• ورود

    عضويت در سايت موبايلستان ايميل فعال سازي ارسال نشده است ؟ کلمه عبور خود را گم کرده ايد ؟
  • ثبت نام

  • صفحه 1 از 39 12311 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 1 به 10 از 385

    نرم افزار های اسلامی

    1. Top | #1



      درجه : عضو فعال
      شماره كاربري : 744067
      نام : محمّد امین
      نوشته ها: 486
      سپاس ها : 7,789
      سپاس از شما 4,271 بار در 527 پست
      جزئيات بيشتر

      Islamic تاپیک موضوعی احادیث و آیات شریفه قرآن کریم

      عظمت قرآن درسخنان آیت الله العظمی بهجت (ره)



      1 ـ اگر کتابی بود که عکس اشیا را نشان می داد ، آن کتاب همین قرآن است که بهشت و جهنم را نشان می دهد.


      2 ـ خدا می داند قرآن برای اهل ایمان ـ مخصوصاً اگر اهل علم باشند ـ چه معجزه ها و کراماتی دارد و چه چیزهایی از آن خواهند دید!


      3 ـ اگر قرآن را به صورت واقعی اش ببینیم ،آن گاه معلوم می شود که دست از ترنج می شناسیم یا نه!


      4 ـ برنامه ی قرآن ، آخرین برنامه ی انسان سازی است که در اختیار ما گذاشته شده است ، ولی ما از آن قدردانی نمی کنیم!


      5 ـ اگر به قرآن عمل می کردیم ، دیگران را به اسلام و قرآن جذب می نمودیم ؛ زیرا قرآن ، جامع کمالات همه ی انبیای اولوالعزم (ع) است.


      6 ـ اگر درست به قرآن عمل می کردیم ، با عمل خود دیگران را جذب می کردیم ؛ زیرا مردم غالباً ـ به جز عده ی معدود ـ خواهان و طالب نور هستند .


      7 ـ قرآن ، انسان را به غایت کمال انسانی می رساند . ما قدردان قرآن و عدیل آن :اهل بیت (ع) نیستیم .


      8 ـ مدام به قرآن نگاه کردن ، دوای درد چشم است .


      9 ـ اگر از قرآن استفاده نمی کنیم ، برای آن است که یقین ما ضعیف است .

      اگر به قرآن عمل می کردیم ، دیگران را به اسلام و قرآن جذب می نمودیم ؛ زیرا قرآن ، جامع کمالات همه ی انبیای اولوالعزم (ع) است.


      10 ـ خدا می داند حفظ قرآن ، چه قدر در استفاده از این معدن و منبع رحمت الهی ، مدخلیت دارد ... ما آن گونه که باید و شاید از قرآن ، استفاده نمی کنیم!


      11 ـ آیه ی :(وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَل لِّلّهِ الأَمْرُ جَمِیعًا أَفَلَمْ یَیْأَسِ الَّذِینَ آمَنُواْ أَن لَّوْ یَشَاء اللّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِیعًا وَلاَ یَزَالُ الَّذِینَ كَفَرُواْ تُصِیبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِیبًا مِّن دَارِهِمْ حَتَّى یَأْتِیَ وَعْدُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ یُخْلِفُ الْمِیعَادَ [رعد /31 ]؛ اگر قرآنی وجود داشت که به واسطه ی آن ، کوه ها سیر شود ، یا زمین به آن پیموده و یا شکافته شود ، یا با مردگان سخن گفته شود ... )چه می گوید ؟! آیا امور مذکور در آیه ی شریفه ی ، فرض محال و غیر واقع است ؛ یا می خواهد بفرماید : اهلش با این قرآن ، همه ی این کارها را می توانند انجام دهند ؟!


      12 ـ کسی آشنا به قرآن است که زیادتر در آن تدبر کند ؛ مجموعه ی روایات هم مثل قرآن است .


      13 ـ اگر راست می گوییم که قرآن ، سلاح است ، پس چه احتیاج به سلاح دیگر ؟!


      14 ـ آیا هیچ می دانیم که قرآن ، نظیر سایر مکتوبات نیست ! گویی قرآن ، موجودی ربوبی از عالم نور و ...... است که در عالم اجسام و اعراض ظهور کرده است!


      15 ـ باید به طور یقین بفهمیم که نگاه کردن به قرآن ، مثل نگاه کردن به سایر کتب نیست!


      16 ـ به هیچ امت و ملتی چنین قرآنی داده نشده که این همه خواص و آثار داشته باشد !نعمت به این بزرگی به ما داده شده ، ولی مثل این است که اصلاً نداده اند ،و مثل این که این کتاب ،مکمل انسان نیست!


      17 ـ توسل به قرآن و حمل و فهم و قرائت آن ، برای نجات عموم مردم ـ چه رسد به خواص ـ مفید است!


      18 ـ جای تعجب است که به شخصیت ها و سخنان آنها اهمیت داده می شود و سخنرانی هایشان ضبط می شود ، اما قرآن که در دست ما است ، این طور نزد ما ارزش ندارد !همه می دانیم که درباره ی قرآن ، مقصریم!


      19 ـ کسی که این مطلب را که : قرآن ، تیان کل شیء [ بیانگر همه چیز ] است دنبال کند ، عجایب و غرایب می بیند!


      20 ـ قرآن کتابی است که پیغمبر ساز است ؛ زیرا پیغمبران دو گونه اند : قسم اول ، پیامبرانی هستند که از جانب خداوند به پیامبری تعیین شده اند . قسم دوم ، پیغمبران کمالی ،که در اثر ایمان و عمل به دستورات قرآن ، به کمالات پیامبر نایل می گردند .بنابراین قرآن ، پیغمبران کمالی تربیت می کند و پیغمبرساز است.


      21 ـ ما وظیفه داریم که در تعلیم ، تلاوت و عمل به قرآن کوشش کنیم .ولی ما شبهای احیا قرآن بر سر می گذاریم ؛ و در مقام عمل ، آیه های حجاب ، غیبت ، کذب ، و آیات :(ویل للمطففین ؛وای بر کم فروشان )و نیز (فلا تقل لهما اف ؛ پس به پدر و مادر ، اف نگو )همچنین (و لا تمش فی الارض مرحاً؛ و با ناز و تکبر در روی زمین راه مرو ) و ... را زیر پا می گذاریم .


      مهدی سیف جمالی
      ویرایش توسط محمّد امین : 14-12-2012 در ساعت 20:20



    2. کسب و کار


    3. Top | #2



      درجه : عضو فعال
      شماره كاربري : 744067
      نام : محمّد امین
      نوشته ها: 486
      سپاس ها : 7,789
      سپاس از شما 4,271 بار در 527 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض سخنان بزرگان(مسلمان و غير مسلمان و ...) و مفسرين را در مورد قرآن کریم

      سخنان بزرگان(مسلمان و غير مسلمان و ...) و مفسرين در مورد قرآن کریم


      ذکر سخن تمامی بزرگان در مورد قرآن امکان پذیر نیست ذیلا به سخنان امیر مومنان علیه السلام در مورد قرآن وپس از آن به سخن برخی از اندیشمندان غیر مسلمان اشاره میکنیم جهت اطلاع بر نظر اندیشمندان ومفسران مسلمان در مورد قرآن میتوانید به مقدمه تفاسیر آنان مراجعه کنید
      سخنان علی عليه السلام در مورد قرآن در نهج البلاغه :
      اقیانوس بیکران حقایق
      قرآن مجید، برترین و آخرین پیام خداوند و بزرگ ترین گوهر گرانبهای به جای مانده از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سرچشمه جوشان معارف اسلامی و اقیانوس بیکران حقایق است. امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد، شعله ای است که نور آن تاریک نشود، جدا کننده حق و باطلی است که درخشش برهانش خاموش نگردد، بنایی است که ستون های آن خراب نشود، شفا دهنده ای است که بیماری های وحشت انگیز را بزداید، قدرتی است که یاورانش شکست ندارند، و حقی است که یاری کنندگانش مغلوب نشوند...، دریایی است که تشنگان آن آبش را تمام نتوانند کشید و چشمه ای است که آبش کمی ندارد...».
      پناهگاه امن
      امیرمؤمنان، حضرت علی علیه السلام ، درباره ویژگی های والای قرآن کریم می فرماید: «خدا، قرآن را فرونشاننده عطش علمی دانشمندان، و باران بهاری برای قلب فقیهان، و راه گسترده و وسیع برای صالحان قرار داده است. قرآن، دارویی است که با آن بیماری وجود ندارد، نوری است که با آن تاریکی یافت نمی شود، ریسمانی است که رشته های آن محکم و پناهگاهی است که قلّه آن بلند است، توان و قدرتی است برای آن که آن را برگزیند، محل امنی است برای هر کس که وارد آن شود، راهنمایی است تا از او پیروی کنند، وسیله انجام وظیفه است برای آن که قرآن را راه و رسم خود قرار دهد، برهانی است بر آن کس که با آن سخن بگوید، عامل پیروزی است برای آن کس که با آن استدلال کند، نجات دهنده است برای آن کس که حافظ آن باشد و به آن عمل کند، و راهبر آن که آن را به کار گیرد و نشانه هدایت است برای آن کس که در او بنگرد».
      جامعیّت قرآن
      قرآن کتابی است فراگیر و همه جانبه، که از گذشته و آینده و وقایع گوناگون سخن به میان می آورد. از یک طرف به بیان تاریخ و سرگذشت پیشینیان و انبیا و مردم روزگار قدیم و چگونگی زندگی آن ها سخن می گوید، و از طرف دیگر اخبار و اطلاعاتی راجع به وقایع آینده تاریخ به خوانندگان ارائه می دهد. هم چنین یکی دیگراز ابعاد قرآن، بیان احکام و قوانینی است که در سایه عمل کردن به آن،مردم از زندگی سالم برخوردار می شوند. امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره جامعیّت قرآن می فرماید: «در قرآن اخبار گذشتگان و آیندگان، و احکام مورد نیاز زندگی تان وجود دارد».
      کتاب هدایت
      قرآن کتاب هدایت و ارشاد است که هر چه در آیات نورانی آن بیشتر تامّل و دقت کنیم، بر علم و آگاهی مان افزوده خواهد شد و به دنبال آن دردها و نقصان های زندگی مان برطرف می شود. درکلامی از امیرمؤمنان علیه السلام در این باره آمده است: «آگاه باشید! همانا این قرآن پنددهنده ای است که نمی فریبد، و هدایت کننده ای است که گمراه نمی سازد، و سخنگویی است که هرگز دروغ نمی گوید. کسی با قرآن هم نشین نشد مگر آن که بر او افزود یا از او کاست؛ در هدایت او افزود و از کوردلی و گمراهی اش کاست. آگاه باشید! کسی با داشتن قرآن نیازی ندارد و بدون قرآن بی نیاز نخواهد بود. پس درمان خود را از قرآن بخواهید و در سختی ها از قرآن یاری بطلبید... و با دوستی قرآن به خدا روی آورید و به وسیله قرآن از خلق خدا چیزی نخواهید؛ زیرا وسیله ای برای تقرّب بندگان به خدا، بهتر از قرآن وجود ندارد. آگاه باشید که شفاعت قرآن پذیرفته است و سخنش تصدیق می گردد. آن کس که در قیامت قرآن شفاعتش کند، بخشوده می شود و آن که قرآن از او شکایت کند، محکوم است».
      هدایتگری امین
      انسان های دوراندیش، همواره راهنمایی و ارشاد را از افراد آگاه و حقیقت شناس می گیرند و آن را آویزه گوش خود می نمایند؛ چرا که در غیر این صورت، خویشتن را به سمت گمراهی و ضلالت می کشند، از این رو مطابق فرمایش امیرمؤمنان علی علیه السلام قرآن هدایتگر و نصیحت کننده ای است که جز به حق و حقیقت سخن نمی گوید و هر کس بر آن تکیه کند، هرگز شکست و نخواهد خورد. براین اساس در خطبه 133 نهج البلاغه می خوانیم «کتاب خدا قرآن، در میان شما سخنگویی است که هیچ گاه زبانش از حق گویی کُند و خسته نمی شود و همواره گویاست، خانه ای است که ستون های آن هرگز فرو نمی ریزد، و صاحب عزتی است که یارانش هرگز شکست ندارند». در بخش دیگری از این خطبه آمده است: «این قرآن است که با آن می توانید راه حق را بنگرید و با آن سخن بگویید و به وسیله آن بشنوید. بعضی از قرآن از بعضی دیگر سخن می گوید و برخی بر برخی دیگر گواهی می دهد. آیاتش در شناساندن خدا اختلافی نداشته و کسی را که همراهش شد، از خدا جدا نمی سازد».
      حجت خدا بر خلق
      در سخنانی از مولای متقیان امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره اهمیت و عظمت قرآن مجید چنین آمده است: «قرآن،فرماندهی بازدارنده و ساکتی گویا،و حجت خدا بر مخلوقات است. خداوند پیمان عمل کردن به قرآن را از بندگان گرفته و آنان را در گرو دستوراتش قرار داده است. نورانیت قرآن را تمام و دین خود را به وسیله آن کامل فرمود و پیامبرش را هنگامی از جهان برد که از تبلیغ احکام قرآن فراغت یافته بود. پس خدا را آن گونه بزرگ بشمارید که خود بیان داشته است».
      پرهیزکاران و تلاوت قرآن
      پرهیزکاران، قرآن را همانند نامه ای از محبوب دانسته و با عشق تمام بدان روی می آورند. امیرمؤمنان درتوصیف حال پرهیزکاران در حین تلاوت قرآن چنین می فرماید: «پرهیزکاران در شب بر پا ایستاده مشغول نمازند، قرآن را جزء جزء و با تفکر و اندیشه می خوانند، با قرآن جان خویش را محزون می دارند و داروی درد خود را می یابند. وقتی به آیه ای برسند که تشویقی در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روی آورند و با جان پرشوق در آن خیره شوند و گمان می برند که نعمت های بهشت برابر دیدگانش قرار دارد، و هر گاه به آیه ای می رسند که ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن می سپارند، و گویا صدای برهم خوردن شعله های آتش درگوششان طنین افکن است. پس قامت را به شکل رکوع خم کرده، پیشانی و دست و پا بر خاک مالیده، و از خدا آزادی خود را از آتش جهنم می طلبند».
      قرآن؛ نور هدایتگر
      خداوند متعال آخرین پیامبر خویش را در عصری مبعوث ساخت که ضلالت و گمراهی به شدت بر زندگی جامعه بشری سایه افکنده بود. از این رو با بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و نزول قرآن مجید، نور هدایت را بر فراز زندگی بشر برای همیشه روشن ساخت تا انسان ها در زندگی فردی و اجتماعی خویش، از آن مدد جویند. امیرمؤمنان علی علیه السلام در این باره می فرماید: «خداوند، پیامبر صلی الله علیه و آله را هنگامی فرستاد که پیامبران حضور نداشتند و امت ها در خواب غفلت بودند و رشته های دوستی و انسانیت از هم گسسته بود. پس پیامبر صلی الله علیه و آله به میان خلق آمد، در حالی که کتاب های پیامبران پیشین را تصدیق کرد و با «نوری» هدایتگر انسان ها شد که همه باید از آن اطاعت نمایند و آن، نورِ قرآن کریم است. بدانید که در قرآن علم آینده و حدیث روزگاران گذشته است. قرآن، شفادهنده دردها و سامان دهنده امور فردی و اجتماعی شماست».
      شفابخش درد
      رذایل اخلاقی، در شکل های گوناگون خود در میان افراد جامعه به چشم می خورد ؛ دروغ، حسد، تهمت، غیبت و...، دردهایی است که گاه در افراد مشاهده می شود. از این رو برای درمان آن ها چاره ای جز رجوع به طبیبی حاذق و شفابخش نداریم و این طبیب، چیزی جز سفارش های آسمانی خداوند در قرآن نیست. امیرمؤمنان علی علیه السلام در این باره می فرماید: «قرآن را بیاموزید که بهترین گفتار است و آن را نیک بفهمید که بهار دل هاست. از نور آن شفا و بهبودی خواهید که شفای سینه های بیمار است و قرآن را نیکو تلاوت کنید که سود بخش ترین داستان هاست؛ زیرا عالمی که به غیر علم خود عمل کند، چونان جاهل سرگردانی است که از بیماری نادانی شفا نخواهد گرفت، بلکه حجت بر او قوی تر، حسرت و اندوه بر او استوارتر و در پیشگاه خدا به نکوهش سزاوارتر است».
      اهل بیت علیهم السلام مفسران واقعی قرآن
      اهل بیت علیهم السلام مفسران واقعی قرآن هستند؛ چرا که آنان از هر کس دیگر به اسرار و رموز این کتاب الاهی آشناترند و در عمل به آیات نورانی آن نیز از دیگران مقدم تر می باشند. از این رو مسلمانان برای دستیابی به تفسیر و تأویل صحیح آیات قرآن و دورماندن از تفسیرهای ناصحیح و ناصواب، چاره ای جز زانو زدن در مکتب اهل بیت علیهم السلام ندارند. امیرمؤمنان علیه السلام در این باره می فرماید: «این قرآنی که در بین شماست، خط هایی است که در یک جا جمع شده و به مفسر و مترجم نیاز دارد. اگر منصفانه و به حق درباره کتاب خدا حکم شود، باید به این حقیقت اذعان کنند که شایسته ترینِ مردم به تفسیر قرآن و بیان معارف آن، ما اهل بیت هستیم».
      تازگی قرآن
      تازگی و نو بودن مطالب و معانی آیات الاهی، از ویژگی های بارز قرآن کریم است. امیرمؤمنان علی علیه السلام در این باره می فرمایند: «بر شما باد عمل کردن به قرآن که ریسمان محکم الاهی، و نور آشکار و درمانی سودمند است که تشنگی را فرو نشاند، نگهدارنده کسی است که به آن تمسک جوید و نجات دهنده آن کس است که به آن چنگ آویزد. کجی ندارد تا راست شود و گرایش به باطل ندارد تا از آن بازگردانده شود. تکرار و شنیدن پیاپی آیات، کهنه اش نمی سازد و گوش از شنیدن آن خسته نمی شود. کسی که باقرآن سخن بگوید، راست گفته و هر کس بدان عمل کند، پیشتاز است».
      وظیفه مسلمانان در قبال قرآن
      قرآن یکی از عوامل سقوط ملت ها و پیروان برخی از پیامبران الاهی در روزگاران قدیم را تغییر احکام کتاب های آسمانیشان بیان می کند ؛ چرا که گاه حلال آن را حرام و حرام آن را حلال می شمردند. از این رو مسلمانان حقیقی باید همواره مطیع صد در صد قرآن باشند و از حوادث گذشته ای که در آن بیان شده، پند و عبرت گیرند که امیرمؤمنان علی علیه السلام در نامه ای خطاب به حارث همدانی که یکی از یاران مخلص آن حضرت بود چنین نوشت: «به ریسمان قرآن چنگ زن و از آن نصیحت پذیر، حلالش را حلال، و حرامش را حرام بشمار، و حقی را که در زندگی گذشتگان بود تصدیق کن، و از حوادث گذشته تاریخ، برای آینده عبرت گیر؛ که حوادث روزگار با یکدیگر همانند بوده و پایان دنیا به آغازش می پیوندد، و همه آن رفتنی است».

      قرآن در انديشه انديشمندان و مشاهير جهان در گفت‌و‌گو با يك پژوهشگر
      انيشتين گفته است: «قرآن كتاب جبر يا هندسه يا حساب نيست، بلكه مجموعه‏اى از قوانين است كه بشر را به راه راست، راهى كه بزرگ‏ترين فلاسفه دنيا از تعريف و تعيين آن عاجزند، هدايت مى‏كند.»
      خبرگزارى قرآنى ايران (ايكنا)،در مصاحبه با دكتر «احمد‌على افتخارى»، از پژوهشگران حوزه علوم قرآنى و حديث ، وى با اشاره به اين‌كه قرآن كريم كتابى جهانى و جاويد است كه متضمن تعاليم آخرين آئين و شريعت الهى براى هدايت بشر است و با خطابات (الناس، بشر، اهل‌الكتاب، عالمين و ...) اين شمول عام و جهانى را اعلام مى دارد، به گفته‌هاى «يوهان ولفگانگ گوته»، شاعر و نويسنده مشهور آلمانى، دكتر «موريس» فرانسوى، علامه طباطبايى (ره) فيلسوف و مفسر بزرگ معاصر، «جلال‌الدين سيوطى»، دكتر «طه حسين»، نويسنده و سخنور مصرى و «شبلى شميل»، مسيحى عرب و متفكر معاصر درباره قرآن پرداخت.
      دكتر افتخارى بخشي از اين گفت‌و‌گو به انديشه‌هاى «مصطفى صادق‌رافعى»، «بارتلمى سنت هيلر»، خاورشناس فرانسوى، «ادموند برك»، پدر محافظه‌كارى و سياستمدار بزرگ انگليسى، «لومانس»، دانشمند آمريكايى، «پرلامس»، كشيش نامى مسيحى، «ديويد جويت»، اخترشناس دانشگاه هاوايى آمريكا، «سناليسى»، «ادوارد لوهارت»، «فرديو» پروفسور ايتاليايى، دكتر «گوستاولبون» مستشرق مشهور فرانسوى، «گازيمرسگى»، «تئودور نولد» دانشمند و خاورشناس مشهور آلمانى، «ژول لابوم»، خاورشناس فرانسوى و «سديو» دانشمند و مستشرق فرانسوى در مورد جايگاه و اهميت قرآن پرداخت.
      وى گفت: «لئو تولستوى»، نويسنده برجسته، افسانه‌اى و مشهور روسى در مورد اهميت قرآن كريم گفته است: «هر كس بخواهد به سادگى و بى پيرايگى اسلام پى ببرد. بايد قرآن را مورد مطالعه قرار دهد، در آن‌جا قوانين و تعليماتى بر مبناى حقايق روشن و آشكار صادر و به طور ساده براى عموم بيان شده است، در اين كتاب آيات فراوانى است كه به‌ خوبى بر مقام اعلاى اسلام و پاكى روح و روان آورنده آن گواهى مى دهد.»
      وى افزود: همچنين تولستوى مردم را به خواندن قرآن ترغيب كرده و خطاب به آن‌ها گفته: «هر كسى بخواهد سادگى پيام الهى، بى‌پيرايگى اسلام، عظمت كلام و طراوت سخن را دريابد، قرآن بخواند.»
      «كوسين دپرسوال» در مورد قرآن اشاره كرد و گفت: «دپرسوال» مى گويد: «مسئله وحى درباره قرآن از امورى است كه بيش از حد، پر اشكال شمرده مى‏شود؛ زيرا كه اهل جستجو و تحقيق هنوز راه حلى پسنديده براى آن نيافته‏اند و عقل در اين‌جا سرگشته و حيران است كه چگونه ممكن است اين آيات از مردى درس نخوانده و بى سواد بيان نمايد. مردم شرق عموما اعتراف دارند كه قرآن آياتى است كه فكر بنى نوع بشر از آوردن، به مانند آن از حيث لفظ و معنى عاجز و ناتوان خواهد بود و آن آياتى است كه وقتى «عقبة بن ربيعه» شنيد، در زيبائى و مجال آن حيران گرديد و آن‌گاه كه جعفر بن ابى‌طالب برخى از اين آيات را براى نجاشى، پادشاه حبشه خواند اشك از چشمان او سرازير شد!»
      وى افزود: همچنين «دپرسوال» در جاى ديگرى گفته است: «زيبايى و حيرت قرآن مثال‌زدنى است.»
      اين محقق قرآنى بار ديگر به «لومانس»، دانشمند امريكايى اشاره كرد و گفت: لومانس در جاى ديگرى گفته است: «اولين شراره زيبا و با‌طراوت كه نور از قرآن كريم مى باراد، عبارت بسم‌الله الرحمن‌الرحي است كه دنيايى از معنا است.»
      ويل دورانت:
      در قرآن قانون و اخلاق و بسيارى از اصول و مبانى يك سان آمده است. در قرآن اگر از دين صحبت مى‏كند، از دنيا چشم نمى‏پوشد
      اين محقق قرآنى به «وات ويليام مونت‌گمرى» اسلام‌شناس معاصر انگليسى و استاد بازنشسته مطالعات عربى و اسلامى دانشگاه ادينبورگ، اشاره كرد و اظهار كرد: مونت‌گمرى در مورد اهميت قرآن گفته است: «قرآن وقتى تلاوت مى‏شود گويى از قلب بيرون مى‏آيد و سپس به قلب نفوذ مى‏كند.»
      نويسنده كتاب «زن از ديدگاه‌ ملت‌ها، اديان و بزرگان» در ادامه سخنانش به ديدگاه دانشمند فرانسوى «ربوا» درباره قرآن پرداخت و گفت: به زعم «ربوا»، «قرآن منطق و زيبايى دارد، به زور به كسى تحميل نمى‏شود، بلكه لطيف است و در مقام اقناع به نيروى منطق مجهز است.»
      دكتر افتخارى در ادامه سخنانش به مشهورترين دانشمند معاصر، «آلبرت انيشتين» فيزيكدان آلمانى و برنده جايزه نوبل اشاره كرد و گفت: انيشتين در مورد قرآن گفته است: «قرآن كتاب جبر يا هندسه يا حساب نيست، بلكه مجموعه‏اى از قوانين است كه بشر را به راه راست، راهى كه بزرگ‏ترين فلاسفه دنيا از تعريف و تعيين آن عاجزند، هدايت مى‏كنند.»
      دانشمند انگليسى «سرويليام موئيس» در مورد اهميت قرآن گفته است: «قرآن كريم آكنده از دلايل منطقى، علمى، قضايى، حقوقى، مدنى و مهم‏تر از همه لطافت است كه در كتب آسمانى بى‌نظير است.»
      وى در ادامه سخنان به دانشمند ايتاليايى «مايكل آنجلو» پرداخت و گفت: وى گفته «آشنايى من با تعايم حيات‌بخش و معارف درخشان اسلام و قرآن، بينش جديد و عميقى در من ايجاد كرد و طرز فكرم را درباره جهان آفرينش و فلسفه وجود به كلى دگرگون ساخت و احساس كردم كه تعليمات اسلام برخلاف تعاليم مسيحيت انسان را موجودى شريف و با شخصيت مى شناسد نه موجودى كثيف و ذاتا آلوده، مسلمانان به حكم كتاب آسمانى خود قرآن پيامبر والامقام خود را انسانى مانند انسان‌هاى ديگر مى دانند كه خداوند او را براى تبليغ و رسالت و راهنمايى انسان‌ها برگزيده است در اين كتاب دستور و نحوه بهره گيرى از لذايذ اين دنيا و حيات آن، به طرزى جالب و خردمندانه بيان شده است.»
      وى افزود: دانشمند و مستشرق فرانسوى «سديو» نيز معتقد بود «در قرآن كه اوج زيبايى سخن‏ها است، چيزى از مقررات اجتماعى فروگذارى نشده است.»
      اين محقق علوم قرآنى به محقق و مورخ برجسته امريكايى «ويل دورانت» پرداخت و گفت: دورانت در مورد اهميت قرآن گفته «در قرآن قانون و اخلاق و بسيارى از اصول و مبانى يكسان آمده است. در قرآن اگر از دين صحبت مى‏كند، از دنيا چشم نمى‏پوشد.»
      وى افزود: همچنين دورانت در جاى ديگرى گفته است: «در قرآن، قانون و اخلاق يكى است، رفتار دينى در قرآن، شامل رفتار دنيوى نيز هست و همه امور از جانب خدا و به طريق وحى آمده است. قرآن شامل مقرات در خصوص ادب، تندرستى، ازدواج، طلاق، رفتار با فرزند و حيوان، تجارت، سياست، ربا، دين ، امور زراعت، مجازات جنگ و صلح است ... مدت چهارده قرن، قرآن در حافظه اطفال مسلمان محفوظ مانده، خاطرشان را تحريك كرده، اخلاقشان را فرم داده و قريحه صدها ميليون مرد را صيقلى كرده است.»
      سرويليام موئيس:
      «قرآن كريم آكنده از دلايل منطقى، علمى، قضايى، حقوقى، مدنى و مهم‏تر از همه لطافت است كه در كتب آسمانى بى‌نظير است
      نويسنده كتاب «زن از ديدگاه‌ ملت‌ها، اديان و بزرگان» گفت: خاورشناس مشهور آلمانى «ژوزف هوردوويچ» در مورد اهميت و جايگاه قرآن گفته است: «قرآن عامل بسيار شگرفى در بالا بردن فكر مسلمانان بود و باعث ‏شد آنان به تحقيقات علمى و پديد آوردن انديشه پيش از ما غربيان حركت كنند.»
      دكتر افتخارى گفت: قرآن حقيقتى است براى حقيقت‌جويانى مانند «راكستون»، اديب اسكاتلندى كه در اين‌باره مى گويد: «ساليان دراز در جست‌و‌جوى حقيقت ‏بودم، آن‌را در اسلام و قرآن يافتم.»
      وى در پايان سخنانش تأكيد كرد: «سر ويليام» انگليسى در مورد قرآن كريم گفته است: قرآن محمد (ص) كتابى است پر از دلايل روشن و منطقى و مسائل بى شمار علمى و قوانين حقوقى و قضايى و دستورات عاليه براى حفظ حيات مدنى و اجتماعى كه با عبارات ساده و در عين حال محكم و منظم آمده و خواننده را مجذوب خود مى نمايد. از همان آغاز رسالت پيامبر بسيارى از معاندين و ملحدين چون وليد و ابوسفيان و ... بر فضائل بى شمار قرآن معترف شدند و تاكنون نيز همه صاحبنظران و انديشمندان آزاده جهان اعترافاتى اين گونه را از خود به يادگار مى گذارند؛ زيرا قرآن در حدوث و بقا خود از حق جدا نشده و به حق نازل گشته است.»
      منبع :خبرگزارى قرآنى ايران.


      اعترافات انديشمندان غربي درباره قرآن
      1. فيليپ.ک.حتي، دانشمند معاصر و استاد دانشگاه پرينستون آمريکا که دربارة تاريخ عرب تحقيقات ارزنده‌اي کرده و چندين کتاب در اين زمينه نگاشته است، در يکي از کتب خود به نام تاريخ عرب مي‌نويسد: قرآن از تمام معجزات، بزرگتر است و اگر سراسر اهل عالم جمع شوند، بي‌ترديد از آوردن مثل آن عاجز خواهند ماند.
      2. ارنست رنان، نويسنده، مورخ و متفکر بزرگ فرانسوي که علاوه بر بسياري از فعاليت‌هاي علمي و تاريخي، تأليفاتي در خصوص زبان‌هاي سامي دارد. مي‌گويد: در کتابخانه شخصي من هزاران جلد کتاب سياسي، اجتماعي، ادبي و غيره وجود دارد که همة آنها را بيشتر از يکبار مطالعه نکرده‌ام و چه بسا کتاب‌هايي که فقط زينت کتابخانه من مي‌باشند ولي يک جلد کتاب است که هميشه مونس من است و هر وقت خسته مي‌شوم و مي‌خواهم درهايي از معاني و کمال بر روي من باز شود آن را مطالعه مي‌کنم و از مطالعه زياد آن خسته و ملول نمي‌شوم. اين کتاب، قرآن کتاب آسماني است.

      3. دکتر گرينيه، خاورشناس و پژوهشگر فرانسوي که تلاش‌ها و تحقيقات فراواني در زمينة علوم اسلامي و قرآن دارد مي‌گويد:
      من آيات قرآن را که به علوم پزشکي و بهداشتي و طبيعي ارتباط داشت دنبال کردم و از کودکي آنها را فراگرفتم و کاملاً به آن آگاه بودم. بنابراين دريافتم که اين آيات از هر نظر با معارف و علوم جهاني منطبق است... . هرکس دست‌اندرکار هنر يا علم باشد و آيات قرآن را با هنر و علمي که آموخته است به همان صورت که من مقايسه کردم مقايسه کند بدون ترديد به اسلام خواهد گرويد، البته اگر صاحب عقلي سليم و بي‌غرض باشد.
      4. هربرت جرج ونو، نويسندة انگليسي، وقتي يکي از مجله‌هاي اروپا عقيده و رأي او را دربارة بزرگترين کتابي که از آغاز تاريخ بشر تاکنون بيشتر از ساير کتب در دنيا تأثير گذارد و مهمتر از همه به شمار آمده است، پرسيد او در جواب نام چند کتاب را برد و در پايان آن چنين نگاشت: اما کتاب چهارم که مهمترين کتاب دنياست قرآن است،‌ زيرا تأثيري که اين کتاب آسماني در دنيا بر جاي نهاده نظير آن را هيچ کتابي نداشته است.

      5. تنورد، خاورشناس و محقق و انديشمند آلماني که در زمينة مسائل قرآني و اسلامي تحقيقات زيادي داشته است، مي‌گويد: قرآن با نيروي برهان خود شنونده را مجذوب و شيفتة خود مي‌سازد و قلوب را تسخير مي‌کند. همين قرآن بود که ملت وحشي عرب را معلم جهانيان کرد.

      6. گوته شاعر و نويسنده بزرگ آلماني که در زمينة اسلام و قرآن کريم و مضامين آن مطالعاتي داشته است، مي‌گويد: ما اول، از قرآن رويگردان بوديم، ولي طولي نکشيد که اين کتاب توجه ما را به خود جلب نمود و به حيرت درآورد و بالاخره مجبور شديم اصول و قواعد آن را بزرگ بشماريم و در مطابقت الفاظ با معاني بکوشيم. مرام و مقصد اين کتاب بي‌اندازه قوي و محکم و مباني آن بلند است و از اين نظر ما را بيشتر به اهميت و علو مقام خود جذب مي‌نمايد. با اين وصف به زودي بزرگترين تأثير خود را در تمام جهان نموده، نتيجة مهمي از خود به جا خواهد گذاشت و باز مي‌گويد:
      به زودي اين کتاب توصيف ناپذير‌( قرآن)، عالم را به خود جلب نموده و تأثير عميقي در دانش جهان نهد و در نتيجه جهانمدار گردد.

      7. راکستون، خاورشناس و محقق اسکاتلندي که در زمينة مسائل قرآني مطالعاتي داشته است، مي‌نويسد: ساليان درازي در جستجوي حقيقت بودم تا اينکه حقيقت را در اسلام يافتم. پس قرآن مقدس را ديدم و شروع به خواندن آن کردم. او بود که تمام سؤالات مرا جواب گفت. قرآن ابهت و ترس در انسان ايجاد مي‌کند و با اين روش ثابت مي‌کند که هر چه مي‌فرمايد راست است.

      8. بانو واگليري، خاورشناس، دانشمند ايتاليايي و پرفسور ادبيات عرب و استاد تاريخ تمدن اسلام در دانشگاه ناپل ايتاليا که فعاليت‌ها و تحقيقات فراواني در زمينه دين مبين اسلام و مفاهيم و مضامين قرآن کريم داشته است، مي‌گويد: با اينکه قرآن در سراسر جهان اسلام بارها خوانده مي‌شود، خواندن آن با اين همه تکرار در پيروانش ايجاد خستگي نمي‌کند بلکه به عکس در ضمن خواندن مکرر هر روز عزيزتر مي‌شود. در خواندن يا شنيدن قرآن در ذهن خواننده يا شنونده حس تعظيم و تکريم برمي‌انگيزد. متن قرآن در طول اعصار و قرون تاريخ نزول آن تا امروز به همان صورت باقي مانده و تا وقتي که خدا بخواهد و تا جهان ادامه داشته باشد باقي خواهد ماند.

      9. دکتر گوستاولوبون، عالم فرانسوي و استاد متتبع علوم و آثار شرقي در تاريخ اسلامي مي‌گويد:
      قرآن که کتاب آسماني مسلمين است تنها منحصر به تعاليم و دستورهاي مذهبي نيست بلکه دستورهاي سياسي و اجتماعي مسلمانان نيز در آن درج شده است. تعليمات اخلاقي قرآن به مراتب بالاتر از تعليمات اخلاقي انجيل است.

