PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ๑۩۞۩๑ 【 گفتگو با خدا... 】 ๑۩۞۩๑



صفحه ها : [1] 2 3 4 5 6 7

GORJI
19-04-2009, 19:32
http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=924045&d=1385640464

با سلام خدمت دوستان عزیز :

اين تاپيكو زدم تا در واقع حرفها و دعاهاي كوچيك خودتونو بگيد و یا درخواستي كه از خدا داريد رو

كوتاه بگين و به بیانی ساده تر :

اگر بخواي براي خدا پيام كوتاه بفرستي چي مينويسي؟

منتظر SMS های کوتاه شما .................


:merci::merci::merci:


************************************************** ************************************************** *


االو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوي خود تا که سبک شوم

GORJI
19-04-2009, 19:35
خدايا جسم من دشتي است كه در ان بذر نيكي ميكارم و و با نام تو ان ابياري ميكنم تا گل عطر اگين حضورت در قلبم برويد خدايا چون ماهيان كه از عمق و ژرفاي اب بي خبرند عظمت و ژرفاي عشق تو را نميشناسم
فقط ميدانم كه معبود اين دل خسته هستي و اگر ديده از من برگيري خواهم مرد


چي مي شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما بركت بده ، چرا كه ديروز ما وقت نكرديم از او تشكر كنيم . چي مي شد اگه خدا فردا ديگه ما را هدايت نمي كرد ، چون امروز اطاعتش نكرديم . چي مي شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود ، چرا كه امروز قادر به دركش نبوديم


مثل همیشه

به نام خدای آبها باغها سیبها

مثل همیشه

خدایا شکرت

و باز هم تا ابد و مثل همیشه

خدایا خیلی خیلی خیلی خیلی دوستت دارم

می دونم و می دونی چرا ولی دوست دارم بگم تا بیشتر و بیشتر باورم بشه که تو چقدر بزرگی مهربونی عزیزی همه وجودمی و عاشقانه می پرستمت

GORJI
19-04-2009, 20:32
خدا رو دوست دارم نه واسه ي جهنم و بهشت
خدا رو دوست دارم نه واسه ي زيبا و زشت
خدا رو دوست دارم واسه اينكه تو رو داده بهم
خدا رو دوست دارم چون عا شق بودن و يادم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشقا رو خيلي دوست داره
خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نميزاره
خدا رو دوست دارم واسه اينكه حواسش با منه
خدا رو دوست دارم آخه هميشه لبخند مي زنه
خدا رو دوست دارم واسه اينكه من و تو با هميم
خدا رو دوست دارم چون مي دونه ما عاشق هميم

HesaM
19-04-2009, 21:18
خدا جون خواهش میکنم گناهان من رو نزد خلقت مخفی کن و نذار کسی بفهمه که اگر قرار باشه کسی گناهانم رو ببینه روسیاه میشم.



خدا جون خودت گفتی که هر موقع یک بنده ای توبه خالصانه کنه من افتخار میکنم که خدای همچین بنده ای هستم. خدایا مرا توفیق همان توبه بس است. خدایا به من استطاعت توبه در درگاه خودت عطاء کن.

UFA
19-04-2009, 22:15
الهی چون در تو نگرم از جمله تاجدارانم و تاج بر سر ، و چون در خودنگرم از جمله خاکسارانم و خاک بر سر ، الهی مرا دل از بهر تو در کار است و گرنه مرا با دل چه کار است آخر چراغ مرده را چه مقدار است .

الهی اگر مستم و اگر ديوانه ام ، از مقيمان اين آستانه ام آشنائی با خود ده که از کائنات بيگانه ام.

الهی تا بتو آشنا شدم ، از خلق جدا شدم ، در دو جهان شيدا شدم ، نهان بودم و پيدا شدم .

الهی در سر خمار تو داريم ، در دل اسرار تو داريم و به زبان اشعار تو داريم ، اگر گوئيم ثنای تو گوئيم و اگر جوئيم رضای تو جوئيم

LIDA
20-04-2009, 09:13
همین الان خیلی دلم گرفت
خدایا چرا اینقدر دنیای ما رو به سردی میره
اگر صادقانه صحبت کنیم میگن داری خودت رو لوس میکنی
داری ریا میکنی
اگر خودمونی باشیم میگن جنبه نداری میگن در شأن تو نیست
یاد اون شعر صادقی افتادم
قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین
آه از تزویر خلق درد نوش
مردم کندم نمای جو فروش
آه از این گرگ های میش خار

بیا تا برایت بگویم چه می کشد آنکه غریب است در ازدحام آشنا ......... در ازدحام بي کسي فرياد زنم خداياجانم بر لب آمد
از اينهمه ملامت از اين همه در به دري
اما ... سکوت من دوباره در ازدحام بي کسي گم میشود و خود را دوباره به دست باد می سپارم

دلم برات گرفت خدا
ناراحتم چرا اینقدر دلتنگم برای تنهاییم
برای دلم برای غربتم
دیدم تو از من غریب تری
ولی بازم با همه این حرفها خدایا
چرا انقدر دوستی ها محبت ها سریع سرد میشه
چرا انقدر ............
امروز دلم بد جوری گرفته
بد
خراب خرابم
کسی اینها رو نخونه
دارم با خودای خودم اختلاط میکنم

GORJI
20-04-2009, 17:56
چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده چرا که دیروز ما وقت نکردیم ازش تشکر کنیم .

چی می شد دیگه هرگز شکو فا شدن گلی رو نمی دیدیم چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم .

چی می شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد چرا که ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ کردیم.

چی می شد اگه خدا امروز به حرفهامون گوش نمی داد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم .

چی می شد اگه خدا خواسته هامونو بی پاسخ می گذاشت چون فراموشش کردیم .

UFA
20-04-2009, 21:14
الهى بحق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده.

الهى راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.

الهى يا من يعفو عن الكثير و يعطى الكثير بالقليل از زحمت كثرتم وارهان و رحمت وحدتم ده.

الهى ساليانى مى پنداشتم كه ما حافظ دين توايم استغفرك اللهم در اين ليلة الرغائب هزار و سيصد و نود فهميدم كه دين تو حافظ ما است احمدك اللهم.

الهى چگونه خاموش باشم كه دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گويم كه خرد مدهوش و بيهوش است.

الهى ما همه بيچاره ايم و تنها تو چاره اى و ما همه هيچكاره ايم و تنها تو كاره اى.

الهى از پاى تا فرقم در نور تو غرقم يا نور السموات و الارض انعمت فزد.

الهى شان اين كلمه كوچك كه به اين علو و عظمت است پس يا على يا عظيم شان متكلم اينهمه كلمات شگفت لا تتناهى چون خواهد بود.

الهى واى بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم.

الهى چون تو حاضرى چه جويم و چون تو ناظرى چه گويم.

الهى چگونه گويم نشناختمت كه شناختمت و چگونه گويم شناختمت كه نشناختمت.

الهى چون عوامل طاحونه چشم بسته و تن خسته ام راه بسيار ميروم و مسافتى نمى پيمايم واى من اگر دستم نگيرى و رهاييم ندهى.

LIDA
21-04-2009, 15:19
کوچیک تر که بودم فکرمیکردم بارون اشک

خداست!!!!!!!!!!!!!!ولی مگه خدا هم گریه میکنه؟

چرا باید دل خدا بگیره؟دوست داشتم زیر بارون قدم

بزنم تا بوی خدا رو حس کنم،اشک خدارو تو یه

کاسه جمع کنم تا هروقت دلم گرفت کمی بنوشم

تا پاک و آسمانی شوم.آسمان که خاکستری

میشد دل منم ابری می شد حس میکردم که آدما

دل خدارو شکستند و یا از یاد خدا غافل شدند.

همه میگفتند:"باران رحمت خداست"ولی حس

کودکانه من می گفت:.........خدا دلش گرفته و

از دست آدم بدا داره گریه میکنه!!


ای خدا جون یعنی زمانی که بارون میباره دلت تو هم از دست ما آدمای بد گرفته و گریه میکنی؟

GORJI
21-04-2009, 19:16
با کعبه گفتم:
تو از خاکی من از خاک.
چرا باید به دور تو بگردم؟؟
ندا آمد:تو با پا آمدی برگرد.برو با دل بیا تا من بگردم

EHSAN
21-04-2009, 19:49
لطفا در هر پست 5 متن ا س ام اس قرار بدهید

UFA
21-04-2009, 21:55
الهی! يكتای بی همتائی! قيوم توانائی! بر همه چيز بينائی! در همه حال دانائی! از عيب مصفائی! از شرك مبرائی! اصل هر دوائی! داروی دلهائی! شاهنشاه فرمانفرمائی! معزز به تاج كبريائی! بتو رسد ملك خدائي!

الهی! نام تو ما را جواز! مهر تو ما را جهاز! شناخت تو ما را امان! لطف تو ما را عيان!
الهی! ای خالق بی مدد وای واحد بی عدد! ای اول بی بدايت وای آخر بی نهايت!
الهی! ضعيفان را پناهی! قاصدان را بر سر راهی! مومنان را گواهی! چه عزيز است آنكس كه تو خواهي!

LIDA
22-04-2009, 06:55
الهی!
عنایتی!
تا امیدمان تنها تو باشیو هر آیینه همه چیز و همه کس را تنها وسیله ای از جانب تو بدانیم
و بدانیم خدا از همه چیز و همه کس، همه جا و هر زمان، بزرگتر و بهتر است


خدایا به تو پناه می برم برای آزگاری که از تو دور بوده امو پناه می برم به تو برای امروز، اگر فکر کنم به تو نزدیکم

خدایا راه رسیدن به تو دور نیست!

ما بیراهه رفته ایم

ما دور افتاده ایم


دعا بفرمایید راه را نشانمان دهد
دعایمان کنید نزدیکمان فرماید
دعا بفرمایید نزدیکترمان گرداند

LIDA
22-04-2009, 06:58
خداوندا دست ما را در هر دو جهان از دامان اهل بیت کوتاه مکن



خداوندا چنان زمین گیر دنیامان مکن که وقت ظهور حضرت توان برخاستن نداشته باشیم.



خداوندا نگاه نافذی عنایت کن که از وسیله ها و واسطه ها بگذرد و تو را در پس و پشت

همه وقایع ببیند



خداوندا شیطان و نفس به هم دست داده اند تا بندگان خوب تو را زمین بزنند،بی

مساعدت تو مقاومت ممکن نیست.



خداوندا برای دل سپردن،از آن محبوب پنهانی و معشوق آسمانی شایسته تر کیست؟

LIDA
22-04-2009, 07:00
خداوندا امان از دست های پنهان شیطان. روح و جان ما را از سلطه پنهان شیطان برهان.

خدایا

پاکم کن و بعد خاکم کن

خداوندا مرا پاکیزه بپذیر


سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیم

آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم



خدایا جهان پادشاهی توراست
زما خدمت اید خدایی توراست
خدایا میخواستم باهات درد دل کنم ولی یادم اومد که حرف دل رو نباید زبون بگه

GORJI
22-04-2009, 22:31
سلام خدا جونم

این روزا خیلی برات حرف دارم ...خیلی دردودل دارم ...

توی زندگیم خیلی اتفاقا برام افتاده که اون زمان نمی دونستم دلیلش چیه و بعد از تموم شدن اون واقعه تازه دلیلشو فهمیدم ...و دلیل خیلی از اتفاقای دیگه رو هنوز نفهمیدم ...


می دونم که هیچ کار تو بی حکمت نیست ... میگن نباید زیاد توی اتفاقایی که برامون میفته دنبال حکمت کار بگردیم ...چون عقل و منطق ما خیلی ضعیف تر از اونی هست که بتونه حکمت الهی همه ی اتفاقا رو درک کنه ...پس راضی ام به رضای تو ...


خدایا می دونم که تو صلاح بنده هاتو خیلی بهتر از خودشون می دونی ...پس به تو توکل می کنم و منتظر رحمتت می مونم ...


خدایا شکرت به خاطر همه ی اتفاقای به ظاهر تلخی که چشمای منو باز کرد ...شکرت به خاطر همه ی اتفاقایی که منو به تو نزدیکتر کرد ...شکرت به خاطر همه ی گرفتاریهایی که باعث شد بیشتر با تو حرف بزنم ...شکرت به خاطر همه ی اتفاقای خوبی که باعث شد شکر گزارت باشم ...شکر... شکر... شکر ...


و من باز تسلیمم در برابر خواسته ی تو ...چون می دونم راهی که تو برام انتخاب کنی بهترین راهه ...

خدایا این بنده ی حقیرتو دریاب ...نذار به بیراهه برم...

همین ...

یا حق...

GORJI
22-04-2009, 22:37
خدایا

در این دنیای خاکی دلهایمان پر از لکه های سیاه معصیت است که فقط بخشش بیکران توست که این لکه های سیاه را به نور و روشنایی تبدیل خواهد کرد

خداوندا

در حضور تو آرام می گیریم واعلام می کنیم که تو تنها خدای این عالم حاکم این جهان قادر مطلق و زمامدار بی چون و چرای خلقت هستی

خداوندا

در حالیکه به قدوسیت مهیب و جلال عظیم تو می اندیشیم و در قدرت بی کران و حاکمیت مطلق تو تعمیق می کنیم ترس تو را در دل خود جای می دهیم ترسی آکنده از عشق و احترام

خداوندا

تو را به دلیل شخصیت بی نقص، حکمت بی پایان و عدالت مطلقت ستایش می کنیم و به خاطر رحمت جاودان، فیض بی همتا و خشم عظیم تو در برابر گناه تو را می پرستیم.

خداوندا

در دل خود سر تعظیم فرود می آوریم و در حالیکه زیبایی خیره کننده و شخصیت جذاب تو را می ستاییم در برابر تو زانو می زنیم و اعتراف می کنیم که بزرگترین نیاز ما دستیابی به مکاشفه ای عظیم از وجود تو محبت پیمایش ناپذیر توست.

خداوندا

طریق خود را به ما بیاموز تا تو را بشناسیم و در حضور تو فیض یابیم.

خداوندا

از تو سپاسگذاریم که درخواستهای صادقانه قلبی ما را پاسخ خواهی داد ای خالق محبت

LIDA
23-04-2009, 17:33
خدایا!

سخن بنده ای را بشنو که از دورترین مسافت با تو نجوا می کند

سیل سهمگین گناه و امواج ننگین دنیا و دنیا طلبی هر آن

او را به نقطه ای دورتر از تو منتقل می کند و

دریغ از یک مقاومت ،

حتی برای لحظه ای کوتاه ...

می خواهم من باشم

ولی نه آن من که «من» است ...

بلکه آن من که «تو» باشد ...

پس عنایتی کن ...

شاید دلیل خستگی من همین «من» بودن و «تو» نبودن باشد ...

اگر بدم ببخش ...

و چنین فرما ...

و اگر خوبم می خواهم تمام خوبی و هستیم را بدهم

تا اینگونه فرمایی

لطفی کن و رحمتی... شاید نجات یابم

LIDA
23-04-2009, 17:35
خدایا
آتش مقدس شک را

آن جنان در من بیفروز

تا همه یقین هایی را که در من نقش کرده اند بسوزد

وآنگاه از پس توده ی این خاکستر

لبخند مهراوه بر لبهای صبح یقینی

شسته از هر غبار طلوع کند

خدایا

به هرکی دوست میداری بیاموز

که عشق اززندگی کردن بهتر است

و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان

که دوست داشتن از عشق برتر است


خدایا!
ذهن من
چون قایقی توفان زده در تلاطم است
آیا این قایق را آرامش می بخشی
تا من در خواست تو را دریابم؟
خدایا!
آیا توان انجام خواست خود را به من می بخشی؟
توان انجام خواست تو با عشق ، ملایمت، ایمان و پاکی و شرافت
بدون تهلل و بدون توجه به سخنان دیگران
با انجام خواست توست
که آدمی به آرامش و بالاترین نیکی ها دست می یابد

LIDA
23-04-2009, 17:36
خدایا!
مرا متبرک گردان
تا در دنیایی که همه
به دنبال لذت تملک و قدرتند
دیدگانم بر تو دوخته باشد
مگذار از پی چیزهای روم
که مرگ آنها را می رباید
بلکه به ج و جوی چیزهایی برایم
که زندگی را در بر دارند
من با گوهرهای زمین با زر و سیم
با دارایی و ملک چه کنم؟
ثروت عشق و را می خواهم!


ای خدا جان ما هستی ما در ید قربت تو
از خودت نا امیدم نکن حالا دیگه نوبت توست
درد و دادی درمون بده
به زندگیم باز جون بده
غصه نمیده مهلتم
باز یک لب خندون بده
خدا خدا خدا
ای کاروان زندگی
آهسته تر آهسته تر
افتاده ای درد آشنا
وامانده داری پشت سر
خدا خدا خدا
ای بخت خفته تا به کی در حال خوابی
بیداریت را کی ببینم آخر
از آتش عشقت دگر چیزی نمانده
راضی نشو آن هم شود خاکستر
درد و دادی درمون بده
به زندگیم باز جون بده
غصه نمیده مهلتم
باز یک لب خندون بده
خدا خدا خدا
ای کاروان زندگی
آهسته تر آهسته تر
افتاده ای درد آشنا
وامانده داری پشت سر

LIDA
23-04-2009, 17:37
خدایا
مبادا که روزی
توجه پر مهر و حمایت پر عشق تو را
احساس نکنم
تو چون مادر منی
و من همچون فرزند تو
چون کودکی
رها از ترس و تشویش
در آغوش تو زندگی می کنم
و ایمان دارم
آن مادر پیوسته کودکش را تامین می کند

----

خدایا
مرا متبرک کن
تا هرگز فراموشت نکنم
ابزاری شکسته در دست توام
تو یگانه کردگار هستی
و کارهای تو سراسر رحمت است
هر چه جلال
از آن توست
---

خدایا
مبادا که روزی
توجه پر مهر و حمایت پر عشق تو را
احساس نکنم
تو چون مادر منی
و من همچون فرزند تو
چون کودکی
رها از ترس و تشویش
در آغوش تو زندگی می کنم
و ایمان دارم
آن مادر پیوسته کودکش را تامین می کند

LIDA
23-04-2009, 17:38
عجب صبري خدا دارد
اگرمن جاي اوبودم
همان يك لحظه اول
كه اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان
جهان را باهمه زيبايي وزشتي
بروي يكديگر ويرانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد
كه درهمسايه صدها گرسنه چند بز مي گرم عيش ونوش مي ديدم
نخستين نعره مستانه را خاموش اندم
برلب پيمانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد
اگرمن جاي اوبودم
كه مي ديدم يكي عريان و ارزان ديگري پوشيده ازصد جامه رنگين
زمين و آسمان را واژگون مستانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد
اگرمن جاي او بودم
نه طاعت مي پذيرفتم نه گوش از بهراستغفار اين بيدادگرها تيزكرده
پاره پاره دركف زاهد نمايان صد دانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد
اگرمن جاي اوبودم براي خاطرتنها يكي مجنون صحراگرد بي سامان
هزاران ليلي نازآفرين را كوكوآواره و ديوانه مي كردم

LIDA
23-04-2009, 17:40
عجب صبري خدا دارد
اگر من جاي او بودم
بعرش كبريائي باهمه صبرخدايي
تاكه مي ديدم عزيزنابجايي ناز بر يك ناروا گرديده خواري مي فروشد
گردش اين چرخ را وارونه بي صبرانه مي كردم

عجب صبري خدادارد
اگرمن جاي اوبودم
كه مي ديدم مشوش عارف وعالم ز برق
فتنه اين علم عالم سوز مردم كش
بجز انديشه عشق و وفا معدوم هرفكري
دراين دنياي پرافسانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد
چرا من جاي او باشم
همين بهتركه اوجاي خود بنشسته وتاب تماشاي زشتكاريهاي اين مخلوق را دارد
وگرنه من بجاي اوچو بودم
يكنفس كي عادلانه سازشي
با جاهل و فرزانه مي كردم


بنام زیباترین پرستیدنی نمی دانم چندمین روز است که باریکه کهکشان نور در من خاموش شده ...
نمی دانم چندمین روز است که از رقص بی ریای ماهی ها بی خبرم ...
نمی دانم چندمین روز است که دخیل شمایلم را گلوگاه شقایق بسته ام ...
نمی دانم چندمین روز است که لالایی پاک اطلسی را نشنیده ام ...
نمی دانم چندمین روز است که از پرنده های عاشق و بالهایشان بی خبرم ...
تنها می دانم با نور چشمانت آسمان شبم همیشه روشن است ...
تنها می دانم مهربان خدایی دارم که مرا با تمام بدی هایم دوست دارد

GORJI
23-04-2009, 19:40
الــهــی دلی ده که شـوق طاعـت افـزون کنـد و تـوفیق طاعـتی ده کـه ببهشـت رهنمون کند.


الــهــی دلـی ده کـه در کــار تــو جــان بــازیـم و جــانـی ده کـه کــار آن جـهــان بـسـازیـم.


الــهــی نفسـی ده کـه حلقـه بنـدگـی تـو گـوش کند . جـانی ده کـه زهر حکمـت تـو نـوش کند.


الــهــی دانـــایــی ده کـــه در راه نـیـفـتـیـم و بـیـنـــایــی ده کـــه در چــــاه نـیـفـتـیـم.


الــهــی پـایی ده کـه با آن کـوی مهـر تـو پوئیم و زبانی ده کـه با آن شکـر آلای تـو گـوئیم

LIDA
24-04-2009, 13:56
الهي آمدم با دو دست تهي،بسوختم براميد روز بهي،چه بود اگر از فضل خود بر اين خسته دلم مرهم نهي؟



الهي توآني که نور تجلي بر دلهاي دوستان تابان کردي،چشمه هاي مهردر سرهاي ايشان روان کردي و آن دلها را آينه خود محل صفا کردي تو در آن پيدا پيدايي خود در آن دو گيتي نا پيدا کردي.



الهي اين پرده من از من بدار و عيب هستي من از من وادار و مرا در دست کوشش من گذار.



الهي از کجا بازيابم من آن روز که تو مرا بودي و من نبودم تا باز بدان روز رسم ميان آتش و دودم اگر بدو گيتي آن روز من يابم پر سودم در بود خود دريابم به نبود خود خوشنودم.



الهي اي داننده هر چيز و سازنده هر کار و دارنده هر کس.نه کس را با تو بنازي و نه کس را از تو بي نيازي،کار به حکمت مي اندازي و به لطف مي سازي نه بيداد است و نه بازي.

LIDA
24-04-2009, 13:57
الهي نه به چرايي کار بنده را علم و نه بر تو کس را حکم سزاها تو ساختي و نواها تو ساختي و نه از کسي به تو،نه از تو به کس همه،از تو به تو همه تويي و بس.



الهي تو را آن کس ببيند که تو را در ازل ديد که گيتي او را ناپديد و تو را او ديد که ناديده پسنديد.



الهي نصيب اين بيچاره از اين کار همه درد است مبارک باد که مرا از اين درد سخت در خور است بيچاره آن کس که از اين درد فرد است حقا که هر که به اين درد ننازد ناجوانمرد است.


الهي همه عالم تو را مي خواهند کار آن دارد که تو کرا خواهي بنازم کسي تو او را خواهي که اگر برگردد تو او را در راهي.


الهي تو ما را ضعيف خواندي از ضعيف چه آيد جز خطا و ما را جاهل خواندي و از جاهل چه آيد جز جفا و تو خداوندي کريم و لطيف چه سرد جز از کرم و وفا و بخشيدن عطا.

LIDA
24-04-2009, 14:00
الهي يادت چون کنم که من خود همه يادم من خرمن نشان خويش فراباد نهادم.


الهي وقت را بدرد مي نازم و زيادتي را مي سازم به اميد آن که چون درين درد بگدازم درد و راحت هر دو براندازم.


الهي تو خواستي نه من خواستم دوست بر بالين ديدم چو از خواب برخاستم.


الهي داني به چه شادم؟به آن که نه به خويشتن به تو افتادم.


الهي هر چند که ما گنهکاريم تو غفاري هر چند که ما زشتکاريم تو ستاري.

GORJI
24-04-2009, 18:58
دلم گرفته، ای خدا

این روزا هیچکی غیر تو ، درد من ونمی دونه .


دلم گرفته، ای خدا

حتی صدامم این روزا به ساز من نمی خونه.


دلم گرفته ازهمه

از این روزای سوت و کور .

از این ترانه مردگی، از این شبهای بی عبور.

تمام لحظه های دلم زیر هجوم حادثه منتظر

یه راهیه تا دوباره به توبرسه .


دلم گرفته، ای خدا

گریه امونم نمی ده ،چرا دیگه حتی دلم

تو رونشونم نمی ده .

گناه بی باوری مو ، خودم به گردن می گیرم.

اگر نگیری دستامو ، تو دستای غم می میرم .


دلم گرفته ، ای خدا

واسه رسیدن به تو ،یه فرصت تازه می خوام .

دوباره دستامو بگیر ، مثل روزای بی کسی.


دلم گرفته ،ای خدا حتی بهشتو نمی خوام .

GORJI
24-04-2009, 19:02
خداوندا دلی دارم عطش سوز که نه در شب بود تابش نه در روز
ز بعد مردنم ای آتش عشق کنار گور من شمعی بیافروز

یه روز یه اف داشتم نوشته بود
ناراحت بودم که کفش ندارم و در خیابان دیدم که کسی هست که پا ندارد

دلم برات گرفت خدا
ناراحتم چرا اینقدر دلتنگم برای تنهاییم
برای دلم برای غربتم
دیدم تو از من غریب تری
ولی بازم با همه این حرفها خدایا
چرا انقدر دوستی ها محبت ها سریع سرد میشه
چرا انقدر ............
امروز دلم بد جوری گرفته
بد
خراب خرابم

**********************************************
همین الان خیلی دلم گرفت
خدایا چرا اینقدر دنیای ما رو به سردی میره
اگر صادقانه صحبت کنیم میگن داری خودت رو لوس میکنی
داری ریا میکنی
اگر خودمونی باشیم میگن جنبه نداری میگن در شأن تو نیست
یاد اون شعر صادقی افتادم
قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین
آه از تزویر خلق درد نوش
مردم کندم نمای جو فروش
آه از این گرگ های میش خار

***************************************

خدایا یعنی هر کی بد بود باید باهاش بد باشن
اینوووووووووووووووووو نمیفهمم
به خودت قسم نمیفهمم
یعنی چی شعر میخونن میگن مگه هر کی که بد شد دل نداره
یا اون شعره که میگه
مگه هر کی که بده خدا نداره
کی میگه آقا یه دست صدا نداره
آه که دیگه آه هم تسکینم نمیده
از بس دلم گرفته دارم
دارم بارونی میشم
از بس که خسته ام
دارم قرص مسکن میخورم
وقتی دل بگیره داروش چیه
خدایا تو دلت میگیره چیکار میکنی؟؟؟

LIDA
26-04-2009, 08:34
خدایا
خانه قلب من کوچک است
ان چنان فراخ کن
که پذیرای تو باشد.
خانه قلبم ویرانه است
ان را مرمت کن
تا در خور تو شود
خانه قلبم آلوده است
ان را پاک و مطهر گردان
عمیق ترین ارزوی من
زمانی بر اورده می شود
که تو همیشه و همیشه
در سرای قلبم ساکن شوی
و من روزم را در حضور پر نور تو سپری کنم


هر کسی یک پیامبر است
اگر به قلبش گوش دهد
و مثل یک نی خالی باشد
و خدا در او خواهد دمید !
و او بی نیاز از همه
تنها محتاج خدا خواهد بود


خدایا
مرا قلبی متواضع عطا کن
که در سرما و گرما در تحسین و نکوهش
در لذت و درد در بیماری و تندرستی
و در خوشبختی و فلاکت
مسرور باقی بماند.
در قلب کوچک من
اتش عظیم عشقت را بیفروز
بگذار
شوقم به سیمای نیلوفرینت
هر روز فزونی گیرد
و مرا یاری کن
تا همه چیز را به اغوش پر مهر تو بسپارم

LIDA
26-04-2009, 08:37
خدایا!خدای من! بارها آمدی و من نبودم
دست تو را وقتی از پرتگاه می افتادم دیدم که مرا گرفتی
نگاه مهربانت را دیدم وقتی تنها بودم و می گریستم
صدای زیبایت را شنیدم وقتی خسته بودم
من تو را دیدم/بارها و بارها/من تو را می شناسم/بارها و بارها
من تو را از آن وقتی می شناسم که آن شب که فقط من و تو به یادش داریم
با من بودی و ماندی
من تو را از آن وقتی می شناسم که عشق را به من آموختی و با من بودی و ماندی
من تو را می شناسم/من تو را خوب می شناسم
هر روز تو را می بینم/ تو می آیی اما من سنگدل دست تو را رد می کنم
این بار به پای التماست می افتم و می گویم
من آمده ام یک بار دیگر بیا.

LIDA
26-04-2009, 08:38
خدایا ..
چه لحظه هايی که در زندگی ترا گم کردم اما تو همیشه کنارم بودی ...
چه دقیقه ها که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم نکردی...
چه ساعت هایی که غرق در شادی و غرور، تو رو که پشت همه موفقیت هام قایم شده بودی از یاد بردم اما تو همیشه به یادم بودی ...

وقتی خسته از همه جا و همه کس ناامیدانه به تو پناه آوردم تو پناهم دادی...
وقتی از آدم های دور و برم دلم گرفت ...
و دنیا غم هاش و بهم ارزونی کرد تو به قلبم آرامش دادی...
تو با حضورت به خنده هام هدف دادی ،
به گریه هام دلیل دادی ،
به زندگیم ،
به نفس کشیدنم رنگ دادی...



مرا ببخش ،
اگر شادابم و جسور...
اگر بی عقلم و عاشق
خدایا مرا ببخش..
اگر بر خلاف طبیعت تو آفریده شده ام..
اگر عشقم گناهی نابخشودنی است
و اگر گناهم را دوست می دارم



خدایا مرا ببخش..
...مرا ببخش
مرا ببخش
اگر فراموش کرده ام نام تو را

خدایا مرا ببخش اگر اینگونه ام....

GORJI
26-04-2009, 19:57
دل به این کوچیکی خدا به ای بزرگی........................................ ..
بغض دلم تازه شد

با یک ورق ستاره

حیف شد که این ستاره

دنباله ای نداره

بازیچه ی دست توست

حرفی نداره این دل

حکم همیشگیته

با یک ورق تک دل

خواب به این قشنگی

عمرا که دیده باشی

شکستن قلبمو

عمرا شنیده باشی

بازم خدانگهدار

بازم دعا میکنم

بازم اگر شکستم

شکر خدا میکنم................

LIDA
27-04-2009, 07:19
خداجون سلام .فقط تو میدونی تو دلم چی میکشم .

هرچی میخوام بی تفاوت باشم نمیتونم .آخرش هم نتونستم جلوی ترکیدن بغضم بگیرم

خودت میدونی هرچی گفتم راست بود بدون ذره ای دروغ . راستی من اگه تو رو برای درد ودل

نداشتم چی کار میکردم قربونت برم .



خداجونم

همیشه وقتی به این فکر می کنم که ممکنه دوسم نداشته باشی دلم میگیره

ولی یه حسی زود بهم میگه این حرفو نزن از خدا مهربون تر وجود نداره( پس چرا بچه ها اصلا دلمون بگیره ؟..ها....)

فدای همه دلای قشنگی که خداشونو دوست دارن


ای آنکه ماهتاب رخسار تو روشنایی راه و زیبایی نگاه عاشقان توست.

ای آنکه تنزه جمالت دل های عارفان را جلای اشتیاق می بخشد.

ای آرزوی دل های آرزومندان و ای اشتیاق مشتاقان و ای امید امیدواران و ای عشق عاشقان و ای غایت شیفتگان.

آتش عشقت را در خرمن وجودم بیفکن.

تحم دوست داشتنت را در گلدان دلم بکار.

سبزینه محبتت را در برگ های به زردی گرائیده ی وجودم بدمان.

دلم را داغ عشقی بر جبین نه.

زبانم را بیانی آتشین ده.

GORJI
27-04-2009, 18:46
خداوندا با تو سخن می گویم
از عشق
آن میل شدید درونی
آن جادوی جاودانی
آن عطش کاشتن و درو کردن
آن عظمت فکر کردن و دیدن
آری خداوندا از تو می پرسم
کجا رفته است آن تکثر روح نیک تو
اگر درون نیک است پس اینها چیست
صدای قناری در قفس از برای چیست
خداوندا از تو می پرسم
اگر آدم اشرف مخلو قات است
اگر او کمال آفریده ها است
پس چرا حقارتش می بینی
پیش مخلوقات
او را که افسارش باز کردی وگفتی برو تا باز گردی سوی من
خداوندا از تو می پرسم
کدامین مالک گله اش را دست گرگ می سپارد
که تو گرگ را مبصر کلاس ما کردی
ما در زمین همه بنده شیطانیم
اگر خود را گول نزنیم
او ما را حکمرانی می کند
هر چه خواهد می دهد و هر چه می خواهد گیرد
الا جان که از آن توست
خداوندا از تو می پرسم
آیا نمی خواهی ظاهر کنی آن حقیقتی که وعده داده بودی
آن قیامتی که ما را از آن ترسانده بودی
خداوندا پس کجا خوابیده آن ناجی که ما را قول امید داده بودی
امید در انتظارش یاٌس را می نوشد
و خداوندا از تو می پرسم
کی می شود دیگر از تو نپرسم

LIDA
28-04-2009, 09:14
ما خدا را گم می کنیم .......در حالی که او در کنار نفس های ما جریان دارد.

خدا اغلب در شادی های ما سهیم نیست

تا به حال چند بار از خوشی هایت را آرام و بی دغدغه به او گفته ایی؟

تا به حال به او گفته ایی که چه قدر خوشبختی؟؟؟؟

که چه قدر همه جیز خوب است؟؟

که چقدر خوب است که او هست؟

زمانی که خسته به طرفش میرویم خیال میکنیم

تنها زمانی که به خواسته ی خود برسیم او را دیده وحس کرده اما...

گاهی بی پاسخ گذاشتن برخی از خواسته های ما نشانگر لطف بی اندازه ی او به ماست

خورشید را باور دارم حتی اگر نتابد

به عشق ایمان دارم حتی اگر آن را حس نکنم

به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت کرده باشد

LIDA
28-04-2009, 09:17
خدایا خواستم از دلتنگی هایم بگویم ...اما دیدیم فقط من دلتنگ نیستم انگار یه جورایی همه ی بنده هات گرفتار این دلتنگی اند...

نمی دونم چی شد یهو یادم به این داستان افتاد...

روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت .

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت " . می اید ، من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد و سر انجام گنجشك روی شاخه ای از درخت دنیا نشست .

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :

" با من بگو از انچه سنگینی سینه توست ." گنجشك گفت " لانه كوچكی داشتم ، ارامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی كسی ام . تو همان را هم از من گرفتی . این توفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم كجای دنیا را گرفته بود ؟ و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست. سكوتی در عرش طنین انداز شد . فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت " ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. انگاه تو از كمین مار پر گشودی . گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود.

خدا گفت " و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی.

اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد

GORJI
28-04-2009, 18:34
خدای من :
تو تنهاترین و محکم‌ترین قوت قلب دل تنهامی . تو طوفان‌های زندگیم تو ابتدا و اصل آرامشمی . تو از من به من نزدیک‌تر بودی موندم که چطور گاهی اوقات چشم‌های غافلم ندیدت اما تو هیچ وقت حتی لحظه‌ای منو ترک نکردی . روزهایی رسید که فکر کردم با من قهری تو حتی در همون لحظه‌ها با همون فکر اشتباه که حتی از به خاطر آوردنش شرمنده می‌شم از من قهر نکردی و به خاطر این فکر کودکانه نادرست طردم نکردی .
من دوستت دارم . منو ببخش اگه قولم مثل خودم کوچیکه ، اما دلم به بزرگی بی‌حد تو خوشه و پشتم به کمک‌های تو گرم .
از تو سپاسگزارم که با بزرگواری همیشه کمکم کردی .
تو همونی که هر وقت ازت یاد کردم ، بهم امید بخشیدی ، تو یادت چیزی هست که منو زیرو رو می‌کنه . غصه‌هامو می‌شوره و دلشکستگی‌ها‌مو ترمیم می‌کنه ؛ چیزی که در هیچ چیز غیر از یاد تو نیست .
هر وقت خواستم ببینمت بی‌درنگ با مهربونی در رو به روم باز کردی و نگاه نکردی گناهکارم . حذفم نکردی من همیشه دست خالی به دیدنت اومدم و تو همیشه با دست پر روانه‌ام کردی .
هر وقت صدات کردم طوری بهم جواب دادی كه انگار مدت‌هاست منتظرم بودی ؛ هر وقت ندونسته از بی‌راه سر‌در‌آوردم خودت منو صدا کردی ، گاهی با تلنگر اتفاقات ساده روزمره منو از ادامه یه راه غلط منع کردی . اما حتی اون وقتی که ازم مکدر بودی با بزرگواری آبروم رو حفظ کردی . تو همیشه خدا بودی و من همیشه حتی کمتر از یه بنده ، به من از صفات و ذات چیزهایی ببخش تا جسم خاکی من به روح آسمونی حتی شده یک سر سوزن نزدیک‌تر بشه .
به حافظه‌ام قدرتی ببخش تا اجازه گرفتن از تو رو هیچ وقت از خاطر نبره ، به اراده‌ام همتی ببخش تا استوار بر این عهد پابرجا بمونه .
ازت متشكرم خدای خوب من .

