• ورود

    عضويت در سايت موبايلستان ايميل فعال سازي ارسال نشده است ؟ کلمه عبور خود را گم کرده ايد ؟
  • ثبت نام

  • صفحه 1 از 30 12311 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 1 به 10 از 293

    آرشیو

    1. Top | #1



      درجه : عضو طلایی
      شماره كاربري : 247207
      نام : منصور شجریان
      نوشته ها: 1,318
      سپاس ها : 3,125
      سپاس از شما 2,702 بار در 1,099 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض پیامهای آسمانی

      اگه بزرگواران این بخش اجازه بدن یه سری از سخنان اهل بیت رو براتون میذارم برای استفاده همه.
      البته توی قسمت گوناگون یه سری پست گذاشتم که توی این تاپیک دوباره میذارمشون.
      به شرط اینکه مدیر این بخش تاپیک رو مهم کنه تا نظر اکثریت افراد این بخش جلب بشه.
      به همدیگه کمک کنیم تا بتونیم یه زندگی خوب و موفق داشته باشیم.

    2. 3 كاربر زير از شما mansour_shajarian عزيز، سپاسگزاری كرده اند



    3. کسب و کار


    4. Top | #2



      درجه : عضو طلایی
      شماره كاربري : 247207
      نام : منصور شجریان
      نوشته ها: 1,318
      سپاس ها : 3,125
      سپاس از شما 2,702 بار در 1,099 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      با سلام خدمت همه دوستان عزیز
      راستش من رفتم توی یکی از تاپیکهای بخش اسلامی و چند حدیث رو دیدم
      به خودم گفتم که این حدیث فوق العلده رو بذارم توی یه موضوع جدید و به دوستانم تقدیم کنم.
      التماس دعا برای فرج امامون امام زمان.
      (1) از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه فرمود: شهرت يافتن به وسيله عبادت، شبهه‏ناك و گمان برانگيز است. پدرم از پدرش از جدّش رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت فرموده است:
      - عابدترين مردم كسى است كه واجبات را بپا دارد.
      - سخى‏ترين مردم كسى است كه زكات مالش را بپردازد.
      - زاهدترين مردم كسى است كه از حرام دورى ورزد.
      - با تقواترين مردم كسى است كه حقّ را بگويد. چه به نفعش و چه به ضررش باشد.
      - عادلترين مردم كسى است كه آنچه براى خود مى‏پسندد براى ديگران هم بپسندد، و آنچه براى خود نمى‏پسندد، براى ديگران نيز نپسندد.
      - زيرك‏ترين مردم كسى است كه زياد به ياد مرگ باشد.
      - و غبطه خورنده‏ترين مردم، كسى است كه در دنيا از عقاب الهى، ايمن و [عمل ناكرده‏] اميد به ثواب داشته باشد.
      - (1) غافلترين مردم كسى است كه از تغيير و دگرگونى دنيا، پند نگرفته باشد.
      - بزرگترين مردم در دنيا از جهت عظمت، كسى است كه دنيا نزد او عظمتى نداشته باشد.
      - و عالمترين مردم كسى است كه علم و دانش مردم را با علم و دانش خود، جمع نمايد.
      - شجاعترين مردم كسى است كه بر نفسش غالب آيد.
      - با ارزشترين مردم كسى است كه دانشش بيشتر باشد.
      - كم لذّت‏ترين مردم، حسود است.
      - كم راحت‏ترين مردم، بخيل است.
      - بخيل‏ترين مردم كسى است كه نسبت به آنچه خداوند بر او واجب كرده بخل ورزد [و اداى واجب نكند].
      - سزاوارترين مردم به حقّ، كسى است كه بيشتر به حقّ، عمل كند.
      - كم‏وفاترين مردم، زمامدارانند.
      - كم حرمت‏ترين مردم، آدم فاسق است.
      - كم دوست‏ترين مردم، زمامدار است.
      - فقيرترين مردم، آدم طمعكار است.
      - بى‏نيازترين مردم، كسى است كه اسير حرص و آز نباشد.
      - و باايمانترين مردم، خوش‏خلق‏ترين مردم است.
      - گرامى‏ترين مردم، با تقواترين آنهاست.
      - با منزلت‏ترين مردم كسى است كه امور بى‏ربط و بيهوده را ترك نمايد.
      - پارساترين مردم، كسى است كه جدال را ترك كند اگر چه محقّ باشد.
      - كم مروّت‏ترين مردم، كسى است كه دروغگو باشد.
      - بدبخت‏ترين مردم، زمامداران و معذّب‏ترينشان متكبّرانند.
      - (1) سخت‏كوش‏ترين مردم، كسى است كه گناهان را ترك كند.
      - حكيم‏ترين مردم، كسى است كه از مردمان نادان دورى جويد.
      - خوشبخت‏ترين مردم كسى است كه با مردمان ارجمند، آميزش و معاشرت داشته باشد.
      - عاقل‏ترين مردم، كسى است كه مدارايش با مردم بيشتر باشد.
      - سزاوارترين مردم به تهمت، كسى است كه با اهل تهمت بنشيند.
      - طاغى‏ترين مردم، كسى است كه غير قاتل را بكشد، و غير ضارب را بزند.
      - سزاوارترين مردم به عفو و گذشت، كسى است كه بر عقوبت و كيفر [خطاكار] قادرتر باشد.
      - سزاوارترين مردم به فرومايگى، كسى است كه بى‏خرد و بدگو باشد.
      - و پست‏ترين مردم، كسى است كه به مردم توهين كند.
      - بااحتياطترين مردم كسى است كه خشمش را بيشتر فرو برد.
      - صلحجوترين مردم كسى است كه در ميان مردم، بهتر صلح و آشتى را برقرار سازد.
      - و بهترين مردم كسى است كه، مردم بهتر از او سود برند.
      ((بر گرفته از چهل حدیث))

    5. 5 كاربر زير از شما mansour_shajarian عزيز، سپاسگزاری كرده اند




    6. Top | #3



      درجه : عضو طلایی
      شماره كاربري : 247207
      نام : منصور شجریان
      نوشته ها: 1,318
      سپاس ها : 3,125
      سپاس از شما 2,702 بار در 1,099 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      با سلام خدمت همه دوستان
      اینم یه حدیث کامل و جامع دیگه
      به نقل از کتاب چهل حدیث:

      امام زين العابدين عليه السّلام از امام حسين عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است:
      روزى امير المؤمنين صلوات اللَّه و سلامه عليه با اصحابش نشسته بود و آنها را براى نبرد صف‏بندى مى‏كرد. پير مردى كه رنج سفر در او نمايان بود نزدش آمد و گفت: امير المؤمنين كجاست؟ گفتند: اوست ها! پس بر آن حضرت سلام كرد و گفت: اى امير المؤمنين! من از سوى شام نزد تو آمده‏ام. پيرى سالخورده‏ام و فضل تو را فراوان شنيده‏ام، به گمانم به زودى مورد خيانت قرار گيرى [و كشته شوى!] از آنچه خدا به تو آموخته مرا بياموز.
      فرمود: آرى اى شيخ! هر كسى دو روزش برابر باشد مغبون است، و هر كه دنيا، همّت او باشد هنگام مرگ، سخت افسوس خورد، و هر كه فردايش بدتر از ديروز است محروم است، و هر كه با تأمين دنيايش باكى از نقص و كمبود آخرتش ندارد نابود است، و هر كه نقص خود را رسيدگى نكند هوس بر او چيره شود، و هر كه در كاستى است مرگ براى او بهتر است.
      اى شيخ! براى مردم بپسند آنچه را براى خود مى‏پسندى، و با مردم آن كن كه دوست دارى با تو آن كنند [براى مردم چيزى را بياور كه دوست دارى براى تو بياورند].
      سپس رو به يارانش كرد و فرمود: اى مردم! آيا نمى‏بينيد كه اهل دنيا در هر بام و شام حالت‏هاى گوناگونى دارند؟ يكى بر خاك هلاكت افتاده و ديگرى عيادت كند و يا عيادت شود، و آن دگر در جان كندن است و اميدى به او نيست. و ديگرى ميان كفن است.
      طالب دنيا را مرگ در دنبال است، غافلى كه از او غفلت نشود، مانده‏ها دنبال گذشته‏ها مى‏روند.
      زيد بن صوحان عبدى عرض كرد، يا امير المؤمنين! كدام قدرت چيره‏تر و نيرومندتر است؟
      فرمود: هواى نفس.
      گفت: كدام خوارى، خوارتر است؟
      فرمود: حرص بر دنيا.
      گفت: كدام فقر سخت‏تر است؟
      فرمود كفر به خدا پس از ايمان.
      گفت: كدام دعوت گمراه‏كننده‏تر است؟
      فرمود: آنكه دعوت به «نيست» كند.
      گفت: كدام عمل برتر است؟
      فرمود: تقوا.
      گفت: كدام عمل كامياب‏تر است؟
      فرمود: جستن آنچه نزد خداست.
      گفت: كدام رفيق بدتر است؟
      فرمود: آنكه معصيت خدا را برايت بيارايد.
      گفت: كدام خلق بدبخت‏تر است؟
      فرمود: آنكه دينش را براى دنياى ديگرى بفروشد! گفت: كدام مردم نيرومندتر است؟
      فرمود: حكيم.
      گفت: كدام شخص بخيل‏تر است؟
      فرمود: آنكه مال حرام به دست آورد و در غير حقّ، صرف كند.
      گفت: كدام كس زيرك‏تر است؟
      فرمود، كسى كه راه حقّ را از باطل بشناسد و به رشد و حقّ گرايد.
