× توجه! انجمن موبایلستان به صورت آرشیو فعال می باشد و امکان ثبت مطلب جدید از سمت کاربر میسر نخواهد بود.

× توجه! لطفا در هنگام مشاهده مطالب حتما تاریخ انتشار مطلب را ملاحظه بفرمایید تا از معتبر بودن مطلب اطمینان حاصل کنید.
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 15

نقد و بررسی بازی ها

  1. Top | #1


    درجه : عضو طلایی
    شماره كاربري : 397170
    نام : حمید
    نوشته ها: 1,635
    سپاس ها : 8,374
    سپاس از شما 9,444 بار در 1,627 پست
    جزئيات بيشتر

    New سفر به متن تصویر/هیتمن/قسمت اول

    NOTE | نوشته

    سفر به متن تصویر/هیتمن/قسمت اول





    زیبایی تمام هستی جنسش یک احساس هست.احساس لذت بردن از ثانیه ثانیه لحظات زندگی.اینکه گاهی لازم است اشک ریخت,خندید,بغض کرد,شاد بود و دانست که دوست داشته شده ایم و دوست داریم.زندگی بدون احساس زندانی سنگی و خلوتی نامحدود از تمام دردها و رنج های بی پایان است.قلبت مملو از خشونت و نفرت و زندگیت مالامال از حسابهای دودوتا چهارتا و عقل و منطقی میشود که انتهایی ندارد و نه دلخوشی و نه امیدی برای ادامه زندگی.این چنین تدبیر کرد خدایی که خالق همه ما است و این بود که بار بزرگی را بر دوش ما نهاد و آن را احساس و عشق نام گذاشت.این سرگذشت کسی است که ساخته بشر بی چیز در مقابل خدای بزرگ است و زمانیکه نتوانی شیره محبت و احساس را در وجود یک انسان بدمی و او میشود مامور ۴۷…


    دکتر سلام

    همه چیز از موضوع شبیه سازی انسانها آغاز شد.زمانیکه دکتر اتو میر در یک کنفرانس علمی مورد تمسخر واقع شد.اما رویای امروز میشود اختراع و اکتشاف فردا.دهه ۵۰ بود که میر مورد تمسخر واقع شد و دهه ۶۰زمانی بود که سری ۴۷ از کروموزومها که نام کلونها را داشتند توسط دکتر در آزمایشگاهی در رم ساخته شد.دکتر با دادن تغییراتی در کروموزومها قادر به تولید کلونهای شبیه سازی می شده است.بارکد ۰۴۰۱۴۷-۶۴۰۵۰۹ به معنای ۰۴=سری,۰۱=کلاس,۴۷=تعداد کروموزوم,۶۴=سال تولد,۰۵=روز تولد,۰۹=ماه تولد




    تولید انبوه

    سری های مختلفی توسط دکتر تولید شدند که سری های ۴۷,۱۷ و البته ۴۸ نجات یافتند.فرار مامور ۴۷ و استخدام وی توسط ica به عنوان یک هیتمن(قاتل حرفه ای)از اقدامات مامور ما بود که به نظر هدف اصلی میر نیز بوده است.راهنمای مامور ما در سازمان کسی نبود جز خانم دایانا برن وود.۴۷ افراد زیادی را در طی ماموریتهای سازمان از بین میبرد که کم کم متوجه امر عجیبی میگردد و آن این بوده است که تمامی افراد به نوعی با هم در ارتباط بوده اند.تمامی آنها تفکر ساخت ارتشی داشتند که سربازانی فرمانبردار و البته دارای قدرتی فراتر از یک انسان معمولی داشته باشند.کم کم مامور ماو البته سازمان پی میبرند که تمامی دستور قتلها توسط یک مشتری با نام میر بوده است!!اینبار میر دستور قتل پروفسوری با نام کواکس را در آزمایشگاه میدهد و مامور این کار را انجام میدهد و مروری از خاطرات ۴۷ با وی و زمان بزرگ شدن مامور ۴۷!!میر از کلونهایی که برای خود تصمیم میگیرند و یا به عبارتی سوال میپرسند متنفر بود به همین دلیل تعدادی از مامورین ۴۸ را برای از بین بردن ۴۷ میفرستد که البته در مجموع زور بازوی بیشتری هم نسبت به ۴۷ داشتند اما این ۴۷ بود که قصه تمامیشان را پیچید و البته به کمک فردی با نام مامور اسمیت که یک باری جان او را در هنگ کنگ نجات داده بود از طریق راه مخفی آسانسور گریخت.۴۷ به آزمایشگاه مخفی میرسد و کلونها را مشاهده میکند و میگیرد داستان خودش و باقی بر و بچه های کلون چه بوده است و در نتیجه نام میر و تمام کسانی که کشته بود و شک کرده بود که با هم در ارتباطند را میبیند و کلی بهم میریزد و گریه اش میگیرد و میرود گوشه ای و از خیانت میر زار زار اشک میریزد و بعد با جدیت به ادامه کار خودش بازمیگردد.بعد متوجه میشود که سازنده خودش خیانت کرده است و میخواسته که ارتشی قدرتمند که تنها فرمانبرداری میکنند تولید کند و باقی ماجرا…




    نان حلال

    مامور ما قصد ادامه زندگیش مانند یک انسان معمولی را داشت و داشت نان حلال در می آورد و قصد خرید اتومبیلی را داشت که سرجی فردی که برادرش توسط میر کلون شده بود و بعد توسط مامور در بیمارستان کشته شده بود قصد استخدام ۴۷ را میکند.مامور ۴۷ پیش پدر ویتوریو میرود و اعتراف میکند و نزد وی به عنوان باغبان زندگی میکند.پدر ویتوریو که روزی در حال نصیحت بوده است توسط افرادی دزدیده میشود و از ۴۷ مبلغ گزافی برای آزادی وی میخواهند که مامور هم دست به دامان ICA میشود.آنها در قبال انجام کارهایی وی را راهنمایی میکنند و در نهایت بعد از قلع و قم کردن تعداد کثیری از برادران دشمن توطئه پشت پرده و دستور قتلهای سرجی فاش میشود و تمام شاهدان که بدست مامور کشته اند میماند خود مامور ۴۷ که سرجی به وی شک میکند که وی داستان را رسانه ای کرده است بنابراین نیت قتل وی در دلش می افتد.از طرف دیگر سازمان متوجه خرابکاری سرجی شده و دستور قتل وی را به مامور میدهد و میشود شیر تو شیر.مامور به سن پترزبورگ میرود و میبیند خبری نیست و با مامور ۱۷ گلاویز میشود و وی را از پای درمیاورد و با هدست گوشی وی با سرجی صحبت میکند و میفهمد که پدر ویتوریو در خدمت سرجی به سر میبرد و میرود کلیسا سراغش و در نهایت پدر صاحاب سرجی را نیز در میاورد و با خود میگوید:اینجا خبری از صلح نیست اینجا بوی خیانت حال آدم را برهم میزندو…


    ادامه دارد .....
    تصاوير کوچک فايل پيوست تصاوير کوچک فايل پيوست برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام: hitman-blood-money-02-games-widescreen-wallpapers.jpg
مشاهده: 200
حجم: 66.3 کیلو بایت   برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام: ol0mol3vv90wnmw2ah0g.jpg
مشاهده: 203
حجم: 87.4 کیلو بایت  
    ویرایش توسط MAMAD*50 CENT : 29-05-2013 در ساعت 22:04 دلیل: کوچک کردن عکس ها




  2. Top | #2


    درجه : مدير بازنشسته
    بخش : اخبار|کامپیوتر و اینترنت|عکاسی|SMS&MMS
    شماره كاربري : 204221
    نام : (•̪●)گフیイمン
    نوشته ها: 23,655
    سپاس ها : 94,351
    سپاس از شما 128,091 بار در 23,123 پست
    کمک مالي به سايت: 100000 ريال
    جزئيات بيشتر

    پیش فرض

    همیشه عاشق شخصیت هیتمن بودم
    مرسی حمید جان
    ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼﺳﺖ ﮐﻪ شیطان ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ: ﺍﻧﺴﺎﻥ پیدا ﮐﻨﯿﺪ ، ﺳﺠﺪﻩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ



    "هرچیزی که ما را
    خشمگین میسازد، میتواند ما را به خودآگاهی و شناخت بهتر خودمان هدایت کند."

    خاطرات دوستان سایت موبایلستان هیچ وقت فراموش نمیشن

    اینستاگرام:
    mamad_afraz





  3. Top | #3


    درجه : عضو ممتاز
    شماره كاربري : 386162
    نام : ŘÃϻĮŇ
    نوشته ها: 942
    سپاس ها : 161
    سپاس از شما 2,680 بار در 764 پست
    جزئيات بيشتر

    پیش فرض

    خیلی عالیییییی
    دستت درد نکونه




  4. Top | #4


    درجه : عضو نيمه ممتاز
    شماره كاربري : 521999
    نام : Mostafa=>Mosix11
    نوشته ها: 580
    سپاس ها : 1,826
    سپاس از شما 1,549 بار در 444 پست
    جزئيات بيشتر

    پیش فرض

    عالی بود اق حمید
    ابهتی که تو شخصیت هیتمن بوده و هست به نظر من تو هیچکدوم از شخصیت های بازی ها نبوده.
    البته فیلمش ترر زده ... !!!!!

  5. 17 كاربر زير از شما Mosix11 عزيز، سپاسگزاری كرده اند




  6. Top | #5


    درجه : مدير بازنشسته
    بخش : شبکه،اینترنت،امنیت|اخبار کامپیوتر | ترفند
    شماره كاربري : 644475
    نام : J@M@L
    نوشته ها: 8,309
    سپاس ها : 10,141
    سپاس از شما 29,118 بار در 7,582 پست
    جزئيات بيشتر

    پیش فرض

    مرسی حمید جان :)

    لامصب هیتمن 1 از همه خفن تر بود یادش بخیر
    عقاب همیشه تنهاست ...
    اما لاشخورها همیشه باهمند...!




  7. Top | #6


    درجه : عضو طلایی
    شماره كاربري : 525317
    نام : PESAR AJIB
    نوشته ها: 1,867
    سپاس ها : 21,771
    سپاس از شما 11,559 بار در 1,998 پست
    کمک مالي به سايت: 6666 ريال
    جزئيات بيشتر

    پیش فرض

    { وقتی دل خوشیه زندگیت شود قتل }
    -------
    این هیتمن دل خوشیش قتل نیست ، دور همی با رفقا برای خنده ادم می کشن
    -------
    جملات قشنگ توش زیاد بود ، مرسی حمید
    ویرایش توسط MAMAD*50 CENT : 28-05-2013 در ساعت 11:51 دلیل: :4:

  8. 19 كاربر زير از شما PESAR AJIB عزيز، سپاسگزاری كرده اند




  9. Top | #7


    درجه : عضو طلایی
    شماره كاربري : 696638
    نام : مصطفی
    نوشته ها: 1,561
    سپاس ها : 16,250
    سپاس از شما 6,910 بار در 1,388 پست
    جزئيات بيشتر

    پیش فرض

    یادش به خیر چه قدر من تو این بازی هی هویتم لو میرفت
    یادمه یه بار داشتم لباسای یه مامورا رو جلوی اون یکی که بهم تیر میزد عوض میکردم
    ولی خب بعدش راه افتادم و تا اخرشو رفتم

  10. 17 كاربر زير از شما #mosiomm# عزيز، سپاسگزاری كرده اند




  11. Top | #8


    درجه : عضو طلایی
    شماره كاربري : 48885
    نام : سعید خان
    نوشته ها: 3,788
    سپاس ها : 2,702
    سپاس از شما 11,895 بار در 3,469 پست
    جزئيات بيشتر

    پیش فرض

    هیت من عالی بود داداش . دستت درد نکنه

  12. 14 كاربر زير از شما saeedfarzi عزيز، سپاسگزاری كرده اند




  13. Top | #9


    درجه : مدير بازنشسته
    بخش : عمومی|فریمور|نرم افزار و بازی iOS
    شماره كاربري : 758860
    نام : Mammad Amin
    نوشته ها: 3,634
    سپاس ها : 12,535
    سپاس از شما 17,307 بار در 3,495 پست
    جزئيات بيشتر

    پیش فرض

    خیلی از hitman خوشم میاد چن واقعا توی سبک مخفی کاری نظیر نداره و کلا تمش فرق میکنه
    دستت درد نکنه حمید جان منتظر ادامش هستیم

  14. 16 كاربر زير از شما AMINEDGE عزيز، سپاسگزاری كرده اند




  15. Top | #10


    درجه : عضو طلایی
    شماره كاربري : 397170
    نام : حمید
    نوشته ها: 1,635
    سپاس ها : 8,374
    سپاس از شما 9,444 بار در 1,627 پست
    جزئيات بيشتر

    پیش فرض




    این هم قسمت دوم هیتمن . با هم مرور میکنم

    وقتی بخواهی انسان باشی و نتوانی.وقتی عاشق صلح و آرامش باشی و نگذارند.وقتی فکرت,ذهنت و قلبت به سوی دوست داشتن سیر کند ولی آخر ماجرا بدانی که نه میخواهند تو را و نه میتوانی طعم خوب آرامش و لذت از یک روز خوب را داشته باشی چه حالی میشوی؟بزرگترین برگ برنده ات اختیارت است.چیزی که خیلیها آن را برای خود ندارند و اجیر شده اند.تو برای زندگیت اجیر شده خودت باش.اجیر شده قلبت و احساس زیبایت.وقتی روزی همه چیز تمام شود میفهمی که این اختیار تو بوده است که عرش و فرش تو را رقم زده است.زیباییها را برگزین و آدم خودت باش…

    درد گلوله و زخمهایش
    مامور ۴۷ به زندگی اجباری خود در سازمان ادامه میدهد و هر روز دستور قتل افرادی که حکم قتلشان صادر شده و یا صادر میشود!در یکی از درگیریها مامور به شدت زخمی میشود و به پناهگاه خود میرود و مروری از خاطرات گذشته خویش را تجربه میکند.پزشکی از سوی سازمان برای مداوای او فرستاده میشود در حالیکه او متعجب از شناسایی خود توسط دکتر هست!!پس از مداوا و …نیروهای SWAT منزل او را محاصره میکنند و او به هر طریقی شده است از آن محل میگریزد.او دایانا را ملاقات میکند و دایانا اولتیماتومی مبنی بر از دست رفتن تعدادی از دوستان نزدیک و قدرتمند سازمان به دلیل اشتباهات وی را میدهد و هواپیمایی را برای وی مهیا میکند و مامور ۴۷ اوج میگیرد و…


    سیاست کثیف
    یک سال مانده تا انتخابات مجدد رئیس جمهوری آمریکا.معاون رئیس جمهور در یک حادثه برنامه ریزی شده رانندگی تصادف کرده و از دست میرود.حال فشار کنگره مبنی بر انتخاب معاون از سوی رئیس جمهور زیاد میشود و او را مجبور میکنند تا کسی را که مخالف داستان شبیه سازی انسانها هست انتخاب کند.در نهایت گروهی با نام فرانچایز که کار شبیه سازی انسانها را به طور حرفه ای و البته برای میل به اهداف خویش انجام میدادند با نفوذ خویش توانستند دنیل موریس را معاون رئیس جمهور کنند و این در حالی بود که خود رئیس جمهور موافق و علاقه مند داستان شبیه سازی بود و میخواست قانونی کند این جریان را ولی دنیل و گروهش خیر.بنابراین تصمیم قتل رئیس جمهور در دستور کار گروه فرانچایز گنجانده شد.فرانچایز قصد تولید کلونها را به صورت انحصاری برای خود داشت.او به دنبال سلولهای مغز استخوان ۴۷ بود که برترین نمونه کلون شبیه سازی شده بود.دستور قتل دنیل(معاون رئیس جمهور)از سوی شخصی با نام اسمیت در قبال الماسی صادر میشود و زیبا و تمیز ۴۷ دنیل را در کاخ سفید از میان بر میدارد.
    ۴۷ پس از فرار از کاخ سفید به مقر خود پناه میبرد و توسط افراد گروه فرانچایز محاصره میگردد و دایانا سرنگی به ۴۷ تزریق میکند و او را به حالت کما میبرد و قبلش برای جلب اعتماد دایانا ذهن ۴۷ را به تسلیم شدن و اینکه راهی ندارد هدایت میکند.رئیس گروه با انتشار اخبار و مصاحبه های کذب قصد تخریب چهره ۴۷ و اینکه کلونها به شدت خطرناک هستند را دارد تا جلوی قانونی شدن این جریان را بگیرد چیزیکه از ابتدا مورد هدف آنها نیز بود.۴۷ در تابوت است و رئیس, خبرنگار را بر سر جسد ۴۷ میبرد و به یکباره دایانا که آنها را همراهی کرده بود ماده ای را بر لبان خود(ماتیک)آغشته میکند و بوسه ای بر کچل قصه ما میزند و وی به یکباره از کما خارج میشود و با اسلحه هایی که دایانا برای وی رو سینه اش مهیا کرده بود دخل بر و بچه های فرانچایز را می آورد.


    حالا میدانم که هستم
    تراویس فردی از سازمان قصد کار بر روی ژن دختری با نام ویکتوریا را دارد که دایانا این داستان را متوجه میشود و دخترک را میرباید.۴۷ از سوی سازمان متقاعد میگردد که دایانا خیانت کرده است و بایستی او را بکشد.۴۷ به سراغ دایانا میرود و دخل او را می آورد و نامه ای از سوی او برای خویش را میخواند که داستان تراویس و گروه را برملا میکند.اینکه تراویس قصد کار بر روی ویکتوریا را داشته است تا از وی کلونی قدرتمندتر از خود حتی ۴۷ بسازد و از ۴۷ درخواست میکند تا انتخابی را که خود او نداشته است را برای ویکتوریا باقی بگذارد.حال ۴۷ که داستان را متوجه شده است مانند خواهرش از ویکتوریا مراقبت میکند و او را به صومعه میبرد.اما این پایان ماجرا نیست شخصی با نام دکستر رئیس کارخانه اسلحه سازی مخفی هم به دنیال ویکتوریا برای کشف قدرت درونی وی هست.پس از درگیریهای فراوان دکستر که یک آدمکش به همراه پسرش را برای کشتن ۴۷ اجیر میکند نمیتواند موفق باشد و ۴۷ دخل هر دو را میاورد و حتی پس از دزدیده شدن ویکتوریا به دستان دکستر در کارخانه اش ۴۷ او را نجات میدهد.در این درگیریها دکستر ویکتوریا را به کلانتری شهر میبرد زیرا کلانتر هم دست نشانده وی هست.دوست ۴۷ که اطلاعات برای وی جمع آوری میکرده است به وی خیانت میکند و مکان ۴۷ که توسط شوک برقی در کلانتری پس از هجومش به آنجا بیهوش میشود را لو میدهد.بله او آن مکان را به تراویس لو داده است,بر و بچه های تراویس هم به آنجا هجوم میبرند.پس از درگیرها دکستر ویکتوریا را به شیکاگو میبرد و با تراویس در ازای مبلغ پولی وارد مذاکره میشود که تراویس را هم میپیچاند و اینبار ۴۷ تیز بازی درآورده و پس از حرف کشیدن از فردی در گروه دکستر مکان آنها را میزند.دکستر را در حال فرار با ویکتوریا کاریکودی(داغون)میکند و اینبار نکته جالب اینجا خواهد بود که ۴۷ دخل خود تراویس و تمام رفقایش را هم می آورد وجالبتر ماجرا اینجا خواهد بود که ویکتوریا کنار دایانا هست و ۴۷ مراقب آنها و بریدی دوست نزدیک ۴۷ در قبال دریافت پولی از کمیسر پلیس قصد دادن اطلاعاتی به وی را دارد و …


    ویرایش توسط MAMAD*50 CENT : 29-05-2013 در ساعت 21:59 دلیل: کوچک کردن عکس





صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

   توضیحاتی درباره این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •