• ورود

    عضويت در سايت موبايلستان ايميل فعال سازي ارسال نشده است ؟ کلمه عبور خود را گم کرده ايد ؟
  • ثبت نام

  • صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
    نمایش نتایج: از 21 به 22 از 22

    مقالات مربوط به ساير تكنولوژی ها

    1. Top | #21



      درجه : عضو سایت
      شماره كاربري : 350667
      نوشته ها: 62
      سپاس ها : 358
      سپاس از شما 119 بار در 53 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      آره واقعاً فوق العاده بود .

    2. كاربران زير از شما goldesi عزيز، سپاسگزاری كرده اند



    3. کسب و کار


    4. Top | #22


      درجه : عضو جديد
      شماره كاربري : 838623
      نام : الکامکو
      نوشته ها: 2
      سپاس ها : 0
      سپاس از شما 0 بار در 0 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      نقل قول نوشته اصلی توسط T.B.Z
      حالا صبح تا شب برید دنبال یادگیری تکنولوژی. متاسفانه یا خوشبختانه ما در دوره ای داریم زندگی میکنیم که سرعت تکنولوژی خیلی سریع تر از اونیه که بتونیم بهش برسیم
      بیچاره بچه های ما! میگین چرا؟ چون نه میتونن تو کامپیوتر فایل مخفی کنن. نه میتونن یواشکی اس ام اس بدن . نه میتونن برن کتابخونه نه خونه دوستشون . خلاصه از هر جهت حساب کنید سرویسه سرویسن، چون خودمون آخرشیم دیگه ماشاا

      با اینحال گاهی فکر میکنم ما از این ظرفیتهای تکنولوژی درست استفاده نمی کنیم. خود من پارسال رفته بودیم مهمونی و بابام رفته بود بالای منبر و جوری روشن شده بود که مگه خاموش میشد. من که حوصلم سر رفته بود با خودم گفتم اینجاست که باید از تکنولوژی کمک بگیرم با موبایلم یه اس ام اس براش زدم که بابا داره دیر میشه سخنرانی رو تموم کن بریم اس ام اس رو که سند کردم وسط سخنرانی بابام موبایلش زنگی زد که انگار یه تریلی 18 چرخ میخواد از تو پذیرایی خونه رد بشه. سخنرانیشو قطع کردو موبایلش رو ازجیبش در آوردو عینکش و زد به چماش و بعد از یکی دوبار موبایلو جلو عقب بردن رو کرد به من و گفت باشه بابا الان حرفهام تموم میشه میریم. فکر کنم لازم نباشه تلفیقی از رنگ لبو و چهره خودمو براتون تجسم کنم چون خودتون زودتر تجسم کردین (باباست داریما) یعنی یه بارم که اومدم از تکنولوژی استفاده کنم اینطوری شد.

      هفته پیش یه صندلی و دوتا متکا گذاشتم زیر پام که از بالای کمد تو خونه یه چیزی بردارم. تو همین حین زنگ اس ام اس موبایلم بصدا در اومد. خواهر کوچیکم (9 سالشه) گوشیمو برداشته میگه برات اس ام اس اومد بخونم. گفتم بخون بازم یه اس ام اس تبلیغاتی برام اومده بود. خط اولشو خوند : ویژه آقایان یعنی هنوز یادم نمیاد از روی صندلی افتادم یا خودم اومدم پایین که گوشی رو از دستش بگیرم.
      بازم دمشون گرم به همین دو کلمه اکتفا کرده بودنو یه شماره تلفن داده بودن. یعنی تا همین امروز هنوز مشغول توضیح دادن به خواهرم هستم که این ویژه آقایون یعنی چی؟

      باور کنید این تکنولوژی جدید ایمیل و اس ام اس و موبایل شده یه ویروس تو زندگی بعضیها. نمیدونید بنیان چه خونواده ها که وقتی آقای خونه جهت استحمام به حمام تشریف بردند فرو پاشیده شده. یه همکار دارم دو تا بچه داره میگم بزرگترین معضل زندگیت چیه میگه اینکه برم حموم و موبایلمو رو میز تلوزیون جا گذاشته باشم. گرفتین که .دیدم که میگما!!!

      همین پسر خاله خودم که معرف حضورتون هست سه ماه پیش بعد از یکدوره یکهفته ای اعتصاب غذا(بخدا از نوع غیر 30 یا 30 ) بالاخره باباشو راضی کرد یه اس چهار براش بخره هفته پیش میگفت مامانش تو آشپزخونه داشت میرزا قاسمی درست میکرد و یه گوشکوب دستش گرفته بود و هی داشت بادمجونها رو میکوبید باباش اومده اس چهارشو تو یه دست گرفته و گوشی خودشو تو یه دست دیگه و میگه الان این گوشی تو چه فرقی با گوشی من داره خالم از تو آشپز خونه گفت به اون گوشی روزی 10 تا دختر زنگ میزنه ولی به گوشی تو اگر یکی زنگ بزنه گوشی و صاب گوشی رو به همین گوشکوب خوردو خاکشیر میکنم میگه بابام گوشیمو بهم داد رفت تو تراس سه ساعته داره گلدونها رو آب میده از اون روز تا حالا از 5 متری گوشی منم رد نمیشه (خاله ست داریما)

      بابام هروقت گوشیش زنگ می خوره به من میگه برو بیارش .... یه جورایی با رکس احساس همزادپنداری می کنم یعنی یه اینطور آدامهایی دور و بر من جمع شدن.

      دیشب آقا فرزاد یه خبر از آتیش گرفتن اس چار گذاشته بود . رفتم از تو یخچال یه آبمیوه برداشتم بخورم
      روش نوشته بود 100% طبيعي !! حالا تركيباتش: عصاره آناناس ، آب ، شكر، اسيد سيتريك ، پتاسيم يُديد ، واناديم پنتاكسيد ، تري نيتروگليسيرين ، آمونيم دي كرومات ، فسفر هگزا اكسيد . هيچي ديگه تا اينارو ديدم ترسيدم منفجر بشه گذاشتم سرجاش نه خدائیش شما بگید این آبمیوهه بیشتر مستعد انفجاره یا اس چهار و آیفون. حالا هی شیتوکایی و فرزاد خان برن خبر انفجار بزارن. آبمیوهه فقط یه چند درصدی اورانیوم غنی شده کم داشت.

      دختر دائیم تازه ترم یک دانشگاهست اونهم مهندسی کامپیوتر به خودم گفتم دوران سلطنت من تو فامیل در خصوص فن اوری اطلاعات چند وقت دیگه تموم میشه هفته پیش بهم زنگ زده میگه مدل لب تابت چیه میگم واسه چی میپرسی؟ میگه میخوام به بابام بگم یه مدل بالاترشو واسم بخره. منو میگی... یعنی به روش غیر مستقیم میخواد بگه تا چشات دربیاد. مقاله شاید برای شما هم اتفاق بیوفته منو تو موبایلستان خونده بود رفته یه دل خریده بدون گارانتی و ویندوز بهم زنگ زد که بیا روش ویندوز نصب کن زودتر بیا میخوام ایمیلهامو چک کنم .با خودم گفتم هیچی دیگه پوز و پوز زنیه اگر چهارتا سوال خیلی تخصصی کنه چی بگم؟ آخه یکی نیست بگه بیکار بودی گیر دادی اون تاپیکو از تو حذفیات بیارن بیرون .

      کار نصب که تموم شد بهم گفت مای کامپیوتر هم روش نصب کن تو دلم گفتم آخیش این آدم حالا حالا ها طول میکشه تا به من برسه. کارم که تموم شد گفتم با کدوم مرورگر راحتی فایر فاکس – اپرا – اکسپلورر ؟ بهم گفت همونی که اولش گوگل و باز میکنه. (دختر دائیه داریما) اونوقت این آدم داره لحظه شماری میکنه که زودتر بره ایمیلاشو چک کنه

      با اینحال نمیدونم شما از این تکنولوژی چجوری دارین استفاده میکنید. البته اعتراف میکنم که خیلیها بخاطر سرعت وحشتناک اینترنت تو مملکتمون ترجیح میدن بیشتر اس ام اس رو جایگزین ایمیل کنن (هرچند هر کدوم جایگاه خاص خودشونو دارن). گاهی وقتها فکر میکنم اگر پیاده برم از مدیر عامل گوگل یه سوال کنم زودتر جواب سوالمو میگیرم تا از طریق سرچ گوگل. تنها از یه چیز این گوگل پلاس خوشم میاد اینه که این عربها جونش در میاد تا بگن گوگل پلاس.

      البته اخیرا سرعت اینترنتمون فکر کنم یه کم بهتر شده. از سرعت حلزون قطع نخاع شده که مطمئنا بیشتر شده. شده اندازه سرعت یه پنگوئن حامله که داره با جفتش تو قطب شمال قدم میزنه (روحا ...... واقعا مچکریم)

      بابام همیشه میگه دوست داشتم تو دوران پدرم زندگی میکردم. عجیب اینکه منم یکی از آرزوهام اینه که تو دوران پدرم زندگی میکردم. اما اگر یه روزی بچه من بگه دوست داشتم تو دوران بابام زندگی میکردم با پشت دست چنان میزنم تو دهنش که اصلا زندگی کردن یادش بره.

      ولی خارج از شوخی یکشنبه هفته آینده مراسم تحلیف یازدهمین رئیس جمهور منتخب و محبوبمونه. به بچه هاتون غلطک سواری یاد بدین باور کنید مملکت داره میوفته رو غلطک. انشاالله هم در اولین فرصت اغلب مشکلات مملکت هم حل میشه فقط یه هفتس دارم با خودم کلانجار میرم که بتونم قیافه کاترین اشتونو موقعیکه آقای روحانیی میره تو اجلاس 1+5 و میگه خوب حالا از اول تعریف کنید ببینم چی شده رو تجسم کنم با خودم درگیر میشم.

      امیدوارم لذت برده باشید. شوخیهایی که تو مقاله کردم فقط بقصد عوض کردن حال و هواتون بود تا یه کم متفاوت با سایر مقاله ها باشه

      وگرنه همینقدر بگم که به جای اینکه به گذشته نگاه کنید و افسوس بخورید، به آینده نگاه کنید و مایوس شوید ! الان قشنگ به زندگی‌ امیدوار شدین یا بیشتر توضیح بدم؟؟
      بسیار عالی بود




    صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

       توضیحاتی درباره این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •