PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : نقد و بررسی سریال کیمیا



mehditd
03-02-2016, 10:27
از دوستان میخوام که اگه نقدی دارند بدون توهین و تمسخر کردن اشخاص نقد خودشونو بیان کنن


http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=1017602&stc=1&d=1454483989




در این سریال بازیگران سرشناس بسیاری حضور دارند که بازی‌های درخور و در مواردی تحسین‌برانگیزی در سینما و تلویزیون داشته‌اند. بازیگرانی مانند رضا کیانیان، حسن پورشیرازی، آزیتا حاجیان و… همگی در شمار بازیگرانی هستند که اگر نقش را به‌تمامی درک کنند می‌توانند به درست در قالب نقش قرار گیرند. اگر شخصیت نیز جای کار خوبی داشته باشد خواهند توانست اجرایی درخور توجهی داشته باشند؛ اما هیچ‌کدام این افراد علی‌رغم تأثیرگذار بودن و تداوم نقششان‌ در طول سریال نتوانستند بازی‌های خوبی ارائه کنند. حسن پورشیرازی در لحظات حسی سریال مانند درگیری فرخ با ستوان در بخش‌های اول سریال و یا دیالوگ‌های فرخ با شهرام، نه‌تنها نتوانست به‌تمامی از پس اجرای این لحظات برآید بلکه بسیاری از اجراها و حس‌هایش نیز تصنعی و شعاری جلوه کرد. این ضعف بزرگ فیلم‌نامه «کیمیا» است که دیالوگ‌هایی شعاری و غیرقابل‌باور را در لحظات حسی سریال گنجانده است. متأسفانه سازندگان سریال بجای اینکه بر روی سه اصل مهم اثر یعنی فیلم‌نامه و شخصیت‌پردازی، بازی‌ها و کارگردانی اثر مسلط شوند. بر مطول کردن قصه و بست گسترش بی‌مورد قصه‌ها، مراحل ساخت و تأکید برافزایش تعداد بازیگران و قسمت‌های سریال اهتمام ورزیدند و از مواردی جدی و تأثیر این سه عنصر مهم غافل شدند. همچنین تکثر شخصیت‌های قصه وقت توضیح و معرفی چهره‌ها را از فیلم سازو فیلم‌نامه نویسان گرفته است. شخصیت‌های کوچک و بزرگ قصه با کمترین اطلاعاتی به مخاطب وارد قصه می‌شوند و بعد هم با کمترین توضیحی از قصه خارج می‌شوند، افرادی مانند برادر مهری، فروغ، بیژن، مشفق، مهتاب، محتشم، خانواده همسایه فرخ پارسا بی‌شک شرایطی و وقت کافی برای معرفی خود ندارند. آن‌ها در بخشی از داستان ظاهر می‌شوند و چون دیگر لزومشان در مجموعه دیده نمی‌شود ممکن است تا ۷ یا ۸ قسمت و یا کلاً هم اثری آز آن‌ها در مجموعه دیده نشود. به‌هرحال زمانی که این تعداد از شخصیت‌ها و داستان‌ها بدون شناسنامه وارد قصه شوند تا صد قسمت یک سریال را پر کنند بلاتکلیف هم رها می‌شوند. از دل فاکتور تعدد قسمت، بازیگر و ژانر تاریخی اثر فاخر خارج نمی‌شود گویا به عقیده سازندگان برای ساخت سریالی فاخر باید تعداد قسمت‌های اثر بالا، تعداد شخصیت‌های قصه کثیر و ژانر تاریخی باشد. آن‌ها این سه فاکتوررا که به نظرشان اصلی است را در هم آمیختند تا اثری فاخری بسازند. غافل از اینکه ساخت یک مجموعه تلویزیونی معادله‌ای چند مجهولی نیست که ترکیب این سه مورد نتیجه‌اش ساخت سریالی فاخر شود. درواقع این هزینه بالا، ژانر تاریخی و کثرت بازیگران فاکتورهای لازم کافی برای ساخت یک سریال فاخر نیست. بلکه بازی‌های خوب، رفرنس یا ارجاع‌های درست تاریخی در فیلم‌نامه، شخصیت‌پردازی دقیق می‌تواند اثری را ماندگار و فاخر کند. سازندگان برای ساخت چنین مجموعه‌ای ۲ سال زمان صرف کردند بدون توجه به اینکه اگر قرار باشد تا تمام زوایای یک مجموعه تاریخی در نظر گرفته شود باید همه ابعاد و اجزا تشکیل‌دهنده و بخش‌های آن نیز به یک اندازه موردتوجه قرار گیرد. در وهله اول باید فیلم‌نامه و شخصیت‌پردازی‌ها چفت‌وبست محکمی داشته باشد. بر اساس شنیده‌ها و دانش شفاهی نمی‌توان سریالی با موضوع تاریخ معاصر ساخت و بعد داعیه ساخت سریال تاریخی داشت. از سوی دیگر اگر قرار باشد به‌جز تحقیق درباره جنبه‌های تاریخی اثر، فیلم‌نامه‌ای درخور و بازی‌های قابل‌قبول نیز داشته باشیم پروسه ساخت و تحقیق این سریال بیش از دو سال به طول می‌انجامید. اگر سریالی حتی تاریخی در ظرف زمانی و مکانی‌اش درست شکل‌گرفته باشد ونیز در قالب و چارچوبی درست روایت و داستان‌پردازی شود. همچنین بازی‌های درست و فیلم‌نامه‌ای با تحقیق کامل و مکتوب و نه بر اساس شنیده‌ها و دانش در حد دوران متوسطه، بی‌شک اگر در ۱۳ قسمت هم به مخاطب ارائه می‌شد اثر فاخر و ماندگار خواهد شد.


http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=1017603&stc=1&d=1454483989

لفظ فاخر را مخاطب به فیلم بدهد نه سازنده اثر
به‌هرحال در آغاز پخش این سریال تبلیغات فراوانی درباره پخش سریالی صدقسمتی و فاخر درباره این سریال شد. عنوان لفظ فاخر بی‌شک برای چنین سریالی بی‌انصافی به سریال‌هایی خوبی است که درساهای گذشته ساخته‌شده‌اند و هرگز لفظ پرطمطراق فاخر را بر خود نداشته‌اند. سؤال اینجاست چه چیز این سریال را باید فاخر دانست؟ آیا ساخت سریالی تاریخی مجموعه‌ای را فاخر می‌کند، آیا فاخر بودن را می‌توان به هر سریالی مطول، خسته‌کننده و پر پرسوناژ اطلاق کرد. شاید سازندگان این سریال به‌اصطلاح فاخر بتوانند با این عناوین و الفاظ ذهن مدیران تلویزیون را برای گرفتن هزینه‌های سرشار برای ساخت یک اثر مجاب کنند اما لفظ فاخر را باید مخاطب به یک سریال و یا فیلم بدهد. اینکه یک فیلم‌ساز پیش از پخش سریال در برنامه‌های مختلف تلویزیونی از اثرش تعریف کند و عوامل فیلم را برای صحبت درباره سریالی که هنوز آغاز نشده جمع کنند تا درباره آن تبلیغ کنند و به ذهن مخاطب جهت دهند نوعی عوام‌فریبی است. بیان اینکه ما یک سریال فاخر ساخته‌ایم شبیه آن است که فردی که یک فیلم با موضوعی سیاسی بسازد و بعد بگوید من یک فیلم سیاسی ساخته‌ام. بی‌شک هردو این‌ها از کم‌سواد و ساده‌انگاری سازندگانشان خبر می‌دهند.

