PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ❤❤❤❤ 【 sms های عاشقانه و عارفانه 】 ❤❤❤❤



صفحه ها : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 [167] 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182

MEMAR.Z
10-06-2014, 11:15
نگران نبودنت نباش نفرینت نمی کنم



همینکه دیگر جایت در دعاهایم خالیست برایم کافیست











ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار



منو از خاطره کم کن خدانگهدار











من پذیرفتم شکست خویش را



پندهای عقل دوراندیش را



من پذیرفتم که عشق افسانه است



میروم از رفتن من شاد باش



از عذاب دیدنم آزاد باش











چون که تو تنهاتر از من میروی



آرزو دارم تو هم عاشق شوی



آرزو دارم بفهمی درد را



معنی برخوردهای سرد را

MEMAR.Z
10-06-2014, 11:17
دلتنگی همیشه از نبودن نیست…



لحظه های بی خبری پر از دلتنگی است…….!











عشق چیست؟



شاید شمعی است که هر دم میسوزد و شاید دوستی است که هردم می جوشد و شاید ترانه ایست که آوازه اش در دلها جاری است



ولیکن هر چه هست زیباست…















درد دارد



وقتی مـی رود



و هـمه می گویند



دوستت نداشـت



و تو نمـی توانی ثابت کنی



که هرشـب



با عاشقانـه هایش



خوابـت می کرد…











اینجا تا لباس را سیاه نبینند باور نمیکنند چیزی را از دست داده ای…!











طعم لبهاى تو…



شاید جزو چهار مزه ى اصلى نباشه



اما…



اصلى ترین مزه ى زندگیه…!!

MEMAR.Z
10-06-2014, 11:17
به درختان جنگل گفتم شما با این همه عظمت چرا از تکه آهنی به نام تبر می رنجید گفتند



.



.



.



رنجش ما از تبر نیست از دسته ی آن است که از جنس خود ماست











سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست



گر در این خلوت بمیرم هیچ کس آگاه نیست



من در این دنیا به جز سایه ندارم همدمی



این رفیق نیمه راه هم گاه هست و گاه نیست











غربت آن نیست که تنها باشی



فارغ از فتنه فردا باشی



غربت آن است که چون قطره ی آب در پی دریا باشی



غربت آن است که مثل من و دل در میان همه کس یکه و تنها باشی











گر بدانم نیستی غمی نیست ز تنهایی



اینکه هستی و تنهایم غم دارم

MEMAR.Z
10-06-2014, 11:20
کیه بده.اما به شانه های که اگر خوابت برد سرت را زمین نگذارد…











اگر روزگار هزار بار هم نبودنت را به من دیکته کند نمره من باز می شود صفر…نبودنت را یاد نمیگیرم!











راســـــــــتـــــــی،



در میـــان این همـــه اگـــر،



تـــو چـــقــــدر “بایــــــدی” !!



♥خــــــــاص :))










امروز باورم شد



که تو خسته تر از آن بودی که بفهمی دوست داشتنم را…



از من گذشت…



اما…



هرجا هستی



“خسته نباشی…











باید یکی توی زندگیت داشته باشی که فاصله ی “دلم تنگ شده”



و “دارم میام دنبالت” بیشتر از چند ساعت نباشه …

MEMAR.Z
10-06-2014, 11:21
خدایا کفر نمی گویم

تو یکتایی و بی همتا

و لیکن من نه یکتایم ، نه بی همتا

فقط تنهای تنهایم









جدایی را نمی خواستم خدا کرد

نمی دانم کدام نامرد دعا کرد

بسوزد آنکه غربت را بنا کرد

مرا از تو تو را از من جدا کرد












وفاداری؟ خدا بیامرزدش



صداقت؟ یادش گرامی



غیرت؟ به احترامش یک لحظه سکوت



معرفت؟ یابنده پاداش می گیرد



عشق ؟ از دم قسط



واقعا به کجا چنین شتابان؟











عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد



من صبوری کردم و غارتگرم مغرور شد











یکی امد تو لحظه هام خاطره هاشو پس گرفت



اما نمی دونست دلم باخنده هاش نفس گرفت



یکی امد تو زندگیم رو قلب خسته ام پا گذاشت



و نگاه سردشو تو قعر قلبم جا گذاشت



یکی امد با نگاش زد و دل منو شکست



بااین همه بی مهری هاش بازم دلم به پاش نشست

MEMAR.Z
10-06-2014, 11:22
کسی دیگر نمی گیرد سراغ خانه ما را



به سختی جغد پیدا می کند ویرانه ما را



از آن شادم که غم پیوسته می آید به بالینم



از آن ترسم که غم هم گم کند ویرانه ما را











با یه قامت شکسته ، با نگاهی مات و خسته



سرشو برده تو شونش ، یه نفر تنها نشسته



توی تنهاییش یه درده ، جای پای قلبی سرده



گل سرخی بوده اما ، دیگه پژمرده و زرده



فارغ از دیروز و فرداش ، غرقه تو دریای درداش



حسرتش یه عشق نابه ، که وفا کنه به عهداش











عزیز ! یادی بکن از یار خسته



غبار دوریت بر من نشسته



دگر تیری نزن بالی ندارم



وجودم از غمت در هم شکسته











غم هجران تو را چاره و درمان چه کنم ؟



همه روز و همه شب دیده ی گریان چه کنم ؟



ای که آرامش جان در گروی روی تو بود



رفتی و بی تو بر این حال پریشان چه کنم ؟



تن من نی شد و شد نغمه ی دل بی تو حزین



وای بر من تو بگو بـا نی نـالان چه کنم ؟



کس ندانست چه بگذشت میان من و تو



بی تو در انجمن این همه نادان چه کنم ؟

LIDA
10-06-2014, 13:37
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست ، بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبور میشی آخرش را با جدایی به سرانجام برسانی
::
::
دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست … گربه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست … من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل … تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست
::
::
حکایت من ، حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت ، دل باخته سفر بود اما همسفر نداشت ، حکایت کسی است که زخم داشت و ننالید ، مثل پرنده ای که دلش هوای آسمان داشت و دربند صیاد بود
::
::
لالا لالا بخواب دنیا خسیسه … واسه کمتر کسی خوب مینویسه … یکی لبهاش همیشه غرق خنده است … یکی پلکاش تو خوابم خیس خیسه … یکی جز ” یاد تو ” هیچی نداره !
::
::
سفر نکن خورشیدکم ، ترک نکن منو نرو … نبودنت مرگ منه راهی این سفر نشو … نذار که عشق منو تو اینجا به آخر برسه … مرگ تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه …

LIDA
10-06-2014, 13:38
تابوتم فردا از کوچه ات میگذرد ، چشم مپوشان ، این مرده همان است که بیمار تو بود !
::
::
دیگر نمیگویم گشتم نبود ، نگرد نیست! بگذار صادقانه بگویم؛ گشتم ! اتفاقا بود، فقط مال من نبود. بگذار دیگری بگردد ، لابد مال اوست ….
::
::
بغض هایم را به آسمان سپرده ام ، خدا بخیر کند باران امشب را ….
::
::
بگین یه آرزو دارم ، داشتن اون همین و بس … بگین اگه پیشم نیاد ، دیگه تموم میشه نفس … خیلی چیزا بهش بگین ، بگین روزای آخره … نفس ندارم به خدا ، زود میمیره این دیوونه !
::
::
توی آسمون دنیا هرکسی ستاره دارد … چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی ندارد !

LIDA
10-06-2014, 13:39
آدمکای شهرما، بازیگرای قابلند … وقتی بشه یواشکی رو قلب هم پا میزارن … قصه روزگار اینه ، به هیچ کسی وفا نکن … روی دلای آدما ، هرگز حسابی وا نکن
::
::
“دنیا” را بغل گرفتیم گفتند : امن است هیچ کاری با ما ندارد. خوابمان برد ، بیدار شدیم ، دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم ….
::
::
سکوت میکنم ! نه اینکه دردی نیست ، گلویی نمانده برای فریاد ….
::
::
هر آنچه خواستیم نیامد به دست … چو بیگانه بودیم به دنیای پست … پی آب بودیم کوزه به دست … چو آب یافتیم کوزه شکست!
::
::
باورم شد پاک بودن ذلت است … عاشقی سوزاندن حیثیت است … باورم شد دوستی ها لحظه ای است … بی وفایی قسمتی از زندگی است … عاشقی چیزی برای هدیه نیست … طرح دریا و غروب و گریه نیست … عاشقی یک کلبه ویرانه نیست … صحبت از شمع و گل و پروانه نیست

LIDA
10-06-2014, 13:40
وفای اشک را نازم که در شبهای تنهایی ، گشاید بغض هایی را که پنهان در گلو دارم
::
::
سیاهی شبو دوست دارم ، آخه همرنگ روزگارمه ….
::
::
آن کس که دوست داشتم آدم باگذشتی بود ….. از من هم گذشت!
::
::
کسی را خون دل دادم که با من آشنا گردد ، ندانستم که کس خون میخورد خونخوار میگردد
::
::
خدایا میوه کدام درخت باغت را گاز بزنم تا از زمین رانده شوم ؟!

ARMAN
11-06-2014, 07:46
از من نخواه ببخشمت
هرگز نمیبخشم تورا
حتی اگه ببخشمت
خدا نمیبخشه تورا


بنویس ای سنگتراش عاقبت شدم فداش ، بنویس تا بدونه عمرمو دادم براش..


برگ از درخت خسته شده پاییز همش بهونست


بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم
باشد که نباشیم و بدانند که بودیم


ز کویت رفتم و الماس ِ طاقت بر شکستم برو با یار ِ خود بنشین که من بارِ سفر بستم
که بعد ِ رفتنم جانا هزار افسوس خواهی خورد فلانی یار ِ خوبی بود و من ،قدرش ندانستم

ARMAN
11-06-2014, 07:47
شبي غروب مي كنم كنار چشمهاي تو/ وبي گناه مي روم به دار چشمهاي تو/ من از تمام عاشقي به اين بسنده مي كنم /كه يك دقيقه سر كنم كنار چشمهاي تو



نگاهي آشنا به ياس كردم/ تو را در برگ گل احساس كردم ...خلاصه در كلاس ناز چشمت/ دو واحد عاشقي را پاس كردم



زماني كه مرا به دنيا آوردند مي گفتند همه را دوست بدار اكنون كه ديوانه وار دوستش دارم مي گويند فراموشش كن



يك عشق عروج است و رسيدن به كمال ، يك عشق غوغاي درون است و تمناي وصال ، يك عشق سكوت است و سخن گفتن چشم ، يك عشق خيال است و....خيال است و....خيال



اگه از ياد تو رفتم... اگه از ياد تو رفتم اگه رفتي تو زدستم اگه ياد ديگروني ...من هنوز عاشقت هستم با وجود اينكه گفتي ...ديگه قهري تا قيامت با تموم سادگي هام/ گفتم اما.... به سلامت شايد اين خوابه كه ديدم ...هر چه حرف از تو شنيدم قلب ناباور من گفت من به عشقم....نرسيدم! پيش از اين نگفته بودي ... غير من كسي رو داري توي گريه توي شادي ….سر رو شونه هاش بذاري تو رو مي بخشم و هرگز ديگه يادت نمي افتم.... برو زيباي عزيزم ... تو گروني ... من چه مفتم

MEMAR.Z
11-06-2014, 11:08
کـــســـی که ســلــول انــفـــرادی را ســاخــت
مـــی دانــســـت ســـخــت تــــریــن کـــار انـــســـان
تحـــمـــل خــویــشتــن است . . .




هر چه میخواهد دل تنگت ، ســــــــــــــاکت
کسی درک نخواهد کـــرد…




از لحاظ قیافه ، آدمیـــم !
از لحاظ عاطفه ، عدمیــم !




گاه جـــــمـلـه ای از تو … حـــــمـلـه ای میشود به او !
واژگانت را سازگار کن !




دروغگو زیاد نشده ، حرف راستِ که مفت هم نمیارزه
راه که بی راه بشه ، غریبه میشه راه بلد !

MEMAR.Z
11-06-2014, 11:10
همه ﺍﺧﻄﺎﺭ ﻫﺎ “ﺯﻧﮓ” ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ
ﮔﺎﻫﯽ “ﺳﮑﻮﺕ ” ﺁﺧﺮﯾﻦ “ﺍﺧﻄﺎﺭ” ﺍﺳﺖ . . .




وقتی “دلبر” ﺩﺍﺭی ؛ ﺑﺎید ﺍﺯ بقیه “ﺩﻝ برﺩﺍﺭﯼ”




همه یادشون میمونه باهاشون چیکار کردی
ولی یادشون نمیمونه براشون چیکار کردی !




آخرش معلوم نشد زمانه عوض شده یا آدم هایش ؟
اما پیداس دستشان در یک کاسه است !




بر درخت زنده بی برگی چه غم ؟
وای بر احوال برگ بی درخت !

MEMAR.Z
11-06-2014, 11:11
وقتی انسان تمام عمر کار بکند
لحظه ای فرا می رسد که در می یابد کارهای دیگری نیز می توانسته بکند
مثلا : عاشق شود و زیر باران قدم بزند…
به دنیا و مشکلاتش و لو برای چند ساعت فکر نکند…
از گرمی دست معشوق گُر بگیرد…
ولی حالا چند حساب بانکی دارد
چندین مرضِ سبُک و نیم دو جین قرص برای نفس کشیدن…
از این رو تاسف می خورد !



“معرفت” یه موقعی لباس رفاقت بود ،
الان “منفعت” جاشو گرفته




ما همینیم که هستیم
شاخ نیستیم چون گاو نیستیم
خاص نیستیم چون عقده نداریم
بالا نیستیم چون پرچم نیستیم
فقط یه آدمیم، چیزی که خیلیا نیستن




آدمها چه موجودات دلگیری هستند
وقتی سوزنشان را نخ میکنی ، برایت دروغ می بافند !




چون بسى ابلیس آدم روى هست
پس به هر دستى نشاید داد دست !

MEMAR.Z
11-06-2014, 11:15
آدم ها ثانیه به ثانیه رنگ عوض میکنند
از آدم های یک ساعت دیگر میترسم چون درگیر هزاران ثانیه اند
ثانیه هایی که در هرکدام رنگی دگر به خود میگیرند !





چاره ای نیست
این روزها طرح روی جلد آدمهاست
که پرفروششان میکند نه متنشان!






هرکــے پُشـتِمونــــــو خـالــــے کـَـرد
دیگــــﮧ مُتعَــــلق بــــﮧ هَمــــونجا میشــــﮧ . . .






هر کس را به انداره ای در دلت داغ کن
که لازم است انگور را هم که زیاد بجوشانی نجس میشود





آدمایی که از رابطه های طولانی میان بیرون خطرناکن
چون اونا میفهمنمیشه یه چیزایی رو از دست داد ، و نَـمــُــــرد …!

MEMAR.Z
11-06-2014, 11:18
اگر کلمه دوستت دارم کلید زندان من و توست






خاطری گر نظرم هست همه خوبی توست

حسرتی گر به دلم هست همان دوری توست











در خاطری که تویی دیگران فراموشند



بگذار در گوشت بگویم می خواهمت



این خلاصه ی ، تمام حرفای عاشقانه دنیاست










چه درونم تنهاست و در این تنهایی



شاخه ی خشک نگاهم گل چشمانت را می جوید










تو قلب منو کشتی و رفتی



اما میدونم که حتما یه روز بر می گردی



چون همیشه قاتل به محل جنایت بر می گرده

MEMAR.Z
11-06-2014, 11:18
بـــا تــــــو کــــه بـــاشــــــم



تـــــمام دورهــــا نــــزدیــــکــــــنـــد …










دلتنگی حس عجیبی است که گاهی تو را به یادم می آورد



گاهی یعنی همیشه ، گاهی یعنی الان










نمی دانم چرا ، اما برایت سخت دلتنگم



در این مسلک که صورت های بی احساس بسوی قلب های ساده میتازند



من اینجا در صف مرگ شقایق ها برای رنگ چشمان تو دلتنگم










تنفس : شروع زندگیست



عشق : قسمتی از زندگیست



اما دوست خوب : قلب زندگیست










اسمش تقصیر است



حالا تو هی خودت را آرام کن ، بگو نه تقدیر

MEMAR.Z
11-06-2014, 11:19
کـاش به خودمان قــول بدهیــم

وقتی عاشق شویــم که آماده ایم

نــه وقتی کــه تنهــائیـم








تنهایى راه رفتن سخت نیست

ولى وقتى ما این همه راهو با هم رفتیم

تنهایى برگشتن خیلى سخته











از تنهایی بمیـــر



ولــی زاپاس عشق کسی نشــو . . .










از زیـر سنـگ هم کـه شده پـیدایم کـُن



مـدت هاست که تـنهـایی هـای مـرا



دست هـای جـستجوگـری لـمس نکـرده انـد










حوالیِ خاکستری رویاهایم نخواب



رنگ می گیرد تنهایی ات

MEMAR.Z
11-06-2014, 11:19
خسته از تمام جهان



به خـــــــانه برمی گردی



در را که باز می کنی



چراغ را که خودت روشن می کنی



یعنی تـنـهــــــــــایی











ایـــــنـجــا همــه تــــــنهـان



امّـــا خــــیـلــیـا هــــنـوز گــَـرمـَن



مـــتـوجـّـه نــــشـدن










تــــنهـایـــی ام فــــقـط ادعــــا دارد



بــا ایــن هـمه بـــزرگـی اش



جــــای ِ خــــالــی ات را پُـــــر نــــمی کـــــــنــــد










دکتر پای نسخه ام بنویس ممنوع ملاقات



بگذار تنهاییم دلیل پزشکی داشته باشد










تنهایی آدم ها به عمق دریاست



ولی پر کردنش با یک لیوان محبت کافیه

MEMAR.Z
11-06-2014, 11:20
بیـــا بـــاز هــم خـــودمــان را بــه نفهـمـی بـــزنــــیم


گـاهـی بفـهـمی ، نفـهـمی








معشوقه ای پیدا کرده ام به نام روزگار


این روزها مرا درآغوش خویش سخت به بازی گرفته است!








آدم ها دروغ نمی گن


اگر چیزی می گویند صرفا احساسشان درهمان لحظه ست …


نباید روش حساب کرد …!







همــه ی مـــا فقــط حســـرت بــی پــایــان یــــک اتفــــاق ســـاده ایـــم


کــــه جهــــان را بـــی جهــــــت ،


یــــک جــــور عجیبــــی جــــدی گرفتـــــه ایــــم …!







وقــتی همه چیز خوبه میترسم …


مـا به لنگیدن یکــــ جایِ کار عـــادت کـــرده ایـــم . . .!

MEMAR.Z
11-06-2014, 11:21
آدما مترسک سر جالیز نیستن


که وقتی واسه کلاغای دلت تکراری شدن عوضشون کنی


پس یه کم در مورد آدما منصف باش


تا مترسک یکی دیگه نشی …!!





ای کاش انسانها همان قدر که از ارتفاع می ترسیدند


کمی هم از پستی هراس داشتند …!!





بلند بخوان


درشت بنویس


آویزه ی گوشت کن که : «تقوا» آن نیست؛


که با یک «تق»، وا برود …!





بـه بودن ها ، دیـر عـادت کن و بــــه نبــودن هــا ، زود …!


آدم ها ، نبودن را بهتر بلدند!





حوا بودن تاوان سنگینی دارد …


وقتی آدم ها برای هر دم و بازدم هوا نیاز دارند

LIDA
12-06-2014, 13:48
آنقدر عاشقانه زندگی کن


که اگر روزی


رازهایت فاش شد


بغض دنیا بترکد.....!



لطفا ,
مزاحم نشوید !
.
.
.
.
.
" ما "
مشغول دوست داشتن یکدیگر هستیم !
.
.
عــــــــــــاشقتم عشقم




مرا به ذهنت نه…. به دلت بسپار….


من ازگم شدن درجاهای شلوغ


…میترسم …




باران از جنس من است و من از جنس باران...


هر دو بی هدف می باریم به امید رویش یک امید از جنس عطر تنت!


زود برگرد،باران نزدیک است!


شعر پشتِ شعر

می گیرانم به لب

شبیهِ تنهاییِ مردانی شده ام

که پیاده روها را

سیگار پشتِ سیگار

گریه نمی کنند..

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 13:50
بهارت بی گل و بلبل نباشد / نگاهت خالی از سنبل نباشد
به گلزار محبت تا قیامت / خودت گل باش و عمرت گل نباشد . . .
.
.
.
زیر سایه امن ترین سایبان هستیم ، دلواپس دلواپسی های یکدیگر باشیم . . .
.
.
.
روز سپری شد به امیدی که شب آید / شب آمد و دیدم به لبم تاب و تب آمد
ای یار دعا کن من بیچاره مبادا / در حسرت دیدار تو جانم به لب آید . . .
.
.
.
گویند دنیا خواهی یا دوست ؟
گویم ای بی خبران دنیا با دوست نکوست . . .



گر ز جهان بگذرم از تو نخواهم گذشت / سر رود از پیکرم از تو نخواهم گذشت
مردمک چشم من نقش تو بر خود گرفت / ور همه جا بنگرم از تو نخواهم گذشت . . .

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 13:50
مهربانی نقش هر نقاش نیست / هر که نقشی را کشید نقاش نیست
نقش را نقاش معنا میدهد / مهربانی نقش یار است حیف که یار نقاش نیست

پای من خسته از این رفتن بود / فصه ام قصه دل کندن بود
دل که دادم به یارم دیدم / راهش افسوس جدا از من بود

من و این داغ در تکرار مانده / من و این عشق بیدار مانده
مپرس از من چرا دلتنگ هستم / دلم بین در و دیوار مانده

از پنجره روزگار به درخت عمر که مینگرم / خوشتر از یاد عزیزان ثمری نیست . . .

دو شاخه گل ، دو جام مستی ، فدای تو هر جا که هستی . . .

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 13:50
یک صندلی خالی کنار رویاهام از آن توست بنشینی یا بروی ، دوستت دارم . . .
.
.
.
حمد میگویم خدای مهربان / خالق و سازنده این مکان
آفریده این زمین و آسمان / کائنات و جمله موجود آن . . .
.
.
.
دل های بزرگ و احساس های بلند ، عشق های زیبا و پر شکوه می آفرینند
که جان دادن در کنارش آرزوئی شور انگیز است ، اما کدامین معشوق مخاطب راستین
چنین معشوقی خواهد بود و او فقط خداوند است . . .
.
.
.
.
.
.
عاشقم کردی و گفتی که عاشقان دیوانه اند / عاقبت عاشق شدی ، دیدی که خود دیوانه ای . . . !؟



بی شک آسمان خدا با این همه ستاره یک تیم برنده است

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 13:50
من دلم میخواد خستگی را بفشارم در مشت ، غصه ها را در باد
فاتح قلعه بی روزن تردید شوم ، من دلم میخواهد بیداری هم چون رویا شیرین باشد . . .

__________________



در دیده به جای خواب ، آب است مرا / زیرا که به دیدنت شتاب است مرا . . .
.
.
.
صدایت در گوشم زمزمه میشود و نگاهت در ذهن مجسم
ولی من تو را میخواهم ، نه خیالت را . . .
.
.
.
نا امیدانه ز دل آه غریبانه کشیدم / ما امیدی نکشیدی تا بدانی چه کشیدم . . .
.
.
.
خدایا دیده ای بینا به من ده / دلی پر شور و بی پروا به من ده
دستم از هر چیز خالیست / دلی سرشار چون دریا به من ده . . .

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 13:51
صبر کردن دردناک است ، و فراموش کردن دردناکتر ، ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش

چقدر حقيرند مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند ، نه اراده‌ي دوست نداشتن ، نه لياقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن، با اين حال مدام شعر عاشقانه مي‌خوانند

گذار تا شيطنت عشق چشمانت را بر عرياني خويش بگشايد هر چند آنچه بيني جز رنج و سختي نباشد

ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه.


پاييز هيچ حرف تازه ايي براي گفتن ندارد... با اين همه از منبر بلند باد که بالا مي رود درختان چه زود به گريه مي افتند

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 13:51
قویی که شنا میکرد در برکه چشمانت / موجی که رها میشد در بستر چشمانت
بویی که نفس میزد در دام گریبانت / من بودم و خواهم بود همواره پریشانت

در ماه مهر بادهای پاییزی بی مهری را با برگ درختان آغاز میکنند

آن قدر عشق تو دارم که اگر آه کشم / ز لبم بوی کباب جگرم میآید !

صحبت از آسایش دل در مقام عشق نیست / در چنین هنگامه حال مرغ سرگردان خوش است



خاطرات تلخم یاد تو همیشه شیرین / تا ابد فکر تو هستم نازنین رفیق دیرین

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 13:51
ای عشق شکسته ام مشکن ما را / اینگونه به خاک ره میفکن ما را
ما در تو به چشم دوستی میبینیم / ای دوست مبین به چشم دشمن ما را . . .


* * * * ** * * * * * * * ** * * ** * * * *


زندگی کردن من مردن تدریجی بود / آنچه جان کند تنم ، عمر حسابش کردم . . .