      گفت: چه كسى بردبارتر است؟
      فرمود: آنكه [بيهوده‏] خشم نگيرد.
      گفت: كدام كس رأى ثابت‏ترى دارد؟
      فرمود آنكه او را از خود نفريبندش و دنيا به خود آرايى‏اش او را نفريبد.
      گفت: كدام كس احمق‏تر است؟
      فرمود، آنكه زير و رو شدن دنيا را ببيند و فريفته آن گردد.
      گفت: كدام مردم بيشتر در حسرتند؟
      فرمود: آنكه از دنيا و آخرت محروم مانده، و آن همان زيان آشكار است.
      گفت: كدام مردم كورترند؟
      فرمود: آنكه به ريا عمل كند و ثواب از خدا خواهد.
      گفت: كدام قناعت بهتر است؟
      فرمود: قانع به آنچه خدا به او داده است.
      گفت: كدام معصيت سخت‏تر است.
      گفت: معصيت در دين.
      گفت: كدام عمل نزد خدا محبوب‏تر است؟
      فرمود: انتظار فرج.
      گفت: كدام مردم نزد خدا بهتر است؟
      فرمود: آنكه بيشتر از خدا ترسد، و در عمل پرهيزگارتر و در دنيا زاهدتر است.
      گفت: كدام سخن نزد خدا برتر است.
      فرمود: زياد ياد خدا را نمودن، و تضرّع و زارى به درگاهش داشتن، و دعا كردن.
      گفت: كدام گفتار راست‏تر است؟
      فرمود: شهادت به اينكه معبود شايسته پرستشى جز خدا نيست؟
      گفت: كدام عمل نزد خدا بزرگتر است؟
      فرمود: تسليم و پارسايى.
      گفت: كدام كس راستگوتر است؟
      فرمود: آنكه در كارزارها راستگوترست.
      آنگاه على عليه السّلام رو به پيرمرد كرد و فرمود: اى شيخ: به راستى كه خداوند متعال، خلقى را آفريده كه دنيا در نظرشان تنگ است، از آن و كالايش روگردانند؛ و مشتاق دار السّلامى هستند كه خدا آنها را بدان دعوت كرده است، و بر تنگى معاش و ناراحتى صبر كرده و مشتاق آنچه نزد خدا از كرامت است شده‏اند. و جان خود را به رضاى او دهند و سرانجامشان شهادت باشد.
      [آنان‏]، خدا را ملاقات كردند در حالى كه از آنها خشنود بود و دانستند كه مرگ راه گذشته‏ها و باقيمانده‏هاست. و براى آخرت خود چيزى جز طلا و نقره پس انداز كردند. و بر خوارى [در دنيا] صبر نمودند، و توشه اضافى را پيش فرستادند، و در راه خدا دوست داشتند و در راه او دشمنى ورزيدند. [آرى‏]، آنان چراغهاى [هدايت‏] و اهل نعمتهاى آخرتند و السّلام.
      آن شيخ گفت: من بهشت را با تو و يارانت مى‏نگرم! آن را بگذارم، كجا روم؟! اى امير المؤمنين! ساز و برگى به من ده تا با آن بر دشمنت بتازم.
      على عليه السّلام به او ساز و برگ داد. در نبرد، پيش روى آن حضرت شمشير مى‏زد و پيش مى‏رفت: امير المؤمنين از دليرى او در شگفت مى‏شد! و چون نبرد سخت گرديد اسبش را پيش راند تا كشته شد.
      يكى از ياران على عليه السّلام، دنبال او رفت، ديد بر خاك فتاده، اسبش حاضر و شمشيرش در بازوست. آنها را برگرفت و پس از پايان جنگ نزد امير المؤمنين عليه السّلام آورد.
      آن حضرت براى او طلب رحمت كرد [يا بر او نماز گزارد]. فرمود: به خدا اين مرد بحقّ خوشبخت بود اينك به برادر خود رحمت فرستيد [رحمك اللَّه بگوئيد]
      التماس دعا

