PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : قشنگ ترین اس ام اسی که میتونید به امام زمان بزنید چیه؟



صفحه ها : 1 2 [3] 4

LIDA
04-05-2009, 09:14
كاش می شد كه كسی می آمد

این دل خسته ما را، می برد

چشم ما را می شست

راز لبخند به لب، می آموخت

كاش می شد كه به انگشت، نخی می بستیم

تا فراموش نگردد كه هنوز انسانیم

قبل از آنی كه، كسی سر برسد

ما نگاهی به دل خسته خود می كردیم

شاید این قفل، به دست خود ما باز شود

پیش از آنی كه به پیمانه دل، باده كنند

همگی زنگ پیمانه دل، می شستیم

« كاشكی »، واژه دردآور این دوران است

« كاشكی »، جامه امیدی است

كه تن حسرت خود، پوشاندیم

كاش می شد كه كمی یا اندک تر از آن

قدر وزن پر یك شاپركی در باغ

یا حتی کمتر از آن

دل ما عاشق آقا می شد

و برایش هر شب موقع خواب

یک دعا می کردیم

تا که اینقدر غریبانه نباشد بابا

و بیاید زودتر از صبح قریب

یا به اندازه یک چشم به هم پلک زدن

یا که ای کاش و هزاران ای کاش ......

پس بیایید قسم یاد کنیم

تا که هر روز به یادش باشیم

و برای آمدنش مهیا گردیم

چون که او می رسد آخر یک روز

تا که شرمنده نباشیم و بخندیم با او

به امید آن روز که شاید امروز است!

LIDA
04-05-2009, 09:19
روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد!

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت...

روزی که کمترین سرود بوسه است،

و هر انسان، برای هر انسان برادریست؛

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند،

قفل افسانه ای بیش نیست،

و قلب برای زندگی بس است!

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است،

تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی؛

روزی که آهنگ هر حرف، زندگی است،

تا من به خاطر آخرین شعر

رنج جست و جوی قافیه نبرم.

روزی که بر هر لب ترانه ای است،

تا کمترین سرود، بوسه مهربانی و عطوفت باشد.

روزی که تو بیایی؛

و برای همیشه بیایی

و در کنارمان بمانی!!

مهربانی با زیبایی یکسان می شود،

و دیگر هیچ کسی یتیم نیست!

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم؛

و من آن روز را انتظار می کشم،

و تو خواهی آمد!

حتی روزی که دیگر نباشم....

LIDA
04-05-2009, 14:07
اگر روزی او را ببینم ……..

به اوخواهم گفت: ...........

به او می‌گویم چه زیبا مولا علی(ع) فرمود:

«الانتظار اشد من الموت» انتظار شدید‌تر از مرگ است.

ای عدل منتظر و ای حاضر ناظر،

چشم‌ها به تو دوخته شده و منتظران حقیقت همچون شمعی تا صبح ظهور در غم هجرانت می‌سوزند.

چه سخت و گران است برمن اینكه ببینم همه خلق را و تو را نبینم:

«عزیز علی ان اری الخلق ولا تری»

هر آدینه كه می‌رسد،

دل بهانه تو را می گیرد و ما لب‌ها را با «ندبه» و «كمیل» متبرك كرده

و رو به دریای انتظار به انتظار طلوع آفتاب می‌نشینیم.

ای ساقی فرج، چشمها آن قدر در فراق تو اشك ریخته و انتظار كشیده،

دستها آنقدر طلب نوركرده وخالی مانده،

دوشها آن قدر تازیانه سنگین اهانت را بر پیكره باورهای دینی تحمل كرده كه دگر توان از كف داده.

LIDA
04-05-2009, 14:09
مولای من كجا هستی كه دوستانت را عزت بخشی و دشمنانت را ذلیل و خوار كنی:

«این معز الاولیاء ومذل الاعداء»

ای سایبان دلهای سوخته و ای انتظار اشكهای به هم دوخته،

عاشقانت هر جمعه دیدگان خود را با اشك می‌آرایند و دلشان را نذر تو می‌كنند.

هرصبح با مولایشان تجدید میثاق می‌كنند.

كاروان دل را به غروب می‌برند، زبان را به ذكر فرج مشغول می‌دارند

و بر سجاده انتظار نشسته و انتظار بر دوش می‌كشند،

تا شاید دعایشان مستجاب شود و معشوق گوشه چشمی به آنها بنماید.

ای تجدید كننده احكام تعطیل شده، و ای طلب كننده خون شهید كربلا! كجا هستی؟

بیا و دیدگان را با ظهورت مزین كن و دریای محبت را بر دل مشتاقان جاری كن.

ای چشمه عدالت، طولانی بودن انتظارت ما را به خطا كشانده است،

دیگر عصر جمعه دلها نمی‌گیرد، چشمها نگاهشان را به رایگان می‌فروشند.

بازار معامله پایاپای قلبهای سكه‌ای در برابر قلبهای سپید بسیار داغ است.

چقدر مردم بر گردنشان قلبهای سكه‌ای آویزان كرده‌اند؟

ای كاش می‌دانستم در كدامین سرزمین قرار داری:

«لیت شعری، این استقرت بك النوی، بل ای ارض تقلك او ثری»

ای بلندای نیكی، دوست دارم هر آدینه كه می رسد،

ندبه‌های زائرانت را دانه دانه در جام جمع كنم و از آن قلب بلوری بسازم

و هنگام ظهورت باقلبی بلوری به استقبالت بیایم.

LIDA
04-05-2009, 14:11
مولای من! كی می‌شود كه تو ما را ببینی و ما تو را ببینیم

و كی می‌شود كه این گفته مصداق پیدا كند كه:

«متی ترانا و نراك»

هر جمعه دوباره سلام، دوباره ندبه، دوباره حسرت و آه، انتظار، غروب، ‌غریبی

دوباره زخم كهنه جدايی عود می‌كند. امانم را بریده است.

دشمنان درونی و بیرونی، روحم را در زنجیر غفلت به بند كشیده‌اند.

برای درمان دردم راه را به خطا رفته‌ام مرا دریاب یا صاحب الزمان.

ای تمام آرزوی من! ای غائب غیبت نشین!

توان سخن گفتن را از دست داده‌ام.

از این غروب بی‌طلوع به ستوه آمده‌ام.

LIDA
04-05-2009, 14:12
ای مهربان! به معصیت و ناسپاسیم اعتراف می‌كنم.

دستان ناامیدم را كه در بند شیطان است،

امید بخش و افق فكرم را به سمت عرفان و معرفت جهت ده.

نادم و پشیمانم

و با كوله‌باری از دلتنگی زمانه كه پشتم را خم كرده سر تعظیم فرود می‌آورم و ادای احترام می‌كنم.

ای با شكوه! ای هستی شیعه!

فریاد بی‌‌كسی‌هایم را بشنو.

قلب شكسته‌ام را درمان كن، اگر چه بارها عهدشكنی كرده‌ام،

اگر چه در كلاس درست همیشه غائب بوده‌ام،

اگرچه پشت به اقیانوس محبتت كرده‌ام، حال همچو برگ خزانی كه اسیر زمستان سرد و تاریك شده،

با دستان خالی و پشتی خمیده در محضرت زانوی ادب خم كرده

و به انتظار پاسخ در سكوتی مبهم به سر می‌برم

تا اینكه جوابم را بدهی و باران رحمتت را بر قلب محزونم بباری...

LIDA
05-05-2009, 07:25
زمان میگذرد و ثانیه ها آواز رفتن سر میدهند.

راهه سخت و جانی سخت و راه بزرگ مردان بزرگ می خواهد...

خدا میداند این دل خسته باز گرفته است روزگار سختی است ...

باز آمدم بنویسم تا بگویم هستم گرچه خسته ام....

گاهی فکر میکنم زمان ایست کرده است و من در قسمتی از زمان قفل شده ام.

احساس میکنم زندگی برایم ثابت شده روی همین نقطه ...

حس میکنم در همین جا در جازدم احساس کم آوردن میکنم ...

احساس میکنم زمان دیگر مرا با خود نمیبرد ...مرا به دست گذشته سپرده است ...

میخواهم بر این سکون بر این سکوت بر این ایست خط حرکت خط فریاد خط جنبش بزنم ..

اما توانم کم است قدرتم کم است ..

خودمان را با بازی دنیا گول زده ایم ...

دنیا جای ماندن نیست تنها راهی است ، مسیریست برای رفتن به جای دیگر...

ما مسیر را هم گم کرده ایم ..گول خورده ایم و اینجا را مقصد فرض کرده ایم کاش کسی بیاید و بیدارمان کند..

ما منتظریم ...

ما سخت به انتظار نشسته ایم گرچه خسته ایم ...اما تا تحقق انتظار منتظریم...

GORJI
05-05-2009, 08:14
افسوس كه زندگي من همه اش فاصله است

همه اش فاصله بود: فاصله از همه مادياتي كه دوستشان داشتم

فاصله از معنوياتي كه عاشقشان بودم و هستم

فاصله از همه فاصله هايي كه هرگز به آنها نرسيدم

و شايد نخواهم رسيد

: فاصله هايي كه يك عمر آرزو بودند و دلتنگي

: فاصله هايي كه يك عمر اشك بودند و

: نابودي

: مگر من چه ميخواستم و ميخواهم

: آرزوي يك جنگل پاييزي

: و آسمان ابري

: آرزوي يك ترانه عشق و

: يك . . .

: مگر من چه ميخواستم و ميخواهم

: آرزوي رسيدن به قداست و پاكي

: آروزي وصال با خدا و . . .

: آري زندگي من همه اش فاصله بود و بس

GORJI
05-05-2009, 08:15
فريب ما نخور آقا، دروغ مي گوييم

به جان حضرت زهرا (س) دروغ مي گوييم

چه ناله اي؟ چه فراقي؟ چه درد هجراني؟

نيا نيا گل طاها دروغ مي گوييم

تمام چشم به راهي و انتظار و فراق

و ندبه­هاي فرج را دروغ مي گوييم

دلي كه مأمن دنياست جاي مولا نيست

اسير شهوت دنيا، دروغ مي گوييم

زبان، سخن ز تو گويد ولي براي مقام

به پيش چشم خدا دروغ مي گوييم

كدام ناله غربت؟كدام درد فراق؟

قسم به ام ابيها (س) دروغ مي گوييم

خلاصه اي گل نرگس كسي به فكر تو نيست

و ما به وسعت دريا دروغ مي گوييم

مرا ببخش عزيزم كه باز مي گويم

نيا نيا گل طاها دروغ مي گوييم

LIDA
05-05-2009, 12:14
خورشیدی پشت ابر پنهان است. همه می‌دانیم كه هست. اگر نباشد خشت خشت عالم فرو می‌ریزد. اگر


نباشد مردم نمی‌توانند چیزی شبیه عشق را بفهمند. اگر نباشد راز خدا در گوش آدم، زمزمة الهی بر جان نوح،

معمای ابراهیم، خطاب موسی، رمز عیسی و نام محمد دانسته نمی‌شود.

او جمعه‌ای مثل امروز می‌آید و نام چیزی شبیه عشق را بلند و رسا فریاد می‌كند. او می‌آید و مردم را به مهر

می‌خواند. همچون آدم كه فرزندانش را به مهر فرا خواند و همچون نوح و ابراهیم و موسی و عیسی كه قومشان

را و عصرشان را به مهر فرا خواندند و همچون محمد كه مهربان بود و حرف و سخنش جز مهر نبود و همچون علی

و فرزندان او كه داعیان مهر بودند.

او می‌آید و كلامش را با نام خداوند مهربانی و گذشت آغاز می‌كند...

LIDA
05-05-2009, 12:17
مرا دریاب مولایم


مهدی جان امروز چیزی شنیدم که تمام وجودم را غرق در حسرت کرد!

مهدی جان، شنیدم گل مهر تو در دلهایی می شکفد که شکسته باشند؛

به من بگو بدانم هنوز شکستگی دلم به جایی نرسیده که

جوانه ای هر چند کوچک از نگاه مهربانت در آن بشکفد؟!



ای آفتاب پنهان!

آدم (ع) آمد تا تو بمانی؛

نوحه نوح از هجران تو بود و کشتی او با دعای تو به ساحل سلامت رسید.

این نام تو بود که مناجات شبانه یونس (ع) در تاریکی دریا را به نور اجابت رساند.

تو زمزمه کودکانه یوسف (ع) در دل چاهی و بوی پیراهن یوسف ذره ای از عطر توست.

و موسی، اگر، تو را می دید ندای »اَرِنی« سر نمی داد تا شنوای پاسخ «لن ترانی» باشد.

تو همان دم مسیحایی عیسایی. تو روحِ هستی ای!

ای تو جانِ عالم! زمین از تو جان می گیرد.

تو آخرین مُهر حبیب خدایی، تو عصاره محمد(ص) و خلاصه علی ای.

کعبه برای علی شکافته شد تا تو، ای هسته هستی، زمین را بشکافی و در آن بذر قسط و عدل بیفشانی.

LIDA
06-05-2009, 07:59
مهدی جان، تو به هر لباسی و به هر شکلی می آیی

و خود را به کسانی که از دل دوست دارند تو را ببینند نشان می دهی؛

مهدی جان، شنیدم گل مهر تو در دلهایی می شکفد که شکسته باشند؛

به من بگو بدانم هنوز شکستگی دلم به جایی نرسیده که

جوانه ای هر چند کوچک از نگاه مهربانت در آن بشکفد؟!

مهدی جان یادت هست طوافی که به نام تو دور خانه خدا کردم!

و احرامی که به یاد تو بر تنم پوشیدم!

آن زمان احساسی زیبا به من می گفت که تو با من و در کنارم

و در تمام راه های زندگی همراهم بودی

اما سوال من این است که آیا در تمام مدت عمرم

ارزش اینکه حتی یک لحظه تو را ببینم را نخواهم داشت !؟

چگونه دلم را آرام کنم؛ زیرا که تو همیشه با من بودی اما تو را هیچ گاه ندیدمت!!!

این شبها چقدر با تو نجوا کنم

و تا به کی باید آسمان شب های انتظار صدای دردمند مرا تحمل کند ؟!

تا به کی چشمه جوشان اشکم به یادت جاری باشد؟!

مهدی جان تو را چه می شود اگر گوشه ی چشمی مرا مهمان نگاه مهربانت کنی؟

مهدی جان ذکر لبم شده نام تو،

یا مهدی ادرکنی، یا مهدی ادرکنی، یا مهدی ادرکنی ...

مرا دریاب مولایم،

روزی مرا دریاب درحالی که ببینمت و بشناسمت؛

و یقیتن دارم که آن روز نزدیک است!

LIDA
06-05-2009, 08:01
عزیزدل؛
هفته ها آمدند و رفتند وحالا من دیگر کودک نیستم،بزرگ شده ام. اکنون زنجیره ی اشکانم مرا پایبند درگاه امید انتظارت کرده
آه ای کاش کودک مانده بودم ودر همان حال و هوای کودکی آمدنت را به انتظار می نشستم.
یادم می آید وقتی؛ ما همه ی انسان ها کودک بودیم، روز رفتن تو به دورت حلقه زدیم،تو به چشمان اشکبارمان چشم دوختی و گفتی:عصر جمعه می آیی...و ما همه شادو سر مست وعده ی دیدارت،خندیدیم و به بازی مشغول شدیم تا بیایی..
وقتی کمی دیرشد؛دیگرآنقدر بزرگ شده بودیم که توان محاسبه ی روزها و تقویم به دست گرفتن را داشتیم؛ دور هم نشستیم و تقویم را باز کردیم،
دوباره چشمانمان پر از اشک شد، خودت می دانی چرا...
وقتی هزاران جمعه در تقویم دیدیم، مضطرب شدیم.
همه آه کشیدیم، لب گزیدیم که چرا نپرسیدیم؛
آخر فدایت شوم کدامین جمعه؟!
حالا دیگر بزرگ شدیم،
بزرگ بزرگ،در انتظار آن جمعه ی دور از دست رس و آمدنی.
جانم فدایت
سالهاست آمدن بهار زندگی ات را به امید هوای دل انگیز بهار موعود به جشن
می نشینیم.
اما؛ای بهار آمدنی، به گمانت کمی دیر نشد؟!!!
آدمیت فرسود پس کو دم مسیحاییت؟ دستم به دامانت ، من تو را می خواهم! دلم بهانه گرفته،چرا نمی آیی؟
یادم هست:
آنروز که دورت حلقه زده بودیم وتو وعده ی دیدار داده بودی؛
بالهایت را گشودی که پر بکشی
همان هنگام یکی از ما از ته دل فریاد زد:
"گاهی عزیز دل یادی زما بکن"
من سالهاست بعد از رفتنت به این می اندیشم
که آیا؛
تو صدایش را شنیده بودی؟؟؟...

LIDA
06-05-2009, 13:33
بارالها !
چگونه باور کنم نبودنش را وقتی که
محبت دستی نوازشگر در تار و پود وجودم ریشه می دواند ؛
چگونه باور کنم سکوت دریای چشمهایم را وقتی که
یاد مهربانی هایش در اوج آسمان قلبم به پیش می رود.
آدینه که می شود...


قاصدکهای دلم را روانه آستان دوست می کننند
تا پیام آور حضور صدفی باشد که یازده مرواید سبز را با خود به همراه دارد .
وقتی کسی نیست که درد آشنایم باشد
اما فرشته ای پیدا می شود تا در خلوت شبهای تار ، تسلی بخش خاطرم باشد.
هنوز ستاره ای بی نورم که در انتظار شعاعی از خورشید لحظه شماری می کنم.
کویری در انتظار آبم و حتی دریای اشکهایم کویر تف زده وجودم را سیراب نمی کند.
از ستارگان آسمان سراغ می گیرم
و چون پرنده ای عاشق گمگشته ام را در میان فرشتگان آسمان می جویم.
با من بگو چگونه از رویش یاس ها بگویم ،
وقتی که نرگسی های چشمم در انتظار آمدنت سوسو می زنند.
هر شب با یاد تو به خواب می روم و صبح در انتظار ...
می دانم که می آیی و غبار غم و اندوه هزاران ساله را از قلبهای خسته مان می زدایی
و اشکهای زلالمان را از گونه هایمان بر می چینی.
می آیی و ضریح گمشده یاسی کبود را نشانمان می دهی
و مسیح مریم مقدس را با خویش همراه می سازی .
می آیی و صندوقچه موسی را برایمان می گشایی
و آنگاه در کنار کعبه عشاق سر بر آستان بندگی خدایی می سایی
که آمدنت را به منتظران و مستضعفان جهان وعده داده بود.
می آیی و در فراسوی نگاه منتظران،
قلبهای کوچک و امیدوارمان را به هم پیوند می دهی
و آن روز، روز شادی چشمهای منتظری است که عاشقانه می گریند
و به سویت بال و پر می گشایند...

LIDA
06-05-2009, 13:35
زمانی که او خواهد آمد...

راه‌ها امن می شود.
زمین بركاتش را خارج سازد.
همه گنج‌ها را استخراج نماید.
امتیازهاى طبقاتى از میان برود.
قلب مؤمن از فولاد استوارتر شود.
ثروت به طور مساوى تقسیم گردد.
كینه توزى و دغل‌بازى رخت‏ بر بندد.
حكومت‌هاى جابرانه ریشه كن شوند.
جهان در ثروت و آبادانى غوطه‏ور شود.
همه بدعت‌هاى جاهلى ریشه كن شود.
انسان‌ها از رشد عقلانى برخوردار شوند.
فرهنگ بشرى به والاترین حد خود برسد.
پرچم اسلام بر فراز گیتى به اهتزار در آید.
جهان با فروغ جمال عالم آرایش منور گردد.
همگان از حكومت ‏حضرتش خشنود باشند.
همگان در دل خود احساس بى نیازى كنند.
جهان در آسایش و آرامش بى نظیر قرار گیرد.
شرق و غرب جهان به تسخیر آن حضرت در آید.
نشانى از شرك و كفر در روى زمین باقى نماند.
روابط انسان‌ها بر اساس صفا و وفا استوار گردد.
همه گردنكشان در برابر آن حضرت تسلیم شوند.
امت اسلامى مجد و عظمت فوق العاده‏اى پیدا كند.
در روى زمین ویرانه‏اى نمى‏ماند، جز این كه آباد می گردد.
نیاز همگان برطرف شود و كسى حاضر به پذیرش زكات نباشد.
عدالت در همه‏ جا گسترده میشود، و احدى مورد ستم قرار نگیرد.
شیعیان در عصر ظهور از شیر دلیرتر و از شمشیر برنده‏تر می شوند.
مردم آرزو كنند كه اى كاش نیاكانشان زنده بودند و آن روز فرخنده را مى‏دیدند.

LIDA
06-05-2009, 13:42
ما غایبیم؛

ما كه در ظلمت فرو رفته و با تاریكى انس گرفته ایـم،

نه هدف روشن داریم و نه جهت روشـن،

نه پیام داریم و نه آرمان و رسالت؛

در زنجیرهاى ساخته خـویـش گرفتاریـم

ورهایـى از آن به تصـورمان نمـى آیـد.

شایسته است كه " رجعت " دوبـاره كنیـم

و در پى شناخت خود و امام خویش برآییـم

و با ندامت به پیشگاه حضرتـش، عرض نماییم:

اماما ! مولای ما! ای موعود! ....

از ایـن كه غبار كـردار بـد، شالـوده زنـدگیمان را احاطه ساخته است،

شرمنـده ایـم و از ایـن كه امراض جسمـى و روحـى تـن و جانمان را فرسوده، بیمناكیم.

اعتـراف مـى كنیـم كه كینه و كـدورت و اختلاف و جـداییها تــار و پـودمان را از هـم گسسته است.

وسـوسه هاى شیطانـى قـدرت تفكـر و تعقل ما را ربـوده است.

با بى حرمتى و ناسپاسى و هتك حرمت دیگران خو گرفته ایـم.

فضاى زندگیمان را بدبینى و حقارت پـوشانده است.

نجات بخشـى، جز شما سراغ نداریـم.

خـودمان را از عاشقان مكتب و راهیان راهت مى دانیم.

روزمان را با " یادتـو " آغاز مـى كنیـم و شبمهایمان را بـا ذكـر تـو به سحـر مـى رسانیـم،

و همـواره در انتظار دیدارت لحظه شمارى مى كنیم.

LIDA
06-05-2009, 13:46
اماما!



آرزوداریـم كه دیدگان بـى فروغمان با جمال نـورانى ات آشنا شـود و آنگاه قلبهایمان از تپیـش بازماند.


اه كه درد غیبتت دلهایمان را به تلاطـم مـى آورد،

دست به آسمان مى گشاییم و با نجـواهاى غریبانه، ظهورت را مى طلبیـم.

آیا رخ عیان خواهید كرد؟

تـا كـى در سـراپـرده غیبت پنهانـى كه دنیـا را دشمنــان خدا فرا گـرفته است و بـر آن فـرمـان مى رانند.

از هـرسـو آواز محزون یتیمـانـى كه دنبـال نان مـى دونـد و به نـان نمى رسنـد،

شنیـده مـى شـود !

و مـرثیه مادران جـوان از دست داده و مـردان مجـروح ، دلهایمان را به درد آورده است.

اماما!

تا نیایى، دریاى زندگیمان از اسارت تـوفان رها نمى شـود.

بیا كه زورقهاى شكسته مان را بادبانـى و ما بـى صاحبـان را صاحب!

بیـا كه هـر دردى را درمـانـى و دردمندان را طبیب!

LIDA
07-05-2009, 13:33
آمد نهان و اين دل بشكسته برد و رفت

ديدار را به وعده فردا سپرد و رفت

***
ما را كه با تمام وجود اشتياق بود

اين بار هم به خيمه گه خود نبرد و رفت

***
ما را هنوز قابل ديدار خود نديد

دست ردي به سينه ما فشرد و رفت

***
اي واي من كه سفره ما را حرام ديد

آمد كنار سفره و چيزي نخورد و رفت

***
ما را به راز غيبت خود آشنا چو كرد

باز از براي غربت خود غصه خورد و رفت

***
آماده قيام صف شيعه را نديد

صد گونه اختلاف بديد و فسرد و رفت

***
اين جمعه خسته بوديم بگذار جمعه بعد

حالا كه وقت داريم يا ماه ديگري هست.

***
رحم به ضعف و قلت افراد ما نكرد
با يك نگاه لشكر ما را شمرد و رفت

***

آخر تو اي امام ز كعبه نيامدي

صدها هزار پير و جوان تو مرد و رفت...

LIDA
07-05-2009, 13:36
قلم را آغشته به خون دل می کنم و با خط سرخ می نویسم.

می نویسم از دلی که قرنها خون است. از دلی که قرنها داغدار است.

می نویسم از کسی که خلوتش را داغ کربلا آتش زده،

از کسی که نجوایش « الهی بحق الحسین » است،

از کسی که صبح تا شب خون میگرید. آري از غریب دشت حجاز مینویسم ...

از خیمه نشیسن دل زهراي غریب ...

از مهدي (عجل الله تعالي فرجه)

غریب فاطمه سلام الله علیها

از سکوت خيس،

از اشکش،

از گلوي پر از بغضش،

از شال مشکيش،

از « امن يجيب » خواندنش،

از وا عما و يا ابالفضل گفتنش،

از تنهايي شب هايش در دل صحرا و کوه ها،

از غروب روزهايش با غم و درد،

از جمعه شب هايش در کربلا.

مهدي جان!

اي آقاي خوبم،

سخت است حتي تصور دردت در يک ثانيه.

نمي دانم چه مي کشي وقتي در عالم ملکوت و معنا شاهد مصائب کربلايي،

نمي دانم چه مي کشي وقتي سر بريده حسين را بر نيزه مي بيني،

نمي دانم چه مي کشي وقتي بي تابي هاي عمه ات زينب را حس مي کني،

نمي دانم چه مي کشي وقتي درد و دل عمه ي سه ساله ات رقيه را مي شنوي ...

اي به قربان صبر ايوب گونه ات،

چه مي کشي وقتي که خون پاک علي اصغر را بر دستان به آسمان گشوده حسين مي بيني؟

آقا جان ذره اي از بي تابيت را حس کرده ام

و تمام قطره هاي خون دلم به جوش آمده است،

و حالا مي فهمم حق با توست

اگر گفته اي شب تا صبح بر مصائب کربلا مي گريي،

حق با توست وقتي که به انتقام خون خدا با نغمه يا لثارات الحسين بر مي خيزي.

به اميد روزي که فرياد « انا الحق » لرزه بر اندام همه ظالمان نا حق اندازد.

و با ظهورت در کربلا گريه و کنيم و سينه بزنيم...!

LIDA
07-05-2009, 16:23
کسی آرام می آید نگاهش خیس عرفان است
قدمهایش پر معنا دلش از جنس باران است
کسی فانوس بر دستش بسان نور می آید
امید قلب ما روزی ز راه دور می آید

***
اي التماس و خواهش بالا دوازده
ظهر اذان عقربه ما دوازده

***
من حقم است هشت گرفتم چرا كه من
يك جمله هم نساخته ام با دوازده

***
با چند نمره باشد اگر رد نمي شوي
يك ، دو ، سه ... هفت ، هشت ، نه آقا دوازده

***
بي تو تمام اهل قيامت رفوزه اند
اي نمره‌ي قبولي دنيا ، دوازده

***
ثانيه هاي كند توسل مي آورند
يا «صاحب الزمان خدا» يا «دوازده»
*
***
حالا كه ساعت تو و چشم خدا يكي است
آقا چقدر مانده زمان تا دوازده

***
امروز اگر نشد ولي يك روز مي شود
ساعت به وقت شرعي زهرا دوازده

LIDA
07-05-2009, 16:27
گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن

گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن
گفتم به نام نامیت هر دم بنازم

گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم
گفتم که دیدار تو باشد آرزویم

گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن

گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن

گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن

گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان

گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن

گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم

گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن

گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان

گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن

گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم

گفتا که روز وصل را در انتظارم

LIDA
08-05-2009, 12:07
سلام

الو ... آقاجون ... صدامو ميشنوين.....

منم .. همون ... گنه كار رو سياه

آقاجون ميدونم كه با كارهام خيلي اذيتت ميكنم ، ولي باور كن خيلي دوستت دارم..

آقا يه وقت گوشي رو قطع نكني ، من خيلي باهات حرف دارم ، البته ميدونم اين ارتباط از طرف شما دائميه ، اين خودمم كه هي قطع ميكنم...

مولاي من ، سرور من ، آقاي من ، بيا .....

بيا تا جووني خودمو فداي قدوم آسمونيت كنم .... بيا مولا ... بيا



چون صيد به دام تو به هر لحظه شکارم
ای طرفه نگارم
از دوری صياد دگر تاب ندارم
رفتست قرارم
چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم
تا دام در آغوش نگيرم نگرانم

از ناوک مژگان چو دو صد تير پرانی
بر دل بنشانی
چون پرتو خورشيد اگر رو بکشانی
وای از شب تارم
در بند و گرفتار بر آن سلسله مويم
از ديده ره کوی تو با اشک بشويم
با حال نزارم


برخيز که داد از من بيچاره ستانی
بنشين که شرر در دل تنگم بنشانی
تا آن لب شيرين به سخن باز گشايی
خوش جلوه نمايی
ای برده امان از دل عشاق کجايی
تا سجده گذارم


گر بوی تو را باد به منزل برساند
جانم برهاند
ور نه ز وجودم اثری هيچ نماند
جز گرد و غبارم

LIDA
08-05-2009, 12:09
دلتنگی های آینه



ما به آئیـنــه ی دل سنــگ تـــو را کم نزدیم

سوخــتــیم از غــم هـجـــران تـو و دم نزدیم

سینه هــامـــان نشد از درد شــقایـــق بـــاران

تا دم از جـلوه ی عــشق تو به عــــالم نزدیم

تا بــیــایـــی شبــی ای مــاه بـــه مـهمانی ما

تــا دم صبــح بــه عشقت مژه بــر هم نزدیم

بی گل روی تو افسوس که در غربت خویش

شــاخــه ای گــل زمحبت به سر هــم نــزدیم

در زلال نــفـست آه... چـــه بـــی شــرمــانه

هــم زدیـم از غــم عشق تـــو دم و هم نزدیم

ادعــایـــی است بـــه دریــای تـو پیوند زدن

دل بــه دریـــای شـمـا قــدر مســلــم نــزدیم

LIDA
08-05-2009, 12:11
یا مهـــدی صاحب زمان (عج)، جانم به قربانت بیا

روشن کن این ظلمت‌سرا ، دستم به دامانت، بیا

آرام جــــــان ما تویی؛ کــــــام و روان ما تــــــویی

جان‌ها فـــــدای چشــــم تو؛ با نای قــــــرآنت بیا

مخمــــــــور جام باده‌ام؛ مستـــم ز پــا افـــتاده‌ام

چشمان طفل و مرد و زن؛ گشته چراغانت بیـــــا

ای حجّـت و نــور خدا، غایب ز چه از دیــــــده‌ها؟

دادم قســـم جانـــا تو را؛ بر جـــان جانانت بیـــــا

عالــــــم همه خواهـــان تو؛ سر در خط فرمان تو

میــــزان فقط میزان تو؛ با عــــدل و میزانت بیـــــا

عصیان‌گران در این جهان ظلم و خدیعت می‌کنند

بهر ســــر گردنکــــــشان؛ با تیــــغ برّانت بیـــــــا

ای عاشـق ایــزد پسند؛ بنما نظر بر «هوشمند»

من را رهـا بنـــمای بنــد؛ با لطف شایانت بیــــــا

LIDA
08-05-2009, 12:12
یا ایها العزیز

یَا اَیها العَزیز مَسنا وَ اَهلَنا الضُّر... فَاَوف لَنا الکَیل (سوره یوسف، آیه 88 )

پر کن دوباره کِیْل مرا ایها العزیز

آخر کجا روم به کجا ایها العزیز

رو از من شکسته مگردان که سال‌هاست

رو کرده‌ام به سوی شما ایها العزیز

جان را گرفته‌ام به سردست و آمدم

از کوره راه‌های بلا ایها العزیز

وادی به وادی آمده‌‌ام از درت مران

وا کن دری به روی گدا ایها العزیز

چیزی که از بزرگی تو کم نمی‌شود

این کاسه را ... فاوف لنا... ایها العزیز

خالی‌تر از دو چشم من این جان نیمه جان

محتاج یک نگاه تو یا ایها العزیز

- ما- جان و مال باختگان را رها مکن

بگذار بگذرد شب ما ایها العزیز

دستم تهی است... راه بیابان گرفته‌ام

دست من و نگاه شما ایها العزیز

hashem110
08-05-2009, 12:18
شب و روز از فراقت دیده بارد
مرا امید وصلت زنده دارد
اگر عشق به کویت ره نیابد
سزاورش بود که جان سپارد.
یا صاحب الزمان

LIDA
09-05-2009, 09:03
چون صيد به دام تو به هر لحظه شکارم
ای طرفه نگارم
از دوری صياد دگر تاب ندارم
رفتست قرارم
چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم
تا دام در آغوش نگيرم نگرانم

از ناوک مژگان چو دو صد تير پرانی
بر دل بنشانی
چون پرتو خورشيد اگر رو بکشانی
وای از شب تارم
در بند و گرفتار بر آن سلسله مويم
از ديده ره کوی تو با اشک بشويم
با حال نزارم


برخيز که داد از من بيچاره ستانی
بنشين که شرر در دل تنگم بنشانی
تا آن لب شيرين به سخن باز گشايی
خوش جلوه نمايی
ای برده امان از دل عشاق کجايی
تا سجده گذارم


گر بوی تو را باد به منزل برساند
جانم برهاند
ور نه ز وجودم اثری هيچ نماند
جز گرد و غبارم
خارج شده است

LIDA
09-05-2009, 09:11
من زائـر تـو هـستـم ، يـار نـديـده ي من
نـذر ضـريـح چـشمـت، ا لـماس ديـده ي من
---
طـي شـد شبـاب عمرم، درسجده بـر رخ تـو
اينــك گـواه صــادق ، قـد خــميـده ي من
---
يـك كهـكشـان ستـاره مي ريـزد از دو چشمـت
خـون مي خـورد زمين از شعـر چكيـده ي من
---
لختـي بـتـاب اي مـه ،در شـام انـتظـارم
تـا ا ز افـق در آيـد ، صبـح سـپيـده ي من
---
آغـوش لـطف بگـشـا ، اي آيـه ي نـوازش
تـا بـا تـو خـو بـگيـرد ، قـلب رميـده ي من
---
چـون ديـدگـان يعـقـوب چشمـم به راه مـانـده
شـوق وطـن نـدارد ، هجـران گـزيـده ي من
---
پـرزد زسـيـنـه ، عـاشـق! دل درهـواي كـويـش
مـيـل قـفـس نـدارد مــــرغ پـريــده ي مـن

LIDA
09-05-2009, 09:14
جـاده هـای بـی قــرار

تـر می شود نگـاه من از شعـر آبــدار
نک جـرعه ای بنـوش از این حسّ ِخوشگـوار
***
من خواب بـودم آن زمان که تو رفـتی خدا کـند
بیـدار باشـم آن زمان که می آیـی بـه ایـن دیـا ر

***
تـا لحظه ی ظهـور تو خورشید ملـتهـب
در انتظارِ رد شد نـت جاده بی قـرار

***
در دیـده ها بتـاب که فـصل ِحضورِ توست
پایان ِ خوبِ قصه ی تاریخ ِ ا نتظـار!

***
تیغ ِ خـزان بـه حنجـر ِگـل سایـه کرده است
بازا ببـیـن چه می گـذرد بـر دل ِهَـزار

***
فـصل ِهبـوط را به تظلـّم نشـسـته ایم
در آخریـن دقـایـق تحـویـل ِ سال ِ یـا ر

***
تی تاک ِ لحظـه ها بـه تـو نزد یک می شود
یک تیک تاک مـانـده بـه پـایـان ِشـام ِتـار

***
آری همیـن دم اسـت کـه بی سـایـه می رسـد
از انتهـای حـلـقـه ی خـورشـید یک سـوار

***
دل تـنگـم از سیاهی ِ شـب هـای بـی سحـر

بشکن سکـوت ِشب زده ام را شها ب وار

***
این عـصـر ِجمعـه بـازدلـم…تو نیامدی
بگـذار من بـمیـرم … بـه روی خود ت نیـار

LIDA
10-05-2009, 07:41
بیا با ما بگو رازخدا را
حدیث انتظار دیرپا را

*********
بیا با مابگو از مهربانی
اجابت کن دعای بی ریارا

********
بیا ای گل ! گل باغ محمد !
معطر کن تمام لحظه ها را

*******
نظرکن بر دل تنهای تنها
ببین دلهای با غم آشنا را

******
امام لحظه های روشنایی !
درخشان کن ، شب یلدای ما را

اماما! دوست دارم تا همیشه
تراو لحظه سبز دعا را

******
تو رفتی تا که برگردی دوباره
بیا و تازه کن رسم وفا را

LIDA
10-05-2009, 07:43
ی خدا کی شود آن دلبر عیار آید

همچو خورشید به پایان شب تار آید



مؤمنان را که غم دوری او محزون کرد

رنگ شادی و شعف بر گل رخسار آید



سوخت جانم ز غم غربت آن یار عزیز

کی طبیبم به سر عاشق بیمار آید



ک شب بیا ستاره بریزم به پای تو
ای آفتاب من همه چیزم فدای تو

یک شب بیا به ما برسد ای اذان صبح
از پشت بام مسجد کوفه صدای تو

ما مدتی است خانه تکانی نکرده ایم
شرمنده ایم در دل ما نیست جای تو

غیر از همین دو قطره اشکی که مانده بود
چیزی نداشتم که بیارم برای تو

از روزهای هفته سه شنبه برای من
شبهای پنجشنبه و جمعه برای تو

روزی به خاطر سفر جمکران من
روزی به خاطر سفر کربلای تو
خارج شده است

LIDA
10-05-2009, 07:45
نه رو بر آینه ای داشتم، نه بر ماهی

فقط به یاد نگاه تو بوده ام گاهی

گلایه ای نکن از حرف پوچ من، دریا!

به جز حباب، چه دارد دهان یک ماهی؟

خزان پیر، در آغوش باد می گرید

شبیه کودک تنهای مانده در راهی

و من به جرم صدا کردن تو محکومم

به یک سکوت فراموش مانده در چاهی

چگونه فتح کند دفتر مرا نامت؟

تو گام شعله ای و سرزمین من کاهی

دلیل این که تو را خواستم فقط این است

نمانده است، مجالی برای خودخواهی

نگاه دار! به دار خودت مکوب ای عشق!

ببخش جان طناب! از من است، کوتاهی!

خدا به خیر کند! این رگ قیام تو نیست؟

که تیر می کشد از سینه ها به خونخواهی؟

بشر به نور نزدیک می شود، بی شک

به گوش جاده نخواهد رسید، گمراهی

LIDA
10-05-2009, 16:41
موعود چشمان غزل بارانی ام



در غروب چندمین سال طلوع دردها
می رسی از راه، فانوس دل شبگردها!

بی حضور آبی ات، ای تک سوار سبز پوش!
کوفه کوفه بی وفایی دیدم از نامردها

با توام موعود چشمان غزل بارانی ام
پاک کن از وسعت آیینه هامان گردها

مثل یک خورشید پاییز پر از بغض غروب
نور می پاشی سر دلمرده ها، دلسردها

تا طلوع روشنای چشم های ابری ات
چشم بر هم می گذارم بر عبور دردها

LIDA
10-05-2009, 16:42
شرح مشتاقى


غايب آشكار، يعنى تو
رحمت كردگار، يعنى تو

قرنها بی قرار، يعنى ما
در دل ما قرار، يعنى تو

منتظر مانده هر ديار ـ ترا
رونق هر ديار، يعنى تو

خير دنيا و آخرت، از توست
نعمت بى شمار، يعنى تو

فخر ما اينكه دوستدار توئيم
مايه ى افتخار يعنى تو

حدّ دين را ـ حريم قرآن را
درجهان،پاسدار ـ يعنى تو

دادگستر به مركب و شمشير
آن سوار، آن سوار يعنى تو

در ظهورت تجسمى زعلى ست
صاحب ذوالفقار ، يعنى تو

LIDA
11-05-2009, 09:41
تمنای طلوع


به تمناى طلوع تو جهان، چشم به راه
به اميد قدمت،كان و مكان، چشم به راه

***

به تماشاى تو، اى نوردل هستى، هست
آسمان كاهكشان كاهكشان چشم به راه!

***

رُخ زيباى تو را ياسمن آيينه بدست
قد رعناى تو را سرو جوان چشم به راه

***

درشبستان شهود،اشك فشان دوخته اند
همه شب تا به سحر،خلوتيان چشم به راه

***

ديدمش فرشى ازابريشم خون مىگسترد
درسراپرده ى چشمان خودآن چشم به راه

***

نازنينا! نفسى اسب تجلّى زين كن!
كه زمين گوش به زنگ است وزمان چشم به راه!

***

آفتابا! دمى از ابر برون آ، كه بود
بى تو منظومه ى امكان، نگران; چشم به راه!

LIDA
11-05-2009, 09:42
پایان غروب تنهایی


اي‌ تو پايان‌ غروب‌ سرد تنهايي‌ ما
بر كوير خشك‌ جان‌ها زمزم‌ دشت‌ صفا

آفتاب‌ حسن‌ رويت‌ صبح‌ هر آدينه‌اي‌
نور باران‌ مي‌نمايد اين‌ دل‌ ويرانه‌ را

بي‌ تو سرسبزي‌ بستان‌ رنگ‌ پاييزي‌ گرفت‌
بي‌ تو پژمردند گل‌هاي‌ گلستان‌ خدا

مي‌شود آيا ببينم‌ آن‌ سوار سبزپوش
‌ مي‌شود گر لحظه‌اي‌ از خويشتن‌ گردي‌ جدا

گفته‌ بودي‌ كز گلي‌ فصل‌ بهار آيا رسد؟
با گل‌ نرگس‌ بهار آيد به‌ جمله‌ فصل‌ها

واي‌ بر من‌ در كنار خويشتن‌ جا مانده‌ام‌
كاش‌ مي‌شد يك‌ دمي‌ از اين‌ قفس‌ گردم‌ رها

اي‌ كه‌ يادت‌ نخل‌ جان‌ را استقامت‌ مي‌دهد
بين‌ كه‌ نخل‌ كشور دل‌ رو نهاده‌ در فنا

ديو شب‌ را بين‌ بسي‌ گردن‌ فرازي‌ مي‌كند
سخره‌ «هل‌ من‌ مزيد»ش‌ نسل‌ پاك‌ مرتضي‌

دل‌ اسير فتنه‌ دجال‌ يك‌ چشم‌ عنود
تيغ‌ «جاءالحق‌» برآور، فتنه‌ را رسوا نما

GORJI
11-05-2009, 13:05
خدایا !
آنچنان زمین گیرم نکن که هنگام ظهور مولا توان برخاستن نداشته باشم ...
اللهم عجل لولیک الفرج
مهدی جان !
روا بود که گریبان ز حجر تو پاره کنم ...
دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم ...
اللهم عجل لولیک الفرج
تا کسی رخ ننماید ز کسی دل نبرد
دلبر ما دل ما برد و ز ما رخ ننمود
اللهم عجل لولیک الفرج
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که دلشکسته ایم و خسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام ...
دوباره صبح ٫ ظهر ٫ نه ! غروب شد نیامدی
اللهم عجل لولیک الفرج
یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد ...
اللهم عجل لولیک الفرج
بر چهره پر ز نور مهدی صلوات
بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدی صلوات
اللهم عجل لولیک الفرج
بی تو ای صاحب زمان
بی قرارم هر زمان
از غم هجر تو من دلخسته ام
همچو مرغی بال و پر بشکسته ام
اللهم عجل لولیک الفرج
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه برمی گردد
اللهم عجل لولیک الفرج
اگر تو نیایی سیلی ظالمان همیشه بر گونه مظلومان می خورد و صدای ظالم همه جا به گوش می رسد ...
اللهم عجل لولیک الفرج
کامل بتاب و رخ بنما ...
اگر تو یاری کنی جسمم آرام می گیرد...
پس فکری برای دل بی تابم کن ...
اللهم عجل لولیک الفرج
فقط توئی که می توانی داد عدالت سر دهی ... چون تو زاییده حقی ...
اللهم عجل لولیک الفرج
به خدا سوگند دنیا را آذین می بندیم اگر لحضه آمدنت را بدانیم ...
اللهم عجل لولیک الفرج

EHSAN
11-05-2009, 16:36
تاپیک بررسی وپست های اضافی پاک شدند

LIDA
12-05-2009, 08:43
يكى بود يكى نبود زير گنبد كبود
آقامون مهدى اومد كور بشه چشم حسود
يا اباصالح مدد يا اباصالح مدد يا اباصالح مدد
اولين مطلع حُسن، آخرين بت شكن
طالب خون خدا، حجةبن الحسين
يا اباصالح مدد يا اباصالح مدد يا اباصالح مدد
توى ايون خونه، قنارى هى مى‏ خونه
فصل عاشقى شب، عيد صاحب زمونه
چه قشنگ شده زمين، آسمون چراغونه
گل نرگس تو بهشت، عاقبت زد جونه
يا اباصالح مدد يا اباصالح مدد يا اباصالح مدد
اگه نازش بگيره، ليليا بنده مى ‏شن
از گل خنده‏ى اون، مرده‏ ها زنده مى‏شن
يا اباصالح مدد يا اباصالح مدد يا اباصالح مدد

LIDA
12-05-2009, 08:45
از تبار ولايت
_______________
اى گل رويت بهار من
اى همه دار و ندار من
نگار من، نگار من يا اباصالح گل نرگس
تو از .... نجابتى
تو از تبار ولايتى
حبيب من اى حبيب من
تو خود خداى محبتى
تو پايگاه ولايتى
تويى كه طاووس جنّتى
اى مه ظلمت ستيز عشق
قيام تو رستخيز عشق
عزيز عشق، عزيز عشق يا اباصالح گل نرگس
الا كه باشد تمامى
هستى دنيا ز هست تو
تمام عالم به زير پات
زمام عالم به دست تو
بگردد اين چرخ نه فلك
ز گردش چشم مست تو
دلم شده مبتلاى تو
رسد به جانم بلاى تو
فداى تو، فداى تو يا اباصالح گل نرگس
نشستم در حضور تو
كنم دعاى ظهور تو
به نور تو، به نور تو يا اباصالح گل نرگس

GORJI
12-05-2009, 12:53
آقا جان :من خيلي کوچکتر از آنم که بخواهم چيزي بگويم ولي مي خواهم حرف دلم را بشنويدمني که غرق در گناهم ولي با اين حال دلي دارم پر ز شور و شوق وصال ؛و رسيدن به آزادي.



آقا جان؛هواي شهرمان را دود و دم گناه گرفته بوي غربت در کوچه هاي شهرمان پيچيده؛ دلهاي مردم شهر سياه شده ديگر اثري از دلهاي پاک نيست ديگر کسي به فکر ديگري نيست گذشت آن زمان که همسايه به فکر همسايه اش بود و از تمام احوال او خبر داشت ولي دريغ که اکنون همسايه، همسايه اش را نمي شناسد چه رسد که از احوال او جويا شود .



آقا جان؛ در اين شهر همه با هم غريبه اند، هر کس سرش به کار خود است و در پي اندوختن متاع دنيا، همه در تلاش هستند ، صبح تا شب به دنبال يک چيز مي دوند چيزي که در شهرمان حرف اول را مي زند،پول.آري پول است که ديگر حرفي براي کسي باقي نگذاشته است و مردم براي بدست آوردنش از هيچ کاري دريغ نمي کنند آنها حاضرند براي بدست آوردن پول دل ها را بشکنند، قلب ها را به درد بياورند، زندگي ها را نابود کنند !

GORJI
12-05-2009, 12:56
آقا جان؛ شرم مي کنم از گفتنش ولي آنها حاضرند به خاطر بدست آوردن دنيا هر چيزي را از دست بدهند حتي حاضرند قلب شما را به درد بياورند و دل شما را از دست بدهند و کسي نيست تا به آنها بگويد: اي جاهلان لباس آخرت جيب ندارد اينها را براي چه اندوخته ايد؟



آقا جان؛ نمي دانم چه بگويم ولي همين مردم با اين همه ظلم و ستمي که در حق خود و ديگران روا مي دارند در محافلي که نام شما برده مي شود مي آيند تا خودي نشان دهند ناله سر مي دهند و گريه مي کنند تا خود را منتظر تر از بقيه نشان دهند ولي آقا جان اينان



تا کي مي توانند شخصيت کاذب خود را حفظ کنند؟



آقا جان؛ما همه به اميد روزي هستيم که شما بياييد و تمام پرده ها کنار رود و چهره ي واقعي دروغ گويان بر مردم آشکار شود.



اللهم عجل لوليک الفرج



يا حق

LIDA
13-05-2009, 11:22
سر زده ماه عالمين
بر همه آن نور دو عين
گل بريزيد كه آمده
منتقم خون حسين
نور دو چشم مولا
آرزوى دلها
اميد آل طه
آمده به دنيا
مهدى صاحب الزمان يابن الزهرا
اميد آخر جهان يابن الزهرا
فرشته‏ ها سوى توأند
محو گل روى توأند
كنار گهواره ى تو
كشته ى ابروى توأند
طراوت بهارى
خوب و گلعذارى
وارث ذوالفقارى
يار غم گسارى
مهدى صاحب الزمان يابن الزهرا
اميد آخر جهان يابن الزهرا
بيا كه حس كنم حبيب
ز مقدم تو بوى سيب
تو اى خلق منتظر
امن يجيب امن يجيب
دار و ندار مايى
تو چه باوفايى
ولى مقتدايى
ختم الاوصيائى
عشق و اميد ما همه يابن الزهرا
خيمه نشين فاطمه يابن الزهر

LIDA
13-05-2009, 11:23
مهدى به علمدارى مانند ابوالفضل است
در وقت فرج او را سربند ابوالفضل است
به جلوه آمده رخ زيباى تو فرشته ها به سجده ‏اند در پاى تو
آمدى ديگر به يُمنت حل مشكلها شده
طاق ابروى تو جانا قبله ‏ى دلها شده
نازنين دلبرم يا ابا صالح مدد
اى ز جان بهترم يا ابا صالح مدد
به جلوه آمده رخ زيباى تو فرشته ‏ها به سجده‏ اند در پاى تو
من به روى سينه ‏ام نام تو گل مى ‏زنم
عاشقى بى دلم نا خدا پل مى ‏زنم
بر همه ى خلق جهان سرور تويى
يوسف زهرا را گل حيدر تويى
به جلوه آمده رخ زيباى تو فرشته‏ها به سجده‏ اند در پاى تو
بر لبم زمزمه عشق تو دين من
مسجد جمكران قبله و آئينمِ
اى قبله ى اهل ولا خوش آمدى
منتقم آل عبا خوش آمدى
به جلوه آمده رخ زيباى تو فرشته‏ ها به سجده ‏اند در پاى تو

LIDA
13-05-2009, 11:25
زاده ‏ى سلطان نجف
اى پسر خون خدا
منتظر منتظران
گوهر درياى دلم
اى گل زيباى على
ما همه حيران توييم
در شب ميلاد شما
مست و غزلخوان توييم
اى گل نرگس بيابيا
امشب و فردا همه جا
بر لب ما زمزمه ‏اى
يوسف زهرا تو مَهِ
مصر وجود همه اى
رشته‏ ى مهر دل ما
بسته به گيسوى شما
عرش خدا معتكف
طاق دو ابروى شما
جان به فداى تو و من
كوكبه ى كوكب تو
اى كه خدا عشق كند
با خال تو و لب تو
اى گل نرگس بيابيا

AmirOmidvar
13-05-2009, 11:28
سلام.

من الضعیف الی القوی.
من الفقیر الی الغنی.
من الحقیر الی العظیم.
من الضال الی الهادی.
من الظالم الی العادل.
یا بهتر بگم: من ظلم الی نور. از تاریکی (کل تاریکی در همه ابعاد) به نور (کل نور در همه ابعاد)
من الجاهل الی العالم.
یا بهتر بگم : من جهل الی علم. از همه ی بیسوادی (در تمام امور) به تمام علم (در تمام امور)
من البخیل الی الکریم.
...
...
...
...
...
...
من المأموم الخاطی العاصی الذانب المقصر الی الامام الکریم المعصوم.
من المحب الی المحبوب.

دوست دارم در فعالیت و مأموریت شما که همانا بهترین و مورد پسند ترین فعالیتها نزد پروردگار عزیز هست، کمکی بکنم و سهمی داشته باشم. هرچند می دونم شما به کمک امثال من نیاز ندارید.
ولی خوب خیلی خوشحال میشم اگه بتونم کاری واستون انجام بدم. اگه جایی کاری رو زمین مونده، یا کاری از دست من بر میاد، و در این صورت منت بزرگی که سر من دارید بزرگ تر میشه.!
در کل بگید چیکار کنم؟ اگر بپسندید و قبول کنید عقل و تدبیر خودم رو (که ضعیف ترین هستش) تفویض کنم به شما که بهترین و کاملترین روی زمین هستید، و عمل از من (اونهم با عنایت و مدد و توجه و خواست و دعای شما)

التماس دعا!




تو نگو ما را به آن شه راه نیست

با کریمان کارها دشوار نیست




هیچ ترتیبی و آدابی نجو

هر چه میخواهد دل تنگت بگو





گر دو صد جرم عظیم آورده ای

غم مخور!، رو بر کریم آورده ای

GORJI
13-05-2009, 13:24
بقیه الله!
خورشید جمعه ای دیگر دارد به غروب ماتم می نشیند و انگار ، داغ هجران تو همچنان بر دل ما می ماند.

یا بقیه الله!
چشمان اشکبارم را ببین که به راه آمدنت سفید شد و تو باز هم نیامدی.

یا بقیه الله!
شاید خدایت نیامدنت را فرصتی دیگر برای من قرار داده است تا وقتی که تو می آیی خروش، پاک پاک باشد.

یا بقیه الله!
تو که خود فرموده ای که به احوال شیعیانت آگاهی. پس لابد خوب می دانی که میان ما و اذان ظهر و آسمان ، چه رابطه ای است!!!

یا بقیه الله!
تو که خود خوب می دانی برخروش چه دارد می گذرد! پس جان مادرت فاطمه، هق هق غروب جمعه ما را در دفتر عشقبازی های عشاقت ثبت کن.

یا بقیه الله!
خروش را کمک تا از نگاه پنهانش ، غریبی سیراب شود.

یا بقیه الله!
در این غروب جمعه ای دیگر، ضجه غریبانه خروش و نگاه خیسش را که به پیشگاه با شکوهت تقدیم می کند بپذیر.

یا بقیه الله!
وقتی که تو می آیی ، خروش در چه حال است ... خروش در چه حال است...

یا بقیه الله...یا بقیه الله... یا بقیه الله... یا بقیه الله

GORJI
19-05-2009, 21:26
http://mtkenari75.persiangig.ir/image/26.5.87.jpg

مولای من،

حجت خدا در زمین تویی

چشم خدواند در میان خلق تویی

نور هدایت و مشکل گشای مومنان تویی

کشتی نجات تویی

چشمه ی حیات تویی

و تو از همه ی آنچه بر شمردم بهتر و بالاتری...

زیرا مقام و منزلت تو والاتر از آن است که به وصف آید یا حتی به دل خطور کند!!!

اما من...

یا صاحب الزمان...

GORJI
19-05-2009, 21:28
http://www.imammahdi-s.com/gallery/images/large/54.jpg

ای خاموش کننده آتش دلهای بیقرار !
صبح بى تو ، رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد !
بى تو حتّى مهربانى حالتى از کینه دارد !
بى تو مى گویند : تعطیل است کار عشقبازى !
عشق امّا کى خبر از شنبه و آدینه دارد ؟
جغد بر ویرانه مى خواند به انکار تو ، امّا
خاک این ویرانه ها بویى از آن گنجینه دارد !
خواستم از رنجش دورى بگویم ، یادم آمد :
عشق با هجران ، خویشاوندى دیرینه دارد !
در هواى عاشقان ، پر مى کشد با بى قرارى
آن کبوتر چاهى زخمى که او در سینه دارد
ناگهان قفل بزرگ تیرگى را مى گشاید
آن که در دستش کلید شهر پر آیینه دارد !

GORJI
20-05-2009, 19:18
آرزو دارم فریادم را سر دهم و آقایم بشنود . میخواهم در حیاط مسجد سهله بنشینم . چشم باز کنم جمال زیبای مولایم را ببینم
و التماس کنم مولایم بیا.


دوست دارم برای همه دعا کنم . هر روز دعا می کنم و در انتها می بینم برای استجابت دعایم مولایم را کم دارم .


او که باشد همه جا عطر آگین است مریضی نیست که برای سلامتی اش دعا کنم . گرفتاری نیست که گره ای در کار داشته باشد . مسکینی نیست که گرسنه بماند . جنگی نیست که کشته داشته باشد . قهری نیست که جدایی بی اندازد . خدایا مولایمان را برسان .


یا مهدی جان کی شود صدای انا المهدی ات همه جهان را بلرزاند و به گوش همگان برسد .


بیا ودست مهربانت را بر سر همه ما بکش شاید من عاصی نیز به لطف و بخشش پروردگار آمرزیده شوم و به دیدار تو نایل شوم ای کاش باشم و تو را ببینم


ای کاش طعم صلح وخوبی را در زمان ظهورت بچشم .


مولایم بیا جهان در انتظار توست

GORJI
20-05-2009, 19:20
مهدی جان! هر جمعه به یادت دریای دلواپسی هایم را غزل غزل می گیریم.

تو در چشمان مهتابی کدامین ستاره خفته ای که حتی یک لحظه به دنیای رویاهای من سرک نمی کشی؟ بی

تو باغ سبز جانمان در انتظار شنیدن قدم هایت زرد شد.

مهدی جان! اگر شوق شنیدن صدای تو نبود از گوشه ی تنهایی بیرون نمی آمدم و اگر شوق و بدن چشم هایت

نبود، هیچ گاه پلک هایم را بیدار نمی کردم و اگر نسیم حرف هایت نمی وزید، معنای جهان را نمی فهمیدم.

مهدی جان! تا تو هستی، تا گل سرخ به ناز می روید تا دریا موج می زند، تا خورشید گرم و مهر آینه به ما نگاه

می کند، تا کویرها تشنه اند، تا شعله ها سرکش اند. منتظر آمدنت هستم. مهدی جان! بدان که نگاه هایم

انتظار آمدن تو را می کشد

LIDA
21-05-2009, 11:53
پايان هجران

_____________________

ملك باران، شد آسمان، جهان گرديده، گل فشان، گل نرگس شده عيان

مدد ياصاحب الزمان،مدد ياصاحب الزمان،مدد ياصاحب الزمان

هله خماران، قمر رسيده، كه شام هجران، به سر رسيده

ملك باران، شد آسمان، جهان گرديده، گل فشان، گل نرگس شده عيان

مدد ياصاحب الزمان،مدد ياصاحب الزمان،مدد ياصاحب الزمان

دلم زنده به نام اوست، به اميد قيام اوست، فدايى مرام اوست

مدد ياصاحب الزمان،مدد ياصاحب الزمان،مدد ياصاحب الزمان

هله خماران، قمر رسيده، كه شام هجران، به سر رسيده

ملك باران، شد آسمان، جهان گرديده، گل فشان، گل نرگس شده عيان

مدد ياصاحب الزمان،مدد ياصاحب الزمان،مدد ياصاحب الزمان

الهى تا نفس بُود، سرم بر پاى او رود، كه خاكم كربلا شود

مدد ياصاحب الزمان،مدد ياصاحب الزمان،مدد ياصاحب الزمان

LIDA
21-05-2009, 11:57
بــایـد تــمام حــاشــیه‌ها را رهــا کــنم


آقــا اجــازه هــست شــما را صـــدا کــنم ؟؟


ایــنجا کـسی به فکر شما نیست! چاره نیست


بــاید کــه راه را ، ز رفیـــقان جــدا کــنم


شــایــد زیــاد رفتــه‌ای آقــا ! چـــگـونــه مـن


بـا ایــن ‌هــمـه گـذشـتن آدیـــنه ، تــا کــنم ؟؟


آنــقـدر جــمـعه رفــت و خـبر نیـست از شـما


مـانــدم چــگونـه آمـدنـت را دعـا کـنـم !؟


دل در قـنوت بـود و دو چــشمم بــه خــواب رفت


بــایــد نــمازهـــای خـــودم را قــضــا کـــنم !!


بــا شــعر هـم نمــی‌شود از غــربــتت سـرود


آقـــا چــگـونـه دیـن خــودم را ادا کــنم ؟؟

LIDA
21-05-2009, 12:02
گـل نرگـس فدای رنگ و بویت


نصـیبم کـی شـود دیـدار رویـت ؟


گــل نرگـــس تـو که زیبــاترینی


میـان هر دو عــالم بهـــترینی


گـل نــرگـــس تو که مـهد وفایی


نــــگار دلــربـا و با صـــفایی


گـل نـرگــس مـکن تـو نـا امـیدم


کـه عــمرم داده و مِهرت خـریدم


بـه دل دارم امید ، تا زنده هستم


رسـد بر دامن مـهر تو ، دستم

LIDA
21-05-2009, 12:03
حضور پنهانی

مي رسد شبي مردي از وراي حيراني
كوچه مي شود سمت هاله هاي نوراني

آيه آيه چشمانش از تلاوت شبنم
غرق بوسه هاي گل در طلوع روحاني

از شلال چشمانش قطره قطره مي خوانم
لاله غيرت عشق است در شب غزلخواني

شرح شط گيسويش در غزل نمي گنجد
در قصيده زلفش انتظار طولاني

نذر مقدم سبزش چلچراغ و آيينه
در ضيافت چشمش آيه هاي قرآني

با تو مي شود كوچيد تا ديار آيينه
در طراوت سبز صبح روز باراني

در فراق لبهايت قطره قطره مي كاهم
مي شود تو را بوسيد اي حضور پنهاني؟

LIDA
21-05-2009, 12:04
اباصالح

ابا صالح دلــــم سامان نـــدارد.... مگر هجر تــو را پايـــان نـــدارد

ابا صالـــح بيـــا دردم دوا کــن..... مرا از ديدنـــت حاجــت روا کن

ابا صالح مـــرا با روسيــــاهی .... به خود راهم بده با يک نگاهی

ابا صالح فقيــــرم من فقيـــرم ..... بده دستی که دامانت بگيـــرم

ابا صالح تو خوبی مـن بدم بــد ..... مرا از درگهــــت ردم مکــن رد

اباصالح چه خوش زيبنده باشد ..... کـه تو لعل لبت پر خنـده باشد

ابا صالح عزيـــــز آل ياسيـــــن ..... بيا درجمع ما يک لحظه بنشين

GORJI
21-05-2009, 16:41
http://i26.tinypic.com/2uhr7lc.jpg

بنام حضرت عشق
سلام بر تو ای دعوت گر الهی و ای مظهر و آئینه صفات ربانی

مولای نازنینم ! گر چه امروز بارانی نبود و بهانه آبی آسمان نبود ، اما یاد غم مظلومیتت باز دلم را هوایی

کرد .شاید تقصیر با خماری ابرها بود که خماری دیدگانت را به یادگار داشت ، شاید فضای گرفته آسمان ،

چشمان مرا نیز بارانی می خواست که اشک را جاری گونه هایم نمود .

GORJI
21-05-2009, 16:43
http://www.3noqte.com/main/images/stories/khorshid_betab.jpg


ای آشنای غربت جمعه ! ظـهور کن یک مرتبه ز کوچـه ما هم عبور کن

حک شد به روی بال قنوت نمازمان این خواهش قدیمی: آقا ظهور کن

چشم انتظار قایق صیـــــاد مانده‌ام محض خــــدا بیا و مـرا صید تور کن

من را که دور مانده‌ام از خاک کـربلا آقا بیا و همســــــــــــفر بال نور کن

یک شب بیـــــــا میان حسینیه عزا یادی ز روضـــــــه‌های کنار تنور کن

LIDA
22-05-2009, 08:23
آيينه توحيد
-------------
از نسيم سحر اين خبر آمد
منتظران ز ره منتظر آمد
آمده شوق و شور - سامره كوه طور - گشته ميلاد نور
آمده لاله ى باغ محمد
حجت‏ بن‏ الحسن فروغ سرمد
شد بهاران جهان از گل نرجس
مهدى باعطر و بوى احمد آمد
آمده شوق و شور - سامره كوه طور - گشته ميلاد نور
در سپهر شرف سر زده خورشيد
جلوه گر آمد آيينه ى توحيد
ظلمت و تيرگى رخت از جهان بست
بر تن عالم لباس نور، پوشيد
آمده شوق و شور - سامره كوه طور - گشته ميلاد نور
نيمه ماه شعبان المعظم
آمده مولد ولىّ اعظم
برقدوم گل گلراز زهرا
گويد امشب فرشته خيرمقدم
آمده شوق و شور - سامره كوه طور - گشته ميلاد نور

LIDA
22-05-2009, 08:24
گل نرگس
0000000000000
امير ملك دلبرى آمد، گل بهار عسگرى آمد
چراغ دلها، ماه روى مهدى است
در آسمانها گفتگوى مهدى است
چنان اسير تاب موى مهدى است
والضحى نور رخساره ى اوست
آسمان گرم تَطّاره‏ ى اوست
مطاف حورا گهواره ى اوست
دل هر عاشق آواره‏ ى اوست
امير ملك دلبرى آمد، گل بهار عسگرى آمد
ز اشك ديده غزل سرودم
فداى مهدى همه وجودم
اى گل نرگس دارى عطر فاطمه
يااباالصالح اى به غم‏ها خاتمه
خيمه ى سبزت قبله‏ى قلب همه )قبله‏ ى قلب همه(
امير ملك دلبرى آمد، گل بهار عسگرى آمد
آينه ى رخسار پيمبر
فروغ چشم زهرا و حيدر
آخرين خُم از باده‏ ى كوثر
مصلح كل مهدى منظر
امير ملك دلبرى آمد، گل بهار عسگرى آمد

LIDA
22-05-2009, 08:25
مصلح كل

00000000000
اى گل نرگس، گل باغ خدا
اى فروغ چشم مصباح الهدى
اى خدا را جلوه از پا تا به سر
سومين ابن الرضا را گل پسر
اى يكى يكدانه شمع اهل بيت
اى خلاصه در تو جمع اهل بيت
از تبار حضرت ختم رسل
خود گلى و جمله اجداد تو گل
اى ز جا مانده ز آل فاطمه
تك سوار بى مثال فاطمه
لافتى الاّ على را يادگار
وارث لاسيف الا ذوالفقار
كربلا، اى منتقم مدهوش تو
رايت العباس روى دوش تو
در كمال جاه، اما ساده ‏اى
آخرين ساقى ساقى زاده ‏اى
بر سرت زيبنده تاج سرورى
نه مسيحا دم مسيحا پرورى
چشم يعقوب ار به خوابت ديده بود
جلوه‏ اى گر بى نقابت ديده بود
هست و بودش داده، مهرت مى ‏خريد
يكشبه از يوسفش دل مى ‏بريد
روى دوش انداخته عيسى عبا
تا نمايد بر نمازت اقتدا
اى امام آخر از روز نخست
نبض هستى بسته بر سيماى توست
اى هر آنچه حسن در پيش تو كم
نقش رخسارت هو خيرٌ لكم
مه رخان جان در رهت افشانده‏اند
اى كه طاووس بهشتت خوانده‏ اند
اى تمام عرش در پاى تو هيچ
آفرينش هست منهاى تو هيچ
از سمانام آشنايى تا سمك
سفره‏ى اياك نعبد را نمك
قبله و ركن و حرم دلداده‏ات
هفت چرخ و نه فلك سجاده‏ات
كعبه رفت از حال اى مكى نقاب
اى دل حجر ازتمناى تو آب
خيمه ى موعود هم مهدى كجاست؟
سيدى! بانگ اناالمهدى كجاست؟
مصلح كل! اى سوار رخش نور
آفتاب مشرق از صبح ظهور
مظهر جاءالحق و فتح الغريب
مسجد كوفه به راهت بى شكيب
سبز پوش خيمه آئينه ها
حاصل دلتنگى آدينه ها
بى فروغت راه را گم كرده ‏ام
روز و هفته، ماه را گم كرده‏ ام

GORJI
22-05-2009, 09:54
http://i9.tinypic.com/5xypyrk.gif

آرزو دارم فریادم را سر دهم و آقایم بشنود . میخواهم در حیاط مسجد سهله بنشینم . چشم باز کنم جمال زیبای مولایم را ببینم
و التماس کنم مولایم بیا.


دوست دارم برای همه دعا کنم . هر روز دعا می کنم و در انتها می بینم برای استجابت دعایم مولایم را کم دارم .


او که باشد همه جا عطر آگین است مریضی نیست که برای سلامتی اش دعا کنم . گرفتاری نیست که گره ای در کار داشته باشد . مسکینی نیست که گرسنه بماند . جنگی نیست که کشته داشته باشد . قهری نیست که جدایی بی اندازد . خدایا مولایمان را برسان .


یا مهدی جان کی شود صدای انا المهدی ات همه جهان را بلرزاند و به گوش همگان برسد .


بیا ودست مهربانت را بر سر همه ما بکش شاید من عاصی نیز به لطف و بخشش پروردگار آمرزیده شوم و به دیدار تو نایل شوم ای کاش باشم و تو را ببینم


ای کاش طعم صلح وخوبی را در زمان ظهورت بچشم .


مولایم بیا جهان در انتظار توست

GORJI
22-05-2009, 09:56
http://i37.tinypic.com/w1xqvp.jpg

تا کجای عمر باید هر شب در انتظار تو ستاره بشماریم٬ تا کدام روز و ماه باید مسافر دنیای غفلتها باشیم ٬ یا مولا !
بیا ٬ که سقف آسمان زندگیمان را ابر جهل و فساد پوشاند !بیا٬ که زمین تشنه باران است ! بیا ٬ که جگرهایمان

را فراق ٬ رتگ سرخش را باخته است ٬ بیا از درون سوخته ایم ٬ مولا بیا ای مرهم دلهای خسته !

نمی دانم قلم سنگی برای دوری تو چه می نویسد ٬ ولی همین را می دانم که او نیز هجاهای نام تو را دوت

دارد و بی معطلی می نگارد . بیا ٬ که قلب شیشه ای انتظارمان در هر بار ترکی برمی دارد و صبرمان را خزان به

یغما می برد .


بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست


مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست


آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست


بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست


باز می پرسمت از مسئله ی دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست

GORJI
22-05-2009, 19:27
دلم انگاري گرفته قد بغض ياکريما

عصر جمعه توي ايوون مي شينم مثل قديما

تو دلم مي گم آقا جون تو مرادي ، من مريدم

من به اندازه ي وسعم غم عشقتو کشيدم

کاشکي از قطره ي اشکت کمي آبرو بگيرم

يعني تو چشمه ي چشمات با نگات وضو بگيرم

براي لحظه ي ديدار از قديما نقشه داشتم

يه دونه هديه ي ناچيز واسه تو کنار گذاشتم

يادمه يکي بهم گفت هرکي تنهاست توي دنيا

يه دونه نامه ي خوش خط بنويسه واسه آقا

کاغذ نامه رو بعدش توي رودخونه بريزه

بنويسه واسه مولاش خاطرت خيلي عزيز

GORJI
22-05-2009, 19:29
نیمه های شبی
در سکوتی دل انگیز و جانبخش,
خلوتی, غمزدا, روح پرور,
راحت, ارام, دور از هیاهو,
ناله مرغ شب, میرسید از فضاهای بس دور



منظر کوه پر برف, چهره سیمگون بیابان, ز مهتاب
خواب را دور کرد از دو چشمم
میزد از دور چشمک ستاره,
اسمان بود صاف و فریبا
در کنار افق, نور مهتاب,
بود بر بستر رود, مواج

در زمانهای دور و گذشته,
عصر خلقت, عصر پیدایش اسمانها و زمینها,
عصر حاضر, حال, اینده, فردا و فردا

در جهانهای پر نور و روشن,
در زوایای تاریک, تاریک
گرم در جستجو بود...
در دل جنگل و دشت و هامون, پرسه میزد
در خروشنده دریای بس ژرف, غرقه میشد

چرخ می خورد
اوج می یافت
در کهکشانها
تا سر از راز هستی درارد
تا به گمگشته اش دست یابد
تا شود اگه از سوی بی سو
همچو عاشق به دنبال معشوق

هر کجا روزنی دید, سر زد
تا ببیند کجا گشته پنهان ان دل ارا,

در جهان درختان و گلها, فرو رفت
برگها را یکایک ورق زد
هر کجا لاله ای دید بوئید
تا برد بو به منزلگه او
از کبوتر, پرستو, قناری,
سنگها و خار و خس ها,
ابرها, رعدها, ماه و خورشید,
انچه در اسمان و زمین بود,
هر که را, هر کجا دید پرسید

کیست او...
چیست او...
کو نشانش...
در کجا می توان دید او را...

من زده تکیه بر تخته سنگی,
خسته و مات, گیج و حیران,
فکرتم گرم کاوش, مات و مبهوت,
ره به جایی نمی برد و دائم,
کیست او...
چیست او...
کونشانش...
بر زبانش...

ناتوان, خسته, درمانده, تنها
غرق در دریای حیرت, که ناگاه,

گشت برپا خروشی ز اشیاء

ی....دا جمله فریاد کردند
ما همه دلدادگان کوی اوئیم
ما همه در فراق بوی اوئیم

چشم دل, گر تو را باز باشد,
هیچ جا غیر او را نبینی
دیدگان را به هر سو کنی باز,
غیر ان خوبرو را نبینی...


اللهم عجل لوليک الفرج و العافيه و النصر

GORJI
22-05-2009, 19:33
آقاجان شما فرمودي كه :
«شيعيان ما به اندازه آب خوردن ، ما را نمي خواهند ،اگر بخواهند دعا مي كنند و فرج ما مي رسد»
اما با اين حال ما را چشم انتظار نگذاروخودتان دعا بفرماييد .چرا كه شايد خدا به دعاي خود شما چشم ما را به جمالتان روشن كند.
بيا كه چشم به راهت هستيم....


آقاجان!
اگر بگوییم خسته شده ایم؟!
اگر بگوییم کم آوردیم؟!
اگر بگوییم شیطون زده لت و پارمون کرده؟!
اگر بگوییم خسته شدیم بس که توبه کردیم و توبه شکستیم؟!
اگر بگوییم از خودمون سخت غافل شدیم؟!
اگر بگویم.........دوستت داریم؟!
می آیی برای نجاتمان؟!
می آیی برای اینکه از ظلمت نجاتمان بدهی؟!
می آیی برای دستگیریمان؟!
می آیی؟!



دل شیدایی توست . دل هوایی توست . دل به غیب گرایش داد و بی قرار است و تو این دل بی قرار را صدا می زنی.... و به جنبش می آوری.
پس چگونه رهایش می کنی و بال و پرش را بر دیوارهای قفس ، پژمرده می گذاری و در پشت میله های غفلت که طراحی کرده اند تا فراموشم شوی ، تنهایم می گذاری . با این غفلت های سیاسی و سرگرمی های حساب شده و بارزی های شیطانی فراموشم می نمایی.
به جان تو ! که این دل گرچه خواستار است ، ولی بازیگوش هم هست.

GORJI
22-05-2009, 19:34
برگرد بي تو بغض فضا وا نمي شود
يك شاخه ياس عاطفه پيدا نمي شود

در صفحه دلم تو نوشتي صبور باش
قلبم غبار دارد و معنا نمي شود

بي تو شكست پنجره رو به آسمان
غم در حريم آبي دل جا نمي شود

درياي تو پناه نگاه شكسته است
هر دل كه مثل قلب تو دريا نمي شود

مي خواستم بچينم ار آن سوي دل گلي
اما بدون تو كه گلي وا نمي شود

درديست انتظار كه درمان آن توئي
اين درد تلخ بي تو مداوا نمي شود

زيباترين گلي كه پسنديده ام توئي
گل مثل چشمهاي تو زيبا نمي شود

شبنم گل نگاه مرا باز شسته است
دل در كنار ياد تو تنها نمي شود

گلدان ياس بي تو شكست و غريب شد
گلدان بدون عشق شكوفا نمي شود

باران كوير روح مرا مي برد به اوج
اما دلم بدون تو شيدا نمي شود

يك قاصدك كنار من آمد كمي نشست
گفتم كه صبح اين شب يلدا نمي شود؟

دل هاي منتظر همه تقديم چشم تو
امروز بي حضور تو فردا نمي شود

LIDA
23-05-2009, 12:32
عطر آزادى
0000000000

دل سراى تو يا اباصالح
جان فداى تو يا اباصالح
يا اباصالح يا اباصالح يا اباصالح
يا اباصالح
اى صفابخش محفل عصمت
آخرين معصوم، وارث عترت
خلق عالم را باعث و علت
اى كه پابرجاست عالم خلقت
از براى تو يا اباصالح
يا اباصالح يا اباصالح
اى كه شد نامت نام پيغمبر
وارث زهرا، وارث حيدر
آخرين خُم از باده كوثر
اى كه مرغ دل ميزند پرپر
در هواى تو يا اباصالح
يا اباصالح يا اباصالح
نيمه ‏ى شعبان عيد زيبايت
مى ‏شود تابان مهر سيمايت
شد چمن آرا قد رعنايت
شد اميد ما بر تولايت
از خداى تو يا اباصالح
يا اباصالح يا اباصالح
از تو در دلهاست شور بنيادى
در فضا پيچيد عطر آزادى
بهر عشاق مهدى الهادى
پرده بردارد قاصد شادى
از لقاى تو يا اباصالح
يا اباصالح يا اباصالح
مصلح گيتى منجى عالم
ديده بر راهت عالم و آدم
تا رها سازى شيعه را از غم
عمر غيبت را حق نمايد كم
با دعاى تو يا اباصالح
يا اباصالح يا اباصالح

LIDA
23-05-2009, 12:34
عيد تولا
************
مى ‏رسد اين مژده از حىّ تبارك
مقدم يوسف زهرا مبارك
مهدى به دنيا آمد، محبوب دلها آمد
چراغ بزم هستى گشته روشن
خانه ى عسگرى گرديده گلشن
نرگس، دسته گلى دارد به دامن
بهتر از لاله و سنبل و سوسن
به به چه زيبا آمد، مهدى به دنيا آمد، محبوب دلها آمد
گلى كه عطر و بوى خدا دارد
به چه بوئيدن او صفا دارد
با ولايش عبادت بها دارد
شيعه از عمق جان اين نوا دارد
سرور و مولا آمد، مهدى به دنيا آمد، محبوب دلها آمد
زهق الباطل و جاءالحق امشب
جلوه‏ گر شد و به وجه مطلق امشب
بزم هستى گرفته رونق امشب
زد كتاب ولا را ورق امشب
عيد تولا آمد، مهدى به دنيا آمد، محبوب دلها آمد
غرق شادى زمين و آسمان است
جلوه گر طلعت صاحب زمان است
عكس حسن خدا از او عيان شد
آنكه تبارك اله را نشان است
خوبى سرا پا آمد، مهدى به دنيا آمد، محبوب دلها آمد
حق عطا كرده بر عروس زهرا
زيبا دسته گل محمدى را
مقدمش فرخنده بر .... ما
هم به مستضعفان در همه دنيا
على را همتا آمد، مهدى به دنيا آمد، محبوب دلها آمد

LIDA
23-05-2009, 12:36
طاووس بهشت

000000000
روز ازل خاك رهِ، ابوترابم كردى
با نگاه عاشق كُشِت خونه خرابم كردى
فرشته‏ ها، ستاره مى‏ريزن از آسمون
ستاره ‏ها، چراغ خونه‏ هاى دلامون
ترانه ‏ها، روى لب هر پير و جوون - يامهدى
ديوونه شدم از عشقت
فرشته ‏ها، ستاره مى ‏ريزن از آسمون
ستاره‏ ها، چراغ خونه ‏هاى دلامون
گره‏ ى ابروى خَمِت، گره زده بر عالم
با نفسِت جون مى‏ گيره)عيسى پسر مريم
جز اون نگاه، كه دواى دل زار منه
تو تلخيا، غم شيرين تو يار منه
شكر خدا، اگر ديوونگى كار منه - يامهدى
روى بال هر فرشته
چقدهِ قشنگ نوشته
مهدى طاووس بهشته
عشقِت عاشقا رو كشته
ديوونه شدم از عشقت
چهره‏ ى ماهت شبيه جمال ابوالفضل
يه نگاه كن به نوكرت، كه مال ابوالفضل
ماه تموم: تو دامن نرگس دميده
سر مى‏ زارم به پاى قدم نو رسيده
يوسف مصر، شبيهش و توى خواب نديده - يا مهدى
ديوونه شدم از عشقت
روى بازوى مردونه ت، بشارتى از داور
پيچ و خم زلف سيات )نوشته يا حيدر
وقتى خدا، با نگاه تو بهار مياره
تو قلب ما، به صفاى تو يه گل مى‏ كاره
ابر چشات، بارون شرابِ دل مى ‏باره - يا مهدى
مِى نوش و پياله دستم
عشق تو رو مى ‏پرستم
بذار همه عالم بدونن
من مست مست مستم
ديوونه شدم از عشقت
روز ازل خاك رهِ، ابوترابم كردى
با نگاه عاشق كُشِت )خونه خرابم كردى
فرشته‏ ها، ستاره مى‏ريزن از آسمون
ستاره ‏ها، چراغ خونه‏ هاى دلامون
ترانه ‏ها، روى لب هر پير و جوون - يامهدى
ديوونه شدم از عشقت

GORJI
23-05-2009, 12:53
می دونم که توی این مسیر هوامو داری
می دونم که قدم به قدم در کنارمی
که اگه تو نبودی به اینجا نمی رسید
می دونم که از اینجا به بعد هم در کنارم خواهی موند

مواظبمون باش

می دونم راه راه توئه
و این رو می دونم که باید مواظب باشم خیلی مواظب
که این راه مسیر های انحرافی هم زیاد داره
ولی خودت می دونی که بی تو هیچم
خودت می دونی تا اینجایی هم که اومدم من نبودم
تو بودی
تو آوردیم

به عقب که نگاه می کنم می بینم واقعا من هیچ تاثیری تو این روند نداشتم
اصلا منی وجود نداشته
همه اش تو بودی


هر چی جلو تر می ره سخت تر می شه و نیازت رو بیشتر و بیشتر و بیشتر احساس می کنم
تمام توکلم به شما ست
و تو این راه تنها از شما مدد می خوام


من ندارم دیگر تاب این شبهای سرد و خاموش
یا اباصالح مددی

GORJI
23-05-2009, 12:56
الا که راز خدایی.....
الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی
شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی
<O:pدمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی
<O:pفسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی
<O:pز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی
<O:pنظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی
<O:pتو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی
<O:pدل مدینه شکسته حرم به راه نشسته تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی
<O:pبه سینه ها تو سروری به دیده ها همه نوری به دردها تو دوایی، خدا کند که بیایی
<O:pترا به حضرت زهرا، بیا ز غیبت کبری دگر بس است جدایی، خدا کند که بیایی
<O:pسزد ز غصه بمیرم من ، ز درد و غربت و تنهائی
<O:pهمیشه ذکر فرج دارم ، ولی چرا تو نمی آیی؟

GORJI
23-05-2009, 22:42
آقا جون؛ای امام زمان؛ای عزیز فاطمه،تو دلم یه عالمه

حرف دارم که دوست دارم وقتی دیدمتون این حرفا رو

بهتون بگم.ولی ... ولی افسوس که نمی دونم کجایید!

کجا میتونم ببینمتون آقا؟وقتی می خوام بیام جمکران ،

می گم شاید این بار آقامو دیدم .ولی افسوس که هر

بار دست خالی بر می گردم. آقاجون بهم بگید کجایید.

چرا؟چون دوست دارم خاک زیر پاتونو ببوسم. آقاجون،

GORJI
23-05-2009, 22:44
وقتی دل شما از دست من و مای مدعی انتظارت

میشکنه، با کدوم چاه درددل میکنی؟ مبادا شکایت

ما رو پیش مادرت زهرا ببری.مبادا تو غربت خرابه شام،

از دست ما شکوه کنی. مبادا این بنده های دست

خالیتو از در خونت برونی. مبادا دیده های بارونی

کنیزاتونو، تو حسرت یه نگاهت خشک کنی. اقاجون این

روزا خیلی دلتنگ ایم. هوای دنیا خیلی سنگین شده.

دیگه هوایی برای نفس کشیدن نمونده. داریم خفه

میشیم. اقاجون.... این بار فقط به خاطر خودت....

فقط به خاطر وجود نازنین خودت،

التماست میکنیم که بیای. اقاجون بیا

GORJI
23-05-2009, 22:45
مي دانم همه چيز بهانه است ،بهانه اي براي آمدن تو



حتي دلتنگي هايم ،گريه هايم و نوشته هايم بهانه اي است



براي تو، بي پروا بگويم مي خواهم تو را،تو راکه وعده داده اند.



اما مي خواهم روز موعود روزي باشد قبل از آنکه بميرم ،آيا اين خود خواهي است؟



مي دانم که در اين دنيا نمي شود عظمت تورا فهميد.گاهي اوقات مي خواهم



دنيا آن قدر بدتر از اين شود که تو هر چه زودتر بيايي اما بعد پشيمان مي شوم و از



خدا مي خواهم که تو رانه با دلي شکسته بلکه با دلي پر از اميد به سوي دلهاي منتظر و



خواهانت بيايي و ما را ،دنيا را،با خوبي پيوند بزني.

GORJI
23-05-2009, 22:46
آقا نگاهت جاي آهو هاست مي دانم
دستان پاکت مثل من تنهاست مي دانم

آقا دلت در هيچ ظرفي جا نمي گيرد
جاي دل تو وسعت درياست مي دانم

آقا اگر تو بر نمي گردي، دليل آن
در چشم هاي پر گناه ماست مي دانم

جاي سر انگشتان پور نورت، در اين ظلمت
مانند رد باد بر شن هاست مي دانم

اي کاش برگردي که بعد از اين همه دوري
يک باره حس بودنت زيباست مي دانم

کي باز مي گردي، برايم بودن با تو
زيبا ترين آرامش دنيا ست مي دانم

تو باز مي گردي. اگر امروز نه ، فردا
از آتشي که در دلم پيداست، مي دانم

سالي گذرد بي تو، مرا روز، بيا
جان سوخت، تو اي شعله جان سوز بيا

لبريز شده کاسه صبرم بي تو
اي از همه غايب اي دل افروز بيا

GORJI
23-05-2009, 22:47
باز ما و لحظه هاي انتظار
انتظار مردي از نسل بهار
مهد ي (عليه السلام) زهرا (عليها السلام) امام
آخرين مهدي موعود (عليه السلام) پرچم دار دين
از تبار آسمان و آفتاب
يادگار نسل پاک انقلاب
آخرين فرياد سرخ روزگار
فصل پايان حديث انتظار
دوستي با آل طاها عاشقيست
با شقايق هاي زهر ا (عليها السلام) عاشقي ست
آل طاها رمز«ياء» ورمز«سين»
واژهايسرخ قرآن مبين

آفتاب آسمانِ باورند
راه سرخ عشق را روشنگرند
عشق،سرفصل کرامات خداست
عشق مارارهبر است ورهنما است
عشق جان را قوّت بال وپراست
دل به دست عشق دادن،خوشتر است

LIDA
24-05-2009, 07:55
ذكر فرج
=========
فضاى اين دل ديوانه گرفته بوى گل نرگس
دلم نشسته چو پروانه در آرزوى گل نرگس
سزد ز غصه بميرم من ز درد غربت و تنهايى
هميشه ذكر فرج دارم ولى چرا تو نمى‏آيى
گل نرگس
براى نوكر بى مقدار هميشه پرده نشين بودى
ولى به ديده‏ ى عشاقت بدون پرده يقين بودى
دوباره پاى گنهكارم به بزم عشق تو واگشته
سرم به زير و شكسته دل، دو ديده‏ ى پر ز حيا گشته
گل نرگس
ز قطره قطره‏ى اشك من كه بوى تو مى‏ آيد
دو دست خسته و لرزانم به سمت و سوى تو مى ‏آيد
به يك دو جمله سخن با تو،دلم گرفته براى تو
نهال خشك گل عشقم، شكوفه زد به هواى تو
گل نرگس چه مى ‏شود بشود حالم، چو حالت خوش يارانت
چه مى ‏شود بشود جسمم ميان خون چو شهيدانت
منم چه زشت و سيه چهره، تو در نهايت زيبايى
منم فقير فقيرانم، تو در نهايت دارايى
چه مى‏ شود بشود روزى، سراغ خيمه ‏ى سبز تو
كه روزى ام بشود روزى، طعام خيمه ‏ى سبز تو
گل نرگس

LIDA
24-05-2009, 07:57
تك سوار
+++++
گل نرگس جوونه زد ميون باغ فاطمى
حك شده توى آسمون مهر زيباى قائمى
جوونه زده شاخه ى اميد
دل همه تو سينه‏ ها تپيد
كوچه‏ ها گرفته بوى خدا
منتقم آل على رسيد
سيدى سيدى سيدى يابن الحسن
چى شده كه تو آسمون
ماه و خورشيد تاب ندارند
چى شده كه تو كوچه ها
همه مردم گل مى‏ يارند
يكى مى ‏گه امشب بهار مى ‏ياد
از راه دور تك سوار مى ‏ياد
اما نوشته روى پرچمى
وارث تيغ ذوالفقار مى ‏ياد
سيدى سيدى سيدى يابن الحسن
چراغونى شده زمين
همه لبها غزل خونه
همه چشما منتظرِ
ديدنِ روى مهمونه
روى هر لبى ذكر و زمزمه است
دعاى فرج نغمه ى همه است
دعا گوى بزم منتظرا
مادر همه ى ما، فاطمه است

LIDA
24-05-2009, 07:59
دوره گرد عشق
____________________
همه‏ى هستيمو مديون چشاتم مى‏ دونى
از همون روز ازل مست نگاتم مى ‏دونى
من به دام زلف تو، عمريه گيرم مى ‏دونى
من مريض عشقم و يه روز مى ‏ميرم مى‏ دونى
آخر خطّم اسم توئه - از دنيا سيرم مى‏ دونى
دلم مى‏خواد تو چشماى تو، آتيش بگيرم مى ‏دونى
اباصالح ،اباصالح دوره گرد عشقم و، تو كوچه ‏ها در به درم
زندگيمو ميفروشم، ناز نگاتو مى ‏خرم
واى كه چقد سخته عاشقى - بدتر از او بى خبرى
نمى ‏دونى بايد بمونى - يا كه به دنبالش برى
اباصالح ،اباصالح كوچه‏ هاى شهرمون، بيه ياد تو چراغونه آقاتو قدم بذار، به اين دلى كه داغونه
من كى باشم تا فرشته ‏ها - براى تو هوادارن
از هر كجايى كه رد مى‏شى - جاى پاهات گل ميذارن
اباصالح ،اباصالح مى ‏دونم يه روز مى ‏يايى، دردا رو درمون مى ‏كنى
سفرت و مى ‏ندازى و دنيارو مهمون مى‏ كنى
يوسف زهرا نيومدى، يوسفامون پير شدن
برس بدادم كه جمعه‏ ها - بدجورى دلگير شدن
اباصالح ،اباصالح
كاش يه روز با ما بشى، همسفر كرببلا
پرچم سبز بزنى كنار گنبد طلا
ما همه مادر مادر بگيم - تو از گل ياس بخونى
برى لب نهر علقمه - روضه ى عباس بخونى
ابوفاضل ابو فاضل

LIDA
24-05-2009, 08:00
دلبر من
----------
ماه به چشماى قشنگ تو حسادت مى‏ كنه
پسر خوشگل ارباب دل و غارت مى ‏كنه
تو آسمون اهل ولا ماه دل آرا اومده
فرشته ‏ها همه گل بپاشيد يوسف زهرا اومده
مهدى زهرا خوش آمدى خوش آمدى خوش آمدى
ميون شكوفه‏ هاى باغ عشق مرتضى
قد و بالاى قشنگ مهدى عشقه به خدا
از بس قشنگه دلبر من
دلم مى ‏خواد پر بكشم
عمو اباالفضل هم مى ‏گه
مهدى من، فدات بشم
مهدى زهرا خوش آمدى خوش آمدى خوش آمدى
روز محشر كه همه حيرون و مبتلا مى ‏شن
انبياء محو مقام يوسف زهرا مى ‏شن
عكس اباالفضل افتاده تو، چشاى عشق فاطمه
نور دو عين حيدره پاره ‏ى قلب فاطمه
ميون سلسله ى موى تو جا مونده دلم
توى هر حلقه ى گيسوى تو جامونده دلم
گل پسر نرگس تويى پادشه دل منى
دل حسودم مى‏ خونه مال منى مال منى
مهدى زهرا خوش آمدى خوش آمدى خوش آمدى

Ehsan-Devil
24-05-2009, 19:17
تمام مرا بخوان

در دفترم هزار معما نوشته ام
یعنی که باز نام شما را نوشته ام
خورشید پشت کوه! ببین دفتر مرا
امشب هزار مرتبه فردا نوشته ام
هر چند مرده ام، به امید کمی نفس
این نا مه را برای مسیحا نوشته ام
اصلا قبول، دیر رسیدم سرکلاس
اما اجازه؟! مشق شبم را نوشته ام

...

عمریست روی تخته سیاه نگاه من
تصمیم...نه!که غیبت کبری نوشته ای

...

پشت در کلاس فقط گفته ای و من
از درس انتظار تو املا نوشته ام
جان مرا بگیر و بیا! من در این غزل
خود را برای روز مبادا نوشته ام
از توی چشمهام تمام مرا بخوان!
من نامه ای بلند ولی نا نوشته ام

.....

زنگ کلاس ... بغض تو... موضوع انتظار
از جمعه های غم زده انشا نوشته ام
آقا ببخش! در ورق خیس زندگیم
خطم بدست و باز شما را نوشته ام
سرتاسر حروف الفبات عشق بود
آقا نگو! بدون الفبا نوشته ام

Ehsan-Devil
24-05-2009, 19:23
پیرتر از نوح شده ایم!

بادها، روزهاست که بوی عبایت را بر دوش می کشند.
تو هر شب از این حوالی گذشته ای؛ آرامتر از خواب همه ی درختان.
با این فاصله ی هزار ساله، دنیا چقدر پیرتر شده!
من بیشتر از هزار سال دوریت، پیر شده ام.
من از نوح پیرترم و از تو یوسف پیامبر جوان تر.
دنیا دارد پیرهن مرگش را می پوشد؛ اما تو هنوز کفش های آمدنت را ....؟!

ad3l
24-05-2009, 19:34
ای همه کس بی کسان, بی کس شده ای؟

GORJI
24-05-2009, 20:15
الا که راز خدایی..... الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی ز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی دل مدینه شکسته حرم به راه نشسته تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی به سینه ها تو سروری به دیده ها همه نوری به دردها تو دوایی، خدا کند که بیایی ترا به حضرت زهرا، بیا ز غیبت کبری دگر بس است جدایی، خدا کند که بیایی
یا حق

GORJI
24-05-2009, 20:17
مولا جانم!!!
هميشه منتظرت هستم
هميشه منتظرت هستم، بي آنكه در ركود نشستن باشم
هميشه منتظرت هستم، چونانكه من هميشه در راهم
هميشه در حركت هستم، هميشه در مقابل تو
مث ماه، مث ستاره، خورشيد
هميشه هستي و مي درخشي از بدر و مي رسي از كعبه
و كوچه همان تهران است، كه بار اول مي آيي
و ذوالفقار را باز مي كني و ظلم را مي بندي
هميشه منتظرت هستم، اي عدل وعده داده شده
اين كوچه، اين خيابان، اين تاريخ، خطي از انتظار تو را دارد
و خسته است، خسته
تو ناظري، تو حاضری، تو مي داني
ظهور كن، ظهور كن كه منتظرت هستم
ظهور كن كه منتظرت هستم

GORJI
24-05-2009, 20:20
مي داني !؟
می دانی !؟
تمام حروف من از توست
نقطه اش
خم ميمش
گودي كمرش
استقامتش هنگام سقوط
غرورش وقتي كه به آخر مي رسد
مي داني !؟
تمام نگاه من از توست
در پي توست
لابلاي اين مردم
بين خيابان هاي خسته ی شهر
پشت مربع بسته ي پنجره ها
دنبال تو مي گردم
می دانی !؟
هر غروب، چشمهایم تو را گریه می کنند و نیامدنت را بهانه می گیرند

LIDA
25-05-2009, 08:11
روح خدا

----------
شبنم روى برگ ياس از يه چيزى خبر مى ‏ده
تو دل شب‏هاى سياه مژده ‏اى از سحر مى ‏ده
مى ‏گن فرشته‏ ها دارن عرش و چراغون مى ‏كنن
برا عزيز فاطمه سرود شادى مى ‏خونن
عشق خدا روح دعا ذكر لبم شد بى مدد
اى مستى هستى فزا مولا اباصالح مدد
آى عاشقا آى عاشقا خداى دلبرى اومد
مژده بدبد به شيعيان مهدى حيدرى اومد
مولا اباصالح فقط تويى تويى بهشت من
مولا اباصالح مدد تويى تو سرنوشت من
مولا اباصالح مدد مولا ابا اصالح مدد مولا اباصالح مدد
آتيش عشق تو زده شعله به تار و پود من
پر شده از هواى تو پاتابه سر وجود من
اگه منو رها كنى بازم در ميخونتم
جون به جونم اگر كنى بازم همون ديوونتم
جان على، عشق نبى، به فاطمه، نور دوعين
پور حسن، هستى من،منتقم خون حسين
چشمون پر ازاشك ما، هر صبح و هر شب بر درت
بازآ و پس گير انتقام از قاتلين مادرت
از اون دو تا نامردى كه بى شرم و بى حيا بودند
هم دشمن آل على هم دشمن خدا بودند
مولا اباصالح مدد مولا ابا اصالح مدد مولا اباصالح مدد
ان كه بگم اگه بيا سياهى رو خاك مى ‏كنه
سايه ى ابر نخوت و از رو زمين پاك مى ‏كنه
سرور رشيد عسگرى، لاله ى سرخ هاشمى
تو مايه‏ى عشق و وفا اميد آل هاشمى
من كه زدم باده‏ى عشق، از خُم تو يابن الحسن
از كرم و لطف و وفا اميد آل هاشمى
بيا به خونه‏ى دلم ببين پر از درد و غم
به درد و غمهاى دلم عشق تو تنها مرهم

LIDA
25-05-2009, 08:14
عزيز طاها
گل من سوى گلزار آمد، دلبر و دلدار آمد، يوسف بازار آمد
بشكفته در بستان جان نوگل نرگس
آمد به سوى عاشقان نوگل نرگس
يوسف زهرا آمده
عزيز طاها آمده

ديده بر روى دلبر دارم، جانم فداى يارم، آمد دارو ندارم
پاييز جان چشم انتظار اين بهارم
تا كه بيايد عالمى در انتظار است
اى گل نرگسم بيا
دلبر و مونسم بيا

همه جا در پى ات مى‏گردم، هستى دواى دردم، گداى دوره گردم
در هر كجا هستم به دنبال تو اى گل
بر دامن لطفت زنم دست توسل
نور دل همه بيا
به حق فاطمه بيا

LIDA
25-05-2009, 08:17
گلبانگ جانان
&&&&&&&&&&&&&&&&&&
عاشقان با بذل جان گلبانگ جانان بشنويد
بانگ تبريك خداى حىّ منّان بشنويد
ذكر جاءالحق ز نخل و باغ و بستان بشنويد
نام مهدى از زبان هر مسلمان بشنويد
وصف آن گل را ز مرغان غزلخوان بشنويد
اهل قرآن از زبانش صوت قرآن بشنويد
سوره ى قدر از دهان او طنين انداخته
شورها در آسمان و بر زمين انداخته
اى عروس بيت آل فاطمه مادر شدى
مادر تنها اميد آل پيغمبر شدى
عطر زهرا را گرفته كوثر كوثر شدى
بحر موّاج شرف را از شرف گوهر شدى
آسمان احمدى ماهى خدا منظر شدى
صد هزاران دلبر دل داده را دلبر شدى

GORJI
25-05-2009, 09:15
طلوع می کند ان آفتاب پنهانی
زسمت مشرق جغرافیای عرفانی
دوباره پلک دلم می پرد نشانه چیست ؟
شنیده ام که می آید کسی به مهمانی
کسی که سبز تر است از هزار بار بهار
کسی ، شگفت کسی ، آنچنان که می دانی
کسی که نقطه آغاز هر چه پرواز است
تویی که در سفر عشق خط پایانی
تویی بهانه آن ابرها که می گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی
تو از حوالی اقلیم هرکجا آباد
بیا که می رود این شهر رو به ویرانی
کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق
بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی

GORJI
25-05-2009, 09:18
من شك ندارم مي‌رسد آن فرصت موعود.........سرسبز مي‌گردد زمين از بركت موعود
من شك ندارم آسمان هم رام خواهد شد............روزي به زير گام هاي قدرت موعود
مي‌آيد آن مردي كه مي‌گويند مي‌بارد..................از آسمان دستهايش رحمت موعود
گفتند مي‌آيد و روشن مي كند يك روز...................چشمانمان را آفتاب قامت موعود
اما دل من اين دل مشتاق و شيدايي..............طاقت ندارد بيش از اين بر غيبت موعود
در انتظارم تا طلوع صبح آدينه....................اي كاش باشم در ركاب حضرت موعود

GORJI
25-05-2009, 09:20
در ميان دشت گلها انتظارت مي كشم

خوشترين اميد دلها انتظارت مي كشم

منتظر بر يوسفم اي مرد شبنم پوش عشق

صبر ايوب زمان من انتظارت مي كشم

بر خلاف هر تبسم غرق اشك است ديده ام

من حقيرم مرد والا انتظارت مي كشم

در نگاه سبز باغ و اين سكوت و بي كسي

دير كردي اي دلارا انتظارت مي كشم

GORJI
25-05-2009, 10:40
گل نرگس آبروی دو عالم
خیالت کی می رود ز خیالم
جمالت جلوه الله

بیا جانا طی کنیم شب هجران
بیا مهدی با ترنم باران
سحاب رحمت الله

نگاهم کن من فدای نگاهت
صدایم کن من فدای صدایت
حلالم کن ای چکیده رحمت
سلاله عصمت تک سوار غریب
ترا جان قامت خم زهرا
ترا جان اشک چون یم مولا
مرانی از درت ما را
ابا صالح ای امام غریب
تمامی دردم تو هستی طبیبم
ترا جان مادرت زهرا
نگاهم کن من فدای نگاهت
صدایم کن من فدای صدایت
حلالم کن ای چکیده رحمت
سلاله عصمت تک سوار غریب

mahdiyyar
25-05-2009, 11:26
سلام دوستان خواهش مندم smsزیبا خود را درباره امام زمان(عج)به شماره 30007650005094ارسال نماید خواهشمندم درغالب یک smsباشد

GORJI
25-05-2009, 13:15
سلام دوستان خواهش مندم smsزیبا خود را درباره امام زمان(عج)به شماره 30007650005094ارسال نماید خواهشمندم درغالب یک smsباشد

ببخشيد دوست عزيز
ميشه يه كم بيشتر توضيح بدين كه اينكار براي چيه ؟
:merci:

LIDA
26-05-2009, 09:58
امام مهربانى

********
خدايا كن عنايت روى مهدى را ببينم
كنار آن گل زيباى زهرا من نشينم
گل باغ بهشتم، تمام سرنوشتم
خوشم مهر تو را هم، نهاده در سرشتم
اميد همه، گل فاطمه، بيا چشم انتظارم
كه روى سياه و آلوده ‏ام، كف پايت گذارم
همه دار و ندار عترت طاها تويى تو
دواى پهلوى بشكسته زهرا تويى تو
اميد شيعيانى، امام مهربانى
گلستان نبى را، تو تنها باغبانى
بيا و نشان، بده بر همه، تو قبر مادرت را
نمايان نما - تو بر شيعيان - جمال انورت را

LIDA
26-05-2009, 10:00
لطف كبريا

=================
اى بيماران درد عشق
مژده مژده داو رسيد
از لطف كبريا ز ره
خاتم الاوصيا رسيد
آمده سرّ سرمدى، دسته گل محمدى

آن شمس پر فروغ حُسن
كز او روشن جهان شده
در سحرگاه نيمه‏ى
ماه شعبان عيان شده
آمده صاحب الزمان، فرمانرواى انس و جان

تا جلوه‏گر ز لطف حق
شد گل روى اين نگار
شد خيره در گل رخش
چشم گلهاى روزگار
آمده حجت ودود، زيباترين گل وجود

همراه موكب شرف
با نغمه‏ هاى دلنشين
مهمان قدسيان شور
اين قنداقه ى نازنين
صد مرحبا و آفرين، بر اين مولود مهّ‏جبين

بيت امام عسگرى
شد مهبط فرشتگان
از فرط شادى و شعف
دست افشانند و كف زنان
مصلح عالم وجود، ديده به اين جهان گشود

جان جهان فداى تو
يامهدى اى امام عصر
تنها خدا نهاده است
در دست تو لواى نصر
اى مصداق اتّم نور، عجلّ عجلّ على ظهور

LIDA
26-05-2009, 10:02
بقاى توحيد
0000000000000
شراب عشق تو را پياله شد دل من
محبت تو بود تمام حاصل من
سلاله ى زهرا، به شهر سامرا، جهان شده گلشن
چو آمدى دنيا خوش آمدى خوش آمدى
قدم زدى به زمين شده بهشت برين
صفاى مقدم تو شكوه اهل يقين
اسير دام تو، خمار جام تو، نظر كن اى مولا
منم غلام تو خوش آمدى خوش آمدى
شب ولادت تو شب طلوع صفا
طلوع مهر يقين ز شرق عشق و وفا
تو نور ايمانى، فروغ جانانى، بقاى توحيدى
تو عين قرآنى خوش آمدى خوش آمدى
تبسم تو برد دل زمين و زمان
بيا كز آمدنت رمق گرفته جهان
سرور دلهايى، ولى و مولايى، فداى تو جانم
كه جان زهرايى خوش آمدى خوش آمدى

LIDA
26-05-2009, 10:03
همسفر ستاره
++++++++++
همسفر ستاره‏ام، محو گل بهاره ام
به هر كجا نظر كنم، به سوى توست اشاره ام
مست شراب ازلم، عشق تو خيرالعملم
بيا به بالين سرم، به لحظه ‏هاى اجلم
سايه ى تو بر سر من، صفاى چشمِ‏تر من
ببين به خاطر گناه، شكسته بال و پر من
به گوشه چشمت صنما، گره ز كار ما گشا
به جان زهرا مادرت، يوسف فاطمه بيا
وصل تو آرزوى ما، سوى تو جست و جوى ما
يار سفر كرده ى ما، سفر نما به كوى ما
امان ز لحظه ‏اى كه من، اسير درد غفلتم
مبين تو رو سياهى ام، مده دگر خجالتم
بى تو مرا چه بودنم، چه بهتر است نبودنم
هستىِ من اى بهترين، واژه ى هر سرودنم
شعر من و ترانه‏ام، نام من و نشانه ام
به وقت دلتنگى من، تويى فقط بهانه ام
مرا مران ز درگه‏ات، كه مى ‏نشينم به رهت
مگر به سويم افتد آن، مردم چشم سيه ات

GORJI
26-05-2009, 10:52
اي چشمهايم دلتنگ نشويد و به راه همچنان نگاه کنيد

چرا که هميشه افتاب پشت ابر نمي ماند


در شان رتبه بي همتايي

و ازهر زيبا زيباتري اي اقا


غنچه ها تا چه اندازه پرپر شوند؟

و مگذار قلبهاي منتظران خون شود


اين جمعه امد تو نيامدي

روزها را مي شمارم تا جمعه ديگر شود


در شان رتبه بي همتايي

و ازهر زيبا زيباتري اي اقا

GORJI
26-05-2009, 10:54
اي قلم در حرفهايت اثري نيست

براي من از اشنا يک خبر نيست


اي خدا اين جمعه هم امد و رفت

از يوسف فاطمه هم خبري نيست


پروانه ها سوختند در پايان عصرشمع

از جدايي دلها همه خون شد


در شان رتبه بي همتايي

و ازهر زيبا زيباتري اي اقا


چه کسي ميگويد جدايي انسان را دردمند نميکند

صبر عاشق را لبريز نميکند


اي چشمهايم دلتنگ نشويد و به راه همچنان نگاه کنيد

چرا که هميشه افتاب پشت ابر نمي ماند

GORJI
26-05-2009, 10:56
بوی گلها عالمی رامست و حیران می کند

دیدن مهدی (عج) هزاران درد درمان می کند

مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار

من گلی دارم که عالم را گلستان می کند

LIDA
27-05-2009, 08:36
اوج خيال

=============
بيا اى كشتى آرام ساحل
بيا كه هر دلى شد بر تو مايل
تماشاى تو شد در آرزويم، در آرزويم
كه نقشت حك شده اى دلبر زيباتر جانانه بر، دل
بيا اى كشتى...
يه عمرىِ ه دلم مستونه ى توست
تو گنجى و دلم ويرونه ى توست
]نمى دونم چرا دل بر تو بستم، دل بر تو بس

***

نور هل اتي

0000000000000
همه‏ ى سرنوشتم، گِل من سرشتم، آمده دنيا
گل و بستان من، باغ من بهشتم، آمده دنيا
زيبا رخ زهرا دل تو را كرده بهانه
نور هل اتايى اى تو خورشيد زمانه
مهديا مهديا
از تو مى ‏زنم دم، عبد عشقت منم اى گل نرگس
از نگاهت ببين، از دلم رفته غم اى گل نرگس
دلبر عاشقان، نور چشم جهان آمده بدنيا
گشته امشب عيان نور صاحب زمان آمده بدنيا
اندر دامن نرگس گلى شد شكوفا
كرده با مقدمش او جهان را مصفا
شمع و پروانه ‏ام، مست اين خانه ‏ام، يابن فاطمه
هر چه بادا امشب مست و ديوانه‏ ام يابن فاطمه

LIDA
27-05-2009, 08:37
حسن الهى
000000000000
آسمانها و زمين غرق سرور آمد
جلوه ى حسن الهى به ظهور
آيد اين زمزمه، از بنى فاطمه، مهدى آمد
نفس باد صبا داده پيام عيد
گل نرجس ز گلستان ولا روييد
خاتم الاوصيا، بر همه مقتدا، مهدى آمد
اين گل سرسبد آل على باشد
روى او جلوه ى حسن ازلى باشد
ازنسيم سحر، مى ‏رسد اين خبر، مهدى آمد
مژده يا فاطمه نرجس پسر آورده
قرص خورشيد به وقت سحر آورده
شمع بزم يقين، حجّت آخرين، مهدى آمد
از خدا مژده عيد آمده ‏اى ساقى
مى رحمت بده از جام هوالباقى
در طلوع سحر، شد رُخش جلوه ‏گر، مهدى آمد
ولى حق وصى ختم رسل آمد
منجى نوع بشر مصلح كل آمد
وقت شادى رسيد، گل نرجس دميد، مهدى آمد
بروى بازوى اين نور حق مطلق
نقش بسته زهق ‏الباطل و جاءالحق
گشته باطل نهان، نور حق شد عيان، مهدى آمد

LIDA
27-05-2009, 08:39
آيت نور
-----------------
ساقيا بده مىِ تولاّ
به صفاى روى دلبر ما
كه رسيده فصل عشق و شادى
آمده يوسف آل طاها
مهدى گل گلخانه‏ ى زهرا آمد
مولاآمد مولاآمد مولاآمد
نام او زمزمه ى لب حور
بيت نرجس شده وادى طور
جلوه ى حُسن ازل رسيده
به جهان آمده آيت نور
آئينه‏ ى پر فروغ يكتا آمد
مولاآمد مولاآمد مولاآمد
دُرّ يكدانه‏ ى خلقت آمد
از قدومش بوى جنّت آمد
چلچراغ محفل محبان آمد
مهر رخشان امامت آمد
صاحب الزمان مهدى مه بطحا آمد
مولاآمد مولاآمد مولاآمد
عطر گل از رخ او ببوييد
آيت خدا از او بجوييد
مولد سبط پيمبر آمد
تهنيت به مصطفى بگوييد
مهدى، نور بزم آل طاها آمد
مولاآمد مولاآمد مولاآمد

GORJI
27-05-2009, 10:06
سلام آقا جان!

صورت خيس از اشکم زير هجوم داغ غربت به سله نشسته... نمي‌دانم پشت کدام ديوار اين شهر آهني، ياد شما را جا گذاشته‌ام... ديوارها چقدر بلندند... بلند به اندازه قامت گناهانم... قد و قامت توبه‌هايم آنقدر کوتاه شده که حتي پرچين‌هاي باغ سرما زده همسايه هم برايم به ديوارهاي برجي مي‌ماند تسخير ناشدني.
آقا جان دست دلم را بگير... همان که توبه‌هايش مايه خنده فرشته‌ها شده... همان که هيچ آبرويي ندارد پيش خدا... همان که هنوز به عشق جمعه‌هايت زنده است... همان که ديشب براي آخرين بار توبه‌اش را ريختم توي جعبه‌اي از اميد و دادمش دست فرشته‌اي که برساندش دست خدا... روي جعبه نوشته شده بود...
«آهسته حمل کنيد، محتويات اين جعبه شکستني است».

GORJI
27-05-2009, 10:11
ای تو روح و روانم
یادت آرام جانم
با غم دوری تو
تا کی زنده بمانم
مانده ام مولا محزون و خسته
چشمم به راهت در خون نشسته
العجل مولا مولا مولا


نگاهش خیس عرفان است
قدمهایش پر از معناست
دلش از جنس باران است
کسی فانوس بر دستش
به سان نور می آید
امید قلب ما روزی
ز راه دور می آید


چنين که يخ زده ايمان من اگر هر روز هـزار بـار بـيــايـد بـهـــار کـافـي نـيـسـت
خودت دعـا کن اي نازنين که برگردي دعاي اين همه شب‌زنده‌دار کافي نيست

GORJI
27-05-2009, 10:16
پر کن دوباره کِیْل مرا ایها العزیز

آخر کجا روم به کجا ایها العزیز

رو از من شکسته مگردان که سال‌هاست

رو کرده‌ام به سوی شما ایها العزیز

جان را گرفته‌ام به سردست و آمدم

از کوره راه‌های بلا ایها العزیز

وادی به وادی آمده‌‌ام از درت مران

وا کن دری به روی گدا ایها العزیز

چیزی که از بزرگی تو کم نمی‌شود

این کاسه را ... فاوف لنا... ایها العزیز

خالی‌تر از دو چشم من این جان نیمه جان

محتاج یک نگاه تو یا ایها العزیز

- ما- جان و مال باختگان را رها مکن

بگذار بگذرد شب ما ایها العزیز

دستم تهی است... راه بیابان گرفته‌ام

دست من و نگاه شما ایها العزیز

LIDA
28-05-2009, 11:53
كعبه‏ ى دل

---------------------------------
دوستان هنگام بينايى شده
طلعت مهدى تماشايى شده
اين اميد هر نبى و هر ولى‏است
پاى تا سر، هم محمد، هم على است
اين پسر چشم و چراغ فاطمه است
اين گل اميد باغ فاطمه است
شمع جمع عالمين است اين پسر
طالب خون حسين است اين پسر
اين چراغ بزم در قلب شب است
اين نويد انتقام زينب است
اين امام عصر كل عصرهاست
صاحب نصر تمام نصرهاست
بردگان موسى به عالم آمده
مردگان عيساى مريم آمده
كيست مهدى كعبه جان همه
كيست مهدى آرزوى فاطمه
كيست مهدى همدمى نشناخته
خلق ناديده به او دل باخته
كيست مهدى نور انوار خدا
كيست مهدى انبيا را مقتدا
كيست مهدى ياور مظلومها
كيست مهدى حامى محرومها
كيست مهدى حجّت ثانى عشر
كيست مهدى منجى كل بشر

LIDA
28-05-2009, 11:54
شب ميلاد

-------------------------------------------
بار ديگر مژده بر ما مى ‏دهند
نور اميدى به دلها مى‏ دهند
در شب ميلاد مهدى قدسيان
گل بدست پاك زهرا مى ‏دهند
در رخ مهدى خدا را بنگرد
هر كه را اذن تماشا مى‏دهند
سامرا بيند ملائك فوج فوج
بوسه ‏ها بر پاى مولا مى ‏دهند
آمد آن يكتا پرست مه جبين
فرش راهش بال جبريل امين
آمد و آورد بهر ما نويد
مولودش بخشيده بر دلها اميد
اى خوشا آن دل كه با او همدم است
در حريم عشق جانان محرم است
عالم امكان اگر مُحرم شوند
در طواف خانه نرگس كم است
مهدى آمد آنكه همچون فاطمه
ميوه ى قلب رسول اكرم است
مهدى آمد آنكه سر تا پاى او
كعبه ى جان تمام عالم است
كلك قدرت در گلستان بهشت
نام مهدى را به برگ گل نوشت

GORJI
28-05-2009, 13:44
اى آخرين اميد ! در شام تار ما
اى روشناى عشق ! اى غمگسار ما !
داغم به سينه ماند ، در انتظار تو
از رهگذار شوق ، اين يادگار ما
تا روز واپسين ، مى ماند اى نسيم !
بر جاده ظهور ، چشم مزار ما
روزى كه مى رسى ، ميبينى اى عزيز !
خون گريه هاى شوق ، بر رهگذار ما

GORJI
28-05-2009, 13:45
دلم انگاری گرفته قد بغضه يا كريما

عصر جمعه توي ايوون ميشينم مثه قديما

تو دلم ميگم اقا جون تو مرادی من مريدم

من به اندازه ي وسعم طعم عشقتو چشيدم

كاش كی از قطره ی اشكت كمی ابرو بگيرم

يعنی تو چشمه ی چشمات با نگات وضو بگيرم

برای لحظه ی ديدار از قديما نقشه داشتم

يه دونه هديه ی ناچيز واسه تو كنار گذاشتم

يادمه يكی بهم گفت هركی تنهاست توی دنيا

يه دونه نامه ی خوش خط بنويسه واسه آقا

كاغذ نامه رو بعدش توی رودخونه بريزه

بنويسه واسه مولاش خاطرت خيلي عزيزه خاطرت خيلی عزيزه...

