیه، ج4، ص395)
حدیث (2) امام صادق عليه‏السلام :لايَنبَغى لِمَن لَم يَكُن عالِما أَن يُعَدَّ سَعيدا؛
كسى كه بهره ‏اى از دانش ندارد معنا ندارد كه ديگران او را سعادتمند بدانند.
(تحف العقول، النص،ص364)
حدیث (3) قال ابی عبدالله (ص) :قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: يَغْدُو النَّاسُ عَلى‏ ثَلَاثَةِ أَصْنَافٍ: عَالِمٍ‏، وَ مُتَعَلِّمٍ‏، وَ غُثَاءٍ، فَنَحْنُ الْعُلَمَاءُ، وَ شِيعَتُنَا الْمُتَعَلِّمُونَ، وَ سَائِرُ النَّاسِ غُثَاءٌ؛
جميل گويد: شنيدم از آن حضرت كه مى‏ فرمود: مردم سه دسته صبح مى‏كنند: عالم‏ و متعلم‏ و ورآبى، ما علماء هستيم، و شيعيان ما متعلم و دانش آموزند، و مردم ديگر ورآبيند.
(الکافی،ج 1،ص82)
حدیث (4) امام صادق عليه‏السلام :لَن تَبقَى الاَرضُ اِلاّ وَ فيها عالِمٌ يَعرِفُ الحَقَّ مِنَ الباطِلِ؛
هرگز زمين باقى نمى‏ماند مگر آن كه در آن دانشمندى وجود دارد كه حق را از باطل مى‏شناسد.
(محاسن، ج 1، ص234)
حدیث (5) امام علی علیه السلام:رُبِّ عالِمٍ قَد قَتَلَهُ جَهلُهُ ، وَ عِلمُهُ مَعَهُ لا ینفَعُهُ؛
چه بسیارند دانشمندانی که جهلشان آنها را کشته در حالی که علمشان با آنهاست، اما به حالشان سودی نمی دهد.
(نهج البلاغه،ص755)
حدیث (6) امام صادق علیه السلام:العُلَماءُ حُكّامٌ عَلَى المُلوكِ؛
عالمان فرمانرواى بر شهرياران هستند.
(کنز الفوائد،ج2،ص33)
حدیث (7) پيامبر صلى ‏لله‏ عليه ‏و ‏آله :اَلا اِنَّ شَرَّ الشَّرِّ شِرارُ العُلَماءِ وَ اِنَّ خَيرَ الخَيرِ خيارُ العُلَماءِ؛
بدانيد كه بدترين بدها، علماى بدند و بهترين خوبان علماى خوبند.
(منية المريد، ص 137)
حدیث (8) امام على عليه‏السلام :عَلَيكَ بِمُداراةِ النّاسِ وَ اِكرامِ العُلَماءِ وَ الصَّفحِ عَن زَلاّتِ الخوانِ فَقَد اَدَّبَكَ سَيِّدُ الوَّلينَ وَ الخِرينَ بِقَولِهِ (ص) : اُعفُ عَمَّن ظَـلَمَكَ وَ صِل مَن قَطَعَكَ وَ اَعطِ مَن حَرَمَكَ ؛
تو را سفارش مى‏كنم به مداراى با مردم و احترام به علما و گذشت از لغزش برادران (دينى)؛ چرا كه سرور اولين و آخرين، تو را چنين ادب آموخته و فرموده است : «گذشت كن از كسى كه به تو ظلم كرده ، رابطه برقرار كن با كسى كه با تو قطع رابطه كرده و عطا كن به كسى كه از تو دريغ نموده است».
(بحارالانوار،ج75،ص71)
حدیث (9) امام على عليه‏السلام :جالِسِ العُلَماءَ يَزدَد عِلمُكَ وَ يَحسُن اَدَبُكَ وتَزكُ نَفسُكَ؛
با علما معاشرت كن تا علمت زياد، ادبت نيكو و جانت پاك شود.
(غررالحکم و درر الکلم،ص430)
حدیث (10) امام صادق عليه‏السلام :اِنَّ الشَّيطانَ لَيَطمَعُ فى عالِمٍ بِغَيرِ اَدَبٍ اَكثَرُ مِن طَمَعِهِ فى عالِمٍ بِاَدَبٍ ، فَتَاَدَّبوا وَ اِلاّ فَاَنتُم اَعرابٌ ؛
شيطان ، در عالِمِ بى‏بهره از ادب بيشتر طمع مى‏كند تا عالِمِ برخوردار از ادب . پس ادب داشته باشيد وگرنه شما، بيابانى (فاقد تمدّن) هستيد.
(أعلام الدین فی صفات المؤمنین،ص96)
حدیث (11) قال رسول الله (ص) : اَلعَدلُ حَسَنٌ وَلكِن فِى المَراءِ اَحسَنُ، وَ السَّخاءُ حَسَنٌ وَلكِن فِى الغنياءِ اَحسَنُ، اَلوَرَعُ حَسَنٌ وَلكِن فِى العُلَماءِ اَحسَنُ، اَلصَّبرُ حَسَنٌ وَلكِن فِى الفُقَراءِ اَحسَنُ، اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَلكِن فِى الشَّبابِ اَحسَنُ، اَلحَياءُ حَسَنٌ وَلكِن فِى النِّساءِ اَحسَنُ؛
عدالت نيكو است اما از دولتمردان نيكوتر، سخاوت نيكو است اما از ثروتمندان نيكوتر؛ تقوا نيكو است اما از علما نيكوتر؛ صبر نيكو است اما از فقرا نيكوتر، توبه نيكو است اما از جوانان نيكوتر و حيا نيكو است اما از زنان نيكوتر.
(نهج الفصاحه، ص578)

حدیث (12) امام محمدباقر علیه السلام:عالِمٌ یُنتَفَعُ بِعِلمِهِ اَفضَلُ مِن سَبعینَ اَلفٍ عابِدٍ؛
دانشمندی که از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است .
(بحارالانوار، ج75 ، ص 173)
حدیث (13) امام حسین علیه السلام:مِن دَلائِلِ العالِمِ إنتقادَةِ لِحَدِیثِه وَ عِلمِه بِحَقائِقَ فُنونِ النَّظَر؛
از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است.
(بحارالانوار، ج75، ص119)
حدیث (14) امام صادق علیه السلام:إنَّ العُلَماءَ وَرَثَةُ الأنبِياءِ.
دانشمندان وارثان پيامبران هستند
(الکافی (ط-اسلامیه)،ج1،ص32و34)
حدیث (15) پيامبر اعظم صلى ‏لله‏ عليه ‏و ‏آله :فَقِيهٌ وَاحِدٌ أَشَدُّ عَلَى‏ إِبْلِيسَ‏ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ.
وجود یک فقیه برای ابلیس سخت تر از هزار عابد است.
(بحارالانوار، ج1، ص177)
حدیث (16) امام على عليه‏السلام:جالِسِ العُلَماءَ تَسعَد
باعلما همنشینی کن تا سعادتمند شوی
(غررالحكم ،ح336)
حدیث (17) امام صادق (سلام الله علیه) :عالِمٌ أفضَلُ مِن‏ألفِ عابِدٍ وألفِ زاهِدٍ.

يك عالم برتر از هزار عابد و هزار زاهد است.
(بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلّی اللّه علیهم،ج1،ص8)

MEMAR.Z
26-11-2013, 14:49
حدیث (1) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :يا عَلىُّ اَلعَقلَ مَا اكتُسِبَت بِهِ الجَنَّةُ وَطُلِبَ بِهِ رِضَى الرَّحمنِ؛
يا على عقل چيزى است كه با آن بهشت و خشنودى خداوند رحمان به دست مى آيد.
(من لایحضره الفقیه،ج4،ص369)
حدیث (2) امام على عليه السلام :أَعقَلُ النّاسِ أَبعَدُهُم عَن كُلِّ دَنيَّةٍ؛
عاقل ترين مردم كسى است كه از همه پَستى ها دورتر باشد.
(تصنیف غررالحکم و دررالکلم،ص197)
حدیث (3) امام على عليه السلام :مَن لَم يُهَذِّب نَفسَهُ لَم يَنتَفِع بِالعَقلِ؛
هر كس خود را تزكيه نكند، از عقل بهره نمى برد.
(تصنیف غررالحکم و دررالکلم،ص240)
حدیث (4) امام حسین عليه السلام:لا يَكمُلُ العَقلُ إلاّ بِاتِّباعِ الحَقِّ؛
عقل جز با پيروى از حق كامل نمى شود.
(بحار الانوار(ط-بیروت)ج75،ص127)
حدیث (5) امام على عليه السلام :أَفضَلُ النّاسِ عَقلاً أَحسَنُهُم تَقديرا لِمَعاشِهِ وَأَشَدُّهُمُ اهتِماما بِإِصلاحِ مَعادِهِ؛
عاقل ترين مردم كسى است كه در امور زندگيش بهتر برنامه ريزى كند و در اصلاح آخرتش بيشتر همّت نمايد.
(تصنیف غررالحکم و دررالکلم،ص52)
حدیث (6) امام على عليه السلام :زكوةُ العَقلِ احتِمالُ الجُهّالِ؛
زكات عقل تحمّل نادانان است.
(تصنیف غررالحکم و دررالکلم،ص56)
حدیث (7) امام على عليه السلام :رَدعُ النَّفسِ عَن زَخارِفِ الدُّنيا ثَمَرَةُ العَقلِ؛
دورى از تجمّلات دنيا ميوه عقل است.
(تصنیف غررالحکم و دررالکلم،ص241)
حدیث (8) امام على عليه السلام :لَيسَ العاقِلُ مَن يَعرِفُ الخَيرَ مِنَ الشَّرِّ وَلكِنَّ العاقِلُ مَن يَعرِفُ خَيرَ الشَّرَّينِ؛
عاقل آن نيست كه خير را از شر تشخيص دهد، بلكه عاقل كسى است كه ميان دو شر، آن را كه ضررش كمتر است بشناسد.
(بحار الانوار(ط-بیروت)ج75،ص6)
حدیث (9) قال الحسين عليه السلام :إذا وَرَدَت عَلَى العاقِلِ لُمَّة ٌ قَمَعَ الحُزنَ بِالحَزمِ وَ قَرَعَ العَقلَ لِلاِحتيالِ؛
چون براى عاقل مشكلى پيش آيد، غم خود را با هوشيارى و دورانديشى از ميان مى برد و عقل را به چاره جويى وامى دارد.
(نزهة الناظر و تنبیه الخاطر،ص84)
حدیث (10) امام على عليه السلام :يَنبَغى لِلعاقِلِ اَن يَحتَرِسَ مِن سُكرِ المالِ وَ سُكرِ القُدرَةِ ، وَ سُكرِ العِلمِ ، وَ سُكرِ المَدحِ وَ سُكرِ الشَّبابِ ، فَاِنَّ لِكُلِّ ذالِكَ رياحا خَبيثَةً تَسلُبُ العَقلَ وَ تَستَخِفُّ الوَقارَ ؛

سزاوار است كه عاقل ، از مستى ثروت، قدرت ، دانش ، ستايش و مستى جوانى بپرهيزد، چرا كه هر يك را بادهاى پليدى است كه عقل را نابود مى كند و وقار و هيبت را كم مى نمايد .
(تصنیف غرر الحكم و دررالکلم،ص66)
حدیث (11) رسول خدا صلی الله علیه و آله:مَن اُلهِمَ الصِّدقَ فى كَلامِهِ وَ الإنصافَ مِن نَفسِهِ وَ بِرَّ والِدَيهِ وَ وَصلَ رَحِمِهِ، اُنسِى ءَ لَهُ فى اَجَلُهُ وَ وُسِّعَ عَلَيهِ فى رِزقِهِ وَ مُتِّعَ بِعَقلِهِ وَ لُـقِّنَ حُجَّتَهُ وَقتَ مُساءَلَتِهِ ؛

به هر كس، راستگويى در گفتار، انصاف در رفتار، نيكى به والدين و صله رحم الهام شود، اجلش به تأخير مى افتد، روزيش زياد مى گردد، از عقلش بهره مند مى شود و هنگام سئوال [مأموران الهى] پاسخ لازم به او تلقين مى گردد.
(اعلام الدين، ص 265)
حدیث (12) امام على عليه السلام :اَلحِلمُ غِطاءٌ ساتِرٌ وَالعَقلُ حُسامٌ قاطِعٌ، فَاستُر خَلَلَ خَلقِكَ بِحِلمِكَ وَقاتِل هَواكَ بِعَقلِكَ؛
بردبارى پرده اى پوشاننده و عقل شمشيرى برنده است، پس عيبهاى اخلاقى خود را با بردبارى بپوشان و با عقلت به جنگ هوا و هوست برخيز.
(الذریه الی الحافظ الشریعه،ج1،ص213)
حدیث (13) امام على عليه السلام :

حُبُّ الدُّنيا يُفسِدُ العَقلَ وَ يُصِمُّ القَلبَ عَن سَماعِ الحِكمَةِ وَ يوجِبُ اَليمَ العِقابِ؛

دل بستگى به دنيا، عقل را فاسد مى كند، قلب را از شنيدن حكمت ناتوان مى سازد و باعث عذاب دردناك مى شود.(مستدرک الوسائل و منبسط المسائل،ج12،ص41)
حدیث (14) امام حسين عليه السلام :لا يَكمُلُ العَقلُ إلاّ بِاتِّباعِ الحَقِّ؛
عقل جز با پيروى از حق كامل نمى شود.
(أعلام الدین فی صفات المؤمنین،ص298)
حدیث (15) رسول خدا صلی الله علیه و آله:مَنِ استَشارَهُ أَخوهُ المُؤمِنُ فَلَم يَمحَضهُ النَّصيحَةَ سَلَبَهُ اللّه لُبَّهُ؛
هر كس برادر مؤمنش با او مشورت كند و او صادقانه راهنمائيش نكند، خداوند عقلش را از او بگيرد.
(بحارالأنوار، ج72، ص104)
حدیث (16) رسول خدا صلی الله علیه و آله:أَعقَلُ النّاسِ أَشَدُّهُم مُداراةً لِلنّاسِ؛
عاقل ترين مردم كسى است كه بيشتر با مردم مدارا كند.
(من لايحضره الفقيه، ج4، ص395)
حدیث (17) امام على عليه السلام :اَلعَقلُ يَهدى وَيُنجى، وَالجَهلُ يُغوى وَيُردى؛
عقل راهنمايى مى كند و نجات مى دهد و نادانى گمراه مى كند و نابود مى گرداند.
(غررالحکم و دررالحکم،ص124)
حدیث (18) امام على عليه السلام :اَکثَرُ مَصَارعِ‌ العُقُولِ تَحتَ بُرُوقِ المَطَامِعِ؛
قربانگاه عقلها غالبا در پرتو طمعها است.
(نهج البلاغه،ص507)
حدیث (19) امام على عليه السلام :لا غِنَی کالعَقلِ، و لا فَقرَ کالجَهلِ، و لا میراثَ کالاَدَب و لا ظَهیرَ کالمُشاوَرَه؛
هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود.
(نهج البلاغه،ص478)
حدیث (20) رسول خدا صلی الله علیه و آله:لا فقرَ اَشدُّ مِنَ الجَهلِ ، لا مالَ اَعودُ مِن العَقلِ؛
هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست.
(تحف العقول، ص6)
حدیث (21) امام على عليه‏ السلام :اَلْحِلْمُ غِطاءٌ ساتِرٌ وَالْعَقْلُ حِسامٌ قاطِعٌ، فَاسْتُرْ خَلَلَ خَلْقِكَ بِحِلْمِكَ وَقاتِلْ هَواكَ بِعَقْلِكَ؛
بردبارى پرده‏اى پوشاننده و عقل شمشيرى برنده است، پس عيبهاى اخلاقى خود را با بردبارى بپوشان و با عقلت به جنگ هوا و هوست برخيز.
(الذریه الی الحافظ الشریعه،ج1،ص213)
حدیث (22) امام على عليه‏ السلام :اَعْقَلُ النّاسِ مَنْ كانَ بِعَيْبِهِ بَصيرا وَ عَنْ عَيْبِ غَيْرِهِ ضَريرا؛
عاقل‏ترين مردم كسى است كه به عيب‏هاى خويش بينا و از عيوب ديگران، نابينا باشد.
(غررالحكم، ص207)
حدیث (23) امام صادق عليه‏ السلام :لا يُعَدُّ الْعاقِلُ عاقِلاً حَتّى يَسْتَـكْمِلَ ثَلاثا: اِعْطاءَ الْحَقِّ مِنْ نَفْسِهِ عَلى حالِ الرِّضا وَ الْغَضَبِ وَ اَنْ يَرْضى لِلنّاسِ ما يَرْضى لِنَفْسِهِ وَ اسْتِعْمالَ الْحِلْمِ عِنْدَ الْعَثْرَةِ؛
عاقل، عاقل نيست مگر آن كه سه صفت را در خود به كمال رساند: حق را در هنگام خشنودى و خشم ادا كند، آنچه را براى خود مى‏پسندد، براى ديگران هم بپسندد و هنگام خطاى ديگران، بردبار باشد.
(تحف العقول، ص 318)
حدیث (24) امام صادق عليه‏ السلام :دِعامَةُ الاِْنْسانِ الْعَقْلُ وَ الْعَقْلُ مِنْهُ الْفِطْنَةُ وَ الْفَهْمُ وَ الْحِفْظُ وَ الْعِلْمُ وَ بِالْعَقْلِ يَكْمُلُ وَ هُوَ دَليلُهُ وَ مُبْصِرُهُ وَ مِفْتاحُ اَمْرِهِ فَاِذا كانَ تَاْييدُ عَقْلِهِ مِنَ النّورِ كانَ عالِما حافِظا ذاكِرا فَطِنا فَهِما فَعَلِمَ بِذلِكَ كَيْفَ وَ لِمَ وَ حَيْثُ وَ عَرَفَ مَنْ نَصَحَهُ وَ مَنْ غَشَّهُ فَاِذا عَرَفَ ذلِكَ عَرَفَ مَجْراهُ وَ مَوصولَهُ وَ مَفْصولَهُ وَ اَخْلَصَُّهُ مِنْ تَاْييدِ العَقْلِ؛
ستون انسانيت، عقل است و از عقل، زيركى، فهم، حفظ و دانش بر مى‏خيزد. با عقل، انسان به كمال مى‏رسد. عقل، راهنماى انسان، بينا كننده و كليد كارهاى اوست. هر گاه عقل با نور يارى شود، دانا، حافظ، تيزهوش و فهيم مى‏شود و بدين وسيله (پاسخ) چگونه، چرا و كجا را مى‏فهمد و خيرخواه و دغلكار را مى‏شناسد و هرگاه اين را دانست، مسير حركت 49 و خويش و بيگانه را مى‏شناسد و در توحيد و طاعت خداوند اخلاص مى‏ورزد و چون چنين كرد، آنچه از دست رفته جبران مى‏كند و بر آنچه در آينده مى‏آيد چنان وارد مى‏شود كه مى‏داند در كجاى آن است و براى چه منظورى در آنجاست. از كجا آمده و به كجا مى‏رود. و اين همه از پرتو تأييد عقل است.
(كافى، ج 1، ص 25)
حدیث (25) امام كاظم عليه‏ السلام :كَما لا يَقومُ الْجَسَدُ اِلاّ بِالنَّفْسِ الحَيَّةِ فَكَذلِكَ لا يَقومُ الدّينُ اِلاّ بِالنِّيَّةِ الصّادِقَةِ وَ لا تَثْبُتُ النِّيَّةُ الصّادِقَهُ اِلاّ بِالْعَقْلِ؛
همان گونه كه قوام جسم، تنها به جانِ زنده است، قوام ديندارى هم تنها به نيّت پاك است و نيّت پاك، جز با عقل حاصل نمى‏شود.
(تحف العقول، ص 396)
حدیث (26) امام رضا عليه‏ السلام :اِذا اَرادَ اللّه‏ُ اَمْرا سَلَبَ الْعِبادَ عُقولَهُمْ فَاَنْفَذَ اَمْرَهُ وَ تَمَّتْ اِرادَتُهُ فَاِذا اَنْفَذَ اَمْرَهُ رَدَّ اِلى كُلِّ ذى عَقْلٍ عَقْلَهُ فَيَقولُ كَيْفَ ذا؟ وَ مِنْ اَيْنَ ذا؟
هر گاه خداوند چيزى را بخواهد، عقل‏هاى بندگان را از آنها مى‏گيرد و حكم خود را اجرا مى‏كند و خواسته خود را به پايان مى‏رساند. همين كه حكم خود را اجرا كرد، عقلِ هر صاحب عقل را به او بر مى‏گرداند، آنگاه او مرتب مى‏گويد: چگونه و از كجا چنين و چنان شد.
(تحف العقول، ص442)
حدیث (27) امام على عليه‏ السلام :اَعْقَلُ النّاسِ مَنْ غَلَبَ جِدُّهُ هَزْلَهُ وَ اسْتَظْهَرَ عَلى هَواهُ بِعَقْلِهِ؛
عاقل كسى است كه جدّى‏اش از شوخى‏اش بيشتر باشد و با كمك عقلش بر هوا و هوسش پيروز گردد.
(تصنیف غررالحكم،ص52)
حدیث (28) امام على عليه‏ السلام :اَلا وَ اِنَّ اللَّبيبَ مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجوهَ الاْآراءِ بِفِكْرٍ صائِبٍ وَ نَظَرٍ فِى الْعَواقِبِ؛
بدانيد عاقل، كسى است كه با فكر درست، به استقبال نظرات گوناگون برود و در عواقب امور بنگرد.
(غررالحكم،ص178)
حدیث (29) امام على عليه‏ السلام :اِحْتَمِلْ ما يَمُرُّ عَلَيْكَ فَاِنَّ الاِْحْتِمالَ سِتْرُ الْعُيوبِ وَ اِنَّ الْعاقِلَ نِصْفُهُ اِحْتِمالٌ وَ نِصْفُهُ تَغافُلٌ؛
در برابر آنچه بر تو مى‏گذرد، بردبار باش، زيرا بردبارى، عيب‏ها را مى‏پوشاند. به راستى كه نيمى از عقل، بردبارى و نيمه ديگرش خود را به غفلت زدن است.
(غررالحكم،ص139)
حدیث (30) امام على عليه‏ السلام :اَلْعاقِلُ مَنْ صانَ لِسانَهُ عَنِ الْغيبَةِ؛
عاقل كسى است كه زبانش را از بدگويى پشت سر ديگران، نگه دارد.
(غررالحكم، ص108)
حدیث (31) امام على عليه‏ السلام :اتَّهِمُوا عُقولَكُمْ فَاِنِّهُ مِنَ الثِّقَةِ بِها يَكونُ الْخَطاءُ؛
عقل خويش را زير سؤال ببريد؛ زيرا از اعتماد به آن، خطاها سرچشمه مى‏گيرد.
(شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحكم، ج2،ص267)
حدیث (32) امام على عليه‏ السلام :اَلْعاقِلُ اِذا تَـكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ اَتْبَعَها حِكْمَةً وَ مَثَلاً وَ الاَْحْمَقُ اِذا تَـكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ اَتْبَعَها حِلْفا؛
عاقل، هر گاه سخن بگويد، آن را با سخنى حكيما