• ورود

    عضويت در سايت موبايلستان ايميل فعال سازي ارسال نشده است ؟ کلمه عبور خود را گم کرده ايد ؟
  • ثبت نام

  • صفحه 2 از 12 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 11 به 20 از 117

    SMS

    1. Top | #11


      درجه : سوپر مدير انجمن
      بخش : SMS & MMS
      شماره كاربري : 254376
      نام : 12
      نوشته ها: 27,317
      سپاس ها : 85,855
      سپاس از شما 126,663 بار در 27,687 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      سالها پیش وقتی خواهرم مهدکودک میرفت. یه روز از سرویس جامونده بوده رفته تو دفتر تا به ما خبر بدن بریم دنبالش، ازش میپرسن اسمت چیه؟ اونم فامیلش رو میگه مربیه میگه خوب اسم کوچیکت چیه؟ خواهر ما اولش هنگیده
      بعدم زده زیر گریه که من اسم کوچیک ندارم!!!
      تا یه هفته ما بدبخت بودیم که چرا در حقش نامردی کردیم براش اسم کوچیک نذاشتیم!!!





      خونه مامان بزرگم بودیم، همه فامیلنشسته بودیم دور هم.یهو دخترخالم که5 سالشه اومد پیش مامانش گفت: مامان دلم خیلی درد میکنه
      -خالم: چرا عزیزم؟
      -دختر خاله: مامان آب زیاد خوردم (در حالت نیمه گریون) فکر کنم کیسه آبم پاره شده!!!!....



      یك روز بادوستم اعظم رفتیم كتاب فروشی مغازه نزدیك دبیرستان پسرانه وخیلی شلوغ وپرسروصدابود من گفتم اقا كتاب سهراب سپهری رومیخواستم فروشنده نشنید من هم باعصبانیت بلند تكراكردم همه ساكت شدن ببینن من چی میخوام فروشنده گفت مجموعه هشت كتا بشوداریم گفتم نه من یك دونشو میخوام هشتاشو نمیخوام فروشنده گفت نه خانم اسم كتاب هشت كتابه از خجالت گوشام داغ شده بود ازاو روز به بعد هروقت یادش میفتم دوباره همون توری میشم



      باخالم رفتیم خرید تو پاساژ چندمانكن بود بعد از مانكنها فروشنده كه پسرجونی بود استاده بود همزمان باردشدن خالم پسره تكون خورد خالم فكر كرد خورده به مانكن ومانكن افتاده دودستی كمر پسرروگرفته بودو میگفت بگیرش بگیرش افتاد پسره هم میگفت خوانم كمرم ول كن ولم كن ماهمشدیم
      وبلاگ من
      رز سیاه

    2. 15 كاربر زير از شما LIDA عزيز، سپاسگزاری كرده اند



    3. کسب و کار


    4. Top | #12


      درجه : سوپر مدير انجمن
      بخش : SMS & MMS
      شماره كاربري : 254376
      نام : 12
      نوشته ها: 27,317
      سپاس ها : 85,855
      سپاس از شما 126,663 بار در 27,687 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      یه روز با پسر عموم رفتیم شرکت باربری عموم داماد عمه ام اونجا کار می کنه پسرعموم ازش پرسید وایرلس دارین اونم گفت چی چی وایتکس تو اشپزخونه زیر ظرفشویی هست من وپسر عموم مردیم از خنده جالب اینجا که داماد عمه ام نفهمیده چه سوتی داده هاج و واج داره مارو نگاه می کنه



      بچه که بودیم وقت فیلم دیدن کنترل ویدیو دست پدرم بود اونم تا فاصله مرد و زن از یه گوسفند

      کمتر میشد میزد میرفت جلـــو.. دستشم كند بود, تا میومد دوباره پلى كنه نصف فیلم رفته بود.

      خلاصه اینكه سرتونو درد نیارم, ما تایتانیکو تو 20 دقیقه دیدیم! :|





      چند روز پیش یه نفر خط یک رو سوار شد (تجریش - کهریزک) و پرسید که امام زاده صالح (تجریش) این خطه یا نه؟
      ما هم گفتیم آره ولی این قطار میره کهریزک ، باید اون یکی رو سوار میشدی ،
      آقا این تا اومد به خودش بجنبه درِ قطار بسته شد.
      گفتیم اشکال نداره ایستگاه بعدی پیاده شو و خط عوض کن. رسیدیم ایستگاه بعد دیدیم پیاده نشد!
      گفتیم چرا پیاده نمیشی؟
      گفت : ولش کن امام زاده صالح نطلبید میرم شاه عبدالعظیم!!!!
      ینی منفجر شدیم از خنده :))




      با دوستم رفته بودم یه مجموعه ورزشی که بسکتبال بازی کنیم، 1 ساعت که بازی کردیم، دوستم رفت، پنج دقیقه بعدش منم خسته شدم اومدم برم رختکن که لباس عوض کنمو اینا، تو حال خودم بودم که در رختکن رو باز کردم رفتم تو دیدم یا امام هشتم چرا همه ی کمدا صورتیه؟؟؟ اینا که آبی بود قبلا!!! آقا به خودم اومدم دیدم تو رختکن دخترا هستم!!!! فرار رو بر قرار ترجیح دادم به سرعت نور دویدم بیرون!! شانس اوردم کسی منو ندیدم




      یه بار كه خونمون مهمون اومده بود(منم بچه بودم)رفتم آشپزخونه به مامانم گفتم میوه میخوام مامانم گفت: بذار مهمونا برن بعد بهت میدم
      من به مهمونا گفتم: كی میرید تا مامانم بهم میوه بده؟!!
      بعد مامانم گفت:صبر كن مهمونا برن نشونت میدم
      دوباره رفتم گفتم:
      تورو خدا نرید بعد از رفتن شما مامانم میخواد منو بزنه!!
      بچه بودیم دیگه
      وبلاگ من
      رز سیاه

    5. 12 كاربر زير از شما LIDA عزيز، سپاسگزاری كرده اند




    6. Top | #13


      درجه : سوپر مدير انجمن
      بخش : SMS & MMS
      شماره كاربري : 254376
      نام : 12
      نوشته ها: 27,317
      سپاس ها : 85,855
      سپاس از شما 126,663 بار در 27,687 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      خیلی سال پیش با مامانم داشتیم تو خیابون قدم میزدیم. مامانم خیلی کلافه بود هی حرف میزد. یهو یه گربه از خیابون رد شد گفتم مامان گربه هه رو حاملس. مامانم هم یهو گفت آخی بیچاره دنبال یه جا میگرده تخم کنه!!!!!!!!!




      سوار تاکسی شدم رانندش زن بود تا رسیدن به مقصد منم تو عالم هپروت خودم سیر میکردم رسیدیم به مقصد حواسم نبود گفتم آقا من همینجا پیاده میشم :| زنه هم گفت بیا خانم همینجا پیاده شو :)





      13سالم بود خالم از مکه میخواست بیاد مامانم گفت بعدالظهر بخواب که ساعت 1 شب باید بریم فرودگاه منم نخوابیدم از صبح تا شب هم با بچه ها فوتبال بازی کردیم ساعت 12 شب مامانم از خواب بیدارم کرد که زود باش شلوارتو اتو کردم تو اتاق بپوش تا من ماشینو میبرم از پارکینگ بیرون بیا تا بریم. منم که گیج خواب بودم رفتم تو اتاق پوشیدم و رفتیم فرودگاه.
      تو فرودگاه دیدم همه منو یه جوری نگاه میکنن ولی نفهمیدم چرا!!!؟ بعضیها هم منو میدیدن میزدن زیر خنده تا اینکه خالم اومد وقتی منو دید گفت وااا چرا امید دامن پاش کرده!!!؟؟؟ چشمتون روز بد نبینه تازه فهمیدم بجای شلوارم دامن مامانمو پام کردم.




      چند سال پیش چادر مادرمو سرم كردم و واسه خنده یهو مادرم تا منو دید جفت دستاشو رو به آسمون برد و از ته دل خدا رو شكر كرد و گفت خدا رو صد هزاررررر مرتبه شكر كه دختر نشدی وگرنه هیچ امام و امام زاده ای هم نمیتونست تو رو شوهر بده





      رفیقم یه پراید داره شیشش دودیه , بعد این یارو برای ما آش نذری اورده بود , آشا رو گزاشته بود رو صندلی بقلش بعد شیشه عقب هم بالا بود , این زنگ زد گفت بیا دم در آش بیگر من رفتم گرفتم ازش , یه انگشت خوردم , گفتم این چیه دیگه برو اینارو بده مادرت ( به شوخی ) بعد یهو مادرش شیشه عقب ماشین رو کشید پایین گفت سلام امین !
      وبلاگ من
      رز سیاه

    7. 12 كاربر زير از شما LIDA عزيز، سپاسگزاری كرده اند




    8. Top | #14


      درجه : سوپر مدير انجمن
      بخش : SMS & MMS
      شماره كاربري : 254376
      نام : 12
      نوشته ها: 27,317
      سپاس ها : 85,855
      سپاس از شما 126,663 بار در 27,687 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      چندروزبیش رفتیم مهمونی تانشستم دیدم همه ازخنده دارن ریسه میرن ازیکی برسیدم چه خبره گفت بروجلواینه خودت میفهمی رفتم دیدم مانتومو برعکس بوشیدم مانتوم توشلوارمم هست تازه کل دکمه هامم بازه مردم ازخنده



      یه روز داشتم با بابام بازی میکردم از این بازی ها که جا میذاری باید بگی الف داره ب داره... من حواسم پرت بود به بابام گفتم بیا بابا غذایه گشنه پلو




      مسافرت بودیم،دوربین دست مامان و بابام بود. رفتم تو اتافشون میبینم 2تایی نشستن خوشحال و خندون دارن عکسارو نگاه میکنن،رفتم پیششون تا منم باهاشون چندتا عکس نگاه کنم.میبینم دکمه ی nextرو پیدا نکردن،یکی یکی دارن عکسارو پاک میکنن تا بره عکس بعدی! :|
      یعنی اگه یکم دیرتر رسیده بودم کل عکسامون به فنا رفته بود!




      دیروز سرکار مشغول بودیم که مهندس اومد یه سری بزنه،بعد بنده خدا اومد یه حرفی بزنه نگیم لاله،میخواست بپرسه سه تا رو تموم کردین دوتا دیگه مودنه،
      گفت :
      بنده خدا فهمید چی گفته زود از محل متواری شد.



      شیرین خواهرم استاد دانشگاهه،سوال میان ترم طرح کرده واسه دانشجوهاش رفته خوابیده.
      برادرزا ده ی 7 ساله م که اون شب باهاش دعواش شده بود رفته زیر برگه ی سوالا نوشته"شیرین خوله ".
      خواهر منم که گیج،رفته برگه رو داده به مسئول امتحانات،اونم که از خواهر من گیج تر،سوالا رو تکثیر کرده داده دست شونصد تا دانشجو،دیگه خودتون تصور کنید جلسه ی امتحانو.. ..

      وبلاگ من
      رز سیاه

    9. 11 كاربر زير از شما LIDA عزيز، سپاسگزاری كرده اند




    10. Top | #15


      درجه : سوپر مدير انجمن
      بخش : SMS & MMS
      شماره كاربري : 254376
      نام : 12
      نوشته ها: 27,317
      سپاس ها : 85,855
      سپاس از شما 126,663 بار در 27,687 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      تو پارک بودیم.میخواستیم بریم سینما چهار بعدی.
      دختر خالم رفت به مامانش گفت 5000 تومان پول بده.مامانش گفت کجا میخای بری؟
      دختر خالم گفت:میخوایم بریم چهار نما بعدی.




      هههه رفتم به مامانم بگم این فیلما چیه تو روح ادم تاثیر میذاره اعصاب ادمو خورد میکنه

      گفتم این فیلما چیه تو روح ادم اعصاب میذاره قیافه مامانم



      به دختر داییم زنگ زدم میگم تو اینترنتی خیلی شیک و قشنگ میگه نه خونه ام



      یه سوتی دست اول همین امروز تو تاکسی رفتم بگم اقا خیلی ممنون پیاده میشم بلند گفتم اقا خیلی پیاده میشم




      ازبالای پله ها میخواستم موبایل خواهرمو که پایین پله وایساده بود بندازم براش به جای اینکه بگم میندازم بگیر گفتم بنداز میگیرم بعد بهم خندید رفتم درستش کنم گفتم خوب میگیرم بنداز دیگه یه وضعی بود ..
      وبلاگ من
      رز سیاه

    11. 10 كاربر زير از شما LIDA عزيز، سپاسگزاری كرده اند




    12. Top | #16


      درجه : سوپر مدير انجمن
      بخش : SMS & MMS
      شماره كاربري : 254376
      نام : 12
      نوشته ها: 27,317
      سپاس ها : 85,855
      سپاس از شما 126,663 بار در 27,687 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      ابجیم قراربود بیاد دنبالم دوستم پرسید همون خواهرت که ماشین داره میاددنبالت ؟گفتم کودومو میگی همه ماشینای من خواهر دارن



