PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اصطلاحات عکاسی در دوربین های فیلم برداری و دیجیتال



LEON
20-12-2009, 13:42
حس کردم جای همچین تاپیکی خالیه

ساختار دوربين ها Camera System
مبدل اي.دي AD Convert


حس‌گر‌ها در واقع شامل دسته پیکسل‌‌ها و دیودهای نوری‌ هستند که انرژی فوتون‌های دریافتی را به بار الکتریکی تبدیل می‌کنند. سپس، این بارهای الکتریکی به ولتاژ تبدیل می‌شوند. ولتاژ حاصله نیز تا اندازه‌ای تقویت می‌شود که بتوان آن را با استفاده از مبدل آنالوگ به دیجیتال (ADC) پردازش کرد. مبدلADC ، ولتاژهای آنالوگ پیکسل‌ها را در سطوح پراکنده‌‌ی درخشانی طبقه‌بندی کرده، هر سطح را به صورت سیستم باینری صفر و یک نام‌گذاری می‌کند. ADC یک بیتی می‌تواند ارزش‌ پیکسل‌ها را به صورت سیاه (0) یا سفید (1) دسته بندی کند. مبدل ADC دو بیتی نیز می‌تواند این پیکسل‌ها را در چهار دسته (2^2) طبقه‌بندی نماید: سیاه (00)، سفید (11)، و دو سطح بین (01 و 10). تعداد زیادی از کاربران دوربین‌های دیجیتال با مبدل‌های 8 بیتی ADC کار می‌کنند.



مبدل 8 بیتی آنالوگ به دیجیتال (ADC) ولتاژهای آنالوگ را در 256 سطح پراکنده دسته‌بندی می‌کند که با سیستم باینری متشکل از صفرها و یک‌ها نام‌گذاری می‌شوند.



کوچک‌ترین بیت (رزولوشن) را محدوده دینامیکی (دقت) حس‌گر تعیین می‌کند. اگر محدوده دینامیکی حس‌گر مثلا 1000:1 باشد، مبدل ADC باید حداقل 10 بیت باشد تا به این ترتیب، اطلاعات حفظ شده، از بین نروند. به طور کلی یک مبدل 10 بیتی بسیار عالی است. مبدل‌های 12 یا 14 بیتی ADC نیز به غیر از نویز هیچ‌گونه اطلاعات و جزییات رنگی اضافی را ایجاد نمی‌کنند. هر چند در عمل ممکن است این طور به نظر برسد که 12 بیتی بودن می‌تواند در نهایت به خطای مبدل ADC بیانجامد. این احتمال نیز وجود دارد که بیت‌های بیش‌تر برای کم‌ کردن پدیده پوستریزاسیون یا دسته‌بندی موثر واقع شود.

دوربین‌های دیجیتال به حس‌گرهایی با محدوده دینامیکی بزرگ‌تر مجهز هستند و از مبدل‌های 10 یا 12 بیتی ADC بهره می‌برند. عموما این دوربین‌ها به شما امکان می‌دهند 10 یا 12 بیت اطلاعات را بر روی هر پیکسل و در فرمت RAW ذخیره کنید،‌ چرا که فرمت JPEG تنها می‌تواند 8 بیت اطلاعات را در هر کانال نگه‌ دارد.

لامپ کمکی فوکوس اتوماتیک AF Assist Lamp


بعضی از شرکت‌های سازنده، دوربین خود را به نوعی لامپ کمکی مجهز می‌کنند که هنگام عکاسی در نور کم، بر روی سوژه‌ی‌ فوکوس شده نور می‌تاباند. این لامپ به عمل‌کرد سیستم فوکوس دوربین کمک زیادی می‌کند. در دیگر دوربین‌ها، قابلیت فوکوس اتوماتیک تا اندازه‌ای ضعیف عمل می‌کند. معمولا این لامپ‌ها در محدوده نه چندان گسترده‌ای برابر با حداکثر 4 متر کار می‌کنند. نور این لامپ‌ها، نور مادون قرمز است که هنگام عکاسی بدون آمادگی قبلی، سوژه متعجب نمی‌شود. سیستم‌های پیش‌رفته فلاش به لامپ کمکی فوکوس با محدوده‌ی تابش وسیع‌تری مجهز هستند.


لامپ کمکی فوکوس اتوماتیک دوربین کانن پاورشات S50 در بالای لنز و کنار فلاش قرار گرفته است. این لامپ کارکردی دو منظوره دارد. به این شکل که در شرایط کم نور، نور سفید می‌تاباند که برای سیستم فوکوس اتوماتیک بسیار موثر است. دیگر آن‌که این لامپ هنگام فعال بودن فلاش و مشخصه‌ی ضد قرمزی چشم، تا زمانی که دکمه‌ی ‌آزاد سازی شاتر را تا نیمه فشار داده باشید روشن می‌ماند تا به این ترتیب، اندازه‌ی مردمک سوژه کاهش یافته، از احتمال ایجاد قرمزی چشم کم‌ شود.

سرووی فوکوس اتوماتیک AF Servo

سرووی فوکوس اتوماتیک (Autofocus Servo) به قابلیتی گفته می‌شود که به صورت پیاپی بر روی سوژه‌ی ‌متحرک فوکوس می‌کند. این مشخصه‌ تنها در دوربین‌های دیجیتال SLR در نظر گرفته شده است. به طور کلی، می‌توان گفت سرووی فوکوس اتوماتیک برای عکاسان ورزشی یا عکاسانی که از حیات وحش عکاسی می‌کنند بسیار کارآمد است.


برای فعال کردن این قابلیت فقط کافی است حالت فوکوس را به حالت "AI Servo" (در کانن) یا "Continuous" (در نیکون) تغییر دهید. برای این کار باید کلید آزادسازی شاتر را تا نیمه فشار دهید. به این ترتیب، دوربین مادامی که کلید آزادسازی شاتر تا نیمه فشار داده شده است با توجه به سیستم فوکوسی که دارد (یا تنظیمات تعیین شده‌ی کاربر) بر روی سوژه فوکوس می‌کند. شایان ذکر است سرووی فوکوس اتوماتیک (Autofocus Servo) باعث می‌شود دوربین در حالت «اولویت آزادسازی شاتر» کار کند. به این صورت که با فشار دادن کلید آزادسازی شاتر به طور کامل و صرف نظر از وضعیت فعلی AF، عکس مورد نظر گرفته می‌شود

فوکوس اتوماتیک Autofocus


تمام دوربین‌های دیجیتال به قابلیتی به نام فوکوس اتوماتیک یا (AF) مجهز هستند. حالت فوکوس اتوماتیک دوربین به طور اتوماتیک بر روی سوژه‌ای که در مرکز LCD / منظره یاب قرار دارد فوکوس می‌کند. در بسیاری از دوربین‌های دیجیتال این امکان به شما داده شده تا ناحیه فوکوس اتوماتیک را که بر روی LCD/ منظره یاب مشخص می‌شوند انتخاب کنید.



در حالت "single AF" نیز دوربین زمانی فوکوس می‌کند که دکمه‌ی آزادسازی شاتر را تا نیمه فشار دهید. بعضی از دوربین‌ها به حالت فوکوس اتوماتیک پیاپی ("Continuous AF") مجهز هستند که به دوربین امکان می‌دهد به صورت پیاپی و مادامی که دکمه‌ی آزادسازی شاتر تا نیمه فشار داده شده است فوکوس کند. این حالت میزان تاخیر فوکوس را کم می‌کند، اما در عین حال، باعث می‌شود باتری دوربین سریع‌تر خالی شود. سیستم فوکوس اتوماتیک بر اساس تشخیص میزان کنتراست کار می‌کند. به همین دلیل، در مورد سوژه‌های با کنتراست بالا عمل‌کرد به‌تری را نشان می‌دهد. در چنین شرایطی به کارگیری لامپ کمکی AF فوق‌العاده کاربردی است. بعضی از دوربین‌ها به مشخصه‌ی‌ فوکوس دستی نیز مجهز هستند



باتری‌ها Batteries


اغلب دوربین‌های دیجیتال با باتری‌های شارژی یون لیتیوم یا باتری‌های قلمی شارژی/ یک بار مصرف AA کار می‌کنند.



باتری‌های یک بار مصرف AA

به کارگیری این باتری‌ها هم از نظر اقتصادی، هم از نظر کاربردی چندان مناسب نیست. استفاده از این باتری‌ها تنها در مواقع خاص و ضروری توصیه می‌شود. باتری‌های لیتیوم یک بار مصرف AA نسبت به باتری‌های آلکالاین قیمت بیش‌تری دارند، اما میزان قوه آن‌ها سه برابر است و وزن‌شان نیز در حد نصف می‌باشد. از این رو به عنوان باتری‌های زاپاس مناسب هستند.



باتری‌‌های شارژی AA‌ (NiCd و NiMH)

باتری شارژی AA نوع NiMH (هیدرید نیکل) در مقایسه با باتری‌های قدیمی‌تر NiCd (نیکل کادمیوم) باتری‌های به‌تری هستند. این باتری‌ها تاثیر بدی روی حافظه دوربین نمی‌گذارند و قوه‌ی آن‌ها دو برابر است.


باتری‌های شارژی یون لیتیوم

باتری‌های شارژی یون لیتیوم سبک‌تر و جمع و جورتر هستند اما نسبت به باتری‌های NiMH قیمت بالاتری دارند. این باتری‌ها تاثیر بدی روی حافظه‌ی ‌دستگاه نمی‌گذارند و در فرمت‌های خاص ارائه شده‌اند (باتری‌ یون لیتیوم AA وجود ندارد). دوربین‌هایی هم هستند که با باتری‌های لیتیوم یک بار مصرف هم کار می‌کنند. از این میان می‌توان به2CR5s یا CR2s اشاره کرد که به عنوان باتری‌های زاپاس بسیار مناسب هستند.

باتری یون لیتیوم و آداپتور


شارژ باتری

باتری‌هایی که شارژ کامل دارند بعد از مدتی و به صورت تدریجی شارژ خود را از دست می‌دهند. این حالت حتی زمانی که دوربین برای مدتی مثلا چند هفته بی‌کار می‌ماند نیز دیده می‌شود. همیشه به این نکته توجه داشته باشید باتری‌ها به طور کامل شارژ باشند. شارژ کردن باتری‌های نیکل کادمیوم قبل از آن‌که کاملا خالی شوند از حداکثر ظرفیت شارژهای بعدی کم می‌کند. در صورت تکرار شارژ باتری‌های نیمه شارژ، اثر حافظه‌ای این کار بیش‌تر و بیش‌تر می‌شود. از این رو، پیشنهاد می‌شود باتری‌ها را تنها در صورتی که کاملا خالی شدند شارژ کنید. این حالت برای باتری‌های NiMH یا باتری‌های یون لیتیوم نیز صدق می‌کند، البته اثر حافظه‌ای در این باتری‌ها کم‌تر دیده شده است. این حالت عمر باتری را افزایش می‌دهد

LEON
20-12-2009, 13:48
حافظه موقت Buffer


بعد از تابانده شدن نور به حس‌گر، اطلاعات تصویر در دوربین پردازش می‌شود و سپس، بر روی کارت حافظه ذخیره می‌گردد. حافظه یک دوربین دیجیتال حافظه RAM آن است که به طور موقت اطلاعات تصویر را پیش از آن‌که بر روی کارت حافظه ثبت شود نگه می‌دارد. این کار سرعت عکاسی را بالا می‌برد و به شما امکان می‌دهد به صورت پیاپی عکاسی کنید. دوربین‌های دیجیتال اولیه، فاقد حافظه موقت بودند. بنابراین، بعد از هر بار عکاسی مجبور بودید صبر کنید تا تصویر بر روی کارت حافظه ثبت شود، سپس عکس بعدی را بگیرید. امروزه، بیش‌تر دوربین‌های دیجیتال از میزان حافظه موقت نسبتا خوبی بهره می‌برند که به شما امکان می‌دهد با سرعت خوبی مثل یک دوربین فیلم‌برداری کار کنید.



حافظه موقت؛ پس از پردازش تصویر


با این روش تصاویر گرفته شده پردازش شده و قبل از آن‌که بر روی حافظه موقت نگه‌داری شوند، به فرمت نهایی تبدیل می‌شوند. در نتیجه، تعداد عکس‌های یک عکاسی پیاپی با کم کردن از حجم فایل عکس افزایش می‌یابد.

حافظه موقت؛ پیش از پردازش تصویر

در این روش، هیچ پردازشی بر روی عکس صورت نمی‌گیرد و اطلاعات RAW از روی حس‌گر مستقیما به حافظه موقت منتقل می‌شود. در این‌جا نیز تصاویر RAW همانند دیگر دوربین‌های دیجیتال مورد پردازش قرار می‌گیرند و بر روی کارت حافظه ذخیره می‌شوند. با این نوع حافظه تعداد فریم‌های حالت عکاسی پیاپی به واسطه کاهش دادن حجم عکس زیاد نمی‌شود. شایان ذکر است مقوله‌ی تعداد فریم‌ در ثانیه از سرعت پردازش تصویر جدا است (تا زمان پر شدن حافظه موقت).

حافظه موقت هوشمند


«حافظه موقت هوشمند» عناصر لازم را در هر دو روش حافظه‌خوانی فوق با یک‌دیگر تلفیق می‌کند. در این‌جا نیز درست مانند «حافظه موقت؛ پس از پردازش تصویر»، اطلاعات تصویر بر روی حافظه موقت ذخیره می‌شوند (1) تا تعداد فریم‌ها در ثانیه افزایش یابد. سپس، این اطلاعات مورد پردازش قرار می‌گیرند (2) و به فرمت‌های JPEG، TIFF یا RAW تبدیل می‌شوند. اما این تصاویر پردازش شده به جای آن‌که بر روی کارت حافظه ثبت شوند، بر روی حافظه موقت نگه‌داری می‌شوند (3). بنابراین، مراحل پردازش تصویر به واسطه ثبت شدن آن بر روی کارت حافظه کند نمی‌شود. افزون بر این، به طور مداوم، فضای حافظه موقت برای تصاویر جدید خالی می‌شود و عکس‌های نهایی بر روی کارت حافظه نگه‌داری می‌گردند (4). اما تفاوت مهم این است که فرآیند پردازش تصویر، همگام با ذخیره سازی آن بر روی کارت حافظه صورت می‌گیرد. از این رو، هم‌زمان با ذخیره شدن تصاویر بر روی کارت حافظه، عکس‌های جدید نیز پردازش خواهند شد. این بدان معناست که دیگر مجبور نیستید
منتظر ثبت فایل‌ها بر روی کارت‌های CF بمانید تا نوبت عکس بعدی برسد.


عکاسی پیاپی Burst (Continuous)


حالت عکاسی پیاپی دوربین‌های دیجیتال قابلیتی است که به شما امکان می‌دهد تا چندین عکس را با فاصله زمانی بسیار کمی پشت سر هم و به صورت متوالی بگیرید، درست مانند یک دوربین فیلم‌برداری SLR. سرعت (تعداد فریم‌ها در هر ثانیه) و تعداد کل فریم‌ها در دوربین‌های مختلف، فرق می‌کند. fps / «فریم در ثانیه» یکی از کارکردهای کلید آزاد سازی شاتر و سیستم پردازش تصویر است. تعداد فریم‌های گرفته شده را میزان ظرفیت حافظه موقت تعریف می‌کند.

تعداد فریم‌ها در ثانیه (fps) و تعداد کل فریم‌های عکاسی پیاپی به طور مداوم در دوربین‌های دیجیتال جمع و جور، نیمه حرفه‌ای و SLRهای حرفه‌ای در حال بهبود است و به مرور بیش‌تر از قبل می‌شود. دوربین‌های دیجیتال جمع و جور می‌توانند با سرعت 3 تا 1 فریم در ثانیه و حداکثر تا 10 عکس بگیرند حال آن‌که دوربین‌های دیجیتال SLR می‌توانند با سرعت حداکثر 7 فریم در ثانیه کار کنند و تعداد بیش‌تری عکس را در فرمت‌های JPEG و RAW داشته باشند. بعضی از این دوربین‌ها حتی می‌توانند با سرعت بالاتری به صورت پیاپی عکاسی کنند.


تصالات Connectivity


اتصالات یک دوربین دیجیتال به قابلیت اتصال دوربین به دیگر دوربین‌های دیجیتال یا دستگاه‌ها به منظور انتقال اطلاعات، نمایش یا چاپ تصاویر و به کار‌گیری دوربین برای عکاسی به صورت ریموت گفته می‌شود.

انتقال تصویر

دوربین‌های دیجیتال اولیه از اتصالات کم سرعت RS232 (سری) برای انتقال تصویر به کامپیوتر استفاده می‌کردند. اما امروزه، بیش‌تر دوربین‌های دیجیتال از قابلیت اتصال USB 1.1، و مدل‌های بالاتر از USB 2.0 و FireWire (IEEE 1394) استفاده می‌کنند. معمولا، این دوربین‌ها به همراه کابل‌های مخصوص و نرم افزارهای ویژه ارائه می‌شوند. به این نکته توجه داشته باشید که سرعت انتقال معمولا کندتر از آن چیزی است که در جدول زیر می‌بینید. سرعت عملی انتقال اطلاعات به سخت افزار و نرم افزار کامپیوتری، نوع دوربین یا کارت‌خوان، نوع و کیفیت کارت حافظه (این‌که دارید اطلاعات را ثبت می‌کنید یا می‌خوانید)، حجم متوسط فایل (تنها تعداد محدودی فایل‌های سنگین هستند که از سرعت انتقال خوبی برخوردار می‌باشند) و مواردی از این دست بستگی دارد. به شما امکان داده شده برای انتقال اطلاعات خود به جای آن‌که با کابل کار کنید، کارت حافظه را به شیار مخصوص کارت کامپیوتر یا یک دستگاه کارت‌خوان متصل کرده، فایل خود را منتقل کنید.




سرعت انتقال 1 مگابیت در ثانیه (Mbps) برابر است با 128 کیلوبایت در ثانیه (KB/s) و به این ترتیب، در هر دقیقه می‌توان 7.5 مگابایت اطلاعات یا یک تصویر 5 مگاپیکسلی JPEG را انتقال داد.

عکاسی از راه دور

در بعضی دوربین‌ها قابلیتی در نظر گرفته شده که اتصالات لازم برای انتقال تصویر را می‌توان برای عکاسی از راه دور و به صورت ریموت به کار برد.

خروجی ویدیو

بیش‌تر دوربین‌های دیجیتال برای اتصال به TV یا VCR به خروجی ویدیویی (و گاهی صوتی) مجهز هستند. در این میان دوربین‌هایی هستند که به شما امکان می‌دهند خروجی خود را در حالت‌های مختلف PAL و NTSC تنظیم کنید. دوربین‌های مجهز به قابلیت کنترل از راه دور مادون قرمز (infrared) نیز موجود می‌باشند که نمایش اسلاید به صورت آهسته را بسیار راحت‌تر از قبل کرده‌ اند.

خروجی چاپ

در بعضی از دوربین‌های دیجیتال که از PictBridge و USB Direct Print پشتیبانی می‌کنند، قابلیتی در نظر گرفته شده که به شما امکان می‌دهد با اتصال دوربین به چاپ‌گرهای خاصی از طریق کابلUSB ، عکس‌ها و تصاویر خود را مستقیما و بدون نیاز به کامپیوتر چاپ کنید. اگر چه چاپ تصویر مستقیما از خود دوربین کار راحت و آسانی است، اما این قابلیت نیز محاسن خاص خودش را دارد. برای مثال می‌توان به امکان ویرایش عکس و به‌تر کردن کیفیت آن بدون نیاز به کامپیوتر اشاره کرد



پیکسل‌های موثر Effective Pixels


تعداد پیکسل‌های موثر

بین تعداد پیکسل‌های یک تصویر دیجیتال و تعداد پیکسل‌های سنسور که در ایجاد عکس نقش دارد باید تفاوت قائل شد. در سنسورهای آنالوگ، هر پیکسل یک دیود نوری دارد که با پیکسل تصویر مطابقت می‌کند. سنسور آنالوگ یک دوربین 5 مگاپیکسلی با قابلیت ارائه عکس‌های 1.920×2.560 پیکسلی،‌ همان مقدار پیکسل موثر یا دقیق‌تر بگوییم 4.9 میلیون پیکسل دارد. پیکسل‌های اضافی اطراف محدوده‌ی موثر، برای نرم کردن لبه پیکسل‌ها به کار می‌روند. البته،‌ گاهی هم تمام پیکسل‌های سنسورها به کار برده نمی‌شوند. برای مثال می‌توان به دوربین سونی DSC-F505V اشاره کرد که به طور موثر تنها 2.6 مگاپیکسل (1.392×1.856) از 3.34 مگاپیکسل موجود بر روی حس‌گر را به کار می‌برد. این از آن جایی است که سونی حس‌گر 3.34 را در مدل قبلی خود به کار برده است. از آن جایی که این حس‌گر کمی بزرگ‌تر است، لنز دوربین قادر به پوشاندن همه قسمت‌های حس‌گر نیست.

بنابراین، تعداد کل پیکسل‌‌های حس‌گر از تعداد پیکسل‌های موثر به کار رفته در عکس نهایی بیش‌تر است. غالبا ترجیح داده می‌شود تا این تعداد بیش‌تر برای تعیین رزولوشن دوربین و جهت اهداف بازاری به کار برده شود.

زیاد کردن تعداد پیکسل‌های حس‌گر

عموما، هر پیکسلی که در عکس دیده می‌شود بر مبنای ابعاد محل قرارگیری یک پیکسل استوار است. برای مثال، یک تصویر 5 مگاپیکسلی اندازه‌ای برابر با 5 میلیون پیکسل دارد. البته، یک دوربین با حس‌گر 3 مگاپیکسلی هم می‌تواند تصاویر 6 مگاپیکسلی ایجاد کند. در این‌ حالت، دوربین قادر است 6 میلیون پیکسل اطلاعات را محاسبه کند و این محاسبه، بر اساس 3 میلیون پیکسل موثر حس‌گر دوربین انجام می‌شود. وقتی در مود JPEG عکاسی می‌کنید، بزرگ‌نمایی‌های انجام شده در خود دوربین از کیفیت بسیار به‌تری برخوردار می‌باشند تا زمانی که تصویر را با کامپیوتر بزرگ می‌کنید. چرا که بزرگ‌نمایی انجام شده توسط خود دوربین قبل از فشرده‌سازی JPEG انجام می‌شود. بزرگ‌نمایی تصاویر JPEG در کامپیوتر باعث می‌شود تا اختلالات و مشکلات کیفیتی تصویر به خوبی دیده شوند. البته، میزان تفاوت کیفی ناچیز است و دوربین 3 مگاپیکسلی شما عمل‌کرد کندتری پیدا می‌کند و کارت حافظه آن نیز دو برابر سریع‌تر پر می‌شود. این درست مانند آن است که با زوم دیجیتال کار می‌کنید. اینترپولاسیون یا زیاد کردن تعداد پیکسل‌های حس‌گر به ایجاد جزییات ثبت نشده کمک نمی‌کند.

حس‌گرهای سوپر CCD فوجی

معمولا پیکسل‌های یک حس‌گر مربعی شکل هستند. اما پیکسل‌های حس‌گرهای سوپر CCD فوجی‌فیلم هشت ضلعی هستند. در شکل زیر نمای فرضی این پیکسل‌ها را مشاهده می‌کنید. به خاطر ساختار هشت ضلعی بودن این پیکسل‌هاست که فاصله‌ی مرکز به مرکز هر دو پیکسل هشت ضلعی از فاصله‌ی مرکز به مرکز هر دو پیکسل مربعی شکل کم‌تر است. به همین خاطر است که اندازه پیکسل‌های این نوع حس‌گرها بزرگ‌‌تر است که در نوع خود مزیت خوبی به شمار می‌رود.



البته،‌ این اطلاعات را باید به تصویر دیجیتال با پیکسل‌های مربعی شکل تبدیل کرد. همان طور که در نمودار فوق می بینید یک محدوده 4×4 شامل 16 پیکسل مربعی شکل می‌باشد. در این محدوده تنها 8 پیکسل هشت ضلعی جا می‌شود: 2 پیکسل قرمز، 2 پیکسل آبی و 4 عدد پیکسل سبز رنگ (تعداد پیکسل‌های سبز رنگ برابر است با یک پیکسل کامل، 4 پیکسل نصفه و 4 پیکسل در اندازه یک چهارم یک پیکسل کامل). به عبارت دیگر، تصاویر حاصل شده از یک حس‌گر 6 مگاپیکسلی سوپر CCD بر اساس اندازه‌های 3 میلیون پیکسل موثر ایجاد می‌شوند، درست همانند آن‌چه در مثال مربوط به افزایش تعداد پیکسل‌ها به آن اشاره شد، اما مزیتی که در این‌جا وجود دارد این است که اندازه پیکسل‌ها بزرگ‌تر است. در عمل هم باید گفت که کیفیت تصاویر نهایی با کیفیت یک تصویر 4 مگاپیکسلی برابر است. نقطه ضعفی هم که وجود دارد این است که فایل مورد نظر دو برابر حجم دارد که علاوه بر اشغال فضای بیش‌تر، فرآیند پردازش تصویر را هم کند می‌کند. میزان بهبود کیفی تصویر نیز به اندازه افزایش 33٪ پیکسل‌هاست


ضریب پوششی Fill Factor


ضریب پوششی، اندازه دیودهای حساس به نور در هر پیکسل را نشان می‌دهد. از آن جایی که باید در اطراف هر پیکسل اجزای الکترونیکی بیش‌تری وجود داشته باشد، این ضریب پوششی نسبتا کوچک خواهد شد. این حالت به ویژه در حس‌گر‌هایی با پیکسل فعال که مداربندی الکترونیکی پیکسل‌های آن‌ها بیش‌تر است شدیدتر خواهد بود. به همین خاطر، مجموعه‌ای از میکرولنزها در بالای حس‌گر در نظر گرفته شده تا به این ترتیب، مسئله کوچک‌ بودن ضریب پوششی تا اندازه‌ای جبران شو

LEON
20-12-2009, 13:53
نرم‌افزار Firmware


حس‌گر، حافظه موقت، LCD، اتوفوکوس و دیگر مشخصه‌هایی که در یک دوربین دیجیتال می‌بینید توسط مجموعه میکروپردازش‌گرهایی کنترل می‌شوند که خود توسط «نرم‌افزارها» کنترل و تنظیم می‌گردند. نرم‌افزارها در حافظه فقط خواندنی (Read Only Memory) دوربین نگه‌داری می‌شوند. بسیاری از دوربین‌های موجود امکان ارتقای این نرم افزارها را فراهم کرده‌اند تا به این ترتیب، بتوان میزان اطلاعات بیش‌تری را نگه داشت و/ یا مشخصه‌های جدیدی را اضافه کرد. این کار با دانلود یک نصب کننده از وب سایت شرکت سازنده دوربین صورت می‌پذیرد. سپس، می‌توانید با استفاده از یک کابل USB دوربین را به کامپیوتر متصل کنید و برنامه اجرا می‌شود، یا آن‌که همان نصب کننده را مستقیما از روی کارت حافظه دوربین اجرا نمایید.

بعضی از این نرم‌افزارها قابلیت ارتقا دارند. به‌تر است پیش از هر بار ارتقا، دستورالعمل مربوط به ارتقای آن‌ها را با دقت مطالعه کنید. این‌که با نسخه درست و متناسب با مدل دوربین کار کنید بسیار اهمیت دارد. به عنوان مثال،‌ نرم‌افزار دوربین‌هایی که برای اروپا طراحی شده‌اند با نرم‌افزار دوربین‌هایی که برای امریکا طراحی شده‌اند تفاوت دارد. همیشه از باتری‌هایی که به تازگی شارژ شده‌اند استفاده کنید. چرا که در غیر این صورت ممکن است دوربین‌تان به یک‌باره خاموش شود و دیگر نتوانید نرم‌افزارهای خود را ارتقا دهید

زمان تاخیر Lag Time


زمان تاخیر به فاصله‌ زمانی بین فشار دادن دکمه آزادسازی شاتر و لحظه گرفتن عکس توسط دوربین گفته می‌شود. این تاخیر در دوربین‌های مختلف با هم فرق می‌کند و در واقع می‌توان گفت بزرگ‌ترین مشکلی است که در عکاسی دیجیتال دیده می‌شود. البته، جدیدترین دوربین‌های دیجیتال، به ویژه مدل‌های نیمه حرفه‌ای و تمام حرفه‌ای SLR، تاخیر چندانی ندارند و همانند دوربین‌های آنالوگ عمل ‌می‌کنند،‌ حتی در عکاسی پیاپی

تاخیر زمانی را می‌توان در سه زمان‌بندی زیر تعریف کرد:
تاخیر اتوفوکوس (تاخیر در حالت نیمه فشار)

بسیاری از کاربران دوربین‌های دیجیتال اولویت را بر روی فوکوس اتوماتیک (AF) تنظیم می‌کنند و سیستم‌های نوردهی اتوماتیک (AE) دوربین‌ آن‌ها با نگه داشتن کلید آزادسازی شاتر تا نیمه، کار می‌کند. این تاخیر مدت زمان بین نگه‌داشتن کلید آزادسازی شاتر تا نیمه، و نمایش نشان‌گر مربوط به قفل اتوفوکوس و نوردهی اتوماتیک بر روی منظره‌یاب/LCD دوربین می‌باشد (که می‌گوید الان می‌توانید عکاسی کنید). این زمان‌بندی بسته به شرایط عکاسی، موقعیت فوکوس فعلی، سوژه‌های ثابت یا متحرک و مواردی از این دست متفاوت خواهد بود

تاخیر آزاد سازی شاتر (تاخیر در حالت تمام یا نیمه فشار)

تاخیر آزادسازی شاتر: مدت زمانی که طول می‌کشد تا عکس گرفته شود (با فرض آن‌که شما اولویت دوربین را بر روی حالت نیمه فشار قرار داده‌اید) از لحظه‌ فشار دادن کلید آزادسازی شاتر تا زمان گرفتن عکس.

تاخیر کل (تاخیر در حالت تمام فشار)

تاخیر کل: زمان بین لحظه فشار دادن کلید آُزادسازی شاتر به طور کامل تا لحظه گرفتن عکس. این حالت، کاربری دوربین را در لحظه "Point and Shoot" نشان می‌دهد. تاخیر کل دوربین با مجموع تاخیر زمانی اتوفوکوس و آزاد سازی شاتر برابر نیست.

LCD


LCD و منظره‌یاب

دوربین‌های جمع و جور دیجیتال به کاربر این امکان را می‌دهند تا از ‌LCD دوربین به عنوان منظره‌یاب استفاده کنند. به این صورت که تصویر ثبت شده به صورت زنده بر روی این نمایش‌گر به نمایش درمی‌آید. معمولا، LCDهای موجود اندازه‌ای برابر با 1.5 و 2.5 اینچ دارند و رزولوشن آن‌ها نیز بین 120.000 و 240.000 پیکسل متغیر است. به‌ترین ‌LCDهای موجود به نوعی پوشش ضد انعکاس و/ یا لایه انعکاسی در پشت LCD دوربین مجهز هستند تا به این ترتیب، حتی در شرایط پر نور و بسیار درخشان (مثلا زیر تابش شدید آفتاب) نیز بتوانید به راحتی تصاویر روی آن را مشاهده کنید. بعضی LCDها حالت چرخشی دارند و می‌توانند حول محور بدنه دوربین بچرخند یا آن‌که تحت زاویه خاصی در جهت‌های بالا و پایین حرکت کنند. به این ترتیب، کار کردن با زوایای بالا یا پایین بسیار راحت‌تر خواهد شد. در بسیاری از مدل‌های جدید LCD اصلی دوربین جای خود را به یک منظره یاب الکترونیکی داده که از یک LCD کوچک‌تر 0.5 اینچی بهره می‌برد و تا اندازه‌ای عمل‌کرد یک منظره‌یاب اپتیکال TTL را شبیه‌سازی می‌کند. به طور کلی،‌ LCDهای به کار رفته در SLRهای دیجیتال از حالت پیش‌نمایش زنده هنگام عکاسی یا فیلم‌برداری پشتیبانی نمی‌کنند و تنها برای مرور تصاویر و تغییر دادن تنظیمات دوربین به کار می‌روند.

LCD و پخش مجدد تصاویر



صفحه نمایش LCD دوربین یکی از قابلیت‌های خوب صنعت عکاسی، یعنی قابلیت پخش مجدد تصاویر بلافاصله بعد از عکاسی را ارائه می‌کند. از آن جایی که تنها 120.000 تا 240.000 پیکسل برای نمایش میلیون‌ها پیکسل تصویر اولیه به کار می‌رود، لازم است برای تعیین شارپنس تصویر و این‌که آیا به عکاسی مجدد نیازی هست یا خیر بزرگ‌نمایی‌های بیش‌تری صورت بگیرد. لازم به ذکر است تمام دوربین‌های موجود به قابلیت بزرگ‌نمایی تصویر مجهز نیستند و معیار بزرگ‌نمایی نیز در دوربین‌های مختلف، متفاوت است. بعضی از دوربین‌ها به کارکردهای اولیه و پایه‌ی ویرایش تصویر مانند چرخش تصویر، تغییر اندازه آن، مرتب کردن کلیپ‌های ویدیویی و... را مجهز هستند. در حالت پخش مجدد تصویر، به کاربر امکان داده شده تا از بین تصاویر کوچک به نمایش درآمده، تصویر مورد نظر خود را مشاهده و انتخاب نماید.

LCD و کاربری آن به عنوان منو


کاربر می‌تواند برای تغییر تنظیمات دوربین از LCD نیزکمک بگیرد. برای این کار به راحتی می‌توان با دکمه‌های روی خود دوربین کار کرد. حتی می‌توان میزان درخشانی و تنظیمات مربوط به رنگ تصویر را نیز از خود LCD کنترل کرد. LCD اصلی دوربین جای خود را به LCDهای تک رنگ (که انرژی مصرفی کم‌تری دارند) داده است که در بالا و/ یا پشت دوربین قرار گرفته‌اند و تنظیمات اصلی دوربین مانند نوردهی را نشان می‌دهند.


فوکوس دستی Manual Focus

با فعال شدن فوکوس دستی، سیستم فوکوس اتوماتیک و داخلی دوربین غیر فعال می‌شود. از این رو می‌توانید لنز دوربین را به صورت دستی تنظیم و بر روی سوژه فوکوس کنید. فوکوس دستی در حالت‌های مختلفی مانند عکاسی در نور کم، عکاسی در حالت ماکرو یا عکاسی با جلوه‌های خاص عمل‌کرد خوبی را نشان داده است. شایان ذکر است سیستم فوکوس اتوماتیک دوربین قفل فوکوس خوبی را مثلا در شرایط کم نور ارائه نمی‌کند. توجه داشته باشید بعضی از دوربین‌های دیجیتال تنها از فواصل از پیش تنظیم‌شده محدودی قادر به فوکوس به صورت دستی هستند. هم‌چنین، در دوربین‌های پیش‌رفته هم درست مانند دوربین‌های آنالوگ می‌توانید با استفاده از حلقه فوکوس نرمال روی لنزهای متصل دوربین فوکوس کنید.

LEON
20-12-2009, 13:57
خط‌سانی حس‌گر Sensor Linearity


حس‌گرها به صورت خطی طراحی شده‌اند. به این صورت که با دو برابر کردن میزان نور، عمل‌کرد حس‌گر نیز دو برابر می‌شود؛ این حالت تا زمانی ادامه دارد که پیکسل‌های آن پر نشده باشند. به محض آن‌که تمام ظرفیت یک پیکسل پر شد، عمل‌کرد نهایی آن پیکسل ثابت می‌شود. همان طور که می‌دانید، دید انسان خطی نیست. دو برابر کردن نور در شرایط کم‌نور نسبت به شرایط پر نور تاثیر بیش‌تری بر چشم دارد. قوه بینایی انسان سایه‌ها را تقویت و نقاط درخشان و پر نور را فشرده می‌کند.

عمل‌کرد حس‌گرها نسبت به نور خطی است. اما عمل‌کرد چشم انسان خطی نیست و تقریبا به صورت یک منحنی 0.45 درجه‌ای عمل می‌کند. بنابراین، آن‌چه حس‌گر به عنوان یک «127» تشخیص می‌دهد، چشم انسان به صورت «186» می‌شناسد.


اگر حس‌گر را تا زمان پر شدن پیکسل نوردهی کنیم، درخشان‌ترین پیکسل 254 را نشان خواهد داد. با نصف کردن میزان نور، درخشان‌ترین پیکسل 127 را نشان می‌دهد. این بدان معناست که درخشان‌ترین درجه، در واقع نصف 255 است.

حس‌گر (منحنی قرمز) نسبت به نور به صورت خطی عمل نمی‌کند، حال آن‌که چشم انسان (منحنی سبز) به صورت غیر خطی عمل می‌کند که معمولا با منحنی گامای 2.2/1 برآورد می‌شود. بنابراین، آن‌چه حس‌گر به عنوان یک «127» تشخیص می‌دهد، چشم انسان به صورت «186» می‌شناسد (یا آن‌:ه 2047 به عنوان 2988 تشخیص داده می‌شود). منحنی آبی رنگ نیز به آن دسته اطلاعات خطی مربوط می‌شود که برای جبران بینایی انسان و محدود کردن محدوده دینامیکی به اندازه محدوده دینامیکی صفحه نمایش یا چاپ‌گر به کار برده می‌شود تا به این ترتیب، با بینایی انسان هماهنگ شود.


بنابراین، دوربین‌های دیجیتال نسبت به اطلاعات خام و پردازش‌نشده از نوعی منحنی رنگی بهره می‌برند. در نتیجه، تصاویر نمایش داده شده بر روی صفحه نمایش یا تصاویر چاپ شده با چشم انسان سازگاری خواهند داشت و به شکل مطلوب‌تری دیده می‌شوند.

میکرولنز Microlenses


برای جبران محدودیت‌های ضریب پوششی پایین، بر روی بعضی حس‌گرها و در بالای فیلترهای رنگی تعدادی میکرولنز در نظر گرفته شده تا به این ترتیب،‌ فوتون‌های نوری محیط بزرگ‌تر بر روی بخش کوچک‌تری از دیودهای نوری متمرکز شوند.

پیکسل‌های حس‌گر

حس‌گرهای دیجیتال از مجموعه‌ پیکسل‌هایی تشکیل شده‌اند که کنار هم قرار دارند و فوتون‌ها را جمع می‌کنند. فوتون‌ها کوچک‌ترین ذرات نور هستند. دیودهای حساس به نور، فوتون‌های جمع شده در هر پیکسل را به شارژهای الکتریکی تبدیل می‌کنند. این شارژهای الکتریکی به ولتاژ تبدیل شده، تقویت می‌شوند و سپس با استفاده از یک مبدل دیجیتال به ارزش‌های دیجیتال تبدیل می‌شوند. دوربین نیز ارزش‌های حاصله را به یک تصویر دیجیتال تبدیل می‌کند.

همان طور که در بخش اندازه حس‌گر خواندید، حس‌گر‌های دوربین‌های دیجیتال جمع و جور در مقایسه با حس‌گرهای دوربین‌های دیجیتال SLR که از تعداد پیکسل‌های برابری برخوردار هستند، اندازه کوچک‌تری دارند. در نتیجه، طبیعی است که اندازه پیکسل‌های آن‌ها نیز کوچک‌تر باشد. از این رو کیفیت تصویر دوربین‌های جمع و جور دیجیتال تا اندازه‌ای کم‌تر است،‌ به ویژه زمانی که از محدوده دینامیکی و نویز صحبت می‌شود

پیکسل‌های یک تصویر دیجیتال

یک تصویر دیجیتال شبیه برگه‌ کاغذی است که از مجموعه‌ای‌ ردیف‌ و ستون‌ تشکیل شده است و ارزش‌های پیکسلی تعریف شده توسط حس‌گر را در خود جمع کرده‌ است. پیکسل‌های یک تصویر دیجیتال مادامی که بر روی صفحه نمایش یا کاغذ چاپ نمایش داده نشوند، هیچ اندازه‌ای از خود ندارند. برای مثال، تمام پیکسل‌های یک تصویر 5 مگاپیکسلی بر روی یک کاغذ چاپ شده در قطع 6×4، تنها 0.01 میلی‌متر اندازه دارند،‌ حال آن‌که در یک چاپ 10×8 اندازه هر پیکسل 0.05 میلی‌متر است.


حس‌گر Sensors


حس‌گرهای جدید Foveon

سلول‌های مخروطی شکل چشم انسان نسبت به رنگ‌های قرمز،‌ سبز و آبی حساس هستند. این رنگ‌ها، رنگ‌های اصلی نامیده می‌شوند. ما می‌توانیم تمام رنگ‌ها را ببینیم و آن‌ها را از تشخیص بدهیم؛ رنگ‌هایی که همگی از ترکیب رنگ‌های اصلی حاصل شده‌اند. در عکاسی آنالوگ، اجزای رنگی نور قرمز، سبز و آبی بر روی لایه شیمیایی فیلم تابانده می‌شود. حس‌گرهای جدید Foveon نیز بر همین اساس کار می‌کنند. این حس‌گرها سه لایه دارند که رنگ‌های اصلی را برآورد می‌کنند. به شکل زیر دقت کنید. از ترکیب این سه لایه رنگی یک تصویر دیجیتال متشکل از مربع‌های کوچک موزاییکی یا همان «پیکسل»‌ها حاصل می‌شود که رنگ واحدی دارند. حس‌گر Foveon به عنوان یک تکنولوژی جدید تنها در دوربین‌های SLR مانند سیگما SD9 و SD10 به کار برده شده و معایب خاص خودش را دارد که از این میان می‌توان به حساسیت نسبت به نور کم اشاره کرد.

آرایش فیلترهای رنگی حس‌گرها

تمام حس‌گرهای به کار رفته در دوربین‌های دیجیتال، تنها میزان درخشانی تک تک پیکسل‌ها را اندازه می‌گیرند. همان طور که در شکل می‌بینید، در قسمت بالای حس‌گر نوعی فیلترهای رنگی ردیف شده‌اند که اجزای رنگی قرمز، سبز و آبی را جذب کنند. در نتیجه، هر پیکسل می‌تواند تنها یک رنگ اصلی را برآورد کند، حال آن‌که دو رنگ دیگر نیز توسط پیکسل‌‌های کناری و از طریق نرم‌افزار برآورد رنگی می‌شود. این اندازه‌های تقریبی از میزان شارپنس تصویر کم می‌کند. با افزایش تعداد پیکسل‌ها در حس‌گرهایی که امروزه عرضه شده، کم شدن شارپنس تصویر مثل گذشته نیست و شدت کم‌تری دارد. پیشرفت‌های شگرفی نیز در این زمینه صورت گرفته است

حس‌گرهایی با پیکسل‌های فعال

حس‌گرهای دوربین‌های دیجیتال از تعدادی پیکسل تشکیل شده‌اند که به شکل بسیار منظمی کنار هم قرار گرفته‌اند. این پیکسل‌ها فوتون‌ها را جمع می‌کنند. دیودهای نوری نیز فوتون‌های جمع شده در هر پیکسل را به بارهای الکتریکی تبدیل می‌کنند. این بارهای الکتریکی به ولتاژ تبدیل می‌شوند. سپس تقویت شده و در نهایت به ارزش دیجیتال تبدیل می‌شوند. دوربین هم این ارزش‌ها را به تصویر دیجیتال یا همان تصویر نهایی تبدیل می‌کند.

در یک CCD که مخفف عبارت Charge-Coupled Device می‌باشد، اندازه پیکسل‌ها توسط مدارات بیرونی حس‌گر تعیین می‌شود. حال آن‌که در APS این اندازه به طور هم‌ِزمان با استفاده از مدارات خود پیکسل‌ها و حس‌گر برآورد می‌شود. ثبت تصویر با CCD و APS شبیه نمایش تصویر بر روی صفحه‌ نمایش‌های CRT و LCD است.

رایج‌ترین حس‌گرهای APS، نوع CMOS است. CMOS در دوربین‌های کم‌تر پیشرفته به کار می‌رود. اما امروزه پیشرفت‌هایی صورت گرفته که این نوع حس‌گر نیز در مدل‌های برتری مانند کانن EOS D60 و 10D نیز استفاده شده است. افزون بر این،‌ حس‌گرهای CMOS سریع‌تر، کوچک‌تر و ارزان‌تر هستند. حس‌گرهای Foveon نیز بر اساس تکنولوژی CMOS طراحی و ساخته شده‌اند. حس‌گر جدید نیکون JFET LBCAST نیز از نوع APS است که به جای ترانزیستورهای CMOS با JFET کار می‌کند.

LEON
20-12-2009, 14:03
خط‌سانی حس‌گر Sensor Linearity

حس‌گرها به صورت خطی طراحی شده‌اند. به این صورت که با دو برابر کردن میزان نور، عمل‌کرد حس‌گر نیز دو برابر می‌شود؛ این حالت تا زمانی ادامه دارد که پیکسل‌های آن پر نشده باشند. به محض آن‌که تمام ظرفیت یک پیکسل پر شد، عمل‌کرد نهایی آن پیکسل ثابت می‌شود. همان طور که می‌دانید، دید انسان خطی نیست. دو برابر کردن نور در شرایط کم‌نور نسبت به شرایط پر نور تاثیر بیش‌تری بر چشم دارد. قوه بینایی انسان سایه‌ها را تقویت و نقاط درخشان و پر نور را فشرده می‌کند

اگر حس‌گر را تا زمان پر شدن پیکسل نوردهی کنیم، درخشان‌ترین پیکسل 254 را نشان خواهد داد. با نصف کردن میزان نور، درخشان‌ترین پیکسل 127 را نشان می‌دهد. این بدان معناست که درخشان‌ترین درجه، در واقع نصف 255 است.

بنابراین، دوربین‌های دیجیتال نسبت به اطلاعات خام و پردازش‌نشده از نوعی منحنی رنگی بهره می‌برند. در نتیجه، تصاویر نمایش داده شده بر روی صفحه نمایش یا تصاویر چاپ شده با چشم انسان سازگاری خواهند داشت و به شکل مطلوب‌تری دیده می‌شوند.

تصاویر کوچک Thumbnail Index


بیش‌تر دوربین‌های دیجیتال در مود پخش مجدد به شما امکان می‌دهند با استفاده از آرشیو تصاویر کوچک (Thumbnail) به تصاویر و کلیپ‌های ویدیویی خود که بر روی کارت حافظه ذخیره شده‌اند دسترسی داشته باشید. این تصاویر معمولا در یک شبکه‌ی 3×3 یا 2×2 نمایش داده می‌شوند و تعداد و نحوه نمایش آن به صورت دل‌خواه قابل تنظیم است. برای جستجو و انتخاب عکس یا فایل مورد نظر خود می‌توانید از دکمه‌های روی دوربین بهره ببرید که برای همین منظور تعبیه شده‌اند. در عین حال، بسته به نوع دوربین و کارکردهای آن می‌توانید عملیاتی مانند پنهان کردن، حذف، سازمان‌دهی این تصاویر یا فایل‌ها، انتقال آن‌ها به پوشه‌های دیگر، نمایش به صورت آهسته و اسلاید، چاپ مستقیم از کامپیوتر و اعمالی مانند آن را اجرا نمایید. با کلیک کردن بر روی این تصاویر کوچک، تصویر بزرگ آن نمایش داده می‌شود که ابعاد بزرگی دارد و تمام صفحه نمایش را پر خواهد کرد.

منظره‌یاب Viewfinder


منظره‌یاب دریچه‌ای است که از آن به صحنه‌ عکاسی نگاه می‌کنید. در دوربین‌های عکاسی دیجیتال معمولا چهار نوع منظره‌یاب دیده می‌شود:



منظره‌یاب اپتیکال دوربین‌های دیجیتال جمع و جور



منظر‌ه‌یاب اپتیکال دوربین‌های دیجیتال جمع و جور سیستم اپتیکال بسیار ساده‌ای را شامل می‌شود که هم‌زمان با لنز اصلی دوربین زوم می‌کند و مسیر اپتیکال آن موازی با لنز اصلی دوربین است. این منظره‌یاب‌ها اندازه کوچکی دارند و بزرگ‌ترین مشکل‌ آن‌ها را می‌توان کادربندی نه چندان دقیق‌شان دانست. از آن‌جایی که منظره‌یاب در بالای لنز دوربین قرار دارد، چیزی که شما از درون آن می‌بینید با آن‌چه لنز بر روی حس‌گر منعکس می‌کند متفاوت است. به این حالت،‌ خطای اختلاف منظر گفته می‌شود که در مورد سوژه‌هایی با فاصله نسبتا کم بیش‌تر خودش را نشان می‌دهد. در بیش‌تر موارد، یک منظره‌یاب اپتیکال تنها درصدی (90٪ تا 80) از آن‌چه را که حس‌گر قادر به ثبت آن است نشان می‌دهد. برای آن‌که کادربندی دقیق‌تری داشته باشید به‌تر است تنظیمات دیوپتری منظره‌ياب را کنترل کنید
LCD یک دوربین دیجیتال جمع و جور (TTL)

هنگام عکاسی و در همان لحظه‌ای که بر روی سوژه فوکوس شده است، می‌توانید سوژه مورد نظر خود را بر روی LCD دوربین دیجیتال جمع و جور خود مشاهده کنید. این تصویر همان چیزی است که لنز بر روی حس‌گر دوربین منعکس کرده است. به همین خاطر، احتمال خطای اختلاف منظر کاهش می‌یابد. این شکل نمایش، نمایش به صورت TTL یا نمایش از لنز دوربین نام دارد. توجه داشته باشید اگر بخواهید کادر خود را با کمک گرفتن از LCD تنظیم کنید عمر باتری دوربین کم خواهد شد و احتمال این‌که در شرایط آفتابی و پرنور کادربندی دقیق و درستی داشته باشید بسیار کم است. در این مواقع به‌تر است با منظره‌یاب‌های اپتیکال یا الکترونیکی کار شود. LCD دوربین‌های دیجیتال SLR تصاویر را تنها بعد از گرفته شدن نشان می‌دهد. این دوربین‌ها به مود نمایش زنده حین عکاسی مجهز نیستند
منظره‌یاب اپتیکال دوربین‌ دیجیتال SLR (TTL)


منظره‌ياب اپتیکال یک SLR دیجیتال تصویری را که لنز دوربین بر روی حس‌گر منعکس کرده است نشان می‌دهد. این تصویر از طریق یک آیینه منعکس می‌شود. به همین خاطر خطای اختلاف منظر در آن دیده نمی‌شود. با فشار دادن کلید شاتر، آیینه به بالا می‌رود و نور از لنز به حس‌گر تابانده می‌شود. به علت محدودیت حس‌گرهاست که LCD بیش‌تر دوربین‌های SLR تنها زمانی تصویر را نشان می‌دهد که ثبت شده باشد. از این رو،‌ حالت نمایش زنده بر روی LCD را در این دوربین‌ها نمی‌بینید. مدل‌هایی هم هستند که به جای آیینه از منشور استفاده می‌کنند. منظره‌یاب اپتیکال به نوار وضعیت نیز مجهز است که اطلاعاتی از قبیل تنظیمات دوربین و نوردهی را نشان می‌دهد

منظره‌یاب الکترونیکی (EVF) یک دوربین دیجیتال جمع و جور (TTL)

منظره‌یاب الکترونیکی (EVF) یک دوربین دیجتیال همانند LCD عمل می‌کند و درست در لحظه‌ی عکاسی، تصویر منعکس‌شده از طریق لنز بر روی حس‌گر را نمایش می‌دهد. در واقع می‌توان گفت که این منظره‌ياب یک LCD بسیار کوچک است که معمولا قطری برابر با 0.5 اینچ دارد و تعداد پیکسل‌های آن نیز 235.000 عدد است. لنز دوربین در جلوی این منظره‌یاب قرار گرفته‌ است و به این ترتیب،‌ می‌توانید حتی در شرایط آفتابی و پر نور نیز به شکل بسیار به‌تر و دقیق‌تری کادربندی کنید. این منظره‌یاب به صورت الکترونیکی تاثیر منظره‌ياب‌های TTL اپتیکال موجود در دوربین‌های SLR را شبیه‌سازی می‌کند و در عمل‌کرد آن نیز هیچ گونه خطای اختلاف منظر دیده نمی‌شود. دوربین‌های مجهز به منظره‌یاب الکترونیکی به LCD نیز مجهز هستند، اما منظره‌یاب اپتیکال واقعی ندارند



این ها ادامه داره.منبع این اطلاعات سایت دیجی کالا است

LEON
20-12-2009, 16:28
عكاسي ديجيتال Digital Imaging
کنگره‌دار شدن لبه‌ها (Aliasing)
کنگره به بریدگی‌های روی خطوط مورب، لبه‌ی دایره‌ها، منحنی‌ها و مانند آن گفته می‌شود که تا اندازه‌ای گوشه گوشه و پله پله دیده می‌شوند. از آن‌جایی که پیکسل‌ها، مربع‌های کوچکی هستند که گوشه و زاویه دارند با این مشکل مواجه می‌شویم.


مشخصه‌ ضد کنگره‌دار شدن تصویر
با فعال بودن مشخصه ضد کنگره‌دار شدن تصویر در بزرگ‌نمایی‌های معمولی، لبه‌های عکس نرم‌تر می‌شود.


قابلیت ضد کنگره‌دار شدن تصویر (Anti-aliasing)



به کمک قابلیت ضد کنگره‌‌‌دار شدن لبه‌های تصویر عکس‌هایی با لبه‌های نرم‌تر خواهید داشت. به این صورت که پیکسل‌های روی لبه‌ی عکس به شکل بسیار به‌تری چیده می‌شوند. در این عکس‌ها رنگ آبی پس‌زمینه برای به‌تر نشان دادن پیکسل‌های روی لبه به کار رفته است. بیش‌تر نرم‌افزارها و برنامه‌های ویرایشی تصویر به این مشخصه‌ مجهز هستند که برای تایپ حروف، کشیدن خطوط و شکل‌های مختلف، انتخاب قسمت‌های خاصی از عکس و دیگر موارد به کار می‌رود


بیت Bits


در زبان کامپیوتر، یک بیت کوچک‌ترین جزء اطلاعاتی به شمار می‌رود و ارزشی معادل "0" یا "1" دارد که با یکی از میلیون‌ها سوییچ کامپیوتر که می‌تواند "ON" یا "OFF" باشد تطبیق می‌کند.



در یک تصویر 1 بیتی می‌توان ارزش باینری 0 را برای سیاه و ارزش باینری 1 را برای سفید در نظر گرفت.



یک تصویر 2 بیتی می‌تواند 256=2^2 تون رنگی داشته باشد: "00" برای سیاه، "01" برای خاکستری، "10" برای خاکستری و "11" برای سفید.



یک تصویر 8 بیتی می‌تواند 256=8^2 تون رنگی داشته باشد که از (0) 00000000 تا (256) 11111111 متغیر باشد.



تصاویر JPEG معمولا عکس‌هایی 24 بیتی هستند. چرا که این تصاویر حداکثر 8 بیت را در هر سه کانال رنگی خود نگه می‌دارند. از این رو، 16.7 = 256×256×256 میلیون رنگ.



فرمت نقطه شناور 32 بیتی (برای کاربران حرفه‌ای)

در خطی بودن حس‌گر گفتیم که نیمه بالایی رنگ‌ها درخشان‌ترین گام‌ها را نشان می‌دهد. از این رو، یک تصویر 16 بیتی INTEGER تنها 16 تون رنگی در تاریک‌ترین گام خود در یک تصویر 12 گامی دارد، حال‌ آن‌که در درخشان‌ترین گام، 32.768 تون رنگی موجود می‌باشد. این درست عکس دید انسان است که می‌تواند حتی در تاریکی نیز جزییات سایه را نسبت به جزییات روشن تشخیص دهد. یک تصویر 16 بیتی INTEGER تون‌های بیش‌تری دارد، اما با همان محدودیتی مواجه هست که در تعداد تون‌های نقاط درخشان دیده می‌شود. تصاویر 32 بیتی FLOATING POINT به این نکته اشاره دارند. به جای به کارگیری 32 بیت برای توصیف اعداد صحیح 4.294.267.296، در یک کسر 23 بیت در نظر گرفته می‌شود، 8 بیت برای توان کسری و 1 بیت هم برای نشانه:

V = (-1)^S * 1.F * 2 ^ (E-127) ، آن گاه:

S = نشانه، 1 بیت و 2 ارزش احتمالی

F = کسر، 23 بیت و 8.388.608 ارزش احتمالی

E = توان کسری، 8 بیت و 256 ارزش احتمالی



به این ترتیب به تعداد نامحدودی تون بین سطحی از "0" و "1" می‌رسیم، که بیش از 8 میلیون تون بین سطحی از "1" و "2" ، و 128 تون بین سطحی از "65.534" و "65.535" قرار دارند که با دید انسان هماهنگ‌تر و نزدیک‌تر است تا یک تصویر 32 بیتی(*). به علت کوچک‌ بودن اعداد، فرمت نقطه‌ شناور 32 بیتی به شما امکان می‌دهد تا محدوده‌ دینامیکی نامحدودی داشته باشید. به عبارت دیگر، جزییات بیش‌تری در سایه حفظ می‌شود تا در نقاط درخشان تصویر. با یک فرمت دقیق‌تر می‌توانید محدوده دینامیکی و تونالیته به‌تری داشته باشید. این فرمت در گرافیک کامپیوتری از اهمیت بالایی برخوردار است (بازی‌ها و متحرک سازی) و برنامه Adobe Photoshop CS2 از آن پشتیبانی می‌کند.

(*) که همان تعداد تون‌ (65.536) را بین سطحی از "0" و "1"، و "65.534" و "65.535" دارا می‌باشد

فضاهای رنگی Color Spaces


رنگ‌های RGB افزودنی



سلول‌های مخروطی چشم نسبت به نورهای قرمز، سبز و آبی حساس هستند. رنگ‌های دیگری که می‌بینیم، همگی ترکیبی از این سه رنگ می‌باشند. صفحه نمایش کامپیوتر نیز این سه نور را با یک‌دیگر ترکیب می‌کند تا به این ترتیب، رنگ‌های مختلف ایجاد شود. برای مثال، در اثر ترکیب دو رنگ قرمز و سبز، رنگ زرد ایجاد می‌شود. تصویر زیر نمای واضحی را از این سه رنگ و رنگ‌های ترکیبی آنها نشان می‌دهد. اگر هر سه رنگ فوق را با یک‌دیگر ترکیب کنیم، رنگ سفید به دست می‌آید.



رنگ‌های CMYk کاهشی



یک عکس چاپ شده، نوری را که بر روی آن تابانده می‌شود مستقیما ساطع می‌کند. برای مثال، یک کاغذ زرد رنگ اجزای آبی نور سفید را جذب می‌کند و باقی آن را که اجزای نوری قرمز و سبز است منعکس می‌کند. یک چنین کاری نیز با مانیتور انجام می‌شود. چاپ‌گرها رنگ‌های آبی، قرمز و زرد را با هم ترکیب می‌کنند تا به این ترتیب، رنگ‌های دیگری را ایجاد کنند. با ترکیب این رنگ‌ها،‌ رنگ سیاه به دست می‌آید. در فضای رنگی "CMYk"، حرف k معادل سیاه است.

فضاهای رنگی LAB و Adobe RGB



به دلیل مشکلات و محدودیت‌های فنی، مانیتورها و چاپ‌گرها قادر نیستند رنگ‌هایی را تولید کنند که ما با چشمان خودمان می‌بینیم و با نام فضای رنگی LAB نیز شناخته می‌شوند. مجموعه رنگ‌هایی را که یک مانیتور متوسط قادر به تولید آن است فضای رنگی sRGB (افزودنی) نامیده می‌شود. مجموعه رنگ‌هایی را که یک چاپ‌گر قادر به تولید آن است فضای رنگی CMYk (کاهشی) نامیده می‌شود. بسته به نوع دستگاه، تعداد رنگ‌های CMYk متنوع است. از نموداری که در زیر می‌بینید کاملا مشخص است که رنگ‌هایی وجود دارند که بر روی صفتحه مانیتور دیده نمی‌شوند اما بر روی کاغذ و به صورت چاپ شده دیده می‌شوند یا بر عکس. به این ترتیب، می‌توانید چاپ‌هایی با مجموعه رنگ‌های متنوع‌تری داشته باشید. البته،‌ بیش‌تر مانیتورها، رنگ‌ها را تنها به صورت sRGB نمایش می‌دهند

LEON
20-12-2009, 16:39
فشرده سازی Compression


فشردگی بی‌ضرر


فشردگی بی‌ضرر شبیه همان کاری را می‌کند که WinZip انجام می‌دهد. برای مثال، اگر سندی را به فرمت ZIP درآورید، و بعد آن را از حالت فشردگی خارج کنید، محتویات آن تغییر نخواهد کرد. هیچ گونه اطلاعاتی حذف یا گم نمی‌شود. فقط همان مقدار زمانی که برای فشردگی صرف شد مورد نیاز است تا سند مورد نظر از حالت فشردگی خارج شود. فرمت تصویری TIFF یکی از انواع فرمت‌هایی است که می‌تواند به صورت بی‌ضرر فشرده شود.



فشرده سازی مضر


فشرده سازی مضر اطلاعات تصویر را بیرون می‌کشد. ‌به این ترتیب، از حجم تصویر کم می‌شود. این حالت به همان خلاصه سازی از اسناد مربوط می‌شود. برای مثال، شما می‌توانید 10 صفحه اسناد را به 9 صفحه یا 1 صفحه خلاصه کنید که همان مطالب اصلی و اولیه را ارائه می‌کند، اما نمی‌توانید از یک متن خلاصه شده، متن اصلی را بیرون بکشید. JPEG فرمت تصویری خاصی است که بر اساس فشرده‌ سازی مضر ایجاد می‌شود.


محدوده دینامیکی Dynamic Range


محدوده دینامیکی حس‌گر



محدوده دینامیکی حس‌گر با تقسیم کردن بزرگ‌ترین سیگنال ممکن بر کوچک‌ترین سیگنال ممکن به دست می‌آید. بزرگ‌ترین سیگنال ممکن با تمام ظرفیت یک پیکسل، نسبت مستقیم دارد. کوچک‌ترین سیگنال، همان سطح از نویز است که هیچ نوری به حس‌گر نمی‌رسد و «نویز پایه» نامیده می‌شود


به طور کلی، تنها دوربین‌هایی با محدوده دینامیکی بزرگ می‌توانند جزییات سایه و نور را به طور هم‌زمان ثبت کنند. محدوده دینامیکی را با محدوده طیف رنگی اشتباه نگیرید.

محدوده دینامیکی تصویر

عکاسی در فرمت JPEG باعث می‌شود جزییاتی که در تصاویر RAW نشان داده می‌شوند، نسبتا سایه‌دار یا بسیار درخشان بشوند. فرمت RAW محدوده دینامیکی حس‌گر را حفظ می‌کند و به شما امکان می‌دهد با بهره گیری از منحنی رنگی مناسب،‌ محدوده دینامیکی و محدوده رنگی را فشرده کنید. از این رو،‌ تمام محدوده دینامیکی تصویر بر روی صفحه نمایش یا به صورت یک عکس چاپ شده با کیفیتی مطلوب و هماهنگ با چشم انسان نشان داده می‌شود.



اندازه پیکسل و محدوده دینامیکی

حس‌گر یک دوربین دیجیتال از میلیون‌ها پیکسل تشکیل شده که حین نوردهی حس‌گر، فوتون‌های نوری را به خود جذب می‌کنند. این فرایند را به راحتی می‌توان با هزاران سطل کوچکی مقایسه کرد که کنار هم چیده شده‌اند و آب باران در آن‌ها جمع می‌شود. هر چه نوردهی بیش‌تر باشد، فوتون‌های جذب شده نیز بیش‌تر خواهد بود. بعد از اتمام نوردهی، سطح رویی هر سطل با یک ارزش تخمینی برآورد می‌شود و از حالت آنالوگ به دیجیتال تبدیل می‌گردد. برای سطل‌های خالی ارزش «0» و به سطل‌های کاملا پر ارزش «255» در نظر گرفته می‌شود و با رنگ‌های سیاه خالص و سفید خالص نشان داده می‌شوند. درست مثل همان چیزی که در یک حس‌گر انجام می‌شود. حس‌گری که در زیر نشان داده شده تنها 16 پیکسل دارد. در این‌جا می‌بینید که پیکسل‌هایی که نقاط درخشان صحنه‌ی عکاسی را ثبت کرده‌اند به سرعت پر شده‌اند.

به محض آن‌که این پیکسل‌ها پر شدند، سر ریز می‌شوند (این حالت باعث محو شدگی تصویر می‌گردد). آن چیزی که سر ریز می‌کند با رنگ قرمز نشان داده می‌شود و ارزش این سطل‌ها، همه‌گی برابر می‌شود با عدد 255. حال آن‌که که این رقم برای سطل‌های مختلف باید متفاوت باشد. به بیان دیگر، اطلاعات و جزییات تصویر از بین می‌رود. به این صورت است که نقاطی از تصویر درخشان می‌شود و به پیکسل‌هایی که کنار نقاط تاریک قرار دارند فرصت جذب فوتون‌ها داده نمی‌شود و ارزش آن‌ها هم‌چنان «0» می‌ماند.

یکی از دلایلی که دوربین‌های دیجیتال SLR محدوده دینامیکی بزرگ‌تری دارند این است که حس‌گرهای آن‌ها بزرگ‌تر است. همه چیز به یک اندازه است (ضریب پوششی، عمق «سطل» و مدت زمان نوردهی). پیکسل‌هایی که سطح نوردهی آن‌ها بیش‌تر باشد در مقایسه با پیکسل‌هایی که مدت زمان کم‌تری نوردهی شده‌اند فوتون‌های بیش‌تری را جذب می‌کنند.

این‌که دوربین‌های دیجیتال SLR محدوده دینامیکی بزرگ‌تری دارند به این خاطر است که پیکسل‌های آن‌ها بزرگ‌‌تر است. پیکسل‌های بزرگ‌‌تر فوتون‌های نوری بیش‌تری را در سایه جذب میکنند



درجه سیاه و سفیدی عکس (گاما) Gamma


هر کدام از پیکسل‌های یک دوربین دیجیتال سطح معینی از درخشانی از سیاه (0) تا سفید (1) را دارا هستند. ارزش این پیکسل‌ها ورودی کامپیوتر به شمار می‌رود. به علت وجود محدودیت‌های فنی، این ارزش‌ها در صفحه نمایش‌های CRT به صورت خروجی‌های غیر خطی ارائه می‌شوند:

خروجی= ورودی ^ گاما

درجه سیاهی و سفیدی عکس بر روی صفحه نمایش‌های CRT تنظیم نشده، برابر است با 2.5. این حالت بیان‌گر این مطلب است که پیکسل‌هایی با درخشانی 0.5 در برنامه‌هایی که با سیستم‌های رنگی هماهنگ نیستند تنها به صورت 0.18 نشان داده می‌شوند. LCDهای موجود، به ویژه LCD به کار رفته در نوت بوک‌ها منحنی خروجی نامتعارفی دارند. کالیبراسیون نرم‌افزار و/ یا سخت‌افزار بیان‌گر این مطلب است که تصویر نمایش داده شده بر روی مانیتور بر اساس نوعی منحنی از پیش نتظیم شده‌ی درجه سیاهی و سفیدی عکس استوار است که معمولا برای ویندوز برابر است با 2.2. فضاهای رنگی sRGB و Adobe RGB بر اساس گامای 2.2 تعیین می‌شوند.

صفحه نمایشی با درجه سیاهی و سفیدی 1.0 می‌تواند به صورت خطی (خروجی = ورودی) کار کند. نرم‌افزار‌هایی که قادر به مدیریت رنگ نیستند، تصاویر ایجاد شده با گامای 2.2 را به صورت «صاف» و بسیار درخشان نشان می‌دهند.

درون‌یابی Interpolation


درون‌یابی یا Interpolation (شبیه سازی: Resampling) یکی از روش‌های عکاسی است که در آن تعداد پیکسل‌های یک تصویر دیجیتال افزایش (یا کاهش) می‌یابد. این روش در بعضی از دوربین‌های دیجیتال برای این منظور به کار می‌رود تا تصویر بزرگ‌تری در مقایسه با آن‌چه حس‌گر دوربین ثبت کرده ارائه شود یا آن‌که نوعی زوم دیجیتال داشته باشیم. معمولا، تمام نرم‌‌افزارهای ویرایشی به کار رفته در دوربین‌های دیجیتال، یک یا چند روش از روش‌های متنوع Interpolation تصویری را دارا هستند. کیفیت تصویر نهایی حاصل از روش‌های درون‌یابی به سطح پیچید‌گی و پیش‌رفت الگوریتم‌های دوربین بستگی دارد.

درون‌یابی نزدیک‌ترین پیکسل‌ها (Nearest Neighbor Interpolation)



روش فوق ساده‌ترین روشی است که پیکسل‌ها را بزرگ‌‌‌ می‌کند. با این روش، رنگ پیکسل جدید همان رنگی است که نزدیک‌ترین پیکسل هم‌جوار در تصویر اولیه و اصلی دارد. برای مثال، اگر تصویری را تا 200٪ بزرگ کنید، یک پیکسل تصویر به یک فضای 4 پیکسلی (2×2) تبدیل می‌شود که هم‌رنگ پیکسل اصلی و اولیه است. بیش‌تر نرم‌افزاهای ویرایشی و مرور عکس برای زوم کردن روی تصویر دیجیتال از این روش استفاده می‌کنند تا به این ترتیب، تصویر را به شکل دقیق‌تری بررسی کنند. این روش اطلاعات رنگی تصویر را تغییر نمی‌دهد و تغییر خاصی نیز در تصویر ایجاد نخواهد شد. البته پیشنهاد می‌شود ابعاد تصویر خود را با این روش بزرگ نکنید چرا که لبه‌‌ی عکس‌ شما به شکل مشخص‌تری دندانده‌دار خواهد شد

Bilinear Interpolation

در روش Bilinear Interpolation، ارزش هر پیکسل رنگی بر اساس وزن متوسط 4 پیکسل افقی و عمودی واقع در نزدیک‌ترین فاصله پیکسل اولیه قرار دارند، تعیین می‌شود. این برآورد نوعی اثر ضد کنگره‌ای (شطرنجی شدن) بر لبه‌های عکس دارد. از این رو لبه‌های نسبتا نرم و صافی خواهید داشت که کم‌تر حالت دندانه‌ای و شطرنجی دارد

Bicubic Interpolation



Bicubic Interpolation روش بسیار پیچیده‌تری است که در مقایسه با روش Bilinear Interpolation لبه‌های صاف‌تر و نرم‌تری را ارائه می‌کند. در این‌جا پیکسل جدید بر اساس ارزش تخمینی 16 پیکسل (نزدیک‌ترین محدوده 4×4تایی) برآورد می‌شود. این روش در نرم‌افزارهای ویرایشی، چاپ‌گرها و دوربین‌های دیجیتال بسیار مرسوم و معمول است. نرم افزار Adobe Photoshop CS دو نسخه مختلف این درون‌یابی را ارائه می‌کند: Bicubic Smoother و Bicubic Sharper.

Fractal Interpolation


Fractal Interpolation روش دیگری از روش‌های درون‌یابی تصویر است که در بزرگ‌نمایی‌های فوق‌العاده بزرگ (چاپ‌های بسیار بزرگ) عمل‌کرد خوبی دارد. عکس‌هایی که با این روش بزرگ می‌شوند عکس‌هایی شارپ و تمیز خواهند بود. مشکل محوی لبه‌ها نیز کم‌تر دیده می‌شود

LEON
20-12-2009, 16:46
ماکرو Macro


در عکاسی به معنای خاص و علمی آن، «ماکرو» به قابلیت بزرگ‌نمایی 1:1 یا بیش‌تر سوژه بر روی فیلم یا حس‌گر گفته می‌شود. برای مثال، اگر از یک گل با قطر طبیعی 21/6 میلی‌متر عکاسی کنید، آن تصویر، تمام کادر یک فیلم 35 میلی‌متری را پر می‌کند (قطر 43.3 میلی‌متر)؛ گل مورد نظر با ضریب نسبی 21.6 به 43.3 یا 2:1 یا با بزرگ‌نمایی 2 برابر بزرگ می‌شود. عکاسی در حالت ماکرو، معمولا بین بزرگ‌نمایی‌های 1:1 و 50:1 (1 برابر تا 50 برابر) متغیر است، حال آن‌که عکاسی در حالت نمای بسیار نزدیک در محدوده‌ای از 1:1 تا 1:10 (1 برابر تا 10/1 برابر) متغیر است.

با آن‌چه در بالا ذکر شد، کاملا واضح است که دوربین‌های دیجیتال مجهز به حس‌گرهای کوچک‌تر از فیلم 35 میلی‌متری از حالت ماکروی به‌تری بهره می‌برند. در واقع، یک دوربین جمع و جور دیجیتال با تقویت کننده فاصله کانونی 4 برابر می‌تواند آن گل را تنها با بزرگ‌نمایی 1:2 (نمای بسیار نزدیک) به جای 2:1 (حالت ماکرو) مورد نیاز در دوربین‌های 35 میلی‌متری ثبت کند. به عبارت دیگر، عکس‌های ماکرو در حالت عکاسی نمای نزدیک (راحت‌تر) گرفته می‌شوند.

در دوربین‌های دیجیتال، حالتی به نام فوکوس ماکرو در نظر گرفته شده که سیستم اتو فوکوس را تنظیم می‌کند تا به این ترتیب، نزدیک‌ترین فوکوس بر روی سوژه صورت بگیرد.

به طور کلی، حالت ماکرو به قابلیتی گفته می‌شود که لنز دوربین به‌ترین پوشش ممکن را ارائه دهد. بنابراین، دوربینی که بتواند تمام کادر خود را با سوژه‌ای که 20 میلی‌متر پهنا دارد پر کند، در مقایسه با دوربینی که بتواند تنها یک سوژه‌ 40‌ میلی‌متری را ثبت نماید از قابلیت‌های ماکروی به‌تری برخوردار است.

دوربین‌های کولپیکس نیکون، نسل به نسل، توانستند به‌ترین عمل‌کرد ماکرو را بدون بهره‌گیری از لنزهای مجزا ارائه کند

شارپ کردن تصویر و نمایان‌تر شدن دندانه‌ها

شارپ کردن تصویر کنتراست لبه‌ها را بالا برده (باعث می‌شود خاصیت ضد دندانه‌گی تصویر کم شود) و به این ترتیب، دندانه‌ها و پله‌های تصویر بیش‌تر از پیش مشخص می‌شوند. در تصویر زیر به خوبی می‌توانید این پدیده را مشاهده کنید. به همین دلیل، دندانه‌ها و پله‌های پشت بام به خوبی دیده می‌شوند. زیرا بین پشت بام و آسمان تصویر کنتراست بالایی وجود دارد.

از رایج‌ترین فرمت‌های تصویری دوربین‌های دیجیتال می‌توان به فرمت تصویری JPEG اشاره کرد که مخفف عبارت Joint Photographic Experts Group می‌باشد. به طور کلی، این فرمت با بیش‌تر مرورگرها، ویوورها و نرم افزارهای ویرایشی تصویر سازگار است و عکس‌ها را با ضریب 20 به 10 فشرده می‌کند. این در حالی است که فایل فشرده شده جدید،‌ نسبت به فایل اصلی کم‌ترین تغییر را دارد.





خلاصه



به طور خلاصه باید گفت فرمت JPEG اطلاعات عکس را، از رنگ گرفته تا جزییات دیگر آن، از نو کنار هم می‌چیند. در این‌جا فشردگی رنگ‌ها در مقایسه با جزییات دیگر عکس بیش‌تر است زیرا چشمان ما حساسیت بیش‌تری را نسبت به جزییات نشان می‌دهد تا رنگ. به این ترتیب، فشردگی تصویر برای یک چشم غیر مصلح کم‌تر مشهود خواهد بود. دیگر آن‌که این فرمت، علاوه بر مرتب کردن تمام جزییات، اطلاعات سالم و درست را جدا می‌کند. زیرا چشم‌ ما نسبت به جزییاتِ از بین رفته و مورددار در مقایسه با جزییات خوب حساسیت بیش‌تری را نشان می‌دهد. این کار با به کارگیری چندین روش فشرده‌سازی و ریاضیاتی در کنار هم صورت می‌گیرد که در این مجموعه به آن‌ها پرداخته نشده است.




یک مثال عملی


فرمت JPEG به شما امکان می‌دهد نوعی معامله پایاپای بین اندازه فایل و کیفیت تصویر داشته باشید. فرمت JPEG تصویر را به دو مربع 8×8 پیکسلی تقسیم می‌کند که به طور جداگانه فشرده شده‌اند. این مربع‌ها در ابتدا خودشان را به شکل پیکسل‌های کوچکی بر روی لبه‌ها نشان می‌دهند. سپس، با بالا بردن میزان فشردگی تصویر، این مربع‌ها بیش‌تر خودشان را نشان می‌دهند

نکته‌های عملی




* هنگام ویرایش تصویر در دفعات مختلف، پیشنهاد می‌شود تا تصویر میانی را به صورت یک فایل غیر فشرده مانند TIFF یا در قالب یک برنامه ویرایشی (مثلا PSD برای Adobe Photosho یا PSP برای Paintshop Pro) ذخیره کنید. توجه داشته باشید اگر فایل خود را به صورت JPEG ذخیره می‌کنید، آن را ببندید، سپس باز کنید و دوباره آن را به صورت JPEG و با همان تنظیمات قبلی ذخیره کنید، اندازه و حجم فایل بیش‌تر از آن کم نخواهد شد، اما از کیفیت تصویر کاسته می‌شود.



* دوربین‌ها معمولا از تنظیمات JPEG با کیفیت‌های مختلفی بهره می‌برند، مانند عالی (FINE)، نرمال (NORMAL)، ابتدایی (BASIC) و از این دست. اگر با فرمت‌های RAW یا TIFF عکاسی می‌کنید پیشنهاد می‌شود با بالاترین تنظیمات کیفی JPEG کار کنید. توجه داشته باشید بعضی دوربین‌ها بیش‌تر از دیگر مدل‌های موجود فشرده می‌کنند، این حالت حتی در بالاترین تنظیمات کیفی JPEG نیز دیده شده است.

نویز Noise


علت: نویز حس‌گر

تمام پیکسل‌های حس‌گر دوربین یک یا تعداد بیش‌تری دیود نوری حساس به نور دارند. این دیودها نور دریافتی (فوتون) را به سیگنال الکترونیکی تبدیل می‌کنند که در تصویر نهایی،‌ به ارزش رنگی تبدیل می‌شود. اگر همان پیکسل، برای چندین بار با همان مقدار نور نوردهی شود، ارزش‌های رنگی نهایی شبیه هم نخواهند بود، و متغیرهای کوچکی ایجاد می‌شوند که «نویز» نام دارند. حتی صرف نظر از نور دریافتی، فعالیت‌های الکتریکی حس‌گر نیز سیگنال‌های کوچکی را ایجاد می‌کند. این نویز چیزی شبیه صدای هیس مانند ضبط صوت است که حتی بدون پخش موسیقی نیز شنیده می‌شود. این سیگنال ‌اضافی نویزدار است چرا که پیکسل به پیکسل (و در طول زمان) متفاوت بوده و در اثر کم و زیاد شدن دما نیز زیاد می‌شود. در نتیجه، باعث می‌شود نویز کل تصویر بیش‌تر از قبل شود. این حالت را «سطح نویزی» می‌نامند. رنگ نهایی پیکسل باید نسبت به سطح نویزی آن قدرت بیش‌تری داشته باشد تا بتوان آن را از نویز تشخیص داد.

نتیجه: نویز تصویر

مشکل نویز در سطوح نسبتا یک‌پارچه بیش‌تر دیده می‌شود (مثل آسمان آبی یا سایه‌ها). همان طور که اشاره شد، نویز با تغییرات دما زیادتر می‌شود. هم‌چنین، با حساسیت نیز رابطه مستقیم دارد. نویز رنگی دوربین‌های دیجیتال جمع و جور از این دسته است (همانند گزینه D در شکل زیر). این نویز با کاهش اندازه پیکسل،‌ زیاد می‌شود. به همین دلیل دوربین‌های دیجیتال جمع و جور در مقایسه با دوربین‌های SLR نویز بیش‌تری دارند. دوربین‌های حرفه‌ای مجهز به اجزای پیشرفته و با کیفیت و پردازش‌گرهای قدرتمند که از الگوریتم‌های رفع نویز بهره می‌برند، حتی در حساسیت‌های کم نیز تصاویری با کم‌ترین میزان نویز ارائه می‌کنند. شایان ذکر است که در رنگ‌های قرمز و آبی میزان نویز قابل مشاهده بیش‌تر


RAW


واژه‌ی RAW، خلاف دو اصطلاح JPEG و TIFF، یک عبارت اختصاری نیست. RAW یعنی خام یا «پردازش نشده». یک فایل RAW تمام اطلاعات اصلی و دست نخورده تصویر را شامل می‌شود؛ اطلاعاتی که در واقع همان اطلاعات و جزییات حس‌گر، قبل از پردازش نهایی تصویر است که با استفاده از نرم‌افزارهای مخصوص صورت می‌گیرد.
با وجود آن‌که فایل‌های TIFF تنها اطلاعات 8 بیتی را در خود نگه می‌دارند، ظرفیت ذخیره سازی آن‌ها دو برابر است. زیرا این فرمت سه طیف رنگی 8 بیتی دارد. حال آن‌که فرمت RAW، یک فایل 12 بیتی است. فرمت JPEG نیز فایل فشرده‌ای است که کیفیت آن پایین آمده است. بنابراین، می‌توان گفت فرمت RAW به‌ترین قابلیت‌ها را دارد چرا که در مقایسه با TIFF علاوه بر کیفیت خوب، رنگ‌های طبیعی و اصلی را نیز ارائه می‌کند. شایان ذکر است دوربین‌هایی هستند که فرمت تقریبا فشرده و بی ضرر RAW را نیز ارائه می‌کنند

انعطاف‌پذیری فرمت RAW

افزون بر این، هنگام کار با نرم‌افزارهای پردازشی RAW دیگر نیازی نیست با تنظیمات مختلف دوربین کار کنید. برای مثال، نیازی نیست تنظیمات مربوط به شارپنس تصویر، تراز سفیدی، سطوح و تنظیمات رنگی را تغییر دهید. این جزییات با توجه به اطلاعات RAW تعریف می‌شوند. هم‌چنین، از آن‌جایی که فرمت RAW یک فرمت 12 بیتی است، به راحتی می‌توانید جزییات مربوط به سایه و نقاط بسیار درخشان تصویر را که ممکن است در فرمت‌های 8 بیتی JPEG یا TIFF از بین بروند استخراج کنید.

معایب فرمت RAW

تنها مشکلی که ممکن است با آن مواجه شوید این است که فرمت RAW در دوربین‌های مختلفی که از سوی شرکت‌های مختلف ساخته و عرضه شده متفاوت است. این حالت حتی در مورد دوربین‌های یک شرکت خاص نیز صدق می‌کند، به همین خاطر، نرم‌افزارهای خاصی از سوی شرکت سازنده ارائه می‌شود. افزون بر این، باز کردن و پردازش فرمت‌ RAW نسبت به فایل‌‌های JPEG یا TIFF تا اندازه‌ای کندتر صورت می‌گیرد. با سریع‌تر شدن هر چه بیش‌تر عمل‌کرد دوربین‌ها و کاهش یافتن قیمت کارت‌های حافظه، این حالت دیگر نه کاربردی دارد،‌ و نه این‌که مسئله خاصی تلقی می‌شود. به راحتی می‌توانید تصاویر خود را به به‌ترین و سریع‌ترین شکل ممکن و با استفاده از نرم‌افزاهای موجود و در فرمت JPEG،‌ ویرایش و سازمان‌دهی کنید. اما پیشنهاد می‌شود تصاویر مهم یا مشکل‌دار خود را به فرمت RAW تبدیل کنید. نرم‌افزارهایی نیز ارائه شده‌اند که از فرمت RAW و دوربین‌های مختلف با مدل‌ها و برندهای مختلف پشتیبانی می‌کنند. برای مثال می‌توان به برنامه Adobe Photoshop CS اشاره کرد. البته نباید فراموش کرد که روند پردازشی این برنامه با نرم‌افزارهای ارائه شده توسط شرکت‌های سازنده متفاوت است.

LEON
20-12-2009, 16:50
فرمت TIFF


فرمت TIFF یا Tagged Image File از فرمت‌های تصویری رایجی است که تقریبا در همه‌ جای دنیا با آن کار می‌شود. این فرمت با بیش‌تر برنامه‌های ویرایشی و مرورگرهای تصویری سازگاری دارد. فرمت TIFF را می‌توان به صورت بی‌ضرر نیز فشرده کرد. برای این کار می‌توان با برنامه‌های فشرده‌سازی LZW یا Zip کار کرد یا آن‌که از برنامه‌هایی مانند WinZip بهره برد.

فایل‌های JPEG تنها از تصاویر RGB و 8 بیتی پشتیبانی می‌کنند حال آن‌که فایل‌های TIFF از تصاویر چندلایه‌ای 16 بیتی CMYK در هر دو کامپیوترهای شخصی و Macintosh پشتیبانی می‌کنند. به همین خاطر می‌توان گفت TIFF از جمله فرمت‌هایی است که برای صنعت چاپ و نشر بسیار کاربردی است و از کار با آن راضی خواهید بود. در بسیاری از دوربین‌های دیجیتال عکس‌هایی با فرمت TIFF به عکس‌های JPEG ترجیح داده شده است

محدوده رنگی Tonal Range

محدوده رنگی در یک دوربین دیجیتال به تعداد رنگ‌هایی گفته می‌شود که باید در محدوده دینامیکی توصیف شوند. به طور مفهومی، می‌توان گفت تصویری با محدوده دینامیکی بزرگ، محدوده رنگی کوچکی دارد و تصویری با محدوده دینامیکی کوچک، از محدوده رنگی بزرگی برخوردار است.
محدوده دینامیکی و محدوده رنگی حس‌گر



محدوده دینامیکی و محدوده رنگی حس‌گر به یک‌دیگر مربوط هستند. اگر محدوده دینامیکی یک حس‌گر 1000:1 باشد و ADC آن نیز حداقل 10 بیت باشد، به طور اتوماتیک محدوده رنگی بزرگی دارد. اگر حس‌گری با ADC ده بیتی بتواند تا 1.000 طیف رنگی مختلف را تشخیص دهد،‌ محدوده دینامیکی این حس‌گر برابر است با حداقل 1000:1. این به علت خطی بودن حس‌گر است.



محدوده دینامیکی و محدوده رنگی تصویر

با اعمال منحنی رنگی بر روی اطلاعات یک حس‌گر خطی، محدوده دینامیکی و محدوده رنگی تصویر بسته به نوع منحنی رنگی به کار گرفته شده، متفاوت خواهد شد. منحنی رنگی می‌تواند محدوده دینامیکی، محدوده رنگی یا هر دو را فشرده و کوچک نماید.

در عکاسی با فرمت JPEG ، منحنی رنگی نسبتا با کنتراست بالای دوربین باعث می‌شود کمی از جزییات سایه و نقاط درخشانی که در فرمت‌های RAW دیده می‌شود از بین برود. محدوده دینامیکی ثبت شده توسط حس‌گر، در تصاویر RAW هم‌چنانحفظ می‌شود و می‌توانید با استفاده از منحنی رنگی مناسب،‌ هر دو محدوده رنگی و دینامیکی را فشرده کنید. از این رو، کل محدوده دینامیکی بر روی صفحه نمایش دوربین یا قطعه عکس چاپ شده به صورتی نمایش داده می‌شود که برای چشم انسان مطلوب و خوش‌آیند است.

محدوده دینامیکی و محدوده رنگی نمایش داده شده بر روی صفحه نمایش یا قطعه عکس چاپ شده ـ فشردگی

صفحه نمایش و چاپ‌گر محدوده دینامیکی کوچکی دارند. به همین خاطر برای فشرده کردن محدوده دینامیکی اطلاعات خطی RAW، از محدوده رنگی استفاده می‌شود. از این رو، محدوده دینامیکی با صفحه نمایش یا چاپ‌گرها مطابقت می‌کند. منحنی رنگی به این خاطر به کار گرفته می‌شود که جزییات و اطلاعات حفظ می‌شود. در نتیجه،‌ تصاویر برای چشم انسان به صورت مطلوب و خوش‌آیندی نمایش داده می‌شوند

شارپ کردن درون دوربینی

دوربین‌های دیجیتال به قابلیت پردازش تصویر مجهز هستند که شارپ کردن تصویر یکی از مراحل این پردازش به شمار می‌رود تا به این ترتیب، اثرات منفی بعضی از مراحل عکاسی جبران شود. توجه داشته باشید شارپ کردن بیش از اندازه باعث می‌شود لبه‌های تصویر به شدت شارپ‌ شده، دندانه‌ها، نویز و دیگر اختلالات تصویری به شکل بارزتری خود را نشان بدهند. دوربین‌های نیمه حرفه‌ای و دوربین‌های SLR در این زمینه قابلیت‌های به‌تری را به کاربر ارائه می‌کنند.

شارپ کردن با نرم‌افزار

اگر دوربین شما به قابلیت عکاسی با فرمت RAW مجهز است، امکان شارپ کردن تصویر در خود دوربین و با استفاده از نرم‌افزار و کامپیوتر وجود ندارد. البته شما می‌توانید میزان شارپنس تصویر را تعیین کنید تا به این ترتیب، از ایجاد لبه‌هایی که در مثال‌های بالا دیدید جلوگیری شود. برای مثال، می‌خواهید تصویری مناسب وب یا دیگر اهداف نمایشی داشته باشید که جزییات خوبی هم داشته باشد. فراموش نکنید شارپ کردن تصویری که قرار است چاپ شود باید با احتیاط زیادی صورت بگیرد تا تصویر بیش از اندازه رتوش شده یا پردازش شده به نظر نرسد. اگر با فرمت JPEG عکاسی می‌کنید پیشنهاد می‌شود برای شارپ کردن از قابلیت‌های داخلی دوربین بهره ببرید. چرا که با نرم‌افزارهای معمولی به راحتی نمی‌توان به نتیجه مورد نظر رسید. یکی از دلایل این امر این است که شارپ کردن درون دوربینی قبل از فشرده سازی JPEG صورت می‌گیرد، حال آن‌که شارپ کردن با کامپیوتر بعد از فشرده سازی JPEG انجام می‌شود. به همین خاطر است که در این حالت حتی مربع‌های تصویر نیز دیده می‌شوند. اگر شارپ کردن درون دوربینی شما را راضی نمی‌کند،‌ در کنار آن می‌توانید از نرم‌افزار نیز کمک بگیرید. این آسان‌ترین راه برای از بین بردن اثرات ناشی از شارپ کردن بیش از اندازه تصویر به شمار می‌رود.

حساسیت (ISO) Sensitivity


فیلم‌های آنالوگ،‌ با حساسیت‌های مختلف برای کاربری‌های مختلف ارائه شده‌اند. هر چه حساسیت کم‌تر باشد، میزان دانه دانه شدن تصویر نیز کم‌تر خواهد شد؛ اما در عوض باید نور بیش‌تری بر روی سوژه تابانده شود. این حالت برای عکاسی در فضای باز بسیار مناسب است. اما در عکاسی با نور کم یا عکاسی‌ از سوژه‌های متحرک و پرتحرک باید میزان حساسیت را بالا برد.



دوربین‌های دیجیتال ضریب ایزوی مختلفی دارند که نسبت به نور قابل تنظیم می‌باشند. رایج‌ترین ایزوی دوربین‌های دیجیتال، ایزوی 100 است. البته، دوربین‌هایی هم هستند که ایزوی 50 را ارائه کرده‌اند. این حساسیت از 100 به 200، 400، 800 یا گاهی حتی تا 3200 در دوربین‌های حرفه‌ای SLR نیز می‌رسد. با بالا بردن حساسیت، حس‌گر نیز تقویت می‌شود، از این رو به نور کم‌تری نیاز است. متاسفانه عمل‌کرد بیش‌تر تقویت کننده‌ها طوری است که به نویزدار شدن تصویر کمک می‌کنند. به همین خاطر، این عکس‌ها نیز همانند دوربین‌های آنالوگ دانه دانه می‌شوند. البته دانه دانه شدن این عکس‌ها دلایل مختلف دیگری دارد. این حالت را می‌توان به بالا بردن صدای یک رادیو تشبیه کرد که گیرنده ضعیفی دارد. گیرنده رادیو ضعیف است. از این رو، هر چه قدر هم که صدای آن را تقویت کنید به کیفیت آن افزوده نمی‌شود. این روزها سعی می‌شود با پیشرفته کردن حس‌گرها امکان عکاسی با ایزوی بالا و کم‌تر شدن نویز را فراهم کرد. دوربین‌های دیجیتال، بر خلاف دوربین‌های آنالوگ که باید فیلم یا دوربین را عوض کنید،‌ به شما امکان می‌دهند بسته به شرایط موجود، میزان حساسیت دوربین را تغییر بدهید.

LEON
20-12-2009, 16:52
دمای رنگ



تمام منابع رنگی، سفید خالص و 100٪ نیستند اما «دمای رنگی» معینی دارند که در مقیاس سنجش دمای کلوین توضیح داده شده است. برای مثال، آفتاب نیم‌روزی به سفید نزدیک‌تر است تا زرد سحرگاهی یا حتی غروب خورشید.


تراز سفیدی



عمل‌کرد چشم ما طوری است که معمولا شرایط مختلف نوری را با دمای مختلف رنگی هماهنگ می‌کند. یک دوربین دیجیتال برای داشتن یک عمل‌کرد خوب رنگی باید نقطه‌ی پایه‌ای را که همان رنگ سفید است تشخیص دهد. سپس، بر اساس همین نقطه‌ی پایه، دیگر رنگ‌ها نیز محاسبه می‌شود. برای مثال، اگر بر روی یک دیوار سفید رنگ نور هالوژن تابانده شود، آن دیوار به رنگ زرد دیده می‌شود. اما در واقع سفید رنگ است. دوربین به خوبی تشخیص می‌دهد که رنگ دیوار باید سفید باشد، از این رو، تمام رنگ‌های دیگر را با هم هماهنگ می‌کند تا دیوار به رنگ سفید دیده شود

بیش‌تر دوربین‌های دیجیتال به مشخصه‌ی تراز سفیدی اتوماتیک مجهز هستند و به این ترتیب، دوربین به طور خودکار می‌تواند به‌ترین حالت رنگی ممکن را ارائه کند.



البته بیش‌تر دوربین‌های دیجیتال به قابلیت تنظیم تراز سفیدی به صورت دستی مجهز هستند که در چند حالت مختلف کار می‌کند. از این میان می‌توان به تراز سفیدی دستی در نور آفتاب، هوای ابری، نور فلورسانت، نئون و مانند آن اشاره کرد که بسته به دوربین متفاوت است. دوربین‌های نیمه حرفه‌ای و slr به شما امکان می‌دهند تراز سفیدی را به دلخواه خود تنظیم کنید. به این صورت که پیش از هر بار عکاسی، می‌توانید صحنه عکاسی را طوری تنظیم کنید که مثلا سفید باشد یا خاکستری خنثی. دوربین نیز بر اساس این تعریف، عکس نهایی را می‌گیرد.

LEON
20-12-2009, 16:56
قفل نوردهی AE Lock


قفل نوردهی اتوماتیک به قابلیت قفل کردن تنظیمات نوردهی (دیافراگم و سرعت شاتر) گفته می‌شود که دوربین با در نظر گرفتن مجموعه‌ای از تصاویر اعمال می‌کند. این تنظیمات زمانی کارآمد خواهد بود که بخواهید عکس‌های‌تان را به صورت یک عکس پانوراما در کنار هم بچسبانید؛ زیرا چسباندن عکس‌هایی که نوردهی مشابهی دارند کار بسیار راحتی است

دهانه دیافراگم به مقدار گشود‌گی لنز گفته می‌شود که میزان نوری را که باید بر روی فیلم یا حس‌گر تابانده شود تعیین می‌کند. میزان گشودگی با یک دریچه‌ی‌ قابل تنظیم، تنظیم می‌شود که عمل‌کردی مانند عمل‌کرد مردمک چشم دارد. دهانه دیافراگم بر نوردهی و عمق میدان تاثیر به سزایی دارد.

گشودگی‌های پیاپی دیافراگم نیز مانند سرعت‌های پیاپی شاتر از میزان نوری که داخل دوربین می‌شود کم می‌کند. برای این منظور، قطر دیافراگم با مضربی از 1.4 (ریشه‌ی دوم 2) کم می‌شود

بر اساس معیارهای نوری، میزان گشودگی دیافراگم و قطر آن به فاصله کانونی بستگی دارد. برای مثال، قطر 25 میلی‌متری یک گشودگی بر روی یک لنز 100 میلی‌متری همان تاثیری را دارد که یک گشودگی با قطر 50 میلی‌متر بر روی یک لنز 200 میلی‌متری می‌گذارد. اگر قطر گشودگی را بر فاصله کانونی تقسیم کنید، در هر دو حالت فوق به عدد 1.4می‌رسید. توجه داشته باشید که بالا بردن میزان گشودگی بسیار کاربردی‌تر است تا کار با گشودگی ثابت. به «گشودگی‌های نسبی» عدد f یا گام f گفته می‌شود. اگر دقت کرده باشید بر روی قوس لنز و بالای 4/1 عبارت 4/f یا F4 یا 1:4 نوشته شده است.

حداکثر گشودگی یا سرعت لنز (Lens Speed یاMaximum Aperture )



به «حداکثر گشودگی» لنز، «سرعت لنز» نیز گفته می‌شود. گشودگی و سرعت شاتر با نوردهی، رابطه‌ی مستقیم دارند. یک لنز با حداکثر گشودگی (مثلا f/2) لنز «سریع» نامیده می‌شود چرا که دیاف بازتر به شما امکان می‌دهد با سرعت شاتر بالا (سریع) کار کنید و هم‌چنان نوردهی خوبی داشته باشید. این لنزها برای عکاسی از سوژه‌های متحرک در نور کم بسیار کاربردی هستند.


لنز زوم نیز حداکثر گشودگی را در هر دو حالت حداکثر لنز باز و حداکثر تله تعریف می‌کند؛ مثلا در 28-100mm f/3.5-5.6. این بدان معناست که حداکثر گشودگی در محدوده زوم برابر است با f/2.8. این نوع لنز زوم‌ها گران و در عین حال، سنگین هستند.

براکتینگ اتوماتیک Auto Bracketing


براکتینگ (نوردهی کم و بیش) تکنیکی است که به کمک آن می‌توانید از یک تصویر، مجموعه عکس‌هایی با نوردهی‌‌های متفاوت داشته باشید. واژه‌ی "Auto" در این‌جا به معنای عکس‌برداری پیاپی دوربین به صورت 2، 3 یا 5 فریم و با تنظیمات نوردهی 0.3 و 2.0 می‌باشد که به صورت اتوماتیک انجام می‌شود. زمانی که از کیفیت عکس‌های خود مطمئن نیستید یا آن‌که محدوده دینامیکی صحنه‌ی عکاسی شما بیش‌تر از آن چیزی است که دوربین می‌تواند ثبت کند به‌تر است با نوردهی کم و بیش کار کنید. در یک دوربین دیجیتال، این قابلیت برای ترکیب عکس‌های کم‌نور و پرنور فوق‌العاده کارآمد است. به این ترتیب، تصویری ایجاد می‌شود كه از نظر محدوده ديناميكي با صحنه مطابقت دارد.

هنگام اعمال تنظیمات کم و بیش می‌توانید تعداد فریم‌ها (معمولا 2، 3 یا 5 فریم)، تنظیمات نوردهی و ترتیب گرفتن عکس‌ها (مثلا +،0،- یا +،-،0 یا غیره) را تعیین کنید. شایان ذکر است ارزش‌های ارائه شده همان ارزش‌های مشخصه جبران نوردهی هستند.

اولویت دیافراگم Aperature Priority


به کمک «اولویت دیافراگم» می‌توانید به‌ترین گشودگی‌ ممکن را در محدوده‌ای که دارید انتخاب کنید. به این ترتیب، دوربین شما به‌ترین سرعت شاتر ممکن را انتخاب می‌کند تا نوردهی خوبی داشته باشید. این حالت برای کنترل عمق میدان یا داشتن افکت‌های خاص عکاسی اهمیت زیادی دارد. توجه داشته باشید از آن جایی که ضریب فاصله کانونی در دوربین‌های دیجیتال جمع و جور بالاست، کم‌تر می‌توانید عمق میدان خوبی را در این دوربین‌ها داشته باشید؛ این حالت حتی در بیش‌ترین گشودگی‌ها نیز صدق می‌کند.

LEON
20-12-2009, 17:02
جبران فلاش Flash Output Compensation


مشخصه‌ی جبران فلاش نیز همانند مشخصه‌ جبران نوردهی کار می‌کند. به این صورت که می‌توانید برای نور فلاش نیز تنظیمات خاصی را به صورت پیش فرض تعیین کنید. بعضی از دوربین‌های دیجیتال این امکان را می‌دهند تا با استفاده از محدوده EV این میزان نور را تنظیم کنید. دوربین‌های دیگری هم هستند که تنها به تنظیمات بسیار ساده «زیاد، نرمال و کم» مجهز می‌باشند. این مشخصه برای جبران نوردهی بسیار زیاد یا بسیار کم فلاش، زمانی که سیستم فاصله‌سنجی فلاش عمل‌کرد خوبی را از خود نشان نمی‌دهد بسیار کارآمد می‌باشد


تنظیمات دستی Manual


شما می‌توانید در حالت تنظیمات «تمام دستی» یا "Full Manual" علاوه بر میزان گشودگی دیافراگم، سرعت شاتر را نیز تنظیم کنید. به این ترتیب، کنترل بیش‌تری بر نوردهی تصویر خواهید داشت. هم‌چنین، در عکاسی پیاپی یا زمانی‌ که در شرایط خاص عکاسی می‌کنید،‌ مثلا در نور مستقیم آفتاب، عکس‌های‌تان از نوردهی یک‌سان و مناسبی برخوردار خواهند شد. دوربین‌های دیجیتال نیمه‌حرفه‌ای و دوربین‌های SLR به مشخصه‌ نوردهی تمام دستی مجهز هستند.

در حالت نوردهی تمام دستی، گزارشی تصویری از نوردهی شبیه‌سازی‌شده نمایش داده می‌شود. این گزارش نشان می‌دهد که تصویر مورد نظر در مقایسه با ارزش نوردهی محاسبه شده توسط سیستم فاصله‌یابی دوربین، تا چه اندازه زیاد یا کم نوردهی شده است. دوربین‌های دیجیتال نیمه حرفه‌ای مجهز به حالت پیش‌ نمایش LCD اثرات ناشی از نوردهی سوژه را به صورت پیش‌نمایش زنده شبیه‌سازی می‌کنند.
سرعت شاتر Shutterspeed


سرعت شاتر مدت‌ زمان نور دیدن حس‌گر یا فیلم را تعیین می‌کند. بین لنز و فیلم یک شاتر مکانیکی وجود دارد که برای مدت معینی باز و بسته می‌شود. برای مثال، حس‌گر دوربین در سرعت شاتر 125/1 ثانیه برای مدتی برابر با 125/1 نوردهی می‌شود. شاترهای الکترونیکی نیز به همین صورت کار می‌کنند. بعضی از دوربین‌های دیجیتال به هر دو شاتر مکانیکی و الکترونیکی مجهز هستند.

سرعت شاتر در کسری از ثانیه بیان می‌شود،‌ مثلا 2/1. از این رو، سرعت شاترهای بالا، با نصف کردن مدت زمان نوردهی در واقع میزان نوردهی را نصف می‌کنند: 2/1 ثانیه، 4/1 ثانیه، 8/1 ثانیه، 15/1 ثانیه، 30/1 ثانیه، 60/1 ثانیه، 125/1 ثانیه، 250/1 ثانیه، 500/1 ثانیه، 1000/1 ثانیه، 2000/1 ثانیه، 4000/1 ثانیه، 8000/1 ثانیه و... سرعت‌های شاتر با نوردهی طولانی مدت نیز به ثانیه بیان می‌شوند، مانند: 8 ثانیه،‌ 4 ثانیه، 2 ثانیه،‌ 1 ثانیه.

به‌ترین سرعت شاتر به شرایط عکاسی بستگی دارد. پیشنهاد می‌شود با سرعت شاتر بالای 1 کار شود تا به این ترتیب، از میزان محو شدگی ناشی از لرزش دوربین جلوگیری شود. توجه داشته باشید اگر می‌خواهید با سرعتی کم‌تر از آن عکاسی کنید ضروری است از یک سه پایه استفاده شود تا دوربین ثابت بماند. اگر می‌خواهید از صحنه‌های پر تحرک عکاسی کنید،‌ مثلا صحنه‌های ورزشی، باید با سرعت شاتری برابر با 125/1 یا بالاتر کار کنید. اما تمام صحنه‌های پرتحرک به سرعت شاتر بالا نیاز ندارند. برای مثال، برای داشتن یک اتومبیل در حال حرکت در وسط منظره یاب،‌ به‌تر است دوربین خود را هم‌گام با جهت حرکت اتومبیل حرکت دهید و به این ترتیب، با سرعت شاتر کم‌تری کار کنید

دوربین‌های نیمه‌حرفه‌ای و تمام حرفه‌ای به مود نوردهی با اولویت شاتر مجهز هستند که به شما امکان می‌دهد با سرعت‌های متفاوت شاتر کار کنید و در عین حال، نوردهی را ثابت نگه‌ دارید.

ثبت از راه دور Remote Capture


نرم‌افزار ثبت از راه دور به کاربر امکان می‌دهد با استفاده از یک کامپیوتر، دوربین دیجیتال متصل به آن را فعال کند. این قابلیت دو مزیت دارد: اول آن‌که تصاویر مستقیما بر روی هارد کامپیوتر ذخیره می‌شوند؛ دیگر آن‌که به راحتی می‌توانید بلافاصله بعد از ثبت تصویر، پیش‌نمایش آن را بر روی صفحه نمایش کامپیوتر مشاهده کنید و دیگر به LCD دوربین نیازی نیست.

اولویت شاتر Shutter Priority


در حالت عکاسی با «اولویت شاتر» می‌توانید سرعت‌های مختلف شاتر را انتخاب کنید و تنظیمات دوربین را طوری به کار بگیرید که برای داشتن یک نوردهی مناسب به‌ترین گشودگی دیافراگم را داشته باشید. اولویت سرعت شاتر معمولا برای ایجاد افکت‌های خاصی مانند آب‌های محو و تصاویر آب‌رنگی یا ثابت نگه‌داشتن حرکت‌ها در صحنه‌های خاص به کار گرفته می‌شود.




عکاسی با فواصل زمانی معین Time Lapse


دوربین‌های مجهز به مشخصه‌ عکاسی با فواصل زمانی معین را می‌توان طوری تنظیم کرد که به طور اتوماتیک و در مدت زمان معینی، چند فریم داشته باشند یا آن‌که با فاصله زمانی معینی بین هر فریم، عکاسی کنند. برای مثال، می‌توانید دوربین خود را بر روی یک سه پایه محکم و مود عکاسی با فواصل زمانی معین را فعال کنید تا به این ترتیب، مثلا از باز شدن یک گل یا لانه‌سازی یک پرنده کوچک و در فریم‌های متوالی عکاسی شود. بعضی از دوربین‌ها از ابتدا به این این قابلیت مجهز می‌باشند. اما دوربین‌هایی هم هستند که با برنامه‌ Remote Capture کار می‌کنند. برای کار با این برنامه و تنظیم مشخصه فوق، ضروری است دوربین خود را به یک کامپیوتر متصل کنید.

LEON
20-12-2009, 20:16
اعوجاج بشکه‌ای Barrel Distortion


اعوجاج بشکه‌ای یکی از اثرات نامطلوب لنز است که باعث می‌شود تصویر شما کروی یا محدب به نظر برسد. این مشکل بیش‌تر هنگام کار با لنزهای واید به ویژه در حداکثر زاویه واید لنز دیده می‌شود. به کارگیری مبدل لنز این مشکل را بیش‌تر می‌کند. اعوجاج بشکه‌ای یا محدب معمولا در عکس‌هایی با خطوط مستقیم دیده می‌شود، به ویژه خطوطی که در نزدیکی لبه‌ی کادر عکس قرار دارند.

نسبت ابعاد Aspect Ratio


نسبت تقسیم ارتفاع بر عرض تصویر یا «نسبت ابعاد» به صورت دو عدد صحیح بیان می‌شود. مانند 1.5 = عرض/ طول که برابر است با 3:2 = طول : عرض.

لرزش‌گیر Anti-shake


یکی دیگر از کارکردهای سيستم لرزش‌گیر یک دوربین دیجیتال این است که CCD را به حرکت درمی‌آورد. به این ترتیب، اثرات ناشی از تکان‌های دوربین جبران می‌شود. حس‌گر دوربین بر روی قطعه‌ی کوچکی قرار گرفته که در جهت مخالف حرکت دوربین حرکت می‌کند. جهت حرکت دوربین توسط سنجه‌های حرکتی آن تشخیص داده می‌شود. علاوه بر این، سیستم لرزش‌گیر دوربین‌های دیجیتال سه گام دیگر را نیز ارائه کرده است. مثلا ممکن است برای عکاسی از سوژه‌ی خاصی بخواهید با سرعت شاتر 1000/1 ثانیه کار کنید. شما باید قادر باشید تنها در 125/1 ثانیه (8 برابر کندتر) و با لرزش‌گیر فعال کار کنید. این قابلیت، هنگام عکاسی از سوژه‌های متحرک و در نور کم، یا زمانی که می‌خواهید با فواصل کانونی طولانی کار کنید بسیار کارآمد است.

اعوجاج رنگی Chromatic Aberation


اعوجاج رنگی در لنز‌های تکی

اعوجاج رنگی یا «حاشیه‌های رنگی» به علت عدم فوکوس مناسب لنز دوربین بر روی طول موج‌های مختلف نور و دقیقا در همان فاصله کانونی (فاصله کانونی طول موج‌های مختلف فرق می‌کند) بروز می‌کند. این مشکل به علت بزرگ‌نمایی طول موج‌ها به صورت متفاوت‌تری نیز ایجاد می‌شود. این اعوجاج‌های رنگی به ترتیب «اعوجاج رنگی طولی» و «اعوجاج رنگی عرضی» نامیده می‌شوند که به طور هم‌زمان اتفاق می‌افتند. میزان و شدت اعوجاج رنگی به پراکندگی نوری عدسی بستگی دارد.

دوتایی شدن‌های ضد تحریفی / غیر رنگی

سیستم‌های خاص لنزی (دوتایی شدن‌های ضد تحریفی/ غیر رنگی) که با دو یا تعداد بیش‌تری عدسی و ضریب انکسار متفاوتی کار می‌کنند می‌توانند این مشکل را کم کنند. هر چند، این سیستم‌های لنزی سیستم‌های چندان کاملی نیستند و هم‌چنان کمی اعوجاج رنگی دیده می‌شود.



«حاشیه‌های بنفش» و میکرولنزها

اگرچه اعوجاج‌های رنگی که در بالا ذکر شدند در بعضی شرایط به رنگ بنفش نیز دیده می‌شوند، اما «حاشیه‌های بنفش» پدیده‌ای است که در دوربین‌های دیجیتال دیده می‌شود و از اثرات میکرولنزهاست. به زبان ساده‌تر می‌توان گفت حاشیه‌های بنفش نوعی اعوجاج رنگی در سطح میکرولنزها می‌باشد. به همین خاطر است که حاشیه‌های بنفش بر خلاف اعوجاج رنگی در همه‌ جای کادر تصویر دیده می‌شود. معمولا لبه‌های قسمت‌هایی که کنتراست بیش‌تری دارند بیش‌تر با این مشکل مواجه هستند، به ویژه اگر نور از پشت تابانده شده باشد. محوشدگی تصویر به هر چه بیشتر شدن حاشیه‌های بنفش کمک زیادی می‌کند

دایره اختلال Circle of Confusion


عمق میدان به فاصله‌ای گفته می‌شود که سوژه‌ها در آن شارپ هستند. اگر چه این شارپنس، بیش‌تر حالت نظری و ذهنی دارد، اما در چاپ‌های 10×8 اینچی از فاصله‌ی یک پایی قابل تشخیص است. مثلا، مادامی می‌توانید یک قطعه عکس 10×8 اینچی را یک عکس شارپ تلقی کنید که قادر باشید در هر میلی‌متر آن 4 خط را تشخیص دهید؛ به بیان دیگر، حدود 100 نقطه در هر اینچ (DPI). دیگر نقاط این تصویر شارپ‌تر از بقیه قسمت‌های آن هستند. به بیان دیگر، mm0.25 یا (micron) µ 250 آخرین نقطه‌ای است که دیگر شارپ نیست و حداکثر دایره اختلال نامیده می‌شود. یک قطعه عکس 10×8 اینچی ابعادی برابر با 254×203 میلی‌متر دارد و قطر آن نیز برابر است با 325 میلی‌متر، حال آن‌که یک فیلم 35 میلی‌متری ابعادی برابر با 24×36 میلی‌متر دارد و قطر آن نیز برابر است با 43.27 میلی‌متر یا 7.5 برابر کوچک‌تر. از آن جایی که فیلم 35 میلی‌متری باید 7.5 برابر بزرگ‌تر شود تا بتوانید آن را در قطع 10×8 اینچی چاپ کنید، قطر حداکثر دایره اختلال باید 7.5 برابر کوچک‌تر باشد یا mm 0.033= 7.5/0.25. اگر با فرمتی بزرگ‌تر از 10×8 اینچی کار می‌کنید، CoC آن در حد 0.25 میلی‌متر باقی می‌ماند،‌ چرا که نیازی نیست اطلاعات روی نگاتیو را برای چاپ عکسی در اندازه 10×8 اینچی بزرگ‌تر کرد

LEON
20-12-2009, 20:20
مبدل‌ها Converters


در دوربین‌های نیمه حرفه‌ای می‌توانید محدوده‌ی زوم را با استفاده از مبدل‌های مختلف بزرگ‌تر کنید. این مبدل‌ها در واقع لنز‌های قابل نصبی هستند که زاویه تصویر را بزرگ‌تر یا تنگ‌تر می‌کنند. برای مثال، به کارگیری یک مبدل 0.8 برابر با زاویه واید بر روی یک لنز 35 میلی‌متری، یک عکس 28 میلی‌متری را ارائه می‌کند. مبدل 2.0 برابر تله فوتوی یک لنز 100 میلی‌متری نیز عکسی با لنز 200 میلی‌متری را ارائه می‌کند. معمولا نمی‌توان این مبدل‌ها را همه جای محدوده لنز زوم و گاهی هم در حداکثر محدوده زوم به کار برد، چرا که از کیفیت عکس کم می‌شود. فلاش داخلی نیز ممکن است عمل‌کرد خوبی را از خود نشان ندهد، به همین خاطر، عکس سایه‌دار می‌شود. گاهی هم مبدل جلوی حس‌گر فلاش را می‌گیرد.

عمق میدان (Depth of field (DOF)) به جلو و پشت نقطه‌ی فوکوس اصلی گفته می‌شود که در فوکوس بسیار شارپ دیده می‌شود. عمق میدان تحت تاثیر گشودگی دیافراگم، فاصله سوژه، فاصله کانونی و فرمت فیلم یا حس‌گر قرار دارد.

گشودگی بیش‌تر (با عدد f کوچک‌تر، مثلا f/2) عمق میدان کوچک‌تری دارد. به همین خاطر، هر چیزی که در پشت یا جلوی نقطه فوکوس اصلی قرار داشته باشد محوتر خواهد بود. گشودگی کم‌تر (با عدد f بزرگ‌تر، مثلا f/11) عمق میدان بزرگ‌تری دارد. در این حالت نیز اشیایی که در پشت یا جلوی نقطه فوکوس اصلی قرار دارند بسیار شارپ‌تر دیده می‌شوند.


با نزدیک‌تر شدن به سوژه‌ (کم‌کردن فاصله از سوژه)، عمق میدان نیز کم‌تر خواهد شد. حال‌ آن‌که هر چه از سوژه دورتر شوید، عمق میدان نیز بیش‌تر خواهد شد.

لنز‌هایی با فاصله کانونی کوتاه‌تر تصاویری با عمق میدان بیش‌تر ارائه می‌کنند. یک لنز 28 میلی‌متری با گشودگی ‌f/5.6 تصاویری با عمق میدان بیش‌تری نسبت به لنز 70 میلی‌متری با همان گشودگی خواهد داشت.

ماشین حساب عمق میدان

محاسبه‌ی عمق میدان به شما امکان می‌دهد درک به‌تری از فاکتورها و معیارهایی که در عمق میدان تاثیر بسزایی دارند داشته باشید. در دوربین‌های دیجیتال، به کارگیری یک فاصله‌ی کانونی واقعی و کار نکردن با فاصله‌ی کانونی 35 میلی‌متری تعیین شده با تقویت کننده فاصله کانونی اهمیت بسیار زیادی دارد.
http://www.digikala.com/Reviews/DigitalCameras/Digital-Photography/Depth%20of%20Field.asp


فاصله کانونی Focal Length


فاصله کانونی به فاصله‌ی بین مرکز اپتیکال لنز و نقطه کانون که در حالت فوکوس، روی مرکز حس‌گر یا فیلم قرار می‌گیرد گفته می‌شود. واحد اندازه‌گیری فاصله کانونی میلی‌متر است. لنز دوربین بخشی از صحنه عکاسی را بر روی فیلم یا حس‌گر منعکس می‌کند. میدان دید (FOV) نیز با زاویه دید لنز نسبت به صحنه تعیین می‌شود و به هر دو صورت افقی و عمودی قابل اندازه‌گیری است. حس‌گرهای بزرگ‌تر، میدان دید بزرگ‌تری دارند و می‌توانند صحنه‌ی بیش‌تری را در خود ثبت کنند.

در عکاسی با فیلم‌های 35 میلی‌متری، لنزهایی که فاصله‌ی کانونی آن‌ها 50 میلی‌متر است لنز «نرمال» نامیده می‌شوند. این لنز‌ها بدون هر گونه بزرگ‌نمایی یا کوچک‌نمایی کار می‌کنند و تصاویر آن‌ها آن قدر با کیفیت است که انگار با چشم غیر مصلح به آن‌ها نگاه می‌کنید (با همان زاویه دید 46 درجه).

لنزهای زاویه واید (با فاصله کانونی کوتاه) می‌توانند محدوده بیش‌تری را ثبت کنند چرا که زاویه آن‌ها بازتر است، حال‌ آن‌که لنزهای تله این طور نیستند (فاصله‌ی کانونی آن‌ها طولانی است) و زاویه دید محدود و تنگی دارند

یک تغییر کوچک در فاصله‌ی کانونی می‌تواند شما را به سوژه نزدیک‌تر یا آن‌که از آن دورتر کند. این تغییر، بر روی پرسپکتیو تصویر تاثیری غیر مستقیم دارد. به طوری که در عکس‌های بعضی از دوربین‌های دیجیتال در حداکثر زاویه واید می‌توان کمی اعوجاج بشکه‌ای و در حداکثر زاویه تله کمی اعوجاج بالشتکی را مشاهده کرد.

فاصله کانونی برابر با فیلم‌های 35 میلی‌متری

فاصله کانونی دوربین‌های دیجیتالی که حس‌گر آن‌ها از تمام سطح فیلم‌های 35 میلی‌متری کوچک‌تر است را می‌توان به معادل آن در این فیلم‌ها تبدیل کرد. برای این کار باید از تقویت‌کننده فاصله کانونی بهره گرفت.

زوم اپتیکال (زوم چند برابر) و زوم دیجیتال

زوم اپتیکال = حداقل فاصله کانونی / حداکثر فاصله کانونی

برای مثال، زوم اپتیکال یک لنز زوم 280- 28 میلی‌متری برابر است با 28/280 میلی‌متر یا 10 برابر. این بدان معناست که اندازه‌ی سوژه‌ای که بر روی فیلم یا حس‌گر منعکس شده است در حداکثر حالت تله (280 میلی‌متری) حدود 10 برابر بزرگ‌تر از حداکثر زاویه واید (28میلی‌متری) می‌باشد. دقت داشته باشید زوم اپتیکال را با زوم دیجیتال اشتباه نگیرید.

LEON
20-12-2009, 20:25
تقویت‌کننده فاصله کانونی Focal Length Multiplier


بسیاری از دوربین‌های دیجیتال SLR به حس‌گرهایی مجهز هستند که اندازه‌ای کوچک‌تر از قسمت حساس یک فیلم 35 میلی‌متری دارند. به همین خاطر،‌ طبیعی است که قطر این حس‌گرها 1.5 برابر کوچک‌تر از قطر فیلم‌های 35 میلی‌متری باشد.

بنابراین، حس‌گری که از یک فیلم 35 میلی‌متری کوچک‌تر است تنها قسمت مرکزی اطلاعات منعکس شده توسط لنز را ثبت می‌کند. به این ترتیب، بخشی از میدان دید نمایش داده نمی‌شود. لنز یک دوربین 35 میلی‌متری باید فاصله کانونی طولانی‌تری داشته باشد تا به این ترتیب، همان میدان دید ثبت شود. در این بخش، اصطلاح FLM برای عبارت تقویت کننده فاصله کانونی (Focal Length Multiplier) به کار برده می‌شود. FLM برابر است با قطر یک فیلم 35 میلی‌متری (43.3 میلی‌متر) تقسیم بر قطر حس‌گر.

بنابراین، لنز 200 میلی‌متری یک دوربین SLR دیجیتال مجهز به FLM با قدرت 1.5 برابر همان میدان دیدی را دارد که لنز 300 میلی‌متری یک دوربین 35 میلی‌متری. هم‌چنین،‌ از آن‌جایی که میدان دید دوربین‌های 35 میلی‌متری از فاصله کانونی کوتاه‌تری حاصل می‌شود، عمق میدان آن‌ها بزرگ‌تر است. این حالت برای لنز تله یک مزیت است اما برای لنز واید یک ایراد به شمار می‌رود. برای مثال، لنز 19 میلی‌متری دوربین‌های دیجیتال SLR با تقویت‌کننده فاصله کانونی 1.5 برابر تنها قادر است میدان دید یک لنز 28 میلی‌متری دوربین‌های 35 میلی‌متری را ارائه کند.



لنز دیجیتال دوربین‌های SLR



بیش‌تر دوربین‌های دیجیتال SLRبا لنزهای 35 میلی‌متری قدیمی کار می‌کنند. این لنزها طوری طراحی شده‌اند تا حلقه تصویری آن‌ها تمام فیلم‌ 35 میلی‌متری را بپوشاند. لنزهای دیجیتال (مانند لنزهای Short Back Focus کانن، DX نیکون، 4/3" System نیکون) در مقایسه با لنزهای قدیمی سبک‌تر هستند چرا که حلقه تصویری آن‌ها تنها حس‌گر را می‌پوشاند.



دوربین‌های دیجیتال جمع و جور



دوربین‌های دیجیتال جمع و جور به لنزهایی با فاصله کانونی کوتاه مجهز هستند تا به این ترتیب، بتوانند بر روی سطح کوچک حس‌گرهای خود، میدان دیدی برابر با فیلم‌های 35 میلی‌متری ایجاد کنند. یک لنز 7 میلی‌متری یک چنین دوربینی همان میدان دیدی را ارائه می‌کند که یک لنز 4×7 یا 28 میلی‌متری دوربین 35 میلی‌متری ارائه می‌کند. این لنزها نیز درست مانند لنزهای دیجیتال دوربین‌های دیجیتال SLR کار می‌کنند و حلقه‌های تصویری آن‌ها، حس‌گرهای کوچک‌تر را می‌پوشاند. به این ترتیب، امکان ساخت و تولید لنزهایی بسیار کوچک‌تر و البته،‌ ارزان‌تر فراهم می‌آید. با کوچک بودن فاصله کانونی، عمق میدان این لنزها از دوربین‌های دیجیتال SLR یا دوربین‌های 35 میلی‌متری با میدان دید برابر، بسیار بزرگ‌تر می‌شد

لرزش‌گیر تصویر Image Stabilization


لنز دوربین‌های دو چشمی و لنز زوم یا لنزهای تله فتوی دوربین‌های دیجیتال SLR به قابلیت کارآمدی به نام «لرزش‌گیر» تصویر مجهز هستند. این قابلیت در دوربین‌های فیلم‌برداری دیجیتال مجهز به زوم‌های بالا نیز دیده می‌شود. دوربین‌های دیجیتال با لنزهای زوم بالا نیز به لرزش‌گیر یا قابلیت‌های مشابه دیگری مانند قابلیت «ضد لرزش» مجهز هستند.

لرزش‌گیر تصویر با به کارگیری قطعه اپتیکال «شناور» که معمولا به ژیروسکوپ چرخان متصل است و لرزش‌های متناوب ناشی از تکان‌های دست و دوربین را جبران می‌کند، به ثابت نگه‌داشتن تصویر منعکس شده بر روی دوربین کمک زیادی می‌کند. لنزهای EF SLR کانن مجهز به لرزش‌گیر تصویر، در ادامه‌ی اسم خود دارای پسوند IS هستند. نیکون نیز از پسوند VR (سیستم «کاهش لرزه» یا "Vibration Reduction") بر روی لنزهای نیکور خود استفاده می‌کند.

معمولا، لرزش‌گیر تصویر طوری عمل‌ می‌کند تا عکس‌هایی که به صورت دستی گرفته می‌شوند دو گام کندتر از عکس‌هایی ثبت شوند که با لرزش‌گیر غیر فعال گرفته می‌شوند. برای مثال، اگر می‌خواهید از صحنه‌ خاصی عکس بگیرید و برای این کار به سرعت شاتری برابر با 500/1 ثانیه نیاز دارید، باید قادر باشید تنها با سرعت 125/1 (4 برابر کندتر) و با لرزش‌گیر فعال کار کنید. این حالت زمانی که از سوژه‌های متحرک در شرایط کم نور عکاسی می‌کنید بسیار کارآمد است.

نکته: لرزش‌گیر اپتیکال با لرزش‌گیر دیجیتال دوربین‌های فیلم‌برداری دیجیتال متفاوت است. همواره به این نکته توجه داشته باشید که لرزش‌گیر دیجیتال تنها برای فیلم‌برداری دیجیتال موثر عمل‌کند.

LEON
20-12-2009, 20:28
فاصله سوژه Subject Distance


فاصله سوژه برابر است با فاصله‌ بین دوربین (لنز) و سوژه اصلی. توجه داشته باشید با تغییر دادن فاصله سوژه، پرسپکتیو نیز تغییر خواهد کرد. تغییر دادن فاصله سوژه و ثابت نگه‌داشتن گشودگی دیافراگم باعث می‌شود عمق میدان نیز تغییر کند

اعوجاج بالشتکی Pincushion Distortion


اعوجاج بالشتکی یکی از اثرات نامطلوب عمل‌کرد لنز است که باعث می‌شود تصویر در مرکز خود دچار نوعی اختلال شود. این اعوجاج در حداکثر حالت لنز تله ایجاد می‌شود. توجه داشته باشید به کار‌گیری مبدل در این حالت، مشکل اعوجاج را تشدید می‌کند. اعوجاج بالشتکی در تصاویری با خطوط مستقیم به ویژه خطوطی که به لبه‌ی کادر عکس نزدیک‌تر هستند بیش‌تر به چشم می‌آید.

البته اعوجاج بالشتکی مشکل خاصی نیست که نتوانید آن را برطرف کنید. این مشکل معمولا با استفاده از نرم‌افزارهای خاصی مثل Adobe Photoshop CS2 به راحتی برطرف می‌شود.


زاویه تصویر Picture Angle


میدان دید در واقع زاویه دید لنز نسبت به صحنه‌ عکاسی است که به صورت افقی یا عمودی قابل اندازه‌گیری می‌باشد. از آن‌جایی‌که نسبت طول به عرض فرمت‌ها با هم متفاوت است، زاویه دید محاسبه شده به صورت قطری ملاک قرار می‌گیرد. فاصله کانونی کوتاه‌تر (مانند 28 میلی‌متر زاویه باز) زاویه تصویری بازتری را ارائه می‌کند؛ حال آن‌که فاصله کانونی طولانی‌تر (مانند 200 میلی‌متر تله) زاویه تصویری کوچک‌تری دارد. در عکاسی به صورت 35 میلی‌متری، یک لنز 50 میلی‌متری یک لنز نرمال است. زیرا زاویه تصویری آن نیز تقریبا با چشم انسان هماهنگ است (حدود 46 درجه).

حاشیه‌ها و گوشه‌های تیره Vignetting


گاهی به کارگیری لنزهای زوم، به ویژه لنزهای بی‌کیفیت، باعث می‌شود حاشیه‌ها و گوشه‌های عکس‌های شما تیره شود. لبه‌های لنز اثر نامطلوبی بر تصویر می‌گذارد. به این صورت که گوشه‌های تصویر تیره و سیاه می‌شود. استفاده از مبدل‌ها نیز مزید بر علت است

M.O.S.T.A.F.A
14-07-2012, 21:11
سلام دوستان گفتم این تاپیک از راکدی در بیاد منم چند اصطلاح رو با اینکه شاید بدونید و شاید هم تو این تاپیک بود رو دوباره میگم

در این آموزش ، با اصطلاحات دیافراگم ، ISO و سرعت شاتر آشنا خواهید شد که یکی از اصلی ترین پایه های عکاسی هستند
میخواهم در این آموزش یاد بگیرید که از تنظیمات دستی هم به درستی استفاده کنید
یکی از بهترین راه های متوجه شدن اجزای دوربین ، مقایسه کردن آن با چشم انسان است
برای شروع دیافراگم یا Aperture رو توضیح میدهیم
دیافراگم نشان می دهد که شکافی که در پشت لنز قرار دارد به چه میزان باز می شود و چه میزان نور از آن عبور میکند مثل عنبیه در چشم (عنبیه به شکل روزنه‌ای است که نور از آن‏ داخل چشم می‌گردد و این دریچه مقدار نور را تنظیم‏ می‌کند)
دیافراگم با واحدی به نام f/stops ارزیابی می شود که شامل یک حرف اینگلیسی F کوچک در کنار یک عدد است و هر چه این عدد کوچکتر باشد نشان می دهد که نور بیشتری وارد دوربین می شود.
برای مثال f/2.5 میزان نور بیشتری نسبت به f/22 دریافت می کند.



http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=755743&stc=1&d=1342289388


علاوه بر نور دهی ، دیافراگم ، میزان عمق میدان دوربین رو نیز مشخص می کند که بعداً در مورد عمق میدان توضیح می دهیم

M.O.S.T.A.F.A
14-07-2012, 21:45
ISO : آی اس او که بیشتر به ایزو معروف هستش میزان حساسیت دوربین به نور را نشان می دهد.
در دوربین های دیجیتال شما می توانید به راحتی حساسیت دوربین به نور را با تغییر میزان ISO تغییر دهید.
ISO در دوربین حکم شبکیه در چشم را دارد که همهان قسمتی است که عکس را دریافت میکند (شبکیه داخلی‌ترین لایهٔ چشم (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D8%B4%D9%85) است و شامل سلول‌های گیرندهٔ نور (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D9%88%D9%84%E2%80%8C% D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF%D 9%87_%D9%86%D9%88%D8%B1&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) و نورون‌ها (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D9%86) می‌باشد. این لایهٔ بسیار نازک (قطری حدود ۰٫۵ میلی‌متر) ۷۵٪ مساحت کرهٔ چشم را می‌پوشاند.
شبکیه لایهٔ حساس به نور (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%88%D8%B1) را تشکیل می‌دهد و با تبدیل جریان الکترومغناطیسی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%85%D8%BA%D 9%86%D8%A7%D8%B7%DB%8C%D8%B3) نور به پیام عصبی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D8 %B5%D8%A8%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) و انتقال آن از طریق عصب بینایی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%B5%D8%A8_%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%DB%8C% DB%8C) به لب پس‌سری (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D8%A8_%D9%BE%D8%B3%E2%80%8C%D8%B3%D8%B1%DB% 8C) به مغز (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%BA%D8%B2) توانایی دیدن را می‌دهد.)
پس هر چه این عدد بیشتر شود ، حساسیت به نور بیشتر می شود.
با تغییر دادن میزان ISO متوجه می شوید که این عدد همواره دوبرابر می شود 100، 200 ، 400 ، 800 و... و هر چه این عدد بیشتر شود حساسیت بالاتر می رود.
به عنوان یک قاعده کلی ، در فضاهای تاریک تر از ISO بالاتر استفاده می شود مثل 800 ، و وقتی در فضاهای بیرونی مثل روز روشن هستید از ISO های پایین مثل 100 یا 200 استفاده کنید.
از طرفی هر چه میزان ISO کمتر باشد جزئیات کیفیت بیشتری خواهند داشت.
دوربین های حرفه ای ، بازه ISO خیلی وسیعی دارند . خیلی از مدل ها بازه ای بین 100 تا 1600 داشته و بعضی دیگر از این بازه هم خارج می شوند.