GORJI
29-05-2009, 12:16
قصه زندگی او قصه ای دور و دراز بود، قصه درد و رنج و...

حرف اول و آخر قصه ها این بوده که فقط آسمان و دریا همیشه و جاودانی بوده؛ تو هم دریایی و هم آسمان

وقتی که نیستی دل می شه خرمن کاه و تو می شی آتش دل

حتی اگر بیارند یوسف مصری به بازار، نیستیم غیر تو را خریدار

دلم بی همدم است چون کوه الوند

بسیار دیده و گفته بود که ماه و ستاره و خورشید مرده اند و بازگشته اند ولی...

...و ناگهان یک بار این قصه درهم ریخت

GORJI
29-05-2009, 12:18
مولای من

من گدای ندای توام

من سالک نگاه توام

من طالب عنایت توام

دلتنگی های تو را آسمان جمعه می گرید

و من بی خیال غصه های تو،هنوز در این دنیای پرهیاهو دور خودم می چرخم

مولای من

هفته که تمام می شود،جمعه که می رسد تازه یاد تو می افتم

یا اباصالح المهدی هر شب که انتظار تو را می برم به روز

شرمنده ام که بی تو نفس می کشم هنوز

مولای من نمی گویم دستم را بگیر

دستم را گرفته ای رهایش نکن.......

Ehsan-Devil
29-05-2009, 13:13
اي دست خدا، دست برآور!
افسوس که عمري پي اغيار دويديم
از يار بمانديم و به مقصد نرسيديم
سرمايه ز کف رفت و تجارت ننموديم
جز حسرت و اندوه متاعي نخريديم

پس سعي نموديم که ببينيم رخ دوست
جان ها به لب آمد، رخ دلدار نديديم

ما تشنه لب اندر لب دريا متحيّر
آبي به جز از خون دل خود نچشيديم

اي بسته به زنجير تو دل هاي محبّان
رحمي که در اين باديه بس رنج کشيديم

چندان که به ياد تو شب و روز نشستيم
از شام فراقت چو سحر گه ندميديم

اي حجّت حقّ پرده ز رخسار برافکن
کز هجر تو ما پيرهن صبر دريديم

ما چشم به راهيم به هر شام و سحرگاه
در راه تو از غير خيال تو رهيديم

اي دست خدا دست برآور که ز دشمن
بس ظلم بديديم و بسي طعنه شنيديم

شمشير کَجَت، راست کند قامت دين را
هم قامت ما را که ز هجر تو خميديم

LIDA
29-05-2009, 13:40
گوهر جان
-----------------------------------

آيد آن صبح درخشانى كه من مى ‏خواستم
روشنى بخش دل و جانى، كه من مى‏ خواستم
از نسيم جانفزاى گلشن آل رسول
بشكفد گلهاى بستانى كه من مى ‏خواستم
از بهارستان عشق و، گلشن آل على
آمد آن سرو خرامانى كه من مى ‏خواستم
سالها در خلوت دل، اشك حسرت ريختم
تا كه آمد ماه كنعانى كه من مى ‏خواستم
ديده‏ ى يعقوب جان من ازو شد پر فروغ
كآمد آن خورشيد رخشانى كه من مى ‏خواستم
در بهاران، چون هزاران شكوه ‏ها كردم به دل
تا به گل بنشست بستانى كه من مى ‏خواستم
سر به زانوى ندامت مى ‏زنم در پاى دوست
تا رسد دستم به دامانى كه من مى‏ خواستم
چون )امينى( همّت از پير مغان كردم طلب
يافتم،آن گوهر جانى كه من مى ‏خواستم

LIDA
29-05-2009, 13:42
گل عسگرى
************
امير ملك دلبرى آمد
گل بهار عسگرى آمد
چراغ دلها، ماه روى مهدى است
در آسمانها، گفتگوى مهدى است
چنان اسير، تاب موى مهدى است
والضحى نور رخساره‏ى اوست
آسمان گرم نظاره‏ى اوست
مطاف حورا گهواره اوست
دل هر عاشق آواره ى اوست
ز اشك ديده، غزل سرودم
فداى مهدى، همه وجودم
اى گل نرگس، دارى عطر فاطمه
يااباصالح اى به غمها خاتمه
خيمه ى سبزت، قبله ى قلب همه
آئينه ى رخسار پيمبر
فروغ چشم زهرا و حيدر
آخرين خم از باده‏ ى كوثر
مصلح كل مهدى منتظر

LIDA
29-05-2009, 13:43
قبلگاه عالم

****************
ياد تو اى گل من، داده صفا به مجلس
چشم تمام مستان، محو نگار نرگس
آمد گل طاها آن يوسف زهرا
يابن ‏الحسن خوش آمد
در انتظار رويش، چشم همه به سويش
هر كس ز باده ‏ى او، پر مى‏ كند سبويش
دل بى قرار او - در انتظار او
يابن ‏الحسن خوش آمد دلهاى اهل هستى، پروانه ‏ى جمالش
كعبه ى عشق و مستى، مشكينه خط و خالش
من سائلش هستم - بر او دخيل بستم
يابن ‏الحسن خوش آمد
مبهوت جلوه هايش، ذرات آفرينش
حقّا نهفته مهرش، در ذات آفرينش
قبله گه عالم - دردانه ى خاتم
يابن ‏الحسن خوش آمد

LIDA
29-05-2009, 13:45
ماه بى قرينه

*****************
يوسف زهرا اومده)گل بريزيد گل كمه پيش پاى اون،)دل بريزيد
شه دلربايى، تو امير مايى، يامهدى
تويى آرزويم، تويى آبرويم، يامهدى
تو على جمالى، تو حسين خصالى، اى واللَّه
تيغ ذوالفقارى، آخه تا ندارى، اى واللَّه
اى واللَّه، اى واللَّه، به دست و بازويت
اى واللَّه، اى واللَّه، به تيغ ابرويت
عاشق خوب زياد دارى )منو نمى ‏خواى
نكنه كه تنهام بذارى )چرا نمى ‏ياى
ماه بى قرينه، دل برات تو سينه مى‏ گيره
همه حاصل من، بى تو اين دل من، مى ‏ميره
مى ‏ميرم مى ‏ميرم اگه تو نباشى
دلگيرم دلگيرم اگه تو نباشى
هر چى دلم صدات كنه )سير نمى‏شه آدم در خونه ى تو )پير نمى‏ شه
منو چشم و خالت، مى ‏رسه ز شالت، بوى ياس
دل تو ابروات گم به لبت ترنّم، ياعباس
ياعباس يا عباس خداى غيرت
ياعباس يا عباس خداى غيرت
چى مى‏شه من فدات بشم، )فداى نگات الهى خاك پات بشم،)جونم فدات
همه پابند تو، كى به مانند تو يامولا،يامولا
منو لبخند تو، نقش سربند تو، يازهرا
يازهرا چشم تو روشن
يا زهرا چشم تو روشن

GORJI
30-05-2009, 14:56
دلی که مأمن دنیاست جای مولا نیست
اسیر شهوت دنیا دروغ می گوییم
*********
********
زبان سخن ز تو گوید ولی برای مقام
به پیش چشم خدا هم دروغ می گوییم
********
*******
کدام ناله غربت کدام درد فراق
قسم به ام ابیها دروغ می گوییم

خلاصه ای گل نرگس کسی به فکر تو نیست
و ما به وسعت دریا دروغ می گوییم

GORJI
30-05-2009, 14:58
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه اشک ها به سینه ها رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم ، نه

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام

دوباره صبح ، ظهر ، نه غروب شد نیامدی

GORJI
30-05-2009, 14:59
ای شاه من ای مهدی صاحب زمان اقا بیا

در جمکران من منتظر در گوشه ای آیا شوی مهمان ما

در گوشه های می کده آیا شود جامی دهی

باز این دیار پر ز غم آیا شود عدل اش دهی ؟

تشنه شده چشمان ما از دیدنت سیر آب کی ؟

در محنت ایامه جور این دل شده دیوانه هی !

گرد و غبار صورت ات با اشک چشمان ات مشو

بگذار رسم در خدمت ات با اشک چشم من بشو

بر روی دیوار خرابه ها نویسم بهر او

چون دائما از جور ما خانه خرابی گشته او !

از ظلمت اعمال ما گشته خرابه گنبدی

LIDA
31-05-2009, 09:14
صدايم کن
اي اشتياق بي انتها
اي ايستاده بر فراز زمان
که رهگذري خسته ام
در بياباني بي آب
تفتيده در آفتاب
و تو تک درخت صحرايي
با سايباني گسترده و آبي روان
مرا سوي خويش بخوان
اي رويش بهار در هجوم خزان
که درمانده ام در چالش هاي زندگي
و همهمه هايي که نام مرا فرياد مي زنند
و تو برتر از هر صداي آشنا و دلنشيني
با طنين گرم هدايت
مرا از ياد مبر
که مي سوزم
در آتشي که خود برافروخته ام
و تنها تو مي تواني
خنکاي سرود ابراهيم را
در گوش آتش بخواني
مرا بخوان در خوش ترين خاطره ايام
در جشن حضور

LIDA
31-05-2009, 09:16
مسافر مردی که از سپیده در اینجا نشسته است
می بینمش که ســاده ولی دلشکسته است
با اینکه آشنای در و دشت و کوه هاست
زخمـــــی ترین مسافر دلهای خسته است
با کولـــــــه بار خاطره از راه دور دست
در انتــــــــظار همسفر خود نشسته است
شایـــــــد کــسی بپرسد از آن مرد منتظر
بر گامـــــهای خسته چرا دیده بسته است
من بـــا تو هم عقـــیده ام ای عابر غریب
انسان اسیـــــر پرسش درهای بسته است

LIDA
31-05-2009, 09:17
گلی تنها تر از تو من ندیدم " تویی که دلربایی

بهر جا وصف رویت راشنیدم " گلی از کبریایی

به پهلو هر گلی صد خار دارد "دلی بس زار دارد

گل بی خار چون تو کس ندیده "پر از مهر وصفایی

همه مشتاق دیدار تو هستیم " ولی بی باده مستیم

بفعل بد دل گل راشکستیم " گل نرگس کجایی؟

همه ازعطر روی گل بگوییم " ولی گل را نبوییم

به حرمان راه دیگر را بپو ییم " بده ما را رهایی

شراب عشق تو هرکس که نوشد " دل از غیرتو پوشد

بده از جام خود ای گل شرابی " که دل گیرد جلایی

مکر ر از و فای تو سرایم " ولی خود بی و فایم

بکا مم جر عه ای ده از وفایت " که بحری از وفایی

مدام از مهر او گویی سعادت " رها کن این حکایت

ندارد گفته ات دیگر صداقت " به گل کردی جفایی

LIDA
31-05-2009, 09:18
نگذار مردابى شويم اى روح دريايى
ما را ببر با جذبه ى موجى تماشايى

ديگر دلم سير است از دلهاى پا درخاك
ديگر دلم سير است از دلهاى دنيايى

حتى بهاران بوى غربت مىدهد اينجا;
دور از تو مىخوانند گلها. شعر تنهايى

خورشيد من!لطفى كه برخيزد دلم ازخاك
صبحىكه مىخواهى نقاب ازچهره بگشايى

سرشار خواهد شد زمين از مهربانىها
لبريز خواهد شد جهان از عشق و زيبايى

با بارش دست تو در آدينه ى موعود
از برق چشمان تو در آن صبح رؤيايى

GORJI
31-05-2009, 10:27
بنام خدا
تو درد غربت را مي شناسي ،
با غريبي آشنايي ...
با رنج خيانت مردمان خو گرفته اي ...
و مي داني كه درد و رنج و غم چيزي است و احساس تنها ماندن چيزي ديگر ...
آه اماما ...
تو تنها مانده اي ...
تو نيز غريب مانده اي ...
گذر ايام مردمان را به خود مشغول كرده و
تنها تو لقلقه زبانشان ...
و به يقين تو در شگفتي ،
در شگفتي از آنان كه بر غربت امام شهيدشان گريه مي كنند و
نمي گريند بر غريبي امام زنده خويش ...
امام زنده اي كه چون جد غريبش حسين عليه السلام هر روز و همه روز ندا مي دهي:
هل من ناصر ينصرني
كجايند آنان كه پاسخ نداي امامشان را بدهند ؟!؟
پس چگونه است كه ايشان فراموشت كردند؟!؟
يا صاحب الزمان
صبح هايت همه حسرت است و شب هايت همه آه ...
اين همه سال ، اين همه انتظار ، اين همه تنهايي ، اين همه غربت ...

GORJI
31-05-2009, 10:29
نازنین تنها سلام
هر وقت احساس کنم با من قهری اقا بهتون یه سلام میکنم چون جواب سلام واجبه و شما به واجب عمل میکنی و م نغرق اون لحظه ای میشم که شما جواب سلامم رو میدی چه خوبه که خدا جواب سلام رو واجب کرد وگرنه اقا شما که با ما گناهکارای بی معرفت فریبکار به این راحتی ها اشتی نمیکردی
چرا اشتی میکردی چون شما هم مثل خدای خودت به زیادی گناه ما نگاه نمیکنی و به دستهای خالی و چشمهای اشکبارمون نگاه میکنی
اما روزا چه راحت میان و میرن اما من همونیم که بودم و ا شما دورتر میشم که نزدیک نمیشم
اقا امشب شب شبزنده داریه ها امشب تو نماز شبتون مارم دعا کنید بلکه هدایت بشیم و دست از این همه گناه برداریم و روی سیاهمون پیش مادر شما سفید بشه و بگیم بی بی ما هم منتظر شیرمرد تو هستیم که اگه دوست نیستیم لااقل دشمن هم نیستیم
یا مهدی التماس دعا

GORJI
31-05-2009, 10:39
او کیست همان که عدل و میزان است
کوبنده کل دین ستیزان است


او کیست همانکه سخت می تازد
تا کفر و نفاق را بر اندازد
ای امت سر فراز مرگ آگاه
خون خواه حسین می رسد از راه


مهدی نظری به ما عنایت کن
ما را به صراط خود هدایت کن


مهدی اگر از منتظرانت بودیم
چون دیده نرگس نگرانت بودیم


با این همه رو سیاهی و سنگ دلی
ای کاش که از همسفرانت بودیم

GORJI
01-06-2009, 16:40
روی تو گل انداخت ز شرم گنه ما
ما از گل روی تو خجالت نکیشیدیم
خال لب تو دانه ی ما بود و صد افسوس
کاندر طلب دانه به هر دام پریدیم

رفتیم و دویدیم همه عمر و نگفتیم
دنبال که بودیم به سوی که دویدیم
تو سینه ی صد چاک ز ما خواستی و ما
حتی ز فراق تو گریبان ندریدیم

عالم همه جا بود محیط کرم تو
افسوس که ما قطره ای از آن نچشیدیم
بودیم سرافراز به مهر تو هماره
هر چند ز بار گنه خویش خمیدیم

GORJI
01-06-2009, 16:44
پرده ای انداخت بر صورتش رنگین کمان

از حریر و موی مریم چون کمان

بسته روبانی از الوان و حریر

بر گاهواره ان یار حبیب

بر تنش لباسی از زبرجد دوخت مریم

جبرائیلی گفت گل افشانید یاران

اسرافیل در صورش دمید

عزرائیل جان امانی داد و او هم تماشایش گزید

خدایش گفت

لاحول و لاقوه الاالله

گل نرگس مهدی است این

LIDA
01-06-2009, 19:12
در سحر پيك‌ وفادار به‌ بالين‌ آمد
داد اين‌ مژده‌ كه‌ آن‌ دلبر شيرين‌ آمد

خيز و از جا بنگر پرتو آن‌ ذات‌ احد
مرهمي‌ را كه‌ براي‌ دل‌ غمگين‌ آمد

شده‌ از بهر وجودش‌ همه‌ عالم‌ خرسند
دل‌ ما مست‌ گل‌ و بوي‌ رياحين‌ آمد

مهدي‌ آن‌ مظهر پاكي‌ و صفا گشت‌ پديد
تا كه‌ فريادرس‌ عاشق‌ مسكين‌ آمد

شادي‌ و خرمي‌ اهل‌ جهان‌ پيدا شد
نور او رشك‌ رخ‌ زهره‌ و پروين‌ آمد

مهديا بر دل‌ بيچاره‌ ما رحمي‌ كن‌
در شب‌ ظلمت‌ ما ديده‌ خدا بين‌ آمد

شده‌ام‌ محو رخ‌ حضرت‌ مهدي‌ امروز
تا كه‌ الهامي‌ از آن‌ بر دل‌ خونين‌ آمد

LIDA
01-06-2009, 19:13
زمان زمان عجیبی است یار ما به کجاست


دهد گواه دل من امام ما تنهاست


زمان زمان نفاق و خیانت و پستی است


اگر چه عصر ظهور محبت مولاست


زهر زمان که گذشته وظیفه مشکلتر


ولایت است غریب و غریبی اش پیداست


هر آنچه می گذرد حفظ دین به خون دل است


شهادت است که راه نجات از این غوغاست


دعا کنید بیاید امام و صاحب ما


هر آنکه گشت غلامش همیشه پا بر جاست


بیا و باز کن این در که سخت محتاجیم


ببین هنوز دل ما شکسته زهراست


در امتحان ولایت مرا قبول نما

شفاعت تو ز شیعه در این زمان زیباست

خارج شده است

LIDA
01-06-2009, 19:14
میدونم یک شب میای خاکو چراغون می کنی


شیشه عمر شبو می شکونی داغون می کنی


شنیدم وقتی بیای از آسمون گل می ریزه


کوچه باغا رو پر از بیدای مجنون می کنی


شنیدم وقتی بیای غصه هامون تموم میشه


قحطی گریه می آد خنده رو ارزون می کنی


آسمون به احترامت پا میشه به اون نشون


که تو سفره زمین وخورشید ومهمون می کنی


دلامون خیلی گرفته شبامون خیلی سیاهس


می دونم یک روز می آی خاکو چراغون می کنی

LIDA
01-06-2009, 19:15
سحر از دامن نرجس، برآمد نوگلي زيبا
گلي کز بوي دلجويش، جهان پير شد برنا


زهي سروي که الطافش، فکنده سايه بر عالم
زهي صبحي که انفاسش، دميده روح در اعضا

سپيده دم ز درياي کرم برخواست امواجي
که عالم غرق رحمت شد، از آن مواج روح افزا

به صبح نيمه شعبان تجلّي کرد خورشيدي
که از نور جبينش شد، منوّر ديده زهرا

چه مولودي که همتايش نديده ديده گردون
چه فرزندي که مانندش، نزاده مادر دنيا

به صولت تالي حيدر، به صورت شبه پيغمبر
به سيرت مظهر داور، وليّ والي والا

قدم در عرصه عالم، نهاده پاک فرزندش
که چِشم آفرينش شد، ز نورش روشن و بينا

به پاس مقدم او شد، مزيّن عالم پائين
ز نور طلعت او شد، منوّر عالم بالا

چو گيرد پرچم (انّا فتحنا)، در کف قدرت
لواي نصرت افرازد، بر اين نُه گنبد خضراء

شها چشم انتظاران را، ز هجران جان به لب آمد
بتاب اي کوکب رحمت، بر افکن پرده از سيما

تو گر عارض بر افروزي، جهان شود روشن
تو گر قامت برافرازي، قيامت ها شود برپا

تو گر لشگر برانگيزي، .... کفر بُگريزد
تو گر از جاي برخيزي، نشيند فتنه و غوغا

بيا اي کشتي رحمت، که دريا گشت طوفاني
چو کشتيبان توئي، ما را چه غم از جنبش دريا

خوش آن روزي که برخيزد، ز کعبه بانگ جاء الحقّ
خوش آن روزي که برگيرد، حجاب از چهره زيبا

ARBAB
01-06-2009, 19:19
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد

بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آیه نور

سوگند به زخم های سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر می گردد

مهدی به میان شیعه برمی گردد

ARBAB
01-06-2009, 19:22
شاید آن روز که سهراب نوشت: "تا شقایق هست زندگی باید کرد"
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت

باید اینطور نوشت:
هرگلی هم باشد
چه شقایق
چه گل پیچک و یاس
"تا نیاید مهدی زندگی دشوار است....."

ARBAB
01-06-2009, 19:30
دمی که خاطره ات را مرور خواهم کرد

قسم به یاد تو حس غرور خواهم کرد


سوار جاده ی اندیشه ام نمی دانم

ز کوچه های خیالت عبور خواهم کرد ؟


بزرگی تو در آیینه ام نمی گنجد

ز یازده فلک آیینه جور خواهم کرد


تو حاضری و منم غایب از رسیدنها

دعا کنی تو برایم ظهور خواهم کرد


زکفشهای خودم دل نکنده با چه امید

نشسته ام که تماشای نور خواهم کرد ؟

ARBAB
01-06-2009, 19:32
جمعه اي ديگر برفت و يار بي همتا نيامد

شب رسيد از ره ولي آن ماه خوش سيما نيامد

سالها اين دل به شوق ديدن رويش روان شد

خسته شد اين دل ولي آن محرم دلها نيامد

جان من در انتظارآن مسيحا دم برون شد

از براي زنده كردن،يك دم از عيسي نيامد

كور شد چشمان يعقوبِ دلم از هجر رويش

بر شفاي چشم دل،يك پيرهن،اما نيامد

تشنگي ديدنش سوزانده اين جان و دلم را

ليكن آن ساقي زيباروي جان ما نيامد

ARBAB
01-06-2009, 19:33
فريب ما نخور آقا، دروغ مي گوييم

به جان حضرت زهرا (س) دروغ مي گوييم

چه ناله اي؟ چه فراقي؟ چه درد هجراني؟

نيا نيا گل طاها دروغ مي گوييم

تمام چشم به راهي و انتظار و فراق

و ندبه­هاي فرج را دروغ مي گوييم

دلي كه مأمن دنياست جاي مولا نيست

اسير شهوت دنيا، دروغ مي گوييم

زبان، سخن ز تو گويد ولي براي مقام

به پيش چشم خدا دروغ مي گوييم

كدام ناله غربت؟كدام درد فراق؟

قسم به ام ابيها (س) دروغ مي گوييم

خلاصه اي گل نرگس كسي به فكر تو نيست

و ما به وسعت دريا دروغ مي گوييم

مرا ببخش عزيزم كه باز مي گويم

نيا نيا گل طاها دروغ مي گوييم

ARBAB
01-06-2009, 19:34
خوان دعاي فرج را دعا اثر دارد

دعا كبوتر عشق است بال و پر دارد

بخوان دعاي فرج را و عافيت بطلب

كه روزگار بسي فتنه زير سر دارد

بخوان دعاي فرج را و نااميد مباش

بهشت پاك اجابت هزار در دارد

بخوان دعاي فرج را كه صبح نزديك است

خداي را شب يلداي غم سحر دارد

بخوان دعاي فرج را به شوق روز وصال

مسافر دل ما نيت سفر دارد

بخوان دعاي فرج را ز پشت پرده اشك

كه يار گوشه چشمي به چشم تر دارد

بخوان دعاي فرج را كه يوسف زهرا

ز پشت پرده غيبت به ما نظر دارد

بخوان دعاي فرج را كه دست مهر خدا

حجاب غيبت از آن روي ماه بردارد

GORJI
02-06-2009, 09:23
ببخش اگر كه قلب من لايق اين مهر تو نيست
ببخش اگر كه كوچكم بزرگيم حد تو نيست

ببخش كه رويم سيه است از اينهمه بار گناه
تقصيراز كار من است كه هيچ بدي نزد تو نيست

ببخش كه روز و شب من شده گناه و اشتباه
ببخش كه چشم تار من لايق ديدار تو نيست

ببخش كه ديوانه ام و مست ز جام مي تو
ببخش كه قلب سيهم لايق اين عشق تو نيست

بكش كه مشكل منم و مشكل گشا فقط توئي
ببخش كه حتي تن من لايق شمشير تو نيست

نفس كشيدنم شده صدا زدن به نام تو
ببخش كه حتي نفسم لايق فرياد تو نيست

بسوز اين جان مرا كآتش جانم آرزوست
ببخش اي يار مرا كه جان سزاوار تو نيست

شكسته تر ز اين مخواه كه دلشكسته ام بسي
ببخش كه قلب«منتظر» جز در تمناي تو نيست

GORJI
02-06-2009, 09:30
انتظار

اى آنكه در نگاهت حجمى زنور دارى

كى از مسیر كوچه قصد عبور دارى؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابى

اى آنكه در حجابت دریاى نور دارى

من غرق در گناهم، كى مى‏كنى نگاهم؟

برعكس چشمهایم چشمى صبور دارى

از پرده‏ها برون شد، سوز نهانى ما

كوك است ساز دلها، كى میل شور دارى؟

در خواب دیده بودم، یك شب فروغ رویت

كى در سراى چشمم، قصد ظهور دارى؟

GORJI
02-06-2009, 09:32
سلام عرض میکنم خدمتتان آقا جان
از رویتان خجالت میکشم که بخواهم خودم را غلام شما خطاب کنم.آخر یک غلام خوب همیشه سعی میکند برای اربابش بهترین باشد و هر چه که اربابش اراده کند انجام بدهد اما من .....
هر چه با خودم فکر کردم که به یاد بیاورم که برای شما چه کردم و آیا به وظایفی که در زمان غیبت بر گردنم گذاشته شده عمل کردم هیچ چیز خاصی به یادم نمی آید....شاید خواندن ندبه ای خواب آلود یا دعای فرجی بدون رنگ و بوی یک منتظر واقعی یا.......
وای بر من،وای بر من،وای برمن.......
احساس میکنم بد جوری قلبم غبار گناه و آلودگی گرفته و راه نجات خودم را نیم نگاهی از جانب شما میدانم...
آقا جان امشب بیایید و لطفی در حق من بکنید...شاید خواسته خیلی بزرگی باشد اما لطف و کرم شما مرا اینگونه پر توقع کرده..
پس عزیز دل زهرا(س) در این آشفته بازار خود باختگی و شک و تردید ها،بیا و مرا به خویشتن خویش باز گردان...
بیا و کمکم کن تا ظهور کنم و کاری برای ظهور شیعیانت کنم ...
دیگر بس است هر چه خفتم و نفهمیدم و بی خیال از پس کوچه های غیبتت گذشتم...
دیگر بس است این همه بی غیرتی...
آقا جان کمکم کن تا منتظرت باشم...
منتظری حقیقی...

GORJI
02-06-2009, 09:35
هدیه خدایى

طاووس كبریایى!اى هدیه خدایى!

تو دیدنى‏ترینى، اى دیدنى، كجایى؟

هر دیده مست راهت، غمدیده در پناهت

خشكیده یاس عالم در حسرت جدایى

اى آسمان اوّل!اى سایبان آخر!

اى چشم چشمه عشق! رحمى به بینوایى

آرام‏تر كه من هم با كودكان بیایم

پایى نمانده دیگر، جز دست بر دعایى

سخت است بى‏تو بودن، سخت است بى‏تو ماندن

سخت است بى‏تو، بى‏تو، بى‏یار دلربایى

هر درد را دوائى، هر سینه را صفایى

دنیاست غرق ظلمت، تو نور و روشنایى

اى یادگار دیروز،اى ماندگار فردا

اى بى‏قرار امروز، جانا چه آشنایى

آسان نمى‏توان رفت از خوان رحمت تو

بگذار تا بمانم در زیر گرد پایى

اُمّید نااُمیدان، مهدى سرت سلامت
سنگ است قلب بى‏تو، ننگ است بى‏وفایى

GORJI
02-06-2009, 09:57
سخت است ولی مولا خوب است نمی آیی

دلتنگ توام اماخوب است نمی آیی

یک کوفه جفا و غم ، یک شام پر از محنت

آیی تو شوی تنها خوب است نمی آیی

لاف غم عشق تو ذکر همه مردم

اما بنگر دلها ، خوب است نمی آیی

یک شام سه شنبه را در کوی تو می آیند

اما دلشان اینجاست خوب است نمی آیی

یک نیمه شعبان را در فکر تو می مانیم

فرداش روی از یاد خوب است نمی آیی

یک جمعه فقط ندبه ، یک هفته فراموشی

بود تو شود رویا خوب است نمی آیی

سرداب تو مخروبه ، قبر پدرت ویران

شهر تو پر از اعدا ، خوب است نمی آیی

با این هم درد و غم می سوزی و می سازی

ای منتقم زهرا(س) خوب است نمی آیی

GORJI
02-06-2009, 09:58
ادعای دوستی دارم ولی ای وای من ////روز و شب ها گریه کرد از دست من مولای من
روزها رفت من از مولای خوبم غافل////// هر کسی را جا داده ام اندر دلم
ظاهرآ مجنون و او لیلای بی همتای ماست/////// باطنا لیلی ما دنیای پر غوغای ماست
مهدی جان، مولای مهربانم ، ای صاحبم
می دونم خیلی بدم ، میدونم دل نازنینتو خیلی رنجوندم
اما آقا
با همه بدیم میگم
مولا جان
دوستت دارم
به اهل عالم فخر میکنم که مولام تویی ، کمکم کن
گر همه صورتگران ، صورت زیبا کشند //// صورت ارباب من از همه زیباتر است

LIDA
02-06-2009, 11:37
اي صاحب ولايت و والاتر از همه
اي چشمه حيات و افاضات دائمه

اي ابتداي خلقت و سر حلقه وجود
اي انتهاي سلسله اولياء همه

از جلوه تو، خلقت عالم شروع شد
از عمر تو، به دور زمان، حُسن خاتمه

شاها به افتخار قدوم شريف تو
شد سامرا به عالم ايجاد عاصمه

يابن الحسن بيا، که شد از روز غيبتت
دنيا پر اضطراب و بشر در مخاصمه

از سينه هاست، نعره صلح و صفا بلند
و ز کينه هاست، فکر همه در مهاجمه

مشکل بود، که جمله حقّ بشنود کسي
کز باطل است، گوش بشر پر ز همهمه

قرآن، که «لا يَمسُّه اِلاّ المُطهَّرُون»
با رأي هر کسي، شده تفسير و ترجمه

تا دولتِ جهانيِ خود را به پا کني
دادت خدا شجاعت و نيروي لازمه

حکم تو عدل مطلق و فرمان داور است
حاجت نباشدت به شهود و محاکمه

ز آن سرکشان، که مردم دنيا به وحشتند
قلب سليم و پاک تو را نيست واهمه

با اين قواي جهان گير ظالمان
تنها توئي اميد بشر، يا ابن فاطمه (ع)

اي پرچم شکوه تو بر آسمان بلند
يک ره، نظر فکن به علمدار علقمه

بنگر به خاک و خون، عَلَم سر نگون او
گوئي که با درفش تو دارد مکالمه

LIDA
02-06-2009, 11:38
در دل خود كشيده ام نقش جمال يار را
پيشه خود نموده ام حالت انتظار را
ريخته دام ودانه شه از خط وخال خويشتن
صيد نموده مرغ دل برده از او قرار را
سوزم وسازم از غمش روز وشبان بخون دل
تا كه مگر ببينم آن طرّه مشكبار را
دولت وصل او اگر يكشبي آيدم بكف
شرح فراق كي توان داد يك از هزار را
چشم اميد دوختن درره وصل تابكي
برده شرار هجر او از كفم اختيار را
ايمه برج معدلت پرده زچهره برفكن
شوي زچشم عاشقان زآب كرم غبار را
سوختگان خويشرا كن نظر عنايتي
مرهمي از كرم بنه ايندل داغدار را

حيرانرا از جلوه اي از رخ خويش مات كن
تا رهد از خودي خود ترك كند دياررا

LIDA
02-06-2009, 11:41
مولانا مولانا مولانا مولانا یا مهدی

ای پاک وعینی خو سرشت

طاووس زیبای بهشت

از هجر تو زانو بغل

تا کی بگویم العجل

یوسف زهرا ، قبله ی دل ها

بیا قرارم ، بیا نگارم

که من خزانم و با تو بهارم

دستم به دامانت یا مولا

جانم به قربانت یا مولا

LIDA
02-06-2009, 11:42
عالمی مست شود گر تو بیایی مهدی

هجرها وصل شود گر تو بیایی مهدی.

همه عالم بشود روشن ونورانی چون

روی ماه تو نمایان بشود، ای مهدی.

جان عشاق فدای قدمت می گردد

گر تو از پرده غیبت به در آیی، مهدی.

زخم پهلوی بتولاز تو شفا می یابد

گر طبیبانه به سویش تو بیایی،مهدی.

لب عطشان حسین می شود آندم سیراب

اگر از کعبه بر آری تو ندایی،مهدی.

GORJI
02-06-2009, 21:39
آقا جان خیلی حرف ها با هاتون دارم ولی قدرت بیانش را ندارم دلم را می دم بهتون خودتون می دونید و می شنوید حرفاشو


تو دلم می گم آقا جون تو مرادی من مریدم
من به اندازه وسعم طعم عشقتو چشیدم

کاشکی از قطره اشکت کمی ابرو بگیرم
یعنی تو چشمه چشمات با نگات وضو بگیرم

برای لحظه دیدار از قدیما نقشه داشتم
یه دونه هدیه ناچیز واسه تو کنار گذاشتم

یادمه یکی بهم گفت هر کی تنهاست تو دنیا
یه دونه نامه خوش خط بنویسه واسه آقا

کاغذ نامه را بعدش توی رودخونه بریزه
بنویسه واسه مولاش خاطرت خیلی عزیزه
خاطرت خیلی عزیزه

GORJI
02-06-2009, 21:41
اى تو خورشید

پلك این پنجره خسته اگر باز شود

آسمان با دل بى‏حوصله دمساز شود

كیست در كوچه دلواپسى‏ام جز غم تو

تا دمى با من غربت‏زده همراز شود؟

بى‏تو اى همدم آبى‏تر از آهنگ طلوع!

بشكند بامم اگر تشنه پرواز شود

داغ تلخى‏ست به پیشانى خورشید اگر

آسمان با شب دلمرده هم‏آواز شود

اى تو خورشید! به پا خیز كه با چشمانت

قفل صد صبح دل‏انگیز خدا باز شود

GORJI
02-06-2009, 22:11
آغاز سبز زمین


مى‏بارد از دستش اعجاز، مردى كه بالانشین است

تا عاشقى را بفهمید، هان! فرصت آخرین است!

سحرى بكن با عصایت، تا نیل چشمم بخشكد

چشمان من رود رود است، دستان من گندمین است

ماییم و گاهى تغزّل، در كوچه باغ مزامیر

شعرى بخوان از زبورت؛ تصنیفِ گل، دلنشین است!

ارزانیت باد قلبم، ارزانیت باد شعرم؛

این است دار و ندارم؛ دار و ندارم همین است!

مى‏روید امواج دریا در پهنه داغ و آتش

آن روز آغاز عشق است، آغاز سبز زمین است.

LIDA
03-06-2009, 08:12
به من ز يار سفر كرده ام خبر نرسيد
شب فراق دراز آمد و سحر نرسيد

زهجر يار دلم خون و سينه ام سوزان
چه شد كه اين شب هجران دل به سر نرسيد

سرشك ديده من صبح و شام مي بارد
هنوز لحظه لحظه ديدار چشم تر نرسيده

ندايي از لب يعقوب روزگار رسيد
كه كور گشتم و از يوسفم خبر نرسيد

به كودكان يتيم و به مادران غمين
نه از پدر خبري ، نامه از پدر نرسيد

به تلخي غم هجر تو خو گرفتم و حيف
نويد وصل تو شيرين تر از شكر نرسيد

LIDA
03-06-2009, 08:13
اي‌ تو پايان‌ غروب‌ سرد تنهايي‌ ما
بر كوير خشك‌ جان‌ها زمزم‌ دشت‌ صفا

آفتاب‌ حسن‌ رويت‌ صبح‌ هر آدينه‌اي‌
نور باران‌ مي‌نمايد اين‌ دل‌ ويرانه‌ را

بي‌ تو سرسبزي‌ بستان‌ رنگ‌ پاييزي‌ گرفت‌
بي‌ تو پژمردند گل‌هاي‌ گلستان‌ خدا

مي‌شود آيا ببينم‌ آن‌ سوار سبزپوش
‌ مي‌شود گر لحظه‌اي‌ از خويشتن‌ گردي‌ جدا

گفته‌ بودي‌ كز گلي‌ فصل‌ بهار آيا رسد؟
با گل‌ نرگس‌ بهار آيد به‌ جمله‌ فصل‌ها

واي‌ بر من‌ در كنار خويشتن‌ جا مانده‌ام‌
كاش‌ مي‌شد يك‌ دمي‌ از اين‌ قفس‌ گردم‌ رها

اي‌ كه‌ يادت‌ نخل‌ جان‌ را استقامت‌ مي‌دهد
بين‌ كه‌ نخل‌ كشور دل‌ رو نهاده‌ در فنا

ديو شب‌ را بين‌ بسي‌ گردن‌ فرازي‌ مي‌كند
سخره‌ «هل‌ من‌ مزيد»ش‌ نسل‌ پاك‌ مرتضي‌

دل‌ اسير فتنه‌ دجال‌ يك‌ چشم‌ عنود
تيغ‌ «جاءالحق‌» برآور، فتنه‌ را رسوا نما

LIDA
03-06-2009, 08:14
به اميدي به سوي خانه لطف تو رو كردم

حريمت را به شوق وصل مهدي جست و جو كردم


به فرزند عزيزت از زبان من بگو مهدي

به هر جا و به هر محفل به يادت گفتگو كردم


رضاي مهديت باشد رضاي تو رضا جانم

پدر را با پسر بهر وصالش رو به رو كردم


اگر چه گل ندارد در كنار مهديت بويي

به ياد او كنار مرقدت صد غنچه بو كردم


اگر چه گل ندارد پيش رنگ روي او رنگي

ولي هر گل كه ديدم ياد رنگ روي او كردم


الا يا ضامن آهو به مهدي عزيزت گو

من اين آلوده دامن را ز رحمت شستشو كردم

LIDA
03-06-2009, 08:15
یا صاحب الزمان!تو ببین بی قراری ام

چشمان منتظر به در واشک وزاری ام


عمریست من نشسته وجام میم تهیست

ساقی بیا وتازه نما می گساری ام


دستم بگیر وبر رخ زردم نظر نما

اندوه من ببین ونما، غمگساری ام


با کیمیای مهر تو، زر می شود دلم

غیر از تو نیست چاره این کم عیاری ام


ای آفتاب حسن !که چشمم به روی توست

تا کی بگو، به راه مرا میگذاری ام؟


هر لحظه انتطار فرج میکشم تو را

پایان ده ای شها! تو به چشم انتظاری ام


هر جمعه ندبه خوانم وهر لحظه یاد توست

اندر قنوت ودر همه شب زنده داری ام


با اینهمه گناه که د ر نامه من است

در خیل یاوران خودت، می شما ری ام؟


شرمنده ام که غافلم از لطفهای تو

جان میدهم تقاص همه شرمساری ام


« شیدا» شدم چو جلوه نمودی به منظرم

پس رخ مپوش ای گل باغ بهاری ام !

LIDA
03-06-2009, 08:16
مستم و ديوانه و شيدائيم

مست گل و لالة زهرائيم

آن گل زهرا كه جهان مست اوست

چرخة اقليم جهان دست اوست

روشني ماه بُوَد چهره اش

ظلمت شبها بود از طره اش

عطر بهاران همه از موي اوست

شيفتگان شيفتة روي اوست

نيست به گلزار جهان خوب تر

چون گل زهرا گل محبوب تر

اين گل طاها كه گل سرمد است

چهرة ماهش چو رخ احمد است

زنده جهان از دم عيسايي اش

دست خدايي يد بيضايي اش

خاتم شاهي جهان دريدش

هر چه كند حكم همان آيدش

قبلة عشاق بود خال او

سلطنت و ملك جهان مال او

مي كند اعجاز چو پيغمبري

بر همگان مي كند او رهبري

مي شكند هر چه صنم باشد او

بر صف اشرار جهان تازد او

بشكند او گردن فرعونيان

خوار نمايد رخ نمروديان

مي سترد اشك ز بيچارگان

يار شود بر دل غمخوارگان

GORJI
03-06-2009, 08:44
--------------------------------------------------------------------------------

چشم الوده کجا دیدن دلدار کجا دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا

قصه عشق منو زلف تو دیدن دارد نرگس مست کجا همدمی خار کجا

سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست ورنه عشق تو کجا این دل بیمار کجا

هر که را تو بپسندی شود خادم تو خدمت عشق کجا نوکر سربارکجا

کاش در نافله ات نام مرا هم ببری که دعای تو کجا عهد گنهکار کجا

GORJI
03-06-2009, 08:46
«بسم رب المهدی المنتظر»



گفتم به دوســــت، از چه نهانی ز دیده‌ام

گفتـــا ز بس بی‌ادبی از تــــــو دیـــــده‌ام

گفتم به دوست توبه کنم از گنــاه خویش

گفتا ز غیر توبــــه‌شـــــکستن ندیـــده‌ام

گفتم به دست تو قلم عفو سرمدی است

گفتا به روی نامــــۀ زشـــــتت کشیده‌ام

گفتم هزار راز نــــهان در دل من است

گفتا نـــگفته راز نــــــهانت شـــنیده‌ام

گفتم به اشـــک دیـــدۀ زارم عنـــــایتی

گفتا که گوهـری است که من پرویده‌ام

GORJI
03-06-2009, 08:49
انتظار



اى آنكه در نگاهت حجمى زنور دارى

كى از مسیر كوچه قصد عبور دارى؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابى

اى آنكه در حجابت دریاى نور دارى

من غرق در گناهم، كى مى‏كنى نگاهم؟

برعكس چشمهایم چشمى صبور دارى

از پرده‏ها برون شد، سوز نهانى ما

كوك است ساز دلها، كى میل شور دارى؟

در خواب دیده بودم، یك شب فروغ رویت

كى در سراى چشمم، قصد ظهور دارى؟

LIDA
04-06-2009, 08:01
غايب آشكار، يعنى تو
رحمت كردگار، يعنى تو

قرنها بی قرار، يعنى ما
در دل ما قرار، يعنى تو

منتظر مانده هر ديار ـ ترا
رونق هر ديار، يعنى تو

خير دنيا و آخرت، از توست
نعمت بى شمار، يعنى تو

فخر ما اينكه دوستدار توئيم
مايه ى افتخار يعنى تو

حدّ دين را ـ حريم قرآن را
درجهان،پاسدار ـ يعنى تو

دادگستر به مركب و شمشير
آن سوار، آن سوار يعنى تو

در ظهورت تجسمى زعلى ست
صاحب ذوالفقار ، يعنى تو

LIDA
04-06-2009, 08:02
اي گل زهرا كه جهان مست توست!

عرصه و اقليم جهان دست توست!

شيفتة ماه رخت، اين دلم

ساخته اند از گل رويت گ‍‎‍ٍلم

مستم و از عشق تو ديوانه ام

بر رخ زيباي تو پروانه ام

يك دم از آن حجله برون آ، گلم

گوشة چشمي بنما بر دلم

بر فكني از رخ اگر آن حجاب

چهره بپوشد ز رخت آفتاب

ماه من از پرده درآ، جلوه كن

روح جهان را به رخت تازه كن

ظلمت و جهل بشري حاكم است

حق و عدالت به ميانها كم است

حق شده آغشته به خون در ميان

عرصة نا حق شده است اين جهان

LIDA
04-06-2009, 08:05
ديدار نگار آشنا مي‌خواهيم‌

وصل‌ گل‌نرگس‌، از خدا مي‌خواهيم‌

بر دردِ دلِ خستة‌ ما، وصل‌، دواست‌

هجران‌زدگانيم‌، دوا مي‌خواهيم‌

***

مي رسد آخر به خطش، انتظار

مي شكفد در قدمش صد بهار

مي دهد آخر گل زهرا ثمر

كشتي اسلام رهاند ز شر

شيفتگان منتظر راه تو

منتظر چهرة چون ماه تو....

***

داده‌ام‌ از كفِ خود، طاقت‌ و تاب

‌ زِ فِراقِ گلِ فرزندِ تُراب‌

زندگي‌ نيست‌، مرا زندان‌ است‌

اين‌ جهان‌، چون‌ به‌ عذابم‌، به‌ عذاب‌

LIDA
04-06-2009, 08:06
مي رسد شبي مردي از وراي حيراني
كوچه مي شود سمت هاله هاي نوراني

آيه آيه چشمانش از تلاوت شبنم
غرق بوسه هاي گل در طلوع روحاني

از شلال چشمانش قطره قطره مي خوانم
لاله غيرت عشق است در شب غزلخواني

شرح شط گيسويش در غزل نمي گنجد
در قصيده زلفش انتظار طولاني

نذر مقدم سبزش چلچراغ و آيينه
در ضيافت چشمش آيه هاي قرآني

با تو مي شود كوچيد تا ديار آيينه
در طراوت سبز صبح روز باراني

در فراق لبهايت قطره قطره مي كاهم
مي شود تو را بوسيد اي حضور پنهاني؟

LIDA
04-06-2009, 08:08
گر، مي‌كِشم‌ از هجرِ گلِ فاطمه‌، آه‌

گر، روزِ من‌ از فراق‌، گرديده‌ سياه‌

اين‌ها، همه‌ از لطف‌ و زِ احسان‌ خداست‌

لاحول‌ ولا قوة‌ اِّلا بالله

اي‌ آنكه‌ شده‌ روزِ تو از هجر، سياه‌

وِ اي‌ آنكه‌ كِشي‌ آه‌، به‌ هر شام‌ و پگاه‌

مهدي‌ پسر فاطمه‌، از راه‌ رسد

لاحول‌ ولا قوة‌ اِّلا بالله

LIDA
04-06-2009, 08:09
کی شود در ندبه‌های جمعه پيدايت کنم
گوشه‌ای تنها نشينم تا تماشايت کنم
می‌نویسم روی هر گل نام زیبای تو را
تا که شاید این شب جمعه ملاقاتت کنم
هر سحر با یاد تو، در گریه ام می‌خوانمت
تا به کی از سوز دل ناله ز هجرانت کنم
چشم‌های خسته‌ام بارد ز هجرانت عزیز
آنقدر بارم ز ديده تا که پيدايت کنم
هر دم از نو می شمارم عقده‌های خویش را
تا به کی از پشت در آهسته نجوايت کنم
بيقرارم مهديا از بهر ديدار رخت
تا به کی از مادرت زهرا (س) تمنايت کنم

GORJI
05-06-2009, 11:51
آقا جان

آقا جانم

ما رو هم یه نیمه ی شب

تو نماز شب دعا کن

تا صبا برام بیاره صدا و سوز دعاتو

بیا تا برات بمیرم

که به عشق تو اسیرم

الهی به جون بگیرم

همه ی درد و بلاتو

بیا تا دورت بگردم

حالا که اسیر دردم

بیا ای یوسف زهرا

ببوسم شال عزاتو

گفتی پر خون میشه چشمات

از غم داغ شقایق

الهی که من بمیرم

نبینم خون چشاتو

مولا جان

مولاااااااااااا

GORJI
05-06-2009, 11:53
تو دلم یه دنیا حرفه

که میخوام بگم براتون

آقا



تو بگو به من کجایی ، تا ببوسم خاک پاتو

آقا جون دلم گرفته

مثل آسمون پاییز

می دونم مرغ دل من دوباره کرده هواتو

آقا جون



با خودم یه نذری کردم

که اگه تورو ببینم

با همون نگاه اول جونمو بدم براتون

گل زهرا ، گل زهرا ، گل زهرا ، گل زهرا

گل زهرا ، گل زهرا ، گل زهرا ، گل زهرا



چه خوبه خونه ی قلبم

بشه جای تو همیشه

هک کنی رو صفحه ی دل

نقش روی دلرباتو

چی میشه یه بار شبونه

رد شی از کوچه ی قلبم

روی ماهتو ببینم

یا که بشنوم صداتو

آقا

LIDA
05-06-2009, 13:19
آينه در آينه



عشق تو چون زد رقم بي سروساماني ام

شعله به عالم زند شور پريشاني ام

شب همه شب تا سحر شعله کشم از غمت

شعله کشم از غمت لعل بدخشاني ام

مست نگاه توأم غرقه به درياي چشم

غرقه به درياي چشم يوسف کنعاني ام

چشم تو از من ربود صبر و توان و قرار

پرسه به هر سو زنم، باد بياباني ام

ناي دلم مي زند بوسه به موج عطش

زانکه دود خون تاک در رگ توفاني ام

آينه در آينه نقش تو را زد رقم

تا به کدامين مسير باز بچرخاني ام

خيره به آدينه ام تا که نمايان شوي

در دل آدينه ها چند بسوزاني ام

LIDA
05-06-2009, 13:20
ترانه انتظار



اگرچه از غم دوري شکسته ام، سردم

و مثل بغض خزان، در درون خود زردم

مباد خسته ببينم نگاه خوبت را

مباد درد تو آيد به روي صد دردم

تو نور قبله پروانه هاي جان سوزي

که من به دور وجودت هميشه مي گردم

بخوان که بشکفد احساس اين غزل امشب

ببين! براي گلويت ترانه آوردم

اگرچه غم زده هستم و مي روم از دست

نبود، گر غم عشقت بگو، چه مي کردم

تمام گريه من، نذر اينکه بازآيي

وبشکفد غزل از قلب زار شب گردم

LIDA
05-06-2009, 13:22
چشم هاي خيس



روشن ترين ستاره اين آسمان تار

بر دخمه هاي تيره دل روشني ببار

من زنده ام به يمن نفس هاي گرم تو

اي پيک سبز پوش و مسيحا دم بهار

با تو دلم چو آينه شفاف مي شود

بي تو گرفته است تمام مرا غبار

بر برگ برگ دفتر ما ثبت کرده اند

يک عمر جست وجوي تو، يک عمر انتظار

يک شب بيا به حرمت اين چشم هاي خيس

بر ديدگان مانده به راهم، قدم گذار

ما مانده ايم در خم اين کوچه هاي تنگ

ما را بيا از اين همه دلواپسي درآر

برگرد روشناي دل انگيز آفتاب

مولاي آب و آينه، مولاي ذوالفقار

vb_m
05-06-2009, 13:49
بسم الله الرحمن الرحیم
مولا جان
این لحظات پایانی که تا ظهورت فقط چند صباحی بیش نیست
کاش دل هایمان را روشن کنی
کاش زمزمه مهدی مهدی... بر جان و دلمان نشانی

GORJI
05-06-2009, 15:24
یا مهدی ادرکنی دمی که خاطره ات را مرور خواهم کرد

قسم به یاد تو حس غرور خواهم کرد

سوار جاده ی اندیشه ام نمی دانم

ز کوچه های خیالت عبور خواهم کرد ؟

بزرگی تو در آیینه ام نمی گنجد

ز یازده فلک آیینه جور خواهم کرد

تو حاضری و منم غایب از رسیدنها

دعا کنی تو برایم، ظهور خواهم کرد

زکفشهای خودم دل نکنده با چه امید

نشسته ام که تماشای نور خواهم کرد ؟

GORJI
05-06-2009, 15:26
فصل انتظار

گل زیبای رخسارت بهاری میکند ما را
هوایت در عطش چون رود جاری می کند ما را

بهارا گوشه چشمی که در کنج قفس حتی
همان یک شاخۀ گل هم قناری می کند ما را

چه داری ای گل نرگس به چشم آشنا خیزت
که از اندیشه پاییز عاری می کند ما را


خودم آرام می گیرم ولی این دل ، دل عاشق
سراپا شعله ای از بی قراری می کند مارا


یقین دارم که هُرم دستهای مهربان تو
به شبهای زمستان سخت یاری می کند ما را

عجب فصلی است فصل انتظار دیدن رویت
که حتی در زمستان هم بهاری می کند ما را

GORJI
05-06-2009, 15:28
تا کجای عمر باید هر شب درانتظار تو ستاره بشماریم٬ تا کدام روز و ماه باید مسافر دنیای غفلتها باشیم ٬ یامولا !

بیا ٬ که سقف آسمان زندگیمان راابر جهل و فساد پوشاند !بیا٬ که زمین تشنه باران است ! بیا ٬ که جگرهایمان را فراق٬رتگ سرخش را باخته است ٬ بیا از درون سوخته ایم ٬ مولا بیا ای مرهم دلهای خسته !

نمی دانم قلم سنگی برای دوری توچه می نویسد ٬ ولی همین را می دانم که او نیز هجاهای نام تو را دوت دارد و بی معطلیمی نگارد . بیا ٬ که قلب شیشه ای انتظارمان در هر بار ترکی برمی دارد و صبرمان راخزان به یغما می برد .

بلندای پرواز خورشید را کهمی بینم این سوال در ذهنم می روید ٬ که آشیانه خورشیدکجاست؟

کبوتران سپیدبال که نشانه هایآرامش آسمانند ٬ شبانگاهان در آغوش مهربان لانه ها ٬ اندام جان را در بستر آرامش مینهند٬ عقابها که سلاطین آسمانند در یورش تاریکیها دل به سکوت می سپارند و در دلکوهساران تمنای دستان پر محبت شب را دارند اما خورشید آشیانه اش کجاست؟

در کدامین بستر مهربانی ٬ دل پرخروشش به آرامش می نشیند؟

یک روز با خورشید همسفر شدم . دانستم که غروبش افسانه ای بیش نیست و مغرب و مشرق ٬ جز خطوط خیالی نیستند .

خورشید هرگز غروب نمی کنم ٬ خورشید معنای روشن طلوع است .

اما آشیانه خورشید رایافتم ٬ دل مردی چون مهدی (ع)!!! این دل شماست ٬ که معبد خورشید است و این دل شماست که حلقه اتصال چشمه خورشید با نور پاکی و طراوت است .

اگر روزنه ای در دل توبگشایم ٬ خواهم دید که هزاران خورشید در آن سر به سجاده نورانیت گذارده اند و هرخورشید به گونه ای اشعه رحمت و برکت را به هر سو می پراکند.

آری ! می شناسمت ٬سالهاست که همتای تو را ندیده ام ٬ من موجودی هستم که از فرسنگها عقب تر آمده ام وچون به تو رسیده ام همراهت شده ام . پا به پای تو می آیم . تو را میشناسم

LIDA
06-06-2009, 08:50
رنگ دريا



گرچه رخسار مهر پيدا نيست

شام هجران هميشه يلدا نيست

تا که مجنون نگشته اي، خامي

هر دلي جاي عشق ليلا نيست

موج باش و به رنگ دريا شو

موج دريا جدا زدريا نيست

غايب از خويش بوده اي يک عمر

دل حريم حضور آيا نيست؟

دل به خورشيد بسته ام، آيا

هر غروبي نشان فردا نيست؟

LIDA
06-06-2009, 08:51
مرديم و نمرديم


جاناني و جان بر تو سپرديم و نمرديم


در هرم نگاه تو فسرديم و نمرديم


نقش است به پيشاني چين خورده ز غيرت


ما جان بدر از داغ تو برديم و نمرديم


ابرو گره در هم زده چشمان شفق رنگ


دندان به لب خويش فشرديم و نمرديم


ظرف دل بي حوصله جوش آمد و سررفت


خون دل جاري شده خورديم و نمرديم


اقبال نگون بخت نگر کاين همه سر را


تا مرز قدم هاي تو برديم و نمرديم


يک عمر نفس آمد و برگشت و به تسبيح


عمر دل بي عار شمرديم و نمرديم


ما زنده عشقيم که با عشق بميريم


صدمرتبه از داغ تو مرديم و نمرديم

LIDA
06-06-2009, 08:53
بيا باغ و گل بي قرار تو اند

شب و پنجره وامدار تو اند

در اين بغض و ترديد و ناهمدلي

دل و ديده در انتظار تو اند

غزل را بگو بي قراري بس است

که اين بيت ها سر به دار تو اند

نشان يقيني در آن کوچه باغ

بيا کوچه ها بي قرار تو اند

درختان همه ارغواني شدند

شهيدي ز خون و تبار تو اند

به آن سيصد و سيزده تن عزيز

که فرمانبر و رازدار تو اند

اگر بغض و ترديد و ناهمدلي است

همه عاشق بي شمار تو اند

LIDA
06-06-2009, 20:42
آفتاب سبز زمين



هر نفس آينه روي تو را مي طلبم


از گلستان جهان بوي تو را مي طلبم


اي بهشت همه دلهاي خداجوي بيا


عطر گلچهره مينوي تو را مي طلبم


گيسوانت شب يلدا و رخت ماه تمام


ماه در ظلمت گيسوي تو را مي طلبم


دشت در دشت بديدار تو مشتاق شدم


کو به کو ناله کنان کوي تو را مي طلبم


افق صبح دل افروز تو را خواهانم


آفتاب رخ نيکوي تو را مي طلبم


زمزم اشک تو و زمزمه يارب تو


ذکر روشنگر ياهوي تو را مي طلبم


بي خبر از توام اي عشق کجا منزل توست


هر قدم جاده رهپوي تو را مي طلبم


گلشن خاطره ام تا که نگردد پاييز


دفتر سبز ثناگوي تو را مي طلبم


آفتاب دل من چهره برون آر و بتاب

LIDA
06-06-2009, 20:43
قبله گل ها



مي آيد آنکه دلش با ماست

دنيا به خاطر او برپاست


آن کس که قامت رعنايش

قد قامت همه گل هاست


يک بي نهايت بي تفسير

يک بي شباهت بي همتاست


اينجا و هرچه به هر جا هست

با يک اشاره او زيباست


پايان اين شب بي مهري

حبل المتين جهان آراست


مي آيد آن که به شهر عشق

از عاشقان جهان پيماست


نامش هميشه و تا تاريخ

شورآفرين و اميد افزاست

GORJI
06-06-2009, 21:31
بسم الله الرحمن الرحیم


تو مي آيي
مي دانم كه مي آيي . . .
تو را ديشب من از لحن عجيب بغض هايم ،
خوب فهميدم
تو را بي وقفه از باران پاك چشم هايم سير نوشيدم
تو مي آيي . . .
مي دانم كه مي آيي
و بر ابهام يك بودن ، نگين آبي احساس مي بندي
و از تكرار پوچ لحظه هاي سرد تنهايي
مرا بر نبض پركار شكفتن مي نشاني
تو مي آيي . . .
خوب مي دانم . . .
كه پروانه نشانت را ميان قاصدك ها ديد
ميان قاصدك هايي كه از من تا بي نهايت دور مي شد ديد
تو مي آيي من را از نگاه سرد آيينه
شبيه دختري از جنس يك پرواز
ميان گرمي دستان پر مهرت دوباره باز مي گيري
تو مي آيي . . .
و من اين را
شبيه حجم يك بوييدن مطبوع از آواز اقاقي هاي سر گردان ،
شبيه يك قنوت سبز نيلوفر ، ميان بركه اي عريان ،
دوباره خوب فهميدم !
تو مي آيي . . .
مي دانم خوب مي دانم كه مي آيي
و من را در حريم امن چشمانت به آرامش ،
به فردايي پر از شوق و تپش هايي مقدس ، مي رساني
تو مي آيي
خوب مي دانم
كه مي آيي
تو مي آيي . . .

GORJI
06-06-2009, 21:32
كجاست جاي تو در جمله‎ي زمان كه هنوز . . .
كه پيش از اين؟ كه هم اكنون؟ كه بعد از آن؟ كه هنوز؟

و با چه قيد بگويم كه دوستت دارم؟
كه تا ابد؟ كه هميشه؟ كه جاودان؟ كه هنوز؟

سؤال مي‎كنم از تو: هنوز منتظري؟
تو غنچه مي‎كني اين بار هم دهان كه هنوز . . .

چه قدر دلخورم از اين جهان بي‎موعود
از اين زمين كه پياپي . . . و آسمان كه هنوز . . .

جهان سه نقطه‎ي پوچي است، خالي از نامت
پر از « هميشه همينطور » از « همان كه هنوز »

همه پناه گرفتند در پي « هرگز »
و پشت « هيچ » نشستند از اين گمان كه « هنوز »

ولی تو « حتما » ی و اتفاق می افتی
ولی تو « باید » ی ... ای حس ناگهان که هنوز . . .

در آستان جهان ایستاده تا خورشید
همان که می دهد از ابرها نشان که هنوز

شکسته ساعت و تقویم پاره پاره شده
به جستجوی کسی آن سوی زمان که هنوز

GORJI
06-06-2009, 21:34
http://shiaupload.ir/images/6935b4v9zo2qco6vvogg.gif


بنام تو اي محبوب دلها


دلم انگاری گرفته قد بغض یاکریما
عصر جمعه توی ایوون میشینم مثل قدیما


تو دلم میگم آقا جون تو مرادی من مریدم
من به اندازه وسعم طعم عشقت و چشیدم


کاشکی از قطره اشکت کمی آبرو بگیرم
یعنی تو چشمه چشمات با نگات وضو بگیرم ?


برای لحظه دیدار از قدیما نقشه داشتم
یه دونه هدیه ناچیز واسه تو کنار گذاشتم


یادمه یکی بهم گفت هر کی تنهاس توی دنیا
یه دونه نامه خوش خط بنویسه واسه آقا


کاغذ نامه رو بعدش توی رودخونه بریزه
بنویسه واسه مولاش خاطرت خیلی عزیزه

GORJI
06-06-2009, 21:37
خون شد ز دوری تو دل لاله زارها
ای علت شکفتن گل در بهارها


ما بی تو آه، آه، فقط آه، پشت آه
سخت اینچنین گذر روزگارها


ما تشنه توییم، خود تو، همین و بس
ما را به خال و زلف و لب و خط چه کارها


گاهی که باد عطر تو را پخش می کند
از راه می رسند یکایک بهارها


ای ایستگاه آخر دنیا، شب ظهور
سمت تو می روند تمام قطار ها

LIDA
07-06-2009, 09:17
امام مطلق



آن يار که ما راست، به جان خواستني است

جنت به جمال وجهش آراستني است

اي قائم بالحق، اي امام مطلق

نام تو حقيقتاً به پا خاستني است



او که جمعه مي آيد



براي آمدنت دير مي شود، برگرد

زمان ز پرسه زدن سير مي شود، برگرد

در انتظار تو با کوله باري از وحشت

زمين دوباره زمين گير مي شود، برگرد

براي روشني چشم آسمان، خورشيد

ميان چشم تو تکثير مي شود، برگرد

هميشه جاي تو در لحظه هايمان خاليست

غروب جمعه که دلگير مي شود، برگرد

و جمعه اي که بيايي، تمام عرش خدا

به سمت خاک سرازير مي شود، برگرد

LIDA
07-06-2009, 09:19
پرده دار عالم



خورشيد رخ مپوشان در ابر زلف، يارا

چون شب سيه مگردان روز سپيد ما را

ما را ز تاب زلفت افتاد عقده بر دل

بر زلف خم به خم زن دست گره گشا را

فخر جهانيان شد ننگ صنم پرستي

جانا ز پرده بنماي روي خدانما را

اي آشکار پنهان برقع ز رخ برافکن

تا جلوه ات ببينم پنهان و آشکارا

بي جلوه ات ندارد ارض و سما فروغي

اي آفتاب تابان هم ارض و هم سما را

بازآ که از قيامت برپا شود قيامت

تا نيک و بد ببيند در فعل خود جزا را

اي پرده دار عالم در پرده چند ماني

آخر ز پرده بنگر ياران آشنا را

بازآ که بي وجودت عالم سکون ندارد

هجر تو در تزلزل افکند ماسوي را

حاجت به تست ما را اي حجت الهي

آري بسوي سلطان حاجت بود گدا را

عمري گذشت و مانديم از ذکر دوست غافل

از کف به هيچ داديم سرمايه بقا را

ما را فکنده غفلت در بستر هلاکت

درمان کن اي مسيحا اين درد بي دوا را

اي پرده دار عالم در پرده چند پنهان

بازآ و روشني بخش دلهاي باصفا را

LIDA
07-06-2009, 09:20
اي نام با صفاي تو ورد زبا ن بيا

صد ها هــزار تشنـه و عاشـق چو قاسمي

همـواره بيــقرار تـو اي مهربان بيـا

من روز را به يـاد تـو،شب را سحـر كنـم

اي نــام با صفــاي تـو ورد زبان بيـا

ظلم و فساد و جنگ و شرر شعله مي كشد

از بهــر برقــراري امـن و امـان بيــا

چشمـــان به راه مانده به ديدار مقدمت

اي جــاي پــاي تو شرف ديدگان بيـا

جانهـا به لب رسيده ز هجــران روي تــو

پــژمرده از فــراق تو پيـر و جوان بيا

اي يــادگار خـاتـــم پيغمبــــران بيـــا

اي منجــي يــگانه عصـر و زمان بيـا

دنيـا به زير چكمـه ي فرعونيــان دهــر

بهـر نجــات مـردم كـل جهــان بيـا .

GORJI
07-06-2009, 09:48
محبوب راز آلود من ! بگو در پس اين همه ابر چه مي كني ؟
بگو نگاه نگرانت را به كدام سو دوخته اي و به چه مي انديشي ؟
وقتي كه من مدعي عشق تو ، فراموشت مي كنم و لابلاي صفحه هاي زندگي جا مي مانم !
مي دانم تا به حال صد هزار بار مرا و چو مرا در اين حال ديده اي !
روزهاي بي سايبان ، شبهاي بي ستاره ام را ديده اي ؟
شرم مي كنم كه بگويم دل در سر زلف تو دوخته ام اينگونه لحظه هايم را بي تو به سر مي كنم ناگهان مي بينم كه چقدر بي تو رفته ام بي آن كه لحظه اي نگاه كنم به پس از تو واي بر من مولا ، واي بر من !
يا صاحب الزمان ادركنی

GORJI
07-06-2009, 09:50
مهدي جان!
اي آقاي خوبم،
سخت است حتي تصور دردت در يک ثانيه.
نمي دانم چه مي کشي وقتي در عالم ملکوت و معنا شاهد مصائب کربلايي،
نمي دانم چه مي کشي وقتي سر بريده حسين را بر نيزه مي بيني،
نمي دانم چه مي کشي وقتي بي تابي هاي عمه ات زينب را حس مي کني،
نمي دانم چه مي کشي وقتي درد و دل عمه ي سه ساله ات رقيه را مي شنوي ...
اي به قربان صبر ايوب گونه ات،
چه مي کشي وقتي که خون پاک علي اصغر را بر دستان به آسمان گشوده حسين مي بيني؟
آقا جان ذره اي از بي تابيت را حس کرده ام
و تمام قطره هاي خون دلم به جوش آمده است،
و حالا مي فهمم حق با توست
اگر گفته اي شب تا صبح بر مصائب کربلا مي گريي،
حق با توست وقتي که به انتقام خون خدا با نغمه يا لثارات الحسين بر مي خيزي.
به اميد روزي که فرياد « انا الحق » لرزه بر اندام همه ظالمان نا حق اندازد.

و با ظهورت در کربلا گريه و کنيم و سينه بزنيم...!
.

GORJI
07-06-2009, 09:52
آقاجان:

در غروب چندمین سال طلوع دردها
می رسی از راه، فانوس دل شبگردها!

بی حضور آبی ات، ای تک سوار سبز پوش!
کوفه کوفه بی وفایی دیدم از نامردها

با توام موعود چشمان غزل بارانی ام
پاک کن از وسعت آیینه هامان گردها

مثل یک خورشید پاییز پر از بغض غروب
نور می پاشی سر دلمرده ها، دلسردها

تا طلوع روشنای چشم های ابری ات
چشم بر هم می گذارم بر عبور دردها

GORJI
07-06-2009, 09:53
از پنجره دلم كه قابي شكسته دارد صدايت مي زنم

نسيم نام تو بر لبهايم مي وزد
خيال سبزت هميشه با من است



تو اين جايي، در قاب پنجره هايي كه رو به باغ خدا باز است

دستهايت طراوت و سبزي را تكرار مي كند
از نگاهت ستاره و مهتاب مي چكد
خورشيد ذرهاي از مهرباني توست



اگر ابر مي بارد

اگر گل مي رويد
پرنده اگر مي خواند
چشمه اگر مي جوشد
رود اگر مي خــــــروشد



براي توست


زيرا تو آن روياي صادقانهاي كه ظهورت مرهم تمام زخمهاست

تو آن قدر زلال و پاكي كه از غبار پنجره ها دلت مي گيرد
شايد پيش از آمدنت باران ببارد و آسمان، تمام كوچهها و خانهها را بشويد



اي سبز

اي بهار
اي نور
اي اميد



دستهاي مهربانت را كه از نوازش لبريز است

و نگاه روشنت را كه آئينه صداقت است



دوست مي دارم


بگو چشمهاي ما كجا مهرباني نگاه تو را مي نوشد


و دلهاي ما كي با ظهور تو آرام ميگيرد.

GORJI
08-06-2009, 07:48
منتظرم سربرسي
با تو تبسم ميکنم
جاده ها رو مه ميگيره
وقتي تو روگم ميکنم
فداي غربتت بشم
غريبترين مرد زمين
بيا غروب باورُ
تو چشم سايه ها ببين
خورشيد که ميره غروبا
بدجوري دلتنگ توام
اوج ترانه مني
دنبال آهنگ توام
يه روزي از سفر مياي
بعضيا باور ندارن
حتي اونا هم ميدونن
که از تو بهتر ندارن


اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

GORJI
08-06-2009, 07:49
هــــــــو المحبـــــــوب



دير هنگامي است که چشمان انتظار به راهت دوخته و جان و دل به شراره هاي اشتياقت،
سوخته ايم باغ آرزوها به شوق بهار روي تو خزان ها را مي شمارد و چکامه هاي خونين شقايق را مي نگارد؛
نرگس ها داغ هجر تو بر سينه دارند؛
عروسان چمن جز به مژده جمال دلارايت سر زحجله عيش برنيارند؛
مهديا!

که خيل منتظران به جان آمده از حقارت و عيدهاي دنيايي، چشم بر بلنداي وعده ديدار تو دارند.
اي گوشوار عرش الهي! آرمان انتظار را به کوله بار صبر و يقين، بر دوش مي کشيم و به ترنم آواي ظهور سرخوشيم،
هر بامداد ، ياد طلوع تو را در سينه مي پرورانيم و پرتو چهره تو را در ديده نقش مي زنيم.
معراج نشيني بگذار و از پرده غيبت به دراي و رخسار محمدي بنماي.

GORJI
08-06-2009, 07:51
يامولا ي ! در اين صبح آدينه پر بغض دلم درهواي توست ؛ دلم بي قرار توست . اشك هايم فقط براي توست ؛ ازابن بغض مي خواهم به تو بگويم ؛ آري فقط به تو كه درد آشنائي ........



دلم شکسته است و زين جماعت کسي ز حالم خبر ندارد
به جز که سوزد، به جز که سازد به خويش راهي دگر ندارد
نشسته زخمي بر استخوانم که برده هم تاب و هم توانم
طبيب پير زمانه گويد که لطف مرهم، اثر ندارد
نه صحبت يارآشنايي، نه قاصدي نه صداي پايي
چه گويم از کوي خاطر خود که بويي از رهگذر ندارد
دگر هواي پريدن آري پريده از خاطر خيالم
پرنده من به بستر خون تپيده و بال و پر ندارد
بيا و محو کرانه ام شو، بيا و شور ترانه ام شو
بيا به محمل که بي تو ديگر دلم هواي سفر ندارد
حديث چشمت چه خواندني شد ز لطف اِعراب ابروانت
اشارتي کن که فراق زير و زبر ندارد

GORJI
08-06-2009, 07:52
گل زهرا تويي پشت و پناهم
گل زهرا ببين غرق گناهم
گل زهرا گل زيبا گل عشق
به تو گرم است مولا محفل عشق
گل زهرا تويي رازو نيازم
گل زهرا ببين سوز و گدازم
گل زهرا تويي روح نمازم
به دنيا و به عقبي بر تو نازم
گل زهرا تويي تو اصل دينم
فدايت جان من اي نازنينم
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر الهي امين

LIDA
08-06-2009, 09:00
اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش

نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش

مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا

به دیدارقبر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش

زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش

به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش

بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن

همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتی یادما هم کن چون زدی بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتی یاد ما هم باش

بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش

نماز حاجت که میخوانی از برای فرج یاد ما هم باش

شدی محرم در مراسم حج یا صفارفتی یاد ما هم باش

دعا کردی از برای معراج التماس دعا یاد ما هم باش

به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

به یاد این نوکر درب آستان رفتی یاد ماهم باش

LIDA
08-06-2009, 09:01
آه ای چشم تو فانوس بيابان زدگان
ساحل امن تو آرامش طوفان زدگان

کيستی آينه گم شده در وهم غبار ؟‌
کيستی ای شبه شبرو مهتاب سوار ؟‌

ای که بر هر گذری عشق به دريوزه توست
لب ما تشنه آبی است که در کوزه توست

ما جگر سوخته آتش آهيم ٬ بيا
ديرگاهی است تو را چشم به راهيم ٬ بيا

هر شب از کوچه صدای قدمت می آيد
اشکم از ديده به پابوس غمت می آيد

صبح در آينه اما خبری نست که نيست
از تو بر گونه خشکم اثری نيست که نيست

جام عشق از می چشمان تو پر خواهد شد
تو گلو تازه کنی حرمله حر خواهد شد

گل نشکفته ام ای دور تر از دسترسم
تو زمن دوری و من با تو نفس در نفسم

بی تو منصور دلم را به چه داری بکشم
پای در دامن سبز چه بهاری بکشم

بگذار آينه ام غرق نگاهت باشد
نقطه عطف دلم ٬ خال سياهت باشد

لا اقل وعده بده بلکه دلم شاد شود
من خراب تو ام ای خانه ات آباد شود

LIDA
08-06-2009, 09:02
بی قرار
باز ای دلبرا که دلم بی قرار توست

وین جان بر لب آمده در انتظار توست

در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست

جز باده ای که در قدح غمگسار توست

ساقی به دست باش که این مست می پرست

چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست

هر سوی موج فتنه گرفته ست و زین میان

آسایشی که هست مرا در کنار توست

سیری مباد سوخته ی تشنه کام را

تا جرعه نوش چشمه ی شیرین گوار توست

LIDA
08-06-2009, 09:03
بيا كه ديده ام از انتظار لبريزست

كوير سينه تفتيده ام عطش خيزست

شكوه رويش سكر آور بهاراني

كه بي طراوت رويت بهار، پائيزست

به باغ عاطفه عطر نگاه تو جاريست

مشام جان ز شميم تو عطر آميزست

هميشه خاطر ما آشيان ياد تو باد

كه در هواي تو پرواز، خاطر انگيزست

بخوان كه نغمه تو معجز مسيحائي است

نواي گرم تو شور آور و شكر بيزست

دلم ز حلقه مويت رها نمي گردد

كه گيسوان بلند بتان دلاويزست

ز كوچه سار ديار دلم عبور نكرد

بغير دوست، كه اين كوچه، كوي پرهيزست

بيا و بر دل آلوده ام نگاهي كن

كه پيش عفو تو كوه گناه ناچيزست

LIDA
09-06-2009, 08:29
در دل خـود كشيده ام نقش جمــال يــار را
پيشـه خـود نمـــوده ام حـالت انتظــــــار را

ريخته دام ودانه شه از خط وخال خويشتن
صيد نمــوده مرغ دل بــرده از او قـــــــــرار را

سوزم وسازم از غمش روز وشبان بخون دل
تـا كـه مگـر ببينـم آن طــرّه مشكبـــــــار را

دولت وصــل او اگــر يكشبي آيــدم بـه كف
شـرح فـراق كي تـوان داد يك از هـــــزار را

چشم اميد دوختن در ره وصــــل تابه كي
برده شـــرار هجــر او از كفم اختيـــــــار را

اي مـَه برج مَعدِلت پــرده زچهــره بـرفـكن
شوي زچشم عاشقان زآب كرم غبــار را

سوختگـــان خويش را كن نظر عنـــايتي
مرهمي از كــرم بنــه اين دل داغــــدار را

حيران را ز جلوه اي از رخ خويش مات كن
تــا رهــد از خـودي خـود ترك كند ديـــاررا

LIDA
09-06-2009, 08:30
چه غریب ماندی ای دل...

چه غريب ماندي اي دل , نه غمي نه غمگساري

نه به انتظار ياري , نه ز يار انتظاري

غم اگربه کوه گويم , بگريزد و بريزد

که دگر بدين گراني , نتوان کشيد باري

دل من چه حيف بودي که چنين ز کار ماندي

چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاري

نرسيد آن که ماهي به تو پرتوي رساند

دل آبگينه بشکن که نماند جز غباري

همه عمر چشم بودم که مگر گلي بخندد

دگر اي اميد خون شو که فرو خليد خاري

LIDA
09-06-2009, 08:31
شاپرك خسته ي من

خنده هاي نمكين تو چشيدن دارد

غزل از باغ غزل هاي تو چيدن دارد

سيزده راز گل نرگس چشم ملكوت

از لب غنچه ي ناز تو شنيدن دارد

سروهايي كه براي تو دلم كاشته است

آن قدر ماند سرِ كوچه كه ديدن دارد

ريخت پرهاي دلم بس كه پرد ... نه نپريد

نپريده است چو ترس از نرسيدن دارد

غنچه ي سرخ گل باغچه ي همسايه

به هواي تو سر جامه دريدن دارد

كاش مي آمدي اي شاپرك خسته ي من

صورت گل خجل از روي تو ، ديدن دارد

GORJI
09-06-2009, 10:01
بيان قلب هامون رو پاك كنيم گوشه گوشه ي قلبمون نام مقدس امام زمان و حك كنيم جاي غصه دعا كنيم باهم ديگه هروز هفته داد بزنيم آقا بيا دلمون تنگ برات...
توي برق مرواریدهای چشمامون نام آقا رو بزاريم ...
زندگي زيبا مي شود اگه هر جا نگاه كنيم خدا رو ببينم ...
بچه ها يادمون نره عشق اوني نيست كه اگه فردا بهش فكربكنيم دلمون پر از غصه بشه بگيم اي واي چي شد و اي كاش نمي شد«اصلا عشق تلخ نخست» عشق اونيه كه اگه فردا يادش بيافتيم گوشه لبمون يه لبخند قشنگ بياره ...
حتي بزرگترین فیلسوف ها هم نمي تونند اون رو معني بكنند
خودت رو در گير نكن، دنيا مثل برق مي گذره ...خودت رو جاودانه ي دنيا كن...



زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست



هركسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود



صحنه پيوسته به جاست



خرم ان نغمه كه مردم بسپارند به ياد

GORJI
09-06-2009, 10:03
دوست دارم اين بار از عشق بگويم از زيبايي از هنر از اوني كه دلها را به هم پيوند مي دهد . از هر چيزي قشنگه بگم و يك دفعه با هم بزنيم زير گريه كه چرا عشق رو از زندگيمون پاك مي كنيم چرا روي زيبا ييها پرده ي سياه ميكشيم چرا روي در دلهامون يه قفل بزگ ميزنيم بالاش مينويسيم ورود ممنوع چرا ...
چقدر نصيحت بسه ... خودمون صد تا روش بليديم بيشتر از شمابلديم هركي ازكنارمون رد ميشه بهر نصيحت يا هم دردييه چيزي ميگه . ما تا كي بشنويم آيا واقعا گوششنوايي برامون مونده . هر چيزي زياديش ضرره ...
بيان اين دفعه رو به زندگي قشنگ نگاه كنيم بيان گريه ها رو فقط توي خلوت شبهامون بزاريم
گريه خوبه اگه درياش آبي باشه غصه خوبه اگه فرداش روشن باشه
نمي خوام شعار بدم يا روي زخماتون نمك بپاشم اما اگه اماممون، اقامون الان كناره من و تو بود الان غصه اي بود ؟ يا تو تاريكي شب گوشه تخت خوابي جووني پيدا مي شد گريه كنه ؟...
اگه اقا بود عشق فراموش نمي شد،و جاي عشق برامون غصه و گريه نمي كاشتند،
همه دردو غمها براي اينه كه ما عشقمون و روشنيه تنهاييمون و گمش كرديم و براي آروم كردن دل خودمنون ميگيم بد روزگاريه چي مي شد خودمون رو درست مي كرديم و با اين عيد كه داره مي ياد قلبم ون رو پاك مي كرديم «كثيفي ها را دور مي ریختم»

GORJI
09-06-2009, 10:05
برسد به دست حضرت عشق: گاهی چنان حضورت را در صدایم، در نگاهم و در قلبم ملموس می یابم که از هستی خویش به تردید می افتم. این منم که خورشید در من طلوع کرده؟ و بهشت بر من هبوط نموده؟ در طنین صدایم صوتی از اصوات دلنشین آن عالم عجیب، هوایی غریب دارد. در نگاهم رگه هایی از سبز ترین امید، همه چیز را سبز و جوان نشان میدهد، و در قلبم تمام تپشها ، ایستاده اند گوش به فرمان یک تپش عظیم، تپشی با نام یا مالک الرقاب...... اثری از من نیست، همه تویی، اگر آدمها دوستم میدارند و در حقّم لطف میکنند، اگر مشکلاتم، مشکلات سخت به هم گره خورده ام، با دستی نامرئی ، یکی پس از دیگری، به بلوغ گشایش می رسند، اگر در سخت ترین روز های بی کسی ، کمر امیدم نمی شکند، اگر با تمام ضعف ها و شکست ها و زخم ها می توانم روی پا بایستم و راه بروم و در این شب تاریک باز هم امیدوار به دنبال خورشید هزار بار هروله کنم هاجر وار ، تنها تویی حلّال مشکلات من، تنها تویی ستون استوار زیستن من، تنها تویی زمزم امید من، تنها تویی مالک رقاب قلب من. و در این دنیایی که سراسر آن لبریز از توست، لبریز از نام و یاد و مهربانی و شکوه حضور تو، گاهی جنونم به اوج می رسد، خود نمیدانم کی ام و چه می گویم و چه میکنم. نمی دانم گاهی در گوش دلم چه نجوا می کنی که چنین خراب و مست می شوم . گاهی آرزو میکنم وقتی چشم باز میکنم فقط منظومه های هاشمی چشمان تو را ببینم. دلم به همین خوش است که میان این همه نامه که به دستت می رسد، نامه مرا هم می خوانی. همین برای من انتهای خوشبختی و شادی است.....

GORJI
09-06-2009, 10:06
گل نرگس آبروی دو عالم
خیالت کی می رود ز خیالم
جمالت جلوه ی الله


بیا جانا طی کن این شب هجران
بیا مهدی با ترنم باران
سحاب رحمت الله


نگاهم کن من فدای نگاهت
صدایم کن من فدای صدایت
حلالم کن ای چکیده ی احمد
سلاله ی عصمت،تک سوار غریب


تو را جان قامت خم زهرا
تو را جان اشک چون یم مولا
مرانی از درت ما را


اباصالح ای امام غریبم
تمامی دردم،تو هستی طبیبم
تو را جان مادرت زهرا

GORJI
09-06-2009, 10:08
اي كه با دل آشنايي، گشته كارت دل ربايي

روز و شب در قلب مايي ، با صفا و مهلقايي

جان فداي روي ماهت ، اي كه با چشم سياهت

هر زمان با يك نگاهت ، هر دلي را مي ربايي

نقش هر دل با خيالت ، گشته تصوير جمالت

وصف روي بي مثالت ، كرده دلها را هوايي

در هوايت مرغ جانم ، مي برد تا بي نشانم

خود بيا اي مهربانم ، كن دلم را كيميايي

كيمياي يك نگاهت ، سوي عبد پٌر گناهت

ميكشد دل را به راهت ، چون شهيدان خدايي

هر شهيد كربلايي ، كشته ي دشت بلايي

با تو دارد آشنايي ، در رهت گشته فدايي

سر به زانويت گذارد ، در كنارت جان سپارد

خون پاكش شكوه دارد ، يبن الزهرا كي مياي

GORJI
10-06-2009, 07:59
آیا این سینه های سوخته که از میان جماعت مرداب زده به عشق تو و مهدی تو، علیه السلام، زنده اند در بی پناهی رها خواهی کرد؟
کاسه هایشان خالی است. دیگر اشک هم یاری نمی کند.
لهیب فروزان عطش در صحرای صبر می سوزاندشان.
اضطرابشان را بنگر در امواج بغضهای فرو خورده.
گویی اندوه تمام حنجره ها در آواز وداعشان نهفته است.
امروز امیر در میخانه تویی تو فریادرس این دل دیوانه تویی تو مرغ دل ما را که به کس رام نگیرد آرام تویی، دام تویی، دانه تویی تو ای مهربان پروردگار ما!

پیروزی را قرین او گردان و سوختگانش را پیروز گردان. فتحی که عالم را در برگیرد و سروش عشق، نوای فتح سر دهد.
دروازه ای از برکات به رویش بگشا که افق پیروزی و نصر در آن سلطنت باشد.
مهربان!
به وسیله او در هنگامه ای که فتنه ها دین را در جهان غریب می گردانند اسلام را ظاهر گردان و سنت پیامبر، صلی الله علیه وآله، را به دست او آشکار فرما...

GORJI
10-06-2009, 08:00
بنام تو اي شور هستي



دعـــــا کــــن بــدســــت آرد ايـــــن دل تــــــو را

دعــــا کــــن تــــــو مـــولا دعــــا کــــن مـــــــرا



نــديـدم رخــت را ولـــــي عــــادت مــــن شـــــده

نـــوا از تــــه دل که حاجــــت روا کــــن مـــــــرا



هميـــن حــاجتــم را روا کــــن که بينــــم تــــو را

ز يادم نرفتي نبر اين گدا را ز يادت صداکــن مــرا



همين بس که ايـــن چشم من پـر گنــاه و خطيسـت

ولــي نازنينــــا ز دوري و هجـرت جدا کـن مــــرا



به هنگام شـــادي تو ايـي به ذهنم به دردم همـــي

غمم دوري تو نشاطـــم وصــالت سوا کـــن مـــرا



نـــدارم بــه دل جـــز تـــو يــاري بهــارم تويــــي

گـــل نـرگــس و مـــــاه زينـــب فدا کــــن مــــــرا



غلامـــي به کويـــت شــــرف باشـــد و زندگـــــي

به راهــت نشـــانـــي ده و تــو هدا کــــن مــــــرا

GORJI
10-06-2009, 08:08
یا بقّیةالله !
خسته ایم و افسرده ،
نالانیم و پژمرده ،
گریه امانمان را بریده است .
غم دوری ، دیوانه مان كرده است .
اما نمی دانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است كه می گوییم :
كجاست آن كه از غم هجران تو ناشكیبایی كند .
تا من نیز در بی قراری ، یاریش دهم
كجاست آن چشم گریانی كه از دوری تو اشك بریزد ؟
تا من او را در گریه یاری دهم
مولای من ! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند .
و می دانیم پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم ، نزد توست .
و ای كاش نسیمی از كوی تو ،
بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند .
و ای كاش پیكی ، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد
تا نور دیدگانمان گردد .

GORJI
10-06-2009, 08:10
ای كاش پیش از مردن ، یك بار ترا به یك نگاه ببینیم .
درازی دوران غیبت ، فروغ از چشمانمان برده است
كی می شود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد ؟
شكست و سرافكندگی ، خوار و بی مقدارمان كرده است .
كی می شود ترا ببینیم كه پرچم پیروزی را برافراشته ای ؟
و ببینیم طعم تلخ شكست و سرافكندگی را به دشمن چشانده ای .
كی می شود كه ببینیم یاغیان و منكران حق را نابود كرده ای ؟
و ببینیم پشت سركشان را شكسته ای .
كی می شود كه ببینیم ریشه ستمگران را بركنده ای ؟
و اگر آن روز فرا رسد ...
و ما شاهد آن باشیم ،
شكرگزار و سپاسگو نجوا می كنیم :
الحمدلله رب العالمین .

GORJI
10-06-2009, 08:11
یا صاحب الزمان !
به یقین ، تو از یوسف مهربانتری .
تو از یوسف بخشنده تری .
به فریادمان برس ، درمانده ایم .
ای یوسف گم گشته ! و ای گم گشته ی یعقوب !
یعقوب وار ، چه شبها و روزها كه در فراق تو آرام و قرار نداریم .
در دوران پر درد هجران ، اشك می ریزیم و می گوییم :
تا به كی حیران و سرگردان تو باشیم .
تا به كی رخ نادیده ترا وصف كنیم .
با چه زبانی و چه بیانی از اوصاف تو بگوییم و چگونه با تو نجوا كنیم .
سخت است بر ما ، كه از دوری تو ، روز و شب اشك بریزیم .
سخت است بر ما ، كه مردم نادان تر واگذارند .
سخت است بر ما ، كه دوستان ، یاد ترا كوچك شمارند .

GORJI
10-06-2009, 08:13
آقا سلام گرچه بلند است جایتان
می خواهم از زمین بنویسم برایتان
یک نامه حاوی همه حرفهای راست
یک نامه از کسی که کمی عاشق شماست
یک نامه از بلندی انسان که پست شد
یک نامه از کسی که دچار شکست شد
این نامه مدح نیست فقط شرح ماتم است
یک ذره از هزار نوشتم اگر کم است
بعد از شما غبار به آیینه ها نشست
شیطان دوباره آمد و جای خدا نشست
پرپر شدند در دل طوفانی از بدی
گلهای رو سپید همیشه محمدی
آمد به شهر فاجعه، اسلام راحتی
انسان منهدم شده، قرآن زینتی
بیمارهای عشق خدا« بهتر»ی شدند
جلباب هایمان کم کم روسری شدند
خورشید مرد و شام تباهی دراز شد
بر روی دشمنان در این قلعه باز شد
در کسوت قدیمی آزادی زنان
دنیای ما اگرچه گرفتار آمدست
اما هنوز تشنه نام محمد است
در انتهای نامه خیسم سلام بر
نام بزرگوار و نجیب پیامبر

LIDA
10-06-2009, 08:52
آرزو دارم بيايي

آرزو دارم بيايي مژده ي سبز بهارم

اي تمام آرزويم اي همه دار و ندارم

آرزو دارم بيايي در دل تاريك غم ها

اي جمالت روشناي خلوت شب هاي تارم

بي تو اي آرام جانم، پرپرِ دست خزانم

بي تو كو درمان دردم ، بي تو كو صبر و قرارم

مانده ام در حسرت و غم ز انتظار دير پايت

آرزو دارم بيايي تا سرآيد انتظارم

LIDA
10-06-2009, 08:53
بجز تو جهان را در جهان‌دار کیست
نماینده حی دادار کیست

***
زمین و زمان را نگه دار کیست
نگهبان این وضع و آثار کیست

***
تو هستی موثر تو بخشی اثر
سلام علی قائم المنتظر

***
چه کار آید از سازمان ملل
مخل را چه کاریست غیر از خلل

***
جهان نوین را موسس تویی
به اصلاح عالم مهندس تویی

LIDA
10-06-2009, 08:55
جمالت جلوه الله

بیا جانا طی کن این شب هجران بیا مهدی با ترنم باران

صفای رحمت الله

نگاهم کن من فدای نگاهت صدایم کن من فدای صدایت

حلالم کن ای چکیده رحمت سلاله عصمت تک سوار غریب

آخرین باغبون علی جای یاس و می دونه

سر می ذاره رو خاک بقیع خسته از این زمونه

غریب و تنها ترینم به انتظارت می شینم

شاید رخ ماه تو رو یه روز تو دنیا ببینم

LIDA
10-06-2009, 08:57
نور حضور



يارب که کارها همه گردد به کام ما

نور حضور خويش فروزد امام ما

ما باده محبت او نوش کرده ايم

«اي بي خبر زلذت شرب مدام ما»

هرگز نميرد آنکه از اين باده زنده شد

«ثبت است بر جريده عالم دوام ما»

اي باد اگر بکوي امام زمان رسي

«زنهار عرضه دار به پيشش پيام ما»

گو همتي بدار که مخمور فرقتيم

شايد برآيد از مي وصل تو کام ما

از اشک در ره تو فشانديم دانه ها

«باشد که مرغ وصل بيفتد به دام ما»

فيضت بصبح و شام زجان مي کند سلام

پيکي کجاست تا برساند سلام ما

GORJI
11-06-2009, 15:51
الله

می نویسم با دلی منتظر تا شاید

نظر لطفی از سوی تو به ما رسد

می نویسم با دلی لرزان تا شاید

کمی ارام شود.

می نویسم از تو که نا نوشتنی هستی

و نا گفتنی.

فقط برای رضای خود می نویسم:

الهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد.


او که جمعه مي آيد



براي آمدنت دير مي شود، برگرد

زمان ز پرسه زدن سير مي شود، برگرد

در انتظار تو با کوله باري از وحشت

زمين دوباره زمين گير مي شود، برگرد

براي روشني چشم آسمان، خورشيد

ميان چشم تو تکثير مي شود، برگرد

هميشه جاي تو در لحظه هايمان خاليست

غروب جمعه که دلگير مي شود، برگرد

و جمعه اي که بيايي، تمام عرش خدا

به سمت خاک سرازير مي شود، برگرد


جــمعــــه ای دیــگر شــد و مــا مـانده ایم...


--------------------------------------------------------------------------------

جــمعــــه ای دیــگر شــد و مــا مـانده ایم
از قـــــطار عــــاشـقـــــان جــــا مـانده ایم

کـــــی میـــــایــــی؟ در کـــدام آدینـــه ای؟
بــــهــــــر امـــــداد دل غــــــم دیــــــده ای

مــــــا همـــــــــه چشــــم انتظـــار و بیقرار
جــــمعــــه هـــا را مــی شمــاریم ای نگار

تــــا تــو آیــــی و جهــــان روشــــن کنــی
خــار و خــارستـــان همـه گلشـــن کنــی

یـــک سبـــد اخـــــلاص نــــاب و بــی ریا
مـــی کنــم تـــقـدیـــمـــت آن دم سـاقیا


بنام تو اي قرار هستي


مولاي مهربانم !
چه بگويم ؟!
بگذار نگويم ؛
بگذار اين درد در سينه بماند‘
خسته ام از گفتن ها ؛ از فرياد كردن ها
اينبار ؛ در اين غروب دلتنگ آدينه
بگذار سكوتم با تو سخن بگويد
بگذار اشگهايم شعر دلتنگي بسرايد


مولاي من ! بگذار اين باربجاي من؛
غروب آدينه با تو سخن بگويد ؛


آقاي من !



دستهاي مهربانت را كه از نوازش لبريز است

و نگاه



روشنت را كه آئينه صداقت است


دوست مي دارم


بگو چشمهاي ما كجا مهرباني نگاه تو را مي


نوشد




و دلهاي ما كي با ظهور تو آرام مي


گيرد


اي سبز تر از بهار ! كي از باغ


خزان زده قلبم عبور مي كني


تا بهاري شود تك تك گلبرگهاي وجودم ؟!!

GORJI
11-06-2009, 15:53
مولاي من !
اين منم ؛ غروب غمگين آدينه
بازهم من آمدم و تونيامدي؛
چه سخت است حضور بي تو !
اين شرم مرا مي كشد كه باز بايد بي تو به چشم منتظرانت بنشيم
وبازهم شاهد قطره اشكهاي نااميدانه آنان باشم
اين درد مرا مي كشد كه آمدنم غم غربتي تلخ و كشنده را
به جان محبانت مي نشاند
مولاي من !
مي شود آيا كه اين آخرين آدينه حضور بي تو ام باشد ؟!
مي شود آيا كه آدينه ديگر مرا از اين شرم برهاني ؟!
مي شود آيا بيائي و با آمدنت مرا شادمانه به چشمان مشتاق
محبانت بنشاني ؟!
مولاي من سخت دل تنگم ؛
چون دل عاشقانت دل خونم
چون بي قراران كويت بي قرارم
خسته ام از اين حضور تكراري غم افزا
مي شود آيا بيائي و غروب تيره دلم را به خورشيد حضورت روشن كني؟!

LIDA
12-06-2009, 09:00
ای رخـــت را جملــه گلها مشتـری
ای تــــو مــــــاه آسمـــــان دلبـــری

ای شـــب تـــار مـــرا صبــح نجــات
کـــن نظـــر بر این شبــم با اختری

یک نگـــاه تــو هه ما را بس است
با نگاهــت جملــه غمهـا می بری

ای مــی و پیمــانه و میخـــــانه ام
گشته ام مسـت رخت با ساغری

هــر چـه خـواهـی بـا دل ما ناز کن
می خـرم نــازت در ایـن سـوداگری

نقطـه ثقـل جهـان بــر خـال توست
کرده خــــالـت در دلــــم غـــارتــگری

یوســف زهـــرا و بــــه از یوسفـــی
ای که از نســل عــلـــی و حیــدری

گشته نـــورت منشـق از نــور علی
بحر عصمــت را تــو آخـــر گــوهـــری

حســـن خلـق احمـدی داری تو هم
چونکــه از نســل همـــان پیغمبـــری

بــــر گــــدائــی درت عشـــــاق تــــو
مـــی نهنـــد بر آستــــان تـــو سـری

از پــــی عطـــر گـــل نرگــــس همـــه
مــــی رویـــم از هـــر دری بر هر دری

کـــاش ایـن جمعــه بیایــی و جهـــان
گـــردد از یــمنــــت جــهـــان دیگــــری

قــدرتــت را بــر جـــهـــان امــلاء کنــی
خـــود کنــی ارض و سمـــاء را رهبـری

ایــن "صفا" هـــم خاک پای راه توست
لطــــف تــــو داده به او انشـــاء گـــری

LIDA
12-06-2009, 09:03
رسـالـه‏ای كـه نـوشتـم بــه اشـك نــاز فـروشم
نه شد كـه بـر تو فـرستـم نه شد كه باز بپوشم
گـنـاه و درد بـه یـك سـو غـم فـراق بـه یـك سـو
تمام عـمر دوبــاره گـــران نـشستـه بــه دوشـم
گــلایـه هسـت و لـیـكـن نـمـانـده حـال گــلایـه
تو در سئوال بكوش و مبین چنین‏ كـه ‏خموشم
ز پـای گـر چه بیفتم، وصـــال تـو نـدهـد دسـت
ولی چـه چـاره كــه بـایـد تمـام عـمـر بكـوشـم
اگـر چه بی كـس و كـارم، اگـر چـه هیچ ندارم
بـه عـالـمی سـر مـویی ز زلـف تـو نـفــروشـم
قسم به دیده جوشان قسم به خانه بدوشان
كـه تـا نـیـامـدنت جـز بـه خُـمّ اشـك نـجـوشم
بـه حـال بی كـسی من، كسی نكــرد عـنایت
ثـمــــر نــداد فـغـانـــــم، اثـر نـكــرد خـروشـم
دل گــرفـتـه عـلاجـی، بــه غـیــر گــریـه نـدارد
مـن آن عـلاج بـه دستـم من آن پـیـالـه بدوشم
چـگـونـه هـست میـسّر كـه رانی از در لـطـفت
مرا كه قید تـو بر گردن است و حلقه به گوشم

LIDA
12-06-2009, 09:04
به شام فراقت، زوصلت سرودم

نبودي بر من، كنار تو بودم

تو غايب زعاشق، كجايي كه باشد

گواه حضورت، تمام وجودم

بدون حضورت، نمازي نخواندم

فضا شد معطر، زعطر سجودم

دلي را نديدم، زعشقت نلرزد

چو از تو نوشتم، چو از تو سرودم

هميشه همه جا، همه روز و شبها

به بامت پريدم، به كويت غنودم

نبودي ببيني؟ كه پر بودم از تو

به گاه پريدن، به اوج صعودم

همه كهكشانها، به زير پرم بود

چوبال دلم را به عشقت گشودم

تو احساس نابي، به شعر تر من

تو جاري عشقي، به تار و به پودم

به آهنگ چنگ دلم مي‌نوازي،

سرود غمت را به آواي رودم

تو آن بي‌مثالي كه مثلت نباشد

تو آن بي‌بديلي، ترا آزمودم

تو درياي آبي منم قطره، هرگز

كه بي تو ندارد بقايي، وجودم

نمانده قرارم، زهرم فراقت

به تحرير چشمم، به آهنگ عودم

GORJI
12-06-2009, 10:12
يا مهدي (عج) مددي

رساله‏اي كه نوشتم ز اشك ناز فروشم
نه شد كه بر تو فرستم نه شد كه باز بپوشم
گناه و درد به يك سو غم فراق به يك سو
تمام عمر دو بار گران نشسته به دوشم
گلايه هست و ليكن نمانده حال گلايه
تو درسئوال بكوش و مبين چنين‏كه‏خموشم
ز پاي گرچه بيفتم وصال تو ندهد دست
ولي چه چاره كه بايد تمام عمر بكوشم
اگر چه بي كس و كارم اگر چه هيچ ندارم
به عالمي سر مويي ز زلف تو نفروشم
قسم به ديده جوشان قسم به خانه بدوشان
كه تا نيامدنت جز به خُمّ اشك نجوشم
به حال بي كسي من كسي نكرد عنايت
ثمر نداد فغانم، اثر نكرد خروشم
دل گرفته علاجي بغير گريه ندارد
من آن علاج به دستم من آن پياله به دوشم
چگونه هست ميسّر كه راني از در لطفت
مرا كه قيد تو بر گردن است و حلقه به گوشم

GORJI
12-06-2009, 10:13
تو که نیستی غم غربت با منه
همیشه یه دنیا حسرت با منه
تو که نیستی روزا با شب یکی ان
هردوشون تاریکن و تاریکی ان
با تو ماهو همه جا میبینم
حتی خورشیدو شبا میبینم
بی تو این دنیا که تو چنگ منه
دیگه چنگی به دلم نمیزنه
میدونستی پیش تو گیره دلم
میدونستی بری میمیره دلم
ای دل صاب مرده بازتورو خواب برده
پاشواز خوابو ببین دنیاتو اب برده
دارم از این همه گریه اب میشم
رو سر دنیا دارم خراب میشم
خیلی مایوسه دلم یه کاری کن
داره میپوسه دلم یه کاری کن
غم و غصه شده حق دل من
به همینا مستحقه دل من
دلی که بی تو بتونه دل باشه
به خدا بهتره زیر گل باشه
دارم از درد غریبی اب میشم
رو سر خودم دارم خراب میشم

ARMAN
13-06-2009, 01:32
ای مهدی!
ما همه جوره منتظر ظهور هستیم!
پس بیا و این دنیا را دگرگون کن!
مشکلات همه ی انسانها را بر طرف کن!
و دنیایی بر اساس عدالت بر پا کن!
ما منتظریم...
ما منتظریم....

مردم با چشم های گریان منتظر یک نفرند....
منتظر ظهور یک نفرند...
ای مهدی ... منتظریم...

LIDA
13-06-2009, 11:46
مولاي من! بايد به ارتفاع دل شما اقتدا کنم
تا اضطراب بي کسي‌ام را دوا کنم

من وسعتي شبيه كويري شكستــه‌ام
بايد براي بارش اين شب ابري دعا کنم

امن يجيب يک دل خسته به سوي شماست
بايد دوباره نام شما را صدا کنم

***

این دل اگر کم است بگو سر بیاورم
یا امر کن که یک دل دیگر بیاورم
مولا خلاصه عرض کنم دوست دارمت
دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم

***

گفتم شبی به مهدی کزتو نگاه خواهم
گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم(فیض کاشانی)

LIDA
13-06-2009, 11:50
رفیق ِ حادثه‌هایی به رنگ ِ تقدیـــــــــری

اسیر ِ ثانیه‌هایی شبیه ِ زنجیـــــــــــــری


در این رسانه‌ی دنیـــــــــا میان ِ برفک‌ها

نه مانده از تو صدایی،نه مانده تصویــری


رسیده سنّ ِ حضـــــورت به سنّ نوح امّا

شمار ِ مــــــــردم ِ کشتی نکرده تغییری


هزار جمعه‌ی بی‌تو گذشته از عمــــــرم

هــــــــــــــزار سال ِ پیاپی دچار ِ تأخیری


شبیه ِ کودک ِ زاری شدم که در بــازار...

،تو دست ِ گمشده‌ها را مگر نمی‌گیری؟

GORJI
13-06-2009, 12:49
بیاموزم ز نرگس بی قراری //

غروب جمعه ها چشم انتظاری//

نویسم شرح هجر و بی قراری//

غم نرگس غم چشم انتظاری//

يا اباصالح المهدي(عجل الله) ادرکني


چهره گل باغ و صحرا را گلستان می کند


دیدن مهدی هزاران درد درمان می کند


مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار


من گلی دارم که عالم را گلستان می کند


http://i33.tinypic.com/2qsx745.gif


مهدی جان حیدر

شبی دیگر

بگذشت ندیدم من رویت

جانم چون کبوتر

بزند پر

که مگر برسد تا برکویت

ناظر حالم باش

قمر شب تارم باش

تو شه شهان عالم باش

EHSAN
14-06-2009, 06:59
تاپیک بررسی وپست های اضافی پاک شدند

GORJI
14-06-2009, 11:59
عشق تو ورد زبونم.. همیشه ازتو می خونم
تو شبای بی ستاره.. توی ماه آسمونم
همیشه در انتظارم.. جمعه ها رومی شمارم
به جز دیدن رخ تو.. دیگه حاجتی ندارم
بیا.. بیا.. ای دلبر دلها،مونده ام من تک و تنها
تو این شب سیاهی.. مونده ام اسیر غم ها
وای از این غمزمونه.. زندگی بی تو خزونه
همیشه این دل غمگین.. تو رو می گیره بهونه
مولا... گل پاک نازنینم، بخدا که دل غمینم
تو بیا ای گل نرگس.. ای امام آخرینم، ای امامآخرینم...

ARA1111
14-06-2009, 22:18
چه روز ها كه يك به يك غروب شد نيامدي
چه روضه ها كه خوانده شد به عشق تو نيامدي
چه اشك ها به سينه ها رسوب شد نيامدي
چه دست ها و سينه ها كبود شد نيامدي
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح، ظهر، عصر، غروب شد نيامدي

بي ارزشم و جز تو خريدار ندارم
گيرم بخرندم، به كسي كار ندارم
گر هر دو جهانم نپسندند و پسندي
من در دو جهان غير تو يار ندارم

به دلم برات شده آقام مياد، آقام مياد، آقام مياد امشب....

اباصالح التماس دعا هركجا رفتي ياد ما هم باش
نجف رفتي، كربلا رفتي، سامرا رفتي، ياد ما هم باش....
(يا اباصالح التماس دعا)

GORJI
16-06-2009, 08:44
زمان زمان عجیبی است یار ما به کجاست
دهد گواه دل من امام ما تنهاست
زمان زمان نفاق و خیانت و پستی است
اگر چه عصر ظهور محبت مولاست
زهر زمان که گذشته وظیفه مشکلتر
ولایت است غریب و غریبی اش پیداست
هر آنچه می گذرد حفظ دین به خون دل است
شهادت است که راه نجات از این غوغاست
دعا کنید بیاید امام و صاحب ما
هر آنکه گشت غلامش همیشه پا بر جاست
بیا و باز کن این در که سخت محتاجیم
ببین هنوز دل ما شکسته زهراست
در امتحان ولایت مرا قبول نما
شفاعت تو ز شیعه در این زمان زیباست


جمعه يعني يک بغل دلواپسي
جمعه يعني لحظه هاي بي کسي
جمعه يعني روح سبز انتظار
جمعه يعني لحظه هاي بيقرار



بنام تو اي آرام جان

اي در طلبت مساعــي ام ، ادركنــي
ادراك ترين تداعي ام ! ادركنـــي
زخمي است دلم ،نگاه كن مي بيني ؟
خون ميچكد از رباعي ام ! ادركني

GORJI
16-06-2009, 08:46
http://shiaupload.ir/images/vwl01nla3jrksmlgjuf7.gif


بنام تو اي آرام جان


اي وجودت آسمان را آبرو
اي سوار سبز پوش آرزو
اي اميد شاپرکهاي غريب
اي دليل آيه امن يجيبب
اي کليد قلبها در دست تو
کوچه هاي شهر دل، بن بست تو
اي صداي بلبلان عشقباز
آرزوي چشمهاي نيمه باز
پرچم سبزت دليل آفتاب
در دل شبهاي مشتاقان بتاب
اي فداي اشکهايت، ابرها
رنگ و بوي روشن گلبرگها
وارث عدل و صداي چاه ها
در خط صبرت عدالت خواه ها
کشت ما را انتظارت، دلبرا
از پس اين ابر بي باران درآ
غرق شد دنياي ما در سرب ها
در صداي تير و خشم بمب ها
کاش چشم جغدها بيدار بود
صبح فردا وعده ديدار بود

GORJI
16-06-2009, 08:50
http://i2.tinypic.com/2814x2g.gif



بنام تو اي آرام جان


آه مي كشم تو را با تمام انتظار

پرشكوفه كن مرا ، اي كرامت بهار

در رهت به انتظار،صف به صف نشسته اند

كارواني از شهيد ، كارواني از بهار

اي بهار مهربان ، در مسير كاروان

گل بپاش و گل بپاش ، گل بكار و گل بكار

بر سرم نمي كشي دست مهر اگر ، مَكِش

تشنه محبتند لاله هاي داغدار

دسته دسته گم شدند مهره هاي بي نشان

تشنه تشنه سوختند ، نخلهاي روزه دار

مي رسد بهار و من بي شكوفه ام هنوز

آفتاب من بتاب ، مهربان من ببار !

LIDA
16-06-2009, 19:24
گر چه پیمان را شکستم بر سر پیمانه ام

با همه بد عهدی ام آن عاشق دیوا نه ام

گر به ظاهر دورم از در گاه تو ای نازنین

باز هم مشتاق روی دلکش جانا نه ام

از در میخانه ات ای شاهد خوبان مران

با همه عصیان همان دردی کش میخانه ام

پرده بردار از رخ زیبا که مشتاق تو ام

آن رخ زیبا ندیده ،واله ودیوانه ام

پادشاه جودی و ما بنده در گاه تو

منتظر بر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام

در میان بحر هجران غوطه ور گشتم ولی

باز هم در جستجوی گوهر دردانه ام


همچون من هرگز نباشد بر درت پیمان شکن

لیک با الطاف غیر از تو، شها! بیگانه ام

چون که لطف توست تنها ضامن رسوایی ام

ور نه آن گردم که افشان در دل ویرانه ام

انتظارت بیش از حد شد ،تحمل تا به کی؟

آفتا با! بهر دیدار رخت پروانه ام

واله و«شیدا » ومستم لیک ،محتاج توام

یک نظر بر من نما، ای عارف فرزانه ام!

LIDA
16-06-2009, 19:25
دل باخته

دل که آشفته روي تو نباشد دل نيست
آنکه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست

مستي عاشق دل باخته از باده توست
بجز اين مستقيم از عمر و مگر حاصل نبست

عشق روي تو در اين باديه افکند مرا
چه توان کرد که اين باديه را ساحل نيست

بگذر از خويش اگر عاشق دلباخته ايي
که ميان تو و او جز تو کسي حائل نيست

***


طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني
زسمت مشرق جغرافياي عرفاني
دوباره پلك دلم مي پرد نشانه چيست
شنيده ام كه مي آيد كسي به مهماني
كسي كه سبزتر از هزار بار بهار
كسي شگفت كسي آن چنان كه مي داني

LIDA
16-06-2009, 19:26
آتش عشق تو تا شعله زد اندر دل ما
داد بر باد فنا يكسره آب و گل ما
تا كه از ما بنهفتى رخ خود را شاها
چون شب هجر شده تار و سيه محفل ما
مشكلى نيست محبان تو را جز غم هجر
عمر بگذشت و نشد حل بجهان مشكل ما
تا كه شد كشتى ما غرقه درياى فراق
بر سر كوى وصال تو بود ساحل ما
باميدى كه ببينيم رخ دوست دمى
ساربان تند مران بهر خدا محمل ما
گر بما گوشه چشمى فكند از ره لطف
بشود خيل سلاطين جهان سائل ما
حجة ابن الحسن اى خسرو خوبان جهان
دارم اميد شود لطف خدا شامل ما
چهره بگشائى و آئى ز پس پرده برون
نور گيرد ز طفيل رخ تو منزل ما
روز پاداش كه پرسند ز اعمال عباد نيست
جز مهر رخت چيز دگر حاصل ما
هديه ماست‏حكيمى دو سه شعرى
كه مگر بپذيرد كرم هديه ناقابل ما

LIDA
16-06-2009, 19:27
گلزار زندگى

دل را زبيخودى سر از خود رميدن است
جان را هواى از قفس تن پريدن است
از بيم مرگ نيست كه سر داده‏ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسيدن است
دستم نمى‏رسد كه دل از سينه بركنم
بارى علاج شوق، گريبان دريدن است
شامم سيه‏تر است زگيسوى سركشت
خورشيد من برآى كه وقت دميدن است
سوى تو اى خلاصه گلزار زندگى
مرغ نگه در آرزوى پر كشيدن است
بگرفته آب و رنگ زفيض حضور تو
هرگل در اين چمن كه سزاوار ديدن است
با اهل درد شرح غم خود نمى‏كنم
تقدير قصه دل من ناشنيدن است
آن را كه لب به جام هوس گشت آشنا
روزى «امين» سزا لب حسرت گزيدن است‏



.... معظم انقلاب سيد على خامنه‏اى.

LIDA
16-06-2009, 19:28
كوكب هدايت

وقتى به‏سان خورشيد از گوشه‏اى برآيى
روشن شود جهانى وقتى كه تو بيايى
ماندم در انتظارت اى كوكب هدايت
بنما جمال خود را اى آيت خدايى
اى آفتاب هستى! اى شور عشق و مستى!
بازآ بخوان كلامى زآن معجز الهى
اى ديده‏ها به راهت! اى قائم هدايت!
تا كى كنم حكايت شرح غم جدايى
گر من تو را نبينم روييدنم نباشد
بنما جمال خود را اى مظهر رهايى!
پيش رخ چو ماهت خورشيد سجده آرد
اى آيت الهى! اى پرتو خدايى!
لب تشنگان نوريم هر لحظه ما، نگارا
برهان زما عطش را اى قائم رهايى

جکسون
16-06-2009, 19:59
یوسف از جرم زلیخا گر به زندان می رود

یوسف زهرا ببین از جرم ما حبس ابد گردیده است

جکسون
16-06-2009, 20:00
از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم
تا ساحل چشمان توتکثیر شدیم

گفتند غروب جمعه خواهى آمد
آنقدر نیامدى که ما پیر شدی
اللهم عجل لولیک الفرج

جکسون
16-06-2009, 20:03
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی…………چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن…………..خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی


برای ما که خسته ایم نه ؛ ولی…………………………..برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام…………………..دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی

جکسون
16-06-2009, 20:05
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد

بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آیه نور

سوگند به زخم های سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر می گردد

مهدی به میان شیعه برمی گردد

جکسون
16-06-2009, 20:06
در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند
ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار

جکسون
16-06-2009, 20:08
دل پریشونم پریشونم که اربابم نیومد بعد عمری عاشقی حتی یه شب خوابم نیومد

آسمون عصرای جمعه مثل من بهونه گیره بارون گریه باهام حرف میزنه که خیلی دیره

جکسون
16-06-2009, 20:09
هنوزم انتظارو انتظار است هنوزم دل به “ســیــنـــه” بی قرار است

هنوزم خواب میبینم به شبها همان مردی که بر اسبی سوار است

همان مردی که جمعه آید روزی … و این پایان خوب انتظار است

جکسون
16-06-2009, 20:10
این جمعه هم گذشت…
یک روز جمعه
کسی آرام می آید
نگاهش خیس عرفان است
قدمهایش پر از معنا
دلش از جنس باران است
کسی فانوس بر دستش
مثال نور می آید
امید قلب ما روزی مثال نور می آید
اللهم عجل لولیک الفرج