روایت فراموش‌شده کیمیا در میان شخصیت‌های اصلی و فرعی سریال «کیمیا» در این صد قسمت چه حرفی برای مخاطب خود دارد؟ چه داستان عاطفی را روایت می‌کند؟ می‌خواهد چه حرف تاریخی جدید را برای مخاطب بزند که تاکنون در قالب سریال‌های کمتر از صد قسمت زده نشده و یا گفته نشده باشد؟ در خلاصه داستان این فیلم آمده که کیمیا یک سریال تاریخی است که به زمان انقلاب و جنگ تحمیلی و حمله عراق به خرمشهر می‌پردازد؛ اما باگذشت چند قسمت از این سریال و روایتی از داستان کاپیتولاسیون و نیز رخدادهای حاکم بر آن سال‌ها و مبارزات انقلابی، چاپ اعلامیه انقلابیون، تعقیب و گریز، دستگیری‌ها، برخورد مأموران ساواک را با مردم می‌بینیم. همچنین پدری نظامی را می‌بینیم که به دلیل علاقه به خانواده در دوراهی کار و خانواده‌اش گیرکرده. گویا این پدر هم با سیتم بیمار نظامی کشور دست‌به‌گریبان است. این پدر دختر به نام کیمیا دارد که به دلیل علاقه و حس کنجکاوی‌اش وارد داستان مبارزات می‌شود و بی‌شک هنگامی‌که جنگ به خرمشهر می‌رسد هم چهره تأثیرگذاری خواهد شد. همه این روایت‌ها را به بهترین شکل در فیلم‌ها و سریال‌هایی که درزمینهٔ انقلاب و جنگ تحمیلی ساخته‌شده است بارها دیده‌ایم. پس این سریال به لحاظ تاریخی چیزی بیشتر و متفاوت‌تر از داستان‌هایی که تاکنون گفته‌شده و موفق هم بوده‌اند به مخاطب نمی‌دهد. کارگردان هم قرار نیست جنبه‌های تاریکی از تاریخ را برایمان بازگو کند یا حداقل نگاه خودش را از یک واقعه تاریخی بگوید، چراکه اساساً کارگردان نگاه تاریخی ندارد. حال به سراغ داستان می‌رویم. داستان فیلم نیز می‌خواهد زندگی یک دختر را از ۱۸ سالگی‌اش تا میان سالگی‌اش روایت کند. جالب اینجاست سریال وقایع زندگی دختری را روایت می‌کند که قهرمان اصلی داستان است هنوز با توجه به اسم سریال مخاطب نمی‌داند باید داستان کدام شخصیت را دنبال کند. مادر، پدر، برادر، اقوام مادر یا پدر و… این چهره آن‌قدر تحت تأثیر شخصیت‌های دیگر قصه است که هنوز نتوانسته هویت خودش را برای مخاطب بازگو کند. یک زاویه دید مشخصی از این چهره به مخاطب داده نمی‌شود. تا مخاطب همه قصه را مانند یک دانای کل نبیند و دریابد که باید با کیمیا داستان را دنبال کند. نه با نگاه مادر یا پدر کیمیا و یا دیگران. اساساً این شخصیت کیمیا که داستان درباره او نوشته‌شده تنها اسم است و ما هیچ‌چیز مستقلی از او نمی‌بینیم. اگر برخی از وقایع به‌صورت خاطره از زبان او گفته می‌شد مخاطب می‌توانست وقایع را از زاویه دید او دنبال کند.


http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=1017604&stc=1&d=1454483989

ظرف «کیمیا» درمظروف بزرگ تاریخ معاصر نمی‌گنجد
بی‌شک انتخاب برش تاریخی از دوران انقلاب و جنگ و مرتبط کردن آن به زمان حال و روایت سی سال زندگی یک شخصیت برای مطول کردن سریال به صد قسمت یکی از اهداف فیلم‌ساز بوده است. البته این هم می‌تواند تمهیدی برای ساخت سریال‌های تاریخی باشد؛ اما این به آن معنا نیست که هر داستانی را می‌توان در دل وقایع تاریخ وارد کرد و بی‌هیچ داده صحیحی، علت درست و داستانی که اساساً فاقد چنین پتانسیلی است، آن را در دل یک ظرف بزرگی گنجاند و گفت چون سه دوره تاریخی را طرح می‌کنیم پس می‌توانیم سریالی در صد قسمت به خورد مخاطب بدهیم.

وقتی همه‌چیز فدای، صدقسمتی شدن سریال می‌شود سرعت روایت‌های مختلف داستان و وقایع سریال بسیار کند و کش‌دار پیش می‌روند. بی‌شک این طولانی و کش‌دار بودن به‌منظور معرفی شخصیت‌های داستان نیست زیرا اساساً نه شخصیت کیمیا و نه خانواده فرخ پارسا که اصلی‌ترین چهره‌های این سریال هستند هیچ‌کدام شخصیت پیچیده‌ای ندارند که سریال بخواهد با طولانی کردن داستان شخصیت آن‌ها را برای مخاطب جا بیندازد. از سوی دیگر این سریال هم در ابتدای داستان، هیچ قصه فرعی ندارد که بخواهد هم‌عرض قصه اصلی پیش برود و شخصیت‌های آن‌ها را به مخاطب معرفی کند؛ زیرا در قسمت‌های آغازین این سریال چند چهره کلید و تأثیرگذار در زندگی شخصی فرخ وجود داشتند که همگی آن‌ها در بخش اول داستان و تا پیش از سفر فرخ به تهران از داستان خارج شدند. پس علت این مطول بودن کش‌دار بودن چیست؟ هیچ اتفاقی در طول هر قسمت این سریال رخ نمی‌دهد تا مخاطب را پای سریال بنشاند. اتفاق بخش‌های اول زندگی فرخ هم که بیش از ۱۰ قسمت به طول انجامید چیزی جز سفر اجباری فرخ به تهران را مطرح نکرده است. این بخش که شامل ۱۰ درصد از سریال می‌شود بی‌شک می‌توانست در ۳ یا ۴ قسمت به‌طور خلاصه اما کامل و جذاب برای مخاطب نمایش داده شود. به‌این‌ترتیب مخاطب به‌سرعت به سراغ اصل داستان سریال می‌رفت؛ اما چنین نشد. این اتفاقی است که در طول سریال درباره بقیه داستان‌های با ربط و بی‌ربط سریال نیز رخ خواهد داد. ازاین‌رو این طولانی بودن خواست و نیاز فیلم‌نامه نبوده است بلکه به نظر می‌رسد که این نیاز فیلم‌ساز و سازندگان اثر بوده است تا به‌این‌ترتیب نظر مدیران تلویزیون را برای گرفت بودجه‌ای مناسب جلب کرده و هدفی را که خودشان از آن یاد می‌کنند یعنی ساخت سریالی صدقسمتی را به هر شکلی محقق سازند؛ اما در این میان اساساً خواست مخاطب که همان دیدن سریالی در خورشانش است را نادیده گرفته‌اند.

mehditd
03-02-2016, 10:44
همراه اول موقعي که آرم همراه اول را روي در مغازه بازار ديديم، برق از سرمان پريد. دهه 50، خرمشهر، همراه اول!!! اين يکي را هيچ جوره نمي شود لاپوشاني کرد. کامنت ها نشان مي دهد که چشم هاي زيادي اين سوتي را ديده:

• عوامل اصلي سريال با تشکر از زحماتتون، اما سوتي دادن در چنين سريالي با چنين عوامل کارکشته اي واقعا جاي تعجب داره. در سکانس خريد مادر کيميا با زن داييش، اون تبليغ همراه اول پشت سر بازيگرا چي بود؟ واقعا نديده بودينش؟

• از شما بعيد بود در قسمتي که خانم آزيتا حاجيان با خانم ديگه اي در حال خريد بودن، تبليغ همراه اول سوتي بود.

• همراه اول با ماشين زمان رفته به دهه 50

صندوق پست روي در يکي از همين نکته سنجي ها درباره صندوق پست روي در است که بعضي ها واکنش هاي جالبي نسبت به آن نشان داده اند.

• روي در آبي خونه خانم طاهري يک صندوق پست وجود داره! در حالي که هنوز چند سال بيشتر از نصب اين صندوق ها نمي گذرد و سي و اندي سال قبل هيچ اثري از آنها نبود.

• صندوق پست روي در خونه خانوم طاهري ديگه اوج سوتيه

• از اين صندوق پست ها مگه بوده اون زمان روي در؟

• صندوق پستي روي در حياط خانم طاهري... قبل انقلاب روي در خونه ها از اينا بوده؟؟؟


خيابان هاي دهه 50 بعضي ها هم به بازنمايي خيابان ها و جاده ها و حتي ماشين هاي دهه 50 ايراد گرفته اند و گفته اند که از گاف هاي اساسي سريال است.

• متاسفانه نتونستن فضاي اون سال رو در بيارن. توي سريال طراحي صحنه اي شکل نگرفته و خيابان هاي خرمشهر رو بازسازي نکردن. براي همين فضاي اون سال ها در نيومده.

• لباس ها و خيابون ها شبيه دوران قبل از انقلاب نيست. کلا انگار واسه بچه ها فيلم ساختن.

• ماشين آمريکايي مشکي که توي سريال نشون داد، مال سال 1990 بود اين ماشين سال 1357 اصلا نبوده.

• تابلو جاده ها از 50 سال پيش تا الان همين طوري باقي مونده؟

چادر عبايي آستين دار همان لحظه اي که براي اولين بار خانم طاهري، چادر عبايي را با آن آستين هاي توردوزي شده سرش کرد، مي شد حدس زد که اين کار چه واکنش هايي به همراه داشته باشد. خب ديگر اين را همه مي دانند که چادرهاي آستين دار تازه به بازار آمده اند و طبيعتا قبل از انقلاب نبوده اند:

• اون موقع ها چادر عبايي اين شکلي نبود. عبا يا همون چادر عربي ها توي جنوب هم آستين دار نبوده.

• اون موقع خانوم ها عباي اين مدلي نمي پوشيدن.

• حداقل تحقيق مي کردين که اون موقع ها عبا چه شکلي بوده.

• واقعا کارگردان يادش نيست که چادر آستين دار چند سال پيش اومد تو بازار؟ حداقل تورهاي لب آستينش رو برمي داشت.