GORJI
28-04-2009, 18:36
گفتم : خداي من ، دقايقي بود در زندگانيم که ھوس مي کردم سر سنگينم راکه پر از دغدغھ ي ديروز بود و ھراس فردا ،بر شانه ھاي صبورت بگذارم و آرام برايت بگويم و بگريم ، در آن لحظات شانه ھاي تو کجا بود ؟



گفت: عزيز تر از ھر چه ھست ، تو نه تنھا در آن لحظات دلتنگي که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودي ، من آني خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه ھستي .



من ھمچون عاشقي که به معشوق خويش مي نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم .



گفتم : پس چرا راضي شدي من براي آن ھمه دلتنگي ، اينگونه زار بگريم ؟



گفت : عزيزتر از ھر چه ھست ، اشک تنھا قطره اي است که قبل از آنکه فرود آيد عروج مي کند ،اشکھايت به من رسيد



و من يکي يکي بر زنگارھاي روحت ر يختم تا باز ھم از جنس نور باشي و از حوالي آسمان ، چرا که تنھا اينگونه مي شود تا ھميشه شاد بود .



گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگي بود که بر سر راھم گذاشته بودي ؟



گفت : <> بارھا صدايت کردم ، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايي نمي رسي ، تو ھرگز گوش نکردي و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود ،که عزيز از ھر چه ھست از اين راه نرو که به ناکجاآباد ھم نخواھي رسيد .



گفتم : پس چرا آن ھمه درد در دلم انباشتي ؟



گفت : روزيت دادم تا صدايم کني ، چيزي نگفتي ، پناھت دادم تا صدايم کني ، چيزي نگفتي ،



بارھا گل برايت فرستادم ، کلامي نگفتي ، مي خواستم برايم بگويي .آخر تو بنده ي من بودي چاره اي نبود جز نزول درد که تو تنھا اينگونه شد که صدايم کردي .



گفتم : پس چرا ھمان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندي ؟



گفت : اول بار که گفتي خدا آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خداي تو را نشنوم ، تو باز گفتي خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايي ديگر ، من اگر مي دانستم تو بعد از علاج درد ھم بر خدا گفتن اصرار مي کني ھمان بار اول شفايت مي دادم .



گفتم :مھربانترين خدا ، دوست دارمت ...



<> گفت : عزيز تر از ھر چه ھست من دوست تر دارمت

GORJI
28-04-2009, 18:39
خدای من نمیدونم چی بگم دلم بد جوری گرفته بود گفتم چکار کنم وبا کی در ودل کنم که حرفمو بفهمه

اما انگار این خواست خودت بود که حرف دلمو با خودت در میون بذارم

شاید دردم دوا نشه اما حداقل دلم سبک میشه

اما خدا جون درسته من بنده خوب خودت نیستم درسته که گنهکارم

اما خدا جونم هم از گناه کردن خسته شدم وهم احساس میکنم دارم کم میارم .

خدا جون نمیخوام شیطون برم غالب بشه .میخوام مغلوبش کنم .اما خدا جون به کمک خودت نیاز دارم .

خدا جون مگه غیر از اینه که خودت حرف ودرودل ما را بدون اینکه به زبون بیارم میدونی ؟پس چرا یه راه حل براش پیدا نمیکنی .اخه خدا جون من فقط زمانی میتونم باهات درودل کنم که تنهای تنها باشم وکسی دور وبرم نباشه

دلیلشم اینه که نمیخوام غیر از خودت کسی اشکامو ببینه

پس خدا جونم توی این جور مواقع خودت حرفمو بدون وبه دادم برس
راه درست ونادرست رو نشونم بده

خدا جونم کمکم کن که خیلی خیلی تنهام وبهت نیاز دارم

کمکم کن از این سر در گمی دربیام
از این دوراهی راه درستشو پیدا کنم

خداجون خیلی چیزهای دیگه توی دلمه که نمتونم به زبون بیارم وتو خودت بهتر میدونی

پس خدا جونم خودت کمکم کن

خدا جونم مگه ما بدا دل نداریم

خدا جون مگه گنهکاران نمیان طرفت ؟پس اول دست اونا رو بگیر وانا رو به حال خودشون وانذار

اخه ادمهای خوب که نیاز ندارند تو دستشونو بگیری چون خودشون خوبن

پس خدا جون دست بنده های گنهکار وبدت مثل من رو بگیر وتنهاشون نذار

یا غیاث المستغیثین

یا ستار العیوب

GORJI
28-04-2009, 18:44
بياييد يادمان باشد كه ما انسانيم و به ياد زنده ايم.

و گاهي نياز داريم تا براي خودمان دعا كنيم.

روزها و هر لحظه با خود تكرار مي كنم بارالها به من تواني بخش تا همه را دوست

بدارم و به همه عشق بورزم آن سان كه تمامي وجودم از عشق سيراب گردد و

ببخشم بيشتر از آنچه بستانم و با همه باشم و در كنار همه بي آنكه متوقع باشم از

آنها .

و بدين سان است كه مي توان تجلي عشق خداوند را در وجود خودم و ديگران به

وضوح ببينم و مسرور گردم و از اين فرصتي زندگاني كه به من بخشيده شده تا بجويم

و بشناسم استفاده كنم.

خداوندا مرا ياري كن كه به كسي جز تو دل نبندم كه همه فاني اند و تو تنها كسي

كه مي توانم به آن تكيه كنم و پناه برم كه وجود تو خانه امني است برايم.

خداوندا ياريم كن تا از هيچ كس غمي به دل نگيريم و با همه با تمام وجود محبت كنيم

تا محبت و مهرباني و عشق به سويمان بازگردد.

خداوندا آغوش مهربانت را هميشه به رويم بازگذار تا هر گاه دلم گرفت جايي و پناهي

براي غصه هايم در خلوت تو داشته باشم و مرا بپذير كه من از تو ام .

GORJI
28-04-2009, 18:50
خدا از من پرسید: « دوست داری با من مصاحبه کنی؟» پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشید» خدا

لبخندی زد و پاسخ داد: « زمان من ابدیت است... چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟»

من سؤال کردم: « چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟» خدا جواب داد.... « اینکه از دوران کودکی

خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه

شوند» «اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند

اینکه سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند» «اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش

میکنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند» «اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی

هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند» دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی

به سکوت گذشت.... سپس من سؤال کردم: «به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در

زندگی بیاموزند؟» خدا پاسخ داد: « اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها

کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند» « اینکه یاد بگیرند

که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند» «اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند» « اینکه

رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این

زخمها التیام یابند» « یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند

کمترینها است» « اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که

چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند» « اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن

را متفاوت ببینند» « اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند» باافتادگی

خطاب به خدا گفتم: « از وقتی که به من دادید سپاسگذارم» و افزودم: « چیز دیگری هم هست که دوست

داشته باشید آنها بدانند؟» خدا لبخندی زد و گفت... «فقط اینکه بدانند من اینجا هستم

LIDA
29-04-2009, 07:04
صدای پای عابرهای خسته

در خاموشی دل را شكسته

دوباره با سكوتی پر ز فریاد

دل من تار و پود از غم گسسته

خدایا خودت میدونی چه حالی دارم . كمكم كن كه سخت محتاجم


دلم گرفته
دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز
نه این دقایق خوشبو که روی شاخه نارنج می شود خاموش
نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست
نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف
نمی رهاند


آهای خدای مهربون تنگ دلامون

برای یار مهربون تنگ دلامون

برا اشک آسمون تنگ دلامون

برا یار مهربون تنگ دلامون


به نام خدای خوبم

خدا جونم دل تنگتم.دنیا بد جوری پر از نامردمیها شده.

خدا جونم تو این زمونه همه فكر پركردن جیب خودشون هستند حتی به ارزش پایمال كردن حقوق دیگران.

خد جونم اصلا چرا باید چیزی بگم.

خودت كه از همه چیز آگاهی.

پس فقط ازت می خوام به حق بنده های خوبت ما رو هم از این هلاكت نجات دهی........

LIDA
29-04-2009, 07:09
خدایا کمک کن ازت دور نشم.

همدم این قلبی که روح خودتو هدیش کردی فقط خودتی...

باهام بمون.

خدایا دلم گرفته از جانورها دو پا كه تورا فراموش كردن و خود را به هوای نفس سپردن و دم از منیت میزنن


خدا جون.میدونم كه جواب سلامم رو حتما میدی.امشب شب جمعه اس.همونطور كه یعقوب پیامبر برا آمرزش گناه فرزندانش كه در حق برادرشان حضرت یوسف دروغ گفته بودند گفت صبر كنید تا شب جمعه فرا برسه براتون دعا كنم من هم در این شب جمعه ازت میخوام من رو هم از آزادشدگان از جهنمت قرار بدی.

خدا جون خوب میدونی دوست دارم و هر جا برم باز هم محتاج لطف توام.


حقیقت این است که معمولا دلتنگی ها ما از دورشدن از خداست... از غفلت است.. از بی‌وفایی خودمان است.

الا بذکر الله تطمئن القلوب... ذکر و یاد خدا مایه آرامش دلهاست... مصداق ذکر و یاد خدا در قرآن، نماز است. واقم الصلاه لذکری.

LIDA
29-04-2009, 07:12
برای تو می گویم ، میدانم كه میشنوی

برایت میگویم كه التیامم دهی و تسكین دل آشفته ام گردی ..... مرا دریاب


اول خودت رو خوب بشناس

بعد خدا را می شناسی

آنوقت تو خوشبخت ترینی

ومن چقدر دوست دارم انهایی را که خوشبخت ترینن

از همه گره ها وکینه هاو نامهربانی هاو... پاکند

چه آرامشی در وجودشان است..

چه زیبا خوشبختن


خدایا چون ماهیان كه از وسعت دریا بی خبرند عظمت و ژرفای عشق تو را نمی شناسم فقط می دانم كه معبود این من خسته هستی و اگر دیده از من برگیری خواهم مرد....


ای خدای مهربان، آینه ی سرنوشتم را بیش ازاین با پتک غم مکوب که تحمل آنم نیست و دلم را با خار محنت میازار که دیگر تاب و توانم نمانده است . ای عالیترین یار دور از خیانت، آتش هجران خویش بر وجودم میفکن که طاقت دوری تو ندارم ، و قلبم را در آزمایشات خدایی میازمای، که از تیرگی و کدورت گناه شرم میکنم.......

LIDA
29-04-2009, 07:19
ای کاش دلم لایق دیدار تو بود

هر چند سیاه است ولی یار تو بود

ای کاش تمام عمر یادش می ماند

هر جا که خریدند مرا کار تو بود

خدایا تو از دل همه ماها با خبری. تو این دوره زمونه غریبی بیشتر از همه اتیشمون می زنه . به دادمون برس.یا غیاث المستغیثین و یا حبیب قلوب الصادقین و یا اله العالمین


خدا جونم . کمکم کن که همیشه و همه جا حضورت رو احساس کنم . بهم این درک رو بده که همه چیز رو در بودن با تو خلاصه کنم. خدااااااا کاش میشد درک کنییم که همه مون انا لله وانا الیه راجعونیم... خدا دوستم داشته باش...



کاش می دانستیم: زندگی با همه وسعت خویش، محفل ساکت غم خوردن نیست، حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست، زندگی خوردن و خوابیدن نیست، اضطراب و هوس دیدن و نادیدن نیست، زندگی جنبش و جاری شدن است، زندگی کوشش و راهی شدن است، از تماشاگه آغاز حیات، تا به جایی که خدا می داند


همه یه وقتایی دلمون می گیره یا کارامون از نظر خودمون گره خورده می شه ولی همه بدونیم اون که تنها دوستمونه تنهامون نمی ذاره

LIDA
29-04-2009, 07:22
خدا جون، واقعا دلم گرفته. بهت احتیاج دارم.ااحتیاج دارم که تنبیهم کنی. بهم بفهمانی که هستی. که من نباید اینقدر احساس ازادی کنم. بهم یاد بده که غیر از محبت ، خشونت هم داری. و. از قهرت بترسونم


سلام اسمان عزیز

خوش به حالت که دلت گرفته اخه هر کسی دلش نمیگیره تا قابل نباشی خدا نگاتم نمیکنه چه برسه کاری کنه دلت بگیره

وقتی ادم دلش میگیره یه جور دیگه با خدا حرف میزنه

خیلی راحت با خدا حرف میزنه

انگار با خدا خیلی خودمونی میشه

انگار خدا فقط مال خودش

اصلا همین جوری هم هست خدا در قلب شکسته جا داره

خوش به حالت اگه بی کسی , کس بی کسا خداست که از همه کسا بهتره . کسهای دیگه که کس نیستند نا کسند خوش به حالت فهمیدی بی نا کسی

کاش منم مثل تو احساس دلتنگی میکردم

اون وقت دلم میخواست

یه اغوش گرم منو در بر بگیره

میدونی همه اغوشهای دنیا یه جورایی نا امنند

تنها اغوشی که امن امن اغوش خودشه

اون اغوشش برای همه بی کسا بازه

کاش ... ای کاش...ای کاش... کاش من جای تو بودم

LIDA
29-04-2009, 07:26
خدایا - دلهای سیاه ه بندگانت را روشنی بخش که همه غرق نیازیم
دل ازاری را به چه مانند کنم تا بی خاطره ایی بگذریم
یکبار ه دیگر خاطرهء تلخ ه بندگانت خاطرم را ازرد
قلب شکسته ام گواه این باور است
امشب اسمان دلم گرفته و بارش دل ازردگیها دید زمان را از من گرفته
خدایا - به بندگانت بگو انسانیت در انسانها
و
ادمیت در ادمها بسیار گرانقدر است
چه خوب است بتوانیم یکدیگر را دوست داشته باشیم
چه خوب است بتوانیم خورشید ه ذهن ه یکدیگر باشیم
چه خوب است بتوانیم طلوعی در تاریکیهای ه ذهن ه یکدیگر باشیم
چه خوب است بتوانیم بهای ه انسانیت در قلب ه یکدیگر باشیم
جه خوب بود بود اگر میشد



خدایا از شبهای دلتنگی و تنهایی خودم چی برات بگم که دارم می سوزم و درمانی نیست!


خدایا من رو از این دوراهی نجاتم بده تا بتونم تو رو بهتر بشناسم


خدا جون


اونقدر گناهکارم که فکر میکنم وقتی باهات حرف می زنم روتو برمیگردونی

خدایا من خیلی وقتها تنهات گذاشتم ولی تو منو تنها نذار

چشم انتظارت هستم

LIDA
29-04-2009, 16:01
با توام با تو خدا
یک کمی معجزه کن
چند تا دوست برایم بفرست
پاکتی از کلمه
جعبه ای از لبخند
نامه ای هم بفرست
کوچه های دل من
باز خلوت شده است
قبل از اینکه برسم
دوستی را بردند
یک نفر گفت به من
باز دیر آمده ای
دوست قسمت شده است
با توام با تو خدا
یک دل قلابی
یک دل خیلی بد
چقدر می ارزد؟
من که هرجا رفتم
جار زدم:
شده این قلب حراج
بدوید
یک دل مجانی
قیمتش یک لبخند
به همین ارزانی
هیچ وقت اما
هیچ کس قلب مرا قرض نکرد
هیچ کس دل نخرید
با توام با تو خدا
بیا این دل من مال خودت
خواهش می کنم ای خدا
ببر این دل را نزد خودت

LIDA
29-04-2009, 16:03
خدای قشنگم.....

من دیدم تو را

که

لبخند می زدی به احساس های من ،

من شنیدم

که

هزار بار می گفتی : دوستت دارم!

من احساس کردم

کاملا احساس کردم

که
دست های لرزانم را گرفتی و... تابستان شدم!

من دیدم ، شنیدم و کاملا احساس کردم.....

من....

چند روزی با این واژه های سر به هوا

دست و پنجه نرم کردم

تا نمازم را با این جمله پایان دهم :


خدایا ممنون از اینکه همیشه مراقب منی و با اینکه غرق گناهم رو ازم بر نمی گردونی .خدایا تو اراده کنی زمین و هر چه هست و نیست نابوده .ما بنده های تو گناه می کنیم و تو می بخشی خدایا تو قادری به هر کاری اما تویی که از بنده هات می گذری.خدایا به حق خدایی تنها شایسته توست و بس. با تمام احساسم دوستت دارم.

LIDA
29-04-2009, 16:13
الهی وحشت از قبر و هراس از مرگ دارم


ولی با این همه بر لطف تو امیدوارم


یقین دارم یقین دارم که از اعمال زشت من غضبناکی


چه خواهی کرد ای دریای رحمت با کف خاکی


بار الها از تعلق خسته ام بر شمیم عطر تو وابسته ام
از پلیدی های دنیا رسته ام چون به ذات اقدست دل بسته ام



همه کارها رو به خدا بسپارید که او همه مشکلات رو حل می کنه ... نزد خدا همه چیز ممکن می گردد.. . و همیشه این حقیقت رو درک می کنم که خداوند خیر خواه است ... او مهربان و پر از شکوه و جلال و عظمت است... اوست که پناه من و همه کائنات است ... خداوند عشق است ...عشق مطلق است...
خدا جون خیلی دوستتتتتتتتتتتتتت دارم....

LIDA
29-04-2009, 16:14
خداوندا نمی دانم در این دنیای وانفسا ...

کدامین تکیه گه را تکیه گاه خویشتن سازم...
نمیدانم...
نمی دانم... خداوندا...
در این وادی که عالم سر خوش است و دلخوش است.... و جای خوش دارد...
کدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم...
نمی دانم خداوندا...
به جان لاله های پاک و والایت نمی دانم...
دگر سیرم خداوندا...
دگر گیجم خداوندا...
خداوندا تو راهم ده...

پناهم ده ...
امیدم خداوندا ...

که دیگر نا امیدم من و میدانم که نومیدی ز درگاهت گناهی بس ستمبار است... و لیکن من نمیدانم...
دگر پایان پایانم..

همیشه بغض پنهانی گلویم را حسابی در نظر دارد ...و می دانم که آخر بغض پنهانم مرا بی جان و تن سازد...
چرا پنهان کنم در دل؟...
چرا با کس نمی گویم؟...
چرا با من نمی گویند یاران رمز رهگشایی را؟...
همه یاران به فکر خویش و در خویشند... گهی پشت و گهی پیشند...
ولی در انزوای این دل تنها ... چرا یاری ندارم من ...که دردم را فرو ریزد...
دگر هنگامه ی ترکیدن این درد پنهان است...
خداوندا نمی دانم...
نمی دانم ...
و نتوانم به کس گویم...

LIDA
29-04-2009, 16:35
چه شود اگر خدایم، شنوی تو این صدایم

که تو را بخوانم از دل، به امید یک عطایم

.......................................

چه شود اگر که آهی بکشم کنی نگاهی

به گدای رو سیاهی، که تو را صدا نمایم

......................................

چه شود دهی امانم که به لب رسیده جانم

بنگر تو را بخوانم، بشنو اکنون ندایم

.......................................

گنهم ز حد برون شد، دل من چه غرق خون شد

غم من چنان فزون که اسیر صد بلایم

.......................................

نبود مرا حیایی، چو رسد ز من خطایی

تو زمن حیا نمایی، بنگر چه بی حیایم

.......................................

به من غریب و تنها، نظری نما خدایا

تو بگیر دست من را، که به حال خود رهایم

......................................

به گناه خود اسیرم کرمی کن ای امیرم

که اگر چنین بمیرم، از طریق تو جدایم

LIDA
29-04-2009, 16:37
كي يه شب ميخوابه وخواب خدا رو ميبينه
خواب ميبينه كه خدا هميشه همراه اونه

تو جاده هاي زندگي خدا مي رفته پابه پاش
كنار رد پاي اون پاي خدا تو جاده هاش

يه روز به فكرش ميرسه پشت سرش نگاه كنه
جاي پاي خودش را از مال خدا جدا كنه

به زندگي ديروزش يه نگاه خوب ميكنه
ولي با ديدن يه چجيز خيلي تعجب ميكنه

جاده هاي سختي رو كه دوباره از نو ميبينه
ميفهمه كه فقط تو اون روزا جاي پاي اونه

با يك زبون گله مند وآه وشكوه شديد
ميخاد خدا بدونهكه جاي پاي اونو نديد

رو ميكنه سوي خدا كلي شكايت ميكنه
كم شدن جاپاها رو بازم حكايت ميكنه

ولي خدا ندا ميده كه اين نه رسم ديدنه
اوني كه تو ديده بودي فقط جاي پاي منه

فكر ميكني تو سختيها تو تنهايي راه اومدي
نه بلكه پيش مشكلات تو خيلي كوتاه اومدي

اون روزاي سخت ستم من توي آغوش خودم
از روي پلهاي بلا تنها عبورت ميدادم

دست تو ،تو دستاي من ،پاهاي تو رها بودن
هر دو پاهات تو مشكلات از رو زمين جدا بودن

حالا ببين كه حتي باز تو جاده هاي مشكلات
تو روي دستاي منو منم هميشه پابه پات

LIDA
01-05-2009, 10:02
خداي من
خداي خوب و مهربان من
خداي لحظه هاي بي پناهـيم
خداي لحظه هاي شادِ زندگاني ام
خداي ربنا ي من
خداي لاتزع قلوبنا ي من
ديده ام به دست توست
چشم من به راه خوبي ِ ملائکه!!! ، نه
به دست توست
اي که هر خدايْ گفتنم ، نشاني از جواب توست
اي درود بر نبي و آل ، دعاي مستجاب توست
يک دعاي ديگري در امتداد آن دعا
کرده ملتي ، اسير و مبتلا
استجاب اين دعا ، ميکند جهان ز رنج و غصه ها و غم رها



منم مي خوام به خدا بگم خداجون غريبي غُربت
مي خوام بگم خدا جون بدي خوبي ديدي حلالمون کنيم
مي خوام بگم خدا جون اگه ما بي خيالت شديم ، تو يه وقت بي خيال ما نشي ها
مي خوام بگم خدا جون يه ماه پيشت بوديم ولي اون جور که بايد و شايد ...
مي خوام بگم خدا جون حلالمون کن اگه اون طوري که مي خواستي نبوديم ؛ اگه بهت ضد حال زديم
مي خوام بگم خدا جون دوسِت دارم ، دوسَم داشته باش
هر لحظه بيشتر از لحظه قبل
مي خوام بگم خدا جون ..................

راستي شما مي خوايد به خدا چي بگيد؟

LIDA
02-05-2009, 09:14
اِنَ اللهِ یُحِبُ المُتَوَکِلِینَ


خدا کسانی را که به او توکل میکنند دوست دارد


(سوره آل عمران آیه ی 159)




مرا کسی نساخت ، (خدا) ساخت ؛ نه آنچنان که " کسی می خواست " ،


که من کسی نداشتم ، کسم (خدا) بود ، کس بی کسان .

او بود که مرا ساخت ، آنچنان که خودش خواست .



عاشق خدا باش تا معشوق خلق شوی

همه کس و همه چیز را دوست بدار اما

به هیچکس و هیچ چیز دل مبند

مگر خدا.



خداوندا

عزت مرا اين بس که بنده تو باشم

وفخر مرا اين بس که تو خداي مني

انچناني که من دوست دارم

پس مرا انچنان بگردان که تو دوست داري.

(حضرت علي )




شادي را هديه كن حتي به كساني كه آنرا از تو گرفتند،

عشق بورز به آنها كه دلت راشكستند،

دعا كن براي آنها كه نفرينت كردند،

درخت باش بر غم تبرها،

بپر به كوري چشم خفاشها،

بهارشو و بخند كه

خدا هنوز آن بالا با ماست

LIDA
02-05-2009, 09:41
خــــداونــدا.....


خــــداونــدا ... بيـامـرز آن گـناهـانـم که پـرده پاکـدامنی ها درَد

خــــداونــدا ... بيـامرز آن گـناهانـم که عـذاب وکـيـفر فـرود آرد

خــــداونــدا ... بيـامرز آن گـناهانـم که نـعمـتها را دگـرگـون سـازد
خــــداونــدا ... بيـامرز آن گـناهانـم که اجـابـت دعـا بـاز دارد

خــــداونــدا ... بيـامرز آن گـناهانـم که بـلا فـرو بـارد

خــــداونــدا ... بيـامرز آن گـناهانـم که اميد را قطع ميکند

خــــداونــدا بيـامرزهر گـناهی که کـرده ام و هـر خـطـايی که از من سـر زده اسـت.

LIDA
02-05-2009, 09:43
یادمان باشد

غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند

هدیه شیطان را به هم تقدیم نكنیم و هدیه خداوند را از هم پنهان





به خدا گفتم :میتوانی این همه نا امیدی را باور کنی؟

خدا گفت: این همه نا امیدی ؟

در برابر من؟..... باور نکردنیست.



روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این
که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کزد مرد نمازش را قطع کرد
و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی مجنون به خود
آمد و گفت من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم تو که عاشق
خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی

LIDA
02-05-2009, 09:46
شعری به خدای خود تقدیم کن.

اینم شعر خودم از سنائی


ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی


نروم جز به همان ره که تو ام راه گشایی


خدایا من تو را میخواهم


یا رب ز تو آنچه من گدا می خواهم



افزون ز هزار پادشاه می خواهم



هركس ز در تو حاجتی می خواهد



من آمده ام ز تو ، تو را می خواهم




نیروی خدا مرا حمایت می كند


حضور خدا مراقب من است

هر جا كه هستم ، خداوند آنجاست

LIDA
02-05-2009, 15:02
خدا به مجنون گفت:


یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در كوچه ی لیلا نشست
سجــــده ای زد بر لــــب درگـــــاه او

پـر زلیــــلا شــد دل پـــــــــر آه او
گفت یــا رب از چه خـوارم کــرده ای

بر صلیــب عشــــق دارم کرده ای
جـــــام لیـــــلا را به دستــــم داده ای

واندر این بازی شکســتم داده ای
نشتر عشـقــــــش به جانــم می زنی

دردم از لیـــــــــلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشــق، دل خونم مکن

من کـــــه مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچـــــــــــــه دیگر نیستم

این تو و لیــــــلای تو ... من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایــــــــــــــت منم

در رگ پیدا و پنهانت منــــــــــــــم
سال ها با جور لیــــــــــــــلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختــــــــــــی
عشق لیـــــــــــــــــلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا بــــــــــاختم
کردمت آوارهء صحـــــــــــــــــرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشــــــــــــد
سوختم در حسرت یک یا ربــــــــــت

غیر لیــــــــــــــــــــلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولـــــی

دیدم امشب با منی گفتم بلـــــــــــــی
مطمئــــــــــــن بودم به من سرمیزنی

در حریم خانــــــــــــــه ام در میزنی
حال این لیـــــــلا که خوارت کرده بود

درس عشقـــــــش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهـــــــــــت کنم

صد چو لیــــــــــلا کشته در راهت کنم

LIDA
02-05-2009, 15:18
به نام خداوندی که می آفریند و آفریده هایش را تغییر میدهد
من باز هم به یاد گذشته و روز هایش و به چشم انتظاری آینده مینویسم تا بدانم و احساس کنم که هستم و وجود دارم
گاه حرفی میزنم از زندگی
گاه به روزهایم فکر میکنم
گاه به گذشته هایم میخندم
و آدم ها را میبینم : آدمهایی که هر لحضه دستخوش تغییر میشوند ،
ذهن ها و عقیده ها تغییر میکند
آرزوهای کودکی رنگ میبازند و فکرشان لبخندی را مهمان لب ها میکند
، به یاد غمهای اول نوجوانی و به یاد دلخستگی ها و اضطراب هایت نیشخندی را به خود هدیه میدهی
تک تک روزهایم را به یاد می آورم و به خودم می اندیشم که تا چه حد زیر آوار تغییرات ماندم ...
زندگی میگذرد و من هم مثل همه تغییر میکنم
من تغییر میکنم ...
عشقم به نفرت و نفرتم به عشق تبدیل میشود
خنده هایم به اشک و اشک هایم به لبخندی زود گذر خود را میبازند
آرزوهایم به سرابی و محالاتم به آرزویی نزدیک دل میدهند
شعرهایم جای خود را به نقاشی های سیاه و سفیدی میدهند
به پوچی آرمان های گذشته ام میخندم
سردرگمی هایم به یقینی نسبی تبدیل میشوند
و من فقط نگاه میکنم و به بازی پوچ آدمها و زندگی میخندم
روبروی آینه ی همیشه عریان به خود نگاه میکنم نیشخندی به خودم میزنم ، دختر آینه را به خاطر تغییراتش استهزا میکنم

LIDA
02-05-2009, 15:20
به نام يگانه نگارنده هستي

به نام آسمان ها و به نام زمين و به نام عشق مينويسم
به نام روياها و به نام آرزوها مينويسم
به نام لبخند ها و به نام اشکها مينويسم
به نام دوري ها و به نام دوستي ها مينويسم
مينويسم تا يادم بماند که هستم
مينويسم تا يادم بماند که بايد صبر کنم
بايد تا رسيدن فرداها صبر کنم
مينويسم تا جهانيان بدانند که عاشقم

بار الها...
در دلم غوغايي بي دليل است
در روحم آشفتگي هاي بي پايان است
در سرم انديشه هاي بي انتها است
و من در ميان تمام اين آشفتگي ها به دنبال باريکه نوري براي نجات هستم

خدايا...
هر بار که به بهانه کم کردن فاصله هايمان پيشت آمدم فاصله ها را زياد تر کردم

مهربانم...
در دريايي از گناه مشغول دست و پا زدن هستم ياريم کن

LIDA
02-05-2009, 15:44
خدایا:




میدونم که بدقول نیستی و هیچ وقت بدقولی نمیکنی.

این رو هم میدونم که دیر و زود داره.

ولی تو هم میدونی که من دلم ماه هاست که با چیزی به نام " صبر " قهره.

تو قولش رو توی کتاب مقدس خودت بهم دادی.

من روی مهربانی تو حساب میکنم!





میخوام که دوباره ازت بخوام :



کمک کن تا ابد تنها به تو عاشق بمانم!



پیش از این ها..........خدا

پیش از این ها فکر می کردم خدا خانه ای دارد کنار ابر ها

مثل قصر پادشاه قصه ها خشتی از الماس و خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج و بلور بر سر تجتی نشسته با غرور

ماه، برق کوچکی از تاج او هر ستاره، پولکی از تاج او

اطلس پیراهن او، آسمان نقش روی دامن او، کهکشان

رعد و برق شب، طنین خنده اش سیل و طوفان، نعره ی توفنده اش

دکمه ی پیراهن او ، آفتاب برق تیغ و خنجر او ، ماهتاب

هیچ کس از جای او آگاه نیست هیچ کس را در حضورش راه نیست

GORJI
03-05-2009, 20:25
گفتم : خداي من ، دقايقي بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را که پر از دغدغه ي

ديروز بود و هراس فردا بر شانه هاي صبورت بگذارم ، آرام برايت بگويم و بگريم ، در آن

لحظات شانه هاي تو کجا بود ؟

گفت: عزيز تر از هر چه هست ، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگي که در تمام لحظات بودنت بر

من تکيه کرده بودي ، من آني خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستي . من همچون

عاشقي که به معشوق خويش مي نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم

گفتم : پس چرا راضي شدي من براي آن همه دلتنگي ، اينگونه زار بگريم ؟

گفت : عزيزتر از هر چه هست ، اشک تنها قطره اي است که قبل از آنکه فرود آيد عروج مي

کند ،اشکهايت به من رسيد و من يکي يکي بر زنگارهاي روحت ريختم تا باز هم از جنس نور

باشي و از حوالي آسمان ، چرا که تنها اينگونه مي شود تا هميشه شاد بود .

گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگي بود که بر سر راهم گذاشته بودي ؟

گفت : بارها صدايت کردم ، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايي نمي رسي ، تو هرگز گوش

نکردي و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود که عزيز از هر چه هست از اين راه نرو که به

ناکجاآباد هم نخواهي رسيد .

گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتي ؟

گفت : روزيت دادم تا صدايم کني ، چيزي نگفتي ، پناهت دادم تا صدايم کني ، چيزي نگفتي ،

بارها گل برايت فرستادم ، کلامي نگفتي ، مي خواستم برايم بگويي آخر تو بنده ي من بودي

چاره اي نبود جز نزول درد که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردي .

گفتم : پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندي ؟

گفت : اول بار که گفتي خدا آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خداي تو را نشنوم ، تو باز

گفتي خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايي ديگر ، من مي دانستم تو بعد از علاج درد

بر خدا گفتن اصرار نمي کني وگر نه همان بار اول شفايت مي دادم .

گفتم : مهربانترين خدا ، دوست دارمت ...

گفت : عزيز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ..

LIDA
04-05-2009, 07:11
خداجون وقتی دریات اینقدر قشنگه،خودت دیگه چی هستی

خیلی خیلی زیباست

واقعا آرامش بخشه

وقتی میرم کنار دریا احساس میکنم که خیلی سبک شدم

دوست دارم همش با تو راز و نیاز کنم

دوست دارم مثه دریا زلال و بی آلایش بشم

دوست دارم پرواز کنم و به اوج برم

دوست دارم که عاشقت بشم

وای خداجونم چقدر قشنگه...................

خداجونم ممنونم از این همه محبتت

LIDA
04-05-2009, 07:14
امروز براي من از زيباترين روزهاي خداست...



چون هر سال تدائي کننده ي روزيه که بهترين فرشته ي



خدا پا به اين دنيا گذاشت



و روزيه که خدا مهربونترين بنده اش رو به من داد...



امروز برام همه چيز يه رنگ ديگه اي دارن...



از داشتن وجود مهربونت خيلي خوشحالم خيــــــــــــلي...



و چه قشنگه روزي که روز متولد شدن تو باشه...



روز تولد تو عزيزترينم ... روزي که فرشته ي زندگي من متولد شد...



تو متولد شدي و تک تک نفسهاي قشنگت شدن مرهم قلبم...



قلبي که تپشش رو مديونه تو... تولد کسي که همه دار و ندار منه...



امروز روز تولد روح منم هست... تولد وجودم... تولد احساسم...



عزيزترينم... به برکت اين روز که براي من خيلي مقدس و بزرگ



ميخوام دنيارو به خاطر مقدمت گل بارون کنم

LIDA
04-05-2009, 07:22
خدایا آمدم با شرمساری

مرا راهی مکن با دست خالی

ازت خواهم مرا یک بار دیگر

به حق حضرت مهدی ببخشی


خدایا من همانم

آن که از یاد تو غافل شد

برای لحظه ای لذت

جهنم را منزل کرد

ولی باز آمدم سویت

که منزل را کنم کویت

ز درد غفلت و عصیان

شوم بر دست تو درمان

که درمان را تو می دانی و لاغیر

LIDA
04-05-2009, 07:25
خدا جونم احساس میکنم نامحرم شدیم.

احساس میکنم دیگه دستام بهت نمیرسه.

وای بر من که مقصر منم.

وای بر من که به بیراهه رفتم.

خدايا چقدر ما آدما با گذشت زمان ازت دور می‌شيم و به ابليس نزديک.

خدايا دلم برای خودم تنگ شده.

خداوندا دلم برای خوبيايی که تو تو وجودم به وديعه گذاشته بودی و من گمشون کردم تنگ شده.

خدايا تو می‌دونی که من دارم با خودم چی‌کار می‌کنم؟

خدايا تو می‌دونی من دارم چه بلايی سر خودم، وجودم و از همه مهمتر دلم ميارم؟

خدايا از خودم می‌ترسم.

خدايا از وسوسه شيطان می‌ترسم.

خدايا از جهنم می‌ترسم.

خدايا به خداونديت قسم از دنيا و وسوسه‌های شيطانی می‌ترسم.

خدایا خدای خوب و مهربونم مثل هميشه ازت می‌خوام دستمو بگيری.

می خوام فراموشم نکنی خدا...

LIDA
04-05-2009, 13:51
چقدر خوبه ياد بگيريم واژگان دوستت دارم را و نثارش کنيم به سوي اون کسي که هميشه و توي همه ي لحظات چه خوب ،چه بد ،چه زشت؛چه زيبا همراهمونه و راهنماييمون ميکنه اما ما هميشه اون راهنمايي هايي رو گوش ميکنيم که به نفعمونه و براي باقي

راهنمايي ها خودمون رو به خاکي و متوجه نشدن ميزنيم بعد که سرمون محکم خورد به اون سنگ هميشگي بهش گلگي کنيم و

همه ي تقصير هارو به گردنش بندازيم بعد طبق روال گذشته چند روز به ظاهر قهر ميکنيم و بعد دوباره کارمون گير ميکنه بايد دوباره بريم سراغش اما از اين خبر نداريم که اون با تموم سخاوتمندي تموم دراش رو برامون باز ميکنه و با لبخند ازمون پذيرايي ميکنه و خبر نداريم که هميشه حتي براي نفس کشيدن بهش احتياج داريم نه براي مشکل ها و گرفتاري ها

چقدر خوبه که صبح که از خواب بيدار ميشيم و شب که دوباره به

خواب ميريم به خدا بگيم که چقدر دوسش داريم

LIDA
04-05-2009, 14:10
خدا بي تو بدجوري تنهام


خيلي دلم گرفته خدا!!!، شايد گوش شيطون کر بي قرارت شده.


نميدونم چي بگم .فقط ميتونم بگم منوببخش. خدا! درسته اوني نيستم که مي خواي،درسته هميشه جوري باهات حرف زدم انگار يه چيزي هم بد هکاري.هميشه بهت خنجر زدم ، کاري کردم که باعث ناراحتي توشده.ولي خدا ! خودت ميدوني که اينها همه از روي نادوني ،خودت خوب ميدوني خيلي خاطرت رو ميخوام، ميدوني هنوز يه رفيق صميمي ندارم،


خدا به چه زبوني بگم که تنها رفيقم تويي!!!

تا کي بگم : "الهي وربي من لي غيرک" تاکي بگم: "يامن عليه معولي" تا کي بگم:

"اني احبک" !!!


تنها کسي که تو تموم لحظه ها وحالاتم باهامه فقط تويي،تويي که حتي زماني که داشتم تو منجلاب گناه غرق مي شدم مثل بقيه ولم نکردي که غرق بشم.بايه وسيله خوب مثل يه خواب خوب، يه امام خوب دستم و گرفتي نذاشتي هيچ جوري نااميد شم.


خدا خيلي دوستت دارم ،ميشنوي صدا مو خدا؟ مي شنوي؟؟؟؟؟


* الهه من همه مي دونن تو مهربوني *

GORJI
04-05-2009, 21:30
آسوده خاطرم که تو در خاطر منی

گر تاج می فرستی و گر تیغ می زنی

ای چشم عقل خیره در اوصاف روی تو

چون مرغ شب که هیچ نبیند به روشنی

خلقی به تیر غمزه خون خوار و لعل لب

مجروح می کنی و نمک می پراکنی

ما خوشه چین خرمن اصحاب دولتیم

باری نگه کن ای که خداوند خرمنی

گیرم که برکنی دل سنگین ز مهر من

مهر از دلم چگونه توانی که برکنی

حکم آن توست اگر بکشی بی گنه ولیک

عهد وفای یار نشاید که بشکنی

این عشق را زوال نباشد به حکم آنک

ما پاک دیده ایم و تو پاکیزه دامنی

از من گمان مبر که بیاید خلاف دوست

ور متفق شوند جهانی به دشمنی

********************************************

خدایم!
متبرکم کن

تا یگانه درسی را که نیازمندش هستم بیاموزم:

اتکای کامل به تو.

خدایم!

دیری ست از تو جدا مانده ام٬

مرا به خانه بازگردان!

LIDA
05-05-2009, 06:45
خدایا با اینکه این دنیا رو با همه ی چیزایی که توشه رو نمیخوام و هیچی رو دوست ندارم

و دلم میخواد که این دنیا رو ترک کنم و بدرود بگم

اما چه مرگی ؟!!چه رفتنی ؟!!

تو اوج گناه ؟!!!!!!!!!

تو اوج ذلت ؟؟؟!!!!!!!!!!!!

تو اوج بدبختی؟؟؟!!!

خدایا شکرت

از من بدتر هم هستن

من ناشکری نمیکنم

اما همه ی حرفام این(یک کلمه):::ظلمت نفسی
است...!

و تنها جوابی که دارم در برابر این گناه بزرگ

در برابر تو که معشوقم هستی خدا

در برابر تو که ادعای عاشق بودنت رو میکنم

در برابر تو که برای تو این وبلاگ رو ساختم و اسمش رو گذاشتم :عاشقانه خدا را دوست دارم !!!!

تنها یک کلمه دارم که بگم : و امیدوارم که این کلمه در روح و جان من نفوذ کنه و مرا در بر بگیره تا به مرحله ی عملیش هم برسم

خدایا!!

پروردگارا!

بارالهی!

یا رب!

یا الله !

الهی العفو.......



خدایا منو ببخش و بیامرز و منو تنها

نگذار !!!

الهی آمین!!

خدایا در تایریکی قبر دست منو بگیر!!!

LIDA
05-05-2009, 06:50
سلام خدای مهربونم....

خداجونم من تمام تلاشمو برای رضای تو کردم

من یک قدم برای تو برداشتم

گرچه هیچ است اما برای من سخت بود

سخت تر از ان که اکنون تنم گرم است نمیفهمم

اکنون که مشغول کارهایم هستم

اکنون که به آنچه کرده ام فکر نکردم

و حتی هنوز روی آن را ندارم که بگویم الهی العفو

میدانم که بد کردم

هم به خویش هم به آینده ی خویش

از شر شیطان پناه میبرم به تو ای خدای مهربان

خدای من آن زمان که با خویش تنها خواهم شد مرا تنها نگذار با من و در کنار من باش

نمیدانم اگر تو را ای مظهر پاکی نداشتم چه میکردم

خدایا کمکم کن و راههای گناه را بر من ببند تا دیدارمان نزدیک تر گردد

خدای من همان که همیشه از تو میخواستم همان کن تا من دوباره.....

خدایا تمام امیدم تویی

تو را دوست دارم

و تمام سعیم این است که تمام کارهایم برای تو باشد

برای رضای تو

گرچه خراب کردم مدتی را

اما به مهربانی تو امید بسته ام

میدانم که مهربان تر از تو ندارم

تو از مادر برایم مهربانتری

خدایا شکرت که دوباره آرامش را به من بازگرداندی

خدا آرامشم را کامل کن

خداااااااااااااااا

من تو را با تمام وجود میخوانم

تو را میخوانم ای روح سپیده.

خدایا دوست دارم.....

LIDA
05-05-2009, 07:07
یه روزی ، چند سال پیش ، فکر می کردم چه جوری میشه با خدا حرف زد ، یعنی اصلا میشه با خدا حرف زد یا نه
یا اگه میشه چه جوری خدا جواب ما رو میده
ما که صدای خدا رو نمی شنویم
خدا کجا ، ما کجا...
ولی حالا
فکر می کنم حرف زدن با خدا خیلی ساده است
فقط باید دل داد
می دونین من این روزا چه جوری با خدای خوبم حرف می زنم
خیلی ساده
میشینم و همه ی حرفامو می زنم
اونوقت قرآنو باز می کنم میگم حالا خدا جونم تو بگو
این قدر قشنگ جوابمو میده باورتون نمیشه
بعضی وقتا می مونم تو اینهمه قدرت خدا
انگار فقط همین یه بنده رو داره
این قده خوشگل خدا منو شرمنده می کنه
جواب همه حرفامو میده
خدا جونم خیلی دوست دارم
منو ببخش
با وجود اینهمه محبتت بازم ....
کمکم کن
دستمو بگیر....
خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اااااااااااااا کمکم کن

GORJI
05-05-2009, 07:17
خدا را می بینم،

پلک نمی زنم،

می خواهم با تمام چشم هایم ببینم اش

خدا لبخندی بر لب دارد...

آه! دیگر نمی خندد، دیگر نمی بیند

چشم ها گریان به دنبالش،

نمی یابند.

هوا تاریک، سرد، بی نور

عقل مبهوت، دل بی قرار

مانده در این سوال، چرا؟

چرا نیست دیگر لبخند زیبای خدا ،

چه شد، چرا نمی یابم اش؟

گریان، حیران،

این سو، آن سو

به دنبال نگاه اش، به دنبال لبخندش

آه! مهربانم، خدایم

بشنو نوایم، صدایم،

بنگر نگاهم، اشک هایم

بگو با من گناهم...

ناگاه یافتم جوابم،

خدایم بود در کنارم ...

همان پلک های تاریک، بسته بودن روزن دیدارم

خدا داشت همان لبخند بر لب،

دیدم زمانی که پلک های تاریک غفلت رفت بر کناری

خدایم گفت:" منم نزدیک تراز تو به تو،

هرگاه نیافتی ام، بدان که خود گم شده ایی،

خود را بیاب، من همیشه و در هر لحظه آشکارم ..."

GORJI
05-05-2009, 07:21
هر كجا بوى خـــــــــــــــــــــدا مى آيد خلق بين بى سر و پا مى آيد


زانك جان ها همه تشنه ست به وى تشنه را بانگ ســــقا مى آيد


شـــــــيرخوار كرمـــــــند و نگـــــــران تا كه مــــــــادر ز كجا مى آيد


در فراقــــــــند و هـــــمه منـــــتظرند كز كجا وصــــــل و لقا مى آيد


از مســـــــلمان و جــــــهود و ترســا هر سحر بانــــگ دعــا مى آيد


خــــنك آن هوش كه در گوش دلــش ز آســـمان بانگ صــلا مى آيد


گـــــــوش خـــــود را ز جفا پاك كنـيد زانك بانـــگى ز سمــــا مى آيد


گـــــوش آلوده ننوشــــد آن بانــــــگ هر سزايى به ســـــزا مى آيد


چشـــــم آلوده مكـــن از خد و خــال كـــان شهنشـــــاه بقا مى آيد


ور شد آلوده به اشكش مى شــوى زانـك از آن اشـــك دوا مــى آيد


كاروان شكر از مصـــــر رســـــــــــيد شـــــرفه گــــــام و درا مـى آيد


هين خمــــــــــش كز پى باقى غزل شــــــــاه گوينــــده مـا مى آيد

GORJI
05-05-2009, 07:26
گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و

هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم ، آرام برایت بگویم ، در آن لحظات شانه های تو کجا بود ؟؟؟

گفت : عزیزتراز هر چه هست ، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی

، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی .من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد

، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم .

گفتم : پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی ، اینگونه زار بگریم ؟؟؟

گفت : عزیز تر از هر چه هست ، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنگه فرود آید عروج می کند ، اشکهایت به

من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان ، چرا که

تنها این گونه می شود تا همیشه شاد بود .

گفتم : آخه آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی ؟؟؟

گفت : بارها صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی ، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ ب

بزرگ فریاد بلند من بود که عزیز تر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجا باد هم نمی رسی .

گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی ؟؟؟

گفت : روزیت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ؛ پناهت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ؛ بارها برایت گل

فرستادم ، کلامی نگفتی ؛ می خواستم برایم بگویی آخر بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها

اینگونه شد که صدایم را شنیدی .

گفتم : پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی ؟؟؟

گفت : اول بار که گفتی خدا ، آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم ، تو باز گفتی خدا و

من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر ، و من اگر می دانستم تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار می

کنی همان بار اول شفایت می دادم .

گفتم : مهربان ترین خدا ، دوست می دارمت ..........

گفت : عزیز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ..........

GORJI
05-05-2009, 07:29
بياييد يادمان باشد كه ما انسانيم و به ياد زنده ايم.

و گاهي نياز داريم تا براي خودمان دعا كنيم.

روزها و هر لحظه با خود تكرار مي كنم بارالها به من تواني بخش تا همه را دوست

بدارم و به همه عشق بورزم آن سان كه تمامي وجودم از عشق سيراب گردد و

ببخشم بيشتر از آنچه بستانم و با همه باشم و در كنار همه بي آنكه متوقع باشم از

آنها .

و بدين سان است كه مي توان تجلي عشق خداوند را در وجود خودم و ديگران به

وضوح ببينم و مسرور گردم و از اين فرصتي زندگاني كه به من بخشيده شده تا بجويم

و بشناسم استفاده كنم.

خداوندا مرا ياري كن كه به كسي جز تو دل نبندم كه همه فاني اند و تو تنها كسي

كه مي توانم به آن تكيه كنم و پناه برم كه وجود تو خانه امني است برايم.

خداوندا ياريم كن تا از هيچ كس غمي به دل نگيريم و با همه با تمام وجود محبت كنيم

تا محبت و مهرباني و عشق به سويمان بازگردد.

خداوندا آغوش مهربانت را هميشه به رويم بازگذار تا هر گاه دلم گرفت جايي و پناهي

براي غصه هايم در خلوت تو داشته باشم و مرا بپذير كه من از تو ام .

LIDA
05-05-2009, 12:04
سلام خدا جونم.. می خوام برات نامه بنویسم ..

می خوام از دلم برات بگم .. از خودم .. می دونم

هنوز نامه رو ننوشته تا آخرشو می دونی ..ولی

می خوام بگم .. بگم تا خالی شم .. بگم تاآروم بشم..

می دونم همیشه زیادغر میزنم.. می دونم خیلی بدم ..

می دونم آینه ی دلم سیاهه.. ولی یه خواهشی

ازت دارم.. هر وقت چیزی ازت خواستم کلی منو

پیچوندی تا منو به خواسته م برسونی .. هیچی رو

راحت به دست نیاوردم .. اما در مورد این یکی خواهش

میکنم به وسعت بی انتهات ..به همون خدایی خودت

که همتا نداری ردم نکن .. می خوام بیام پیشت.. اینو

از ته دل می گم..

خدا جونم تو فقط حرف دلمو می دونی .. چه شبایی

که بغلم کردی و من تو آغوشت گریه کردم و خوابیدم ..

آسمون دلم یه بغض بزرگ داره .. هوای دلم ابریه ولی

روش نمیشه بباره.. خودت می دونی چرا.. دلم

خودشو پشت یه لبخند ساختگی پنهون کرده.. آخه

خیلی خجالتیه .. کاش می تونستم اون چیزی باشم

که می خوام ..کاش می تونستم دنیامو تغییر بدم..

خسته شدم از بس پشت این نقاب مخفی شدم تا

کسی درونمو نبینه ..کاش درکنار این همه بلیط شهر

ها و کشورهای مختلف .. یه بلیط بدون برگشت بود

برای رفتن به آسمون .. برای رسیدن به تو ..برای با

تو بودن .. کاش فقط برای تو بودم . تنها برای تو.

LIDA
06-05-2009, 07:42
ی خدایی که به من نزدیکی

خبر از دلهره هایم داری ؟

خبر از چک چک آرام صدایم داری ؟

ای خدایی که پر از احساسی

چینی روح مرا بند بزن

تو که در عرش بلند

تکیه بر تخت حکومت داری

تو که دنیا همه از پشت نگاهت پیداست

تو که ذوق و هنرت را به سرم می باری

و مرا با همه ی رنجش جان می خواهی

چینی روح مرا بند بزن

ای خدایی که خبر از دل خشکیده و تارم داری

و تو خود می دانی

که بهار است و زمان سبزی

به همین فصل قشنگ

به همین همهمه های پرشوق و پر رنگ

به همین عطر گل و شادی این بلبل ها

تو به دستان پر از لطف خودت

چینی روح مرا بند بزن

LIDA
06-05-2009, 07:47
میـدونسـتی ؟!!

می دونستی اگه خداوند کیف پول داشت حتما عکس تو رو داخل اون قرار می داد ؟
می دونستی این خداست که هر بهار واست گلهای زیبا به نشونی دلت پست می کنه ؟

می دونستی این خداست که هر سپیده دم خورشید رو مهمون خونه ت می کنه ؟
می دونستی که خدا همیشه دستشو زده زیر چونه ش و داره به حرفات گوش میده ؟

می دونستی این قلب مهربونی که داری انتخاب خدا بوده ؟
اگه نمی دونستی خوب حالا که دونستی پس معطل نکن و با قلب بی همتات ازش تشکر کن .

GORJI
06-05-2009, 08:22
خواب ديدم .در خواب با خدا گفتگويي داشتم
خدا گفت
پس مي خواهي با من گفتگو کني؟
گفتم اگر وقت داشته باشيد.
خدا لبخند زد
وقت من ابدي است.
چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي از من بپرسي؟
چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند؟
خدا پاسخ داد:
اين که آنها از بودن در دوران کودکي ملول مي شوند،
عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد،
حسرت دوران کودکي را مي خورند.
اينکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول مي کنند ،
و بعد
پولشان را خرج حفظ سلامتي مي کنند
اينکه با نگراني نسبت به آينده
زمان حال را فراموش مي کنند.
آنچنان که ديگر نه در حال زندگي مي کنند
نه در آينده
اين که چنان زندگي مي کنند که گويي ، نخواهند مرد.
وآنچنان مي ميرند که گويي هرگز نبوده اند.
خداوند دستهاي مرا در دست گرفت
و مدتي هر دو ساکت مانديم.
بعد پرسيدم
به عنوان خالق انسانها
مي خواهيد آنها چه درسهايي از زندگي را ياد بگيرند ؟
خداوند با لبخند پاسخ داد :
ياد بگيرند که نمي توان ديگران را مجبورکرد به دوست داشتن خود
اما مي توان محبوب ديگران شد.
ياد بگيرند که خوب نيست خود را با ديگران مقايسه کنند
ياد بگيرند که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد.

بلکه کسي است که نياز کمتري دارد.

ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق، در دل
کساني که دوستشان داريم ايجاد کنيم،

ولي سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد.

با بخشيدن بخشش ياد بگيرند.

ياد بگيرند کساني هستند که آنها را عميقا دوست دارند.

اما بلد نيستند احساسشان را ابراز کنند يا نشان دهند.

ياد بگيرند که مي شود دو نفر به يک موضوع واحد نگاه کنند،

اما آن را متفاوت ببينند.

ياد بگيرند که هميشه کافي نيست ديگران آنها را ببخشند.

بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند.

و ياد بگيرند که من اينجا هستم

هميشه

GORJI
06-05-2009, 08:28
نامه ای از طرف خدا



امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.
تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی!!!
تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!
موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!
هنگامی که به خواب رفتی، صورتت را که خسته تکرار یکنواختی های روزمره بود، را عاشقانه لمس کردم، چقدر مشتاقم که به تو بگویم چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...
احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!
آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید...

دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی...



دوست و دوستدارت: خدا

GORJI
06-05-2009, 13:29
خداوندا !
خداوندا ! مرا با عذاب و عقوبتت ومجازاتت ادب نكن ومرا دچار حیلت های خویش مساز ...

خوشبختی من كجاست پروردگار من!!! وقتی كه سعادت جز از مشرق دستهای تو طلوع نمی كند ... مفر من روزنه ی نجات من گریزگاه من كجاست وقتی هیچ پناهی جز تو نیست ...

نه آن كس كه نیكی می كند از یاری و رحمت تو مستغنی است نه آن كس كه اهل بدی است و در مسیر نارضایتی تو قدم بر می دارد میتواند از حیطه قدرت تو خارج شود ...

آفریدگارا : من تو را به خودت شناختم با خودت و به واسطه ی خودت تو بودی كه مرا بسوی خودت راه نمودی ... تو بودی كه مرا به خودت خواندی و دعوتم كردی ...

اگر تو نبودی و اگر تو نمی كردی من چه میدانستم كه تو كیستی ؟

سپاس خدای را سزاست كه تا صدایش میكنم پاسخم می گوید اگر چه وقتی او مرا صدا می كند من كاهلی می كنم... و سهل انگاری برای پاسخ گفتن و جواب دادن ...

سپاس خدای را سزاست كه هر چه از او می طلبم عطا میكند اگر چه وقتی او درخواستی می كند یا چیزی می طلبد من بخل می ورزم و خست به خرج می دهم ....

سپاس خدای را سزاست كه هر وقت بخواهم می توانم صدایش كنم و هر گاه در پی خلوتی با او باشم بی هیچ واسطه ای میتوانم داشته باشم... و او همیشه برآورنده ی خواست های من است ...

سپاس خدای را سزاست كه غیر از او نمی خواهم و اگر بخوانم هم پاسخ نمی شنوم ....

سپاس خدای را سزاست كه به غیر او دل نمی بندم و اگر هم ببندم دلم را می شكند و پشتم را خالی می كند ...

سپاس خدای را سزاست كه به او تكیه می كنم و او گرامی ام می دارد و دست نوازش بر سرم می كشد و به مردم تكیه نمی كنم كه اگر كنم خوارم می كنند و تنهایم می گذارند ...

سپاس خدای را سزاست كه از من بی نیاز است اما با من دوستی می كند و به من محبت می ورزد ...

سپاس خدای را سزاست كه با من برد باری می كند انگار كه من هیچ گناهی نكرده ام به گونه ای در من می نگرد كه هیچ خطایی از من سر نزده است با من طوری رفتار می كند انگار كه هیچ لغزشی نداشته ام ...

این خدا این خدای من به راستی كه ستایش بر انگیز است. به حقیقت دوست داشتنی است و به واقع سجده كردنی ...

راستی كه محبوبی به خوبی او نیست و او معشوق ترین من است ...

ای خالق مهربان ! آنچنان كه من دریافته ام راه ها به سوی تو هموار است و چشمه های جوشان امید نزد تو سرشار ...

دست امید و استمداد گشودن به منبع فضل تو مجاز است و درهای دعا و نیایش برای فریاد كنند گان و طا لبان تو باز ...

خدایا من دریافته ام كه تو برای امیدواران موضع اجابتی و برای دردمندان گرفتاران محل پاسخ و رحمت ...

LIDA
06-05-2009, 13:57
عشق به تو ای خدا هر انسانی را به راه راست هدایت می کند.
و چه زیبا است آن لحظه ای که انسان معبودش را عبادت می کند و به او عشق می ورزد.
ای خدا تو چه هستی که نمی توان تو را توصیف کرد در توصیف تو انسانها متحیر اند زیرا که همه چیز به غیر تو فانی هستند و در توصیف اندکی از تو که ما در دلمان دربارهی تو داریم ناچاریم از کلمات وتوصیفات فانی استفاده کنیم.
بار الاها به من که بند ه ی حقیر تو هستم قدر کمال و درک بیشتر و شعور معرفت انایت بفرما و مرا از پلیدی ها دور بدار که تنها تویی و فقط تویی که می توانی مرا از میان این همه پلیدی نجات دهی گرچه من نیز گناه کارم پس دستم را دراز می کنم و از تو که سر چشمه ی زیبایی ها و کمال و معرفتی کمک می خواهم واز تو می خواهم که به من قدرت دوری از گنا هان را بدهی .
بار الاها از تو کمک می خواهم زیرا که می دانم که که مرا می دانی و می توانی.

LIDA
06-05-2009, 21:41
دله من غصه نخور، خدا بزرگه دله من
دله من گریه نکن ،خدا رحیمه دلمه من
دله من زجه نزن ،ناله نکن، صدات میگیره دله من
دله من بدجور شکستی، دله من
دله من نازک بودی ،دیدی شکستی دله من
دله من گریه نکن، فدات بشم ،دنیا دوروزه دله من
دله من اشکاتو پاک کن، دله من
دله من خدا بزرگه ،دله من
دله من نگو خدارحمت کجاست
دله من شکوه نکن از این خدا ،که بی گناست
دله من شکستنت از رو هوس
خدا نشکنه دلش رو به هوس
خدا جون سپردم این دلو بهت
آخه من می خوام بیام دیگه پیشت
بیامو دنیا رو بسپرم به اون
تو خودت مراقبش باش خدا جون

LIDA
06-05-2009, 21:42
دله من غصه نخور، خدا بزرگه دله من
دله من گریه نکن ،خدا رحیمه دلمه من
دله من زجه نزن ،ناله نکن، صدات میگیره دله من
دله من بدجور شکستی، دله من
دله من نازک بودی ،دیدی شکستی دله من
دله من گریه نکن، فدات بشم ،دنیا دوروزه دله من
دله من اشکاتو پاک کن، دله من
دله من خدا بزرگه ،دله من
دله من نگو خدارحمت کجاست
دله من شکوه نکن از این خدا ،که بی گناست
دله من شکستنت از رو هوس
خدا نشکنه دلش رو به هوس
خدا جون سپردم این دلو بهت
آخه من می خوام بیام دیگه پیشت
بیامو دنیا رو بسپرم به اون
تو خودت مراقبش باش خدا جون

LIDA
06-05-2009, 21:45
دلم گرفته ای خدا
کو آن صدای آشنا
کو آن نوای دل نشین
کو آن شبای در خوشی
گریم گرفته ای خدا
کو آن نگاه مهربان
کو آن لبای آتشین
چیزی نمیگی ای خدا
نیستم به چشمت آشنا
قهرت نگیره ای خدا
اگه ازت شدم رها
شدم اسیر یک نگاه
ازته دلم گفتم بهش
اول و آخرم خدا
خدا یه بار بکن نگاه
بندت شده بی ادعا
تنها شده، ببین خدا
یه بار بهش بده ندا
دوستت دارم ای بی خدا

LIDA
07-05-2009, 12:48
موج دریا تاریکیه شب نور ماه درخشش ستارگان آسمان....

تنهایی شب ....صدای برخورد امواج به ساحل ....

شب گذر میکند......صدای آسمان و فرشتگان برای نجوا با خدا....

الله اکبر...و صدای ملکوتی اذان.......

شب خویشتن را جمع میکند کوله بارش را میبندد و جای خود را به سحر گاه و نور خورشید میدهد ..

همه ی کائنات با اذن خدا در تکاپویند...

روز که میگذرد شب دوباره از خدا اذن میگیرد تا کار خویش آغاز کند .....

براستی که چه رازی در خود نهفته است این شب.....

من خسته ام........روح .....جسم.......

از همه چیز و همه کی از خویشتن از این دنیا از گناه ......

من فقط خدا رو می خوام ....دلم برای خدا تنگ شده دلم برا شبای مناجات با خدا تنگه.....دلم برا پشت خاکریز نشستن و اشک ریختن تنگ شده من دلم تنگه به خدا .....

من می خوام با خدا باشم برای خدا تا خدا................

LIDA
07-05-2009, 12:50
سلام به خدا...

من از تمام تنهایی خویش سدی از جنس نور ساختم و در پشت عشق پنهان کردم ...

نگاه خویش را با ماه و ستاره گره زدم و دل خویش را با خدایم پیوند زدم...

دل از بیتابی و بیقراری برای خدا اسیر گشت...

من در قفس تنهایی خویش عشق خویش به خدایم به مولایم بازگو کردم!!

من تمام غم های خویش را در پشت سکوت و خنده های زیادم قایم کردم مبادا که بغضم ترکیده شود و اشک آتش فشانه درونم روان گردد تا مرا رسوا سازد..

من از غم های خویش به ستوه آمده ام اما در بیخیالی در زیبا و راحت است برای فرار از این غم ها و دردها...

کاش می توانستم درون خویش را برای کسی بازگو کنم !!!

افسوس که جنس درونم را کسی نمی داند!!!

کسی نمی داند رنگ درونم چیست...منم از این درون فرار کردم تا رسیدم به انتهایش که آن ابتدای خویش بود و دوباره در غالب خویش فرو رفتم !!!نور ایمانم دوباره مرا رنگین ساخت...احساس من دوباره با خدا پیوند خورد ....دوباره خویش را یافتم و دوباره پرواز کردم امیدوارم خدا یاریم کند ..

تا دوباره راهی شوم در همان راهی که بودم...من به دنبال پیمودن راه با پایی استوارم ....

خدایا شکرت

مرا کمک کن ای مهربونم دوستت دارم.....

bae2020
08-05-2009, 07:18
منو بشناس و باور كن كه خستم،خیلی خستم،اماهستم
اونی كه حقمه بهم بده؟


خداوندا : اگر روزی بشر گردی ، زحال ما خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت
ازاین بودن ازاین بدعت


میشه یه كاری كنی هیچ وقت ناامید نشم * اگه میشه یه كوچولو اینورم نگاه كنی خیلی خوبه
دیگه بقیه اشم خودت میدونی دیگه
پیشاپیش سپاس

ALI
08-05-2009, 07:26
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با هر username كه باشم، من را connect می كند


خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی كند .

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با یك delete هر چی را بخواهم پاك می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه friend برای من add می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه wallpaper كه update می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با اینكه خیلی بدم من را log off نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می گذارد هر جایی كه می خواهم Invisibel بروم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی كند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه اجازه، undo كردن را به من می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه آن من را install كرده است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اراده كنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه دلش را می شكنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، كافیه فقط به دلم سر بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تلفنش همیشه آنتن می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه شماره اش همیشه در شبكه موجود است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هرگز گوشی اش را خاموش نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه نامه هاش چند كلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو كارش نیست

خدا را دوست دارم ، بخاطر اینكه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با كس دیگری حرف می زنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه من را برای خودم می خواهد، نه خودش

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه فقط وقت بی كاریش یاد من نمی افتد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می توانم از یكی دیگر پیشش گله كنم، بگویم كه ....

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تنها كسی است كه می توانی جلوش بدون اینكه خجل بشوی گریه كنی، و بگویی دلت براش تنگ شده

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم

خدا را دوست دارم به خاطر اینكه از من می پذیرد كه بگویم : خدا را دوست دارم ...

LIDA
08-05-2009, 12:06
خدایا ! مگذار که پشت کردن انسانها از من ، فرو ریزدم.

مرا نزد خودت عزیز بدار که حسرت سراب محبوبیت بین زمینیان رانداشته باشم.

نازنینم ! صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم ؟



خدایا مگذاردغدغه ای زمینی زمینگیرم کند.

خدایا از من لذت باران و پاییز و مه را به خاطر مشتی روزمرگی نگیر.



خدایا
ببخش مرا که دلم گاه میگیرد و ماوایی جز تو ندارم که با وی در میان بگذارم
ببخش مرا که از خیلی چیزها آزرده میشوم و تنها به تو میگویم


خدایا دلی بی تاب دارم همه شب را بی خوابم از این دنیا دلم گرفته،خدایا گله از مردم ناباب دارم.

خدایا اگر چه اجازه نمی دهم که افراد بدبین مرا تحت تأثیر قرا بدهند ولی همواره مراقب احساسات

پاک و لطیف خودم هستم.می دانی خدا جونم تنها تو هستی که می توانی گلی زیبا را بیافرینی اما

هر دیوانه ای می تواند آن گل را پرپر کند. من از این کوچه ی تکرار و این گونه ی تب دار خسته ام

خستــــــــــــــــــــــ ـــــــه...

LIDA
08-05-2009, 12:15
خدایا محبوب من عاشقتم دوست دارم
برات میمیرم .
دلمو فقط برا خودت نگهدار عزیزم
بی تو من میمیرم
بی تو من خود هیچم
با تو من معنا میشم معنا پیدا می کنم
عشق من محبوب من
ای خدای خوب من



مرا اينگونه باور كن!!!
كمي تنها، كمي بي كس، كمي از يادها رفته.....
خدا هم ترك ما كرده، خدا ديگر كجا رفته؟!! .....
نميدانم مرا آيا گناهي هست؟! .....
كه شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست....!!
مرا اينگونه باور كن!!

LIDA
08-05-2009, 18:00
خدایا قلبم آنقدر داغ و سوزان است که اگر باران

برآن ببارد، قطره قطره شعله ور می شود .

ابرها هر روز از تنم می گذرند و با شکل گریه آشنا می شوند.

خدایا سرانجام من چیست ؟ آیا در جاده ای پر از حسرت و سراب

سنگریزه می شوم؟ آیا لابه لای بالهای پرندگان به خوابی ابدی

می روم؟ آیا تا قیامت عطر تو را تلاوت میکنم!!

خدایا نخستین حرف من تو بودی و آخرین حرف من نیز تو خواهی بود.

LIDA
08-05-2009, 18:03
خدا یا

خدای مهربانم

در دریای بیکران زندگی گلی کاشته ام

تا بتوانم حست کنم

گلی از جنس نور

گلی مانند گل های بهشت

وجاده ی زندگی دلم را برای بهتر حس کردنت گل باران می کنم

و از دریچه ی آسمان مهربانی به بزرگی ات پی می برم

می بینم و می دانم که اینجا هستی

همین جا

همین جا که در بیکران ترین نقطه تنها هستم

واز آب دریای بی کران زندگی جرعه ای خواهم نوشید

وخواهمت یافت

و همیشه دست به طرف بالا می برم و دعا می کنم که هیچوقت

تنهایم نگذار

هیچوقت

GORJI
08-05-2009, 21:10
سلام خدای من
از زمانی که بی توقع عاشقت بودم خیلی نمی گذرد
همان زمانی که تو را تصور کرده بودم با یک لباس پر از پولک ستاره!
یا زمانی که به تو می اندیشیدم وقتی به ابرها نگاه می کردم
و با خودم می گفتم
خدا قد بلند است خیلی بلند!
بعد همانطور که سرم بالا بود با ارنج به دست دوستم می زد و می گفتم
ما اون بالا بودیم
خیلی بالاتر از ابرها ابرها زیر پامون بود
اونم موهاشو از تو صورتش کنار می زدو کنجکاو نگاه می کرد
و من ادامه می دادم
ما عید که باهواپیما رفته بودیم اهواز وسط اسمون بودیم
بالاتر از ابرا
تازه مامانم می گه خدا اون بالاست بالاتر از اسمون
فکرشو بکن خدا ماشالا خیلی قد بلنده!
من تورو دوست داشتم
بی هیچ دلیلی بلکه فقط به خاطر سادگی و شفافیت قلبم
تورو دوست داشتم چون مامان بزرگ برام گفته بود خدا خیلی مهربونه
اونقدر که واسه هر بچه یه فرشته ی نگهبان گذاشته تا مواظبش باشه

تو خیلی با سلیقه ایی
مامان گفته همه چیز دنیا رو تو افریدی
چقدر قشنگ همه چیزو نقاشی کردی
خوش به حالت نقاشیت خیلی خوبه خدا جون
داداش کوچیکم رو اونقدر قشنگ نقاشی کردی که همش دوست دارم نگاهش کنم
یا گلاو پرنده هارو
...........
اینقدر دنیای پاکی برام ساخته بودی
که بدونه اینکه بدونم تموم مدت سبحان الله می گفتم
حالا بزرگ شدم
منو ببخش خدای من
حالا گاهی پیش میاد تو انچه که مقدر کردی چونو چرا میارم
منو ببخش گاهی یادم می ره بنده ی خوبی برات باشم و شکرگذار
خدایای من
حالا دیگه شدم یه ادم بزرگ
با تمام اشتباهایی که ممکنه یه ادم بزرگ بکنه
اما تو هنوز مهربونی
من هنوز حضور فرشته رو حس می کنم
ممنون خدای من به خاطر اینکه امروز بازم مثل بچه گیام اجازه دادی باهات حرف بزنم
در همین نقطه از زمین
روی همین ذرات از خاک
سجده خواهم کرد عظمت و بزگیت را
و ذکر خواهم گفت جمال و جلالت را
مرا اجابت کن خدا من
که کسی جز تو بر بنده ی حقیرت رحم نخواهد کرد
و مرا ببخشای که من اندازه ی بزرگیت از تو طلب عفو می کنم

GORJI
08-05-2009, 21:13
در رویاهایم دیدم که با خدا گفتگو می کنم. خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفتگو کنی؟ من در پاسخش گفتم: اگر وقت دارید. خدا خندید و گفت: وقت من بی نهایت است.
در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟ پرسیدم: چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد؟ خدا پاسخ داد: کودکی شان. این که آنها از کودکی شان خسته می شوند، عجله دارند که بزرگ شوند. و بعد دوباره پس از مدت ها، آرزو می کنند که کودک باشند...
این که آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست می دهند تا دوباره سلامتی خود را به دست آورند. این که با اضطراب به آینده می نگرند و حال را فراموش کرده اند و بنابراین نه در حال زندگی می کنند و نه در آینده.
این که که آنها به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند.
دست های خدا دستانم را گرفت برای مدتی سکوت کردیم و من دوباره پرسیدم به عنوان یک پدر می خواهی کدام درس های زندگی را فرزندانت بیاموزند؟ او گفت:
- بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد، کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند.
- بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.
- بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم های عمیقی در دل آنان که دوستشان داریم ایجاد کنیم اما سال ها طول می کشد تا آن زخم ها را التیام بخشیم .
- بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد، بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد.
- بیاموزند که آدم هایی هستند که آنها را دوست دارند فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند.
- بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
- بیاموزند که کافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند، بلکه آنها باید خود را نیز ببخشند.
من با خضوع گفتم: از شما به خاطر این گفتگو متشکرم آیا چیز دیگری هست که دوست دارید بندگانتان بدانند؟ خداوند لبخند زد و گفت: فقط این که بدانند من اینجا هستم، همیشه.

LIDA
09-05-2009, 08:27
ستاره ها در آسمان نیستند

انگار

انگار از آسمون دلگیرند

دل گیر و خسته

خسته مثل ما هی های شناور که دیگه نای شنا کردن وندارن

خسته مثل گل ها که از بی آبی و تشنگی دلگیرن

ستاره ها با پدیدار نشدنشون

آسمون با باریدن بارون

ماهی با دیده نشدن به چشم ماه شب

گل ها با پژمردگی

دلگیریشونو نشون می دن

اما

اما خدا اگه ازمون دلگیر بشه حتما

حتما بازم مهربونی می کنه

قربون خدا برم که این قدر مهربونه

نمی بینمش اما حسش می کنم

وقتی سرمو رو شونه هاش می ذارمو گریه می کنم

دستاشو به طرفم می یاره

با هام حرف می زنه

اما

اما بازم صداش و نمی شنوم

ولی بازم حسش می کنم

حسش می کنم و بی اختیار بهش می گم :

خدا جون خیلی دوست دارم

دوست دارم

LIDA
09-05-2009, 13:44
خدایا امشب به این فکر می کنم که چرا به دنیا اومدم

شاید به خاطر این که زندگی کنم

اما خوب

زندگی کردن کار سختی

مثل

مثل امتحانی می مونه که اگه اشتباه کنی همه چیزو می بازی

اون دنیا

اون دنیایی که فقط جای آدمای خوبه

اما من که خوب نیستم

یعنی آدم خوبی نیستم

پس چراچشمم و به به این دنیا باز کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه سوال بزرگه

که هیچ وقت .......

وقتی من این سوال از پدر بزرگم پرسیم ؟؟؟؟؟؟؟؟

بهم گفت :

تو کار خدا دخالت نکن

شما بگین چراااااااا؟

LIDA
09-05-2009, 13:46
قلبم درآسمان رویا منتظر نیم نگاه خداست

دعا کنید شاید....................

بار پروردگارا دلم منتظرت است همچنان صبر دارم تا ابد


صدایی به گوش می رسد

از کوچه های تنهایی

صدایی که نوایش دل نشین

زیبا

و بی صداست صدایی هم چون سکوت

سکوت تلخ و شیرین

سکوت خدا

و آنچنان ادامه دارد

مانند گردش آب

مانند دریای بیکران تنهایی

یاد آر پروانه ی سوخته جان را

یاد آر بال شکسته ی مرغان دریایی را

پس به یاد می آورم خدا را

خدای مهربان تر از مهربانان را

و دل تنهاییم را فقط و فقط به او می سپارم

آسمان هم تنهاست

خورشید و ماه و تک تک ستارگان هم تنهایند

و حتی من هم تنها هستم

تنها ی تنها

LIDA
10-05-2009, 07:38
دیشب دلم گرفته بود

به آسون خدا نگاه کردم و ازش خواستم که به خدا بگه خیلی دلم هواش و کرده

نمی دونم چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در جواب آسمون شنیدم :

خدا هست

ببینش پیشته

سرم و برگردوندم و دیدم کتابی که همشه تو اتاقم بود و مواظبم بود رو میزه

بی اختیار کتابو تو آغوش گرفتمو اشک از چشمام جاری شد

اون وقت فهمیدم خدا با منه

همه جا

حتی وقتی که تنها ترین تنهام

به آسمون نگاه کردم و بهش گفتم ای ابر های تو آسمون به خدا بگین دوستش دارم

خیلی زیاد

LIDA
10-05-2009, 07:40
خدایا انتظار سخته

انتظارمرگ از تمام انتظار های دنیا سخت تر

من و ببر

خدا جون

دلم می خواد بره

بره مثل اشکی که ارزشش زیاده

اما نمی دونم قلب من ماننداشک ارزشی داره یا نه

این ومی دونم که خدا خیلی برام مهمه که به خاطرش اشک بریزم

که به خاطرش بمیرم

خدا یا اگه دوسم داری من و ببر

اگه قلب من مانند اشکی که ارزشش زیاده ارزشی داره

من وببر

خدا جون منتظرم

GORJI
10-05-2009, 14:09
از خدا پرسیدم:خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟

خدا جواب داد: گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،

با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.

زندگی شگفت انگیز است فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید

مهم این نیست که قشنگ باشی، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی

كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن

فرقى نمی كند گودال آب كوچكى باشى یا دریاى بیكران... زلال كه باشى، آسمان در توست

GORJI
10-05-2009, 14:11
jumper روح خلائق set نما *** گام هاشان در رهت ثابت نما


گر ز انفاست دلي scan شود *** از شرور ديد و دذ ايمن شود


بهر روي زرد سيمين تن فرست *** بهر دم هاي پر آستر fan فرست


اي خدا file عذابت run مکن *** با ضعيفان هيچ جز احسان مکن


از همان صبحي که اول گل دميد *** بي نياز از cod خدايش آفريد


کارگاه آفرينش cod نداشت *** ram نبود و mouse آن همpad نداشت


عشق گل حق در دل بلبل نهاد *** بر شقايق داغ چون lable نهاد


system عشقش بري از هرerror *** گوهر مهرش در سينه همچو دُر


عشق نرم افزار راه انداز ماست *** عشق password و وصال کبرياست


خالي از عشق و محبت دل مباد *** بي صفا چون عاصي intel مباد


بهتر آن باشد سرودن ول کنم *** زين تن خاکي دَمي dos shell کنم

LIDA
10-05-2009, 16:17
باهم بیا دعا کنیم خدامونو صدا کنیم که آسمون بباره فراووونی بیاره

ازاشک خاربرامون سنگ تموم بزاره راه های بسته بازشه هیچکی غریب نباشه

صورتو شکل هیچکس مردم فریب نباشه شفا بده مریضو خط بزنن ستیزو

روهیچ دیوارو بومی نخونه جغد شومی دعا کنیم رها شن اونا که توی بندن

از بس نباشه نا اهل زندونارو ببندن سیاه و سفید یه رنگ بشه

زشتیهامون قشنگ بشه کویرا آباد بشن اسیرا آزاد بشن

LIDA
10-05-2009, 16:21
سنگ عشق زمين عاشق شد و آتشفشان كرد و هزار هزار سنگ آتشين به هوا رفت. خدا يكي از آن هزار هزار سنگ آتشين را به من داد تا در سينه‌ام بگذارم و قلبم باشد.
حالا هروقت كه روحم يخ مي كند، سنگ آتشينم سرد مي شود و تنها سنگش باقي مي ماند و هروقت كه عاشقم، سنگ آتشينم گُر مي گيرد و تنها آتش‌اش مي‌ماند.
مرا ببخش كه روزي سنگم و روزي آتش.
مرا ببخش كه در سينه‌ام سنگي آتشين است.

***
سيل عشق عاشق شد و عشق قطره قطره پشت دلش جمع شد؛ و يك روز رسيد كه قلبش تَرَك برداشت و عشق از شكافِ دلش بيرون ريخت.
سيلي از عشق راه افتاد و جهان را عشق بُرد.
فرداي آن روز خدا دوباره جهاني تازه خلق كرد.

***مردم اما نمي دانند جهان چرا اين همه تازه است. زيرا نمي‌دانند كه هر روز كسي عاشق مي‌شود و هر روز سيلي از عشق راه مي‌افتد و هر روز جهان را عشق مي‌بَرَد و خدا هر روز جهاني تازه خلق مي كند!

LIDA
11-05-2009, 10:00
خدایا ….. از کشته ی تو بوی خون نیاید و از سوخته ی تو بوی دود ، چرا که سوخته ی تو به سوختن شاد است

و کشته ی تو به کشته شندن خشنود

خدایا هر چه از دنیا مرا خواهی را به کافران ده و هر چه از آخرت مرا خواهی داد به مومنان ده که مرا بسنده

است در دنیا یاد کردن تو و در آخرت دیدار تو

خدایا به هر که دوست میداری بیاموز که : عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر که دوست تر میداری

بچشان که : دوست داشتن از عشق برتره

خدایا … ایمانم را به درجه ی کامل ترین ایمان رسان و یقینم را برترین یقین گردان و نیتم را به بهترین نیت ها

منتهی ساز و کردارم را به بهترین کردارها تبدیل کن

خدایا … زبانم را به هدایت گویا ساز و تقوا را بر قلبم الهام کن و به پاکیزه ترین روشم توفیق ده و مرا به کاری

وادار که بیش از هر چیز به آن خشنودی

GORJI
11-05-2009, 10:28
خدایا

دیشب از خواب پرییدم به دنبالت دویدم

تو رفته بودی اما من به دنبال سایه ات دویدم

تا آخر کوچه خیال دنبالت اومدم اما تو مثل رفته بودی وفقط نوری از خودت را جا گذاشته بودی

فریاد زدم خدایا چند لحظه باش کارت دارم

انگار صدای منو نشنیدی منم دیگه سکوت کردم وقتی اشکام سرازیر شد برگشتی گفتم خدایا چرا می خواهی تنهام بذاری خودت میدونی من کسی جز تو رو ندارم

اگه بری من برای کی اشک بریزم برای کی حرفامو بگم کی منو آروم کنه نگاهم کردی گفتی آروم باش من هنوز کنارتم

درخشش چشات دلمو آروم کرداشکامو پاک کردغصه ها رو از یادم برد...

گفتی چیه بنده گنهکار بازم که درمونده شدی

بهت گفتم خدایا دلم بد جوری هوس خانه کعبه را کرده.. دلم می خواد یه فقط یه شب دلمو ببری اونجا با آب زمزم پاک کنی بیاری

گفتی دلتو از چی پاک گنم گفتم خداجونم از گناه از اشتباه از حماقت از غرور از خودخواهی از کبر از هر چی که بده می خواهم دلم مثل دل فرشته ها باشه... می خواهم آدم بشم

گفتی گنهکار من دلت تو پاک شده از همه چی پاک شده

گریه کردم گفتم چطوری خدایا

نگاه مهمربونتو به چشام دوختی وگفتی تو شبها آنقدر گریه کردی که دلت دیگه پاک قلبت عین قلب بچه هاست عین قلب فرشته ها.....

گفتم خدایا ولی من تو زندگیم خیلی بد کردم خیلی...

بهم گفتی بنده من فکر کردی دل من از سنگه یا از صخره

من بندهام خوب میشناسم ... دیگه گریه نکن

از من قول گرفتی گریه نکنم

بعد نورتو گذاشتی ورفتی

خدایا هنوزم که هنوز اتاق من همیشه روشن انگار یه مهتاب داره.....

خدایادوستت دارم....

LIDA
11-05-2009, 13:35
...خدا می خوام باهات حرف بزنم...

تو يعني همه اون چيزي كه به خاطرش زندگي مي كنم


عاشق تو هستم به اندازه همه ی عشقی که تا به حال دیده ام و درک کردم ... ندیده ام و می دانم که بود و

هست و خواهد آمد ... به اندازه ی همه ی سردی هوایی که لبخند عاشق را شیرین تر و سنگین تر می کند

دوست دارم ... به اندازه ی همه ی بارانی که می بارد و عاشق را وادار می کند که میان کوچه ای قدم بزند

دوست دارم ... خدای من تو را بی هیج احساس کمی دوست دارم ... و می خواهم که زیادتر دوست بدارم

LIDA
12-05-2009, 06:53
مناجاتی زیبا با خدا به قلم شهید دکتر "مصطفی چمران
خدايا
عذر ميخواهم از اين که بخود اجازه ميدهم که با تو راز و نياز کنم
عذر ميخواهم که ادعا هاي زياد دارم در مقابل تو اظهار وجود ميکنم
در حالي که خوب ميدانم وجود من ضائيده ي اراده من نيست و بدون خواسته ي تو هيچ و پوچم ,
عجيب آنکه
از خود ميگويم
منم ميزنم
خواهش دارم و آرزو ميکنم
خدايا...
تو مرا عشق کردي که در قلب عشاق بسوزم
تو مرا اشک کردي که در چشم يتيمان بجوشم
تو مرا آه کردي که از سينه ي بيوه زنان و دردمندان به آسمان صعود کنم
تو مرا فرياد کردي که کلمه ي حق را هر چه رسا تر برابره جباران اعلام نمايم
تو تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتي
تو مرا به آتش عشق سوختي
تو مرا در توفان حوادث پرداختي , در کوره ي غم و درد گداختي
تو مرا در درياي مصيبتو بلا غرق کردي
و در کويره فقر و هرمان و تنهائي سوزاندي.
خدايا ...
تو به من
پوچي لذات زود گذر را نمودي
ناپايداري روزگار را نشان دادي
لذت مبارزه را چشاندي
ارزش شهادت را آموختي
خدايا
تو را شکر ميکنم
که از پوچي ها و ناپايداريها و خوشيها و قيد و بندها آزادم نمودي
و مرا در توفانهاي خطرناک حوادث رها کردي و در غوغاي حيات در مبارزه ي با ظلم و کفر غرقم
نمودي و مفهوم واقعي حيات را به من فهماندي.
فهميدم : سعادت حيات در خوشي و آرامش و آسايش نيست
بلکه در درد و رنج و مصيبت و مبارزه با کفر و ظلم
و بالاخره شهادت است.

LIDA
12-05-2009, 06:56
الهی ! از من آهی و از تو نگاهی .

الهی ! عمری آه در بساط نداشتم و اینک جز آه در بساط ندارم.

الهی ! غبطه ملایکه ای را می خورم که جز سجود نمی دانند، کاش حسن از ازل تا ابد در یک سجده بود.

الهی ! سست از آن مست تو نیست کیست؟

الهی ! تا کی عبد الهوی باشم ، به عزت تو عبدالهو شدم.

الهی ! همه از این و آن تماشا کنند و حسن خود را ، که عجیب تر از خود نیافت .

الهی ! دل بی حضور چشم بی نور است، این دنیا را نمی بیند و آن عقبی را .

الهی ! همه حیوانات را در کوه و جنگل می بیند و حسن در شهر و ده.

الهی ! هر که شادی خواهد بخواهد ، حسن را اندوه پیوسته و دل شکسته ده.

الهی ! آن که خوب را حباله اصطیاد مبشرات نکرده است ، کفران نعمت گرانبهائی کرده است.

الهی ! مراجعات از مهاجرت به سویت تعرب بعد از هجرت است و تویی که نگهدار دل هایی .

الهی ! آن که در نماز جواب سلام نمی شنود ، هنوز نماز گزار نشده ، ما را با نمازگزاران بدار.

الهی ! خوشا آن که بر عهده اش استوار است و همواره محو دیدار است .

لهی ! آن کس تاج عزت بر سر دارد که حلقه ارادتت را در گوش دارد و طوق عبودیت را در گردن .

LIDA
12-05-2009, 07:00
الهی هر که را عقل دادی چه ندادی ، و هر که را عقل ندادی چه دادی؟
الهی آنکه را عشق نیست ارزشش چیست …
الهی وای بر من اگر دلی از من برنجد ...

الهی چون در تو نگرم از آنچه کرده ام شرم دارم …

الهی عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه باید کرد ؟

الهی چون تو حاضری چه جویم وچون تو ناظری چه گویم ؟

الهی راز نهفتن دشوار است وگفتنش دشوار تر ؟

الهی هر چه بیشتر دانستم نادانتر شدم ... مرا ار آنچه باید بدانم آگاه ساز ...

الهی از شیاطین بریدن دشوار نیست با شیاطین انس چه باید کرد ؟

الهی اگر گلم و یا خارم از آن بستان یارم …

الهی شکرت که این تهی دست پا بست تو شد…

الهی خوشا آنان که در جوانی شکسته شدند که پیری خود شکستنی است…

الهی شکرت که پیر ناشده استغفار کردم که استغفار پیر به چه کار آید ؟

الهی کامم به کلامت شیرین و نگاهم را به اعجازت نورانی کن ...

الهی از خواندن نماز شرم دارم واز نخواندن آن شرم بیشتر که اینچنین رو سیاهم ...

و می دانم که تنها با تو زندگی زیباست ، زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست ...

گر بیفروزیش رقص شعله‌اش از هر كران پیداست ، ورنه خاموش است خاموشی گناه ماست.

الهی باز آمدیم با دودست تهی که هرچه ما را دهی تا روح و جانمان بس است

LIDA
12-05-2009, 07:05
. . . یه زمانهایی , وقتی که حس ِ بدی داریم یا از کسی دلخور شدیم و نمی دونیم چیکار کنیم و چطور آرامش پیدا کنیم , یه دوست ِ همیشگی هست که هیچ وقت دست رد بر سینه ما نمیزنه , هیچ وقت ازش بدی ندیدیم , هیچ وقت دلخور نشدیم . . .
هیچ وقت . . . تو این ساعتهای ناراحتی و( بلکه همه ساعات زندگی), این دوست ما رو یاری میکنه . . .
اون خالق ِ بزرگی که فقط و فقط یکیه , فقط و فقط خودشه و خودش . . . و همه کائنات فقط با همین " دوست " حرف های دلشون رو میگن و کمک میخوان و راهنمایی و یاری . . .
حالا خدا جون !
من چی؟ من . . . من که خیلی ها دوستم هستند , اما درونم تنهاست . من که ساعتهای تنهاییم رو با حرفام به تو میگذرونم . . . و گاهی وقتها هم به همه خواسته هات عمل نمیکنم . . . که همه ساعات ِ زندگی من از آن ِ توست . . . و به بزرگیت قسم که تا اون لحظه که بخوام بیام پیشت , راه حق رو ادامه میدم . . . خداااااااااا . . . کمک کن تا از این حالت ناراحتی بیرون بیام

GORJI
13-05-2009, 12:50
ای بزرگ ! ای مهربان ! ای بخشاینده و ای عاشق! ای صاحب غروب زیبا! ای خالق باران رحمت ! ای

بخشاینده هر گناه و معصیت! ای رئوفا! ای شکورا! ای قادر بی انتها! ای مطلق هر چیز ! ای مسلط بر هر امور!

ای صاحب هر نسیم ! ای فرمانبردان موجهای سرکش! ای خالق مخلوق! ای شاهد هر ماجرا! ای پدیدآورنده هر

اتفاق! ای نازنین مهربان! ای قدرت مطلق! ای برازنده سلطنت! ای نگاه دارنده ایمان ما! ای فرمانده آتش ! ای

فرمانده آب و خاک و باد ای طرفه نگار بی رقیب ! ای معشوقه من در عشق بازی! ای گستره قدرت و جلال! ای

شکافنده دو دریا! ای زنده کننده هر مرده ای ! ای بینا کننده هر کوری! ای آنکه بی اذن تو برگی از شاخه جدا

نمی شود و قطره از آسمان نمی بارد! ای گم شده در هستی و محیط! ای خاق صدای زیبای بلبل! ای تمام

معنی هر چه زیبائی است! ای پدیدار کننده مه و باران! ای جاری کننده رود در جنگل! ای خالق بوی خاک پس از

باران! تو را به وجودت قسم! تو را عشقی که در درون دو دل تنها قرار داده ای! تو را به لحظه ای که دلها برای

شنیدن صدایت می تپد ! تو را قسم به لحظه لقایت! از گناهان ما بگذر - ما را در کنار خودت محشور کن - ما را

به رضایت به بهشت بفرست ما را به لیاقتمان راهی رضوانت کن خداوندا ما را به رحمتت مورد قضاوت قرار ده نه

به عدالتت چرا که رسوای جهانیم

GORJI
13-05-2009, 14:24
خداوندا با تو سخن می گویم

از عشق

آن میل شدید درونی

آن جادوی جاودانی

آن عطش کاشتن و درو کردن

آن عظمت فکر کردن و دیدن

آری خداوندا از تو می پرسم

کجا رفته است آن تکثر روح نیک تو

اگر درون نیک است پس اینها چیست

صدای قناری در قفس از برای چیست

خداوندا از تو می پرسم

اگر آدم اشرف مخلو قات است

اگر او کمال آفریده ها است

پس چرا حقارتش می بینی

پیش مخلوقات

او را که افسارش باز کردی وگفتی برو تا باز گردی سوی من

خداوندا از تو می پرسم

کدامین مالک گله اش را دست گرگ می سپارد

که تو گرگ را مبصر کلاس ما کردی

ما در زمین همه بنده شیطانیم

اگر خود را گول نزنیم

او ما را حکمرانی می کند

هر چه خواهد می دهد و هر چه می خواهد گیرد

الا جان که از آن توست

خداوندا از تو می پرسم

آیا نمی خواهی ظاهر کنی آن حقیقتی که وعده داده بودی

آن قیامتی که ما را از آن ترسانده بودی

خداوندا پس کجا خوابیده آن ناجی که ما را قول امید داده بودی

امید در انتظارش یاٌس را می نوشد

و خداوندا از تو می پرسم

کی می شود دیگر از تو نپرسم

LIDA
13-05-2009, 17:22
خدا وندا من را از گل آفریدی و اشرف مخلوقات گردانیدی.

خداوندا فرشتگان بر من سجده کردند و انکه سجده نکرد از درگاهت ترد گردید.

خداوندا خود را رازدار من کردی تا راحت بتوانم با تو صحبت کنم و درد دلم را به تو بگویم.

خداوندا دوستت دارم اما چه کنم که دلم گرفته و تو جوابی به من نمی دهی .

خداوندا زمانی که از دنیا سیر می شوم کمکم کن تا از راه حق دور نشوم.

خداوندا ندیدمت ولی باز هم دوستت دارم چون تا الان پرده پوش رازهای من و گناهان من بودی.

خداوندا چقدر تحمل داری چقدر صبر داری.

خداوندا تو که آگه بودی من گناهکار و بد بخت و بیچاره می شوم پس چرا من را آفریدی.

خداوندا کفرت نمی گویم و می دانم که این همه رنج و سختی برای آزمایش صبر و طاقت من بوده.

خداوندا انسان طاقت دوری طاقت سختی را ندارد.

خداوندا دلم گرفته دلم می سوزد از نامردی های روزگار از پرپرشدن گلها .

خداوندا کمکم کن تا از این همه آزمایش سربلند بیرون آیم.

خداوندا من طاقت سختی و دوری را ندارم .

خداوندا امتحانم نکن چون می دانم سربلند بیرون نمی آیم.

خداوندا اگر امتحانم کردی کمکم کن تا سربلند باشم.

LIDA
13-05-2009, 17:25
واي عزيزم
تو چقدر به من نزديكي؟
من مي مونم از اين همه محبتت
باز من يه چيزي خواستم
تا نگفته حاضرش كردي؟!
من آخه چطوري تشكر كنم؟
من نمي دونم واقعا برات چي كار كنم
تو هميشه راههاي خوب رو جلوي پام ميذاري
تو هميشه منو به بهترين وجه ممكن روشن مي كني
و راه رو برام هموار
من يه موجود كوچولويه زميني ام كه تو به من مي گي اشرف مخلوقات
اين يعني توام منو دوست داري
و من امروز هم به كمكت بيشتر از هر روز ديگه اي احتياج دارم
من هر روز موجودي وجودم رو به تو مي دم
چون فقط تو مي توني منو حفظ كني
از شر همه بدي ها
از همه مردم بد
از اينكه من بد باشم
و موجوديي كه پيش تو باشه نه تنها كم نمي شه بلكه زيادم مي شه
تو به اون بركت مي دي
تو اون و قشنگ جلوه مي دي
يه طوري كه همه بپسندن
و من هميشه فقط وفقط تو رو دارم
و اميد به تو كه از همه چيز برام قشنگتره
اين بهترين كادويي بوده كه بهم دادي
من دوستت دارم اي بهترين خالق هستي
قربونت برم
دوستدارت يه موجود زميني كوچولو

LIDA
13-05-2009, 17:47
ک روز غرق در فلسفه زندگی بودم که :
گفت : مقصد چیست ؟
گفتم : کدام مقصد ؟
گفت : آن حکایتی که رهایی دهد مرا .
گفتم : کدام یک ؟
گفت : آن تلاطمی که مرا رساند به اوج .
گفتم : کدام اوج ؟
گفت : آن رهی که وصلت یارم میسر است .
گفتم : کدام یار ؟
گفت : آن یار که مونس شب های تنهایی من است .
گفتم : کدام شب ؟
گفت : آن شبی که روح به پرواز می رسد .
گفتم : قبول جان دلم ، با کدام پر ؟
گفت : آن پری که عشق دهد ارمغان به من .
گفتم : کدام عشق ؟
گفت : آتشی که از دل حق شعله می کشد .
گفتم : کدام حق ؟
گفت : آنکه نام دیگر او « خالق من » است .
گفتم : کدام من ؟
قدری نشست و گفت بگو : آنچه گفتنی است
گفتم : به جای این همه پیغام و حرف و بست بنگر به آنچه هست
چشمت ببند و گوش بده :
این صدای توست . . . . . این صدای توست . . . . . این صدای توست
و آنکه با تو زمزمه دارد :
خدای توست . . . . خدای توست . . . . خدای توست

LIDA
13-05-2009, 17:48
یک روز غرق در فلسفه زندگی بودم که :
گفت : مقصد چیست ؟
گفتم : کدام مقصد ؟
گفت : آن حکایتی که رهایی دهد مرا .
گفتم : کدام یک ؟
گفت : آن تلاطمی که مرا رساند به اوج .
گفتم : کدام اوج ؟
گفت : آن رهی که وصلت یارم میسر است .
گفتم : کدام یار ؟
گفت : آن یار که مونس شب های تنهایی من است .
گفتم : کدام شب ؟
گفت : آن شبی که روح به پرواز می رسد .
گفتم : قبول جان دلم ، با کدام پر ؟
گفت : آن پری که عشق دهد ارمغان به من .
گفتم : کدام عشق ؟
گفت : آتشی که از دل حق شعله می کشد .
گفتم : کدام حق ؟
گفت : آنکه نام دیگر او « خالق من » است .
گفتم : کدام من ؟
قدری نشست و گفت بگو : آنچه گفتنی است
گفتم : به جای این همه پیغام و حرف و بست بنگر به آنچه هست
چشمت ببند و گوش بده :
این صدای توست . . . . . این صدای توست . . . . . این صدای توست
و آنکه با تو زمزمه دارد :
خدای توست . . . . خدای توست . . . . خدای توست

LIDA
13-05-2009, 17:50
دلیل گریه هام شاید واسه غربتیه که دارم، شایدم واسه شستن گناهام باشه، نمیدونم احتمالاً هم به خاطر این باشه که وقتی عظمت خدا رو حس می کنم احساس حقارت می کنم .
خدایی که تو قلبم جا دادم، از این نبوده که بخوام خلوت تنهایی هامو باهاش پر کنم؛ خدا به خاطر این تو قلبمه چون که بهش نیاز دارم، مثل همه ی آدمای دنیا؛
می خوام وقتی اشک می ریزم، هر قطره اشک اسم الله رو روی گونه هام حک کنه، می خوام وقتی اشک به انتهای زندگیش می رسه، رد پا بذاره و دوباره متولد بشه.
روزي داشتم با هیبت از کنار زندگی رد می شدم، فکر کردم زندگی همون خداییه که باید تو قلبم باشه، ولی اشتباه می کردم چون وقتی ازش گذشتم از چشمم افتاد؛
بعد با کسی تا جایی همسفر شدم، خیال کردم دیگه حتما خوده خودشه؛ ولی وقتی وسط راه منو رها کرد فهمیدم که اینم نیست؛
از اون روز به بعد هیچ چیز و هیچ کس را با خدا اشتباه نمی گیرم .
خدای من آنست که روحش در من جاریست؛ فقط اوست که گریه هایم را می بیند؛
او صدایم را می شنود، گناهان صغیره و کبیره ی مرا می بخشد،
او را چه دوست داشته باشم چه نداشته باشم دوستم دارد، همیشه با من است،
خدایی که نزدیکتر از رگ گردن به من است. خدایا رحمتت را در اشکهایم قرار بده!!!

GORJI
20-05-2009, 21:06
http://i28.tinypic.com/wtbz49.jpg

خدایا
گرچه هنوز دریافتنت مانده ام ولی این را می دانم که جز تو هیچ ندارم
خداوندا مرا بیاب چون یافتنت برای من ناممکن است
مانده ام به یاد تو ...

GORJI
21-05-2009, 16:19
الهياستواري ده در صراط مستقيم تا مرهمي بر عمق جراحات خلخالهاي آتشين ابليس درونمگردد كه زخم بر زخم مي گذارد
معبود منخونابه هاي گناهكم كم اميد خليفه اللهيرا با شكستن استخوانهاي تقوايم بر باد مي دهد
ولي انقدر در دل تمناي وصال تو دارم كه تا لحظه بسته شدن ابدي چشمانم نجوايي نوراني در زنگارهاي سياهدلم ،راه روشني بخش رسيدن به محبوبمرا نويد مي دهد

************************************************** ********

پروردگارم ، تو خود گفتي يک قدم بيا تا قدم ها بيايم .
معبودم اين درد کشنده دير زماني با من است اما همراهيم نمي کند .
از تومي خواهم يا رهايم کند و يا خود با من بسوزد .
خسته ام ، ديگر خسته ام از سرگرداني ، تاب و تواني نمانده ، نه تاب تنها دويدن ونه توان تنها سوختن .
خدايم اينک به تو محتاج ترينم ، پناهم ده ، هر آنچه لايقم نصيبم گردان

************************************************** ****

چرا تو اي شكسته دل خدا خدا نمي كني
خداي بي نياز را چرا صدا نمي كني
سحر به باغ ناله ها گل مراد مي دمد
به نيمه شب چرا لبي به غصه وا نمي كني
به هر لب دعاي تو فرشته بوسه مي زند
براي درد بي دوا چرا دعا نمي كني
به قطره قطره اشك توخدا نظاره ميكند
چرا ميان گريه ها خدا خدا نمي كني
دل تو مانده در قفس جدا از اشيان خود
پرنده ي اسير را چرا رها نمي كني
چرا كنون نمي كني زدل غبار سينه را
چرا صفا نمي دهي حرم سراي سينه را
چرا صدا نمي زني شهيده ي مدينه را
به حرمت حبيبه اش نظر به ما كند خدا
فقط خدا خدا خدا خدا خدا ………

GORJI
21-05-2009, 16:20
خدایا بخشی از دلم به وجودت گواهی میده. بخشی از دلم وجودت رو انکار میکنه.
نمی دونم این شک چیه که مدتیه تو وجودم افتاده و این قدر آزارم میده.
نمی دونم. شاید یه امتحانه. شایدم نشونه ای از ضعف و ذلتمه.
خدایا به اولیائت خاص و عامت قسمت میدم که ایمان رو بر قلبم مسلط کنی و رگه های شک و رو از وجودم ریشه کن کنی.
کمکم کن ای تنها کسی که می تونی کمکم کنی.

**********

خدای مهربونم
تو جانشین تمام داشتن ها و نداشتن های منی
ازت ممنونم
از اینکه بهم فرصت زندگی کردن و دادی ممنونم
با اینکه دنیای از مشکلات و داشتم و دارم
ولی فقط یاد توهمیشه آرومم می کنه
ممنونم ازت

**********

خدايا با تو هستم با توئي كه آورنده ي منو نگهدارنده ي مني...توئي كه بزرگي و بخشاينده...به دل ما بندگانت بيانداز كه عفو و بخشش شيرينتر از انتقام است...بر دلمان صبر را بياويز كه تحمل شنيدن هر حرف تلخي برايمان آسان شود...خدايا اميدمان را نا اميد مكن

************

GORJI
21-05-2009, 16:22
سلام.خدایا در گذشته ادمی بودم که با تو قدم میزد
دستانی بخشنده داشتم...اما شب ها برام اه دل مونده و باری از گناه
در لجن زاری فرو رفتم که دیگه روی خواندن نماز ندارم...
یه نگاهی به دل سیاه من بنداز...
اون جوری که تو می خوای برات می میرم...
ای واییییییییییییییییییییییی یی
اخه این چشا تو رو داشتن...
دلم گرفت.
گریه من برای چی؟
خدایا کجایی؟
رختخواب من شده جای گریه های شبم؟؟؟؟
دیوانه شدم.
اخه هر روز نبود تو رو دارم.
هر روز کثیف تر شدم.
تو رو به حق خودت
من نوکرتم
فقط یه بوسه
فقط یه نگاه
طاقت ندارم
میدونم بدم
اما منم دل دارم
خب من چی کنم
من فقط تو رو دارم
منو هدایت کن
به چه رویی به زندگیم نگاه کنم
اخه تا کی حاجی باشم؟
اخه تا کی اونی باشم که مردم اشتباه می کنن
اخه از من چی دیدن این مردم که شدم محرم اسرارشون
بابا سخته دیدن بچه هایی که مریض هستن
من که قدرتی ندارم
پس بخاطر این غلام رو سیاه دعایم را در حق دیگران مستجاب بگردان...

GORJI
21-05-2009, 20:30
الهی یاریم کن

ای نور هستی بر زندگی ما تابندگی بخش تا بر چاه گناه نیفتیم و بر زندگی ما فرخندگی بخش تا با ابلیس انیس

نباشیم و از خارستان ریا رهای بخش تا در نیلوفرستان صفا مقیم شویم.ای صاحب با تازیانه سلوک خویش به

داغگاه اگاهی رهنمون ساز و نغمه نشان بر گوش جانمان بزن تا قدر گوهر حلقه غلامی تو را بدانیم و بندگیت را

از خود نرانیم .ای مهیمن در بیابان بی سامانی میان گرد و با خوف و رجا سرگردانیم و با رقه نشانی از سر منزل

مقصود نمیدانیم خضر خجسته عنایت خود را بدرقه راهمان گردان تا به سوی خیمه خضرای فنا و بقا بشتابیم و

جلوی سیمای سمن سای عروس جمالت رادریابیم . ای جمیل بلبل کنگره عشق نغمه توحید میجوید و گل

حیرت میبوید در طریقت در شریعت درحقیقت در ره حق که پر از درد و غم است هستیت گر برود باز کم است . گر

در این مستی عشق و در این جاده پر سوز وگداز راه پر شیب و فراز دل و جان هم برود باز نباز .ای سرور عارفان

ما تشنه ایم حتی به جرعه ای از بحر بیکران ایمان به ذره ای از کوه رفیع اخلاص به نگاهی بر گلستان سبز

عشق به حکایتی از داستانهای بلند ذکر و پیمانه ای از خم جوشان عرفان . ای انیس مریدان ما را با رحیق

توفیق خود رفیق فرما و با باده ناب اب حیات عشق سر مستمان کن تا از خارستانهای نفس بی خبر گذر کنیم و

به دیار ابدی مستانه سفر کنیم

GORJI
21-05-2009, 20:32
http://shiaupload.ir/images/ijgqo2ul5g5ezovg7.gif

بنام تو اي انيس خلوت انس


چه لذتي دارد خلوت با تو ؛ راز و نياز باتو ؛ در دامان صبور تو اشك ريختن و عقده دل گشودن . چه لذتي دارد نيمه

شبان باتو شيدائي كردن ؛ بريدن از همه ؛ وتنها و تنها باتو بودن ؛ براي تو بودن . ميخواهم امشب فقط تو را در

سكوت ناله هايم ببينم و با قطره هاي اشكم سخن بگويم . چه امنيت دلنشيني ؛ چه آرامش باشكوهي ؛ تو

كنارم هستي و ديگر هيچ چيز نمي تواند مرا به خود مشغول كند . هيچ چيز و هيچ كس نمي تواند لحظه اي ازتو

دورم كند . تو در دلم نشستي و من دلم را به دست مي گيرم تا ترا نزديكتر از هميشه حس كنم . مي خواهم در

سايه سار عشق شور انگيزت هرچه بدي ؛ هرچه سختي ، هرچه تلخي كه امروز بر من گذشت فراموش كنم .

فراموش كنم كه چقدر خسته ام . چقدر زخم بر دلم نشسته . چقدر روحم درد كشيده . خدايا بشمارتك تك آه

هايم را ؛ بشمار تك تك ناله هايم را ؛ بشمار قطره قطره اشگهايم را وببين بنده ناشكيبت چه كشيده و اينك

چقدر به نوازش مهربانانه ت نيازمنده . آه........ ببخش قرار نبود سخني بگويم . قرار نبود شكوه اي به زبان بياورم

. ديگر سكوت مي كنم تا در خلسه ناب غنودن در آستان مهرت به آرامش برسم

LIDA
21-05-2009, 22:31
معبود
بشنو فریادم را وقتی که فریاد می زنم

و بمن رو کن

وقتی که

مناجاتت می کنم .

من به درگاهت گریختم

و در برابرت ایستادم

و بیچارگیم را بتو عرضه داشتم

و در وادی گرم و نورانیت قرار گرفتم

و گریستم

و امیدوارم به آنچه نزد توست از بی نهایت ها ؛

و تو می دانی من چه در دل دارم و تویی آگاه از حاجاتم .

تو درونم را می فهمی و پنهان نیست بر تو وضع دنیا و آخرتم .

معبودا !

هر که به تو پناه آورد ، واگذاشته نشود و هر که تو رو کنی به وی ، آزاد است

معبودا !

هر که به تو راه پوید ، آزاد است

LIDA
21-05-2009, 22:43
گفتند که دوست بدارم
اما چه کسی و چه چیزی را؟
من را
او را
خدا را

گفتند که این کار بد است
اما چرا
خدا گفته

اینها خوب ها هستند
نمی دانم خوب یعنی چی
خوب همان است که خدا می خواهد

خدا کدام است؟
خالق یکتا
کجاست؟
همه جا
مثل هوا؟
پرسان نکو

حالا من می دانم خوب و بد کدام است.
می توانم خدا شوم؟
استغفر الله بگو
استغفرالله

می خواهم خدا را ببینم
باید ریاضت بکشی
این را هم خدا می گوید؟
...

نمازت را بخوان
چرا؟
عبادت خدا است
من همانگونه که می خواهم عبادت می کنم
نمازت را بخوان
اگر نه؟
استغفرالله. به دوزخ می روی
دوزخ؟

نماز خواهم خواند اما از کدام نوعش؟
تسنن یا تشیع؟
هر کدام که هستی
کدام حق است؟
معلوم است که ما حقیم
شما از کدام هستید؟

عادت کردم
به چی؟
نماز خواندن
آفرین
عادت کردم
آفرین
آفرین؟

GORJI
22-05-2009, 09:34
معنی خوشبختی ،

بودن اندوه است…!

این همه غصه و غم ،این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه !میوه یک باغند

همه را با هم و با عشق بچیین

ولی از یاد مبر:

پشت هر کوه بلند ،سبزه زاری است پر یاد خدا

و در آن باز کسی می خواند

که خدا هست،خدا هست


وچرا غصه؟!چرا؟



http://img33.picoodle.com/img/img33/5/11/25/f_flower559m_41d7d38.gif

خدايا داد از ا ين دل داد از اين دل

نگشتم يك زمان من شاد از اين دل

چو فردا دادخواهان داد خواهند

بر آرم من دو صد فرياد از اين دل



عاشقانه دوستت دارم خدايا

تنها تو شاهد لحظات تنهايي ام هستي

دوستت دارم

GORJI
22-05-2009, 09:39
http://shiaupload.ir/images/nc1ky0hzn5inkwi4qh.gif

بنام تو اي مونس خسته دلان



الهـــی درددلرابــاتوگویم

خدایاراه چاره ازتوجویــم



نگاهم پرشده ازاشــک حسرت

دلم راپاک کنازکین و نـفرت



خداوندابه این خسته نظرکن

مـــراازآتــش دوزخ حذرکن



کویرم رحمتی کن برســــرمن

شکسته،ای خـــدابال وپرمن



کمک کن تابسازم زندگــی را

برای توبخواهم بندگــــی را



دعاگویم،اجابت کن دعایـــم

الهــی باتودرحمـــدوثنــایم



به وقت سجده دررازونیـــازم

تومعبودی ومن هم درنمـــازم



الهـــی آتش غم گشته خامــوش

توراهرگز نخواهم کردفـــراموش

LIDA
22-05-2009, 12:24
فقط خدا



چرا تو اي شکسته دل خدا خدا نمي کني



خداي بي نياز را چرا صدا نمي کني



سحر به باغ ناله ها گل مراد مي دمد



به نيمه شب چرا لبي به غصه وا نمي کني



به هر لب دعاي تو فرشته بوسه مي زند



براي درد بي دوا چرا دعا نمي کني



به قطره قطره اشک توخدا نظاره ميکند



چرا ميان گريه ها خدا خدا نمي کني



دل تو مانده در قفس جدا از اشيان خود



پرنده ي اسير را چرا رها نمي کني



چرا کنون نمي کني زدل غبار سينه را



چرا صفا نمي دهي حرم سراي سينه را



چرا صدا نمي زني شهيده ي مدينه را



به حرمت حبيبه اش نظر به ما کند خدا



فقط خدا خدا خدا خدا خدا ………

GORJI
22-05-2009, 17:54
الهی توان نه گفتن به هر آنچه مرا از تو دور میسازد فراهم آور...الهی آمین...

با نام تو ای عشق منم بود شدم...تا لحظه دیدار تو ای یار منم رود شدم...

هرگز نرسد درک کسی در پی معشوق...آنگه که ترا دیدنمت دود شدم...هو العاشق و المعشوق...


من مات من العشق فقد مات شهيد...آورد صبا گلي ز گلزار اميد...یا((الله))(ج)...یا ائمة الهدی(ع)...

دمي که نوبت عشقت زدم به ملک عدم...نبود در عدم آوازه‌ي وجود هنوز...یا حبیب یا((الله))(ج)...یا ائمة الهدی(ع)...

خدایا عاشق را جز بیقراری عشق شما قرار نیست...مارا بی قرار کن...

خدایا بی پناهم...ز تو جز تو نخواهم...اگر عشقت گناه است...ببین غرق گناهم...

خداوندا میدانم که نادانم...پس ببخشا مرا که هر کار کرده ام از جهل خود بود...

یا ربی مرا ببخشا بر گناهان انباشته در ذهنم که یاد شمارا از من گرفته...

مارا جز رحمت شما چاره ساز نیست...یا((الله))(ج)...یا ائمة الهدی(ع)...

اگر نمیرسد به کعبه دستم...محرم عشق ابد تو هستم...یا((الله))(ج)...یا ائمة الهدی(ع)...

یا حق با حق تا حق...

GORJI
22-05-2009, 17:55
سلام مهربونم خوبی؟میدونم که نیستی مگه ما بنده های ناشکرت میزاریم ...

دلم مثل همیشه برات تنگه

راستی امروز خیلی سعی کردم مواظب رفتارم باشم که غیبت نکنم اما به قول معروف یه کوچولو سوتی دادم

اما ببخشید .تو که میبخشی مگه نه؟اخه تو خیلی ماهی تو عزیز منی نفس منی

باز هم فردا تلاش میکنم که بیشتر همونی بشم که تو میخوای یکی یه دونه ی من عزیز دردونه ی من

راستی امروز یه جا از مادر زمین وزمان فاطمه ی زهرا خوندم که

اگه من خالصترین عبادتم رو برای تو بفرستم تو بهترین مصلحتت رو برای من میفرستی اما میدونم که توفیق

عبادتم رو هم باید از تو گدایی کنم

فدات بشم الهی گل بی خار منی تو .همیشه ی همیشه ی همیشه کمت دارم امیدم

وااااااای ی ی اخه چه قدر تو عزیزی

چند بار بنویسم دوست دارم تا باورت بشه

دوست دارم دوست دارم دوست دارم.......................................... ..........

GORJI
22-05-2009, 17:56
سلام دوست جون من

خوابم نمیبره خدا کنه سر قرار صبحمون خواب نمونم

تو که بیدارم میکنی مگه نه

گاهی با خودم میگم من کجا و تو کجا

اما بعد به خودم میگم حتی اگه وسط جهنمم باشم همین که تو خدای منی از همه خوشبخت ترم

راستی چقدر خوبه که تو خدای منی مهربونم

اگه دلت خواست بهم اخم کنی هم ناراحت نمیشم اخه خودت که نمیدونی اخماتم قشنگه

اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی

یعنی میاد اونروزی که من از دست خودم راحت شم؟

خود ما که انقدر ناقصیم از عالم و ادم توقع داریم که ادم باشن

حالا تو که خودت ته همه چی هستی ام همین توقع رو از ما داری؟ فقط همین؟ تو چقدر خوب و کم توقعی

لااقل یه کم حالمون بگیر ولی تو هیچ وقت هیچی زیادی از ما نخواستی اصلا چیزی نخواستی هر چی بوده نفع

وضرر ما بوده

خاک بر سر من کنن که دلبری مثل تو دارم اما هنوز تو هپروت سیر میکنم

الهی فدای قشنگیات بشم من بی تو میمیرم

نزار دیگه دستم از تو دستت بیرون بکشم

تورو خودت قسم نزار

هر بلایی خواستی سرم بیاری بیار ولی نزار یه لحظه هم نفسم از نفست جدا شه

دیوونتم عزیزم

GORJI
22-05-2009, 17:57
خواب بودم داشتم خواب مي ديدم صبح شده آفتاب زده بود كه بيدارشدم خيلي حالم گرفته بود دلم شكست

گفتم خدايا حالا چكار كنم نماز صبحم قضا شده با ناراحتي رفتم يه گوشه نشستم چشمم افتاد به يك ضبط

صوت يك نوار هم اونجا گذاشته بود ناخودآگاه رفتم سمت نوار اونو برداشتم گذاشتم توي ضبط صوت تا دكمه رو

زدم ديدم اين صدا پخش شد

سبحان الله والحمدلله ولااله الاالله والله اكبر

درم ريخت گفتم آه خداي من يعني مي شه الان وقت نماز باشه با اين كه هوا روشن شده بتونم نماز صبحم رو

بخونم

ناگهان يه صدايي به گوشم خورد بهم گفت: سعيد....

پاشو نمازتو بخون اذون دارن مي گن

سر ازپا نمي شناختم آروم چشمامو بازكردم يك نگاه كردم ديدم آره مثل اين كه صداي اذان صبح از مسجد

صاحب الزمان محلمون پخش مي شه انگار دنيا رو بهم دادن سراز پانمي شناختم و سريع پا شدم و نمازم رو

خوندم كيف كردم

قربونت برم خدا اينطوري فرشته ها رو مي فرستي منو بيدار كني اما من قدر نعمت هاتو نمي شناسم بازم گناه

مي كنم

جملاتي كه جناب يگانه نوشت رو خوندم خصوصا جمله آخري( ديوونتم) قلب منو برد توي اون حال و هواي

نوجووني آي كه چه لذتي داشت اون نماز بهم حسابي چسبيد

آه خدا باز هم از اين فرصت ها واسم درست كردي ولي من بازهم گناه كردم و به سوي تو نيومدم شايد اين ايام

كه عرفه است دوباره خودمو دريابم

اي كه پنجاه رفت و درخوابي

شايد اين چند روزه را دريابي

LIDA
23-05-2009, 11:11
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان
اما به قدر فهم تو کوچک می شود
و به قدر نیاز تو فرود می آید
و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
و به قدر ایمان تو کارگشا می شود
یتیمان را پدر می شود و مادر
محتاجان برادری را برادر می شود
عقیمان را طفل می شود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را...
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها ...
چنین کنید تا ببینید چگونه
بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند
در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند

GORJI
23-05-2009, 11:47
نگه کن به چشمان بارانیم

به دل خون شدنهای پنهانیم

دل بی کسم از تو تنها شده

سحرها همه با تو فردا شده

غریبم در این دشت بیهمنفس

دلم را ببین خسته ای در قفس

نوای همه ناله ها نام توست

دلم جلد ان خانه و بام توست

بدر سینه را تا که رسوا شوم

ز تو عاشق و پر تمنا شوم

دلم را به اعجاز عشقت بدر

مرا تا فراسوی مهرت ببر

نگو دست نالایق من تهیست

که دریای چشمم ز تو منجلیست

نظر کن به دستان بی الایشم

بده پاسخم حاجتم خواهشم

GORJI
23-05-2009, 22:20
خدايا من دوستاني داشتم كه توي دوران نوجواني و جوانيم بهترين لحظات عمرم را باهاشون سپري كردم اما

اون ها همچون كبوتري پركشيدند و رفتند و به تو پيوستند و مرا با كوله باري از گناه گذاشتند

كارم شده اشك و آه از اين كه گناهم بسيار شده و استغفارم كم كمكم كن

خدايا شرمسارم كه ادعا مي كنم بنده تو ام اما گناه كردن برايم خيلي آسان است

خدايا تلخي گناه را به من نشان بده و لذت عبادتت را به من بچشان

خدايا مدعي ام كه با قرآنت مانوسم اما دريغ از يك عمل كمكم كن وقتي آيات الهي را ميشنوم بر خود بلرزم....

GORJI
23-05-2009, 22:21
الهی فدای قهر و غضبت بشم نازنین یگانه

هر چی از تو به ما برسه خیره

حتی گره ی اخمای قشنگت

اااخی ی ی ش چقدر سبک شدم دیدی گفتم حتی قهرتم خیره محضه

نمیدونی چه حالی میده ادم تو هوای تو نفس بکشه

اخه به قول امام سجاد ع که الهی همه چیم فداش بشه

ما در کلبه ی فقیرانه خود چیزی داریم که تو در عرش کبریایی خود نداری

ما چون تویی داریم و تو چون خود نداری

فدای مهربونیات بشم اوس کریم

همیشه دوست دارم

GORJI
23-05-2009, 22:23
تنها تویی تنها تویی در خلوت تنهایی ام

تنها تویی خواهی مرا با این همه رسوایی ام

ای یار بی همتای من

سرمایه سودای من

گر بی تو مانم واااااااااااای من

وااااااااای از دل سودایی ام

من از هوس ها رسته ام

از آرزوها جسته ام

مرغ قفس بشکسته ام

شادم ز بی پروایی ام

دانی که دلدارم تویی

دانی خریدارم تویی

یارم تویی یارم تویی

شادی از این شیدایی ام

یارم تویی یارم تویی

شادی از این شیدایی ام

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اي نامت از دل و جان در همه جا به هر زبان جاري

عطر پاك نفست سبز و رها از آسمان جاري
نور يادت همه شب در دل ما چو كهكشان جاري
تو نسيم خوش نفسي
من كوير خار و خسم گر به فريادم نرسي هم چو مرغي در قفسم
تو با مني اما من از خودم دورم
چو قطره از دريا من از تو مهجورم
با يادت اي بهشت من آتش دوزخ كجاست؟
عشق تو در سرشت من با دل و جان آشناست
چگونه فريادت نزنم؟
چرا دم از يادت نزنم؟
در اوج تنهايي اگر زمين ويرانه شود
جهان همه بيگانه شود
تويي كه با مايي

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سلام خدا
سلام مهربون
سلام کس بی کسا
چقدر خوبه که تو هستی گاهی میترسم که اگه یه روز ازخواب بلندشم و ببینم تودیگه نیستی چی
اگر دیگه دوسم نداشته باشی چی
میدونی مهربونم ادم اگه ته جهنمم باشه خیالش راحته که تو هستی
ادم جهنمم میره تو جهنم تو بره نه تو جهنم یکی دیگه
اخه کی بیشتر از تو ادمو دوست داره
دلم خیلی برات تنگه

GORJI
23-05-2009, 22:24
خدایا به تو پناه میبرم از جور زمانه
که تو فقط فریادرسی وبس
خدایا یک لحظه هم نزار دستمونو از دستت بکشیم بیرون که جز تو هیچ کس به یاد ما و کمک کار ما نیست
تو اون کسی هستی که هیچ دستی رو پس نمیزنی
خدایا نور معرفتت رو هر روز بیشتر از روز پیش در قلب ما بتاب که ما خود عامل جدایی خود از تو نباشیم
خیلی خیلی هوامونو داشته باش
میدونی که خیلی دوست دارم
خواستنی
بزرگ
لطیف
قشنگ
یهدونه
بازم دوست دارم
اصلا همش دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم

-----------------------------------------------------------------------------

خدایا در جهنم گویم
مرا مرا مکن زخود جدا

از ته دلم میگم بی تو هرگز حتی تو جهنم

خدایا
در جهنم ناله ی ((انی احبک)) میزنم
من تو را دوست دارم
همین

-----------------------------------------------------------------------

خدا چقدر بزرگی اینقدر که خودت میدونی
چقدر مهربونه هر کی میدونه بگه کسی را بگه مهربونتر بگه
عظمتت و بزرگیتا عشق است
از مردم پنهان کردم اما تو میدونی چی کارم ولی انگار نه انگار که میدونی خدا یا چی بگم که هر چی گفتم کم گفتم
خدا تو با من چی کار کردی خدا دیگه طاقت ندارم کار من نشد 24ساعت با چند هفته تلاش ولی تو یه لحظه جواب دادی
خدایا آخه چقدر میتونی مهربون باشی کم اوردم کم اوردم
یا مجیر یا مجیر ای کسیکه پناه میدی آبرو پیش هیچ کسی ندارم نه تو دنیا نه تو ...
ولی تو گفتی بی خیال تو هنوزم باسه من خوبی بندم
خدا ای بی نهایت

GORJI
23-05-2009, 22:27
خدا این عشقت چیه این چه حسیه که میکشه
یا مجیر پناهم بده
هیچ کی نیست یاریم کنه
یا مجیر ای پناهنده ای آخرش
خدا دیوونه شدم یه کاری بکن دیوونه تو بشم
اینقدر مهربونی اینقدر شفقت
یه کاری کن رفیق من هم بشی من رفیق ندارم
خدایا عذاب قبرو..
همه تنها میذارنم و فقط تو رفیقمی
خدا بسه بزرگی
اما نه اونوقت هم نمیشه
چی بگم که فقط توبزرگی

--------------------------------------------------------------------------------

خدا واقعا عشقی ومن عاشقت
خدا من هر طور بشم تو را نمیذارم کنار که همه زندگی ماها حکمته
خدا تشنگی جهنم بده ولی نرو
خدا چی بگم که هر چی بگم نگفتم
آن عالم بزرگ میگه بچه ای داشتم خیلی زحمتشا کشیده بودم
دیدم بچم از درس قرآن برگشته
گریه میکنه رنگش پریده
گفتم عزیزم چیته امروز کسی زدتت گفت نه بابا
امروز معلم به ما سوره ی مزمر یاد داد
رسیدم به اونجا هم خودم هم بچه های دیگه گریه کردند
((چرا کافرا تقوا پیشه نمیکنند برای اون روزی که بچه ها از هیبتش یه مرتبه پیر میشند))
بابا گفت دیدم دیگه بچم غذا نخورد مریض شد دکتر اوردم بچه دو سه روز زنده بود و جون داد و مرد
چرا ما یقین نداریم
چرا اینقدر ما بی خیالیم
وای بر من

---------------------------------------------------------------------------------------------
خدايا!

نفسي را كه عزيز كرده اي به وسيله ي يكتا پرستيت

چگونه به خواري هجرانت ذليل كني

و دلي را كه پيوند شده بر دوستي تو

چگونه به حرارت آتشت بسوزاني

اي مهرورز
اي بخشايشگر
ای مهربان

GORJI
23-05-2009, 22:30
خدايا!

آيا چنين مي بيني كه پس از دوستي من به تو مرا از درگاهت دور كني

يا آنكه با اميدي كه به رحمت تو و گذشتت دارم مرا محروم كني

يا آنكه با پناه آوردنم به عفو و گذشتت مرا رها كني

دور است از ذات بزرگوار تو كه مرا نا اميد كني

------------------------------------------------------------------

گناهان و خطايا پيراهن خواري را بر تنم كرده

و دوري از تو جامه ي مسكنت و بيچارگي بر من افكنده

و دلم را از جنايت بزرگم به دستان مرگ سپرده

پس تو زنده اش كن

و مرا محروم نداري در روز قيامت از نسيم عفو و آمرزشت

و برهنه ام نفرمائي از لباس زيباي گذشت و چشم پوشي خود

--------------------------------------------------------------------------

ای خدا من ، من پرستم ورشکستم ............... در هوای نفس مستم طفل پستم سال شصتم
ال امان از من پرستی تا منم من بت پرستم .............آن زمان من چیره دستم قلعه من را شکستم

LIDA
24-05-2009, 07:56
خدا جونم دوستت دارم


سلام خدا جونم خيلي زود دارم برات دومين نامه رو مينويسم ... نه ؟؟؟ الان حتما ميگي واي هنو اين اومد...

ولي آخه خدا جونم ...خداي مهربونم اگر با تو هم حرف نزنم كه ديونه ميشم اونم توي اين موقعيت ...

خدا جونم حالا تو هم ديدي من تنهام هي تنها ترم كن... دستت بي بلا... داشتيم خدايا ... آخه من كه خودم گفتم همه چيز تقصير خودم بوده ... پس چرا داري با من اينطوري ميكني... ميدوني چيه خدا جونم فكر كنم اصلا قسمت من تنهايي...

خداي من عيد امسام تموم شد ...فقط شانس اوردم كه به ضرب المثل اعتقاد ندارم وگرنه حتما با اين عيد قشنگي كه من داشتم خودم رو ميكشتم تا ديگه بيشتر از اين جلو نرم... آخه ميگن سالي كه نكوست از بهارش پيداست...واي خداي من...

چقدر دلم برات تنگ شده خدا جونم ... راستي قرارمون سر جاشه كه... مگنه ... امسال فقط خودم و خودت...

بازم ميگم كه دوستت دارم...

-------------
خدا جونم با توكل به تو دارم پیش میرم خودت كمم كن و راه رو نشونم بده.راهی به سوی نور

-------------

الهی آمین با دلی شاد و روحی پر از آرامش و بتونیم خود خدا را بفهمیم خود خود خود خدا

LIDA
24-05-2009, 08:00
(( الهی و ربی من لی غیرک ))
__________________
من هميشه به آينده اميدوارم و مطمن هستم معجزه هنوز هم جريان دارد . و در همه حال بايد شاد بود زيرا هميشه چشمهايي در بالا نگران ما هستند .

----------------------

بار الها!دستان نیازم برآستان قدس کبریایی

تو بلند شده تا دست گیرم شوی
------------------

خدایا هیچ وقت ازت نخواست بهم شفا بدی فقط ازت میخوام بهم صبر بدی

-----------------

خدا جون به بزرگیت قسم امید اول و اخرم تویی خدا اگه لطف تو نداشته باشم هیچم خدا از لطف و مهربونیت بی بهرم مکن به بزرگیت قسم با تمام وجود دوست دارم خدا جون این بنده نا سپاست تنها تو رو داره اخه وقتی از تو دور میشه و هر جا میره باز بجز اغوش تو جایی نداره خدا جون بیشتر از هر وقتی بهت احتیاج دارم

--------------------

خدایا دستمو بگیر میدونی که دارم روز به روز تو پوچی خودم غرق میشم .... میشونی یا باز دارم ورق سیاه میکنم برات ؟
دور و ورم یه لجنزاره یه لجنزار عادت که دارم خفه میشم ... آدمای لجبی ، بی عاطفه ، مغرور ، پر از تزویر و ریا که مجبوری مث اونا شی که کمترین آسیبو بهت بزنن
میدونی که نمیتونم خدا ...
به فریادم برس قبل ازینکه فریادم بهت برسه
هنوزم دوست دارم ....

LIDA
24-05-2009, 08:03
خدایا ازت بابت هر چیز خوبی که به من دادی ممنونم و ازت می خوام تو زندگیم کمکم کنی و منو شرمنده پدر و مادرم نکنی

--------------------

خداوندا نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است.
چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است.

---------------------

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی ...نروم جز به همان ره که توام راهنمایی

----------------------

خدایا برای مای گناه کار بارون رحمتت را هر چه سریعتر نازل کن بی گناهان چه تقصیری دارند که باید به پای ما بسوزند شما که مهربانین - خوبین غضب خود را حداقل به خاطر دوستانت حتی اگه یکی باشه از ما بگیر - خیلی ممنون نوکرتم منتظرم زیر آسمون قشنگت می خوام خیس خیس خیس بشم باشه جونی خیلی ماهی گلم جای تو قلبم باشه

---------------------

خدایا نجاتم ده همچو پرنده از قفس سرد. من مرغ مهاجر رها شده در بادم. تو پرواز را به من آموخته ای شابد راه آسمان را گم کرده ام !!! یا شاید مهلت پروازم نرسیده است... .

GORJI
24-05-2009, 19:54
خدایا می دونم بیشتر از هر کس دیگه ای از احوالاتم آگاهی ، می دونی که چقدر حالم بده ، می دونی که

چقدر امروز ... ، خدایا به هر کسی امروز پناه بردم منو رنجوند ، انقدر دلم شکسته که ....

خدایا تو که نمی خوای من تنهای ، غریب ، دلشکسته رو ناامید کنی ، خب اگه ناامیدم کنی من الان چی کار

کنم ، با مشکلم چطوری کنار بیام ، خدایا...

خدایا بازم مثل همیشه در خونت رو به روم باز کن ، کس دیگه ای رو ندارم

-----------------------

ای خدا خودت بهم رحم کن ، قلبم داره از حلقم می زنه بیرون ، استرس دارم ،خدایا خودت گفتی به من توکل کنید ، حالا من تو رو وکیل خودم قرار می دم ، چشمامو می بندمو تو دستمو بگیر و راه ببر ، تو رو به پاک ترین بنده هات قسم حاجتمو بده
انشاءالله

--------------------------

اي ستون استوار دستانم بي هدف در خلا خاكستريه زمان مي چرخد و من كورمال و خسته همچون پيچكي نوپا در پي تو مي گردم .

ستون استوار مهر خود را بر من ظاهر كن تا بر گردش حلقه زنم و طعم شيرين امنيت را احساس كنم .

GORJI
24-05-2009, 19:57
خدای من

اگر مرا به حال خودم بگذاری
هلاک می شوم
اگر تو لغزش هایم را نادیده نگیری
به کعه پناه ببرم؟
اگر تو در آن خوابگاه مرگ به من لطف نداشته باشی
پیش که باید زاری کنم؟
اگر تو در قبر گره از کار من نگشایی
به که باید التماس کنم؟
اگر تو به من رحم نکنی
که را دارم؟
ئو که به من رحم خواهد کرد؟
به امید لطف که باشم؟
اگر روز فقرم لطف تو به دادم نرسد
لحظه ی پایان مهلت
به سوی که فرار کنم؟

--------------------


خدایا وقتی تنها هستم و احساس ناامیدی می کنم
نگذار تا قلب دردمندم فراموش کند که تو دعاهایش را می شنوی
به من یاد آوری کن که علیرغم تمام پیروزی ها وشکست ها،
مادامی که به تو ایمان داشته باشم،امیدواری نیز با من همراه خواهد بود
نگذار تا حماقت ها و نابخردی هایم چشم هایم کور گردد
بلکه یاریم کن تا افسوس اشتباهاتم را نخورم و آنها را جبران کنم
به من قدرت بده تا ترسهایم را بپوشانم ودر آینده برای خودم افسوس نخورم
خدایا تا سپیده ی صبح فردا،خوابی آرام به من عطا کن
و صبح گاهان مرا با شهامتی برای شروع روزی دیگر و ادامه دادن راه، از خواب بیدار کن. آمین

---------------------------


خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غم های دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
خدایا بی پناهم
زتو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است
ببین غرق گناهم

GORJI
24-05-2009, 20:00
مگر تو از من نخواستي در خانه ات بيام با تو راز و نياز كنم نيازهايم را به تو بگويم اما چرا وقتي مي آيم جوابم رو نمي دي ؟!
ولي مي دونم اگه تو گفتي بيا (ادعوني استجب لكم) از اون طرف مي دوني اگه زود جوابم و بدي زود رهايت مي كنم مي روم رد كارم
دوست داشتي بنده ات بيشتر در خونت بمونه گفتي بزار يه كمي معطلش كنم تا بيشتر با من حال كنه .
گفتي بزار كمي بيشتر از بودن با من فيض ببره .
آخه گاهي ما جايگاه با تو بودن رو درك نمي كنيم اين تو هستي كه به ما ياد ميدهي الهي : توفيق ده تا زندگي ام رنگ و بوي تو دهد و هيچوقت از ياد و همنشيني با تو غافل نگردم .
خدايا همنشين از همنشين خو بگيرد ، خوش آن كس كه با تو همنشين گردد


می دونم من ناشکرترینم.من حق هیچ چیز رو بجا نیووردم.اما انقدر روحم خستس انقدر تاریکه که امیدوارم دلت برام بسوزه و یبار دیگه دستم رو بگیری.

شبها انقدر کار دارم که یادتم نمیفتم.روزها انقدر هستن که به تو نمی رسه.اگه کار خوبیم می کنم فکر نکن به خاطر تو انجام میدم

این منم.همونی که یه روز همه چیزش تو بودی.

حالا دیگه به درد خودمم نمی خورم.
هر چی خواستم بهم دادی . انقدر خوشبختم که خودمم باور نمی کنم. اما تو نیستی.دیگه تو دلم نیستی. من جای شکر، تو رو حذف کردم

ای کریمی که بخشنده عطایی و ای حکیمی که پوشنده خطایی و ای صمدی که از ادراک خلق جدایی و ای احدی که در ذات و صفات بی همتایی و ای خالقی که راهنمایی و ای قادری که خدایی را سزایی، جان ما را صفای خود ده و دل ما را هوای خود ده و چشم ما را ضیای خود ده و ما را آن ده که آن بهِ و مگذار ما را بهِ و کهِ و مهِ ...

الهی عذر ما را بپذیر، بر عیبهای ما مگیر .

الهی ترسانم از بدی خود، بیامرز مرا به خوبی خود .

الهی در دلهای ما جز تخم محبت خود مکار و بر تن و جانهای
ما جز الطاف و مرهمت خود منگار و بر کشته های ما جز باران رحمت خود مبار

LIDA
25-05-2009, 08:18
سخن کوتاه می کنم خدا جونم هر چیزی از رحمتت هست برای همه ی انسانها سفارش بده تا همه در حد شعورمون غرق رحمت تو و رسیدن به ایده آلهامون باشیم.

-------------------

عظمت و شکوه خانه خدا در شب ، روح هر مسلمانی را شیفته خود کرده و به تفکر، اندیشه و تدبیر برای روزی سازنده وا می دارد. ...


----------------

خدا جون شب از ترانه پر شدو من از هوای عاشقی نشد که از اینجا برم حتی واسعه دقایقی یه قربت از جنس سفر یه جاده تاریک و دور منی که پرسه می زنم تو تاریکی به سوی نور سرگردانم وای سرگردانم.......خیلی دلم میخواد پرواز کنم و روحم در زلال این محفل ...... خالص بشه از هر ریا و تزویر

-----------------

تو خیلی خوبی همه جا خوبیت را به رخ می کشی آنقدر خوبی که واژه ها برای

گفتن از تو بی قدرند . خدایا خوبیت را همیشه به یادم بیاور . نگذار غفلت حجابی

میان من و تو ایجاد کند .

-------------------------

تو واقعی تر از هر چیز توی این دنیایی .

خدایا

تو شگفت انگیزی ...

LIDA
25-05-2009, 08:33
خدا جانم سلام !

یا سلام ! سلام خودت بر خودت !

خودت میدانی که خیلی دوستت دارم خدایا !

خودت میدانی که سخت نیازمند تو ام خدا !

الهی میدانم که تو نیازی به بنده‌ات نداری

ولی من چکنم که سخت نیازمند تو ام و از تو دور !

تو خدای صمد بی نیازی

بنده نیازمندت را دریاب !

-------------------

خدایا خودت دعایی به بنده ات بیاموز

تا آنگونه که تو دوستتر میداری تو را بخواند

بخدا که از تو راضی ام خدا

بنده عجولت را ببخش و به او صبر بیشتری بده

یا الله نمی خواهم لحظه ای از تو دور باشم

تو گفته ای که صبر کنم

ولی چگونه بر دوری تو میتوان صبر کرد ؟!

-------------------------

از خودم خجالت میکشم

از آسمان زیبایت و زمین مهربانت خجالت میکشم

از جیرجیرکها که تا صبح پیوسته تو را میخوانند

از پرندگان شباویز خوشخوانت شرم میکنم

از هر جرعه آبی که مینوشم و هر لقمه نانی که میخورم حیا میکنم

خدا جانم چگونه خود را بنده تو میخوانم ولی گناهکارترینم در بارگاهت ؟!

چگونه از دوست داشتنت با تو میگویم و نفس آلوده ام هنوز با من است ؟!

خدایا هرگز به بخشش بیکران تو شک نکرده ام

ولی از دوری تو میترسم !

LIDA
25-05-2009, 08:39
دوست دارم از عشق تو پر شوم و لبالب شوم و لبریز گردم و از عشق نابت سرشارم کنی آنگاه دیگر من نباشم و تنها و تنها عشق تو باشد که بجوشد و جاری شود و بخروشد و طغیان کند خدایا خودت میدانی که به لطف فراگیرت مرا به تمام آرزوهایم رسانده ای خدایا عاشق خود تو ام ای عشق ! خود خودت را میخواهم !

----------------------

خدایا چون بر هر شکری شکری واجب تر آید:

"از دست و زبان که بر آید

کز عهده شکرت بدر آید ؟"
------------------
از تو ممنونم بخاطر هر دم و بازدم

بخاطر جهنم و بهشتت

بخاطر زندگی و مرگ

بخاطر آسمان و زمین و زمان

بخاطر پدر و مادر و آشنایان و دوستانم

و بخاطر استادم و تک تک سرورانم

بخاطر تمام خوردنی ها و نوشیدنی ها و پوشیدنی ها

بخاطر خواب و بیداری

بخاطر شکر و حمد و ستایش و دعایت

بخاطر پیامبران و امامان و اولیائت

خدایا بخاطر تمام صفات کریمه و جمال و جلالت از تو راضی ام

و ممنونم و هرگز نمیتوانم شکر حتی یک نعمتت را بجای آورم !


خدایا بخاطر تمام نعمت های بیکرانت از تو سپاسگزارم

ولی خدایا مرا ببخش که از تو بیشتر میخواهم

خدایا حرص میزنم و طمع می ورزم

و شکرت که اینچنین حریص و طمعکارم آفریده ای !

------------------------

LIDA
25-05-2009, 08:41
خدایا اکنون که از تمام نعمت هایت مرا سیراب کرده ای

و مرا در لطف بیکرانت غرق کرده ای

از تو خودت را میخواهم

خود خودت را

خدایا از خودت خودت را میخواهم

جسارت مرا ببخش که اینچنین گزافه میگویم

کودک نادان و زبان درازت را ببخش

ولی خودت امر کرده ای که به دعا بخوانمت و بخواهمت

چون خودت خواستی ای که از تو بخواهم

از تو تو را میخواهم !

خدایا تو خودت بخواه که مرا از من بازپس گیری

خدایا خودت برای بنده ات دعا کن

خدایا بجای بنده ات خودت را و ذات اقدست را بخوان و بخواه

خدایا تو خودت خوب میدانی که بنده ات ناتوان است و سخت بیچاره

GORJI
25-05-2009, 09:23
خدایا بر تو پناه
خدایا بر تو گواه
مهربانم سلام که مهربانی را تو نمونه ای و عشق را نیزکه جز تو هیچ نیست و هیچ هم نخواهد بود
نازنینم تو در کشاکش درد دراین جهان سرد با منی و خواهی بود
با کدامین واژه به تو نیاویزم که تک تک کلمات تو را میخواند
دستان سردم را بگیر و مرا هر روز بیشتر با خود پیوند ده که پیوند با تو شیرین ترین است و ناگسستنی

خوشا ان لحظه ای که چشمم از پناه اوردن به تو تر میشود که تو عالمی به پیدا و نهان و در عین علم ستار العیوبی
زیباترینم مرا به زیبایی اسمانت پیوند بده به شور و نشاط زمینت به استواری کوههایت و به ان لحظه ای که از عشق ادم را افریدی
اموزگار عشق مرا بیاموزان همان عشقی که مرا با ان افریدی و برای ان
تا در سرتاسر جهانت به عشق تو مهر برافشانم و دل زنده کنم
به مهربانیت قسم که جز تو هیچ معبودی قابل پرستش نیست

بشنو ای محبوب
که مقصود افرینش تویی
نقطه مرکز و محیط کائنات تویی
ان مشیت و فرمان
که بین اسمان و زمین در حرکت است تویی
بسیط و مرکب تویی
من ادراک را در تو افریدم
تا اینه دیدار من باشد

GORJI
25-05-2009, 09:26
ای معشوق
من از هر لذتی برای تو برترم
من از هر ارزویی مطلوب ترم
و از هر جمال زیبا ترم
زیبا منم ملیح و جذاب منم
مرا دوست بدار و
غیر مرا دوست مدار
به من بیندیش و در سودای من باش
مرا در اغوش گیر
مرا ببوس
که وصالی جز وصال من نخواهی یافت
دیگران همه تو را به خاطر خود دوست دارند
ومن تورا به خاطر خودت دوست دارم
و تو از من میگریزی


ای محبوب
تو با من در عشق مصاف انصاف نتوانی داد
زیرا اگر تو قدمی به من نزدیک شوی
من صد گام به تو نزدیک خواهم شد
من از نفس به تو نزدیکترم
من از جان و نفس به تو نزدیکترم
غیر از من کیست که با تو چنین رفتار کند
مرا بر تو غیرت است
و دوست ندارم تو را نزد غیر ببینم
حتی نخواهم که تو با خود باشی
نزد من باش تا نزد تو باشم
و چنان نزد من باش که از ان بی خبر باشی


بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری
چو ما به هر دو جهان خود کجاست دلداری
بیا بیا و به هر سوی روزگار مبر
که نیست نقد تو را غیر من خریداری
تو همچو وادی خشکی و من چو بارانی
تو همچو شهر خرابی و من چو معماری
بغیر خدمت من که مشارق شادی است
ندید خلق و نبیندز شادی اثاری

GORJI
25-05-2009, 09:28
خدا را
یارا
دل شیدا را
ز سوز اهی برافروز
چراغ راهی برافروز
شبم را ماهی برافروز
بگو که دلم شکسته چرا
به ساحل غم نشسته چرا


خدایا! تو گفتی اگر به دنبال تو بیایم در تمام راه با من خواهی بود... اما دیدم که در سخت ترین
مراحل زندگیم فقط یک جفت رد پا وجود داشت...
نمی فهمم چرا هنگامی که بیش از هر وقت دیگر به تو نیاز داشتم مرا تنها گذاشتی...!
خدا پاسخ داد:
بنده ی بسیار عزیزم، من در کنارت هستم و هرگز تنهایت نخواهم گذاشت... و اگر در رنج ها و آزمون ها فقط یک جفت رد پا دیدی زمانی بود که تو را در آغوش خودم حمل می کردم......


بارالها!
در پیشگاه تو ایستاده‌ام،
و دست‌هایم را به سوى تو بلند كرده‌ام،
آگاهم كه در بندگى‌ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى‌ات
سستى كرده‌ام، اگر راه حیا را مى‌پیمودم از
خواستن و دعا كردن مى‌ترسیدم ...
ا

GORJI
25-05-2009, 09:35
پروردگارا!
خواسته‌ام در این جایگاه، یعنى جایگاه بنده فقیر ناامید،
آن است كه:
گناهان گذشته‌ام را بیامرزى،
و در باقیمانده عمرم مرا از گناه بازدارى


الهي مرا از دلهره ملاقاتت در امان دار،
و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده،
واى بر من اگر رحمت گسترده‌ات مرا فرانگیرد،
اگر مرا از درگاهت برانى، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟
اما... اگر براى دعایم درهاى قبول را گشوده،
و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانى،


ای مهربانم سلام

مدتهاست اسمانت را با من تقسیم کرده ای که هر بار که به ان نگاه میکنم یاد پاکی سرشار وجود تو بیفتم و سعی کنم همچون تو پاک باشم
مدتهاست زمینت را با من تقسیم کرده ای که هر بار که به گردش ان فکر میکنم یاد
کوچک بودن خودم در مقابل تو بیفتم
و ابهایت را که مرا یاد حرفهای زلال تو می اندازد
نازنینم من بی تو هیچم
همه چیز تویی و یاد تو


خدای من راه من بی تو به بیراهه میکشد مرا دریاب
در قلبم دردی است به ژرفای ابدیت که درمانش تنها تویی
از همه روگردان شده ام و چه خوش لحظه ایست که همه هستند و هیچ کس کس نیست و تنها کس تویی شیرین ترین رویا
در این سرگردانی هر موجی مرا به صخره ای میسپارد
روح من عاشقانه از ان توست پس دستهایم را دریاب .دستانی که عمریست به سوی تو گشوده شده و هرگز خالی از دستهای تو نبوده است



شنیده ام تو کوچکترین نجواها را هم شنیده ای پس به فریادم برس که فریاد من طنین غمگین ترین اوای مادری است که کودکش را میجوید و نگاه حیران کودکی است که پناه میجوید از هرچه مهربانی است که همه از ان توست
دوستت دارم
و شیدایی تو را دستمایه خود کرده ام بر این دار و ندار کوچک عشق انچنان بیفزا که از هرم نفسهایم بسوزم و باز شیدایی از سر گیرم تا روزی که از من جز تو هیچ نباشد

GORJI
25-05-2009, 09:37
http://www.animation-station.com/hearts/animation_hearts/anim1953.gif
http://www.mo3afa.com/fasel/f63.gif

وقتی که عقربه های ساعت از 12 میگذره،
وقتی زمین آروم می شه از تمام تلاشها
وقتیشب پاورچین پاورچین به آسمون پا می ذاره
وقتی که با ستاره ها و خلوتشب تنها می شی،
اون وقت احساس می کنی نسیم خنک شب برات پیام آورده.
پیامی که پرهازعطریاس و نرگسه؛
پره از قطره های ناب گلاب
و پره از لحظه های شیرین پرواز
شباست و سکوتی دل انگیز و پر از راز.
رازهای آبی ، سبز و سپید.
شب است و خلوت من باخدا
نمی دونم چگونه از این خلوت بنویسم؟!
تا می نویسم : من باخدا
اشکها سرازیر می شه.
آیا واقعا من با خدا بیگانه نیستم؟

http://www.mo3afa.com/fasel/f63.gif

LIDA
26-05-2009, 10:05
خدایا تو که اینقدر مرا دوست داری

چه میشود که مرا ببری

چه میشود که نام و نشان مرا پاک کنی

مرا از صواب و عقاب و مرگ و زندگی و خوب و بد رها سازی

***

ای خدا که غیر از تو هیچکس نبود و نیست و نخواهد بود

مرا از اندیشه بودن یا نبودن رها ساز

***

خدایا خودت برایم دعا کن و خودت به فریاد خودت برس !

یا شفیع برایم نزد خودت شفاعت کن که شفاعتم کنی !

***

الهی تو را به خودت قسم میدهم که برایم واسطه خودت با خودت باشی !

الهی ! ای خواستنی‌ !

براستی که تو هستی آنچه هستی !

***

دلم خیلی تنگ است

حالم خراب است خراب

خراب در خرابم کن

برایم دعا کن خدا

تو اگر دعا کنی و بخواهی

تو اگر خودت از خودت٬ برای بنده‌ی خودت٬ خودت را بخواهی

و اگر یک بار بگویی شو

پس میشود آنچه خواسته ای !

LIDA
26-05-2009, 10:10
خدایا بجای بنده ات خودت را بخوان

بجای او خودت خودت را بخواه

که خواسته تو همیشه مستجاب است

چرا که تو مهربانترین مهربانانی !

***

الهی میهمانی تو شریف است و کریمانه

و میهمانانت حبیب خدا !

تو را به حبیبانت قسم

ما را در خانه خود برای همیشه نگاه دار

تا هم‌خانه تو و همدم تو باشیم

خدایا ما را به غلامی و کنیزی جاودانت میپذیری ؟

***

خدا جانم سلام !

ای خدا ! ای مهربانترین مهربانانم !

ای خدا ! ای تنها مهربان و یکتا بخشنده‌ام !

به خدا که دوستت دارم خدا !

***

ای خدای رحمن و رحیم !

ای که عاشق تمام نامهای تو ام!

یا لطیفِ جبار و یا عزیزِ قهار!

***

ای که بهترین نام‌ها از توست!

و ای که نکوترین نام‌ها توراست!

ای نکونام ترینم!

به کدام نام نکویت بخوانم که خیره نگاهم کنی؟

چگونه باشم که دلخواه تو باشم ای دلخواهترین؟

GORJI
26-05-2009, 10:57
اي ستون استوار دستانم بي هدف در خلا خاكستريه زمان مي چرخد و من كورمال و خسته همچون پيچكي نوپا در پي تو مي گردم .

ستون استوار مهر خود را بر من ظاهر كن تا بر گردش حلقه زنم و طعم شيرين امنيت را احساس كنم .


اگر تو در آن خوابگاه مرگ به من لطف نداشته باشی
پیش که باید زاری کنم؟
اگر تو در قبر گره از کار من نگشایی
به که باید التماس کنم؟
اگر تو به من رحم نکنی
که را دارم؟
ئو که به من رحم خواهد کرد؟
به امید لطف که باشم؟
اگر روز فقرم لطف تو به دادم نرسد
لحظه ی پایان مهلت
به سوی که فرار کنم؟
من هنوز به تو امیدوارم
عذابم نکن دعای ابوحمزه ثمالی


او را یاد کردی و قصد کردی که اول و وسط وآخر هر کاری او باشد.
دیدم که در هجوم افکار پریشان،سررشته را یافتی و به یاد او آرام گرفتی!
گفتی می خواهی هر که این خطوط را خواند،دل ببازه و پرواز کنه.
گفتی که می خواهی همه به ذکر او شکوفه کنند
ودیدم که از خود عبور کردی و دیدی که تو یکی نیستی،تو همه ای!
هرگاه که این گونه می اندیشی،آگاه باش که در حضور اویی!
و دیگران را به نام او به خودت گره می زنی،
آن ساحت یگانگی و یکپارچه شدن،آن دقیقه ی وحدت،
او تجلی می کند و شعشعه ی او،هر که را که در مسیر یاد تو باشد،منور می کند
پس تو روشن نمی شوی مگر آن که برای کسی شمعی روشن کنی...

GORJI
26-05-2009, 11:00
خدایا وقتی تنها هستم و احساس ناامیدی می کنم
نگذار تا قلب دردمندم فراموش کند که تو دعاهایش را می شنوی
به من یاد آوری کن که علیرغم تمام پیروزی ها وشکست ها،
مادامی که به تو ایمان داشته باشم،امیدواری نیز با من همراه خواهد بود
نگذار تا حماقت ها و نابخردی هایم چشم هایم کور گردد
بلکه یاریم کن تا افسوس اشتباهاتم را نخورم و آنها را جبران کنم
به من قدرت بده تا ترسهایم را بپوشانم ودر آینده برای خودم افسوس نخورم
خدایا تا سپیده ی صبح فردا،خوابی آرام به من عطا کن
و صبح گاهان مرا با شهامتی برای شروع روزی دیگر و ادامه دادن راه، از خواب بیدار کن. آمین



خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غم های دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
خدایا بی پناهم
زتو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است
ببین غرق گناهم
دو دست دعا برآورده ام به سوی آسمانها
که تا پر کشم به بال غمت رها در کهکشانها
چو نیلوفر عاشقانه چونان می پیچم به پای تو
که سرتاپا بشکفد گل ز هر بندم در هوای تو
به دست یاری اگر که نگیری تو دست دلم را دگر که بگیرد
به آه و زاری اگر نپذیری شکسته دلم را دگر که پذیرد؟


می دونم من ناشکرترینم.من حق هیچ چیز رو بجا نیووردم.اما انقدر روحم خستس انقدر تاریکه که امیدوارم دلت برام بسوزه و یبار دیگه دستم رو بگیری.

شبها انقدر کار دارم که یادتم نمیفتم.روزها انقدر هستن که به تو نمی رسه.اگه کار خوبیم می کنم فکر نکن به خاطر تو انجام میدم

این منم.همونی که یه روز همه چیزش تو بودی.

حالا دیگه به درد خودمم نمی خورم.
هر چی خواستم بهم دادی . انقدر خوشبختم که خودمم باور نمی کنم. اما تو نیستی.دیگه تو دلم نیستی. من جای شکر، تو رو حذف کردم.

کمکم کن

GORJI
26-05-2009, 11:17
ای کریمی که بخشنده عطایی و ای حکیمی که پوشنده خطایی و ای صمدی که از ادراک خلق جدایی و ای احدی که در ذات و صفات بی همتایی و ای خالقی که راهنمایی و ای قادری که خدایی را سزایی، جان ما را صفای خود ده و دل ما را هوای خود ده و چشم ما را ضیای خود ده و ما را آن ده که آن بهِ و مگذار ما را بهِ و کهِ و مهِ ...


ا
لهی عذر ما را بپذیر، بر عیبهای ما مگیر .

الهی ترسانم از بدی خود، بیامرز مرا به خوبی خود .

الهی در دلهای ما جز تخم محبت خود مکار و بر تن و جانهای
ما جز الطاف و مرهمت خود منگار و بر کشته های ما جز باران رحمت خود مبار



سلام مهربون!
چطوری ؟!
حالت خوبه؟!
...
راستش اینقدر گناهام زیاد شده که حتی خجالت می کشم باهات صحبت کنم...نمی دونم چی شد که یه دفعه دلم هوای تو رو کرد...
همین
فقط می خواستم بگم دوست دارم
خدایا!
من دوست دارم ها!
خیلی دوست دارم...درسته گناهکارم و پست اما دوست دارم...هنوز هم دوست دارم...خیلی دوست دارم....
دوست دارم...دوست دارم...دوست دارم خدایا....

LIDA
27-05-2009, 07:58
الله جانم دوست داری چگونه صدایت کنم و چگونه بخوانمت؟

خدا ! چگونه گوش کنمت و بشنومت و بنو یسمت؟

خدا ! چگونه ببینمت و نگاهت کنم و مشاهده ات کنم و دیدارت کنم؟

خدا ! چگونه حست کنم و لمست کنم و در آغوشت گیرم؟

خدا ! چگونه بخورم بنوشم و بیاشاممت خدا؟

چگونه ببویم و استشمامت کنم؟

خدا ! چگونه‌ات باشم خدا؟

----------------

به خدا که دوست دارم از بنده‌ات راضی باشی خدا !

یا سریع الرضا !

ای رضا ترین و راضی ترین !

خدایا بکدامین نامت بخوانم که دوست‌ترم بداری؟

خدایا تو را به عظیم‌ترین نامهایت و به اسم اعظم ات میخوانم !

خدایا تو را به آن نامهایی که مقربینت و اولیائت میخوانند میخوانم !

خدا جان تو را به اسمائی که پیامبران و رسولان و امامانت میخوانند میخوانم !

خدا جانم تو را به نامی که خودت خود را بدان میخوانی میخوانم !

و خدا جانم بدان نام قسمت میدهم و استدعا میکنم

که بود و نبود مرا در خودت محو کنی !

LIDA
27-05-2009, 08:01
خدای عزیزم!

الهی!

چون آنچه در آسمانها و زمین است مال توست،

لاجرم من هم مال تو هستم!

خدایا من مال تو هستم و برای تو هستم!

و بنده‌ی ویژه‌ی تو هستم!

خدایا بنده‌ی خاص و مخصوص تو ام!

خدا مال من است و من مال خدا هستم!

------------------

خدایا از تو خواسته‌ام که عاشقترین عاشق تو باشم

و نابترین عشق تو باشم!

لاجرم عاشقترین عاشق تو هستم!

و نابترین عشق تو ام!

خدایا من عشق تو هستم!

و خدایا تو عشق منی!

دارم عشق میکنم!

میدانم که سوخت و سوز دارد و دیر و زود ندارد!

------------------

خواسته‌ام و تو اجابت کرده‌ای حتی پیش از خواستنم

و خود خواستی که چنین بخواهم تا اجابتم کنی!

تو گفتی باش و ناگاه دیدم که هستم!

خدایا تمامی سرورانم را -که خود بخواهند- عاشقترین عاشق خود کن!

ایمان دارم که تو اجابتمان کرده‌ای!

GORJI
27-05-2009, 09:21
اي شفا دهنده سينه ام بسته شده است و همچون حوضچه اي كوچك به هيچ سو راه نمي يابد .

مي شود آيا امروز آن را به درياي يادت پيوند زني تا دستان لرزان و چشمان بي حوصله ام از درد بي هودگي شفا يابد ؟



خدایا بر تو پناه
خدایا بر تو گواه
مهربانم سلام که مهربانی را تو نمونه ای و عشق را نیزکه جز تو هیچ نیست و هیچ هم نخواهد بود
نازنینم تو در کشاکش درد دراین جهان سرد با منی و خواهی بود
با کدامین واژه به تو نیاویزم که تک تک کلمات تو را میخواند
دستان سردم را بگیر و مرا هر روز بیشتر با خود پیوند ده که پیوند با تو شیرین ترین است و ناگسستنی


بشنو ای محبوب
که مقصود افرینش تویی
نقطه مرکز و محیط کائنات تویی
ان مشیت و فرمان
که بین اسمان و زمین در حرکت است تویی
بسیط و مرکب تویی
من ادراک را در تو افریدم
تا اینه دیدار من باشد
اگر مرا ادراک کنی خودت را نیز درخواهی یافت
اما اگر در سودای خود باشی
طمع مدار که هرگز با ادراک نفس خود مرا ادراک کنی
تو به چشم من توانی دید مرا و خود را
تو به چشم خود نخواهی دید مرا و خود را

GORJI
27-05-2009, 09:25
ای معشوق
من از هر لذتی برای تو برترم
من از هر ارزویی مطلوب ترم
و از هر جمال زیبا ترم
زیبا منم ملیح و جذاب منم
مرا دوست بدار و
غیر مرا دوست مدار
به من بیندیش و در سودای من باش
مرا در اغوش گیر
مرا ببوس
که وصالی جز وصال من نخواهی یافت
دیگران همه تو را به خاطر خود دوست دارند
ومن تورا به خاطر خودت دوست دارم
و تو از من میگریزی


زیباترینم مرا به زیبایی اسمانت پیوند بده به شور و نشاط زمینت به استواری کوههایت و به ان لحظه ای که از عشق ادم را افریدی
اموزگار عشق مرا بیاموزان همان عشقی که مرا با ان افریدی و برای ان
تا در سرتاسر جهانت به عشق تو مهر برافشانم و دل زنده کنم
به مهربانیت قسم که جز تو هیچ معبودی قابل پرستش نیست


سلام خدا
سلام عزیز
اومدم یه کم برات غر بزنم
چرا تو انقدر خوبی من انقدر بدم؟
چرا تو همه معرفتی اما من ته بی معرفتم
چرا همیشه قولهایی که به تو میدم یادم میره؟
خدا جونم خوب میدونم که اگه وقتهایی که میخورم زمین و فرسنگها ازت دور میشم
تو دوباره قبولم نکنی دیگه راهی به جایی ندارم

GORJI
28-05-2009, 13:19
ای محبوب
تو با من در عشق مصاف انصاف نتوانی داد
زیرا اگر تو قدمی به من نزدیک شوی
من صد گام به تو نزدیک خواهم شد
من از نفس به تو نزدیکترم
من از جان و نفس به تو نزدیکترم
غیر از من کیست که با تو چنین رفتار کند
مرا بر تو غیرت است
و دوست ندارم تو را نزد غیر ببینم
حتی نخواهم که تو با خود باشی
نزد من باش تا نزد تو باشم
و چنان نزد من باش که از ان بی خبر باشی


بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری
چو ما به هر دو جهان خود کجاست دلداری
بیا بیا و به هر سوی روزگار مبر
که نیست نقد تو را غیر من خریداری
تو همچو وادی خشکی و من چو بارانی
تو همچو شهر خرابی و من چو معماری
بغیر خدمت من که مشارق شادی است
ندید خلق و نبیندز شادی اثاری
بیا به جانب دارالشفای خالق خویش
کز ان طبیب ندارد گریز بیماری
بیا و فکرت من کن که فکرتت دارم
چو لعل میخری از کان من بخر باری
به پای جانب انکس برو که پایت داد
بدو نگر به دو دیده که داد دیداری
دو کف به شادی او زن که کف زبحر وی است
که نیست شادی او را غمی وتیماری


از اوج اسمانها
یک شب مرا صدا کن
یا یک نفس دلم را
از این قفس رها کن
تا سر بسایم بر اسمانها
تا پرگشایم در بیکرانها
رفته قافله ها
وامانده دل ما
غافل از همسفران
دل دارد گله ها
از این فاصله ها
بر دوشم بار گران
در این بیابان
نه اشنایی
نه جای پایی
خدا را
یارا
دل شیدا را
ز سوز اهی برافروز
چراغ راهی برافروز
شبم را ماهی برافروز
بگو که دلم شکسته چرا
به ساحل غم نشسته چرا

GORJI
28-05-2009, 13:20
بارالها!
در پیشگاه تو ایستاده‌ام،
و دست‌هایم را به سوى تو بلند كرده‌ام،
آگاهم كه در بندگى‌ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى‌ات
سستى كرده‌ام، اگر راه حیا را مى‌پیمودم از
خواستن و دعا كردن مى‌ترسیدم ...
ولى … پروردگارم!
آن گاه كه شنیدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى‌خوانى،
و آنان را به بخشش نیكو و ثواب وعده مى‌دهى،
براى پیروى ندایت آمدم،
و به مهربانى‌هاى مهربان‌ترین مهربانان پناه آوردم.
الهي مرا از دلهره ملاقاتت در امان دار،
و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده،
واى بر من اگر رحمت گسترده‌ات مرا فرانگیرد،
اگر مرا از درگاهت برانى، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟
اما... اگر براى دعایم درهاى قبول را گشوده،
و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانى،
چونان مالكى هستى كه لطف و بخششى را آغاز كرده،
و دوست دارد آن را به انجام رساند،
و مولایى را مانى كه لغزش بنده‌اش را نادیده انگاشته
و به او رحم كرده است.
در این حالت نمى‌دانم كدام نعمتت را شكر گزارم؟
آیا آن هنگام كه به فضل و بخششت از من خشنود شده،
و گذشته‌هایم را بر من مى‌بخشایى؟
یا آن گاه كه با آغاز كردن كرم
و احسان بر عفو و بخششت مى‌افزایى؟
پروردگارا!
خواسته‌ام در این جایگاه، یعنى جایگاه بنده فقیر ناامید،
آن است كه:
گناهان گذشته‌ام را بیامرزى،
و در باقیمانده عمرم مرا از گناه بازدارى

LIDA
28-05-2009, 14:47
اى كسى كه يادت مايه آبروى يادكنندگان است، و اى كسى كه شكرت موجب كامروائى شاكران است، و اى

كسى كه طاعتت باعث نجات مطيعان است، بر محمد و آلش رحمت فرست و دلهاى ما را بياد خود از هر ياد و

زبانهامان را به شكر خود از هر شكر و اعضايمان را به طاعت خود از هر طاعت مشغول دار و اگر براى ما فراغتى

از كارها تقدير كرده باشى، پس آن را فراغت توأم با سلامتى قرار ده كه به سبب آن گناهى دامنگيرمان نشود، و


خستگى‏اى بما نپيوندد.

تا نويسندگان گناهان با نامه‏اى خالى از ذكر بديهامان از طرف ما باز گردند، و نويسندگان حسنات به سبب آنچه

از نيكى‏هاى ما نوشته‏اند شادان باز آيند، و چون ايام عمرمان سپرى شود و رشته زندگيمان بگسلد.

و آن دعوت تو. كه از وقوع و اجابتش گريز نيست. ما را احضار كند پس بر محمد و آلش رحمت فرست و پايان آنچه

را كه نويسندگان اعمالمان بر ما مى‏نويسند توبه‏اى پذيرفته قرار ده كه بعد از آن ما را بر گناهى كه كرده باشيم و

نافرمانى‏اى كه مرتكب شده باشيم توبيخ نكنى،و روزى كه اسرار و اخبار بندگانت را مى‏آزمائى در برابر حاضران و

ناظران پرده‏اى را كه خود فرو گسترده‏اى از روى كار ما برندارى زيرا كه تو نسبت به هر كه ترا بخواند مهربانى و در

باره هر كه ترا ندا دهد اجابت كننده‏اى.

LIDA
28-05-2009, 14:49
خدايا اگر خواهى كه از ما در گذرى، پس به سبب تفضل تو است. و اگر خواهى كه ما را عذاب كنى پس به

موجب عدل تو است، پس به آئين انعام خود عفو خويش را بى‏دريغ بما ارزانى دار، و به سنت گذشت خود ما را

از عذاب خويش ايمن ساز. زيرا كه ما تاب تحمل عدل ترا نداريم، و بى‏مدد عفوت براى احدى از ما نجاتى نيست

اى بى نياز بى نيازان، اينك ما بندگان توئيم در پيشگاه تو، و من از همه محتاجان بتو محتاج ترم.


پس به توانگرى خود فقر ما را جبران كن و رشته اميد ما را با تيغ دريغ مبُر كه اگر چنين كنى كسى را كه از

رحمت تو نيكبختى طلبيده بدبخت ساخته‏اى، و آن را كه از فضل تو اعانت خواسته نوميد كرده‏اى، پس در اين

صورت بازگشت ما از طرف تو بسوى كه خواهد بود؟ و از در خانه تو به كجا خواهيم رفت؟ منزهى تو اى خدا، از

آنكه ما را از درگاه خود برانى مائيم آن درماندگان كه اجابتشان را واجب ساخته‏اى، و مائيم آن گرفتاران رنج كه

رفع گرفتارى را به ايشان وعده داده‏اى. و مناسبترين چيزها به مقتضاى مشيت تو، و سزاوارترين كارها براى تو در

آئين عظمتت، رحمت آوردن بر كسى است كه از تو طلب رحمت كند، و فرياد رسى كه از تو فرياد رسى خواهد

پس بر زارى ما نزد خود رحمت آور. و براى آنكه خود را در پيشگاه به خاك افكنده‏ايم از گرفتارى نجاتمان بخش.

GORJI
29-05-2009, 11:28
ای مهربانم سلام

مدتهاست اسمانت را با من تقسیم کرده ای که هر بار که به ان نگاه میکنم یاد پاکی سرشار وجود تو بیفتم و سعی کنم همچون تو پاک باشم
مدتهاست زمینت را با من تقسیم کرده ای که هر بار که به گردش ان فکر میکنم یاد
کوچک بودن خودم در مقابل تو بیفتم
و ابهایت را که مرا یاد حرفهای زلال تو می اندازد
نازنینم من بی تو هیچم
همه چیز تویی و یاد تو
تو به دستهای کوچکم نگاه کن و به پیکر نحیفم
مرا یارای ایستادن در برابر هیچ نیست مگر تو مرا یاری کنی
به امید توست که سر از خاک برمیکشم و قدم بر خاک مینهم


خدای من راه من بی تو به بیراهه میکشد مرا دریاب
در قلبم دردی است به ژرفای ابدیت که درمانش تنها تویی
از همه روگردان شده ام و چه خوش لحظه ایست که همه هستند و هیچ کس کس نیست و تنها کس تویی شیرین ترین رویا
در این سرگردانی هر موجی مرا به صخره ای میسپارد
روح من عاشقانه از ان توست پس دستهایم را دریاب .دستانی که عمریست به سوی تو گشوده شده و هرگز خالی از دستهای تو نبوده است


گل بی خار صدایم کن که مست بوی توام و بی تو در ناکجای ذلت اسیر
شنیده ام تو کوچکترین نجواها را هم شنیده ای پس به فریادم برس که فریاد من طنین غمگین ترین اوای مادری است که کودکش را میجوید و نگاه حیران کودکی است که پناه میجوید از هرچه مهربانی است که همه از ان توست
دوستت دارم
و شیدایی تو را دستمایه خود کرده ام بر این دار و ندار کوچک عشق انچنان بیفزا که از هرم نفسهایم بسوزم و باز شیدایی از سر گیرم تا روزی که از من جز تو هیچ نباشد

GORJI
29-05-2009, 11:31
مهربانا!
جان مرا آنگونه آرام كن تا آنجا كه بي مهري است
عشق بورزم آنجا كه تقصير وكوتاهي است ببخشايم
وآنجا كه نوميدي است به نور اميد زنده نگهدارم.
پس مرا ايماني عطا فرما كه ترديدها را با يقين
استوار گردانم و اندوه را با شادماني تباه سازم
كه اين است زندگي شكيبايان مصلحت.


خدا جون منم دل دارم ببین گرفته!! خودت نظری کن خدای مهربونم تو گفتی هیچی به اندازه اشک چشم بنده گناهکار و پشیمونم برام ارزش نداره خدایا به همین اشکهام قسمت میدم کمکم کنی و پر رویی منو ببخشی......منو ببخش که اینجوری باهات حرف میزنم به خودت قسم قصد جسارت ندارم تو خودت با مهربونیات منو پررو کردی خدایا تنهام نذار و دستم رو بگیر.... خدایا منو حتی برای یه لحظه رها نکن .


سلام ای مهربان پرودگار پاک بی همتا
خدایا جزتو آیا مهربانی هست؟
گرچه پیمان خودرا با تو بشکستم
نمی شد باورم اما چه زیبا باز من را سوی خود خواندی
عزیزا من گمان کردم که دیگر راه برگشتی برایم نیست
خداوندا مرا البته می بخشی
گمان کردم به جرم غفلت از تو مرا راندی و دررا،پشت سر بستی
حبیبا باورش سخت است
اما تو مرا اینک برای آشتی خواندی؟؟!
به پاس آشتی باتو ،اینک
من خدایا عهد می بندم
از این پس بی شکایت ،دوست خواهم داشت

GORJI
29-05-2009, 11:33
خدایا،سینه ام را رحمت پاک گشایش،مرحمت فرما
به لب هایم،تبسم را
به چشمم،نور پاکت را
به قلبم مهرورزی را


خداوندا ببخشا آن گناهانی که باعث شد ،دعایم بی اثر گردد
گناهانی که امید مرا از تو ،پریشان کرد
خدایا پیش آنانی که می گویند من را تو نمی بخشی
تو رسوایم مکن
من گفته ام ،من مهربان پروردگار قادری دارم
که می بخشد من را
آیا به جزاین است؟؟؟؟؟


می خوانمت ،اینک مرا دریاب
به چشمانی که می جوید تورا نوری عنایت کن
وخالی دودست کوچکم را
هدیه ای اینک عطا فرما
خودت گفتی ،کسی را دست خالی برنگردانید
خدایا آیا بین من با آن که که نامت را نمی خواند
فرقی نیست؟؟؟؟
اگر من را به عدلت ،درمیان آتش اندازی
میان آتشت بازم میگویم
هلا ای مردمان،
من مهربان پرودرگار قادری دارم
که اور را دوست می دارم
چه پیوندی میان آتش و قلبی که مهر تو درآن پیداست؟
و گیرم صبر بر آتش
ولیکن صبر بر دوری تو ،هرگز

LIDA
29-05-2009, 13:23
یا حیّ و یا قیّوم!

الله جان سلام!

خودت خوب میدانی عزیزم

که لبریزم از عشقت و دارم سر میروم!

لبالبم از سخن عاشقانه برایت!

هر چه میگویم بیشتر سرریزم میکنی!

هر چه میگریم بغضم گلوگیرتر میشود!

هر چه مینوشانی‌ تشنه‌ترت میشوم!



تنها و تنها تو را دارم یا الله!

مگر میشود که خودت را قربانی خودت کرد؟!

میخواهی باز هم قربان ما شوی؟!

ای مهربانترین مهربانان یا ارحم الراحمین!

آخر چقدر تو قربان ما می‌شوی؟!

حسین زیبایت در سخنی سخت عاشقانه گفته:

«انا قتیل العَبَره! ؛ من کشته اشک چشمم!»



گویی به دوستدارانش میگوید: «من به قربان اشک چشمهای شما!»

الهی! ای مهربانی که حسین زیبایت‌ را و این عاشق سخت زیبایت را

قربانی ما کردی که اشک ما را در بیاوری!

و اینگونه به این اشک٬ ما را ببخشایی!!

شگفت و صد شگفت از این همه مهربانی‌ات!

LIDA
29-05-2009, 13:29
الهی ای کسی که همه خوبی‌ها و برتری‌ها از توست!

خودت فرموده‌ای که :

«الله لا اله الاّ هوالحیّ والقیّوم»

چون که تویی زنده و تویی پاینده

لاجرم بنده هم٬ کشته و مرده توام!

به عزتت قسم میدهم که به لطف و کرم خودت

چنان برکتی به ما عطا کن

که کشته و مرده تو باشیم یا حیّ و یا قیّوم!

الهی! بود و نبودم و دل و جان و روحم

قربان یک قطره اشک شوقی که عاشقی از خیل عشّاق برایت میریزند!



یا للعـجــب یا للعـجــب اربـاب دقّ‌الباب کرد

بــه بــه صـدای پای او قنـد دلـم را آب کرد

ای دوستان آبم دهید رو سوی محرابم نهید

شاهد میاید بر شهید صبرش مرا بیتاب کرد

GORJI
30-05-2009, 14:34
روزها از پی هم می آیند و می روند. هر صبح بر آشفته از اضطراب کار روزانه بر می خیزیم و چنان در روز مرّگی هایمان غرق می شویم که آمدن شبی دیگر و گذر روزی دیگر از عمرمان را حس نمی کنیم. گاه چنان به تلاش و تکاپو مشغولیم که هدف را از یاد می بریم . مقصد را فراموش می کنیم . اصلا یادمان می رود که کی آمده ایم؟ چگونه آمده ایم؟ راه را چگونه آغاز کرده ایم؟ برای چه پا در راه نهاده ایم؟ اصلا راه کدام است و بیراهه کدام؟ و در پایان به کجا می رسیم؟ زمان آنقدر شتابان می رود که ما را هم، در شتابزدگی خود غرق می کند. ما به شناور بودن در زمان عادت کرده ایم..!

این روزها خدا دست خیلی ها را می گیرد و از غرقاب زمان بیرون می کشد. تا لحظه ای مکث کنند. تا لحظه ای بیاسایند. نگاهی بیندازند به آغاز، به راه، به مقصد و با این نگاه چقدر تلاششان معنا می گیرد و راستی می یابد. خستگی شان چه راحت تکانده می شود. کاش خدا دست ما را هم بگیرد و در یک نجوای آسمانی از زمان رهامان سازد و در خودش غرق مان کند.!!

کاش در این روزهای مبارک ما هم لحظه ای در هوای عشق با خدا نفسی تازه کنیم. لحظه ای بیاساییم و نگاهی بیاندازیم به آغاز، به راه، به مقصد که این روزها را خدا برای ما، برای خودش و برای عشق ورزیدن ما به خودش بر گزیده است. این لحظه های ناب را از دست ندهیم...

GORJI
30-05-2009, 14:35
بشنو ای محبوب
که مقصود افرینش تویی
نقطه مرکز و محیط کائنات تویی
ان مشیت و فرمان
که بین اسمان و زمین در حرکت است تویی
بسیط و مرکب تویی
من ادراک را در تو افریدم
تا اینه دیدار من باشد
اگر مرا ادراک کنی خودت را نیز درخواهی یافت
اما اگر در سودای خود باشی
طمع مدار که هرگز با ادراک نفس خود مرا ادراک کنی
تو به چشم من توانی دید مرا و خود را
تو به چشم خود نخواهی دید مرا و خود را
ای محبوب چه بسیار تو را خواندم و تواوای من نشنیدی
چه بسیار که جمال خود برتو نمودم و
تو رویت نکردی
چه بسیار خود را همچو رایحه ای در جهان پخش کردم
و مشام تو انرا حس نکرد
پس خودرا همچو طعامی بر خوان هستی نهادم
و تو از ان تناول نکردی و نچشیدی
چرا نمیتوانی در لمس اشیائ مرا احساس کنی
و در شامه گل سرخ مرا ببویی
چرا مرا نمیبینی
چرا مرا نمیشنوی
چرا اخر چرا

GORJI
31-05-2009, 10:18
سلام ای مهربان پرودگار پاک بی همتا
خدایا جزتو آیا مهربانی هست؟
گرچه پیمان خودرا با تو بشکستم
نمی شد باورم اما چه زیبا باز من را سوی خود خواندی
عزیزا من گمان کردم که دیگر راه برگشتی برایم نیست
خداوندا مرا البته می بخشی
گمان کردم به جرم غفلت از تو مرا راندی و دررا،پشت سر بستی
حبیبا باورش سخت است



دگر من با خدایم،آشتی هستم
ببخشا آن گناهانی که نعمت های پاکت را ،مبدل کرد
ببخشا آن گناهانی که دور از چشم مردم در حضورتت مرتکب گشتم
خداوندا ببخشا آن گناهانی که باعث شد ،دعایم بی اثر گردد
گناهانی که امید مرا از تو ،پریشان کرد
خدایا پیش آنانی که می گویند من را تو نمی بخشی
تو رسوایم مکن


من خدایا عهد می بندم
از این پس بی شکایت ،دوست خواهم داشت
بی توقع،مهر می ورزم
خدایا،سینه ام را رحمت پاک گشایش،مرحمت فرما
به لب هایم،تبسم را
به چشمم،نور پاکت را
به قلبم مهرورزی را

GORJI
31-05-2009, 10:20
از خدا خواستم عادت های زشتم را ترک بدهد.

خدا فرمود : خودت باید آنها را رها کنی.

از او خواستم فرزند معلولم را شفا دهد.

فرمود : روحش سالم است جسم هم که موقت است.

از او خواستم که لااقل به من صبر عطا کند.

فرمود : صبر حاصل رنج و سختی است. عطا کردنی نیست. آموختنی است.

گفتم مرا خوشبخت کن.

فرمود: نعمت از من، خوشبخت شدن از تو.

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند.

فرمود : رنج و گرفتاري تو را از دلبستگی های موقت و فاني دنیایی جدا و به من نزدیکتر می کند.

از او خواستم روحم را رشد دهد.

فرمود : تو خودت باید رشد کنی. من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی.

از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت ببرم.

فرمود : برای این کار من به تو زندگی دادم. انس با من بهترين است.

از تنهايي، به خدا شكوه كردم.

فرمود: كسي كه خدا انيس اوست تنها نمي ماند.

از او خواستم دعايم را مستجاب كند.

فرمود: بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را.

از خدا خواستم از خطاها و لغزش هايم در گذرد.

GORJI
31-05-2009, 10:23
الو! سلام منزل خداست؟
این منم مزاحمی که آشناست
هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است
ولی هنوز خط در انتظار یک صداست!
جواب سلام شما گفته اید که واجب است
به ما که میرسد حساب بنده هایتان جداست؟
الو! دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟!



خدایم!

متبرکم کن
تا یگانه درسی را که نیازمندش هستم بیاموزم:
اتکای کامل به تو.
خدایم!
دیری ست از تو جدا مانده ام٬
مرا به خانه بازگردان!



بخوانید تا استجابت کنم شما را!
مگه خودتنگفتی اینو؟!
حالا من دارم تو رو صدا می کنم خدا جوونه من!
دعای من رو مستجاب کن اگه به صلاحمه!
اگه قراره از تو دور بشم نمیخوام!
صلاح من رو فقط تویی که می دونی!

LIDA
31-05-2009, 12:07
الهی تو را شکر

خدایا تو را برای آنچه هستی شکر٬ یا الله

محبوبم بودنت را و نزدیکی‌ات را شکر٬ یا حی و یا قریب

نازنینا جبر و قهرت را شکر٬ یا جبِار و یا قهارِ

عزیزا قبض و بسطت را شکر٬ یا قابض و یا باسط

مهربانا بزرگی و دانایی و توانایی ات را شکر٬ یا عظیم و یا علیم و یا قادر

الهی شکرت ٬ شکری ویژه و مخصوص

شکری و چه گویم چه شکری

شکراً شکرا


خداجان تو را بخاطر تمام آنچه در زندگی٬ غم و ماتم و مصیبت مینامند شکر

بهترینا تو را برای تمام آنچه شادی و نعمت میدانند شکر

پروردگارا تو را بخاطر تمام دارایی‌ها و نداری‌ها شکر

تو را برای آنچه بوده و هست و خواهد بود شکر

خدایا شکرت و حمدت را شکر

محبوبا شکر شکرت و شکر حمدت را شکر

دلبرا شکرت که شکرت که شکرت که...

الهی تو خود شاکری و تو خود شکوری

یا شاکر و یا شکور

LIDA
31-05-2009, 12:09
الله یا الله

لطیف خدایا

امسال بهار و ربیع یکباره رسیده اند

با باران یکباره یک باریده اند

گرچه هر صبح خود بهار دگرباره ایست ٬ بارشی دگر

هرکس دلی دارد خانه تکانی میکند

خانه دل مرا چه کسی می تکاند؟

کار ٬ کار خود توست

چرا که خانه ٬ خانه توست

چرا که سرایدار از صاحبخانه دلسوزتر نیست

همچون دایه از مادر

درین بهار دوبارهّ دوبرابر

آب و جاروی درب خانه ات با من

خانه تکانی با تو

اشکم را و مژگانم را ببین

حال نوبت توست

گرچه همین هم از عطوفت توست

LIDA
31-05-2009, 12:10
من از تو طلبکارم

اگر تو طلبم را ندهی از نداری هلاک می شوم

من طلبم را میخواهم

طلبم را

یا الله و یا کریم

به درگاهی که برگزیده ترین پادشاهانت

نوح ٬ ابراهیم ٬ موسی٬ عیسی و محمد

که سلام و درود ویژه خداوند بر جمیعشان باد

از تو مزد میخواهند

و تو میدانی که چه میخواهند و چه زیاد میخواهند

من که کودک گدای بی چیز تو ام

که هستم که از تو طلب نکنم

من طلبکارم ٬ کارم طلب است

کار گدا ٬ گدایی است

عزیزم از تو حمدت را

مهربانم از تو شکرت را

نازنینم از تو عشقت را

خدایا از تو غلامی و بندگی ات را طلب میکنم

بندگی برگزیدگانت

چه گدایِ طلبکارِ طمعکاری آفریده ای

خدایا نازنینم مهربانم عزیزم

ای کریمترین کریمان

طلبکار عشق تو ام

الله

LIDA
31-05-2009, 12:15
پیش از این

هر بار که بالا می آمدم

چون می افتادم

به پایین تر از قبل سقوط میکردم

ولی اکنون که دست در دست استاد دارم

هر بار که می افتم

بیشتر بلندم میکنی

خدای مهربانم ای حامی و مونس و انیس من

خدایا دوستت دارم

تورا به وسعت مهربانی ات شکر میکنم



به گلها سلام میدهم

به کودکان لبخند میزنم

و برای ابرها دست تکان میدهم

در آن عطر و زیبایی

در آن معصومیت و شفافیت

و در آن بخشش و طهارت

تورا میجویم

و مشتاقانه تکرار میکنم

یا الله

خدایا دوستت دارم




سالها در انتظارم بوده ای

نامه های عاشقانه ات قرنهاست برایم دست به دست میشود

هر روز آنقدر برایم هدیه میفرستی که حتی نمیرسم آنها را باز کنم

هزاربار پیغام و پسغام فرستاده ای برای دیدار

الله عزیزم

دارم می آیم

در آغاز راهم ولی شادم که در راهم

مرا ببخش که به حجم مهربانی و بخشایشت

دستم از هر آنچه برای تو باید تهی است

GORJI
01-06-2009, 16:00
خداجونم!
فردا آخرین فرصته منه ها!
نگی نگفتی مهربون؟!
من همین سه تا شب رو واسه بخشیده شدن فرصت دارم!
می دونم که بدبخت ترین آدما توی این شبهای عزیز اونیه که از رحمتت نا امید نشه!
می دونم که عفو و بخششت خیلی بزرگتر از گناهای منه!
می دونم..
همش رو می دونم اما...خب من انسانم!
در خسرانم!
کم ظرفیتم!
منو ببخش!
می بخشی؟



بار پروردگارا به درگاهت آمده ام شاید بهتر است بگویم که به درگاهت کشاندیم
نمی دانم اینبار چه بهانه ای برای دعوت من روسیاه یافته ای و بسزای چه عمل ناچیزی, کاری کردی که بر خوان رحمتت سکنی گزینم
همین که تنفس رایحه ی خوبانت را می کنم مرا بس است آخر من آلوده چگونه در کنار بندگان مدعو تو گرد آمده ام؟
اینها کجایند در این بحر محبت من آلوده کجا؟
چه کنم که کرمت آینچنین اقتضا می کند
شرمنده ام که هوای نفس بر من غالب شده
از نفهمی به گناه اصرار کردم
نفهمیدم
خدا یا نفهمیدم
به عزتت قسم به خاطر اعمالم توان بلند کردن سر به درگاهت را ندارم چه رسد به دستان آلوده به گناهم برای عرض حاجت
خدایا به ساکن نجف که هرگز هوایی بهتر از هوای مزارش را مشامم نشنیده ما رو ببخش

به کسی چه مربوطه خوب یا بده
واسه صاحب خونه مهمون اومده

GORJI
01-06-2009, 16:03
بشکنه دستم وقتی بی پروا برای عملی که تو راضی نبودی فعالیت می کرد...
قطع شه پاهام وقتی که برای کاری که رضایت تو توش نبود می دویید!
قطع شه سرم وقتی که توش فکری بود که رضایت شما توش نبود...
اما...این یه مجازات انسانیه!
انسانی!
تو خدایی..
مهربونی...
بزرگی.....
بخشنده ای....
نکنه منوهمون جاییب ندازی که دشمنای اهل بیتت رو انداختی؟!
وای خدا!
نه!


الهی! اگر تو فضل کنی ، دیگران چه داد و چه بیداد ، و اگر عدل کنی ، فضل دیگران چون باد.

الهی ! ما در دنیا معصیت می‌کردیم ، دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین می‌شد ، و دشمن تو ابلیس شاد .
ا
لهی ! اگر فردای قیامت عقوبت کنی ، باز دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین شود ، و دشمن تو ابلیس شاد ، دو شادی به دشمن مده ، و دو اندوه بهر دل دوست مَنِه .

الهی ! مرکب وا ایستاد ، و قدم بفرسود ، همراهان برفتند و این بیچاره را جز حیرت نیفزود.

الهی ! چون حاضری چه جویم ، و چون ناظری چه گویم ؟

الهی !

« دعا » به درگاه تو لجاج است ، چون دانی که بنده به چه محتاج است .

GORJI
01-06-2009, 16:05
الهی ! گر پرسی ، حجّت نداریم ، و اگر بسنجی ، بضاعت نداریم ، و اگر بسوزی طاقت نداریم .


الهی ! اگر تو مرا به جرم من بگیری ، من تو را به کرم تو بگیرم ، و کرم تو از جرم من بیش است.


الهی ! اگر دوستی نکردم ، دشمنی هم نکردم ، اگر بر گناه مصرّم ، اما بر یگانگی تو مُقرّم .


الهی ! تو ما را جاهل خواندی ، از جاهل جز خطا چه آید؟ تو ما را ضعیف خواندی ، از ضعیف جز خبط چه آید؟


الهی ! اگر چه بسی طاعت ندارم ، اما جز تو کسی را ندارم ، ای دیر خشم و زود آشتی .


الهی ! همچنان بید ، به خود می‌لرزم ، که مباد آخر به جویی نیَرزَم.


الهی ! چون در تو نگرم ، از جمله تاجدارانم و تاج بر سر ، و چون بر خود نگرم ، از جمله خاکسارانم و خاک بر سر .

GORJI
01-06-2009, 16:07
الهی ! فرمودی که در دنیا ـ بدان چشم که در توانگران می‌نگرند ـ به درویشان و مسکینان نگرند .



الهی ! تو کریمی و ولیتری ، که در آخرت بدان چشم که در مطیعان نگری ، در عاصیان نگری .



الهی ! آفریدی رایگان ، و روزی دادی رایگان ؛ بیامرز رایگان ، که تو خدایی نه بازرگان .



الهی ! مگوی که چه آورده‌اید ؟ که درویشانیم !، و مپرس که چه کرده‌اید ؟که رسوایانیم !



الهی ! ترسانم از بدی خود ؛ بیامرز مرا به خوبی خود.



الهی ! عَلَمی که افراشتی ، نگونسار مکن ، و چون در آخر عفو خواهی کرد ، در اوّل شرمسار مکن .



الهی ! همه از تو ترسند ، و عبدالله از خود ، زیرا که از تو همه نیکی آید و از عبدالله بدی.

ARBAB
01-06-2009, 19:34
کنون اي محبوب :

من در اين "محمل " کمر همت بر "حمل "اين کوه امانت بسته ام .

يا " مي شکنم يا مي شکفم "

مي دانم که اگر بر اين بنده فرود آمده ات ياري رساني

"کوه "، " کاه " خواهد شد .

بدان که نگاهم نگران به نگاه لطف توست که آيا مرا پذيرايي ؟

آيا دستان نا توان مرا با دست قدرت خود توان و گرما مي بخشي ؟؟؟

به اميد روزي که بميرم و از کابوس دنيا برخيزم

و دگر بار در آغوش قرب تو متولد شوم .

ARBAB
01-06-2009, 19:35
عزيز ترينم !

ميدانم که تنها با "مرکب مهر" مي توان به آغوشت باز گشت .

"پس براي اينکه به تو برسم بايد به خلقت برسم "

زيرا مسئوليت مکتب من عشق است و ايثار پس :

مهر مي ورزم و مرهم مي شوم بر قلبهاي غمگين و شکسته و خسته ،

چراغ مي شوم بر جاده تاريک دنيا

تشنگان را آب ميدهم نه آدرس

مردم را به مطلوب مي رسانم و نه به مطلب

روزي هفت آسمان را از "عطر عشق "تو گرده افشاني مي کنم .

ARBAB
01-06-2009, 19:36
محبوب من :

ياري ام ده تا بدون اينکه از ايمان افراد بپرسم

و بدون اينکه بدردم بخورند همدل و همدردشان باشم .

زيرا " در سويداي هر انساني " روح تو " خانه گزيده ."

پس همه را دوست دارم حتا آنانکه مرا دوست نمي دارند يا روزي مرا شکستند

و روحم را سخت آزردند و يا جانم را ربودند.

بعد از اين به تو سوگند که "نه برنجم نه هرگز برنجانم"

زيرا تو خود خواسته اي که :

حتا " پاسخ بدي را با خوبي " بدهم و اين شايسته ترين برخورد است .

LIDA
01-06-2009, 20:29
خدايا و هر زمان كه از ما تقصيرى سر زند كه مستوجب خسران در دين يا زيان در دنيا شويم، پس آن خسران را

در آن يك كه زود گذرتر است (يعنى دنيا) قرار ده و عفو از عقوبتت را در آنچه دوامش طولانى‏تر است (يعنى دين)

بر قرار ساز و چون آهنگ دو كار كنيم كه يكى از آنها ترا از ما خشنود كند و آن ديگر ترا بر ما خشمگين سازد.، پ

پس به آنچه ترا از ما خشنود كند متمايلمان ساز، و از قدرتمان بر آنچه موجب خشم تو بر ما است بكاه، و در اين


مرحله نفس ما را در اختيار خود آزاد مگذار، زيرا كه نفس ما را در اختيار خود آزاد مگذار، زيرا كه نفس جز در آنجا

كه توأش توفيق دهى گزيننده باطل است، و جز در آن مورد كه توأش رحم كنى بكار بد فرمان دهنده است. خدايا ت
و ما را از ضعف آفريده‏اى، و بر سستى بنياد كرده‏اى و آفرينشمان را از آبى بى‏ارزش آغاز نموده‏اى، پس ما را

هيچگونه جنبشى نيست، مگر به نيروى تو. و هيچ نيروئى، مگر به يارى تو. پس ما را به توفيق خود تأييد فرماى.

و بار شاد به راه راست استوار ساز. و چشمهاى دلمان را از آنچه بر خلاف محبت تو است، بر بند، و هيچ يك از ا

عضاى ما را در نافرمانى خود پيشرفت مده.


خدايا پس بر محمد و آلش رحمت فرست و رازهاى دلها، و حركات اعضاء و نگاههاى دزديده چشمها و سخنان

زبانهاى ما را در امورى قرار ده كه موجب ثواب تو باشد، تا كار نيكى كه به وسيله آن سزاوار پاداش تو شويم و از

ما فوت نگردد، و كار بدى كه در اثر آن مستوجب عقابت گرديم براى ما باقى نماند.

LIDA
01-06-2009, 20:30
بار خدايا،به تو پناه مى‏برم از شر و شور آزمندى و شدت خشم و غلبه‏حسد و ناتوانى شكيبايى و اندك بودن قناعت و بدى خلق و خوى واصرار شهوت و چيرگى عصبيت.

بار خدايا،به تو پناه مى‏برم از پيروى از هواى نفس و مخالفت باهدايت و فرو رفتن به خواب غفلت و اختيار تكلف و برترى دادن باطل‏بر حق و اصرار بر گناه و خرد شمردن گناه و بزرگ شمردن طاعت.

بار خدايا،به تو پناه مى‏برم از به خود باليدن توانگران و خوار داشتن‏درويشان و بد رفتارى با زيردستان و ناسپاسى در حق كسى كه به ما نيكى‏كرده است.

بار خدايا،به تو پناه مى‏برم از اينكه ستمگرى را يارى كنيم،ياستمديده‏اى را خوار بداريم،يا قصد چيزى كنيم كه ما را در آن حقى‏نباشد،يا از روى بى‏دانشى سخن در دانش گوييم.

بار خدايا،به تو پناه مى‏بريم،از اينكه در دل خيال فريب كسى رابپروريم و از كردار خويش دستخوش خودپسندى شويم يا به آرزوهاى‏دور و دراز مبتلا گرديم.

LIDA
01-06-2009, 20:34
خدايا ما را از خشم خود نگاهدار و به لطف خود حفظ كن و بسوى خود رهبرى نما و از خود دور مگردان. زيرا هر كه را كه تو نگاه دارى سالم مى‏ماند، و هر كه را كه تو هدايت كنى دانا مى‏شود و هر كه را تو مقرب سازى غنيمت مى‏برد. . .

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست و حسن مصاحبت اين روز را روزى ما ساز و از سوء مفارقتش به سبب ارتكاب نافرمانى يا اكتساب گناه كوچك يا بزرگى نگاه‏دار. . .


بارخدايا،به آمرزش و خشنودى خود،آن گروه از مردم روى زمين‏را ياد كن كه پيروان پيامبران بودند و ناديده به پيامبريشان گواهى دادند،به هنگامى كه معاندان به دروغشان نسبت مى‏دادند .آنان در هر زمان‏از عهد آدم تا محمد صلى الله عليه و آلهـكه پيامبرانى مبعوث داشتى وراهنمايانى برانگيختى كه پيشوايان هدايت بودند و سرداران اهل‏تقوىـبر آنان به تمامى سلام و درود بادـبه پرتو حقايق ايمان شوق‏يارى رسولان داشتند.

LIDA
02-06-2009, 18:17
بگو یا رب


چه بد گفتم ؟


چه بد کردم ؟


که نزدت خویش تن را دیو و دَد کردم؟


مرا یا رب نمی خواهی؟


گناه از تو، اگر نفرین به این دنیای بد کردم


به حرفم گوش کن یا رب


به دردم گوش کن یا رب


اگر بیهوده می گویم


مرا خاموش کن یا رب


به جز عشقی که دردش را به من دادی


به من یا رب ، چه بخشیدی که رد کردم


فقط در عاشقی یا رب مدد گفتم


شدم عاشق تمنای مدد کردم


شب مستی اگر یک توبه بشکستم


سحر تکرار توبه صد به صد کردم


به سیلابم کشاندی ، زیر و بم دیدم


تحمل در عذاب جزرُ و مد کردم


برایم آتش دوزخ فرستادی


برایت لاله ها را در سبد کردم


نشانم ده اگر یک مور آزردم


اگر یک دانه گندم را لگد کردم.


مرا یا رب نمی خواهی گناه از تو


اگر نفرین به این دنیای بد کردم.

LIDA
02-06-2009, 18:21
یا رب از دل مشرق نور هدایت کن مرا

یا رب از دل مشرق نور هدایت کن مرا از فروغ عشق، خورشید قیامت کن مرا
تا به کی گرد خجالت زنده در خاکم کند؟ شسته رو چون گوهر از باران رحمت کن مرا
خانه‌آرایی نمی‌آید ز من همچون حباب موج بی‌پروای دریای حقیقت کن مرا
استخوانم سرمه شد از کوچه گردیهای حرص خانه دار گوشه‌ی چشم قناعت کن مرا
چند باشد شمع من بازیچه‌ی دست فنا؟ زنده‌ی جاوید از دست حمایت کن مرا
خشک بر جا مانده‌ام چون گوهر از افسردگی آتشین رفتار چون اشک ندامت کن مرا
گرچه در صحبت همان در گوشه‌ی تنهاییم از فراموشان امن آباد عزلت کن مرا
از خیالت در دل شبها اگر غافل شوم تا قیامت سنگسار از خواب غفلت کن مرا
در خرابیهاست، چون چشم بتان، تعمیر من مرحمت فرما، ز ویرانی عمارت کن مرا
از فضولیهای خود صائب خجالت می‌کشم من که باشم تا کنم تلقین که رحمت کن مرا؟

LIDA
02-06-2009, 18:30
خدایا آمدم با شرمساری

مرا راهی مکن با دست خالی

ازت خواهم مرا یک بار دیگر

به حق حضرت مهدی ببخشی


خدایا من همانم

آن که از یاد تو غافل شد

برای لحظه ای لذت

جهنم را منزل کرد

ولی باز آمدم سویت

که منزل را کنم کویت

ز درد غفلت و عصیان

شوم بر دست تو درمان

که درمان را تو می دانی و لاغیر

LIDA
02-06-2009, 18:39
سلام ای همه کسم



سلام خدای مهربانم

سلام ای تنها کسم در اوج بی کسی

سلام ای طلوع همه ی غروبهایم

خدای مهربانم

میدونم که همه چیزو میدونی !....

میدونم که از اولین جمله ای که نوشتم حتی اگر نمینوشتم تو تا ته همه ی حرفامو میدونستی

اما مینویسم تا روزی که دوباره شاد شدم بیام و بخونم و بفهمم که این لحظه چقدر ناراحت بودم

خدای من تمام غم عالم رو سرم هوار شده

مشکلاتم از شمارش انگشتام به در شده

انقدر مشکل دارم که هر لحظه ممکنه از غم و غصه و ناراحتی قلبم ایست کنه و بمیرم

خدایا من عاشق مردنم

خدایا با اینکه این دنیا رو با همه ی چیزایی که توشه رو نمیخوام و هیچی رو دوست ندارم

و دلم میخواد که این دنیا رو ترک کنم و بدرود بگم

GORJI
02-06-2009, 21:04
پروردگارا !

کتاب سینه ام را بر تو می گشایم

بر تو که گشاینده ی ذهن ها و دلهایی

بر تو که پناهگاه خلوتشبانه ام هستی

خدایا !

اگر تو پاسخم نگویی ، با کهسخن گویم

و اگر تو دعوتم نکنی، از که یاری جویم

ای امید و معتمد من

بر من ببخش کوتاهیهایم را که چشم به رحمت تودارم

نا امیدی و حسد و بخل رااز سینه ام بزدای

که توییگنجینه بی انتهای امیدم ، راهم بنمای

که تویی بهترین راهنما و مرادم

GORJI
02-06-2009, 21:06
خدایا!
تویی که بخاطر من که بنده ات هستم همه چیز را مهیا کرده ای
تویی که هر وقت و هر جا صدایت کنم ظاهر می شوی تو همیشه بامنی؛ اما من باتو نیستم وگاهی از تو دور می شوم وبه چیزهای عبث مشغول می شوم .
خدایا!
فقط تویی هم کلامم وهم رازم وتمام امید وتوکلم.
خدایا!
تویی آغاز وپایانم.
تویی وجودم وهستی ام.
تویی طبیب دائم و بی وقت.
تویی مونس وانیس شبهای تارم.
تویی دردم تویی درمانم.
تویی زخمم تویی مرحمم.
تویی تویی تویی همه چیزم.
آری هیچ کس سخنانم را نمی فهمد جز تو مهربانا!



صداي سخن را مي شنويم ليك گوش فرا نمي گيريم
ديدگانمان مي بينند نشانه هايت را ، ليك نمي نگريم
حواسمان مي دانند كه هستي ليك ، خود منكريم
پروردگارا چشمهاي بگشا ، براي ديدن پاك
گوش هايم را توانا ساز
و اين غرور را از من بگير تا خوب بينمت
و با تمام وجود حست كنم
تا شعله اي هر چند كوچك از وجودت ،
شمع خاموش درونم را روشن سازد .





بنام تو اي قرار هستي

خدايا: من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و توبزرگواري!
پس اي خدا! هيچ مي داني که بزرگوار آن است که گمشده اي را به مقصدبرساند ؟
تا ابد محتاج ياري تو ، رحمت تو ، توجّه تو ، عشق تو ،گذشت تو ، عفو تو ،
مهرباني تو ، و در يک کلام ... محتاج توام

GORJI
03-06-2009, 09:01
الهی یاریم کن
ای نور هستی بر زندگی ما تابندگی بخش تا بر چاه گناه نیفتیم و بر زندگی ما فرخندگی بخش تا با ابلیس انیس نباشیم و از خارستان ریا رهای بخش تا در نیلوفرستان صفا مقیم شویم.ای صاحب با تازیانه سلوک خویش به داغگاه اگاهی رهنمون ساز و نغمه نشان بر گوش جانمان بزن تا قدر گوهر حلقه غلامی تو را بدانیم و بندگیت را از خود نرانیم .ای مهیمن در بیابان بی سامانی میان گرد و با خوف و رجا سرگردانیم و با رقه نشانی از سر منزل مقصود نمیدانیم خضر خجسته عنایت خود را بدرقه راهمان گردان تا به سوی خیمه خضرای فنا و بقا بشتابیم و جلوی سیمای سمن سای عروس جمالت رادریابیم . ای جمیل بلبل کنگره عشق نغمه توحید میجوید و گل حیرت میبوید در طریقت در شریعت درحقیقت در ره حق که پر از درد و غم است هستیت گر برود باز کم است . گر در این مستی عشق و در این جاده پر سوز وگداز راه پر شیب و فراز دل و جان هم برود باز نباز .ای سرور عارفان ما تشنه ایم حتی به جرعه ای از بحر بیکران ایمان به ذره ای از کوه رفیع اخلاص به نگاهی بر گلستان سبز عشق به حکایتی از داستانهای بلند ذکر و پیمانه ای از خم جوشان عرفان . ای انیس مریدان ما را با رحیق توفیق خود رفیق فرما و با باده ناب اب حیات عشق سر مستمان کن تا از خارستانهای نفس بی خبر گذر کنیم و به دیار ابدی مستانه سفر کنیم

GORJI
03-06-2009, 09:15
چه لذتي دارد خلوت با تو ؛ راز و نياز باتو ؛ در دامان صبور تو اشك ريختن و عقده دل گشودن . چه لذتي دارد نيمه شبان باتو شيدائي كردن ؛ بريدن از همه ؛ وتنها و تنها باتو بودن ؛ براي تو بودن . ميخواهم امشب فقط تو را در سكوت ناله هايم ببينم و با قطره هاي اشكم سخن بگويم . چه امنيت دلنشيني ؛ چه آرامش باشكوهي ؛ تو كنارم هستي و ديگر هيچ چيز نمي تواند مرا به خود مشغول كند . هيچ چيز و هيچ كس نمي تواند لحظه اي ازتو دورم كند . تو در دلم نشستي و من دلم را به دست مي گيرم تا ترا نزديكتر از هميشه حس كنم . مي خواهم در سايه سار عشق شور انگيزت هرچه بدي ؛ هرچه سختي ، هرچه تلخي كه امروز بر من گذشت فراموش كنم . فراموش كنم كه چقدر خسته ام . چقدر زخم بر دلم نشسته . چقدر روحم درد كشيده . خدايا بشمارتك تك آه هايم را ؛ بشمار تك تك ناله هايم را ؛ بشمار قطره قطره اشگهايم را وببين بنده ناشكيبت چه كشيده و اينك چقدر به نوازش مهربانانه ت نيازمنده . آه........ ببخش قرار نبود سخني بگويم . قرار نبود شكوه اي به زبان بياورم . ديگر سكوت مي كنم تا در خلسه ناب غنودن در آستان مهرت به آرامش برسم

LIDA
04-06-2009, 07:46
خداجونم خیلی وقته باهات حرف نزدم
خیلی وقته که بهت سری نزدم .خیلی وقته رفتم و پشت سرم و نگاه نکردم .خداجونم میدونم که من شکرگزارت نبودم و کمتر سپاس گفتم خدیا عاشقت بودم و هستم ولی چه کنم پر بسته هستم خدایا میدونم وقتی بهت نیاز داشتم صدات میکردم میدونم وقتی کم میاوردم دنبالت بودم .خدایا وقتی دستت و موقع اشک ریختنم روی سرم میکشیدی نمی دیدمت وقتی می افتادم دستم و میگرفتی نمیدیدمت وقتی با حال نزار به طرفت می اومدم بهترین لغات و برام به کار می بردی نمی شنیدمت وقتی می گفتی عزیزم کنارتم گوشام و میگرفتم خداجونم خدای مهربونم میدونم بدکاری کردم وقتی باید شکرت میکردم ناشکری کردم وقتی باید ازت کمک میخواستم ازت دور میشدم وقتی همراهم بودی باید همراهت میشدم ولی تو از همه شون میگذری من کم کردم و داد میزنم خدایا میدونم

خدایا دوست دارم واژه جز این نمیتونم به کار ببرم چون عظمت و قدرت و رحمت تو بینهایت هست بینهایت تویی واژه عظمت و رحمت و قدرت و ایمان و عشق و...

کمکم کن همیشه همراهم باش هر جایی و در همه حال

LIDA
04-06-2009, 07:50
خداجون وقتی دریات اینقدر قشنگه،خودت دیگه چی هستی

خیلی خیلی زیباست

واقعا آرامش بخشه

وقتی میرم کنار دریا احساس میکنم که خیلی سبک شدم

دوست دارم همش با تو راز و نیاز کنم

دوست دارم مثه دریا زلال و بی آلایش بشم

دوست دارم پرواز کنم و به اوج برم

دوست دارم که عاشقت بشم

وای خداجونم چقدر قشنگه...................

خداجونم ممنونم از این همه محبتت

LIDA
05-06-2009, 13:18
ای بزرگ پادشاه هستی ...

ای خالق آسمانها و زمین و هر آنچه بین آنهاست و هر چه در زیر زمین است ...

ای که به تدبیر تو ابرها به هر جا که تو خواهی گسیل داده می شوند ....

ای که اگر کل درختهای دنیا قلم شوند و اگر همه دریاها مرکب شوند کلمات تو را نمی توانند بنویسند ...

ای که اگر جلال و شکوه تو بر کوهها تجلی یابد همانا از عظمت تو خاکستر شوند ....

ای که برگی نیفتد مگر به خواست تو ....

ای که بر گرد تخت تو فرشتگان به تسبیح مشغولند ....

ای خالق شب و روز ....

ای که شب بندگان را می میرانی و هر که را خواهی روحش را به آسمانها بر می گیری و هر که را خواهی روحش را به بدنش بر می گردانی ....

ای خالق آدم و نوح و ابراهیم ...

ای خالق موسی و عیسی ...

ای خالق احمد ....

ای دارنده اسماء نیکو ...

و ای رب العرش العظیم ...

لحظه ای مرا به لفظ «بنده» صدا کن تا از شوق بمیرم.

LIDA
05-06-2009, 13:20
بار خدايا باز دل به ياد تو فغان مي كند. نمي دانم در جستجوي تو ديرينه كتاب كهن تاريخ را مطالعه كنم يا چشم بر صفحه آسمان بدوزم؟ دل را به ياد موهبتهاي تو آرام كنم يا به تعريف آفريده هايت؟ خدايا، گاه كه از همه نا آدميها خسته مي شوم ياد تو تحمل زيستن را برايم آسان مي سازد. خدايا عشق زيباست اما كدامين عشق پرشور تر از عشق به توست كه يادت قلبها را به اوج لذتها مي رساند و مرگ را زيباترين پديده ها مي سازد.

خدايا، شرم مرا از آن باز مي دارد كه از تو چيزي بخواهم چرا كه هر چيزي را قبل از آنكه بخواهم به من داده اي. اما خدايا سه چيز را از كسي كه آفريدي دريغ مدار كه تا زنده ام توان خواندن نماز ايستاده را داشته باشم، كه عشقت از دلم بيرون نرود و آن زمان كه مرا خواندي در راه تو باشم.

خدايا بر بنده ات ببخشاي از آنچه در آن نام تو نباشد و پناه بر تو از شر هواي نفس كه نيرويي بس عظيم است و ره يافتگان جز به لطف تو نرهيده اند. اي محبوب من، ما را پاك بگردان، پاك بميران و پاك محشور بگردان كه تو رب العرش العظيمي ...

LIDA
05-06-2009, 13:24
آن خوان که بَهر پاکان فرمودی ، نصیب من بینوا کو..؟ اگر نعمتت جز به طاعت نباشد پس آنرا بیع خوانند ،لطف و عطا کو..؟

اگر در بها مزد خواهی ندارم و اگر بی بها دهی،بَخش من کو...؟

اگر از سگان توام استخوانی و اگراز کسان تو مرحبا کو..؟

یارب بنما مرا رهی سوی نجات.....محتاج تو ام چه در حیات و چه ممات

از جرم و گناه من سراسر بگذر........شرمنده مکن مرا به روز عرصات

الهی! هر کس بر چیزیست و من ندانم بر چه ام...بیمم آنست که کِی دانسته شود که من کیم؟

الهی!دانی که بی تو هیچکسم..دستم گیر که در تو رِسم..به ظاهر قبول دارم به باطن

تسلیـم نه از خصـم بـاک دارم و نه از دشمن بیـم...اگر دل گـوید چرا؟ گـویم سر افکنده ام و گویم که من بنده ام

مِهر تو به مُهر خاتم ندهم...............وصلت به دَمِ مسیح مریم ندهم

عشقت به هزار باغ خرم ندهم............یکدم غم تو بهر دو عالم ندهم

LIDA
05-06-2009, 13:25
الهی!

از آنچه نخواستی چه آید و آنرا که نخواندی کی آید؟...نا کشته را از آب چیست

و ناخوانده را جواب چیست؟...تلخ را چه سود اگرش آب خوش در جوار است

و خار را چه حاصل از آنکه بوی گل در کنار است....

الهی!

هر که ترا شناسد کار او باریک است و هر که ترا نشناسد راه او تاریک

تو را شناختن از تو رستن است..و به تو پیوستن از خود گذشتن است

الهی!

کار آنکس کند که تواند،عطا آنکس بخشد که دارد....

پس بنده چه تواند و چه دارد؟

الهی!

ادای شکر تو را هیچ زبان نیست و دریای فضل تو را هیچ کران نیست...

و سرّ حقیقت تو بر هیچکس عیان نیست...

هدایت کن بر ما رهی که بهتر از آن نیست

یا رب ز ره راست نشانی خواهم .......وز باده آب و خاک جانی خواهم

از نعمت خود چو بهره مندم کردی....... در شکرگزاریت زبانی خواهم

LIDA
05-06-2009, 13:26
الهی، به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده . علامه حسن زاده آملی

الهی ، از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از انس و جان شرمنده ام ، حتی ازروی شيطان نيز شرمنده ام ،

که همه در کار خود استوارند و اين سست عهد ، ناپايدار. علامه حسن زاده آملی

الهی ، هرچه بيشتر دانستم نادانترشدم ، برنادانم بيفزا! علامه حسن زاده آملی

الهی ، از کودکان چيزها آموختم، لاجرم کودکی پيش گرفتم. علامه حسن زاده آملی

الهی ، در خلقت شيطان که آن همه فوايد و مصالح است، در خلقت ملک چه ها باشد؟

الهی به سوی تو آمدم ، به حق خودت مرا به من برمگردان! الهی، وای برمن اگر دلی از من برنجد!

الهی ، در بسته نيست ، ما دست و پا بسته ايم. الهی، دل به جمال مطلق داديم هرچه باداباد.

الهی ، بدان برما حق بسياردارند تا چه رسد به خوبان. علامه حسن زاده آملی

GORJI
05-06-2009, 15:02
سلام.خدایا در گذشته ادمی بودم که با تو قدم میزد
دستانی بخشنده داشتم...اما شب ها برام اه دل مونده و باری از گناه
در لجن زاری فرو رفتم که دیگه روی خواندن نماز ندارم...
یه نگاهی به دل سیاه من بنداز...
اون جوری که تو می خوای برات می میرم...
ای واییییییییییییییییییییییی یی
اخه این چشا تو رو داشتن...
دلم گرفت.
گریه من برای چی؟
خدایا کجایی؟
رختخواب من شده جای گریه های شبم؟؟؟؟
دیوانه شدم.
اخه هر روز نبود تو رو دارم.
هر روز کثیف تر شدم.
تو رو به حق خودت
من نوکرتم
فقط یه بوسه
فقط یه نگاه
طاقت ندارم
میدونم بدم
اما منم دل دارم
خب من چی کنم
من فقط تو رو دارم
منو هدایت کن
به چه رویی به زندگیم نگاه کنم
اخه تا کی حاجی باشم؟
اخه تا کی اونی باشم که مردم اشتباه می کنن
اخه از من چی دیدن این مردم که شدم محرم اسرارشون
بابا سخته دیدن بچه هایی که مریض هستن
من که قدرتی ندارم
پس بخاطر این غلام رو سیاه دعایم را در حق دیگران مستجاب بگردان...

GORJI
05-06-2009, 15:04
بار الها يوسف عشقي در چاه دلم زنداني ست
كه تنها تو ؛ تو مي تواني برهانش از اين مكافات طولاني

چه تلخ و ملالت آورند اين آدينه ها ؛
چه كند مي گذرند اين ساعتها و ثانيه ها


الهي دلتنگم آنچنان كه اشگ هم عقده گشايي نمي كند

خسته ام انچنان كه مولايم در كوچه هاي بي پايان انتظار خسته است

تنهايم آنچنان كه جانانم در خيل محبانش تنهاست

بي قرار م آنچنان كه اقايم براي لحظه ظهور بي قرار است


با من بگو ؛
آيا مي شود اين غروب؛ خورشيد وجودش طلوع كند
و شب تيره انتظار به پايان رسد و بر تقويم دلهايمان حك شود "يوم الظهور"
مي شود ايا ؟؟................................

GORJI
05-06-2009, 15:06
التماست ميکنم که دعا کردن را به من بياموزي و خودت هم آنرا اجابت نمايي که کيست آنکه بهتر از تو نيازم را بر آورد؟

اله من! چگونه شکرت گويم و چه طور عشق و محبتم را به تو بيان کنم، حال که زبان از وصف تو قاصر و اين بنده ي عاصيت توان شکر ذره اي از لطفت را ندارد

کاش بتوانم هر بامداد، نعمت هايت را به شماره در آورم تا فراموشم نشود که هر چه دارم از تو دارم

بار الهي! مرا آفريدي،علي رغم اينکه پيش از خلقتم عيب و نقصم بديدي

ولي با محبت برويم بخنديدي

و از پرتو عشقت ذره اي برمن بتابيدي

و با آن ذره آتش به جانم کشيدي

ولي من همان بنده ام که پليدم

بزرگي و لطفت نديدم،

به سرعت به سوي گناهان دويدم،

وليکن به دل هست اين اميدم،

که باز آيم و سر به زير از گناهان بگويم:

ببخشا که من هرچه کردم نفهميدم...

GORJI
05-06-2009, 15:08
ما همه مون همين طوري هستيم

كم و زياد نداره

از خودم ميگم كه به كسي برنخوره

آخر بي مرامي و بي معرفتي در درگاه خدا

عمرمون هم همينطوري با سرعت طي ميشه

يه قدم نزديكتر به پايان فرصت

اما اميدمون خيلي زياده

مگه نه اينكه ما بي معرفتيم

ولي خدا كه ته مرام و معرفت

مگه نه اينكه ناسپاسيم

ولي خدا كه آخر رحمانيت و رحمته

هر بارم كه آمديم به سمتش خيلي تحويلمون گرفته

هر بارم كه در رفتيم بازهم دوستمون داشته

آبمون نونمونه غذامون روزيمون ، چي رو قطع كرده ، هيجي

تازه دوباره با يه بهونه دستمون رو گرفته آورده تو مسيرش

LIDA
06-06-2009, 09:10
اِلهی فَلَک اَسئَلُ وَ اِلَیکَ اَبتَهِلُ وَ اَرغَبُ، وَ اَسئَلُکَ اَن تُصَلی عَلی مُحمََّدٍ وَ الِ مُحمََّدٍ، وَ اَن تَجعَلَنی مِمَّن یُدیمُ ذِکرَکَ، وَ لا یَنقُضُ عَهدَکَ، وَلا یَغفُلُ عَن شُکرِکَ، وَ لا یَستَخِفُّ بِاَمرِکَ، اِلهی وَ اَلحِقنِی بِنُورِ عِزِّکَ الاَبهَجِ، فَاَکونَ لَکَ عارِفًا وَ عَن سِواکَ مُنحَرِفًا، وَ مِنکَ خائِفًا مُراقِبًا، یا ذَاالجَلالِ وَ الاِکرامِ، وَ صَلَّ اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ رَسولِهِ وَ الِهِ الطّاهِرینَ، وَ سَلَّمَ تَسلیمًا کَثیرًا



ای خدا، پس من هرچه بخواهم از تو درخواست می کنم و به درگاه کرمت با ناله و زاری و شوق و رغبت می نالم و از تو می طلبم که درود فرستی بر محمد و آل محمد(علیهم السلام)

و مرا از آنان قرار دهی که دائم به یاد تواند

و هرگز عهد تو نشکنند

و شکر و سپاست را لحظه ای فراموش نکنند

و امرت را سبک نشمرند

ای خدا، مرا به نور مقام عزتت که بهجت و نشاطش از هر لذت بالاتر است، در پیوند

تا آنکه شناسای تو باشم و از غیر تو رو برگردانم

و از تو ترسان و مراقب فرمان باشم

ای خدای صاحب جلال و بزرگواری

و درود خدا بر رسولش محمد(صلوات الله علیه) و بر اهل بیت پاکش و سلام و تحیت بسیار باد.

LIDA
06-06-2009, 20:28
خدايا: "عقده "ي مرا از دست "عقيده" ام مصون بدار.
خدايا: به من قدرت تحمل عقيده ي" مخالف" ارزاني كن.
خدايا: مرا آگاه و هوشيار دار تا پيش از شناختن "درست "و" كامل" كسي ,يا فكري ,_مثبت يا منفي _ قضاوت نكنم.
خدايا: مرا,در ايمان ,"اطاعت مطلق" بخش تا در جهان" عصيان مطلق" باشم.

خدايا: به من "زيستني" عطا كن كه در لحظه مرگ بر بي ثمري لحظه اي كه براي زيستن گذشته است. حسرت نخورم, و "مردني" عطا كن كه بر بيهودگيش,سوگوار نباشم.
بگذار تا آنرا من ,خود انتخاب كنم اما آنچنان كه تو دوست مي داري.
خدايا: چگونه زيستن را توبه من بياموز,
چگونه مردن را خود خواهم دانست.
خدايا: رحمتي كن تا ايمان , نام و نان برايم نياورد,قوتم بخش تا نانم را _ و حتي نامم را در خطر ايمانم افكنم ,تا از آنها باشم كه پول دنيا را مي گيرند و يراي دين كار مي كنند ,نه از آنها كه پول دين مي گيرند و براي دنيا كار مي كنند.
خدايا : به هر كه دوست مي داري بياموز كه: عشق از زندگي كردن بهتر است,وبه هر كه دوست تر مي داري,بچشان كه : دوست داشتن از عشق برتر !

LIDA
06-06-2009, 20:30
خدا باز دوباره اومدم ، خدا ميدونم مهربونی ، خدا ميدونم ......خدا جون يک خواهشی دارم :
خدايا وقتی به کارهای خوبم(که فکر نکنم داشته باشم ) فکر ميکنم اونه رو برام کوچيک کن تا باعث خود پسندی و غرور و يا ريا نشوم خدا يا وقتی به کارهای خطامون نگاه ميکنم منو ازشون شرمنده کن يک جوری که يادم بمونه ديگه اون کار و انجام ندم ولی در کنارش نذار تا شيطون از حربه نا اميدی استفاده کنه و ما رو به بخششت نا اميد بکنه .اگر در ذلت عصيانم اي يار --- اگر من خسته و بي جانم اي يار
********** خدا جونم *************
اگر افتاده در بند گناهم --- اگر سر تا بپا من دود آهم
اگر در چاه خود بيني فتادم --- اگر دستي بدست حق ندارم
اگر عمر فنا شد در گناهان ---اگر گشتم زه خيل بي پناهان
اگر خوار و اسير و مستمندم --- اگر نالان و زار و درد مندم
اگر شيطان فريبم داد اي دوست --- اگر آهم اگر بيداد اي دوست
خوشم زيرا تو باشي ياور من --- كريم و داد خواه و داور من

GORJI
06-06-2009, 20:55
دقايقي با خدا در سكوت...


بي تابي ات را مي بينم و شوق آمدنت را شاهدم.

ولي در حيرتم

چرا قدم بر نميداري چون من به تو بسيار نزديكم.

از تو دورم كرده اند

و براي راهت هزاران مانع تراشيده اند

در حاليكه من هيچ شرطي را براي بازگشت تو( اي بنده پشيمان از خطا و گناه) مقرر نكرده ام.

فقط بيا ...

كه ديريست آمدنت را به انتظار ايستاده ام

من بیشتر می خواهمت...

چه چيز ترا از نزديك شدن به من باز ميدارد؟!

GORJI
06-06-2009, 20:58
خدایا دستان رحمتت را بر سرم حس میکنم که بر روح آلوده ام میکشی .
هر چه گناه میکنم تو باز هم مرا مورد عفو و رحمت خود قرار میدهی .
هر روز میگویم که فردا آدم خوبی خواهم شد حال که خدا به من این همه لطف دارد.
فردا میاید و من همانم که بودم اما تو مهربانتر از دیروزی .
شرمنده ام در درگاهت ای خدای مهربان


مهربانم
پروردگارم
نازنینم
در برزخی سخت گرافتار آمده ام...دستم را بگیر..محتاج محبت خالقانه او هستم..
مانند همیشه



ای خدا
کو یک نفر که یاد دل خستگان کند
یا لا اقل حکایت ما را بیان کند
من زیر بار معصیت ضعف کرده ام
دستی کجاست تا مدد ناتوان کند
تب کردم از مرور گناهان کوچکم
کو آتشی که خجلت ما را نهان کند



کیمیای نام تو
امروز هم کیمیای نام تو / این واژه های خام در دست های خسته من/ شعر می شوند/ من در ادعای نام تو دم می زنم/ نام تو سوگند/ نام تو شور/ نام تو لبخند/ لبخند در تلفظ نامت ضروری است/ پیغمبران به نام تو سوگند خورده اند/ وشاعران گمنام / تنها به جرم نام تو مردند/ زیرا که نام کوچک تو/ شرح هزار نام خداست/ زیرا هزار نام خدا زیباست


الهي اي از ميان برنده ي غمها و اي بر طرف كننده ي اندوه ها غم از جانم بردار و اندوه از دلم بزدا

GORJI
07-06-2009, 08:38
عشق خدايي



عشقي به دل بيامد كوبنده تر ز عشقت

سوزي دگر بسر شد سوزنده تر زعشقت



مستي من به كويش شوقش هميشه با من

باغي به ديده آمد سرزنده تر زعشقت



عشق خدايي من با اين دلم چه ها كرد

بگذاشت و گذر كرد رونده تر ز عشقت



شيريني كلامش يك لحظه با دل من

خوبي و دلبري كرد برنده تر ز عشقت



عشقي ابد بخواهم در پيش اوبمانم

شوري به دل بيامد شوريده تر زعشقت



در باغم وگلستان در روي من همه گل

جمعي به دل بديدند بيننده تر زعشقت



اي شمع با تو گويم اين ره پر طراوت

دلي به عشق فدا كرد دلداده تر زعشقت

GORJI
07-06-2009, 08:48
عشق از آنجا که با معشوق پيوند مي خوريد آغاز مي گردد و تا حرکت موزون و هماهنگي روح هايتان امتداد مي يابد. هنگامي که جان هايتان يکي مي شوند ، آن گاه با تمامي وجود عشق خواهيد ورزيد.ديگر چيزي بين شما نيست که از جنس عشق نباشد . پيوند مقدس همين است. شور و شعف ، وجد و شادماني واقعي هم ، اين است . باربارا دي آنجليس



عمر آنقدر كوتاه است كه نمي‌ارزد آدم حقير و كوچك بماند. ديزرائيلي



خنده بهترين سلاح جنگ با زندگي است . آناتول فرانس



خوشبختي در خانه شماست بيهوده آن را در باغ همسايه مجوييد . مارک اورل



استاد پرورنده روان است ، و پدر مادر پرورش دهنده جان . قابوسنامه



يوگا پيام خرد است و بشريت وارث اين پيام . دالايي لاما

LIDA
07-06-2009, 09:33
به نام تو که بهترینی

سلام خدای مهربونم عشق من ، ای همه زندگی من ، خیلی دلم می خواد بدونم که الان توی این لحظه داری به چی فکر می کنی ؟ گاهی اوقات وقتی به اتفاقات مختلف زندگی آدما دقیق می شم یه علامت سوال بزرگ برام ایجاد می شه که جداً تو چه صبری داری و چطوری اجازه می دی خیلی ها توی این هستی نفس بکشن ؟ بخصوص وقتی به تاریخ نگاه می کنم و می بینم که آدما با بهترین انسان های روی زمین چطور رفتار کردن و چقدر اونا رو آزار دادن ! اونم انسان هایی که برگزیده تو بودن . دوستان تو بودن و برای نجات همین آدما خودشونو به رنج و سختی انداختن . بعد نگاه می کنم ببینم آیا این آدما عقل نداشتن ؟ ایمان نداشتن ؟ یا اصلا قوه تشخیص اون موقع ها تعطیل بود ؟ بعد آروم آروم میام توی همین سال و ماهی که دارم توش زندگی می کنم . می بینم ای وای چه خبره ؟! درست همون اتفاقات باورنکردنی تاریخ ( که اگه توی قرآن و کتاب های مقدس نبود عمراً باورشون نمی کردم ) داره تکرار می شه اونم با چه شدت و حدتی !!! خدای مهربون و دوست داشتنی ام ! عزیزترینم

LIDA
07-06-2009, 09:35
خداجونم اصلا ایمیل هاتو چک کردی ؟ دلواپسم نشدی که چرا جند وقته نیومدم ؟

من با اینکه خودم برات ایمیل نزدم کلی دلواپس ات شدم ! گفتم نکنه تو هم غصه دار باشی ؟


آخ عزیزترینم


دلم یه نگاه جانانه می خواد . فقط خودت می دونی که نگاهت چه کیفی داره !


اگه کاری کردم که داری تنبیهم می کنی ...


راستی خداجونم رویاهام چی شدن ؟ اگه رویاهامو از من بگیری چطوری ببینمت ؟


دلم برات یه ذره شده !یعنی ذره ذره شده !!!!!!!

الهی دوستت دارم

LIDA
07-06-2009, 09:38
بعد از ماهها دلتنگي ، توي يه شب دلگير ، رفتم كنار مخلوق بي تاب و پرخروشت


به رسم مهمون نوازي ديرينه اش ، مثل هميشه پاهامو شست .


دلم حال اومد ، يا فكر كردم كه دلم حال اومده !


تصميم گرفتم براي تشكر كمي كنارش قدم بزنم اماانگار توي دلم رو ديده بود و يه هم زبون پيدا كرده بود چون از لحن حرف زدنش فهميدم اونم دلتنگ بود .با خودم گفتم از فرصت استفاده كنم و حالا كه حال منو مي فهمه ازش يه چيزي بخوام


و خواستم ...


گفتم بهم قول بده از الان تا ابد هر وقت مهربونم رو ديدي يادت نره سلام و دلتنگي منو بهش برسوني .

اين آخرين جمله ام به دريا بود چون ديگه داشتم بر مي گشتم .


وقتي براي آخرين بار برگشتم و نگاهش كردم ديدم با تمام وجود داره گريه مي كنه !! انگار تمام هستي اش همون قطره هاي اشكي بود كه براي مهربونش ريخته بود .

LIDA
07-06-2009, 09:40
چشمه ديدار

دخترك هر روز به بهانه آب ، كوزه اي بر شونه هاش مي گذاشت و راه سرچشمه رو پيش مي گرفت .وقتي به سرچشمه مي رسيد مدتها توي زلال آب به زيبايي خودش خيره مي شد و صداي تبارك الله زمين و آسمون رو مي شنيد و بعد به كلبه اش كه از ديده نامحرمان پنهان بود برميگشت . دخترك ، دلباخته اي داشت كه راز اين عبور هر روزه رو كشف كرده بود . دلباخته هنوز راه كلبه دخترك رو نمي شناخت اما خونه اش رو لب چشمه معشوق ساخت ...

اي مهربونترين و زيباترين معشوق هر روز به درگاهت دعا مي كنيم چون توي سرچشمه زلال دعاست كه تو رو ملاقات مي كنيم و دعا و خواسته ، بهانه اي براي ديدار هر روزه ماست .


«الهي ما را در تقدس چشمه حضورت تطهير فرما »


«آمين يا رب العالمين »

LIDA
07-06-2009, 09:51
خدا تو تنـــها کسَمي

اميد چشـــم تـَرَمـــي

قــرآن تو بي نظيــره

عينشو هيشکي نـديده

چه گنجـــي بالاتر ازاين

هديه شده به عاشقيـــن

کــــلام ربّ العالميــــن

طوبي لِمَن اهل اليقيــن

کي ديده معشوقي رو که

عاشـــق عاشقش باشه

براي عشق ورزي براش

به دنبــال بـــــــونه باشـه

عاشق اون لحظه باشه

که بنده دلـدادش بشــه

خوشا به حال عاشقي

که رو کنه به عاشـقي

GORJI
08-06-2009, 07:25
بنام تو اي شكيب دل ناشكيبم



خدايا در اين نيمه شب من هستم و تو ؛ و اين بغض تلخ ؛
و اين اشگهاي سوزان كه نميدانم از كدامين قله درد
سرچشمه مي گيرد ؟
خدايا به وسعت مهربانيت دلتنگم ؛
به وسعت تنهاييت تنهايم ؛
به وسعت كرمت نيازمندم
و به وسعت رحمتت دردمندم .
بامن سخن بگو ؛
به من بگو اگر آني و كمتر از اني مرا به خود رها كني ؛
بار اين دلتنگي را به كدامين منزل فرو اندازم؟
تنهائيم را با كه قسمت كنم ؟
از كرم كدام كريم اينهمه نياز را تقاضا كنم؟
و اينهمه درد را چگونه تحمل كنم ؟
ميداني كه تنها ترا دارم ؛
ميداني كه تنها تومي تواني ازچهره دلم
اين همه غبار غم و تنهائي و درد و دلتنگي را بزدايي
مي بارم و مي نالم و مي خوانمت به ناله هاي جانسوز:


الهي و ربي من لي غيرك

GORJI
08-06-2009, 07:27
به نام خداوند یکتا !
سلام بر دوستان خدا !
اینم چند تا دیگه از مناجاتهای من حقیر با خدای عزیز !
ای عشق یکتا ! کاری کردی که برای دیگران تو را عبادت نکنم ! کاری کن که برای خودم هم تو را عبادت نکنم !
ای عشق یکتا ! هر چی میخوای ازم بگیر ! حتی خودمم از خودم بگیر ! اما حتی یک لحظه هم خودتو ازم نگیر !
ای عشق یکتا ! تو فرمودی بین ادمها فرقی نیست مگر به تقوا ! حتی بین ادم وفرشته و جن و گیاه و حیوان و ... هم فرقی ندیدم مگر به تقوا !
ای عشق یکتا ! دنیا بالا و پایین داره ! اما با خدا همیشه بالاست ! وهیچ با خدایی تحت هر شرایطی بدبخت نیست چون تو بد نیستی و بد هیچ کس را نمیخواهی و این ماییم که شاید نمیدانیم خوب و بد چیست !!!
ای عشق یکتا ! در روزگاری هستیم که نمیدانیم روزگار کیست ؟ ای کاش میدانستیم تو فرموده ای ! من روزگارم به روزگار دشنام ندهید !!!
ای عشق یکتا ! مردم دنیا اگر میدانستد ! مردم دنیا نیستند ! دیگر فقط درپی دنیا نبودند !!!

GORJI
08-06-2009, 07:30
اى خداى من !!!
اى پروردگار من و سید و مولاى من !
از کدامین سختیهاى امورم بسویت شکایت کنم
و از کدام یک به درگاهت بنالم و گریه کنم
از دردناکى عذاب آخرت بنالم
یا از طول مدت آن بلاى سخت زارى کنم
پس تو مرا با دشمنانت اگر به انواع عقوبت معذب گردانى
و با اهل عذابت همراه کنى
و از جمع دوستان و خاصانت جدا سازى
در آن حال اى خداى من !
و سید و مولاى من !
و پروردگار من !
گیرم که بر آتش عذاب تو صبورى کنم
چگونه بر فراق تو صبر توانم کرد ...
و گیرم آنکه بر حرارت آتشت شکیبا باشم
چگونه چشم از لطف و کرمت توانم پوشید ...
یا چگونه در آتش دوزخ آرام گیرم
با این امیدوارى که به عفو و رحمت بى‏منتهایت دارم ...

LIDA
08-06-2009, 10:33
ای خدا


ای خدا امشب چه طوفانی شدم

آنچنان که خود تو میدانی شدم

امشب از خود بیخودم بنگر مرا

عاشق و مجنون تر از خود کن مرا

این که از قید زمان رسته منم

شیشه ی تزویر بشکسته منم

عشق تو هر ذره از جانم شده

رهنمای جان حیرانم شده

ای خدا این جسم تنگ آید مرا

یک نظر کن آب و رنگ آید مرا

ای خدا پژمرده ام آبم بده

درمیان عارفان جایم بده

میزنم فریاد یا هو را بلند

تا ببینندم خلایق در کمند

در کمند عشق تو این جان من

در ازل بسته شده پیمان من

گر که دردم داده ای این خود دواست

گر تو فقرم داده ای عین غناست

راحتی در اوج طوفانم دهی

گریه بخشی تا که آرامم دهی

گر اسیر و بند در پایم کنی

در سرای عشق آزادم کنی

محضر تو محفل پاک صفاست

جایگاه شادی و مهر و وفاست

ای خدا از بند عشقت هرگز آزادم مکن

گر خرابی باشد این پس هرگز آبادم مکن

من چه گویم هر چه میبخشی خوش است

گر من آلوده را بخشی خوش است

این غزل دائم ثنا خوان تو است

هر نفس مشتاق و مهمان تو است

LIDA
08-06-2009, 10:55
بار الها...
در دلم غوغايي بي دليل است
در روحم آشفتگي هاي بي پايان است
در سرم انديشه هاي بي انتها است
و من در ميان تمام اين آشفتگي ها به دنبال باريکه نوري براي نجات هستم

خدايا...
هر بار که به بهانه کم کردن فاصله هايمان پيشت آمدم فاصله ها را زياد تر کردم

مهربانم...
در دريايي از گناه مشغول دست و پا زدن هستم ياريم کن

ای خدا دلم خیلی گرفته دلم خیلی تنگه دارم از دوری عشقم دیوونه می شم

دلم گرفته ،دلم به اندازه ی غروب،به اندازه ی تک درختی تو کویر گرفته
دلم به اندازه ی بغض پرنده ای که می پره و در ملکوت دور افق گم می شه

به اندازه ی جامی سرشار از سرخی و سیاهی مرگ

خدایا انگار غم واسه همیشه توی قلب من خونه کرده

ای خدا خدای خوب و مهربونم ما رو ببخش و بهم برسون ما که غیر از تو کسی رو نداریم تا براش درد دل کنیم خدا جون همه ی ادمها ارزوهایی دارن که واسه رسیدن به ارزوشون تلاش می کنن اما ما نمی تونیم هیچ کاری بکنیم غیر از دعا کردن و از تو خواستن ای خدا کمکمون کن و مارو ببخش که ما به امید عفو تو گنه کار شدیم.

LIDA
08-06-2009, 11:01
دلم میخواد برای چشمه چشمهات، آب حیات نباشم. شاعر غزل های پاره پاره و قافیه های دلشکسته نباشم. اگه یه روز دلت گرفت، از ته دل بگو... خدایا!

وگفتگو کن با تنها کسی که میتونی بهش بگی: خدای من! و بشنو! صدایی که میگه: بله! بنده من! اگه صداش رو شنیدی، بعد از همه درد و دل کردن ها، آروم شدن ها... بعد از اینکه گل خنده به روی صورتت برگشت، یه خواهش کوچیک! اگه قبول کنی. برای من هم دعا کن.

اگه یه روز آسمون دلت ابری شد، برای من هم دعا کن


پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. پشت سر هر آنچه که دوستش می داری.
و تو برای اینکه معشوقت را از دست ندهی، بهتر است بالاتر را نگاه نکنی. زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد و او آنقدر بزرگ است که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند.

LIDA
08-06-2009, 11:09
خداوند آفرید ...........


خداوند روز اول آفتاب را آفرید


روز دوم دریا را آفرید


روز سوم صدا را


روز چهارم رنگ را


روز پمجم حیوانات را

روز ششم انسان را



روز هفتم خدا اند یشید دیگرچه



را نیافرید ه است و خدا



ترا برای من آفرید.......

انسان از خاک آفریده شده و به خاک باز می گردد٫ خداوند آفرینده ی همه چیزی وبخشاینده ی هر گناهی مومنان از دیدگان دفاع کرده با ستمکاران می جنگد قرآن همان راهنما ست به بهترین راه راهنمایی میکند عمل کننده به علم مانند حرکت کننده در راه روشن است

LIDA
09-06-2009, 10:16
خدايا! تو هماني که من ميخواهم.کاري کن که من هم هماني باشم که تو ميخواهي

يا رب!


التماست ميکنم که دعا کردن را به من بياموزي و خودت هم آنرا اجابت نمايي که کيست آنکه بهتر از تو نيازم را بر آورد؟

اله من! چگونه شکرت گويم و چه طور عشق و محبتم را به تو بيان کنم، حال که زبان از وصف تو قاصر و اين بنده ي عاصيت توان شکر ذره اي از لطفت را ندارد

کاش بتوانم هر بامداد، نعمت هايت را به شماره در آورم تا فراموشم نشود که هر چه دارم از تو دارم

بار الهي! مرا آفريدي،علي رغم اينکه پيش از خلقتم عيب و نقصم بديدي

ولي با محبت برويم بخنديدي

و از پرتو عشقت ذره اي برمن بتابيدي

و با آن ذره آتش به جانم کشيدي

ولي من همان بنده ام که پليدم

بزرگي و لطفت نديدم،

به سرعت به سوي گناهان دويدم،

وليکن به دل هست اين اميدم،

که باز آيم و سر به زير از گناهان بگويم:

ببخشا که من هرچه کردم نفهميدم...

LIDA
09-06-2009, 10:40
سلام به تو ای مهربانترین مهربانان سلام به تو ای بهتر از خوبان

مدتهاست که دل کوچکم هوای تو را کرده بود ای بزرگتر.....
مدتهاست که می خواهم برایت نامه ای بنویسم و دردِ دلی با تو گویم ....اما ....می ترسیدم حرف مرا نپذیری و نخواهی به حرفهایم گوش سپاری . در کلبهء تنهایی خویش با خود می اندیشیدم که مرا تنها گذاشته ای ...! احساس می کردم مرا فراموش کرده ای .... آن هم در بدترین و سخت ترین مراحل زندگیم که بیشتر از همیشه نیازمند تو بودم ... اما .... لحظه ای که دست پر قدرت و گرمت را حس کردم که دست مرا محکم و در عین حال با عشق گرفت و مرا از لب پرتگاه به حقیقت زندگانی برگرداند ، فهمیدیم که این تو نبودی که من را توی این دنیای پر فریب و در عین حال زیبا تنها گذاشته بودی پروردگار من . بلکه این غفلت من بود که باعث شد تو را خیلی دور پندارم .... آن دورها ..... توی آسمان های بیکران ..! بدون آنکه بدانم ... تو ... ای حبیب من ... از جانم هم به من نزدیکتری ... نه ! تو اصلاً در جان در روحم ، همچو خونی در رگها ، جریان داری و این چنین است که تو را با هر نفس احساس و با هر ضربان قلب درک می کنم .

LIDA
10-06-2009, 07:23
پروردگارا

چشمانم می جهداز دنیا به عشق شستن رویش دردریای بی کران رحمت تو

ذرات وجود ذره ای که غباری ازهستی توست می خزد به سایه ی عظمت تو

دل می رمدو جان یقه چاک می کند بهر حضور در مکتب خانه ی حکمت تو

چه بنگارم ؟چه اواز کنم ؟چگونه شاکرباشم؟که شکرم هیچ نیست دربرابراقیانوس

نعمت تو


ای يگانه ي بي همتا

شعر وشعار در مدح تو سرودن

با زبان بی زبانی تورا ستودن

بر ساحل دریای فضل تواسودن

به عشق وصالست وبنده ئ توبودن

LIDA
10-06-2009, 07:24
ای ايزد يکتا

در گریز از غم خانه فراق توسن سپید هجرت را زین کرده و قصد سفر به شهر مقدس و زیبای عشق تو را نمودم

پس با اشک حسرت وضو ساخته وبا ناله از گذشته های بی ثمر به نماز حاجت قامت بستم و چون سر از سجده بر اوردم .

در افق دور هاله ای از انوار دل افروز تو دیدگانم را روشن نموده و مرا برانگیخت .

از طریق بزرگراه عرفان نرسیده به پل صراط روبروی جاده سیاه منتهی به دیار شرک گام به جاده سبز و مطهر ایمان گذاشته و با توجه کامل به علایم راهنمایی که مشروح بی مثالش در کتاب ایین نامه ی (مظهر هدایت عاشقان)نیز امده است.

از خیابان منور و معطر تقوا به چهار راه وصال مشرف گشته و مژگانم با اشک شوق طراوت بخشیده و روح در فضای ...... ان میدان بهشتی با اب چشمه ی حیات غسل داده و لباس سپید زیارت بر تن چشم می پوشانم وپاک و زلال دیده به خیابانهای انفاق و ایثار و احسان روانه میگردانم که در نهایت از هر سو بروم به سرسرای پر شکوه و زرین حرم عشق تو تقرب پیدا کرده و با اغوش گشاده و روی باز به بندگی تو سر نهاده و بر سر ایوان بلند درگاهت چه زرین و با عظمت به خط دلپذیر لوح استقبال اویخته اند که بعد از غسل زیارت ورود شما را به بارگاه حضرت دوست خوش امد میگوییم.

LIDA
10-06-2009, 07:25
می گریزم از روزگار کبود

آنگاه که بر عشق تو باشم عمود

دیگر تو هستی فقط محبوب

زین شوق تو نمودم دنیا را مصلوب

لحظات عمر از عشق تو گشت آکنده

نگین عبودیت مرا گشت زیبنده

کبوتر نیازم فقط از بلندای بام تو دانه می چیند

ستون استوار تو هستی

بی شک تو هستی

آنچه تو سبب سازی بهانه است مرا بهر عشق بازی

تو خدای منی و یگانه ، با غیر تو باشم بیگانه

ای بخشنده مهربان و ای دهنده روح و جان، فقط از تو می خواهم آب و نان

ای بخشنده روح و جان ، فقط از تو می خواهم آب و نان

تو صاحب هر زمانی ، تو حاضر هر مکانی

تو برای عالم زیباترین سرودی

تو حاکم و صاحب عالم وجودی

جان می دهم به عشق تو ، با سر روم به مشق تو

آن دم دل بگیرد آرامش ، در گوش تو نجوا کنم خواهش

می خوانم در وصف تو سرود

جز مهر تو در قلبم نبود

GORJI
10-06-2009, 07:48
پروردگارا تو را شکر می کنم
برای همه نعمت ها...
برای تمام روزهای افتابی و روزهای غمگین ابری ،
برای سلامتی و بیماری......
برای غم ها و شادی ها تو را شکر می گویم
برای تمام چیزهایی که مدتی به من قرض دادی وباز پس گرفتی تو را شکر می گویم
برای تنهایی مشکلاتم برای تردید ها و شک هایم....
چرا که همه ی این ها مر به تو نزدیک تر میکند.
پروردگارا همان را می خواهم که تو برایم می خواهی....

GORJI
10-06-2009, 07:49
خدایا شکایت از سوز دلی اورده ام که اگر پشتم به تکیه گاهی چون تو و امیدم به کین خواهی تو نبود سینه دریده میشد و ذره های دل بر زمین میریخت
به خداوندی تو سوگند که از ایات تو نور میبارد که پریشانی شبهای دراز و تاریک زندان سرد زمین بی ان کتاب و بی ان کلمات را جان برنمیتابد.تمام ان کلمات نور است و دل تنهای من صبور
باز بر تو سلام ای شیرین نازنین
دوباره دست در دستت نهاده ام .دوباره تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
یار اشنا سلام
به اندازه مهربانی ات سلام
چه لحظه زیبایی است هر ان زمان که به سوی تو بازمیگردم گویی به ارامشبخش ترین منزلگاه قدم نهاده ام ودر هوای بزرگترین الهه مهربانی نفس میکشم و دستانم در دستان توانای بخشایشگر تو گویی ریشه ایست که انگار سالهاست درخاک دستان غریب نوازی تو دویده است
با من بمان ای کیمیای لحظه ها
تو که ماندنی ترینی اما
لحظه های من تنها بی تو
چون غروبی است که تا روز ابد دلگیر است

GORJI
10-06-2009, 07:56
بار خدايا! اي آنکه از کسي پاداش نمي خواهيد و اي که از بخشش، پشيمان نميگرديد، و اي آنکه به بنده ات بيش از کردار وي مي بخشي و برابر نمي دهي! نعمت تو بي سابقه است.گذشت تو، نيکي و کيفرت دادگري و حکم تو خير است. و اگر عطا کني به منت نمي آلايي و اگر نکني، عطاکردنت از سر ستم نيست.
از هرکس که تو را سپاس گويد مي پذيري با آنکه خود، سپاس را به او الهام کرده اي و به هرکس که تو را بستايد پاداش مي دهي با آنکه خود ستايشت را بدو آموخته اي!
بار خدايا تو پرده پوشي از گناهان کسي مي کني که اگر مي خواستي رسوايش مي کردي و به کسي بخشنگي مي ورزي که اگر مي خواستي از او باز مي داشتي و در حالي که هر دو سزائار رسوايي و محروميت اند اما تو کارهايت را بر تفضل و قدرت خود را برگذشت، بنا نهاده اي. با کسي که با تو سرکشي ورزيده است، با بردباري روبه رو مي گردي و به کسي که با گناه آهنگ ستم به خويش کرده است، مهلت مي دهي. با انان درنگ مي ورزي تا با درنگ کردنت به سوي تو بازگردند و در کيفرشان شتاب نمي کني تا توبه کنند براي آنکه هلاک شونده ي آنان، با تو هلاک نشود و بدبخت ايشان با نعمت تو، بدبخت نگردد مگر پس از هشدار بسيار و پس از آنکه حجت هاي پياپي را بر وي تمام کرده باشي و اين همه از سر بزرگواري تو و گذشتي است که مي کني اي بزرگوار و بهره اي از مهر توست اي بردبار!

GORJI
10-06-2009, 07:58
خدارا فرياد بزن
خدا را با عظمت خودش صدا بزن و چشماتو ببند دستتو بذار روي قلبت
اونوقت خدا رو حس مي كني كه داره صدات ميزنه
حالا دلت لرزيد ؟
حالا باور كردي خدا توي دل خودته؟
حالا فقط كافيه با خودت يه سبد تمنا ببري...
تا با يك سبد پر از رحمت بر گردي ...
پس پنجره را باز كن تا خدا را صدا بزني تا بگوئي چقدر دوستش داري
اگر آن قدر كوچكي يا خسته كه دستت به دستگيره پنجره نمي رسد تا بازش كني
آهسته
خدا را صدا بزن تا پنجره را باز كنه تا بگه چقدر دوستت داره
الهي العفو الهي العفو الهي العفو



خدايا زندگيم را ختم بخير گردانيد
دلم رااز هر گونه ريا و شك و ستايش جويي در امان بداريد تا اعمال و نياتم خالص براي خودتونبماند
خدايا در دينم بصيرت و فهم ببخشيد و فقه و تيز بيني در علم و خدا ترسيو پرهيز گاري كه مرا از
نا فرمانيتون باز دارد .
رويم را به نور خودتون سفيدو نوراني كنيد و اشتياق و انگيزه هايم را در زندگي بسوي تقربتون و آنچه جاوداني استقرار دهيد تا در راه رضا و خوشنودي شما گام زنم و بر سنت ملت و امت رسولتون ( صلي اللهعليه و آله) زندگي كنم
خدايا مرا از تنبلي و سستي و اندوه و ترس هاي بيهودهو بخل و غفلت و سنگ دلي و ذلت و فقر مادي و معنوي و هر گونه بلا و هرزگي و گناهآنچه آشكار ا و پنهاني است در امان بداريد .
بار الها خدايا اگر مرا با زشتيهايم مواخذه كنيد من كرم و عفوتون را التماس خواهم كرد و اگر مرا به آتش وارد كنيد بهمهاهل آتش اعلام خواهم كرد كه من تنها شما را دوست دارم خدايا اگر دوستانتون را نبخشيد وعفو نكنيد پس دوستان شما كه مرتكب نا فرماني ناشي از جهل هم شده اند به چه كسي پناهبرند ؟ خدايا اگر مرا به جهنم ببريد دشمنانتون را خوشحال كرده ايد و اگر به بهشتم بريدپيامبرتون را مسرور ساخته ايد .
خدايا دلم را مملو از حب و عشق بخودتون كنيد و نيزاز عظمت بي نهايت مقامتون بترسم و خوف و خشيت داشته باشم تا با يقين و ايمان بسوي شمامشتاق شوم و لقايت را غايت هدف حيات خود بدانم و و با عشق به لقايت دل آرام زندگيكنم خدايا مرا با صالحين و از صالحين قرار بدهيد و كارهايم را با راضي شدنتون ختم كنيد وهشدارم بدهيد زمانيكه بدنبال غفلت و خوي و هوسهايم مي شتابم تا توبه كنم و بسوي شماباز گردم...
آمين....



الهى ! شكرت كه كور بینا، كر شنوا و گنگ گویایم.

الهى ! درویشان بى سر و پایت در كنج‏ خلوت، بى رنج پا سیر آفاق عوالمی كنند كه دولتمندان را گامى میسّر نیست.

الهى ! اگر گـُلم و یا خارم از آن ِ بوستان یارم.

الهى ! انسان ضعیف كجا و حمل قول ثقیل كجا.

الهى ! چگونه دعوى بندگى كنم كه پرندگان از من‏ میرمند و ددان رامم نیستند.

الهى ! چگونه ما را مراقبت نباشد كه تو رقیبى، و چگونه ما را محاسبت نبود كه تو حسیبى.

LIDA
11-06-2009, 15:08
الهی ....!

نگاه احسانت را از این بندهء گنهکارت دریغ مدار و پیوسته درهای مرحمتت را بروی من و همنوعان من باز نگه دار که حکمت همه کس و همه چیز در دست توست .
ای محبوبم ... از تو می خواهم ایمان مرا به کاملترین مرحله برسان که حتی اعمال من نیز چنین باشد که تو می خواهی که سرانجام تو از من راضی باشی و من هم راضی .....

بار الهی ....!

خوشحالم که تو را دارم ای مهربانم مرا ببخش ای توبه پذیر مهربان

و هیچگاه به حال خود وامگذار که من ، این بندهء ناچیزت همیشه به محبت تو ، به حمایت تو و به ولایت تو محتاجم

ای فریاد رس فریاد خواهان
ای دانای نهانم
تا ابد با تو می مانم
مرا رها مکن !!!!

" بار الهی نظر تو برنگردد برگشتن روزگار سهل است

LIDA
11-06-2009, 15:10
چگونه از یاد برده ام که لحظه لحظه زندگی ِ ما خود یک معجزه است ! و در پس ِ آن حقیقتی عمیق . شرمسارم که مرا در مقام اشرفیت به گلستان زمین فرستادی و من خود در این گلستان خار زار شدم ... اما چگونه است که پس از میلیونها سال هنوز هم عشق به تو سینه به سینه به ما رسیده و به آیندگان نیز خواهد رسید ... تو در خارزار چه میکنی ؟ .... آه بیهوده سئوالیت ... تو در کنار مائی ، خالق و عاشق ِ مائی ، و من خوب میدانم که عشقهای کهنه و زلال هرگز زنگار به خود نمیگیرد ، و تو خدای من ، زلالی و شفافی و عزیزی و آنطور که همه میدانند مهربانی ، ای رحمان و ای رحیم .

GORJI
11-06-2009, 15:29
بنام تو اي قرار هستي


خدایا رحمتت دریای عام است
خداوندا ثنای چون تو پاكی

كی آمد از زبان آب و خاكی
خدایا رحمتت دریای عام است

ز لطفت قطره ای ما را تمام است
اگر آلایش خلق گنهكار

در آن دریا فرو شویی به یك بار
نگردد تیره آن دریا زمانی

ولی روشن شود كار جهانی
كنون هر ساعتی غم بیش دارم

كه روز واپسین در پیش دارم
خداوندا در آن دم یاریی ده

GORJI
11-06-2009, 15:30
عشق خدا

دل که آشفتهروي شما نباشد دل نيست**آنکه ديوانه خال شما نشد عاقلنيست

مستي عاشقدلباخته از باده شماست**بجز اين مستيم از عمر دگر حاصلنيست

عشق روي شما در اين باديه افکند مرا**چه توان کرد که اين باديه را ساحلنيست

بگذر ازخويش اگر عاشق دلباخته اي**که ميان شما و او جز شما کسي حايلنيست

ره روعشقي اگر خرقه و سجاده فکن**که بجز عشق شما را رهرو اين منزلنيست

اگر ازاهل دلي صوفي و زاهد بگذار**که جز اين طايفه را راه در اين محفلنيست

بر خم طرهاو چنگ زنم چنگ زنان**که جز اين حاصل ديوانه لا يعقلنيست

دست منگيريد و از اين خرقه سالوس رهان**که در اين خرقه بجز جايگه جاهلنيست

علم وعرفان بخرابات ندارد راهي**که به منزلگه عشاق ره باطلنيست

GORJI
11-06-2009, 15:31
الهي:

در پگاهي تني چند را برخاكداني گرد آمده ديدم كه يكي با تيغه آهني و ديگري با تركه چوبي آن مزبله را با چه

حرص و ولعي ميكاويدند تا باشد كه پارچه اي يا چرمي يا كهنه ديگري بدست آرند، حسن چگونه از عهده

شكرتون برآيد كه شب و روز كتاب شما را و كتابهاي اوليايتان را ورق مي زند و دل انها را مي كاود و از معاني آنها

كه نسيم بهشتند دماغ جانش معطر مي گردد، بار خدايا اگر آن خاكدانيها بدان كار نباشند حسن پاك دان بدينكار

نتواند بود پاداش نيكشان دهيد كه بر بنده حق دارند.

GORJI
11-06-2009, 15:32
مناجات

--------------------------------------------------------------------------------

الهى ! اسمى جز بى اسمى برايم مباد.
الهى ! چرا بگريم كه شما را دارم و چرا نگريم كه منم.
الهى ! در اين جهان پر هياهو ، چرا من هو هو نكنم.
الهى ! خوشا به حال عالين كه جز شما نديدند و ندانند.
الهى ! حرم بر نامحرم حرام است ، محرم چرا محروم باشد.
الهى ! به امروز و فردا نه كار امروز رسيده شد نه فردا ، چه كنيم با " كل ياتيه يوم القيامة فردا ".
الهى ! بـَدان بر ما حق بسيار دارند تا چه رسد بخوبان.
الهى ! جهان ، زندان رندان است .
الهى ! قاسم كه تويى ، كسى محروم و مغبون نيست.
الهى ! چه عذابى از حجاب سخت‏تر است‏ به حق خودتون از جهنم حجابم وارهان.
الهى ! توبه از گناه آسان است ، توفيق دهيد كه از عبادتمان توبه كنيم.
الهى ! حسن آملى مالامال آمال بود ؛ در راه يك امل ، همه را پايمال كرد يا " منتهى امل الآملين ".
الهى ! شكرتون كه مى‏گويم شكرتون.
الهى ! اگر آخرم مثل اولم باشد بدا به اول و آخرم.
الهى ! خلقى در ناسوت متوغلند و جمعى به مثال ملتذند و قليلى در ملكوت مبهوت ، سبحانك ما اعظم خلقك و امرك؟!
الهى ! از نام بردن انبياء و ملائكه شرم دارم ، با نام شما چه كنم كه فرموده‏ايد عظم اسمائى، و با تلاوت كتاب شما چه كه فرموده ايد : " لا يمسه الا المطهرون " .
الهى ! لولا الشيطان لبطل التكليف سبحانك ما احسن صنعك.
الهى ! شكرتون كه پريشانى ، به مقام يقين رسيده است.
الهى ! شكرتون كه از تنهايى و خلوت لذت مي برم ؛ چه تنها از خلوت وحشت دارد.

LIDA
12-06-2009, 08:22
کاش میدانستی چقدر دوستت دارم ، عشق به تو را در تجربه عشقی خاکی یافتم ، یاری بی وفا که به سادگی رفت و دلم را سوزاند ، و من حال یاری برگزیده ام که همیشه کنارم می ماند مگر خود قصور کنم .... میدانم که همه چیز را میدانی .... میدانم که میدانی راست می گویم . و میدانی که از پای افتاده ام . چه بیگناه و چه بی صدا ....آنچه که همیشه به ما گفته ای اینست که در یک صورت حق داریم به دیگری از بالا نگاه کنیم و آن هنگامیست که بخواهیم دست دیگری را که بر زمین افتاده را بگیریم تا او را بلند کنیم . این خصلت را برای ما آفریدی نازنین ، اما فقط خود آن را داری و بس .
خدایا : هیچکس در دنیا چنین خصلتی ندارد که دست دیگری را بگیرد . اگر کسی بود چنین از پای افتادگان ، چنین دلسوختگان ، و چنین غُربائی را کی میشد با چشم دید ، که حال با چشمانی بسته نیز میبینیم و میدانیم آنان در یکقدمی مایند و کسی یاری رسانشان نیست .... این مقام ، برازندگی میخواهد که فقط برازندهء توست .