      10. آلوارو ماچوردوم کومينز، شاعر، نويسنده، روزنامه نگار و محقق اسپانيايي مي‌گويد:
      عده‌اي از من خواستند بعضي از سوره‌هاي قرآن را برايشان ترجمه کنم، من هم سوره کوتاهي را انتخاب نمودم سوره توحيد را که از يگانگي خداوند مي‌گويد. اين سوره و موسيقي آن آنچنان زيبا بود که براي من شاعر بسيار مهم بود. همچنين سوره فاتحة‌الکتاب را که درباره جهاني بودن خداوند است ترجمه کردم. به اين ترتيب بود که جهاني بودن و يگانگي خداوند مرا به اين نتيجه رساند که اين دين مردمي‌ترين و منطقي‌ترين دين براي از بين بردن ناآرامي‌ها و مشکلات امروزي است.
      11. بانو ستان راني تنس هلندي مي‌گويد:
      محتواي اين کتاب آسماني کاملاً با عقل و خرد و فطرت بشري مطابقت دارد و از مطالب زننده و خلاف عقل به کلي پاک است. قرآن دربارة زنان، قضاوتي عادلانه دارد و برخلاف بعضي از مرام‌ها و اديان که جنس زن را تا به سر حد بردگي تنزل داده‌اند و ارزشي براي او قائل نيستند، وي را از مزايا و حقوق انساني برخوردار ساخته و مقام شامخي براي او منظور داشته است.
      12. نولدکه، دانشمند و خاورشناس مشهور آلماني که در زبان سامي و لغات شرقي تخصص يافته و شهرت کسب کرده است و مهمترين اثر او تاريخ قرآن است که بعد از تأليف آن به دريافت جايزه آکادمي فرانسه نائل شد. مي‌نويسد: قرآن با منطق علمي و روش اطمينان‌بخش و قانع‌کننده‌اي که دارد دل‌هاي شنوندگان خود را به سوي خويش توجه داده و آنها را طرف خطاب قرار مي‌دهد. همواره بر دل‌هاي کساني که از دور با آن مخالفت مي‌ورزند تسلط يافته و آنها را به خود مي‌پيوندد. فضيلت قرآن با داشتن سادگي و بلاغت خاص خود به اوج کمال رسيده است. اين کتاب توانست از مردمي وحشي و بي‌تربيت،‌ ملتي متمدن ايجاد کند که تعليم و تربيت دنياي خويش را بر عهده گرفتند.
      13. پرنس ژاپني بورگيز، مورخ و تاريخ نويس ايتاليايي که پيرامون مسائل تاريخي، تحقيقات زيادي داشته است مي‌نويسد: مسلمين همين که در پيروي قرآن و خواندن آن و عمل به قوانين و احکامش سستي نشان دادند، نيروي سعادت و فرشته سيادت نيز با اين بي‌اعتنايي از آنها دور شد و آن همه عزت و قدرت و خرسندي و عظمت از افق حيات آنها رخت بربست و به جايش اهريمن اسارت و بندگي جانشين شد. دشمنان از اين فرصت استفاده کردند و بر آنها تاختند و حلقه‌وار چون ميکرب‌هاي اجتماع آنها را در ميان گرفتند و آنها را به روزگار کنوني اسير و مقيد ساختند. آري اين همه بدبختي‌ها و تيره‌روزي‌هاي مسلمين از مراعات نکردن قوانين قرآن بوده. در اين امر بزرگ هيچ گناهي متوجه اسلام (قرآن) نيست. آيا حقيقتاً چه ايرادي را مي‌شود بر آيين پاک گرفت.
      14. بانو دکتر لورا واکيسا واگليري، پرفسور ادبيات عرب و استاد تاريخ تمدن اسلام در دانشگاه ناپل ايتاليا رساله‌اي به نام پيشرفت سريع تعاليم اسلام نوشته که در قسمتي از آن چنين آمده است:
      در اين کتاب(قرآن) گنجينه‌هايي از دانش را مي‌بينيم که مافوق استعداد و ظرفيت باهوش‌ترين اشخاص و بزرگترين فيلسوفان و قوي‌ترين رجال سياسي است.
      بانو واگليري، دانشمند و محقق ايتاليايي که در زمينة قرآن کريم نيز مطالعاتي داشته است مي‌نويسد:
      کتاب آسماني اسلام، نمونه‌اي از اعجاز است. قرآن، کتابي است که نمي‌توان از آن تقليد کرد. نمونه سبک و اسلوب قرآن در ادبيات عرب سابقه ندارد. تأثيري که سبک قرآن در روح انسان ايجاد مي‌کند ناشي از امتيازات و برتري‌هاي آن مي‌باشد. چطور ممکن است اين قرآن کار محمد(ص) باشد و حال آنکه معتقديم محمد(ص) يک مرد عرب و درس نخوانده بود. ما در اين قرآن ذخاير و اندوخته‌هايي از علوم مي‌بينيم که مافوق استعداد و ظرفيت باهوش‌ترين و متفکرترين اشخاص است و ... قويترين سياست بايد در مقابل قرآن زانوي ناتواني به زمين بزند.
      15. کارلتون اس گون دانشمند معروف آنتروپولوژي (انسان شناسي)، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا آمريکايي در کتاب خود به نام کاروان مي‌نويسد: بلاغت يکي از مزاياي عظيم قرآن است. قرآن هنگامي که درست تلاوت شود چه شنونده به لغت عرب آشنايي داشته باشد و آن را بفهمد يا آشنايي نداشته و آن را نفهمد، تأثير شديد و عميقي در او گذاشته و در ذهنش جاگير مي‌شود. اين مزيت بلاغتي قرآن ترجمه‌شدني نيست.
      16. گيبون، مي‌گويد: از اقيانوس اطلس تا کنار رود گنگ، قرآن نه فقط قانون فقهي شناخته شده است، بلکه قانون اساسي، شامل رويه قضايي و نظامات مدني، جزايي و حاوي قوانيني است که تمام عمليات و امور مالي بشر را اداره مي‌کند و همة اين امور که به موجب احکام ثابت و لايتغيري انجام مي‌شود ناشي از اراده خدا است و به عبارت ديگر، قرآن دستور عمومي و قانون اساسي مسلمانان است. دستوري است شامل مجموعه قوانين ديني و اجتماعي و مدني و تجاري و نظامي و قضايي و جنايي و جزايي. همين مجموعه قوانين از تکاليف زندگي روزانه تا تشريفات ديني از تزکيه نفس، تا حفظ بدن و بهداشت و از حقوق عمومي تا حقوق فردي و از منافع فردي تا منافع عمومي و از اخلاقيات تا جنايات و از عذاب تا مکافات اين جهان و جهان آينده همه را در بر دارد.
      17. ويل دورانت در تاريخ تمدن مي‌گويد: پيدايش تمدن اسلام از حوادث بزرگ تاريخ است. اسلام طي پنج قرن، از سال 81 تا 579 هجري، از نظر نيرو و نظم و بسط قلمرو و اخلاق نيک و تکامل سطح زندگاني و قوانين منصفانه انساني و ادبيات و تحقيق علمي و علوم و طب و فلسفه پيشاهنگ جهان بود.

      پي‌نوشت

      *. آمنه شاهنده.
      . محمدي اهوازي، مصطفي، چهل داستان از عظمت قرآن کريم، ص 109.
      . همان.
      . همان، ص 110.
      . http://nasl-e-evom.persianblog.com
      . محمدي اهوازي، مصطفي، چهل داستان از عظمت قرآن کريم، ص 111
      . همان، ص 119
      . http:// nasl-e-sevom.persianblog.com.
      . محمدي اهوازي، مصطفي، چهل داستان از عظمت قرآن کريم، ص 126.
      . همان، ص 117.
      . همان، ص 120.
      . همان، ص 121.
      . همان، ص 124.
      . همان، ص 125.
      . همان، ص 126.
      . همان.
      . همان، صص109-127.
      . جان ديون پورت، عذر تقصير به پيشگاه محمد(ص)، مترجم: سعيدي سيد غلامرضا، ص 91، دارالتبليغ اسلامي.
      ویرایش توسط محمّد امین : 13-12-2012 در ساعت 22:07




    4. Top | #3



      درجه : عضو فعال
      شماره كاربري : 744067
      نام : محمّد امین
      نوشته ها: 486
      سپاس ها : 7,789
      سپاس از شما 4,271 بار در 527 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض احادیث قدسی

      حصن ولايت


      «ولايه علي بن ابيطالب حصني فمن دخل حصني امن من عذابي »

      ارتباطي با حديث سلسله الذهب دارد؟

      اين حديث، قدسي است و از امام رضا(ع) نقل شده است و شيخ صدوق آن را در كتاب عيون اخبارالرضا، (ج 2، باب 38) آورده است: علي بن بلال از حضرت رضا(ع) روايت كرده آن جناب به سند خود از آباء گراميش از رسول خدا(ص) از جبرئيل از ميكائيل از اسرافيل از لوح از قلم نقل فرموده كه خداي تعالي مي‏فرمايد: «ولاية علي بن ابي طالب حصني فمن دخل حصني امن من عذابي». نيز در بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 39، چاپ جديد،ص 246، باب 87) نيز نقل شده است.
      اما حديث سلسله الذهب مشهور «کلمه لا اله الا الله حصني...» است که در نيشابور حضرت رضا(ع) بيان فرمودند. البته در آخر اين روايت فرمودند: «بشرطها و شروطها و انا من شروطها» يعني شرط اين که در حصار حفظ توحيد و لا اله الا الله قرار بگيرد ولايت من است و از آنجا که ولايت امام رضا(ع) همان ولايت اميرالمؤمنين است در نتيجه مضمون دو روايت يکي مي باشد.
      ویرایش توسط محمّد امین : 13-12-2012 در ساعت 22:02




    5. Top | #4



      درجه : عضو فعال
      شماره كاربري : 744067
      نام : محمّد امین
      نوشته ها: 486
      سپاس ها : 7,789
      سپاس از شما 4,271 بار در 527 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض احادیث قدسی

      تبسم در روايات

      در حديثي قدسي داريم كه مي فرمايد: «يا احمد! عجبت من عبد لا يدري اني راض عنه ام ساخط عليه و هو يضحك». 1. آيا اين حديث سنديت دارد؟ 2. آيا اين حديث با رواياتي كه مؤمن را بشاش و با نشاط و خندان معرفي مي كند تناقض ندارد؟ 3. آيا معني يضحك در اينجا همان خنده عادي است؟

      خنده ای که در حدیث قدسی مورد نهی واقع شده خنده از سر غفلت از آخرت است که فرد بدون توجه به هدف از خلقت وآفرینش غرق در لذات مادی است وسرمستانه قهقه سر می دهد ولی بشاشیت وتبسم بر روی لب نه تنها نهی نشده که سفارش به آن نیز شده است ودر روایتی این گونه آمده که مومن حزنش درون سینه است وبشاشتش در چهره وصورتش نمایان است {نهج البلاغه 23 واز مجموع روایات این گونه استفاده میشود که تبسم وبشاشت از اوصاف مومن است ومون نباید اخمو و عبوس باشد خنده نیز در حد اعتدال خوب است و نباید زیاده از حد باشد ضمن آنکه مناسب است به صورت قهقهه نباشد شوخی نیز به قدر نمک در غذا بنا به انچه در روایت آمده پسندیده است وشخص پیامبر اکرم وائمه شوخ طبعی داشته اند به ویژه امیر مومنان که بنا به انچه در نقل ها آمده است شوخ طبع بوده اند .
      ویرایش توسط محمّد امین : 13-12-2012 در ساعت 22:01




    6. Top | #5



      درجه : عضو فعال
      شماره كاربري : 744067
      نام : محمّد امین
      نوشته ها: 486
      سپاس ها : 7,789
      سپاس از شما 4,271 بار در 527 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض احادیث قدسی

      آيا حديث لولاك لما خلقت الافلاك ... سنديت دارد؟


      اصل این مطلب که هدف اصلی از خلقت عالم و آدم انسان کامل و به تعبیر قرآن خلیفه الله است جای تردید نیست چنانکه جای تردید نیست اشرف مخلوقات خداوند پیامبر اکرم (ص) است به همین جهت برخی روایات بر این مطلب دلالت دارد که هدف غایی از خلقت خلق وجود مبارک آن بزرگوار ویا آن بزرگوار به همراه دیگر معصومین (ع) است اما عین تعبيری که مورد سوال واقع شده در منابع ذیل نقل شده که عین روایت را ذیلا می آوریم : رُوِيَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ كَانَ اللَّهُ وَ لَا شَيْ‏ءَ مَعَهُ فَأَوَّلُ‏مَا خَلَقَ نُورُ حَبِيبِهِ مُحَمَّدٍ ص قَبْلَ خَلْقِ الْمَاءِ وَ الْعَرْشِ وَ الْكُرْسِيِّ وَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّوْحِ وَ الْقَلَمِ وَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ الْمَلَائِكَةِ وَ آدَمَ وَ حَوَّاءَ بِأَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِينَ وَ أَرْبَعِمِائَةِ أَلْفِ عَامٍ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى نُورَ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ ص بَقِيَ أَلْفَ عَامٍ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَاقِفاً يُسَبِّحُهُ وَ يَحْمَدُهُ وَ الْحَقُّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَنْظُرُ إِلَيْهِ وَ يَقُولُ يَا عَبْدِي أَنْتَ الْمُرَادُ وَ الْمُرِيدُ وَ أَنْتَ خِيَرَتِي مِنْ خَلْقِي وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَوْلَاكَ مَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاكَ مَنْ أَحَبَّكَ أَحْبَبْتُهُ وَ مَنْ أَبْغَضَكَ أَبْغَضْتُهُ . {بحارالأنوار ج : 15 ص : 28} در بحار از مناقب ابن شهراشوب نیز همین مضمون نقل شده وَ قِيلَ لِلْحَبِيبِ ص لَوْلَاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاك‏.{بحارالأنوار ج : 16 ص : 405}. در کتاب تاویل الایات نیز این گونه نقل شده است و جاء في الحديث القدسي لولاك لما خلقت الأفلاك . {تأويل‏الآيات‏الظاهرة ص : 430}.
      ویرایش توسط محمّد امین : 13-12-2012 در ساعت 21:59




    7. Top | #6



      درجه : عضو فعال
      شماره كاربري : 744067
      نام : محمّد امین
      نوشته ها: 486
      سپاس ها : 7,789
      سپاس از شما 4,271 بار در 527 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض احادیث قدسی

      حديث من طلبني ...


      حديث معروف قدسي آمده است: « من طلبني وجدني و من وجدني عرفني و من عرفني احبني و من احبني عشقني و من عشقني عشقه و من عشقه قتله و من قتله فعلي ديته و من علي ديته فانا ديته»(خداوند فرمود): هر كس مرا طلب كند، مرا مي يابد و هر كه مرا بيابد، مرا مي شناسد و هر كه مرا بشناسد، مرا دوست دارد و هر كسي مرا دوست بدارد، عاشقم مي شود و هر كه عاشقم بشود، عاشقش مي شوم و هر كس را كه عاشقش بشم، او را مي كشم و هر كس را بكشم، ديه او به گردن من است و هر كس كه به گردن من ديه دارد، من خودم ديه او هستم.

      این جملات را که به عنوان حديث قدسي نقل شده در مجموعه های روایی نيافتيم وبسیار بعید به نظر میرسد که در کتب حدیثی نقل شده باشد در برخي کتب عرفاي متأخر همچون کلمات مکنونه فیض {بنا به آنچه در ذهن است کتاب دسترس نبود } این نقل بدون ذکر مآخذ آمده بخش اول آن يعني جمله «من طلبني وجدني» در ضمن حديث قدسي که مخاطب آن حضرت داود مي باشد آمده است که ذيلا اين حديث قدسي را مي آوريم. «يا داود بلغ اهل الارض اني حبيب من احبني و جليس من جالسني و مونس لمن انس بذکري و صاحب لمن صاحبني و مختار لمن اختارني و مطيع لمن اطاعني و ما احبني احد من خلقي عرفت ذلک من قلبه الا احببته حبا لايتقدمه احد من خلقي من طلبني بالحق وجدني و من طلبه غيري لم يجدني فارفضوا يا اهل الارض ما انتم عليه من غرورها و هلموا الي کرامتي و مصاحبتي و مجالستي و مؤانستي و آنسوا بي أو انسکم و اسارع الي محبتکم؛ خداوند به حضرت داود مي فرمايد: اي داود من دوست کسي هستم که مرا دوست بدارد، همنشين کسي هستم که با من همنشيني کند، مونس کسي هستم که با ذکر من مأنوس باشد، همراه کسي هستم که با من همراهي کند، برگزيده کسي هستم که مرا برگزيند، مطيع کسي هستم که از من اطاعت کند و دوست نمي دارد مرا هيچ کس از بندگانم که من اين دوستي را از قلب او بدانم مگر اين که او را دوست مي دارم دوست داشتني که هيچ کس از خلق من قبلا او را دوست نداشته هر کس به راستي مرا طلب کند خواهد يافت و هر کس غير مرا جستجو کند مرا نخواهد يافت. پس اي اهل زمين دور بيندازيد از خودتان آنچه را بر آن هستيد از غرور دنيايي و بشتابيد به سوي کرامت من و همراهي و همنشيني و انس با من و با من مأنوس شويد تا با شما انس بگيرم و بشتابم به سوي محبت شما» (الجواهر السنيه، ص 94 - بحارالانوار، ج 67، ص 25).
      اين حديث در هيچ يك از كتب روايي معتبر (دسته اول روايي) نيامده است. لذا از كتب ديگر روايت مي كنيم؛ (از جمله در كتاب قره العيون مولفي با نام فيض، صفحه 369):
      من طلبني وجدني و من وجدني عرفني و من عرفني احبني و من احبني عشقني و من عشقني قتلته و من قتلته فعلي ديته و من علي ديته و انا ديته حديث قدسي: من احبني عشقني و من عشقني قتلته و من قتلته فانه ديته،; اللمعه البيضاء، تبريزي انصاري؛ في شرح خطبه الزهرا ، دفتر نشر الهادي؛ در شرح اسماء الحسني ملاهادي سبزواري، ج
      ویرایش توسط محمّد امین : 13-12-2012 در ساعت 21:58




    8. Top | #7



      درجه : عضو فعال
      شماره كاربري : 744067
      نام : محمّد امین
      نوشته ها: 486
      سپاس ها : 7,789
      سپاس از شما 4,271 بار در 527 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض احادیث قدسی

      لولاك لما خلقت الافلاك...


      در رابطه با حديث «لولاك لما خلقت الافلاك» كه از احاديث قدسى است، توجهتان را به مطالب زير جلب مي نماييم:
      يكم:
      مراد از اينكه «اگر تو نبودى اين جهان را نمى‏آفريدم»، ممكن است؛ يكى از سه معناى زير باشد:
      1. هدف از آفرينش جهان، چيزى است كه جز با وجود پيامبر(صلى الله عليه وآله) تحقق نمى‏يابد. از ديدگاه قرآن، همه جهان براى انسان آفريده شده است: «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً»؛ بقره (2)، آيه 29.؛ انسان نيز براى بندگى آفريده شده است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ»؛ ذاريات (51)، آيه 56.. حقيقيت عبادت خداوند در ميان انسان‏ها محقق نمى‏شود؛ جز با هدايت پيامبران و نبى‏اكرم كه خاتم انبيا و پيام آور دين كامل الهى است. پس صحيح است كه گفته شود، عبادت خداوند، جز با وجود پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در ميان بندگان محقق نمى‏شود.
      2. پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى‏تواند تمام هدف از آفرينش جهان را در خود جلوه‏گر كند و آن هدف را به صورت كامل در خود محقق سازد. هدف آفرينش جهان، بندگى انسان است و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) به دليل اينكه كامل‏ترين انسان‏ها است، كامل‏ترين بنده نيز مى‏باشد. از اين رو، آن حضرت، هدف از خلقت جهان را به معناى تمام و كمال در وجود خود محقق ساخته است و ديگر انسان‏ها هر يك به اندازه مرتبه كمالشان، آن هدف را محقّق كرده‏اند.
      3. پيامبر(صلى الله عليه وآله) غرض اصلى خدا از آفرينش جهان بوده است و ديگران را از طفيلى پيامبر(صلى الله عليه وآله) خلق كرده است. طبق معناى قبلى، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) كسى است كه هدف از آفرينش جهان را به تمام و كمال، در خود محقّق ساخته است؛ اما براى اينكه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بتواند در اين دنيا، چنين كمالى را در خود محقّق سازد، بايد همه اين جهان آفريده مى‏شد و همه اين انسان‏ها - چه مؤمنان و چه كافران و حتى دشمنان پيامبر و دوستان آن حضرت - بايد خلق مى‏شدند تا پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)، مجال رشد و تكامل پيدا مى‏كرد و مى‏توانست قابليت‏هاى خود را به فعليت برساند. البته به اين معنا نيست كه مثلاً دشمنان از روى جبر با آن حضرت دشمنى كرده اند؛ بلكه وجود انسان‏هايى براى تحقق كمال اختيارى پيامبر(صلى الله عليه وآله) نياز است و آن حضرت مى‏تواند در فضاى ميان آنان - چه فضاى دوستى و چه دشمنى - در مسير رشد و تكامل خود قرار گيرد. انسان‏هاى ديگر نيز هر يك به اندازه مرتبه كمالشان، غرض از خلقت اند؛ يعنى، هر اندازه كه كمال آنان بيشتر باشد، غرض اصلى از خلقت نيز به آنان بيشتر تعلق مى گيرد و هر اندازه نقصان دارند، به همان اندازه طفيلى‏اند و غرض به طور عرضى به آنان تعلق گرفته است.
      گفتنى است كه اين سه معنا با يكديگر منافاتى ندارد و همه آنها با هم سازگار است. خداوند، مى‏خواهد همه انسان‏ها به كمال نهايى برسند و اين كمال، متوقف بر اطاعت از دين است و دين را پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) آورده است. از سوى ديگر هر انسانى، به اندازه‏اى كه به كمال مى‏رسد، هدف از آفرينش را در خود محقق ساخته و در كوتاهى‏هاى خود و نقصان اختيارى اش، از هدف خلقت دور شده است. پس وجود اين نقصان ها، غرض اصلى نيست؛ بلكه به تبع و بالعرض، امكان وجود پيدا كرده است .
      دوم:
      بنا بر برخى نسخه‏ها در ادامه روايت آمده است: «... و لولا على لما خلقتك و لولا فاطمه لما خلقتكما»؛ شيخ على نمازى، مستدرك سفينة البحار، ج‏3، ص 168 و 169.؛ و نيز: «فلولاكم ما خلقت الدنيا و الأخره و لا الجنه و النار»؛ همان، 167.؛ و نيز «و لولاكما لما خلقت الافلاك»؛ بحارالانوار، ج 74، ص 611. در اين باره چند معنا احتمال دارد؛
      1. بندگى انسان‏ها جز با پيروى از دين ممكن نيست و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)، اين دين را آورده است. گفتنى است كه امامان حافظ دين هستند و اگر پس از وفات پيامبر(صلى الله عليه وآله)، امامت نبود، دين آن حضرت به انحراف كشيده مى‏شد. به عبارت ديگر خداوند، دين خاتم را از طريق «امامت» حفظ مى‏كند، لذا نخست از امام على(عليه السلام) ياد شده است و سپس از حضرت فاطمه(عليها السلام) ياد شده است، زيرا امامان به جز حضرت على(عليه السلام)، همگى از فرزندان حضرت فاطمه(عليها السلام) هستند. پس صحيح است كه گفته شود: «اگر فاطمه نبود، امامت ادامه نمى‏يافت و دين باقى نمى‏ماند و در نهايت هدف از آفرينش انسان (بندگى) نيز محقق نمى‏شد».
      2. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)، فاطمه زهرا(عليها السلام)، و امامان معصوم(عليه السلام) همه يك نوراند و كمال آنان هيچ تفاوتى با هم ندارد. پس اين چهارده تن، همه با هم هستند و دوگانگى از حيث كمال بين آنان نيست و همان گونه كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) تحقق‏بخش هدف آفرينش جهان است، فاطمه(عليها السلام) و امامان(عليه السلام) نيز، همان گونه‏اند و فرقى از اين جهت ميان آنان نيست. اين معنا، مى‏تواند جملات ديگرى را نيز كه در شأن اهل بيت وارد شده است، توضيح دهد؛ به عنوان نمونه پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى‏فرمايد: «حسين منى و انا من حسين»؛ بحارالانوار، ج 43، ص 316..
      اينكه حسين(عليه السلام) از پيامبر است، روشن است؛ اما اينكه پيامبر(صلى الله عليه وآله) از حسين(عليه السلام) است، به اين دو معنا است:
      اولاً، دين پيامبر(صلى الله عليه وآله) به واسطه امام حسين(عليه السلام) باقى مى‏ماند. ثانياً، آن دو يكى هستند و فرقى ميان‏شان نيست. همچنين رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) مى‏فرمايد: «خدا با رضاى فاطمه راضى مى‏شود و با خشم او غضبناك مى‏گردد» ر.ك: بحارالانوار، ج 43، ص 19 به بعد.. اين بدان دليل است كه رضاى فاطمه(عليها السلام) و خدا داراى يك ملاك است؛ يعنى، هر موردى كه ايجاد رضايت مى‏كند، هر دو را با هم راضى مى‏نمايد و اگر خشمگين كند، هر دو را خشمناك مى‏سازد؛ زيرا فاطمه نيز فقط به رضاى خدا، راضى مى‏شود. پس چنين نيست كه خداوند، منتظر باشد كه فاطمه(عليها السلام) از چه چيزى راضى مى‏شود تا بعد از او راضى شود. در مورد خلقت ائمه وپيامبر قبل از خلقت حضرت ادم نيز از انجا که پيامبر اکرم وائمه طاهرين اشرف مخلوقاتند بر اساس رواياتی که در اين باب وارد شده اول ما خلق الله نيز هستند لکن بايد توجه داشت وقتی گفته ميشود انان اول ما خلق الله هستند مراد اين جسم انان که در تاريخ معينی به دنيا امده نيست بلکه مقام نورانيت انان است که بر اساس روايات فراون خداوند قبل از خلقت حضرت ادم انوار مطهر پيامبر وائمه معصومين را افريد وپس از ان ساير موجودات را افريد .
      ویرایش توسط محمّد امین : 13-12-2012 در ساعت 21:53




    9. Top | #8



      درجه : عضو فعال
      شماره كاربري : 744067
      نام : محمّد امین
      نوشته ها: 486
      سپاس ها : 7,789
      سپاس از شما 4,271 بار در 527 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض وضو

      برکات وضو



      امام صادق(ع) فرمود:
      روزی علی (ع) با فرزندش محمد حنفیه نشسته بودند، فرمود: ای محمد ظرف آبی برای من آماده کن تا برای نماز وضو بگیرم، محمد ظرف آبی آورد و حضرت مشغول گرفتن وضو شد و آداب و مستحبات و دعاهای وضو را انجام داد.

      پس از آن فرمود: ای محمد هر کس وضو بسازد همانند وضویی که من ساختم و بگوید(دعا کند) آنچه من گفتم خداوند تبارک و تعالی از هر قطره آب وضوی او، ملکی را برای او می آفریند که مشغول تقدیس و تسبیح و تکبیر برای خداوند هستند و خداوند عزوجل ثواب این اذکار را تا روز قیامت برای او ثبت و ضبط خواهد نمود.

      ویرایش توسط محمّد امین : 13-12-2012 در ساعت 21:52




    10. Top | #9



      درجه : عضو فعال
      شماره كاربري : 744067
      نام : محمّد امین
      نوشته ها: 486
      سپاس ها : 7,789
      سپاس از شما 4,271 بار در 527 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض کتاب احادیث قدسی

      کتاب احادیث قدسی


      عنوان: احادیث قدسی

      تعداد صفحات: 65

      زبان: فارسی

      نوع فایل: PDF

      حجم: 888 کیلوبایت





    11. Top | #10



      درجه : عضو فعال
      شماره كاربري : 744067
      نام : محمّد امین
      نوشته ها: 486
      سپاس ها : 7,789
      سپاس از شما 4,271 بار در 527 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      حدیث کساء


      در روايات آمده است :كه يكي از روزهايي كه پيغمبر اكرم (ص) در خانة ام سلمه بود، جبرئيل آيه «إنّما يرُيد الله ِليذهب عَنكم الرِجس أَهل البَيت و يُطهِركم تطهيراً» را بر آن حضرت نازل كرد. آنگاه رسول اكرم (ص) حسن، حسين ، فاطمه و علي (عليهم السلام) را احضار كرده، اطراف خود نشاند. سپس پارچه اي ـ يا عباي پشمين خود را بر سر همگي كشيد و با خواندن اين آيه، عرضه داشت: «اَلّلهم هؤلاء أَهلُ بَيتي، اللّهم أَذهِب عَنهم الرِجس وطَهّرِهم تَطهيراً»؛ [خدايا! اهل بيت من اينها هستند. خدايا! رجس و پليدي را از اينها دور كن و مطهّرشان گردان.] امّ سلمه باديدن اين صحنه گفت: يا رسول الله! آيا من نيز در اين مجموعه داخل و مشمول اين آيه هستم؟ فرمود: تو بر مكانت و منزلت خود هستي، تو بر خير هستي؛ «أنتِ علي مكانكِ وإنكِ علي خيرٍ». آنچه كه گذشت اصل ماجرا بود، ليكن برخي خصوصيات جالب توجه در اين ماجرا وجود دارد كه در پاره اي از روايات از زبان امّ سلمه اين گونه نقل شده است: حضرت رسول (ص) به من فرمود: تو بر خير هستي، تو از همسران پيغمبر هستي، ولي نگفت: تو از اهل بيت هستي؛ «إنّك إلي خير، إنّك من أزواج النبيّ» وما قال: إنك من أهل البيت. (شواهد التنزيل2/24) آن حضرت به من فرمود: [تو از زنان شايستة من هستي، ليكن اگر به من فرموده بود: تو از اهل بيت هستي، برايم بهتر بود از هر چه كه خورشيد بر آن مي‏تابد و از آن غروب مي‏كند] فقال رسول الله (ص): «أنْتِ منْ صالحِ نسائي» فلو كان قال: نعم كان أحبّ إليّ ممّا تطلع عليه الشمس و تغرب. (شواهد التنزيل 2/87، ح 764) تذكّر: اين حديث و امثال آن بيانگر غبطة امّ سلمه از عدم توفيق حضور در آن جمع است. [سَر خود را زير عبا داخل كردم و گفتم: اي پيامبر خدا! من نيز با شما هستم؟ فرمود: تو بر خير هستي] فأدخلتُ رأسي في الكساء فقلت: يا رسول الله! وأنا معكم فقال : «إنك إلي خير» (بحار35/222) بعد از آن دعاي او دربارة پسر عمّش، علي و فرزندان او تمام شد، مرا وارد كرد. اين جمله نشان مي‏دهد كه رسول اكرم (ص) خواسته است با در نظر گرفتن مو قعيت و شخصيت امّ سلمه، عنايتي در حقّ او كند تا از او دلجويي شده باشد. باديدن اين صحنه، كسا و عبا را بلند كردم كه وارد شوم. آن حضرت از دستم كشيد و نگذاشت وارد شوم. آنگاه به من فرمود: تو بر خير هستي؛ «قالت أُم سلمة رضي الله عنها: فَرفَعتُ الكَساء لِأَدخل معَهم فَجَذَبه مِن يَدي» وقال: «إِنّك عَلي خَير» (در المنثور6/604 ،احزاب/33). پيغمبر اكرم (ص) عباي خود را بر روي زمين پهن كرد و همه را روي آن نشاند. سپس چهار طرف عبا را با دست چپ خود گرفته، روي سرشان آورد و دست راست خودش را بالا گرفت و گفت: «هؤلاء أَهل البَيت فَأذْهِبْ عَنهم الرِجس وطَهِِّرهم تَطهيراً» (جامع البيان 22/7) رسول اكرم (ص) علي، فاطمه، حسن و حسين (عليهم السلام) در خانة من بودند. من خزيره اي براي آنان درست كردم، خوردند و خوابيدند. سپس آن حضرت عبا يا قطيفه اي روي آنها كشيد و گفت: «اَللّهم هؤلاء أَهل بَيتي أِذْهب عَنهم الرِجس و طَهِّرهم تطهيراً». (جامع البيان، تفسير طبري، ذيل آية 33) مجموع اين روايت بيان گر اهتمام پيغمبر اكرم (ص) براي نقل و بيان آية تطهير و تلاش آن حضرت براي معرفي و تعيين مصاديق اهل بيت است. البته ام سلمه از زن هاي صالح و شايسته رسول اكرم (ص) و شخصيتي بود كه نزد شيعه و سني از احترام ويژه اي برخوردار است و ائمة اطهار (عليهم السلام) از او به عظمت ياد مي‏كردند، ليكن رسول اكرم (ص) حاضر نشد او را در آن مجموعه، داخل كند. از اين رو وقتي كه عبا را بلند كرد تا داخل شود حضرت رسول (ص) آن را كشيد و از دست او گرفت . چنان كه بعد از پهن كردن عبا و نشستن خمسة طيبه روي آن، اطراف عبا را جمع كرد. شايد بدين جهت كه ام سلمه يا ديگران در اطراف و گوشه هاي آن ننشينند. در عين حال ام سلمه، كه به حساسيت موضوع و ويژگي موقعيت پيش آمده توجّه داشت، سئوال كرد آيا من نيز داخل هستم؟ رسول اكرم (ص) با احترام به او گفت: نه. تا جايي كه ام سلمه آرزو مي‏كرد اي كاش مرا نيز داخل مي‏كرد. هم چنين مي‏گفت: اگر به من مي‏فرمود: آري، برايم بهتر بود از آنچه كه آفتاب بر آن مي‏تابد و از آن غروب مي‏كند. تذكّر: وقوع ماجرا در خانة امّ سلمه نشانة عظمت و موقعيت آن بانو است و اجازة ورود ندادن به او در حقيقت تنبّهي است كه وقتي امّ سلمه با مقام ‏خاصي كه دارد جزو اهل بيت نيست افراد ديگر حتماً از اين عنوان خارج هستند. اختلافي كه در نقل ام سلمه از اين حادثه مشاهده مي‏شود ممكن است از آن جهت باشد كه حادثه يك بار واقع شده، ليكن هر بار كه ام سلمه نقل مي‏كرده، به يك گوشه آن اشاره مي‏كرده است.. شبيه اين روايت دربارة عايشه (در المنثور 6/ 603) و زينب (بحار35/ 222، ينابيع المودّة/ 108) نيز نقل شده است كه بر فرض صحت سند، مي‏توان گفت: احتمال دارد يك حادثه بوده، وليكن آنها نيز حضور داشتند و شبيه سخن ام سلمه را به رسول اكرم گفته و جوابي نظير همان جواب را از آن حضرت دريافت كرده باشند. البته برخي احتمال تعداد و تكرار ماجرا را داده اند. شبيه اين روايت با تفضيل بيشتري از فاطمة زهرا (س) نيز نقل شده (احقاق الحق2/554) و به حديث كسا مشهور است كه به آخر كتاب مفاتيح الجنان الحاق شده است. مقايسة حديث كسا با احاديث قبلي اين احتمال را تقويت مي‏كند كه اين حادثه در خانه حضرت زهرا (عليها السلام) نيز واقع شده است. آية الله جوادي آملي،تجلّي ولايت در آية تطهير


      داستان حديث كساء در روايات فوق العاده فراواني با تعبيرات مختلف وارد شده و قدر مشترك همة آنها اين است كه پيامبر (ص) علي (ع) و فاطمه و حسن و حسين (ع) را فرا خواند – و يا به خدمت او آمدند – پيامبر (ص) عبا – يا پارچه‏اي و .... – بر آنها افكند و گفت خداوندا ! اينها خاندان منند رجس و آلودگي را از آنها دور كن ، و در اين هنگام آيه «انَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ» نازل گرديد.
      قابل توجه اينكه اين حديث ، در صحيح مسلم از قول «عايشه» و همچنين حاكم در «مستدرك» و بيهقي در «سنن»، و ابن جرير در «تفسيرش» و سيوطي در «الدّرالمنثور» نقل شده است. (صحيح مسلم 4/1883، ح 2424)
      ویرایش توسط محمّد امین : 13-12-2012 در ساعت 21:51





    صفحه 1 از 39 12311 ... آخرینآخرین

       توضیحاتی درباره این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •