توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تاپيك جامع پرسش و پاسخهاي مذهبي
صفحه ها :
1
2
[
3]
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
moeinm37
08-01-2008, 12:51
سورههای بدون نقطه قرآن را نام ببرید؟
سورهای که آیاتش بدون نقطه باشد نداریم; اما سورههایی که نامشان بدون نقطه است عبارتند از:
هود، رعد، اسرأ، طه، روم، ص، محمد، طور، ملک، اعلی، عصر و مسد
moeinm37
08-01-2008, 12:51
ملاک مکی و مدنی بودن سوره های قرآنی چیست و چگونه می توان سُور مکی را از مدنی شناخت ؟
تشخیص ترتیب نزول سُوَر و آیات قرآنی و ادراک مکّی و مدنی آن علاوه بر بهره های علمی و فقهی در شناخت ناسخ از منسوخ , عام و خاص , مقید و مطلق و نظایر آن , می تواند الگوی مناسبی برای شناخت شیوهء تبلیغ مبانی دینی و برنامه ریزی برای تنظیم اولویت ها از جهت موضوع و محتوا باشد, به خصوص اگر این امر با توجه وملاحظهء جامعه شناختیِ فرهنگی و اخلاقی و بررسی و شناخت شأن نزول و اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی وفرهنگی باشد.
شاید به لحاظ همین اهمیت فایدهء فراوان آن بود که دانشمندان اسلامی بحث های گسترده و عمیقی دربارهء آیات و سُوَر مکی و مدنی و راه شناخت آن ها نموده اند, و ملاک های متفاوتی ارائه داده اند, اگر چه برخی از آن ها کلیّت ندارد, لکن در سیر مجموعی تحقیق , مفید و ره گشا می باشد.
راه های شناخت آیات و سور مکی و مدنی
قبل از تبیین ملاک ها, ذکر این نکته را مفید می دانیم که بیست سورهء قرآن به اتفاق دانشمندان علوم قرآنی , مدنی است . و هشتاد و دو سوره مکی است و اختلاف نظر فقط در دوازده سورهء قرآنی است .(1)
مجموعهء قرآن را می توان به چند بخش تقسیم نمود: مدنی ; مکی ; مدنی و مکی ; نه مکی و نه مدنی .
ابن العربی در کتاب می نویسد: آن چه که ما اجمالاً از قرآن می دانیم , این است که قرآن متشکل از آیات مکی و مدنی , سَفَری و حَضَری , لیلی و نهاری , ارضی و سماوی و آیاتی است که میان آسمان و زمین یا زیر زمین یعنی در دل نماز نازل گردید.(2) برخی چهار راه برای تشخیص سور مکی از مدنی ارائه داده اند:
1 هجرت پیامبر6یا زمان .
2 مکان .
3 اشخاص یا مخاطبان .
4 ویژگی ها و صفات لفظی و معنوی .
مشهورترین ملاک ـ که عام ترین و بهترین آن نیز می باشد ـ هجرت نبیّ مکرّم 6است . بر پایهء این ملاک هرآیه ای که قبل از هجرت پیامبر6از مکه به مدینه , نازل شده , مکی است , اعم از این که در خود مکه یا اطراف آن ویا هنگام هجرت و قبل از رسیدن به مدینه نازل شده باشد. هر آیه ای که بعد از هجرت نازل شده , مدنی است , اعم ازاین که در خود مدینه نازل شده باشد یا در خارج از آن , مثل آیاتی که در صلح حدیبیه و سال فتح مکه یا در جنگ هاو برخی سفرها مثل حجة الوداع نازل شده است .
ب ) آیات و سُوَری که در مکه یا حوالی آن نازل شده , حتی اگر بعد از هجرت باشد, مکی است و آیات و سوری که در مدینه یا حوالی آن نازل شده , مدنی است . بنابراین آیات و سوری که در سفر نازل شده , نه مکی است و نه مدنی .
ج ) آیات سوری که مخاطب آن اهل مکه باشند, مکی است و اگر طرف خطاب , مردم مدینه باشند, مدنی محسوب می شوند.
اشکال مهم این طرح آن است که از کجا بفهمیم مخاطب اهل مکه هستند یا اهل مدینه ; به علاوه این روش ما را به هدف اصلی از شناختن آیات و سور مکی ومدنی و ترتیب نزول یا تقدم و تأخر آن نایل نمی گرداند, مثلاً ده آیهء اول سوره برائت مخاطبش مشرکان مکه هستند, اما .(3) یا سورهء ممتحنه از نظر زمان بعد از هجرت نازل شد و از نظر مکان در مدینه نازل گشت و محتوای آن تقویت قلوب مؤمنان و آماده سازی آنان در برخوردهای اجتماعی است . بنابراین باید آن را از سورمدنی نامید, ولی مخاطب آن اهل مکه می باشند.
بنابراین راه سوم نمی تاند ملاک و معیار خوبی برای تشخیص مکی و مدنی باشد. به همین جهت بهترین راه شناخت سور مکی و مدنی , ملاحظهء هجرت است .
به علاوه آن چه بعد از هجرت در خارج از مدینه نازل شد, با توجه به موقعیت برتر مسلمانان بوده است . به بیان دیگر: کلیهء آیات نازل شده بعد از هجرت ـ به خصوص آیاتی که در سال های پایانی عمر شریف پیامبر6نازل شده ـ باید از منظر حکومتی مورد بررسی قرار داد. در این صورت راه دوم نیز رهگشا و مفید نیست .
د) ویژگی ها و صفات لفظی و معنوی : در صورت شک و تردید در مکی و مدنی بودن برخی سور و آیات ونداشتن دلیل قابل اعتماد می توان از برخی شواهد و قراین لفظی یا معنوی شک و تردید را برطرف نمود.(4)
در ذیل به برخی از آن اشاره می کنیم :
ویژگی های سوره های مکی :
هر سوره ای که در آن , سجده وجود دارد, مکّی است .
2 هر سوره ای که در آن لفظ, به کار رفته , مکی است .
3 هر سوره ای که با حروف مقطعه از قبیل الم , و الر, آغاز شده ـ جز سورهء بقره و آل عمران ـ مکی است و سوره ءرعد اختلافی است .
4 هر سوره ای که در آن آمده , به شرط این که در آن نباشد, مکی است .
5 هر سوره ای که در آن قصص انبیا و ملل گذشته باشد, جز سورهء بقره , مکی است .
6 هر سوره ای که در آن داستان حضرت آدم و ابلیس آمده باشد, جز سورهء بقره , مکی است .
7 سور مکی دارای سوگند زیاد است .
8 آیات و سور مکی کوتاه و بین آیات آن متجانس صوتی وجود دارد.
ویژگی های سور مدنی
1 سوره هایی که در آن ها فرمان جنگ و جهاد و احکام آن آمده باشد, مدنی است .
2 سوره هایی که در آن ها از احکام , حدود, حقوق و قوانین مدنی , اجتماعی و سیاسی بحث شده باشد, مدنی است .
3 سوره هایی که از منافقان یاد شده , غیر از سورهء عنکبوت که یازده آیهء اول آن مدنی است , بقیه مکی است .
4 سوره هایی که با اهل کتاب (یهودی ها و مسیحی ها) مجادله نموده باشد.
5 آیات و سوره های مدنی اکثراً طولانی و همراه با سبک آرام قانون گذاری است .
6 سوره های مدنی با تفصیل و برهان و ادله اصول عقاید را مطرح می کند.(5)
(پـاورقی 1.سید محمد باقر حجتی , تاریخ قرآن کریم , ص 81
(پـاورقی 2.همان , ص 74
(پـاورقی 3.ناصر مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان , تفسیر نمونه , ج 7 ص 271
(پـاورقی 4.همان گونه که تمرین و ممارست مستمر با آیات و احکام و روایات و احادیث فقهی , نوعی ذوق و شمّ فقهی برای فقیه جامع الشرایط در احکام ایجاد می کند و در صورت نداشتن دلیل لفظی بر اساس آن حکم صادر می کنند, مجتهدان و فقها در تفسیر قرآن نیز می توانند از راه تا حدودی راه درست شناخت مکی و مدنی را تحصیل نمایند.
پـاورقی 5.در پاسخ به سؤال 9علاوه بر تفسیر نمونه از کتاب محمد هادی معرفت , ج 1 تاریخ قرآن , حجتی کرمانی استفاده شده است
moeinm37
08-01-2008, 12:55
آیا "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم" و "بسم اللّه الرحمن الرحیم" از آیههای قرآن مجیدند؟
عبارت "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم" از آیههای قرآن نیست. اما در قرآن توصیه شده است بیش از شروع به تلاوت قرآن، این عبارت را به زبان بگوییم و از شرّ شیطان به خداوند پناه ببریم.
"فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْءَانَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَـَنِ الرَّجِیمِ; (نحل، 98) این آیه شیوة استفاده کردن از قرآن مجید و چگونگی تلاوت آن را بیان میکند، زیرا برای بهره بردن از قرآن پر بار بودن محتوای آن کافی نیست; بلکه موانع فهم قرآن باید از وجود ما و از محیط فکر و جان ما برچیده شود تا به آن محتوای پربار دست یابیم.
در این آیه "استعاذه" طلب پناه است و معنا این است که وقتی قرآن میخوانی از خدای متعال بخواه مادامی که مشغول خواندن هستی از اغوای شیطان رجیم پناهت دهد، پس استعاذهای که در این آیه بدان امر شده حال و وظیفه قلب و نفس قاری قرآن است; او مأمور شده مادامی که مشغول تلاوت است این حقیقت، معنی استعاذه به خدا را در دل خود بیابد، نه این که صرفاً در ابتدای قرائت به زبان بگوید: "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم" و این استعاذه زبانی تنها مقدمهای برای ایجاد کردن آن حالت نفسانی مطلوب است.(ر.ک: تفسیر المیزان، علامه طباطبایی;، ج 12، ص 494، جامعه مدرسین.)
اما "بسم اللّه الرحمن الرحیم" طبق عقیدة ما شیعیان و برخی از اهل سنت جزء آیات قرآن مجید است، منتها در سورة "حمد" یک آیة مستقل است و در سورههای دیگر جزء آیة اوّل هر سوره به شمار میآید.
moeinm37
08-01-2008, 12:55
قرآن 114 سوره دارد در یکی از سورههای قرآن سیر و سفر است. بفرمائید کدام سوره است؟
در قرآن کریم در تعدادی از آیات به انسان سفارش شده است که به سیر و سفر بپردازد و آیات خدا را ببیند به عظمت پروردگار پی ببرد مثلاً قرآن می فرماید:
قل سیروا فی الارض ثم انظرو کیف کان عاقبه المکذبین. سوره انعام آیه 11
بگو در زمین سیر و سیاحت کنید پس بنگرید که چگونه است سرانجام دروغگویان و یا قل سیروا فی الارض فانظرو کیف بدا الخلق. عنکبوت آیه 20
بگو در زمین سیر کنید پس نگاه کنید چگونه آفرینش شروع شده است.
و آیات بسیاری دیگر.
اما اینکه در قرآن سوره ای مخصوص سیر و سفر آمده باشد می توان سوره مبارکه قریش را نام برد. که در آنجا قرآن می فرماید: ایلافهم رحله اشتاء و الصیف یعنی خداوند قریش را در سفرهای زمستانه و تابستانه الفت بخشید. (1)
منابع و مآخذ:
تفسیر نمونه، ج 27، ص 350
moeinm37
08-01-2008, 12:57
سوره های عزائم کدامند؟
سورههای عزائم همان سورههایی هستند که سجده واجب دارند که عبارتند از: الف) نجم (آیة آخر); ب) اقرأ (آیة آخر); ج) سجده (آیه 15); د) فصّلت (آیة 37).
هر کس خودش این آیهها را بخواند یا از کسی بشنود، بعد از تمام شدنِ آن، باید سجده کند.(رسالة توضیحالمسائل، سجدههای واجب قرآن.)
برای اینکه اسم این سورهها یادت بماند، جملة زیر را به خاطر بسپار:
"با (نجم)ستاره سورة فُصِّلتْ را (اقرأ)بخوان وسجده کن."
کلمههایی که زیر آن خط کشیده شده، اسم سورههای سجدهدار است.
سورههای زیر سجدة مستحب دارند:
الف) اعراف، آیه 205 ب) رعد، آیه 15 ج) نحل، آیه 48 د) اسرأ، آیه 106 'û) مریم، آیه 57 و) فرقان، آیه 59 ز) نمل، آیه 24 ح) انشقاق، آیه 20
بعضی از فقیهان، سورة "ص" (آیة 23) را نیز به سورههایی که سجده مستحب دارند، ملحق کردهاند.
moeinm37
08-01-2008, 13:04
نامهای دیگر قرآن چیست؟
عناوین قرآن دو قسم است: 1. اسامی; 2. اوصاف.
اسامی: به طور مسلم، چهار عنوان به صورت اسم در قرآن به کار رفته که به ترتیب اهمیت و کثرت عبارتند از: 1. قرآن; 2. کتاب; 3. ذکر; 4. فرقان. سه عنوان اخیر، بین قرآن و کتب آسمانی قبل مشترک است; ولی عنوان اول (قرآن) اسم خاص برای این کتاب است. بعضی، عنوان "تنزیل" را بر اسامی فوق افزودهاند.
اوصاف: اوصافی که بعد از سه عنوان قرآن، کتاب و ذکر آمده عبارتند از: 1. مجید; 2. کریم; 3. حکیم; 4. عظیم; 5.عزیز; 6. مبارک; 7. مبین; 8. متشابه; 9. مثانی; 10. عربی; 11. غیر ذی عوج; 12. ذیالذکر; 13. بشیر; 14. نذیر; 15.قیم.
اوصاف دیگری را نیز نام بردهاند که مهمترین آنها همین 15 قسم است.
نام دیگر قرآن که مشهور است و در قرآن نیست، عنوان مصحف است.(درسنامه علوم قرآنی 34-37.)
امّا در مورد این که، این نامها، از سوی چه کسی گذاشته شده، پاسخ این است که: آن عناوینی که به صورت "اسم" به کار رفته، اینها را خودِ خداوند، بر این اسامی نامیده; مانند: 1. "قرآن": "بَلْ هُوَ قُرْءَانٌ مَّجِیدٌ"، "إِنَّهُو لَقُرْءَانٌ کَرِیمٌ"، 2. "فرقان": "تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَیَ عَبْدِه..."، 3. "کتاب": "کِتَـَبٌ مُّبِین"، "کِتَـَبٍ مَّکْنُون"، 4. "ذکر": "إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُو لَحَـَفِظُونَ"، در مورد اوصاف نیز، برخ توقیفی بوده، یعنی خودِ شارع مقدس آنها را به این اوصاف یاد نموده است که برخی از آن در قرآن آمده و برخی نیز به تناسب، بر آنها گذارده شده است.(ر.ک: تاریخ قرآن، محمود رامیار، ص 13، نشر سپهر.)
moeinm37
08-01-2008, 13:04
چرا سوره توبه بسم الله الرحمن الرحیم ندارد؟
تنها سورة قرآن کریم که با "بسم الله الرحمن الرحیم" شروع نشده، سورة "براءه" است که "التوبه" نیز نام گرفته به خاطر فرمودة خداوند در این سوره: "لقد تاب الله"
این سوره "رفعت" نیز نام گرفته چون به منظور رفع و برداشتن امان از مشرکان نازل شده و "بسم الله الرحمن الرحیم" هما ن امان می باشد.
همچنین این سوره به "المقشقشه" (یعنی نفاق) و نیز به "الفاضحه", "المنکله"، "المشره" و "المدمدمه" هم نامیده شده است.
نظر باینکه سوره برائت همانطور که از محتویات آن پیدا است برای تهدید مشرکان و اعلان جنگ با پیمان شکنان نازل شده و به کسانی که با تمام قوا برای خاموش کردن نور توحید و یگانه پرستی و اصلاحات اخلاقی و اجتماعی در جزیره العرب فعالیت می کردند، هشدار و اعلام خطری بوده است که از این جهت مناسب نبود با "بسم الله" که نشانه رحمت و صلح و صفا و دوستی است، آغاز گردد.
moeinm37
08-01-2008, 13:05
کدام سوره از قرآن هم نام با بعضی از فروع دین میباشد؟
جواب مورد نظر سورة حج میباشد بخشی از آیات این سوره پیرامون حج که یکی از فروع دین است اختصاص یافته و بخشهای دیگر آن به معاد و مبارزه با مشرکان و عبرت از گذشتگان و پیکار با ظالمان، و پند و اندرزها میپردازد.
پرسشگر گرامی پاسخ سؤالات معمائی دربارة قرآن را میتوانید با پرس و جو از دوستان و آموزگاران خود یا با مراجعه به قرآن به دست آورید
moeinm37
08-01-2008, 13:05
کدام یک از سورههای قرآن به نام فلز است؟
سوره "حدید" به معنای "آهن" میباشد و آهن نیز یکی از فلزات به حساب میآید. براساس تفسیری سوره "زخرف" نیز اگر به معنای "طلا" گرفته شود، این سوره نیز به نام یکی از فلزات (طلا) میباشد.
نامگذاری سوره "حدید" به این نام به خاطر تعبیری است که در آیه 25، سوره مذکور آمده است.(ر. ک: تفسیر نمونه، آیة اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 21، ص 57; ج 23، ص 291 ـ 293، دارالکتب الاسلامیة، تهران)
moeinm37
08-01-2008, 13:06
چرا در سورة حجر، آیه 87، سوره حمد به صورت جداگانه مطرح شده است؟
سبعالمثانی، یکی از نامهای سورة "حمد" است. "سبع" به معنای هفت و "مثانی" به معنای "دوتاها" است; از آنجا که این سوره از هفت آیه تشکیل شده، و در هر نماز واجب و مستحب، دو بار خوانده میشود، یا بنا به روایتی، دو بار، (یک بار در مکّه و یک بار در مدینه) نازل گردیده است، به آن سبع المثانی گفته میشود. گاهی کل قرآن را نیز "سبع المثانی" مینامند. در آیات قرآن، سورة "حمد" به عنوان یک موهبت بزرگ به پیامبر9 معرفی شده، و در برابر کل قرآن قرار گرفته است; آنجا که میفرماید: "و لقد ءاتینَک سبعاً من المثانی و القرءان العظیم; (حجر، 87) ما برای تو سورة حمد را آوردیم که هفت آیه دارد و دو بار نازل شده است; همچنین قرآن بزرگ را بخشیدیم."
قرآن، با تمام عظمتش در برابر سورة حمد قرار گرفته است. ذکر دوبارة آن در سوره حجر نیز ممکن است به خاطر اهمیت فوقالعاده و عظمت محتوای آن باشد. این سوره، فهرستی از مجموع محتوای قرآن است که در آن به موارد مهمی اشاره شده; مواردی چون: اشاراتی دربارة خداوند و صفات او، مسألة معاد، شناخت و درخواست حرکت در راه حق و قبول حاکمیت و ربوبیت و رحمانیت خدا، ابراز علاقه به ادامة راه اولیای خدا و بیزاری و انزجار از گمراهان و غضب شدگان.(اقتباس از: شناخت سورههای قرآن، هاشمزاده هریسی، ص 136، نشر رامین ـ تفسیر نمونه، آیةالله مکارم شیرازی، ج 1، ص 5 ـ تفسیر نور، قرائتی، ج 1، ص 11.)
moeinm37
08-01-2008, 13:06
چرا در برخی از سوره ها، سجده واجب است؟
مهمترین علتی که برای سجده در چهار سورة سجدهدار میتوان ذکر کرد، سنت اهل بیت عصمت و طهارت: است; یعنی روایاتی که از امامان معصوم: صادر شدهاست.
الف) در کتاب وسائلالشیعه، ج 4، ص 880، باب 42، حدیث 2 به سند ابیبصیر از حضرت امامصادقروایت شده که فرمود: اگر چیزی از آیات عزایم چهارگانه (آیات سجدهدار در چهار سورة علق، نجم، تنزیل سجده، حم سجده) خوانده شد و تو آن را شنیدی، بیدرنگ سجده کن; در هر حال که باشی; چه بدون وضو، چه جُنُب و چه زنی که در حال بینمازی (حیض) است; امّا در سایر آیات سجدهدار قرآن (غیر از چهار سورة مذکور) اختیار داری سجده کنی یا نکنی.
از این حدیث شریف نکات ذیل به دست میآید:
1. بعد از تلاوت یا شنیدن آیات سجده دارِ واجب، امر به سجده شده و فوراً باید سجده کرد;
2. در سجدههای واجب (آیات سجدهدار) داشتن وضو، جنب نبودن ـ حایض نبودن زن شرط نیست; گرچه خواندن این سورهها بر حایض حرام است.
3. سجده در آیات سجدهدارِ غیر از چهار سورة مذکور، مستحب است و انسان میتواند آنرا انجام دهد یا ترک کند.
ب) در کتاب خصال شیخ صدوق; ج 1، ص 231، حدیث 111، از حضرت امام صادقروایت شده که: سورههای عزیمه، آنها که سجده واجب دارند، چهار سوره است: "علق"، "والنّجم"، "تنزیل سجده"، "حم سجده" پس یکی از مهمترین حکمتهای حصر سجده واجب در این چهار آیه، تعبد است.
این سجده حتماً باید بر "ما یصح علیه السجود = آنچه سجده بر آن جایز است" یعنی مهر و مانند آن باشد
moeinm37
08-01-2008, 13:06
چرا اولین سورة قرآن "علق" و آخرین سورة آن "ناس" است؟
چینش سورهها به همین شکلی که در قرآنها موجود است، به دستور پیامبر اکرمبوده است. و در این امر علتهائی وجود دارد که مربوط به اعجاز قرآن، تناسب آیات و سور است.
البته، اولین آیاتی که نازل شد، آیات اول سورة "علق" است; اما اولین سورهای که به طور کامل اولین بار نازل شد، سورة "حمد" است، که در اول قرآن قرار گرفته است.(علوم قرآن، آیت الله معرفت، ص 74ـ77، چ یاران، قم.)
moeinm37
08-01-2008, 13:07
تنها سورهای که در قرآن آمده و کلمات آن انحصاری است، کدام سوره میباشد؟
پرسشگر گرامی! چنین سورهای که تمام کلمات آن انحصاری باشد و تنها یک بار در قرآن کریم آمده باشد، یافت نشد، گرچه برخی گفتهاند کلمات سوره کوثر انحصاری است; ولی چنین نیست، چون برخی از کلمات سوره مذکور در آیات و سورههای دیگر آمده است، از جمله: 1. "بسم اللّه الرحمن الرحیم" که جزء سوره و آیات سوره میباشد. 2. "انّا" که در سوره قدر، آیه 1 و سوره فتح، آیه 1 و... آمده است. 3. "لِرَبِّک" که در سوره آل عمران، آیه 43 و مدثر، آیه 7، آمده است.
بنابراین، روشن است که تمام کلمات سوره کوثر انحصاری نیست.(ر.ک: المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، محمد فؤاد عبدالباقی، نشر پرتو (اسماعیلیان).)
moeinm37
08-01-2008, 13:07
اسمهای سوره های قرآن مانند بقره , نمل , دخان , فیل چه مناسبتی دارد؟
اکثر اسامی سوره های قرآن از ماجرای مهمی حکایت وارد که در آن سوره ذکر شده است .
به عبارت دیگر: مهم ترین حادثه و یا مسأله ای که در هر سوره آمده , نام آن سوره است و یا داستان مربوط به آن نام در سوره بیان شده است , مثلا در سوره نقره داستان گاو بنی اسرائیل در آیات 66به بعد ذکر شده است وعجیب ترین مسأله که جنبه اعجاز دارد, همین ماجراست .
در سوره نمل جریان حرکت حضرت سلیمان و لشکریانش از مکانی که در آن مورچه ها بودند آمده است .فرمانده مورچه ها به مورچه ها گفت : به لانه هایتان بروید تا لشکرسلیمان شما را پایمال نکنند این عجیبترین مسأله ای است که به وسیله امواج این کلام به سلیمان رسید .
در سوره دخان , از دود هایی که در روز قیامت همه را فرا می گیرد, و عذابی است بس هولناک سخن به میان آمده است در سوره فیل داستان اصحاب فیل بیان شده است , که خیل عظیمی برای خراب کردن خانه خدا آمدند .
moeinm37
08-01-2008, 13:08
کدام سوره به عروس و داماد، پسر و دختر، و قلب قرآن شهرت دارد، علت چیست؟ چه کسی این نامها را برای این سورهها انتخاب کرده است، چرا؟ آیا خواندن این سوره ها ثواب بیشتری دارد؟
عروس قرآن، سوره "الرحمن" و قلب قرآن، سورة "یس" است; اما سورهای که به داماد، پسر و یا دختر معروف باشد، وجود ندارد.
نامگذاری عروس و قلب، برای دو سوره "الرحمن" و "یس"، توسط پیامبر اکرمبوده است. آن حضرت میفرماید: "برای هر چیزی عروسی است، و عروس قرآن، سورة "الرحمن" است.(مجمع البیان، طبرسی;، ج 6، ص 81، منشورات دار مکتبة الحیاة.) و نیز میفرماید: "هر چیزی قلبی دارد، و قلب قرآن، "یس" است."(همان، ج 5، ص 4.)
خواندن هر سورهای، به تناسب خود، ثواب دارد، همان طور که خواندن کل قرآن ثواب بسیار دارد.
پیامبر اکرممیفرماید: "هرکس سورة "الرحمن" را بخواند، خداوند به ناتوانی او (در ادای شکر نعمتها) رحم میکند، و حق شکر نعمتهایی را که به او ارزانی داشته، خودش ادا میکند."(همان، ج 6، ص 81-82.)
امام صادقدربارة ثواب سورة "یس" میفرماید: "هرکس آن را در روز، قبل از آن که غروب شود بخواند، در تمام طول روز محفوظ و پرروزی خواهد بود، و هرکس آن را در شب، پیش از خفتن بخواند، خداوند هزار فرشته را بر او مأمور میکند که او را از هر شیطان رجیم و هر آفتی حفظ کنند... ."(مجمع البیان، همان، ج 5، ص 3-4 / ر. ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 23، ص 91-94، دارالکتب الاسلامیه، همان، ج 18، ص 308-312.)
moeinm37
08-01-2008, 13:08
چرا سورة بقره را "سید قرآن" و آیةالکرسی را "سید سید قرآن" نامیدهاند؟
دربارة سورة بقره اوصاف و تعبیرات گوناگونی در روایات آمده است; از جمله: سید (=آقا)، سنام و ذروة (=بلندا و قلة رفیع)، فسطاط (= خیمه و سراپرده)، افضل (=برتر) و...(ر.ک: مجمعالبیان، طبرسی;، ج 1، ابتدای سوره بقره / تفسیر تسنیم، آیةالله جوادی آملی، ج 2، ص 25 ـ 29، مرکز نشر اسرأ.) سورة بقره از آنجا که شامل آیات برجستة توحیدی، مانند آیةالکرسی، و توحید دارای بلندترین جایگاه در معارف الهی است، بدان "سید" اطلاق شده است. از سوی دیگر، چون سید هر مجتمعی مئونه و هزینة آنان را تحمّل میکند و معونه و کمک به آنان را به همراه(ر.ک: غررالحکم، ج 2، ص 108.) دارد و از جهت دیگر، سیّد هر گروهی خادم آنها است(ر.ک: کنزالعمال، ج 17، ص 175.) و این سورة طولانی هزینة نیل به معانی بسیاری از سورهها را تحمّل کرده، در ادراک رهآورد آنها خدمت بسزایی دارد، میتواند سید آنها باشد.(تفسیر تسنیم، ج 2، ص 29.)
اطلاق "سید سید" بر آیةالکرسی از آن روست که این آیه مشتمل بر مباحث مهم توحیدی است.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیةالله مکام شیرازی و دیگران، ج 2، ص 190 ـ 191، دارالکتب الاسلامیه.)
گفتنی است که افضل و سید و سنام و ذروه و... نامیدن سوره بقره با برتری سورههای دیگری مانند سورة "حمد"، منافاتی ندارد; زیرا برتری هر یک از جهتی است و افضل بودن در اینگونه موارد نسبی است، نه مطلق و نفسی; مثلاً برتری سورة حمد از آن رو است که با وجود ایجاز و اختصار مشتمل بر عصارة معارف قرآن است و به همین جهت به "امالکتاب" موسوم شده است. برتری سورة بقره نیز از نظر جامعیّت آن است. این سورة گسترده، جامع اصول معارف اخلاق، حقوق و احکام فقهی فراوانی است و از این جهت در میان سورهها بیهمتاست.(تفسیر تسنیم، ج 2، ص 25 ـ 26.)
moeinm37
08-01-2008, 13:08
کدام سوره است که یک آیة آن 31 بار تکرار شده است؟
در سورة الرحمن، که سورة مکی است و 78 آیه دارد، آیة "فَبِأَیِّ ءَالاَ َّءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَان; پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید، ای گروه انس و جن؟" 31 بار تکرار شده است.
در این سوره نعمتهای الهی ذکر میشود و پس از ذکر هر نعمتی، از جن و انس اقرار گرفته میشود که کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید.
چون در این سوره نعمتهای الهی ذکر شده، به آن سورة رحمت و نعمت هم گفته میشود.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 23، ص 91، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
08-01-2008, 13:09
آیا قرآن کریم را میتوان به همان ترتیبی که نازل شده و حضرت علیآن را کتابت کرده، به چاپ و منتشر کرد؟ آیا بین آن قرآن و قرآن فعلی تفاوتی هست؟ اگر به همان ترتیب (نزولی) چاپ میشد، چه میشد؟
از آنجا که دانش ترتیب نزولی آیات و سور در اختیار ما نیست و روایاتی که دربارة ترتیب نزول نقل شده، علاوه بر ظنّی بودن آنها، در مواردی با یکدیگر اختلاف دارند; لذا نمیتوان به ترتیب نزولی قطعی دست یافت.
ـ بین قرآن ما و قرآنی که حضرت علیجمعآوری کرد، هیچ تفاوتی وجود ندارد و تفاوتهای آنها تنها از جهت شکلی است و نه محتوایی. در مصحف حضرت علی، ترتیب دقیق آیات و سور طبق نزول آنها و براساس قرائت پیامبر اکرمو به همراه توضیحاتی دربارة تنزیل و تأویل و ناسخ و منسوخ و... آمده است.(ر.ک: علوم قرآنی، محمد هادی معرفت، ص 121 و 122، مؤسسة فرهنگی انتشاراتی التمهید.)
ـ انتشار قرآن براساس ترتیب نزولی، در شرایطی که دانش لازم در اختیار نبوده و احتمال خطا بسیار است، درست به نظر نمیرسد، بله اگر قرآن حضرت علیدر جامعه منتشر میشد میتوانست بیشترین مشکلات و دشواریهای فهم قرآن را مرتفع سازد.
گذشتة از این، اهلبیت: خود بر دست نزول به قرآن فعلی و رجوع به آن تأکید کردهاند.(همان، ص 139 و 122ـ123.)
گفتنی است براساس روایات اهلبیت: مصحف علیهم اکنون نزد امام زمانغ میباشد.(درسنامة علوم قرآن، سطح 2، حسین جوان آراسته، ص 165، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.)
moeinm37
08-01-2008, 13:09
چرا قرآن به ترتیب آیاتی که بر پیامبر نازل شده، نوشته نشده است؟
ابتدا توضیحی درباره چگونگی ترتیب آیات در یک سوره، ارائه میدهیم، نگاه به ترتیب سورههای قرآن خواهیم پرداخت.
جمع آوری آیات قرآن در هر سوره، به ترتیبی که هم اکنون در دست ماست، غالباً به ترتیب نزول آنها انجام گرفته است. هر سوره، با "بسم اللّه الرحمن الرحیم" آغاز و آیات آن، یکی پس از دیگری به تدریج نازل و به ترتیب نزول، ضبط میشده است تا "بسم اللّه" دیگری نازل میشده که نشانة پایان سوره و آغاز سورة دیگر بوده است.
به این تزتیب، آیههای هر سوره به ترتیب نزول آنها در عهد پیامبر اکرممرتب شده که آن را "ترتیب طبیعی" مینامیم. اکثر قریب آیات در قرآن کنونی، بر همین اساس ترتیب یافته است; امّا در برخی سورهها ترتیب نزول آیات آن را مراعات نشده و علتش دستور خاص پیامبر9 بوده است. ایشان گاهی امر میکردهاند که آیهای در محلی از سورهای که قبلاً کامل شده بود، ضبط شود. بی تردید حضرتش با فرمان خدای متعال، به ضبط آن در محل مورد نظر امر میکردهاند; مثالاً: روایت شده که آخرین آیة نازل شده به اشاره جبرئیل که بین دو آیه ربا و دَیْن ظبط شده، آیه: "و اتقوا یوماً ترجعون فیه ئگلی اللّه" (بقره، 281) بوده است.(آموزش علوم قرآن، محمد هادی معرفت، ترجمه ابو محمد وکیلی، ج 1، ص 329، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی.)
امّا درباره ترتیب سور به چینش فعلی، باید دانست که بین دانشمندان علوم قرآنی اختلافی نیست که ترتیب فعلی سورهها بر خلاف ترتیب نزول آنهاست و در کتب علوم قرآنی فهرستی از ترتیب نزول سورهها از ابنعباس ـ مفسر معروف ـ و غیر او نقل شده است.(ر.ک: التمهید فی علوم القرآن، محمد هادی معرفت، ج 1،ص 133 ـ 138، مؤسسة النشر الاسلامی.)
امّا این که چه کسی یا کسانی سورهها را بر خلاف ترتیب نزول آنها، مرتب کردهاند، بین دانشمندان اختلاف است. به باور برخی از محققان و قرآن پژوهان ترتیب فعلی نیز حکیمانه و به دستور شخص پیامبر9 بوده است و به عقیده برخی دیگر دانشمندان، ترتیب فعلی به ذوق برخی از صحابه بوده و پیامبر9 در چنین ترتیبی نقشی نداشته است. البته ممکن است ترتیب سورهها از بلند به کوتاه، براساس حدیثی از پیامبر9 باشد که فرمود(اصول کافی، محمدبن یعقوب کلینی، ج 6، کتاب فضل القرآن، حدیث 10، ص 392، انتشارات اسوه.): "به جای تورات به من سورههای طولانی داده شده، و به جای انجیل سورههای صد آیهای ]تقریباً[ و به جای زبور سورههای همانند ]بر اساس یک تفسیر از مثانی[ داده شده و سورههای مفصل ]یعنی کوتاه که زود زود بین آنها فاصله میافتد و از هم جدا میشوند[ که شصت و هشت سوره است، افزون بر آنها به من داده شده و این قرآن غالب و شاهد است بر کتب دیگر، و تورات از آن موسیغ است و انجیل از آن عیسیغ و زبور از آن داودغ."
ناگفته نماند که ترتیب فعلی گرچه دورنمایی از این حدیث شریف را در بر دارد، ولی کاملاً بر آن منطبق نیست.
در پایان اشاره میکنیم که به اتفاق مورخان مصحف حضرت علیبر اساس ترتیب نزول میباشد و این مصحف بر اساس روایاتی هم اینک نزد امام زمانغ است.(ر.ک: تاریخ قرآن، دکتر محمود رامیار، ص 366 ـ 380، انتشارات امیرکبیر.)
moeinm37
08-01-2008, 13:10
با فضیلتترین آیه، در سوره "یس" کدام است؟
سورهها و آیات قرآن، همانند گلهایی در باغ میمانند که هر کدام خاصیت و زیبایی خود را دارند. امّا برخی از آنها با توجّه به ویژگیهای خاص خود، دارای اهمیت بیشتری هستند.
اگر چه ما در روایات در مورد با فضیلتترین آیه "یس" مطلبی نیافتیم، ولی کسانی که عمر خود را در راه قرآن صرف کردهاند، کلماتی از خود به یادگار گذاشتهاند که از آنها فضیلت دو آیه آخر سوره "یس" فهمیده میشود.
آیة اللّه جوادی آملی در این باره میفرمایند: از محضر استاد علامه طباطبایی پرسیدم، به چه مناسبت سورة "یس" قلب قرآن است فرمود: همین سؤال را از استادمان مرحوم قاضی (همان عارف نامور و عالم ربانی) پرسیدم. ایشان در جواب فرمودهاند: به مناسبت دو آیه آخر سوره.(پیرامون وحی و رهبری علامه جوادی آملی، ص 265، انتشارات الزهرأ.)
از آن جا که این دو آیه، به توحید که ریشه همه اصول و فروعات است، اشاره دارد، با فضیلت تلقی شدهاند.
در پایان با تشکر از ارتباط شما با این مرکز و به امید استمرار آن، درباره پیشنهادی که داشتید به عرض میرسد با توجّه به این که این واحد در حال حاضر برنامهای در آن زمینه ندارد، به نظر میرسد بهترین جا برای ارایه خوشنویسیهایتان، مجلات قرآنی، مانند گلستان قرآن و... باشد.
moeinm37
08-01-2008, 13:10
آیا انتهای آیات قرآن کریم را شخص پیامبر ص تعیین کردهاند یا پس از نزول ]به دست صحابه[ این کار انجام شده است؟.
دربارة چگونگی معرفی پایان آیات، در منابع علوم قرآنی چنین آمده است که پیامبر گرامی اسلامبه منظور آگاهانیدن مردم بر اتمام آیه، بر انتهای آنها توقف میکرد و مردم از این راه با انتهای آیات آشنا میشدند، ولی گاه به سبب ارتباط آیات، حضرت پس از وقف، مجدداً انتهای آیه را به آیه بعد میچسباند و همین امر گاه زمینة التباس و اشتباه را برای برخی شنوندگان به وجود میآورد; یعنی دو آیه را یک آیه میپنداشتند و اختلاف نظر در مجموع آیات یک سوره هم از همین جا نشأت گرفته است و البته این ارتباطی با اصل چینش آیات ندارد.(برای آگاهی بیشتر ر. ک: تاریخ قرآن کریم، سید محمد باقر حجتی، ص 70 ـ 73، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.)
moeinm37
08-01-2008, 13:10
آخرین سورهای را که بر پیامبر نازل شد چه سوره ای بود؟
آخرین سورة نازل شده ا: سورة "نصر" آخرین سورهای بود که نازل شد.(تاریخ قرآن، آیت الله معرفت، ص 45، سمت.)
moeinm37
08-01-2008, 13:11
علت نامگذاری سورة دخان به این نام چیست؟
سورههای قرآن در زمان رسول خدا9 دارای نامهایی بود که از طریق وحی مشخص شده بودند.(پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، سیدمحمدباقر حجتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 98.) چنان که در روایتهایی که دربارة فضایل قرائت سورهها وارد شده، مشهود است. گاهی نیز مردم و علما به مناسبتهایی که در سوره وجود داشت، نامهای دیگری به آن سوره میدادند. در نامگذاری سورههای قرآن اعتبارات گوناگونی لحاظ میشد که برخی از آنها عبارتند از:
الف: نامگذاری به اعتبار کلمه یا کلمات اول سوره و معانی آنها، مثل سورة برائت (توبه) و یا سورة قل هو الله (توحید).
ب: نامگذاری به اعتبار اسمی که در آن سوره آمده است.
ج: نامگذاری به اعتبار موضوع خاصی که در آن سوره آمده و در بقیه سورهها نیامده، یا در آن سوره به شکل گسترده و کاملتری مطرح شده است.(الاتقان، جلالالدین سیوطی، ج 1، ص 118 به بعد، دارالکتب العلمیة.)
سورة دخان از آن جهت که در آیة دهم این سوره سخن از "دخان مبین" به میان آمده، بدین نامها خوانده شده است.(تفسیر نمونه، آیة الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 21، ص 144 و 388، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
08-01-2008, 13:11
کدام سوره به معنای غنائم جنگی و ثروتهای عمومی است؟
سورة انفال، در آیة 1 سورة انفال، آمده است: "از تو دربارة انفال ]غنائم یا هر گونه مال بدون مالک مشخص[ سؤال میکنند، بگو: انفال مخصوص خدا و پیامبر است...".
انفال در اصل از مادة "نفل" (بر وزن نفع) به معنی زیادی است و این که به نمازهای مستحب "نافله" گفته میشود چون اضافة بر واجبات است.(ر.ک: مفردات راغب، مادة نفل / تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 74، ص 81 و 82، دارالکتب الاسلامیة.)
"انفال" در آیة یاد شده، در زمینة غنائم جنگی مطرح شده، ولی مفهومی کلی و عمومی را در بر دارد و تمام اموال اضافی، یعنی آن چه مالک خصوصی ندارد، را شامل میشود. در روایات اهلبیت: نیز به معنای وسیعی اشاره شده است; برای نمونه در روایت معتبری از امام باقر و امام صادقمیخوانیم: "انفال اموالی است که از منطقة جنگ، بدون جنگ گرفته میشود و همچنین سرزمینی که اهلش آن را ترک کنند (به آن "فیء" گفته میشود که توضیح آن خواهد آمد)، و میراث کسی که وارثی نداشته باشد و سرزمین و اموالی که پادشاهان به این و آن میبخشیدند ـ در صورتی که مناسب آن شناخته نشود ـ و بیشهزارها و جنگلها و درهها و سرزمینهای موات که همة اینها از آن خدا و پیامبر9 و پس از او برای کسی است که قائم مقام اوست و او آن را در هر راه که مصلحت خویش و مصلحت فردی که تحت تکفل او هستند، ببیند، مصرف خواهد کرد."(تفسیر نمونه، ج 7، ص 81 و 82 به نقل از: تفسیر کنز العرفان، ج 1، ص 354.)
در روایت دیگری میخوانیم: "غنائم بدر ویژة پیامبر9 بود و او با بخشیدن به جنگجویان بین آنها تقسیم کرد."(همان / برای آگاهی بیشتر ر.ک: معجم فقه الجواهر، شیخ محمد حسن نجفی جواهری، ج 1، مدخل انفال، ص 507 ـ 512، الغدیر، بیروت، چاپ اول.)
"فیء" ـ یکی از موارد انفال ـ به معنای "رجوع و بازگشت" است و در اصطلاح، اموال و زمینهایی است که بدون جنگ عاید جامعه اسلامی میشود.(قاموس القرآن، سید علی اکبر قرشی، ماده "فیء"; تفسیر نمونه، ج 23، ص 502 / معجم الجواهر، همان.)
"فیء" در قرآن نیامده، ولی "افأ" ـ از همان ماده ـ آمده است: "وَ مَآ أَفَآءَ اللَّهُ عَلَیَ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَآ أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاَ رِکَابٍ...;(حشر،6) آنچه را خدا به رسولش از آنها ]یهود[ بازگرداند، چیزی است که شما برای به دست آوردن آن ]زحمتی نکشیدید[، نه اسبی تاختید و نه شتری، ولی خداوند رسولان خود را بر هر کس بخواهد، مسلط میسازد و خدا بر هر چیز قادر است."
آیه 7 همین سوره موارد مصرف فیء را بیان کرده است. در دوران غیبت انفال و فیء در اختیار ولی فقیه و حاکم شرع است.(معجم فقه الجواهر، ج 1، ص 510 / جواهر الکلام، ج 16، ص 134 ـ 141.)
moeinm37
08-01-2008, 13:11
سورهای از قرآن را نام ببرید، که به عنوان "ابر قدرت" نامیدهاند چیست؟
سورة روم است که نام امپراطوری قدرتمند آن روز، بوده است. خداوند متعال، از شکست اولیّة آنان از ایران ـ ابرقدرت دیگر آن زمان ـ و سپس از پیروزی قطعی آنان، در مرحلة بعد، خبر داد.
moeinm37
08-01-2008, 13:12
نام کدام سوره است که یک و نیم جزء قرآن را فرا گرفته است؟
سورة نسأ.
از این که میبینم برادری به سنّ و سال شما به دنبال دانستن مسائل اسلامی است، خیلی خوشحالم و امیدوارم که بتوانم پاسخ روشنی به پرسشهای شما بدهم. البته سؤال دوّم شما، سئوال قرآنی نبود، برای همین اگر موافق باشید فعلاً فقط به سؤال اول و سوّمتان پاسخ بگویم.
سؤال اوّل شما دربارة عالم برزخ بود. ببین برادرم! انسان در زندگی خود مانند مسافری است که سفرش به سه بخش تقسیم میشود. اوّلین مرحله سفر او زندگی در دنیاست. او باید در این مرحله به دستورهای خدا عمل کند و از عمر خودش برای انجام کارهای خوب بهره ببرد. مرحلة دوّم سفر او عالَم برزخ است. جهان برزخ مرحلهای است که پیش از برپا شدن قیامت انسانها باید در آنجا باشند. مرحلة سوّم سفر انسان جهان آخرت است که هر کس نیکوکار باشد بهشتی میشود و هر کس بدکار باشد به جهنّم میرود.
ما در هر سه مرحله از سفرمان هم دارای روح هستیم و هم دارای بدن ولی در هر مرحله از سفر، مانند مسافری که اسبش را عوض میکند و مرکب تازهای برای خود انتخاب میکند، ما هم بدن جدیدی متناسب با آن دنیا به دست میآوریم.
سؤال دوم شما دربارة روز ظهور امام مهدیغ بود. هیچ کس نمیتواند دقیقاً بگوید که امام زمانغ کی ظهور خواهد کرد. هر کس هم چنین چیزی گفت باور نکن زیرا امام باقر7 فرموده است که: "کسانی که زمان ظهور را تعیین میکنند، دروغ میگویند." البتّه در روایات ما نشانههایی برای ظهور امام زمانغ بیان شده است، ولی هیچ کدام از آنها نمیتوانند دقیقاً مشخص کنندکه امام مهدیغ کی ظهور خواهد کرد. در روایتی از امام صادق آمده که ظهور امام زمانغ در روز عاشورا خواهد بود". در روایتی از امام باقر هم آمده که: "ظهور امام زمانغ در روز جمعه خواهد بود." امسال هم روز عاشورا در جمعه افتاده با این همه نمیتوانیم بگوییم که امام عصرغ امسال ظهور خواهد کرد. شاید در زمانهای بعد هم روز عاشورا با جمعه یکی شود. اینها فقط یک نشانه است.
برادرعزیزم! امام زمانغ هر وقت که ظهور کند یاران پرهیزکار و وفادار میخواهد. بیا با آراسته شدن به اخلاق اسلامی و کسب علم و تقوا، خود را برای سربازی آن امام بزرگوار آماده کنیم. اگر همین امسال آقا ظهور کرد آیا ما برای همراهی با آن عزیز آمادگی داریم؟ با آرزوی این که همه ما بتوانیم سربازان خوبی برای امام زمانغ باشیم، شما را به خدا میسپارم.
سه پرسش جالب و خوب فرستاده بودی که من سعی میکنم خیلی مختصر و مفید به آنها پاسخ بدهم. در سؤال اوّل خواسته بودی بدانی که چه کتابهایی برادر و خواهر قرآن هستند. نمیدانم آیا تو در خانه برادر یا خواهری داری یا نه؟ در هر حال اگر دیده باشی برادرها و خواهرها خیلی به هم شباهت دارند. مخصوصاً دوقلوها که خیلی خیلی به هم شبیه هستند.
کتاب "نهج البلاغه" و کتاب "صحیفة سجادیّه" هم خیلی شبیه قرآن هستند. یعنی هم عبارتها و جملههای آن دو کتاب مانند قرآن زیبایند و هم معانی و درسهایی که در این دو کتاب آمده، خیلی به معانی قرآن نزدیکند. برای همین "نهجالبلاغه" را برادر قرآن و "صحیفة سجادیه" را خواهر قرآن میگویند.
در سؤال دوّمت پرسیده بودی که قرآن چند کلمه دارد؟ دانشمندان مسلمان برای شمردن کلمات قرآن زحمات زیادی کشیدهاند و حاصل کارشان را در کتابهای خود نوشتهاند. درستترین نظر دربارة کلمات قرآن عدد 77437 است.
امّا دربارة سؤال سوّمت باید بگویم که تعداد سورههای مکّی (سورههایی که قبل از هجرت پیامبر به مدینه نازل شده) 86 سوره، و تعداد سورههای مدنی (سورههایی که پس از هجرت پیامبر6 به مدینه نازل شده) 28 سوره است.
امیدوارم که پاسخ خودت را دریافت کرده باشی. اگر جوابهایی که برایت نوشتهام خیلی واضح نیست میتوانی دوباره سؤال کنی. از قدیم گفتهاند که پرسیدن عیب نیست ندانستن عیب است.
moeinm37
08-01-2008, 13:12
سه سوره نام ببرید که به نام زنان نامگذاری شده است؟
سورة مریم، به نام زنان نامگذاری شده و از آنجا که محتوای سوره دربارة حضرت مریمبحث میکند، سوره مذکور به این نام نامگذاری شده است. همچنین سورههای نسأ، ممتحنه و... دربارة زنان و مسائل مربوط به آنها به مناسبت سخن به میان آمده است. قرآن کریم در سورههای مذکور مطالب بسیار مفید و ارزشمندی را دربارة مقام و جایگاه زنان، حقوق، وظایف و... زنان فرموده است.(برای اطلاع بیشتر ر.ک: تفسیر نمونه، آیتالله مکارم شیرازی و دیگران، ج 3 و 4 و 13 و 24، دارالکتب الاسلامیة، تهران.)
moeinm37
08-01-2008, 13:12
سورهای را نام ببرید که به نام یکی از صفات نیک انسانها نامگذاری شده است؟
از سورههایی که به نام یکی از صفات پسندیده انسان نامگذاری شده میتوان سوره "اخلاص" را نام برد.(برای آگاهی بیشتر از آیات و محتوای سورة اخلاص یا توحید ر.ک: تفسیر نمونه، آیتاللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 27، ص 431 ـ 450، دارالکتب الاسلامیة، تهران.)
moeinm37
08-01-2008, 13:12
مهمترین مکانهایی که آیات قرآن از جانب خدا، بر حضرت محمد6 نازل شده است کداماند؟
آیات قرآن مجید به دو دسته مکی و مدنی تقسیم میشوند آیاتی که در سرزمین مکه و یا قبل از هجرت پیامبر اکرمبه مدینه، بر حضرتش نازل شده مکی و آیات نازل شده در مدینه و بعد از هجرت مدنیاند، اما اگر منظورتان اهمیت مکانها از لحاظ مذهبی است واضح است که مسجد الحرام و مسجد مدینه جزء مکانهای مهم و با فضیلتی است که در آنها نیز قرآن بر پیامبر اکرم نازل شده ضمن آن که آغاز نزول وحی در غار حرأ بوده که بدین خاطر اهمیت دارد.
moeinm37
08-01-2008, 13:13
ردیف سوره هایی را که در قرآن آمده , چه کسی منظّم کرده است ؟
پاسخ این سؤال از دیدگاه علمای شیعی و اهل سنّت با توجه به چند گونگی روایات چندان ساده نیست , ولی با مطالعهء برخی از مدارک اهل سنّت چنین استفاده می شود که کار ابی بکر در جمع قرآن مورد تأیید امام علی 7بوده است . کار ابوبکر در سایهء مشورت با اصحاب و اتفاق نظر آنان انجام گرفت , چون بعد از رحلت پیامبر6و به وقوع پیوستن جنگ یمامه با مسیلمهء کذّاب , تعداد زیادی از حافظان قرآن به شهادت رسیدند.ابوبکر تصمیم گرفت برای جلوگیری از بین رفتن نوشته های قرآن که در دست اصحاب یا در حافظهء آنان بود, آن ها راجمع آوری و منظم کند تا از خطر از بین رفتن و دگرگونی محظوظ بماند, ولی بر طبق مدارک اهل سنّت , نخستین جمع کنندهء قرآن امیرالمؤمنین 7بوده است , چنان که سیوطی و دیگران روایاتی را ذکر کرده اند که علی 7بلافاصله بعد از پیامبر6قسم یاد کرد از خانه بیرون نرود مگر آن که قرآن را جمع کند و در این کار نیز موفق گردید.
ابوبکر با گذشتن روزگار درازی اقوام خود را پس از علی 7آغاز کرد. بنابراین طبق این شواهد اولین کسی که قرآن را جمع آوری کرد, علی 7بود.
اما شکل و کیفیت جمع آوری آیات و سورها معلوم نیست , ولی از تاریخ استفاده می شود قرآنی که فعلاً در دست مسلمانان با این کیفیت وجود دارد, جمع آوری شدهء عثمان با نظارت علی 7بوده است . سید بن طاووس در کتاب به کیفیت جمع آوری قرآن در زمان عثمان اشاره می کند و می نویسد: عثمان قرآن را به رأی علی 7مع آوری کرد. در حقیقت پشتوانهء کار عثمان در جمع و ترتیب قرآن آگاهی های علی 7دربارهء قرآن بود. وی اضافه می کند: قرآن توسط زیدبن ثابت در زمان ابوبکر جمع آوری شد. در این امر اشخاصی مانند ابی بن کعب ,عبدالله بن مسعود, سالم مولی ابن حذیفه با عثمان به مخالفت برخاستند تا این که عثمان از آنان منصرف شد و قرآن را به رأی و عقیدهء امیرالمؤمنین 7نوشت و مصاحف ابی بن کعب و عبداللّه بن مسعود و سالم مولی ابن حذیفه راگرفت و با آب شست و محو ساخت .
سیوطی می نویسد: کار عثمان در گرد آوری قرآن و وادار کردن مردم به قرائت واحد, با موافقت مهاجرین وانصار صورت گرفت و علی 7نیز فرمود: اگر من متصدی امر ولایت بر مردم بودم , همان کاری را دربارهء مصاحف انجام می دادم که عثمان انجام داد.
شاید موافقت علی 7با کار عثمان در جمع آوری قرآن , منشأ موافقت شیعه با مصحف عثمانی باشد. عملاً اززمان عثمان تا کنون قرآن کریم به همین صورت مورد استفادهء تمام فِرَق مختلف شیعه و سنّی است .
وقتی از شیخ مفید می پرسند: آیا قرآن همان است که میان دفَتَّیْن قرار دارد یا این که در آن دستبرد و تحریفی رخ داده است ؟ وی در جواب می گوید: همهء آن چه میان دو جلد قرآن قرار گرفته , کلام خدا است و چیزی از آن کم وکاست نشده و کلام بشری در آن راه نیافته است . این خود بهترین دلیل و گواه در تأیید کار عثمان از نظر شیعه می باشد.(1)
دکتر سید محمد باقر حجتی می نویسد:
از مجموع مطالعاتی که دربارهء تاریخ قرآن دارم , معتقدم که قرآن در زمان رسول خدا6به طور کامل نگارش یافت , منتهی بر روی نوشت افزارهایی که نمی توانست به صورت مصحف و دفتری جمع آوری شود ورسول خدا6به طور قطع به ترتیب آیات قرآن , مردم را واقف ساخت و اجمالاً دربارهء ترتیب سوره ها نیز اشارات و ارشاداتی داشت ... و ترتیب سُوَر در قرآن اجمالاً همان ترتیبی است که در زمان رسول خدا6وجود داشته است .(2)
(پـاورقی 1.سید محمد بافر حجتی , پژوهشی در تاریخ قرآن کریم , ص 427تا 444 با تلخیص .
(پـاورقی 2.پژوهشی در تاریخ قرآن , سید محمد باقر حجتی , ص 231
moeinm37
08-01-2008, 13:36
گفتم به عنوان استراحتی هم شده ؛ اینجا لیست موضوعات قبلی و آینده را بزارم که در خدمتتان با این موضوعات خواهم بود :
قرآن شناسی
اسامی ایات و سور قرآن
کلیات
مطلق و مقید . ظاهر و باطن
ترجمه و مترجمان
نسخ در قران
اوصاف وفضایل قرآن
محکم و متشابه ، تاویل و تفسیر
کلمات و حروف قرآن(حروف مقطعه)
نزول قرآن
قصص قرآنی
جمع اوری قران
پدیده وحی
تقسیمات قران
اسلوب ادبی و دلالت الفاظ قرآن
قراء و قرائات سبع
اعجاز قرآن
تفسیر و مفسران
معارف قرآن
-----------
حدیث شناسی
سوالات حدیثی
علوم حدیثی
-----------
کلام
کلیات
خداشناسی
پیامبر شناسی
انسانشناسی
امام شناسی
معاد شناسی
جهانشناسی
-----------
کلام جدید
فلسفه دین
جامعه شناسی دین
کلیات
روان شناسی دین
سایر مباحث دین پژوهی
-----------
ادیان
کلیات
ادیان الهی
ادیان غیر الهی
-----------
مذاهب
کتابشناسی
فرق کلامی
کلیات
مذاهب فقهی
-----------
فلسفه و معرفت شناسی
فلسفه
معرفتشناسی
-----------
عرفان و تصوف
کلیات
عرفان
تصوف
کتابشناسی
-----------
تاریخ
تاریخ انبیاء
کلیات علم تاریخ
تاریخ فرهنگ وتمدن
تاریخ ایران
تاریخ جهان
تاریخ اسلام
-----------
مهدویت
مهدویت در آیات و روایات
ادیان و مهدویت
کتابشناسی
مهدویت در سایر فرق اسلامی
شیعه اثنی عشری و مهدویت
-----------
اخلاق
خودسازی
خود شناسی
کلیات
نفس و مسائل مربوطه
تزکیه نفس
اعمال
-----------
تربیت و روانشناسی
مسایل تربیتی
مسایل روانشناسی
کلیات
-----------
فرهنگ و اجتماع
مسائل اجتماعی
فرهنگ
-----------
حقوق
حقوق اساسی و نهادهای سیاسی
حقوق مدنی
حقوق جزا
فلسفه و مبانی حقوق
حقوق قضایی
حقوق بین الملل
-----------
زنان (که در این باره بحث به اتمام رسید.)
اخلاق زن
اشخاص
ازدوج
حقوق زن
جایگاه و شخصیت زنان
خلقت و آفرینش زن
مشورت با زن
رفتار با زنان
پوشش و حجاب زن
روابط زن
آموزش و تحصیل زن
ورزش زنان
وظایف زنان
ولایت و سرپرستی زن
ویژگیهای زن
حضور زن در جامعه
زن و خانواده
زینت و آرایش زن
-----------
اقتصاد
نظام اقتصادی اسلام
اسلام و توسعه
تورم
بانکداری اسلامی
عدالت اقتصادی
مالکیت در اسلام
دولت و اقتصاد اسلامی
ربا و قرضالحسنه
سایر مباحث اقتصاد
-----------
اصول
کلیات
مسایل اصولی
اصول عملیه
قیاس
اجماع
-----------
احکام و فلسفه آن
فلسفه احکام
سؤالات فقهی
-----------
شخصیت ها
علما ی دینی
اندیشمندان سیاسی اجتمایی
سایر شخصیت ها
-----------
کتاب شناسی
کتب دینی
کتب غیر دینی
-----------
متفرقات
farzad48
08-01-2008, 15:08
معين جان كارشمابسيار ارزشمند و قابل ستايش هست با تشكر فراوان از شما دوست عزيز موفق باشيد
moeinm37
08-01-2008, 18:17
چرا بیشتر سوره ها به نام حیوانات است؟
شش سوره به نام حیوانات می باشند: بقره، أنعام، نحل، نمل، عنکبوت و فیل. بنابراین نمی توان گفت که بیشتر سوره ها به نام حیوانات است.
وجه نامگذاری سوره ها:
هر سوره ای همزمان با حیات رسول خدا(ص) دارای نام یا نام ها بوده که از طریق وحی مشخّص گردیده است. پس از رحلت نبیّ مکرّم اسلام(ص) و با مرور زمان، هر سوره و حتّی بسیاری از آیات. به خاطر خصوصیات و مزایا و یا اشتمال آن ها بر مسائل و موضوعات خاصی، دارای عناوین و اسامی دیگر گردید که از جانب بزرگان و علما به آن سوره ها و آیات داده شد، مثلاً در در وجه نامگذاری سوره هایی که به نام حیوانات می باشد (همانند بقره)، از آن جهت به این اسم نامگذاری شد که "بقره یا گاو بنی اسرائیل" بیش از هر مسئله دیگری که در این سوره وجود دارد، توجه انسان را بر می انگیزد، یا مثلاً در سورة فیل، داستان فیل سواران "ابرهه" که برای ویران کردن کعبه، هجوم آورده بودند و با قدرت خداوند نابود شدند. این واقعه که قبل از اسلام رخ داد، مبدأ تاریخ شد و به "عام الفیل" مشهور گشت.
یاد آوری آن در قرآن، هشداری است به کسانی که از در جنگ و ستیز با خدا و آیین او وارد می شوند.{1}
[1] محمد باقر حجتی، تاریخ قرآن کریم، ص 99 - 95؛ جواد محدّثی، آشنایی با سوره، ص 29 و 102، با اقتباس و تلخیص
moeinm37
08-01-2008, 18:18
آیا آیاتی دربارة حضرت شیث و حضرت هودع آمده است؟
الف: در رابطه با حضرت هود(ع) سورهای با نام ایشان در قرآن وارد شده است (یازدهمین سورة قرآن) و این همان سوره است که پیامبر6 فرمود: "سوره هود مرا پیر کرد"(تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 9، ص 4، نشر دارالکتب الاسلامیة.)
البته عمدة مباحث این سوره دربارة حضرت نوح است ولی آیاتی نیز در سرگذشت حضرت هود، صالح، ابراهیم، لوط و موسی نیز آمده است.
نام حضرت هود 7 بار در قرآن وارد شده است، ولی آیاتی که در رابطه با ایشان و انجام رسالت آن حضرت و مبارزة او با قوم عاد وارد شده است بیش از این است که در قالب چند دسته به آنها اشاره میکنیم.
1. آیات پنجاهم تا پنجاه و دوم سوره هود دربارة دعوت حضرت هود سخن میگوید که آن حضرت از قوم عاد خواست تا بتپرستی را رها کنند و به خداوند یکتای متعال ایمان بیاورند: "وَ إِلَیَ عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ یَـَقَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَـَهٍ غَیْرُهُوَّ إِنْ أَنتُمْ إِلآ مُفْتَرُون # یَـَقَوْمِ لاَ َّ أَسْ ?‹?لُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِیَ إِلآ عَلَی الَّذِی فَطَرَنِیَّ أَفَلاَ تَعْقِلُون # وَیَـَقَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوَّاْ إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمَآءَ عَلَیْکُم مِّدْرَارًا وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلَیَ قُوَّتِکُمْ وَ لاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِینَ ;(هود،50ـ52) ]ما[ به سوی ]قوم[ عاد، برادرشان هود را فرستادیم ]به آنها[ گفت: ای قوم من! اللّه را پرستش کنید که معبودی جز او برای شما نیست، شما فقط تهمت میزنید..." شبیه این آیات در سورة اعراف 65ـ68 و سورة احقاف 21 نیز آمده است.
2. در آیات پنجاه و سوم تا پنجاه و هفتم سورة هود به ایمان نیاوردن و سرکشی قوم عاد اشاره میکند و تهمتهایی
که به آن حضرت میزدند و عکسالعمل حضرت هود در مقابل آنان: "قَالُواْ یَـَهُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَیِّنَةٍ وَ مَا نَحْنُ بِتَارِکِیَّ ءَالِهَتِنَا عَن قَوْلِکَ وَ مَا نَحْنُ لَکَ بِمُؤْمِنِین # إِن نَّقُولُ إِلآ اعْتَرَغکَ بَعْضُ ءَالِهَتِنَا بِسُوَّءٍ قَالَ إِنِّیَّ أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوَّاْ أَنِّی بَرِیَّءٌ مِّمَّا تُشْرِکُون...;(هود،54ـ57) گفتند: "ای هود! تو دلیل روشنی برای ما نیاوردهای; و ما خدایان خود را به خاطر حرف تو، رها نخواهیم کرد; و ما ]اصلاً[ به تو ایمان نمیآوریم. ما ]دربارة تو[ فقط میگوییم "بعضی از خدایان ما، به تو زیان رسانده ]و عقلت را ربوده[اند." ]هود[ گفت: "من خدا را به شهادت میطلبم، شما نیز گواه باشید که من بیزارم از آنچه شریک ]خدا[ قرار میدهید..."
شبیه این آیات نیز در سورة شعرأ 123ـ127 و احقاف 22ـ23 نیز وارد شده است.
3. آیاتی که راجع به نجات حضرت هود و یاران او و لعنت خدا بر قوم عاد میباشد و نزول عذاب بر آنان: "وَ لَمَّا جَآءَ أَمْرُنَا نَجَّیْنَا هُودًا وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ مَعَهُو بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَ نَجَّیْنَـَهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِیظ # وَ تِلْکَ عَادٌ جَحَدُواْ بِ ?‹?ایَـَتِ رَبِّهِم....وَ أُتْبِعُواْ فِی هَـَذِهِ الدُّنْیَا لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیَـَمَة...;(هود،58ـ60) و هنگامی که فرمان ما فرا رسید، "هود" و کسانیرا که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود نجات دادیم; و آنها را از عذاب شدید، رهایی بخشیدیم و این قوم عاد بود که آیات پروردگارشان را انکار کردند...آنان در این دنیا و روز قیامت، لعنت ]و نام ننگینی[ به دنبال دارند..."
آیات بیست و چهارم و بیست و پنجم سورة احقاف در نزول عذاب بر قوم عاد است.
ب: به نام حضرت شیث(ع) در قرآن آیهای تصریح نشده است.
moeinm37
08-01-2008, 18:18
لطفاً نام فرشتگانی که در قرآن آمده است را بنویسید.
1. جبرئیل; 2. میکاییل(بقره، 98.) 3. هاروت; 4. ماروت;(بقره، 102.) 5. مالک (خازن جهنم);(زخرف، 77.)
6. ملکالموت;(سجده، 11.) (در سنت و عرف، ملکالموت یعنی فرشته مأمور قبض روح انسانها که عزرائیل نام دارد; ولی نام عزرائیل در قرآن نیامده است.)(ر.ک: الاتقان فی علوم القرآن، سیوطی، ج 2، نوع 69، ص 305، دارالکتب العلمیه.)
البته به جز موارد یاد شده که به مَلک بودن آنها در قرآن و روایات تصریح شده است ممکن است در روایات برخی از الفاظ و تعبیرات قرآن بر ملائکه تطبیق شده باشد.
moeinm37
08-01-2008, 18:18
بنویسید که نام چند و چه افرادی از پیامبران در قرآن هست؟
افزون بر نام پیامبر اسلام، حضرت محمد(ص)، نام 25 تن دیگر از پیامبران در قرآن آمده، که عبارت است از: آدم، ابراهیم، ادریس، اسحاق، اسماعیل، الیاس، ایوب، داوود، ذوالکفل، زکریا، سلیمان، شعیب، صالح، عزیر، عیسی، لوط، موسی، نوح، هارون، هود، لیثع، یحیی، یعقوب، یوسف و یونس(علیهم السلام)/
moeinm37
08-01-2008, 18:19
چرا به روز قیامت، روز جزا میگویند؟ نظر قرآن در مورد قیامت چیست؟
مهمترین برنامهای که در قیامت اجرا میشود و دادن جزا تعیین کیفر و پاداش اعمال است. در آن روز، پردهها از روی کارها کنار میرود و اعمال دقیقاً مورد محاسبه قرار میگیرد و هر کس جزای اعمال خوب و بد خود را میبیند. به همین علت، یکی از نامهای روز قیامت «یوم الدین» یا «روز جزا» است. واژه «دین» در لغت به معنای جزا است و بیش از ده بار در قرآن به همین معنا آمده است/
امام صادق(ع) فرمود: «یوم الدین» روز حساب است.{1}
معاد بیشترین آیات قرآن پس از توحید، را به خود اختصاص داده است. این آیات گاه به صورت استدلالهای منطقی بر اثبات قیامت و گاه به صورت بحثهای خطابی و تلقینات مؤثر و کوبنده است. برخی از آیات، حوادث قیامت و نشانههای آن را بیان میکند. بعضی آیات، نعمتها و انواع عذابهای الهی را بیان میکند/
در قرآن، بیش از صد نام برای قیامت ذکر شده است؛ مانند: یوم الحسرْ، یوم الندامْ، یوم المحاسبْ، یوم الواقعْ، یوم القارعْ، یوم الراجفْ، یوم الطلاق، یوم الفراق، یوم الحساب، یوم الحکم، یوم العذاب و...؛ ولی معروفترین نامها یوم القیامه است که 70 بار در قرآن مجید ذکر شده و حکایت از قیام عمومی بندگان و رستاخیز عظیم انسانها میکنند و توجه به آن انسان به قیام در این دنیا برای انجام وظیفه دعوت مینماید/
[1]. تفسیر نمونه، ج 1، ص 41/
moeinm37
08-01-2008, 18:19
الف) داستان زنده شدن چهار پرنده، که به امر خداوند متعال و به دست حضرت ابراهیم(_ع)زنده شدند در چه سوره و آیهای آمده است؟ ب) همچنین داستان حضرت ابراهیم(ع)و آتشی که نمرود برای آن حضرت مهیا کرده بود و به امر خداوند به گلستان تبدیل شد، در کدام آیه و سوره آمده است؟
الف) داستان زنده شدن پرندگان به دست حضرت ابراهیم(ع) و به امر خداوند متعال به تسکین و آرامش قلب پیامبر بزرگوار خدا، در سوره بقره، آیه 260 آمده است، خداوند متعال در آیه مذکور میفرماید: "و ]به خاطر بیاور[ هنگامی که ابراهیم گفت: خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده میکنی؟ فرمود: مگر ایمان نیاوردهای؟! عرض کرد: چرا، ولی میخواهم قلبم آرامش یابد، فرمود: در این صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب کن و آنها را ]پس از ذبح کردن[ قطعه قطعه کن ]و در هم مخلوط کن[ سپس بر هر کوهی قسمتی از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوی تو میآیند و بدان خداوند غالب و حکیم است."
هدف از نقل چنین داستانهایی در قرآن آموزش نکات اعتقادی و به جهت هدایت و تربیت انسان به سوی کمال است. در آیه مذکور موضوع مهم معاد و زنده شدن مردگان در روز قیامت را مطرح و بر حقانیت آن تأکید فرموده است.(برای آگاهی بیشتر ر.ک: المیزان، علامه طباطبایی;، ج 2، ص 348ـ377، مؤسسة الاسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.)
ب) داستان به آتش انداختن حضرت ابراهیمغ توسط بتپرستان و نمرودیان، و تبدیل آتش به گلستان برای آن حضرت در سورة انبیأ، آیه 68ـ70; صافات، 97ـ100; عنکبوت، آیه 24ـ25، آمده است.(برای آگاهی بیشتر ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 13، ص 443ـ449; ج 16، ص 245; ج 19، ص 102ـ106، دارالکتب الاسلامیة، تهران.)
moeinm37
08-01-2008, 18:20
چرا در قرآن اسامی هر ی..د و بیست و چهار پیغمبر نیامده است؟
عدد انبیای الهی بنا بر قول مشهور صد و بیست و چهار هزار نفر است در این مورد چند نکته قابل توجه است:
اولاً اکثر انبیا صاحب شریعت مستقل نبودهاند و دعوت کننده به شریعت پیامبر دیگر بودهاند مثل حضرت لوط در زمان حضرت ابراهیم. البته این پیامبران خودشان وحی را به صورت مستقیم از خداوند دریافت میکردهاند ولی از سوی خداوند مأمور به شریعت پیامبر دیگری بودهاند.
ثانیا، بسیاری از انبیا معروف نبودهاند و بعثت آنها بنا به آنچه در برخی روایات آمده است بر یک شهر یا روستا و یا حتی برخی مبعوث بر یک خانواده بودهاند و برخی از آنها مبعوث بر کسی نبودهاند و مأمور به تبلیغ نبوت خود به کسی نبودهاند، (کافی، ج 1،ص 245) گرچه مورد اخیر را برخی نپذیرفتهاند.
اسامی پیامبرانی که در قرآن آمده است عبارتند از: آدم، نوح، ادریس، هود، صالح، ابراهیم، لوط، اسماعیل، الیسع، ذوالکفل، الیاس، یونس، اسحاق، یعقوب، یوسف، شعیب، موسی، هارون، داوود، سلیمان، ایوب، زکریا، یحیی، اسماعیل صادقالوعد، عیسی و محمد(ص). برخی هم پیامبریشان محل بحث است که عبارتند از: ذیالقرنین، عمران پدر مریم و عزیر.
برخی آیات هم اوصاف پیامبری را ذکر کرده و اسم آن پیامبر نیامده مثل آیه 243 و 246 بقره که به ترتیب در مورد حزقیل و اشموئیل است و یا آیه 259 بقره که در مورد ارمیا یا عزیر میباشد. همچنین آیه 65 که در مورد خضر میباشد اگر چه پیامبری جناب خضر محل بحث است، (المیزان، ج 2، ص 140).
در روایات نیز نام برخی انبیاء آمده است همچون شعیا؛ حیقوق یا حبقوق، دانیال، جرجیس و حنظله و خالد، (بحار، ج 12 و 14 - مفاتیح الجنان، دعای عمل ام داود).
این که دقیقا عدد پیامبران چقدر بوده است، معلوم نیست و رقم یاد شده حدود تعداد آنان میباشد. اما این که چرا دقیقا نام همه آنها در تاریخ نیامده است، علت آن عدم رشد علمی کتابت و تاریخنگاری در قرون آغازین و دوران طفولیت بشر میباشد.
از طرف دیگر بسیاری از این پیامبران جنبه تبلیغی داشته و مبلغان یک پیامبر در نقاط مختلف بودهاند. ازاین رو ممکن است در یک زمان صدها و یا هزاران پیامبر گمنام در نقاط مختلف میزیستهاند و از شریعت پیامبر واحدی تبلیغ میکردهاند.
در بحار الأنوار روایاتی نقل شده است که تعداد پیامبران را 124 هزار نفر ذکر کرده است:
1ـ حضرت رسول میفرماید: «خداوند 124 هزار پیامبر آفریده ومن گرامیترین آنان در نزد خداوند هستم در حالی که فخری نیست و 124 هزار وصی آفریده که علی(ع) گرامیترین در نزد خداوند و بهترین ایشان است، (بحار 11 / 30 نقل شده از خصال و امالی صدوق).
2ـ امام زین العابدین(ع) فرمود: «هر کس دوست میدارد که 124 هزار پیامبر با او مصافحه کنند، امام حسین(ع) رادر نیمه شعبان زیارت کند چرا که ارواح پیامبران از خداوند اذن میگیرند برای زیارت حضرتش و به آنان اذن داده میشود و پنج نفر از ایشان اولوالعزم هستند» ، (بحار 11/58 نقل شده از اقبال و کامل الزیارات).
3ـ ابیذر (ره) از پیامبر خدا(ص) سؤال میکند: پیامبران چند نفرند؟ حضرت رسول(ص) میفرماید: «124 هزار پیامبر ....» ، (بحار 11/32 نقل شده از معانی الأخبار و خصال).
4ـ شیخ صدوق(ره) در کتاب اعتقادات میفرماید: «عقیده ما (شیعه امامیه) در تعداد انبیا این است که آنان 124 هزار نفرند و هر کدامشان وصیی دارند» ، (بحار 11/28 نقل از اعتقادات صدوق).
روایات دیگری هم در بحار آمده است که پیامبران را به همین تعداد ذکر میکند ، (بحار 11/59 نقل از اختصاص).
مرحوم علامه طباطبائی در تفسر «المیزان» بعد از ذکر روایت ابیذر(ره) در تعداد انبیا، میفرماید: «قسمت اول این حدیث ـ که مشتمل بر تعداد پیامبران است ـ از مشهورات است که شیعه و سنی در کتبشان نقل کردهاند. صدوق در «خصال» و «امالی» از حضرت رضا(ع) از پیامبر خدا(ص) و از زید بن علی از اجدادش از امیرالمؤمنین(ع) و ابن قولویه در «کامل الزیارة» و سید در «اقبال» از امام سجاد(ع) و در «بصایر الدرجات» از امامباقر(ع) روایت کردهاند. (تفسیرالمیزان 2/144)
از سوی دیگر از انس بن مالک از پیامبر خدا(ص) روایت شده که پیامبر(ص) میفرماید: «من به دنبال هشتاد هزار پیامبر مبعوث شدهام که چهار هزار نفر آنان از بنی اسرائیل بودهاند». برخی این روایت را به این شکل توجیه کردهاند که روایت در صدد حصر تعداد پیامبران نیست و تنها بزرگان انبیا را ذکر فرموده است.
خاورمیانه و خصوصا بین النهرین محل ظهور بسیاری از پیامبران شناخته شده بوده است. دلیل این امر به احتمال قوی ظهور تمدنهای مختلف در این منطقه از جهان است. به گفته باستان شناسان و کسانی که در تاریخ تمدن اقوام وملل مطالعه میکنند اولین نمونهها در این منطقه شکل گرفته است از این رو ضرورت بعثت پیامبران را در پی داشته است.
نکته دیگر این که بسیاری از پیامبران نیز مبعوث شدهاند ولی ما نامی از آنها در اختیار نداریم قرآن میفرماید:«رسلا لم نقصصهم علیک» (پیامبرانی که ما برای تو بازگو نکردیم) لذا مطمئنا در بسیاری از مناطق جهان همانند هند، چنین آمریکا و ... نیز در گذشتههای دور که امکان ارتباط وجود نداشته بر حسب ضرورت پیامبرانی مبعوث شدهاند وشواهد تاریخی بشر گواه این معناست. از طرفی خود قرآن که بزرگترین حجت قاطع الهی است میفرماید: «و لکل قوم هاد» (برای هر قومی ازهر ناحیه پروردگار هدایتگری وجود دارد).
بنابراین خصوصیات بسیاری از پیامبران برای ما مجهول است. توجه به این نکته ضروری است که آنچه برای هدایت و سعادت ما نیاز است توسط قرآن کریم سنت معصومین(ع) به دست ما رسیده و دانستن اسامی و مشخصات پیامبران در هدایت و سعادت ما مؤثر نیست
moeinm37
08-01-2008, 18:20
نام پیامبر اکرم(ص) با اسمهای مختلف در چهار سوره قرآن آمده است، آن چهار سوره کدامند؟
نام مبارک پیامبر پنج بار در قرآن آمده است. در سوره آل عمران: "و ما محمد ألا رسول قد خلت من قبله الرسل...".(1)
سوره احزاب: "ماکان محمد أبا أحد مِن رجالکم و لکن رسول اللّه و خاتم النّبیّین...".(2)
در سوره محمّد: "و آمنوا بما نزّل علی محمّد و هو الحقّ من ربّهم...".(3)
در سوره فتح: "محمد رسول الله والّذین معه أشدّاء علی الکفّار رحماء بینهم...".(4)
در سوره صف: "و مبشّراً برسول یأتی من بعدی اسمه أحمد...".(5)
البته خطاب به پیامبر به صورت یا ایّها النّبی و به صورتهای دیگر در موارد مختلف آمده است.
پی نوشتها:
1. آل عمران (3) آیه 144.
2. احزاب (33) آیه 40.
3. محمد (47) آیه 2.
4. فتح (48) آیه 29.
5. صف (61) آیه 6.
moeinm37
08-01-2008, 18:20
در کدام سوره به معراج پیامبر اشاره شده است پاسخ را مفید و کامل دهید؟
1.سوره اسراء یا بنی اسراییل که به آن سورة سبحان هم گفته می شود، در ابتداء جزء15 قرآن کریم قرار دارد و هفدهمین سورة قرآن کریم است. در آیة اول آن می فرماید : "منزه است آن خدایی که بنده اش را شبانگاهی از مسجدالحرام به سوی مسجدالاقصی که پیرامون آن را برکت داده ایم سیر داد تا از نشانه های خود به او بنمایانیم که او همان شنوای بیناست."(1)
2. این مرحلة اول معراج پیامبر بود که از مکه به سوی بیت المقدس سیر داده شدند و این فاصلة زیاد به اندک زمانی سیر شد و مأموریتی که خداوند برای نبی مکرم اسلام مقرر فرمودند انجام گرفت. در مرحلة دوم از مسجد الاقصی به سوی آسمانها عروج داده شدند که این موضوع نیز در آیه شریفة زیر چنین آمده است : "در حالی که او در افق اعلی بود سپس نزدیک آمد و نزدیکتر شد تا فاصله اش به قدر طول دو انتهای کمان یا نزدیکتر شد،آنگاه به بنده اش آنچه را باید وحی کند، وحی فرمود."(2)
3. معراج از ویژگیهای پیامبر ماست و برای سایر پیامبران رویدادی ثبت نشده است.
4. این سیر شبانه در طلیعة فجر به پایان رسید و حضرت رسول( دوباره به مکه بازگشتند. انکارکنندگان که در جمع آنها عدهای بودند که قبلاً بیت المقدس را زیارت کرده بودند از نشانه های آن پرسیدند و پیامبر به توصیف بیت المقدس پرداختند و آنها تأیید کردند و به این ترتیب کافران نیز در مقابل این واقعه تسلیم شدند.
معروف است که این رویداد در سال 12 بعثت یکسال پیش از هجرت روی داده است.(3) از جمله احکامی که بعد از معراج بر مسلمانان قرار داده شد، نماز در 5 وعده و در 17 رکعت بود.
moeinm37
08-01-2008, 18:21
چرا در قرآن نام حیوانی همچون فیل، عنکبوت نمل و نحل آمده و چرا از همة حیوانات سخن نگفته است؟
قرآن مجید کتاب حیوانشناسی نیست تا از همة حیوانات سخن به میان آورد. قرآن کتاب هدایت است، لذا به تناسب رسالت خود به ذکر حوادث مربوط به پارهای از حیوانات پرداخته است.
سورههای قرآن در زمان رسول خدا9 دارای نامهایی بود که از طریق وحی مشخص شده بودند.( پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، سیدمحمدباقر حجتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 98. ) چنان که در روایتهایی که دربارة فضایل قرائت سورهها وارد شده مشهود است. گاهی نیز مردم و علما به مناسبتهایی که در سوره وجود داشت، نامهای دیگری به آن سوره میدادند. در نامگذاری سورههای قرآن اعتبارات گوناگونی لحاظ میشد که برخی از آنها عبارتند از:
الف: نامگذاری به اعتبار کلمه یا کلمات اول سوره و معانی آنها، مثل سوره برائت (توبه) و سوره قل هو اللّه (توحید)
ب: نامگذاری به اعتبار اسمی که در آن سوره آمده است.
ج: نامگذاری به اعتبار موضوع خاصی که در آن سوره آمده و در بقیة سورهها نیامده است، یا اینکه در آن سوره به شکل گسترده و کاملتری مطرح شده است.( الاتقان، جلال الدین سیوطی، ج 1، ص 118 به بعد، نشر دارالکتب العلمیة. ) بنابراین در نامگذاری سورههایی مثل سورة بقره اگر این نامگذاری توسط رسول خدا9 انجام نشده باشد، نام این سوره و امثال آن مثل سورة نمل و عنکبوت و غیره میتواند به دو اعتبار باشد:
1ـ آمدن نام "بقره" در این سوره و نیامدن این نام در دیگر سورهها.
2ـ ذکر داستان گاو بنیاسراییل و زنده شدن مقتول برای مشخص شدن قاتل.( ر.ک: بقره 67 ـ 73. )
و ذکر داستان عبور حضرت سلیمان از وادی مورچهها و سخنان مورچه دربارة آن حضرت و لشکریانش.(نمل،18ـ19)
moeinm37
08-01-2008, 18:21
نام چند پیامبر در قرآن آمده است و بیشترین آن در کدام جزء و کمترین آن در کدام جزء است، بیشترین آن در کدام سوره و کمترین آن در کدام سوره است؟
عدد پیامبرانی که نام آنان صریحاً در قرآن کریم ذکر شده 27 نفر است: آدم، نوح، ادریس، صالح، هود، ابراهیم، اسماعیل(اسماعیل فرزند ابراهیم)، اسماعیل صادق الوعد (اسماعیل بن حزقیل)، اسحاق، یوسف، لوط، یعقوب، موسی، هارون، شعیب، زکریا، یحیی، عیسی، داوود، سلیمان، الیاس، الیسع، ذوالکفل، ایوب، یونس، عزیر و محمد علیهم الصلاة و السلام.
پیامبرانی نیز هستند که در قرآن مجید به آنان اشاره شده است، مانند: "اشموئیل" در آیة 248 سوره بقره، "ارمیا" در آیة 259 سوره بقره، "یوشع" در آیة 60 سورة کهف، "خضر" در آیة 65 سورة کهف.(المیزان، علامه طباطبایی;، ج 14، ص 63 و 64، انتشارات جامعه مدرسین / ر.ک: تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و همکاران، ج 20، ص 183، دارالکتب الاسلامیة.)
بیشترین اسامی پیامبران در جزء 7 و سورة انعام ذکر شده است و کمترین آن در جزء سی قرآن و سورة نازعات است
moeinm37
08-01-2008, 18:22
در سورة "احزاب" از چه قبایلی یاد شده است؟ و بر کدام یک از آنها نفرین شده است؟
در سورة "احزاب"، از قبیلة خاصی یاد نشده است. آنچه محتوای این سوره را تشکیل میدهد عبارت است از 1. اطاعت پیامبر6، 2. ترک تبعیت از کفار و منافقان، 3. بیان پارهای از خرافات زمان جاهلیت، مانند: ]ظهار و پسرخواندگی[، 4. جنگ احزاب، 5. پیروزی اعجازآمیز مسلمانان بر کفار، 6. زنان پیامبر6، 7. داستان زینب دختر جحش، 8. مسألة حجاب، 9. معاد و مسالة امانتداری و تعهد و تکلیف، 10. گروهی که به خاطر آزار و اذیت خدا و رسول و مومنان مورد لعنت خدا واقع شدهاند، و...
اما از آنجا که بخش مهمی از این سوره به ماجرای "جنگ احزاب" (خندق) میپردازد این نام (احزاب) برای آن انتخاب شده است.
برخی از احزابی که در لشکر دشمنان اسلام در جنگ احزاب شرکت داشتند عبارتند از: 1. طائفه بنی نظیر (از یهود) که از آتش افروزان و مسببان اصلی این جنگ بودند; 2. بنی فزاره; 3. قبیلة عظفان; 4. بنی مُرّه; 5. بنی اشجع; 6. قریش مکه; 7. بنی سلیم; 8. بنی اسد و...(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 17، ص 184ـ185، دارالکتب الاسلامیة / فروغ ابدیت، آیت اللّه سبحانی، ج 2، ص 122ـ126، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.)
moeinm37
08-01-2008, 18:22
نام چند تن از پیامبران الهی در قرآن آمده و چند سوره از قرآن به نام ایشان است؟ نام پیامبر گرامی اسلام چند بار در قرآن آمده است؟
نام بیست و شش نفر از پیامبران الهی در قرآن است که عبارتند از: آدم، نوح، ادریس، صالح، هود، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یوسف، لوط، یعقوب، موسی، هارون، شعیب، زکریا، یحیی، عیسی، داوود، سلیمان، الیاس، الیسع، ذوالکفل، ایوب، یونس، عزیر، محمد(ص) نام مبارک هجده پیامبر در آیات 83 تا 86 سورة انعام ذکر شده است.[3]
پیامبرانی که اسمشان بر نام سورههای قرآن است، عبارتند از: ابراهیم(ع)، محمد(ص)، نوح، هود، یوسف و یونس.[4]
نام مبارک پیامبر گرامی اسلام پنج بار در قرآن آمده است.[5]
[3]آیة الله مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج 7، ص 359.
[4]محمود جویباری، 114 معمای قرآنی، ص 39.
[5]همان.
moeinm37
08-01-2008, 18:23
آیهای که در آن نام یکی از پیامبران الهی سه بار تکرار شده چیست؟
در سوره بقره آیه 257 نام حضرت ابراهیم(ع) سه بار تکرار شده " أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِی حَآجَّ إِبْرَ َهِیمَ فِی رَبِّهِیَّ أَنْ ءَاتَغهُ اللَّهُ الْمُلْکَ إِذْ قَالَ إِبْرَ َهِیمُ رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِی وَیُمِیتُ قَالَ أَنَا أُحْیِی وَ أُمِیتُ قَالَ إِبْرَ َهِیمُ فَإِنَّ اللَّهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ وَاللَّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّـَـلِمِین"
آیا ندیدی کسی که با ابراهیم دربارة پروردگارش محاجّه و گفت و گو کرد، زیرا خداوند به او حکومت داده بود، هنگامی که ابراهیم گفت خدای من آن کسی است، که زنده میکند و میمیراند، او گفت من نیز زنده میکنم و میمیرانم، ابراهیم گفت خداوند خورشید را از افق مشرق میآورد، ]اگر قدرت داری[ تو خورشید را از مغرب بیرون آور، ]در این جا بود[ که آن مرد کافر مبهوت و درمانده شد، و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمیکند."
moeinm37
08-01-2008, 18:23
نام قومهایی که در قرآن کریم، از آنها یاد شده و پیامبر آن و سرانجامشان توضیح دهید؟
قرآن به اقوام زیل اشاره کرده است:
1 ـ قوم ابراهیم; 2 ـ قوم تبع; 3 ـ قوم ثمود(صالح); 4 ـ قوم سبأ; 5 ـ قوم شعیب (ایکه; 6 ـ قوم عاد; 7 ـ قوم لوط; 8 ـ قوم
مأجوج; 9 ـ قوم یأجوج; 10 ـ قوم نوح; 11 ـ قوم یونس; 12 ـ قوم موسی(بنی اسراییل); 13 ـ قوم عیسی.
پرسشگر محترم، چون پرداخته به داستان و سرنوشت همة این اقوام از حوصلة این پاسخ خارج است، جهت اختصار فقط به برخی از آنها اشاره میشود:
1. قوم تبع: از قوم تبع دو بار در قرآن کریم یاد شده است(دخان / 36; ق / 13.)، بعضی از مفسران گفتهاند: تبع خود مؤمن بود، ولی قوم او بتپرست و مشرک بودهاند.
2. قوم سبا: این قوم، شاید در زمان حضرت داود و سلیمانو یا کمی بعد از آن میزیستند، قومی بودند که خدا انواع نعمتها را به آنها بخشید، ولی راه کفران را در پیش گرفتند و خدا نعمتهای خود را از آنها گرفت و با آمدن سیل بنیان کن، چنان پراکنده و آواره شدند، که ماجرای زندگی آنها درس عبرتی برای آیندگان شد. قرآن کریم، در آیات: (سبأ/ 15ـ 17)، از این قوم یاد کرده است.
3. قوم نوح; حضرت نوحغ، در مدت 950 سال در این قوم مشغول تبلیغ و دعوت به سوی توحید بود، که سرانجام جز گروه اندکی به او ایمان نیاوردند و خداوند، در اثر ستمگری و لجاجت این قوم، طوفان عظیمی فرستاد و طومار زندگی ننگین آنها را در هم پیچید: (عنکبوت / 14-9; هود / 25-28 و....)
4. قوم عاد; مردمی بودند که در سرزمین "یمن" زندگی میکردند، از نظر قدرت جسمانی و ثروت سرشاری که از طریق کشاورزی و دامداری به آن میرسید، ملتی نیرومند و قوی بودند، ولی انحرافات عقیدهای، مخصوصاً بتپرستی و مفاسد اخلاقی در میان آنها فراوان بود و هر قدر پیامبر آنها، هودغ، بر تبلیغات خود میافزود، آنها با خیره سری و لجاجت خود میافزودند. سرانجام، خداوند آنها را با عذاب دردناکی مجازات کرد و تندبادی غبارآلود و عظیم مأمور عذاب و هلاک آنها شد: (اعراف، 65ـ72; هود، 58ـ60; فصلت، 15ـ16 و...)(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 6، ص 330، ج 16، ص 238; ج 18، ص 56، ج 23، ص 38، دارالکتب الاسلامیة; اعلام قرآن، دکتر محمّد خزائلی، مؤسسه انتشارات امیرکبیر.)
moeinm37
08-01-2008, 18:24
نام آخرین و اولین حیوانی که در قرآن کریم آمده را بنویسید؟
طبق ترتیب سورهها، اولین حیوان، "بعوضه" (پشه) است که از آن در آیه 26 بقره نام برده شده است و آخرین حیوان "فیل" است که در آیه 1 سوره فیل نامش ذکر شده است. در صورتی که منظور شما از اولین و آخرین، بزرگترین و کوچکترین حیوان باشد، گفتنی است:
بزرگترین حیوان; فیل(فیل،1) و حوت ماهی که حضرت یونس را بلعید;(صافات،142) و کوچکترین حیوان; پشه (بقره،26) و مورچه (نمل،18) ذکر شده است.
moeinm37
08-01-2008, 18:24
لطفاً نام سورههایی که در آنها نام پیامبران آمده است، بنویسید؟
غیر از حضرت لقمان حکیم، و ذوالقرنین که در نبوتشان اختلاف است، نام 27 پیامبر بصراحت در قرآن آمده است نام این پیامبران و برخی از سورههایی که در آنها نامشان آمده عبارتند از: آدم (بقره، 33)، ادریس (مریم، 56)، نوح و هود و صالح و لوط و شعیب (اعراف، 59، 65، 73، 80، 85)، یعقوب و اسحاق (بقره، 132و133)، ابراهیم (نسأ، 125)، یوسف (یوسف، 4)، اسماعیل ]فرزند ابراهیم[ (بقره، 125، 127)، الیاس و یونس (الصافات، 123 و 139)، الیسع و داوود (ص، 48، 17)، سلیمان (نمل، 16) عیسی و محمد (آل عمران، 59، 144)، یحیی (مریم، 7)، عزیر (توبه، 30)، اسماعیل صادق الوعد ]فرزند حزقیل[ (مریم، 54)، ایوب، موسی، هارون، ذوالکفل و زکریا(انبیأ، 48، 83، 85، 89)
moeinm37
08-01-2008, 18:24
آیا نام تمام پرندگان در قرآن ذکر شده است؟ و آیا خداوند در قرآن به نام پرندهای قسم خورده است؟
در قرآن ـ به طور خاص ـ نام دو پرنده ذکر شده است، یکی هُدهُد (شانه به سر) که در سوره نمل آیه 20 ضمن جریان قصه حضرت سلیمان بیان شده و دیگری غُراب (کلاغ) که در سوره مائده آیه 31 ضمن بیان قصه هابیل و قابیل و دفن هابیل به دست برادرش، ذکر شده است.
کلمه ابابیل در سوره فیل آیه 3 به نظر اکثر مفسران نام پرنده خاصی نیست و مجموع لفظ "طیراً ابابیل" به معنای گروه گروه پرنده است،(تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 27، ص 336، دارالکتب الاسلامیة.) البته در توصیف آن پرندهها گفتهاند که به شکل پرستو و سیاه رنگ بودهاند.
همچنین طیر و طائر به معنای پرنده حدود 20 بار در قرآن ذکر شده است.
در قرآن به نام پرندهای قسم خورده نشده است. فقط در سوره صافات آیه 1: "وَ الصَّـََّفَّـَتِ صَفًّا" یعنی "قسم به صف کشیدگان..." برخی احتمال دادهاند که مقصود آیه صف کشیدن پرندگان به هنگام پرواز باشد.(تفسیر روح الجنان، ابوالفتوح رازی، ج 9، ص 296، کتابفروشی اسلامیة.)
ولی اکثر مفسران آن را به صف کشیدن ملائکه یا نمازگزاران تطبیق کردهاند.
moeinm37
08-01-2008, 18:25
چه آیاتی در باب حشرات (ملخ، مگس، پشه) آمده است؟
از حشراتی مانند ملخ، مگس، پشه، عنکبوت و زنبور عسل در قرآن سخن به میان آمده است:
1. ملخ: (دو مورد در قرآن آمده است.)
الف: خداوند از این حشره برای نزول عذاب بر قوم فرعون استفاده فرمود:
"فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ ءَایَـَتٍ مُّفَصَّلَـَتٍ فَاسْتَکْبَرُواْ وَکَانُواْ قَوْمًا مُّجْرِمِینَ ;(اعراف،133) سپس ]بلاها را پشت سر هم بر آنها نازل کردیم:[ طوفان، ملخ و آفت گیاهی و قورباغهها و خون را ـ که نشانههایی از هم جدا بودند ـ بر آنها فرستادیم; ولی ]باز بیدار نشدند، و[ تکبّر ورزیدند، و جمعیّت گناهکاری بودند."
در روایات وارد شده است، آن چنان ملخ به جان درختان و زراعتها افتاد که همه رااز شاخ و برگ خالی کرد، حتّی بدن آنها را نیز آزار میداد آن چنان که داد و فریاد آنها بلند شده بود.(تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 6، ص 321، نشر دارالکتب الاسلامیة.)
ب: خداوند متعال خارج شدن کفّار از قبرهایشان را در روز قیامت به گروه ملخها تشبیه کرده است. "خُشَّعًا أَبْصَـَرُهُمْ یَخْرُجُونَ مِنَ الاْ ?َجْدَاثِ کَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ ;(قمر،7) آنها از قبرها خارج میشوند در حالی که چشمهایشان از وحشت به زیر افتاده و ]بی هدف[ هم چون ملخها پراکنده به هر سو میروند." تشبیه به "ملخهای پراکنده" به تناسب این است که توده ملخها بر خلاف بسیاری از پرندگانی که به هنگام حرکت دستهجمعی با نظم و ترتیب خاصی حرکت میکنند هرگز نظم و ترتیبی ندارند، در هم فرو میروند و بی هدف به هر سوی روانه میشوند، بعلاوه آنها هم چون ملخها در آن روز موجوداتی ضعیف و ناتوان هستند.(مأخذ قبل، ج 23، ص 23ـ24.)
2. مگس: خداوند برای نشان دادن ضعف و ناتوانی بتها و معبودهای غیر خدایی، عجز آنها را در قبال آفرینش یک مگس و گرفتن آن چه از آنان ربوده است، به تصویر میکشد: "یَـََّأَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُواْ لَهُوَّ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن یَخْلُقُواْ ذُبَابًا وَ لَوِ اجْتَمَعُواْ لَهُو وَ إِن یَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَیْ ?‹ًا لآ یَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْـلُوبُ ;(حج،73) ای مردم! مثلی زده شده است گوش به آن فرا دهید: کسانی را که غیر از خدا میخوانید هرگز نمیتوانند مگسی بیافرینند، هر چند برای این کار دست به دست هم دهند و هر گاه مگسی چیزی از آنها را برباید نمیتوانند آن را باز پس گیرند، هم این طلب کنندگان ناتوانند و هم آن مطلوبها ]هم این عابدان و هم آن معبودان[." نام مگس در یک آیة قرآن ولی دو بار آمده است.
3. پشه: وقتی خداوند میخواهد در مقابل خرده گیران بر مثالهای قرآن، کوچکترین و ضعیفترین چیز را باین کند، که خداوند از مثال به آن هم ـ در مقام بیان ضعف و کوچکی دشمنان ـ ابا ندارد، مثال به پشه میزند.
"إِنَّ اللَّهَ لاَ یَسْتَحْیِیَّ أَن یَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا;(بقره،26)خداوند از این که مثال ]به موجودات ظاهراً کوچکی مانند[ پشه و حتی بالاتر از آن بزند شرم نمیکند." نام پشه همین یک بار در قرآن وارد شده است.
moeinm37
08-01-2008, 18:25
کدام سوره از قرآن، به نام قومی است که هم زمان با حضرت سلیمان(ع) زندگی کرده حاکم آنان یک زن بوده است، لطفاً نام سوره و حاکم را بیان کرده دربارة آن توضیح دهید؟
خداوند متعال در قرآن کریم، در سورة سبأ از این قوم سخن میگوید; البته در این سوره از پادشاه آنان که یک زن بوده، سخنی به میان نیامده است، بلکه، فقط به این مطلب اشاره شده است که در ناز و نعمت به سر میبرده و مردمان به کار و ناسپاسی بودهاند و به توصیة پیامبران: وقعی نمینهادهاند و در اثر این ناسپاسیها، سیلی بنیان کن آنان را نابود میکند.(16ـ17 سبأ)
امّا سورهای که در آن از "ملکة سبا" سخن به میان آمده است "سورة نمل" است. از آیات این سوره چنین بدست میآید که قوم سبا، دارای حکومت بودند و زنی بر آنها سلطنت میکرد و به جای خدا، آفتاب را میپرستیدند. حضرت سلیمان(ع) به ملکة سبا نامه مینویسد و در آن نامه، آنان را به تسلیم شدن در مقابل حق دعوت میکند: "إِنَّهُو مِن سُلَیْمَـَنَ وَ إِنَّهُو بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـَنِ الرَّحِیم # أَلآ تَعْلُواْ عَلَیَّ وَ أْتُونِی مُسْلِمِینَ ;(نمل،30ـ31) این نامه از سلیمان است و چنین میباشد: به نام خداوند بخشندة مهربان # توصیة من این است که نسبت به من "برتریجویی" نکنیدو به سوی من آئید در حالی که تسلیم حق هستید."
سرانجام ملکة سبا تسلیم میگردد و به حضرت سلیمانغ و پیام او ایمان آورد.( نام ملکة سبا در قرآن نیامده است، ولی در روایات به نام "بلقیس" معرفی شده است / قاموس قرآن، علی اکبر قریشی، ج 3، ص 203ـ205، اثر دارالکتب الاسلامیة / تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 15، ص 439ـ486 و ج 18، ص 67ـ71، نشر دارالکتب الاسلامیة / قصص قرآن، صدر الدین بلاغی، ص 377 ـ 382، نشر امیر کبیر، ج 15، ص 484.)
moeinm37
08-01-2008, 18:25
نام شخصی در قرآن که 25 بار تکرار شده است، چیست؟
نام حضرت آدم(ع) 25 بار در قرآن کریم تکرار شده است.
20 بار به صورت "آدم" و پنج بار به صورت "لآدم".
moeinm37
08-01-2008, 18:25
در کدام آیة قرآن، از تمام پیامبران نام برده شده است؟
در قرآن کریم، آیه یا سورهای نیست که نام تمام پیامبران: در آن آمده باشد. در مجموع، نام 26 پیامبر در آیات قرآن، دیده میشود: "وَتِلْکَ حُجَّتُنَآ ءَاتَیْنَـَهَآ إِبْرَ َهِیمَ عَلَیَ قَوْمِهِی نَرْفَعُ دَرَجَـَتٍ مَّن نَّشَآءُ إِنَّ رَبَّکَ حَکِیمٌ عَلِیمٌ # وَوَهَبْنَا لَهُوَّ إِسْحَـَقَ وَیَعْقُوبَ کُلاًّ هَدَیْنَا وَنُوحًا هَدَیْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّیَّتِهِی دَاوُودَ وَسُلَیْمَـَنَ وَأَیُّوبَ وَیُوسُفَ وَمُوسَیَ وَ هَـَرُونَ وَکَذَ َلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ # وَزَکَرِیَّا وَیَحْیَیَ وَعِیسَیَ وَإِلْیَاسَ کُلُّ مِّنَ الصَّـَـلِحِینَ # وَإِسْمَـَعِیلَ وَالْیَسَعَ وَیُونُسَ وَلُوطًا وَکُلاًّ فَضَّلْنَا عَلَی الْعَـَـلَمِینَ"(انعام، 83 ـ 86) که در این آیات شریفه، نام هیجده نفر از پیامبران آمده است.
نام دیگر پیامبران به شرح زیر است:
حضرت ادریس و ذالکفل(انبیا، 85);
هود و صالح(هود، 89);
عزیرغ(توبه، 30);
شعیبغ(عنکبوت، 36);
محمد6(فتح، 29);
آدمغ(آلعمران، 33);
خضرغ(کهف، 65).
در پایان به دو نکته در این باره اشاره میکنیم:
1. گرچه در قرآن کریم، تعداد پیامبران مشخص نشده است، اما از بعضی آیات و روایات استفاده میشود که تعداد آنها بسیار است. امام رضا7 از پدران خود و آنها از پیامبراکرمنقل کردهاند: "خداوند یک صد و بیست و چهار هزار پیامبر آفریده که من از همة آنان نزد خدا گرامیترم، در عین حال فخر و مباهاتی نمیکنم."(بحارالانوار، مجلسی;، ج 11، ص 30، مؤسسة الوفأ.)
2. ترتیب نام پیامبرانی که در برخی آیات آمده است، نه به لحاظ زمانی و نه رتبه و فضیلت است، بلکه به جهتهای دیگر میباشد.
moeinm37
08-01-2008, 18:26
داستان معراج پیامبر اکرم ص در کدام سورة قرآن ذکر شده است؟
یکی از معجزات پیامبر اکرمقضیة به معراج رفتن او است "سُبْحَـَنَ الَّذِیَّ أَسْرَیَ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الاْ ئَقْصَا الَّذِی بَـَرَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ ءَایَـَتِنَآ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ ; (اسرای، 1) پاک و منزه است خدائی که بندهاش را در یک شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصی که گرداگردش را پربرکت ساختم برده تا آیات خود را به او نشان دهیم; او شنوا و بینا است. همان طور که از آیة شریفه فهمیده میشود، هدف این سیر، مشاهدة آیات عظمت الهی بوده، تا روح پر عظمت پیامبر اکرمدر پرتو مشاهدة آن آیات بیّنات، عظمت بیشتری یابد، و آمادگی فزونتری برای هدایت انسانها پیدا کند. مسالة معراج پیامبر9 دو جا در قرآن کریم بیان شده است. یکی در سوره اسری و دیگری در آیات 13 ـ 18 سورة "النجم".
moeinm37
08-01-2008, 18:26
کوچکترین و بزرگترین جانداری که در قرآن کریم از آن نام برده شده، چیست؟
قرآن کریم، کتاب هدایت بشر به ساحل نجات و سعادت واقعی است، نه کتاب علوم طبیعی و گیاهشناسی و حیوانشناسی و مانند آن. از این رو، اگر در قرآن نامی از برخی جانداران برده شده، در جهت هدایت انسان است.
کوچکترین جانداری که قرآن ذکر کرده، پشه (بعوضة) و مگس (ذباب) است. سورة بقره، آیة 26: "إِنَّ اللَّهَ لاَ یَسْتَحْیِیَّ أَن یَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا...; خداوند از این که به پشه و حتی بالاتر از آن، مثال بزند شرم نمیکند...".
سورة حج، آیة 73: "إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن یَخْلُقُواْ ذُبَابًا وَ لَوِ اجْتَمَعُواْ لَهُو وَ إِن یَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَیْ ?‹ًا لآ یَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْـلُوب; آنها که مورد پرستش شما هستند هرگز نمیتوانند مگسی بیافرینند اگر چه دست به دست هم بدهند، حتی اگر مگس چیزی از آنها برباید آنان قدرت پس گرفتن آن را ندارند; هم طلب کننده ضعیف است و هم طلبشونده."
بزرگترین جانداری که قرآن ذکر کرده، نهنگ "النون" است. سورة انبیا، آیة 87 خداوند در مورد حضرت یونس میفرماید: نهنگ او را بلعید: "وذالنون إذ ذهب مغاضباً..."
و آیه 143 سورة صافات و آیة 48 سورة قلم.
moeinm37
08-01-2008, 18:26
آیا نام پرندهها، از قرآن گرفته شده است؟
شایان توجه است: خداوند در انسانها، قابلیت تلفظ و وضع الفاظ را قرار داده است. "عَلَّمَهُ الْبَیَانَ ;(رحمان،4) به او ]انسان[ بیان آموخت." انسانها، با استفاده از این نعمت، اقدام به وضع الفاظ برای اشیأ به خاطر تفهیم و تفاهم کردند و به مرور الفاظ زیادی که من و شما با آنها صحبت میکنیم گسترش یافت; بنابراین تعیین اسم برای اشیأ و موجودات از ناحیه خود انسان، با توجه به استعداد خدادادی صورت گرفته است و خداوند و پیامبران، نقش مستقیمی به جز در برخی الفاظ در این زمینه نداشتهاند.
2. شرایع الهی که برای انسانها آمده و با آنان سخن گفتهاند، از همان الفاظی که در میان مردم متعارف بوده برای صحبت با آنان استفاده کردهاند; "وَ مَآ أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلآ بِلِسَانِ قَوْمِه;(ابراهیم،4) ما هیچ پیامبری را، جز به زبان قومش، نفرستادیم."
حاصل آن که، الفاظی که در قرآن به کار رفته، همان الفاظی است که در میان مردم شبه جزیره عربستان، مرسوم بوده است. و نامهای پرندگان و موجودات دیگر نیز، پیش از نزول قرآن، در میان عرب رایج بوده، سپس در قرآن به کار رفته است.
moeinm37
08-01-2008, 18:27
آیاتی که در قرآن، به میوهها و سبزیها اشاره فرموده است را معرفی کرده، کتابهایی که در اینباره نوشته شده را با آوردن ویژگیها نام ببرید.
برخی از میوهها که در قرآن آمده به قرار زیر است:
انار (الرحمن، 68); انگور (انبیأ، 31 و 32); خرما (انعام، 99; الرحمن، 68); زنجبیل (انسان، 17); موز (واقعه، 29); زیتون و انجیر (تین، 1)
در قرآن کریم آمده است: "وَ عِنَبًا وَ قَضْبًا ; و انگور و سبزی بسیار." "قضب" در اصل به معنای سبزیهایی است که آن را در نوبتهای مختلف میچینند و در این جا به معنای انواع سبزیهای خوردنی است; اما برخی احتمال دادهاند، "قضب" شامل میوههای بوتهای، مانند: خیار، هندوانه، هویج، پیاز، کلم و... نیز میشود.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 26، ص 149ـ150، دارالکتب الاسلامیة.)
برخی کتابهایی که در این زمینه نوشته شده است، عبارت است از:
1. طب چهارده معصوم:، محمد مهدی تاج لنگرودی، نشر خزر تهران;
2. طب الرضا7، مرتضی عسگری، ترجمة کاظم خلخالی، نشر فؤاد تهران;
3. طب الصادق، محمد خلیلی، ترجمة نصیرالدین امیرصادقی تهرانی، نشر عطایی.
moeinm37
08-01-2008, 18:27
آیاتی که دارای رمز بوده و مربوط به عروج (معراج پیغمبر اسلام) است کدامند؟
چنانچه در پاسخ سؤال اول هم آمده است، آیات مربوط به معراج پیامبر9، آیات سورة اسرأ و 13 ـ 16 سورة نجم است و به طور کلی، مسئلة معراج، یک مسئلة اسرارآمیز و راز گونه است.
moeinm37
08-01-2008, 18:27
آیهای که حاوی بیشترین اسامی پیامبران است؟
آیه "إِنَّـآ أَوْحَیْنَآ إِلَیْکَ کَمَآ أَوْحَیْنَآ إِلَیَ نُوحٍ وَالنَّبِیِّینَ مِن بَعْدِهِی وَأَوْحَیْنَآ إِلَیََّ إِبْرَ َهِیمَ وَ..."(نسأ،163)
البته در سورة انعام در ضمن چند آیه به دنبال هم (آیات 83ـ86) بیشترین اسامی پیامبران آمده است.
moeinm37
08-01-2008, 18:27
با توجه به آیه 85 سورة انبیأ داستان "ذوالکفل" چگونه بوده، بر چه قومی حکم میراند؟ سرانجامش چه شد؟ آیا روایتی در این باره وجود دارد؟
درباره "ذاالکفل" اقوال متفاوتی وجود دارد که این جا مجال بیان آنها نیست; ولی مشهور آن است که "ذاالکفل" یکی از پیامبران الهی است; چنان که قرآن کریم نام او را در دردیف نام پیامبرانی همچون "اسماعیل" و "ادریس" (انبیأ، 85) ذکر کرده، و او را همچون پیامبران دیگر از "نیکان" (ص، 48) و "صابران" (انبیأ، 85) شمرده است.( المیزان، علامه طباطبایی، ج 17، ص 216، منشورات جماعة المدرسین / تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیزازی، ج 19، ص 311 ـ 313، دارالکتب الاسلامیة / جهت آگاهی بیشتر به اعلام القرآن، خزائلی، ص 332 ـ 335، انتشارات امیر کبیر و کتابهای قصص قرآن مانند: قصههای قرآن، محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات نبوی; مراجعه فرمایید.)
ولی در قرآن، در مورد دعوت و رسالت و قومی که وی به سویشان فرستاده شده، نه به طور خلاصه و نه مشروح، مطلبی، را بیان نفرموده است; مورخان براین عقیدهاند که وی پسر ایوب است و نامش در اصل "شبر" بوده و خداوند پس از ایوب او را مبعوث فرموده در روایتی از امام جواد7 به این نکته اشاره شده است.(ر.ک: مجمع البیان، طبرسی; ج 7، ص 107، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات / المیزان، علامه طباطبایی، همان.) در هر دو صورت وی از پیامبران بنی اسرائیل میباشد. داستانهای متفاوتی برای این پیامبر ذکر کردهاند. از جمله در یکی از داستان ها آمده است، پیامبری که در سرزمین روم پادشاهی میکرد، قوم خویش را برای جنگ فراخوند. قوم او به بهانه این که سرزمین دشمن آلوده به وبا است. از جنگ خود داری کردند. و از شهر بیرون رفتند و به شهر ویرانهای رسیدند. آنان پنداشتند که آن شهر برای ایشان مأمن خواهد شد و در آن شهر ساکن گردیدند; ولی همه به طاعون دچار آمدند و هلاک شدند. ذاالکفل (حزقیل) یا پیامبر دیگری از پیامبران بنی اسرائیل بدیشان گذشت و از خداوند خواست که آنان را از نو زندگانی بخشد.(ر.ک: اعلام قرآن، دکتر خزایلی، ص 332، امیر کبیر.) مورخان، در مورد سرانجام این پیامبر عظیم الشأن چیزی ننوشتهاند در برخی کتاب ها آمده است: که ایشان در شام حکومت میکردند و مقبره او در (کفل حارس) اطراف نابلس قرار دارد.(قصص قرآن، یا تاریخ انبیأ، سیدهاشم رسولی محلاتی، ص 613، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.) البته لغت نامه دهخدا پس از ذکر اقوال آمده است: "امروز ذوالکفل نام محلی است میان حلّه و بغداد نزدیک "برص" و بدانجا قبهای است که گویند قبر ذوالکفل است"(ر.ک: لغت نامه دهخدا، مدخل "ذوالکفل".)
moeinm37
08-01-2008, 18:29
نام 9 پیامبری را که در قرآن آمده، و ابتدای نام آنها با "الف" شروع میشود چیست؟
حضرت آدم، ادریس، اسحاق، ایوب، ابراهیم، الیاس و اسماعیل: که نام آنها در قرآن آمده است، و اشموئیل و ارمیا که نام آنها در قرآن نیامده، ولی در آیات قرآن به قصة آنها اشاره شده است. مسألة مهم در مورد پیامبران این است که با راه و اهداف آنان آشنا، و در آن مسیر گام برداریم تا خوشبخت و سعادتمند شویم; بنابراین تفاوتی نمیکند که نام آنان با "الف" یا با حرف دیگر آغاز شده باشد. قرآن کریم میفرماید: " وَ کُلاًّ نَّقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنبَآءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِی فُؤَادَکَ وَ جَآءَکَ فِی هَـَذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَذِکْرَیَ لِلْمُؤْمِنِینَ ;(هود،120) ما از هر یک از سرگذشتهای انبیا برای تو بازگو کردیم، تا به وسیلة آن، قلبت را آرامش بخشیم (وارادهات قوی گردد) و در این (اخبار و سرگذشتها) برای تو حق، و برای مؤمنان موعظه و تذکر آمده است."
moeinm37
08-01-2008, 18:30
در کدام آیات قرآنی نام میوههای بهشتی ذکر شده است؟
برخی از میوههایی که نام آنها در قرآن آمده به قرار زیر است:
انار (الرحمن، 68); انگور (انبیأ، 31 و 32); خرما (انعام، 99; الرحمن، 68); زنجبیل (انسان، 17); موز (واقعه، 29); زیتون و انجیر (تین، 1)
خداوند متعال میفرماید: "... و لَهم فیها مِن کلِّ الثّمرَت ...; (محمد، 15) ... و برای آنها ]=بهشتیان[ در آن از تمام ]انواع[ میوهها وجود دارد ..."
moeinm37
08-01-2008, 18:30
چرا همة سورهها یا در مکه و یا در مدینه نازل شدند؟
سورهها و آیات قرآن کریم در طول 23 سال در مناسبتها و پیشامدهای گوناگون بر پیامبر9 نازل میشد،(ر.ک: تاریخ قرآن، آیة الله محمد هادی معرفت، ص 31، نشر سمت.) هنگامی که پیامبر9 در مکه بود، در مکه نازل میشد، و هنگامی که در مدینه بود، در مدینه بر آن حضرت نازل میشد; بنابراین شرایط زمانی و مکانی پیامبر9 اقتضا میکرد که برخی آیات و سورهها در مکه، و برخی دیگر در مدینه نازل شود و چون ایشان در مدت رسالتش خویش از این دو شهر خارج نشدند ـ به جز در برخی مسافرتها و جنگها ـ سورههایی قرآن کریم نیز در این دو شهر برایشان نازل شده است.
moeinm37
08-01-2008, 18:30
چند سورة قرآن با "الم" شروع میشود؟
6 سوره که عبارتند از: بقره، آلعمران، عنکبوت، روم، لقمان، سجده.
دربارة حروف مقطعه مثل (الم، الر، ق، ن) که در آغاز بعضی از سورههای قرآن آمده است، چند نظر وجود دارد که به توضیح یکی از آنها میپردازیم. بعضی از دانشمندانِ قرآنشناس از جمله علامه طباطبایی; گفتهاند: این حروف مقطعه، رمزی بین خدا و پیامبر او است.
خداوند، در قرآن حرفهایی زده که میخواسته همة مردم آنها را بفهمند و به آنها عمل کنند. حروفهایی را هم مطرح کرده که فقط میخواسته پیامبرش آنها را بفهمد; به همین دلیل، آن حرفها را به شکل حروف رمزی که همان حروف مقطعه است، نازل کرده است.
برای روشن شدن بیشتر مطلب، مثالی بزنیم. فرض کن در مشهد دوستی داری که برایت نامهای نوشته و از معدلت پرسیده است. تو میخواهی نامهات را طوری بنویسی که غیر از تو و او کسی از معدلت با خبر نشود. میتوانی نامهات را با اعداد و حروف رمزی بنویسی; مثلاً به جای معدلت از این اعداد 4 ـ 15 ـ 32 ـ 2 استفاده کنی. مسلماً غیر از تو کسی از این اعداد سر در نمیآورد; امّا قبلاً به دوستت گفته باشی که منظور از این اعداد، ترتیب آنها در حروفِ الفبأ است، او به راحتی خواهد فهمید که معدل شما بیست شده است.
میدانی چگونه؟ زیرا اعدادِ "دو"، "سی و دو"، "پانزده" و "چهار" به ترتیب در زیر حروفِ "ب"، "ی"، "س" و "ت" قرار گرفته است
moeinm37
08-01-2008, 18:31
اسامی پیامبرانی که در قرآن وارد شده است چیست
اسامی بعضی انبیا به شرح ذیل است:
1 ؤ حضرتآدم(ع)
2 ؤ حضرت ابراهیم(ع)
3 ؤ حضرت نوع(ع)
4 ؤ حضرت لوط نبی(ع)
5 ؤ حضرت هود(ع)
6 ؤ حضرت شعیب (ع)
7 ؤ حضرت یوسف(ع)
8 ؤ حضرت زکریا(ع)
9 ؤ حضرت یحیی(ع)
10 ؤ حضرت داود(ع)ؤ کتاب زبور
11 ؤ حضرت موسی(ع) ؤ کتاب تورات
12 ؤ حضرت عیسی(ع) ؤ کتاب انجیل
13 ؤ حضرت محمد(ص) ؤ قرآن
14 ؤ حضرت عزیر(ع)
15 ؤ حضرت یونس (ع)
16 ؤ حضرت سلیمان (ع)
17 ؤ حضرت یعقوب(ع)
moeinm37
08-01-2008, 18:33
چرا سوره "والعصر" مشهور به سوره معلّم میباشد؟
با تحقیق و بررسیهایی که انجام شد، به مطلبی که اشاره نموده اید دست نیافتیم.
اگر برای مطلب مذکور(مشهور بودن "والعصر" به سوره معلم) منبع و مرجعی سراغ دارید، آن را ذکر کرده تا بر اساس آن پاسخ دهیم
moeinm37
08-01-2008, 18:33
داستان معارج پیامبر6 در کدام سوره میباشد؟
در سورة اسرأ آیة 1 و سورة نجم آیات 7 ـ 10 به معراج پیامبر9 اشاره شده است.
معراج، جریان عروج پیامبر9 به آسمان است که تعدادی از آیات قرآن، آن را بازگو کرده است. براساس آیة نخست سورة اسرأ ، خداوند پیامبر9 را در آغاز شب، از مسجدالحرام به سوی مسجدالاقصی در بیتالمقدس حرکت داده و آنگاه به همراهی جبرئیل به آسمان عروج کرده است.
سفر پیامبراکرماز مکه به بیت المقدس، جسمانی و ...... بوده است و ادامة سفر ایشان به آسمانها نیز بنا به عقیده اکثر علمای شیعه ، جسمانی و ...... بوده است. از احادیث و آیات استفاده میشود که هدف از معراج پیامبر9 سه چیز بوده است: 1. بزرگداشت فرشتگان ; 2. دیدن عجایب و اسرار آفرینش ; 3. بازگو کردن آن برای مردم.
حضرت امام صادقمیفرمایند: "همانا خداوند هرگز دارای مکان و زمان نیست; ولی خدا میخواست فرشتگان و ساکنان آسمانهایش را با گام نهادن پیامبر9 به میان آنها ، مورد احترام و تجلیل قرار دهد، و نیز میخواست شگفتیهای عظمتش را به پیامبرش نشان دهد تا او پس از بازگشت برای مردم بازگو کند"(سیمای معراج پیامبر، محمد محمدی اشتهاردی و آن از تفسیر برهان، ج 2، ص 400.)
نکتة قابل توجه این است که جریان معراج تازگی نداشته; بلکه در مورد بعضی از پیامبران پیشین البته به صورت محدود نیز این امر واقع شده است; مانند: معراج حضرت عیسی(نسأ، 158).
در معراج پیامبر گرامی، درسهای بسیار آموزندهای وجود دارد که ذکر آنها در این مختصر نمیگنجد و میتوانید، در این زمینه، به کتابهای تفسیر المیزان، ج 13، ابتدای سورة اسرأ; حیوةالقلوب، تألیف علامة مجلسی، ج 2 ، بحث معراج و همچنین کتاب سیمای معراج پیامبر9، تألیف محمد محمدی اشتهاردی مراجعه کنید.
از آنچه گذشت روشن میشود که این سفر خارقالعاده در بیداری صورت گرفته است.
moeinm37
08-01-2008, 18:33
دربارة سورة قصص توضیح دهید؟
این سوره در مکه نازل شده است، در شرایطی که مؤمنان در چنگال دشمنان نیرومند گرفتار بودند، دشمنانی که هم از نظر جمعیت و تعداد و هم قدرت و قوت بر آنها برتری داشتند، این اقلیت مسلمان، چنان تحت فشار آن اکثریت بود که جمعی از آیندة اسلام بیمناک و نگران به نظر میرسیدند. از آنجا که این حالت شباهت زیادی به وضع بنیاسرائیل در چنگال فرعونیان داشت، بخشی در حدود نیمی از محتوای این سوره را داستان حضرت "موسی" و "بنیاسرائیل" و فرعونیان تشکیل میدهد، مخصوصاً از زمانی سخن میگوید که حضرت موسیغ طفل ضعیف شیرخواری در چنگال فرعونیان بود، در دامان آنها بزرگ شد و سرانجام آنقدر قدرت و قوت کسب نمود که دستگاه فرعونیان را در هم پیچید و کاخ بیدادشان را واژگون کرد.
قرآن کریم این داستان را بازگو میکند تا مسلمانان به لطف پروردگار و قدرت بیانتهای او دلگرم باشند و از فزونی جمعیت و قدرت دشمن، هراسی به خود راه ندهند. بخش دیگری از این سوره را داستان "قارون"، مرد ثروتمند و مستکبری که تکیه بر علم و ثروت خود داشت، بازگو میکند که بر اثر غرور، سرنوشتی همچون سرنوشت فرعون نصیبش شده، او در آبفرو رفت و این در خاک، او تکیه بر قدرت نظامی و حکومت داشت و این تکیه بر ثروت داشت، تا روشن شود نه "ثروتمندان مکه" و نه "قدرتمندان مشرک"، در آن سرزمین و نه بازیگران سیاسی آن محیط توانایی دارند که در برابر ارادة الهی که به پیروزی "مستضعفان" بر "مستکبران" تعلق گرفته کمترین مقاومتی نشان دهند.
در بین این دو بخش نیز، درسهای زنده و ارزندهای از توحید و معاد و اهمیت قرآن و وضع حال مشرکان در قیامت و مسأله هدایت و ضلالت و پاسخ به بهانه جوییهای افراد ضعیف آمده است.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیتالله مکارم شیرازی و دیگران، ج 16، ص 3ـ5، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
08-01-2008, 18:34
محتوای سورة "تین" چیست؟
سورة "تین" نود و پنجمین سوره و مکی است. این سوره در حقیقت برمحور آفرینش زیبای انسان و مراحل تکامل و انحطاط او دور میزند. این مطلب با سوگندهای پر معنایی در آغاز سوره شروع شده است و بعد از شمردن عوامل پیروزی و نجات انسان، (ایمان و عمل صالح) سرانجام با تاکید بر مسئلة معاد و حاکمیت مطلقه خداوند پایان میگیرد.(تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 27، ص 136، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
08-01-2008, 18:34
ماجرای سورة "نمل" چیست؟ توضیح دهید.
ماجراهای مختلفی در این سورة مبارکه بیان شده است. لطفاً در نامة بعدی مشخص نمایید منظورتان کدام یک از موضوعات در این سوره است، تا فقط در خصوص آن پاسخ دهیم.
اما به طور کلی، این سوره، در چند مطلب سخن دارد:
1. در مسائل اعتقادی بیشتر روی مبدأ و معاد تکیه دارد.
2. دربارة قرآن، وحی و نشانههای خدا در عالم آفرینش، سخن دارد.
3. بخش قابل ملاحظهای از سرگذشت پنج پیامبر بزرگ الهی، و مبارزات آنها با اقوام منحرف بحث میکند، تا هم دلداری و تسلّی خاطر برای مؤمنانی باشد که مخصوصاً در آن روز در مکه در اقلیّت شدید قرار داشتند، و هم هشداری باشد برای مشرکان لجوج و بیدادگر که سرانجام کار خویش را در صفحة تاریخ طاغیان گذشته ببینند، شاید بیدار شوند و به خود آیند.
4. بخش مهمی از این سوره، از داستان حضرت سلیمانغ و "ملکة سبا" و چگونگی ایمان آوردن او به توحید، و سخن گفتن پرندگانی، هم چون هدهد، و حشراتی هم چون مورچه، با سلیمان است.
5. این سوره، به خاطر سفر حضرت سلیمانغ به سرزمین مورچگان، و گفت و گوی مورچگان با خود دربارة آن حضرت و توجه وی به این گفت و گو،(آیات 18 و 19.) به سورة "نمل" (مورچگان) نامگذاری شده است. هر چند در بعضی از روایات، به نام سورة "سلیمان" آمده است. البته، این نامگذاریها بسیار حساب شده و از تعلیمات پیامبر اکرمسرچشمه گرفته است، که گاهی بیانگر واقعیات مهمی است که در شرایط عادی، مردم از آن غافلند.
6. این سوره، از علم بیپایان پروردگار، نظارت او بر همه چیز در عالم هستی، و حاکمیت او در میان بندگان که توجه به آن، اثر تربیتی فوقالعادهای در انسان دارد سخن میگوید.
7. و بالاخره در این سوره، با "بشارت" شروع میشود، و با "تهدید" پایان مییابد، بشارتی که قرآن برای مؤمنان آورده، و تهدید به این که خداوند از اعمال شما بندگان، غافل نیست.
پیامبر اکرممیفرماید: "هر کس سورة "طس" سلیمان (سورة نمل) را بخواند، خداوند به تعداد کسانی که حضرت سلیمان، هود، شعیب، صالح و ابراهیم: را تصدیق و تکذیب کردند، دو حسنه به او میدهد، و به هنگام رستاخیز که از قبرش بیرون میآید، ندای "لا اله الا الله" سر میدهد.(مجمع البیان، طبرسی;، ج 5، ص 194، منشورات دارمکتبت الحیاة / ر.ک: تفسیر نمونه، آیت ا... مکارم شیرازی و دیگران، ج 15، ص 391ـ393، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
08-01-2008, 18:34
هدف از نزول سورة یونس و محتوای آن را بنویسید؟
نزول سوره "یونس" در راستای نزول کلی قرآن است که همان هدایت مردم باشد. این سوره مکی بوده وبه ترتیب مصحف دهمین و به ترتیب نزول پنجاه و یکمین سورة قرآن است.
برخی از مضامین و مطالب این سوره عبارت است از:
1. تبیین مسألة وحی و مقام پیامبر;
2. ارایه نشانههایی از عظمت آفرینش جهت شناخت خداوند;
3. ترسیم تمثیلی ازحقیقت دنیا برای لزوم توجه به سرای آخرت;
4. داستانهایی آموزنده از زندگی پیامبرانی از جمله، نوح، موسی و یونس:.
5. اثبات وجود خداوند، به ویژه با دلیل فطرت;
6. بشارت نعمتهای بی پایان برای صالحان و انذار و بیم دادن به گردنکشان.
در روایتی از حضرت صادقدربارة فضیلت این سوره میخوانیم: کسی که سورة یونس را هر دو یا سه ماه بخواند بیم آن نمیرود که از جاهلان و بیخبران باشد و روز قیامت از مقربان خواهد بود.(تفسیر نورالثقلین، علامه حویزی، ج 3، ص 197، مؤسسة التاریخ العربی.)
این به خاطر آن است که در این سوره بیمها و بشارتها فراوان است. کسی که آن را با دقّت تلاوت کند دچار جهل و سردرگمی نخواهد شد و حداقل مدتی این اثر در وجود او باقی خواهد ماند.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 8، ص 212، دارالکتب الاسلامیة / دانشنامة قرآنپژوهی، بهأالدین خرمشاهی، ج 1، ص 1239، انتشارات بوستان.)
moeinm37
08-01-2008, 18:34
خداوند در سوره زمر، از چه چیزی سخن گفته است؟
سوره زمر در مکه نازل شده است; به همین جهت، بیش از هر چیز، سخن از مسائل توحید و معاد و اهمیت قرآن و مقام نبوت پیامبر اسلاممیباشد، چنان که معمول سورههای مکی چنین است.
این سوره از چند بخش مهم تشکیل شده است:
1. چیزی که بیشتر از همه، در سراسر این سوره منعکس است، مسئله دعوت به توحید میباشد. توحید در تمام ابعاد و شاخههایش; توحید خالقیت، ربوبیت و عبادت، به خصوص روی مسئلة اخلاص در عبادت وبندگی خدا، بارها در آیات مختلف این سوره، تکیه شده است.
2. مسئلة "معاد" و دادگاه بزرگ عدالت خداوند، ثواب و جزا، غرفههای بهشتی، سایبانهای آتشین دوزخی، ترس و وحشت روز قیامت، آشکار شدن نتایج اعمال و...
3. هم چنین در این سوره، که تنها قسمت کوتاهی از آن را اشغال میکند، به اهمیت قرآن مجید پرداخته شده است.
4. در بخشی دیگر از سوره، به سرنوشت اقوام پیشین و مجازات دردناک الهی نسبت به تکذیب کنندگان آیات حق اشاره شده است.
5. و بالاخره در بخش دیگری از این سوره، دربارة توبه و باز بودن درهای بازگشت به سوی خدا سخن به میان آمده و مؤثرترین آیات توبه و رحمت، در این بخش بیان شده است که شاید در قرآن، آیهای نوید بخشتر از آن، در این زمینه نباشد.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 19، ص 359، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
08-01-2008, 18:35
کدام سورهها با نفرین شروع شدهاند؟
سورة مذکور، سورة "مسد" میباشد.
آیات آغازین این سوره، در حقیقت پاسخی به سخنان زشت و نفرین "ابولهب" نسبت به پیامبر اکرماست.
قرآن کریم در پاسخ آن مرد بدزبان میفرماید: "تَبَّت یَدا اَبی لَهَبٍ وتَبّ;(مسد،1)، بریده باد هر دو دست ابولهب ]و مرگ بر او باد[."(برای آگاهی بیشتر ر.ک: نمونه، آیت الله مکارم شیرای و دیگران، ج 27، ص 416ـ425، دارالکتب الاسلامیة، تهران.)
moeinm37
08-01-2008, 18:35
سوره لقمان در ارتباط با چه موضوعی نازل شد و چندمین سورهای است که بر پیامبر9 نازل شده است؟
محتوای سوره لقمان به طور کلی در پنج بخش خلاصه میشود:
در بخش اول بعد از ذکر حروف مقطعه، به عظمت قرآن و هدایت و رحمت بودن آن برای مؤمنان اشاره شده و در نقطه مقابل، سخن از کسانی میگوید که در برابر این آیات سرسختی و لجاجت نشان میدهند که گویا گوش هایشان کر است افزون بر این سعی دارند با ایجاد سرگرمیهای ناسالم دیگران را نیز از قرآن منحرف نمایند.
در بخش دوم از نشانههای خدا در آفرینش آسمان و برپاداشتن آن بدون هیچ گونه ستون، و آفرینش کوهها در زمین، و جنبندگان مختلف، و نزول باران و پرورش گیاهان سخن میگوید.
در بخش سوم، خداوند متعال قسمتی از سخنان حکمتآمیز حضرت لقمانرا به هنگام اندرز و نصیحت فرزندش نقل میکند که از توحید و مبارزه با شرک شروع شده و با توصیه به نیکی کردن به پدر و مادر، نماز، امر به معروف و نهی از منکر، شکیبایی در برابر حوادث سخت، خوشرویی با مردم، تواضع و فروتنی و اعتدال در امور پایان مییابد.
در بخش چهارم، بار دیگر به دلایل توحید باز میگردد و سخن از تسخیر آسمان و زمین و نعمتهای فراوان خداوند و نکوهش از منطق بتپرستان که تنها بر اساس تقلید از نیاکان در این وادی گمراهی افتادند، سخن میگوید، و از آنها بر مسأله خالقیت پروردگار که پایة عبودیت اوست اقرار و اعتراف میگیرد. همچنین از علم گسترده و بیپایان خدا با ذکر مثال پرده برمیدارد و افزون بر ذکر آیات آفاقی، از توحید فطری بحث میکند.
و در بخش پنجم، اشاره کوتاه و تکان دهندهای به مسأله معاد و زندگی پس از مرگ دارد و به انسان هشدار میدهد که به زندگی این دنیا مغرور نشود و به فکر سرای جاویدان آخرت باشد.
خداوند متعال این سوره را با ذکر گوشهای از علم غیب پروردگار که از همه چیز در ارتباط با انسان از جمله لحظة مرگ او و حتی جنینی که در شکم مادر است، آگاه میباشد، به پایان میرساند.
در ضمن نامگذاری این سوره به "لقمان" به خاطر همان بحث ارزشمند و اندرزهای حضرت لقمان به فرزندش میباشد سوره لقمان بر اساس ترتیب مصحف و کتاب قرآن سی و یکمین سوره قرآن بوده و بر اساس و ترتیب نزول پنجاه و هفتمین سوره قرآن میباشد و جزء سورههای مکی محسوب میشود.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیة الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 17، ص 5 ـ 6، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
08-01-2008, 18:35
سورة رعد از چه چیز و چه کسی سخن گفته است؟
خداوند در سورة رعد، از آفرینش آسمانهای بی ستون و تسخیر خورشید و ماه به فرمان او، گسترش زمین و آفرینش کوهها و نهرها و درختان و میوهها سخن میگوید و گاهی به نعمت باغهای انگور و نخلستان و زراعتها اشاره فرموده از شگفتیهای آنها خبر میدهد.
همچنین در قسمتی از این سوره، دربارة "توحید" مطلبی آمده و از تسبیح رعد و وحشت آدمیان از برق و صاعقه سخن گفته شده که به همین مناسبت، این سوره را "رعد" نامیدهاند.(تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 10، ص 105ـ106، نشر دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
08-01-2008, 18:35
لطفاً دربارة سورة عنکبوت، توضیح دهید.
در این سوره، از موضوعاتی، مانند: مبدأ، معاد، قیام انبیای بزرگ پیشین و مبارزة آنها با مشرکان و بتپرستان، پیروزی آنها و نابودی مشرکان و کفار، دعوت به سوی حق، آزمایشهای الهی، بهانه جوییهای کفار در زمینههای مختلف، جهاد، منافقان، امتحان الهی، نشانههای خدا در عالم آفرینش، بیداری وجدان و فطرت انسانها، ضعف و ناتوانی معبودهای ساختگی، عابدان عنکبوت صفت، عظمت قرآن، دلایل حقانیت پیامبر اسلام، بیان مسائل تربیتی، مانند: نماز، نیکی به پدر و مادر، اعمال صالح و... سخن به میان آمده است. پیامبر اکرممیفرماید: "هر کسی سوره عنکبوت را بخواند، به تعداد تمام مؤمنان و منافقان، ده حسنه برای او نوشته میشود."(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 16، ص 198 ـ 201، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
08-01-2008, 18:36
فواید سورة یوسف چیست؟
در روایتی از امام صادقمیفرماید: "کسی که هر روز، یا هر شب، سورة یوسف را قرائت کند، خداوند روز قیامت، زیبایی او را همانند زیبایی یوسف قرار میدهد، و ناراحتیهای روز قیامت به او نمیرسد و از بهترین بندگان صالح خدا خواهد بود."(ثواب الاعمال، شیخ صدوق (ره)، ص 106، انتشارات شریف رضی / بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 89، ص 279، مؤسسة الوفأ بیروت.)
این سوره درسها و پیامهای فراوانی به ما میآموزد، که دارای فواید بسیاری است; ولی آوردن همة آنها در این نوشته امکانپذیر نیست، لذا فقط به چند نمونه از آن اشاره میکنیم:
1. آیة 2 این سوره "لعلکم تعقلون"، به ما میگوید: قرآن وسیلهای برای تعقل و رشد انسان است (نه فقط برای تلاوت، تبرک جستن و حفظ کردن).
2. حسد مرز خانواده و عواطف خویشاوندی را در هم میشکند، و انسان را تا حد برادر کشی سوق میدهد، چنان که برادران یوسف را این گونه کرد.
3. اگر فرزندان احساس تبعیض کنند، آتش حسادت در میان آنان شعلهور خواهد شد.(ر.ک: یوسف / 8.)
4. حسد، انسان را به گناهانی همچون: دروغ و حیله و فریب وادار میسازد.(ر.ک: یوسف / 11.)
5. شیطان و نفس اماره، گناه را نزد انسان زیبا جلوه میدهند و انجام آن را توجیه میکنند.(ر.ک: یوسف / 18.)
6. حضور مرد و زن نامحرم (خصوصاً جوان)، در یک محیط بسته زمینهساز گناه است.(ر.ک: یوسف / 23.)
7. یاد خدا و پناهنده شدن به او عامل بازدارنده از گناه و لغزش است; چنان که این کار، یوسف را از گناه نگه داشت.(ر.ک: یوسف / 22.)
8. بدی را با خوبی جبران کنید، چنان که برادران بد کردند، ولی یوسف به آنان احسان و نیکی کرد.
9. مؤمن درد و دل خود را تنها با خداوند در میان میگذارد، چنان که حضرت یعقوب فرمود: "إِنَّمَآ أَشْکُواْ بَثِّی وَ حُزْنِیَّ إِلَی اللَّه;(یوسف،86)، من غم و اندوههم را تنها به خدا میگویم."
10. داستانهای قرآن واقعی، و جهت عبرت آموزی و پندگیری است.(ر.ک: یوسف، 11 / برای آگاهی بیشتر ر.ک: تفسیر نور، محسن قرائتی، ج 6، سورة یوسف، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن.)
moeinm37
08-01-2008, 18:36
چرا سوره احزاب را به این نام نامیدند؟
احزاب به معنای گروهها و دستههاست.
شایان ذکر است، از آنجا که بخش مهمی از سورة احزاب به ماجرای "جنگ احزاب" (خندق) میپردازد این نام برای آن انتخاب شده است. در جنگ احزاب گروهها و دستههای متعددی از مشرکان از قبایل مختلف متحد شدند که به مدینه حمله کنند; لذا آن جنگ به جنگ احزاب هم معروف است.
moeinm37
08-01-2008, 18:40
در سوره حضرت یوسف، چه چیزهایی تأکید، و در چه آیاتی به آنها اشاره شده است؟
بیشترین آیات در سورة حضرت یوسف، به داستان آن حضرت اختصاص دارد. تشریح کامل داستان حضرت یوسفغ و سرگذشت او با پدر و برادرانش، وقایع و حوادث عبرتانگیز و در بر داشتن نکات آموزنده، مضمون اصلی سوره است.
هر یک از آیات این سوره نکتههای مهمی را در بر دارد که پرداختن به آنها به تفصیل، از حوصله این پاسخ نامه خارج است; امابه طوری کلی برخی از نکتههایی را که این سوره گوشزد میکند عبارتند از:
1. سفارش به تقوی و ایمان; (یوسف،22)
2. توصیه به عفت و خویشتنداری در هر حالتی;
3. سفارش به تسلط بر نفس و پیروی نکردن از هواهای نفسانی;(یوسف،18)
4. تأکید به الگو قرار دادن حضرت یوسفغ آن قهرمان پاکی و پارسایی.
5. سفارش به دوری گزیدن از جاهایی که نامحرم در آنجا وجود دارد به ویژه هنگام تنهایی و در محیطهای سربسته.
6. عبرتآموزی از آیات و داستانهای قرآن.(یوسف،2)
moeinm37
08-01-2008, 18:40
کدام سوره نیمی از معنی قرآن کریم را در بر گرفته است؟
از آن جا که محور اصلی قرآن کریم، توحید خداوند متعال و خبر از روز قیامت است و به عبارتی بحث از مبدأ و معاد است، بنابراین میتوان معارف قرآن را به دو قسمت عمده تقسیم نمود، یعنی دو بخش توحید و معاد; زیرا معاد به اضافه ایمان به مبدأ عالم هستی، خط فاصل فرهنگ خداپرستان و مادیین محسوب میشود علاوه بر این که ضامن اجرای تمام قوانین الهی و یکی از انگیزههای مهمّ در تهذیب نفوس و احقاق حقوق و عمل به تکالیف الهی است.(ر.ک: پیام قرآن (تفسیر موضوعی قرآن)، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 5، ص 17، نشر مطبوعاتی هدف.)
از طرفی تمام آیات سوره مبارکه زلزال (زلزلت) در مقام بیان روز قیامت و نشانههای وقوع آن میباشد مثلاً شروع آن روز را به همراه زمین لرزه شدید، معرفی میکند که به دنبال آن سخن از شهادت زمین، به تمام اعمال آدمی به بیان آمده که در نتیجه آن مردم به دو گروه "نیکوکار" و "بدکار" تقسیم شده و هر کس نتیجة اعمال خویش را خواهد دید.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 27، ص 218، دارالکتب الاسلامیة.)
در فضیلت این سوره مبارکه، احادیثی از رسول اکرمرسیده که این سوره را معادل نیمی از قرآن کریم محسوب کردهاند; مثلاً حضرتش فرمودهاند: سوره "اذا زلزلت الارض" معادل نیمی از قرآن است و سوره "قل هو اللّه احد" یک سوم آن و سوره "قل یا ایها الکافرون" به میزان یک چهارم قرآن کریم میباشد. و در روایتی دیگر از پیامبر اکرمسوره زلزال نیمی از قرآن و سورة "والعادیات" نیز نیمی از قرآن کریم، بیان شده است.(الدرالمنثور فی التفسیر المأثور، جلال الدین سیوطی، ج 6، ص 644، دارالکتب العلمیة / ر.ک: بحار الانوار، علامه مجلسی;، ج 92، ص 334، ح 4 و ح 3، مؤسسة الوفأ.)
moeinm37
08-01-2008, 18:40
در کدام سورة قرآن کریم از نعمتهای وصفناپذیر آن سخن به میان آمده است؟ آن نعمتها را بیان کنید؟
در سورهها و آیات فراوانی از بهشت و نعمتهای بهشتی سخن به میان آمده است که بیان همة آنها از گنجایش یک پاسخ خارج است. در این جا به برخی از آنها اشاره میشود.
الف ـ سوره الرحمن، آیههای 48 تا 76.
نعمتهای یاد شده در این آیهها:
1. شاخههای با طراوت درختان بهشتی;
2. چشمههای آب همیشه جاری;
3. از هر میوهای دو نوع;
4. فرشهایی با آسترهایی از پارچههای ابریشمین;
5. میوههای رسیده و در دسترس;
6. همسران پاک همچون یاقوت و مرجان که جز به همسران خود چشم ندوخته و جز به آنان عشق نمیورزند;
7. میوههای فراوان;
8. درختان خرما و انار;
9. زنان نیکو خلق و زیبا;
10. تختهایی که با بهترین و زیباترین پارچههای سبزرنگ پوشانده شده است.
ب ـ سوره واقعه، آیههای 15 تا 28.
نعمتهای یاد شده در این آیهها:
1. تختهای صف کشیده و به هم پیوسته;
2. نوجوانانی که همواره در شکوه و طراوت جوانی به سر میبرند، گرداگرد مقربان میگردند و در خدمت آنان هستند;
3. جامهایی پر از شراب طهور از نهرهای جاری بهشتی;
4. هر نوع میوهای که بهشتیان میل داشته باشند;
5. گوشت پرندگان از هر نوع که بخواهند;
6. همسرانی از حورالعین همچون مروارید در صدف پنهان;
7. سایه درخت سدر بی خار;
8. سایة درختان سبز و خوش رنگ و خوش بو;
9. سایة کشیده و گسترده;
10. آبهای آبشار مانند;
11. میوههای فراوان که هیچ گاه قطع و ممنوع نمیشوند;
12. همسران گرانقدر و دوشیزه که به همسرانشان عشق میورزند و با همسرانشان هم سن و سال هستند.
ج ـ سورة انسان، آیههای 12 تا 21
نعمتهای یاد شده در این آیهها:
1. لباسهای حریر;
2. تختهای زیبا;
3. سایههای درختان بهشتی;
4. میوههایی که چیدن آنها بسیار آسان است;
5. ظرفهای سیمین و قدحهای بلورین پر از غذاها و نوشیدنیها;
6. جامهای لبریز از شراب طهوری آمیخته با زنجبیل از چشمة سلسبیل;
7. لباسهایی از حریر نازک سبز رنگ و از دیبای ضخیم;
8. دستبندهایی از نقره;
9. شراب طهور که پروردگارشان به آنان مینوشاند.
و نیز در سوره غاشیه، آیههای 11 تا 16; مطففین، 23 تا 28; نبأ، 32 تا 34.
آنچه ذکر شد، برخی از نعمتهای مادی در بهشت است و نعمتهای معنوی هم در بهشت وجود دارد که از نعمتهای مادی برتر است. یکی از نعمتهای معنوی رضوان و خشنودی خداوند است که از همة نعمتهای مادی برتر است.(توبه،72)
moeinm37
08-01-2008, 18:41
سورة نبأ به چه معناست، چرا نازل شده است و گفته میشود اگر هر روز این سوره خوانده شود به مکه مشرف میشود، آیا این گفته صحیح است؟
سورة نبأ، سورة 78 قرآن، دارای 40 آیه و مکی است; یعنی پیش از هجرت پیامبر6 به مدینه نازل شده است.
این سوره چهار نام دارد: نبأ، تسائل، معصرات و عمّ.
نبأ یعنی خبر مهم و دارای فایده که انسان نسبت به آن علم یا ظن غالب پیدا کند.
این نام از آیة دوم سوره اخذ شده است.
برای سورة نبأ شأن نزول خاصی در تفاسیر ذکر نشده است; ولی این سوره همانند اکثر سورههای جزء سیام که در مکه نازل شده است، بیش از هر چیز روی مسأله معاد، نشانههای رستاخیز، عذابهای دردناک طغیانگران و گوشهای از نعمتهای شوقانگیز بهشتی، تأکید کرده است.
در مورد خواص قرائت این سوره، در روایتی از امام صادقمیخوانیم: کسی که همه روزه قرائت سوره عمّ یتسألون را ادامه دهد، سال تمام نمیشود، مگر این که خانة خدا را زیارت میکند.( ر.ک: ثواب الاعمال، شیخ صدوق، ص 121 ،منشورات الرضی، قم / نورالثقلین، عروسی الحویزی، ج 5، ص 490، مؤسسه اسماعیلیان، قم / تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 26، ص 2ـ7، دارالکتب الاسلامیة / مجمع البیان، طبرسی، ج 10، ص 237، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت. )
moeinm37
08-01-2008, 18:41
لطفاً دربارة سورة یونس توضیح دهید.
سورة مبارکة یونس در مکّه نازل شده و 109 آیه دارد. این سوره، همچون دیگر سورههای مکّی، روی مسائل اصلی و زیربنایی تکیه میکند، که از همه مهمتر مسئلة "مبدأ" و "معاد" است.
در ابتدای سوره از مسئله وحی و مقام پیامبر6 سخن به میان آمده، سپس به نشانههایی از عظمت آفرینش که نشانة عظمت خداست میپردازد; بعد، مردم را به ناپایداری زندگی مادی دنیا و لزوم توجّه به سرای آخرت و آمادگی برای آن، از راه ایمان و عمل صالح، متوجه میسازد، و قسمتهای مختلفی از زندگی پیامبران بزرگ، از جمله: حضرت نوح و حضرت موسی و حضرت یونس: را بازگو میکند و به همین مناسبت این سوره را یونس، نام گذاشتهاند.
همچنین در این سوره، از لجاجت و سرسختی بتپرستان سخن گفته شده و حضور و شهود خدا را در همه جا برای آنها، ترسیم میکند و به خصوص، از اعماق فطرتشان، برای اثبات این مسئله که به هنگام مشکلات آشکار میشود، کمک میگیرد
moeinm37
08-01-2008, 18:41
محتوای کلی سورة سجده چیست؟
محتوای کلی این سوره بیشتر محور توحید و معاد است که در چند بخش خلاصه میشود:
1. بیان عظمت قرآن، و نزول آن از سوی پروردگار جهانیان.
2. تدبیرات خداوند در این جهان و نشانههای او در آسمان و زمین.
3. آفرینش انسان.
4. مرگ و حساب قیامت.
5. بشارت مؤمنان به جنت المأوی، و انذار و هشدار فاسقان از عذاب بزرگ رستاخیز.
6. اشارهای کوتاه به سرگذشت حضرت موسیغ
7. تهدید دشمنان لجوج.( ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 17، ص 104و105، دارالکتب الاسلامیة. )
moeinm37
08-01-2008, 18:42
مفهوم سوره فصلت چیست؟
1. این سوره مبارک، دارای دو نام است; یکی "حم السجده" و دیگری "فُصّلت". 2. دلیل نام گذاری بسیاری از سورههای قرآن، وجود واژههایی به همان اسم، در متن همان سوره است. در این سوره نیز، واژه "فصّلت"، در آیه سوّم آن بیان شده است. 3. واژه "فصّلت" که از مصدر تفصیل میباشد، در برابر اصطلاح اِحکام و نیز واژه ِاجمال به کار میرود; احکام یعنی محکم گویی و بیان سخن با استحکام، و اجمال نیز، هم چنان که از ظاهر آن پیداست، به معنایی کوتاه گویی و بیان مختصر مطلب میباشد. از تقابل و تضاد میان تفصیل از یک سو و احکام و اجمال از سوی دیگر، این نکته به دست میآید که قرآن کریم، با تفصیل و به صورت باز و گسترده، مطالب خود را عرضه کرده، نه آن که روش اجمال گویی را در پیش گرفته باشد. مراد از سخن گویی به صورت غیر مُجمل و مفصّل نیز، آن است که خداوند، در بیان مطالب خود، اجزا و قسمتهای آن را از یک دیگر جدا و مشخص کرده است; این جدا سازی بخشهای مختلف سخن و مشخص نمودن دقیق آنها، همان است که گاهی از آن به نزول قرآن، تعبیر میشود. نزول قرآن هم بدان معنا است که محتوای قرآن، آن قدر نزول یافته، و مفاهیم بلند آن که به عالم ملکوت مربوط میباشد، در سطحی عرضه شده که در خور فهم شنونده باشد، به گونهای که شنوندة آشنا به ساختار بیان و کلمات، به درک معانی آنها توانایی داشته، مراد گویندة سخن را دریابد.(تفسیر المیزان، مرحوم علامه طباطبایی;، ج 17، ص 359، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات.) به این حقیقت; یعنی انتخاب شیوه تفصیل گویی در قرآن، در آیات دیگری نیز اشاره شده است، از جمله: الف ـ "اُحکِمَت ءایـَتُهُ ثُمَّ فُصِّلَت مِن لَدُن حَکیمٍ خَبیر; (هود، 1) این کتابی است که آیاتش استحکام یافته، سپس تشریح شده، و از نزد خداوند حکیم و آگاه، ]نازل گردیده[ است." ب ـ "والکِتـَبِ المُبین # اِنّا جَعَلنـَهُ قُرءَنـًا عَرَبیـًّا لَعَلَّکُم تَعقِلون # واِنَّهُ فی اُمِّ الکِتـَبِ لَدَینا لَعَلیُّ حَکیم; (زخرف، 2 ـ 4) سوگند به کتاب مبین ]و روشنگر[، که ما آن را قرآنی فصیح و عربی قرار دادیم، شاید شما ]آن را[ درک کنید. و آن در "ام الکتاب" ]لوح محفوظ[، نزد ما بلند پایه و استوار است." شیوة سخن گویی تفصیلی قرآن کریم، در آیات یاد شده، به روشنی درکپذیر است.
4. خلاصهای از محتوای این سورة مبارک، به قرار زیر است: این سوره، دربارة دوری گزیدن کفار از کتابی که بر آنان نازل شده; یعنی از قرآن کریم، سخن گفته و اساساً، هدف اصلی سورة مزبور، بررسی همین موضوع است. این مطلب از آغاز سوره نیز پی گرفته شده، در لابه لای آیات، بدان مرتب اشاره میفرماید.(همان.)
moeinm37
08-01-2008, 18:42
سوره اصحاب کهف، دربارة چه موضوعی است؟
سوره "کهف" با حمد و ستایش خداوند آغاز، و با سفارش به توحید و ایمان و عمل صالح پایان مییابد; و بیشتر مطالب آن مربوط به توحید و معاد است.
در این سوره به داستانهای اصحاب کهف، موسی و خضر، ذوالقرنین، یأجوج و مأجوج و داستان دو نفر که یکی بسیار ثروتمند و مرفه، امّا بیایمان; و دیگری فقیر و تهیدست، امّا مؤمن، نیز اشاره شده است.
"کهف" بمعنای "غار"، و اصحاب کهف (یاران غار)، گروه کوچکی از جوانان با هوش و با ایمان بودند که در یک محیط فاسد، در میان انواع ناز و نعمت بسر میبردند; ولی آنان نه تنها تسلیم و جذب محیط فاسد نشدند، بلکه علیه آن قیام نمودند، و برای حفظ ایمان و عقیده خود، و مبارزه با طاغوت زمان خویش، به همة ناز و نعمتها پشت پا زدند، و در نهایت به غاری از کوه پناه بردند، و بدین وسیله استقامت و پایمردی خود را در راه ایمان نشان دادند، خداوند نیز آنان را مورد لطف و یاری خود قرار داد و آنها را از شر طاغوت و طاغوتیان حفظ نمود، و سرگذشت آنان را در قرآن مجید، به عنوان یک "الگو" برای مؤمنان بیان نمود.( ر.ک: تفسیر نمونه، آیةالله مکارم شیرازی و دیگران، ج 12، ص 336 ـ 579، دارالکتب الاسلامیة / تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، سوره کهف. )
moeinm37
08-01-2008, 18:42
لطفاً در مورد سورة قمر توضیح مختصر دهید؟
سوره قمر در مکه نازل شد و دارای 55 آیه میباشد.
بخشهایی از محتوای سوره قمر عبارتند از:
1ـ مسأله نزدیکی قیامت، موضوع شق القمر و اصرار مخالفان در انکار آیات الهی.
2ـ سخن از نخستین قوم سرکش و لجوج یعنی قوم حضرت نوح و مسأله طوفان.
3ـ داستان قوم عاد و عذاب دردناک آنها.
4ـ قوم ثمود و مخالفت آنها با پیامبرشان و نیز معجزه حضرت صالح و مجازات آن قوم با صیحة آسمانی.
5ـ سرگذشت قوم لوط و انحراف و عذاب دردناک آنها.
6ـ مقایسه میان اقوام و مشرکان مکه و مخالفان پیامبر اسلام و پیشبینی آیندهای خطرناک برای آنها و... .(ر. ک: نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 23، ص 5 ـ 6، دارالکتب الاسلامیة، تهران.)
پیامبر اکرممیفرماید: "هر کس سورة اقتربت را یک روز در میان بخواند روز قیامت در حالی برانگیخته میشود که صورتش مانند ماه در شب بدر است و هر کس آن را هر شب بخواند افضل است، و در قیامت نور و روشنایی صورتش بر سایر خلایق برتری دارد."(ر. ک: مجمع البیان، مرحوم طبرسی ـ رحمه الله ـ ج 6، ص 92، منشورات دار مکتبة الحیاة، بیروت.)
moeinm37
08-01-2008, 18:43
در صورت امکان فهرستی از محتوای سورههای قرآن کریم را به صورت خلاصه بنویسید؟
1. محتوای سورة حمد
این سوره به دو بخش تقسیم میشود: بخشی از حمد و ثنای خدا سخن میگوید و بخشی از نیازهای بنده.
2. محتوای سوره بقره
بحثهایی پیرامون توحید و خداشناسی، معاد و زندگی پس از مرگ، اعجاز قرآن، بحثهایی درباره یهود و منافقان، تاریخ پیامبران مخصوصاً حضرت ابراهیمغ و حضرت موسیغ، بحثهایی در زمینة احکام مختلف اسلامی از قبیل (نماز، روزه، جهاد، حج، تغییر قبله، ازدواج و طلاق، تجارت، دَیْن، ربا، انفاق، قصاص، ..... قسمتی از گوشتهای حرام، قمار، شراب و بخشی از احکام وصیّت).
3. محتوای سوره آلعِمران
بحثهایی در زمینه ایمان و اسلام و استقامت در راه حمایت و گسترش اسلام، مبارزه منطقی با یهود و مسیحیت و مشرکان و پارهای درسهای تربیتی و نفی عقاید باطل.
4. محتوای سوره نِسأ
دعوت به ایمان و عدالت، ذکر سرگذشت پیشینیان، قانون ارث، قوانین مربوط به ازدواج، قوانین کلی برای حفظ اموال عمومی، کنترل و نگهداری و بهسازی محیط خانواده، حقوق وظایف افراد جامعه در برابر یکدیگر، معرفی دشمنان، لزوم اطاعت از رهبری، تشویق مسلمانان به مبارزه و اهمیت هجرت.
5. محتوای سوره مائده
معرفی عقائد و معارف اسلامی، مسأله رهبری پس از پیامبر اسلاممسألة اعتقاد به تثلیث در مسیحیت، وفای به عهد، عدالت اجتماعی، شهادت به عدل، ..... قتل نفس با ذکر داستان فرزندان آدمغ هابیل و قابیل، معرفی غذاهای حلال و حرام و قسمتی از احکام وضو و تیمّم.
6. محتوای سورة انعام
مبارزه با شرک و بتپرستی، دعوت به اصول سه گانة توحید ـ نبوت ـ معاد و ذکر اعمال و کردار و بدعتهای مشرکان.
7. محتوای سورة اَعراف
ذکر مسألة مبدأ و معاد، داستان آفرینش آدم، ذکر سرگذشت اقوام نوح و لوط و شعیب: و سرگذشت بنی اسرائیل و مبارزة حضرت موسیغ با فرعون.
8. محتوای سوره انفال
ذکر مسائل مالی و اقتصادی اسلام از جمله: اَنفال و غنائم، بیان صفات و امتیازات مؤمنان واقعی، داستان جنگ بدر، ذکر احکام جهاد، ذکر جریان شب تاریخی هجرت پیامبر6 از مکه به مدینه، وضع مشرکان و خرافات آنها قبل از اسلام، بیان حکم خُمس، بیان برتری معنوی مسلمانان بر کفار، حکم اسیران جنگی، بیان مبارزه با منافقان و راه شناخت آنان.
9. محتوای سوره توبه
قطع رابطه با مشرکان، بیان سرنوشت منافقان و نشانههای آنان، ذکر انحراف اهل کتاب از حقیقت توحید، بحثهای مربوط به جهاد، ستایش مجاهدان راه خدا، اشاره به زکات، بیان پرهیز از تراکم ثروت، لزوم تحصیل علم، ذکر داستان هجرت پیامبر6، بیان مسألة ماههای حرام، موضوع گرفتن جزیه از اقلیتهای مذهبی.
10. محتوای سوره یونس
تکیه بر مسألة مبدأ و معاد، مسألة وحی و مقام پیامبر اسلامبیان نشانههای عظمت خداوند، ذکر زندگی پیامبران از جمله: نوحغ، موسی و یونس، بیان لجاجت و سرسختی بتپرستان در برابر حق.
11. محتوای سوره هود
ذکر سرگذشت پیامبران مخصوصاً حضرت نوح، مبارزه با شرک و بتپرستی، ذکر مسألة معاد، دستور استقامت کردن به مؤمنان، ذکر سرگذشت هود و صالح و ابراهیم و لوط و موسی: و مبارزات آنان.
12. محتوای سوره یوسف
تمام آیات این سوره به جز چند آیة آخر در مورد سرگذشت جالب و شیرین و عبرتانگیز حضرت یوسفغ است.
13. محتوای سوره رعد
بیان حقّانیت و عظمت قرآن، ذکر اسرار آفرینش آسمانها و بیان معاد، اشاره به تسبیح کردن رعد، ذکر سجدة آسمانیان و زمینیها در برابر عظمت خدا، بیان مثالهای زیبا برای شناخت حق و باطل، ذکر وفای به عهد و صلة رحم و صبر و استقامت و انفاق کردن در پنهان و آشکار و بیان سرگذشت اقوام یاغی و سرکش و تهدید کفّار.
14. محتوای سوره ابراهیم
بیان داستان قهرمان توحید حضرت ابراهیمغ، ذکر تاریخ انبیای گذشته مانند: حضرت نوح و موسیو قوم عاد و ثمود و بیان مسأله مبدأ و معاد.
15. محتوای سوره حجر
سفارش به مطالعه در اسرار آفرینش، بیان مسأله معاد و کیفر بدکاران، ذکر اهمیت قرآن، بیان داستان آدم و سرکشی ابلیس، اشاره به سرگذشت اقوامی چون قوم لوط و صالح و شعیب:.
16. محتوای سوره نحل
بیان پارهای از نعمتهای خداوند از قبیل باران و نور آفتاب، انواع گیاهان و میوهها و مواد غذایی و حیواناتی که خدمتگزار انسانها هستند، اشارة پرمعنی و کوتاه به زنبور عسل، ذکر دلایل توحید، بیان معاد، تهدید مشرکان، دستور به عدل و احسان و هجرت و جهاد و نهی از فحشأ و ظلم و ستم و پیمانشکنی، ذکر کوتاهی از حضرت ابراهیمغ.
17. محتوای سوره اَسْرأ
بیان دلایل نبوت، ذکر داستان معراج پیامبر6، بیان تاریخ پرماجرای بنی اسرائیل، ذکر مسأله وجود حساب و کتاب در زندگی این جهان، حقشناسی بخصوص در رابطه با پدر و مادر، ..... اسراف و تبذیر کردن و همچنین بُخل و فرزندکشی (در جاهلیت بوده است) و زنا و خوردن مال یتیم و کمفروشی و تکبر و خونریزی، بیان تأثیر قرآن در درمان هر گونه بیماری اخلاقی و اجتماعی، ذکر معجزه بودن قرآن.
18. محتوای سوره کَهف
ذکر داستان اصحاب کهف، ذکر داستان ملاقات حضرت موسی و خِضر (هر چند نام خضر در این سوره نیامده است) و بیان درسی عمیق و زیبا در اینباره، بیان ماجرای ذُوالقرنین و یأجوج و مأجوج.
19. محتوای سوره مریم
بیان سرگذشت حضرت زکریا و حضرت مریم و عیسی: و ابراهیم قهرمان توحید و فرزندش اسماعیل و ادریس و پارهای دیگر از پیامبران بزرگ الهی، بیان مباحثی از قیامت، نفی فرزند داشتن خداوند و بیان مسألة شفاعت.
20. محتوای سوره طه
اشاره به عظمت قرآن و بیان صفات جلال و جمال خداوند، ذکر داستان حضرت موسی و گوسالهپرستی بنیاسرائیل، اشاره به مسأله معاد وبیان سرگذشت آدمغ و حوّا در بهشت و هبوط آنان.
21. محتوای سوره انبیأ
اشاره به فرازهایی از حالات 16 تن از پیامبران بزرگ الهی که عبارتند از: حضرت موسی، هارون، ابراهیم، لوط، اسحاق، یعقوب، نوح، داوود، سلیمان، ایوب، اسماعیل، ادریس، ذوالکفل، ذالنّون (یونس)، زکریا و یحیی. همچنین اشاره به توحید و پیروزی حق علیه باطل.
22. محتوای سوره حَج
ذکر آیاتی در مورد معاد و بیان دلایل آن، بررسی سرگذشت عبرتانگیز گذشتگان از جمله قوم نوح، عاد، ثمود، قوم ابراهیم و لوط، قوم شعیب و قوم موسی. بیان مباحثی در مورد مسأله حج و سابقة تاریخی آن از زمان حضرت ابراهیم و بیان مسأله قربانی کردن در حج و طواف...، تشویق به نماز و زکات و امر به معروف و نهی از منکر و بیان توکل کردن به خداوند.
23. محتوای سوره مؤمنون
بیان اوصاف مؤمنان، بیان خداشناسی همراه با آوردن نشانههای مختلفی از نظام شگرف آفرینش انسان و حیوانات و گیاهان، بیان سرگذشت پیامبرانی چون: نوح، هود، موسی و عیسی:، بحثهایی دربارة معاد.
24. محتوای سوره نور
این سوره را میتوان سوره پاکدامنی و عفت و مبارزه با آلودگیهای جنسی دانست. چرا که قسمت عمده دستوراتش بر محور پاکسازی اجتماع از طرق مختلف از آلودگیهای جنسی دور میزند.
25. محتوای سوره فرقان
ذکر دلایل توحید و اشاره به منطق ضعیف مشرکان، ذکر نشانههای عظمت خداوند مانند: روشنایی آفتاب، ظلمت و تاریکی شب، باد وباران، زنده شدن زمین، آفرینش آسمانها و زمین و خورشید و ماه و سیر منظم آنها، بیان صفات مؤمنان راستین.
26. محتوای سوره شعرأ
بیان عظمت قرآن، فرازهایی از سرگذشت هفت پیامبر بزرگ الهی که عبارتند از: ابراهیم، نوح، هود، صالح، لوط، شعیب و حضرت موسی: و مباحثی پیرامون شعرا.
27. محتوای سوره نَمل
اشاره به معاد، ذکر سرگذشت پنج پیامبر بزرگ الهی، بیان داستان حضرت سلیمان و ملکة سبأ و سخن گفتن پرندگانی چون هدهد و حشراتی چون مورچه با آن حضرت.
28. محتوای سوره قصص
ذکر تاریخچه بنی اسراییل، بیان داستان قارون آن مرد ثروتمند و مستکبر که سرگذشتی چون فرعون داشت و با این تفاوت که قارون در خاک فرو رفت و فرعون در آب غرق شد.
29. محتوای سوره عنکبوت
بیان مسأله امتحان شدن انسانها، ذکر وضع منافقان، ذکر گوشههایی از مبارزات پیامبران بزرگ الهی چون: حضرت نوح، ابراهیم، لوط، شعیب و بیان مسأله توحید و ضعف و ناتوانی معبودهای ساختگی.
30. محتوای سوره روم
پیشگویی پیروزی رومیان بر ایرانیان در جنگی که در آینده درگیر میشد، بیان گوشهای از طرف فکر و حالات افراد بی ایمان، اشاره به مسأله مالکیت و حق ذیالقربی و نکوهش رباخواری.
31. محتوای سوره لقمان
اشاره به عظمت قرآن، ذکر قسمتی از سخنان حکمتآمیز لقمان به فرزندش، بیان دلایل توحید و اشاره کوتاهی به مسألة معاد و بیان علم غیب خداوند.
32. محتوای سوره سَجده
بیان عظمت قرآن، ذکر آفرینش انسان از خاک و آب و روح الهی، ذکر معاد و انذار و بشارت، اشاره کوتاهی به تاریخ بنیاسراییل.
33. محتوای سوره احزاب
اشاره به پارهای از خرافات دوران جاهلیت (قبل از اسلام) مانند مسأله ظِهار (یک شیوه طلاق در جاهلیت بوده است)، اشاره به جنگ، اشاره به جنگ احزاب، اشاره به همسران پیامبر که باید در همة امور الگو باشند، اشاره به داستان زید پسر خوانده پیامبر اسلامو ذکر مسأله حجاب.
34. محتوای سوره سبأ
بیان مسأله توحید ونبوت و معاد، ذکر نعمتهای الهی، بیان سرنوشت شکرگزاران و کافران، دعوت انسانها به تفکر و اندیشه و عمل صالح.
35. محتوای سوره فاطر
بیان عظمت خداوند و مسأله توحید، اشاره به مسأله رهبری انبیأ و مبارزة آنان با کافران، بیان اندرز و مواعظ الهی در زمینههای مختلف.
36. محتوای سوره یس
بیان رسالت پیامبر اسلامو قرآن مجید و هدف نزول آن، اشاره به رسالت بعضی از پیامبران الهی، ذکر مباحثی دربارة توحید، معاد و پایان جهان و بهشت و دوزخ.
37. محتوای سوره صافّات
بحثی پیرامون گروههایی از ملائکه، بیان عاقبت کافر، ذکر قسمتی از تاریخ انبیای بزرگ الهی مانند: حضرت نوح، ابراهیم، اسحاق، موسی و هارون، الیاس، لوط و یونس: و بیان یکی از انواع شرک که عبارت باشد از اعتقاد به خویشاوندی خداوند با جنّ یا فرشتگان، بیان پیروزی لشکر حق بر کفر و نفاق.
38. محتوای سوره ص
ذکر مسأله نبوت پیامبر اسلام، اشاره به گوشههایی از تاریخ پیامبران مخصوصاً: حضرت داوود، سلیمان و ایوب، بیان سرنوشت کفار، بیان آفرینش انسان و مقام والای او و سجده کردن فرشتگان برای آدم.
39. محتوای سوره زُمر
بیان توحید و معاد، بیان پاداش و عذاب در قیامت، بیان اهمیت قرآن مجید، اشارة کوتاه به سرگذشت اقوام گذشته و ذکر مسألة توبه.
40. محتوای سوره مؤمن
طرح داستان حضرت موسیغ و فرعون، اشاره به مؤمن آلفرعون، دعوت پیامبر6 به صبر و شکیبایی و اشاره به قیامت و توحید.
41. محتوای سوره فصلت
توجه دادن به قرآن، اشاره به آفرینش آسمان و زمین و مراحل پیدایش کرة زمین و کوهها و گیاهان و حیوانات، اشاره به سرگذشت اقوام مغرور و سرکش گذشته از جمله قوم عاد و ثمود و اشارة کوتاهی به داستان حضرت موسیغ.
42. محتوای سوره شوری
اشاره به وحی و ارتباط پیامبران با خداوند، بیان یک سلسله مباحث اخلاقی مانند: استقامت، توبه، عفو و گذشت، فرو نشاندن آتش خشم، دوری کردن از لجاجت و دنیاپرستی و جزع و فزع به هنگام بروز مشکلات.
43. محتوای سوره زخرف
اشاره به اهمیت قرآن و نبوت پیامبر اسلام، مبارزه با تقلیدهای کورکورانه، اشاره به ارزشهای باطلی که حاکم بر افراد بیایمان است، بیان اندرزهای سودمند و مؤثر.
44. محتوای سوره دُخان
بیان عظمت قرآن و این که در شب قدر نازل شده است، اشاره به سرگذشت حضرت موسی و قوم بنی اسراییل در مقابل فرعون، اشاره به هدف آفرینش و بیهوده نبودن خلقت آسمان و زمین.
45. محتوای سوره جاثیه
بیان عظمت قرآن، ذکر پارهای از ادعاهای طبیعی مسلکان و پاسخ قاطع به آنها، اشاره کوتاهی به سرنوشت بعضی اقوام گذشته چون بنی اسرائیل، دعوت به عفو و گذشت در عین قاطعیت و عدم انحراف از حق، اشاره به حوادث تکان دهندة روز قیامت، مخصوصاً مسأله نامة اعمال که تمامی کارهای انسان را بی کم و کاست در بر میگیرد.
46. محتوای سوره احقاف
ذکر عظمت قرآن، اشاره به داستان قوم عاد که ساکن سرزمین احقاف بودند. اشاره به گسترش و عمومیت دعوت پیامبر اسلام تا آنجا که غیر از انسانها طایفه جنّ را نیز شامل میشود.
47. محتوای سوره محمّد6
بیان مسأله ایمان و کفر و مقایسه حال مؤمنان و کافران، بیان مسأله جهاد، ذکر شرح حال منافقان، بررسی سرنوشت اقوام گذشته، بیان آزمایش الهی به تناسب مسأله جنگ، ذکر مسأله انفاق که آن نیز نوعی جهاد است و نقطة مقابل آن بُخل.
48. محتوای سوره فَتْح
اشاره به پیروزی اسلام و تأکید بر تحقق خواب پیامبر6 مبنی بر وارد شدن به مکه و انجام مناسک عمره، اشاره به حوادث صلح حُدیبیه و مسألة بیعت رضوان، اشاره به مقام پیامبر6 و هدف والای ایشان، معرفی کسانی که از شرکت در جهاد معاف هستند، اشاره به ویژگیهای پیروان پیامبر اسلامو صفات مخصوص آنها.
49. محتوای سوره حُجُرات
بیان آداب برخورد با پیامبر بزرگ اسلام، اشاره به یک سلسله اصول اخلاق اجتماعی اسلام، بیان دستوراتی در زمینة چگونگی حل و فصل اختلافات داخلی، که احیاناً در میان مسلمانان روی میدهد، اشاره به این که ایمان تنها به گفتار نیست.
50. محتوای سوره ق
تقریباً تمام آیات این سوره بر محور معاد دور میزند و مباحثی چون ثبت اعمال و اقوال، مرگ و انتقال از این جهان به جهان دیگر، حوادث قیامت و استدلال بر مسأله معاد را مطرح مینماید. البته در این میان به اقوام طغیانگر گذشته چون فرعون و قوم عاد و قوم لوط و قوم شعیب و تُبَّع اشاره میکند.
51. محتوای سوره الذّاریات
بیان مسأله معاد، اشاره به توحید، ذکر داستان فرشتگانی که مهمان حضرت ابراهیمغ شدند، اشاره به داستان حضرت موسیغ و...
52. محتوای سوره طور
اشاره به نعمتها و مواهب الهی برای مؤمنان در قیامت، اشاره به نبوت پیامبر6، بیان مسأله توحید و معاد، ذکر عذابهای الهی برای کافران.
53. محتوای سوره النّجم
اشاره به تماس مستقیم پیامبر6 با پیک وحی (جبرئیل)، اشاره به معراج پیامبر6، بیان خرافات مشرکان در مورد بتها، بازگذاشتن راه توبه، ذکر اقوام گذشته مانند: قوم عاد و ثمود و نوح و لوط.
54. محتوای سوره قَمر
بیان نزدیکی قیامت و موضوع شَقُ القَمر، اشاره به قوم سرکش نوح و مسأله طوفان، ذکر داستان قوم عاد و ثمود و مخالفاتشان باحضرت صالح و مسأله ناقه (شتر)، اشاره به قوم لوط و سخنی کوتاه در مورد مؤمن آلفرعون.
55. محتوای سوره الرّحمن
اشاره به نعمتهای الهی، اشاره به چگونگی خلقت جنّ و انسان، بیان نشانههای خداوند در زمین و آسمان، ذکر نعمتهای ابدی جهان آخرت و عذابهای دردناک مشرکان و کافران.
56. محتوای سوره واقعه
بیان نشانههای ظهور قیامت و گروهبندی انسانها، ذکر مقامات مقربین و اصحاب یمین و انواع مواهب الهی برای آنها، ذکر اصحاب شمال و مجازاتهای دردناک آنها در دوزخ، بیان حالت احتضار و انتقال از این جهان.
57. محتوای سوره حدید
بیان توحید و صفات خداوند که حدود بیست و هفت صفت از صفات الهی در آن آمده است. اشاره به عظمت قرآن، ذکر انفاق در راه خدا، اشاره به عدالت اجتماعی که از اهدافِ مهم انبیأ است، مذمّت و نکوهش رهبانیت و انزوای اجتماعی.
58. محتوای سوره مجادله
اشاره به حکم ظهار، بیان دستورهایی در آداب مجالست از جمله منع کردن از نجویَ (در گوشی حرف زدن)، بحث در مورد منافقان و دعوت به حِزب اللّه.
59. محتوای سوره حشر
اشاره به تسبیح کردن عمومی موجودات در برابر خداوند، اشاره به ماجرای درگیری مسلمانان با یهودیان پیمانشکن مدینه و اشاره به منافقان مدینه، بیان صفات جمال و جلال خدا و اسمأ حسنیَ.
60. محتوای سوره ممتحنه
بیان مسأله (حُب فی اللّه) و (بُغض فی اللّه) و نهی از طرح دوستی با مشرکان، اشاره به زنان مهاجر و آزمایش و امتحان آنها.
61. محتوای سوره صف
دعوت به هماهنگی گفتار و کردار و پرهیز از سخن گفتن بدون عمل کردن، دعوت به جهاد، اشاره به پیمانشکنی بنیاسرائیل، بشارت عیسیغ به آمدن پیامبر اسلام، تضمین پیروزی اسلام بر همة ادیان، اشاره به زندگی حوارییّن حضرت عیسیغ.
62. محتوای سوره جُمعه
بیان توحید و هدف بعثت پیامبر اسلام، ذکر مسأله معاد، اشاره به برنامة سازندة نماز جمعه و بعضی خصوصیات این عبادت بزرگ، اشاره به تسبیح عمومی موجودات، دستور مؤکّد برای انجام نماز جمعه و تعطیل کسب و کار برای شرکت در آن.
63. محتوای سوره منافقین
محور اصلی این سوره منافقان است که شامل نشانههای آنان، بر حذر داشتن مؤمنان از توطئههای آنها میباشد و همچنین توصیه به انفاق در راه خدا و غافل نشدن از ذکر او.
64. محتوای سوره تغابن
بیان توحید و صفات و افعال خداوند، اشاره به این که روز قیامت روز مغبون شدن گروهی و برنده شدن گروه دیگر است، دستور به اطاعت از خدا و پیامبر و دعوت به انفاق کردن.
65. محتوای سوره طلاق
بیان احکام مربوط به طلاق و اشارههایی به مبدأ و معاد و نبوت پیامبر و بشارت و انذار.
66. محتوای سوره تحریم
اشاره به موضوع مربوط به پیامبر6 با بعضی از همسرانش، دستور به مراقبت در امر تعلیم و تربیت خانواده، اشاره به توبه و جهاد، اشاره به دو تن از زنان صالح یعنی حضرت مریم و همسر فرعون و دو نفر از زنان ناصالح مانند همسر نوح و همسر لوط.
67. محتوای سوره ملک
اشاره به صفات خداوند و نظام شگفت خلقت، خصوصاً آفرینش آسمانها و ستارگان و زمین و پرندگان و آبهای جاری و آفرینش گوش و چشم (ابزار شناخت).
68. محتوای سوره قلم
ذکر قسمتی از صفات ویژه رسول خدا6 مخصوصاً اخلاق برجستة ایشان، بیان قسمتی از صفات زشت دشمنان، بیان عظمت قرآن و اشاره به قیامت.
69. محتوای سوره الحاقّة
بیان مسائل مربوط به قیامت که سه نام از نامهای قیامت یعنی "حاقّة، قارعة، واقعه" را در این سوره ذکر فرموده است. اشاره به سرنوشت اقوام گذشته مخصوصاً: قوم عاد، قوم ثمود و قوم فرعون، اشاره به عظمت قرآن و پیامبر6.
70. محتوای سوره مَعارج
بیان خصوصیات قیامت، ذکر پارهای از صفات انسانهای خوب و بد، اشاره به عذاب شدن یکی از منکران پیامبر6.
71. محتوای سوره نوح
این سوره سرگذشت حضرت نوح را بیان میکند.
72. محتوای سوره جن
مباحث این سوره عمدتاً دربارة موجودات ناپیدایی به نام جنّ میباشد که به ایمان آوردن آنها به پیامبر اسلامو خضوع آنها در برابر قرآن مجید و اعتقادشان به معاد و این که دارای گروهی مؤمن و گروهی کافر هستند اشاره شده است.
73. محتوای سوره مزمّل
دعوت پیامبر به قیام شبانه برای عبادت و تلاوت قرآن، اشاره به معاد، اشاره به حضرت موسی، دعوت به نماز و زکات و انفاق در راه خدا.
74. محتوای سوره مدَّثِّر
دعوت پیامبر به قیام و ابلاغ آشکار پیام الهی و صبر و استقامت، تأکید بر امر قیامت از طریق سوگندهای مکرّر و اشاره به ارتباط سرنوشت هر انسانی با اعمال او.
75. محتوای سوره قیامت
مباحث این سوره بر محور قیامت و معاد دور میزند، از جمله بیان حوادث عجیب و هولانگیز که در پایان این جهان و آغاز قیامت روی میدهد و لحظات پراضطراب مرگ و انتقال از این جهان به جهان دیگر.
76. محتوای سوره انسان
اشاره به آفرینش انسان، اشاره به اهمیت قرآن، بیان حاکمیت مشیّت و خواست الهی در عین مختار بودن انسان.
77. محتوای سوره مرسلات
بیشترین مطلبی که در این سوره طرح شده است، مسائل مربوط به قیامت میباشد.
78. محتوای سوره نَبَأ
طرح حادثه بزرگ قیامت در قالب سؤال، اشاره به قدرت خداوند در آسمان و زمین، اشاره به نعمتهای الهی برای نیکوکاران و عذابهای دردناک برای طغیانگران و کافران.
79. محتوای سوره النّازعات
این سوره بر محور مسائل مربوط به معاد دور میزند و اشارهای هم به داستان حضرت موسی و سرنوشت فرعون مینماید و این که هیچ کس غیر از خدا ازتاریخ وقوع روز قیامت باخبر نیست.
80. محتوای سوره عبس
طرح مسأله معاد، اشاره به کسی که در برابر مرد نابینای حقیقتجو برخورد مناسبی نداشت، بیان و ارزش و اهمیت قرآن.
81. محتوای سوره تکویر
بیان مسأله قیامت و دگرگونی عظیم در پایان این جهان، اشاره به عظمت قرآن.
82. محتوای سوره انفطار
این سوره نیز بر محور مسائل مربوط به قیامت دور میزند و انسان را به نعمتهای خداوند و فرشتگانی که مأمور ثبت اعمال انسانها هستند توجه میدهد.
83. محتوای سوره مطفّفین
اشاره به کم فروشان و تهدید آنان، اشاره به سرنوشت بدکاران در روز قیامت و نعمتهای عظیم الهی برای نیکوکاران.
84. محتوای سوره انشقاق
این سوره نیز عموماً به مسأله معاد اشاره دارد و حوادث هولناک روز قیامت را بیان میکند.
85. محتوای سوره بروج
اشاره به اصحاب اخدود، اشاره به داستان فرعون و ثمود و اقوام گردنکش و طغیانگری که نابود شدند، بیان عظمت قرآن و اهمیت آن.
86. محتوای سوره طارق
اشاره به مسأله معاد و بیان اهمیت و ارزش و عظمت قرآن مجید.
87. محتوای سوره اعلی
اشاره به دستوارت الهی به پیامبر در زمینة تسبیح پروردگار و ادای رسالت، اشاره به مؤمنان خاضع و کافران شقی و ذکر عوامل شقاوت و سعادت.
88. محتوای سوره الغاشیة
اشاره به معاد، بیان مسأله توحید و اشاره به آفرینش آسمان و خلقت کوهها و زمین و اشاره به نبوّت.
89. محتوای سوره فجر
تهدید کافران به عذاب، اشاره به اقوام طغیانگری چون عاد و ثمود و فرعون، اشاره به امتحان شدن انسان و بیان مسأله معاد.
90. محتوای سوره بلد
اشاره به این که زندگی انسان در این دنیا همواره توأم با مشکلات و رنج است، ذکر پارهای از نعمتهای الهی و ناسپاسی انسان، اشاره به گروه مؤمنان و گروه کافران و سرنوشت آنها.
91. محتوای سوره الشّمس
اشاره به تهذیب نفس و تطهیر قلب از ناپاکیها و اشاره به اقوام طغیانگر گذشته مانند: قوم ثمود.
92. محتوای سوره اللَّیل
این سوره مردم را به دو گروه تقسیم میکند: انفاق کنندگان با تقوی و بخیلانی که منکر پاداش الهی هستند و پایان کار گروه اول را خوشبختی و آرامش و پایان کار گروه اول را خوشبختی و آرامش و پایان کار گروه دوم را سختی و بدبختی میشمرد.
93. محتوای سوره الضحی
این سوره به پیامبر بشارت میدهد که خداوند هرگز تو را رها نساخته است و سپس وعدة عطا و بخشش فراوان به او میدهد.
94. محتوای سوره اَلَمْ نَشْرَح
در این سوره نیز به قسمتی از مواهب الهی به پیامبر6 اشاره شده است.
95. محتوای سوره التّین
این سوره به آفرینش زیبای انسان و مراحل تکامل و عوامل انحطاط او اشاره دارد و نیز مسألة معاد و حاکمیت خداوند را بیان میکند.
96. محتوای سوره عَلق
این سوره ابتدا به پیامبر دستور قرائت و تلاوت قرآن را میدهد و سپس به آفرینش انسان اشاره میکند و به انسانهای ناسپاس وعدة مجازات دردناک میدهد.
97. محتوای سوره قدر
این سوره به بیان نزول قرآن مجید در شب قدر میپردازد و سپس اهمیت شب قدر و برکات و آثار آن را متذکر میشود.
98. محتوای سوره بیّنه
این سوره به رسالت جهانی پیامبر اکرماشاره دارد و همچنین به موضعگیریهای مختلف اهل کتاب و مشرکان در برابر اسلام اشاره میکند.
99. محتوای سوره زلزله
این سوره نشانههای وقوع قیامت را بیان دارد.
100. محتوای سوره والعادیات
این سوره به پارهای از ضعفهای نوع انسان همچون بخل و دنیاپرستی اشاره مینماید و در نهایت مسأله قیامت را مطرح میکند.
101. محتوای سوره القارعة
این سوره به طور کلی از معاد و مقدمات آن سخن میگوید و به پاداش درستکاران و عذاب بدکاران اشاره میکند.
102. محتوای سوره تکاثر
این سوره در ابتدا به سرزنش افرادی میپردازد که بر اساس مطالب موهوم بر یکدیگر تفاخر میکنند و سپس به معاد اشاره میشود.
103. محتوای سوره والعصر
این سوره اشاره دارد که جز افراد با ایمان همة انسانها در زیانکاری هستند.
104. محتوای سوره همزه
این سوره به کسانی اشاره دارد که تمام تلاش خود را متوجه جمع مال کرده و کسانی را که دستشان از آن خالی است به دیدة حقارت مینگرند و آنها را مسخره میکنند و سپس سرنوشت دردناک این ثروتاندوزان مستکبر را بیان مینماید.
105. محتوای سوره الفیل
این سوره به داستان تاریخی معروفی اشاره میکند که در سال تولد پیامبر اسلامواقع شده است و این که خداوند خانة کعبه را از شر لشکر عظیم کفّار که از سرزمین یمن سوار بر فیل آمده بودند حفظ کرد.
106. محتوای سوره قریش
این سوره به نعمتهایی اشاره دارد که خداوندبه قریش ارزانی داشته و در نهایت آنان را به سپاسگزاری و عبادت پروردگار دعوت مینماید.
107. محتوای سوره الماعون
در این سوره به صفات و اعمال منکران قیامت اشاره شده است.
108. محتوای سوره کوثر
در این سوره خداوند به پیامبر6 بشارت نعمتهای فراوان از جمله کوثر داده و دشمنان او را ابتر میخواند.
109. محتوای سوره الکافرون
این سوره پاسخی است کوبنده به درخواست کافران که میخواستند از طریق فشار و سختگیری، پیامبر6 را به سازش بکشانند ولی پیامبر دست رد بر سینة آنان زد.
110. محتوای سوره النصر
در این سوره خداوند بشارت ونوید پیروزی عظیمی را به پیامبر6 میدهد که به دنبال آن مردم گروه گروه به دین خدا وارد میشوند.
111. محتوای سوره تبّت
در این سوره حملة شدیدی با ذکر نام به یکی از دشمنان اسلام و پیامبر در آن عصر و زمان یعنی ابولهب شده است و اشاره مینماید که او و همسرش هر دو اهل دوزخ هستند.
112. محتوای سوره اخلاص
این سوره چنان که از نامش پیداست از توحید پروردگار و یگانگی او سخن میگوید.
113. محتوای سوره فلق
محتوای این سوره تعلیماتی است که خداوند به پیامبر6 خصوصاً و به مسلمانان عموماً در زمینه پناه بردن به خدا از شر همة اشرار میدهد.
114. محتوای سوره الناس
این سوره به پیامبر6 به عنوان پیشوا و .... دستور میدهد که از شر همة وسوسهگران به خدا پناه ببرد.( برگرفته از دانستنیهای قرآن، مصطفی اسرار، ص 45ـ68، نشر محیا. )
moeinm37
08-01-2008, 18:43
سوره "فجر" چه زمانی بر پیامبر اکرمنازل شد؟ موضوع این سورة مبارکه چیست؟
سورة "فجر"، از سور "مکی" است، و قبل از هجرت نازل شده است.
موضوعات این سوره در چند بخش خلاصه میشود:
1. سوگندهای بیسابقه که مقدمهای برای تهدید جباران به عذابهای الهی است.
2. اشارهای به بعضی از اقوام طغیانگر پیشین، مانند قوم عاد، ثمود، فرعون، و انتقام شدید خداوند از آنان کرده است، تا قدرتهای دیگر حساب خود را برسند.
3. اشارة مختصری به امتحان و آزمایش انسان دارد.
4. و در آخرین بخش این سوره، مسالة معاد و سرنوشت مجرمان و کافران، و همچنین پاداش عظیم مؤمنانی که صاحب نفوس مطمئنه هستند مطرح شده است.
در پایان شایسته است بگوییم: این سوره، به سورة امام حسینمعروف است.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیتاللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 26، ص 438 ـ 475، دارالکتب الاسلامیه.) همچنان که در روایتی از حضرت صادقآمده است: سورة فجر را در نمازهای واجب و مستحب بخوانید; چون سورة حسین بن علیاست و کسی که آن را بخواند، در بهشت، در درجه و مقام ایشان، خواهد بود."(تفسیر نورالثقلین، علامه حویزی، ج 8، ص 193، مؤسسة التاریخ العربی.)
moeinm37
08-01-2008, 18:44
لطفاً تفسیر سورة انبیأ را بنویسید؟
به جهت گسترده بودن سوره انبیا، تفسیر آن در این مختصر ممکن نیست; از این رو تنها به محتوای کلی سوره اشاره میشود.
سورة انبیا، یکی از سورههای مکّی قرآن است و به جهت آن که نام پیامبران بیش از هر سورة دیگری در آن آمده است به انبیا معروف شده است.
محتوای این سوره عبارت است از:
1. ذکر فرازهایی از زندگی شانزده تن از پیامبران;
2. سخن از مبدأ و معاد;
3. سخن از یکتایی خداوند;
4. گفتاری دربارة پیروزی حق بر باطل، توحید بر شرک و لشکریان عدل و داد بر ابلیسیان.
5. هشداری شدید نسبت به مردم غافل و بی خبر از حساب و کتاب آخرت.
بنابراین مطالعه این سوره و عمل به آن، ثمرات پرباری مانند: صبر و شکیبایی، آگاهی از عقاید اسلام و مراقبت بر اعمال خویش را در پی دارد.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 13، ص 349، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
08-01-2008, 18:44
سوره نمل و سوره نحل چه تفاوتی با هم دارند؟
برخی از تفاوتهای سوره نمل با سوره نحل عبارتند از:
1. در سوره نمل داستان حضرت سلیمان و ملکة سبا و چگونگی ایمان آوردن او به توحید و سخن گفتن پرندگانی همچون هُدهُد و حشراتی مانند مورچه، با حضرت سلیمانغ مطرح است و به همین مناسبت به سوره نمل نامگذاری شده است، ولی در سوره نحل بیش از هر چیز بر نعمتهای خداوند تأکید شده و حس شکرگزاری هر انسانی را بیدار میکند وحتی برخی این سوره را سورة "نعم" (سورة نعمتها) گفتهاند. در سوره نحل ضمن برشمردن نعمتهای الهی اشارهای کوتاه امّا پرمعنا به خلقت زنبور عسل و تولید شربتی بسیار گوارا به نام عسل از حشرة مذکور شده است; و به همین خاطر این سوره "نحل" به معنای زنبور عسل نام گرفته است.
پرسشگر محترم! اگر از پرسش خود منظور دیگری دارید، لطفاً در مکاتبات بعدی توضیح بیشتر دهید.(برای آگاهی بیشتر ر.ک: المیزان، علامه طباطبایی;، ج 12، ص 202ـ377; ج 15، ص 339ـ407، انتشارات اسلامی، قم.)
moeinm37
08-01-2008, 18:44
در کدام یک از سورهها، خداوند متعال، نعمتهای خود را میشمارد؟
در سورههای متعددی، نعمتهای خداوند شمرده شده است. به نظر میرسد بیشتر از همه در سورههای "الرحمن" و "النحل" نعمتهای خداوند یاد شده باشد. از بین این دو سوره، در سورة نحل، نعمتهای بیشتری آمده است; به طوری که برخی، آن را سورة "نعمتها" نامیدهاند.(تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 11، ص 342، دارالکتب الاسلامیة.)
نعمتهای این سوره، شامل نعمتهای مربوط به باران، نور آفتاب، انواع گیاهان و میوهها و مواد غذایی دیگر، و حیوانهایی که خدمتگزار انسانها هستند و منافع و برکتهایی که از آنها به انسان میرسد و انواع وسایل زندگی و حتی نعمت فرزند و همسر و... است.
یادآوری این همه نعمت و بیان ریزهکاریهای آنها، به خاطر بیدار کردن حس شکرگزاری انسانها و نزدیک شدن آنان به آفریننده نعمتها است.
moeinm37
08-01-2008, 18:45
اولین سورهای که در مکه یا در مدینه نازل شد کدام است؟
دربارة اوّلین آیه یا سوره نازل شده بر پیامبراکرمسه نظر وجود دارد:
1. آیات اوّل سوره علق: از امام صادقروایت شده: "اوّل ما نزل علی رسولالله، بسماللهالرحمنالرحیم اقرأ باسم ربّک..."(اصول کافی، مرحوم کلینی، ج 2، ص 592، دارالتعارف للمطبوعات.)
2. سوره مدثّر(مجمعالبیان، مرحوم طبرسی، ج 10، ص 173، اعلمی.)
3. سورة حمد: از حضرت علینقل شده که از پیامبر اکرمدربارة ثواب قرائت سورهها سؤال کردند. ایشان در جواب، اوّلین سورهای که در مکّه نازل شده سوره "حمد"، آنگاه "اقرأ باسم ربّک" و آنگاه "ن و القلم" را بر شمردند.
میان این سه نظر میتوان به گونهای جمع کرد; زیرا نزول سه یا پنج آیه از ابتدای سوره علق به طور قطع با آغاز بعثت مقارن بوده است و این مسئله مورد اتّفاق است. سپس چند آیه از ابتدای سورة مدثر نازل شده است; ولی اولین سوره کامل که بر پیامبر نازل گردیده سورة حمد است و چند آیه از سوره علق یا سوره مدثر سوره محسوب نمیشود.(تاریخ قرآن، آیةالله معرفت، ص 43و44، سمت.)
moeinm37
08-01-2008, 18:45
معنا و حقیقت "مائده" را توضیح دهید.
"مائده" در لغت به خوان و سفره و طبق گفته میشود و نیز به غذایی که در آن قرار میدهند و در اصل از مادة "مید" به معنای حرکت و تکان خوردن است، ممکن است اطلاق مائده بر سفره و غذا به خاطر نقل و انتقالی است که در آن صورت میگیرد.
مائده، سفرة آسمانی بود که به تقاضای گروهی از پیروان حضرت مسیحغ و به درخواست حضرت مسیح از سوی خداوند متعال برای آنان فرود آمد، قرآن کریم میفرماید: عیسی عرض کرد: خداوندا، پروردگارا! مائدهای از آسمان بر ما بفرست تا عیدی برای اول و آخر ما باشد و نشانهای از تو، و به ما روزی ده، تو بهترین روزی دهندگانی"(مائده،114)
دربارة محتویات این مائده در قرآن ذکری به میان نیامده; ولی از احادیث از جمله روایتی که از امام باقر7 نقل شده، چنین بر میآید که غذای مزبور چند قرص نان و چند ماهی بود و ممکن است علت مطالبه چنین اعجازی آن بود که شنیده بودند مائدة آسمانی بر بنی اسرائیل به اعجاز حضرت موسیغ نازل شد، آنها همچنین تقاضایی را از حضرت عیسیغ کردند.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیةالله مکارم شیرازی و دیگران، ج، صـ129، دارالکتب الاسلامیه، تهران; مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، ص، دفتر نشر الکتاب، مصر))
moeinm37
08-01-2008, 18:49
محتواي سورة "الرحمن" چيست؟
اين سوره به طور کلي بيانگر نعمتهاي مختلف "معنوي" و "مادي" خداوند است که بر بندگان خود ارزاني داشته و آنان را در آن غرق ساخته است، به طوري که ميتوان نام اين سوره را "سورة رحمت" يا "سورة نعمت" گذارد.
محتواي اين سوره به اختصار به اين قرار است.
1. مقدمه و آغاز سوره درباره نعمتهاي بزرگي مانند تعليم و تربيت، حساب و ميزان، وسايل رفاهي انسان و غذاهاي روحي و جسمي;
2. بخش دوم درباره چگونگي آفرينش انسان و جنّ;
3. بخش سوم سخن از نعمتهاي جهان آخرت و پاداشهاي مؤمنان;
4. بخش چهارم درباره عاقبت و سرنوشت مجرمان
درباره فضائل اين سوره روايتهاي متعددي آمده است و همگان به خواندن اين سوره تشويق شدهاند. چرا که اين سوره اگر در اعماق روح انسان نفوذ کند، حس شکرگزاري را در انسانها به عاليترين وجه بر ميانگيزد.(ر.ک: تفسير نمونه، آيت اللّه مکارم شيرازي و ديگران، ج 23، ص 91، دارالکتب الاسلامية.)
moeinm37
08-01-2008, 19:24
سورة اسرأ به چه معناست؟ لطفاً دربارة نزول آن مقداری توضیح دهید.
"اسرأ" به معنای سفر شبانه است.(ر.ک: مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانی، ص 237، دارالکاتب العربی، بیروت.) از آن جا که این سوره درباره سفر شبانه پیامبر از مسجد الحرام به مسجد الاقصی میباشد، به همین خاطر، نام "اسرأ" بر این سوره گذشتهاند. این سفر شبانه مقدمة سفر بزرگ معراج پیامبر گرامی اسلاماست که در سورة نجم بدان تصریح شده است. سوره اسرأ هفدهمین سوره براساس ترتیب مصحف و در مکه نازل شده و ی..د و یازده آیه دارد. بنی اسرائیل، سبحان از دیگر نامهای سوره مذکور میباشد.
برخی از محتوای کلی سورة اسرأ عبارتند از:
1. بیان دلایل نبوت (قرآن و معراج)
2. موضوع معاد، کیفر و پاداش، نامه عمل و نتایج آن.
3. بخشی از تاریخ پرماجرای بنی اسرائیل.
4. مسأله آزادی و اختیار و بازگشت نتیجه اعمال خوب و بد به صاحب عمل.
5. مسأله حساب و کتاب در این جهان.
6. حقوق به خصوص پدر و مادر.
7. ..... اسراف و تبذیر، بخل، فرزند کشی، زنا، خوردن مال یتیم و...
8. بحث توحید و خداشناسی.
9. تأثیر قرآن برای درمان بیماری اخلاقی و اجتماعی.
10. اعجاز قرآن.
11. وسوسههای شیطان و هشدار به مؤمنان نسبت به راههای نفوذ شیطان.
12. فرازهایی از تاریخ پیامبران و...(ر.ک: نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 12، ص 2 ـ 6، دارالکتب الاسلامیة، تهران / آشنایی با سورهها، جواد محدثی، ص 47 ـ 48، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.)
moeinm37
08-01-2008, 19:24
مفهوم کلی سوره "احقاف" چیست؟
با توجه به کلّی بودن این سوره، که اغلب به مسائل زیربنایی اسلام، مانند توحید و معاد و مبارزه با شرک میپردازد، میتوان غرض از این سوره را هشدار به مشرکان دانست که در برابر دعوت به ایمان به خداوند متعال و رسولش و اعتقاد به معاد، پافشاری میکردند; به طور کلی، محتوای این سوره عبارت است از:
1. توجه مردم به معاد و دادگاه عدل الهی و ارتباط آن با هدفدار بودن آفرینش آسمانها و زمین;
2. مبارزهای قاطع، بر ضدّ هر گونه شرک و بتپرستی با بیان پندارهای آنان و جوابهای آن;
3. دفاع از قرآن و این که کتابی است آسمانی، همانند کتاب حضرت موسیغ;
4. سفارش اکید نسبت به احسان به پدر و مادر و حرمت آنان;
5. پرداختن به گوشهای از داستان قوم عاد که ساکن سرزمین "احقاف" بودند تا هشداری به مشرکان و کافران باشد. (نام این سوره به هیمن جهت "احقاف" میباشد);
6. اشاره به گسترده بودن دعوت پیامبر اکرمتاآن جا که غیر از انسانها، طایفه جن را نیز شامل میشود;
7. دعوت پیامبر6 و در واقع همة مؤمنان، به صبر و استقامت هر چه بیشتر در برابر شرک و کفر، همان گونه که سیره انبیای پیشین بوده است.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 21، ص 295، دارالکتب الاسلامیة / تفسیر المیزان، علامه طباطبایی;، ج 18، ص 185، انتشارات اسماعیلیان.)
moeinm37
08-01-2008, 19:24
لطفاً در مورد سورة فاطر و برخی ویژگیهای آن توضیح دهید؟
سوره فاطر از سوره هایی است که در مکّه نازل شده، مباحث گوناگونی از جمله، مسائل اخلاقی و اعتقادی در این سوره مطرح گردیده است. مطالب مطرح شده در این سوره به قرار زیر است: نشانههای عظمت خداوند در عالم هستی، ربوبیت پروردگار و تدبیر او بر همة جهان، معاد و نتایج اعمال در جهان آخرت، خالق و رازق بودن خدا. خداوند در آیاتی به برخی نعمتها اشاره فرموده میفرماید: "جَنَّـَتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهَا یُحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِیهَا حَرِیرٌ ;(فاطر،33) پاداش آنان، باغهای جاویدان بهشت است که در آن وارد میشوند، در حالی که با دست بندهایی از طلا ومروارید آراستهاند و لباسشان در آن جا حریر است."
نخستین آیه این سوره، با ستایش از ذات الهی شروع میشود: "الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَـَوَ َتِ وَ الاْ ?َرْضِ جَاعِلِ الْمَلَغکَةِ رُسُلاً; حمد مخصوص خداوندی است که آفرینندة آسمان و زمین است." علّت نام گذاری سوره به فاطر هم به تناسب همین آیه است. فاطر به معنای شکافنده میباشد و از آن جا که آفرینش موجودات همانند شکافته شدن ظلمت عدم، و بیرون آمدن نور هستی است; این تعبیر دربارة آفرینش به کار میرود; در آخرین آیة این سوره هم به لطف و عنایت ذات الهی نسبت به بندگان اشاره شده است: "وَ لَوْ یُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا کَسَبُواْ مَا تَرَکَ عَلَیَ ظَهْرِهَا مِن دَآبَّةٍ وَ لَـَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إِلَیََّ أَجَلٍ مُّسَمًّی;(فاطر،45) اگر خداوند مردم را به خاطر اعمالی که انجام دادهاند، مجازات کند، جنبندهای را بر روی زمین باقی نخواهد گذاشت، ولی خداوند به لطف و کرمش آنان را تا زمان معلومی تأخیر میاندازد."
آیه، بیانگر این است که گناه و کردارهای زشت، انسان را مستحق عذاب و عقوبت در همین دنیا میکند و اگر لطف و کرم ذات الهی نبود، میبایست همه انسانها بر اثر کردار نادرستشان و مخالفت فرمانهای خدا نابود گردند، لیکن خداوند بردبار است و به آنها فرصت میدهد که برخی توبه کنند و خداوند آنان را میبخشد، و کسانی که توبه هم نکنند و به گناه ادامه دهند، خداوند آنان را در جهان آخرت مجازات خواهد کرد.
moeinm37
08-01-2008, 19:25
لطفاً در مورد سوره هود توضیحات مختصری بدهید.
سوره هود از سورههای مکی و دارای 123 آیه میباشد. سوره مذکور به طور عمده به سرگذشت پیامبران گذشته به خصوص حضرت نوح، هود، صالح، ابراهیم، لوط و... پرداخته و به این وسیله خاطر مبارک پیامبر اکرمرا آرامش میدهد. سوره هود اصول معارف اسلامی به خصوص مبارزه با شرک و بت پرستی، معاد، تهدید دشمنان، بشارت به مؤمنان و... مطرح شده است.(ر.ک: نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 9، ص 3و4، دارالکتب الاسلامیة، تهران.) پیامبر اکرممیفرماید: "شیبتنی سورة هود و الواقعه و...; سورة هود و واقعه و... مرا پیر کرد."(ر.ک: وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 6، ص 172، مؤسسه آل البیت، قم.) ابنعباس در تفسیر حدیث مذکور میگوید: "هیچ آیهای بر پیامبر6 شدیدتر و دشوارتر از آیه "فاستَقِم کَما اُمِرتَ ومَن تابَ مَعَکَ; (هود، 112)... استقامت کن آن چنان که دستور یافتهای و همچنین کسانی که با تو هستند."(ر.ک: مجمع البیان، مرحوم طبرسی، ج 3، ص 112، دار احیأ التراث العربی، بیروت.) پیامبر اکرمدربارة فضیلت سورة هود میفرماید: "کسی که در هر جمعه سوره هود را بخواند، خداوند متعال در روز قیامت او را در زمرة پیامبران مبعوث میکند..."(ر.ک: نورالثقلین، جمعة العروس الحویزی، ج 3، ص 249، مؤسسة التاریخ العربی، بیروت.)
moeinm37
08-01-2008, 19:25
در مورد سوره شمس توضیح مختصر دهید و بگویید چرا به این شناخته شده است؟
سورة مبارک شمس قبل از هجرت در مکه نازل شد و به ترتیب مصحف نود و یکمین سوره میباشد، که بعد از سوره بلد و قبل از سوره لیل در اوایل حزب سوم جزء سیام قرار دارد.
سوره شمس را به این نام نامیدهاند، چون شمس به معنای خورشید است و این کلمه در قرآن سی و سه بار آمده که یکی از موارد آن در همین سوره است که به منظور اشاره به عظمت و اهمیت خورشید میباشد و به این وسیله افکار انسان ها را به اسرار و فواید سرشار آن، جلب میکند، به همین منظور یکی از نامهای این سوره، شمس میباشد.(ر.ک: برنامه نرمافزاری صراط، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.) برخی از موضوعات و محتوای سوره شمس عبارتند از:
1. یازده مورد سوگند به زمین، آسمان، کرات آسمانی، نفس انسانی، گردش و حرکت زمان و پیدایش شب و روز.
2. خلقت انسان و هدایت فطری او از سوی خدا و استعداد او برای تکامل.
3. خود سازی، تهذیب نفس و تطهیر قلوب، مراتب کمال و سقوط نفس.
4. داستان قوم ثمود و ناقة صالح و پی شدن آن به دست قوم ثمود و مجازات این عمل زشت و سرنوشت آنها و...(ر.ک: المیزان، علامه طباطبایی;، ج 20، ص 296 ـ 301، انتشارات اسلامی، قم / نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 27، ص 36، دارالکتب الاسلامیة، تهران.) پیامبر گرامیمیفرماید: "هر کس سوره شمس را بخواند، گویا به تعداد تمام اشیایی که خورشید و ماه بر آنها میتابد در راه خدا صدقه داده است."(ر.ک: مجمع البیان مرحوم طبرسی، ج 6، ص 148، منشورات دار مکتبة الحیاة، بیروت.)
moeinm37
08-01-2008, 19:25
لطفاً نام سوره هایی که دربارة اشرار و افراد بد سخن میگوید، نام ببرید.
سوره هایی که به نام افراد بد نام گذاری شده و دربارة آنها سخن میگوید عبارت است از: الف ـ سورة منافقون، که به شرح حال منافقون و علائم و نشانههای آنها پرداخته، به مسلمانان هشدار میدهد که فریب آنها را نخورند و از آنها دوری کنید.
ب ـ سوره کافرون: این سوره دربارة گروهی از سران مشرک است که به رسول خدا9 پیشنهاد کردند، شما از آیین ما پیروی کنید، ما نیز از آیین شما پیروی میکنیم; خداوند این سوره را نازل فرمود. پیشنهاد دهندگان عبارت بودند از ولید بن مغیره، عاص بن وائل، حارث بن قیس، امیة بن خلف(تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 27، ص 384، دار الکتب الاسلامیه.)
ج ـ سوره تبت که در سرزنش ابولهب و همسرش نازل شده است.
moeinm37
08-01-2008, 19:25
پرسش: نظر قرآن دربارة نزول سورة "اسرأ" چیست؟
سورة "اسرأ" که نام دیگر آن "بنیاسراییل" است. از سورههای مکّی میباشد. این سوره مانند بسیاری از سورههای قرآن دارای شأن نزول خاصی نیست; بلکه نزول این سوره برای تبیین و توضیح محتوای آن برای مردم میباشد.
خلاصه محتوای این سوره عبارت است از:
1. تسبیح و تقدیس خداوند متعال;
2. داستان معراج پیامبراکرم;
3. داستان ترقی و ذلّت بنیاسراییل;
4. بحثهایی مربوط به مبدأ معاد و مسألة کیفر و پاداش و نامة اعمال و نتایج آن;
5. مسألة آزادی اراده و برگشت نیک وبد اعمال به خود انسان;
6 . ..... در "اسراف و تبذیر"، "بخل"، "فرزندکشی"، "زنا"، "خوردن مال یتیمان"، "کمفروشی"، "تکبّر" و "خونریزی";
7. شخصیّت انسان و برتری او بر مخلوقهای دیگر;
8 . تأثیر قرآن بر درمان هرگونه بیماری اخلاقی و اجتماعی;
9. اعجاز قرآن و عدم توانایی نداشتن مقابله با آن;
10. فرازهایی از تاریخ پیامبران به عنوان درسهای عبرتآموز، برای همة انسانها.
به هر صورت مجموعه بحثهای عقیدتی و اخلاقی و اجتماعی در این سوره نسخة کاملی را برای ارتقا و تکامل بشر در زمینههای مختلف تشکیل میدهد.(ر.ک: المیزان، علامه طباطبایی، ج 13، ص 6 ، جامعة مدرسین / تفسیر نمونه، آیتالله مکارم شیرازی و دیگران، ج 12، ص 5، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
08-01-2008, 19:26
الف ـ سورههای بقره، نبأ و واقعه، از چندمین سوره هایی است که بر پیامبر اکرمنازل شده است؟ ب ـ لطفاً چند نمونه از تأثیرهایی که قرآن بر مردم زمان خود داشته است را بنویسید.
الف ـ دانشمندان علوم قرآنی، سورهها را به مکی و مدنی تقسیم کردهاند; سورههای نبأ و واقعه، از سورههای مکی است; از این رو، سوره واقعه، چهل و ششمین و سوره نبأ، هشتادمین سورة مکی است و سوره بقره، هشتاد و هفتمین سوره از سورههای نازل شده و نخستین سوره از سورههای مدنی است.(ر.ک: التمهید، آیت الله معرفت، ج 1، ص 135 ـ 138، مؤسسة النشر الاسلامی.)
ب ـ تأثیر قرآن بر مردم زمان نزول، بسیار است که بیان همة آنها از حوصلة این پاسخ نامه خارج است. اینک به دو مورد از تأثیرهای قرآن اشاره میکنیم:
1. ایجاد شیفتگی، نرمی، خشوع و تواضع: "اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَـَبًا مُّتَشَـَبِهًا مَّثَانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلَیَ ذِکْرِ اللَّهِ ذَ َلِکَ هُدَی اللَّهِ یَهْدِی بِهِی مَن یَشَـآءُ وَ مَن یُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُو مِنْ هَادٍ ;(زمر،23) خداوند بهترین سخن را نازل کرده، کتابی که آیاتش ]از نظر لطف و زیبایی و عمق محتوا[ همانند یکدیگر است، آیاتی مکرر دارد ]تکراری شوقانگیز[ که از شنیدن آیاتش، لرزه بر اندام کسانی که از پروردگارشان خاشعند میافتد، سپس برون و درونشان نرم و متوجه ذکر خدا میشود، این هدایت الهی است که هر کسی را بخواهد با آن راهنمایی میکند و هر کس را خداوند گمراه سازد، راهنمایی برای او نخواهد بود." در حدیثی به نقل از "اسمأ" آمده است: "یاران پیامبر اکرمهنگامی که قرآن بر آنها تلاوت میشد، همانگونه که خدا آنها را توصیف کرده است، چشمهایشان اشکبار میگشت و لرزه بر اندامشان میافتاد."(الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، ج 15، ص 249، مؤسسة التاریخ العربی.)
2. نفوذ سریع و عمیق آیات در دلها و ظاهر شدن اثرهای آن پس از نزول; وقتی آیه "لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّیَ تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِی عَلِیمٌ ;(آل عمران،92) هرگز به ]حقیقت[ نیکوکاری نمیرسید، مگر این که از آن چه دوست میدارید ]در راه خدا[ انفاق کنید و آنچه انفاق میکنید خداوند از آن باخبر است." نازل شد، بلافاصله اثر خود را بر دل مؤمنان گذاشت; برای مثال، روزی مهمانی بر ابوذر وارد شد، او که زندگی سادهای داشت، از مهمان معذرت خواست که من بر اثر گرفتاری نمیتوانم به تنهایی از تو پذیرایی کنم، من چند شتر در فلان نقطه دارم، قبول زحمت کن و بهترین آنها را بیاور ]تا برای تو قربانی کنم[; میهمان رفت و شتر لاغری با خود آورد، ابوذر به او گفت: به من خیانت کردی، چرا چنین شتری آوردی؟ او در جواب گفت: من فکر کردم روزی به شترهای دیگر نیازمند خواهی شد، ابوذر گفت: روز نیاز من زمانی است که از این جهان چشم میبندم ]چه بهتر که برای آن روز ذخیره کنم.[ خداوند میفرماید: "لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّیَ تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ... ".(مجمع البیان، طبرسی;، ج 2، ص 140، منشورات دارمکتبة الحیاة; ر.ک: تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 19، ص 434، دار الکتب الاسلامیه ; ج 3، ص 2 ـ 3.)
moeinm37
08-01-2008, 19:26
لطفاً دربارة سوره مؤمن توضیح دهید، و بگویید که چرا به این نام شناخته شده است؟
سورة مؤمن در مکه نازل شده و دارای 85 آیه و در جزء 24 قرآن کریم قرار دارد و نام دیگر آن سورة غافر میباشد.
محتوای سوره مؤمن عبارتند از:
1 ـ توجه به خداوند و اسمای حسنای او.
2 ـ تهدید کافران جبار دربارة عذابهای این جهان و قیامت با ذکر خصوصیات و جزئیات آن.
3 ـ پس از ذکر داستان حضرت موسیو فرعون، بحث مؤمن آل فرعون و گفتگوی او با فرعونیان.
4 ـ ذکر برخی از صحنههای روز قیامت.
5 ـ ذکر بحث توحید و شرک و ذکر نشانههای توحید و دلایل بطلان شرک.
و ....
از آن جا که در سوره مؤمن در بیش از 20 آیه بحث از مؤمن آل فرعون و مجاهدتهای او به میان آمده، به همین خاطر، این سوره را، سورة مؤمن نامیدهاند.(ر. ک: نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 20، ص 3 ـ 7، دارالکتب الاسلامیة، تهران.)
پیامبر اکرممیفرماید: "هر کس سوره حامیم مؤمن را بخواند همه ارواح انبیا و صدیقان و مؤمنان بر او درود میفرستند و برای او استغفار میکنند."(ر. ک: مجمع البیان، مرحوم طبرسی ـ رحمه الله ـ ج 5، ص 178، منشور دارمکتبة الحیاة، بیروت.)
moeinm37
08-01-2008, 19:26
معنای کلمة مائده چیست؟ آیا سورة مائده بر اساس داستان خاصی بر پیامبر اکرمنازل شده است؟
"مائده" در لغت هم به خوان، سفره و طبق گفته میشود و هم به غذایی که در آن قرار میدهند. این واژه دو بار در آیات 112 و 114 سورة مائده به کار رفته است و به همین جهت این سوره به این نام معروف شده است.(ر.ک: قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، مدخل "مید".)
سوره "مائده" از سورههای مدنی است و 120 آیه دارد و گفتهاند پس از سوره فتح نازل شده است. سوره "مائد" آخرین سورة مفصلی است که در اواخر زندگی رسول خدا9 بر او نازل شده است و طبق روایتی تمام این سوره در حجة الوداع و بین مکه و مدینه نازل شد است.
این سوره در بر دارندة یک سلسله از معارف و عقاید اسلامی و یک سلسله از احکام و وظایف دینی است.
در قسمت اول به مسألة ولایت و رهبری بعد از پیامبر9 و مسألة تثلیث مسیحیان و قسمتهایی از مسایل مربوط به قیامت و رستاخیز و باز خواست از انبیأ در مورد امتهایشان اشاره شده است.
در قسمت دوم، مسألة وفای به پیمانها، عدالت اجتماعی، شهادت به عدل و ..... قتل نفس و همچنین توضیح قسمتهایی از غذاهای حلال و حرام و قسمتی از احکام وضو و تیمم آمده است.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیتاللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 4، ص 241، دارالکتب الاسلامیه / تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، ج 5، ص 157، جامعة مدرسین.)
moeinm37
08-01-2008, 19:26
مفهوم کلی سوره "فتح" چیست؟
این سوره، همان گونه که از نامش پیدا است، پیامآور فتح و پیروزی چشمگیری بر دشمنان اسلام میباشد. با توجه به نزول آن در سال ششم هجری در مدینه و پس از ماجرای "حدیبیه"، آیات مختلف آن با صلح حدیبیه منطبق میباشد. پیامبر اکرمدر خواب دیدند که همراه یاران خود وارد مسجد الحرام شده، مناسک عمره را به جا میآورند; از همین رو، همراه مهاجران و انصار و سایر مسلمانان به سوی مکه حرکت کردند تا به سرزمین "حدیبیه" رسیدند. مشرکان قریش از این کار باخبر شده در همان سرزمین، راه را بر پیامبر6 بستند; این امر موجب بستن عقد قراردادی میان آن حضرت و مشرکان مکه، به نام "صلح حدیبیه" شد. در هنگام بازگشت به مدینه، این آیات بر پیامبر اکرمنازل شد و چهره مبارکش، غرق سرور و شادمانی گردید. به طور کلی، محتوای این سوره عبارت است از:
1. بشارت به فتحی بزرگ و نمایان خواه فتح مکه باشد یا فتح خیبر یا همین صلح حدیبیه و یا هر پیروزی دیگری و بیان برخی از اهداف این پیروزی (آیات 1ـ7).
2. اشاره به "بیعت رضوان" در زیر درختی پیش از ماجرای صلح حدیبیه و کارشکنیهای منافقان و نمونههایی از عذرهای واهی آنان در مورد عدم شرکت نکردن در میدان جهاد همراه پیامبر اکرمو بیان کسانی که از شرکت در میدان جهاد معذورند (آیات 10ـ27);
3. ویژگیهای پیروان راستین خط پیامبر اکرم;(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 22، ص 6، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
08-01-2008, 19:26
مفهوم کلی سوره "دخان"، چیست؟
با توجه به این که سورة دخان از سورههای کلّی قرآن است، محتوای کلی آن، بحث از مبدأ و معاد و قرآن میباشد و غرض از این سوره را میتوان ترساندن شکاکان در کتاب خداوند متعال، از عذاب دنیا و آخرت، دانست; از همین رو بخشهای مهم مفاهیم آن عبارت است از:
1. بیان عظمت قرآن کریم و این که این کتاب، در شب مبارک قدر نازل شده است (آیات 1ـ6);
2. توحید و یگانگی خداوند و بیان نشانههایی از عظمت او در جهان هستی (آیات 7ـ8);
3. بیان سرنوشت کفرپیشگان و شک کنندگان و انواع کیفرهای دردناک آنها در روز قیامت (آیات 9ـ16);
4. پرداختن به قسمتی از سرگذشت حضرت موسیغ و بنی اسرائیل در برابر فرعونیان و غرق شدنشان،
برای بیدار ساختن غافلان; (آیات 17ـ33)
5. بیان هدفدار بودن نظام آفرینش و بیهوده نبودن آفرینش آسمانها و زمین وارتباط آن با مسئله معاد (آیات 34ـ42);
6. پرداختن به عذابهای دوزخیان و پاداشهای روحپرور پرهیزکاران.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 21، ص 143، دارالکتب الاسلامیة / تفسیر المیزان، علامه طباطبایی;، ج 18، ص 129، انتشارات اسماعیلیان.)
moeinm37
08-01-2008, 19:27
لطفاً درباره سوره "قیامت" توضیحاتی ارایه دهید؟
سوره قیامت
این سوره را به این مناسبت "قیامت" مینامند که با سوگند خداوند به روز قیامت آغاز میگردد "لا اقسم بیوم القیامة..." به همین جهت نام دیگر این سوره "لا اقسم" است.
این سوره به ترتیب مصحف هفتاد و پنجمین و به ترتیب نزول سی و یکمین سوره قرآن و مکّی است.
بحثهای سوره روی هم رفته در چهار محور است:
1. مسایل مربوط به حوادث عجیب و بسیار هولانگیزی که در پایان این جهان و آغاز قیامت روی میدهد;
2. مسایل مربوط به وضع حال نیکوکاران و بدکاران در آن روز;
3. مسایل مربوط به لحظات پراضطراب مرگ و انتقال از این جهان به جهان دیگر;
4. بحثهای مربوط به هدف آفرینش انسان و رابطه آن با مسأله معاد.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیتالله مکارم و دیگران، ج 27، دارالکتب الاسلامیة / دانشنامه قرآن، بهأالدین خرمشاهی، واژه: سوره قیامت.)
در فضیلت تلاوت این سوره در حدیثی از امام صادقآمده است: "کسی که تداوم بر سوره "لااقسم" (قیامت) کند و به آن عمل نماید خداوند این سوره را در قیامت همراه او از قبرش با بهترین چهره بر میانگیزد و پیوسته به او بشارت میدهد و در صورتش میخندد تا از صراط و میزان بگذرد.(مجمع البیان، علامه طبرسی، مجلد 6، جزء 29، ص 120، منشورات دارمکتبة الحیاة.)
moeinm37
08-01-2008, 19:27
دربارة سورة نمل توضیح دهید؟
سوره نمل از نظر اعتقادی بیشتر روی مبدأ و معاد تکیه میکند، و از قرآن و وحی و نشانههای خدا در عالم آفرینش و چگونگی معاد و رستاخیز، سخن میگوید. و از نظر مسائل عملی و اخلاقی، بخش قابل ملاحظهای از سرگذشت پنج پیامبر بزرگ الهی، و مبارزات آنها با اقوام منحرف بحث میکند، تا هم دلداری و تسلّی خاطر برای مؤمنانی باشد که مخصوصاً در آن روز در مکه در اقلیت بودند، و هم هشداری باشد برای مشرکان لجوج و بیدادگر، که سرانجام کار خویش را در صفحة تاریخ طاغیان گذشته ببینند، شاید بیدار شوند و به خود آیند. یکی از امتیازات این سوره، بیان بخش مهمی از داستان حضرت "سلیمان" و "ملکة سبأ" و چگونگی ایمان آوردن او، و سخن گفتن پرندگانی، همچون هدهد، و حشراتی همچون مورچه، با سلیمان است. این سوره به خاطر همین، سورة "نمل" (مورچه) نامیده شده، و در بعضی از روایات به نام سوره سلیمان آمده است، (گاه سورة سلیمان و گاه مورچه) این سوره از علم بیپایان پروردگار و نظارت او بر همه چیز در عالم هستی، و حاکمیت او در میان بندگان که توجّه به آن، اثر تربیتی فوق العادهای در انسان دارد سخن میگوید: این سوره با "بشارت" شروع میشود و با "تهدید" پایان مییابد. بشارتی که قرآن برای مؤمنان آورده، و تهدید به اینکه خداوند از اعمال شما بندگان غافل نیست.(ر.ک: تفسیر نمونه،آیت الله مکارم شیرازی، ج 15، ص 391، نشر دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
08-01-2008, 19:27
محتوای سورة "الممتحنه" را بیان کنید؟
این سوره را از آن جهت (ممتحنه) مینامند که از واژه امتحان گرفته شده است و اگر به فتح حأ باشد، اسم مفعول است (امتحان شده) و اگر به کسر حأ باشد، اسم فاعل است (امتحان کننده) این سوره به هر دو صورت یعنی با دو حرکت اسم فاعل و مفعول نامگذاری شده است زیرا در آیه 10 به رسول خدا9 دستور داده شده تا زنهای مهاجر را امتحان کند تا علت و انگیزه ترک شوهرانشان و مهاجرتشان از مکّه به مدینه معلوم شود تا بر اساس آن درباره آنان تصمیم بگیرد. این سوره در حقیقت از دو بخش تشکیل میگردد:
اول: از مسأله "حب فی الله" و "بغض فی الله" و نهی از طرح دوستی با مشرکان سخن میگوید و مسلمانان را به الهام گرفتن از پیامبر بزرگ خدا ابراهیمغ دعوت میکند و خصوصیات دیگری را دراین زمینه برمیشمرد.
دوم: پیرامون زنان مهاجر و آزمایش و امتحان آنان و احکام دیگری در این رابطه بحث میکند.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج24، ص5، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
08-01-2008, 19:27
سورة یونس را تفسیر کنید؟
این سوره بر چند مسأله اصولی و زیربنایی تکیه دارد که مهمترین آنها "مبدأ" و "معاد" است، ولی ابتدا از مسألة وحی و مقام پیامبر9 سخن میگوید; سپس به نشانههایی از عظمت آفرینش که نشانة عظمت خداست، میپردازد، بعد مردم را به ناپایداری زندگی مادی دنیا و لزوم توجه به سرای آخرت و آمادگی برای آن از طریق ایمان و عمل صالح متوجه میسازد و به تناسب همین مسائل، قسمتهای مختلفی از زندگی پیامبران بزرگ از جمله نوح و موسی و یونس: را بازگو مینماید و به همین مناسب نام سورة یونس بر آن گذارده شده است.
در ادامه برای تأیید مباحث فوق سخن از لجاجت و سرسختی بتپرستان به میان میآورد و حضور و شهود خدا را در همه جا برای آنها ترسیم میکند و مخصوصاً برای اثبات این مسأله از اعماق فطرت آنان که به هنگام مشکلات آشکار میشود و به یاد خدای واحد یکتا میافتند، کمک میگیرد و در نهایت برای تکمیل بحثهای یاد شده در هر مورد مناسبی از بشارت و انذار، بشارت به نعمتهای بیپایان الهی برای صالحان و انذار و بیمدادن طاغیان و گردنکشان، استفاده میکند.
آنچه گذشت خلاصهای از محتوای این سوره است، تفسیر آیات آن به دلیل حجم زیاد از مجال این پاسخ نامه خارج میباشد، شما میتوانید با مراجعه به تفسیرهایی مانند "تفسیر نمونه" و یا برگزیدة آن از تفسیر یک یک آیات آگاهی یابید.
moeinm37
08-01-2008, 19:28
چرا سوره جمعه را "جمعه" نام نهادهاند؟
سورههای قرآن و یا برخی از آنها در زمان رسول خدا9 دارای نامهایی بود که از طریق وحی مشخص شده بودند.(برای آگاهی بیشتر ر.ک: پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، سیدمحمدباقر حجتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 98.) چنان که در روایتهایی که دربارة فضایل قرائت سورهها وارد شده، مشهود است. گاهی نیز مردم و علما به مناسبتهایی که در سوره وجود داشت، نامهای دیگری به آن سوره میدادند. در نامگذاری سورههای قرآن اعتبارات گوناگونی لحاظ میشد که برخی از آنها عبارتند از:
الف: نامگذاری به اعتبار کلمه یا کلمات اول سوره و معانی آنها، مثل سورة برائت (توبه) و یا سورة قل هو الله (توحید).
ب: نامگذاری به اعتبار اسمی که در آن سوره آمده است.
ج: نامگذاری به اعتبار موضوع خاصی که در آن سوره آمده و در بقیه سورهها نیامده، یا در آن سوره به شکل گسترده و کاملتری مطرح شده است.(الاتقان، جلالالدین سیوطی، ج 1، ص 118 به بعد، نشر دارالکتب العلمیة.)
علت نام گذاری سوره جمعه نیز، به این جهت است که در این سوره، از نماز جمعه و وظیفه اهل ایمان در این روز، سخن به میان آمده است
moeinm37
08-01-2008, 19:28
موضوع بحث در سورة مائده چیست و چرا بدین نام خوانده میشود؟ لطفاً شأن نزول را هم بیان کنید.
هدف و غرض جامع از این سوره، دعوت به وفای به عهدها و پایداری در پیمانها و تهدید و تحذیر شدید از شکستن آن و بیاعتنا نبودن به آن است. در این سوره به رحمت خداوند متعال و آسان نمودن تکلیف بندگان و تخفیف دادن به اهل تقوا و ایمان اشاره شده و نسبت به کسی که عهد و پیمان با امام خویش را بشکند و اطاعت او را ترک کند و حدود و پیمانهای دین را نادیده بگیرد، سختگیری شده; به همین جهت، بسیاری از احکام حدود و قصاص، داستان مائده زمان حضرت عیسیَ7 (که از خدا خواست مائدهای از آسمان برای او و یارانش بیاید)، داستان دو پسر حضرت آدم7 و اشاره به بسیاری از ظلمهای بنیاسرائیل و پیمانشکنیهای آنان در این سوره آمده است. در آیات دیگری از این سوره، خداوند بر مردم منت میگذارد که دینشان را کامل و نعمتشان را تمام کرد و طیّبات را بر آنها حلال و خبائث را حرام نمود و احکام و فرمانهایی به دور از عسر و حرج بر آنان تشریع فرمود که مایة طهارت آنان میباشد.
نامگذاری این سوره به "مائده"، به خاطر این است که داستان فرود آمدن مائده (طبق و ظرف غذا) برای یاران حضرت مسیحغ در آیة 114 از این سوره، آمده است.
این سوره پس از هجرت و در سالهای پایانی عمر شریف پیامبر9 در مدینه نازل شد. برخی مفسران این سوره را از آخرین سورههای مفصلِ نازل شده بر پیامبراکرم9 میدانند.(ر.ک: تفسیر المیزان، علامه طباطبایی;، ج 5، ص 160 و 161، مؤسسة اعلمی بیروت / تفسیر نمونه، آیتالله مکارم شیرازی و دیگران، ج 4، ص 241، دارالکتب الاسلامیة.)
بسیاری از مفسران قرآن معتقدند، شأن نزول برخی آیات سوره مائده، مانند آیه اکمال ـ که سومین آیه این سوره است ـ، درباره روزی است که پیامبراسلام9 حضرت امیرمؤمنان علی7 را به طور رسمی به جانشینی خود تعیین فرمود. در روایات فراوانی که از اهل تسنن و تشیع نقل شده، به صراحت آمده که این آیه در روز غدیرخم و در پی ابلاغ ولایت علیبنابیطالب7 نازل شده است.(ر.ک: تفسیر نمونه، همان، ص 266 ـ 272 / الغدیر، علامه امینی;، ج 1، دارالکتب الاسلامیة.)
همچنین درباره شأن نزول آیه 4 همین سوره گفته شده که "زیدالخیر" و "عدیبنحاتم" که از یاران پیامبراکرم9 بودند، به آن حضرت عرض کردند: ما جمعیتی هستیم که با سگها و بازهای شکاری، صید میکنیم; بعضی از آنها زنده به دست میرسد و آنها را سر میبریم، ولی برخی از آنها به وسیلة حیوانات شکاری کشته میشوند و ما فرصت ذبح آنها را نداریم... تکلیف ما چیست؟ در این هنگام این آیه نازل شد و به آنها پاسخ گفت.
از "عبداللهبنعباس" نقل شده که گروهی از یهودیان، خدمت پیامبراسلام9 رسیدند و درخواست کردند: عقاید خود را برای آنها شرح دهد; پیامبر9 فرمود: من به خدای بزرگ و یگانه ایمان دارم و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و موسی و عیسیَ و همه پیامبران الهی: نازل شده حق میدانم و در میان آنها جدایی نمیافکنم; آنها گفتند: ما عیسیَ را نمیشناسیم و به پیامبری نمیپذیریم; سپس افزودند: ما هیچ آیینی را بدتر از آیین شما سراغ نداریم! در این هنگام آیات 59 و 60 سوره مائده نازل شد و به آنها پاسخ گفت.(برای آگاهی بیشتر دربارة شأن نزول آیات دیگر سوره مائده ر.ک: تفسیر نمونه، همان، ج 4 و 5، ذیل آیات سورة مائده.)
moeinm37
08-01-2008, 19:28
در مورد سوره "یس" توضیح دهید؟
این سوره، مشهور به سوره "یس" است; زیرا با کلمه "یس" که یکی از حروف رمزی و مقطعه قرآن است، آغاز میشود.
سوره "یس" به ترتیب جمعآوری، "سی و ششمین" سورهای است که بعد از سوره "فاطر" و قبل از سوره "صافات" قرار دارد و به ترتیب نزول، "چهل و یکمین" سورهای است که بعد از سوره "جنّ" و قبل از سوره "فرقان" در مکه نازل شدهاست.
طبق روایات زیادی که در شأن نزول سوره یس نقل شده، این سوره با فضیلیتترین و یا لااقل یکی از با فضیلتترین سورههای قرآن به شمار میرود در ثواب خواندن آن و آثار دنیایی و آخرتی آن بیش از دیگر سورهها روایت نقل شده تا آنجا که در روایات، به "قلب قرآن" لقب یافته و به حفظ این سوره و زیاد تلاوت کردن آن به ویژه در روزها و شبهای جمعه، تأکید شدهاست.
محتوا و درسها
1. بیان عظمت و اهمیت قرآن در قالب سوگند به آن، نزول قرآن و علت آن و تبیین هدف از نزول قرآن;
2. مسأله رسالت پیامبراکرمو اشاره به رسالت برخی از پیامبران الهی;
3. مباحث و درسهای توحید و خداشناسی، تبیین آیات و نشانههای رحمت، عظمت و قدرت الهی;
4. مباحث معاد و رستاخیز، مسأله حشر و نشر;
5. تنزیه و تقدیس خدا از تمام عیوب و نواقص که هیچ عیب و نقصی و ناتوانی در او راه ندارد و بازگشت نهایی تمام انسانها و همه موجودات جهان به سوی اوست و...(شناخت سورههای قرآن، هاشم هاشمزاده هریسی، ص 313، نشر: رامین.)
moeinm37
08-01-2008, 19:28
نوزدهمین سورهای که در مکه نازل شد کدام است؟
نوزدهمین سورهای که در مکه نازل شده، سوره فیل است. که الان در قرآن کریم، سورة صد و پنجمین میباشد. این سوره از طغیان و سرکشی انسانهای ناپاک و ستیز آنان با خدا و خانة او یعنی کعبه سخن گفته است و در آن بیان شد، که چگونه خدای متعال با فرستادن پرندگانی به نام "ابابیل" از خانه خود، دفاع کرد.
در ضمن آیا میدانید: که هر کس بخواهد سوره فیل را در نماز واجب بخواند باید سورة قریش را نیز بخواند و این دو سوره در نماز واجب یک سوره به حساب میآیند.
moeinm37
08-01-2008, 19:29
لطفاً مطالب و محتوای سورة مبارک "قمر" را بیان فرمایید.
همة آیات سورة قمر که در مکه نازل شده، انذار و تهدید مشرکان است، تنها در دو آیة آخر، پرهیزکاران را بشارت میدهد. سبب نزول سورة قمر این بود که مشرکان قریش از پیامبر اکرم6 خواستند که اگر شما راست میگویی و فرستاده خدا هستی، کرة ماه را دو قسمت کن و وعده دادند که اگر این کار را انجام دهد، ایمان آورند، پیامبر اکرم6 از خدا درخواست نمود که خواستة آنان عملی شده ماه دو نیم شود.(مجمع البیان، طبرسی، ج 9، ص 278، نشر دارالفکر / تفسیر بحرالمحیط، ابی حیان اندلسی، ج 10، ص 32، نشر دارالفکر.) مطالبی که در این سوره عنوان شده، به چند بخش تقسیم میشود:
1. شکافته شدن ماه که آیه به این جهت تصریح فرموده است; علاّمه طباطبایی در اینباره فرمودهاند: "معجزة شق القمر، به دست رسول اکرم6 در مکّه و پیش ازهجرت مسئلهای است که مورد قبول همة مسلمانان است و کسی در آن تردید نکرده... و روایات فراوانی این معنا را تأیید میکند و اهل حدیث و مفسّران بر قبول آن احادیث اتفاق دارند."(المیزان، علامه طباطبایی;، ج 19، ص 59و55، نشر مؤسسه اعلمی للمطبوعات.)
2. در بخشی دیگر داستان پنج قوم از اقوام گذشته، بیان شده که همة آنها، بر اثر طغیان وسرکشی، گرفتار عذاب الهی شدند; نخست سرگذشت قوم نوح، مطرح شده که با همه سعی و کوششی که آن حضرت، برای هدایت آنان نمود، ایمان نیاوردند; آن حضرت وقتی از هدایت آنان ناامید شد نفرین نمود، خداوند هم به وسیلة آب که از آسمان و زمین جاری گردید، آنها را هلاک کرد; سپس داستان قوم عاد را یادآور میشود که به وسیله بادهای سخت نابود شدند; آن گاه به سرنوشت قوم ثمود که شتر حضرت صالح را کشتند اشاره میفرماید که خداوند به وسیلة یک صیحهای وحشتناک آنان را هلاک نمود. در پایان، به سرگذشت قوم لوط و آلفرعون، اشاره میفرماید.
تردیدی نیست که هدف قرآن از بیان داستان اُمتهای گذشته، عبرت گرفتن دیگران است; قرآن به این وسیله به مشرکان و کفّار هشدار میدهد که اقوام گذشته بر اثر سرکشی و ستم، گرفتار عذاب شدند و شما هم اگر راه آنها را ادامه دهید، چنین سرنوشتی در انتظارتان است; از این رو، پس از هر داستان، این آیه تکرار شده است: "فَکَیْفَ کَانَ عَذَابِی وَ نُذُرِ ; اکنون بنگرید عذاب و انذارهای من چگونه بود؟"
3. این سوره در قسمت دیگر، مشرکان مکّه را مورد خطاب قرار داده، میفرماید: "آیا کفّار شما از کافران پیشین بهترند یا برای شما امان نامهای در کتب آسمانی نازل شده."(قمر،43) سپس هشدار میدهد: "إِنَّ الْمُجْرِمِینَ فِی ضَلَـَلٍ وَ سُعُرٍ ;(قمر،47) مجرمان در گمراهی و شعلههای آتشند."
4. در بخش دیگر، پس از بیان سرنوشت کافران و ستمگران، به سرنوشت پرهیزکاران اشاره نموده میفرماید: "پرهیزکاران در میان باغها و نهرهای بهشتی جای دارند، آنها در جایگاه صدق و حق و راستی، نزد خداوند مالک قادر قرار دارند."
moeinm37
08-01-2008, 19:29
لطفا دربارة سوره نمل توضیح دهید.
سوره نمل از سورههای مکی است و 93 آیه دارد. آیههای آغازین و پایانی این سوره نشان میدهد که هدف عمده از نزول این سوره، بشارت و انذار مردم به بهشت و جهنم است. در میان سرگذشت پیامبران بزرگی همچون: حضرت موسی، سلیمان، داوود، صالح و لوط: و اقوام آنان برای عبرتگیری ما یاد شده است.
مباحث توحید و معاد نیز که در میان آیات این سوره آمده است در راستای همان هدایت بشارت و انذار مردم است.(ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ترجمه: همدانی، ج 15، ص 481، دفتر انتشارات اسلامی; تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 15، ص 393، دار الکتب الاسلامیه.)
moeinm37
08-01-2008, 19:29
سورة قیامت را تفسیر کنید؟
این سوره همان گونه که از نامش پیداست، آیات آن بر محور مسائل مربوط به معاد و روز قیامت دور میزند، جز چند آیه که دربارة "قرآن مجید" و تکذیب کنندگان آن سخن میگوید. مهمترین مسائلی که در این سوره دربارة قیامت آمده عبارتند از:
1. حوادث عجیب و وحشتناکی که در پایان این دنیا و آغاز قیامت روی میدهد مانند بی نور شدن ماه و متلاشی شدن نظام این دنیا.
2. وضعیت نیکوکاران و بدکاران در آن روز.
3. مسائل مربوط به لحظات پراضطراب مرگ و انتقال از این جهان به جهان دیگر.
4. مسائل مربوط به هدف آفرینش انسان و ارتباط آن با مسأله معاد.
جهت آگاهی بیشتر از تفسیر این سوره به تفسیرهای معتبر مانند: تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و همکاران، ج 25، ص 271 ـ 323، نشر دار الکتب اسلامیة، مراجعه فرمایید.
پرسش2: عالم برزخ چگونه عالمی است؟ اگر کسی در این دنیا خودکشی کند، آیا باید در قبر منتظر بنشیند تا زمان مرگش فرا رسد و ن... و منکر از او سؤال نمیکنند تا مرگش فرا رسد؟
پاسخ: "و من وراَّئهم برزخ إلیَ یوم یبعثون; (مؤمنون، 100) و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند." آیات و روایات بطور روشن دلالت دارد که بعد از زندگی دنیا و قبل از قیامت عالمی وجود دارد بنام "عالم برزخ" که روح انسان بعد از مرگ تا برپائی قیامت در آنجا زندگی میکند.
روح انسان بعد از جداشدن از این جسد خاکی در جسمهای لطیفی قرار میگیرد که بسیاری از عوارض ماده را ندارد; و چون از هر نظر شبیه این جسم است به آن "قالب مثالی" و یا "بدن مثالی" میگویند; یعنی بدنی شبیه همین بدن اما نه به کلی مجرد است و نه مادی محض.(اقتباس از تفسیر نمونه، آیةالله مکارم شیرازی، ج 14، ص 322، دارالکتب الاسلامیة.) از نگاه قرآن و روایات همة انسانها حیات برزخی دارند.
از روایات استفاده میشود که انسانها در برزخ به پنج گروه قابل تقسیمند:
الف: افرادی که در درجه اعلای از ایمان و کمال هستند این افراد پس از مرگ و پاسخ به سئوالات ن... و منکر روح آنها در قالب مثالی قرار میگیرد و به بهشت برزخی وارد میشوند و در آنجا در محضر امیرالمؤمنین7 و در بهشت برزخی به انواع نعمتهای الهی متنعم میشوند; تا برپا شدن قیامت.
ب: افرادی که مؤمن هستند ولی نه در درجه و کمال گروه قبلی، این افراد پس از سئوال و پاسخ در قبر، دری از بهشت (برزخی) به سوی قبر آنان باز میشود و قبر به مقدار چشمانداز، وسیع شده و باغی از باغهای بهشت میشود. این گروه در قبرشان متنعم به نعمتهای پروردگارند و همیشه دعایشان این است که خدایا قیامت را برپا نما و نعمتهای بهشتی را که به ما وعده دادهای عطا فرما.
ج: مؤمنین معصیتکار که مستحق عذابند، آنها پس از ورود به قبر و سؤال ن... و منکر و عدم توانایی آنها برای پاسخ دادن، فرشتگان با عمودی که در دست دارند بر فرق آنها میکوبند و قبرشان پر از آتش میشود. و دری از جهنم (برزخی) بهسوی قبر آنان باز میشود و قبرشان تبدیل به چاهی از چاههای جهنم میگردد و این گروه در قبر معذبند تا وقتی که گناهانشان بخشوده شود.
د: کسانیکه کافر محض هستند، اینها هم همانند مؤمنین معصیت کار در جهنم برزخی معذبند تا برپا شدن قیامت; با این تفاوت که عذاب کافر، عذاب عقیده و عمل است و کاهش دهنده عذاب قیامتش نیست; ولی عذاب مؤمن گناهکار، عذاب عمل است و باعث پاک شدن او میشود و جنبه اصلاحگرانه و رهایشگرانه دارد.(سیری در جهان پس از مرگ، حبیبالله طاهری، ص 328 ـ 330، دفتر انتشارات اسلامی، با اندکی اضافات.)
:'û گروهی که نه اهل ثوابند که مستحق نعمت باشند و نه اهل گناه تا مستحق عذاب گردند این گروه روحشان (در قالب مثالی) بصورت بیهوش و یله و رها باقی میماند تا برپا شدن قیامت.(فروع کافی، ج 3، ص 238، باب المسألة فی القبر و من یسأل و من لایسأل، نشر دارالاصول / جهت آگاهی بیشتر درباره عالم برزخ ر.ک: پیام قرآن، آیةالله مکارم شیرازی، ج 5، ص 443 ـ 478، نشر مدرسه امیرالمؤمنین7 / عالم برزخ در چند قدمی ما، محمدی اشتهاردی و...)
هنگام مرگ روح انسان از بدن به طور کامل جدا میشود و به هنگام رستاخیز، خداوند متعال بار دیگر بدن و استخوانهای پوسیده و خاک شده را حیات مجدد میدهد و روح، دوباره به آن بر میگردد.(ر.ک: پیام قرآن، آیةالله مکارم شیرازی، ج 5، ص 308 ـ 334، مدرسةالامام امیرالمؤمنین / تفسیر نمونه، آیةالله مکارم شیرازی و دیگران، ج 2، ص 307، دارالکتب الاسلامیة.)
کسی هم که خودکشی میکند، زمان مرگش همان موقع است و با بقیة افراد تفاوتی نخواهد کرد، البته خودکشی از گناهان بزرگ است و عذاب سختی را در پی دارد. قرآن کریم میفرماید:
"قُلْ یَتَوَفَّـَکُم مَّلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلَیَ رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ;(سجده،11) بگو، فرشته مرگ که بر شما مأمور شده، قبض روح شما میکند، سپس به سوی پروردگارتان بازمیگردید".
از این آیه و آیات دیگر در روایات فهمیده میشود که ستاندن روح انسانها به دست ملایکه است حال این ستاندن در هر کسی در یک حالتی است; برخی در حال تصادف، برخی سکته و برخی در حالت خودکشی و... . در این حالات جسم مادی از کار میافتد; ولی روح از بین نمیرود; بلکه آن را ملایکه در همین هنگام از بدن جدا مینمایند و باقی خواهد ماند.
moeinm37
08-01-2008, 19:29
چرا در یک سوره قرآن به موضوعات مختلف اشاره شده است آیا احتمال جابجایی در آن مطرح است؟
این مسأله نشاندهنده جابهجا شدن آیات الهی نیست بلکه این سبک خداوند در قرآن است که به دلائل مختفی مثل تنوع در یک سوره از مسائل مختلف سخن به میان میآورد
moeinm37
08-01-2008, 19:30
محتوای کلی سوره ء نساء را بنویسید؟
این سوره مدنی است و محتوای آن دعوت به ایمان، عدالت، عبرت از امتهای گذشته، قطع رابطه دوستانه با دشمنان خدا، حمایت از یتیمان، مسائلی چون ازدواج، ارث، لزوم اطاعت از .... الهی، هجرت، جهاد در راه خدا و... است و چون 35 آیه اول آن پیرامون مسائلخانواده است به سوره نساء (زنان) نامگذاری شده است، (تفسیر نور، قرائتی).
moeinm37
08-01-2008, 19:30
معنای سوره "غاشیه" چیست؟ محتوایش را ذکر کنید.
"غاشیه" از ماده "غشاوه" به معنای پوشاندن و یکی از نامهای قیامت است. انتخاب این نام برای قیامت، سه وجه دارد: 1.یا برای این است که قیامت، انسانها را از هر جهت فرا میگیرد، هم چنان که در جای دیگر دربارة فراگیری قیامت میفرماید: " وَ یَوْمَ نُسَیِّرُ الْجِبَالَ وَ تَرَی الاْ ?َرْضَ بَارِزَةً وَ حَشَرْنَـَهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا ;(کهف،47) ما ایشان را محشور کردیم به طوری که حتی یک نفر از آنان از قلم ما نیفتاد";
2. یا از این جهت است که ایست گاهها ومنظرههای هولناکش ناگهان مردم را فرا میگیرد;
3. و یا به خاطر این است که روز قیامت، کفار را به عذاب خود فرا میگیرد.
این سوره مکی است و محتوای آن در سه محور دور میزند، محور اول، بحث معاد است، مخصوصا کیفرهای دردناک مجرمان و پاداشهای شوقانگیز مؤمنان; محور دوم، بحث توحید است که با اشاره به آفرینش آسمان و خلقت زمین و توجه انسانها به آفرینش آسمانها و زمین، به صورت اسرارآمیز بیان شده است; محور سوم، بحث از نبوت وگوشهای از وظائف پیامبر اسلام9 است ودر مجموع هدفهای سورههای مکی را که تقویت مبناهای ایمان و اعتقاد است، تعقیب میکند; از این رو، بحث سعادت مندها و شقاوت مندها، جایگاه هر کسی در قیامت که همان بهشت و جهنم است، دستور به پیامبر اکرم9 که مردم را به ربوبیت خداوند تذکر بده و توجه به این که بازگشت همه به سوی خداوند است و حساب رسی همة اعمال به دست خداوند و از جمله مباحثی است که در این سورة شریف بیان شده است.(ر.ک: تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ترجمة آقای ..... همدانی، ج 20، ص 454 ـ 456، دفتر انتشارات اسلامی / تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 26، ص 412 ـ 414، دار الکتب الاسلامیة.)
moeinm37
08-01-2008, 19:31
لطفاً در مورد چگونگی نزول و مفهوم کلی سورة فاطر توضیح دهید.
سورة فاطر براساس ترتیب قرآن کریم سی و پنجمین سوره است و در مکه نازل شده و دارای چهل و پنج آیه میباشد.
فاطر به معنای شکافنده و پدید آورنده است و نام دیگر سورة مذکور ملائکه میباشد.
بخشی از محتوای کلی سورة فاطر عبارتند از:
1. بیان نشانههای عظمت خداوند در عالم هستی و دلائل توحید.
2. بیان ربوبیت پروردگار و تدبیر او نسبت به عموم جهان و انسان و مراحل تکامل انسان.
3. موضوع معاد و نتایج اعمال در آخرت و رحمت گستردة الهی در این جهان و سنّت تخلّفناپذیر او دربارة مستکبران.
4. اشاره به موضوع رهبری پیامبران الهی و مبارزة پیگیر و مستمرشان با دشمنان لجوج و سرسخت و نیز دلداری به پیامبراکرم.
5. بیان مواعظ و اندرزهای الهی در زمینههای مختلف.(ر.ک: آشنایی با سورهها، جواد محدثی، ص 60 ـ 61 ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزة علمیّة قم / تفسیر نمونه، آیةالله مکارم شیرازی و دیگران، ج 18، ص 161 ـ 163، دارالکتب الاسلامیة، تهران.)
و پیامبراکرممیفرماید: "هر کس سورة فاطر را بخواند در روز قیامت سه در از درهای بهشت او را به سوی خود دعوت میکند که از هر کدام میخواهی وارد شو."(ر.ک: مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج 4، ص 346، مؤسسة آلالبیت، قم.)
moeinm37
08-01-2008, 19:31
چه مسائلی در سورة حجرات آمده، که در سورههای دیگر نیامده است؟
در این سوره، سفارش به یک سری مسائل اجتماعی و اخلاقی شده که در سورههای دیگر به این صراحت بیان نشده است از آن جمله:
1. در حضور پیامبر داد و فریاد نزنید، و صدای خود را از صدای پیامبر بلندتر نکنید. (حجرات، 2 و 3)
2. پیامبر را از پشت در خانه با اسم صدا نزنید. (حجرات، 2 و 4)
3. خبر فاسق را قبول نکنید، بلکه دربارهاش تحقیق کنید. (حجرات، 6)
4. نهی از بدگمانی، غیبت و صدا زدن دیگران به لقب زشت.
moeinm37
08-01-2008, 19:31
در سورة حضرت یوسف(ع) بر چه چیزهایی تأکید شده و در چه آیاتی به آنها اشاره گردیده است؟
برخی موضوعات مهمّی که در سورة مورد بحث به آن اشاره شده، به شرح زیر است:
1. بیان حقایق و معارف الهی و اندیشة در آن. (یوسف،1و2); 2. بیان قصد، به بهترین صورت.(یوسف،3); 3. عبرتها و پندها از داستان حضرت یوسفغ و عاقبت بد حسادت (یوسف، 5 و 7 و 111); 4. گزینش افراد از جانب خداوند، بر مبنای اخلاص (یوسف،6); 5. صبر و شکیبایی در فتنهها و مشکلات (یوسف،18); 6. یاری خواستن از خداوند در لحظات بحرانی (یوسف،18); 7. یاری خداوند، دریافت علم و حکمت، رسیدن به مقامات، تقرّب در جوار رحمت الهی و... در سایة ایمان و تقوا (یوسف،19); 8. پناه بردن به خدا در شرایط حسّاس و فراهم شدن بستر گناه (یوسف،23); 9. ترجیح دادن زندان بر گناه و نامشروع (یوسف،33); 10. دعوت به توحید و اجتناب از شرک (یوسف،38ـ60); 11. سپردن پستهای کلیدی و مهم به حافظان و امینان (یوسف،55); 12. پاداش جهان آخرت برای اهل ایمان و باتقوا(یوسف،57); 13. مأیوس نشدن از درگاه الهی، در هیچ شرایطی (یوسف،78); 14. طلب آمرزش هنگام خطا و گناه (یوسف،97); 15. تأکید بر الگو قرار دادن حضرت یوسفغ، آن قهرمان پاکی و پارسایی; 16. سفارشی به دوری گزیدن از جاهایی که نامحرم در آن جا وجود دارد; به ویژه هنگام تنهایی و در محیطهای سربسته.
دو تأکید بالا، از مجموع داستان فهمیده میشود.
و...( ر.ک: تفسیر راهنما، اکبر هاشمی رفسنجانی، ج 8، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی. )
moeinm37
08-01-2008, 19:32
آخرین سورهای که به نام حیوان میباشد کدام است، لطفاً آن را توضیح و فضیلت آن را بیان کنید.
آخرین سورهای که به نام حیوان است، سوره فیل میباشد.
سوره مذکور چنان که از نامش پیداست، به داستان تاریخی معروفی اشاره میکند که در سال تولد پیامبر اکرمواقع شده، و خداوند متعال خانة کعبه را از شر حمله لشکر بزرگ کفاری که از سرزمین یمن، سوار بر فیل آمده بودند، حفظ کرد.
یادآوری این داستان، هشداری به کفار لجوج و مغروری بود که بدانند در برابر قدرت خداوند متعال، نمیتوانند مقاومت کنند، خداوندی که "ابرهه" را با آن سپاه عظیم، بوسیله پرندگانی کوچک شکست داد، قادر است که کفار مغرور و لجوج را تنبیه و شکست دهد.
امام صادقدرباره فضیلت سوره فیل میفرماید: "هر کسی سوره "فیل" را در نماز واجب بخواند در قیامت هر کوه و زمین هموار و کلوخی برای او شهادت میدهد که او از نمازگزاران است و منادی صدا میزند دربارة بندة من راست گفتید، شهادت شما را به سود یا زیان او میپذیریم، بندهام را بدون حساب داخل بهشت وارد کنید، او کسی است که من وی را دوست دارم و عملش را نیز دوست دارم."( ر.ک: مجمع البیان، مرحوم طبرسی;، ج 6، ص 232 ـ 236، منشورات دارمکتبة الحیاة، بیروت. )
moeinm37
09-01-2008, 16:07
نکتههای اخلاقی سورة ناس چیست؟
برخی از نکات اخلاقی که از این سوره میآموزیم عبارتند از:
1. انسان هر قدر مقام معنوی والایی هم داشته باشد، باز هم نیاز دارد از شرّ وسوسه ها به خداوند پناهنده شود، چنان که این سوره به پیامبر9 که بالاترین مقام انسان کامل است، میگوید به خدا پناهنده شود; بنابراین اگر ما بخواهیم در راه راست حرکت کنیم و در خودسازی و تهذیب نفس موفق باشیم، باید همیشه از شر وسوسههای شیاطین به خداوند متعال پناهنده شویم.
2. در این سوره در مورد پناهنده شدن به خداوند سه صفت "رب"، "ملک" و "اله" ذکر شده است، در حقیقت این اوصاف سه گانه سه درس تربیتی، سه برنامه پیشگیری و سه وسیلة نجات از شر وسوسه گران است و انسان را در مقابل آنها بیمه میکند.
مؤمنان با گفتن "اعوذ برب الناس" اعتراف به ربوبیت پروردگار میکنند، و خود را تحت تربیت او قرار میدهند. با گفتن "ملک الناس" خود را ملک او میدانند و بنده مطیع او میشوند، و با گفتن "اله الناس" در راه عبودیت او گام مینهند، و از عبادت غیر او پرهیز میکنند، بدون شک کسی که به این صفات سه گانه معتقد باشد، و خود را با هر سه هماهنگ سازد از شر وسوسه گران در امان خواهد بود.
3. از آوردن این سه صفت میفهمیم که پناهندگی لفظی و زبانی چندان مؤثر نیست، بلکه باید با فکر، عقیده و عمل خود را در پناه خدا قرار داد تا از برنامه ها، افکار و تبلیغات شیاطین در امان ماند.
4. شیاطین و وسوسه گران تنها در میان یک قشر و گروه نیستند، بلکه در میان جن و انس پراکندهاند و در هر لباس و هر جماعتی یافت میشوند، باید مراقب همة آنها بود، و باید از شر همة آنها به خدا پناه برد. "مِنَ الجِنَّةِ والنّاس" (ناس، 6)( ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 27، ص 468 ـ 476، دارالکتب الاسلامیة. )
moeinm37
09-01-2008, 16:07
محتوای کلی سوره "شعرأ" چیست؟
برخی از محورها و مفاهیم کلی سورة شعرأ عبارتند از:
1. آغاز سوره با حروف مقطعه، بیان عظمت مقام قرآن، تسلای خاطر پیامبر گرامیدر برابر پافشاری و خیرهسری مشرکان و بعضی نشانههای توحید و صفات خداوند متعال.
2. در فرازهایی از سرگذشت هفت پیامبر بزرگوار خداوند و مبارزات آنها با قومشان و لجاجتهای آنان در برابر این پیامبران بزرگوار، که بعضی مانند داستان حضرت موسیغ و فرعون با شرح بیشتری و بعضی دیگر مانند سرگذشت حضرت ابراهیم، نوح، هود، صالح، لوط و شیعب: کوتاهتر است.
در این قسمت به منطق ضعیف و تعصبآمیز مشرکان در هر عصر و زمان در برابر پیامبران الهی اشاره شده که شباهت زیادی با منطق مشرکان عصر پیامبر اکرمداشته; از این رو مایة آرامش خاطر پیامبر گرامیو مؤمنان نخستین بود که بدانند تاریخ همواره از این گونه افراد و منطقها بسیار دارد و نباید ضعف و سستی به خود راه دهند.
در همین بخش، روی عذاب دردناک این اقوام و بلاهای وحشتناکی که بر آنها فرود آمد، تکیه شده که خود تهدید مؤثری برای مخالفان پیامبر اسلام در آن شرایط است.
3. بیان مطالبی دربارة پیامبر اکرم، عظمت قرآن، تکذیب مشرکان و دستورهایی به آن حضرت دربارة روش دعوت، چگونگی برخورد با مؤمنان. این سوره با بشارت به مؤمنان صالح و تهدید شدید ستمگران پایان مییابد.( ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 15، ص 179ـ180، دارالکتب الاسلامیة، تهران. )
moeinm37
09-01-2008, 16:08
مفاهیم کلی سورة "ص" چیست؟
محتوا و مفاهیم کلی سورة "ص" به طور خلاصه عبارتاند از:
1. توحید و یگانگی خداوند متعال و مبارزه با شرک، نبوت پیامبر گرامی اسلامو سرسختی و لجاجت دشمنان مشرک در برابر این دو امر.
2. بیان گوشههایی از تاریخ نه نفر از پیامبران بزرگوار خدا، به ویژه حضرت داوود و سلیمان و ایوب: و... و مشکلات آنها در زندگی و دعوت به سوی خدا، را منعکس کرد، برای عبرت مؤمنان.
3. سرنوشت کفار طاغی و یاغی در قیامت و دشمنی و جنگ و جدال آنها در دوزخ تا به مشرکان و افراد بی ایمان نشان دهد که پایان کار آنها به کجا خواهد رسید.
4. آفرینش انسان و مقام والای او و سجده کردن فرشتگان برای آدم، اشاره به فاصلة زیاد قوس صعودی و نزولی انسان، تا کوردلان به ارزش وجودی خویش پی ببرند و در برنامههای انحرافی خود تجدید نظر نموده، از زمرة شیاطین بدرآیند.
5. تهدید دشمنان لجوج و تسلای خاطر پیامبر اسلامو بیان این واقعیت که او در دعوت خود هیچ گونه اجر و مزدی از کسی طلب نمیکرد و هیچ درد و رنجی را برای کسی نمیخواست.( ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 19، ص 203ـ204، دارالکتب الاسلامیة، تهران. )
پیامبر اکرممیفرماید: "کسی که سورة "ص" را بخواند به اندازه هر کوهی که خدا مسخر حضرت داوود فرموده بود "حسنه" به او میدهد و از آلوده شدن و اصرار بر گناه صغیر و کبیر حفظ میکند."( ر.ک: مجمع البیان، مرحوم طبرسی، ج 5، ص 93، منشورات دارمکتبة الحیاة، بیروت. )
moeinm37
09-01-2008, 16:08
سوره "روم" در بارة چه چیزهایی سخن میگوید و چرا به این نام نامیده شده است؟
این سوره هم همانند تمام قرآن برای هدایت و تربیت انسانها نازل شده است، چرا که در این سوره همچون سورههای دیگر قرآن، مسایل استدلالی و عاطفی و خطابی چنان به هم آمیخته شده است که معجون کاملی برای هدایت و تربیت نفوس فراهم ساخته است; چنان که مطالعه مطالبی که در این سوره آمده است ما را به این امر رهنمون میسازد. برخی از مطالب این سوره عبارتند از:
1. پیشگویی از پیروزی رومیان بر ایرانیان.
2. گوشهای از طرز فکر و چگونگی حالات افراد بیایمان و سپس تهدیدهایی نسبت به آنان در مورد عذاب و کیفر الهی در رستاخیز.
3. بیان بخش مهمی از آیات عظمت خداوند در آسمان و زمین و در وجود انسانها; مانند: آفرینش انسان از خاک، قانون زوجیت و آفرینش همسران برای انسانها، اختلاف زبانها، نعمت خواب و...
4. سخن از توحید فطری بعد از بیان دلایل آفاقی و انفسی برای شناخت خدا.
5. اشارهای به مسأله مالکیت و حق خویشان و نکوهش رباخواری.( ر.ک: تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 16، ص 356، دارالکتب الاسلامیة / دانشنامه قرآن، بهأالدین خرمشاهی، ج 2، ص، 1245، انتشارات دوستان. )
این سوره را سورة "روم" مینامند; زیرا در آغاز این سوره کلمة روم به کار رفته است.
moeinm37
09-01-2008, 16:09
لطفاً تفسیر کوتاه و کاملی از سورة رعد بفرمایید؟
در این سورة شریف موضوعات مختلفی بیان شده و مطالب فراوانی خصوصاً دربارة دعوت به توحید، مبارزة با شرک و اثبات معاد وجود دارد که به طور فهرست وار به برخی از آن اشاره میشود:
1. بیان آیات توحید و اسرار آفرینش که نشانههای ذات پاک خدا هستند، مانند: برافراشتن آسمانهای بی ستون، تسخیر خورشید و ماه به فرمان خدا، گسترانیدن زمین، آفرینش کوهها، رودها، میوههای متفاوت و...(در آیات: 2ـ4)
2. تعجب از سخن منکران معاد و عملکرد آنان.(در آیات: 5ـ10)
3. اشاره به مأموران الهی که انسان را از حوادث حفظ میکنند، در عین حال تغییر سرنوشت انسانها به اعمال خودشان بستگی دارد(در آیة 11)
4. تسبیح موجوداتی همچون رعد و فرشتگان، و سجدة موجودات زمین و آسمان برای خداوند. (در آیات:13ـ15).
5. مثالهایی محسوس برای شناخت حق و باطل (در آیة 17)
6. ارائه برنامههای عملی سازنده مانند وفای به عهد، صلة رحم، صبر و استقامت، برپاداشتن نماز، انفاق در راه خدا، پاسخ بدی را به نیکی دادن.(در آیات: 20ـ22)
7. اشاره به سرانجام خوش نیکوکاران و پرهیزکاران در بهشت (در آیات: 23ـ24 و 29)
8. اشاره به یاد خدا و آرامش دل. (در آیة 28)(جهت آگاهی بیشتر از تفسیر این سوره به تفسیرهای معتبر مانند: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، و ترجمة تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، مراجعه فرمایید / و چنان چه پرسشی برایتان پیش آمد با ما مکاتبه نمایید.)
moeinm37
09-01-2008, 16:09
مفهوم کلّی سوره "روم" چیست؟
سوره "روم" به ترتیب مصحف سیامین سوره و به ترتیب نزول هشتاد و چهارمین سوره قرآن، و مکی است.
وجه نامگذاری این سوره به "روم" به خاطر آمدن کلمه "روم" در این سوره است در این سوره خبر از غیب; یعنی شکست خوردن ایرانیان از رومیان است مطالب این سوره را در هفت بخش میتوان خلاصه کرد:
1. خبر از پیروزی رومیان بر ایرانیان;
2.گوشهای از طرز فکر و چگونگی حالات افراد بیایمان، و سپس تهدیدهایی نسبت به آنان;
3. بیان بخش مهمی از آیات عظمت خداوند در آسمان و زمین و در وجود انسانها از قبیل: خلقت انسان از خاک، نظام زوجیت و آفرینش همسران برای انسانها، آفرینش آسمان و زمین، اختلاف زبانها و...;
4. سخن از توحید فطری بعد از بیان دلایل آفاقی و انفسی برای شناخت خدا;
5. بازگشت به شرح و تبیین حالات افراد بیایمان;
6. اشارهای به مسأله مالکیت، حق خویشان و نکوهش رباخواری;
7. بازگشت مجدد به دلایل توحید و نشانههای حق.
روی هم رفته در این سوره همچون سورههای دیگر قرآن مسایل استدلالی، عاطفی و خطابی چنان بهمآمیخته شده است که معجون کاملی برای هدایت و تربیت نفوس فراهم ساخته است.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیتالله مکارم شیرازی، ج 16، ص 355، دارالکتب الاسلامیة.) در فضیلت تلاوت سوره روم از پیامبر اکرم9 چنین آمده است: "هر کس سوره روم را بخواند پاداشی معادل ده حسنه به تعداد هر فرشتهای که در میان آسمان و زمین تسبیح خدا میگوید خواهد داشت و آنچه را در روز و شب از دست داده جبران خواهد کرد."(مجمع البیان، علامه طبرسی;، مجلد 5، جزء 21، ص 5، منشورات دارمکتبة الحیاة.)
moeinm37
09-01-2008, 16:09
چرا سورة "شمس" به این نام شناخته شده است؟
سورههای قرآن در زمان رسول خدا9 دارای نامهایی بود که از طریق وحی مشخص شده بودند.(پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، سیدمحمدباقر حجتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 98.) چنان که در روایتهایی که دربارة فضایل قرائت سورهها وارد شده، مشهود است. گاهی نیز مردم و علما به مناسبتهایی که در سوره وجود داشت، نامهای دیگری به آن سوره میدادند. در نامگذاری سورههای قرآن اعتبارات گوناگونی لحاظ میشد که برخی از آنها عبارتند از:
الف: نامگذاری به اعتبار کلمه یا کلمات اول سوره و معانی آنها، مثل سورة برائت (توبه) و یا سورة قل هو الله (توحید).
ب: نامگذاری به اعتبار اسمی که در آن سوره آمده است.
ج: نامگذاری به اعتبار موضوع خاصی که در آن سوره آمده و در بقیه سورهها نیامده، یا در آن سوره به شکل گسترده و کاملتری مطرح شده است.(الاتقان، جلالالدین سیوطی، ج 1، ص 118 به بعد، نشر دارالکتب العلمیه.)
نام گذاری سورة "شمس" نیز، به علت یکی از احتمالهای فوق میباشد; به خصوص آن که این سوره، با قسم به شمس آغاز شده است
moeinm37
09-01-2008, 16:10
هفدهمین سورة قرآن چه نام دارد؟ آیا در این سوره توضیحی دربارة دین و اسلام داده شده است؟
نام هفدهمین سورة قرآن، اسرأ است، در این سوره موضوعهای گوناگونی مطرح شده است. برخی از این موضوعها دربارة اصول دین اسلام و برخی پیرامون فروع دین است. بحثهایی مانند دلایل نبوت، مسأله معاد، توحید و خداشناسی از مباحث اصول دین و بحثهایی مانند اوقات نماز، حرمت زنا، کلاهبرداری، کم فروشی و آموزشهای مختلف اخلاقی از احکام عملی و اخلاقی دین مبین اسلام است که در این سوره مطرح شده است.
افزون بر مباحث یاد شده، موضوعهای دیگری مانند داستان پیامبران به ویژه تاریخ بنی اسرائیل و... در این سوره بیان شده است.
مجموعه این بحثهای عقیدتی، اخلاقی و اجتماعی نسخه کاملی برای ارتقأ و تکامل انسان در زمینههای گوناگون است و میطلبد که هر مسلمانی با آگاهی از این مباحث خود را به فضایل و آموزههای اسلامی آراسته کند.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 12، ص 5، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
09-01-2008, 16:10
لطفاً درباره سوره "روم" توضیحاتی ارایه دهید؟
سوره "روم" به ترتیب مصحف سیامین سوره و به ترتیب نزول هشتاد و چهارمین سوره قرآن، و مکی است.
وجه نامگذاری این سوره به "روم" به خاطر آمدن کلمه "روم" در این سوره است در این سوره خبر از غیب; یعنی شکست خوردن ایرانیان از رومیان است مطالب این سوره را در هفت بخش میتوان خلاصه کرد:
1. خبر از پیروزی رومیان بر ایرانیان;
2.گوشهای از طرز فکر و چگونگی حالات افراد بیایمان، و سپس تهدیدهایی نسبت به آنان;
3. بیان بخش مهمی از آیات عظمت خداوند در آسمان و زمین و در وجود انسانها از قبیل: خلقت انسان از خاک، نظام زوجیت و آفرینش همسران برای انسانها، آفرینش آسمان و زمین، اختلاف زبانها و...;
4. سخن از توحید فطری بعد از بیان دلایل آفاقی و انفسی برای شناخت خدا;
5. بازگشت به شرح و تبیین حالات افراد بیایمان;
6. اشارهای به مسأله مالکیت، حق خویشان و نکوهش رباخواری;
7. بازگشت مجدد به دلایل توحید و نشانههای حق.
روی هم رفته در این سوره همچون سورههای دیگر قرآن مسایل استدلالی، عاطفی و خطابی چنان بهمآمیخته شده است که معجون کاملی برای هدایت و تربیت نفوس فراهم ساخته است.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیتالله مکارم شیرازی، ج 16، ص 355، دارالکتب الاسلامیة.) در فضیلت تلاوت سوره روم از پیامبر اکرمچنین آمده است: "هر کس سوره روم را بخواند پاداشی معادل ده حسنه به تعداد هر فرشتهای که در میان آسمان و زمین تسبیح خدا میگوید خواهد داشت و آنچه را در روز و شب از دست داده جبران خواهد کرد."(مجمع البیان، علامه طبرسی;، مجلد 5، جزء 21، ص 5، منشورات دارمکتبة الحیاة.)
moeinm37
09-01-2008, 16:11
در مورد سوره "الفجر" توضیح دهید، چرا به این نام شناخته شده است؟
چند نکته قابل ذکر است:
1. بی گمان تقسیم قرآن کریم به سورهها و آیهها، ریشه قرآنی دارد، چنان که از "سوره" و "آیه" در چند آیه نام برده شده، مانند: "سورة انزلناها"(نور،1) ]ر.ک: (توبه،86); (بقره،23)[ ولی سورههای قرآن کریم، بر طبق روایاتی، در همان عصر پیامبر اکرمدر اثر کثرت استعمال، نامهای به خصوصی را پیدا کرده و نام بسیاری از سورهها در روایات از زبان پیامبر اکرمبیان شده ولی هیچ گونه محدودیت شرعی ندارد، بلکه یک سوره میتواند نامهای مختلفی داشته باشد از همین جهت، سوره را گاهی با اسمی که در آن سوره واقع شده و یا موضوعی که از آن بحث کرده، نامگذاری میکنند. مثل: سوره بقره، سورة اسرأ. گاهی جملهای از اوّل سوره ذکر نموده که معرف آن سوره بود، مثل: سوره "اقرأ باسم ربک" و گاهی با وصفی که سوره دارد، به معرفی آن میپردازند، مثل: سوره "فاتحة الکتاب" "سوره اخلاص"(قرآن در اسلام، علامه طباطبایی;، ص 218، دارالکتب الاسلامیة / رجوع کنید به: علوم القرآن عند المفسرین، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، ج 1، ص 321ـ334، مرکز نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.)
2. سورةمبارکه فجر، به مناسبت آیهی نخست آن که با قسم به فجر آغاز میشود، نام گذاری شده.
همچنین این سوره را به "سوره امام حسین" نیز تعبیر کردهاند; امام صادقفرموده باشند: "سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود بخوانید; چرا که این سوره امام حسیناست."(تفسیر البرهان، سید هاشم حسینی بحرانی، ج 5، ص 650، مؤسسة بعثت.)
3. در این که معنای "الفجر" در آیهی نخست این سوره چیست؟ مفسرین گفتههای مختلفی را بیان کردهاند:
فجر، همان سپیده صبح هر روز است که خداوند به آن قسم یاد فرموده، همانند: "والیل"; چرا که فجر، هنگام انجام آغاز دو عبادت بزرگ نماز و روزه است. برخی از مفسران، به استناد روایاتی، مقصود از "الفجر" را بامداد ماه ذیحجه و یا ماه مبارک رمضان و بعضی هم پگاه محرم و یا سپیده روز جمعه دانستهاند.(ر.ک: تفسیر نوین، محمد تقی شریعتی، ج 2، ص 5، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.)
و بر طبق روایتی، امام صادق"الفجر" را به وجود حضرت ولی عصر، امام زمانغ معنی فرمودهاند.(ر.ک: تفسیر البرهان، همان، ج 5، ص 650.) آری، وجود عالمتاب او طلوع خواهد کرد و پردههای تاریک و ظلمانی جهل و ظلم را کنار خواهد زد، که فجر حقیقی همان است. به امید فجر و فرجش.
moeinm37
09-01-2008, 16:13
مفهوم کلی سورة مرسلات چیست؟
سورة مرسلات هفتاد و هفتمین سوره در ترتیب قرآن و سی و سومین سوره از جهت نزول است. مفاهیم کلی سوره عبارت است از:
1. سوگند به عوامل و نیروهای معنوی و پدیدههای مادی برای جلب افکار به تدبّر و تفکّر در آنها و کشف حقایق و اسرار نهفتة آنها و بهرهبرداری از منافع سرشار آنها.
2. تأکید بر وقوع قیامت، نشانهها و علایم وقوع آن، تغییرات جهان خلقت در آستانة وقوع آن، شداید و سختیهای آن روز برای کافران و منکران حق.
3. هلاکت مجرمان از قوانین کلی و سنتهای حتمی الهی است.
4. آفرینش انسان و مادّة اولیه آن، توازن و اندازهگیری در آفرینش که حاکی از صنع، علم و قدرت الهی است.
5. مواهب عظیم الهی برای انسان، مانند: زمین و آب و کیفیت آنها، رام شدن زمین برای انسان و آفرینش آن طبق تأمین نیازهای بشر، استقرار کوهها در زمین و فواید آنها.
6. ترسیم سرنوشت متقابل مجرمان و متقین در روز قیامت، اعمال و نشانههای هر کدام از آن دو گروه برای عبرت و هدایت انسانها و گزینش اصلح و احسن.(برای آگاهی از تفسیر کامل این سوره ر.ک: تفسیر المیزان، علامه طباطبایی;، ج 20، ص 144ـ157، دفتر انتشارات اسلامی / تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 25، ص 391ـ431، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
09-01-2008, 16:14
منظور از اینکه می گویند سوره والعصر سوره معلم می باشد چیست.
متأسفانه شما پرسشگر گرامی منبعی را که سوره «والعصر» را به این نام خوانده است ذکر نکردید تا اظهار نظر دقیق صورت گیرد.
با جستجویی که ما کردیم در منابع علوم قرآنی و روایی، این سوره به این نام خوانده نشده است. شاید بتوان گفت از آن جا که در این سوره تمام علوم و مقاصد قرآن خلاصه شده است و در عین کوتاه بودن، برنامه جامع و کاملی برای سعادت انسان تنظیم و ارایه نموده است همانند معلم، نقش اساسی در رشد و تکامل انسان در صورت عمل به آن خواهد داشت.
moeinm37
09-01-2008, 16:16
لطفاً دلیل نزول سورة نمل را بنویسید؟
در کتابهایی که در شأن نزول آیات نوشته شده فقط در مورد سه آیه از سورة نمل مطالبی بیان شده است که برخی از آنها هم از باب جری و تطبیق (=؟) است نه شأن نزول.
1. آیة شصت و دوم: آیة معروفی است که برای رفع گرفتاریها و استجابت دعاها خوانده میشود: "أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوَّء;(نمل،62) ]آیا بتها بهتر هستند[ یا کسی که مضطر را اجابت و گرفتاری را برطرف میسازد.". دربارة شأن نزول این آیة شریفه از امام باقر7 روایت شده است که این آیه دربارة امام زمانغ نازل شده است که در هنگام ظهور، در مقام ابراهیمغ ـ در مسجد الحرام ـ نماز میگزارد و به سوی خدا تضرع و زاری میکند، و فرمود: به خدا قسم مانند آن است که میبینم کسی که این آیه دربارة او نازل گردیده، ظهور نماید." هر چند این مطلب، به عنوان شأن نزول در کتابها، طبقهبندی شده است، ولی در واقع این مطلب از باب بیان مصداق و تطبیق آیه بر موارد خارجی آن میباشد.
2. آیة هفتادم از سورة نمل، هنگامی نازل شد که کافران و مشرکان گفتند: "گفتههای محمد6 اساطیر و افسانههای پیشینیان است" و پیامبر6 ]از این سخن[ سخت غمگین و محزون گردید. و این آیه برای تسلاّی خاطر مبارک اوست: "وَ لاَ تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ لاَ تَکُن فِی ضَیْقٍ مِّمَّا یَمْکُرُونَ ;(نمل،70) از تکذیب آنان غمگین مباش و سینهات از توطئة آنان تنگ نشود".
3. آیة دیگری از سورة نمل، که برای آن شأن نزول نقل شده، آیة هشتادم است که دربارة کفّار قریش نازل گردیده، آن هم دربارة قوم مخصوصی از آنان که خداوند علم دارد که هرگز ایمان نخواهند آورد، بلکه در کفر خویش خواهند مرد; خداوند به پیامبرش خبر داد که اینان سخن ترا نخواهند پذیرفت و پند تو دربارة ایشان سودی نخواهد داشت: "إِنَّکَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَیَ وَلاَ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَآء;(نمل،80) به طور مسلّم، تو نمیتوانی سخنت را به گوش مردگان برسانی و نمیتوانی کران را، هنگامی که روی بر میگردانند و پشت میکنند، فراخوانی!"(ر.ک: نمونة بینات درشأن نزول آیات، محمد باقر محقق، ص 593 و 594، نشر انتشارات اسلامی.)
moeinm37
09-01-2008, 16:16
اطلاعاتی در مورد سورة روم بنویسید؟
سورة روم از سوری است که در مکه نازل شده است و مطالب آن بر 7 بخش تقسیم می گردد.(1)
1.پیشگویی از پیروزی رومیان بر ایرانیان در جنگی که در آینده اتفاق می افتاد و این خبر تأثیر مثبتی بر شرایط مسلمانان در عربستان می گذاشت.
2. بیان گوشه ای از طرز فکر و چگونگی حالات افراد بی ایمان.
3. آیات عظمت خداوند در آسمان و زمین و در وجود انسانها.
4. سخن ازتوحید فطری با ذکر دلایل.
5. بازگشت دوباره به شرح و تبیین حالات افراد بی ایمان و گنهکار و ظهور فساد در زمین بر اثر گناهان آنها.
6. اشاره ای به مسأله مالکیت و حق ذی القربی و نکوهش از رباخواری.
7. بازگشت مجدد به دلایل توحید و نشانه های حق و مسایل مربوط به معاد.
این سوره نیز با حروف مقطّعه آغاز می شود و تلاوت آن بویژه در ماه رمضان و شب قدر توصیه شده است، و در این باره روایتی از نبی مکرّم اسلام( نیز وجود دارد.
غرض اصلی این سوره وعده دادن قطعی خداوند به یاری دین است، و اگر قبل از بیان این غرض، مسأله وعدة غلبة روم را در چند سال بعد ذکر کرد برای این است که مؤمنین وقتی دیدند که وعدة غلبة روم عملی شد، یقین کنند که وعدة دیگر خدا نیز عملی خواهد شد، و نیز یقین کنند که وعدة آمدن قیامت هم مانند سایر وعده هایش عملی می شود.(2)
moeinm37
09-01-2008, 16:17
مفهوم کلی سورة "احزاب" چیست؟
سورة احزاب به ترتیب مصحف سی و سومین و به ترتیب نزول نودمین سورة قرآن و مدنی است.
این سوره را "احزاب" (=دستهها، گروهها) مینامند; زیرا اشاره به داستان احزاب (مشرکان هم دست) و نیز غزوه احزاب (آیات 9 تا 25) است و آن داستان جنگ تاریخی مسلمانان با تمام قبایل و گروههای دشمن است که در قرآن احزاب نامیده شده و در تاریخ اسلامی به جنگ خندق نیز معروف است.
سوره احزاب یکی از سورههای پربار قرآن کریم است که مسائل متنوعی را در زمینههای مختلف دین اسلام درخود جای داده است.
بحثهای این سوره در هفت بخش خلاصه میشود:
1. در ابتدای سوره، پیامبر اکرمبه اطاعت خداوند و پرهیز از پذیرش تبعیت منافقان و کافران دعوت شده است. مخاطب مستقیم این دعوت اگرچه پیامبر گرامی هستند، ولی در واقع همه مسلمانان موظفند این دعوت را اجابت کنند.
2. در بخش دوم به پارهای از خرافههای زمان جاهلیت مانند ترک زن و همسر به بهانة ظهار و پسرخواندگی اشاره شده و تأکید شده است که این خرافهها در اسلام پذیرفته نیست.
3. در بخش سوم (آیات 9ـ25) به جنگ احزاب و حوادث تکان دهندهی آن و پیرزوی شگفتانگیز مسلمانان بر کافران اشاره شده است;
4. در بخش چهارم بحثی مربوط به همسران پیامبر اکرممطرح شده و دستورات مهمی به آنان داده شده است;
5. در بخش پنجم داستان "زینب" دختر "جحش" که روزی همسر پسرخواندة پیامبر اکرم"زید" بود و از او جدا شد و به همسری پیامبر اکرمدرآمد، آمده است;
6. در بخش ششم از مسأله حجاب سخن گفته شده و همة زنان مسلمان را به این امر توصیه کرده است;
7. در آخرین بخش به مسأله "معاد" اشاره و راه نجات در آن عرصه را توضیح داده است.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 17، ص 184، دارالکتب الاسلامیة / دانشنامة قرآن و قرآنپژوهی، بهأالدین خرمشاهی، ج 2، ص 1246، انتشارات دوستان.)
moeinm37
09-01-2008, 16:18
محتوا ی سوره سورة مجادله را بیان فرمایید؟
پرسشگر محترم، با توجه به این که شرح و تفسیر تمام آیات این سوره از حوصلة این پاسخنامه خارج است، توجه شما را فقط به مجموعة بحثهای این سوره جلب مینماییم، در این سوره بیشتر از احکام فقهی و نظام زندگی اجتماعی و روابط با مسلمین و غیر مسلمین سخن به میان آمده است که میتوان آنها را در سه بخش یاد کرد:
1. بحش اول، سخن از حکم "ظهار" است، که در جاهلیت نوعی طلاق و جدایی دائمی محسوب میشد، اسلام آن را تعدیل کرد و در مسیر صحیح قرار داد.
2. در بخش دوم، سخن از یک سری آداب مجالست از جملة منع از نجوی و در گوشی با هم سخن گفتن و هم چنین سخن از جا دادن به کسانی است که تازه وارد مجلس میشوند.
3. در بخش سوم، بحث مشروح و کوبندهای دربارة منافقان و کسانی است که ظاهراً دم از اسلام میزنند، ولی مخفیانه با دشمان اسلام سر سازش دارند، مطرح شده است، مسلمین راستین را از ورود در حزب شیاطین و منافقان، بر حذر داشته است و آنها را به ملحق شدن به "حزب اللّه" دعوت نموده است.( ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 23، ص 403، دارالکتب الاسلامیة / تفسیر المیزان، علامه طباطبایی;، ترجمة سید محمد باقر ..... همدانی، ج 19، ص 366، نشر بنیاد فکری و علمی علامه طباطبایی. )
moeinm37
09-01-2008, 16:18
اطلاعاتی در مورد سوره عنکبوت بنویسید.
سورة عنکبوت از سوره هایی است که در مکه بر نبی مکرّم ( نازل شده است و شاید بتوان گفت محتوای این سوره در چهار بخش خلاصه می شود.(1)
1.بخش آغازین که پیرامون مسألة "امتحان" و "وضع منافقان" است که این دو مسأله پیوندی ناگسستنی با هم دارند.
2. بخش بعدی برای دلداری پیامبر مکرّم و مؤمنانی است که اسلام آورده اند اما اندک هستند. از طریق بیان گوشه هایی از سرنوشت پیامبران بزرگی همچون حضرت نوح، ابراهیم، لوط و شعیب( و چگونگی یاری خداوند نسبت به آنها. یعنی اینکه به شما مسلمانان نیز کمک می کنیم.
3. بخش بعدی، از توحید، نشانه های خدا در عالم آفرینش و مبارزة با شرک سخن می گوید.
4. قسمت پایانی نیز دربارة ناتوانی معبودها و بت هاست و عظمت قرآن و اسلام. در این قسمت قرآن چنین بت هایی را عنکبوت صفت نامیده است، و نامگذاری این سوره از آیه 41 گرفته شده، که بت پرستان را که تکیه بر غیر خدا می کنند تشبیه به عنکبوت میکند که تکیهگاهشان تارهای سست و بی بنیاد است.
دربارة تلاوت سورة عنکبوت در ماه رمضان و بویژه شب قدر فضیلت بسیاری ذکر گردیده است که از جمله روایاتی است که از نبی مکرّم اسلام( و امام صادق( ذکر گردیده است. این سوره نیز جزء سوره هایی است که با حروف مقطعه آغاز می شود.
مهمترین غرض و هدفی که سوره دنبال می کند این است که هدف خدای تعالی از ایمان مردم تنها این نیست که به زبان بگویند ایمان آوردیم، بلکه حقیقت ایمان این است که تندباد فتنه ها آن را تکان نمی دهد و هر چه فتنه ها بیشتر شود، ریشه دارتر میگردد. پس مردم خیال نکنند به صرف اینکه بگویند ایمان آوردیم، دیگر آزمایش نمی شوند بلکه همه امتحان می شوند. و این از سنّتهای الهی است.(2)
ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ
منابع و مآخذ :
1. مختصر تفسیر نمونه، ج3، ص487،
2. تفسیر المیزان، ترجمه فارسی، ج16،ص144 ـ 146
moeinm37
09-01-2008, 16:18
محتوای کلی سورة رعد چیست؟
سوره رعد دارای 43 آیه و در مکه بر پیامبر اکرمنازل شده است.
سوره رعد، پس از اشاره به حقانیت و عظمت قرآن، به بیان آیات توحید و اسرار آفرینش که نشانههای ذات پاک خداوند متعال، هستند میپردازد. گاهی از برافراشتن آسمانهای بیستون، سخن میگوید و زمانی از تسخیر خورشید و ماه به فرمان خدا، زمانی از گسترش زمین و آفرینش کوه ها و نهرها و درختان و میوه ها و زمانی از پردههای آرام بخش شب که روز را میپوشاند.
این سوره شریف در قسمتی دیگر از آیاتش دست مردم را میگیرد و به میان باغهای انگور و نخلستان و لابلای زراعتها میبرد و شگفتیهای آنها را بر میشمرد.
سپس در فراز دیگر به بحث معاد و زندگی نوین انسان و دادگاه عدل پروردگار میپردازد و این "مجموعة معرفی مبدأ و معاد" را با بیان مسئولیتهای مردم و وظائفشان و این که هرگونه تغییر و دگرگونی در سرنوشت آنها، باید از ناحیة خود آنان شروع شود تکمیل میکند.
باز به مسأله توحید باز میگردد، و از تسبیح رعد و وحشت آدمیان از برق و صاعقه، بحث میکند، و زمانی از سجدة آسمانیان و زمینی ها در برابر عظمت پروردگار سخن به میان میآورد. سپس برای آن که چشم و گوش ها را بگشاید و اندیشهها را بیدار کند، و بیخاصیت بودن بتهای ساخته و پرداخته دست بشر را روشن سازد، آنها را به اندیشه و تفکر دعوت میکند و برای شناخت حق و باطل، مثال میزند، مثالهایی زنده و محسوس، که برای همه قابل درک است. به دنبال این بحث ها مردم را به وفای به عهد وصلة رحم و صبر و استقامت و انفاق در پنهان و آشکار و ترک انتقام جویی باز تأکید میکند که آرامش و اطمینان در سایة ایمان به خدا حاصل میشود سپس سرگذشت دردناک اقوام یاغی و سرکش گذشته و آنها که حق را پوشانده و یا مردم را از حق بازداشتند، متذکر میشود و با تهدید کردن کفار با تعبیراتی تکان دهنده سوره را پایان میبخشد. بنابراین، سورة رعد، از عقاید و ایمان، شروع میشود و به اعمال و برنامههای انسان سازی پایان مییابد.( ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 10، ص 105 ـ 106أ دارالکتب الاسلامیة، تهران. )
moeinm37
09-01-2008, 16:18
سورة "یس" به چه دلیل نازل شده و چرا این گونه نامگذاری شده است؟
این سوره، مشهور به سوره "یس" است; زیرا با کلمه "یس" که یکی از حروف رمزی و مقطعه قرآن است، آغاز میشود.
سوره "یس" به ترتیب جمعآوری، "سی و ششمین" سورهای است که بعد از سوره "فاطر" و قبل از سوره "صافات" قرار دارد و به ترتیب نزول، "چهل و یکمین" سورهای است که بعد از سوره "جنّ" و قبل از سوره "فرقان" در مکه نازل شدهاست.
طبق روایات زیادی که در شأن نزول سوره یس نقل شده، این سوره با فضیلیتترین و یا لااقل یکی از با فضیلتترین سورههای قرآن به شمار میرود در ثواب خواندن آن و آثار دنیایی و آخرتی آن بیش از دیگر سورهها روایت نقل شده تا آنجا که در روایات، به "قلب قرآن" لقب یافته و به حفظ این سوره و زیاد تلاوت کردن آن به ویژه در روزها و شبهای جمعه، تأکید شدهاست.
محتوا و درسها
1. بیان عظمت و اهمیت قرآن در قالب سوگند به آن، نزول قرآن و علت آن و تبیین هدف از نزول قرآن;
2. مسأله رسالت پیامبراکرمو اشاره به رسالت برخی از پیامبران الهی;
3. مباحث و درسهای توحید و خداشناسی، تبیین آیات و نشانههای رحمت، عظمت و قدرت الهی;
4. مباحث معاد و رستاخیز، مسأله حشر و نشر;
5. تنزیه و تقدیس خدا از تمام عیوب و نواقص که هیچ عیب و نقصی و ناتوانی در او راه ندارد و بازگشت نهایی تمام انسانها و همه موجودات جهان به سوی اوست و...( شناخت سورههای قرآن، هاشم هاشمزاده هریسی، ص 313، نشر: رامین. )
moeinm37
09-01-2008, 16:19
محتوای کلی سورة آل عمران چیست؟
محتوای این سوره را میتوان در چند محور اصلی، بیان کرد:
1. بخش مهمی از آن، از "توحید" و صفات خداوند و "معاد" و معارف اسلامی بحث میکند.
2. بخش دیگر، پیرامون "جهاد" و دستورات مهمی در این زمینه است و همچنین از عبرتهایی که در دو جنگ مهم اسلامی، یعنی بدر و احد، میتوان گرفت، سخن میگوید، ضمن بیان امدادهای الهی نسبت به مؤمنان و حیات جاویدان شهیدان راه خدا.
3. در قسمتی دیگر، به یک سلسلة احکام اسلامی، سفارش شده است از جمله: وحدت صفوف مسلمانان، فریضه حج و امر به معروف و نهی از منکر، تولّی و تبّری (دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان حق)، امانت، انفاق در راه خدا، مقاومت و پایمردی در مقابل دشمنان، صبر و شکیبائی در مقابل مشکلات و...
4. در بخشی از این سوره، که در واقع تکمیل کننده بحثهای فوق است، داستان بعضی از انبیأ ذکر شده از جمله: آدمغ و نوحغ ابراهیم، موسیغ و عیسیف و سایر انبیأ و همچنین داستان حضرت مریمو مقامات این زن بزرگ و توطئههای پیروان سرکش، حضرت موسیغ و عیسیغ در برابر اسلام.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 2، ص 408.) ضمناً همانگونه که نام برخی از سورهها برگفته از آیات و کلمات همان سوره است، در این سوره نیز اسم سوره از آیه 33 گرفته شده است: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَیََّ ءَادَمَ وَنُوحًا وَءَالَ إِبْرَ َهِیمَ وَءَالَ عِمْرَ َنَ عَلَی الْعَـَـلَمِینَ .
moeinm37
09-01-2008, 16:19
لطفاً محتوای کلی سورة "یوسف" را توضیح دهید.
تمام آیات این سوره ـ جز چند آیه که در آخر آن آمده است ـ دربارة سرگذشت جالب و شیرین و عبرتانگیز پیامبر خدا، حضرت یوسفاست; و به همین دلیل، این سوره به نام سورة "یوسف" نامیده شده است. و نیز به همین جهت است که از مجموع 27 بار آوردن نام یوسف در قرآن، 25 مرتبة آن در این سوره آمده است و فقط دو مورد آن در سورههای دیگر (غافر، 34; انعام، 84) میباشد. محتوای این سوره بر خلاف سورههای دیگر قرآن، به هم پیوسته و بیان فرازهای مختلف یک داستان است که در بیش از ده بخش، با عباراتی فوق العاده گویا، جذّاب، فشرده، عمیق و مهیّج به تصویر کشیده شده است. داستان پردازنی که این حکایت را نقل میکنند، نتوانستهاند اهداف قرآن را در این داستان دنبال کنند، ولی آشنایان با کلام الهی دریافتهاند که همه چیزش الگو و اسوه است ـ در لابه لای این داستان، عالیترین درسهای عفّت، خویشتن داری، تقوا، ایمان و تسلط بر نفس را، منعکس ساخته است، به طوری که هر تلاوت کنندهای ـ هر چند بارها آن را خوانده باشد (باز هنگام خواندنش بیاختیار، تحت تأثیر جذبههای نیرومندش قرار میگیرد; به همین جهت است که قرآن، لقب زیبای "احسن القصص" (بهترین داستان ها) را برایش انتخاب کرده است و در آن برای اولواالالباب (صاحبان مغز و اندیشه) عبرت ها بیان کرده است. دقت در آیات مبارک این سوره، این واقعیت را برای انسان روشنتر میسازد که قرآن، در تمام ابعادش معجزه است، چرا که قهرمانهایی را که در داستان ها معرفی میکند; قهرمانهایی واقعی ـ نه پنداری و خیالی ـ هستند که هر کدام در نوع خود بینظیرند; مانند ابراهیم، قهرمان بت شکن، با آن روح بلند و سازشناپذیر در برابر طاغوتیان. نوح، قهرمان صبر و استقامت و پای مردی و دل سوز در آن عمر طولانی و پر برکت، موسی، قهرمان بزرگ در تربیت جمعیت لجوج در برابر طاغوت عصیانگر. و اینک یوسف، قهرمان پاکی و پارسایی و تقوا، در برابر یک زن زیبای هوس باز و حیلهگر.
قرآن کریم برای به تصویر کشیدن پاکی و پارسایی یوسف، در حساسترین لحظه ها در متن تمام قضایا وارد میشود; امّا در همه جای بیان صحنهها، آیات الهی را اشعة نیرومندی از تقوا و پاکی احاطه کرده است.( ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 9، ص 292، نشر دارالکتب الاسلامیة. )
moeinm37
09-01-2008, 16:19
لطفاً محتوای کلی سورة "اعراف" را توضیح دهید.
سورة اعراف از سورههای "مکی" است و از آن جا که، دوران مکّه، دوران، سازندگی مسلمانان از نظر عقیده و تقویت مبانی ایمان با زیر بنابی یک "نهضت ریشه دار" بود، در این سوره ها بیشتر از "مبدأ و معاد"، اثبات توحید، دادگاه قیامت، مبارزه با شرک و بت پرستی، تثبیت مقام و موقعیت انسان در جهان آفرینش و... سخن به میان آمده است، داستان آفرینش آدمبا اهمیت فراوان شرح داده شده است; به دنبال آن، پیمانهایی را که خدای متعال از فرزندان آدمدر مسیر هدایت و صلاح گرفته است را یک یک بر میشمرد، تا به این جا میرسد که برای نشان دادن شکست و ناکامی اقوامی که از مسیر توحید و عدالت و پرهیزکاری منحرف میشوند، و هم برای نشان دادن پیروزی مؤمنان راستین، سرگذشت بسیاری از اقوام گذشته و انبیای پیشین، مانند "نوح"، "لوط" و "شعیب" را بیان میفرماید و با سرگذشت مشروح قوم بنی اسرائیل و مبارزة "موسی"7 با فرعون، بیان مطالب تاریخی را به پایان میبرد. در آخر سوره نیز، بار دیگر به مسئلة مبدأ و معاد پرداخته میشود و بدین گونه آغاز و انجام سوره، به بیان آغاز و انجام انسان، اختصاص مییابد.( ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 6، ص 74 ـ 75، نشر دارالکتب الاسلامیة. )
moeinm37
09-01-2008, 16:20
الف ـ چرا سوره منافقون نازل شد.
ب ـ چرا به این نام معروف است؟
ج ـ لطفاً توضیح مختصر درباره این سوره بدهید؟
الف. سورة منافقون; این سوره وضع منافقین را توصیف میکند شدّت دشمنی آنان با مسلمین را بیان کرده، به رسول خدا6 دستور میدهد تا از آنان بر حذر باشد و مؤمنین را نصیحت میکند تا از کارهایی که سرانجامش نفاق است، بپرهیزند تا کارشان به آتش دوزخ منجر نشود.(ترجمه المیزان، سیدمحمد باقر ..... همدانی، ج 19، ص 469، نشر: دفتر انتشارات اسلامی.)
"زید بنارقم" میگوید: از عبدالله بن اُبَیّ (سرکردة منافقین) شنیدم که به یاران خود میگفت: به کسانیکه نزد پیامبرند به هیچ وجه انفاق و بخشش نکنید تا پراکنده شوند و ما اگر به مدینه برگردیم، عزیزترین افراد باید ذلیلترین افراد را از شهر مدینه بیرون کنند. و منظور از عزیزترین افراد خودش و ذلیلترین، پیامبر6 بود. زید میگوید: این موضوع را به پیامبر6 اطلاع دادیم، پیامبر6 عبداللهبنابی را خواست و قضیه را از او سؤال نمود، او سوگند یاد کرد که چنین چیزی را که زید بنارقم گفته است، به زبان نیاورده و سخنان من (زید بنارقم) تکذیب شد. تا این که آیه "إِذَا جَآءَکَ الْمُنَـَفِقُون..."(منافقون،1) نازل شد و پیامبر6 مرا طلبید و آیه را برای من تلاوت کرد و فرمود: ای زید; خداوند گفتار تو را تصدیق کرد.(مجمعالبیان، ج 6، ص 85 تا 87، منشورات دار مکتبة الحیاة، بیروت.)
ب. به مناسبت این که بیشتر آیات این سوره دربارة منافقان نازل شده و دربارة ویژگیها و کارهای آنان سخن گفته، این سوره را منافقون، نامیدهاند.
ج. روی هم رفته محتوای این سوره در چهار بخش خلاصه میشود.
1. نشانههای منافقان که خود شامل چند بخش است;
2. بر حذر داشتن مؤمنان از توطئههای منافقان و مراقبت همیشگی در این زمینه;
3. هشدار به مؤمنان که نعمتهای دنیوی آنان را از یاد خدا غافل نکند;
4. توصیه با انفاق در راه خدا و بخشش و بهرهگیری از اموال پیش از رسیدن مرگ.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 24، ص 144، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
09-01-2008, 16:23
سوره "بیّنه" چندمین سورة قرآن است؟ در کجا نازل شده است؟ چند آیه دارد؟ محتوای این سوره چیست؟
سوره "بیّنه" به ترتیب جمعآوری نود و هشتمین سورهای است که بعد از سوره "قدر" و قبل از سوره "زلزله" در قرآن آمده است.
و به ترتیب نزول نیز "صدمین" سورهای است که بعد از سورة "طلاق" و قبل از سورة "حشر" نازل شده است.
این سوره، در مدینه نازل شده و از سورههای "مدنی" خالص است.
سورة بیّنه دارای 8 آیه است.
محتوای این سوره به اختصار از این قرار است:
1. رسالت جهانی پیامبر و آمیخته بودن آن با دلایل و نشانههای روشن;
2. روی گردانی عدهای از پیامبر به خاطر دلایل مادی;
3. دعوت به ایمان، نماز، روزه;
4. موضعگیریهای مختلف اهل کتاب و مشرکان در برابر اسلام;
5. معرفی ایمان آورندگان و صالحان به عنوان بهترین مخلوقات و کافران و مشرکان به عنوان بدترین مخلوقات.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 27، ص 196، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
10-01-2008, 15:34
محتوای سوره فلق و نام دیگر آن چیست؟
محتوای این سوره آموزههایی است که خداوند به پیامبر اکرمخصوصاً و به مبانی مسلمانان عموماً، در زمینة پناه بردن به ذات پاک او از شر همه اشرار میدهد، تا خود را به او بسپارند و در پناه او از شر هر موجود صاحب شر در امان بدارند.(تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی، ج 27، ص 454، دارالکتب الاسلامیة.)
این سوره به همراه سورة ناس "معوّذتین" خوانده میشود. در حدیثی از حضرت امام باقر7 آمده است که پیامبر اسلام بیمار شده بود. دو فرشتة بزرگ خداوند جبرئیل و میکائیل برای عیادت آمدند، جبرئیل در بالای سر آن حضرت نشست و سوره فلق را خواند و میکائیل در پایین پا نشست و سوره ناس را خواند و با خواندن این دو سوره آن حضرت را در پناه خداوند قرار دادند(ر. ک: تفسیر نمونه، ج 27، ص 468.)
moeinm37
10-01-2008, 15:36
به چه علت سورة یس، عروس قرآن است؟ چگونه محتوای این سوره به جز ایمان به وحی قابل پذیرش میباشد؟
در روایات، از سورة یس به عنوان قلب قرآن یاد شده است. محتوای این سوره غیر از ایمان به وحی، دربارة توحید، معاد، قرآن، انذار و بشارت است.
زیرا از پیامبر9 نقل شده که فرمود: "لکلّ شیء عروسٌ وعروس القرآن سورة الرحمن; برای هر چیزی عروسی است و عروس قرآن سورة الرحمن است".(ترجمة المیزان، سید محمد باقر ..... همدانی، ج 19، ص 155، دفتر انتشارات اسلامی.)
همچنین این سوره به طور کلی، بیانگر نعمتهای مادی و معنوی خداوند است که بر بندگان ارزانی داشته.
از طرفی، تکرار آیة "فبأیّ ءَالاء ربّکما تکذّبان"، در مقطعهای کوتاه، آهنگ جالب و زیبایی به سوره داده و این آهنگ وقتی با محتوای آیات (بیان نعمتهای خدا) آمیخته شود، جاذبه بیشتری پیدا میکند; به همین جهت آن را عروس قرآن میگویند.(تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 23، ص 91 ـ 92، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
10-01-2008, 15:37
نام دیگر سورة بقره چیست؟ محتویات آن را بنویسید.
فُسْطاط القرآن، سنام القرآن، به دو سوره بقره و آل عمران "زهراوان و زهراوین" نیز گفته میشود.
این سوره به علّت طولانی بودن، مطالب فراوانی در خود جای داده است; فرازها و محورهای مهم آن عبارتند از:
1. مسائل اعتقادی از قبیل: توحید، نبوت، معاد، امامت و رهبری، شفاعت;
2. قانونگذاری و بیان احکام مختلف که بیشترین احکام قرآن را در بر دارد;
3. مسائل معنوی و اخلاقی، فردی و اجتماعی از قبیل: هدایت، صبر، استقامت، صداقت، وفای به عهد، برّ و نیکی، خدمات اجتماعی و...;
4. اعجاز قرآن و نقش هدایتی و تربیتی آن;
5. مسئله انفاق;
6. تشویق به جهاد با کفّار و تبیین مقام والای شهید و شهادت;
7. ترساندن و بر حذر داشتن از جهنم و تشویق و ترغیب به بهشت;
8. ماجرای تغییر قبله از بیتالمقدس به کعبه;
9. داستان بنیاسرائیل، یهود و اهل کتاب;
10. داستان برخی از پیامبران و ملتهای گذشته، مانند: حضرت آدم و حوّا، حضرت ابراهیم، حضرت موسی:;
11. خلقت حضرت آدم و آغاز نسل بشر در روی زمین;
12. داستان هاروت و ماروت، طالوت و جالوت و بعضی از داستانهای عبرتانگیز دیگر;
13. بیان صفات مؤمنان، کافران و منافقان;
14. دعا و نیایش و تعلیم شیوههای دعا; به طوری که سوره بقره با دعا پایان میپذیرد.(شناخت سورههای قرآن، هاشم هاشمزاده، ص 144 و 145، انتشارات کتابخانه صدر / تفسیر المیزان، علاّمه طباطبایی / تفسیر نمونه، آیةالله مکارم شیرازی و دیگران و...، در ابتدای تفسیر هر سوره، محتوای آن بیان شده است.)
moeinm37
10-01-2008, 15:37
لطفا مختصری از سوره جمعه توضیحی ارائه بفرمایید؟
سورة مورد نظر شما، سورة جمعه است. این سوره در مدینه نازل شده و 11 آیه دارد. محتوای این سوره را میتوان در چند بخش به صورت زیر خلاصه کرد:
1. تسبیح عمومی موجودات; 2. هدف بعثت پیامبر اکرم; 3. هشدار به مؤمنان که از اصول آیین حق منحرف نشوند، آن گونه که یهود منحرف شد; 4. اشاره به مرگ که دریچهای به سوی عالم بقا است; 5. تأکید به انجام فریضه نماز جمعه و تعطیل کسب و کار.(ر. ک: تفسیر نمونه، آیة اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 24، ص 101، دارالکتب الاسلامیة.)
در فضیلت این سوره از پیامبر اکرمنقل شده است: "هر کس سورة جمعه را بخواند، خداوند به تعداد کسانی که در نماز جمعه شرکت میکنند، و کسانی که شرکت نمیکنند، در تمام بلاد اسلام، به او ده حسنه میبخشد."(ر. ک: تفسیر نمونه، آیة اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 24، ص 101، به نقل از مجمع البیان، ابتدای سورة جمعه / نورالثقلین، ج 5، ص 320.)
moeinm37
10-01-2008, 15:37
جامعترین و کلیترین برداشتی که از سوره محمد(ص) میشود چیست؟ لطفاً به طور کامل و خلاصه توضیح دهید.
این سوره، به خاطر آنکه، در آیه دوّم آن، نام مبارک حضرت محمد9 آمده، به این اسم، نامگذاری شده است. و نام دیگر آن، سوره قتال (جنگ) است و در واقع، مسئلة جهاد و جنگ با دشمنان اسلام، مهمترین موضوعی است که در این سوره مطرح شده است. در قسمت مهم دیگری از آیات، به مقایسه بین حال مؤمنان و کفار و ویژگیها و صفات آنها، و همچنین، سرنوشتشان در آخرت، پرداخته است.
با توجه به این مسئله، محتوای کلی سوره را میتوان به چند بخش، خلاصه نمود:
1. ایمان و کفر و مقایسه حال مؤمنان و کافران، در این جهان و جهان دیگر;
2. بحثهای گویا و صریح، پیرامون جهاد و پیکار با دشمنان، و دستور دربارة اسیران جنگی;
3. شرح حال منافقان، که هنگام نزول این آیات، فعالیتهای تخریبی زیادی در مدینه داشتند;
4. صلح با کفار مطرح و از آن نهی شده است;
5. آزمایشهای الهی، و سیر در زمین و بررسی سرنوشت اقوام گذشته، نیز مطرح شده است.
و نکات دیگری که در صورت تمایل، میتوانید به تفاسیر مراجعه فرمایید.(تفسیر نمونه، آیتاللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 21، ص 388، دارالکتب الاسلامیه.)
moeinm37
10-01-2008, 15:37
معنای لغوی و اصطلاحی کوثر در قرآن را بنویسید.
"کوثر" در لغت به معنای خیر فراوان و بیش از حد است و مرحوم طبرسی میگوید: کلمه کوثر بر وزن فوعل به معنای چیزی است که شأنش آن است که کثیر باشد و کوثر به معنای خیر کثیر است.(مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانی، ص 443، دارالکاتب العربی، بیروت / مجمع البیان، علامه طبرسی; ج 6، ص 250، منشورات دارمکتبة الحیاة، بیروت.)
و در اصطلاح و آیه مذکور منظور از "کوثر" کثرت و فراوانی ذریة و فرزندان رسول خدا است که همگی از نسل دختر گرامیش حضرت فاطمه زهرا3 بوجود آمدند و تا دامنة قیامت یادآور وجود پیامبراکرمهستند. گرچه کوثر میتواند مصادیق دیگری نیز داشته باشد; ولی حضرت فاطمهو فرزندان او از مصادیق تمام کوثر است و این با شأن نزول آیه نیز بهتر همخوانی دارد.(ر.ک: تفسیر المیزان، علامه طباطبایی;، ج 19ـ20، ص 370ـ371، انتشارات اسلامی.)
moeinm37
10-01-2008, 15:38
منظور از سوره "مُلک" در قرآن چیست؟ لطفاً توضیح کامل دهید.
"مُلک" در قرآن به معنای حکومت و ادارة امور است.(ر.ک: مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانی، ص 493، دارالکتاب العربی، بیروت.)
سوره ملک نیز از آن جا که با مسأله مهم مالکیت و حاکمیت خداوند و جاودانگی ذات پاک او آغاز میشود، به همین مناسبت این سوره را "مُلک" میگویند. چنان که خداوند در ابتدای سوره مذکور میفرماید: "تَبَـَرَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَ هُوَ عَلَیَ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ; پر برکت و زوالناپذیر است کسی که حکومت جهان هستی به دست او است و بر همه چیز قادر است."
مباحث زیادی در سوره ملک مطرح شده که به طور کلی و عمده بر سه محور دور میزند که عبارتند از:
1. بحثهایی درباره "مبدأ" و صفات خداوند و نظام شگفتانگیز خلقت به خصوص آفرینش آسمانها و ستارگان، آفرینش زمین و نعمتهای آن، آفرینش پرندگان، آبهای جاری، آفرینش گوش و چشم و ابزار شناخته شده است.
2. در بخش دیگری از سوره مذکور، درباره "معاد" و عذاب دوزخ، گفتگوهای مأموران عذاب با دوزخیان و... مطرح شده است.
3. در قسمت دیگری از آیات سوره مُلک به انذار و تهدید کافران و ظالمان و انواع عذابهای دنیا و آخرت اشاره شده است.
پیامبر گرامیمیفرماید: "کسی که سورة "تبارک" ]ملک[ را بخواند چنان است که گویی شب قدر را احیا و زنده داشته است."(مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج 4، ص 353، مؤسسه آل البیت، قم.)
moeinm37
10-01-2008, 15:38
معنای سوره مریم را به طور خلاصه بگویید.
پرسش گر گرامی! از آن جا که توضیح و تفسیر تمام آیات سوره مبارکه حضرت مریماز حوصلة این پاسخ نامه خارج است، به طور خلاصه به محتوای کلی سوره مذکور اشاره میشود.
مهمترین بخش این سوره را قسمتی از سرگذشت حضرت زکریا و حضرت مریم و حضرت عیسی مسیح و حضرت یحیی به خود اختصاص داده و نیز به حضرت ابراهیم و فرزندش حضرت اسماعیل و حضرت ادریس و بعضی دیگر از پیامبران بزرگ الهی: اشاره شده است که دارای پیامها و نکات تربیتی فراوانی است.
قسمتی دیگر، مسائل مربوط به قیامت و چگونگی رستاخیز و سرنوشت مجرمان و گنهکاران و پاداش پرهیزکاران و... است.
بخش دیگر مواعظ و نصایحی است که در واقع تکمیل کننده بخشهای گذشت است و قسمت پایانی سوره مبارکه حضرت مریماشارههایی به قرآن و نفی فرزند از خداوند و بحث شفاعت است که در مجموع برنامة تربیتی مؤثری را برای سوق و هدایت جانها به سوی ایمان و پاکی و تقوا را تشکیل میدهد.(برای آگاهی بیشتر ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 13، ص 3ـ150، دارالکتب الاسلامیة، تهران.)
حضرت امام صادقمیفرماید: "هر کس در خواندن سوره مریم مداومت کند از دنیا نخواهد رفت مگر این که خداوند به برکت این سوره او را از نظر جان و مال و فرزند بی نیاز کند."(مجمع البیان، مرحوم طبرسی;، ج 4، ص 6، ابتدای سوره مریم، منشورات دارمکتبة الحیاة، بیروت.)
moeinm37
10-01-2008, 15:38
الف ـ دربارة سوره کهف، توضیح دهید؟
ب ـ اصحاب کهف چند نفر بودند؟
ج ـ آیا اصحاب کهف، در قیامت به دیگران کمک خواهند کرد یا خیر؟
الف ـ "کهف" بمعنای "غار"، و اصحاب کهف (یاران غار)، گروه کوچکی از جوانان با هوش و با ایمان بودند که در یک محیط فاسد، در میان انواع ناز و نعمت بسر میبردند; ولی آنان نه تنها تسلیم و جذب محیط فاسد نشدند، بلکه علیه آن قیام نمودند، و برای حفظ ایمان و عقیده خود، و مبارزه با طاغوت زمان خویش، به همة ناز و نعمتها پشت پا زدند، و در نهایت به غاری از کوه پناه بردند، و بدین وسیله استقامت و پایمردی خود را در راه ایمان نشان دادند، خداوند نیز آنان را مورد لطف و یاری خود قرار داد و آنها را از شرّ طاغوت و طاغوتیان حفظ نمود، و سرگذشت آنان را در قرآن مجید، به عنوان یک "الگو" برای مؤمنان بیان نمود.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 12، ص 336 ـ 579، دارالکتب الاسلامیة / تفسیر المیزان، علامه طباطبایی;، سوره کهف.)
ب ـ در مورد تعداد اصحاب کهف نظرات متعددی وجود دارد; ولی به چند دلیل هفت نفر بودن آنان را بیان کرده است.
1. قرآن در مورد تعداد افراد اصحاب کهف میفرماید: "سَیَقُولُونَ ثَلَـَثَةٌ رَّابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ وَ یَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ کَلْبُهُمْ رَجْمَا بِالْغَیْبِ وَیَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثَامِنُهُمْ کَلْبُهُم...;(کهف،22) گروهی از مردم خواهند گفت: آنها سه نفر بودند که چهارمینشان سگشان بوده و گروهی میگویند: پنج نفر بودند که ششمین آنها سگ آنها بوده; همه اینها سخنانی بدون دلیل و تیر در تاریکی است و گروهی میگویند: آنها هفت نفر بودند و هشتمین آنها سگ آنها بوده بگو: پروردگار من از تعداد آنها آگاهتر است." گرچه در جملههای فوق قرآن با صراحت، تعداد آنها را بیان نکرده است; ولی از اشاراتی که در آیه وجود دارد، میتوان فهمید که قول سوم همان قول صحیح و مطابق واقع است; چرا که به دنبال قول اول و دوم، کلمه "تیر در تاریکی" که اشاره به بیاساس بودن آنها است آمده; ولی در مورد قول سوم نه تنها چنین تعبیری نیست; بلکه تعبیر "بگو: پروردگارم از تعداد آنها آگاهتر است" و همچنین "تعداد آنها را تنها گروه کمی میدانند" ذکر شده است که میتواند دلیلی بر تأیید این قول باشد.
2. مفسران در اینکه جمله "وَ ثَامِنُهُمْ کَلْبُهُم" با واو آمده امّا در دو جملة قبل یعنی: "ثَلَـَثَةٌ رَّابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ وَ یَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ کَلْبُهُم" بدون واو آمده میگویند: "واو" اشاره به آخرین سخن است و این تأییدی است بر اینکه عدد واقعی اصحاب کهف عدد هفت بوده; زیرا قرآن پس از بیان گفتههای بیاساسِ دیگران، عدد حقیقی آنها را در پایان سخن بیان کرده است.
3. تصریح بعضی روایات نیز قول هفت نفر را کاملاً مشخص و معین میکند. در روایت مفصلی که از حضرت علیدر مورد اصحاب کهف به دست ما رسیده، آن حضرت ضمن نقل داستان، عبارت "این هفت نفر" را ذکر فرموده است.(سفینة البحار، ج 2، ص 282، ماده فکر / و نیز ر.ک: تفسیر نمونه، ج 12، ص 383 ـ 400.)
نام اصحاب کهف عبارتند از: "ماکسی بیانوس"، "مالخوس"، "تملی خوس" (تملیخا)، "مارتی نیانوس"، "دیونی سوس" و "یوهانس"(اعلام قرآن، دکتر محمّد خزائلی، ص 174، انتشارات امیرکبیر.).
مرحوم علامه طباطبایی میگوید: "تنها غاری که با علایم موجود در روایات و آیات، منطبقتر است، غاری در کشور اردن و در هشت کیلومتری عمان، در نزدیکی روستایی به نام "رجیب" است.(المیزان، علامه طباطبایی، ج 13، ص 295 ـ 299، انتشارات اسلامی.)
ج ـ شفیعان، در قیامت گروههای متعددیند، یکی از آن گروهها افراد با ایمانند که در بسیاری از روایات، با بیانهای مختلف به شفیع بودن آنان اشاره شده است; از جمله، در روایتی آمده است: از حضرت امام صادقسؤال شد آیا مؤمن میتواند برای خویشاوندان خود شفاعت کند، آن حضرت فرمود: آری مؤمن شفاعت میکند و شفاعت او پذیرفته میشود.(محاسن برقی، احمد بن محمد بن خالد برقی، ج 1، ص 184، دارالکتب الاسلامیة.)
طبق آیات قرآن، اصحاب کهف از مؤمنان واقعی بودند که به قصد مخالفت با شرک قیام کردند; "وَ رَبَطْنَا عَلَیَ قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُواْ فَقَالُواْ رَبُّنَا رَبُّ السَّمَـَوَ َتِ وَالاْ ئَرْضِ لَن نَّدْعُوَاْ مِن دُونِهِیَّ إِلَـَهًا لَّقَدْ قُلْنَآ إِذًا شَطَطًا "(کهف،14) بنابراین، این بزرگواران میتوانند از جمله شفیعان قیامت، حداقل برای همکیشان خود، باشند.
moeinm37
10-01-2008, 15:39
دربارة غزوة "خندق" در چه سورهای بحث شده است؟
دربارة غزوة "خندق" یا "احزاب" که در سال پنجم هجرت روی داد. آیات 9 تا 27 سورة احزاب نازل شده است.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 13، ص 267ـ274، دارالکتب الاسلامیة، تهران.)0
moeinm37
10-01-2008, 15:40
منظور از سوره "نبأ" چیست و محتویات آن را توضیح دهید؟
"نبأ" به معنای خبری که مهم و دارای فایده باشد و انسان نسبت به آن "علم" یا "ظن غالب" پیدا کند است.(ر.ک: مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانی، ص 500ـ501، دارالکتاب العربی، بیروت.)
خداوند متعال در ابتدای سوره "نبأ" میفرماید: "عَمَّ یَتَسَآءَلُون # عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیم; ]آنها[ از چه چیز از یکدیگر سؤال میکنند؟ از خبر بزرگ و پراهمیت". با توجه به تعبیرهایی که در آیات بعدی این سوره آمده، منظور از خبر بزرگ، روز رستاخیز و معاد میباشد. و نامگذاری این سوره به خاطر تعبیر "نبأ" در آیه دوّم آن میباشد.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 26، ص 4ـ6، دارالکتب الاسلامیة، تهران.)
محتوای سوره "نبأ" را میتوان در چند بخش خلاصه کرد:
1. سئوال از حادثه بزرگ و روز قیامت.
2. بیان نمونههایی از مظاهر قدرت خداوند در آسمان و زمین و زندگی انسانها و مواهب آن ـ به عنوان دلیل بر امکان معاد و رستاخیز ـ میپردازد.
3. در بخش دیگری قسمتهایی از نشانههای آغاز رستاخیز را بیان میدارد.
4. در آیات دیگری، برخی ازعذابهای دردناک طغیانگران را بر میشمارد.
5. در قسمت دیگر این سوره، بخشی از نعمتها و مواهب شوقانگیز بهشتی تشریح میشود.
6. سرانجام با انذار شدیدی از عذاب قریب و نزدیک و سپس ذکر سرنوشت غمانگیز کافران سوره پایان میپذیرد.(ر.ک: تفسیر نمونه، همان، ص 3ـ4.)
امام صادقمیفرماید: "کسی که همه روز سورة عم یتسألون را ادامه دهد ]و بخواند[ سال تمام نمیشود، مگر این که خانة خدا را زیارت میکند".(وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی;، ج 11، ص 161، موسسة آلالبیت:، قم.)
moeinm37
10-01-2008, 15:40
مفهوم و محتوای سورة "غاشیه" چیست؟
"غاشیه" اسم فاعل است که از واژه "غشاوه" ریشه گرفته است و به معنای پوشاننده، احاطه کننده و فراگیرنده است و منظور از آن در این سوره روز قیامت است; زیرا سختیهای آن روز همه را فرا میگیرد.
غاشیه هشتاد و هشتمین سورة قرآن بود و قبل از هجرت در مکه نازل شده است.
مهمترین مطالب این سوره عبارتند از:
1. معاد و رستاخیز، احوال و اوصاف آن روز، شمارش نعمتها، مقامات و مواهبی که خداوند در بهشت برای نیکوکاران آفریده است، عذاب، نکبت و آتش سوزان جهنم که برای گنهکاران و بدکاران آماده شده است;
2. تقسیمبندی مردم در صحنه رستاخیز به دو گروه با دو چهره کاملاً متمایز و متفاوت گروهی با چهرههای ذلتبار و خسته و گروهی دیگر با چهرههای شاداب و راضی;
3. تبیین نشانههای توحید، قدرت و عظمت خدا، عجایب و شگفتیهای خلقت و آفرینش، جهت خداشناسی و استفاده معنوی از آنها;
4. حدود و وظایف پیامبران و نقش آنان در هدایت و تربیت انسانها;
5. سرنوشت نهایی کافران و بازگشت آنان به سوی خدا، حساب و کیفر آنان در پیشگاه خدا.(ر.ک: شناخت سورههای قرآن، هاشمزاده هریسی.)
moeinm37
10-01-2008, 15:40
چرا سورة مبارکة جحد نازل شد؟ و بعد از نزول، مخالفان چه عکسالعملی نشان دادند؟ تکلیف مسلمانان بعد از آن چه بوده و چه شد؟
این سورة شریفه در زمانی نازل شده است که مسلمانان در اقلیت بودند; و کفار در اکثریت، و پیامبر اکرماز ناحیه آنها سخت در فشار بود، و اصرار داشتند او را با سازش به شرک بکشانند، پیامبر6 دست رد بر سینة همة آنها میزند، و آنها را به کلی مأیوس میکند، بدون آنکه بخواهد با آنها درگیر شود.
این سوره نازل شده تا به همة مسلمانان بگوید: در هیچ شرائطی در اساس دین و اسلام با دشمنان سازش نکنند، و هر وقت چنین تقاضائی از ناحیة کافران صورت گیرد، آنها را کاملاً مایوس کنند.
بعد از نزول این سوره، مشرکان و کافران از آن چه در دل داشتند که بتوانند پیامبر اکرمرا از اهداف الهی خود منصرف کنند، کاملاً مأیوس گشتند; و پس از آن به دشمنیهای خود افزودند تا در سال سیزدهم بعثت آن حضرت از مکه به مدینه هجرت کردند.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 27، ص 380ـ392، دارالکتب الاسلامیه.)
moeinm37
10-01-2008, 15:40
دربارة مفهوم سورة مؤمنون و علت نزول آن توضیح دهید.
سورة مؤمنون نیز همانند دیگر سورههای قرآن حاوی آیاتی است با مفاهیم خاص خود. در این سوره ویژگیهای مؤمنین در مقایسه با کفّار ذکر شده و ویژگیهای عبادی مؤمنین و رذائل اخلاقی کفّار، تبیین گردیده است. همین طور مطالب دیگری از قبیل عذاب آخرت و غیره را در بر دارد. علّت خاصی از نزول سوره منظور نظر نبوده است. اگر جنبه خاصی از سوره فوق مورد نظر سئوال کننده محترم است، ذکر کند، تا درباره آن توضیح داده شود
moeinm37
10-01-2008, 15:40
سورة نحل در کجا نازل شده است؟ و موضوع آن در مورد کدام یک از حشرات است؟
قسمتی از سورة نحل در مکّه و قسمتی در مدینه نازل شده است.(تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 11، ص 147، دارالکتب الاسلامیة.) محتوای این سوره، از امور زیر تشکیل گردیده، که به صورتی جالب و متناسب با هم آمیخته شده است:
1. در این سوره، بیش از هر چیز، بحث از "نعمتهای خداوند" مطرح شده و آن چنان ریزه کاریهای آن تشریح گردیده، که حسّ شکرگزاری هر انسان آزادهای را بیدار میکند; و از این راه، او را به آفرینندة این همه نعمت و موهبت، نزدیک میسازد.
برخی از این نعمتها عبارتند از: باران، نور آفتاب، انواع گیاهان، میوهها، مواد غذایی دیگر، حیواناتی که خدمتگزار انسانها هستند، و منافع و برکاتی که از این حیوانات، عاید انسان میشود، انواع وسایل زندگی و نعمت فرزند و همسر و...; به این علت بعضی آن را سورة "نعم" (جمع نعمت) نامیدهاند، ولی مشهور و معروف در نامگذاری این سوره، همان سورة "نحل" است; چرا که ضمن برشمردن نعمتهای گوناگون الهی، اشارهای کوتاه و پرمعنا و عجیب به زنبور عسل و مادة غذایی مهمی که از آن، عاید انسانها میشود، کرده است، هم چنین در این آیه، به نشانههای توحیدی که در زندگی این حشره وجود دارد، تکیه شده است.
2. دلایل توحید عظمت خلقت خدا، معاد، و تهدید مشرکان و مجرمان.
3. احکام مختلف اسلامی، مانند فرمان به عدل و احسان، شکرگزاری از نعمتها، هجرت، جهاد، نهی از فحشا و منکر، ظلم و ستم، پیمانشکنی.
4. بدعتهای مشرکان.
5. دوری از وسوسههای شیطان.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 11، صدر سورة نحل، نشر دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
11-01-2008, 10:55
چرا بعضی از سورههای قرآن، مثل حمد، نامهای بسیاری دارند؟
با توجه به روایات فراوان از پیامبر9 معلوم میشود که بسیاری از اسامی سورههای قرآن را پیامبر9 نامگذاری کردهاند.
مطابق برخی از این روایات، پیامبر9 برای تمییز سورهها از یکدیگر، آنها را توصیف میکردند و وقتی آیهای نازل میشد، پیامبر میفرمود: آن را در سورهای بگذارید که داستان فلان چیز (مثلاً قصّة گاو بنیاسرائیل) در آن بیان شده است. سپس، این توصیفها، خلاصه شده تبدیل به اسم گردید.
برای هر سوره میتوان ویژگیهایی در نظر گرفت. این ویژگیها، شامل کلمات خاص، کلمات ابتدایی سوره، اِشتمال سوره بر داستانها و قضایای تاریخی، اسامی افراد و اماکن، و همچنین توصیفها و خواصی است که طبق روایات نبوی وارد شده است. مسلمانان در طول زمان، با استفاده از موارد فوق ـ به خصوص آخرین مورد ـ به نامگذاری سورهها پرداختهاند; در واقع بیشتر این نامها، توصیف سورهها هستند، همچنانکه اسامی متعدد برای خداوند چنین است.
سورة حمد نیز، چون یکی از گرامیترین و مهمترین سورههای قرآنی است، توصیفهای متعددی از آن شده است، که این وصفها، به اسم تبدیل گردیدهاند. اسم "حمد" به خاطر شروع سوره با حمد و ثنای خدا و اسم "فاتحةالکتاب"، به دلیل اینکه اولین سورهای است که بهطور کامل نازل گردیده است; "اُمُّالکتاب" (اُمّ = مقصد و محل بازگشت) به این دلیل که تمام اهداف و اغراض قرآنی در این سوره کوچک فراهم شده است و "سبع المثانی" به این علت که سورة حمد، هفت آیه دارد، به این نام آمده است و لفظ "مثانی" نیز اسمِ عامِ سورههای کوچک قرآن میباشد و یا به جهت آنکه در هر نماز دو بار خوانده میشود به آن مثانی میگویند و همینطور بقیه اسامی سورة حمد.(ر.ک: علوم القرآن عند المفسرین، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، ج 1، ص 329 ـ 331; تاریخ قرآن کریم، محمدباقر حجتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 98; تاریخ قرآن، محمدهادی معرفت، ص 77 ـ 79، انتشارات سمت.)
moeinm37
11-01-2008, 10:56
سورة شاعران چندمین سورة قرآن است و نام اصلی او چیست؟
بیست و ششمین سورة قرآن کریم، سورة "شعرأ" نام دارد و به معنای شاعران است.
نامی که در قرآنهای کنونی برای این سوره ذکر شده، شعرأ است. نامهای دیگر آن عبارت است از:
1. طسم; زیرا این کلمه با "طسم" آغاز میشود.
2. جامعه; زیرا علاوه بر مسایل و مطالب فراوان و مختلف، داستان چند پیامبر و اقوام گذشته رابیان کرده است.
moeinm37
11-01-2008, 10:56
آیا در قرآن آیهای وجود دارد که هیچ نقطه نداشته باشد؟
آری! مانند: "اَللّهُ الصَّمَد" (اخلاص، 2)، "و العصر" (عصر، 1)، "و الطّور" (طور، 1)، "طـه" (طه، 1)
moeinm37
11-01-2008, 10:56
آیا در قرآن سورهای وجود دارد که به سوره "عشق" معروف باشد؟ یا این که نام دیگر آن سوره سوره عشق باشد؟
نام گذاری سورهها از جانب پیامبر اکرمصورت گرفته است. بعد از ایشان نیز عدهای به مناسبتهایی، برای سورهها، نامهای دیگری را انتخاب کردهاند.
مهمترین وجه نامگذاری سورهها وجود کلمه در متن سوره یا محتوای سوره بوده است.
با بررسی که صورت گرفت سورهای که به نام عشق معروف باشد، نیافتیم.
ناگفته نماند شاید برخی سوره حضرت یوسف را که در آن از علاقه زلیخا به آن حضرت، سخن به میان آمده، به سوره عشق توصیف کنند. اما این توصیف مناسب نیست; زیر اولاً: واژه عشق دراین سوره بلکه در هیچ سورهای نیامده است و این واژه برای عرب چندان مأنوس نیست. ثانیاً: قرآن کریم عشقهای مجازی را قبول ندارد.
بنابراین، نسبت به این سوره اگر میخواهیم توصیفی داشته باشیم، بهتر است شجاعت، غیرت، پارسایی و... حضرت یوسف را جلوه بیشتری دهیم.
moeinm37
11-01-2008, 10:56
نام دیگر سورههای "طواسین سه گانه"، "الم سجده"، "حم سجده" و "اقتربت" چیست؟ خواندن این سوره ها در شب جمعه چه فوایدی دارد؟
"طواسین سه گانه" نام دیگر سورههای "شعرأ، نمل و قصص" است، که با "طس" شروع میشوند.( تاریخ قرآن، دکتر سیدمحمد باقر حجتی، ص 105، دفتر نشر فرهنگ اسلامی. ) در روایتی امام صادقمیفرماید: "کسی که طواسین سه گانه را در شب جمعه قرائت کند، از اولیأ خدا و در جوار و حمایت او خواهد بود، در دنیا فقر به او نمیرسد، و در آخرت آن قدر خداوند به او عطا میکند تا این که راضی شود..."( ثواب الاعمال، شیخ صدوق; ص 109، انتشارات شریف رضی. )
نام دیگر سورة "الم سجده" سورة "سجده" است، به آن "الم تنزیل" و سورة "مضاجع" هم گفتهاند.( ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 17، ص 103 ) در روایتی امام صادقمیفرماید: "هر کس سورة سجده را در هر شب جمعه بخواند، خداوند نامة عملش را به دست راستش میدهد، گذشتة او را میبخشد، و از دوستان محمد و اهلبیتش: خواهد بود"( ثواب الاعمال، همان، ص 110 / تفسیر نمونه، همان، ص 104 ) نام دیگر سورة "حم سجده"، "فصلت"، و نام دیگر سورة "اقتربت"، "قمر" است.( ر.ک: تاریخ قرآن، آیت اللّه معرفت، ص 79، نشر سمت. ) ولی برای سورة "طور"، نام دیگری یافت نشد.
فواید خواندن این سورهها:
امام صادقمیفرماید: "هر کس "حم سجده" را تلاوت کند، این سوره در قیامت نوری در برابر او میشود تا آن جا که چشمش کار میکند، و مایه سرور و خوشحالی او خواهد بود"( ثواب الاعمال، همان، ص 113 ) دربارة سورة "طور" نیز میفرماید: "هر کس سورة طور را بخواند خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او جمع خواهد کرد"( ثواب الاعمال، همان، ص 116 ) پیامبر اکرممیفرماید: "هر کس سورة "اقتربت" را یکروز در میان بخواند، روز قیامت در حالی برانگیخته میشود که صورتش همچون ماه در شب بدر است، و هر کس آن را هر شب بخواند افضل است، و در قیامت نور و روشنایی صورتش بر سایر خلایق برتری دارد"( مجمع البیان، طبرسی، ج 9، ص 307، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات / تفسیر نمونه، همان، ج 23، ص 6 ) خواندن این سه سوره نیز از اعمال و مستحبات شب جمعه شمرده شده است;( ر.ک: جمال الاسبوع، سیدبن طاووس، ص 190، انتشارات رضی / المصباح، کفعمی، ص 93، انتشارات رضی) ولی دربارة ثواب خاص آنهادر خصوص شب جمعه روایتی یافت نشد.
moeinm37
11-01-2008, 10:57
زیباترین سورة قرآنکریم کدام است؟
در حدیثی از پیامبرگرامی اسلاممیخوانیم: "لکل شیء عروس و عروس القرآن سورة الرحمن; برای هر چیزی عروسی است و عروس قرآن سورة الرحمن است."
از آن جا که زن و مرد در مراسم عروسی در بهترین و زیباترین حالتها و کاملترین احترامها قرار دارند، واژة "عروس" به چیزهای بسیار زیبا و گرامی گفته میشود.
بنابراین از حدیث یاد شده میتوان استفاده کرد که زیباترین سورههای قرآن سورة "الرحمن" است.( ر.ک: تفسیر نمونه، آیةالله مکارم شیرازی و دیگران، ج 23، ص 92، دارالکتب الاسلامیة. )
moeinm37
11-01-2008, 10:57
"تکویر"، به چه معناست، دلیل نامگذاری این سوره به تکویر چیست؟
سورههای قرآن و یا برخی از آنها در زمان رسول خدا9 دارای نامهایی بود که از طریق وحی مشخص شده بودند.( برای آگاهی بیشتر ر.ک: پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، سیدمحمدباقر حجتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 98. ) چنان که در روایتهایی که دربارة فضایل قرائت سورهها وارد شده، مشهود است. گاهی نیز مردم و علما به مناسبتهایی که در سوره وجود داشت، نامهای دیگری به آن سوره میدادند. در نامگذاری سورههای قرآن اعتبارات گوناگونی لحاظ میشد که برخی از آنها عبارتند از:
الف: نامگذاری به اعتبار کلمه یا کلمات اول سوره و معانی آنها، مثل سورة برائت (توبه) و یا سورة قل هو الله (توحید).
ب: نامگذاری به اعتبار اسمی که در آن سوره آمده است.
ج: نامگذاری به اعتبار موضوع خاصی که در آن سوره آمده و در بقیه سورهها نیامده، یا در آن سوره به شکل گسترده و کاملتری مطرح شده است.( الاتقان، جلالالدین سیوطی، ج 1، ص 118 به بعد، نشر دارالکتب العلمیة. )
"تکویر"، در اصل به معنای پیچیدن و جمع و جور کردن است و گاهی نیز، به معنی "افکندن" یا "تاریک شدن"، به کار رفته است، در آیة شریفه این سوره، به معنی پیچیده شدن نور خورشید و تاریک شدن و جمع شدن نور آن آمده است. قرآن کریم در آیة اول این سوره میفرماید: "إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ ; در آن هنگام که خورشید در هم پیچیده شود." کلمه تکویر مصدر فعل "کُوِّرت" میباشد.
از مطالب یاد شده، معلوم میشود که نامگذاری سوره تکویر به خاطر وجود کلمه "کوّرت" در آن است.
moeinm37
11-01-2008, 10:57
تاج قرآن کدام است؟
حوامیم; یعنی شامل سورههای "غافر"، "فصلت"، "شوریَ"، "زخرف"، "دخان"، "جاثیه" و "الاحقاف" است و چون با "حم" آغاز شدهاند به حوامیم شهرت یافتهاند.(ر.ک: پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، سیدمحمدباقر حجتی، ص 104 ـ 105، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.)
moeinm37
11-01-2008, 10:58
چرا قرآن به ترتیب نزول سورهها در دست مردم نیست؟
حضرت علینخستین کسی بود که پس از وفات پیامبراکرمقرآن را با ویژگیهای خاصّی (به ترتیب نزول و همراه با بیان شأن نزولها، تفسیر و تأویل آیات و...) جمعآوری کرد و آن را بر خلیفة اول و مسلمانان عرضه کرد; امّا آنان نپذیرفتند و گفتند: ما را به چنین کتابی نیاز نیست.(ر.ک: تاریخ قرآن، آیتالله معرفت، سمت، ص 87 ـ 89 / پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، سیدمحمدباقر حجتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 387 ـ 392.)
برخی از ویژگیهای مصحف حضرت علیعبارت بود از:
1ـ ترتیب دقیق موضوع، بر حسب ترتیبِ نزول;
2ـ ضبط قرائت آن، همانگونه که پیامبر9 حرف به حرف، قرائت کرده است;
3ـ در برداشتن توضیحاتی در حاشیه و ذکر مناسبتی که موجب نزول آیه بوده; مکانی که آیه در آنجا نازل شده، ساعت نزول آن، و افرادی که آیه دربارة آنان نازل شده است;
4ـ تشریح جوانب عمومی آیات، به گونهای که به زمان، مکان و شخص معیّنی اختصاص ندارد و عام و همیشگی است.(آموزش علوم قرآن، محمدهادی معرفت، ج 1، ص 349، ترجمة ابومحمد وکیلی، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1371.
)
به نظر عدهای از محققان و محدثان شیعه، مصحف علیبه عنوان سپردة امامت، به فرزندش امامحسن مجتبیو به عنوان میراث امامت، از امامی به امام دیگر منتقل گشته و سرانجام، در اختیار امام زمانغ قرار گرفته است، که پس از ظهور خود، آن را به مردم ارائه خواهد فرمود و به طور مسلّم متن و محتوای آن (منهای ترتیب سور آن) هیچ تفاوتی با قرآن موجود ندارد.(تاریخ قرآن، دکتر رامیار، ص 410 ـ 413.)
شکی نیست که کیفیت نزول قرآن با چگونگی ترتیب فعلی آن فرق دارد; زیرا اولین آیات نازل شده بر پیامبر9 آیات نخستین سورة علق بود و بیشتر سورههای کوچک که در پایان قرآن آمده است، قبل از هجرت و در مکه نازل شدهاند. با توجه به آنچه گذشت، باید دید که آیا قرآن کریم به وسیله پیامبر9 به ترتیب فعلی جمعآوری شده یا دیگران؟
بسیاری از محققان، مانند: آیتاللّه خویی، آیتاللّه حسنزاده آملی، سید مرتضی و... معتقدند که قرآن کریم بهوسیلة پیامبر9 به ترتیب فعلی جمعآوری شده است که یکی از حکمتهای آن، ارتباط خاصی است که بین انتهای هر سوره با ابتدای سورة بعد وجود دارد و علامه طبرسی; در مجمعالبیان، در ابتدای سورهها به برخی از آنها اشاره کرده است. دانشمندانی مثل علامه طباطبایی، آیتاللّه معرفت، سیوطی و... بر این باورند که قرآن مجید، پس از رحلت پیامبر9 جمعآوری شده و میگویند: چون به سورة حمد فاتحةالکتاب گفته میشد و این نام در زمان پیامبر نیز مشهور بود، اصحاب پیامبر سورة حمد را در ابتدای قرآن و سپس سایر سورهها را تقریباً به ترتیب بزرگی سورهها گرد آوردهاند.(جهت اطلاع بیشتر ر.ک: البیان، آیتالله خویی، نشر انوارالهدیَ / التمهید، آیتالله معرفت، ج 3، نشر انتشارات اسلامی / الاتقان، سیوطی، ج 1، نشر امیرکبیر.)
moeinm37
11-01-2008, 10:58
علت این که برخی "الم" و "المص" را جز آیه و "المر" و "الر" را جزو آیهای از قرآن نمیدانند چیست؟ در حالی که "حم" و "طه" و "یس" جزو یک آیه به حساب میآیند و "طس" جزو آیه به حساب نمیآید.
ابتدا باید توجه داشت که حروف مقطعه در قرآنهای موجود هیچ گاه یک آیه مستقل به شمار نرفتهاند، بلکه دست کم با بسمله یک آیة مستقل قرار گرفتهاند.
چنان که بیشتر گذشت، ترتیب آیات سورههای قرآن توقیفی است، ولی شمارهگذاری آیات را نمیتوان توقیفی به شمار آورد و دلیل آن اختلافهایی است که درشمارش آیات یک سوره رخ داده است.
برای مثال در یک نسخه ممکن است بخشهایی از یک آیه خود آیهای مستقل به شمار روند; با این وصف اختلاف در شمارهگذای آیات و نیز احتساب حروف مقطعه با بسمله به عنوان آیهای مستقل و یا احتساب آنها با آیات بعد، نمیتواند در تفسیر قرآن تأثیر گذارد; زیرا تعیین انتهای آیات میتواند به دلایل متعددی باشد مانند سبک بیانی و یا ارتباط مفهومی و غیر آن، و از آن جا که ما از مفهوم حروف مقطعه بی خبریم، ارتباط یا عدم ارتباط آن با آیات بعد نمیتواند در تفسیر روشنگری خاصی به دست دهد.
moeinm37
11-01-2008, 10:58
آیا کوچکترین آیه، در قرآن کریم، "و هو یخشی" در سوره عبس نمیتواند باشد؟ چرا؟
خیر; چون آیهی فوق، دارای سه کلمه است و در همین سوره، آیات دو کلمهای وجود دارد (آیهی 14، 15، 16، 41). بنابر عقیده برخی از دانشمندان علوم قرآن، کوچکترین آیهی قرآن "مدهامتان" (به معنی، هر دو خرم و سرسبزند) آیهی 64 سوره الرحمن است که یک کلمه است. هم چنین، برخی از حروف مقطعه قرآن، طبق رأی کسانی که آنها را یک آیه فرض کردهاند، از کوچکترین آیات قرآن محسوب میشوند.(ر.ک: پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، سیدمحمدباقر حجتی، ص 65، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.) بنابراین، "الَّم"، "یَّس"، "طه" هر کدام آیه مستقلی است; در حالی که "قَّ"، "نَّ" و "الَّر"، را از آیات نمیشمرند، که "طه" کوچکترین آیه از جهت تعداد حروف است.(ر.ک: علوم القرآن عند المفسرین، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، ج 1، ص 283، نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.)
moeinm37
11-01-2008, 10:59
زمخشری میگوید: شناخت آیات توقیفی است نه اجتهادی! منظور از توقیفی و اجتهادی چیست؟
مراد از "توقیف" و "اجتهاد" در دانش علوم قرآن، دخالت یا عدم دخالت مردم در کاری است; برای مثال وقتی گفته میشود ترتیب آیات هر سوره قرآن توقیفی است، یعنی ترتیب آنها به دستور شارع بوده و غیر او در این کار دخالتی نداشتهاند.
دربارة ترتیب آیات قرآن، بیشتر دانشمندان و قرآنپژوهان شیعی و سنّی قائل به توقیفی بودن آنها هستند; یعنی ترتیب آیات قرآن به دستور شارع (خدا یا پیامبر) بوده و هیچکس در این کار دخالتی نداشته است. در اینباره دلایلی وجود دارد که نشان میدهد خود پیامبر گرامی اسلامنیز دراین مسئله دخالتی نداشته و ترتیب آیات به دستور خداوند بوده است.(برای آگاهی بیشتر از دلایل توقیفی بودن آیات ر.ک: پژوهشی در نظم قرآن، عبدالهادی فقهیزاده، ص 56ـ61، انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران، چ اول، تهران، 1374.)
moeinm37
11-01-2008, 10:59
نام گذاری سورههای قرآن چگونه صورت گرفته است؟
الف: سورههای قرآن در زمان رسول خدا9 دارای نامهایی بود که از طریق وحی مشخص شده بودند; چنان که در روایتهای مربوط به فضایل قرائت سورهها مشهود است.
گاهی نیز مردم و علما به مناسبتهایی که در سوره وجود داشت، نامهای دیگری به آن سوره میدادند در نامگذاری سورههای قرآن اعتبارات گوناگونی لحاظ میشد، که برخی از آنها عبارتند از:
الف) نامگذاری به اعتبار کلمه یا کلمات اوّل سوره و معانی آنها; همانند سورة برائت (توبه) و قل هو الله احد (توحید);
ب) نامگذاری به اعتبار اسمی که در آن سوره آمده و در سورههای دیگر نیامده است (مانند عنکبوت و نمل);
ج) نامگذاری به اعتبار موضوع خاصی که در آن سوره آمده و در بقیه سورهها نیامده است یا اینکه در آن سوره به شکل گسترده و کاملتری مطرح شده است. (مانند سوره بقره که موضوع گاو بنیاسرائیل در آن مطرح شده است).(ر.ک: تاریخ قرآن، آیتالله معرفت، ص 77، انتشارات سمت.)
moeinm37
11-01-2008, 10:59
قرآن در زمان رسول اکرمبه چه نام معروف بوده است؟
قرآن مجید دارای نامهای مختلفی است که همة آنها از خود قرآن استفاده میشود. معروفترین نام آن همین قرآن است که حدود 58 مورد در قرآن آمده است، مانند: "شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَّ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْءَان;(بقره،185) ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده است." قرآن از ریشة قرن، به معنای ضمیمه کردن و پیوستن و یا نزدیک ساختن چیزی به چیز دیگر است، و چون حروف و کلمات و آیات و سُوَر قرآن، به هم نزدیک هستند و با کیفیتی خاص با هم ارتباط و پیوستگی دارند، آن را قرآن نامیدهاند. بعضی دیگر گفتهاند: قرآن مشتق از قرائن است، و قرائن نیز جمع قرینه میباشد; از این جهت که هر یک از آیات قرآنی، قرینه و مؤیّد آیات دیگر میباشد، آن را قرآن گویند. اسامی دیگری که برای قرآن آمده، عبارتند از: "فرقان، کتاب، ذکر، تنزیل، نور، هدی، موعظه، اَحْسَن الحدیث"، لکن برخی از این عناوین، اوصاف قرآن هستند نه اسامی آن.(پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، سید محمدباقر حجتی، ص 24، نشر دفتر فرهنگ اسلامی.)
در صدر اسلام یکی از عناوین مشهور قرآن "مُصحف" بوده است; این عنوان اکنون نیز در بعضی کشورهای عرب، از جمله عربستان متداول است; البته این نام از خود قرآن استفاده نمیشود. مصحف به نوشتهای اطلاق میشود که در یک مجلد جای دهند و به کتب آسمانی از جمله قرآن، مصحف گویند.
از زمانی که قرآن، به ترتیبی که در دست ماست، مدوّن گردید، اصطلاح مصحف برای قرآن مجید بیشتر رواج یافت.(دانشنامه قرآن، بهأالدین خرمشاهی، واژه مصحف.)
moeinm37
11-01-2008, 11:00
چرا ترتیب فعلی سور و آیات قرآن کریم به ترتیب نزول آنها نیست؟
درباره ترتیب فعلی قرآنکریم، از دو جنبة ترتیب آیات و ترتیب سورهها بحث میکنیم:
الف. ترتیب آیات
جمعآوری آیات قرآن در هر سوره، به ترتیبی که هم اکنون در دست ماست، غالباً به ترتیب نزول آنها انجام گرفته است. هر سوره، با "بسمالله الرحمن الرحیم" آغاز و آیات آن، یکی پس از دیگری به تدریج نازل و به ترتیب نزول، ضبط میشدهاست تا "بسمالله" دیگری نازل میشده که نشانة پایان سوره و آغاز سورة دیگر بودهاست.
به این ترتیب، آیههای هر سوره به ترتیب نزول آنها در عهد پیامبراکرممرتب شده که آنرا "ترتیب طبیعی" مینامیم. اکثر قریب به اتفاق آیات در قرآن کنونی، بر همین اساس ترتیب یافته است; امّا در برخی سورهها ترتیب نزول آیات آن مراعات نشده و علتش دستور خاص پیامبر9 بوده است. ایشان گاهی امر میکردهاند که آیهای در محلی از سورهای که قبلاً کامل شده بود، ضبط شود. بیتردید حضرتش با فرمان خدای متعال، به ضبط آن در محل مورد نظر امر میکردهاند; مثلاً: روایت شده که آخرین آیة نازل شده به اشاره جبریل که بین دو آیه ربا و دَیْن ضبط شده، آیه: "واتقوا یوماً ترجعون فیه إلی الله"(بقره، 281) بوده است.(آموزش علوم قرآن، محمدهادی معرفت، ترجمه ابومحمد وکیلی، ج 1، ص 339، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی.)
ب. ترتیب سورهها
در اینباره، بین پژوهشگران اختلاف است. برخی مانند: آیتالله خویی، حسنزاده آملی، سیدمرتضی، امین الاسلام طبرسی و... معتقدند که سورههای قرآن کریم بهوسیله پیامبر9 به ترتیب فعلی جمعآوری شده و یکی از حکمتهای آن، ارتباط خاصی است که بین انتهای هر سوره با ابتدای سوره بعد وجود دارد. دانشمندانی مثل: علامه طباطبایی، آیتالله معرفت، سیوطی و... بر این باورند که قرآن مجید، پس از رحلت پیامبراکرمجمعآوری شده و میگویند: چون به سوره حمد، فاتحةالکتاب گفته میشد و این نام در زمان پیامبر مشهور بود، اصحاب پیامبر سوره حمد را در ابتدای قرآن و سپس سایر سورهها را تقریباً به ترتیب بزرگی سورهها تنظیم کردند. دلیل دیگر این است که با درگذشت حافظان قرآن در آن زمان، بیم آن میرفت که قرآن از بین برود. هدف از جمعآوری قرآن و ضبط آیات و سورههای آن، جلوگیری از اتلاف آن بود; لذا به ترتیب سورهها توجه خاصی نداشتند.(ر.ک: همان، ص 241.)
moeinm37
11-01-2008, 11:00
علت نام گذاری سورة مؤمن به این اسم چیست و این سوره در کجا بر پیامبر9 نازل شده است؟
سوره مؤمن که در مکه بر پیامبر اکرمنازل شده دارای دو اسم است: 1ـ غافر 2ـ مؤمن. علّت نام گذاری آن به غافر به علّت سومین آیة آن است که میفرماید: "غَافِرِ الذَّ نبِ وَ قَابِلِ التَّوْبِ ; خداوند آمرزندة گناه و پذیرندة توبه است." اما دلیل نامگذاری آن به مؤمن آن ا ست که در این سوره، دربارة یکی از بندگان خوب خدا که از همان ابتدا به حضرت موسیغ ایمان آورد، بحث شده و قرآن مجید آن فرد را به عنوان مؤمن آل فرعون یاد کرده است: "وَ قَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمَـَنَهُوَّ; مرد مؤمنی از آل فرعون که ایمان خود را پنهان میداشت."
این فرد که ایمان خود را آشکار نمیکرد، فرعونیان تصور میکردند از خودشان است، در حالی که به موسیغ ایمان آورده بوده او مرتّب آل فرعون را نصیحت میکرد، هنگامی که فرعون تصمیم کشتن موسیغ را گرفت او را از کشتن آن حضرت نهی کرد و گفت: میخواهید کسی را به قتل برسانید که میگوید: پروردگار من (الله) است. در حالی که معجزات و دلایل روشنی از سوی پروردگارتان آورده است، سپس اضافه کرد اگر او دروغ گو باشد، دروغ وی دامن خود او را خواهد گرفت و اگر راست گو باشد ممکن است عذابهایی که وعده میدهد دامن شما را بگیرد، شرح حال این مرد و دفاع هایی که از حضرت موسیغ نموده در بیش از 20 آیه در این سوره آمده که از آیة 27 شروع میشود، سرگذشت مؤمن آل فرعون، درس بزرگی به همة انسانها میدهد که بشر وظیفه دارد در هر موقعیت در برابر کفر و ظلم و شرک مبارزه کند. او نشان داد که یک فرد میتواند با عزم و اراده، در فرد جبّاری مانند فرعون اثر بگذارد و پیامبر بزرگی را از خطر برهاند، مؤمن آل فرعون، بر اساس بعضی از روایات، سرانجام به شهادت رسید و این که قرآن میفرماید: خداوند او را از توطئههای شوم فرعونیان رهایی بخشید، منظور این است که وی را از انحراف عقیده و تحمیل کفر و شرک به او حفظ کرد."(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 20، ص 3 به بعد.)
moeinm37
11-01-2008, 11:00
چرا به سورة توبه "مدنیة" میگویند؟
سورة "توبه" از سوره هایی است که بعد از هجرت، در مدینه بر پیامبر اکرمنازل شده است، لذا جزء سورههای "مدنی" شمرده میشود.(ر.ک: تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و همکاران، ج 7، ص 271، دارالکتب الاسلامیه.)
لازم به یادآوری است که در برخی قرآنها ابتدای هر سوره با عنوان "مدینه" یا "مکیه" مشخص شده است. این کلمات نشان میدهد که سورة مورد نظر جزء سورههای "مکی" یا "مدنی" است
moeinm37
11-01-2008, 11:01
سورههای قرآن به چند دسته تقسیم میشوند و تفاوت شرح نزول آنها چه میباشد؟
سورههای قرآن را به گونههای مختلفی و بر اساس موضوعهای متفاوتی تقسیمبندی کردهاند; یکی از تقسیمبندیهای سورههای قرآن، بر اساس نزول و به مکی و مدنی است. سورههایی که در مکه نازل شده را مکی و سورههایی که در مدینه نازل شده است را مدنی مینامند. این سورهها بر اساس این نوع تقسیمبندی ویژگیهای مختص به خود دارند که معمولاً در همه آنها کم و بیش یافت میشود.
تقسیمبندی دیگر بر اساس کوتاهی و بلندی آنهاست. بر این اساس، سورههای قرآن به چهار دسته تقسیم میشوند:
1. سَبْعِ طِوال (هفت سورة طولانی قرآن): سورههای بقره، آلعمران، نسأ، مائده، انعام، اعراف و سوره انفال همراه با سورة توبه (چون دو سوره انفال و توبه کنار یکدیگر قرار دارند و میان آنها "بسم اللّه" فاصله نشده، لذا به عنوان یک سوره تلقی شده است)، برخی از دانشمندان نیز بجای سورة انفال و توبه، سورة یونس را از "سبع طوال" دانستهاند.(ر.ک: تاریخ قرآنکریم، دکتر سیدمحمدباقر حجتی، ص 101، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.)
2. مئین: سورههایی که عدد آیات آنها از صد بیشتر است، ولی از لحاظ حجم به "سبع طوال" نمیرسند، مانند: هود، یوسف، نحل، کهف، مریم و... .(تاریخ قرآن، آیتاللّه معرفت، ص 80، نشر سمت.)
3. مثانی: سورههایی که تعداد آیات آن کمتر از صد آیه باشد ]مانند: نور، فرقان، نمل و...[، و از این جهت به این سورهها مثانی گفته شده که قابل تکرارند و به جهت کوتاه بودن بیش از یک مرتبه تلاوت میشوند.(تاریخ قرآن، آیتاللّه معرفت، ص 80.) دربارة سور "مثانی" و وجه تسمیه آن اقوال دیگری نیز وجود دارد.(ر.ک: تاریخ قرآن، دکتر سیدمحمد باقر حجتی، ص 102.)
4. مفصّلات: "مفصلات" به سورههای آخر قرآن گفته میشود و چون کوچک و کوتاه هستند و "بسمله" در بین آنها زیاد تکرار شده و بین آنها فصل و جدایی افکنده است، "مفصّل" نامیده شده است و شامل تمامی سورههای کوتاه قرآن کریم میشود و به نقلی از سورة حجرات (49) تا آخر قرآن را شامل میگردد.
سورههای مفصّل خود به سه دسته تقسیم میشود:
1. طوال: از سوره حجرات (49) تا بروج (85)
2. اوساط: از سوره طارق (86) تا سورة بیّنه (98)
3. قِصار: از سوره زلزال (99) تا سوره ناس (114)(ر.ک: الاتقان، سیوطی، ج 1، نوع هیجدهم، ص 100 ـ 104 / تاریخ قرآن، دکتر محمود رامیار، ص 594، نشر امیرکبیر.)
ـ گویا منظور از "شرح نزول" شأن نزول است. شأن نزول را به گونههای مختلفی تعریف کردهاند. برخی بین "شأن نزول" و "سبب نزول" تفاوت قائل شدهاند که بر این اساس شأن نزول مفاهیمی است که آیات سورهها دربارة آنها نازل شدهاند و سبب نزول عوامل و حوادثی است که باعث شده آیاتی از قرآن یا سورهای نازل شود. این حوادث ممکن است مسائل اجتماعی خاص، جنگ، پرسش کفار و اهل کتاب و جز اینها باشد.(برای آگاهی بیشتر ر.ک: روششناسی تفسیر قرآن، علی اکبر بابایی و دیگران، ص 151ـ154، پژوهشکدة حوزه و دانشگاه و انتشارات سمت، چ اول سال 1379 ش.)
بر اساس تعریفی که گذشت، اغلب سورههای قرآن شأن نزول خاص به خود دارند و گاه نیز چند سوره در یک موضوع خاص سخن راندهاند مانند معاد یا توحید که البته در شکل بیان و ریز موضوعات با هم متفاوتند.
moeinm37
13-01-2008, 13:02
نام دیگر سورة هل اتی را بنویسید؟
نامهای دیگر این سوره عبارتند از "انسان"، "دهر" و "ابرار".(ر.ک: تاریخ قرآن، دکتر محمود رامیار، ص 589، مؤسسة انتشارات امیرکبیر.)
moeinm37
13-01-2008, 13:02
در مورد توقیفی بودن آیات قرآن کریم، آیا نام سورههای قرآن نیز توقیفی است یا اجتهادی؟
انقسام قرآن کریم به سورهها مانند انقسام آن به آیهها، ریشه قرآنی دارد و خداوند متعال در چند مورد از کلام خود لفظ "سوره" و "آیه" را به کار برده و میفرماید: "سورَةٌ اَنزَلنـَها وفَرَضنـَها واَنزَلنا فیها ءایـَتٍ بَیِّنـَتٍ لَعَلَّکُم تَذَکَّرون;(نور،1) ]این[ سورهای است که آن را فرو فرستادیم، و ]عمل به آن را[ واجب نمودیم و در آن آیات روشنی نازل کردیم، شاید شما متذکر شوید."(ملاحظه کنید: توبه، 68; بقره، 23.)
سورههای قرآن، در زمان رسول خدا9 دارای نامهایی بود که از طریق وحی مشخص شده بودند.(برای آگاهی بیشتر ر.ک: پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، سیدمحمدباقر حجتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 98.) چنان که در روایتهایی که دربارة فضایل قرائت سورهها وارد شده، مشهود است. بیشتر سورهها، یک نام دارند، برخی دو یا سه یا بیشتر، که این تعدد در نام مناسبت خاصی بوده است. برخی از آنها عبارتند از:
الف: نامگذاری به اعتبار کلمه یا کلمات اول سوره و معانی آنها، مثل سورة برائت (توبه) و یا سورة قل هو الله (توحید).
ب: نامگذاری به اعتبار اسمی که در آن سوره آمده است.
ج: نامگذاری به اعتبار موضوع خاصی که در آن سوره آمده و در بقیه سورهها نیامده، یا در آن سوره به شکل گسترده و کاملتری مطرح شده است.(الاتقان، جلالالدین سیوطی، ج 1، ص 118 به بعد، نشر دارالکتب العلمیة / تاریخ قرآن، آیتالله معرفت، ص 79، انتشارات سمت / تاریخ قرآن، دکتر محمود رامیار، ص 581، انتشارات امیرکبیر.)
moeinm37
13-01-2008, 13:02
آیا حدیثی از معصوم در مذمت آیه محسوب نکردن «بسم الله الرحمن الرحیم»داریم و اگر چنین است چرا آن را جزو آیات محسوب نکرده اند؟
اکثر علمای شیعه بسم الله الرحمن الرحیم را یکی از آیات سوره و جزء آن به حساب می آورند لذا لازم است در نماز ابتدا سوره را در نظر گرفت و بسم الله را به نیت همان سوره خواند و اگر در اثنای خواندن سوره تغییر آن لازم شد مجددا از بسم الله الرحمن الرحیم شروع کند.
اما بنا بر نظر اکثر اهل سنت «بسم الله» جزء سوره نیست و برای جلوگیری از اختلاف شماره آیات قرآن های چاپ مسلمانان، شیعیان هم بر همان اساس شماره بندی کرده اند.
البته برخی قرآن های چاپ ایران در گذشته یک آیه با قرآن های چاپ موجود تفاوت داشت به دلیل آن که بسم الله را به عنوان یک آیه به شمار می آوردند.
moeinm37
13-01-2008, 13:03
چرا به سوره حمد ام الکتاب می گویند؟
هر چیزی که اصل و ریشه چیزهای دیگر باشد و بقیه اشیاء از آن نشات بگیرند "ام"، (مادر) گفته میشود، مثلاً به مکه چون اولین نقطه خشکی در زمین بوده و بقیه خشکیها از آن نقطه توسعه یافته، ام القری میگویند. سوره "حمد" ریشه و اساس معارف قرآن و جامع همه است و در این سوره ربوبیت خدا اثبات شده است؛ و لذا به آن ام الکتاب؛ یعنی، مادر قرآن میگویند. (مجمع البیان، ج 1، ص 87)
moeinm37
13-01-2008, 13:03
پرسش: قرآن کریم با نام خدای متعال "بسم الله الرحمان ا لرحیم" آغاز و با واژة "ناس" پایان یافته است و کلمه وسط قرآن "ولیتلطّف" میباشد. رابطه منطقی این کلمات را در ده سطر ذکر کنید.
چند نکته شایان ذکر است:
1. "ولیتلطّف" در آیة 19 سوره کهف از ماده "لطف و لطافت" گرفته شده است که در این آیه به معنای دقت، ظرافت و زیرکی به خرج دادن است.
2. به نظر بیشتر مفسران و دانشمندان علوم قرآنی ترتیب نزول قرآن با ترتیب فعلی آن تفاوت دارد; زیرا اولین آیات نازل شده بر پیامبر9 آیات نخستین سورة علق بود و بیشتر سورههای کوچک که در پایان قرآن آمده است، پیش از هجرت و در مکه نازل شدهاند.
3. رابطهای که بین این کلمات ذکر شود، رابطة منطقی دو دو تا چهار تا نخواهد بود، بلکه نکاتی ذوقی میباشد که هر فردی به اندازة ذوق و سلیقهاش میتواند جملاتی نغز و شیرین در این باره بگوید
moeinm37
13-01-2008, 13:04
لطفا بفرمایید با مراجعه به چه منبعی می توانیم به ترتیب سور و آیات قرآن کریم را به همان ترتیب نزول بر پیامبر اکرم پی ببریم ؟
درباره زمان جمعآوری و تدوین قرآن، میان محققان علوم قرآنی سه دیدگاه به چشم میخورد:
یکم. تدوین قرآن به بعد از رحلت رسول الله(ص) بر میگردد. دلایل پیروان این دیدگاه چنین است:
الف. امکان تدوین قرآن به لحاظ پراکندگی نزول وحی وجود نداشت.
ب. روایاتی هم این نظر را تأیید میکند؛ مثل: «رسول الله(ص) در حالی رحلت نمود که قرآن در چیزی نگاشته نشده بود». (بحارالانوار، ج 92، ص 97)
دوم. تدوین قرآن به همین صورت فعلی (ترتیب آیهها و سورهها) در عهد رسول الله(ص) انجام گرفته است.این گروه نیز برای مدعای خود ادلّه ذیل را اقامه میکنند:
الف. مصونیت قرآن از خطر تحریف بدون تدوین در زمان آن حضرت امکانپذیر نیست. چون غیر از حضرت کسی به طور کامل به خصوصیات قرآن آگاه نیست.
ب. تحدی از جانب قرآن، اقتضا میکند آیهها و سورهها تنظیم و به شکل خاصّی در بیاید.
ج. روایاتی که دلالت دارد، عدهای در زمان رسول الله مشغول این کار بودهاند.
از شعبی نقل شده است: «شش نفر از انصار، قرآن را در عهد رسول الله جمع کردند: ابی بن کعب، زید بن ثابت، معاذ بن جبل، ابو درداء، سعید بن عبید، و ابو زید».
سوم. برای قرآن سه مرحله جمعآوری شکل گرفته است:
مرحله اول: عبارت است از نظم و چینش آیهها در کنار یکدیگر که شکلگیری سورهها را در پی دارد. این کار در زمان پیامبر(ص) صورت گرفت.
مرحله دوم: عبارت از جمع نمودن مصحفهای پراکنده در یکجا و تهیه جلد برای آنها، که در زمان ابوبکر انجام شد.
مرحله سوم: عبارت از جمعآوری تمام قرآنهای نویسندگان وحی برای نگارش یک قرآن به عنوان الگو و ایجادوحدت قرائت در آن. این مرحله هم در زمان عثمان صورت گرفته است. طرفداران دیدگاه سوم برای مدعای خود، ادلهای را ذکر نمودهاند که در کتابهای مربوط به علوم قرانی به تفصیل آمده است.
به هر حال از آنچه گذشت میتوان به این نقطه رسید که نزد علمای اسلام، امر به این منوال نیست که همه آنها تدوین در غیر زمان رسول الله(ص) را پذیرفته باشند، بلکه عدهای از آنان به تدوین و جمعآوری در زمان آن حضرت معتقداند و سه مرحلهای بودن و یا تدوین در زمان خلفا را هم به طور کلی رد میکنند؛ از جمله آیهالله خویی (در ترجمه البیان،ج 1، ص 346) و آیهالله حسن زاده آملی (در فصلالخطاب، ص 46) و دکتر صبحی صالح (در مباحث فی علوم القرآن، ص 73) و... .
مرحوم آیتاللّهخویی در ترجیح دیدگاه خود، امور ذیل را مطرح فرموده است:
1. احادیث دلالتکننده بر جمع قرآن در غیر زمان پیامبر(ص) با هم متناقض است. در بعضی نام ابوبکر و در برخی دیگر عمر و در بعضی هم عثمان ذکر شده است.
2. این احادیث با احادیث دلالت کننده بر جمع قرآن در زمان پیامبر(ص) تعارض دارد.
3. احادیث یادشده با حکم عقل به وجوب اهتمام پیامبر در امر جمع و ضبط قرآن مخالف است.
4. روایات فوق با اجماع مسلمانان مبنی بر ثبوت قرآن با تواتر هم مخالفت دارد.
5. جمع متأخر، طبعا نمیتواند شبهه تحریف قرآن را به طور کامل از بین ببرد.
در مقابل کسانی که تدوین را به عهد رسول خدا منسوب نمیدانند، به سؤالات مرحوم آیتاللّهخوئی پاسخ گفته و براین باورند که قضیه جمعآوری قرآن یک حادثه تاریخی است و مسأله عقلانی نیست. لذا میبایست در این باره به نصوص تاریخی مستند مراجعه نمود. این گروه در مقابل این سؤال که چرا تدوین در زمان رسول الله(ص) صورت نگرفت، میگویند: اهتمامی که پیامبر(ص) داشت به ترتیب و جمع آیهها مربوط میشد. و امّا جمع و ترتیب سورهها، همانند مصحف واحد، کاری است که بعد از رحلت صورت گرفت. علتش هم این بود که همچنان در زمان پیامبر(ص) نزول قرآن انتظار میرفت. و با عدم انقطاع وحی، چگونه جمعآوری قرآن بین دو جلد همانند کتاب امکانپذیر بود. از این رو هنگامی که پیامبر آثار وفات را مشاهده فرمود، به انقطاع وحی هم یقین پیدا کرد، حضرت علی(ع) را به جمعآوری قرآن وصیت فرمود. بنابراین دیدگاه پس از درگذشت پیامبر، بزرگان صحابه بر حسب دانش و کفایت خود، به جمع آوری آیات و مرتب کردن سورههای قرآن دست زدند و هر یک آن را در مصحف خاص خود گرد آوردند. به این ترتیب و با گسترش قلمرو حکومت اسلام، تعداد مصحف ها رو به فزونی گذاشت.
بعضی از این مصحف ها به تبع موقع و پایگاه جمع کننده آن در جهان اسلام آن روز، مقام والایی را کسب کرد؛ مثلاً مصحف عبدالله بن مسعود، مرجع اهل کوفه به شمار می آمد و مصحف ابوموسی اشعری در بصره و مصحف مقداد بن اسود در دمشق مورد توجه مردم بود. جمع کنندگان مصحف ها متعدد بودند و ارتباطی با یکدیگر نداشتند و از نظر کفایت و استعداد و توانایی انجام کار یکسان نبودند؛ بنابراین، نسخه هر کدام از نظر روش، ترتیب، قرائت و ... با دیگری یکسان نبود.
این تفاوت ها، اختلاف بین مردم را ایجاد می کرد. دامنه اختلاف به آنجا رسیده بود که حتی در مرکز خلافت (مدینه)، معلمان قرآن شاگردان خود را به صورت های مختلف تعلیم می دادند.
این اختلافات، زمینه های اقدام عثمان را برای یکی کردن مصحفها به وجود آورد. وی گروهی متشکل از چهار نفر (زید بن ثابت، سعید بن عاص، عبدالله بن زبیر و عبدالرحمان بن حارث بن هشام) را مأمور این کار کرد. آنان نیز با همکاری هشت نفر دیگر ابتدا مصحفها را از اطراف و اکناف کشور پهناور اسلامی جمع آور کردند و قرآنی را که به نام مصحف امام یا عثمانی مشهور شد، از بین آنها یا یکی از آنها فراهم آوردند. همه مصحفهای دیگر به دستور عثمان، خلیفه سوم، سوزانده یا در آب جوش انداخته شد.
مصاحف عثمانی به قولی به تعداد چهار عدد استنساخ شد و هر کدام از آنها به همراه فردی آگاه به مراکز مهم اسلامی در آن زمان ارسال شد تا همگان طبق آن نسخه ها به تکثیر و تعلیم قرآن اقدام کنند.
منابع:
1. آیت الله معرفت، تاریخ قرآن، ص 96، ست؛
2. حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی؛
3. دکتر محمد رامیار، تاریخ قرآن، ص 407.
اما در هر صورت امامان(ع) قرآن موجود را تأیید و تلاوت بر اساس قرآن موجود را سفارش کرده اند.
علامه طباطبایی در این باره مینویسد: «حضرت علی(ع) با این که خودش بیش از آن به قرآن مجید را به ترتیب نزول جمع آوری کرده و به جماعت نشان داده و مورد پذیرش واقع نشده بود و بر هیچ یک از جمع اول و دوم او را شرکت نداده بودند، با این حال هیچ گونه مخالفتی و مقاومتی از خود نشان نداد و مصحف دایر را پذیرفت و تا زنده بود حتی در زمان خلافت خود از خلاف دم نزد. هم چنین ائمه و اهلبیت(ع) که جانشینان و فرزندان آن حضرتاند، هرگز در اعتبار قرآن مجید، حتی به خواص خود حرفی نزدهاند؛ بلکه پیوسته در بیانات خود، استناد به آن جسته و شیعیان خود را امر کرده اند که از قراءات مردم پیروی کنند...»
ر.ک:
1. آیت الله محمدهادی معرفت، علوم قرآنی، قم، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی «التمهید»، 1378، چاپ اول، ص 119؛
2. سید محمدباقر حجتی، پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1327، چاپ دوازدهم، ص 235.
السور المکیه
ترتیب النزول السوره ترتیب المصحف
1 العلق 96
2 القلم 68
3 المزمل 73
4 المدثر 74
5 الفاتحه(1) 1
6 المسد 111
7 التکویر 81
8 الاعلی 87
9 اللیل 92
10 الفجر 89
11 الضحی 93
12 الشرح 94
13 العصر 103
14 العادیات 100
15 الکوثر 108
16 التکاثر 102
17 الماعون 107
18 الکافرون 109
19 الفیل 105
20 الفلق 113
21 الناس 114
22 التوحید 112
23 النجم 53
24 عبس 80
25 القدر 97
26 الشمس 91
27 البروج 85
28 التین 95
29 قریش 106
30 القارعه 101
31 القیامه 75
32 الهمزه 104
33 المرسلات 77
34 ق 50
35 البلد 90
36 الطارق 86
37 القمر 54
38 ص 38
39 الاعراف 7
40 الجن 72
41 یس 36
42 الفرقان 25
43 فاطر 35
44 مریم 19
45 طه 20
46 الواقعه 56
47 الشعراء 26
48 النمل 27
49 القصص 28
50 الاسراء 17
51 یونس 10
52 هود 11
53 یوسف 12
54 الحجر 15
55 الانعام 6
56 الصافات 37
57 لقمان 31
58 سبا 34
59 الزمر 39
60 غافر 40
61 فصلت 41
62 الشوری 42
63 الزخرف 43
64 الدخان 44
65 الجاثیه 45
66 الاحقاف 46
67 الذاریات 51
68 الغاشیه 88
69 الکهف 18
70 النحل 16
71 نوح 71
72 ابراهیم 14
73 الانبیاء 21
74 المؤمنون 23
75 السجده 32
76 الطور 52
77 الملک 67
78 الحاقه 69
79 المعارج 70
80 النبا 78
81 النازعات 79
82 الانفطار 82
83 الانشقاق 84
84 الروم 30
85 العنکبوت 29
86 المطففین 83
السور المدنیه
87 البقره 2
88 الانفال 8
89 آل عمران 3
90 الاحزاب 33
91 الممتحنه 60
92 النساء 4
93 الزلزال 99
94 الحدید 57
95 محمد 47
96 الرعد 13
97 الرحمان 55
98 الانسان 76
99 الطلاق 65
100 البینه 98
101 الحشر 59
102 النصر 110
103 النور 24
104 الحج 22
105 المنافقون 63
106 المجادله 58
107 الحجرات 49
108 التحریم 66
109 الجمعه 62
110 التغابن 64
111 الصف(2) 61
112 الفتح 48
113 المائده(3) 5
114 برائت 9
التمهید، ج 1، صص 135 _ 138
البته اختلاف جزئی در برخی منابع هست که در پی نوشت به آن اشاره شده است.
--------------------------
پی نوشت
1. سقطت الفاتحه من روایه ابن عباس، فأثبتناها علی روایه جابربن زید: الاتقان: ج 1، ص 25 و علی نص تاریخ الیعقوبی: ج 2، ص 26.
2. جعل الزرکشی فی البرهان سوره الصف بعد التحریم و قبل الجمعه.
3. قدم الزرکشی فی البرهان البرائه علی المائده، و جعل هذه الاخیره آخر السور.
moeinm37
13-01-2008, 13:05
نام گذاری سوره های قرآن توسط چه کسی بوده و حکمت آنها چیست ؟
قراین و شواهدی در دست است که نشان میدهد نام سورههای قرآن توسط پیامبر (ص) اعلام میگردیده است.اشتهار برخی از سورهها در عصر پیامبر (ص) و نیز نام برده شدن آنها در اخبار رسیده از آن حضرت، شاهدی کافی بر اینادعاست. این نام گذاری خود از جنبههای بدیع قرآن است؛ زیرا هیچ کتابی نه قبل و نه بعد از قرآن بدین شکل کاملاًابتکاری و عجیب و معنادار نام گذاری نشده است. اگر نامهای سورههای قرآن را طبقهبندی کنیم، میتوان ادعا کرد کهچهارچوب مضامین و رهنمودها و محتوای قرآن را ترسیم میکند.
در یک طبقهبندی کلی یک قسم از نامها تاریخی، قسم دیگر عقیدتی و قسم دیگر نیز طبیعات است که هر کدام نیززیرمجموعهای را در خود جای میدهند. امید است با تأمّل بیشتر در نامهای سورههای قرآن، شما نیز پیامهایجدیدی از آن دریافت نمایید
moeinm37
13-01-2008, 13:06
نام چند تن از کسانیکه به اجتهادی بودن نام سورهها معتقدند را ذکر کنید.
اکثر مفسران و دانشمندان علوم قرآنی، نظر به توقیفی بودن نام سورههای قرآن کریم دارند معتقدند که این امر به صلاحدید شخص پیامبر اکرم6 انجام پذیرفته است.(ر.ک: تاریخ قرآن، آیت اللّه معرفت، ص 77، انتشارات سمت / تاریخ قرآن، دکتر محمود رامیار، ص 581، انتشارات امیرکبیر / پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، دکتر سید محمد باقر حجتی، ص 98، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.)
اما برخی، مانند علامه طباطبایی; به غیر توقیفی نبودن نام سورهها، نظر دادهاند و معتقدند که بسیاری از این نامها، در عصر پیامبر اکرم6 در اثر کثرت استعمال تعیّن پیدا کرده و هیچ گونه جنبه توقیف شرعی ندارد.(ر.ک: قرآن در اسلام، علامه طباطبایی;، ص 219، انتشارات دارالکتب الاسلامیة.)
البته لازم به ذکر است که پس از وفات پیامبر اکرم6 به مرور زمان، هر سوره و حتی بسیاری از آیات قرآن کریم،
به جهت ویژگیها و مزایا و یا اشتمال آنها بر مسایل و موضوعهای خاص، دارای عناوین و اسامی دیگر گردید که از جانب علمأ به آن سورهها و آیات داده شده.(پژوهشی درتاریخ قرآن کریم، همان، ص 98 / تاریخ قرآن، آیت اللّه معرفت، همان.)
moeinm37
13-01-2008, 13:06
کدام یک از آیات قرآن تمامی حروف الفبای قمری است؟
در دو آیه سوره فتح آیه 29 و آل عمران آیه 154 تمامی حروف الفبای قمری ذکر شده است
moeinm37
13-01-2008, 13:06
سوره های قرینتین چه سوره های است و چرا به این نام نهاده شد؟
سوره های انفال وتوبه را می گویند
اما چرا به این نام گفته شده چون در هنگام جمع مصاحف این دو نزدیک و کنار هم قرار داده شده، و علاوه بر این میان آن دو با «بسمله» فاصله ای ایجاد نشده است و محتوای آیات این دو سوره هم نزدیک است. از آنجهت به «قرینتین» موسوم گردید. (ر.ک: حجتی، سیدمحمدباقر، تاریخ قرآن کریم، ص 105)
moeinm37
13-01-2008, 13:08
در کدامین سوره به مسائل ازدواج و احکام زنا و عذاب آن اشاره شده است؟
سورهای که بیشتر در آن به مسایل ازدواج، زنا و... پرداخته شده است، سورة نور است. این سوره در حقیقت سورة پاکدامنی و عفت و مبارزه با آلودگیهای جنسی است; چرا که قسمت عمدة دستوراتش بر محور پاکسازی اجتماع از راههای گوناگون از آلودگیهای جنسی دور میزند.
در این سوره افزون بر مطالب یاد شده، مباحثی دربارة پرهیز از سخن بدون علم، افترأ، بهتان و تهمت و آداب ورود به خانه آمده است.
با تأمّل و دقت در محتوای سوره و عمل به آن که یکی از زیباترین آیات قرآن و (نور، 35) در آن قرار دارد. میتوان خود و خانواده را از انحراف بازداشت و آداب و رفتار اسلامی را در خود نهادینه کرد.( ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 14، ص 353، دارالکتب الاسلامیة. )
moeinm37
13-01-2008, 13:09
چرا خداوند در سورة نور میفرماید: "سُورَةٌ أَنزَلْنَـَهَا"، مگر خداوند، سورههای دیگر قرآن را نازل نفرموده که در این سوره میفرماید: "این سوره را نازل کردیم"؟
تمام آیات و سورههای قرآن مجید، از سوی خداوند متعال نازل شده و هیچ فرد دیگری، اعمّ از فرشته و انسان و حتّی شخص پیامبر اکرمدر آن نقشی نداشته است; این حقیقتی است که قرآن مجید، در آیات فراوانی، آن را بیان کرده است: "وَأَنزَلْنَآ إِلَیْکَ الْکِتَـَبَ بِالْحَق;(مائده،48) و ما این کتاب را به حقّ، به سوی تو فرو فرستادیم."
در بخشهای مختلفی از قرآن به این مطلب اشاره شده که نزول آن را به خدای متعال نسبت داده است.
در ابتدای سورة مبارک نور نیز، این نسبت را بیان نموده است که با توجّه به اهمیّت و نقشی که احکام موجود در این آیات ـ که دربارة حدود و تعزیرات و مسایل ارتباط جنسی نامشروع بیان شده ـ دارد و احتمال این هست که شیطان، برخی را وسوسه نموده که برای فرار از احکام این سوره، بگویند این سوره را خدای متعال نازل نکرده، و شخص دیگری آورده است; بدین خاطر در آغاز سوره، تصریح میکند که مطلب این گونه نیست و خدای متعال، این سوره را نازل نموده است. شاهد این مطلب، ادامة آیه است که میفرماید: "فَرَضْنَـَهَا; و آن را فرض و واجب کردیم"، که در این جا فرض به معنای قطع است که همان معنا را تأکید میکند; بر این اساس، نسبت نزول این سوره به خدای متعال، به خاطر اهمیّت احکام آن و جلوگیری از وسوسهها و اشکالهاست.(تفسیر المیزان، علامه طباطبایی;، ج 15، ص 78، جامعه مدرسین قم / تفسیر نمونه، آیت اللّه ناصر مکارم شیرازی و دیگران، ج 14، ص 358، دارالکتب الاسلامیة.)
moeinm37
13-01-2008, 13:09
چرا سورة جمعه به این نام معروف است؟
سورههای قرآن، در زمان رسول خدا9 دارای نامهایی بود که از طریق وحی مشخص شده بودند;(پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، سیدمحمدباقر حجتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 98.) چنان که در روایتهایی که دربارة فضایل قرائت سورهها وارد شده، مشهود است. گاهی نیز مردم و علما به مناسبتهایی که در سوره وجود داشت، نامهای دیگری به آن سوره میدادند. در نامگذاری سورههای قرآن اعتبارات گوناگونی لحاظ میشد که برخی از آنها عبارتند از:
الف: نامگذاری به اعتبار کلمه یا کلمات اول سوره و معانی آنها، مثل سورة برائت (توبه) و یا سورة قل هو الله (توحید).
ب: نامگذاری به اعتبار اسمی که در آن سوره آمده است.
ج: نامگذاری به اعتبار موضوع خاصی که در آن سوره آمده و در بقیه سورهها نیامده، یا در آن سوره به شکل گسترده و کاملتری مطرح شده است.(الاتقان، جلالالدین سیوطی، ج 1، ص 118 به بعد، نشر دارالکتب العلمیه.)
سورة جمعه نیز به خاطر آن که در آیه یازدهم آن به جُمُعه اشاره شده و در آن به حکم نماز جمعه و آداب اعمال پس از آن بیان شده، به این نام مشهور شده است.
moeinm37
13-01-2008, 13:09
کدامیک از سوره های مزمل و مدثر زودتر نازل شده است ؟
علامه طباطبایی در این باره میفرمایند: آنچه قطعی است این است که سوره «مدثر» جزء اولین سورههایی است که بر پیامبر(ص) نازل شده است؛ برخی باز آن را اولین سوره نازل شده میدانند. این که دقیقا اولین سوره باشد روشن نیست، خصوصا آن که برخی از آیات آن نشان میدهد که پس از دعوت و ابلاغ به مردم نازل شده است.
برای آگاهی بیشتر ر.ک: تفسیر المزان، ج 2، ص 78.
برخی سوره «مزمل» را دومین یا سومین سوره نازل شده بر پیامبر(ص) میدانند. نظر علامه طباطبایی در مورد این سوره مانند سوره بالا است.
برای آگاهی بیشتر ر.ک: تفسیرالمیزان، ج 20، ص 60.
بنابراین طبق نظر کسانی که سوره «مدثر» را اولین و سوره «مزمل» را دومین یا سومین سوره میدانند، ترتیب آن دو مشخص است؛ ولی بنا بر نظر علامه این مطلب روشن نیست
moeinm37
13-01-2008, 13:09
آیة "الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَـَوَ َتِ وَالاْ ?َرْض...;(انعام،1) در کدام جزء قرار دارد و در کجا به پیامبر اکرمنازل شده است؟
آیة شریف بالا، در جزء هفتم، آیه نخست از سورة مبارک انعام قرار دارد و از آیات مکی است
moeinm37
13-01-2008, 13:10
چرا سورههای مدنی، بزرگتر از سورههای مکّی است؟
ذکر چند نکته قابل توجه است:
1. در این که معیار و ضابطه، برای تعیین مکّی و مدنی بودن آیات و سورههای قرآن کریم چیست؟ دانشمندان علوم قرآنی و مفسّرین آرأ مختلفی را بیان کردهاند: معروفترین و بهترین رأی برای شناخت آیات و سورههای مکی و مدنی این است که: آیاتی که قبل از هجرت رسول اکرمنازل شده، مکی است و آیات نزول یافته بعد از هجرت حضرتش مدنی است، خواه در مکه مکرّمه نازل شده باشد و یا در مدینه منوره. پس آیات مکّی در فضای قبل از هجرت یعنی زمان نخستین بعثت حضرتش نازل شده است.
2. دانشمندان ویژگیهای شایع آیات و سورههای مکی و مدنی را نیز بیان کردهاند، که از جمله آنها است: کوتاهی آیهها و سورههای مکی، حرارت تعبیر و شدت لحن و تجانس صوتی در آیهها، دعوت به اصول و بنیادهای ایمان به خدا و روز واپسین و تصویر و توصیف بهشت و دوزخ و... در مقابل ویژگیهای کلی و شایع سورههای مدنی را، سبک آرام قانون گذاری، براهین و ادله در مورد حقایق دینی، بیان احکام، حدود و فرائض و حقوق و قوانین مدنی، اجتماعی و سیاسی به طور مفصل، دانستهاند.
3. با توجه به دو نکته فوق، به خوبی روشن است که اسلوب قانونگذاری قبل و بعد از هجرت متفاوت بوده; زیرا در محیط تازه مدینه، زمینه قانونگذاری با شرح و تفصیل بیشتری فراهم بوده; از این رو قرآن، پس از ایجاز سخن در خطاب به اهل مکه (قبل از هجرت) در سورههای مدنی با تفصیل بیشتر، مسائل را بیان میکند و حال مخاطبین را در هر آیه و سوره رعایت میکند، و این است یکی از مهمترین راز بزرگ بودن آیات و سورههای مدنی.(ر.ک: پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، سید محمد باقر حجتی، ص 80، دفتر نشر فرهنگ اسلامی / علوم القرآن عندالمفسرین، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، ج 1، ص 307، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.)
4. این چنین نیست که تمام سورههای مدنی بزرگتر از سورههای مکّی باشند بلکه این مطلب بطور غالبی است. مثلاً سوره شعرأ با 227 آیه، مکّی است ولی سوره "انفال" با 75 آیه مدنی میباشد، هر چند هر دو حدود نصف یک جزء قرآن کریم هستند و یا مثل سوره "نصر"، "منافقون"، "حجرات"، "جمعه" و... که با وجود مدنی بودن، حجم آیات اندکی را به خود اختصاص دادهاند.
پرسشگر گرامی! به تاریخ 6/8/82 دنبالة درس آموزش قرآن برای شما ارسال شده است
moeinm37
13-01-2008, 13:10
آیا کلمهء معّوذتین از نام های سورهء فلق است ؟
معّوذتین از نام های سورهء و است , زیرا در هر دو سوره خداوند متعال به پیامبر6امرفرموده که از یکسری شرور به خداوند پناه ببرد
moeinm37
13-01-2008, 13:10
تفسیر سورة مبارکة حمد چیست؟ آیة آخر آن را بیشتر توضیح دهید. چرا به ام الکتاب معروف شده است؟
برای اطّلاع بیشتر از تفسیر سورة حمد می توانید به تفسیر "المیزان" و یا به "تفسیر نمونه" مراجعه فرمایید. اما این که چرا سورة حمد را "ام الکتاب " گویند، زیرا این سورة در حقیقت فهرستی از مجموع محتوای قرآن می باشدکه بخشی از آن شامل توحید و شناخت صفات خدا و بخشی در زمینة معاد و هدایت و ضلالت که خط فاصل مؤمنان و کافران است، سخن می گوید. به عبارتی این سوره، در بردارندة مراحل سه گانة ایمان، : اعتقاد به قلب و اقرار به زبان و عمل به أرکان است . می دانیم "ام" به معنای اساس و ریشه است ، به همین دلیل ابن عباس مفسر معروف می گوید: " انّ لکلّ شییء أساساً ... و أساس القرآن ألفاتحهْْ؛ هر چیزی اساسی دارد ... و زیر بنا و أساس قرآن ، سورة حمد است". روی همین جهات در فضیلت این سوره از پیامبر(ص) نقل شده که هر مسلمانی سورة حمد را بخواند، پاداش او به اندازة کسی است که دو سوم قرآن را خوانده است.[1]
1[1] تفسیر نمونه، ج 1، ص 2 - 5.
moeinm37
13-01-2008, 13:10
آیا از طرف جبرئیل یا پیامبر(ص)دخل و تصرفی در آیات الهی صورت گرفته است؟
آیات فراوانی دلالت دارند که الفاظ و عبارات قرآن در همین قالب بر پیامبر اسلام(ص) نازل شده است و هیچگونه تغییر و دخل و تصرفی چه از طرف جبرئیل(ع) و چه رسول اکرم(ص) در آن انجام نگرفته است چون هم جبرئیل(ع) و هم نبی مکرم اسلام(ص) هر دو در ابلاغ و تلقی وحی امین هستند. به چند مورد به اختصار اشاره میشود:
الف) آیات تحدّی: تحدی قرآن بدون شک شامل درخواست همانندآوری در فصاحت و بلاغت، ناظر به الفاظ و عباراتی است که گوینده برای ادای مقصود خویش به کار میبرد؛ بنابراین مفاد آیات تحدی آن است که اگر در نزول ا ین الفاظ و قالبهای مشتمل بر این معانی از سوی خدا تردید دارید در مقام معارضه و برای اثبات مدعای خود، الفاظ و عبادت دیگری مشابه این الفاظ و عبارات بیاورید. این بیان نشان میدهد که الفاظ و عبارات هم از سوی خدا نازل شده است و ساخته و پرداخته ذهن هیچ انسانی از جمله پیامبر(ص) نیست.
ب ) تعابیری نظیر قرائت: «فاذا قرأنانه» تلاوت «نتلوها علیک بالحق» ترتیل «ورتلناه ترتیلا» در مقام بیان نزول قرآن به کار رفته است. ظهور روشن و قوی در نزول این الفاظ و عبارات از سوی خدا دارند و همچنین تعابیر آیاتی که میفرماید: پیامبر(ص) هنگام دریافت قرآن، کتاب و صحف، را دریافت میکند یا لوحههایی را که در آن نوشتههای ارزشمندی است تلاوت میکند. A{رسول من الله یتلوا صحفا مطهره. فیها کتب قیمهm{}aفرستادهای از سوی خداوند که صحیفههای پاکی را تلاوت میکند که در آنها نوشتههای ارزشمند است}m.
ج ) برخی از اوصاف قرآن نظیر «کلام الله» و کلمات الله نیز با این نکته سازگار است که قرآن در قالب الفاظ و عبادات نازل شده است. همچنین به کار بردن واژه «لسان» در مورد قرآن نیز بر این مطلب دلالت دارد. مانند: A{وهذا کتاب مصدق لسانا عربیا...m{}aو این قرآن کتابی تصدیق کننده به زبان عربی است}m. برای آگاهی بیشتر ر.ک:
1- قرآنشناسی، استاد محمد تقی مصباح یزدی، تحقیق و نگارش محمود رجبی، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام .....
2- علوم قرآن، آیتالله معرفت
3- علوم قرآن، محمد باقر سعیدی
برای توضیح بیشتر توجه شما را به مطالب زیر جلب میکنیم:
نزول قرآن به زبان عربی، با توجه به مخاطبان نخستین و شخص پیامبر که عرب زبانند، جریانی طبیعی است. و هر سخنوری مطالب خویش را با زبان مخاطبان خود بیان میکند. خداوند متعال نیز در ارسال پیامبران و ابلاغ پیامهای خویش همین روش را به کار گرفته است. در این مسأله، توجّه به نکات زیر ضرورت دارد:
1. قرآن کریم برای تنزل در این عالم به زبان خاص نیاز دارد و آن عربی فصیح و مبین است، ولی زبان و فرهنگ آن، «زبان فطرت» است، به شکلی که همگان آن را میفهمند و تنها در این صورت میتواند جهانی باشد. اگر فرهنگ قرآن، فرهنگ .... و گروه خاص بود، هیچگاه نمیتوانست جهانی باشد.
از این رو، قرآن کریم کتابی ساده و معمولی نیست تا انسان بتواند، بر اثر آشنایی با قواعد عربی و مانند آن، به همه معارفش دست یابد. کتابی است که در اوج آسمان و مقام «لدن» ریشه دارد؛ از علم خداوند سرچشمه گرفته است و درک معارف بیانتهای آن بدون تقوا و ارتباط با خدا امکانپذیر نیست.
2. همانطور که ایجاد حقیقت وحی به ذات خداوند متعال اختصاص دارد، تنزل آن حقیقت به لباس عربی مبین و الفاظ اعتباری نیز کار خدای متعال است نه آن که فقط معنای کلام و وحی الاهی در قلب پیامبر(ص) تنزل یافته باشد و آن حضرت؛ به انتخاب خود، الفاظی را لباس آن معارف قرار داده باشد. الفاظ قرآن کریم نیز از سوی خداوند تعیین شده است و بدین سبب جنبه اعجازی دارد. آیاتی که نشان میدهد، علاوه بر محتوا، الفاظ و عبارات عربی قرآن نیز از ناحیه خداوند به پیامبر(ص) وحی شده، عبارت
است از: (ابراهیم/4، مریم/97، دخان/58، اعلی/18 و 17و22و32، قمر/40، احقاف/12، فصلت/2 و 3، رعد/37 و...).
3. ارتباط الفاظ و معانی، قراردادی است نه تکوینی و حقیقی؛ یعنی لفظی معین با قرارداد ویژه نشانه معنای خاصی میگردد. به همین دلیل، برای یک معنا، در اقوام مختلف، الفاظ گوناگون وجود دارد؛ و نیز به همین دلیل یک حقیقت تکوینی همچون وحی گاه به صورت عربی مبین ظهور میکند، گاه به صورت عبری و زمانی به زبان سریانی. با توجه به این نکته، این پرسش رخ مینماید: چگونه وحی الاهی از مقام قدسی خداوند، که جز تکوین صرف نیست، به کسوت الفاظ و کلمات اعتباری که قرارداد محض است، درمیآید؟ در پاسخ باید گفت: تنزل حقیقت تکوینی قرآن باید مسیری داشته باشد تا در آن مسیر تنزل یابد و با اعتبار پیوند خورد. این مسیر همان نفس مبارک رسول خدا(ص) است که میتواند بهترین جایگاه پیوند امر تکوینی و قراردادی باشد؛ مانند انسانهای دیگر که همواره حقایق معقول را از بلندای عقل به مرحله تصور تنزل میدهند و از آنجا به صورت فعل یا قول در گستره طبیعت پیاده میکند.
بنابراین، آنچه قرآن را آیین جهان شمول ساخته، «زبان فطری» آن است که در گویش «زبان عربی» رسا و گویا جلوهگر شده است. زبانی که الفاظش برای نمایش معانی گسترده و پردامنه ظرفیت دارد. ازاینرو، آشنایی با زبان عربی و تلاوت قرآن به زبان عربی، در نیل به مراتب و مراحل بالاتر این کتاب بینظیر است.
moeinm37
13-01-2008, 13:11
آیات مودّت ، تطهیر، مباهله، أبرار و صلوات چه می باشند؟
آیة مودّت، آیة 23 سورة شورا است. آیه تطهیر، آیة 33 سورة احزاب است. آیه مباهله، آیة 61 سورة آل عمران است. آیة صلوات، ظاهراً آیه 56 سورة احزاب است. اما در بارة آیه ای که به نام " ابرار" نامیده شده باشد، با منابعی که در اختیار ماست، ظاهراً چنین آیه ای نداریم ، ولی احتمالاً منظور شما ، آیه پنجم سورة انسان باشد.[6]
1[6] قرآن مجید، المعجم المفهرس لألفاظ القرآن ؛ دانشنامة قرآن و قرآن پژوهی، ج 1، ص 70 - 111 ، بهاءالدین خرمشاهی
moeinm37
13-01-2008, 13:11
چرا سوره توبه بدون بسم اللَّه است. اگر ما اول سوره را با بسم اللَّه شروع کنیم اشکالی دارد؟
وجه این که این سوره با "بسم اللَّه" شروع نشده همان طور که در روایت از امیرالمؤمنین(ع) وارد شده این است که: چون این سوره در واقع با اعلان جنگ به دشمنان پیمان شکن و اظهار برائت و بیزاری و پیش گرفتن یک روش محکم و سخت در مقابل آنان آغاز شده است و روشنگر خشم خداوند نسبت به این گروه است، با بسم اللَّه الرحمن الرحیم که نشانه صلح و دوستی و محبّت و بیان کننده صفت رحمانیت و رحیمیّت خدا است تناسب ندارد. مرحوم طبرسی در مجمع البیان از علی(ع) چنین نقل کرده که: چون بسم اللَّه نشانه و بیانگر امان و رحمت الهی است واین سوره برای رفع امان از مشرکان نازل شده، لذا با هم تناسب ندارد.
در روایات دیگر از امام صادق(ع) نقل شده که سوره برائت(توبه) با سوره انفال یک سوره است. بنابر این بسم اللَّه لازم ندارد.
اگر مادر اول سوره برائت (توبه) بسم اللَّه الرحمن الرحیم را نه به قصد آیه بخوانیم اشکال ندارد، ولی اگر به قصد آیه اول سوره بخوانیم جایز نیست
moeinm37
13-01-2008, 13:11
1. واژة "قمر" از چه چیزی گرفته شده است؟ 2. چرا در آیة 36 توبه، تعداد ماهها، دوازده ماه قرار داده شده است، ولی نامی از آنها به میان نیامده است؟ 3. دلیل نامگذاری ماههای قمری چیست؟ 4. این نامگذاری از سوی چه کسی صورت گرفته است؟
1. "قمر" از "قِمار" و "قِمار" از "مقامره"، به معنای سفیدی در چیزی است که نوری از آن پدید آید; از این رو، چون ماه در آسمان، نوعی سفیدی دارد که از آن منعکس میشود، به آن "قمر" میگویند.( التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، حسن المصطفوی، ج 9، ص 316ـ318، وزارت ارشاد. )
2. قرآن کریم، در حکم قانون اساسی است; از این رو، مطالب کلی و ضروریات در آن آمده است; هر چند در بعضی موضوعات، بر اساس مصلحت، وارد جزئیات نیز شده است; از این رو، تفسیر و بیان تفصیلی مطالب، به عهدة امامان معصوم: گذاشته شده است; به همین خاطر، دربارة اسامی ماهها، لازم است به روایات مراجعه شود.
3. بیان علت نامگذاری ماههای قمری، از حوصلة این پاسخ نامه خارج است.
4. برخی از نامهای دوازه ماه ـ اعم از ماههای حرام و غیر حرام ـ پیش از اسلام و حتی در ادیان پیش بوده، ولی برخی دیگر تأسیس اسلام است. امام صادقدر روایتی به تمام دوازده ماه تصریح فرموده است، که در واقع نام ماههای امضایی و تأسیس را تأیید میکنند: "محرم، صفر، ربیع الاول، ربیع الآخر، جمادی الاول، جمادی الاخر، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذوالقعده و ذوالحجه"( تفسیر نورالثقلین، العروسی الحویزی، ج 3، ص 113، مؤسسة التاریخ العربی. )
علامه طباطبایی; در بحث روایی، ذیل آیة مورد بحث میفرماید: "قبل از اسلام، عرب، محرم را صفر اول، و صفر را صفر دوم نامیده، و به هر دو "صفرین" میگفتند; هم چنان که به دو ربیع "ربیعین"، و جمادیها را "جمادین" میگفتند. پس از آن که اسلام، حرمت صفر اول را امضا نمود، از آن به بعد آن را "شهر اللّه" محرم نامیدند; و چون استعمال این اسم زیاد بود; از این رو، آن را تخفیف داده "محرم" گفتند، و از آن به بعد، اسم صفر، مختص به صفر دوم گردید; پس در حقیقت، کلمة "محرم"، از اسمهایی است که در اسلام پیدا شده است.( ر.ک: تفسیر المیزان، علامه طباطبایی;، ترجمة آقای ..... همدانی، ج 9، ص 410ـ425، بنیاد علمی و فرهنگی علامه; / تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 7، ص 404ـ407، دارالکتب الاسلامیة / قاموس قرآن، علی اکبر قرشی، ج 7، ص 50ـ51، دارالکتب الاسلامیة. )
moeinm37
13-01-2008, 13:11
وجه تسمیة سورههای قرآن چیست؟
نامگذاری سورهها برحسب مناسباتی است که در سورهها وجود داشته مثلاً سورة بقره از آن جهت که قصة بقرة بنی اسرائیل ذکر شده و سورة نساء به خاطر این که احکام مربوط به زنان به طور مفصل در این سوره آمده است. همین طور سایر سورهها
moeinm37
13-01-2008, 13:12
آیة الکرسی بر چه کسی نازل شده است؟
همة آیات قرآنمجید، از جمله "آیةالکرسی" بر پیامبر اکرمنازل شده است.
آیة الکرسی، از آیات بزرگ و مُهمّ قرآن مجید است، ابیذر میگوید: بر رسول خدا6 وارد شدم، آن حضرت در مسجد تنها نشسته بود، عرض کردم: بزرگترین و مُهمترین آیهای که بر شما نازل شده کدام است، فرمود: "آیة الکرسی".( تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 257، نشر مطبعة العلمیه، قم. )
در این آیات شانزده بار از خدای سبحان سخن به میان آمده است.
علیدر اینباره فرمود: از رسول خدا7 شنیدم که فرمود: قران کلام برتر، و بزرگ است و سوره بقره، سیّد قرآن، و آیة الکرسی، سید بقره است، سپس فرمود: در آیة الکرسی، پنجاه کلمه است و در هر کلمه، پنجاه برکت و خیر وجود دارد.( تفسیر مجمع البیان، علامه طبرسی;، ج 1، ص 361، نشر کتابفروشی اسلامیه. ) قرائت آیة الکرسی، به خصوص پس از نمازهای روزانه، فضیلت فراوان دارد، و در اینباره روایات فراوانی از ائمه: رسیده است
moeinm37
13-01-2008, 13:12
چرا سورههای "ص" و "ق" به این نام میباشند؟
سورههای قرآن و یا برخی از آنها در زمان رسول خدا9 دارای نامهایی بود که از طریق وحی مشخص شده بودند.(برای آگاهی بیشتر ر.ک: پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، سیدمحمدباقر حجتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 98.) چنان که در روایتهایی که دربارة فضایل قرائت سورهها وارد شده، مشهود است. گاهی نیز مردم و علما به مناسبتهایی که در سوره وجود داشت، نامهای دیگری به آن سوره میدادند. در نامگذاری سورههای قرآن اعتبارات گوناگونی لحاظ میشد که برخی از آنها عبارتند از:
الف: نامگذاری به اعتبار کلمه یا کلمات اول سوره و معانی آنها، مثل سورة برائت (توبه) و یا سورة قل هو الله (توحید).
ب: نامگذاری به اعتبار اسمی که در آن سوره آمده است.
ج: نامگذاری به اعتبار موضوع خاصی که در آن سوره آمده و در بقیه سورهها نیامده، یا در آن سوره به شکل گسترده و کاملتری مطرح شده است.(الاتقان، جلالالدین سیوطی، ج 1، ص 118 به بعد، نشر دارالکتب العلمیة.)
سورههای "ص" و "ق" نیز، به اعتبار شروع آنها با حروف مقطعة مذکور، نامگذاری شده است، مانند: سورة "یس"، "طه" و...
moeinm37
13-01-2008, 13:12
اولین سورهای که بر پیامبر(ص) در غار حرا نازل شده است، سوره علق میباشد، پس چرا سوره مدثر را اولین سوره نازل شده بر پیامبر میدانند؟
گفتار مفسران و محققان علوم قرآنی در مورد نزول اولین آیه یا سوره قرآن بر رسول گرامی اسلام(ص) مختلف است، که معروف چهار قول میباشد و یک قول و تفسیر قویتر از بقیه است:
1- سوره علق.
2- سوره مدثر.
3- سوره حمد.
4- بسم اللَّهالرحمن الرّحیم.
قول قویتر از همه و به واقعیت نزدیکتر این است که نخستین آیاتی که بر رسول خدا نازل شد، پنج آیه اوّل سوره علق میباشد.
البته افرادی که سوره مدثر را اوّلین سوره نازل شده بر پیامبر میدانند، بدین جهت است که بعد از نزول سوره علق وحی منقطع شد و سپس بعد از اتصال وحی، سوره مدثر اولین سوره نازل شده بر پیامبر بوده است.
از امام رضا(ع) نقل شده است: "اولین سورهای که بر پیامبر(ص) نازل شد، سوره "بسم اللَّهالرّحمن الرّحیم اقرء باسم ربّک" (سوره علق) و آخرین سوره "إذجاء نصر اللَّه والفتح" (صر) بوده است.(1)
برای دست یابی به مطالب بیشتر در این باره میتوانید به کتاب "تاریخ قرآن کریم" نوشته آقای سید محمد باقر حجتی مراجعه کنید.
پی نوشتها:
1. سفینة البحار، ج 2، ص 413.
moeinm37
13-01-2008, 13:12
علت اختلاف در شمار سورههای قرآن چیست؟
بنابه مشهور قرآن دارای 114 سوره است. و بنابر قولی 113 سوره.
عدهای شمارههای کمتر و بیشتر از آن را نوشتهاند، به این معنی که برخی میگویند: قرآن دارای 113 سوره میباشد. بدان جهت که سوره انفال و برائت را به عنوان یک سوره تلقی کردهاند، چون میان آنها "بسم اللَّه" فاصله نشده است.
اختلاف هایی که در تعداد سورهها دیده میشود، ناشی از اختلاف مصحفها میباشد. نوشتهاند که در مصحف عبداللَّه بن مسعود در آغاز سوره برائت "بسم اللَّه" وجود داشت، و این مصحف دارای 112 سوره بود، چون در این مصحف معوذتین (سوره فلق و سوره ناس) نیامده بود. نیز نوشتهاند که عبداللَّه بن مسعود علاوه بر معوذتین سوره فاتحه را نیز در مصحف خود نیاورده بود، چون میدانست که مردم کاملاً آن را به حافظه خود سپرده، و هرگز در مورد آن دچار نسیان نمیشوند.(1)
پی نوشتها:
1. سید محمّد باقر حجتی، تاریخ قرآن کریم، ص 92.
moeinm37
13-01-2008, 13:13
تعداد سورههای قرآن و آیات مکی و مدنی را بنویسید؟
سورههای قرآن 114 تا است، لکن در تعداد آیههای مکی و مدنی اختلاف است.
moeinm37
13-01-2008, 13:14
منظور از کتاب آیا قرآن کریم است یا خلق کل عالم هستی؟
اگر مراد این است که "کتاب" در قرآن کریم به چه معنایی آمده، پاسخ این است که لفظ "کتاب" در قرآن در موارد و مصادیق متعدد استعمال شده است، از جمله به قرآن کتاب اطلاق شده و نیز به کل عالم آفرینش "کتاب" گفته شده است.
قرآن میفرماید: "إنّا أنزلنا إلیک الکتب بالحق لتحکم بین الناس؛ ای پیامبر، ما به سوی تو کتاب حق "قرآن فرستادیم تا به آن چه خدا به وحی خود بر تو پدید آورد، میان مردم حکم کنی"(1)
و میفرماید: "هر جنبنده در زمین و هر پرندهای که به دو بال در هوا پرواز میکند، همگی طایفهای مانند شما نوع بشر هستند. ما در کتاب (آفرینش) بیان هیچ چیز را فروگذار نکردیم"(2)
در قران "کتاب" به معنای مطلق کتاب آسمانی(3)، تورات(4)، کتاب خاص هر پیامبر(5)، عهد و پیمان(6)، امر واجب الهی(7)، لوح محفوظ(8)، و به معنای نامه اعمال(9) آمده است.
: پینوشتها
1 - نساء (4) آیه (105)
. انعام (6)، آیه 38. 2 -
. بقره (2)، آیه 53. 3 -
. همان، آیه 87. 4 -
. مریم (19)، آیه 12. 5 -
. بقره، آیه 235. 6 -
. نساء، آیه 24. 7 -
مؤمنون (23)، آیه 62.
. کهف (18)، آیه 49. 9 -
moeinm37
13-01-2008, 13:25
کدام سوره دو بار نازل شده است؟
سورة حمد دو بار نازل شده است، یک بار در مکه و بار دوم در مدینه ، به خاطر اهمیت فوق العاده ای که این سوره دارد.(1)
حضرت رضا(ع) فرمود: "در هیچ یک از سوره های قرآن به اندازه سورة حمد حکمت و خیرات جمع نشده است".(2)
پی نوشت ها :
1 - تفسیر نمونه، ج1، ص 5.
2- من لا یحضره الفقیه، ج1، ص311.
moeinm37
13-01-2008, 13:28
بهترین و جامع ترین ترجمهء قرآن را معرفی کنید.
از بهترین ترجمه های قرآن , ترجمهء مهدی الهی قمشه ای , آیةالله مکارم شیرازی , بهاءالدین خرمشاهی , آیتی , شهیدی و فولادوند است و هر کدام از جهاتی قابل ملاحظه است . البته ترجمه های دیگری ازقرآن هم وجود دارد که می توان از آن استفاده کرد
moeinm37
13-01-2008, 13:28
آیا آیهای در مورد نماز اول وقت نازل شده است؟
دین مبین اسلام، برای نماز اهمیت ویژهای قائل شده است، و این نکته از آیات و روایات بیشماری استفاده میشود. در آیات بسیاری به مسئله نماز پرداخته شده است. دسته از آیات به تشریع نماز تصریح کرده است؛ مانند: «فاقیمواالصلوْ ان الصلوْ کانت علی المؤمنین کتاباً موقوتاً»{1} نماز را به پا دارید، زیرا بر مؤمنان نماز به عنوان وظیفه ثابت شده است/
برخی آیات به تمجید نمازگزاران و تأکید بر رستگاری آنان پرداخته، مانند: «قد افلح المؤمنین الذین هم فی صلوتهم خاشعون»{2} مؤمنان همانا رستگار شدند، آنان که در نماز خویش فروتن و خاشعاند/
در برخی آیات به فلسفه نماز اشاره شده، مانند: «اقم الصلوْ لذکری»{3} نماز را برای یاد کردن من بپا دارید. و نیز آیاتی که برای مزمت کردن کسانی که نسبت به نماز دچار غفلت شدهاند نازل شده است: «فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون»{4} پس وای بر نمازگزاران آنانکه از نماز خویش غفلت کنند/
دستهای از آیات، به وقت نماز اشاره کرده که در برخی، به وقت یک نماز (ظهر) «حافظوا علی الصلواْ و الصلوْ الوسطی{5}» (بر نمازها و نماز میانه) مواظبت کنید، و در برخی آیات دیگر به وقت سه نماز (صبح، مغرب، عشأ) اشاره نشده است: «و اقم الصلوْ طرفی النهار و زلفاً من الیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکر للذاکرین»{6} در دو طرف روز، و اوایل شب، نماز را برپا دارید، چرا که حسنات، سیئات (و آثار آن را) از بین میبرد، این تذکری است برای آنان که اهل تذکرند، و در برخی آیات به پنج نماز اشاره شده است: «اقم اصلوْ للولوک الشمس الی غسق اللیل و قرآن الفجر»{7} به پای دار نماز را از بازگشتگان خورشید تا تاریکی شب و خواندنی بامداد بپا دار/
از میان آیات وارد درباره وقت نماز، فقیهان از آیه مذکور، دلیل بر اقامه نماز در اول وقت است.{8} ایشان در وجوب نماز اول وقت به نحو موسع، فرموده است: افضل، تقدیم در اول وقت است و در این فتوا به آیه اقم الصلوْ لدلوک الشمس{9} استناد کرده و امر شارع را در این آیه شریفه، مقتضی وجوب نزد شیعه و دلیل بر فوری بودن آن دانسته است.{10}
از امام صادق(ع) در تفسیر آیه «فویل للمصلین، الذین هم عن صلاتهم ساهون»{11} آمده میفرماید: «تأخیر الصلاْ عن اول وقتها لغیر عذر» مردا از بیاعتنایی به نماز، تأخیر از اول وقت بدون عذر است.{12}
پس میتوان گفت از این دو آیه استفاده اول وقت شده است، گرچه احادیث و سیره پیامبر(ص) و ائمه(ع) بر اقامه نماز در اول وقت به عنوان فضیلت بوده است و این سیره همه عالمان و مؤمنان است/
[1]. سوره نسأ، آیه 103/
[2]. سوره مؤمنون، آیه 2-1/
[3]. سوره طه، آیه 14/
[4]. سوره ماعون، آیه 5و4/
[5]. سوره بقره، آیه 238/
[6]. سوره هود، آیه 114/
[7]. سوره اسرأ، آیه 78/
[8]. کتاب الحلّاف، شیخ طوسی، ج 1، ص 292/
[9]. سوره اسرأ، آیه 78/
[10]. همان/
[11]. سوره ماعون، آیه 5-4/
[12]. بحارالانوار، ج 83، ص 6/
moeinm37
13-01-2008, 13:29
قرآنی که در مقایسه کلی با سایر قرآن هایی که تا به حال کتابت و چاپ گردیده، اعلاتر و از ترجمه زیبا و آسانتری برخوردار باشد معرفی فرمایید.
در ابتدا ذکر این نکته را به صورت کلی در مورد کتابهای مختلف که در موضوعات گوناگون خواسته شده، لازم میدانیم و آن این که در هیچ یک از موضوعات، یک کتاب جامع که پاسخگوی همه سئوالات و شبهات باشد، وجود ندارد، به همین جهت در هر موضوعی به جای معرفی یک کتاب، چند کتاب معرفی میشود. کتابهای معرفی شده نیز تنها میتواند پاسخگوی برخی از پرسشها و اشکالات و شبهات باشد.
قضاوت در مورد بهترین ترجمه مشکل است، لیکن ترجمههای آقایان فولادوند، خرمشاهی، الهی قمشهای و ناصر مکارم شیرازی را معرفی میکنیم:
البته ترجمه الهی قمشهای دقیق تر و ترجمه ناصر مکارم شیرازی روان تر است.
کتابی که شماری از آیات و احکام الهی را از قرآن با ترجمه روان فارسی در موضوعات مختلف انتخاب و استخراج نموده باشد، معرفی نمایید.
1 - التفسیر المعین للواعظین و المتعظین
2 - هزار موضوع در قرآن، جواد محدثی
3 - آیات الاحکام، زین العابدین قربانی
4 - پیام قرآن، ناصر مکارم شیرازی
5 - منشور جاوید، جعفر سبحانی
6 - واژگان پژوهشی در قرآن،
7 - مجله بینات
8 - مجله پیام جاویدان،
9 - مثلهای قرآن، احمد علی ظاهری
کتابی که برگزیده مهمترین اصول توحید و خداشناسی و خلاصهای از کلیه احکام و تعالیم عالیه اسلامی باشد، معرفی نمایید.
1 - اثبات وجود خدا، به قلم چهل تن از دانشمندان، ترجمه احمد آرام
2 - شیعه چه میگوید، علامه طباطبایی
3 - بهترین راه شناخت خدا، محمدی ریشهری
4 - خدا را چگونه بشناسیم، ناصر مکارم شیرازی
5 - اللهشناسی، محمد حسین طباطبایی تهرانی
6 - منطق خداشناسی، حسین نوری
7 - الهیات، جعفر سبحانی
8 - رسالت جهانی پیامبران، جعفر سبحانی
9 - خلاصه تعالیم اسلام، علامه طباطبایی
10 - آموزش عقاید، مصباح یزدی
11 - معارف قرآن، مصباح یزدی
12 - همه باید بدانند، ابراهیم امینی
13 - دوره اصول عقاید، مکارم شیرازی
14 - دوره اصول عقاید (شامل خدا و صفات جمال و جلال او، نبوت، امامت و عدل) جعفر سبحانی
15 - سری کتابهای "آفتاب اندیشه" شامل خدا، نبوت و امامت، دفتر انتشارات کمک آموزشی وزارت آموزش و پرورش.
کتابی که برای هر یک از موارد مادی و امور معنوی در زندگی، آیه و حدیثی را به طور اجمال و آسان آورده باشد معرفی کنید.
1 - هزار موضوع در هزار آیه، جواد محدثی
2 - الحکیم الزاهره، صابری یزدی
3 - الحدیث، فلسفی
4 - آثار الصادقین، صادق احسان بخش
5 - میزان الحکمه، محمدی ری شهری
6 - ترجمه دوره کامل "الحیاة" اثر محمد رضا، محمد و محمود حکیمی
کتابی که مشتمل بر اخبار و احادیث منتخب شیعی و دارای کشف الاحادیث باشد معرفی نمایید.
1 - میزان الحکمه، محمدی ری شهری
2 - آثار الصادقین، صادق احسان بخش
3 - معجم بحارالانوار، مجلسی
4 - معجم غرر الحکم، آمدی
5 - المواعظ العددیه، میرزا علی مشکینی
6 - الحیاة، محمد رضا و محمد و محمود حکیمی
7 - ترجمه اصول کافی.
moeinm37
13-01-2008, 13:29
در ترجمه های قرآن کلمات آن بیشتر از کلمات عربی است , یعنی توضیح دارد که اکثراً توضیح در پرانتز آمده است . آیا این معناها را مترجم اضافه می کند, از چه منبعی ؟
فهمیدن معانی و مقاصد آیات الهی بر همگان آسان نیست , زیرا اکثر آیات دارای معنایی دقیق و
عمیق هستند. مترجمان و مفسران در برخی موارد از فهمیدن دقیق و صددرصد معانی آیات درمانده می شوند و
برای ترجمه کردن و توضیح معنای آن ها با اضافه کردن برخی از مطالب (درون پرانتز) مراد و مقصود را بیان
می کنند, یا به جهت روان شدن ترجمه , کلمه یا جمله ای را اضافه می کنند. منبع اضافه ها تفاسیر و مستندات
روایی است
moeinm37
13-01-2008, 13:30
آیا ترجمههای مختلف که با برخی واژههای عامیانه گلاویز است درست است؟
ترجمه انتقال مفهومی از زبانی به زبان دیگر با رعایت دقایق هر دو زبان است. هر چه متن اصلی دقیقتر و پر محتواتر باشد باید ترجمه به همان نسبت از دقت بیشتر برخوردار باشد و اگر متن اصلی متنی باشد که از جانب خالق هستی برای هدایت مردم فرو فرستاده شود باید ترجمة آن، چنان جامعیت داشته باشد که ضمن انتقال مفاهیم والای موجود در متن اصلی از اظهار نظر شخصی و استنباطات بدون دلیل معتبر که هر آن، احتمال بروز اشتباه را قوت میبخشد، مصون و محفوظ باشد.
از این رو، برای داشتن ترجمه مطلوب، شرطهایی را برای ترجمه و مترجم ذکر کردهاند. برخی از آنها عبارتند از:
1. باید با دقت تمام محتوای هر آیه با دلالتهای لفظی آن، چه اصلی و چه تبعی مورد عنایت قرار گیرد و دلالتهای عقلی آیه به تفسیر واگذار شود;
2. باید با انتخاب نزدیکترین معناها و مناسبترین قالب در زبان مقصد، معنا و مفهوم کامل آیه در متن ترجمه شده ظاهر شود;
3. مترجم قرآن باید به دو زبان مبدأ و مقصد مسلط باشد و با رموز و نکات هر دو زبان آشنا باشد;
4. دانش دینی مترجم در حدّی باشد که بتواند پیش از ترجمه هر آیهای به تفاسیر معتبر مراجعه کند و به آنچه خود در آغاز از آیه استنباط میکند اکتفا نکند.
از نکات پیشین روشن شد که شرط در ترجمه آگاهی از واژهها، تفسیر آیات و آشنایی با زبان مبدأ و مقصد است، به گونهای که مفهوم متن اصلی، دقیق به مخاطب رسانده شود. در این بین چنانچه ظرافتهای ادبی زبان مقصد، به کار گرفته شود، بسیار مطلوب است، وگرنه استفاده از الفاظ عامیانه، به طوری که به مفهوم متن اصلی خدشهای نرساند و مبتذل نباشد، مانعی ندارد.(ر.ک: تاریخ قرآن، آیت اللّه محمدهادی معرفت، ص 199، سمت.)
moeinm37
13-01-2008, 13:30
چه منبعی را برای ترجمة صحیح کلمه به کلمة تمام کلمات قرآن مجید به زبان فارسی پیشنهاد میکنید و این کتاب را چگونه میتوانیم تهیه کنیم؟
ابتدا باید توجه داشت که برابریابی لغوی آیات، بخشی از کار ترجمه است و ترجمة صحیح تنها از رهگذر برگردان لغوی به دست نمیآید و برای ترجمة صحیح باید به اصول و مبانیای توجه داشت که یکی از آنها برگردان صحیح واژه و ترکیب است; برای مثال در آیة 12 سورة ممتحنه، میخوانیم: "بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِن" اگر این آیه را به صورت کلمه به کلمه ترجمه کنیم به هیچ وجه نمیتوانیم به مفهوم آیه پی ببریم، گاه حاصل کار اهانت بار نیز میشود; ترجمة صحیح آیة "پیش رو و پیش پای" است.
از بین ترجمههای موجود، برخی ترجمة لفظ به لفظ شهرت دارند، مانند ترجمة آقای محمد کاظم معزّی، و برخی به سبک کهن، مانند ترجمة آقای ابوالقاسم امامی و... و در این میان، برخی به ترجمة "محتوا به محتوا" شهرت دارند، که ترجمة آیت ا... مکارم شیرازی و ترجمة استاد فولادوند از این دسته است.
در این نوع ترجمهها سعی شده، علاوه بر رعایت اصول و مبانی ترجمه، برابری نسبی و تا حد امکان در الفاظ و ساختارها نیز حفظ شود.
برای دستیابی به معانی واژههای قرآن، افزون بر ترجمهها، از فرهنگهایی که در این باره تحریر شدهاند، نیز میتوان کمک گرفت. برخی از این فرهنگها عبارت است از:
ـ شرح و تفسیر لغات قرآن (براساس تفسیر نمونه)، چهار جلد، جعفر شریعتمداری، بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی.
ـ فرهنگ آموزشی قرآن، محمد باقری، انتشارات تأویل.
ـ الفاظ قرآن، محمد رضایی، انتشارات مفید.
ـ لغات قرآن، سید حسین مرتضوی، نشر حجّت اصفهان.
ـ فرهنگ جیبی واژههای قرآن، حمید محمدی، کانون انتشارات پیام حق.
ـ المستخلص یا جواهر القرآن، محمد بن محمد بن نصر البخارایی، به اهتمام دکتر مهدی درخشان، انتشارات دانشگاه تهران
moeinm37
13-01-2008, 13:30
الف) بهترین ترجمه برای قرآن از کیست؟
ب) قرآن کریم در چه کشورهایی و به چند زبان ترجمه شده است؟
الف) در میان ترجمههای موجود ترجمة آیت الله مکارم شیرازی به جهت روانی ترجمه و نزدیکی به متن قرآن با توجه به تفاسیر و نکات ادبی از بقیة ترجمهها بهتر است.
ب) قرآن کریم به زبانهای مختلف در دنیا ترجمه شده تاکنون نزدیک به یک صد زبان ترجمه شده است و هر ترجمه نیز به موارد متعدد تکرار شده، مثلاً قرآن به زبان فارسی چندین مورد توسط مترجمان فارسی ترجمه شده است.
برخی از ترجمههای قرآن کریم به زبانهای گوناگون عبارتند از:
1. ترجمه به فارسی، آیت الله مکارم شیرازی، قم، دارالقرآن.
2. ترجمه به فارسی، محمد فولادوند، قم، دارالقرآن.
3. ترجمه به فارسی، مهدی الهی قمشهای، انتشارات امیرکبیر، تهران.
4. ترجمه به فارسی، جلالالدین مجتبوی، انتشارات حکمت، تهران.
5. ترجمه به فارسی، ابوالحسن شعرانی، کتاب فروشی اسلامیة، تهران.
6. ترجمه به زبان انگلیسی، محمد اسد، (میل طارق، 1980 میلادی).
7. ترجمه به زبان انگلیسی، م. م، خطیب (لندن، 1986، میلادی).
8. ترجمه به زبان انگلیسی، محمد احمد، (لندن، 1979، میلادی).
9. ترجمه به زبان ایتالیایی، ج. ویولانتی، سال 1911، در شهر رم ایتالیا.
10. ترجمه به زبان ترکی، اسماعیل حقی بالتاچی اوغلو.
11. ترجمه به زبان ترکی، عثمانبنی اوغلو.
12. ترجمه روسی قرآن، الکساندرکونستانتی نوویچ بوروکوی، سال 1962، میلادی، شهر مسکو.
13. ترجمه فرانسوی قرآن، ژاک برک، سال 1990 میلادی.
و نیز ترجمههای دیگری به زبانهای اردو، البانیایی، ارمنی، ازبکی، اسپانیایی، اندونزیای و...(برای آگاهی بیشتر ر.ک: تاریخ ترجمه قرآن در جهان، جواد سلماسیزاده، انتشارات امیرکبیر، تهران / دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، بهأالدین خرمشاهی، ج 1، ص 514 ـ 614، انتشارات دوستان و ناهید.)(722)
برای آشنایی بیشتر از جزئیات و خصوصیات ترجمههای قرآنی میتوانید با نشانی: قم، خیابان شهدا، کوچه شماره 39، پلاک 12، ص پ 3984 / 37185، مرکز ترجمه قرآن به زبانهای خارجی ارتباط برقرار کنید.
moeinm37
13-01-2008, 13:31
چرا در ترجمه قرآن، بعضی از موارد معترضه آورده میشود; برای مثال در ترجمه آیهای مشخص که فقط میتواند یک معنا و مفهوم داشته باشد، نظرهای شخصی و مذهبی دخالت داده میشود؟
پرسشگر محترم! پرسش شما کلی و تا اندازهای مبهم است. شما لازم بود به طور دقیق مشخص میکردید که چه آیه یا آیههایی مورد نظرتان است، زیرا ترجمههای فراوانی از قرآن وجود دارد که موارد اختلاف آنها در جزئیات فراوان است و در پرسش شما نیز معلوم نیست که به چه ترجمهای از قرآن نظر داشتهاید. (تنها 107 مورد از ترجمههای فارسی قرآن در کتاب تاریخ قرآن فهرست شده است.)(تاریخ قرآن، محمد هادی معرفت، ص 208، سمت، تهران، 1375.)
از سوی دیگر، به طور تقریبی میتوان سه شیوة کلی در ترجمه قرآن را نام برد: 1. ترجمه تحت اللفظی است که واحد ترجمه در آن واژهها است; این ترجمه حتی در غیر قرآن هم نارسا و ناقص است، زیرا ترکیبی از واژههای معادل، همیشه هم معنا با ترکیب واژههای اصلی نیست، و ترکیبات ایجاد شده در زبان مقصد ممکن است به طور کامل متفاوت از زبان اصلی باشند; این مشکل با سنگین بودن و پرمحتوا بودن مبدأ بیشتر میشود، چنان چه در قرآن این چنین است.
2. ترجمه تفسیری است که به شرح و بسط عبارتها میپردازد این شیوه، مشکل ترجمة نوع اوّل را به طور کامل برطرف میکند، اما اطلاق عنوان ترجمه به آن هم، چندان به جا نیست، زیرا فراتر از معنای اصطلاحی ترجمه است.
3. ترجمه آزاد است که در آن سعی میشود جملهها (و نه واژهها) ترجمه شوند و در عین حال، مطلب فراتر یا کمتر از متن اصلی نیز نباشد. در این قسم، افزون بر ادبیات، شناخت، سطح معرفت و میزان آشنایی مترجم با فرهنگ اسلامی در ترجمه، بسیار مؤثر است; برای نمونه در قرآن آمده است: "وَ جَآءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا ;(فجر،22) که ترجمه تحتاللفظی آن به این مضمون است: "]در روز قیامت[ پروردگار تو و فرشتگان صف در صف میآیند."; چنین ترجمهای، مفاهیم زیر را ناخودآگاه به ذهن خواننده میآورد: این که خداوند دارای جسم است; صحنه قیامت، میدان بزرگی است که خدا در آن جا میگیرد; خداوند وقتی میآید; یعنی قبلاً آنجا نبوده است و ممکن است خداوند در جایی باشد و در جایی دیگر نباشد; و... در حالی که چنین موجودی به یقین خدا نخواهد بود، زیرا نیازمند و محدود است و مخالف با نصّ آیاتی است که به صراحت خدا را بی نیاز مطلق: "وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ ;(فاطر،15) و محیط به تمام اشیا: "أَلاَ َّ إِنَّهُو بِکُلِّ شَیْءٍ مُّحِیطُ ;(فصلت،54)و غیر قابل دیدن "لآ تُدْرِکُهُ الاْ ئَبْصَـَرُ;(انعام،103) میداند; از این رو به طور معمول مترجمان در ترجمه آیه 22 فجر میگویند: "امر و فرمان پروردگارت میآید." بنابراین، تا اندازهای اضافه کردن کلمات معترضه به عنوان توضیح در ترجمه قرآن، امری عادی است که چارهای از آن نیست; در عین حال، برای پاسخ کاملتر لازم است که مورد پرسش خود را به طور دقیق بیان کنید.
moeinm37
13-01-2008, 13:31
قرآن به چند زبان ترجمه شده است ؟
درباره ترجمه قرآن کریم و تاریخچه آن میتوان به چند مورد اشاره کرد:
الف) قرآن کریم در طول تاریخ، به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، روسی، هندی، ژاپنی، مالزیایی، اندونزیایی، چینی، ترکی، زبان فارسی و در نهایت به زبانهای آفریقایی و آمریکایی ترجمه و چاپ شده است. برخی معتقد اند قرآن به 118 زبان رایج دنیا ترجمهشده است، (المجلة العربیة، شماره 4، مقاله «تراجم القرآن الکریم الی اللغات الاجنبیه).
کتابهای مستقل در این رابطه از طرف محققان به نگارش درآمده، که برای کسب آگاهی بیشتر میتوان به آن منابع مراجعه کرد، (سلماسیزاده، جواد، تاریخ ترجمه قرآن در جهان، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، 1369؛ آذرنوش، آذر تاش، تاریخ ترجمه از عربی به فارسی(ترجمههای قرآنی 1 و 2)، انتشارات سروش، 1375؛ مَرغی، جاسم عثمان، القرآن الکریم فی عالم الترجمه، نشر مؤسسه ابلاغ).
ب) یکی از پژوهشگران غربی به نام «ج.و.پیرسن» گوید: قرآن در سال 127 به زبان بربری و در سال 270 به زبان سِندی ترجمه شده است؛ ولی هیچ یک از اینها باقی نمانده است، (نشریه تحقیقات اسلامی، سال اول، شماره 2، ص1).
به نظر محقّقان، کهنترین، قدیمیترین و اولین ترجمه کاملی که به دست ما رسیده، ترجمه تفسیر طبری (م 310) است. هم چنین دو ترجمه کهن دیگری در دسترس داریم که یکی تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار از خواجه عبدالله انصاری (م 396) و دیگری تفسیر ابوالفتوحرازی (روض الجنان و روح الجنان) است که نخستین تفسیر کامل شیعه به زبان فارسی به شمار میآید، (ر.ک: آذرتاش، تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، ص 25؛ و مجله حوزه، شماره 24، ص 52؛ مروّتی،سهراب، بررسی ترجمه قرآن کریم، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده الهیات تهران).
ج) اسامی برخی از مترجمان سالیان اخیر عبارت است از:
عبدالمحمد آیتی، مهدی الهی قمشهای، زین العابدین رهنما، ابوالقاسم پاینده، عباس مصباحزاده، احسان الله علی استخری، محمدمهدی فولادوند، محمود یاسری، میر محمد کریم علوی حسینی موسوی، عبدالمجید صادق نوبری، داریوش شاهین، شاه ولی الله دهنوی، ابوالقاسمامامی، ناصر مکارم شیرازی، محمدصادق تهرانی، بهاء الدین خرمشاهی، محمدجواد مشکور، فیضالاسلام، عمادزاده، کاظم پور جوادی، امید مجد (ترجمه منظوم)، سید جلال الدین مجتبوی، محمدکاظم معزّی، محمد خواجوی، مسعود انصاری و...
د) در ترجمه قرآن بایسته است اصول و نکات زیر رعایت شود.
1. توجه به ظرافتهای لفظی و معنوی در زبان عربی؛
2. توجه به ظرافتهای لفظی و معنوی ویژه و نظم بدیعی که در قرآن به کار رفته است؛
3. توجه به معانی دقیق واژهها در آیات؛
4. مطالعه وضعیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی عربها در زمان نزول قرآن؛
5. توجه به همبستگی و وحدت آیات قرآن (با توجه به این که قرآن مجموعهای متحد و از هم جدانشدنی است).
حضرت علی(ع) میفرماید: « انّ الکتاب یصدّق بعضه بعضا ؛ بخشی از قرآن کریم، بخش دیگر را تصدیق میکند{m»، (نهج البلاغه، حکمت، 18).
6. آگاهی کامل از اسباب و شأن نزول آیات؛
7. مطالعه و بررسی تفاسیر عمیق و ریشهدار قرآن؛
8. بهرهگیری از توفیقات الهی؛
9. دقّت و توجّه به الفاظی که دارای معانی مشترکاند؛
10. ترجمه، باید به طور کامل صحیح، گویا و قابل فهم برای ناآشنایان به زبان عربی باشد؛
11. ترجمه، باید به گونهای باشد که پیوستگی ایات مرتبط به هم حفظ گردد؛
12. گزینش قول و نظر برتر در ترجمه؛
13. پرهیز از به کارگیری لغات نامأنوس، معانی مستحدثه و مصطلحات علوم.
افزون بر اینها، به نظر قرآن پژوهان در مقام ترجمه، احاطه بر مقدمات ذیل هم ضروری است:
- تحقیق و صاحب نظر شدن در قواعد علم نحو و صرف؛
- اطلاع بر مطالب علوم معانی و بیان؛
- اعمال ذوق و دقّت در بیان مقاصد آیات؛
- علم به احکام فقهی؛
- آگاهی از آیات مربوط به آیه در دست ترجمه از طریق احاطه کامل به آیات.
ر.ک: مصطفوی، حسن، روش علمی در ترجمه و تفسیر قرآن مجید، نشر دار القرآن الکریم؛ مروّتی، سهراب، بررسی ترجمه قرآن کریم (پایاننامه).
moeinm37
13-01-2008, 13:31
اگر منابع لغت بین مذاهب یکی است چگونه می توان به ترجمه آیات در مورد امامت به علمای شیعه اطمینان نمود؟ و دیگر این که چرا برخی کتب اهل سنت در نزد ما مستند نیست ؟
این یک امر واضح و روشن است که مذهب و تدین نمیتواند هیچگونه نقشی در ترجمه لغات داشته باشد! مثلاً آیا ممکن است اختلاف معنی بین واژههای فرهنگهای انگلیسی که مؤلفان آنها از ملیتهای گوناگون هستند دیده شود؟!
به طور مثال واژهای در فرهنگ حییم و باطنی که مؤلفان آنها ایرانی اند باشد و از نظر معنی با فرهنگ آکسفورد منطبق و هماهنگ نباشد؟ از اینرو بسیاری از مسلمانان در ترجمه معنی لغات عربی به المنجد مراجعه میکنند با اینکه مؤلف آن مسیحی است یا به لسان العرب مراجعهمینمایند در حالیکه مؤلف آن از اهل سنت است. و این امر بسیار ناروا و ناپسند است که فردی اعتقادات خویش را در معنای الفاظ و واژهها سرایت دهد و لغات را متناسب با مرام خویش معنی نماید و لذا لفظ امام به معنای .... و راهنما است حال در فرهنگ لغت شیعه باشد یا درفرهنگ اهلسنت.
با وجود صدها نسخه دست نویس و چاپی از یک کتاب در کتابخانهها و کتابفروشیها (مخصوصا اگر کتاب معتبر باشد) وقتی کتابی از اهل سنت در کتب شیعه طرح و مورد نقد قرار میگیرد و اسناد و مدارک و نشانی مطلب مذکور همه قید شده باشد و دسترسی به نسخههایدیگر کتاب مورد نقد میسر باشد به نظر شما چرا اینگونه برخورد و تحلیل مورد اطمینان نباشد؟ کدامیک از اسناد و کتب اهلسنت که در کتابهای ما مطرح شده است و مورد نقد واقع شده نسخه منحصر به فرد بوده و امکان دسترسی به نسخههای دیگر آن وجود نداشته است؟ و لذا باارائه کوچکترین سند ضعیف و استناد کاذب به سرعت ناپسندی این فعل آشکار میگردد و اعتبار مؤلف مخدوش میگردد
moeinm37
13-01-2008, 13:32
قرآن کریم به چند زبان ترجمه شده و نظر شما درباره ترجمه آقای الهی قمشه ای چیست ؟
قرآن مجید تاکنون به ده ها زبان زنده دنیا ترجمه گردیده است . ترجمه های فارسی و اردوی قرآن مجید هر یک به صدها مورد می رسد. ترجمه مرحوم آیت الله الهی قمشه ای یکی از ترجمه های بسیار سلیس و روان قرآن می باشد ولی پس از آن ترجمه های بسیار دیگری از قرآن مجید انجام شده است . درباره ترجمه قرآن باید توجه داشت که هیچ ترجمه ای نمی تواند خالی از نقص و اشتباه باشد, زیرا هر ترجمه ای کار بشر است و قرآن کلام خداست . بسیاری از کلمات قرآن در هیچ زبانی معادل دقیق ندارند. افزون بر مشکل معادل یابی مشکلات دیگری نیز در کار ترجمه قرآن وجود دارد, به طوری که برخی معتقدند قرآن اصلاا ترجمه پذیر نیست . برخی نیز برآنند که قرآن تا حدی قابل ترجمه است ولی هرگز ترجمه دقیقی از آن نمی توان به دست داد. آربری (yrebrA.J.A) مترجم قرآن به زبان انگلیسی می گوید: هر ترجمه ای از قرآن پس از چند صباحی کهنه و فرسوده می شود ولی قرآن همچنان در طول قرون اعصار تازگی و طراوت خودرا حفظ کرده است . برای آگاهی بیشتر پیرامون ترجمه های قرآن مجید ر.ک : 1eht fo yhpargoilbiB dlroW - naruQ yloH eht fo snoitalsnarT برای آشنایی با پاره ای از اشکالات ترجمه مرحوم استاد الهی قمشه ای ر.ک : مجله مترجم , ویژه نامه ترجمه های قرآن مجید, مقاله خانم شهره شاهسوندی
moeinm37
13-01-2008, 13:35
قرآن در مورد علم و دانش و انواع آن چه فرموده است؟
قرآن در مورد علم و دانش و اهمیت آن مطالب فراوانی دارد که به برخی اشاره میشود:
1ـ از قرآن مجید استفاده میشود خداوند علم و دانش را علت کلی و اساسی آفرینش همة پدیدههای هستی از زمین و آسمان قرار داده و میفرماید: "اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَـَوَ َتٍ وَ مِنَ الاْ ئَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الاْ ئَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوَّاْ... ;(طق،12) خداوند کسی است که هفت آسمان را آفریده و زمین را همسان با آن خلق کرد و تا فرمانش میان این دو پدیده فرود آید هدف این است که از علم و بصیرت بهرهمند گردید تا بدانید که خداوند به هر چیز توانا است."
2ـ خداوند علم و دانش را از لحاظ شرافت و ارزش در اوج همة مراتب و مقامات قرار داده و حضرت آدمرا به زیور علم ارزش داد "و علّم آدم الاسمأ"
در اولین سورهای که به پیامبر اکرمنازل میفرماید ارزش نعمت علم و دانش را بازگو میکند و به تمام افراد بشر چنین منت گذارده که در میان همة پدیدههای هستی وجود آنان را با علم و دانش مشخص و ممتاز ساخته است. میفرماید: "خَلَقَ الاْ سًِنسَـَنَ مِنْ عَلَقٍ ; # اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الاْ ئَکْرَمُ ; # الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ;(علق،4 ـ 1) اگر پس از نعمت وجود نعمتی بالاتر از نعمت علم و دانش وجود میداشت خداوند انسان را با نعمت علم امتیاز نمیداد بلکه از آن نعمت یاد میکرد.
3ـ خداوند عالِم را برتر از همه مردم جامعه معرفی فرموده و امتیاز و ویژگی آنان را نسبت به سایر افراد چنین بازگو میکند: "... قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لاَ یَعْلَمُونَ... ;(زمر،9)
4ـ قرآن علمأ و دانشمندان را با پنج امتیاز برتری داده و آنها را از سایر مردم ممتاز ساخته است.
اول: ایمان ـ (سورة آل عمران، آیه 7).
دوم: اعتقاد به توحید و یگانگی خدا (آل عمران، 18)
سوم: اندوه و تأثر و گریستن از ترس پروردگار (اسری، 109)
چهارم: خشوع و انعطاف درونی (اسری، 107)
پنجم: ترس، بیم از خدا (فاطر، 28)
5ـ خداوند از علم و حکمت تعبیر کرده و سپس اضافه فرموده کسی که حکمت به او داده شده در واقع خیر به او عطا گردیده (بقره، 285)
6ـ قرآن علم و دانش را به نور تشبیه فرموده و جهل و نادانی را به تاریکی و ظلمت: " أَوَ مَن کَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَـَهُ وَجَعَلْنَا لَهُو نُورًا یَمْشِی بِهِی فِی النَّاسِ کَمَن مَّثَلُهُو فِی الظُّـلُمَـَتِ لَیْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا کَذَ َلِکَ زُیِّنَ لِلْکَـَفِرِینَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ ;(انعام،122) آیا کسی که مرده و سپس او را زنده کردیم و نوری برای او قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود همانند کسی است که در ظلمتها باشد و از آن خارج نشود".
7ـ خداوند صاحبان علم و دانش را در کنار نام خود و فرشتگان آسمانی یاد کرده و آنان را به این افتخار بزرگ سرافراز فرموده (آل عمران، 16)
8ـ خداوند علمأ و دانشمندان را مانند خود به عنوان افرادی آگاه به اسرار و رموز قرآن مجید یاد کرده (آل عمران، 7)
9ـ عالم و دانشمند به عنوان شاهد و گواه بر نبوت در کنار خدا قرار گرفته و قرب منزلت او نسبت به ذات الهی خیلی روشن است (سوره رعد، 43)
10ـ از دیدگاه قرآن چندین گروه در سایه ایمان از امتیازات و مقامات ویژهای برخوردارند یکی از آنها علمأ و دانشمندان هستند (مجادله، 12)(ر.ک: آداب تعلیم و تعلم در اسلام، محمدباقر حجتی، ترجمه منیة المرید فی آداب المفید و المستفید، شهید ثانی ; مهجة البیضأ، فیض کاشانی، ج 1، ص 11 نشر دفتر فرهنگ اسلامی.)
انواع علم: علم دارای انواع و اقسام مختلفی است: الف ـ 1ـ علم ممدوح: علمی که وسیله کمال و رشد انسان است که مهمترین آن علم توحید و خداشناسی است، و بعد از آن علم فقه و شناخت احکام دین.
2ـ علم مذموم: علمی که سبب گمراهی و غفلت انسان از خدا گردد. مانند: علم سحر و جادوگری که معلم این نوع علم شیاطین انسی و جنی هستند. قرآن میفرماید: "...وَلکنّ الشَّیَـَطِینَ کَفَرُواْ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ... ;(بقره،102) لکن شیاطین کفر ورزیدند و به مردم تعلیم سحر دادند." این نوع علم برای انسان ضرر دارد و سبب جدایی بین زن و شوهر میشود که در پایان آیه به آن اشاره شد.
ب: علمی که مربوط به جسم و بدن است مانند علم طب و علمی که به تطهیر باطن و تهذیب نفس مرتبط است مانند علم به خدا و صفات و افعال او و خویشتنشناسی.
moeinm37
13-01-2008, 13:35
آیا قرآن کریم سکولاریسم (جدایی دین از دنیا و سیاست) را میپذیرد؟
در این جا لازم است برای روشن شدن پاسخ پرسش فوق مفهوم سکولاریسم و آیات مربوط به آن یادآوری شود:
مفهومشناسی سکولاریسم:1
این واژه از نظر لغوی به معانی مختلفی همچون «جدا انگاری دین و دنیا، غیرمقدس و غیرروحانی و...» آمده است، و در اصطلاح به معنای «هر چیزی است که به این جهان تعلق دارد و به همان اندازه و بطور غیرمستقیم از خدا و اولوهیت دور است.»2
این واژه در طول اعصار در معانی جدیدی بکار رفت: همچون «تفکیک و ترخیص کشیشان، تفکیک دین و سیاست، تفوق دولت برلکیسا، فرو کاستن دین به احساس و تجربه دینی و طرد دین و آموزههای فراطبیعی.»3
پیوند دین با دنیا و سیاست در قرآن:
1. قرآن دستور میدهد که سهم خود را از دنیا فراموش مکن. (قصص / 77)
2. عدالت اجتماعی از اهداف پیامبران است. (حدید / 25 و مائده / 42)
3. آزادی اجتماعی از اهداف پیامبران است. (اعراف / 157 و نحل / 36 و...)
4. داوری بین مردم از وظایف رهبران الهی است. (بقره/123 و 213 و نساء / 59 و 105)
5. قرآن به برخی مبانی و اصول و مسائل اقتصادی میپردازد و اصل مالکیت زن و مرد را میپذیرد (نساء / 32)، معامله را حلال و ربا را حرام اعلام میکند (بقره / 275)، مسائل ارث و وصیت و... را بیان میکند (نساء / 2 و 7 و 12 و مائده / 106 و...)، وفای به عقدها را لازم میشمارد (مائده / 1)، کم فروشی را سرزنش میکند (مطففین / 1 و شعراء / 181)،
بر توزیع و تعدیل ثروت تاکید میورزد (حشر / 7) و به تعاون و همکاری راهنمایی میکند. (مائده / 2) و...
تذکر: تعیین و توجه به این قوانین دخالت در امور دنیای مردم و برخی آنها مستلزم تشکیل حکومت است.
6. قرآن برخی اصول و مبانی و مسائل نظام سیاسی را طرح میکند از جمله:
حق قانونگذاری از آن خداست (انعام / 57 و 62 و یوسف / 40 و...)، اطاعت از رهبران الهی لازم است (نساء / 59)، ولایت و سرپرست مردم را مشخص میسازد (مائده / 3 و 55 و 67)، سخن .... الهی را فصل الخطاب معرفی میکند (احزاب / 6) و اصول سیاست خارجی مسلمانان را تعیین میکند. (نساء / 141)
تذکر: توجه قرآن به این امور دخالت در دنیای مردم و زمینهسازی تشکیل حکومت الهی است.
7. حکم جهاد و دفاع و چگونگی برخورد با اسیران و مخالفان در قرآن مطرح شده است که دخالت مستقیم در امور دنیوی و سیاسی - نظامی است (بقره / 190 و 191 و 216 و حج / 78 و نساء / 74 و 95 و برائت / 5 و انفال / 65 و...)
8. تعیین قوانین حقوقی خانواده مثل احکام زناشویی و طلاق و... (سوره نساء و نور)
9. تعیین قوانین جزایی و کیفری در مورد قصاص، زنا، سرقت و... (نور / 2 و 4 و مائده / 38 و 33 و...)
10. قرآن برخی پیامبران الهی مثل سلیمان را دارای مُلک و حکومت معرفی میکند. (و البته زمینه حکومت برای برخی رسولان الهی فراهم نشد.) (نمل / 14 - 34)
نتیجه: با توجه به آیات فوق و موارد مشابه در قرآن و سنت پیامبر(ص) و امام علی(ع) و حکومت اسلامی آنها، روشن میشود که جدایی دین و دنیا و جدایی دین و سیاست و حکومت با اسلام ناسازگار است، پس سکولاریسم از منظر قرآن قابل قبول نیست.4
Saecularism. . 1
2 . فرهنگ اصطلاحات فلسفه و علوم اجتماعی، ماری بریجانیان، ویراسته بهاءالدین خرمشاهی، ص 87 و فرهنگ انگلیسی، فارسی باطنی و آریانپور.
3 . نک: فرهنگ و دین، براین. ر. ویلسون، ویراسته میرچا الیاده، مقاله جداانگاری دین و دنیا، ص 124 و تاریخ فلسفه سیاسی، بهاءالدین پازارگاد، ج 1، ص 276 و قرآن و سکولاریسم، محمدحسن قدردان قراملکی.
4 . برای اطلاع بیشتراز مدلها و شبهات سکولاریستها نک: قرآن وسکولاریسم، محمدحسن قدردانقراملکی
moeinm37
13-01-2008, 13:36
آیا قرآن براساس آیه 62 سوره بقره پلورالیسم (تکثرگرایی دینی) را میپذیرد؟
برای روشن شدن پاسخ این پرسش لازم است که تفسیر آیه فوق را بررسی کنیم تا معنا و مقصود آیه فوق و آیات مشابه روشن شود که قرآن پلورالیسم را نمیپذیرد.
از این رو تفسیر آیه 62 سورهی بقره را توضیح میدهیم:
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالنَّصَاری وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ.
در حقیقت کسانی که (به پیامبر اسلام) ایمان آوردهاند، و کسانی که به (آیین) یهود گرویدند و مسیحیان و صابئان (پیرو یحیای پیامبر)، کسانی (از آنان) که به خدا و روز باز پسین ایمان آوردند، و [کار] شایسته انجام دادند، پس پاداششان نزد پروردگار آنان برای ایشان است؛ و نه هیچ ترسی بر آنان است و نه آنان اندوهگین میشوند.
شأن نزول: برخی از مفسران حکایت کردهاند که در صدر اسلام پرسشی برای برخی از مسلمانان مطرح شد که: اگر تنها اسلام راه حق ونجات است پس تکلیف نیاکان ما چه میشود؟ آیا آنان به خاطر عدم حضور در زمان پیامبر اسلام(ص) و ایمان نیاوردن به او مجازات میشوند؟
آیه فوق بدین مناسبت نازل شد و اعلام کرد که هر کس در عصر خویش به پیامبر خویش و کتاب آسمانی او ایمان آورده و عمل شایسته انجام داده است اهل نجات است و نگرانی ندارد، پس یهودیان و مسیحیان مؤمن و شایستهکردار که قبل از ظهور پیامبر اسلام زندگی کرده و مردهاند اهل نجات هستند.1
نکات و اشارات: 1. مشابه آیه فوق در سوره بقره /112 و مائده /69 و حج /17 آمده است، و این آیات پاسخی است به کسانی که راه نجات را در پناه .... و ملیت خاص میجویند. همانطور که یهودیان دین و .... خود را از دیگران بهتر دانسته و بهشت را مخصوص خود میدانستند، ولی قرآن به آنان پاسخ میدهد که راه نجات منحصر در ایمان و عمل شایسته است. و تنها نام مسلمان، یهودی2 و مسیحی (= نصاری3) بر خود نهادن موجب سعادت و نجات نمیشود.
2. مفسران قرآن چند تفسیر عمده برای آیه فوق ارائه کردهاند:
الف: مقصود آیه ایمان و اعمال شایسته پیروان ادیان الهی قبل از اسلام است که از دنیا رفتهاند و موجب نجات آنان خواهد شد همانطور که در شأن نزول بدان اشاره شد.4
ب: مقصود آیه ایمان و اعمال شایسته یهودیان و مسیحیان وصائبان در زمان حاضر است اما منظور ایمان به اسلام و عمل صالح بر طبق دستورات قرآن است یعنی اگر آنان محتوای کتابهای خویش و بشارتهای پیامبرانشان در مورد پیامبر اسلام پیروی کنند مسلمان میشوند و ایمان و عمل صالح آنها پذیرفته خواهد شد.5
البته مانعی ندارد که هر دو معنا مقصود آیه باشد.
3. ممکن است از آیه فوق استفاده شود که افرادی همچون ادیسون که پیرو ادیان دیگر هستند ولی آگاهی کافی از اسلام ندارند (جاهل قاصرند) وبه بشریت خدمت کردهاند پاداش مناسب عمل خویش را دریافت میکنند، و یا حداقل از عذاب کفر آنان کاسته میشود.
4. آیا این آیه و آیات مشابه آن، بدان معناست که در عصر حاضر نیز همه پیروان ادیان الهی اهل نجات هستند و تکثر گرائی و پلورالیسم6 صحیح است؟
پاسخ منفی است چرا که آیات قرآن همدیگر را تفسیر میکند و در آیات دیگر وعده عذاب به غیر مسلمانان داده شده است. پس ادیان دیگر منسوخ شده و پیروان آنها وظیفه دارند تا در مورد حقانیت اسلام تحقیق کنند تا مسلمان شوند.7
1 . اسباب النزول، نیشابوری، ص 17 (ایشان نقل میکند که سلمان از نیاکان عبادتگر خود پرسید) نمونه، ج 1، ص 284.
2 . واژه «هادو» از ریشه «هود» به معنای بازگشت به نرمی است. که در معنای توبه به کار رفته است، سپس به دین موسیعلیه السلام گفته شده است و از این روست که پیروان او یهودیان نامیده شدند.
3 . واژه «نصاری» از ریشه «نصر» به معنای یاری کردن است و به کسانی همچون حواریون، که عیسیعلیه السلام را یاری کردند نصاری گفته شد، سپس همه پیروان مسیح، نصاری و مسیحی نامیده شدند.
4 . نمونه، ج 1، ص 284.
5 . یعنی «من آمن باللَّه و...» قید یهود و مسیحیان وصائبان است نه الذین آمنو (= مسلمانان) چون کسانی که ایمان آوردهاند نیازی به این قید ندارند. (نمونه، ج 5، ص 27)
6 . Pluralism، ریشه آن لاتینی است و به معنای نظریههایی است که به لزوم کثرت عناصر و عوامل در جامعه ومشروعیت منافع آنها باور دارند. (فرهنگ خاص علوم سیاسی، حسن علیزاده، ص 231)
7 . البته برخی مفسران معاصر برآنند که طبق متن آیه 62 / بقره نیز پلورالیسم ردّ میشود، چون اهل کتاب با ارتکاب مواردی که اسلام منع کرده است و با عدم اعتقاد به معاد واقعی، ملاکهای این آیه را برای نجات ندارند. (تسنیم، ج 5، ص 94)
moeinm37
13-01-2008, 13:37
لیستی از موضوعات تحقیقی در مورد قرآن و علم، برای دانشجویان قرآنپژوه همراه با منابع ارائه فرمایید؟
اول: کلیات
1. قرآن و علم (رابطه، قلمرو، توهم تعارض و راهکارها)
2. شمارگان آیات علمی قرآن و تقسیمبندیهای دلالت آنها
3. اعجاز علمی قرآن (تعریف و موارد آن)
4. مبانی تفسیر علمی قرآن
5. نظریهپردازیهای علمی قرآن (وجود موجودات در آسمانها ـ گسترش جهان و...)
6. سیر تاریخی تفسیر علمی و اعجاز علمی قرآن
7. کتابشناسی توصیفی تفسیر علمی
8. اعجازهای علمی قرآن در تفسیر نمونه
9. تفسیر آیات علمی قرآن در تفسیر نمونه
10. آسیبشناسی تفسیر علمی قرآن در تفاسیر قرن سیزدهم ـ قرن چهاردهم
11. نقد و بررسی برخی کتابهای تفسیر علمی و اعجاز علمی
12. روششناسی تفسیر علمی قرآن
13. بررسی تاثیرات تفسیر علمی و اعجاز علمی قرآن در هدایت افراد
دوم: علوم طبیعی
1. قرآن و کیهانشناسی
2. قرآن و زمینشناسی
3. قرآن و زیستشناسی
4. قرآن و علوم پزشکی
الف. مراحل آفرینش انسان
ب. اسرار علمی غذاهای حرام در قرآن
ج. اسرار علمی غذاهای حلال (طیّب) در قرآن
د. تغذیه از منظر قرآن
هـ . شراب از منظر قرآن، حدیث و علم
5. قرآن و محیط زیست
6. قرآن و فیزیک (موضوع نیروی جاذبه و رنگ و نور در قرآن)
7. قرآن و علوم فرا روانشناسی (هپنیوتیزم، تله پاتی، سحر، چشم زخم و...)
8. بررسی اعجاز ریاضی قرآن
9. قرآن و نظریه تکامل
10. آفرینش جهان از منظر قرآن و علم
11. پایان جهان از منظر قرآن و علم
12. بهداشت جسمی در قرآن
13. شفا بودن عسل
سوم: علوم انسانی
1. قرآن و مدیریت
2. قرآن و اقتصاد
3. ربا از منظر قرآن، حدیث و علم
4. قرآن و تاریخ
الف. اخبار غیبی اعجازآمیز قرآن
ب. روش قصهگویی قرآن
5. قرآن و جامعهشناسی
6. سنتهای الهی در قرآن و رابطه آن با جامعهشناسی
7. قرآن و روانشناسی
8. روانشناسی رنگها در قرآن
9. قرآن و علوم تربیتی
10. قرآن و اخلاق و فرا اخلاق
11. قرآن و تربیت کودک
12. قرآن و حقوق کودک
13. قرآن و مبانی حقوق
14. قرآن و اعلامیه حقوق بشر
15. اعجاز تشریعی قرآن
16. قرآن و بهداشت روان
17. بررسی موضوعات خاص بهداشت روان:
الف. توکل و بهداشت روان
ب. ذکر و بهداشت روان
ج. حجاب و بهداشت روان
د. قرائت قرآن و بهداشت روان
18. شفا بودن قرآن (شفای دردهای جسمی و روحی)
19. قرآن و فرهنگ و تمدن (فرهنگ آفرینی قرآن)
20. قرآن و هنر
21. قرآن و معماری
22. قرآن و صنعت
23. قرآن و سیاست
الف. مبانی سیاست در قرآن
ب. نظام سیاسی از منظر قرآن
ج. آیات سیاسی قرآن
25. قرآن و انقلاب (انقلاب موسی و...)
26. قرآن و معرفتشناسی
27. قرآن و علم کلام
28. قرآن و فلسفه
کتابشناسی قرآن و علم
جهت مطالعه علاقهمندان به مباحث قرآن و علوم تجربی
ردیف
نام کتاب
نویسنده
انتشارات
موضوعات مهم
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن
دکتر محمدعلی رضاییاصفهانی
انتشارات مبین
2245575 ـ 0131
0911361325
کیهانشناسی، پزشکی، ریاضیات، زیستشناسی و ...
فلسفه احکام
احمد اهتمام
چاپخانه اسلام اصفهان
فلسفه مطهرات و نجاسات
مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم
دکتر موریس بوکای ترجمه دبیر
دفتر نشر فرهنگ اسلامی ـ تهران
مباحث کیهانشناسی و پزشکی بصورت تطبیقی
اشارات علمی اعجازآمیز قرآن
دکتر محمدعلی رضاییاصفهانی
نشر معارف
021647544
7744616 ـ 0251
کیهانشناسی، پزشکی، زیستشناسی
گذشته و آینده جهان
دکتر عبدالکریم بیآزار شیرازی
انتشارات طباطبائی قم
کیهانشناسی
طب در قرآن
دکتر دیاب و دکتر قرقوز ترجمه علی چراغی
انتشارات صحفی تهران
علوم پزشکی
درآمدی بر تفسیر علمی قرآن
دکتر محمدعلی رضاییاصفهانی
انتشارات اُسوه
مباحث نظری قرآن و علم
(رابطه، قلمرو و تعارض و تاریخچه)
تفسیر علمی قرآن
دکتر علی رفیعی محمدی
سیر تطور تفسیر علمی
زنده و جاوید و اعجاز جاویدان
مهندس محمدعلی سادات
انتشارات فلق تبریز
هواشناسی و...
نگاهی قرآنی به فشار روانی
اسحاق حسینی کوهساری
پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی
بهداشت روانی
قرآن و علوم طبیعت
دکتر مهدی گلشنی
نشر مطهر ـ تهران
مباحث نظری رابطه قرآن و علم
دانش عصر فضا
آیتالله حسین نوری همدانی
نشر مرتضی ـ قم
کیهانشناسی
قرآن و روانشناسی
دکتر محمدعثمان نجاتی ترجمه عباس عرب
بنیاد پژوهشهای اسلامی
5 ـ 8421033 ـ 0511
روانشناسی
اسلام و بهداشت روانی
نویسندگان متعدد
دفتر نشر معارف
6497544 ـ 021
02517744616
مجموعه مقالات همایش نقش دین در بهداشت روان
استعانت از قرآن کریم در شفای جسمانی
علیرضا نیکبخت نصرآبادی
موسسه فرهنگی نشر قبله
6498856
تاثیر آوای قرآن بر بیماران
چکیده مقالات نخستین همایش گفتگوی علم و دین
نویسندگان متعدد
مرکز ملی تحقیقات علوم پزشکی کشور
6 ـ 0218501403
بهداشت روان ـ علم و دین -مفهوم حیات و مباحث کاربردی
کهکشانها در قرآن
لطفی سلیمی
انتشارات انصاری
7731137 ـ 0251
کیهانشناسی
قرآن و علم روز
عبدالغنی الخطیب ترجمه دکتر اسدالله مبشری
موسسه مطبوعاتی عطائی
021312424
کیهانشناسی
آموزههای تندرستی در قرآن
حسن رضارضائی
انتشارات مشهور
پزشکی
موسوعة اهل البیت الکونیة
فاضل الصفار
سحر للطباعة و النشر بیروت
علوم مختلف
نگاهی به دنیای حیوانات در قرآن کریم
جلیل ابو الحبّ، ترجمه تقی متقی
دفتر تبلیغات اسلامی قم
زیستشناسی
گیاهان در قرآن
دکتر محمد اقتدار حسین فارقی، ترجمه احمد نمایی
بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی
زیستشناسی
قرآن و مدیریت و علوم سیاسی
مهندس عباس زاده و همکاران
بنیاد پژوهشهای قرآنی حوزه و دانشگاه
7644610 ـ 0511
علم مدیریت، علوم سیاسی
الاسلام والطب الحدیث اسلام و طب جدید یا معجزات علمی قرآن
عبدالعزیز اسماعیل پاشا ترجمه سید غلامرضا سعیدی
انتشارات برهان
پزشکی
موسیقی در تاریخ و قرآن
علی اسماعیل پور
ناس
هنر
قرآن کریم از نظر موازین بهداشتی جدید
سید اسماعیل اعرابی واعظ
تابان
بهداشت (پزشکی)
الکون و الارض و الانسان فی القرآن العظیم
عبدالحمید اعرابی
دارالخیر ـ دمشق
زمینشناسی و انسانشناسی
قرآن و گیاهخواری
جمشید ایمانی راد
سعید نو
زیستشناسی و تغذیه
قرآن و علوم روز
سید جواد افتخاریان
مطبوعاتی افتخاریان
علوم مختلف
التفسیر العلمی للایات الکونیة فی القرآن
احمد حنفی
دارالمعارف مصر
علوم مختلف
اعجاز عددی قرآن کریم و ردّ شبهات
محمود احمدی
انتشارات مسعود احمدی
ریاضیات
اعجاز الرقم فی القرآن الکریم
بسّام نهاد جرّار
الموسسة الاسلامیة
ریاضیات
اعجاز قرآن، تحلیل آماری حروف مقطعه
رشاد خلیفه ترجمه آیة اللهی
سازمان چاپ دانشگاه شیراز
ریاضیات
الریاضیات فی القرآن الکریم
خلیفه عبدالسمیع خلیفه
مکتبة النهضة المصریه
ریاضیات
کشف الاسرار النورانیة فیما یتعلق بالاجرام السماویة
محمد بن محمد الاسکندرانی
ـــــ
کیهانشناسی
باد و باران در قرآن
مهدی بازرگان
شرکت سهامی انتشار
هواشناسی
مطهرات در اسلام
مهدی بازرگان
شرکت سهامی انتشار
بهداشت
هفت آسمان
محمدباقر بهبودی
کتابخانه مسجد جعفری قیطریه
کیهانشناسی
آسمانهای هفت گانه
سید عبدالله بلادی
موسسه مطبوعاتی بلادی
کیهانشناسی
قرآن و طبیعت (6 جلد)
دکتر عبدالکریم بیآزار شیرازی
انتشارات بعثت
علوم مختلف
خدا و اختراعات از دیدگاه علم و قرآن
دکتر عبدالکریم بیآزار شیرازی
دفتر نشر فرهنگ اسلامی
علوم مختلف
مدیریت از منظر کتاب و سنت
سید صمصام قوامی
دبیرخانه مجلس خبرگان
مدیریت
اصول مدیریت اسلامی و الگوهای آن
دکتر ولی الله نقی پور
مرکز انتشارات مدیریت دولتی
مدیریت
مدیریت و فرماندهی در اسلام
ناصر مکارم شیرازی
هدف
مدیریت
مدیریت در اسلام
محققان ? زیر نظر دکتر مهدی الوانی
پژوهشکده حوزه و دانشگاه
مدیریت
عقاید داروین و دانش ژنتیک
نصر الله باب الحوائجی
ــــ
زیستشناسی
دارونیسم یا تکامل انواع
جعفر سبحانی
انتشارات توحید
زیستشناسی
قرآن و تکامل
ید الله سحابی
انتشارات راه امام
زیستشناسی
تکامل در قرآن
علی مشکینی
ترجمه حسینی ....
دفتر نشر فرهنگ اسلامی
زیستشناسی
النظریة القرآنیة حول خلق العالم
سلیم الجابی
مطبعة نصر دمشق
کیهانشناسی
الاشارات العلمیة فی القرآن الکریم
مدحت حافظ ابراهیم
مکتبة غریب ـ قاهره
علوم مختلف
الکون و القرآن یبحث عن علم الفلک
محمدعلی حسن الحلبی
مطبعة الجامعة بغداد
کیهانشناسی
القرآن و العلوم
سعید ناصر الدهان
موسسة الاعلمی للمطبوعات
علوم مختلف
پیشگوئیهای علمی قرآن
مصطفی زمانی
انتشارات پیام اسلام
علوم مختلف
رابطه علم و دین
عباسعلی سرفرازی
دفتر نشر و فرهنگ اسلامی
علوم مختلف
التمهید فی علوم القرآن (جلد ششم)
محمدهادی معرفت
انتشارات جامعه مدرسین
علوم مختلف
الاعجاز الکونی فی القرآن
السید الجمیلی
دار زاهد القدسی
کیهان شناسی و ...
الاعجاز الطبی فی القرآن
السید الجمیلی
دار و مکتبه الهلال
پزشکی
الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم
محمد ارناووط
مکتبة مدبولی
علوم مختلف
الجواهر فی تفسیر القرآن
طنطاوی جوهری
دارالفکر
علوم مختلف
زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن
محمد صادقی
کتابفروشی مصطفوی
کیهانشناسی
moeinm37
13-01-2008, 13:37
آیا شیطان از ملائکه است یا طایفه جن؟
پیش از ذکر پاسخ سؤال فوق ذکر مطالبی لازم است و آن این است که قرآن مجید گاهی از موجوداتی نام میبرد که ما قدرت درک حسی آنان را نداریم از جمله ملائکه (فرشتگان)اند که ما با حس خود نمیتوانیم آنان را درک کنیم، لذا از ویژگیهای وجودی و ماهیتشان آگاهی نداریم، مگر به مقداری که خداوند آنها را معرفی کرده است.
از مجموع آیاتی که در مورد فرشتگان نازل شده، نوع خلقت آنها به دست نمیآید برخلاف آیاتی که درباره «جن» بحث دارند. این آیات نوع خلقت جن را روشن کردهاند و گفتهاند که ابلیس از طائفه جن است.
در قرآن هم «جن» و هم «جانّ» به کار رفته و منظور از هر دو کلمه یکی است. گاهی میفرماید: «بگو ای پیامبر که اگر جن و انس متفق شوند...»;{1} و زمانی دیگر جانّ در مقابل انسان آمده است مانند «در آن روز هیچ گناه جن و انس باز نپرسند (چون همه چیز آشکار است)».{2}
از مجموع این گونه آیات به خوبی استفاده میشود که «جانّ» و «جن» به یک معنی آمده و مقصود از هر دو کلمه یکی است. واژه «جن» به معنای «پوشیدگی» است زیرا که از چشم انسان پوشیده است، مثلاً (فلمّا جن علیه اللیل);{3} هنگامی که پرده سیاه شب او را پوشاند و به همین جهت به کسی که عقلش پوشیده شده است «مجنون» گفته میشود.
از آیات قرآن به خوبی استفاده میشود که «جن» موجود عاقلی است که از حسن انسان پوشیده شده و آفرینش آن در اصل از آتش یا شعلههای صاف آتش است و ابلیس نیز از همین گروه است.{4}
البته «جن» تجرد کامل ندارد؛ زیرا چیزی که از ماده آفریده شده است مادی است ولی نیمه تجردی است چرا که با حواس ما درک نمیشود و به تعبیر دیگر یک نوع جسم لطیف است.{5}
به هر حال مسلماً ابلیس از طایفه جن است نه از فرشتگان (و اذ قُلنا لِلْمَلئِکَِْ اسْجُدُوا لادمَ فَسَجَدُوا اًِّلاّاًّبلیسَ کانَ مِنَ الجِنَّ فَفَسَقَ عَن امرِ رَبِّهِ...);{6} و ای رسول یاد آر وقتی را که به فرشتگان فرمان دادیم که بر آدم (صفی الله) همه سجده کنید و آنها تمام سر به سجده فرود آوردند جز شیطان که از جنس «جن» بود، بدین جهت از طاعت خدای سرپیچید/// /
شیطان، در معنای اصلی گویا مفهوم وصفی دارد یعنی «شریر» شیطان در قرآن به همین معنا به کار رفته است جز اینکه گاهی در مورد خود ابلیس و گاه در مورد هر موجودی شریری که شرارت در او «مکه» شده باشد به کار رفته است.{7}
حال که روشن شد ابلیس از طائفه جن است و نه از فرشتگان، این پرسش مهم مطرح میشود که چگوه و چرا ابلیس مشمول فرمانی (سجده بر آدم(ع» شد که برای فرشتگان صادر گردید و ظاهر فرمان میرساند که ابلیس از فرشتگان است؟
در مورد این پرسش بحثهای فراوان میان مفسران مطرح شده و هر کلام به نحوی پاسخ گفتهاند.
ولی بهترین پاسخ این است که ابلیس در اثر عبادت فراوان، در زمره فرشتگان به حساب میآمد و فرشتگان خیال میکردند که ابلیس هم از ایشان است، لذا وقتی به فرشتگان دستور سجده به حضرت آدم(ع) صادر شد، ابلیس هم، به همین دلیل مشمول این خطاب بود و خودش هم میدانست که مشمول این دستور است.{8}
بنابراین ابلیس حقیقتاً از طائفه جن میباشد و از آتش خلق شده است، ولی به خاطر کثرت عبادت در زمره فرشتگان محسوب میشده است، چنانچه علی(ع) میفرماید: «ابلیس شش هزار سال خدا را عبادت کرد که معلوم نیست به شمار سالهای دنیای است یا اخروی»;{9} بدین لحاظ او نیز در زمره فرشتگان الهی مأمور سجده برای آدم(ع) شد ولی با مخالفت امر خداوند پست و مطرود شد.
[1].سوره اسرأ، آیه 88، «قل لئن اجتمعت الاَنس و الجن و...»/
[2].سوره الرحمن، آیه 39 «فیؤوئنٍ لا یُئسل عن ذینه انس و لا جان»/
[3].سوره انعام، آیه 76/
[4].تفسیر نمونه، مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان، ج 11، 79/
[5].همان، ص 80، معارف قرآن، استاد مصباح یزدی، ص 316 - 317/
[6].سوره کهف، آیه 50/
[7].سوره انعام، آیه 112/
[8].معارف قرآن، استاد مصباح یزدی، ص 229/
[9].و کان قد عبدَ الله میتْ آلافِ سنِْ لا یدری امِن یبینی الدنیا ام من بینی الاَّخرْ؟ نهجالبلاغه، خطبه قاصعه، دکتر صبحی الصالح، ص 287/
moeinm37
13-01-2008, 13:37
غیر مادی بودن روح یعنی چه؟
خاصیت ماده این است که دارای تغییر و تحول است و از حالتی به حالتی تغییر مییابد و در معرض فساد و نابودی است.
از جمله آثار ماده، زمانی بودن و مکانی بودن آن است. روح، موجود مجرد است، ماده و جسم نیست. بنابراین، روح آثار و احکام شئ ماده را ندارد؛ یعنی از بین نمیرود، نابود نمیشود. بدن شما در طول عمرتان چند بار سلولهایش عوض میشود ولی شما هستید، من بودن شما عوض نمیشود، شما همان کسی هستید که طفل بودید؛ چون روح شما قابل تغییر نیست، چون روح شما مادی نیست/
moeinm37
13-01-2008, 13:38
آیا در قرآن مسائل سیاسی هم مطرح شده است؟ در چه موضوعاتی؟
قرآن کریم به عنوان کتاب راهنمای زندگی انسان - در راستای تبیین خط مشی الهی و برنامههای فردی و اجتماعی انسانها بر بعد اجتماعی و سیاسی حیات بشر تأکید فراوان نموده است و برای تحقق آرمانهای سیاسی اسلام، دعوت به کلمه توحید را در رأس قرار داده است؛ در قرآن مجید اصطلاحات اجتماعی و سیاسی فراوانی وجود دارد که به عنوان نمونه، به برخی از آنها که بیانگر اهمیت مسائل سیاسی در قرآن است اشاره میگردد:
حق (247 مرتبه)؛ امّت (51 مرتبه)؛ مُلک (48 مرتبه)؛ مَلِک (13 مرتبه)؛ ملکوت (دو مرتبه)؛ اولیا (بیست و پنج مرتبه)؛ حاکمین (پنج مرتبه)؛ حکام (یک مرتبه)؛ عدل (پانزده مرتبه)؛ قسط (پانزده مرتبه)؛ احزاب (یازده مرتبه)؛ حزب (هفت مرتبه)؛ امام (پنج مرتبه)؛ ائمه (پنج مرتبه)؛ مسؤول (چهار مرتبه)؛ مسؤولون (یک مرتبه)؛ خلائف (چهارده مرتبه)؛ خلفا (سه مرتبه)؛ خلیفه (دو مرتبه)؛ وزیر (یک مرتبه)؛ جزیه (یک مرتبه)؛ و...
moeinm37
13-01-2008, 13:40
قرآن در مورد افسردگی و مبتلا نشدن به آن چه راهکارهایی دارد؟
افسردگی از جمله بیماریهای روانی است که در جوامع مختلف شیوع دارد. این اختلال روانی در قرن اخیر یکی از مشکلات مهم و نگران کننده جوامع و از جمله عوامل تهدید کنندهی وضعیت اقتصادی کشورها به شمار میرود و از این رو مورد توجه بسیاری از صاحبنظران و سیاستگزاران امور بهداشتی کشورها و سازمان جهانی بهداشت قرار گرفته است.360
قبل از پاسخ لازم است علتهای بروز این حالت روانی بیان شود لذا در سببشناسی این پدیده روانی گفته شده عواملی که در ایجاد آن موثر هستند عبارتند از:361
1. عوامل زیستشناختی: که شامل آمادگیهای ژنتیکی، پیامرسانیهای عصبی، نور و آندوکرین و عوامل دیگر میشود که این عوامل با اعتقادات مذهبی ارتباطی نداشته و یا ارتباط آن ضعیف است.
2. عوامل روانشناختی: شامل دیدگاههای روان پویایی، شناختی، رفتاری است که در سبب شناسی افسردگی نقش زیادی دارند. توضیح این که:
1 ـ 2. دیدگاههای روان پویایی: از نظردانشمندان روانشناسی، از دست دادن فرد مورد علاقه و یا هر شی دوست داشتنی، باعث ایجاد اضطراب و تنشهای درونی میگردد، که در صورت درون فکنی آن باعث بروز افسردگی میشود.
2 ـ 2. دیدگاههای شناختی: آقای Beek مثلث شناختی منفی را در سببشناسی افسردگی به صورت ذیل مطرح مینماید:
نگرش منفی نسبت به خویشتن ? این نوع نگرش باعث «بروز احساس حقارت» در انسان میشود.
نگرش منفی نسبت به تجربیات گذشته ? این نوع نوگرش موجب بروز «احساس بدبینی» در انسان میگردد.
نگرش منفی نسبت به حوادث آینده ? که باعث «احساس ناامیدی» در انسان میشود.
بروز این گونه احساسات باعث ایجاد افسردگی در فرد میشود.
3 ـ 2. دیدگاههای رفتاری (یادگیری): رفتارگرایان معتقدند که تجربهی مستمر ناراحتی، ناکامی و درماندگی را به دنبال دارد که خود باعث ایجاد افسردگی میگردد.
3. عوامل جامعه شناختی: جامعه شناسان عوامل زیر را موجب بروز افسردگی میدانند:
1 ـ 3. حوادث تنش زای زندگی
2 ـ 3. تجرد و خانوادهی از هم گسسته: براساس بررسیهای همهگیرشناسی بیماریهای روانی، افسردگی در افراد مجرد و به ویژه در افرادی که با طلاق از هم جدا شدهاند و خانوادههای گسسته، شیوع بیشتری دارد.
3 ـ 3. احساس تنهایی و انزوا از عوامل افسردگی به شمار میرود.
4 ـ 3. فقر اجتماعی.
آنچه گفته شد عواملی بود که صاحب نظران برای بروز افسردگی برشمردهاند گرچه موارد دیگری نیز در بروز این بیماری وجود دارد که در روایات اسلامی به آنها اشاره شده است. بخشی از این روایات در بحث روایی آورده میشود.
راه درمان:
قرآن کریم به عنوان تنها منبع وحیانی مورد اعتماد؛ با نگاهی جامع به انسان، و نیازهای او و ظرفیت وجودیش، دستورالعملهایی را برای سالم ماندن از حملههای عصبی، افسردگی و هر بیماری دیگر صادر کرده است.
قرآن کریم با علم به این که انسان موجودی است که از دو عنصر روح و جسم تشکیل شده است پیش بینی بروز این مشکلات را کرده و به بیان راه حلهایی اساسی اقدام کرده است. با توجه به عوامل ذکر شده برای جلوگیری از ایجاد افسردگی، قرآن کریم چنین میفرماید:
«مومنان کسانی هستند که هر گاه مصیبتی به آنان برسد متوجه خداوند شده و میگویند: انا لله و انا الیه راجعون362 در حقیقت ما از خداییم و در واقع ما فقط به سوی او باز میگردیم.»
قرآن کریم با بیان و القاء این دستورالعمل، انسان مصیبت زده را از افتادن به ورطهی اضطراب و افسردگی نجات میدهد و در صورت بروز اضطراب با بیان «الا بذکر الله تطمئن القلوب»363، او را به آرامش و دور شدن از اضطراب دعوت میکند. چرا که شخصی که معتقد به نیرویی فراتر از ماده باشد هیچ گاه از دست دادن چیزی از امور دنیوی او را افسرده و غمگین نمیکند.
همان طور که گذشت، طبق بیان دیدگاههای شناختی نیز، سه نگرش منفی وجود دارد که باعث بروز افسردگی در انسان میگردد. ولی خداوند در مقابله با این عوامل میفرماید:
«وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ»364 لذا شخصی که خود را عزیز بداند و به این نسخهی شفا بخش توجه کند دچار احساس حقارت نمیگردد. در جای دیگر از احساس بدبینی نهی کرده و آن را گناهی بزرگ شمرده و میفرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»365 ای مردم! در واقع ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را ....ها و قبیلههایی قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛
آری کسی که به آیات الهی مومن است تلاش میکند نسبت به دیگران بدگمانی نداشته باشد یا بد گمانی خود را کنترل کند و کسی که چنین باشد از افسردگی و افسرده شدن نجات یافته است.
در رابطه با عامل دیگر ایجاد افسردگی که احساس نومیدی در انسان بود: قرآن کریم بشدت نهی کرده و طبق روایات ناامید شدن از رحمت خدا از گناهان کبیره دانسته شده است و قرآن کریم در این باره میفرماید:
«وَلاَ تَیْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ»366 و از [گشایش و] رحمت خدا ناامید نشوید؛ [چرا] که جز گروه کافران، (کسی) از رحمت خدا ناامید نمیشود.»
و در جای دیگر میفرماید:
«قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِن رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»367 بگو: «ای بندگان من که در مورد خودتان زیاده روی کردهاید، از رحمت خدا ناامید نشوید، [چرا] که خدا تمام آثار (گناهان) را می آمرزد؛ که تنها او بسیار آمرزنده [و] مهرورز است.
از جمله عوامل دیگر افسردگی، تجربهی مستمر ناراحتی بود، قرآن کریم راه نفوذ برخی ناراحتیها را که ممکن است عواملی مانند: نوع نگاه شخص به وقایع اطراف باشد مسدود کرده است و میفرماید:
«عَسَی أَن تَکْرَهُوا شَیْئاً وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَی أَن تُحِبُّوا شَیْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ»368 و آن برای شما خوب است؛ و چه بسا چیزی را دوست میدارید و آن برای شما بد است. و خدا میداند، و شما نمیدانید.
در زندگی روزمره، حوادثی اتفاق میافتد که ممکن است باعث ناراحتی انسان شود. خداوند میفرماید: در رابطه با این امور ناراحتی به خود راه ندهید چه بسا همین امر که به ظاهر موجب ناراحتی شما شده است، مصلحت شما در آن باشد. از آن جا که این بیان عام میباشد، لذا فرد مومن نسبت به هر امر به ظاهر ناراحت کننده با دیدهی مثبت نگریسته و از گرفتار شدن در کمند غمگینی شدید رهایی مییابد.
عوامل جامعه شناختی مطرح شده نیز، از نگاه قرآن مخفی نمانده و با بیاناتی شیوا انسان را از وارد شدن به آن محدوده باز داشته است و میفرماید:
«وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»369
خداوند در این آیه عوامل امتحان بشر را باز میشمارد. عواملی که در صورت عدم ایمان شخص، باعث تنش در زندگی او شده و فرد را به کام افسردگی فرو میبرد، اما خداوند با تذکر به این نکته که این موارد برای امتحان و آشکار شدن افراد صابر میباشد، جامعهی اسلامی را از ورود به اضطراب و افسردگی نجات میدهد.
از عوامل دیگر جامعهشناختی در بروز افسردگی بحث تجرد و خانوادههای از هم گسسته است. موضوعی که در اسلام عزیز مورد غفلت واقع نشده و با اهتمام هر چه بیشتر به آن پرداخته شده است. قرآن کریم علاوه بر آن که به امر ازدواج ترغیب و تشویق میکند آن را عامل ثبات روانی و دور شدن از اضطراب میداند و میفرماید:
«وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِنْأَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَوَدَّةًوَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»370 و از نشانههای او این است که همسرانی از (جنس) خودتان برای شما آفرید، تا بدانها آرامش یابید، و در بین شما دوستی و رحمت قرارداد؛ قطعاً در آن[ها] نشانههایی است برای گروهی که تفکّر میکنند.
در آیهی شریفه آفرینش موجودی از جنس بشر که به عنوان همسر معرفی شده را مایهی سکون و آرامش دانسته و با این فرایند، جامعهی اسلامی را که به این آیه عمل کنند از ورود به وادی اضطراب و تشنج روانی دور نگه میدارد.
اسلام از رهبانیت و انزواطلبی و فرار از ازدواج نهی کرده و در مقابل، ازدواج را دریچهای برای ورود به وادی آرامش و سلامت روانی معرفی کرده است. و از طرفی در اسلام، طلاق تا زمانی که مجبور به انجام آن نشویم ـ امری ناپسند معرفی شده است. گرچه آموزههای قرآنی، طلاق را در صورت ضرورت وسیلهای برای رهایی و فرار از فشارهای روانی ناشی از اختلافات خانواده میداند ولی برای آن شرایطی را توصیه میکند که در آن صورت فشار روانی حاصل از این جدایی را به حداقل میرساند:
«وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ»371 و هنگامی که زنان را طلاق دادید، و به (روزهای پایانی) سرآمدِ (عدّه)شان رسیدند، پس بطور پسندیده نگاهشان دارید، یا بطور پسندیده آزادشان سازید؛ و بخاطر زیان رساندن نگاهشان ندارید،
موضوع این آیه طلاق و جدایی همسران است. ولی با ظرافتی که مخصوص قرآن است میفرماید: در این هنگام که عدهی زن در حال تمام شدن است، یا به بهترین وجه رجوع کرده، و زندگی را ادامه دهید، و یا با بهترین وجه که هیچ گونه آشفتگی روحی را به همراه نیاورد جدا شوید. پیشنهاد رجوع مجدد به زوج، از طرف خداوند نشان از اهمیت پیوند و استمرار زندگی در اجتماع دارد و تاکید به جدایی همراه با زیبایی و خوبی که هم شرع و هم عرف و عقل آن را تایید کند372 نشان از احتمال بروز حملههای روانی در این حالت دارد، که با این گونه برخورد زوج، این حملهها به حداقل میرسد.
در آیهی بعد، از این که، از ازدواج مجدد همسر جلوگیری شود ـ که در گذشته رسم بود ـ نهی شده و ازدواج همراه با نیکی را مورد تاکید قرار میدهد. که خود دلیل دیگری بر اهمیت دادن قرآن به ازدواج و اکراه از تجرد است.
به طور خلاصه نظر قرآن در این باره چنین است:
1. سفارش به ازدواج.
2. نکوهش طلاق، هر چند آنرا دریچهی خروج از بن بستهای تفاهم میداند.
3. توصیه به تحکیم روابط عاطفی خانوادگی از دیگر آموزههای قرآن است.
چنانچه گذشت، نه تنها اسلام از رهبانیت و انزواطلبی نهی کرده بلکه قرآن کریم به رجوع به جمع و همکاری جمعی سفارش میکند و میفرماید:
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَلاَ تَفَرَّقُوا»373 و همگی به ریسمان خدا، تمسّک جویید، و پراکنده نشوید؛
و در آیهی دیگر میفرماید:
«تَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَی»374 و بر(ای) نیکوکاری و (خود نگهداری و) پارسایی با یکدیگر همکاری کنید؛
با این راهکار افسردگی در جامعهی اسلامی به حداقل میرسد.
افسردگی در آیینهی روایات
عواملی که در پیدایش و یا تشدید افسردگی نقش دارند فراوانند. در احادیث اهل بیت(ع) ـ که خود مفسر واقعی قرآن میباشند ـ عوامل شناختی، عاطفی و رفتاری متعددی برای این موضوع شمرده شده است که در اینجا به بخشی از این روایات اشاره میشود:
الف. وابستگی
وابستگی از جمله عواملی است که در روایات متعدد از آن به عنوان عامل افسردگی نام برده شده است. از آن جا که انسان نمیتواند در زندگی به تمام تمایلات و خواستهای خود برسد این ناکامی باعث میشود فرد دچار غمگینی شدید و افسردگی شود. از رسول اکرم(ص) حکایت شده:
«انا رعیم بثلاث عن اکب علی الدنیا بفقر لاغناء له و بشغل لافراغ له و بهمّ حزنٍ لا انقطاع له»؛375 «کسی که علاقه و وابستگی زیاد به دنیا داشته باشد به طور قطع سه چیز را در پی دارد: نیازمندی، که هیچ گاه به بینیازی نمیانجامد؛ گرفتاری، که هرگز از آن خلاصی نیست؛ و افسردگی و غمگینی، که جزو وجودش میشود و از او جدا نمیگردد.
ب. دوری از معنویت
از جمله عوامل افسردگی که در روایات اسلامی به آن اشاره شده است عامل دوری از معنویت و پیروی از هواهای نفسانی، شهوت رانی و اموری از این قبیل میباشد. از حضرت علی(ع) نقل شده:
«من غضب علی من لایقدر ان یضره طال حزنه و عذب نفسه»؛376 «هر که به ناحق بر کسی خشم گیرد که توان آسیب رساندن به وی را ندارد، اندوهش دراز گردد و خود را عذاب دهد.»
این عامل از آن رهگذر منجر به افسردگی میشود چه بسا این کار که بدون در نظر گرفتن فرامین دین و ندای عقل انجام گرفته در نهایت به خاطر احساس گناه و دوری از پروردگار به سرزنش عقل و وجدان منجر میشود و احساس بیارزشی و نوامیدی او را به افسردگی میکشاند.
ج. منفی نگری
در روایات منفینگری در محورهایی مانند: تردید نسبت به الطاف خداوند، نارضایتی از خداوند و ناخشنودی از زندگی، نپذیرفتن واقعیت و خیال پردازی، برآورده نشدن انتظارات و نگرش منفی نسبت به اطرافیان و اموری این چنین تجلی پیدا کرده. که این نیز عاملی برای پیدایش افسردگی معرفی شده است. از امام صادق(ع) حکایت شده که میفرماید:
«ان الله ـ بعد له و حکمته و علمه ـ جعل الرَوح و الفرح فی الیقین و الرضا عن الله و جهل الهمّ والحزن فی الشک والسخط»؛377 «خداوند براساس عدالت و حکمت و علم خود، آرامش و شادابی را در معرفت یقینی و رضایت (از آنچه به او و به دیگر بندگان عطا کرده) قرارداده است و اندوهگینی و افسردگی را در شک و تردید و عدم رضایت قرار داده است.»
د. ضعف انگیزه و اراده
در روایات اسلامی ضعف انگیزه و اراده در موضوعاتی مانند: کوتاهی در انجام فعالیت و عدم دستیابی به موفقیتها تجلی کرده است و به عنوان عاملی برای افسردگی معرفی شده است.
از این روی از حضرت علی(ع) حکایت شده که میفرماید:
«من قصر فی العمل ابتلی بالهمّ»؛378 «هر کس در انجام تکالیف و فعالیتهای خود کوتاهی کند به اندوهگین و افسردگی مبتلا میشود.
هـ . آرزوهای دور و دراز (طول امل)
در منابع اسلامی آرزوهای طولانی داشتن و در قبال آنها خیال پردازی کردن را مایهی افسردگی میداند و از امیرالمومنین حکایت شده «ایاک و الاغترار بالامل... فعظم الحزن و زاد الشغل و اشتدت التعب ... و زدتَ به فی الهم و الحزن»379 «از اینکه آرزوهای دور و دراز داشته باشی و فریب آنها را بخوری برحذر باش! که تو را ناراحت و اندوهناک میسازد و به تدریج اندوهگینیات بزرگ میشود و فکر تو را مشغول میسازد و ناراحتیات را افزایش میدهد.»
بررسیهای تجربی در «رابطهی بین اعتقادات مذهبی و افسردگی»:
در اینجا مواردی از بررسیهای صورت گرفته در مورد «رابطهی میان افسردگی و امور مذهبی» را برای عینیت بخشی به موارد بیان شده ذکر میکنیم:
طبق آمار و دادههای تجربی میان میزان افسردگی و عقاید مذهبی همبستگی منفی وجود دارد.380
نتایج یک مطالعه با نمونه برداری تصادفی در گروههای مشابه نشان داد که همبستگی مثبتی بین خواندن نماز و بهبودی افسردگی و اضطراب و افزایش اعتماد به نفس وجود دارد. در این زمینه «ازالی»، «هاسانچ»، «آمینا» و «سابرامانیام» در مطالعهی میان 130 بیمار مبتلا به اضطراب، و 100 بیمار مبتلا به افسردگی، در دو گروه متمایز با شرایط فرهنگی مذهبی قوی و ضعیف به این نتیجه رسیدند که: «گروه دارای اعتقادات مذهبی، بعد از شش ماه روان درمانی، بهبود بیشتری یافتند.»381
آزمایش در مورد این «ارتباط» به صورت مکرر صورت گرفته که بخشی از آنها در کتاب اسلام و بهداشت روان آمده است.
نتیجهگیری:
قرآن کریم نسبت به انسان و حالات روحی او علم کامل داشته و زمینههای منجر به افسردگی را بیان و راه درمان آن را تجویز کرده است. در این نوشتار، اول به بررسی علل مطرح شده در مکاتب مختلف روانشناسی در مورد افسردگی پرداخته شد و در مرحله بعد پاسخهای قرآنی آن داده شد و در ضمن این موضوع را نیز در آیینهی روایات نظاره کردیم در نهایت نیز نمونهای از بررسیهای صورت گرفته در مورد «ارتباط دین و افسردگی» ارایه گردید.
پاورقی:
360 . اسلام و بهداشت روان (مجموعه مقالات)، ج 1، ص 15، مقاله (شواهد پژوهشی در رابطه بین وابستگی مذهبی و افسردگی)، دکتر احمدعلی نوربالا.
361 . همان.
362 . بقره / 156.
363 . رعد / 28.
364 . منافقون / 8.
365 . حجرات / 13.
366 . یوسف/ 87.
367 . زمر / 53.
368 . بقره / 216.
369 . بقره / 155.
370 . روم / 21.
371 . بقره / 231.
372 . محقق اردبیلی، زبدة البیان فی براهین القرآن، ص 740، انتشارات مومنین.
373 . آل عمران / 103.
374 . مائده / 2.
375 . علامه محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 77، ص 116، ح 11.
376 ابن شیبه، تحف العقول، ص 99.
377 . محمد مهدی ریشهری، میزان الحکمه، ج 3، ترجمه سیدرضا شیخی، ش 3783.
378 . نهج البلاغه، حکمت 127.
379 . بحارالانوار، ج 73، ص 112، ح 109.
380 . اسلام و بهداشت روان(1)، ص 27 و 28.
381 . همان.
moeinm37
13-01-2008, 13:40
اگر کسی در حال ناراحتی شدید که به او تهمتی زده باشند قرآن را از روی عصبانیت به زمین بزند، آیا گناه کرده است؟
فتاوای آیات عظام را در این مورد بررسی میکنیم.
آیت اللَّه تبریزی (حفظهاللَّه) میفرماید: هر چیزی که موجب هتک قرآن باشد بی اشکال حرام است.
آیت اللَّه گلپایگانی؛ میفرماید: هتک حرمت قرآن کریم به هر عنوان حرام است.
آیت اللَّه فاضل ....... میفرماید: اگر توهین به قرآن از روی عصبانیت باشد و عصبانیت به حدی بوده که از خود بی خود شده باید توبه کند ولی اگر از روی قصد و اراده بوده و ناشی از عداوت و دشمنی با پیامبر(ص) یا ائمه باشد محکوم به نجس بودن است و اگر به انکار رسالت برگشت کند علاوه بر نجس بودن محکوم به ارتداد است در هر صورت وظیفه کسانی که متوجه میشوند این است که او را نهی از منکر نمایند و از او اجتناب کنند تا حکم شرع تکلیف او را روشن کند. چنانچه نظریه آیت اللَّه مکرام شیرازی نیز است.{1}
از دیدگاه اهل سنت نیز احترام قرآن لازم است و تحقیر و اهانت به آن جایز نیست؛{2} لذا علمای اهل سنت پشت کردن به قرآن، دراز کردن پا به سمت آن، پرت کردن قرآن روی زمین را جایز نشمردهاند.{3}
[1].کتاب استفتائات چند تن از آیات عظام نوشته آقای وحیدی خراسانی.
[2].ر.ک: یستألونک فی الدین و الحیاة، دکتر احمد شرباصی، ج 2، ص 373، دارالجیل بیروت؛ البرهان، الزرکشی، ج 1، ص 478، دارالکتب العربیه بیروت.
[3].ر.ک: کشاف القناع، البهوتی، ج 1، ص 160، دارالکتب العلمیه بیروت
moeinm37
13-01-2008, 13:41
آیا شب قدر در تمام جهان یکسان است؟
مسلم است که شب قدر اختصاص به زمان رسول خدا(ص) و محیط حجاز نداشته و در همه زمانها و مکانها، شب قدر با همه عظمت و اهمیتش وجود دارد. البته این بدان معنا نیست که شب قدر برای همه ساکنان کره زمین، شب واحد و مشترکی باشد و در ساعت معینی در سراسر کره زمین آغاز و در ساعت معینی هم پایان بپذیرد، زیرا زمین کروی است و همیشه یک نیم کره آن در تاریکی و نیم کره دیگر آن در روشنایی قرار دارد. بنابراین، این که گفته میشود شب قدر در سراسر سال یک شب است منظور این است که برای اهالی هر نقطهای بر حسب سال قمری خودشان تنها یک شب قدر وجود دارد/
به عبارت دیگر اهالی هر منطقهای سال قمری خود را بر حسب افق خاص آن نقطه، از اول ماه محرم آغاز میکنند و پس از گذشتن چند ماه قمری، ماه رمضان همان نقطه برحسب افق خاص آغاز میشود که در آن یک شب قدر وجود دارد. این که اهالی هر نقطهای ایام و اوقات خود را باید با افق خاص آ نقطه تعیین کنند اختصاص به شب قدر ندارد مثل روزهای عید فطر و عید قربان که هرکدام از این اعیاد هم در طول سال بیش از یک وز نیست و در کشورهای مختلف اسلامی آنها را با توجه به تفاوت افقی که دارند و با مراجعه به افق خاص خود تعیین میکنند/
بنابر احتمال دیگر، منظور از یکی بودن شب قدر در سال، این است کهیک شبانه روز کامل باشد؛ به این معنا که در برخی از نقاط کره زمین شب آنها و در برخی نقاط دیگر روز آنها ویژگی قدر را داشته باشد/
moeinm37
13-01-2008, 13:41
سجده فرشتگان بر آدم آیا برای خدا بود یا آدم؟
شکی نیست که سجده به معنی پرستش برای خداست، چرا که در جهان هیچ معبودی جز خدا نیست، و معنی توحید عبادت همین است که غیر از خدا را پرستش نکنیم/
بنابراین جای تردید نخواهد بود که فرشتگان برای آدم سجده پرستش نکردند، بلکه سجده برای خدا بود ولی به خاطر آفرینش چنین موجود شگرفی سجده برای آدم کردند، اما سجده به معنای خضوع نه پرستش/
امام رضا(ع) در ضمن حدیثی میفرمایند:
سجده فرشتگان، پرستش خداوند از یک سو، و اکرام و احترام آدم از سوی دیگر بود، چرا که ما (خاندان پیامبر(ص» در صلب آدم بودیم.{1}
[1].نورالثقلین، ج 1، ص 58
moeinm37
13-01-2008, 13:41
و ما تشاءون الاّ ان یشاء الله رب العالمین،(1) آیه فوق این ابهام را دارد که مشیّت و اراده آدمیان محکوم مشیّت و اراده خداوند متعال است. اگر خدا بخواهد، در ما خواستی پیدا میشود و اگر مشیّت و خواست او نباشد، ما نخواهیم خواست وکاری انجام نخواهیم داد پس آنچه خواست خداست انجام میشود و مؤثر اوست و انسانها افعالی جبری دارند.
آیه فوق و آیات بسیار دیگر که از اذن خدا و یا قضا و قدر الهی سخن میگوید: نفی اختیار از انسان نمیکند. زیرا زمانی سبب اراده و اختیار از انسان میشود ه اذن خدا و یا قضا و قدر و نیز مشیّت جانشینی اراده و اختیار آدمیان شود. ولی اراده انسان در طول اراده خداست و کار هر فردی با اراده او رابطهای علّی ومعلولی دارد. و خداوند چنین خواسته و اراده کرده که انسانها با انتخاب و اراده خود فعالیت کنند. و در واقع آیات قضا و قدر و یا مربوط به مشیّت و اذن خدا بیان این مطلب است که انسان با تمام وجود وابسته به خداوند متعال است و هیچ استقلالی از خود ندارد و چنین نیندیشد که ارادهای مستقل و در عرض اراده و خواست خداوند دارد. اگر خداوند او را نیآفریده بود و به او اراده نداده بود، قدرت انجام فعلی برای او نبود پس انسان و ارادهاش متعلق و آویخته به اراده خواست خداست.
در سوره انعام آیه 149 میفرماید:
بگو: دلیل رسا و قاطع برای خداست و اگر او بخواهد همه شما را به (اجبار) هدایت میکند (فلو شاء لهدیکم اجمعین).
اما خداوند این را نخواسته است، خواست تکوینی خدا این است که انسان از راه ارادهی خود هدایت شود و به اعمال شایسته روی آورد.
بنابراین کار انبیاء و معلمین ثمرهاش این است که انسانها را آگاه میکنند تا اگر خواستند (چنانچه که خدا مقدر فرموده) به راه راست روی آورند.
1) سوره تکویر آیه 29
moeinm37
13-01-2008, 13:42
چرا در قرآن نفس اللوامه با الف و لام قسم آمده است؟
خداوند سبحان در قرآن کریم برای انسان سه نفس رانام برده است:
1- نفس امّاره: نفسی است که انسان را به گناه فرمان میدهد و به هر سو میکشاند خداوند در سوره یوسف میفرماید:«و ما ابری نفسی ان النفس لامارْ بالسؤ» من هرگز نفس خود را تبرئه نمیکنم چرا که نفس سرکش همواره به بدیها فرمان میدهد/
2- نفس مطمئنه: آن نفسی است که بر اثر اطاعت وبندگی خداوند سبحان بدست میآید که در واقع انسان کنترل غرائز خویش در دست گرفته و به آرامش و سکینه درونی رسیده است وقرآن مجید در این مورد میفرماید: «یا ایتها النفس المطمئنْ ارجعی الی ربک راضیْ مرضیْ» ای نفس مطمئنه بسوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از آن خشنودی و هم او از تو{1}
3- نفس لّوامه: انسان بر اثر طغیان غرائز گاهی دچار اشتباه میشود اما با اندک تاملی پشیمان گشته واز درون خویش با ملامت و سرزنش روبرو میگردد که از این ملامتگر درونی انسان به نفس لوامّه تعبیر گردیده است و قرآن از آن به ظمت یاد نموده و به آنقسم میخورد «لااقسم بیوم القیمْ و لااقسم بالنفس اللوامه» سوگند به روز رستاخیز و سوگند به نفس سرزنشگر{2}
گر چه در قرآن کریم خداوند به نفس لوامّه قسم یاد نموده است اما الف و لامی که بر نفس در آمده است الف و لام قسم نمیباشد بلکه برای تعظیم است و نشانگر بزرگی و عظمت نفس میباشد زیرا این نفس یکی از نعمتهای الهی والطاف خداوند میباشد و قسم خداوند به نفس لوامّه با کلمه لااقسم است.{3}
بنابراین نفس لّوامه نفسی است که انسان را در دنیا بر معصیت ملامت میکند و قسم خداوند به این نفس از کلمه لااقسم بدست میآید، جهت بزرگی این نعمت الهی است/
[1].تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی ج 25 سوره قیامت چاپ دارالکتب الاسلامیه 1374ه’
[2].تفسیر مجمع البیان ج10 ص 193 سوره قیامت چاپ مؤسسه اعلمی بیروت 415ه’
[3].تفسیر روح البیان بروسی ج 10 ص 243-44 چاپ الاحیأ التراث العربی 1405 ه’ تفسیر المیزان علامه طباطبائی ج20 ص 113 چاپ مؤسسه اعلمی بیروت طبع اولی 1411ه’/
moeinm37
13-01-2008, 13:42
برخی روایات خواصی را برای قرآن بیان میکنند که دور از عقل به نظر میرسد لطفاً نظرتان را بنویسید؟
آیات قرآن مجید همانگونه که دارای ویژگی هدایت و ارشاد انسانها به عالیترین مراحل تکامل انسانی آنان است از خواص دیگری هم برخوردار است که در احادیث بسیار اینگونه خواص و آثار سخن به میان آمده است بنابراین در موقع برخورد با اینگونه احادیث که برخی خواص را به آیات قرآن نسبت میدهد نباید موضع انسان انکار آن خواص و آثار باشد چه اینکه مجهولات انسان انکار آن خواص و آثار باشد چه اینکه مجهولات انسان فراوان است و هر چیزی که با اندیشه و فهم محدود و نارسای انسان سازگار نبود نباید مورد آنکار انسان قرار گیرد آری اگر حدیثی که متضمن اینگونه خواص است غیر معتبر باشد نمیتوان به آن اعتماد کرد نُنزَّل من القرآن ما هو للمؤمنین اگر از روی ایمان و پاکی دل سراغ قرآن رویم حلال مشکلات است.
moeinm37
13-01-2008, 13:43
آیاتی از قرآن است که درباره آفرینش انسان سخن گفته آیا مسئله تکامل انواع از این آیات استفاده میشود؟
آیهی نخست این است ان الله اصطفی آدم و نوحاً وآل عمران علی العالمین؛ همانند خدا آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داده است.
اگر گفته شود کلمهی اصطفاء که به معنی برگزیدن است این را میرساند که از میان انسانهایی که موجود هستند خداوند آدم و نوح... را برگزیده و اگر انسانهایی نباشند اصطفاء چه مفهومی خواهد داشت داشت پاسخ این است که اولاً در مفهوم برگزیدن شرط نیست که لازم باشد در همان روزگار افرادی باشند تا خدا یک فرد را از میان آنان برگزیده باشند بلکه مجموع انسانهایی را هم که بعد میآیند وقتی در نظر بگیریم صحیح است که گفته شود خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را از آنها برگزیده است.
چنانکه میگوییم پیامبر اسلام«صلی الله علیه وآله»را خداوند از میان تمام پیامبران برگزیده و او را خاتم پیامبران قرار داده است با اینکه در زمان پیامبر اسلام دیگری وجود نداشته است. ثانیاً مفهوم اصطفاء در آیه به معنی تفضیل و برتری است به قرینهی اینکه پس از آن کلمهی «علی» آمده است و در مفهوم تفضیل و برتری دادن لازم نیست کسانی موجود باشند بلکه میتوان فردی را بر دیگر افرادی که در زمان او نیستند برتری داد. وکلمهی عالمین به معنی جهانیان است و انسانهای هر زمانی را شامل میشود و اختصاصی به زمان خاصی ندارد بنابراین از این نمیتوان استفاده کرد که در زمان حضرت آدم باید انسانهایی باشند تا آدم از آنها برتر باشد، چنانکه برخی از نویسندگان خواستهاند استفاده کنند.
آیهی دیگر = و لقد خلقناکم ثم صورنا کم ثم قلنا للملائکه اسجد و الآدم فسجدوا الا ابلیس... ترجمه نوشتهاید از این استفاده میشود که خداوند نخست انسانها را از چیزی که قبلاًوجود داشته آفریده است پس از مدتی طولانی به آن شکل داده و پس از مدت زمانی دیگر به ملائکه گفته در برابر آدم سجده کنند و این با این مسأله سازگار است که پس از گذشتن دورانهایی که از خلقت انسان تحولی در شکل انسان داده شده باشد و پس از آن به فرشتگان گفته شده که در برابر آدم که دارای مرحلهی تفکر و تعقل انسانی است سجده کنند و این با تکامل انواع سازگار است. پاسخ این است که با توجه به مفهوم «خلق» و تعبیر«ثم» که در آیه بکار رفته آیه میتواند بر خلقت حضرت آدم در صورتی که وی مبدأ نسل کنونی باشد از خاک و گل بوده است بنابراین، تعبیر خلق کاملاً صحیح است و در تعبیر ثم که حرف عطف است و دلالت بر تراخی وانفصال دارد لازم نیست که مدت طولانی و بین مراحل مختلف آفرینش انسان میلیونها سال طول بکشد بلکه همین قدر که بینیک مرحله و مرحلهی دیگر مدتی هر چند غیر طولانی فاصله شود باز تعبیر مذکور صحیح است گواه اینکه مراحل مختلف جنین انسان وقتی در آیات قرآن بیان میشود مانند مرحلهی نطفه و علقه و مضغه تعبیر ثم به کار میرود = و لقد خلقنا الانسان من سلالة من طین ثم جعلنا نطفة فی قرار مکین ثم خلقنا النطفه علقه فخلقنا العلقه مضغه...بر این اساس ممکن است منظور از آیهی مذکور چگونگی آغاز آفرینش نوع انسان باشد و چون حضرت آدم اولین فرد این نسل است نخست خلقت وی آنگاه مرحلهی تصویر وی به صورت انسان آنگاه مسألهی سجدهی ملائکه نسبت به آدم مطرح شده باشد.
آیهی دیگر = الذی احسن کل شیء خلقه و بدء خلق الانسان من طین ثم جعل نسله من سلاله من ماء مهین ثم سویه و نفخ فیه من روحه و جعل لکم السمع و الابصار و الافئده... در این آیه نیز گفته میشود با توجه به اینکه کلمهی انسان عام است و ثم دلالت برتر اخی دارد بنابراین میتواند مراحل سیر حیات در موجودات زنده را یاد آور شده و سپس مرحلهی برخورداری انسان را از روح الهی و تکامل فکری و عقلی وی متذکر شده باشد، ولی با توجه به آنچه یادآوری شد که ثم دلالت بر ترتیب و انفصال دارد اما بر مدت طولانی هیچ دلالتی ندارد باید در معنای آیه تأمل بیشتری کرد آیهی اول دلالت دارد بر اینکه خداوند آفرینش نوع انسان را از گل آغاز کرد آفرینش انسان به آفرینش اولین فرد او است بنابراین، معنای اینکه آفرینش نوع انسان از گل آغاز شده این است که اولین فرد انسان از گل خلق شده است گواه اینکه در آیهی گفته شده و سپس نسل او را از سلالهیی از آب پست قرارداد و این که در این آیه سخن از قراردادن انسان از ماء مهین قرارداده شده قریناست براینکه آیهی اول به آفرینش اولین فرد انسان که آغاز آفرینش این نسل این است نظر دارد. پس از اینکه اولین مرحلهی آفرینش انسان را یادآور شد به مرحلهی دیگر که تسویهی او است (قرار دادن هر جزئی بجای خویش) میپردازد و نفح روح را یاد آور میشود و ظاهراین است که این تسویه ونفح روح مربوط به آفرینش اولین السمع والابصار والافئده... و برای شما گوش و چشم (که وسیلهی شنوایی و بینایی انسانی هستند) و دلها قرارداد بنابراین آیات مذکور هیچکدام دلالتی بر اصل تکامل ندارند.
یاد آوری این نکته لازم است که در تفسیر آیات قرآن باید از افرادی که تخصص در تفسیر قرآن دارند الهام گرفت چه اینکه دیگر ممکن است مبتلاً به تفسیر به رأی بشوند و آیات را از معنای ظاهر آن به معنای دیگر تأیل نمایند
moeinm37
13-01-2008, 13:44
شیطان چگونه وارد بهشت شد و آدم و حوا را گول زد؟
پروردگار عالم ارادهاش تعلق گرفت بر این که در روی این کره خاکی (زمین) خلیفه و جانشینی از جنس خاصی (بشر) بیافریند. پس به ملائکه فرمود: «... میخواهم روی زمین خلیفه و جانشینی قرار دهم». پس آدم ابوالبشر را آفرید و او را برتر از ملائکه قرار داد و فرمود: (لقد خلقناکم ثم صورناکم، ثم قلنا للملائکه اسجدوا لاَّدم فسجدوا الا ابلیس لم یکن من الساجدین)/
شیطان به خاطر تکبری که داشت آدم را سجده نکرد و رانده درگاه حضرت حق گردید/
بعد از خلقت حضرت آدم و حوا و امر کردن خداوند ملائکه را به سجده کردن آدم، این فرمان از طرق خداوند به آنها ابلاغ شد: «ای آدم، تو و همسرت در بهشت سکونت کنید و از نعمتهای بهشتی هر چه میخواهید بخورید، اما نزدیک این درخت نشوید که از ستمگران خواهید بود».{1}
آدم و حوا در بهشت مشغول زندگی بودند و از نعمتهای بهشتی استفاده میکردند. شیطان که همه بدبختیهای خود و رانده شدن از درگاه پرفیض الهی را از ناحیه آدم میدانست و کینه او را به سختی در دل گرفته بود، در صدد بود به هر شیوهای که ممکن است موجبات گمراهی آدم و فرزندانش را فراهم سازد و حتی در پیشگاه خدا سوگند یاد کرد که به هر نحوی و از هر سویی که بتوانم آدمیان را گمراه و جهنمی خواهم کرد. شیطان در چنین موقعیتی که حضرت آدم و حوا بهترین زندگی را دارند چگونه میتواند آسوده بنشیند و آدم را در آن همه لذتهای بی منتهای مادی و معنوی مستغرق ببیند و نصیب وی فقط اندوه و حسرت و ندامت باشد؟
شاید اگر هم فکر انتقام در سر او نبود همان طبع حسود و تکبری که داشت او را آسوده نمیگذاشت و در صدد زایل کردن این نعمتهای بی حد الهی از آدم و حوا بر میآمد/
اما این که چگونه شیطان وارد بهشت شده است، باید دید آیا بهشت حضرت آدم همان بهشت برین و موعود بوده است یا باغی از باغهای دنیا بوده است. بر این اساس آنچه در روایات و تفاسیر بیان شده است، بهشت حضرت آدم بای از باغهای دنیا بوده است؛ زیرا اگر بهشت همان بهشت موعود نیکان و پاکان باشد، با آیات قرآن منافات دارد که میفرماید مقربان درگاه الهی در باغهایی قرار دارند که در آنجا سخن بهیوده و لغو نمیشنوند و در آنجا گناهی صورت نمیگیرد. پس بهشت جای ورد اشخاص آلوده به گناه نیست و شیطان که آلوده به گناه بود چطور میتوانست در بهشتی که موعود نیکان است وارد شود. بنابراین، شیطان هرگز نمیتواند به بهشت وارد شود.
از امام صادق(ع) روایت شده است که ایشان درباره بهشت حضرت آدم باغی از باغهای دنیا بود که خورشید و ماه بر آن میتابید و بسیار زیبا و آب و هوای خوبی داشت و اگر بهشت جاودان بود هرگز آدم از آن رانده نمیشد».{2}
[1].سوره بقره، آیه 35/
[2].تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 62
moeinm37
13-01-2008, 13:44
غیر مادّی بودن روح یعنی چه؟
خاصیّت مادّه این است که تغییر و تحوّل دارد و از حالتی به حالت دیگر تغییر مییابد و به اصطلاح، در معرض فساد و نابودی است. از جمله آثار مادّه، زمانی بودن و مکانی بودن آن است؛ ولی روح موجود، مجرّد است (مادّه و جسم نیست)؛ )بنابراین، آثار و احکام شئ و مادّه را ندارد؛ یعنی از بین نمیرود و نابود نمیشود. سلولهای بدن انسان در مدّت زندگی چندین بار عوض میشود؛ ولی وجود فرد (من بودن آن) عوض نمیشود و او همان کسی است که بوده
moeinm37
13-01-2008, 13:45
آیا آیهای در مورد نماز اول وقت نازل شده است؟
دین مبین اسلام، برای نماز اهمیت ویژهای قائل شده است، و این نکته از آیات و روایات بیشماری استفاده میشود. در آیات بسیاری به مسئله نماز پرداخته شده است. دسته از آیات به تشریع نماز تصریح کرده است؛ مانند: «فاقیمواالصلوْ ان الصلوْ کانت علی المؤمنین کتاباً موقوتاً»{1} نماز را به پا دارید، زیرا بر مؤمنان نماز به عنوان وظیفه ثابت شده است/
برخی آیات به تمجید نمازگزاران و تأکید بر رستگاری آنان پرداخته، مانند: «قد افلح المؤمنین الذین هم فی صلوتهم خاشعون»{2} مؤمنان همانا رستگار شدند، آنان که در نماز خویش فروتن و خاشعاند/
در برخی آیات به فلسفه نماز اشاره شده، مانند: «اقم الصلوْ لذکری»{3} نماز را برای یاد کردن من بپا دارید. و نیز آیاتی که برای مزمت کردن کسانی که نسبت به نماز دچار غفلت شدهاند نازل شده است: «فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون»{4} پس وای بر نمازگزاران آنانکه از نماز خویش غفلت کنند/
دستهای از آیات، به وقت نماز اشاره کرده که در برخی، به وقت یک نماز (ظهر) «حافظوا علی الصلواْ و الصلوْ الوسطی{5}» (بر نمازها و نماز میانه) مواظبت کنید، و در برخی آیات دیگر به وقت سه نماز (صبح، مغرب، عشأ) اشاره نشده است: «و اقم الصلوْ طرفی النهار و زلفاً من الیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکر للذاکرین»{6} در دو طرف روز، و اوایل شب، نماز را برپا دارید، چرا که حسنات، سیئات (و آثار آن را) از بین میبرد، این تذکری است برای آنان که اهل تذکرند، و در برخی آیات به پنج نماز اشاره شده است: «اقم اصلوْ للولوک الشمس الی غسق اللیل و قرآن الفجر»{7} به پای دار نماز را از بازگشتگان خورشید تا تاریکی شب و خواندنی بامداد بپا دار/
از میان آیات وارد درباره وقت نماز، فقیهان از آیه مذکور، دلیل بر اقامه نماز در اول وقت است.{8} ایشان در وجوب نماز اول وقت به نحو موسع، فرموده است: افضل، تقدیم در اول وقت است و در این فتوا به آیه اقم الصلوْ لدلوک الشمس{9} استناد کرده و امر شارع را در این آیه شریفه، مقتضی وجوب نزد شیعه و دلیل بر فوری بودن آن دانسته است.{10}
از امام صادق(ع) در تفسیر آیه «فویل للمصلین، الذین هم عن صلاتهم ساهون»{11} آمده میفرماید: «تأخیر الصلاْ عن اول وقتها لغیر عذر» مردا از بیاعتنایی به نماز، تأخیر از اول وقت بدون عذر است.{12}
پس میتوان گفت از این دو آیه استفاده اول وقت شده است، گرچه احادیث و سیره پیامبر(ص) و ائمه(ع) بر اقامه نماز در اول وقت به عنوان فضیلت بوده است و این سیره همه عالمان و مؤمنان است/
[1]. سوره نسأ، آیه 103/
[2]. سوره مؤمنون، آیه 2-1/
[3]. سوره طه، آیه 14/
[4]. سوره ماعون، آیه 5و4/
[5]. سوره بقره، آیه 238/
[6]. سوره هود، آیه 114/
[7]. سوره اسرأ، آیه 78/
[8]. کتاب الحلّاف، شیخ طوسی، ج 1، ص 292/
[9]. سوره اسرأ، آیه 78/
[10]. همان/
[11]. سوره ماعون، آیه 5-4/
[12]. بحارالانوار، ج 83، ص 6/
moeinm37
13-01-2008, 13:46
اثبات ولایت فقیه از طریق قرآن چگونه است ؟
ابتدائ توجه به این نکته لازم است که گاه گمان می شوند که تنها مدرک اسلامی بودن یک مسائله مطرح شدن آن به صورت صریح در قرآن کریم است و هر آنچه با قطع نظر از این که عقل و سنت نیز هر یک دلیل و مدرک معتبری در کنار قرآن است و اسلام را می توان و بلکه باید از مجموع هر سه منبع (قرآن , سنت و عقل ) شناخت به توضیح این مسائله می پردازیم که قرآن کریم که روشن گر راه هدایت است برخی از امور را خود به طور مستقیم و بدون واسطه بیان کرده است مانند کلیات بسیاری از احکام و برخی از امور را به طور غیر مستقیم و با واسطه پیامبران بیان کرده است ولی خودش به این واسطه تصریح کرده است . قرآن کریم تبیین هدایت خود را بر عهده پیامبر می گذارد ((و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم ; و این قرآن را به سوی تو فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را به سوی ایشان نازل شده است توضیح دهی )), (نحل , آیه 44) و نیز فرمود ((ما آتاکم الرسول فخذوه و مانهاکم عنه فانتهوا; آنچه را رسول خدا برای شما آورد بگیرید و آنچه را نهی کرد خودداری کنید)), (حشر, آیه 7). از این آیات به دست می آید که خداوند متعال فرامین رسول خود را نازل منزل و قائم مقام خود کرده است پس هر چه را پیامبر خداگفت می توان با استناد به این آیات سخن غیر مستقیم قرآن دانست درست مانند این که مالک خانه از دو طریق می تواند کلید همه اتاقهای خانه را به شخصی بدهد یکی این که مستقیما" همه کلیدها را به او بدهد و دیگر این که کلید یک اتاق را بدهد و کلید اتاقهای دیگر را در آن اتاق بگذارد و محل آن را نیز به آن شخص بگوید در هر دو طریق می توان گفت آن شخص کلید همه اتاقها را از مالک خانه گرفته است . بااین سخن می توان عمل به همه روایات معصومین (ع ) را عمل به قرآن و سخن آنان را سخن قرآن دانست پس ادله روایی مسائله ولایت مطلقه فقیه که در همه کتب مربوط به ولایت فقیه آمده است بیگانه از استناد به قرآن نیست . به هر روی قبل از پاسخ , ذکر دو مقدمه لازم است : مقدمه اول : ولایت مطلقه از سه طریق قابل اثبات است : الف ) دلیل عقلی محض : یعنی بدون استناد به هیچ آیه و روایتی . ب ) دلیل نقلی محض : یعنی فقط از آیه و روایت و بدون مدد از دلیل عقلی . ج ) دلیل تلفیقی : یعنی از مجموع دلیل عقلی و نقلی . هر یک از این سه طریق به تفصیل در کتب مربوطه مطرح شده است ولی در این پاسخ فقط بخش قرآنی آن (یعنی استناد ولایت فقیه به قرآن ) مطرح می شود. مقدمه دوم : در ولایت مطلقه فقیه ولایت به معنی زعامت , رهبری و حکومت اسلامی و اطلاق آن بدین معنا است که دایره اختیارات در ولایت فقیه اختصاص به یک حوزه خاص از مسائل اجتماعی ندارد بلکه هر حوزه ای را که دخالت حکومت در آن لازم است شامل می شود پس فقیه می تواند در تمامی این حوزه ها با رعایت ضوابط و قوانینی که اسلام تعیین کرده تصمیم گیری و اجرا کند. ولایت مطلقه فقیه هرگز بدین معنا نیست که فقیه در تصمیم گیری و اجرا هیچ قید و شرطی ندارد و رعایت هیچ ضابطه ای بر او لازم نیست این معنای باطل از ولایت مطلقه توسط هیچ فقیهی ابراز نشده فقط توسط ناآگاهان یا غرض ورزان شده است پس اطلاق در ولایت به معنای گستره ولایت بر همه حوزه هایی است که دخالت حکومت در آن لازم است بدین معنا اختیارات همه حکومت های متعارف در سطح جهان امروز مطلقه است زیرا بقای هیچ حکومتی بدون اجازه و دخالت در همه حوزه های حکومتی امکان پذیر نیست البته هر حکومتی در جهان برای تصمیم گیری و اجرا رعایت ضوابطی را بر خود لازم می داند در حکومت ولایت فقیه نیز این ضوابط از سوی دین تعیین شده است . پس از ذکر این دو مقدمه به اصل پاسخ می پردازیم : برای اثبات ولایت مطلقه فقیه از قرآن باید مسائل زیر را از قرآن به دست آورد: 1- اصل حکومت و ولایت در اسلام . 2- اطلاق ولایت . 3- شرایط حاکم یعنی اسلام و ایمان , عدالت آگاهی به اسلام (فقاهت ), کفایت . مسائله اول , اصل حکومت در اسلام : لزوم حکومت در هر جامعه ای از بدیهیات و نیازی به دلیل ندارد در اینجا فقط به آیاتی که ولایت پیامبر اکرم (ص ) و امامان معصوم (ع ) را ثابت می کند اشاره می کنیم . ((النبی اولی بالموئمنین من انفسهم )) (احزاب آیه 6) پیامبر نسبت به مردم از خود آنان سزاوارتر است پس اگر تصمیمی درباره آنان گرفت اطاعت از آن بر مردم لازم است ((و ماکان لموئمن و لا موئمنه اذ اقضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره من امرهم )) (احزاب آیه 36) هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارند هنگامی که خدا و پیامبرش مطلبی را لازم بدانند اختیاری از خود در برابر خدا داشته باشند و مجموع آیاتی که امر به اطاعت از پیامبرکرده است (آل عمران آیه 32 و132) (مائده آیه 92) (انفال آیه 20) (نور آیه 54 و 56) (محمد آیه 33) (مجادله آیه 13) (تغابن آیه 12) و درباره ولایت امامان معصوم (ع ) نیز فرمود: ((انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یوئتون الزکاه و هم راکعون )) (مائده آیه 55) همانا ولی شما خداوند است و پیامبر او و موئمنانی که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند این آیه به اتفاق همه مفسرانی که (شیعه و سنی ) برای آن شائن نزول ذکر کرده اند در حق علی بن ابیطالب (ع ) نازل شده است ((اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم )) (نسائ آیه 59) از خداوند و پیامبر و اولو الامرتان اطاعت کنید مسائله دوم : اطلاق ولایت : آیاتی که در مسائله قبل ذکر شد هیچ یک اطاعت از پیامبر و اولواالامر را مقید به مورد خاص یا موضوع خاص نکرده است و آن را به صورت مطلق بیان فرموده است . در آیه دوم اطاعت هر حکمی که خدا و رسول کردند بر مردم لازم شمرده شده است . در آیاتی که امر به اطاعت از پیامبر و اولواالامر شده است نیز هیچ قیدی برای آن ذکر نشده است پس از این آیات اطلاق در ولایت ثابت می شود. از آن جا که حکومت در جامعه اسلامی از ضروریات است و اختصاص به زمان رسول الله یا زمان حضور معصوم ندارد از این آیات می توان اطلاق ولایت را برای حاکم اسلامی در هر دوره ای ثابت کرد. مسائله سوم شرایط حاکم و ولی : شرط اول : اسلام و ایمان . خداوند می فرماید: ((لن یجعل الله للکافرین علی الموئمنین سبیلا"; خداوند هرگز کافران را بر موئمنان سلطه نمی دهد)), (نسائ آیه 141) و ((لایتخذ الموئمنون الکافرین اولیائ من دون الموئمنین و من یفعل ذالک فلیس من الله فی شی ئ; موئمنان نباید کافران را به جای موئمنان دوست و ولی خود بگیرند و هر کس چنین کند از لطف و ولایت خدا بی بهره است )), (آل عمران آیه 28). شرط دوم : عدالت در مقابل ظلم است . خداوند حکومت و ولایت ظالمین را نمی پذیرد پس حاکم و ولی باید عادل باشد. فرمود: ((ولاترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار; به ستم پیشگان گرایش نیابید که آتش دوزخ به شما خواهد رسید)), (هود آیه 113) و این رکون در روایات به رکون دوستی و اطاعت تفسیر شده است , (تفسیر علی بن ابراهیم ج , 1 ص , 338) و در شرط امامت به حضرت ابراهیم فرمود: ((قال انی جاعلک للناس اماما" قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین )) (بقره آیه 124) خدا فرمود: من تو را پیشوای مردم گماردم گفت : و از فرزندان من ؟ فرمود: عهد من به ستمکاران نمی رسد شرط سوم : فقاهت . حاکم اسلامی باید عالم به احکام اسلام باشد تا بتواند آنها را اجرا کند در زمان پیامبر(ص ) و امام معصوم (ع ) این علم از سوی خداوند به آنان داده شده است و در زمان غیبت امام معصوم (ع ) داناترین مردم به احکام یعنی فقها این علم را دارند قرآن درباره شرط علم می فرماید: ((افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لایهدی الا ان یهدی فمالکم کیف تحکمون ; آیا کسی که به راه حق هدایت می کند سزاوارتر است ک از او پیروی شود یا کسی که راه نمی یابد مگر آن که راه برده شود شما را چه می شود؟ چگونه داوری می کنید؟)), (یونس , آیه 35). فقیه کسی است که با تخصصی که سالها در تحصیل آن کوشش کرده خودش می توان احکام اسلام را از قرآن و سنت و عقل و اجماع به دست آورد و غیر فقیه کسی است که این تخصص را ندارد و باید احکام اسلام را از فقیه بیاموزد. اشکال : غیر فقیه می تواند احکام اسلام را از فقیه بگیرد و حکومت کند پس لازم نیست خودش فقیه باشد. پاسخ : اولا", آگاهی های لازم از اسلام برای حکومت اختصاص به فتوا ندارد تا گفته شود غیر فقیه از فقیه تقلید می کند بلکه در بسیاری از موارد فقیه باید با توجه به ملاک های ترجیح در تزاحم احکام و یا تشخیص موارد مصلحت به حکم حکومتی صادر کند و حکم حکومتی خارج از دایره فتوا و تقلید است . صدور حکم حکومتی در تخصص فقیه است . ثانیا" آیا غیر فقیه اطاعت از فقیه را در همه موارد بر خود لازم می داند؟ یا فقط در مواردی که خود تشخیص می دهد از فقیه اطاعت می کند در صورت دوم هیچ ضمانت بر اطاعت از فقیه وجود ندارد و در صورت اول در واقع آن فقیه ولایت دارد و این شخص مجری از سوی او به شمار می آید این با ولایت فقیه منافاتی ندارد. اشکال : در این آیه اطاعت از ((من یهدی الی الحق )) سزاوارتر از ((من لایهدی الایهدی )) معرفی شده است و در تطبیق آن بر مورد ما اطاعت از فقیه را سزاواتر از اطاعت غیر فقیه می داند. این است که پس اطاعت غیر فقیه نیز با وجود فقیه مقبول است گرچه اطاعت از فقیه بهتر است (مانند این سخن را ابن ابن الحدید در شرح خود بر نهج البلاغه ج , 9 ص , 328 نسبت به مقایسه امام علی (ع و خلفای پیش از او می گوید) پاسخ : این سزاواتر بودن سزاواری در حد الزام است یعنی فقط باید از او پیروی کرد به قرینه اینکه در ذیل آیه مردم را توبیخ می کند که چرا از ((من یهدی الی الحق )) پیروی نمی کنید ((فما لکم کیف تحکمون )) این سزاواری در حد الزام در واقع معنای صفت تفصیلی را ساقط می کند مانند آیه ((واولوا الارحام بعضهم اولی ببعض )) (احزاب آیه 6) که در بحث ارث است و وجود هر طبقه مانع از ارث طبقه دوم می شود. آیات بیشمار دیگری نیز وجود دارد که فضیلت عالمان را بر غیر عالمان بیان کرده است , (زمر, آیه 9). شرط چهارم : کفایت : یعنی توانایی شایستگی در اداره امور جامعه که از آن به مدیر و مدبر بودن نیز تعبیر می شود. حضرت یوسف فرمود: ((قال اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم ; گفت مرا بر خزائن این سرزمین بگمار که من نگهبان امین و کاردانم )), (یوسف , آیه 55). درباره داستان حضرت موسی و دختر شعیب نیز فرمود: ((ان خیر من استئجرت القوی الامین ; بهترین کسی که می تواند به کارگیری (اوست که ) توانای دستکار است )), (قصص , آیه 26). در داستان عفریت جنی و حضرت سلیمان (ع ) نیز از قول آن عفریت فرمود: ((و انی علیه لقوی امین ; من بر این کار توانای درستکارم )), (نمل آیه 39). از مجموع این آیات به دست می آید اگر کسی کاری و پستی را به عهده می گیرد باید توانایی و صلاحیت لازم برای آن را داشته باشد. از مجموع آیاتی که در این موضوعات ذکر شد می توان تصویری کلی از سیمای حاکم از دیدگاه قرآن به دست آورد در منطق قرآن حکومت و زمامداری تنها شایسته کسانی است که از صلاحیتهای علمی و اخلاقی و توانمندی های لازم برخودار باشند. به دست آوردن این تصویر در زمان غیبت امام معصوم (ع ) بر ولایت مطلقه فقیه تطبیق می کند. از طرف دیگر حکومت اسلامی حکومت قانون خداست ((و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون ; و آن بدون حاکمیت دین شناسی و متخصص مستعد در اجرای احکام الهی ( فقیه عادل و جامع الشرایط) امکان پذیر نیست )), (مائده , آیه 44). برای مطالعه بیشتر مستندات قرآنی ولایت مطلقه فقیه و حکومت اسلامی به منابع زیر رجوع کنید: 1- نگاهی به مبانی قرآن ولایت فقیه علی ذوعلم موئسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر پاییز 79. 2- پیام قرآن ج 10 قرآن مجید و حکومت اسلامی آیت الله مکارم شیرازی مدرسه امام علی بن ابی طالب قم 1374. ((اظهار نظر دقیق شما ]با ذکر شماره نامه قبلی [ درباره ی پاسخ ها, موجب تکامل و پویایی کار ماست ))
moeinm37
13-01-2008, 13:46
آیا جلمه ما حمی به العقل حکمی به الشرع، آیه قرآن است؟!
خیر هر چه عقل بدان حکم کند شرع هم بدان حکم می کند آیه قرآن نیست بلکه یک قاعده از علم اصول است و معنای آن این است که چون احکام شرعیه تابع مصالح و مفاسد است یعنی، احکام دینی پشتوانه از خیر و صلاح در امر و مفسده در نهی، دارند اگر عقل درک کرده که در یک کار مصلحت الزامی بدون مزاحم است پس نتیجتاً درک میکند که شرع آنجا حکم و جوب را جعل کرده و مقرر داشته است و اگر عقل مفسده ما الزامی بدون مزاحم را درک کرد، درک می کند که شرع حکم حرمت را در آنجا مقرر نموده است.و این نشانه ارجگذاری مقام عقل در منابع استنباطی دین است
moeinm37
13-01-2008, 13:47
فهرست آیات مربوط به ولایت و امامت را بیان فرمایید.
آیاتی که در قران پیرامون امامت و ولایت ائمه اطهار(ع) وارد شده میتوان به دو بخش تقسیم کرد:
الف) آیاتی که به صورت مستقیم خلافت و جانشینی آن حضرات را بیان میکنند.
ب ) آیاتی که مناقب و فضایل آن بزرگواران را مطرح میکنند. این گونه آیات به صورت غیرمستقیم میتواند موضوع ولایت آنان را نیز روشن و اثبات بکند، زیرا با بهرهگیری از یک اصل عقلی و عقلایی به نام قبح ترجیح مفضولی بر فاضل به راحتی میتوان امامت آنان را درزمان بعد از رحلت پیامبر(ص) تا زمان وقوع قیامت مطرح و تبیین کرد.
آیاتی که به بخش اول مربوط میشود، توسط عده کثیری از دانشمندان اهل سنت و از طرف همه محققان اهل تشیع مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. خوشبختانه سخن حق و صواب از زبان و قلم آنها در لابهلای آثار به جای مانده از آنها به ثبت رسیده، ولی متأسفانهمسائل سیاسی و دنیوی و گاه تعصب مانع از اقدام عملی در این باره شده است. در بخش اول آیات زیر مورد توجه علما قرار گرفته است:
1- آیه تبلیغ، یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ؛ ای پیامبر آنچه را از سوی پروردگارت نازلشده به طور کامل برسان و اگر نکنی رسالت او را انجام ندادهای{m، (مائده، آیه 67).
این آیه طبق گفته بسیاری از دانشمندان اهل سنت اعم از مفسرین و محدثین و مورخین در شأن علی(ع) نازل شده است. حال اگر دقت کنیم، دو چیز در آیه محل تأمل و فهم است: یکی این که در آیه فوق، مسألهای با سه ویژگی مهم کاملاً قابل مشاهده است:
1- مسألهای که برای اسلام جنبه حیاتی داشته است.
2- مسألهای که غیر از احکام نماز و روزه و امثال آن بوده است.
3- مسألهای که بیان آن موجب موضعگیری سختی از ناحیه افراد و حتی باعث بروز خطرات احتمالاتی برای جان پیامبر میشده است.
دیگری واژه مولا است که در بیان آن روز پیامبر به کار رفته است. حال میگوییم، درست است که دوست و یار و یاور یکی از معانی مولا است ولی قرائن زیر ثابت میکند که معنای سرپرست و .... از مولا اراده شده است:
الف) مسأله بیان دوستی علی(ع) نیازی به متوقف ساختن آن قافله عظیم در آن موقعیت ویژه نداشت.
ب ) جمله پیشین در بیان پیامبر که «الست اولی بکم من انفسکم» باشد به هیچ وجه تناسبی با بیان یک دوستی ساده ندارد. این قرینه است که مولا در جمله بعدی هم به معنای غیردوستی است.
ج ) در متون تبریکهای صادر شده از سوی عمر و ابوبکر در ان روز، نمیتوان تنها مفهوم دوستی را اراده کرد.
د ) اشعار به جای مانده از شعرایی همچون حسان بن ثابت اراده معنای سرپرستی را ثابت میکند.
2- آیه ولایت انما ولیکم الله و رسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون ولی و سرپرست شما تنهاخداست و پیامبر او و آنها که ایمان آوردهاند و نماز را برپا میدارند ودر حال رکوع زکات میپردازند{m، (مائده، آیه 55).
بسیاری از مفسران و محدثان و مورخان درباره شأن نزول این آیه نیز نقل کردهاند که آیه فوق در شأن علی(ع) نازل شده است. آنچه که قابل توجه است این است که در آیه فوق روی مسأله ولی تکیه شده است. میگوییم، افزون بر مطالب بیان شده در آیه پیشین، قراینی در آیهوجود دارد که نشان میدهد ولی در اینجا به معنای سرپرست است:
الف) اگر ولی به معنای ناصر و دوست و یاور بوده باشد شامل همه مؤمنان میشد و حال آن که ولایت در آیه مورد بحث منحصر به مورد خاص شمرده شده و آن کسی است که در حال رکوع صدقه داده است و کلمه انما که دلیل بر حصر است همراه آن آمده.
ب ) در آیه بعد از این، واژه حزبالله به کار رفته است. تعبیر به آن مربوط به حکومت اسلامی است نه یک دوستی ساده، چرا که در معنی حزب، یک نوع تشکل و همبستگی اجتماعی برای تأمین اهداف مشترک افتاده است و این خود میرساند که ولی در آیه پیشین به معنایسرپرست میباشد.
ج ) حداقل با در نظر گرفتن آیه 6 سوره احزاب که دارد: النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم به طور یقین میتوان گفت شخص زکات دهنده در حال رکوع و نماز همانند پیامبر در ولایت تشریعی یعنی حق تصرف، حق تدبیر،حق مدیریت و رهبری جامعه اسلامی مشارکت خواهد داشت.
3- آیه اولی الامر، آیه 59 سوره نساء میفرماید: یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ای کسانی که به خدا ایمانآوردهاید، از خدا اطاعت کنید واز رسول و اولی الامری که از خودتانند، فرمان ببرید{m.
اگر در موضوع اطاعت از منظر قرآن دقت کنیم، میبینیم که قرآن در این آیه اطاعت اولیالامر را بدون هیچ قید و شرطی واجب میداند و حال آن که، قرآن موضوع طاعت را در آیه 8 سوره عنکبوت که در رابطه با اطاعت از والدین و احسان به آنهاست، مقید به عدم انحرافآنها میکند. از تفاوت بین این دو آیه به یک نکته جالب میتوانیم پی ببریم و آن این که اگر خدا اطاعت اولی الامر را بیهیچ قید و شرطی از ما خواسته است، معلوم میشود اولیالامر باید از خطا و عصیان معصوم باشد و لذا فرمان به اطاعت مطلقه از اولیالامر کسانی را شامل میشودکه در ردیف رسول خدا یعنی جانشینان معصوم او هستند، زیرا اطاعت مطلقه در غیرمعصومان(ع) ممکن نیست.
4- آیه صادقین یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین ای کسانی که ایمان آوردهاید تقوای الهی داشته باشید و (همیشه) باصادقان باشید{m، (توبه، آیه 119). طبق ظاهر آیه همه مسلمانان موظفند که در هر عصر و زمانی در خط صادقان و همراه آنان باشند و از آن معلوم میشود که در هر عصر و زمان صادق یا صادقانی وجود دارند. در اینجا دو نکته قابلتوجه و فهم است:
الف) آیه 15 سوره حجرات و آیه 177 سوره بقره و همینطور آیه 8 سوره حشر نشانه اصلی صادقان را چنین بازگو میکند: ایمان کامل به همه مقدسات و اطاعت فرمان خدا در تمام زمینهها مخصوصا نماز و زکات و انفاق و استقامت در جهاد و در مقابل مشکلات. از مجموعاین آیات، نتیجه میگیریم که مسلمانان مؤظفند با کسانی باشند که از نظر ایمان و تقوا در اعلا درجه، و از نظر علم و عمل و استقامت و جهاد در بالاترین سطح باشند، روشنترین مصادیق این معانی همان معصومانند.
ب ) از سوی دیگر دستور به همراه بودن با صادقان به طور مطلق و جدا نشدن از آنان بدون هیچ قید و شرط، قرینه دیگری بر معصوم بودن آنهاست، زیرا پیروی بدون قید و شرط جز در مورد معصومان معنی ندارد.
5- آیه قربی قل «لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی بگو من هیچ پاداشی از شما بر (ادای) رسالتم درخواست نمیکنم، جزمودت و دوستی ذویالقربایم را{m، (شوری، آیه 23).
نکته اصلی در مورد آیه این است که از یک سو قرآن مجید از بسیاری از پیامبران الهی نقل میکند که آنها با صراحت نفی اجر از مردم میکردند مثل آیه 109، 127، 145، 164 و 180 سوره شعرا و از سوی دیگر آیه مورد بحث دوستی خویشاوندان را به عنوان پاداش مطرحمیکند و از سوی سوم در آیه 57 سوره فرقان اجر مذکور را وسیله قرب الهی معرفی میکند واز سوی چهارم در آیه 47 سوره سبأ اجر مزبور را به سود مردم ذکر میکند.
از ضمیمه کردن این آیات چهارگانه به یکدیگر به خوبی میتوان نتیجه گرفت که پیامبر اسلام نیز مانند سایر پیامبران الهی اجر و پاداشی برای شخص خود از مردم نخواسته است، بلکه مودت ذویالقربای او راهی به سوی خداست و چیزی صد درصد به نفع خود آنها، چرا کهاین مودت دریچه و روزنهای است به سوی مسأله امامت و خلافت و ادامه خط رهبری رسول خدا در امت و هدایت مردم در پرتو آن.
آیاتی که به صورت غیرمستقیم ناظر بر مسأله جانشینی پیامبر اسلام است، به شرح ذیل است:
1- آیه مباهله، آل عمران / 61
2- آیه لیلة المبیت، بقره / 207
3- آیه حکمت، بقره / 269
4- آیه خیرالبریه، بینه / 7 و 8
5- سوره هل اتی
6- آیات نخست سوره برائت
7- آیه سقایة الحاج، سوره توبه / 19
8- آیه و صالح المؤمنین، ..... / 4
9- آیه وزارت، طه / 29 - 32
10 و 11- احزاب / 23 و 25
12- آیه بینه و شاهد، هود / 17
13- آیه صدیقون، حدید / 19
14- آیه نور، حدید / 27
15- آیه انذار، شعرا / 214 و 215
16- آیه مرج البحرین، الرحمن / 19 تا 22
17- آیه نجوا، مجادله / 12 و 13
18- آیه سابقون، واقعه / 10 تا 14
19- آیه اذن واعیه، حاقه / 12
20- آیه محبت، مریم / 96
21- آیه منافقان، محمد(ص) / 30
22- آیه ایذاء، احزاب / 57
23- آیه انفاق، بقره / 274
24- آیه محبت، مائده / 54
25- آیه مسؤولون، صافات / 24
برای آگاهی بیشتر ر.ک: آیتاللهمکارم شیرازی، پیام قرآن (تفسیر موضوعی قرآن مجید)، ج 9، این جلد از تفسیر عمدتا پیرامون بررسی مسأله امامت در قرآن مجیداست. مطالعه این کتاب
moeinm37
13-01-2008, 13:48
چه شبی لیله القدر است؟ بعضی می گویند شب 21 تا 27 است ولی معلوم نیست کدام شب است، و این که بعضی می گویند در شب قدر درهای آسمان باز است یعنی چه؟
از ملاحظه و جمع آیات قرآن کریم استفاده می شود که لیلهالقدر در ماه رمضان است زیرا در یک آیه می فرماید: «قرآن در ماه رمضان نازل شده است»(بقره: 185) و در آیه دیگر می فرماید: «ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم»(قدر: 1)
اما در اینکه کدام یک از شبهایماه رمضان شب قدر می باشد اختلاف است شب قدر را در شبهای : هفدهم، نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم، بیست و پنجم، بیست و هفتم، بیست و نهم احتمال دادهاند/
ولیقول مشهور بین شیعه و اهل سنت این است که شب قدر در دهه آخر ماه رمضان می باشد و روایاتینیز ازمنابع شیعه و سنیدر تأیید این قول موجود است/
1- در بحارالانوار آمده است:
" عَنْ عَلی (علیه السلام) اَنَّهُ قالَ سُئِلَ رَسوُلُاللّهِ(صلیالله علیه وآله وسلم) عَنْ لَیْلَهِ الْقَدْرِ فَقالَ الَِْتمِسوُها فیالْعَشْرِ اْلاَوَاخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضان"
«علی (علیه السلام) می گوید که از پیامبر(صلیالله علیه وآله وسلم) سؤال شد که شب قدر کدام شب است؟ حضرت فرمود: در دهه آخر ماه رمضان آن را جستجو کنید.»
2- در صحیح بخاریآمده است:
" عَنْ عایِشَهَ اَنَّ رَسوُلاللّهِ(صلیالله علیه وآله وسلم) قالَ: تَحَرّوُا لَیْلَهَ الْقَدْرِ فیالْوَتْرِ مِنَ الْعَشْرِ اْلاَواخِرِ مِنْ رَمَضانَ"
) فرمود: شب قدر را در شبهایفرد، ده شب آخر ماه رمضان جستجو کنید و نیز از عایشه نقل شده است که حضرت رسول(صلیالله علیه وآله وسلم)ده شب آخر ماه رمضان را به احیا و شب زندهداریمی پرداخت.» که این نیز خود مؤیدیاست بر اینکه قدر در ده شب آخر ماه رمضان است/
در عین حال شیعه نسبت به شب بیست و سوم بیشتر احتمال می دهد، همچنانکه اهل سنت بیشتر بر شب بیست و هفتم تأکید دارند/
ممکن است حکمت مخفیبودن شب قدر در میان شبهایماه رمضان این باشد که انسان شبهایبیشتریبه شبزندهداریو راز و نیاز با حضرت حق بپردازد و از رحمتها و مغفرتهایبیکران الهیدر این ماه بهره بیشتریببرد/
تضرُّع به درگاه خداوند لغزشها و گناهانش را محو سازد و به رضوان الهینایل شود. همچنین در این شب برایدعا کردن و خواستن حوایج مشروع دنیویو اخروی ، هیچگونه محدودیتیوجود ندارد و مشابه این است منظور کسیکه می گوید «شب قدر دست به هرچیزیبزنید طلا می شود»
moeinm37
13-01-2008, 13:48
جایگاه تفکر و تعقل در قرآن چگونه است ؟
جایگاه تفکر و تعقل در قرآن
1- قرآن کریم به اشکال مختلف جایگاه بلند متفکران و دانشمندان را تذکر داده است : (زمر / 9) (مجادله / 11) (زمر / 18).
2- انسان را به تفکر در آفرینش و تفکر در خودشان دعوت کرده است : (آل عمران / 191) (روم / 8).
3- در بسیاری از آیات , بدون این که صریحا" مردم را به تفکر دعوت کند, استدلال عقلی می آورد; و بدون این که اعتبار تعبدی خود را لحاظ کند با منکران احتجاج می کند: (هود / 35) (انبیائ / 22) (موئمنون / 91).
4- در تشریع احکام الهی , در بسیاری از موارد فلسفه احکام را بیان می کند, تا مردم از روی بینش , از آن تبعیت کنند: (عنکبوت / 45) (بقره / 183) (مائده / 6) (مائده / 91) (طه / 14).
5- در ده ها آیه نشانه های خود را به غرض به تفکر واداشتن مردم بیان می کند. تعابیری چون : (لعلهم یتفکرون , لعلکم تتفکرون , افلا تتفکرون , لقوم یتفکرون ) و یا تعابیری چون : (افلا تعقلون , افلم تکونوا تعقلون , لعلکم تعقلون , ان کنتم تعقلون , لقوم یعقلون , افلا یعقلون ) که هر یک از آنها چندین بار تکرار شده است . مطالعه این آیات دو مطلب را به ما آموزش می دهد: اول : اسلام بر خلاف آنچه درباره مسیحیت گفته می شود انسان را به تفکر و تعقل دعوت می کند و ایمان را بر پایه آن می داند. دوم : موضوعاتی را که از دیدگاه قرآن شایسته تفکرند بیان می کند. شما می توانید با مطالعه آیات مذکور پی ببرید که قرآن تفکر در چه موضوعاتی را توصیه کرده است . این موضوعات را می توان از دیدگاه قرآن به دو بخش کلی تقسیم کرد به نام : 1) آیات انفسی (خودشناسی ) 2) آیات آفاقی . که عبارت است از: جهان شناسی , تاریخ شناسی و آگاهی از سنن و نظامات الهی در طبیعت تاریخ , فرجام شناسی , راهنماشناسی , راه شناسی و غایت همه این امور ((خداشناسی )) است.
روش تفکر: قرآن کریم روش تفکر صحیح را به طور کلاسیک به انسان آموزش نداده است زیرا انسان ها به فطرت خود قادر به تفکر هستند. منطقی ها تفکر انسان را دارای دو عنصر اساسی می دانند:
1- مواد تفکر: یعنی دانسته هایی که انسان از قبل آموخته است و می خواهد توسط آنها به مطالب جدیدی دست یابد.
2- شکل تفکر: یعنی چینش و نظمی که متفکر به آن دانسته های قبلی خود می دهد تا به طور صحیح به نتیجه برسد. مثلا" انسان از قبل به دو قضیه علم دارد (بعضی از مصادیق الف ب است ) (همه مصادیق ب ج است ) او از کنار هم قرار دادن این دو قضیه به صورت قهری نتیجه خواهد گرفت که (بعضی از مصادیق الف ج است (ولی نتیجه نمی گیرد که (همه مصادیق ((الف )) و ((ج )) است ) در علم منطق , ارزش علمی انواع مواد تفکر و چینش های مختلف در شکل تفکر مطرح شده است.
moeinm37
13-01-2008, 13:49
روح القدس کیست؟
یکی از مسائل مهم فلسفی که همواره ذهن متفکران و دانشمندان را به خود مشغول کرده، مسأله «روح» است که از لحاظ وجودی و ماهوی، کنکاش شده است. درباره وجود روح، همه فیلسوفان و نیز ادیان و مذاهب الهی، این نکته را مسلم دانستهاند که غیر از اعضا و جوارح و بدنهای مادی، چیز دیگری وجود داردکه منشأ احساسات، ادراکات، حرکات و سکنات ارادی و غیر ارادی است که آن همان «روح» است. از لحاظ ماهوی، نظریات گوناگونی درباره روح از سوی فلاسفه ایراد شده است؛ ولی هیچ کدام این مسأله را به طور تحقیق حل نکردهاند.{1} از دیدگاه اسلامی، آن چه شخصیت واقعی انسان را تشکیل میدهد، بدن نیست؛ زیرا بدن در همین جهان به تدریج از بین میرود. آن چیزی که شخصیت واقعی انسان را تشکیل میدهد، همان است که در قرآن کریم از آن به «نفس »{2} و احیاناً «روح» تعبیر شده است. راغب در مفردات، واژههای رَوح و «رُوح» را در اصل، یکی دانسته، روح را اسمی دیگر برای نفس میشمارد.{3} در قرآن کریم، کلمه روح 21 بار به کار رفته که مهمترین معانی آن، قرآن، شریعت و دین، فرشته (جبرئیل) و روح انسانی است. بنا به گفته بسیاری از مفسران، از جمله طبرسی، علامه طباطبایی بنابر نظر راغب اصفهانی، مراد روح در این آیه (و کذلک أوحینا الیک روحا من أمرنا...)، قرآن کریم است.{4} قرآن کریم همچنین درباره نخستین انسان میفرماید: (و نفخت فیه من روحی).{5} بنا به گفته بیشتر مفسران، منظور از «روح القدس» و «روح الامین» که در چند جای قرآن آمده، فرشته وحی یا جبرئیل است که قرآن را بر قلب مبارک پیامبر(ص) فرود آورد. سوره نحل آیه 102 خداوند در قرآن میفرماید: (قل نزله روح القدس من ربک);{6} «بگو روح القدس، قرآن را بر تو از جانب پروردگارت فرو فرستاد». همچنین میفرماید: (نزل به الروح الامین علی قلبک);{7} «روح الامین قرآن را بر قلب تو فرو فرستاد». قرآن کریم در ضمن آیاتی، روح القدس را مؤیّد حضرت عیسی شمرده و فرموده است: (و آتینا عیسی بن مریم البینات و أیدناه بروح القدس);{8} و (واذکر نعمتی علیک و علی والدتک اذ أیدتک بروح القدس).{9} در این آیات نیز چنان که طبرسی، بیضاوی و دیگر مفسران گفتهاند، منظور از «روح القدس»، فرشته وحی، جبرئیل امین است.{10} قول دیگر درباره روح القدس آن است که نیرویی غیبی است که عیسی7 را تأیید میکرد و با همان نیروی مرموز الهی، مردگان را به فرمان خداوند زنده مینمود و این نیروی غیبی، در اندازههای ضعیفتر در همه مؤمنان با تفاوت درجات ایمان وجود دارد و همان امدادهای الهی است که انسان را در عمل به وظایف و هنگام مشکلات یاری میدهد و از گناهان باز میدارد.{11} برخی مفسران نیز «روح القدس» را به «انجیل» تفسیر کردهاند.{12}
[1].1. فرهنگ علوم فلسفی و حکومی، دکتر سید جعفر سجادی، ذیل ماده روح، ص 342 (انتشارات امیر کبیر، تهران ، چاپ اول،1376)/
[2].2. سوره زمر، آیه 42/
[3].3. مفردات راغب ذیل ماده روح ص 210/
[4].4. البته مرحوم علامه طباطبایی در ج 13 المیزان، ص 196 ذیل آیه 84 سوره اسرا (دفتر انتشارات اسلامی) میفرمایند: «منظور از روح در این آیه همان روح القدس است و مراد از وحی روح، یعنی انزال روح و انزال روح، یعنی انزال قرآن توسط روح القدس (یعنی جبرئیل)».
[5].ص 72/
[6].سوره نحل، آیه 102/
[7].سوره شعرا، آیه 193/
[8].5. سوره بقره، آیه 87 و 253.
[9].6. سوره مائده، آیه 110.
[10].7. قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، ج 3، ذیل ماده روح ص 131 (انتشارات دار الکتب الاسلامیه، طهران، 1367). همچنین ر.ک: الکشاف، ج 1، ص 162 و ج 2، ص 435 - 634 (نشر ادب الحوزه)؛ تفسیر روح المعانی، علامه آلوسی، ج 1، ص 317 ذیل آیه 87 سوره بقره (داراحیا التراث العربی، بیروت، لبنان، بیتا).
[11].1. برای تفصیل بحث درباره روح ر. ک: المیزان، علامه طباطبایی، ج 13، ص 195، ذیل آیه 84 سوره اسرا (دفتر انتشارات اسلامی)، مجموعه آثار، استاد شهید مطهری، ج 4، ص 729 مسأله روح، (انتشارات صدرا، چاپ اول، 1377).
4. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی،، ج 20، ذیل آیه 52، سوره شوری.
[12].2. الکشاف، زمخشری، ذیل آیه 87 سوره بقره، ج 1، ص 162 (نشر ادب الحوزه، بیتا - بیجا).
moeinm37
13-01-2008, 14:30
آيا(اولي الامر) شامل پيشوايان ديني حاضر هم ميشود؟
(اولي الامر) که خداوند متعال در آيه شريفه به اطاعت از آنها امر فرموده شامل فقها و پيشوايان ديني و رهبران جامعه اسلامي نميشود و مقصود از آن تنها ائمه معصومين«عليهما السلام» ميباشد و فقط آنها هستند که بدون هيچ گونه قيد و شرط اطاعتشان واجب است ولي نظر به اينکه در زمان غيبت اطاعت از فقها و عالمان ديني در محدوده ولايتي که دارند واجب ميباشد لذا فقيه عادل نيز واجب الاطاعه گشته و حکمش در امور نافذ است و اين مانند آن است که در زمان پيغمبر و امام«عليه السلام» افرادي والي و حاکم شهر ميشدند و اطاعت از آنان لازم بود نه بدان جهت که آنها(اولي الامر) بودند بلکه به جهت اينکه از طرف(اولي الامر) تعيين و نصب شده بودند.
moeinm37
13-01-2008, 14:31
لطفا در مورد تفال به قرآن و صحت نتيجه گيري از آن ،توضيح دهيد؟
در روايتي از امام صادق(ع) تفأل زدن به قرآن مورد نهي قرار گرفته است A{لا تتفأل
بالقرآن}a. بنا به آنچه برخي از فقيهان و اهل حديث فرمودهاند مراد از تفأل در اين حديث آيندهنگري و پيشبيني آينده به وسيله قرآن است. مثل تفأل زدن به جهت اين که براي ما معلوم شود مريض خوب ميشود يا ميميرد و يا گمشدهاي پيدا ميشود يا نه. اينگونه تفأل زدن به قرآن مورد نهي قرار گرفته است و اين غير از استخاره گرفتن به وسيله قرآن است. برخي تفأل را در اين روايت اينگونه نيز معني کردهاند که شخص هنگام خواندن يا شنيدن آيهاي، آن آيه را تفأل به چيزي بزند و بگويد فلان طور خواهد شد. ازاينرو با تفأل به قرآن نميتوان مسير زندگي خود را تعيين کرد و به يافتههاي خود
اعتماد پيدا کرد چه بسا اين اتفاق به مصلحت شما بوده که از آن پس به قرآن با نگاه تفأل
روبرو نشويد و چه بسا اين نگاه در آينده شما را با خطرهاي بزرگي روبرو ميساخت. اما اين اتفاق نبايد شما را از انس با قرآن باز بدارد و حتي ميتوانيد از آيات قرآن در زندگي خود استفاده کنيد ولي به طور کامل به يافتههاي خود اعتماد نکنيد، بلکه فرجام کار را به مصلحت خداوند واگذار کنيد و راضي به رضاي خداوند باشيد و بالاتر آن که انس با قرآن و تلاوت آيات الهي را وابسته به امور زودگذر و ناپايدار نکنيد بلکه با نگاه معرفتيابي و انس با ياد خداوند قرآن بخوانيد، در اين صورت خداوند نظر لطف و
رحمت به شما دارد و بيش از انتظار زندگي شما سامان مييابد
ویبولتین® v4.2.1, Copyright ©2000-2013, Jelsoft Enterprises Ltd.