PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ❤❤❤❤ 【 sms های عاشقانه و عارفانه 】 ❤❤❤❤



صفحه ها : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 [164] 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182

MEMAR.Z
07-05-2014, 20:41
دارم برگ می کشم اما نه سیگار برگ !

برگ برگ خاطرات سوخته ام را که داخل سیگارم ریخته ام




نوار قلب خاطرات من

پر از خط های صافی ست که بی نام تو جان ندارند




هر روز که بیدار می شوم

وحشت زده قاب خاطرات ذهنم را مرور میکنم

هیچ بعید نیست تو از آنجا هم رفته باشی




روی برگ های خاطرات نوشتم دلتنگم

پائیز شد و خاطرات رنگشون زرد شد

و از شاخه های دلتنگی روی سنگ فرش آرزوها ریختن

تا زیر پای غرور و بی محبتی له بشن




خاطرات هرچه شیرین تر باشند

بعدها از تلخی گلویت را بیشتر می سوزانند

MEMAR.Z
07-05-2014, 20:41
از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است

آرام فاتحه ای بخوان ...

شاید خدا گذشته ام را بیامرزد !




بوی ربنای تو و ماه دلتنگی های من

افطار می کنم خاطرات نبودنت را ...




هر کسی برای خودش خیابانی دارد ، کوچه ای ، کافی شاپی

و شاید عطری که بعد از سال ها خاطراتش گلویش را چنگ میزند ...




می خواهم یادت را طلاق دهم

ولی چکار کنم که از عهده مهریه سنگین خاطراتت بر نمی آیم !




هرچه یادت را میکارم

خاطراتت سبز می شوند !

MEMAR.Z
07-05-2014, 20:42
بی رویت آینه کدر خواهد شد

آهم در شهر منتشر خواهد شد

چون بمبی ساعتی دلم در سینه

با تاخیر تو منفجر خواهد شد




عزیزم حسادت نکن

این که بعد از تو بغل گرفته ام

زانوی غم است !




همیشه از فاصله ها گله مندیم

شاید یادمان رفته که در مشق های کودکیمان

گاه برای فهمیدین کلمات فاصله هم لازم بود




گر توانی از محبت حلقه در گوشم کنی

حیف باشد که مرا چون شمع خاموشم کنی

من که از یاد تمام آشنایان رفته ام

وای بر من گر تو هم روزی فراموشم کنی




تقدیم به کسی که اسمش انتها ندارد

محبتش پایان ندارد

فراموشیش امکان ندارد

MEMAR.Z
07-05-2014, 20:42
کسی نیامده جز او سر قرار خودش

نشست غرق تماشای آفتاب خودش

چه انتظار عجیبی است اینکه شب تا صبح

کسی قنوت بگیرد به انتظار خودش




جای قول و قرارهایمان امن است

زیر پاهای تو




آن نازنین کجاست که یادم نمیکند

صد غم به سینه دارم و شادم نمیکند

یک لحظه آنکه بی من هرگز نمی نشست

امشب به یاد کیست که یادم نمی کند




نگی که ما گداییم

نگی که بی وفاییم

ما اهل هر کجاییم

مخلص بعضیاییم




دلتنگی های من به تو رفته اند

آرام می آیند

در سینه می نشینند

دیگر نمی روند

MEMAR.Z
08-05-2014, 12:55
اگر خوبان عالم جمع باشندیقینا نزد من تو بهترینیاگر از خوبترها حلقه سازندتو در آن حلقه میدانم نگینی !






در ورق زمان نوشته ام :به یادت میمانم حتی اگر هزار صفحه از تو دور باشم !






خدا یه دل بهت بده اونقدر بزرگ کهپر بهانه ترین بهونه دنیا غمگینش نکنه !






شاهرگم قید توستبزنم میمیرم …






تمام غمهایت را میخرمتو فقط صدای خنده ات را به کسی نفروش !

MEMAR.Z
08-05-2014, 12:56
میگن هرکی دلش خوشه دنیاش هم خوشه
دلم فدای دنیایی که دلش به دلخوشی تو خوشه !







سخت ترین کار دنیا حرف زدن از توست
تویی که اصلا حرف نداری !







رفت و مرا جا گذاشت
میدانم با او خوش است اما من بی او …
بگذریم !







دلم گرفته مانند مادری که
ساک ورزشی پسرش بوی ۲سیب میداد







این روزها تلخم
دست برداشته ام از توجه بی وقفه به حضور آدمها
پرهیز میکنم از ثبت حضورهایی که ماندگاری ندارند
این روزها تلخ تر از همیشه از همه آدمها بریده ام !

MEMAR.Z
08-05-2014, 12:57
درد دارد “امروز” حرفی برای گفتن نداشته باشی
با کسی که تا “دیروز” تمام حرف هایت را فقط به او می گفتی !
حوا بودن تاوان سنگینی دارد وقتی آدم ها برای هر دم و بازدم به هوا نیاز دارند





چه معادله ی نابرابری وقتی من
برای دیدنت چشمانم را میبندم و تو برای ندیدنم !





روزگار عجیبیست
من معتاد تو شده ام و تو مرا ترک میکنی !





درد من این است که
درد تو را نمی فهمم !





ملوانان هر روز نفرینم می کنند
از آن لحظه که دل به دریا زدم
دریا رنگ آرامش به خود ندیده است !

MEMAR.Z
08-05-2014, 12:58
حال مرا گرفت آینده ای که بی تو گذشت…





از وقتی که اومد
درگیرِ رفتن بود !





مثل خیلی از عاشق ها از تو یادگاری دارم
ولی یادگاری من با بقیه فرق دارد
یادگاری من از تو ، سینه ای پر از درد است !





به شانه ام زدی
تا برگشتم رفته بودی
بی انصاف به یاد آوردن تنهایی ام شوخی قشنگی نبود !





ما که وزنی نداریم ؟!
خدایا پس چرا به دل دیگران سنگینی میکنیم ؟

MEMAR.Z
08-05-2014, 12:59
دوستان واقعی هر طور بتوانند به اندازه ی هم در می آیند.

بیشتری های خودشان را به رُخ کمتری های دیگری نمی کشند.

دوستان واقعی هم اندازه اند

.



.

رفتم دیدم بازم با سگش داره گدایی میکنه ، بهش گفتم این سگت رو خیلی وقته میبینم پیشت !!! اینو نمیخوای بفروشی ؟

یه خورده سگشو نگاه کرد گفت : آدم که رفیقشو نمیفروشه

.



.

ﻣﺎ ﺧﺮﺍﺏ ﺭﻓﻴﻖ ﺑﻮﺩﻳـﻢ ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻨــﻜﻪ … ﺭﻓﻴﻖ ﺗـــﻮ ﻓﻜــﺮ ﺧـﺮﺍﺏ ﻛـﺮﺩﻥ ” ﻣـﺎ

.



.

ﺑﻪ ﺷﻠﻮﻏﯽ ﺩﻭﺭﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻦ ﺭﻓﯿﻖ

پشتم ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺎﻟﯿﻪ

.



.



فدای رفیقی که سلامتی مارو از خدا میخواد نه از یه پیک زهره ماری

MEMAR.Z
08-05-2014, 13:00
به ﺍﻣﯿﺪ ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﺭﻓﻴﻘﺎﻡ ﺍﺳﻤﻢ ﺑﻴﺎﺩ ﺭﻭ ﻟﺒﺸﻮﻥ و ﻳﻪ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﻩ ﺑﺰﻧﻦ ﻭ ﺑﺎ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﺍﺷﮑﺸﻮﻧﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﻦ ﻭ ﺑﮕﻦ ﻫــــــﻲ ﮐﻲ ﻓﮑﺮﺷﻮ ﻣﻴﮑﺮﺩ ؟

.

.

بنام دوگل بهشت،یکی عشق ودیگری سرنوشت.به قلم گفتم بنویس هرچی دلش خواست نوشت, منوخاک پای دوست ودوست راتاج سر نوشت

.

.

عمرى ساقى بودم و دلم میخانه ى رفیقان” سقفش ریخت شدم خراب رفیقان”

دیوارش ماند شدم تکیه گاه رفیقان” حالا دیوارهم ریخت شدم خاک پاى رفیقان”

.

.

دم اون رفقایی گرم که زمانی که پیششون نیستی بازهم جاتوخالی میکنن وصندلی خالیتوکنارخودشون میذارن تایادتو٬توشادیاشون شریک کنن.

.

.

پاکی برف,مرایاد تو انداخت رفیق،تو دلت سبز،لبت سرخ؛چراغت روشن؛روزگارت شیرین،چرخ روزت چرخان،تو دگر غصه نخور، دعایش بامن، توفقط شادبمان..

MEMAR.Z
08-05-2014, 13:00
گفتندببخش دوستت رابه یک دنیا،گفتم نخواهم بخشید یک تارمویش رابه صد دنیا

.

.

گاهی خلوت دوستت را به هم بریز تا بداند که تنها نیست,آرزوی ماست که در وجود دوست خانه ای داشته باشیم, حتی…به مساحت یک یاد.

.

.

قصه ی رفقا،همون قصه دمپایی هاى خوابگاست،

هیچوقت لنگه شون پیدا نمیشه…

.

.

با تشکر از بعضی دوستای عزیز که هروقت دورشون خالی میشه یادی از ما میکنن!

راضی به این همه زحمت نیستیم بخدا

.

.

لب دریا نشستم خوابم آمد. محبتهای دوستم یادم آمد

درد محبت درمان ندارد. حرمت دوستی پایان ندارد

MEMAR.Z
08-05-2014, 13:01
به بعضیا باید گفت :

دوست عزیز ببخشید حواسم نبود

پشتم خورد به خنجرتون !




به بعضیام باید گفت :

با من مشکل داری ؟

خوش به حالت خیلیا همینم ندارن !




به خیلیا باید گفت :

تو خوب باش ، اگه مُردی با من …




به بعضیا باید گفت :

تا حدی باهات راه میام

از حدش که بگذره از روت رد میشم !




ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ :

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ و میشنوم ﺑﺎ ﮐﯿﺎ ﻣﯿﭙﺮﯼ

ﻣﯿﻔﻬﻤﻢ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﺎ من ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺍﻭﺝ ﭘﺮﻭﺍﺯﺕ ﺑﻮﺩﻩ !

MEMAR.Z
08-05-2014, 13:02
به بعضیا هم باید بگی

یه خورده راست بگو ببینم بلدى ؟




به بعضی ها باید گفت :

من زندگیم به خودمم مربوط نیست چه برسه به تو !




به بعضی ها باید گفت :

بیخودی صدای گاو درنیار

من و تو خیلی وقته دیگه “مــــا” نیستیم !




به بعضیا هم باید گفت :

من خودم با ذغال رنگت کردم

جلوی ما ادعای سیاهی نکن !




ﺑﻪ بعضیا هم باید گفت :

ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ بقیه ﻗﺎﻃﯽ ﭘﺎﺗﯽ ﻣﻴﮑﻨﯽ

ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﺗﺎﺗﯽ ﺗﺎﺗﯽ ﻣﻴﮑﻨﯽ !

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:12
نیست در این گفته من سوسه ای / گر تو به من قرض دهی بوسه ای / بوسهء دگر سر آن مینهم / لحظه دگر به تو پس میدهم



منو ببخش که بی خبر تو خلوتت پا میزارم / مقصرش دلتنگیه، من که گناهی ندارم



ناله پنداشت که در سینه ی ما جا تنگ است / رفت و برگشت سراسیمه که دنیا تنگ است / دل پیش تو و دیده به سوی دگرانم / تا خلق ندانند به سویت نگرانم



اونقدر فراموشت کردم که حتی واسه ابراز تنفر هم تو ذهنم نمیایی



مثل فرشته ها شده ای احتیاط کن / زیبا و با صفا شده ای احتیاط کن / چندیست که احساس میکنم / عزیزتر از جان ما شده ای، احتیاط کن

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:13
چشمانم خسته است و نبض ذهنم افتاده، کاش یک قدم نگاهت نزدیکتر بود



روزگاری او را می جستم، خود را میافتم / کنون خود را می جویم، او را می یابم



تسبیح نیستم اما نفسم را به شماره انداخته است شوق لبهای تو



من نه آنم که دو صد مصرع رنگین گویم / من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم



نگاه تو سیب است و من نیوتنی بیچاره، بی خواب از کشف جاذبه

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:13
جانا ز دست عشق تو ، یک دم نباشد راحتم / هر شب خیالت را کشم ، ای ماه تابان در برم .


********************


کاش ریسمان محبتمون روزی یکبار پاره بشه تا با هر گره زدن فاصلمون کمتر بشه !


********************


آنگاه که آوار تنهایی روحت را در هم شکست ، گوشه ی قلبت را بنگر ، من آنجا به انتظارت هستم .



********************


ترسم که تو هم یار وفادار نباشی / عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی / من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم / تو از دل من هیچ خبر دار نباشی .


********************


بی پنجره ای ، غریبه ای در وهمی / عشق است اگر از آن نداری سهمی / فهمیدن عشق عاشقی می خواهد / یک روز بزرگ می شوی می فهمی .

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:13
وصل تو کجا و من مهجور کجا / دردانه کجا ، حوصله ی مور کجا / هرچند ز سوختن ندارم باکی / پروانه کجا و آتش طور کجا .


********************


دیگر بهار در سبد روزگار نیست / دیگر قرار نیست ، نه دیگر قرار نیست / شادم که زود می گذرد شادیم ، ولی / غم می خورم که هیچ غمی ماندگار نیست .


********************


کاش میشد در سایه ی مژگانت ، لحظه ای به تماشای دریای خوشرنگ چشمهایت می نشستم .


********************


کاش میشد با تو بودن را نوشت / تا که زیبا را کشم بر هرچه زشت / کاش میشد روی این رنگین کمان / می نوشتم تا ابد با من بمان .


********************


میدونی چرا غروب همیشه سرخه ؟ چون هر وقت میبینه چقدر دوست دارم ، حسودیشون میشه !

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:13
زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود

زیباترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی توبود

زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود

زیباترین انتظار زندگیم حسرت دیدار توبود

زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود

زیباترین هدیه عمرم محبت توبود

زیباترین تنهاییم گریه برای توبود

زیباترین اعترافم عشق توبود.

*******************

ابرچشمم به هوای رخ تو بارانیست ، پشت مژگان دو چشمت دل من زندانیست!

*****************

بیاندیش!
 چه چیزبهترین است…؟
 من آن را برایت آرزو می کنم

****************

عاشقان دیوانگان خوشبختی هستند که در آتش جنون می سوزند و لب از لب بر نمی دارند.

******************

عجب دنیاییه!

قلب منه…

واسه منه…

تو سینه ی منه…

ولی واسه تو میتپه!!!

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:14
اگه یه روز با تیرکمون قلبمو بزنی ! تویی که میمیری!


******************

سعی نکن بفهمی کدوم ستاره قشنگ تره.

سعی کن بفهمی در کنار چه کسی قشنگ ترین ستاره ای!

*********************

باز باران چون همیشه

نم نمک بر روی شیشه

مینویسه که بدونی!

مهربونیت پاک نمیشه

******************

زیباترین آغاز را با تو تجربه کردم

پس تا زیباترین پایان با تو خواهم ماند

********************

هی!!!!
۳ راه بیشتر نداری:
۱. با من باشی
۲. با تو باشم
۳. توافق کنیم که با هم باشیم


********************

تو با من باش و بگذار عالمی از من جدا گردد، چو یک دم با تو نشینم، دل از هر غم رها گردد

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:14
بخاطر تو قلب پر از کينه ام را پر از لطف و صفا مي کنم
بخاطر تو همسفر باد مي شوم و به دنبال تو مي آيم
بخاطر تو هزاران ماهي سرخ را در درياي عشقت رها مي کنم
بخاطر تو لحظات پاياني عمر را از نو آغاز مي کنم
***************

يه هيزم شکن وقتي خسته ميشه که تبرش کُند بشه! نه اين که هيزمش زياد باشه . تبر ما انسانها باورهامونه نه آرزوهامون

***************
آنقدر دل اتم پر بود که با شکافتنش دنيايي لرزيد ، دل من نيز پر بود ، وقتي شکست ، سکوتي کرد که به دنيايي مي ارزيد
***************

چشاي پرستو بي اشک ميميره صداي قناري بي تو ميگيره اگه تو نباشي پيشم عزيزم هر چي شاديست توي قلبم ميميره آسمون عشق پوسيده مي شه هواي عشق مه الوده مي شه

***************
به نام خدايي كه هستي را با مرگ ، دوستي رابي رنگ ، زندگي را با رنگ ،‌عشق را رنگارنگ ، رنگين كمان را هفت رنگ ، شاپرك را صد رنگ ... و من را دلتنگ دوستان آفريد

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:14
دلیل آفرینش انسان عشق بود وخدا انسان را عشق افرید چون عشق بود

و در قلب انسان عشق را نهاد تا عشق شود پس باید قدر ایننعمت الهی (قدرت عشق) را دانست

************************************


هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش.

گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

************************************


زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم
************************************
ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من!

ای حسرت روزهای شیرین در من!

بی مهری انسان معاصر در توست

تنهایی انسان نخستین در من!

************************************


دیشب باران قرار با پنجره داشت

روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

چک چک، چک چک، ... چکار با پنجره داشت

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:15
بعد از رفتن تو فقط من مانده ام و روزهایی كه بی تو تكرار می شوند
و من در خلوت شبهای بی ستاره ام از به تو اندیشیدن عادتی ساخته ام

------------------

و هنوز نمی دانم برق نگاه كدامین لیلی نی نی چشمان تو را خیره كرد

و تیشه ی عشق كدامین فرهاد ریشه ی عشقمان را خشكاند !

اما میدانم كه چون مجنون تا ابد

در بیابان چشمانت به انتظار تو خواهم ماند....

----------------------

دلم گرفته است از تنهایی های بی دلیل

و سنگ صبور شدن های بی دریغ

و درد این دل که با این همه محبت چند روزی است که سنگ صبورش

تنها همدم زندگی اش هم..........!!

شاید اگر زندگی ساده باشد راحت تر بگذرد

و شب های پر خاطره و بی صدا بیشتر می شوند

و من هر شب آسوده تر چشمانم را می بندم

و به رویایت لبخند شیرینی می زنم

---------------------

ی که تمام خاطراتم بوی نفس های تو را می دهد ...

آبی آسمان هم به اندازه ی تو در یادم نمانده است
------------------------

در اخرین لحظه دیدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو یا بی تو بهاریست

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:15
بیهوده در اضطراب ماندیم همه

در تاب و تب و عذاب ماندیم همه

این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد

عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه

************************************


با دیدن تو دست و دلم می لرزد

زیبایی تو چقدر وحشتناک است

انگار که چاره ای ندارم دیگر

دختر!پدر تو بود چوپان می خواست؟

************************************


من آمده ام که با تو راهی بشوم

آنی که تو از دلم بخواهی بشوم

دریا بغلم کن! بغلم کن دریا!

می خواهم از این به بعد ماهی بشوم
__________________
ای دل دیوانه ، بشنو این مرام زندگی است / او که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست
.
.
.
سبد سبد شقایق ، دلت پر از حقایق / خدا کنه بخندی ، تموم این دقایق . . .
.
.
.
بعد تو کسی نیومد که بتونه جاتو بگیره / که به خاطرش بمیرم ، که به خاطرم بمیره . . .
.
.
.
رد پای اشک هایم را بگیر ، تا بدانی خانه عشق کجاست . . .



ادلم تنگ است امشب بهر زاری

به روی موج گریه تک سواری

صفای گریه ای در خلوتم را

نمی بخشم به سال خنده داری

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:15
دیگر شعرم نمی آید
دیگر شاعران را زبان سخن نیست
حتی کاغذها از سفیدیشان دلتنگند
حتی جمله " دوستت دارم " عذاب وجدان دارد
...
...
...
دیگر صداقتی نیست تا بهانه سرودن باشد
منتظر مانده ام تا مرگ
می خواهم وجودم را ببلعد
تا روزی در زیر خروارها خاک
به خود بخندم ...

-------------------


پشت این پنجره باز ، منتظر می مانم، تا بیایی از راه، و بخندی با من، تا بباری نم نم، و بکاری سوسن

زود رفتی اما ، به سلامت ، من باز ، منتظر می مانم، پشت این پنجره باز ، با همین خاطره ها


-----------------------

به شانه ام زدی كه تنهاییم را تكانده باشی. به چه دل خوش كرده ای ؟ تكاندن برف از شانه های آدم برفی؟!!
-------------------------

دروصل هم به شوق تو ای گل درآتشم
عاشق نمیشوی كه ببینی چه میكشم
باعقل ،آب عشق به یك جو نمیرود
بیچاره من كه ساخته ازآب وآتشم
پروانه را شكایتی ازجورشمع نیست
عمری است درهوای تومیسوزم وخوشم

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:15
به لوتی میگن آب بده ، دریا میده

بهش میگن گل بده ، گلستان میده

بهش میگن معرفت ، عشق ، صفا ، صمیمیت بده همش شماره تو رو میده

--------------------------------------------------------------------------------

تست معرفت:

اگه دوسم داری یه جوک برام بفرست

اگه عاشقمی بهم زنگ بزن

اگه برات مهمم یه اس مس خالی بده

اگه از من خوشت نمی یاد هیچ کدوم و انجام نده

--------------------------------------------------------------------------------

آسمان با دیگران صاف است و با ما ابر دارد .

می شود روزی صاف با ما اما صبر دارد

--------------------------------------------------------------------------------

سلام از شرکت فرش مزاحمتون میشم

اجازه میدین دلمو فرش زیر پاهاتون کنم

--------------------------------------------------------------------------------
سلام میشه شماره حساب قلبتون رو بدین

آخه می خوام کمی محبت بریزم به حسابتون

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:16
عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد

--------------------------------------------------------------------------------

هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کني چطور انتظار داري کسي ديگه‌اي برات راز نگهدار

--------------------------------------------------------------------------------

به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

--------------------------------------------------------------------------------

عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد

-------------------------------------------------------------------------------

شاید کسی رو که با تو خندیده فراموش کنی
اما کسی روکه با تو اشک ریخته هرگز

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:16
بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ،


بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت مي دم ، چون همه چيزم تويي ،


نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي ،


اگه يه روزي چشمات پر از اشك شده دنبال يه شونه گشتي كه گريه كني ، صدام كن
بهت قول نمي دم كه ساكتت كنم منم پا به پات گريه مي كنم ،


اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول ميدم ساكت بمونم


، اگه دنبال خرابه مي گشتي تا نفرتتو توش خالكي كني ، صدام كن ، قلبم تنها
خرابه ي وجود توست

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:16
همه در حسرت يك پروازند ،

من به پرواز نمي‌انديشم

به تو مي‌انديشم

به تو كه عزيزتر از انديشه‌ي يك پروازي...

************************************


خون من یعنی وجودم ،

بی خون من هیچ و پوچم ،

‌بارها در عشقنامه نوشتم ،

خون من مهر وجودت...

************************************


صفايي ندارد ارسطو شدن

خوشا پر گشودن پرستو شدن



شب که میاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش ... اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات ؟

************************************


ما كه همسایه اشكیم ولى با دل تنگ ..... گر لبى خنده كند یاد شما مى افتیم

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:16
انسان عاشق زیبایی نمی شود

بلکه آنچه عاشقش می شود

در نظرش زیباست

************************************


قفسم را م*** تو مکن آزادم ،

گر رهایم سازی به خدا خواهم مرد ،

من به زنجیر تو عادت کردم .

بارها در پی این فکر که در قلب توام ،

با تو احساس سعادت کرد

به خدا خوشبختم تو محبت کن و بگذار

تا عمری هست من بمانم

چو اسیری به حریم قفست

************************************


در کنج دلم جز تو کسی خانه ندارد

دیوانه شود شمعی که پروانه ندارد




من بی پناهم تو بی گناهی

دل به تو دادم ، چه اشتباهی

از تو کشیدم شکل کبوتر

نقاشی ام رو بگذار و بگذر

تو این نبودی ، من بد کشیدم

آخه دلت رو هرگز ندیدم تو بی گناهی ،

من بی پناهم - ایمن بمانی از اشک و آهم

************************************


بين روياي شبانه جستجويت ميكنم

تو گل عشق مني هر لحظه بويت ميكنم

برگ برگ خاطراتم را خزان بر باد داد

اي اميد آخرينم آرزويت ميكنم

تقديم به اميد زندگي ام فرشاد

MAMAD*50 CENT
08-05-2014, 13:16
ماه را هدف قرار بده

تا اگر هم به خطا رفتی

جایی میان ستارگان سر در آوری

.
.
هیچ می دانی ؛

فرصتی که از آن بهره نمی گیری ،

آرزوی دیگران است؟!

.
.
پرستو ها چرا پرواز کردین

جدایی راشما آغاز کردین

جدایی ، بی وفایی ،قهر و دوری

همه باشند گناه آشنایی
.
.
بر ماسه ها نوشتم

درياي هستي من

از عشق تو هست سرشار

اين را به ياد بسپار

.
.
در كوير سبز عشق ؛

اين سخن از من بگير :

مرگ تو مرگ من است

پس تمنا مي كنم هزگز نمير

MEMAR.Z
08-05-2014, 18:34
عشق یعنی راه رفتن زیر باران

عشق یعنی من می روم تو بمان



عشق یعنی آن روز وصال

عشق یعنی بوسه ها در طوله سال



عشق یعنی پای معشوق سوختن

عشق یعنی چشم را به در دوختن



عشق یعنی جان می دهم در راه تو

عشق یعنی دستانه من دستانه تو



عشق یعنی می برم تا اوج تورو

عشق یعنی حرف من در نیمه شب

MEMAR.Z
08-05-2014, 18:35
تو برای همیشه میروی و من چقدر کار روی سرم ریخته !

خاطرات زیادی برای فراموش کردن دارم ...



جور میکند خدا در و تخته را با هم آنطور که تو و مرا ...

تو خاطره ساز و من خاطره باز !



کوه های غرورم از گناه رفتنت آب شده تا قبل از سیل برگرد ...

سیل که بیاید همه را با خود می برد حتی خاطراتت را



تقصیر از من است

آن زمان که گفتی قول بده همیشه کنارم بمانی

یادم رفت بپرسم کنار خودت یا خاطره هایت ؟



میروم تا در آغوش خاک قرار گیرم

و تمام خاطراتمان را به خاک بسپارم

چون دیگر بعد تو پناهی بهتر از آغوش خاک ندارم !

MEMAR.Z
08-05-2014, 18:36
چشمم به گیسوانت که می افتد

تمام خاطراتمان آرام آرام ‌، زنده می شوند

یک به یک ، مو به مو ...



عابرانی که از کنارم می گذرند مست عطر تنم می شوند

و نامش را که می پرسند دلم می لرزد

چگونه بگویم خاطرات توست ؟



آقای شهردار بگویید اینقدرعوض نکنند رنگ و روی این شهرِ لعنتی را ...

این پیاده رو ها ، میدان ها ، رنگ و روی دیوار ها ...

خاطراتم دارند از بین می روند !



این روزهای من چیزی نیست

مگر باقیمانده تقسیم احساس تــــــو

بر شب های بی خاطره ام !



آهای خاطرات

اگر میدانستم روزی طناب دارم خواهید شد هیچوقت نمی ساختمتان !

ALI
09-05-2014, 05:51
از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم،
و هنوز نمیدانم چگونه مى شود
هربار که تو بى دلیل ترکم میکنى
من بدهکارت مى شوم …


تقصیر خودمونه…بعضیا عددی نبودنو ما ب توان رسوندیمشون!



زلالی قلبت ارزانی دیگران,من این احساس آبکی را نمیخواهم!



خدایا در انجماد نگاه های سرد این مردم دلم برای جهنمت تنگ شده است


پشت هرکوه بلندسبزه زاریست پرازیاد”خدا”
و درآن باغ کسى میخواند:که خداهس دگرغصه چرا؟

MEMAR.Z
09-05-2014, 14:46
اگر موهایت نبود

باد را چگونه نقاشی میکردم ؟!




فرقی نمی کند چشمانِ تو باشد یا بهشت

سقوط‌ همیــــــــــــــشه دردناک است !




تنها پاهای سست میدانند

چه بار سنگینی ست وسوسه دیدن تو !




چیزی در سینه ام

به شکلی بدخیم تو را می خواهد !




آغوشم درست به اندازه خودت جا دارد

قدِ تمام مچاله شدن هایت

قدِ تمام حفاظتی که از تو آرزو دارم

و قدِ تمام احساسی که از بدرد چیزی خوردن مرا خوشحال می کند !

MEMAR.Z
09-05-2014, 14:47
شاید یک روز یک نفر جوری آدم را بخواهد که

خواستنش به این راحتی ها تمام نشود !

سیلویا پلات




امروز به پایان می رسد ، از فردا برایم چیزی نگو

من نمی گویم فردا روز دیگریست

فقط می گویم تو روز دیگری هستی

تو فردایی… همانکه باید بخاطرش زنده ماند !




گویی زخم خورده ام از تیغ نگاهت

که اینگونه شعرهایم بند نمی آیند !

مرحم نباش ، رحم نکن …




تو میدانی از مرگ نمی ترسم

فقط حیف است هزار سال بخوابم و خواب تو را نبینم !




قانون جاذبه را سیب کشف کرد

وقتی آدم برای حوایش بهشت را هم فروخت !

MEMAR.Z
09-05-2014, 14:47
از نگاهت تا دلم رنگین کمان گل می کند

با تو باید مثل باران حرف زد !




با من رفت و آمد نکن

رفتن فعل قشنگی نیست

با من فقط راه بیا …




جاده لحظه به لحظه با من می آید

گویی کنجکاو است که برای دیدار چه کسی چنین بیتابم !!!




بس کن چقدر خیره به امواج می شوی ؟

دریا که مثل چشم تو زیبا نمی شود !




نمیدانم تو را به اندازه ی نفسم دوست دارم یا نفسم را به اندازه ی تو ؟

نمیدانم چون تو را دوست دارم نفس میکشم یا نفس میکشم که تو را دوست بدارم ؟

نمیدانم زندگیم تکرار دوست داشتن توست یا تکرار دوست داشتن تو زندگیَم ؟

تنها میدانم ، بسیار میخواهم تو را …

MEMAR.Z
09-05-2014, 18:12
چه یکی باشد چه صدتا

خوب که باشد دمار از روزگارت درمیاورد ...

خاطرات را میگویم !



چه سخت است مرور کردن خاطراتی که روزی شیرین ترین بودند

اما حالا آنقدر تلخ شده اند که هم دلت را به درد می آورند

هم اشکت را در می آورند !



گاه خاطرات خنده دار

ساده ترین بهانه برای گریستن میشوند ...



زندگی زیباست که گاه خاطره ای در میان خاطره ها

خاطره ی خاطره ها می گردد ...



خاطره یعنی گذشته ، نگذشته !

MEMAR.Z
09-05-2014, 18:12
به من مجوز چاپ نمی دهند

میگویند داستانی که نوشته ای قابل باور نیست

اما من فقط خاطراتم را نوشته بودم





بعضی اوقات فکر می کنم که

شاید بهشت خاطرات گذشته باشد





باران سربی میشود وقتی نیستی

میریزد بر سرم خاطراتت





از سرم دست برنمی دارند خاطرات خوش نداشته ام !





من ازت خاطره دارم وقت بارون ...

این خودش درد کمی نیست !

MEMAR.Z
09-05-2014, 18:13
ناز کمتر کن که من اهل تمنا نیستم

زنده با عشقم اسیر سوز و سودا نیستم





بس که در تدبیر فردا مانده ایم

با همیم اما چه تنها مانده ایم

در کلاس جمع و تفریق زمان

عاشق جمعیم و منها مانده ایم





بهترین آرزوها را برایت دست فرشته ها سپردم

نگاهت به آسمان باشد





شکسته این جماعت بال ما را

پریشان کرده ماه و سال ما را

تو هم ای بی وفا از ما بریدی

نمی پرسی دگر احوال مارا





از گلچین آرزوهایت

چتری برایم بفرست که

خیس دلتنگی هات نباشم

MEMAR.Z
09-05-2014, 18:13
در شیارهای قلبم به دنبال کدامین عشق میگردی

عشق من در آینه ایست که هرری گرفتیم و گذشت

عیب از من و توست عشق بی تقصیر است





زمزمه دلتنگی ام را به نسیم می سپارم

تا به تو برساند همیشه به یادت هستم





واژه ی دوستت دارم

برای عظمت قلب مهربانت چقدر بی درنگ است

وقتی تو سرچشمه ی تمام خوبی هایی





در قفس تنهاییم تنها یاد توست که

مرا به اوج همه ی دوست داشتن ها به پرواز در می آورد





زمانی فراموشت خواهم کرد که عقلم خاموش

نفسم قطع روحم در آسمان و تنم در زیر خاک باشد

MEMAR.Z
10-05-2014, 11:11
این دنیا را به آنانی هدیه میکنم که
به خیالشان دنیا فقط برای آنهاست
ولی برای تو آسمان را آرزو میکنم که همیشه مانند دلت زیباست





میگوینددلتنگت نباشم!
مٽل این است که به اب بگویند خیس نباش!





دلگیرم
از کسی که مرا غرق خودش کرد!
اما نجاتم نداد …





گله نکن آدم برفی!
من اگر به تو نزدیکتر شوم دل سوخته ام آبت میکند…





خوشا آنکس که جانش از تو سوزد
چو شمعی پای تا سر بر فروزد
خوشا عشق و خوشا ناکامی عشق
خوشا رسوائی و بدنامی عشق

MEMAR.Z
10-05-2014, 11:13
تو آرزوی منی ای چراغ خلوت دل
مرا به جان تو در دل جز آرزوی تو نیست



ﺯﻧﺪﮔﻲﻫﻴﭻﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺑﻦبست نمیرسد
کافیست چشم باز کنیم و راههای گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم
خدا که باشد، هرمعجزه ای ممکن میگردد



خدایا
به من توفیق تلاش در شکست
صبر در ناامیدی
دین بی دنیا
عظمت بی نام
و عشق بی هوس عطا کن


فراموش کردن آدماى مهربون لطمه زدن به قانون خاطره هاست!
هرچندالان دیگه آدم های نامهربان بیشترهستند



سکوت میکنم تا خدا سخن گوید
رها میکنم تا خدا هدایت کند
دست برمیدارم تا خدا دست بکار شود
به او می سپارم تا آرام شوم

MEMAR.Z
10-05-2014, 11:15
نیستی،نیستم،نیستیم
هست و هست و هست
این تنهایی که هیچ وقت مرا،رهانمی کند
اما درمورد تو مطمئن نیستم





نسیم اشکی که درنگاهت موج میزند
بارانیست ازعشق برای بیشترشدن آرامشم
ودل من چه بیقراراست برای تو





دارم میرم…دارم پرمی کشم…دلم برات پرمی کشه…
قلبم برات پرمیزنه…واینک درحال پرپرشدنم
مثل گل رز برروی سنگ قبر…
چه قدرنبودت سخت وعذاب آوره…آه





پنجره را باز کن و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر
خوشبختانه باران ارث پدر هیچکس نیست





درست در لحظه اخر، در اوج توکل و در نهایت تاریکی
نوری نمایان میشود، معجزه ای رخ میدهدخدا میرسد

MEMAR.Z
10-05-2014, 11:16
برای تعبیرتمام رویاهام
همین که باشی کافیه




اگرمیدادلیلی کام مجنون
کجاافسانه میشدنام مجنون؟
هزاران دل به حسرت خون شدازعشق
یکی دراین میان مجنون شدازعشق




بعضی از زخمها رو باید درمان کنی
تا بتونی به راهت ادامه بدی
بعضی زخمها باید باقی بمونه
تا هیچوقت راهت رو گم نکنی




سکوت کن،فریادنزن
بگذارباصحبت هایشان نشان دهندآنطوری که تظاهر می کنند نیستند
امان ازاین انسان های به ظاهرمحترم




چقدر زشت است برای آدمی
که درونی بیمار و ظاهری زیباداشته باشد

MEMAR.Z
10-05-2014, 11:17
بدون خداحافظی رفتی

اما من پنجره را تا قیامت باز می گذارم

تا یک روز از خم کوچه نمایان شوی

و برایم دستی تکان دهی







باور دارم نیازی نیست به یاد کسی که رفته باشم !

اولش ترسناک است و بعد دردناک تر و بعد آزاد و رها و شاد

خدا نگهدار فراموشت می کنم







ای کاش آشنایی ها نبود یا به دنبالش جدایی ها نبود

یا مرا با او نمی کردی آشنا

یا مرا از او نمی کردی جدا







می شه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی

ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری

که با خدا حافظی بعضی ها از چشمت جاری می شه







گفتی محبت کن برو

باشد خداحافظ ولی

رفتم که تو باور کنی

دارم محبت می کنم

MEMAR.Z
10-05-2014, 11:18
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است

نه اینکه می­ شه باور کرد دوباره آخر جاده است

خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها

بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا







از زندگیت بیرون می روم برای همیشه

مثل همیشه عقربه ها نمی گذارند حرف بزنم

خیلی دیر است می دانستم دیر می شود

تا بیشتر از ایندیر نشده خداحافظ







خداحافظ گل لادن

تموم عاشقا باختن

ببین شب گریه هامو

چه زندونی برام ساختن






خدا حافظ گل پونه

گل تنهای بی خونه

لا لایی ها دیگه خوابی

به چشمونم نمی شونه







تو این رویای سر در گم

خدا حافظ گل گندم

تو هم بازیچه ای بودی

تو دست سرد این مردم

MEMAR.Z
10-05-2014, 11:19
خدا حافظ گل پونه

که بارونی نمی تونه

طلسم غم رو بر داره

از این پاییز دیوونه







خدا حافظ گل مریم

گل مظلوم و پر دردم

نشد با این تن زخمی

به آغوش تو بر گردم







نشد تا بغض چشمات رو

به خواب قصه بسپارم

از این فصل سکوت و شرم

غم بارون رو بردارم







چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم ؟

چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

خداحافظ بدون تو گمان کردی که می مانم

خداحافظ بدون من یقین دارم که می مانی







واپسین لحظه دیدار

منو دست گریه نسپار

توی تردید شب خدا نگهدار

اگه خوابم اگه بیدار

تو ی این فرصت تکرار

بگو عاشقی برای آخرین بار

MEMAR.Z
10-05-2014, 11:19
هنوز نیامده ای خداحافظ ؟

تقصیر تو نیست همیشه همین گونه بوده

برو اما من پشت سرت نه دست که دل تکان می دهم







ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ

مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ

مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را

برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ







خداحافظ ای ماه شبهای تارم

خداحافظ ای درد جانسوز جانم

خداحافظ ای عشق روزای خوبم

خداحافظ ای شور و شوق حضورم







آمدی چه زیبا ، گفتم دوستت دارم چه صادقانه

پذیرفتی چه فریبنده ، نیازمندت شدم چه حقیرانه

به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه

واژه غریب خداحافظ به میان آمد چه بی رحمانه

و من سوختم چه عاشقانه







می گویم سلام ، هیچکس جوابم را نمی دهد

پس خدانگهدار می گویم شاید از سر اتفاق

یک نفر دست هایش تکان بخورد

MEMAR.Z
10-05-2014, 11:19
شرر زدی جگرم ، نازنین خداحافظ

شکست بال و پرم ، نازنین خداحافظ

دوان به سوی توبودم ، که از جفا تیری

زد عشق بر کمرم ، نازنین خداحافظ







برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم

من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم

ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن

نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کن






بیخودی متاسف نباش

تو آمده بودی که بروی اصلا

تو چه می دانی چه ترسی ست

ترس از کوچه ی بعد از خداحافظ؟







این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ

جان شما و خاطره هامان خداحافظ

من می روم بدون تو اما دعایم کن

در اولین تراوش باران خداحافظ







خداحافظ برای تو چه آسان بود

ولی قلب من از این واژه لرزان بود

خداحافظ برای تو رهایی داشت

برای من غم تلخ جدایی داشت

MEMAR.Z
10-05-2014, 11:20
این روز ها یکدیگر را چه خوب فراموش می کنیم

همه ی کارهایمان به این خوبی بود

چه خوب بود







تقدیم به همه فراموشکارای دنیا

وقتی تو پاییز روی برگای زرد و خشک پا میذاری

یادت باشه همین برگا یه روزی بهت نفس می دادن







به بند دلت میاویز رخت خاطره ام را

گردبادهای فراموشی حرمت نمی شناسن







سخت ترین دو راهی

دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است

گاهی کامل فراموش میکنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی

و گاهی آن قدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی







گر توانی از محبت حلقه در گوشم کنی

حیف باشد که مرا چون شمع خاموشم کنی

من که از یاد تمام آشنایان رفته ام

وای بر من گر تو هم روزی فراموشم کنی

MEMAR.Z
10-05-2014, 11:20
تقدیم به کسی که اسمش انتها ندارد

محبتش پایان ندارد ، فراموشیش امکان ندارد







شکسته این جماعت بال ما را

پریشان کرده ماه و سال ما را

تو هم ای بی وفا از ما بریدی

نمی پرسی دگر احوال مارا







هنوز اون روز فراموشم نمی شه

که با دست قشنگت روی شیشه

کشیدی عکس قلبی و نوشتی

واسه امروز و فردا و همیشه





آرزوی من اینست که دو روز طولانی

در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی

آرزوی من اینست یا شوی فراموشم

یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم







برف آمد و پاییز فراموشت شد

آن گریه ی یک ریز فراموشت شد

انگار نه انگار که با هم بودیم

چه زود همه چیز فراموشت شد !

MEMAR.Z
10-05-2014, 11:21
می نویسم روی صفحه ی غریب زندگی

من فراموشت نمی کنم عزیز ، به سادگی







اگه فراموشم کنی میرم سراغ سرنوشت

می گم چرا اسم منو فقط تو قلب تو نوشت

اگه فراموشم کنی سلطان قصر غم می شم

مثل یه شمع بی فروغ لحظه به لحظه کم می شم







موجی از عشق رو به ساحل دلت می فرستم

تا بدانی فراموش نشدنی هستی






هروقت تونستی برف رو سیاه کنی

کلاغ را سفید کنی

هروقت تونستی آتش را ببوسی

تو آب نفس عمیق بکشی

هروقت تونستی اشک سنگ رو ببینی

شادیه غم را ببینی

اون موقع من تو را فراموش خواهم کرد







من هر روز تلاش می کنم که در خاطرم بماند

و تو هر روز تلاش می کنی که فراموش کنی

چه بلاتکلیف اند خاطراتمان

MEMAR.Z
10-05-2014, 11:21
معمولا آدما از اینکه بعد از مرگ فراموش بشن وحشت دارن

ولی چه سخته زنده باشی و فراموش بشی







اگه با تنهایی و غم تموم بشه عمرم

بدون که تو رو فراموش نمی کنم عمراً







گفته بودم بعد از این باید فراموشش کنم

دیدمش از یاد بردم گفته های خویش را

تا به من نزدیک شد گفتم سلام ای آشنا

گفتم اما نشنیدم جز صدای خویش را







از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد

غم های زمانه را فراموشم کرد

MEMAR.Z
10-05-2014, 11:49
اگہ بعضے وختا نمیشنوے ک

دوستت دارم ب خاطر سایلنت دلمہ…

نہ اینکہ بیمعرفتم…





چ تاثیرے دارد غصہ نخور درست میشود گفتنہاے مادر

اثرش را ھزار قرص خواب آور ندارد…





ب سلامتی دوستایی که

وفاداریشونو “زمان”ثابت کرده نه”زبان”





این روزھا خبرے نیست

جز سیر صعودیہ دلتنگے ھاے من براے تو






ب سلامتے اون پسرے ک زیر تیشرتش زیر پوش پوشید

تا اگہ ی زمانے خم شد کمرش معلوم نشہ…

بسلامتے اونے ک نیست ولے بوے نبودنش تموم اتاقمو پر کردہ…

بسلامتے خودم ک ب پاش وایسادم

آخرش برگش گف؛تو ھنوز اینجایے؟؟؟خستہ نشدے؟؟برو دیگہ…!

MEMAR.Z
10-05-2014, 11:50
تو اگر بیخبر ازقلب پریشان منے…

باهمہ بیخبرے هم نفس جان منے…

من هنوز از می چشمان سیاهت مستم…

گفتم ای جان بنویسم ک ب یادت هستم…




ب سلامتے “خودم”

چراشو نپرس ک اشکت درمیاد




گرم یاد آورے یانہ

من از یادت نمیکاھم




سلامتے روزاے بےکسے

روزایے که درو دیوار ھم دلشون به حالت میسوزہ

روزایے که یه بغض تو گلوتہ

یه جملہ ھمش میاد تو ذھنت؛

“مرد که گریہ نمیکنہ”




آدماے خوب

ھیچوقت نہ از یاد میرن ،نہ از دل…

MEMAR.Z
10-05-2014, 23:31
خداوندا چه سخت است این جدایی

چه تلخ است این شراب بی وفایی

جدایی ، بی وفایی ، درد دوری

همه باشد گناه آشنایی







باده ی عاشق ز هر باده جداست

بی وفا مستی مگر از باده ی عشقت نبود؟

کین چنین دل را شکستی







اینجا زمین است

رسم آدم هایش هم عجیب

اینجا گم که می شوی

به جای اینکه دنبالت بگردند

تو را فراموش می کنند







این روزها پر طرفدارترین بازی در بین آدم ها

بازی با احساسات است





مطمئن باش ، برو

ضربه ات کاری بود

بی وفایی کردی

دل من سخت شکست

و چه زشت به من و سادگیم خندیدی

به من و عشق پاک که پر از یاد تو بود

MEMAR.Z
10-05-2014, 23:32
آنقدر رسم با وفایی مرده است

که می ترسم مجنون اگر زنده شود

یادی از لیلی نکند







خوشا آنان که در بازار گیتی

خریدار وفا بودند و هستند

خوشا آنان که در راه رفاقت

رفیق با وفا بودند و هستند







وقتی فهمید می خوامش خندید و رفت

التماس رو تو چشام دید و رفت

با تمام خوبی هام اون بی وفا

رنگ غم تو چشام پاشید و رفت







چقدر دلم هوایت را می کند

حالا که دیگر هوایم را نداری







دلم از فراق خون شد چه گویم از جدایی

نظری به من نداری به طریق آشنایی

همه شب به یاد رویت بفشانم اشک حسرت

به امید آن که آبی به برم به دل ربایی

من بی تو را چه سازم ؟ که چنین اسیر یارم

نه رها کنی ز بندم نه کشی ز بینوایی

MEMAR.Z
10-05-2014, 23:33
منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم

منو بخشیدی و من چشمامو بستم

تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم

که نیاوردی به روم هر جا دلت رو می شکستم







چه تو قصه چه حقیقت ، یکی بود یکی نبود

این جدایی های مبهم کار دنیای حسود بود

آخر حکایت عشق ، نرسید کلاغ به خونه

شده این پایان کهنه واسه دنیا یه بهونه







خواهم ز خدا که بی وفایم نکند

غرق گناهم ولی رهایم نکند !

یک خواسته دارم ز خدای متعال

در هر دو جهان از تو جدایم نکند







عشق اگر عشق تو

و عاشق اگر من باشم

آنچه هرگز نرسد

روز جدائی باشد







به لب های تو می سازم کلامی

سرود آشنایی یا سلامی

ندارم جز غم عشق تو در سر

ولی افسوس ها از من جدایی

MEMAR.Z
10-05-2014, 23:33
عشق واقعی چیزی است

که دو عاشق واقعی همیشه باید جدا از هم زندگی کنند







قفس دیدم رهایی یادم آمد

تو رفتی بی وفایی یادم آمد

چو بانگ نامه بر در کوچه پیچید

چکید اشکم جدایی یادم آمد







جانم ز فراق رنج بسیار کشید

با رفتن تو همیشه آزار کشید

ما همسفر راه درازی بودیم

بین من و تو زمانه دیوار کشی







در هجوم لحظه های پوچ جدایی

سکوت تنها یادگار با تو بودن است

چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم ؟

چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

خداحافظ بدون تو گمان کردی که می مانم

خداحافظ بدون من یقین دارم که می مانی







واپسین لحظه دیدار

منو دست گریه نسپار

توی تردید شب خدا نگهدار

اگه خوابم اگه بیدار

تو ی این فرصت تکرار

بگو عاشقی برای آخرین بار

MEMAR.Z
10-05-2014, 23:34
هنوز نیامده ای خداحافظ ؟

تقصیر تو نیست همیشه همین گونه بوده

برو اما من پشت سرت نه دست که دل تکان می دهم







ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ

مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ

مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را

برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ







خداحافظ ای ماه شبهای تارم

خداحافظ ای درد جانسوز جانم

خداحافظ ای عشق روزای خوبم

خداحافظ ای شور و شوق حضورم






آمدی چه زیبا ، گفتم دوستت دارم چه صادقانه

پذیرفتی چه فریبنده ، نیازمندت شدم چه حقیرانه

به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه

واژه غریب خداحافظ به میان آمد چه بی رحمانه

و من سوختم چه عاشقانه







می گویم سلام ، هیچکس جوابم را نمی دهد

پس خدانگهدار می گویم شاید از سر اتفاق

یک نفر دست هایش تکان بخورد

MEMAR.Z
10-05-2014, 23:34
شرر زدی جگرم ، نازنین خداحافظ

شکست بال و پرم ، نازنین خداحافظ

دوان به سوی توبودم ، که از جفا تیری

زد عشق بر کمرم ، نازنین خداحافظ







برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم

من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم

ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن

نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کن







بیخودی متاسف نباش

تو آمده بودی که بروی اصلا

تو چه می دانی چه ترسی ست

ترس از کوچه ی بعد از خداحافظ؟







این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ

جان شما و خاطره هامان خداحافظ

من می روم بدون تو اما دعایم کن

در اولین تراوش باران خداحافظ







خداحافظ برای تو چه آسان بود

ولی قلب من از این واژه لرزان بود

خداحافظ برای تو رهایی داشت

برای من غم تلخ جدایی داشت

MEMAR.Z
11-05-2014, 12:00
تو و فاصله با هم یکی شدید

من و پاهام به رسیدن نا امید

کاش می شد می رسیدم تا می دیدم

تو و فاصله به هم چیا می گید ؟







مرا نمی خواهی دیگر می دانم

حتی اگر مرا ببینی هم نمی شناسی مرا دیگر می دانم

اینک همان نامه ای که برایم نوشتی را می خوانم

چه عاشقانه نوشته ای همیشه با تو می مانم







ببار ای باران ببار که غم از دلم رفتنی نیست

اشک های روی گونه ام دیدنی نیست

ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست

آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست

ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست

غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست







هنوز هم نمی دانم اینجا چه فصلیست

که من کال ماندم و به تو نمی رسم !







در قفس افتاده ام فکر رهایی نیستم

دل به عشقت داده ام فکر جدایی نیستم

MEMAR.Z
11-05-2014, 12:01
انگشتانت را به من قرض بده

برای شمردن لحظه های نبودنت کم آورده ام







یک نفر آمد صدایم کرد و رفت

با صدایش آشنایم کرد و رفت

نوبت اوج رفاقت که رسید

ناگهان تنها رهایم کرد و رفت







شنیدی می گن خیلی دور ، خیلی نزدیک ؟

اولی دستامونه ، دومی دلامونه







بعضی وقتها چشمم به قلبم حسودیشون می شه ، می دونی چرا ؟

چون تو همیشه تو قلبمی ، ولی از چشم دوری !







فکر کردم آسمان را می توان تسخیر کرد

آب اقیانوس را با آه خود تبخیر کرد

فکر کردم رفتنت را می توان از یاد برد

هیچ دانستی ؟ دلم را رفتن تو پیر کرد

MEMAR.Z
11-05-2014, 12:01
به تو عادت دارم

مثل پروانه به آتش ، مثل عابد به عبادت

و تو هر لحظه که از من دوری ، من به ویرانگری فاصله می اندیشم

در کتاب احساس ، واژه فاصله یک فاجعه معنا شده است

تو توانایی آن را داری که به این فاجعه پایان بخشی







نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن

ولی کاش بودی تا اشک هایم از شوق دیدارت سرازیر می شد







به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام

چگونه بشکنم ثانیه های سنگین دوریت را ؟







هرجا تو باشی دل من همون جاست

حتی اگه فاصلمون یه دنیاست







مرا از خود رها کردی و رفتی

مرا آنگه که تنها مانده بودم

ولی من باز هم هستم به یادت

اگر چه دور هستم از سرایت

MEMAR.Z
11-05-2014, 12:01
همیشه دور بودن به معنای فراموش کردن نیست

گاهی فرصتی است برای دلتنگ شدن







مست آن یارم که در تنهاییم یادم کند

از فراق و دوری خود سخت بیمارم کند







و با دلتنگی های من

تو با این جاده همدستی

تظاهر کن ازم دوری

تظاهر می کنم هستی






همیشه فکر می کردم غم انگیزترین غروب ، غروب زندگیست

ولی تازه فهمیدم هیچ غروبی غم انگیزتر از دوری تو نیست







خودت نیستی صدات مونده

صدات چشمامو گریونده

دلم روی زمین مونده

فقط از تو همین مونده

MEMAR.Z
11-05-2014, 12:02
نگران خودمم که چجوری بی تو بمونم ؟

دوری و ندیدن تو کاره من نیست

نمی تونم







یکی می پرسد : اندوه تو از چیست ؟

سبب ساز سکوت مبهمت کیست ؟

برایش صادقانه می نویسم

برای آنکه باید باشد و نیست







شبیه برگ پاییزم همیشه قسمت بادم

ز تو دورم ولی هرگز نخواهی رفت از یادم







چشماتو ببند ! بستی ؟

حالا باز کن ! باز کردی ؟

چقدر طول کشید ؟

همین قدر هم نمی تونم دوریتو تحمل کنم !







تو که درد دل دیوانه ی من می دانی

چند دور از تو خورم ، خون جگر پنهانی ؟

MEMAR.Z
11-05-2014, 12:02
خال مشکین ، لب نوشین ، بر سیمین ، خط سبز

آنچه اسباب نکوئیست مهیاست ترا

نازنینا به گل و سنبل و سرو و مه و مهر

ناز کن ناز که دست از همه بالاست تر







یک شب خیال چشم تو دیدیم به خواب

ز آن شب دگر به چشم ندیدیم خواب را







گفتمش : زیباترین لبخند چیست؟

گفت : لبخندی که عشق سربلند وقت مردن بر لب مردان نشاند







عشق آدما به هم ، قصه خنده داریه

اولش قشنگ و بعدش همه گریه زاریه

وقتی عشق ها همه از دم مثل هم تموم میشن

چرا باز باید شروع کرد ، آخه این چه کاریه ؟







می بخشم کسانی را که هر چه خواستند با من ، با دلم ، با احساسم کردند

و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم

پروردگارا

به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند

MEMAR.Z
11-05-2014, 12:03
یاد آن دوران همیشه خوش باد

نمی دانم چرا مرا بردی از یاد

الان هرجا هستی با هرکه هستی

آرزو دارم که همیشه باشی شاد






آدما عادت دارن از هم دیگه بت بسازن

راه صد ساله رو یک ساعته چهار نعل بتازن

وقتی که قدیمی شد بگن دیگه خسته شدن

بگن این کهنه شده به اون یکی دل ببازن







همیشه آتش عشق را اشک خاموش می کند

چه راحت معشوق عاشقش را فراموش می کند







به لب هایم مزن قفل خاموشی

که در دل قصه ای نا گفته دارم

ز پایم باز کن این بند گران را

که از این سودا دلی آشفته دارم







جان از سحره خسته ای دارم

دل از غم شکسته ای دارم

بی تو جان رسید به لب

دریاب کز غمت جان خسته ای دارم

MEMAR.Z
11-05-2014, 12:03
دل ربایانه دگر بر سر ناز آمده ای

از دل ما چه به جا مانده که باز آمده ای ؟







تو بی من تنگدل من بی تو دل تنگ

جدایی بین ما فرسنگ فرسنگ

فلک دوری به یاران می پذیرد

به خورشیدش بماند داغ این ننگ







قاصد که ازو به من خبر هیچ نگفت

گفتم که: تو را یار مگر هیچ نگفت؟

گفتا که: چرا، بگفتم آن گفته بگو

آهی به لب آورد و دگر هیچ نگفت







گر نخل وفا بر ندهد، چشم تری هست

تا ریشه در آب است، امید ثمری هست

آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبل

در دامنش آویز که با وی خبری است







از خرابی می گذشتم ، منزلم آمد به یاد

دست و پا گم کرده ای دیدم دلم آمد به یاد

MEMAR.Z
11-05-2014, 12:04
دانستی اگر سوز شبانروز مرا

دامن نزدی آتش جانسوز مرا

از خنده دیروز حکایت چه کنی

بازآی و ببین گریه امروز مرا







گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد

ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد

در گلستان بوی گل بسیار بوییدم ولی

از هزاران گل، گلی همچون وفا پیدا نشد






ناصحا بیهوده می گویی که دل بردار از او

من به فرمان دلم کی دل به فرمان من است ؟







گفتم دل و جان در سر کارت کردم

هر چیز که داشتم نثارت کردم

گفتا تو که باشی که بکنی یا نکنی؟

آن من بودم که گرفتارت کردم







سال ها شد که رخ زرد مرا دوست ندید

بس که خون جگر از دیده روان است مرا

MEMAR.Z
11-05-2014, 12:04
هیچ وقت نفهمیدم چه رازیست بین دلم و دستم

از دستم رفت به هرچه دل بستم




شاید تنها کسی نبودم که دوستت داشتم

اما کسی بودم که تنها تو را دوست داشتم




دست هایت تنها بالشی است که

وقتی سر بر او دارم کابوس نمی بینم




در انتظار تو

کاسه ی صبر که هیچ

صبر کاسه هم لبریز شد



انصاف نیست دنیا آنقدر کوچک باشد

که آدم های تکراری را روزی هزار بار ببینی

و آنقدر بزرگ باشد که نتوانی آن کس را که دلت می خواهد

حتی یک بار ببینی

MEMAR.Z
11-05-2014, 12:05
عشق مثل کشی می مونه که ۲ نفر دارن می کشن

اگه یکی ولش کنه دردش واسه کسیه که هنوز اونو نگه داشته




یاد تو حس قشنگی است که در دل دارم

چه تو باشی چه نباشی نگهش میدارم




تقصیر برگ ها نیست آدم ها همینند

نفس که می دهی له ات می کنند زیر پا




تو باش نه برای اینکه در دنیا تنها نباشم

تو باش تا در دنیای تنهایی ام تنها تو باشی




به عشق در نگاه اول اعتقاد ندارم

ولی به از چشم افتادن در یک لحظه عجیب معتقدم




سر سرنوشت را

بـایـــــــد قطــــــــع کــــــرد

او دزد آرزوهـــــــای مـن اســــــت

MEMAR.Z
11-05-2014, 12:05
به پای هم پیر شدیم

من و خیال تو




بـــی هـَــوا رَفـتــی

بــی نـفـس مـــانــدَم




نمی دانم به مسافر دل بستم

یا مسافر شد آنکه به او دل بستم




مدت هاست بی آن که باشی

با تو زندگی کرده ام

تلخ تر از این؟




تو برو

من هم برای اینکه راحت بروی می گویم

باشد برو خیالی نیست

اما کیست که نداند بی تو تنها چیزی که هست خیال توست

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:29
کوه باشي صخره هايت مي شوم... اشک باشي ديدگانت مي شوم... رود باشي چشمه سارت مي شوم... دوست باشي دوستدارت مي شوم

******************


هرکه بد ما به خلق گويد ما سينه او نمي خراشيم، ما خوبي او به خلق گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم

******************



گفتمش يک بوسه خواهم از لبت ، گفتا مخواه من بدهکارت نيم کزمن طلبکاري کني گفتمش يار وفادار توام ، گفتا بس است من وفا کي از تو خواهم تا وفاداري کني گفتمش شد ارغواني چهره ام از هجر ، گفت مي توان با اشک خونين چهره گلناري کني

******************


ترک ما کردي برو هم صحبت اغيار باش با ما چون نيستي باهرکه خواهي يار باش

******************

اتل متل جدائي عروسکم کجايي؟ گاو حسن پريشون يه دل دارم پر از خون عشقم رفته هندستون خونم شده قبرستون يه عشق ديگه بردار يه دنيا غصه بردار اسمشو بذار بچگي تا آخر زندگي آچين و واچين تموم شد عمر منم .... شد

******************


تو که ميدوني من زياد به خيابون ها وارد نيستم ميشه بگي بايد از کدوم طرف قربونت برم ؟

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:29
اميدوارم تو خونه پماد سوختگي داشته باشي چون برات يه بوس داغ فرستادم

******************


چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو پس چرا نيستي پيشم؟ نگاه خيس تو کو؟ گوش گوش دوتا گوش ، يه دست باز يه آغوش بيا بگير قلبمو ، يادم تورا فراموش چوب چوب يه گردن ، جايي نري تو بي من! دق مي کنم ميميرم ، اگه دور بشي از من دست دست دوتا پا ، ياد تو مونده اينجا يادت مياد که گفتي ، بي تو نميرم هيچ جا من؟ من؟ يه عاشق، همون مجنون سابق

******************


بعضيا با غصه پيرن بعضيا با غم رفيقن... بعضيا از بس عزيزن هرگز از دلها نميرن

******************

دوستان را يادکردن عار نيست قيمت کاغذ که صد دينار نيست دوستان را ياد کن تا زنده اي بعد مردن دوستي در کار نيست
******************

همدم گل گشته ام همبستر خاکم مکن. قطره قطره مي چکم از چشم خود پاکم مکن


******************

چرا غم ها نمي دانند که من سلطان غمهايم بيا اي دوست با من باش که من تنهاي تنهايم

******************

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:30
شب که میشود نبودن هایت را زیر بالشم میگذارم و شجاعت خود را زیر سوال میبرم، دوام میآورم تا فردا؟؟؟



بزرگترین راهها ما را به هم نمیرسانند، عشق با قوانین بیگانه است، از بیراهه ها بیا برای دیدن کسی که عمریست دوستت دارد!



تو آسمون نوشته، رو بال هر فرشته، تو مال هر کی باشی، دنیا واسش بهشته



نمیدانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند، مثل آسمانی که امشب می بارد، و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش میدهد



نمیخواهم برگردی، این را به همه گفته ام حتی به تو، به خودم اما نمیدانم چرا هنوز برای آمدنت فال میگیرم!!!

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:30
گل یخ زمستان تو هستم / اسیر ناز چشمان تو هستم

مرا پر پر مکن ای دوست / که من مشتاق دیدار تو هستم


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

حافظه‌ام همه چیز و همه کـَــس را فراموش می‌کند

خسته شدم بس که سائیدمش و تو هر بار نمایان‌تر شدی


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در میان دست هایت عشق پیدا میشود / زیر باران نگاهت، نسترن وا میشود

با عبور واژه ها از گوشه ی لب های تو / مهربانی خوب معنا میشود


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من مست غم عشقم با خنده خمارم کن ، صیاد اگر هستی با بوسه شکارم کن


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

غصــه نخــور ؛ كنــار آمـده ام بـا نبـودنت . . . خیلـی كه دلـم بگیـرد ، گریـه میكنـم !

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:30
اگه تو با من بمونی عاشقترینم عزیزم اگه بگی فراد میری امروز می میرم عزیزم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من چقدر غمگین و خستم تو چه خوبی ، خوش به حالت

من چه تنها ، من چه بی کس تو دنبال عشق و حالت

من بدون تو می میرم تو عین خیالتم نیست

تو نمیدونی که بی تو خنده توی کار من نیست !!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یک بار تو هم عزیزم ، بگو کم دوسم نداری غیر از خودم به هیچ کس ، نمیخوام محل بذاری

عشقت ببین عزیزم ، منو تا کجا کشونده بدجور شدم اسیرت ، دیگه دل‌ برام نمونده

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وای که نبودن تو خیلی وقته کرده بیمارم عرض دو ساعت تموم میشه پاکت سیگارم

با اینکه بی تو شبا خوابم نمیبره بیدارم ولی عکستو نکندم هنوزاز روی دیوارم


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

روزایی که دوسم داشتی ولی نه زیادی همون روزایی که جواب منو با نه میدادی

نه از اون موقع یه سرم به دل تنگم نزدی سرت شلوغه خب حق داری زنگم نزنی

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:30
از تموم دردا ، توي سرما و گرما پلي ساختيم ما ، از نم زير زمين ها تا آسمون ها

دستاي ما ، خاليه مغرور اما فدا كرديم ما ، خواب شبا رو واسه آرزو ها


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عشق ،یعنی که تکان خورده و سرپا بشویم زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم

آنقَدَر صبر که شاید علفی سبز شود پای هم پیر شویم و متوفّی بشویم !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نه زمین باش و نه خاک، که تو را خوار کنند / وانگهی ذهن تو را پر ز مردار کنند

آسمان باش که خلقی به نگاهت بخرند / وز پی دیدن تو، سر به بالا ببرند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هر انکه یار خواهد یار بسیار / ولیکن فرق دارد یار با یار

دل من سایه لطف تو میخواست / و گرنه سایه دیوار بسیار


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

رفیق یک دله غمخوار ویار باید ونیست / فغان چه ها که در این روزگار باید ونیست

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:31
انقدر دلم گرفته که دگر نایی نیست، مرحم زخمهایم زخم زده دوایی نیست


دیگر بهار هم سرحالم نمیکند / چیزی شبیه گریه زلالم نمیکند / ای خدا مرا به کبوتر شدن چه کار؟ / وقتی که سنگ هم رحم به بالم نمیکند


چشمان تو رنگ آب بودند، آندم که تو را در آب دیدم، در غربت آن جهان بی شکل گویی که ترا بخواب دیدم


پنجره دلم را بروی تو می گشایم که در این کویر خشک دریایی مواج و عمیقی


آرزو میکنم که فرو افتادن هر برگ پاییزی آمینی باشد برای آرزوهای قشنگت

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:31
روز به خورشید مینازد ، شب به ماه

ما به داشتن عزیزی مثل شما

******************

شنیدی که دلم گفت بمان ، ایست ، نرو!

به خدا وقت خداحافظیت نیست ، نرو!

نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست

گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست ، نرو!

*******************

دوسطط دارم با ط دسته دار ، تا دستش بخوره تو سر هرچی حسوده!

******************

از فراق تو مرا هر نفسی صد آه است ، از تو غافل نیستم ای دوست خدا آگاه است

******************

یک دنیا فدای هرچی دل مهربونه

یک دل فدای اونی که داره میخونه

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:31
تنگی نفست را، نینداز گردن آلودگی، دلت را ببین، کجا گیر کرده...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نه سیب ، نه گندمم است بین من و تــوو

معرفت گمم است بین من و تــوو

این عشق کــه دیگران از او می گوینــد

یک سوء تفاهمم است بین من و تـــوو .!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


شبا فکر و خیال تو چرا خوابم نمی گیره

نه تنها لحظه هام حتی تموم خونه دلگیره

حالا که شب به شب رفت و توام تنهایی سر کردی

توی تنهایی می پوسم نمی ذارم که برگردی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



به لب هایم مزن قفل خموشی که در دل قصه ای نا گفته دارم
ز پایم باز کن بند گران را کزین سودا دلی آشفته دارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


غم به هر جا که رود سر زده آيد به دلم. چه کنم خانه من بر سر راه افتادست

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:31
بازو به دور گردنم از مهر حلقه کن
بر آسمان بپاش شراب نگاه را
بگذار از دریچه چشم تو بنگرم
لبخند ماه را

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود میداند آئین بزرگ كردنت را

یعنی تو بادكنكی و عشق مثله تلمبه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ممنون که نمی پرسی:

حالت چطور است؟

تا مجبور نشوم..

دروغ بگویم که خوبم.!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


درون سیــــنه ام صد آرزو مرد
گل صد آرزو نشکفته پژمرد
دلم بی روی او دریای درد است
همین دریا مرا در خود فرو برد





* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر ماه بودی به صد ناز شاید
شبی بر لب بام من مینشستی
وگر سنگ بودی به هر جا که بودم
مرا میشکستی مرا می شکستی

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:32
کجای قصه خوابیدی

که من تو گریه بیدارم

که هر شب هرم دستاتو

به آغوشم بدهکارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


ای آنکه به جز تو
هوایی به سرم نیست
جز یاد عزیزت
کسی در نظرم نیست
جز یاد عزیزت
کسی همسفرم نیست
مرا یاد دگر نیست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



گوشی رو بردار تا بگم دلم بازم تنگه برات!
بذار هوای خونه مون، تازه شه از رنگ صدات!
یه تلفن گریه دارم! یه عالمه حرف حساب!
خودت بگو که این سوال، تا کی می مونه بی جواب؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


شادم که هم چو شاخه خشکی باز در شعله های قهر تو می سوزم
گویی هنوز ان تن تب دارم کز افتاب شهر تو می سوزم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

و کلمه به کلمه حرفهای من

گامم های بلنــد مردیست ..

کــه واژه های غرورمم راا لگــد کرده است.!.

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:32
دوستت دارم

شاهدی ندارم

جز

کوچه پس کوچه های خلوتِ

دل!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


جنگِ بینِ من و تو

خیلی وقتِ پیش

باید به پایان می رسید

اگر

چشمانت

آتش بیارِ معرکه نمی شدند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اشک هایی نریخته دارم و تو

آن اندوه، آن سوگ عظیم باش

که نهفته ترینِ بغض ها را

می ترکاند...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



می گویند سرنوشت آدم به نامش بسته است

کاش مادرم مرا تو می نامید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

با تو زمستان هم

لحظه ها شکوفه می زنند


انگار که هر ثانیه آغاز بهاری است


برای رسیدن به " تو "

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:33
تمام واژه ها را کنار گذاشتی

و من هنوز پی لحظه ای می گردم

که قفل لبانت

تاب کلمات را ندارد...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


پیچک نگاهم
دزدانه تا پشت پنجره ی
اتاق تو
بالا آمده
به کجا خیره شده ای!
باران که بگیرد
تمام پنجره پر از پیچک خواهد بود.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از تو به عشق رسیده ام

به سان مسافری

که ناگهان

به مقصد می رسد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


مگر با باد نسبتی داری؟... چقدر شیبه تو یک لحظه آمد مرا پیچاند و رفت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دیگر نکنم ز روی نادانی قربانی عشق او غرورم را
شاید که چو بگذرم از او یابم آن گم شده شادی و سرورم را

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:33
آری آغاز دوست داشتن است گر چه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیند یشم که همین دوست داشتن زیباست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دیشب در جاده های سکوت در ایستگاه عشق هر چه منتظر ماندم

کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد و من تنهاتر از همیشه به خانه بر گشتم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چراغ دل تاریکم از این خانه مرو

آشنای تو منم بر در بیگانه مرو

شمع من باش و بمان نور ز تو اشک ز من

جانفشان تو منم در بر پروانه مرو

سوختی جان مرا آه مکن اشک مریز

از بر عاشق دلداده غریبانه مرو . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بیهوده در اضطراب ماندیم همه

در تاب و تب و عذاب ماندیم همه

این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد

عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



جانا ز دست عشق تو ، یک دم نباشد راحتم

هر شب خیالت را کشم ، ای ماه تابان در برم

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:33
دلتنگ که باشی هیچ کس جز دلدار به دادت نمی رسه ، دلداده ی دلتنگیاتم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


تو با آواز خود شب را شکستی

ولی من بی دریچه مانده ام باز

هوای پر زدن هایم کجا رفت ؟

ز یاران باز هم جا مانده ام باز . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عشق

همچون نسیم می وزد

شادمانی کن

و تن به آن بسپار

و هنگامی که می رود

تنها بگو :

خدا نگهدار ...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



آنگاه که آوار تنهایی روحت را در هم شکست ، گوشه ی قلبت را بنگر ، من آنجا به انتظارت هستم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ترسم که تو هم یار وفادار نباشی

عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم

تو از دل من هیچ خبر دار نباشی . . .

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:33
به من نگو نمی خوام اسمی ازت بیارم

هر چی که بود تموم شد نگو دوست ندارم

همش نگو نمی خوام به پای تو بسوزم

من اشتباه کردم عاشقتم هنوزم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


بی پنجره ای ، غریبه ای در وهمی

عشق است اگر از آن نداری سهمی

فهمیدن عشق عاشقی می خواهد

یک روز بزرگ می شوی می فهمی . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


من و شب یاس و ستاره

منتظر بی تو می شینم

تو دیگه برنمی گردی

اینو از اشکات می خونم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



از آدما دلم شکست واسه همیشه

دلم می خواد دعا کنم اما نمی شه


دوسش داشتم دوسش ... قد نفسهام

بدون اون نمی تونم من خیلی تنهام



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



کاش میشد در سایه ی مژگانت ، لحظه ای به تماشای دریای خوشرنگ چشمهایت می نشستم . . .

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:34
نازنین بدون تو دنیا رو باور ندارم

با تو از رمز طلسم قصه سر در میارم

لحظه ی سقوط من دست تو مثل معجزه اس

شب میترسه از خودش وقتی میگم دوست دارم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


زندگی ابرهایی است با نام وفا

میریزد به جویی به نام صفا

میرود به رودی به نام عشق

میرسد به دریایی به نام وداع . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سلام سلام موش موشی/ نیستی کجایی کوشی/ دلم شده قلمبه/ نکنه تویی که توشی.

* * * * * ** **** * * * * ** * * * ** * ** * *

مشترک گرامی!
بدلیل بدهی قبلی ، هرجا که گیرت بیارم… میبوسمت!

**** * ** * ** * ** ** **** * ** * * ** * **

یک شاخه گل از بهار قالی بفرست
از باغ و بهار ، شور و حالی بفرست
از بی خبری خسته شدم درکم کن
یک نامه که نه ، پیام خالی بفرست

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:39
غريبانه در سکوت سهمگين نامت را بر حاشيه ي قلبم حک کردم تا با هر ضربانش بگويم دوستت دارم ، هيچوقت تو و محبتهايت را از ياد نمي برم


******************



هيچ ثروتي بالاتر از مهرباني نيست ، يادت باشه خيلي ثروتمندي

******************


تمام دارايي من رنجي است که از دوري تو ميکشم


******************



تو خودت قشنگترين شعر و غزل ، ترانه اي / واسه زندگي کردن جز تو ندارم بهانه اي


******************


زندگي بايد کرد / گاه با يک گل سرخ / گاه با يک دل تنگ / گاه بايد روييد در پس اين باران / گاه بايد خنديد بر غمي بي پايان


******************

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:39
بی تو آغاز می کنم من روزهای زرد را / اشک و آه و ناله ها و درد را
می نویسم بی تو بودن های من پایانم است / بی تو حامل می شوم اندوه و اشک سرد را . . .

.
.
.





دلتنگ که باشی هیچ کس جز دلدار به دادت نمی رسه ، دلداده ی دلتنگیاتم . . .
.
.
.
تو با آواز خود شب را شکستی / ولی من بی دریچه مانده ام باز
هوای پر زدن هایم کجا رفت ؟ / ز یاران باز هم جا مانده ام باز . . .
.
.
.





وصل تو کجا و من مهجور کجا / دردانه کجا ، حوصله ی مور کجا
هرچند ز سوختن ندارم باکی / پروانه کجا و آتش طور کجا . . .
.
.
.





آنگاه که آوار تنهایی روحت را در هم شکست ، گوشه ی قلبت را بنگر ، من آنجا به انتظارت هستم . . .

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:53
دلم براي ديدنت ، چه عاشقانه لک زده / بلور قلب عاشقم ، ز دوريت ترک زده


******************


تو آفتاب مني من گياه رنجورت / بتاب بر من عزيزم فداي آن نورت / بيا وجود مرا ذوب کن در آتش خود / ببر مرا ببرم تا کرانه ي دورت


******************


پناهي نيست جز آوار / رفيقي نيست جز ديوار / کجايي اي چراغ عشق / منو از سايه ها بردار




******************
آسمان کوچک من همه شب بارانيست / همه شب در تب چشمان ترم مهمانيست / شکوه از فاصله ها نيست که از قلب من است / غم و اندوع دل عاشق من پنهانيست


******************


پيش هم بودن اگر ديروز ها لطفي نداشت / ارزش ديروز را امروز باور ميکنيم


******************

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:53
ترسم که تو هم یار وفادار نباشی / عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی
من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم / تو از دل من هیچ خبر دار نباشی . . .
.
.
.
بی پنجره ای ، غریبه ای در وهمی / عشق است اگر از آن نداری سهمی
فهمیدن عشق عاشقی می خواهد / یک روز بزرگ می شوی می فهمی . . .

.
.
.
کاش میشد در سایه ی مژگانت ، لحظه ای به تماشای دریای خوشرنگ چشمهایت می نشستم . . .
.
.
.
نازنین بدون تو دنیا رو باور ندارم / با تو از رمز طلسم قصه سر در میارم
لحظه ی سقوط من دست تو مثل معجزه اس / شب میترسه از خودش وقتی میگم دوست دارم . . .
.
.
.
زندگی ابرهایی است با نام وفا / میریزد به جویی به نام صفا
میرود به رودی به نام عشق / میرسد به دریایی به نام وداع . . .

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 16:53
در مرام ما نباشد جز وفاداري دوست / جان دهيم بهر رفيقي که وفاداري در اوست



******************

من آنقدر دوستت دارم که اگر از پريشاني يک لحظه دوست داشتنم آگاه بودي ، تمام لحظه هاي عمرت برايم مي گريستي


******************

با جمله ي رندان جهان هم کيشم / خيام ترانه هاي پر تشويشم / انگار شراب از آسمان مي بارد / وقتي که به چشمان تو مي انديشم

******************


آموخته ام که وقتي نااميد ميشوم ، خداوند با تمام عظمتش ناراحت ميشود و عاشقانه انتظار ميکشد که به رحمتش اميدوار شوم



******************
اگر با آتش عشقت مرا بسوزاني باز هم با خاکسترش خواهم نوشت دوستت دارم

******************


عاشقانه دوستت خواهم داشت بي آنکه بخواهم دوستم داشته باشي و عاشقانه در غمت خواهم مرد بي آنکه بخواهم در مرگم اشک بريزي

******************

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 20:31
آرامش يعني اينکه هميشه ته دلت مطمئن باشي يه خونه ي گرم ، راحت و بدون همسايه داري


******************

نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم مرداد 1389 توسط گروه سایت های گیتا | 1 نظر اس ام اس عاشقانه
هميشه واسه گلي خاک ميشم که اگه به آسمون رسيد ، بدونه ريشه اش کجاست

******************



فداي اون مهر و وفات / دلم شده تنگ برات / چطور بگم ؟ باور کني ! / چقدر عزيزي تو برام

******************

آسمان را بي ستاره ، دريا را بي موج ، ديده را بي اشک ، لب را بي خنده و زندگي را بي تو دوست ندارم اي بهترينم



******************

سرچشمه ي عمر آدمي يک نفس است / آن هم فداي يک هم نفس است

******************

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 20:32
رفتن هميشه راه نيست / وقتي که سينه اي پر آه نيست / شکستي تو دل من / آيا اين گناه نيست ؟


******************



اگه نگي ديوونه ام / تويي فقط بهونه ام / براي يک حس عميق / تو اين دنياي نارفيق


******************



بزار بگم دوست دارم / ساده و راحت و بلند / آخه هميشه دوري ها / از توي سکوت مياند




******************

عشق يعني رفتن از شهر بهار / با دو چشم تر به سوي روزگار / عشق يعني بي وفايي هاي يار / عشق يعني سالها در انتظار


******************



درسته دلت از سنگه ولي اشکال نداره ، آخه من هنوز بت پرست موندم


******************

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 20:32
اگر درياي دل آبيست ، تويي فانوس شبهايش / اگر حرفي زدم از کل ، تويي مفهوم و معنايش


******************



بسوزد خانه ي ليلي و مجنون / که رسم عاشقي در عالم انداخت / اگر ليلي به مجنون داده ميشد / دل هيچ عاشقي رسوا نميشد


******************


سايه ها محصول پشت کردن ديوارها به آفتابند ، گستاخي ديوارها را تقليد نکنيم تا آفتابي بمانيم



******************


دم به دم ساعت به ساعت يادتم / گر خوشم با ناخوشم در هر دو حالت يادم

******************



ناز لبت چشيده ام ياد شکر نمي کنم / تا تو فرشته ي مني ياد دگر نمي کنم


******************

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 20:32
شانه هايت را براي تکيه انتخاب کردم ، تو پناه مني در لحظه هاي بي قراريم ، در عبور بادهاي خزان ، روي باغ شانه هايت هر وقت اندوهي نشست در حمل بار غصه ات با شوق شرکت مي کنم


******************


ما غصه خور تلخي فرياد شماييم / شاديم در آن لحظه که در ياد شماييم



******************


اي داد از اسيري که از ياد رفته باشد / در دام مانده باشد ، صياد رفته باشد

******************



زير پر نور ترين ستاره هاي آسمان کوير هم ، تو همچنان درخشان تري

******************


اگر ديدي دلي تنها نشسته / ميان رنج غم ها تک نشسته / نگو آن دل چرا تنها نشسته / بدان که دوريت آن را شکسته

******************

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 20:33
قلمي خواهم ساخت از ني باغ بهشت ، جوهر از شيشه ي ذات ، کاغذ از صفحه ي دل ، نور از شمع حيات ، تا نويسم همه جا ، نام زيباي تو را


******************



گرچه يوسف را عزيز مصر با درهم و دينار خريد / من تو را با نقد جان و دل خريدارم


******************


به کوتاهي لحظات با هم بودن منگر ، به وسعت لحظاتي نگاه کن که به يادت هستم


******************


هرچه هستم هرچه هستي ، توي قلبم ريشه بستي / هرچه باشم هرچه باشي ، نميشه ازم جداشي


******************


قسم خوردم هميشه با تو باشم / در اين دنيا فقط مال تو باشم / اگر ماندي در اين دنيا عاشق / من هم به خاطر تو زنده باشم

******************

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 20:33
صد بهارانم بي تو سخت تر از يک زمستان است

******************




خواندمت گل تا بداني از هزاران گل سري / يک جهان گل ديده ام اما تو چيز ديگري

******************


دل نزد تو است اگرچه دوري ز برم / جوياي تو ام اگر نپرسي خبرم / خالي نشود خيالت از چشم ترم / در قلب مني اگرچه جاي دگرم


******************


بيب بيب برو کنار ، اين اس ام اس يه بار بوسه داره ، برو کنار خيس نشي


******************


خاکستر مي گويد آتش را مي توانم ببخشم ولي تبر را هرگز


******************

MAMAD*50 CENT
11-05-2014, 20:33
دلم تنهاي تنهاست ديگه از همه سيره / ولي با همه درداش براي تو ميميره

******************



مثل باران خاطراتت ماندنيست / لحن پر مهر صدايت خواندنيست / گرچه ما اندک زماني در کنارت بوده ايم / تا ابد مهر و وفايت ماندنيست


******************



هر شب که انتظارت را مي برم به روز / شرمنده ام که بي تو نفس ميکشم هنوز


******************



ثانيه ها مي گذرند ، چشم به ساعت دوختم ، تو در يک قدمي من از من فرسنگ ها دوري ، کاش مي توانستم گامي بردارم


******************


به لبخندي مرا از غم رها کن / مرا از بي کسي هايم جدا کن / اگر مردن سزاي عاشقان است / براي مردنم هر شب دعا کن


******************

LIDA
12-05-2014, 18:12
اولین روز باراني را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و به شالاپ شلوپ‌های گل آلود عشق ورزیدیم.

*****

دومین روز باراني چطور؟
پیش‌بینی‌اش را کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی می‌کردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود

*****

سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکند
حوصله نداشتی سرما بخوری
چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد

*****

و چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی
و مجبور بودیم برای اینکه پین‌های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برویم

*****

فردا دیگر برای قدم زدن نمی‌آیم.
تنها برو!

ALI
13-05-2014, 07:42
در ابی ترین نقطه چشمانت عشقیست که صداقت از ان جاریست انجا خدا را عاشقانه میتوان دید


در خوشبختی دوستانمان ما رو می شناسند ولی در بدبختی ما دوستانمان رو می شناسیم


ما كه همسایه اشكیم ولى با دل تنگ ..... گر لبى خنده كند یاد شما مى افتیم


عشق یعنی سکوت دو نگاه / خنده ات از عشق لبریز ، اما بی صدا . . .


زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست و دلم بس تنگ است بی خیالی سپر هر درد است باز هم می خندم آن قدر می خندم که غم از روی رود

MEMAR.Z
13-05-2014, 12:14
رفت و مرا جا گذاشت

میدانم با او خوش است اما من بی او …

بگذریم !




دلم گرفته مانند مادری که

ساک ورزشی پسرش بوی ۲سیب میداد




این روزها تلخم

دست برداشته ام از توجه بی وقفه به حضور آدمها

پرهیز میکنم از ثبت حضورهایی که ماندگاری ندارند

این روزها تلخ تر از همیشه از همه آدمها بریده ام !




درد دارد “امروز” حرفی برای گفتن نداشته باشی

با کسی که تا “دیروز” تمام حرف هایت را فقط به او می گفتی !

حوا بودن تاوان سنگینی دارد وقتی آدم ها برای هر دم و بازدم به هوا نیاز دارند




چه معادله ی نابرابری وقتی من

برای دیدنت چشمانم را میبندم و تو برای ندیدنم !

MEMAR.Z
13-05-2014, 12:15
روزگار عجیبیست

من معتاد تو شده ام و تو مرا ترک میکنی !




درد من این است که

درد تو را نمی فهمم !




ملوانان هر روز نفرینم می کنند

از آن لحظه که دل به دریا زدم

دریا رنگ آرامش به خود ندیده است !




حال مرا گرفت آینده ای که بی تو گذشت…




از وقتی که اومد

درگیرِ رفتن بود !

MEMAR.Z
13-05-2014, 12:15
مثل خیلی از عاشق ها از تو یادگاری دارم

ولی یادگاری من با بقیه فرق دارد

یادگاری من از تو ، سینه ای پر از درد است !




به شانه ام زدی

تا برگشتم رفته بودی

بی انصاف به یاد آوردن تنهایی ام شوخی قشنگی نبود !




ما که وزنی نداریم ؟!

خدایا پس چرا به دل دیگران سنگینی میکنیم ؟




اگر خوبان عالم جمع باشند

یقینا نزد من تو بهترینی

اگر از خوبترها حلقه سازند

تو در آن حلقه میدانم نگینی !




در ورق زمان نوشته ام :

به یادت میمانم حتی اگر هزار صفحه از تو دور باشم !

MEMAR.Z
13-05-2014, 12:16
خدا یه دل بهت بده اونقدر بزرگ که

پر بهانه ترین بهونه دنیا غمگینش نکنه !




شاهرگم قید توست

بزنم میمیرم …




تمام غمهایت را میخرم

تو فقط صدای خنده ات را به کسی نفروش !




میگن هرکی دلش خوشه دنیاش هم خوشه

دلم فدای دنیایی که دلش به دلخوشی تو خوشه !




سخت ترین کار دنیا حرف زدن از توست

تویی که اصلا حرف نداری !

MEMAR.Z
13-05-2014, 18:08
گفته بودی پاییز که تمام شود

به سراغ رویاهایم می آیی

تا دلت را پیشکش عاشقانه هایم کنی

من جوجه هایم را شمرده ام

ببین … تو نیامدی







حــال ِ مــن خــوب است امــا عــالی می شــوم وقــتی کــه تــــو…

با نگــرانی در آغوشــم می گــیری و می گویــی :

نــه عــزیزم ، تو خــوب نیســتی …







دِلـــم چـِـه کــودکــانــه بَهــانــه ی تــو را می گیـــرد

امـــا تــو بـــزرگـــانــه بِــه دِل نگیـــر

فقـــط بگــــو : کــــودکـــ است نـِـمی فهمــد






هیچ چیز دلنشین تر از این نیست که مدام نامت را صدا بزنم

با یک علامت سوال … ؟

و تو با حوصله جواب بدهی جـــــــــــون ِدلــــم ؟







شب که می شود

نبودن هایت را زیر بالشتم می گذارم

و شجاعتم را زیر سوال می برم

دوام می آورم تا فردا ؟

MEMAR.Z
13-05-2014, 18:08
متنفرم از تمام قهوه های تلخی

که تو را قسمت فالـم نمی کند







بغض که کنم

حتی اگر دنیا را هم بیاورن

چیزی بجز آغوش او آرامم نمی کند







بــــــهانه گـــــــیر زبــــــــــان نفهم

دلـــــــــــم را مـی گویـــــــــــــم

آخــــــــر تــــو را از کـــــــجا برایش بـــــــــیاورم







همه ی کارهایت را بخشیدم

جز آن تردید آخر هنگام رفتنت

که هنوز مرا به برگشتنت امیدوار نگه داشته







مهم نیست عمر کوتاه باشد یا بلند

مهم ، نفس هایی ست که با تو کوتاه و بی تو بلند کشیده می شود

MEMAR.Z
13-05-2014, 18:09
چقدر صدای تیک تاک ساعت دلخراش است

وقتی تو یک ثانیه هم در کنارم نیستی







می گویند هر سن و سالی که داشته باشی

اگر کسی نباشد که با یادش ، چشمانت از شادی یا غم پر اشک شود

هرگز زندگی نکرده ای و من این روزها زندگی می کنم . . .







بیهـــــودِه نَـقّـــاش بــــــودِه ام ایـن هَمِـــــﮧ ســـــال . . !

بِـــــﮧ چَــــــــشم هــایَت ڪِـــــﮧ می رِسَـــــم

قَلَـــــــم مــــوهـــا خـــــیس می شَــــوَنــد

بِـــــﮧ لَــب هــایَت ڪِــــﮧ می رِسَـــــم ،

دَستَــــــم می لَــــــرزَد . . .

رَنـــگــ هــــا می گــُــــریـــزَنــــد

وَ قــاب هـــای خـــــالی

تَنـــــهـا . . . نَبــــودَن تـــــو را

بِـــــﮧ دیـــــوارِ زِنـــدِگـــــی ام می ڪـــــوبَنــــــد






در صدا کردن نام تو

یک کجایی پنهان است

یک کاش می بودی

یک کاش باشی







بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه

بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

MEMAR.Z
13-05-2014, 18:09
دیـالوگِ همیشه یـک نفـره ام را

هـی مـرور میکـنم تا وقتی به چشم هایت میرسم حرفی برای گفتن داشته باشم

اگــر انگشت های هیــس دوبـاره ژسـت عــاشقانه ام را به هـم نزنند







ته فنجان قهوه ام

کف دستم

یا پیشانی ام را ببین

چیزی نمی بینی؟

مثلا خطی

حرفی

یا چیزی که بتوان تو را

به من نسبت داد ؟







بعضی ها را هرچقدر هـم که بخواهی تمام نمی شوند

همش به آغوششان بدهکار می مانی

حضورشان گـرم است

سکوتشان خالی می کند دل ِآدم را

آرامش ِ صدایشان را کم می آوری !

هر دم هر لحظه کم می آوریشان

آخ که چقدر کم دارمت







نگاهم بیقرار هجوم قدم های توست

و تو با خبری

اما هرگز از جاده ی دلم گذر نمی کنی







بی تو

حتی باران هم

بوی تشنگی می دهد

گـاهــــی لال مـــی شود آدم

حـرف دارد

ولـــی کلمه نـدارد …

MEMAR.Z
13-05-2014, 18:10
خاک بر سرِ تمامِ این کلمات
اگر تو از میانِ تمامشان
نفهمی من دلتنگم . . . !
.
.
.
میـــــــ ـان دِلتَنگــــــی هایَــــــم باشــ ـــــــ تا فَراموشَـــ ـــت نَکُــــــنَم…
تا بــــه یاد داشـــ ـــته باشَمَـــــت…
تا بویَـــ ــــت را حِــس کُنَـــــــم…
تا بِــــــ ـدانَــــم که هَستـ ـــــی…
تَـــــــ ـمامِ دُنیـــ ــــام قَلبَــــمه…
دنیـــ ــــام باشــــ ـــه واسه تــ ـــــــو…
تا بِدانــــ ـــی میانِ ثانیــــ ـــه هایِ دِلتَنگیـــــهامـــ تــــــو وجــــــ ــــود داریــــ ـــ….
فَــقَط تـــ ــــو
.
.
.
رسم ” خوب ” ها همین است
حرف آمدنشان شادت می کند
و حرف رفتنشان با دلت چنان می کند
که هنوز نرفته،
دلتنگشان می شوی . . .
.
.
.
آرام بگیر دلم …
تنگ نشو برایش …
مگر نشنیدی جمله ی آخرش را !
“چیزی بینمان نبوده”
.


دلتنگی
.
وزن دار نمے گویم
قافیہِ هم نمے گذارم
بے پرده و رک مے گویم
دلتنــــــگم

MEMAR.Z
13-05-2014, 18:10
نه توان خواستن دارم
نه
توان
فراموش کردن
سهم من از تو چیست؟
فقط
“دل تنگى”
.

.
از خلاصه ی روز های انتظار،
که می‌‌دانم حوصله به خرج نمی‌‌ دهی‌ تا تمامی حرف‌هایم را بشنوی !
فقط این را می‌‌گویم :
دلتنگی‌ ام آنقدر بزرگ شده است که اگر ببینی‌ شاید نشناسی . . . !
.

.
گنـاه ِ ڪیستــــــــــ ؟!
حاבِثـﮧ ـها ؟
فاصِلــﮧ ـها ؟
פֿاطِره ـها ؟
جاבه هاے ِ בور و בراز ؟
یــــا
בل ِ مـَטּ ؟ … ڪـﮧ برای تو تَنگ شـُבه است !
.
.
.
دلتنگــــــــــی
خیابــــــــــان شلوغی است ک تودرمیانه اش ایســــــــــتاده باشی،
ببینی می آیــــــــــند،ببینی میرونــــــــــد وتوهمچنان ایستــــــــــاده باشی…
.
.
.
اینکه دلم تنگ می شود پلان به پلان ،
نفس به نفس برایت تراژدی نیست …
قلب من مقتول فیلم نامه است ،
شخصیت اصلی که تویی !

MEMAR.Z
13-05-2014, 18:11
کفشهایم که جفت میشوند دلم هوای رفتن میکند ؛
چه کودکانه دل من تنگ میشود بی آنکه بدانم چه کسی دلتنگ من است !
.
.
.
دلتنگی هایم را نشاندم روی دوش بادبادک و فرستادمشان به آسمان …
دارد باران می بارد !
.
.
.
لتنگت می شوم و چشمانم را روی هم می گذارم
بلکه یادت را فراموش کنم …
تو بگو دلکم مگر می شود یک دنیا را فراموش کرد ؟
.

.
حوصله خواندن ندارم
حوصله نوشتن هم ندارم
این همه دلتنگی دیگر نه با خواندن کم می شود نه با نوشتن …
دلم تو را می خواهد !
.
.
.
دلم برایت تنگ‌ شده است
قدِ یکی از سه نقطه های آخرِ نوشته هایم …

MEMAR.Z
13-05-2014, 18:11
پرستو ها چرا پرواز کردید

جدایی را شما آغاز کردید

خوشا آنانکه دلداری ندارند

به عشقو عاشقی کاری ندارند







خداحافظ برای تو رهایی

برای من فقط درد جدایی

خداحافظ برای تو چه آسان

ولی قلبم ز واژه اش چه سوزان







خداحافظ طلوعم خداحافظ غروبم

خدا حافظ تو ای تنها امیدم







خدانگهدار عزیزم اما نمی شه باورم

توی چشام نگاه نکنی این لحظه های آخرم

آخه چطور دلم بیاد چشماتو گریون ببینم







می رم ولی این و بدون

چشم انتظارت می شینم

می رم ولی گریه نکن

نذار از عشقت بمیرم

می رم تو اوج بی کسی

با عکست آروم بگیرم

MEMAR.Z
13-05-2014, 18:12
می رم ولی بدون یکی

خیلی تو رو دوست داره

یکی که از دوریه تو

سر به بیابون می زنه







خدانگهدار عزیزم

دارم می رم از این دیار

اینجا کسی منو نخواست

تو هم منو تنها بذار







ای که از اول جاده

به سکوت شدی گرفتار

منو از خاطره کم کن

تا ابد خدا نگهدار







می‌روم شاید کمی حال شما بهتر شود

می‌گذارم با خیالت روزگارم سر شود

خدا حافظ برای همیشه







پایان راه کاملاً پیداست

می دهم قابش کنند

کنایه هایت را به رسم یادگاری

و به همان دیوار می آویزمش

جای همان دستخط تماشایی

MEMAR.Z
13-05-2014, 18:12
برو ای خوب من هم بغض دریا شو خداحافظ

برو با بی کسی هایت هم آوا شو خداحافظ

تو را با من نمی خواهم که ما معنا کنم دیگر

برو با یک من دیگر بمان ما شو خداحافظ







قصه به پایان رسید و من همچنان

در خیال چشمان سیاه توام که داده فریبم

قصه به پایان رسید و من هنوز

بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم







نمی تونم ببخشمت دور شو برو نبینمت

تیکه ای بودی از دلم گندیدی و بریدمت







از تو تنها یک حس مانده با من امشب

که تو را گم بکنم پیش بیهودگی احساسم

آخرین بار سلام

آخرین بار خدا حافظ







خداحافظ همیشه سخت ترین کلمه است برای بازگفتن

بر لب که بیاید دیگر باید رفت !

می روی ؟

MEMAR.Z
13-05-2014, 18:12
و من از تو جدا ماندم

ولی ای کاش می مردم

برو دیگر که دل از غم رها کردم

خداحافظ

خداحافظ که دیگر بر نمی گردم







باشد می روم

اما چمدانم را با خود نمی برم

روزهای بی تو بودن به اندازه ی کافی سنگین است






جدایی هزار لیلی و مجنون دارد

جدایی بسی دل پر ز خون دارد

عاشق یک آرزو دارد جدایی

جدایی ولی بسیار عاشق دارد







جدایی طعم شیرینی ندارد

ولیکن چاره ای در سر نهان نیست

جدایی آسمان ها گریه دارد

ولی افسوس کان را آسمان نیست







به سرنوشت بیندیش که چگونه تصویر گر جدایی هاست

برمن خرده مگیر چراکه جبر زمانه از آغاز هر زمانه از آغاز هر سلامی بدرود می رسد

خدا حافظ

MEMAR.Z
13-05-2014, 18:13
خدا حافظ تو ای تنها سلام من

خداحافظ طلوع من غروب من

خداحافظ تو ای محبوب خوب من







گفتی خداحافظ

گفتم نمی خواهی مرا؟ باشد نخواه

اما ای کاش می گفتی چرا؟







از دست دادمت به راحتی یک نفس

به آسانی یک پلک

سخت ست ولی انگار باید بگویم خداحافظ

ای تمام آن چه دارای ام بودی در این روزگار سخت خداحافظ







ببین مرا چه گونه جادو کردی ؟

هنوز هم نمی توانم آن گونه که بودم باشم

هنوز هم نمی توانم مدت ها بعد از نبودنت

انسان دیگری را آنگونه که تو را ساختم برای خود بسازم

سخت ست اما خداحافظ







روزی مخاطب تمام جملاتت من بودم

نمی دانی چه درد سختی است خلع مقام شدن‏

LIDA
14-05-2014, 08:09
دوستت ندارم به اندازه ی اقیانوس، . چون یه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازی خورشید، . چون غروب میکنه . دوستت دارم . به اندازی روت که هیچوقت کم نمیشه


گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم

=======================

برای آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنیم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو

=======================

عشق یعنی خون دل یعنی جفا عشق یعنی درد و دل یعنی صفا عشق یعنی یک شهاب و یک سراب عشق یعنی یک سلام و یک جواب عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز عشق یعنی عالمی راز و نیاز

=======================

به روی گونه تابیدی و رفتی مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستی ام نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی

LIDA
14-05-2014, 08:09
نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن

=======================

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم

=======================

آفرینش روز و شب، زیبایی زمین و کهکشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاکی از وجود پروردگار یکتاست، پس از او اطاعت می کنیم، چون او معین کرده که مرگ آغاز جاودانه هاست.

=======================
می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم

=====================

خواب ناز بودم شبی.... دیدیم کسی در میزند.... در را گشودم روی او ...دیدم غم است در می زند... ای دوستان بی وفا...از غم بیاموزید وفا..غم با آن همه بیگانگی..... هر شب به من سر می زند

LIDA
14-05-2014, 08:10
هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند


بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم

=======================

خوشبختی مثل یه پروانه است . وقتی دنبالش می‌دوی پرواز می‌کنه اما وقتی وایسی میاد رو سرت میشینه

=======================

من همه ی قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اونم از غصه ی توست

=======================

سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا

LIDA
14-05-2014, 08:10
تو بارانی من باران پرستم تودریایی من امواج تو هستم اگرروزی بپرسی باز گویم: تو من هستی و من نقش تو هستم

=======================

طبق قانون بقای شادی هیچ شادی از بین نمیره؛ بلکه فقط از دلی به دلی دیگه جابه جا می‌شه

=======================

اگرکسی واقعا کسی رو دوست داشته باشد بیشتر از اینکه بهت بگه دوست دارم میگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش

=======================

وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن

=======================

عیب جامعه این است که همه می خواهند آدم مهمی باشند و هیچ کس نمی خواهد فرد مفیدی باشد

LIDA
14-05-2014, 08:11
ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را/ اینگونه به خاک ره میفکن ما را/ ما در تو به چشم دوستی می بینیم/ ای دوست مبین به چشم دشمن ما را

رسم زمونه : تو چشم میذاری من قایم میشم .........اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی

======================

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

======================

عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود

======================

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم

======================
می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی

LIDA
14-05-2014, 08:11
غیر از غم عشق تو ندارم , غم دیگر شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر

=====================

زدرد عشق توبا کس حکایتی که نکردم چرا جفای تو کم شد؟شکایتی که نکردم !!!

=====================

گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نیست بگو راست بگو

=====================

گر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند حاشا که مشتری سر مویی زیان کند

=====================

تو را برای وفای تو دوست می دارم******وگرنه دلبر پیمانه شکن فراوان است

LIDA
14-05-2014, 08:18
من برای سال ها مینویسم ......
سال ها بعد که چشمان تو عاشق میشوند.......
افسوس که قصه ی مادربزرگ درست بود......
همیشه یکی بود یکی نبود


پادشاه قلبم , با تو من خوشبخت ترین پرنسس روی زمینم....اما بی تو همون سیندرلای کفش کتونی می مونم

بارون نمیشم که نگی با چه منتی خودشو به شیشه می کوبه تا نیم نگاهی بیندازم ابر میشم که از نگرانی یه روز بارونی هر لحظه پنجره رو بگشایی و من رو تو آسمون نگاه کنی

از همه چیز گذشتن و به همه چیز رسیدن مهم نیست . مهم از چه گذشتن و به چه رسیدن است.


دلا یاران سه قسم اند گر بدانی زبانی اند و نانی انـد و جـانی به نـانی نان بده از در برانـش تو نیـکی کن یه یاران زبـانی ولیـکن یـار جـانی را نگهدار به پـایش جـان بده تا می توانی.

LIDA
14-05-2014, 08:18
فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی
دلتنگیست.

اگه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون یا از پشت گرفتتت .. یا همون لحظه پرواز رو یادت می ده


هرگز حسرتی در هیچ کجای دنیا این چنین یکجا جمع نمی شود که در همین سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد ...


انسان همچون رودخانه است . هر چه عمیق تر باشد ، آرام تر و متواضع تر است.


برو تو میکروسکوپ نگاه کن
نگاه کن
سر کاری نیست،
نگاه کن
.خوب دقت کن ¤ دیدیش،اون دل منه که برات یه ذره شده!!

LIDA
14-05-2014, 08:21
به این غروب غریبم بخند حرفی نیست طلسم اشک مرا با فریب دزدیدند تو هم برای فریبم بخند حرفی نیست.


کاش گناهی کنم که مجازاتش تبعید به قلب تو باشد.


وقتی دلت گرفت بشین به اندازه تمام دلتنگیات گریه کن . برای اینکه کسی اشکاتو نبینه ماهی کوچیکی شو و به ته دریا برو . دیگه نه کسی صداتو می شنوه نه کسی اشکاتو می بینه . حالا فهمیدی چرا اب دریا شووره؟


نا کرده گنه در این جهان کیست بگو آنکس که گنه نکرد و چون زیست بگو من بد کنم و تو بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست بگو.


خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من....ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت.

LIDA
14-05-2014, 08:21
به این غروب غریبم بخند حرفی نیست طلسم اشک مرا با فریب دزدیدند تو هم برای فریبم بخند حرفی نیست.


کاش گناهی کنم که مجازاتش تبعید به قلب تو باشد.


وقتی دلت گرفت بشین به اندازه تمام دلتنگیات گریه کن . برای اینکه کسی اشکاتو نبینه ماهی کوچیکی شو و به ته دریا برو . دیگه نه کسی صداتو می شنوه نه کسی اشکاتو می بینه . حالا فهمیدی چرا اب دریا شووره؟


نا کرده گنه در این جهان کیست بگو آنکس که گنه نکرد و چون زیست بگو من بد کنم و تو بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست بگو.


خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من....ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت.

MEMAR.Z
14-05-2014, 09:55
یک فنجان درد دل بدون شکر برای تو آورده ام

بنوش تا از دهان نیفتاده

بنوش …







آب در هاون کوبیدن است اینکه من شعر بنویسم و تو فال قهوه بگیری

وقتی آخر همه شعرهای من تو می آیی و ته همه فنجان های تو من می روم …







امشب دلم تو را می خواهد

نشسته روبروی صندلی مقابلم

در سکوت سرد این کافه

تا تو مرا در آغوش کشی …







هوا سرد شده …

نه ! نه …

هوای من سرد شده …

حتی گرفتن فنجان قهوه هم ، دردی را دوا نمی کند …

گرمای وجودت را می خواهم …

چرا صندلی رو به رو خالی ست ؟







در ته فنجان قهوه ام کفش های توست

فقط نمی دانم می آیی یا می روی …

MEMAR.Z
14-05-2014, 09:56
دسته ی کاغذ بر میز در نخستین نگاه ِ آفتاب

کتابی مبهم و سیگاری خاکسترشده کنار ِ فنجان ِ چای از یاد رفته

بحثی ممنوع در ذهن








کام اول و عمیق از سیگار

طعم قهوه تلخ گوشه دنج کافه

بوی برف نو که می بارید

و دست هایی که روی پیانو می رقصید

فرصت عاشقی کردن بود ، جای تو خالی اما …






گاهی اوقات دلم تنگ طمع تلخ اشک هایم می شود

و آرام می بارم و می نوشم …

گویی قهوه ای تلخ از چنس حقیقت می نوشم …

چه کسی می گوید قهوه تلخ است؟

قهوه در برابر روز گار تلخم شیرین ترین نوشیدنی عالم حساب می شود …

قهوه فقط یاداور است …

یاداور لحظات شیرین با تو بودن …

قهوه شیرین است …

خیلی شیرین …







کافه چی بر روی میزها شعر می نویسد

اینجا طعم دلتنگی ها از قهوه هم تلخ تر است … !







کافه را گرد دلتنگی گرفته

صندلی های خالی

فنجان هایی از تنهایی لبریز

MEMAR.Z
14-05-2014, 09:57
نبودنت را غروب های زمستان

در قهوه خانه ی دوری سیگار می کشیدم

نبودنت دود می شد و می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه

بعد تکیه می دادم به صندلی چشم هایم را می بستم

و انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم

تا بیشتر از یادم بروی

نامرد اگر بودم نبودنت را تا حالا باید فراموش کرده باشم

مرد نیستم اما نامرد هم نیستم

زنم و نبودنت پیرهنم شده است







کاش بعضیا

اگه ول می کنن می رن

اگه تنهات می ذارن

نگن که دلیلشون واسه انجام بعضی کارا چی بوده

بذارن همونطور فک کنیم اون کارا رو از روی دوست داشتن

یا اینکه دوست داشتن کاری واسمون انجام بدن انجام دادن

بذارن یه باور خوب خوب ازشون داشته باشیم

یه باور به شیرینیه اولین قهوه

نه به تلخیه آخرین قهوه







قهوه چشمان توست

تیره ، تلخ ، اما آرام بخش و اعتیاد آور







اینایی که از پاییز بد می گن

نرفتن تو حیاط خلوت بشینن یه فنجون نسکافه بخورن

که بفهمن پاییز یعنی چی







دیگر بازی بس است

بیا شمشیر ها را کنار بگذاریم و فنجانی چای بخوریم

اما چرا دستان تو خونی و پشت من می سوزد؟

MEMAR.Z
14-05-2014, 09:59
سکوت می کنم

بگذار حرف ها آنقدر یکدیگر را بزنند تا بمیرند !









برای زندگی کردن بهانه ای نمی خواهم

برای نفس کشیدن تقلایی نمی کنم

و برای گفتن نگفتنی هایم هم چاره ای نمی جویم

سکوت و تنها سکوت!

و دیواری از نشدن و نرسیدن و باز هم سکوت

و قلبی تنها با احساسی عجیب و نگاهی عمیق

با حسرتی همیشگی و آهی تمام نشدنی برای تمام طول زندگی









عشق عجیبی است میان من و او

بودنم در کنارش به شرط نگفتن









سکوت می کنم

و تو از چشم هایم فریاد قلبم را بخون









گاهـــــی ســکــوت یـعـنـــی کــلــی حــرف !

کــه حـــال زدنــش رو نــــداری

مـــی خـــواهــم ســـکــوت کــــنـــم دیـــگــر نـــای حـــرف زدن نــــدارم

MEMAR.Z
14-05-2014, 09:59
باغبان خویش باش

در چهار فصل زندگی انسان

پاییز کمین کرده است







هرگز مغرور نشو

برگ ها وقتی می ریزن که فکر می کنند طلا هستند







کسی که رنگ پریدگی پاییز را دراک کرده باشد

به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد سپرد






مثل درخت باشید که در تهاجم پاییز هرچه بدهد

روح زندگی را برای خویش نگه می دارد







در خراب غفلت آبادیم ما

در خزان زندگی شادیم ما

از بهاران غافلیم و دلخوشیم

همچنان بی حاصلیم و دلخوشیم

MEMAR.Z
14-05-2014, 10:00
وقتی می رفتی بهار بود

تابستون نیومدی پاییز شد

پاییز که نیومدی پاییز ماند

زمستان که نیای باز پاییز می ماند

ترو خدا فصل ها رو به هم نریز و زودتر بیا







اینجا آسمان ابریست

آنجا را نمی دانم

اینجا شده پاییز

آنجا را نمی دانم

اینجا دلی تنگ است

آنجا را نمی دانم







میان همهمه ی برگ های خشک پاییزی

فقط ما مانده ایم که هنوز از بهار لبریزیم







زرد است که لبریز حقایق شده است

تلخ است که با درد موافق شده است

شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی

پاییز بهاری است که عاشق شده است







برای من که دلم چون غروب پاییز است

صدای گرم تو از دور هم دل انگیز است

MEMAR.Z
14-05-2014, 10:00
این هوا

هوای دلگیریست

فصل قلبم پاییزیست

آسمان قلبم ابری است

دلم گرفته

این چه دردیست ؟







بیا ای همنشین سرد پاییز

به آواهای شب هایم درآمیز

بیا ای رنگ مهتاب بلورین

تو شعری تازه در من برانگیز







در ماه مهر بادهای پاییزی

بی مهری را با برگ درختان آغاز می کنند






پاییز غریب و بی رحم

اون همه برگ مگه کم بود ؟

گل من رو چرا چیدی

گل من دنیای من بود







تو آن فرشته ای که وقتی در فصل پاییز راه می روی

برگ درختان انتظارمی کشند

زود تر از دیگری پاهایت را بوسه بزنند

MEMAR.Z
14-05-2014, 10:01
غمگین تر از پاییز

زمستونه که بهار ندیده

اما غمگین تر از او منم که تو را ندیدم







آنان که پاییز را دوست ندارند

نمی دونند که پاییز همون بهاریست که عاشق شده

پاییزتیم







پاییز می آید

زمانی که خاطرات شیرین

گذشته ی خودم را با تو به یاد می آورم

پاییز همچون بهار دل انگیز می شود

بیا و اینک مرا با خود به آن سوی دریاها ببر

شاید دگر برای پیوستن فرصتی نباشد







به که گویم که تو منزلگه چشمان منی

به که گویم که تو گرمای دستان منی

گرچه پاییز نشد همدم و همسایه ی من

به که گویم که تو باران زمستان منی







کاش زندگی در برگ درخت جاری بود

آنگاه تا بهار بود می خندیدیم

و بعد به امید پاییز می نشستیم

MEMAR.Z
14-05-2014, 10:02
نیمکت چوبی کهنه نم گرفته زیر بارون

زیر سقف بی قرار شاخه های بید مجنون

ابر بی طاقت پاییز مثل من چه بی ستارست

مثل من شکسته از این نامه های پاره پارست







مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد

حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد







زیر سایبون چشمات تو شبستون نگاهت

یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتو میگیرم

بین پاییز و زمستون انتظار و نم بارون

میون نامهربونی تا بخوای برات می میرم







پاییز آمدست که خود را ببارمت

پاییز لفظ دیگر من دوست دارمت

بر باد می دهم همه ی بود خویش را

یعنی تو را به دست خودت می سپارمت







پاییزت پر از رگبار آرزوهای قشنگ

اولین لحظه های پاییزت از نم نم باران خوشرنگ

و من آرزومند آرزوهایت

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:23
اين عشق است که ميسازد و مي سوزد و شايد ترانه ايست که هردم آوايش در دل جاريست ، ليکن هرچه هست زيباست
******************



اگر تنها گناهم دوست داشتن توست ، تنها گناهي است که توبه نخواهم کرد

******************



ما که از آوار و ترکش همه رو به جون خريديم / تو بگو همسنگر من ، ما تقاص چي رو ميديم ؟

******************



يه حساب در بانک مهر و صفا باز کن تا من ميليون ها بوسه به حسابت واريز کنم ، يادت نره حساب جاري باز کني

******************



قفسم را مشکن ، تو مکن آزادم ، گر رهايم سازي ، به خدا خواهم مرد ، من به زنجير تو عادت دارم ، تو محبت کن بگذار تا عمريست ، من بمانم چو اسيري به حريم قفست
******************




آسمان فرصت پرواز بلنديست ولي / قصه اينست چه اندازه کبوتر باشي


******************

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:23
تا غروب این زمین تا طلوع واپسین در کتاب خاطراتم ماندگاری نازنین .


*********************


ابرها به آسمان تکیه می کنند ، درختان به زمین و انسانها به مهربانی یکدیگر .


*********************


ویران شد از نگاهت بنای استوار دلم ، حالا تو تنها ستون این ویرانه ای .


*********************


من برگ تو هم عابری و عشق قدمهایت / دل میبری و میگذری ، ای جانم به فدایت .


*********************

از دوری تو دلی پر از غم دارم / وز غصه ی تو همواره ماتم دارم / گر حق بدهد به من همه ملک وجود / گویم که گل روی تو را کم دارم .

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:24
آیین عشق بازی دنیا عوض شده ست / یوسف عوض شده ست ، زلیخا عوض شده ست / حق داشتی مرا نشناسی به هر طریق / من همچنان همانم و دنیا عوض شده ست .



*********************


تو را دیدم دلم بر باد کردم / برای دیدنت فریاد کردم / ندانستم که عشق اول جمیل است / تمام هستی ام بر باد کردم .


*********************


اگر قلبم از چوب بود ، آن را به آتشکده ی چشمانت می سپردم !


*********************


نیستی کم نه از آیینه نه حتی از ماه / که ز دیدار تو من تشنه ترم تا از ماه / من محال است به دیدار تو قانع باشم / کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه .


*********************


خوشا آنان که در بازار گیتی / خریدار وفا بودند و هستند / خوشا آنان که در راه رفاقت / رفیق با وفا بودند و هستند .

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:24
تنگی نفست را، نینداز گردن آلودگی، دلت را ببین، کجا گیر کرده…

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نه سیب ، نه گندمم است بین من و تــوو

معرفت گمم است بین من و تــوو

این عشق کــه دیگران از او می گوینــد

یک سوء تفاهمم است بین من و تـــوو .!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


شبا فکر و خیال تو چرا خوابم نمی گیره

نه تنها لحظه هام حتی تموم خونه دلگیره

حالا که شب به شب رفت و توام تنهایی سر کردی

توی تنهایی می پوسم نمی ذارم که برگردی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



به لب هایم مزن قفل خموشی که در دل قصه ای نا گفته دارم
ز پایم باز کن بند گران را کزین سودا دلی آشفته دارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


غم به هر جا که رود سر زده آید به دلم. چه کنم خانه من بر سر راه افتادست

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:24
دوستت دارم

شاهدی ندارم

جز

کوچه پس کوچه های خلوتِ

دل!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


جنگِ بینِ من و تو

خیلی وقتِ پیش

باید به پایان می رسید

اگر

چشمانت

آتش بیارِ معرکه نمی شدند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اشک هایی نریخته دارم و تو

آن اندوه، آن سوگ عظیم باش

که نهفته ترینِ بغض ها را

می ترکاند…

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



می گویند سرنوشت آدم به نامش بسته است

کاش مادرم مرا تو می نامید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

با تو زمستان هم

لحظه ها شکوفه می زنند


انگار که هر ثانیه آغاز بهاری است


برای رسیدن به ” تو “

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:25
تمام واژه ها را کنار گذاشتی

و من هنوز پی لحظه ای می گردم

که قفل لبانت

تاب کلمات را ندارد…

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


پیچک نگاهم
دزدانه تا پشت پنجره ی
اتاق تو
بالا آمده
به کجا خیره شده ای!
باران که بگیرد
تمام پنجره پر از پیچک خواهد بود.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از تو به عشق رسیده ام

به سان مسافری

که ناگهان

به مقصد می رسد

********************
مگر با باد نسبتی داری؟… چقدر شیبه تو یک لحظه آمد مرا پیچاند و رفت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دیگر نکنم ز روی نادانی قربانی عشق او غرورم را
شاید که چو بگذرم از او یابم آن گم شده شادی و سرورم را

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:25
آری آغاز دوست داشتن است گر چه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیند یشم که همین دوست داشتن زیباست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دیشب در جاده های سکوت در ایستگاه عشق هر چه منتظر ماندم

کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد و من تنهاتر از همیشه به خانه بر گشتم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چراغ دل تاریکم از این خانه مرو

آشنای تو منم بر در بیگانه مرو

شمع من باش و بمان نور ز تو اشک ز من

جانفشان تو منم در بر پروانه مرو

سوختی جان مرا آه مکن اشک مریز

از بر عاشق دلداده غریبانه مرو . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بیهوده در اضطراب ماندیم همه

در تاب و تب و عذاب ماندیم همه

این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد

عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



جانا ز دست عشق تو ، یک دم نباشد راحتم

هر شب خیالت را کشم ، ای ماه تابان در برم

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:26
دلتنگ که باشی هیچ کس جز دلدار به دادت نمی رسه ، دلداده ی دلتنگیاتم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



تو با آواز خود شب را شکستی

ولی من بی دریچه مانده ام باز

هوای پر زدن هایم کجا رفت ؟

ز یاران باز هم جا مانده ام باز . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عشق

همچون نسیم می وزد

شادمانی کن

و تن به آن بسپار

و هنگامی که می رود

تنها بگو :

خدا نگهدار …

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



آنگاه که آوار تنهایی روحت را در هم شکست ، گوشه ی قلبت را بنگر ، من آنجا به انتظارت هستم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ترسم که تو هم یار وفادار نباشی

عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم

تو از دل من هیچ خبر دار نباشی . . .

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:26
تنگی نفست را، نینداز گردن آلودگی، دلت را ببین، کجا گیر کرده…

نه سیب ، نه گندمم است بین من و تــوو
معرفت گمم است بین من و تــوو
این عشق کــه دیگران از او می گوینــد
یک سوء تفاهمم است بین من و تـــوو .!


شبا فکر و خیال تو چرا خوابم نمی گیره
نه تنها لحظه هام حتی تموم خونه دلگیره
حالا که شب به شب رفت و توام تنهایی سر کردی
توی تنهایی می پوسم نمی ذارم که برگردی


به لب هایم مزن قفل خموشی که در دل قصه ای نا گفته دارم
ز پایم باز کن بند گران را کزین سودا دلی آشفته دارم


غم به هر جا که رود سر زده آید به دلم. چه کنم خانه من بر سر راه افتادست

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:26
بازو به دور گردنم از مهر حلقه کن
بر آسمان بپاش شراب نگاه را
بگذار از دریچه چشم تو بنگرم
لبخند ماه را

کوچک باش و عاشق … که عشق ، خود میداند آئین بزرگ کردنت را
یعنی تو بادکنکی و عشق مثله تلمبه

ممنون که نمی پرسی:
حالت چطور است؟
تا مجبور نشوم..
دروغ بگویم که خوبم.!!


درون سیــــنه ام صد آرزو مرد
گل صد آرزو نشکفته پژمرد
دلم بی روی او دریای درد است
همین دریا مرا در خود فرو برد



اگر ماه بودی به صد ناز شاید
شبی بر لب بام من مینشستی
وگر سنگ بودی به هر جا که بودم
مرا میشکستی مرا می شکستی

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:34
نازنین بدون تو دنیا رو باور ندارم / با تو از رمز طلسم قصه سر در میارم

لحظه ی سقوط من دست تو مثل معجزه اس / شب میترسه از خودش وقتی میگم دوست دارم


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تک لحظه های من هنوز همپای خاطرات توست / خونه قلبم کوچیکه ، اما همش به یاد توست


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دردم از دیدار توست / دل فقط بیمار توست / شادی عشق و امید / هدیه ی چشمان توست .


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بیا با هم بجنگیم ، من شکست می خورم و تو پیروز می شوی بعد تو مرا تسخیر کن !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نام تو رازی نوشته بر بال پروانه هاست ، گلها همه به نام تو مشهورند
آیینه های از انعکاس نام تو می خندند و من تنها برای تو می گویم ، زندگی کن تا زنده بمانم

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:35
ترسم که تو هم یار وفادار نباشی / عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی
من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم / تو از دل من هیچ خبر دار نباشی


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شب است و در سکوت شب نشسته ام به خاطرت / و دلخوشم به این دلی که بسته ام به خاطرت
ببین چگونه مهربان طلسم کرده ای مرا / که از تمام قبله ها گسسته ام به خاطرت .


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وصل تو کجا و من مهجور کجا / دردانه کجا ، حوصله ی مور کجا
هرچند ز سوختن ندارم باکی / پروانه کجا و آتش طور کجا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سلام، خداحافظ چیز تازه اگر یافتید بر این دو اضافه کنید بلکه باز شود این در باز شده بر دیوار

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن ، چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:35
باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که می گویم:
من تنها نیستم, تنها منتظرم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

روزی اگر نبودم ، تنها آرزویم ساده ام این است ریز لب بگویی :
“یادش به خیر”

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من آن ابرم که میخواهد ببارد / دل تنگم هوتی گریه دارد
دل تنگم غریب این در و دشت / نمیداند کجا سر میگذارد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سوگند میخورم ، به جز حضور تو هیچ چیز را در این دنیا را جدی نگرفتم حتی عشق را

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

صدایت در گوشم زمزمه میشود و نگاهت در ذهن مجسم ولی من تو را میخواهم ، نه خیالت را

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:35
در فصلی که هـوا لطیف و عـــالی ست / فصلی که فصل عشق و فارغبالی ست
وقتی بــــاران به شیشه هــا می کوبد / در آغـــوشم چقدر جــــایت خـالی ست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خورشیدی و گــرمای محبت در دست / با آمدن تــــو مــــاه چشمش را بست
بــــــا سرعت نـــــور سمت تو می آیم / وقتی که چراغ چشمهایت سبز است


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من دزدکی نگاهت می کنم تو نگاهت را از من می دزدی هر دو دزدیم! نه؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تسبیح نیستم اما نفسم را به شماره انداخته است شوق دستهای تو...


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من که بروم جا برای خیلی ها باز می شود توی دلت انگار زیادی جا گرفته ام

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:35
تنگی نفست را، نینداز گردن آلودگی، دلت را ببین کجا گیره کرده است



غم به هر جا که رود سر زده آید به دلم، چه کنم خانه من بر سر راه افتادست



ممنون که نمیپرسی: حالت چطوره! اینجوری مجبورم نمیشم دروغ بگم که خوبم!!!



دوستت دارم، شاهدی ندارم، جز کوچه پس کوچه های خلوت دل



شادم که همچون شاخه خشکی باز در شعله های قهر تو میسوزم، گویی هنوز تن تب دار دارم که از آفتاب شهر تو میسوزد

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:36
به کدامین شهر نگاهت بخشم دل بی تابم را
تو تمنای دلی هر شب و هر خوابم را .


*******************

اتل متل هندونه
لبات در قندونه!
آهای عزیز دردونه
دوستت دارم، مفهومه؟


*******************


حس میکنمت هر لحظه تو قلبم
با تو این شب ها میشه رویایی
حس میکنم دستاتو تو دستم
حس میکنم هر لحظه اینجایی


*******************


نزار دلم از همه چی خسته بشه
نزار چشای باز من بسته بشه
نزار صدای قلبی که داره واسه تو میزنه
با رفتنه تو کم بشه آرومو آهسته بشه


*******************


گر تو یارم نشوی آخر پاییز من است
فکر بی تو شدنم دشمن بنیان من است
تا زمانی که تو شیرینی و دوری ز دلم
رنگ خون بر جگر فرهاد من است

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:36
همه ی بغض من تقدیم غرور نازنینت باد، غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد


*******************


هر بار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم، آنقدر که من در هراس گرفتن دستی هستم، ترس از گم شدن نیست


*******************


زندگی قافیه باران است، من اگر پاییزم و درختان امیدم همه بی برگ شدند، تو بهاری و به اندازه ی باران خدا زیبایی.



*******************


خواب بودم سخن عشق تو بیدارم کرد
بی خود بودم عطش عشق تو هوشیارم کرد .


*****************

دفترنقاشی من تو شهر غمها گم شده/چه جوری بگم با معرفت دلم برایت تنگ شده

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:36
تو با آواز خود شب را شکستی / ولی من بی دریچه مانده ام باز

هوای پر زدن هایم کجا رفت ؟ / ز یاران باز هم جا مانده ام باز . . .

.

.

.

وصل تو کجا و من مهجور کجا / دردانه کجا ، حوصله ی مور کجا

هرچند ز سوختن ندارم باکی / پروانه کجا و آتش طور کجا . . .

.

.

.

آنگاه که آوار تنهایی روحت را در هم شکست ، گوشه ی قلبت را بنگر ، من آنجا به انتظارت هستم . . .

.

.

.

ترسم که تو هم یار وفادار نباشی / عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم / تو از دل من هیچ خبر دار نباشی . . .

.

.

.

وفای اشک را نازم که در شبهای تنهایی / گشاید بغض هایی را که پنهان در گلو دارم . . .

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:36
بیهوده در اضطراب ماندیم همه / در تاب و تب و عذاب ماندیم همه

این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد / عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه . . .

.

.

.

جانا ز دست عشق تو ، یک دم نباشد راحتم / هر شب خیالت را کشم ، ای ماه تابان در برم

.

.

.

زندگی تلخ ترین خواب من است ، خسته ام ، خسته از این خواب بلند . . .

.

.

.

بی تو آغاز می کنم من روزهای زرد را / اشک و آه و ناله ها و درد را

می نویسم بی تو بودن های من پایانم است / بی تو حامل می شوم اندوه و اشک سرد را . . .

.

.

.

دلتنگ که باشی هیچ کس جز دلدار به دادت نمی رسه ، دلداده ی دلتنگیاتم . . .

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 12:36
زندگی سه چیزه :

گریه که پاک میشه

خنده که محو میشه

و یاد تو که فراموش نمیشه . . .

.

.

.

عشق رخ یار بر من زار مگیر / بر خسته دلات رند خمار مگیر

صوفی چو تو رسم رهروان می دانی / بر مردم رند نکته بسیار مگیر . . .

.

.

با دوست چنانکه اوست می باید داشت / خونابه درون پوست می باید داشت

دشمن که نمی توانش دید به چشم / از بهر دل تو دوست می باید داشت . . .

.

.

.

.

دیشب در جاده های سکوت در ایستگاه عشق هر چه منتظر ماندم

کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد و من تنهاتر از همیشه به خانه بر گشتم . . .

.

.

.

چراغ دل تاریکم از این خانه مرو / آشنای تو منم بر در بیگانه مرو

شمع من باش و بمان نور ز تو اشک ز من / جانفشان تو منم در بر پروانه مرو

سوختی جان مرا آه مکن اشک مریز / از بر عاشق دلداده غریبانه مرو . . .

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 13:00
بی پنجره ای ، غریبه ای در وهمی / عشق است اگر از آن نداری سهمی

فهمیدن عشق عاشقی می خواهد / یک روز بزرگ می شوی می فهمی . . .

.

.

.

کاش میشد در سایه ی مژگانت ، لحظه ای به تماشای دریای خوشرنگ چشمهایت می نشستم . . .

.

.

.

نازنین بدون تو دنیا رو باور ندارم / با تو از رمز طلسم قصه سر در میارم

لحظه ی سقوط من دست تو مثل معجزه اس / شب میترسه از خودش وقتی میگم دوست دارم . . .

.

.

.

زندگی ابرهایی است با نام وفا / میریزد به جویی به نام صفا

میرود به رودی به نام عشق / میرسد به دریایی به نام وداع . . .

.
.
.
غم دانه دانه می افتد روی صورتم

شور است طعم نبودنت!

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 13:01
هر انکه یار خواهد یار بسیار / ولیکن فرق دارد یار با یار

دل من سایه لطف تو میخواست / و گرنه سایه دیوار بسیار . . .

.

.

.

ویران شد از نگاهت بنای استوار دلم ، حالا تو تنها ستون این ویرانه ای . . .

.

.

.

تحمل تنهایی بهتر از گدایی محبت است . . .

.

.

.

امشب به یادت گریانم ، گرچه ز دیده ات پنهانم ، گرچه به ظاهر خندانم ، اما از درون نالانم . . .

.

.

.

به پندار تو : جهانم زیباست

جامه ام دیباست

دیده ام بیناست

زبانم گویاست

قفسم هم طلاست

به این ارزد که دلم تنهاست ؟

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 13:04
تو را آرزو نخواهم کرد، هیچ وقت!

تو را لحظه ای خواهم پذیرفت که

خودت بیایی، با دل خود، نه با آرزوی من

.

.

.

من مست غم عشقم با خنده خمارم کن ، صیاد اگر هستی با بوسه شکارم کن . . .

.

.

.

حافظه‌ام همه چیز و همه کـَــس را فراموش می‌کند

خسته شدم بس که سائیدمش

و تو هر بار نمایان‌تر شدی . . .

.

.

.

نقرین به عشق به عاشقی / نفرین به بخت و سرنوشت

به اون نگاه که عشقتو / تو سرنوشت من نوشت

نفرین به من نفرین به تو / نفرین به عشق من و تو

به ساده بودن منو / به اون دل سیاه تو . . .

.

.

.

دیگر بهار هم سر حالم نمی کند / چیزی شبیه گریه زلالم نمی کند

آه ای خدا مرا به کبوتر شدن چه کار؟ / وقتی که سنگ هم رحم به بالم نمی کند . . .

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 13:04
دید ما کوچه ی تنگیست که چرایش چشم است

چشم ما گوش

عقل ما حرف سر کوچه

سر بازار ، چشم ها را باید شست . . .

.

.

.

نه زمین باش و نه خاک، که تو را خوار کنند / وانگهی ذهن تو را پر ز مردار کنند

آسمان باش که خلقی به نگاهت بخرند / وز پی دیدن تو، سر به بالا ببرند . . .

.

.

.

چقدر سفت شده پدال دوچرخه دونفره دوستی مان!

یا من خسته ام، یا شیب زیاد شده، شاید هم تو دیگر رکاب نمی زنی . . .

.

.

.

پرنده ای که نداند آزادی چیست، از باز ماندنِ درِ قفسش هم سرما می خورد . . .

.

.

.

آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند

همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود . . .

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 13:05
مي خوام برم ونيز

پيدا کنم يه ميز

خيلي تر و تميز

با يه چاقوي تيز

روش بنويسم يه ريز

دوستت دارم عزيز!ا

******************



بي جهت نيست که در کنج دلم جاي داري / خوشگلي، بانمکي و چشم زيبا داري

******************


ميخوام بگم دوست دارم سه جوري / عاشقتم ديوونتم يه جوري / عشق مني جون مني که دوري / چطور بگم i love you چه جوري
******************

نزار که از سکوت تو پرپر بشن ترانه ها، دوباره من بمونم و خاکستر پروانه ها، چيزي بگو اما نگو از مرگ ياد و خاطره، کابوس رفتنت بگو از لحظه هاي من بره
******************


نظامي ترين جمله ي عاشقانه: تو اردوگاه قلبت منم يه اسيرجنگي، تو منو شکنجه ميدي توي اين قلعه سنگي
******************

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 13:05
دیشب در جاده های سکوت در ایستگاه عشق هر چه منتظر ماندم

کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد و من تنهاتر از همیشه به خانه بر گشتم . . .

.

.

.

چراغ دل تاریکم از این خانه مرو / آشنای تو منم بر در بیگانه مرو

شمع من باش و بمان نور ز تو اشک ز من / جانفشان تو منم در بر پروانه مرو

سوختی جان مرا آه مکن اشک مریز / از بر عاشق دلداده غریبانه مرو . . .

.

.

.

بیهوده در اضطراب ماندیم همه / در تاب و تب و عذاب ماندیم همه

این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد / عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه . . .

.

.

.

جانا ز دست عشق تو ، یک دم نباشد راحتم / هر شب خیالت را کشم ، ای ماه تابان در برم




.

.

.

زندگی تلخ ترین خواب من است ، خسته ام ، خسته از این خواب بلند . . .

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 13:06
ترسم که تو هم یار وفادار نباشی / عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم / تو از دل من هیچ خبر دار نباشی . . .

.

.

.

بی پنجره ای ، غریبه ای در وهمی / عشق است اگر از آن نداری سهمی

فهمیدن عشق عاشقی می خواهد / یک روز بزرگ می شوی می فهمی . . .

.

.

.

کاش میشد در سایه ی مژگانت ، لحظه ای به تماشای دریای خوشرنگ چشمهایت می نشستم . . .

.

.

.

نازنین بدون تو دنیا رو باور ندارم / با تو از رمز طلسم قصه سر در میارم

لحظه ی سقوط من دست تو مثل معجزه اس / شب میترسه از خودش وقتی میگم دوست دارم . . .

.

.

.

زندگی ابرهایی است با نام وفا / میریزد به جویی به نام صفا

میرود به رودی به نام عشق / میرسد به دریایی به نام وداع . . .

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 13:07
شبا فکر و خیال تو چرا خوابم نمیگیره / نه تنها لحظه هام حتی تموم خونه دلگیره / حالا که شب به شب رفت و توام تنهایی سر کردی / توی تنهایی می پوسم نمیزارم که برگردی



به لب هایم مزن قفل خاموشی که در دل قصه ای ناگفته دارم / ز پایم باز کن بندگران را کزین سودا دلی آشفته دارم



بازو به دور گردنم از مهر حلقه کن / بر آسمان بپاش شراب نگاه را / بگذار از دریچه چشم تو بنگرم لبخند ماه را



درون سینه ام صد آرزو مرد / گل صد آرزو نشکفته پژمرد / دلم بی روی او دریای درد است / همین دریا مرا در خود فرو برد



گوشی رو بردار تا بگم دلم بازم تنگه برات / بذار هوای خونه مون، تازه شه از رنگ صدات / یه تلفن گریه دارم! یه عالمه حرف حساب / خودت بگو که این سوال، تا کی می مونه بی جواب؟

MAMAD*50 CENT
14-05-2014, 13:08
گل من گوش کن عزیزم گلدونت برات میخونه / تو کدوم باغ قشنگی ریشه هات زده جوونه؟
میدونم وسعت گلدون واسه تو کوچیک و تنگ بود / با تموم سادگیهاش واسه من اما قشنگ بود
گل من رفتی و گلدون میخونه برات عروسک / تو به آرزوت رسیدی باغ خوشبختی مبارک
اما گاهی من میترسم که تو اونجا خوش نباشی / نکنه غصه بیاد و گل من پژمرده باشی
گل من خبر نداری دل گلدونت میگیره / اگه تو پژمرده باشی گلدونت برات میمیره
گل من نگو که اونجا دل تو برام میگیره / گل من نگو شکستی گلدونت برات بمیره



نکنه لگد شه ساقه ت زیر پای هر غریبه
ساده دل نباش گل من که دنیا پر از فریبه
نکنه یه وقت شکستی آخه داره اشکام میریزه
نمیدونی خاطر تو واسه من چقدر عزیزه



گل من خبر نداری دل گلدونت میگیره / اگه تو پژمرده باشی گلدونت برات میمیره
گل من نگو که اونجا دل تو برام میگیره / گل من نگو شکستی گلدونت برات بمیره



نداشتمت و نداشتنت را چه سخت تجربه كردم...حال كه در كنارمی ترس نداشتنت را تجربه می كنم...!



نه سیب، نه گندم است بین من و تو / معرفت گم است بین من و تو / این عشق که دیگران از او می گویند / یک سوءتفاهم است بین من و تو

LIDA
15-05-2014, 09:04
طعم تلخ سیگارو دوست دارم تلخ مثل آخرین بوسه ی لعنتی ما !
تلخ مثل آخرین دروغ تو که باز هم همو می بینیم
تلخ مثل نبودنت . . . !
::
::
خسته شدم پینوکیو !
این جا آدم ها دروغ های شاخ دار میگویند و دماغ دراز خود را جراحی پلاستیک می کنند . . .
::
::
پایان سریال دروغ هایت بود آخرین لبخندت و چه ساده بودم من که تا تیتراژ پایانی به پای تو نشستم…
::
::
دلم واسه شیطان میسوزه . . . !
دروغ نگفت . تظاهر نکرد . . .
حتی به قیمت اخراجش از بهشت . . .
::
::
و باز سکوت خواهم کرد تا کسی مرا دروغگو نداند . . .
::
::
عجب طعم گسی دارد دروغ هایت !
وقتی به خورد گوش هایم میرود ، تمام ذهنم را جمع می کند . . .

LIDA
15-05-2014, 09:06
دوستت دارم هایت را پس میدهم ، بر دلم سنگینی میکند این همه دروغ !
::
::
گاو ها هم دروغ میگن با اینکه تنهان همش میگن ما !
::
::
دروغ می گویی تا من خوشحال شوم !
و من احمق می شوم تا تو دلگیر نشوی . . . !
::
::
بخاطر بسپار !
حفظ دروغ نیاز به انرژی دارد ؛
و ترس از برملا شدن آن تولید اضطراب می کند ،
و پوشاندن آن تلف کردن وقت است . . .!
::
::
شیرین نمیشود طعم تلخ دروغ هایی که به خوردم دادی . . . !

LIDA
15-05-2014, 09:07
میشل پوآکار: لازم نیس دروغ بگیم.درست مثل بازی پوکر گفتن حقیقت بهترین روشه .بقیه فکر می کنند داری بلوف میزنی پس برنده تویی
::
::
جز من اگرت عاشق و شیداست بگو
ور میل دلت به جانب ماست بگو
ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو،نیست بگو،راست بگو…!
::
::
دروغ می گــــــویی تا من خوشــــــحال شوم!
و من احمــــــق می شوم… تا تو دلگیــــــر نشوی…
حتی دروغ هاتم کپی پیست (Copy – Past) شده یه کم خلاقیت به خرج بده تا حداقل بتونم بهشون نیشخند بزنم . . .
::
::
به یک دیگر دورغ نگویید !
آدم است، باور می کند ، دل می بندد…




شیرین نمیشود طعم تلخ دروغ هایی که به خوردم دادی…

LIDA
15-05-2014, 09:09
از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم
و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی
من بدهکارت می شوم . . .
.
.
.
همیشه سکوتم به معنای پیروزی نیست ، گاهی سکوت میکنم تا بفهمی چه بی صدا باختی . . .
.
.
.
مشکل از تو نبود
از من بود
با کسی حرف میزدم
که سمعک هایش را
پیش دیگری جا گذاشته بود . . .
.
.
.
دست از سرم بردار برو / ندارم حوصله ی این حرفارو
همه یادگاریات بخوره تو سرت / نه خودتو میخوام نه دردسرت !




محبت به نامرد ، کردم بسی / محبت نشاید به هر نا کسی
تهی دستی و بی کسی درد نیست / که دردی چو دیدار نامرد نیست

LIDA
15-05-2014, 09:10
چه داروی تلخی است ، وفاداری به خائن
صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل . . .
.
.
.
یکی را آرزو کردی و رفتی / برایش پرس و جو کردی و رفتی
تو هم تا آبرو از من گرفتی / مرا بی آبرو کردی و رفتی . . .
.
.
.
عاشق شدم و عذاب را فهمیدم / رنجیدن و اضطراب را فهمیدم
در چشم تو عشق را ندیدم اما / معنای دل کباب را فهمیدم
هر روز خطاهای تو را بخشیدم / تا بخشش بی حساب را بخشیدم . . .
.
.
.
دیگر هیچ چیز مشترکی بین ما نیست
تنها آسمانمان یکیست . . .
.
.
.
نمی بخشمت
ولی فراموشت می کنم
همیشه به همین سادکی از ادمای بی ارزش می گذرم . . .

LIDA
15-05-2014, 09:12
“دوستت دارم”
تکیه کلام تو بود
من بی جهت به آن تکیه داده بودم…!!!
.
.
.
حضورت در کنار من معجزه نبود
نبودنت هم فاجعه نیست
فردا روزِ دیگری برای من خواهد بود
بیشتر از این برایت اشک نخواهم ریخت . . .
.
.
.
به نامردی نامردان قسم جانا که نامردی
که نامردان خجل گشتند از بس که تو نامردی . . .
.
.
.
آنقــدر مرا سرد کرد
از خودش .. از عشق ..کــه حالا بــه جای دلبستن یخ بسته ام
آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد ..لیز می‌‌خوریــد
.
.
.
عجب جوش و خروشی بود عشقت / خراب باده نوشی بود عشقت
بهشتم را به سیبی داد بر باد / عجب آدم فروشی بود عشقت . . .

LIDA
15-05-2014, 09:13
تســــبــیح میشوم زیر انگشــــتانت
دانـــه دانــــه میـــرانـــی ام
تا خــــودت را بالا ببـــــری . . .
.
.
.
سوت پایان را بزن
من حریف هرزگی تو
و احمق بودن خودم نمی شوم . . .
.
.
.
دار بزن … خاطرات کسی که تـو را دور زده
حالم خوب است …امّا گذشته ام درد میکند . . .
.
.
.
نمیتونم ببخشمت / دور شو برو نبینمت
تیکه ای بودی از دلم / گندیدی و بریدمت . . .
.
.
.
نفرین به توی نامرد که با زیباترین نقاب به چهره رفیق درآمدی
نفرین بر آن مرامی که اینگونه به اعتمادم خیانت کرد

LIDA
15-05-2014, 09:14
کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده
باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست
به نامردانی چون تو دیگر دل نخواهم بست
.
.
.
با عشق به من به من خیانت کردی
دل دادم و تو رد امانت کردی
رفتی و چه آسوده ز من دل کندی
هر دو قلمت خورد اگر برگردی !
.
.
.
هر که را دیدم خیانت کرد و رفت
هر که با من بود یار من نبود
هر که آمد بر دلم زخمی گذاشت
خود ندانستم از این غمها چه سود
.
.
.
کاش هرگز در محبت شک نبود ، تک سوار مهربانی تک نبود
کاش بر لوحی که بر جان دل است ، واژه تلخ خیانت حک نبود . . .
.
.
.
بی وفایی کن وفایت می کنند ، با وفا باشی خیانت می کنند
مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست ، مهربان باشی رهایت می کنند . . .

MEMAR.Z
15-05-2014, 11:36
در کنار ساحل دریای غم


قایقی میسازم از دلواپسی


بر دو سوی پرچمش خواهم نوشت


یک مسافر از دیار بی کسی





کدام خیابان را بگردم ؟ کدام کوچه را ؟


بر کوبه ی کدام در بکوبم تا بر چارچوبش ظاهر شوی تو ؟


و بازم بشناسی مرا از من به آغوشم بگیری و نپرسی هرگز که


چه به روزگارم آورده است روزگار بی تو ماندن های بسیار !





امشب شب تولدم من است


ولی چیزی برای ترکاندن ندارم جز بغض !





به مرگ گرفتی مرا تا به تبی راضی شوم


کاش “میفهمیدی” به مرگ راضی بودم وقتی که تب می کردم از ندیدنت !





به من شلیک کن


قبل از آنکه به دیگری بگویی : دوستت دارم !

MEMAR.Z
15-05-2014, 11:37
قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند




گِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدند




زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند…








سخت است بغض داشته باشی




و بغضت را هیچ آهنگی نشکند جز صدای کسی که دیگر نیست !








من نمی دانستم معنیِ هرگز را …




تو چرا بازنگشتی دیگر ؟








درخت احساسم سالهاست خشکیده است




دیگر تشنه ی هیچ محبتی نیست !








من سرم درد میکند برای “دعواهایی” که با هم “نکردیم”




لعنتی ، چقدر مهربان رفتی !

MEMAR.Z
15-05-2014, 11:38
دریا را بی خیال


زمین جواب نمی دهد


دیگر دل به آسمان زده ام !







هرگاه خبر مرگم را شنیدی


در پی مزاری باش که بر سنگش نوشته :


ساده بودم ، باختم !







انگشتان من به گره خوردن با انگشتان تو عادت داشته اند !


نیستی و حالا این قاتلان زنجیره ای شده اند


بختک جان دیوارهای این شهر







سخت است تحمل ثانیه هایی که نمیگذرند


سخت است تحمل شب هایی که صبح نمیشوند


سخت است تحمل زخم زبان هایی که هر روز تلخ تر میشوند


سخت است تحمل آدم هایی که هر روز از خدا دور تر میشوند !







بودنم در حسرت خواستنت تمام شد…

MEMAR.Z
15-05-2014, 11:39
جای خالی نبودنت میکوبـد بر دلم

اگر نیایی همین روزها ویرانه میشوم !







درد دارد به خاطر کسی که با نسیمی میرود

خودت را به طوفان بزنی !







این روزها مانند گلی شده ام که هر پروانه ای روییش می نشیند

و می رود بی آنکه قصه “عادت” را بفهمد !







ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻧﺖ مثل ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺑﺎﺷﺪ

ﺑـــــــــﯽ ﺧـــــــــﺒـــــــــﺮ !







نگران نباش ، حال من خوب است ، بزرگ شده ام

دیگر آنقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم

آموخته ام که این فاصله ی کوتاهِ بین لبخند و اشک نامش زندگیست

آموخته ام که دیگر دلم برای نبودنت تنگ نشود

راستی ، بهتر از قبل دروغ می گویم…

“حال من خوب است” ، خوبِ خوب…

MEMAR.Z
15-05-2014, 11:40
تمام فنجان های قهوه دروغ می گفتند


تو بر نمی گردی !








خیلی بده وقتی داری تایپ میکنی


از کلید های خیس کیبورد بفهمی داری گریه میکنی !








یه آهنگ خاص


یه خاطره ناب


یه یاد کهنه


یه نفر تنها


یه عاشق


یه عکس یادگاری


یه عطر مشترک


یه حس ساده


چه معجونی میشود برای گریه امشب ؟!!!








ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ… ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ… ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ…


ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ !


ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ هیچکس ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ …








و سکوت چه زیباست


وقتی میدانی همه دروغ می گویند…

MEMAR.Z
15-05-2014, 11:42
هنوز کمی عشق در من مانده است
آنرا به کسی میدهم که دوستم داشته باشد
هنوز کمی دلتنگی در من مانده است
آنرا به کسی میدهم که دوستش داشته باشم
هنوز کمی اندوه در من مانده است
آنرا برای خود نگه میدارم …








شبی دست از سرم بردار
و سر بر شانه ام بگذار لطفا !








عشق کوتاه است
و فراموشی چـــــــــــــــــــقدر طـــــــــــــــــــولانی ؟!








من آدمِ نرفتنم
آدمِ دوست موندن
یا اصلا آدمِ دیر رفتنم ولی خیلی دیر !
اما وقتی برم
دیگه آدمِ برگشتن نیستم
آدمِ مثل قبل شدن نیستم
باور کن !








تو رفتى
اما همه چیز را در آغوش من جا گذاشتى

MEMAR.Z
15-05-2014, 14:09
حرف های زیادی داری
سکوت علامت چیست
نمی دانم علامت رضایت است
یا همان جواب ابلهان خاموشی است
معنی جدیدی به سکوت داده ای
سکوتت را می فهممیعنی انتظار




یادت باشدمن اینجا کنار همین رویاهای زودگذربه انتظار آمدن توخط های سفید جاده را می شمارم



ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖﺑﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ
ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﻦﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ
ﭼﻪ ﺩﺭﺩ ﺑﺪﯼ ﺍﺳﺖﭘﯿﺮ ﺷﺪﻥ
ﺩﺭ ﺧﻢ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ




تو را در باد گم کردو به انتظار نشست
و نمی دانستمسافران باد را بازگشتی نیست




امروز روز دیگریست
یه روز از همان روزهای بی تو
در به در این کوچه و آن کوچهمی دانم
که انتهای یکی از همین کوچه ها منتظری!

MEMAR.Z
15-05-2014, 14:15
نقاشِ خــــوبی نــــبودم اما





این روزها به لطـــــــــــفِ تــــــــــو





انـــتظــــــار را دیـــــــــــدنی می کـــــِـــــــشـَـم

























چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم





تمبر و پاکت هم هست





و یک عالمه حرف





کاش کسی جایی منتظرم بود …




























ﮔﺁﮬﻰ نباید ناز کشید





نباید آه کشید





نباید انتظار کشید





نباید درد کشید





نباید فریاد کشید





تنها باید دست کشید و رفت




























آنقدر چشم انتظار آمدنت نشستم





که تمامی درب های باز بر روی پاشنه انتظار پوسیدند




























نگاه کن آن دور دست ها یکی تنها به انتظار ایستاده





لبخندی عاشقانه ، دستی برایش تکان بده





تا بشکند حصار سنگی تنهایی اش

MEMAR.Z
15-05-2014, 14:16
این قرص ها مرا آرامم نمی کنند… “یاد‎”‎‏ تو، و



تنها آرامبخش من‎ ‎در این



دنیاست..!






.






.






.






کاش میتوانستم خاموش شوم.. فنا شوم.. محو شوم.. من از این روزگار خسته شده ام.. از این لحظه هایی که



حال مرا نمی فهمند و کند میگذرند بیزارم.. من از تمام شاید ها و باید های اجباری روزگار متنفرم..!






.






.






.






هرکس به سهمش از دنیا چیزی بر میدارد! من یکی از دنیا… دست بر داشته ام…!






.









.






گوشه ی راستم بنویسید



‏”زنده”



پخش مستقیم..



از کجایش مهم نیست..



بنویسید زنده است..



هرچند دلش گرفته باشد…!






.






.






.






رفیق؟ این روزها…



من خدای سکوت شده ام..



خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی



نشود…!

MEMAR.Z
15-05-2014, 14:18
تمام حرف مجنون یک کلام است!!!!
‏.
‏.
‏.
‏.
‏”نفس” بی یاد ”
لیلایم” حرام است ‎!!!‎‏… تقدیم به حمیده ی نازنینم…

.

.

.

دست هایم…
این روزها بوی حافظ میدهند…! تفال که میزنم.. کنعانم… بدجور یوسفش را میخواهد!!!

.

.

.

مجسمه ای ساخته از من..
مجسمه ای با چشمان باز، خیره به دور دست….! شاید غرب..! شاید شرق..!
مبهوت یک شکست… مغلوب یک اتفاق… مصلوب یک عشق… میبینی رفیق؟؟!! هه… خرده هایم را دارد باد به
همراه خود میبرد.. بیااید و شاهکارش را ببینید.. مجسمه ای ساخته است به نام “من”…!

.

.

.

خدایا مانده ام..
نمیدانم
از دست داده ام
یا از دست رفته ام
که روزگارم چنین
است..

MEMAR.Z
15-05-2014, 14:19
اردیبهشتی که باشی…
هیچگاه آرزو و حسرتی نخواهی داشت.. چرا که…… خودت به تنهایی، نهاااایت
آرزو برای دیگرانی و…. خیلی ها در حسرت “تو” هستند و میمانند..
دوستت دارم ای نهایت
تموم آرزو های من!!! تقدیم به عشق خودم که تنها دلیل نفس کشیدنمه..

.

.

.

سلام روزگار…
چه میکنی با نامردی مردمان؟… من هم.. اگر بگذارند.. دارم خرده های دلم را چسب
میزنم… راستی! این دل.. دل میشود؟..

.

.

.

خودم را یادم نمی آید!
از من فقط “تو” باقی ماندی و دیگر هیچ ‎…‎‏!

.


.

این روزها من روزه ی سکوت گرفته ام…
آرام گرفته ام تا آرامش آنانی را که زیر پا له ام کردند خط خطی نشود…!

.

.

.

تابستان..
حالا که داری تمام میشوی، بگذار بگویمت . . . . . .
روزهای گرمت،
خیلی بر من سرد
گذشت!

MEMAR.Z
15-05-2014, 14:20
لحظه های ناب کودکی در پیچ و خم زمانه گم شد..
دوستانم را روزگار گرفت..
ما ماندیم و سیگاری کنج لب..


تلخی چای بی قند..
خش خش برگها به زیر پا..
ما ماندیم و پوچی لحظه ها..




.




.




.




کمر بسته ام به خودکشی..


بیخیال هم نمی شوم…


هم دست اند با من این سیگارهای تلخ و این


لحظه های تنهایی و این خاطرات تلخ…




.




.




.




بیزارم از افرادی که صدای عرعر خود را نمی شنوند..
در حالی که گوش های تو را دراز می بینند..




.




.




.




این روزها که می گذرد..


یک ترانه ی تلخ..
، قصه ی تنهایی های مرا می سراید..!
میدانم که سمفونی گوش


خراشی است..
روزهاست که پنبه دگر فایده ندارد…
باید باور کنم “تنهایم”…!




.




.




.




ماهیان از تلاطم دریا به خدا شکایت کردند و چون دریا آرام شد…


خود را اسیر صیاد یافتند…


در تلاطم


هاى زندگى حکمتى نهفته است…


از خــدا بخواه دلت آرام باشد…


نه اطرافت…!! *

MEMAR.Z
15-05-2014, 14:20
خـــــــــــــــدا


دلگیر نشو از من;ولى به خودت قسم


ته نامردیه


دنیات!




.




.




.




گاهی حرف هاوزن ندارند ریتم ندارند آهنگ ندارنداماخوب گوش کن درد دارن




.




.




.




کسی که گریه میکنه یه غصه داره کسی که میخنده هزارتاغم




.




.




.




من از شماگفتن تو بدم می آید


عزیزم مرا سرد خطاب نکن


این پاییزمیخواهم تا افتادن آخرین برگ با تو


دیوانگی هاکنم




.




.




.




هوای چشام بدجوری ابریه


دلم تنگه و غرق بی صبریه


چه حس غریبی چه بدحالیه


که هستی


ولی.. جای تو خالیه

MEMAR.Z
15-05-2014, 14:27
سکوت میکنم تا خدا سخن گوید

رها میکنم تا خدا هدایت کند

دست برمیدارم تا خدا دست بکار شود

به او می سپارم تا آرام شوم




نیستی،نیستم،نیستیم

هست و هست و هست

این تنهایی که هیچ وقت مرا،رهانمی کند

اما درمورد تو مطمئن نیستم




نسیم اشکی که درنگاهت موج میزند

بارانیست ازعشق برای بیشترشدن آرامشم

ودل من چه بیقراراست برای تو




دارم میرم…دارم پرمی کشم…دلم برات پرمی کشه…

قلبم برات پرمیزنه…واینک درحال پرپرشدنم

مثل گل رز برروی سنگ قبر…

چه قدرنبودت سخت وعذاب آوره…آه




پنجره را باز کن و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر

خوشبختانه باران ارث پدر هیچکس نیست

MEMAR.Z
15-05-2014, 14:27
درست در لحظه اخر، در اوج توکل و در نهایت تاریکی

نوری نمایان میشود، معجزه ای رخ میدهد

خدا میرسد




برای تعبیرتمام رویاهام

همین که باشی کافیه




اگرمیدادلیلی کام مجنون

کجاافسانه میشدنام مجنون؟

هزاران دل به حسرت خون شدازعشق

یکی دراین میان مجنون شدازعشق





بعضی از زخمها رو باید درمان کنی

تا بتونی به راهت ادامه بدی

بعضی زخمها باید باقی بمونه

تا هیچوقت راهت رو گم نکنی




سکوت کن،فریادنزن

بگذارباصحبت هایشان نشان دهندآنطوری که تظاهر می کنند نیستند

امان ازاین انسان های به ظاهرمحترم

MEMAR.Z
15-05-2014, 14:28
چقدر زشت است برای آدمی

که درونی بیمار و ظاهری زیباداشته باشد





این دنیا را به آنانی هدیه میکنم که

به خیالشان دنیا فقط برای آنهاست

ولی برای تو آسمان را آرزو میکنم که همیشه مانند دلت زیباست




میگوینددلتنگت نباشم!

مٽل این است که به اب بگویند خیس نباش!




دلگیرم

از کسی که مرا غرق خودش کرد!

اما نجاتم نداد …




گله نکن آدم برفی!

من اگر به تو نزدیکتر شوم دل سوخته ام آبت میکند…

MEMAR.Z
15-05-2014, 14:28
خوشا آنکس که جانش از تو سوزد

چو شمعی پای تا سر بر فروزد

خوشا عشق و خوشا ناکامی عشق

خوشا رسوائی و بدنامی عشق





تو آرزوی منی ای چراغ خلوت دل

مرا به جان تو در دل جز آرزوی تو نیست




ﺯﻧﺪﮔﻲﻫﻴﭻﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺑﻦبست نمیرسد

کافیست چشم باز کنیم و راههای گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم

خدا که باشد، هرمعجزه ای ممکن میگردد




خدایا

به من توفیق تلاش در شکست

صبر در ناامیدی

دین بی دنیا

عظمت بی نام

و عشق بی هوس عطا کن





فراموش کردن آدماى مهربون لطمه زدن به قانون خاطره هاست!

هرچندالان دیگه آدم های نامهربان بیشترهستند

ARMAN
16-05-2014, 00:26
ازکسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشه ...



پيراهن تنم سياه است نشان اين نيست كه تنهام .اگه چشمم خيس است نشان اين نيست كه فراموش شده ام.اگر پاهايم ناي رفتن ندارن نشان اين نيست كه جاي براي موندن دارم



زيبايي عشق را بوجود نمي آورد بلکه عشق است که زيبايي به وجود مي آورد ‏ (تولستوي)



خوشبختي داشتن دوست داشتنيها نيست! دوست داشتن داشتنيهاست!



گرچه سكوت بلندترين فرياد عالم است ولي گوشم ديگر طاقت فريادهاي تو را ندارد كمي با من حرف بزن .

MEMAR.Z
16-05-2014, 12:49
شوقی که چو گل دل شکفاند، عشق است

ذهنی که رموز عشق داند، عشق است

مهری که تو را از تو رهاند، عشق است

لطفی که تو را بدو رساند، عشق است







از خود خانه و کاشانه ای ندارم

اما در عمق آرزوی من این است

که در دل تو خانه ای داشته باشم

به مساحت یک قلب . . .







شبی پر کن از بوسه ها ساغرم

به نرمی بیا همچو جان در برم

تنم را بسوزان در آغوش خوش

که فردا نیابند خاکسترم







عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود

گاهی تمام من به تو تبدیل می شود







چو ماه از کام ظلمت ها دمیدی

جهانی عشق در من آفریدی

دریغا، با غروب نابهنگام

مرا در دام ظلمت ها کشیدی

MEMAR.Z
16-05-2014, 12:50
مگه من به تو اجازه دادم که بازم رفتی اون بالا ، هان !؟

بیا پایین ، زود باش ، آخه تو فقط ماه منی






دیروز اومده بود دیدنم

با یه شاخه گل سرخ و همون لبخندی که همیشه آرزوش رو داشتم

گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده ، ولی من فقط نگاش کردم

وقتی رفت سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود







دیروز تمام خاطرات با تو بودن را دور ریختم

امروز هر چه می گردم خودم را پیدا نمی کنم







بغض کن اما نبار

خشک شو اما نریز

دیر کن اما بیا







این اس ام اس رو واست فرستادم و الان خوشحالم

چون می دونم اسمم روی صفحه گوشیت افتاده

حداقل یک ثانیه بهم فکر کردی

و این یک ثانیه برای من یک دنیاست

MEMAR.Z
16-05-2014, 12:51
تو مرا فریاد کن ای هم نفس

این منم آواره ی فریاد تو

این فضا با بوی تو آغشته است

آسمانم پر شده از یاد تو







هر که دیوانه نشد از عشق تو عاقل نیست

آنکه نشناخت تو را معرفتش کامل نیست







از دیار آشنایی پا کشیدن مشکل است

از تو ای آرام جانم دل بریدن مشکل است






این را بدان اگر در قلبی جای گرفتی

و عاطفه ای را به بازی عشق در آوردی

تا ابد در قلبی که دوستت دارد زنده خواهی ماند







همه بغض من تقدیم غرور نازنینت باد

غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد

MEMAR.Z
16-05-2014, 12:52
گل بودم در ایام جوانی

جوان بودم نکردم زندگانی







خیالت راحت ، دیگر اشکی نیست

که به بالینت بریزد و احساس را شکوفا کند

تنها بغضیست که فرو رفتنش حسرت در چشمانم می تازد







بر درت می آمدم هر شب مرا وا میزدی

گفتمت نا مهربانی دم ز حاشا میزدی

دیدمت یک شب به دریا خیره بودی تا به سحر

کاش دریای تو بودم دل به دریا میزدی







کنار چشمه ای بودیم در خواب

تو بـا جامی ربـودی ماه از آب

چو نوشیدیم از آن جـام گـــوارا

تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

MEMAR.Z
16-05-2014, 13:17
یارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکن

در شهر غربت ای خدا هرگز تو ازارش مکن

هر چند او از رفتنش چشمان من گریان نمود

لیک ای خدای مهربان از غصه پر بارش مکن







تو بارون که رفتی شبم زیرو رو شد

یه بغض شکسته رفیق گلو شد







احساس سوختن به تماشا نمی شود

آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم







این دلی که شکستی مال من نبود

خیلی وقت پیش تقدیم به تو شد

خوشحالم چون حالا می تونم

جای دل سنگ بذارم تو ســــینه






کاش همانطور که از شکستن تکه ای

شیشه بر می گردی و نگاهش می کنی

وقتی دل مرا شکستی ، یکبار بر می گشتی

فقط نیم نگاهی می کردی . . .

MEMAR.Z
16-05-2014, 13:19
خوشحالم که بردم چون کسی

رو از دست دادم که دوستم نداشت

خوشحالم که باختی چون کسی رو

از دست دادی که دوستت داشت







تو روزگار رفته ببین چی سهم ما شد

از عاشقی تباهی

از زندگی مصیبت

از دوستی شکستو

از سادگی خیانت







با تو بودن خیلی وقته که گذشته

بی تو بودن مثل مهر سرنوشته

حالا اسم تو را هی زمزمه کردن

واسه من نه تو می شه نه فرقی داره







از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم ؟







از تو متنفرم حتی اگر اندازه

تمام ستاره های آسمان هم دوستم داشته باشی

برایت آرزوی مرگ نمیکنم چون باید بمانی

و خوشبختی من و بد بختی خود را ببینی

منتظر آن روز هستم

مانند روزی که رفتی و گفتی دیگر باز نمی گردی

MEMAR.Z
16-05-2014, 13:20
سریع ترین نقاشی بودی که دیدم

در یک چشم به هم زدن روزگارم را سیاه کردی







بعضی ها رو نباید تحویل می گرفیتم ولی گرفتیم

به بعضی ها نباید رو می دادیم ولی دادیم

با بعضی ها نباید حرف می زدیم که زدیم

این از سخاوت ماست نه از حماقت







اسباب بازی هایش را جمع کردم

ماتم برد وقتی دلم را میان آنها دیدم







اونایی که شما باهاشون می گردی

راه رفتنو از ما یاد گرفتن







هرچه مغرور تر باشی تشنه ترند برای با تو بودن

و هرچه دست نیافتنی باشی بیشتر به دنبالت می آیند

اما امان از روزی که غروری نداشته باشی و بی ریا به آنها محبت کنی

آنوقت تو را هیچ وقت نمی بیند و ساده از کنارت عبور می کنند

MEMAR.Z
16-05-2014, 13:21
من بازمانده غذا را نمی خورم

چه برسد به بازمانده ی احساس

پس برو







تمام کتاب هایم را ریختم کف اتاق

دانه دانه ورق زدم و کلنجار رفتم

ولی در هیچ لغتنامه ای هیچ واژه ای نبود

تا حماقت دلم را توجیه کند






همیشه یادمون باشه

از اومدن یکی توی زندگیمون ذوق مرگ نشیم

تا وقتی که تنهامون گذاشت و رفت دق مرگ نشیم







مشترک مورد نظر این روزهایت کیست

که دیگر در دسترس بودن و نبودن من

برایت مهم نیست ؟

MEMAR.Z
16-05-2014, 13:21
تمام غصه هایی را که برایت خوردم بالا آوردم

طعم بیهودگی می داد







ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻧﺒﻮﺩ

ﺗﻮ ﺑﺎ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺯ چشمم ﺍﻓﺘﺎﺩﯼ







ﺟﻨﮕﻞ فقط دیدنی نیست

ﻓﻘﻂ ﺳﻮﺧﺘﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ

ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ

ﻣﻦ ﯾﮏ ﺟﻨﮕﻞ ﭼﻮﺏ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ







بی رحمی ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﺍﻣﺎ ﺣﻮﺍست ﺭﻭ ﺟﻤﻊ ﮐﻦ

ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩﻡ ﺩﺭ ﯾﺎﺩﮔﯿﺮﯼ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ







دنبال مخاطب خاص نوشته هایم نباشید

ارزش خاص بودن را نداشت

MEMAR.Z
16-05-2014, 13:22
دلش دل نبود که لامصب ژله بود

برای همه می لرزید







دار بزن

خاطرات کسی که تو را دور زد






ﻟﻌﻨﺘﯽ ﮔﻔﺖ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺗﻨﻬﺎﯾﺖ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ

ﺍﺑﺪﺵ ﭼﻪ ﺯﻭﺩ ﻋﻔﻮ ﺧﻮﺭد







ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﯽ

ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻓﺖ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻧﺒﻮﺩﻡ ؟

ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﺁﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻋﺸﻘﺶ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺑﮕﺬﺭﻩ







برای بعضی از آدم ها

محبت مثل فیلم خارجی بدون زیرنویس می مونه

نمی فهمنش

MEMAR.Z
16-05-2014, 13:22
زنگ زدند رفتگر محله بود

گفت آقا این عکس رو دیشب توی زباله های شما پیدا کردم

عکس تو بود







می رسد روزی که بی من لحظه ها را سرکنی

می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

می رسد روزی که شب ها در کنار عکس من

نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی







چقدر سخته

تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما

وقتی دیدیش هیچ چیزی بجز سلام نتونی بگی







آرزو دارم شبی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را







وقتی دلمو شکستی حس کردم بیشتر دوستت دارم

چون حالا دلم چندین تیکه داشت که هر کدوم جداگونه دوستت داشت

MEMAR.Z
16-05-2014, 13:23
فکر می کردم که برام یه رفیق و همدمی

تو کویر آرزو باران رحمتی

به گمونم آخر عاشقای عالمی

بذار راحتت کنم ، فکر می کردم آدمی!







چقدر سخته

کسی رو که دوستش داری نتونی

بهش بگی که دوستش داری وچقدر

بده که کسی تورو دوست داشته باشه

و اینو نتونه بهت بگه







چقدر سخته

تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید وبجاش یه

زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنی و بجای اینکه

لبریز کنید و نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوسش داری







ز کویت رفتم و الماس ِ طاقت بر شکستم

برو با یار ِ خود بنشین که من بارِ سفر بستم

که بعد ِ رفتنم جانا هزار افسوس خواهی خورد

فلانی یار خوبی بود و من ،قدرش ندانستم







چقدر سخته

دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که

یبار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده

MEMAR.Z
16-05-2014, 13:29
انگشتان من به گره خوردن با انگشتان تو عادت داشته اند !

نیستی و حالا این قاتلان زنجیره ای شده اند

بختک جان دیوارهای این شهر




سخت است تحمل ثانیه هایی که نمیگذرند

سخت است تحمل شب هایی که صبح نمیشوند

سخت است تحمل زخم زبان هایی که هر روز تلخ تر میشوند

سخت است تحمل آدم هایی که هر روز از خدا دور تر میشوند !




بودنم در حسرت خواستنت تمام شد…

♥♥

جای خالی نبودنت میکوبـد بر دلم

اگر نیایی همین روزها ویرانه میشوم !




درد دارد به خاطر کسی که با نسیمی میرود

خودت را به طوفان بزنی !

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:31
دنيا اين جوريه ديگه: اگه گريه كني ميگن كم آوردي ، اگه بخندي ميگن ديوونست ، اگه دل ببندي تنهات ميزارن ، اگه عاشق بشي دلتو ميشكنن ، با اين حال بايد لحظه اي را گريست ، دمي را خنديد ، ساعتي را دل بست و عمري عاشقانه زيست



زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن . کوتاه ميشه واسه اونايي که شادن .دير ميگذره براي اونايي که منتظرن .زود ميگذره براي اونايي که عجله دارن. اما ...... اما ابدي ميشه براي اونايي که عاشقن



اگر يادت کنم ديوانه مي شم / فراموشت کنم بيگانه ميشم / اگر ترکت کنم ميميرم از غم / فراموشت کنم مي پاشم از هم


ا
گلي كه در دست داشتم پژمرد. من گريستم او پژمرد. او گريست باغ ها پژمردند. خداوند گلي ديگر به دستانم سپرد ولي تو همچنان مي گريي؟ چرا؟



شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را . به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:31
به تو سپرده بودمش، به هزار و يک اميد و امروز براي هزار و يکمين بار دلمو ميبرم تا شکستگيشو گچ بگيرم.
ميروي و گريه مي آيد مرا اندکي بنشين که باران بگذرد



خدايم ! مرا متبرک گردان تا ، چون گلها که به خورشيد رو مي کنند ، پيوسته به تو رو کنم. باشد که گلي باشم در باغچه تو و عطر من ، شادي کوچکي به زندگي کساني که از شادي محرومند ، ببخشد...



چرا وقتي کسي که عاشقش هستي ميميره تو فقط گريه ميکني؟چون فقط بهش عادت کردي. ولي اگه واقعا" عاشقش بودي تو هم ميمردي



پادشاه قلبم , با تو من خوشبخت ترين پرنسس روي زمينم....اما بي تو همون سيندرلاي کفش کتوني مي مونم



وقتي چشم اميدتان به خدا باشد هيچ چيز آنقدر عجيب نيست که راست نباشد هيچ چيز آنقدر عجيب نيست که پيش نيايد هيچ چيز آنقدر عجيب نيست که دير نپايد

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:32
وقتي دهکده اي آتش مي گيرد همه دودش را مي بينند اما وقتي قلبي آتش مي گيرد کسي شعله اش را نمي بيند.



هرگاه خداوند تورا به لبه پرتگاه برد باز به او اعتماد کن چون يا تورا از پشت خواهد گرفت يا پرواز را به تو خواهد آموخت!



جاذبه چشمانت را وقتي که اولين سيب سرخ دلم افتاد فهميدم.



آخر يه روز پرينت قلبم رو ميگيرم تا باورت بشه که با هربار نفسم 100 بار ميگم دوستت دارم.



سرانجام آدمي در چيزها هيچ چيز نمي يابد جز آنچه که خود در آنها نهاده است.

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:32
سيل دريا ديده هرگز بر نمي گردد به جوي نيست ممکن هرکه عاشق شد دگر عاقل شود



در آغاز آفرينش يکروز دروغ و حقيقت رفتند کنار رودخانه ، دروغ گفت : بيا شنا کنيم و حقيقت ساده دل قبول کرد؛ امام تا لباس هايش را در آورد و در آب رفت ، دروغ لباس او را دزديد و رفت... از آن به بعد حقيقت بيچاره عريان ماند و مردم دروغ را با لباس حقيقت ديدند...!!!



ميدوني چرا غروب سرخه؟ چون خورشيد مي بينه من و تو همديگرو دوست داريم آتيش ميگيره!



آه ترسم شبي طوفان شود ساحل اميد من ويران شود گر زدريا قطره اي هم کم شود مرغ طوفان سينه اش پرغم شود اي دلت درياي پاک و روشنم مرغ بوطيمار اين دريا منم



در يک نگاهت زندگي را آموختم . با يک نگاهت شروع به زندگي کردم و به يک نگاهت زندگي را باختم اي دوست!

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:32
تو پارکينگ خاطراتم چشماتو پارک کردم بعدش دلتو پنچر کردم تا از دلم نري!



در پاسخ نامه ام گل يخ دادي هربار مرا وعده دوزخ دادي يک بار برو کلاس خياطي عشق شايد که خدا کرد و به ما نخ دادي
اخيال مي کردي قلب من تاب شکستن نداره منتظري بازم دلم پيش دلت کم بياره مرام من تو عاشقي يکدلي و صداقته وقتي ميگم نوکرتم اين آخر رفاقته



تو اي زيباترين شعر رهايي تو اي گلبرگ سرخ آشنايي ميان کوچه هاي قلب تارم به دنبال تو مي گردم کجايي



منتظر لحظه ديدار تو هستم سهل است بگويم که گرفتار تو هستم اي عشق تو رفتي و مرا ساده شکستي من در پي اين حادثه غمخوار تو هستم هرچند که دور از مني و من ز تو دورم بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم



اداره برق از دستتون خيلي گله داره آخه برق چشماتون دل همه رو برده !

MEMAR.Z
16-05-2014, 13:32
این روزها مانند گلی شده ام که هر پروانه ای روییش می نشیند

و می رود بی آنکه قصه “عادت” را بفهمد !




ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻧﺖ مثل ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺑﺎﺷﺪ

ﺑـــــــــﯽ ﺧـــــــــﺒـــــــــﺮ !




نگران نباش ، حال من خوب است ، بزرگ شده ام

دیگر آنقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم

آموخته ام که این فاصله ی کوتاهِ بین لبخند و اشک نامش زندگیست

آموخته ام که دیگر دلم برای نبودنت تنگ نشود

راستی ، بهتر از قبل دروغ می گویم…

“حال من خوب است” ، خوبِ خوب…




تمام فنجان های قهوه دروغ می گفتند

تو بر نمی گردی !




خیلی بده وقتی داری تایپ میکنی

از کلید های خیس کیبورد بفهمی داری گریه میکنی !

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:33
هرچي عشقه با نگينش ، هرچي خوبه بهترينش ، آسمونا با زمينش همشون فداي تو



هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن !



انجماد قلبها را از خشکسالي چشمها مي توان فهميد، چشمي که گريستن نمي تواند ، زيستن نمي داند...



روزم خوش است چرا که براي تو مي خوانم ، شبم خوش است چرا که براي من مي خواني. روزگارم خوش نيست چرا که با هم نمي خوانيم...



اگه می تونستم مجازاتت کنم ، مجبورت میکردم همون اندازه که دوستت دارم ، دوستم داشته باشی.

MEMAR.Z
16-05-2014, 13:33
یه آهنگ خاص

یه خاطره ناب

یه یاد کهنه

یه نفر تنها

یه عاشق

یه عکس یادگاری

یه عطر مشترک

یه حس ساده

چه معجونی میشود برای گریه امشب ؟!!!




ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ… ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ… ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ…

ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ !

ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ هیچکس ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ …




و سکوت چه زیباست

وقتی میدانی همه دروغ می گویند…




هنوز کمی عشق در من مانده است

آنرا به کسی میدهم که دوستم داشته باشد

هنوز کمی دلتنگی در من مانده است

آنرا به کسی میدهم که دوستش داشته باشم

هنوز کمی اندوه در من مانده است

آنرا برای خود نگه میدارم …




شبی دست از سرم بردار

و سر بر شانه ام بگذار لطفا !

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:33
اگه بگم خرابتم قول ميدي تعميرم كني؟



فقط يك دسته از انسان ها هستند كه از مشكلات روزمره زندگي دورند...
و اونها كسي نيستن چز اونايي كه توي قبرشون خوابيدن



اي نگاهت رونق فرداي من ، در تو معنا مي شود دنياي من
اي كلامت بهترين اثبات عشق ،‌ با تو ماندن آرزوي روياي من



وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم . تو دلم را با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار نگاهت گريان گذاشتي



لبريزتر از هزار پيمانه شديم ديوانه‌تر از هزار ديوانه شديم ديديم گلي به روي ما مي‌خندد از پيله درآمديم و پروانه شديم

MEMAR.Z
16-05-2014, 13:33
عشق کوتاه است

و فراموشی چـــــــــــــــــــقدر طـــــــــــــــــــولانی ؟!




من آدمِ نرفتنم

آدمِ دوست موندن

یا اصلا آدمِ دیر رفتنم ولی خیلی دیر !

اما وقتی برم

دیگه آدمِ برگشتن نیستم

آدمِ مثل قبل شدن نیستم

باور کن !




تو رفتى

اما همه چیز را در آغوش من جا گذاشتى




در کنار ساحل دریای غم

قایقی میسازم از دلواپسی

بر دو سوی پرچمش خواهم نوشت

یک مسافر از دیار بی کسی




کدام خیابان را بگردم ؟ کدام کوچه را ؟

بر کوبه ی کدام در بکوبم تا بر چارچوبش ظاهر شوی تو ؟

و بازم بشناسی مرا از من به آغوشم بگیری و نپرسی هرگز که

چه به روزگارم آورده است روزگار بی تو ماندن های بسیار !

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:33
در كنار ساحلت من قايقي شكسته ام
تو همان ساحل عشقي كه به تو دل بسته ام.



رو ساحل سرخ دلت اسم كسي رو حك نكن
به اينكه من دوستت دارم حتي يه لحظه شك نكن...



زبوني كه حرف هاي قشنگ نزنه به درد بستني قيفي مي خوره .!!!



عشق تو تعطيلي نداره ،‌به فكر خودت نيستي فكري به حال خستگي ما بكن
ما هر روز تا دير وقت خرابتيم ...



پروانه نمي ميرد تا گل به بغل دارد
اين سينه نمي ميرد تا عشق تورا دارد.

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:34
قلب من در شهر چشمان تو جا مانده ...
قدر يك شب هم شده از آن پرستاري كن...



به نام خدايي كه هستي را با مرگ ، دوستي رابي رنگ ، زندگي را با رنگ ،‌عشق را رنگارنگ ، رنگين كمان را هفت رنگ ، شاپرك را صد رنگ ...
و من را دلتنگ دوستان آفريد ...



شاد باش كه از شادي تو دلشادم ، تا تو شادي ز غم هر دو جهان آزادم ، لذت زندگي من همه خرسندي توست ، بي وفايم كه وفايت برود از يادم ...



دقايقي توي زندگيت هستكه دلت مي خواد اوني رو كه خيلي دوسش داري از توي روياهات بيرون كني و
.
.
.
توي دنياي واقعي در آغوش بگيري و بهش بگي كه دوستش داري...

MEMAR.Z
16-05-2014, 13:34
امشب شب تولدم من است

ولی چیزی برای ترکاندن ندارم جز بغض !




به مرگ گرفتی مرا تا به تبی راضی شوم

کاش “میفهمیدی” به مرگ راضی بودم وقتی که تب می کردم از ندیدنت !




به من شلیک کن

قبل از آنکه به دیگری بگویی : دوستت دارم !




قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند

گِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدند

زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند…




سخت است بغض داشته باشی

و بغضت را هیچ آهنگی نشکند جز صدای کسی که دیگر نیست !

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:34
بدترین گناه آن است که به کسی که ترا راستگو می پندارد دروغ بگویی


اگه خرابي خرابتم
اگه مستي شرابتم
اگه هستي كنارتم
اگه نيستي به يادتم
کسی چون تو مرا غريب و تنها نگذاشت
اين گونه در التهاب فردا نگذاشت
سوگند نمی خورم ولی باور کن...
کسی چون تو به خلوت دلم پا نگذاشت
به خاطر داشته باش تاريك ترين لحظه شب ، نزديك ترين لحظه به طلوع خورشيده ،‌پس از تاريكي زندگيت دلگير نشو



اگر باغ نگاهم پر ز خار است ،‌ گلم تاراج دست روزگار است، به چشمانت قسم با بودن تو ، زمستاني ترين روزم بهار است.



عاشق آن نيست كه عشق تكه كلامش باشد. عاشق آن است كه وفاداري مرامش باشد.



زندگي درك همين امروز است . ظرف ديروز پر از بودن توست . شايد اين خنده كه امروز دريغم كردي ، آخرين فرصت همراهي ماست.

MEMAR.Z
16-05-2014, 13:34
من نمی دانستم معنیِ هرگز را …

تو چرا بازنگشتی دیگر ؟




درخت احساسم سالهاست خشکیده است

دیگر تشنه ی هیچ محبتی نیست !




من سرم درد میکند برای “دعواهایی” که با هم “نکردیم”

لعنتی ، چقدر مهربان رفتی !




دریا را بی خیال

زمین جواب نمی دهد

دیگر دل به آسمان زده ام !




هرگاه خبر مرگم را شنیدی

در پی مزاری باش که بر سنگش نوشته :

ساده بودم ، باختم !

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:38
اگه يه روز يه شاپرک / تو خونتون کشيد سرک

يه خرده ياد من بيفت / نگو ولش کن به درک

******************
اگه امشب خيس شدي نترس، جيش نکردي!ا

من برات يه دريا بوس فرستادم !!!ا

******************



زود باش از قلبت يک کپي بگير، چون مي خوام اصلشو بدزدم !ا

******************


رو خراب ترين خرابه ي تخت جمشيد مي نويسم

خرابتم رفيق!ا

******************



با تو هميشه ، بي تو نمي شه !ا

******************

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:39
من اگر دختر نفرين شده ي اندوهم، يا که از نسل گلي هرزه ميان کوهم، تو همان آدمک چوبي پيمان شکني که فقط لايق آتش زدني


******************

گفتم به گل زرد چرا رنگ مني، افسرده و دلتنگ چرا مثل مني، من عاشق اويم که رنگم شده زرد، تو عاشق کيستي که هم رنگ مني


******************
دوستي شوخي سرد آدماست، بازي شيرين گرگم به هواست، واسه کشتن غرور من و تو، دوستي، توطئه ثانيه هاست


******************

من به خاطرت پاييز ميشوم، زمستان ميشوم، اما بدان بي تو، اين آخرين تابستانيست که برايت سخن از بهار ميگويم


******************

کسي چون تو مرا غريب و تنها نگذاشت، اينگونه در التهاب فردا نگذاشت، سوگند نميخورم ولي باور کن کسي چون تو به خلوت دلم پا نگذاشت


******************

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:39
گر ز جهان بگذرم از تو نخواهم گذشت ، سر رود از پيکرم از تو نخواهم گذشت ، مردمک چشم من نقش تو بر خود گرفت ، ور همه جا بنگرم از تو نخواهم گذشت


******************



مهرباني نقش هر نقاش نيست ، هر که نقشي را کشيد نقاش نيست ، نقش را نقاش معنا مي دهد ، مهرباني نقش يار است ، حيف که يار نقاش نيست


******************



پاي من خسته از اين رفتن بود ، قصه ام قصه ي دل کندن بود ، دل که دادم به يارم ديدم ، راهش افسوس جدا از من بود

******************



پيش بي درد دمي صحبت از درد مکن ، شاخ سبز دلت را به خطا زرد مکن ، مرد اگر نيست در آن شهر ولي کوه که هست ، تکيه بر کوه کن و تکيه به نامرد مکن

******************

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:40
از ساعت متنفرم، از اين اختراع عجيب بشر که جاي خالي حضور تو را به رخ دلتنگي هايم ميکشد


******************

هر وقت مي بينمت آروم آرومم، وقتي نمي بينمت قلبم مي لرزه، وقتي صداتو نميشنوم دلم تنگ تنگه، ولي چون دلتنگ توام برام شيرينه


******************

دوسش داري؟ بهش بگو، منتظرشي؟ بهش بگو، شبا به خاطرش نميخوابي؟ بهش بگو، اما هيچوقت بهش دروغ نگو که دروازه ي جدايي ها دروغه


******************

اشک هايم را براي چشمانم مي نويسم، چشمم مي خواندش و دلم گوش ميدهد و قدري آرام مي گيرد، پس هنوز هم چاره اي هست که دوري ات را تحمل کنم، تا اشکي هم نباشد خدا بزرگ است

******************

من همان قاب تهي خسته و بي تقصيرم که بي تو و تصوير دلت مي ميرم


******************

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:40
داغترين احساساتت را نصيب کسي کن که در سردترين لحظات به يادت توست


******************
بمان با من که بي تو صداي خسته در بادم، در اين اندوه بي پايان بمان تنها تو در يادم، نميدانم چرا غم ها نمي دانند که من سلطان غم هايم، بيا اي يار با من باش کم من تنهاي تنهايم


******************

کاش غرورم را که در پستوي سادگيم پنهان بود ميافتي، اما تو اين سادگي را بهانه اي قرار دادي براي در هم شکستن غرورم


******************


! اگه 1کتيبه با 1000 تا خورشيد داشته باشم ، همه ي خورشيدها رو ميگردم تا يه جايي به تو برسم


******************


نه از قايق مي نويسم ، نه از زخم شقايق مي نويسم ، به ياد لحظه هاي با تو بودن ، به ياد آن دقايق مي نويسم


******************

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:40
ين چرخ فلک عمر مرا داد به باد ، ممنون توام که کرده اي از من ياد


******************



من آن ابرم که مي خواهد ببارد ، دل تنگم هواي گريه دارد ، دل تنگم غريب اين در و دشت ، نمي داند کجا سر مي گذارد



******************

قلمي خواهم ساخت از ني باغ بهشت ، جوهر از شيشه ذات ، کاغذ از صفحه دل ، نور از شمع حيات ، تا بنويسم همه جا نام زيباي تو را


******************



غربت را نبايد در الفباي شهر غربت جستجو کرد ، همين که عزيزت نگاهش را به طرف ديگري کرد ، تو غريبي


******************


سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات ، اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خنده هات ، شب که مياد يواش يواش با چشمک ستاره هاش ، اجازه هست از آسمون ستاره بچينم برات ؟

******************

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:41
از ساعت متنفرم، از اين اختراع عجيب بشر که جاي خالي حضور تو را به رخ دلتنگي هايم ميکشد


******************

هر وقت مي بينمت آروم آرومم، وقتي نمي بينمت قلبم مي لرزه، وقتي صداتو نميشنوم دلم تنگ تنگه، ولي چون دلتنگ توام برام شيرينه


******************

دوسش داري؟ بهش بگو، منتظرشي؟ بهش بگو، شبا به خاطرش نميخوابي؟ بهش بگو، اما هيچوقت بهش دروغ نگو که دروازه ي جدايي ها دروغه


******************

اشک هايم را براي چشمانم مي نويسم، چشمم مي خواندش و دلم گوش ميدهد و قدري آرام مي گيرد، پس هنوز هم چاره اي هست که دوري ات را تحمل کنم، تا اشکي هم نباشد خدا بزرگ است

******************

من همان قاب تهي خسته و بي تقصيرم که بي تو و تصوير دلت مي ميرم


******************

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:41
و حالا انتهاي کوچه ي شعر / منم با انتظاري مبهم و زرد / ولي اي کاش جادوي نگاهت / غزل هاي مرا غارت نمي کرد


******************


تا دو چشمان سياهت ديد چشم / بر سياهي بخت خود خنديد چشم / از خجالت پيش چشمت آب شد / پلک را بر روي خود پوشيد چشم


******************

بي احساس و بي عاطفه بودن ، انسان را از واقعيت دور مي کند ، امير احساسات باشيم نه اسير آن

******************



به چه مانند کنم در همه آفاق تو را / هرچه در ذهن من آمد تو از آن خوب تري


******************


گلي دارم که تو گلها غريبه / نه نارنجه و نه ليمو و نه سيبه / گلي دارم به دست کس نميدم / خريدم گوهري و پس نميدنم

******************

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:41
در کنج دلم جز تو کسي خانه ندارد / ديوانه شود شمعي که پروانه ندارد



******************


روي خرابترين خرابه هاي تخت جمشيد مينويسم خرابتم رفيق !ا


******************



کاش مردم همه ميدانستند / که اگر عشق نباشد دل نيست / يک دل سر جدا از تب عشق / به خود عشق قسم جز گل نيست

******************




دنيا شبيه توست مثل دلبري هات / چيزي شبيه رنگ رنگ روسري هات / چيزي شبيه دل به لبخند تو دادن / مثل گل ترديد در ناباوري هات

******************



ناز تو را ميکشم به ديده ي منت / سر به راهت مينهم به عجز و تمنا / از تو به يک حرف ناروا نکشم دست / وز سر راه تو دلبربا نکشم پا


******************

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:42
باور کن ضربان قلبم را روي خنده هاي تو تنظيم کرده ام ، پس بخند تا هميشه زنده بمونم

******************





اگر خاطر کسي رو نتونستي از خاطرت پاک کني ، بدون که هميشه تو خاطرشي


******************




اي گل نازم که تو را دارم دوست / به آن سپردمت که همه ي هستي از آن اوست


******************


زندگي مثل مردابه ، شايد زيبا نباشه اما ميشه توش نيلوفري مثل تو رو پيدا کرد


******************


اقتدار دل شکسته به اندوهي است که سروده نمي شود

******************

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:44
خواب اصحاب کهف قصه ي تکراري ماست / ما همانيم که در غار دلت پوسيديم


******************


اس ام اس يعني يواشکي تو قلب ها سرک بکشي و با زبون بي زبوني بگي به يادتم


******************


آن روز که به دنيا آمدي ، يک نفر بودي براي يک دنيا ، ولي حالا يه دنيا هستي مال من


******************


داده ام دل به نگاري که خدا مي داند / نه محبت ، نه مروت ، نه وفا مي داند


******************


در من غم بيهودگيها مي زند موج / در تو غروري از توان من فزونتر / در من نيازي مي کشد پيوسته فرياد / در تو گريزي مي گشايد هر زمان پر


******************

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:52
در ره منزل ليلي که خطرهاست در آن / شرط اول قدم آن است که مجنون باشي


******************




در ره عشق که از سيل بلا نيست گذار / کرده ام خاطر خود را به تمناي تو خوش

******************





من و تو از تبار بي کسانيم / در اين غوغا چه کس را کس بدانيم / کسي نشنيده فرياد کمک را / کمک کن تا براي هم بمانيم


******************




يک لحظه دلم خواست صدايت بکنم / گردش به حريم با صفايت بکنم / آشوب دلم به من چنين فرمان داد / در سجده بيفتم و دعايت کنم

******************

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:52
تو بشو ياس قشنگ لحظه هاي بي قرارم / من ميشم زلال بارون تا کنار تو ببارم


******************




طوطيم اندر قفس اما دلم پيش تو است / گر قفس را بشکنند پرواز من سوي تو است / آب و هواي چشمات چيزي مثل کويره / هرکس اسيرش بشه بدون شک ميميره


******************




خزان که قسمت ما شد ، بهار مال شما / دلم به ياد تو افتاد ، سلام حال شما ؟


******************




تا زنده اي دنيا عزيز است / تا زنده اي دنياي من باش / در ظلمت سرد زمانه / خورشيد بي همتاي من باش


******************

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 13:53
شبا فکر و خیال تو چرا خوابم نمیگیره / نه تنها لحظه هام حتی تموم خونه دلگیره / حالا که شب به شب رفت و توام تنهایی سر کردی / توی تنهایی می پوسم نمیزارم که برگردی



به لب هایم مزن قفل خاموشی که در دل قصه ای ناگفته دارم / ز پایم باز کن بندگران را کزین سودا دلی آشفته دارم



بازو به دور گردنم از مهر حلقه کن / بر آسمان بپاش شراب نگاه را / بگذار از دریچه چشم تو بنگرم لبخند ماه را



درون سینه ام صد آرزو مرد / گل صد آرزو نشکفته پژمرد / دلم بی روی او دریای درد است / همین دریا مرا در خود فرو برد



گوشی رو بردار تا بگم دلم بازم تنگه برات / بذار هوای خونه مون، تازه شه از رنگ صدات / یه تلفن گریه دارم! یه عالمه حرف حساب / خودت بگو که این سوال، تا کی می مونه بی جواب؟

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 14:01
دلت را از شیشه بساز ولی به سنگها بگو دلم از فولاد است



دائم شکر گذار خدا باشیم که: شاید بدترین شرایط زندگی ما، برای دیگران آرزو باشد



دوستی مدتش مهم نیست، دوامش مهمه؛ دوری و نزدیکیش مهم نیست، یادش مهمه



هر کسی چیزایی رو که شما میگین میشنوه، ولی دوستان به حرفهای شما گوش میدن، اما بهترین دوستان حرفایی رو که شما نمیگین میشنون



صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو میزند و آن هم در تمام عمر، بیش از یک مرتبه نیست

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 14:02
پس از آن غروب رفتن
اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر
تو بیا شروع من باش

***

شبو از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای
گریه های آخر من

***

اسمتو ببخش به لبهام
بی تو خالیه نفسهام
قد بکش تو باور من
زیر سایه بون دستام

خواب سبز رازقی باش
عاشق هميشگي باش
خسته ام از تلخی شب
تو طلوع زندگی باش

***

من پر از حرف سکوتم
خالیم رو به سقوطم
بی تو و آبی عشقت
تشنه ام کویر لوتم

***

نمیخوام آشفته باشم
آرزوی خفته باشم
تو نـذار آخـر قصه
حرفـمو نگفته باشم

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 14:02
گفته بودی که چرا محو تماشای منی /آن چنان محو که یک دم مژه بر هم نزنی /مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود /ناز چشمان تو قدر مژه بر هم زدنی

حدیث عشق من و تو،حدیث ابر بهاریست،تو از قبیله لبخند،من از قبیله اندوه.
فضای فاصله صد آه،فضای فاصله صد کوه،تو از سپیده و نوری،من از شقایق گلگون.

غمگین و بی قرارم زخمی تر از زمانم وقتی تورا ندارم نفرین به هرچه دارم

یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟
برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست…

تورا می خواستم تا در جوانی نمیرم از غم بی همزبانی
غم بی همزبانی سوخت جانم چه می خواهم دگر زین زندگانی؟!

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 14:02
نمي دانم کجا بي من نشستي
قشنگي هاي دنيايم تو هستي

يگانه گنج فردايم تو هستي

.




من اگر دختر نفرین شده اندوهم ،یا که از نسل گلی هرزه میان کوهم ،


تو همان آدمک چوبی پیمان شکنی ، که فقط لایق آتش زدنی .




من همان قاب تهی خسته و بی تقصیرم که برای تو و تصویر دلت می میرم .




بین آنچه از عشق روی چوب درخت کاغذها می سراییم و آنچه عمل می کنیم خیلی فاصله هست ،

پس بیایید عشق را روی چوب درخت عمل بسراییم تا هیچ فاصله ای نباشد .




ابرهای بارانی چشمانم از بس باریدند،همچون چاه چشمان عروسک هاییم خشکیدند .


پایان جدایی کجاست .

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 14:03
ز اشک دیده نوشتم نامه برایت
مگر نامه بیچارگان جواب ندارد ؟
.
.
.
از با تو بودن برایم عادتی ساختی که هرگز بی تو بودن را باور ندارم . . .
.
.
.
من به مرگم راضیم اما نمیآید اجل ، بخت بد بین از اجل هم ناز میباید کشید . . .




در جوانی خواب غفلت داشتم ، در کنارم پدرم بیدار بود
یک دم از خواب گران برخواستم ، در کنارم پدرم در خواب بود . . .
میفشارد قلب من را اسم تو ، جسم من جاری شده در جسم تو
.
.
.
زندگی را با همین غم ها خوش است
با همین بیش و همین کم ها خوش است
زندگی کردیم و شاکی نیستیم
بر زمین خودیم و خاکی نیستیم

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 14:04
ترک ما کردی ٬ برو هم صحبت اغیار باش ٬ با ما چو نیستی با هر که خواهی یار باش . . .
.
.
.
تو رو دوست ندارم ... دوست ندارم . . .
اما نمیدونم چرا وقتی نیستی غصه ام میگیره !
.
.
.
نمی دانم چرا اين گونه است ؟ وقتی نگاه عاشق كسی به توست
میبينى ٬ اما ، دلت بسته به مهر ديگرى است ...
بی اعتنا می گذرى و عاشقانه به كسى می نگرى كه دلش پيش تو نيست . . .


ز تمام بودنی ها تو فقط از آن من باش که به غیر از با تو بودن دلم آرزو ندارد . . .
.
.
.
فکر میکردم عاشقی هم بچگی ست ٬ اما حیف این تازه اول زندگیست
زندگی چیزی شبیه یک حباب ٬ عشق ٬ آبادی زیبایی در سراب
فاصله با آرزوهای ما چه کرد ؟ کاش میشد در عاشقی هم توبه کرد . .

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 14:04
روزی با خودم فکر کردم ٬ اگر او را با غریبه ای ببینم ٬ شهر را به آتش می کشم
ولی امروز حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست . . .



چه تاجی زدی بر سرم زندگی ؟ به غیر از مصیبت به جز بندگی ٬ یه روزم اگر
به شادی گذشت ٬ ندیدم بهاری ٬ محبت ز یاری ٬ دلم غرق خون شد
عجب روزگاری ...عجب روزگاری . . .
.
.
.
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید ٬ ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود ؟
زنده را تا زنده است قدرش بدان ٬ ور نه بر روی مزارش کوزه گل چیدن چه سود ؟
.
.
.
وفای بی وفایان کرده پیرم ٬ برم یار وفاداری بگیرم ٬ اگر یار وفادار گیر نیامد
سر قبر وفاداران بمیرم . . .
.
.
.
امشب شب آخریه که مزاحم دلت شدم ٬ خورشید فردا مال تو ٬ ببخش که عاشقت شدم
بدرقه لازم ندارم ٬ میرم عزیزترین ٬ نذار بمونه زیر پا ٬ قلبمو بردار از زمین
دوست دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود ٬ غافل از اینکه قلب من منتظر اشاره بود . . .

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 14:04
تو که شيرين لب و عشق آفريني کنارم لحظه اي بنشين
عزيزم چه حاصل روز هاي ديگري که بيايي تا سر خاکم نشيني؟؟!!!
.
.
.
اي دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پيش از اينت گر که در خود داشتم
هر کسي را تو نمي انگاشتم
.
.
.

سراي محبت کجاست ؟ من آواره ام شهر الفت کجاست ؟
کساني که از عشق دم مي زنند ٬ چرا بين ما را بر هم مي زنند ؟
.
.
.

جان فداي دوست کردن نزد ما دشوار نيست
سوزم از اين غم که ما را فرصت ديدار نيست



دریا که بزرگ شد ، نگاهش نتوان کرد / دو دل که یکی شد ، جدایش نتوان کرد . . .
کمکم کن ، نذار سهم من از دوست داشتن تو فقط حسرت باشه . .
یادگاری از تو مونده چهار تا گلدون زرشکی / روی گلدونا نوشته تا ابد تو خود عشقی . .
تو میرسی و در نگاه گرم و مهربان تو / دوباره محو میشود تمام ناتوانی ام . . .

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 14:05
کف آسفالت صافه ولي ترک داره مثل دله منه که غما رو يدک داره
اينجا قوانيني داره که بي تبصرست نگاها شليک ميشه بهت از غرض
ممکنه آرزوهات توي حباب بمونن تا وقتي سنگ قبرتو با گلاب بشورن
.
.
.
بيهوده مکن عمر گران صرف رفيقان ، عمر صرف کسي کن که دلش جان تو باشد ، امروز
کسي محرم اسرار کسي نيست ، ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست
.
.
.
دريغا، مسکين تن من ! که پست اش کردم به خيال باطل که بلندي روح را به جز اين راه
نيست آنکه تن ام، به خواري بر سر راه افکندي! آه!! بايد که بر اين اوج بي بازگشت در
تنهايي بميرم



دوستی فصل قشنگی است پر از لاله سرخ ٬ دوستی تلفیق شعور من و توست
دوستی رنگ قشنگی است به رنگ خدا ٬ دوستی حس عجیبی است میان آفتاب و آب
.
.
.
خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا

رسیده ای، درست در نقطه آغاز هستی . . .

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 14:05
ای کاش دلت از دل تنگم گذری داشت / ای کاش نگاه تو بر این سو نظری داشت . . .

* * *
یک لحظه لبخندت میلاد عشق من است ، سجده شکر به درگاه خداوند

میگذارم که تو را به من هدیه داد . . .

* * *

از هر ** محبت خواستیم بر سرمان منت گذاشت

حیف این دل عاشق که به این دیار پا گذاشت . . .

* * *

بعضی ها میگن دنیا ارزش نداره ، مگه میشه دنیایی که تو رو داره بی ارزش باشه !!؟

* **

صد بهارانم بی تو ، سخت تر از یک زمستانم است . . .

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 14:05
دلی را ن*** شاید خانه خدا باشد

کسی را تحقیر مکن شاید محبوب خدا باشد

از کمکی دریغ مکن شاید کلید بهشت باشد

سر نماز اول وقت حاضر شو ، شاید آخرین دیدارت با خدا باشد در زمین

* * *

آن لحظه که قلبت به خدا نزدیک است / آن لحظه که دیده ات ز اشک خیس است

یاد آر که محتاج دعایت هستم

* * *

درطلوع یک دوستی هرگز غروبی نیست پس زندگی کن برای کسی که دوستش داری

* * *

دیدمت یک شب به دریا خیره بودی تا سحر/ کاش دریای تو بودم دل به دریا میزدی...

* * *
نه ازآشنایان وفا دیده ام نه از باده . نوشان صفا از نامردمیها نرنجد دلم که ازچشم خودهم خطادیده ام

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 14:05
حاصلضرب توان در ادعا مقداری ثابت است . هرچه توان انسان کمتر باشد ، ادعای او بیشتر است و هرچه توان انسان بیشتر شود ، ادعایش کمتر می گردد



آدمای خوب از یاد نمیرن ، از دل نمیرن ، از ذهن نمی رن ، ولی زود تر از اینکه فکرشو بکنی از پیشت میرن...




عشق با روح شقایق زیباست
عشق با حسرت عاشق زیباست
عشق با نبض دقایق زیباست
عشق با زهر حقایق زیباست



از نگاهی می نشیند بر دل نازک غبار
خاطر آیینه را آهی مکدر می کند



نبودی بی تو پنهان گریه کردم ، تورا دیدم و خندان گریه کردم
یرای اینکه اشکم را نبینی ، نشستم زیر باران گریه کردم ...

MAMAD*50 CENT
16-05-2014, 14:06
هم رازکویرم تب باران دارم. درسینه دلی شکسته پنهان دارم . برگوشه سنگ قبرمن بنویسید. من هرچه که دارم ازرفیقان دارم

* * *

تبسم تو تجسم تمام خوبی هاست

به تبسمت سوگند که شاد بودنت آرزوی ماست

* * *

منحنی قلب من مشتق گیسوی توست خط مماس دلم تابع ابروی توست

* * *

زندگی مثل یه پل قدیمیه!

به این فکر نکن که اگه تنها ازش بگذری دیرتر خراب میشه،

به این فکر کن اگه افتادی یکی باشه دستتو بگیره...



بـه تـو گفتـم اگه عاشق بشم، آواره میشم!
اگه ناز نگاهت را ببینم،
اگه موی سیاهت را ببویم،
بیچاره میشم!
به تو گفتم، نگفتم؟؟؟