PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ❤❤❤❤ 【 sms های عاشقانه و عارفانه 】 ❤❤❤❤



صفحه ها : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 [159] 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182

MEMAR.Z
28-03-2014, 10:28
هر بار تنهایی ام را باکسی قسمت کردم

بارفتنش تنهایی ام چندین برابر شد

حالا دیگر در ازدحام تنهایی خودم را گم کرده ام

بدجور دلم هوای خودم را کرده است







دوستت دارم

چنان با احتیاط مثل « شاید »

چنان باور نکردنی مثل « آری »

و چنان طولانی مثل « تا چه پیش آید »







بـاور کـن مــن هـرگز لــایـق دوسـتت دارم هـای تــو نـبودم

مـلتمـسانـه از تــو میـخـواهـم :

دوسـتت دارم هـایت را بــه کـسی بـگویـی

کـه لــایق دروغــهایـت بـاشـد …







من آدم نرفتنم

آدم دوست ماندن

یا اصلا آدم دیر رفتنم…خیلی دیر

اما وقتی بروم دیگر آدم برگشتن نیستم

آدم مثل قبل شدن نیستم…

باورکن…







اینجا صدای پــای زنـدگی می آید

شاید آرام تر میشدم…

فقط و فقط…

اگر میفهمیدی…..

حرفهایم به همین راحتی که…

می خوانی نوشته نشده اند…!

MEMAR.Z
28-03-2014, 20:20
ما هم بزرگ شدیم و زندگی چه ساده از دستمان رها شد
مثل حبه قندی که ناخواسته در استکان چای تلخ رها می شود …








ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ
ﮐﭙﻲ ۱۰۰ﺗﻮﻣﻦ ﺑﻴﺸﺘﺮ نیس








قبل رفتن به جهنم این دیالوگ را خواهم گفت :
خدایا ببخش که ناامیدت کردم …








ﯾﺎﺩﻣﻪ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻬﺸﺖ ﺯﻫﺮﺍ ﺳﻌﯽ میکردم ﭘﺎﻡ ﺭﻭ ﻗﺒﺮﺍ ﻧﺮﻩ
ﺗﺎ ﺭﻭ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﺟﯿﮕﺮﻡ ﺁﺗﯿﺶ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ
ﭼﺸﺎﻣﻮ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻢ و ﺗﻮی ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺵ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ …
ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺖ ، ﻣﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ …
ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ، ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻫﺎ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﺗﺮ و ﺟﺪﯾﺪﯼ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﺷﮑﯿﻞ ﺗﺮ
ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻭﯼ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻗﺒﺮ ﭘﺎﻡ ﺭﻓﺖ یا ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪﺗﺎشون ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ
ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ
ﻣﺎ ﮐﻪ ﺩﻟﻤﻮﻥ نمیومد ﺣﺘﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﭘﺎ ﺑﺬﺍﺭﯾﻢ
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺭﺍﺣﺖ ﺭﻭﯼ ﺯﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﭘﺎ میزﺍﺭﯾﻢ …
ﮐﺎﺵ ﻫﻤﻮﻥ ﺑﭽﻪ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﺪﯾم !








یه سفره ی ساده نه آب پرتقال و نه نوشیدنی های بالا شهری که چایی خودمون
رنگارنگی سفره مهم نیست ، مهم چندنفری هستن که دورش نشستن ، پر از عشق ، پر از محبت …
چایی تلخ رو که با عشق دم کنی ، شیرین ترین نوشیدنی دنیا میشه حتی بدون قند !

MEMAR.Z
28-03-2014, 20:21
مادری ناراحت کنار پسرش نشسته بود
پسر به مادرش گفت : تو دومین زن زیبایی هستی که تو عمرم دیدم
مادر پرسید : پس اولی کیست ؟
پسر جواب داد : خود تو وقتی که لبخند میزنی !








آﺩﻣﺎﯼ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻋﺎﺷﻖ میشن
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺮﻭﺯ ﻣﯿﺪﻥ
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻬﺖ میگن ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺩﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺗﻨﻬﺎﺕ میزارن
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺯﺧﻤﯽ ﺑﺸﻦ ، ﺳﺎﮐﺖ میشن ، ﭼﯿﺰﯼ نمیگن
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺮﻥ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ هیچوقت ﺑﺮ نمیگردن








گاهی ، گاهی دلم سنگین میشود … کلافه میشود … کفشهایش را به پا میکند …
عصای سپیدش را در دست میگیرد …
عینکش را به چشم میزند و راهی میشود به دنبال نشانی از گمشده اش
و نقطه به نقطه ی دنیا را بو میکشد برای یافتن بویی از آشنای دیرینش
برای یافتن مرهم چشمان بی سویش ؛ برای یافتن بویی از پیراهن یوسفش …
گاهی دست دلم را میگیرم و با هم پی یوسف دلم میگردیم !
تازگی ها دلم یوسفش را پیدا کرده سر همان سجاده ی ترمه ای که
مادربزرگم چندسال پیش برایم از مشهد سوغاتی آورده بود !








تازه آمده بود خط مقدم ، به قول بچه ها صفر کیلومتر بود …
صدای اذان که شد مثل همه مهیای نماز شد
دنبال آب میگشت برای وضو که حاجی با صدایی مهربون گفت :
تیمم کن از خاک این دشت پاک تر پیدا نمیکنی
خندید و گفت : پاک ترین نمازم رو با پاک ترین خاک میخونم
راست میگفت … سجده ی آخر ، خاک پاک دشت با خونش پاک تر شد
ترکش لعنتی کار خودش را کرده بود …







از روزی به دنیا بی اعتماد شدم که
کبریتی دستم را سوزاند که روش نوشته بود بی خطر

MEMAR.Z
28-03-2014, 20:21
در صدا کردن نام تو
یک کجایی پنهان است
یک کاش می بودی
یک کاش باشی







بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه
بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاس







دیـالوگِ همیشه یـک نفـره ام را هـی مـرور می کـنم
تا وقتی به چشم هایت می رسم حرفی برای گفتن داشته باشم
اگــر انگشت های هیــس دوبـاره ژسـت عــاشقانه ام را به هـم نزنند







نگاهم بی قرار هجوم قدم های توست
و تو با خبری
اما هرگز از جاده ی دلم گذر نمی کنی…







بی تو
حتی باران هم
بوی تشنگی می دهد
گـاهــــی لال مـــی شود آدم
حـرف دارد ولـــی
کلمه نـدارد

MEMAR.Z
28-03-2014, 20:22
حضرت ایـــوب کجایــــی ؟
تا برایــت از صبر بگـویم








چه معنـــــى دارد
زندگى
وقتى که هیچ اتفاقى من و تو را
سر راه هم قرار نمى دهد








معجزه‌ها با باد رفته‌اند
و چشمانی که چشم مرا گرفت
همیشه در حاشیه‌ی آینه جا ماند
و پشت پنجره چقدر نیامد
آن‌که قرار بود








ذهنـــم فلـــــج می شود
وقتــــــی می خــوانمــت
و تــــــو
نمی گویی جانــــــم








دنیای آدم برفی ها دنیای ساده ایست
اگر برف بیاد هست ، اگر برف نیاید نیست
مثل دنیای من ، اگر تو باشی هستم ، اگر نباشی

MEMAR.Z
28-03-2014, 20:23
اصلا حسود نیستم اما وقتى دیدم

واسه رفیقم اس ام اس اومد کى میرسی خونه عشقم؟

یه ذره دلم خواست




هزار بار آمدم خطت بزنم از قلبم

خود خودت را

یادت را

اسمت را

اما فقط قلبم پر شد از خط خطی های عاشقانه !




بیچاره من

کسی را پاشویه میکردم که ازتب دیگری میسوخت…!




روزهایی که می بینمت ، نفسم می گیرد

و روزهایی که نیستی ، دلم

اما تو باش …

تحمل اولی آسان تر است




دوست خوب را باید روی چشم ها گذشت

کجایى چشم هایم بهانه ات را گرفته اند…

MEMAR.Z
28-03-2014, 20:23
” خداحافظی ات ” عجب خرابه ای به بار آورده!

نگاه کن… مدت هاست در تلاشند!

مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند…




بیهوده نقاش بوده ام این همه سال !

به چشم هایت که میرسم ، قلم موها خیس میشوند !

به لب هایت که میرسم ، دستم می لرزد !

رنگ ها می گریزند ، و قاب ها خالی !

تنها ، نبودن تو را …

به دیوار زندگی ام می کوبند !




هواشناسی هم گیج شده

از بس با هر شرایطی دلم هوایت را می کند

هوای بوسیدنت ، هوای آغوشت ، هوای خنده هایت …

هوای درد دارد !




عشق تو در قلب من هدیه جاودانس….

برای زنده موندن قشنگترین بهانس….

دوست داشتن تو مثل عطر خوشه بهاره….

با تو نفس کشیدن پایان انتظاره….




بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود

چه بیقرار بودی زودتر بروی

از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی …

من سوگوار نبودنت نیستم

من شرمسار این همه تحملم !

MEMAR.Z
28-03-2014, 20:24
چقدر احمقانه ست

از یک قهوه ی تلخ انتظار فال شیرین داشتن …




ندیدی چشم غمگین و تر من

تو رفتی و نشد این باور من

به پایت می نشینم تا بیفتد

دوباره سایه ی تو بر سر من




هوایت چقدر آلوده شده ؟

که هر وقت به سرم زد چشمانم را سوزاند !




خیلی ها دلم رو شکستن ولی تو با همه فرق داری

آخه یه ضرب المثلی هست که میگه:

“کار را که کرد ، آن که تمام کرد”




شعر ردیف و قافیه نمیخواهد

بوی آغوش تو هر دیوانه ای را شاعر میکند …

MEMAR.Z
28-03-2014, 20:25
گرمم کن

به قدر یک آغوش

هوای نبودنت عجیب سرد است !




گاهی سخت می شود …

دوستش داری و نمی داند

دوستش داری و نمی خواهد

دوستش داری و نمی آید

دوستش داری و سهم تو از بودنش

فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت

دوستش داری و سهم تو

از این همه ، تنهایی است




آسمان نیستم که هر پرنده سهمی از من باشد

من آن پرنده ام که سهم آسمانش را از چشمان “تو” میخواهد




با یاد تو این ستاره ها رنگی بود

این دفتر خاطرات من سنگی بود

از درس کلاس عاشقی سهمم باز

یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود




هم چنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست

گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست

هر شبم نقش تو ماه شب چشمان من است

روزها در شب هجرت بشمارم ای دوست

MEMAR.Z
28-03-2014, 20:26
قایقت می شوم بادبانم باش

بگذار هرچه حرف پشت مان می زنند مردم

باد هوا شود دورترمان کند !




ﺁﻏـــــــﻮﺵ ﮐﺴـــﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩارم

ﮐـــﻪ ﺑـــﻮﯼ ﺑـــــﯽ ﮐﺴـــﯽ ﺑﺪﻫﺪ

ﻧــﻪ ﺑــــﻮﯼ ﻫــــﺮﮐﺴـــﯽ




معجزه اون اسمسیِ که

میتونه حال تورو تو یه ثانیه عوض کنه ^_^




اگر احساسم را هم خواستی بخری ، به روی بسته اش دقت کن …

نه قیمت دارد ، نه تاریخ انقضاء

برعکس احساسات تو که بارکد دارد !

حساب شده ی حساب شده !




دلم لک میزنه واست زمانی که ازم دوری

ولی در خاطرم هستی دیگه اینجاشو مجبوری . . . !

MEMAR.Z
28-03-2014, 20:27
لحظه ای در گذر از خاطره ها

ناخودآگاه دلم یاد تو کرد

خنده آمد به لبم شاد شدم

گویی از قید غم آزاد شدم

هر کجا هستی دوست ، دست حق همراهت




همه کارهایت را بخشیدم

جز آن تردید آخر هنگام رفتنت

که هنوز مرا به برگشتنت امیدوار نگه داشته

ما بهم نمیرسیم اما بهترین غریبه ات می مانم

که تو را همیشه دوست خواهد داشت




مانده ام سکوتت را جواب ابلهان بدانم ! یا علامت رضایت

وقتی بهت میگویم دوستت دارم …




و آن نازنین کجاست که یادم نمیکند

صد غم به سینه دارم و شادم نمیکند

یک لحظه آنکه بی من هرگز نمی نشست

امشب به یاد کیست که یادم نمیکند




اگه یه روز دلمو شکستی “فدای سرت”

فقط کفش بپوش که شکسته هاش تو پات نره …

MEMAR.Z
28-03-2014, 20:27
هرگز منتِ احساسی رو نکش

که به زور داره برات خرج میشه…




شنیده بودم پا قلب دوم است اماباور نداشتم !

تا آن زمان که فهمیدم وقتی دل ماندن ندارم پای ایستادن هم نیست !




من «خاطرت» را می خواستم

نه «خاطره ات» را…!




خدایا

‏”تنها‏” نگذار …

دلی را که هیچکس

‏”دردش‏” را نمیفهمد




گاهی آنکه سراغی از تو نمی گیرد

دلتنگترین برای دیدن توست و از شکاف چشمانش به نبودنت خیره می شود

همیشه آنکه تو او را نمی بینی نامهربان نیست …

MEMAR.Z
28-03-2014, 22:19
میگویند زمان طلاست اما من چشیدم


دروغ میگویند ، زمان آتش است


ثانیه به ثانیه اش میسوزاند و تا به شعله ات نکشد نمیگذرد

.



.

امشب یک جمله ی تلخ مهمان من باش !


بگذار یادم نرود که مرا در شبی رو به انتهای زمستان به هیچ خدایی نسپردی و رفتی !

.



.

پشت پلک کدام قصه به خواب رفته ای که هر شب قصه ی آمدنت را می گویم و نمی آیی !؟!

.



.

روزی که این عکس ۲نفره را گرفتیم ، نمیدانستیم کدامیک از ما آن را با چشم های خیس تماشا میکند !

.



.



یادت را از من نگیر …


بگذار من هم مثل سهراب بگویم : دلخوشی ها کم نیست !

MEMAR.Z
28-03-2014, 22:19
جانم باش تا به لبم برسی

می خواهم همه ببیند با تو جان به لب شدم لعنتیِ دوست داشتنی

.



.

هیچوقت بی خداحافظ کسی را ترک نکن

نمیدانی چه درد بدی است پیر شدن در خم کوچه های انتظار

.



.

رو به رویم سراب

پشت سر خاطرات

نازنینم ، کدامین طرف سوی توست ؟

.



.

صدایت در گوشم زمزمه می شود ، نگاهت در ذهنم مجسم ولی من تو را می خواهم نه خیالت را

.

.

حالا ما که هیچ اما امیدوارم عکس های شما توی سال جدید ۲نفره باشه

MEMAR.Z
28-03-2014, 22:20
در تمام داروخانه ها موجود است

نرم کننده موی سر

نرم کننده پوست دست

کاش میشد برای نرم کردن دل تو هم نسخه ای گرفت !

.

.

گفتند فراموشت کنم اما به یاد آوردنت هر روز درد آورترین شکل فراموشیست !

.

.

سخته واسه خوشبخت شدن کسی دعا کنی که یه روز واسه خوشبخت کردنت قسم میخورد !

.

.

بی خیال خیالت میشوم

همان خیالی که هیچوقت سهم من نبود !

.

.

برای من همانقدر که خواستنی هستی ، دست نیافتنی هم هستی !

MEMAR.Z
28-03-2014, 22:21
نگاه تو تلخ ، اشک های من شور ، یادت شیرین …

زندگی بامزه ای دارم !

.

.

کاش میدانستی هوایت که به سرم می زند دیگر در هیچ هوایی نمی توانم نفس بکشم !

عجب نفسگیر است هوای بی تو ؟!

.

.

کسی چه می داند ؟

شاید روزی بیاید که حال من هم خوب شود ، هوا خوب شود ، عشق خوب شود و تو خوب من شوی !

.

.

هر صبح که سپیده سلام می دهد

یا کریم ها به پنجره ی اتاقم سر می زنند

چه مانوس شده ایم ما !

من منتظر صدای بالشان ، آنها مشتاق سفره ی نانشان

حیران مانده ام !!!

کجا بالهایت بسته شد که دیگر به انتظار دلم مشتاقانه سر نزدی ؟؟؟

.

.

چنان ﭼﻮﺑﯽ ﺩﺭ ﺁﺳﺘﯿﻨﻢ ﮐﺮﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ که ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺳﮑﻮﺕ ﺗﻠﺦ ﻣﺘﺮﺳﮏ ﺭﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ

MEMAR.Z
29-03-2014, 15:31
دﻟﻢ ﭼﺘﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﺪ و ﯾﮏ روز ﺑﺎراﻧﯽ

ﮐﻪ ﺗﻮ ﭼﺘﺮ را ﺑﮕﯿﺮی و من دﺳﺘﺎﻧﺖ را …





ﺑﺎران ﮐﻪ ﻫﯿﭻ

در ﮐﻨﺎر ﺗـــﻮ ﻣﺮگ ﻫﻢ ﺷﺎﻋﺮاﻧﻪ اﺳﺖ !





دیــــــر آمــــدی !

بـــاد آمــد و هــمـه ی رویــاهــا را بــا خــود بُــرد …





ﺍﻫﺎﻯ ﺑﺎ ﮐﻠـــــﺎﺱ..

ﺍﮔﻪ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﻠـــﺎﺱ ﺩﺍﺭﻩ…

ﺍﮔﻪ ﺑﻲ ﻣﺤﻠﻲ ﮐﻠــﺎﺱ ﺩﺍﺭﻩ…

ﺍﮔﻪ ﺑﻲ ﻏﻴﺮﺗﻲ ﮐﻠــﺎﺱ ﺩﺍﺭﻩ…

ﺍﮔﻪ ﺑﻲ ﺣﻴﺎﻳﻲ ﮐﻠــﺎﺱ ﺩﺍﺭﻩ…

ﺍﮔﻪ ﺗﻨﻮﻉ ﻃﻠﺒﻲ ﮐﻠــﺎﺱ ﺩﺍﺭﻩ…

ﺍﮔﻪ ﻋﻮﺿﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﻠــﺎﺱ ﺩﺍﺭﻩ…

ﺍﮔﻪ ﺗﻴﻎ ﺯﺩﻥ ﮐلـــﺎﺱ ﺩﺍﺭﻩ…

ﺍﮔﻪ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻭ ﻧﺎﻣﺮﺩﻯ ﮐﻠــﺎﺱ ﺩﺍﺭﻩ…

ﺍﮔﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﻳﻨﺎ ﮐﻠـــﺎﺱ ﺩﺍﺭﻩ…

ﻣﻦ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﮐﻪ ﺑﻲ ﮐﻼﺱ ﺗﺮﻳﻦ ﺍﺩﻡ ﺭﻭﻯ ﺯﻣﻴﻦ ﺑﺎﺷﻢ.





بـعـضـی وقـتـا فـکـر مـی کـنـم…

هـوای دو نـفـره داشـتـن…

نـه ابـر مـی خـواد…

نـه بـارون…

نـه یـه بـعدازظـهـر پـائـیـزی….

فـقـط کـافـیـه حـواسـمـون بـه هـم بـاشـه!

MEMAR.Z
29-03-2014, 15:34
خیالت را میفرستی در میان رویاهایم که چه شود.. ؟

نبودنت را به رخم بکشی!




آﻧﻘﺪر ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ

اﮔﺮ رازﻫﺎﯾﺖ ﻓﺎش ﺷﺪ ﺑﻐﺾ دﻧﯿﺎ ﺑﺸﮑﻨﺪ




موردی هم دیده شده که دختره

مخاطب خاصشو عوض کرده چون با رنگ لاکش ست نبوده




زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ و ﺑﺮاﯾﺶ دﻟﯿﻞ ﻫﻢ دارم

دوﺳﺖ داﺷﺘﻦ ﺗـــــــــــــــــــــﻮ …





ﺑﺎران ﮔﺮه ﮔﺸﺎﺳﺖ

وﻗﺘﯽ ﺗﻤﺎم ﭘﻨﺠﺮه ﻫﺎ اﺧﻢ ﮐﺮده اﻧﺪ …

MEMAR.Z
29-03-2014, 18:33
ترســو بودی
جاده خیانت را برایت تنگ و تاریک و ترسناک کرده ام
امـــا حالا چه شجـــاع شده ای …







۲۰ می دهم شاید هم ۲۱
خیانت را در لباس عشق بازی کردن هنر می خواهد
نمی دانستم اینقدر هنرمندی …







هى لعنتى!
بیا باهم بازى کنیم
تو پاکت های خالی سیگارم را بشمار،
من هم شماره غریبه هاى توى گوشى أت را







کاش ماه همیشه پشت ابر بماند
نمی خواهم بدانم ،
شب مهتاب ،
بی من چه می کنی . . .







دنیا رو می بینی ؟
حرف حرف میاره ، پول پول میاره ، خواب خواب میاره
ولی محبت خیانت میاره !

MEMAR.Z
29-03-2014, 18:44
کامل شده ای . . .
دیگر به تو نمیــرسد کسی
چند واحد پاس کرده ای ؟
چند سال برای خیانت خوانده ای ؟







آنقدر زیبا عاشق شده ای که آدم لذت می برد
از این همه خیانت . . .







چقدر پابند بودن سخت است
وقتی خیانت درب تمام خانه های شهر را میکوبد







می دانی ؟
دلم یک آمدن می خواهد
بی هیچ رفتنی و یک همدم که خیانت نداند






وقتی که به جای بمان
می گویی هر طور راحتی ، بوی خیانت می دهی

ehsan pishro
29-03-2014, 19:07
درشکه ای سیاه می خواهم که یاد تو را با خود ببرد یا نه

نه یاد تو باشد مرا با خود ببرد

* * * * * * * *



بیا حواسمان را پرت کنیم مال هر کس دورتر افتاد

عاشق تر است... اول من... حواسم را بده تا پرت کنم!!!

* * * * * * * *
بوسه هایت انار را می ترکاند نفس هایت سیب را می رساند آغوشت ابر را می باراند

پاییزترینی تو...!

* * * * * * * *



مشتی آب از كف دریا بردار مشتی خاك از كویر قلبی دیگر قالب بزن و در سیــــ ــنه ام تعبیه كن
برای عشق تو "‌‌ یك قلب كافی نیست !‌"


* * * * * * * *


هنوز فرصت هست
هنوز می شود از چشمهای بارانی دری گشود به معنای اولین خورشید و پشت حوصله عشق زندگانی كرد

ehsan pishro
29-03-2014, 19:08
دلم دل نیست دریا نیست مرداب است که موجی هم سراغش را نمی گیرد
نه میل زیستن دارد نه می میرد


* * * * * * * *

نبودنت دلیل نداشتنت نیست؛
"حتی اگر نباشی می آفرینمت چونانکه التهاب بیابان سراب را"

* * * * * * * *

اگر زنده ماندم در دادگاه شهادت خواهم داد این لکِّ سرخ روی پیرهنم از گلوله نیست،
تو در دلم انار دانه کرده‌ای.


* * * * * * * *


تا کی رم آهو ها را در چشمت ببینم و آه بکشم ؟
عشق جرات می خواهد عزیزم... می روم پلنگی دست و پا کنم !


* * * * * * * *


چه کاغذها که سپیدی دلشان از نام تو سیاه شد... از دل تنگی هایم از احساسم
هزاران هزار صفحه سفید کاغذ سیاه شدند کاغذها عاشق شدند ولی تو..!

ehsan pishro
29-03-2014, 19:09
اگر تو نبودی زمین یک زیر سیگاری گلی بود جایی برای خاموش کردن بی حوصلگیها


* * * * * * * *


نقطه می گذاری انتهای خط . . . و من باز می رسم سر سطر !
تو دوباره با نقطه ای تمامم می کنی . . . و من سمج تر از هزار سطر به پایان رسیده . . .
شروع می کنم !

* * * * * * * *

راه های به تو رسیدن محدود است اما من...
به اندازه ی تمام راه های نرسیدن به قلبت، دوستت دارم!!!

* * * * * * * *

در چشم هایت جنگجویی مغول کمین کرده جرات نمی کنم دوستت نداشته باشم

* * * * * * * *


گناه کن ! با من گناه کن !
بیا برای یک بار هم که شده احساس کنم که آدمم ... سیب نشانم بده !
بهشت سهم کسانی که تو را باور نکرده اند

MEMAR.Z
29-03-2014, 19:23
حرف های زیادی بلد نیستم
من تنها چشمان تو را دیدم
و گوشه ای از لبخندت که حرف هایم را دزدید
از عشق چیزی نمی دانم اما دوستت دارم
کودکانه تر از آنچه فکر کنی







ناسپاس از عشق پاکت نیستم
من که عمری با خیالت زیستم
دوستت دارم به جان تو قسم
روی حرفم تا ابد می ایستم!







کسی آیا می داند ؟
پس از یاد گرفتن نام تو ، پس از دوستت دارم
به چه می نازد الفبا ؟







نیلوفرانه دوستت می دارم
من درست مثل خودم ، هنوز و همیشه دوستت می دارم !






از دور دوستت داشتم !
بی هیچ عطری
آغوشی
نگاهی
یا حتی بوسه ای
تنها دوستت داشتم
اما حالا اگه دور شی
چه کنم با این همه وابستگی

ehsan pishro
29-03-2014, 19:27
آفرین باد بر مرگ ، آفرین باد بر مرگ که با دست های سیاهش تو را خواهد کشت :

تنهایی


ღ♥ღ

دست بر شانه هایم میزنی تا تنهایی م را بتکانی ، به چه می اندیشی ؟ تکاندن

برف از روی شانه آدم برفی

ღ♥ღ

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی

هم که شده ، سرکی می کشد و می گذرد

ღ♥ღ

به همان قدر که چشم تو پر از زیبایی است ، بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهایی

است


ღ♥ღ

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ، در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت

، خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد ، طعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت

ehsan pishro
29-03-2014, 19:30
در حسرت دیدار تو ام گفتم تا بدانی / از من تا تو صد سال راه است و جدایی / حال

شب است و غم و تنهایی / افسوس که نیست برایمان هیچ راه وصالی


ღ♥ღ

وفای اشک را نازم که در شبهای تنهایی ، گشاید بغض هایی را که پنهان در گلو

دارم .

ღ♥ღ

باختم در عشق اما باختن تقدیر نیست ، ساختم با درد تنهایی مگر تقدیر چیست ؟

ღ♥ღ

من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت نگران ، تو به اندازه

تنهایی من شاد بمان

ღ♥ღ

نرو تنهام نزار با درد و غم هام / اگه چه دلخوری از خیلی حرفام / به قرآنی که از

سایش گذشتم / به مرگ هر دوتامون خیلی تنهام

MEMAR.Z
29-03-2014, 19:30
دوسش داری ؟
پس یادت باشه
فقط دوست داشتن کافی نیست
عشق مراقبت می خواد







همین که تو می دانی
دوستت دارم
کافیست
بگذار
خفه کند خودش را دنیـا






پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد
من زرد می شوم
و تا کفش های رفتنت جفت می شود
غریب می مانم
و نیلوفرانه دوستت دارم
نه مثل مردمی که عشق را از روی غریزه نشخوار می کنند
من درست مثل خودم
هنوز و همیشه
دوستت دارم







مرگم باد اگر لحظه ای کوتاه بیایم
از تکرار این پیش پا افتاده ترین حرف
که دوستت دارم







قبل از اینکه به کسی بگی دوستت دارم
خوب فکراتو بکن
شاید چراغی در دلش روشن کنی
که خاموش کردنش به خاموش شدن او بیانجامد

ehsan pishro
29-03-2014, 19:31
نرو تنهام نزار با درد و غم هام / اگه چه دلخوری از خیلی حرفام / به قرآنی که از

سایش گذشتم / به مرگ هر دوتامون خیلی تنهام

ღ♥ღ

تورا به یاد آن روز ، تورا به یاد گلبرگ های خشک آن روز خشکیده ، تورا به روز اول بار

دیدنت ، تورا به اولین نگاه عاشقانه ، تورا به یاد باران روز نیامده ات ، تورا به تنهایی

روز رفتنت ، تورا به باران روز برگشتنت ، تنهایم مگذار دیگر

ღ♥ღ

آنگاه که تنهایی تو را می آزارد ، به خاطر بیاور که خدا بهترین های دنیا را تنها آفریده !

ღ♥ღ

تو تو عشق من ، امید من بودی / تو میراثی از دل تنگم بودی / تو رفتی و من ماندم و

تنهایی / تو دفتر خاطرات قشنگم بودی

ღ♥ღ

در زندگی به کسانی دل می بندیم که نمی خواهندمان و از وجود کسانی که می

خواهندمان بی خبریم ، شاید این باشد دلیل تنهایی مان

ehsan pishro
29-03-2014, 19:32
زندگی چون قفس است ، قفسی تنگ پر از تنهایی ، و چه خوب است دم غفلت آن

زندان بان ، و سپس بال و پر عشق گشودن ، بعد از آن هم پرواز

ღ♥ღ

در زندگی به کسانی دل می بندیم که نمی خواهندمان و از وجود کسانی که می

خواهندمان بی خبریم ، شاید این باشد دلیل تنهایی مان

ღ♥ღ

هفت شهر عشق ، شهر اول : نگاه و دلربایی ، شهر دوم : دیدار و آشنایی ، شهر

سوم : روزهای شیرین و طلایی ، شهر چهارم : بهانه ، فکر جدایی ، شهر پنجم : بی

وفایی ، شهر ششم : دوری و بی اعتنایی ، شهر هفتم : اشک ، آه ، “تنهایی”

ღ♥ღ

در غریبانه ترین لحظه ی تنهایی خود ، چشمهایم را که در آن دریایی از محبت موج

میزند به تو خواهم بخشید ، تا هیچ گاه به پاکی احساسم شک نکنی

ღ♥ღ

غروب غمهایت را به هر قیمتی خریدارم ، اگر همدم شبهای تنهایی من باشی

ehsan pishro
29-03-2014, 19:33
و بعد از تو دلم از عطش عشق طغیان کرد ، گاه از دو روزنه ی رخسارم ، گاه در

نگاهی پوچ در تاریکی شب هایم ، گاه در باز دمی اندوهناک که با زحمت از قفس آزاد

شده و پایانش خدا را شکر می گویند و گاه در وجودم که به هیچ پایانی نمی رسید

مگر ، تنهایی ، تنهایی ، تنهایی

ღ♥ღ

می بینی ای لحظه های خالی از احساس تهی ، می بینی که چه صدای خرد شدن

دست های خزان شده اش در دست های تنهایی کسل آور است و تو را نیز بی رمق

می کند ، آه ، پس او چه گوید ؟


ღ♥ღ

ای کاش تنها یک نفر هم در این دنیا مرا یاری کند ، ای کاش می توانستم با کسی

درد دل کنم تا بگویم که ، من دیگر خسته تر از آنم که زندگی کنم تا ابد غم شبهایم را

، تا بفهمد درد تن خسته و بیمارم را ، قانون دنیا تنهایی من است و تنهایی من

قانون عشق است و عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست


ღ♥ღ

اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد بدون کار خدا بوده ! اگه بی محابا دلها از دستها

بهم گره خورد بدون کار خدا بوده ! اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا

خرد نشی بدون تنها محرمت خدا بوده ! حالا هم اگه دلت شکسته و بغض “تنهایی”

خفه ات کرده شک نکن تنها مرحمت خداست که از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت

گیر آورده

ღ♥ღ

شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد ، دلم در حسرت دیدار

او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد ، به من می گفت تنهایی غریب است ببین با

غربتش با من چه ها کرد ، تمام هستی ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا

کرد ، او هرگز شکستم را نفهمید اگرچه تا ته دنیا صدا کرد

ehsan pishro
29-03-2014, 19:33
من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی ، ساحلم شو غرق گشتم بی تو در

شبهای مستی

ღ♥ღ

در زندگی به کسانی دل می بندیم که نمی خواهندمان و از وجود کسانی که می

خواهندمان بی خبریم ، شاید این باشد دلیل تنهایی مان

ღ♥ღ

هرکس به میزانی که تنهایی نیاز دارد عظمت دارد و بی نیاز تر است

ღ♥ღ

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم ، با اشک تمام کوچه را تر کردم ، وقتی که

شکست بغض تنهایی من ، وابستگی ام را به تو باور کردم

ღ♥ღ

من آن گلبرگ مغرورم نمیمیرم ز بی آبی / ولی بی دوست میمیرم در این مرداب

تنهایی

ehsan pishro
29-03-2014, 19:34
وصال در عشق بس چه دارد حیرانی ، من نگویم رسیدم به وصال ، اما دیده ام ناله ی

عاشقی در تنهایی ، گریان سخن می گفت ، می کرد حق حق و بی تابی ، ای

کاش می شد اینگونه عاشق شد

ღ♥ღ

عشق من تو باش ، نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم ، تو باش تا در دنیای

بزرگ تنهایی ام تنهاترین باشی

ღ♥ღ

بلندترین شاخه ی درخت ، یک واژه را می فهمد ، و آن هم تنهایی ست


ღ♥ღ

کم نامه ی خاموش برایم بفرست / از حرف پرم گوش برایم بفرست / دارم خفه می

شوم در این تنهایی / لطفا کمی آغوش برایم بفرست


ღ♥ღ

شب من پنجره ای بی فردا / روز من قصه ی تنهایی ما / مانده بر خاک و اسیر

ساحل / ماهی ام ، ماهی دور از دریا

ehsan pishro
29-03-2014, 19:35
بیا مثل مرغان آشفته هجرت کنیم / افق را به مهمانی پونه دعوت کنیم / بیا مثل

پروانه های غریب نیاز / به مهتاب شب های تنهایی عادت کنیم

ღ♥ღ

عشق زاییده ی تنهایی است و تنهایی نیز زاییده ی عشق

ღ♥ღ

آنگاه که تنهایی تو را می آزارد ، به خاطر بیاور که خدا بهترین های دنیا را تنها آفریده

ღ♥ღ

کسی که در آغوش غم بزرگ شده ، تنهایی بهترین همدم اوست



ღ♥ღ

شمع و پروانه و بلبل همه جمع اند ، بی رحم ، بیا رحم به تنهایی من کن

ehsan pishro
29-03-2014, 19:36
دوستی اتفاق است ، جدایی رسم طبیعت ، طبیعت زیباست ، نه به زیبایی حقیقت

، حقیقت تلخ است ، نه به تلخی جدایی ، جدایی سخت است نه به تلخی تنهایی


ღ♥ღ

هر قطره اشک نشان دل شکستگی است ، هر سکوت نشان تنهایی است ، هر

لبخند نشان مهربانی است ، هر پیام نشانی از دل تنگی من برای تو است

ღ♥ღ

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد ، وسعت تنهایی م را حس نکرد ، در میان خنده های

تلخ من ، گریه پنهانیم را حس نکرد



ღ♥ღ

تحمل تنهایی بهتر از گدایی محبت است



ღ♥ღ

درد غریبیست تنهایی و بی کسی ، امان از دلی که دلبر ندارد


دلربایانه دگر بر سر ناز آمده ای / از دل ما چه به جا مانده که باز آمده ای ؟

ehsan pishro
29-03-2014, 19:37
تو بی من تنگدل، من بی تو دل تنگ / جدایی بین ما فرسنگ فرسنگ

فلک دوری به یاران می پذیرد / به خورشیدش بماند داغ این ننگ . . .

.

.

.




قاصد که ازو به من خبر هیچ نگفت

گفتم که: تو را یار مگر هیچ نگفت؟

گفتا که: چرا، بگفتم آن گفته بگو

آهی به لب آورد و دگر هیچ نگفت . . .

.

.

.

گر نخل وفا بر ندهد، چشم تری هست / تا ریشه در آب است، امید ثمری هست

آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبل / در دامنش آویز که با وی خبری است . . .

.

.

.

از خرابی می گذشتم، منزلم آمد به یاد

دست و پا گم کرده ای دیدم دلم آمد به یاد . . .

.

.

.

دانستی اگر سوز شبانروز مرا / دامن نزدی آتش جانسوز مرا

از خنده دیروز حکایت چه کنی / بازآی و ببین گریه امروز مرا . . .

LIDA
29-03-2014, 21:38
آنگاه که با خورشید ملاقات کرده باشی
دیگرهزاران شمع و چراغ نمی توانند خانه ات را گرم و روشن کنند
یادت نرود که بعد از تو خانه ام سرد و تاریک است، خورشیدم...


بیستون دلم را به تو سپردم
هر چقدر که دوست داری تیشه بزن فرهادم


پیامبر عاشقانه های من
معجزه چشمان تو کافیست
ایمان بیاورم به رسالت عشقت


معجزه ای کن
بیا و با باران حضورت ، کویر چشمانم را سیراب کن



لحظه هایم را دونیــــــــــــــــم می کنــــــــــــم
نیمی از آن تــــــــــــــــــو
و نیم دیگر با خیــــــــــال تـــــــــــــو

LIDA
29-03-2014, 21:39
من باشم و تــــــــــــــــــــــو
دوست دارم زیر باران نگاهت بی چتر بایستم تا ابد
تا خیس عاشقانه چشمانت شوم


لبهای من مگر می تواند جز عاشقانه ، کلامی بگوید؟
آنگاه که لبهای تو آن ها را بوسیده باشد


حتی در دورترین نقطه دنیا هم که باشی
در دورترین فاصله از من
بازهم خاطره ات ، بوی آشنای عطرت ، شعرهایت و ....

تـــــــو را به من پیوند می دهد



چشمان بارانیم پناهی جزتو ندارند‎
آغوشت را بازکن


من خیس بــاران تنهایی بودم
که تو با چتــــــــــــــــر عشق آمدی...

LIDA
29-03-2014, 21:41
فقط باتوسرمیز قمارمی نشینم‎
چشم درچشم ‎
یا همه چیزت را می برم‎
یا همه چیزم را می بازم



سالهاست درپیله تنهایی خود اسیرم
*بیا عشق*
می خواهم با دستان عاشق تو پروانه شوم




باز شب آمدو من آغوشم را به روی رویای بودن تو می گشایم
تب خواستنت تمام مرا به آتش کشیده است
طبیب من درمان درد من تویی
مرا به داروی حضورت مداوا کن



همه هستند جز*تو*
ومن دیوانه وارتورا می جویم‎
مگرنمیدانی
توبرای من ‎همه کسی‎


خوش قدمی برایم
با بودنت همه چیزعالیست‎
امروز نیستی‎
اززمین و آسمان خدا بلا می بارد

MEMAR.Z
29-03-2014, 23:24
دوسش داری ؟
پس یادت باشه
فقط دوست داشتن کافی نیست
عشق مراقبت می خواد







همین که تو می دانی
دوستت دارم
کافیست
بگذار
خفه کند خودش را دنیـا






پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد
من زرد می شوم
و تا کفش های رفتنت جفت می شود
غریب می مانم
و نیلوفرانه دوستت دارم
نه مثل مردمی که عشق را از روی غریزه نشخوار می کنند
من درست مثل خودم
هنوز و همیشه
دوستت دارم







مرگم باد اگر لحظه ای کوتاه بیایم
از تکرار این پیش پا افتاده ترین حرف
که دوستت دارم







قبل از اینکه به کسی بگی دوستت دارم
خوب فکراتو بکن
شاید چراغی در دلش روشن کنی
که خاموش کردنش به خاموش شدن او بیانجامد

MEMAR.Z
29-03-2014, 23:27
ببخش که گاهی یادم میرود
قصه با نبود تو آغاز می شود







من بازمانده یک داستان پر دردم
همان یکی که همیشه بود کنارِ یکی که هیچوقت نبود






ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﻮﺩ
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻐﻀﺶ ﺗﻮ ﮔﻠﻮﺕ …







جای خالیِ تو کنارم
چشمانم را میسوزاند !







ببین ، ﺳﺮﺍﻍ ﻣﺮﺍ ﻫﯿﭽﻜﺲ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﺩ
ﻣﮕﺮ ﻛﻪ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺒﯽ ، ﻏﺼﻪ ﺍﯼ ، ﻏﻤﯽ

MEMAR.Z
29-03-2014, 23:47
همه بدهی هایم را هم که صاف کنم به دلم مدیون میمانم
برای تمام دلم میخواست های بی جواب مانده ام






خواب مرا نمی برد
تو را می آورد بی آنکه باشی …







دل بسته ام به پاییز
شاید دوباره از سر مهر بیایی







ایستاده ام ، بگذار سرنوشت راهش را برود …
من همین جا کنار قولهایت ، درست روبروی دوست داشتنت
و در عمق نبودنت محکم ایستاده ام







فردا هم می آید اما تو نمی آیی
من به تکرار روزهای تلخم عادت دارم

MEMAR.Z
29-03-2014, 23:50
خیانت واژه ی تلخی ست
حقیقتی زهرآگین
فرود دشنه، پی در پی ، بر پیکره ی دوستت دارم ها
هرگز تبرئه ای نیست
آنکه را که چنین به کشتن قلب آهنگین عشق برخاست و دلی را که پژمرد







برای خیانت هزار راه هست
اما هیچ کدام به اندازه تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست







ترکت می کنم تا هر سه راحت شویم
من ، تو و رقیبم
من از قید تو ، او از قید من و تو از قید خیانت







بی وفایی کن وفایت می کنند
با وفا باشی خیانت می کنند
مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست
مهربان باشی رهایت می کنند







ای نارفیق به کدامین گناه ناکرده تازیانه می زنی بر اعتمادم ؟
زیر پایم را زود خالی کردی
سلام پر مهرت را باور کنم
یا پاشیدن زهر خیانتت را ؟

MEMAR.Z
30-03-2014, 00:31
نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی
به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی
نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی
به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی
نمی بخشمت به خاطر زخمی که با خیانت بر وجودم تا ابد نشاندی














حیران شده ی گریه ی پنهانی خویشم
آرامشی از لحظه ی طوفانی خویشم
پنهان شدی و فکر خیانت به سرم زد
شرمنده ی این حالت شیطانی خویشم















اگر کسی یکبار به تو خیانت کرد این اشتباه از اوست
اگر کسی دوبار به تو خیانت کرد این اشتباه از توست !
(شکسپیر)















نفرین به تو که با زیباترین نقاب به چهره دوست درآمدی
نفرین بر آن مرامی که اینگونه به اعتمادم خیانت کرد















تو روزگار رفته ببین چی سهم ما شد
از عاشقی تباهی ، از زندگی مصیبت
از دوستی شکست و از سادگی خیانت

LIDA
30-03-2014, 09:09
عشق من
تا وقت هست مرا ببوس‎
شاید فردا ‎
بجای لبانم حسرتی ابدی روی لبانت باقی ماند‎



کافی ست تو بیایی
حضورت پازل تنهایی ام را
بهــــــم می ریزد، بیـــا نازنینم


با زبان بوسه با تو سخن می گویم
دیگر عاشقانه هایم در واژه نمی گنجد



ای دل ساده و تنهای من
باز چشمانش تو را با خود برد ‎
باز صدایش درهای بهشت دروغین را به رویت بازکرد ‎
باز به باد تکیه دادی‎
باز سادگی کردی‎‎


درد
یعنی چشمان تو
وقتی بی تفاوت نگاهم میکنی
همین و دیگر هیچ...

LIDA
30-03-2014, 09:12
مرزهایی که تو را از من جدا می کنند را دوست نمی دارم
چه مرز یک شهر باشد ، چه به اندازه یک نفـــــــــس
کنــــــــــــارم کـــــــــــــــه باشی
تمام بهانه های خوشبختی کامل می شود


کاش می شد کمی تو را از خودت گرفت و مال خود ، می کردم
واین آرزویی بیش نیست ، زیرا تو مرا پیشتر زمن ربوده ای...




همه ی بغض من

تقدیم غرورت باد !

غروری که

لذت دریا را به چشمانم حرام کرد......





دریا را ..
کوه را ..
آسمان را ..
نه !
جای خالی تـــــو را تماشا می کنم ...


اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند...

بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز

LIDA
30-03-2014, 09:15
بــا این آتشــی کــه بــه پــا کــرده‌ام،

از میــان مــن، ای کــاش!

رودخــانــه‌ای مــی‌گــذشــت . . .





عـــِشـــْقْ مَــن ...

هـَمین خـَنده هاے ساده ے توست وَقتے با تـَـمامِ غُصہ هآیتْ میخندے تآ ...

از تَــمآمِ غصهــ هآیــَم رهـــآ شــوَم



هوایت دست سنگینی داشت...

این را وقتی زد به سرم فهمیدم!!!




لذت آنچه را که امروز داری با آرزوی آنچه نداری خراب نکن
لبخند بزن این دومین کار زیباییست که میتوانی با لبانت انجام دهی


گمان می کنم
هر انسانی
روزی ،
جای خالی دوست را حس خواهد کرد ؛
شاید روزی که
تنها
کفش های خالی اش مانده باشد ...

LIDA
31-03-2014, 09:55
.
دلم بچگی می خواهد

جلوی کدام مغازه پا بکوبم که تو را برایم بخرند؟؟



در کنارم نیستی اما به حجم تمام سکوتی که در قلبم جا گذاشته ای به

"یادت هستم"


دلم میخواهد …
چند وقــتی کرکره دلمو بکشم پاییـــن …
یه پارچـــه سیـاه بزنم درش و بنـویسم:
کسی نمـــــــرده
فقط دلـــــــــم گرفتــــــه…!


نمی دانم
درد کدام پرنده هنگام کوچ
در پاییز جا مانده است
که برگ ها
هرچه می ریزند
شانه های درختان
سبک تر نمی شود…




قــَشنگ تـَرین و زیبـــاتـَرین ســاعت ِ دُنیا، ساعَتے بــُود کـِـﮧ دیدَمـِـت…. !!

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:20
اصلا حسود نیستم اما وقتى دیدم

واسه رفیقم اس ام اس اومد

کى میرسی خونه عشقم؟

یه ذره دلم خواست

.



.

رفتگر جوان عاشق شده بود!

جرئت گفتنش را نداشت

هیچ کس هم نمیدانست

چرا کوچه دخترک

از همه جا تمیزتر است

.



.

پاک ترین هوای دنیا………

همان لحظه ای است………..

که دلهایمان هوای هم را میکند….

.



.

تو در من آن تب گرمی که آبم میکند کم کم

نگاهت نیز چون مستی خرابم میکند کم کم

.



.



به سلامتی عشق اولم که غرورم رو شکست

تا الان راحت بتونم با عشق اخرم زندگی کنم

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:21
اون روزای عاشقونه مال تو

اون شبای بی قراری مال من

.



.

صدل آدم گاهی چه گرم می شود به یک”دلخوشی کوچک “

به یک”هستم”به یک”کجایی؟ “به یک”خوبی؟ “به یک”حضور”

به یک “سلام”

.



.

خوشبختی یعنی اینکه عشقت بهت میگه تو مثل طراوت سبزه ای هستی که

بارون خورده و نفس کشیدنت آدمو زنده میکنه. همیشه خدا رو به خاطر این خوشبختی شکر میکند


.



.

عاقلانه انتخاب کن تا عاشقانه زندگی کنی

چون اگر عاشقانه انتخاب کنی عاجزانه زندگی میکن

.



.

بعد از مدتها فهمیدم

“او” دوستم نداشت

خوشحالم

چراکه من هنوز ” دوستش ” دارم

سایه-ا

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:25
وقتی حس میکنم …

جایی در این کره خاکی تو نفس میکشی

و من ز همان نفسهایت نفس میکشم…

ارام میشوم !

تو باش!

هوایت!بویت!

برای زندگی کردنم کافیست…

.

.

.



.

.

.

خـیـــلـــى بـــده احــســاس کــنــى مــثــل دارویــى که

فقط وقت نیاز ازت استفاده کنند . ..

.

.

.



.

.

.

به خواب می روند مثل من

تمام ساعت های جهان ، میان بازوان تــــو …

.

.

.



.

.

.

دو کلام حرف حساب باهات دارم :

” دوست دارم ”

.

.

.



.

.

.

دنیا فهمید خیلی حقیر است

وقتی گفتم : یک موی تو را به او نمیدهم …

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:25
آرزویم این است که بهاری بشود روز و شبت

که ببارد به تمام رخ تو بارش شادی و شعف

و من از دور ببینم که پر از لبخند است :

چشم و دنیا و دلت !

.

.

.



.

.

.

مترسک گفت:

ای گندم تو را گواه باش که مرا برای ترساندن آفریدند

اما من عاشق یرنده ای بودم که از ترس من از گرسنگی مرد.

.

.

.



.

.

.

“بربادرفته”

صد بار بهتر است از

“از یاد رفته “…..

.

.

.



.

.

.

اگـــر تنهـــا گناهـــم בوســـت בاشـــتن توســـت . . .

تنهـــا گنـــاهیـــســـت کــﮧ / توبـــﮧ / نمے کنـــم . . .(!)

.

.

.



.

.

.

تمام دنیا را گشته ام

کنار تو اما ، دنیای دیگریست !

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:26
دنیا فهمید خیلی حقیر است
وقتی گفتم : یک موی تو را به او نمیدهم …...

...
افکار عاشقانه ام را جمع که میکنم
دسته گلی می شود شبیه تـــو برای تـــو …...

...
دنیا خیال تو نیستاما بیرون از خیال تو هم دیگر دنیا برای من نیست !...

...
روزی که فریادزدی وگفتی دوستت دارم…گفتم بلندترنمی شنوم،امروزکه درگوشم گفتی دوست ندارم…گفتم آرومتربقیه میشنوند…...

...
هروقت دلم میگرفت بادوست خوبم(سایه)صحبت میکردم…آه امروزهوا ابریست…

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:27
عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهی

عشق آن است که صد دل به یک یار دهی

.

.

.



.

.

.

قلم بتراشم از استخوانم

خون بگیرم از هر رگانم

بنویسم نامه ای از پرده دل

بفرستم به یار مهربانم

.

.

.



.

.

.

گاهی دوست دارم بدون پک زدن

فقط بنشینم و نگاه کنم که سیگارم چگونه میسوزد

شاید آخر فهمیدم چه لذتی میبری از تماشای سوختن من .

.

.

.



.

.

.

گاهی مرا یاد کن

من همانم که اگر ساعتی از من بیخبر بودی

آسمان را به زمین میدوختی . . .

.

.

.



.

.

.

زندگی بوسه ایست

که از لبان تو پر میکشد …

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:27
سر و ته این حرفها را که بزنم

باز هم تویی که در سرم ته حرفها را میزنی !

.

.

.



.

.

.

بعضی ترانه ها را می توان بارها و بارها گوش داد

بعضی انسان ها را می توان بارها و بارها دوست داشت !

.

.

.



.

.

.

عاشقت خواهم ماند بى آنکه بدانى دوستت خواهم داشت

بى آنکه بگویم درد دل خواهم کرد بى هیچ کلامى دردامانت خواهم ماند

بى هیچ کلامى شاید احساسم اینگونه نمیرد

.

.

.



.

.

.

دلم یک آلزایمر خفیف می خواهد

آنقدر که یادم نرود

به نفعم است که به چند زبان زنده ی دنیا سکوت کنم . .

.

.

.



.

.

.

دوست دارم صدای عاشقانه

مردی را که

تمام عشقمان را برایم زمزمه می کند

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:28
قرارمان فصل انگور…

شراب که شدم بیا…

تو جام بیار…

من جان…

جام را پر از جان کن، هراسی نیست!

فقط تو خوش باش، همین مرا کافیست!

.

.

.



.

.

.

بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند !

اما …

از چشـــــم هایشان معلوم است ؛

که اشکــــی به بزرگی یک سکــــوت ،

گــــوشه ی چشمشان به کمیــــــن نشسته …

.

.

.



.

.

.

هزار کلمه بر جای خالی ات ریختم اما پر نشد ،

به گمانم از جنس بی نهایتی

.

.

.



.

.

.

بزرگترین متهم تاریخ کسى است ک نمیدونه قلبش واسه کى میتپه

.

.

.



.

.

.

تو دوری و خیال تو نزدیک…

چه نا برابر قسمت کرده اند فاصله ها را…

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:28
ای قرار لحظه های اضطرار / بر روان دیده ام منشین چو خار

جاری عشقی به شریان وجود / بی تو باید شعر دلتنگی سرود

.

.

.



.

.

.

وقتـی یه زن ســیگار کشید

یعنــی دیگه گریه جواب نمیده

و وقتی مــردی اشک ریخت

بدون کار از ســیگار کشیدن گذشته . . .

.

.

.



.

.

.

اولین ها مهم نیستن ،

این موندنی ها هستن که مهم اند و تو ماندنی ترینی !

.

.

.



.

.

.

چقدر به آغوشت وسوسه بدهکارم !

.

.

.



.

.

.

میگویند زندگیت را پایِ یک “نفر” نگذار

کاش میدانستند که تو یک نفر نیستی ، تو یک “دنیایی” …

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:30
گریه آخر شب هایم انگار کافی نبود
این روزها به یاد صبح بخیر گفتنهایت اول صبح ها هم گریه میکنم







گاهی بهترین وسیله برای فراموشی
دیداری دوباره است







از کهنگی این خانه عبور کن
بگذار سهم من از این دیوار ترک خوردن باشد







سکوت میکنم
نه به احترام آنان که از فریادم خسته شدند
نه برای آنانی که به دنبال سکوتم هستند
نه برای دل او که میخواهد با سکوتم مرا بشکند
و نه برای بودنی تکراری سکوت میکنم …
چون صدای تو را در سکوت می شنوم
تو که تمام دنیای پر از فریادم را به یکباره خاموش کردی
و به من سکوت را هدیه دادی







دارم شکست میخورم
کسی میل ندارد ؟

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:30
این قصه از ابتدا به سر آمده بود
فقط در این میان کلاغی آواره شد







گاهی که خیلی غمگین میشوم گریه نمیکنم
فقط لبخندی کش دار و تلخ به گذر زمان و مختصات مکان حواله میدهم
و بی مهابا پاهایم را تکان میدهم و خیره به دیوار سفید همیشگیِ روبه رویم میشوم
و پوست لبم را می کنم تا خون بیاید
و موهایم را دور انگشتانم حلقه میکنم و کنج اتاق می شود خلوتگاهم
گاهی که خیلی غمگین میشوم خودم را نوازش می کنم
در اوج تنهایی و خود را در آغوشِ خود رها میکنم
دستانم را لمس میکنم تا بدانم که هستم و فراموش نشده ام ، نمرده ام
گاهی که خیلی غمگین میشوم مدتها خود را در آینه مینگرم
امروز از آن گاهی هاست …







در من
کوچه هاییست که با تو …
سفر هاییست که با تو …
روزهایست که با تو …
شبهاییست که با تو …
عاشقانه هاییست که با تو …
نگشته ام
نرفته ام
سر نکرده ام
آرام نیافته ام
نگفته ام
می بینی چقدر با تو کار دارم ؟
زودتر بیا !







دنـــــیـــــــا
بازی هایت را سرم درآوردی
گرفتنی ها را گرفتی
دادنی ها را ندادی
حسرت ها را کاشتی
زخم ها را زدی
دیگر بس است چون چیزی نمانده ، بگذار بخوابم …
محتاج یک خواب بی بیدارم !







گاهی وقت ها تو زندگی میرسی
به یه جایی که بن بست نیست اما دیگه مقصد نداری

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:31
خدا را چه دیدی شاید دوام آوردم
هر تمام شدنی که مرگ نیست ؟
گاهی میتوان کنارِ یک پنجره سیگار به دست و منتظر پوسید







سیگار میکشم تا دود کنم خیال بودنش را …
ریه هایم بی تقصیرند ، فقط دارند تاوان ندانم کاری های دلم را پس میدهند







این روزا دیگه هیچ چیزی رو شرح نمیدم
فقط می کِشَم







گفتی تا سیگاری دود کنی برگشتم
زندگیم دود شد ، کجا ماندی ؟







سیگار کشیدنم را کلاس نامیدند
نمی دانستند که من از کلاس زندگی مدتهاست اخراج شده ام

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:31
بعد مرگم روی قبرم ، روی عکسم ننویسید جوان ناکام
من از سیگار خیلی کام گرفتم ، بدنامش نکنید






یادت است میگفتی سیگار را کنار بگذارم ؟
من سیگار را کنار گذاشتم اما طعم تلخش را نه !
روزگار امروز به من فهماند که چیزهای تلختری از قهوه و سیگار هم هست !







ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﻡ
ﯾﮏ ﺩﻝ ﻏﻤﮕﯿﻦ
یه تن رنجور از زخم
یه ذهن خسته ﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﺭﺩ ﺑﯽ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺑﺎ ﺗﻮ ﻗﺴﻤﺖ ﮐﻨﻢ ﯾﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﮑﺸﻢ ؟







روزهایم با خیالِ بودنت شب میشوند
و شبهایم با سیگارِ روشنم روز …

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:32
سلامتی رفیقی که پیشمون نیست ولی توی قلبمونه
به یادمون نیست ولی تو یادمونه
بی خیالمونه ولی همیشه تو خیالمونه







رفاقت رابطه ایست بی غروب که
حتی خورشید در حسرت آن می سوزد







دوستانم همه نابند ، طلا سیری چند ؟
درد از همه شان دور ، بلا سیری چند ؟
بی گل روی عزیزان ، نفسم می گیرد
بی حضور رفقا ، صلح و صفا سیری چند ؟







به سلامتی رفیقی که
وقتی میره می شینه تو گلخونه ی دلش
یادی از خاک زیر پاش هم می کنه







هندی بلدی ؟
قیفر میتاپ ریز کاخ
بلد نیستی ؟ عیب نداره از آخر بخون

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:32
رفاقت بارسنگینی ست
کسی بر دوش میگیرد که یک دنیا وفا دارد







معنی دوست :
د = دور از هم
و = واسه هم
س = سایه هم
ت = تا عمر داریم کنار هم







معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود و در میان دل اقامت دارد
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است







می نویسم که بمونه روی قلبم این حقیقت
که به جز تو من ندارم یه رفیق با محبت







دوستی مثل متکا میمونه
وقتی خسته ای بهش تکیه می کنی
وقتی خوشحالی بهش تکیه می کنی
وقتی غصه داری روش گریه می کنی
وقتی شوخیت می گیره پرتش می کنی
وقتی سرت شلوغ از جلو دست و پا برش میداری
اما دیر یا زود باز هم بهش احتیاج پیدا می کنی
به سلامتی همه دوستای با معرفت

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:33
دوستت دارم
گلایه از تکراری بودنش نکن
مشکل از مـــــن نیست
تو زیادی دوست داشتنی هستی







خسته ام
از تـــــو نوشتن
کمی از خود می نویسم
این منم که دوستت دارم







تا دیروز
هرچه می نوشتم عاشقانه بود
از امروز هرچه بنویسم صادقانه است
عاشقانه دوستت دارم







جز دوستت دارم هایی که واژه نیستند
مثل دم در پی بازدم حیاتم را رقم می زنند







تلخترین حرف : دوستت دارم اما
شیرین ترین حرف : اما دوستت دارم
به همین راحتی جابه جایی کلمات زندگی را دگرگون می کند

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:33
دوست داشتن ات ، هــوس نیست
کـه بــاشـد و نبــاشـد
نفــس اسـت
تا بــاشم
تا باشی







شایـــد تنــــهـــا کســـــی نیستم کـــه دوستــــت دارم
امـــــــا
کــــســـی هستم
کـــه تـــنـــهـــا تـــــــــــو را دوســـت دارم







قول می دهم لام تا کام حرفى نزنم
فقط بگذار ازدال تا میم بگویم ، بگذار بگویم که دوستت دارم
دیگر لام تا کام حرفى نمی زنم







بــه ارتفــاع ابــدیــت دوستــت مــی‌دارم
حتــی اگــر بــه رســم پــرهیــزکــاری‌هــای صــوفیــانــه
از لــذت گفتنــش امتنــاع کنــم

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:34
نه تو دروغگو نیستی
من حواسم پرت است
گفته بودی دوستم داری بی اندازه
خوب که فکر می کنم
تازه می فهمم که بی اندازه یعنی چه






می دانی ؟ به رویت نیاوردم
از همان زمانی که جای تو به من گفتی شما
فهمیدم پای او در میان است







جای قول و قرارهایمان امن است
زیر پاهای تو







اگر روزی دشمن پیداکردی
بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی
اگر روزی تهدیدت کردند ، بدان دربرابرت ناتوانند
اگر روزی خیانت دیدی ، بدان قیمتت بالاست







این روزها از حوالیِ تو ، بوهایی به مشامم می رسد
نکند بوی خیانت جایش را به عطر خوشت داده باشد

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:34
به تو که فکر می کنم
بی اختیار
به حماقت خود لبخند می زنم
سیاه لشکری بودم
در عشق تو
و فکر می کردم بازیگر نقش اولم
افسوس







آنان که بودنت را قدر نمی دانند
رفتنت را نامردی می خوانند







اینجا زمین است ، زمین گرد است
تویی که مرا دور زدی
فردا به خودم خواهی رسید
حال و روزت دیدنیست







هر روز این عشق یکطرفه را طی می کنم
یکبار هم تو گامی بدین سو بردار
نترس جریمه اش با من







دوستت دارم را برای هر دویمان فرستادی
هم من ، هم او
خیانت می کردی یا عدالت ؟

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:35
کـاش آدمـا مثل ِ فـایل های ‌تو اینـترنـت بودن
هـرکـی رو خـوشت می اومد
میتـونستـی دانلود کـنی هر کی رو نه حذفش کنی






روزگــار عجیبی شــده
حتی وقتی می خـندیـم
منظـورمـان چیـزه دیگـریست …







تو‌ی رابطه هاتون گاهی سنگ بندازین
تا عمقش براتون مشخص بشه . . .







یه زمانی آدمها دوست داشتن که اولین عشق یه نفر باشن
الان باید دعا کنن که آخریش باشن







کنــارت هستند ؛ تا کـــی !؟
تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند …
از پیشــت میروند یک روز
کدام روز ؟!
وقتی کســی جایت آمد …
دوستت دارند تا چه موقع !؟
تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند
می گویــند عاشــقت هســتند برای همیشه نه
فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود
و این است بازی باهــم بودن …

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:36
از ترس فاسد شدن دلت را حراج نکن
خشک کردن هنوز هم جواب می دهد







آدم هـا می آینـد
زنـدگی می کننـد
می میـرنـد و می رونـد
امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود
کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد!
مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود
کـه تـــو می میـری ، در حالـی کـه زنــده ای







ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨــــﺪ
ﺩﺭﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻪ ﺷﻮﯾﺪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ
ﺩﺭﺳـﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ
ﺯﻧﺪﮔــــﯽ، ﺁﻧﻘــــﺪﺭ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ
ﮐــــــﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻧﻮ
ﺩﺭﺩ ﮐﻬﻨﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽﺷﻮد







این نیز بگذرد
مثل همه ی اتفاقات خوب و بد زندگی
مثل همه ی دوست داشتن هایی که
در ته صندوق خاک خورده ی زمان مخفی ماند
و هیچ کس نفهمیدشان
این نیز بگذرد، مثل زندگی







می خواهم مدتی بخوابم
نمی دانم چند روز؟
شاید روزی بیدارشوم
و دنیا به شکل دیگری باشد
و قلب آدم ها

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:36
تــو مــاه را دوســت داری
مــــــن!
مـاه هــاست کـــه تـــورا







آری، آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
فروغ فرخ زاد







معنای خوشبختـــــــی این است که
در دنیا کسی هست
که بی اعتنا به نتیجه دوستت دارد






ما در این شهر غریبیم
و در این ملک فقیر
به مرام تو گرفتار
و به یاد تو اسیر







دوست داشتن به تعــــداد دفعات گفـــــتن نیست
حسی است که باید بــــــی کلام هم لمــــــس شود

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:37
سلام می کنم از روی مهربانی
سلام می کنم از روی شادمانی
سلام می کنم تا جان دارم
که خواننده این سلام را دوست دارم







شب که می رسد به خودم وعده می دهم
که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت
صبح که فرا می رسد و نمی توانم بگویم
رسیدن شب را بهانه می کنم.
و باز شب می رسد و صبحی دیگر
ومن هیچ وقت نمی توانم حقیقت را بگویم
بگذار میان شب و روز باقی بماند
که چقدر دوستت دارم







چقدر این دوست داشتنه ای بی دلیل خوب است
درست مثل همین باران که بی سوال فقط می بارد
آرام …شمرده شمرده…فقط می بارد
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است







دنبال وجهی می گردم
که تمثیل تو باشد
زلالی چشم هایت
بی پایانی آسمان
مهربانی دست هایت
نوازش گندم زار
و همین چیزهای بی پایان
نمی دانستم دلتنگیت قلبم را مچاله می کند
نمی دانستم
وگرنه از راه دیگری جلو راهت سبز می شدم
تمهیدی، تولد دوباره ای، فکری
تا دوباره در شمایلی دیگر عاشقت شوم
گفته بودم دوستت دارم

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:37
ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار
منو از خاطره کم کن تا ابد خدا نگهدار







رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماند
آسمانی تر از آن بود که در خاک بماند
از دل برکه شب سر زد و تابید به خورشید
تا دل روشن نیلوفری اش پاک بماند







تکیه به شونه هام نکن
من از تو افتاده ترم
ما که به هم نمی رسیم
بسه دیگه بذار برم







خداحافظ برای تو چه آسان
ولی قلبم ز واژه اش چه سوزان







اگه می دونسنتی قطره ی بارون هنگام جدا شدن از ابر چه حسی داشت
اگه می دونستی یه بندر هنگام رفتن کشتی ها چقدر تنها میشد
اگه می دونستی درخت کاج هنگام پر کشیدن پرنده ها چقدر غمگین می شد
اگه می دونستی با رفتنت چه آتیشی به جونم کشیدی اینقدر راحت نمی گفتی : خداحافظ

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:38
منو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار
تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار







تو رفتی شاخه عشقم شکسته
به چشمم شبنم حسرت نشسته
نگاهی هم نکردی وقت رفتن
نگاهی که سراسر اشک بسته







گفتی خداحافظ ! گفتم نمی خواهی مرا ؟
باشد نخواه ! اما ای کاش می گفتی چرا ؟







خدانگهدار عزیزم اما نمیشه باورم
توی چشام نگاه نکنی این لحظه های آخرم
آخه چطور دلم بیاد چشاتو گریون ببینم ؟







می روم شاید کمی حال شما بهتر شود
می گذارم با خیالت روزگارم سر شود

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:38
تنها چیزی که یارانه ای نشد رفاقت بود چون نتونستن روش قیمت بزارن
مخلص همه رفقای با معرفت که قیمت ندارن







همیشه یادتون باشه ک توی دنیا
دوست های خوب محدودن ولی دوستای خوب ، دنیای نامحدودن







سلامتی هرچی خوبه که بدش ماییم
سلامتی هرچی بزرگه که کوچیکش ماییم
سلامتی هرچی رفیقه که اگه قابل بدونن خاک زیر پاش ماییم







رفیق چهار حرفه
اما اگه رفیقتو فراموش کنی خیلی حرفه







مخلص همه ی اونایی که
چراغ رفاقتشون همیشه برای ما نفت داره

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:39
به سلامتی بچه هایی که
سر تا پاشون زیر بارون خیس میشه ولی رفاقتشون نم نمیده







خیالم راحته که اگه زمستون هرچقدرم سرد باشه
رفقایی مثل شما دارم که دمشون خیلی گرمه







عشق + اهمیت = مادر
عشق + ترس = پدر
عشق + کمک = خواهر
عشق + دعوا = برادر
عشق + اهمیت + ترس + کمک + دعوا + زندگی = رفیق …






رسم رفاقت اینه که
با رفیق پیر شى نه اینکه وسط راه از رفیق سیر شى







در میان هفت دریا ذره ای از لطف دوست
بی نیاز از منت هر ناخدایم می کند

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:39
وقتی رفتی
نه بزار مثبت فکر کنم
وقتی آمدی برایم فاتحه بخوان







همه چیز سر جای خودش هست
چیزی تغییر نکرده
تنها تویی که جایت خالیست







دلم شور میزند
میترسم صبح که بیدار میشوم
از قاب عکست هم رفته باشی







من که جز تو کسی را ندارم
ولی چرا تو را هم ندارم ؟







کاش هنوز بچه بودیم
لااقل شب ها عروسک بغل می کردیم تا خوابمان ببرد
حالا گوشی را و یک دُنیا انتظار …

MEMAR.Z
31-03-2014, 12:40
جز تو آرزویی در دل ندارم
ای کاش دلی هم نداشتم تا اینگونه آرزو به دل نبودم







این زندگی به یک تو نیاز دارد ،
خواهش می کنم پیدا شو …







حرفها سه دسته اند :
دسته اول : گفتنی ها
دسته دوم : نوشتنی ها
و دسته سوم : قورت دادنی ها
دو تای اول سبکت می کنند ، سومی سنگینت …







نیستی
و من پرم از لحظاتی که مملو از توست …







فیزیک بعدها ثابت خواهد کرد که در نبودن ها و ندیدن ها و نداشتن ها
جاذبه برای کشیده شدن اشک به بیرون بیشتر است

alireza2af
31-03-2014, 13:28
گفتم: واقعا داري ميري؟
گفت: آره...
گفتم: منم بيام؟
گفت: جايي که من ميرم جاي2 نفره نه 3نفر!
گفتم: برمي گردي؟
فقط خنديد…
اشک توي چشمام حلقه زد،سرمو پايين انداختم،دستشو زير چونم گذاشت و سرمو بالا آورد گفت: تو کجا ميري؟...
گفتم: ميرم بالاخره يه جايي...
گفت: تنها نريا، يکيو با خودت ببر...!
گفتم: جايي که من ميرم جاي 1 نفره نه 2 نفر!
گفت: برمي گردي؟
گفتم: جايي که ميرم راه برگشت نداره!
من رفتم اونم رفت...
ولي اون مدتهاست که برگشته و با اشک چشماش...
خاک مزارمو شستشو ميده
....................


ماایستادگی را ازطبیعت می اموزیم.رودی که ازرفتن باز ایستدبوی گندمیگیرد
..................


کجا گمت کردم و قلبت چرا دور شده ازم
جوابشو نمیدونیم نه من نه کاغذ نه قلم
..................

به کجا می نگری ؟ بودنت تنها نیست،
تو خدار را داری و من آرامش چشمان تو را . . .
..................
نه روز و نه شب ، تنها شمارش نفس های تـــو ، عمر من است !
................
وقتی که بارون میاد هر چند تا قطره که تونستی بگیری منو دوست داری و هر چند تا که نتونستی بگیری من تو رو دوست دارم!

ALI
31-03-2014, 15:43
ای کاش زندگیم در یک کاسه آب خلاصه میشد ، که آن را بدرقه راهت میکردم . . .
.
.
.
قلم بتراشم از هر استخوانم ، مرکب گیرم از خون رگانم
بنویسم نامه ای از پرده دل ، برای یار مهربانم . . .
.
.
.
اگر خاری شوی بر دل نشینی / تو را نازت کشم ، چون نازنینی . . .
.
.
.
دانم و دانی که جانم عاشق از آن توست / پس بزن آتش به جانم که جانم جان توست
گر زنی آتش به جانم من بسوزم در رهت / پس از آن هر ذره از خاکسترم خواهان توست . . .
.
.
.
آهای قسنگ تر از همه ، هر چی ازت بگم بازم کمه / بذار بگم دوستت دارم
دوستت دارم یه عالمه . . .

ALI
31-03-2014, 15:44
دارم میرم نگو نرو ، هوا هوای رفتنه / هرچی بوده تموم شده ، چاره ما گذشتنه
دارم میرم تا سرنوشت ما رو به بازی نگیره / خوب میدونم این عاشقی از یاد هر دو مون میره . . .
.
.
.
من اگر پشن خودم پنهانم ، من اگر خسته ترین انسانم
تو گلم بی وفایی ، بی وفاترین گلی روی زمین . . .
.
.
.
گویند ضریح چشم تو صد معجزه دارد / ای کاش من رائر چشمان تو بودم . . .
.
.
.
آموزگار عشق شدیم و خود نشناختیم “الفبا” را . . .
.
.
.
اگر دل سپردن به تو خطاست / به تعداد باران خطا میکنم . . .

ALI
31-03-2014, 15:44
عزیز یادی بکن از یار خسته / غبار دوریت بر من نشسته
دگر تیری نزن بالی ندارم / وجودم از غمت در هم شکسته . . .
.
.
.
کاش میشد تک درختی در میان قلب تو / تا وجودم میوه میداد از محبت های تو . . .
.
.
.
آنقدر رسم وفا مرده که ترسم / لیلی هم اگر زنده شود یادی از مجنون نکند . . .
.
.
.
از آن روز که شنیدم صدایت / دلم پر در آورده کرده هوایت
دلم عاشق شده افتاده به پایت / بنازم قدرت عشق خدایت . . .
.
.
.
استاد کائنات که این کازخانه ساخت / مقصود عشق بود ، جهان بهانه ساخت . . .

MEMAR.Z
31-03-2014, 22:35
دروغ رو همه میگن !

اما اونجاش به آدم فشار میاد که همراه با شنیدن دروغ ، خر هم فرض بشی !

.

.

.

نه

تو دروغگو نیستی

من حواسم پَرت بود . . .

گفته بودی دوستم داری ”بی اندازه ”

خوب که فکر میکنم تازه می فهمم که ” بی اندازه ” یعنی چی . . .

.

.

.

هر روز ” دماغ ها ” کوچکتر می شود و دروغ ها بزرگتر !





.

.

.

برای اصیل بودن کافیست که دروغ نگویی !

آغاز اصالتِ خوب همین است ، که نخواهی چیزی باشی که نیستی . . .

.

.

.

همه درست شبیه هم هستند فقط بعضی ها بهتر و باورکردنی تر دروغ میگویند !

MEMAR.Z
31-03-2014, 22:36
دیوانگی های دلم را به دل نگیر !

دست خودش نیست ، طفلک باور کرده بود دروغ دوست داشتنت را . . .

.

.

.

بغض نیمه کاره تکرار دروغ هایت گلویم را می فشارد !

چشم هایم را می بندم از ساده لوحی !

بی شرم خاطراتم !

بیزارم آنگاه که از خودم می پرسم : « هنوز دوستم دارد ؟! ، حتی به دروغ«

.

.

.

خدایا بگذار گوش هایم سنگین بمانند ! سمعک را می خواهم چکار ؟

وقتی شنیدنی های این دنیا یا دروغ اند یا گناه . . .

.

.

.

نترس جانم !

.

ظرفیت باور من به اندازه ی همه ی دنیاست

تو دروغت را بگو !

.

.

.

یه زمانی می گفتن از تو چشماش میشه فهمید راست میگه یا دروغ . . .

اما حالا دیگه اینقدر توانمند شدن بعضیا که با چشمشونم دروغ میگن !

MEMAR.Z
31-03-2014, 22:36
به بعضیا هم باید بگی :

یه خورده راست بگو ببینم بلدى !

.

.

.

دستگاه مشترک مورد نظر از دست “ دوستت دارم ” های دروغ تو خاموش است،

لطفا دیگر تنهایش بگذار . . .

.

.

.

قدیما تا کسی مجبور نبود ، دروغ نمی گفت ؛ الان تا کسی مجبور نباشه ، راست نمی گه !

.

.

.

بعضی جمله ها هستن به مرور تبدیل به دروغ می‌ شن !

مثله : « پنیر تازه رسید » رو شیشه‌ی بقالی !

یا مثله « دوست دارم »

.

.

.

رفتنت را خیالى نیست !

فقط مانده ام چگونه در جشمانى به آن زلالى جا داده بودى آن همه دروغ را . . .

MEMAR.Z
31-03-2014, 22:37
به خاطر من بخند حتی به دروغ !

گاهی باید به کسی تنفس مصنوعی داد . . .

.

.

.

هیچوقت به کسی که بهت اعتماد داره ، دروغ نگو ؛

هیچوقت به کسی که بهت دروغ میگه ، اعتماد نکن . . .

.

.

.

باور کن من هرگز لایق دوستت دارم های تو نبودم ؛ ملتمسانه از تو میخواهم :

دوستت دارم هایت را به کسی بگویی که لایق دروغهایت باشد . . .

.

.

.

بزرگترین دروغت را یادت هست ؟

گفته بودی من همیشه راست می گویم !

.

.

.

تا دروغ نباشی ، به حقیقی بودنِ دیگری شک نمیکنی . . .

MEMAR.Z
31-03-2014, 22:38
سیزده بدر که می رسهنوبت عاشق شدنهنوبت آشه رشته وسبزه به آب سپردنهسیزدتون بارونی و شاد




پشت سر بغض های جا ماندهپیش رو مرگ ماهی قرمزباورم این که نیستی امسالرفته ای تا همیشه تا هرگز




سیزده بار زیر لب گفتمرفتنت مثل سیزده شوم استخسته ام خسته از غروری کهبه شکستن همیشه محکوم است




سیزده برای تو نحس استتو تمام خیابان ها را می بندیمن پیاده می شومو در پیاده رو سکوتم را در چشمانت فرو می کنمتا بودنم را بپذیری




من بی تو راحتم !اینم از دروغ سیزده !!!

MEMAR.Z
31-03-2014, 22:40
امیدوارم با رسیدن سیزده بدر و جمع شدن سفره ی هفت سین

قرآنش نگهدارت

آینه اش روشنایی زندگی ات

سبزیش طراوت و شادابی دلت

و ماهی اش شوق ادامه زندگی را به تو هدیه دهد







کوچه باغی و صفایی و کمی خاطره و …

سر من شانه ی تو پای همین پنجره و …

شب و عهد من و تو سیزده فروردین

سبزه ی پای درخت و زدن یک گره و …







می زنم ضربه به افکار کهن

که چرا ایرانی تا به سیزده روزش می خورد

کنگر می زند لنگر به ادوار زمین تا بگیرد عیدی







باز هم سیزده بدر از راه رسید

نوبت شادی و سر زندگی ماه رسید

آنــجا که شــمایید اگر ابــری نیــست

تیز بپرید بیرون که ابر باران زا رسید







نمی دانم در دل چه آرزویی داری !

اما برای رسیدن به آرزوهایت به دستانم رو به آسمان جاری

و سبزه ی دلم را به نیت آرزوی تو گره خواهم خواهم زد !

سیزد بدرتون بارانی باد !

MEMAR.Z
31-03-2014, 22:41
میروی که بدون من گره بزنی سبزه ی

تمام خاطراتمان را و تمام مرا از خودت دور کنی !

سیزده فرصت خوبیست برای دور کردن نحسی !


















سیزدتون بدر باشه

دشمنتون دربدر باشه

رفقاتون گل بسر باشه

عشق و حال صد برابر باشه
















سبزه رو از سفره بگیر

ماهی را با خودت بیار

وقتشه بیرون بزنیم

سیزدهمین روز بهار


















سیزده بر من رمزی است بزرگ

ای کوردل نحسی در شان توست

هفت و شش را حواسم جمع است

در جمع خوانی یکی همیشه بالاست
















گریزان از نحسی امروز در چالش آمدن فردا به سبزه ها می نگردالاغ فیلسوف شهر

خسته از بار سنگین سال قبل عرعر امید سر می دهد:

برای من همسبزه ای گره بزنید!

گوسفندان سبزه ها را خورده اند

MEMAR.Z
01-04-2014, 00:50
بعضـى ها گــریه نمى کنند

اما از چشم هایشان معلوم است که اشــکى به بزرگى یک سکــوت

گوشه چشمشان به کمــین نشسته …

.

.

.

این روزها من روزه سکوت گرفته ام …

آرام گرفته ام تا آرامش آنان که زیر پا له ام کردند خط خطی نشود

.

.

.

گاهی دلت آنقدر می گیرد

که مجبوری تمام بغضت را با سکوت دفن کنی

واین است کار این روزهای خاکستری من





.

.

.

این روزها

دلم اصرار دارد فریاد بزند

اما من جلوی دهانش را می گیرم

وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد

.

.

.

هرکس روشنایی دهد عاقبتش دار است

سقف خانه را ببین اعدام دسته جمعی چراغ ها …

MEMAR.Z
01-04-2014, 00:51
سکوت..

سکوت فقط صحبت نکردن نیست…

سکوت فقط آروم بودن نیست…

سکوت فقط نگاه کردن و دم نزدن نیست…

می توانیم سکوت را صحبت عقل بدانیم

.

.

.

لعنتی کاشکی می دونستی

سکوتم دردها داره واسه گفتن …

پیامک سکوت اسفند

گاهى سکوت مى آموزد

بودن همیشه در فریاد نیســت

اسطـــوره شدن یعنى در عین رفتــن بمــانى

یعنى باشى یـــا نباشى دوستت داشته باشند و دلــتنگت شوند…

.

.

.

ساکت نیستم

لب هایم هم نسوخته است

تنها تمام من تــاول زده از آشی که نخورده ام …

.

.

.

همیشه سکوت نشانه ی رضایت نیست

گاهی سکوت می کنم تا بفهمی چه بی صدا باختی …

.

.

.

این روزها من خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام تا آرامش او خط خطی نشود….

MEMAR.Z
01-04-2014, 00:51
این روزها حرفی برا گفتن جز سکوت ندارم

اما اشک های زیادی برای ریختن دارم

.

.

.

هیچ گاه به خاطر هیچکس از ارزش هایت دست نکش

چون اگر روزی آن فرد از تو دست بکشد

تو می مانی و یک من بی ارزش !

.

.

.

دلم کار دست است

خودم بافتمش

تارش از سکوت

پودش از تنهایی

همین است که خریدار ندارد…

.

.

.

بعضی ها گریه نمی کنند

اما از چشم هایشان معلوم است

که اشکی به بزرگی یک سکوت

گـــــوشه ی چشمشان به کمیـــــن نشسته

.

.

.

دیشب در جاده های سکوت

در ایستگاه عشق

هر چه منتظر ماندم کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد

و من تنهاتر از همیشه به خانه برگشتم . . .

MEMAR.Z
01-04-2014, 11:13
باور کن “من” تنهاترین ضمیر دنیاست

و “ او ” خوشبخت ترین ضمیر دنیا چون “ تو ” را دارد . . .










سخت است

“او” کردنِ “تویى” که همه زندگى “من” بود !










ﻫﻤــــﻮﻥ ‫‏ﭼﻨﺪ‬ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﻪ

ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ

ﻭ ﺑﻔﻬـــــــــﻤﻢ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ

ﺍﻣـــــــﯿﺪﻭﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﺩﻧﯿـــــــﺎﻡ

ﺑــــــﺎﻭﺭﮐﻦ . . .










بزرگترین روانشناسان دنیایند ، دو چشمت

این قدر که امیدوارم می کنند ، به زندگی . . .









لبانت قند مصری ، گونه هایت سیب لبنان را

روایت می کند چشمانت آهوی خراسان را

من از هر جای دنیا هرکه هستم عاشقت هستم

به مهرت بسته ام دل را ، به دستت داده ام جان را

MEMAR.Z
01-04-2014, 11:14
به من شلیک کن

حتی اگر به هدف هم نزنی

برایت خواهم مرد . . .











یه لیوان از تو اون کابینته بردار

+ خب.

- پرتش کن زمین.

+ خب.

- شکست؟

+ آره.

- حالا ازش عذرخواهی کن.

+ ببخشید لیوان. منظوری نداشتم.

- دوباره درست شد؟

+ نه…

- متوجه شدی !؟













گوش تلفن کر

“دوستت دارم ” را امشب

در گوش خودت

خواهم گفت !











من آنقدر دیوانه‌ام

که وقتی دورم میزنی

باز نگران تواَم سرت گیج نرود!











چیست از این خوبتر در همه آفاق کار

دوست به نزدیک دوست ، یار به نزدیک یار

MEMAR.Z
01-04-2014, 11:15
نوازشگر خوبی نبودی

سفید شده تار مویی را که قسم خوردی

با دنیا عوضش نمیکنی








تـو که نیستی

من به عکس هایت می نگرم

این همان تنفسِ مصنـوعی است









یه هوایت بگو آنقدر به سرم نزند

من ! سرم درد می کند









خدایا کاسه ی صبرم کوچک نیست

این غم ها بزرگتر از دل هستند







و چه انتظار بزرگی است

اینکه بدانی پشت هر “دوستت دارم”

چقد دوستت دارم…!

MEMAR.Z
01-04-2014, 11:16
لحظات دوریت را با ساعت شنی می شمارم

اکنون یک صحرا گذشته است








خدا را شکر بعد از اینهمه زندگی منم یه چیزی شدم

“فراموش”







شراب چند سالِ است نامت!؟

به زبان که می‌آورم مست می‌شوم!








بند ناف روحـم از تـــو بـــریـــدنـــے نـیـسـت

ایـن هـمـه تلـا ش مـکـن!

مـن ایـن نـارسـے را

دوسـت دارم…

بـه هـر قـیـمـتـــے !!!









پله ها را بالا رفتم

پایین آمدم ،

عطرت یک جا

بَند نمی شود

MEMAR.Z
01-04-2014, 12:32
بی تفاوت باش
به جهنم !
مگر دریا مُرد از بی بارانی ؟







کـــــــــــم بــاش
از کم بودنت نتــــــــرس
اونی که اگـه کم باشی ولــــــــت میکنه
همونه که اگه زیـــاد باشی حیفو میلت میکنه







دنیای عجیبی شده است
برای دروغ هایمان خدا را قسم می خوریم
و به حرف راست که می رسیم
می شود جان ِ تــو







مــوجــودات ِ غــریبـی هـستیـم
نـه طاقــت ِ دروغ را داریـــم
و نــه تحــمّل ِ حـقــیــقت را







دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم
نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم
برای اینکه نگذارم آنها بیایند

MEMAR.Z
01-04-2014, 12:33
حق با کشیش ها بود گالیله!
زمین آنقدرها هم گرد نیست
هر کس میرود دیگر باز نمیگردد







هیچ انتظاری از کسی ندارم
و این نشان دهنده قدرت من نیست
مسئله خستگی از اعتمادهای شکسته است







روزانه هزاران انسان به دنیا می آیند
اما نسل انسانیت در حال انقراض است







زندگـــــــی همیشـــه در جریانه، ولی مشـــــــکل اینجاست
کـــه مـــا رو در جـــــریان نمیــــــذاره







همینــــکه آرزوهایــــم را خــــاک کــــردم
به آرامش رسیـــدم
چــــه ســــاده بود خوشبختــــی

MEMAR.Z
01-04-2014, 12:33
دوست داشتنَت گنـــــــــــاه باشد یا اشتــــباه
گناه می کنم ، تـــــو را حتــــــی به اشتباه







از چهار راه قلبم عبور کردی و هیچ به چراغ قلبم توجه نکردی
اما بدان پلیس قلبم تو را تعقیب خواهد کرد
و برگه ی دوستت دارم مرا
زیر برف پاکن های دلت خواهد گذاشت . . !







اے کاغذ سپید کہ همه ے دردهایم را بہ دوش میکشے
یکبار دیگر رویت مے نویسم : بے نهایت دوستش دارم







دلم برایت تنگ نشده … اصلا
دوست ندارم ببینمت … هیچ وقت
خاطراتمان تکرار نمی شود دیگر … هرگز
اما با تمام وجود دوستت دارم … همیشه!







مشترک دوست داشتنی
اعتبار مهر و وفای شما رو به اتمام است …
لطفا برای شارژ مجدد کلمه “دوستت دارم” را ارسال نمایید !

MEMAR.Z
01-04-2014, 12:34
نمی دانم چه دردیست دوست داشتن
همین که پای کســـی به دنیایت باز می شود
پایت از این دنیــــــا بریده می شود







تو را به جایِ همه زنانی که نمی شناخته ام دوست می دارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم
برایِ خاطرِ عطرِ گستره یِ بیکران و برای خاطرِ عطرِ نانِ گرم
برای خاطر برفی که آب می شود ، برای خاطر نخستین گل
تو را برای خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جایِ همه یِ زنانی که دوست نمی دارم دوست می دارم







زیبایی عشق به سکوت است نه فریاد
پس با تمام سکوتم دوستت دارم







اندازه دوست داشتن مهم نیست
کیفیتش مهمه
همیشه یک دونه رو دوست داشته باشیم
ولی مــــــــــردونه







دوستت دارم بیشتر از معنای واقعی کلمه دوست داشتن!
دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داری!
دوستت دارم چون تو نیز مرا دوست می‌داری!
دوستت دارم همچو طلوع خورشید در سحر گاه عشق!
دوستت دارم همچو تکه ابرهای سفیدی که در اوج آسمان آبی در حال عبورند!
دوستت دارم چون تو رو میخواهم و تو نیز مرا میخواهی!
دوستت دارم از تمام وجودم ، با احساس پر از محبت و عشق!
دوستت دارم بیشتر از آنچه تصور می‌کنی . . .

MEMAR.Z
01-04-2014, 12:35
برو ای خوب من هم بغض دریا شو خداحافظ
برو با بی کسی هایت هم آوا شو خداحافظ
تو را با من نمی خواهم که ما معنا کنم دیگر
برو با یک من دیگر بمان ما شو خداحافظ






باران باشد ، تو باشی
یک خیابان بی انتها باشد
به دنیا می گویم خداحافظ







واپسین لحظه دیدار ، منو دست گریه نسپار
توی تردید شب خدا نگهدار ، اگه خوابم اگه بیدار
تو ی این فرصت تکرار ، بگو عاشقی برای آخرین بار







من که زندگیمو باختم
واسه یه لحظه دیدنت
نزار بازم دل بپوسه
دوباره وقت رفتنت







میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی
ولی هیچوقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری
که با خداحافظی بعضی ها از چشمت جاری میشه

MEMAR.Z
01-04-2014, 12:35
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی







رفتی اما دل من مانده برِ دوست هنوز
می برم جسمی و جان در گرو توست هنوز






هنوز نیامده ای خداحافظ ؟ تقصیر تو نیست
همیشه همین گونه بوده
برو اما من پشت سرت نه دست که دل تکان می دهم







ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ
مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ
مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را
برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ







خداحافظ ای ماه شبهای تارم
خداحافظ ای درد جانسوز جانم
خداحافظ ای عشق روزای خوبم
خداحافظ ای شور و شوق حضورم

MEMAR.Z
01-04-2014, 12:36
همه گفتن : عشقت داره بهت خیانت می کنه!
گفتم : می دونم
گفتن : این یعنی دوستت نداره
گفتم : می دونم
گفتن : احمق یه روز می ذاره میره تنها می شی
گفتم : می دونم
گفتند : پس چرا ولش نمی کنی؟
گفتم : این تنها چیزیه که نمی دونم







من با کناری ات کنار نمی آیم !
کنار می روم






از درد دوست نداشتن هایت گفتم
خیانت را تجویز کردند
گویا این آسان ترین راه عاشقی است







بودم!
دیــــــــــــدم با دیگری شـــادتری
رفتــــــــــم







آنان که بودنت را قدر نمی دانند
رفتنت را نامردی می خوانند

MEMAR.Z
01-04-2014, 12:37
اینجا زمین است زمین گرد است
تویی که مرا دور زدی
فردا به خودم خواهی رسید
حال و روزت دیدنیست







هر روز این عشق یک طرفه را طی می کنم
یکبار هم تو گامی بدین سو بردار
نترس جریمه اش با من






دوستت دارم را برای هر دویمان فرستادی
هم من ، هم او
خیانت می کردی یا عدالت ؟






اون لحظه که گفتی : یکی بهتر از تورو پیدا کردم
یاد اون روزایی افتادم که به ۱۰۰ تا بهتر از تو گفتم من بهترینو دارم







باران همیشه می بارد
اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند
نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن

MEMAR.Z
01-04-2014, 20:47
هر چه گویم عشق را شرح و بیان

چون به عشق آیم خجل مانم از آن

گرچه تفسیر زبان روشنگر است

لیک عشق بی زبان زان خوشتر است








عشق یعنی که تکان خورده و سرپا بشویم

زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم

آنقدر صبر که شاید علفی سبز شود

پای هم پیر شویم و متوفی بشویم








من دهقان فداکاری شده ام

که تمام وجودش را به آتش کشیده روبرویت

و تو قطاری که چشم دیدن مرا ندارد









زندگی شطرنج دنیا و دل است

قصه پررنج صدها مشکل است

شاه دل کیش هوس ها می شود

پای اسب آرزوها در گل است

فیل بخت ما عجب کج می رود

در سر ما بس خیالی باطل است

ما نسنجیده پی سرباز او

غافل اینکه او حریفی قابل است

مهره های عمر من نیمش برفت

مهره های او تمامش کامل است








اس ام اس جدید

با تو غزل ستاره ها نورانیست

دل در نگاه تو زندانیست

نگذر ز بهار باغ احساس چون بی تو

تمام لحظه ها بارانیست

MEMAR.Z
01-04-2014, 20:48
نمی دانم چرا ، کجا ، تا کی ، برای چه

ولی رفتی بی آنکه به فکر غربت چشمان من باشی








تو بگریزی از پیش یک شعله ی خام

من ایستاده ام تا بسوزم تمام








اس ام اس زیبا

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست

آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست








دارم از دوریت می میرم ، تا کنار من نسوزی

از دلم نمیری عمرم ، نفسامی که هنوزی








بی تو میشه زنده بود

اما نمیشه زندگی کرد

MEMAR.Z
01-04-2014, 20:48
اگر عاشق شدی نترس ، راهت رو ادامه بده

عشق پله و تو رهگذر ، پس عبور کن








تماشایی ترین تصویر دنیا می شوی گاهی

دلم می پاشد از هم بس که زیبا می شوی گاهی

حضور گاه گاهت بازی خورشید با ابر است

که پیدا می شوی گاهی و پنهان می شوی گاهی







کی به اندازه من دوستت داره

بی تو یک لحظه ای آروم نداره

بی تو که خواب توی چشماش نمیاد

اسمی جز اسم تو یادش نمیاد








ماهیان روی خاک ، ماهیان روی آب

وقت مردن ، ساحل و دریا چه فرقی می کند ؟

یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد

تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی می کند ؟

MEMAR.Z
01-04-2014, 20:49
جان غمگین تن سوزان دل شیدا دارم

آنچه شایسته عشق است مهیا دارم

سوزدل خون جگر آتش غم درد فراق

چه بلاها که ز عشقت من تنها دارم








توی دادگاه عشق منو محکومم کن

منو از داشتن هر چی عشقه محرومم کن

حبس ابد ببر برام هرچی بگی من حاظرم

به خاطر دوست داشتنت تا چوبه دار هم میرم








ای روی تو گلگون زمی ناب شده

وز خون دلم چو لاله سیراب شده

بر چشم ترم ببخش کز سوز درون

اشکی است چو آتش آب شده










دل جز ره عشق تو نپوید هرگز

جز محنت و درد تو نجوید هرگز

صحرای دلم عشق تو شورستان کرد

تا مهر کسی در آن نروید هرگز








بردامن تو دست نیازم بادا

پیوسته غم تو دلنوازم بادا

همواره خیالت که در آغوش من است

آگاه زمن و سوز و گدازم بادا

MEMAR.Z
01-04-2014, 20:50
شب نیست که آهم به ثریا نرسد

از چشم ترم آب به دریا نرسد

میمیرم از این غصه که آیا روزی

دیدار به دیدار رسد یا نرسد









تو را بر کوه خواندم آب می شد

به دریا گفتمت بی تاب می شد

چو بر شب نام پاکت را سرودم

ز خورشید رخت سیراب می شد








در بستر بی رحمی و خون زاده شدم

از اول عمر با جنون زاده شدم

خاکستریم ، دست خودم نیست عزیز

ققنوسم از آتش درون زاده شدم








خیلی وقته چشم هایم از فکر تو بارانیست

سال هاست دریای دلم از عشق تو طوفانیست

دیگر کاسه صبرم شده لبریز از درد بی تو بودن

خدایا انتظار دیدن یار چقدر طولانیست









در این دور و زمانه دل هر کس دل نیست

کاسه ی سفالی محبت ها از گل نیست

نمی دانستم جنس دل ها تمام از سنگ است

واسه قلب شیشه ای جایی در این منزل نیست

MEMAR.Z
01-04-2014, 20:51
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند

معنی کور شدن را گره ها می فهمند

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن

چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند








بی تو از کاروان من جا مانده ام

از شکرانه ی نعمتی چون تو در مانده ام









به حرمت خاطرمون

به دوری فاصلمون

به تنگی رابطمون

دلتنگتم ای مهربون







تو از دردی که افتادست بر جانم چه می دانی

دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی

فقط یک لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد

چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی







کاش باور داشتی در باورم

از نگاه شاپرک زیباتری

با شکوهی مثل خورشید بزرگ

از نسیم لاله هم بی همتا تری

کاش باور داشتی امید من

آتشی سوزنده دارم از غمت

کاش می دانستی ای یکتاترین

تا افق تا آسمان می خواهمت

MEMAR.Z
01-04-2014, 20:51
باشه میرم

میرم و با نبودنت سر می کنم

اما فقط پیش وجدان خودت قبول کن که کم گذاشتی همین …








تکیه بده اما!

به شانه هایی که اگرخوابت برد

سرت را زمین نگذارد







کمترین آرزویم اینست

هرگز با چشمان مهربانت

نامهربانی روزگار را نبینی










گاهی وقتا سگی و سیگار کنارته ولی نه پیک می زنی نه پوک

فقط می شینی یه لبخند به تنهاییت میزنی







دنیا ته نامردیه

آ خدا نوکرتم حداقل مردیم اون دنیا رو واسمون بهشت کن

MEMAR.Z
01-04-2014, 20:52
هرگزلب به کفرنگشودیم

پس از ما چه به آسمان رسید که این گونه سوختیم؟









قطعأ جهان را به عشق کسى آفریده اند

چون که من آفریده ام ازعشق جهانى براى تو








برایت چه بخواهم ازخدا؟

بـــــهتر از اینکه خودش پنجره باز اتــاقت باشد

عــــــشق محتاج نگاهت باشد..

خلـق لبریـــــزدعایت باشد

ودلــت تــــا به ابـــــــد وصل خدایــــى باشد که همیــن نـــزدیکیست








می گویند شکستنی رفع بلاست

ای دل تحمل کن!

شاید حکمتیست!









تلخ است همه فکر کنند سرت شلوغ است

و تنها خودت بدانی چقدر تنهایی

MEMAR.Z
01-04-2014, 20:52
به اندازه چشمان کفتربازی که

کفترش بر بام دیگری نشسته بی قرارتم








دلم واسش خیلی تنگ شده فقط می خوام بدونه ک بهش نگفتم

ولی خیلی دوسش داشتم هیچ خبری ازش نیست

بهش بگید عاشقش بودم مجبور بودم ولی از پیشش برم









پینوکیو کجایی؟ یادت بخیر

اینجا هر روز دماغ ها کوچکتر می شود و دروغ ها بزرگتر








خـــــــدایــــــا

من می گذرم!

اما تو نگذر

از کسانی که این بغض های شبانه را به من هدیه کردند

MEMAR.Z
01-04-2014, 20:53
نوازشگر خوبی نبودی

سفید شده تار مویی را که قسم خوردی

با دنیا عوضش نمیکنی




تـو که نیستی

من به عکس هایت می نگرم

این همان تنفسِ مصنـوعی است




یه هوایت بگو آنقدر به سرم نزند

من ! سرم درد می کند




خدایا کاسه ی صبرم کوچک نیست

این غم ها بزرگتر از دل هستند




و چه انتظار بزرگی است

اینکه بدانی پشت هر “دوستت دارم”

چقد دوستت دارم…!

MEMAR.Z
01-04-2014, 20:54
لحظات دوریت را با ساعت شنی می شمارم

اکنون یک صحرا گذشته است




خدا را شکر بعد از اینهمه زندگی منم یه چیزی شدم

“فراموش”




شراب چند سالِ است نامت!؟

به زبان که می‌آورم مست می‌شوم!




بند ناف روحـم از تـــو بـــریـــدنـــے نـیـسـت

ایـن هـمـه تلـا ش مـکـن!

مـن ایـن نـارسـے را

دوسـت دارم…

بـه هـر قـیـمـتـــے !!!




پله ها را بالا رفتم

پایین آمدم ،

عطرت یک جا

بَند نمی شود

MEMAR.Z
01-04-2014, 20:54
باور کن “من” تنهاترین ضمیر دنیاست

و “ او ” خوشبخت ترین ضمیر دنیا چون “ تو ” را دارد . . .

------------------------------------

سخت است

“او” کردنِ “تویى” که همه زندگى “من” بود !




ﻫﻤــــﻮﻥ ‫‏ﭼﻨﺪ‬ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﻪ

ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ

ﻭ ﺑﻔﻬـــــــــﻤﻢ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ

ﺍﻣـــــــﯿﺪﻭﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﺩﻧﯿـــــــﺎﻡ

ﺑــــــﺎﻭﺭﮐﻦ . . .




بزرگترین روانشناسان دنیایند ، دو چشمت

این قدر که امیدوارم می کنند ، به زندگی . . .




لبانت قند مصری ، گونه هایت سیب لبنان را

روایت می کند چشمانت آهوی خراسان را

من از هر جای دنیا هرکه هستم عاشقت هستم

به مهرت بسته ام دل را ، به دستت داده ام جان را




به من شلیک کن

حتی اگر به هدف هم نزنی

برایت خواهم مرد . . .

MEMAR.Z
02-04-2014, 14:47
حریقی به جانم زدی با نگاهت
دلم را ربودی تو با روی ماهت
سیاهی برفت از تمام جهان
چو دیدم به یک لحظه چشم سیاهت







گاهی “دوست داشتن” پنهان بماند قشنگ تر است
دوست داشتن را باید کشف کرد
درک کرد ، و از آن لذت برد







گاهی مرا یاد کن
من همانم که اگر ساعتی از من بیخبر بودی
آسمان را به زمین میدوختی






ﻣﻦ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ
ﯾﺎ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺍﻧﺪ
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﭘﺮﺳﻢ
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﭘﺮﺳﻢ ﮐﻪ : ﺁﯾﺎ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ ؟
ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﻭ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ : ﺁﺭﯼ







هزار کلمه بر جای خالی ات ریختم اما پر نشد
به گمانم از جنس بی نهایتی

MEMAR.Z
02-04-2014, 14:47
تقصیر تو نیست!
همیشه همین گونه بوده
برو اما من پشت سرت دست نه
دل تکان می دهم







وقتـی یه زن ســیگار کشید
یعنــی دیگه گریه جواب نمیده
و وقتی مــردی اشک ریخت
بدون کار از ســیگار کشیدن گذشته







از “ماندن” که چیزی نمیدانی
لااقل درست ” رفتن” را یاد بگیر







گفته بودند که گنج در ویرانه هاست
راست گفتند چون وجودت در دل ویران ماست







سرکش بودم به حیله رامم کردی
ای افسونگر ، چه پخته خامم کردی
خوش چرخاندی کمند گیسویت را
در تاریکی اسیر دامم کردی

MEMAR.Z
02-04-2014, 14:48
دیدی ای حافظ که کنعان دلم بی ماه شد
عاقبت با عشق و غم کوه امیدم آب شد
گفته بودی یوسف گمگشته باز آید ولی
یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد







کسی که احساسات ِ تو رو بازی می گیره و تنهات میذاره
چند قدم اونورتر زیر ِ پایِ کسی دیگه داره لِه می شه
شک نکن . . .







گیرم که از حصار کوتاه دلم ساده می پری
با دیوار بلند خیالم چه می کنی . . . ؟







ما نه آنیم که در بازی تکراری چرخ و فلک
هرکه از دیده مان رفت زخاطر ببریم !
یا که چون فصل خزان آمد و گل رفت بخواب
دل بعشق دگری داده ز آنجا ببریم
وسعت دیده ی ما خاک قدمهای تو بود
خاک پای قدمت را به دو دنیا ندهیم







مانند همیشه چشم هایم به در است
بر سفره ی ما جگر نه ، خون جگر است
ته مانده ی سفره ی شما را آورد
آری ، پدرم مورچه ی کارگر است !

MEMAR.Z
02-04-2014, 14:49
می دانی آدم های ساده ساده هم عاشق می شوند
ساده صبوری میکنند ساده عشق می ورزند
ساده می مانند اما سخت دل می کنند
آن وقت که دل می کنند جان می دهند سخت می شکننند
سخت فراموش میکنند آدم های ساده …







بیشتر به سلامتی اونایی که دردشون دوا نداره
غم و غصشون شفا نداره







اخلاق بد مانند لاستیک پنچر است
تا عوضش نکنید راه بجایی نخواهید برد







و خدایی که تنهاست
ولی هرگز تنهایت نمی گذارد







سخت است بغض داشته باشی
و بغضت را هیچ آهنگی نشکند
جز صدای کسی که دیگر نیست

MEMAR.Z
02-04-2014, 14:50
نگاه کن!
این آسمان نیست که دلش گرفته
دل منست که یک آسمان گرفته







قسم به روزی که دلت را می شکنند
و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت







نگذارید گوش هایتان گواه چیزی باشد که چشم هایتان ندیده
نگذارید زبانتان چیزی را بگوید که قلبتان باور نکرده
صادقانه زندگی کنید






خدایا مرا به آنجایی برسان که
هیچ چیز جز راضی بودن تو برایم مهم نباشد






به سلامتی اونایی که قدرشونو ندونستیم
و تو روح اونایی که لیاقت ما رو نداشتن

MEMAR.Z
02-04-2014, 14:50
خائن بودن کار راحتیه
یه کار سختر مثل وفادار بودن رو امتحان کن







آدمای دلتنگ
وقتی خیلی بهشون خوش میگذره و میخندند
یهو سرشونو بر میگردونند اونوری یکم ثابت میشن
یواش یواش چشاشون پر از اشک میشه!







من اشتباه کردم
به خیالم بوسه هایت تعهدهستند
آغوشت سرپناه
هدیه هایت قول وقرار
من اشتباه کردم هرچه بودی عادت بودی
نه فقط بامن باهمه اینطوربودی







تا دلت بخواهد بغض دارم
تاحدی که به بغض هایم خمس تعلق می گیرد

MEMAR.Z
02-04-2014, 14:51
یک نفر
مُشت مُشت
بر دل تنگی ام دلشوره می پاشد…







اَشـک هـایـم زیـادی شــور شـُـده اَنــد
مـگـر چــِـقــَـدر نــَمـَک بـَر زَخمـَم
پـاشـیـدی و رَفــتــــی
کــــه اِضـافـه اَش اَز چـشمـانـَم مــی ریــزد







جایی خواندم ما آدم ها زنده ایم
به سبب آنکه کسی دوستمان داشته باشد
سوالی برایم پیش آمد…
من برای چه زنده ام ؟







خدایا دیدی رفت؟
به تو سپردمش…
اما ازت می خوام
یه روزی یه جای زندگیش
بد جوری یاد من بندازیش..







تو بردی، همه هورا کشیدند
حالا پایت را از روی خرده های دلم بردار….

MEMAR.Z
02-04-2014, 14:51
نفرین به توی نامرد که با زیباترین نقاب به چهره رفیق درآمدی
نفرین بر آن مرامی که اینگونه به اعتمادم خیانت کرد







کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده
باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست
به نامردانی چون تو دیگر دل نخواهم بست







با عشق به من به من خیانت کردی
دل دادم و تو رد امانت کردی
رفتی و چه آسوده ز من دل کندی
هر دو قلمت خورد اگر برگردی !







هر که را دیدم خیانت کرد و رفت
هر که با من بود یار من نبود
هر که آمد بر دلم زخمی گذاشت
خود ندانستم از این غم ها چه سود







بی وفایی کن وفایت می کنند
با وفا باشی خیانت می کنند
مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست
مهربان باشی رهایت می کنند

MEMAR.Z
02-04-2014, 14:52
حرف های زیادی بلد نیستم
من تنها چشمان تو را دیدم
و گوشه ای از لبخندت که حرف هایم را دزدید
از عشق چیزی نمی دانم
اما دوستت دارم
کودکانه تر از آنچه فکر کنی







وقتی کسی را دوست دارید
حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود
در کنار او که هستید احساس امنیت می کنید
حتی با شنیدن صدایش ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید
دوستت دارم







تو را در طبیعت بکر چون یاس
و در افکارم از احساس
در انزوای تنهایی بی حد
تو را در شبانه ی لبخند
تا صبح دور و به اندازه ی یک جرعه خدا
دوستت می دارم







دوستت دارم
این تعارف نیست
زندگی من است







رو برگ یک گلابی
با یک مداد آبی
هزار دفعه نوشتم
دوست دارم حسابی

MEMAR.Z
02-04-2014, 14:52
دلی دارم ز جنس سنگ و شیشه
چنان مهرت به جانم کرده ریشه
که در شش گوشه ی قلبم نوشته
عزیزم ، دوستت دارم همیشه






می دانم داشتنت آرزوی محالیست
اما به دوست داشتنت که می توانم افتخار کنم







از دوست داشتنت برایم همین بس که فهمیدم معنای دوست داشتن را
راستی دوستی چه قدر می ارزد ؟
قدر یک کوه طلا ؟ یا که سنگی سر راه ؟
چه تفاوت دارد ؟ کاش هر قدر که هست از ته دل باشد







مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم
به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم
چه سود از مهر ورزیدن ، چه حاصل از وفا کردن
مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم







برایت می نویسم دوستـت دارم
نگو که تکراریسـت
شاید روزی رسد که هرگز تکرار نشود

MEMAR.Z
02-04-2014, 14:53
می شه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی
ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری
که با خدا حافظی بعضی ها از چشمت جاری می شه







آمدی چه زیبا ، گفتم دوستت دارم چه صادقانه
پذیرفتی چه فریبنده ، نیازمندت شدم چه حقیرانه
به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه
واژه غریب خداحافظ به میان آمد چه بی رحمانه
و من سوختم چه عاشقانه







میگویم سلام ، هیچکس جوابم را نمی دهد
پس خدانگهدار می گویم شاید از سر اتفاق
یک نفر دست هایش تکان بخورد






شرر زدی جگرم ، نازنین خداحافظ
شکست بال و پرم ، نازنین خداحافظ
دوان به سوی توبودم ، که از جفا تیری
زد عشق بر کمرم ، نازنین خداحافظ







برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم
من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم
ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن
نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کن

MEMAR.Z
02-04-2014, 14:53
بیخودی متاسف نباش
تو آمده بودی که بروی اصلا
تو چه می دانی چه ترسی ست
ترس از کوچه ی بعد از خداحافظ؟







این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ
جان شما و خاطره هامان خداحافظ
من میروم بدون تو اما دعایم کن
در اولین تراوش باران خداحافظ







خداحافظ برای تو چه آسان بود
ولی قلب من از این واژه لرزان بود
خداحافظ برای تو رهایی داشت
برای من غم تلخ جدایی داشت







طعم ِ خیس ِ اندوه و اتفاق ِ افتاده
یک … آه ! … خداحافظ یک فاجعه ی ساده
خالی شدم از رویا ، حسی منو از من برد
یه سایه شبیه من ، پشت پنجره پژمرد







خدا لعنت کند بر واژه ها حتی خداحافظ
که یعنی آتشی افتاده در من با خداحافظ
سکوت افتاده مثل رعشه ای بر استخوان هایم
شبیه موج سرد ساحل دریا خداحافظ

MEMAR.Z
02-04-2014, 14:54
یک تلنگر هم کافی بود برای اینکه بشکنم
به هر حال ممنون از مشتت







ای نا رفیق
به کدامین گناه ناکرده
تازیانه می زنی بر اعتمادم
زیر پایم را زود خالی کردی
سلام پر مهرت را باور کنم
یا پاشیدن زهر نا مردیت را







مرا هرگز نباشد بیمی از مشت
برادر جان مرا نامردمی کشت
فتوت پیشه خندد روی در روی
زند نامرد ناکـــس خنجر از پشت







محبت به نامرد ، کردم بسی
محبت نشاید به هر نا کسی
تهی دستی و بی کسی درد نیست
که دردی چو دیدار نامرد نیست







خنجری از پشت در قلبم فرو رفت
پشت سرم را نگاه کردم کسی جز تو نبود

MEMAR.Z
02-04-2014, 14:55
به نامردی نامردان قسم جانا که نامردی
که نامردان خجل گشتند از بس که تو نامردی







به نامردمان مهر کردم بسی
نچیدم گل مردمی از کسی
بسا کس که از پا در افتاده بود
سراسر توان را زکف داده بود
به حیلت گری خنجر از پشت زد
بخونم ز نامردی انگشت زد







پیش از این مردم دنیا دلشان درد نداشت
هیچ کس غصه ی این که چه می کرد نداشت







گمان کردم که با من همدل و همراه و همدردی
به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی







روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت
هر کسی غصه اینکه چه می کرد نداشت
چشم سادگی از لطف زمین می جوشید
خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت

MEMAR.Z
02-04-2014, 14:56
تو رو کم دارم اى اردیبهشتى

چه بهمن ها به یادت دود کردم








روایتى هست که میگه

کسانى که کنار تختشون پریزبرق دارن

از بنده هاى برگزیده خدا هستن







کارم از یکی بود یکی نبود گذشته

من در اوج قصه گم شده ام!







خودت باش کسى هم خوشش نیومد…نیومد ….!

اینجا که مجسمه سازى نیست.






آرامــــش وجــود مــن بـــودنــم در آغـــوشت اســـت

بـــگــذار حـــســـودان هـــر چـــﮧ مـی خــواهــند بــگـــویــنــد

جــــز تـــو و عـــــشــق تــوتـــمــــوم دنــیـــا پـــــر..

MEMAR.Z
02-04-2014, 23:26
تو رو کم دارم اى اردیبهشتى

چه بهمن ها به یادت دود کردم






روایتى هست که میگه

کسانى که کنار تختشون پریزبرق دارن

از بنده هاى برگزیده خدا هستن






کارم از یکی بود یکی نبود گذشته

من در اوج قصه گم شده ام!






خودت باش کسى هم خوشش نیومد…نیومد ….!

اینجا که مجسمه سازى نیست.






آرامــــش وجــود مــن بـــودنــم در آغـــوشت اســـت

بـــگــذار حـــســـودان هـــر چـــﮧ مـی خــواهــند بــگـــویــنــد

جــــز تـــو و عـــــشــق تــوتـــمــــوم دنــیـــا پـــــر..

MEMAR.Z
03-04-2014, 10:45
لباس عید بپوش و میان شهر بیاکه عید بی تو فقط واژه ای ست در تقویم






گاهی دلم برای گوشهایم می سوزدطفلکی ها سکوت را هم باید گوش کنند . . .






باران بند آمدولی نبودن تو همچنان میباردباران بند آمدولی دوست داشتن تو بند نمی آید . . .






دلم کوه صبر است آبش مکنگرفتار رنج و عذابش مکنبیا خانه قلب من مال توولی مرد باش و خرابش مکن . . .





جملات زیبای عاشقانهگوگل غَلط های بیجا میکند!!می‌توانستتورا می‌یافت

MEMAR.Z
03-04-2014, 10:46
صدا میکنم ” تو ” را !این ” جانی ” که میگویی ، جانم را میگیرد !نزن این حرف ها را !دل من جنبه ندارد . . .






به پای هم پیر شدیم …من ، و خیال تو !






کنارم که هستیزمان هم مثل من دستپاچه میشودعقربه ها دوتا یکی میپرنداما همین که میروی…تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهمجانم را میگیرند ثانیه هایبی تو……





بیهوده تحریمم نکنمن ایرانی امبرای داشتنت دنیا را هم دور خواهم زد . . .





تنهاییچیزهای زیادیبه انسان می‌آموزداما تو نروبگذار من نادان بمانم . . .

MEMAR.Z
03-04-2014, 10:47
آرام بگیر دلم …


تنگ نشو برایش …


مگر نشنیدی جمله ی آخرش را !


“چیزی بینمان نبوده”






ازکسانی که همه چیز را محاسبه می کنند بترس


وهرگز قلبت را در اختیار آنها نگذار


آنها حساب عشقی که نثار تو می کنند را نیز دارند


و روزی آن را با تو تسویه میکنند!







ته قصه ما تلخه دوست دارم ولی میری


آخه این رفتن اجباره ازم چشماتو میگیری


با این که از همه دنیا بدونت دیگه سیرم من


دلم میخواد دم رفتن بخندی تا نمیرم من . . .






خودم را یادم نمی‌آید


که از من


کمی”تو” باقی مانده و


دیگر هیچ . . .






سردش بود ، دلم را برایش سوزاندم !


گرمش که شد با خاکسترش نوشت


“خداحافظ”

MEMAR.Z
03-04-2014, 10:49
قفسیعنی دهان منوقتی زبانمروی اسم تو قفل می شود . . .






هزار تابلوی مونالیزابه روی لبو هزاران موزه هنردرون چشمت داری







اینروزهافکرم از خانه اشفرار کرده استیک خیابانیبه تمام معنا شده استهمان خیابانیکه با هم قدم می زدیم.







باختم تادلخوشت کنمبدان که برگ برنده ات سادگیم نبود…دلم بود






تمام نیمکت های این پارک 2نفره اندبی خیال به درخت تکیه میدهم . . .

MEMAR.Z
03-04-2014, 12:44
قطره های اشک بی قراری نوازشگر گونه هایم است
چه کنم که اشک قشنگ ترین بهانه است برای گفتن از بی تو
بودن برای بیان دلتنگی و برای بیان غربت







نگاهم کن که من محتاج آن چشمان دلتنگم
بگو بامن دوباره راز مستی را که بی تو
به یک دنیا شقایق دل نمی بندم







سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره بازم منم همون بهونه همیشگی
فدایه مهربونیات چه می کنی با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود این نامه و واست نوشت







بادکنک دلتنگی هام پر شده از هوای تو
اگه نیای می ترکه خونش می افته پای تو







اگه گفتی امروز چه روزیه ؟
بگو دیگه
زیاد فکر نکن امروز همون روزیه که دلم برات تنگ شده

MEMAR.Z
03-04-2014, 12:44
اگه می دونستی چقدر دلم برات تنگ شده
پیش خودت می گفتی:
واااااااااااااااااااااااا ای بمیرم چقدر دلش برام تنگ شده!







دلم از دوریت پاره شد
.
.
.
حالا دوختمش تنگ شد







چقدر این روزا گامبو شدی
می پرسی از کجا فهمیدم ؟
خوب معلومه چون هر روز دلم داره برات تنگ تر می شه







می دونی چرا بعضی شب ها زود صبح می شه؟
آخه خورشید هم دلش واسه چشمات تنگ می شه







دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد
دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق می کند
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد

MEMAR.Z
03-04-2014, 12:45
ای کاش تنها یک نفر هم در این دنیا مرا یاری کند
ای کاش می توانستم با کسی درد دل کنم تا بگویم که
خســــــــته تر از آنم که زندگی کنم
ساده کنار میکشم
هرچند پای من هیچ وقت در میان نبود







تنها که باشی
گاهی آرزو می کنی یک نفر اسمت را صدا کند
حتی اشتباهی






بــه سلامتـی اونایـی کــــه از تنهایـی شونـــه که الان تو بی اس ام اس پلاسن
وگــــــرنه الان بایــــــد کنار عشقــــــــشون می بــــــــودن







ممکنه من بهت بگم
بذار به درد خودم بمیرم
اما تو نذار بمیرم
شعور داشته باش







خوش بحالت آسمان
بغضت که می شکند همه خوشحال می شوند
بغض من که می شکند
همه می گویند: چته باز

MEMAR.Z
03-04-2014, 12:45
عادت دارم هَــــــر روز
جــــــــــایِ انگشــــــــــــتانم را
از روی شیشــــــــه یِ مانیتور پاک کنم
آخــــــــر نوازش کردن عکــــــــــس هایَت عادَت شده برایم







نــــــــــــــــه مــــــــــــــژده ای
نــــــــــــــه مســــــــیحا نفســــــی
و نــــــــه آمــــــــدنی
ایــــن شــــــــــــد کــــه بــــه فــــــــال بی اعتــــــــــــقادم







تازه عادت کرده بودم که تو تنهایی بمونم
ولی وقتی تورو دیدم
دیگه گفتم نمی تونم
تازه عادت کرده بودم که باشم تنهای تنها
تاکه دیدمت
دلم گفت تویی اون عشق تو رویا
تازه عادت کرده بودم







هیشکی نتونست جاتو بگیره
دلی که واسه تو میمیره°
هیشکی نتونست بمونه
فقط اینو خدا می دونه
بدون تو من می میرم
پای این عاشقی گیرم
عشق تو توی وجودم
همه ی بود و نبودم







تا با تو خندیدم اسبت رو زین کردی
با این منه ساده تو بدترین کردی
گفتی که عاشق شد بگذار بتازم من
هرجور دلم می خواد اونو بسازم من

MEMAR.Z
03-04-2014, 12:46
خـدایـا عـقیده هـایم را
از عـقده هـایم مـصون بـدار







آشنا هایم غریبه هایی هستند
که تنها اسمشان را میدانم






چه طور است که مردم حرف زدن با دهن پُر را بی ادبی می دانند
ولی حرف زدن با کلّۀ خالی را عادی تلقی می کنند







هیچ وقت خودت رو ۱۰۰% خرج کسی نکن
که تا ۱۰ بیشتر بلد نیست بشمره







ساده که باشی زود حل می شوی
می روند سر وقت مساله بعدی

MEMAR.Z
03-04-2014, 12:46
من به عکس تو دست می کشم
تو بـه عکس من
دست می کشی از من







فاصــــله تان را با آدم هـــا رعــــایت کنــــید
آدم ها یــهو می زنن روی ترمــــز
و اون وقت شمــــا مقصـــــری







هی روزگــــــــــــــــار
چراغت که روشنـــــــه
ولی نمیدونم چرا صدات همش قطع و وصل می‌شــــــــه







قـــــدر لحـــــظـه ها را بـدان
زمـانــــــی می رسد که تـو دیگــــــــر قادر نیستـــــی بگـویـــــی
جبــــــران مـــــی کـنم







گاهی گــذشــت میکنم
گاهی گـذر
و کاش بدانی فرق این دو را ..

MEMAR.Z
03-04-2014, 12:47
زبیم و رنج نامردی دگر دردی نمیبینم
مزن لاف مروت را که من مردی نمیبینم
منم آن چوب سرگردان به ساحل میرسم زیرا
درون موج دریاها عقب گردی نمیبینم







صد سال در بیابان آواره شوی
به از آن است که در خانه محتاج نامردان شوی







من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مکن
هرچه می خواهی بکن محتاج نامردان مکن







نمیتونم ببخشمت
دور شو برو نبینمت
تیکه ای بودی از دلم
گندیدی و بریدمت







چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی
که یه بار زیر آوار نامردیش همه وجودت له شده

MEMAR.Z
03-04-2014, 12:48
به نامردی نامردان قسم خوردم
که نامردی کنم در حق نامردان







آهای رفیق نامرد یه روز میشی پشیمون
پشیمونی چه سودت وقتی بمونی دلخون







زمـین گرمـم کـمته تو که میگفـتی من سـرم
کـی مـیشه اون گلوتوبا دشنه نامردی بدرم







ای نا رفیق
به کدامین گناه ناکرده
تازیانه می زنی بر اعتمادم
زیر پایم را زود خالی کردی
سلام پر مهرت را باور کنم
یا پاشیدن زهر نا مردیت
را خنجری از پشت در قلبم فرو رفت
پشت سرم را نگاه کردم
کسی جز تو نبود







من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی
ولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم

LIDA
03-04-2014, 20:15
من عاشـــــــــق نیستم!
فقط گاهی… حرف تو که میشود دلم…
مثل اینکه تـــــــــب کند گــــــــرم و ســـــــــرد میشود
توی سیــــــــنه ام چـــــــــنگ می زند آب میشود…




“پایــــــــــیز” مرا عاشق میکند
“باـــــــــــــــران” عاشق تر
حالا تو بگو
این “باران پایـــــــــــیزی” با من چه میکند…؟




دلـــــــــــم آرامــــــــــــشِ وارونــــــــــه میــــــــــخواهد
یعنـــــــــــــی:
“ش م ا ر ا


مثل آنکه شـــــــــــاهرگ احســـــــاسم را زده باشـــــــــی…
بنــــــــــد نمی آید
دوســــــــــــــت داشتــــــــــنت…



دســــــــــتهایم را محکمتر فشار بده عشـــق من…
اینجا خــــــــیلی ها سر جــــــــــدایی تو و من شـــــــرط بـــــــــــسته اند…

LIDA
03-04-2014, 20:18
قلبم را گـــــــره زده ام به بند کفشـــــم…
تا هـــــــــوس ماندن نکند…
زیر پای خودم لــــــــه شود بهتر اســـــــــت …


مَردی که عَطر ِ تو را زده بود
در خیابان از کنارم گذشت….
و این یعنے :قتل ِ غیر ِ عمد…..



دیشب که باران آمد…
میخواستم سراغت را بگیرم!
اما..
خوب میدانستم این بار هم که پیدایت کنم,
باز زیر چتر دیگرانی…



گریه کار کمی است
برای توصیف نداشتنت…
دارم به رفتار پر شکوهی
شبیه به
مرگ
فکر می کنم…!





از تکرار دوستت دارم خسته شدم
کمی هم تو بگو
تا من ناز کنم
نترس……
باورم نمیشود…

LIDA
03-04-2014, 20:19
خدایا….
دستانم را زده ام زیر چانه ام
مات ومبهوت نگاهت میکنم
طلبکار نیستم
فقط مشتاقم بدانم
ته قصه چه میکنی؟
بامن…


تمام تقویم های جهان شاهدند
که هرسال بی تو متولد میشوم
به این تولد مکر عادت کرده ام
اما
از بی تو بودن میترسم …



تقدیـــــــــــر دروغ بزرگی است که دنیـــــــــــا
برای گرفتن تــــــــــو از من ساخته است…
این شد ک تو قرن هاست تقدــــــــــــیر منی …



چه فرقی میکند چه کسی عاشق تر است؟
مسئله این است که آخر این بازی
تو سهم من نیستی …



تکیـــــه دادی به دیــــــــــوار ومیخـــــــــندی
انــــــــگار نه انــــــــگار که تـــــو توی عکســـــــی
ومن آویـــــــزان این زندگــــــی بی تـــــــــــو …

LIDA
03-04-2014, 20:19
خدایا….
دستانم را زده ام زیر چانه ام
مات ومبهوت نگاهت میکنم
طلبکار نیستم
فقط مشتاقم بدانم
ته قصه چه میکنی؟
بامن…


تمام تقویم های جهان شاهدند
که هرسال بی تو متولد میشوم
به این تولد مکر عادت کرده ام
اما
از بی تو بودن میترسم …



تقدیـــــــــــر دروغ بزرگی است که دنیـــــــــــا
برای گرفتن تــــــــــو از من ساخته است…
این شد ک تو قرن هاست تقدــــــــــــیر منی …



چه فرقی میکند چه کسی عاشق تر است؟
مسئله این است که آخر این بازی
تو سهم من نیستی …



تکیـــــه دادی به دیــــــــــوار ومیخـــــــــندی
انــــــــگار نه انــــــــگار که تـــــو توی عکســـــــی
ومن آویـــــــزان این زندگــــــی بی تـــــــــــو …

LIDA
03-04-2014, 20:22
دستِ کم
بین شعرهای من
دستش را نگیر،
بی انصاف!
مردم دارند این شعرها را می خوانند…




غـــمـــگیـــنـــم…
هـــمـــاننـــد دلـــقـــکـــی کـــه روی صـــحـــنه چشـــمـــش
بـه عـــشـــقـــش افتـــاد کـــه بـــا معـــشـــوقـــش
بـــه او میـــخـــنـــدد…



ﮔــــﺎﻫــــﯽ
ﺩﻟﻢ ﺑــﺮﺍﯼ ﺯﻣـــﺎﻧﯽ
ﮐــﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﻤﺖ ﺗﻨـــﮓ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ…



متنفرمـ
از تمام قهوهـ های تلخــــــــــــــــــــــ ــــــی
کِهـ
تورا قسمتـِ…
فالــــــــــــــــــــم نمی کند…



گآهـی به جآیـی می رِسَـد …ڪه آدَمـ دَسـتـ بـه خـودڪُشـ×ـے مـی زَنـَد …
نـَه اینڪه تـیـ×ـغ بـَردارَد رَگـَـ×ـش رآ بــِزَنـَد …
نـَه قـِیدِ اِحسـآسَـ×ـشـ رآ می زَنـَد…

LIDA
03-04-2014, 20:24
حالا که رفته ای…
حسابی که هوا را بی من نفس کشیدی
سر دو راهی که رسیدی، به چپ برو
به جهنم ختم می شود !


درســت زمانی که ســرت جــای دیگری گــرم است
دل مـــن همینــــجا یـــــــــخ میـــــزنــد !
چه فاصــله زیــادی است از سـر تـو تا دل مــن . .



خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …



در هر جغرافیایی که باشم
جهت ها
تفاوتی ندارند
تمام دامنه های دلم، رو به سمت “خنده های” توست!



میشوم پیچک…
وحشی میپیچم دورت…
.محکم
که نتوانی لحظه ای بی من زندگی کنی….

LIDA
03-04-2014, 20:24
حالا که رفته ای…
حسابی که هوا را بی من نفس کشیدی
سر دو راهی که رسیدی، به چپ برو
به جهنم ختم می شود !


درســت زمانی که ســرت جــای دیگری گــرم است
دل مـــن همینــــجا یـــــــــخ میـــــزنــد !
چه فاصــله زیــادی است از سـر تـو تا دل مــن . .



خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …



در هر جغرافیایی که باشم
جهت ها
تفاوتی ندارند
تمام دامنه های دلم، رو به سمت “خنده های” توست!



میشوم پیچک…
وحشی میپیچم دورت…
.محکم
که نتوانی لحظه ای بی من زندگی کنی….

LIDA
03-04-2014, 20:29
من غرورم را به راحتی به دست نیاوردم
که هروقت دلت خواست خردش کنی….!!!
غرور من اگر بشکند…
با تکه هایش
شاهرگ زندگی تو را خواهم زد…





دردم ایــــــــــــــن بـــــــــــــــــــود…
“درکــــــــــــش”به”در م”نرســــــــــــــــید !!!


هیچوقت ادعای خاصـــــــــــــ بودن نـــــــــــــــــــکردم ،
اما خاصــــــــــــــ بودن عشـــــــــــــــق تو… منو هم خاصــــــــــ کرد..


درخودنگاه می کنم تاببینم که خطا کجاستـــ ،
بعد ازکمی تامل و قدری سکوتـــ
پی میبرم آنجا که خالی ازتوستـــ ، خطاستـــ ….!


دل است دیگر
یا شور می‌زند یا تنگ می‌شود یا می‌شکند
آخر هم مهر سنگ بودن می‌خورد روی پیشانی‌اش…

LIDA
03-04-2014, 20:31
به نبودنت عادت کرده ام
اما
مشکل اینجاست که به بودنت کنار کسی جز خودم
عادت نمیکنم …




هیـــسـ
این بازی عادلانه نیستـــ …..
این زندگی همه اش مار بــود
پلّه هایش کجـــــاستـــ…؟؟؟



استعداد عجیبی در شکستن داری….
قلب…غرور…پیمان…
استعداد عجیبی در نشستن دارم….
به پای تو…به امید تو…در انتظار تو


از روزی که نامتــــ
ملکه ی ذهنمـــــــــــــ شد،
احساســــــــ می کنمــ جمجمه امـــ
با شـــــــکوه ترینـــ امپراتوری دنیــــــــاستـــ…



آهـای پایــــیز حـواست جمـع باشد..
که دور تـو و شاعـرانهـ هـا خـط خواهــــــم کـشید…
اگر بـا آمــدنت..او حـتی یــک ـسرفهـ کنـد!!!

LIDA
04-04-2014, 10:19
دستهــ ـایم را محکمتر بگیـر
من هنوز هم نمیخواهـ ـمـ
تورا…
به دستِ خاطرات بسپارمـ…




چه زیبا حرف میزنی ؟ تو می گویی از زاویه ی من به مسئله نگاه کن
از زاویه تو … آها دیدم
از زاویه ی تو چه تنگ است کنار هم نشستن دو ضلع من و تو …





آدم یک جایی دست به خودکشی میزند؛
نه اینکه تیغ بردارد و رگش را بزند، نه!
قید احساسش را میزند …




غفلت کردم
لحظه ای
دلـــــــــــــــــــم جایی گیر کرد و
تمام زندگی ام نخ کش شد ..

MEMAR.Z
04-04-2014, 10:20
آرام بگیر دلم …

تنگ نشو برایش …

مگر نشنیدی جمله ی آخرش را !

“چیزی بینمان نبوده”




ازکسانی که همه چیز را محاسبه می کنند بترس

وهرگز قلبت را در اختیار آنها نگذار

آنها حساب عشقی که نثار تو می کنند را نیز دارند

و روزی آن را با تو تسویه میکنند!




ته قصه ما تلخه دوست دارم ولی میری

آخه این رفتن اجباره ازم چشماتو میگیری

با این که از همه دنیا بدونت دیگه سیرم من

دلم میخواد دم رفتن بخندی تا نمیرم من . . .




خودم را یادم نمی‌آید

که از من

کمی”تو” باقی مانده و

دیگر هیچ . . .






سردش بود ، دلم را برایش سوزاندم !

گرمش که شد با خاکسترش نوشت

“خداحافظ”

MEMAR.Z
04-04-2014, 10:20
قفس

یعنی دهان من

وقتی زبانم

روی اسم تو قفل می شود . . .




هزار تابلوی مونالیزا

به روی لب

و هزاران موزه هنر

درون چشمت داری




اینروزها

فکرم از خانه اش

فرار کرده است

یک خیابانی

به تمام معنا شده است

همان خیابانی

که با هم قدم می زدیم.




باختم تادلخوشت کنم

بدان که برگ برنده ات سادگیم نبود…دلم بود




تمام نیمکت های این پارک 2نفره اند

بی خیال به درخت تکیه میدهم . . .

MEMAR.Z
04-04-2014, 10:21
درد داره

یکی میشه همه ی زندگیت !

ولی …

هیچ جای زندگیت حضور نداره …




با تو ام رفیق!

اگر نمی توانی

به قلب من

برگردی

پس مرا

از قلب ات برگردان . . .




لباس عید بپوش و میان شهر بیا

که عید بی تو فقط واژه ای ست در تقویم




گاهی دلم برای گوشهایم می سوزد

طفلکی ها سکوت را هم باید گوش کنند . . .




باران بند آمد

ولی نبودن تو همچنان میبارد

باران بند آمد

ولی دوست داشتن تو بند نمی آید . . .

MEMAR.Z
04-04-2014, 10:21
دلم کوه صبر است آبش مکن

گرفتار رنج و عذابش مکن

بیا خانه قلب من مال تو

ولی مرد باش و خرابش مکن . . .




جملات زیبای عاشقانه

گوگل غَلط های بیجا میکند!!

می‌توانست

تو

را می‌یافت




صدا میکنم ” تو ” را !

این ” جانی ” که میگویی ، جانم را میگیرد !

نزن این حرف ها را !

دل من جنبه ندارد . . .




به پای هم پیر شدیم …

من ، و خیال تو !




کنارم که هستی

زمان هم مثل من دستپاچه میشود

عقربه ها دوتا یکی میپرند

اما همین که میروی…

تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم

جانم را میگیرند ثانیه های

بی تو……

LIDA
04-04-2014, 10:22
خُدایـا شَبیہ بادکُنکـ شده ِام…
اَز بغض هـایے که ِ بہ اِجبـار فُرو داده ِام
اِلـــــتِماسَت میکنَم
فَقط یک سـوزَטּ
تکہ ِ تکہ شدَنم با خــودَم..




من از تمام آسمان یک باران را میخواهم…
از تمام زمین یک خیابان را…
و از تمام تو…
یک دست که قفل شود در دست من…



روی من شرط ببنــد!
تمام ِدلها را رد کـــرده ام !
چشم بسته این قمــــار را می بَرم ..!
دوست داشتن “تـــو” بی دل است!!



تـــوبیشتــر از هر کس می دانی
من از ارتفاع..
من از بلندی این فاصله می ترسم !
چشـــم دهان نیست که داد بکشد به داد چشـــم هـــای من برس…….!




انگار قرار نیست با تو بی حساب شوم…
سالهاست که رفته ای اما…
هنوز هم اشکهایم دارند حسابِ “دیدنت” را با چشم هایم صاف می کنند…

LIDA
04-04-2014, 10:24
قد بلنـــدم…
اما نه آنقـــدر که
ابـــرهــا را کنار بزنــم و
ســر از کار خـــدا در بیاورم !!


اینــــ بـــــار ڪــــہ آمــــدے دستــانتــ را روے قلبمـــ بـــگـذار
تـــــا بفهمــے اینــــ دلــــ …
بــــا دیــــد نــــ تــــــــو نــمــے تــپـــد…
مــے لـــــــرزد …


از بعضی ادمها خاطره میماند
از بعضی های دیگر هیچ
خاطره ساختن لیاقت میخواهد.




ز تنهایی گریزی نیست . .
بگذار آغوشم برای همیشه یخ بزند . . .
نمیخواهم کسی شال گردن اضافی اش را دور گردن آدم برفی احساسم بیاندازد…



دستت که بلرزد اشتباه مینویسی
پایت که بلرزد اشتباه میروی
دلت که بلرزد
وامصیبتا…

LIDA
04-04-2014, 10:25
وقتی دست هایت را می بردی هیچ فکر کردی؟
به بویش گرمایش قدرتش امیدش
و این پاییز تمام کت هایم جیب های بزرگ دارند … دستم تنهایی یخ می کند!





هیـــــــــــــــــــــــ ـــس!
ساکت!
یه کف مرتب به افتخارش …! چه با احساس منو گذاشت و رفت ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ





کسـی چــه مـی دانــد
شایــد دست هـایـت را در جیبـم جـا گذاشتــه ای کــه همیشـه در میــان آن بـه دنبـال چیــزی مـی گـردم!




برف پاک کن بیهوده جان میکند…
باران این سوی شیشه از چشم منه!!!!!




حوصله خواندن ندارم !
حوصله نوشتن هم ندارم !
این همه دلتنگی دیگر نه با خواندن کم می شود نه با نوشتن . . .
دلم تو را می خواهد !

LIDA
04-04-2014, 10:30
آدم” باش ، “هوا”یم را داشته باش …
مگذار در این “هوا”ی بی کسی “………………………………………. “آدم” دگر شوم




هـمیـــنـــ کهـــ تــــــــــو میدانـــیـــ دوسـتتـــــ دارمـــ کافیستـــ ….
بگـــــذار خفـــهـــ کنـــــد خـــــودشــــ را دنیـــــــــــا…




همه می گویند “سخت گیر”م!
راست می گویند
همین است که انقدر “سخت”
به تو “گیر” داده ام . . .



در سرم تویی
در چشمم تویی
در قلبم تو
من ، عکس دسته جمعی توام . . .


نمى دانم چه رابطه ایست ؟
بین نبودنت با رنگ ها
دلتنگ تو که میشوم
زندگى ام سیاه مى شود !

LIDA
04-04-2014, 10:32
حوصله ام برفی ست!
با یک عالمه قندیل دلتنگی,
از گوشه های دلم آویزان!
آهای!
کافی ست ” کمی “ها کنی که ” آب”شوم!…




فاصله خط عابر پیاده ندارد
دست مرا بگیر و از آن رد کن
قرار دیدار ما هر نیمه شب
خیالت که نمی گذارد بخوابم




چقدر خوشحــ ــال بود شیطــ ــان وقتے سیبــ را چیدم …
گمان مے کرد فریب داده استــ مرا
نمے دانستــ تو پرسیده بودے :
مرا بیشتر دوستــ دارے یا ماندن در بهشــ ــتــ را…


تو فقط قـــــــــــــرار بگذار…
هــر جـای دنـیـا کـِه بـاشی به دیـدارتــو خـواهـم آمد
چـمـدان خـاطــره ها را هَم خواهـم آورد..




راه که میروی ، عقب می مانم نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم باشم ، میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم ، میخواهم ردپایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد …
تو فقط برای منی …

LIDA
04-04-2014, 10:36
این روزها پارو را رها کرده ام و دراز شده ام کف قایقی معلق که به هیچ کجا نمی رود….



پُــرم از اشـــکــ…
آنــقـَــدر کــه
دنـیـــــا بـایـد چتـــر بر سـَرش بگیـــرد
بـا احـتـیــــاط مـرا ورق بِـزند …..


شاید به هم باز رسیم…
روزی که من به‌سانِ دریایی خشکیدم…
و تو چون قایقی فرسوده بر خاک ماندی…. شاید …



نمیـــدانمـــ
تعبیـــر نگاهتــــ
خداحافظـ یستـ ـ
یا انتــــــظار ؟!




مــــــــــــــــات شدم
از رفتنت !
هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود
این وسط فقط یک دل بود
که دیگر نیست!



شبیه کسی که از یک آدرس ، تنها پلاکش را می داند . . .
در ازدحام آدمها و خیابانها ، دنبال ِ دستهایت می گردم . . . !

LIDA
04-04-2014, 10:40
چه نفاوتی میکند آنســـــــــوی دنیا باشی…
یا فقط چند
کوچه آنطرف تر
پای محبت که در میان باشد دلتنگی دمار از روزگار آدم در می آوردد…




تو….
به افتادن من در خیابان خندیدی
و من حواسم به چشمان مردم شهر بود
که عاشق خنده ات نشوند….


نمـی دانـَم…
آلزایـمر بودی یا عـشق؟!
از روزی کـه مُبتلایَت شُدم
خـودم را
از یـاد بردم…


تمام خستگی هایت را یک جا می خرم
تو فقط قول بده
صدای خنده هایت را به کسی نفروشی…!



از زیـر سنـگ هم کـه شده پـیدایم کـُن …
مـدت هاست که تـنهـایی هـای مـرا …
دست هـای جـستجوگـری لـمس نکـرده انـد.

LIDA
04-04-2014, 10:41
می گویند:
خوش به حالت!
از وقتی که رفته حتی خم به ابرو نیاوردی…!
نمی دانند بعضی دردها
کمر خم می کنند، نه ابرو…





هزاران دستـــــــم به سویم دراز شود ……..
پــــــــس خواهم زد…
تنــــــــــها تمنای دستان تـــــــــــو را دارم……




ڪاش هنــوز بچــہ بودیــمــ …
لااقل شبهــا عروسڪ بغل میـڪرבیـــمـــ تا خوابمـاלּ ببرב ..!
حـالـا گوشــے را …
و یــڪ בنیــا انتظـــــار …


َشیشه ی ِ پَنجِره ِرا َبا َر َا َن َشست
اَز َدل َمن َاما، چه ِ کَسی َنَقش تورا ِ خواهَد ِشست؟



نقشه را تا میزنم و جهان را در جیبم میگذارم …
تو فقط چند سانتی متر از من دوری !

MEMAR.Z
04-04-2014, 13:48
دلتنگی تنها نصیب من بود
از تمام زیبایی هایت







تو این دنیا تو این عالم
میون این همه آدم
ببین من دل به کی دادم
به اون کس که نمی خوادم
دلم شیشه دلش سنگه
واسه سنگش دلم تنگه







برنگرد که بر نمی گردی تو هی چوقت
نمی خواهمم داشته باشمت نترس فقط بیا
در خزان خواسته هام کمی قدم بزن تا ببینمت
دلم برای راه رفتنت تنگ شده است







می خوام که عاشقت بشم
گل شقایقت بشم
دلم واست تنگ شده بود
گفتم مزاحمت بشم







میان عابران تنهاتر از من هیچ کس نیست
کسى اینجا به فکر این غریبه در قفس نیست
دلم امشب براى خنده هایت تنگ تنگست
فقط در دست هاى گرم تو مردن قشنگس

MEMAR.Z
04-04-2014, 13:48
پیام : موردی برای نمایش نیست
فرستنده : نام فرستنده مشخص نیست
تاریخ ارسال : تاریخ ارسال معلوم نیست
دلم واسه ی تو خیلی تنگ شده
واسه ی همینه که همه چیز گم شده و از دست رفته







ما که همسایه ی اشکیم ولی با دل تنگ
گر لبی خنده زند یاد شما می افتیم







نا له پنداشت که در سینه ی ما جا تنگ است
رفت و برگشت سراسیمه که دنیا تنگ است







من به دلتنگی شب های ملول
و تهی مانده خود از شادی
ذهنم از خاطرها سرشار
من به تنهایی خویش و به تنهایی باغ
و به یک معجزه می اندیشم







شکر خدائی را که هستی را با مرگ ، دوستی را یک رنگ
زندگی را با رنگ ، عشق را رنگارنگ ، رنگین کمان را هفت رنگ
شاپرک را صد رنگ ، و مرا دلتنگ تو آفرید

MEMAR.Z
04-04-2014, 13:49
گاهی با زخمای تازه تر می شه
دردای قدیمی رو از یاد برد
اما هر قدر به خودم زخم زدم
جای خالیت تو رو یادم آورد







او هم عاقبت
در میان سایه ها غبار می شود
مثل عکس کهنه ای تار تار تار می شود







نمی دونم این جاده لعنتی طولانی شده یا من دیگه رمق ندارم
این راه تو روزهای با هم بودنمون خیلی کوتاه بود







از سخن چینان شنیدم اشنایت نیستم
خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم
سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیست
صخره ام هر قدر بی مهری کنی می ایستم







شب ها وقتی می خوای بخوابی می بینی کسیو نداری
که بهت فکر کنه
اینجاست که :
می فهمی برخلاف شلوغیه درونت!
چقدر تنهایی!

MEMAR.Z
04-04-2014, 13:50
تنها نیستم
اما در میان اینهمه شلوغی احساس تنهایی می کنم
اینست درد من







گفتم بیا
گفت :پاهایم یخ کرده!
به پایش سوختم گرم که شد و بادیگری رفت
رفت ز غم یاران ای دلا دیوانه شو
دیوانگی هم عالمی دارد






کاش دنیا هم مثله فیلم هندی بود
تخیلی ولی همه به عشقشون می رسیدن







باید با قرص هام مهربون تر شم
بعد از اون روزی 3 تا اصلا کافی نیست







می خوام بهت بگم که می خوامت…
اما می ترسم بازم سرم کلاه بره
آهای توکه همدرد منی
می فهمی حرفمو

MEMAR.Z
04-04-2014, 13:50
ســـر سوزنــــی اگـــر مـــرا مـــی خواست
زمــــــــین و زمـان را بــه هم میـــــــدوخـــتم







آدم ها زود پشیمان میشوند
گاهی از گفته هایشان، گاهی از نگفته هایشان
گاهی از گفتن نگفتنی هایشان
و گاهــــــــــــــــی هم از نگفتن گفتنی هایشـــــــان







مقصد
مال ِ شهر ِ قصّه ی ِ بچّه گی ها ست
دنیای ِ آدم بزرگ ها
فقط جادّه دارد







میگرن
دلیل سردرد هایم نیستـــــ
از خوردن فکرهای مسموم
مغزم دلپیچه گرفته است







ای کاش یاد میگرفتم اگر در رابطه ای حرمتم زیر سوال رفت
برای همیشه با آن رابطه خداحافظی کنم
و به طور احمقانه ای منتظر معجزه نباشم

MEMAR.Z
04-04-2014, 13:51
نمی دانم اگر روزی کوچه علی چپ
مشمول طرح ترمیم بافت فرسوده شود
وقتی من و تو پس از مدت ها
یکدیگر را بر حسب اتفاق ببینیم
چه خاکی بر سر خواهیم کرد . . . ؟







خدایا
اندکی نفهمی عطا کن
که راحت زندگی کنم
مردم از بس فهمیدم و به روی خودم نیاوردم







بعضی وقت ها دوست دارم
وقتی بغضم میگیره خدا بیاد پایین اشکامو پاک کنه !
دستمو بگیره بگه : آدما اذیتت می کنن ؟
بیا بریم پیش خودم







گاهـے ڪـلام در وصـفــ واقعیـت مـا ڪـم مـےآورد
ناچـــارایـن ســہ نقـطــہ …و دیگـ ـر هیــچ !







زبان مشترکی داریم
با این همه یکدیگر را نمی فهمیم
ما باید مثل غارنشین ها
تنها به علامت دست های مان اکتفا می کردیم
آن وقت شاید هیچ سوء تفاهمی
میانمان جدایی نمی انداخت

ARMAN
05-04-2014, 08:24
ای اس ام اس برو پیش اونی که همیشه بهش فکر می کنم "اگه کار داشت مزاحمش نشو"
اگر خوابیده بود آروم ببوسش"اگه تو رو خوند بهش بگو خیلی دوسش دارم

مي خواستم برايت هديه اي بفرستم نسيم گفت مرا بفرست تا موهايش را نوازش کنم باران گفت مرا بفرست تا صورتش را بشويم و اشکهايش را پاک کنم ناگهان قلبم گفت مرا بفرست نا دوستش داشته باشم و تو همه وجودم شدي

گر دلي دارم بدان در دست توست ..گر تني دارم بدان سر مست توست..
گر دلم را بشکني با دست خود دل نگيرم از تو...چون دل هم ..هم مست توست

ميخواستم تصوير با تو بودن را نقاشي كنم، ديدم فاصله بينمان در ورق جا نميشود، كمي نزديكتر بيا ميخواهم با تو بودن را حس كنم.

سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني / شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني آه باران من سراپاي وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني

ARMAN
05-04-2014, 08:24
گر كليد قلبي را نداري قفلش نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن دفتري که بسته شد ديگه بازش نکنيد قلبي که شکسته شد ديگه نآزش نکنيد

گل را دوست دارم تو را هم دوست دارم گل را برای بوییدن تو را برای بوسیدن گل را برای یک لحظه تو را برای همیشه

جاده عشق تا اطلاع ثانوي ليز و لغزنده مي باشد از عاشقاني كه قصد سفر در اين جاده را دارند خود را به زنجير محبت و صميميت مجهز كنند. ‹‹ پليس راه عاشقان ››

علم ثابت کرده که شکر در آب حل مي شه
پس هيچ وقت زير بارون نرو چون شيرين ترين دوستمو از دست مي دم

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد

ARMAN
05-04-2014, 08:25
گر نيايی تا قيامت انتظارت می کشم.
منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم.
ناز چندين ساله ی چشم خمارت می کشم.
تا نفس باقيست
اينجا انتظارت می کشم....

فقط اسمي به جا مانده از آنچه بودم و هستم دلم چون دفترم خالي قلم خشكيده در دستم گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم رفيقان يك به يك رفتند مرا با خود رها كردند همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند

صدايم در برابر صدايت بي صداست، چشمانم در برابر چشمانت نابيناست، خنده هايم در كنار خنده هايت خاليست، پس بدان بي تو هيچم، تنهايم نگذار تا با تو هم آواز شوم

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگراز گريه كم نشوم .

عاشق و مجنونت شدم .نخونده مهمونت شدم. کلي پريشونت شدم. شمع تو شمدونت شدم .خاک تو گلدونت شدم . خادم دربونت شدم . عمري غزل خونت شدم . شعراي ارزونت شدم اما يه جوري مجنونت شدم

ARMAN
05-04-2014, 08:25
فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست

تو در من آن تب گرمي كه آبم ميكند كم كم, نگاهت نيز چون مستي خرابم ميكند كم كم, منم آن كهنه ديواري به جا از قلعه هاي سنگ كه باد و آفتاب آخر خرابم ميكند كم كم

به سلطان حقيقت ها فراموشت نخوام کرد
تو تنها شعله اي هستي که خاموشت نخواهم کرد

وقتی كسی رادوست داری، گفتن آسان تراست، شنيدن آسان تراست، بازی كردن آسان تراست، كاركردن آسان تراست. وقتی كه كسی تورا دوست دارد، خنديدن آسان تراست. واگر تنهای تنها باشی، به مرگ فكركردن ازهمه چيزآسان تراست

ميدوني فرق بين خنده ي من با خنده ي تو چيه ، تو وقتي شادي ميخندي اما من وقتي كه تو شادي ميخندم

ARMAN
05-04-2014, 08:26
باز در كلبه ي عشق ، عكس تو مرا ابري كرد.عكس تو خنده به لب داشت ولي اشك چشم مرا جاري كرد


"اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است "ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو ! " ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود



آنکه چشمان تو را اینهمه زیبا می کرد
کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد
یا نمی داد به تو اینهمه زیبایی را
یا مرا در غم عشق تو شکیبا میکرد



ليوان ز لبت بوسه گرفت و من بوسه ز ليوان
ديدي ز لبت بوسه گرفتم به چه عنوان



يک بوسه ز لبهاي تو در خواب گرفتم
انگار لب از چشمه مهتاب گرفتم
هرگز نتواني تو ز من دور بماني
چون عکس تو در سينه خود قاب گرفتم

ARMAN
05-04-2014, 08:26
هر وقت تونستی برف رو سیاه کنی،
آتیشو بوس کنی،
یا توی آب یه نفس عمیق بکشی اون وقت منم می تونم تو رو فراموش کنم..!


همیشه وقتی گریه می کنی، اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته..


تو میروی و من فقط نگاهت میکنم، تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم، بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشا ی تو همین یک لحظه باقی است..


درزندگی بدنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کني، به دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی!


عشق و محبت ديگر خريداري ندارد.زندگي شده قصه ي همان مرد يخ فروشي كه وقتي از او پرسيدند:فروختي؟ گفت:"نخريدند،تمام شد.."

ARMAN
05-04-2014, 08:27
گفت فرق رويا با آرزو چيست ؟ گفتم آرزو يک حقيقت نزديک است ولی رويا يک آرزوی شيرين دست نيافتنی . گفت من رويا هستم يا آرزو؟ گفتم رويای که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوی شيرين است



ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم اگه تورو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم به هر چی می خوام می رسم وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم گلهای خواب بودنو واسه کی بیدار بکنم دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه



زندگي سه راه را دنبال كن: 1-دوست داشتن را براي يك تجربه. 2-عاشق شدن را براي يك هدف. 3-فراموش كردن را براي قبول واقعيت



عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است



آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه.....تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه

ARMAN
05-04-2014, 08:28
مهم نیست فردا چی میشه..... (مهم اینه که امروز دوستت دارم) مهم نیست فرداکجامیری... (مهم اینه که هرجاباشی دوستت دارم) مهم نیست تا ابد باهم باشیم (مهم اینه که تاابددوستت دارم) مهم نیست قسمت چیه (مهم اینه که قسمت شد دوستت دارم)



شب قشنگی که پیش رو داری نکنه واسش تو چیزی کم بزاری اون همه یه رنگی حرفای قشنگی که تو دلت داری بهش بگو وقتی که نشستی مست شونه به شونه خیلی چیزا از تو میخواد بدونه ضربه قلبش تند تند ثانیه ها کند کند عشق شو باور کن تا آخرش

ميدوني طبق آخرين آمار كم جمعيت ترين جاي دنيا كجاس؟ . . . نميدوني؟ . . . . قلب منه كه فقط تو توي اون ساكني



عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست



شماره حساب دلم رو میدم تا هرچی غم داری بریزی به حسابم

ARMAN
05-04-2014, 08:28
تنها ترين تنها منم سرگشته و رسوا منم آه اي فلك اي آسمان تا كي ستم بر عاشقان بشنو تو فرياد مرا آه اي خداي مهربان عشق تو خوابي بود و بس نقش سرابي بود و بس اين آمدن اين رفتنم رنج و عذابي بود و بس اي فلك بازي چرخ تو نازم بي گمان آمدم تا كه ببازم اي دريغا كه شد دو چشم سياهي قبله گاه من و روي نمازم تو اي ساغر هستي، به كامم ننشستي .ندانم كه چه بودي ندانم كه چه هستي



روزي لپ يار کردم بوس؛گفت هم بي ادبي هم لوس؛گفتم گناهم چيست که کردم بوسي؛گفت لب رو ول کردي لپ رو مي بوسي



امروز قلبم درد گرفته بود. فکر کنم یه کمی تپل شدی و جات تنگ شده


تازگی ها چقدر چاق شدی! می دونی از کجا فهمیدم؟ چون هر روز جای بیشتری تو قلم باز می کنی.


فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست... زندگي چيزيست شبيه يک حباب.. عشق آباديه زيبايي در سراب... فاصله با آرزو هاي ما چه کرد... کاش مي شد در عاشقي هم توبه کرد

unname47
05-04-2014, 09:01
لباس عید بپوش و میان شهر بیا
که عید بی تو فقط واژه ای ست در تقویم


گاهی دلم برای گوشهایم می سوزد
طفلکی ها سکوت را هم باید گوش کنند . . .


باران بند آمد
ولی نبودن تو همچنان میبارد
باران بند آمد
ولی دوست داشتن تو بند نمی آید . . .


دلم کوه صبر است آبش مکن
گرفتار رنج و عذابش مکن
بیا خانه قلب من مال تو
ولی مرد باش و خرابش مکن . . .


جملات زیبای عاشقانه
گوگل غَلط های بیجا میکند!!
می‌توانست
تو
را می‌یافت

unname47
05-04-2014, 09:01
صدا میکنم ” تو ” را !
این ” جانی ” که میگویی ، جانم را میگیرد !
نزن این حرف ها را !
دل من جنبه ندارد . . .


متن زیبای عاشقانه
به پای هم پیر شدیم …
من ، و خیال تو !


کنارم که هستی
زمان هم مثل من دستپاچه میشود
عقربه ها دوتا یکی میپرند
اما همین که میروی…
تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم
جانم را میگیرند ثانیه های
بی تو……


جملات بسیار زیبای عاشقانه
بیهوده تحریمم نکن
من ایرانی ام
برای داشتنت دنیا را هم دور خواهم زد . . .


تنهایی
چیزهای زیادی
به انسان می‌آموزد
اما تو نرو
بگذار من نادان بمانم . . .

unname47
05-04-2014, 09:04
آرام بگیر دلم …
تنگ نشو برایش …
مگر نشنیدی جمله ی آخرش را !
“چیزی بینمان نبوده”


ازکسانی که همه چیز را محاسبه می کنند بترس
وهرگز قلبت را در اختیار آنها نگذار
آنها حساب عشقی که نثار تو می کنند را نیز دارند
و روزی آن را با تو تسویه میکنند!


ته قصه ما تلخه دوست دارم ولی میری
آخه این رفتن اجباره ازم چشماتو میگیری
با این که از همه دنیا بدونت دیگه سیرم من
دلم میخواد دم رفتن بخندی تا نمیرم من . . .


خودم را یادم نمی‌آید
که از من
کمی”تو” باقی مانده و
دیگر هیچ . . .


سردش بود ، دلم را برایش سوزاندم !
گرمش که شد با خاکسترش نوشت
“خداحافظ”

unname47
05-04-2014, 09:07
قفس
یعنی دهان من
وقتی زبانم
روی اسم تو قفل می شود . . .


هزار تابلوی مونالیزا
به روی لب
و هزاران موزه هنر
درون چشمت داری


اینروزها
فکرم از خانه اش
فرار کرده است
یک خیابانی
به تمام معنا شده است
همان خیابانی
که با هم قدم می زدیم.


باختم تادلخوشت کنم
بدان که برگ برنده ات سادگیم نبود…دلم بود


تمام نیمکت های این پارک 2نفره اند
بی خیال به درخت تکیه میدهم . . .

unname47
05-04-2014, 09:09
درد داره
یکی میشه همه ی زندگیت !
ولی …
هیچ جای زندگیت حضور نداره …


با تو ام رفیق!
اگر نمی توانی
به قلب من
برگردی
پس مرا
از قلب ات برگردان . . .


باور کن “من” تنهاترین ضمیر دنیاست
و “ او ” خوشبخت ترین ضمیر دنیا چون “ تو ” را دارد . . .


سخت است
“او” کردنِ “تویى” که همه زندگى “من” بود !


ﻫﻤــــﻮﻥ ‫‏ﭼﻨﺪ‬ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﻪ
ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ
ﻭ ﺑﻔﻬـــــــــﻤﻢ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﺍﻣـــــــﯿﺪﻭﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﺩﻧﯿـــــــﺎﻡ
ﺑــــــﺎﻭﺭﮐﻦ . . .

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:04
” ینم بلق رد هشیمه “

از آخر بخون !








می شود ای دوست آیا آن نگاهت را خرید ؟ / یا برای آسمان ها روی ماهت را خرید؟

من دلم لبریز از آشوب و زنگار رو غم است / می شود آیینه وش یه لحظه آهت را خرید؟







یه طرح از چشمات بفرست ، یه آهو اینجاست میخوام روشو کم کنم !








چراغ دوستی تو در قلب من روشنه

حتی در ساعات اوج مصرف !








به اندازه دیوونه های دیونه خونه ، دیوونه وار دیوونتم دیوونه !

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:05
میدونی چقدر دوستت دارم ؟

1دونه !

ولی مردونه !








مثل آسمون که تنها امیدش چند تا ستاره ست / دیدن تو واسم عمر دوبارست . . .









برای من مهم نیست که وقتی کسی تنهاست به فکر من باشه

برای من این مهمه که وقتی اطرافش شلوغه ٬ قلبش به خاطر من میتپه . . .








ای کاش که از حال دل من خبرت بود / ای کاش دمی ار سر کویم گذرت بود

من مرغ اسیرم که ندارم پر پرواز / ای کاش که کاشانه من زیر پرت بود . . .








میدونی چرا ستاره ها به هم چشمک میزنن ؟

میخوان به ما بفمونن تو سکوت و فاصله هم میشه گفت

دوست دارم . . .

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:06
عشق یعنی همچو من شیدا شدن / عشق یعنی قطره در دریا شدن

عشق یعنی دیده بر در دوختن / عشق یعنی در فراغش سوختن . . .






بچه که بودیم ، بچه بودیم
بزرگ که شدیم ، بزرگ که نشدیم هیچ
دیگه همون بچه هم نیستیم
برای عشق پاک بچه گیها دلم تنگ است . . .







الهی قلب غم آتش بگیرد / سیاهی دق کند ماتم بمیرد

الهی تا رفیق هست و زمان هست / کسی یاد تو را از من نگیرد . . .







من این اس ام اس رو نفرستادم ! موبایلم خودش داده !

مثل اینکه موبایلم خاطر خواه موبایلت شده !!






اگرچه نازنینان را وفا نیست / گلستانی جو باغ آشنا نیست

اگر بر چرخ هفتم پا گذارم / دلم یک لحظه از یادت جدا نیست . . .

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:06
سال ها بگذشته از میلاد من / کو یکی مردانه باشد یاد من

منو یک تنهایی و یک شمع روشن … خدایا نکند باد بیاید . . .







برام بمون ، بهونه باش برای دل سپردن / نزار که آروم بشه یه روزی بی تو مردن . . .







گر تو را از ابلهی کردم رها ، بر من ببخش

بر سر عشق ، نه بر مهر و رفا ، بر من ببخش . . .







راستی ثانیه ها نامردند / گفته بودند که بر می گردند

بر نگشتند و پس از رفتنشان / بی جهت عقربه ها می گردند . . .







عشق یا جان گیرد یا افسرده کند / گل باشی روزی تو را پژمرده کند

چه خوش باد گر به عشقت برسی / بدان گر نرسی خاطرت آزرده کند . . .

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:07
اینقدر خوب ، مهربون ، دلنشینی / که برایم آرزوست با تو همنشینی . . .







من ناخدای عشقم ، طوفان حریف من نیست / من عاشق تو هستم مجنون رقیب من نیست . . .








زیباترین گل ها را برای زیبایی زندگیت و کوتاهی عمرشان را برای غم هایت آرزو مندم . . .








گناه من نیست که بعد از تو ، او آمد ، تقصیر قوانین دستوری است !






بهار آمد که من شیدا بگردم / چو ماهی بر لب دریا بگردم

پلنگ در کوه و اهو در بیابان / همه جفتند و من تنها بگردم !

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:08
در میان دستهایت عشق پیدا میشود / زیر باران نگاهت نسترن وا میشود

با عبور واژه از گوشه لبهای تو / مهربانیهای قلب تو خوب معنا میشود . . .







آنچنان کز برگ گل عطر گلاب آید برون / تا که نامت میبرم از دیده آب آید برون . . .








تا کور نگشته دیدگانم تو بیا / تا مور نخورده استخوانم تو بیا

گر آمدی و ندیدی از من چیزی / از بهر تماشای مزارم تو بیا . . .








تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را ندیدند

تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و عهدی که هیچکس با آنها نبست . . .







ز غمت پیر شدم زوق شکفتن ندارم / بخدا دوست دارم جرات گفتن ندارم !

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:08
تقصیر هیچکس دیگه نیست ، قصه ما تموم شده

حیف همه خاطره ها ، به پای کی .... شده . . .








دلم ز نازکی خود شکست در غم عشق / وگرنه از تو نیاید که دل شکن باشی . . .







زیبا ترین آغاز را با تو تجربه کردم ، پس تا زیباترین پایان با تو میمانم . . .








کاش دوست داشتن فرستادنی بود تا از راه دور تقدیمت می کردم !







شب قراریست که ستاره برای بوسیدن ماه می گذارد و چه زیباست شرم زمین که خودش را به خواب می زند

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:11
از عشق تو من جوجه خروسم / قدقد بکنی لپتو میبوسم !








با اینکه سیم کارتمون اعتباریه ولی معرفتمون دائمیه !






مهربانی تزئین لحظه هاست

برای مهربانیت جوابی جز دوست داشتن ندارم . . .







خدایا وقتی ازم گرفتی و بهم بخشیدی ، فهمیدم که

معادله زندگی ، نه غصه خوردن برای نداشته هاست

و نه شاد بودن برای داشته ها . . .







اگه ما کنار هم باشیم خوشیم / پس خوبه از هم دیگه جدا نشیم

من کنار تو ، تو کنار من / پس نگاه با هر غریبه قدغن

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:12
روی یک طاقچه ی سنگی میون دو قاب رنگی / بودن من و تو با هم داره تصویر قشنگی

عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم / حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم







آهای ناز نمکدار، منم عاشق تب دار / ببین دل تو دلم نیست، واسه لحظه دیدار







عشق یعنی انتظار و انتظار / عشق یعنی هر چه بینی عکس یار







از افسر نگهبان به ریاست محترم دل :

اینجانب عشق فارغ التحصیل رشته محبت از دانشگاه عاشقان

افتخار دارم در یکی از شعبان قلب شما انجام وظیفه کنم !







بهترینم ، بی تو روزهایم مثل شب تاریک است

مثل گذشتن از پل صراط ، از روی یه تار باریک است . . .

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:13
مامانم گفت : عشق کشکه !

منم گفتم : زندگی هم آشه ! بدون کشک بی مزه است !








دوست دارم برکه باشی بحر نباشی

الهی من بمیرم ولی با من قهر نباشی !






خوشت بیاد خوشت نیاد ، اشک غم از چشات بیاد

اون سر دنیا هم که بری ، این دل من باهات میاد !







برون نمیرود از خاطرم خیال وصالت

اگرچه نیست وصالی ، ولی خوشم به خیالت . . .







دلتنگ که باشی هیچکس جز دلدار به دادت نمیرسه

دلداده دلتنگی هاتم . . .

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:13
شوق دیدار تو را قاصد بی رحم چه داند

آنقدر شوق به دیدار تو دارم که خدا میداند . . .







بین رویای شبانه جستجویت می کنم / نرگس عشق منی هر لحظه بویت می کنم

برگ برگ خاطراتم را خزان بر باد داد / ای گل ناز بهاری آرزویت می کنم . . .







در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز / چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود . . .







از غمش ناله کنان می خوانم / بی دلم رفت ولی با دل او می مانم . . .







نتوانست فراموش کند مستی را / هرکه از دست تو یک جرعه می ناب گرفت

کی به انداختن سنگ پیاپی در آب / ماه را می شود از حافظه آب گرفت . . . ؟

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:14
سردش بود
دلم رابرایش سوزاندم
گرمش که شد
با خاکسترش نوشت
خداحافظ







تو کز نجابت صدها بهار، لبریزی
چرا به ما که رسیدی همیشه پاییزی؟
ببین! سراغ مرا هیچ‌کس نمی‌گیرد
مگر که نیمه شبی غصه‌ای غمی چیزی





اگر زنبور عسل میدونست که وقتی نیش بزنه می میره
هیچ وقت نیش نمیزد
کاشکی ما ادم ها هم خبر داشتیم
که نیش زبونمون ممکنه بهترین ها رو ازمون بگیره







زمان هایی هست
که تمام عاشقانه ها هم می تواند
خلاصه شود در یک عبارت :
به درک







نشسته ام خسته شدم دیگر قایق نمی سازم
پشت دریاها هرخبری میخواهدباشد باشد
وقتی خبری از تو نیست قایق می خواهم چکار؟
مرا همین جزیره ی کوچک تنهایی هایم بس است

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:15
این همه جا تو بدنم هست
حتما باید میومدی دلمو می شکوندی







وقتی رفت
گفت شاید برگردم
رفتنش مرا نمی آزارد
شایدش دردناک است







گمان می کردم قانع باشی
و به شکستن دلم اکتفا کنی
نه این که…
فستیوالی از دروغ به راه بیاندازی
و در آخر بگویی:
من می روم…
تا تو اذیت نشوی بهترین من







اگه یه روز ورق زدی دفتر خاطراتتو
یادت بیاد قلب منو می شینه چشم به راه تو
آره برو ولی اینو بدون اینجا یکی می مرد برات
باور نکردی عشقشو اگه قسم می خورد برات







نه به اون عشقو امید و آرزو
نه به این جنگ و جدال و گفتگو
نه به اون گریه و دوستت دارمو دلتنگی
نه به این خنده و این نفرت و این دلزدگی
نه به دلبستگیات
نه به ایت خستگیات

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:15
این روزها برای تنها شدن
کافیست صــــــــــــــــادق باشی







انگشتت را هرجای نقشه خواستی بگذار فرقی نمی کند
تنهایی من عمیق ترین جای جهان است
و انگشتان تو هیچ وقت به عمق فاجعه پی نخواهند برد







مـــن برای تنهــــــــــــــــا نبـودن
آدم های زیادی دور و برم دارم
آن چیزی که ندارم کسی برای بـا هــــــــــــــــم بـودن است







احتیاط
در این شهرِ لاکردار
تمام کوچه باغ های عاشقی
به اتوبان های تنهایی وصل می شوند







یه دریا اشـــــــــــــــک برای ریختن دارم
یه دل گرفته
یه زندگی پر از خالی
من سرشارم از تنــهایـــــــــی

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:16
گاهی هیچکس را نداشته باشی بهتراست
باور کن بعضیا تنهاترت می کنند







بد نیست!
تنهایی دارد صیقلم می دهد
اما از آن روزی می ترسم
که از گوی وجودم
جز محور میانی ای نماند







سـاعـتـی چـنـد مـی گـیـری
کـه بـا مـن نـبـاشـی
هـر روسـپـی قـیـمـتـی دارد
مـی خـواهـم نـبـودنـت را بـخـرم
تـنـهـایـی!






آنقدر با تنهایی انس گرفتم که دیگر زبانش را می فهمم
و فهمیدم تنهایی هم می تواند عشق خوبی باشد
به شرط اینکه درکش کنم







اونایی که شما رو به وعده های پوچ استند بای نگه میدارند و میرند
هرگز بر نمی گردند،تا با تلنگری شما رو از تنهایی در بیاورند
گفتم که همیشه روشن باشید

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:16
من در میان مردمی هستم
که باورشان نمیشود تنهایــــم
می گویند خوش بحالت که خوشحالی
نمی دانند دلیل شاد بودنم باج به آنهاست
برای دوست داشتن مــــــــن







گاهی برای کشـیدنِ فـریـاد
هـزاران پیکـاســو هـم کـافـی نیسـت








نبودن هایت آنقدر زیاد شده اند
که هر رهگذری را شبیه تو می بینم
نمی دانم غریبه ها تــــــــــــــــــــو شده اند
یا تو غریبـــــــــــــــــــــ ــــــه ؟







شـده ام مـعـادلـه ی چنـد مَـجهولـی
ایـن روزهـا هـیـچ کـس از هـیـچ راهـی مـرا نـمـی فهمـَد…







آدم هـــای کنــــارم مثل جُــــمعه می‌ مــــــانند
معلــــــــوم نمی‌کند فــــــرد هستــــند یا ”زوج
پُــــر از ابـــــهامند

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:17
از دسـت دادن ِ کسـیه که دوستـش داریم
امـا حقیقـت اینه که از دست دادن ِ خــودمـون
و از یــاد بردن ِ اینکه کـی هستیـم ! و چقدر ارزش داریم
گـاهی وقتــها خیلــی دردنــاک تـره







من چشمهایـــم را بستم و تو قایــم شدی ..
من هنـــوز روزها را می شــمارم!
و تـــو پیدا نمیشوی !
یا من بازی را بلــد نیستم !
یا تو جر زدی !







خدایا
ازت دلگیرم …
گفته بودی حق انتخاب داری
پس چرا انتخابم درکنار دیگریست؟







کارم از یکی بود و یکی نبود گذشت
من در اوج قصه گم شده ام







این روزها بُرد با کسی ست که بی رحم باشد
از دلت که مایه بگذاری
ســوخـــــته ای

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:32
یکی بود ، یکی نبود

من موندم و اون نموند

من دیدم و اون ندید

من خواستم و اون نخواست

من التماس کردم و اون نشنید

من هستم و اون رفته !

من خستم و اون








چه جمله ی غریبی است “فراموشت می کنم”

وقتی تا آخر عمرت با یاد او زندگی می کنی !








روزها بی تو می گذرند

و شب ها با تو نمی گذرند

تمام درد من این است !








روزچون تیر و کمان اگرچه نزدیک

ولی پیوستن ما نهایتش فاصله بود !

من کاناپه ای پوسیده در باران

تو سربازی دورافتاده با گلوله ای در پهلو

چقدر دیر همدیگر را پیدا کردیم !








روز

راستش را بخواهی امروز هیچ اتفاق خاصی رخ نداد

فقط حدود ظهر باران کوتاهی بارید اما زار زار

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:33
روز

تو راحت فراموش می کنی

باز دل می بری ، باز دل می بازی

و من به خط کشیدن روی دیوارها ادامه می دهم !












فرو می ریزد عاقبت

سقف خانه ای

که جای خالی ات ستون های آن باشد !














روز

اگر خبری از من نشد نگران نشو

یک فاتحه بخوان !!!
















روز

از روزی که تصمیم به رفتن گرفته ای

بلاتکلیفی بین ما موج میزند

مثلا همین دل من

نمیداند با تو بیاید ؟ یا پیش من بماند ؟؟؟
















روز

پشت این عکس نمی تواند دیوار باشد

من پشت این عکس با تو قدم زده ام !

MEMAR.Z
05-04-2014, 13:34
روز

دیروز دستش تو دستت بود

امروز بغضش تو گلوت








روز

گاهی اوقات حسرتِ تکرارِ یک لحظه

دیوانه کننده ترین حس دنیاست










تداعی نشو اینقدر در این همه خیابان

در این همه آدم !








خدایا حالم خوب نیست

یک مسکن قوی می خواهم بدون تجویز روزگار هم

“مرگ” میدهی ؟؟؟








روزهایم با یاد تو

و شب هایم با خواب تو سر میشوند !

MEMAR.Z
06-04-2014, 13:46
دلمان کوچک است

ولی آنقدر جا دارد

که برای هر عزیزی که دوستش داریم

نیمکتی بگذاریم برای همیشه ی عمر








امتداد فاصله از اعتبار عاطفه نمیکاهد

همیشه هستی … همین حوالی








به دلم نشستی ولی دو زانو !

معذب نباش

برو عقب قشنگ تکیه بده

پاهاتم دراز کن

این دل فقط جای توئه








زندگی زیباتر می شود به شرطی که

یادمان نرود به اندازه تمام برگ های رقصان پاییز

برای یکدیگر آرزوهای خوب داشته باشیم








در من تمام توست

و در تو تمام آنچه دوست میدارم

MEMAR.Z
06-04-2014, 13:47
برای من “مهر” در نگاه توست

نه اولین ماه پاییز








بوسه هایت را کش بده

من می میرم که این لحظه ها را زندگی کنم








کسی آیا می داند ؟؟؟

پس از یاد گرفتن نام تو

پس از “دوستت دارم”

به چه می نازد الفبا ؟؟؟








دلمان که با هم باشد

یعنی گور پدر فـــاصـــلــــه ها

MEMAR.Z
06-04-2014, 13:48
لبخند تو می فهماند

که چه جای دوست داشتنی

و زیبایی ست دنیا !









مهم نیست عمر “کوتاه” باشد یا “بلند”

مهم ، نفس هایی ست که با تو کوتاه

و بی تو بلند کشیده می شود









غزل دوست داشتن تو

به بلندای قصیده ی زندگیست

که هر بیتش ، شعر کوتاه من است









“آرامش” و “صبر” رد پای خدا در زندگی ست

آرزو می کنم زندگیت پر از رد پای خدا باشد








برای عاشق شدن که

بهانه های ریز و درشت لازم نیست !

برای عاشق شدن کافیست

تو نگاه کنی و من لبخند بزنم

MEMAR.Z
06-04-2014, 13:49
زیباست وقتی قلبی داری که

صاحبش خودت هستی

اما زیباتر آن است که

همسری داری که قلبش تو هستی









هر آدمی تو زندگیش یه بی معرفت داره

که اون بی معرفت

دوست داشتنی ترین آدم روزگاره

به سلامتیه بی معرفت خودم !







تو فقط با من باش

من قول میدهم

با خودم هم قطع رابطه کنم !








عزیزترین آدما مثل تکه های پازل اند

نباشن هیچ چیز دیگه ای نمیتونه جاشونو پر کنه !








از من می پرسی چرا این روزها این قدر آرامم

و من لبخند می زنم

آخر تو بگو مگر

آرامش کنار تو دلیل هم می خواهد ؟!؟!

MEMAR.Z
06-04-2014, 13:50
نیلوفرانه دوستت می دارم

من درست مثل خودم

هنوز و همیشه دوستت می دارم !








هیچوقت از خدا نخواستم

همه ی دنیا مال من باشه

فقط خواستم اونی که

دنیای منه مال هیچکی نباشه


ا









اولین ها همیشه تو ذهن آدم می مونن

سعی کن اولینت ، بهترینت باشه








نامت را بر دستانم مینویسم

تا در وقت دعا همیشه اولین آرزویم سعادت تو باشد








تا وقتی یاد هم هستیم

خدا تو قصه ها گم نیست

دلامون چشمه ی مهره

حریص خاک و گندم نیست

MEMAR.Z
06-04-2014, 13:53
از شباهتتون فهمیدم که تو نسبتی با گاوآهن داری !
اومدی ، زندگیمو شخم زدی ، زیر و رو کردی رفتی …




با “هیچکس نبودن” بهتر است از حضور اشتباه در کنار کسی بودن …






فردا برای دلجویی دیر است ، امروز زخم نزن …






سرد است اما سرما نمیخورم ، کلاهی که عشقت بر سرم گذاشت تا گردنم را پوشانده است !






قلبم را عصب کشى کردم ، دیگر نه از سردى نگاهى میلرزد و نه از گرمى آغوشى میتپد !

MEMAR.Z
06-04-2014, 13:53
جدیدا اسم خیانت شده یه اشتباه که باید ببخشی و فراموش کنی وگرنه محکوم میشی به کینه ای بودن !






روزگار عجیبی ست ! من به تو معتادم ، تو مرا ترک می کنی …





نگران اشک‌ هایم نباش !
از لبخندم بترس که معنایش اشک‌ های فردای توست …






حوایت میشدم اگر سیب سرخی داشتی ، ولی حیف که آدم نیستی !

MEMAR.Z
06-04-2014, 13:54
حداقل درخواب های من دستش رانگیر
حرمت نگهدارلعنتی







زندگی سه چیز بیشتر نیست
به اجبار به دنیا اومدن
با غم زیستن
با ارزو مردن







افسوس که دنیا همیشه بر وفق مراد کسانی بوده
که شکستن دل سرگرمی انهاست







شب هایم درد دارد
وقتی ندانم چراغ اتاقت را
کدامین دست خاموش می کند







شاید اگه نمی فهمیدی اینو
که تو رو زیادی از حد دوست دارم الان بودی
بدون تو شبام پر از غم و سرماست

MEMAR.Z
06-04-2014, 13:56
چقــــدر باید بگذرد؟
تا مــن در مــرور خــاطراتم
وقتی از کنار تــــو رد می شم
تنــــــم نلــــرزد
بغضــــم نگیــــرد



تولد انسان همانند روشن شدن کبریتی است
و مرگش خاموشی آن
بنگر در این فاصله چه کردی
گرما بخشیدی ؟
یا سوزاندی ؟


کاش میشد گفت : مرسی دیگه میل ندارم
وقتی پر از دلتنگیم


نگذاشتی این من عاشق به تو برسد
عیبی ندارد
فقط دست از سر پلک هایم بردار بگذار به هم برسند
از وقتی رفته ای عجیب بی خواب شده ام


دلم کار دست است
خودم بافتمش
تارش را از سکوت
پودش را از تنهایی
همین است که خریدار ندارد

MEMAR.Z
06-04-2014, 13:56
تنهــــآیــــی نـــتــــیـجــه ی
تــوافُــق هـــای بــی قــیـد و شــرطِ
مَـــــــن بــــــآ خــــــودم







تنهایی ام
استکانِ چایی به نیمه رسیده
نه می داند که تمام می شود
نه می داند که نیمه رها می شود







در تنهایی خود فرو می روم
غرق می شوم
نجات غریق تنهاییِ من تو هستی
کمـــک







تنها که باشی
نه دلت دستمالی می شود
و نه خیالت انحصاری







ما به مرز علاقه میرسیم
و از مرزها که میگذریم ما
دوباره تنهاییم

MEMAR.Z
06-04-2014, 13:57
کنج اتاق
ھمبستر دیوارم
کاش یکی مچم را بگیرد
عادت بدیست تنھایی







غیـــرت مــــــردانه ات کـــــجاست ؟
زمانـــی کـــه معشــــوقه ات از تـــــجاوز تنــهایی رنــــج می کشیـــد
بـــه جـــای درکـــش ترکـــش کــــردى







بخوان مرا خط به خط
معنایم کن واژه به واژه، حرف به حرف
تمام بغض هایم ، اشک هایم ، نگفته هایم را مرهم باش
که من از برم این قصه ی تنهایی را







خدایا
از تجربه تنهائیت برایم بگو
این روزها سر تا پا گوشم







اسم های مجــازی
تصویر های مجــــازی
مشخصات مجــــازی
و در بین این همه چیزهای مجازی
تنـــها یک چیز حقیقت دارد
تنـــهایی من و تـــو

MEMAR.Z
06-04-2014, 13:58
عشق یعنی با چشم بسته کسی را دیدن
و از بین همه آدم دلتنگ یک نفر شدن







اونائی که ما عاشقشون هستیم هیچ وقت از ما دور نمی شوند
هر روز کنار ما راه می روند اما دیده نمی شوند
شنیده نمی شوند
و هنوز نزدیک و هنوز عاشق
هنوز دلتنگ و خیلی عزیز







همواره تنهاییم
در این نفس تنگی
در قلب یک بن بست
مدهوش دلتنگی







سه شاخه گل برات می فرستم
یکی از طرف خداوند که نگهدارت باشه
دومی از طرف دلمه که دوستت داره
و سومی از طرف چشامه که دلتنگ دیدارت شده







دلم ز دست زمانه بسی تنگ است
چه کنم که کار دنیا فقط نیرنگ است
نیرنگ های دنیا هزار و یک رنگ است
خدا کند شود پیدا دلی که با دل من یک رنگ است

MEMAR.Z
06-04-2014, 14:00
هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم







به نام خدایی که هستی را با مرگ
دوستی رابی رنگ ، زندگی را با رنگ
عشق را رنگارنگ ، رنگین کمان را هفت رنگ ، شاپرک را صد رنگ
و من را دلتنگ دوستان آفرید







داشتم اشک هایم را روی نامه ای عاشقانه با قطره چکان جعل می کردم
خاطرم آمد شاید دلتنگ خنده هایم باشی
ببخش اگر این روز ها عشق با گریستن اثبات می شود







خدایا دلم گرفته
میان این همه آرزوها
دلتنگ ترین بنده ات را دریاب







دلتنگ خنده های بهارانت در کوچه خزان زده دلم
نگاه مهربانت را به انتظار نشسته ام
یک شب از کوچه خیالم بگذر شاید
عطر گیسویت خواب پریشانم را التیام ببخشد

ALI
06-04-2014, 18:12
دنیایمان رنگـارنـگ است

وآنقدر پــــررنـــگ که دیگر کسی یک رنگ نیــســت. . .



ذهنم فلج می شـــــود.............. وقتی می خوانمت
وتو حتی نمیگویی.... جـــــــــانم




به آمدنت که دیگر هیچ امیدی نیست . . .


فقط . . .


" من "



را پس بفرست . . . !



به چشمم گفتم اشک نریزه
دلم گفت ببار که خاطرش خیلی عزیزه



تـا چـند روز بـعد از رفـتنش…

گــوشـی کـه هــیچی..!!
اِم پــی تـری أم ویــبره مـیزنـه…؟؟!

چه تـوهـــمـه احــمـقــانـه ایه

ALI
06-04-2014, 18:14
زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می‌گذرد... آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد




گفتی که دنیا را پر از غم دوست داری پس مطمئن هستم مرا هم دوست داری گفتی نمیخواهی ببارم عشق اما شعر غریبی را که گفتم دوست داری



شب نیست که چشمم آرزومند تو نیست ، وین جان به لب رسیده در بند تو نیست ، گر تو دگری به جای من بگزینی ، من عهد تو نشکنم که مانند تو نیست .



آمدی رفت زدل صبر و قرارم بنشین ، بنشین تا به خود آید دل زارم بنشین ، دل و دین بردی و اکنون بی جانم آمده ای ، بنشین تا به تو آن هم بسپارم بنشین .



سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت ، آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت ، تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت ، جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت .

MEMAR.Z
06-04-2014, 21:04
“آرامش” و “صبر” رد پای خدا در زندگی ست

آرزو می کنم زندگیت پر از رد پای خدا باشد




برای عاشق شدن که

بهانه های ریز و درشت لازم نیست !

برای عاشق شدن کافیست

تو نگاه کنی و من لبخند بزنم




زیباست وقتی قلبی داری که

صاحبش خودت هستی

اما زیباتر آن است که

همسری داری که قلبش تو هستی




هر آدمی تو زندگیش یه بی معرفت داره

که اون بی معرفت

دوست داشتنی ترین آدم روزگاره

به سلامتیه بی معرفت خودم !




تو فقط با من باش

من قول میدهم

با خودم هم قطع رابطه کنم !

MEMAR.Z
06-04-2014, 21:05
عزیزترین آدما مثل تکه های پازل اند

نباشن هیچ چیز دیگه ای نمیتونه جاشونو پر کنه !




از من می پرسی چرا این روزها این قدر آرامم

و من لبخند می زنم

آخر تو بگو مگر

آرامش کنار تو دلیل هم می خواهد ؟!؟!




نیلوفرانه دوستت می دارم

من درست مثل خودم

هنوز و همیشه دوستت می دارم !




هیچوقت از خدا نخواستم

همه ی دنیا مال من باشه

فقط خواستم اونی که

دنیای منه مال هیچکی نباشه




اولین ها همیشه تو ذهن آدم می مونن

سعی کن اولینت ، بهترینت باشه

MEMAR.Z
06-04-2014, 21:05
نامت را بر دستانم مینویسم

تا در وقت دعا همیشه اولین آرزویم سعادت تو باشد




تا وقتی یاد هم هستیم

خدا تو قصه ها گم نیست

دلامون چشمه ی مهره

حریص خاک و گندم نیست




چه کنم تا تو باور کنی که

از یاد بردنت حتی برای ثانیه ای

کار من نیست ؟!؟!؟




دلمان کوچک است

ولی آنقدر جا دارد

که برای هر عزیزی که دوستش داریم

نیمکتی بگذاریم برای همیشه ی عمر




امتداد فاصله از اعتبار عاطفه نمیکاهد

همیشه هستی … همین حوالی

MEMAR.Z
06-04-2014, 21:06
به دلم نشستی ولی دو زانو !

معذب نباش

برو عقب قشنگ تکیه بده

پاهاتم دراز کن

این دل فقط جای توئه




زندگی زیباتر می شود به شرطی که

یادمان نرود به اندازه تمام برگ های رقصان پاییز

برای یکدیگر آرزوهای خوب داشته باشیم


.♥

در من تمام توست

و در تو تمام آنچه دوست میدارم




برای من “مهر” در نگاه توست

نه اولین ماه پاییز




بوسه هایت را کش بده

من می میرم که این لحظه ها را زندگی کنم

MEMAR.Z
06-04-2014, 21:07
کسی آیا می داند ؟؟؟

پس از یاد گرفتن نام تو

پس از “دوستت دارم”

به چه می نازد الفبا ؟؟؟




دلمان که با هم باشد

یعنی گور پدر فـــاصـــلــــه ها




لبخند تو می فهماند

که چه جای دوست داشتنی

و زیبایی ست دنیا !




مهم نیست عمر “کوتاه” باشد یا “بلند”

مهم ، نفس هایی ست که با تو کوتاه

و بی تو بلند کشیده می شود




غزل دوست داشتن تو

به بلندای قصیده ی زندگیست

که هر بیتش ، شعر کوتاه من است

MEMAR.Z
06-04-2014, 21:08
بودنـــــت همچــون نبـــودنـــــ اســت !



وقتی بودنــــت مــرا به وَجـــــد نمی آورد ،



پس نبـــودنت هم مـرا رنـــــــج نمی دهد !



.



.



.



اینکه میخوای هر روز با یکی باشه مهــم نیست ،



فقط سعی کن یه روزم خودت باشــی . . .



خودِ خودِ خودِت . . !



اونوقته که دیگه افتخاراتـــ میشه افتضاحاتـــ !



.



.



.



تا دیروز ما رو می دیدی مِن مِن می کردی



الان شاخ شدی مَن مَن می کنی !



.



.



.



به بعضیا باس گفت :



برو عقب عزیــــــزِ من !



من خودمم انقـــــدر به خودم نزدیـــــــک نمیشم،



شما که جـــــای خود داری !



.



.



.



ﻃﺮف ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﯾﺎﺭﻩ…



ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ ﺁﺭﻩ…



ﺍﺩﻋﺎﯼ ﭘﺎﮐﯽ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻩ ..!

MEMAR.Z
06-04-2014, 21:09
دوست عزیزم ،

فهمیده ی دیروز و نفهم امروز …

هیچ وقت بخاطر جنس مخالف ،

جنس موافق رو ارزون نفروش

ضرر میکنی !

.

.

.

من معترضم ….

با “علف” خوردن گاوها در مزرعه هیچ مشکلی ندارم !

اما …

به گاوهایی که در بین ما می گردند ؛

و “عمر” ما را می خورند معترضم … !

.

.

.

شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر…

شخصیت من چیزیه که من هستم…

اما برخورد من بستگی داره به اینکه تو چی باشی…

.

.

.

ﻭﺍﺳﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻼﺱ ﺑﺬﺍﺭ ﮐﻪ ﻫﻢ ﮐﻼﺳﺶ ﺑﺎﺷﯽ

ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻪ ما ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺗﻮ ﮐﻼﺳمون ﺭﺍﺗَﻢ ﻧﻤﯿﺪیم !

.

.

.

ﺭﺍﺑـﻄــﻪ ﺍﯾﺠــــــﺎﺩ ﮐـُﻦ ،

ﻭﻟــﯽ ﻭﺍﺭﺩِ ﺭﺍﺑﻄــــــﻪ ﯼ ﮐﺴــــــﯽ ﻧﺸــﻮ ..

” ﺣﯿــــــﻮﺍﻧﺎﺕ ﻫـﻢ ، ﺑــﻪ ﺟـُﻔـﺖ ﻫــﺎﯼ ﯾﮑــﺪﯾﮕــﺮ ﮐــــﺎﺭﯼ ﻧــﺪﺍﺭﻧــﺪ ”

MEMAR.Z
06-04-2014, 21:09
حوّایت می‌شدم

اگر سیبِ سرخی داشتی

حیف «آدم» نیستی . . !

.

.

.

امروز نشستم غم فردا خوردم

در دست زمانه خم شدم ، تا خوردم

مانند تو در عشق دو رو باید بود

من چوب همین صداقتم را خوردم

.

.

.



تو بگو طلاس …

وقتی از چشم افتاد قاطی آشغالاس…

.

.

.

به بعضیام باید گفت :

زیاد که بپیچی خودت هـــــرز میشی !

.

.

.

رفتــــی . . .

ولی اینو بدون :

ناشـــی بودن با لاشـــی بودن فرق داره عزیزم . . !

MEMAR.Z
06-04-2014, 21:10
به بعضیام باید گفت : به ارواح جدم ، نیستی در حدم !

.

.

.

تنها فرق میان تو و شیطان در این بود که

شیطان به انسان سجده نکرد و تو به هر حیوانی سجده کردی !

.

.

.

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﯼ ﯾﮑﯽ ﻣﺜﻞ ﻧﻮﮎ ﭘﺮﮔﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﻩ ﭘﺎﺕ ﺛﺎﺑﺖ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ ،

ﻫﺮﻃﻮﺭ ﺑﭽﺮﺧﯽ ، بکشی ، ﺗﮑﻮﻥ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻩ

ﺗﻮﺍﻡ ﺩﻭﺭﺵ ﺑﮕﺮﺩ ؛ ﺩﻭﺭﺵ ﻧﺰﻥ …

.

.

.



ﺑﻌﻀﯿﺎ ﻣﺜﻞ ﭘﺎﺩﺭﯼ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻦ

ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻭﺷﻮﻥ ﻭﺍﯾﺴﺘﯽ و ﮐﻒ ﮐﻔﺸﺘﻮ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﻨﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﺷﻮﻥ ﺭﺩ ﺷﯽ

ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﻧﮑﻨﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ﻓﺮﺷﻦ !

.

.

.

این عاشقانه ها کـه به تـو گفتـم

کوه به کوه می گفت بهــم می رسیدند !

MEMAR.Z
06-04-2014, 21:10
از بعضیا باس پرسید:

پرو بالو که من بهت دادم،

دم از کجا در آوردی ؟!

.

.

.

ﺑﻌﻀﯿﺎﺍﺍ ﺯﯾﺮﺁﺑﯽ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﺮﺍﻣﻮﻥ !

ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺎ ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﯿﻢ

ﻭﻟﯽ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﻫﻢ ﺁﺏ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺯﻻﻟﻪ،

ﻫﻢ ﻣﺎﻫﯿﺎﺵ ﺑﺎﻣﺎ ﺩﻭﺳﺘﻦ !

آﺭﻩ . . .

.

.

.

سیگار بکش ؛

مست کن؛

بغض کن ؛

گریه کن ؛

دق کن !

ولی …

با آدم بی ارزش درد و دل نکن …

.

.

.

آرام رنگ می بازیم ،

با هــم ،

بــدون هم و تبدیل می شویم به تفاله ای ،

که روزی سبز و زیبا دست می تکاندیم در باد

و ماه برایمان ستاره می کوبید به دیوار

و حالا رنگ می بازیم ،

با هــم ، بــدون هم

و تبدیل می شویم به تاریکی !

و باز زمستان بود که معرفت داشت و تو نداشتی ،

حتی برای یک روز !

.

.

.



ﺻﻔﺖ ” ﻋﻘـﺪﻩ ﺍﯼ ” ﺭﻭ ﺍﮔﻪ ﺍﺯ ﻟﻐﺖ ﻧﺎﻣﻪ ﺣﺬﻑ ﮐﻨﻦ

بعضیاااا ﺭﺳــــﻤﺄ ﺑﯽ ﻫﻮﯾــﺖ ﻣﯽ شن

MEMAR.Z
06-04-2014, 21:11
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

او که هرگز نتوان یافت همانندش را

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت

مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را !

.

.

.



این جمله ی ” دوستت دارم ” واسه بعضیا مثل GLX میمونه !

راحت از دهنشون در میــاد ! جدّی نگیریـــد . . .

.

.

.

دوباره آمده ای

اینبار شیرین تر از قبل دروغ می بافی

زیرکانه تر لبخند می زنی و دلبرانه تر ناز می کنی !

اما نازنین بعد از رفتنت دلم مرد

و خیلی وقت است که مغزم تصمیم می گیرد نه دلم !

پس لوند و دلبرانه که هیچ عاشقانه و صادقانه هم که بیایی من دیگر نیستم !

.

.

.



اگر وقت نداری حالم را بپرسی،

درکت میکنم؛

اگر وقت نداری با من صحبت کنی،

درکت میکنم؛

اگر وقت نداری مرا ببینی،

درکت میکنم؛

اما اگر بعد از تمام اینها، دیگر دوستت نداشتم، اینبار نوبت توست که درکم کنی!

MEMAR.Z
07-04-2014, 12:32
تحقیرت هم کنم کافی نیست ، تفریقت میکنم از تمام زندگی ام !













آدم باید بی لیاقت هارو هم دوست داشته باشه ، آخه گناه دارن هیشکی دوسشون نداره ؛ میگن بی لیاقتن دیگه !
آهای با توام ، اگه دوستت دارم فقط برا اینه ک دلم برات میسوزه چون بی لیاقتی …













به کوه بگی محبت برمیگرده میگه محبت ، آخه تو به من بگو از سنگم کمتری ؟











تنها ترسم از اون دنیا اینه که مردم اینجا هم میان اونجا !












آدامسمو با اون همـه “شیک” بودنش بعد نیم ساعت زیر کفشم له میکنم تو که جای خود داری

MEMAR.Z
07-04-2014, 14:12
به بعضی ها باید گفت هــــی‌ فـــلانــی
نردبـــان هــوس را بـردار و از اینـجـا بــرو
با ایــــــن‌ چــیــــزهــا قـــدت به عــــشــق نـمـی رسد
عـــشـــق بـــال مـــی‌خــواهــد کـه تـــو نـــــــداری








خیلی وقت است که کــــات گفته ام
ولی تو همچنان برایم بــــازی می کنی







آن روز ها هیچ چیزمان به هم نمی خورد
اما الان حسابی حالم از تو به هم می خورد







این روزها قدم که می زنم
منحرف میشوم به سمت چپ
در قلب من چیزی سنگینی می کند مدام
باید بیرون بیندازمت







واقعا چه فایده ؟
بالای خط فقر باشی و زیر خط فهم

MEMAR.Z
07-04-2014, 14:13
می دونی چیه رفیق؟
اگه از زندگی کسی می ری بیرون
سعی کن کامل بری بیرون
حتی پوست تخمه هاتم جمع کنی با خودت ببری







مقصر خود ماییم
عشق را به کسانی ارزانی می کنیم
که از زندگی جز آب و علف روزانه
نه می فهمند نه می خواهند







به بعضی ها باید محبت و معرفتتو قطره قطره با قطره چکون بدی
چون جنبه همشو یکجا ندارن
چون یه دفعه میزنن زیر همه چیز







دم از مردونگی نزن
سنگینـــه
سرفت می گیره







نشسته ام
کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی
عمق نامردی ات را اندازه می گیرم

MEMAR.Z
07-04-2014, 14:14
توی دنیا دوست های خوب محدودن
ولی دوستای خوب دنیای نامحدودن







خیلی حس قشنگیه وقتی یه دوست فاب داشته باشی
که همیشه حواسش بهت باشه
به یادت باشه ، نگرانت بشه و دوست داشته باشه
مرســـی که هستی دوستِ من







زندگی با همه تلخی اش یه درس خوب بهم داد
اونم اینه که رفیق اونی نیست که باهاش خوشی
رفیق اونیه که بدون اون داغونی







تو کلاس آیین نامه نشسته بودیم
که سرهنگ پرسید کی می دونه کجا دور زدن ممنوعه ؟
یکی دستشو بلند کرد و گفت : تو رفاقت






حکایت رفاقت حکایت سنگ های کنار ساحله
اول یکی یکی جمعشون میکنی تو بغلت بعدشم یکی یکی پرتشون می کنی تو آب
اما بعضی وقتا یه سنگ های قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمی تونی پرتشون کنی

MEMAR.Z
07-04-2014, 14:15
با آنکه تو را گرم کند سرد مباش
بر آنکه تو را شفا دهد درد مباش
چیزی به جهان به ز جوانمردی نیست
رسوای زمانه باش و نامرد مباش







در مرام ما اسیران عاشقی رسمی ندارد
دوستی را می پرستیم چون که پایانی ندارد







در قفس دوست گرفتارم
فکر رهایی نیستم دل به رفاقت داده ام
اهل جدایی نیستم







اگر گدا یاد پادشاه نکند
پادشاه چه داند گدایی هم هست
گدای دیدارتم پادشاه







بهترین دوست خواهی بود حتی اگر سختی راه چشمانت را از من دور کند
و بهترینی حتی اگر طنین صدایت به گوش من نرسد

MEMAR.Z
07-04-2014, 14:16
ای که از تازگی زخم دلم باخبری
یا که از قصه ی دلتنگی من باخبری
مثل مهتاب که از خاطره ی شب می گذری
هرشب آهسته از آفاق دلم می گذری






امشب تمام گذشته ام را ورق زدم
جز لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری
دلتنگی افسرده ، خاموشی ، سکوت
اشک ، سوختن چیزی نیافتم
نفرین به بودن وقتی با درد همراه است







خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
خیلی وقته دیگه بارون نزده
رنگ عشق به این خیابون نزده







از تو برای تو و برای دلتنگی های همیشگیم می نویسم
می گویم که من تو را بهترین می دانم تو را می خواهم







دیگه به نبودت عادت کرده بودم
خو دمو با خیالت راحت کرده بودم
دو باره زد به سرم شعر دلتنگی بگم
برای دل خو دم شعر غریبی رو بگم

MEMAR.Z
07-04-2014, 14:17
دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست







تو رفتی و تنها چند خاطره که هیچ گاه
نمی توانم فراموش کنم بر جا گذاشتی
خاطره هایی که یاد آن این دل عاشقم را می سوزاند
دلم بدجور برای تو تنگ است عزیزم







آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد
عاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما نشد
آمدم تا از سر دلتنگی ام گریه تلخی در آغوشت کنم اما نشد
نازنینم یاد تو هرگز نرفت از خاطرم سعی کردم فراموشت کنم اما نشد






دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ تنی مباد و بر هیچ دلی
آنچه از غم هجران تو بر جان من است







خیلی وقته ابری پر پر نشده
دل آسمون سبک تر نشده

MEMAR.Z
08-04-2014, 11:03
با تمام احترامی که برا “شما” قایلماما “تو” رو دوست دارم



در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرماصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرمیا چشم بپوش از من و از خویش برانمیا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرمخاموش مکن آتش افروخته ام رابگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم



امشب قرص هایم آلزایمر گرفتندیادشان رفته که خواب اورند نه یاد آور



چرا دیوونگی نسبت به حساب نمیاد؟مثلا بگن تو چه نسبتی باهاش داری؟منم بگم دیوونشم



باور کن ، من تنهاترین ضمیر دنیاستو او خوشبخت ترین ضمیر دنیاچون تو را دارد

MEMAR.Z
08-04-2014, 11:04
جزئیات ِ چشمهایتکلیات ِ زندگی ِ من است






خوشبختی یعنیدر خاطر کسی ماندگاریکه لحظه های نبودنت رابا تمام دنیا معامله نمیکند






جلوی کوه داد بزنیمحبتبر میگرددمحبت !تو از سنگم کمتری ؟







ﻗﻬﻮﻩ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖﻋﺎﺷﻘﺶ ﺑﻮﺩﻡ، ﺩﻝ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖﺍﻭ ﻧﻤﮏ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﻧﻤﮑﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖﺣﺎﻝ، ﺍﻭ ﻫﺴﺖ ﻻﯾﻖِ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻫﺴﺖﻻﯾﻖِ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﭘَﺴﺖﻣﻦ ﻫﻢ ﻣﺴﺖ ﺍﺯ ﻣِﯽ ﻭ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﺪﺳﺖﺯﯾﺮﺳﯿﮕﺎﺭﯾﻢ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟!ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ، ﻟﻌﻨﺘﯽ ﺁﻧﺮﺍ ﺷﮑﺴﺖ!ﭘُﺮ ﺯِ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﺏ ﻋﮑﺲ.. ﺭﺍﺳﺘﯽﻋﮑﺴﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ؟؟ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﮑﺴﺖ







نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنمو نه به فرداهایی که شاید بیاییمی خواهم امروز را زندگی کنمخواستی باش ، نخواستی نباش

MEMAR.Z
08-04-2014, 11:05
عشق ِ ماشبیه عکسی‌ستکه دست عکاسبر اثر یک اشتباه می لرزدو عکس برای همیشهتار می افتد !







این روزها عشق را با دست پس می زنندو با پا پیش می کشند !حیف از عشق که زیر دست و پاست





گونه هایت را برای دست هایم می خواهمپیشانی ات را برای لب هایمخودت را برای زندگی اممی بینی ؟برای خودم هیچ نمی خواهم !







لاف می زدم کهفراموشت خواهم کرد !کجایی که ببینی این روزهاتوبه ی من از گرگ ها هم مرگ تر است








من از تمام آسمان یک باران را میخواهماز تمام زمین یک خیابان راو از تمام تویک دست که قفل شود در دست من

MEMAR.Z
08-04-2014, 11:06
برای کشتن کسی که توی دلت زندستباید روزی هزار بار بمیری••••••

بـــرای یک ماهنبودنــــت را سکوت می کنــمسحر با یک عکسافطار با یک خاطره••••••

مـردنَــم را آرزوستــــاگـــر آرامگــاه ِ ابـَـدی آغــوش ِ تــو بـاشــد••••••

چه کسی برای عشق ما شعر اتل متل خواند !که پایت را به این راحتی از زندگیم ورچیدی ؟••••••

سهم من از تودلتنگی بی پایانیستکه روزها دیوانه ام میکندشب ها شاعرش

MEMAR.Z
08-04-2014, 11:07
شبآغازِ داستانِ غم انگیزی ستکه پایان اَشارتباطِ مستقیمیبا چشمانِ “تو” دارد،لطفازودتربیدار شو !








عشق های امــروزیبی نامقابل انتقال به غیرو معاف از احساس میباشند







چه داستان غریبیست داستان زندگی!دستی که داس را برداشتهمان دستیست که گندم را کاشته بود







می گویند:خوش به حالت!از وقتی که رفته حتی خم به ابرو نیاوردینمی دانند بعضی دردهاکمر خم می کنند، نه ابرو







آنقدر زیبا عاشق شده ای که آدم لذت میبرداز این همه خیانت

MEMAR.Z
08-04-2014, 12:39
این تو نیستی که مرا از یاد برده ای !

این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند ، صحبت از فراموشی نیست ، صحبت از لیاقت است !













بعضیا به مرور زمان عوض میشن ، بعضیا هم عوضی …













ﻣﻦ ﯾﮏ ﻋﺬﺭﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻪ “ﺧﻮﺩﻡ” ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﻡ :

برای ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯽ ﺑﻮﺩم

ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﮏ ﺭﻭ ﺑﻮﺩﻡ

ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﻢ

ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻡ

ﺧﻮﺩﻡ … ﻣﻨﻮ ﺑﺒﺨﺶ !













من با بعضیا خیلی تفاهم دارم ، مثلا حالمون از همدیگه بهم میخوره !













دستگاه مشترک مورد نظر از دست “دوستت دارم” های دروغ تو خاموش است ، لطفا دیگر تنهایش بگذار …

MEMAR.Z
08-04-2014, 12:39
سوختنم را دیدی و خندیدی
خنده ات را دیدم و سوختم
خنده هایم را خواهی دید
دیدارِ ما به وقت سوختنت






بعضیا باید انقدر بمونن تو “کفت” که خوب تمیز بشن !






بعضیا شدیدا به عینک نیاز دارن ، واسه اینکه گوشامونو خیلی دراز میبینن !






چه فرقی می کند وسوسه سیب یا حوا برای کسی که آدم نیست ؟

MEMAR.Z
08-04-2014, 12:40
ﯾﻪ ﺳﺮی ها ﺁﻏﻮﺷﺸﻮﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻐﻞ ﻧﯿﺴﺖ
ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻋﻤﻮﻣﯿﻪ






سرد بودنـــــم را بگــــذار به حساب
گرم بودنت با دیگران







همه درست شبیه هم هستند
فقط بعضی ها بهتر و باورکردنی تر دروغ می گویند






تنها چیزی که تو زندگیم به صورت تخصصی بهش تسلط دارم
انتخاب آدم های اشتباه برای دوست داشتنه







بعضی آدما مثل لیوان می مونن
زیادتر از ظرفیت که بهشون بها بدی سر ریز می کنن
اول خودشونو به گند می کشن بعد دور و برشون رو

MEMAR.Z
08-04-2014, 12:40
گیرم که از حصار کوتاه دلم ساده می پری
با دیوار بلند خیالم چه می کنی ؟







تنهایی ات را از تو گرفتم
در خنده هایم شریکت کردم
نگفته بودی بازرگان عشقی
من از کجا می دانستم سود من تنهاییست







دوست داشتن را نه می نویسند نه می گویند
ثابت می کنند







کاش بدانی
قهر می کنم تا دستم را محکمتر بگیری و بلندتر بگویی : بمان
نه اینکه شانه بالا بیندازی و آرام بگویی : هر طور راحتی






چقدر صدای تیک تاک ساعت دلخراش است
وقتی تو یک ثانیه هم در کنارم نیستی

MEMAR.Z
08-04-2014, 12:41
آغوشت
علم را زیر سوال می برد
آنقدر آرامم می کند که هیچ مسکنی جایش را نمی گیرد







خودتان را در قلب هیچ آدمی نچپانید
جا نمی شوید
چروک می شوید فقط







در خاطری که تویی ، دیگران فراموشند
بگذار در گوشت بگویم می خواهمت
این خلاصه ی تمام حرف های عاشقانه ی دنیاست







سرکش بودم به حیله رامم کردی
ای افسونگر ، چه پخته خامم کردی
خوش چرخاندی کمند گیسویت را
در تاریکی اسیر دامم کردی







آغوشی باش
و مرا به اندازه ی تمام اشتباهاتم بغل کن
بدون آنکه حرفی میانمان رد و بدل شود
فقط نگاه باشد و نفس
زندگی آنقدرها دوام نمی آورد
همین حالا هم دیر است

MEMAR.Z
08-04-2014, 12:41
یه بغل گل های لاله
سبدی پر از ستاره
می فرستم واسه دوستم
که دلش مثل بهاره







پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا دارد
هر کجا هست ، به هر فکر ، به هر کار ، به هر حال
عزیز است خدایا تو نگهدارش باش







گفت رها کن رفیق را تا به تو دنیا دهم
گفتم که یک موی رفیق را به کل دنیا ندهم
گفت در عوض او تو دنیا داری
گفتم که با عشق رفیق است که دنیا دارم







آدم بدون دوست
چون کتاب بدون جلد است







دوست خوب پادشاه بی تاج و تختیست
که بر دل حکومت می کند
سلام پادشاه

MEMAR.Z
08-04-2014, 12:42
می گن دوره اربابی تموم شده
پس تو اهل کدوم تباری که ما هنوز غلامتیم ؟







شاهزاده ی عشقی که غلامت شده ام
پابند تو و اسیر دامت شده ام
گویند کبوتری وفادار تر از طوقی نیست
طوقی صفتم جلد مرامت شده ام







نگی که ما گداییم
نگی که بی وفاییم
ما اهل هر کجاییم
مخلص بعضیاییم







بلبلان از بوی گل مستند و ما از روی دوست
دیگران از ساغر و ساقی و ما از یاد دوست

MEMAR.Z
08-04-2014, 12:43
امروز عکس تنهاییم را قاب گرفتم
عکسی در ابعاد سه در بی نهایت







یه دریا اشـــــــــــــــک برای ریختن دارم
یه دل گرفته
یه زندگی پر از خالــی
من سرشارم از تنــهایـــــــــی







تنهـــایـــی همیـــــن اســــت
تکــــرار نا منظــــم من بــــی تـــو
بــی آنـــکه بــدانـی برای تو نفـــس می کشـــــم







این روزها در خودم به دنبال یک کلیک راست میگردم
تا از خودم یک copy بگیرم و کنار خودم paste کنم
شاید از این تنهایی خلاص شدم







دنیـــــا ، تنهایی های زیادی داره
اما تنهاییِ مَــن دنیایی داره