      مهمون داشتیم سر سفره از مامانم پرسید این ترشی رو چطور درست کردی اینقدر خوشمزه شده. مامانم هم کلی براش توضیح داد. یک 10 دقیقه بعد بابام که تازه از راه رسیده بود اومد سر سفره. مهمونمون دوباره گفت عجب ترشی خوشمزه ای که بابام گفت آره اون فقط این مغازه سر کوچه ما ازینا داره. خودم انتخابش کردم. من و مامانم :|




      چن وقت پیش بود مامانم نبود بعد یهو اومد خونه و همینجور بی پروا در اتاقمو باز کرد منم سریع لپ تاپو جمع کردم تا خواستم کتابو بردارم دیدم مامانم داره میگه نچ نچ نچ داری درس میخونی دیگه؟
      بعد یهو زدیم زیر خنده خدایی بدجور سوتی دادما




      یه بار سرکلاس بودم تو مدرسه از معلم اجازه گرفتم برم بیرون فکرم مشغول بود بعد به جا اینکه درو باز کنم برم در زدم یعنی کلاس منفجر شدا منم پخش شدم رو زمین بیشتر از همه میخندم




      سرم تو گوشی بود
      تو خیابون رفتم پیش یه خانومی به خیالم خالمه
      میگم خوب چی شد دکتر چی گفت
      مکث
      لالی مگه میگم چی گفت
      نگا کردم دیدم یکی دیگس
      دیگه اب شدم
      وبلاگ من
      رز سیاه

    13. 10 كاربر زير از شما LIDA عزيز، سپاسگزاری كرده اند




    14. Top | #17


      درجه : سوپر مدير انجمن
      بخش : SMS & MMS
      شماره كاربري : 254376
      نام : 12
      نوشته ها: 27,317
      سپاس ها : 85,855
      سپاس از شما 126,663 بار در 27,687 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      دختر خالم رفته هویچ بگیره
      دختر خالم : اقا قد 500 تومن هویچ لطفا
      فروشنده :بفرمایید خانوم
      دختر خالم : چقدر میشه؟
      فروشنده:



      اولین باره رفتم بنزین بزنم
      بابا قبلا گفت که 12 تا تو کارته بزن تا اخر
      جای 12 تا 1.2 زدم
      پول 12 تارم دادم
      دیدم یارو بهم نگا کردو خندید
      گفتم مرتیکه بی ادب
      بازم نفهمیدماااااااا فک کن وقتی تا میدون رفتم و ماشین خاموش شد بازم نفهمیدم
      اما وقتی بابا اومد و از خنده ریسه رفت تو خیابون اونوقت دیگه فهمیدم



      مامانم گیر داده یه اهنگی هست بگرد ببین می تونی دانلودش کنی ؟
      می گم اسمشو بگو ؟
      میگه نه اسم خودشو می دونم نه خوانندشو ولی اولش یه ریتمی داره مثل " دیدینگ دیدینگ دینگ " ....

      الان من لامصــب چی باید سرچ کنم




      دیشب خواب میدیدم تو دوران سربازیم یهو از خواب پریدم ساعتو نگاه کردم دیدم پنجه صبحه دو دستی زدم تو سرم داد زدم باز خواب موندم سریع پا شدم دنبال لباسام میگشتم برم پادگان,از صدای من مادرم بیدار شده میگه چته بچه چی کار میکنی ؟؟؟
      گفتم لباسام کو خواب موندم باز بدبخت شدم مادرم با یه نگاه عجیب گفت چه لباسی ؟؟ گفتم لباس سربازی دیگه
      مادرم سرشو تکون داد گفت دیوونه شدی؟؟؟
      گفتم نه مادر من این چه حرفیه !!!
      گفت سه سال پیش سربازی میرفتی پسرم




      اولین باری که برام خواستگار اومد خیلی کم سن و سال بودم ،قرار بودخواستگارا ساعت 10 شب بیان ،حالا خانواده ی داماد یک خانواده فوق العاده کلاسیک وخیلی ام افاده ای ،ساعت 10:30 شدو اینا هنوز نیومده بودن مامانم آب برنج گذاشته بود روی گازو پر نمک کرده بود منم چایی برا خانواده ی خودم ریختم و نشستیم خوردیم ،که زنگ در به صدا در اومد ،خواستگارا اومدن ،آب سماورم تموم شده بود ،مامانم گیر داده بود ستایش چایی بیار منم چایی ریختم و به جای آب جوش از آب نمکای برنج ریختم توش اما نمی دونستم که اون نمکیه،حالا اونا هم چایی رو خوردن و کم نیاوردن





      وبلاگ من
      رز سیاه

    15. 8 كاربر زير از شما LIDA عزيز، سپاسگزاری كرده اند




    16. Top | #18


      درجه : سوپر مدير انجمن
      بخش : SMS & MMS
      شماره كاربري : 254376
      نام : 12
      نوشته ها: 27,317
      سپاس ها : 85,855
      سپاس از شما 126,663 بار در 27,687 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      دختر خالم رفته هویچ بگیره
      دختر خالم : اقا قد 500 تومن هویچ لطفا
      فروشنده :بفرمایید خانوم
      دختر خالم : چقدر میشه؟
      فروشنده:



      اولین باره رفتم بنزین بزنم
      بابا قبلا گفت که 12 تا تو کارته بزن تا اخر
      جای 12 تا 1.2 زدم
      پول 12 تارم دادم
      دیدم یارو بهم نگا کردو خندید
      گفتم مرتیکه بی ادب
      بازم نفهمیدماااااااا فک کن وقتی تا میدون رفتم و ماشین خاموش شد بازم نفهمیدم
      اما وقتی بابا اومد و از خنده ریسه رفت تو خیابون اونوقت دیگه فهمیدم



      مامانم گیر داده یه اهنگی هست بگرد ببین می تونی دانلودش کنی ؟
      می گم اسمشو بگو ؟
      میگه نه اسم خودشو می دونم نه خوانندشو ولی اولش یه ریتمی داره مثل " دیدینگ دیدینگ دینگ " ....

      الان من لامصــب چی باید سرچ کنم




      دیشب خواب میدیدم تو دوران سربازیم یهو از خواب پریدم ساعتو نگاه کردم دیدم پنجه صبحه دو دستی زدم تو سرم داد زدم باز خواب موندم سریع پا شدم دنبال لباسام میگشتم برم پادگان,از صدای من مادرم بیدار شده میگه چته بچه چی کار میکنی ؟؟؟
      گفتم لباسام کو خواب موندم باز بدبخت شدم مادرم با یه نگاه عجیب گفت چه لباسی ؟؟ گفتم لباس سربازی دیگه
      مادرم سرشو تکون داد گفت دیوونه شدی؟؟؟
      گفتم نه مادر من این چه حرفیه !!!
      گفت سه سال پیش سربازی میرفتی پسرم




      اولین باری که برام خواستگار اومد خیلی کم سن و سال بودم ،قرار بودخواستگارا ساعت 10 شب بیان ،حالا خانواده ی داماد یک خانواده فوق العاده کلاسیک وخیلی ام افاده ای ،ساعت 10:30 شدو اینا هنوز نیومده بودن مامانم آب برنج گذاشته بود روی گازو پر نمک کرده بود منم چایی برا خانواده ی خودم ریختم و نشستیم خوردیم ،که زنگ در به صدا در اومد ،خواستگارا اومدن ،آب سماورم تموم شده بود ،مامانم گیر داده بود ستایش چایی بیار منم چایی ریختم و به جای آب جوش از آب نمکای برنج ریختم توش اما نمی دونستم که اون نمکیه،حالا اونا هم چایی رو خوردن و کم نیاوردن





      وبلاگ من
      رز سیاه

    17. 10 كاربر زير از شما LIDA عزيز، سپاسگزاری كرده اند




    18. Top | #19


      درجه : سوپر مدير انجمن
      بخش : SMS & MMS
      شماره كاربري : 254376
      نام : 12
      نوشته ها: 27,317
      سپاس ها : 85,855
      سپاس از شما 126,663 بار در 27,687 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      چند سالِ پیش بابای یکی از دوستان در مواجهه با یه فرد خارجی تو یه منطقه توریستی، میخواست ازش بپرسه که اهل کجاست!!! خیلی با اعتماد بنفس چهرۀ سوالی به خودش میگیره و از توریسیته میپرسه:
      ??????Made in


      این سوتی یکی از دوستامه میگم براتون ...
      بچه های کلاس با هم رفته بودن رستوران افشین پیروانی , بعد این دوست ما (بهارک) نمیدونسته ... یهو افشین پیروانی رو میبینه تو چشاش مستقیم نگاه میکنه با ذوق و صدای بلند میگه : ااااااااااااااااااا ِ مهدوی کیا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
      قیافه افشین : :|:|:|
      قیافه بقیه : =)))



      من و مامانم تو هواپیما نشسته بودیم
      نكته/از پروازمونم یكی دوساعتی گذشته بود و هنوز به مقصد نرسیده بودیم
      من و مامانم كنار پنجره بودیم و اون آقا صندلی سوم
      من میخواستم بلند شم از بالای سرم كیفمو بردارم به آقاهه نگاه كردم گفتم ببخشید!؟ نیم خیز هم بودم....یهو آقاهه هول شد گفت: پیاده میشید؟؟؟؟؟؟؟؟
      دیگه از خنده میخواستم بیهوش شم



      ترم 2دانشگاه تو سالن امتحانات داشتیم امتحان فیزیک پزشکی میدادیم.یهو برق رفت سالن هم پنجره نداشت.کلا سالنو تاریکی مطلق برداشت.منم که یکی از سوالارو بلد نبودم به نفر جلوییم گفتم سوال فلان چی میشه این هی میگفت من نمیفهمیدم.گفتم ولش کن بذار از پسر بغلیم بپرسم.هیچ جارو هم نمیدیدم.گفتم فراز این سواله چی میشه.جواب نداد.گفتم فراااازز این سواله چی میشه.بازم سکوت.چند بار صدا کردم دیدم جواب نمیده.گفتم فراز مردی؟؟؟؟گفت نه زندم فقط استاد بالای سرمه نمیتونم جواب بدم :)))))




      چند وقت پیش داشتم تو خیابون با مامان یکی از دوستام حرف میزدم خیلی هم میخاستم قشنگ حرف بزنم که از من خوشش بیاد اونم ماشین داشت بعد گفت سلام برسون منم فکر کردم میگه برسونمت گفتم نه مرسی بیچاره همین جوری مونده بود.


      وبلاگ من
      رز سیاه

    19. 9 كاربر زير از شما LIDA عزيز، سپاسگزاری كرده اند




    20. Top | #20


      درجه : سوپر مدير انجمن
      بخش : SMS & MMS
      شماره كاربري : 254376
      نام : 12
      نوشته ها: 27,317
      سپاس ها : 85,855
      سپاس از شما 126,663 بار در 27,687 پست
      جزئيات بيشتر

      پیش فرض

      سلام.یه روز با دوستم که تو باغشون چندتا سگ داره،رفتیم توی مرغ فروشی که پای مرغ واسه سگا بخریم.اتفاقا شلوغم بود.یهو صاحب مغازه بهمون گفت چی میخواین؟دوستم یهو حواسش نبود گفت:چهار کیلو پای سگ بده،واسه مرغ میخوایم!که یهو سه چهار نفر زدن زیر خنده..




      یه روزم سند ماشین یکی از دوستام پیش یکی دیگه از دوستان بود.زنگ زد به منو گفت برو ازش بگیر بیار،منم رفتم درخونشون و بهش گفتم سندو بده.یهو گفت:سند تو کلیده،در اتاقم قفله،کمدشم پیش داداشمه!!




      گوشیم دیکشنری داره , یعنی هر چی براش آشنا نباشه جاش کلمه مینویسه. بجای جالب بود نوش جعفر قلی بود




      با دوستم هر روز از مدرسه با تاکسی بر میگشتیم، اون زودتر از من پیاده میشد.
      یه بار میخواست پیاده شه قاطی کرد، به من گفت خیلی ممنون پیاده میشم، به راننده گفت خدافظ !


      دیشب داشتم با دوستم اس ام اس بازی می کردم:
      من: یادته یه روز تو آشپز خونه ی خوابگاه باهات دعوا کردم؟
      هر وقت یادم می افته عذاب وجدان می گیرم :)
      دوستم: آره یادم خاک بر سرت تو همیشه خیلی بی شعور بودی!
      وبلاگ من
      رز سیاه

    21. 9 كاربر زير از شما LIDA عزيز، سپاسگزاری كرده اند





    صفحه 2 از 12 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

       توضیحاتی درباره این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •