توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : نکته های تـوانـمنـــد و مفید در زندگی ...
رهایی آرزو و گیر ندادن به آن! با همه وجود، رویا را به كاینات دادن و منتظر سخاوت بیكران روزگار بودن، راز بیبدیل به آرزو رسیدن است.
خوشبختی یعنی لذت بردن از ثانیهها، لحظات را با خوشی سپری كردن، عشقبازی با خدا، با لحظات. حتی از غمها شیرینی را یافتن و در طول مسیر لذت بردن.
در پس حادثهها، بركات الهی را ببینید.
خوشبختی یعنی آگاه شدن و آگاه كردن. بیدار شدن و بیدار كردن. زیبایی اندیشه و بودن با خدا. همیشه همراه بودن با یزدان پاك.
وقتی كاری را شروع میكنی،میتوانی از ضمیر برتر خویش هر سوالی را در رابطه با آن بپرسی.
مطمئن باشید اگر با خلوص نیت، عشق به خدا را در درونمان متجلی سازیم، هر چه بخواهیم به دست میآوریم، هر چه بخواهیم!
وارد مسیر فكری جدید شدن خیلی ساده است. به سادگی بالا بردن دستها و بر هم زدن آنها و با تمام قوا گفتن: ”حال من عالیه!“ به همین سادگی چشمانداز جدیدی را فرا راه ضمیر و جسمتان قرار میدهید.
به خود بگویید عالی هستید تا عالی شوید! و به خاطر داشته باشید كه هر چه به خود بگویید همان میشود! ضمیر شما بدن شما را میسازد و بدن شما ضمیر شما را!
اگر میخواهید معنای تازهای برای زندگی خود بیابید، دقایقی آرام بنشینید و از خود بپرسید: چگونه میتوانم به مردم خوبم كمك كنم؟ چه كاری از دست من برای پیشرفت ایران عزیز برمیآید؟
باید راهی باشد ... باید راهی باشد ... باید راهی باشد.
در لحظات سخت زندگی، جمله بالا را زمزمه كنید.
ده نکته برای زیبائی یک زن
۱ - برای داشتن لب های جذاب کلام محبت آمیز به زبان آورید.
۲ - برای داشتن چشمان زیبا به زیبایی های مردم و خوبیهای آنها توجه کنید.
۳ - برای خوش اندام ماندن غذایتان را با گرسنگان تقسیم کنید.
۴ - برای داشتن موهای زیبا بگذارید کودکی هر روز آن را نوازش کند.
۵ـ برای داشتن فرم مناسب در حالی راه بروید که میدانید هرگز تنها نیستید.
- انسانها بیشتر از اشیا احتیاج به تعمیر نو شدن احیا شدن مرمت شدن و رهاشدن دارند هیچ وقت هیچ کدام را دور نریزید.
۷ - به خاطر داشته باشید هرگاه به دست یاری نیاز داشتید همیشه یکی در انتهای دست خودتان پیدا میکنید.
همین طور که سنتان بالا میرود شما متوجه میشوید که ۲ دست دارید یکی برای کمک به خودتان و یکی برای یاری دیگران.
۸ - زیبایی یک زن به لباسهایی که میپوشدبه صورتش و به مدل مویش بستگی نداردزیبایی یک زن در چشمانش پدیدار میشود چرا که آنها دروازه های باز قلبش هستند جایی که عشقش جای دارد.
۹ - زیبایی یک زن در آرایشش نیست بلکه در زیبایی واقعی روحش اوست ، مهم این است که او مشتاقانه عشقش را نثار میکند.
۱۰ - زیبایی واقعی یک زن با گذشت زمان افزایش می یابد
اگر یک دوست جدید پیدا کردی دوست قدیمی ات را هم حفظ کن که یکی شون نقره ست و دیگری طلا
با رؤیا باید خواب دید و با واقعیت زندگی باید کرد
دوستان فرشته هایی هستند از جانب خدا تا ما تنها نباشیم
دوستان هدیه هایی هستند که خداوند به مابخشیده است تا همدیگر را دوست بداریم
سختی ها نمی آیند برای به خاک مالیدن ما,بلکه می آیند تا از ما انسانهایی قوی بسازند
زندگی مثل مثل یه کتاب می مونه که هر روز صفحاتشو با تجربه هامون پر می کنیم,امروز صفحه زندگیمو ن چه رنگا رنگه,پاشو صبح بخیـــــــر
دل شکستنی ست از ورود بپرهیزید
دوستان همیشه تو قلب ما هستند
زندگی بی دوست مثل آسمون بی آفتاب می مونه
عشق نوعی دوستی ست که بر روی آتش آرمیده است
پول می رود و دوست باقی می ماند,پیامک هامون پول می بره اما ما را که به یادت میاره
دوست مثل سیبی می مونه که باید اول اون روچشید بعد به شیرین بودن آن پی برد
زمان و مکان مهم است برای دوستان,اما وقتی دوستی در دل ما جا داره هرگز فراموش نخواهد شد
اگر بخوای غرق بشی درت میارم,بخوای پرت بشی دستت را میگیرم,اما اگر بخوای عاشق بشی فکـــــری ندارم
اگربرای دوستی100قدم می خواد تو یک قدم به سوی من بردا تا من99قدم به سوی تو بردارم
دوستان همیشه تو قلب ما هستند
نكته هاي مهم
1. عبارت مدیریت کلاس اغلب حسن تعبیری است برای اقدامات انضباطی که خود ممکن است به منزله حسن تعبیری برای تنبیه مورد استفاده قرار گیرد . به طور دقیق تر ، مدیریت کلاس عبارت است از ترتیب دادن فعالیتهای کلاس برای تسهیل تدریس و یادگیری ؛ اقدام انضباطی عبارت است از مداخلاتی که در نتیجه رفتارهای مختل کننده (یا تهدید کننده به اختلال) فعالیتهای کلاس لازم می شود .
2. متنی که تدریس در آن انجام می شود - کلاس - دارای این ویژگی هاست: چند بعدی (افراد بسیار ، فعالیتهای بسیار، هدفهای بسیار) ، همزمان (رویدادهای بسیاری دریک زمان روی می دهد) ، عاجل (بسیاری رویدادها مستلزم تصمیمات فوری معلم و اجرای آنهاست) و غیر قابل پیش بینی (جریان رویدادهای کلاس را به دلیل پیچیدگی آنها نمی توان به آسانی پیش بینی کرد) .
3. مدیریت نظامی به پیچیدگی کلاس، همزمان با حفظ رفتار مرتبط با تکلیف دانش آموزان ، نیازمند مهارتهای آموزشی و پردازش اطلاعات ( ترصد و " حضور و همراهی " ) ویژه ای است که بسیاری از انها در نهایت ناخوداگاه و خودکار می شود .
4. با این که ایرادهای اخلاقی و انسانی به موردی بر اعمال کنترل وارد شده است، تا جایی که معلمان همچون والدین عمل کنند و دلسوز دانش آموزان باشند ، انضباط لازم است .
5. پژوهشهای مربوط به مدیریت کلاس نشان می دهد که قدرت فعالیت جاری (بردار اصلی) است که در برقراری و حفظ نظم اهمیت بسیار دارد، نه دفعات مداخله معلم و اصرار وی . همچنین ، مداخله های به موقع و گاهی پیش بینانه که جریان فعالیت کلاس را مختل نکند ثمر بخش تر است .
6. راه کارهای پیشگیرانه در مدیریت کلاس دارای اهمیت ویژه ای است . بعضی از این راه کارها عبارتند از برقراری روالهای لازم ، یاد گرفتن نام دانش آموزان، وضع مقررات، اجرای پایای مقررات، فراهم کردن فرصت های مناسب برای استفاده بجا از تحسین، استفاده از شوخی ، حضور داشتن در زمان حال و در مکان کلاس و توجه به جو و محیط کلاس .
7. با حضورترین معلمان آنهایی اند که متوقف سازی های آنها (دستور توقف رفتار بی ارتباط با تکلیف) به موقع، به هدف (متوجه خاطی) و آگاه کننده است . مشخصه های معلمان با حضور، توجه چند گانه و ترصد است و با رفتار مرتبط با تکلیف و اخلال کمتر در کلاس ارتباط مستقیم دارد .
8. به نظر می آید که میان محیط های کلاسی صمیمی و خودمانی و مشکلات انضباطی کمتر ارتباط هست ؛ همچنین بعضی انواع فعالیتهای کلاسی مانند ارائه درس توسط معلم و فعالیت در گروههای کوچک به رهبری معلم کمتر از فعالیتهای دیگر چون کار پشت میز و مراحل انتقالی ، همراه با رفتارهای اخلالگر است .
9. انضباط دموکراتیک از نظر " و بستر" مبتنی است بر استدلال ، ارتباط و احترام و توسط چند اصل بدیهی ولی اغلب مورد غفلت هدایت می شود .
10.نظام کلاس تحت تاثیر این عوامل قرار می گیرد : ترکیب دانش آموزان ، باورها و صفات معلم و استفاده معلم از روشهای علمی و مقداری هنر و ذوق. سومین عامل به وضوح در اختیار معلم است .
11.وقتی اقدامات انضباطی پیشگیرانه برای جلوگیری از ظهور مشکلی انضباطی موفق نشود باید از روشهای اصلاحی استفاده کرد . استدلال ، تقویت ، استفاده از سر مشق ، خاموش سازی و تنبیه از این روش هاست .
12.به نظر می رسد که استدلال اغلب ، آمیخته با اقدامات انضباطی دیگر ، شیوه ای بسیار موثر و انسانی برای رفع مشکلات کلاس است . احتمالا دلایل ملموس برای کودکان کم سن تر موثر تر است ، دلایل انتزاعی در رابطه با کودکان بزرگتر ثمربخش تر است . به علاوه، دلایلی که بر اثر رفتار بر دیگران اشاره می کند بویژه موفقیت آمیز است و ممکن است در رشد سطوح عالی گرایش های اخلاقی نقش مهمی داشته باشد .
13.برنامه های تقویت نظام دار در مدارس اصولا از تقویت مثبت استفاده می کنند ، که گاه به شکل ژتون یا ترکیبی از تحسین معلم و پاداشهای ملموس دیگر است. بعضی شواهد نشان می دهد که تکیه افراطی بر پاداش برونی ممکن است اثری کاهنده بر انگیزش ذاتی داشته باشد و پس از قطع تقویت انگیزش و علاقه کاهش یابد .
14.اصل پریماک می گوید که رفتارهای که به طور خود انگیخته و به دفعات زیاد انجام می شود احتمالا تقویت کننده است و می توان از آنها برای تقویت رفتارهای کم بسامد تر استفاده کرد .
15.تقویت کننده های برونی شامل خوراکیها ، وسایل دستکاری ، محرکهای دیداری و شنیداری ، محرکهای اجتماعی و ژتون است. توجه از مهمترین و قوی ترین تقویت کننده های تحت کنترل معلم است .
16.اصول مهم حاکم بر استفاده از تقویت در کلاس اینهایند : تقویت فردی است (فقط بر حسب اثر آن بر فرد تعریف می شود) اثرات تقویت خودکار است ؛ تقویت و تنبیه باید پایایی داشته باشند ، رابطه نزدیکی با رفتار مورد نظر داشته باشد و هر چه زودتر روی دهد ؛ مقدار تقویت لازم را نباید کم بر آورد کرد ؛ وظیفه دانش آموزباید چنان تنظیم شود که بتوان گامهای کوچک وی را به دفعات زیاد تقویت کرد .
17.سیاهه تقویت فهرستی است از فعالیتهای تقویت کننده که دانش آموزان می توانند بسته به امتیازاتی که کسب کرده اند از آن انتخاب کنند .
18.سر مشقها (الگوها) معیارهایی برای رفتار مناسب در اختیار دانش آموزان قرار می دهند . گاهی تنبیه سرمشق ممکن است به بازداشت رفتارهای نادرست نیز کمک کند . احتمالا مهمترین سر مشق در کلاس معلم است .
19.خاموش سازی عبارتند است از تلاش برای از میان بردن رفتار نامطلوب از طریق باز گرفتن تقویت. در موارد بسیاری که معلم بر تقویت کنترل ندارد یا تقویت ذاتی یا غیر قابل شناسایی است، استفاده از این روش غیر عملی است .
20.تنبیه، استفاده از محرک ناخوشایند یا حذف محرک خوشایند در نتیجه رفتار است. بعضی از ایرادهایی که از تنبیه گرفته شده اینهاست: همیشه کار ساز نیست، سر مشق نامطلوبی برای رفتار خشونت آمیز می شود، ممکن است اثرات جانبی نامطلوبی داشته باشد و ممکن است به دلیل ناکامی منتج به رفتارهای ناسازگارانه شود .
21.پژوهش نشان می دهد که تنبیه ممکن است رفتارهای نامطلوب را سرکوب کند و بویژه در مواردی مناسب است که کودک باید یاد بگیرد چه رفتارهایی مجاز نیست .
22.عتاب (بیان عدم تایید ، که بیشتر کلامی ولی گاهی غیر کلامی است) از رایج ترین انواع تنبیه کلاسی است . در دو سال نخست مدرسه تحسین از تنبیه رایجتر است ؛ پس از آن ، عتاب رایجتر می شود ولی پس از دبیرستان دفعات آن کم می شود .
23.به نظر می رسد که ثمر بخشی عتاب با میزانی که برای انجام یا عدم انجام رفتاری ، دلیل ارائه دهد و فاصله عتاب کننده به عتاب شونده ارتباط دارد .
24.تنبیه به روش محروم سازی، عبارت است از انتقال دانش آموز از موقعیت تقویت کننده به موقعیتی دیگر که آن تقویت قابل دستیابی نیست. به سه صورت ممکن است باشد : انزوا (خارج کردن فیزیکی) ؛ مستثنا کردن (حذف کردن از فعالیتهای جاری بدون اخراج از کلاس) ؛ یا محرومیت با حضور(حذف کودک از فعالیتهای جاری و بردن وی به محلی که شاهد آن فعالیت باشد) .
25.جریمه نوعی تنبیه است که تقویت کننده های قبلا به دست آمده در نتیجه رفتار نامطلوب ، گرفته می شود .
26.معلم علاوه بر حفظ نظم کلاس باید به رشد مهارتهای اجتماعی و عاطفی در کودکان نیز توجه کند . کودک گوشه گیر و بی فعالیت نیز، مانند کودک طغیانگر ، پرخاشگر و مشکل آفرین به کمک احتیاج دارد .
27.آموزشگران انسانگرا اصرار می کنند که معلمان علاوه بر پیشگیری و اصلاح مشکلات در دانش آموزان، باید به رشد هیجانی و اخلاقی آنها نیز توجه کنند . یک راه برای این منظور استفاده از برنامه ها و فنون مشخص جامعه دوستانه است .
بهترین و زیباترین چیزها در زندگی دیده یا حتی لمس نمی شوند چون ما باید آنها را با قلب خودمان احساس کنیم.
ـ آنکه مرا می پروراند وبه اوج میرساند ٬ همان مرا تخریب می کند !
ـ عشقی که به دیگران ارزانی میداریم تنها عشقی است که برایمان باقی می ماند .
ـ ارزش یک احساس به شدت آن نیست به مدت آن است .
ـ ما به اطرافمان آنطوری که هست نگاه نمی کنیم ٬ آنطوری که هستیم نگاه می کنیم .
چنان زندگی کن که وقتی فرزندانت در مورد عدالت،توجه و راستی فکر میکنند به یاد تو بیفتند.
ببخش همه لباسهایی را که در طول سه سال گذشته نپوشیده ای به مستمندان.
شجاع باش و حتی اگر شجاع نیستی به آن تظاهر کن. هیچ کس نمیتواند تفاوتی بین آنها قایل شود.
شوخی کن و لطیفه بگو اما برای سرگرمی و تفریح،نه برای آزار و اذیت دیگران.
هیچ گاه سالگرد ازدواجت را فراموش نکن.
در حد توان مالی و زمانی خود از یک موسسه خیریه حمایت کن.
به فرزندانت نشان بده که به آنان اعتماد داری.
شریک زندگیت را با دقت انتخاب کن زیرا 90 درصد خوشبختی تو به این تصمیم بستگی دارد.
از بکار بردن عبارتهای طعنه آمیز خودداری کن.
به خلوت فرزندان خود احترام بگذار و قبل از ورود به اتاقشان در بزن.
گوش دادن را بیاموز گاهی اوقات فرصتها بسیار آهسته در میزنند.
هیچ گاه به مقدسات بی حرمتی نکن.
اجازه نده تلفن در لحظات مهم زندگیت خللی ایجاد کند. اگر تلفنی وجود دارد فقط برای آسایش و راحتی توست.
برنده و بازنده خوبی باش.
هنگامی که خستگی و افسردگی را در صورت کسی میبینی هرگز آنرا به زبان نیاور.
در خلوت انتقاد کن.
هیچ گاه تحت تاثیر نخستین برخورد خام نشو.
برای پیروزی در جنگ اصلی، شکست در نبردهای کوچک را مشتاقانه بپذیر.
به قولت پایبند باش.
پیشگویی یا پیش بینی
پنج تمایز عمده بین پیشگویی و پیش بینی وجود دارد :
1. پیشگویی نوعی پیش داوری و قضاوتِ پیش از وقوع حادثه است در حالیکه پیش بینی، نظری نقّادانه نسبت به وقوع حادثه و عواقب احتمالی آن دارد.
2. پیشگویی سنتی، ریشه در ایده ها، ارزشها و اعتقادات دارد و پیشگویی مدرن از تفکری فلسفی یا اخلاقی منشاء می گیرد ولی پیش بینی، بر تحلیل اهمیت و نقش متغیرهای مختلف و نتایجی که از آنها ناشی می شود، استوار است.
3. پیشگویی القاء کننده مسیر و راهی محتوم و ناگزیر است و سعی دارد جهت خاصی را القاء نماید در حالیکه پیش بینی، راهی را به جای راه دیگر پیشنهاد نمی کند بلکه با توجه به متغیرهای مختلفی که در کارند موارد ممکن و یا محتمل را مطرح می کند.
4. پیشگویی با نوعی اطمینان همراه است در حالیکه پیش بینی اساساَ نسبی گرا و احتمال گراست و به گونه ایست که با توجه به هدف، بر محاسبه احتمالاتی استوار می گردد.
5. پیشگویی معمولاً بنابه فردایی که از آن خبر می دهد، خوشبینانه یا بدبینانه است ولی پیش بینی، بنوعی آینده را تنها بر اساس موازنۀ عوامل موجود توصیف می کند و می تواند امیدوارکننده یا مایوس کننده باشد.
ارتباطاتِ انساني
ارتباطات زيست جهانِ انساني را مي توانيم در چهار قسم كلّي تقسيم و تبيين كنيم :
1. ارتباط انسان با خودش : ما دائماً با خودمان در ارتباط هستيم. اين ارتباط در حالت بيداري با گفتگوي دروني يا بيروني با خودمان و در خواب توسط خواب ديدن تحقق پيدا مي كند. انسان با اين ارتباط به شناخت خودش دست پيدا مي كند. اختلال و تحريف در اين نوع از ارتباط، باعث بروز بيماريهاي گوناگون رواني _ شخصيتي در انسان مي شود. شناخت استعدادها و توانهاي نهفته در ما توسط ارتباط مؤثر و هدايت شدۀ انسان با خودش فراهم مي شود.
2. ارتباط انسان با ديگران : انسان موجودي اجتماعيست. جدا بودن انسان از ديگران او را به سطح يك حيوان باهوش فرو خواهد كاست. ارتباط با ديگران باعث مي شود انسان به تعريفي از خود دست پيدا كند، در اين معنا ما با ديگري خودمان را مي شناسيم. هر گونه تحريف و شكستگي در اين نوع از ارتباط باعث آشفتگيهاي مختلف رواني و اجتماعي خواهد شد. اولين مشخصۀ جامعۀ سالم دارا بودن ارتباطات چند سويه و متعادل بين افراد جامعه است.
3. ارتباط انسان با طبيعت : انسان در طبيعت زندگي مي كند. در گذشتۀ نه چندان دور، انسانها با تمام وجود خود طبيعت را لمس و درك مي كردند. زندگي شكار، دامداري و كشاورزي كاملاً وابسته به طبيعت است. جامعۀ صنعتي با اقتضائاتِ مخصوصش، زندگي صنعتي را پديد آورده كه دور شدن انسان از مادر طبيعت را فراهم نموده بطوريكه انسان تمامي مايحتاجش را بجايي اينكه از طبيعت بگيرد از بازار مي خرد! اين مطلب باعث دگرگوني در ارتباط انسان با طبيعت شده كه خود تبعاتي را بدنبال دارد. برخي از بيماريهاي انسان ناشي از قطع ارتباط او با طبيعت يا اختلالاتي است كه در اين نوع از ارتباط حاصل شده است.
4. ارتباط انسان با خدا : تاريخ ِ زيست جهانِ انسانها همواره دغدغه ارتباط با ماوراء و موجودي برتر را نشان داده است. در ميان تمامي جامعه شناسان ِ دين بسيار اندكند كساني كه نابودي اين نوع ارتباط را در تئوري و عمل در سير تكاملي جوامع مطرح كرده باشند. فرقه ها، مسلكها و اديان در پاسخ به توصيف ِنحوۀ اين ارتباط بوجود آمده و هر كدام عقايد، آئينها و روشهايي را پيشنهاد كرده اند. اين ارتباط حتي در ميان كساني كه منكر آن هستند بنحوي استعلايي وجود دارد اگر چه آن را به ساحت هاي ديگري (بغير از خدا) تقليل داده اند.
افاضات:
چگونگي برقرار شدن ارتباطات ياد شده، شكل گيري محصولات ارتباطي، جهت گيري ، انسجام و ميزان هارموني حاكم بر آنها، شالوده هاي اساسي زيست جهان انساني را تشكيل مي دهد.
تمامي انواع ارتباطات با توجه به پديدار شدن جوامع جديد از بطن جوامع سنتي، دچار بحرانهاي اساسي شده اند. اين ارتباطات عموماً در جوامع سنتي بصورت مكانيكي، تعبّدي، الزامي و متكي بر سلطه هاي كاريزمائي و سنتي است امّا در جوامع جديد بصوت ارگانيك، استدلالي و اختياري و متكي بر سلطۀ عقلاني و قانوني در آمده است
ارتباطاتِ انساني
ارتباطات زيست جهانِ انساني را مي توانيم در چهار قسم كلّي تقسيم و تبيين كنيم :
1. ارتباط انسان با خودش : ما دائماً با خودمان در ارتباط هستيم. اين ارتباط در حالت بيداري با گفتگوي دروني يا بيروني با خودمان و در خواب توسط خواب ديدن تحقق پيدا مي كند. انسان با اين ارتباط به شناخت خودش دست پيدا مي كند. اختلال و تحريف در اين نوع از ارتباط، باعث بروز بيماريهاي گوناگون رواني _ شخصيتي در انسان مي شود. شناخت استعدادها و توانهاي نهفته در ما توسط ارتباط مؤثر و هدايت شدۀ انسان با خودش فراهم مي شود.
2. ارتباط انسان با ديگران : انسان موجودي اجتماعيست. جدا بودن انسان از ديگران او را به سطح يك حيوان باهوش فرو خواهد كاست. ارتباط با ديگران باعث مي شود انسان به تعريفي از خود دست پيدا كند، در اين معنا ما با ديگري خودمان را مي شناسيم. هر گونه تحريف و شكستگي در اين نوع از ارتباط باعث آشفتگيهاي مختلف رواني و اجتماعي خواهد شد. اولين مشخصۀ جامعۀ سالم دارا بودن ارتباطات چند سويه و متعادل بين افراد جامعه است.
3. ارتباط انسان با طبيعت : انسان در طبيعت زندگي مي كند. در گذشتۀ نه چندان دور، انسانها با تمام وجود خود طبيعت را لمس و درك مي كردند. زندگي شكار، دامداري و كشاورزي كاملاً وابسته به طبيعت است. جامعۀ صنعتي با اقتضائاتِ مخصوصش، زندگي صنعتي را پديد آورده كه دور شدن انسان از مادر طبيعت را فراهم نموده بطوريكه انسان تمامي مايحتاجش را بجايي اينكه از طبيعت بگيرد از بازار مي خرد! اين مطلب باعث دگرگوني در ارتباط انسان با طبيعت شده كه خود تبعاتي را بدنبال دارد. برخي از بيماريهاي انسان ناشي از قطع ارتباط او با طبيعت يا اختلالاتي است كه در اين نوع از ارتباط حاصل شده است.
4. ارتباط انسان با خدا : تاريخ ِ زيست جهانِ انسانها همواره دغدغه ارتباط با ماوراء و موجودي برتر را نشان داده است. در ميان تمامي جامعه شناسان ِ دين بسيار اندكند كساني كه نابودي اين نوع ارتباط را در تئوري و عمل در سير تكاملي جوامع مطرح كرده باشند. فرقه ها، مسلكها و اديان در پاسخ به توصيف ِنحوۀ اين ارتباط بوجود آمده و هر كدام عقايد، آئينها و روشهايي را پيشنهاد كرده اند. اين ارتباط حتي در ميان كساني كه منكر آن هستند بنحوي استعلايي وجود دارد اگر چه آن را به ساحت هاي ديگري (بغير از خدا) تقليل داده اند.
افاضات:
چگونگي برقرار شدن ارتباطات ياد شده، شكل گيري محصولات ارتباطي، جهت گيري ، انسجام و ميزان هارموني حاكم بر آنها، شالوده هاي اساسي زيست جهان انساني را تشكيل مي دهد.
تمامي انواع ارتباطات با توجه به پديدار شدن جوامع جديد از بطن جوامع سنتي، دچار بحرانهاي اساسي شده اند. اين ارتباطات عموماً در جوامع سنتي بصورت مكانيكي، تعبّدي، الزامي و متكي بر سلطه هاي كاريزمائي و سنتي است امّا در جوامع جديد بصوت ارگانيك، استدلالي و اختياري و متكي بر سلطۀ عقلاني و قانوني در آمده است
20 نکته برای بهبود زندگی مشترک
1-از بزرگ نمایی تلاش های خود پرهیز كنید، چون همسر شما هم تلاش های فراوانی برای زندگی مشترك دارد.
2- موفقیت فرزندان شما و ایجاد فضایی مطلوب برای زندگی جمعی، به تلاش های متقابل زوجین بستگی دارد.
3- در حضور فرزندان از كلمات و عباراتی كه بار محبت آمیز و موفقیت آمیز دارند استفاده كنید، مانند: خواهش می كنم – خسته نباشید- عزیزم- بسیار خوب- آفرین- دست شما درد نكند- موفق باشی- جانم و …
4- قدرت والدین در خانه نباید تضعیف شود و به ویژه اقتدار پدر باید بر سر خانواده باشد تا سنگ بر روی سنگ بند شود ( با ملاحظه اعتدال و انصاف).
5-رفتار زوجین با هم ، الگوی رفتاری فرزندان با والدین است، پس فرزندانی با هویت و شخصیت مطلوب پرورش دهید.
6- فرزندان هنگامی كه بزرگ و مستقل شوند، رفتار پدر و مادر را نقد می كنند؛ پس مراقب باشید.
7- بار زندگی را به تنهایی نمی توان به دوش كشید پس لجاجت و سرسختی نكنید.
8- در امر ادامه تحصیل و توسعه فكری و معنوی همسر خود بكوشید.
9- تحقیر كردن همسر در میان فرزندان به نفع نظام خانواده نیست.
10- خرافات و حرف این و آن را از محیط خانه دور كنید.
11- خواسته ها، تمایلات و نیازهای همسرتان را كشف كنید.
12- منطق، تنها تیغی است كه هیچ گاه كـُند نمی شود، بیایید همواره منطقی باشیم.
13-همان قدر كه شما دوستانی برای گفتگو و رفت و آمد دارید، همسرتان هم دارد: پس سعی كنید در این زمینه تعادل و تفاهم برقرار باشد.
14- ساختار جسمی و روحی زن و مرد با یكدیگر تفاوت دارد. شناخت این تفاوت ها، كنار آمدن با زندگی را برای ما راحت می سازد.
15- مسائل و مشكلات خانه را طوری به همسرتان بازگو كنید كه منجر به نتیجه ای تلخ نشود.
16-- كارهای منزل را تا قبل از آنكه همسرتان به خانه بیابد انجام دهید تا زمان بیشتری را در كنار او باشید.
17-خانه برای مرد باید محل آرامش و محبت و عشق باشد، این خانه را هر روز برای او بسازید.
18- خودتان شوخی شوخی برای همسرتان، دردسر درست نكنید.
19- در بیرون رفتن از خانه، مسافرت ها، تفریحات و… مراقب نگاه های آلوده باشید.
20- در حد ضرورت، با غریبه ها ارتباط كلامی داشته باشید ، نه بیشتر
نکاتی که زندگی زناشویی را به بن بست رسانده و باعث اخنلاف می شود
در زندگی زناشویی گاهی اوقات اختلافات زیادی پیش می آید که هیچ کدام از دو نفر علت آن را نمی دانند و چون علت آن معلوم نمی شود درگیریها و اختلافات روز به روز بیشتر می شود اما هیچ گاه به تفاهم نمی رسند و ریشه اختلاف به دست آنان نمی رسد که آن را قطع کنند در صورتی که اگر دقت کنند می بینند که اختلاف ریشه در مواردی دارد که بسیار پیش پا افتاده است، در ذیل سعی بر این کرده ایم که به برخی از این موارد اشاره کنیم :
۱) خسیس بودن : یکی از مواردی که زندگی زناشویی را سخت و مشکل می سازد؛ خسیس بودن و یا خسّت است.
در این مورد سه حالت اتفاق می افتد؛ نخست وضعیتی که زن و مرد هر دو خسیس هستند که در این حالت مشکل روانی ندارند؛ ولی زندگی مرفهی نخواهند داشت. دو حالت دیگر آن است که زن یا مرد خسیس باشند. در این دو حالت زندگی هم از نظر روانی و هم از نظر رفاهی برای دو طرف شرایط سختی خواهد داشت.
۲) عصبانیت: زن یا مرد عصبانی زندگی را بر دیگری دشوارمی سازد. حساسیت های بی مورد و پرخاش و توهین و بی احترامی صفات مذمومی هستند که علاوه بر آن که طرف مقابل را ناراحت می کنند، به خود شخص نیز زیان می رسانند. در چنین مواقعی باید آرامش خود را حفظ کرد، آنگاه خشم همسر را آرام و توجه او را به امور دیگری جلب نمود و برای پالایش روانی او گفتگویی دو نفره انجام داد تا وی با بیان ناراحتی ها آرام گیرد.
۳) دورویی: زن و مردی که با دو شخصیت با هم مواجه شوند و در ظاهر و باطن یک رنگ نباشند؛ زندگی مطلوبی نخواهند داشت. زندگی ای که در آن صداقت و صمیمیت نباشد؛ اعتماد و اطمینان از آن رخت بر خواهد بست و اضطراب و تزلزل روانی بر آن حاکم خواهد بود.
۴) دروغ: فرد دو رو کسی است که تظاهر به نیکوکاری و پاکدامنی می کند ولی در باطن طور دیگری می باشد؛ امّا دروغگو کسی است که هر جا مصلحت و نفع خود را بسنجد واقعیت را تحریف می کند و بنا به میل خود کردار و رفتارش را تنظیم می نماید. دروغ نیز مانند دورویی بنیان خانواده را متزلزل می کند و اعتماد را از بین می برد.
۵) پنهان کاری: پنهان کاری عبارت از آن است که یکی از زوجین بدون نظر و اطلاع همسر خود و در غیاب او مبادرت به انجام اعمالی بنماید و این اعمال را چه خوب و چه بد از همسر خود پنهان دارد. چنین رفتاری ولو به نفع خانواده باشد ، اعتماد را از بین می برد. گاه این گونه رفتارها در جهتی است که فرد به نفع خود و یا خویشاوندان نسبی و به ضرر همسر و زندگی مشترک انجام می دهد. این گونه اعمال بتدریج بنیان خانواده را به هم می ریزد ، هر یک از زوجین را نسبت به رفتار دیگری بدبین و ناراحت می نماید و به عکس العمل وا می دارد.
۶) پرخاشگری و خشونت: پرخاشگری به رفتاری اطلاق می شود که " هدفش اعمال صدمه و رنج" باشد. مثلاً زنی که غذای مورد علاقه شوهرش را نمی پزد و یا آن را می سوزاند ، یا شوهری که از زنش مرتباً انتقاد می کند و به او غـُر می زند. هر یک از این رفتارها بخشی از عناصر یک رفتار پرخاشگرانه بوده و موجب از هم پاشیدگی بنیاد زندگی زناشویی می گردد. خشونت و عکس العمل های زننده و شدید چه از طرف زن و چه از طرف شوهر قدرت تحمل طرف مقابل را تضعیف می نماید و زندگی را برای هر دو مشکل می سازد. در خانواده ای که خشونت حاکم است ،عاطفه و رفتار انسانی رخت بر می بندد و محیط تربیتی نامناسبی از نظر تربیت فرزندان ایجاد می شود.
۷) لجاجت: از دیگر عوامل بنیان کن در خانواده لجاجت است. این حالت بین زن و مرد زیاد دیده می شود و گاه به جایی می رسد؛ که حرکات لجوجانه به شکستن وسایل خانه منتهی می گردد. چنانچه این حالت، وضعیت افراطی به خود بگیرد ، چه بسا به طلاق و از هم پاشیدگی خانواده منتهی گردد. پ
۸) خودبینی و تحقیر دیگری: خودبینی یا تصویر ذهنی هر کس از شخصیت خویش ، از مجموع تصورهای او درباره توانایی ها ، احساس ها ، اندیشه ها ، آرزوها ، داوری ها ، و کوشش های وی تشکیل می شود.
معمولاً کسانی که خود کم بین هستند، گرفتار عقده حقارت اند، و خود را کمتر، بی مقدارتر و زبون تر از دیگران احساس می کنند؛ افرادی که دچار خود بزرگ بینی هستند ؛ مبتلا به تکبر ، نخوت ، خودستایی و جاه طلبی اند ؛ چنین افرادی سعی می کنند با تحقیر دیگران ، بزرگ نمایی کنند. زن یا شوهری که بخواهد همسر خود را تحقیر کند، و خود را بالاتر احساس کند و خوبی های خود را به رخ دیگری بکشد ، با دست خود تیشه به ریشه زندگی زناشویی خویش می زند.
۹) بی انضباطی: مرد یا زنی که اساس رفتار خود را بر بی انضباطی قرار دهد ، مورد اعتراض همسر خود قرار می گیرد. گاه بی انضباطی منجر به بی اعتمادی می شود و گرمی و شادمانی را از خانواده می گیرد. مردی که شب دیر به خانه می آید و زمانی را برای تفریح ، مسافرت و معاشرت با زن و فرزندان خود در نظر نمی گیرد، موجبات نارضایتی خانواده خود را فراهم می آورد.
نکاتی که زندگی زناشویی را به بن بست رسانده و باعث اخنلاف می شود
۱) اختلاف در خواسته ها: یکی از عواملی که در انتخاب همسر و زندگی زناشویی باید مورد توجه قرار گیرد ، خواسته های زن و شوهر است. زن یا شوهری که دارای خواسته های ایده آل و متفاوت از دیگری باشد و در تعدیل آن اقدام نکند ؛ احتمال ناسازگاری در زندگی زناشویی از این جهت وجود خواهد داشت.
۲) اختلاف در سلیقه ها و علاقه ها: وجود اختلاف سلیقه و علاقه در افراد طبیعی است؛ ولی چنانچه در برنامه های زندگی خانوادگی، این اختلاف در جهت هماهنگی بین زن و شوهر تعدیل نشود؛ احتمال آن دارد که به ناسازگاری منتهی گردد.
۳) اختلاف در دیدگاه ها: انسان موجودی است با آرزوهای نامحدود ، او هر چه بیشتر داشته باشد ؛ بیشتر هم می خواهد و برآورده شدن هر نیازی به جای کاستن از آرزوهای انسان ، نیازهای تازه ای را هم بر می انگیزاند. چنانچه زن و شوهری با دیدگاه ها و آرزوهای متفاوت که احتمال حصول به آن کم باشد ؛ نتوانند در زندگی زناشویی خود هماهنگی ایجاد کنند ، زندگی شاد و موفقی را نخواهند داشت.
۴) اختلاف در خلق و خوی: بعضی افراد عصبانی ، خشن ، متکبّر، خودخواه ، از خود راضی ، و بعضی دارای روحیه ای گرم ، خوش برخورد ، متواضع و مردم دوست می باشند ؛ بنابراین توافق اخلاقی در صدر عوامل انتخاب همسر قرار دارد.
۵) اختلاف در میزان هوش: اختلاف سطح هوشی همسران نسبت به یکدیگر ، ممکن است در زندگی زناشویی آنان مشکلاتی ایجاد نماید. بنابراین در نظر گرفتن بهره هوشی و اختلاف سطح معقول در این زمینه خالی از اهمّیت نیست.
۶) اختلاف در ابعاد معنوی: مرد و زنی که از نظر رعایت و پایبندی به امور معنوی اختلاف سطح دارند ، زندگی بی دغدغه ای نخواهند داشت. بنابراین در امر ازدواج بُعد اعتقادی به ویژه جنبه های معنوی آن باید مورد توجه خاص قرار گیرد.
40 نكته براي جلب توجه همسر و كاهش تنش در خانواده
1. با مطالعه كتب مربوط به انتخاب همسر، آيين همسردارى، چگونگى ايجاد ارتباط با ديگران و نيز شركت در جلسههاى آموزش خانواده دانش و مهارت خود را در اين زمينه افزايش دهيد .
2 . با همدلى، همفكرى، همكارى و مشورت با يكديگر درباره مسائل مختلف ميان اعضاى خانواده روابط سالم پديد آوريد .
3 . هر يك از زوجين ديگرى را نزديكترين و محرمترين فرد بداند و او را نيمه تن، حامى و پشتيبان خود تلقى كند .
4 . با يادگيرى مهارتهاى ارتباطى نظير فعالانه به حرفهاى يكديگر گوش كردن، احترام به نظرها و عقايد يكديگر و تشريك مساعى و مشورت كردن روابط خود را بهبود بخشيد .
5 . بكوشيد، با ايجاد كانونى گرم و صميمى، تمام اعضاى خانواده به ويژه زن و شوهر مسؤوليت رسيدن به تفاهم را پذيرا شوند .
6 . هنگام اختلاف نظر يا سوء تفاهم، به جاى سرزنش كردن يكديگر يا تفسير نادرست، به شناسايى مساله و يافتن راه حل آن بپردازيد و در صورت لزوم كمك و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب كنيد .
7 . براى رسيدن به ا منيت روانى و عاطفى در روابط زناشويى داشتن صداقت، پذيرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهيد .
8 . در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستين فرصت ممكن به حل و فصل آن بپردازيد تا به فرآيندى مخرب و پيشرونده تبديل نشود .
9 . به هر طريق ممكن رفتارهاى مطلوب همسرتان را مورد توجه و تاييد قرار دهيد; به گونهاى كه همسرتان بفهمد برايش ارزش قائل هستيد .
10 . تشويق و تاييد و بيان نكات مثبتبه طور آشكار يا در جمع باشد و تذكر نكات منفى و انتقاد به طور محرمانه و در تنهايى صورت گيرد .
11 . براى خصوصيات و نيازمندىهاى يكديگر ارزش قائل شويد و در روابط كلامى، عاطفى، اقدامها و تصميمگيرىها به افكار و خواستههاى همسرتان توجه كنيد .
12 . اگر رفتار خاصى براى شما مبهم است، سادهترين راه اين است كه از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسيد و با روش مسالمتآميز، صميمانه و خوش بينانه موضوع را روشن كنيد .
13 . تندخويي همسرتان را با سكوت پاسخ گوييد و در موقعيتى مناسب درباره مساله مورد نظر به بحث و گفت و گو بپردازيد .
14 . بكوشيد در سراسر زندگى، به خصوص در روابط بين خود و همسرتان، به جاى هر گونه پيشداورى يا مشاهده اشكالات و ضعفها نقاط مثبت و قوت را ببينيد; به عبارت ديگر، به جاى توجه به نيمه خالى ليوان به نيمه پر آن توجه كنيد .
15 . سعى كنيد در برنامه ريزى براى فعاليتهاى اجتماعى، اوقات فراغت، ديد و بازديدهاى خانوادگى و نظاير آن به مشورت كردن با يكديگر بپردازيد و از يك جانبه نگرى بپرهيزيد .
16 . در هر فرصتى كه پيش مىآيد، با همسر و اعضاى خانوادهتان ارتباط كلامى و عاطفى برقرار كنيد . شايان ذكر است زنها از صحبت كردن با همسرشان بيشتر لذت مىبرند . بنابراين، مردان بايد فعالانه به سخنان همسرانشان گوش كنند و واكنش مناسب نشان دهند .
17 . اگر هر يك از زوجين در شرايط خاصى نمىتواند به سخنان همسرش گوش كند، بايد صادقانه و صميمانه اين موضوع را به وى انتقال دهد، و تقاضا كند صحبت كردن درباره آن موضوع را به فرصتى ديگر واگذارد .
18 . هر از چند گاهى زوجين در فضايى محرمانه، محبتآميز و صميمانه به ارزيابى رفتار و روابط يكديگر بپردازند و از يكديگر بپرسند، چه بايد كرد تا روابطمان بهتر و با نشاط تر شود؟
19 . هميشه، در رويارويى با مسائل و مشكلات خانوادگى، خود را در وضعيت طرف مقابل قرار دهيد و با قبول مسؤوليت خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روى آوريد .
20 . در روز يا در هفته زمان مشخصى را براى گفت و گو درباره مسائل و مشكلات و به اصطلاح درد دل كردن با همسرتان اختصاص دهيد .
21 . از داشتن نگرشهاى آرمان گرايانه و شاعرانه در مساله ازدواج و روابط زناشويى و نيز انتظارات غير واقع بينانه اجتناب كنيد .
22 . ارتباط زوجين بايد از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست و غير واقع بينانه دور باشد . اگر موضوع و مسالهاى ذهن يكى از زوجين را به خود مشغول كرده است، بايد آن را به صراحت و صادقانه مطرح كند و درستى و نادرستى اش را با همسرش مورد بررسى قرار دهد .
23 . هر يك از زوجين بايد زمينههاى بروز سوء تفاهمها و سوء ظنها را از بين ببرد و از رفتارهايى كه موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن مىشود، خوددارى كند .
24 . هر يك از زوجين بايد بكوشد با روانشناسى همسرش آشنا شود تا بداند زن يا مرد به چه امورى بها مىدهد و نظام ارزشىاش چگونه است; براى مثال معمولا زن به وابسته بودن، كسب امنيت عاطفى و مورد حمايت واقع شدن اهميت مىدهد و مردان مىخواهند مستقل و خود مختار باشند و آزادى عمل را داراى ارزش مىدانند .
25 . زن و شوهر از مسخره كردن يكديگر و گفتن سخنان طعنهآميز و دو پهلو جدا پرهيز كنند .
26 . از رفتارهايى نظير متلك، تحقير، سرزنش و به رخ كشيدن يكديگر كه موجب افزايش مقاومتهاى روانى در طرف مقابل است، جدا بايد پرهيز شود .
27 . در سراسر زندگى، از جمله در زندگى خانوادگى، بكوشيد به نقاط مثبت، موهبت و نعمت هايى كه در اختيار داريد بينديشيد نه به امورى كه در اختيار نداريد .
28 . از خطاهاى يكديگر سريعا بگذريد و خطاهاى همديگر را تحمل كنيد .
29 . بايادآورى برخى ايام مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظاير آن و دادن هديههايى هر چند كوچك (مثل يك شاخه گل) به طور نمادين يا سمبليك عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام كنيد .
30 . خود را در برابر همسرتان آراسته و پاكيزه و جالب توجه نگه داريد از پريشانى و وضع نامرتب بپرهيزيد .
31 . در انتخاب دوست و برقرارى روابط دوستانه و معاشرتهاى خانوادگى با زوجهاى ديگر دقت كنيد و اين امور را با توافق يكديگر انجام دهيد .
32 . از هر گونه رفتارى كه به مرد سالارى يا زن سالارى مىانجامد، پرهيز كنيد .
33 . خطاى يكديگر را در حضور ديگران، فرزاندن، آشنايان، والدين يكديگر و . . . بازگو نكنيد .
34 . هرگز همسرتان را با زن يا مرد ديگر مقايسه نكنيد .
35 . از رفتارهاى مطلوب همسرتان تشكر كرده، او را تشويق كنيد و انگيزه تكرار آن رفتار را بيشتر سازيد .
36 . از تصميمهاى نادرست و غير منطقى و كلىگويىهاى منفى و شكلگيرى افكار منفى درباره همسرتان شديدا پرهيز كنيد .
37 . حتىالمقدور به قولهايى كه به همسرتان دادهايد عمل كنيد تا به سلب اعتماد و احساس فريب خوردگى نينجامد .
38 . از نسبت دادن القاب و زدن برچسبهاى ناگوار و نامطلوب مانند بدقول، زرنگ، شلخته، كلهشق، يك دنده، لجباز و خودخواه به يكديگر پرهيز كنيد .
39 . در مواردى كه غمگينى و افسردگى و يا عصبانيت زن يا شوهر شدت مىيابد و احتمال اختلال در كار سيستم عصبى يا غدد درونريز به ويژه غده تيروئيد وجود دارد، در نخستين فرصت به پزشك متخصص مراجعه كنيد تا از عادى بودن ترشح غدد از جمله غده تيروئيد مطمئن شويد .
40 . براى داشتن يك زندگى با نشاط و موفق خوب بينديشيد، وقت بگذاريد، احساس مسؤوليت كنيد، موانع ارتباط سالم را از ميان برداريد و به عوامل ايجاد كننده روابط سالم توجه كنيد.
چگونه از همسرمان انتقاد كنيم
روش مناسب انتقاد کردن از مردان :
1- زن باید قبل از مطرح کردن دلخوری، آن را روی کاغذ بنویسد، زیرا به این ترتیب سهم خود را در پیشامد مربوط بهتر خواهد دید، از سوی دیگر نوشتن ماجرا موجب آرامش نسبی فرد میشود و در عین حال با نوشتن، بیشتر به علتهای آن واقف میگردد.
2- پیش از صحبت کردن خود را به جای همسرش بگذارد. با این کار بهتر به مشکلات همسرش پی میبرد.
3- حتیالمقدور قبل از صحبت با همسر خود ، موضوع را با دیگران مطرح نکند، مگر نیاز مبرم احساس نماید.
4- در ابتدای صحبت تاکید کند که قصدش از مطرح کردن رنجش، رسیدن به حسن تفاهم است.
5- پیشاپیش یادآوری نماید شاید اصل ماجرا یک سوءتفاهم باشد، غرض از صحبت، رفع کردن آن است.
6- سعی نمایند از نکات مثبت شخصیت او و کارهای مطلوبی که انجام داده است ذکری به میان آورد تا فضای مذاکره صمیمی شود.
7- در حین صحبت کردن به جای زخم زبان و کنایه زدن و تحقیر و تمسخر با لحنی دوستانه و مهربان صحبت کنند.
طریقه مناسب انتقاد کردن از زن
1- قبل از مطرح کردن موضوع آن را روی کاغذ بنویسید ، تا متوجه خطاهای خود نیز بشوید.
2- هرگز وی را با دیگران مقایسه نکنید و مزایای آنها را به رخش نکشید، اگر میخواهید مقایسهای در کار باشد او را با خودش مقایسه کنید یعنی خطاهای احتمالی را با رفتارهای خوب خودش در موقعیتی دیگر مقایسه نمائید.
3- از دلخوریها و رنجشهای کوچک شروع کنید. پس از رفع دلخوری وی را وادار نکنید به گناهش اعتراف کند.
4- کارهای خانه را به اندازه کارها و امورات بیرون از خانه، مهم بشمارید و قدردان زحماتش باشید.
5- از یکدندگی و لجاجت بپرهیزید.
6- در موقع صحبت کردن مواظب لحن و طرز ادای کلمات خود باشید، زیرا همانگونه که ذکر شد زنان به فراپیام پیش از پیام اهمیت میدهند.
7- زیاد سوال کردن خانمها را به نحوه ی ادراک جزیی آنها نسبت دهید، نه به استنطاق خودتان.
8- به هر شکلی که میتوانید رفع دلخوری را جشن بگیرید، (با هدیه دادن، شاخهگل یا هر چیز مورد نیاز طرف مقابل).
رازهاي صميميت بين همسران
به مردان قدرت دهيد ، تا صميميت فوران كند . مرد موجودي عاشق قدرت است . مرد از اين كه قدرتمند باشد حظ ميكند . در آسمان اوج ميگيرد و شما را نيز همراه خود بالا مي برد.
از اينكه توانا باشد يا احساس توانايي كند لذت ميبرد. تا وقتي كه مشغول كشتن اين احساس در مردان هستيد بدانيد كه تنها ميتوانيد خواب خوشبختي را ببينيد. ا
گر قدرت مرد را ناديده بگيريد يا از آن انتقاد كنيد بدانيد كه ديگر پري روياهايش نخواهيد بود.او دنبال كسي است كه به قدرتهايش ايمان داشته باشد. و حتي ضعفهايش را در جهت تقويت تواناييهايش مثبت جلوه دهد.پس بدانيد كه:
1- اگر خودتان داراي درآمد هستيد ،هرگز درآمد و پولتان را به رخ همسرتان نكشيد.حتي اگر درامد بيشتري داريدهرگز به روي خودتان هم نياوريد.بگذاريد همسرتان فكر كند كه همه چيز در دست اوست.و اداره امور خانه به دست قدرتنمد او اداره ميشود.
2- مطلقا او را با كسي مقايسه نكنيد.شوهر خواهرم دو تا خانه داردفلاني اينقدر درامد دارد و تو مثل گداها هستي.اگر واقعا به بهبود اوضاع مالي فكر ميكنيد او را براي تلاش بيشتر تشويق كنيد.انتقاد دشمن صميميت است.
3- تو بي عرضه اي ، فاتحه خواندن بر صميميت است. تو بي عرضه اي يعني فرو ريختن مرد. يعني به دست خود خانه را خراب كردن. هر مفهوم مشابه " تو بي عرضهاي " فاتحه اي بر صميميت و عشق متقابل مرد است.
4- شوهر خود را حلال مشكلات بدانيد. مشكل را به او بگوييد و از او بخواهيد آن را حل كند.و تاييد كنيد كه تنها او قادر به حل اين مسئله است.
5- به مردان اندرز ندهيد.مردان دوست دارند كه مشكلات را به تنهايي حل كنند.و اگر به شما چيزي نميگوينديعني به تنهايي قادر است موضوع را حل كند.و در صورت لزوم با شما در ميان ميگذارند.با نصيحت نكردن زندگي خود را عاشقانه كنيد.
6- سكوت مردان را نشكنيداين اشتباه خانمهاست كه وقتي مرد ساكت است مدام به سمت آنها ميروند و با آنها حرف ميزنند.اگر او ساكت است به سكوت نيازمند است.و احترام به اين سكوت يعني صميميت بيشتر. سكوت طولاني در زنان ممكن است به معني آزرده خاطر بودن باشد اما در مردها اين طور نيست.
7- به مردان فضا بدهيد گاهي او را رها كنيدتا با خود خلوت كندبا دوستان به ورزش برود و به خانواده خود تنها سر بزند.مدام دنبال او نباشد. فضاي رها شدن! اين چيزي است كه مردان گاهي به آن نياز دارند. اگر به انها اين فضا را هديه بدهيد. انها نيز به شما عشق ميورزند.
8- مرد دوست دارد كه از او قدر داني شود. تشكر به مرد قدرت پرواز ميدهد.از هر كار كوچكي كه براي شما انجام ميدهدتشكر و قدر داني كنيد.تا او نيز بي حساب به شما عشق بورزد.
9- مرد بايد تاييد شود.تواناييهاي مرد را تاييد كنيدو تاكيد كنيد او صاحب بهترين تواناييها و شايسته ترين همسر( شوهر) است.
10- بايد مورد اطمينان باشد. به او اعتماد كنيدبا اطمينان خاط از اينكه او ميتواند ، شما ميتوانيد به راحتي بسياري از كارها را به بسپاريد.
11- مردها را تشويق كنيدمرد عاشق تشويق است.كف زدن ها را فراموش نميكند.. مرد، افرين شما را تا عمر دارد به خاطر ميسپارد.
من نيز لبخند شما را بعد از اجراي اين قوانين طلايي براي هميشه به خاطر دارم.
نكاتي كه در بالا ذكر شد شايد در نگاه اول بسيار ساده و سطحي و بي اهميت جلوه كند ولي باور كنيد كه با رعايت همين نكات ساده ( و البته بي هزينه ) بسياري از مشكلات مربوط به نبود صميميت بين همسران حل مي شود.
در لحظه شادی، پروردگار را ستایش کن. حمد و سپاس مخصوص اوست و هیچ کس و هیچ چیز در مرتبه او شایسته ثنا نیست.
در لحظه سختی، فقط از خداوند کمک بخواه. او بهترین فریادرس است و همیشه با تو و در کنار توست.
در لحظه حیرانی و گمراهی، فقط خدا را جست و جو کن. او هدایت گر به سوی نعمت هاست. راه درست را از او بخواه چرا که تنها او از پیدا و نهان باخبر است.
در لحظه آرامش، معبود را مناجات کن. او تنها اجابت کننده دعاهاست. برای همه دعا کن به خصوص برای کسانی که در حقشان بدی کرده ای و همینطور برای کسانی که با تو مشکل دارند و در آخر، برای خواسته های خودت دعا کن، او همه را گوش می دهد.
در لحظه نا امیدی، امیدت به خدا باشد. او امید ناامیدان است و همیشه به یاد داشته باش که "این نیز بگذرد."
در لحظه تنهایی، پروردگار را صدا بزن. او هیچ وقت بنده اش را تنها نمی گذارد. همین الان می توانی ....
در لحظه نیاز، حاجت خود را از درگاه خالق هستی طلب کن زیرا "نتیجه طلب از خلق اگر روا شود منت است و اگر نه ذلت، در حالی که طلب از او اگر برآورده شود نعمت است و اگر نه حکمت." و به خاطر داشته باش که او بی نیاز مطلق است.
در لحظه های دردناک، به خداوند اعتماد کن. او بهترین معتمد است و هرگز پشت تو را خالی نمی کند. برای هر دردی درمانی اندیشیده است.
در لحظه موفقیت، از خدا فزونی ایمان بخواه و بدان که این مرحله نیز پایان راه نیست بلکه آغازی است برای برداشتن گام های بعدی. در هر قدم بر ایمان خود بیفزا.
در لحظه دلشکستگی، دلت را به خدا بده. او بهترین مونس است، همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند.
در لحظه عاشقی، خالق عشق را در نظر داشته باش. باید از عشق زمینی به عشق آسمانی رسید.
در لحظه نگرانی و دلواپسی، از ذکرش غافل نشو چون "یاد خدا آرام بخش دل هاست." همه چیز در حیطه قدرت و کنترل اوست. پس توکلت فقط به خدا باشد. کارها را به او بسپار تا زمان انتظار به آخر رسد.
در لحظه پیروزی، از معبود، تواضع و فروتنی طلب کن. از غرور بپرهیز که بزرگ ترین اشتباه است.
در لحظه شکست، مطمئن باش خداوند دست تو را گرفته است و نمی گذارد زمین بخوری مگر آن که خودت دست او را رها کنی. هر شکستی باید مقدمه ای برای پیروزی باشد.
در لحظه ضعف و ناتوانی، از قادر مطلق توانایی بخواه. هیچ چیز برای او غیر ممکن نیست.
تمریناتی جهت تقویت تمرکز :
تمرین شماره ۱:
کتابی را انتخاب کنید، یک صفحه از آن را در نظر گرفته و تعداد کلمات موجود در هر پاراگراف را بشمارید. یک بار دیگر این کار را تکرار کنید تا مطمئن شوید که شمارش را درست انجام داده اید. در ابتدای کار با یک پاراگراف شروع کنید و هنگامیکه این تمرین برای شما آسان تر شد، تمام کلمات یک صفحه را بشمارید. شمارش را به طور ذهنی و با حرکات چشم هایتان انجام دهید.
تمرین شماره ۲:
در ذهن خود از یک تا صد را بر عکس بشمارید.
تمرین شماره ۳:
در ذهن خود از شماره صد، سه تا سه تا بشمرید و کم کنید. ( ۱۰۰- ۹۷ - ۹۴ - ... )
تمرین شماره ۴:
یک کلمه و یا یک طرح ساده را انتخاب کنید و آن را به مدت ۵ دقیقه در ذهن خود تکرار کنید. هنگامیکه توانستید بهتر و آسان تر تمرکز کنید. سعی کنید این کار را برای مدت ۱۰ دقیقه انجام دهید و بدون آنکه تمرکز حواس خود را از دست بدهید.
تمرین شماره ۵:
یک میوه مثلا یک سیب را بردارید و از همه طرف به آن نگاه کنید. تمام حواس خود را بر روی آن متمرکز کنید و به چیز دیگری غیر از آن سیب فکر نکنید. وقتی به سیب نگاه میکنید به چگونگی رشد آن و یا ارزش غذایی آن و یا حتی مغازه ای که آن را خریده اید فکر نکنید، بلکه فقط و فقط به خود سیب فکر کنید. به آن نگاه کنید، آن را ببویید و لمس کنید.
در لحظه کار، به خدا تکیه کن. او محکم ترین تکیه گاه و پشتیبان است. هر کاری را با نام او شروع کن. بکوش، پشتکار داشته باش، سپس همه چیز را به خدا واگذار کن. کسی که خود حرکت می کند، خداوند به او برکت می دهد.
در لحظه تاریکی ، با نور کلامش دلت را روشن کن و آن را مایه برکت و روشنایی زندگی خود قرار بده.
در لحظه پریشانی ، به خداوند پناه ببر که او امن ترین پناهگاه است.
در لحظه دلتنگی ، با معبود خود راز و نیاز کن. او دانای اسرار نهان و محرم رازهاست.
همیشه و در هر حال پروردگار را با صدای آرام و با احترام بخوان. او قدرت و ظرفیت انجام هر کاری را دارد. توجه ات را از خود و خلق برداشته و به وی معطوف کن.
خداوند تو را عاشقانه، بدون هیچ قید و شرطی دوست می دارد و هیچ چیز نمی تواند از شدت این عشق بکاهد. او در لحظه های خواب و بیداری، اضطراب و آرامش، کار و تفریح و خلاصه در هر موقعیت و شرایطی مراقب تو و لطفش شامل حالت است. به معبود بیندیش، ایمانت را محکم کن و از او آمرزش بخواه. همه چیز درست می شود.
تمرین شماره ۶:
همانند تمرین قبل عمل کنید با این تفاوت که این بار چشمانتان بسته باشد. در ابتدا تمرین شماره ۵ را به مدت ۵ دقیقه تکرار کنید و سپس به انجام این تمرین بپردازید. چشمان خود را ببندید و سعی کنید طعم، رنگ و بوی میوه را احساس و تصور کنید و هر چه میتوانید این تصویر را در ذهن خود شفاف تر کنید. اگر نتوانستید این کار را انجام دهید، چشمان خود را باز کنید، میوه را نگاه کنید و سپس تمرین را تکرار کنید.
تمرین شماره ۷:
یک شی ساده ( قاشق، چنگال و یا لیوان ) را بردارید و بر روی آن تمرکز کنید. از همه طرف به آن نگاه کنید بدون آنکه کلمه ای در ذهن داشته باشید. سعی کنید فقط به آن شی نگاه کنید بدون آنکه بر اسامی و یا کلمات مربوط به آن فکر کنید.
تمرین شماره ۸:
پس از آنکه در انجام تمرین قبل مهارت پیدا کردید، میتوانید این تمرین را انجام دهید. شکل هندسی کوچکی ( مثلث، مربع و یا دایره ) را بر روی کاغذ رسم کنید و آن را به رنگ دلخواه درآورید. سپس بر روی آن تمرکز کنید. فقط به آن شکل فکر کنید و افکار نامربوط دیگر را از خود برانید.
سعی کنید در طی تمرین به کلمات فکر نکنید.
تمرین شماره ۹:
مانند تمرین قبل عمل کنید با این تفاوت که این بار چشمانتان بسته باشد. اگر نتوانستید شکل را بطور کامل مجسم کنید، چشمانتان را باز کرده، چند دقیقه به شکل نگاه کنید سپس چشمان خود را ببندید و تمرین را ادامه دهید.
تمرین شماره 10:
سعی کنید حداقل برای مدت ۵ دقیقه به هیچ چیز فکر نکنید. دقت کنید وقتی که تمرین های قبلی را با موفقیت به پایان رساندید، آنگاه نوبت به این تمرین خواهد رسید. در آن هنگام شما برای انجام این تمرین آمادگی خواهید داشت و قادر خواهید بود برای مدتی معین به هیچ چیز فکر نکنید. به زودی این کار برای شما آسان و آسان تر خواهد شد.
شيوه هاي افزايش ارتباط خود با ديگران
1)صريح وصادق بودن:
سعي كنيم در روابط خود با ديگران صريح وصادق باشيم ، در گفته هاي خود صريح وصميمي باشيم واز هر نوع ابهامي اجتناب كنيم ، چون اگر منظور خود را با صراحت بيان نكنيم طرف مقابل ما به اشتباه مي افتد وبه حدس وگمان متوسل مي شود واز واقعيت دور مي گردد.
2- احساسات خود را بيان كردن:
بااحساس خود روراست باشيم ، سعي كنيم مشكلات زندگي واحساساتي كه داريم،باهمسر وشريك وباطرف مقابل خوددر ميان بگذاريم .حتي اگر گمان كنيم كه باعث ناراحتي آنها ميشود اگر مي خواهيم با طرف مقابل خود ارتباطي معقول ومنطقي بر پايه تفاهم داشته باشيم ، بهترين روش روراست بودن است واحساس خود را باوي در ميان گذاشتن است .اگر مشكلي را حل نشده باقي بگذاريم ويا موضوعي را كه مداقه وگفتگو در باره آن الزامي است به ميان نكشيم ، مثل اين است كه دمل چركين ودردناكي را سرجايش گذاشته وبه حال خود رها كرده باشيم .
3- زمينه مشترك ونكات مشابه را يافتن :
درجست وجوي زمينه هاي مشترك باشيم، سعي كنيم در ارتباطمان بيشتر ا نكات مشترك ومشابه را بيابيم . اهداف ونيازها ونگرانيها را از نظر او نگاه كنيم وبراي اينكه شرايط طرف مقابل را درك كنيم بايد اموراو را از ديد ونظر او ببينيم وبا پرس وجو ، از اموري كه نگراني او باعث شده ، متوجه گرديم ،همين نكات مشترك زمينه هاي مساعدي هستند كه شالوده همدلي ووحدت وتفاهم را برروي آن مي توان بنا كرد ، عبارتي مثل : ((من وتو هردو همين را مي خواهيم ))را مي توان بيان نمود.
4- همدلي وهمدردي كردن:
سعي كنيم با شخص احساس مشترك داشته باشيم . شادي وغم خود به حساب آوريم وموقعي كه او احساس غم مي كند ما نيز با او همدرد وهم غم شويم وبالعكس مساعي ما اين باشد كه سيستم حسي فردارتباط برقرار كنيم .
5- شنونده خوبي بودن:
شنونده خوبي باشيم وگوش كردن را ياد بگيريم .گوش كردن به سخن وكلام ديگري موجب مي شود تا او در نهايت آرامش خيال ، به طور واقع ، منويات قلبي واحساسات خود را با ما در ميان بگذارد وبرايمان احترام قائل شود وآماده شنيدن نظرات ما شود.
6- سيستم روحي افراد را شناختن وتقليد از آنها:
براي اين كار بايد به دقت به افراد چشم بدوزيم وبه سخنان آنها به دقت گوش فرا دهيم وببينيم غالبا" از چه نوع كلماتي استفاده مي كنند آنگاه با استفاده از همان نوع كلمات ، تقليد از لحن صدا،حالات وحركات چشم ها به گونه اي با آنها نحوه فكر وعملكرد ذهني شان مطابق باشد.
7- شخصيت افراد در نظر گرفتن:
بايد ببينيم طرف مقابل ما چه شخصيتي دارد ، برون گراست يا درون گرا ، براي صميميت با درون گرايان بايد ببينيم چه ايده ها وارزشهاي براي آنها اهميت دارد و آنگاه بكوشيم تا با توجه به چارچوبهاي ذهني شان با آنها رفتار كنيم وصحبت كنيم وبالعكس ، براي همدلي با برون گرايان به آنها نشان دهيم كه آنچه مي گويند وعمل مي كنند با انديشه ورفتار مردم هماهنگ است.
8- تقويت نمودن عزت نفس :
براي تقويت عزت نفس خودبايد با تعمق در ژرفاي وجود از دنياي پيچيده درون خود آگاه شويم ، به كاستي هايمان پي ببريم ، جهت گيري هايمان را در قبال رويدادهاي مردم وشرايط گوناگون بشناسيم وبه فكر اصلاحشان باشيم وبا كمك حرمت نفس وارزشي كه براي خودمان قائل هستيم حق انتخابمان چندبرابرميشود وارتباطمان با ديگران به نحو چشمگيري بهبود مي يابد .
9- محترم شمردن احساس طرف مقابل :
همواره رفتاري احترام آميزداشته باشيم واحساس طرف مقابلمان رامحترم بشماريم،كوچك كردن همديگر،به خصوص درحضور ديگران درمناسبات وروابط ،اثرتخريبي دارد،رفتار توام باظرافت وملايمت نه فقط شامل رفتار مودبانه مي شود،بلكه صفا وصداقت واقعي واعتمادكامل نيز در بردارد.
10- سكوت نمودن :
سكوت پيامي اعجاز گر در امر ارتباط است ويكي از جنبه هاي مهم ارتباط است ، مشروط بر اينكه حاوي پيامي باشد، سكوت مي تواند در مناسبات انسان عشق ورضايت وخشنودي وتفاهم دوگانه واحساسها را منتقل سازد.
11- عدم افراط در موعظه:
منظورمان را به صورت سخنراني ونصيحت خشك تو خالي بيان نكنيم . موعظه مي تواند جنبه افراطي ومخرب درروابط داشته باشدومابايدسعي كنيم حداعتدال رانگاه داريم وبراي سخنانمان ارزش قائل شويم وجايي كه ازمانظرمي خواهند ، نظر بدهيم .
12- وقت وموفقيت شناس بودن :
يادبگيريم كه چه وقت شوخي وچه وقت جدي باشي،هيچگاه طرف مقابلمان رادست نيدازيم ،ازگفتن جملات وكلماتي كه باراخلاقي وفرهنگي مناسبي ندارنددربيان منظورمان ، خوداري نماييم ،شوخي كردن بايدباتوجه به موقعيت وزمان خاصي باشد .
13- مخالفت نمودن به شيوه مناسب :
ياد بگيريم كه چگونه بدون بحث وجدلهاي مخرب ، مخالفت خود را نشان دهيم ، جرو بحثها غالبا" بابلند كردن صدا ، دادوفرياد ، خشم وغضب ، همراه است . بحث وجدلها تا حدود زيادي تحت تاثير گرايشات وخلق وخوي افراد درگير مباحثه قرار مي گيرد .اكثريت مردم فاقد روحيه خود پسندانه افراطي هستند ، به اين علت با تسلطي كه بر نفس خود دارند مي توانند از درگيري واهانت خود داري كنند .كسي كه مي خواهد شمارا خشمگين كندتاازكوره در برويدبهترين راه مقابله باآن برگزيدن روشن سازنده به جاي عكس العمل وروش مخرب ومنفي است كه اوبه آن توسل جسته است .
14)يكي بودن قول وعمل :
سعي كنيم قول وعملمان يكي باشد .هنگامي كه خودمان براي گفته هاي خود ارزش قايل نيستيم ، چه انتظاري مي توان داشت كه ديگران قولها وسخنان ما را محترم بشمارند .هنگامي كه ما قول مي دهيم كاري را انجام دهيم سعي كنيم آن را به مرحله عمل برسانيم واگر ناتوان در انجام آن هستيم هرگز خود مكلف به وعده اي كه از عهده آن بر نمي آييم ، نكنيم روراست وصادقانه بگوييم نمي توانيم .پس براي اينكه ديگران را به خوبي درك كنيم بايد بتوانيم اطلاعات را به خوبي از آنها كسب كنيم واين امر منوط به توانايي ما در دقيق گوش كردن ، دقت نظر ، همدلي ، طرح سئوالات مفيد وسودمند واحترام متقابل است . احترام با سيستم حسي فرد ديگر ، مشاهده همه چيز از نگاه او وسر در آوردن از نيازها وعلايقش به ما كمك مي كند كه اطلاعات را به نحوي دريافت كنيم كه به سهولت قايل فهم وهضم باشد . دو عامل اساسي ارتباط ، همان درك شدن ودرك كردن است . زندگي يك مسابقه صرف نيست،مي توانيدبا اشخاص به گونه اي رفتار كنيد كه هركس خودرا يك برنده در نظر بگيرد واحساس پيروزي كند. شرايط پيروز شدن يكي وباختن ديگري هرگز به نفع كل نيست. همگام شدن نه تنها روي ديگران ، بلكه روي ما نيز تاثير قابل ملاحظه اي بر جاي مي گذارد .وقتي با ديگران همگام مي شويم در واقع به دورن آنها مي رويم ودر ذهن آنهاجا مي گيريم ودر ارتباطمان بايد سعي مان در افزايش وارتفاء بيش ازبيش اين رفتارهاباشدودرنتيجه تجربه اي از آنها پيدا كنيم.همگام شدن موثربه ماامكان مي دهد با ديگران برخورد همدلانه وبه ياد ماندني داشته باش
قتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.(۱)
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است...
براي ارزوهايي كه مي ميرند سكوتي مي كنم سنگين تر از فرياد!!
خداوند همه چيز را در يك روز نيافريده است ، پس چه چيز باعث شده كه من بينديشم كه مي توانم همه چيز را در يك روز بدست بياورم ؟
آنچه میخواهیم نیستیم و آنچه هستیم نمیخواهیم ٬ آنچه دوست داریم نداریم و آنچه داریم دوست نداریم ....! عجیب است هنوز امیدوار به فردائی روشن هستیم
اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است.
خويشتنداري يک مهارت است و مي توان با استفاده از روش هاي مختلف آن را تقويت کرد :
• ايجاد تعهد در فرد يکي از روشهاي بسيار موثر براي تقويت خويشتنداري است. البته اين تعهد بايد متناسب با توانايي هاي فرد باشد .
• مسئوليت پذيري (من مسئول اعمالم هستم) در قبال رفتار ها
• به تعويق انداختن و ارضا نکردن سريع خواسته ها
• قرار نگرفتن در موقعيت و شرايطي که ممکن است منجر به ارضاء خواسته ها شود .
• پرت كردن حواس به سمت موضوع ديگر
• ترک کردن موقعيت
• ارضا خواسته را به عنوان پاداشي براي انجام فعاليت هاي مفيد ، نيايش، کمک به ديکران و... قرار دهيد (معمولا بعد از اين کارها احساس پشت خواسته از بين مي رود و لذا ديگر تمايلي براي انجام آن خواسته وجود ندارد)
• پاداش در نظر گرفتن براي خود در صورت به تاخير انداختن عادت و ارضاء نکردن اميال زودگذر
• مکث کردن و عاقبت انديشي
• انجام تکنيک هاي مختلف تخليه هيجانات منفي
• انجام تکنيکهاي کسب انرژي مثبت
• انجام كاري كه احساس خوبي به انسان مي دهد مثل پياده روي .
• ورزش کردن و دوش گرفتن
• صبر کردن
• نيايش و دعا
وقتی در شادی بسته می شود، در دیگری باز می شود،ولی معمولاً آنقدر به در بسته شده خیره می مانیم كه دری كه برایمان باز شده را نمی بینیم.
به دنبال ظواهر نرو؛ شاید فریب بخوری،به دنبال ثروت نرو؛ این هم ماندنی نیست،به دنبال كسی باش كه به لبانت لبخند بنشاند،چون فقط یك لبخند می تواند،شب سیاه را نورانی كند،كسی را پیدا كن كه دلت را بخنداند.
هر چه میخواهی آرزو كن،هر جایی كه میخواهی برو،هر آنچه كه میخواهی باش،چون فقط یك بار زندگی می كنی،و فقط یك شانس داری،برای انجام آنچه میخواهی.
خوب است كه آنقدر شادی داشته باشی كه دوست داشتنی باشی،آنقدر ورزش كنی كه نیرومند باشی،آنقدر غم داشته باشی كه انسان باقی بمانی،و آنقدر امید داشته باشی كه شادمان باشی.
شاد ترین مردم لزوماً،بهترین چیزها را ندارند،بلكه بهترین استفاده را می كنند،از هر چه سر راهشان قرار میگیرد.
• درد دل کردن با يک فرد مناسب که شنونده خوبي است
• تلقين جملات مثبت
• مديريت ذهن
• دستيابي به ريشه اصلي ميل و خواسته ( هسته اصلي هر ميل و خواسته يک احساس و هيجان است که مي خواهد به رفتار تبديل شود ) و پاک کردن آن
• حقظ آگاهي در شرايطي که خاطرات گذشته براي فرد تداعي مي شود .
• هنگامي که فرد از نظر هيجاني نا متعادل است ، از قرار گرفتن در موقعيت ها و روبرو شدن با افرادي که باعث تشديد شدن تحريک هيجاني مي شود خودداري نمايد .
• در صورت بروز افکار و خاطرات گذشته به آنها دامن نزنيد و از خيالبافي بپرهيزيد .
همیشه بهترین آینده بر پایه گذشته ای فراموش شده بنا می شود،نمیتوانی در زندگی پیشرفت كنی
مگر غمها و اشتباهات گذشته را رها نكنی.
وقتی كه به دنیا آمدی، تو گریه می كردی،و اطرافیانت لبخند به لب داشتند،آنگونه باش كه در پایان زندگی تو تنها کسی باشی که لبخند بر لب داری،و اطرافیانت گریه می كنند.
گاهی در زندگی دلتان به قدری برای كسی تنگ می شود،كه می خواهید او را از رویاهایتان بیرون بیاورید و آرزوهای خود در آغوش بگیرید.
با بدیهای دیگران دل خویش را به سیاهی نیالاییم ، همواره ساز سادگیمان کوک باشد و نگاهمان امیدوار.
بزرگترین گمشده های ما در زندگی ، نزدیکترین ها به ما هستند!
در زیر به 10 نکته برای ایجاد تاثیری فوق العاده روی رئیس و همکارانتان اشاره می کنیم.
1) بین کارها کمی استراحت کنید.
اگر قبل از رفتن به سراغ یک کار جدید کمی به خودتان استراحت دهید، می توانید برنامه های کاری قبل را از ذهنتان پاک کرده و خودتان را برای برنامه های جدید آماده کنید.
انسانها مخلوقات عادت هستند. هر شغلی، مخصوصاً کاری که مدت زمان زیادی در آن بوده باشید، یک نوع عادت و روتین در زندگیتان ایجاد می کند و باعث می شود بدون اینکه خودتان بخواهید، میلی به تغییر نداشته باشید. حیت چند روز استراحت بین کار قدیم و کاری که تازه می خواهید شروع کنید میتواند به شما کمک کند خودتان را برای روتین کاری جدید و محیط کارتان آماده کنید.
2) تحقیق کنید.
احتمالاً طی دوره مصاحبه ها و مقدمات شروع کار روی کارفرمای جدیدتان خوب تحقیق کرده اید. الان وقتش رسیده که تحقیقاتتان را تمام کنید و درک خودتان را درمورد کارفرمای جدید تکمیل کنید. اگر بین کار قدیم و کار جدیدتان چند روز استراحت بیندازید می توانید از آن زمان برای این منظور استفاده کنید.
برای تحقیق کردن درمورد کارفرمای جدید، هر نوشته ای درمورد این شرکت جدید به شما کمک می کند، از جمله کتاب راهنمای کارمندان. هدف شما دو جنبه دارد: یکی فهمیدن درمورد کاری که شرکتتان انجام می دهد و اینکه شما به چه درد آن می خورید و یکی برای دانستن اینکه چه انتظاری از محیط کارتان داشته باشید. اگر شما یا کسی در شبکه تخصصیتان کسی را در آن شرکت می شناسد، برنامه بریزید و قبل از روز اول قرار ملاقاتی برای ناهار یا یک قهوه با او بگذارید و با این روش از او اطلاعات بگیرید.
3) حرفه ای لباس بپوشید.
نشان دادن یک ظاهر مرتب، تاثیر مثبتی بر کلاس و عادات کار شما دارد. درنتیجه، وقتی کار جدید را شروع می کنید، باید یک تا دو درجه بالاتر از سطح کارتان لباس بپوشید. وقتی چند روز مهم و حیاتی اول تمام شد، می توانید کمی راحت تر لباس بپوشید بدون اینکه نگران باشید دیگران تصور کنند وضعیت مالیتان خوب نیست.
4) زود بیایید، دیر بروید.
اگر قرار باشد دیرتر ازهمه وارد شرکت شوید و زودتر از همه خارج شوید، باعث می شود دیگران تصور کنند علاقه ای به بودن در آن محیط ندارید. این میتواند خیلی خطرناک باشد، مخصوصاً در چند هفته اول شروع کارتان.
درعوض، سعی کنید همیشه کمی زودتر از بقیه به محل کارتان برسید و برای ترک آنجا هم عجله نداشته باشید. این کار باعث می شود همه تصور کنند به کارتان علاقه مند هستید و بعدها اگر یک روز دیر سر کار برسید همه فکر می کنند که حتماً مشکل مهمی داشته اید.
5) همکارانتان را بشناسید.
برای جا افتادن در محل کارتان باید سعی کنید خودتان را وارد شبکه اجتماعی شرکت کنید. چه دوست داشته باشید و چه نداشته باشید، بیشترین ساعات روزتان را با همین افراد می گذرانید. علاوه بر این، نظرات این افراد می تواند مستقیماً بر موفقیت شما در کارتان تاثیر داشته باشد و هیمنطور باعث می شود ساعات بهتری در محل کار داشته باشید.
هر کاری که می کنید، فقط سعی کنید خودتان را از همکاران جدیدتان دور نکنید. بااینکه ممکن است دوست داشته باشید با همکاران سابقتان ناهار بخورید اما بااینکار فقط به همکاران جدیدتان نشان می دهید که یکی از آنها نیستید. پس سعی کنید با همکاران جدیدتان در ساعات ناهار و چای ارتباط برقرار کنید.
6) کمک بخواهید.
یکی دیگر از کارهایی که برای جا افتادن در محل کار جدید لازم است انجام دهید، کمک خواستن است. اما خیلی از افراد تصور می کنند اینکار ناتوانی و ضعف آنها را نشان می دهد. درواقعیت، برعکس این مسئله صادق است. اگر از همکارنتان تقاضای کمک نکنید، فقط خودتان را از آنها دور میکنید و از این گذشته وقت و انرژی زیادی برای اشتباهات غیرقابل اجتناب هدر می دهید.
اما ممکن است دوست نداشته باشید یک سوال را بارها و بارها بپرسید. اگر فکر می کنید به خاطر سپردن یک کار پیچیده برایتان سخت است، یا کلاً حافظه خوبی ندارید، وقتی از همکارانتان کمک می خواهید نت برداری کنید. اگر هر سوال را فقط یکبار بپرسید، رئیس و همکارانتان مطمئن می شوند که باهوش و قابل هستید.
7) داوطلب شوید.
در چند هفته اول هر کار مطمئناً کارفرمایتان کار سبک تری نسبت به بقیه همکارانتان به شما محول می کند. بااینکه انتظار نمی رود خیلی زود پیشرفت کنید اما رئیستان انتظار دارد وقتی برای انجام کار بیشتر آمادگی پیدا کردید خودتان اعلام کنید.
از آن چند هفته کار سبک استفاده کنید و خیلی خوب روی کارتان تمرکز کنید و هر کاری که به شما محول می شود را با دقت و درستی انجام دهید و سعی کنید در کارتان وارد شوید. و خودتان به ناظر شرکت بگویید که آمادگی مار بیشتر یا یک مسئولیت جدید را دارید. هرچه زودتر بتوانید برای انجام کار سنگین تر آماده شوید، تاثیر بهتری هم روی رئیس و همکارانتان میگذارید. حتی می توانید برای انجام برخی پروژه های خاص داوطلب شوید—اما یادتان باشد فقط زمانی اینکار را بکنید که مطمئنید با وجود وظائف خودتان از عهده آن برمی آیید.
8) برنامه ریزی کنید.
داشتن یک برنامه باعث می شود خوب کارهایتان را کنترل کنید و در همان چند هفته اول به اهدافتان برسید. برنامه شما باید شامل همه چیزهایی که باید یاد بگیرید بشود، و همچنین چند هدف برای خودتان که به شما انگیزه دهد. اهدافتان و مهارت هایی که باید یاد بگیرید را به ترتیب اهمیت اولویت بندی کنید. یادتان باشدف نکته این است که برای خودتان چالش ایجاد کنید تا برایتان ایجاد انگیزه شود اما نه آنقدر که کلاً از کار کردن دلسرد شوید.
کار قشنگی که می توانید بکنید این است که اهدافتان—و همچنین پیشرفتتان—را به اطلاع رئیستان برسانید. بااینکه ممکن است تصور کنید این کارتان خودنمایی باشد، اما برای رئیستان نشانه جاه طلبی و نظم شماست.
9) با رئیستان ارتباط برقرار کنید.
همانطور که مطلع کردن رئیس از اهدافتان می تواند به گذاشتن یک تاثیر خوب و مثبت بر روی او، به شما کمک کند، صحبت کردن درمورد سایر جوانب کار کردنتان هم می تواند اعتماد و اطمینان او را نسبت به شما جلب کند. رئیستان به این دلیل شما را استخدام کرده است که به نظرش بهترین فرد برای آن کار می آمدید؛ به عبارت دیگر او روی شما ریسک کرده است و مطمئناً دوست دارد از پیشرفت های شما در اطلاع باشد.
10) دیدگاهی مثبت داشته باشید.
افراد خوشبین همیشه تاثیر بهتری روی دیگران می گذارند. کسانیکه برای کار و مسئولیت ها و مشکلات جدیدشان دیدگاهی مثبت دارند و خوشبین هستند، مطمئناً بیشتر مورد پسند عموم قرار می گیرند. وقتی با افراد جدید یا همکارانتان برخورد می کنید، همیشه لبخند بزنید. از گله و شکایت درمورد چیزی بپرهیزید . طی چند هفته اول از غیبت کردن های همکارانتان درمورد محل کار، خود را دور کنید.
فضاي زندگي و عاملهاي استرسزا
- انتخاب: انسان، موجودي است مختار و انتخابگر. هر انتخاب او ، يک استرس به همراه خود دارد چراکه انتخاب ، امر ساده و آساني نيست بهويژه در تصميمگيريهاي کلان زندگي همچون شغل، ازدواج و... اگر دقت و توجه کافي و لازم صورتنگيرد ، زندگي فرد در معرض سقوط قرارميگيرد و تبعات رواني ناگواري براي او بههمراه ميآورد.
- مسؤوليتپذيري: پذيرش مسؤوليت، مسألهي مهم ديگري است که بهطور معمول ، بعد از انتخاب يک موضوع يا پديده بهوجود ميآيد. فردي که دست به انتخاب ميزند و تعهد چيزي را به گردن ميگيرد ، لازمهاش آن است که به بهترين شکل، مسؤوليت خود را به انجام برساند. از اينرو ، التزام فرد در امري، اين مهم را ايجاد ميکند که در همه حال، نسبت به تعهدي که به گردن گرفته، وفادار بماند.
- رعايت قانونها و اخلاقيات: وقتي انسان ، پا در قلمرو هستي ميگذارد ، خواسته يا ناخواسته ميبايست به پارهاي از قانونها و اخلاقيات پايبند شود و خود را نسبت به آنها، مقيد احساس کند. هر انساني در قلمرو جغرافيايي خاص مانند ده ، شهر ، استان ، کشور و... قرارگرفته که شرايط خاص خود را داراست و رفتار ويژهاي را از جانب فرد ميطلبد. با اينهمه براي اينکه مورد نفرت و طرد اجتماع قرارنگيرد و بتواند يک زندگي آرام را سپري کند ، مقدمهاش پايبندي و عمل به اين دستورها است.
- تنهايي: استرس تنهايي، دوگونهي متفاوت است. يکي « تنهايي فيزيکي » و ديگري « تنهايي فلسفي ». در تنهايي فيزيکي، دلهرهاي که انسان را فراميگيرد ، نبود اطرافيان در کنار اوست. فردِ تنها از نبود ديگران در کنار خود رنج ميبرد. نمونهي اين مهم ، افتادن در يک زندان تکسلولي يا خانهي سالمندان و يا از دستدادن خانواده و عزيزان است.
« تنهايي فلسفي » زماني است که انسان در ميان جمع است اما حس تنهايي ، او را عذاب ميدهد. در اين نوع تنهايي، فرد ممکن است در بين چندين نفر باشد اما حس تنهايي و دلهره ، او را رها نکند. دليلهاي اين امر را ميتوان عدم درک و فهم فرد از جانب ديگران و عدم سنخيت فکري و رواني او با ديگران دانست.
« تنهايي فيزيکي» از آنجا که قابل درمان است و با برگشت فرد به جمع ، مشکل برطرف ميشود ، مقطعي، کوتاهمدت و گذراست اما « تنهايي فلسفي»، از آن نوع تنهاييهايي است که قابل درمان نيست.
زندگي جديد که به ياري علم و تکنولوژي ،روزبهروز پيشرفتهتر ميشود و بهدنبال خود ، ابزارهاي جديدي را براي بهتر زيستن در اختيار انسان قرارميدهد ، هر روز قطعههاي پيشرفتهتري از سختافزار زندگي ارائه ميکند و بهطبع ، نرمافزار روان انسان را بهطور مرموزي در معرض آسيب قرارداده است.
- غم غربت: غم غربت دو نوع ميباشد ، يکي مربوط به رابطهي فيزيکي و ارتباط بشري است و ديگري، رابطهي بين انسان و خدا است. افرادي که در کشوري ديگر بهسر ميبرند و از خانواده و عزيزان خود دور افتادهاند ، همواره باري از دلهره را با خود حمل ميکنند. روي ديگر اين مسأله از حس فلسفي و احساسهاي معنوي انسان ريشه ميگيرد و آن دورشدن از اصل خود و افتادن در لابهلاي فشارهاي زندگي ماشيني و دور ماندن از اصل انساني و طبيعي ميباشد.
- شکست: بيشتر استرسهاي دروني، از آرمانها و آرزوهاي بلندي منشأ ميگيرند که فرد براي خود ، پردازش ذهني کرده اما رسيدن به آنها، خارج از طاقت اوست بهگونهاي که گاهي ممکن است چنان دور و دستنيافتني باشند که فرد را در وضعيت پرتنش قراردهند و از اينکه فرد نتواند به ايدهآل خود برسد و همچون فردي شايسته و موفق در بين اطرافيان ظاهر شود ، اضطرابي دائمي را تجربه ميکند.
- جنگ: در طول تاريخ ، جنگ، يکي از عاملهاي فرسايشدهندهي روان بشري بوده است. هرگاه که در جايي از کرهي خاکي، جنگي صورت گرفته، ناگزير، روان تمام بشريت از آن جريحهدار شده و نوعي پريشاني را حتي در دل بيرحمترين افراد ايجاد کرده است.
- خشونت رفتاري: يکي از عمده عاملهاي استرسزا در عرصهي اجتماعي، اقدام به انجام رفتارهاي خشن و آزاردهنده است. ما در لابهلاي رفتارهاي روزمره و در موقعيتهاي مختلف مانند صف مترو ، اتوبوس و... خشونت را بهطور عيني، حس و لمس کرده و با آن دستوپنجه نرم ميکنيم.
- فقر: از ميان استرسزاهاي زندگي جديد که تاکنون شرح آن رفت، فقر، نداري و مشکلهاي مادي همچون ديگر عاملها، انسان را متأثر ميسازد. استرس فقر به دو شکل ظهور و بروز ميکند يا فرد را مردمگريز و انزواطلب ميکند و يا برعکس، اجتماعي، لافزن و خودنما ميسازد بهگونهاي که فرد وادار ميشود براي سرپوش گذاشتن بر نارساييها و محروميتهايش يا هميشه خود را از ديد ديگران، پنهان ساخته و تعامل اجتماعي خود را بهحد صفر برساند و يا با بهکارگيري مکانيزم دفاعيِ « واکنش وارونه » ، از خود تعريف و تمجيد کند و با بزرگنمايي و ظاهرسازي، خود را آرامش دهد.
- اعتياد: اعتياد بهعنوان آزاردهندهترين استرس زندگي مدرن، موجب جريحهدار شدن روح جمعي شده است. اعتياد ، تنها نابودي يک فرد نيست بلکه از نزديکترين اطرافيان تا دورترين را در وحشت فروميبرد. رفتارها و کنش و واکنشهاي فرد معتاد، باري از استرس به جامعه القا ميکند.
راههاي مقابله با عاملهاي استرسزا
فشاررواني يا استرس، بزرگترين اختلال عصر امروز است و اگر گفته شود راه مقابلهي کلاسيکي و آزمايشگاهي براي آن وجود ندارد ، حرفي به گزاف گفته نشده است چراکه اين امر به شکل يک اپيدمي، عينيت و عموميت يافته و همهروزه، گسترهي آن فراختر شده و بر تعداد قربانيان افزوده ميشود. اينک ما به شرح سه راهِ کليدي براي مقابله با استرس که گمان ميرود نتيجهبخش باشد ، ميپردازيم:
1- معنويت : در آن هنگام که خداوند ، انسان را آفريد و او را اشرف مخلوقات نامگذاري کرد ، اعتقاد به يک موجود فرازميني و متافيزيکي را در نهاد او به وديعت گذاشت تا در تنگناها و گرفتاريها با ياد او به آرامش برسد. از اينرو ، اعتقاد به يک وجود برتر(خدا) و اميد به ياريرساني او ، ميزان استرسهاي زندگي را بهنحو چشمگيري کاهش ميدهد.
2- تقويت اعتمادبهنفس : بدون شک ، هستهي مرکزي شخصيت و ثروت رواني و اجتماعي هر انساني، توان ابراز و اظهار وجود اوست. اگر انسان، گوهر اعتمادبهنفس را بهطور مطلوب در خود تقويت کند ، نهتنها او را در برابر تنشهاي احتمالي بيمه ميکند بلکه کوهي از استرس و فشارهاي وارده از محيط و اجتماع نيز نخواهند توانست او را متأثر کنند.
3- ورزش : تأثير تمرينها و فعاليتهاي جسماني در پيشگيري و کاهش استرس، فوقالعاده است. ورزش به آدمي کمک ميکند که جسمي سالم و رواني شاداب داشته باشد و کارهاي روزانهي خود را با انرژي بيشتري به انجام برساند. همچنان که بزرگان گفتهاند «عقل سالم در بدن سالم است.» فردي که داراي تني معيوب و فرتوت باشد ، نميتواند بهعنوان يک فرد متعادل و مثبت در عرصهي اجتماعي ، ظهور کند.
با افراد عصبی چگونه برخورد کنیم ؟
1- آدم فضول: به زندگی همه سرك میكشد - مانند یك نـگهـبـان سمج در امور دیگران مداخله می كند - شایـعـه پراكنی میكند.
2- همیشه مخالفت كننده: سـلـطه جـو - پرخاشگر - قلدر - با همه چـیـز در ضـدیـت میباشد.
3- مردد: عـدم صـراحـت - تـصـمـیـم گـیری را به تعویق می اندازد - مـسـایـل را نـادیـده میگیرد.
4- همیشه شاكی: مدام شكوه و گلایه كرده اما هیچ كار مثبتی انجام نمیدهد.
5- بدبین: منفی باف - منتقد - همیشه میگوید:این كار عملی نیست.
6- تـنبل: تـرسو است و از ریسك كردن واهمه دارد - بـی روح وخسته كننده اسـت - در برابر تغییر و تحول مقاومت می كند.
7- عقل كل: مصمم و رقابت جو - تحمیل كننده و از خود راضی - دیگران را احمق فرض میكند.
8- تظاهر به خوبی: نـیـاز مـبرمی به توجه و مورد پذیرش قرار گرفـتـن از سوی دیگران دارد - در تنهایی فرد كاملا متفاوتی است - مقابل دیگران تظاهر به نجابت میكند.
9- فضایی: در دنیای خودش زندگی می كند - به مـحرك هـای مـعمولی واكنش نشان نمیدهد -متفاوت با دیگران - نا امید كننده.
10- انفجاری: غیر قابل پیشبینی - فریاد میكشد و دیگران را مرعوب كرده و ایجاد تنش میكند - بی احساس - عصبی و بدون كنترل.
11- سوء استفاده گر: دیگران را برای رسیدن به اهدافش فریب میدهد - از مسئولیت طفره میرود - با القاء احساس گناه، دیگران را متقاعد میسازد.
12- زیاد گریه كن: تـمایـل بـه گـریه و اخم - با بدخلقی، دمدمی مزاجی و بـر انگیختن احساس ترحم دیگران را كنترل می كند - یا با سكـوت طـولانی مـدت بـه مـقـصـود خـود میرسد - بی مسئولیت و زودرنج میباشد - مانند كودكان رفتار میكند.
13- قربانی شده: منفی ترین نگرش را به زندگی دارد - تمایل به دامن زدن به زیانها، بلاها و مشكلاتش دارد - احساسات منفی بسیار را به دوش میكشد.
14- طعنه زن: هـمیشه دیگران را تمـسخر كـرده و با سـخـنان نـیـشدار و طـعـنـه آمـیـز دیگران را تحقیر میكند.
روشهای برخورد با افراد مخل اعصاب
1- اعتماد بنفس خود را از دست ندهید.
2- به خاطر داشته باشید كه واكنش شدید تنها كارها را بغرنج تر و وخیم تر میكند.
3- انتظارات واقع بینانه داشته باشید. كاری از فرد نخواهید كه قادر به انجامش نباشد.
4- از تـغییر دادن فرد خودداری ورزید. بپذیرید كه قادر به تغییر دادن وی نمی بـاشـیـد امـا می توانید واكنش خود را نسبت به رفتار وی تغییر دهید.
5- اجـازه نـدهیـد شـما را بـازی دهـد. مـمـكن است با بـرانـگیـخـتـن احـساس گـنـاه و یا مسئولیت از شما سوء استفاده كند. از بازیهای احساسی وی بر حذر باشید.
6- خود را برده او نكنید. با خود صادق باشید و بیاموزید كه چگونه " نه" بگویید.
7- روحـیـه و رویـه منـاسب خـود را حـفظ كنید. حفظ آبرو و اعـتـبار از دشـوارتـریـن كـارهـا می باشد. اجازه ندهید خشم، نفرت و تلخكامی ریشه بدوانند.
8- بی درنگ با فرد مقابله كنید. با به تعویق انداختن مقابله با فرد، تنها مسئله را وخیم تر میگردانید.
9- رحم و شفقت جوانمردانه ای را از خود نشان دهید. اما برای مقابله با دیگران باید به نكات زیر نیز توجه كافی مبذول دارید:
1- مقابله شما در خلوت و خصوصی باشد نه در انظار عمومی.
2- به محض برخورد نامناسب با فرد مقابله كنید. مقابله را به تاخیر نیندازید.
3- تنها در مورد یك موضوع در آن واحد بحث و گفتگو كنید.
4- هنگامی كه نظر خود را بیان كردید دیگر آن را مرتبا تكرار نكنید.
5- تنها به رفتار فرد اشاره كنید نه خود فرد.
6- از طعنه زدن بپرهیزید.
7- از بكارگیری واژه های"همیشه" و "هیچ وقت" بپرهیزید.
8- انتقاد خود را در قالب پیشنهاد و یا پرسش مطرح سازید.
9- از آنكه با فرد مقابله كرده اید پوزش نخواهید.
10- تعریف و تمجید را فراموش نكنید.
گزينش مي تواند درست و يا نادرست باشد ، گزينش گري يك هنر است .
بهره بردن از تجربه هاي ديگران مي تواند به گزينش راه درست كمك كند .
كارنه فقط هزينه زندگي را تأمين مي كند، بلكه زندگي كردن را هم به انسان مي آموزد.
پایبندی به اصول اخلاقی آسانترین راه برای ادامه ی زندگی با وجدانی آسوده است.
مهرباني حكمت است و هيچكس نيست كه در زندگاني بدان نياز نداشته باشدو بايد آنرا بياموزد.
تک تک کسانی را که می شناسی چیزی می دانند که تو نمی دانی، از آنها یاد بگیر.
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.
تا وقت را تحت اختیار خود درنیاورید، هیچ چیز را نمی توانید ساماندهی کند.
آنکه میخواهد روزی پریدن آموزد، نخست میباید ایستادن، راه رفتن، دویدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمیکنند
خموشی در برابر بدگویی از دوستان ، گونه ای دشمنی است
آن شخصي که در کارهاي آخرت کوتاهي مي کند دچار اندوه مي گردد و شخصي که در ثروت و جانش بهره اي براي خدا نداشته باشد خدا با او کاري ندارد.
هر ظرفي بر اثر چيزي پر مي گردد مگر ظرف علم که هر چه بر آن اضافه کنند فراخ تر و حجم آن بيشتر مي شود.
چشم از خار غم ها و خاشاک دردها فرو بند و گرنه بدان شادمان نخواهي زيست.
مردم را آزمايش کن تا دشمن را از دوست بازشناسي.
جوانمرد ترين افراد مردي مي باشد که کريمان در خانه دلش جاي داشته باشند.
شايسته نيست به سخنى كه از دهان كسى خارج شد، گمان بد ببرى ، چرا كه براى آن برداشت نيكويى مى توان داشت.
نیازمندی که به تو روی آورده فرستاده خداست کسی که از یاری او دریغ کند از خدا دریغ کرده و آن کسی که به او بخشش کند به خدا بخشیده است.
ایمان بنده ای درست نباشد جز آنکه اعتماد او به آنچه در دست خداست بیشتر ازآن باشد که در دست اوست.
شايسته نيست به سخنى كه از دهان كسى خارج شد، گمان بد ببرى ، چرا كه براى آن برداشت نيكويى مى توان داشت.
نیازمندی که به تو روی آورده فرستاده خداست کسی که از یاری او دریغ کند از خدا دریغ کرده و آن کسی که به او بخشش کند به خدا بخشیده است.
ایمان بنده ای درست نباشد جز آنکه اعتماد او به آنچه در دست خداست بیشتر ازآن باشد که در دست اوست.
آبروى تو چون يخى جامد است كه در خواست آن را قطره قطره آب مى كند، پس بنگر كه آن را نزد چه كسى فرو مى ريزي؟
صبر دو نوع است يکي بر آنچه نمي پسندي شکيبا باش و ديگر بر هر چه دوست داري و مي پسندي شکيبايي ورزي!!!!
چون سختى ها به نهايت رسد، گشايش پديد آيد، و آن هنگام كه حلقه هاى بلا تنگ گردد آسايش فرا رسد.
برترين بى نيازى و دارايى، نوميدى است از آنچه در دست مردم است.
انساني که زبان او بر عقلش حاکم باشد هميشه در نزد خود سرافکنده و بي ارزش مي باشد.
نفسي که به قضا راضي گردد و شادمان شود بهترين يار و هم راز مي باشد.
صفات خوب پيرايه هاي نويني مي باشند که رنگ کهنگي نمي گيرند.
احسان مي تواند بيماري دل را شفا دهد و وجود انسان را آسوده و سودمند مي گرداند.
آنچه بندگان در دنيا پنهان مي نمايند در جهان جاويد برابر چشم آنان آشکار مي گردد
سبکبار شويد تا به قافله برسيد رستاخيز و قيامت در برابر شما است و مرگ همچنان شما را مي راند سبکبار شويد تا به قافله برسيد.
اي فرزند آدم هر لحظه که مي بيني خداوندت روزن الطاف و نعمت هاي خود را بر روي تو گشوده و تو در کفران و نافرماني به سر مي بري از عقوبت الهي بترس.
آبروى تو چون يخى جامد است كه در خواست آن را قطره قطره آب مى كند، پس بنگر كه آن را نزد چه كسى فرو مى ريزي؟
صبر دو نوع است يکي بر آنچه نمي پسندي شکيبا باش و ديگر بر هر چه دوست داري و مي پسندي شکيبايي ورزي!!!!
چون سختى ها به نهايت رسد، گشايش پديد آيد، و آن هنگام كه حلقه هاى بلا تنگ گردد آسايش فرا رسد.
برترين بى نيازى و دارايى، نوميدى است از آنچه در دست مردم است.
انساني که زبان او بر عقلش حاکم باشد هميشه در نزد خود سرافکنده و بي ارزش مي باشد.
نفسي که به قضا راضي گردد و شادمان شود بهترين يار و هم راز مي باشد.
صفات خوب پيرايه هاي نويني مي باشند که رنگ کهنگي نمي گيرند.
احسان مي تواند بيماري دل را شفا دهد و وجود انسان را آسوده و سودمند مي گرداند.
آنچه بندگان در دنيا پنهان مي نمايند در جهان جاويد برابر چشم آنان آشکار مي گردد
با تمام وجود گناه کردیم . نه نعمت هایش را از ما گرفت ، ونه گناهانمان را فاش کرد. فکر کن اگر اطاعتش میکردیم چه میکرد
گوش فرا دهید ای دوستان قدیمی من ! زیرا مرد جوانی در آن سوی دره هست که اسرار قلبش را گوش شب مینوازد.
به حیات گفتم ، می خواهم سخن مرگ را بشنوم، زندگی صدایش را کمی بلندتر کرد و گفت، اکنون صدایش را میشنوی.
یاد و خاطره چیست. آیا چیزی جز برگ پاییزی است که اندکی در باد می جنبد و به خود می پیچد، وسپس برای زمان طولانی در خاک دفن میشود.
مردم مرا دیوانه می خوانند از این رو که روزهای زندگیم را به طلا نیز نمیفروشم. من هم آنها را دیوانه می خوانم چرا که می پندارند روزهایم با طلا خریدنی است.
با تمام وجود گناه کردیم . نه نعمت هایش را از ما گرفت ، ونه گناهانمان را فاش کرد. فکر کن اگر اطاعتش میکردیم چه میکرد
گوش فرا دهید ای دوستان قدیمی من ! زیرا مرد جوانی در آن سوی دره هست که اسرار قلبش را گوش شب مینوازد.
به حیات گفتم ، می خواهم سخن مرگ را بشنوم، زندگی صدایش را کمی بلندتر کرد و گفت، اکنون صدایش را میشنوی.
یاد و خاطره چیست. آیا چیزی جز برگ پاییزی است که اندکی در باد می جنبد و به خود می پیچد، وسپس برای زمان طولانی در خاک دفن میشود.
مردم مرا دیوانه می خوانند از این رو که روزهای زندگیم را به طلا نیز نمیفروشم. من هم آنها را دیوانه می خوانم چرا که می پندارند روزهایم با طلا خریدنی است.
قلب من! مصائب خویش را آشکار مساز ، تا اگر دریا ها خروشیدندو آسمانها فروریختند، تو ایمن باشی.(دوباره دقیق تر بخون!!)
عشق ، شهوت نیست عشق، خنده ای دور در ژرفای روح است.
هنگامی که از ترس سر بزیر بودم، ادعا می کردم که بسیار صبور و بردبارم.
شکستی که حاصل کمرویی است از کامیابی ای که با گستاخی به چنگ می آید ارزنده تر است.
بمن میگویند باید میان لذت های این جهان و آرامش آن جهان یکی را برگزینی،من در پاسخ به ایشان می گویم،من شادی این جهان را می پذیرم!!
راز یک زندگی زیبا این است:
که امروز با خدا گام برداری و برای فردا به او اعتماد داشته باشی
شاید کسی را که روزی با تو خندیده است از یاد ببری، اما هرگز آن را که باتو اشک ریخته است فراموش نخواهی کرد.(--
چنانچه هسته باید نخست دل خاک را بشکافد تا راز دلش در آفتاب عریان شود، آدمی نیز باید رنج شکافتن را بشناسد تا به شکفتن رسد.
خردمند به من نسبت خردمندی می دهد و نادان، نسبت نادانی. چون به تحقیق در گفته هایشان می اندیشم، می بینم که هردو راست می گویند!!!!
عشق حقیقی در باغچه ی روح شکوفا می گردد و عشق مجازی در بستر جسم.
دنیا از آن کسانی است که حرارت و انرژی دارند زیرا با رسیدن به نقطه هر هدفی، هدفی دیگر آغاز میشود.
عشق، تنها آزادی در دنیاست، زیرا چنان روح را تعالی می بخشد که قوانین بشری و پدیده های طبیعی مسیر آن را تغییر نمی دهند.
قلبم فرمانروا و سلطان من بود ، اما اکنون ، یوغ بندگی ترا بر گردن دارد. صبرم یاور من بود اما اکنون خصم من است.
بهره مندان، کسانی هستند که خوابی اشفته و روزگاری ناموزون دارند!
آن کس که شایسته است تا از اقیانوس بی کران حیات آ ب بنوشد ، این شایستگی را دارد که تو جام او را از جویبار کوچک خود پر کنی.(قدر خودتون بدونید!
فرق بین ایده آل و امکان پذیر را درک نمایید و با یک برنامه ریزی عملی و ممکن، احساس بد عدم رضایت کاری را از خود دور کنید.
یک کار خوب سروقت ، ارزشمندتر از یک کار عالی ، ولی دیر هنگام است.
وقتی می خواهید عادت جدیدی را در خود ایجاد کنید زیاد سخت نگیرید.
فکر نو بسیار ظریف و حساس است و با یک ریشخند کوچک می میرد و کنایه ای کوچک آن را به سختی مجروح می کند .
هیچ ناز بالشی نرمتر از وجدان آسوده نیست.
تا وقتی به قدرت نرسیده ای مطیع باش و چون به آن رسیدی متواضع باش.
اگر میخواهید در زندگی دوستان با وفا و یاران غمخوار داشته باشید کم و خیلی دیر با مردم دوست شوید.
یک انسان ناسپاس خوشبخت نشانم بده!! زود باش منتظرم
هر چه تمدن جلوتر می رود ، قدرت فردی کمتر می شود.
اعتراف به کردار بد ، آغاز انجام کردار نیک است.
آیا در دنیا کسی آنقدر عاقل است که از تجارب دیگران عبرت بگیرد؟؟؟؟؟؟؟؟
جوانی تب عقل است.
خوشبختی یعنی هم آهنگی آمال ما با حوادث روزگار و تغییر یعنی بدست آوردن چیزی جدید.
خوشبختی مانند پروانه ای است ، اگر او را دنبال کنید از شما فرار می کند ولی اگر آرام بنشینید روی سر شما خواهد نشست.
دوست همه کس دوست هیچ کس نیست!!!
عشق بلایی است که همه خواستارش هستند!
عشق واژه ای است از نور که دستی از نور بر برگه ای از نور نگاشته میشود.
ایمان آگاهی دل است آن سوی دسترس اثبات.
آن کس که به وجود آب اطمینان دارد تشنه نمیماند (خطبه 4 نهج البلاغه)
نه به گذشته کاری داشته باشید و نه در رویای آینده فرو روید؛ ذهنتان را به لحظه ی
حال معطوف کنید.
از خوردن حرف، کسی سوء هاضمه نمی گیرد.
هنگامی که همه یکسان فکر میکنند دیگر کسی بیشتر نمی اندیشد.
به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به راه بیفتد.
نابغه کسی است که پیوسته افکارش را از قوه به فعل درآورد.
دل منطقی دارد که عقل از آن بی خبر است.
همیشه به نور خورشید بنگرید در این صورت تاریکی ها و سایه ها را نخواهید دید.
شاخ پربار سر بر زمین می نهد و عظمت آن همچنان در فروتنی او جلوه گر است.
سوال های هر کس بیش از جواب هایش او را میشناساند.
خط مستقیم نه تنها در هندسه، بلکه در اخلاقیات هم کوتاهترین راه است.
ممکن نیست کسی بتواند بدون آنکه به خود درس بدهد به دیگران چیزی بیاموزد.
روزی که اولین بار به طور واقعی به خودتان خندید رشد خواهید کرد.
ادب خود ارزشی ندارد ولی همه چیز را می خرد.
بدترین و خطر ناک ترین کلمات این است که ((همه اینجورند)).!!
کسی که خود آتشی ندارد نمی تواند دیگران را روشن کند.
کسی که از شکست خوردن می هراسد به شکست خود اطمینان دارد.
اگر همواره تلاش کنید بدترین ها هرگز رخ نخواهد داد.
نگرانی یعنی عبادت خدای دروغین
جرات را نیز مانند صحبت کردن می توان به کودک آموخت.
خداوند روزی دهنده همه پرندگان است اما روزی آنها را داخل لانه شان نمیریزد.
آنهایی که بدترین استفاده را از وقت خود می کنند، اولین کسانی هستند که از کمی آن شکایت میکنند.
هرچه مارا محدود می کند آن را((بخت و اقبال)) می خوانیم.
نگرانی یعنی عبادت خدای دروغین
جرات را نیز مانند صحبت کردن می توان به کودک آموخت.
خداوند روزی دهنده همه پرندگان است اما روزی آنها را داخل لانه شان نمیریزد.
آنهایی که بدترین استفاده را از وقت خود می کنند، اولین کسانی هستند که از کمی آن شکایت میکنند.
هرچه مارا محدود می کند آن را((بخت و اقبال)) می خوانیم.
همواره از فردا وام میگیریم تا بدهی دیروزمان را بپردازیم .
بسیارند کسانی که چون دریا سخن میگویند اما زندگی چون مرداب ها دارند.
دلهایی را که رنج به هم پیوند میدهدءشکوه شادمانی از هم جدا نمیسازدءمهری که با اشک ها پاکی یافته باشد تا ابد پاک و زیبا می ماند .
کوتاهترین فاصله بین یک مشکل و راه حل آن فاصله بین زانوهایت تا زمین است کسی که در برابر خداوند زانو بزند در مقابل هر مشکلی می تواند بایستد.
به جای موفقیت در چیزی که از آن نفرت دارم ترجیح می دهم در چیزی شکست بخورم که از آن لذت می برم.
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است .
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری .
کاش می شد که پریشان تو باشم یا نباشم یا که از آن تو باشم
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ هفت رنگش می شود هفتاد رنگ
ما کشتی صبر خود در بحر غم افکندیم تا آخر ازاین طوفان هر تخته کجا افتد
همه می خواهند در زندگی برای خود دوستی بیابند اما هرگز کسی در این فکر نیست که برای دیگران دوست باشد.
علم تنها زمانی خطر ناک می شود که خیال کندبه هدف خود رسیده است.
حکمت درختی است که در دل می روید و میوه از زبان میدهد .
آنجا که صحبت توقف میکند هنر آغاز می شود.
آنچه که ادمی را والا می کند مدت احساس های والا در اوست نه شدت آن احساس ها.
زندگی گره ای نیست که در جستجوی گشودن آن باشیم واقعیتی است باید آن را تجربه کنیم.
حقیقت نیازی به پشتیبان ندارد.
رنج بردن، بیشتر ازمردن جرات و جسارت میخواهد.
دور هم شدن یک آغاز،دور هم باقی ماندن یک پیشرفت و با هم کار کردن یک موفقیت است.
هر گز از این که مدتی بنشینید و بیندیشید ،نترسید.
زندگی در جریان است باید با آن جاری شد اجازه دهید آنچه تقدیر است پیش آید.
ما ارباب سرنوشت و فرمانروای روح خود هستیم زیرا می توانیم افکارمان را کنترل کنیم.
زندگی داشتن برگ برنده درست نیست بلکه خوب بازی کردن با امکانات ضعیف و معمولی است.
بسیاری از مردم تمام عمر خود را درجزیره خیالی به نام (( یک روز دست به کار خواهم شد)) می گذرانند.
دانش خلیجی است که ما فقط چند دانه ریگ کوچک را از این پهنای وسیع برداشته ایم.
هنگامی که کتاب زندگی گشوده می شود، خوانده های ما به صورت رازی خواهند بود.
ذهن تنها زمانی می تواند تصویر حقیقی خود را نشان دهد که در آرامش کامل قرار دارد.
زنبور عسل نیش می زند ولی خودش هم میمیرد.
افکار انرژی هستند، دنیای خود را با افکارتان آباد و یا نابود می سازید.
صبر گلی است که در هر باغی نمیروید.
پنج دلیل برای کار کردن در تابستان
1- شما مهارت اجتماعی شدن را فرا می گیرید :
برای کارهایی که شما به دنبالشان هستید ممکن است به مصاحبه بروید . بیاموزید چگونه از یک مصاحبه به خوبی بیرون بیایید و این مهارتی است مفید برای کل عمرتان. این به شما کمک می کند که بعد از دانشگاه بتوانید یک شغل تمام وقت و مناسب پیدا کنید .
2- شما می توانید با رد شدن، بهتر روبه رو شوید :
این بعید است که شما با اولین مصاحبه وارد کار شوید . رد شدن یکی از پله های مهم زندگی است و ما این را انکار نمی کنیم که تحملش سخت است . نکته خوب این است که هر چه بیشتر دراین حالت قرار بگیرید با تجربه و پخته تر می شوید و می توانید به راحتی با احساسات خود کنار بیایید. در این صورت شما ضربه های روحی ناشی از رد شدن را پشت سر می گذارید و آنها را به دست گذشته می سپارید .
3- شما خودتان را کشف می کنید :
آیا الان در جایی کار می کنید که مورد علاقه شما نیست؟ زیاد سخت نگیرید.ممکن است در اثر این کار مهارت یا علاقه ای در خودتان کشف کنید که روحتان هم از آنها خبر نداشت .
آیا کار عالی پیدا کرده اید ؟ یا خودتان را سرخورده حس می کنید ؟ حتی اگرشما شغل خود را دوست نداشته باشید برای زندگی آینده ی خود ( مانند دانشگاه رفتن یا ماشین خریدن و غیره )پول پس انداز کنید . شما می آموزید که می توانید از چیزی که حتی دوست ندارید ، برای رسیدن به هدفی که برایتان مهم است استفاده کنید و اگر کار پیدا نکردید ، شما می توانید تصمیم بگیرید که کار خودتان را شروع کنید .
4- شما محدوده آرامش خود را گسترش دهید :
بله این بسیار آسان است که در خانه بنشینید و کارهای تکراری هر روز را دوباره تکرار کنید . ولی بیرون به دنبال کار رفتن شما را از آن خلسه و تنبلی به سمت تجربه های جدید سوق می دهد . شما هیچ وقت نمی دانید چه چیز در انتظارتان است و چه چیزی پیدا می کنید . آیا پیش آمده است هنگامی که از کنار یک فروشگاه بزرگ رد می شوید به فکر فرم پر کردن و کار در آن فروشگاه باشید . آیا شده است که شخص مصاحبه کننده، کار بی ادبانه ای مثل درآوردن کفش ها یا گذاشتن پا روی میز انجام دهد . حتی اگر شما چیزهای بدتر از اینها مشاهده کنید و با داستان هایی باور نکردنی و دیوانه کننده به خانه بازگردید باز هم ارزشش را دارد .
5- شما نوعی رقابت را حس می کنید :
بعضی می گویند که کار پیدا کردن در تابستان مشکل است . بنابراین بسیاری از نوجوانان بدون هیچ تلاشی تسلیم می شوند . اگر کار جویان خود را کنار بکشند (به دلیل حرفهای مردم و یا غیره) پس شما شانس بیشتری برای کار پیدا کردن دارید و اگر شما کار مورد علاقه خود را پیدا نکردید ، این ممکن است بدشانسی باشد و در عوض تجربیات خود را پربارتر کرده و چیزی به سابقه ی کاری خود اضافه کرده اید. چه برای دانشگاه و چه برای کارهای آینده .
حرف آخر این است که فقط دنبالش بروید. چیزی تازه را امتحان کنید . شما چیزی برای از دست دادن ندارید بلکه منفعت های بسیاری می برید.
عوامل موفقیت
موفقیت =آگاهی + متقاعد سازی + قدرت
بیاموزید که چگونه با بکاربـردن این قوانـیـن تعیین کننده در زندگی کاری خود می توانید در شغل خود موفق گردید.
● آگاهی
ظواهر ابزار سنج زندگی هستند. نحوه ای که خـود را معرفی میکنید مـقیاسی از شمـا ایجاد می نماید که دیگران بر اساس آن شما را تصور کرده، در موردتان قـضاوت نـمـوده و رفتار می نمایند. همه روزه با افرادی روبرو خواهید شـد که مایـلید آنها را تحـت تاثیر قرار دهید، خواه افراد بالادست باشند و خواه مشتریان بالقوه.حتی کسانی که زیر دست شما کار می کـنـند را نـیز برای ایجاد نمودن یـک رابطه کاری مفید باید متاثر نمایید. برای رسیدن به کامیابیهای بزرگ لازم است بعنوان نـمونه بارزی از نزاکت و اعتماد بنفس در جـامـعه ظـاهر شده و در این زمیـنـه مـرتکب هیچ اشتباهی نگردید - بخت و اقبال فقط یکبار بسراغ شما خواهد آمد.همیشه بایـد بـرای ایـجـاد یـک تاثیر گذاری مناسب آمادگی داشته باشید. اگر چه ممکن است این کار در ابتدا نیاز به کمی سعی و تلاش داشته باشد، ولی بعد از مدتی عادی خواهد شد.نکات زیر شما را برای شروع کارتان یاری خواهند نمود.
● لباس مناسب برای تاثیرگذاری
اجازه دهید از خارجی تـرین لایه آغاز کنیم: لبـاسهای شما. دو دسـت از بـهتـریـن کت و شلوارهایی که در استطاعت شما است را خریـداری نمایـیـد. یـک پیـراهن شیـک بـر تـن نموده و کفشهایتان را واکس بزنید. اکنـون کـه دنـده در دسـت شـما اسـت، بیاموزید که چـگونه مـی تـوانـیـد از آن استفاده کنید. همیشه راست قامت بایستید؛ نه تنـها بـاوقـار بنظر خواهید رسید، بلکه لباسهایتان نیز بسیار گران قیمت تر جلوه خواهند کرد.
● محکم دست دهید
نمیتوانم بگویم که یک دست دادن خوب و مـناسب چـقدر حائز اهمیت است. مردم از آن متوجه ابهت و بزرگی شما میشوند. مطمئن شوید که دستتان کاملا خشک باشد؛ یــک دست مرطوب و چسبنده خوشایند نبوده و نشانگر عصبانیت و دستپاچگی می بـاشـد. دستها باید درنقطه تلاقی انگشت سبابه با شست بهم متصل شده و خود دست دادن باید سفت و محکم باشد.
تماس چشمی را حفظ کنید
همیشه در چشم فردی که با او در حال گفتگو هستید نـگاه کنید. روی برگرداندن نشانه خستگی و یا توجه اندک و سرسری می بـاشد. بـه پــایین نگاه کردن سستی و تزلزل را میرساند. نگاه خود را بطور ثابت و با حالتی دوستانه حفظ کنید.
● مهربان باشید
شمـا بــاید سرچشمه ای از لذت برای دیگران باشید. کلید این کار مـهـربـانـی اسـت، از آنجایی که شما را انــسانی منطقی و معاشرتی نشان خواهد داد. یک لبخند طبیعی و پیوسته تنها چیزی است که نیازدارد.با اینحال حد و مرز خود را بشناسید؛ مهربان بودن بـه مـعنای دوست کسی بودن نمی باشد. به دیگران احترامی مقتضی نشان دهیـد تـا آنها نیز مقابله بمثل نمایند.
با فصاحت سخن بگویید
سخنرانی شما باید شفاف، باز و دقیـق باشد. آمیختن "ااا.." ها به جملات بهتـریـن راه برای از دست دادن علاقه شنوندگان بــوده و باعث عدم توجه کامل آنها به شما میگردد. بیاموزید که چگونه میتوانید دیگران را متقاعد کنید که ایده هایتان از آنها بهتر است.
● متقاعد سازی
شـمـا تـاثـیـر مثـبتی از خـود بـجای گذاشته و مـورد توجه بسیار زیاد کارفرمای خـود قرار گرفته اید. این فرصتی برای شما جهت درخشیدن و پیشرفت محسوب میگردد.تصور میکنید که ایده ها و دیدگاه های شما نسبت به بــقیه بهتر و منطقی تر هستند و میـخواهید دیـگـران را راجع به این موضوع قانع کنید. اگر از قوانین هنرمتقاعدسازی آگـاه بـاشـیـد، کار بسیار آسان خواهد بود. فـروشـنــدگـان، سـیاسـتـمداران و مـکتـب سـازان از این قـوانـین بخوبی اطلاع دارند. چه چیزی در آن شخص وجود دارد که شما را وادار به پذیرش مینماید؟ بــه خواندن ادامه دهید تا متوجه شوید چگونه میتوانید چنین تاثیری را در خود بوجود آورید.
● مخاطبین خود را بشناسید
هیچ عذری بـرای یک تحقـیـق و بـررسـی ضـعـیـف پـذیرفته نیست. شناختن مخاطبین و شـرایـط آنـها کلیـدی است برای یافتن بهترین راه برای قانع نمودن و هـدایـت دیـگران. تـا جاییکه میتوانید از شرکت خود اطلاعات کسب نمایید؛ چه تغییراتی در آن اعمال شده و در چـه سـمت و سویی در حال حرکت است. پیش بینی نیازها و ارائه راه حل برای آنهـا بشما در وادار نمودن دیگران برای پذیرش ایده هایتان کمک خواهد کرد.
● خودتان را قانع کنید
پیش از اینکه بخواهید آماده متقاعد نمودن دیگران شوید، باید خودتان را قانع کنید. تنها زمانی میتوانید موضوعی را به دیگران بقبولانید که خودتان واقعا و کاملا از بهتریـن بـودن بودن آن موضوع اطمینان حاصل نموده باشید. از لیستی شـروع کنید که دلایل بهترین بودن شما را برای شغلتان تشریح کند. هر نکته را بصورت دقیق خوانده و شروع به باور آن نمایید. هرگونه شک و شبه می تواند در نحوه معرفی شما نمایان شده و تلاشهایتان را هدر دهد.بهترین فروشندگان کسانی هستند که بهترین مشتریان خودشان میباشند. آنها عاشق چیـزی هسـتند کـه مــی فروشند و حقیقتا باور دارند که نظر دیگران نیز باید همین باشد.
● کلمات کلیدی و تعابیر را تکرار نمایید
انسانها مخلوق عـادات بوده و بـنـابراین در مـورد شـناخته شده ها و آشـنـایان احساس راحتی میکنند. تاکید کردن بر عبارات کلیدی محبوب و ایده هایی از قبیل درآمدها، سود سهام، پاداش و مساعده جذب ادراکات و قوای تشخیص اغلب مردم میشود.
● ایده های خود را با نیازهای دیگران مرتبط سازید
متصل نمودن ایـده و یا محصولـتـان بـا آنـچه کـه مخاطبین تمایل به آن داشته و یا بسیار علاقمندش هستند، ابزاری عالی برای متقاعد سازی محسوب میگردد. آگهی دهندگان هر زمانی کـه مـحصولاتشان را با نـیـازهای اساسی مانند غذا، مسـکن و امنیت مرتبط می کنند، در واقع از همین اصل بهره می برند. اگر در زمینه تجارت فعالیت می نـماییـد، لازم اسـت کـه جذب نیازهای تجاری شوید: رضایت مشتری، دوام محصـول، بـهره وری، پس انداز و سود.
● علاقه شنونده را توسط جریانی مناسب برانگیخته کنید
یک "سمـفونی" موفق دارای سـاختاری بسیار مدبرانه میباشد. جمله بندی، آهنگ صدا و تـرتیب کلمات در تاثیرگذاری سخنرانی شما نقش بسیار با اهمیتی را بازی می کـند. به چگونگی شروع ارائه مطالب و عکس العمل مخاطبین دقت نمایید.
با یک حرکت جلب توجه کننده شروع میکنید و یا بایک عبارت اطمینان زا و یا با جمله ای که باعث برانگیختن حس نیاز و تمایل گردد؟ آیا بصورتی رسمی صحبت می کنید؟ آیا از حرکات مخصوص سخنرانی بطور مؤثر بهره میبرید؟ زبان بدنی را چـطـور دخــیل میکنید؟ آیا مطالبات و ادعاهای مثبت شما بصورت ضمنی یا آشکار شرح داده شده است؟تـوجه به این نکات در معطوف نمودن و شیفتن مخاطبین بسیار اهمیت دارد.به خواندن ادامه دهید تا بیاموزید که چگونه می توانید قدرت افشانی کنید.
● قدرت
افـرادی که در تجارت بسیار موفق هستند خوب می دانندکه از قدرت و نفوذ خود چگونه استفاده و آنرا حفظ نمایند.قدرت داشتن اغلب به معنای دورنگاهداشتن خود از لحظه است -- با نگاه کردن به گذشته و آیـنده، بـه اشـتـباهات و احتمالات. یک مجموعه عقاید عملی و استراتژیک به شمـا کـمک کنـد تـا بـتـوانید اتفاقات آینده را پیش بینی نمـوده ودر نتیجه زمانیکه شرایط بوجود آمدند، برای مقابله با آنهـا آمـادگـی لازم را خـواهیـد داشـت. نـکات زیـر شما را یـاری میکند تا در همان لیگی باشید که بزرگان تجـارت جهـانـی در آن مسابقه داده اند.
● قدرت افشانی کنید
اولین قانون استفاده استادانه از قـدرت تـسلط یافتن بر تـصویر خودتان است. با قدرتمند بودن و قدرتمند ظاهرشدن، دیگـران خـواهند خـواسـت کـه خـود را بـا شـما پـیوند دهند. مردان قدرتمند یا می خواهند هم پیمانان شما باشند یا شما را همچنان در حال تلاش و کوشش برای موفقیت نگاه دارند. پس بـا خود همانند یک پادشاه رفتار کنید. با صلابت بنشینید و یا راه روید، پیرامون خود را با افراد با نفوذ پر کرده و خود را باوقار بپندارید.
● همیشه بهترین کارتان را انجام دهید
همیشه از خود و دیـگـران انتظار بهترین ها را داشته باشید. چیز دیگری برای گفتن لازم نـیـست به جز اینکه: برندگان خـواهان انجام چیزی می بـاشـنـد کـه بازندگان رغبتی به آن ندارند.
● احساسات خود را پنهان و کنترل کنید
بزرگتریـن مـوانع قـدرت، احساسات میباشد. به همین دلیل است که باید بر آنها مسلط شوید. مخصوصا عصبانیت می تواند مهلک باشد. عصـبـانـیت باعـث مکـدر شدن قضاوت گردیده، شـما را در سـیـلابـی از خـشم و طـغـیان فـرو برده و بـه وجهه تان صدمه خواهد رساند. احساسات را تحت کنترل خود درآورید تا به بهترین نتیجه دست یابـیـد. یـک قـدم به عقب برگشـته و ذهـن خـود را از مـوقیعت ناخـوشـایند کـنـونی رها سازید. این باعث خواهد شد به مـوضوع بصورتـی واقـعی نگریسته و منـطقـی تــرین تصمیم را در مورد آن اتخاذ نمایید.
● از قدرت خود استفاده سوء نکنید
در انتها باید از گرفتار شدن در دام خود بزرگ بینی اجـتـنـاب کـرده و در بــرابــر وسـوسـه بـدسـت آوردن قـدرت بـیـشتـر مـقـاومت نـمایــید. طمع و حرص پایان ناپـذیـر بـرای قـدرت بسیاری از افراد را به دیار نابودی فرستاده است. حـد و مـرز خود را دانسته و زمانیکه به حد کافی قدرتمند شدید به همان اندازه اکتفا کنید.
سوء تعبير از موفقيت
1- بعضي از مردم به خاطر گذشتهشان، تحصيلاتشان و... موفق نيستند.
هيچ كس نميتواند موفق باشد مگر بخواهد و سپس براي بدست آوردنش بكوشد.
2- افراد موفق اشتباه نميكنند.
آنها هم مثل ما اشتباه ميكنند فقط اشتباهشان را تكرار نميكنند.
3- براي موفق شدن بايد 60 (70، 80، 90 و...) ساعت در هفته كار كرد.
موفقيت به «زياد» انجام دادن كاري ربط ندارد، بلكه بيشتر به «درست» انجام دادن آن ربط دارد.
4- فقط اگر قواعد خاصي را اجرا كنيم موفق ميشويم.
چه كسي قواعد را به وجود ميآورد؟ موقعيتها متفاوتند. گاهي لازم است از قواعد خاصي پيروي كنيم و گاهي نيز بايد قواعد ساخته خودمان را بكار بنديم.
5- اگر كمك بگيريم، اين ديگر موفقيت نيست.
موفقيت به ندرت در تنهايي رخ ميدهد. آنهايي را كه به موفق شدن تو كمك ميكنند، شناسايي كن. تعدادشان كم نيست.
6- بايد خيلي شانس بياوريم تا موفق شويم.
بله، كمي بايد شانس آورد اما بيشتر به كار سخت، دانش و جديت احتياج است.
7- فقط اگر زياد پول درآوريم موفقيم.
پول يكي از نتايج موفقيت است، اما ضامن آن نيست.
8- بايد همه بدانند كه ما موفق هستيم.
شايد با بدست آوردن پول و شهرت بيشتر، افراد بيشتري از كارتان باخبر شوند. اما، حتي اگر شما تنها كسي باشيد كه از اين موضوع باخبريد، هنوز آدم موفقي هستيد.
9- موفقيت، يك هدف است.
موفقيت بعد از رسيدن به اهداف بدست ميآيد. وقتي ميگويي «ميخواهم آدم موفقي شوم» از شما سوال ميكنند: «در چه چيزي؟»
10- به محض اينكه موفق شويم، گرفتاريها هم تمام ميشوند.
شايد فرد موفقي باشي، اما خدا كه نيستي. پستي و بلنديها در پيشاند. از موفقيت امروزت لذت ببر، فردا روز ديگري است.
چگونه زندگی شاد و موفق داشته باشیم ؟.
سلامتی:
۱- آب فراوان بنوشید.
۲- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.
۳- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.
۴- بااین ۳ تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)،Enthusiasm
(شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).
۵- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید.
۶- بیشتر بازی کنید.
۷- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
۸- روزانه ۱۰ دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
۹- ۷ ساعت بخوابید.
۱۰- هر روز ۱۰ تا ۳۰ دقیقه پیادهروی کنید و در حین پیادهروی، لبخند بزنید.
شخصیت:
۱۱- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمیدانید که بین آنها چه میگذرد.
۱۲- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.
۱۳- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.
۱۴- خیلی خود را جدی نگیرید.
۱۵- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.
۱۶- وقتی بیدار هستید بیشتر خیالپردازی کنید.
۱۷- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
۱۸- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را
به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین میبرد.
۱۹- زندگی کوتاهتر از این است که از دیگران متنفر باشید.نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.
۲۰- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.
۲۱- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.
۲۲- بدانید که زندگی مدرسهای میماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید.
مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستندو به مانند کلاس جبر میباشند.
۲۳- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.
۲۴- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.
جامعه:
۲۵- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.
۲۶- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.
۲۷- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.
۲۸- زمانی را با افراد بالای ۷۰ سال و زیر ۶ سالبگذرانید.
۲۹- سعی کنید حداقل هر روز به ۳ نفر لبخند بزنید.
۳۰- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری میکنند، به شما مربوط نیست.
۳۱- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمیآید،
بلکه دوستان شما به شما مدد میرسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.
زندگی:
۳۲- کارهای مثبت انجام دهید..
۳۳- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.
۳۴- خداوند درمانگر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است..)
۳۵- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.
۳۶- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید،
لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.
۳۷- حتی بهترین هم میآید.
۳۸- همین که صبح از خواب بیدار میشوید، باید از خداوند تشکر کنید.
۳۹- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.
۱۰ عقیده که شما را در زندگی عقب نگه می دارد
۱. اگر در چیزی شکست خوردی، فردی مغلوب هستی!
این باور معمولاً در مدرسه و در روزهایی که میخواهیم وارد بزرگسالی شویم، شکل میگیرد. تشویقمان میکنند که به هر قیمتی که شده موفق شویم. من اگر شکست بخورم، که بسیار هم پیش میآید، دوباره تلاش میکنم، اینقدر آن را امتحان میکنم تا بالاخره موفق شوم. اگر باور داشته باشید که اگر در کاری شکست بخورید، فردی شکستخورده هستید، یعنی همه آدمهای دنیا شکستخورده هستند. اجازه ندهید چنین باوری شما را از زندگی عقب بیندازد. یک باور جدید جای آن بگذارید.
۲. تا وقتی خراب نشده، چرا باید عوضش کنیم؟
منظورم عوض کردن به منظور عوض کردن نیست. درمورد ارتقاء وسایل، فرایندها و … صحبت میکنم. برای حرکت کردن با سرعت زندگی ما نیاز به تغییر داریم و خیلی وقتها با کسانی برخورد میکنید که مخالف تغییر هستند. تا میتوانید از چنین افرادی دوری کنید. اگر میبینید چیزی را میتوانید ارتقاء دهید، معطل نکنید.
۳. به اندازه کافی برای اینکار استعداد نداری!
هیچکس در دنیا تا زمانیکه کاری را شروع نکرده، مهارت کافی برای آن را ندارد. اگر میخواهید کاری را انجام دهید فقط کافی است که شروع کنید. از اینکه ممکن است در برای تحصیل در رشته حسابداری نتوانید وارد دانشگاه شوید استرس به خودتان راه ندهید، فقط کافی است شروع کرده و تلاش کنید تا به آن دست پیدا کنید. اینترنت خیلی بیشتر از آنچه که در دانشگاه یا مدرسه به شما یاد میدهند اطلاعات دارد پس فقط کافی است که دنبالش باشید.
۴. برای امتحان کردن یک کار تازه دیگر پیر شدهای!
متوسط امید به زندگی در کشورهای پیشرفته، برای مردها ۷۵ و برای زنان ۷۹ سال است. مطمئن باشید این عدد تغییر خواهد کرد و خیلی زود این سن به ۱۰۰ سال خواهد رسید. این یعنی ما هیچوقت برای شروع کردن یک کار جدید پیر نیستیم. امتحان کردن یک کار تازه بهترین راه برای فعال نگه داشتن مغز و بالا بردن انگیزه برای زندگی است. مردم ما انتطار دارند تا ۷۵ سالگی عمر کنند، و فکر میکنید چه اتفاقی میافتد؟ تا همین سن بیشتر عمر نمیکنیم! اگر انتظار داشته باشیم که تا ۱۰۰ سالگی زنده بمانیم، مطمئناً تغییرات بیشتری در زندگیمان ایجاد میکنیم و کمتر خودمان را منحصر به زمان میکنیم. امتحان کنید.
۵. دیگران شما را کنترل میکنند.
این شما هستید که خود را کنترل میکنید نه هیچ چیز دیگری. هیچکس در این دنیا شما را کنترل نمیکند، این شما هستید که نیروی درونتان را کنترل میکنید. شما برای زندگی به هیچکس و هیچچیز جز خدا نیاز ندارید، پس زندگیتان را کنید و سرنوشتتان خود رقم بزنید.
۶. شما به حساب نمیآیید.
این واقعیت که زندهاید نشان میدهد که فرد خاصی هستید. اگر میخواهید فردی خاص و خارقالعاده باشید، باید تلاش کنید. تکتک ما استعداد خاصی داریم که از آن بیخبریم و هنوز کشفش نکردهایم. برای اینکه ببینید واقعاً به چه چیز علاقهمندید، همه چیز را امتحان کنید. من واقعاً به تغییر اعتقاد دارم. مجبور نیستید همه عمرتان یک کار را انجام دهید. سبک زندگیتان را بارها و بارها تغییر دهید تا راهی را پیدا کنید که دوست دارید.
۷. دنیا به دور تو نمیچرخد!
کل دنیا فقط درمورد شماست. هر فرد در این سیاره دنیای جداگانهای دارد که در دستان خودش است. طوریکه شما دنیا را میبینید با طوریکه من میبینم متفاوت است و نگرش من هم با یک نفر دیگر متفاوت است. پس دنیا مربوط به شماست. حالا بگویید برای تغییر دنیا چه میخواهید بکنید؟
۸. هیچکس تو را باور ندارد.
من تور را باور دارم اما نظر من هیچ ارزشی ندارد، نظر هیچکس ارزشی ندارد. سعی کنید خودتان را باور کنید و نیازی نداشته باشید که کسی دیگر باورتان کند. به محض اینکه خودتان، خودتان را باور کردید، بقیه هم باورتان خواهند کرد اما شما به باور آنها نیازی نخواهید داشت.
۹. هیچوقت نمیتوانی آنقدر پول دربیاوری!
من این حرف را بارها شنیدهام. شما دقیقاً به همان اندازه که از خودتان انتظار دارید پول درخواهید آورد. اگر من به خودم بگویم که هیچ راهی نیست بتوانم این مقدار پول را دربیاورم، مغزم هم به دنبال راهی برای به دست آوردن آن مقدار پول نخواهد گشت. اما اگر اینقدر قاطع باشم که این مقدار پول را به دست بیاورم، مغزم راهی برای به دست آوردن آن پیدا خواهد کرد.
۱۰. در این مورد هیچ کاری از دستت برنمیآید!
مزخرف است! شما میتوانید هر جنبه از زندگیتان را که بخواهید تغییر دهید. بعضیها هیچوقت این باور را کنار نمیگذارند و واقعاً خجالتآور است. زندگی واقعاً سخت است و دل شیر میخواهد برای تغییر آن پیشقدم شوید اما بدانید که از عهده آن برمیآیید. باید بدانید که چه میخواهید و برای رسیدن به آن چه قدمهایی باید بردارید.
معلّم فلسفه از زبان معلّمان فلسفه
باید مستعد، ذاتاً اهل فلسفه و علاقمند به آن باشد.
روحیّهی پرسشگری و چون و چرا کردن دانشآموزان را تقویت کند.
قدرت بیان قوی داشته باشد و بتواند مطالب مشکل را به لطایفالحیل ساده کند. از مغلقگویی و قلمبهگویی بپرهیزد و به زبان دانشآموزان سخن بگوید.
مظهر نظم و انضباط باشد.
باید معقول و منطقی باشد. اهل دلیل و استدلال باشد.
جامعیّت داشته باشد. اطّلاعاتش به روز باشد.
از روشهای فعّال تدریس استفاده کند.
در عین جدّیت باید لطیف باشد تا مطالب خشک فلسفی را تلطیف نماید.
دقّت نظر داشته باشد. باریکبین و نکتهسنج باشد.
همه چیز را جدّی بگیرد و از کنار هیچ چیز سرسری نگذرد.
احاطه و اشراف به مباحث فلسفی و پویایی فکری داشته باشد.
ژرف نگری داشته باشد و دانشآموزان را از سطحینگری و ظاهربینی نجات دهد.
بصیر و روشبین باشد.
با دانشآموزان همدلی داشته باشد.
صبور، حلیم، متحمّل، آرام، معتدل و متین باشد.
بیشتر روشنگر و راهنما باشد تا قیّم.
مغلوب احساسات، تقلید، جوّ اجتماعی و سیاسی و تعصّبات و ... نباشد و جز به حقیقت نیاندیشد.
نقدپذیر باشد و روش نقد را به دانشآموزان بیاموزد.
کمک کند که دانشآموز از فطرت اوّل گذشته و به فطرت ثانی راه یابد و فکر انتزاعی و کلّی نگری او را تقویت کند و از عالم حسّ و خیال گذر دهد.
دانشآموزان را به سوی معناداری و هدفداری سوق دهد و او را از یأس و حرمان و پوچی رها سازد.
به جای القای اندیشهها، روش اندیشیدن را به دانشآموزان یاد بدهد. اندیشه و اندیشهورزی را ترویج کند. فکر دانشآموزان را به فعالیّت وادارد و به تمرین فکر کردن وادارد. مهارتهای فکری و مدیّریت فکر را به دانشآموزان یاد دهد.
قول و فعلش سنجیده و حساب شده و محکم باشد.
درک و فهم دانشآموزان را هدف قرار دهد نه حافظهی آنان را.
در فلسفه بصیرت و خودآگاهی داشته باشد.
خودش باید مظهر فلسفه باشد. باید فلسفه را زندگی بکند.
مسائل فلسفی را خوب طرح کند و دانشآموزان را در پرسشهای فلسفی سهیم و شریک کند. با طرح سؤال، فکر دانشآموزان را تحریک کند.
با طرح شبهات دانشآموزان را حیران نکند و آنان را در برهوت شکّاکیّت تنها نگذارد.
ژست و پوز روشنفکری به خود نگیرد و اهل تفکّر و علم و حقیقت باشد.
به دانشآموز بفهماند که فلسفه دانشی بیوجه و بیفایده و بیحاصل نیست و بلکه اساسیترین، مهمترین و ضروریترین دانشهاست.
چگونه رفتار جراتمندانه را در فرزندان خود پرورش دهیم؟
یکی از مهارت های لازم برای مصون ماندن نوجوانان در مقابل رفتارهای پر خطر نظیر مصرف موادمخدر و روانگردان، مهارت جراتمندی است.
مهارت جراتمندی چست؟
جراتمندی مهارتی است که به فرد اجازه می دهد تا بدون بهره گیری از هرگونه خشونت، پرخاشگری و تجاوز به حق دیگران بتواند ضمن احترام به حق دیگران در قالبی بسیار معقول، آرام، آزادانه، با اعتماد به نفس کامل، افکار ، احساسات، خواسته ها و ارزش های خود درباره یک موقعیت را مستقیم و صادقانه ابراز و نسبت به دفاع از حقوق خود اقدام کند، بدون آنکه به شانه فردی و اجتماعیش لطمه ای وارد شود.
ویژگی های فرد جراتمند
1- به آسانی میتوانند آنچه را در درونشان است صادقانه بیان و ابراز عقیده کنند بدون اینکه آسیب و لطمه ای به روابط آنان با دیگران وارد شود.
2- بدون هرگونه رودربایستی و تهدید، از دیگران تقاضا می کنند تا رفتار نامطلوبشان را تغییر دهند.
3- درصورتی که دیگران از آنها تقاضا و درخواست غیر منطقی (از جمله مصرف سیگار، مواد مخدر و روانگردان، الکل، روابط سوء جنسی و...) داشته باشند، با قاطعیت و صراحت جواب رد می دهند و توان ((نه گفتن)) انها بالاست. به عبارتی نگران ناراحت شدن افرادی که تقاضا یا پیشنهاد نامعقول دارند، نیستند.
4- به راحتی احساسات مثبت و منفی خود را ابراز می کنند و دغدغه ای در این خصوص ندارند، به گونه ای که احساس گناه نمی کنند زیرا می دانند که وظیفه آنها خشنود نگه داشتن همه و به هر قیمتی نیست.
5- از توان کافی برای برقراری ارتباط و تعاملات اجتماعی برخوردارند.
6- صریح هستند، یعنی در مواقع لزوم دیدگاه خود را به صورت ساده، قابل فهم،مستقیم، مختصر و بدون هرگونه واسطه بیان می کنند.
7- در صورت نیاز، تصمیم هایقبلی خود را تغییر می دهند، به گونه ای که اگر قبلا به تقاضایی پاسخ مثبت دادند، اما به اشتباه خود پی برده اند، اشتباه خود را جبران می کنند و آن پیشنهاد را رد می کنند.
8- نسبت به خود احساس مناسبی دارند و برای خود احترام قائل اند.
9- در موقعیت های مختلف روزانه از تسلط کافی برخوردارند وبر این احساس تصمیم های منطقی می گیرند.
10- برای دیگران نیز احترام و ارزش قائل اند.
11- به طور مستمر عملکرد خود را ارزیابی می کنند.
12- در صورت عصبانیت، خشم خود را ابراز و دلیل آنرا به طرف مقابل بیان می کنند.
13- در صورت نیاز و ابهام از دیگران سوال می کنند.
14- در زمان سخن گفتن با قدرت و صلابت صحبت می کنند.
آثار نا شناخته خویشتن داری
1- کم هزینه بودن: خویشتنداری در مقایسه با نظارتهای بیرونی،بسیار کم هزینه است. شاید تنها هزینه ی آن مربوط به کار فرهنگی برای نهادینه کردن این فضیلت در متن جامعه باشد.
2- امكان اصلاح سریع اشتباهات و جبران آن: افرادی که از خویشتنداری بالایی برخوردارند به محض رخدادن اشتباهی و یا نمایان شدن انحرافی در کار، بی درنگ در صدد اصلاح آن برمیآیند و تلاش میکنند مشکل به وجود آمده را برطرف و جبران كنند.
خویشتنداری در زمینه غرایز جنسی این واژه یک معنای عام تر نیز دارد و آن صبر ، کنترل خویش، بازداری احساسات و تکانه ها در مواقع لزوم، به حاشیه بردن خواسته های بی منطق و برجسته ساختن عقل و راهنمای درونی است.
3- افزایش بهرهوری: گسترش فرهنگ خویشتنداری در جامعه موجب میشود از تمامی امکانات و ابزارها بیشترین بهرهبرداری به عمل آید و از اسراف و هدر رفتن منابع جلوگیری شود.
4- گسترش عدالت اجتماعی: در محیطی که فرهنگ خویشتنداری در آن نهادینه شده و در جایجای آن حاکم است ،معمولاً افراد بدون انجام دادن کار چشمداشتی ندارند و حاضر نیستند حقوق دیگران را پایمال کنند. آنها به خود اجازه نمیدهند به امکانات و منافع جمعی صدمهای وارد آورند و یا در كارهای خود کوتاهی كنند. نتیجه چنین حالتی ایجاد و گسترش عدالت اجتماعی است.
5- تقویت ایمان و تقوا: اگر خویشتنداری با قصد و انگیزه معنوی همراه باشد و برای پیروی از دستورهای الهی انجام گیرد (مانند روزه گرفتن یا صبح زود برای اقامه ی نماز از خواب برخاستن)، سبب افزایش ایمان و تقوای فرد خواهد شد.
نكاتي كه در بازي كودكان بايد مورد توجه قرار گيرد:
- در بازي، كودكان را غيرمستقيم به رعايت مسائل اخلاقي و توجه به حق و عدالت تشويق كنيد.
- بازيهايي به كودكان پيشنهاد كنيد كه مطابق ذوق و سليقه آنها باشد.
- بازي بايد براي كودك متنوع باشد؛ تكيه بر يك نوع بازي درست نيست.
- هرگز در بازيهاي كودكانه دخالت مستقيم نكنيد.
- در بازي از تربيت اجتماعي كودك نبايد غفلت كرد.
- بايد كاري كنيد كه بازي به صورت تجربه اي لذت بخش براي كودك درآيد.
- اگر كودك ميل به بازي ندارد، بايد علت آن را جستجو كرد و در صورت لزوم به رفع آن پرداخت.
- گاهي لازم است والدين نيز همبازي كودكان شوند.
- بگذاريد كودك در بازي براي خود فكر كند و هرگز پاسخ را به كودك نگوييد، مگر در موارد استثنايي.
- اسباببازي بايد متناسب با سن و جنس كودك باشد.
- اسباببازي بايد ارزان قيمت باشد تا كودك بتواند آن را دستكاري كند.
- اسباببازي بايد براي كودك تازگي داشته باشد.
- وسايل بازي بايد متنوع باشند تا كودك را در رشد و تكامل ياري كنند.
- در خريد اسباببازي بايستي به نياز و سليقه كودك كاملاً توجه كرد و از هرگونه اجبار و يا القاي نظر خودداري نمود.
- اسباببازي بايد بيخطر باشد.
- از خوردنيها به عنوان اسباببازي نبايد استفاده كرد.
تعريف اختلال اضطراب جدايي:
اضطراب شدید و نامناسب با سطح رشد فرد در رابطه با جدايي از منزل يا كساني كه فرد به آنها دلبستگی دارد .
ضوابط تشخيصي اختلال اضطراب جدايي بر اساس dsm-iv :
الف) بر اساس 3 نشانه ( يا بيشتر ) از نشانه هاي زير مشخص مي شود :
1) ناراحتي مفرط و پا برجا ، هنگامي كه جدايي از منزل يا اشخاصي كه كودك به آنها دلبسته است ، به وقوع مي پيوند و يا پيش بيني مي شود .
2) نگراني مفرط و پايدار در مورد از دست دادن يا آسيب هاي احتمالي موضوع دلبستگي .
3) نگراني مفرط و پايدار درباره وقوع يك رويداد ناگهاني كه فرد را از كساني كه به طور عمده به آنها دلبسته است ، جدا كند ( مثل گم شدن يا ربوده شدن ) .
4) بي ميلي يا امتناع از رفتن به مدرسه يا مكانهاي ديگر به خاطر ترس از جدايي .
5) مقاومت يا ترس پايدار و مفرط از تنها ماندن يا ماندن در منزل برون افرادي كه كودك به آنها دلبسته است .
6) بي ميلي يا امتناع از تنها خوابيدن يا خوابيدن در مكاني دور از خانه .
7) كابوس هاي شبانه تكراري كه محتواي آن جدايي است .
8) شكايت هاي مكرر در مورد نشانه هاي جسماني ( مثل سردرد ، معده درد ، تهوع و استفراغ ) در زمانيكه جدايي نزديك است يا پيش بيني مي شود .
ب) مدت اختلال حداقل 4 هفته .
ج) بروز اختلال قبل از 18 سالگي است .
د ) اختلال به ايجاد نارسائيها يا ضايعاتي در قلمرو كنش وري اجتماعي ، تحصيلي ( حرفه اي ) يا زمينه هاي مهم ديگر منجر مي شود .
ﻫ ) اختلال تنها در خلال فرايند اختلال فرد ديگر تحولي ، روان گسيختگي يا اختلال روان گسسته ديگري بروز نمي كند و در نوجوانان و بزرگسالان با ضوابط اختلال وحشتزدگي توأم با وسعت هراسي مطابقت نمي نمايد .
از آن جايي كه اضطراب جدايي و واكنش جدايي به عنوان بخشي از فرايند رشد بهنجار در كودكان در نظر گرفته شده اند و غالباً به گونه اي در كودكان و نوجوانان بهنجار رخ مي دهند ، براي اهداف تشخيصي توجه به اين نكته ضرورت دارد كه نشانه كه بايد به اندازه كافي شديد بوده و در كاركرد هاي مختلف فرد خلل ايجاد كنند .
۲۵ توصیه برای تقویت هوش میان فردی
۱ – در یک دفترچه خط کشی شده با سلیقه خودتان یا در کامپیوتر، اسامی همکاران، دوستان، آشنایان، خویشان و سایرین را در آن نوشته و یه برنامه مدون برای تماس با آنها بنویسید.
۲ – تصمیم بگیرید هر روز یا هر هفته با شخص جدیدی ملاقات کنید
۳ – به یکی از گروههای داوطلبی یا خدماتی بپیوندید مثل انجمنهای حمایت از بیماران، صلح، هلال احمر و …
۴ – هر روز ۱۵ دقیقه دقیقا به صحبتهای همسر یا دوست صمیمی خود گوش کنید.
۵ – یک میهمانی برگزار کنید و حداقل سه نفر را که خوب نمی شناسید دعوت کنید
۶ – گروه حمایتی تشکیل بدهید.
۷ – در گروهی در محیط کار یا تحصیل و یا اجتماع نوعی نقش رهبری به عهده بگرید.
۸ – در کلاسهای مهارتهای ارتباطات دوست یابی و میان فردی ثبت نام نمایید.
۹ – با یک یا چند نفر به صورت مشترک روی طرحی کار کنید که منافع آن نیز مشترک باشد: مقاله نویسی، فیلمنامه نویسی، دوخت و دوز، باغبانی و …
۱۰ – در منزلتان جلسات خانوادگی دائمی تشکیل دهید.
۱۱ – با استفاده از یک بولتن خبری در اینترنت با سایر مردم در ارتباط باشید
۱۲ – در محل کار خود جلسه تبادل افکار و نظرات تشکیل دهید
۱۳ – به چند آسایشگاه سالمندان یا بیماران روانی سر بزنید
۱۴ – با خواندن کتاب یا مقاله ای در زمینه آداب معاشرت و بحث در مورد مطالب آن با فردی که فکر می کنید به امور اجتماعی اشراف دارد، هنر رفتار اجتماعی مناسب را یاد بگیرید
۱۵ – در اماکن عمومی با مردم گفتگو کنید
۱۶ – به طور مداوم با مجموعه افراد در سراسر کشور مکاتبه کنید یا ایمیل بفرستید
۱۷ – در گردهمایی های مدرسه، دانشگاه و یا جلسات کاری شرکت کنید
۱۸ – با اعضای یک جامعه کوچک یا یک فرهنگ خاص مانند گروههای قومی یا شغلی آشنا شوید
۱۹ – به گروهی ملحق شوید که هدفش معاشرت، آشنایی و یا مطالعه و … باشد. مثل گروههای دوست یابی
۲۰ – داوطلبانه و به صورت غیر رسمی به دیگران پیشنهاد تدریس، تدریس خصوصی یا مشاوره بدهید.
۲۱ – یک یا دو هفته روزی ۱۵ دقیقه به مشاهده و بررسی چگونگی عملکرد متقابل افراد یک مکان عمومی ( مثل گوشه خیابان، ایستگاه قطار، فروشگاه بزرگ و غیره) بپردازید.
۲۲ – درباره افراد دور و بر خود عمیقا فکر کنید، این کار را ابتدا از خویشان و نزدیکان و دوستان شروع کرده و تا حد جامعه و کشور بسط دهید
۲۳ – اط زریق مطالعه زندگینامه ها، فیلمها زندگی افراد معروف و کارآمد را مطالعه و بررسی نماییدو بیاموزید که الگوی آنان را سرمشق خود قرار دهید.
۲۴ – مرتب در گروههای روان درمانی گروهی یا خانوادگی شرکت کنید
۲۵ – در فضای آزاد با دوستان و خانواده خود در یک فضای غیر رقابتی و بصورت گروهی بازی کنید.
آن گاه که در تنگنای معاش زندگی، روزنه امید نداری
ببخش وانفاق کن و وسعت رزق، ازمن بخواه
- آن گاه که می خواهی خوشبختی را گرم در آغوش کشی
تسلیم درگه من باش
- آن گاه که خواهان رسیدن به سرزمین سبز بندگی هستی
مرا بپرست تا به راه راست هدایت شوی
- آن گاه که می خواهی ثروتمندترین و توانگرترین باشی
مالت را در راه من صرف کن تا آن را زیاد کنم
- آن گاه که روحت در حسرت یک سنگ صبور، در تب وتاب است.
به هنگام صبح وشام، خدای را تسبیح بگوی
- آن گاه که منیت و غرور در بند بند وجودت، ریشه دوانید
سجده کن و تقرب بجوی
- آن گاه که درورطه غفلت و بی خبری ازیاد خدا غرق درنعمت شدی.
به هوش باش که درعرصه آزمون الهی به سر می بری
- آن گاه که مغرور به زندگانی دنیا شدی،
هوشیار باش که شیطان، در فریب توست
- آن گاه که خواهانی لحظه به لحظه نعمت، برتو افزون گردد،
نعمات الهی راشاکر باش تا آن ها را زیاد کنم
- آن گاه که در فراز ونشیب زندگی، غافل ازیاد خدا در حال بریدنی،
ازرحمت لایزال الهی مایوس مباش
روش هایی برای تثبیت علاقه و تفاهم در زندگی
۱-به همسرتان بگویید : " دوست دارم تا آخر عمر در کنارم باشی تا زندگیم را با تو سپری کنم "
هنگامی که شما این عبارت را بر زبان می رانید، در واقع به او نشان می دهید که تا آخرعمر روی عشق و وفاداری اش حساب خواهید کرد ؛ اوست که موجبات خوشبختی شما را فراهم آورده و می تواند روزهای عمرتان را به طرز بی نظیر و فوق العاده ای رقم زده و زندگی شما را تکمیل تر کند .
۲- به او بگویید :" من واقعاً علت مخالفت تو را درک می کنم و دوست دارم با هم به توافق نظر برسیم وبا یکدیگر تفاهم پیدا کنیم". هنگام مشاجره این عبارت را به زبان بیاورید تا مشاهده کنید که چگونه اختلاف نظر شما حل خواهد شد. در نتیجه خواهید دید که چگونه علاقه و سازش شما ، صلح و آرامش را برایتان به ارمغان خواهد آورد.
۳- به او بگویید :" من تو را همیشه دوست داشته ام ولی در حال حاضر احساس می کنم بیش از روزهای اول ازدواجمان به توعلاقه دارم."
حتی اگر همسرتان حالا دیگر چند کیلویی نسبت به اول ازدواجتان اضافه وزن پیدا کرده است و یا این که موهای سرش ریخته و کم پشت شده بازبگذارید که بداند هنوز همان کسی است که شما او را دوست می داشتید و می دارید و به او افتخار می کنید واگر ازدواج موفقی دارید این عبارت عین حقیقتی است که به او می گویید .
۴- به او بگویید :" اگر روزی مجبور شوم بین شغلم ، خانواده ام ، زادگاهم و تو یکی را انتخاب کنم، قطعاً تو را انتخاب خواهم کرد ."
به همسرتان بگویید که شما به پیمان وعهدی که با او بسته اید متعهد و پایبند هستید و چون به پیمان زناشویی و وفاداری اعتقاد دارید ، پس او همواره برایتان مقدم و محترم است و دراولویت قرار دارد.
۵- به او بگویید : " ما به اتفاق یکدیگر مشکلات و مسائل زندگی مان را حل خواهیم کرد و آنها را از میان خواهیم برد".
این عبارت بدین معناست که شما به همسرتان تضمین می دهید که در تمام مراحل زندگی با او شریک و همکار هستید و اگر مشکلی برای هریک از شما پیش آید در رفع آن به یکدیگر کمک می رسانید.
۶- به او بگویید :" چه کمکی از دست من برمی آید، بگوتا آن را انجام دهم ."
وقتی که او مشغول تمیز کردن گاراژ منزلتان است و یا درحین کار شکایت می کند، با گفتن این عبارت به او اطمینان می دهید که او را درک می کنید و همیشه در کنار اوهستید تا یار و یاور او باشید.
۷- به او بگویید : بیا به اتفاق هم غروب آفتاب یا … را تماشا کنیم ".
در هر ازدواج موفق و فوق العاده ای ، نیازاست که زن و شوهر فرصتی را برای تفریح و انبساط خاطر قرار دهند تا زندگی شان جنبه عاشقانه و رمانتیک پیدا کرده و رو به سردی نگذارد.
۸- به او بگویید : " اگر میل نداری امروز همراه من به میهمانی بیایی ، من به هیچ وجه ناراحت نمی شوم و دراین مورد به تو اعتراض نخواهم کرد ."
وقتی که شما از قبل برنامه ریزی کرده بودید که به اتفاق هم برای صرف ناهار به منزل مادرتان بروید و او ترجیح داد که در منزل بماند و برنامه مورد علاقه اش را از تلویزیون تماشا کند از این عبارت استفاده کنید و از او ناراحت و دلگیر نشوید. اتفاقاً گاهی به او اجازه دهید تا تنها باشد ، زیرا او بعد از آن ، قدر لحظاتی را که با شماست بهتر می داند و زمانی را که بعداً در کنار هم هستید برای هر دوی شما لذت بخش خواهد بود.
۹- به او بگویید:" احتیاج دارم که بیشتر در کنارم باشی."
زمانی که شما خوشحال ،غمگین ، دلتنگ و یا هیجان زده هستید وقتی این عبارت را به همسرتان بگویید او مطمئناً به سرعت به حرف شما گوش نخواهد کرد ، پس باخیال راحت و بدون ترس درهر حالتی که هستید دوباره به او بگویید ، زیرا عده ای ، خیلی هم این حرفها راجدی نمی گیرند.
۱۰- به او بگویید : ما به اتفاق یکدیگر می توانیم به اوضاع زندگی مان سر و سامانی دهیم و اگر تو لازم می دانی که شغلت را عوض کنی من به تو کمک خواهم کرد .
بیان کردن این عبارت به همسرتان اطمینان خاطر خواهد داد که در هر شرایطی شما در کنارش خواهید بود و چرخ زندگی را با کمک و دلسوزی هم خواهید گرداند وهمچنین مقداری از فشارمالی و اقتصادی او را کم خواهید کرد .
۱۱- به او بگویید :" تازمانی که سرپا هستم و هنوز ننشسته ام چه کاری برایت انجام دهم ؟ و چه چیزی برایت فراهم کنم؟"
هنگامی که با همسرتان مشغول تماشای تلویزیون هستید و از جای خود بلند می شوید و به سمت آشپزخانه می روید این عبارت را به کار ببرید. این نشان می دهد که شما تاچه اندازه به او توجه و دارید و درهمه وقت فکرتان متوجه اوست .
۱۲- به او بگویید :" وقتی که به افرادی که دوروبرم هستند فکر می کنم و آنها را می سنجم متوجه علاقه خود به تو می شوم و پیش خود مجسم می کنم که چه قدر دوستت دارم."
تصورکنید که اگر شما چنین عبارتی را در مورد خود ، از زبان فرد دیگری بشنوید چه احساسی به شما دست خواهد داد مطمئناً همسر شما هم احساس مشابه شما را پیدا خواهد کرد.
۱۳- به او بگویید :" توچقدر دوست داشتنی هستی !"
وقتی که درکنار او هستید این عبارت را همراه با محبت به او بگویید. چرا که این مسئله برای همسر شما بسیار مهم است که بداند شما هنوز هم به او توجه دارید و او را دوست می دارید و می توانید از طریق شوخی و تفریح علاقه خود را ابراز کنید .
۱۴- به او بگویید :" گاهی اوقات احساس می کنم باید از تو قدردانی کنم و امروز روزی است که به ارزش واقعی تو پی برده ام و دوست دارم همسر قدرشناسی برایت باشم."
این عبارت واین اعترافِ شما نیاز روزانه ی همسرتان را تأمین می کند و شناخت و آگاهی او را نسبت به شما بیشتر می کند و او متوجه می شود که شما چه قدر نسبت به او آگاهی دارید.
۱۵- به او بگویید : به نظر من تو بهترین هستی چون …
گاهی اوقات بهترین ویژگی اخلاقی و خوبترین خصوصیات او را خاطرنشان کنید و از محسنات او تعریف کنید. شما او را با این کار وادارخواهید کرد که بهترین رفتار را داشته باشد و ضمناً از این که شما خوبی ها و ویژگی های مثبت او را یادآوری می کنید بسیار خوشحال خواهد شد . در واقع مبالغه گویی شما او را به عرش خواهد رساند، تا جایی که ممکن است کمی هم غافلگیر وهیجان زده شود.
40 نکته برای تحول در زندگی
1. با مطالعه کتب مربوط به انتخاب همسر، آیین همسرداری، چگونگی ایجاد ارتباط با دیگران و نیز شرکت در جلسههای آموزش خانواده نیز تامل در آیات و روایات مرتبط با خانواده داری دانش و مهارت خود را در این زمینه افزایش دهید.
2. با همدلی، همفکری، همکاری و مشورت با یکدیگر درباره مسائل مختلف میان اعضای خانواده روابط سالم پدید آورید.
3. هر یک از زوجین دیگری را نزدیکترین و محرمترین فرد بداند و او را نیمه تن، حامی و پشتیبان خود تلقی کند.
4. با یادگیری مهارتهای ارتباطی نظیر فعالانه به حرفهای یکدیگر گوش کردن، احترام به نظرها و عقاید یکدیگر و تشریک مساعی و مشورت کردن روابط خود را بهبود بخشید.
5. بکوشید، باایجاد کانونی گرم و صمیمی، تمام اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر مسؤولیت رسیدن به تفاهم را پذیرا شوند.
تا که از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
6. هنگام اختلاف نظر یا سوء تفاهم، به جای سرزنش کردن یکدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایی مساله و یافتن راه حل آن بپردازید و در صورت لزوم کمک و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب کنید.
7. برای رسیدن به ا منیت روانی وعاطفی در روابط زناشویی داشتن صداقت، پذیرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهید.
8. در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستین فرصت ممکن به حل و فصل آن بپردازید تا به فرآیندی مخرب و پیشرونده تبدیل نشود.
9. به هر طریق ممکن رفتارهای مطلوب همسرتان را مورد توجه و تایید قرار دهید; به گونهای که همسرتان بفهمد برایش ارزش قائل هستید.
10. تشویق و تایید و بیان نکات مثبتبه طور آشکار یا در جمع باشد و تذکر نکات منفی و انتقاد به طور محرمانه و در تنهایی صورت گیرد.
11. برای خصوصیات و نیازمندیهای یکدیگر ارزش قائل شوید و در روابط کلامی، عاطفی، اقدامها و تصمیمگیریها به افکار و خواستههای همسرتان توجه کنید.
12. اگر رفتار خاصی برای شما مبهم است، سادهترین راه این است که از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسید و با روش مسالمتآمیز، صمیمانه و خوش بینانه موضوع را روشن کنید.
13. خشونت همسرتان را با خشونت پاسخ ندهید. خشونت را با سکوت پاسخ گویید و در موقعیتی مناسب درباره مساله مورد نظر به بحث و گفت و گو بپردازید.
14. بکوشید در سراسر زندگی، به خصوص در روابط بین خود و همسرتان، به جای هر گونه پیشداوری یا مشاهده اشکالات و ضعفها نقاط مثبت و قوت را ببینید; به عبارت دیگر، به جای توجه به نیمه خالی لیوان به نیمه پر آن توجه کنید.
15. سعی کنید در برنامه ریزی برای فعالیتهای اجتماعی، اوقات فراغت، دید و بازدیدهای خانوادگی و نظایر آن به مشورت کردن با یکدیگر بپردازید و از یک جانبه نگری بپرهیزید.
16. در هر فرصتی که پیش میآید، با همسر و اعضای خانوادهتان ارتباط کلامی و عاطفی برقرار کنید. شایان ذکر است زنها از صحبت کردن با همسرشان بیشتر لذت میبرند. بنابراین، مردان باید فعالانه به سخنان همسرانشان گوش کنند و واکنش مناسب نشان دهند.
17. اگر هر یک از زوجین در شرایط خاصی نمیتواند به سخنان همسرش گوش کند، باید صادقانه و صمیمانه این موضوع را به وی انتقال دهد، و تقاضا کند صحبت کردن درباره آن موضوع را به فرصتی دیگر واگذارد.
18. هر از چند گاهی زوجین در فضایی محرمانه، محبتآمیز و صمیمانه به ارزیابی رفتار و روابط یکدیگر بپردازند و از یکدیگر بپرسند، چه باید کرد تا روابطمان بهتر و بانشاط تر شود؟
19. همیشه، در رویارویی با مسائل و مشکلات خانوادگی، خود را در وضعیت طرف مقابل قرار دهید و با قبول مسؤولیتخود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روی آورید.
20. در روز یا در هفته زمان مشخصی را برای گفت و گو درباره مسائل و مشکلات و به اصطلاح درد دل کردن با همسرتان اختصاص دهید.
21. از داشتن نگرشهای آرمان گرایانه و شاعرانه در مساله ازدواج و روابط زناشویی و نیز انتظارات غیر واقع بینانه اجتناب کنید.
22. ارتباط زوجین باید از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست وغیر واقع بینانه دور باشد. اگر موضوع و مسالهای ذهن یکی از زوجین را به خود مشغول کرده است، باید آن را به صراحت و صادقانه مطرح کند و درستی و نادرستی اش را با همسرش مورد بررسی قرار دهد.
23. هر یک از زوجین باید زمینههای بروز سوء تفاهمها و سوء ظنها را از بین ببرد و از رفتارهایی که موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن میشود، خودداری کند.
24. هر یک از زوجین باید بکوشد با روانشناسی همسرش آشنا شود تا بداند زن یا مرد به چه اموری بها میدهد و نظام ارزشیاش چگونه است; برای مثال معمولا زن به وابسته بودن، کسب امنیت عاطفی و مورد حمایت واقع شدن اهمیت میدهد و مردان میخواهند مستقل و خود مختار باشند و آزادی عمل را دارای ارزش میدانند.
25. زن و شوهر از مسخره کردن یکدیگر و گفتن سخنان طعنهآمیز و دو پهلو جدا پرهیز کنند.
26. از رفتارهایی نظیر متلک، تحقیر، سرزنش و به رخ کشیدن یکدیگر که موجب افزایش مقاومتهای روانی در طرف مقابل است، جدا باید پرهیز شود.
27. در سراسر زندگی، از جمله در زندگی خانوادگی، بکوشید به نقاط مثبت، موهبت و نعمت هایی که در اختیار دارید بیندیشید نه به اموری که در اختیار ندارید.
28. از خطاهای یکدیگر سریعا بگذرید و خطاهای همدیگر را تحمل کنید.
29. بایادآوری برخی ایام مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن و دادن هدیههایی هر چند کوچک (مثل یک شاخه گل) به طور نمادین یا سمبلیک عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام کنید.
30. خود را در برابر همسرتان آراسته و پاکیزه و جالب توجه نگه دارید از پریشانی و وضع نامرتب بپرهیزید.
31. در انتخاب دوست و برقراری روابط دوستانه و معاشرتهای خانوادگی با زوجهای دیگر دقت کنید و این امور را با توافق یکدیگر انجام دهید.
32. از هر گونه رفتاری که به مرد سالاری یا زن سالاری میانجامد، پرهیز کنید.
33. خطای یکدیگر را در حضور دیگران، فرزاندن، آشنایان، والدین یکدیگر و... بازگو نکنید.
34. هرگز همسرتان را با زن یا مرد دیگر مقایسه نکنید.
35. از رفتارهای مطلوب همسرتان تشکر کرده، او را تشویق کنید و انگیزه تکرار آن رفتار را بیشتر سازید.
36. از تصمیمهای نادرست و غیر منطقی و کلیگوییهای منفی و شکلگیری افکار منفی درباره همسرتان شدیدا پرهیز کنید.
37. حتیالمقدور به قولهایی که به همسرتان دادهاید عمل کنید تا به سلب اعتماد و احساس فریب خوردگی نینجامد.
38. از نسبت دادن القاب و زدن برچسبهای ناگوار و نامطلوب مانند بدقول، زرنگ، شلخته، کلهشق، یک دنده، لجباز و خودخواه به یکدیگر پرهیز کنید.
39. در مواردی که غمگینی و افسردگی و یا عصبانیت زن یا شوهر شدت مییابد و احتمال اختلال در کار سیستم عصبی یا غدد درونریز به ویژه غده تیروئید وجود دارد، در نخستین فرصتبه پزشک متخصص مراجعه کنید تا از عادی بودن ترشح غدد از جمله غده تیروئید مطمئن شوید.
40. برای داشتن یک زندگی با نشاط و موفق خوب بیندیشید، وقتبگذارید، احساس مسؤولیت کنید، موانع ارتباط سالم را از میان بردارید و به عوامل ایجاد کننده روابط سالم توجه کنید.
روشهایی برای از بین بردن خستگی کار
راه حل هاي کوتاه مدت
1- کارهاي روزانه تان را يادداشت کنيد
همه ي کارهايي را که تا قبل از اتمام زمان کاري مي بايست انجام دهيد يادداشت کنيد. و با انجام هر کار کنارش تيک بزنيد. با اين کار زمان برايتان سريعتر مي گذرد و شما از کارهايي که انجام داده ايد به
خوبي اطلاع مي يابيد. اين کار در مواقعي هم که اطرافيان مي گويند شما سريعتر از ساير کارمندان کار نمي کنيد بسيار کمک کننده است زيرا نشان مي دهد که کارهايتان را کامل و به سرعت انجام داده
ايد.
2- طالب کار بيشتري باشيد
با رئيس خود رک و راست باشيد و از او کار بيشتري طلب کنيد و مسئوليت هاي خود را بيشتر کنيد. اگر در شرکت شما کارها به صورت گروهي انجام مي گيرد، مي توانيد کارهايتان را با همکارانتان جابه جا
کنيد. يا اينکه به همکارانتان در انجام کارها کمک کنيد. اما هميشه مراقب باشيد که همکارانتان با انداختن کارهايشان گردن شما سوء استفاده نکنند. حتماً در اين مواقع رئيس را در جريان کارها بگذاريد.
3- براي کارهايي که در حيطه ي مسئوليت شما نيست هم داوطلب باشيد
در کميته ي اجتماعي شرکتتان نام نويسي کنيد. با اين کار مي توانيد در کارهاي فوق برنامه هم شرکت داشته باشيد که شما را سرگرم نگاه خواهد داشت. در هر زمينه اي که مي توانيد، استعدادها و
مهارت هايتان را نشان دهيد.
4- به کارهايتان ارزش دهيد
به رئيس خود نشان دهيد که چه توانايي هايي داريد. براي اين منظور، کارهاي اضافه بر سازمان انجام دهيد. اما نه طوري که رئيس فکر کند قصد خودنمايي داريد. اين کارها را بدون اينکه کسي از همکارانتان
متوجه شود انجام دهيد، فقط رئيس از اين کار اطلاع داشته باشد. بعد که رئيس با پيشنهادتان موافقت کرد، چند روز بعد کار را به او تحويل دهيد. با اين کارها مي توانيد توانايي ها و علاقه خود را بالاتر برده و
خستگي و بيحوصلگي را از خود دور کنيد.
5- ابتکار به خرج دهيد و کار جديدي را شروع کنيد
هميشه شروع کننده شما باشيد. پيشنهاد کارها و پروژه هاي جديد بدهيد. اين مطالب را با دست اندرکاران مربوطه در ميان بگذاريد. هدفتان اين باشد که علاقه ي خود را به کار کردن نشان دهيد، اما
نگذاريد ديگران بد به شما نگاه کنند و فکر کنند با اين کارها قصد خودنمايي داريد.
6- ديدگاهتان را درمورد کارتان تغيير دهيد
در هر پستي که کار مي کنيد، سعي کنيد نگاه خوبي به کارتان داشته باشيد. کار خود را دست کم نگيريد. اگر در قسمت اينترنت شرکت هستيد، خود را رابط حياتي به زنجيره ي ارتباطات بدانيد. اگر در
قسمت جوابگويي به تلفن ها هستيد، خود را يکي از موثرترين افراد اداره بدانيد که رضايت مشتريان را جلب مي کند. در هر پستي، نقش خود را در پيشبرد اهداف شرکت موثر بدانيد. با اين طرز تفکر کار خود
را بهتر انجام خواهيد داد و به سرعت ترفيع پيدا مي کنيد.
7- از زمان استراحتتان بهترين استفاده را ببريد
اگر مي بينيد که کار باعث خستگيتان شده است، کمي استراحت کنيد. همراه چند تن از دوستان به کافه ترياي شرکت رفته و چاي يا قهوه اي بنوشيد. از ساعات استراحت خود نهايت استفاده را ببريد تا
خستگيتان را کاملاً از تنتان بيرون کند و بتوانيد دوباره با انرژي کارتان را دنبال کنيد.
راه حل هاي طولاني مدت
8- در مورد شرکت محل کارتان بيشتر بدانيد
سعي کنيد اطلاعات بيشتري در مورد شرکت کسب کنيد. از همکارانتان در اين زمينه سوال کنيد. از روابط شرکت آگاهي پيدا کنيد. همکارانتان را بشناسيد و از سياست ها و خط مشي شرکت آگاهي يابيد.
9- آموزش هاي خود را بالاتر ببريد
از حالت يکنواخت هميشگي بيرون بياييد و دانش خود را در زمينه ي حرفه تان بالاتر ببريد. همينطور که از نردبان ترقي بالا مي رويد، زمان برايتان لرزش زيادي پيدا مي کند. بنابراين سعي کنيد معلومات و علم
خود را در کاري که انجام مي دهيد افزايش دهيد.
10- مربي داشته باشيد
در هر مرحله اي از کارتان، خوب است که براي خود مربي پيدا کنيد تا شما را در انجام کارهايتان راهنمايي کند. او مي تواند به شما کمک کند تا اين صنعت را بهتر درک کنيد و در کارتان موفق تر باشيد.
هشيار باشيد و مثبت فکر کنيد
هر کس بايد در جايي شروع کند. ممکن است از خود انتظار داشته باشيد که کاري مهمتر و چالش برانگيزتر داشته باشيد اما شکايت نکنيد. از منفي بافي در مورد کارتان دوري کنيد، و سعي کنيد که بهترين ستفاده را از موقعيت فعليتان ببريد. آگاهي هايتان را افزايش دهيد و مهارت هايتان را توسعه دهيد. در حد توانايي هايتان کار کنيد و به زودي خواهيد ديد که خستگي و ملالت ناپديد مي شود.
پنج درس از جان چمبرز(مدیر عامل سیسکو) درباره مدیریت رشد
1. مشتری را در کانون فرهنگ سازمانی خود جای دهید. درآمد کارکنان سیسکو رابطه مستقیم با میزان خشنودی مشتری دارد.
2. به یکایک کارکنان اختیار دهید. بهرهوری بالا میرود و ماندگاری افراد بهتر میشود.
3. با تحول، شکوفا شوید .
4. کار تیمی نیاز به ارتباط دو جانبه و اعتماد متقابل دارد.
5. مشارکت نیرومند بسازید. تاکید رهبری سازمانی در این دهه، بر گسترش درونی تملک های موثر، و ایجاد نوعی همزیستی بنگاهها در چارچوب مشارکت در یک مدل افقی است.
پنج درس از جرگن شرمپ ( مدیر عامل دیملر کرایسلر) درباره مدیریت ادغام های بسیار کلان
1. مواظب باشید خطرات تساهل بیش از حد باشید .
2. از همان اول کار، موضوعات ناخوشآیند را یه میان آورید .
3.بسیار بهتر است سریع کارکنید ، وگه گاه مرتکب اشتباهی هم بشوید ، تا این که لخت باشید .
4. وقتی هوای تغییر از سر افراد بیفتد ، خیلی بیش تر در برابر آن ایستادگی می کنند ، تا هنگامی که انتظارش را دارند.
5. روراست باشید ، چون می دانید چه چیزی روح کارکنان را تازه می کند ؟ صداقت. جداً می گویم . منظورم این است که هیچ کس در این دنیا انتظار صداقت ندارد.
پنج درس از سانفورد ویل ( کی از دو مدیر عامل سیتی گروپ ) درباره پیروزی ادغام
1. در ادغام ، بیش از حالت عادی ، در تصمیم گیری شتاب کنید. این موجب می شود افراد خوب را از دست ندهید و در عین حال ، همگان پیام شما را دریافت کنند.
2. طرف مقابل و افراد آن را محترم دارید . با افراد صحبت کنید ، در دسترس باشید ، به پرسش های آنان پاسخ دهید . اگر افراد به این باور برسند که کار شما در جهت خلق یک سازمان کارامدتر با رشد سریع تر است ، گمان می کنم خیلی بیش تر مایل باشند خود را برای تغییرات آینده آماده کنند.
3. از اختیار خرید سهام و امتیازهای مشابه برای تشویق کارکنان به مالکیت کمک گیرید تا همه خود را جزیی از سازمان جدید به شمار آورند.
4. وقتی می خواهید درباره افراد تصمیم بگیرید با آن ها روراست باشید . بسیار مهم است که صداقت به خرج دهید و از همان اول کار ، تصمیم خود را اعلام کنید .
5. همسران را وارد موضوع کنید... این کار ، نوعی احساس خانوادگی پدید می آورد ... هر چه آن ها درباره استراتژی شما ، و درباره این که شرکت چه می خواهد بکند و دنبال چه هدفی است بیش تر بدانند ، به گمان من پشتیبانی بیش تری از کل خانواده به دست می آید.
پنج درس از تینا براون( مدیر و سردبیر مجله (Talk درباره بازاریابی
1. به ذوق خود اعتماد کنید. من به همه گوش می دهم ... اما معمولاً به خود بر می گردم ، و می کوشم با فکر اولم ارتباط برقرار کنم.
2. هویت دیداری نیرومند داشته باشید ... کنار هم گذاشتن خرده ریز این و آن ، دردی دوا نمی کند.
3. مهمانی بدهید . در آغاز نشر یک مجله جدید ، هرچه کار بشود کم است . دنیا بزرگ است . باید با آدم های زیادی ارتباط برقرار کنید .
4. در هزینه کردن و در بسته بندی کالا متفاوت باشید . ظرفیت های جدید پیدا کنید . اگر سرمایه ندارید باید مایه داشته باشید .
5. از ظرفیت های موجود خود به شیوه متفاوت بهره گیرید . مثلاً از نویسنده ها ... راهش این است که ببینید چه چیزی آن ها را سر ذوق می آورد ... چنان برخورد کنید که حس کنند می توانند درباره مطلب بنویسند که تا حالا نمی توانسته اند.
پنج درس از کوین رابرتس ( مدیر عامل ساعتچی اند ساعتچی) درباره تبلیغ در شبکه جهانی
1. یادتان باشد هیچ رسانه ای جانشین دیگری نشده . صحبت یا این یا آن نیست . روزنامه و رادیو با آمدن تلویزیون از میدان به در نشدند ، تلویزیون هم با آمدن اینترنت به در نخواهد شد .
2. بنگاه های بزرگ حرف از ایجاد رابطه می زنند ، نه فقط انتقال اطلاعات ، تبلیغ در اینترنت باید افسونگر و احساس برانگیز باشد .
3. بنگاه های تبلیغات اینترنتی و بنگاه های سنتی باید به کاری بپردازد که در آن خبره اند . آن ها باید تا مرحله نامزدی جلو بروند؛ اما ازدواج نکنند.
4. از بچه هایی که به دات کام ها پناهنده شدند با آغوش باز استقبال کنید . آن ها زخمی ، اما هوشیارتربر می گردند.
5. این قدر دنبال فناوری نباشید ، شیفته اندیشه باشید . حرف الف نماینده الکترونیک نیست ، نماینده احساس است.
پنج درس از مایکل دل(مدیر عامل دل کامپیوتر) در ترقی صنعت خودرو
1. برای کاهش هزینه ارتباطات میان قطعه آوران، تولید کنندگان، و نمایندگی های فروش، از اینترنت کمک بگیرید.
2. عملیات فرعی را به بنگاه های دیگر واگذار کنید.
3. تحول را شتاب دهید، کارکنان را آماده پذیرش تغیر کنید.
4. دادوستد از راه اینترنت را آزمایش کنید. ببینید هر گاه مشتریان، از راههایی که تا کنون سابقه نداشته اطلاعات مورد نیازشان را به دست آورند، چه پیش میآید.
5. با کاهش دادن موجودی و دارایی های دیگر، ببینید چه سرمایهای آزاد میشود ، توجه کنید که با آن چه میتوان کرد.
پنج درس از جف بزوس( بنیانگذار و مدیر عامل بنگاه آمازون دات کام) درباره مدیریت زمان در جهان پرهیاهو
1. سهشنبهها و پنچشنبهها جلسه نگذارید. فقط به کارهای خودتان برسید.
2. روزمرهگی را بشکنید. به مغازهها سر بزنید. پایگاه اینترنتی خود را وارسی کنید. از روی دادههای ناگهانی پند بگیرید.
3. تند کار کنید، کژیها را بعداً پیرایش نمایید. تنها لغزش مرگبار در اینترنت، کند بودن است.
4. برای آگاهی از خواستههای مشتریان، از رایانه زیاد بهره بگیرید.
5. برای سپاس از دیگران وقت بگذارید. این، هیچگاه فوریترین کار شما نیست، اما در درازمدت ممکن است خیلی مهم باشد.
پنج درس از تام فرستون ( مدیر عامل MTV Network ) درباره شکار جوانان گریزپا
1. بازار پژوهی کلید کار است . آن چه در توان دارید انجام دهید .
2. دنبال نسلی که بزرگ شده راه نیفتید . پیش باز آیندگان بروید.
3. کارکنان جوان پرورش دهید که از جان و دل به کار علاقمند باشند .
4. محیط کار را با نشاط کنید ، تا راه ایده ها از پایین به بالا باز شود.
5. خواست جوانان آمریکایی و آلمانی و چینی ، متفاوت است . به سلیقه های محلی بپردازید.
پنج درس از امیلی وودز( مدیر عامل j. Crew ) برای دوام در بازار شلوغ
1. مشکل مشتری را حل کنید: ما اولین کسی بودیم که لباس شنای دو تکه را از نظر اندازه جداگانه به فروش گذاشتیم. من خودم هنگام بلوغ همیشه با این مشکل روبه رو بودم.
2. از پیروزی یک کالا عنان از کف ندهید، باعث سرگردانی میشود. حتماً دوست ندارید بعد از یک سال با انبوهی از پوشاک یک رنگ، دست به گریبان باشید.
3. از پوشاک کلاسیک رو نگردانید - آن ها را از نو اختراع کنید. برای نمونه، ما سال هاست پالتو ضخیم و بلند را با پارچه ها و رنگ های جدید عرضه میکنیم.
4. با افراد معتمد کار کنید. حجم کار وقتی از اندازه معینی گذشت دیگر نمیتوان پای هر برگی را شخصاً امضا کرد.
5. به روز باشید. مطالب به دردخور بخوانید، فیلم به دردخور ببینید، به موسیقی به دردخور گوش دهید، وبا جوانترها دم خور باشید.
والدین متفاوتی برای فصل امتحانات باشید !
و اما وظایف والدین :
۱) فضایی آرامبخش، شور آفرین و اطمینان بخش بیافرینند
قطعاً اصلیترین وظیفه والدین ایجاد فضایی صمیمی، دلگرم کننده، فرحبخش و شورآفرین است. چنین فضایی درون محیط خانواده، دغدغهها و نگرانیها را به حداقل میرساند، امکان بروز استعدادها را میسر میسازد، تواناییهای هوشی و عاطفی فرزندان را گسترش میدهد و فرزندان را مسئول و .... به خود بار میآورد.
۲) سامان بخشیدن به مسائل و مشکلات اقتصادی در ایام امتحانات
بدون تردید مسائل مالی نقشی در نمرات تحصیلی و موفقیت فرزندان ایفا میکنند، سامان بخشیدن مسائل مالی در زمان امتحانات وظیفهای مهم است که باید والدین آنها را جدی بگیرند.
واقعیت آن است که مسائل مالی گاه عرصه را بر والدین تنگ میسازد. طبعاً تحمل این مشکلات صبر آنان را سرریز کرده و فشارهایی را به دانشآموزان منتقل میکند ظرفیت دانشآموز محدود است و حساسیت وی زیاد. برنامهریزی اقتصادی در طول سال و بهویژه در زمان امتحانات بیشترین کمک به دانشآموز است، تا با آسودگی خاطر به مسائل درسی و تحصیلی بپردازد.
۳) انعکاس تعدیل یافته فراز و نشیبها
مشکلات همیشه وجود دارند. شاید مشکلات به تنهایی و به خودی خود مهم نباشد مهم چگونگی مواجهه با این مشکلات است.سعی کنید در ایام امتحانات حتیالامکان همه مشکلات را به فرزندان منتقل نکنید. تلاش کنید مشکلات را با همه ابعاد و زوایای نگرانکننده و طاقت فرسا به آنان بازگو نکنید.
4) پرهیز از اختلافات خانوادگی در حضور فرزندان
فرزندان شما خواه ناخواه از اختلافات شما و همسرتان آگاه میشوند. سعی کنید این اختلافات را در حضور آنها دامن نزنید. بیان اختلافات و بازگویی مجدد آنها به همراه القاب تحقیرآمیز، جسم و روح فرزندتان را فرسوده میسازد. آزردگی خاطر و فرسودگی جسم و روح فرزندتان مجالی برای یادگیری دروس به آنها نخواهد داد.
۵) امتحان دانشآموز، وظیفه دانش آموز است نه وظیفه والدین
والدین مسئولیتهای خودشان را دارند و دانشآموز مسئولیتهای خودش را دارد. امتحان جزو وظایف اوست. این وظیفه فرزند شماست که به موقع درس بخواند، تمرین حل کند. خود را برای امتحان کلاس و امتحان ثلث آماده کند. شما وظایف دیگری دارید. بهتر است هر کسی به وظایف خودش بپردازد.
۶) خود را با مدرسه، معلمان، انجمن اولیا و مربیان بیشتر کنید
ارتباط هر چه بیشتر شما با مدرسه و معلمان باعث خواهد شد فرزندتان با دلگرمی بیشتری درسها را دنبال کند. در ملاقات با معلمان و مشاوران از راهنماییها و توصیههای آنها حداکثر استفاده را ببرید. به این توصیهها و راهنماییها عمل کنید. در انجمن اولیاء مربیان شرکت مداوم داشته باشید. شما میتوانید از راهنماییها و تجربههای دیگر والدین در مورد فرزندشان استفاده کنید، اطلاع یابید چه کارهایی به سود فرزندان است و چه کارهایی بینتیجه است.
۷) محدودکردن رفت و آمدهای خانوادگی
به میهمانی رفتن و میهمانی دادن زیاد، وقت زیادی از شما و فرزندانتان خواهد گرفت. در زمان امتحانات، میزان رفت و آمدها را کم کنید.
۸) تفریحات برنامهریزی شده را جایگزین سایر فعالیتها کنید
درس خواندن طولانی و خستهکننده به سود فرزندتان نیست. تفریح هر چند تفریحات ساده نظیر گردش در فضای آزاد، کوه، پارک رفتن و... فوائد زیادی برای شما و فرزندتان دارد. غالب این تفریحات هزینههای کمتری در مقایسه با یک میهمانی رفتن یا میهمانی دادن بر دوش شما میگذارد.
۹) در برنامههای درسی فرزندتان دخالت نکنید
فرزندان شما بارها و بارها از معلمان، مشاوران و مدیر مدرسه توضیحات فراوانی شنیده اند. تاکیدهای بیش از حد، امر و نهیهای مکرر، سرزنش، دستورات شما در موقعیت دشوار امتحانی از سوی فرزندتان به عنوان دخالت تلقی میشود. اگر فرزندتان تصمیم گرفته به میزان اندکی مطالعه کند، مطمئناً با امر و نهی شما همین میزان اندک مطالعه را نیز انجام نخواهد داد.
۱۰ ) در فرصتهای مناسب، فرزندتان را تایید و تشویق کنید
با تشویق و تایید فرزندتان حس عجیبی در وی رشد میکند. او احساس می کند که قدرت عجیبی پیدا کرده است. قادر است بیشتر مطالعه کند، تمرین کند، یاد بگیرد، یادگیری برایش جالب و شورانگیز خواهد شد. شما میتوانید در لحظهای که موفق به حل مسئلهای شده است، یا در حال مطالعه است و شما از در وارد میشوید، در لحظهای که به پاکنویس مطالب درسی میپردازد و حتی لحظهای که کتابهایش را با نظم خاصی جمع و جور میکند. او را تحسین کنید. یک جمله کوتاه کافی است «میبینم به دفتر و کتابهایت سرو سامان دادهای»، «وقتی دیدم داری مطالعه میکنی خوشحال شدم» لحن گرم و صمیمی شما بر تایید و تشویق صد چندان میافزاید. سعی کنید احساس خودتان را به او بازگو کنید.
۱۱) از تحقیر، سرکوب کردن و طعنهزدن جداً بپرهیزید
بدون هیچ تردیدی کلمات ناراحت کننده، طعنهآمیز و ریشخندکننده اجازه فعالیتهای مفید را از فرزندتان سلب میکند. آیا شما خودتان حاضرید طعن، نیشخند، کلمات تحقیرآمیز بشنوید و با وجود این، کاری مثبت و سازنده انجام دهید. کاهش کلمات منفی و تحقیرآمیز باعث افزایش موفقیت فرزندتان خواهد شد.
۱۲) شنونده صمیمی حرفها و شکایتهای فرزندتان باشید
همیشه اوضاع بر وفق مراد نیست. گاه دانشآموز از درسی تنفر دارد گاه نسبت به رفتار معلمی اعتراض دارد یا از یادگیری درسی عاجز است. در بیشتر این مواقع فرزندتان، راهنماییهای شما را نمیخواهد، او به دنبال گوش شنوایی است.
به دنبال آن است که کسی حرفهایش را بشنود و قضاوت نکند. او با دردلکردن احساس سبکی خواهد کرد. در چنین موقعیتهایی به استقبالش بروید. از قضاوت کردن درباره حرفهایش جداً بپرهیزید. از توصیه کردن اجتناب ورزید. وظیفه شما فقط شنیدن است. حرفهایش را بپذیرید، سعی کنید احساس او را درک کنید، مطمئن باشید همه چیز به خیر و خوشی خواهد گذشت.
ایجاد تغییر و تحول مثبت در زندگی
اما به سلامت طی کردن پلههای این نردبان مستلزم رعایت شرایط ذیل است:
o روی هر پله نباید بیش از حد معمول مکث کرد؛
o پس از پیمودن پله اول، نوبت به پله دوم میرسد؛
o از نردبانی که پایهاش شکسته است نباید استفاده کرد؛
o باید ابتدا جای پا را محکم کرد و سپس قدم بعدی را برداشت؛
o پس از استفاده از نردبان نباید آن را سرنگونش کرد.
خودشناسی و خودباوری: در اینجا شما باید به نداهای درونی که از اعماق وجودتان برمیخیزد توجه کنید و آرزوهای قلبیتان را دریابید. سعی کنید از طریق تفکر و تجزیه و تحلیل خود، تواناییها واستعدادهایتان را کشف کنید.
وقتی که وارد جزیره ناشناخته وجود خویش میشوید چیزهای شگفتانگیزی را مشاهده خواهید کرد. سپس خود را باور کنید و به خود، تواناییها و قدرتمندیتان ایمان بیاورید. اگر شما اطمینانی مطلق که ناشی از ایمان قوی است در خود به وجود آورید در آن صورت واقعا به انجام هر کاری قادر خواهید بود ولو اینکه دیگران به غیرممکن بودن آن ایمان داشته باشند.
به خودتان تکیه کنید و همه چیز را از خودتان بخواهید، تنها شما هستید که سرنوشت خود را معین میکنید. متاسفانه اکثر مردم اشتباهات و اهمالکاریهای خود را در زندگی به گردن تقدیر میاندازند.
عمل و تلاش آگاهانه: همه انسانهای مــوفق اهل عمل و تلاشاند. کسانی کــــه همواره در مورد اهدافشان سخنسرایی میکنند و هرگز دست به عمل نمیزنند موفقیتی نخواهند داشت. موفقیت هیچ ارتباطی به شانس ندارد. هرچه بیشتر تلاش کنیم و از خود فعالیت و حرکت نشان دهیم به همان اندازه به مــــوفقیت نزدیکتر میشویم.
از آنجاکه عمر علاوه بر طول، عرض و عمق هم دارد، هرچه شدیدتر و بهتر کار کنید بیشتر زندگی میکنید، چراکه به عرض زندگیتان میافزایید و در نتیجه شادابتر، سرزندهتر و راضیتر خواهید بود. لذا شما باید حرکت کنید. حرکت باعث رشد و باروری اعتماد به نفس میشود. مستقیماً وارد عمل شوید و دست به اقدام بزنید زیراکه اقدام ترس را از بین میبرد.
بگویید: باید همین الان شروع کنم و شروع کنید. صبر نکنید تا اوضاع مساعد شود، زیرا هیچ وقت نمیشود. انتظار برای فراهم آمدن شرایط مطلوب انتظاری است که تا ابد به درازا میکشد.
در عین حال، باید توجه داشته باشید که تلاشهایتان آگاهانه، حساب شده و منظم باشد و کارها را از روی فکر و ذکاوت انجام دهید. همیشه به دنبال بهترین راه ممکن باشید. همیشه راه بهتری برای انجام کارها وجود دارد.
۳۰ مورد “اگر” برای یک زندگی موفق
اگر نیت این را دارید که زندگی سازنده تری داشته باشید
به این ۳۰ جمله ایی که با “اگر” آغاز می شوند به خوبی توجه کنید .
۱-اگر محصول یا خدمتی را نمی شناسید تا وقتی به آن شناخت دست نیافته اید آن را نخرید.
۲-اگر تسلطی بر اعمال خود ندارید، ولی بدانید که در نهایت اقدامات شما از آن شماست.
۳-اگر شما حداقل ۱۰ درصد درآمد تان را پس انداز نمی کنید بدانید که صرفه جویی نخواهید کرد.
۴-اگر بیش از حد صحبت کنید،مردم شنیدن حرفهایتان را متوقف خواهند کرد.واگر به اندازه کافی حرف نزنید، مردم هرگز نقطه نظرات شما را نخواهند شنید.
۵-اگر تنبل هستید، هرگز موفق نخواهید بود.تنبلی پتانسیل های واقعی شما را تحت تاثیر قرارخواهد داد.
۶-اگر از شغل خود نفرت دارید، شما بیش از نیمی از وقتی را که در این سیاره زندگی می کنید را متنفر بوده اید.
۷-اگر درصدی از پس انداز خود را در بازار سهام سرمایه گذاری نمی کنید،پس شما میلیون ها تومان در دوره های مختلف زندگیتان از دست داده اید.
۸-اگر آنچه را که آغاز می کنید هرگز به پایان نمی برید، درصد پیشرفت شما همیشه صفر است.
۹-اگر شما به اندازه کافی مایعات نمی نوشید،پس هرگز سلامتی کافی نخواهید داشت.
۱۰-اگر مبلغ بدهکاری های شما بیش از ۴۰% از درآمد ماهیانه شماست،حتما شکست خواهید خورد، بی درنگ عادات خرید و خرج کردنتان را تغییر دهید.
۱۱-اگر از رویارویی با مشکلات خود پرهیز می کنید،بدانید که همین مشکلات هدایت بخشی از دوران زندگی شما را به دست خواهند داشت.
۱۲-اگر چیزی صدای خوبی دارد،آن چیز هم می تواند خودش خوب باشد.
۱۳-اگر شما هر ۳تا ۵ سال درحال خرید یک ماشین معروف هستید، اینکارو متوقف کنید، دارید پولتان را از دست می دهید.
۱۴-اگر به اتفاقات اطراف خود توجهی ندارید، شما را بعنوان یک آدم احمق نگاه خواهند کرد.
۱۵-اگر شما با دنده عقب در یک خروجی شیب دار بزرگراه حرکت کنید شانس شما برای داشتن یک حادثه ۱۰۰۰% خواهد بود.لطفا از اولین خروجی خارج شود و مسیر را دور بزنید.
۱۶-اگر شما هرروز چیز جدیدی یاد نمی گیرید، پس درحال از بین بردن روزهای زندگیتان هستید.
۱۷-اگر امروز شما را تهدید به اخراج شدن کردند و حتی یک پیشنهاد زیرکانه در کنارش بود.بهتر است از همین امروز خود را آماده رفتن از آنجا کنید.
۱۸-اگر به شما یک بیمه با بالاترین خدمات و هزینه ماهیانه بسیار کم پیشنهاد شد، قبول کردن آن مثل شاشیدن در باد است.
۱۹-اگر شما هرگز به دیگری کمک نمی کنید، پس انتظار بازگشت نفعی به خودتان را هم نداشته باشید.
۲۰-اگر شما از اشتباهات خود چیزی یاد نمی گیرید،پس چندان چیز دیگری را هم یاد نخواهید گرفت.
۲۱-اگر شما رویایی ندارید، پس به عنوان یک موجودیتی در رویای کس دیگری خواهید زیست.
۲۲-اگر شما همیشه اشتباه می کنید،پس از سوال کردن نترسید.
۲۳-اگر درحالی که ورزش می کنید موسیقی گوش نمی کنید،بهترین بخش تمرینتان را از دست داده اید.
۲۴-اگر شما راضی و خوشنود نیستید،پس وقت آن رسیده چیزهایی را تغییر دهید.
۲۵-اگر شما به دوردست ها خیره نمی شوید، پس هرگز آنها را بدست نخواهید آورد.
۲۶-اگر هرگز چیزهای جدیدی را تجربه نمی کنید ، زندگی شما خیلی خسته کننده است.
۲۷-اگر در وجود شما عشق وجود ندارد، شما هنوز انسان جا افتاده ایی نیستید.
۲۸-اگر در حال حاضر بیش از حد احساسی هستید، تصمیم گیری را به بعد موکول کنید.
۲۹-اگر کسی از شما درباره نوع بیمه تامین اجتماعی و بیمه های دیگرتان سوال کرد اطلاعاتی به او ندهید.
۳۰-اگر برای خود راه مشخص و خاصی را انتخاب کرده اید، مردم نیز به این راه شما توجه خواهند نمود.
راز سعادت و خوشبختی از نظر اسلام
1- ایمان به خدا؛ قرآن مجید در سورهء عصر، افرادى را از خسران مستثنى کرده است و آن افراد مؤمن ونیکوکارند. آن ها به فلاح و رستگار نائل مى شوند.
خوش بخت کسى است که زندگى خوشایندى داشته باشد و این جز با آرمیدن در بستر خشنودى خداوند، امکانپذیر نیست.
2- تقوا و خودسازى ؛ قرآن مجید پس از یازده سوگند به صراحت مى فرماید: <سعادت و رستگارى براى کسى است که جان خود را از پلیدى تطهیر کند و بدبخت کسى است که به ناپاکى بگراید>.(7)
3- یاد خدا؛ قرآن مجید مهم ترین عامل و وسیله براى خوشى و آرامش روح را یاد خدا مى داند و مى فرماید: دل آرام گیرد به یاد خدا،(9) و روى گرداندن از یاد خدا را عامل سیه روزى مى داند و مى فرماید: <هر کس از یاد من روى گرداند، زندگى اش تنگ مى شود.(10)
4 -عمل صالح ؛ قرآن کریم امورى همانند جهاد در راه خدا، امر به معروف ، نهى از منکر، شکر نعمت هاى الهى وتوبه را مایهء حیات و سعادت انسان مى شناسد.
5 - هم نشینى با بزرگان ؛ پیامبراکرم(ص) مى فرماید: اسعد الناس من خالط کرام الناس ؛ سعادت مندترین مردم کسى است که با افراد بزرگوار و کریم هم نشین باشد».(11)
6 - همسر، فرزند و منزل شایسته ؛ در روایتى رسول خدا(ص)مى فرماید: «من سعادةالمرء المسلم الزوجةالصالحة و المسکن الواسع و المرکب الهنىء و الولد الصالح ؛ از سعادت مرد مسلمان است که همسر شایسته ، خانه وسیع ، مرکب راهوار و فرزند شایسته داشته باشد».(12)
7- پند پذیرى ؛ امام على (ع)مى فرماید: السعید من وعظ بغیره ؛ سعادت مند کسى است که از سرنوشت دیگران پند گیرد.(13)
8 -عاقبت به خیرى ؛ امام صادق (ع)از امام على (ع)نقل مى کند: حقیقت سعادت این است که آخرین مرحلهء زندگى انسان با عمل سعادت مندانه اى پایان پذیرد و حقیقت شقاوت این است که آخرین مرحلهء عمر با عمل شقاوت مندانه اى خاتمه یابد».(14)
9- آخرت گرایی: از منظر حدیث،خوش بخت، دنیا را (که فقط برای امتحان در مسیر راه انسان قرار گرفته) رها می کند یا از تعلقاتش به آن می کاهد و در مسیر اخرت گام بر می دارد.
غــــلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
انسان عاقل، خوشبختی را در امور فانی و متغیر نمی جوید. سعادت واژة مقدسی است که عقل و روان پاک آن را تفسیر می کند و متاع قلیل ، لذت زودگذر و متغیر و در یک کلمه "دنیا" نمی تواند تفسیر کنندة آن باشد.
آشفته نشوید
بله، اکثر ما با هر موردی آشفته می شویم.
● آشفته نشدن نتایج شگفت انگیزی دارد :
▪ استرس شما را کاهش می دهد.
▪ بیشتر پذیرای مردم و حوادث زندگی خود خواهید شد. شادتر خواهید بود.
▪ شما و دیگران متقابلاً برای یکدیگر جالب توجه می شوید.
▪ الگوی خانواده و دوستان خود خواهید شد.
▪ واکنش های شما کاهش می یابد.
▪ زندگی را موضوع ثقیلی ندانسته و آنر ا ماجرایی در حال گذر می یابید.
▪ خستگی و بی حوصلگی در شما کاهش می یابد.
▪ زندگی عادی خود را به تجربه ای استثنایی تبدیل می کنید.
▪ حقیقت موضوع این است که آشفتگی و شادمانی در یک ظرف نمی گنجد. در واقع فرد آشفته در کیفیت زندگی خود دچار سردرگمی عظیمی می شود و" از کاهی، کوه می سازد" و در نتیجه رابطه او با اطرافیان تضعیف می شود.
۱۰ رفتار مناسب بجای تنبیه بدنی
۱. سعی کنید در رفتارتان ملایم و مهربان باشید. وقتی تن (tone) صدایتان عادی و طبیعی باشد کودک بهتر حرفتان را می شنود.
۲. کمی تأمل کنید. یک مکث کوتاه در عکس العمل و اندکی صبر هنگام هیجان می تواند گره گشا باشد. چه اشکالی دارد که بگوئیم: "الآن برای مواجهه و حل این مسئله خیلی ناراحت هستم و موقعیت مناسب نیست. بعداْ در موردش صحبت می کنیم."
۳. به او بیاموزید. بجای مجازات او بخاطر کار نادرستش، کار درست را به او یاد بدهید. مثلا بگوئید: "وقتی اسباب بازیهایت را در اتاق پذیرائی رها می کنی من این کارت را نمی پسندم. دوست دارم دفعهء بعد آنها را در کمد بگذاری."
۴. مثبت باشید. بجای آنکه بگوئید :"چند مرتبه باید به تو بگویم که دندانهایت را مسواک بزنی؟!" می توانید بگوئید : "دندانهای قشنگت را مسواک بزن که همینطور قشنگ بماند. بعد منو خبر کن که بعد از تو مسواک بزنم."
۵. توضیح بجای تهدید. می توانید با یک توضیح مختصر علت رشتی رفتار او را روشن کنید تا در ذهنش دلیلی برای تغییر رفتار داشته باشد.
۶. از عصبانیت دوری کنید. بجای تمرکز روی اشتباه یا رفتار نادرست کودک که شما را برای هیجان و عکس العمل احساسی آماده می کند، از هریک از موارد خطای فرزندتان به عنوان موقعیت خوبی جهت راهنمائی او و فراگیری استفاده کنید.
۷. انگیزه بدهید. به او با جملات خاصی انگیزه بدهید و صحبتهای تشویق کننده داشته باشید.
۸. انعطاف پذیر باشید. وقتی کودک می پرسد: "می تونم این برنامهء تلویزیون رو تا آخر ببینم بعد بریم بیرون؟" منطقی باشید. اگر فرصت دارید، به درخواستش جواب مثبت بدهید. بدین ترتیب کودک رفته رفته با هنر گفتگو و مذاکره آشنا می شود.
۹. از لجبازی و زورآزمائی بپرهیزید. هیچ کاری مخربتر و بی فایده تر از زورآزمائی با فرزند نیست. او را به همکاری کردن تشویق کنید. مثلا می توان گفت : "من مشکلی دارم. من دوست دارم تو پیراهن تمیزی بپوشی ولی می بینم که تو بازهم همون قبلی رو می پوشی. به نظرت چطور می شه این مسئله رو رفع کرد؟". وقتی مشکل را با کودک درمیان بگذارید احتمالا بیشتر علاقمند می شود که در حل آن کمک کند و با شما همکاری کند.
۱۰. زیرک باشید. اگر عملکرد فعلی شما اثر ندارد با زیرکی راه دیگری پیدا کنید. تغییر خط مشی شما آسانتر است تا اینکه همیشه بخواهید اول او تغییر کند. از خودتان بپرسید: "چه کار دیگری می توانم بکنم تا او را به عکس العمل بهتری ترغیب کند؟"
نکته: در رابطه با مجازات کودک این سه قاعده را به یاد داشته باشید:
• هنگام عصبانیت از مجازات بپرهیزید.
• برای تلافی کرد یا انتقام گرفتن، مجازات نکنید.
• همیشه مجازات شدیدتر، مجازات بهتر نیست.
چهل نكته در باب افزايش انگيزه دانشآموزان
1 - سعي كنيم اولويت تجربههاي دانشآموزان براي آنها جالب باشد، احساس موفقيت اوليه اعتماد به نفس آنها را افزايش ميدهد. اين موضوع در مسابقات ورزشي نيز مشهود است.
2 - براي موفقيت دانشآموزان پاداش در نظر بگيريم. منتظر نباشيم تا افت تحصيلي اتفاق افتد و سپس موفقيت را تحسين كنيم.
3 - با احترام گذاشتن به تفاوتهاي فردي دانشآموزان، هرگز آنها را با يكديگر مقايسه نكنيم.
4 - دانشآموزان را در كلاس كمتر درگير مسائل عاطفي منفي نمائيم و نسبت به حساسيتهاي عاطفي آنان آشنا و در كاهش آن كوشا باشيم. سختگيري و انضباط شديد، تبعيض، بيان قضاوتهاي منفي و خبرهاي ناخوشايند از جمله عواملي است كه موجب درگيري ذهني و كاهش علاقه به يادگيري ميشود.
5 - بلافاصله پس از آزمون يا پرسش كلاسي، دانشآموزان را از نتيجه كار آگاه كنيد.
6 - براي اينكه دانشآموز بداند، در طول تدريس بهدنبال آموختن به چيزي باشد، بيان اهداف آموزشي مورد انتظار از او را در ابتداي درس فراموش نكنيم.
7 - چگونگي يادگيري و نحوه انجام كار براي دانشآموز مشخص شود.
8 - بهمنظور افزايش حس كفايت در دانشآموز از او بخواهيم مطالب ياد گرفته شده را به دوستان يا كلاس آموزش دهد.
9 - در مورد مشكلات درسي دانشآموز و ريشهيابي آن، با او تبادل نظر و گفتوگو كنيم.
10 - تشويق كلامي در كلاس، به صورت انفرادي بسيار حائز اهميت است.
11 - مطالب درسي را به ترتيب از ساده به دشوار مطرح كنيم.
12 - از بروز رقابت ناسالم در بين دانشآموزان پيشگيري شود.
13 - در فرآيند آموزش متكلم وحده نباشيم و يادگيرندگان را در يادگيري مشاركت دهيم.
14 - علاقه به دانشآموزان و تعلق خاطر و اهميت دادن به يكايك آنها، سطح انگيزهها را افزايش ميدهد.
15 - آموزش را با «تهديد» پيش نبريم.
16 - براي دانشآموزان با انگيزه، خوراك علمي كافي داشته باشيم.
17 - با محول كردن مسئوليت به دانشآموزان كم توجه، آنان را به رفتارهاي مثبت هدايت و علل كمتوجهي در آنها را بررسي كنيد.
18 - شيوههاي تدريس را از سنتي به شيوههاي روز تغيير داده و با استفاده از تكنولوژي آموزشي، حواس پنجگانه دانشآموزان را به كار گيريم.
19 - ميان درس كلاس و مسائل زندگي كه به وسيله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار كنيم.
20 - تدريس را با طرح مطالب و پرسشهاي جالب توجه آغاز كرده و با تحريك حس كنجكاوي، دانشآموزان را برانگيختهتر سازيم.
21 - به وضعيت جسماني دانشآموزان توجه كرده و علل جسمي بيتوجهي و كاهش انگيزه آنان را بيابيم.
22 - محيط كلاس را با طراحي زيبا و مناسب، جذاب سازيم تا مانع بروز كسالت روحي شويم.
23 - با فرهنگ و تاريخچه زندگي افراد مدرسه يا محلهاي كه در آن تدريس ميكنيم، آشنا شده و در طول تدريس از مثالهاي آشنا استفاده كنيم.
24 - به منظور اطلاع از نتيجه فعاليت درسي دانشآموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تكاليف آنان را بلافاصله در جلسه بعدي ملاحظه و با رفع اشكالات، جنبههاي مثبت را تشويق كنيد.
25 - در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل كنيم.
26 - زمان يادگيري بايد در حد توان دانشآموز باشد. براي تجديد قوا و انگيزه در ميان كلاس از وقت تفريح و استراحت غافل نشويم.
27 - دانشآموز را از ميزان پيشرفت خود آگاه سازيم تا بداند براي رسيدن به هدف چه گامهاي ديگري بردارد.
28 - به لحاظ اخلاقي و ايجاد انگيزه، هميشه خوشاخلاق و خوشرو باشيم.
29 - به منظور افزايش حس كفايت و مشاركت در ارائه دروس از نظرات دانشآموزان استفاده كنيم.
30 - مطمئن باشيم كه توجه دانشآموزان براي شروع تدريس آماده است.
31 - تمام مطالب دشوار را يكجا و در يك جلسه آموزش ندهيم.
32 - به خاطر داشته باشيم، توجه افراطي به دانشآموزان (قوي يا ضعيف) موجب متشنج شدن فضاي كلاس ميشود.
33 - دانشآموزان را به گروههاي «خوب»، «بد» و «ضعيف» تقسيمبندي نكنيم.
34 - از ورود به موضوعات حاشيهاي كه منجر به انحراف توجه كلاس ميشود، بپرهيزيم.
35 - با ايجاد جلسات بحث و تحليل به دانش آموزان فرصت تفكر و اظهار نظر بدهيم.
36 - هرگز دانشآموزان را مجبور به انجام فعاليتهاي تحقيركننده نظير «جريمه» نكنيم.
37 - به افراد درونگرا، كمرو، مضطرب كه تمايلي به ابراز وجود ندارند، توجه كرده و با تقويت رفتارهاي مثبت، آنها را به مشاركت در بحثهاي كلاسي و كارهاي گروهي تشويق كنيم.
38 - در روشهاي تدريس، كنفرانس و سمينار را مد نظر قرار دهيم.
39 - تأكيد بر نمره، اضطراب دانشآموزان را افزايش ميدهد و مانع از توجه كامل به موضوع درس ميشود. اين دانشآموزان با وجود تلاش زياد از نمرات پاييني برخوردارند و به تدريج رابطه ميان تلاش و نتيجه را ناديده مي گيرند كه در نهايت منجر به از دست رفتن انگيزه خواهد شد.
40 - گاهي از تجربههاي دوران تحصيل و شكستها و موفقيتهاي خود براي دانشآموزان صحبت كنيد
40 نكته زير مي تواند پاسخي براي شما و همه زوج هاي جوان و نيز كساني كه در مرحله تصميم گيري براي ازدواج يا در آستانه ازدواج قرار دارند، مفيد و موثر باشد:
1- با مطالعه كتب مربوط به انتخاب همسر، آيين همسرداري، چگونگي ايجاد ارتباط با ديگران و نيز شركت در جلسه هاي آموزش خانواده دانش و مهارت خود را در اين زمينه افزايش دهيد.
2- با همدلي، همفكري، همكاري و مشورت با يكديگر در باره مسائل مختلف ميان اعضاي خانواده روابط سالم پديد آوريد.
3- هر يك از زوجين ديگري را نزديك ترين و محرم ترين فرد بداند و او را نيمه تن، حامي و پشتيبان خود تلقي كند.
4- با يادگيري مهارت هاي ارتباطي نظير فعالانه به حرف هاي يكديگر گوش كردن، احترام به نظرها و عقايد يكديگر و تشريك مساعي و مشورت كردن روابط خود را بهبود بخشيد.
5- بكوشيد، با ايجاد كانوني گرم و صميمي، تمام اعضاي خانواده به ويژه زن و شوهر مسووليت رسيدن به تفاهم را پذيرا شوند.
تا كه از جانب معشوق نباشد كششي ...... كوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد
6- هنگام اختلاف نظر يا سوء تفاهم، به جاي سرزنش كردن يكديگر يا تفسير نادرست، به شناسايي مساله و يافتن راه حل آن بپردازيد و در صورت لزوم كمك و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب كنيد.
7- براي رسيدن به امنيت رواني و عاطفي در روابط زناشويي داشتن صداقت، پذيرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهيد.
8- در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستين فرصت ممكن به حل و فصل آن بپردازيد تا به فرآيندي مخرب و پيشرونده تبديل نشود.
9- به هر طريق ممكن رفتارهاي مطلوب همسرتان را مورد توجه و تاييد قرار دهيد: به گونه اي كه همسرتان بفهمد برايش ارزش قائل هستيد.
10- تشويق و تاييد و بيان نكات مثبت به طور آشكار يا در جمع باشد و تذكر نكات منفي و انتقاد به طور محرمانه و در تنهايي صورت گيرد.
11- براي خصوصيات و نيازمندي هاي يكديگر ارزش قائل شويد و در روابط كلامي، عاطفي، اقدام ها و تصميم گيري ها به افكار و خواسته هاي همسرتان توجه كنيد.
12- اگر رفتار خاصي براي شما مبهم است، ساده ترين راه اين است كه از همسرتان هدف وعلت آن رفتار را بپرسيد و با روش مسالمت آميز، صميمانه و خوش بينانه موضوع را روشن كنيد.
13- خشونت همسرتان را با خشونت پاسخ ندهيد. خشونت را با سكوت پاسخ گوييد و در موقعيتي مناسب در باره مساله مورد نظر به بحث و گفت و گو بپردازيد.
14- بكوشيد در سراسر زندگي، به خصوص در روابط بين خود و همسرتان، به جاي هر گونه پيش داوري يا مشاهده اشكالات و ضعف ها نقاط مثبت و قوت را ببينيد: به عبارت ديگر، به جاي توجه به نيمه خالي ليوان به نيمه پر آن توجه كنيد.
15- سعي كنيد در برنامه ريزي براي فعاليت هاي اجتماعي، اوقات فراغت، ديد و بازديدهاي خانوادگي و نظاير آن به مشورت كردن با يكديگر بپردازيد و از يك جانبه نگري بپرهيزيد.
16- در هر فرصتي كه پيش مي آيد، با همسر و اعضاي خانواده تان ارتباط كلامي و عاطفي برقرار كنيد. شايان ذكر است زن ها از صحبت كردن با همسرشان بيش تر لذت مي برند. بنابراين، مردان بايد فعالانه به سخنان همسرانشان گوش كنند و واكنش مناسب نشان دهند.
17- اگر هر يك از زوجين در شرايط خاصي نمي تواند به سخنان همسرش گوش كند، بايد صادقانه و صميمانه اين موضوع را به وي انتقال دهد، و تقاضا كند صحبت كردن در باره آن موضوع را به فرصتي ديگر واگذارد.
18- هر از چند گاهي زوجين در فضايي محرمانه، محبت آميز و صميمانه به ارزيابي رفتار و روابط يكديگر بپردازند و از يكديگر بپرسند، چه بايد كرد تا روابطمان بهتر و با نشاط تر شود؟
19- هميشه، در رويارويي با مسائل و مشكلات خانوادگي، خود را در وضعيت طرف مقابل قرار دهيد و با قبول مسووليت خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روي آوريد.
20- در روز يا در هفته زمان مشخصي را براي گفت و گو در باره مسائل و مشكلات و به اصطلاح درد دل كردن با همسرتان اختصاص دهيد.
21- از داشتن نگرش هاي آرمان گرايانه و شاعرانه در مساله ازدواج و روابط زناشويي و نيز انتظارات غير واقع بينانه اجتناب كنيد.
22- ارتباط زوجين بايد از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست و غير واقع بينانه دور باشد. اگر موضوع و مساله اي ذهن يكي از زوجين را به خود مشغول كرده است، بايد آن را به صراحت و صادقانه مطرح كند و درستي و نادرستي اش را با همسرش مورد بررسي قرار دهد.
23- هر يك از زوجين بايد زمينه هاي بروز سوء تفاهم ها و سوء ظن ها را از بين ببرد و از رفتارهايي كه موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن مي شود، خود داري كند.
24- هر يك از زوجين بايد بكوشد با روان شناسي همسرش آشنا شود تا بداند زن يا مرد به چه اموري بها مي دهد و نظام ارزشي اش چگونه است: براي مثال معمولاً زن به وابسته بودن، كسب امنيت عاطفي و مورد حمايت واقع شدن اهميت مي دهد و مردان مي خواهند مستقل و خود مختار باشند و آزادي عمل را داراي ارزش مي دانند.
25- زن و شوهر از مسخره كردن يكديگر و گفتن سخنان طعنه آميز و دو پهلو جدا پرهيز كنند.
26- از رفتارهايي نظير متلك، تحقير، سرزنش و به رخ كشيدن يكديگر كه موجب افزايش مقاومت هاي رواني در طرف مقابل است، جدا بايد پرهيز شود.
27- در سراسر زندگي، از جمله در زندگي خانوادگي، بكوشيد به نقاط مثبت، موهبت و نعمت هايي كه در اختيار داريد بينديشيد نه به اموري كه در اختيار نداريد.
28- از خطاهاي يكديگر سريعا بگذريد و خطاهاي همديگر را تحمل كنيد.
29- با ياد آوري برخي ايام مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظاير آن و دادن هديه هايي هر چند كوچك (مثل يك شاخه گل) به طور نمادين يا سمبليك عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام كنيد.
30- خود را در برابر همسرتان آراسته و پاكيزه و جالب توجه نگه داريد از پريشاني و وضع نامرتب بپرهيزيد.
31- در انتخاب دوست و برقراري روابط دوستانه و معاشرت هاي خانوادگي با زوج هاي ديگر دقت كنيد و اين امور را با توافق يكديگر انجام دهيد.
32- از هر گونه رفتاري كه به مرد سالاري يا زن سالاري مي انجامد، پرهيزكنيد.
33- خطاي يكديگر را در حضور ديگران، فرزندان، آشنايان، والدين يكديگر و ... بازگو نكنيد.
34- هرگز همسرتان را با زن يا مرد ديگر مقايسه نكنيد.
35- از رفتارهاي مطلوب همسرتان تشكر كرده، او را تشويق كنيد و انگيزه تكرار آن رفتار را بيش تر سازيد.
36- از تصميم هاي نادرست و غير منطقي و كلي گويي هاي منفي و شكل گيري افكار منفي در باره همسرتان شديداً پرهيز كنيد.
37- حتي المقدور به قول هايي كه به همسرتان داده ايد عمل كنيد تا به سلب اعتماد و احساس فريب خوردگي نينجامد.
38- از نسبت دادن القاب و زدن بر چسب هاي ناگوار و نامطلوب مانند بدقول، زرنگ، شلخته، كله شق، يك دنده، لجباز و خود خواه به يكديگر پرهيز كنيد.
39- در مواردي كه غمگيني و افسردگي و يا عصبانيت زن يا شوهر شدت مي يابد و احتمال اختلال در كار سيستم عصبي يا غدد دورن ريز به ويژه غده تيروئيد وجود دارد، در نخستين فرصت به پزشك متخصص مراجعه كنيد تا از عادي بودن ترشح غدد از جمله غده تيروئيد مطمئن شويد.
40- براي داشتن يك زندگي با نشاط و موفق خوب بينديشيد، وقت بگذاريد، احساس مسووليت كنيد، موانع ارتباط سالم را از ميان برداريد و به عوامل ايجاد كننده روابط سالم توجه كنيد.
مهارتهای زندگی
چطور به کودکان شستن دست را آموزش دهیم؟
- دستهای خود را بشویید
کودکان بیشتر از یک الگوی مناسب یاد می گیرند . شما با شستشوی دستان خود در حضور کودکان خردسال، نه تنها به آنها شیوه صحیح شستشوی دست را نشان میدهید، بلکه اهمیت آن هم برای کودک مشخص میشود.
- در باره زمان شستشوی دست با کودکان صحبت کنید
به خردسالان بگویید که همیشه قبل از اینکه چیزی بخورند و بعد از اینکه از دستشویی میآیند باید دستهای خود را خوب بشویند زیرا حتی اگر شیوه شستشو را هم آموزش دیده باشند درست نمیدانند که چه موقع باید به طرف دستشویی بروند.
- در باره دلایل شستشوی دست برای کودکان حرف بزنید
مجددا تاکید میکنیم که هرآنچه برای افراد بزرگسال جز واضحات است الزاما برای خردسالان به همان اندازه روشن نیست. در ابتداییترین گام توضیح دهید که شستشوی دست چگونه میکروبهایی را که باعث بیماری میشوند از ما دور میکند.
- در باره چگونگی شستشوی دست واینکه برای این کار چقدر باید وقت بگذارند به خردسالان توضیح دهید
فرزند خردسال خود را به دستشویی ببرید و نحوه شستشو را برای او شرح دهید. تفاوت آب گرم و سرد را به او نشان دهید و به طریقی که برای او قابل تشخیص باشد شیرهای آب سرد و گرم را از هم تفکیک کنید. دمای آب گرم را طوری تنظیم کنید که دست کودک خردسال نسوزد. تمام مراحل شستشو را با هم مرور کنید.
مقدار مناسب صابونی که در هر بار شستشو باید استفاده کند را به او نشان دهید و اینکه چگونه باید دستهایش را به هم بمالد. خردسالان شناختی از مفهوم زمان ندارند بنابراین قراردادی بین خود بگذارید تا زمانی حدود 20 ثانیه طول بکشد مثلا دو بار آهنگ الفبا را بخوانید یا مثلا هر شعری را که کودک هم بلد است تا جایی که به اندازه این زمان بشود را با هم بخوانید.
- مطمئن شوید که سینک دستشویی برای کودک به راحتی قابل دسترسی است
اگر ارتفاع سینک بلند است از چهارپایه یا صندلی استفاده کنید تا دست خردسال به راحتی به شیر آب برسد. همچنین دقت کنید که صابون هم در دسترس کودک باشد.
- شستشوی دستها را به یک کار لذت بخش تبدیل کنید
صابونهای خوش بو (با رایحه میوه) و با اشکال زیبا و جذاب (مثل شخصیتهای کارتونی مورد علاقه کودک) خریداری کنید. اشکالی که انواع متفاوت آنها در رنگهای مختلف در اکثر داروخانهها قابل دسترسی است. با این کار شستشوی دستها را به یک بازی یا تفریح تبدیل کنید.
برخی از نشانه های مردان سوءاستفاده گر
۱- حسادت و حس تملک:
نسبت به دوستان و خانواده و همکاران شما حسود می شود و سعی می کند شما را از آنها جدا کند. زن و فرزندان خود را جزء دارایی های خود می بیند نه انسان هایی مستقل. بی دلیل شما را به خیانت و ارتباط با مردهای دیگر متهم می کند. همیشه به روش بازجویی می پرسد کجا و با کی بوده اید.
۲- کنترل:
می خواهد همه زمان شما مال او و مرکز توجه شما باشد. همه هزینه ها، ماشین و فعالیت هایی که در آن شرکت می کنید تحت کنترل اوست. اگر زن علائمی از استقلال و قدرت از خود نشان دهد عصبانی می شود.
۳- برتری:
همیشه حق با اوست، همیشه او باید برنده باشد و همیشه همه ریاست ها با اوست. همیشه اعمالش را توجیه می کند تا بتواند با متهم کردن شما یا کسان دیگر حق را به جانب خود دهد. مردی که سوءاستفاده کلامی می کند با شما بد حرف زده و دشنام می دهد تا احساس بهتری به او دست دهد. هدف چنین مردی این است که شما احساس ضعف کنید تا خودش بتواند احساس قدرت کند. این افراد معمولاً احساس ناامنی می کنند و فقط این قدرت است که به باعث می شود حس بهتری داشته باشند.
۴- حقه:
به شما می گوید احمق یا نادان تا تقصیر گردن شما بیفتد. سعی می کند طوری رفتار کند که فکر کنید تقصیر شما است که او دچار این مشکل شده است. ننه من غریبم در می آورد که دلتان به حالش بسوزد و سعی کنید به او کمک کنید از این وضعیت بیرون بیاید. به بقیه می گوید شما تعادل ندارید.
۵- تغییر حالت:
بعد از اینکه سوءاستفاده انجام گرفت، ناگهان از فردی خشن و عصبانی به فردی پشیمان و مهربان تبدیل می شود.
۶- تضاد حرف و عمل:
به قول هایش عمل نمی کند، می گوید دوستتان دارد اما از شما سوءاستفاده می کند.
۷- تنبیه کردن شما:
مردی که سوءاستفاده احساسی می کند از رابطه جنسی یا صمیمیت احساسی خودداری کند یا وقتی نتوانست راه خود را پیش ببرد سکوت پیشه می کند. معمولاً با انتقاد های مداوم شما را تحت سوءاستفاده کلامی قرار می دهد.
۸- عدم تمایل به کمک گرفتن:
چنین مردی تصور نمی کند که مشکل دارد پس چرا باید دنبال کمک باشد؟ او تقصیرها و اشتباهات خود را نمی پذیرد و آن را به گردن کودکی یا عوامل خارجی می اندازد.
۹- بی احترامی به خانم ها:
هیچ احترامی برای مادر، خواهران یا هر زن دیگری قائل نیست. تصور می کند که زنان احمق و بی ارزش هستند.
۱۰- سابقه سوءاستفاده قبلی:
این افراد همیشه به دنبال زن هایی مطیع هستند که بتوانند آنها را کنترل کنند. رفتار سوءاستفاده گرانه رفتاری ارثی است و مردانی که از آنها سوءاستفاده شده احتمال زیادی دارد که خود به این بیماری مبتلا شوند.
34 نکته درباره امتحان
نکته 1:
آیا این امکان وجود دارد که میزان موفقیت فرزندتان در امتحانات را پیشبینی کنید؟ پاسخ مثبت است. برمبنای 2عامل میتوانید احتمال موفقیت را تشخیص دهید: یکی از آنها میزان تسلط فرزندتان بر پیشنیازهای یادگیری است. اگر در موقعیتهای گوناگون و متناوب به بررسی و تحلیل وضعیت آزمونهای فرزندتان بپردازید و درصورت امکان همراه با او، یادگیریهایش را مرور کنید، متوجه خواهید شد که در تکتک درسها و مجموع آنها، چه شرایطی از نظر پیشنیازها دارد. عامل دوم وضعیت انگیزشی فرزندتان و در واقع میزان علاقه او به درس و یادگیری است. هر چه انگیزهها درونی و مستقل باشند، میتوان اطمینان یافت که شرایط مساعد است. برمبنای دوعامل یاد شده، باید یک ارزیابی واقعبینانه و منطقی از وضعیت تحصیلی فرزندتان داشته باشید و انتظارات شما از او در ایام امتحانات نیز برهمین مبنا باشد.
نکته 2:
از فرزندتان بخواهید از معلم خود بپرسد از چه مطالبی امتحان میگیرد تا به این ترتیب وقت خود را صرف مطالعه مطالبی که جزو امتحان نیستند، نکند. همچنین از معلم بپرسد شکل امتحان چگونه است (کوتاهپاسخ، چندجوابی، تشریحی، درست و غلط و...). اگر او در دوره ابتدایی تحصیل میکند، این وظیفه را خودتان عهدهدار شوید.
نکته 3:
از فرزند خود بخواهید در روزها و هفتههای قبل از امتحان، به اشارهها و تأکیدهای معلم (معلمان) خود توجه بیشتری کند و نکتههای مهم را مشخص و علامتگذاری کند. بسیاری از معلمان، به عمد یا غیرعمد، بارها و بارها پرسشهای مهم امتحانی را در روزهای پیش از آزمون در کلاس درس مرور میکنند.
نکته 4:
از چند روز قبل از آغاز امتحانات، با فرزند خود همراه شوید و او را راهنمایی کنید که درسهای نخوانده را مطالعه کند، یادداشتها را بخواند و نکتههای مهم را با معلم (معلمان) و نیز دوستان خود درمیان بگذارد. شما هم تا آنجا که میتوانید او را یاری دهید.
نکته 5:
از ابتدای سال تحصیلی، ترتیبی اتخاذ کنید تا فرزندتان تمامی ورقههای امتحانی آزمونهای گوناگون خود را نگهداری کند. یکی از کارهای آموزشی خوب در روزهای نزدیک به هر یک از امتحانها، بررسی ورقههای آزمونهای قبلی است. به فرزندتان کمک کنید در هر سؤال یا بخشی که اشکال داشته است، تلاش بیشتری کند. اگر به تحلیل اشکالات فرزندتان در آزمونهای قبلی بپردازید، میتوانید تشخیص دهید که در مورد چه پیشنیازهایی دچار مشکل است.
نکته 6:
فــرزنــدتان را در مورد تکمیل یادداشتهای ناقص، کاملکردن پاسخ تمرینها و خودآزماییها راهنمایی کنید. شما هم نظارت کنید فرزندتان از این لحاظ هیچ مشکلی نداشته باشد. شب امتحان، فرصت خوبی برای گرفتن فتوکپی از دفترچه تمرین همکلاسیها و کاملکردن پاسخ تمرینها نیست. از این گذشته، در چنین زمانی، هیچ دانشآموز و پدر و مادر عاقلی، دفترچه یا اوراقی را که به آنها نیاز مبرم دارند، امانت نمیدهند.
نکته 7:
به فرزندتان کمک کنید حداکثر یک هفته قبل از امتحان، همه راهنماهای آموزشی مورد نیاز هر یک از امتحانات را فراهم آورد. خلاصه درس، فهرست نکتههای مهم، چکیده مطالب، فرمولها، پاسخ تمرینها و خودآزماییها و... جزو راهنماهای آموزشی ضروری برای آماده شدن هستند.
نکته 8:
نظارت کنید 2 شب قبل از امتحان، فرزندتان صرفاً برای آمادگی نهایی تلاش کند. در این ایام، شما باید فرزندتان را یاری دهید تا بتواند فکر خود را درباره مطالب مهم امتحانی متمرکز کند. اگر او در دوره ابتدایی درس میخواند، به او کمک کنید در هر نکته، اندیشه یا مطالبی را که بر آن تأکید شده است، دریابد.
نکته9:
از روی پرسشهای مطرح شده طی سال تحصیلی توسط معلمان و ورقههای امتحانی نگهداری شده، روز یا شب قبل از امتحان همراه با فرزندتان پرسشهایی را که فکر میکنید، جزو امتحان خواهد بود، طرح کنید و بکوشید همراه با هم به آنها پاسخ دهید. اگر چند بار این کار را انجام دهید، طراح سؤال قابلی خواهید شد و خواهید توانست کمک خوبی به فرزندتان بکنید.
نکته 10:
دقت کنید که شب قبل از امتحان فرزندتان خواب آرامی داشته باشد. از این رو با حذف میهمانیهای غیرضروری، ایجاد آرامش شبانگاهی در منزل، تعطیلکردن مشاهده مجموعههای تلویزیونی و سایر فعالیتهایی که در ایام عادی انجام میدهید، خواب راحت فرزندتان را تضمین کنید.
نکته 11:
به فرزندتان یادآوری کنید ساعات قبل از آغاز امتحان، زمان مناسبی برای مطالعه عمیق نیست. در این لحظات، شاید تنها بتوان به آرامی خلاصه مطالب را مرور کرد. گاهی خود والدین لحظات قبل از امتحان را به شرایطی استرسزا تبدیل میکنند. پرسش و پاسخ در طول مسیر، توصیههای مکرر برای دقیقبودن و البته گاهی پیشنهادهای غیراصولی، نهتنها کمک مؤثری به فرزندتان نخواهد کرد، بلکه نگرانیهای او را افزایش خواهد داد.
نکته 12:
اگر فرزندتان توسط شما به مدرسه میرود، روز امتحان کمی زودتر حرکت کنید و اگر مسیر منزل تا مدرسه طوری است که خود آن را طی میکند، به فرزندتان یادآوری کنید برای جلوگیری از انتقال استرس، اندکی زودتر از هر روز، منزل را ترک کند.
نکته13:
هر آزمونی نیاز به وسایلی دارد؛ مثلا در آزمون ریاضیات، احتمالا نیاز به پرگار، گونیا، نقاله و... ضروری است. یا در امتحان نقاشی، همراه داشتن وسایل جورواجور رنگآمیزی از ضروریات است. دقت کنید فرزندتان تمامی وسایل لازم برای شرکت در هر یک از آزمونها را همراه خود ببرد.
نکته 14:
اجرای نکتههای یک تا 12 برای آزمونهای پایانی سال و نیز نهایی یک دوره تحصیلی و کنکور حتمی است. برای شرکت در آزمونهای سادهتر مثل امتحانات میانترم یا پایان یک نیم سال تحصیلی، اجرای فشردهتر این نکتهها توصیه میشود.
در جلسه امتحان و آزموندادن توسط فرزندتان، دیگر امکان ندارد شما همراه او حضور داشته باشید و مکرر در مکرر راهنماییاش کنید ولی ارائه تذکرات طی سال تحصیلی و هفتههای قبل از آغاز امتحانات، میتواند یاریگر فرزندان شما باشد. بدیهی است دقت خواهید کرد تذکرات را در قالب نصیحتهای خشک و خالی یا دستورات شداد و غلاظ به فرزندان خود دیکته نکنید.
نکته 15:
از فرزندتان بخواهید به محض اعلام مسئولان برگزاری آزمون، در محل تعیین شده بنشیند و خود را آماده آزمون کند. هر چقدر او زودتر این کار را انجام دهد، آرامش بیشتری خواهد داشت. آرامش داشتن در آزمونها، کلید موفقیت است. به فرزندتان بگویید پس از نشستن برسر جای خود، برای لحظههایی پلکهایش را روی هم بگذارد و چشمان خود را ببندد.
نکته 16:
فرزندتان را راهنمایی کنید اساساً با خود کتاب، دفتر، اوراق مربوط به پاسخ تمرینها و ملزومات مرتبط با درسی را که قرار است آزمون آن برگزار شود، به مدرسه نبرد. کنار گذاشتن یادداشتها، لحظات و حتی ساعاتی قبل از آغاز هر آزمون، به تمرکز فکر بسیار کمک میکند.
نکته 17:
در برخی از آزمونها، توضیحاتی که توسط مسئولان برگزارکننده ارائه میشود، بسیار رهگشا و یاریدهنده است. از فرزندتان بخواهید وقتی برگه امتحانی را دریافت کردند، با دقت به توصیههای مراقبان یا معلم (معلمان) خود گوش فرادهند و تا زمانی که مطمئن نشدهاند دیگر هیچ توضیحی داده نخواهد شد، پاسخدهی را شروع نکنند.
نکته 18:
نام و نام خانوادگی، نام کلاس، شماره کارت (یا ردیف) و هر مشخصاتی که در بالای ورقههای امتحانی از فرزند شما خواسته میشود، در زمره اطلاعاتی بهشمار میرود که دانشآموزان با آنها شناسایی میشوند. انتظار نداشته باشید در مدرسهای با 500 دانشآموز در یک پایه تحصیلی، امکان شناسایی 15 ورقهای که صاحبان آنها مشخصاتشان را ننوشتهاند، ممکن باشد. از فرزند خود بخواهید به این نکته ساده توجه کند.
نکته 19:
هر یک از امتحانات، رهنمودها یا دستورالعملهایی دارند. این رهنمودها معمولا در آزمونهایی که سؤالات آنها علمی و با معیارهای مبتنی بر علم سنجش و اندازهگیری از آموختههای دانشآموزان طراحی شده باشند، دیده میشوند؛ مثلا اگر آزمون زبان انگلیسی، در دو بخشی طراحی شده باشد، ممکن است در دستورالعمل ابتدای آزمون و همان بالای ورقه نوشته شود که برگه بخش اول در پایان 20دقیقه وقت آزمون دیکته، جمعآوری خواهد شد و تنها برگه گرامر میتواند تا پایان 70دقیقه وقت آزمون در اختیار دانشآموزان باقی بماند. به فرزندتان بگویید این دستورالعملها و رهنمودها را جدی بگیرد.
نکته 20:
از فرزندتان بخواهید برای پاسخ به همه پرسشها، اندکی تأمل کند. در مورد پرسشهای غیرمتعارف هم، برای بار دوم و سوم آنها را بخواند و زیر نکتههای مهمشان خط بکشد. به آنها یادآوری کنید که برای خروج از جلسه امتحان عجله نداشته باشند و بگویید: وقتی نتیجه تلاش شما دانشآموزان در سر جلسههای امتحان مشخص میشود، مگر بیرون از سالن آزمون خبری است که این قدر عجله دارید؟
نکته21:
هر چند متخصصان سنجش و اندازهگیری معتقدند دادن سؤال انتخابی در یک آزمون، از لحاظ علمی درست نیست و صرفاً در شرایط اضطرار (نابرابر بودن شرایط آموزش، اوضاع بحرانی مانند جنگ و زلزله و...) میتوان چنین پرسشهایی را در ورقه امتحانی دانشآموزان قرار داد، ولی با این همه، به فرزندتان یادآوری کنید در مورد اینکه آیا همه سؤالات را باید جواب دهد یا آزمون سؤال انتخابی دارد، دقت کند.
نکته 22:
شکل پرسشها، نکته مهم دیگری است که باید به فرزندتان در مورد آنها نکاتی را یادآور شوید. این که طراح آزمون از چه نوع پرسشهایی استفاده کرده است، درنوع پاسخ دادن تأثیر دارد. اگر سؤال تشریحی بود، باید پاسخ را کاملتر نوشت. سؤالات علامتزدنی، خطکشیدنی، کوتاه پاسخ و... هم داریم. درواقع هرسؤالی، با توجه به شکل طراحیاش، پاسخ ویژهای میطلبد.
نکته23:
از فرزندتان بخواهید در مورد چگونگی استفاده از وسایل آموزشی در جلسه آزمون، از قبل یا همان روز آزمون و حتی پیش از آغاز آزمون، از مسئولان مربوطه پرسشهایی به عمل آورد: آیا میتوانم از کاغذ چرکنویس یا یادداشت، فرهنگ لغات، ماشین حساب، خطکش، جدول تناوبی عناصر و... استفاده کنم یا نه؟ بعضی وقتها کمترین بیدقتی در این قبیل موارد، عواقب ناگواری را رقم زده است.
نکته24:
به فرزندتان یادآوری کنید وقتی پرسشی را میخواند، تمام آن را بخواند و به محض اطمینان از بلدبودن، شروع به پاسخگویی نکند؛ مثلا در آزمون ریاضیات، طراح سؤال، در پایان یک پرسش، در داخل پرانتز به دانشآموزان اعلام کرده بود، نیازی به ذکر محاسبات میانی در ورقه آزمون نیست (یا محاسبه فقط تا 2رقم اعشار)، حال که دانشآموزی، دقایق زیادی را در سر جلسه آزمون با پاسخ به همین سؤال از دست داده بود.
نکته 25:
معمولا آزمونها از بخشهای گوناگونی تشکیل میشوند. از فرزندتان بخواهید بخشهای هر آزمون را برای خود تقسیمبندی و بر زمان در اختیارش، مدیریت کند؛ مثلاً همان طور که پیش از این گفتیم، ممکن است یک آزمون زبان در کل 70دقیقه وقت داشته باشد، ولی ورقههای دیکته را پس از 20دقیقه جمعآوری کنند. بدیهی است که در چنین حالتی با دقت، باید اول بخش دیکته را انجام داد.
نکته 26:
از فرزندتان درخواست کنید پیش از آغاز پاسخگویی پرسشها، ابتدا همه سؤالات را مرور کند تا با اندیشه اصلی طراح سؤال و جوابهای مورد نظر او آشنا شود.
نکته 27:
یکی از معضلات معلمان در تصحیح اوراق است. ضمن کنترل ورقههای امتحانی فرزندتان، ببینید روش نوشتن و پاسخ دادن او به سؤالات چگونه است. درصورت لزوم، راهنماییاش کنید تا پاسخ سؤالات را بهترتیب بنویسد؛ مراقب باشد پاسخها در هم و نامرتب نباشند. با اندکی حوصله به سؤالها پاسخ دهد تا معلم هم به هنگام تصحیح ورقه، از بدخطی او رنج نبرد.بدیهی است یک ورقه با خط خوش و نگارش مرتب، نگرش مثبتتری را در معلم ایجاد خواهدکرد و چه بسا در نمره هم تأثیر افزاینده داشته باشد.
نکته 28:
بارم، نشانگر سهم نمرهای هر سؤال از کل نمرههای یک آزمون است. همچنین بارم، میزان ارزشی است که طراح سؤال برای یک پرسش تعیین کرده است. به فرزندتان یادآوری و این مسئله را بارها و بارها با او تمرین کنید که اگر برای پرسشی نیم نمره تعیین شده است، قطعاً میزان پاسخ هم باید همشأن و همتراز با این نمره باشد و برعکس هیچ طراح سؤالی، نباید برای ذکر پاسخ تنها یک کلمه روی ورقه، 2نمره اختصاص دهد.
نکته 29:
بارم، راهنمای خوبی برای دانشآموزان فراموشکار هم هست. به فرزندتان بگویید اگر سر جلسه آزمون، نتوانستی به یاد بیاوری امیرکبیر چند اقدام مهم انجام داده است، بارم مقابل سؤال، میتواند راهنمای خوبی برای پاسخگویی تو باشد. قطعاً اگر دبیری از دانشآموزان خواسته باشد، اقدامات مهم امیرکبیر را نام ببرند و برای بارم سؤال، یک نمره اختصاص داده است، میتوان فهمید که از 6 اقدام مهم امیرکبیر، لااقل باید به 4 مورد اشاره شود تا به ازای هر کدام 25/0 نمره به دست آید. البته از برخی ورقههای طراحی شده امتحانی غیراصولی سخن نمیگوییم که بارم، به جای آنکه راهنماییکننده باشد، نقش گمراهکننده دانشآموزان را نیز بازی میکند.
نکته 30:
از فرزندتان بخواهید، اگر نمره برخی سؤالات یکسان است، ابتدا به سادهترین سؤالات از این مجموعه پاسخ دهد.
نکته 31:
به فرزندتان بگویید برای فهم کامل برخی از پرسشهای آزمونها، حتماً آن پرسش را 3 بار بخواند و زیر کلمات اصلی آن خط بکشد.
نکته 32:
اینکه بسیاری از دانشآموزان، پاسخ برخی از سؤالات را بهطور کامل ندانند، امری طبیعی است. به فرزندتان هشدار دهید اگر پاسخی را کامل نمیداند- البته در آزمونی که جواب غلط یا ناکافی، از نمره او کم نمیکند و به عبارت بهتر، آزمون نمره منفی ندارد- هرچه میداند بنویسد.
نکته 33:
اگر دوره دانشآموزی خودتان را به یاد داشته باشید، در برخی از آزمونها، صرفاً بهدلیل اینکه پاسخدادن به برخی پرسشها را فراموش کرده بودید، به نمره کامل دست پیدا نمیکردید از اینرو به فرزندتان یادآوری کنید ورقه خود را دوباره مرور کند و به پرسشهایی که احتمالاً پاسخ نداده است، جواب بدهد.
نکته 34:
هنگام پاسخگویی دانشآموزان روی همان برگه پرسشها و بهدلیل اینکه آنها پاسخهای خود را میان خطوط و احیاناً روی سؤالات مینویسند، برخی از پرسشها بهویژه آنها که متن کوتاهتری دارند، از دید دانشآموزان به دور میمانند. به فرزندتان بگویید یک راه ساده برای مقابله با این مشکل، شمارش تعداد پاسخها و مقایسه آنها با تعداد پرسشهاست. با این روش، آنها خواهند توانست سؤالهای فراموش شده و از چشم دور افتاده را پاسخ دهند.
چند نکته دیگر
رخی مواقع سادگی پرسش بعدی، باعث میشود که دانشآموز پاسخگویی به سؤالی را که در حال نوشتن جواب آن است، نیمهکاره رها کرده و نوشتن پاسخ بعدی را شروع کند. از اینرو از فرزندتان بخواهید همه پاسخهای داده شده را دوباره مرور و کنترل کند.
آفت امتحان، خارج شدن از جلسه، زودتر از وقت مقرر است. به فرزندتان بگویید وقتی معلم شما برای آزمون 30 دقیقه وقت در نظر گرفته است، قطعاً این زمان را با محاسبه و دقت به دست آورده است و اگر شما در 10دقیقه به سؤالات پاسخ دهید، حتما اشتباههای فراوانی خواهید داشت.
FARID_GM
26-05-2011, 21:22
انسان ها مانند میخ هستند ، وقتی جهتشان را گم می کنند ، تاثیرشان را از دست می دهند و شروع به خم شدن می کنند .
بعضی فکر می کنند این منصفانه نیست که خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است . بعضی دیگر خدا را ستایش می کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است .
اگر مثل گاو گنده باشی ، می دوشنت ، اگر مثل خر قوی باشی ، بارت می كنند ، اگر مثل اسب دونده باشی ، سوارت می شوند . . . فقط از فهمیدن تو می ترسند .
وقتی از همه جا نا امید شدی برو توی کوه فریاد بزن که آیا هنوز امید هست ؟ آن موقع خواهی شنید که هست هست هست
بیشتر مردان موفّقیتشان را مدیون زن اوّلشان هستند و زن دومشان را مدیون موفّقیتشان !
FARID_GM
26-05-2011, 21:22
هر وقت تو زندگی به یه در بزرگ که یه قفل بزرگ روش بود رسیدی ، نترس و ناامید نشو چون اگه قرار بود در باز نشه جاش یه دیوار می گذاشتند .
همیشه از خوبی های آدم ها واسه ی خودت یک دیوار بساز و هر وقت در حقّت بدی کردند ، فقط یک آجر از دیوار را بردار ، بی انصافیه اگه دیوار را خراب کنی .
در زندگی افرادی وجو دارند كه مثل قطار شهربازی هستند ، از بودن با اونا لذت می بری ولی باهاشون به جایی نمی رسی .
وفا رو از ماهی یاد بگیر که وقتی از آب در میاد ؛ میمیره نه از زنبور که وقتی از گلی خسته میشه ؛ میره سراغ یه گل دیگه...
مشکلی که با پول حل شود، مشکل نیست هزینه است!
FARID_GM
26-05-2011, 21:23
نه دل در دست محبوبی گرفتار، نه سردرکوچه باغی بر سر دار ، از این بیهوده گردیدن چه حاصل ؟ پیاده می شوم ، دنیا نگهدار
بشر به خوشبختی خیلی زود عادت میکند و چون خیلی زود عادت میکند خیلی زود هم فراموش میکند که خوشبخت است
بهترین اشخاص، کسانى هستند که اگر از آن ها تعریف کردید، خجل شوند و اگر بد گفتید، سکوت کنند."جبران خلیل جبران
ساده ترین کار جهان این است که خود باشی و دشوارترین کارجهان این است که کسی باشی که دیگران می خواهند.
زندگی دو چهره بیشتر نداره یا به بازیت میگیره یا به بازیش میگیری انتخاب با توست
جملاتی از طراحان مد و فشن مشهور جهان
الکساندر هرچکوویچ:
زیبایی چیزی است که خیال پردازی را به چالش می گیرد .
گاهی اوقات زیادی احساساتی ام، اما درباره ی فرم منطقی فکر میکنم .
ویکتور هرستینگ و رلف اسنورن (viktor&rolf):
مهم تر از خود طرح ها ، توانایی آنها در ارتباط بر قرار کردن است.
مارک جاکوبز :
ساختن چیزی که شیطنت آمیز به نظر برسد برایم آسان است .واقعا این ایده را دوست دارم که کار کار هوشمندانه تری انجام دهم.
بیرون رفتن، و مهمانی را دوست دارم. وقتی نوبت مد میشود، از همین چیزها الهام میگیرم، اما سعی میکنم فقط آینه ای در برابر آن نگیرم و نوعی بدل کلیشه ای و سطحی از آنها عرضه نکنم.
دنا کرن (dkny):
وقتی طراحی می کنم، نه فقط یک زن، که جهانی از زنان را پیش چشم دارم . لباسها مانند بوم هایی هستند که فردییت بر آنها نقش می بندد.
..
کلوین کلاین(ck):
از جستجوی نوعی خلوص، الهام میگیرم .چالش پیش رو، افزودن سهولت به شیوهی پیچیده ای از زندگی است.
کریستیان لاکر(bazzar):
دوست دارم خشونت بیشتری را در کارم ابراز کنم . زیبایی ، پدیده ی خیلی خوب متعادل شده ای نیست: بلکه باید آزار دهنده و ناراحت کننده باشد. مد من ، بیشتر شیوه ای برای زندگی کر دن با ریشه های خودتان ، و پیدا کردن خویشتن واقعی تان است، تا داشتن لوگویی که بر پشت تان بگذارم.
هلموت لانگ:
فکر می کنم همیشه حساسیت خوبی برای دیدن چیز های تازه داشته ام وهرگز از کشف آنها نترسیده ام.
رالف لورن (raulf lauren):
هرگز با مد و سلیقه ها کاری ندشتم. من به طرحی ایمان دارم که کلیتی ماندگار است.
ورونیک لروی:
خلق لباسها کار هیجان انگیزی نیست. آنچه هیجان دارد توانایی دمیدن روح در آنهاست .
لاتز:
همواره به مد ، نه به عنوان یک محصول ، که در مقام پدیده ای که به هوییت شکل میدهد علاقه مند بوده ام. من چیز های اساسی ، بخش های جدایی نا پذیر زندگی روز مره را بر میدارم و آنها را چنان در هم ذوب و با هم مخلوط میکنم که در عین آشنا ماندن به چیزی کاملا متفاوت بدل شوند .
ژولین مک دانلد:
نمی خواهم آوانگارد باشم لباسهای زیبا را دوست دارم واهمیتی نمیدهم مردم دربارهام چه فکر میکنند.
مارتین مارگی یلا:
باید تا جایی که میشود کمتر فلسفه بافی کرد. ذهن ، وقتی که با دل و احساس آگاهانه ای از نیکی پشتیبانی شود.
به ندرت به بیراهه میرود.
آنتونیو ماراس :
برای هدف خاصی کار نمیکنم. آنچه علاقه ام را بر می انگیزد ، سفر است نه مقصد.
استلامک کارتنی :
فکر میکنم جایگاهی در این صنعت دارم . نقشی بر عهده ی من است، چیزی را برای زنان باز نمایی می کنم، اعتماد آنها را جلب کرده ام واین مهم است.
الکساندر مک کویین:
از چیزهایی استفاده میکنم که مردم می خواهند در {پس} ذهنشان پنهان کنند.
جنگ، مذهب و....، چیزهای که همه ی ما به انها فکر میکنیم.اما در ویترین نمیگذاریمشان؛ ولی من این کار را می کنم ، و آنها را مجبور میکنم نگاه کنند.
هنوز چیز های زیادی هست که میخواهم به دست بیاورم. در این "سر" جایی برای رضایت [از خود] نیست.
جملاتی از طراحان مد و فشن مشهور جهان
انجلا میسونی :
هماهنگی خاصی از رنگها ، کار من را بی وا سطه منعکس میکند. سعی میکنم به لباسها، راحتی و آسایش اضافه کنم.: نوعی آزادی.
ایزی میاکی:
من بخشی از گذشته ام هستم، اما به آینده نگاه میکنم.
پوشش به پوشنده اش می بخشند. آنها احساس و انگیزه اش را منتقل میکنند.
میوچا پرادا:(prada)
حرف ادم هایی را که فکر میکنند لباسها اهمییتی ندارند، باور نمیکنم. متنفرم از این که مرا مینیمالیست خطاب کنند.
آن دوره ی"نایلون مشکی" فقط دو سال طول کشید.
کارلو ریوتی:
مد باید اخلاقی باشد.
رنزو روسو(diesel)
زیبایی هر چیزی است که لرزه ای بر تن تو بیاندازد.
سونیا رایکیل:
فکر میکنم عاشق کاری هستم که انجام میدهم. پیر شدن وحشتناک است اما اگر بتوانی روح کودکانه ات را حفظ کنی ، هر چیزی به تو الهام میبخشد.
استفان اشنایدر :
مد تا حد زیادی با خیالبافی پیوسته است . اما من رویا بین نیستم.فلسفه ی من بر گر داندن یک متوسطه بودگی روزمره به مد است.
رف سیمونز :
من، با ملاحظه ی واقعییت، لباسهای معمولی را با اجزایی فوق الاده در هم میآمیزیم.
مارتین سیتبون:
من، با ملاحظه ی واقعیت، لباسهای معمولی با اجزایی فوق الاده در هم می آمیزیم.
هدی اسلیمن:(dior)
دوست دارم مردان [با پوشیدن لباسهای من ] فکر کنند به موجودی فاخر تر و فریبنده تر بدل شده اند تا امکان تجربه ی شیوه ی کاملا تازه ای از مردانگی در اختیارشان قرار گیرد.
به تاثیرات تزیینی مد علاقه ای ندارم.
پال اسمیت:
با بزرگ شدن به عنوان یک امریکایی سیاه پوست در پایگاه های نظامی سراسر اروپا ، همیشه نسبت به محیط اطرافم فردی بوده ام که از زمینه ی خود جدا شده است . پس دوست دارم با ایده ی چنین فردیتی ، یعنی یک بیگانه آثارم را خلق کنم.
رزلا تارابینی:
به قدرت تضاد ، ایمان دارم .
[تمیز] و [شسته رفته] را دوست ندارم.
گیجی وآشفتگی برایم راحت تر است.
ژان تو ئیتو (aps):
کاری که ما انجام میدهیم، فلسفه نیست. ما فقط لباس میدوزیم.
چیزی که به من الهام میدهد، تمام آن چیزهایی است که به شما کمک میکند از شر آلودگی های ذهنی تان خلاص شوید.
دریس فان نوتن :
هدف کار من، فراهم آوردن وسیله ای برای مردم است تا خودشان باشند، و تا آنجا که ممکن است به سلیقه شان وفادار بمانند.
آن واندرور ست وفلیپ آریکس:
میتوانید ترکیب یک زن و یک مرد را در کار ما احساس کنید. تعادلی در این وجود دارد.
دوناتلا ورساچه( versache) :
همیشه انگیزه برای به پیش رفتن داشته ام؛ درجستجوی آنچه مدرن است.
این، آن چیزی است که به من انگیزه میدهد. هیچ دوست ندارم اطرافم را آدم های [بله قربان گو] احاطه کنند.
اعتقاد عمیقی به این حقیقت دارم که خلاقیت زاییده ی تنش، و بحران ایده هاست.
میلان واکمیرو یچ(jil sander):
واقعیت برای من، ملال آور نیست.
ویوی ین وست وود:
آوانگارد بودن، امروز دشوار است. مردم به همه چیز عادت کرده اند.
یوجی یاما موتو :
می خواهم از "مد"به "ضد- مد" برسم. به همین خاطر همیشه راه خودم را می روم. چرا که اگر آنچه را دچار رخوت شده بیدار نکنید، همچنان به بیراهه خواهید رفت. میتوان گفت که طراحی کاملا ساده است ، دشواری در پیدا کردن راه تازه ای برای کشف زیبایی است.
مایکل میشالسکی( adidas )
شخصیت آن چیزی است که به طرح جان میدهد .
آن دمول میستر :
مد, دلیلی برای [بودن] دارد، چرا که در مد میتوانید انواع تازه ای از تعبیرها در باره ی موجودات انسا نی را پیدا کنید.
آیزی میاکی(apoc ):
فراهم کردن امکان رویدادها، نتیجه ی طبیعی خویشتن من است.
آتسور تایاما:
فهمیده ام میتوانم یک لباس را به شکل زیبایی نابود کنم.
عزالدین الایا:
کمال ، هرگز دست یافتنی نیست ، پس لازم است به کار ادامه دهید.
کارل لگر فلد (channel):
از همه چیز الهام میگیرم ، از طلوع و غروب خورشید، بودن با اسبها وعشق.
تنها یک قانون وجود دارد :چشم ها را باز کن.
ری کاوا کابو(comme des garcons):
روح یکسانی در تمام آ ثارم جریان می یابد .
دلچه وگابانا (dolche&gabana):
ما هر دو خلاق هستیم ، اما در جهات متفاوت. ما همدیگر را کامل می کنیم.
درایس فان نوتن :
هدف من ، آفریدن مدی است چنان خنثی که هر کس بتواند شخصیت خود را به آن بیافزاند.
الی کیشیموتو:
کار ما زندگی ما است، پس فعالییت های روزانه ی ما، چه کار و چه فراغت، به شکل غریزی با برون ده خلاقه ی ما عجین است.
ژیل رسیه :
طراحی لباس هایی را دوست دارم که شخصییت را آشکار میکنند.
فریدا جیا نینی (Gucci):
دغدغه یک حال ، یک راه زندگی ، و نیازهایی خاص را دارم.
جان ری (Gucci):
همیشه مجذوب نا شناخته ها شده ام واز کشف نا شده ها الهام گرفته ام.
هامیش مورو:
از ایده ها ، تحول شان، و آینده الهام میگیرم.
ورونیک نیچا نییان (hermes):
سعی میکنم میان ارزشهای نوآوری وسنت، تعادل بر قرار کنم.
لوتار رایف( hogo boos):
هدف ما آوانگارد بودن نیست، بلکه تلاش میکنم خریداران در لباسهای ما احساس راحتی و اعتماد کنند.
حسیین چالایان:
من از انسان شناسی ، انسان شناسی ژنتیکی ، مهاجرت، تاریخ، تبعیض اجتماعی ، سیاست، جابه جایی ، داستان علم تخیلی، وحدس
میزنم پس زمینه ی فرهنگی ام، الهام میگیرم.
نایوکی تاکی زاوا(آیزی میاکی):
طراهی مد، آفرینشی است حاصل یک نگاه تازه ونو آورانه، که از قید نظریه های حاضر در باره خلق پوشاک، رهاست.
ینس لوگسن:
اگر بتوانی اعماق وجود آدمی را لمس کنی، میتوانی تمامی جهان را لمس کنی.
جسیکا تراسمن :
دانستن اینکه چگونه و چه هنگام، الهام را به عقل سلیم ترکیب کنی، پسندیده است.
جیل سندر:
نیازمند آنیم بیاموزیم که چگونه نماد ها ، نشانه ها، وهیرو گلیف ها را که با ما از آینده سخن میگویند رمز گشاییی و ترجمه کنیم؛
حتی اگر آنها را فقط در خودمان بییابیم.
جو کیسلی-هی فورد:
به انفجاری که از تصادم پاره های فرهنگی ناهمگون پدید می آید علاقه مندم.
جان گالیانو:
اینجا هستم تا مردم را در رویا فرو ببرم.آ نها را وسوسه کنم لباس های زیبا بخرند، و نهایت سعی ام را بکنم لباسهای شگفت انگیزی
خلق کنم وظیفه ی من این است.
جوناتان ساندرز:
از جنبشهای طراحی وهنرهای زیبا که برای تغیییر آنچه به عنوان زیبا(یی)ادراک میشده مبارزه کرده اند، الهام مگیرم.
ریکار دو تیسکی:
تعریف من از زیبایی ، چیزی میان به شدت زشت وبه شدت خیالی است.
روبرتو کاوالی:
طبیعت، منبع اصلی الهام من است. هرگز آموختن از چیزی که آن را [بزرگترین هنرمند ] می نامم، متوقف نخواهم کرد.
ویکتور ورالف:
این توهم که شاید دفعه ی بعد (طراحی مان) بی نقص باشد ، ما را به جلو می برد.
جونیا واتانابه :
آنچه را که باید انجام میدهم، و آنهایی که با آثارم همدلی می کنند، آنها را می پو شند.
گری هاروی (levis):
پوشاک، زبان پنهانی ای است که می گوید میخواهید چگونه دیده شوید.
میگویل ادرور:
اگرمد واجد جهت گیری سیاسی نبود، به آن نمی پرداختم. اگر بتوان نوعی اگاهی سیاسی یا اجتماعی را ابراز، و در عین حال لباسهای زیبایی هم طراحی کرد، این برای من یک موفقیت محسوب میشود.
جورجو آرمانی:(Armani)
{همیشه} تلاش کرده ام به زیبایی و آراستگی تازه ای دست پیدا کنم، واین آسان نیست، چرا که مردم میخواهند غافلگیر شوند. آنها طالب مد جنجالی ونوعی انفجار هستند. اما انفجارها دوام نمی آورند، به سرعت از میان میروند و چیزی چز خاکستر به جا نمی گذراند. فلسفه ی من تحول است نه انقلاب.
به مرور زمان اموخته ایم که باید مسولیت اعمال واعتقاداتم را بر عهده بگیرم .
ای اف وانده ورست:
مد ، یک زبان است .
اگنس بی :
دوست دارم کسی را ببینم که ژاکتش را به من نشان میدهد و میگوید: "ببین، همه اش پوسیده، شش سال است ان را می پوشم!"
هاردی بلچمن:
همیشه هشدار گاندی را پیش چشم دارم : «هیچ لطفی در زیبا ترین لباس ها وجود ندارد، اگر باعث گرسنگی وبدبختی شوند»
جملاتی از طراحان مد و فشن مشهور جهان
ورونیک برانکویینو:
من از پیچیدگی درونی زن الهام میگیرم. لباسهای من درباره ی در گیری او با احساسات پیچیده ای است که تجربه می کند، درباره ی جازبه ها ودافعه های ان احساسات. در جستجوی آنم که تعادلی میان آنها برقرار کنم.
به هر یک از مجموعه هایم مانند دفتر خاطراتی شخصی نگاه می کنم.
زویی بر اوچ وبرایان کربی (bodika):
یک هنر مند حاصل جمع خطر پذیری های خود است .
کار ما ، منعکس کننده ی پارانو یا های مدرن حیات بشری ، زیبایی و نخوت زندگی مدرن ، خشم از دیگری ، دروغ های ساختگی ای که به ما گفته اند ، و حقایق اصیلی است که فراموش کر ده ایم.
انیو کاپا سا(custum national)
زیبایی ، ترکیب پیچده ای از مرگ و زندگی است .
هیچ تمایزی میان آنچه هستم و انچه انجام میدهم وجود ندارد .
اما کوک:
آثار من حسی از تاریخ با خود دارند ، اما نه به این معنا که شبییه لباس های عتیقه به نظر برسند.
البر الباز (lanvin)
میخواهم ظرافت و احساس را دوباره به مد برگردانم.
ماریا سیلویا ونتورینی فندی(fendi):
طنز به من اجازه میدهد وسواس خلاقیت را دور بریزم .
وقتی طراحی می کنم ، گاهی احساساتی به من دست میدهد که میتوانم آن را شهود بنامم.
البرتا فرتی :
سعی می کنم بر شخصیت و زیبایی زن تاکید کنم . زیبایی تعادلی است میان لباس و زنی که آن را به تن کرده است.
سعی دارم جادوی یک رویا را به واقییت بدل کنم.
انجلو فیگوس:
برای من ، مد ، شریک شدن عقاید گوناگون با دیگران است.
تام فورد:
دوست دارم فکر کنم نوعی لذت پرستی را به مد بر گردانده ام.
جان گالییانو:
کار من، پس راندن مرزها ومحدودییت های آفرینش است .
کاترین همنت :
می توانی با لباسهایی که میپوشی درباره ی جامعه ا ی که در آن زندگی می کنی ، اظهار نظر سیاسی کنی . این هدفی است که من تقریبا ذر بیست سال گذشته ان را دنبال کرده ام.
habibfadae
29-05-2011, 23:20
مهم نیست که چه اندازه می بخشیم ، بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد ...
--------------------------------------------------
قصه عشقت را به بیگانگان نگو
چرا که این کلاغهای غریب بر کلاه حصیری مترسک نیز آشیانه می سازند ...
--------------------------------------------------
اگر ۴ تکه نان خوشمزه باشد و شما ۵ نفر باشید
کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید (( مادر )) است ...
--------------------------------------------------
تولد و مرگ را درمانی نیست
مهم این است که فاصله میان این دو را شاد زندگی کنیم ...
--------------------------------------------------
هستند مردمانی که خیشاوندان آنها از گرسنگی میمیرند
ولی در عزایش گوسفندها سر میبرند .
habibfadae
29-05-2011, 23:21
فاصله بین مشکل و حل آن یک زانو زدن است
اما نه در برابر مشکل
بلکه در برابر خدا
--------------------------------------------------
از کسی که کتابخانه دارد و کتاب های زیادی می خواند نترس
از کسی بترس که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می پندارد ...
--------------------------------------------------
هستند کسانی که روی شانه هایتان گریه میکنند
و وقتی شما گریه میکنید دیگر وجود ندارند
--------------------------------------------------
مهم نیست چه مدرکى دارید
مهم این است که چه درکى دارید ...
--------------------------------------------------
از درد های کوچک است که آدم می نالد
وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی
habibfadae
29-05-2011, 23:24
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت
و اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد
طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت !
دکتر علی شریعتی
--------------------------------------------------
به یک جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی رنج را نباید امتداد داد
باید مثل یک چاقو که چیزها را میبرد و از میانشان میگذرد
از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی ...
--------------------------------------------------
آرزو سرابی است که اگر نابود شود ، همه از تشنگی خواهند مرد ...
--------------------------------------------------
چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است ...
--------------------------------------------------
بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که
نه سواد کافی برای حرف زدن داشتهباشد
نه شعور لازم برای خاموش ماندن
قوانین راهگشای زندگی
1-خود را علت اصلی تمام رویدادهای زندگی تان بدانید. هر چه شما بیشتر خودتان را علت و عامل اصلی وقایع زندگی تان بدانید، بیشتر قادر خواهید بود تعیین كننده رویدادهای آینده زندگی خود باشید. دیگران نیز ممكن است در این مسئولیت سهیم باشند، اما هنگامی كه انگشت خود را به سوی آنها نشانه میروید تمام قدرت خود را از دست میدهید. تمام سرزندگی و كارایی شما محو شده و شما بایستی وابسته ی تصمیمات و اقدامات دیگران باشید.
2-از تمام تعلقات و وابستگی های خود رهایی یابید. چیزهایی كه توانایی رها كردنشان را ندارید باعث آزار و عذاب شما خواهند شد. شما میتوانید خود را وابسته هر چیزی بكنید: یك شخص، یك شیء، یك خوراكی، یك ماده مخدر، یك شرایط خاص و یا یك روش زندگی خاص. هنگامی كه شما نسبت به از دست دادن چیزی كه وابسته اش گردیده اید تهدید میشوید، ترس، اضطراب و جنون وجود شما را فرا میگیرد. وابستگی ها به لنگر كشتی می مانند، شما را در یك مكان ثابت نگه میدارند و دیگر قادر نخواهید بود آزادانه به اطراف حركت كنید. از تمام وابستگی های خود دل بكنید و به آنها اجازه رهایی دهید. وقتی چیزی برای از دست دادن نداشته باشید، هیچ چیز جلودار شما نخواهد بود.
3-هر رابطه ای را میسر و شدنی سازید. هنگامی كه رابطه ای غیر ممكن و با ناكامی مواجه میشود، شما هزینه گزافی را در درون خود می پردازید. هر قدر رابطه از اهیمت بیشتری برخوردار باش، رنج شما نیز بیشتر خواهد بود. برای اینكه رابطه ای را میسر سازید باید خود، شرایط، و شریك خود را مورد بخشش و پذیرش قرار داده و به شریك خود اجازه دهید همانگونه كه هست باشد. وی را دوست داشته باشید و به وی قوت قلب و اعتماد بنفس دهید. مسئولیت موفقیت رابطه را به تنهایی بعهده گیرید.
4-تمام دلخوریها و آزردگی ها را رها كنید. دلخوری ها نشانه آنست كه شما جلوی چیزی را سد كرده اید. آن را كشف كنید و به آن اجازه رهایی دهید، خواهید دید كه دلخوری و ناراحتی شما نیز محو میگردد. احساس نفرت و بیزاری را نیز از خود دور كنید. تا زمانی كه خود را از نفرت رها نساخته اید، طعم آزادی را نخواهید چشید. برای رهایی از احساس نفرت و خشم باید خود، دیگران و زندگی را برای آنگونه كه میباشند مورد بخشش و پذیرش قرار دهید.
5-بطور كامل در متن زندگی مشاركت داشته باشید. خود را كنار نكشید. در هر لحظه یا شما در متن زندگی حضور دارید و یا از آن كناره گیری میكنید. یا شما در مقام علت قرار داشته و یا در مقام معلول بسر می برید. هنگامی كه خود را از جریان زندگی كنار میكشید، از خلق كردن بازمی مانید و شروع به واكنش نشان دادن منفعلانه میكنید. بنابراین زندگی بر خلاف میل شما به سمت سراشیبی و ناكامی پیش میرود. برای آنكه زندگی با شما یار باشد بایستی در آن مشاركت كنید. هزینه كنار كشیدن همانا رنج كشیدن و حسرت خوردن است. مسئولیت زندگی خود را در دست گیرید. وقتی معلول وقایع زندگی باشید ناتوان و افسرده خواهید بود. طرز تفكر خود را تغییر دهید و اعتماد بنفس، انرژی و كارایی خود را بازپس گیرید. هر گاه خود را معلول شرایط یافتید، بلافاصله با قاطعیت خود را در مقام علت قرار دهید.
6-ما آموخته ایم كه مسئولیت دو فرد درگیر در یك رابطه بصورت 50/50 درصد است. اما این نسبت بایستی به 100/100 تغییر یابد. هر كدام از طرفین بایستی 100 درصد مسئولیت موفقیت و شكست در هر رابطه ای را بر دوش گیرند. نوع رفتار شما با شریكتان تعیین كننده نوع رفتار وی با شما خواهد بود. بنابراین شما 100 مسئول حضور و یا فقدان عشق و صمیمیت در رابطه خود میباشید. اما ما بندرت به رفتار خود توجه می كنیم و صرفا به نحوه رفتار فرد با خودمان دقت میكنیم. هنگامی كه شما بار مسئولیت رابطه را 100 درصد بر دوش شریك خود قرار میدهید، در واقع خود را قربانی، درمانده و منفعل می سازید. برای بازیابی قوای خود مسئولیت 100 درصد رابطه را بپذیرید.اگر مشكلی دررابطه وجود دارد بدنبال راه حل برای آن باشید، منتظر شریك خود باقی نمانید.
7-چرخه ناسازگاری را متوقف سازید. در ابتدا روابط به فرم ایده آل آغاز میگردند، اما این سرخوشی دیری نمی پاید. چرخه از آنجا آغاز میشود كه یكی از طرفین رنجیده خاطر میگردد. بنابراین شروع به كشیدن یك دیوار حفاظتی پیرامون خود میكند تا در پس آن بتواند حمله كند، مقاومت كند و یا خود را كنار بكشد. در مقابل شریك وی نیزاز نحوه برخورد وی رنجیده خاطر شده و مشابه همان دیوار حفاظتی را درمقابل خود بنا میكند. مجددا فرد نخست آشفته تر شده و شدید تر واكنش نشان میدهد. سرانجام هر دو شریك نادانسته وارد یك چرخه مقاومت، حمله و كناره گیری می شوند. برای حفظ این چرخه به دو نفر نیاز است و از لحاظ فیزیكی محال است كه یك چرخه تعارض تنها با شركت یك فرد منفرد قادر به تداوم باشد. بنابراین هر دو فرد به یك اندازه و 100 درصد مسئول آن میباشند. جای ملامت و انتقاد به شریك خود عشق بورزید و وی را مورد پذیرش بی قید وشرط قرار دهید، تا این چرخه از حركت بازایستد.
8-مقاومت كردن نه تنها توانایی درك شرایط و یافتن راه حل برای مشكلات را از شما سلب میكند، چه بسا همین مقاومت، آن چیزی كه شما در برابرش مقاومت میكنید را پر رنگ تر، قدرتمند تر و سرسخت تر میسازد. برای مثال تصور كنید یك بادكنك زرد رنگ از سقف اتاقتان آویزان است. اكنون در برابر آن مقاومت كنید و حضورآن را غیر قابل تحمل بیابید. همانطور كه می بینید شما غیر از بادكنك زرد رنگ چیزی دیگری را نمی توانید ببینید. چراكه تمام حواس خود را معطوف مقاومت كردن در برابر آن كرده اید. و یا برای مثال شما از اینكه شریكتان انسان قابل اتكایی نیست گله مند میباشید. هر وقت میخواهید به وی اتكا كنید وی شما را مایوس میكند. در نهایت شما از وی متنفر و بیزار میشوید. اما هنگامی كه به این باور میرسید كه وی واقعا غیر قابل اتكا است و به وی اجازه دهید همانگونه كه هست باشد و شما نیز بیاموزید كه تنها به خودتان اتكا كنید و از آن پس به شریك خود اتكا نكنید، دیگر این واقعیت كه وی قابل اتكا كردن نیست شما را آزار نخواهد داد. حقایق را بینید و آنها را بدون مقاومت كردن بپذیرید.
9-یكی از دلایلی كه شما شریك خود را مورد پذیرش قرار نمیدهید آنست كه وی یك احساس آزاردهنده ی درون شما را تحریك و برایتان یادآوری میكند. چنانچه شما آن جراحت درونی ای را كه یادآوری آن باعث رنجش شما میشود را التیام دهید و با آن كنار بیایید مقاومت و گریختن از آن نیز محو خواهد شد. مقاومت در برابر واقعیات افراد و زندگی عملی عبث و عذاب آور است. هنگام كه شما در مقابل جریان زندگی خود را قرار میدهید و یا فراتر از آن میكوشید برخلاف جهت سیل خروشان واقعیت حركت كنید، تنها خودتان را به رنجی ابدی گرقتار كرده اید. سوار زورق آرزوها و خواسته های خود شوید اما همسو با جریان واقعیات زندگی.
10-هنگامی كه شما وابسته به فردی میشوید و وی را از آزادی های مشروع خود منع میكنید، فرد را ناخودآگاه از خود دور می سازید. فرد در این وضعیت احساس خفگی میكند و باید برای یافتن فضایی برای تنفس، خود را از دستان شما خلاص سازد. بنابراین وی را به حال خود رها كنید. محبوب شما مانند بادبادكی در دستان شماست. چنانچه نخ بادبادك را رها كنید بادبادك از دستتان میرود. چنانچه نخ بادبادك را از ترس از دست دادن بادبادك بیش از اندازه به سمت خود بكشید و یا آن را محكم در دستان خود نگه دارید، دیگر بادبادك قدرت پرواز خود را ازدست داده و دیگر بادبادك نخواهد بود و به یك كاردستی كاغذی و یا پلاستیكی تبدیل میشود. بنابراین نه محبوب خود را كاملا به حال خود رها كنید كه از دستش بدهید و نه آنقد محدود و مقیدش سازید كه وی را از زندگی كردن بازداشته و تبدیل به یك زندانی دربندش سازید.
11-هر ویژگی اخلاقی و شخصیتی كه شما قادر به تحمل آن در شریك خود نمیباشید در واقع نمود و جنبه ای از درون شماست كه قادر به تحمل آن نیستید. وقتی در می یابید كه آن ویژگی در شما نیز موجود است، مقاومت در برابر آن فرد جایش را به محبت و دوستی خواهد داد.
12-از یك موجود منفعل كه صرفا نسبت به اطرافیان و محیط خود واكنش نشان میدهد، خود را رهایی بخشید. چنانچه تصمیم دارید امروز را به بهترین نحو سپری كنید و از روز خود نهایت لذت را ببرید، همین كار را بكنید. آنطور نباشد كه انتقاد و یا رفتار ناشایست دیگران فورا شما را اندوهگین، افسرده و ناراحت و تحسین و تمجید دیگران شما را از خود بیخود سازد.
13-عامل آزاردهنده ای كه شما از آن اجتناب می ورزید در واقع یك رنجش دیرینه است كه آن را سركوب كرده اید. از تجربه هر نوع رنجش كهنه ای ابا نداشته باشید اجازه دهید رنجش بروز یابد و آن را رها كنید. خواهید دید كه رنجش قدرت خود را از دست داده و محو میگردد. بالطبع هرشرایطی كه باعث یادآوری مجدد آن رنجش شود نزد شما یك تهدید محسوب شده و شما به هر قیمتی از آن شرایط اجتناب خواهید ورزید.برای حفاظت از خودتان در برابر تهدید شما بطور خودكار می جنگید، مقاومت میكنید و وابسته میشوید. جنگیدن و مقاومت كردن با ایجاد یك حالت هراس و استرس زندگی شما را به تباهی می كشاند. هر قدر شما بیشتر با این احساسات آزار دهنده بجنگید، آنها بیشتر بال وپرگرفته و در زندگی شما رسوخ خواهند كرد. اجتناب از این احساسات است كه به آنها قدرت میبخشد. برای مثال 4 بادكنك زرد رنگ آویزان به سقف اتاقتان را در ذهن مجسم كنید، اما به آن 4 بادكنك زرد فكر نكنید. هر كاری دلتان خواست انجام دهید اما به آن 4 بادكنك زرد رنگ نیاندیشید. اما گویا شما دارید به آن 4 بادكنك فكر میكنید! آیا میتوانید فكر خود را متوقف سازید؟ مشاهده میكنید كه هنگامی كه تلاش میكنید به بادكنك های زرد رنگ فكر نكنید، برعكس بیشتر ذهن شما را مشغول خواهند كرد. مقاومت و گریز، افكار ناخوشایند را زنده و پویا نگه میدارند. اكنون جای بادكنك ها میتوانید احساسات بی ارزش بودن، دوست داشتنی نبودن، نازیبا بودن، بی كفایت بودن و غیره را جایگزین كنید.اما باید آگاه باشید كه این رنجش ها و زخمهای كهنه تنها یك احساس و طرز تفكر نادرست صرف میباشند و نه واقعیت و ماهیت حقیقی شما. برای التیام این رنجش ها شما باید جنگیدن و اجتناب از آنها را كنار بگذارید. رنجش های درونی خود را كشف و با آنها آشتی كنید. اگر لازم بود گریه نیز بكنید. چنانچه احساس بی ارزشی میكنید با خود بگویید: "بله من بی ارزشم اما در عین حال با ارزش نیز هستم". هنگامی كه این كار را بكنید رنجش نیروی ویرانگر خود را از دست داده و بی اثر میشود. برای اغلب افراد احساس بی ارزشی در عمق رنجش های سركوب شده یشان قرار دارد. این احساس بی ارزش بودن خود را به انحاء گوناگون نمودار می سازد. برای مثال وقتی فردی شما را ترك میكند و شما بسیار سرخورده میشوید، در واقع این احساس بی ارزش بودن شماست كه برایتان یادآوری میشود. با رنجش های خود روبرو شوید و آنها را با آغوش گشوده بپذیرید.
چگونه اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم ؟
1. تفكر مثبت داشته باشید. هر چه خوشبین تر باشید اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت.
2. در زندگی هر چه اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید بیشتر افراد و موقعیت هایی را كه می توانند به شما كمك كنند تا به هدفهایتان برسید به سوی خود جذب خواهید كرد.
3. برای ایجاد اعتماد به نفسِ بیشتر، مدام با خودتان تكرار كنید: " خوشبختم ، سالمم و حال خوشی دارم."
4. تمركز كامل برروی هدف اصلی ، در شما احساس قدرت ، اراده و استقلال ایجاد می كند.
5. تكلیفتان را با خودتان روشن كنید. این كه دقیقاً بدانید چه می خواهید اعتماد به نفس شما را بی اندازه افزایش می دهد.
6. تردیدها را كنار بگذارید. خود را كاملاً متعهد سازید كه زندگی ای را آغاز كنید كه برای آن ساخته شده اید.
7. این كه اعتقاداتتان چقدر عمیق است و تا چه حد به تعهدات خود پایبند هستید قدرت شخصیت شما را نشان می دهد.
8. احساس اعتماد به نفس و داشتن اقتدار فردی ناشی از رویارویی با مشكلات و غلبه بر آنهاست.
9. زیر بنای اعتماد به نفس در هر زمینه ای تهیه مقدمات و آمادگی است.
10. در هر زمینه ای هر چه بیشتر یاد بگیرید و دانش خود را بالا ببرید اعتماد به نفستان نیز بیشتر می شود.
11. تمرین و تكرار زیاد در هر زمینه ای برگ برنده را به دست شما می دهد.
12. شما می توانید به گونه ای باشید، چیزهایی داشته باشید و از عهده كارهایی برآیید كه هرگز خواب آن را هم ندیده اید. این توانایی درست در همین لحظه در درون شما وجود دارد.
13. ویژگی مشترك و منحصر به فرد زنان و مردانی كه كارهای بزرگ انجام می دهند داشتن این احساس است كه انجام كاری بزرگ جزئی از سرنوشتشان است.
14. برتری حاصل از تسلط كامل در كار، زیربنای اعتماد به نفس و عزت نفس پایدار است.
15. آنچه توانایی های بالقوه شما را در جهان خارج محدود می كند دو چیز است: باورهای شما و این كه تا چه حد به توانایی خود در انجام كارها اطمینان دارید.
امروز همان روز خاص است
صبحانهتان را مثل یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شامتان را چون یک بچه دانشگاهیای که کارت اعتباریاش ته کشیده بخورید.
بیشتر لبخند بزنید و بخندید. این کار هیولاهای انرژیخوار را از شما دور نگه خواهد داشت.
زندگی کوتاهتر از آن است که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم.
مجبور نیستید همه بحثها و منازعات را به نفع خود تمام کنید. بپذیرید که مخالف نظر یکدیگر بیندیشید.
با گذشتهتان صلح کنید تا زمان حال شما را خراب نکند.
زندگیتان را با زندگی دیگران مقایسه نکنید. شما از هدف آنها و یا زندگیشان هیچ نمیدانید.
شمع روشن کنید، زیباترین ملحفهتان را استفاده کنید و برای روز مبادا و یا روزی خاص نگه ندارید، امروز همان روز خاص است.
فرد دیگری جز شما مسوول خوشبختیتان نیست.
همه مشکلات را با این جمله بسنجید: «آیا تا پنج سال آینده، این مساله اهمیتی خواهد داشت؟»
همه را برای همه چیز ببخشید.
زمان، حلال همه مشکلات است، به همه چیز حتی خود زمان، زمان دهید.
شرایط هر چه قدر خوب یا بد، بالاخره تغییر میکند.
این شغل شما نیست که در زمان بیماری به دادتان میرسد، دوستانتان هستند. با آنها در تماس باشید.
خود را از شر هر چه که سودمند، زیبا و شادیبخش نیست، خلاص کنید.
حسادت، هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نیاز دارید، رسیدهاید.
بهترینها هنوز در راه هستند.
کار درست را انجام دهید!
با خانواده در تماس باشید.
شبها قبل از خواب این جمله را کامل و تکرار کنید: «به خاطر ... ممنونم.» «امروز من ... را انجام دادم.»
یادتان باشد، شما آنقدر خوشبخت هستید که نگذارید استرس و نگرانی به شما راه یابد.
از سفر زندگی لذت ببرید. ما مجبور نیستیم با سرعت از همه چیز بگذریم
۵۵ راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهان
۱) متاسفم، هیچ بهانه ای پذیرفته نیست.
اول ببینید که با پیدا نکردن استعدادهایتان چه منافعی نصیبتان می شود. مثلاً فرض کنید که شدیداً از امتحان کردن چیزهای جدید واهمه دارید چون ممکن است عمل نکند، پس اجازه ندادن به شکوفایی استعدادتان بهانه ای برای عدم موفقیتتان است. شاید هم راحت ترید که مشکلاتتان (خستگی، بی پولی) را گردن کسان دیگر یا چیزهای دیگر بیندازید؟
وقتی بفهمید که با نشناختن استعدادهایتان چه چیزی عایدتان می شود آنوقت خیلی راحت تر می توانید آن عقاید و باورهای قدیمی درمورد خودتان را دور بریزید و به سمت ایده های جدید گرایش پیدا کنید.
۲) از سر ناچاری کوزه نقاشی کنید.
من استعداد پنهانم را با نقاشی کردن کوزه در ۱۹۹۸ پیدا کردم که می خواستم برای ۸۰ طعم مختلف چای روی کانتر آشپزخانه ام ظرف های مخصوص داشته باشم. تا حالا ۵۰۰۰ کوزه شیشه ای نقاشی کرده ام که هیچکدام شبیه هم نیستند و بیشتر آنها را هم یا فروخته ام یا هدیه داده ام.
۳) آینه، آینه روی دیوار
به چیزهایی فکر کنید که به طور طبیعی انجام می دهید و بقیه می گویند، "کاش می توانستم من هم اینکار را به خوبی تو بکنم". اینکار را همان استعداد ذاتی خود بدانید و در آینه نگاهی به خودتان بیندازید و خودتان را به خودتان معرفی کنید و مثلاً بگویید: "سلام، من آدریان گارلند هستم و میتوانم زندگی شما را ساده تر کنم". و مطمئنم که دقیقاً همان احساس را پیدا خواهید کرد.
۴) بقیه قبل از شما آنرا می بینند
یک راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که با رویی باز با ایده های جدید برخورد کنید—حتی اگر احمقانه به نظر برسند. سالیان سال کارمندان و ارباب رجوع هایی که در محل کار به من مراجعه می کردند می گفتند که من معلم خیلی خوبی می شوم. من هیچوقت این ایده را جدی نگرفتم چون فکر می کردم اصلاً با درس دادن راحت نیستم. در سال ۱۹۹۴ موضوعی پیدا کردم که شدیداً به آن علاقه داشتم—شکلات—و الان از درس دادن لذت می برم چون برایم مثل تفریح است و شباهتی به کار ندارد.
۵) نقاط قوتتان را پیدا کنید
بهترین راه برای پیدا کردن نقاط قوت یا استعدادهای پنهانتان این است که تست آنلاین کتاب "توانایی هایتان را کشف کنید" (Now, Discover your strength) نوشته مارکیز بوکینگهام را انجام دهید. این تست آنلاین استعدادهای پنهانتان را به شما نشان می دهد.
۵۵ راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهان
۱) متاسفم، هیچ بهانه ای پذیرفته نیست.
اول ببینید که با پیدا نکردن استعدادهایتان چه منافعی نصیبتان می شود. مثلاً فرض کنید که شدیداً از امتحان کردن چیزهای جدید واهمه دارید چون ممکن است عمل نکند، پس اجازه ندادن به شکوفایی استعدادتان بهانه ای برای عدم موفقیتتان است. شاید هم راحت ترید که مشکلاتتان (خستگی، بی پولی) را گردن کسان دیگر یا چیزهای دیگر بیندازید؟
وقتی بفهمید که با نشناختن استعدادهایتان چه چیزی عایدتان می شود آنوقت خیلی راحت تر می توانید آن عقاید و باورهای قدیمی درمورد خودتان را دور بریزید و به سمت ایده های جدید گرایش پیدا کنید.
۲) از سر ناچاری کوزه نقاشی کنید.
من استعداد پنهانم را با نقاشی کردن کوزه در ۱۹۹۸ پیدا کردم که می خواستم برای ۸۰ طعم مختلف چای روی کانتر آشپزخانه ام ظرف های مخصوص داشته باشم. تا حالا ۵۰۰۰ کوزه شیشه ای نقاشی کرده ام که هیچکدام شبیه هم نیستند و بیشتر آنها را هم یا فروخته ام یا هدیه داده ام.
۳) آینه، آینه روی دیوار
به چیزهایی فکر کنید که به طور طبیعی انجام می دهید و بقیه می گویند، "کاش می توانستم من هم اینکار را به خوبی تو بکنم". اینکار را همان استعداد ذاتی خود بدانید و در آینه نگاهی به خودتان بیندازید و خودتان را به خودتان معرفی کنید و مثلاً بگویید: "سلام، من آدریان گارلند هستم و میتوانم زندگی شما را ساده تر کنم". و مطمئنم که دقیقاً همان احساس را پیدا خواهید کرد.
۴) بقیه قبل از شما آنرا می بینند
یک راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که با رویی باز با ایده های جدید برخورد کنید—حتی اگر احمقانه به نظر برسند. سالیان سال کارمندان و ارباب رجوع هایی که در محل کار به من مراجعه می کردند می گفتند که من معلم خیلی خوبی می شوم. من هیچوقت این ایده را جدی نگرفتم چون فکر می کردم اصلاً با درس دادن راحت نیستم. در سال ۱۹۹۴ موضوعی پیدا کردم که شدیداً به آن علاقه داشتم—شکلات—و الان از درس دادن لذت می برم چون برایم مثل تفریح است و شباهتی به کار ندارد.
۵) نقاط قوتتان را پیدا کنید
بهترین راه برای پیدا کردن نقاط قوت یا استعدادهای پنهانتان این است که تست آنلاین کتاب "توانایی هایتان را کشف کنید" (Now, Discover your strength) نوشته مارکیز بوکینگهام را انجام دهید. این تست آنلاین استعدادهای پنهانتان را به شما نشان می دهد.
۶) توانایی هایتان را قدرت بدهید.
کتاب پیدا کردن استعداد ۲ نوشته تام راث ۲.۰) (SrengthFinder را بخوانید. ارزشیابی های آنرا انجام دهید و به پیامهایی که می دهد توجه کنید.
۷) دنبال غریزه تان بروید
هر چیزی که بیشترین رضایت فردی را به شما می دهد به احتمال خیلی زیاد همان استعداد ذاتی شماست.
۸) هرکاری که دوست دارید بکنید.
بهترین راه برای کشف استعداد پنهان این است که فکر کنید به چه کارهایی علاقه دارید. چه کاری را همیشه دوست داشتید انجام دهید اما تا حالا اقدام نکرده اید؟ کدام کار که دیگران انجام می دهند را می بیند و دوست دارید که شما هم می توانستید آنکار را بکنید. مهمترین نکته در کشف استعداد این است که به کارهایی فکر کنید که دوست دارید.
۹) در کلاس های Improv شرکت کنید
کلاس های Improv شمار ا ترغیب می کند فکرتان را به ژانرهای مختلف معطوف کنید: مثل سینما، کشورها، لهجه ها، دوره های زمانی و ... آنوقت همانی می شوید که برای آن صحنه لازم است: مثلاً یک خارجی، یک اشراف زاده قرن هجدهم، یک راننده تریلی ۶۰ ساله، یک دختربچه ۵ ساله و ... می شوید. صداهای مختلف از خودتان دربیاورید، مدل های مختلف راه بروید، برقصید، آواز بخوانید. خودتان را روی صحنه به چهره ها و شخصیت های مختلف تبدیل کنید و مطمئن باشید که با این راه پی به خیلی از علایق پنهان خود می برید.
۱۰) خوب گوش کنید
اگر خوب گوش کنید مردم خیلی چیزها درمورد خودشان می گویند. همیشه برای استخدام کردن کسی، دوستیابی یا هر بیزنسی کمی درمورد پیشینه افراد تحقیق کنید.
۱۱) توصیه الینور روزولت را دنبال کنید
کاری را بکنید که بیشتری واهمه را از آن دارید:. این جمله را دنبال کنید و مطمئن باشید که به پیدا کردن استعداد پنهانتان کمک می کند.
۱۲) همه چیز را امتحان کنید
وقتی دست به هر کاری بزنید مطمئن باشید که استعداد پنهانتان خواه ناخواه پدیدار می شود. فقط باید زود بفهمید که در کدام کارها استعداد ندارید و سریعاً آن را کنار گذاشته و وقتتان را هدر ندهید.
۱۳) قلمرو آسایش مانع رشدتان می شود
بهترین راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهان این است که کارهایی کاملاً جدید و ترسناک انجام دهید. چتربازی را امتحان کنید، در رستوران زیر آواز بزنید، برای دیدن مکانی بروید که هیچ چیز درمورد آن نمی دانید، برای یک مرکز بحران داوطلب شوید، در رشته ای تحصیل کنید که هیچ چیز از آن نمی دانید. دیوارهای قلمرو آسایشتان را بشکنید و مطمئن باشید که بااینکار چیزهایی در خودتان پیدا میکنید که هیچوقت فکرش را هم نمی کردید.
۱۴) خلاق باشید
هر روز ۳ ۲ دقیقه ازوقت آرامشتان را برای فکر کردن روی یک پروژه یا ایده ای که روی آن کار می کنید اختصاص دهید. برای اینکار به خودتان وقت و فضا بدهید. اگر حواستان پرت می شود نت برداری کنید. هدف این است که اجازه بدهید فکرتان سرگردان شود. همه ما می دانیم که بهترین ایده ها زمانی به فکرمان خطور می کنند که به هیچ چیز خاصی فکر نمی کنیم. پس بنشینید، آرام باشید و فقط فکرتان را سرگردان کنید و مطمئن باشید که ایده های بسیار خلاقانه و جدیدی به ذهنتان می رسد و باعث می شود به دنیا از یک دریچه تازه نگاه کنید.
۱۵) گوش کنید
به حرفهای کسانی که می شناسید گوش کنید. شاید ندانید که چه کارهایی را می توانید خوب انجام دهید اما آنهایی که می شناسید حتماً می دانند. دفعه بعد که کسی چیزی درموردتان به شما می گوید، از آن سرسری نگذرید، آن کار را دنبال کنید.
۱۶) وقتی بچه بودید می دانستید
به یاد بیاورید که وقتی در زمان کودکی (قبل از هفت سالگی) با خودتان بازی می کردید چه تخیلاتی داشتید. این شما را به هدف روحتان می رساند. آیا آنموقع وانمود می کردید که معلم هستید، یا همیشه چیزهایی می ساختید، یا برای عروسک هایتان لباس می دوختید، یا به مداوای حیواناتتان می پرداختید؟ باید به یاد بیاورید که موقع تنهایی در آن سنین که تحت تاثیر هیچ کسی نبودید و خود درونیتان بسیار پررنگ تر از ذهن آگاهتان بوده، درمورد چه چیزهایی خیالپردازی می کردید.
۱۷) آیا واقعاً پنهان است؟
من فکر می کنم گاهی اوقات استعدادهای پنهان ما چندان هم پنهان نیستند. بیشتر به نظر می رسد که سرکوب شده اند یا نادیده گرفته شده اند. بیشتر به آنچه که دیگران در شما می بینند و خودتان چندان اعتقادی به آن ندارید توجه کنید.
۱۸) چه کاری برایتان ساده تر است
همه ما فکر می کنیم کارهایی را که خوب انجام می دهیم کارهای ساده ای هستند به همین خاطر ارزش و اعتبار چندانی برای آنها قائل نیستیم. و برعکس به چیزهایی ارزش می گذاریم که انجام دادن آن برایمان دشوار است و برای بقیه افراد ساده است.
*وقتی انجام کاری برایتان ساده است این احتمال وجود دارد که خوب هم انجامشان می دهید و مطمئن باشید که آنهایی که برایشان انجام آن سخت است برای انجام آن به شما پول می دهند.
۱۹) موهبت الهیتان را کشف کنید
برای پیدا کردن آن موهبت خاص الهی در خودتان به چیزهایی فکر کنید که برایتان ساده است. یعنی کارهایی که برای شما خیلی ساده اند اما برای دیگران اینطور نیست. چه کارهایی هست که دیگران برای انجام آن سراغ شما می آیند چون برای شما مثل آب خوردن است و برایتان مهم نیست که حتی درقبال آن به شما پولی بپردازند.
۲۰) یک چیز بدون هیچ تلاشی؟
ـ چه کاری بوده که همیشه رویای انجام آن را در سر داشته اید؟ وقتی بچه بودید در انجام چه کاری خیالپردازی می کردید؟ چه موفقیتی در زندگی افراد دیگر باعث می شود احساس حسادت کنید؟
ـ چه کاری است که بدون تلاش و زحمت و به آسانی انجام می دهید؟
ـ انجام چه کاری را بیشتر از هر چیز دیگر دوست دارید؟ آنکاری که وقتی انجامش می دهید انگار زمان ایستاده است و دقایق بدون اینکه احساسشان کنید می گذرند.
ـ هر چیزی حول و حوش آن استعداد پنهان اتوماتیک وار توجه شما را جلب می کند.
ـ هر زمان که این کار را انجام می دهید، حتی اگر ناآگاهانه انجامش می دهید، احساس شادی، راحتی،آرامش، و امنیت میکنید.
۲۱) جرقه درونیتان را آتش بزنید
استعدادهای واقعی ما با احساس خود ما شعله می گیرند. به ضربان قلبتان گوش دهید. وقتی سرعت آن بالا می رود، هدفمان با احساس سوختگیری می کند و باعث می شود بتوانیم وارد عمل شویم. عمل کلید کار برای یافتن استعدادهای درونیمان است. اگر آن جرقه آنجا نباشد شما استقامت کافی برای عبور از موانع و مشکلات راه را نخواهید داشت.
۲۲) به صدای درونتان گوش کنید
ببینید صدای درونتان چه می گوید. گاهی وقت ها قبل از اینکه آن صدا را بشنویم راه میافتیم و سقوط می کنیم.
۲۳) شکلک خندان
چه کاری باعث می شود که روی لبهایتان لبخند بنشیند؟ همان کار را بکنید.
۲۴) عصبانی نشوید، پول دربیاورید
وقتی می بینید یک جای کار اشتباه است چرا سعی نمی کنید درستش کنید؟ اگر فکر می کنید چیزی مشکل دارد، مطمئن باشید ایجاد تغییر در آن پولدارتان می کند. این احتمال وجود دارد که وقتی چیزی شما را اذیت می کند، برای دیگران هم همینطور باشد. چه بهتر که بتوانید کاری بکنید که به نفع همه باشد.
۲۵) ناامیدی هایتان را برطرف کنید
از خودتان بپرسید، چه چیزی ناامیدتان یمکند؟ آیا می توانید آن را درست کنید؟ شاید درست کردن آن منبع ناامیدی همان استعداد پنهان شما باشد یا همان توانایی که شما را از بقیه آدم ها متمایز می کند.
۲۶) دنبال بزرگترین باشید
همه ایده هایتان را در نظر بگیرید و آنها را یادداشت کنید. دور همه آن کارهایی که دوست دارید یک دایره بکشید و چند روز درمورد آنها فکر کنید. حالا باید آنی را پیدا کنید که از بقیه بزرگتر است و بقیه موارد را هم درخود می گنجاند. حالا همان را انجام دهید.
۲۷) به خودتان روی بیاورید
بهترین راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که ... گاهی اوقات استعدادهای ما به این دلیل پنهان می شوند که ما خودمان را مشغول کارهای دیگری می کنیم تا پول دربیاوریم. به جای این باید به کارهایی فکر کنیم که واقعاً دوست داریم. مثلاً من همیشه نویسنده خیلی خوبی بودم ولی هیچوقت فکر نمی کردم که این می تواند شغلم باشد. در دانشگاه محیط زیست خواندم و بعد از فارغ التحصیلی در صنعت محیط زیست وارد کار شدم. آنجا بود که موقع نوشتن گزارش ها فهمیدم استعداد واقعی من نویسندگی است و از آنجا بود که وارد اینکار شدم.
۲۸) از قلمروتان بیرون بیایید
در کلاسی شرکت کنید یا سرگرمی برای خودتان انتخاب کنید که کاملاً خارج از قلمرو آرامشتان است. اگر مطمئن نیستید چه کاری را انتخاب کنید می توانید از دوستانتان، خانواده یا همکارانتان بپرسید.
۲۹) روی سنگ قبرها را بخوانید
به قبرستان بروید و کمی قدم بزنید. روی خیلی از سنگ قبرها هنرها و استعدادهای متوفیان را می توانید بخوانید. خیلی وقت ها به این فکر می کنم که روی سنگ قبر من چه می نویسند، اینکه در چه کاری مهارت دارم و چه چیزهایی را هنوز کشف نکرده ام؟ من استعدادم در شعر را از همین راه خواندن یک سنگ قبر در قبرستان کشف کردم.
۳۰) آیا ماهی می تواند آب را توصیف کند؟
دانستن بهترین استعدادتان مثل شناخت ماهی از آب است. بهترین استعدادهای شما بااینکه خیلی طبیعی هستند اما شناختنشان سخت است. می توانید از گروهی از دوستان و نزدیکانتان، چه متعلق به گذشته و چه حال، استفاده کنید و از آنها بپرسید که به نظرشان در کاری خوب هستید.
۳۶) توانایی های منحصربه فرد—فقط سوال کنید
یک تمرینی بود که من برای پیدا کردن توانایی منحصر بفردم از آن استفاده کردم. در این تمرین سوالی را برای همه دوستان، اعضای خانواده و همکارانم می فرستادم و از آنها می خواستم بگویند که چه چیزی من را فردی خاص می کند. اکثر آنها جواب دادند و من همه پاسخها را نگه داشتم. بین همه آنها پاسخ های مشترکی پیدا کردم که باعث شد بتوانم استعداد پنهانم را کشف کنم.
۳۷) ذهن ناخودآگاهتان را آشکار کنید
یاد بگیرید که چطور وقتی حتی یک درخت ساده نقاشی می کنید، آنرا بخوانید و تفسیر کنید. این تکنیک ساده به شما این امکان را می دهد تا خود درونیتان را کشف کنید. هرچه بیشتر درمورد ذهن ناخودآگاهتان بدانید بیشتر پی به استعدادهای ذاتی خود می برید.
۳۸) ساز زدن همراه با عشق
اگر فرصت این را نداشتم که موقع جوانی ساز زدن یاد بگیرم، فکر نمی کنم به موقعیتی که الان دارم دست پیدا می کردم.
۳۹) تعریف و تمجیدها را جدی بگیرید
به تعریف و تمجیدهایی که دیگران از شما می کنند خوب فکر کنید. بااینکار متوجه می شوید که در انجام چه کارهایی مهارت و استعداد دارید.
۴۰) به لذت های دوران کودکی فکر کنید
به دوران کودکی خود فکر کنید و ببینید چه کارها و فعالیت هایی بیشترین لذت و رضایت را به شما می داده است. شاید به یاد بیاورید که دوست داشتید با دست هایتان کار کنید یا وقت خود را به آشپزی بپردازید یا تمام روز را نقاشی کنید. شاید هم دوست داشتید که بیرون از خانه بروید و دست به اکتشاف بزنید یا اینکه برای دوستان و خانواده هنرنمایی می کردید و سرگرمشان می کردید. شاید عاشق کتاب خواندن بوده اید یا اینکه دوست داشتید چیزهای خراب و شکسته را درست کنید. وقتی بفهمید که چه فعالیت هایی در دوران بپگی باعث شادی و رضایت شما می شده راحت تر می توانید استعداد و توانایی پنهان خودتان را کشف کنید.
۴۱) نیایش معنوی و درونی برای یافتن هدف
به درون خودتان برگردید و راهنمایی معنوی طلب کنید. احساسات و ایده هایی که منجر به عشق و هدف می شوند را شناسایی کنید. خودتان را از این زمین بکنید و کمی آسمانی شوید.
۴۲) به علایقتان فکر کنید
به فعالیت هایی فکر کنید که بیشتر به آنها علاقه دارید و تحقیق کنید که بازار کاری برای آن وجود دارد یا نه.
۴۳) گنج های پنهان را در خاطرات جستجو کنید
به آن چیزهای ساده ای فکر کنید که در کودکی شادتان می کرده است. استعدادهای پنهان ما معمولاً در گذشته مخفی شده اند و در زندگی بزرگسالی دیده نمی شوند. به شادترین زمان های زندگیتان فکر کنید و آن نمونه ها را وارد زندگی حالتان کنید. شاید به این وسیله بتوانید استعدادهای پنهانتان را کشف کنید.
۴۴) استعدادها در علایق نهفته اند
این احتمال وجود دارد که کسان دیگری به چیزهایی که شما به آن علاقه دارید، حتی اگر فکر کنید که به هیچ طریقی نمی توانید از آنها پول دربیاورید، علاقه داشته باشند. پس کسان دیگری را باهمان علایق پیدا کنید و ببینید دیگران چطور علایقشان را به استعداد تبدیل می کنند.
۴۵) با پرسیدن یک سوال در ۱۰ دقیقه استعدادتان را کشف کنید
اگر واقعاً می خواهید استعدادتان را کشف کنید و درعین حال یک نفر را در زندگیتان بهتر بشناسید اینکار را انجام دهید: کنار هم بنشینید و از طرفتان بخواهید از شما بپرسد که "تو کی هستی؟". آنوقت شروع کنید به مدت ۱۰ دقیقه با پاسخ های یک کلمه ای جواب او را بدهید، مثلا: "یک شنونده، یک کمدین، انرژی و ...". بعد نوبت به فرد مقابل می رسد. وقتی هر دو شما اینکار را انجام دادید، به همدیگر بگویید که چه شنیده اید.
۴۶) یاد بگیرید که استعدادهایتان را کشف کنید
یک دفترچه بردارید و محیط آرامی پیدا کنید. از قدیمی ترین خاطراتتان در دوران کودکی شروع کنید که سرشار از لذت و خوشبختی بودید. زمانی که همه تعریف و تمجیدها متوجه شما بود. همه کارهایی که می کردید، جاهایی که می رفتید، کسانی که با آنها وقت می گذراندید را یادداشت کنید. آن خیال و رویایی که درمورد آینده خود داشتید را هم یادداشت کنید.
۴۷) چطور استعدادهای پنهانتان را پیدا کنید
برای پیدا کردن استعداد پنهانتان این تمرین را انجام دهید: یک تکه کاغذ بردارید و دو ستون روی آن بکشید. روی ستون راستی همه کارها و سرگرمی هایی که قبلا داشتید و الان دارید را یادداشت کنید. زیر ستون چپی همه مهارت هایی که برای انجام آن فعالیت ها استفاده می کردید یا می کنید را بنویسید. لیست را بررسی کنید و تکراری ها را خط بزنید. آنهایی که باقی می مانند استعدادهای پنهان شما هستند. آنها به این دلیل چنهاند که نمی دانید وقتی کاری را انجام می دهید از آنها استفاده می کنید.
۴۸) پنهان شوید و جستجو کنید
به این فکر کنید که در دوران کودکی از چه کارهایی لذت می بردید. کودکی آزادی بیشتری دارد و ما دنبال علایقی می رویم که به طور طبیعی در ما وجود دارند. ببینید آیا می توانید آن علایق و استعدادها را به چیزی که در زمان بزرگسالی قابل استفاده باشد تبدیل کنید.
۴۹) به تعریف و تمجیدها گوش کنید. خوب گوش کنید.
بقیه خیلی خوب می فهمند که شما در چه کاری مهارت دارید، خیلی کارهایی که خودمان جدی نمی گیریم و توجهی به آنها نمی کنیم. سعی کنید توجه بیشتری به این قبیل تمجیدها بکنید تا به استعدادهای ذاتی خود پی ببرید.
۵۰) از دیگران بپرسید
برای پیدا کردن استعداد ذاتی خود باید از دیگران بپرسید که در چه کاری مهارت دارید. این استعداد به این دلیل پنهان است که خودتان هنوز آنرا کشف نکرده اید. یک راه بسیار عالی برای یافتن این استعدادها این است که از خانواده، دوستان، همکارانتان و حتی خودتان بپرسید.
۵۱) ساختن عطر از رایحه لیمو
من و برادرم همیشه حس بویایی بسیار قوی داشتیم اما بعد از اینکه هاوایی را ترک کردیم، دلتنگیمان برای وطن تنها چیزی بود که به ما کمک کرد اولین عطرهای مخلوط برای کودکان را بسازیم.
۵۲) مهارت یاب برای کشف استعداد
من از تست مهارت یابی گالوپ (Gallup’s Strength Finder ۲.۰) استفاده کردم و وقتی نتیجه تستم را دیدم متوجه شدم که چطور تک تک استعدادهایم برای تکمیل سایر استعدادهایم عمل می کنند. همچنین متوجه شدم تقریباً همه استعدادهایم نقاط مشترکی داشتند و همین من را ترغیب کرد به سمت کار مشاوره خلاق روی بیاورم.
۵۳) ردپاهای دوران کودکی را دنبال کنید
وقتی درمورد علایق دوران کودکیم فکر می کنم ردپای همه استعدادها و توانایی های امروزم را می بینم. و مطمئنم که احتمالاً ردپاهای دیگری هم در دوران کودکیم هست که من هنوز متوجهشان نشده ام. مطمئناً برای شما هم همینطور است. با کمی بررسی ریشه هایی را در دوران کودکیتان پیدا می کنید که می توانند رشد کرده و شکوفا شوند.
۵۴) به چیزهایی فکر کنید که خوشحالتان می کنند
لیستی از همه کارهایی که در تمام شغل هایی که در تمام طول زندگی داشته اید تهیه کنید. آن شغل هایی که در شادترین دوران زندگیتان داشته اید احتمالاً همان استعدادهای پنهانتان هستند.
۵۵) استعدادتان در روزنامه است
کدام قسمت از روزنامه یا مجله را بیشتر دوست دارید؟ بخش فیلم، مسافرت، ورزش، سلامتی، مذهب، یا سیاست؟ ممکن است استعدادتان در این قسمت پنهان شده باشد.
امروز همان روز خاص است
صبحانهتان را مثل یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شامتان را چون یک بچه دانشگاهیای که کارت اعتباریاش ته کشیده بخورید.
بیشتر لبخند بزنید و بخندید. این کار هیولاهای انرژیخوار را از شما دور نگه خواهد داشت.
زندگی کوتاهتر از آن است که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم.
مجبور نیستید همه بحثها و منازعات را به نفع خود تمام کنید. بپذیرید که مخالف نظر یکدیگر بیندیشید.
با گذشتهتان صلح کنید تا زمان حال شما را خراب نکند.
زندگیتان را با زندگی دیگران مقایسه نکنید. شما از هدف آنها و یا زندگیشان هیچ نمیدانید.
شمع روشن کنید، زیباترین ملحفهتان را استفاده کنید و برای روز مبادا و یا روزی خاص نگه ندارید، امروز همان روز خاص است.
فرد دیگری جز شما مسوول خوشبختیتان نیست.
همه مشکلات را با این جمله بسنجید: «آیا تا پنج سال آینده، این مساله اهمیتی خواهد داشت؟»
همه را برای همه چیز ببخشید.
زمان، حلال همه مشکلات است، به همه چیز حتی خود زمان، زمان دهید.
شرایط هر چه قدر خوب یا بد، بالاخره تغییر میکند.
این شغل شما نیست که در زمان بیماری به دادتان میرسد، دوستانتان هستند. با آنها در تماس باشید.
خود را از شر هر چه که سودمند، زیبا و شادیبخش نیست، خلاص کنید.
حسادت، هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نیاز دارید، رسیدهاید.
.
بهترینها هنوز در راه هستند.
کار درست را انجام دهید!
با خانواده در تماس باشید.
شبها قبل از خواب این جمله را کامل و تکرار کنید: «به خاطر ... ممنونم.» «امروز من ... را انجام دادم.»
یادتان باشد، شما آنقدر خوشبخت هستید که نگذارید استرس و نگرانی به شما راه یابد.
از سفر زندگی لذت ببرید. ما مجبور نیستیم با سرعت از همه چیز بگذریم.
میزهایی که داریم
هر فضایی روح خاص خودش را دارد و اگر كمی دقت كنید آن روح را پیدا میكنید. با شناساییاش میتوانید بفهمید صاحب این فضا (كه ممكن است اتاق شخصی فردی باشد یا حتی قسمتی از یك محل كار) چه خصوصیات رفتاری و چه شخصیتی دارد.
به محیط اطراف خود نگاه كنید. حتی از همین میزهای كوچك كار شروع كنید و آنها را به دقت زیر نظر بگیرید و آدم شناسی كنید.
۱) آدمهایی بهتر از خودشان
این آدم ها اصولاً روی میز كارشان و یا بر در و دیوار اتاقشان تقدیرنامههایی را كه گرفتهاند آویزان كرده اند و اگر خوب نگاه كنید جام قهرمانی، عكس با آدمهای بزرگ و مهم را هم میبینید و روی دیوار هم تصاویری از نقاط مهم دنیا یا ساختمانها و برجهای شناخته شده را پیدا میكنید. اینگونه آدمها میخواهند بهتر از این شخصیتی كه هستند باشند و حتی سعی میكنند خو درا در نزد دیگران بهتر نشان بدهند.
۲) آرام و خوشگذران
روی میز میتوان گل و گلدان پیدا كرد و بر دیوار عكسهای بچگی و پوسترهای فانتزی. حتی كمی اسمارتیز و پفك و هلههولههای هیجانانگیز. این آدمها اصولاً شخصیتهای آرامی دارند كه در حال تغییر هستند و اصولاً پافشاری بر چیزی ندارند. خوشگذرانی و شوخطبعی هم از دیگر خصیصههای این افراد است.
۳) خشك و غیرقابل پیشبینی
همه چیز در جای خود قرار گرفته و روی در و دیوار هم نمیتوان ردی از عكس و پوستر پیدا كرد. چراغ مطالعه، فایلهایی كه روی آنها مشخصات نوشته شده و یكی، دو كتاب كه به ریاضیات و یا فلسفه مربوط میشوند.
این موارد را میتوانید بر روی میز افرادی پیدا كنید كه كار چندانی ندارند اما خود را مشغول نشان میدهند تا حدودی غیراجتماعی و گوشهگیر هستند و حال و احوالشان غیر پیشبینی است و به عبارتی افرادی دمدمی مزاج هستند.
۴) نگران با اقساط عقبافتاده
روی میز این افراد هیچ وسیله اضافهای پیدا نمیكنید اما همان وسایل اندك هم از بهترین نوعها انتخاب شدهاند. خطكش، تقویم، ماشینحساب و ساعت از دیگر وسایل روی میز این افراد است كه اصولاً نگران هستند و اقساطشان عقبافتاده و همچنین نیاز به كار بیشتری دارند.
۵) بالارفتن از دیوار راست
روی میز از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا میشود. نظم و ترتیبی هم در كار نیست. انواع و اقسام cdها و تصاویر خشن را میتوانید در این فضا پیدا كنید. زیر میز هم یك توپ بسكتبال و یا والیبال و یا راكت پنهان شده كه بعد از كار حتماً در زمین بازی به كار میآید. صاحب این میز و فضا فردی فعال و البته بازیگوش است كه به جای اینكه به گذشته و آینده فكر كند، در زمان حال سیر میكند.
۶) افسرده و كمی پشیمان
روزنامههای قدیمی، یك لیوان كه رد كثیفی روی آن دیده میشود، چسب و مجلههای مختلف، فایلهای خالی و آدم افسردهای كه كارهایش روی هم تلنبار شده و حوصله انجام آنها را ندارد. آدمی كه مدام به گذشته و البته شكستهای زندگی خود فكر میكند. مواظب لباسهایتان باشید چون امكان دارد بعد از خارج شدن از اتاق كمی به میز و صندلیها خوردهاید و خاكی شدهاید. انتظار نداشته باشید آدم افسرده زیاد به فكر تمیزی محیط اطرافش باشد. چه انتظاری است؟
۷) فضای بعدی را خودتان پیدا كنید و ببینید روحی كه در آن رفت و آمد میكند میتواند رفیق و همدم خوبی برایتان باشد یا نه؟ این گروه بدتر از چیزی كه هستند خود را نشان میدهند درست برعكس گروه اول.
کمحرفها، پرحرفها یا خارپشتها، شما جزو کدام دستهاید؟
در دنیایی كه رقابت در آن موج میزند، والدین از فرزندانشان انتظار دارند خودی نشان دهند اما زندگی برای خجالتیها آنقدرها هم كه گمان میكنید ،آسان نیست.
كمرویی گاهی در دورانی خاص به ویژه كودكی، نوجوانی و جوانی جزئی از شخصیت هر انسان است كه به مرور زمان نیز برطرف میشود. اما گاهی همین پدیده به ظاهری بیاهمیت، تبدیل به نقصی اجتماعی میشود و جلوی پیشرفت فرد را در اجتماع میگیرد.
خجالتیها انواع و اقسامی دارند:
۱) خجالتیهای كلاسیك كه جرات حرف زدن ندارند و با گوشه نگاهی سرخ میشوند
۲) خجالتیهایی كه برای پوشاندن كمرویی خود مدام حرف میزنند
۳) خجالتیهایی كه مثل خارپشت خود را در حصاری دفاعی مخفی میكنند تا آنها را آنگونه كه هستند، نبینند.
۴) خجالتیهای عصبانی كه مدام داد و هوار میكنند تا دیگران متوجه ترسشان نشوند.
۵) بعضی افراد تنها در شرایطی خاص خجالتیاند و در دیگر موارد شجاع و نترسند.
گاهی به جای واژه كمرویی از اصطلاح "ترس از اجتماع" استفاده میشود. بسیاری از روانشناسان بر این عقیدهاند كه هیچ مرز واضح و مشخصی بین "كمرویی" و "ترس از اجتماع" وجود ندارد. ماهیت هر دو یكسان است وتنها از نظر شدت باهم متفاوتاند.
در نظرسنجیها، بیشتر جوانان و نوجوانان ادعا میكنند كه خجالتی هستند، چون مثلا سركلاس درس، پای تخته یا سالنهای كنفرانس دانشگاه زبانشان میگیرد و سرخ میشوند.
مثلا در فرانسه ۶۰ درصد افراد ادعا میكنند از كمرویی رنج میبرند. در حالی كه تنها ۲ تا ۳ درصد افراد واقعا از كمرویی به عنوان یك بیماری روانی كه معمولا همراه با افسردگی نیز هست، رنج میبرند.
كمرویی در نوجوانان پدیدهای بسیار پیچیده است. گرچه بدن نوجوان رشد كرده ولی او هنوز اعتماد به نفس لازم را در خود حس نمیكند. به محض آنكه به او نگاه كنید سرخ میشود و معمولا قادر نیست با جنس مخالف خود سر صحبت را بگشاید..
● آسیبپذیری ژنتیكی:
گرچه تاكنون ژن كمرویی شناخته نشده است، ولی محققان معتقدند تمامی افراد استعدادی طبیعی برای مبتلا شدن به كمرویی دارند. به طور حتم بعضی افراد حساستر از دیگرانند. مشكل واقعی خجالتیها این است كه نمیتوانند سنگینی نگاه دیگران را تحمل كنند.
● محیط خانوادگی:
به طور حتم خانواده و محیطی كه فرزندمان در آن رشد میكند در خجالتی بودن یا نبودن وی موثر است. در صورتی كه والدین فردی كمرو باشند به طور حتم این خصوصیت را به فرزند خود نیز انتقال میدهند. از سوی دیگر والدین عصبی و سختگیر نیز فرزندانی خجالتی دارند. فروید، دلیل كمرویی را ترس از رها شدن میداند. این ترس در دوران كودكی و به ویژه نوجوانی بسیار عادی است. اما اگر در دوران جوانی و بزرگسالی نیز ادامه یابد، مطمئنا نقصی اجتماعی است كه باید درمان شود.
● فرهنگ:
تحقیقات نشان داده است كه كمرویی با فرهنگ یك جامعه رابطه مستقیم دارد. به نظر میرسد ژاپن نسبت به دیگر كشورهای جهان، جمعیت خجالتیتری داشته باشد. ۹۰ درصد مردم این كشور ادعا میكنند خجالتیاند. در توكیو، فروتنی، خویشتنداری، رازداری، جزءنگری و مهربانی ارزشهایی مقدسیاند كه مجریان آن خجالتی خوانده میشوند. در كشور ما نیز به عنوان مثال از نظر فرهنگ اسلامی و سنتی یك زن ایدهآل زنی است كه هنگام صحبت با غریبهها چشم به زمین بدوزد و سرخ شود، اما در حال حاضر با پیشرفت جامعه چنین خصوصیاتی به خجالتیها نسبت داده میشود.
● وقایع زندگی:
گاهی در زندگی هر فرد اتفاقاتی رخ میدهد كه مسببات گوشهگیری و كمرویی فرد را فراهم میكند: تحقیر، تمسخر، شكست .
شناخت شخصیت از روی حرکات بینی
▪ لمس بینی: هنگامی که دست فردی در زمان محاوره با بینی اش تماس پیدا کند، نشانگر آن است که فرد موضوعی را کتمان میکند. فردی که این حرکت را انجام میدهد معمولا از آن نا آگاه است ظاهر وی ممکن است آرام به نظر برسد اما باطن فرد پریشان و آشفته است. روانشناسان معتقدند دست زدن به بینی یک حرکت غیر ارادی برای پوشاندن دهان و کتمان دروغ می باشد. دستها به بینی انتقال می یابند تا حقیقت را پنهان کنند.
▪ فراخ کردن بینی: خشم، غضب و عصبانیت.
▪ حرکت بینی به سمت بالا: وقتی بینی با کج کردن سر به عقب به سمت بالا میرود پیام روشن است. فرد میگوید: "من برتر هستم، من بهتر از شما هستم"
▪ گرفتن بینی: چیزی فاسد شده است.
▪ پیچیدن بینی: پیچ خوردگی بینی به یک سو نشانگر نفرت و بیزاری و طرد می باشد.
▪ چین و چروک بینی: وقتی عضلات اطراف بینی منقبض میشوند چین و چروک ما بین چشمها پدید می آید، افشا کننده تنفر و انزجار است - از یک طرد ملایم تا تنفر شدید.
روانشناسی چشم ها
● چشمان درشت
چشمان درشت تجسم كمال زیبایی است. افرادی كه چنین چشمانی دارند، باهوش، قوی، سرشار از ایدهها، بیریا و دارای امیال نفسانی قوی هستند.مردان و زنانی كه چشمان درشتی دارند، نسبت به دوستانشان بسیار صادق و خونگرم هستند.
* اما اگر چیزی بر طبق برنامه پیش نرود، بینهایت آسیبپذیر خواهند بود و برای یك آغاز مهم چیزی مانع آنها نخواهد شد.مهتمرین نقطه مثبت آنها طبیعت برونگرا و شخصیت با ثبات آنها است.
● چشمان كوچك
افرادی كه دارای چنین چشمانی هستند حسود، غیرقابل اعتماد، لجباز و گاهی هم بدذات میشوند. به هرحال در برخورد و پذیرش عقاید این افراد میبایست محتاط بود. به راحتی میتوان دریافت كه بخاطر ویژگیهای منفی به هیچكس و هیچچیز اجازه نزدیك شدن به دنیای خصوصیشان را نمیدهند.
*افرادی كه دارای چشمان كوچكی هستند، صادق و بینهایت مشكلپسند میباشند. صفات گفته شده صرفا به معنای عدم كارآمدی ایشان نیست بلكه بیشتر حكایت از هدف محوریشان و وقف خود در راه مقاصدشان دارد.
اما خیلی زود صبر و تحمل خود را از دست میدهند و در صورتی كه احساس كنند از سوی دیگران نادیده گرفته شدهاند، ممكن است با انواع عیبجوییها دوستان خود را به ستوه آورند. آنان همواره سعی میكنند تا برای نامزد خود سرگرمیهای ممكن را فراهم سازند.
*اما در درازمدت حسادت و كلهشقی آنان موجب جداییشان میگردد.دقت در جزییات كارهای پراهمیت برایشان سودمند است، از همین رو میتوان مردانی را كه دارای چشمان كوچكی هستند، در ادارات به عنوان حسابدار یا سازماندهنده امور مشغول به كار دید.زنان این گروه، به منظور رضایت از كارشان احتیاج به حضار دارند. بنابراین آنها به دنیای مد یا روزنامهنگاری روی میآورند.
● چشمان سربالا
در هنر چهرهخوانی این شكل چشم، كمال زیبایی است. این فرم چشم نشاندهنده شخص احساساتی است كه دارای درك معنویت و بنیه فوقالعاده میباشد. علاوه بر این آنها از زندگی لذت بخشی برخوردارند. با این وجود همواره باید آماده روبرو شدن با خشم ناگهانی آنها باشید.متاسفانه این بدخلقی را غالبا نسبت به نزدیكترین فرد به خود روا میدارند كه خود موجب گسسته شدن رابطهشان بدون هیچ دلیل قانعكنندهیی میشود.
در كار هم مردان و همزنانی كه دارای چشمان سربالا هستند، میتوانند روی موفقیتی كه سزاوارش هستند، حساب كنند. به هرحال صبر و شكیبایی آنان تا حدی در كار سنجیده میشود، زیرا تلاش واقعی برای نیل به موفقیت تنها پس از سیو پنج سالگی شروع خواهد شد.
● چشمان سرپایین
در كشور ژاپن این فرم چشم سمبل خوششانسی و ثروت است و در غرب نشانگر همیاری، نجابت، قابل اعتماد بودن و نیز افسردگی است.برای این افراد دوستیهای صادقانه و عمیق سرچشمه نیروی زندگی است.
اگرچه این زندگی پر از ایثار و فداكاری است ولی برای آنان چنین شیوهیی خشنودكننده و رضایتبخش است.به نظر میرسد كه این افراد نیكسیرت به دیگران در حل مشكلات بسیار دشوار كمك میكنند و هرگز كار نیك خود را همه جا جار نمیزنند. این دسته از افراد بیشتر شنونده هستند و خیلی كم صحبت میكنند.
*هركسی كه بخواهد به نجابت، فهم و شعور این افراد حسادت بورزد، باید بداند كه این دسته از مردم با طبیعت یاری رسانی كه دارند، نه تنها سختی بیشتری را نسبت به دیگران در زندگی تحمل میكنند بلكه در شرایط كمتر مناسبی زندگی میكنند.زنانی كه دارای چشمهای سرپایین هستند شعور و فراست خوبی برای به دام انداختن مردان پولدار و بهرهمند شدن از تبعات آن دارند، با این وجود جنبههای مالی برایشان اولویت محسوب نمیگردد.
در عشق بسیار فداكار و محافظهكارند تا جایی كه نه تنها در برابر زوجشان فرمان بردارند بلكه از این وضع نیز راضیاند. تعجبی ندارد كه بدانید چه مادران خوبی هستند. بعضی از زنان این گروه میتوانند عاشق خود را سربدوانند كه البته این بیشتر یك استثناست تا یك قانون همیشگی.
روانشناسی چشم ها
● چشمان درشت
چشمان درشت تجسم كمال زیبایی است. افرادی كه چنین چشمانی دارند، باهوش، قوی، سرشار از ایدهها، بیریا و دارای امیال نفسانی قوی هستند.مردان و زنانی كه چشمان درشتی دارند، نسبت به دوستانشان بسیار صادق و خونگرم هستند.
* اما اگر چیزی بر طبق برنامه پیش نرود، بینهایت آسیبپذیر خواهند بود و برای یك آغاز مهم چیزی مانع آنها نخواهد شد.مهتمرین نقطه مثبت آنها طبیعت برونگرا و شخصیت با ثبات آنها است.
● چشمان كوچك
افرادی كه دارای چنین چشمانی هستند حسود، غیرقابل اعتماد، لجباز و گاهی هم بدذات میشوند. به هرحال در برخورد و پذیرش عقاید این افراد میبایست محتاط بود. به راحتی میتوان دریافت كه بخاطر ویژگیهای منفی به هیچكس و هیچچیز اجازه نزدیك شدن به دنیای خصوصیشان را نمیدهند.
*افرادی كه دارای چشمان كوچكی هستند، صادق و بینهایت مشكلپسند میباشند. صفات گفته شده صرفا به معنای عدم كارآمدی ایشان نیست بلكه بیشتر حكایت از هدف محوریشان و وقف خود در راه مقاصدشان دارد.
اما خیلی زود صبر و تحمل خود را از دست میدهند و در صورتی كه احساس كنند از سوی دیگران نادیده گرفته شدهاند، ممكن است با انواع عیبجوییها دوستان خود را به ستوه آورند. آنان همواره سعی میكنند تا برای نامزد خود سرگرمیهای ممكن را فراهم سازند.
*اما در درازمدت حسادت و كلهشقی آنان موجب جداییشان میگردد.دقت در جزییات كارهای پراهمیت برایشان سودمند است، از همین رو میتوان مردانی را كه دارای چشمان كوچكی هستند، در ادارات به عنوان حسابدار یا سازماندهنده امور مشغول به كار دید.زنان این گروه، به منظور رضایت از كارشان احتیاج به حضار دارند. بنابراین آنها به دنیای مد یا روزنامهنگاری روی میآورند.
● چشمان سربالا
در هنر چهرهخوانی این شكل چشم، كمال زیبایی است. این فرم چشم نشاندهنده شخص احساساتی است كه دارای درك معنویت و بنیه فوقالعاده میباشد. علاوه بر این آنها از زندگی لذت بخشی برخوردارند. با این وجود همواره باید آماده روبرو شدن با خشم ناگهانی آنها باشید.متاسفانه این بدخلقی را غالبا نسبت به نزدیكترین فرد به خود روا میدارند كه خود موجب گسسته شدن رابطهشان بدون هیچ دلیل قانعكنندهیی میشود.
در كار هم مردان و همزنانی كه دارای چشمان سربالا هستند، میتوانند روی موفقیتی كه سزاوارش هستند، حساب كنند. به هرحال صبر و شكیبایی آنان تا حدی در كار سنجیده میشود، زیرا تلاش واقعی برای نیل به موفقیت تنها پس از سیو پنج سالگی شروع خواهد شد.
● چشمان سرپایین
در كشور ژاپن این فرم چشم سمبل خوششانسی و ثروت است و در غرب نشانگر همیاری، نجابت، قابل اعتماد بودن و نیز افسردگی است.برای این افراد دوستیهای صادقانه و عمیق سرچشمه نیروی زندگی است.
اگرچه این زندگی پر از ایثار و فداكاری است ولی برای آنان چنین شیوهیی خشنودكننده و رضایتبخش است.به نظر میرسد كه این افراد نیكسیرت به دیگران در حل مشكلات بسیار دشوار كمك میكنند و هرگز كار نیك خود را همه جا جار نمیزنند. این دسته از افراد بیشتر شنونده هستند و خیلی كم صحبت میكنند.
*هركسی كه بخواهد به نجابت، فهم و شعور این افراد حسادت بورزد، باید بداند كه این دسته از مردم با طبیعت یاری رسانی كه دارند، نه تنها سختی بیشتری را نسبت به دیگران در زندگی تحمل میكنند بلكه در شرایط كمتر مناسبی زندگی میكنند.زنانی كه دارای چشمهای سرپایین هستند شعور و فراست خوبی برای به دام انداختن مردان پولدار و بهرهمند شدن از تبعات آن دارند، با این وجود جنبههای مالی برایشان اولویت محسوب نمیگردد.
در عشق بسیار فداكار و محافظهكارند تا جایی كه نه تنها در برابر زوجشان فرمان بردارند بلكه از این وضع نیز راضیاند. تعجبی ندارد كه بدانید چه مادران خوبی هستند. بعضی از زنان این گروه میتوانند عاشق خود را سربدوانند كه البته این بیشتر یك استثناست تا یك قانون همیشگی.
خصوصیات افراد خود ساخته
۱) فرد خود ساخته درک کارامدتری از واقعیت دارد و با آن احساس راحتی بیشتری می کند. او قادر است خوب و بد و بالا و پایین ها را بپذیرد وتفاوت آنرا تشخیص دهد.
۲) پذیرش خود، دیگران و طبیعت. فرد خود ساخته واقعیت را همانطور که هست می بیند و مسئولیت آنرا نیز به گردن می گیرد.
۳) فرد خود ساخته در کارهای خود سادگی، طبیعیت و فوریت دارد. به عبارت دیگر، این افراد آنطور که دیگران تصور می کنند، معلق نیستند. او قادر است هر کاری را که به نظرش خوب و طبیعی می رسد انجام دهد و دلیلش هم خیلی ساده است: چون احساس خوبی نسبت به آن کار دارد. سعی نمی کند دیگران را آزار دهد، و برای خوبی ها ارزش و احترام قائل است.
۴) مشکل محوری. فرد خود ساخته کسی است که شدیداً روی مشکلات خارج از خودش تمرکز می کند. او درگیر مشکلات دیگران و مشکات جامعه است و برای تسهیل آن مشکلات تلاش می کند.
۵) جدایی و نیاز به حریم خصوصی. با وجود همه دغدغه های او برای جامعه، فرد خود ساخته نیاز دارد با خود تنها باشد. او از زمانهایی که به تنهایی غرق در تفکر و تعمق می شود، لذت می برد و دوست ندارد همیشه مردم در اطرافش باشند. فقط با چند نفر از نزدیکان است و لزومی هم نمی بیند که همیشه با آنها در ارتباط باشد. حضور آنها به تنهایی کافی است.
۶) خودمختاری، استقلال از فرهنگ و محیط. فرد خود ساخته قادر است به تنهایی تصمیم بگیرد و به تنهایی کارهایش را انجام دهد. او به خودش اطمینان و اعتماد کامل دارد.
۷) طراوت همیشگی. فرد خود ساخته از ساده ترین و طبیعی ترین چیزها احساس لذت می کند. غروب آفتاب همیشه برای او زیباست به همین خاطر همیشه به تماشای آن می رود. هنوز هم از انجام بازی های دوران کودکی خود لذت می برد.
۸) تجربه عارفانه، عالی ترین تجربه. فرد خود ساخته همیشه تجربیاتی دارد که باعث می شود احساس شناور بودن به آنها دست دهد. خود را هماهنگ با دنیای اطرافشان می بینند و تصور می کنند که در یک برهه از زمان بخشی از واقعیتی متفاوت هستند.
۹) حس همبستگی. فرد خود ساخته نسبت به همه مردم احساس دارد. از آدم هایی که در اطرافشان وجود دارد آگاهند و نسبت به آنها حساسند.
۱۰) ارتباطات میان فردی. فرد خود ساخته ارتباطات میان فردی عمیق تر و شدیدتری نسبت به سایر افراد بزرگسال دارند. آنها توانایی عشق ورزیدن و دوست داشتنی دارند که برای بقیه افراد به نظر غیرممکن است. معمولاً دوستان کمی دارند اما همین ارتباطات کم بسیار عمیق و پرمفهوم هستند.
۱۱) ساختار شخصیتی دموکراتیک. فرد خود ساخته به برابری انسانها معتقدند، اینکه هر انسان حق حرف زدن دارد و هر انسان نقاط قوت و نقاط ضعف خاص خود را دارد.
۱۲) تشخیص بین راه و هدف، خوب و بد. فرد خود ساخته تفاوت بین راه و هدف، خوب و بد را می دانند و آنها را طوری با هم اشتباه نمی گیرند که باعث لطمه خوردن به خودشان یا دیگران شود..
۱۳) حس شوخ طبعی فلسفی یا غیرخصومت آمیز. فرد خود ساخته از شوخی لذت می برند. دوست دارند بخندند و لطیفه تعریف کنند اما نه به قیمت دیگران. آنها بااینکه می توانند خیلی جدی باشند، اما افرادی خوش طینت به نظر می رسند.
۱۴) خلاقیت. فرد خود ساخته می توانند شدیداً خلاق باشند. خلاقیت خود را می توانند در ابعاد مختلف با نوشتن، نواختن موسیقی، خیالپردازی و هر چیز دیگری نشان دهند.
۱۵) مقاومت دربرابر فرهنگ پرستی، برتری هر فرهنگ خاص. هر انسانی به طریقی فراتر از فرهنگ خود قرار دارد، یعنی فردیتی عمیق دارد و می تواند فرهنگ را منتقدانه ارزیابی کند طوریکه خودش تصمیم بگیرد که چه چیز برایش بهتر است.
۱۶) نواقص فرد خود ساخته. افراد خود ساخته، افرادی هستند که از این واقعیت آگاهی دارند که کامل نیستند و آنها هم مثل فردی که در کنارشان قرار گرفته، کمی و کاستی هایی دارند و همیشه چیزهای تازه ای برای یاد گرفتن و راه های تازه ای برای رشد وجود دارد.. فرد خود ساخته بااینکه با خود خیلی راحت است اما هیچوقت دست از تلاش برنمی دارد.
ویبولتین® v4.2.1, Copyright ©2000-2013, Jelsoft Enterprises Ltd.