* * * * ** * * * * * * * ** * * ** * * * *


مصرعی از قلب من ، با مصرعی از قلب تو / شاه بیتی میشود در دفتر و دیوان عشق . . .
* * * * ** * * * * * * * ** * * ** * * * *



گمانم اشک من پایان ندارد / دل دریادلان سامان ندارد
بریز اشک صداقت بر نگاهت / که خنده بر لبانم جا ندارد

من در این سن جوانی ز جهان سیر شدم / صورتم گر چه جوان است ز دل پیر شدم
اشتباهی که همه عمر پشیمانم کرد / اعتمادیست که بر مردم دوران کردم

LIDA
12-06-2014, 13:52
ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ﺳـــﮑﻮﺕ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻋﻼﻣﺖ ﺭﺿــــﺎﯾﺖ ﻧﯿﺴﺖ
ﮔﺎﻫﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﯾﻌﻨﯽ "ﺍﻣــــﺎ"
ﯾﻌﻨﯽ " ﺍﮔــــــﺮ"
ﯾﻌﻨﯽ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﯾﮏ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ " ﺩﻝ " ﻣﯽ ﺗﺮﺳــــﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﮕﻮﯾﺪ




********************



همه جا دکان رنگ است ، همه رنگ می فروشند
دل من به شیشه ماند ، همه سنگ می فروشند
به کرشمه نگاهی، دل ساده لوح ما را
چه به ناز می ربایند، چه قشنگ می فروشند




********************




عادت چه طعم تلخی دارد ، وقتی آن راباعشق اشتباه میگیری



********************



نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبرانش نمیکند،
کسانی هستند که هرگز تکرار نمیشوند و تو
همانی که هیچ کس جایت را پر نمیکند



******************


تو نباشی لحظه ها بیهوده است ، در پس لبخندهایم گریه است

تو نباشی غم اسیرم میکند ، دوریت هر لحظه پیرم میکند

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 13:53
دل جز ره عشق تو نپوید هرگز / جان جز سخن عشق نگوید هرگز
صحرای دلم عشق تو شورستان کرد / تا مهر کسی در آن نروید هرگز

در دیده به جای خواب ، آب است مرا / زیرا که به دیدنت شتاب است مرا . . .



گمانم اشک من پایان ندارد / دل دریادلان سامان ندارد
بریز اشک صداقت بر نگاهت / که خنده بر لبانم جا ندارد . . .
.
.
.
من در این سن جوانی ز جهان سیر شدم / صورتم گر چه جوان است ز دل پیر شدم
اشتباهی که همه عمر پشیمانم کرد / اعتمادیست که بر مردم دوران کردم . . .
.
.
.
کمتر ای مونس جان بر من دیوانه بخند / که در این دشت جنون ، عاقل و دیوانه یکی است . . .
.

LIDA
12-06-2014, 13:53
کوچه ای را بود نامش معرفت ، ساکنینش بامرام از هر جهت

گرچه بن بست بود مثل قلب من ، آخرین خانه تو بودی خوب من



*********************



رد پایت را که میگیرم،از تو دور تر میشوم
شاید کفش هایت را برعکس پوشیده ای!!!!



*********************



ناسپاس از عشق پاکت نیستم / من که عمری با خیالت زیستم

دوستت دارم به جان تو قسم / روی حرفم تا ابد می ایستم



**********************



ساعت نشدم پشت به دیوار کنم
خود را به دقیقه ها گرفتار کنم
ساعت شده ام که دوستت دارم را
هر ثانیه در گوش تو تکرار کنم

LIDA
12-06-2014, 13:54
زندگی را تو بساز
نه بدان ساز که سازند و پذیری بی حرف
زندگی یعنی جنگ ، تو بجنگ
زندگی یعنیعشق ، تو بدان عشق بورز

****************

عشق و بهانه از تو ، ناز و نوازش از من
قهر و گلایه از تو ، آشتی و سازش از من
یه قلب ساده از تو ، عشق و علاقه از من
فقط و فقط تو گل باش ، ریشه و ساقه از من

****************
بی وفایی کن وفایت میکنند
با وفا باشی خیانت میکنند
مهربانی گر چه آیین خوشیست
مهربان باشی رهایت میکنند


****************
یکی بود یکی نبود زیر این سقف کبود
یک غریبه آشنا دل و جونم و ربود
اینجوری نگاه نکن گل یاس مهربون
اون غریبه خودتی همیشه با من تو بمون


****************

شهر آیینه دار میشود با یک گل
پروانه تباه میشود با یک گل
گفتند : نمیشود ، ولی میبینید
یک روز بهار میشود با یک گل

LIDA
12-06-2014, 13:54
دلبرا هر طرفی در طلبت رو کردم
هر چه گل بود به عشق رخ تو بو کردم
آفتابا به سر عاشق دلخسته بتاب
تا نگویند که بیهوده هیاهو کردم


****************

دلم می خواست سقف معبد هستی فرو می ریخت
پلیدی ها وزشتی ها به زیر خاک می ماندند
بهاری جاودان آغوش وا می کرد
جهان در موجی از زیبایی و خوبی شنا می کرد


****************

پشت پا خوردم زهرکس که گفت یارمنه
چون که دیدم روز و شب درپی آزار منه
هرکه دستی از محبت حلقه کرد برگردنم
دیدم این دست محبت حلقه دارمنه.


****************

قصه ها بر من گذشت تا بدانم کیستم
سرگذشتم هرچه بوده من پشیمان نیستم
من اگر سردار عشقمیا که پاکباخته ام
سرگذشتم را به دستان خودم ساخته ام

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 13:55
گاه سکوت يک دوست معجزه ميکنه ، و تو مي آموزي که هميشه ، بودن در فرياد نيست .

.

.

.

در اوج دل نشاندمت ، در رهگذار زندگي زمانه گر خزان شود ، توئي بهار زندگي . . .

.

.

.

ديرگاهيست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام

دگر آئينه ز من با خبر است / که اسير شب يلدا شده ام

من که بي تاب شقايق بودم / همدم سردي يخ ها شده ام

کاش چشمان مرا خاک کنيد / تا نبينم که چه تنها شده ام . . .

.

.

.

زندگي پرتو عصر است که در بزم وجود ، به نسيم مژه بر هم زدني خاموش است . . .

.

.

.

بمون بگو چکار کنم ، دنيا پر از درد و غمه / تموم زندگيم توئي ، تو هم که اخمات تو همه !

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 13:56
بلند ترين شاخه درخت ، يک واژه را مي فهمد ، و آن هم تنهائيست . . .

.

.

.

فرياد من از داغ توست ، اينگونه خاموشم نکن ،

حالا که يادت ميکنم ، ديگر فراموشم نکن . . .

.

.

.

در سراي گل فروشان گرچه گل بسيار است ، چون تو گل پيدا نمودن مشکل و دشوار است

.

.

.

هيچ ** تنهائيم را حس نکرد ، برکه طوفانيم را حس نکرد ،

او که سامان غزل هايم از اوست ، بي سر و سامانيم را حس نکرد . . .

.

.

.

اي اشک ، گرم و آرام ببار بر گونه بيمار من ، اي غم ، تو هم لذت ببر از اين همه آزار من

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 13:56
عشق يک واژه زلال است ، تو بايد باشي ، قلب من زير سوال است ، تو بايد باشي

فال حافظ زدم آن رند غزل خوان هم گفت ، زندگي بي تو محال است ، تو بايد باشي . . .

.

.

.

از فراق تو مرا هر نفسي صد آه است ، از تو غافل تيستم اي دوست خدا آگاه است . . .

.

.

.

گوهر دل را نزن بر سنگ هر ناقابلي ، صبر کن پيدا شود گوهر شانس قابلي . . .

.

.

.

شب شکست ، پيمان شکست ، عهدي شکست ، قلبي شکست

از شکست هر شکستي بر دلم آهي نشست . . .

.

.

.

اگه به تو زل نميزنم ، رازي است که با نگاه فاش ميشود . . .

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 13:56
دیدی آنرا که تو خواندی به جهان یارترین / سینه را ساختی ز عشقش سرشار ترین
آنکه میگفت منم بهر تو غمخوار ترین / چه دل آزارترین شد ، چه دل آزارترین . . .
.
.
.
تو را دوست داشتن برای من عبادت است
از تو دور بودن برای من قیامت است
آزادی عشق تو برای من حاجت است
دیدن رخ ماهت برای من زیارت است . . .
.
.
.
هرز گاهی دریا هوس میکنه به ساحل سری بزنه
براش مهم نیست ساحل دستشو میگیره یا نه
مهم اثبات وفاداری دریاست . . .

.
.
.
یک سبد درد ، یک گلدان مرگ ، و لباسی سفید برای جشنی بزرگ
خواه ناخواه همه دعوت میشویم . . .



اين اس ام اس رو واست فرستادم و الان خوشحالم ، چون مي دونم اسمم روي صفحه
گوشيت افتاده ، حداقل يک ثانيه بهم فکر کردي و اين يک ثانيه براي من يک دنياست . . .

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 13:56
خيالت راحت ، ديگر اشکي نيست که به بالينت بريزد و احساس را شکوفا کند
تنها بغضيست که فرو رفتنش حسرت در چشمانم مي تازد . . .
.
.
.
بر درت مي آمدم هر شب مرا وا ميزدي / گفتمت نا مهرباني دم ز حاشا ميزدي
ديدمت يک شب به دريا خيره بودي تا به سحر / کاش درياي تو بودم دل به دريا ميزدي . . .
.
.
.
کنار چشمه اي بوديم در خواب / تو بـا جامي ربـودي ماه از آب
چو نوشيديم از آن جـام گـــوارا / تو نيلوفر شدي من اشک مهتاب . . .
.
.
.
شهيدان را به نوري ناب شوييم / درون چشمه ي مهتاب شوييم
شهيدان همچو آب چشمه پاکند / شگفتا آب را با آب شوييم . . .



خوشحالم که بردم چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت
خوشحالم که باختی چون کسی رو از دست دادی که دوستت داشت . . .

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 13:57
باز کن ار سر گیسویم بند / پند بس کن که نمیگیرم پند
در امید عبثی دل بستن / تو بگو تا به کی آخر ، تا چند . . .


بوسه يعني لذت دلدادگي / لذت از شب لذت از ديوانگي
بوسه آغازي براي ما شدن / لحظه اي با دلبري تنها شدن
بوسه آتش مي زند بر جسم و جان / بوسه يعني عشق من با من بمان . . .
.
.
.
شوقي، که چو گل دل شکفاند، عشق است / ذهني، که رموز عشق داند، عشق است
مهري، که تو را از تو رهاند، عشق است / لطفي، که تو را بدو رساند، عشق است . . .
.
.
.
از خود خانه و کاشانه اي ندارم ، اما در عمق آرزوي من اين است
که در دل تو خانه اي داشته باشم ، به مساحت يک قلب . . .
.
.
.
شبي پر کن از بوسه ها ساغرم / به نرمي بيا همچو جان در برم
تنم را بسوزان در آغوش خوش / که فردا نيابند خاکسترم . . .

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 13:57
هرز گاهی دریا هوس میکنه به ساحل سری بزنه
براش مهم نیست ساحل دستشو میگیره یا نه
مهم اثبات وفاداری دریاست . . .


عشق طوفانی بگذشته او ، در دلش ناله کنان میمیرد
چون غریقی است که با دست نیاز / دامن عشق تو را میگیرد . . .


یک سبد درد ، یک گلدان مرگ ، و لباسی سفید برای جشنی بزرگ
خواه ناخواه همه دعوت میشویم . . .


کاش میشد در غروب آفتاب ، بی صدا با سایه ها کوچید و رفت . . .
__________________



محبان را غم محبوب سخت است / فراق مهربان خوب سخت است
ز هستی دل بریدن نیست مشکل / دل کندن از محبوب دلربا سخت است . . .

LIDA
12-06-2014, 13:57
از نقش های ستاره دلم درد میکند
از عشق چند باره دلم درد میکند
دار و ندار قلب من یک حس شیشه ایست
از هر چه سنگ خاره دلم درد میکند . .

***********

* *این* قاصدک ها*روفوت* کردم *تا*بیان *بهت* *بگن * بیادتم*

***********


به اندازه ی تمام بوسه های بی پاسخی که ماهی به دریا میزنه
دوستت دارم...

***********

از تـــــمام دنیـــــــــا
شانــه ای مــی خواهـم برای ســـرم ،
و ســــری بـــــــرای شــــــــــانــ ـــه ام !
کســی خستــــه نیسـتـــ از این بالــش هــای پَـــری ؟!

***********

چه خوش خیال است ، فاصله را میگویم ، به خیالش تو را از من دور کرده
نمیداند جای تو امن است ، اینجا در میان دل من .

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 13:57
خدایا دلم گرفته ، میان این همه آرزوها ، دلتنگ ترین بنده ات را دریاب . . .
.
.



ای بشر آخر پنداری که دنیا مال توست / ورنه پنداری که عجل دنبال توست
هرچه خوردی مال مور / هر چه بردی مال گور
هر چه مانده مال وارث / هر چه کردی مال توست . . .



من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت نگران
تو به اندازه تنهایی من شاد بمان . . .


حال ما بی آن مه زیبا مپرس / آنچه رفت از عشق او بر ما مپرس
از خود خانه و کاشانه ای ندارم ، اما در عمق آرزوی من این است
که در دل تو خانه ای داشته باشم ، به مساحت یک قلب . . .


مگه من به تو اجازه دادم که بازم رفتی اون بالا ، هان !؟
بیا پایین ، زود باش ، آخه تو فقط ماه منی !

LIDA
12-06-2014, 13:59
دوست داشتن به تعــــداد دفعات گفـــــتن نیست !
حسی است ؛
که باید بــــــی کلام هم لمــــــس شود …

***********

وقتی خداحافظی میکنیم
چــه انـرژی عـظیـمی مـی خواهـد کـنترل اولین قـطره اشک بـرای نـچکیـدن...

***********

شوق دیدار تو را قاصد بی رحم چه داند
آنقدر شوق به دیدار تو دارم که خدا میداند

***********

عاشق تر از همه ما موش کوری است که زیبایی جفتش را چشم بسته باور دارد

***********

بیادتم
به وسعت
قلب کوچکم،
شاید کم باشد اما قلب هرکس
تمام زندگی اوست!

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 14:06
از میان اشک های غبار آلود که محتاج هر محبت است ، قطره اشکی به نام
سلام تقدیمت میکنم . . .
.
.


ارزش وصل نداند مگر آزرده هجر / مانده آسوده ، تا که منزل برسد . . .
.
.
.


آخرین تماشایت را پلک نخواهم زد ، مبادا تصویرت در چشمانم آواره شود . . .
.
.
.


در ذهن اگر نیافرینمت میمیرم / از شاخه اگر نچینمت میمیرم
ای عادت چشم های بی حوصله ام / یک روز اگر نبینمت میمیرم . . .



پنج تا از بزرگترین کلمات : من نمیخوام از دستت بدم
چهار تا از دوست داشتنی ترین کلمات : تو برام مهم هستی
سه تا کلمه شیرین : تو رو تحسین می کنم
دو تا کلمه شگفت انگیز : دلتنگت هستم
یک کلمه که از همه مهمتره : تو . . .

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 14:07
عشق،عشق مي آفريند. عشق زندگي مي آفريند. زندگي رنج به همراه دارد. رنج دلشوره مي آفريند. دلشوره جرات مي بخشد. جرات اعتماد به همراه دارد. اعتماد اميد مي آفريند. اميد زندگي مي بخشد. زندگي عشق مي آفريند. عشق عشق مي آفريند.





اگه 1 روز نتونستی گناهه کسي رو ببخشی از بزرگيه گناهه اون نيست از کوچيکيه قلبه تو!





در اين حريم شبانه ستم گرفته در اين شب خوف و خاكستر كه غم گرفته رفيق فروزان روشن رهايي من ستاره‌ها را صدا بزن دلم گرفته





اگر در قلبتان عشق باشد٬ می توانيد هر روز معجزه کنيد...





زندگی آب راه‌ايی است به نام وفا... ميريزد به جويی به نام صفا... ميرود به رودی به نام عشق... ميرسد به دريايی به نام وداع...

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 14:07
غروب شد....خورشید رفت ....افتابگردان دنبال خورشید می گشت ... ناگهان ستاره ای چشمک زد .. افتابگردان سرش را پایین انداخت اری گلها هرگز خیانت نمی کنند





تا حالا از گرمای خورشید ناراحت شدی ؟!من هیچ وقت ناراحت نمیشم چون تو آتش عشق تو سوختم...





چشم های تو را دوست دارم ... نه به خاطر زیبائیشون ... بلکه به خاطر اینکه چشم های تو هستند...





آنکه می‌خواهد روزی پريدن آموزد، نخست می‌بايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمی‌کنند





بهتر است غرورتان را به خاطر کسی که دوستش دارید از دست بدهید،تا اینکه او را به خاطر غرورتان از دست بدهید...

MAMAD*50 CENT
12-06-2014, 14:07
مهموني يه تو آسمون... خدا مي خواد قشنگ ترين فرشته رو انتخاب كنه ولي اون به اين جشن نمي رسه ... چون داره اين پيغامو مي خونه





آنكه هر روز هوس سوختن ما مي كرد

كاش امروز بود تماشا مي كرد!





گفتی ستاره موندنیست دیدی ستاره هم شکست؟!

عهدی میون ما نبود عهد نبسته هم گسست . . .





اگر بگریم گویند که عاشق است اگر بخندمگویند که دیوانه است

پس می گریم و می خندم که بگویند یک عاشق دیوانه است





اگر كسي را دوست ميداري تركش كن. اگر قسمت تو باشد باز ميگردد. اگر هم باز نگشت يعني به تو تعلق نداشت. پس همان بهتر كه رفت

LIDA
12-06-2014, 14:08
گفتم ارزانی کیست ماه شب دیدن را ؟ / گفت آن کس که شناسد گل و گل چیدن را .

.
.
.
روزی که یادت نکنم روز خدا نیست / سوگند به اسمت که دلم از تو جدا نیست .

.
.
.
اگر یه روز یه شاپرک تو خونتون کشید سرک / یه خورده یاد من بیفت ، نگو ولش کن به درک .

.
.
.
دنیای کوچیک ما چه بی وفاست / قلب آدما چرا از هم جداست / ما از بهشتیم ، اینجا کجاست ؟ / پر غم و ترسه چه بی هواست .

.
.
.
مهربون من ای تو عزیزترین یادگار / با خیال تو خیلی تازه تره روزگارم / در هوای تو عاشقانه نفس می کشم / مهربونی کن پاتو روی چشام بزار .

LIDA
12-06-2014, 14:13
کو طبیبی تا شکافد قلب بیمار مرا / تا ببیند من نمردم ، عشق تو کشت مرا .

.
.
.

لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام / اگر از جور عشق تو دادی طلبیم .

.
.
.


دو عاشق را بهم بهتر بود روز / دو هیزم را بهم خوشتر بود سوز .

.
.
.


با این دل ماتم زده آواز چه سازم ؟ / بشکسته نی ام بی لب دمساز چه سازم ؟

.
.
.

دل چو توان بریدن از او مشکل است این / آهن نیست جان من آخر دل است این .

LIDA
12-06-2014, 14:14
به عشقت تا ته دنیا ، به جنگ هر کسی میرم

چه تقدیری از این بهتر ، که از عشق تو میمیرم ؟

.

.

.

گاهی اگر توانستی ، اگر خواستی ، اگر هنوز نامی از من در سر داشتی نه در دل !

در کوچه تنهایی من قدمی بگذار ، شلوغیه کوچه ظاهریست ، نترس ، بیا

نگاهی پرت کن و برو همین . . .

.

.

.

دلم برای تو کوچک شده است ، داری بزرگ می شوی !

.

.

.

هیچ رویایی به پای بیداریم با تو نمیرسد

خوابها فقط خودشان را اذیت می کنند !

.

.

.

آهنگ ها ، بی رحم ترین صداهای جهان اند

بی آنکه بخواهی تو را به قعر خاطراتی میبرند که برای فراموشی آنها بارها خود را شکسته ای

LIDA
12-06-2014, 14:15
تو این روزها برایم حکم باران را داری وسط کویر ، همانقدر زندگی بخش ، همانقدر محال !

.

.

.

قویترین مرد دنیا هم که باشی محتاجی

محتاج لبخندهای عاشقانه ی یک زن ، فراموش نکن . . .

.

.

.

روز همان شب است و شب همه ی روزهاییست که “تو” نیستی !

.

.

.

نمی دانم دیگران به آن چه می‌گفتند ؟!

هرچه که بود

قبل از تو

نامش ” زندگی ” نبود !

.

.

.

یک فرصت به من بده که غلط ببوسمت

و تمام طول سال را جریمه ام کن که از روی آن هزار بار تمرین کنم !

LIDA
12-06-2014, 14:16
تو که نیستی ، هر صبح در آینه به خودم سلام و “بغض” به خیر میگویم !

.

.

.

صبح یعنی مست صدای تو

ظهر یعنی انتظار تو

عصر یعنی دلتنگم برای تو

شب یعنی یاد تو

و تو یعنی تمام لحظه های من . . .

.

.

.

حال مرا لک لکی با بال شکسته میفهمد

که میماند و تماشا میکند کوچ جفتش را . . .

.

.

.

ساده که باشی باید تنهایی را هم به جان بخری

این روزها سادگی خریدار ندارد ، چیپس ساده را میان بسته های فلفلی تصور کن !

.

.

.

تو “نمی آیی” و من

مدتی ست از دست “رفته ام”

هر وقت خواستی پیدایم کنی

بیا به همان خوابِ همـیشِگی . . .

LIDA
12-06-2014, 14:17
تقصیر من نیست اگر بی چشمان تو نمی توانم سرکنم

بی انصاف نابینارا که ملامت نمی کنند . . .

.

.

.

لبخندت دنیایم را تغییر میدهد

کافیست بخندی تا ببینی چگونه در سردترین فصل سال گل از گلم میشکفد . . .

.

.

.

ما مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم ، دو به دو به هم چسبیده

هر کداممان را که میکندند آن یکی هم بیرون میزد از زندگی

حالا سیمی مان کردند که با رفتن دیگری کک مان هم نگزد !

.

.

.

شاهرگم قید توست ، بزنم میمیرم . . .

.

.

.

دست هایم برای لمس دستانت

تمام خواهش هایم را زیر پا گذاشته اند

پس دست هایم را بگیر ، هرچه را که لمس کردی باور کن

من همیشه قلبم را کف دستم میگیرم . . .

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:08
“معرفت” یه موقعی لباس رفاقت بود ،

الان “منفعت” جاشو گرفته




ما همینیم که هستیم

شاخ نیستیم چون گاو نیستیم

خاص نیستیم چون عقده نداریم

بالا نیستیم چون پرچم نیستیم

فقط یه آدمیم، چیزی که خیلیا نیستن




آدمها چه موجودات دلگیری هستند

وقتی سوزنشان را نخ میکنی ، برایت دروغ می بافند !




چون بسى ابلیس آدم روى هست

پس به هر دستى نشاید داد دست !




آدم ها ثانیه به ثانیه رنگ عوض میکنند

از آدم های یک ساعت دیگر میترسم چون درگیر هزاران ثانیه اند

ثانیه هایی که در هرکدام رنگی دگر به خود میگیرند !

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:09
چاره ای نیست

این روزها طرح روی جلد آدمهاست

که پرفروششان میکند نه متنشان!




هرکــے پُشـتِمونــــــو خـالــــے کـَـرد

دیگــــﮧ مُتعَــــلق بــــﮧ هَمــــونجا میشــــﮧ . . .




هر کس را به انداره ای در دلت داغ کن

که لازم است انگور را هم که زیاد بجوشانی نجس میشود




آدمایی که از رابطه های طولانی میان بیرون خطرناکن

چون اونا میفهمنمیشه یه چیزایی رو از دست داد ، و نَـمــُــــرد …!




رویاى مرگ شاید بهانه ایست

براى تحمل کابوسى به نام زندگى!

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:12
هی لعنتی ، میخواهم توصیفت کنم :

خیاط نبودی اما خوب وصله های جور واجور به من زدی

آشپز نبودی اما چه آش چربی برایم پختی

کفاش نبودی اما چه به اندازه ، کفش رفتنم را دوختی

و من دیوانه نبودم …










انگار حرف “ر” اضافس !!!

به هر کس گفتم درکم کن ، دکم کرد …










خیالبافی ای بیش نبود آدم بودنت …

خودم را گول میزدم که در حد منی !











آنقدر زیبا عاشق او شده ای که آدم لذت می برد از این همه خیانت …



روزی هم اینگونه عاشق من بودی …



یادت هست لعنتی !؟!











بعضی ها خود را یکرنگ می پندارند ؛ آری که به راستی یک رنگند اما سپید را کافیست یکبار با منشور گذر زمان دیدشان تا فهمید که همه رنگهای عالم را بلدند !

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:13
ببین چقدر عمرم برایش کوتاه بود که به من میگفت : “گلـــم”











فهمیده ام که نفرت هم مثل دیگر احساسات مثل عشق قیمت دارد !



تنفر را هم نباید خرج هر کسی کرد …











زیادی که خودتو دست پایین بگیری میفتی زیر پای کسی که یه روز به اوج رسوندیش !











یکی برای هر نفس حوایی دارد و دیگری هوایی برای نفس هایش ندارد !











دنبال “مخاطب خاص” نوشته هایم نباشید !



ارزش “خاص بودن” را نداشت …

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:15
لحظه ای در گذر از خاطره ها

نا خوداگاه دلم یاد تو کرد

خنده آمد به لبم شاد شدم

…هر کجا هستی دوست،دست حق همراهت






به حساب خیالبافی ام نگذار …

اما ستاره ای دارم در تیره ترین شبها !

فقط خواستم بدانی که می شود دل خوش کرد به چراغهای کوچک یک هواپیما …












هرچه مغرور تر باشـــــی ،



تشنه ترند برای با تو بودن…



و هرچه دســـت نیـــافتنـــــی باشی،



بیشتر به دنبالت می آیند…



امان از روزی که غروری نداشته باشی،



و بی ریا به آنها محبت کنی…



انوقت تـــــورا هیچوقت نمیبیند…



ســــاده



از کـــنارت عبور میکنند… !!!










به دلت تبریک بگو!



دوستت دارم هایش را به کسی که لایق اوست می گوید! او هم مثل خودت دلی هرزه دارد…










حرف های دلم را هرگز کسی نفهمید!



فقط روزی مورچه ها خواهند فهمید….



روزی که در زیر خاک گلویم را به تاراج می برند

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:16
تا که بودیم،نبودیم کسی/کشت مارا غم بی هم نفسی تاکه خفتیم همه بیدار شدن/تاکه مردیم همگی یارشدن قدر



آن شیشه بدانید که هست/نه در آن لحظه که افتاد و شکست










میترسم اگر یک شب هم راضی شدی به خوابم بیایی

من به یادت بیدار نشسته باشم . . .











من که ازسوز غمت چون شعله ای در بادم بی وفایم که وفایت برود از یادم










حرفای دل مارو فقط کیبردمیفهمه!وآخرش به backspaceختم میشود…










اون نگاهی که گوشه اش یه قطره اشک برق میزنه،به اندازه تموم حرفای دنیاسنگینه!!

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:17
التماس مال دیروز بود،مال وقتىکه ساده بودم!امروز میخواهىبروى؟ هیس… فقط خداحافظ










گفتند:آخر خنده گریه است،بهانه اے جورکن بخندم، بغضم عجیب گرفته…











بخوان مرا خط به خط



معنایم کن واژه به واژه ، حرف به حرف



تمام بغض هایم ، اشک هایم ، نگفته هایم را مرهم باش . . .



که من از برم این قصه ی تنهایی را










خداوندا



خسته ام از فصل سرد گناه و دلتنگ روزهای پاکم …



بارانی بفرست ، چتر گناه را دور انداخته ام !


اس

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:19
برایم نوشته بود :



گاهی اوقات دستهایم به آرزوهایم نمی رسند شاید چون آرزوهایم بلندند …



ولی درخت سرسبز و شاداب صبرم می گوید :



امیدی هست چون خدایی هست … آری و چه زیبا نوشته بود !



همواره با خود تکرار میکنم امیدی هست ؛ چون خدایی هست …










ازآنان نیستیم که در بازی کلاغ پر،رفیق را بال وپردهند وگویند؛رفیق پر…


















خدایا تو همش میگی ببخش و من میگم چشم ولی نمیدونی که با بخشش من بعضیا بدجوری “هار” میشن










“سـرد اسـت و مـن تـنهایـم”



چـه جمـلـه ای !



پــــُر از کـلیـشه…



پـــُـر از تـهـوع…



جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی :



“ســرد اسـت”…



یـخ نمـی کنـی…



حـس نـمی کنـی…



کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه



چـه سرمایـی را گـذرانـدم…










انـدوه که از حــد بگــذرد جایش را می‌دهد به یک بی‌‌اعتنایی مـزمـن !



دیـــگـر مـهـم نـیـســت : بــــــــــودن یا نـبـــــــــودن ؛ دوست داشـتــن یا نـداشـتـــن



آنـچه اهـمـیـت دارد کــــشــــداری رخـوتـنـاک حسی است که،



دیگر تـو را به واکـنـش نمی‌کـشانــــد !



در آن لحظه فـقـط در سکوت غـرق می شـوی و نـگـاه می‌کـنی و نـگــــــــــاه…

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:20
کلکسیونی دارم از خنجر ها , روی تیزترینش نوشته : “هدیه ی بهترین رفیقم”….










خدای خوب من ، زندگی به سختی اش می ارزد اگر تو در انتهای هر قصه ایستاده باشی …










خسته شدم از “ تو ” نوشتن ، کمی از خودم می نویسم . . .



“ من ” دوستت دارم ‎!











آنقدر دوست داشتنى هستى که ایستاده هم به دل مى نشینى










گاهی در شتاب زندگی گوشه ای بایست و بگو : خدایا می دانم که هستی …

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:21
اوگذشت از عشق پاکم تا که بنشاند بر خاکم / ای دریغا رفتم از یاد ای زمانه از تو فریـــــاد / چه کنم با دل بی



سروسامان / چه کنم با غم بی پایان / چه کنم من در کوی محبت شده ام عابر سرگدان / شده ام سیر از دنیـــــا



دنیـــــا دنیـــــا …










از حقیقت هاى تلخ خسته ام یک “دروغ” شیرین بگو…:



بگو بیادم هستى !











دلت که گرفت دیگر منت زمین را نکش ، راه آسمان باز است … پر بکش !



او همیشه آغوشش باز است ، نگفته تو را می‌خواند …



اگر هیچکس نیست ، خدا که هست ؟!!!










باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که می گویم: من تنها نیستم, تنها منتظرم.










هزارغم به دل صاحبخانه است که یکی به دل مهمان راه ندارد،در زندگی،خودت رامهمان خدابدان تا راحت شوی…

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:22
پرنده ای که بال و پرش ریخته باشد مظلومیت خاصی دارد! باز گذاشتن در قفسش توهینی است به او!



در قفس را ببند تا زندان دلیل زمینگیر شدنش باشد. نه پر و بال ریخته اش!!











دلم ک می گیرد …سرمیکشم دلتنگیت را…بغض بالا می آورم..










شاید روزی بیاید ک حال من خوب شود!زمین خوب شود،هوا خوب شود و تو خوب من شوی و من خوب تو شوم…










تنها ارزوی من این است…
 یک روزی یه جایی ببینمتو بگویم 
من را به خاطر تمام بدی هایم من را به خاطر دروغ هایم



حتی من را به خاطر دوست داشتنت ببخش…










چقــدر دلم تمام شدن می خواهـد …
 
از آن تــمام شدن هایــی که بشــود نقــطه سرِ خط …
 
و آنگـــاه دیکــته تمــام



شـود !
 
و من دیگــر آغـــاز نشــــوم …

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:24
این روزها دلگرمی میخواهم وگرنه چیزی که زیاد است سرگرمی…











ازعصبانیت آدمایی که همیشه مهربونن خیلی بترسید
چون وقتی عصبانــــــی میشن
دیگه نمیتونن لبخند بزنن…












خدایا…..
 در انجماد نگاه سرد این مردم….
 دلم برای جهنمت تنگ شده است..!












فصـــل عــوض می شــود جای آلـو را خـرمـالو می گیـرد ولی بـاز جای دلتنـگی را … دلتنـگی !!!











خالی ام…
 حرفی نیس…
 حرفم این است…
 خالی چطور این قدر درد می کند!؟

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:28
این روزها تلخ می گذرد.
 دستم میلرزد از توصیفش!
 همین بس که نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی،
 مثل خودکُشی



است،
 با تیغِ کُند.












وقتی ناچار به گریختنی تازه میفهمی که شهر چقدر بن بست دارد..










دلتـنگـــــم …
هــــــمـــین !
و ایــــــن نیــــــاز به هــــیچ زبـــان شاعــــرانه ای نــــدارد …










سنگ قبرم رو بزرگ بسازید 
چون خیلی از ارزو هامو به گور خواهم برد











زندگی هیچوقت اندازه تن ما نشد
حتی وقتی خودمون بریدیم و دوختیم


MEMAR.Z
13-06-2014, 09:29
آره سیگار میکشم!
 که منت نامرد نکشم!











باید بازیگر شوم ،
آرامش را بازی کنم …
باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم …
باز باید مواظب اشک هایم باشم …
باز



همان تظاهر همیشگی : ” خوبم … ”











خــבآیــا مــטּ را از خاڪـ ساختـہ اے یا از شیشـہ…؟؟؟!!!ڪــہ حتے با یڪـ اسم متلاشے میشومـــ…؟؟!!











این شـبها چــقدر دلــــم میخــواهد کســـی آرام به من بگــوید؛
 بمـــیری انشااللــه
 و مـــــن فــریاد بزنم “آمـــــین”










شنیدن صدای کسی رو که دوسش داری و خیلی وقته که منتظرشی از پشت تلفن؛
 هزار مرتبه قشنگ تر از صدای



بهترین خواننده های دنیاس…
 مگه نه؟؟؟

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:30
شب ها خوابم نمی برد…
 از درد ضربات شلاق خاطراتت روی قلبـــــم
 بی انصاف…
 محکم زدی ،
 جایش مانده است…
♥










هر وقت که باران گرفت،
به یاد چشمهای خیسم باش..
که دلتنگ دیدنت بود!‏










کودک موهایش سفید شد…
وقتی چند برگ ازدفترچه ی خاطراتم را خواند











دیدید وقتی باهاش قهرید
هنوز کمی نگذشته …
دلتون تنگ میشه واسش
طاقـــت نمیارید …
اس ام اس میدید ولی :
با



لحن بد اخلاق … !!!










حتی مغازه دار هم میداند که زخم های ما بی شمار است بقیه پولمان را چسب زخم میدهد…










ببین اندام تنهاییم را …
که در لحظه های خاکستری نبودنت…
در انتظار طلوع است…
و باز هم سه نقطه های بی پایانِ



من…

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:31
بزرکترین اشتباهم این بود که التماست کردم بمونی… نمی ارزیدی! دیرفهمیدم…!!










از ان زمانی که یاد گرفتم دوستت داشته باشم سالها میگذرد؛کاش هرگز عاشق نمیشدم…عاشق همیشه غمگین است و غریب!











یروزی یکی یجایی



یه دلی دادم بهش برد



رفت و گفت پشت سر من



خیلی ساده بود کلک خورد



اره من گولتو خوردم



ولی باز از دل و جونم



فکر مردنم میترسوند



که یروز بی تو بمونم…











کنارتم تو اشک و لبخند ای عشق پاکم،کنارتم تو غم و شادی



ممنون از این که به دله من این عاشقی رو هدیه دادی . . .



اسمت رو که به لب میارم لحظه هام شیرین و عاشقونه میشه



نگاهم میفته تو نگاتو،دلم برات دیوونه وار دیوونه میشه . ..










” بـَعضـی از آدمـا عـِیـن بـارون مـی مـونَـنـد “



اولش کـه میان بهت طراوت میدن شادی میدن …



ولی آخرش زندگیتو با گل و شل یکی میکنن …



مراقب آدمای بارون صفت باشید …



تو نباید خاکی باشی که آخرش گل بشی … !!!

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:32
ابرها به آسمان تکیه می کنند

درختان به زمین

و انسان ها به مهربانی هم






مرد باش

زمین به مرد بودنت نیاز داره …

مرد باش . مردونه حرف بزن . مردونه بخند . مردونه عشق بورز …

مردونه گریه کن ، مردونه ببخش ….

مرد باش ، نه فقط باجسمت ، بانگاهت ، با احساست ، با آغوشت …

مردباش و هیچوقت نامردی نکن

مخصوصا برای کسی که به مردونگیت تکیه کرده و باورت کرده مرد باش











هرکسی با انجام کار خاصی میتونه شما را خوشحال کنه



ولی فقط یک نفر خاص میتونه بدون انجام کاری شما را خوشحال کنه










و من همه ی جهان را در پیراهن ِ گرم ِ تو خلاصه می کنم










از بچگی بهمون میگفتن از کسی نتـرس، فقـــط از خــــدا بتـرس



در حالــی که باید می گفتن از همـــه بترس، به جــــــز خــــدا …!

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:32
از عجـــایـب عـشـــــق همـــــین بـس …



تـنهـــــــا همــــانی آرامـــت می کـــــند …



کـــــه دلـت را آتـــــش زده …










درقلبی که شاد میکنی



درلبخندی که به لب می نشانی



خدا با من است. خدا با توست



خدایمان را آشکار کنیم…










رسیدن آداب دارد.



وقتی رسیدی باید بمانی،



باید بسازی



باید مدام یادت باشد که چه قدر زجر کشیدی تا رسیدی



که آرزویت بوده برسی ….



وقتی رسیدی باید حواست باشد



تمام نشوی!










بوی عشـــــــــــــقه ، که به بهشت هم بویی داده










با دستهای خالی به دنیا آمده ایم



و با دستهای خالی از دنیا خواهیم رفت



نگران چیزهایی که آرامش را از تو میگیرند نباش ...!!

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:34
تنهــایـم اما دلتنگ آغــوشی نیستــم

خستــه ام ولـی به تکیـه گـاه نمـی اندیشــم

چشــم هـایـم تـر هستنــد و قــرمــز ولــی رازی نـدارم

چــون مدتهــاست دیگــر کسی را “خیلــی” دوست ندارم

فقط خیلـی هـا را دوست دارم










این روزها با میکاپ کوسه ها، پری دریایی می شوند . . .

آهای تو که پشت پنجره قلبم آواز می خوانی

دندان هایت را نشان بده . . .















میخواهم مدتی بخوابم



نمی دانم چند روز؟



شاید روزی بیدار شوم



و دنیا به شکل دیگری باشد



و قلب آدم ها…











گاهے سکــــــــوت ، همان دروغ است



کمـــے شیک تر، روشنفکــرانـه تر



و با مسئولیت کمتر











خودت باش کسی هم خوشش نیومد



نیومد که نیومد



اینجا مجسمه سازی نیست

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:34
تیز می کنم زندگی را



زرق و برقش برای تو



برندگی اش برای من











به جرم وسوسه چه طعنه ها که نشنیدی حوا…



پس از تو همه تا توانستند آدم شدند…



چه صادقانه حوا بودی و چه ریاکارانه آدمیم











چه فرقی می کند در سیرک یا در خانه ؟



خنده ات که تلخ باشد ، دلت کــه خون باشد ، تو هم دلقکی..











امروز فهمیدم که زندگی خراب است



آرزو سراب است



امروز فهمیدم که گل ها هم می توانند سنگدل باشند



و شمع ها هم می توانند بال و پر پروانه ها را در خود بسوزانند











تــــوی ایــــــن دنیــــا همیـــــــشه



بعضــی ها “بــرای بــه جــایـــی رسیــدن”



و بعضـی ها “بـعـد از به جـایــی رسیــدن”



هــمــه چیــز را “زیـــر پــا” می گــذارنـــد

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:35
صبحا که تو میخوابی ، من همیشه بیدارم

تو خواب بد میبینی ، من دنبال یه کارم

تو تنبلی و بدحال ، من خوشحالم و سرحال

پاشو دیگه تنبل

پیشاپیش صبحت بخیر










امیدوارم روزت رو با یه دنیا امید، یه بغل آرزو

و یه عالمه انرژی مثبت شروع کنی…

صبح نازت بخیر نانازم















سلام ای وسیع جاری، ای پهنه نور باران، ای طراوت بی کران



روزت به خیر باد











سلام من



به پیچکی که صبح دست سبز او



به سوی آسمان بی کران دراز می شود











صبحت بخیر عزیزم ، برات چایی بریزم؟!



گولت زدم عزیز جون ، تو که نیستی خونمون!!



خوب بیــــــــــد (صبحت بخیر عزیزم)

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:36
به چــــه تشبیه کنم نــام تو را

به بــــهار یا به آبی زلال دریــــا

ســـــاده تر می گویم

تــو تمامیـــت احساس منی










دست خودم نیست

به گمانم دست تو است

که می تواند مرا با یک سلام خشک و خالی به آینده امیدوار کند










دنیای زیر آب شبیه دنیای چشم های توست

هر چه بیشتر دست و پا می زنم

بیشتر غرق می شوم















پس چشمانت چه زمان در خواهند یافت



که نگاه زاده ی علاقه است ؟











تبسم شیرین عشق گوشه ای از نگاه خداست



تنها به نگاه او می سپارمت

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:36
همیشه در بهترین جای قلبم خواهی ماند



آنجا که فقط جاودانه ها می مانند











می دونی چرا معرفت ها کم شده تو دنیا؟



چون همش تو وجود تو جمع شده











پیام هایم گاه گاه است



آنچه ابدیست یاد توست











خدایت یار تا آندم که از هستی نشان باشد



دعایت می کنم سهمت همیشه آسمان باشد











من رشـته ی محـبـت تـو پاره می کـنـم



شـایـد گره خورد بـه تـو نـزدیکتر شوم

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:37
تو اگر ماندنی بودی با یکی از قبلی ها مانده بودی!










خیابان چقدر سبز شده است



از روزی که مرا کاشت و با دیگری رفت …










احترام گذاشتن به بعضیا ، مثه تکون دادن پارچه ی قرمز جلوی گاوه !













زخمی بود …



درمانش که کردم ، زخمیم کرد و رفت !











ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ : ﺭﻓﺘﯽ ؟







ﻓﻘﻂ اﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺮﻭ ﻗﺎﻃﯽ ﺁﺩﻣﺎ ﻧﺸﯽ !

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:38
نترس حوا … سیب را با عشق گاز بزن !



آدم بی عشق ، لیاقت بهشت ندارد …











انگار حرف “ر” اضافست !



به هر کس گفتم درکم کن ، دکم کرد …











خیالبافی ای بیش نبود آدم بودنت؛







خودم را گول میزدم که در حد منی !











آنقدر زیبا عاشق او شده ای که آدم لذت می برد از این همه خیانت ،







روزی هم اینگونه عاشق من بودی …







یادت هست لعنتی !؟!




















بعضی ها خود را یکرنگ می پندارند ؛ آری که به راستی یک رنگند اما سپید را کافیست یکبار با منشور گذر زمان دیدشان تا فهمید که همه رنگهای عالم را بلدند

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:39
قرار نیست منم دل یکی دیگه رو بسوزونم ،







برعکس اونو اونقدرخوشبخت میکنم که به هر روزی که جای اون نیستی لعنت بفرستی عزیزم !











چقدر احمقانه است از یک قهوه تلخ انتظار فال شیرین داشتن !



مثل من که از تو انتظار عشق داشتم …











پشیمانند کفش هایم که این همه راه را ، راه آمدند با نیامدن هایت …











کاش حرف دلمو به چاه مستراح میگفتم اما به تو نه …











خواستم بگویم به جهنم که رفتی دیدم واژه ی بهتری هم وجود دارد …



به همین روزهای من که رفتی …

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:40
تنهایی تنبیهی است برای روزهای دوست داشتن تو!











ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺍﻭﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﻡ به او ، ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ یک ﻗﺮﺹ ﺳﺮﺩﺭﺩ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺳﺮﮐﺸﯿﺪﻥ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﺁﺧﺮ ﺷﺒﻢ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ











حس خوبیه …







به خودت میای میبینی به کسی که رهات کرده و بدجور بهت ظلم کرده







دیگه نه نیازی داری نه احساسی ولی اون داره از بی تو بودن میمیره !











بغض ها را گاهى باید قورت داد ، عاشقانه ها را از پنجره تف کرد و درها را به روى همه بست …



گاهى هیچکس ارزش دچار شدن را ندارد !











همیشه از این می ترسم که نکند جفت من با دیگری جفت شود و سهم من فقط جفتک باشد !

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:40
ﺟﺴﻤﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﮑﺎﺭ ؟ ﻭﻗﺘﯽ ﺫﻫﻨﺖ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺠﺴﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﯾﺴﺖ !











ببین چقدر عمرم برایش کوتاه بود که به من میگفت : “گلـــم”











فهمیده ام که نفرت هم مثل دیگر احساسات مثل عشق قیمت دارد !



تنفر را هم نباید خرج هر کسی کرد …











زیادی که خودتو دست پایین بگیری میفتی زیر پای کسی که یه روز به اوج رسوندیش !











دنبال “مخاطب خاص” نوشته هایم نباشید !



ارزش “خاص بودن” را نداشت …

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:41
اونکه میگفت جونش به جونت بسته است / حالا داره به گریه هات میخنده

اونکه میگفت بدون تو میمیره / دروغ میگه دلش جنس کویره

دروغ میگه تو گوش نده به حرفاش / نگو میخوای هنوز بمونی باهاش

خیال نکن بدون اون میمیری / بذار بره ، نباشه جون میگیری










به سه چیز تکیه نکن غرور ،دروغ وعشق،

آدم با غرور می تازد، با دروغ می بازد وبا عشق می بازد.













داستایوسکی کسی که به خودش دروغ می گوید و به دروغ خودش گوش می دهد، کارش به جایی خواهد رسید که هیچ حقیقتی را نه از خودش و نه از دیگران تشخیص نخواهد داد.











هر کس بد ما به خلق گوید ما دیده به بد نمی خراشیم



ما نیکی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم.











در ابتدایی خوانده ام بابا به ما نان می دهد



کوکب خانم سفره را به سرزده میهمان می دهد



اما حالا حسنک آنطرف با گوسفندان همنشین



چوپان دروغگو اینطرف به گرگها اسکان می دهد

MEMAR.Z
13-06-2014, 09:42
دروغ نیست اگر بگویم. که بی تو، زنده مانی میکنم ، نه زندگانی !











کاش خدا سه چیز را نمی آفرید غرور،دروغ،عشق



تا هیچ گاه کسی از سر غرور به دروغ دم از عشق نزند











اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!!



حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند











دروغگو ، تو مگه نگفته بودی ستاره ی من فقط تویی ؟



حالا میبینم اون بالا داری باعث درخشیدن بقیه ی ستاره ها هم میشی !











به خودت راست بگو ، آنگاه توان دروغ گفتن به کسی را نخواهی داشت

LIDA
13-06-2014, 21:17
چــقدر دزدیــدنِ نگــاه ِ تــو
از چشــمان ِ تــو
لــذت بخــش اســت!
گــویــی تیــله ای
از چشــمم بــه دلــم مــی افتــد!
بـــانـــو!
بــا مــردی کــه تیــله هــای
بسیــار دارد،
مــی آیــی؟


فقـطـ بـیـآ
مےخـوآهـم تـآ سحـر بـه چشـمـآن زیبــــایتـ خیـره بـمــآنـم
هـمیـن کـآفـی استـ
بـرآے آرامـش قلبـــ بــی قـرآرم
تـو فقـط بـیــآ . . .




مــــرد نــیـــسـتــم امــا ...
حـــرفــم یـــکی اسـتــــ !
" تـــــو"...



فــقط لطفــا" قلبمــــــ را ندزدیـــد
منـــــــ عاشقـــــ نمیشومــــــــــ
حتیــــــ بهـ قیمتـــــ پوسیدنـــــــ !


اینبار می خوام چشامو به اسمون بدم و از خورشید سرخ نیمه جون بخوام اگه پیشت اومد، به نیابت از عاشقت بر خاک رهت بوسه بزنه

LIDA
13-06-2014, 21:18
عطــرهای گــرون قیمت رو ول کن و ادم باید بوی اعتماد بده ...



من یاد خوش دوست به دنیا ندهم ، لبخند خوشش به حور رعنا ندهم ، گر یاد کند مرا هرازگاهی چند ، گرد رخ وی به چشم بینا ندهم.



شکسته این جماعت بال ما را ، پریشان کرده ماه و سال ما را / تو هم ای بی وفا از ما بریدی ، نمی پرسی دگر احوال مارا



من یاد خوش دوست به دنیا ندهم ، لبخند خوشش به حور رعنا ندهم ، گر یاد کند مرا هرازگاهی چند ، گرد رخ وی به چشم بینا ندهم.



کاش...
کاش آدم ها بدونذتجربه میفهمیدند
دلبستن به کلاغی که دل داره...
بهتراز دل باختن به طاوسی است که فقط ظاهر داره

LIDA
13-06-2014, 21:19
شاد باش,
نه یک روز بلکه هزاران سال و
بگذار آواز شاد بودنت
چنان در شهر بپیچد که رو سیاه شوند
آنان که بر سر غمگین کردنت شرط بسته اند....




عمریست دلم چون صید در بند شده / ای دوست مگر قیمت دل چند شده ؟ / سنگین شده سایه ات ، کجایی / نکند ، یارانه ی عشق هم هدفمند شده ؟



نقش چشمان خمارت ، چه کشیدن دارد / سایه ساران دو زلفت ، چه لمیدن دارد / آن قدر خوب و ملیحی که به یک جرعه نگاه / حس مستی لبت طعم چشیدن دارد .



من دیوانه ی آن لحظه ای هستم که تو دلتنگم شوی
و محکم در آغوشم بگیــری
و شیطنت وار ببوسیم
و من نگذارم !
عشق من ، بوسه با لجبازی ، بیشتر می چسبد !


تی رفت گفت: شاید برگردم...........
رفتنش ناراحتم نمیکند............
شایدش دردناک است...............!

LIDA
13-06-2014, 21:22
بسیار تماشایی و آراسته ای

از رونق ماه آسمان کاسته ای

انگار نه انگار که ما را دیدی

از روی کدام دنده بر خاسته ای ؟


دل اگر بســــــتی ،
محـــــــکم نبند!
مراقب باش گره کور نزنی...!
او میـــــــــــــــــــــــ رود!
آنوقت تو میمانی و یک گره کور...!!!



نــذر ڪـرכه ام اگـر نیآیـے ،
پیـآכه از یآכت بــِروَمـ ...!



تعداد دقیق مژه هایت را میدانم
تعجب نکن ، مگر زندانی کاری جز شمردن میله های زندانش دارد ؟



قطعا روزی صدایم را خواهی شنید…
روزی که نه صدا اهمیت دارد نه روز . . .

LIDA
13-06-2014, 21:23
اگر روزی ...
محبت کردی بی منت ! لذت بردی بی گناه ! بخشیدی بدون شرط...
بدان آن روز واقعاً زندگی کرده ای...

.

.

.

قطارها بیهوده می پرسند
چی؟چی؟
نمی دانند در انتهای ریلها هیچکس و هیچ چیز در انتظارشان نیست...

.

.

.

قفس یعنی دهان من

وقتی زبانم روی اسم تو قفل می شود

.

.

.

کفش ها چه عاشقانه هایی با هم دارند !

یکی که گم شود دیگری محکوم به آوارگیست . . .

.

.

.

.

او راحت از من گذشت

خدایا از او راحت نگذر …

LIDA
13-06-2014, 21:23
یکی از
خاصیتهای آغوشش این بود که
.
.
.
.
.
.
عصر جمعه نداشت!

.

.

.

مـــــردانـــگی ­ میــخواهـــــد !
مــــــــاندن ،
.
.
.
.
.
پــای عشــــــقی که مـُـــدام تـو را پـــس میــــزنــد . ­. .

.

.

.

ﮔﻴﺮ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﺑﻴﻦ ﺳﺎعتی ﻛﻪ ﻧﻤﻴﮕﺬﺭﻩ ﻭ ﻋﻤﺮی ﻛﻪ ﺯﻭﺩ ﻣﻴﮕﺬﺭﻩ ...

.

.

.

اگر تمامی ابر های آسمان ببارند...

گلهی قالی نخواهند شکفت ......

واین قانون زیر پا ماندن اســت...

.

.

.

برای خــــ✘ــــودت زندگی کن و لذت ببر به جهنم که رفــــــ★ــــــت
کسی که تو را دوست داشته باشد ، با تو میماند
برای داشتنت میجنگـــــ۞ـــــد
اما اگر دوستت نداشته باشد به هر بهانه ای مـــ✿ــــیرود

LIDA
13-06-2014, 21:24
پشیمان می شوی از رهــــــــا کردنم!

همچون کودکی که در شلوغی بــازار

دست مـــــــــادرش را…

.

.

.

به نام زندگانی حرامم شد جوانی
دل بریدم از تمام زندگی
در تو گم گشتم به نام زندگانی

.

.

.

سلامتیـــــــــــه همه خوبـــا
که بــــــدشون مائیــــــ ـــــــم

سلامتیه همه بزرگـــــــا
که کوچیکــــشون مائیـــــــ ـــــم

سلامتیه همه رفیقـــــا
که اگه قابل بدونن رفیقشـــــون ماییــــــــ ـــــــم...

به سلامـــتی همتـــون

.

.

.

نقاش نیستم ، ولی دلم برایت پر می کشد !

.

.

.

اگه یکم خم بشم اونا آنن سوارن / به این که دورم زیاده آدم عادت ندارم

LIDA
13-06-2014, 21:27
دلتنگ روزهایی هستم که معنای خداحافظ ، تا فردا بود …

.

.

.

کاش میتوانستم نبودت را با دیگری جایگزین کنم تا اینطوری غم روزهای گذشته رو نخورم...

.

.

.

عشق را باید در دستان خسته پدر و نگاه نگران مادر جست نه در آغوش غریبه......!به سلامتی عاشق های بی منت

.

.

.

همه پلهای پشت سرم را

خراب کردم...

از عمد!!!

راه اشتباه را نباید برگشت . .

.

.

.

انتخاب اگه درست باشه؛ شکست نمی خوری.

MEMAR.Z
14-06-2014, 12:43
آزارم می دهد زندگی

وقتی درد درونم را میدانم اما راهی جز صبرندارم





درگفتن عیب کسی شتاب مکن

شاید خدایش بخشیده باشد و برگناهان کوچک خود ایمن مباش

شاید برای آنها کیفر داده شوی …





دلم درد میکنه؟

ن! میپیچه؟

ن! میسوزه؟

ن! پس چی؟

دلم برات پرپر میزنه





جزیره ی دلم رابرای آمدنت چراغانی کردم

اماتوبهانه کردی که ازدریا میترسم





اگه فروختمت ازم دلخورنشو

چون هرکس ازیه راهى نون درمیاره

منم ازگل فروشی!

MEMAR.Z
14-06-2014, 12:45
دلم به حال پسری سوخت

که وقتی گفتم کفش هایم را خوب رنگ کن

گفت : خاطرت جمع مثل سرنوشتم برایت سیاه میکنم





اشکم که سرازیر می شود خیلی زود یخ می زند

عجب سرد است هواى ندیدنت





۲ + ۳ + ۴۵ / ۱۰ + ۷۵ = ۱ + ۸۴+ ۵۰+۱۰۰۰ ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

نخیر هرجور حساب می کنم خیلی بیشتر از اینا دوست دارم





سلامتی رفیقی که روز قیامت فقط زمین ازش شاکیه

اونم بخاطر سنگینی معرفتش!





تو که باشی همه چی حلِ


مگه من جز”نفس” چی میخوام؟

MEMAR.Z
14-06-2014, 12:49
یارم از من بی سببب رنجید و رفت / گریه را دید و بر من خندید و رفت

وقت رفتن دیگر از ماندن نگفت / قصه ناگفته ها را نشنید و رفت

تشنه بودم همچو دشتی پر عطش / مثل باران بر تنم بارید و رفت

گل فراوان بود از باغ من / غنچه ای نشکفته را برچید و رفت . . .









بی تو پیمودن شب ها شدنی نیست

شب های پر از درد که فرداشدنی نیست

گفتم که برایت بفرستم دل خود را

افسوس که نامه دلم تا شدنی نیست















مرا نمیخواهی دیگر میدانم



حتی اگر مرا ببینی هم نمیشناسی مرا دیگر میدانم



اینک همان نامه ای که برایم نوشتی را میخوانم



چه عاشقانه نوشته ای همیشه با تو میمانم











ببار ای باران ، ببار که غم از دلم رفتنی نیست،



اشکهای روی گونه ام دیدنی نیست.



ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست،



آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست.



ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست ،



غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست











هنوز هم نمیدانم اینجا چه فصلیست ، که من کال ماندم و به تو نمی رسم !

MEMAR.Z
14-06-2014, 12:51
بــرای ِعوض کـردن ِ دنـیـا ،



نـیازی به خوانــدن ِ روزنـامـه های ِ سیـاسـی نیسـت !



نیـازی به تغـییر ِ کابیـنه و ریـیس ِ جمـهور و هـیات ِ دولـت نیسـت !



و نیـازی به تجـمّعات ِ بیـش از دو نـفر نیسـت !



گاهـی ،



تنـــها دو نــــفر مـی تــوانـــند ،



تمـــــام ِ دنــــــیـا را



پشت ِ میز ِ کافه ای



مثـل ِ یک حبّـه قــند



در فـنــجــانی چـــای ، به هـــم بـــزنــند !!!











کاش دنیـا چـند ثانـیه خـفه میـشد



تـا مـن با خـودم گپـی بـزنم…!!!














به خـیالت نمیـفهمـم



یواشـکی مـرا در خاطـرت مـرور میکـنی ؟!



کـاش تــو مغـرور نبــودی !



کـــــــــــاش …!!!











بــه سلـامتــی اونــی کــه حتّــی بــه یــاد مــا نیــست



ولــی یـــادش داره مــــا رو داغــــون مــی کنــــه …!!











نه عزیـــــزم !



قرار نیست اتفاق خاصی بیافتد…



فقط من و تـــــو



از این به بعد همدیگر را



شــــما



صدا خــــواهیم کرد … !

MEMAR.Z
14-06-2014, 12:52
خــــوشبخـــت تـــــرین آدم هــــا ؛



اونــــایـــی هستــــن کــــه ایـــن جمـــله رو میشنـــوند :



“عیــــــب نــــداره،



با هـــــم درستـــــش میکنیــــم” … !!!











عاشـق هایـت را مثـل



کـانـال تـلویـزیون عـوض می کـنی



و با افـتخار می گـویی ،



که عـشـق بـرایت این چنـین است !



و مـن می خـندم …



به برنـامه هایـی که هیـچکـدام ،



ارزش دیـدن نـدارند!











آرزوی خیلــــــــی ها بودم ! اما



اسیر قدرنشناسی یک نفر شدم … !!!











خـــدایــا … !



وقـت داشـتی تقـدیـر مـا رو درسـت کـن .. !!!



قسـمت آسفـالتـش درسـت افتـاده رو دهـن مــا …

MEMAR.Z
14-06-2014, 12:53
مـن هسـتم تـو کـجایی



تـو هسـتی مـن کـجایم



چـرا وقتـمان را درگـیر هـم نـمی کنـیم



چـرا نـگـاهـمان دزدکیـست …











مـــراقــب حــرفـهــایتـان بـــاشـیـد



وقـتـــی زده شــدنــد



فـــقـط قــابـــل بــخـشــش هـستــــنــد نـــــه



فـــرامــوش شـــدن…














نه یک پاکـت



یک عـمر هم که ســـیگار بکشم فایده ندارد !



تا خودم نسـوزم



دلم آرام نـمی شود











شـاید دیـگر از مُـــد افتـاده باشـد



شـایـد دیـگر اندازه ام نبـاشد



اما همـچنان عــطــر خـاطره میـدهد



پیـراهـنی که تـو روی شـانـه هـایش اشـک ریخـته ای











تـویی که میـگی دیـگه نمی تونم مثـل تــو پیـدا کنم!!



واقـعا فکر میکـنی بعـد از تـو دنبـال یکـی مثل تـــو مـی گــــردم؟!

MEMAR.Z
14-06-2014, 12:54
هَـمیـــشه بـاید کســـی باشد



تا بُغــض‌هایت را قـبل از لرزیدن چــانه ات بفهمد…..



آهای فلانـــــــی…



بــفــهــم!!!











تـــــوی نانـوایی هم …



صف ” یــــک دانه ای ” ها جـــــــداست ..



از جــذام هم بــدتــر است …



تنهــــــــــــایی …











هواشنـاسی هـم گیـج شده



از بـس با هر شرایطـی دلم هوایـت را مـی کند



هـوای بوســیدنت … هـوای آغـوشـت …



هـوای خنـده هایــت …



هــوای دَرد دارد !











لااقـل



رد که می شـوی



بی هـوا بگو : دوسـتت داشتم !!



و تا برگشـتم



لا به لای ِ جمـعیّت



گُــــم شـده باش !!!

MEMAR.Z
14-06-2014, 12:55
اهـل پـنـهـان کـاری نـیـسـتـــم ..!



اعـتـراف مـی کـنـــم : ..



زمــــانـــی دل یـکـی را ســوزانــده ام !!



حــالا ..



یـــکـــــی..



یـــــکــــــی ..



یـــــــــکــــــی ..



دلـــم را مــی ســوزانـنـد !!











گـوش کـن درد و دل آدم هــارو ، امــا با هــر کـس دردو دل نکـن،



گـاهـی آدم هـا درکِـشو ندارند و این به ضـررِ خـودتـه !!!!














مـی خـ‌وام



عـاشـق بـِـشم !



بعـ‌د بـا اون قــ‌دَم بـ‌زنـم



لـحـ‌ظـه هــام و بـاهــاش بـ‌ســـازم



بـهـش بـگـم دوسـ‌تـــ دارم و وقـ‌تـی مـُطمـ‌ئن شـُد



مـُ‌نتـظـِ‌ر بــاشـم تنـهـــام بـ‌زار و بـگه : مـا از اول مـال هم نـ‌بـ‌ودیم !



و مـن دوبــاره مثـ‌ل هـ‌مـیـ‌شـه گـ‌وشـه‌ی اُتـاق بـ‌شینم و آهـ‌نگ غـمگـین گـ‌وش بـ‌دم



فقـط فرقـش بـا قبلا ایـن کـه قبلا فـارغ بـ‌ودَم الان عــاشـقـم!











گـــریه نمیکنم ، نه ایــــنکه سنگم ؛



گـــریه غــرورمـو بــــهــم مـیـزنـه



مـــرد برای هضم دلـــتـنـگیـاش



گـــریه نمـیکنه ، قــــدم مـیـزنه …











کــــفش هاى آخرین دیــدارمان را برق می اندازم



امــــــا..…



چـــقدر براى پاهـــایم کـوچکند…

MEMAR.Z
14-06-2014, 12:56
دُچــار یعـــنــی عــاشق



وَ …



بیچــاره مــاهی کــه دُچــارِ آب شـــده اسـت











می گــــم : خداحــافظ



که تُــو،



چشم تـَــر کـنی که بـگــی: کـجـا؟



مَگـه دَست خُودتـه این اومَــدنو رَفتـَــنا ؟



بعدش سفت بغلم کُـنی بـگــــی:



که هیچ رفتَــنی تـُـو کار نیست اینـو توو مُخت فرو کُـن !



هَمیـن جـا ، بـه دلت اشاره کُنی ، جاتـه تا هَمیشـه!



آخــــر سَرش هم مُحکـم بگی: شـیر فـَهم شــد؟



که مَــن ، دل ضَعفـه بگیرم از این همـه عاشقانـه های مَردونـه و مُحـکَمت ..!











شایــد تـــــــــو



هیاهـوی قلبـم بـاشـی !



شنیـده نمـی شوی



امـا مـــــن، تـو را نـفس مـی کشم











معـشـوقه ای پیــدا کـــرده ام



به نـــام…..



روزگـــــار………..



ایــن روزهـا مرا درآغـوش خـویـش



سـخـت به بـازی گـرفتـه استــــ

MEMAR.Z
14-06-2014, 12:57
بعـــضـی ها تــوی زنــدگی تو راه می یـــــابند



امــــا هــــیــــچ گــاه تو را نمی فــهمــند



مــــثــــل شمع کوچکی که راهــــت را کــــمــی روشن کرده است



ولـــی دســـتـــت را ســـوزانـــــده اســـــــت.











نمـــی دانـم چــــرا ؟!



ایـن روزهــــا در جـــواب هـــرکــــه از حـــالم



مـــی پرســــد تـــا مــــی گویــــم … ” خوبــــــــم ”



چشمـــــانم خیس مــــی شـــــود … !














دوریت زمستانی دیگر است ، کمتر از من دور شو ، باز سرما خورده ام











با یاد تو این ستاره ها رنگی بود / این دفتر خاطرات من سنگی بود







از درس کلاس عاشقی سهمم باز / یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود











در هجوم لحظه های پوچ جدایی ، سکوت تنها یادگار با تو بودن است

MEMAR.Z
14-06-2014, 12:59
معلمم به خط فاصله می گفت خط تیره، خوب می دانست فاصله ها چه به روزگار آدمها می آورد!











ما پیغام دوست داشتنمان را با دود به هم میرسانیم



نمیدانم آنسو برای تو تکه چوبی هست؟



من که این سو



جنگلی را به آتش کشیده ام!











سرم را شاید بتوانند دیگران گرم کنند



اما وقتى تو نیستى



هیچکس نیست دلم را گرم کند!











تمام عمر مرا مهر آشنایی برد / تمام عشق مرا داغ بی وفایی برد



گذشت عمر و نیامد نگار و من مردم / بگوش او برسانید از جدایی مرد











فراق و دوریت دیوانه ام کرد / چو مجنون راهی ویرانه ام کرد



چنان داغی به دل ماند از جدایی / که با هر آشنا بیگانه ام کرد

MEMAR.Z
14-06-2014, 13:00
دمی فکر رهایی را نکردم / خیال آشنایی را نکردم



جدایی را گمان کردم ولیکن / گمان این جدایی را نکردم











تا نباشد جدایی ها کس نداند قدر یاران ، کویر خشک می داند بهای قطره ی باران














به لب های تو می سازم کلامی / سرود آشنایی یا سلامی



ندارم جز غم عشق تو در سر / ولی افسوس که از من جدایی











می نویسم خاطرات با اشک و آه / در شبی تاریک و غمگین و سیاه



می نویسم خاطرات از روی درد/ تا بدانی دوریت با من چه کرد











ﻣــﻦ ﺍگــر مـی خـﻨـﺪﻡ ﺗـﻨـﻬﺎ ﺑـﻪ ﺍﺟـﺒـﺎﺭ ﻋـﻜـــﺎﺱ ﺍﺳــﺖ ﻭگـرﻧﻪ بی تو…



مــن ﻛـﺠـﺎ؟ خــنــدﻩ ﻛـــﺠــﺎ؟

MEMAR.Z
14-06-2014, 13:01
امروز دیدمت خسته بودی اگه اشتباه نکنم دل شکسته بودی دیگه دوستم نداری می دونم حتما به دیگری دل بسته بودی











به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ی اشک ها . به نام اشک تسکین دهنده ی قلب ها . به نام قلب ها ایجاد گر عشق و به نام عشق زیباترین خطای انسان














سکوتم را به باران هدیه کردم//، تمام زندگی را گریه کردم//، نبودی در فراق شانه هایت// به هر خاکی رسیدم تکیه کردم











آفتابگردان دنبال خورشید می گشت ، ناگهان ستاره ای چشمک زد..آفتابگردان سرش را پایین انداخت آری…گلها هیچ وقت خیانت نمی کنند











هر کسی هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد. اون که عاشقانه خندید خنده های من دزدید زیر چشمه مهربونی خواب یک توطئه میدید

MEMAR.Z
14-06-2014, 13:03
بخشندگی را از گل بیاموز، زیرا حتی ته کفشی که لگدمالش می‌کند را هم خوش بو می‌کند











زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت.حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی..جدایی سخت است نه به سختی تنهایی











وقتی کسی رادوست داری، گفتن آسان تراست، شنیدن آسان تراست، بازی کردن آسان تراست، کارکردن آسان تراست. ووقتی که کسی تورا دوست دارد، خندیدن آسان تراست. واگر تنهای تنها باشی، به مرگ فکرکردن ازهمه چیزآسان تراست











لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستیم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند…











اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره . دومین کسی رو که میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه …… اینطوریه که دل همه آدما میشکنه

MEMAR.Z
14-06-2014, 13:04
دیگه یار نمی خوام وقتیکه می بینی عشق دوروغه چراغش بی فروغه آخه وقتی که وفا نیست عشقو عاشقی چیست؟؟؟؟؟؟











اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری














میگی گل رو دوست داری ولی میچینیش… میگی بارون رو دوست داری ولی با چتر میری زیرش… میگی پرنده رو دوست داری ولی تو قفس میندازیش… چه جوری میتونم نترسم وقتی میگی دوستم داری؟؟؟







چه فرقی دارد ، شهر ما خانه ی ما باشد یا نباشد ؟



وقتی تو نه در شهر ما هستی و نه در خانه !











کوتاه ترین قصه ی دنیا :



رفت … !











چندیست در نبودنت به ساعت شنی می نگرم ، یک صحرا گذشته است !

MEMAR.Z
14-06-2014, 13:05
این روزها سنگین و نحس اند ، چه کنم ؟



لحظات هم بهانه ات میگیرند



رفتی و ردپایت در پس کوچه های قلبم باقی مانده است












امروز و فرداهایم ، پس فرداها ، همه و همه



خراب شده اند



بعد از تو



برگرد












با اینکه ازم دوری اما هر وقت دستمو میزارم رو قلبم ، میبینم سر جاتی !












اگر چه عاشقی پر شور بودیم / به خود نزدیک و از هم دور بودیم



شب و روز از جدایی می‌سرودیم / من و تو وصله‌ای ناجور بودیم . . .












یارم از بهر فراقت به کجا سر بزنم / شوق دیدار تو دارم ، به کجا پر بزنم ؟

MEMAR.Z
14-06-2014, 13:07
گرچه کردم ذوقها از آشناییهای او / انتقام از من کشید، آخر جداییهای او . . .



.



.



.



سنگ هایی که به دیوار فراق تو زدم



کعبه میشد من اگر خانه بنا می کردم …











نفسم



تو در شمالی و من در جنوب



کاش دستی نقشه را از میانه تا کند














درد ، مرا انتخاب کرد



من ، تو را



تو ، رفتن را



آسوده برو ! دلواپس نباش



من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم











من صبورم اما …



بی دلیل از قفس کهنه ی شب میترسم



بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند



میترسم











من



مثل بادکنکی به دست کودکی



هرجا می روی با یک نخ به تو وصلم



نخ را قطع کنی ، میروم پیش خدا !

MEMAR.Z
14-06-2014, 13:07
بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است



همچو شهری که به روی گسل زلزله هاست











پای من خسته از این رفتن بود



قصه ام قصه دل کندن بود



دل که دادم به یارم دیدم



راهش افسوس جدا از من بود . . .











عقل گفت که دشوارتر از مردن چیست؟



عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است . . .











رفتی و ندیدی که چه محشر کردم



بااشک تمام کوچه را تر کردم



دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد



وابستگی ام را به تو باور کردم . .

MEMAR.Z
15-06-2014, 11:53
یادته بهم گفتی سیگار نکش؟

الان سیگار که هیچ

اِی تک و توکی نفس میکشم

بهت قول میدم این را هم ” کنار ” بگذارم







به بعضیام باید گفت

درسته سر تا پام دو قرونه ولی بازم واسه تو گرونه







یکی نیست به بعضیا بگه تو که فکر میکنی خیلی با حالی

تو که فکر میکنی خیلی خوشگلی یه نگاه به دور و ورت بکن ببین

دوستات واسه چی باهاتن







یه واقعیت که نمیشه ازش گذشت :

دنیای دخترا پر از غصه های یواشکیه








برو سرت را با دیگران گرم کن

من دیگر سر گرم کننده نیستم

میسوزانمت

MEMAR.Z
15-06-2014, 11:55
بعضیا هستن نه بهشون زنگ میزنی، نه بهت زنگ میزنن

ولی کافیه بفهمی که گوشیشون خاموشه آدمو تا مرز سکته پیش می برن








اگه سیگار کشیدنو با سگ قدم زدن نشونه باکلاس بودنه

همون بهتر که بی کلاس باشیم








به بعضیا باید

هیچی نگفت سرتون رو به نشانه تاسف تکون بدید کافیه براشون








بــــــــــه سلامتــــی تو

تویی که این مـــــتنو میخونی

تویی که دلت شکــــــست ولی مرام داشــــتی ، تنها موندی








خزان دل

پاییز است؛نه در بیرون؛بلکه در درون من، سرما در درون من است؛؛

بهار و جوانی؛؛ دور نرفته‌اند؛؛اما این منم که به پیری گراییده‌ام؛؛

مرغان در هوا به پرواز درآمده‌اند؛؛می‌خوانند و گرمِ ساختن آشیانه‌اند؛؛

همه‌جا زندگی در تکاپوست؛؛مگر در درون سینه‌ی تنهای من..

MEMAR.Z
15-06-2014, 16:57
این دیگه بار آخره دارم باهات حرف می زنم







خداحافظ نا مهربون می خوام ازت دل بکنم







سخته ولی من می تونم سخته ولی من می تونم







این جمله رو اینقد می گم تا که فراموشت کنم











پرستو ها چرا پرواز کردید







جدایی را شما آغاز کردید







خوشا آنانکه دلداری ندارند







به عشقو عاشقی کاری ندارند














خداحافظ برای تو رهایی







برای من فقط درد جدایی







خداحافظ برای تو چه آسان







ولی قلبم ز واژه اش چه سوزان



















خداحافظ طلوعم







خداحافظ غروبم







خدا حافظ تو ای تنها امیدم












خدانگهدار عزیزم اما نمیشه باورم







توی چشام نگاه نکنی این لحظه های آخرم







آخه چطور دلم بیاد







چشماتو گریون ببینم !

MEMAR.Z
15-06-2014, 16:58
می رم ولی این و بدون







چشم انتظارت می شینم







می رم ولی گریه نکن







نذار از عشقت بمیرم







می رم تو اوج بی کسی







با عکست آروم بگیرم
















می رم ولی بدون یکی







خیلی تو رو دوست داره







یکی که از دوریه تو







سر به بیابون می زنه











خدانگهدار عزیزم







دارم می رم از این دیار







اینجا کسی منو نخواست







تو هم منو تنها بذار











ای که از اول جاده







به سکوت شدی گرفتار







منو از خاطره کم کن







تا ابد خدا نگهدار
















می‌روم شاید کمی حال شما بهتر شود







می‌گذارم با خیالت روزگارم سر شود







خدا حافظ برای همیشه bye 4 ever

MEMAR.Z
15-06-2014, 16:59
شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم







خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم







خداحافظ و این یعنی در اندوه تو می میرم







در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم











همیشه از همان ابتدای آشنایی مان در هراس چنین روزی بودم







و کابوس خداحافظی را میدیدم اکنون







شد آنچه نباید می شد







خداحافظ دلیل بودنم خداحافظ














فکر می کردم آنقدر از نگاهم بیزار شده ای که دور دور رفته ای







اما دور شده بودی تا پا به پا شدنت را نبینم و اشک های خداحافظی را !



















تو که می دانستی با چه اشتیاقی خودم را قسمت می کنم







پس چرا زودتر از تکه تکه شدنم جوابم نکردی







برای خداحافظی خیلی دیر بود خیلی !











و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد







و برف نا امیدی بر سرم یک ریز می بارد







چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم







چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم

MEMAR.Z
15-06-2014, 17:00
خداحافظ تو ای همپای شب های غزل خوانی







خداحافظ به پایان آمد این دیدار پنهانی







خداحافظ بدون تو گمان کردی که می مانم







خداحافظ بدون من یقین دارم که می مانی












حالا که رفتنی شده ای قبول خداحافظ اما لااقل این نکته را بدان







آهن قراضه ای که چنان گرم گرم گرم در سینه می تپید دلم بود نا مهربان











روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم







اما افسوس معنای خداحافظی واقعی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم











خداحافظ ای قصه ی عاشقانه







خداحافظ ای آبی روشن دل







خداحافظ ای عطر شعر شبانه







خداحافظ ای همنشین همیشه







خداحافظ ای داغ بر دل نشسته







تو تنها نمی مانی ای مانده بی من







تو را می سپارم به دل های خسته

MEMAR.Z
15-06-2014, 17:01
پایان راه کاملاً پیداست



می دهم قابش کنند



کنایه هایت را به رسم یادگاری



و به همان دیوار می آویزمش !



جای همان دستخط تماشایی









برو ای خوب من هم بغض دریا شو خداحافظ !



برو با بی کسی هایت هم آوا شو خداحافظ !



تو را با من نمی خواهم که ما معنا کنم دیگر



برو با یک من دیگر بمان ما شو خداحافظ !















قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه توام که داده فریبم







قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم
















نمیتونم ببخشمت







دور شو برو نبینمت







تیکه ای بودی از دلم







گندیدی و بریدمت















از تو تنها یک حس مانده با من امشب







که تو را گم بکنم پیش بیهودگی احساسم







آخرین بار سلام !







آخرین بار خدا حافظ !











و خوش به حال خورشید که



هرچه در توان دارد خرج مهتاب میکند !

MEMAR.Z
15-06-2014, 17:02
یکی بود



هنوزم هست و همیشه به یادته











به من قول بده در تمامی سال هایی که باقی مانده تا ابد مواظب خودت باشی



دیگر نیستم که یادآوریت کنم !











اگر تو نبودی من بی دلیل ترین اتفاق زمین بودم



تو هستی و من محکم ترین بهانه ی خلقت شدم











نازنین با تو قند پهلو می شود تلخی آغوشم !











دوست داشتن به تعداد دفعات گفتن نیست



حسی است که باید بی کلام هم لمس شود

MEMAR.Z
15-06-2014, 20:40
اگه فروختمت ازم دلخورنشو

چون هرکس ازیه راهى نون درمیاره

منم ازگل فروشی!




دلم به حال پسری سوخت

که وقتی گفتم کفش هایم را خوب رنگ کن

گفت : خاطرت جمع مثل سرنوشتم برایت سیاه میکنم




اشکم که سرازیر می شود خیلی زود یخ می زند

عجب سرد است هواى ندیدنت




۲ + ۳ + ۴۵ / ۱۰ + ۷۵ = ۱ + ۸۴+ ۵۰+۱۰۰۰ ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

نخیر هرجور حساب می کنم خیلی بیشتر از اینا دوست دارم




سلامتی رفیقی که روز قیامت فقط زمین ازش شاکیه

اونم بخاطر سنگینی معرفتش!

MEMAR.Z
15-06-2014, 20:41
تو که باشی همه چی حلِ

مگه من جز”نفس” چی میخوام؟




از قدیما گفتن واسه کسی بمیرکه برات تب کنه! ( قدیماچه پرتوقع بودن )

من واست میمیرم خدا نکنه تو تب کنی




هی لعنتی اون طوریم که تو فکر میکنی نیست!

شاید عاشقت بودم روزی

ولی ببین بی تو هم زنده ام ٬ زندگی میکنم

فقط گاهی در این میان یادت زهر مار میکند به کامم زندگی را




من با یه بغضی که گلوگیره

هر شب تو خونه بَست می شینم واسه رهایی از خیالاتت

یه نقشه ی بی نقص می چینم




به سلامتی اون دخترایی که حاظر نشدن تو دختریشون حس و حال زنونه داشته باشن

دم همشون گرم که عشقشونم تو همین راه از دست دادن

ARMAN
16-06-2014, 09:29
فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هيچ کس اشکي براي ما نريخت ...هر که با ما بود از ما مي گريخت ...چند روزي ست حالم ديدنيست... حال من از اين و آن پرسيدنيست... گاه بر روي زمين زل مي زنم... گاه بر حافظ تفاءل مي زنم... حافظ ديوانه فالم را گرفت... يک غزل آمد که حالم را گرفت: ... ما زياران چشم ياري داشتيم... خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تو كيستي،كه اينگونه،بي تو بي تابم؟ شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کنار آشناییت من آشیانه می کنم ** فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم
یکی سوال می کند به خاطر چه زنده ای ** و من برای زندگی تو را بهانه می کنم
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يک روز عشقت را دزديدم و براي اينکه جاي مطمئني داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم .غافل از اينکه روزي براي پس گرفتن آن قلبم را خواهي شکست

ARMAN
16-06-2014, 09:29
چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟ چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس .... هيچ كس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره . اري با تو هستم .. با تويي كه از كنارم گذشتي.... و حتي يك بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است!!!؟
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شبهاي دراز بي عبادت چه كنم...طبعم به گناه كرده عادت چه كنم...گويند كريم است و گنه مي بخشد...گيرم كه ببخشد زخجالت چه كنم
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
زندگي با دنيا امدن ادمها شروع نمي شود ، اگر چنين بود هر روز غنيمتي بود ، زندگي خيلي بعد شروع مي شود ، و گاهي هم خيلي دير ، تازه اگر حرف آن زندگي هايي را نزنيم که شروع نشده تمام مي شود
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
عاقلان سالها دنبال دليلي براي خنديدن ميگردن اما ديوانگان در شبانه روز به پيکره اين دنيا ميخندن
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود.... دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است

LIDA
16-06-2014, 12:27
امشب شب تولدم من است


ولی چیزی برای ترکاندن ندارم جز بغض !









جای خالی نبودنت میکوبـد بر دلم


اگر نیایی همین روزها ویرانه میشوم !









درد دارد به خاطر کسی که با نسیمی میرود


خودت را به طوفان بزنی !









این روزها مانند گلی شده ام که هر پروانه ای روییش می نشیند


و می رود بی آنکه قصه “عادت” را بفهمد !








ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻧﺖ مثل ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺑﺎﺷﺪ


ﺑـــــــــﯽ ﺧـــــــــﺒـــــــــﺮ !

LIDA
16-06-2014, 12:30
به مرگ گرفتی مرا تا به تبی راضی شوم


کاش “میفهمیدی” به مرگ راضی بودم وقتی که تب می کردم از ندیدنت !









به من شلیک کن


قبل از آنکه به دیگری بگویی : دوستت دارم !









قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند


گِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدند


زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند…









سخت است بغض داشته باشی


و بغضت را هیچ آهنگی نشکند جز صدای کسی که دیگر نیست !








من نمی دانستم معنیِ هرگز را …


تو چرا بازنگشتی دیگر ؟

LIDA
16-06-2014, 12:30
درخت احساسم سالهاست خشکیده است


دیگر تشنه ی هیچ محبتی نیست !









من سرم درد میکند برای “دعواهایی” که با هم “نکردیم”


لعنتی ، چقدر مهربان رفتی !









دریا را بی خیال


زمین جواب نمی دهد


دیگر دل به آسمان زده ام !









هرگاه خبر مرگم را شنیدی


در پی مزاری باش که بر سنگش نوشته :


ساده بودم ، باختم !









انگشتان من به گره خوردن با انگشتان تو عادت داشته اند !


نیستی و حالا این قاتلان زنجیره ای شده اند


بختک جان دیوارهای این شهر

LIDA
16-06-2014, 12:31
شبی دست از سرم بردار


و سر بر شانه ام بگذار لطفا !









عشق کوتاه است


و فراموشی چـــــــــــــــــــقدر طـــــــــــــــــــولانی ؟!









من آدمِ نرفتنم

آدمِ دوست موندن

یا اصلا آدمِ دیر رفتنم ولی خیلی دیر !

اما وقتی برم

دیگه آدمِ برگشتن نیستم

آدمِ مثل قبل شدن نیستم

باور کن !








تو رفتى


اما همه چیز را در آغوش من جا گذاشتى


و سکوت چه زیباست


وقتی میدانی همه دروغ می گویند…

LIDA
16-06-2014, 12:33
دوست دارم تو را ببوسم طعم لب های تو شاید جزو چهار مزه ی اصلی نباشد اما طعم زندگی میدهد …



گاهی دلم می خواهد از خیالــــم تو را بیرون بکشم

و سراپایت را غـــرق بــوســـه کنــــم



بوسه هایت انار را می ترکاند

نفس هایت سیب را می رساند

آغوشت ابر را می باراند

پاییزترینی تو



هنگام بارش باران سرت را رو به آسمان نگیر

من به بوسه ‏‏‏‏‏‏‏های باران روی صورتت هم حسودی می کنم



بخــواب تــا نگــاهــت کنــم

و بــرای هــر نفــس تــو

بــوســه‌ای بنشــانــم بــه طعــم

هــر چــه تــو بخــواهــی

LIDA
16-06-2014, 12:34
داغتـــریـن آغــــوش هـــا را از تنـت

و شیـریـــن تـریــن بــوســـه هـــا را از لبـــانت بیـــرون می کشـــم

بــه تـلـــافـی تمـــام روزهــایـــی کـــه می خــــواهمت و نیسـتـــی …



سـیــاه مـشق ِ پــشت ِ چــشـم هـایــت دسـت خـــط ِ کــیـست !

که بــوســیـدنــش سـجــده ی شکر دارد !



دیگر هیچ مزه اى دلچسب نخواهد بود

من تمام حس چشاییم را روى لبانت جا گذاشته ام



مــرا ببــوس

روزهــای سختــی در پیــش اســت

بگــذار تــو را کمــی پــس‌انــداز کنــم



بوسیدن تو تنها تکراریست

که تکراری نمی شود

LIDA
16-06-2014, 12:34
این روزها تلخ می گذرد

دستم می لرزد از توصیفش

همین بس که :

نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی مثل خودکشی است با تیغِ کُند





گاهی آدم به جایی می رسد که دست به خودکشی می زند

نه اینکه تیغ بردارد رگش را بزند… نه…

قید احساسش را می زند…





چیـزی نمی خـوآهَم جـز

یـکــ اتــآقِ تـآریک

یـکـ مـوسیقـی بی کَلآم

یـکـ فنجـآن قهـوه بـه تَلخـی زهـر

وَخـوآبی بـه آرآمی یـکــ مـَرگ هَمیشـگی





میگن مرگ حق است

پس چرا خوشبختی حق نیست… ؟





گذار کردم ز قبرستان زمانی

رسیدم بر سر قبر جوانی

به زیر خاک می نالید و می گفت

رفیقان قدر یکدیگر بدانید

LIDA
16-06-2014, 12:36
حکایت عجیبی دارد این “اشک”

کافیست حروفش را به هم بریزی تا برسی به “کاش” !

.

.

.

روزی خواهد آمد که دردم را بفهمی

روزی که دیگر هیچ دردی را نمی فهمم !

.

.

.

بگو که خواب می بینم بی تو نفس کشیدن را …

.

.

.

نه خودش موند نه خاطره هاش …

تنها چیزی که مونده جای خالیشه !

.

.

.

آرام می آیم همانجای همیشگی ، سر همان ساعت همیشگی

با همان شوق که می شناسیَش با خودم حرف می زنم

برای خودم خاطره تعریف می کنم

و بی صدا مثل همیشه می روم بی آنکه تو آمده باشی !

LIDA
16-06-2014, 12:36
این چشم های بی تو را

به کجای این شهر بدوزم که هنوز نرفته باشی !

.

.

.

بی تو زیستن چیزی جز مرور مردن نیست !

.

.

.

امروز به آنهایی می اندیشم که

روی شانه هایم گریه کردند و نوبت من که شد ، دیگر نبودند …

.

.

.

اسمت را موج میبرد

خودت را کشتی ، موهایت را باد و یادت را دفتر گم شده ام …

اسمم را سنگی نگه میدارد ، خودم را گوری و یادم را … مهم نیست !

.

.

.

تنها “غم زندگیم” بدون تو زندگی کردن بود …

حالا دیگر غمی ندارم ، آماده ام برای مرگ !

ehsan pishro
16-06-2014, 12:58
[LEFT][CENTER]آغوش گرم تو
مهرباطلی است برتمام سردی های روزگار




همچون باران باش رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن




می خواهم عمرم را
با دست های مهربان تو اندازه بگیرم برگر




لحظه ای مکث نما آرزویم این است نرود دلخوشی از عمق وجودت هرگز




به چشمهایت بگو آنقدر برایم رجز نخواند
من اهل جنگ نیستم
شاعرم
خیلی بخواهم گرد و خاک کنم شعری مینویسم
آنوقت اگر توانستی مرا در آغوش نگیر

ehsan pishro
16-06-2014, 12:59
ﺑﻪ تو ﺣﺴﻮﺩﯾﻢ ﻣﯿﺸﻪ ﭼﻮﻥ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺘﭙﻪ ﺑﺮﺍﯼ تو ﻣﯿﺘﭙﻪ




در جلسه امتحان عشق من مانده ام و یک برگه سفید یک دنیا حرف نا گفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمیشود




تو رو دیدم خدا خندید
من از عشق تو حض کردم
با تو من کل دنیا رو
تو یک لحظه عوض کردم




بی تو
نشستن کنار
این همه خاطره
دل میخواهد
باورکن




خودم بغل میگیرمت پرمیشم از عطرتنت کاشکی توهم بفهمی که میمیرم از نبودنت

ehsan pishro
16-06-2014, 12:59
چشماتو واسه زندگی میخوام دلتو واسه عاشقی
پاهاتو واسه همراهی عطرتو واسه مستی و خودتو واسه خود خود خود خودم




از زندگی تنها یک چیز اموختم که هرکسی لیاقت گرمای دوستت دارم را ندارد




دلم چرا گریه میکنی?? نترس دیگر تورا به کسی نمیدهم




ان موشک های کاغذی که از سرم بیرون امدند و تو به انها خندیدی عاشقانه هایم بودند




جا می گذارم و می روم
همه ی لحظه ها را
مرا
به لحظه های بی تو
نیازی نیست

ehsan pishro
16-06-2014, 13:00
یه قانونه نانوشته هست میگه :اونی که رفته؛ هروقت برگرده می تونه با دوتا حرف بازم خرت کنه




فقط من مانده ام آواره ی نیست دلی دارم که اوهم کاره ای نیست نصیبم از جهان تکرار درد است چه باید کرد گویی چاره ای نیست




نمی دانم
خودش را آرزو کنم
یا آرزوهایش را




اگر یک نفر
هر آنچه که
از درونش بر می آید را بنویسد
بی شک از درون او
کسی رفته است




گاهی بدون گریه بغض داد و هوار؛
با غرور باید قبول کنی که فراموش شده ای
و بروی دنبال زندگی ات

ehsan pishro
16-06-2014, 13:01
خدایا
دستانم را زدم زیر چانه ام
مات و مبهوت نگاهت میکنم
طلبکار نیستم
فقط مشتاقم بدانم ته قصه چه میکنی بامن؟




جایی خواندم ما آدم ها زنده ایم به سبب آنکه کسی دوستمان داشته باشد سوالی برایم پیش آمد من برای چه زنده ام؟




هیچ کس با سگهای وحشی شوخی نمیکند
اما
سگهای ارام را با لگد میزنند زندگی بازی سگهاست




وقتی با گرگ ها زندگی میکنی زوزه کشیدن را بیاموز
من در سرز مینی زندگی میکنم که تنها خدایش از
پشت خنجر نمیزند

ehsan pishro
16-06-2014, 13:03
عاشق چون تویی بودن اگر خطاست
هزار بار دیگر هم اگر افریده شوم
باز هم انسان جایز الخطاست





شنیدی میگن شعله ی عشق تو وجودشه
همین شعله دل خیلیها رو سوزونده

چنانت دوست دارم
که عشقم اگر دریا شود
خشکی بر زمین نمی گذارد




نمی شود که تو باشی و من عاشق تو نباشم




دستم میلرزد
سیگار از دستم می افتد و با عجله ان را برمیدارم نکند از کنارم رفته باشد




نباش 
حرفی نیست 
انجاکه باید باشی
هستی 
در قلبم

ehsan pishro
16-06-2014, 13:04
خیلی حریص شدم تموم قلبتو می خوام




هیچ چیز دلنشین تر از این نیست که مدام نامت را صدا بزنم با یک علامت سوال؟ و تو با حوصله جواب بدهی جون دلم؟




بس کن چقدر خیره به امواج می شوی؟
دریا که مثل چشم تو زیبا نمی شود




کاش اشکهایم از زیر نقاب لبخندهایم برایت خودنمایی میکرد تا معنای عشق را باورمیکردی




دیگر
نمی نویسمت
هرکس به چشم هایم
نگاه کند تو را خواهد خواند

ehsan pishro
16-06-2014, 13:05
به دلیل بدهی قلبی که بهت دارم هرجا گیرت بیارم می بوسمت ¡ ¡
ایراندل




نفس مصنوعی یعنی:
تونباشی من به عکست خیره شوم




زیر قطره های باران نوازشت آرام میشوم
از کجا آمده ای؟
بوی تنت بارانیست




میخوام با قشنگی چشمات دنیا بسازم که تموم عالم بشن تماشاگر دنیای من




شرط عشق آن است که دلت آغوش بخواهد نه جسمت

ehsan pishro
16-06-2014, 13:09
پیش از تو همه را با معیارهایم می سنجیدم
حالا اما
همه را با تو می سنجم حتی معیارهایم را




یک لحظه از نگاه تو کافی است تا دلم
سودا کند دمی ‌به همه جاودانه‌ها




همه آباد نشینان ز خرابی ترسند
من خرابت شدم و دم به دم آباد ترم




از من نپرس چقدر دوستت دارم
اینجا در قلب من
حد و مرزی برای حضور تو نیست




به اندازه گریه گنجشک دوست دارم فک میکنى خیلى کمه امازمانیکه گنجشک هاگریه میکنن میمیرن

ehsan pishro
16-06-2014, 13:10
با مداد کودکیم مى نویسم دوستت دارم

چون کودکى هیچوقت دروغ نمى گوید




این روزها همه می گن بیخیال شو

چه می دونن که تو خیالم رو خیلی وقته که بردی !




*۱۴۴*I Love You#

شارژ جدید قلبت از طرف کسی که شگفت انگیز دوستت داره






یه وقتایی فراموش کردن بعضیا مثل فراموش کردن نفس کشیدنه

درست مثل فراموش کردن تو




با تمام احترامی که برای شما قائلم

اما تو را دوست دارم !

ehsan pishro
16-06-2014, 13:12
باران که می بارد تمام کوچه های شهر

پر از فریاد من است که می گویم:

من تنها نیستم تنها منتظرم





پنجره ی باران خورده ات را باز کن

چند سطر پس از باران

چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده

دلم برایت تنگ است




به که گویم که تو منزلگه چشمان منی

به که گویم که تو گرمای دستان منی

گرچه پاییز نشد همدم و همسایه من

به که گویم که تو باران زمستان منی




میدانم که می مانی و از قلبم بیرون نمیروی

پس لااقل باران را بهانه کن ، دارد باران می آید




به هنگام نکوهش هنگامه باران
به بهره اش نیز بیاندیش . . .

MEMAR.Z
16-06-2014, 16:11
همهٔ رابطه‌ها با جملهٔ ” تو با بقیه فرق داری ” شروع میشه . . .



و به جمله ” تو هم مثل بقیه ای ” ختم میشه . . .














بـانــــو …



مــــرد نبــوده ای تـا بـدانــی ســرت بـر روی بـازوانــم …



امنیــت تــو نیســت …



آرامــش مــن اســت …














تنها یک بار



تنها یک بار بگو: دوستت دارم



خیالت اسوده



من آسمان را میگیرم تا به زمین نیاید…!














وقتی دو عاشق از هم جدا میشن … دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن … چون به قلب همدیگه زخم زدن



نمیتونن دشمن همدیگه باشن … چون زمانی عاشق بودن … تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن…

MEMAR.Z
16-06-2014, 16:12
سوختم…باران بزن شاید تو خاموشم کنی…







شاید امشب سوزش این زخمها را کم کنی…







بزن باران ، من سراپای وجودم آتش است…







پس بزن باران ، بزن شاید تو خاموشم کنی… .














گاهے دلمـ از ـهر چه آدمـ است مے گیرد…!



گاهے دلمـ دو کلمه حرف مهربانانه مےخواهد…!



نه به شکل ِ دوستت دارم و یا نه بــ ِ شکل ِ بے تو مے میرمـــ…!



ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش… فردا روز دیگر ے ست














معذرت خواهی‌



حرمت داره . . .



یه نفر غرورش و میشکنه . . .



بخاطر تــــو . . .



از کنار معذرت خواهی‌ ساده رد نشو . ..














کـاش مـی فـهـمیـدی …. قـهـر میـکنم تـا دسـتـم را مـحـکمتر بگیـری و بـلـنـدتـر بـگـویی: بـمان…



نـه ایـنـکـه شـانـه بـالا بـیـنـدازی ؛ و آرام بـگویـى: هـر طور راحـتـى … !














یکــ ، دو ، ســـه ، چـهار و … را شمــردم تــک تــک



آهسـتـه بــه دنبــال تــو رفتـم بـا شـــکــ



وقتــی بـزرگتــر شــدم فهمیــدم



تمرین جداییســـت بـــازی ِقایم موشکــــ …!!!

MEMAR.Z
17-06-2014, 10:22
میفرستم این پیامک را به دوست / او که صدها خصلت زیبا در اوست



بامرام و با صداقت با ادب / ای پیامک خاک پایش را ببوس . . .





یک اتمسفر با تمام لایه های دوست داشتن ، تقدیم تو ، که اورست معرفتی !





حکم فراموشیت را آوردند ، ولی به باد “مهربونی هایت” امضا نکردم . . .











دم اونایی گرم که تو این قحطی محبت ، قلبشون مثل نگاهشون بوی محبت میده . . .











امروز امیر در میخوانه تویی تو / فریادرس ناله ی مستانه تویی تو







مرغ دل ما را که به کَس رام نگردد / آرام تویی ! دام تویی ! دانه تویی تو !

MEMAR.Z
17-06-2014, 10:23
شاید روزی دوباره کنار خوشبختی ها منتظر آمدنت باشم و تو بازهم دیر کنی . . .











درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند / معنی کور شدن را گره ها می فهمند







یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن / چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند . . .











بی تو از کاروان ، من جا مانده ام / از شکرانه ی نعمتی چون تو ، در مانده ام . . .











به حرمت خاطرمون ، به دوری فاصلمون / به تنگی رابطمون ، دلتنگتم ای مهربون . . .











تو از دردی که افتادست بر جانم چه می دانی / دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی







فقط یک لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد / چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی . . .

MEMAR.Z
17-06-2014, 10:23
کاش باور داشتی در باورم / از نگاه شاپرک زیباتری







با شکوهی مثل خورشید بزرگ / از نسیم لاله هم بی همتا تری







کاش باور داشتی امید من / آتشی سوزنده دارم از غمت







کاش می دانستی ای یکتاترین / تا افق تا آسمان می خواهمت . . .












مرا به دار آویختند که نامت را از یاد ببرم







چه ساده اند این ساده اندیشان که نمی دانند







نام تو حک شده ی قلب من است ، تو رو هرگز نخواهم کرد فراموش . . .












با تو غزل ستاره ها نورانیست / دل در نگاه تو ، زندانیست







نگذر ز بهار ، باغ احساس / چون بی تو تمام لحظه ها بارانیست . . .













میدونی فرق عزیز و دلتنگ چیه ؟ دلتنگ کسیه که پیام میده ، عزیز کسیه که پیام میخونه !


















در قید غمم ، خاطر آزاد کجایی ؟ / تنگ است دلم ، قوت فریاد کجایی ؟







با آنکه ز ما یاد نکردی / ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی ؟

ehsan pishro
17-06-2014, 14:53
هر وقت می خوای ببینی چقدر دوستت دارم

انگشتت رو بذار رو نبضت

می فهمی که دوست داشتنم تمومی نداره




در صفحه ی شطرنج زندگیم

تمام مهره هایم مات مهربانیت شد

و من با اسب سفید قلبم به سوی تو تاختم

تا بگویم شاه دلم دوستت دارم




دوستت دارم به اندازه ی

پلک هایی که در زمان خیال پردازی هایم زدم

و چه بسیار خیالاتی که در ذهن پروراندم




دوست داشتن به تعــــداد دفعات گفـــــتن نیست

حسی است که باید بــــــی کلام هم لمــــــس شود




سلام می کنم از روی مهربانی

سلام می کنم از روی شادمانی

سلام می کنم تا جان دارم

که خواننده این سلام را دوست دارم

ehsan pishro
17-06-2014, 14:56
[CENTER][SIZE=2]زمستان است

نیمکتی تنها در پارک نشسته است

من تنها بر نیمکت و تو تنها در من

می بینی ؟

چه در همیم و تنها ؟




اونقدر مرامت فابریکه که تو هیچ نمایندگی قطعاتش پیدا نمیشه !




قدیم ها سلام سلامتی می آورد

الان سلام خداحافظی می آورد . . .



تاپ‌تاپِ قلبت

موسیقی بی‌کلامی‌ست ، که روان‌شناسان

برایم تجویز کرده‌اند . . .




چراهایت جواب ندارد !

“دوستت دارم”

دلیل نمی خواهد . . .

ehsan pishro
17-06-2014, 14:58
دو قلب دارم!

یکی در طرف چپ و دیگری در طرف راست

آغوشت را تنگ تر کن

من این تن ، دو قلب را دوست دارم . . . !



به سرم اگر شلیک کنند

جای خون …

فکر تو میپاشد به دیوار !

از تو گفتن سوزش چشم می آورد

و از تو نگفتن تورم گلو

بگویم یا نگویم




چه حیف شد

دیر فهمیدم برای عاشقی

چرب زبانی کافیست..




تنهایی عار نیست

اتمام حجت است به تمام قلبهای بی درو پیکری که

جز به وقت تنهایی به رویت گشوده نمیشود . . .





آدمها چقدر با هم فرق می کنند

عشق برای بعضی ها یک دلگرمیست و برای بعضی ها فقط یک سرگرمیست

میشه پروانه بود و روی هر گلی نشست اما بهتره مهربان بود و توی هردلی نشست




کاش می شد همچو او از خوش یک دوره گرد زندگی را بار دیگر دوره کرد




تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم
ای تنهایی زیبای من
فاز الکی دوست داشتن



گاهی باید کم باشی تا کمبودت احساس بشه نه اینکه نباشی تا نبودت عادت بشه

ehsan pishro
17-06-2014, 14:59
در تمام دارو خانه ها موجود است
نرم کننده موی سر
نرم کننده پوست دست
کاش می شد برای نرم کردن دل تو هم نسخه ای گرفت




کسی که دوستت داشته باشهتو اوج اختلافات نه میره نه میزاره تو بری




زخمی بر پهلویم است روزگار نمک میپاشد و من پیچ و تاب میخورم و همه فکر میکنند که من میرقصم





بادبادک های ما به هوا رفتند
و در دست هیچ کودکی نیامدند
آسمان هم امانت دار خوبی نبود

ehsan pishro
17-06-2014, 15:01
نمی بخشمت

ولی فراموشت می کنم

همیشه به همین سادکی از ادمای بی ارزش می گذرم




دوستت دارم تکیه کلام تو بود

من بی جهت به آن تکیه داده بودم




یکی را آرزو کردی و رفتی

برایش پرس و جو کردی و رفتی

تو هم تا آبرو از من گرفتی

مرا بی آبرو کردی و رفتی



عاشق شدم و عذاب را فهمیدم

رنجیدن و اضطراب را فهمیدم

در چشم تو عشق را ندیدم اما

معنای دل کباب را فهمیدم

هر روز خطاهای تو را بخشیدم

تا بخشش بی حساب را بخشیدم




بی وفایی کن وفایت می کنند

با وفا باشی خیانت می کنند

مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست

مهربان باشی رهایت می کنند

roz zard
17-06-2014, 17:10
بگویید روی سنگ قبرم بنویسند :
اگر تنها نبود ، شاید اینجا قبری نبود …
.
.
رفته ای اما رد پایت مانده ست در من
کنار تنهایی ام قدم میزند بی من …
.
.
چرا بودنت راست و ریست نمی شود ؟
من که تمام پازل های تنهایی ام را درست چیده ام ؟!؟!
.
.
تنهایی یعنی فکر کردن به اینکه اون الان کجاست ؟
.
.
یه کم با من راه بیا ؛ تنهایی به جایی نمی رسم !

roz zard
17-06-2014, 17:16
هنوز نیامده خداحافظ؟ تقصیره تو نیست همیشه همین گونه بوده برو اما من پشت سرت دست که نه دل تکان میدهم



*

خنجر از پشت میزنند. چه دوستان خجالتی دارم من



*
تو بغلش خواستم خودمو لوس کنم خودمو زدم به خواب
اما شنیدم زیر لب گفت :کاش بجاى تو عشقم بغلم بود

*




به زمین بگویید برعکس بچرخد
میخواهم برگردم
به روزهایی که او عاشقم بود

*




لطفاً
مزاحم کسی که در حال فراموش کردن
شماست نشوید
خودش به حد کافی درد میکشد

roz zard
17-06-2014, 17:20
*




گاهی نفر سومی در کار نیست
برای نفر اول ماندن باید پا پس بکشی
خوشبختی او در نبودنت است اما میدانم
حتی در نبودم عاشقم هست و عاشقش میمانم

*




خداحافظ یعنی خدا حافظ تو باشد که برگردی نه اینکه بری و برنگردی

*


لبخند میزنم او فکر میکند بازی را برده است هرگز نمیداند با هر کسی وارد بازی نمیشوم

*


درد من چشمانی بود که به من اشک هدیه میداد به دیگران چشمک

*




هیچکس برایم او نمیشود حتی خودش

roz zard
17-06-2014, 17:21
*




کاش به جای جدایی مردن بود چون مردن یک لحظه است و جدایی ذره ذره مردن

*




رفتنت نبودنت نامردیت هیچکدام نه اذیتم کرد نه برایم سوال شد فقط بغض خفه ام میکند بگو چگونه نگاهت کرد که مرا اینگونه تنها گذاشتی؟

*




دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره پول پول میاره خواب خواب میاره ولی محبت خیانت میاره

*




غصه نخور کنار آمده ام با نبودنت
خیلی که دلم بگیرد گریه می کنم

*




گفتی بازی برد و باخت دارد
ولی زبانم بند آمد بگویم که من بازی نکردم؛ من با تو زندگی کردم

roz zard
17-06-2014, 17:22
خیال تو می ارزد به داشتنِ همه !
.
.
گونه هایت را برای دست هایم می خواهم
پیشانی ات را برای لب هایم
خودت را برای زندگی ام
می بینی ؟
برای خودم هیچ نمی خواهم ؟!
.
.
عشق یعنی آنجا که دهانها جسارت گفتن ندارند قلب ها می زنند زیر آواز !
.
.
تسبیحی بافته ام
نه از سنگ
نه از چوب
نه از مروارید
بلور اشکهایم را به نخ کشیده ام تا برای شادمانیت دعا کنم !

roz zard
17-06-2014, 17:33
قلبم را به کفشهایت میدوزم

تا باهرقدم که دورتر میروی زخمی تازه بردارد




تو را من “تو” کردم و گرنه”او” هم زیادت است




یه زمانی میگفتن از تو چشماش میشه فهمید راست میگه یا دروغ

اما حالا دیگه انقد توانمند شدن یعنی با چشماشونم دروغ میگن!



اخرین بار که من از ته دل خندیدم علتش پول نبود

انعکاس جوک هر روز نبودعلتش، چهره ی ژولیده ی یک دلقک ،یا زمین خوردن یک کور نبود…

من به من خندیدم!

که چو یک دلقک گیج نقش یک خنده به صورت دارم و دلم میگرید..!



زندگی هیچوقت اندازه تنم نشد

حتی وقتی که خودم برای خودم بریدم و دوختم.

roz zard
17-06-2014, 17:35


در دهکده تو خبر از بوی ریا نیست!

چون نیست ریا هیچکس انگشت نما نیست

ما طالب مهریم و دل ازعاطفه لبریز

دل صاف تر از تو به خدا هیچ کجانیست

♥♥

بوی نو شدن می آید

ولی
 تو 
 همیشه
 رفیق کهنه من بمان

♥♥

من نام کسی نخوانده ام الا تو

با هیچ کسی نمانده ام الا تو

عید آمد و من خانه تکانی کردم

از دل همه را تکانده ام الا تو

♥♥

قهر که می کنید

 مراقب فاصله ها باشید

بعضی ها

همین حوالی 

منتظر جای خالی برای نشستن می گردند

♥♥

من بودم… تو… و یک عالمه حرف…

و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان میداد!

کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد…

roz zard
17-06-2014, 17:36
دوست و دَست بسیار است

اما

دَست دوست اندک

♥♥

به حیف نون میگن بابات مرده میگه نه بابا اصلا امکان نداره

میگن والله مرده , میگه آخه تا حالا اصلا سابقه نداشته !

♥♥

ما بخارشیشه ایم

نازمون کنی اشکمون درمیاد

چه برسه فراموشمون کنی

♥♥

بعضی ها را در جواب باید شست

تا لجن ها همه خوشحال شوند که

کثیف تر ار خودشان هم هست

♥♥

برای جدایی دل و جرأت می خواهم

جرأتش را دارم دلم را پاس بده!

MEMAR.Z
17-06-2014, 17:54
بعضیا هستن نه بهشون زنگ میزنی، نه بهت زنگ میزنن

ولی کافیه بفهمی که گوشیشون خاموشه آدمو تا مرز سکته پیش می برن




اگه سیگار کشیدنو با سگ قدم زدن نشونه باکلاس بودنه

همون بهتر که بی کلاس باشیم




به بعضیا باید

هیچی نگفت سرتون رو به نشانه تاسف تکون بدید کافیه براشون




بــــــــــه سلامتــــی تو

تویی که این مـــــتنو میخونی

تویی که دلت شکــــــست ولی مرام داشــــتی ، تنها موندی




خزان دل

پاییز است؛نه در بیرون؛بلکه در درون من، سرما در درون من است؛؛

بهار و جوانی؛؛ دور نرفته‌اند؛؛اما این منم که به پیری گراییده‌ام؛؛

مرغان در هوا به پرواز درآمده‌اند؛؛می‌خوانند و گرمِ ساختن آشیانه‌اند؛؛

همه‌جا زندگی در تکاپوست؛؛مگر در درون سینه‌ی تنهای من..

MEMAR.Z
17-06-2014, 17:55
این شهر

کافه ای

سکویی

گوشه ای

حتی نیم دیواری

برای درددل

درجیب های خالی اش ندارد




آن قدر خوبی که تنها یادت کافی است

تا که پر کند تمام حجم تنهایی مرا…




بیایید دعا کنیم …

کسی که کودکیش را با “چشم چشم دو ابرو” اغاز نکرد

کسی که آرزو داشت بالای چشمش ابرو باشد

بیایید باهم برای کودکان سرطانی دعا کنیم




بگذار عالم بداند

من ذره ذره ذرات جهان را جایگزین کسی کرده ام

که هیچ چیز جایش را نمیگیرد!

آخر او …!

خدای عاشقی های من است!

مگر کسی می تواند جای خدا را بگیرد ؟

هرگز .




یادته بهم گفتی سیگار نکش؟

الان سیگار که هیچ

اِی تک و توکی نفس میکشم

بهت قول میدم این را هم ” کنار ” بگذارم

MEMAR.Z
17-06-2014, 17:55
به بعضیام باید گفت

درسته سر تا پام دو قرونه ولی بازم واسه تو گرونه




یکی نیست به بعضیا بگه تو که فکر میکنی خیلی با حالی

تو که فکر میکنی خیلی خوشگلی یه نگاه به دور و ورت بکن ببین

دوستات واسه چی باهاتن




یه واقعیت که نمیشه ازش گذشت :

دنیای دخترا پر از غصه های یواشکیه




برو سرت را با دیگران گرم کن

من دیگر سر گرم کننده نیستم

میسوزانمت

MEMAR.Z
17-06-2014, 20:32
وقتی می خندی تمام قندهای عالم در دلم آب می شود



لبخند شیرینت پایان روزگار تلخ من است !









به هوای آرزوهایت اسپندی دود میکنم



که دور باشد چشم بد از چشمهای مهربانت !








مثل قالی نیمه تمام به دارم کشیده ای



یا ببافم یا بشکافم



اول و آخر که به پای تو می افتم !!!












درد عاشق را دوایی بهتر از معشوق نیست







شربت بیماری فرهاد را شیرین کنید !











تبسم تو تجسم تمام خوبیهاست







به تبسمت سوگند که شاد بودنت آرزوی ماست !

MEMAR.Z
17-06-2014, 20:33
پشت پلک هایم نام تو را نوشتم







تا وقتی چشم هایم را بر روی کسی میبندم بداند چرا !











گمم نکن…







در گوشه ای از حافظه ات مینشینم آرام…







فقط بگذار بمانم…











عشـــــق یــعنی حـتی اگـه بدونـــی نـمیخوادتــــــ







بدونــــی نمیشـــــه امــا نتـــونی ترکــشی کنـــی..







نه خــــودشو , نه فکـــــرشو . . .











می خواهمت …







و این شاید ابتداى خود خواهیم باشد …











دلبندم…







من دلم فقط روى دل تو بند میشود…

MEMAR.Z
17-06-2014, 20:34
صدا میکنم ” تو ” را



این ” جانی ” که میگویی جانم را میگیرد!



نزن این حرف ها را دل من جنبه ندارد . . .








جاگذاشته ام دلی



هرکه یافت مژدگانی اش تمام زندگی ام








عطر تو توی دستمه ، دست من روی بالشم



بالشم جای خالیتو ، من پر از عشقو خواهشم



عکس تو روی قلبمه،قلب من پره التماس



ضربه هاش توی سینه مو ، منتظر واسه یک تماس












طعم لب های تو شاید جزو چهار مزه ی اصلی نباشه







اما اصلی ترین مزه های زندگیه !











آسـمان که نشد، چرا درخـت نباشم



وقتی تـو در مـن این هـمه پـرنده ای!



ذهنم،پر از لانه هایست که برای تو …



ساخته ام…!

MEMAR.Z
17-06-2014, 20:35
سه آرزوی قشنگ عاشقانه :



بی من نباشی



بی تو نباشم



بی هم نباشیم











حسادت یا خساست ؟



اسمش را هرچه میخواهی بگذار ،



من میخواهم تو فقط عزیز دل من باشی !











“عاشقانه“صادقانه”عارفان ”شاعرانه”



“بی بهانه”باصداقت”بی نهایت”تاقیامت”



دوستت دارم…











در انتظار آغازی دیگرم ، انتخاب مجدد جفت ها



شاید این بار نوحی بیاید ، مرا برگزیند در کنار “تو”











اگر نشانی‌اَم‌ را بپُرسند،



می‌گویم‌:



تمام‌ پیاده‌روهای‌ جهان‌!



اگر گُذرنامه‌ بخواهند،



چشمان‌ تو را نشانشان‌ می‌دهم‌ !



می‌دانم‌ که‌ سفر کردن‌ به‌ دیارِ چشمانت‌،



حق‌ طبیعی‌ تمام‌ مَردُم‌ دُنیاست‌ !

MEMAR.Z
17-06-2014, 20:36
ای نازنین جواب معمای من تویی

تنها چراغ روشن شبهای من تویی

وقتی دلم گرفت از انبوه ابرها

احساس آفتابی دنیای من تویی








تو هر شب بی ادعا در من شعر می شوی . . .

و من هر روز مغرورانه پز شاعر بودنم را میدهم …!










دنــیـــا ادامــــه لــبـخـنـد تــــوســت ..



کــه تــــا آخــــریــــن لـــبــخـنـد مــــن کـــش مــــی آیــــد ؛



تـــو لــب بـــــرمــیــچــیـنــــی



و مـــن ..



جـــایی مـــیـــان آســـمـــان و زمـــیـــن ..



مـعـلق می شــــوم ..












“تو” دوم شخصِ مفرد نیست



همه ی زندگیِ “من” است











پشت ِ شعرهایم



قالیچه می بافی



بانو



دست های ظریفت را



رج به رج



روی واژه هایم بکش



این شعر



دست بافت ِ توست

MEMAR.Z
17-06-2014, 20:36
دلم هنوز خیس خورده نگاه توست…



نازش بدار که نلغزد از میان دستهایت…











“شعر” را کوتاه دوست دارم



“موهای” تو را بلند











قــَشنگ تـَرین و زیبـــاتـَرین ســاعت ِ دُنیا، ساعَتے بــُود کـِـﮧ دیدَمـِـت…











مثل باران های بی اجازه



وقت و بی وقت



در هوایم پراکنده ای



و من بی هوا



ناگهان خیسم از تو !











تکثیر ﺗﻮ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪگیم



ﯾﻌﻨــــــﯽ ﻗﺸﻨﮕﺘﺮﯾﻦ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﮐﻪ هیچوقت ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ

MEMAR.Z
17-06-2014, 20:37
نزدیکت می شوم بوی دریا می آید

دور که می شوم صدای باران

بگو تکلیفم با چشمهایم چیست ؟

لنگر بیندازم و عاشقی کنم ، یا چتر بردارم و دلبری کنم ؟








تو زیباترین تابلوی دیوار زندگی منی …

کاش داوینچی تو را می دید !








گاهی بی دلیل نباش

گاهی بی دلیل بد باش

میترسم چشم بخوریم

آنقدر که با هم خوبیم…












هیچــگاه ادعـای خاص بودن نکردم ،



اما خــاص بودن عشق ” تو ”



مرا هـــم خاص کرد …











این روزها هوا پر شده از آرزوهای خوب ،



که برایت



به بادها سپرده ام .



کاش پنجره ات باز باشد…

MEMAR.Z
17-06-2014, 20:37
تو که باشی بس است



مگر من جز “نفس” چه میخواهم !؟












همیشه دورنماها خواستنی ترند



مثل سراب



مثل فردا



مثل تو











بی تو سرد و خستم دل شکستم،میمیرم اگه نباشی پیشم . . .



با تو جون میگیرم،نمیمیرم بزار دستاتو تو دستم !



بی تو بی قرارم،نمیتونم از تو چشم بردارم . . .



با تو خوبه حالم سبک بالم،به این حس قشنگم میبالم !











دلم میخواهد نامت را صدا کنم!



یک طور دیگر



جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد!



دلم میخواهد نامت را صداکنم…



یک طور که دلت قرص شود که من هستم!



یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ,تو هم هستی…

MEMAR.Z
17-06-2014, 20:40
“عشق” آن است که اگر تو در سفر باشی ، من نمازم را شکسته بخوانم !








مشترک گرامی



تاریخ شارژ عشق ما به شما تا وقتی نفس باقی است اعتباردارد !










چشمهای تو یک مرض مسری دارند !



هربار نگاه میکنمت ، تب میکند وجودم …










صبحی که شروعش با توست







خورشید دیگر اضافیست !











اونی که تو دلم جاشه







با عشقی که تو چشماشه







ای کاش مال من باشه

MEMAR.Z
17-06-2014, 20:40
ﻣﻦ ﺁﻣﺪﻡ ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻛﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ







ﺧﺪﺍ ﻛﻨﻪ ﺑﺘﻮﻧﻢ ﻛﻪ ﻻﻳﻖ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ











نگاهم کن که بی نگاه تو







جهان حتی به یک نگاه هم نمی ارزد !











در این آشفته بازار







هر چقدر هم که گران باشد باز هم میخرم …







نازت را میگویم !











این یک اعتراف است







من بی تو دوام نمی آورم











آرام ترین تپش قلبم راتقدیمت میکنم







تابدانی که ارام بخش همهءوجودم تویی

MEMAR.Z
17-06-2014, 20:41
به آیینه نگاه میکنم …



لبخند میزنم …



لبخند نمیزند …








خدا را چه دیدی شاید دوام آوردم !



هر تمام شدنی که مرگ نیست !؟



گاهی میتوان کنارِ یک پنجره سیگار به دست و منتظر “پوسید” …












دیگر هیچ چیز “شیرین” نیست







جز خوردن یک قهوه “تلخ” با تــــو . . .











دلت را کنار صندلیم بگذار !







همنشینی با تو یعنی تعطیلی رسمی تمام دردها . . .











تو این روزها برایم حکم باران را داری وسط کویر ، همانقدر زندگی بخش ، همانقدر محال !

MEMAR.Z
17-06-2014, 20:42
صبح یعنی مست صدای تو







ظهر یعنی انتظار تو







عصر یعنی دلتنگم برای تو







شب یعنی یاد تو







و تو یعنی تمام لحظه های من . . .











لبخندت دنیایم را تغییر میدهد







کافیست بخندی تا ببینی چگونه در سردترین فصل سال گل از گلم میشکفد . . .











شاهرگم قید توست ، بزنم میمیرم . . .











دست هایم برای لمس دستانت







تمام خواهش هایم را زیر پا گذاشته اند







پس دست هایم را بگیر ، هرچه را که لمس کردی باور کن







من همیشه قلبم را کف دستم میگیرم . . .











به عشقت تا ته دنیا ، به جنگ هر کسی میرم







چه تقدیری از این بهتر ، که از عشق تو میمیرم ؟

MEMAR.Z
17-06-2014, 20:44
خــستــہ امـ …



از صبورے خــستـــہ ام …



از فــَریــــادهایے که در گـــلویـــم خفـہ مانـد …



از اشـــــــک هایــی که قـاه قـاه خنــــده شـב …



و از حــــرف هایے که زنـــده بہ گـــور گــَشت در گــورستاטּِ دلـــــم



آســــاטּ نیست در پــَس خـــنـده هاے مصــنوعے گریــہ هاے دلت را ،



در بــی پنـــاهیت در پشت هـــــزاراטּ دروغ پنهـــاטּ کنے …



ایــــטּ روزهــا معنے را از زنـدگـــے حذف کــرבه امـ …



بدون تو برایـــم فرق نمــےکــُنـد روزهایـــم را چگونــہ قربانـے کنمـ












کاش زندگی من هم



مثل دوست داشتنهای تو کوتاه بود . . .
















سخت است اتفاقی را انتظار بکشی







که خودت هم بدانی در راه نیست !












خوابهایم گاهی زیباتر از زندگیم می شوند







کاش گاهی برای همیشه خواب می ماندم












خسته اونــے نیســتــ ڪہ خـوابــیــده ‬







اونـــیـــه ڪہ نـمـیـتـونـه بـخــوابــه . . .!

MEMAR.Z
17-06-2014, 20:44
زنـدگــی انـگــار تـمــام ِ صـبــرش را بـخـشـیـده اسـت بـه مـن !







هـرچــه مـن صـبــوری میکـنـم او بــا بـی صـبـری ِ تـمــام هـول میزنــد







بـــرای ضـربــه بـعــد … !







کـمـی خـسـتــگـی در کــن ، لـعـنـتـــی …







خـیــالـت راحـت !







خـسـتـگــی ِ مــن بـه ایـن زودی هــا دَر نـمـی شـود …












دیگر حوصله ای نمانده است!







راستی ، مگر حوصله هم جزء آن چیزهایی بود







که تو آورده بودی که موقع رفتنت همه اش را بردی ؟
















کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت







نوبت به ما که رسید قلم افتاد…







دیگر هیچ ننوشت خط تیره گذاشت و گفت: تو باش اسیر سرنوشت…












کم سرمایه ای نیست؛







داشتن آدمهایی که حالت رابپرسند!







ولی از آن بهتر داشتن آدمهاییست که وقتی حالت را میپرسند؛







بتوانی بگویی: خوب نیستم…!

MEMAR.Z
17-06-2014, 20:45
شب هایم بروز شده اند



دردهایم آنلاین



به مغزم کلیک که می کنم بالا نمی آید !










می خواهم نباشم



کاش سرم را بردارم و برای یک هفته



در گنجه ای بگذارم و قفل کنم!



در تاریکی یک گنجه خالی



و روی شانه هایم در جای خالی سرم چناری بکارم



و برای یک هفته در سایه اش آرام بگیرم
















ﮔـﺎﻫـی ﺍﻳـﻨـﮑـﻪ ﺻـﺒـﺢ ﻫـﺎ







ﺩﻟـﺖ ﻧـﻤـﻲ ﺧـﻮﺍﺩ ﺑـﻴـﺪﺍﺭ ﺑـﺸـﻲ







ﻫـﻤـﻴـﺸـﻪ ﻧـﺸـﻮﻧـﻪ ی ﺗـﻨـﺒـﻠـی ﻧـﻴـﺴـﺖ !







خسته ﺍی ﺍﺯ ﺯﻧـﺪﮔـی …!







ﻧـﻤـی ﺧـﻮﺍی ﻗـﺒـﻮﻝ ﮐـﻨـی ﮐـﻪ ﻳـﮏ ﺭﻭﺯِ ﺩﻳـﮕـﻪ ﺷـﺮﻭﻉ ﺷـﺪﻩ …












در زندگی من اتفاق هایی همیشه می افتند







حتی وقتی دستشان را میگیرم







دلت برای من نسوزد ؛







من عادت کرده ام که همیشه







دستی چوب لای چرخ آرزوهایم بگذارد

MEMAR.Z
17-06-2014, 20:46
دل استــ دیگر خسته میشود …







بی حوصله میشــود …







از روزگار از آدمـــــــها از خــودشـــــ







از این قابــها , از اثباتــ , از تـــــوضیــح







از کلماتــــی که رابـــطه ها را به گند میکشـــد













آخرین بار ڪه من از تهِ دل خندیدم







علتش پـول نبود







انعڪاسِ جُوڪ هر روز نبود







علتش، چهره‌یِ ژولیده‌یِ یڪ دلقڪ,







یا زمین خوردن یڪ ڪور نبود …







من بهِ « من » خندیدم !







ڪه چو یڪ دلقڪ ِگیج







نقش یڪ خنده به صورت دارم و دلم میـــگرید …!












نمیدانم چه کسی







دست اتفاق های خوب زندگی ام را گرفته است







که دیگر نمی افتد !












این روزها ، تلخم







دست برداشته‌ام از توجهِ بی‌ وقفه به حضور آدم ها







پرهیز می‌‌کنم از ثبتِ







وجود‌هایی‌ که ماندگاری ندارند…







این روزها ، تلخ تر از همیشه







از همه ی آدم‌ها بریده ام !












گذاشتــم به دارم بکشنــد . . .







بــی گنــاه بـــودم اما ،







حوصلـــه اثبـــاتش را نـــداشتم . . !

MEMAR.Z
18-06-2014, 10:01
دموکراسی بین من و تو این است که

همیشه در همه چیز ،

حق با چشم هایت است !








بگــذارید برود..


همسفـــر راه من نشد؛


در به در آه من که میشـــود …!!








تنهایی را باید

با خط بریل می نوشتند !

شنیدنش کافی نیست ..





باید لمسش کرد … !








در جنگ با تو


من تتها


یک لشکر


شکست خورده ام …








دوست داشتنِ من….

همان دوست داشتنِ همیشگی بود….

تو اما…





چیزی به غیر از من را….

کم داشتی….

نیازهایت…. عوض شده بود!!

MEMAR.Z
18-06-2014, 10:02
اینجا کرکس ها منتظرند بروی


میدانند می میرم..









بهترین احــساس…


رسیدن به آرامــــش است


کنار کسی که


تو را می فهمد و دوستت دارد …









ﻣﻦ


ﻣﻌﺘﺎﺩِ ﺳﯿﮕﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺷﺪﻡ


ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺩﻭﺩ ﺷﺪﻧﺪ


ﺍﻣﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ


ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﺳﯿﮕﺎﺭﯼ


ﻣﺜﻞ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻧﺴﻮﺧﺖ…









من از خودم هم بریده ام…


تو مرا از رفتن ات


می ترسانی…؟









تنها نشسته ام…


چای مینوشم، و بغض می کنم !

هیچکس مرا به یاد نمی آورد !

این همه آدم، روی کهکشان به این بزرگی !

و من …

حتی آرزوی یکی نبودم …

MEMAR.Z
18-06-2014, 11:58
تقدیم به کسی که کنارم نیست

ولی حس بودنش به من شوق زیستن می دهد








کاش می شد در غروب آفتاب

بی صدا با سایه ها کوچید و رفت








توی ساحل روی شن ها قایقی به گل نشسته

یکی با چشمون گریون گوشه ای تنها نشسته

نگاه پر اضطرابش به افق به بی نهایت

ساکته اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت











ای که یک دم فارغ از یاد رقیبان نیستی



هیچ عیبی نیست مرا یاد کنی



من که روزی گل صحرای رفیقان بودم











پاییز از زمستون غمگین تره چون بهارو ندیده



ولی من از پاییز غمگین ترم



چون خیلی وقته تو رو ندیدم

MEMAR.Z
18-06-2014, 11:59
اگر غم سیرم کند ، غصه اگر پیرم کند

دست بزرگ آسمان زمین گیرم کند

بازم میگم دوستت دارم







شانه های عاشقان گر تکیه گاه اشک هاست

پس چرا بر شانه ام اشکی نمی ریزد کسی







رفیق بی وفا را کمتر از دشمن نمی بینم

سرم قربان آن دشمن که بوئی از وفا دارد











شیرین تر از عسل توئی



بین تموم آدما



نگین بی بدل توئی










به خیال کدامین آرزو



صفای با تو بودن را از ما گرفتی ای بی وفا ؟

MEMAR.Z
18-06-2014, 12:00
من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم



اگر از تو یادی نکنم می شکنم



اگر از هجر تو آهی نکشم



تک و تنها به خدا می شکنم










اشک ها ریزم اگر شب به آخر برسد



شب فقط یاد توام کاش به آخر نرسد










تو که قصد جدائی کرده بودی



خیال بی وفائی کرده بودی



چرا با این دل خوش باور من



زمانی آشنائی کرده بودی










دارم برات شعر می خونم شاید به یادم بمونی



فقط یه چیز ازت می خوام همیشه عاشق بمونی

MEMAR.Z
18-06-2014, 12:01
کاش می شد در غروب آفتاب

بی صدا با سایه ها کوچید و رفت







امروز شوق فردا رو داریم و حسرت دیروز را

اما امروز زیباتر از فردا و دیروز است

دوستت دارم و دوستم بدار

شاید فردایی نباشد







یه رز سرخ تو دست راستت بگیر

و یه رز سفید تو دست چپت

و تو آیینه نگاهشون کن

من اون یاس وسطی رو با دنیا عوض نمی کنم











شبی نیست که آهم به ثریا نرسد



از چشم ترم آب به دریا نرسد



می میرم از این غصه که آیا روزی



دیدار به دیدار رسد یا نرسد










باغبون برای داشتن یه گل سرخ



نوکری هزار تا خارو می کنه



باغبونتم گلم !

MEMAR.Z
18-06-2014, 12:02
کاش قلبم درد پنهانی نداشت



چهره ام هرگز پریشانی نداشت



کاش میشد راه سخت عشق را



بی خطر پیمود و قربانی نداشت










یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کند بشه



نه اینکه هیزمش زیاد بشه



تبر ما انسان ها باورهامونه نه آرزوهامون










هر ثانیه که می گذرد چیزی از تو را با خود می برد



زمان غارتگر غریبی است ، همه چیز را بی اجازه می برد



تنها یک چیز را همیشه فراموش می کند



حس دوست داشتن تو را










من بی تو یک بوسه ی فراموش شده ام



یک شعر پر از غلط ، یک پرنده ی بی آسمان



یک نسیم سرگردان ، یک رویای ناتمام










سلام ای عاشق اندوهگینم



نمی خواهم تو را غمگین ببینم



اگر درد دو چشمت دیدن ماست



بیا تا از دو چشمت درد چینم

MEMAR.Z
18-06-2014, 12:03
چقدر سخته تو دنیا هیچ چیز غیر قابل توضیح تر از این اتفاق نیست

که آنکه من بزرگش کردم کوچکم کرد !







بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست

کوه غم از دلم رفتنی نیست

حرف عشق تو رو من با کی بگم

همه حرفا که آخه عزیز دل گفتنی نیست







همه بغضشون گرفته چرا بارون نمیآد

لیلی مرد از غم دوری چرا مجنون نمیآد











دوستی قطره اشکی است که در معبد عشق



هر کجا بچکد مهر و وفا می روید










تا تو را دیدم ندادم دل به کس



عاشقم کردی به فریادم برس

MEMAR.Z
18-06-2014, 12:04
سرنوشته ما یه میدونه



زندگی اما یه بازی



پیش اسم ما نوشتن حقته باید ببازی










دارم برات شعر می خونم شاید به یادم بمونی



فقط یه چیز ازت میخوام



همیشه عاشق بمونی










گر چه دوست نمیخرد ما را به ریالی



ولی نفروشم تار مویش به جهانی










ای که یک دم فارغ از یاد رقیبان نیستی



هیچ عیبی نیست مرا نیز گاهی یادی کنی

MEMAR.Z
18-06-2014, 12:04
پیامک میدهم اکنون برایت

به قربان دو چشمان سیاهت

بده اس ام اسی تا شاد گردم

دلم کرده کنون خیلی هوایت







به خودم می بالم که در این عصر یخی

دوستی دارم که دلش آینه ی خورشید است







گویند باغبان عمری طولانی دارد

چون با گل سر و کار دارد

ولی من عمر طولانی تر از باغبان دارم

چون رفیقی زیباتر از گل دارم











یک سنگ کافی است برای شکستن شیشه



یک جمله کافی است برای شکستن قلب



یک بیت کافی است برای عاشق شدن



و یک دوست کافی است برای تمام زندگی














میگن نارنگی چون پوستش زود کنده میشه



پیش مرگ همه ی میوه هاست



نارنگیتیم هلو

MEMAR.Z
18-06-2014, 12:05
خورشید را باور دارم

حتی اگر امروز درخشش را نبینم

عشق را باور دارم

حتی اگر ذره ای به چشم اید

او را باور دارم

حتی اگر همینک صدایش را نشنوم







شبی بود برفی

هوا سرد بود و کولاک

بهانه ای برای با هم بودن!

زیر چترم تا پایان کوچه همراه شدی

کاش هوا همیشه سرد و برفی باشه

تا من و تو بهانه ای برای با هم بودن داشته باشیم















یاد و خاطرت از دلم نرفت



چشمای تو هیچ وقت از یادم نرفت



یاد عشقت مونده تو قلب من…








کلی می جنگن با هم تا اسیر بگیرن



ما نجنگیده اسیرتیم با وفا










هی لوتی سه راه بیشتر نداری:



۱ـ با من باشی



۲- با تو باشم



۳- با هم باشیم!

MEMAR.Z
18-06-2014, 12:06
آن روز که مشتاق به یاری برسد

آرزومند نگاری به نگاری برسد







ای عشق مدد کن به سامان برسیم

چون مزرعه تشنه به باران برسیم

یا من برسم به یار یا یار به من

یا هردو بمیریم و به پایان برسیم







گیرم که باخته ام

اما کسی جرات ندارد به من دست بزند

یا از صفحه بازی بیرون کند

شوخی که نیست

من شـــــــــــــــاه بودم در این بازی











برقص !



گویا هرگزکسی تو را نمی بیند



عاشق شو!



گویا هرگز کسی دلت را نشکسته است



و زندگی کن گویا بهشت همین اینجاست










ایـن شــعرهـــا



بـــرونــد بــه جــهنّم



مــن فقــط دیــوانـه ی آن لحــظه ام



که قــــلب تو زیــــر ســـرم است

MEMAR.Z
18-06-2014, 12:07
درگیر یک نگاه



در انتظار سکوتی بی صدا



محو یک تأثیر پرانزوا



کمرنگ می شوم و این باشد تنها یک ادعا



که زنده ام حتی بی تو در امتداد راهی پرانتها










بازهم گذشت شب بی تابی مجنون



بازهم نشست لیلی در بر هامون



اینبارهم نشنیده می ماند فقان زن



در خلوت بیزاری از یک عشق بی قانون










بسوزد خانه لیلی و مجنون که



رسم عاشقی در عالم انداخت



اگر لیلی به مجنون داده می شد



دل هیچ عاشقی رسوا نمی شد










کمر بسته ام به خودکشی بیخیـــال هم نمی شوم



هم دست اند با من این سیگارهای تلخ



و این لحظه های تنهایی و این خاطرات تلخ

MEMAR.Z
18-06-2014, 12:07
صدا بزن مرا مهم نیست به چه نامی

فقط میم مالکیت را آخرش بگذار

می خواهم باور کنم ، مال تو هستم







قرار ما ، اولین پنج شنبه ای که نیستم !

نه گل ، نه گلاب ، و نه خیرات …

تو را می خواهم که پای هیچ یک از قرارها نیامدی











آنشرلی هم نشدیم تا یکی از ما بپرسه :



آنه ، تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت ؟










در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمی خرند



پروانه شدن یعنی تباهی










تلخی های زندگی را در کنار شکلات شادی و چای آرامش می بلعم



و می بلعم تا بتوانم در آخر طعم سیری را بچشم!



اما می بینی؟ من سیری ناپذیرم!

MEMAR.Z
18-06-2014, 12:08
و خوش به حال خورشید که

هرچه در توان دارد خرج مهتاب میکند !







یکی بود

هنوزم هست و همیشه به یادته







به من قول بده در تمامی سال هایی که باقی مانده تا ابد مواظب خودت باشی

دیگر نیستم که یادآوریت کنم !











اگر تو نبودی من بی دلیل ترین اتفاق زمین بودم



تو هستی و من محکم ترین بهانه ی خلقت شدم






نازنین با تو قند پهلو می شود تلخی آغوشم !

MEMAR.Z
18-06-2014, 12:09
دوست داشتن به تعداد دفعات گفتن نیست



حسی است که باید بی کلام هم لمس شود










به خودم می بالم که در این عصر یخی



همسری دارم که دلش آینه ی خورشید است










گویند باغبان عمری طولانی دارد



چون با گل سر و کار دارد



ولی من عمر طولانی تر از باغبان دارم



چون همسری زیباتر از گل دارم










خورشید را باور دارم



حتی اگر امروز درخشش را نبینم



عشق را باور دارم



حتی اگر ذره ای به چشم اید



او را باور دارم



حتی اگر همینک صدایش را نشنوم










شبی بود برفی



هوا سرد بود و کولاک



بهانه ای برای با هم بودن!



زیر چترم تا پایان کوچه همراه شدی



کاش هوا همیشه سرد و برفی باشه



تا من و تو بهانه ای برای با هم بودن داشته باشیم

LIDA
18-06-2014, 16:43
اسكناس مچاله ي توي دستمو سمت راننده تاكسي گرفتم،گفت:يه نفري؟
آهسته گفتم:خيلي وقته...



من ماندم و16جلد لغت نامه كه هيچ كدامش مترادف اين دلتنگي لعنتي من نميشود
كاش دهخدا بداند كه دلتنگي معنا ندارد ...درد دارد...




حوا كه بغض كند حتي اگه خداهم سيب بياورد
چيزي جز آغوش آدم ارامش نميكند



دنيايت را با دنيايم عوض ميكني؟
فقط چند ساعت...
ميخواهم بدانم انكه تمام دنباي من است
در دنيايش چه سهمي دارن....



گنجشك مي خندد به اينكه چرا هر روز بي هيچ پولي برايش دانه ميپاشم...
و من ميگريم به اين كه او هم محبت مرا از روي سارگي مي پندارد..

LIDA
18-06-2014, 16:44
سلامي كن....!
به خداحافظيت قسم دلم برايت تنگ شده!...




روز مرگم در آخرين فنس فقط يك چيز را به او خواهم گفت:
اونطوري نه !اين طوري بايد رفت!




سرم را بر شانه هايت ميگذارم
بگذار فكر كنند همه چيز زير سر من است!




ميگويند شكستني رفع بلاست...
اي دل تحمل كن شايد حكمتيست!





كلنگ و شيشه ام را آورده ام...
تو بگو كدام كوه؟!؟
فقط كمي شيرين باش...



نگاهت كافيست تا دوباره در هواي آمدنت بميرم
تو هميشه دعوتي راس ساعت دلتنگي

LIDA
18-06-2014, 16:45
من اومدم به دنيا فقط مال تو باشم
خداكند عزيزم كه لايق تو باشم


خدايا يك مرگ بدهكارم
و هزارن آرزو طلبكارم
خسته ام يا طلبت را بده يا طلبت را بگير



اجازه خدا ميشه ورقمو بدم؟
ميدونم وقت امتحان تموم نشده! ولي خسته شدم



آنقدر"تنهايم"كه كسي نيست
صندلي را از زير چوبه ي دارم بكشد...!



سيگار درس خوبي بهم داد!
به پاي كسي بسوز كه نفسشو خرجت كنه

LIDA
18-06-2014, 16:45
به كلبه قلبم دعوتت ميكنم تا بداني
در اخاق سرد دلم چيزي نميسوزد جز ياد تو


خداوندا تفسير كن دلتنگيهايم را
براي كسي كه قد دلتنگيهاي دنيا دلتنگشم


هرگاه از شدت تنهايي به سرم هوس اعتمادي دوباره ميزند
خنجر خيانتي را كه در پشتم فرو رفته در مي آورم...
صيقلي عاشقانه نوازشش كرده ، دوباره بر سر جايش ميگذارم...
از قول من به آن لعنتي بگوييد:
خيالش تخت من ديوانه هنوز به خنجرش هم وفادارم



فرقي نكرده خود خودشه...
فقط اوني كه باهاش قدم ميزنه من نيستم!!!


اگر اورا براي تو ساخته اند
من براي تو ويران شدم

LIDA
18-06-2014, 16:46
دوستي نه حساب است كه فراموش شود
و نه چراغ است كه خاموش شود
دوستي همان كهنه شرابيست كه هر چه بماند مستي آن بيشتر ميشود



وقتي همه چيز خوبه ميترسم!
ما به لنگيدن يك جاي كار عادت داريم...



دلم ميخواد بيام ببينمت
اما حيف كه بليط شهر فرشته ها خيلي گرونه


دستهايت را زير تنهايي ام ستون كن!
من از آوارگي بي تو بودن ميترسم


همچون شيشه شكستنم آسان بود...
ولي ديگر به من دست نزن ، اين بار زخميت خواهم كرد...!!

LIDA
18-06-2014, 16:49
تو يعني تحقق تمام آرزوهاي شيرين
و تحقق آرزوها يعني زندگي
پس دوست دارم زندگي من...



چند روزيه سيگار دلمو ميزنه ميلي ندارم بهش
اما بي انصافيه اونجور كه تو منو ترك كردي ، تركش كنم



تو به افتادن من در خيابان ميخنديدي
و
من تمام حواسم به مردم شهر بود كه مبادا عاشق خنده ات شوند


خواستم چشمهايش را از پشت بگيرم...
ديدم طاقت اسم هايي را كه ميگويد ندارم


آن نازنين كجاست كه يادم نميكند
صد غم به سينه دارم و شادم نميكند
يه لحظه آنكه بي من هرگز نمينشست
امشب به ياد كيست كه يادم نميكند

LIDA
18-06-2014, 16:50
پتروسم كجايي؟
شكافي در چشم هايم پيدا شده!
دير برسي دنيا را آب ميبرد...



تو يه روز سرد يرفي/ با دلم مثل پرنده / لب حوض كنار ترده/
هر چه گشتم جاي گرمي/ بهتر از قلبت نديدم/
ميشه دوستم داشته باشي؟/آخه بيرون خيلي سرده



هر روز اين عشق يك طرفه را طي ميكنم.
يكبار هم تو گامي به سوي من بردار
نترس جريمه اش با من



دوست ميدارمش ميترسم بگويم و بگويد "مرسي"



سنگينترين غروب من لحظه ي بي تو بودن است
اگر ماندم كه مي آيم به سويت اگر مردم فداي تار مويت

ehsan pishro
18-06-2014, 19:39
پزشکی قانونی علت مرگ نامبرده را

بسته شدن روزنه های امید ذکر کرد . . .

...

...آنقدر جای تو خالیست

که هیچ گزینه ای آن را پر نمیکند حتی تمام موارد . . .

...

..

نه سرو و نه باغ و نه چمن می خواهم

نه لاله نه گل نه نسترن می خواهم

خواهم ز خدای خویش کنجی خلوت

من باشم و آن کسی که من می خواهم . . .

...

...

در دل دردیست از تو پنهان که مپرس

تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس

با این همه حال و در چنین تنگدلی

جا کرده محبت تو چندان که مپرس . . .

...

..

خدایا من به کدامین دلتنگی خندیدم که این چنین دلتنگم . . .

ehsan pishro
18-06-2014, 19:40
همیشه یکی هست که درد دلت رو بهش بگی
ولی
وای از اون روزی که همون بشه درد دلت



دلِ سبــــــزم را گـره زد ...... و رفت تا بـــــــه آرزوهـــایش برسـد
من فقط یک واسطه بودم
دل را خدا داد و تو هم بردی



از خوبان بیشتر میترسم
روزی تو
خوب من بودی



خریدار ندارد
دلی کـــه برایت " لک " زدہ است



سـرم درد مـیـکـنـد بـرای عـاشـقـی . . .بـا طـعـم ِ تـ ـو

ehsan pishro
18-06-2014, 19:42
اگه زندگیم در یه کاسه آب خلاصه می شد
اونو بدرقه راهت می کردم…

::
::

عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود
جوینده ی عشق بی عدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا گردد
هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود …

::
::


در دل دردیست از تو پنهان که مپرس
تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس
با این همه حال و در چنین تنگدلی
جا کرده محبت تو چندان که مپرس . . .

::

::

در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟
تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟
با آنکه ز ما یاد نکردی..
ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟

::
::


شکر خدا نشد که عاشقت شوم
تقدیر این نبود که من لایقت شوم
یاد توا کنار دلم چال کرده ام
تا بیخیال تو و هق هق ات شوم

ehsan pishro
18-06-2014, 19:43
سهم “من” از “تو” عشق نیست ، ذوق نیست ، اشتیاق نیست

همان دلتنگی بی پایانی ست که روزها دیوانه ام می کند !

.

.

.

نزدیکی در فاصله نیست ، در اندیشه است و تو اکنون مهمان اندیشه ی منی . . .

.

.

.

یوسف و زلیخا را بی خیال !

من

در آغوش همین پیراهن یادگاری

هزار سال جوان تر میشوم . . . !

.

.

.

پنداشتی که چون ز تو بگسستم / دیگر مرا خیال تو در سر نیست

اما چه گویمت که جز این آتش / بر جان من شراره ی دیگر نیست . . .

.

.

.

برایت مینویسم دوستت دارم

میدانم که نمیدانی

ولی میدانم که میخوانی آرزویم این است که نخوانده بدانی . . .

ehsan pishro
18-06-2014, 19:45
از شروع نفسهای حضرت آدم تا پایان نفسهای آخرین آدم دوستت دارم

,,

,,

,,

زیباترین غروب: غروب عاشقان

زیباترین سنگ: دل یار

زیباترین مایع: اشک

زیباترین ناله: آه

زیباترین دف: قلب تو

زیباترین کلام :دوستت دارم ,, ,, ,,

,,

,,

,,

دوستت دارم به اندازه ی پلک هایی که در زمان خیال پردازی هایم

زدم و چه بسیار خیالاتی که در ذهن پروراندم ,, ,, ,,

,,

,,

,,

این دلاویزترین حرف جهان را، همه وقت،

نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو !

« دوستم داری » ؟ را از من بسیار بپرس !

« دوستت دارم » را با من بسیار بگو !



,,

,,

,,

واژه ی دوستت دارم برای عظمت و شکوه قلب مهربانت

چقدر بی رنگ است وقتی تو سرچشمه ی تمام خوبی ها هستی ,, ,, ,,

ehsan pishro
18-06-2014, 19:47
چه فرقی میکند مهره ی سیاه باشم یا سفید

چشمانت با اولین حرکت ماتم میکند !

.

.

.

چگونه بفرستم تپش های قلبم را تا باور کنی تو را هرگز از یاد نمی برم ؟

.

.

.

فرقی ندارد ، شرق یا غرب ، شمال یا جنوب

من تو را به هر جهت دوست دارم . . .

.

.

.

مکانی برایت بهتر از دلم ندارم ، تنگی اش را به لطف خودت ببخش . . .

.

.

.

ماه که همیشه پشت ابر نمیمونه

گاهی هم پشت دستای تو میمونه ، وقتی گریه میکنی . . .

.

.

.

هر آنچه خواستم نیامد به دست

چون که بیگانه بودم به این دنیای پست

پی آب بودم کوزه به دست

چون که آب یافتم ، کوزه شکست

ehsan pishro
18-06-2014, 19:48
دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت

کِی شود پیش قدمهای تو اسفند شوم . . .

.

.



عجب دوره زمونه ای شده که به خاطر حفظ رفاقتت

باید خیلی از حرفارو توی دلت نگه داری

تا حداقل کسی رو داشته باشی که بهش بگی رفیق

مگه نه رفیق … !؟

.

.

.

این ساحل خسته را تو پیدا کردی

این موج نشسته را تو برپا کردی

من خامُش و خسته خفته بودم ای عشق

مرداب دل مرا تو دریا کردی . . .

.

.



گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم

حالا یک بار از شهر می رویم …

یک بار از دیار …

یک بار از یاد…

یک بار از دل …

و یک بار از دست …

ehsan pishro
18-06-2014, 19:49
بوق اشغال میزند وقتی شماره ات را در ذهنم می گیرم

کسی انگار پشت خط است . . .

.

.

.

من از تبار تیشه‌ام، با من غمی هست

در ریشه‌ام احساس درد مبهمی هست

جز زخم، این دنیا نخوردم تلخ و شیرین

آیا در آن دنیا امید مرهمی هست؟

.

.

.

وزارت جهاد کشاورزی اعلام کرد

گل هایی که شکوفه نمیدن

حداقل اس ام اس بِدن !

.

.

.

دوست دارم عاشقت باشم ولیکن بی نشانه / از غمت تنها بسوزم همچو یاری مخفیانه

دوست دارم عاشقت باشم ننالم در فراقت / سر دهم آوای وصلت با سرودی عاشقانه

.

.

.

حکایت تو که دنیا را نیازرده ست / دلی گرفته در آیینه های افسرده ست

حکایت منه در مشت روزگار دچار / پرنده ای ست که پیش از رها شدن مرده ست

ehsan pishro
18-06-2014, 19:50
امشب از آن شب هایی است که ، دلم هوای آغوشت را کرده

افسوس

که جز پاهای بغل کرده ام مهمان دیگری ندارم . . .

.

.

.

صداقت تنها امتحانی است که در آن نمی توان تقلب کرد

پس صادقانه به یادتم . . .

.

.

.

ثانیه ها ، روزها ، ماهها ، حقیرتر از آنند که بهانه ای برای از یاد بردنت باشند . . .

.

.

.

بی تو دلم نیمه شبی سوی دشت / پر زد و آواره شد و بر نگشت

لذت بیداری شبها تویی / تازه ترین اصل تمنا تویی

چشم تو آغاز پریشانیم / دوری تو علت ویرانیم . . .

.

.

.

گر همسفر عشق شدی مرد سفر باش / ورنه ره خود گیر و یکی راه گذر باش

هشدار که یخ تاب تب عشق ندارد / گر بسته ی قالب شده ای فکر دگر باش . . .

ehsan pishro
18-06-2014, 19:50
در شکار معرفت با عشق پیمان بسته ایم / در میان عاشقان ما عاشق دل خسته ایم

در جواب بی وفایی ، مهربانی کرده ایم / مهربانی را به رسم معرفت طی کرده ایم . . .

.

.

.

خدایم را دوست دارم چون وفادارترین است

و شاید به رسم همین وفاداریست که تو را به او میسپارم . . .

.

.

.

این بار تو بگو دوستت دارم ، نترس ، من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید !

.

.

.

در خیال من بمان ، اما خودت برو ، آنکه در رویای من است مرا دوست دارد ، نه تو

.

.

.

برهنه می آئیم ، برهنه می بوسیم ، برهنه می میریم

با این همه عریانی ، هنوز قلب هیچکس پیدا نیست !

ehsan pishro
18-06-2014, 19:51
از کلام دلنشینت مست و شیدا می شوم / با نگاه نازنینت در تو پیدا می شوم

هر شب و روز جلوه گر در سجده گاهم می شوی / در حریم ساحل عشق ، موج دریا می شوم .

.

.

.

می دانی چند بار از فکر من گذشته ای ؟!

فقط یک بار!!

چون دیگر هرگز از خیالم نرفته ای

.

.

.

رفتن بهانه نمی خواهد، بهانه های ماندن که تمام شوند کافیست . . .



.

.

.

نمیدانم ! دل من نازک است یا چشمان تو تیز ، هرچه نگاه به تو میدوزم بند دلم پاره میشه !

.

.

.

شب گم شده در سیاهی چشمانت / شد رود ستاره راهی چشمانت

قربان نگاه تو که اقیانوسی / افتاده به تور ماهی چشمانت . . .

ehsan pishro
18-06-2014, 19:52
گهگاهی سفری کن به حوالی دلت ، شاید از جانب ما خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

شاهزاده ی عشقی که غلامت شده ام / پابند تو و اسیر دامت شده ام / گویند کبوتری وفادار تر از طوقی نیست / طوقی صفتم ، جلد مرامت شده ام .


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

دوست داشتن امروزم ، دنباله ی ستاره ی چشمهایت است که در آسمان قلبم سالها پیش جا گذاشته بودی !


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم ، حتی برای "تو" که سالها منتظر در زدنت بودم .


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

گفت مجنون گر همه روی زمین / هر زمان بر من کنندی آفرین / من نخواهم آفرین هیچ کس / مدح من دشنام لیلی باد و بس .

ehsan pishro
18-06-2014, 19:52
روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو می چکد ، اگر باران بند بیاید از این خانه می روم .


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

در سرزمین خاطره ها آنان که خوبند همیشه سبزند و آنان که محبتها و دوستیها را بر قلبشان برافراشتند همیشه به یاد می مانند .


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

از درد و دلت فقط درد سهم من شد و دلت سهم دیگری .


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

ما هرچه دویدیم به مقصد نرسیدیم / از عشق به جز مزه ی تلخش نچشیدیم .


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

زمستان است و هوا پر شده از دوستت دارم هایی که به بادها سپرده ام ، کاش پنجره ات باز باشد .

ehsan pishro
18-06-2014, 19:54
همیشه در ریاضیات ضعیف بودم

سالهاست دارم حساب میکنم چگونه من بعلاوه ی تو ، شد فقط من . . .

.

.

.

تو که با دیگرانت بود میلی / چرا یادت مرا بشکست خیلی ؟

مگر قصدت پریشانی ما بود / که عشق ما نشد مجنون و لیلی . . . ؟

.

.

.

با اینکه ازم دوری اما هر وقت دستمو میزارم رو قلبم ، میبینم سر جاتی !

.

.

.

باران که می بارد همه چیز تازه می شود

حتی داغ نبودنِ تو . . .

.

.

.

اگر تنهایی ام چشم مرا بست / اگر دل از تنم افتاد و بشکست

فدای قلب پاک آن عزیزی / که در هر جا که باشد یاد ما هست . . .

ehsan pishro
18-06-2014, 19:55
در جستجوی تو چشمانم از نفس افتاد ، در کجای جغرافیای دلت ایستاده ام که خانه ام ابری است…

.

.

.

دیشب که باران آمد … میخواستم سراغت را بگیرم …
اما خوب میدانستم این بار هم که پیدایت کنم ، باز زیر چتر دیگرانی

.

.

.

گاه کوچکم می بینی و گاه بزرگ…

نه کوچکم و نه بزرگ؛ خودت هستی که دور می شوی و نزدیک…

.

.

.

آهنگ زنگ من روی موبایلت با بقیه فرق داشت ولی آهنگ زنگت رو موبایلم مثل بقیه بود

تو به خاطر اینکه بفهمی منم و من به خاطر اینکه فکر کنم تویی…
.

.

.

آهنگ ها تنهایی را تسکین می دهند اما تسکین تنهایی تسکین درد نیست

roz zard
18-06-2014, 20:12
خوبیهاست که باعث میشه آدما دلتنگ بشن ، به خاطر همه ی خوبیات یه عالمه دلتنگتم !

.

.

.

حتی کفش هم اگر تنگ باشد زخم میکند ، وای به وقتی که دل تنگ باشد !

.

.

.

چشمانم را باز میکنم و او نیست ، این بی رحمانه ترین اتفاق هر روز است .

.

.

.

دوستت خواهم داشت در سکوت ، مبادا در صدایم توقعی باشد که خاطرت را بیازارد .

.

.

.

جریان چیست ؟ چرا پیدا نمیشود جسد آنانی که ادعا میکنند برایمان میمیرند ؟

roz zard
18-06-2014, 20:15
یادت ای دوست بخیر ، بهترینم خوبی؟ خبری نیست زتو! دل من میخواهد،

که بدانی بی تو ، دلم اندازه ی دنیا تنگ است ، می سپارم همه ی زندگی ات را به خدا


&&&&&






پایان عشق واقعی گریه نخواهد بود ، چون عشق واقعی پایانی نخواهد داشت


&&&&&


هیچ رقیبى ندارم / جزآیینه / که هر روز تو را نگاه میکند / او را هم شکست خواهم داد


&&&&&


میگم دوستت دارم نگو نظر لطفته چون نظر لطفم نیست نظر دلمه


&&&&&



دنیایم را میدهم برای لبخندت،هراسی نیست شاد که باشی دوباره دنیا از آن من است.

roz zard
18-06-2014, 20:18
زیبایی عشق به سکوت است نه فریاد ، پس با تمام سکوتم دوستت دارم . . .


&&&&&


من تو را هنوز مثل تمام شدن مشق شبم دوست دارم


&&&&&


تو را ای گل کماکان دوست دارم / به قدر ابر و باران دوست دارم

کجا باشی کجا باشم مهم نیست / تو را تا زنده هستم دوست دارم


&&&&&


وسعت دوست داشتن همیشه گفتنی نیست

پس به وسعت تمام ناگفته ها دوستت دارم . . .


&&&&&





هنوز رو خاکیم یادمان نمیکنند!

وای به روزی که خاکمان کنند!

MAMAD*50 CENT
19-06-2014, 05:54
هی اس ام اس برو پیش اونی که فکر میکنم. اگه کار داشت مزاحمش نشو. اگه خواب بود آروم ببوسشو برگرد. اگه تو رو خووند بهش بگو که دوسش دارم.!





وقتی كسی رادوست داری، گفتن آسان تراست، شنيدن آسان تراست، بازی كردن آسان تراست، كاركردن آسان تراست. ووقتی كه كسی تورا دوست دارد، خنديدن آسان تراست. واگر تنهای تنها باشی، به مرگ فكركردن ازهمه چيزآسان تراست پزشك اخمو شربت تلخ تجويز مي‌كند





پروانه براي آن كه نسوزد، شمع را فوت كرد





تاريكي چشم ديدن خودش را ندارد





همه از مرگ ميترسن من از رفيق نامرد





امروز اولين روز از فرصتهاي باقيمانده است. هيچ وقت براي يك تصميم خوب دير نيست.

MAMAD*50 CENT
19-06-2014, 05:55
اگه یه روزی فرشته ها بخوان تو رو زودتر ببرن
بهشون میگم که از قدیم ؛
ماهی رو با تنگش میبرن!


سلام ؛ من پستچی هستم با پست سفارشی واستون یه بوس فرستادن
اگه ممکنه لپ تون رو جلو بیارین تحویل بگیرین


یه دوست خوب میگفت: آدما مثل کتابن تا وقتی تموم نشدن جذابن.پس سعی کن خودتو جلوی دیگران ورق نزنی تا زود تموم نشی.چون وقتی تموم بشی میرن سراغ یکی دیگه...!!


عاشق یک بار دنیا میاد اما سه بار میمیره: 1 – وقتی یارشو با کسی میبینه 2 – وقتی به فهمه اون دوستش نداره 3 – وقتی به فهمه هیچ وقت به اون نمیرسه.


من از این زندگانی دلگیر گشتم .... از این دنیای فانی سیر گشتم ...... جوان میبینم افراد کهنسال ...... خودم بر
عکس مردم پیر گشتم.

MAMAD*50 CENT
19-06-2014, 05:55
داشتم بهت فکر میکردم، یه قطره اشک از چشمم اومد، پرسیدم چرا اومدی؟ گفت آخه توی چشمات کسی هست که دیگه اونجا جای من نیست





امروز قلبم درد میکرد. به نظرم یه کمی چاق شدی جات کوچیکه شیطون، مگه نه؟





وقتي كه عشق را قسمت كردند پرواز را به تو دادند و قفس را به من.از پشت ميله ها آسمان پيدا نيست تا رد پاي آبي ات را به نظاره بنشينم





میگویند یک دقیقه طول میکشد تا شخصه خاصی رو بیابی یک ساعت طول میکشد تا او را ستایش کنی یک روز طول میکشد تا دوستش بداری اما یک عمر تا فراموشش کنی





براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد، ‌ديوانه هيچ نداشت و گريست، ‌گمان کردند چون هيچ ندارد مي گريد، ‌اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است ...

MAMAD*50 CENT
19-06-2014, 05:55
خیلی تلخه که ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده، ولی تلختر اونه که ببینی یه شیر اسیر چشمای یه آهو شده.





دوست دارم شبی را با غمت سر کنم ..... دفتری از اشک چشمهایم تر کنم .... نام آن دفتر کنم دیوان عشق ..... عشق را عنوان آن دفتر کنم





شانه کمتر زن که ترسم تار مویت بشکند ..... تار موی توست اما ریشه ی جان من است





تو پری چهره چنانی که به هنگام وداع ..... حیفم آید که تو را من به خدا بسپارم





ديگه نه زنگ بزن، نه برام اس ام اس بفرست، هيچ كجا سراغمم نگير، اگه منو ديدي نزديكم نشو، از من فاصله بگير، دكتر گفته به گل حساسيت داري

MAMAD*50 CENT
19-06-2014, 05:55
عاشق هرکس شدم او شد نصیب دیگری *دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجری* من سخاوت

دیده ام دل را به هرکس می دهم *شرم دارم پس بگیرم آنچه را بخشیده ام





دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه

دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت





مي دوني اگه خورشيد بميره چي مي شه . اونوقت زمين دورتومي گرده . ولي من نمي زارم

چون فقط من بايد دورت بگردم





اگر امروز خواستی و نتوانستی ، که معذوری ... ولی اگر روزی توانستی و نخواستی ،

منتظر روزی باش که بخواهی و نتوانی





اگه قرار بود لیلی و مجنون به هم ميرسيدن كه ديگه نه ليلي ليلي بود نه مجنون مجنون

عشق واسه رسيدن نيست . عشق حسرت رسيدنه

MAMAD*50 CENT
19-06-2014, 05:56
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه

دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت

گويند غروب جايي است که آسمان زمين را مي بوسد امشب برايت غروب ميکنم اسمان من

کجايي؟





خنده از لبهايم گريزد" اگر اشك از چشمهايم گريزد" اگر از گريه دريايي بسازم" اگر از

خنده رويايي بسازم" لحظه اي از ياد تو دور نخواهم ماند





نقاشي تو را مي کشم ولي به جاي رنگ قرمز به قلب فلزي ات ضد زنگ مي زنم ! تا از آسيب

اشک هايم در امان باشد!!!





اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل

دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه

عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشق واقعي





فدایت ای گل زیبای هستی

نمی دانم کجا بی من نشستی

قشنگی های دنیایم تو هستی

یگانه گنج فردایم تو هستی

MAMAD*50 CENT
19-06-2014, 05:56
شیشه پنجره را باران شست... از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست؟! می پرد مرغ

نگاهم تا دور ... وای ،باران، باران... پر مرغان نگاهم را شست... سبزی چشم تو،

دریای خیال، پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز... مرغ سبز تمنایم را،

افسوس که قصه مادربزرگ درست بود همیشه یکی بود و یکی نبود





لاک پشت ها هم عاشق ميشن ولي تحمل درد عشق براشون راحته چون حداقل عشقشون آروم آروم

ترکشون ميکن





ميگن يه ماه تو آسمون يه فرشته رو زمين.عزيزم خسته نميشي دو شيفت كار مي كني





چه زيباست بخاطر تو زيستن و برای تو ماندن و به پاي تو سوختن و چه تلخ و غم انگيز

است دور از تو بودن برای تو گريستن و به عشق و دنيای تو نرسيدن ... ای كاش ميدانستی

بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشكيباست ...





عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن

وقت است كه ديگر عشق نيست...

LIDA
19-06-2014, 08:59
مرگم باد اگر لحظه ای کوتاه بیایم
از تکرار این پیش پا افتاده ترین حرف
که ” دوستت دارم ”


به سلامتی اونایی که وقتی دست میدن
یه دنیا تعهد تو دستاشونه !


همین که یاد ما هستی دمت گرم / همین که مرهم دردی دمت گرم / در این دنیا که مردم بی وفایند / همین که با وفا هستی دمت گرم .



گذشته در چشمانم مانده است
عبور ثانیه ها ی رد شده در تمام نگاه هایم مشهود است
چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی
صبور میمانم و بی تفاوت می گذرم
که نفهمی هنوز هم دوستت دارم


توی دلم یک دوست داشتن “ناب” دارم ، از همان هایی که نه گفته می شوند و نه شنیده می شوند ، فقط و فقط آرام و یواشکی “حس” می شوند

LIDA
19-06-2014, 09:00
تعبیر خواب من شدی …
با تمام مهربانی هایت این روزها از شوق بند نمی شوم ، روی زمین ، روی هوا !
فقط شاید “تو” آرامم کنی




دست هایم برای لمس دستانت …
تمام خواهش هایم را زیر پا گذاشته اند
پس دست هایم را بگیر ، هرچه را که لمس کردی باور کن
من همیشه قلبم را کف دستم میگیرم




لبخندت …
دنیایم را تغییر میدهد ، کافیست بخندی تا ببینی چگونه در سردترین فصل سال گل از گلم میشکفد




برگرد …
چون من نگذاشتم روی صندلی تو هیچکس بنشیند ، حتی غبار




مسیر عقربه ها را دوباره میگردم ، به دنبال ثانیه ای برای دیدنت

LIDA
19-06-2014, 09:02
شاید از تو بگذرم اما …
حساب لبهایت از تمام تو جداست !
الکی ست مگر ، من از آن لبها “دوستت دارم” شنیده ام



بهترین روز زندگی من روزیست که تو در میان ناباوری ها می آیی ، دستم را میگیری و آرام زمزمه میکنی : دوستت دارم




نوار قلب خاطرات من پر از خط های صافی ست که بی نام تو جان ندارند




سفر به فضا سفینه نمی خواهد
تو بگو دوستت دارم ، فضا با من




گاهی بی هوا دلم هوایش را میکند ، هوای او …
اویی که هیچ وقت هوایم را نداشت !

MEMAR.Z
19-06-2014, 10:52
از عطر نگاه باغ ها دانستم

نام دگر بهار ، لبخند خداست …






بگذار بسوزیم

صدایمان به آسمان نرسید شاید دودمان برسد






تو را میخواهم

برای یک لحظه زیستن

و بعد از آن بگذار باران تا ابد ببارد






بی خیالم نشو

حتی اگر مرده باشم ، شاید زنده ام کند نفس مهربان تو






حالا که رفته ام

هر روز، پشت پنجره می ایستی به ” شاید دوباره برگردد ” فکـر میکنی!

چه فایده؟

هیچکس، حتی به اشتباه دو بار به کوچه ی بن بست نمیرود






من پیوسته از تو گریخته ام

و به اتاقم ، کتابهایم ، دوستانِ دیوانه ام

و افکارِ مالیخولیائی ام پناه برده ام

قبول دارم که کلّه شق بودم

اما تو هم همواره فقط در پی اثبات سه چیز بودی :

اول آنکه در این ارتباط بی تقصیری

دوم آنکه من مقصرم

و سوم ، با بزرگواری تمام حاضری مرا ببخشی

MEMAR.Z
19-06-2014, 10:53
وقتی راس ساعت دلتنگی چشمانت آونگ انتظار می نوازد

و سهم دستانت تنها لمس پنجره باران خورده ی اتاقت می شود

ایستاده هم می توان مرد







زیباترین دریا را هنوز نپیموده اند

زیباترین کودک هنوز بزرگ نشده

زیباترین روزهایمان را هنوز ندیده ایم

و زیباترین واژه ها را هنوز برایت نگفته ام







نشسته ام در ثانیه های شب تنها و می نویسم

ازتاریخ و تن سیاه شب تاریخ را به رخ می کشد

شب با سلاح خاطره به جنگ آمده







مــی دانـسـتـنـد

دنـدان بــرای “تـبـســم” نـیـــز هـســت

و تـنــهـــا بــدریـدنــد







درد دارد وقتی تنهـا پیروزیـت در زنـدگی جـدایـیـت باشـد

MEMAR.Z
19-06-2014, 10:54
چه غریب است حالم

همانند کبریتی است که میداند فقط ساخته شده است تا سوخته شود







ببندم شال ومی پوشم قدک را

بنازم گردش چرخ فلک را

بگردم اب دریاهاسراسر

بشویم هردو دست بی نمک را

تقدیم به بچه های راد







حضورت درکنارم تکان دهنده ترین خبرسال برای حسودان است

بیا واین موج تکان را اغازکن







دیشب باران قرارباپنجره داشت

روبوسی آبدار باپنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

چک چک چک چک چه کاربا پنجره داشت ؟

MEMAR.Z
19-06-2014, 12:00
با یاد تو این ستاره ها رنگی بود

این دفتر خاطرات من سنگی بود

از درس کلاس عاشقی سهمم باز

یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود







می گن پنجره ی دل آدمای مهربون رو به خدا باز می شه

از اون پنجره من رو هم دعا کن









زندگی شبیه شعریست



قافیه هایش با من



تو فقط همیشه ردیف باش










سخته ببازی تمام احساس پاکت را



و هنوز نفهمیده باشی اصلا دوستت داشت یا نه










غم خورده ام مرسی میل ندارم دیگر



اگر می شود یک استکان مرگ برایم بریز

MEMAR.Z
19-06-2014, 12:01
بخوای نخوای دوست دارم

بیایی نیایی منتظرم

بگی نگی دق می کنم اگه تو تنهام بذاری







می دونی فرق تو با اشکام چیه؟

اشک من بخاطر تو زود میاد ولی تو به خاطر اشک من دیر میایی











فکر نکنی وقتی ازت دورم یعنی فراموشت کردم



نه فقط دارم بهت فرصت می دم دلت برام تنگ بشه










گل اگر چشم خودش باز کند خواهد مرد



ماه در اوج غرورش به زمین خواهد خورد



چون به زیبایی تو حسرت عالم خوردند



برق چشمان تو روح از تنشان خواهد برد










حرارت لازم نیست



گاهی از سردی نگاهت می توان آتش گرفت

MEMAR.Z
19-06-2014, 12:02
بیراهه هم برای خودش راهیست



وقتی من را به تو برساند



و حوصله چه زود بی طاقت می شود



در ادامه ی راهی که به تو ختم نمی شود










به اندازه ی چشمان کفتربازی که



کفترش بر بام دیگری نشسته



بی قرارتم !










دلم می خواهد ویرگول باشم



تا وقتی به من می رسی



مکث کنی










دلی که شکستی را گچ چاره نکرد



گل گرفتمش










کلافه شدن یعنی



دلتنگ کسی باشی که نیست



و حوصله ی کسی را نداشته باشی که هست

MEMAR.Z
19-06-2014, 12:02
پسر : بزرگترین آرزوت چیه ؟

دختر : اینکه عشقمو زیر بارون بغل کنم ! تو چی ؟

پسر : اینکه کسی که زیر بارون بغلش میکنی من باشم …







اعتیاد هم دلیل زیبایی است

برای مردن وقتی که تزریق هوای تو باشد …







تو یادگار روز هایی هستی که نه فراموش می شوند و نه تکرار











بعضی از آدم ها به بعضی چیزها عادت نمی کنند مثل من به نبودن تو !










معنای دنیا را در کسی ببین که دنیا برایش بدون تو معنایی ندارد …

MEMAR.Z
19-06-2014, 12:03
خیلی دوستت دارم



اما نمیدونم “خیلی” رو چطوری بنویسم که خیلی خونده بشه …










لبخند که میزنی



کمترین اتفاقی که می افتد اختلال در تشخیص ماه های قمریست !










چشمهایت عقیق اصل یمن



گونه ها قاچ سیب لبنانی



تو بخندی شکسته خواهد شد



قیمت پسته های کرمانی










با تو بودن را برای این باور دارم



که بی تو بودن را نمی توانم باور کنم …Vمیگن هروقت دلت واسه اونیکه دوسش داری تنگ شد ، نگاش کن



اگه پیشت نبود صداش کن



اگه نشنید دعاش کن

MEMAR.Z
19-06-2014, 12:04
دلم هوای تو را می کند می روم سراغ شعرهایم

این روزها خوب یاد گرفته ام خود را به کوچه علی چپ بزنم







تفاوتی ندارد خواب باشم یا بیدار

زیباترین تصویر پیش چشمانم همیشه تویی







گاهی به سرم می زند بزنم زیر همه چیز و همه چیز

اما سر که کاره ای نیست

این دل است که فرمانروایی میکند











برای دلم گاهی پدر می شوم



خشمگین می گویم



بس کن



تو دیگر بزرگ شدی










آرزو دارم فقط یکبار سرت را روی سینه ام بگذاری



تا طپش نامنظم قلبم را احساس کنی



ولی از این می ترسم که قلبم به احترامت بایستد

MEMAR.Z
19-06-2014, 12:04
سفری به دور دنیاست



وقتی دستانم تا انتها رویت را نوازش می کنند










حواسم را هر کجا که پرت می کنم



باز کنار تو می افتد










ایــــــن اشک هــــا از قلبیست که شبیــــــه دخترکــی لجبـــــــاز



فقط تــــو را می خواهـــد و از بـــــازی با خاطرات خسته شـــــــده










صحبت از “دیروز و امروز و فردا” نیست



صحبت از توست و تو یعنی “همیشه”










یادت که می افتم



از شوق دهان چشمانم آب می افتد

MEMAR.Z
19-06-2014, 12:05
آسمان را بی ستاره ، دریا را بی موج ، دیده را بی اشک

لب را بی خنده و زندگی را بی تو دوست ندارم ای بهترینم







بازوهایم وطنیست که در آن جز تو هیچکس خانه ای نخواهد داشت







هیچ چیز تو دنیا ارزشمندتر از این نیست

که بدونی کسی حتی بیشتر از جونش دوستت داره











عشق یعنی شب موقع خواب تا چشماتو میبندی



صورتشو با تمام جزئیات ببینی و بعد آروم لبخند بزنی …










دختر : بیا دوری کنیم از هم



پسر : نمیتونم



دختر : چرا آخه ؟



پسر : دلم تنگ میشه بیش از حد ، دلم تنگ میشه بیش از حد !

MEMAR.Z
19-06-2014, 12:06
حلقه ی دستانمان را دوست دارم



وقتی دستت توی دست من است و دل توی دلم نیست …










تمام خستگی هایت را یکجا میخرم …



تو فقط قول بده صدای خنده هایت را به کسی نفروشی !










مرا خیال تو بیخیال عالم کرد !










می نویسم از تو ای زیبای من



می سرایم از تو ای رویای من



ای نگاهت سبزتر از سبزه زار



می نویسم بی قرارم بی قرار










هروقت دلت گرفت لبخند بزن



به یاد کسی که برای لبخندت بارها دلش گرفت

MEMAR.Z
19-06-2014, 12:07
ارزشمندترین مکان هایی که میتوان در دنیا حضور داشت :

در فکر کسی در قلب کسی و در دعای کسی …



برای مردن لازم نیست عزرائیل بیاید

همین که تو نیایی کافیست …





برای تو که مهم باشم

مهم نیست برای دیگران مهم باشم یا نباشم !











آواره ام میان من و تو



به امید روزی که ما شویم !







هیچوقت آﺭﺯﻭﯼ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻧﮑﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺑﯽ ﺧﻮﺩﺕ !

MEMAR.Z
19-06-2014, 12:07
می دانی که هنوز “دوستت دارم” عاشقانه ترین هدیه ای است که برای تو دارم !










نفس شاید دلیلی باشد برای زندگی اما بی شک “تو” بهانه ی آنی …










او تنها ضمیر غایبی است که مدام در من حاضر است …










تمام پیاده رو های جهان اگر گذر نامه بخواهند



چشمان تو را نشانشان می دهم !










قلب تو قلب منه



دوری تو درد منه



خوشی من بودن تو



نبودنت مرگ منه

MEMAR.Z
19-06-2014, 12:08
سرد بودنم را بگذار

به حساب گرم بودنت با دیگران







تک گلی هستی تا عرش می خواهم تو را

گرچه کم می بینمت بسیار می خواهم تو را







من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم

نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی

چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی

نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی











گفتی : نفرین می کنی ؟



گفتم : نه اما از خدا می خوام



هیچکس اندازه من دوستت نداشته باشد










آنکه دستور زبان عشق را



بی گزاره در نهاد ما نهاد



خوب می دانست تیغ تیز را



در کف مستی نمی بایست داد

MEMAR.Z
19-06-2014, 12:09
دوست داشتن یعنی تنهایت میگذارم

همانگونه که خواستی اما جایت در زندگیم همیشه خالیست





گل اگر چشم خودش باز کند خواهد مرد

ماه در اوج غرورش به زمین خواهد خورد

چون به زیبایی تو حسرت عالم خوردند

برق چشمان تو روح از تنشان خواهد برد





انسانهای خوب همانند گل های قالی اند

نه انتظار باران را دارند و نه دلهره ی چیده شدن

دائمی اند











دیـگـــر نه اشـک هایــم را خــواهـی دیــد



نه التـــمـاس هـــایم را



و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را



به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی



درخـتـی از غــــرور کـاشـتم










دلی که شکستی را گچ چاره نکرد



گل گرفتمش

MEMAR.Z
19-06-2014, 12:09
با یاد تو این ستاره ها رنگی بود



این دفتر خاطرات من سنگی بود



از درس کلاس عاشقی سهمم باز



یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود










دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد



آنچه کردی تو به من هیچ ستم کار نکرد










لعنت به همه ی قانون های دنیا



که در آن شکستن دل پیگرد قانونی ندارد










تا دیروز هرچه می نوشتم عاشقانه بود



از امروز هرچه بنویسم صادقانه است



عاشقانه دوستت دارم










یه رابطه از اونجایی خراب میشه که



تو ناراحتش کنی و یکی دیگه آرومش

MEMAR.Z
19-06-2014, 12:10
برای تو می میرم

تو وانمود کن که تب کرده ای

همین کافیست







می خواهم بِدهم دنیا را برایم تنگ کنند

به اندازه آغوشت







تــو را که از دلــم کم می کنــم

باقیمانده صفــر می شــود











کاش نامت را با خط بریل مینوشتند



صدا کردنت کافی نیست



شکوه اسم تو را باید لمس کرد










آدم بدون دوست



چون کتاب بدون جلد است !

MEMAR.Z
19-06-2014, 12:11
سفری به دور دنیاست



وقتی دستانم تا انتها



رویت را نوازش می کنند










انسان های خوب همانند گل های قالیند



نه انتظار باران را دارند و نه دلهره ی چیده شدن



دائمی اند










چه فرقی دارد



شهر ما خانه ی ما باشد یا نباشد



وقتی تو نه در شهر ما هستی و نه در خانه










دلی دارم ز جنس سنگ و شیشه



چنان مهرت به جانم کرده ریشه



که در شش گوشه ی قلبم نوشته



عزیزم دوستت دارم همیشه










هربار که کودکانه دست کسی را می گرفتم گم می شدم



حالا آنقدر که در من هراس گرفتن دستی است



اضطراب گم شدن نیست