قطار سريع السير بعد از اينکه قرار مي شود پدر کيميا دست اهل و عيال را بگيرد و به سمت تهران حرکت کنند، يک اتفاق هيجان انگيز ما را به وجد آورد. خانواده استوار پارسا به وسيله قطار عازم پايتخت مي شوند، قطاري که تصاوير داخلي آن به هيچ وجه شبيه به قطارهاي 40 سال پيش نيست!

• مي گم اين صنعت حمل و نقل ريلي ما تو اين سال ها خيلي پيشرفت نداشته ها. قطارهاي امروز شبيه به قطارهاي دهه 50 هستن!

• خوش به حال کيميا اينا. ما دهه 60 با اتوبوس سفر مي کرديم، اينا 10 سال قبل از ما با قطار اکسپرس!

تيربرق هاي مدرن! يکي از نکاتي که سازندگان کيميا از همان قسمت هاي اول سريال درگير آن بودند تيربرقها، دکل هاي مخابراتي و تابلوبرق هاي ساختمان هاي مختلف بود. البته کيمياسازان فقط درگير آن مسائل شدند و خيلي دنبال رفع و رجوع آن نبودند. اتفاقي که از چشم تيزبين مخاطبان اين سريال پرهزينه دور نماند:


• تيربرق هاي محله استوار پارسا 40 سال پيش از تيربرق هاي محل ما تو دهه 90 سالم تر و سرپاتر بود!

گريم ها يکي از پرحاشيه ترين اتفاق ها، گريم هاي استفاده شده براي زنان اين سريال است. خيلي معتقدند که کارگردان حتي يکبار هم گذرش به خرمشهر نيفتاده و رنگ پوست آدم ها را نديده:

• خودتون تاحالا آبادان و خرمشهر بوديد؟ رنگ پوست افراد جنوبي که نشون دادين، اصلا شبيه رنگ پوست آباداني ها نيست.

• جهت اطلاع کارگردان پوست بيشتر آباداني ها گندمي است تا سياه سوخته.

• کي گفته خانم هاي آباداني و خرمشهر سياه پوست هستند آخه؟ دختر دبيرستاني که دوست کيمياست با کمک گريم پوستش رو تيره کردين که بگين جنوبيه؟

ديگر سوتي ها

جدا از اين گاف هاي آشکار و مهم، بخشي از مخاطبان هم سوتي هاي جالبي از کار گرفته اند:

• اينم از سوتي توي قسمت پنجم. فرخ روي پشت بامي نشسته که ايزوگام شده. اونم 30-40 سال قبل. مگه مي شه؟!

• اون موقع ها خونه ها آيفون داشتن؟ ما امروز يکيشو توي کيميا ديديم.

• آخه کدوم جنوبي چادر عروسش مشکيه؟

• ظاهرا اون موقع هاشور ابرو هم مد بوده. به ابروهاي کيميا دقت کنيد.

• ميوه ها رو هم معمولا تو کيسه پلاستيکي نمي ذاشتن. تو پاکت مي ذاشتن.

• اهواز آن سال ها اين قدر پيشرفت کرده بود که لوله کشي گاز داشته؟ بچه هاي همه اتاق جداگانه داشتن و همه به مدرسه مي رفتن؟ پس کجا بي سوادي بوده؟

• اگر تابستان بوده و زمان امتحانات در خرداد، پس پرتقال دست پدر خانواده چه کار مي کنه؟
آيا جلوه هاي ويژه بصري مي توانست کيميا را نجات دهد. هادي اسلامي که تجربه موفقي در فيلم «چ» دارد، اين مساله را بررسي مي کند.

حذف گاف با يه کم پول و کمي خلاقيت

سريال مختارنامه، فيلم «چ» و ساير آثار فاخر، بار بخش مهمي از دکورسازي را به دوش جلوه هاي بصري مي اندازند. شايد در کل، دکورها آن اندازه اي که ما در کل کار مي بينيم، نباشند، اما نهايتا طوري تنظيم مي شوند که شهر همان طور که بايد باشد، به نظر برسد. قطعا درباره «کيميا» هم اين امکان وجود داشته که براي بازسازي خرمشهر از چنين تکنيکي استفاده شود. سيد هادي اسلامي که در ويژوال افکت هر دو اثر مختارنامه و «چ» دست داشته، درباره چگونگي بازنمايي ها با اين روش توضيح مي دهد.

يکي از انتقادهايي که از اول پخش سريال «کيميا» وجود داشته، اين است که سريال، بازنمايي درستي از حال و هواي خرمشهر دهه 50 انجام نداده. شما زمان ساخت فيلم «چ» حاتمي کيا شهر پاوه را به شيوه ويژوال افکت بازسازي کرديد. قطعا اينجا هم چنين امکاني وجود داشته که با جلوه هاي بصري خيابان هاي خرمشهر مطابق الگوي دهه 50 ساخته شود.

درباره بازسازي فضاها بايد بگويم که سال هاست اين خدمات توسط کساني که طراح جلوه هاي بصري هستند، در حال انجام است. مسوولان جلوه هاي بصري خيلي تلاش کردند که فيلمنامه ها را قبل از اينکه کار شروع شود و در همان پيش توليد بخوانند و مشاوره هاي اجرايي بدهند تا به جاي اينکه عوامل بروند و دکورسازي کنند، با اين تکنيک به نتيجه برسند. اينکه اين فرهنگ چقدر جا افتاده و چقدر فيلمسازها به سمتش مي روند، يک بحث ديگر است.

پس يعني چنين امکاني براي همه کارها وجود دارد؟

بله، اما مساله ديگر، بحث فرهنگي اين کار است. به نظرم خيلي ها به لحاظ تکنيکي با اين کار آشنا هستند، اما هنوز ترجيح مي دهند که بعضي اتفاقات در صحنه بيفتد؛ يعني آن چيزي که در توليد اتفاق مي افتد، برايشان ملموس تر است. براي همين کمتر مي آيند سراغ اين قضيه يا آن را جدي نمي گيرند. مساله مهم ديگر اين است که هنوز نه در سينما و نه در ارشاد رديف بودجه نداريم. اين مساله هم به دوستان لطمه مي زند و هم به فيلم ها.

اما با استفاده از دکور و صحنه هم آن طور که بايد، موفق نمي شوند.

دوستاني که مي خواهند از اين تکنيک استفاده کنند بايد بدانند چه مي خواهند؛ يعني از اول بايد بدانند خيابان جلو خانه شخص چه شکلي است؟ در حالي که هيچ کس نمي داند. مي گويند بايد برويم سر صحنه ببينيم چه پيش مي آيد. در اين صورت، ما کاري نمي توانيم بکنيم. چون وقتي بدانيم قرار است فقط دو متر جلو خانه براي ما اهميت داشته باشد، بقيه خيابان را با ويژوال افکت مي گيريم، ولي وقتي نمي دانيم کجاست و نمي دانيم چه نمايي قرار است داشته باشد، اصلا امکان پذير نيست. ما يک پروسه پيش توليد با صحنه و کارگرداني داريم و آنجا همه چيز را مشخص مي کنيم.

يعني بعضي کارگردان ها با اين فن آشنايي ندارند؟

نمي توانم بگويم نمي دانند، چون قطعا مي دانند. مساله اين است که نمي دانند چقدر راحتي مي توانند به آن اطمينان کنند و دوم اينکه از ابتدا برنامه ريزي دقيقي روي کار ندارند؛ يعني نمي دانند هر نما قرار است به چه صورت گرفته شود، بنابراين نمي شود برنامه ريزي کرد.

براي سريال هاي طولاني هم که خب اصلا نمي شود چنين کاري کرد.

حقيقت اين است که چنين کاري بسيار بسيار برايشان به صرفه است، اما متاسفانه خلاقيتي در اين زمينه وجود ندارد. هيچ برنامه ريزي قبلي براي اين کارها نيست.

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=1017605&stc=1&d=1454485193

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=1017606&stc=1&d=1454485193

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=1017607&stc=1&d=1454485193

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=1017608&stc=1&d=1454485193

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=1017610&stc=1&d=1454485351

mehditd
03-02-2016, 10:51
چندتا سوال:


کسی از برادرای کیمیا خبری داره؟

سوال دوم:
چطور بچه یه زن وشوهرسیاه آبادانی یه دختر زاغ وبور اروپایی میشه؟

سوال سوم:
مگه مهتاب و مشفق تقریبا هم سن هم نبودن.پس چرا بعد از 20 سال مهتاب یه پیرزن دیگه شده و مشفق همون مونده و فقط دوتا موهاش سفید شده؟

سوال چهارم:
داداش کوچیکه چی شد؟ خیلی نگرانشم

سوال پنجم:
رها و شهریار جفتشون خارج بزرگ شدن
چرا شهریار لهجه خارجی نداره پ؟؟

یه سوال دیگه 22 =1-23و22منهای 9ماه میشه21سال و3ماه نتیجه میگریم پسر کیمیا 21سالشه در این سن عایا میشه پزشک بود؟لدفن کمکم کنید
تاززززه زنم داره

ali110612
03-02-2016, 10:59
خب منم یه تصویری بزارم جالبه http://s3.img7.ir/gMFhm.jpg


راستش نحوه پیر کردن شخصیت در ایران خیلی مسخره هست بخصوص برای زنان که فقط یه عینک میزارن و یه لباس تن خانم میکنن که بدنش بزرگتر نشون بده مثل ستایش و خود کیما
و اینکه حداقل میتونن یه بازیگر جایگزین کنن گقتی فوری میرن 20 سال بعد
واقعا خیلی مزخرفه بخصوص طولانی کردن صحنه ها و دوباره نشان دادن قسمت هایی از فیلم اونم به عنوان خاطره در مدت زمانی طولانی و اینکه چرا خاطره رو رنگی نشان نمیدن !!!! یعنی فقط مغز خاطرات رو با دورنگ سیاه و سفید تداعی میکنه !!!

زمانی که کیمیا با آزاده رفتن تو پارک بهش گفت اینجا چیزی رو به یادت نمیاره تلویزیون رو خاموش کردم همینش کم بود یه بچه 2_3 ماهه بگه بله مامان اینجا من از دستت افتادم !!!!
و .........

mahdian57
03-02-2016, 11:33
امیتاز IMDBش چنده الان؟

ali110612
03-02-2016, 11:34
امیتاز IMDBش چنده الان؟
شوخی میکنی ؟

Sent from my HTC One using Tapatalk

mehditd
03-02-2016, 12:51
شوخی میکنی ؟

Sent from my HTC One using Tapatalk

تو لیست قرار میگرفت حتما امتیاز 10 بخاطر ایثارگری های بازیگران به خصوص نقش اول فیلم میگرفت

ali110612
03-02-2016, 12:56
تو لیست قرار میگرفت حتما امتیاز 10 بخاطر ایثارگری های بازیگران به خصوص نقش اول فیلم میگرفت
اسپارتاکوس هم چنگی به دل نزد .
مثلا من منتظرم تو سریال معمای شاه یارو ...... وقتی دست بانو فرح رو میبوسه پخش بکنه [emoji12]

Sent from my HTC One using Tapatalk

baktash2
03-02-2016, 13:17
اسپارتاکوس هم چنگی به دل نزد .
مثلا من منتظرم تو سریال معمای شاه یارو ...... وقتی دست بانو فرح رو میبوسه پخش بکنه [emoji12]

Sent from my HTC One using Tapatalk
حتما همین الان میگم اوکیش کنن برا پخش عمومی

mahdian57
04-02-2016, 10:54
چرا این فکر که با عینک و کمی شل و وارفته صحبت کردن پیر حساب میشی؛ به ذهن کارگردانها خلاق سینما نرسید که کلی هزینه گریم ندن.

hossein_59
04-02-2016, 17:40
سلام
فکر کنم برخی از عوامل را میشه انداخت گردن نبود امکانات مثل همون سوتی های که در مورد عدم تطابق زمانی دوستان گرفتن از پژو تو فیلم تا همراه اول و غیره .. ولی بقیه مطالب واقعا زشته این نحوه گریم واقعا باید اسکاربدترین ها را بگیره در مورد خود کیمیا که مشخص هست در مورد ارش و بقیه مردها هم تنها با یه مقدار سفید کردن مو طرف پیر شده ولی صورتش هیچ چین چوروکی نداره اینا واقعا خیلی ناجوره و یه سری از مسائل دیگه ای که دوستان اشاره کردن .. اوایل سریال بد نبود ولی این اخرش دیگه خیلی خراب کردن

A N A M I S
05-02-2016, 00:12
سلام
بنظر میرسه جایگاه یه نظارت کیفی درست و حسابی که بتونه جلوی این ایرادا رو بگیره هنوز مشخص نیست
واقعیتش اینه که بخش عظیمی از مخاطبین رسانه های تصویریمون نگاه ریزبین و سخت گیرانه ای به موضوع ندارن و بیشتر وجه سرگرمی واسشون مهمه تا کیفیت و رعایت اصول حرفه ای ،همینه که این دست سریال ها یا فیلم های سینمایی از این بابت متضرر نمیشن و مخاطبشونو از دست نمیدن...

به جز بعضی موارد که میتونه بدشانسی یا اتفاقی باشه انگار نویسنده فیلمنامه ، کارگردان و بقیه عوامل به خودشون سخت نگرفتن ، مثلا شاید صندوق پست رو توی در خونه دیدن و متوجه بودن ولی به خودشون گفتن ولش کنن بابا... حالا کی میاد اینو ببینه!! در واقع به مخاطباشون احترام نذاشتن و خودشونو با مخاطب سخت گیر و نکته بین نسنجیدن ، بسنده کردن به قشری که دارن یه سریالو بعنوان سرگرمی و کنجکاوانه دنبال میکنن و کاری به گریم و سوتی و .... ندارن

mehditd
06-02-2016, 08:59
هر روزشم بدتراز روز قبلشه،نوزادی که دوران نوزادیشو و بمب هایی که میزدنو یادشه،آیا داریم....!!!
کیمیا و پیمان بهشون ظلم شده وگرنه اسطوره های جهانن این ها،داماده پلیسم که داره گیرشون میادو با دوتا چرخ زدن جای کسایی که به پیمان حمله کردنو پیدا میکنه،زندایی کیمیا ماشاالله به هیچ عنوان از جنگ به اینور هیچ تغییری نکره(اون خرمشهری رو میگم)یکم فقط چاق تر شده،شوهرش پیر شده اونم چه تابلو...
اصلا از اولش شروع شدنش با خودم گفتم این فیلم سوتی هاش زیاد که در حال حاضرم پس از گذشت قسمت 100 به بعد بازم شاهد گاف های زیادی هستیم،خدا بخیر کنه فیلم و سریال این مرزو بومو

LIDA
06-02-2016, 10:49
اگ بخوایم در نظر بگیریم برسی کنیم تو این چن سال سینمای ایران تو انجام گریم چه در سریال وفیلمها واقعا ضعیف هست ک همه بر میگرده به اینک زیاد رو فیلم وسریالاشون هزینه نمیکنن
ک تو بحث ها دوستان اشاره کردن من خودم هنو این سریال و ندیدم ولی میدونم واقعا تو گریم بازیگران زیاد انچنان مایه نمیزارن واس همینه ضعف زیاد داره چه تو جلوه های ویژه چ تو انمیشن چ تو گریم بازیگران

mehditd
06-02-2016, 14:56
آنكه هرگز نشود پير تويي
تيز و برنده چو شمشير تويي
رستم و زال كه خالي بنديست
برترين شخص اساطير تويي

چيست اسكندر و آوازه او؟!
آنكه بودست جهانگير تويي
هر كسي نيت سوء در سر داشت
بكند خوار و زمين گير، تويي

آنكه در سخترين واقعه ها
عاقل و صاحب تدبير تويي
آنكه از پيكرهء خرّمشهر
پاره كرده است چو زنجير تويي

پشتِ طاغوت اگر خُرد شده
علت اصلي تحقير، تويي
آنکه تهديد كند دنيا را
با دوتا كاسه و كفگير، تويي

آدم شُهره بسي ديده جهان
ليك والاي مشاهير تويي
"معتضد" گر شده تاريخ نگار
باعث اين همه تحرير، تويي

ناجي كلّ جهان؛ لايق توست!
بي گمان شير تر از شير تويي
"كيميا" هستي و ناياب ترين
زين سبب مايهء اكسير تويي!

SEDANEH
06-02-2016, 18:33
از اینها بگذریم.
با سیم سیار دکمه دار چی کار کنیم؟ :bm:
اونجا که محبوبه خواست مشفق رو بکشه اون سیم سیاره دکمه دار بود.
مکه اون موقع دکمه دار بوده؟

mehditd
07-02-2016, 09:20
خیلی جالبه که 23 سال به اسم رها صدات کنن بعد یهویی تو کمتراز دوهفته اسمتون کنن آزاده و خیلی ام ازین اسم راضی باشیو حال کنیو به نامزدتم بگی که این اسم واقعی منه ازین به بعد به این اسم صدام کن،
این کیمیا او پیمانم که شوالیه های شجاع هستند که همیشه پیروز و سربلند از هر اتفاقی بیرون میان،یعنی کشته این فیلم منو دیگه

mahdian57
08-02-2016, 08:18
بنده ناگهان دیدم که یه پسری تفنگی دستشه آرزو کردم در کشتن کیمیا موفق باشه
ولی یکی از اعضا خانواده گفت نه اسم سریال کیمیا عمراً کشته بشه !
یعنی این همه سال سریال سازی ایرانی یه همچین چارچوبهای ذهنی درست کرده . . .

mehditd
08-02-2016, 10:05
دوتا عکس قشنگ

http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=1017818&stc=1&d=1454915050



http://forum.mobilestan.net/attachment.php?attachmentid=1017817&stc=1&d=1454915050