    7. 6 كاربر زير از شما mansour_shajarian عزيز، سپاسگزاری كرده اند




    8. Top | #4



      درجه : عضو طلایی
      شماره كاربري : 247207
      نام : منصور شجریان
      نوشته ها: 1,318
      سپاس ها : 3,125
      سپاس از شما 2,702 بار در 1,099 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      (1) امام زين العابدين عليه السّلام فرمود: ثقفى [شخصى از بنى ثقيف‏] نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمد تا در باره نماز سؤالى كند. پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله به او فرمود: چون به نمازت برمى‏خيزى با چهره رو به خدا كن، تا به تو رو كند، و چون ركوع نمودى انگشتانت را بر زانوانت بگستران و پشتت را بلند كن، و چون سجده كردى پيشانيت بر زمين ثابت و استوار بدار [زود سر را بلند نكن‏]، و مانند خروس نوك را به زمين نزن!

    9. 5 كاربر زير از شما mansour_shajarian عزيز، سپاسگزاری كرده اند




    10. Top | #5



      درجه : عضو طلایی
      شماره كاربري : 247207
      نام : منصور شجریان
      نوشته ها: 1,318
      سپاس ها : 3,125
      سپاس از شما 2,702 بار در 1,099 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      (1) از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه فرمود: مردى نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمد، گفت: اى پيامبر خدا: من از تو سؤالى دارم.
      پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: هر چه خواهى بپرس.
      گفت: بهشت را از پروردگارت براى من، به گردن بگير [تعهّد كن‏].
      فرمود: براى تو به گردن گرفتم، و ليكن تو مرا بر اين كار با «كثرت سجود» يارى برسان
      ((برگرفته از کتاب چهل حدیث))

      از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در حالى كه عدّه‏اى از اصحابش در مسجد بودند، وارد شد.
      فرمود: آيا مى‏دانيد كه پروردگارتان چه گفته است؟
      گفتند: خدا و رسولش داناترند.
      فرمود: به راستى كه پروردگارتان مى‏فرمايد: اين نمازهاى پنجگانه واجب، هر كس كه آنها را در وقت خودش بخواند، و بر آنها مواظبت داشته باشد، مرا روز قيامت ملاقات خواهد كرد و متعهّدم كه او را داخل بهشت گردانم.
      و كسى كه آنها را در وقتش نخواند و بر آنها مواظبت ننمايد، در اين صورت اگر بخواهم او را عذاب مى‏دهم، و اگر بخواهم او را مى‏آمرزم.
      ((بر گرفته از کتاب چهل حدیث))


      امام زين العابدين عليه السّلام از امام حسين عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است:
      روزى امير المؤمنين صلوات اللَّه و سلامه عليه با اصحابش نشسته بود و آنها را براى نبرد صف‏بندى مى‏كرد. پير مردى كه رنج سفر در او نمايان بود نزدش آمد و گفت: امير المؤمنين كجاست؟ گفتند: اوست ها! پس بر آن حضرت سلام كرد و گفت: اى امير المؤمنين! من از سوى شام نزد تو آمده‏ام. پيرى سالخورده‏ام و فضل تو را فراوان شنيده‏ام، به گمانم به زودى مورد خيانت قرار گيرى [و كشته شوى!] از آنچه خدا به تو آموخته مرا بياموز.
      فرمود: آرى اى شيخ! هر كسى دو روزش برابر باشد مغبون است، و هر كه دنيا، همّت او باشد هنگام مرگ، سخت افسوس خورد، و هر كه فردايش بدتر از ديروز است محروم است، و هر كه با تأمين دنيايش باكى از نقص و كمبود آخرتش ندارد نابود است، و هر كه نقص خود را رسيدگى نكند هوس بر او چيره شود، و هر كه در كاستى است مرگ براى او بهتر است.
      اى شيخ! براى مردم بپسند آنچه را براى خود مى‏پسندى، و با مردم آن كن كه دوست دارى با تو آن كنند [براى مردم چيزى را بياور كه دوست دارى براى تو بياورند].
      سپس رو به يارانش كرد و فرمود: اى مردم! آيا نمى‏بينيد كه اهل دنيا در هر بام و شام حالت‏هاى گوناگونى دارند؟ يكى بر خاك هلاكت افتاده و ديگرى عيادت كند و يا عيادت شود، و آن دگر در جان كندن است و اميدى به او نيست. و ديگرى ميان كفن است.
      طالب دنيا را مرگ در دنبال است، غافلى كه از او غفلت نشود، مانده‏ها دنبال گذشته‏ها مى‏روند.
      ((بر گرفته از کتاب چهل حدیث))

    11. 5 كاربر زير از شما mansour_shajarian عزيز، سپاسگزاری كرده اند




    12. Top | #6



      درجه : عضو طلایی
      شماره كاربري : 247207
      نام : منصور شجریان
      نوشته ها: 1,318
      سپاس ها : 3,125
      سپاس از شما 2,702 بار در 1,099 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      محمّد بن يوسف از پدرش روايت مى‏كند، گويد: از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه مى‏فرمود: جهنى [مردى از قبيله بنى جهينه‏] در مكّه نزد پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله آمد و گفت:
      اى پيامبر خدا! من در بيابان با همسر و فرزند و كودكانم اذان مى‏گويم و بر مى‏خيزم و با آنان نماز مى‏خوانم. آيا اين جماعت صحيح است؟ فرمود، بلى.
      گفت: اى پيامبر خدا! كودكانم دانه باران را دنبال مى‏كنند «2»، و من و همسر و فرزندانم اذان گفته و با آنان به نماز بر مى‏خيزم. آيا چنين جماعتى صحيح است؟
      فرمود: بلى.
      باز گفت: اى رسول خدا! فرزندانم به دنبال چهار پايان پراكنده مى‏شوند، من مى‏مانم و همسرم، آنگاه اذان گفته و بر مى‏خيزم و با ايشان نماز مى‏خوانم.
      آيا اين‏جماعت صحيح است؟ فرمود: بلى.
      دوباره گفت: اى پيامبر خدا! زنم به دنبال كارش مى‏رود و من تنها مى‏مانم، پس اذان گفته و [به نماز] بر مى‏خيزم. آيا نمازم به جماعت است؟
      فرمود مؤمن خودش به تنهايى جماعت است.
      ((بر گرفته از کتاب چهل حدیث))


      حماد بن عيسى گويد: روزى امام صادق عليه السّلام به من فرمود: مى‏توانى خوب نماز بخوانى؟
      گفتم: اى آقاى من! من كتاب حريز را در باره نماز حفظ كرده‏ام.
      فرمود: بر تو باكى نيست، برخيز نماز بخوان.
      گويد: برابر آن حضرت رو به قبله ايستادم و تكبير نماز گفتم و ركوع و سجود نمودم.
      امام فرمود: اى حمّاد! خوب نماز نمى‏خوانى! چه اندازه براى مرد زشت است كه شصت يا هفتاد سالش شود و يك نماز كامل و تمام بپا ندارد! حمّاد گويد: پيش خود خوار شدم و گفتم قربانت گردم: نماز را به من بياموز.
      امام صادق عليه السّلام تمام قد رو به قبله ايستاد و دو دست را بر روى دو رانش، پائين‏
      انداخت، انگشتها را به هم چسباند و دو گام را به هم نزديك كرد تا فاصله آنها سه انگشت گشاده شد؛ و انگشتان پايش را بدون انحراف برابر قبله نمود، در حال خشوع و استكانت گفت: اللَّه أكبر. (1) حمد و قل هو اللَّه را به ترتيل و تأنّى خواند، و به اندازه نفسى درنگ كرد، به همان حال ايستاده گفت:
      اللَّه أكبر.
      سپس به ركوع رفت و دو كفّ خود را كه انگشتانش باز بود از سر دو زانو پر كرد و زانو را عقب زد تا پشت او هموار شد كه اگر قطره آبى يا روغنى بر آن مى‏چكيد نمى‏لغزيد از بس كه پشتش هموار بود؛ و گردن كشيد و چشمها را خوابانيد، سه بار به آرامى فرمود:
      سبحان ربّى العظيم و بحمده‏
      سپس برخاست و چون بر جا شد، گفت:
      سمع اللَّه لمن حمده‏
      و در همان حال ايستاده تكبير گفت، و دو دستش را تا برابر رو بلند كرد و سپس به سجده رفت و دو كفش را كه انگشتانش به هم چسبيده بود ميانه دو سر زانو برابر روى نهاد و سه بار گفت:
      سبحان ربّى الأعلى و بحمده‏
      و چيزى از اعضاى بدن را بر هم نگذاشت، و بر هشت عضو سجده كرد، دو كفّ، دو سر زانو، و دو سر انگشت بزرگ پاها؛ پيشانى و بينى.
      و فرمود: در سجده از اين هشت عضو، نهادن هفت عضو بر زمين واجب است و آنها همانها است كه خداى عزّ و جلّ در كتابش فرموده وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً و آنها عبارتند از: پيشانى و دو كفّ و دو زانو و دو انگشت بزرگ پا، و نهادن بينى بر زمين سنّت است. سپس سر از سجده برداشت و چون برجا نشست، گفت: اللَّه اكبر، و بر طرف چپ نشست، و روى پاى راست را بر پشت پاى چپش نهاد و گفت:
      أستغفر اللَّه ربّى و أتوب إليه‏
      و به حال نشسته باز تكبير گفت و به سجده دوم رفت، و همان گفت كه در سجده اوّل گفته بود و در ركوع و سجود، هيچ عضوتنش را بر عضوى ديگر ننهاد، و دستها را [در سجود] مانند بال زير تن بيرون داده بود و آرنجهايش را بر زمين نگذاشته بود. به همين روش دو ركعت نماز خواند در حالى كه انگشتانش به هم چسبيده بود، در تشهّد نشست، و چون از تشهّد سلام داد، فرمود: اى حمّاد چنين نماز بخوان.
      ((بر گرفته از کتاب چهل حدیث))

    13. 5 كاربر زير از شما mansour_shajarian عزيز، سپاسگزاری كرده اند




    14. Top | #7



      درجه : عضو طلایی
      شماره كاربري : 247207
      نام : منصور شجریان
      نوشته ها: 1,318
      سپاس ها : 3,125
      سپاس از شما 2,702 بار در 1,099 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      (2) قرآن درمان (دردهاى بشر) است. (3) دعا حقيقت عبادت است. (4) قرض، ذلت است. (5) تدبير، نصف معاش است. (6) دوستى با مردم، نصف عقل است. (7) غصه، نصف پيرى است. (8) نيكو سؤال كردن، نصف علم است. (9) كمى عائله، ثروتى است. (10) سلام، قبل از گفتار است. (11) شير، اخلاق را عوض ميكند. (12) بركت، با پيران است. (13) ملاك (خوبى و بدى) هر كار، سرانجام آن است. (14) ملاك دين، پرهيزگارى (و اجتناب از گناه) است. (15) ترس از خدا، سرآمد هر حكمتى است. (16) تقوى، شريفترين عمل است. (17) تأخير بدهكار توانگر، ظلم است. (18) گدايى توانگر، آتش است. (19) ذكر نعمتهاى خدا، شكر است. (20) انتظار فرج- بوسيله صبر-، عبادت است.
      ((برگرفته از کتاب نهج الفصاحه))

    15. 3 كاربر زير از شما mansour_shajarian عزيز، سپاسگزاری كرده اند




    16. Top | #8



      درجه : عضو طلایی
      شماره كاربري : 247207
      نام : منصور شجریان
      نوشته ها: 1,318
      سپاس ها : 3,125
      سپاس از شما 2,702 بار در 1,099 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      (1) روزه، سپر (آتش) است. (2) مدارا، سرآمد حكمتهاست. (3) حكمت، گمشده‏ى حكيمان است. (4) كردار نيكو، خوش خويى است. (5) جوانى، شعبه‏اى از ديوانگى است. (6) زنان، دامهاى شيطان‏اند. (7) شراب، سر جمع گناهان است. (8) زنا، موجب تنگدستى است. (9) زناى چشم، نگاه است. (10) تب، قسمت مؤمن از آتش جهنم است. (11) قناعت، سرمايه‏ى تمام نشدنى است. (12) امانت، روزى را جلب مى‏كند. (13) خيانت، موجب فقر است. (14) خواب صبح، مانع روزى است. (15) عمامه تاج فرشتگان است. (16) حيا، سر تا پا خير است. (17) حيا جز خير ثمرى ندارد. (18) مسجد، خانه پرهيزگاران است. (19) آفت علم، فراموشى است. (20) آفت سخن، دروغ است. (21) آفت خرد، سفاهت است. (22) آفت عبادت، سستى است. (23) آفت شجاعت، ستم است. (24) آفت سخاوت، منت است. (25) آفت زيبائى، خودپسندى و كبر است. (26) آفت حسب و نسب، افتخار كردن است. (27) آفت دين، هواپرستى است. (28) خوشبخت آن است كه، از سرگذشت ديگران پند گيرد. (29) كفاره گناه، پشيمانى است. (30) نماز جمعه، حج مستمندان است. (31) حج، جهاد هر ناتوان است. (32) طلب مال حلال، جهاد است. (33) دريغ داشتن علم، جايز نيست. (34) حاضر چيزهايى مى‏بيند كه غايب نمى‏بيند. (35) دلال خير، مثل فاعل خير است. (36) هر كار نيكى، صدقه است. (37) مداراى با مردم، صدقه است. (38) حرف خوش، صدقه است. (39) آنچه در راه حفظ آبرو مصرف شود، ثواب صدقه دارد. (40) صدقه به خويشاوند هم صدقه است، هم صله رحم. (41) صدقه، از مرگ بد جلوگير است. (42) صدقه‏ى نهان، غضب خدا را خاموش كند. (43) صله رحم، عمر را زياد كند. (44) كارهاى نيك، از مرگهاى بد جلوگير است. (45) صدقه، آتش گناه را فرو نشاند، چنان كه آب آتش را.

      ((برگرفته از کتاب نهج الفصاحه))

    17. 4 كاربر زير از شما mansour_shajarian عزيز، سپاسگزاری كرده اند




    18. Top | #9



      درجه : عضو طلایی
      شماره كاربري : 247207
      نام : منصور شجریان
      نوشته ها: 1,318
      سپاس ها : 3,125
      سپاس از شما 2,702 بار در 1,099 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      (1) آن كه در صدقه (از حدود) تجاوز كند، مثل كسى است كه منع تصدق كند. (2) توبه كننده با بى‏گناه يكسان است. (3) ظلم، تاريكى قيامت است. (4) خنده، دل را مى‏ميراند. (5) سيراب كردن هر جگر سوخته، اجر دارد. (6) علما (ى عامل) در ميان خلق، امين خدايند. (7) سرآمد حكمتها، ترس از خداست. (8) بهشت، خانه سخاوتمندان است. (9) بهشت، زير سايه شمشير است. (10) بهشت، زير قدم مادران است. (11) دعاى بين اذان و اقامه رد نمى‏شود. (12) كسب حلال نيز واجب است (اما) پس از واجبات اوليه. (13) زنى كه خرجش از همه زنان كمتر باشد، بركتش از همه بيشتر است. (14) مؤمن، آئينه‏ى مؤمن است. (15) مؤمن، برادر مؤمن است. (16) مؤمن، كم خرج است. (17) مؤمن، زيرك و هشيار و بيدار است. (18) مؤمن، اهل الفت و مودت است. (19) مؤمن كسى است كه، مال و جان مردم از او در امان باشد. (20) فاجر، حيله‏گر و فرومايه است. (21) مؤمنان چون مصالح يك ساختمان‏اند، همه يكديگر را نگه مى‏دارند. (22) مؤمن نسبت به مؤمنان، چون سر است نسبت به تن. (23) مؤمن روز قيامت، در سايه‏ى صدقه‏ى خويش است. (24) مؤمنان، سهل‏گير و نرمخويند. (25) زمستان، بهار مؤمن است (زيرا كه در شبهاى طولانى آن مجال عبادت بيشتر است). (26) دعا، اسلحه مؤمن است. (27) نماز، نور مؤمن است. (28) دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است. (29) حكمت، گمشده‏ى مؤمن است. (30) نيت مؤمن، از عملش رساتر است. (31) سائل، تحفه‏اى است كه خدا به در خانه‏ى مؤمن مى‏فرستد. (32) مرگ، ارمغان مؤمن است. (33) شرف مؤمن، به نماز شب است. (34) عزت مؤمن، در بى‏نيازى از مردم است. (35) علم، دوست مؤمن است، و حلم مددكار، و عقل راهنما، و عمل پيشرو، و مدارا پدر، و نيكى برادر، و صبر امير لشكرش.


      ((برگرفته از کتاب نهج الفصاحه))

    19. 3 كاربر زير از شما mansour_shajarian عزيز، سپاسگزاری كرده اند




    20. Top | #10



      درجه : عضو طلایی
      شماره كاربري : 247207
      نام : منصور شجریان
      نوشته ها: 1,318
      سپاس ها : 3,125
      سپاس از شما 2,702 بار در 1,099 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      (1) غيرت، نصف ايمان است. (2) حيا، از ايمان است. (3) لباس مناسب با تواضع، از ايمان است. (4) صبر، نيمه‏ى ايمان است و يقين تمام آن. (5) ايمان دو نيمه است: نيمى صبر و نيمى شكر. (6) نشانه‏ى ايمان، نماز است. (7) مسلمان كسى است كه، مسلمانان از دست و زبانش ايمن باشند. (8) مسلمان، برادر مسلمان است، نه ستم به او مى‏كند، نه دشنامش مى‏دهد. (9) مسلمانان در برابر دشمنان يك دست (و يك داستان) اند. (10) تحصيل علم، بر هر مسلمان واجب است. (11) همه چيز مسلمان بر مسلمان حرام است: خون و آبرو و مالش. (12) مال مسلمان، چون جان او محترم است. (13) مجاهد آن است كه در راه خدا با خود نبرد كند. (14) زيرك آن است كه نفس خود را رام كند و براى بعد از مرگ عمل نمايد. (15) ناتوان كسى است كه نفس را به دنبال هوا فرستد، و آرزوى خام از خدا كند. (16) انسان به وسيله‏ى برادرانش زياد (و نيرومند) مى‏شود. (17) انسان به دين رفيقش است. (18) هر كس با آنكه دوست دارد، قرين است. (19) كرم انسان به دين است، و جوانمرديش به عقل، و حسبش به اخلاق. (20) از آثار خوبى اسلام شخص، ترك كارهاى بيهوده است. (21) مردم، چون دانه‏هاى شانه (همه با هم برابر) اند. (يعنى در مقابل احكام و دستورات خداوند مساويند. (22)) مردم مثل معدنهاى طلا و نقره‏اند.
      (يعنى با اخلاق و روحيات مختلف آفريده شده‏اند. (23)) بى‏نيازى، طمع بريدن از مال مردم است. (24) اساس عقل- پس از ايمان به خدا- دوستى با مردم است. (25) هر كس، حسابدار خويش است. (26) هر آينده‏اى، نزديك است. (27) هر چشمى (كه به نامحرم بنگرد)، زناكار است. (28) هر چيز اندازه‏اى دارد، حتى ناتوانى. (29) هر دانشمندى، شيفته‏ى علم است. (30) هر چيزى اساسى دارد، و اساس اين دين فهم و تدبر است. (31) هر تصويرى (ساختن مجسمه) حرام است، و تصوير در دين نيست. (دين آنرا اجازه نمى‏دهد). (32) هر يك از شما نسبت به مادون خود سرپرست است، و هر يك درباره‏ى زيردستان خود مسئول. (33) هر خيانتكارى در
      قيامت بقدر خيانتش- پرچمى دارد.


      ((برگرفته از کتاب نهج الفصاحه))

    21. 4 كاربر زير از شما mansour_shajarian عزيز، سپاسگزاری كرده اند





    صفحه 1 از 30 12311 ... آخرینآخرین

       توضیحاتی درباره این موضوع

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •